1
00:01:14,915 --> 00:01:17,353
‫با چندتا از کاراگاه‌های بروکلین حرف زدم.

2
00:01:18,823 --> 00:01:20,827
‫- چرا؟
‫- تا کسی که تعقیب‌ـت می‌کنه رو پیدا کنیم

3
00:01:20,860 --> 00:01:23,233
‫باید بدونن یه زن روانی هست که

4
00:01:23,266 --> 00:01:25,803
‫خودش رو توی بیمارستانی که بچه‌ات...

5
00:01:29,711 --> 00:01:33,019
‫اون‌ها فکر کردن جریان زنی که اومده بود
‫توی خونه‌مون رو از خودم در آوردم.

6
00:01:33,052 --> 00:01:35,290
‫حتماً می‌گن این یکی هم
‫از خودم در آوردم.

7
00:01:35,323 --> 00:01:36,993
‫اون بیمارستان دوربین داره.

8
00:01:37,027 --> 00:01:38,730
‫تو دوربین‌ها پیداش نیست.

9
00:01:38,763 --> 00:01:39,832
‫چی؟ از کجا می‌دونی؟

10
00:01:39,865 --> 00:01:41,702
‫می‌دونم دیگه.

11
00:01:41,735 --> 00:01:44,107
‫دقیقاً داره مثل جریان بروکلین می‌شه.

12
00:01:45,743 --> 00:01:48,215
‫بابا، یـه اتفاق خیلی بـد داره می‌افته!

13
00:01:50,119 --> 00:01:51,689
‫نمی‌تونم توضیح بدم،

14
00:01:51,722 --> 00:01:54,628
‫اما می‌دونم پلیس قرار نیست
‫بهمون کمکی کنه.

15
00:01:57,300 --> 00:01:58,836
‫پس الان چیکار کنیم؟

16
00:02:01,275 --> 00:02:02,678
‫دوباره تلاش کنیم.

17
00:02:03,879 --> 00:02:06,986
‫نه، منظورم همین الانِ الان بود.

18
00:02:07,020 --> 00:02:08,723
‫یعنی، گشنه‌ات نیست
‫بریم ناهار بخوریم؟

19
00:02:08,756 --> 00:02:11,729
‫بریم یه رستوران ایتالیایی؟
‫کوفته با سـس قـرمز بخوریم؟

20
00:02:11,762 --> 00:02:13,365
‫نمی‌خوای نه؟

21
00:02:15,003 --> 00:02:17,407
‫دوباره بـچه‌دار بشیم؟
‫چرا خب.

22
00:02:17,440 --> 00:02:18,776
‫معلومه که می‌خوام.

23
00:02:18,809 --> 00:02:20,012
‫فقط...نمی‌دونم کِی.

24
00:02:20,046 --> 00:02:22,985
‫بهتر نیست تا وقتی این مشکلات
‫حل می‌شه، صبر کنیم؟

25
00:02:23,019 --> 00:02:25,290
‫خب اون هم دقیقاً همین رو می‌خواد.

26
00:02:25,323 --> 00:02:26,692
‫کی؟

27
00:02:26,725 --> 00:02:29,131
‫هر آشغالی که داره
‫این بلاها رو سرم میاره.

28
00:02:29,164 --> 00:02:31,135
‫نمی‌خواد من بچه‌دار بشم!

29
00:02:31,168 --> 00:02:33,072
‫و این دفعه موفق شدن دکس، اما...

30
00:02:33,105 --> 00:02:34,275
‫یعنی فکر می‌کنی اون پرستار...

31
00:02:34,308 --> 00:02:35,710
‫وقتی که سونوگرافی رو انجام داد

32
00:02:35,743 --> 00:02:37,748
‫درست 30 ثانیه بعدش
‫بچه‌ام سقط شد!

33
00:02:37,781 --> 00:02:40,753
‫نمی‌دونم چه‌خبره.

34
00:02:42,023 --> 00:02:44,261
‫فقط می‌دونم یه هـدفی دارن.

35
00:02:58,189 --> 00:02:59,791
‫منکه نگفتم دیگه اصلاً بچه‌دار نشیم.

36
00:03:01,862 --> 00:03:03,165
‫فقط...

37
00:03:07,073 --> 00:03:08,475
‫کمال، می‌شه بزنی کنار؟

38
00:03:09,978 --> 00:03:11,282
‫عزیزم...

39
00:03:11,315 --> 00:03:12,984
‫عزیزم؟

40
00:03:15,156 --> 00:03:17,094
‫چی شده؟

41
00:03:17,127 --> 00:03:19,264
‫می‌خوام تنها باشم.

42
00:03:20,433 --> 00:03:21,936
‫خودم برمی‌گردم.

43
00:03:25,777 --> 00:03:28,315
‫آقای هاردینگ، می‌خواین که...

44
00:04:44,568 --> 00:04:46,371
‫دنبالت بـودم!

45
00:04:52,383 --> 00:04:54,354
‫چی شده؟

46
00:04:58,129 --> 00:05:00,166
‫خدای من، آنا...

47
00:05:00,199 --> 00:05:01,435
‫همین الان اومد خونه.

48
00:05:01,468 --> 00:05:03,239
‫بله. ممنونم کاراگاه وود.

49
00:05:08,549 --> 00:05:11,055
‫کدوم گوری بودی؟

50
00:05:11,088 --> 00:05:12,491
‫زنگ زده بودی پلیس؟

51
00:05:12,524 --> 00:05:15,597
‫یه تـیم جستجو بزرگ داره دنبالت می‌گرده.

52
00:05:15,630 --> 00:05:18,169
‫من و کمال از صبح تا الان
‫دنبالت می‌گشتیم.

53
00:05:18,202 --> 00:05:19,971
‫از صبح؟

54
00:05:24,314 --> 00:05:26,185
‫به‌خاطر داروهاته عزیزم.

55
00:05:26,218 --> 00:05:29,591
‫اما داروهاـم از اون دسته نیستن که
‫متوجه گذر زمان نشم، آخه...

56
00:05:29,624 --> 00:05:31,595
‫تو بیمارستان که بودیم
‫یه آرام‌بخش قوی بهت تزریق کردن.

57
00:05:31,628 --> 00:05:34,134
‫چرا گذاشتی بدون اجازه خـودم
‫بهم آرام‌بخش تزریق کنن؟

58
00:05:34,167 --> 00:05:35,570
‫خب آنا بچه‌ات سقط شده بود.

59
00:05:35,603 --> 00:05:37,174
‫گفتن موردی نداره.

60
00:05:37,207 --> 00:05:38,409
‫پس چـرا اجازه دادی

61
00:05:38,442 --> 00:05:40,547
‫تک و تنها بـرم تو اون جنگل کوفتی؟

62
00:05:40,580 --> 00:05:42,283
‫چون نمی‌دونستم چه غلطی کنم.

63
00:05:50,299 --> 00:05:52,236
‫خداروشکر که حالت خوبه.

64
00:05:56,411 --> 00:05:58,483
‫دکس...

65
00:05:58,516 --> 00:06:00,386
‫دیدمش.

66
00:06:01,588 --> 00:06:03,926
‫خانم «پریچر» رو توی جنگل دیدم.

67
00:06:03,959 --> 00:06:06,232
‫همون زنی که تو مطب دکتر «هیل» بود،

68
00:06:06,265 --> 00:06:09,304
‫همونی که ازم عکس گرفت
‫و گذاشت‌ش روی اینترنت.

69
00:06:09,337 --> 00:06:11,342
‫توی جنگل دیدیش؟

70
00:06:11,375 --> 00:06:13,913
‫تـا اونجا دنبال‌مون کرده بوده.

71
00:06:13,946 --> 00:06:15,583
‫حتماً تمام این‌ها زیر سر اونه!

72
00:06:15,616 --> 00:06:17,653
‫زنی که اومده بود تو خونه‎‌مون،
‫اون پرستاره!

73
00:06:18,656 --> 00:06:20,527
‫همه‌چی.

74
00:06:20,560 --> 00:06:22,997
‫خانم آلکات! خداروشکر که حال‌تون خوبه.

75
00:06:27,707 --> 00:06:29,677
‫کمال، بیا بیرون کـار داریم.

76
00:06:43,138 --> 00:06:45,376
‫درست همین‌جا
‫آتیش روشن کرده بودن.

77
00:06:46,612 --> 00:06:48,015
‫و خودشم اون بالا بود.

78
00:06:48,048 --> 00:06:50,019
‫بالای درخت؟

79
00:06:52,090 --> 00:06:53,493
‫این‌جا که هیچ خاکستری نیست.

80
00:06:53,526 --> 00:06:54,595
‫واقعاً نمی‌دونم.

81
00:06:54,628 --> 00:06:59,170
‫آخه...

82
00:07:02,710 --> 00:07:04,614
‫از اون جغدهای شیطونه‌ها.

83
00:07:07,020 --> 00:07:10,560
‫شاید این رو دیدی و فکر کردی...

84
00:07:10,593 --> 00:07:12,730
‫بیخیال بریم خونه.

85
00:07:28,740 --> 00:07:38,768
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

86
00:07:55,558 --> 00:08:02,558
تــرجمه از «آیــــدا»

87
00:08:41,187 --> 00:08:43,187
« وقتی حامله‌ هستیم باید منتظر
چه چیزهایی باشیم؟ »

88
00:09:04,586 --> 00:09:07,506
‫« پریـــچر_اسپیکز »

89
00:09:08,465 --> 00:09:09,645
‫« نتیجه‌ای یافت نشد »

90
00:09:12,218 --> 00:09:14,878
‫« آنی‌لیت_آنـــا »

91
00:09:15,680 --> 00:09:17,360
‫« نتیجه‌ای یافت نشد »

92
00:09:28,402 --> 00:09:29,671
‫آخ!

93
00:09:35,116 --> 00:09:37,496
‫« پریچر اسپیکز »

94
00:09:38,620 --> 00:09:40,887
‫« نتیجه‌ای با این عنوان یافت نشد »

95
00:10:00,366 --> 00:10:03,205
‫♪ وقتی شاخۀ درخت بشکنه، ♪

96
00:10:03,238 --> 00:10:06,245
‫♪ گهواره از اون بالا سقوط می‌کنه ♪

97
00:10:06,278 --> 00:10:08,582
‫♪ لالا لالایی کوچولوی من ♪

98
00:10:08,615 --> 00:10:12,390
‫♪ بالا‌بالا‌ها، روی درخت لالا کن ♪

99
00:10:12,423 --> 00:10:14,795
‫♪ وقتی که بـاد می‌وَزه ♪

100
00:10:14,828 --> 00:10:17,901
‫♪ گهواره تکون می‌خوره ♪

101
00:10:17,934 --> 00:10:20,740
‫♪ وقتی شاخۀ درخت بشکنه، ♪

102
00:10:20,773 --> 00:10:23,746
‫♪ گهواره از اون بالا سقوط می‌کنه ♪

103
00:10:23,779 --> 00:10:27,620
‫♪ و بچه می‌افته بیرون ♪

104
00:10:27,653 --> 00:10:30,826
‫♪ گهواره و بچه می‌افتن پایین ♪

105
00:10:32,830 --> 00:10:35,636
‫♪ لالا لالایی کوچولوی من ♪

106
00:10:35,669 --> 00:10:38,476
‫♪ بالا‌بالا‌ها، روی درخت لالا کن ♪

107
00:10:38,509 --> 00:10:41,315
‫♪ وقتی که بـاد می‌وَزه ♪

108
00:10:41,348 --> 00:10:45,356
‫♪ گهواره تکون می‌خوره ♪

109
00:10:45,389 --> 00:10:47,360
‫♪ وقتی شاخۀ درخت بشکنه، ♪

110
00:10:47,393 --> 00:10:49,865
‫♪ گهواره از اون بالا سقوط می‌کنه ♪

111
00:10:50,358 --> 00:10:51,358
‫تو کی هستی؟

112
00:10:51,635 --> 00:10:55,443
‫وای. ببخشید. واقعاً شرمنده.

113
00:10:55,476 --> 00:10:57,614
‫من «نیـکولت» ام.
‫مسئول رسیدگی به امور خانه‌های تالیا.

114
00:10:57,647 --> 00:11:00,286
‫انتظار نداشتم اینقدر
‫زود بیدار شین.

115
00:11:00,319 --> 00:11:03,659
‫داشتم یه فیلم از خودم و بچه‌ام
‫می‌دیدم؛

116
00:11:03,692 --> 00:11:04,927
‫تا شـیرم بیاد.
‫[ تشدید احساسات باعث شیردهی می‌شه ]

117
00:11:06,698 --> 00:11:08,669
‫چند سالشه؟

118
00:11:08,702 --> 00:11:10,472
‫راستش هشت هفته.

119
00:11:11,508 --> 00:11:12,877
‫چقدر زود برگشتی سرکارـت.

120
00:11:12,910 --> 00:11:14,714
‫خب من یه مادر مجردم.

121
00:11:18,322 --> 00:11:22,564
‫خب، وظیفه یه مسئول خونه دقیقاً چیه؟

122
00:11:22,597 --> 00:11:24,968
‫خونه رو مدیریت می‌کنه.

123
00:11:25,002 --> 00:11:26,271
‫درسته.

124
00:11:27,507 --> 00:11:29,344
‫می‌شه ویدیوـتون رو ببینم؟

125
00:11:29,377 --> 00:11:32,216
‫واقعاً؟ چرا که نه.

126
00:11:34,854 --> 00:11:36,825
‫اسمش «مَری»ـیه.

127
00:11:36,858 --> 00:11:39,364
‫دار و ندارمه.

128
00:11:39,397 --> 00:11:41,535
‫- خیلی خوشگله!
‫- ممنونم.

129
00:11:41,568 --> 00:11:43,506
‫- چقدر قشنگید...
‫- می‌دونم.

130
00:11:43,539 --> 00:11:44,674
‫شما هم بچه دارین؟

131
00:11:45,943 --> 00:11:46,912
‫آم...

132
00:11:46,945 --> 00:11:48,716
‫وای، ببخشید.

133
00:11:48,749 --> 00:11:49,651
‫- منظوری نداشتم.
‫- نه، ببخشید...

134
00:11:49,684 --> 00:11:51,789
‫- من مشکل هورمونی دارم.
‫- خب، ببین

135
00:11:51,822 --> 00:11:53,692
‫بیا یدونه از این‌ها بخور.

136
00:11:53,725 --> 00:11:56,265
‫تخمک‌ها رو تقویت می‌کنه.

137
00:11:56,298 --> 00:11:57,900
‫این از کجا اومده؟

138
00:11:58,902 --> 00:11:59,942
‫وقتی اومدم...

139
00:12:00,261 --> 00:12:01,961
‫[ اون شب فرصت نشد بهت تبریک بگیم.
‫مبارک باشه! بهت افتخار می‌منم / از ترف همیش »

140
00:12:01,975 --> 00:12:03,545
‫نمی‌دونم، همین‌جا...

141
00:12:06,718 --> 00:12:08,688
‫از آشنایی‌تون خیلی خوشحال شدم!

142
00:12:11,461 --> 00:12:12,596
‫دکس!

143
00:12:13,966 --> 00:12:17,006
‫وای چرا این‌همه زحمت کشیدی!

144
00:12:17,039 --> 00:12:18,875
‫تو آدرس این‌جا رو دادی به همیش؟

145
00:12:20,045 --> 00:12:21,849
‫کارگردان فیلمِ «نویسنده» ؟ نه!

146
00:12:21,882 --> 00:12:23,285
‫پس این چطوری اومده اینجا؟

147
00:12:23,318 --> 00:12:25,490
‫نمی‌دونم. شاید شیـوان بهش داده.

148
00:12:25,523 --> 00:12:27,393
‫- اون از این کارها نمی‌کنه.
‫- نیازی نیست...

149
00:12:27,426 --> 00:12:28,829
‫نگران اون یارو باشی.

150
00:12:28,862 --> 00:12:30,533
‫قرار شد آدرس این‌جا
‫رو به هیچکس ندیم.

151
00:12:30,566 --> 00:12:34,040
‫می‌دونم عزیزم. خودمم همین رو می‌خواستم.
‫یادت نیست؟

152
00:12:43,492 --> 00:12:44,627
‫اینجات چی شده؟

153
00:12:47,099 --> 00:12:49,804
‫به لوازم آرایشی‌ای، چیزی
‫حساسیت نداشتی؟

154
00:12:54,981 --> 00:12:58,755
‫نمی‌دونم چیه.

155
00:12:59,991 --> 00:13:04,968
‫بیا...از این یه‌گاز بزن.

156
00:13:11,815 --> 00:13:13,018
‫نگران نباش.

157
00:13:13,051 --> 00:13:14,854
‫به‌محض اینکه 40 سال‌ت بشه، فضول‌هایی که

158
00:13:14,887 --> 00:13:17,526
‫مزاحمت می‌شن می‌رن
‫سراغ بقیه دخترها.

159
00:13:22,136 --> 00:13:24,708
‫یه‌جورایی خنده‌داره.

160
00:13:24,741 --> 00:13:28,048
‫هر دختر بچه‌ای آرزوش اینه که
‫بازیگر بشه.

161
00:13:28,081 --> 00:13:30,519
‫یکی بشن مثل «مرلین مونرو»

162
00:13:32,523 --> 00:13:34,861
‫ولی این رو نمی‌دونن که
‫چه کار بزرگ و سختیه.

163
00:13:39,737 --> 00:13:42,043
‫- بذار به شیوان یه زنگ بزنم.
‫- چرا؟

164
00:13:42,076 --> 00:13:43,945
‫توی این وضعیت به
‫دوست صمیمی‌ات نیاز داری.

165
00:14:13,436 --> 00:14:14,976
‫« شــیوان کوربـین »

166
00:14:19,183 --> 00:14:21,455
‫- سلام خوشگله!
‫- شیوان!

167
00:14:21,488 --> 00:14:22,957
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

168
00:14:22,990 --> 00:14:24,995
‫دکس بهم زنگ زد. خودش گفت بیام.

169
00:14:25,029 --> 00:14:27,700
‫اونکه همین یه دقیقه پیش گفت
‫می‌خواد بهت زنگ بزنه.

170
00:14:27,733 --> 00:14:29,070
‫عزیزم...

171
00:14:29,103 --> 00:14:30,539
‫دکس امروز صبح بهم زنگ زد!

172
00:14:30,572 --> 00:14:31,975
‫یه‌ساعت بعدش حرکت کردم.

173
00:14:32,009 --> 00:14:34,848
‫مگه همین الان بهم زنگ نزدی؟

174
00:14:34,881 --> 00:14:38,688
‫وقتی تو ماشین بودم بهت زنگ زدم.
‫سه ساعت پیش!

175
00:14:40,092 --> 00:14:41,661
‫اجازه هست؟

176
00:14:56,091 --> 00:14:58,094
‫یه اتفاقی داره برام می‌افته.

177
00:14:59,163 --> 00:15:01,067
‫باید غذای درست‌حسابی بخوری.

178
00:15:03,171 --> 00:15:04,841
‫چه خوشمزه‌ست این!

179
00:15:04,874 --> 00:15:07,680
‫این همون سـالاد سبزه‌ که توی
‫«تیک‌تاک» سر و صدا کرده بود.

180
00:15:09,183 --> 00:15:12,456
‫مشخصه که حالت خوب نیست.

181
00:15:13,558 --> 00:15:14,627
‫اصلاً.

182
00:15:14,660 --> 00:15:16,198
‫انگار تسخیرـت کردن.

183
00:15:16,231 --> 00:15:20,539
‫منم بعد از اینکه بچه‌ام سقط شد
‫دقیقاً همینطوری بودم.

184
00:15:21,574 --> 00:15:22,977
‫تو هم خیلی حالت بد بود؟

185
00:15:23,011 --> 00:15:25,916
‫اونقدری که تعجب کردم چرا
‫تو تیمارستان بستری‌ام نکردن.

186
00:15:25,949 --> 00:15:28,856
‫راستشو بخوای یه‌ذره مونده بود

187
00:15:28,889 --> 00:15:31,728
‫بـپرم وسط خیابون و بلند داد بزنم
‫« کـیر تو مردسالاری »

188
00:15:31,761 --> 00:15:33,065
‫یعنی خب ببین.

189
00:15:33,098 --> 00:15:35,968
‫واسه اینکه حامله بشی، کُلی
‫مواد شیمیایی به خوردت می‌دن.

190
00:15:36,005 --> 00:15:38,409
‫بعدشم که حامله می‌شی دو برابر
‫اون مقدار رو به‌خوردت میدن.

191
00:15:38,542 --> 00:15:40,480
‫وقتی هم که دیگه حامله نیستی،

192
00:15:40,813 --> 00:15:44,054
‫ناراحتی‌ای که تو دلته هم‌زمان
‫با مواد شیمایی کم کم از بین می‌رن.

193
00:15:44,087 --> 00:15:46,525
‫دقیقاً بعد زایمان همچین اتفاقی می‌افته.

194
00:15:46,558 --> 00:15:49,531
‫که البته وقتی بچه‌ات سقط می‌شه
‫کلاً همه‌چی برعکسه.

195
00:15:49,564 --> 00:15:51,968
‫آره.

196
00:15:52,002 --> 00:15:54,741
‫هیچکس بهم نگفت
‫قراره اینطوری باشه.

197
00:15:54,774 --> 00:15:56,011
‫معلومه که کسی نمی‌گه.

198
00:15:56,044 --> 00:15:58,782
‫اگه می‌گفتن که بقیه از
‫تلاش کردن دست می‌کشیدن.

199
00:16:02,056 --> 00:16:05,296
‫تو هم حـس رو داخل شکم‌ـت داشتی؟

200
00:16:05,329 --> 00:16:08,000
‫اینطوریه که بدن‌ت هنوز نمی‌دونه

201
00:16:08,034 --> 00:16:11,108
‫بچه سقط شده و دیگه نیست؟

202
00:16:11,141 --> 00:16:15,583
‫خیلی حس آزاردهنده‌ایه،
‫اما بعد یه مدت می‌ره.

203
00:16:15,616 --> 00:16:16,751
‫اوهوم.

204
00:16:20,125 --> 00:16:21,627
‫چطوری اون دوران رو پشت سر گذاشتی؟

205
00:16:22,897 --> 00:16:26,004
‫کار درستی که کردم این بود که عصبانیت‌ام
‫رو با فعالیت‌های ورزشی از بین بردم.

206
00:16:26,037 --> 00:16:27,873
‫ورزش این‌ها که می‌کنی؟

207
00:16:28,742 --> 00:16:31,281
‫- از پله‌ها می‌رم بالا و میام پایین.
‫- زحمت کشیدی!

208
00:16:31,314 --> 00:16:34,954
‫این سالاد رو می‌خوری و بعدش
‫می‌ریم پیاده‌روی.

209
00:16:34,987 --> 00:16:36,825
‫خیلی‌خب، زود بخور ببینم.

210
00:16:42,236 --> 00:16:45,643
‫نگهبان خونه‌تون واقعاً جذابه.

211
00:16:45,676 --> 00:16:48,582
‫اگه کل روزـم مثل کنه بهم بچسبه
‫عصبانی نمی‌شم.

212
00:16:48,615 --> 00:16:50,319
‫شاید فکرکنی با وجودش
‫احساس امنیت می‌کنم،

213
00:16:50,352 --> 00:16:52,223
‫اما اصلاً حس خوبی ندارم.

214
00:16:52,256 --> 00:16:55,162
‫- چرا؟
‫- چون اون هم حرف‌هام رو باور نمی‌کنه.

215
00:16:55,195 --> 00:16:57,900
‫یعنی خب مشخصه که دکس
‫هم دیگه حرف‌هام رو باور نمی‌کنه.

216
00:16:58,769 --> 00:17:00,739
‫حس می‌کنم داره بهم خیانت می‌کنه.

217
00:17:00,772 --> 00:17:02,043
‫با کی آخه؟

218
00:17:02,076 --> 00:17:04,347
‫سونیا، اون دختره که...

219
00:17:04,380 --> 00:17:06,852
‫- کافیه.
‫- چی کافیه؟

220
00:17:06,885 --> 00:17:10,092
‫این فکرهای مزخرف.
‫دکس با هیچکس نیست.

221
00:17:10,125 --> 00:17:13,665
‫هیچ پرستاری هم برات سونوگرافی انجام نداده،

222
00:17:13,698 --> 00:17:17,340
‫و هیچکس هم نقشه نکشیده
‫جلوی بارداری‌ات رو بگیره.

223
00:17:17,373 --> 00:17:20,679
‫الان دیگه معروف شدی، گاهی اوقات
‫این چیزها پیش میاد.

224
00:17:20,712 --> 00:17:22,350
‫فقط یه هفته دیگه اجازه داری
‫گریه و زاری کنی.

225
00:17:22,383 --> 00:17:24,320
‫بعدش دوباره برـت می‌گردونیم!

226
00:17:24,353 --> 00:17:26,792
‫- کـجا؟
‫- مثل قبل خوشگل‌موشگل‌ت می‌کنیم.

227
00:17:26,825 --> 00:17:31,601
‫قراره عکست بره روی
‫کاور مجله «ووگ»

228
00:17:31,634 --> 00:17:33,238
‫«ووگ» ؟

229
00:17:33,271 --> 00:17:35,276
‫شیوان، در اون حد معروف نیستم.

230
00:17:35,309 --> 00:17:37,313
‫اگه در اون حد معروف نیستی،
‫چرا یکی باید

231
00:17:37,346 --> 00:17:40,219
‫در به در تو بیمارستان‌ها و خونه‌ات
‫دنبالت باشه؟

232
00:17:40,252 --> 00:17:44,327
‫کاملاً حقته!
‫اگه هم نمی‌خوایش، بگو خودم برم.

233
00:17:44,360 --> 00:17:47,934
‫یعنی واقعاً به‌نظرت آمادگی‌ش رو دارم؟

234
00:17:47,967 --> 00:17:51,074
‫تو زندگی ما واسه هیچ‌چیز آمادگی نداریم،

235
00:17:51,107 --> 00:17:56,952
‫مادر شدن، معروف بودن،
‫ تجربه از دست دادن بچه...

236
00:17:56,985 --> 00:17:59,190
‫ما فقط دائم داریم یاد می‌گیریم.

237
00:18:00,059 --> 00:18:02,029
‫ازت می‌خوام خودت رو

238
00:18:02,062 --> 00:18:04,033
‫از این مصیبت بیرون بکشی

239
00:18:04,066 --> 00:18:05,903
‫روی آینده‌ات تمرکز کنی.

240
00:18:07,673 --> 00:18:09,944
‫آنا وینتور داره زنگ می‌زنه، باید
‫جواب بدم و بعدشم برم.

241
00:18:09,977 --> 00:18:11,948
‫- دوستت دارم.
‫- منم.

242
00:18:11,981 --> 00:18:13,618
‫سلام عشقم.

243
00:18:42,977 --> 00:18:45,916
‫کمال، بریم!

244
00:19:15,976 --> 00:19:17,046
‫سلام خانم آلکات!

245
00:19:17,079 --> 00:19:19,683
‫- با دوست‌تون خوش گذشت؟
‫- رفت خونه‌شون.

246
00:19:41,889 --> 00:19:43,822
‫« خرت و پرت‌های بچه‌ی تالیا »

247
00:24:46,470 --> 00:24:50,045
‫نـه! ولم کنید!

248
00:24:50,078 --> 00:24:51,147
‫نــه!
‫نــه!

249
00:24:51,180 --> 00:24:53,485
‫توروخدا!

250
00:24:53,518 --> 00:24:54,720
‫نه، نه، نه، نــه!

251
00:24:58,795 --> 00:25:00,198
‫نــه!

252
00:25:03,738 --> 00:25:07,313
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

253
00:25:07,346 --> 00:25:11,321
‫" سالوه، ا پــور، ایوی ساتناس "

254
00:25:11,354 --> 00:25:14,193
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

255
00:25:14,226 --> 00:25:19,370
‫" سالوه، ا پــور، ایوی ساتناس "

256
00:25:19,403 --> 00:25:22,376
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

257
00:25:22,409 --> 00:25:25,749
‫" سالوه، ا پــور، ایوی ساتناس "

258
00:25:25,782 --> 00:25:29,790
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

259
00:25:29,823 --> 00:25:33,131
‫" سالوه، ا پــور، ایوی ساتناس "

260
00:25:33,164 --> 00:25:37,106
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

261
00:25:37,139 --> 00:25:39,777
‫" سالوه، ا پــور، ایوی ساتناس "

262
00:25:39,810 --> 00:25:44,553
‫" ویوانت لیبری دومینی نوستری "

263
00:26:27,873 --> 00:26:29,543
‫کسی نیست؟

264
00:26:29,576 --> 00:26:31,314
‫دکس؟

265
00:26:31,347 --> 00:26:33,385
‫نیکولت؟

266
00:26:33,418 --> 00:26:34,787
‫کـمـک!

267
00:26:34,820 --> 00:26:37,826
‫خدای من آنا. کجا بودی؟

268
00:26:37,859 --> 00:26:39,763
‫- تکون خورد.
‫- چی؟

269
00:26:40,799 --> 00:26:42,870
‫بچه توی شکم‌ام تکون خورد.

270
00:26:43,938 --> 00:26:46,744
‫دستم رو بگیر بلند شو عزیزم.

271
00:26:46,777 --> 00:26:49,750
‫باید استراحت کنی.
‫منم کنارت دراز می‌کشم.

272
00:26:52,322 --> 00:26:54,560
‫چرا به حرف‌هام گوش نمی‌کنی؟

273
00:26:54,593 --> 00:26:56,664
‫بیا بریم.

274
00:26:56,697 --> 00:26:58,468
‫ببین، می‌دونم نباید می‌رفتم
‫اون پایین

275
00:26:58,501 --> 00:27:00,305
‫و مشروب می‌خوردم.

276
00:27:00,338 --> 00:27:02,342
‫بعدش هم یـهو یه خواب خیلی
‫وحشتناک دیدم.

277
00:27:02,375 --> 00:27:04,680
‫اما واقعاً یه‌چیزی حس کردم.

278
00:27:04,713 --> 00:27:07,553
‫انگار تکون خورد؛ خیلی واقعی بود.

279
00:27:10,825 --> 00:27:12,328
‫این اینجا چیکار می‌کنه؟

280
00:27:13,965 --> 00:27:16,404
‫رفته بودم زیرزمین این رو قایم کنم!

281
00:27:16,437 --> 00:27:18,341
‫توی ساحل پیداش کردم.

282
00:27:19,610 --> 00:27:21,247
‫یعنی یکی این عروسک رو که

283
00:27:21,280 --> 00:27:22,716
‫15 ساله تولیدش متوقف شده رو

284
00:27:22,749 --> 00:27:25,522
‫با این میخ‌ها و وضعیت
‫ول کرده لب ساحل؟

285
00:27:25,555 --> 00:27:27,192
‫راستش نه یکی،

286
00:27:27,225 --> 00:27:29,930
‫کار آدمایی‌ایه که تعقیب‌ام می‌کنن.

287
00:27:29,963 --> 00:27:32,369
‫می‌خوان من رو بترسونن.

288
00:27:32,402 --> 00:27:33,838
‫یدونه دیگه‌ام تو استودیو
‫«اندی کوهن» گذاشته بودن.

289
00:27:33,871 --> 00:27:35,575
‫از شیوان بپرس.

290
00:27:38,281 --> 00:27:40,352
‫آخه...

291
00:27:40,385 --> 00:27:44,393
‫همچین چیزی واقعاً بعیده عزیزم.

292
00:27:44,426 --> 00:27:47,866
‫می‌دونم اما واقعیت داره.

293
00:27:54,246 --> 00:27:56,584
‫- حالت خوبه؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم.

294
00:27:56,617 --> 00:27:58,822
‫من...

295
00:27:58,855 --> 00:28:02,228
‫ببخشید، اما اون بچه‌ی منم بود!

296
00:28:27,045 --> 00:28:29,550
‫اما ممکنه نه؟

297
00:28:29,583 --> 00:28:31,954
‫ادامه تجربه علائم بارداری

298
00:28:31,987 --> 00:28:34,960
‫میان خانم‌هایی که سقط جنین
‫داشتن یه‌چیز کاملاً عادیه.

299
00:28:34,993 --> 00:28:37,499
‫گاهی اوقات اینقدر غـم بزرگی داریم

300
00:28:37,532 --> 00:28:39,036
‫که بدن‌مون هم تحت تاثیر قرار می‌گیره.

301
00:28:39,069 --> 00:28:41,774
‫اما دکتر هیل اینطوری که
‫شما می‌گین نبود.

302
00:28:41,807 --> 00:28:44,747
‫انگار واقعاً حس کردم یه‌چیزی تکون خورد.

303
00:28:44,780 --> 00:28:46,617
‫- خانم آلکات...
‫- فقط می‌خوام بدونم.

304
00:28:46,650 --> 00:28:49,423
‫می‌دونم عجیبه، اما امکان‌ش هست
‫اشتباه کرده باشن...

305
00:28:49,456 --> 00:28:51,894
‫که بچه سقط شده؟

306
00:28:53,698 --> 00:28:56,938
‫با بررسی آزمایش خونی که
‫بیمارستانِ «سوف‌همپتون» فرستاده بود،

307
00:28:56,971 --> 00:28:59,510
‫و عدم وجود ضـربان قلب

308
00:28:59,543 --> 00:29:03,918
‫در سونوگرافی‌ای که انجام دادید و
‫مقدار خونی که از دست دادید

309
00:29:03,951 --> 00:29:06,723
‫نه. متاسفانه ممکن نیست.

310
00:29:08,427 --> 00:29:10,699
‫دکتر هیل، یه‌چیز دیگه...

311
00:29:10,732 --> 00:29:14,640
‫کسی تا حالا کابوس دیدن

312
00:29:14,673 --> 00:29:16,844
‫بعد سقط جنین رو گزارش نکرده؟

313
00:29:16,877 --> 00:29:18,882
‫چرا. اونم ممکنه اتفاق بیفته.

314
00:29:18,915 --> 00:29:22,055
‫یادتون نره چیزی که شما تجربه کردید
‫یه «تراما» محسوب می‌شه.

315
00:29:22,088 --> 00:29:24,960
‫برای فراموش کردنش به خودتون
‫زمان بدید و استراحت کنید.

316
00:29:24,993 --> 00:29:26,964
‫ممنونم دکتر.

317
00:29:51,447 --> 00:29:53,350
‫خانم آلکات؟

318
00:29:56,757 --> 00:29:57,926
‫چیزی شده؟

319
00:29:57,959 --> 00:30:00,899
‫نه. خوبم. چرا؟

320
00:30:00,932 --> 00:30:02,335
‫آخه...

321
00:31:51,120 --> 00:31:53,725
‫خانم؟

322
00:31:53,758 --> 00:31:56,730
‫واقعاً ببخشید اما می‌خوایم مغازه رو ببندیم.

323
00:31:58,768 --> 00:32:01,574
‫اوه، ببخشید.

324
00:32:01,607 --> 00:32:03,011
‫این چه حرفیه،
‫کاملاً درک می‌کنم.

325
00:32:03,044 --> 00:32:04,880
‫اسباب‌بازی خریدن واسه بچه‌ها
‫واقعاً کار سختیه.

326
00:32:04,913 --> 00:32:07,052
‫گاهی اوقات باورم نمی‌شه این
‫وظیفه ماست که ازشون مراقبت کنیم.

327
00:32:07,085 --> 00:32:09,589
‫چیز خاصی مد نظر دارید؟

328
00:32:11,226 --> 00:32:12,996
‫شما هم اون خانم‌ها رو می‌بینید؟

329
00:32:14,032 --> 00:32:15,602
‫کدوم خانم‌ها؟

330
00:32:15,635 --> 00:32:18,440
‫همین خانم‌هایی که...

331
00:32:19,743 --> 00:32:22,081
‫من و شما اینجا تنهاـییم.

332
00:32:26,924 --> 00:32:28,995
‫درسته.

333
00:32:29,029 --> 00:32:32,669
‫من دنبال یه نمایشگر ضربان قلب‌ام.

334
00:32:32,702 --> 00:32:34,540
‫«داپـلر» ؟

335
00:32:34,573 --> 00:32:36,077
‫خدا می‌دونه چرا بچه‌ها
‫بهشون می‌گن داپلر.

336
00:32:36,110 --> 00:32:37,946
‫بچه اولتونه؟

337
00:32:37,979 --> 00:32:40,618
‫- چند ماه‌تونه؟
‫- مطمئن نیستم.

338
00:32:40,651 --> 00:32:43,524
‫وای لعنت بهش.
‫تموم کردیم.

339
00:32:43,557 --> 00:32:45,228
‫اما می‌تونم براتون سفارش بدم.

340
00:32:45,261 --> 00:32:48,668
‫بیخیالش اشکال نداره بابا، ممنون.

341
00:32:48,701 --> 00:32:50,571
‫ببخشید؟ می‌شه یه‌لحظه وایستین؟

342
00:32:54,813 --> 00:32:56,717
‫اشکال نداره...

343
00:32:57,919 --> 00:33:00,057
‫وای، خیلی ورجه وورجه می‌کنه‌ها.

344
00:33:01,093 --> 00:33:02,963
‫- حس می‌کنی؟
‫- معلومه که آره.

345
00:33:02,996 --> 00:33:04,533
‫خدایا، انگار نه‌ انگار حامله‌ای.

346
00:33:04,566 --> 00:33:06,170
‫فکرکنم از اون زن‌هایی هستی که

347
00:33:06,203 --> 00:33:09,076
‫هرچقدرم غذا بخورن اصلاً
‫چاق نمی‌شن. نه؟

348
00:33:09,109 --> 00:33:11,213
‫باز لگد زد.

349
00:33:35,862 --> 00:33:36,963
‫بزن کنار.

350
00:33:48,721 --> 00:33:50,024
‫سـان؟

351
00:33:52,028 --> 00:33:55,034
‫- چقدر از دیدنت خوشحالم.
‫- منم.

352
00:33:55,067 --> 00:33:56,837
‫کلی بهمون خوش می‌گذره، بهم اعتماد کن.

353
00:33:57,906 --> 00:33:59,576
‫خانم آلکات؟

354
00:34:07,792 --> 00:34:09,296
‫حواست به اون زنیکه باشه!

355
00:34:09,329 --> 00:34:10,765
‫برو گمشو!

356
00:34:24,059 --> 00:34:25,295
‫ببخشید.

357
00:34:25,328 --> 00:34:28,834
‫- گمش کردم.
‫- بهتون گفتم.

358
00:34:30,037 --> 00:34:32,008
‫گفتم یه اتفاقی داره می‌افته.

359
00:34:32,041 --> 00:34:33,644
‫گفتم دارن تعقیب‌ام می‌کنن.

360
00:34:33,677 --> 00:34:35,315
‫گفتم این زنه رو توی جنگل دیدم.

361
00:34:35,348 --> 00:34:38,687
‫خودش بود.
‫بهتون گفته بودم.

362
00:34:40,191 --> 00:34:43,397
‫حرفم رو باور نکردید.
‫هیچ‌کدوم‌تون.

363
00:34:43,430 --> 00:34:46,903
‫- من نگفتم حرف‌تون رو...
‫- از قیافه‌ات پیدا بود.

364
00:34:49,709 --> 00:34:50,778
‫بریم.

365
00:35:11,318 --> 00:35:14,051
‫« تغییر رمز / رمز جدید خود را وارد کنید »

366
00:35:16,365 --> 00:35:18,098
‫« رمز شما با موفقیت تغییر یافت »

367
00:35:21,119 --> 00:35:22,799
‫« چی از جونم می‌خوای؟ »

368
00:35:48,294 --> 00:35:50,098
‫شب بخیر کمال.

369
00:35:50,131 --> 00:35:52,802
‫شب بخیر خانم آلکات.

370
00:35:56,071 --> 00:35:57,604
‫« جدول برنامه‌ها / یک برنامه جدید »

371
00:35:57,947 --> 00:35:59,467
‫« می‌خوام بهت هشدار بدم »

372
00:36:01,451 --> 00:36:03,318
‫« یه بلایی سر بچه‌ات آوردن »

373
00:36:07,248 --> 00:36:09,115
‫« اون‌ها بچه‌ام کشتن؟ »

374
00:36:26,393 --> 00:36:32,393
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

375
00:36:49,966 --> 00:36:50,766
‫« جدول برنامه‌ها / یک برنامه جدید »

376
00:36:51,084 --> 00:36:52,364
‫« بچه‌ات نمرده »

377
00:36:56,798 --> 00:37:12,626
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
