1
00:00:12,621 --> 00:00:14,101
‫آمین.

2
00:00:16,842 --> 00:00:18,061
‫امیدوارم این شمع

3
00:00:18,192 --> 00:00:21,543
‫آرامش به روح پدرم بیاره.

4
00:00:21,673 --> 00:00:22,805
‫بنجامین سیلور.

5
00:00:23,449 --> 00:00:24,581
‫خیلی خوشحالم که همه‌مون اینجاییم

6
00:00:24,712 --> 00:00:27,540
‫تا سالگرد بن رو با هم جشن بگیریم.

7
00:00:27,671 --> 00:00:29,412
‫خیلی برام ارزش داره. اولین سالگرد

8
00:00:29,542 --> 00:00:31,153
‫فوت یه عزیز

9
00:00:31,283 --> 00:00:34,722
‫باید با جمع شدن خانواده و دوستان همراه باشه.

10
00:00:36,027 --> 00:00:37,638
‫ازتون ممنونم که اینجایید.

11
00:00:37,768 --> 00:00:39,814
‫هیچ‌جا رو به اندازه اینجا دوست نداریم باشیم.

12
00:00:43,861 --> 00:00:45,907
‫ما اینجاییم.

13
00:00:46,037 --> 00:00:47,125
‫خب، امشب

14
00:00:47,256 --> 00:00:49,127
‫و از امروز به بعد، هر روز

15
00:00:49,258 --> 00:00:51,260
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

16
00:00:58,310 --> 00:01:00,617
‫اون گوشت گاو رو بده این‌طرف.

17
00:01:00,748 --> 00:01:03,620
‫من هنوزم تا امروز نمی‌تونم باور کنم

18
00:01:03,751 --> 00:01:05,448
‫که اون گوشی منو ازم نگرفت

19
00:01:05,578 --> 00:01:07,102
‫یا ایکس‌باکسمو. جونا!

20
00:01:07,232 --> 00:01:08,625
‫تو مورد علاقه‌اش بودی. تو پسر کوچولوش بودی.

21
00:01:08,756 --> 00:01:10,758
‫پسر کوچولو. بابا هیچ مورد علاقه‌ای نداشت.

22
00:01:10,888 --> 00:01:13,456
‫جونا مورد علاقه‌اش بود. سارا، چطور می‌تونی اینو بگی؟

23
00:01:13,586 --> 00:01:14,892
‫اون همه‌تون رو یک اندازه دوست داشت. آه...

24
00:01:15,023 --> 00:01:16,328
‫خب، شاید یکم بیشتر.

25
00:01:16,459 --> 00:01:17,329
‫من چطور مورد علاقه بودم؟

26
00:01:17,460 --> 00:01:19,114
‫بعد از تمام ساعت‌هایی که بن رنج کشید

27
00:01:19,244 --> 00:01:21,420
‫تا مربی تیم فوتبال وحشتناک دخترانتون باشه.

28
00:01:21,551 --> 00:01:23,074
‫بابا! پدربزرگ! می‌دونید...

29
00:01:23,205 --> 00:01:25,381
‫شما اینو بلند گفتید، درسته؟ حق با اونه. نه.

30
00:01:25,511 --> 00:01:27,470
‫حق با اونه. ما وحشتناک بودیم. وای!

31
00:01:27,600 --> 00:01:28,950
‫وحشتناک!

32
00:01:29,080 --> 00:01:30,603
‫و بابا خیلی صبور بود.

33
00:01:30,734 --> 00:01:32,083
‫یادت میاد چطور کنار زمین قهر می‌کردی؟

34
00:01:32,214 --> 00:01:34,912
‫چون از بازی نکردن متنفر بودی. لنا!

35
00:01:35,043 --> 00:01:37,001
‫اوهوم. اون داستان رو نگو. داستان رو بگو!

36
00:01:37,132 --> 00:01:39,351
‫بله، لطفا درباره رئیس پلیس بگید

37
00:01:39,482 --> 00:01:40,875
‫که کنار زمین قهر می‌کرده.

38
00:01:41,005 --> 00:01:42,659
‫اوه، اون یه نقشه کامل داشت.

39
00:01:42,790 --> 00:01:44,356
‫الان منو شبیه یه جور مغز متفکر شیطانی جلوه میدی.

40
00:01:44,487 --> 00:01:45,706
‫اون به هم‌تیمی‌هاش پول میداد

41
00:01:45,836 --> 00:01:47,011
‫یک دلار میداد تا وانمود کنن مصدوم شدن

42
00:01:47,142 --> 00:01:48,404
‫تا خودش تو بازی بمونه. اوه!

43
00:01:48,534 --> 00:01:50,188
‫این شیطانیه. وحشتناک!

44
00:01:50,319 --> 00:01:52,060
‫من بهترین بازیکن تیم فوتبال بودم.

45
00:01:52,190 --> 00:01:54,627
‫من فقط کاری رو می‌کردم که بابا همیشه می‌گفت انجام بده.

46
00:01:54,758 --> 00:01:56,891
‫اگر شاهد بی‌عدالتی هستی...

47
00:01:57,021 --> 00:01:59,371
‫لینا/می/جونا: یه کاری بکن!

48
00:01:59,502 --> 00:02:01,069
‫آه، لنا، یادت میاد

49
00:02:01,199 --> 00:02:03,288
‫همه اون ایده‌های پیش‌پا افتاده، آه، بت میتزوا رو

50
00:02:03,419 --> 00:02:04,725
‫که اون برات درآورده بود؟ در نهایت کدوم رو انتخاب کردی؟

51
00:02:04,855 --> 00:02:05,900
‫اوه، من نداشتم

52
00:02:06,030 --> 00:02:07,771
‫بت میتزوا. چطور مگه؟

53
00:02:07,902 --> 00:02:09,294
‫چون من از نظر فنی

54
00:02:09,425 --> 00:02:10,556
‫کاملا تغییر دین ندادم.

55
00:02:10,687 --> 00:02:11,862
‫به یهودیت.

56
00:02:13,124 --> 00:02:14,343
‫متاسفم.

57
00:02:14,473 --> 00:02:15,997
‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

58
00:02:16,824 --> 00:02:17,650
‫لخایم!

59
00:02:17,781 --> 00:02:19,304
‫مم! چی؟

60
00:02:19,435 --> 00:02:20,610
‫اوه!

61
00:02:20,741 --> 00:02:21,872
‫داشتم تمرین می‌کردم.

62
00:02:22,003 --> 00:02:23,178
‫باشه.

63
00:02:24,135 --> 00:02:25,136
‫لخایم!

64
00:02:27,182 --> 00:02:29,140
‫ببین این مرد چطور عبری صحبت می‌کنه. می‌تونیم صحبت کنیم

65
00:02:29,271 --> 00:02:31,316
‫درباره روزهای فوتبالش بیشتر صحبت کنیم؟ اوه، آره. خیلی...

66
00:02:31,447 --> 00:02:33,188
‫خیلی هوشمندانه بود. نمی‌تونیم؟

67
00:02:33,318 --> 00:02:34,624
‫خب، می‌تونید درباره قسمت "هوشمندانه"اش صحبت کنید.

68
00:02:44,677 --> 00:02:46,462
‫چرا همه چی تو بوستون سربالاییه؟

69
00:02:48,029 --> 00:02:48,856
‫اگه نیاز داشتی وایسی بهم بگو،

70
00:02:48,986 --> 00:02:50,074
‫نفس تازه کنی،

71
00:02:50,205 --> 00:02:51,293
‫کش و قوس بیای، می‌دونی؟

72
00:02:51,423 --> 00:02:52,903
‫حتما، حتما.

73
00:02:53,034 --> 00:02:54,687
‫کنجکاوم، چرا ما رانندگی نمی‌کنیم؟

74
00:02:54,818 --> 00:02:56,385
‫چون ترافیک رو دور پارک هدایت کردن.

75
00:02:56,515 --> 00:02:59,301
‫می‌دونی، ممنون که جمعه ما رو هم دعوت کردی.

76
00:02:59,431 --> 00:03:02,217
‫بن اینطور به نظر میاد که آدم باحالی بوده که میشد باهاش آبجو خورد.

77
00:03:02,347 --> 00:03:04,567
‫و تو بهش میگی بابا، نه ناپدری.

78
00:03:04,697 --> 00:03:05,742
‫این خیلی باحاله.

79
00:03:05,873 --> 00:03:08,223
‫ما خیلی بهم نزدیک بودیم. آره.

80
00:03:08,876 --> 00:03:10,791
‫اگه ناراحت نمیشی بپرسم، چطور کار می‌کنه؟

81
00:03:10,921 --> 00:03:14,055
‫تو یهودیت رو انجام میدی اما هیچ‌وقت به یهودیت تغییر دین ندادی؟

82
00:03:14,185 --> 00:03:17,493
‫آره. خب، مادرم بهم این گزینه رو داد که تغییر دین بدم

83
00:03:17,623 --> 00:03:19,234
‫وقتی با بابا ازدواج کرد. اوهوم.

84
00:03:20,365 --> 00:03:22,063
‫نمی‌خواستم این کارو بکنم. بین

85
00:03:22,193 --> 00:03:23,934
‫پدربزرگم و اون گیر کرده بودم. آه...

86
00:03:24,065 --> 00:03:25,588
‫کشیش باپتیست.

87
00:03:25,718 --> 00:03:27,416
‫می‌دونی، هرچی بیشتر به معبد می‌رفتم و یهودیت رو انجام می‌دادم،

88
00:03:27,546 --> 00:03:30,201
‫بیشتر جذبش می‌شدم. فقط...

89
00:03:30,332 --> 00:03:32,769
‫هیچ‌وقت واقعاً برنگشتم و غسل میکوه رو انجام ندادم.

90
00:03:32,900 --> 00:03:34,379
‫همون مراسم تغییر دین.

91
00:03:34,510 --> 00:03:36,555
‫و الان، در سالگرد فوت بن،

92
00:03:36,686 --> 00:03:39,080
‫اینکه این کارو نکردی، یه جورایی آزارت میده؟

93
00:03:39,210 --> 00:03:40,429
‫آره.

94
00:03:41,996 --> 00:03:44,041
‫نگرانم که اون ناامید از دنیا رفت.

95
00:03:44,172 --> 00:03:46,174
‫همه اون سنت‌ها براش خیلی خاص بودن.

96
00:03:46,304 --> 00:03:49,742
‫می‌دونی، تعطیلات بزرگ، مراسم عید پسح،

97
00:03:49,873 --> 00:03:51,440
‫شبات‌های خانوادگی.

98
00:03:51,570 --> 00:03:53,964
‫اگه بخوام حدس بزنم، میگم اون احتمالا درک می‌کنه.

99
00:03:54,095 --> 00:03:57,054
‫استاندارد خیلی بالایی رو برای ما پدرها گذاشت.

100
00:03:57,185 --> 00:03:59,491
‫وقتی همسرم فوت کرد، تنها چیزی که پسرام دیدن...

101
00:03:59,622 --> 00:04:01,189
‫این بود که من دیر وقت با غذای آماده می‌اومدم خونه

102
00:04:01,319 --> 00:04:03,278
‫و صبح زود برمی‌گشتم سر کار.

103
00:04:04,540 --> 00:04:06,542
‫اونا خیلی چیزا رو به خاطر کار از دست دادن.

104
00:04:07,630 --> 00:04:09,545
‫غم سخته. می‌دونم.

105
00:04:10,633 --> 00:04:12,809
‫شاید هنوز برای درست کردنش دیر نیست.

106
00:04:12,940 --> 00:04:14,115
‫برای هر دومون.

107
00:04:23,907 --> 00:04:25,648
‫ممنون. چی داریم؟

108
00:04:25,778 --> 00:04:28,477
‫سرایدار ساختمان داشت آشغال‌ها رو می‌برد بیرون

109
00:04:28,607 --> 00:04:30,044
‫به این قالیچه برخورد.

110
00:04:30,174 --> 00:04:31,436
‫و یه جسد توشه؟

111
00:04:31,567 --> 00:04:33,003
‫تکه‌تکه شده یا کامل؟

112
00:04:33,134 --> 00:04:34,787
‫اون غافلگیری رو برای شما دو تا نگه داشتم.

113
00:04:34,918 --> 00:04:35,963
‫ممنون.

114
00:04:44,623 --> 00:04:46,016
‫زخم چاقو. خونریزی کرده تا حد مرگ.

115
00:04:46,147 --> 00:04:48,801
‫هیچ بریدگی یا کبودی‌ای نیست که نشون بده تقلا کرده.

116
00:04:48,932 --> 00:04:49,802
‫کیف پول نداره.

117
00:04:49,933 --> 00:04:50,978
‫گوشی موبایل نداره.

118
00:04:51,108 --> 00:04:52,980
‫فقط یه دسته کلید.

119
00:04:54,155 --> 00:04:55,547
‫شبیه یه سرقته.

120
00:04:55,678 --> 00:04:57,549
‫اما دقیقاً مثل یه سرقت به نظر نمی‌رسه.

121
00:04:58,420 --> 00:05:00,509
‫یعنی، چرا این همه زحمت کشیدن که این یارو رو بپیچن

122
00:05:00,639 --> 00:05:02,163
‫توی قالیچه، بکشوننش اینجا

123
00:05:02,293 --> 00:05:04,861
‫بندازنش دور فقط برای یه گوشی موبایل و کمی پول نقد؟

124
00:05:04,992 --> 00:05:06,297
‫فکر می‌کنی "اونها" بودن؟

125
00:05:06,428 --> 00:05:07,951
‫قطعاً بیشتر از یه نفر می‌خواد

126
00:05:08,082 --> 00:05:09,605
‫که اونو تا اینجا بیارن پایین.

127
00:05:09,735 --> 00:05:10,911
‫دست راستش رو نگاه کن.

128
00:05:11,041 --> 00:05:13,130
‫حالا، شرط می‌بندم نمی‌تونی مشت

129
00:05:13,261 --> 00:05:14,131
‫که روی این گل‌ها داره رو باز کنی.

130
00:05:14,262 --> 00:05:16,177
‫بذار ببینم.

131
00:05:17,961 --> 00:05:20,311
‫وای. گرفتگی نعشی (اسپاسم کاداوریک).

132
00:05:20,442 --> 00:05:21,878
‫سفتی آنی جسد در لحظه مرگ.

133
00:05:22,009 --> 00:05:23,619
‫و اینو از کجا می‌دونی؟

134
00:05:23,749 --> 00:05:25,534
‫اوه، بذار حدس بزنم، یه خواهر یا برادر دیگه هم داری

135
00:05:25,664 --> 00:05:27,014
‫که پزشک قانونیه.

136
00:05:27,971 --> 00:05:29,668
‫نه. آه...

137
00:05:29,799 --> 00:05:31,018
‫من، اِمم، سه ماه کار موقت داشتم

138
00:05:31,148 --> 00:05:32,497
‫تو اداره پزشکی قانونی.

139
00:05:32,628 --> 00:05:33,977
‫پای جسدها رو علامت می‌زدی؟

140
00:05:34,108 --> 00:05:35,326
‫من تلفن جواب می‌دادم.

141
00:05:35,457 --> 00:05:38,025
‫اما چند تا نکته مفید یاد گرفتم.

142
00:05:38,155 --> 00:05:40,853
‫مثلاً واکنش رفلکسی یه نفر وقتی چاقو می‌خوره

143
00:05:40,984 --> 00:05:42,812
‫اینه که رها کنه.

144
00:05:42,943 --> 00:05:44,292
‫ولی اون محکم نگه داشته، پس یعنی

145
00:05:44,422 --> 00:05:46,250
‫این گل‌ها براش مهم بودن.

146
00:05:46,381 --> 00:05:47,904
‫احتمالاً می‌تونه بهمون کمک کنه شناسایی‌ش کنیم.

147
00:05:48,035 --> 00:05:50,037
‫یا ما رو به قاتلمون برسونه.

148
00:05:53,954 --> 00:05:55,303
‫می‌خوای برنامه‌ی صبح‌ت رو مرور کنیم؟

149
00:05:55,433 --> 00:05:57,087
‫نه، مگر اینکه خیلی جذاب باشه، چارلی.

150
00:05:57,218 --> 00:05:59,133
‫آها. می‌خوای برنامه‌ی بعدازظهرت رو مرور کنیم؟

151
00:05:59,263 --> 00:06:00,961
‫وکیل دادگستری سیلور! وکیل دادگستری سیلور!

152
00:06:01,091 --> 00:06:02,658
‫یه دقیقه وقت دارین؟ اون زن رو می‌شناسین؟

153
00:06:02,788 --> 00:06:04,703
‫نه، فکر نکنم. تو برو، مِی.

154
00:06:04,834 --> 00:06:06,183
‫من خودم رسیدگی می‌کنم. نه، صبر کنین. خواهش می‌کنم. چیزی که سر پسرم اومد

155
00:06:06,314 --> 00:06:08,925
‫ناعادلانه بود و هیچکس به حرف من گوش نمی‌ده.

156
00:06:09,056 --> 00:06:10,361
‫من به کمک شما نیاز دارم.

157
00:06:10,492 --> 00:06:11,972
‫مِی، لطفاً برو داخل دادگاه.

158
00:06:12,102 --> 00:06:13,799
‫نه، من درخواست بازبینی پرونده برای پسرم دادم.

159
00:06:13,930 --> 00:06:16,237
‫اسمش ایلایژا دنیلز هست.

160
00:06:16,367 --> 00:06:17,368
‫من اون اسم رو نمی‌شناسم.

161
00:06:17,499 --> 00:06:20,023
‫شما هیچوقت نخوندینش.

162
00:06:20,154 --> 00:06:22,243
‫درخواست من هیچوقت به دست شما نرسید؟

163
00:06:22,373 --> 00:06:24,419
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم این امکان‌پذیره.

164
00:06:24,549 --> 00:06:27,378
‫همه‌ش حرف‌های پوچ و امید واهیه با شما آدما.

165
00:06:27,509 --> 00:06:30,381
‫وای... نگهبانی! نگهبانی!

166
00:06:30,512 --> 00:06:32,166
‫باشه، چارلی، ممنون.

167
00:06:32,296 --> 00:06:33,558
‫اشکالی نداره. ممنون، آقا.

168
00:06:33,689 --> 00:06:35,038
‫خانم.

169
00:06:35,169 --> 00:06:36,822
‫من بازبینی پرونده‌ها رو خیلی جدی می‌گیرم.

170
00:06:36,953 --> 00:06:38,955
‫حالا، نمی‌دونم چطور درخواست شما از قلم افتاده.

171
00:06:39,086 --> 00:06:41,175
‫اما من اهل امید واهی دادن نیستم.

172
00:06:41,305 --> 00:06:43,264
‫اسمتون چیه؟ اسمم...

173
00:06:43,394 --> 00:06:45,092
‫من جوانا دنیلز هستم.

174
00:06:46,049 --> 00:06:47,746
‫پسرم تو زندانه.

175
00:06:47,877 --> 00:06:49,966
‫و اون لیاقتش نیست اونجا باشه.

176
00:06:50,097 --> 00:06:51,968
‫برای درآوردنش از اونجا به کمک شما نیاز دارم.

177
00:06:53,883 --> 00:06:55,493
‫من استاد دانشگاه بی.یو هستم.

178
00:06:55,624 --> 00:06:58,148
‫من هر روز در میون، حدود همین ساعت، با دوچرخه به دانشگاه می‌رم.

179
00:06:58,279 --> 00:06:59,889
‫تو مسیر دوچرخه بودین، درسته؟

180
00:07:00,020 --> 00:07:01,456
‫بله، تو مسیر دوچرخه بودم. آقای سیمز، من

181
00:07:01,586 --> 00:07:03,371
‫«استاد» هستم، اگه اشکالی نداره. باشه. بسیار خب.

182
00:07:03,501 --> 00:07:04,720
‫استاد، می‌تونین به ما بگین

183
00:07:04,850 --> 00:07:06,156
‫دقیقاً تصادف کجا اتفاق افتاد؟

184
00:07:06,287 --> 00:07:07,766
‫تصادف نبود.

185
00:07:07,897 --> 00:07:08,985
‫چرا این حرف رو می‌زنین؟

186
00:07:09,116 --> 00:07:10,204
‫چون تصادف و فرار بود.

187
00:07:10,334 --> 00:07:11,466
‫کلمه «تصادف» حاکی از

188
00:07:11,596 --> 00:07:12,815
‫درجه مسئولیت‌پذیری پایین‌تریه.

189
00:07:12,945 --> 00:07:15,339
‫حالا، آقا می‌تونین به ما بگین چی شد؟

190
00:07:15,470 --> 00:07:17,080
‫داشتم از اون پیچ می‌پیچیدم که ناگهان از پشت بهم ضربه خورد

191
00:07:17,211 --> 00:07:18,777
‫و از... اُهوم

192
00:07:18,908 --> 00:07:20,779
‫وسیله نقلیه‌ی الان داغون شدم پرت شدم.

193
00:07:20,910 --> 00:07:22,477
‫دوچرخه‌تون؟ من سقوط کردم

194
00:07:22,607 --> 00:07:24,348
‫به سمت آسفالت، در حالی که زندگی هنوز به سرانجام نرسیده‌ام

195
00:07:24,479 --> 00:07:25,741
‫جلوی چشمم ظاهر شد.

196
00:07:27,525 --> 00:07:29,266
‫می‌تونین خودرو رو برامون توصیف کنین؟

197
00:07:29,397 --> 00:07:30,920
‫یه سدان سبز رنگ و رو رفته.

198
00:07:31,051 --> 00:07:32,400
‫از مدلش مطمئن نیستم، مدل بالا نبود.

199
00:07:32,530 --> 00:07:34,141
‫رد رنگ.

200
00:07:34,271 --> 00:07:35,272
‫تونستین راننده رو ببینین؟

201
00:07:35,403 --> 00:07:36,926
‫هیچ صورتی معلوم نیست. فقط دو تا سایه.

202
00:07:37,057 --> 00:07:38,536
‫حتی سرعت کم نکردن یا پشت سرشون رو نگاه نکردن.

203
00:07:38,667 --> 00:07:40,060
‫پلاک ماساچوست بود.

204
00:07:40,190 --> 00:07:42,105
‫آر ۲۷. همینقدر تونستم ببینم.

205
00:07:42,236 --> 00:07:44,064
‫این موتور رو خیلی دوست داشتم.

206
00:07:44,194 --> 00:07:47,023
‫می‌خوام بفهمی کی این کارو باهاش کرده.

207
00:07:48,111 --> 00:07:49,808
‫خب، آمبولانس اومد.

208
00:07:49,939 --> 00:07:52,072
‫می‌خوان معاینه‌ت کنن و پانسمانت کنن.

209
00:08:02,386 --> 00:08:03,866
‫توجه، همه واحدها.

210
00:08:03,996 --> 00:08:05,868
‫بانک فرست اَونیو. سرقت در حال انجام.

211
00:08:05,998 --> 00:08:07,696
‫تعداد گروگان‌های تأیید شده هنوز مشخص نیست.

212
00:08:07,826 --> 00:08:08,653
‫موردی از آسیب‌دیدگی گزارش نشده.

213
00:08:23,625 --> 00:08:25,496
‫یک مظنون و هشت گروگان داریم.

214
00:08:25,627 --> 00:08:26,758
‫شنیدم کسی تیر خورده؟ نگهبان امنیتی؟

215
00:08:26,889 --> 00:08:28,412
‫زخم گلوله به ساق پا.

216
00:08:28,543 --> 00:08:29,892
‫خطر جانی نداره.

217
00:08:30,022 --> 00:08:31,241
‫یه صندوقدار زن هست، برندا مورتی.

218
00:08:31,372 --> 00:08:32,764
‫که با تهدید اسلحه گروگان گرفته شده.

219
00:08:32,895 --> 00:08:34,505
‫یه پهپاد با دوربین حرارتی بفرستید.

220
00:08:34,636 --> 00:08:35,898
‫چشم. ما با سارق صحبت کردیم.

221
00:08:36,028 --> 00:08:37,334
‫از طریق بی‌سیم نگهبان امنیتی.

222
00:08:37,465 --> 00:08:38,944
‫او تأیید کرد هشت گروگان اونجان.

223
00:08:39,075 --> 00:08:41,208
‫این سی دقیقه پیش بود.

224
00:08:44,036 --> 00:08:45,342
‫ما یه مشکل داریم.

225
00:08:45,473 --> 00:08:46,822
‫این تصویر حرارتی همه افرادیه که داخل هستن.

226
00:08:46,952 --> 00:08:48,780
‫کارکنان بانک اینجا روی زمین هستن.

227
00:08:48,911 --> 00:08:51,696
‫فقط هفت نفر داخلن. باید نه نفر باشن.

228
00:08:51,827 --> 00:08:53,785
‫گفتید یه مظنون و هشت گروگان هست.

229
00:08:53,916 --> 00:08:55,135
‫تیم‌های من همه جا مستقر شدن.

230
00:08:55,265 --> 00:08:57,702
‫کسب‌وکارهای مجاور رو تخلیه کردیم.

231
00:08:57,833 --> 00:08:59,051
‫محدوده امنه.

232
00:08:59,182 --> 00:09:00,836
‫هیچ‌کس وارد یا خارج از بانک نشده.

233
00:09:00,966 --> 00:09:02,664
‫شاید بهتره تجهیزاتتون رو چک کنید.

234
00:09:02,794 --> 00:09:04,622
‫چیزی برای چک کردن نیست. این تصویر از همون پهپاده.

235
00:09:04,753 --> 00:09:07,103
‫که الان داره بانک رو اسکن می‌کنه.

236
00:09:07,234 --> 00:09:10,193
‫داری بهم میگی که دو نفر همین‌طوری غیب شدن؟

237
00:09:10,324 --> 00:09:12,413
‫آماده شید. میریم تو.

238
00:09:12,543 --> 00:09:15,111
‫تیم قرمز! ورود!

239
00:09:21,073 --> 00:09:22,118
‫حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید!

240
00:09:23,772 --> 00:09:24,947
‫خیله خب، بریم!

241
00:09:32,389 --> 00:09:33,999
‫اون تیر خورده. یکی کمکش کنه.

242
00:09:34,130 --> 00:09:35,958
‫پاکسازی شد!

243
00:09:36,088 --> 00:09:36,959
‫پاکسازی شد! پاکسازی شد!

244
00:09:37,089 --> 00:09:38,178
‫پاکسازی شد.

245
00:09:52,104 --> 00:09:54,063
‫تو دستشویی‌ها پنجره‌ای نیست. همه خروجی‌ها رو چک کردیم.

246
00:09:54,194 --> 00:09:55,934
‫امنیت برقراره. تیراندازی در کار نیست.

247
00:09:56,065 --> 00:09:57,980
‫اونا باید یه جوری از اینجا رفته باشن.

248
00:09:59,938 --> 00:10:01,462
‫تصویر حرارتی حرکت رو شناسایی می‌کرد.

249
00:10:01,592 --> 00:10:02,680
‫اگه کسی از طریق کانال‌های تهویه بالا می‌رفت.

250
00:10:02,811 --> 00:10:05,074
‫گزینه دیگه ای دارین؟

251
00:10:05,205 --> 00:10:07,163
‫فرضیه؟ حدس؟

252
00:10:07,294 --> 00:10:09,296
‫به آدم فضایی‌ها اعتقاد داری، کوری؟ اگه امروز این دو نفر رو اینجا پیدا نکنیم...

253
00:10:09,426 --> 00:10:11,123
‫...اون وقته که منم شروع می‌کنم.

254
00:10:11,254 --> 00:10:12,821
‫همه چیز امنه.

255
00:10:12,951 --> 00:10:14,736
‫اونا اینجا نیستن.

256
00:10:14,866 --> 00:10:18,696
‫آقایان، ما رسماً یه فراری مسلح فراری داریم.

257
00:10:18,827 --> 00:10:20,611
‫و اون یه گروگان داره.

258
00:10:20,635 --> 00:10:35,635
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

259
00:10:35,659 --> 00:10:43,659
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

260
00:10:45,506 --> 00:10:47,508
‫نه. متاسفم. نمی‌تونم کمک کنم.

261
00:10:50,162 --> 00:10:52,469
‫فقط من اینطور فکر می‌کنم یا واقعا عجیبه که هیچ‌کس توی این...

262
00:10:52,600 --> 00:10:54,689
‫...کل بازار گل چیزی درباره این گل‌ها نمی‌دونه؟

263
00:10:54,819 --> 00:10:56,908
‫فقط شما نیستید، عجیبه، ولی به من گفتن...

264
00:10:57,039 --> 00:10:59,346
‫...این آقا ممکنه بتونه کمکمون کنه.

265
00:10:59,476 --> 00:11:02,349
‫سلام. کارآگاه سیلور، کارآگاه ریگن.

266
00:11:02,479 --> 00:11:05,090
‫بلومز پلنتستیک. این کسب‌وکار شماست؟

267
00:11:05,221 --> 00:11:07,528
‫آره. بله؟ خب. می‌تونید بهمون بگید...

268
00:11:07,658 --> 00:11:08,877
‫...درباره این ارکیده‌ها؟

269
00:11:12,141 --> 00:11:13,838
‫من فقط با گل رز کار می‌کنم.

270
00:11:13,969 --> 00:11:17,059
‫جالبه، چون هم گل رز و هم ارکیده...

271
00:11:17,189 --> 00:11:19,496
‫...هم برای داخل و هم برای فضای باز کشت می‌شن.

272
00:11:19,627 --> 00:11:22,282
‫...هر دو حشرات گرده‌افشان رو جذب می‌کنن، هر دو هیبریدی هستن.

273
00:11:22,412 --> 00:11:24,196
‫علاوه بر این، اکثر این فروشنده‌های دیگه ساقه گل می‌فروشن.

274
00:11:24,327 --> 00:11:27,112
‫شما یکی از معدود کسانی هستید که گل‌های گلدانی می‌فروشید.

275
00:11:27,243 --> 00:11:28,723
‫کارت شما هم میگه شما "متخصص همه گیاهان" هستید.

276
00:11:28,853 --> 00:11:30,855
‫خب، مطمئن نیستم که اون گیاه‌شناسی خونده باشه...

277
00:11:30,986 --> 00:11:33,684
‫...گیاه‌شناس باشه یا حتی با یه گیاه‌شناس قرار گذاشته باشه...

278
00:11:33,815 --> 00:11:35,512
‫...ولی تقریباً مطمئنم که اون این یکی رو بهتر از شما بلده.

279
00:11:35,643 --> 00:11:36,861
‫پس، گوش کن، یا می‌تونی بهمون کمک کنی...

280
00:11:36,992 --> 00:11:38,907
‫...یا ما می‌تونیم یه دلیل برای جریمه کردنت پیدا کنیم.

281
00:11:42,214 --> 00:11:44,042
‫اونا (گل) کفش ونوس هستن.

282
00:11:44,173 --> 00:11:45,609
‫وارداتشون از چین غیرقانونیه.

283
00:11:45,740 --> 00:11:47,263
‫واسه همینه که هیچ‌کس حرف نمی‌زنه.

284
00:11:47,394 --> 00:11:49,134
‫"غیرقانونی" یعنی ممکنه کسی به خاطرشون کشته بشه؟

285
00:11:49,265 --> 00:11:50,919
‫اگه منظورتون بازار سیاهه، نه، اینطور نیست.

286
00:11:51,049 --> 00:11:53,748
‫این گیاه‌ها گاهی اوقات راه خودشون رو به این کشور باز می‌کنن.

287
00:11:53,878 --> 00:11:55,967
‫ولی آوردنشون از چین گرون‌تره...

288
00:11:56,098 --> 00:11:57,752
‫...تا ارزشی که خود گل داره.

289
00:11:57,882 --> 00:11:59,449
‫پس شما اساساً دارید برای ریسک گیر افتادن پول پرداخت می‌کنید.

290
00:11:59,580 --> 00:12:02,931
‫آره. ارزش واقعی این ارکیده‌ها بیشتر احساسی و عاطفیه.

291
00:12:03,061 --> 00:12:05,107
‫مشتری‌ها اونا رو سفارش میدن چون یاد خونه خودشون می‌افتند.

292
00:12:05,237 --> 00:12:07,936
‫اصلا کسی سراغ این کفش‌های ونوس رو گرفته؟

293
00:12:08,066 --> 00:12:10,242
‫منظورم اینه که شما از اون دسته آدمایی به نظر می‌رسید که یه نفر رو می‌شناسن...

294
00:12:10,373 --> 00:12:12,375
‫...که اون یه نفر دیگه رو می‌شناسه و ما دنبال اونیم.

295
00:12:12,506 --> 00:12:14,595
‫پس چرا چیزی که دنبالشیم رو بهمون نمیدی؟

296
00:12:33,091 --> 00:12:35,267
‫سلام. پیامت رو گرفتم.

297
00:12:35,398 --> 00:12:37,313
‫می‌خوام در مورد امروز صبح صحبت کنیم. مِی، متاسفم.

298
00:12:37,444 --> 00:12:39,359
‫من زیادی واکنش نشون دادم.

299
00:12:39,489 --> 00:12:41,970
‫با اون زن طوری رفتار کردم که انگار تهدید بود.

300
00:12:42,100 --> 00:12:43,798
‫اما این به خاطر این بود که به اتفاقی که برای بن افتاد فکر کردم...

301
00:12:43,928 --> 00:12:45,060
‫...اونجا روی اون پله‌ها.

302
00:12:45,190 --> 00:12:46,627
‫من فقط نیت خوبی داشتم.

303
00:12:46,757 --> 00:12:48,585
‫می‌دونم، چارلی.

304
00:12:48,716 --> 00:12:51,501
‫این اواخر همه‌مون فکر بن بودیم.

305
00:12:51,632 --> 00:12:54,156
‫درخواست جوانا دانیلز رو پیدا کردم

306
00:12:54,286 --> 00:12:56,680
‫برای هیئت بررسی صداقتمون، درباره پرونده پسرش

307
00:12:56,811 --> 00:12:58,073
‫که رد شده بود.

308
00:12:58,203 --> 00:12:59,770
‫من هنوز همه صفحات رو نخوندم

309
00:12:59,901 --> 00:13:03,470
‫اما به نظر نمی‌رسه دلیلی برای این کار وجود داشته باشه.

310
00:13:03,600 --> 00:13:05,254
‫خب، من جزئیات رو نمی‌دونم.

311
00:13:05,385 --> 00:13:07,474
‫اما اگه جرم و محکومیت پسرش

312
00:13:07,604 --> 00:13:09,519
‫توی حوزه قضایی دیگه بود... این اولین فکرم بود.

313
00:13:09,650 --> 00:13:12,043
‫اما پرونده ایلایژا همینجا تو شهرستان سافک بوده.

314
00:13:12,174 --> 00:13:14,829
‫بررسی می‌کنم. خانم دانیلز درخواست بازبینی کرده

315
00:13:14,959 --> 00:13:18,180
‫چون اعتقاد داره مجازات پسرش ناعادلانه‌ست.

316
00:13:18,310 --> 00:13:21,009
‫اون داره ۱۰ سال رو می‌گذرونه، چارلی.

317
00:13:21,139 --> 00:13:23,664
‫ایلایژا دانیلز موقع دفاع از خودش درگیر شد.

318
00:13:23,794 --> 00:13:25,317
‫و متاسفانه اون یکی طرف،

319
00:13:25,448 --> 00:13:27,537
‫جف سوارد، کسی که اولین مشت رو زد،

320
00:13:27,668 --> 00:13:29,583
‫دچار یه آسیب جسمی طولانی مدت شد.

321
00:13:29,713 --> 00:13:32,063
‫پس، من فقط، دوست دارم کل پرونده رو ببینم.

322
00:13:32,194 --> 00:13:34,370
‫بفرستش به دفترم. می.

323
00:13:34,501 --> 00:13:36,416
‫فکر می‌کنم زیر سوال بردن قضاوت ما وجهه خوبی نداره.

324
00:13:36,546 --> 00:13:39,027
‫ما هیئت بررسی صداقت رو ایجاد کردیم

325
00:13:39,157 --> 00:13:42,160
‫تا به افراد زندانی فرصت بدیم

326
00:13:42,291 --> 00:13:44,772
‫پرونده‌هاشون بررسی و تحقیق بشه.

327
00:13:44,902 --> 00:13:46,556
‫و جوانا فقط همین رو می‌خواد.

328
00:13:46,687 --> 00:13:48,340
‫آره، و ما اینجا این کار رو کردیم اما هیچ‌وقت قول ندادیم

329
00:13:48,471 --> 00:13:50,255
‫که هر پرونده‌ای لغو بشه

330
00:13:50,386 --> 00:13:52,083
‫و هر حکمی کاهش پیدا کنه.

331
00:13:52,214 --> 00:13:55,217
‫با این حال، من مایلم درخواست جوانا دانیلز رو ببینم.

332
00:13:55,347 --> 00:13:56,523
‫خب، شاید بهتر باشه تجدید نظر کنی.

333
00:13:56,653 --> 00:13:58,220
‫چرا؟ چون قاضی‌ای

334
00:13:58,350 --> 00:14:01,528
‫که حکم رو تو پرونده اصلی صادر کرده بود

335
00:14:02,485 --> 00:14:03,530
‫بن بود.

336
00:14:13,714 --> 00:14:15,542
‫پلیس!

337
00:14:15,672 --> 00:14:17,239
‫کسی اینجاست؟

338
00:14:18,153 --> 00:14:20,068
‫پلیس!

339
00:14:21,635 --> 00:14:22,897
‫فکر کنم نه.

340
00:14:25,334 --> 00:14:27,684
‫هویت تایید شد.

341
00:14:27,815 --> 00:14:30,600
‫عکس RMV. اسم قربانیمون هنری چن هست.

342
00:14:30,731 --> 00:14:33,734
‫فکر کنم آقای هنری چن اینجا به قتل رسیده باشه.

343
00:14:33,864 --> 00:14:35,997
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟ این رد یه فرشه

344
00:14:36,127 --> 00:14:37,346
‫که برداشته شده.

345
00:14:37,477 --> 00:14:39,217
‫به شرط می‌بندم این همون فرشه

346
00:14:39,348 --> 00:14:41,524
‫که آقای چن رو توش پیدا کردیم.

347
00:14:41,655 --> 00:14:43,265
‫بیا اطراف رو نگاه کنیم.

348
00:14:51,578 --> 00:14:53,449
‫هی، هی! هی، هی!

349
00:14:55,277 --> 00:14:56,539
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

350
00:14:56,670 --> 00:14:58,410
‫کارآگاه ریگان، ایشون کارآگاه سیلور هستن.

351
00:14:59,281 --> 00:15:00,587
‫می‌تونید لطفاً از پشت پیشخوان بیایید بیرون؟

352
00:15:00,717 --> 00:15:02,763
‫زود باش. دستات بالا.

353
00:15:02,893 --> 00:15:04,068
‫بیا بیرون.

354
00:15:04,199 --> 00:15:05,287
‫فقط می‌خوایم چند تا سوال ازت بپرسیم.

355
00:15:05,417 --> 00:15:07,507
‫آقای چن خوبه؟

356
00:15:08,769 --> 00:15:10,292
‫چرا نباید خوب باشه؟

357
00:15:12,250 --> 00:15:13,208
‫اسمت چیه؟

358
00:15:13,338 --> 00:15:15,123
‫اِم، جیمی.

359
00:15:15,253 --> 00:15:17,647
‫فامیلی هم داری، جیمی؟ هالوی. جیمی هالوی.

360
00:15:17,778 --> 00:15:19,867
‫آقای چن رو از کجا می‌شناسی؟ چرا نمی‌تونی بگی حالش خوبه یا نه؟

361
00:15:19,997 --> 00:15:21,912
‫چرا فکر می‌کنی بلایی سرش اومده، جیمی؟

362
00:15:22,043 --> 00:15:23,479
‫اون هیچ‌وقت تماس‌ها یا پیام‌های منو نادیده نمی‌گیره.

363
00:15:23,610 --> 00:15:24,959
‫بی‌خیال، شما پلیسین، اینجایید.

364
00:15:25,089 --> 00:15:27,222
‫توی بیمارستانه؟ چی شده براش؟

365
00:15:28,266 --> 00:15:30,312
‫آقای چن مرده.

366
00:15:35,535 --> 00:15:37,406
‫نه.

367
00:15:37,537 --> 00:15:40,235
‫خیلی متاسفیم. نه، نه، نه، نه.

368
00:15:40,365 --> 00:15:42,237
‫دوست بودین؟

369
00:15:45,109 --> 00:15:46,720
‫اون رئیسم بود.

370
00:15:46,850 --> 00:15:49,331
‫پس اینجا کار می‌کنی؟ قبلاً می‌کردم.

371
00:15:49,461 --> 00:15:51,115
‫الان فقط بعضی وقتا کمک می‌کنم.

372
00:15:51,246 --> 00:15:53,291
‫الان هم واسه همین اینجایی؟ داری کمک می‌کنی؟

373
00:15:53,422 --> 00:15:55,685
‫اِم، اون برگه‌های ساعت کاری رو اونجا نگه می‌داره.

374
00:15:55,816 --> 00:15:58,470
‫باشه. آخرین بار کی آقای چن رو دیدی؟

375
00:15:58,601 --> 00:16:01,299
‫اِم، نمی‌دونم. یه هفته پیش؟

376
00:16:01,430 --> 00:16:02,692
‫می‌دونی کی این کارو کرده؟

377
00:16:02,823 --> 00:16:04,346
‫گرفتینشون؟ نه. هنوز نه.

378
00:16:04,476 --> 00:16:05,608
‫کسی رو می‌شناسی که بخواد اون بمیره؟

379
00:16:05,739 --> 00:16:06,870
‫نه.

380
00:16:07,001 --> 00:16:09,525
‫هیچ‌کس تو دنیا. باشه.

381
00:16:09,656 --> 00:16:11,701
‫باشه.

382
00:16:11,832 --> 00:16:13,137
‫می‌تونی یه دقیقه استراحت کنی.

383
00:16:13,268 --> 00:16:15,009
‫بشین.

384
00:16:15,139 --> 00:16:16,837
‫اما همین‌جا باش. شاید اطلاعات بیشتری لازم داشته باشیم.

385
00:16:27,151 --> 00:16:30,633
‫آره، به CSRU اینجا تو خیابون میرتل ۱۱۲۵ نیاز داریم.

386
00:16:33,157 --> 00:16:34,550
‫خیله خب، بیاین یه عکس پخش کنیم

387
00:16:34,681 --> 00:16:36,508
‫از کارمند بانک برندا مورتی به مطبوعات،

388
00:16:36,639 --> 00:16:38,728
‫فرودگاه‌ها، ایستگاه‌های قطار، اوبر و لیفت.

389
00:16:38,859 --> 00:16:40,556
‫بیایید ویدئوهای نظارتی بانک رو ببینیم،

390
00:16:40,687 --> 00:16:43,385
‫با کارمندای بانک حرف بزنیم ببینیم می‌تونیم کنار هم بذاریم

391
00:16:43,515 --> 00:16:45,387
‫یه توصیفی از این مجرم پیدا کنیم.

392
00:16:45,517 --> 00:16:46,997
‫اینجا تو بانک مرکز فرماندهی باقی می‌مونه.

393
00:16:47,128 --> 00:16:50,392
‫ما یه مرکز جمع‌آوری اطلاعات تو کلیسای قدیمی راه می‌اندازیم.

394
00:16:51,785 --> 00:16:53,395
‫کلیسای قدیمی. این بانک توی

395
00:16:53,525 --> 00:16:55,353
‫یکی از قدیمی‌ترین قسمت‌های بوستونه.

396
00:16:55,484 --> 00:16:57,181
‫شایعه شده که

397
00:16:57,312 --> 00:16:59,575
‫تونل‌های زیرزمینی همه جای نورث اِند هست.

398
00:16:59,706 --> 00:17:01,490
‫حتماً اینطوری از اینجا رفتن بیرون.

399
00:17:01,621 --> 00:17:03,057
‫واقعاً فکر نمی‌کنی؟

400
00:17:03,187 --> 00:17:04,580
‫نظریه دیگه ای داری؟

401
00:17:07,670 --> 00:17:10,412
‫وقتشه اون افسانه قدیمی شهری رو ثابت کنیم.

402
00:17:12,675 --> 00:17:15,460
‫هی، رئیس. آره.

403
00:17:15,591 --> 00:17:17,898
‫خب، توصیفات و پلاک ناقص از صحنه تصادف و فرارمون...

404
00:17:18,028 --> 00:17:20,161
‫...با ماشینی که سه روز پیش دزدیده شده بود، جور دراومد.

405
00:17:20,291 --> 00:17:22,554
‫اعلامیه گشت برای یه سدان سبز رنگ صادر کردم.

406
00:17:22,685 --> 00:17:26,210
‫یه پلاک ماساچوست که به R27 ختم می‌شد.

407
00:17:26,341 --> 00:17:27,647
‫باشه.

408
00:17:28,648 --> 00:17:29,910
‫هی، سنگ، کاغذ، قیچی!

409
00:17:30,040 --> 00:17:31,607
‫بازنده باید به پروفسور زنگ بزنه.

410
00:17:31,738 --> 00:17:33,130
‫بهش بگه که پرونده ماشین داغون‌شدش...

411
00:17:33,261 --> 00:17:34,915
‫...هنوز در جریانه.

412
00:17:35,045 --> 00:17:36,394
‫حتماً.

413
00:17:36,525 --> 00:17:39,093
‫داداش، تو اون کافی شاپ چی شدی؟

414
00:17:39,223 --> 00:17:40,964
‫چی؟ عاشق صندوقدار شدی یا یه چیز دیگه؟

415
00:17:41,095 --> 00:17:42,444
‫تو ابرها سیر می‌کنی رفیق.

416
00:17:42,574 --> 00:17:44,838
‫چی شده؟

417
00:17:45,534 --> 00:17:47,188
‫فقط از جمعه همش تو فکر بابام بودم.

418
00:17:47,318 --> 00:17:48,755
‫فقط از جمعه همش تو فکر بابام بودم.

419
00:17:48,885 --> 00:17:50,278
‫متاسفم رفیق.

420
00:17:51,235 --> 00:17:52,933
‫نه، خوبم.

421
00:17:54,761 --> 00:17:56,676
‫می‌دونی، وقتی ۱۵ سالم بود...

422
00:17:56,806 --> 00:17:58,416
‫...منو برد به یه بار کنار آب.

423
00:17:58,547 --> 00:18:00,331
‫اسمش بوسکو بود. من هنوز به سن مشروب خوردن نرسیده بودم...

424
00:18:00,462 --> 00:18:02,203
‫...ولی به اندازه کافی بزرگ بودم که دارت بازی کنم.

425
00:18:02,333 --> 00:18:04,118
‫و، اِه...

426
00:18:04,248 --> 00:18:06,033
‫...هر بار یکی می‌زد به خال هدف...

427
00:18:06,163 --> 00:18:07,991
‫...کل بار داد می‌زدن "بوسکو!"

428
00:18:08,122 --> 00:18:09,950
‫بهترین بود رفیق.

429
00:18:10,080 --> 00:18:12,517
‫اونجا پاتوقمون بود و همیشه می‌رفتیم.

430
00:18:12,648 --> 00:18:15,129
‫متاسفم که هیچ‌وقت نتونستم ببینمش.

431
00:18:15,259 --> 00:18:17,784
‫کاش منم یه همچین رابطه‌ای با بابام داشتم.

432
00:18:17,914 --> 00:18:19,307
‫چی میگی؟ دنی حرف نداره!

433
00:18:19,437 --> 00:18:21,613
‫آره، وقتی اینجاست.

434
00:18:21,744 --> 00:18:23,833
‫حتی بعد از اینکه برادرم جک رفت دانشگاه...

435
00:18:23,964 --> 00:18:25,617
‫...و فقط ما دو نفر بودیم، اون همیشه سر کار بود.

436
00:18:25,748 --> 00:18:27,619
‫اصلاً فکر نمی‌کردم نیویورک رو ول کنه، حالا اینجاست.

437
00:18:27,750 --> 00:18:29,099
‫به خاطر توئه.

438
00:18:29,230 --> 00:18:30,840
‫آره، ولی حس و حالش عوض نشده.

439
00:18:30,971 --> 00:18:33,277
‫مثلاً، خوشحالم که اینجاست...

440
00:18:33,408 --> 00:18:35,236
‫...ولی فکر می‌کردم، می‌دونی با پلیس شدن من...

441
00:18:35,366 --> 00:18:37,238
‫...با این وجه مشترک، بیشتر بهم نزدیک بشیم.

442
00:18:37,368 --> 00:18:39,893
‫ولی نشدیم.

443
00:18:42,243 --> 00:18:44,071
‫باشه بابا، بیا. خیلی احساساتی نشو.

444
00:18:44,201 --> 00:18:46,682
‫وقت کاره. بریم. آره، تو شروع کردی.

445
00:18:49,119 --> 00:18:50,860
‫چیزی هست؟ هیچ دوربین مداربسته‌ای...

446
00:18:50,991 --> 00:18:53,167
‫...تو عتیقه‌فروشی نیست ولی چند تا تو خیابون هست.

447
00:18:53,297 --> 00:18:55,647
‫خب، بچه‌های فنی دارن هرچی پیدا شده رو الان دانلود می‌کنن.

448
00:18:55,778 --> 00:18:58,912
‫اوم. این پرونده اصلاً منطقی نیست.

449
00:18:59,042 --> 00:19:00,261
‫یعنی، چرا بریزن اونجا...

450
00:19:00,391 --> 00:19:01,871
‫...و یه نفر رو بکشن و تو یه قالی بپیچن...

451
00:19:02,002 --> 00:19:03,699
‫...اگه حتی نمی‌خوای مغازه رو بزنی؟

452
00:19:03,830 --> 00:19:05,701
‫خب، اگه قرار باشه دنبال یه چیز بریم؟

453
00:19:06,658 --> 00:19:08,182
‫جیمی هالوی. اوم.

454
00:19:08,312 --> 00:19:09,836
‫حالا چرا حرفش رو باور نکردی؟

455
00:19:09,966 --> 00:19:11,925
‫با عجله میاد تو و می‌پرسه ما می‌دونیم کی این کار رو کرده؟

456
00:19:12,055 --> 00:19:14,318
‫و آیا "اونا رو" گرفتیم؟ از کجا می‌دونه که "اونا" بودن؟

457
00:19:14,449 --> 00:19:15,929
‫درسته. بعد میره سمت میز...

458
00:19:16,059 --> 00:19:17,800
‫...جایی که اسلحه رو پیدا کردیم. پس، قطعاً...

459
00:19:17,931 --> 00:19:20,281
‫...یه فرد مورد نظره. آره. خب، می‌تونیم بریم با CSRU حرف بزنیم...

460
00:19:20,411 --> 00:19:21,543
‫...و ببینیم چیز دیگه‌ای پیدا کردن...

461
00:19:21,673 --> 00:19:23,240
‫...تو صحنه جرم. باشه.

462
00:19:23,371 --> 00:19:25,199
‫ببخشید، شما کارآگاه سیلور هستید؟

463
00:19:25,329 --> 00:19:27,505
‫بله. بهم گفتن شاید شما بدونید...

464
00:19:27,636 --> 00:19:29,551
‫...چیزی در مورد پدرم، هنری چن؟

465
00:19:29,681 --> 00:19:31,292
‫پیداش نمی‌کنم.

466
00:19:32,902 --> 00:19:34,686
‫من می‌تونم بهش رسیدگی کنم. تو از پسش برمیای؟

467
00:19:34,817 --> 00:19:36,732
‫آره. آره.

468
00:19:37,994 --> 00:19:39,300
‫اِم...

469
00:19:39,430 --> 00:19:41,041
‫بیاین بشینید.

470
00:19:47,917 --> 00:19:50,746
‫قرار بود امروز صبح برای صبحانه همدیگه رو ببینیم.

471
00:19:51,878 --> 00:19:53,401
‫اون خیلی هیجان‌زده بود.

472
00:19:55,707 --> 00:19:58,058
‫گفت یه سورپرایز برام داره.

473
00:20:01,888 --> 00:20:03,411
‫آخرین بار کی با بابات حرف زدی؟

474
00:20:03,541 --> 00:20:06,457
‫من معمولاً هر سه ماه یه بار از فیلادلفیا میومدم دیدنش.

475
00:20:06,588 --> 00:20:08,024
‫اونجا دانشجوی پزشکی بودم.

476
00:20:08,155 --> 00:20:11,071
‫دیدار آخرم با خونه رو از دست دادم.

477
00:20:14,204 --> 00:20:16,032
‫حالا اون رفته.

478
00:20:19,688 --> 00:20:21,516
‫می‌تونی به دلیلی فکر کنی...

479
00:20:21,646 --> 00:20:23,213
‫...که چرا کسی بخواد بابات رو بکشه؟

480
00:20:23,344 --> 00:20:25,737
‫نه. اون مرد بخشنده‌ای بود.

481
00:20:25,868 --> 00:20:27,348
‫پدری مهربان.

482
00:20:27,478 --> 00:20:30,264
‫از وقتی هفت سالم بود فقط ما دو نفر بودیم.

483
00:20:34,181 --> 00:20:36,836
‫من کسی رو نمی‌شناسم که ازش خوشش نیاد.

484
00:20:39,621 --> 00:20:41,275
‫جیمی هالوی رو می‌شناسی؟

485
00:20:42,319 --> 00:20:44,278
‫جیمی؟

486
00:20:44,408 --> 00:20:46,541
‫اون مظنونه؟

487
00:20:47,194 --> 00:20:49,239
‫اَه... اون همچین کاری نمی‌کنه.

488
00:20:49,370 --> 00:20:51,328
‫به نظر میاد خیلی خوب می‌شناسیش.

489
00:20:51,459 --> 00:20:54,114
‫نه، من فقط می‌دونم اون واقعاً به بابام اهمیت می‌داد.

490
00:20:55,985 --> 00:20:57,639
‫چرا آخرین دیدار رو از دست دادی؟

491
00:20:57,769 --> 00:20:59,467
‫فقط خیلی سرم شلوغ بود.

492
00:21:02,078 --> 00:21:04,298
‫چه بهانه مسخره‌ای.

493
00:21:08,737 --> 00:21:10,347
‫ممنون.

494
00:21:10,478 --> 00:21:11,653
‫پیامت رو گرفتم.

495
00:21:11,783 --> 00:21:13,611
‫با اولا چطور پیش رفت؟

496
00:21:13,742 --> 00:21:15,309
‫خیلی احساساتی بود.

497
00:21:15,439 --> 00:21:17,485
‫ولی فکر می‌کنم داره چیزی رو پنهان می‌کنه. واقعاً؟

498
00:21:17,615 --> 00:21:19,661
‫آره. چرا برگشتیم اینجا؟

499
00:21:19,791 --> 00:21:21,315
‫یه چیزی بود که از سرم بیرون نمی‌رفت...

500
00:21:21,445 --> 00:21:23,143
‫...از امروز صبح، و دوباره وقتی دیدم...

501
00:21:23,273 --> 00:21:26,450
‫...عکس‌های صحنه جرم رو در مورد این کمد بزرگ.

502
00:21:26,581 --> 00:21:28,017
‫این گنجه.

503
00:21:28,148 --> 00:21:29,279
‫ممنون، مریام-وبستر. اوهوم.

504
00:21:29,410 --> 00:21:31,803
‫اینا همون جای کشیدگی‌هاست.

505
00:21:31,934 --> 00:21:33,370
‫همش داشتم بهشون فکر می‌کردم.

506
00:21:33,501 --> 00:21:36,634
‫و بعدش فکر می‌کردم، چرا یکی باید خطر آسیب رسوندن رو به جون بخره...

507
00:21:36,765 --> 00:21:39,855
‫... به یه کمد عتیقه بزرگ و گرون‌قیمت...

508
00:21:39,986 --> 00:21:42,640
‫... با کشیدنش روی زمین؟

509
00:21:42,771 --> 00:21:46,514
‫و بعد... فهمیدم چرا.

510
00:21:47,776 --> 00:21:49,517
‫اون رو ببین.

511
00:21:51,171 --> 00:21:53,782
‫فقط تو بوستونه که این چیزا هست.

512
00:22:35,215 --> 00:22:37,913
‫محدوده رو چهار بلاک به سمت شمال شرق گسترش بدید. شبکه دو لایه.

513
00:22:38,044 --> 00:22:39,915
‫می‌خوام همین الان انجام بشه.

514
00:22:46,400 --> 00:22:48,141
‫پلیس بوستون! دست‌ها بالا!

515
00:22:51,318 --> 00:22:52,580
‫سارا؟

516
00:23:01,502 --> 00:23:04,113
‫بر اساس اطلاعاتی که از دو صحنه جرم داریم...

517
00:23:04,244 --> 00:23:07,116
‫... سارق بانک من از تونل‌های زیرزمینی فرار کرده...

518
00:23:07,247 --> 00:23:09,292
‫... با "برندا مورتی" به عنوان گروگان.

519
00:23:09,423 --> 00:23:10,511
‫اون صندوق‌داره.

520
00:23:10,641 --> 00:23:11,903
‫بعدش فرار کردن...

521
00:23:12,034 --> 00:23:13,209
‫... از طریق عتیقه‌فروشی آقای چن.

522
00:23:13,340 --> 00:23:14,341
‫اگه قراره همچین کار احمقانه‌ای بکنی...

523
00:23:14,471 --> 00:23:15,907
‫... بهتره یه نقشه خوب داشته باشی.

524
00:23:16,038 --> 00:23:17,605
‫اوه، لعنتی. نمی‌تونیم رفتن اونا رو ببینیم.

525
00:23:17,735 --> 00:23:20,042
‫چون یه کامیون باربری جلوی دید رو گرفته.

526
00:23:20,173 --> 00:23:21,652
‫خب، از شب قبل چی داریم؟

527
00:23:21,783 --> 00:23:23,437
‫تقریباً همون حوالی زمان مرگ "هنری چن".

528
00:23:24,220 --> 00:23:25,961
‫اوهوم.

529
00:23:26,918 --> 00:23:29,834
‫خب، آقای چن خارج می‌شه.

530
00:23:29,965 --> 00:23:33,577
‫دو نفر نزدیک می‌شن و با استفاده از کلید وارد می‌شن.

531
00:23:33,708 --> 00:23:35,971
‫کیا کلید دارن که شما می‌شناسید؟ "جیمی هالووی" و "یولا چن".

532
00:23:36,102 --> 00:23:38,234
‫پس الان "یولا" رو می‌خوای به عنوان مظنون معرفی کنی؟

533
00:23:38,365 --> 00:23:40,106
‫فرد مورد نظر.

534
00:23:40,758 --> 00:23:43,065
‫صبر کن، آقای چن برگشت. هوم.

535
00:23:43,196 --> 00:23:44,632
‫آره، ولی دستاش خالیه.

536
00:23:44,762 --> 00:23:46,460
‫وقتی مرد، اون ارکیده‌ها رو محکم گرفته بود.

537
00:23:46,590 --> 00:23:47,983
‫پس حتماً برای گل‌ها برگشته بوده.

538
00:23:48,114 --> 00:23:50,159
‫پس شاید برگشته و اون دو مجرم رو غافلگیر کرده...

539
00:23:50,290 --> 00:23:52,509
‫... و همون موقع اونا اونو به قتل رسوندن.

540
00:23:52,640 --> 00:23:54,294
‫می‌تونید یکم بزنید جلو، رئیس؟ اوهوم.

541
00:23:58,428 --> 00:23:59,951
‫کی وایمیسته در رو قفل کنه...

542
00:24:00,082 --> 00:24:01,997
‫... وقتی یه جنازه رو داری می‌بری بیرون؟

543
00:24:02,128 --> 00:24:04,521
‫کسی که داره یه تونل رو برای سرقت بانک روز بعد آماده می‌کنه؟

544
00:24:04,652 --> 00:24:07,785
‫یا کسی که نگران محتویات فروشگاهه.

545
00:24:07,916 --> 00:24:09,352
‫پس واقعاً فکر می‌کنی یولا این کارو کرده؟

546
00:24:09,483 --> 00:24:12,181
‫یا جیمی. هر دو کلید دارن و منطقیه...

547
00:24:12,312 --> 00:24:13,661
‫... که هر دو بدونن تونلی وجود داره که وصل می‌کنه...

548
00:24:13,791 --> 00:24:15,532
‫... فروشگاه رو به بانک.

549
00:24:15,663 --> 00:24:17,795
‫و این باعث می‌شه هر دوشون همدست سرقت باشن.

550
00:24:17,926 --> 00:24:19,536
‫آره، ولی یولا یه جورایی مدرک بی‌گناهی داره.

551
00:24:19,667 --> 00:24:20,885
‫آره، داشت می‌روند بوستون.

552
00:24:21,016 --> 00:24:22,322
‫مشکل این بود که تنها داشت می‌روند.

553
00:24:22,452 --> 00:24:23,801
‫و نمی‌تونیم تاییدش کنیم.

554
00:24:23,932 --> 00:24:25,499
‫باید بفهمیم این دو نفر کی هستن.

555
00:24:25,629 --> 00:24:26,978
‫باشه.

556
00:24:27,109 --> 00:24:29,024
‫و منظورم از "ما" شما دو نفرین. آه. آره.

557
00:24:29,155 --> 00:24:31,200
‫دریافت شد. موفق باشید اون بیرون.

558
00:24:34,377 --> 00:24:35,770
‫"جف سیوارد" اولین مشت رو زد.

559
00:24:35,900 --> 00:24:37,772
‫اون مست و اخلالگر بود.

560
00:24:37,902 --> 00:24:40,383
‫"الایژا دنیلز" فقط داشت سعی می‌کرد از خودش دفاع کنه.

561
00:24:40,514 --> 00:24:42,342
‫و "بن" الایژا رو به ده سال محکوم کرد.

562
00:24:42,472 --> 00:24:45,345
‫و وقتی ۱۹ سالته، این مثل یه عمر می‌مونه.

563
00:24:45,475 --> 00:24:46,476
‫۲۰ سالگی خودت رو یادت میاد؟

564
00:24:46,607 --> 00:24:48,348
‫نه.

565
00:24:50,132 --> 00:24:51,699
‫زمانی که داری همه اون تصمیمات رو می‌گیری...

566
00:24:51,829 --> 00:24:54,615
‫... و با چالش‌هایی روبرو می‌شی که قراره تو رو شکل بدن...

567
00:24:54,745 --> 00:24:56,704
‫... به اون کسی که قراره بقیه عمرت باشی.

568
00:24:56,834 --> 00:25:00,708
‫اون زمان نباید به خاطر یه اشتباه تو زندان سپری بشه.

569
00:25:00,838 --> 00:25:02,884
‫"جف سیوارد" داره ۲۰ سالگیش رو روی ویلچر می‌گذرونه.

570
00:25:03,014 --> 00:25:04,668
‫پس با "بن" موافقی؟

571
00:25:04,799 --> 00:25:05,843
‫اینو نگفتم.

572
00:25:05,974 --> 00:25:07,715
‫وای.

573
00:25:08,672 --> 00:25:10,065
‫چرا اینقدر سخته؟

574
00:25:11,240 --> 00:25:13,547
‫چون شوهرت رو دوست داری و دلتنگشی.

575
00:25:14,200 --> 00:25:15,418
‫قبل از اینکه می‌دونستی "بن" قاضیه...

576
00:25:15,549 --> 00:25:17,246
‫... حست چی بود؟

577
00:25:17,377 --> 00:25:18,900
‫بابا، من تو رو دعوت کردم اینجا که بهم بگی...

578
00:25:19,030 --> 00:25:21,381
‫... به تصمیم "بن" پایبند باشم.

579
00:25:22,077 --> 00:25:23,861
‫فکر می‌کنم کارمندات همینو امتحان کردن وقتی رد کردن...

580
00:25:23,992 --> 00:25:25,341
‫... درخواست اولیه رو.

581
00:25:25,472 --> 00:25:27,038
‫می.

582
00:25:27,169 --> 00:25:28,649
‫می‌دونم آخرین چیزی که می‌خوای انجام بدی...

583
00:25:28,779 --> 00:25:30,172
‫... اینه که میراث "بن" رو خدشه‌دار کنی.

584
00:25:30,303 --> 00:25:32,131
‫اما عشقت به شوهرت نفی نمی‌کنه...

585
00:25:32,261 --> 00:25:34,785
‫... این احتمال رو که اون اشتباه کرده باشه.

586
00:25:34,916 --> 00:25:37,092
‫اما من فقط به "بن" فکر نمی‌کنم.

587
00:25:37,223 --> 00:25:38,876
‫اگه "جونا" بود چی؟

588
00:25:39,007 --> 00:25:41,879
‫تو زندان یا روی ویلچر؟

589
00:25:42,010 --> 00:25:46,623
‫آیا به نظرت حکمی که "الایژا دنیلز" داره می‌گذرونه...

590
00:25:46,754 --> 00:25:49,235
‫... در راستای عدالته؟

591
00:25:51,150 --> 00:25:52,412
‫نه.

592
00:25:53,369 --> 00:25:55,763
‫پس کاری براش بکن.

593
00:26:01,029 --> 00:26:03,771
‫بیاین اینجا. همه باید اینو ببینید.

594
00:26:03,901 --> 00:26:04,946
‫باشه.

595
00:26:05,990 --> 00:26:07,557
‫خب. آماده‌ای؟ اوهوم.

596
00:26:07,688 --> 00:26:09,168
‫به این نگاه کن.

597
00:26:11,561 --> 00:26:13,824
‫دیدیش؟ همیشه اینقدر از کار پلیسی هیجان‌زده می‌شه؟

598
00:26:13,955 --> 00:26:15,783
‫هر روز. خب، یه بار دیگه پخشش می‌کنم.

599
00:26:15,913 --> 00:26:17,872
‫خب. این فیلم دوربین مداربسته بانکه.

600
00:26:18,002 --> 00:26:21,092
‫"برندا مورتی" شروع می‌کنه به باز کردن کشوی پولش.

601
00:26:21,223 --> 00:26:23,878
‫حتی قبل از اینکه سارق به باجه‌اش برسه.

602
00:26:24,008 --> 00:26:25,967
‫نگاه کن، داره می‌ره سمت گاوصندوق.

603
00:26:26,097 --> 00:26:27,490
‫اما دزد حرف نمی‌زنه

604
00:26:27,621 --> 00:26:28,622
‫اون بهش نمی‌گه چی کار کنه

605
00:26:28,752 --> 00:26:30,841
‫اون نقشه رو می‌دونه

606
00:26:30,972 --> 00:26:32,626
‫اون می‌تونه اون یه نفر دیگه باشه

607
00:26:32,756 --> 00:26:35,281
‫تو فیلم دوربین مداربسته از مغازه عتیقه‌فروشی

608
00:26:35,411 --> 00:26:36,760
‫برندا مورتی گروگان نیست

609
00:26:36,891 --> 00:26:39,154
‫اونم تو کاره

610
00:26:43,724 --> 00:26:45,334
‫پس، مامورا دارن می‌رن به آدرسی که

611
00:26:45,465 --> 00:26:47,510
‫از بانک واسه برندا مورتی

612
00:26:47,641 --> 00:26:50,818
‫عالیه. شاید ببینیم می‌تونیم ربطش بدیم به قتل آقای چن.

613
00:26:50,948 --> 00:26:53,647
‫تا اون موقع، نمی‌تونیم جیمی یا اولا رو کنار بذاریم.

614
00:26:53,777 --> 00:26:57,346
‫واقعا؟ اون باباشو دوست داشت. آره، ولی تو کسی بودی

615
00:26:57,477 --> 00:26:58,913
‫که گفتی یه چیزی رو پنهان می‌کرد.

616
00:26:59,043 --> 00:27:00,523
‫و تا وقتی که ندونیم اون چیز چیه

617
00:27:00,654 --> 00:27:02,656
‫نمی‌تونیم حذفش کنیم.

618
00:27:05,093 --> 00:27:07,791
‫این پرونده برات یه کم حساسه؟

619
00:27:07,922 --> 00:27:10,316
‫می‌دونی، واسه بن

620
00:27:10,446 --> 00:27:12,318
‫یار... یارتزایت

621
00:27:12,448 --> 00:27:14,015
‫ببخشید. نه، اشکالی نداره.

622
00:27:14,145 --> 00:27:16,191
‫می‌دونی، وقتی جوون‌تر بودم و تغییر دین نداده بودم

623
00:27:16,322 --> 00:27:18,802
‫بابا این گردنبند رو بهم داد.

624
00:27:18,933 --> 00:27:21,327
‫این یه خای، نماد عبری زندگیه.

625
00:27:21,457 --> 00:27:23,677
‫اون به من گفت

626
00:27:23,807 --> 00:27:26,680
‫مهم نیست دینم چی باشه، من همیشه دخترش خواهم بود.

627
00:27:29,160 --> 00:27:31,685
‫و اون یه موهبت برای اون بود.

628
00:27:31,815 --> 00:27:35,906
‫و برای همین، اون می‌خواست یه موهبت از طرف اون داشته باشم.

629
00:27:36,516 --> 00:27:38,996
‫خب، به نظر میاد اون مشکلی نداشت

630
00:27:39,127 --> 00:27:41,390
‫با هر تصمیمی که می‌گرفتی.

631
00:27:41,521 --> 00:27:44,698
‫ولی تو هنوز با تغییر دین درگیری.

632
00:27:44,828 --> 00:27:46,177
‫اگه ناراحت نمی‌شی بپرسم

633
00:27:46,308 --> 00:27:48,571
‫واقعا الان چی مانعت شده؟

634
00:27:48,702 --> 00:27:52,227
‫پدربزرگم وقتی مامان تغییر دین داد خیلی باهاش مشکل داشت.

635
00:27:52,358 --> 00:27:53,881
‫و راستش رو بخوای؟

636
00:27:55,317 --> 00:27:57,232
‫نمی‌خوام از ایمان پدربزرگم دست بکشم.

637
00:27:57,363 --> 00:28:01,062
‫ببین، وقتی زنم کشته شد

638
00:28:01,192 --> 00:28:03,891
‫بعد از اینکه داداشم کشته شد

639
00:28:04,935 --> 00:28:06,894
‫ارتباطم با خدا قطع شد.

640
00:28:07,895 --> 00:28:10,158
‫از کلیسا فاصله گرفتم.

641
00:28:10,289 --> 00:28:11,942
‫و بابام می‌دونست

642
00:28:12,073 --> 00:28:14,554
‫و اون در موردش نظر داشت.

643
00:28:15,642 --> 00:28:17,034
‫ولی اون چیزی به من نگفت.

644
00:28:17,165 --> 00:28:19,863
‫اون بهم فضا داد که خودم متوجه بشم

645
00:28:19,994 --> 00:28:21,735
‫خودم.

646
00:28:23,084 --> 00:28:25,260
‫گاهی وقتا باید همین کار رو بکنیم.

647
00:28:25,391 --> 00:28:28,916
‫نمی‌تونیم این تصمیمات رو واسه خانوادمون بگیریم.

648
00:28:29,046 --> 00:28:31,788
‫باید چیزی که برای خودمون درسته رو انجام بدیم.

649
00:28:31,919 --> 00:28:33,529
‫من یه سرنخ جدید تو پرونده‌هامون پیدا کردم.

650
00:28:33,660 --> 00:28:35,749
‫صندوقدارمون برندا مورتی

651
00:28:35,879 --> 00:28:37,838
‫تو بانکی کار می‌کرد که ۱۸ ماه پیش دزدی شده بود.

652
00:28:37,968 --> 00:28:40,754
‫دزد همونجا دستگیر شد.

653
00:28:40,884 --> 00:28:42,233
‫اسمش تراویس نیله.

654
00:28:42,364 --> 00:28:43,583
‫چند بار به خاطر مواد دستگیر شده.

655
00:28:43,713 --> 00:28:45,236
‫حمل غیرقانونی مواد.

656
00:28:45,367 --> 00:28:46,890
‫این یارو کمتر یه دزد بانکه و بیشتر یه معتاده

657
00:28:47,021 --> 00:28:48,762
‫که پول لازم داره.

658
00:28:48,892 --> 00:28:50,938
‫به خاطر یه نقص قانونی برای اون دزدی تبرئه شد.

659
00:28:51,068 --> 00:28:52,331
‫ولی اون هیچ‌وقت برندا رو لو نداد.

660
00:28:52,461 --> 00:28:55,072
‫پس، این دومین تلاش این دو نفر بود.

661
00:28:55,769 --> 00:28:57,466
‫و بفرمایید. عکس پلیسی از خرید و فروش مواد.

662
00:28:57,597 --> 00:28:59,120
‫یه معامله مواد. اوه، هو، هو، هو.

663
00:28:59,250 --> 00:29:00,730
‫که توش جیمی خودمون هم هست.

664
00:29:00,861 --> 00:29:01,992
‫اومم.

665
00:29:02,123 --> 00:29:04,081
‫به نظر میاد یکی راست می‌گفت.

666
00:29:04,212 --> 00:29:07,171
‫و وقتی میگم "یکی"، منظورم خودمم.

667
00:29:07,302 --> 00:29:08,738
‫اوه، چون

668
00:29:08,869 --> 00:29:10,131
‫من یادمه تو خیلی به اولا مشکوک بودی.

669
00:29:10,261 --> 00:29:12,699
‫پس اون "یکی" که راست می‌گفت من می‌شم.

670
00:29:12,829 --> 00:29:14,701
‫تقریبا. فکر کنم هردومون راست می‌گیم.

671
00:29:14,831 --> 00:29:16,398
‫اِه... شاید بهتره هردوتون

672
00:29:16,529 --> 00:29:19,140
‫یه کار پلیسی واقعی بکنید و جیمی هالووی رو پیدا کنید.

673
00:29:19,270 --> 00:29:20,924
‫بله، قربان. درسته.

674
00:29:21,055 --> 00:29:23,318
‫هرچی در مورد جیمی هالووی می‌دونی بهمون بگو، اولا.

675
00:29:23,449 --> 00:29:24,972
‫اون واسه بابام کار می‌کرد.

676
00:29:25,102 --> 00:29:28,628
‫اولش تو مغازه، ولی بیشتر تو انبار.

677
00:29:29,585 --> 00:29:31,239
‫اون نکشتش.

678
00:29:31,370 --> 00:29:33,850
‫چطور اینقدر مطمئنی جیمی دست نداشت؟

679
00:29:35,809 --> 00:29:37,376
‫اون بهت گفت، نه؟

680
00:29:38,333 --> 00:29:39,813
‫اولا، با جیمی حرف زدی؟

681
00:29:39,943 --> 00:29:41,989
‫اون دو روز پیش زنگ زد که حالمو بپرسه.

682
00:29:42,119 --> 00:29:43,382
‫بابام هنوز زنده بود.

683
00:29:43,512 --> 00:29:45,384
‫چرا داشت حالت رو می‌پرسید؟

684
00:29:46,907 --> 00:29:49,126
‫جیمی می‌دونست من با بابام دعوا کردم.

685
00:29:49,257 --> 00:29:51,999
‫به بابا گفتم از دانشکده پزشکی انصراف میدم.

686
00:29:52,129 --> 00:29:54,001
‫و اون خیلی عصبانی شد.

687
00:29:54,131 --> 00:29:57,439
‫جیمی تو مغازه بود، شنید بابام داره سرم داد می‌زنه.

688
00:29:57,570 --> 00:29:59,485
‫جیمی اون روز عجیب غریب حرف می‌زد، گفت گند زده.

689
00:29:59,615 --> 00:30:01,400
‫ولی درستش می‌کنه.

690
00:30:01,530 --> 00:30:03,358
‫چه گندی زده بود؟

691
00:30:06,187 --> 00:30:08,319
‫بابام بهش کمک کرده بود که از یه بدهی دربیاد.

692
00:30:08,450 --> 00:30:10,321
‫اون قول داده بود مواد رو ترک می‌کنه.

693
00:30:10,452 --> 00:30:12,106
‫و تو مغازه و انبار کار کنه.

694
00:30:12,236 --> 00:30:14,064
‫تا پول بابا رو پس بده.

695
00:30:14,195 --> 00:30:15,631
‫جیمی گفت به یه نفر پول بدهکاره.

696
00:30:15,762 --> 00:30:18,678
‫گفت اسم این یارو تراویس نیل بود؟

697
00:30:18,808 --> 00:30:20,636
‫اسمشو بهم نگفت. ولی تو چرا

698
00:30:20,767 --> 00:30:22,725
‫هیچ‌کدوم از اینا رو قبلا به شریکم نگفتی؟

699
00:30:22,856 --> 00:30:24,640
‫جیمی آدم خوبیه.

700
00:30:24,771 --> 00:30:26,425
‫بدشانسه. اون بابامو دوست داشت.

701
00:30:26,555 --> 00:30:28,165
‫آره، ولی پنهان‌کاری از پلیس

702
00:30:28,296 --> 00:30:29,558
‫جیمی رو بی‌گناه نشون نمیده.

703
00:30:29,689 --> 00:30:31,342
‫فقط تو رو گناهکار نشون میده.

704
00:30:31,473 --> 00:30:33,562
‫انبار کجاست؟

705
00:30:33,693 --> 00:30:35,303
‫انبار قدیمی نزدیک کاپز هیل.

706
00:30:35,434 --> 00:30:36,739
‫آدرس دقیق رو مطمئن نیستم.

707
00:30:36,870 --> 00:30:38,741
‫میبینم میتونم پیداش کنم.

708
00:30:38,872 --> 00:30:40,526
‫سعی کن دیگه چیزی رو جا نندازی.

709
00:30:49,665 --> 00:30:51,537
‫قول میدم دیگه هیچی نیست.

710
00:30:52,494 --> 00:30:53,887
‫باورت میکنم.

711
00:30:55,715 --> 00:30:59,762
‫اولا، پدرت داشت گل ارکیده‌های "لیدی اسلیپر" رو دستش گرفته بود،

712
00:30:59,893 --> 00:31:02,896
‫وقتی مرد.

713
00:31:04,375 --> 00:31:07,683
‫اونا تو ملک خانوادگیش تو چین رشد میکردن.

714
00:31:08,292 --> 00:31:12,340
‫از بچگی هر روز صبح از پنجره اتاق خوابش اونا رو میدید.

715
00:31:14,690 --> 00:31:17,040
‫میگفت همیشه میخواسته منم اونا رو ببینم.

716
00:31:17,171 --> 00:31:20,000
‫فکر کنم به خاطر همین آورده بودشون.

717
00:31:20,130 --> 00:31:21,784
‫برای تو.

718
00:31:21,915 --> 00:31:24,352
‫اون غافلگیریش بود.

719
00:31:25,005 --> 00:31:28,443
‫و حدس من اینه که یه هدیه آشتی بود،

720
00:31:28,574 --> 00:31:30,097
‫بعد از دعواتون.

721
00:31:31,577 --> 00:31:33,753
‫اون خیلی ناامید شده بود.

722
00:31:35,189 --> 00:31:36,930
‫این آخرین حرفی بود که بهم زد.

723
00:31:37,060 --> 00:31:39,585
‫خیلی ناامید شده بود.

724
00:31:40,542 --> 00:31:42,457
‫کاری که میکنی اینه:

725
00:31:44,677 --> 00:31:46,940
‫تو گل ارکیده‌های لیدی اسلیپر رو سفارش میدی.

726
00:31:48,245 --> 00:31:50,117
‫اونا رو تو مراسم خاکسپاری میذاری.

727
00:31:51,074 --> 00:31:52,380
‫و بعد هر سال،

728
00:31:52,511 --> 00:31:55,252
‫در سالگرد فوت پدرت،

729
00:31:55,383 --> 00:31:57,907
‫ارکیده‌های لیدی اسلیپر رو روی قبرش میذاری.

730
00:31:58,038 --> 00:31:59,996
‫و به یاد میاری که دوستت داشت.

731
00:32:00,127 --> 00:32:02,521
‫که بهت افتخار میکرد.

732
00:32:03,304 --> 00:32:06,525
‫و بهترین خاطراتتون رو با هم به یاد میاری.

733
00:32:06,655 --> 00:32:09,702
‫ولی پدرم رفته.

734
00:32:14,228 --> 00:32:16,796
‫اون هرگز حتی نمیفهمه من این کارو کردم.

735
00:32:18,058 --> 00:32:19,799
‫فقط برای اون نیست.

736
00:32:22,236 --> 00:32:24,151
‫برای توئه.

737
00:32:33,726 --> 00:32:35,597
‫خب، پرونده بسته شد.

738
00:32:37,251 --> 00:32:38,208
‫اوه.

739
00:32:38,339 --> 00:32:39,906
‫یه چراغ جلوی شکسته داریم.

740
00:32:40,036 --> 00:32:42,038
‫یه مقدار رنگ از برخورد هست.

741
00:32:42,169 --> 00:32:43,344
‫با موتور پروفسور.

742
00:32:45,302 --> 00:32:47,087
‫یه واکی تاکی هم تو صندلی جلو هست.

743
00:32:47,217 --> 00:32:48,741
‫هی، 12-جیک-101.

744
00:32:48,871 --> 00:32:51,047
‫به یدک‌کش تو این محل نیاز داریم.

745
00:32:52,135 --> 00:32:53,267
‫یه نفر توشه.

746
00:32:53,397 --> 00:32:56,183
‫و به نیروی کمکی نیاز داریم.

747
00:33:01,275 --> 00:33:02,537
‫تو اینجا چی کار میکنی؟

748
00:33:02,668 --> 00:33:03,886
‫دنبال مظنون سرقت از بانکیم.

749
00:33:04,017 --> 00:33:04,887
‫تو اینجا چی کار میکنی؟

750
00:33:05,018 --> 00:33:06,149
‫آه، فقط یه تصادف و فرار.

751
00:33:06,280 --> 00:33:07,237
‫ها؟

752
00:33:07,368 --> 00:33:08,891
‫واقعاً؟ آره.

753
00:33:09,022 --> 00:33:10,153
‫و مطمئنی این همون ماشینه؟

754
00:33:10,284 --> 00:33:11,590
‫آره.

755
00:33:11,720 --> 00:33:12,939
‫امروز صبح به تماسش پاسخ دادیم.

756
00:33:13,069 --> 00:33:13,592
‫مشخصات رو پخش کردیم. این محل رو پیدا کردیم.

757
00:33:15,245 --> 00:33:17,160
‫اون یه واکی تاکی دوربرده تو صندلی جلو.

758
00:33:17,291 --> 00:33:18,727
‫مال نگهبانه.

759
00:33:18,858 --> 00:33:19,554
‫اووم. اینجوری با هم در تماس بودن.

760
00:33:19,685 --> 00:33:21,251
‫با بیرون.

761
00:33:21,382 --> 00:33:22,949
‫دقیقاً. چون مجرم‌ها خیلی وقت بود از بانک رفته بودن.

762
00:33:23,079 --> 00:33:23,993
‫قبل از اینکه سارا حتی برسه.

763
00:33:24,124 --> 00:33:25,560
‫خب، خطرناکن؟

764
00:33:26,082 --> 00:33:26,909
‫اونا سارق بانکن. میدونم.

765
00:33:27,040 --> 00:33:28,302
‫میدونی، بعضی وقتا سارقین بانک...

766
00:33:28,432 --> 00:33:29,346
‫فقط یه یادداشت میدن.

767
00:33:29,477 --> 00:33:30,652
‫خب، این سارقای خاص...

768
00:33:30,783 --> 00:33:32,132
‫یه مرد بیگناه رو کشتن.

769
00:33:32,262 --> 00:33:33,742
‫تا بتونن از دست پلیس فرار کنن.

770
00:33:33,873 --> 00:33:34,874
‫پس آره، خیلی خطرناکن.

771
00:33:35,004 --> 00:33:36,397
‫باشه. خب...

772
00:33:36,527 --> 00:33:37,790
‫ما از داخل صداهایی شنیدیم.

773
00:33:37,920 --> 00:33:38,704
‫برای همین نیروی کمکی خواستیم. خیلی خب.

774
00:33:38,834 --> 00:33:39,705
‫از اینجا به بعد با ماییم.

775
00:33:39,835 --> 00:33:41,184
‫بابا.

776
00:33:41,315 --> 00:33:42,533
‫ما پلیسیم. اومدیم اینجا کارمون رو بکنیم.

777
00:33:42,664 --> 00:33:44,231
‫ما میریم تو. آره، تو اومدی.

778
00:33:44,361 --> 00:33:45,711
‫تو اومدی دنبال ماشینی بگردی که تو یه تصادف و فرار دست داشت.

779
00:33:45,841 --> 00:33:47,538
‫با دوچرخه، و پیداش کردی.

780
00:33:47,669 --> 00:33:49,453
‫اینجا الان صحنه جرم ماست. تو بیرون بمون.

781
00:33:49,584 --> 00:33:51,542
‫راست میگه. راست میگه.

782
00:33:51,673 --> 00:33:52,892
‫تو نیروی کمکی مایی. از همین بیرون.

783
00:33:53,022 --> 00:33:54,720
‫تو همین رو (از بیرون) کنترل کن.

784
00:33:56,069 --> 00:33:57,113
‫حواس شش‌دنگ.

785
00:33:57,244 --> 00:33:59,420
‫همین الان بابایی شدیم.

786
00:34:22,791 --> 00:34:24,619
‫لعنتی، تراویس. گفتی قرار نبود کسی آسیب ببینه.

787
00:34:24,750 --> 00:34:26,490
‫باید تسلیم شیم. من نمیخوام دوباره برم زندان.

788
00:34:26,621 --> 00:34:28,449
‫بهت گفتم باید ماشین رو مینداختیم.

789
00:34:28,579 --> 00:34:29,580
‫بعد از اینکه زدیم به اون دوچرخه‌سوار.

790
00:34:29,711 --> 00:34:31,234
‫شوخی میکنی؟

791
00:34:31,365 --> 00:34:32,888
‫آقای چن رو کشتی و بعدش زدی به یکی دیگه؟

792
00:34:53,474 --> 00:34:55,302
‫دارم صدا میشنوم.

793
00:34:56,695 --> 00:34:58,827
‫سهمم رو میخوام. تو همه‌چی رو داری.

794
00:34:58,958 --> 00:35:00,176
‫من که بیشتر از سهمت رو بهت دادم. من دارم از اینجا میرم.

795
00:35:00,307 --> 00:35:01,612
‫میدونی، جیمی،

796
00:35:01,743 --> 00:35:03,136
‫تو مثل یه بزدل رفتار میکردی.

797
00:35:03,266 --> 00:35:04,615
‫از وقتی فهمیدی من اون پیرمرد رو با چاقو زدم.

798
00:35:04,746 --> 00:35:06,400
‫باید همین الان کارتو تموم کنم...

799
00:35:10,970 --> 00:35:13,102
‫10-13. تیراندازی شد. انبار در مارکت 698.

800
00:35:14,625 --> 00:35:15,844
‫12-جیک-101 به دیسپچ.

801
00:35:15,975 --> 00:35:16,845
‫درخواست نیروی کمکی دارم.

802
00:35:16,976 --> 00:35:18,325
‫کارآگاه‌ها داخلن!

803
00:35:19,369 --> 00:35:20,675
‫هی، هی، یه فراری داریم!

804
00:35:20,806 --> 00:35:22,111
‫یه فراری داریم! پلیس بوستون!

805
00:35:23,809 --> 00:35:26,028
‫همونجا وایسا!

806
00:35:26,550 --> 00:35:29,249
‫باشه، من از اینجا میبرمت بیرون، عزیزم

807
00:35:29,379 --> 00:35:30,685
‫حتماً الان داره با پلیس حرف می‌زنه

808
00:35:31,904 --> 00:35:32,861
‫پلیس! اسلحه رو بنداز!

809
00:35:32,992 --> 00:35:34,689
‫هی، هی، هی، هی!

810
00:35:34,820 --> 00:35:36,865
‫سلاح رو بنداز و بذار بره!

811
00:35:36,996 --> 00:35:38,519
‫داری چیکار میکنی؟ ولم کن!

812
00:35:38,649 --> 00:35:40,695
‫من دیگه زندان برنمی‌گردم!

813
00:35:40,826 --> 00:35:42,349
‫تو هم از اینجا نمی‌ری بیرون!

814
00:35:49,008 --> 00:35:51,880
‫به اولا بگو متاسفم. به اولا بگو متاسفم.

815
00:35:52,011 --> 00:35:53,708
‫متاسفم.

816
00:35:53,839 --> 00:35:55,449
‫نمی‌دونستم پدرش رو می‌کشن.

817
00:35:55,579 --> 00:35:56,885
‫نمی‌دونستم.

818
00:35:57,016 --> 00:35:59,061
‫یالا!

819
00:36:03,631 --> 00:36:06,373
‫اگه همین الان کارتو تموم کنیم، موجهیم.

820
00:36:07,766 --> 00:36:08,854
‫موقعیت شلیک رو داری، همکار؟

821
00:36:09,855 --> 00:36:11,117
‫هنوز نه. تو چی؟

822
00:36:14,511 --> 00:36:16,209
‫موقعیت شلیک رو دارم.

823
00:36:16,339 --> 00:36:17,558
‫شلیک کن. می‌تونم اینو تموم کنم.

824
00:36:17,688 --> 00:36:19,255
‫همین الان، تراویس! یا می‌تونی

825
00:36:19,386 --> 00:36:21,170
‫با انداختن سلاح‌ها تمومش کنی.

826
00:36:21,301 --> 00:36:22,345
‫و ول کردنش! نه

827
00:36:22,476 --> 00:36:23,651
‫من برنمی‌گردم.

828
00:36:23,782 --> 00:36:25,131
‫من از اینجا میرم بیرون. هرچی شد، شد.

829
00:36:26,654 --> 00:36:27,742
‫بشین! بشین!

830
00:36:27,873 --> 00:36:29,570
‫بشین! اون می‌خواست منو بکشه!

831
00:36:29,700 --> 00:36:31,093
‫دستات بالا! الان!

832
00:36:31,224 --> 00:36:32,529
‫تو هم توش بودی.

833
00:36:33,661 --> 00:36:34,575
‫خوبه؟

834
00:36:34,705 --> 00:36:35,532
‫آره. تو چی؟

835
00:36:35,663 --> 00:36:36,664
‫آره.

836
00:36:36,795 --> 00:36:37,883
‫بلند شو.

837
00:36:41,974 --> 00:36:44,977
‫الایژا، متوجه‌ام که مدرک دانشگاهیتو گرفتی.

838
00:36:45,107 --> 00:36:46,761
‫وقتی تو زندان بودی. آره.

839
00:36:46,892 --> 00:36:49,720
‫و به زندانی‌های دیگه هم کمک آموزشی می‌دادی.

840
00:36:49,851 --> 00:36:51,070
‫آره.

841
00:36:51,200 --> 00:36:52,506
‫اوه...

842
00:36:52,636 --> 00:36:55,335
‫اونجا آدمای واقعا باهوشی هستن.

843
00:36:56,379 --> 00:36:57,903
‫من خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم.

844
00:36:59,208 --> 00:37:02,255
‫خب، بعد از بررسی کامل

845
00:37:04,083 --> 00:37:05,562
‫قراره بهت عفو کامل داده بشه.

846
00:37:05,693 --> 00:37:07,826
‫با احتساب دوران حبس.

847
00:37:08,522 --> 00:37:09,871
‫واقعاً؟ فقط امضای قاضی رو لازم داریم.

848
00:37:10,002 --> 00:37:11,525
‫روی مدارک.

849
00:37:13,701 --> 00:37:16,095
‫هدف ما زندانی کردن نامحدود نیست.

850
00:37:16,225 --> 00:37:18,053
‫سیستم بر اساس بازپروری بنا شده.

851
00:37:18,184 --> 00:37:19,881
‫تو نمونه کامل این سیستمی که کار می‌کنه.

852
00:37:24,146 --> 00:37:25,582
‫بیا اینجا.

853
00:37:33,503 --> 00:37:36,419
‫داری میری خونه.

854
00:37:39,945 --> 00:37:42,251
‫می‌خواستم به هر دوتون بگم

855
00:37:42,382 --> 00:37:45,254
‫که تصمیم گرفتم...

856
00:37:45,385 --> 00:37:48,257
‫فرآیند گرویدن به یهودیتم رو تکمیل کنم.

857
00:37:48,388 --> 00:37:50,564
‫بابا خیلی خوشحال می‌شد.

858
00:37:52,479 --> 00:37:54,176
‫و، می‌دونی، مامان، این، امم...

859
00:37:54,307 --> 00:37:56,439
‫حتی برای بابا هم نیست.

860
00:37:56,570 --> 00:37:58,311
‫برای خودمه.

861
00:38:01,618 --> 00:38:02,706
‫پدربزرگ.

862
00:38:03,751 --> 00:38:05,187
‫با این مشکلی نداری؟

863
00:38:06,536 --> 00:38:07,798
‫البته.

864
00:38:07,929 --> 00:38:09,365
‫لنا،

865
00:38:09,496 --> 00:38:10,584
‫اونچه که تو گذشته اتفاق افتاد،

866
00:38:10,714 --> 00:38:12,325
‫بین من و مادرت،

867
00:38:13,239 --> 00:38:15,241
‫مشکل از من بود.

868
00:38:15,371 --> 00:38:17,286
‫اهمیتی نمیدم چجوری دعا میکنی.

869
00:38:17,417 --> 00:38:18,984
‫تا وقتی که دعا می‌کنی.

870
00:38:23,205 --> 00:38:24,641
‫اوه، خیلی دوستت دارم. اوه.

871
00:38:24,772 --> 00:38:26,121
‫منم دوستت دارم!

872
00:38:28,254 --> 00:38:30,517
‫و امیدوارم

873
00:38:30,647 --> 00:38:32,214
‫بیشتر به خطبه‌های خاخامت گوش بدی.

874
00:38:32,345 --> 00:38:33,520
‫تا هر وقت دیگه‌ای که به خطبه‌های من گوش دادی.

875
00:38:33,650 --> 00:38:34,825
‫باشه.

876
00:38:34,956 --> 00:38:36,131
‫من اونقدرام بد نبودم. اوه، خواهش می‌کنم!

877
00:38:37,959 --> 00:38:39,787
‫ببخشید.

878
00:38:39,918 --> 00:38:41,484
‫این عالیه. باشه، من قهوه دارم.

879
00:38:41,615 --> 00:38:42,529
‫کیک دارم.

880
00:38:42,659 --> 00:38:44,357
‫اوه! بستنی هم هست؟

881
00:38:46,315 --> 00:38:47,577
‫این یه جشنه.

882
00:38:47,708 --> 00:38:48,665
‫باشه، یه کم پیدا می‌کنم.

883
00:38:48,796 --> 00:38:50,058
‫من... من همین الان اونجام.

884
00:38:50,189 --> 00:38:51,016
‫باشه.

885
00:39:02,244 --> 00:39:03,158
‫سلام؟

886
00:39:03,289 --> 00:39:04,159
‫سلام!

887
00:39:04,290 --> 00:39:06,031
‫آه.

888
00:39:06,988 --> 00:39:08,120
‫می‌دونستم اینجایی.

889
00:39:08,250 --> 00:39:10,209
‫داری پیش مامان از عملیات موفقیت‌آمیزت پُز میدی.

890
00:39:10,339 --> 00:39:11,688
‫هو هو.

891
00:39:11,819 --> 00:39:13,168
‫خب، من هیچی نگفتم. اوه، خوبه.

892
00:39:13,299 --> 00:39:14,604
‫پس می‌تونم همه افتخارش رو برای خودم بردارم.

893
00:39:14,735 --> 00:39:16,302
‫اوه، تو حلش کردی؟ منظورم اینه...

894
00:39:16,432 --> 00:39:17,868
‫من فهمیدم که صندوق‌دار بانک توش دست داشت.

895
00:39:17,999 --> 00:39:19,609
‫آره، ولی من تو رو تو انبار ندیدم.

896
00:39:19,740 --> 00:39:21,872
‫وقتی اسلحه‌ها بیرون اومدن، پس...

897
00:39:22,003 --> 00:39:22,873
‫منصفانه‌اس.

898
00:39:24,005 --> 00:39:25,093
‫اعتبار مشترک؟

899
00:39:25,224 --> 00:39:27,226
‫اعتبار مشترک.

900
00:39:27,356 --> 00:39:28,923
‫واقعاً بود.

901
00:39:29,054 --> 00:39:30,751
‫واقعاً خوب بود که تو این یکی باهات کار کردم.

902
00:39:30,881 --> 00:39:32,883
‫بود، مگه نه؟

903
00:39:33,014 --> 00:39:34,581
‫می‌تونی تصور کنی اگه ما با هم همکار بودیم؟

904
00:39:36,017 --> 00:39:38,019
‫نه. نه. این ایده افتضاحیه. یه ایده افتضاح.

905
00:39:38,150 --> 00:39:39,629
‫این بدترین ایده‌ایه که تا حالا به سرم زده.

906
00:39:39,760 --> 00:39:41,892
‫می‌دونی که کیک و قهوه هست. آره.

907
00:39:42,023 --> 00:39:43,416
‫بستنی هست؟

908
00:39:43,546 --> 00:39:45,200
‫تو و بابابزرگ و بستنی!

909
00:39:45,331 --> 00:39:46,767
‫بستنی هست؟ آره.

910
00:39:46,897 --> 00:39:49,422
‫♪ کنار رودخونه... ♪

911
00:39:53,556 --> 00:39:56,733
‫گرفتن اون خلافکار امروز، حس خوبی داشت.

912
00:39:56,864 --> 00:39:58,257
‫آره.

913
00:39:58,387 --> 00:40:00,346
‫اما اونا آدمای خطرناکی تو اون انبار بودن.

914
00:40:00,476 --> 00:40:03,958
‫به خاطر همینه که به تو و جونا گفتم بیرون منتظر بمونید.

915
00:40:05,742 --> 00:40:08,441
‫فکر کنم منظورت این بود که، امم...

916
00:40:08,571 --> 00:40:09,964
‫«آفرین، پسرم.»

917
00:40:12,488 --> 00:40:13,707
‫باشه.

918
00:40:13,837 --> 00:40:14,751
‫فهمیدم.

919
00:40:14,882 --> 00:40:15,970
‫سر کار.

920
00:40:16,101 --> 00:40:17,624
‫باید باهات مثل یه پلیس رفتار کنم.

921
00:40:17,754 --> 00:40:19,017
‫نه مثل بچه‌ام.

922
00:40:19,147 --> 00:40:20,583
‫فقط یکم.

923
00:40:20,714 --> 00:40:22,368
‫ببین، یکم بهم فرصت بده، باشه؟

924
00:40:22,498 --> 00:40:25,110
‫داشتنت سر کار برای من جدیده.

925
00:40:25,240 --> 00:40:26,981
‫منظورم اینه که، هنوز تو مرحله چرخ‌های کمکی هستم.

926
00:40:28,678 --> 00:40:29,636
‫اما کارت خوب بود.

927
00:40:29,766 --> 00:40:31,246
‫و بهت افتخار می‌کنم.

928
00:40:31,377 --> 00:40:33,422
‫واقعا اینو میگی؟ آره.

929
00:40:33,553 --> 00:40:34,858
‫همکارت اومد.

930
00:40:34,989 --> 00:40:36,338
‫رفقا. هی.

931
00:40:36,469 --> 00:40:37,687
‫هی. چطورین؟ این هیجان‌انگیزترین...

932
00:40:37,818 --> 00:40:39,950
‫پایان یه فرار از صحنه تصادف بود.

933
00:40:40,081 --> 00:40:42,605
‫واقعا بود. شما کارتونو فوق‌العاده انجام دادین.

934
00:40:42,736 --> 00:40:43,911
‫ممنون. یه آبجو مهمون من میشین؟

935
00:40:44,042 --> 00:40:45,826
‫نه. نمی‌مونم. فقط می‌خواستم...

936
00:40:45,956 --> 00:40:47,828
‫چیزی رو باهاتون در میون بذارم که...

937
00:40:47,958 --> 00:40:49,308
‫با پدرم داشتم.

938
00:40:51,919 --> 00:40:52,920
‫حالا اینجا جای شماست.

939
00:40:53,660 --> 00:40:56,315
‫باسکو!

940
00:40:56,445 --> 00:40:58,143
‫خیلی باحاله.

941
00:40:58,273 --> 00:41:00,319
‫هی، پت. حواس‌ات به اینا باشه، باشه؟

942
00:41:00,449 --> 00:41:01,537
‫می‌بینمتون.

943
00:41:02,582 --> 00:41:04,149
‫حق با اونه.

944
00:41:04,801 --> 00:41:07,195
‫اومدم اینجا که به تو نزدیک‌تر باشم.

945
00:41:07,326 --> 00:41:09,067
‫و خیلی بد عمل کردم.

946
00:41:09,197 --> 00:41:10,329
‫متاسفم.

947
00:41:11,373 --> 00:41:12,287
‫برای چی؟

948
00:41:12,418 --> 00:41:13,332
‫همون کاری که همیشه می‌کنم.

949
00:41:13,462 --> 00:41:14,681
‫کارو تو اولویت گذاشتم.

950
00:41:14,811 --> 00:41:17,727
‫پلیس‌ها بهانه دارن که ۲۴ ساعته کار کنن.

951
00:41:17,858 --> 00:41:19,512
‫چون ما داریم جون آدما رو نجات میدیم.

952
00:41:19,642 --> 00:41:21,905
‫و به مردم کمک می‌کنیم. بابا، اشکالی نداره.

953
00:41:22,036 --> 00:41:23,472
‫این کاریه که ریگن‌ها می‌کنن، مگه نه؟

954
00:41:23,603 --> 00:41:26,562
‫ریگن‌ها این کارو به قیمت از دست دادن خانواده‌شون نمی‌کنن.

955
00:41:27,520 --> 00:41:29,087
‫پدرم این کارو با من نکرد.

956
00:41:29,217 --> 00:41:31,089
‫و من نمی‌تونم با تو این کارو بکنم.

957
00:41:31,219 --> 00:41:32,481
‫باید وقت بذارم.

958
00:41:32,612 --> 00:41:33,917
‫سنت‌های جدیدی بسازیم.

959
00:41:34,048 --> 00:41:35,919
‫و سنت‌های قدیمی رو هم جشن بگیریم.

960
00:41:36,050 --> 00:41:38,008
‫که یادم اومد، باید یه کلیسای کاتولیک پیدا کنیم.

961
00:41:38,139 --> 00:41:39,923
‫چرا؟ می‌خوای اعتراف کنی؟

962
00:41:40,054 --> 00:41:42,012
‫نه. می‌دونی که یکشنبه عید پاکه.

963
00:41:42,143 --> 00:41:43,362
‫روزه، جمعه نیک و همه اون چیزا.

964
00:41:43,492 --> 00:41:45,277
‫درسته.

965
00:41:45,407 --> 00:41:47,366
‫بابابزرگ زنگ زد و پرسید به کدوم کلیسا میریم.

966
00:41:47,496 --> 00:41:49,672
‫مگه نه؟ بابابزرگ زنگ زد و در مورد کلیسا دعوام کرد، پسرم.

967
00:41:49,803 --> 00:41:50,891
‫آره. آره.

968
00:41:51,848 --> 00:41:53,981
‫باسکو!

969
00:41:54,112 --> 00:41:55,374
‫باید بریم تو.

970
00:41:55,504 --> 00:41:57,898
‫هی، نوبت ماست.

971
00:41:58,028 --> 00:41:59,682
‫وایسا، نوبت ماست.

972
00:41:59,813 --> 00:42:01,206
‫نوبت ماست.

973
00:42:04,426 --> 00:42:07,560
‫♪ آخه من عاشق اون آب کثیفم ♪

974
00:42:07,690 --> 00:42:09,083
‫♪ اوه ♪

975
00:42:09,214 --> 00:42:12,347
‫♪ بوستون، تو خونه منی ♪

976
00:42:12,478 --> 00:42:14,088
‫♪ اوه، آره. ♪

977
00:42:14,112 --> 00:42:24,112
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
