WEBVTT

00:17.017 --> 00:18.317
‫قاتل رو شناسایی کردیم؟

00:18.318 --> 00:19.753
‫نه، هنوز داریم کسب و کارها رو بررسی می‌کنیم

00:19.853 --> 00:21.388
‫تا ببینیم کسی می‌تونه شناساییش کنه

00:21.521 --> 00:23.557
‫شاهدها می‌گن به نظر می‌رسه قربانی‌ها رو می‌شناخته

00:23.691 --> 00:26.093
‫سه تا کارمند یه ماست بستنی فروشی که داشتن می‌اومدن سر کار

00:26.193 --> 00:27.728
‫کس دیگه‌ای هم آسیب دیده؟

00:27.828 --> 00:30.530
‫نگهبان موقعی که تیرانداز به سمت جنوب فرار کرد، گلوله خورد

00:30.631 --> 00:32.365
‫تو بیمارستان عمومی بوستون زیر عمله

00:32.499 --> 00:35.102
‫نگهبان وقتی تیراندازی شروع شد کجا بود؟

00:35.202 --> 00:37.037
‫تو کیوسک نگهبانی

00:48.916 --> 00:53.286
‫پس ضارب به سمت شمال، طرف ماست بستنی فروشی شلیک می‌کنه

00:53.386 --> 00:58.425
‫ولی بعد برمی‌گرده و به سمت جنوب، طرف نگهبان فرار می‌کنه؟

00:58.558 --> 01:00.293
‫این منطقی نیست

01:08.101 --> 01:11.003
‫پشت اینجا رو هم بررسی کردیم، جناب سرپرست

01:11.004 --> 01:13.006
‫تیرانداز قربانی‌ها رو می‌شناخته

01:13.106 --> 01:16.309
‫شاید قبلاً اینجا بوده، شاید مشتری دائمیه

01:18.011 --> 01:22.482
‫چرا به سمت پست نگهبانی فرار کنه؟

01:25.052 --> 01:27.755
‫اون از اون گیت رد شد

01:27.888 --> 01:29.890
‫چون نقشه این بوده

01:30.523 --> 01:32.292
‫اینجا دید خوبی به بازار داری

01:32.425 --> 01:34.127
‫و یه راه خروج سریع پشت سرت

01:34.227 --> 01:37.430
‫با احترام، فکر می‌کنم این یه خورده بعیده

01:46.406 --> 01:48.241
‫هنوزم فکر می‌کنی یه خورده بعیده؟

01:48.341 --> 01:50.811
‫سه تا نوجوان امروز صبح به رگبار بسته شدن

01:50.911 --> 01:52.312
‫می‌دونی باید اونجا باشیم

01:52.412 --> 01:54.014
‫آره. آخرین مورد روی میز جرم

01:54.114 --> 01:55.482
‫یکی باید اینجا بمونه

01:55.615 --> 01:56.883
‫این ساندویچ واسه منه؟

01:56.884 --> 01:58.718
‫آه. در واقع آره

01:58.719 --> 02:00.187
‫چه آقایی!

02:01.288 --> 02:02.889
‫فقط بیکن داره

02:02.890 --> 02:05.993
‫ببخشید، یادم رفت بیکن نمی‌خوری

02:06.093 --> 02:08.261
‫این ساندویچ واسه من نبوده، نه؟

02:08.361 --> 02:10.163
‫واسه شان بود

02:11.398 --> 02:12.432
‫قرار بود صبحونه بخوریم

02:12.532 --> 02:13.801
‫منو کاشت تا بره بدوعه

02:13.934 --> 02:15.302
‫یعنی، موافقم که پسره تو فرم بمونه

02:15.402 --> 02:16.670
‫ولی من دارم سعی می‌کنم باهاش وقت بگذرونم

02:16.804 --> 02:18.471
‫وقت بگذرونی؟ شما دارین با هم زندگی می‌کنین

02:18.571 --> 02:20.640
‫مگه قرار نبود فقط چند هفته باهاش بمونی؟

02:20.741 --> 02:22.108
‫آره، داره عالی پیش می‌ره

02:22.109 --> 02:23.711
‫داریم خیلی خوش می‌گذرونیم، برای همین فکر کردم

02:23.811 --> 02:25.645
‫چرا بیشتر نمونیم، پیش هم باشیم؟

02:25.746 --> 02:27.214
‫خب، یه جور پیش هم بودن داریم، یه جور هم هست

02:27.314 --> 02:28.816
‫که سه ماه رو کاناپه من بمونی

02:28.916 --> 02:31.283
‫تو دلت نمی‌خواد اون آدم باشی. حتی با شان

02:31.284 --> 02:33.120
‫کارآگاه‌ها!

02:33.220 --> 02:35.188
‫ما یه مورد ویژه آر. اچ. داریم

02:36.156 --> 02:37.357
‫چی می‌خوای؟

02:38.892 --> 02:40.160
‫مورد ویژه آر. اچ. چیه؟

02:40.260 --> 02:41.829
‫سرقت موزه رز هاوثورن

02:41.962 --> 02:43.931
‫چی؟ ۳۵ سال پیش؟

02:44.031 --> 02:45.866
‫دو تا دزد که لباس پلیس پوشیده بودن، با کلک وارد موزه شدن

02:45.999 --> 02:47.466
‫و ۱۳ اثر هنری بی‌نظیر رو دزدیدن

02:47.467 --> 02:49.669
‫این بزرگترین معمای حل نشده‌ـست

02:49.803 --> 02:50.971
‫تو تاریخ بوستون

02:51.071 --> 02:52.672
‫و بذار حدس بزنم، هر از گاهی

02:52.773 --> 02:54.908
‫یه کارآگاه خودخوانده با یه سرنخ پیدا می‌شه

02:55.008 --> 02:58.378
‫که قراره پرونده رو حل کنه، و تو هم نمی‌تونی کمک نکنی و دنبالش نری

02:58.478 --> 03:00.047
‫اوم... آره

03:00.180 --> 03:02.349
‫رئیس قبلیم بهشون می‌گفت

03:02.482 --> 03:04.151
‫بهشون می‌گفت، اِم... خل و چل‌های پرونده‌های راکد

03:04.251 --> 03:06.419
‫آره، منتها من عاشق هنرم

03:06.519 --> 03:09.622
‫واسه همین هر دفعه درگیرش می‌شم

03:10.490 --> 03:12.826
‫مثل لوسی‌ـه که با توپ فوتباله، و منم چارلی براون

03:12.926 --> 03:14.527
‫باشه، چارلی براون

03:14.627 --> 03:17.230
‫ببینیم این کله‌پوک چی می‌خواد بگه. آره

03:17.330 --> 03:20.901
‫دیگه نمی‌خوام در موردش حرف بزنم. باشه

03:25.705 --> 03:28.175
‫باشه. این دیگه چی بود؟

03:28.275 --> 03:29.709
‫نمی‌دونم

03:29.810 --> 03:31.211
‫احتمالاً جا زد

03:31.311 --> 03:34.414
‫خیلی از این موارد ویژه آر. اچ. میان چون شرط باختن

03:34.514 --> 03:38.051
‫یا دوستاشون سر به سرشون گذاشتن

03:38.151 --> 03:40.220
‫می‌خوای اون تخم مرغ و بیکن رو بخوری؟

03:40.353 --> 03:41.721
‫نه، مال خودت

03:42.555 --> 03:44.091
‫یعنی، فقط یک سال گذشته

03:44.224 --> 03:45.759
‫و هم‌خونه‌ام همین الان باید اسباب‌کشی کنه

03:45.859 --> 03:46.993
‫خب، تو که ازش خوشت نمی‌اومد

03:46.994 --> 03:49.863
‫می‌دونم ولی من یه کارمند دولتم

03:49.963 --> 03:51.731
‫افزایش اجاره‌بهای من توهینه

03:51.832 --> 03:53.500
‫به شهر بوستون

03:53.600 --> 03:54.935
‫آه، دیگه ناله نکن

03:55.068 --> 03:57.237
‫آشپزخونه قدیمی من تو نیویورک، حمومم هم بود

03:57.337 --> 03:59.506
‫خب؟ و از نظر اجاره‌بها بدتر بود

03:59.606 --> 04:00.908
‫از هرچیزی که تو بوستون دیدم

04:01.041 --> 04:03.009
‫داری جدی جدی پز می‌دی

04:03.010 --> 04:05.412
‫که الان وضعیت تو نیویورک بدتره؟

04:07.247 --> 04:08.248
‫بی‌خیال

04:08.381 --> 04:11.217
‫رفیق، خوبی؟

04:11.218 --> 04:12.852
‫فقط دیشب زیاد نخوابیدم

04:12.853 --> 04:16.089
‫پدرم می‌خواست یه... فیلم قدیمی جنگ جهانی دوم ببینه

04:16.223 --> 04:18.557
‫بازم؟ می‌دونی، برای یه آدمی که از جنگ متنفره

04:18.558 --> 04:20.260
‫واقعاً دوست داره فیلم‌های مربوط بهش رو ببینه

04:23.897 --> 04:26.800
‫تو هم داری چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟ آره

04:28.635 --> 04:29.970
‫هِی... پلیس بوستون!

04:30.103 --> 04:33.240
‫چاقو رو بذار زمین! برو رو زمین!

04:33.941 --> 04:37.010
‫♪ مثل علف داره با جذابیت جمعی رشد می‌کنه ♪

04:37.110 --> 04:38.879
‫♪ پ-پول ♪

04:38.979 --> 04:41.713
‫♪ پ-پول مثل علف داره با جذابیت جمعی رشد می‌کنه ♪

04:44.051 --> 04:45.285
‫♪ پول داره رشد می‌کنه... ♪

04:47.054 --> 04:49.088
‫زانو بزن.

04:49.089 --> 04:50.590
‫آقا، حالتون خوبه؟

04:50.690 --> 04:52.926
‫یادم نمیاد کجا زندگی می‌کنم.

04:54.661 --> 04:57.096
‫باشه، باشه.

04:58.298 --> 04:59.566
‫یه آدرس دارم.

04:59.666 --> 05:01.168
‫اول بذارین به اینا زنگ بزنیم.

05:01.301 --> 05:03.003
‫ما می‌رسونیمت خونه.

05:06.907 --> 05:08.175
‫عصر بخیر.

05:08.308 --> 05:10.576
‫اسلحه قتل در پرونده سه قتل

05:10.577 --> 05:13.546
‫در بازار وارف استریت اخیراً خریداری شده بود

05:13.646 --> 05:15.114
‫و به نام یک نفر ثبت شده بود

05:15.115 --> 05:17.317
‫که در یک دوپلکس در آلستون زندگی می‌کند.

05:17.417 --> 05:21.221
‫واحد تحقیقات ویژه حکم دستگیری را اجرا کرده است

05:21.321 --> 05:22.822
‫در آن محل.

05:23.523 --> 05:24.858
‫پلیس بوستون!

05:24.958 --> 05:26.459
‫مأموران خانه را تفتیش کرده‌اند

05:26.559 --> 05:28.828
‫به دنبال کایل فرگوسن که در آن دوپلکس اقامت دارد

05:28.929 --> 05:31.298
‫و اثر انگشتش روی اسلحه پیدا شده است.

05:31.398 --> 05:32.832
‫حکم داریم. کایل کجاست؟

05:32.933 --> 05:34.634
‫اون بالاست.

05:34.734 --> 05:36.036
‫دیوید، اون چیکار کرده؟

05:37.170 --> 05:38.638
‫پلیس! بیا پایین!

05:38.738 --> 05:40.207
‫کایل فرگوسن پیدا شد

05:40.307 --> 05:41.508
‫در طبقه دوم.

05:50.350 --> 05:51.617
‫کایل ۱۶ سالشه.

05:55.455 --> 05:56.890
‫خواهش می‌کنم.

06:00.827 --> 06:04.131
‫به والدین نوجوانانی که امروز کشته شدند

06:05.332 --> 06:07.234
‫قلب ما با شماست.

06:08.068 --> 06:10.203
‫بدانید که کایل فرگوسن محاکمه خواهد شد

06:10.303 --> 06:12.239
‫تا آخرین حد قانونی.

06:24.985 --> 06:26.886
‫یک گلوله به پشتش خورده.

06:26.987 --> 06:28.155
‫خب. به چی رسیدی؟

06:28.255 --> 06:30.590
‫قربانی اندی گوشر جونیور هست.

06:30.723 --> 06:32.225
‫۵۵ ساله.

06:32.325 --> 06:33.526
‫دخترش پیداش کرده.

06:33.626 --> 06:35.861
‫من میرم باهاش حرف بزنم. باشه.

06:35.862 --> 06:37.597
‫من یه نگاهی اینجا بندازم.

06:40.900 --> 06:43.236
‫ببخشید. من کارآگاه ریگان هستم.

06:43.336 --> 06:46.239
‫اه، میشه بگید چی شده؟

06:46.339 --> 06:48.608
‫قرار بود ناهار بخوریم.

06:48.708 --> 06:50.610
‫من فقط اومدم دنبالش.

06:54.948 --> 06:57.050
‫میتونم بپرسم پدرتون چرا داشت جابجا می‌شد؟

06:57.150 --> 06:59.252
‫اینجا خونه پدربزرگم بود.

06:59.386 --> 07:02.021
‫بابا اینجا زندگی می‌کرد و ازش مراقبت می‌کرد.

07:02.022 --> 07:03.423
‫متوجه‌ام.

07:03.556 --> 07:06.026
‫پدربزرگم همین هفته پیش از سکته قلبی فوت کرد.

07:21.708 --> 07:23.110
‫هی.

07:23.210 --> 07:25.112
‫این لیوانا رو بسته بندی کن، باشه؟

07:26.213 --> 07:28.148
‫کسی رو می‌شناسید که بخواد به پدرتون آسیب بزنه؟

07:28.248 --> 07:30.216
‫نه. مردم دوستش داشتن.

07:31.551 --> 07:33.987
‫اون مدیر "مین مست" بود.

07:34.087 --> 07:35.921
‫خیلی خوب از کارمنداش مراقبت می‌کرد.

07:35.922 --> 07:37.723
‫مشتری‌ها رو هم همینطور.

07:40.093 --> 07:42.095
‫کی میتونه این کارو کرده باشه؟

07:42.829 --> 07:44.998
‫ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم که بفهمیم. ام...

07:45.132 --> 07:46.932
‫میشه ایشون رو ببرین تو اتاق دیگه؟

07:46.933 --> 07:50.803
‫بیا. این افسر شما رو میبره آشپزخونه، باشه؟

07:52.272 --> 07:53.906
‫دشمن شناخته شده‌ای نداره.

07:54.007 --> 07:57.010
‫ورودی اجباری نبوده، دو تا لیوان قهوه روی میز.

07:57.110 --> 07:58.811
‫هیچ نشونه‌ای از درگیری هم دیده نمیشه.

07:58.911 --> 08:01.381
‫پس قربانی قاتل رو می‌شناخته و راهش داده تو.

08:01.481 --> 08:03.483
‫که توضیح میده چرا قربانی پشتش رو

08:03.616 --> 08:05.818
‫به تیرانداز کرده بوده. ممم.

08:05.918 --> 08:07.854
‫میتونی برش گردونی؟

08:17.964 --> 08:20.633
‫این همون مردیه که امروز صبح اومد پاسگاه.

08:20.733 --> 08:22.768
‫این همون آدم خاص RHئه. آره.

08:22.769 --> 08:25.172
‫همون دیوونه‌ای که اطلاعاتی درباره سرقت هنری داشت.

08:25.272 --> 08:26.706
‫آره.

08:27.540 --> 08:29.309
‫میدونی...

08:29.409 --> 08:31.478
‫دزدهای سرقت "هاثورن"...

08:31.578 --> 08:34.714
‫اونا نقاشی‌ها رو از قاب‌هاشون بریدن.

08:34.847 --> 08:36.183
‫باشه، یه لحظه صبر کن.

08:36.283 --> 08:38.585
‫فکر نمی‌کنی اونا همون دزدا بودن؟

08:38.685 --> 08:40.853
‫شاید اون دیوونه‌مون اونقدرام دیوونه نبوده.

08:44.257 --> 08:45.358
‫هان.

08:45.382 --> 09:00.382
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

09:01.941 --> 09:03.176
‫اون پدرشه؟

09:03.276 --> 09:04.844
‫میبینی این چقدر ما رو بد نشون میده؟

09:04.944 --> 09:07.647
‫من به مردم بوستون قول دادم که اقدام می‌کنم.

09:07.747 --> 09:09.381
‫شهردار شاو، صداتون رو پایین بیارید.

09:09.382 --> 09:13.085
‫ببینید، من قول دادم جلوی این جور تیراندازی‌ها رو بگیرم.

09:13.086 --> 09:15.288
‫و پیشگیری از والدین شروع میشه.

09:15.388 --> 09:16.723
‫در واقع، از اسلحه شروع میشه.

09:16.823 --> 09:19.326
‫بله. یعنی اینکه چطور یه دونه گیرش اومده؟

09:19.426 --> 09:22.529
‫کار بچه تمومه، اما پدر و مادرش چی؟

09:22.629 --> 09:24.464
‫ما باید اونا رو به خاطر قتل غیرعمد تحت تعقیب قرار بدیم.

09:24.564 --> 09:26.765
‫درست مثل اون بچه در میشیگان، پدر و مادرش...

09:26.766 --> 09:29.001
‫میشیگان حوزه قضایی من نیست، جیم.

09:29.102 --> 09:30.503
‫و تا جایی که به من مربوطه

09:30.637 --> 09:31.971
‫مردم از نظر کیفری مسئول نیستند

09:32.105 --> 09:34.141
‫در قبال رفتار دیگران، چه پدر و مادر باشند چه نباشند.

09:34.241 --> 09:36.775
‫یه دلیلی داره که اون قانون صدها ساله وجود داره.

09:36.776 --> 09:40.447
‫خب، شاید میشیگان داره قانون رو وارد قرن ۲۱ میکنه.

09:40.547 --> 09:42.414
‫میدونم این تصمیم توئه، می.

09:42.415 --> 09:44.750
‫اما اینجا رسانه‌ها دارن روایت رو تعیین می‌کنن.

09:44.751 --> 09:47.320
‫و من دارم زیر بار خشم عمومی له میشم.

09:47.454 --> 09:49.222
‫یه کاری بکن.

09:55.495 --> 09:57.330
‫اون اشتباه نمی‌گه.

09:58.131 --> 09:59.532
‫پدر و مادرها تو این تیراندازی‌ها...

09:59.666 --> 10:02.502
‫همیشه میگن که هیچ ایده‌ای نداشتن بچه‌شون خطرناکه.

10:02.635 --> 10:06.473
‫مامان، اون صحنه کشتاری که دیدم...

10:06.573 --> 10:08.675
‫اون بچه‌ها

10:08.775 --> 10:11.344
‫خانواده‌هاشون چی؟ مگه بهشون بدهکار نیستیم؟

10:11.444 --> 10:13.346
‫سارا، دقیقاً به همونا فکر می‌کنم.

10:13.480 --> 10:14.847
‫کار من اینه که براشون عدالت بیارم.

10:14.981 --> 10:17.016
‫و نمی‌تونم با دستگیر کردن آدما این کارو بکنم.

10:17.116 --> 10:18.618
‫قانون اجازه نمیده هیئت منصفه محکومشون کنه.

10:18.718 --> 10:21.521
‫بررسی والدینشون که ضرری نداره، نه؟

10:24.391 --> 10:26.025
‫این نباید یه جنگ صلیبی باشه.

10:26.159 --> 10:27.594
‫بی‌طرف باش.

10:27.694 --> 10:29.128
‫دنبال مدارک برو.

10:29.229 --> 10:31.063
‫همیشه همین کارو می‌کنم.

10:36.636 --> 10:38.104
‫اوه

10:39.071 --> 10:40.540
‫هیچ جا خونه خود آدم نمیشه.

10:44.644 --> 10:46.446
‫کنترل لعنتی کجاست؟

10:46.546 --> 10:49.681
‫آقای هیکس، چیز خاصی هست که بخواین از تلویزیون ببینید؟

10:49.682 --> 10:51.651
‫آره، Price Is Right

10:51.751 --> 10:53.220
‫بیا پایین.

10:53.320 --> 10:55.255
‫آره.

10:56.122 --> 10:57.724
‫حله.

11:00.827 --> 11:02.595
‫یه لحظه.

11:02.695 --> 11:04.264
‫به اون دست نزن.

11:04.364 --> 11:06.132
‫خودم درستش می‌کنم. مطمئنی؟

11:07.700 --> 11:10.337
‫آقایی، کسی هست که بتونیم براش زنگ بزنیم کمکتون کنه؟

11:10.437 --> 11:11.670
‫زحمت نکشید.

11:11.671 --> 11:13.940
‫اون تلویزیونو درست نمی‌کنه. حتی باهام حرف هم نمی‌زنه.

11:14.073 --> 11:15.041
‫اون کیه؟

11:15.141 --> 11:16.609
‫پیتر، پسرم.

11:16.709 --> 11:18.110
‫فقط...

11:19.379 --> 11:21.914
‫خودم از خودم مراقبت می‌کنم.

11:23.950 --> 11:25.084
‫مطمئنید؟

11:25.184 --> 11:27.185
‫یه لحظه آدرس خونه‌م رو یادم رفت.

11:27.186 --> 11:29.722
‫هنوز کاملاً عقلمو از دست ندادم.

11:29.822 --> 11:31.458
‫صبر کن تا ۸۰ ساله بشی.

11:31.558 --> 11:34.794
‫ممنون بابت خدمتتون.

11:34.894 --> 11:37.863
‫باشه، ببینید، من کارتم رو اینجا می‌ذارم.

11:37.864 --> 11:40.500
‫فقط اگه چیزی احتیاج داشتید، باشه؟

11:41.568 --> 11:43.303
‫مراقب خودت باش.

11:48.441 --> 11:50.410
‫کایل با بعضی از بچه‌های مدرسه خوب کنار نمی‌اومد.

11:50.510 --> 11:52.345
‫اما حاضر نمی‌شد در موردش با ما حرف بزنه.

11:52.445 --> 11:55.282
‫مشاور مدرسه گفت حواسش پرت بوده.

11:55.415 --> 11:57.549
‫اما اون هیچوقت دانش‌آموز عالی‌ای نبوده.

11:57.550 --> 11:59.286
‫اون یه هنرمنده.

11:59.386 --> 12:02.955
‫همیشه تو دفترچه‌هاش می‌نوشت و نقاشی می‌کرد.

12:08.060 --> 12:10.463
‫این نقاشی‌ها؟

12:20.807 --> 12:22.475
‫ما قبلاً اینا رو ندیده بودیم.

12:22.575 --> 12:24.276
‫چطور ممکنه؟

12:24.277 --> 12:27.347
‫این دفترچه‌ها همه جای اتاقش بودن.

12:27.447 --> 12:29.449
‫کایل اجازه نمیده ما بریم اونجا.

12:30.317 --> 12:32.118
‫شما پدر و مادرش هستید.

12:32.985 --> 12:34.621
‫چی می‌خوای بگی؟

12:35.322 --> 12:36.489
‫که باید می‌دونستیم کایل...

12:36.589 --> 12:37.757
‫قرار بود یه همچین کاری بکنه؟

12:37.857 --> 12:39.659
‫برام سواله که چرا شما متوجه نشدید...

12:39.792 --> 12:41.328
‫پسرتون چقدر آشفته بود.

12:41.428 --> 12:44.964
‫سعی کردیم باهاش حرف بزنیم. ولی سکوت معمولی نوجوونا رو تحویل گرفتیم.

12:45.064 --> 12:46.499
‫اسلحه‌تون چی؟

12:46.633 --> 12:48.401
‫چرا قفل نشده بود؟ قفل بود.

12:48.501 --> 12:50.202
‫کایل باید کلید رو پیدا کرده باشه.

12:50.303 --> 12:51.638
‫ما صاحبان مسئولیت‌پذیر اسلحه هستیم.

12:51.738 --> 12:53.605
‫ما به پسرمون ایمنی اسلحه رو یاد دادیم.

12:53.606 --> 12:56.309
‫بردیمش تیراندازی تا درست دست گرفتنش رو یاد بگیره.

12:56.409 --> 13:00.212
‫ما به کایل اعتماد داشتیم. دلیلی هم برای بی‌اعتمادی نداشتیم.

13:03.883 --> 13:06.553
‫باشه. ممنون.

13:07.387 --> 13:08.855
‫به چی رسیدی؟

13:08.955 --> 13:10.590
‫واحد بررسی صحنه جرم هنوز داره لیوان‌های صحنه جرم رو آزمایش می‌کنه...

13:10.690 --> 13:11.891
‫دنبال اثر انگشت قابل استفاده.

13:11.991 --> 13:13.225
‫اما تست‌های اولیه تا الان...

13:13.326 --> 13:15.160
‫فقط وجود قهوه رو توشون تایید می‌کنه.

13:15.161 --> 13:17.063
‫خب، من سوابق تماس‌های اندی جونیور رو درآوردم.

13:17.196 --> 13:19.399
‫و اون امروز صبح دو تا تماس تلفنی داشت.

13:19.499 --> 13:21.300
‫یکی از برادرش، کِلایتون.

13:21.401 --> 13:25.438
‫و اون یکی از یه دوست نزدیک خانوادگی، زاکاری آلبریکو.

13:25.538 --> 13:27.907
‫هر دو تماس تقریباً همزمان برقرار شده بودن.

13:28.040 --> 13:29.542
‫و تقریباً همون موقعی...

13:29.642 --> 13:31.878
‫اندی همونجا با موبایلش وایساده بود.

13:32.011 --> 13:34.781
‫وقتی که داشت تو تلفنش داد می‌زد و با عجله رفت.

13:34.881 --> 13:36.315
‫من هر کدوم از این پسرا رو...

13:36.416 --> 13:38.385
‫تو اتاق‌های بازجویی جداگانه برامون گذاشتم.

13:38.485 --> 13:42.389
‫اما اندی جونیور دیشب یه گزارش پلیس هم ثبت کرده.

13:42.522 --> 13:45.725
‫ظاهراً تو ایستگاه "ساوین هیل تی" ازش دزدی شده.

13:45.825 --> 13:47.693
‫شاید اون دزد دنبالش اومده خونه.

13:47.694 --> 13:49.361
‫نقاشی چی؟

13:49.362 --> 13:52.899
‫شاید بالاخره گروه سرقت موزه به جون هم افتادن.

13:52.999 --> 13:54.233
‫فکر کردم قرار نبود دیگه بریم...

13:54.333 --> 13:55.867
‫سراغ اون قضیه، چارلی براون.

13:55.868 --> 13:57.703
‫خب، بیا ببینیم این دو تا چیزی می‌دونن یا نه.

13:57.704 --> 13:59.338
‫درباره قتل یا درباره سرقت هنری؟

13:59.439 --> 14:02.241
‫خب، چون یکی ممکنه به اون یکی ربط داشته باشه، هر دو.

14:02.375 --> 14:03.910
‫یعنی، آخه...

14:04.010 --> 14:05.277
‫مگه تو تو این کار خوب نیستی؟

14:05.412 --> 14:07.380
‫انقدر مظنون رو تکون بدی تا مدرک ازش بریزه بیرون؟

14:07.480 --> 14:09.081
‫باشه.

14:09.181 --> 14:12.752
‫اما بهت هشدار میدم، بعضی وقتا وقتی درخت اشتباهی رو تکون میدی...

14:12.852 --> 14:14.554
‫چیزی جز میوه گندیده گیرت نمیاد.

14:14.654 --> 14:16.789
‫آره خب، اگه اشتباه کردم، ساندویچ‌های صبحونه رو من می‌خرم.

14:16.889 --> 14:18.791
‫چطوره؟ باشه، قبوله.

14:21.794 --> 14:24.130
‫چـ... چرا اینو به من نشون میدی؟

14:24.230 --> 14:25.532
‫چرا نباید بهت نشون بدم؟

14:25.632 --> 14:26.933
‫نمی‌خوای ببینی چه شکلیه...

14:27.033 --> 14:28.734
‫برادر خودت رو بی‌رحمانه به قتل برسونی؟

14:28.735 --> 14:31.036
‫فکر می‌کنی من اندی رو کشتم؟

14:31.037 --> 14:32.605
‫قاتلش رو می‌شناخت.

14:32.705 --> 14:35.107
‫و تو یک ساعت قبل از اینکه کشته بشه بهش زنگ زدی.

14:35.207 --> 14:36.908
‫با هم سر چیزی دعوا داشتید؟

14:36.909 --> 14:39.044
‫داشتیم خونه پدرمون رو جمع می‌کردیم.

14:39.045 --> 14:41.113
‫اون ازم خواست امروز صبح بیام و کمکش کنم.

14:41.247 --> 14:43.915
‫بهش گفتم بعد از ظهر میام.

14:43.916 --> 14:45.618
‫همین بود.

14:46.553 --> 14:48.154
‫اندی پسر اومد اداره پلیس...

14:48.254 --> 14:50.422
‫حدود یک ساعت قبل از اینکه کشته بشه.

14:50.423 --> 14:51.958
‫می‌خواست با یه کارآگاه صحبت کنه.

14:52.091 --> 14:53.626
‫راجع به سرقت هاثورن.

14:53.726 --> 14:55.094
‫اصلاً منطقی نیست.

14:55.194 --> 14:57.196
‫تو تقریباً همون موقع که اون اینجا بود، بهش زنگ زدی.

14:57.296 --> 14:59.598
‫اون داشت با هرکی که صحبت می‌کرد بحث می‌کرد.

14:59.599 --> 15:02.568
‫من بهش زنگ زدم چون پدرش، اندی پدر...

15:02.569 --> 15:05.937
‫دوست صمیمی من بود و هفته پیش مُرد.

15:05.938 --> 15:09.609
‫می‌خواستم ببینم اندی پسر حالش چطوره.

15:09.709 --> 15:11.578
‫ما دعوا نمی‌کردیم.

15:13.112 --> 15:14.814
‫می‌تونی راجع به این نقاشی بهم بگی؟

15:14.947 --> 15:16.448
‫دختر اندی پسر گفت که این...

15:16.449 --> 15:19.351
‫دیروز تو قاب بود و الان نیست.

15:19.452 --> 15:23.455
‫فکر می‌کنی کسی اندی پسر رو سر یه نقاشی کشته؟

15:23.456 --> 15:25.257
‫خب، اون چیزی راجع بهش گفته بود؟

15:25.357 --> 15:27.259
‫چرا باید بگه؟

15:28.160 --> 15:30.997
‫امروز صبح تو هم خونه پدرت بودی، کلیتون؟

15:31.130 --> 15:33.600
‫نه. سر کار بودم.

15:33.700 --> 15:36.202
‫قاتل برادرم رو پیدا می‌کنید؟

15:36.335 --> 15:38.705
‫امروز صبح کجا بودی؟ من باشگاه بودم.

15:38.838 --> 15:41.307
‫نزدیک خونه‌ست ولی من نرفتم اونجا.

15:41.407 --> 15:45.812
‫اندی پسر مثل پسرم بود.

15:45.912 --> 15:49.716
‫من هیچ‌وقت، هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌زدم.

15:59.125 --> 16:01.227
‫هی. برای شب فیلم آماده‌ای؟

16:01.360 --> 16:04.196
‫آره، قرار نیست یه فیلم جنگ جهانی دوم دیگه ببینیم، درسته؟

16:04.330 --> 16:07.099
‫نه، فکر کردم می‌تونیم یکی از اون فیلم‌های مارول رو ببینیم...

16:07.199 --> 16:08.535
‫که همیشه راجع بهشون حرف می‌زنی.

16:08.668 --> 16:11.136
‫می‌دونی که از اونا ۳۷ تا هست، درسته؟

16:11.137 --> 16:12.639
‫خب...

16:12.739 --> 16:14.673
‫خب، می‌خوایم سنت‌های جدیدی رو شروع کنیم، مگه نه؟

16:14.674 --> 16:17.544
‫چه راهی بهتر از ۳۷ تا فیلم؟

16:17.644 --> 16:20.780
‫قصد توهین ندارم، ولی الان واقعاً حوصله‌اش رو ندارم.

16:22.381 --> 16:23.583
‫روز سختی سر کار داشتی؟

16:23.716 --> 16:25.317
‫کار خوب بود.

16:28.420 --> 16:30.189
‫می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

16:30.289 --> 16:32.592
‫لازم نیست همه چیز رو بهت بگم، درسته؟

16:33.593 --> 16:35.562
‫نه، لازم نیست.

16:45.872 --> 16:47.839
‫بابا، ازت خواستم تختم رو مرتب نکنی.

16:47.840 --> 16:49.942
‫من دیگه بچه کوچیک نیستم.

16:50.042 --> 16:51.443
‫می‌دونم. اینجا شلوغ بود.

16:51.544 --> 16:53.880
‫من... ببین، من فقط فکر کردم که...

16:54.714 --> 16:56.616
‫کمک کنم.

17:00.219 --> 17:02.421
‫با همکلاسی‌های کایل صحبت کردم.

17:02.521 --> 17:04.591
‫همه گفتند اون افسرده و عصبانی بود.

17:04.724 --> 17:07.594
‫حتی حرفای خشونت‌آمیز راجع به بچه‌هایی که بهشون شلیک کرد، می‌زد.

17:07.694 --> 17:08.828
‫و فعالیتش تو فضای مجازی؟

17:08.928 --> 17:10.129
‫بازی‌های تیراندازی اول شخص.

17:10.229 --> 17:11.964
‫میم‌های قتل تو کل شبکه‌های اجتماعیش.

17:12.064 --> 17:14.032
‫باورنکردنیه که پدر و مادرش از هیچی خبر نداشتند.

17:14.033 --> 17:16.268
‫"باورنکردنیه" دلیل کافی برای اتهام‌زنی نیست.

17:16.402 --> 17:17.570
‫خب، اسلحه چی؟

17:17.670 --> 17:19.639
‫یعنی، دسترسی اون بهش خیلی راحت بود.

17:19.739 --> 17:21.073
‫اسلحه قفل بود.

17:21.173 --> 17:22.842
‫می‌دونی که قانون فقط همین رو می‌خواد.

17:22.942 --> 17:25.077
‫اگه هی از زیر این قضیه شونه خالی کنی، خیلی بی‌تفاوت به نظر میای.

17:25.177 --> 17:27.647
‫شونه خالی کردن؟ الان مثل شهردار حرف می‌زنی.

17:27.780 --> 17:29.816
‫من با شهردار موافقم.

17:29.949 --> 17:31.618
‫اما مهم‌تر از همه...

17:31.718 --> 17:33.319
‫من نگران والدین بی‌ملاحظه هستم...

17:33.419 --> 17:35.086
‫که بچه‌هاشون بچه‌های دیگه رو به رگبار می‌بندند.

17:35.087 --> 17:37.156
‫پس مدرکی پیدا کن که والدین کایل می‌دونستند...

17:37.289 --> 17:41.594
‫پسرشون مثل قطار از ریل خارج شده بود و هیچ کاری برای متوقف کردنش نکردند.

17:48.968 --> 17:53.472
‫می‌دونم نیتش خوبه، ولی دیروز واقعاً تختم رو مرتب کرد.

17:53.572 --> 17:55.742
‫و من... اوه، نه. وای چه بد.

17:55.842 --> 17:59.244
‫کاری که باید بکنی اینه که باهاش حرف بزنی در مورد...

17:59.245 --> 18:00.713
‫پیدا کردن یه جای خودش. نمی‌تونم.

18:00.813 --> 18:02.447
‫اون کل زندگیش رو به خاطر من از ریشه کند.

18:02.448 --> 18:04.050
‫و باهاش وقت گذروندن عالیه.

18:04.150 --> 18:06.584
‫ولی فقط کاش آخر شب می‌رفت.

18:06.585 --> 18:08.187
‫می‌دونی؟

18:09.188 --> 18:10.990
‫چی می‌شه اگه تو بری؟

18:12.324 --> 18:13.625
‫منظورت چیه؟ اینجا خونه منه.

18:13.626 --> 18:17.029
‫می‌دونم، ولی... می‌تونی با من زندگی کنی.

18:17.129 --> 18:18.998
‫من به هر حال باید یه هم‌خونه جدید پیدا کنم.

18:19.098 --> 18:20.932
‫و شاید خوب باشه که اون...

18:20.933 --> 18:22.401
‫کسی باشه که واقعاً دوستش دارم.

18:23.670 --> 18:25.136
‫فکر نمی‌کنی زیادی باشه؟

18:25.137 --> 18:26.939
‫همکار باشیم و با هم زندگی کنیم؟ آخ.

18:27.039 --> 18:29.175
‫ممکنه واقعاً همدیگه رو بکشیم.

18:29.275 --> 18:31.744
‫خب، حداقل هر دو تامون با تختای نامرتب می‌میریم.

18:39.886 --> 18:41.153
‫الو؟

18:41.253 --> 18:43.790
‫آقای هیکس. نه، من افسر شان ریگان هستم، از دیروز.

18:43.890 --> 18:44.724
‫(این بلاک در بلاک 391 ادغام شد.)

18:44.857 --> 18:46.425
‫نه، پسرتون نیست.

18:46.525 --> 18:48.493
‫نه، قربان، نیست.

18:48.494 --> 18:49.795
‫نه، نه، پیتر نیست.

18:49.796 --> 18:51.330
‫فکر کنم اشتباه شماره گرفتید.

18:51.430 --> 18:53.432
‫آقای هیکس، حالتون خوبه؟

18:53.532 --> 18:55.067
‫وایسا.

18:58.705 --> 19:00.006
‫گیج به نظر می‌رسه.

19:00.106 --> 19:01.708
‫فکر می‌کرد داره با پسرش حرف می‌زنه.

19:01.808 --> 19:03.209
‫باید بریم ببینیمش. بریم سراغش.

19:06.378 --> 19:08.014
‫رز هاثورن این موزه رو تو سال ۱۹۰۰ ساخت.

19:08.114 --> 19:10.082
‫تا هنرشو با مردم به اشتراک بذاره. هان.

19:10.216 --> 19:11.751
‫و در واقع از روی

19:11.851 --> 19:14.620
‫هم کاخ‌های رنسانس و هم موری الگوبرداری شده.

19:14.721 --> 19:17.488
‫اوه. انگار می‌تونی اینجا یه راهنمای تور باشی.

19:17.489 --> 19:19.258
‫قبلاً خیلی وقتمو اینجا می‌گذروندم.

19:19.358 --> 19:21.560
‫و به خاطر همینه که دوباره کشیده شدی تو

19:21.660 --> 19:23.562
‫این تعقیب و گریز سرقت هنری؟

19:23.662 --> 19:26.364
‫در مورد اون. من پرونده اف‌بی‌آی رو بررسی کردم.

19:26.365 --> 19:31.738
‫و پدر اندی جونیور، اندی سینیور، همراه با دوستش زکری

19:31.838 --> 19:33.906
‫مظنونین این سرقت بودن. اوه.

19:34.006 --> 19:36.242
‫اون زمان هر دوشون سارق‌های شناخته شده‌ای بودن.

19:36.342 --> 19:38.945
‫پلیس فدرال صدها مظنون داشت، اما این دو نفر با

19:39.078 --> 19:40.511
‫توصیف سارقین سرقت مطابقت داشتن.

19:40.512 --> 19:42.181
‫پس اف‌بی‌آی اون‌ها رو برای بازجویی آورد.

19:42.281 --> 19:43.882
‫اما نتونستن هیچ مدرکی علیهشون پیدا کنن.

19:43.883 --> 19:45.550
‫اگه اف‌بی‌آی صدها مظنون داشت

19:45.551 --> 19:47.053
‫مطمئنم ده‌ها نفر رو داشتن

19:47.153 --> 19:49.121
‫که با اون توصیف مطابقت داشتن، نه فقط اون دو نفر.

19:49.221 --> 19:50.790
‫آره، اما اندی سینیور مرده.

19:50.890 --> 19:53.625
‫و پسرش، اندی جونیور، میاد اداره تا به ما بگه

19:53.726 --> 19:55.127
‫در مورد سرقت اطلاعات داره

19:55.227 --> 19:57.296
‫و بعد چند ساعت بعد به قتل می‌رسه؟ قبوله.

19:57.429 --> 20:01.433
‫و این نقاشی‌ها از رامبراند، مانه، دگا

20:01.533 --> 20:02.734
‫که هیچ‌وقت پیدا نشدن.

20:02.735 --> 20:04.270
‫نیم میلیارد دلار.

20:04.403 --> 20:06.605
‫باشه، شاید همه چی به هم مرتبطه و شاید حق با توئه

20:06.739 --> 20:08.440
‫و داریم بررسی‌اش می‌کنیم.

20:08.540 --> 20:10.609
‫اما کار ما پیدا کردن یه قاتله.

20:10.709 --> 20:12.845
‫پس حواسمون به کار اصلی باشه.

20:12.945 --> 20:14.546
‫حالا بگو کدوم نقاش بود که

20:14.646 --> 20:16.949
‫گوش خودشو قطع کرد یا یه همچین چیزی. اوه.

20:22.721 --> 20:24.456
‫اوه. وای.

20:24.556 --> 20:26.959
‫قاب‌های خالی رو به عنوان یادآوری روی دیوار نگه می‌دارن.

20:27.093 --> 20:30.129
‫نظریه در مورد اینکه این همه نقاشی دزدیده شده کجا رفتن چیه؟

20:30.229 --> 20:33.299
‫اف‌بی‌آی فکر می‌کنه یا تو یه کاخ سعودی‌ان

20:33.399 --> 20:34.901
‫یا یه جایی تو بوستون قایم شدن.

20:35.001 --> 20:37.636
‫چون بیش از حد قابل شناسایی‌ان و نمی‌شه فروختشون.

20:42.809 --> 20:45.011
‫چیزی در مورد این یکی متوجه شدی؟

20:46.578 --> 20:48.915
‫دقیقاً همون اندازه‌ایه که تو خونه اندی بود.

20:49.015 --> 20:52.051
‫می‌دونی چه نقاشی‌ای قبلاً تو این قاب بوده؟

20:52.985 --> 20:54.854
‫این مانه.

20:56.122 --> 20:57.356
‫نمی‌فهمم.

20:57.456 --> 20:59.859
‫چرا نقاشی رو از قاب بریدن؟

20:59.992 --> 21:01.360
‫اگه اینقدر باارزشه

21:01.493 --> 21:03.329
‫ممکنه آسیب ببینه و بی‌ارزش بشه.

21:03.429 --> 21:05.497
‫چرا قاب رو هم نبردن؟

21:06.332 --> 21:08.099
‫البته!

21:08.100 --> 21:09.467
‫قاب!

21:09.468 --> 21:11.370
‫ما باید بریم.

21:13.172 --> 21:14.874
‫چی؟

21:16.442 --> 21:18.544
‫می‌دونی چی میگه؟

21:22.882 --> 21:26.919
‫فکر می‌کنی اون یه مانه واقعی بود؟

21:27.686 --> 21:29.721
‫پدربزرگت هیچ‌وقت در مورد

21:29.822 --> 21:31.523
‫سرقت موزه هاثورن چیزی نگفته بود؟

21:31.623 --> 21:33.025
‫نه.

21:33.125 --> 21:36.095
‫م-م-می‌دونم جوون که بود یه کم به دردسر افتاد

21:36.195 --> 21:39.365
‫با عمو زک، اما نه یه همچین چیزی.

21:39.498 --> 21:42.534
‫و هیچ‌وقت امضای روی نقاشی رو ندیدی؟

21:42.668 --> 21:46.538
‫د-دیدم، اما بابام گفت بدلشه.

21:46.638 --> 21:48.274
‫توی یه قاب خیلی ارزون بود.

21:48.374 --> 21:50.709
‫هیچ‌کس بهش اهمیت نداد.

21:50.809 --> 21:55.614
‫قاب‌های ارزون‌تر رنگ رو از اثر هنری می‌مکن.

21:55.714 --> 21:57.449
‫و به خاطر همینه که

22:00.019 --> 22:02.088
‫آثار هنری بی‌قیمت

22:02.989 --> 22:05.224
‫توی چوب با کیفیت بالا قاب می‌شن.

22:26.946 --> 22:28.447
‫ای بابا!

22:28.580 --> 22:30.416
‫فکر کنم بعد از اینکه پدربزرگت فوت کرد

22:30.549 --> 22:33.252
‫بابات فهمید که اون عضو گروه سرقت بوده.

22:33.385 --> 22:36.187
‫و فکر کنم یه عضو دیگه از اون گروه باباتو کشت.

22:36.188 --> 22:38.790
‫و اون مانه رو دزدید.

22:38.891 --> 22:41.460
‫تا یه راز ۳۵ ساله رو مخفی نگه داره.

22:43.662 --> 22:46.098
‫ریگان؟ تو آشپزخونه‌ام.

22:46.899 --> 22:48.400
‫من رنگ رو از قاب کشیدم بیرون.

22:48.500 --> 22:50.469
‫و اگه حق با من باشه و با مانه مطابقت داشته باشه

22:50.569 --> 22:53.038
‫اون‌وقت می‌تونیم یکی از بزرگترین سرقت‌های تاریخ رو حل کنیم.

22:53.039 --> 22:54.773
‫و انگیزه قتل رو مشخص کنیم.

22:54.907 --> 22:58.945
‫و اگه حق با من باشه، ممکنه بتونیم اینو به قاتل ربط بدیم.

22:59.045 --> 23:01.313
‫چیزی که کارشناسای شواهد از دست دادن.

23:01.447 --> 23:03.582
‫اولین سرنخ واقعی ما.

23:14.226 --> 23:15.827
‫اون آقای هیکس هست.

23:15.928 --> 23:17.595
‫تو از پله‌ها برو. من ببینم نردبان آتش‌نشانی هست یا نه.

23:17.596 --> 23:20.866
‫۱۲ جیک ۱۰۱ درخواست نیروی کمکی در رکسفورد ۱۷۹۴.

23:21.000 --> 23:22.133
‫برای یه مرد روی پشت‌بام.

23:22.134 --> 23:24.370
‫آتش‌نشانی و اورژانس می‌خوایم.

23:30.242 --> 23:33.412
‫نمی‌تونم این تلویزیون کوفتی رو درست کنم، پیتر.

23:33.512 --> 23:35.881
‫هیچ‌وقت نیستی وقتی به کمک احتیاج دارم.

23:35.982 --> 23:37.316
‫آقای هیکس، من می‌تونم کمک کنم.

23:37.416 --> 23:39.051
‫چرا، اِم، کنار نمیری و اجازه نمیدی من انجامش بدم؟

23:39.185 --> 23:41.753
‫تمام زندگی لعنتیم رو صرف مراقبت از تو کردم.

23:41.853 --> 23:44.323
‫حالا که مادرت نیست، با من حرف نمی‌زنی.

23:44.423 --> 23:46.192
‫هیچ‌کس نمی‌تونه تلویزیون رو درست کنه!

23:46.325 --> 23:49.195
‫آقای هیکس! دیگه اینجوری صدام نکن.

23:53.032 --> 23:54.900
‫باشه، بابا.

23:56.068 --> 23:58.570
‫حق با توئه. متاسفم.

23:58.670 --> 24:00.672
‫باید کنارت می‌بودم.

24:00.772 --> 24:02.708
‫نباید از خودم دورت می‌کردم.

24:03.742 --> 24:07.313
‫همیشه بخشی از زندگی من خواهی بود، مهم نیست چی بشه.

24:07.413 --> 24:09.181
‫دوستت دارم، بابا.

24:10.016 --> 24:12.918
‫لطفاً، میشه الان از لبه بیای پایین؟

24:17.156 --> 24:18.924
‫آقای هیکس!

24:33.005 --> 24:34.205
‫خیلی از بیخ گوشمون رد شد.

24:34.206 --> 24:36.542
‫باید ببریمش تحت مراقبت‌های حمایتی.

24:36.642 --> 24:38.444
‫این فقط موقته.

24:38.577 --> 24:40.779
‫باید پسرش رو پیدا کنیم.

24:47.653 --> 24:50.522
‫اممم. اون استیک‌ها خیلی خوشمزه‌ن.

24:50.622 --> 24:53.125
‫اگه دکترم یه روز بهم می‌گفت گوشت قرمز نخورم، من...

24:53.225 --> 24:54.959
‫مجبور بودم یه دکتر جدید پیدا کنم.

24:57.196 --> 24:59.630
‫شنیدم یه مورد خاص RH گیرت اومده.

24:59.631 --> 25:01.567
‫واقعاً فکر می‌کنی واقعی باشه؟ من که آره.

25:01.700 --> 25:02.967
‫اوه خدای من. چه ساده‌ای!

25:02.968 --> 25:05.071
‫چطور جرئت می‌کنی؟ اون چیه؟ چی؟

25:05.171 --> 25:07.173
‫سرقت موزه رز هاوثورن؟

25:07.273 --> 25:09.308
‫مردم دهه‌هاست دارن سعی می‌کنن حلش کنن.

25:09.408 --> 25:10.709
‫و کی می‌گه خواهرت نمی‌تونه؟

25:10.842 --> 25:13.045
‫ممنون، مامان.

25:13.145 --> 25:16.115
‫راستش، هنوز منتظر یه سری مدارک اصلی هستیم.

25:16.215 --> 25:18.384
‫فقط می‌گم، پسرش نمی‌دونست...

25:18.517 --> 25:20.017
‫که پدرش یه سارق آثار هنری بوده؟

25:20.018 --> 25:22.854
‫همه پدرا و پسرا مثل تو و شان اینقدر صمیمی نیستن.

25:22.954 --> 25:24.123
‫حق با توئه.

25:25.257 --> 25:26.925
‫شاید باید باشن.

25:27.059 --> 25:28.960
‫شاید اون وقت جلو پسراشون رو می‌گرفتن.

25:29.061 --> 25:30.729
‫قبل از اینکه یه جای عمومی رو به گلوله ببندن.

25:30.862 --> 25:32.098
‫ببخشید؟ متاسفم.

25:32.231 --> 25:33.432
‫ولی پدر و مادر باید می‌دونستن.

25:33.532 --> 25:35.167
‫چه خبره با بچه‌شون.

25:35.267 --> 25:37.569
‫هیچ پدر و مادری نمی‌تونه مطلقاً همه چیز رو در مورد بچه‌هاش بدونه.

25:37.703 --> 25:39.338
‫مخصوصاً نوجوونا. تو همه چیز رو نمی‌دونی...

25:39.438 --> 25:41.507
‫که تو زندگی فیبی میگذره، مگه نه؟

25:42.241 --> 25:43.708
‫آره. باید قبول کنم...

25:43.709 --> 25:45.944
‫با دادستان و کشیش در مورد این موضوع.

25:46.078 --> 25:47.746
‫من با سارا موافقم.

25:47.879 --> 25:49.748
‫اگه بچه‌شون از تفنگی استفاده کنه، پدر و مادر مسئول نیستن؟

25:49.848 --> 25:50.949
‫که خودشون خریدن؟

25:51.049 --> 25:52.584
‫خب، بستگی به پرونده داره.

25:52.684 --> 25:53.985
‫و بستگی به پدر و مادر داره.

25:54.086 --> 25:56.455
‫اگه بی‌ملاحظه بودن، البته.

25:56.555 --> 25:59.291
‫ولی مادرت، اون نمی‌خواست من...

25:59.391 --> 26:01.859
‫به تو و برادرت در مورد ایمنی اسلحه آموزش بدم.

26:01.860 --> 26:03.129
‫یعنی، من یه پلیسم.

26:03.229 --> 26:04.430
‫مجبور بودم تو خونه اسلحه داشته باشم.

26:04.563 --> 26:06.765
‫چی می‌شد اگه بهتون یاد نمی‌دادم...

26:06.865 --> 26:08.200
‫و یه روز از راه به در می‌شدید...

26:08.300 --> 26:09.801
‫و با اون اسلحه یه کار وحشتناک می‌کردید؟

26:09.901 --> 26:11.470
‫مامانت باید به خاطر اون زندانی میشد؟

26:11.603 --> 26:12.838
‫نه، ولی فکر کنم متوجه می‌شدی...

26:12.938 --> 26:14.239
‫اگه داشتم از هم می‌پاشیدم، مگه نه؟

26:14.240 --> 26:16.108
‫منظورم اینه که...

26:16.208 --> 26:19.478
‫هیچ کس نمی‌تونه ۲۴ ساعته بچه‌هاش رو کنترل کنه.

26:19.578 --> 26:20.912
‫حتی پلیس.

26:21.012 --> 26:22.181
‫این کاملاً درسته.

26:22.281 --> 26:25.117
‫یادت بندازم 'روز کمین' رو؟

26:25.217 --> 26:26.452
‫آه.

26:26.552 --> 26:28.387
‫روز کمین' چیه؟ آره. آره.

26:28.487 --> 26:31.657
‫روز کمین' یه روز شانسی بود که مامان انتخاب می‌کرد...

26:31.790 --> 26:33.359
‫تا همینجوری اتاق‌هامون رو بگرده.

26:33.459 --> 26:34.893
‫و تاریخچه جستجوهامون رو چک کنه.

26:34.993 --> 26:36.895
‫و دفترچه خاطراتمون رو بخونه. ام‌هم. ام‌هم.

26:36.995 --> 26:38.330
‫ام‌هم. اوه.

26:38.430 --> 26:39.865
‫این وحشتناکه.

26:39.965 --> 26:41.667
‫آره. میشه بهم جزئیات بدی، لطفاً؟

26:41.767 --> 26:44.636
‫برای این کار به خودت حکم دادی، خانم دادستان؟

26:44.770 --> 26:46.972
‫من که فهمیدم کی اولین بوست رو کردی.

26:49.275 --> 26:51.177
‫اوه، به چی می‌خندی؟

26:51.310 --> 26:53.512
‫همه حادثه یوم کیپور رو یادشونه.

26:53.645 --> 26:55.314
‫اوه اوه. حادثه یوم کیپور چیه؟

26:55.447 --> 26:58.249
‫هزار دلار بهت میدم تا دهنت رو ببندی.

26:58.250 --> 27:01.052
‫نه، نه. به عنوان شریکت حس می‌کنم حق دارم...

27:01.153 --> 27:03.288
‫در مورد داستان‌های مخفی خجالت‌آور بدونم.

27:03.289 --> 27:04.955
‫این در واقع تو کتابچه راهنمای پلیس هم هست.

27:04.956 --> 27:06.192
‫آره، "رازهای شریک".

27:06.325 --> 27:08.694
‫پس، یه "روز کمین" افتاد به یوم کیپور.

27:08.794 --> 27:10.829
‫ما غافلگیر شدیم، داشتیم روزه می‌گرفتیم.

27:10.929 --> 27:14.333
‫و بذارید اینجوری بگم که جونا گیر افتاد...

27:14.433 --> 27:16.034
‫در حال بازدید از یه سری وب‌سایت نامناسب.

27:16.168 --> 27:17.203
‫متاسفم، برادر.

27:17.336 --> 27:19.538
‫من اون روز خیلی چیزا برای جبران داشتم.

27:20.806 --> 27:24.910
‫بالای سر بچه بودن نشانه واقعی عشق پدر و مادرانه.

27:25.010 --> 27:28.747
‫همونطور که محافظت از فرزندانتون، تحت هر شرایطی.

27:28.847 --> 27:31.617
‫سفر تثنیه ۵:۱۶.

27:32.251 --> 27:33.519
‫چی؟

27:33.619 --> 27:35.521
‫اون که "به پدر و مادرت احترام بگذار" نیست؟

27:35.654 --> 27:37.589
‫اوه، پس داشتی گوش می‌دادی.

27:39.157 --> 27:41.326
‫برای من کافیه. من... من یه موعظه دارم که باید بنویسم.

27:41.327 --> 27:43.762
‫باشه، باشه. خب، من جمع می‌کنم.

27:43.862 --> 27:46.031
‫من کمک می‌کنم. ممنون.

27:52.971 --> 27:54.573
‫هی. چیزی که پدربزرگ اون تو گفت...

27:54.673 --> 27:57.376
‫در مورد محافظت والدین از بچه‌هاشون...

27:57.476 --> 27:59.745
‫دوباره منو به فکر والدین اون تیرانداز انداخت.

27:59.845 --> 28:01.346
‫باشه، چی فکر می‌کنی؟

28:01.347 --> 28:02.914
‫ما داریم سعی می‌کنیم ثابت کنیم که والدین...

28:03.048 --> 28:04.983
‫باید از وضعیت روانی کایل اطلاع داشتن...

28:05.083 --> 28:06.651
‫و کاری برای جلوگیری از تیراندازی می‌کردن.

28:06.652 --> 28:09.154
‫اما اگه کاری کرده باشن...

28:09.255 --> 28:12.858
‫تا پسرشون رو از مجازات قبلاً محافظت کنن؟

28:13.859 --> 28:15.561
‫خب، اگه بتونیم ثابت کنیم که والدین...

28:15.694 --> 28:18.163
‫یه الگوی کمک کردن به پسرشون داشتن...

28:18.264 --> 28:20.899
‫تا در گذشته از عواقب منفی فرار کنه.

28:20.999 --> 28:24.335
‫این یعنی می‌دونستن کایل الان چی از آب درمیاد.

28:24.336 --> 28:26.071
‫می‌دونستن که دیگه از کنترل خارج شده.

28:26.171 --> 28:27.973
‫و کاری هم برای متوقف کردنش نکردن.

28:29.541 --> 28:32.710
‫شاید جواب بده. ببین چی می‌تونی پیدا کنی.

28:37.449 --> 28:39.049
‫مطابقت پیدا کرد.

28:39.050 --> 28:42.120
‫همون نوع رنگیه که تو نقاشی دزدیده‌شده بود.

28:42.220 --> 28:43.689
‫و از همون دوره زمانیه.

28:43.789 --> 28:45.257
‫نقاشیه واقعی بود؟

28:45.357 --> 28:47.359
‫این اولین سرنخ از سرقت هاوثورنه تو ۳۵ سال گذشته.

28:47.459 --> 28:48.894
‫کارت عالی بود، چارلی براون.

28:48.994 --> 28:51.297
‫حق با تو بود، و اعتراف می‌کنم.

28:51.397 --> 28:53.299
‫حیف که باید یکی بابتش می‌مرد، می‌دونی؟

28:54.199 --> 28:55.566
‫اندی جونیور کشته می‌شه.

28:55.567 --> 28:57.803
‫چون پدرش سال‌ها پیش یه جرمی مرتکب شده بود؟

28:57.936 --> 29:00.606
‫اون حتی ازش خبر هم نداشت؟

29:00.706 --> 29:02.039
‫آره.

29:02.040 --> 29:04.142
‫حالا می‌خوای بگی جریان چیه؟

29:04.242 --> 29:06.111
‫و نگو که "هیچی نیست."

29:06.912 --> 29:09.246
‫من قبلاً خیلی وقتمو تو موزه هاوثورن می‌گذروندم.

29:09.247 --> 29:12.183
‫چون به درس‌خوندن تو رشته هنر فکر می‌کردم.

29:12.284 --> 29:15.287
‫یعنی بری هنر بخونی؟ آره.

29:15.387 --> 29:17.087
‫اوه. و من واقعاً با استعداد بودم.

29:17.088 --> 29:18.189
‫هوم.

29:18.290 --> 29:20.125
‫ولی دنبالش نرفتم.

29:20.258 --> 29:21.827
‫فکر نمی‌کردی تو آینده به جایی برسه؟

29:21.927 --> 29:24.429
‫حقوق کارآگاهیم که... داره می‌باره.

29:24.430 --> 29:26.064
‫آره، هر دومون.

29:26.164 --> 29:28.634
‫پول، آره. آره، هر دومون.

29:28.767 --> 29:30.336
‫نه، ولش کردم.

29:31.670 --> 29:33.439
‫چرا ولش کردی؟

29:34.473 --> 29:38.677
‫چون هنر استعدادی نبود که مامانم داشته باشه.

29:38.810 --> 29:41.313
‫فکر کردم اینو از پدر بیولوژیکیم به ارث بردم.

29:41.413 --> 29:44.550
‫پدر بیولوژیکی که هیچ وقت ندیدیش.

29:44.650 --> 29:46.117
‫آره. و من این بخش از وجودمو دفن کردم

29:46.217 --> 29:47.653
‫چون می‌خواستم

29:47.753 --> 29:49.655
‫با مردی که تنهام گذاشت فرق داشته باشم.

29:49.755 --> 29:51.956
‫تا حالا سعی کردی با می در موردش حرف بزنی؟

29:51.957 --> 29:55.494
‫می‌دونی، قبلاً ازش در مورد بابام می‌پرسیدم، امم...

29:56.728 --> 29:59.331
‫و اون همیشه فقط می‌گفت

29:59.465 --> 30:03.034
‫«وقتی بچه بودی رفت. اون تو زندگی ما جایی نداره.»

30:05.270 --> 30:07.539
‫برای همین آخرش دیگه نپرسیدم.

30:08.306 --> 30:09.708
‫شاید وقتشه که دوباره بپرسی.

30:09.808 --> 30:12.844
‫می‌دونی، گاهی اوقات وقتی به کسی فشار میاری

30:12.944 --> 30:15.313
‫فقط آخرش از خودت دورش می‌کنی.

30:17.148 --> 30:18.584
‫درسته.

30:19.651 --> 30:22.120
‫خب، تا امتحان نکنیم نمی‌فهمیم.

30:26.925 --> 30:30.862
‫اوه، راستی، وقتی تو داشتی پرونده هاوثورن رو حل می‌کردی

30:30.962 --> 30:32.898
‫من شاید پرونده قتل خودمونو حل کرده باشم.

30:32.998 --> 30:34.700
‫آزمایش روی لیوان‌ها تموم شد؟

30:34.800 --> 30:36.034
‫اثر انگشت قابل استفاده‌ای نبود.

30:36.134 --> 30:38.203
‫ولی یه لکه چربی زیر دسته لیوان هست.

30:38.303 --> 30:42.374
‫که با لکه چربی روی قهوه‌ساز مطابقت داره.

30:42.474 --> 30:43.542
‫پس قاتل اندی جونیور

30:43.675 --> 30:45.476
‫کسی که می‌شناختش، میاد خونش... هوم.

30:45.477 --> 30:47.478
‫براشون قهوه درست می‌کنه، دعواشون می‌شه.

30:47.479 --> 30:50.516
‫اونو می‌کشه، هول می‌شه و می‌ره.

30:50.616 --> 30:51.750
‫اون چربی رو آزمایش کردن؟

30:51.883 --> 30:53.818
‫بله. حاوی کمپلکس لیتیومه.

30:53.819 --> 30:55.486
‫که تو روغن موتور ماشین پیدا می‌شه.

30:55.487 --> 30:57.656
‫و احتمالاً رو دست یه مکانیک هم پیدا می‌شه.

30:57.756 --> 30:59.558
‫مثلاً کلیتون.

30:59.658 --> 31:01.427
‫پس باید دوباره باهاش حرف بزنیم.

31:01.560 --> 31:02.928
‫درسته.

31:03.028 --> 31:04.496
‫بعد از اینکه به برادرت زنگ زدی

31:04.596 --> 31:07.032
‫اون مستقیم رفت خونه پدرت تا تو رو ببینه.

31:07.132 --> 31:09.468
‫این بخاطر این بود که تو بهش گفتی بره اونجا، مگه نه؟

31:09.568 --> 31:11.837
‫بهت گفتم. من نرفتم خونه.

31:11.937 --> 31:13.337
‫من سر کار بودم.

31:13.338 --> 31:15.372
‫مشکل اینجاست که ما چربی پیدا کردیم.

31:15.373 --> 31:18.410
‫روی قهوه‌ساز و لیوانی که کنار جسد اندی بود.

31:18.544 --> 31:21.079
‫و حدس بزن چه نوع چربی‌ای بود، کلیتون.

31:21.179 --> 31:23.081
‫چربی مکانیک.

31:23.181 --> 31:25.550
‫ما همچنین یه حکم بازرسی برای خونه‌ات گرفتیم.

31:25.551 --> 31:28.086
‫و اینو تو کمد پیدا کردیم.

31:28.186 --> 31:29.921
‫الان داریم روش آزمایش بالستیک انجام می‌دیم.

31:30.055 --> 31:31.790
‫و مطابقت پیدا می‌کنه با تفنگی

31:31.923 --> 31:34.292
‫که اندی جونیور رو کشت، مگه نه؟

31:34.392 --> 31:35.761
‫مگه نه؟!

31:35.861 --> 31:37.395
‫پس این چیزیه که فکر می‌کنیم اتفاق افتاده.

31:37.496 --> 31:39.363
‫پدرت می‌میره، تو و برادرت می‌فهمین

31:39.364 --> 31:41.066
‫در مورد دخالتش تو اون سرقت.

31:41.166 --> 31:43.935
‫پس اندی جونیور رو می‌کشی تا اون آثار هنری رو برای خودت نگهداری.

31:44.069 --> 31:46.472
‫ولی باید به ما بگی، زکری هم دست داشت؟

31:48.039 --> 31:49.675
‫یالا، کلیتون.

31:49.775 --> 31:52.744
‫حبس ابد بدون آزادی مشروط در انتظارته، باشه؟

31:52.844 --> 31:54.378
‫حالا، ما می‌دونیم که زکری به برادرت زنگ زد.

31:54.379 --> 31:56.815
‫همون صبحی که تو زنگ زدی.

31:56.915 --> 31:58.850
‫حالا، اگه زکری رو لو بدی

31:58.950 --> 32:01.152
‫می‌تونیم برات تخفیف مجازات بگیریم.

32:01.252 --> 32:03.789
‫ولی باید همین الان لو بدی.

32:03.889 --> 32:07.058
‫زک هیچ ربطی به مرگ اندی نداشت.

32:07.158 --> 32:08.827
‫همش کار من بود.

32:09.628 --> 32:11.929
‫اندی شب قبل بهم زنگ زد.

32:11.930 --> 32:15.400
‫گفت یه صندوق امانات پیدا کرده.

32:15.501 --> 32:17.335
‫داخل صندوق یه کلید واحد انباری بود.

32:17.469 --> 32:18.870
‫با یه نامه از طرف پدرمون.

32:18.970 --> 32:21.573
‫که اعتراف کرده بود آثار هنری هاوثورن رو دزدیده.

32:21.673 --> 32:23.475
‫پس اندی رفت به اون انباری و آثار هنری رو پیدا کرد؟

32:23.575 --> 32:25.210
‫من می‌خواستم اون آثار هنری رو بفروشم.

32:25.310 --> 32:29.347
‫ولی اون حاضر نشد بگه انباری کجاست.

32:29.447 --> 32:32.518
‫از من فاصله گرفت.

32:32.651 --> 32:34.853
‫بهش گفتم وایسه. من...

32:34.986 --> 32:38.156
‫اسلحه رو گرفتم سمتش، ولی فقط...

32:40.191 --> 32:42.092
‫در رفت.

32:42.093 --> 32:44.630
‫قسم می‌خورم فقط می‌خواستم بترسونمش.

32:44.730 --> 32:47.198
‫هیچ‌وقت قصد آسیب زدن بهش رو نداشتم. ولی تو بهش آسیب زدی.

32:47.298 --> 32:51.802
‫این اسلحه رو گرفتی سمت پشت برادرت...

32:51.803 --> 32:55.674
‫و سرِ چند تا نقاشی قدیمی کشتِیش.

32:55.807 --> 32:59.511
‫اگه من و اندی حقیقت رو می‌دونستیم...

32:59.611 --> 33:04.049
‫اگه پدرمون رو یه کم بهتر می‌شناختیم...

33:04.149 --> 33:06.384
‫اصلاً...

33:08.353 --> 33:11.256
‫شاید هیچ‌کدوم از اینا هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتاد.

33:17.863 --> 33:19.531
‫دکتر کرتیس کایل فرگوسن اخراج شده بود...

33:19.631 --> 33:21.032
‫از چند تا مدرسه.

33:21.166 --> 33:23.368
‫ولی همه اون اخراج‌ها به طور رسمی تغییر داده شدن...

33:23.501 --> 33:25.370
‫به انتقال، به خاطر گواهی پزشک...

33:25.470 --> 33:27.238
‫که تشخیص‌های مختلفی داده بود.

33:27.372 --> 33:31.209
‫وقتی خطری در کمین باشه، رازداری معنا نداره.

33:31.342 --> 33:34.412
‫حداقل می‌تونید بهم بگید دارو مصرف می‌کرده؟

33:36.347 --> 33:37.382
‫باشه.

34:11.917 --> 34:13.418
‫می‌دونستن.

34:19.257 --> 34:23.161
‫کلیتون به قتل اندی جونیور اعتراف کرد.

34:23.261 --> 34:24.663
‫متأسفم که اینو می‌شنوم.

34:24.796 --> 34:26.698
‫حتماً همینطوره.

34:26.798 --> 34:29.133
‫خب... من اینجا چیکار می‌کنم؟

34:29.134 --> 34:31.536
‫چون شریکم ازتون یه سوال داره.

34:31.637 --> 34:33.538
‫مونه کجاست؟

34:35.140 --> 34:37.308
‫اونی که رو دیوار اندی سینیور بود.

34:37.408 --> 34:39.010
‫دوست شما.

34:39.110 --> 34:41.880
‫همونی که سی و پنج سال پیش، دوتایی از موزه هاوثورن دزدیدین.

34:41.980 --> 34:44.182
‫به همراه دوازده اثر هنری دیگه.

34:44.282 --> 34:47.418
‫من هیچ ایده‌ای ندارم چی می‌گید.

34:48.286 --> 34:49.888
‫مسئله اینه که اتفاقاً می‌دونید.

34:50.021 --> 34:53.158
‫چون فکر می‌کنم شما فهمیدید اندی جونیور حقیقت رو کشف کرده.

34:53.258 --> 34:55.460
‫و می‌دونست آثار هنری کجاست.

34:55.560 --> 34:58.829
‫ولی قبل از اینکه بتونید بهش برسید، کلیتون کشتش.

34:58.830 --> 35:00.999
‫و بعد شما از این فرصت استفاده کردید...

35:01.099 --> 35:03.801
‫که دوباره مونه رو بدزدید.

35:03.802 --> 35:06.604
‫اگه من یه نقاشی از خونه اندی دزدیدم...

35:07.839 --> 35:11.209
‫چرا باید یه قاب خالی بذارم؟

35:11.309 --> 35:13.310
‫موزه رو مسخره کنم؟

35:13.311 --> 35:15.313
‫و پلیس رو؟

35:18.149 --> 35:21.586
‫این یه جورایی خنده‌دار می‌شد، نه؟

35:25.390 --> 35:27.793
‫ولی شما نمی‌تونید چیزی رو ثابت کنید.

35:29.094 --> 35:30.996
‫پس من دیگه میرم.

35:31.763 --> 35:33.765
‫دیگه نمی‌تونی زیاد از این کار در بری.

35:33.865 --> 35:36.601
‫من حواسم بهت هست. منم همینطور.

35:43.074 --> 35:44.910
‫چیز زیادی برای دیدن نیست.

35:45.010 --> 35:49.147
‫من فقط یه آدم عادی‌ام که یه زندگی معمولی داره.

35:50.015 --> 35:53.284
‫همونطور که بودم...

35:53.384 --> 35:56.187
‫تو این سی و پنج سال گذشته.

36:05.363 --> 36:09.935
‫باورم نمیشه پدربزرگم همه اون نقاشی‌ها رو دزدیده بود.

36:10.035 --> 36:12.237
‫و یکی از اون‌ها رو دیوارش بود.

36:12.337 --> 36:14.472
‫می‌دونیم هضم کردن این موضوع برات سخته.

36:14.605 --> 36:16.241
‫واقعاً متأسفیم.

36:17.042 --> 36:19.845
‫ممنون که موقع رفتن باهام ملاقات کردی.

36:19.945 --> 36:22.347
‫نمی‌دونم چیزی از اینا می‌تونه کمکی کنه یا نه.

36:23.448 --> 36:25.817
‫شاید یه کامپیوتر؟ موبایل؟

36:25.917 --> 36:27.584
‫هر چیزی که بتونیم باهاش به فایل‌های شخصی دسترسی پیدا کنیم.

36:27.585 --> 36:30.488
‫آره، اِم... موبایلش تو این جعبه‌ست.

36:31.322 --> 36:33.390
‫من خودم رمزش رو براش تنظیم کردم.

36:33.391 --> 36:34.559
‫ممنون.

36:34.659 --> 36:36.294
‫ما فقط یه لحظه کار داریم.

36:37.062 --> 36:39.898
‫باشه، فیلم دوربین مداربسته.

36:44.970 --> 36:47.437
‫آره، اونجا انبارِ.

36:53.644 --> 36:56.014
‫اون اندی جونیوره که داره آثار دزدیده‌شده رو پیدا می‌کنه؟

36:56.147 --> 36:59.150
‫این آخرین آپدیت از دوربین انبارِ. اوهوم.

36:59.250 --> 37:00.852
‫سرویس‌های مکانی خاموشه.

37:00.952 --> 37:04.389
‫ولی تایم استمپ می‌گه ساعت ۷:۰۲ عصر...

37:04.489 --> 37:06.324
‫شب قبل از قتل.

37:07.092 --> 37:09.727
‫اندی جونیور دوازده دقیقه بعد مورد حمله قرار گرفت.

37:09.828 --> 37:13.431
‫شب قبل از قتل، ساعت ۷:۱۴، تو ایستگاه تی.

37:13.531 --> 37:14.699
‫تو "ساوین هیل".

37:14.800 --> 37:16.633
‫پس اگه بتونیم یه انبار پیدا کنیم...

37:16.634 --> 37:19.838
‫که دوازده دقیقه از اون ایستگاه فاصله داره...

37:19.938 --> 37:21.739
‫آثار رو پیدا می‌کنیم.

37:24.776 --> 37:26.845
‫پسر شما بیماری روانی شدیدی داشت.

37:26.945 --> 37:29.280
‫و ما داشتیم کمکش می‌کردیم. که قابل تحسینه.

37:29.380 --> 37:32.017
‫ولی شما هم می‌دونستید که ممکنه به مردم آسیب بزنه.

37:32.117 --> 37:33.384
‫این درست نیست.

37:33.484 --> 37:35.053
‫دکترهاش هیچ‌وقت به ما نگفتن که ممکنه خشن باشه.

37:35.153 --> 37:36.687
‫این داروها برای همینه.

37:36.788 --> 37:39.590
‫و از روی تاریخ‌های روی بطری‌ها و میزان پر بودنشون...

37:39.690 --> 37:41.559
‫مشخصه که اونها رو مصرف نمی‌کرده.

37:44.062 --> 37:46.831
‫شما هیچ تصوری ندارید...

37:46.832 --> 37:50.068
‫داشتن پسری مثل کایل چطوره.

37:50.201 --> 37:52.403
‫ما فکر کردیم اگه بهش یه کم فضا بدیم...

37:52.503 --> 37:54.940
‫ما فقط فکر نمی‌کردیم که اون...

37:55.040 --> 37:56.541
‫اینطوری از هم بپاشه.

37:56.641 --> 37:58.609
‫دقیقاً همین جاست.

38:02.080 --> 38:03.982
‫شما فکر نکردید.

38:06.217 --> 38:09.354
‫هر دو نفرتون بلند شید و دستاتون رو پشت سرتون بذارید.

38:11.622 --> 38:12.823
‫شما بازداشتید.

38:12.824 --> 38:14.926
‫بازداشت؟ این مسخره‌ست.

38:15.026 --> 38:18.263
‫گفتم دستاتون رو پشت سرتون بذارید.

38:20.932 --> 38:22.767
‫علاوه بر متهم کردن...

38:22.901 --> 38:25.003
‫کایل فرگوسن به قتل درجه یک...

38:25.103 --> 38:27.504
‫دفتر دادستان منطقه هم متهم خواهد کرد...

38:27.505 --> 38:30.942
‫والدینش رو به قتل غیرعمد.

38:34.179 --> 38:36.481
‫خانم دادستان منطقه؟

38:37.248 --> 38:40.185
‫پلیس بوستون یه الگوی رفتاری پیدا کرده

38:40.285 --> 38:43.220
‫که ثابت می‌کنه خانواده فرگوسن خوب می‌دونستن

38:43.221 --> 38:45.290
‫که پسرشون کایل یه بمب ساعتیه.

38:45.423 --> 38:48.358
‫نه تنها هیچ کاری برای متوقف کردنش نکردن،

38:48.359 --> 38:49.961
‫بلکه یه اسلحه هم گذاشتن دستش.

38:50.061 --> 38:51.462
‫این پدر و مادرها مسئولیت

38:51.596 --> 38:53.932
‫جرم پسرشون رو به عهده دارن.

38:54.032 --> 38:56.366
‫سه تا جوون جونشون رو از دست دادن.

38:56.367 --> 39:00.471
‫اما این دفتر می‌تونه برای خانواده‌هاشون عدالت رو برقرار کنه.

39:00.571 --> 39:04.442
‫♪ فقط کمرت رو اذیت می‌کنی... ♪

39:04.542 --> 39:08.213
‫یه نفر اینجاست که، اِم... می‌خواد ببینتت.

39:08.313 --> 39:11.916
‫♪ یکم بیشتر به خودت سخت نگیر... ♪

39:11.917 --> 39:13.318
‫پیتر؟

39:14.652 --> 39:15.954
‫بابا.

39:19.324 --> 39:22.994
‫تا شنیدم برات مشکلی پیش اومده، سریع اومدم.

39:23.128 --> 39:25.296
‫من که مشکلی یادم نمیاد.

39:26.164 --> 39:28.499
‫متأسفم که بهت سر نزدم.

39:30.635 --> 39:32.403
‫و متأسفم که من... من...

39:32.503 --> 39:34.505
‫گذاشتم یه دعوای کوچیک و احمقانه بینمون فاصله بندازه.

39:34.605 --> 39:37.042
‫نباید اون حرفا رو می‌زدم.

39:38.409 --> 39:40.511
‫من اونم یادم نمیاد.

39:42.948 --> 39:45.516
‫نظرت چیه بیای پیش ما بمونی؟

39:45.650 --> 39:48.085
‫آنا خیلی دوست داره نزدیک‌تر باشی.

39:48.086 --> 39:50.521
‫همیشه همدیگه رو می‌بینیم.

39:50.655 --> 39:51.755
‫تا مدرسه همراهیش می‌کنی.

39:51.756 --> 39:53.691
‫آنا؟

39:53.791 --> 39:55.626
‫الان چند سالشه؟

39:55.726 --> 39:57.628
‫هشت سالشه.

40:00.331 --> 40:04.269
‫بردن آنا به مدرسه خوب می‌شه.

40:07.905 --> 40:13.611
‫♪ انسان بودن به اندازه کافی سخته ♪

40:16.014 --> 40:17.949
‫♪ اینجوری نیست که ♪

40:18.049 --> 40:22.988
‫♪ ما واقعاً هیچ‌وقت یاد بگیریم ♪

40:23.088 --> 40:26.457
‫♪ و من که فرشته نیستم ♪

40:26.557 --> 40:30.061
‫♪ می‌دونم که قراره سوختنشو ببینیم ♪

40:31.629 --> 40:33.664
‫♪ و عزیزم ♪

40:33.764 --> 40:37.768
‫♪ هیچ جایی برای فرار نیست... ♪

40:37.868 --> 40:39.904
‫واقعاً فکر می‌کردم اینجاست.

40:41.906 --> 40:44.709
‫آره، کاش واقعاً چارلی براون بود.

40:44.809 --> 40:48.046
‫♪ و ما فقط انسانیم ♪

40:48.179 --> 40:51.882
‫♪ لازم نیست ببینم چطور تموم می‌شه ♪

40:51.983 --> 40:56.054
‫♪ تا بهت بگم که دیگه هیچ‌وقت اینجا نخواهیم بود ♪

40:56.154 --> 40:58.488
‫♪ عزیزم، ما فقط انسانیم... ♪

40:58.489 --> 41:01.191
‫وایسا، یعنی هاوک‌آی وارد تیم شد،

41:01.192 --> 41:02.893
‫با اینکه فقط یه تیر و کمان داره؟

41:02.994 --> 41:05.063
‫آره، ولی خب اون تیرانداز خیلی خوبیه.

41:05.163 --> 41:06.164
‫باید هم باشه.

41:06.264 --> 41:08.433
‫بقیه هم که قدرت‌های ماورایی دارن.

41:11.902 --> 41:13.804
‫می‌تونیم در مورد... من می‌خواستم...

41:15.706 --> 41:17.742
‫تو اول بگو.

41:18.543 --> 41:21.379
‫متأسفم که این اواخر اوضاع اینجا انقدر پرتنش بوده.

41:22.213 --> 41:24.415
‫من باید متأسف باشم.

41:24.515 --> 41:27.185
‫دارم روت فشار میارم.

41:28.053 --> 41:29.587
‫پدربزرگت همیشه می‌گفت

41:29.687 --> 41:33.724
‫می‌خواست بچه‌هاش دو تا چیز داشته باشن: ریشه و بال.

41:33.824 --> 41:35.326
‫آره، یادمه.

41:35.426 --> 41:36.694
‫آره.

41:36.794 --> 41:38.429
‫خب، ریشه‌هات خیلی قوی هستن.

41:38.529 --> 41:39.964
‫معلومه.

41:41.166 --> 41:43.801
‫اما من نذاشتم بال و پرت رو باز کنی.

41:43.934 --> 41:45.603
‫پس...

41:45.703 --> 41:48.506
‫فکر می‌کنم وقتشه که جای خودم رو پیدا کنم.

41:51.909 --> 41:55.946
‫خب، اگه همین‌جا باشه چی، می‌دونی؟

41:56.081 --> 41:57.282
‫منظورت چیه؟

41:57.415 --> 41:59.317
‫خب، جونا گفت که به یه هم‌خونه جدید نیاز داره.

41:59.417 --> 42:00.884
‫و اون فضای بیشتری از اینجا داره.

42:00.885 --> 42:04.254
‫و داشتم فکر می‌کردم شاید تو بتونی اجاره‌نامه منو بگیری.

42:04.255 --> 42:06.491
‫یعنی همون اجاره‌نامه‌ای که من از قبل امضا کرده بودم؟

42:06.624 --> 42:09.026
‫آره. بله، همون اجاره‌نامه.

42:09.127 --> 42:10.295
‫باشه.

42:11.129 --> 42:13.298
‫خب، منظورم اینه که من واقعاً اینجا رو دوست دارم.

42:16.267 --> 42:18.402
‫ممنونم ازت. آره، منم همینطور.

42:18.403 --> 42:20.405
‫و اگه نمی‌خوای اینو ببینی،

42:20.505 --> 42:21.771
‫می‌تونیم یه چیز دیگه بذاریم.

42:21.772 --> 42:23.308
‫نه نه، من ازش خوشم اومده. واقعاً؟

42:23.408 --> 42:26.477
‫می‌خوام ببینم این مرد تیر و کمونی چطور دووم میاره.

42:26.501 --> 42:36.501
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
