WEBVTT

00:30.000 --> 00:37.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:37.287 --> 00:39.372
یه شب که پای کامپیوتر نشسته بودم،

00:39.373 --> 00:45.462
کلمهٔ «زن ناشنوا» رو سرچ کردم
و اسم «شلی» پرید رو صفحه.

00:47.047 --> 00:48.674
«به به! این دیگه کیه؟»

00:50.676 --> 00:52.552
بد تیکه‌ای بود، زن فوق‌العاده جذابی بود.

00:52.553 --> 00:54.346
اونم یه بدنسازِ حرفه‌ای.

00:55.556 --> 00:57.683
قشنگ چشمم موند روش و بدجوری مجذوبش شدم.

01:00.561 --> 01:03.354
جفت‌مون توی خونواده‌هایی بزرگ شدیم
که گوشاشون شنوا بود و مشکلی نداشتن.

01:03.355 --> 01:05.524
اونم مثل خودِ من اهل هالیوود بود.

01:06.733 --> 01:08.277
ولی هیچ‌وقت مسیرمون به هم
نخورده بود و همدیگه رو ندیده بودیم.

01:11.071 --> 01:13.156
جالب این‌جاست که روز
تولدمون دقیقاً توی یه تاریخه.

01:14.283 --> 01:16.285
یه اسم تازه بود که سر زبونا افتاد،

01:16.827 --> 01:18.035
یه چهرهٔ جدید و جذاب،

01:18.036 --> 01:19.204
یه زن ناشنوا،

01:19.746 --> 01:22.249
یه قهرمان بدنسازی
توی سطح جهانی و پرآوازه.

01:26.044 --> 01:27.254
ولی چی شد واقعاً؟

01:27.754 --> 01:33.844
شلی بیتی:
صداهای یک گلادیاتور

01:34.644 --> 01:43.044
تهیه و تنظیم زیرنویس از: محسن جوان

02:46.333 --> 02:47.626
من حاضرم.

02:51.880 --> 02:53.214
صدام به گوشت می‌رسه؟

02:53.215 --> 02:54.423
آره، می‌شنوم.

02:54.424 --> 02:56.885
بازیگر

02:58.178 --> 02:59.805
می‌دونستی چقدر عاشق تنِ صداتم؟

03:00.305 --> 03:01.389
جدی می‌گی؟

03:01.390 --> 03:02.473
عاشقشم به مولا.

03:02.474 --> 03:03.558
چه طنینی داره؟ چه مدلیه؟

03:04.142 --> 03:05.309
قشنگ بوی صدای خودتو می‌ده!

03:05.310 --> 03:06.394
واقعاً؟!

03:06.395 --> 03:07.853
چون صدای من کلفته و بَم می‌زنه.

03:07.854 --> 03:08.897
«عاشقشم.»

03:09.022 --> 03:10.941
- نه بابا، صدات خیلی زیر و نازکه.
- نه خیرم.

03:11.066 --> 03:12.359
نازکه.

03:13.902 --> 03:15.362
صدام قشنگ داد می‌زنه که کر و ناشنوام.

03:16.196 --> 03:17.239
خیلی فک می‌زنم، پرحرفم.

03:17.698 --> 03:18.948
زیادی دهنم می‌جنبه.

03:18.949 --> 03:20.075
بلندبلند حرف می‌زنم.

03:21.243 --> 03:22.493
کص‌ننت بابا! / برو گم شو!

03:22.494 --> 03:23.953
من هر چی تو چنته داشتم رو کردم!

03:23.954 --> 03:25.706
من با گوشت و پوستم درد رو چشیدم!

03:25.956 --> 03:27.873
شب و روز دارم باهاش
دست‌وپنجه نرم می‌کنم و لَس می‌زنم!

03:27.874 --> 03:28.959
اما تو یکی نه.

03:29.084 --> 03:31.544
اگه با زبون اشاره فحش ناموسی بده،

03:31.545 --> 03:33.422
دستاشو شطرنجی و تار می‌کنن؟

03:34.881 --> 03:36.091
کص‌ننت بابا! / برو به جهنم!

03:46.393 --> 03:48.602
ببین، من آب پاکی رو می‌ریزم رو
دست همه، اهل پنهون‌کاری نیستم.

03:48.603 --> 03:52.858
قصه‌هایی رو رو می‌کنم
که باید گفته بشن و صداشون دربیاد.

03:53.859 --> 03:57.778
از سیزده سالگی زدم تو خط مواد.

03:57.779 --> 04:00.031
از همون اولین بارم
بدجوری بهم چسبید و حال داد.

04:01.324 --> 04:03.284
افتادم تو دامش و معتاد شدم.

04:03.285 --> 04:06.704
بعدشم سرِ چهارده سالگی،

04:06.705 --> 04:10.208
معلم بی‌ناموسم بکارتمو ازم گرفت.

04:11.835 --> 04:15.379
از علف و گل کشیدم سمت ال‌اس‌دی و اسید.

04:15.380 --> 04:17.299
بعدش افتادم رو قرص بالا انداختن.

04:17.424 --> 04:19.801
پشت‌بندش هم کوکائین.

04:21.845 --> 04:23.053
الان که فکرشو می‌کنم یادم میاد،

04:23.054 --> 04:26.308
پرستار بچگیامم بهم دست‌درازی کرد
و باهام ور رفت.

04:28.810 --> 04:31.855
اون زنیکه از کر و لال
بودن من سوءاستفاده کرد.

04:32.439 --> 04:35.525
خیال می‌کرد چون ناشنوام،
عمراً چغولی‌شو پیش کسی بکنم و صدام درنمیاد.

04:42.032 --> 04:43.449
و جایزهٔ اسکار می‌رسه به:

04:43.450 --> 04:44.534
مارلی متلین.

05:01.802 --> 05:05.680
«ما بازیگرای کر و لال نیستیم،
ما بازیگریم، ختم کلام!»

05:08.517 --> 05:10.977
من خایه‌شو دارم و نمی‌ترسم
از صدام استفاده کنم.

05:11.520 --> 05:16.316
خوبم می‌دونم که شلی هم پشمی تو کلاش نبود
و باکی نداشت صداش رو به گوش بقیه برسونه.

05:18.610 --> 05:20.320
اما حالا که خودش بینمون
نیست و رفته زیر خاک،

05:21.488 --> 05:23.740
من زبونش می‌شم و حرفای دلشو می‌زنم.

05:39.297 --> 05:41.632
هوی! دارم با زبون اشاره
حرف می‌زنم براتون!

05:41.633 --> 05:44.052
کیرتونو حوالهٔ زورگوها و قدرت کنید!

05:58.817 --> 05:59.901
پشمام!

06:09.202 --> 06:10.203
عجب چیزیه!

06:13.164 --> 06:14.291
این مجله رو نگا.

06:17.544 --> 06:20.379
دارم حرفا و تیکه‌های شلی رو می‌خونم.

06:20.380 --> 06:22.673
خودِ خودِ صدای اونه.

06:22.674 --> 06:24.509
دقیقاً کلمات و جمله‌های خودشن.

06:25.468 --> 06:27.470
«پشیزی واسه این خزعبلات ارزش قائل نیستم.

06:27.971 --> 06:29.931
اون‌قدرام خودم رو جذاب و داف نمی‌دونم.»

06:31.600 --> 06:33.894
«خیلی خودم رو شاخ و جذاب نمی‌بینم.

06:34.436 --> 06:35.979
نمره‌م بیستِ بیست نیست.»

06:39.524 --> 06:40.692
«فکر کنم بیشتر...

06:42.027 --> 06:43.361
نمره‌م دوروبرای چهارده پونزده باشه.»

06:45.405 --> 06:48.867
قشنگ تو کلم بود که یه‌روزی
بدنسازِ خفنی می‌شم.

07:05.133 --> 07:09.094
عکس کوری و پاتریشیا رو
توی مجله‌ها دیدم

07:09.095 --> 07:10.555
و با خودم گفتم:

07:13.099 --> 07:16.353
«منم می‌تونم همچین غولی بشم واسه خودم.»

07:17.896 --> 07:24.444
گه می‌خوری بگی از پسش برنمیای، چون بهت
نشون می‌دم چطوری دهن همه‌رو سرویس می‌کنم.

07:27.822 --> 07:32.452
خب، قبل از هر زری که بخوام بزنم،

07:33.286 --> 07:35.246
زبون اشارهٔ داغونم رو ببخشید.

07:35.580 --> 07:36.873
خیلی دست‌وپاشکسته‌ست.

07:37.165 --> 07:41.044
دلم می‌خواد بهترش کنم، ولی زمان می‌بره.

07:41.670 --> 07:44.339
زبون اشاره رو تازه توی دانشگاه یاد گرفتم.

07:45.048 --> 07:48.134
شرمنده واقعاً، دارم تمام زورمو می‌زنم.

07:51.680 --> 07:55.100
دانشگاه وسترن اورگان
تأسیس ۱۸۵۶

07:59.312 --> 08:01.064
می‌دونی؟

08:02.107 --> 08:03.441
بچگیام اصلاً چشمم

08:03.608 --> 08:05.693
به یه آدم ناشنوا یا کم‌شنوا نخورده بود.

08:05.694 --> 08:06.695
اصلاً و ابداً!

08:06.820 --> 08:08.029
شروع کردیم با هم گپ زدن.

08:08.154 --> 08:10.949
سمعکش تو چشمم اومد.
من خودم کاشت حلزون دارم.

08:14.244 --> 08:16.037
بیشترمون
اصلاً زبون اشاره بلد نبودیم.

08:16.746 --> 08:17.998
هم‌دانشگاهی

08:18.164 --> 08:20.875
همه‌مون داغِ ننگ و حقارتِ
ناشنوا بودن رو پیشونی‌مون خورده بود.

08:21.793 --> 08:24.963
ادای آدمای شنوا و سالم رو درمی‌آوردیم.

08:28.383 --> 08:30.218
همیشه راه بقیه رو
می‌بستیم و سد معبر می‌کردیم.

08:30.719 --> 08:32.929
بدجوری جوگیر و ذوق‌زدهٔ
زبون اشاره شده بودیم.

08:36.266 --> 08:37.725
شنواها هم غر می‌زدن و می‌گفتن:

08:37.726 --> 08:39.309
«مجبوریم این شل‌مغزها رو
دور بزنیم رد شیم.»

08:39.310 --> 08:40.353
خب یه ندایی بده بمولا،

08:40.478 --> 08:41.521
خودمون می‌کشیم کنار رد شی.

08:43.023 --> 08:44.690
اون قدیما جوون بودم و...

08:44.691 --> 08:46.025
هم‌دانشگاهی

08:46.026 --> 08:47.360
...دنبال ماجراجویی و کشف دنیا.

08:48.611 --> 08:50.237
بدنِ شلی بد فرم و رو فرم بود،

08:50.238 --> 08:51.363
سخت تمرین می‌کرد،

08:51.364 --> 08:53.574
اهل بگووبخند، خون‌گرم و برون‌گرا بود.

08:53.575 --> 08:56.411
خوشگل و جذابم بود.
من که شخصاً کَفِش بودم و باهاش رل می‌زدم.

08:56.995 --> 08:58.705
خیلی اهل عشق‌وحال و خوش‌گذرونی بود.

08:59.330 --> 09:00.498
ما هم همین‌طور.

09:06.087 --> 09:09.965
پشمام ریخته بود! تازه داشتم خودم
و رفیقامو می‌شناختم.

09:09.966 --> 09:12.635
ولی خودم خیلی عقب‌مونده بودم از قافله.

09:12.969 --> 09:15.096
کلی جون کندم
تا به گرد پاشون برسم.

09:17.515 --> 09:19.893
دیگه هیچ‌وقت اون آدم سابق نشدم.

09:24.064 --> 09:27.025
اون‌جا با هم وزنه می‌زدیم
و دمبل بالا می‌انداختیم.

09:31.071 --> 09:35.407
اون قدیما شلی روزی نبود
که سر‌وکله‌ش این‌جا پیدا نشه.

09:35.408 --> 09:37.202
واسه عرق ریختن و وزنه زدن.

09:37.577 --> 09:39.745
همه‌ش داشت

09:39.746 --> 09:41.622
لوبیا قرمز یا نخود آب‌پز

09:41.623 --> 09:42.748
از توی یه کاسهٔ پلاستیکی می‌لمبوند.

09:42.749 --> 09:43.792
فقط همین زهرماری رو می‌خورد.

09:50.882 --> 09:53.842
بهش گفتم:
«واسه چی این آشغال رو کوفت می‌کنی؟

09:53.843 --> 09:55.595
لوبیا خالی و بی‌مزه رو؟»

09:56.262 --> 09:58.931
برگشت گفت: «رژیمِ مسابقه‌مه.

09:58.932 --> 10:01.059
دارم خودمو آماده می‌کنم
واسه مسابقات.»

10:01.726 --> 10:03.812
خدایی از ته دل،

10:03.937 --> 10:06.606
از ریخت و فیزیک بدنم
خیلی خوشم می‌اومد.

10:07.398 --> 10:08.774
تنم یواش‌یواش داشت تغییر می‌کرد.

10:08.775 --> 10:10.193
ماهیچه‌هام داشتن می‌زدن
بیرون و گنده می‌شدن.

10:11.528 --> 10:13.655
خیلی سگ‌جون و کله‌خراب بود

10:13.780 --> 10:15.698
سرِ قضیهٔ بدنسازی.

10:16.741 --> 10:19.285
انگیزه‌ش واسه موفقیت وحشتناک بالا بود.

10:20.620 --> 10:22.871
توی یه باشگاه توی کوروالیس تمرین می‌دادم

10:22.872 --> 10:25.958
اون موقعی که دانشجوی
دانشگاه دولتی اورگان بودم.

10:25.959 --> 10:28.168
اولین کار و کاسبی‌م توی دوران کالج

10:28.169 --> 10:29.712
مربی‌گریِ خصوصی بود.

10:31.005 --> 10:32.172
مربیِ شلی

10:32.173 --> 10:34.008
اولین کسی که جز خودم به عنوان
بدنساز زیر بالم گرفتم و تمرین دادم،

10:34.134 --> 10:36.302
همین شلی بود.

10:37.512 --> 10:40.140
توی یه مسابقهٔ بدنسازی مشترک شرکت کردیم،

10:40.265 --> 10:41.766
جام پورتلند رُز کاپ.

10:42.475 --> 10:44.978
پشت صحنه با هم گرم گرفتیم و لاس زدیم،

10:45.311 --> 10:47.814
و خودش بهم پیشنهاد داد
بریم بیرون و دیت بذاریم.

10:50.275 --> 10:52.985
من تا اون روز با هیچ زن
بدنسازی نپریده بودم و رل نزده بودم.

10:52.986 --> 10:54.570
خودمم تازه پام به این ورزش وا شده بود.

10:54.571 --> 10:57.656
اون اولین زنِ بدنسازی بود

10:57.657 --> 10:59.450
که باهاش هم‌کلام شده بودم.

11:01.077 --> 11:03.538
وقتی باهاش آشنا شدم
استروئید و آنابولیک می‌زد،

11:03.705 --> 11:05.290
اما اصلاً به درد هیکلش نمی‌خورد.

11:05.623 --> 11:08.333
راستش بیشتر داشت بدنشو
به گا می‌داد و داغون می‌کرد،

11:08.334 --> 11:10.169
چون هنوز عقلش نمی‌رسید

11:10.170 --> 11:12.505
چطوری باید مثل آدم و اصولی تمرین کنه.

11:13.590 --> 11:14.674
شروع کردیم

11:15.216 --> 11:16.926
طبیعی و بدون دارو کار کردن،

11:17.218 --> 11:18.344
که کارِ به مراتب سگی‌تر و سخت‌تری بود.

11:22.390 --> 11:25.476
فرق اون با بقیهٔ ورزشکارا

11:25.810 --> 11:28.353
توی این بود که چقدر از
جون‌ودل مایه می‌ذاشت.

11:28.354 --> 11:30.064
حاضر بود تا کجای جهنم
پیش بره و پوست بندازه.

11:36.070 --> 11:38.447
دست به هر کوفتی می‌زد،
باید تا تهش می‌رفت.

11:38.448 --> 11:40.617
اگه ستِ اسکوات رو شروع می‌کرد،

11:40.825 --> 11:42.409
باید تا ته‌تهش اسکوات می‌زد.

11:42.410 --> 11:44.996
کلمهٔ «جا زدم و خسته شدم» تو کَتِش نمی‌رفت.

11:47.081 --> 11:48.790
می‌اومد توی همین استودیو...

11:48.791 --> 11:49.958
لطفاً با کفش وارد نشوید

11:49.959 --> 11:51.419
...و ساعت‌ها بعد از کلاس می‌موند.

11:51.544 --> 11:52.753
ساعت‌های آزگار و مداوم

11:52.754 --> 11:53.921
عرق می‌ریخت...

11:53.922 --> 11:55.047
دپارتمان رقص

11:55.048 --> 11:56.758
...روی فیگورها و حرکات نمایشیِ مسابقه.

11:56.883 --> 11:59.259
بیشتر طراحی حرکات کارِ خودِ خفنش بود،

11:59.260 --> 12:00.427
ولی همیشه می‌گفت:

12:00.428 --> 12:01.971
«باید بیام روی زمین و نقش زمین بشم.»

12:02.305 --> 12:03.597
ما هم یه راه خیلی شیک و جذاب

12:03.598 --> 12:05.807
پیدا می‌کردیم تا با رقص، از حالت ایستاده

12:05.808 --> 12:08.019
سُر بخوره بیاد کف زمین.

12:13.441 --> 12:15.776
وقتی از یه فیگور می‌رفت روی فیگور بعدی،

12:15.777 --> 12:17.445
عین چوب خشک نمی‌شد که ژست بگیره.

12:17.987 --> 12:20.155
هم فیگور می‌گرفت، هم
بدنش توی حرکت و رقص بود،

12:20.156 --> 12:21.823
نرم می‌رفت روی حرکت بعدی

12:21.824 --> 12:23.952
و بعدشم حرکتِ بعد از اون.

12:27.789 --> 12:30.540
فیگورهای اجباری رو با رقص و طنازی می‌زد.

12:30.541 --> 12:32.126
به‌شدت وسواسی و دقیق بود.

12:35.838 --> 12:38.173
دوشیزه شلی بیتی!

12:38.174 --> 12:39.634
تمام فکر و ذکرش بدنسازی بود.

12:40.176 --> 12:41.678
عشق و جونش بود اصلاً.

12:44.138 --> 12:46.015
ولی رقص رو هم با تمام وجود می‌پرستید.

12:49.018 --> 12:50.185
ورزشکارِ شش‌دانگی بود

12:50.186 --> 12:52.562
و عاشق این بود که خودشو قاطیِ

12:52.563 --> 12:54.107
یه کارِ پر از حرکت و پویایی بکنه.

12:55.483 --> 12:57.443
هنرمندِ مادرزاد بود به مولا.

13:01.322 --> 13:03.700
نمایش «قربانی» بر اساس

13:03.825 --> 13:07.078
افسانه‌ها و اساطیر مکزیک ساخته شده بود،

13:07.245 --> 13:10.498
و یه رقص خیلی معروف و سنتی
توی فرهنگ مکزیکه.

13:11.332 --> 13:12.709
من رفتم اجرای نمایش رو ببینم،

13:13.042 --> 13:15.502
بهم گفت که قراره نقش یه گوزن رو بازی کنه.

13:15.503 --> 13:16.586
یه لحظه،

13:16.587 --> 13:18.505
فکر کنم یه شوخی مسخره کردم، مثلاً گفتم:

13:18.506 --> 13:20.967
«آخه از کجا قراره تو رو از بقیه تشخیص بدم؟»

13:23.678 --> 13:27.974
دو تا زن شکارچی می‌افتن
دنبال گوزنه تا شکارش کنن.

13:28.516 --> 13:30.142
داستان از این قراره

13:30.143 --> 13:31.643
که اون‌قدر حیوون زبون‌بسته
رو می‌دوونن تا از پا بیفته

13:31.644 --> 13:34.230
و خودش با پای خودش بره تو دهن مرگ.

13:37.608 --> 13:39.944
یهو دیدم شلی اومد رو صحنه.

13:40.069 --> 13:43.323
یه لباس سرهمیِ چسبون و قهوه‌ای تنش بود

13:43.489 --> 13:47.118
و دو تا شاخ گوزنم گذاشته بود رو کله‌ش.

13:47.452 --> 13:49.579
چشمتون روز بد نبینه،

13:50.330 --> 13:51.747
کل تماشاچیا از خنده

13:51.748 --> 13:53.041
روده‌بُر شدن و سالن رفت روی هوا!

13:54.334 --> 13:56.085
در حالی که اصلاً نمایش کمدی نبود!

13:59.756 --> 14:00.923
اون‌جا بود که شستم خبردار شد

14:01.049 --> 14:03.133
که این بابا شبیه گوزن نیست،

14:03.134 --> 14:04.260
عین یه گاو نرِ وحشی شده بود!

14:06.095 --> 14:08.806
هیکلش رسماً سه برابر

14:09.098 --> 14:10.724
اون دخترای فسقلی دیگه‌ای بود

14:10.725 --> 14:11.976
که روی صحنه بودن.

14:12.977 --> 14:14.728
خودِ بدبختشم اصلاً روحش خبردار نبود

14:14.729 --> 14:16.105
که دارن به اون قاه‌قاه می‌خندن.

14:22.278 --> 14:24.947
راستش من اصلاً باهاش حال نمی‌کردم.

14:26.657 --> 14:27.784
به نظرم ریخت و قیافهٔ یه زن

14:27.909 --> 14:29.326
نباید این‌قدر عضلانی و مردونه بشه.

14:29.327 --> 14:31.203
ولی وقتی می‌اومد خونه

14:31.204 --> 14:32.788
و فقط ماهی تن خالی،

14:32.789 --> 14:36.166
سفیدهٔ تخم‌مرغ و جودوسر کوفت می‌کرد...

14:36.167 --> 14:37.250
مادرِ شلی

14:37.251 --> 14:38.669
...تازه می‌فهمیدم چقدر زجر و بدبختی کشیده

14:38.795 --> 14:42.130
تا همچین تن و بدنی واسه خودش بسازه.

14:42.131 --> 14:44.674
ولی من بیشتر اون موقعی باهاش حال می‌کردم

14:44.675 --> 14:46.761
که این‌قدر گولاخ و بادکرده نبود.

14:48.012 --> 14:49.137
من اگه بخوام شلی رو توصیف کنم...

14:49.138 --> 14:50.263
خواهرِ شلی

14:50.264 --> 14:52.809
...بیشتر شبیه گورکن بود

14:53.643 --> 14:54.851
تا گاو نر.

14:54.852 --> 14:57.563
خیلی هار و خشن و بی‌رحم بود و...

14:59.607 --> 15:01.150
من یکی عمراً خوابشم نمی‌دیدم...

15:02.110 --> 15:04.736
که توی گلاویز شدن حریفش بشم،

15:04.737 --> 15:06.948
تازه ما کلی هم با هم
گیس‌وگیس‌کشی و دعوا داشتیم.

15:26.134 --> 15:28.844
هر غلطی که از نظر
قدرت‌نمایی از دستش برمی‌اومد،

15:28.845 --> 15:30.263
ذاتی و تو خونش بود.

15:32.390 --> 15:33.516
همچین چیزی رو...

15:33.641 --> 15:35.935
عمراً نمی‌شه با باشگاه رفتن به دست آورد.

15:38.896 --> 15:41.065
خیلی، وحشتناک خرروزگار و قوی بود.

15:44.318 --> 15:45.319
شلی عادت داشت

15:45.445 --> 15:46.446
کلهٔ سحر بیدار بشه

15:46.654 --> 15:47.989
و مثل جن تو خونه پرسه بزنه.

15:49.365 --> 15:51.241
یه روز چشامو وا کردم

15:51.242 --> 15:53.035
دیدم یه شیشه

15:53.286 --> 15:54.704
آسپرین،

15:54.996 --> 15:57.415
اونم نه مال بچه‌ها،
آسپرینِ قویِ بزرگسال...

15:58.416 --> 15:59.834
شیشهٔ خالیش افتاده کف اتاق.

16:07.800 --> 16:10.094
آسپرین بالای بالاترین طبقهٔ کابینت بود،

16:10.261 --> 16:12.054
ولی اون از کابینت‌ها کشیده بود بالا.

16:15.099 --> 16:17.143
پا شدم بردمش بیمارستان.

16:18.060 --> 16:19.729
معده‌شو شست‌وشو دادن

16:20.396 --> 16:21.605
و یه آزمایش خون ازش گرفتن

16:21.606 --> 16:22.773
و دکمون کردن گفتن برید خونه.

16:23.858 --> 16:25.901
نیم‌ساعت نگذشته بود که رسیدیم خونه

16:25.902 --> 16:28.320
که از بیمارستان هول‌هولکی زنگ زدن،

16:28.321 --> 16:30.323
پرسیدن: «هنوز هوشیاره؟ نمرده؟»

16:31.824 --> 16:33.992
گفتم آره بابا، داره مثل فرفره
دور خونه می‌دوه و شیطنت می‌کنه.

16:33.993 --> 16:36.120
گفتن: «دُز کشنده و مرگبار از این سم

16:36.245 --> 16:38.039
توی خونشه!

16:38.456 --> 16:40.041
سریع بیاریدش این‌جا!»

16:40.416 --> 16:42.876
دوباره با کله بردیمش بیمارستان.

16:42.877 --> 16:44.544
مجبور شدن سه روز تمام

16:44.545 --> 16:47.340
با سِرم و مایعات، بدنشو بشورن تا سم بپره.

16:48.007 --> 16:50.468
و جالب این‌که حتی یه لحظه‌م بیهوش نشد!

16:53.137 --> 16:55.263
تنها چیزی که جونشو نجات داد

16:55.264 --> 16:58.141
همین جنب‌وجوش و ورجه‌وورجهٔ سگی‌ش بود.

16:58.142 --> 17:00.311
بیش‌فعالیِ خالصش.

17:01.646 --> 17:03.939
هر بچهٔ دیگه‌ای بود با این حجم از آسپرین

17:03.940 --> 17:05.524
که تو رگاش می‌چرخید،

17:05.525 --> 17:06.984
سه سوت ریق رحمت رو سر کشیده بود.

17:14.200 --> 17:15.409
خوردنی نیست واقعاً؟

17:15.701 --> 17:17.245
این‌جا لابد چهار سالش بود.

17:18.204 --> 17:19.580
وقتی اون آسپرین‌ها رو بلعید،

17:19.705 --> 17:21.165
فقط دو سالش بود فسقلی.

17:21.916 --> 17:23.834
اون موقع‌ها من زن خانه‌دار بودم.

17:24.752 --> 17:27.547
اون همون موقعشم واسه خودش نقشه می‌کشید

17:27.713 --> 17:29.172
که قراره چه گهی بشه

17:29.173 --> 17:31.258
وقتی بزرگ بشه.

17:31.259 --> 17:32.801
یه روز صاف تو چشام نگاه کرد و گفت

17:32.802 --> 17:34.554
عمراً مثل من بشه و به پای اجاق بشینه.

17:40.935 --> 17:43.019
خیلیا تا حالا ازم پرسیدن:

17:43.020 --> 17:45.939
«وقتی همچین تولهٔ شیطون و زلزله‌ای داشتی،

17:45.940 --> 17:47.400
چه مرگت بود رفتی بازم بچه پس انداختی؟»

17:49.402 --> 17:50.736
ولی من سه تای دیگه هم آوردم.

17:52.738 --> 17:57.827
رفتن به ساحل

18:03.791 --> 18:06.502
عین فشفشه و دینامیت بود.

18:09.088 --> 18:11.424
کلی واسه کمپ و چادرزدن رفتیم سفر،

18:11.674 --> 18:14.093
کوه‌نوردی و جنگل‌پیمایی، ماهی‌گیری.

18:15.845 --> 18:20.182
صفای خونوادگی‌مون خیلی ناب و شیرین بود.

18:25.688 --> 18:27.856
ما بچه‌های خیلی پرجنب‌وجوش و تخسی بودیم.

18:27.857 --> 18:29.566
یه بند تو کوچه و خیابون ولو بودیم.

18:29.567 --> 18:33.237
بابام نمی‌ذاشت یه جا کپه بذاریم
و لَس بزنیم.

18:36.907 --> 18:38.491
توی یه مزرعه و باغ کوچیک

18:38.492 --> 18:40.161
توی مونموثِ اورگان زندگی می‌کردیم.

18:40.286 --> 18:43.247
عین وحشیا وسط دشت و علفزار می‌دویدیم

18:43.414 --> 18:45.166
و از دست داداشامون قایم می‌شدیم.

18:46.542 --> 18:48.669
بهترین دوران عمرمون همون موقع بود.

18:51.589 --> 18:53.048
بازی مونوپولی.

18:53.049 --> 18:55.050
پشمام، یادش بخیر.

18:55.051 --> 18:56.885
همه‌ش بساط مونوپولی‌مون
پهن بود.

18:56.886 --> 18:59.054
شلی به‌شدت عشقِ بردن و رقابت داشت.

18:59.055 --> 19:00.138
بدجوری اهل کَل‌کَل بود.

19:00.139 --> 19:01.222
برادرِ شلی

19:01.223 --> 19:03.266
وحشتناک رقابتی و لج‌باز بود.

19:03.267 --> 19:04.392
برادرِ شلی

19:04.393 --> 19:05.769
همه‌مون همین جوری بودیم البته.

19:05.770 --> 19:08.647
عین سگ و گربه با هم کَل‌کَل و رقابت داشتیم.

19:08.648 --> 19:11.483
یه بار سرِ بازی،
نمی‌دونم چه گهی پیش اومد.

19:11.484 --> 19:14.235
فکر کنم مهره‌ش افتاد
روی خونهٔ «مالیات بر ثروت».

19:14.236 --> 19:15.779
مهره‌شم توپ جنگی بود.

19:15.780 --> 19:16.988
یکیشون

19:16.989 --> 19:18.156
نوکِ تیزی داشت.

19:18.157 --> 19:19.992
مهره رو سرته کرد

19:20.201 --> 19:21.743
و فرو کرد توی صفحهٔ بازی.

19:21.744 --> 19:23.621
مهره رو با غیظ کشید

19:23.788 --> 19:25.455
روی سرتاسرِ صفحه.

19:25.456 --> 19:27.290
خطش پهن و عمیق بود.

19:27.291 --> 19:28.667
قشنگ یه شیار و کانال کند.

19:28.668 --> 19:29.752
نزدیک بود برسه به اون‌طرفِ

19:29.877 --> 19:30.960
صفحهٔ بازی.

19:30.961 --> 19:32.462
اون‌قدر خون جلوی چشماشو گرفته بود،

19:32.463 --> 19:34.715
که دستشو برد بالا و کوبید

19:34.840 --> 19:36.592
روی صفحه.

19:36.717 --> 19:37.801
بَنگ!

19:37.802 --> 19:38.927
وای، شلی!

19:38.928 --> 19:40.554
مهره رفت تو گوشتِ دستش.

19:40.680 --> 19:42.765
به دستش گیر کرده بود و آویزون بود.

19:43.683 --> 19:45.433
دستشو همین‌جوری گرفت بالا،

19:45.434 --> 19:46.435
و عربده می‌کشید.

19:49.522 --> 19:52.650
یه روز شلی شاد و شنگول بود،

19:53.150 --> 19:54.567
روز بعدش اما

19:54.568 --> 19:59.990
سگی، پکر، با عالم و آدم سر جنگ
داشت و پر از عقده و ناکامی بود.

20:01.617 --> 20:05.705
از همون تولگی و بچگی‌ش
همین گهی بود.

20:06.205 --> 20:10.418
اصلاً به تخمش نبود که بلایی سر خودش بیاره،
هر کاری دلش می‌خواست می‌کرد.

20:11.544 --> 20:12.753
خیلی کله‌خراب و افراطی بود.

20:14.338 --> 20:17.842
ننه بابام روحشونم خبر نداشت
که دارم کر و ناشنوا می‌شم.

20:19.885 --> 20:23.639
ننم منو فرستاد گفتاردرمانی
تا مثل آدم حرف بزنم.

20:24.932 --> 20:27.308
تا این‌که کلاس ششم،

20:27.309 --> 20:30.896
واسه اولین بار رفتم شنوایی‌سنجی.

20:37.319 --> 20:40.156
هدفون رو گذاشتم رو گوشم
و منتظر موندم.

20:41.031 --> 20:42.575
پرنده پر نمی‌زد، هیچی.

20:43.451 --> 20:45.369
شش‌دانگ حواسمو جمع کردم.

20:45.786 --> 20:47.538
و من همچنان...

20:48.956 --> 20:50.291
حتی یه صدای نحسم به گوشم نمی‌رسید.

20:53.210 --> 20:54.837
زل زدم به بچه‌های دیگه

20:55.212 --> 20:57.757
و شستم خبردار شد که اونا می‌شنون.

20:58.382 --> 20:59.842
همه‌شون داشتن دکمه‌ها
رو تندتند فشار می‌دادن.

21:01.302 --> 21:03.304
به‌جز منِ بدبخت.

21:03.721 --> 21:05.055
فهمیدم چه خاکی تو سرم شده.

21:05.222 --> 21:07.892
زار زار زدم زیر گریه.

21:13.856 --> 21:15.691
من مثل بقیه گوشام نمی‌شنید.

21:17.318 --> 21:20.821
واسه همین همه بهم می‌گفتن
خودتو زدی به اون راه و محلمون نمی‌ذاری.

21:22.823 --> 21:25.034
واسه همین هیچ‌وقت توی جمع و
رفقا جا نمی‌افتادم و پس زده می‌شدم.

21:25.993 --> 21:28.162
واسه همین هیچ‌وقت
جوک‌ها رو نمی‌فهمیدم و خنده‌م نمی‌گرفت.

21:35.544 --> 21:37.505
ترجیح می‌دادم تنها کز کنم یه گوشه.

21:40.883 --> 21:47.139
عشقم این بود بکشم بالا از یه درخت بلند
و واسه خودم تو دنیای تنهاییم غرق بشم.

21:57.066 --> 22:00.653
از همون سن‌وسال بود که بدبختی و مکافاتمون
با شلی شروع شد.

22:00.778 --> 22:02.821
قشنگ از قیافه‌ش می‌شد خوند.

22:02.822 --> 22:06.492
روزبه‌روز گرفته‌تر، اخموتر
و شرتر می‌شد.

22:10.496 --> 22:13.541
می‌دونستم یه جای کار بدجوری می‌لنگه،
ولی سر درنمی‌آوردم چه مرگشه.

22:13.666 --> 22:15.709
هیچ احدی‌ام جوابی واسم نداشت.

22:17.378 --> 22:18.879
تنش پر از خط و ردِ خودزنی بود.

22:20.256 --> 22:21.923
من اصلاً نمی‌دونستم خودزنی و تیغ کشیدن چیه.

22:21.924 --> 22:23.133
تا اون روز به گوشم نخورده بود.

22:25.177 --> 22:27.805
کشوندیمش پیش روان‌پزشک
بلکه فرجی بشه.

22:34.770 --> 22:38.691
ما توی خونواده‌مون مشکل برقراری
ارتباط داشتیم، لال‌مونی گرفته بودیم.

22:40.693 --> 22:43.612
همه واسه حرکات و پاچه‌گیری‌های من
یه بهونه و توجیه می‌تراشیدن.

22:44.947 --> 22:48.117
در حالی که خودم
عین اونا گیج و سردرگم بودم.

22:51.662 --> 22:57.668
آبش با بابام
توی یه جوب نمی‌رفت.

22:58.544 --> 23:01.797
بیشتر از همه اون بود که
زیر رگبارِ خشم و سگ‌اخلاقی بابام له می‌شد.

23:05.342 --> 23:06.969
بو برده بودم که مواد می‌زنه.

23:07.094 --> 23:09.972
می‌دونستم پاش به سکس
و این کثافت‌کاریا وا شده.

23:11.265 --> 23:14.310
از پنجره جیم می‌زد می‌رفت پی ولگردی.

23:15.185 --> 23:17.229
بابام سگ می‌شد، منم جوش می‌آوردم.

23:20.274 --> 23:23.110
وقتی اون و شلی
سرشاخ می‌شدن و به هم می‌پریدن،

23:23.527 --> 23:26.614
روزگار کل خونواده سیاه
می‌شد و جهنم به پا می‌شد.

23:28.073 --> 23:30.034
بابام اصلاً بلد نبود با
این قضایا چطور تا کنه.

23:31.327 --> 23:37.750
بویی از پدری کردن
نبرده بود.

23:39.585 --> 23:40.628
فقط یه راه بلد بود،

23:40.920 --> 23:42.129
زورگویی و حرفِ خودش.

23:45.424 --> 23:46.926
خیلی دمدمی‌مزاج و سگ‌اخلاق بود.

23:48.177 --> 23:51.680
منم نمی‌دونستم چطور جمعش کنم. فقط
دلم می‌خواست دختره آدم بشه و پاچه نگیره.

23:53.390 --> 23:57.644
تا این‌که یه آخرهفته زد به سیم آخر
و حسابی لت‌وکوبش کرد.

23:57.645 --> 24:04.067
منم زنگ زدم به پلیس
گفتم بیاید این لچک‌به‌سر رو ببرید.

24:04.068 --> 24:08.197
«دیگه بریدم، نمی‌کشیم.
داره کل خونواده رو به خاک سیاه می‌نشونه.»

24:13.953 --> 24:15.829
راستشو بخوای،
فکر کنم همه‌ش زیر سرِ

24:16.455 --> 24:17.748
همین کر و ناشنوا بودنش بود.

24:23.837 --> 24:25.130
و ما نمی‌فهمیدیم چه مرگشه.

24:26.298 --> 24:28.467
ننه بابام
سر درنمی‌آوردن قضیه چیه.

24:38.519 --> 24:42.814
نمی‌گفت کدوم گوری می‌ره،
چه بلایی داره سرش میاد.

24:42.815 --> 24:44.858
فقط می‌زد به چاک و می‌رفت.

24:46.485 --> 24:49.113
یه لحظه شلی جلو چشمت بود،
پلک می‌زدی غیبش زده بود.

24:52.741 --> 24:56.954
پلیس منو انداخت توی یه خونهٔ دیگه،
پیش یه خونوادهٔ سرپرست و غریبه.

24:59.915 --> 25:01.917
مصیبت‌هام ده برابر شد.

25:04.962 --> 25:06.422
منزوی و گوشه‌گیر شدم.

25:11.677 --> 25:16.305
توی اون خراب‌شده اتفاقایی افتاد
که به هیچ وجه خوب نبود.

25:16.306 --> 25:17.683
فاجعه و لجن محض بود.

25:18.600 --> 25:19.727
بگذریم...

25:35.034 --> 25:37.994
فکر نمی‌کردم
یک سال و نیم کش بیاد.

25:37.995 --> 25:40.914
اصلاً عقل کلم نمی‌کشید
دارم چه غلطی می‌کنم.

25:42.124 --> 25:43.500
زندگیمون رفته بود هوا، بحران بود.

25:50.090 --> 25:54.386
باشگاه / دبیرستان مونموث

25:59.516 --> 26:02.185
زد تو خطِ دوِ صحرانوردی.

26:02.186 --> 26:04.145
من مربی بودم،
اونم واسه تیم من پا می‌کوبید.

26:04.146 --> 26:05.606
مربیِ دبیرستان

26:06.732 --> 26:10.319
توی ۳۰۰ متر با مانع،
رکورد کل مدرسه رو جا‌به‌جا کرد و درید.

26:11.987 --> 26:15.448
می‌اومد سرِ کلاسای بدن‌سازیِ منم می‌نشست.

26:15.449 --> 26:19.286
موقع فصل مسابقات دو،
با هم دمبل و وزنه می‌زدیم.

26:23.916 --> 26:26.167
آخر سر همون‌جا براش شد
پناهگاه و حریم امن.

26:26.168 --> 26:29.546
مدرسه معمولاً واسه جوونا
تنها جای امن و بی‌خطره.

26:31.799 --> 26:34.176
این عکس شلی که تو خودشه و حواسش پرته،

26:34.343 --> 26:37.137
بدجوری جیگرمو کباب می‌کنه،
چون خوب می‌دونم اون روزا

26:37.262 --> 26:39.473
تا خرخره توی لجن و مصیبت دست‌وپا می‌زد.

26:41.183 --> 26:42.558
بدجوری پس زده شده بود و طردش کرده بودن.

26:42.559 --> 26:44.103
خیلی بهش سخت گذشت.

26:44.895 --> 26:49.900
یه الف‌بچهٔ پونزده شونزده هیفده ساله
که کلی لجن و درد رو بالا آورده بود.

26:51.693 --> 26:55.739
ورزش براش شد سوپاپ اطمینان،
اونم با چنگ‌ودندون چسبید بهش.

26:57.574 --> 26:59.659
آدم بااستعداد ریخته تو دنیا،

26:59.660 --> 27:02.078
ولی خیلی کم پیدا می‌شن
اونایی که کونشونو تکون بدن

27:02.079 --> 27:04.248
و از استعدادی که دارن مایه بذارن.

27:11.004 --> 27:13.132
به تخمش نبود اگه دست و
پاش خرد بشه یا آسیب ببینه.

27:22.891 --> 27:24.226
دخترِ سگ‌جون و کله‌خرابی بود.

27:33.777 --> 27:37.948
زدم تو کار بدنسازی
تا تیزتر و فرزتر بدوم.

27:39.658 --> 27:42.953
عرق ریختن و تمرینم همه‌چیزو رو به راه کرد.

27:45.330 --> 27:46.582
همه‌چیزو.

27:51.879 --> 27:54.965
اون دورانی که آوارهٔ بیرون از خونه بود
رسماً کابوس و جهنم بود.

27:58.010 --> 28:00.679
ماه اوت از پرورشگاه و بهزیستی برگشت.

28:02.222 --> 28:04.016
سال آخر دبیرستانش شروع شد.

28:05.142 --> 28:07.436
خرکیف بودیم
که دوباره پیش خودمونه.

28:10.522 --> 28:12.107
این‌جا هیفده سالش بود.

28:13.692 --> 28:17.946
توی اون سن اصلاً باهاش
به مشکلی نخوردیم و داستان درست نکرد.

28:18.822 --> 28:23.535
برگشته بود سر خونه‌زندگیش
و مثل بچهٔ آدم رفتار می‌کرد.

28:25.120 --> 28:27.664
همه‌چی رو به راه بود.

28:43.889 --> 28:46.642
من فقط می‌خواستم بزنم جلو.

28:48.936 --> 28:53.273
برم سمت همون آدمی که خوب می‌دونستم
می‌تونم و باید بشم.

29:06.620 --> 29:11.582
چیزایی که شلی از گذشته و
بزرگ شدنش برام تعریف می‌کرد،

29:11.583 --> 29:17.506
از اون خونهٔ غریبه و سرپرست،
دلم نمی‌خواست خودمو بذارم جای اون

29:17.631 --> 29:20.592
تا حس کنم چه زجری کشیده،

29:21.426 --> 29:24.513
چون بیش از حد سگی و دردناک بود.

29:25.764 --> 29:30.518
علاوه بر این، چوب لای چرخم می‌ذاشت
اگه اجازه می‌دادیم

29:30.519 --> 29:33.855
زیادی کله‌مون گرمِ
گذشته و مرده‌ها بشه،

29:34.231 --> 29:37.776
به جای این‌که سرمونو
بندازیم پایین و بریم جلو.

29:40.737 --> 29:46.785
تنش جوری فرم گرفته بود
که زحمتاش قشنگ داد می‌زد.

29:49.288 --> 29:53.333
حتی تو دنیای بدنسازی هم
دهن خیلیا باز مونده بود:

29:53.542 --> 29:56.295
«پشمام، باورت نمی‌شه چقدر تغییر کرده!»

29:57.004 --> 30:00.507
از مقام پنجمی توی مسابقات درپیتِ محلی،

30:00.674 --> 30:04.511
یه ساله رسید به نفر اولِ
اوورال و قهرمان قهرمانان.

30:05.637 --> 30:06.888
شلی بیتی!

30:14.104 --> 30:15.814
دو سال پا‌به‌پای هم مسابقه دادیم،

30:16.273 --> 30:18.275
و همه‌رو درو کرد و برد.

30:21.028 --> 30:22.904
تمرین کردن
سوپاپ تخلیه و پناهگاهش بود.

30:23.572 --> 30:27.451
زیر وزنه رها و آزاد بود،
چون اون‌جا افسار همه‌چی دست خودش بود.

30:30.871 --> 30:35.625
وقتی هیکلش تراش خورد
و به تقارن و کاتِ عضلانی رسید،

30:35.834 --> 30:40.047
نه فقط ظاهرش، بلکه حس و حالِ
درونیشم از این رو به اون رو شد.

30:41.923 --> 30:45.801
وقتی فیگور می‌گرفت و بدن رو می‌چرخوند،

30:45.802 --> 30:49.890
خیلی شیک‌تر،
به‌مراتب زنانه‌تر و لوندمآب‌تر بود،

30:50.098 --> 30:53.685
غرور و باد به غبغب انداختن نبود،
اعتمادبه‌نفسِ خالص ازش می‌بارید.

31:05.739 --> 31:08.741
موفقیت یعنی پیروزی و بردن.

31:08.742 --> 31:12.871
یعنی بیشتر تو چشم اومدن
و مشتری‌های بیشتر واسه اون.

31:15.290 --> 31:21.545
ولی همراه با شهرت، سروکلهٔ یه مشت لاشیِ
عوضی و هیز و روانی هم پیدا شد.

31:21.546 --> 31:22.672
باریکلا.

31:22.839 --> 31:24.007
خیلی خوبه.

31:24.341 --> 31:25.884
همین‌طوری عالیه.

31:26.051 --> 31:27.134
آفرین.

31:27.135 --> 31:30.513
شلی، حالا جوری بیا سمتش
که انگار می‌خوای خفتش کنی.

31:30.514 --> 31:32.474
عین این‌که می‌خوای بهش حمله کنی.

31:35.102 --> 31:37.062
درست همینه، محشره.

31:42.150 --> 31:43.317
حالا رون‌هاتو منقبض کن.

31:43.318 --> 31:45.028
بالاتنه رو بی‌خیال شو، فقط عضلات پا و رون.

31:45.821 --> 31:46.947
فقط رون‌ها.

31:55.497 --> 31:58.374
با هواپیما می‌بردنمون سرِ فتوشوت

31:58.375 --> 32:00.835
پیش عکاس‌های حرفه‌ای

32:00.836 --> 32:02.504
توی مجله‌های خفن و درست‌ودرمون.

32:02.838 --> 32:05.841
بهمون می‌گفتن عکسا قراره
تو کدوم مجله‌ها چاپ بشه.

32:06.383 --> 32:10.303
وقتی عکاسی تموم می‌شد، زیرپوستی می‌گفتن:
«پایه‌اید یه کلیپ فسقلی هم بگیریم؟»

32:11.012 --> 32:13.098
«چرا که نه، چی تو کله‌تونه؟»

32:13.640 --> 32:15.724
«بریم این اتاق بغلی.» رفتیم اون تو.

32:15.725 --> 32:19.229
دیدیم تشک کشتی انداختن کف اتاق.

32:19.354 --> 32:22.691
می‌خواستن یه ویدیوی
کشتی‌کج و گلاویز شدن بسازن.

32:24.025 --> 32:25.526
اگه خریت می‌کردیم و پا می‌دادیم،

32:25.527 --> 32:29.614
از توش فیلم سوپر و پورن یا همچین گهی
می‌کشیدن بیرون.

32:30.240 --> 32:33.076
تو بدنسازی پول پارو
نمی‌کنی، حتی غولاشم بی‌پولن.

32:33.243 --> 32:36.078
و حروم‌زاده‌ها حاضر بودن ده برابر پولِ
اون عکس‌های رسمی و درست‌حسابی رو

32:36.079 --> 32:39.666
بریزن پای اون آشغال‌های جنسی.

32:44.129 --> 32:46.298
فقط درو وا کن و بزن به چاک.

32:48.633 --> 32:50.218
خداحافظ شلی،
تا سال بعد.

32:50.343 --> 32:51.428
خدافظ.

32:56.224 --> 32:58.184
حدود سه سال با هم سر کردیم.

32:58.185 --> 32:59.268
مجهز برای مسابقه

32:59.269 --> 33:03.732
و کات کردیم و بهم زدیم
چون بچه بودم و باد تو کله‌م بود.

33:04.149 --> 33:06.568
خودخواه و لاشی بودم.

33:06.902 --> 33:10.989
هنوز اون‌قدر تخمشو نداشتم
که پای یه رابطهٔ طولانی وایسم.

33:12.199 --> 33:16.578
خوب می‌دونم واسه شلی
دوران سگی و کشنده‌ای بود.

33:19.372 --> 33:23.043
زور زد تا سگ‌جون و قوی بمونه...

33:24.920 --> 33:28.632
ولی خوب می‌دونم حس کرد
با اردنگی پرتش کردم اون‌ور.

33:58.995 --> 34:00.789
توی دههٔ هشتاد،

34:00.997 --> 34:04.334
لس‌آنجلس پایتختِ بدنسازی جهان بود.

34:05.293 --> 34:06.418
سردبیر و عکاس

34:06.419 --> 34:08.921
گنده‌ترین بدنسازای دنیا همین‌جا
لنگر انداخته بودن و عرق می‌ریختن

34:08.922 --> 34:11.967
یا مدام پلاسِ این‌جا بودن.

34:17.180 --> 34:19.265
وقتی شلی بیتی رو دیدم...

34:19.266 --> 34:20.391
مشاور تغذیه

34:20.392 --> 34:21.685
...توی گلدز جیم کار می‌کردم.

34:22.435 --> 34:26.606
جایی بود که آدما از کل
دنیا سرازیر می‌شدن سمتش،

34:26.731 --> 34:31.318
له‌له می‌زدن عضوی ازش باشن،
تا شکل بت‌ها و قهرماناشون بشن

34:31.319 --> 34:32.988
که عکسشون رو جلد مجله‌ها بود.

34:33.446 --> 34:36.323
عشقشون این بود سفت،
عضلانی و تیکه بشن

34:36.324 --> 34:38.702
و بساط زندگیِ لاکچریِ
کالیفرنیای جنوبی رو بالا بیارن.

34:42.122 --> 34:43.290
همون موقع‌ها هم

34:43.415 --> 34:45.584
به «مکهٔ بدنسازی» معروف بود،
چون خودت کلاتو قاضی کن،

34:45.750 --> 34:48.794
آرنولد شوارتزنگر از گراتس اتریش کوبید اومد

34:48.795 --> 34:51.089
تا ساحل ونیز کالیفرنیا تا فقط تمرین کنه.

34:54.384 --> 34:55.968
قبل از این‌که فضای
مجازی گند بزنه به همه‌چی...

34:55.969 --> 34:57.053
بنیان‌گذار گلدز جیم

34:57.178 --> 34:59.389
...باید کونتو تکون می‌دادی می‌رفتی
تو باشگاه تا ببینی دنیا دست کیه.

34:59.514 --> 35:02.517
حتی اگه اهل وزنه زدن نبودی،
دید زدنش کلی صفا داشت و حال می‌داد.

35:05.103 --> 35:07.856
باشگاهه تو زمان خودش غوغا و بدعت بود.

35:11.401 --> 35:13.111
دیگِ جوشانی از هر رقم آدم بود.

35:13.278 --> 35:15.738
از سلبریتی‌ها و بدنسازای غول‌پیکر

35:15.739 --> 35:18.198
تا زن‌هایی با هیکلایی
که تو خوابم نمی‌دیدی.

35:18.199 --> 35:19.534
سحرآمیز بود رسماً.

35:21.119 --> 35:22.620
توی ساحل ونیز...

35:22.621 --> 35:23.746
بوکسور سابق

35:23.747 --> 35:26.248
...گنده‌تر، فرزتر و سگ‌جون‌تر بودن.
دنیای خودمون بود.

35:26.249 --> 35:29.001
یه غولِ عضلانی می‌دیدی، اولین زرت این بود:
«ساقی موتورت کیه؟ سوماتو از کجا خریدی؟»

35:29.002 --> 35:30.317
طرف می‌گفت: «من
نچرالم، پودر و استروئید

35:30.329 --> 35:31.921
نمی‌زنم.» منم می‌گفتم: «آره
جون عمت، خر خودتی!»

35:36.801 --> 35:40.138
جو ویدر واسه بدنسازی همون نقشی رو داشت
که هیو هفنر واسه مجلهٔ «پلی‌بوی» داشت.

35:40.805 --> 35:44.016
مردی بود که از همون کلهٔ جوونی‌ش

35:44.017 --> 35:46.394
کشته‌مردهٔ چاپ و نشر مجله
توی دنیای آهن و عضله بود.

35:47.062 --> 35:50.231
کلی مجله‌های جورواجور طی سال‌ها داد بیرون.

35:51.816 --> 35:56.029
جو از بدنسازا ستاره و سلبریتی می‌ساخت.

35:56.571 --> 35:58.114
عین خودِ آرنولد مثلاً.

35:59.908 --> 36:03.703
من توی انتشارات ویدر، متخصص
عکاسی از زن‌های عضلانی و غول بودم.

36:04.245 --> 36:06.247
و دست تقدیر کارم رو با شلی گره زد.

36:12.253 --> 36:14.464
چارلز گینز، نویسندهٔ کتاب
«پامپینگ آیرون»،

36:14.798 --> 36:16.424
به این زن‌ها می‌گفت: «یه
تیپ و کهن‌الگوی نوین».

36:17.217 --> 36:18.802
همچین آناتومی و فیزیکی

36:19.177 --> 36:20.845
توی هیچ دوره و خراب‌شده‌ای
از تاریخ دیده نشده بود.

36:21.054 --> 36:22.639
واسه یه عکاس،

36:22.889 --> 36:25.058
دیدن یه فرم بدنیِ تازه عین معدن طلا بود.

36:25.183 --> 36:27.143
یعنی هر عکسی می‌گرفتی،
یه پدیدهٔ ناب و دست‌نخورده بود.

36:28.895 --> 36:30.437
هیچ بنی‌بشری حریفش نمی‌شد.

36:30.438 --> 36:31.522
دو سالِ آزگار بود

36:31.523 --> 36:33.357
که تک‌تک مسابقات رو جارو می‌کرد و می‌برد.

36:33.358 --> 36:35.568
با بدنی کات، خشک و
تراش‌خورده می‌اومد رو استیج.

36:35.694 --> 36:36.903
امروز چه گهی می‌خوای بخوری شلی؟

36:37.112 --> 36:38.195
عالی.

36:38.196 --> 36:39.614
تا حالا به این خشکی و رو فرم نبودم.

36:40.615 --> 36:43.535
شرکت‌کنندهٔ شمارهٔ ۵۱،
شلی بیتی!

36:43.743 --> 36:46.036
شلی برندهٔ بلامنازع شد.

36:46.037 --> 36:48.123
دمش گرم، حسابی خرکیف شدم براش.

36:48.456 --> 36:52.167
شلی مسابقات کشوری NPC آمریکا رو برد،

36:52.168 --> 36:54.503
که بالاترین سطح آماتوری بدنسازی بود

36:54.504 --> 36:56.172
قبل از ورود به دنیای حرفه‌ای‌ها.

36:56.548 --> 36:59.134
و واقعاً استیج رو ترکوند.

36:59.884 --> 37:01.344
پتانسیل و ژنتیکش...

37:02.721 --> 37:04.097
مافوق تصور بود.

37:17.485 --> 37:19.612
دلم می‌خواست یه بدنساز خفن بشم.

37:20.905 --> 37:21.906
و حالا،

37:22.574 --> 37:23.575
قیافه‌مو نیگا!

37:25.285 --> 37:27.537
کیرمم حساب نکردم اونایی رو که باورم نداشتن.

37:31.583 --> 37:35.795
تنها کسی که از ته دل به من ایمان داشت
فقط خودِ خرم بودم.

37:44.345 --> 37:47.682
وقتی اسم شلی به گوشم خورد...

37:47.807 --> 37:49.225
هشت دوره قهرمان میس المپیا

37:49.350 --> 37:51.811
...همه فک می‌زدن:
«بدن وحشتناک تیکه‌ای داره.

37:52.020 --> 37:53.729
بد دافیه.» از این زر مفت‌ها.

37:53.730 --> 37:57.065
نگاه من این بود که:

37:57.066 --> 38:00.820
«باید ببینمش، باید با این بشر
سرشاخ بشم.» همیشه همین بودم.

38:04.783 --> 38:07.160
خوشگل بود، فیگورهاش تمیز و بی‌نقص بود.

38:07.827 --> 38:09.913
می‌دونستم قدش
از من بلندتره.

38:10.330 --> 38:12.499
پس معلومه که حواسمو
شش‌دانگ جمع کردم و پاییدم.

38:15.001 --> 38:16.336
مهرهٔ خطرناکی بود.

38:16.586 --> 38:19.923
خوب می‌دونستم چه هیولاییه،
فیزیکشو با چشمام دیده بودم.

38:22.300 --> 38:24.635
بین ما حرفه‌ای‌ها
همه‌ش حرف اون بود.

38:24.636 --> 38:25.970
می‌دونستیم داره میاد که همه رو ببلعه.

38:28.723 --> 38:32.393
توی اولین حضورش گل کاشت
و هفتمِ دنیا شد.

38:39.275 --> 38:40.693
بعد از مسابقات مستر المپیا،

38:41.194 --> 38:42.695
توی لس‌آنجلس بودیم.

38:42.821 --> 38:43.988
می‌زدیم بیرون واسه چرخیدن.

38:44.280 --> 38:47.408
رستوران‌ها رو جارو
می‌کردیم، یه بند می‌لمبوندیم.

38:48.034 --> 38:52.288
عرق می‌ریختیم تو خندق بلا،
بستنی و کیک رو کاردی می‌زدیم.

38:52.413 --> 38:56.459
اونم همیشه پایهٔ گندکاری و عیاشی بود،
می‌دونی چی می‌گم؟

38:57.794 --> 39:00.462
چون بعضی از این ورزشکارای
خنگول بلد نیستن چطور بخورن.

39:00.463 --> 39:02.966
ولی شلی خوب بلد بود،
من و اون هم‌کاسه بودیم.

39:04.592 --> 39:08.137
دیوونه‌بازی بود رسماً، ترمز بریده بودیم.

39:08.888 --> 39:10.723
اعتیاد بود واسمون.

39:12.100 --> 39:16.729
جو ویدر خیلی وقت بود
از دست شلی کفری و شاکی بود،

39:16.938 --> 39:20.608
چون پف‌کرده و چرب می‌اومد سرِ فتوشوت‌ها.

39:21.484 --> 39:25.321
توی مسابقات میس اینترنشنالِ
کلمبوس هم شرکت کرد،

39:25.530 --> 39:27.240
ولی از دم آبدار و از فرم خارج شده بود.

39:27.574 --> 39:29.158
صاف بهش گفتم:

39:29.367 --> 39:31.785
«شلی، بدنت اصلاً به درد
جلوی دوربین رفتن نمی‌خوره.

39:31.786 --> 39:33.162
جو ببینه کونت می‌ذاره.»

39:33.746 --> 39:34.830
برگشت با پررویی گفت:

39:34.831 --> 39:37.709
«توقع نداری که دم سال نو
رژیم بگیرم و کوفتم بشه، داری؟»

39:38.167 --> 39:40.420
منم گفتم: «معلومه که کصکش، باید بگیری!»

39:47.343 --> 39:50.388
بدنسازی ورزشیه
که تهِ خودخواهی و انفرادیه.

39:50.680 --> 39:54.224
همه‌چیز دور خودت می‌چرخه: «فقط من!»
تو ناف دنیایی.

39:54.225 --> 39:55.309
مربی آمادگی جسمانی / پرفورمنس

39:55.310 --> 39:57.019
همه باید نوکریت رو بکنن،

39:57.020 --> 39:59.522
چون تنهایی بخوای بری جلو، جرت می‌ده.

40:00.064 --> 40:03.317
وقتی دیدمش، حتی نمی‌تونست
جلوی شیکمشو بگیره و رژیم بزنه.

40:03.318 --> 40:07.321
مقام‌های هفتم و هشتم
گیرش می‌اومد.

40:07.322 --> 40:10.617
در صورتی که ژنتیک،
استخوان‌بندی و کادر بدنش معرکه بود.

40:10.742 --> 40:13.995
اگه چربی می‌سوزوند و کات می‌شد،
همه رو قورت می‌داد.

40:21.836 --> 40:24.296
به این می‌گن آینهٔ جادویی.

40:24.297 --> 40:26.590
توی کل دنیا سرشناسه.

40:26.591 --> 40:27.674
چرا؟

40:27.675 --> 40:29.259
چون کلهٔ سحر،

40:29.260 --> 40:30.887
وقتی نورِ طلایی می‌تابه،

40:31.304 --> 40:34.265
توی این آینه جوری خوش‌تراش می‌افتی
که تو هیچ آینهٔ دیگه‌ای نمی‌بینی.

40:34.641 --> 40:39.311
بعد از تمرین همه میان جلوش
تا به کون و هیکل خودشون حال کنن و کف کنن.

40:39.312 --> 40:41.397
چون آدم توش
ده برابر خفن‌تر دیده می‌شه.

40:45.485 --> 40:48.696
اون بالا عکس تک‌تک
قهرمانای تاریخ میس المپیاست.

40:49.072 --> 40:52.116
ببین چقدر عظمت داره این عنوان.

40:52.408 --> 40:56.120
از ۱۹۸۰ تا به امروز،

40:56.579 --> 40:58.331
از بین کل میلیاردها آدم روی کرهٔ زمین،

40:58.706 --> 41:01.793
فقط همین چند تا زن تونستن میس المپیا بشن.

41:02.460 --> 41:05.838
جمعِ فوق‌العاده خاص و دست‌نیافتنی‌ایه.

41:05.964 --> 41:08.715
حکم اسکار رو داره توی بدنسازی.

41:08.716 --> 41:10.134
یه چیزی تو همین مایه‌ها.

41:10.301 --> 41:12.803
دو هفته بعد از آشنایی‌مون،

41:12.804 --> 41:15.723
شلی بهم گفت باید واسه مسابقات میس المپیا
آماده بشه.

41:15.932 --> 41:20.352
بهش گفتم: «کاسه‌کوزه‌تو جمع کن بیا
ساحل ونیز، بیا تو گلدز جیم تمرین کن.

41:20.353 --> 41:23.731
خودم مربیت می‌شم،
و مسابقه رو مثل آب خوردن می‌بریم.»

41:33.032 --> 41:37.077
خوب می‌دونستم اگه رژیم
غذایی و برنامه‌شو در دست بگیرم،

41:37.078 --> 41:38.537
و کلاً همه‌چیزشو کنترل کنم،

41:38.538 --> 41:41.290
نتیجه‌ای که می‌گیریم صد پله بهتر از اینه
که خودش تنهایی بخواد پیش بره.

41:41.416 --> 41:44.335
از تمام استعداد و بدنی که خدا بهش داده بود
نهایت استفاده رو می‌بردم.

41:51.551 --> 41:55.596
تمرکز و فوکوس کردنش روی کار
لنگه نداشت توی دنیا.

41:55.930 --> 41:57.557
رسماً حیرت‌آور بود.

41:59.517 --> 42:01.810
فکر کن می‌تونستی کل هیاهوی دورتو ببندی،

42:01.811 --> 42:03.896
سمعکتو خاموش کنی،
و بری تو خلسه و دنیای خودت.

42:04.272 --> 42:06.607
واسه تمرینات طاقت‌فرسامون
عین معجزه بود.

42:18.953 --> 42:21.122
شلی نامبر وان بود، تهش بود.

42:22.248 --> 42:24.834
اگه اراده می‌کرد کاری رو بکنه،

42:26.294 --> 42:27.377
تموم بود، کارش ساخته بود.

42:27.378 --> 42:28.546
کونش می‌کشید و انجامش می‌داد.

42:35.428 --> 42:38.556
بدنسازیِ حرفه‌ای سبکی از زندگیه
که باید شش‌دانگ جونتو براش بذاری.

42:40.767 --> 42:45.104
باید کل زندگی‌تو جوری بچینی که فقط
وقت تمرین، خواب و کوفت کردن داشته باشی.

42:53.446 --> 42:55.990
وقتی داشتیم واسه مسابقات میس المپیا
آماده می‌شدیم،

42:56.783 --> 42:59.576
می‌زدیم به دل صخره‌نوردی، قایق‌رانیِ کایاک

42:59.577 --> 43:00.953
یا دوچرخه‌سواری.

43:03.748 --> 43:06.542
۵۰ کیلومتر اسکیت پا می‌زدیم
تا حسابی خیس عرق بشیم.

43:07.585 --> 43:09.837
اگه خودمون رو از پا نمی‌انداختیم
و داغون نمی‌شدیم،

43:09.962 --> 43:11.005
به کَتمون نمی‌رفت، راضی نمی‌شدیم.

43:13.299 --> 43:14.801
بدو!

43:16.344 --> 43:18.470
یادم نمیاد چطوری
طراح حرکات و رقص رو گیر آوردیم،

43:18.471 --> 43:20.723
ولی کارش حرف نداشت، معرکه بود.

43:20.848 --> 43:23.059
پنج، شش، هفت، حرکت!

43:29.565 --> 43:32.860
عقلش قد نمی‌داد چطور یه آدم ناشنوا می‌تونه
پا‌به‌پای ریتم موزیک بدنشو تکون بده.

43:33.027 --> 43:35.529
شلی قشنگ حالیش کرد و گفت:

43:35.530 --> 43:36.964
«من موجِ موزیک رو حس
می‌کنم. صدای بم و بیس

43:36.976 --> 43:38.490
رو می‌فهمم، ضرب‌آهنگ
رو با پوستم حس می‌کنم.»

43:38.491 --> 43:41.744
همین حرفا کمکش کرد
تا بتونه فیگورهای معرکه‌ای براش طراحی کنه.

43:47.083 --> 43:49.334
بیست تا از غول‌ترین
زن‌های بدنساز جهان

43:49.335 --> 43:51.337
از هر گوشه و کناری از کرهٔ زمین
دور هم جمع شدن،

43:51.462 --> 43:54.172
تا سرِ باارزش‌ترین تاج پادشاهی سرشاخ بشن،

43:54.173 --> 43:56.551
میس المپیای فدراسیون IFBB!

43:58.511 --> 44:01.139
شرکت‌کنندهٔ شمارهٔ هفت
از ایالات متحده، شلی بیتی!

44:02.849 --> 44:06.017
همه واسه خودشون بریدن و دوختن
که شلی اصلاً آماده نیست و آبداره،

44:06.018 --> 44:10.022
چون می‌دونستن اگه با آمادگی صد در
صد بیاد رو استیج، همه رو سلاخی می‌کنه.

44:10.648 --> 44:12.858
من که تو دلم قند آب می‌شد،

44:12.859 --> 44:15.068
چون داشتم با یه سلاح مخفی
پا می‌ذاشتم توی مستر المپیا.

44:15.069 --> 44:16.320
هیچ سگی روحشم خبر نداشت.

44:16.737 --> 44:20.157
منتظر همون شلیِ درپیت و مقام‌هفتمیِ
مسابقات میس اینترنشنال بودن.

44:20.158 --> 44:21.534
ولی بشینید تا ببینید چه خوابی براتون دیده!

44:42.180 --> 44:45.098
وقتی دیدم رو استیج رفته
و داره فیگورهاشو اجرا می‌کنه،

44:45.099 --> 44:48.311
گفتم: «عمراً اگه کر باشه!
اصلاً مگه می‌شه نشنوه؟! محاله!»

44:49.061 --> 44:51.938
یه سِری فیگورهای فوق‌العاده ناب
و بمب سرِ هم کردم،

44:51.939 --> 44:57.028
و خودم خوب می‌دونم چقدر پوستم کنده شد
تا حرکات نمایشی رو جمع‌وجور کنم.

45:02.992 --> 45:06.161
ورکشاپ کشوری بانوان،
لاس‌وگاس

45:06.162 --> 45:08.830
عضلات باسن‌تون
خیلی باد می‌کنه و پهن می‌شه،

45:08.831 --> 45:10.999
که اصلاً چیز قشنگ و دل‌چسبی نیست.

45:11.000 --> 45:13.460
و اون فرم شیکِ بالاتنه رو
از دست می‌دیم.

45:13.461 --> 45:19.050
همین‌الانشم روی استیج رفتن و قضاوت شدن توسط
یه مشت مرد به اندازهٔ کافی عذاب‌آور هست.

45:19.425 --> 45:20.927
بکشش کنار!

45:22.136 --> 45:26.015
این فرصت به ما داده شده تا دست‌به‌یکی کنیم

45:26.682 --> 45:28.643
و توی یه محیط امن کنار هم باشیم.

45:36.525 --> 45:39.070
و واقعاًم محیطِ فوق‌العاده ناب و جالبیه.

45:40.488 --> 45:43.866
دارن شبیه‌سازی می‌کنن
که روی استیج بودن چه حسی داره.

45:45.868 --> 45:47.661
این دستهٔ مسابقات بیکینیه.

45:47.662 --> 45:49.871
همچین دسته‌ای اصلاً وجود خارجی نداشت

45:49.872 --> 45:53.334
توی دوره و زمانهٔ شلی.

45:55.044 --> 45:57.129
نفر بعدی، شمارهٔ ۲۱۰!

45:59.757 --> 46:01.509
اون همون آندریا شاوئه.

46:02.218 --> 46:05.721
بهترین و خفن‌ترین
زنِ بدنساز روی کرهٔ زمینه.

46:05.972 --> 46:07.932
تو همون پوزیشن وایسا، تکون نخور.

46:09.058 --> 46:11.102
یه ذره زاویه‌ش کجه،
ولی کمکت می‌کنه قشنگ‌تر بچرخی.

46:11.560 --> 46:13.604
همه‌چیزتو بریز روی دایره
واسه سندی، قشنگ نشونش بده.

46:14.272 --> 46:15.273
چیزی رو قایم نکن.

46:16.232 --> 46:19.402
من شلی رو
توی یه ویدیوی زیرخاکیِ یوتیوب دیدم.

46:20.236 --> 46:21.445
پشمام فر خورد، دهنم باز موند.

46:21.737 --> 46:26.366
نرمی و روونیِ حرکاتش هوش از سرم پروند.
چقدر باوقار، چقدر استایل نابی داشت.

46:26.367 --> 46:27.451
چهار دوره قهرمان میس المپیا

46:27.827 --> 46:29.912
قشنگ هیپنوتیزم شده بودم.

46:30.079 --> 46:31.080
درست همین‌طوری.

46:33.165 --> 46:36.001
ما همیشه سگ‌دو می‌زنیم
تا همچین ورزشکاری رو پیدا کنیم،

46:36.002 --> 46:39.046
زنی که بتونه تموم این فاکتورها رو
یه جا توی خودش جمع کنه.

46:39.463 --> 46:43.551
هم عضلانی و تیکه باشه،
هم ظرافت و زنانگی‌ش به فنا نره.

46:49.390 --> 46:51.017
شلی دقیقاً همین پدیده بود.

46:53.853 --> 46:57.189
شلی تک بود، فوق‌العاده بود.

47:01.444 --> 47:03.821
ناشنوا بودنش باعث شده بود

47:04.196 --> 47:08.158
بره تو لاک خودش، تو یه پیلهٔ امن،
و بدون این‌که حواسش پرت بشه

47:08.159 --> 47:09.702
به پارازیت‌ها و صداهای بیرونی، تمرکز کنه.

47:09.910 --> 47:15.374
هیچ مانعی جلودارش نبود،
قدرت خالص و زورِ بازوی سگی بود.

47:23.758 --> 47:24.966
نقل محافل شده بود و همه جا حرفش بود:

47:24.967 --> 47:27.762
«شلی به خودش اومده،
عجب بدنی ساخته لامصب!»

47:27.887 --> 47:29.137
شلی بیتی!

47:29.138 --> 47:31.557
زد معادلات و رتبه‌های بالای جدول رو
ریخت به هم.

47:32.141 --> 47:35.186
و حقش بود که بره روی سکو مدال بگیره.

47:36.437 --> 47:38.731
یکی از غول‌ترین بدنسازای زن
توی کل دنیا شده بود.

47:39.315 --> 47:42.068
مقام سوم، ۱۳ هزار دلار جایزه

47:42.234 --> 47:44.987
دمت گرم شلی، گل کاشتی، تبریک می‌گم!

47:45.738 --> 47:48.824
لحظهٔ اثباتِ قدرت بود، دهن‌بندِ همه شد،
بسیار حیاتی بود برامون.

47:49.909 --> 47:53.412
و ما رو تبدیل به یه تیم واقعی کرد،
یه کاپلِ رسمی و درست‌ودرمون.

47:54.663 --> 47:57.041
من کاملاً
جان رومانو رو زیر نظر داشتم و می‌شناختم.

47:57.500 --> 47:58.501
همه‌جوره جون می‌کَند و مایه می‌ذاشت.

47:59.043 --> 48:03.088
از هر انگشتش
یه هنر می‌ریخت.

48:03.089 --> 48:05.715
امروز قراره کرپِ توت‌فرنگیِ
بدون چربی درست کنم.

48:05.716 --> 48:07.384
بهترین کوفتی واسه بعد از تمرینه،

48:07.385 --> 48:10.388
چون پر از پروتئین خالصه
که سه سوت هضم و جذب عضلات می‌شه.

48:10.763 --> 48:14.517
کار رو با ۴۵۰ گرم
پنیر کاتیجِ زیرو چربی استارت می‌زنم.

48:15.017 --> 48:17.353
جان رومانو
حواسش به رژیم شلی بود

48:17.728 --> 48:19.480
و خودش یه پا سرآشپزِ خفن بود.

48:19.855 --> 48:22.440
یه کتابم نوشته که هنوزم دارمش

48:22.441 --> 48:24.235
و هنوزم از روش فرمول درمیارم.

48:24.360 --> 48:28.155
استادِ این بود که غذاهای بی‌مزه و
تخمیِ رژیمی رو تبدیل به غذای شاهانه کنه.

48:28.531 --> 48:31.700
ما پروتئین، کربوهیدرات و چربی داریم.

48:31.909 --> 48:33.701
چطوری اینا رو اصولی قاطی کنیم

48:33.702 --> 48:36.163
و نسبتاشون درست باشه
تا طعمش به دهن بشینه و لذیذ بشه؟

48:36.539 --> 48:39.374
هر وعدهٔ یه لیوانیش فقط ۱۸۴ کالری داره،

48:39.375 --> 48:43.336
به اضافهٔ ۳۸ گرم کربوهیدرات،
۱۲ گرم پروتئین خالص و صفر درصد چربی.

48:43.337 --> 48:45.296
و بهترین چیز واسه تو خونه‌ست،

48:45.297 --> 48:48.467
مخصوصاً اگه یه زن بدنسازِ رژیمیِ سگ‌اخلاق
ورِ دلتون زندگی کنه.

48:49.552 --> 48:51.679
اگه نسخهٔ دستورپختشو می‌خواید،
بهم پیام بدید.

48:52.096 --> 48:54.140
من هیچ‌وقت نمی‌ذاشتم مثل خوک چاق بشه.

48:55.224 --> 48:57.392
یه قفلِ درست‌ودرمون، یه قفل آویز

48:57.393 --> 49:00.479
زدم رو در یخچال
تا دستش به هله‌هوله نرسه و نلمبونه.

49:00.604 --> 49:02.439
ولی جِرزنی تو خونش بود، ناخنک می‌زد.

49:02.440 --> 49:05.108
گاهی می‌اومد خونه،
می‌رفتم تو ماشینشو دید می‌زدم

49:05.109 --> 49:07.153
می‌دیدم خرده‌های بیسکویت
ریخته رو صندلی‌ها.

49:07.445 --> 49:09.697
مجبور بودم دودوتا چهارتا
کنم و کالریشو کم کنم

49:10.156 --> 49:13.659
تا حساب کتابِ رژیمش
به فنا نره و جور دربیاد.

49:14.577 --> 49:17.580
هر سال یه جنگ اعصاب بود

49:17.955 --> 49:20.457
که از اون فیزیکِ سوپرهیرویی و تراش‌خورده

49:20.458 --> 49:24.920
توی فصل استراحت
ده کیلو دنبه و اضافه وزن بیاره.

49:25.463 --> 49:28.299
باید یاد می‌گرفتم
چطور بالانسش کنم.

49:29.133 --> 49:30.968
به یه دلیلی، یه جایی،

49:31.135 --> 49:35.014
شلی نتونست
این تعادل کوفتی رو نگه داره.

49:47.735 --> 49:51.988
من و رفقام داشتیم
توی ساحل ونیز قدم می‌زدیم.

49:51.989 --> 49:53.032
دوستِ شلی

49:58.204 --> 50:01.999
شلی دید که داریم با زبون اشاره حرف می‌زنیم.

50:11.300 --> 50:14.428
سه سوت چشممون به هم افتاد و کشش ایجاد شد.

50:16.180 --> 50:18.599
خیره شد به من.

50:26.232 --> 50:29.485
پرسید
می‌تونیم دو تایی خلوت کنیم؟

50:38.035 --> 50:40.370
یکشنبه‌ها روز چیت و تعطیلیش بود.

50:40.371 --> 50:43.290
بهم گفت: «هر کوفتی دلم بخواد
می‌تونم بخورم.

50:43.415 --> 50:45.833
می‌تونم بستنی ببلعم
و از غذا لذت ببرم.

50:45.834 --> 50:49.004
هر غلطی که تو دلت بخواد می‌تونیم بکنیم.»

50:56.428 --> 50:58.055
شرمنده، بغضم گرفت.

51:05.229 --> 51:06.772
مثنویِ هفتاد منه قصه‌ش.

51:14.363 --> 51:16.614
هم‌خوابه و عاشقِ هم شدیم.

51:16.615 --> 51:18.784
ولی همه‌چیز باید یواشکی و زیرجلکی می‌بود.

51:27.084 --> 51:31.880
به خاطر موقعیت شغلیش
بدجوری پارانوئید شده بود و فوبیا گرفته بود.

51:40.472 --> 51:43.976
جان دستشو گرفته بود و به
نون و نوایی رسونده بودش.

51:46.812 --> 51:48.980
خیلی سفت‌وسخت گرفته بود کارو.

51:48.981 --> 51:50.648
شیرفهمم کرده بود،

51:50.649 --> 51:51.984
که اولویتِ اولش فقط پیشرفت و کارشه.

51:59.408 --> 52:02.119
خانم‌ها و آقایان! در
میدان نبرد گلادیاتورها،

52:02.286 --> 52:06.540
در لس‌آنجلس کالیفرنیا،
گلادیاتورهای آمریکایی وارد می‌شوند!

52:06.707 --> 52:10.169
جمینای! دایموند!

52:11.253 --> 52:13.339
اون موقع‌ها لنگه‌ش اصلاً وجود نداشت.

52:13.464 --> 52:14.547
تهیه‌کننده

52:14.548 --> 52:15.716
حتی یه ذره هم شبیهش پیدا نمی‌شد.

52:16.300 --> 52:20.887
اون گویِ سنگی ۱۰۰ کیلو وزنشه
و حسابی سنگین و خیسه.

52:20.888 --> 52:23.056
جزو اولین رئالیتی‌شوهای
تاریخ بود.

52:23.057 --> 52:24.141
گلادیاتور سابق

52:24.933 --> 52:30.230
گلادیاتورها نقش سد و مانع رو داشتن،
و مردم عادی جون می‌کَندن تا جایزه ببرن.

52:32.358 --> 52:36.195
اوایل کار تهیه‌کننده‌ها بهم تشر زدن
که این‌قدر شل نیا و مهربون‌بازی درنیار.

52:36.779 --> 52:39.365
«سگی‌تر باش! وحشی‌تر برخورد کن!»

52:43.035 --> 52:45.412
ایول! نشونش می‌دم دنیا دست کیه!

52:46.330 --> 52:48.832
خلاصه زدم طفلک معصوم رو لت‌وپار کردم.

52:49.541 --> 52:52.002
دختره زار می‌زد: «شلی، یواش‌تر، رحم کن!

52:52.127 --> 52:54.380
نمی‌دونی هفتهٔ دیگه عروسیمه لاشی؟»

52:56.173 --> 53:00.886
با خودم گفتم: «به درک! هر گهی می‌خوای بخور،
شغلِ منه، چنگش زدم!»

53:02.513 --> 53:04.514
اولین بار بود که بدنسازا

53:04.515 --> 53:07.350
توی یه کار تیمی و گروهی دور هم جمع می‌شدن.

53:07.351 --> 53:10.311
و با اولین نگاه،
عاشق شلی شدن.

53:10.312 --> 53:12.772
همه متفق‌القول بودن:
«ما به این زن احتیاج داریم.»

53:12.773 --> 53:16.609
می‌تونست سه سوت
برند و امضای شخصیِ خودشو بسازه.

53:16.610 --> 53:19.612
خیلی زودتر از بقیه
تو چشم می‌اومد و گل می‌کرد.

53:19.613 --> 53:22.657
واسه یه برنامه‌ساز،
همچین چیزی حکم کیمیا رو داره.

53:22.658 --> 53:25.493
بریم سراغ آشنایی
با گلادیاتور جدیدمون.

53:25.494 --> 53:27.912
اسمش «سایرن»ـه،
و سرگذشت پر از فراز و نشیبی داره.

53:27.913 --> 53:29.163
مشکل شنوایی داره...

53:29.164 --> 53:30.248
سایرن - ۱۷۰ سانتی‌متر، ۶۸ کیلوگرم

53:30.249 --> 53:33.126
...اما این قضیه سرِ سوزنی از
آمادگی بدنیِ سگی‌ش کم نکرده.

53:33.127 --> 53:34.210
استعدادش فوق‌العاده‌ست.

53:34.211 --> 53:36.379
همهٔ گلادیاتورا
واسه خودشون ورزشکار بودن.

53:36.380 --> 53:40.008
ورزشکارای حرفه‌ای و حسابی،
نه فقط هیکلِ بادکرده.

53:40.426 --> 53:44.095
اما شلی واقعاً تافتهٔ جدابافته بود.

53:44.096 --> 53:45.304
گلادیاتور سابق

53:45.305 --> 53:47.808
از هر نظر که فکرشو بکنی
یه ورزشکار تمام‌عیار و هیولا بود.

53:49.643 --> 53:51.269
داره حریفشو تکون‌تکون می‌ده!

53:51.270 --> 53:52.813
درست سر بزنگاه! تماشا کنید!

53:53.605 --> 53:55.190
عجب دفاع و بلاکِ تمیزی، مایک!

53:56.900 --> 54:00.946
تواناییش توی پیاده کردن هر سناریویی
که می‌خواستن، توی تک‌تک مسابقه‌ها،

54:01.196 --> 54:03.406
کاملاً ذاتی و طبیعی بود براش.

54:03.407 --> 54:05.950
اصلاً نیازی به آموزش و آزمون و خطا نداشت.

54:05.951 --> 54:08.871
ببین سایرن با چه روونی و فرزی‌ای
تکون می‌خوره!

54:08.895 --> 54:10.223
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

54:10.247 --> 54:11.707
عین بولدوزر و دژکوبِ قلعه‌کوبه!

54:13.083 --> 54:15.877
توی اولین دوئلش، یه گرزِ
ابری پرت کردن طرفش،

54:15.878 --> 54:17.588
جوری حریفشو شست و گذاشت کنار
که صدا سگ داد.

54:20.507 --> 54:23.343
همه دهناشون باز مونده بود: «پشمام!
این جونور دیگه از کدوم جهنمی پیداش شد؟»

54:26.138 --> 54:28.056
داشتن سرِ یه اسم مستعار
واسش چونه می‌زدن،

54:28.182 --> 54:30.892
وقتی اسم رو بهش گفتن،

54:30.893 --> 54:34.854
من و اون پیش هم بودیم،
شلی رسماً مخش سوت کشید و گیج شد.

54:34.855 --> 54:37.565
برگشت گفت: «آها، سایرن!
چون آژیر آمبولانس بدجوری گوش‌خراش و بلنده!»

54:37.566 --> 54:41.110
باید کلی داد و هوار راه می‌انداختی
تا بفهمه با اونی.

54:41.111 --> 54:47.492
«سایرن» فقط صدای آژیر ماشین
پلیس و آمبولانس نبود که، بود مگه؟

54:47.493 --> 54:50.621
یه دادِ بلند، یعنی:
«هوی کصکشا، من این‌جام!»

54:51.079 --> 54:53.165
معنی «پری دریایی و زن
افسونگرِ دریا» هم می‌داد.

54:53.290 --> 54:56.751
روحشم از اون ترانهٔ باستانی

54:56.752 --> 54:58.044
و پری دریایی و این خزعبلات خبر نداشت.

54:58.045 --> 54:59.128
فقط به نظرش باحال و خفن اومد،

54:59.129 --> 55:01.672
چون یاد ماشین آتش‌نشانی افتاده بود.

55:01.673 --> 55:03.008
این‌جوری آدمی بود.

55:04.051 --> 55:06.887
شاید گوشام نشنوه و کر باشم،
ولی خوب بلدم قشقرق و سروصدا راه بندازم.

55:07.387 --> 55:10.349
دلتون به حالم نسوزه،
دست‌کمم نگیرید.

55:10.766 --> 55:11.934
فقط یاد بگیرید خایه‌مالی
نکنید و احترام بذارید.

55:12.976 --> 55:16.312
وقتی فصل اول رفت رو آنتن،
یک‌شبه ورق برگشت و همه‌چی ترکید.

55:16.313 --> 55:19.315
یه مشت جوون و نوجوون
توی مجتمع روبه‌رویی لنگر انداخته بودن.

55:19.316 --> 55:22.361
همین که صبح در رو وا می‌کرد

55:22.486 --> 55:25.196
تا بره باشگاه عرق بریزه،

55:25.197 --> 55:27.073
کل توله‌ها و بچه‌ها
عربده می‌کشیدن:

55:27.074 --> 55:29.242
«سایرن!»

55:29.243 --> 55:31.285
فکر کن،
تا دیروز سگم نمی‌شناختش،

55:31.286 --> 55:33.246
اما حالا دیگه همه کف‌خون قاطی می‌کردن براش.

55:33.247 --> 55:36.040
زمین تا آسمون فرق داشت
با شلیِ بدنساز.

55:36.041 --> 55:38.167
سگ به شلیِ بدنساز محل نمی‌ذاشت،

55:38.168 --> 55:41.129
ولی له له می‌زدن تا
سایرنِ گلادیاتور رو از نزدیک دید بزنن.

55:41.255 --> 55:43.714
مدرسهٔ ناشنوایان
ویرجینیای غربی

55:43.715 --> 55:44.758
دمتون گرم!

55:46.176 --> 55:48.928
یه حس خاص و مخلصانه‌ای
به بچه‌های ناشنوا داشت.

55:48.929 --> 55:50.639
مرسی که منو راه دادید بین خودتون.

55:51.932 --> 55:54.977
این اولین مدرسه‌ایه
که واسه ناشنواها دیدم.

55:57.104 --> 56:02.692
عین این بود که با بروس اسپرینگستین
بری استادیوم بیسبال.

56:02.693 --> 56:06.989
کل شهر می‌شناختنش.

56:07.406 --> 56:10.284
عجب غول تیکه‌ایه!
ماهیچه‌هاشو نیگا تو رو خدا!

56:10.409 --> 56:15.289
توی مچ‌اندازی سه سوت دستمو می‌خوابونه،
کیرم تو این شانس!

56:18.917 --> 56:21.962
عمراً دست رد به سینهٔ کسی نمی‌زد،
کلمهٔ «نه» تو کارش نبود.

56:24.548 --> 56:26.091
بهش می‌گفتیم «اسکای ترک».

56:26.800 --> 56:30.220
داریم مسیر معلق به سقف
میدان مسابقه رو تماشا می‌کنیم.

56:30.345 --> 56:33.598
سطحش کلاً پوشیده از
چسبِ پارچه‌ای و ولکرو بود.

56:33.599 --> 56:36.893
وقتی ایدهٔ اسکای ترک زد به سرمون،

56:36.894 --> 56:40.938
پیش خودم گفتم: «یه توری نجات پهن می‌کنیم،
اگه کسی پرت شد پایین سقط نشه.

56:40.939 --> 56:44.025
یه تور ایمنی این زیر می‌زنیم.»
گفتن نه بابا، توری در کار نیست!

56:44.026 --> 56:46.153
منم گفتم: «ریدید با این مسخره‌بازیتون!»

56:47.154 --> 56:49.239
هر بار که این مسابقهٔ
لعنتی رو اجرا می‌کردیم

56:49.907 --> 56:51.699
و ملت رو می‌کشیدن اون بالا،

56:51.700 --> 56:55.370
اشهد خودم رو می‌خوندم
که نکنه یه بنی‌بشری بیفته بمیره.

56:55.913 --> 56:59.041
سایرن رو نگاه کنید، با چه روونی و تسلطی
داره جلو می‌ره. کاملاً مسلطه.

57:00.542 --> 57:02.168
عجب زور بازو و بالاتنهٔ خری داره!

57:02.169 --> 57:03.962
چهار دست و پا روی زمین رفتن نیست که،

57:04.087 --> 57:06.464
سوراخ کونتون پاره می‌شه بخواید
برعکس و طاق‌باز از سقف آویزون بشید.

57:06.465 --> 57:10.509
اصلاً حرکت نرمال و راحتی نیست.

57:10.510 --> 57:12.596
توی خط دو، فقط سایرنه که داره می‌تازه!

57:15.349 --> 57:17.391
شکست‌ناپذیر بود.

57:17.392 --> 57:20.186
مردا هم حریفش نمی‌شدن،
هیچ خری نمی‌تونست شکستش بده.

57:20.187 --> 57:22.980
اگه سوت شروع رو نشنوی،
از کجا می‌فهمی کی باید استارت بزنی؟

57:22.981 --> 57:25.650
قرار بود یه تقه بزنن پشتم،
ولی حسش نکردم.

57:25.651 --> 57:28.402
اونا زودتر راه افتادن،
من یه خرده دیرتر پریدم تو بازی.

57:28.403 --> 57:30.196
شستم خبردار شد که وقتشه.

57:30.197 --> 57:31.322
کارت محشر بود!

57:31.323 --> 57:32.698
- دهنشونو سرویس کردی!
- نوکرم.

57:32.699 --> 57:33.700
سایرن.

57:35.702 --> 57:38.455
اولین گلادیاتورِ ناشنوای ما.

57:40.123 --> 57:42.209
شلی زد تو کار بدنسازی

57:42.417 --> 57:44.753
چون باید واسه خودش یه
زره و برج و بارو می‌ساخت.

57:44.878 --> 57:47.047
این‌طوری احساس امنیت می‌کرد.

57:47.172 --> 57:49.967
اگه زورِ خر پیدا می‌کرد،
کمتر کسی خایه می‌کرد دست روش بلند کنه.

57:50.676 --> 57:53.095
آسیب‌دیده و داغونِ تروماهای بچگی‌ش بود.

57:53.345 --> 57:57.848
ماهیچه‌هاش سپرش بودن
تا مبادا دوباره زخم بخوره.

57:57.849 --> 58:00.936
وقتی شخصیت «سایرن» خلق شد،

58:01.812 --> 58:07.025
شد یه سرپناه و کالبد
تا شلیِ واقعی

58:07.150 --> 58:09.485
بتونه از پشت اون زره و نقاب
دنیا رو سرک بکشه.

58:09.486 --> 58:11.655
بازی کردن یعنی این!

58:12.614 --> 58:14.907
قدرت دست دختراست!

58:14.908 --> 58:16.903
اون کسی که تو
تلویزیون قر می‌داد و

58:16.915 --> 58:19.495
می‌رقصید، مسابقه می‌داد،
می‌خندید و گپ می‌زد

58:19.496 --> 58:22.999
با شرکت‌کننده‌ها،
بهشون روحیه می‌داد،

58:23.000 --> 58:26.128
خودِ خودِ واقعیش بود.
اون آدم، شلیِ بی‌نقاب بود.

58:27.379 --> 58:31.133
سایرن، ورزشکارِ هیولا. این
دومین فصل حضورشه توی برنامه.

58:31.258 --> 58:36.138
هر بار خفن‌تر از قبل ظاهر می‌شه
و ملت عاشقشن.

58:42.644 --> 58:46.814
یه شب داشتیم دم ساحل می‌دویدیم،
درست بغلِ برجک نجات‌غریق،

58:46.815 --> 58:50.902
شلی یه حلقهٔ پلاستیکیِ نارنجی پیدا کرد.

58:51.319 --> 58:53.904
از این اشانتیون‌های دوزاری
توی جعبه کورن‌فلکس.

58:53.905 --> 58:56.198
کردش تو انگشتم و گفت: «اندازه‌ته!»

58:56.199 --> 58:59.202
گفت: «می‌خوام زنم بشی، با من ازدواج کنی.»
منم گفتم: «باشه بابا، حله!»

58:59.327 --> 59:02.372
خیلی وقت، همون یه تیکه پلاستیکِ پیزوری
برامون حلقهٔ ازدواج بود. نگهش داشته بود.

59:15.594 --> 59:19.181
ما یه جور زبون اشاره و ارتباط تلپاتی
بین خودمون داشتیم.

59:22.809 --> 59:24.978
خیلی وقتا
اصلاً نیازی به فک زدن نبود.

59:28.523 --> 59:30.357
فکرِ خودش بود، برگشت گفت:

59:30.358 --> 59:33.236
«از این به بعد، نصف روز
رو این‌جوری می‌گذرونیم.

59:33.361 --> 59:36.322
سمعکم رو خاموش می‌کنم و
نصف روز کَرِ مطلق می‌شم.

59:36.323 --> 59:37.491
مجبوری با زبون اشاره باهام حرف بزنی.

59:37.616 --> 59:40.910
فقط اشاره، بدون لب‌خونی! نصف روز فقط اشاره.

59:40.911 --> 59:42.787
نصفهٔ دیگهٔ روز،
سمعک می‌ذارم

59:42.788 --> 59:44.372
و می‌شینم ورِ دلت.»

59:44.498 --> 59:49.418
حتی اگه جنگ اعصاب راه می‌افتاد
و جو متشنج می‌شد،

59:49.419 --> 59:51.713
اگه دلش می‌خواست زیرش بزنه و کوتاه بیاد،

59:51.880 --> 59:55.342
اجازه نداشت. یا اگه من سگ می‌شدم،

59:55.467 --> 59:58.260
کفری می‌شدم و اشاره رو
ول می‌کردم و داد می‌زدم،

59:58.261 --> 01:00:01.473
می‌گفت نه، راه نداره،
پای قانونی که گذاشتی وایسا.

01:00:02.474 --> 01:00:03.475
دمت گرم.

01:00:08.188 --> 01:00:09.564
وقت لمبوندنه!

01:00:16.238 --> 01:00:18.823
جوون بودیم، آینده‌مون داشت می‌ترکوند.

01:00:18.824 --> 01:00:21.201
هم تکی، هم دو تایی
داشتیم پرواز می‌کردیم و بارمونو می‌بستیم.

01:00:29.501 --> 01:00:32.461
ما جزو تک‌وتوک زوج‌هایی بودیم

01:00:32.462 --> 01:00:34.714
که با یه کمپانیِ مکمل‌سازیِ گردن‌کلفت
قرارداد دونفره بستیم.

01:00:35.132 --> 01:00:37.008
و این رسماً معرکه و هیجان‌انگیز بود.

01:00:37.634 --> 01:00:38.884
زن پولادین

01:00:38.885 --> 01:00:40.637
هر روزمون یه عشق‌وحال
و ماجراجوییِ تازه بود.

01:00:40.762 --> 01:00:43.431
هر روز یه داستان جدید راه می‌افتاد.

01:00:45.350 --> 01:00:46.977
آواز سایرن

01:00:49.104 --> 01:00:50.771
تکی‌تکی هم واسه خودمون سری تو سرا داشتیم،

01:00:50.772 --> 01:00:52.690
من واسه مقاله‌ها و قلمم،
اونم واسه هیکل و بدنسازیش.

01:00:52.691 --> 01:00:54.900
با همدیگه‌م که رسماً بمب بودیم.

01:00:54.901 --> 01:00:57.821
زوج سلبریتیِ
دنیای بدنسازی

01:00:59.781 --> 01:01:04.285
جان؟ اگه پوستم برق می‌زنه یا روغنیه،
یا موهام عن شده،

01:01:04.286 --> 01:01:07.706
بهم بگو درستش کنیم.
وقت داریم هنوز.

01:01:12.419 --> 01:01:16.339
این ماجرا خیلی فراتر از آرزوهام
بهم همه‌چی داد.

01:01:16.631 --> 01:01:20.010
از تموم رویاهام زد بالا،

01:01:20.385 --> 01:01:25.390
خیلی بیشتر از اون چیزی که از یه رابطه،
از خودم و از زندگیم انتظار داشتم.

01:01:25.599 --> 01:01:30.187
خرکیفم به مولا، خوشحالم که دارم
این خوشبختی رو با اون شریک می‌شم.

01:01:34.482 --> 01:01:38.695
هیچ‌وقت پکر یا پشیمون نبود
از این‌که زده تو کار بدنسازی،

01:01:38.820 --> 01:01:42.072
یا این‌که گلادیاتور شده و
کل این بساطو راه انداخته.

01:01:42.073 --> 01:01:46.453
قشنگ عشق می‌کرد،
حداقلش اوایل کار که این‌طوری بود.

01:01:56.004 --> 01:01:58.965
بهم گفت که با شوهرش / پارتنرش
به مشکل خورده.

01:02:04.763 --> 01:02:06.473
دلش نمی‌خواست پاپیچش بشه و حرفشو بزنه.

01:02:06.932 --> 01:02:09.142
همه‌چیزو می‌ریخت تو خودش.

01:02:17.817 --> 01:02:20.862
به نظرت چطور با این‌همه شهرت
کنار می‌اومد؟

01:02:22.405 --> 01:02:24.282
رو مخ و فرسایشی بود.

01:02:25.575 --> 01:02:28.578
می‌گفت خوبی‌ها و بدی‌های خودشو داره.

01:02:28.995 --> 01:02:31.414
ولی دیگه طاقتِ بدی‌ها و حواشی‌شو نداشت.

01:02:38.213 --> 01:02:41.883
عاشق ناشنواها بود، پریدن باهاشون،
اشاره‌بازی کردن.

01:02:42.008 --> 01:02:45.886
اما وقتی برمی‌گشت سرِ کارش،

01:02:45.887 --> 01:02:49.181
پیش آدمای شنوا
قیافه‌ش اخمو و جدی می‌شد.

01:02:49.182 --> 01:02:53.395
توی دنیای شنواها، گاهی وقتا خیلی
داغون و مغموم به نظر می‌رسید.

01:03:03.905 --> 01:03:05.948
گلادیاتورها آماده‌ان،

01:03:05.949 --> 01:03:09.619
و سایرن هوادارای
دوآتیشهٔ زیادی این‌جا داره.

01:03:10.036 --> 01:03:12.705
می‌تونید تماشاچی‌ها رو ببینید
که دستاشونو تکون می‌دن،

01:03:12.706 --> 01:03:15.709
که رسمِ تشویق کردن و دست زدنِ
ناشنواهاست.

01:03:16.418 --> 01:03:21.172
خیلی زوم کردن روی ناشنوا بودنم،
و این برام چندش‌آور و عجیبه.

01:03:21.840 --> 01:03:27.011
گاهی وقتا حالم به هم می‌خوره
از این‌همه توجه فقط به خاطر کر بودنم.

01:03:27.012 --> 01:03:28.595
حالا که حرف زبون اشاره شد،

01:03:28.596 --> 01:03:30.724
شنیدم به تماشاچیا یاد دادی

01:03:30.849 --> 01:03:33.684
چطوری با دستاشون بگن
«بتازید گلادیاتورهای آمریکایی».

01:03:33.685 --> 01:03:35.520
- چطوریه؟
- باشه نشون می‌دم.

01:03:36.229 --> 01:03:38.732
بتازید، گلادیاتورهای آمریکایی!

01:03:39.691 --> 01:03:42.902
هم‌زمان با دهن زر زدن و با دست اشاره کردن
کار حضرت فیله.

01:03:43.028 --> 01:03:47.699
راحت‌تره که یا فقط با دهن حرف بزنی،
یا فقط با دست، نه جفتش با هم.

01:03:47.824 --> 01:03:52.746
به تهیه‌کننده‌های برنامه التماس کردم:

01:03:52.871 --> 01:03:58.543
«می‌شه یه مترجم بذارید کنارم
تا وقتی اشاره می‌کنم اون زر بزنه؟»

01:03:58.710 --> 01:04:01.379
اما ریدن به خواستم و گفتن نه.

01:04:02.714 --> 01:04:08.136
تهیه‌کننده‌ها پروپرو می‌گن:
«صدات خیلی سسکی و خوبه، خودت فک بزن.»

01:04:08.762 --> 01:04:10.513
چاره‌ای ندارم، دستم زیر ساطورِ اوناست.

01:04:11.765 --> 01:04:13.933
حقوق کوفتیمو اونا می‌دن بالاخره.

01:04:29.449 --> 01:04:32.952
می‌گن شگون نداره
پای زن به کشتی و قایق باز بشه.

01:04:35.121 --> 01:04:37.749
سال‌هاست این خرافاتِ تخمی سر زبوناست.

01:04:39.584 --> 01:04:43.254
بعد از این‌که جام رو توی
۱۹۹۲ درو کردیم و بردیم،

01:04:43.380 --> 01:04:47.758
با خودم فکر کردم:
«می‌دونی چی می‌تونه بدجوری حال بده؟

01:04:47.759 --> 01:04:49.218
فاتح جام اَمریکاز کاپ ۱۹۹۲

01:04:49.219 --> 01:04:51.763
این‌که یه تیم تمام‌زنونه راه بندازیم.»

01:04:52.389 --> 01:04:55.766
فقط به خاطر این‌که بتونم
قشنگ برینم به سنت‌های فسیل‌شدهٔ

01:04:55.767 --> 01:04:58.353
مسابقات جام آمریکا.

01:04:59.521 --> 01:05:00.814
زن‌ها علیه مردا!

01:05:02.107 --> 01:05:04.484
دیدم عجب داستان خفنی
از توش درمیاد.

01:05:08.947 --> 01:05:10.364
به گوش کل دنیا رسوندیم

01:05:10.365 --> 01:05:14.368
که قراره تیم زنونه ببندیم
و ثبت‌نام واسه همه آزاده.

01:05:14.369 --> 01:05:15.702
مربی تیم آمریکا ۳

01:05:15.703 --> 01:05:17.622
چشمتون روز بد نبینه،
سیلِ تقاضا بود که ریخت رو سرمون.

01:05:20.458 --> 01:05:21.751
باشگاه قایق‌رانی سن‌دیه‌گو

01:05:21.960 --> 01:05:24.628
و پای بیل کوک که وسط باشه، شوخی‌بردار نیست.

01:05:24.629 --> 01:05:25.713
نصفه‌نیمه تو کتش نمی‌ره،

01:05:25.964 --> 01:05:27.631
باید شش‌دانگ کارو بی‌نقص دربیاری.

01:05:27.632 --> 01:05:28.715
تیم رؤیایی

01:05:28.716 --> 01:05:30.175
بیل کوک، اون میلیاردرِ کله‌گنده‌ای که پولِ

01:05:30.176 --> 01:05:31.802
سندیکای قایق‌رانی آمریکا ۳ رو تأمین می‌کنه،

01:05:31.803 --> 01:05:33.888
از خدمه و تیمِ زنونه‌ش رونمایی کرد.

01:05:34.013 --> 01:05:35.597
کنارِ ملوان‌های کهنه‌کار و کارکشته،

01:05:35.598 --> 01:05:38.393
یه غولِ بدنساز و وزنه‌بردارم
توی تیم به چشم می‌خوره.

01:05:38.768 --> 01:05:41.312
نمی‌دونم ما اون عفریته رو پیدا کردیم
یا اون اومد خرمون کرد و پیدامون کرد،

01:05:41.563 --> 01:05:43.272
ولی عوضش یه گلادیاتورِ
غول‌پیکر گیرمون اومده بود.

01:05:43.273 --> 01:05:46.317
نگاش می‌کردی پشمات می‌ریخت:

01:05:46.609 --> 01:05:50.905
«عجب زنِ عضلانی و تیکه‌ای،
شاید واقعاً کارساز باشه و جواب بده.»

01:05:51.698 --> 01:05:54.242
یه مترجمِ زبون اشاره پیدا کردم.

01:05:54.659 --> 01:05:56.034
اوضاع به نظر...

01:05:56.035 --> 01:05:57.245
دختره کارش فوق‌العاده و بی‌نقص بود.

01:05:57.537 --> 01:05:59.705
این دو تا قشنگ با هم چفت شده
بودن و آبشون تو یه جوب می‌رفت.

01:05:59.706 --> 01:06:01.915
بعداً اصلاً شاخ درنمیارم

01:06:01.916 --> 01:06:03.542
اگه سرعتمون بکشه بالا.

01:06:03.543 --> 01:06:06.254
آدرین رسماً گوش‌های منه.

01:06:06.588 --> 01:06:11.508
توی هر برنامه، دورهمی یا جلسه‌ای
ورِ دلِ خودمه.

01:06:11.509 --> 01:06:14.845
می‌شنوه و همه‌چیزو برام
به زبون اشاره ترجمه می‌کنه،

01:06:14.846 --> 01:06:16.347
تا دوزاریم بیفته و بفهمم.

01:06:16.514 --> 01:06:20.559
بارِ بزرگی از رو دوشم برداشته شده
که همه دارن پا‌به‌پای من

01:06:20.560 --> 01:06:21.977
عین یه تیم واقعی کار می‌کنن.

01:06:21.978 --> 01:06:28.067
حس می‌کنم جزوی از این تیمم،
همه‌مون پشت همیم.

01:06:34.741 --> 01:06:36.950
خیلی حال می‌داد اگه واقعاً
همین‌شکلی پیش می‌رفت.

01:06:36.951 --> 01:06:38.494
قایق‌ران و پاروزن المپیک

01:06:38.495 --> 01:06:39.953
شلی درست همون‌جا وایمیستاد.

01:06:39.954 --> 01:06:41.497
این سمت. کله‌هامونم این‌جا بود،

01:06:41.498 --> 01:06:43.541
کل روز بیخ گوش همدیگه بودیم.

01:06:52.884 --> 01:06:54.885
جالبیش موقعی بود
که مسابقه استارت می‌خورد

01:06:54.886 --> 01:06:56.596
و قشقرق و هیاهوی سگی به پا می‌شد.

01:06:57.931 --> 01:07:02.268
غرش هلی‌کوپترها،
گوش فلک کر می‌شد و هیچی به هیچی نبود.

01:07:04.020 --> 01:07:06.063
اما اون حسش می‌کرد.

01:07:06.064 --> 01:07:09.275
گاهی وقتا خیلی زودتر از خودِ ماها
همه‌چیزو تو بدنش حس می‌کرد.

01:07:11.986 --> 01:07:13.780
زورِ بازوی خرش از تک‌تک ما بیشتر بود.

01:07:14.656 --> 01:07:15.864
ورزشکارِ پدیده‌ای بود به مولا.

01:07:15.865 --> 01:07:18.492
اگه دستش به وینچ و هندل قایق می‌خورد،
می‌دونستی مثل جت می‌چرخونتش.

01:07:18.493 --> 01:07:20.161
همه‌چیز دو برابر سریع‌تر جلو می‌رفت.

01:07:28.670 --> 01:07:31.089
بهترین ملوان‌های زنِ دنیا اون‌جا جمع بودن.

01:07:31.631 --> 01:07:33.757
ولی تا پای خبرنگار و
رسانه‌ها باز می‌شد، زر می‌زدن:

01:07:33.758 --> 01:07:36.218
«شلی کدوم گوریه؟ می‌خوایم
با دختر ناشنواهه مصاحبه کنیم.»

01:07:36.219 --> 01:07:41.140
شبکهٔ لایف‌تایم، مجلهٔ پیپل، تلویزیون،
اخبار محلی و کشوری،

01:07:41.266 --> 01:07:42.516
همه فقط له‌له می‌زدن واسه شلی.

01:07:42.517 --> 01:07:44.601
زورِ بازوش برگِ برنده‌شه.

01:07:44.602 --> 01:07:47.188
مردا زر می‌زنن
که زن‌ها ضعیف و پیزوری‌ان.

01:07:47.313 --> 01:07:50.441
قشنگ بهشون ثابت می‌کنم که گه خوردن.

01:07:57.240 --> 01:08:01.243
واسه مهمونی‌های باشگاه قایق‌رانی
همیشه با موتور تخته‌گاز می‌رفتیم.

01:08:01.244 --> 01:08:03.203
هیچ گهی بیشتر از این حال نمی‌داد

01:08:03.204 --> 01:08:05.123
که دزدگیر رولزرویس‌های لاکچریِ
اون حروم‌زاده‌ها رو به صدا دربیاریم.

01:08:08.793 --> 01:08:12.589
ما اهل ژست گرفتن و قیافه‌گرفتن نبودیم، اونا
تخمی بودن. ما آدمای خاکی و معمولی بودیم.

01:08:14.716 --> 01:08:17.510
یه مشت آدمِ افاده‌ای و
تازه‌به‌دوران‌رسیده بودن.

01:08:21.014 --> 01:08:23.807
قرار بود شش و نیم اون‌جا باشیم،
طرف شش و سی‌وپنج دقیقه می‌رسید.

01:08:23.808 --> 01:08:27.436
اونم با تاپِ بیکینی!

01:08:27.437 --> 01:08:30.315
اصلاً نمی‌دونم چه کوفتی پاش بود،
یه شورتک فسقلی، و ریسه می‌رفت از خنده.

01:08:30.690 --> 01:08:33.860
تَرکِ موتور نشسته بود بغلِ شوهرش،
حسابی با این مسخره‌بازی‌ها حال می‌کرد.

01:08:34.027 --> 01:08:35.777
عشق می‌کرد
که کانون توجه همه باشه.

01:08:35.778 --> 01:08:38.113
ده، یازده، دوازده...

01:08:38.114 --> 01:08:39.740
و امان از دیسیپلین و انضباطش.

01:08:39.741 --> 01:08:42.326
هر بار که شنا می‌رفت،
مجبور بودیم ۲۵ تا شنا اضافه بریم پا‌به‌پاش.

01:08:42.327 --> 01:08:45.370
...و هفده، هجده، نوزده...

01:08:45.371 --> 01:08:47.664
واسه اون،
۲۵ تا شنا پشمم نبود.

01:08:47.665 --> 01:08:49.833
واسه بقیه
رسماً مرگ و عذاب الیم بود.

01:08:49.834 --> 01:08:51.586
ملتم ازش کینه به دل
می‌گرفتن و متنفر می‌شدن.

01:08:52.086 --> 01:08:53.212
کمر صاف!

01:08:53.421 --> 01:08:55.757
...و بیست‌وسه، بیست‌وچهار، بیست‌وپنج...

01:08:55.882 --> 01:09:00.803
چشم دیدنِ لباس پوشیدنش، فک زدنش
و تیپ و قیافه‌شو نداشتن.

01:09:01.679 --> 01:09:03.765
یه جورایی بایکوتش کرده بودن
و دکش می‌کردن، انگار می‌گفتن:

01:09:04.015 --> 01:09:06.267
«از زور بازوت و هیکل سگیت سواری می‌گیریم،

01:09:06.392 --> 01:09:08.728
ولی گه می‌خوری بخوای باهامون قاطی بشی.»
همچین فاز و انرژیِ تخمی‌ای داشتن.

01:09:11.189 --> 01:09:13.775
به خاطر توانایی‌های
بدنی‌ش حلواحلوایش می‌کردن،

01:09:13.900 --> 01:09:17.070
اما از جمع خودشون شوتش می‌کردن بیرون،
چه کر می‌بود چه شنوا.

01:09:17.862 --> 01:09:19.322
خیلی بهش سخت گذشت طفلک.

01:09:22.033 --> 01:09:25.036
می‌دونم یه مترجم داشت
و خیلی با هم رفیق و صمیمی بودن.

01:09:28.289 --> 01:09:30.917
بدجوری عقده‌ای و ناکام شده بودم.

01:09:31.376 --> 01:09:34.753
احساساتمو قورت می‌دادم و می‌ریختم تو خودم.
روم نمی‌شد به ملت بگم:

01:09:34.754 --> 01:09:36.214
«نمی‌فهمم چی زر می‌زنید.»

01:09:36.506 --> 01:09:40.425
یا دستورشون بدم: «با من
با زبون اشاره حرف بزنید!

01:09:40.426 --> 01:09:43.095
بهم بگید کی باید وینچ رو بچرخونم،
چون گوشای وامونده‌م نمی‌شنوه!»

01:09:43.096 --> 01:09:46.933
وقتی یکی نزدیکم وایمیسته، احمق خیال
می‌کنه صدام به گوشش می‌رسه و می‌شنوم.

01:09:47.183 --> 01:09:51.103
وسط اون گیرودار وقتی واسه لب‌خونی و زل زدن
به دهن بقیه نیست که ببینم چی دستور می‌دن.

01:09:51.104 --> 01:09:52.230
اصلاً امکان نداره بشه همچین کاری کرد.

01:10:01.447 --> 01:10:04.409
ماهی یه بار پارتی و
بریزوبپاش راه می‌انداختم

01:10:04.659 --> 01:10:07.161
واسه روحیه دادن و تجلیل از بچه‌های تیم.

01:10:07.912 --> 01:10:09.413
شراب بالا بندازن،

01:10:09.414 --> 01:10:10.748
مشروب و عرق سگی بزنن

01:10:11.082 --> 01:10:14.794
و از ته دل عیاشی کنن و خوش بگذرونن.

01:10:15.044 --> 01:10:17.296
نه این‌که یه بند حمالی کنن و سگ‌دو بزنن.

01:10:20.800 --> 01:10:22.969
۲۰ روز تمام بدون استراحت
عین سگ عرق می‌ریختیم.

01:10:24.637 --> 01:10:26.806
وقتی مرخصی و آف می‌رسید،

01:10:27.598 --> 01:10:30.685
همه خودشونو رها می‌کردن و صفا می‌کردن.

01:10:32.979 --> 01:10:35.647
بعد از گذشت ده ماه،

01:10:35.648 --> 01:10:38.400
همه‌چی خیلی سریع به گا رفت

01:10:38.401 --> 01:10:40.695
با عرق‌خوری‌ها و پارتی‌های افراطی.

01:10:41.070 --> 01:10:43.488
از دو پیک مشروب توی شب،

01:10:43.489 --> 01:10:45.366
رسید به بالا انداختن یه
شیشهٔ کامل رامِ سنگین.

01:10:45.783 --> 01:10:48.994
و بالا کشیدن گاز خنده و
نیتروژن موقعی که می‌رفتیم دنبالش،

01:10:48.995 --> 01:10:50.328
ساعت پنج کلهٔ سحر،

01:10:50.329 --> 01:10:52.915
مستقیم از شلنگ کپسول گاز می‌کشید بالا،
به خیال این‌که صداشو نمی‌شنوم...

01:10:53.040 --> 01:10:55.167
بهش توپیدم:
«داری چه غلطی می‌کنی؟»

01:10:55.168 --> 01:10:59.421
کارش به جایی کشیده بود
که دیگه هیچی نشئه‌ش نمی‌کرد،

01:10:59.422 --> 01:11:01.215
هر چقدرم می‌زد بازم چت نمی‌شد.

01:11:03.342 --> 01:11:05.802
هزار تا کوفت‌وزهرِمار
دست‌به‌دست هم داده بودن.

01:11:05.803 --> 01:11:08.555
و مواد مخدر شد تنها راه فرارش

01:11:08.556 --> 01:11:11.309
تا بتونه روزاشو سگ‌دو بزنه و دووم بیاره.

01:11:15.396 --> 01:11:17.272
یادمه رسیدم خونه،

01:11:17.273 --> 01:11:19.150
زن سابقم برگشت گفت:

01:11:19.525 --> 01:11:21.027
«باید یه گهی رو بهت بگم.

01:11:21.861 --> 01:11:24.280
شلی به من دست‌درازی کرد.»

01:11:24.781 --> 01:11:26.156
گفتم: «منظورت از دست
زدن، همون "دست زدنه"؟!»

01:11:26.157 --> 01:11:27.867
گفت: «آره، یه جورایی بهم تعرض کرد.

01:11:29.160 --> 01:11:31.119
ببین، زیادی عرق کوفت کرده بود و مست بود.

01:11:31.120 --> 01:11:32.788
عیبی نداره، شتر دیدی ندیدی، کیمو.

01:11:32.789 --> 01:11:35.792
فقط فردا حالیش کن
این‌قدر زهرِ ماری کوفت نکنه.»

01:11:36.209 --> 01:11:38.794
منو احضار کردن به اتاق
وینسنت مویرسوم.

01:11:38.795 --> 01:11:41.214
صاف بهم گفت: «کیمو،

01:11:41.881 --> 01:11:43.757
باید تکلیفمون رو با شلی روشن کنیم.»
گفتم: «می‌دونم،

01:11:43.758 --> 01:11:46.426
باید باهاش اتمام حجت کنم،
زیادی شورشو درآورده.»

01:11:46.427 --> 01:11:47.845
برگشت گفت: اون...

01:11:49.722 --> 01:11:50.723
آره دیگه...

01:11:53.267 --> 01:11:57.271
شرمنده‌ام، اون به یکی از منشی‌های زن
توی مهمونی تجاوز کرده.

01:11:57.855 --> 01:12:00.190
قصه‌ای که بهم گفتن این بود
که شلی

01:12:00.191 --> 01:12:04.569
با زور و قلدری انگشتش رو
کرده تو دختره.

01:12:04.570 --> 01:12:06.321
رسماً می‌شه بهش گفت تجاوز جنسی.

01:12:06.322 --> 01:12:08.115
دختره دست رد زده بود به سینه‌ش،

01:12:08.241 --> 01:12:11.077
اونم با اون زور خرش
انداخته بودش زیر دستش.

01:12:11.786 --> 01:12:14.705
واسه همین سرِ سوزنی شک نداشتیم
که باید چه گهی بخوریم.

01:12:16.082 --> 01:12:18.125
صداش زدم گفتم همین امروز
کاسه‌کوزه‌تو جمع کن گورتو گم کن.

01:12:19.168 --> 01:12:20.336
شوتش کردیم از پایگاه بیرون.

01:12:32.807 --> 01:12:35.309
خوب یادمه وقتی نگاش می‌کردم

01:12:35.643 --> 01:12:37.812
می‌دیدم چقدر داشت واسه زندگی سگ‌دو می‌زد.

01:12:39.647 --> 01:12:41.773
کمدشو وا کردیم

01:12:41.774 --> 01:12:44.068
دیدیم پر از وصیت‌نامه و
نامه‌های خودکشیه.

01:12:50.366 --> 01:12:51.367
ببخشید، بغضم گرفت.

01:12:55.830 --> 01:12:59.125
یه ضربهٔ مهلک و کشنده بود،
کمرش شکست.

01:13:00.459 --> 01:13:02.920
داغون و مچاله شده بود.

01:13:04.839 --> 01:13:07.799
قشنگ جلوی چشمامه،

01:13:07.800 --> 01:13:09.843
صورتش، حس‌وحالِ چشماش،

01:13:09.844 --> 01:13:11.553
این‌که چطور زار می‌زد.

01:13:11.554 --> 01:13:14.222
کله‌شو تکون می‌داد و هق‌هق می‌کرد.

01:13:14.223 --> 01:13:17.768
التماس می‌کرد: «روحتونم خبر نداره
این مصیبت چقدر درد داره.»

01:13:19.061 --> 01:13:20.854
جوری این حرفو از ته دل زد...

01:13:20.855 --> 01:13:23.398
حتی اگه نمی‌فهمیدم چقدر داره می‌سوزه،

01:13:23.399 --> 01:13:25.651
درد از چشماش زبانه می‌کشید.

01:13:30.573 --> 01:13:32.742
خیلی حواسمو جمع کردم

01:13:32.909 --> 01:13:36.913
که سرِ این گندکاری
سگ نشم و بهش نتوپم.

01:13:37.204 --> 01:13:41.959
سعی کردم یه راهی پیدا کنم
تا بتونه خودشو جمع‌وجور کنه و سرپا بشه.

01:13:44.754 --> 01:13:48.131
یادمه با خودم گفتم:
«بیا از این لجن‌زار بزنیم بیرون.

01:13:48.132 --> 01:13:51.301
بریم یه محیط سالم‌تر و بی‌حاشیه‌تر.»

01:13:51.302 --> 01:13:54.555
ولی فقط رید به همه‌چی
و اوضاع رو صد برابر بدتر کرد.

01:13:54.931 --> 01:13:57.058
اون موقع عقلم نرسید و حالیم نشد.

01:14:03.648 --> 01:14:06.233
باشگاه مبارزه

01:14:13.240 --> 01:14:16.785
بچرخ، همینه. یک، دو، سه!

01:14:16.786 --> 01:14:19.664
دخترای گولاخ و قوی‌هیکل
سه سوت استرس می‌گیرن و رد می‌دن.

01:14:20.164 --> 01:14:21.165
بپیچ!

01:14:21.874 --> 01:14:23.875
این‌جا کلی جنگ اعصاب و
استرس می‌ریزه سرت، می‌دونی؟

01:14:23.876 --> 01:14:25.293
گلادیاتور سابق، بوکسور

01:14:25.294 --> 01:14:27.838
پس مجبوری جن‌ها و دیوهای درونت رو
خالی کنی و بکشی بیرون.

01:14:28.381 --> 01:14:29.924
این عین واقعیته.

01:14:35.554 --> 01:14:38.848
چند تا از گلادیاتورهایی که لس‌آنجلس بودن،

01:14:38.849 --> 01:14:40.976
واسه اجرای شوهای زنده پاشدن رفتن فلوریدا.

01:14:40.977 --> 01:14:43.186
می‌تونید گلادیاتورها رو

01:14:43.187 --> 01:14:46.147
زنده و از یه وجبی
توی اورلاندوی فلوریدا تماشا کنید!

01:14:46.148 --> 01:14:48.526
بیاید توی سالن و تشویقشون کنید!

01:14:49.026 --> 01:14:50.361
این شما و این دالاس!

01:14:50.528 --> 01:14:52.278
من افتتاحیهٔ شو رو اجرا می‌کردم.

01:14:52.279 --> 01:14:54.699
«این دالاسه!» کلی پشتک و وارو می‌زدم.

01:14:55.324 --> 01:14:59.912
خانم‌ها و آقایان،
این شما و این گلادیاتورهای آمریکایی!

01:15:01.706 --> 01:15:03.540
نقش من توی شو

01:15:03.541 --> 01:15:05.126
مجری‌گری و گرم کردن سالن بود.

01:15:05.251 --> 01:15:08.003
سایرن یکی از
گلادیاتورهای پیشکسوت و کارکشته‌ست.

01:15:08.004 --> 01:15:09.588
توی شش فصل حضور داشته،

01:15:09.755 --> 01:15:11.548
و یکی از نورچشمی‌های منه.

01:15:11.549 --> 01:15:13.550
- در واقع، ایشون...
- ما با هم رلیم!

01:15:13.551 --> 01:15:16.137
...گلادیاتورِ موردعلاقه‌مه،
چون زنِ خودمه!

01:15:16.929 --> 01:15:18.054
جدی می‌گم.

01:15:18.055 --> 01:15:20.348
امیدوارم به بقیهٔ گلادیاتورا برنخورده باشه،

01:15:20.349 --> 01:15:21.894
ولی نمی‌تونم با جفت‌شون
که بخوابم و ازدواج کنم!

01:15:21.906 --> 01:15:22.685
خودت این زر رو زدی‌ها!

01:15:22.810 --> 01:15:24.478
- مگه می‌تونم؟
- گه می‌خوری، نخیر!

01:15:24.937 --> 01:15:27.564
سایرن سرگذشتِ
فوق‌العاده جذابی داره.

01:15:27.565 --> 01:15:28.899
جان عاشق شلی بود.

01:15:29.442 --> 01:15:31.736
واسه هر گهی که می‌خواست یا
لازم داشت، می‌رفت سراغ اون.

01:15:31.861 --> 01:15:33.779
خیلی خوب بهش می‌رسید و هواشو داشت.

01:15:36.532 --> 01:15:38.325
می‌دونستم گرایشش به زن‌هاست و لزبینم هست.

01:15:38.909 --> 01:15:43.205
جانم زیرپوستی تلاش می‌کرد منو وارد
رابطه‌شون کنه، البته فقط به خاطر دلِ شلی.

01:15:43.998 --> 01:15:45.624
خلاصه کارمون به هم کشید و با هم خوابیدیم.

01:15:48.836 --> 01:15:53.132
اون صمیمی‌ترین و نزدیک‌ترین آدمی بود
که تو کل زندگیم داشتم.

01:15:53.799 --> 01:15:57.803
آدمِ عمیق و پرحرارتی بود،
یکی رو می‌خواست که بتونه پا‌به‌پاش بدوه.

01:16:00.181 --> 01:16:01.849
ولی دیگه رسیده بود به ته خط،
کارد به استخونش رسیده بود.

01:16:03.142 --> 01:16:04.809
توی خونه راه می‌رفت...

01:16:04.810 --> 01:16:07.062
از هر خری می‌خوای بپرس
که مشت‌های شلی چطوری بود.

01:16:07.063 --> 01:16:10.231
همیشه خدا دستاشو مشت کرده بود
و این‌جوری راه می‌رفت.

01:16:10.232 --> 01:16:13.526
با اون پاهای خوش‌تراش
و باسنِ قهرمان میس المپیایی‌ش.

01:16:13.527 --> 01:16:15.612
حاضر بود کل این گه‌ها رو ببوسه بذاره کنار

01:16:15.613 --> 01:16:17.030
تا فقط آزاد باشه و به درد خودش برسه.

01:16:17.031 --> 01:16:19.991
حاضر بود همه‌چیزو بریزه تو سطل آشغال.

01:16:19.992 --> 01:16:21.659
قد: ۱۷۵ سانتی‌متر، وزن: ۶۵ کیلوگرم

01:16:21.660 --> 01:16:24.288
نگه داشتن همچین هیکلی
پدرِ آدمو درمیاره، عذاب خالصه.

01:16:25.372 --> 01:16:27.625
و عمراً نمی‌شه تا ابد سرپا نگهش داشت.

01:16:32.755 --> 01:16:37.343
شوی زنده ده برابر فرسایشی‌تر و سگی‌تر
از ضبط تلویزیونی بود.

01:16:38.135 --> 01:16:40.137
هر روز برنامه داشتیم.

01:16:40.513 --> 01:16:43.849
هر روزِ خدا،
آخر هفته‌ها گاهی روزی دو تا سانس.

01:16:44.016 --> 01:16:46.351
یه بند و بدون وقفه.

01:16:46.352 --> 01:16:48.061
حمالی و خستگیِ مفرط.

01:16:48.062 --> 01:16:49.396
بدون یه اپسیلون استراحت.

01:16:51.107 --> 01:16:54.777
ما ۲۰ تا گلادیاتور بودیم، عرق می‌ریختیم
بالا، عیاشی می‌کردیم، می‌رقصیدیم.

01:16:57.571 --> 01:17:00.157
ولی هر اوجی یه سقوطی هم داره.

01:17:03.494 --> 01:17:05.162
مالکان اعلام ورشکستگی و اعسار قضایی کردند

01:17:05.287 --> 01:17:08.833
اگه شو تخته نمی‌شد،
می‌تونست گلیم خودشو از آب بکشه بیرون.

01:17:09.375 --> 01:17:11.210
تمرین کردن براش حکم اکسیژن رو داشت.

01:17:11.627 --> 01:17:13.628
همین که دیگه مجبور نبود
باشگاه بره و وزنه بزنه،

01:17:13.629 --> 01:17:16.382
روان و اعصابش با مخ خورد زمین.

01:17:29.728 --> 01:17:32.021
بیکار و بی‌عار شده بود.

01:17:32.022 --> 01:17:36.151
روزاش به علافی و لش‌کردن می‌گذشت،
و کلهٔ بیکار هم کارگاه شیطانه،

01:17:36.152 --> 01:17:37.528
این‌جوری بگم بهتره.

01:17:39.822 --> 01:17:45.410
قصه‌های تجاوز و تحقیر و دست‌درازی‌های
بچگی‌ش و ول شدنش به امون خدا،

01:17:45.411 --> 01:17:49.455
هی بیشتر و بیشتر سر زبونش می‌افتاد،

01:17:49.456 --> 01:17:51.709
چون روزبه‌روز حالش داغون‌تر و سگی‌تر می‌شد.

01:17:52.668 --> 01:17:56.337
یادمه اولین باری که از پیش روان‌پزشک برگشت،

01:17:56.338 --> 01:17:58.674
اصرار داشتن که حتماً بخوابه

01:17:59.675 --> 01:18:01.927
توی یه کمپ ترک اعتیاد و تیمارستان.

01:18:02.344 --> 01:18:05.263
اون پا نمی‌داد بره،
منم دلم نمی‌خواست بفرستَمش.

01:18:05.264 --> 01:18:08.100
کوچه رو دور زدیم و پیچوندیم
و نرفتیم.

01:18:08.642 --> 01:18:11.896
نمی‌خواستیم پاش به اون خراب‌شده باز بشه.

01:18:12.146 --> 01:18:15.857
ولی باید مثل آدم بهش می‌توپیدم:
«واجبه، باید بری!

01:18:15.858 --> 01:18:19.778
راه بیفت بریم، خودم هواتو دارم، پشتتم،
دو تایی با هم جمعش می‌کنیم.»

01:18:21.864 --> 01:18:24.824
می‌رفت تو پیلهٔ خودش، ایزوله می‌شد،

01:18:24.825 --> 01:18:29.079
نقاشی می‌کشید و غیبش می‌زد.

01:18:30.539 --> 01:18:32.875
توی فلوریدا رفتیم دیدنشون.

01:18:33.918 --> 01:18:36.003
شلی رسماً رد داده بود، اصلاً خودش نبود.

01:18:37.796 --> 01:18:42.468
چهارزانو می‌نشست کف اتاق
و کارای هنری و نقاشی می‌کرد.

01:18:42.760 --> 01:18:46.722
فقط می‌نشست و زل می‌زد،
لام‌تاکام باهامون حرف نمی‌زد.

01:18:49.725 --> 01:18:54.021
این یه دفترچهٔ نقاشیِ خیلی دارک
و سیاه از خودشه.

01:18:54.688 --> 01:18:56.774
یه نقاشیِ خیلی عجیب‌وغریب و چندش این توئه.

01:18:57.483 --> 01:19:02.321
نوشته: «چِت، اوردوز، تو فضا،
مستِ لایعقل، قفل و رد داده.»

01:19:03.864 --> 01:19:05.241
این اصلاً اون شلی‌ای نبود
که من می‌شناختم.

01:19:07.660 --> 01:19:10.079
خیلی...

01:19:10.955 --> 01:19:15.667
خیلی دردناک و گریه‌داره.
ولی واسه این‌که شلی رو بشناسی،

01:19:15.668 --> 01:19:17.711
باید هر دو روی سکه‌شو
بشناسی.

01:19:25.386 --> 01:19:27.179
رفتم فلوریدا تا ببینمش.

01:19:27.638 --> 01:19:28.806
اصلاً نشناختمش، نشد به جا بیارمش.

01:19:30.266 --> 01:19:32.016
سرِ مسابقات جام آمریکا

01:19:32.017 --> 01:19:33.226
خیلی با هم رفیق شده بودیم.

01:19:33.227 --> 01:19:35.521
عین خواهر دوستش داشتم.

01:19:35.980 --> 01:19:37.480
این دفعه که رفتم پیشش،

01:19:37.481 --> 01:19:41.068
رسماً مخش تعطیل بود و تو هپروت سیر می‌کرد.

01:19:42.611 --> 01:19:44.404
گم شده بود، تو یه دنیای دیگه بود.

01:19:44.405 --> 01:19:46.322
از این دنیا کنده شده بود.

01:19:46.323 --> 01:19:47.533
کلاً یه جای دیگه سیر می‌کرد.

01:20:00.879 --> 01:20:03.673
فکر کنم داشت به کل این
زندگیِ تخمی فکر می‌کرد

01:20:03.674 --> 01:20:06.010
و بدجوری قاطی کرده
بود و به بن‌بست خورده بود.

01:20:06.552 --> 01:20:08.594
دیگه بدنساز نبود،

01:20:08.595 --> 01:20:09.971
دیگه گلادیاتور نبود،

01:20:09.972 --> 01:20:11.973
دیگه ملوان و قایق‌ران نبود.

01:20:11.974 --> 01:20:14.018
اصلاً... چه گهی بود؟ کی بود این بشر؟

01:20:16.520 --> 01:20:19.063
این حسِ پوچی هی تو وجودش قد کشید.

01:20:19.064 --> 01:20:24.361
گیج شده بود که: «من اصلاً کیم؟ چه غلطی
دارم می‌کنم؟ شلی بیتی کدوم خریه اصلاً؟»

01:20:46.925 --> 01:20:49.844
آخر سر زد به سرمون

01:20:49.845 --> 01:20:51.555
که از فلوریدا بزنیم به چاک،

01:20:51.805 --> 01:20:55.309
با ماشین برگردیم کالیفرنیا.

01:20:56.393 --> 01:20:59.855
وسط راه،
رابطه‌مون سگی شد و به گه کشیده شد.

01:20:59.980 --> 01:21:04.693
توی کلرادو،
تصمیم گرفتیم کات کنیم و راهمون رو جدا کنیم.

01:21:07.071 --> 01:21:08.405
و همینم شد.

01:21:10.449 --> 01:21:14.994
همون‌جا که زدیم کنار، ماشین موند دست اون،
منم زدم به جادهٔ مخالف.

01:21:14.995 --> 01:21:17.580
یادم نیست کدوم گوری رفتم،
فکر کنم رفتم فرودگاه.

01:21:17.581 --> 01:21:19.958
و تموم شد،
آخرین باری بود که چشممون به هم افتاد.

01:21:23.295 --> 01:21:24.338
همین و بس.

01:21:48.195 --> 01:21:50.114
حالش به شدت خراب و داغون بود.

01:21:52.324 --> 01:21:56.077
باورم نمی‌شد
تونسته باشه اون‌همه راهو رانندگی کنه

01:21:56.078 --> 01:21:57.913
تا برسه خونه‌مون توی اورگان.

01:21:58.664 --> 01:21:59.832
ولی هر جوری بود خودشو رسوند.

01:22:08.173 --> 01:22:09.842
جاهایی از تنش رو نشونم داد

01:22:10.509 --> 01:22:13.053
که بهشون سوزن و سرنگ می‌زد.

01:22:18.225 --> 01:22:20.436
تزریقی شده بود.

01:22:21.937 --> 01:22:24.772
لای انگشت‌های پاشو نشونم داد،

01:22:24.773 --> 01:22:26.233
جاهایی که سوزن فرو می‌کرد.

01:22:28.944 --> 01:22:30.362
ماتم برده بود، نمی‌دونستم
چه خاکی تو سرم بریزم.

01:22:37.536 --> 01:22:38.996
همین‌جاست.

01:22:39.997 --> 01:22:41.206
پشمام.

01:22:44.793 --> 01:22:46.462
عجب چیزیه.

01:22:50.424 --> 01:22:51.967
این سرگذشتِ خودشه.

01:22:52.092 --> 01:22:53.510
مسیر و سرنوشتشه.

01:22:54.636 --> 01:22:56.972
که با دستای خودش نقاشیش کرده.

01:23:00.601 --> 01:23:07.106
نمی‌تونم این حقیقت رو عوض کنم
که یه معتادِ لجن‌مالم.

01:23:07.107 --> 01:23:09.901
مرکز پزشکی دانشگاه
فِیرویو، مینه‌سوتا

01:23:09.902 --> 01:23:12.153
پاشد رفت سمت غرب میانه.

01:23:12.154 --> 01:23:14.405
یه کمپ ترک اعتیاد و بازپروری بود

01:23:14.406 --> 01:23:16.158
مخصوص آدمای ناشنوا.

01:23:17.159 --> 01:23:20.912
آخرین کلینیکی بود که بعد از قضایای اورلاندو
توش بستری شد.

01:23:20.913 --> 01:23:22.956
بهم گفت اون‌جا رو سوا کرده

01:23:23.707 --> 01:23:27.043
چون سمعک لعنتی‌شو درمی‌آورد
و کَرِ مطلق می‌شد.

01:23:27.044 --> 01:23:28.086
پیشگیری از لغزش و بازگشت به اعتیاد

01:23:28.212 --> 01:23:30.087
و بدجوری پای کار وایساد و جدی گرفت.

01:23:30.088 --> 01:23:32.257
این همون چیزی بود که خودش می‌خواست،
شاخ‌به‌شاخ با دیوهای درونش جنگید.

01:23:32.424 --> 01:23:38.095
رفت تو عمق لجن‌مالِ وجودش
و دست خودشو گرفت و کشید بالا.

01:23:38.096 --> 01:23:39.472
دست‌نوشته و تکالیف بیمار

01:23:39.473 --> 01:23:41.475
«به خاطر اون گهی که تو مهمونی قبلی خوردی،
نمی‌خوایم ریختت تو این پارتی بیفته.»

01:23:44.311 --> 01:23:46.522
نه! دست نگه دارید!

01:23:47.981 --> 01:23:51.235
اخراج از تیم قایق‌رانی
به خاطر تعرض جنسی به دخترا.

01:23:51.527 --> 01:23:52.945
نمی‌فهمیدم چه زری می‌زنن.

01:23:53.070 --> 01:23:57.449
عرق و مواد کمکم می‌کرد
تا کمتر به تخمم باشه و نسوزم.

01:23:57.616 --> 01:24:03.330
هم زبون اشاره بلدم،
هم خایه‌شو دارم با صدام فریاد بزنم.

01:24:06.583 --> 01:24:10.002
گذشتهٔ لجن‌مالم رو نمی‌تونم پاک کنم،

01:24:10.003 --> 01:24:13.131
ولی آیندم دست خودمه، می‌تونم بسازمش.

01:24:14.883 --> 01:24:18.427
من تخس و کله‌خرابم. تنم ورزشکاریه.

01:24:18.428 --> 01:24:19.887
اهل هنر و خلاقیتم.

01:24:19.888 --> 01:24:23.642
دوجنس‌گرام. دوقطبی‌ام.

01:24:24.560 --> 01:24:28.230
حالا دیگه اسم این مرض رو می‌دونیم:
اختلال دوقطبی.

01:24:29.064 --> 01:24:32.692
عقلم قد نمی‌داد
چقدر اوضاعش بیخه و وخیمه،

01:24:32.693 --> 01:24:35.279
ولی مال اون خیلی حاد و سگی بود.

01:24:36.488 --> 01:24:38.448
روان‌پزشکش صاف گذاشت کف دستم:

01:24:38.615 --> 01:24:42.369
«سنش که بکشه بالا، به
مراتب سگ‌تر و بدتر می‌شه.»

01:24:43.745 --> 01:24:48.374
حتماً بدجوری خایه کرده بود و وحشت داشت، چون
مجبور بود خشت به خشتِ زندگیش رو از نو بسازه

01:24:48.375 --> 01:24:50.877
اونم پاکِ پاک، بدون مواد و عرق.

01:24:52.379 --> 01:24:54.171
سگ‌دو می‌زد تا بالاخره

01:24:54.172 --> 01:24:56.675
به یه آرامش درونی برسه.

01:24:56.883 --> 01:24:58.176
آره والا.

01:24:59.386 --> 01:25:01.012
یه چند باری هم رل زد و دیت رفت.

01:25:01.013 --> 01:25:03.640
توی جلسات الکلی‌های
گمنام با چند نفر آشنا شد.

01:25:04.182 --> 01:25:07.059
چند تا دختر رو کشوند
همین‌جا تو خونه،

01:25:07.060 --> 01:25:11.106
ولی هیچ‌کدوم جدی نشد،
تا سر‌وکلهٔ جولی پیدا شد.

01:25:21.742 --> 01:25:22.909
بفرما، اینم از این.

01:25:23.535 --> 01:25:26.288
امیدوارم تو این کیسه
عنکبوتی چیزی جا خوش نکرده باشه.

01:25:26.872 --> 01:25:29.790
این لباس و کاستومِ اورجینالِ سایرنه.

01:25:29.791 --> 01:25:32.252
درست سر درنمیارم این کوفتی چطوری تن می‌ره.

01:25:33.420 --> 01:25:35.380
این پشتشه.

01:25:35.756 --> 01:25:38.383
حله، ممه‌هاش این‌جا جا می‌افته.

01:25:40.010 --> 01:25:42.219
پشمام! عجب شوک و ضربه‌ای بود!

01:25:42.220 --> 01:25:44.430
یادم نیست چند وقت بود
شلی پیش ما لنگر انداخته بود

01:25:44.431 --> 01:25:46.724
تا بالاخره نشستیم یه فیلم

01:25:46.725 --> 01:25:49.603
از برنامهٔ گلادیاتورها دیدیم،
منم برگام ریخت گفتم: «یا قمر بنی‌هاشم!»

01:25:49.936 --> 01:25:52.439
من اصلاً نمی‌دونستم گلادیاتور چه عنیه.

01:25:53.565 --> 01:25:55.733
شاید واسه شلی خیلی شاخ بود و افتخار داشت،

01:25:55.734 --> 01:25:59.445
ولی واسه من پشیزی ارزش نداشت.

01:25:59.446 --> 01:26:00.613
دوست‌دخترِ شلی

01:26:00.614 --> 01:26:03.575
من کَفِ شلی نشدم

01:26:04.159 --> 01:26:07.913
چون یه لباس لختی و دو وجبی تنش می‌کرد

01:26:08.830 --> 01:26:10.748
یا چون جزو خفن‌ترین بدنسازای دنیا بود.

01:26:10.749 --> 01:26:13.669
من اصلاً همچین آدمی رو نمی‌شناختم،
من خودِ شلیِ بی‌ریا رو می‌شناختم.

01:26:16.254 --> 01:26:17.672
چون اصلاً بادکرده و گولاخ نبود.

01:26:17.673 --> 01:26:21.176
وقتی دیدمش اصلاً عضلانی و هیکلی نبود.

01:26:27.182 --> 01:26:31.186
ورود اکیداً ممنوع!
اسلحه و لودر دارم، تیکه‌تیکه‌تون می‌کنم!

01:26:39.611 --> 01:26:41.405
شلی عاشق ولو شدن توی دلِ طبیعت بود.

01:26:42.989 --> 01:26:45.575
تنها جایی بود که دلش آروم می‌گرفت.

01:26:45.701 --> 01:26:47.369
حکمِ بازگشت به آغوش خونه رو داشت براش.

01:26:48.662 --> 01:26:50.915
برگشت سرِ همون چیزایی
که باهاشون عشق می‌کرد،

01:26:50.927 --> 01:26:53.041
و اورگان سهم بزرگی
توی این حال خوبش داشت.

01:27:01.550 --> 01:27:03.509
وقتی بالاخره جمع کرد اومد اورگان

01:27:03.510 --> 01:27:07.096
و با جولی رل زد و رفتن زیر یه سقف،

01:27:07.097 --> 01:27:10.350
بدجوری آروم و اهلی شده بود.

01:27:13.520 --> 01:27:15.271
کاملاً جا افتاده بود.

01:27:15.272 --> 01:27:17.815
خیلی بیشتر خودشو با
تموم عیب‌هاش پذیرفته بود

01:27:17.816 --> 01:27:21.027
و با این زندگیِ سگی به صلح رسیده بود.

01:27:22.279 --> 01:27:23.739
بعد از مدت‌های مدید

01:27:23.989 --> 01:27:25.657
واسه اولین بار طعم واقعی خوشبختی رو چشید.

01:27:33.790 --> 01:27:34.957
خب.

01:27:34.958 --> 01:27:36.668
اوایل کار،
وقتی داشتم زور می‌زدم

01:27:36.793 --> 01:27:38.753
مواد و الکل کوفتی رو بذارم کنار،

01:27:38.754 --> 01:27:41.506
پامو که این‌جا می‌ذاشتم،
همیشه یکی بود که دستمو بگیره.

01:27:43.008 --> 01:27:47.179
و به نظرم واجبه که آدم دینش رو
به این جمع و آدماش ادا کنه.

01:27:49.556 --> 01:27:51.057
به نظرم خیلی حیاتی و مهم بود،

01:27:51.183 --> 01:27:55.061
چون زیر یه سقف دو تا آدمِ ترک‌کرده
داشتن نفس می‌کشیدن.

01:27:55.312 --> 01:27:58.022
واسه همینم
پشت‌مون به همدیگه گرم بود.

01:27:58.023 --> 01:27:59.107
دست همو می‌گرفتید.

01:28:01.151 --> 01:28:04.154
اما بالاخره یه جا مواد و عرق
از زندگی می‌کشه کنار،

01:28:04.488 --> 01:28:06.406
و تازه با حقیقتِ عریان و
سگیِ دنیا شاخ‌به‌شاخ می‌شی.

01:28:07.157 --> 01:28:09.201
اون‌جاست که تازه بدبختی و
کار اصلی استارت می‌خوره.

01:28:11.369 --> 01:28:13.455
الکلی‌های گمنام (AA)

01:28:21.880 --> 01:28:23.840
هیچ‌وقت نگران این نبودم
که بره سرِ بطری و بنوشه.

01:28:24.382 --> 01:28:26.802
ترس اصلیم از همون خودزنی و تیغ کشیدنش بود.

01:28:28.512 --> 01:28:30.638
چند ماهی بود با هم رل زده بودیم،

01:28:30.639 --> 01:28:32.223
خوبِ خوب یادمه،

01:28:32.224 --> 01:28:34.934
یه روز چلهٔ تابستون بود
و روی ایوان چوبی نشسته بودیم.

01:28:34.935 --> 01:28:36.393
اومد جلو و گفت:

01:28:36.394 --> 01:28:38.772
«باید یه گهی رو بهت اعتراف کنم.»

01:28:39.314 --> 01:28:41.274
جوراباشو کشید پایین،

01:28:41.691 --> 01:28:45.695
مچ پاهاش پر از جای زخم‌های وحشتناک
و ردِ تیغ‌های عمیق بود.

01:28:46.905 --> 01:28:49.449
پای یه حرفِ جدی و سنگین رو کشید وسط.

01:28:49.574 --> 01:28:51.272
بهش توپیدم: «اگه یه
بار دیگه تیغ بکشی رو

01:28:51.284 --> 01:28:53.203
تنت، عمراً بتونم باهات
بمونم، می‌ذارم می‌رم.»

01:28:59.668 --> 01:29:01.544
پاک موندن و ترک کردن کارِ راحتی نیست.

01:29:01.545 --> 01:29:03.463
اصلاً و ابداً شوخی‌بردار نیست.

01:29:03.755 --> 01:29:06.842
فقط خماری کشیدن و وابستگیِ جسمی

01:29:07.175 --> 01:29:11.179
به مواد و الکل نیست،
ریشه‌ش خیلی عمیق‌تر از این حرفاست.

01:29:12.430 --> 01:29:13.932
خودِ من مثلاً،

01:29:14.099 --> 01:29:16.601
از کلهٔ نوجوونی یاد گرفتم چطور
با مواد دردامو ساکت کنم.

01:29:17.102 --> 01:29:19.187
شک ندارم سرِ شلی هم

01:29:19.563 --> 01:29:21.106
همین بلا به مراتب بدتر اومده بود.

01:29:21.731 --> 01:29:25.277
از همون الف‌بچگی دنبال یه راه فرار بود
تا درد نکشه.

01:29:47.048 --> 01:29:48.466
داشتیم با ماشین دور می‌زدیم

01:29:49.467 --> 01:29:52.971
که یهو شروع کرد فک زدن
دربارهٔ پدرخونده‌ش.

01:29:55.557 --> 01:29:57.683
از کثافت‌کاری‌هایی که

01:29:57.684 --> 01:30:00.937
توی اون طویله بین اون مردیکهٔ لاشی
و شلی اتفاق افتاده بود.

01:30:11.031 --> 01:30:12.657
یارو یه دختر نوجوونم داشت.

01:30:12.908 --> 01:30:14.950
دو تا دختر نوجوون توی اون
خراب‌شده زندگی می‌کردن.

01:30:14.951 --> 01:30:17.745
تا اون‌جایی که شلی بو برده بود،

01:30:17.746 --> 01:30:19.915
مرتیکه هیچ‌وقت به دخترِ
خودش دست‌درازی نکرده بود.

01:30:21.082 --> 01:30:22.542
فقط زورش به شلی می‌رسید.

01:30:25.420 --> 01:30:27.087
تعریف می‌کرد که گاهی وقتا

01:30:27.088 --> 01:30:28.881
از اون طویلهٔ لعنتی می‌زده بیرون

01:30:28.882 --> 01:30:32.469
و عین دیوونه‌ها یک‌بند می‌دویده.

01:30:35.180 --> 01:30:37.389
کیلومترها توی جاده‌های خاکی و روستایی
رانندگی می‌کردیم،

01:30:37.390 --> 01:30:39.433
اشاره کرد گفت:

01:30:39.434 --> 01:30:41.770
«توی همین بیابونا بود که یک‌نفس می‌دویدم.»

01:30:47.901 --> 01:30:50.819
خالی کردن آدرنالین، سوپاپ
تخلیه و راه درروش بود

01:30:50.820 --> 01:30:52.572
واسه کثافت‌کاری‌هایی
که اون تو سرش اومده بود.

01:31:06.586 --> 01:31:08.379
شلی مدام تکرار می‌کرد:

01:31:08.380 --> 01:31:11.173
«هیچ نره‌خری دیگه تخمشو نداره
دست روم بلند کنه یا آزارم بده.»

01:31:11.174 --> 01:31:14.718
و ببین خودشو تبدیل به چه غولی کرد!

01:31:14.719 --> 01:31:16.930
کدوم احمقی تو عقل سالمش
خایه می‌کرد باهاش دربیفته؟

01:31:30.568 --> 01:31:31.653
نقاشی‌هاش...

01:31:31.987 --> 01:31:34.364
شلی شش‌دانگ غرق کار هنریش می‌شد.

01:31:34.948 --> 01:31:37.283
گاهی وقتا که سگ می‌شد و حالش خراب بود،

01:31:37.409 --> 01:31:40.369
کل شب رو بیدار می‌موند و سگ‌دو می‌زد

01:31:40.370 --> 01:31:42.706
روی یه نقاشی که داشت می‌کشید.

01:32:10.233 --> 01:32:11.818
گریه‌م بند نمیاد لامصب.

01:32:14.696 --> 01:32:18.700
انگار روده و جیگرم داره
از جا کنده می‌شه.

01:32:20.744 --> 01:32:22.203
افتادم وسط ظلمات و تاریکی مطلق.

01:32:31.129 --> 01:32:33.380
پاشد اومد این‌جا پیش خودم

01:32:33.381 --> 01:32:36.468
و اعتراف کرد که دوباره
تیغ کشیده رو دست و پاش.

01:32:37.761 --> 01:32:39.428
گفت: «نمی‌دونم کدوم گوری باید برم،

01:32:39.429 --> 01:32:40.596
نمی‌دونم چه خاکی تو سرم بریزم.

01:32:40.597 --> 01:32:42.849
جولی گفته دیگه نمی‌تونه تحملم
کنه و باهام زیر یه سقف بمونه.»

01:32:44.851 --> 01:32:47.729
می‌گفت صداهای عجیب‌وغریب می‌شنوه تو کله‌ش.

01:32:48.605 --> 01:32:49.814
گاهی وقتا.

01:32:51.232 --> 01:32:52.984
ولی جزئیاتشو لو نداد.

01:32:53.735 --> 01:32:55.028
پروندهٔ بالینی و پیشرفت بیمار

01:32:55.236 --> 01:32:58.822
پشت‌بندش، خودش پاشد رفت بستری شد

01:32:58.823 --> 01:33:01.116
توی تیمارستان و بیمارستان روانی سِیلِم.

01:33:01.117 --> 01:33:02.743
وضعیت روانی در بدو بستری:

01:33:02.744 --> 01:33:04.119
هوشیار، به‌شدت بدبین و
گوش‌به‌زنگ، ظاهر مرتب

01:33:04.120 --> 01:33:07.581
افسرده، مضطرب،
بینش و درک محدود

01:33:07.582 --> 01:33:10.835
قضاوت مختل‌شده،
پریشانی فکر و پراکنده‌گویی

01:33:11.711 --> 01:33:15.131
ارزیابی نیاز به برقراری
ارتباط در تاریخ ۸ فوریه ۲۰۰۸:

01:33:15.256 --> 01:33:18.300
زبان ترجیحی:
انگلیسی، زبان اشاره

01:33:18.301 --> 01:33:20.552
ننهٔ شلی پرونده‌ها و مدارک رو امضا کرد

01:33:20.553 --> 01:33:22.847
و داد دست من.

01:33:32.482 --> 01:33:35.443
بیمار (شلی) اعتراف می‌کند که
معضل خودزنی و تیغ‌کشی دارد.

01:33:43.743 --> 01:33:46.328
بیمار شدیداً کفری است
چون مترجم زبان اشاره در اختیار ندارد.

01:33:46.329 --> 01:33:48.748
هیچ مترجمی بالا سرش نذاشته بودن.

01:33:49.415 --> 01:33:51.334
خون جلوی چشامو می‌گیره وقتی اینو می‌بینم.

01:33:54.963 --> 01:33:59.050
پشیزی واسه حقوق اولیه‌ش ارزش قائل نشدن.

01:34:05.974 --> 01:34:07.475
داره عربده می‌کشه!

01:34:09.769 --> 01:34:12.855
نَفَسَم بالا نمیاد! زل نزنید
بهم! فرار کنید، تله‌ست!

01:34:12.856 --> 01:34:14.983
یکی به دادم برسه! همه‌جا
تاریکه! ولم کنید لاشیا!

01:34:19.571 --> 01:34:24.576
یه هیولای کثافت
وجودشو به تسخیر خودش درآورده بود.

01:34:47.557 --> 01:34:48.766
مریض بود طفلک، رد داده بود.

01:34:50.476 --> 01:34:51.686
خودشم خوب می‌دونست چه مرگشه.

01:34:53.188 --> 01:34:56.982
علت بستری: عودِ شدیدِ علائم اختلال دوقطبی.

01:34:56.983 --> 01:35:00.694
سابقهٔ افسردگی شدید و چهار تا
شش بار اقدام ناموفق به خودکشی.

01:35:00.695 --> 01:35:02.779
رفتار و اخلاق پدرتان را توصیف کنید:

01:35:02.780 --> 01:35:04.489
«رابطهٔ لجن و سگی‌ای با هم داریم.»

01:35:04.490 --> 01:35:06.283
شلی شبِ وحشتناکی رو پشت سر گذاشت.

01:35:06.284 --> 01:35:08.076
می‌خواد دوباره تیغ بکشه رو بدنش.

01:35:08.077 --> 01:35:09.453
پر از کینه و خشمه.

01:35:09.454 --> 01:35:10.787
می‌گه تک‌تک چیزایی رو که داشت باخته.

01:35:10.788 --> 01:35:13.707
سابقه خودکشی؟ بله. افکار
خودکشی در حال حاضر؟ بله.

01:35:13.708 --> 01:35:16.126
پرسنل صدای داد و
فریادهای وحشتناکش را شنیدند.

01:35:16.127 --> 01:35:18.087
نمی‌فهمه ملت چه زری می‌زنن.

01:35:18.213 --> 01:35:21.215
«باید با یه بنی‌بشری درد دل کنم!»

01:35:21.216 --> 01:35:25.220
پرسنل محکم کوبیدند به در تا لرزش را حس کند.

01:35:25.345 --> 01:35:27.971
پتو رو کشیده بود رو کله‌ش و زار می‌زد.

01:35:27.972 --> 01:35:30.015
چندین بار نعره کشید:
«دیگه نمی‌کشم! می‌خوام سقط بشم!

01:35:30.016 --> 01:35:31.559
می‌خوام بمیرم! بذارید بمیرم لاشیا!

01:35:31.684 --> 01:35:33.603
بذارید سقط بشم راحت شم!»

01:35:57.377 --> 01:36:01.422
دلت می‌خواد برگردی دانشگاه
و یه‌روزی مدرک کوفتیتو بگیری؟

01:36:01.923 --> 01:36:04.133
معلومه که می‌خوام، آره.

01:36:06.302 --> 01:36:09.013
دلم می‌خواد تا ته غرق بشم
توی فرهنگ ناشنواها

01:36:09.138 --> 01:36:10.807
و زبون اشاره‌م رو
ردیف و بی‌نقص کنم.

01:36:12.684 --> 01:36:16.854
دلم بچه می‌خواد،
خدا کنه اونم کر و ناشنوا به دنیا بیاد.

01:36:17.855 --> 01:36:21.150
یا شایدم بعداً یه توله رو به فرزندی
قبول کنم و خونواده تشکیل بدم.

01:36:21.401 --> 01:36:25.405
نظرت راجع به مارلی چیه،
همون بازیگر مشهوره؟

01:36:26.447 --> 01:36:28.199
هنوز چشمم به جمالش روشن نشده.

01:36:31.703 --> 01:36:34.288
آدمای ناشنوا همه‌شون لنگهٔ هم نیستن که.

01:36:34.289 --> 01:36:38.376
بعضیاشون به نون و نوایی می‌رسن،
بعضیاشونم به آینده دل خوش کردن.

01:36:38.501 --> 01:36:41.587
شاید شماها هم یه‌روزی
واسه خودتون غولی شدید.

01:36:44.590 --> 01:36:49.512
امیدوارم یه‌روزی مارلی متلین رو
از نزدیک ببینم.

01:37:03.318 --> 01:37:05.445
یه خرده تخس و یاغی بودم.

01:37:05.987 --> 01:37:07.905
یه نموره سرکش بودم.

01:37:08.698 --> 01:37:11.242
سازم با بقیه ناکوک بود.

01:37:12.327 --> 01:37:14.162
دختری بودم
که دلش می‌خواست عضلانی و گولاخ بشه.

01:37:14.579 --> 01:37:16.664
یعنی چی آخه؟ هیچ خری تو کتش نمی‌رفت.

01:37:17.915 --> 01:37:21.251
ولی من تخته‌گاز رفتم دنبالش،
چون با این کار حال دلم خوب می‌شد.

01:37:21.252 --> 01:37:23.796
باید دنبال ندای قلبم می‌رفتم.

01:37:29.135 --> 01:37:31.137
امیدوارم شما هم به آرزوهاتون برسید
و بترکونید.

01:37:32.055 --> 01:37:33.139
دمتون گرم.

01:37:36.351 --> 01:37:37.602
مخلص همه‌تونم هستم.

01:37:40.938 --> 01:37:43.483
وقتی به چشمم دیدم چطور...

01:37:51.366 --> 01:37:54.117
وقتی دیدم چقدر واسه اون بچه‌ها مهم بود
که باهاش آشنا بشن،

01:37:54.118 --> 01:37:58.331
باهاش دمخور بشن و حرف بزنن،
رسماً کف کرده بودم.

01:37:59.665 --> 01:38:04.295
تازه دوزاریم افتاد که چقدر
توی این دنیای خراب‌شده تک و بی‌همتا بود.

01:38:04.420 --> 01:38:06.506
نه فقط واسه من، واسه کل دنیا.

01:38:10.635 --> 01:38:15.473
از بچگی همیشه
شلی برام حکم بُت رو داشت.

01:38:19.268 --> 01:38:22.479
یادمه چقدر با هم قر می‌دادیم و می‌رقصیدیم.

01:38:22.480 --> 01:38:25.816
فکر کنم یه فیلم ازمون هست که
داریم با آهنگ مایکل جکسون می‌رقصیم،

01:38:25.817 --> 01:38:28.361
یادمه کلی مسخره‌بازی و
دیوونه‌بازی درمی‌آوردم.

01:38:28.778 --> 01:38:32.489
کلاهمو می‌اندازم هوا
که همچین دورانی رو کنارش زندگی کردم،

01:38:32.490 --> 01:38:36.494
چون من فقط ته تغاریِ خونواده بودم
و اون الگوی تمام‌عیار من بود.

01:38:37.787 --> 01:38:39.038
رها و سبک‌بال.

01:38:40.665 --> 01:38:42.291
خلاصهٔ کلام، شلی یعنی همین.

01:38:43.835 --> 01:38:47.963
فکر کنم نه من،
نه خواهرم و نه اون‌یکی داداشم،

01:38:47.964 --> 01:38:51.467
سرِ سوزنی از اون اراده و پشتکارِ
سگی‌شو نداریم، حتی نزدیکشم نیستیم.

01:38:51.592 --> 01:38:57.098
تمرکز و قفل کردنش روی هدف
رسماً هوش از سرِ آدم می‌پروند.

01:38:57.723 --> 01:39:00.309
وقتی به پسرم نگاه می‌کنم...

01:39:03.271 --> 01:39:04.897
به بچه‌های داداشم نگاه می‌کنم...

01:39:08.651 --> 01:39:12.738
و دلم پر می‌کشه
که کاش عمه‌شونو دیده بودن،

01:39:13.739 --> 01:39:15.116
و اونم اینا رو می‌دید.

01:39:20.455 --> 01:39:24.374
عالی بود،
بدجوری بارشو بست و موفق شد.

01:39:24.375 --> 01:39:27.253
یه کارنامه و زندگی حرفه‌ای خفن داشت،
دمش گرم، همه‌ش عالی بود.

01:39:28.629 --> 01:39:32.133
ولی من فقط دلم می‌خواست خودش زنده بود
و کنارمون بود.

01:39:37.722 --> 01:39:39.182
اون فقط و فقط خواهرم بود.

01:40:08.544 --> 01:40:10.796
بهمون گفتن قلبش خیلی
سگ‌جون و قوی بوده.

01:40:15.426 --> 01:40:21.098
قلبش از نظر فیزیکی مثل سنگ محکم بود،
ولی به همون اندازه هم پر از عشق و صفا بود.

01:40:21.122 --> 01:40:32.122
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
