1
00:00:17,017 --> 00:00:18,317
‫قاتل رو شناسایی کردیم؟

2
00:00:18,318 --> 00:00:19,753
‫نه، هنوز داریم کسب و کارها رو بررسی می‌کنیم

3
00:00:19,853 --> 00:00:21,388
‫تا ببینیم کسی می‌تونه شناساییش کنه

4
00:00:21,521 --> 00:00:23,557
‫شاهدها می‌گن به نظر می‌رسه قربانی‌ها رو می‌شناخته

5
00:00:23,691 --> 00:00:26,093
‫سه تا کارمند یه ماست بستنی فروشی که داشتن می‌اومدن سر کار

6
00:00:26,193 --> 00:00:27,728
‫کس دیگه‌ای هم آسیب دیده؟

7
00:00:27,828 --> 00:00:30,530
‫نگهبان موقعی که تیرانداز به سمت جنوب فرار کرد، گلوله خورد

8
00:00:30,631 --> 00:00:32,365
‫تو بیمارستان عمومی بوستون زیر عمله

9
00:00:32,499 --> 00:00:35,102
‫نگهبان وقتی تیراندازی شروع شد کجا بود؟

10
00:00:35,202 --> 00:00:37,037
‫تو کیوسک نگهبانی

11
00:00:48,916 --> 00:00:53,286
‫پس ضارب به سمت شمال، طرف ماست بستنی فروشی شلیک می‌کنه

12
00:00:53,386 --> 00:00:58,425
‫ولی بعد برمی‌گرده و به سمت جنوب، طرف نگهبان فرار می‌کنه؟

13
00:00:58,558 --> 00:01:00,293
‫این منطقی نیست

14
00:01:08,101 --> 00:01:11,003
‫پشت اینجا رو هم بررسی کردیم، جناب سرپرست

15
00:01:11,004 --> 00:01:13,006
‫تیرانداز قربانی‌ها رو می‌شناخته

16
00:01:13,106 --> 00:01:16,309
‫شاید قبلاً اینجا بوده، شاید مشتری دائمیه

17
00:01:18,011 --> 00:01:22,482
‫چرا به سمت پست نگهبانی فرار کنه؟

18
00:01:25,052 --> 00:01:27,755
‫اون از اون گیت رد شد

19
00:01:27,888 --> 00:01:29,890
‫چون نقشه این بوده

20
00:01:30,523 --> 00:01:32,292
‫اینجا دید خوبی به بازار داری

21
00:01:32,425 --> 00:01:34,127
‫و یه راه خروج سریع پشت سرت

22
00:01:34,227 --> 00:01:37,430
‫با احترام، فکر می‌کنم این یه خورده بعیده

23
00:01:46,406 --> 00:01:48,241
‫هنوزم فکر می‌کنی یه خورده بعیده؟

24
00:01:48,341 --> 00:01:50,811
‫سه تا نوجوان امروز صبح به رگبار بسته شدن

25
00:01:50,911 --> 00:01:52,312
‫می‌دونی باید اونجا باشیم

26
00:01:52,412 --> 00:01:54,014
‫آره. آخرین مورد روی میز جرم

27
00:01:54,114 --> 00:01:55,482
‫یکی باید اینجا بمونه

28
00:01:55,615 --> 00:01:56,883
‫این ساندویچ واسه منه؟

29
00:01:56,884 --> 00:01:58,718
‫آه. در واقع آره

30
00:01:58,719 --> 00:02:00,187
‫چه آقایی!

31
00:02:01,288 --> 00:02:02,889
‫فقط بیکن داره

32
00:02:02,890 --> 00:02:05,993
‫ببخشید، یادم رفت بیکن نمی‌خوری

33
00:02:06,093 --> 00:02:08,261
‫این ساندویچ واسه من نبوده، نه؟

34
00:02:08,361 --> 00:02:10,163
‫واسه شان بود

35
00:02:11,398 --> 00:02:12,432
‫قرار بود صبحونه بخوریم

36
00:02:12,532 --> 00:02:13,801
‫منو کاشت تا بره بدوعه

37
00:02:13,934 --> 00:02:15,302
‫یعنی، موافقم که پسره تو فرم بمونه

38
00:02:15,402 --> 00:02:16,670
‫ولی من دارم سعی می‌کنم باهاش وقت بگذرونم

39
00:02:16,804 --> 00:02:18,471
‫وقت بگذرونی؟ شما دارین با هم زندگی می‌کنین

40
00:02:18,571 --> 00:02:20,640
‫مگه قرار نبود فقط چند هفته باهاش بمونی؟

41
00:02:20,741 --> 00:02:22,108
‫آره، داره عالی پیش می‌ره

42
00:02:22,109 --> 00:02:23,711
‫داریم خیلی خوش می‌گذرونیم، برای همین فکر کردم

43
00:02:23,811 --> 00:02:25,645
‫چرا بیشتر نمونیم، پیش هم باشیم؟

44
00:02:25,746 --> 00:02:27,214
‫خب، یه جور پیش هم بودن داریم، یه جور هم هست

45
00:02:27,314 --> 00:02:28,816
‫که سه ماه رو کاناپه من بمونی

46
00:02:28,916 --> 00:02:31,283
‫تو دلت نمی‌خواد اون آدم باشی. حتی با شان

47
00:02:31,284 --> 00:02:33,120
‫کارآگاه‌ها!

48
00:02:33,220 --> 00:02:35,188
‫ما یه مورد ویژه آر. اچ. داریم

49
00:02:36,156 --> 00:02:37,357
‫چی می‌خوای؟

50
00:02:38,892 --> 00:02:40,160
‫مورد ویژه آر. اچ. چیه؟

51
00:02:40,260 --> 00:02:41,829
‫سرقت موزه رز هاوثورن

52
00:02:41,962 --> 00:02:43,931
‫چی؟ ۳۵ سال پیش؟

53
00:02:44,031 --> 00:02:45,866
‫دو تا دزد که لباس پلیس پوشیده بودن، با کلک وارد موزه شدن

54
00:02:45,999 --> 00:02:47,466
‫و ۱۳ اثر هنری بی‌نظیر رو دزدیدن

55
00:02:47,467 --> 00:02:49,669
‫این بزرگترین معمای حل نشده‌ـست

56
00:02:49,803 --> 00:02:50,971
‫تو تاریخ بوستون

57
00:02:51,071 --> 00:02:52,672
‫و بذار حدس بزنم، هر از گاهی

58
00:02:52,773 --> 00:02:54,908
‫یه کارآگاه خودخوانده با یه سرنخ پیدا می‌شه

59
00:02:55,008 --> 00:02:58,378
‫که قراره پرونده رو حل کنه، و تو هم نمی‌تونی کمک نکنی و دنبالش نری

60
00:02:58,478 --> 00:03:00,047
‫اوم... آره

61
00:03:00,180 --> 00:03:02,349
‫رئیس قبلیم بهشون می‌گفت

62
00:03:02,482 --> 00:03:04,151
‫بهشون می‌گفت، اِم... خل و چل‌های پرونده‌های راکد

63
00:03:04,251 --> 00:03:06,419
‫آره، منتها من عاشق هنرم

64
00:03:06,519 --> 00:03:09,622
‫واسه همین هر دفعه درگیرش می‌شم

65
00:03:10,490 --> 00:03:12,826
‫مثل لوسی‌ـه که با توپ فوتباله، و منم چارلی براون

66
00:03:12,926 --> 00:03:14,527
‫باشه، چارلی براون

67
00:03:14,627 --> 00:03:17,230
‫ببینیم این کله‌پوک چی می‌خواد بگه. آره

68
00:03:17,330 --> 00:03:20,901
‫دیگه نمی‌خوام در موردش حرف بزنم. باشه

69
00:03:25,705 --> 00:03:28,175
‫باشه. این دیگه چی بود؟

70
00:03:28,275 --> 00:03:29,709
‫نمی‌دونم

71
00:03:29,810 --> 00:03:31,211
‫احتمالاً جا زد

72
00:03:31,311 --> 00:03:34,414
‫خیلی از این موارد ویژه آر. اچ. میان چون شرط باختن

73
00:03:34,514 --> 00:03:38,051
‫یا دوستاشون سر به سرشون گذاشتن

74
00:03:38,151 --> 00:03:40,220
‫می‌خوای اون تخم مرغ و بیکن رو بخوری؟

75
00:03:40,353 --> 00:03:41,721
‫نه، مال خودت

76
00:03:42,555 --> 00:03:44,091
‫یعنی، فقط یک سال گذشته

77
00:03:44,224 --> 00:03:45,759
‫و هم‌خونه‌ام همین الان باید اسباب‌کشی کنه

78
00:03:45,859 --> 00:03:46,993
‫خب، تو که ازش خوشت نمی‌اومد

79
00:03:46,994 --> 00:03:49,863
‫می‌دونم ولی من یه کارمند دولتم

80
00:03:49,963 --> 00:03:51,731
‫افزایش اجاره‌بهای من توهینه

81
00:03:51,832 --> 00:03:53,500
‫به شهر بوستون

82
00:03:53,600 --> 00:03:54,935
‫آه، دیگه ناله نکن

83
00:03:55,068 --> 00:03:57,237
‫آشپزخونه قدیمی من تو نیویورک، حمومم هم بود

84
00:03:57,337 --> 00:03:59,506
‫خب؟ و از نظر اجاره‌بها بدتر بود

85
00:03:59,606 --> 00:04:00,908
‫از هرچیزی که تو بوستون دیدم

86
00:04:01,041 --> 00:04:03,009
‫داری جدی جدی پز می‌دی

87
00:04:03,010 --> 00:04:05,412
‫که الان وضعیت تو نیویورک بدتره؟

88
00:04:07,247 --> 00:04:08,248
‫بی‌خیال

89
00:04:08,381 --> 00:04:11,217
‫رفیق، خوبی؟

90
00:04:11,218 --> 00:04:12,852
‫فقط دیشب زیاد نخوابیدم

91
00:04:12,853 --> 00:04:16,089
‫پدرم می‌خواست یه... فیلم قدیمی جنگ جهانی دوم ببینه

92
00:04:16,223 --> 00:04:18,557
‫بازم؟ می‌دونی، برای یه آدمی که از جنگ متنفره

93
00:04:18,558 --> 00:04:20,260
‫واقعاً دوست داره فیلم‌های مربوط بهش رو ببینه

94
00:04:23,897 --> 00:04:26,800
‫تو هم داری چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟ آره

95
00:04:28,635 --> 00:04:29,970
‫هِی... پلیس بوستون!

96
00:04:30,103 --> 00:04:33,240
‫چاقو رو بذار زمین! برو رو زمین!

97
00:04:33,941 --> 00:04:37,010
‫♪ مثل علف داره با جذابیت جمعی رشد می‌کنه ♪

98
00:04:37,110 --> 00:04:38,879
‫♪ پ-پول ♪

99
00:04:38,979 --> 00:04:41,713
‫♪ پ-پول مثل علف داره با جذابیت جمعی رشد می‌کنه ♪

100
00:04:44,051 --> 00:04:45,285
‫♪ پول داره رشد می‌کنه... ♪

101
00:04:47,054 --> 00:04:49,088
‫زانو بزن.

102
00:04:49,089 --> 00:04:50,590
‫آقا، حالتون خوبه؟

103
00:04:50,690 --> 00:04:52,926
‫یادم نمیاد کجا زندگی می‌کنم.

104
00:04:54,661 --> 00:04:57,096
‫باشه، باشه.

105
00:04:58,298 --> 00:04:59,566
‫یه آدرس دارم.

106
00:04:59,666 --> 00:05:01,168
‫اول بذارین به اینا زنگ بزنیم.

107
00:05:01,301 --> 00:05:03,003
‫ما می‌رسونیمت خونه.

108
00:05:06,907 --> 00:05:08,175
‫عصر بخیر.

109
00:05:08,308 --> 00:05:10,576
‫اسلحه قتل در پرونده سه قتل

110
00:05:10,577 --> 00:05:13,546
‫در بازار وارف استریت اخیراً خریداری شده بود

111
00:05:13,646 --> 00:05:15,114
‫و به نام یک نفر ثبت شده بود

112
00:05:15,115 --> 00:05:17,317
‫که در یک دوپلکس در آلستون زندگی می‌کند.

113
00:05:17,417 --> 00:05:21,221
‫واحد تحقیقات ویژه حکم دستگیری را اجرا کرده است

114
00:05:21,321 --> 00:05:22,822
‫در آن محل.

115
00:05:23,523 --> 00:05:24,858
‫پلیس بوستون!

116
00:05:24,958 --> 00:05:26,459
‫مأموران خانه را تفتیش کرده‌اند

117
00:05:26,559 --> 00:05:28,828
‫به دنبال کایل فرگوسن که در آن دوپلکس اقامت دارد

118
00:05:28,929 --> 00:05:31,298
‫و اثر انگشتش روی اسلحه پیدا شده است.

119
00:05:31,398 --> 00:05:32,832
‫حکم داریم. کایل کجاست؟

120
00:05:32,933 --> 00:05:34,634
‫اون بالاست.

121
00:05:34,734 --> 00:05:36,036
‫دیوید، اون چیکار کرده؟

122
00:05:37,170 --> 00:05:38,638
‫پلیس! بیا پایین!

123
00:05:38,738 --> 00:05:40,207
‫کایل فرگوسن پیدا شد

124
00:05:40,307 --> 00:05:41,508
‫در طبقه دوم.

125
00:05:50,350 --> 00:05:51,617
‫کایل ۱۶ سالشه.

126
00:05:55,455 --> 00:05:56,890
‫خواهش می‌کنم.

127
00:06:00,827 --> 00:06:04,131
‫به والدین نوجوانانی که امروز کشته شدند

128
00:06:05,332 --> 00:06:07,234
‫قلب ما با شماست.

129
00:06:08,068 --> 00:06:10,203
‫بدانید که کایل فرگوسن محاکمه خواهد شد

130
00:06:10,303 --> 00:06:12,239
‫تا آخرین حد قانونی.

131
00:06:24,985 --> 00:06:26,886
‫یک گلوله به پشتش خورده.

132
00:06:26,987 --> 00:06:28,155
‫خب. به چی رسیدی؟

133
00:06:28,255 --> 00:06:30,590
‫قربانی اندی گوشر جونیور هست.

134
00:06:30,723 --> 00:06:32,225
‫۵۵ ساله.

135
00:06:32,325 --> 00:06:33,526
‫دخترش پیداش کرده.

136
00:06:33,626 --> 00:06:35,861
‫من میرم باهاش حرف بزنم. باشه.

137
00:06:35,862 --> 00:06:37,597
‫من یه نگاهی اینجا بندازم.

138
00:06:40,900 --> 00:06:43,236
‫ببخشید. من کارآگاه ریگان هستم.

139
00:06:43,336 --> 00:06:46,239
‫اه، میشه بگید چی شده؟

140
00:06:46,339 --> 00:06:48,608
‫قرار بود ناهار بخوریم.

141
00:06:48,708 --> 00:06:50,610
‫من فقط اومدم دنبالش.

142
00:06:54,948 --> 00:06:57,050
‫میتونم بپرسم پدرتون چرا داشت جابجا می‌شد؟

143
00:06:57,150 --> 00:06:59,252
‫اینجا خونه پدربزرگم بود.

144
00:06:59,386 --> 00:07:02,021
‫بابا اینجا زندگی می‌کرد و ازش مراقبت می‌کرد.

145
00:07:02,022 --> 00:07:03,423
‫متوجه‌ام.

146
00:07:03,556 --> 00:07:06,026
‫پدربزرگم همین هفته پیش از سکته قلبی فوت کرد.

147
00:07:21,708 --> 00:07:23,110
‫هی.

148
00:07:23,210 --> 00:07:25,112
‫این لیوانا رو بسته بندی کن، باشه؟

149
00:07:26,213 --> 00:07:28,148
‫کسی رو می‌شناسید که بخواد به پدرتون آسیب بزنه؟

150
00:07:28,248 --> 00:07:30,216
‫نه. مردم دوستش داشتن.

151
00:07:31,551 --> 00:07:33,987
‫اون مدیر "مین مست" بود.

152
00:07:34,087 --> 00:07:35,921
‫خیلی خوب از کارمنداش مراقبت می‌کرد.

153
00:07:35,922 --> 00:07:37,723
‫مشتری‌ها رو هم همینطور.

154
00:07:40,093 --> 00:07:42,095
‫کی میتونه این کارو کرده باشه؟

155
00:07:42,829 --> 00:07:44,998
‫ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم که بفهمیم. ام...

156
00:07:45,132 --> 00:07:46,932
‫میشه ایشون رو ببرین تو اتاق دیگه؟

157
00:07:46,933 --> 00:07:50,803
‫بیا. این افسر شما رو میبره آشپزخونه، باشه؟

158
00:07:52,272 --> 00:07:53,906
‫دشمن شناخته شده‌ای نداره.

159
00:07:54,007 --> 00:07:57,010
‫ورودی اجباری نبوده، دو تا لیوان قهوه روی میز.

160
00:07:57,110 --> 00:07:58,811
‫هیچ نشونه‌ای از درگیری هم دیده نمیشه.

161
00:07:58,911 --> 00:08:01,381
‫پس قربانی قاتل رو می‌شناخته و راهش داده تو.

162
00:08:01,481 --> 00:08:03,483
‫که توضیح میده چرا قربانی پشتش رو

163
00:08:03,616 --> 00:08:05,818
‫به تیرانداز کرده بوده. ممم.

164
00:08:05,918 --> 00:08:07,854
‫میتونی برش گردونی؟

165
00:08:17,964 --> 00:08:20,633
‫این همون مردیه که امروز صبح اومد پاسگاه.

166
00:08:20,733 --> 00:08:22,768
‫این همون آدم خاص RHئه. آره.

167
00:08:22,769 --> 00:08:25,172
‫همون دیوونه‌ای که اطلاعاتی درباره سرقت هنری داشت.

168
00:08:25,272 --> 00:08:26,706
‫آره.

169
00:08:27,540 --> 00:08:29,309
‫میدونی...

170
00:08:29,409 --> 00:08:31,478
‫دزدهای سرقت "هاثورن"...

171
00:08:31,578 --> 00:08:34,714
‫اونا نقاشی‌ها رو از قاب‌هاشون بریدن.

172
00:08:34,847 --> 00:08:36,183
‫باشه، یه لحظه صبر کن.

173
00:08:36,283 --> 00:08:38,585
‫فکر نمی‌کنی اونا همون دزدا بودن؟

174
00:08:38,685 --> 00:08:40,853
‫شاید اون دیوونه‌مون اونقدرام دیوونه نبوده.

175
00:08:44,257 --> 00:08:45,358
‫هان.

176
00:08:45,382 --> 00:09:00,382
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

177
00:09:01,941 --> 00:09:03,176
‫اون پدرشه؟

178
00:09:03,276 --> 00:09:04,844
‫میبینی این چقدر ما رو بد نشون میده؟

179
00:09:04,944 --> 00:09:07,647
‫من به مردم بوستون قول دادم که اقدام می‌کنم.

180
00:09:07,747 --> 00:09:09,381
‫شهردار شاو، صداتون رو پایین بیارید.

181
00:09:09,382 --> 00:09:13,085
‫ببینید، من قول دادم جلوی این جور تیراندازی‌ها رو بگیرم.

182
00:09:13,086 --> 00:09:15,288
‫و پیشگیری از والدین شروع میشه.

183
00:09:15,388 --> 00:09:16,723
‫در واقع، از اسلحه شروع میشه.

184
00:09:16,823 --> 00:09:19,326
‫بله. یعنی اینکه چطور یه دونه گیرش اومده؟

185
00:09:19,426 --> 00:09:22,529
‫کار بچه تمومه، اما پدر و مادرش چی؟

186
00:09:22,629 --> 00:09:24,464
‫ما باید اونا رو به خاطر قتل غیرعمد تحت تعقیب قرار بدیم.

187
00:09:24,564 --> 00:09:26,765
‫درست مثل اون بچه در میشیگان، پدر و مادرش...

188
00:09:26,766 --> 00:09:29,001
‫میشیگان حوزه قضایی من نیست، جیم.

189
00:09:29,102 --> 00:09:30,503
‫و تا جایی که به من مربوطه

190
00:09:30,637 --> 00:09:31,971
‫مردم از نظر کیفری مسئول نیستند

191
00:09:32,105 --> 00:09:34,141
‫در قبال رفتار دیگران، چه پدر و مادر باشند چه نباشند.

192
00:09:34,241 --> 00:09:36,775
‫یه دلیلی داره که اون قانون صدها ساله وجود داره.

193
00:09:36,776 --> 00:09:40,447
‫خب، شاید میشیگان داره قانون رو وارد قرن ۲۱ میکنه.

194
00:09:40,547 --> 00:09:42,414
‫میدونم این تصمیم توئه، می.

195
00:09:42,415 --> 00:09:44,750
‫اما اینجا رسانه‌ها دارن روایت رو تعیین می‌کنن.

196
00:09:44,751 --> 00:09:47,320
‫و من دارم زیر بار خشم عمومی له میشم.

197
00:09:47,454 --> 00:09:49,222
‫یه کاری بکن.

198
00:09:55,495 --> 00:09:57,330
‫اون اشتباه نمی‌گه.

199
00:09:58,131 --> 00:09:59,532
‫پدر و مادرها تو این تیراندازی‌ها...

200
00:09:59,666 --> 00:10:02,502
‫همیشه میگن که هیچ ایده‌ای نداشتن بچه‌شون خطرناکه.

201
00:10:02,635 --> 00:10:06,473
‫مامان، اون صحنه کشتاری که دیدم...

202
00:10:06,573 --> 00:10:08,675
‫اون بچه‌ها

203
00:10:08,775 --> 00:10:11,344
‫خانواده‌هاشون چی؟ مگه بهشون بدهکار نیستیم؟

204
00:10:11,444 --> 00:10:13,346
‫سارا، دقیقاً به همونا فکر می‌کنم.

205
00:10:13,480 --> 00:10:14,847
‫کار من اینه که براشون عدالت بیارم.

206
00:10:14,981 --> 00:10:17,016
‫و نمی‌تونم با دستگیر کردن آدما این کارو بکنم.

207
00:10:17,116 --> 00:10:18,618
‫قانون اجازه نمیده هیئت منصفه محکومشون کنه.

208
00:10:18,718 --> 00:10:21,521
‫بررسی والدینشون که ضرری نداره، نه؟

209
00:10:24,391 --> 00:10:26,025
‫این نباید یه جنگ صلیبی باشه.

210
00:10:26,159 --> 00:10:27,594
‫بی‌طرف باش.

211
00:10:27,694 --> 00:10:29,128
‫دنبال مدارک برو.

212
00:10:29,229 --> 00:10:31,063
‫همیشه همین کارو می‌کنم.

213
00:10:36,636 --> 00:10:38,104
‫اوه

214
00:10:39,071 --> 00:10:40,540
‫هیچ جا خونه خود آدم نمیشه.

215
00:10:44,644 --> 00:10:46,446
‫کنترل لعنتی کجاست؟

216
00:10:46,546 --> 00:10:49,681
‫آقای هیکس، چیز خاصی هست که بخواین از تلویزیون ببینید؟

217
00:10:49,682 --> 00:10:51,651
‫آره، Price Is Right

218
00:10:51,751 --> 00:10:53,220
‫بیا پایین.

219
00:10:53,320 --> 00:10:55,255
‫آره.

220
00:10:56,122 --> 00:10:57,724
‫حله.

221
00:11:00,827 --> 00:11:02,595
‫یه لحظه.

222
00:11:02,695 --> 00:11:04,264
‫به اون دست نزن.

223
00:11:04,364 --> 00:11:06,132
‫خودم درستش می‌کنم. مطمئنی؟

224
00:11:07,700 --> 00:11:10,337
‫آقایی، کسی هست که بتونیم براش زنگ بزنیم کمکتون کنه؟

225
00:11:10,437 --> 00:11:11,670
‫زحمت نکشید.

226
00:11:11,671 --> 00:11:13,940
‫اون تلویزیونو درست نمی‌کنه. حتی باهام حرف هم نمی‌زنه.

227
00:11:14,073 --> 00:11:15,041
‫اون کیه؟

228
00:11:15,141 --> 00:11:16,609
‫پیتر، پسرم.

229
00:11:16,709 --> 00:11:18,110
‫فقط...

230
00:11:19,379 --> 00:11:21,914
‫خودم از خودم مراقبت می‌کنم.

231
00:11:23,950 --> 00:11:25,084
‫مطمئنید؟

232
00:11:25,184 --> 00:11:27,185
‫یه لحظه آدرس خونه‌م رو یادم رفت.

233
00:11:27,186 --> 00:11:29,722
‫هنوز کاملاً عقلمو از دست ندادم.

234
00:11:29,822 --> 00:11:31,458
‫صبر کن تا ۸۰ ساله بشی.

235
00:11:31,558 --> 00:11:34,794
‫ممنون بابت خدمتتون.

236
00:11:34,894 --> 00:11:37,863
‫باشه، ببینید، من کارتم رو اینجا می‌ذارم.

237
00:11:37,864 --> 00:11:40,500
‫فقط اگه چیزی احتیاج داشتید، باشه؟

238
00:11:41,568 --> 00:11:43,303
‫مراقب خودت باش.

239
00:11:48,441 --> 00:11:50,410
‫کایل با بعضی از بچه‌های مدرسه خوب کنار نمی‌اومد.

240
00:11:50,510 --> 00:11:52,345
‫اما حاضر نمی‌شد در موردش با ما حرف بزنه.

241
00:11:52,445 --> 00:11:55,282
‫مشاور مدرسه گفت حواسش پرت بوده.

242
00:11:55,415 --> 00:11:57,549
‫اما اون هیچوقت دانش‌آموز عالی‌ای نبوده.

243
00:11:57,550 --> 00:11:59,286
‫اون یه هنرمنده.

244
00:11:59,386 --> 00:12:02,955
‫همیشه تو دفترچه‌هاش می‌نوشت و نقاشی می‌کرد.

245
00:12:08,060 --> 00:12:10,463
‫این نقاشی‌ها؟

246
00:12:20,807 --> 00:12:22,475
‫ما قبلاً اینا رو ندیده بودیم.

247
00:12:22,575 --> 00:12:24,276
‫چطور ممکنه؟

248
00:12:24,277 --> 00:12:27,347
‫این دفترچه‌ها همه جای اتاقش بودن.

249
00:12:27,447 --> 00:12:29,449
‫کایل اجازه نمیده ما بریم اونجا.

250
00:12:30,317 --> 00:12:32,118
‫شما پدر و مادرش هستید.

251
00:12:32,985 --> 00:12:34,621
‫چی می‌خوای بگی؟

252
00:12:35,322 --> 00:12:36,489
‫که باید می‌دونستیم کایل...

253
00:12:36,589 --> 00:12:37,757
‫قرار بود یه همچین کاری بکنه؟

254
00:12:37,857 --> 00:12:39,659
‫برام سواله که چرا شما متوجه نشدید...

255
00:12:39,792 --> 00:12:41,328
‫پسرتون چقدر آشفته بود.

256
00:12:41,428 --> 00:12:44,964
‫سعی کردیم باهاش حرف بزنیم. ولی سکوت معمولی نوجوونا رو تحویل گرفتیم.

257
00:12:45,064 --> 00:12:46,499
‫اسلحه‌تون چی؟

258
00:12:46,633 --> 00:12:48,401
‫چرا قفل نشده بود؟ قفل بود.

259
00:12:48,501 --> 00:12:50,202
‫کایل باید کلید رو پیدا کرده باشه.

260
00:12:50,303 --> 00:12:51,638
‫ما صاحبان مسئولیت‌پذیر اسلحه هستیم.

261
00:12:51,738 --> 00:12:53,605
‫ما به پسرمون ایمنی اسلحه رو یاد دادیم.

262
00:12:53,606 --> 00:12:56,309
‫بردیمش تیراندازی تا درست دست گرفتنش رو یاد بگیره.

263
00:12:56,409 --> 00:13:00,212
‫ما به کایل اعتماد داشتیم. دلیلی هم برای بی‌اعتمادی نداشتیم.

264
00:13:03,883 --> 00:13:06,553
‫باشه. ممنون.

265
00:13:07,387 --> 00:13:08,855
‫به چی رسیدی؟

266
00:13:08,955 --> 00:13:10,590
‫واحد بررسی صحنه جرم هنوز داره لیوان‌های صحنه جرم رو آزمایش می‌کنه...

267
00:13:10,690 --> 00:13:11,891
‫دنبال اثر انگشت قابل استفاده.

268
00:13:11,991 --> 00:13:13,225
‫اما تست‌های اولیه تا الان...

269
00:13:13,326 --> 00:13:15,160
‫فقط وجود قهوه رو توشون تایید می‌کنه.

270
00:13:15,161 --> 00:13:17,063
‫خب، من سوابق تماس‌های اندی جونیور رو درآوردم.

271
00:13:17,196 --> 00:13:19,399
‫و اون امروز صبح دو تا تماس تلفنی داشت.

272
00:13:19,499 --> 00:13:21,300
‫یکی از برادرش، کِلایتون.

273
00:13:21,401 --> 00:13:25,438
‫و اون یکی از یه دوست نزدیک خانوادگی، زاکاری آلبریکو.

274
00:13:25,538 --> 00:13:27,907
‫هر دو تماس تقریباً همزمان برقرار شده بودن.

275
00:13:28,040 --> 00:13:29,542
‫و تقریباً همون موقعی...

276
00:13:29,642 --> 00:13:31,878
‫اندی همونجا با موبایلش وایساده بود.

277
00:13:32,011 --> 00:13:34,781
‫وقتی که داشت تو تلفنش داد می‌زد و با عجله رفت.

278
00:13:34,881 --> 00:13:36,315
‫من هر کدوم از این پسرا رو...

279
00:13:36,416 --> 00:13:38,385
‫تو اتاق‌های بازجویی جداگانه برامون گذاشتم.

280
00:13:38,485 --> 00:13:42,389
‫اما اندی جونیور دیشب یه گزارش پلیس هم ثبت کرده.

281
00:13:42,522 --> 00:13:45,725
‫ظاهراً تو ایستگاه "ساوین هیل تی" ازش دزدی شده.

282
00:13:45,825 --> 00:13:47,693
‫شاید اون دزد دنبالش اومده خونه.

283
00:13:47,694 --> 00:13:49,361
‫نقاشی چی؟

284
00:13:49,362 --> 00:13:52,899
‫شاید بالاخره گروه سرقت موزه به جون هم افتادن.

285
00:13:52,999 --> 00:13:54,233
‫فکر کردم قرار نبود دیگه بریم...

286
00:13:54,333 --> 00:13:55,867
‫سراغ اون قضیه، چارلی براون.

287
00:13:55,868 --> 00:13:57,703
‫خب، بیا ببینیم این دو تا چیزی می‌دونن یا نه.

288
00:13:57,704 --> 00:13:59,338
‫درباره قتل یا درباره سرقت هنری؟

289
00:13:59,439 --> 00:14:02,241
‫خب، چون یکی ممکنه به اون یکی ربط داشته باشه، هر دو.

290
00:14:02,375 --> 00:14:03,910
‫یعنی، آخه...

291
00:14:04,010 --> 00:14:05,277
‫مگه تو تو این کار خوب نیستی؟

292
00:14:05,412 --> 00:14:07,380
‫انقدر مظنون رو تکون بدی تا مدرک ازش بریزه بیرون؟

293
00:14:07,480 --> 00:14:09,081
‫باشه.

294
00:14:09,181 --> 00:14:12,752
‫اما بهت هشدار میدم، بعضی وقتا وقتی درخت اشتباهی رو تکون میدی...

295
00:14:12,852 --> 00:14:14,554
‫چیزی جز میوه گندیده گیرت نمیاد.

296
00:14:14,654 --> 00:14:16,789
‫آره خب، اگه اشتباه کردم، ساندویچ‌های صبحونه رو من می‌خرم.

297
00:14:16,889 --> 00:14:18,791
‫چطوره؟ باشه، قبوله.

298
00:14:21,794 --> 00:14:24,130
‫چـ... چرا اینو به من نشون میدی؟

299
00:14:24,230 --> 00:14:25,532
‫چرا نباید بهت نشون بدم؟

300
00:14:25,632 --> 00:14:26,933
‫نمی‌خوای ببینی چه شکلیه...

301
00:14:27,033 --> 00:14:28,734
‫برادر خودت رو بی‌رحمانه به قتل برسونی؟

302
00:14:28,735 --> 00:14:31,036
‫فکر می‌کنی من اندی رو کشتم؟

303
00:14:31,037 --> 00:14:32,605
‫قاتلش رو می‌شناخت.

304
00:14:32,705 --> 00:14:35,107
‫و تو یک ساعت قبل از اینکه کشته بشه بهش زنگ زدی.

305
00:14:35,207 --> 00:14:36,908
‫با هم سر چیزی دعوا داشتید؟

306
00:14:36,909 --> 00:14:39,044
‫داشتیم خونه پدرمون رو جمع می‌کردیم.

307
00:14:39,045 --> 00:14:41,113
‫اون ازم خواست امروز صبح بیام و کمکش کنم.

308
00:14:41,247 --> 00:14:43,915
‫بهش گفتم بعد از ظهر میام.

309
00:14:43,916 --> 00:14:45,618
‫همین بود.

310
00:14:46,553 --> 00:14:48,154
‫اندی پسر اومد اداره پلیس...

311
00:14:48,254 --> 00:14:50,422
‫حدود یک ساعت قبل از اینکه کشته بشه.

312
00:14:50,423 --> 00:14:51,958
‫می‌خواست با یه کارآگاه صحبت کنه.

313
00:14:52,091 --> 00:14:53,626
‫راجع به سرقت هاثورن.

314
00:14:53,726 --> 00:14:55,094
‫اصلاً منطقی نیست.

315
00:14:55,194 --> 00:14:57,196
‫تو تقریباً همون موقع که اون اینجا بود، بهش زنگ زدی.

316
00:14:57,296 --> 00:14:59,598
‫اون داشت با هرکی که صحبت می‌کرد بحث می‌کرد.

317
00:14:59,599 --> 00:15:02,568
‫من بهش زنگ زدم چون پدرش، اندی پدر...

318
00:15:02,569 --> 00:15:05,937
‫دوست صمیمی من بود و هفته پیش مُرد.

319
00:15:05,938 --> 00:15:09,609
‫می‌خواستم ببینم اندی پسر حالش چطوره.

320
00:15:09,709 --> 00:15:11,578
‫ما دعوا نمی‌کردیم.

321
00:15:13,112 --> 00:15:14,814
‫می‌تونی راجع به این نقاشی بهم بگی؟

322
00:15:14,947 --> 00:15:16,448
‫دختر اندی پسر گفت که این...

323
00:15:16,449 --> 00:15:19,351
‫دیروز تو قاب بود و الان نیست.

324
00:15:19,452 --> 00:15:23,455
‫فکر می‌کنی کسی اندی پسر رو سر یه نقاشی کشته؟

325
00:15:23,456 --> 00:15:25,257
‫خب، اون چیزی راجع بهش گفته بود؟

326
00:15:25,357 --> 00:15:27,259
‫چرا باید بگه؟

327
00:15:28,160 --> 00:15:30,997
‫امروز صبح تو هم خونه پدرت بودی، کلیتون؟

328
00:15:31,130 --> 00:15:33,600
‫نه. سر کار بودم.

329
00:15:33,700 --> 00:15:36,202
‫قاتل برادرم رو پیدا می‌کنید؟

330
00:15:36,335 --> 00:15:38,705
‫امروز صبح کجا بودی؟ من باشگاه بودم.

331
00:15:38,838 --> 00:15:41,307
‫نزدیک خونه‌ست ولی من نرفتم اونجا.

332
00:15:41,407 --> 00:15:45,812
‫اندی پسر مثل پسرم بود.

333
00:15:45,912 --> 00:15:49,716
‫من هیچ‌وقت، هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌زدم.

334
00:15:59,125 --> 00:16:01,227
‫هی. برای شب فیلم آماده‌ای؟

335
00:16:01,360 --> 00:16:04,196
‫آره، قرار نیست یه فیلم جنگ جهانی دوم دیگه ببینیم، درسته؟

336
00:16:04,330 --> 00:16:07,099
‫نه، فکر کردم می‌تونیم یکی از اون فیلم‌های مارول رو ببینیم...

337
00:16:07,199 --> 00:16:08,535
‫که همیشه راجع بهشون حرف می‌زنی.

338
00:16:08,668 --> 00:16:11,136
‫می‌دونی که از اونا ۳۷ تا هست، درسته؟

339
00:16:11,137 --> 00:16:12,639
‫خب...

340
00:16:12,739 --> 00:16:14,673
‫خب، می‌خوایم سنت‌های جدیدی رو شروع کنیم، مگه نه؟

341
00:16:14,674 --> 00:16:17,544
‫چه راهی بهتر از ۳۷ تا فیلم؟

342
00:16:17,644 --> 00:16:20,780
‫قصد توهین ندارم، ولی الان واقعاً حوصله‌اش رو ندارم.

343
00:16:22,381 --> 00:16:23,583
‫روز سختی سر کار داشتی؟

344
00:16:23,716 --> 00:16:25,317
‫کار خوب بود.

345
00:16:28,420 --> 00:16:30,189
‫می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

346
00:16:30,289 --> 00:16:32,592
‫لازم نیست همه چیز رو بهت بگم، درسته؟

347
00:16:33,593 --> 00:16:35,562
‫نه، لازم نیست.

348
00:16:45,872 --> 00:16:47,839
‫بابا، ازت خواستم تختم رو مرتب نکنی.

349
00:16:47,840 --> 00:16:49,942
‫من دیگه بچه کوچیک نیستم.

350
00:16:50,042 --> 00:16:51,443
‫می‌دونم. اینجا شلوغ بود.

351
00:16:51,544 --> 00:16:53,880
‫من... ببین، من فقط فکر کردم که...

352
00:16:54,714 --> 00:16:56,616
‫کمک کنم.

353
00:17:00,219 --> 00:17:02,421
‫با همکلاسی‌های کایل صحبت کردم.

354
00:17:02,521 --> 00:17:04,591
‫همه گفتند اون افسرده و عصبانی بود.

355
00:17:04,724 --> 00:17:07,594
‫حتی حرفای خشونت‌آمیز راجع به بچه‌هایی که بهشون شلیک کرد، می‌زد.

356
00:17:07,694 --> 00:17:08,828
‫و فعالیتش تو فضای مجازی؟

357
00:17:08,928 --> 00:17:10,129
‫بازی‌های تیراندازی اول شخص.

358
00:17:10,229 --> 00:17:11,964
‫میم‌های قتل تو کل شبکه‌های اجتماعیش.

359
00:17:12,064 --> 00:17:14,032
‫باورنکردنیه که پدر و مادرش از هیچی خبر نداشتند.

360
00:17:14,033 --> 00:17:16,268
‫"باورنکردنیه" دلیل کافی برای اتهام‌زنی نیست.

361
00:17:16,402 --> 00:17:17,570
‫خب، اسلحه چی؟

362
00:17:17,670 --> 00:17:19,639
‫یعنی، دسترسی اون بهش خیلی راحت بود.

363
00:17:19,739 --> 00:17:21,073
‫اسلحه قفل بود.

364
00:17:21,173 --> 00:17:22,842
‫می‌دونی که قانون فقط همین رو می‌خواد.

365
00:17:22,942 --> 00:17:25,077
‫اگه هی از زیر این قضیه شونه خالی کنی، خیلی بی‌تفاوت به نظر میای.

366
00:17:25,177 --> 00:17:27,647
‫شونه خالی کردن؟ الان مثل شهردار حرف می‌زنی.

367
00:17:27,780 --> 00:17:29,816
‫من با شهردار موافقم.

368
00:17:29,949 --> 00:17:31,618
‫اما مهم‌تر از همه...

369
00:17:31,718 --> 00:17:33,319
‫من نگران والدین بی‌ملاحظه هستم...

370
00:17:33,419 --> 00:17:35,086
‫که بچه‌هاشون بچه‌های دیگه رو به رگبار می‌بندند.

371
00:17:35,087 --> 00:17:37,156
‫پس مدرکی پیدا کن که والدین کایل می‌دونستند...

372
00:17:37,289 --> 00:17:41,594
‫پسرشون مثل قطار از ریل خارج شده بود و هیچ کاری برای متوقف کردنش نکردند.

373
00:17:48,968 --> 00:17:53,472
‫می‌دونم نیتش خوبه، ولی دیروز واقعاً تختم رو مرتب کرد.

374
00:17:53,572 --> 00:17:55,742
‫و من... اوه، نه. وای چه بد.

375
00:17:55,842 --> 00:17:59,244
‫کاری که باید بکنی اینه که باهاش حرف بزنی در مورد...

376
00:17:59,245 --> 00:18:00,713
‫پیدا کردن یه جای خودش. نمی‌تونم.

377
00:18:00,813 --> 00:18:02,447
‫اون کل زندگیش رو به خاطر من از ریشه کند.

378
00:18:02,448 --> 00:18:04,050
‫و باهاش وقت گذروندن عالیه.

379
00:18:04,150 --> 00:18:06,584
‫ولی فقط کاش آخر شب می‌رفت.

380
00:18:06,585 --> 00:18:08,187
‫می‌دونی؟

381
00:18:09,188 --> 00:18:10,990
‫چی می‌شه اگه تو بری؟

382
00:18:12,324 --> 00:18:13,625
‫منظورت چیه؟ اینجا خونه منه.

383
00:18:13,626 --> 00:18:17,029
‫می‌دونم، ولی... می‌تونی با من زندگی کنی.

384
00:18:17,129 --> 00:18:18,998
‫من به هر حال باید یه هم‌خونه جدید پیدا کنم.

385
00:18:19,098 --> 00:18:20,932
‫و شاید خوب باشه که اون...

386
00:18:20,933 --> 00:18:22,401
‫کسی باشه که واقعاً دوستش دارم.

387
00:18:23,670 --> 00:18:25,136
‫فکر نمی‌کنی زیادی باشه؟

388
00:18:25,137 --> 00:18:26,939
‫همکار باشیم و با هم زندگی کنیم؟ آخ.

389
00:18:27,039 --> 00:18:29,175
‫ممکنه واقعاً همدیگه رو بکشیم.

390
00:18:29,275 --> 00:18:31,744
‫خب، حداقل هر دو تامون با تختای نامرتب می‌میریم.

391
00:18:39,886 --> 00:18:41,153
‫الو؟

392
00:18:41,253 --> 00:18:43,790
‫آقای هیکس. نه، من افسر شان ریگان هستم، از دیروز.

393
00:18:43,890 --> 00:18:44,724
‫(این بلاک در بلاک 391 ادغام شد.)

394
00:18:44,857 --> 00:18:46,425
‫نه، پسرتون نیست.

395
00:18:46,525 --> 00:18:48,493
‫نه، قربان، نیست.

396
00:18:48,494 --> 00:18:49,795
‫نه، نه، پیتر نیست.

397
00:18:49,796 --> 00:18:51,330
‫فکر کنم اشتباه شماره گرفتید.

398
00:18:51,430 --> 00:18:53,432
‫آقای هیکس، حالتون خوبه؟

399
00:18:53,532 --> 00:18:55,067
‫وایسا.

400
00:18:58,705 --> 00:19:00,006
‫گیج به نظر می‌رسه.

401
00:19:00,106 --> 00:19:01,708
‫فکر می‌کرد داره با پسرش حرف می‌زنه.

402
00:19:01,808 --> 00:19:03,209
‫باید بریم ببینیمش. بریم سراغش.

403
00:19:06,378 --> 00:19:08,014
‫رز هاثورن این موزه رو تو سال ۱۹۰۰ ساخت.

404
00:19:08,114 --> 00:19:10,082
‫تا هنرشو با مردم به اشتراک بذاره. هان.

405
00:19:10,216 --> 00:19:11,751
‫و در واقع از روی

406
00:19:11,851 --> 00:19:14,620
‫هم کاخ‌های رنسانس و هم موری الگوبرداری شده.

407
00:19:14,721 --> 00:19:17,488
‫اوه. انگار می‌تونی اینجا یه راهنمای تور باشی.

408
00:19:17,489 --> 00:19:19,258
‫قبلاً خیلی وقتمو اینجا می‌گذروندم.

409
00:19:19,358 --> 00:19:21,560
‫و به خاطر همینه که دوباره کشیده شدی تو

410
00:19:21,660 --> 00:19:23,562
‫این تعقیب و گریز سرقت هنری؟

411
00:19:23,662 --> 00:19:26,364
‫در مورد اون. من پرونده اف‌بی‌آی رو بررسی کردم.

412
00:19:26,365 --> 00:19:31,738
‫و پدر اندی جونیور، اندی سینیور، همراه با دوستش زکری

413
00:19:31,838 --> 00:19:33,906
‫مظنونین این سرقت بودن. اوه.

414
00:19:34,006 --> 00:19:36,242
‫اون زمان هر دوشون سارق‌های شناخته شده‌ای بودن.

415
00:19:36,342 --> 00:19:38,945
‫پلیس فدرال صدها مظنون داشت، اما این دو نفر با

416
00:19:39,078 --> 00:19:40,511
‫توصیف سارقین سرقت مطابقت داشتن.

417
00:19:40,512 --> 00:19:42,181
‫پس اف‌بی‌آی اون‌ها رو برای بازجویی آورد.

418
00:19:42,281 --> 00:19:43,882
‫اما نتونستن هیچ مدرکی علیهشون پیدا کنن.

419
00:19:43,883 --> 00:19:45,550
‫اگه اف‌بی‌آی صدها مظنون داشت

420
00:19:45,551 --> 00:19:47,053
‫مطمئنم ده‌ها نفر رو داشتن

421
00:19:47,153 --> 00:19:49,121
‫که با اون توصیف مطابقت داشتن، نه فقط اون دو نفر.

422
00:19:49,221 --> 00:19:50,790
‫آره، اما اندی سینیور مرده.

423
00:19:50,890 --> 00:19:53,625
‫و پسرش، اندی جونیور، میاد اداره تا به ما بگه

424
00:19:53,726 --> 00:19:55,127
‫در مورد سرقت اطلاعات داره

425
00:19:55,227 --> 00:19:57,296
‫و بعد چند ساعت بعد به قتل می‌رسه؟ قبوله.

426
00:19:57,429 --> 00:20:01,433
‫و این نقاشی‌ها از رامبراند، مانه، دگا

427
00:20:01,533 --> 00:20:02,734
‫که هیچ‌وقت پیدا نشدن.

428
00:20:02,735 --> 00:20:04,270
‫نیم میلیارد دلار.

429
00:20:04,403 --> 00:20:06,605
‫باشه، شاید همه چی به هم مرتبطه و شاید حق با توئه

430
00:20:06,739 --> 00:20:08,440
‫و داریم بررسی‌اش می‌کنیم.

431
00:20:08,540 --> 00:20:10,609
‫اما کار ما پیدا کردن یه قاتله.

432
00:20:10,709 --> 00:20:12,845
‫پس حواسمون به کار اصلی باشه.

433
00:20:12,945 --> 00:20:14,546
‫حالا بگو کدوم نقاش بود که

434
00:20:14,646 --> 00:20:16,949
‫گوش خودشو قطع کرد یا یه همچین چیزی. اوه.

435
00:20:22,721 --> 00:20:24,456
‫اوه. وای.

436
00:20:24,556 --> 00:20:26,959
‫قاب‌های خالی رو به عنوان یادآوری روی دیوار نگه می‌دارن.

437
00:20:27,093 --> 00:20:30,129
‫نظریه در مورد اینکه این همه نقاشی دزدیده شده کجا رفتن چیه؟

438
00:20:30,229 --> 00:20:33,299
‫اف‌بی‌آی فکر می‌کنه یا تو یه کاخ سعودی‌ان

439
00:20:33,399 --> 00:20:34,901
‫یا یه جایی تو بوستون قایم شدن.

440
00:20:35,001 --> 00:20:37,636
‫چون بیش از حد قابل شناسایی‌ان و نمی‌شه فروختشون.

441
00:20:42,809 --> 00:20:45,011
‫چیزی در مورد این یکی متوجه شدی؟

442
00:20:46,578 --> 00:20:48,915
‫دقیقاً همون اندازه‌ایه که تو خونه اندی بود.

443
00:20:49,015 --> 00:20:52,051
‫می‌دونی چه نقاشی‌ای قبلاً تو این قاب بوده؟

444
00:20:52,985 --> 00:20:54,854
‫این مانه.

445
00:20:56,122 --> 00:20:57,356
‫نمی‌فهمم.

446
00:20:57,456 --> 00:20:59,859
‫چرا نقاشی رو از قاب بریدن؟

447
00:20:59,992 --> 00:21:01,360
‫اگه اینقدر باارزشه

448
00:21:01,493 --> 00:21:03,329
‫ممکنه آسیب ببینه و بی‌ارزش بشه.

449
00:21:03,429 --> 00:21:05,497
‫چرا قاب رو هم نبردن؟

450
00:21:06,332 --> 00:21:08,099
‫البته!

451
00:21:08,100 --> 00:21:09,467
‫قاب!

452
00:21:09,468 --> 00:21:11,370
‫ما باید بریم.

453
00:21:13,172 --> 00:21:14,874
‫چی؟

454
00:21:16,442 --> 00:21:18,544
‫می‌دونی چی میگه؟

455
00:21:22,882 --> 00:21:26,919
‫فکر می‌کنی اون یه مانه واقعی بود؟

456
00:21:27,686 --> 00:21:29,721
‫پدربزرگت هیچ‌وقت در مورد

457
00:21:29,822 --> 00:21:31,523
‫سرقت موزه هاثورن چیزی نگفته بود؟

458
00:21:31,623 --> 00:21:33,025
‫نه.

459
00:21:33,125 --> 00:21:36,095
‫م-م-می‌دونم جوون که بود یه کم به دردسر افتاد

460
00:21:36,195 --> 00:21:39,365
‫با عمو زک، اما نه یه همچین چیزی.

461
00:21:39,498 --> 00:21:42,534
‫و هیچ‌وقت امضای روی نقاشی رو ندیدی؟

462
00:21:42,668 --> 00:21:46,538
‫د-دیدم، اما بابام گفت بدلشه.

463
00:21:46,638 --> 00:21:48,274
‫توی یه قاب خیلی ارزون بود.

464
00:21:48,374 --> 00:21:50,709
‫هیچ‌کس بهش اهمیت نداد.

465
00:21:50,809 --> 00:21:55,614
‫قاب‌های ارزون‌تر رنگ رو از اثر هنری می‌مکن.

466
00:21:55,714 --> 00:21:57,449
‫و به خاطر همینه که

467
00:22:00,019 --> 00:22:02,088
‫آثار هنری بی‌قیمت

468
00:22:02,989 --> 00:22:05,224
‫توی چوب با کیفیت بالا قاب می‌شن.

469
00:22:26,946 --> 00:22:28,447
‫ای بابا!

470
00:22:28,580 --> 00:22:30,416
‫فکر کنم بعد از اینکه پدربزرگت فوت کرد

471
00:22:30,549 --> 00:22:33,252
‫بابات فهمید که اون عضو گروه سرقت بوده.

472
00:22:33,385 --> 00:22:36,187
‫و فکر کنم یه عضو دیگه از اون گروه باباتو کشت.

473
00:22:36,188 --> 00:22:38,790
‫و اون مانه رو دزدید.

474
00:22:38,891 --> 00:22:41,460
‫تا یه راز ۳۵ ساله رو مخفی نگه داره.

475
00:22:43,662 --> 00:22:46,098
‫ریگان؟ تو آشپزخونه‌ام.

476
00:22:46,899 --> 00:22:48,400
‫من رنگ رو از قاب کشیدم بیرون.

477
00:22:48,500 --> 00:22:50,469
‫و اگه حق با من باشه و با مانه مطابقت داشته باشه

478
00:22:50,569 --> 00:22:53,038
‫اون‌وقت می‌تونیم یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ رو حل کنیم.

479
00:22:53,039 --> 00:22:54,773
‫و انگیزه قتل رو مشخص کنیم.

480
00:22:54,907 --> 00:22:58,945
‫و اگه حق با من باشه، ممکنه بتونیم اینو به قاتل ربط بدیم.

481
00:22:59,045 --> 00:23:01,313
‫چیزی که کارشناسای شواهد از دست دادن.

482
00:23:01,447 --> 00:23:03,582
‫اولین سرنخ واقعی ما.

483
00:23:14,226 --> 00:23:15,827
‫اون آقای هیکس هست.

484
00:23:15,928 --> 00:23:17,595
‫تو از پله‌ها برو. من ببینم نردبان آتش‌نشانی هست یا نه.

485
00:23:17,596 --> 00:23:20,866
‫۱۲ جیک ۱۰۱ درخواست نیروی کمکی در رکسفورد ۱۷۹۴.

486
00:23:21,000 --> 00:23:22,133
‫برای یه مرد روی پشت‌بام.

487
00:23:22,134 --> 00:23:24,370
‫آتش‌نشانی و اورژانس می‌خوایم.

488
00:23:30,242 --> 00:23:33,412
‫نمی‌تونم این تلویزیون کوفتی رو درست کنم، پیتر.

489
00:23:33,512 --> 00:23:35,881
‫هیچ‌وقت نیستی وقتی به کمک احتیاج دارم.

490
00:23:35,982 --> 00:23:37,316
‫آقای هیکس، من می‌تونم کمک کنم.

491
00:23:37,416 --> 00:23:39,051
‫چرا، اِم، کنار نمیری و اجازه نمیدی من انجامش بدم؟

492
00:23:39,185 --> 00:23:41,753
‫تمام زندگی لعنتیم رو صرف مراقبت از تو کردم.

493
00:23:41,853 --> 00:23:44,323
‫حالا که مادرت نیست، با من حرف نمی‌زنی.

494
00:23:44,423 --> 00:23:46,192
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تلویزیون رو درست کنه!

495
00:23:46,325 --> 00:23:49,195
‫آقای هیکس! دیگه اینجوری صدام نکن.

496
00:23:53,032 --> 00:23:54,900
‫باشه، بابا.

497
00:23:56,068 --> 00:23:58,570
‫حق با توئه. متاسفم.

498
00:23:58,670 --> 00:24:00,672
‫باید کنارت می‌بودم.

499
00:24:00,772 --> 00:24:02,708
‫نباید از خودم دورت می‌کردم.

500
00:24:03,742 --> 00:24:07,313
‫همیشه بخشی از زندگی من خواهی بود، مهم نیست چی بشه.

501
00:24:07,413 --> 00:24:09,181
‫دوستت دارم، بابا.

502
00:24:10,016 --> 00:24:12,918
‫لطفاً، میشه الان از لبه بیای پایین؟

503
00:24:17,156 --> 00:24:18,924
‫آقای هیکس!

504
00:24:33,005 --> 00:24:34,205
‫خیلی از بیخ گوشمون رد شد.

505
00:24:34,206 --> 00:24:36,542
‫باید ببریمش تحت مراقبت‌های حمایتی.

506
00:24:36,642 --> 00:24:38,444
‫این فقط موقته.

507
00:24:38,577 --> 00:24:40,779
‫باید پسرش رو پیدا کنیم.

508
00:24:47,653 --> 00:24:50,522
‫اممم. اون استیک‌ها خیلی خوشمزه‌ن.

509
00:24:50,622 --> 00:24:53,125
‫اگه دکترم یه روز بهم می‌گفت گوشت قرمز نخورم، من...

510
00:24:53,225 --> 00:24:54,959
‫مجبور بودم یه دکتر جدید پیدا کنم.

511
00:24:57,196 --> 00:24:59,630
‫شنیدم یه مورد خاص RH گیرت اومده.

512
00:24:59,631 --> 00:25:01,567
‫واقعاً فکر می‌کنی واقعی باشه؟ من که آره.

513
00:25:01,700 --> 00:25:02,967
‫اوه خدای من. چه ساده‌ای!

514
00:25:02,968 --> 00:25:05,071
‫چطور جرئت می‌کنی؟ اون چیه؟ چی؟

515
00:25:05,171 --> 00:25:07,173
‫سرقت موزه رز هاوثورن؟

516
00:25:07,273 --> 00:25:09,308
‫مردم دهه‌هاست دارن سعی می‌کنن حلش کنن.

517
00:25:09,408 --> 00:25:10,709
‫و کی می‌گه خواهرت نمی‌تونه؟

518
00:25:10,842 --> 00:25:13,045
‫ممنون، مامان.

519
00:25:13,145 --> 00:25:16,115
‫راستش، هنوز منتظر یه سری مدارک اصلی هستیم.

520
00:25:16,215 --> 00:25:18,384
‫فقط می‌گم، پسرش نمی‌دونست...

521
00:25:18,517 --> 00:25:20,017
‫که پدرش یه سارق آثار هنری بوده؟

522
00:25:20,018 --> 00:25:22,854
‫همه پدرا و پسرا مثل تو و شان اینقدر صمیمی نیستن.

523
00:25:22,954 --> 00:25:24,123
‫حق با توئه.

524
00:25:25,257 --> 00:25:26,925
‫شاید باید باشن.

525
00:25:27,059 --> 00:25:28,960
‫شاید اون وقت جلو پسراشون رو می‌گرفتن.

526
00:25:29,061 --> 00:25:30,729
‫قبل از اینکه یه جای عمومی رو به گلوله ببندن.

527
00:25:30,862 --> 00:25:32,098
‫ببخشید؟ متاسفم.

528
00:25:32,231 --> 00:25:33,432
‫ولی پدر و مادر باید می‌دونستن.

529
00:25:33,532 --> 00:25:35,167
‫چه خبره با بچه‌شون.

530
00:25:35,267 --> 00:25:37,569
‫هیچ پدر و مادری نمی‌تونه مطلقاً همه چیز رو در مورد بچه‌هاش بدونه.

531
00:25:37,703 --> 00:25:39,338
‫مخصوصاً نوجوونا. تو همه چیز رو نمی‌دونی...

532
00:25:39,438 --> 00:25:41,507
‫که تو زندگی فیبی میگذره، مگه نه؟

533
00:25:42,241 --> 00:25:43,708
‫آره. باید قبول کنم...

534
00:25:43,709 --> 00:25:45,944
‫با دادستان و کشیش در مورد این موضوع.

535
00:25:46,078 --> 00:25:47,746
‫من با سارا موافقم.

536
00:25:47,879 --> 00:25:49,748
‫اگه بچه‌شون از تفنگی استفاده کنه، پدر و مادر مسئول نیستن؟

537
00:25:49,848 --> 00:25:50,949
‫که خودشون خریدن؟

538
00:25:51,049 --> 00:25:52,584
‫خب، بستگی به پرونده داره.

539
00:25:52,684 --> 00:25:53,985
‫و بستگی به پدر و مادر داره.

540
00:25:54,086 --> 00:25:56,455
‫اگه بی‌ملاحظه بودن، البته.

541
00:25:56,555 --> 00:25:59,291
‫ولی مادرت، اون نمی‌خواست من...

542
00:25:59,391 --> 00:26:01,859
‫به تو و برادرت در مورد ایمنی اسلحه آموزش بدم.

543
00:26:01,860 --> 00:26:03,129
‫یعنی، من یه پلیسم.

544
00:26:03,229 --> 00:26:04,430
‫مجبور بودم تو خونه اسلحه داشته باشم.

545
00:26:04,563 --> 00:26:06,765
‫چی می‌شد اگه بهتون یاد نمی‌دادم...

546
00:26:06,865 --> 00:26:08,200
‫و یه روز از راه به در می‌شدید...

547
00:26:08,300 --> 00:26:09,801
‫و با اون اسلحه یه کار وحشتناک می‌کردید؟

548
00:26:09,901 --> 00:26:11,470
‫مامانت باید به خاطر اون زندانی میشد؟

549
00:26:11,603 --> 00:26:12,838
‫نه، ولی فکر کنم متوجه می‌شدی...

550
00:26:12,938 --> 00:26:14,239
‫اگه داشتم از هم می‌پاشیدم، مگه نه؟

551
00:26:14,240 --> 00:26:16,108
‫منظورم اینه که...

552
00:26:16,208 --> 00:26:19,478
‫هیچ کس نمی‌تونه ۲۴ ساعته بچه‌هاش رو کنترل کنه.

553
00:26:19,578 --> 00:26:20,912
‫حتی پلیس.

554
00:26:21,012 --> 00:26:22,181
‫این کاملاً درسته.

555
00:26:22,281 --> 00:26:25,117
‫یادت بندازم 'روز کمین' رو؟

556
00:26:25,217 --> 00:26:26,452
‫آه.

557
00:26:26,552 --> 00:26:28,387
‫روز کمین' چیه؟ آره. آره.

558
00:26:28,487 --> 00:26:31,657
‫روز کمین' یه روز شانسی بود که مامان انتخاب می‌کرد...

559
00:26:31,790 --> 00:26:33,359
‫تا همینجوری اتاق‌هامون رو بگرده.

560
00:26:33,459 --> 00:26:34,893
‫و تاریخچه جستجوهامون رو چک کنه.

561
00:26:34,993 --> 00:26:36,895
‫و دفترچه خاطراتمون رو بخونه. ام‌هم. ام‌هم.

562
00:26:36,995 --> 00:26:38,330
‫ام‌هم. اوه.

563
00:26:38,430 --> 00:26:39,865
‫این وحشتناکه.

564
00:26:39,965 --> 00:26:41,667
‫آره. میشه بهم جزئیات بدی، لطفاً؟

565
00:26:41,767 --> 00:26:44,636
‫برای این کار به خودت حکم دادی، خانم دادستان؟

566
00:26:44,770 --> 00:26:46,972
‫من که فهمیدم کی اولین بوست رو کردی.

567
00:26:49,275 --> 00:26:51,177
‫اوه، به چی می‌خندی؟

568
00:26:51,310 --> 00:26:53,512
‫همه حادثه یوم کیپور رو یادشونه.

569
00:26:53,645 --> 00:26:55,314
‫اوه اوه. حادثه یوم کیپور چیه؟

570
00:26:55,447 --> 00:26:58,249
‫هزار دلار بهت میدم تا دهنت رو ببندی.

571
00:26:58,250 --> 00:27:01,052
‫نه، نه. به عنوان شریکت حس می‌کنم حق دارم...

572
00:27:01,153 --> 00:27:03,288
‫در مورد داستان‌های مخفی خجالت‌آور بدونم.

573
00:27:03,289 --> 00:27:04,955
‫این در واقع تو کتابچه راهنمای پلیس هم هست.

574
00:27:04,956 --> 00:27:06,192
‫آره، "رازهای شریک".

575
00:27:06,325 --> 00:27:08,694
‫پس، یه "روز کمین" افتاد به یوم کیپور.

576
00:27:08,794 --> 00:27:10,829
‫ما غافلگیر شدیم، داشتیم روزه می‌گرفتیم.

577
00:27:10,929 --> 00:27:14,333
‫و بذارید اینجوری بگم که جونا گیر افتاد...

578
00:27:14,433 --> 00:27:16,034
‫در حال بازدید از یه سری وب‌سایت نامناسب.

579
00:27:16,168 --> 00:27:17,203
‫متاسفم، برادر.

580
00:27:17,336 --> 00:27:19,538
‫من اون روز خیلی چیزا برای جبران داشتم.

581
00:27:20,806 --> 00:27:24,910
‫بالای سر بچه بودن نشانه واقعی عشق پدر و مادرانه.

582
00:27:25,010 --> 00:27:28,747
‫همونطور که محافظت از فرزندانتون، تحت هر شرایطی.

583
00:27:28,847 --> 00:27:31,617
‫سفر تثنیه ۵:۱۶.

584
00:27:32,251 --> 00:27:33,519
‫چی؟

585
00:27:33,619 --> 00:27:35,521
‫اون که "به پدر و مادرت احترام بگذار" نیست؟

586
00:27:35,654 --> 00:27:37,589
‫اوه، پس داشتی گوش می‌دادی.

587
00:27:39,157 --> 00:27:41,326
‫برای من کافیه. من... من یه موعظه دارم که باید بنویسم.

588
00:27:41,327 --> 00:27:43,762
‫باشه، باشه. خب، من جمع می‌کنم.

589
00:27:43,862 --> 00:27:46,031
‫من کمک می‌کنم. ممنون.

590
00:27:52,971 --> 00:27:54,573
‫هی. چیزی که پدربزرگ اون تو گفت...

591
00:27:54,673 --> 00:27:57,376
‫در مورد محافظت والدین از بچه‌هاشون...

592
00:27:57,476 --> 00:27:59,745
‫دوباره منو به فکر والدین اون تیرانداز انداخت.

593
00:27:59,845 --> 00:28:01,346
‫باشه، چی فکر می‌کنی؟

594
00:28:01,347 --> 00:28:02,914
‫ما داریم سعی می‌کنیم ثابت کنیم که والدین...

595
00:28:03,048 --> 00:28:04,983
‫باید از وضعیت روانی کایل اطلاع داشتن...

596
00:28:05,083 --> 00:28:06,651
‫و کاری برای جلوگیری از تیراندازی می‌کردن.

597
00:28:06,652 --> 00:28:09,154
‫اما اگه کاری کرده باشن...

598
00:28:09,255 --> 00:28:12,858
‫تا پسرشون رو از مجازات قبلاً محافظت کنن؟

599
00:28:13,859 --> 00:28:15,561
‫خب، اگه بتونیم ثابت کنیم که والدین...

600
00:28:15,694 --> 00:28:18,163
‫یه الگوی کمک کردن به پسرشون داشتن...

601
00:28:18,264 --> 00:28:20,899
‫تا در گذشته از عواقب منفی فرار کنه.

602
00:28:20,999 --> 00:28:24,335
‫این یعنی می‌دونستن کایل الان چی از آب درمیاد.

603
00:28:24,336 --> 00:28:26,071
‫می‌دونستن که دیگه از کنترل خارج شده.

604
00:28:26,171 --> 00:28:27,973
‫و کاری هم برای متوقف کردنش نکردن.

605
00:28:29,541 --> 00:28:32,710
‫شاید جواب بده. ببین چی می‌تونی پیدا کنی.

606
00:28:37,449 --> 00:28:39,049
‫مطابقت پیدا کرد.

607
00:28:39,050 --> 00:28:42,120
‫همون نوع رنگیه که تو نقاشی دزدیده‌شده بود.

608
00:28:42,220 --> 00:28:43,689
‫و از همون دوره زمانیه.

609
00:28:43,789 --> 00:28:45,257
‫نقاشیه واقعی بود؟

610
00:28:45,357 --> 00:28:47,359
‫این اولین سرنخ از سرقت هاوثورنه تو ۳۵ سال گذشته.

611
00:28:47,459 --> 00:28:48,894
‫کارت عالی بود، چارلی براون.

612
00:28:48,994 --> 00:28:51,297
‫حق با تو بود، و اعتراف می‌کنم.

613
00:28:51,397 --> 00:28:53,299
‫حیف که باید یکی بابتش می‌مرد، می‌دونی؟

614
00:28:54,199 --> 00:28:55,566
‫اندی جونیور کشته می‌شه.

615
00:28:55,567 --> 00:28:57,803
‫چون پدرش سال‌ها پیش یه جرمی مرتکب شده بود؟

616
00:28:57,936 --> 00:29:00,606
‫اون حتی ازش خبر هم نداشت؟

617
00:29:00,706 --> 00:29:02,039
‫آره.

618
00:29:02,040 --> 00:29:04,142
‫حالا می‌خوای بگی جریان چیه؟

619
00:29:04,242 --> 00:29:06,111
‫و نگو که "هیچی نیست."

620
00:29:06,912 --> 00:29:09,246
‫من قبلاً خیلی وقتمو تو موزه هاوثورن می‌گذروندم.

621
00:29:09,247 --> 00:29:12,183
‫چون به درس‌خوندن تو رشته هنر فکر می‌کردم.

622
00:29:12,284 --> 00:29:15,287
‫یعنی بری هنر بخونی؟ آره.

623
00:29:15,387 --> 00:29:17,087
‫اوه. و من واقعاً با استعداد بودم.

624
00:29:17,088 --> 00:29:18,189
‫هوم.

625
00:29:18,290 --> 00:29:20,125
‫ولی دنبالش نرفتم.

626
00:29:20,258 --> 00:29:21,827
‫فکر نمی‌کردی تو آینده به جایی برسه؟

627
00:29:21,927 --> 00:29:24,429
‫حقوق کارآگاهیم که... داره می‌باره.

628
00:29:24,430 --> 00:29:26,064
‫آره، هر دومون.

629
00:29:26,164 --> 00:29:28,634
‫پول، آره. آره، هر دومون.

630
00:29:28,767 --> 00:29:30,336
‫نه، ولش کردم.

631
00:29:31,670 --> 00:29:33,439
‫چرا ولش کردی؟

632
00:29:34,473 --> 00:29:38,677
‫چون هنر استعدادی نبود که مامانم داشته باشه.

633
00:29:38,810 --> 00:29:41,313
‫فکر کردم اینو از پدر بیولوژیکیم به ارث بردم.

634
00:29:41,413 --> 00:29:44,550
‫پدر بیولوژیکی که هیچ وقت ندیدیش.

635
00:29:44,650 --> 00:29:46,117
‫آره. و من این بخش از وجودمو دفن کردم

636
00:29:46,217 --> 00:29:47,653
‫چون می‌خواستم

637
00:29:47,753 --> 00:29:49,655
‫با مردی که تنهام گذاشت فرق داشته باشم.

638
00:29:49,755 --> 00:29:51,956
‫تا حالا سعی کردی با می در موردش حرف بزنی؟

639
00:29:51,957 --> 00:29:55,494
‫می‌دونی، قبلاً ازش در مورد بابام می‌پرسیدم، امم...

640
00:29:56,728 --> 00:29:59,331
‫و اون همیشه فقط می‌گفت

641
00:29:59,465 --> 00:30:03,034
‫«وقتی بچه بودی رفت. اون تو زندگی ما جایی نداره.»

642
00:30:05,270 --> 00:30:07,539
‫برای همین آخرش دیگه نپرسیدم.

643
00:30:08,306 --> 00:30:09,708
‫شاید وقتشه که دوباره بپرسی.

644
00:30:09,808 --> 00:30:12,844
‫می‌دونی، گاهی اوقات وقتی به کسی فشار میاری

645
00:30:12,944 --> 00:30:15,313
‫فقط آخرش از خودت دورش می‌کنی.

646
00:30:17,148 --> 00:30:18,584
‫درسته.

647
00:30:19,651 --> 00:30:22,120
‫خب، تا امتحان نکنیم نمی‌فهمیم.

648
00:30:26,925 --> 00:30:30,862
‫اوه، راستی، وقتی تو داشتی پرونده هاوثورن رو حل می‌کردی

649
00:30:30,962 --> 00:30:32,898
‫من شاید پرونده قتل خودمونو حل کرده باشم.

650
00:30:32,998 --> 00:30:34,700
‫آزمایش روی لیوان‌ها تموم شد؟

651
00:30:34,800 --> 00:30:36,034
‫اثر انگشت قابل استفاده‌ای نبود.

652
00:30:36,134 --> 00:30:38,203
‫ولی یه لکه چربی زیر دسته لیوان هست.

653
00:30:38,303 --> 00:30:42,374
‫که با لکه چربی روی قهوه‌ساز مطابقت داره.

654
00:30:42,474 --> 00:30:43,542
‫پس قاتل اندی جونیور

655
00:30:43,675 --> 00:30:45,476
‫کسی که می‌شناختش، میاد خونش... هوم.

656
00:30:45,477 --> 00:30:47,478
‫براشون قهوه درست می‌کنه، دعواشون می‌شه.

657
00:30:47,479 --> 00:30:50,516
‫اونو می‌کشه، هول می‌شه و می‌ره.

658
00:30:50,616 --> 00:30:51,750
‫اون چربی رو آزمایش کردن؟

659
00:30:51,883 --> 00:30:53,818
‫بله. حاوی کمپلکس لیتیومه.

660
00:30:53,819 --> 00:30:55,486
‫که تو روغن موتور ماشین پیدا می‌شه.

661
00:30:55,487 --> 00:30:57,656
‫و احتمالاً رو دست یه مکانیک هم پیدا می‌شه.

662
00:30:57,756 --> 00:30:59,558
‫مثلاً کلیتون.

663
00:30:59,658 --> 00:31:01,427
‫پس باید دوباره باهاش حرف بزنیم.

664
00:31:01,560 --> 00:31:02,928
‫درسته.

665
00:31:03,028 --> 00:31:04,496
‫بعد از اینکه به برادرت زنگ زدی

666
00:31:04,596 --> 00:31:07,032
‫اون مستقیم رفت خونه پدرت تا تو رو ببینه.

667
00:31:07,132 --> 00:31:09,468
‫این بخاطر این بود که تو بهش گفتی بره اونجا، مگه نه؟

668
00:31:09,568 --> 00:31:11,837
‫بهت گفتم. من نرفتم خونه.

669
00:31:11,937 --> 00:31:13,337
‫من سر کار بودم.

670
00:31:13,338 --> 00:31:15,372
‫مشکل اینجاست که ما چربی پیدا کردیم.

671
00:31:15,373 --> 00:31:18,410
‫روی قهوه‌ساز و لیوانی که کنار جسد اندی بود.

672
00:31:18,544 --> 00:31:21,079
‫و حدس بزن چه نوع چربی‌ای بود، کلیتون.

673
00:31:21,179 --> 00:31:23,081
‫چربی مکانیک.

674
00:31:23,181 --> 00:31:25,550
‫ما همچنین یه حکم بازرسی برای خونه‌ات گرفتیم.

675
00:31:25,551 --> 00:31:28,086
‫و اینو تو کمد پیدا کردیم.

676
00:31:28,186 --> 00:31:29,921
‫الان داریم روش آزمایش بالستیک انجام می‌دیم.

677
00:31:30,055 --> 00:31:31,790
‫و مطابقت پیدا می‌کنه با تفنگی

678
00:31:31,923 --> 00:31:34,292
‫که اندی جونیور رو کشت، مگه نه؟

679
00:31:34,392 --> 00:31:35,761
‫مگه نه؟!

680
00:31:35,861 --> 00:31:37,395
‫پس این چیزیه که فکر می‌کنیم اتفاق افتاده.

681
00:31:37,496 --> 00:31:39,363
‫پدرت می‌میره، تو و برادرت می‌فهمین

682
00:31:39,364 --> 00:31:41,066
‫در مورد دخالتش تو اون سرقت.

683
00:31:41,166 --> 00:31:43,935
‫پس اندی جونیور رو می‌کشی تا اون آثار هنری رو برای خودت نگهداری.

684
00:31:44,069 --> 00:31:46,472
‫ولی باید به ما بگی، زکری هم دست داشت؟

685
00:31:48,039 --> 00:31:49,675
‫یالا، کلیتون.

686
00:31:49,775 --> 00:31:52,744
‫حبس ابد بدون آزادی مشروط در انتظارته، باشه؟

687
00:31:52,844 --> 00:31:54,378
‫حالا، ما می‌دونیم که زکری به برادرت زنگ زد.

688
00:31:54,379 --> 00:31:56,815
‫همون صبحی که تو زنگ زدی.

689
00:31:56,915 --> 00:31:58,850
‫حالا، اگه زکری رو لو بدی

690
00:31:58,950 --> 00:32:01,152
‫می‌تونیم برات تخفیف مجازات بگیریم.

691
00:32:01,252 --> 00:32:03,789
‫ولی باید همین الان لو بدی.

692
00:32:03,889 --> 00:32:07,058
‫زک هیچ ربطی به مرگ اندی نداشت.

693
00:32:07,158 --> 00:32:08,827
‫همش کار من بود.

694
00:32:09,628 --> 00:32:11,929
‫اندی شب قبل بهم زنگ زد.

695
00:32:11,930 --> 00:32:15,400
‫گفت یه صندوق امانات پیدا کرده.

696
00:32:15,501 --> 00:32:17,335
‫داخل صندوق یه کلید واحد انباری بود.

697
00:32:17,469 --> 00:32:18,870
‫با یه نامه از طرف پدرمون.

698
00:32:18,970 --> 00:32:21,573
‫که اعتراف کرده بود آثار هنری هاوثورن رو دزدیده.

699
00:32:21,673 --> 00:32:23,475
‫پس اندی رفت به اون انباری و آثار هنری رو پیدا کرد؟

700
00:32:23,575 --> 00:32:25,210
‫من می‌خواستم اون آثار هنری رو بفروشم.

701
00:32:25,310 --> 00:32:29,347
‫ولی اون حاضر نشد بگه انباری کجاست.

702
00:32:29,447 --> 00:32:32,518
‫از من فاصله گرفت.

703
00:32:32,651 --> 00:32:34,853
‫بهش گفتم وایسه. من...

704
00:32:34,986 --> 00:32:38,156
‫اسلحه رو گرفتم سمتش، ولی فقط...

705
00:32:40,191 --> 00:32:42,092
‫در رفت.

706
00:32:42,093 --> 00:32:44,630
‫قسم می‌خورم فقط می‌خواستم بترسونمش.

707
00:32:44,730 --> 00:32:47,198
‫هیچ‌وقت قصد آسیب زدن بهش رو نداشتم. ولی تو بهش آسیب زدی.

708
00:32:47,298 --> 00:32:51,802
‫این اسلحه رو گرفتی سمت پشت برادرت...

709
00:32:51,803 --> 00:32:55,674
‫و سرِ چند تا نقاشی قدیمی کشتِیش.

710
00:32:55,807 --> 00:32:59,511
‫اگه من و اندی حقیقت رو می‌دونستیم...

711
00:32:59,611 --> 00:33:04,049
‫اگه پدرمون رو یه کم بهتر می‌شناختیم...

712
00:33:04,149 --> 00:33:06,384
‫اصلاً...

713
00:33:08,353 --> 00:33:11,256
‫شاید هیچ‌کدوم از اینا هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد.

714
00:33:17,863 --> 00:33:19,531
‫دکتر کرتیس کایل فرگوسن اخراج شده بود...

715
00:33:19,631 --> 00:33:21,032
‫از چند تا مدرسه.

716
00:33:21,166 --> 00:33:23,368
‫ولی همه اون اخراج‌ها به طور رسمی تغییر داده شدن...

717
00:33:23,501 --> 00:33:25,370
‫به انتقال، به خاطر گواهی پزشک...

718
00:33:25,470 --> 00:33:27,238
‫که تشخیص‌های مختلفی داده بود.

719
00:33:27,372 --> 00:33:31,209
‫وقتی خطری در کمین باشه، رازداری معنا نداره.

720
00:33:31,342 --> 00:33:34,412
‫حداقل می‌تونید بهم بگید دارو مصرف می‌کرده؟

721
00:33:36,347 --> 00:33:37,382
‫باشه.

722
00:34:11,917 --> 00:34:13,418
‫می‌دونستن.

723
00:34:19,257 --> 00:34:23,161
‫کلیتون به قتل اندی جونیور اعتراف کرد.

724
00:34:23,261 --> 00:34:24,663
‫متأسفم که اینو می‌شنوم.

725
00:34:24,796 --> 00:34:26,698
‫حتماً همینطوره.

726
00:34:26,798 --> 00:34:29,133
‫خب... من اینجا چیکار می‌کنم؟

727
00:34:29,134 --> 00:34:31,536
‫چون شریکم ازتون یه سوال داره.

728
00:34:31,637 --> 00:34:33,538
‫مونه کجاست؟

729
00:34:35,140 --> 00:34:37,308
‫اونی که رو دیوار اندی سینیور بود.

730
00:34:37,408 --> 00:34:39,010
‫دوست شما.

731
00:34:39,110 --> 00:34:41,880
‫همونی که سی و پنج سال پیش، دوتایی از موزه هاوثورن دزدیدین.

732
00:34:41,980 --> 00:34:44,182
‫به همراه دوازده اثر هنری دیگه.

733
00:34:44,282 --> 00:34:47,418
‫من هیچ ایده‌ای ندارم چی می‌گید.

734
00:34:48,286 --> 00:34:49,888
‫مسئله اینه که اتفاقاً می‌دونید.

735
00:34:50,021 --> 00:34:53,158
‫چون فکر می‌کنم شما فهمیدید اندی جونیور حقیقت رو کشف کرده.

736
00:34:53,258 --> 00:34:55,460
‫و می‌دونست آثار هنری کجاست.

737
00:34:55,560 --> 00:34:58,829
‫ولی قبل از اینکه بتونید بهش برسید، کلیتون کشتش.

738
00:34:58,830 --> 00:35:00,999
‫و بعد شما از این فرصت استفاده کردید...

739
00:35:01,099 --> 00:35:03,801
‫که دوباره مونه رو بدزدید.

740
00:35:03,802 --> 00:35:06,604
‫اگه من یه نقاشی از خونه اندی دزدیدم...

741
00:35:07,839 --> 00:35:11,209
‫چرا باید یه قاب خالی بذارم؟

742
00:35:11,309 --> 00:35:13,310
‫موزه رو مسخره کنم؟

743
00:35:13,311 --> 00:35:15,313
‫و پلیس رو؟

744
00:35:18,149 --> 00:35:21,586
‫این یه جورایی خنده‌دار می‌شد، نه؟

745
00:35:25,390 --> 00:35:27,793
‫ولی شما نمی‌تونید چیزی رو ثابت کنید.

746
00:35:29,094 --> 00:35:30,996
‫پس من دیگه میرم.

747
00:35:31,763 --> 00:35:33,765
‫دیگه نمی‌تونی زیاد از این کار در بری.

748
00:35:33,865 --> 00:35:36,601
‫من حواسم بهت هست. منم همینطور.

749
00:35:43,074 --> 00:35:44,910
‫چیز زیادی برای دیدن نیست.

750
00:35:45,010 --> 00:35:49,147
‫من فقط یه آدم عادی‌ام که یه زندگی معمولی داره.

751
00:35:50,015 --> 00:35:53,284
‫همونطور که بودم...

752
00:35:53,384 --> 00:35:56,187
‫تو این سی و پنج سال گذشته.

753
00:36:05,363 --> 00:36:09,935
‫باورم نمیشه پدربزرگم همه اون نقاشی‌ها رو دزدیده بود.

754
00:36:10,035 --> 00:36:12,237
‫و یکی از اون‌ها رو دیوارش بود.

755
00:36:12,337 --> 00:36:14,472
‫می‌دونیم هضم کردن این موضوع برات سخته.

756
00:36:14,605 --> 00:36:16,241
‫واقعاً متأسفیم.

757
00:36:17,042 --> 00:36:19,845
‫ممنون که موقع رفتن باهام ملاقات کردی.

758
00:36:19,945 --> 00:36:22,347
‫نمی‌دونم چیزی از اینا می‌تونه کمکی کنه یا نه.

759
00:36:23,448 --> 00:36:25,817
‫شاید یه کامپیوتر؟ موبایل؟

760
00:36:25,917 --> 00:36:27,584
‫هر چیزی که بتونیم باهاش به فایل‌های شخصی دسترسی پیدا کنیم.

761
00:36:27,585 --> 00:36:30,488
‫آره، اِم... موبایلش تو این جعبه‌ست.

762
00:36:31,322 --> 00:36:33,390
‫من خودم رمزش رو براش تنظیم کردم.

763
00:36:33,391 --> 00:36:34,559
‫ممنون.

764
00:36:34,659 --> 00:36:36,294
‫ما فقط یه لحظه کار داریم.

765
00:36:37,062 --> 00:36:39,898
‫باشه، فیلم دوربین مداربسته.

766
00:36:44,970 --> 00:36:47,437
‫آره، اونجا انبارِ.

767
00:36:53,644 --> 00:36:56,014
‫اون اندی جونیوره که داره آثار دزدیده‌شده رو پیدا می‌کنه؟

768
00:36:56,147 --> 00:36:59,150
‫این آخرین آپدیت از دوربین انبارِ. اوهوم.

769
00:36:59,250 --> 00:37:00,852
‫سرویس‌های مکانی خاموشه.

770
00:37:00,952 --> 00:37:04,389
‫ولی تایم استمپ می‌گه ساعت ۷:۰۲ عصر...

771
00:37:04,489 --> 00:37:06,324
‫شب قبل از قتل.

772
00:37:07,092 --> 00:37:09,727
‫اندی جونیور دوازده دقیقه بعد مورد حمله قرار گرفت.

773
00:37:09,828 --> 00:37:13,431
‫شب قبل از قتل، ساعت ۷:۱۴، تو ایستگاه تی.

774
00:37:13,531 --> 00:37:14,699
‫تو "ساوین هیل".

775
00:37:14,800 --> 00:37:16,633
‫پس اگه بتونیم یه انبار پیدا کنیم...

776
00:37:16,634 --> 00:37:19,838
‫که دوازده دقیقه از اون ایستگاه فاصله داره...

777
00:37:19,938 --> 00:37:21,739
‫آثار رو پیدا می‌کنیم.

778
00:37:24,776 --> 00:37:26,845
‫پسر شما بیماری روانی شدیدی داشت.

779
00:37:26,945 --> 00:37:29,280
‫و ما داشتیم کمکش می‌کردیم. که قابل تحسینه.

780
00:37:29,380 --> 00:37:32,017
‫ولی شما هم می‌دونستید که ممکنه به مردم آسیب بزنه.

781
00:37:32,117 --> 00:37:33,384
‫این درست نیست.

782
00:37:33,484 --> 00:37:35,053
‫دکترهاش هیچ‌وقت به ما نگفتن که ممکنه خشن باشه.

783
00:37:35,153 --> 00:37:36,687
‫این داروها برای همینه.

784
00:37:36,788 --> 00:37:39,590
‫و از روی تاریخ‌های روی بطری‌ها و میزان پر بودنشون...

785
00:37:39,690 --> 00:37:41,559
‫مشخصه که اونها رو مصرف نمی‌کرده.

786
00:37:44,062 --> 00:37:46,831
‫شما هیچ تصوری ندارید...

787
00:37:46,832 --> 00:37:50,068
‫داشتن پسری مثل کایل چطوره.

788
00:37:50,201 --> 00:37:52,403
‫ما فکر کردیم اگه بهش یه کم فضا بدیم...

789
00:37:52,503 --> 00:37:54,940
‫ما فقط فکر نمی‌کردیم که اون...

790
00:37:55,040 --> 00:37:56,541
‫اینطوری از هم بپاشه.

791
00:37:56,641 --> 00:37:58,609
‫دقیقاً همین جاست.

792
00:38:02,080 --> 00:38:03,982
‫شما فکر نکردید.

793
00:38:06,217 --> 00:38:09,354
‫هر دو نفرتون بلند شید و دستاتون رو پشت سرتون بذارید.

794
00:38:11,622 --> 00:38:12,823
‫شما بازداشتید.

795
00:38:12,824 --> 00:38:14,926
‫بازداشت؟ این مسخره‌ست.

796
00:38:15,026 --> 00:38:18,263
‫گفتم دستاتون رو پشت سرتون بذارید.

797
00:38:20,932 --> 00:38:22,767
‫علاوه بر متهم کردن...

798
00:38:22,901 --> 00:38:25,003
‫کایل فرگوسن به قتل درجه یک...

799
00:38:25,103 --> 00:38:27,504
‫دفتر دادستان منطقه هم متهم خواهد کرد...

800
00:38:27,505 --> 00:38:30,942
‫والدینش رو به قتل غیرعمد.

801
00:38:34,179 --> 00:38:36,481
‫خانم دادستان منطقه؟

802
00:38:37,248 --> 00:38:40,185
‫پلیس بوستون یه الگوی رفتاری پیدا کرده

803
00:38:40,285 --> 00:38:43,220
‫که ثابت می‌کنه خانواده فرگوسن خوب می‌دونستن

804
00:38:43,221 --> 00:38:45,290
‫که پسرشون کایل یه بمب ساعتیه.

805
00:38:45,423 --> 00:38:48,358
‫نه تنها هیچ کاری برای متوقف کردنش نکردن،

806
00:38:48,359 --> 00:38:49,961
‫بلکه یه اسلحه هم گذاشتن دستش.

807
00:38:50,061 --> 00:38:51,462
‫این پدر و مادرها مسئولیت

808
00:38:51,596 --> 00:38:53,932
‫جرم پسرشون رو به عهده دارن.

809
00:38:54,032 --> 00:38:56,366
‫سه تا جوون جونشون رو از دست دادن.

810
00:38:56,367 --> 00:39:00,471
‫اما این دفتر می‌تونه برای خانواده‌هاشون عدالت رو برقرار کنه.

811
00:39:00,571 --> 00:39:04,442
‫♪ فقط کمرت رو اذیت می‌کنی... ♪

812
00:39:04,542 --> 00:39:08,213
‫یه نفر اینجاست که، اِم... می‌خواد ببینتت.

813
00:39:08,313 --> 00:39:11,916
‫♪ یکم بیشتر به خودت سخت نگیر... ♪

814
00:39:11,917 --> 00:39:13,318
‫پیتر؟

815
00:39:14,652 --> 00:39:15,954
‫بابا.

816
00:39:19,324 --> 00:39:22,994
‫تا شنیدم برات مشکلی پیش اومده، سریع اومدم.

817
00:39:23,128 --> 00:39:25,296
‫من که مشکلی یادم نمیاد.

818
00:39:26,164 --> 00:39:28,499
‫متأسفم که بهت سر نزدم.

819
00:39:30,635 --> 00:39:32,403
‫و متأسفم که من... من...

820
00:39:32,503 --> 00:39:34,505
‫گذاشتم یه دعوای کوچیک و احمقانه بینمون فاصله بندازه.

821
00:39:34,605 --> 00:39:37,042
‫نباید اون حرفا رو می‌زدم.

822
00:39:38,409 --> 00:39:40,511
‫من اونم یادم نمیاد.

823
00:39:42,948 --> 00:39:45,516
‫نظرت چیه بیای پیش ما بمونی؟

824
00:39:45,650 --> 00:39:48,085
‫آنا خیلی دوست داره نزدیک‌تر باشی.

825
00:39:48,086 --> 00:39:50,521
‫همیشه همدیگه رو می‌بینیم.

826
00:39:50,655 --> 00:39:51,755
‫تا مدرسه همراهیش می‌کنی.

827
00:39:51,756 --> 00:39:53,691
‫آنا؟

828
00:39:53,791 --> 00:39:55,626
‫الان چند سالشه؟

829
00:39:55,726 --> 00:39:57,628
‫هشت سالشه.

830
00:40:00,331 --> 00:40:04,269
‫بردن آنا به مدرسه خوب می‌شه.

831
00:40:07,905 --> 00:40:13,611
‫♪ انسان بودن به اندازه کافی سخته ♪

832
00:40:16,014 --> 00:40:17,949
‫♪ اینجوری نیست که ♪

833
00:40:18,049 --> 00:40:22,988
‫♪ ما واقعاً هیچ‌وقت یاد بگیریم ♪

834
00:40:23,088 --> 00:40:26,457
‫♪ و من که فرشته نیستم ♪

835
00:40:26,557 --> 00:40:30,061
‫♪ می‌دونم که قراره سوختنشو ببینیم ♪

836
00:40:31,629 --> 00:40:33,664
‫♪ و عزیزم ♪

837
00:40:33,764 --> 00:40:37,768
‫♪ هیچ جایی برای فرار نیست... ♪

838
00:40:37,868 --> 00:40:39,904
‫واقعاً فکر می‌کردم اینجاست.

839
00:40:41,906 --> 00:40:44,709
‫آره، کاش واقعاً چارلی براون بود.

840
00:40:44,809 --> 00:40:48,046
‫♪ و ما فقط انسانیم ♪

841
00:40:48,179 --> 00:40:51,882
‫♪ لازم نیست ببینم چطور تموم می‌شه ♪

842
00:40:51,983 --> 00:40:56,054
‫♪ تا بهت بگم که دیگه هیچ‌وقت اینجا نخواهیم بود ♪

843
00:40:56,154 --> 00:40:58,488
‫♪ عزیزم، ما فقط انسانیم... ♪

844
00:40:58,489 --> 00:41:01,191
‫وایسا، یعنی هاوک‌آی وارد تیم شد،

845
00:41:01,192 --> 00:41:02,893
‫با اینکه فقط یه تیر و کمان داره؟

846
00:41:02,994 --> 00:41:05,063
‫آره، ولی خب اون تیرانداز خیلی خوبیه.

847
00:41:05,163 --> 00:41:06,164
‫باید هم باشه.

848
00:41:06,264 --> 00:41:08,433
‫بقیه هم که قدرت‌های ماورایی دارن.

849
00:41:11,902 --> 00:41:13,804
‫می‌تونیم در مورد... من می‌خواستم...

850
00:41:15,706 --> 00:41:17,742
‫تو اول بگو.

851
00:41:18,543 --> 00:41:21,379
‫متأسفم که این اواخر اوضاع اینجا انقدر پرتنش بوده.

852
00:41:22,213 --> 00:41:24,415
‫من باید متأسف باشم.

853
00:41:24,515 --> 00:41:27,185
‫دارم روت فشار میارم.

854
00:41:28,053 --> 00:41:29,587
‫پدربزرگت همیشه می‌گفت

855
00:41:29,687 --> 00:41:33,724
‫می‌خواست بچه‌هاش دو تا چیز داشته باشن: ریشه و بال.

856
00:41:33,824 --> 00:41:35,326
‫آره، یادمه.

857
00:41:35,426 --> 00:41:36,694
‫آره.

858
00:41:36,794 --> 00:41:38,429
‫خب، ریشه‌هات خیلی قوی هستن.

859
00:41:38,529 --> 00:41:39,964
‫معلومه.

860
00:41:41,166 --> 00:41:43,801
‫اما من نذاشتم بال و پرت رو باز کنی.

861
00:41:43,934 --> 00:41:45,603
‫پس...

862
00:41:45,703 --> 00:41:48,506
‫فکر می‌کنم وقتشه که جای خودم رو پیدا کنم.

863
00:41:51,909 --> 00:41:55,946
‫خب، اگه همین‌جا باشه چی، می‌دونی؟

864
00:41:56,081 --> 00:41:57,282
‫منظورت چیه؟

865
00:41:57,415 --> 00:41:59,317
‫خب، جونا گفت که به یه هم‌خونه جدید نیاز داره.

866
00:41:59,417 --> 00:42:00,884
‫و اون فضای بیشتری از اینجا داره.

867
00:42:00,885 --> 00:42:04,254
‫و داشتم فکر می‌کردم شاید تو بتونی اجاره‌نامه منو بگیری.

868
00:42:04,255 --> 00:42:06,491
‫یعنی همون اجاره‌نامه‌ای که من از قبل امضا کرده بودم؟

869
00:42:06,624 --> 00:42:09,026
‫آره. بله، همون اجاره‌نامه.

870
00:42:09,127 --> 00:42:10,295
‫باشه.

871
00:42:11,129 --> 00:42:13,298
‫خب، منظورم اینه که من واقعاً اینجا رو دوست دارم.

872
00:42:16,267 --> 00:42:18,402
‫ممنونم ازت. آره، منم همینطور.

873
00:42:18,403 --> 00:42:20,405
‫و اگه نمی‌خوای اینو ببینی،

874
00:42:20,505 --> 00:42:21,771
‫می‌تونیم یه چیز دیگه بذاریم.

875
00:42:21,772 --> 00:42:23,308
‫نه نه، من ازش خوشم اومده. واقعاً؟

876
00:42:23,408 --> 00:42:26,477
‫می‌خوام ببینم این مرد تیر و کمونی چطور دووم میاره.

877
00:42:26,501 --> 00:42:36,501
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
