1
00:00:05,800 --> 00:00:15,800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:21,282 --> 00:00:24,372
...چیزی؟ -هیچی. دنی: هوم

3
00:00:33,772 --> 00:00:35,731
.ساعت دوازده

4
00:00:37,211 --> 00:00:39,169
.می‌بینمش

5
00:00:46,785 --> 00:00:49,571
.پس به خانم وزیر گفتم هر کاری که اشتباه می‌کرد رو

6
00:00:49,701 --> 00:00:51,399
.یک هفته بعد، من رئیس کمیته فرعی مسکن شدم

7
00:00:52,400 --> 00:00:55,359
لنا: سناتور. یه کلمه؟

8
00:00:56,795 --> 00:00:59,929
.آه. برای یه لحظه عذر می‌خوام

9
00:01:00,930 --> 00:01:03,324
.ازتون معذرت می‌خوام. مطمئن نیستم که با هم آشنا باشیم، خانم... کارآگاه

10
00:01:03,454 --> 00:01:07,458
در واقع. کارآگاه سیلور و کارآگاه ریگان. دنی: تو

11
00:01:07,589 --> 00:01:10,287
.میدونی، ما همون پلیسایی هستیم که سه روزه داری ازشون فرار می‌کنی

12
00:01:10,418 --> 00:01:13,943
.دستیارم حتماً کار رو خراب کرده. بیا بریم بیرون حرف بزنیم

13
00:01:20,732 --> 00:01:25,301
دنی: کلر هیز. اینجا تو هتل کار می‌کنه. ناپدید شد

14
00:01:25,433 --> 00:01:28,305
سه روز پیش وسط شیفتش. معمولاً وقتی یه زن

15
00:01:28,436 --> 00:01:32,134
اینطوری ناپدید میشه، به یه جسد ختم میشه. چطور میتونم بهتون کمک کنم

16
00:01:32,265 --> 00:01:34,398
.در تحقیقاتتون؟ دنی: شما تو همین هتل اقامت دارین

17
00:01:34,529 --> 00:01:37,967
.دیدینش، تعاملی باهاش داشتین؟ چیزی به خاطرم نمی‌آد

18
00:01:38,098 --> 00:01:41,057
تا اتاق هست. چرا منو اذیت می‌کنین؟ ۳۰۰

19
00:01:41,188 --> 00:01:43,059
چون شاهدایی که باهاشون صحبت کردیم گفتن شما و

20
00:01:43,190 --> 00:01:45,714
.کلر درست بیرون بار هتل با هم بحثتون شده

21
00:01:45,844 --> 00:01:49,500
.فقط چند ساعت قبل از ناپدید شدنش. بله، باهاش صحبت کردم

22
00:01:49,631 --> 00:01:52,155
باهاش. ولی نه بحث. فقط یه مکالمه معمولی بود. من

23
00:01:52,286 --> 00:01:55,245
.داشتم در مورد چند تا حوله برای اتاقم می‌پرسیدم. حوله؟ وای

24
00:01:56,768 --> 00:01:57,813
ما فیلم دوربین‌های امنیتی رو چک کردیم. حالا، این به نظر میاد

25
00:01:57,943 --> 00:02:01,643
یه مکالمه معمولی در مورد حوله باشه؟

26
00:02:03,645 --> 00:02:06,561
تازه یادم افتاد که من و شما قبلاً همدیگه رو دیدیم. معذرت می‌خوام

27
00:02:06,691 --> 00:02:09,041
.کارآگاه سیلور. مکالمه سال‌ها پیشمون رو فراموش کرده بودم

28
00:02:09,172 --> 00:02:11,566
لنا: من کاملاً یادمه. می‌خواین بدونین دیگه چی

29
00:02:11,696 --> 00:02:13,829
.یادمه، شما روباه مکار... سناتور، ما داریم تلاش می‌کنیم اطلاعات رو کنار هم بذاریم

30
00:02:13,959 --> 00:02:18,486
.تا بفهمیم کجاست. من برای پلیس بوستون، برای کارتون، احترام زیادی قائلم

31
00:02:18,616 --> 00:02:22,142
،ولی، ما داریم این مکالمه رو تو یه هتل انجام میدیم

32
00:02:22,272 --> 00:02:25,449
،نه یه اداره پلیس. پس، فرض بر اینه که من آزادم برم

33
00:02:25,579 --> 00:02:28,409
من پیشنهاد می‌کنم از این به بعد لحن محترمانه‌تری داشته باشین. از

34
00:02:28,539 --> 00:02:29,932
.مهمونیتون تا وقتی که میتونین لذت ببرین

35
00:02:34,328 --> 00:02:37,635
می‌خوای به من بگی چی شده، سرپیکو؟ -تو اینو می‌شناسی؟

36
00:02:37,766 --> 00:02:40,116
پسره؟ -نگرانش نباش ریگان. ما شریکیم. داریم

37
00:02:40,247 --> 00:02:42,771
یه مظنون رو ردیابی می‌کنیم که تو باهاش سابقه داری و

38
00:02:42,901 --> 00:02:46,209
.زحمت نکشیدی چیزی در موردش به من بگی. آره، من نگرانشم

39
00:02:46,340 --> 00:02:51,127
چی شده؟ اگه اون دست داشته... اون زن

40
00:02:51,258 --> 00:02:52,041
.الان مرده

41
00:03:01,790 --> 00:03:04,096
بکی: شما اخیراً یه کیفرخواست بزرگ علیه

42
00:03:04,227 --> 00:03:07,796
مافیای روسیه تو بوستون صادر کردین. بله. برای ۲۰ سال، اون جنایتکارا

43
00:03:07,926 --> 00:03:12,322
.بر دوش مردم زحمت‌کش سود می‌بردن. دیگه نه

44
00:03:12,453 --> 00:03:16,370
کارشون تمومه. اون پرونده مافیای روسیه تو چند

45
00:03:16,500 --> 00:03:19,895
بخش از کتابی که توسط دستیار سابق دادستان شما، تدی

46
00:03:20,025 --> 00:03:23,377
برادفورد، نوشته شده، ذکر شده. اسم شما هم چندین بار توش اومده. دوست دارم

47
00:03:23,507 --> 00:03:28,033
واکنشتون رو بدونم. برادفورد می‌نویسه که شما در برابر جرم مدارا می‌کنین

48
00:03:28,164 --> 00:03:31,211
و اشتباهات دادستانی شما رو که از دوران دستیار دادستانیتون

49
00:03:31,341 --> 00:03:35,650
بوده، برجسته می‌کنه. جوابتون چیه؟ خب، اینا برای من خبره، پس تنها کاری که

50
00:03:35,780 --> 00:03:38,914
می‌تونم بگم اینه که نظری ندارم. اون داره پیشنهاد می‌کنه که شما فاقد

51
00:03:39,043 --> 00:03:42,091
تجربه هستین... متأسفم، وقتمون تمومه. ممنون

52
00:03:42,222 --> 00:03:45,877
شما خیلی زیاد، بکی. همیشه از صحبت باهاتون لذت می‌برم، بکی. به

53
00:03:46,008 --> 00:03:47,227
.پرسیدن سوالات سخت ادامه بدین

54
00:03:52,101 --> 00:03:54,408
چرا در مورد این کتاب چیزی نمی‌دونستیم؟ حاضرم شرط ببندم

55
00:03:54,538 --> 00:03:57,541
آدمای برادفورد اون فصول رو عمداً لو دادن تا این لحظه رو

56
00:03:57,672 --> 00:04:02,154
ایجاد کنن. یه کمین حساب شده. اگه این قضیه علنی بشه... روزنامه‌نگارای جدی

57
00:04:02,285 --> 00:04:04,200
دور کلمه "نظری ندارم" داستان نمی‌نویسن. "نظری

58
00:04:04,331 --> 00:04:07,725
ندارم" فقط یه قلابه. داستان هر چیزیه که اون موش‌صفت

59
00:04:07,856 --> 00:04:10,511
.برای کتابش سرهم کرده. باشه، تو اونو مثل من نمی‌شناسی

60
00:04:10,641 --> 00:04:13,340
می‌شناسمش. تدی بی‌ملاحظه است ولی موش‌صفت نیست. اگه

61
00:04:13,470 --> 00:04:17,430
.داستان تو کتابه، فقط باید ببینیمش. باشه

62
00:04:19,476 --> 00:04:23,088
چارلی، یه قرار ملاقات با تدی تنظیم کن. می‌خوام بدونم اون چی

63
00:04:23,219 --> 00:04:25,526
.نقشه داره قبل از اینکه کار عجولانه‌ای بکنیم. -انجام شد

64
00:04:29,051 --> 00:04:33,273
.شان: اون لیگ فانتزی کل روز داره گوشیمو منفجر می‌کنه

65
00:04:33,403 --> 00:04:36,276
روز. رفیق، تو ویلیامز رو با براون عوض کردی و انتظار داری ما هیچی

66
00:04:36,406 --> 00:04:39,670
.نگیم؟ مشکل براون چیه؟ -من از دست تو دیگه نمی‌کشم

67
00:04:39,801 --> 00:04:42,499
تو. -چی؟ تو آمار یارد-بر-حمل رو همین‌طوری تند تند میگی انگار

68
00:04:42,630 --> 00:04:46,155
هیچی نیست و بعد یه نفر رو معامله می‌کنی که ۱۰۰٪ تموم شده است. من

69
00:04:46,286 --> 00:04:48,679
قرار نیست یه نفر رو فقط به خاطر اینکه داره یه دوره سختی رو

70
00:04:48,810 --> 00:04:52,161
می‌گذرونه ول کنم، باشه؟ براون اوضاع رو برمی‌گردونه. این دل نازک بودن

71
00:04:52,292 --> 00:04:54,903
تو ۱۰۰٪ داره شانس تو رو برای رفتن به

72
00:04:55,033 --> 00:05:01,562
پلی‌آف از بین می‌بره. اوه. ادی سی دوباره دست به کار شده. این پسره هیچ وقت تسلیم میشه؟

73
00:05:01,692 --> 00:05:04,521
اوه! ببخشید. واقعاً متأسفم. هی، مواظب باش. هی، نه، من

74
00:05:04,652 --> 00:05:05,957
.عذر می‌خوام

75
00:05:06,828 --> 00:05:10,484
ادی، بیا دیگه، رفیق. -نه، هی رفقا، ببینید، نه، این... اون اینو دزدید

76
00:05:10,614 --> 00:05:13,704
از یه نفر دیگه. ببینید. اون... رفقا، به اون نگاه کنین. -من

77
00:05:13,835 --> 00:05:15,663
نبودم. هی. -شان: بیا دیگه رفیق. -کیف رو بده من. ادی

78
00:05:15,793 --> 00:05:17,404
.هی، نه، نه، نه! -من باید برم. بیا. -ادی، فرار نکن

79
00:05:17,534 --> 00:05:20,885
!مجبورم نکن بدوم! -نه، نه! آروم باش، رفیق! آروم باش، بیا دیگه

80
00:05:21,016 --> 00:05:26,108
هی... اوه! باشه، وای. هی، به اون نگاه کن. تو... حس می‌کنم

81
00:05:26,238 --> 00:05:30,025
.داریم اینجا زیادی نزدیک میشیم. این اموال پیدا شده است. هی

82
00:05:30,155 --> 00:05:31,592
بیا دیگه، رفیق. -من... من میفهمم چی میگین، رفقا. رفقا، ببینین

83
00:05:31,722 --> 00:05:34,464
،من... -ادی، ادی، میدونی که حق داری سکوت کنی

84
00:05:34,595 --> 00:05:36,814
درسته؟ نه. من... من... من میفهمم. میدونین، ولی من فقط

85
00:05:36,945 --> 00:05:39,469
دارم میگم. من داشتم... اینو جمع می‌کردم. ببینید، من داشتم جمع می‌کردم

86
00:05:39,600 --> 00:05:41,645
همه... همه اون چیزا رو، پس من... ریگان؟ -میفهمی چی میگم؟

87
00:05:41,776 --> 00:05:42,951
اون چمدون چشه؟

88
00:05:45,082 --> 00:05:51,438
رفقا، اون کیف مال کسیه؟ نه؟ همه برین عقب، باشه؟

89
00:05:51,568 --> 00:05:53,962
مسئله پلیسه. حداقل صد یارد، لطفاً. -بیاین

90
00:05:54,092 --> 00:05:56,312
رفقا. -یه بسته مشکوک داریم. چمدون بدون صاحب. -شان

91
00:05:56,443 --> 00:05:59,141
ممنون. داریم پارک رو تخلیه می‌کنیم. -آره. -هی، شما... شما دارین

92
00:05:59,271 --> 00:06:01,143
تخلیه میشین؟ چی... چی... -پیام دریافت شد. -من کی

93
00:06:01,273 --> 00:06:03,754
تخلیه میشم؟ -جونا: باشه، حواسمون بهش هست. -ادی

94
00:06:03,885 --> 00:06:05,669
هی. -ممنون. -هی، رئیس. رئیس، من کی... کی تخلیه میشم؟

95
00:06:05,800 --> 00:06:09,717
تخلیه میشم؟ سیلور... اون چمدون داره خونریزی می‌کنه؟

96
00:06:12,067 --> 00:06:14,374
.آره

97
00:06:19,161 --> 00:06:22,207
سارا: هی. می‌دونی که برای

98
00:06:22,338 --> 00:06:25,210
اوه اوه. قیافه "یه مشکلی هست" رو گرفتی. چقدر

99
00:06:25,341 --> 00:06:28,039
باید نگران باشم؟ اونقدر نگران که فکر کردم باید اینو مستقیماً

100
00:06:28,170 --> 00:06:29,389
.از من بشنوی

101
00:06:30,259 --> 00:06:32,609
.بفرمایید بنشینید. -ادوین: مایلم شما را با یکی از یکشنبه‌های ما آشنا کنم

102
00:06:32,740 --> 00:06:36,091
معلم‌های مدرسه، ایوا. ایوا، این نوه منه، سارا. -سلام

103
00:06:36,221 --> 00:06:40,269
.سلام. می‌خوام چیزی که به من گفتی رو بهش بگی

104
00:06:43,141 --> 00:06:45,100
.خواهرمه، جویس

105
00:06:47,711 --> 00:06:50,888
آخر هفته پیش، من و دوست‌پسرم یه مهمونی باربیکیو داشتیم. خواهرم

106
00:06:51,019 --> 00:06:55,980
با یه حالتی اومد. رفت سمت دوست‌پسرم، نشونش داد

107
00:06:56,111 --> 00:07:00,637
...تفنگش رو تو غلاف، و بهش گفت اگه درست رفتار نکنه

108
00:07:00,768 --> 00:07:05,555
.می‌کشتش. ایوا، این یه وضعیت وحشتناکیه

109
00:07:05,686 --> 00:07:09,646
اگه دنبال مشورتی، فکر می‌کنم باید همین الان یه گزارش پلیس

110
00:07:09,777 --> 00:07:12,649
رسمی ثبت کنی. دوست‌پسرت نمی‌تونه دستور منع تعقیب رو ثبت

111
00:07:12,780 --> 00:07:15,173
.کنه بین... سارا؟ یه چیز دیگه هم هست

112
00:07:15,304 --> 00:07:18,046
.یه چیزی که ایوا داره نمی‌گه

113
00:07:19,743 --> 00:07:21,745
سارا: ایوا؟

114
00:07:22,746 --> 00:07:28,012
خواهرم افسر جویس دیویسه. یه پلیس. بی‌.پی.دی. خواهش می‌کنم، من... من

115
00:07:28,143 --> 00:07:31,973
نمی‌خوام دردسر درست کنم. فقط فکر کردم باید بذارم کسی

116
00:07:32,103 --> 00:07:35,846
.بدونه. ایوا، کار خیلی درستی کردی که اومدی پیش من

117
00:07:35,977 --> 00:07:39,067
من این قضیه رو به درستی حل می‌کنم، در حالی که از تو و

118
00:07:39,197 --> 00:07:40,416
دوست‌پسرت محافظت می‌کنم، باشه؟

119
00:07:47,771 --> 00:07:50,034
.میگن دو روزه مرده. -یونا: چه وحشتناک

120
00:07:50,165 --> 00:07:52,863
کار خوبی بود، بچه‌ها. درسته. -ممنون، بابا. -ممنون

121
00:07:52,994 --> 00:07:55,170
قربان. مک‌کلاسکی: ممنون که به این سرعت رسیدید. قربانی

122
00:07:55,300 --> 00:07:58,042
با مشخصات گمشده شما مطابقت داره. فکر کردم شما دو تا

123
00:07:58,173 --> 00:07:59,479
.دل‌تون بخواد یه نگاهی بندازین

124
00:08:13,623 --> 00:08:17,148
.کاش یه بارم که شده حق با من نبود. آره

125
00:08:18,498 --> 00:08:20,978
.باید این یارو رو بگیریم، دنی. -می‌گیریم

126
00:08:51,792 --> 00:08:55,230
.لوول: اما نه یه بحث. فقط یه گفتگوی عادی

127
00:08:56,884 --> 00:08:59,016
.من داشتم در مورد چند تا حوله برای اتاقم می‌پرسیدم

128
00:08:59,147 --> 00:09:01,758
چند تا حوله برای اتاقم...

129
00:09:03,281 --> 00:09:05,327
.اگه از اینم خیره‌تر نگاه کنی، تو اون صفحه سوراخ می‌ندازی

130
00:09:05,457 --> 00:09:09,374
صفحه. آره، فکر کنم دارم زیادی فکر می‌کنم. چیزی در مورد

131
00:09:09,505 --> 00:09:15,293
سناتور؟ به من می‌گی چی شده؟ بیا دیگه. بگو بین شما دو تا چی

132
00:09:15,424 --> 00:09:18,949
.گذشته. بیشتر از اون چیزی که دلم می‌خواد. سارا بهش می‌گه: نهنگ سفید من

133
00:09:19,080 --> 00:09:21,735
همونی که -فرار کرد. -آره، برمی‌گرده به زمانی که اولین بار

134
00:09:21,865 --> 00:09:24,346
کارآگاه شدم، این پرونده رو گرفتم. قتل یه کارگر جنسی جوون

135
00:09:24,476 --> 00:09:29,003
.تو پنت‌هاوسی مرکز شهر بود. نیکول آندرس. -لوول قاتل بود

136
00:09:29,133 --> 00:09:32,441
اگه قاتل بود، پس چطور الان داره بیرون راه میره

137
00:09:32,572 --> 00:09:36,706
و، می‌دونی، سناتور بازی می‌کنه؟ چون من بی‌تجربه بودم. اون موقع

138
00:09:36,837 --> 00:09:39,187
کلی فشار سیاسی و تاخیر تو حکم‌ها بود. تا زمانی که من

139
00:09:39,317 --> 00:09:41,406
اجازه رو گرفتم، اون به صحنه جرم برگشته بود و

140
00:09:41,537 --> 00:09:44,453
ردپاشو پاک کرده بود. -پس نتونستی پرونده‌ای تشکیل بدی؟ -نه. مطمئنم

141
00:09:44,584 --> 00:09:48,718
که اون تلخ بود. بود، و الان مخصوصاً تلخ‌تره. می‌دونی

142
00:09:48,849 --> 00:09:52,243
سال‌ها طول کشید تا دست از تردید به خودم بردارم. و

143
00:09:52,374 --> 00:09:55,682
.اعتبارمو دوباره بسازم. اما از اون موقع لوول رو زیر نظر داشتم

144
00:09:55,812 --> 00:10:01,601
.و وقتی دروغ میگه، یه نشونه‌ای داره. به دستش نگاه کن

145
00:10:01,731 --> 00:10:05,474
.ها. -آره، یه تیکه. و دیشب تو هتل این کارو کرد

146
00:10:05,605 --> 00:10:10,218
وقتی به ما دروغ گفت. من می‌دونم کلر رو کشته، دنی. باشه. اما

147
00:10:10,348 --> 00:10:13,787
آدمایی مثل اون زرنگن. می‌دونی، از طریق

148
00:10:13,917 --> 00:10:16,485
مسائل فنی قسر در میرن. اگه می‌خوای بگیریش، باید یه پرونده

149
00:10:16,616 --> 00:10:20,445
.بسازی که بدون نقص باشه. -ام‌مم. -و همه شواهد رو دنبال کنی. البته

150
00:10:20,576 --> 00:10:24,493
،البته. راستی، من اینا رو از دوربین‌های مداربسته مختلف کشیدم بیرون

151
00:10:24,624 --> 00:10:27,583
اما همه‌شون یه مهر زمان دارن. ببین

152
00:10:27,714 --> 00:10:30,891
این یارو رو. حرکتش، حالتش. انگار داره یه چیزی رو داخل

153
00:10:31,021 --> 00:10:33,110
اون چمدون می‌کشه. لنا: اون داره از سمتی میاد که

154
00:10:33,241 --> 00:10:36,113
.هتل لوول توش اقامت داره. هیکلش به لوول می‌خوره

155
00:10:36,244 --> 00:10:39,943
قدش هم درسته. آره. می‌تونه خودش باشه. اما ما به

156
00:10:40,074 --> 00:10:42,554
خیلی بیشتر از "می‌تونه باشه" نیاز داریم تا یه سناتور ایالت رو

157
00:10:42,685 --> 00:10:45,775
گیر بندازیم. باید همه جزئیات رو رعایت کنیم. و این کاریه

158
00:10:45,906 --> 00:10:49,126
که معمولاً من انجام می‌دم. عادت‌های تو رو هم یاد می‌گیرم. آره، من هم

159
00:10:49,257 --> 00:10:50,780
بعضی از عادت‌های تو رو هم یاد می‌گیرم. -[

160
00:10:52,216 --> 00:10:55,132
.بریم. سارا: به عنوان سرپرست، روزهای من پر از کاره

161
00:10:55,263 --> 00:10:58,266
مشغله‌س. امروز صبح رو با یادگیری در مورد حادثه هفته پیش در

162
00:10:58,396 --> 00:11:00,790
مهمونی باربیکیو گذروندم. تو دوست‌پسره خواهرت، کارل رو، با

163
00:11:00,921 --> 00:11:04,141
سلاح سازمانیت تهدید کردی. و بدتر از اون، گفتی که به عنوان

164
00:11:04,272 --> 00:11:07,710
یه پلیس، می‌تونی، نقل قول می‌کنم، "با خیلی چیزای وحشتناک"

165
00:11:07,841 --> 00:11:11,453
کنار بیای." پس، افسر، بگو ببینم، چه خبره؟

166
00:11:11,583 --> 00:11:16,327
خانم سرپرست، قربان، اینا همه‌ش، می‌دونی، "اون گفت"

167
00:11:16,458 --> 00:11:20,549
.اینه." همه‌ش شایعه‌س. یعنی، اصلا اینجوری اتفاق نیفتاد

168
00:11:20,680 --> 00:11:23,508
یه جورایی امیدوار بودم که با من رو راست باشی، افسر. فکر

169
00:11:23,639 --> 00:11:27,251
.نکن که من تحقیق نکردم. من پرونده‌تو بررسی کردم

170
00:11:27,382 --> 00:11:30,211
از شاهدان، افسرهای همکارت بازجویی کردم. و کارکنان

171
00:11:30,341 --> 00:11:32,866
بیمارستانی که تو کارل رو ژوئن گذشته هل دادی. با سابقه

172
00:11:32,996 --> 00:11:35,738
.انضباطیت، حداقل تعلیق در انتظارت هست، اگه اخراج نباشی

173
00:11:35,869 --> 00:11:39,394
پس، وقت چرت و پرت گفتن تمومه. یه بار دیگه ازت می‌پرسم:

174
00:11:39,524 --> 00:11:42,223
.چه خبره؟ -قربان

175
00:11:44,051 --> 00:11:48,708
کارل، دوست‌پسر خواهرم، کتکش می‌زنه. یه ساله که اینجوریه. ببین، من

176
00:11:48,838 --> 00:11:52,799
.دوست ندارم کاری رو که کردم، اما ایوا خواهر کوچیکمه

177
00:11:55,192 --> 00:11:59,544
تو یه پلیسی. اگه خواهرت مورد آزار قرار گرفته، -باید از طریق

178
00:11:59,675 --> 00:12:01,851
مجاری قانونی اقدام کنی. -قربان، با احترام، مجاری

179
00:12:01,982 --> 00:12:04,898
قانونی کارساز نیستن. ایوا از کارل خیلی می‌ترسه که قبول کنه

180
00:12:05,028 --> 00:12:06,116
.اون داره چه کار می‌کنه

181
00:12:06,987 --> 00:12:10,599
وقتی جوون بودیم، به ایوا قسم خوردم هر کاری می‌کنم تا

182
00:12:10,730 --> 00:12:11,382
.اون رو امن نگه دارم

183
00:12:14,646 --> 00:12:16,736
.و همون کاریه که من انجام میدم

184
00:12:18,912 --> 00:12:23,046
.افسر دیویس، اعمال شما در شان یک افسر پلیس بوستون نیست

185
00:12:23,177 --> 00:12:26,093
دو هفته تعلیق بدون حقوق. کارت شناسایی و

186
00:12:26,223 --> 00:12:28,704
نشانت رو اینجا بگذار. گروهبانت سلاحت رو می‌گیره و

187
00:12:28,835 --> 00:12:31,620
.آخر دوره تعلیقت بهت برمی‌گردونه. مرخصید

188
00:12:45,852 --> 00:12:49,159
تعجب کردم که اینقدر سریع باهام تماس گرفتی، من انتظار

189
00:12:49,290 --> 00:12:52,380
.یه جور واکنش تند رو داشتم. ممنون

190
00:12:53,424 --> 00:12:57,211
تدی، داری چیکار می‌کنی؟ من یه کتاب نوشتم. تو بوستون این جرمه؟

191
00:12:57,341 --> 00:12:59,735
.الان؟ منظورم اون نیست

192
00:13:00,605 --> 00:13:05,480
کتاب، بخش‌های منتشر شده، کل این شخصیت... این اون چیزی

193
00:13:05,610 --> 00:13:11,747
نیست که تو هستی. نه، تو داری به این فکر می‌کنی که من کی بودم. من متحول شدم. از

194
00:13:11,878 --> 00:13:16,099
روی اجبار. بعد از اینکه منو از دفتر دادستانی بیرون کردی. تو

195
00:13:16,230 --> 00:13:19,755
.یه شاهد رو آموزش دادی. من بهت یه تنزل درجه پیشنهاد دادم. تو انتخاب کردی که بری

196
00:13:20,625 --> 00:13:27,458
وقتی من دادستان بشم، تو رو به عنوان یه آدم کوته‌بین. حسود. میبینن. اما ما هر

197
00:13:27,589 --> 00:13:32,246
.دو می‌دونیم که حقیقت این نیست. می. خدایا، دلم برات می‌سوزه

198
00:13:32,376 --> 00:13:36,641
هنوز داری بازی دیروز رو می‌کنی. بازی دیروز؟ "اما ما هر

199
00:13:36,772 --> 00:13:40,471
دو می‌دونیم که حقیقت این نیست." واقعاً فکر می‌کنی این مهم‌تره

200
00:13:40,602 --> 00:13:41,255
تا روایت؟

201
00:13:43,344 --> 00:13:44,954
.چقدر شبیه می سیلوره

202
00:13:47,435 --> 00:13:51,569
وقتی دادستان میشی، کی باعث میشه اینجوری فکر کنی، ها؟

203
00:13:51,700 --> 00:13:54,007
.دوستای بابا؟ لطفاً این لحن از بالا به پایین رو کنار بذار

204
00:13:57,619 --> 00:13:58,925
.تدی، بذار یه نصیحت کوچولو بهت بکنم

205
00:14:00,274 --> 00:14:01,841
.منو دست کم نگیر

206
00:14:06,846 --> 00:14:09,544
...شان: خب، برای این یکی آماده‌ای؟ یونا: آره، ممنون. می‌دونی

207
00:14:09,674 --> 00:14:12,329
این دومین باره تو این ماه که داریم به

208
00:14:12,460 --> 00:14:14,114
...بار ادی رسیدگی می‌کنیم. -اون یه دزده. اما باز هم، باید

209
00:14:15,724 --> 00:14:16,203
.تعهد این مرد رو تحسین کنی. -دوهِرتی: باشه، باشه. دارم میام

210
00:14:16,333 --> 00:14:17,726
[صدا]

211
00:14:19,293 --> 00:14:23,427
چیه دختر؟ سگه داره به اون اسباب‌بازی واکنش نشون میده، بچه‌ها. شان:

212
00:14:23,558 --> 00:14:25,038
اینجا چی داریم؟

213
00:14:36,440 --> 00:14:37,528
.دوهِرتی: مواد مخدر با این مُهر همه جای جنوب خیابون ماس‌اَو پخش شده

214
00:14:37,659 --> 00:14:39,356
...ماجرای این چیزا چیه؟ -دوهِرتی: بخش کنترل مواد مخدر

215
00:14:39,487 --> 00:14:41,489
...به فروشنده‌هایی که تو پارک‌ها فعالیت می‌کردن حمله کرد. ما ترسوندیمشون. برای همین

216
00:14:41,619 --> 00:14:44,057
.روش پخش موادشون رو با استفاده از بازی‌های کوچولو و بامزه مثل این، عوض کردن

217
00:14:44,187 --> 00:14:45,928
،اگه بتونیم رد اینو پیدا کنیم که از کجا اومده

218
00:14:46,059 --> 00:14:48,278
...اصلا بهتون کمکی می‌کنه؟ -دوهِرتی: حتماً. اگه

219
00:14:48,409 --> 00:14:50,324
.شانس بیارید و چیزی پیدا کنید، حتماً می‌خوایم بدونیم

220
00:14:54,284 --> 00:14:57,244
من اون نگاهو می‌شناسم. ما اصلا چطور باید رد این چیزا رو پیدا کنیم؟

221
00:14:57,374 --> 00:14:59,724
.ادی یه جیب‌بره، اون فروشنده مواد نیست

222
00:14:59,855 --> 00:15:03,337
.ازش می‌پرسیم کجا پیداش کرده. فقط اینکه اون تازه با قرار وثیقه آزاد شده

223
00:15:03,467 --> 00:15:06,383
...پس میریم پیداش می‌کنیم. مگر اینکه ترجیح بدید همینجا بشینید

224
00:15:06,514 --> 00:15:08,777
.و فرم‌بازی کنید. انتخاب با شماست

225
00:15:13,738 --> 00:15:18,004
...کلر مهربون‌ترین دختر بود. اون کلی آرزو داشت. اما

226
00:15:18,134 --> 00:15:22,051
.اون یه عکاس فوق‌العاده بود. رفته بود دانشگاه تا خبرنگار عکاس بشه

227
00:15:22,182 --> 00:15:25,620
.بوستون قرار بود یه شروع تازه براش باشه

228
00:15:26,577 --> 00:15:29,015
.فیلم دوربین‌های مداربسته رو از شب قبل بررسی کردیم

229
00:15:29,145 --> 00:15:32,148
...تعاملش با سناتور لاول. آره، آدمایی مثل کلر

230
00:15:32,279 --> 00:15:35,630
.معمولاً بی‌دلیل با یه سناتور ایالتی درگیر نمی‌شن

231
00:15:35,760 --> 00:15:39,155
...ایده‌ای داری چی عصبانیش کرده؟ نه، نمی‌دونم. کلر

232
00:15:39,286 --> 00:15:42,942
.صبور و خوش‌مشرب بود. سناتور لاول... اون می‌تونه خیلی مشکل‌ساز باشه

233
00:15:43,072 --> 00:15:46,075
.این چیزاییه که کلر تو کمدش گذاشته بود

234
00:15:46,206 --> 00:15:49,731
...و سوابق کامپیوتری هتل که خواسته بودی. فقط امیدوارم شما

235
00:15:49,861 --> 00:15:51,298
.بتونید بفهمید چی شده

236
00:15:54,214 --> 00:15:56,129
.ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم

237
00:15:57,521 --> 00:15:58,827
.ممنون

238
00:16:02,526 --> 00:16:03,223
.مِی

239
00:16:03,832 --> 00:16:04,137
.فقط می‌تونم بگم نظری ندارم

240
00:16:05,660 --> 00:16:09,403
.چی شده، چارلی؟ یکی خروجت از پادکست رو ویرایش کرده

241
00:16:09,533 --> 00:16:13,320
طوری که انگار با عصبانیت خارج شدی. "#دادستان_سیلور_چی_رو_پنهان_می‌کنه؟"

242
00:16:13,450 --> 00:16:17,411
...داره ترند میشه. چی داری میگی؟ چی

243
00:16:17,541 --> 00:16:21,458
...دارم میگم اینه که ۱۷۰۰۰ بار تو ساعت گذشته اسمش اومده. تدی

244
00:16:21,589 --> 00:16:25,854
.این کارو کرد. همونطور که گفتم: مکار. نـ...نـ...نـ...نـظری ندارم

245
00:16:28,161 --> 00:16:30,163
.ده دقیقه پیش باهاش قهوه خوردم

246
00:16:35,603 --> 00:16:37,997
.پرونده گروه بلکبرن رو بیار

247
00:16:39,781 --> 00:16:42,305
.یادمه بهم گفتی هرگز... من گفتم کِی بهت می‌گم

248
00:16:42,436 --> 00:16:45,439
پرونده رو بیار. [صدا]

249
00:16:47,180 --> 00:16:50,357
...لنا: اوه! عالیه. گزارش کارت‌های کلید هتل رو گرفتم. حالا می‌تونیم

250
00:16:50,487 --> 00:16:53,534
...بگیم سناتور کجا بوده. داریم همه سوابق کارت‌کلید رو

251
00:16:53,664 --> 00:16:56,319
چک می‌کنیم یا فقط مال سناتور رو؟

252
00:16:57,407 --> 00:17:00,541
.اون از آسانسور عمومی استفاده کرد، ۳۰ دقیقه بعد از اینکه تو جشنش دیدیمش

253
00:17:00,671 --> 00:17:03,370
.شاید بعد از خوردن اون پف‌های خرچنگ بدمزه، مجبور شد بره دستشویی

254
00:17:03,500 --> 00:17:07,635
.-هاها. یا شاید رفت که جسد رو جابجا کنه

255
00:17:07,765 --> 00:17:10,550
...-اوم. -جدول زمانی تاییدش می‌کنه. مگه نشنیدی

256
00:17:10,681 --> 00:17:14,294
...زمان به علاوه دسترسی، میشه فرصت؟ این یه فرضیه‌اس. یه

257
00:17:14,424 --> 00:17:17,210
.شرایطی، اما یه فرضیه. میفهمم. من مثل سگی هستم که یه استخون پیدا کرده

258
00:17:17,339 --> 00:17:19,864
.بدم میاد اینو بگم، یه جورایی مثل تماشای خودم سر کاره

259
00:17:19,994 --> 00:17:22,432
اوه، خب، پس عادت می‌کنی، نه؟

260
00:17:22,563 --> 00:17:25,869
...امیدوارم. -صبر کن. سوابق روم سرویس نشون میده که لاول سفارش داده

261
00:17:26,001 --> 00:17:29,178
غذا برای دو نفر در تمام مدت اقامتش. شامل پکیج "لذت عشاق."

262
00:17:29,309 --> 00:17:32,312
...شامپاین و خاویار. -این

263
00:17:32,442 --> 00:17:35,271
.خیلی رمانتیکه. مخصوصاً با توجه به اینکه همسر لاول تمام مدت تو ووستر خونه بوده

264
00:17:35,402 --> 00:17:38,187
.شاید لاول با کلر رابطه داشته

265
00:17:38,318 --> 00:17:40,581
.این می‌تونه انگیزه باشه. هرچند حدسیه، اما برای محکومیت کافی نیست

266
00:17:40,711 --> 00:17:43,584
.-دنی، دوباره میگم: -لاول، کلر رو کشته

267
00:17:43,714 --> 00:17:47,327
...می‌فهمم. اما باید بررسی کنیم

268
00:17:47,457 --> 00:17:48,154
هر... جنبه‌ای رو...

269
00:17:50,373 --> 00:17:56,205
...مثل این. تاریخ‌ها، زمان‌ها و یه شماره. ۷۰۵. -هوم. شماره اتاق

270
00:17:56,336 --> 00:17:58,686
...تو هتل؟ -همینه که دارم بهش فکر می‌کنم. شاید کلر داشت

271
00:17:58,816 --> 00:18:02,081
حرکات کسی رو تو اون اتاق ردیابی می‌کرد، مثل یه سناتور کثیف؟

272
00:18:02,211 --> 00:18:02,646
.۷۰۵

273
00:18:04,735 --> 00:18:07,608
...اسم از سیستم پاک شده. -یه سناتور قدرتمند می‌تونست

274
00:18:07,738 --> 00:18:10,480
.این کارو بکنه. -آره، اما لاول تو طبقه شش اقامت داشت. -فقط یه طبقه پایین‌تره

275
00:18:10,611 --> 00:18:13,614
.شاید برای فعالیت‌های غیرقانونی یه اتاق دوم داشت

276
00:18:13,744 --> 00:18:16,269
.بیا دیگه، این یه سرنخه. باید ردش رو بگیریم

277
00:18:16,399 --> 00:18:22,710
...مگه نشنیدی؟ نشون دادن زحماتت پرونده‌ها رو می‌بنده. باشه. میریم

278
00:18:22,840 --> 00:18:24,581
.طبقه هفتم

279
00:18:26,366 --> 00:18:28,890
...اما اون لبخند رو از صورتت پاک کن. خیلی

280
00:18:29,020 --> 00:18:29,934
.زیادی از خودت راضی‌ای، ریگان

281
00:18:38,291 --> 00:18:41,250
...با آوا صحبت کردم. به تعلیق خواهرش اشاره کرد. -چطور

282
00:18:41,381 --> 00:18:43,600
...باهاش کنار میای؟ -می‌دونی، اگه می‌خواستی بهانه‌ای برای سر زدن به من داشته باشی

283
00:18:43,731 --> 00:18:46,212
.لازم نبود تا سامرویل رانندگی کنی

284
00:18:46,342 --> 00:18:49,650
.ما ساندویچ داریم پایین. کافه اینجا یه اسپاکی واقعی نمیده

285
00:18:49,780 --> 00:18:53,523
.اوم. -می‌دونی، به عنوان رئیس، فکر می‌کردم تو موقعیتی باشی که اینو درست کنی

286
00:18:53,654 --> 00:18:56,178
...من فهمیدم که

287
00:18:56,309 --> 00:18:59,138
.اختیارات فرماندهی من به منوی کافه تریا نمیرسه

288
00:19:02,271 --> 00:19:07,755
...انگار فکرت یه جای دیگه‌اس. می‌خوای در موردش حرف بزنی؟ وقتی

289
00:19:07,885 --> 00:19:11,150
.دانشجو بودم، یه دوستی داشتم به اسم کِلی

290
00:19:12,890 --> 00:19:17,808
...دوست‌پسرش وسواسی و کنترل‌گر بود. و در طول

291
00:19:17,939 --> 00:19:21,116
.سال، اون رو تبدیل به یه پوسته خالی کرد. خیلی دلم می‌خواست کمکش کنم

292
00:19:21,247 --> 00:19:24,293
...من الان همونقدر احساس بی‌قدرتی می‌کنم که

293
00:19:24,424 --> 00:19:24,598
.اون موقع می‌کردم

294
00:19:27,253 --> 00:19:33,302
.اوایل خدمتم، یه... یه عضو کلیسا داشتم که به شدت معتاد به قرص‌های مسکن بود

295
00:19:33,433 --> 00:19:37,828
.داشتم ناامیدش می‌کردم. احساس می‌کردم دارم خودم رو ناامید می‌کنم

296
00:19:37,959 --> 00:19:44,400
.اما یه روز، باهاش رو یه نیمکت کلیسا نشستم و یه چیزی عوض شد

297
00:19:44,531 --> 00:19:49,492
.من... من فقط کشیش بودن رو کنار گذاشتم و همین‌طور نشستم پیشش، -به عنوان ادوین

298
00:19:49,623 --> 00:19:54,715
...-و این بهش کمک کرد؟ این

299
00:19:54,845 --> 00:20:00,024
.به من کمک کرد. من فهمیدم که خدا هیچ وقت منو برای انجام معجزات صدا نکرده

300
00:20:00,155 --> 00:20:06,422
.اون از من خواست که حاضر باشم. پدرت... اون بهم در مورد چیزی به اسم "تیکون اولام" یاد داد

301
00:20:06,553 --> 00:20:12,994
...خالق ما از ما می‌خواد که

302
00:20:13,124 --> 00:20:18,521
دنیا رو نجات بدیم. ولی اون از ما نمی‌خواد که ابرقهرمان باشیم

303
00:20:18,652 --> 00:20:23,396
سارا. اون فقط می‌خواد ما کاری رو که از دستمون برمیاد انجام بدیم، به عنوان انسان‌هایی که خودش

304
00:20:23,526 --> 00:20:24,832
.خلق کرده

305
00:20:26,050 --> 00:20:27,922
یعنی، خب، دیگه چیکار باید بکنیم؟

306
00:20:31,317 --> 00:20:33,232
ادی: خب، ببینین، وقتی شماها منو برداشتین، من فقط

307
00:20:33,362 --> 00:20:36,104
منتظر داکی بودم. شماها داکی رو می‌شناسید؟ داکی؟ شماها می‌شناسین

308
00:20:36,235 --> 00:20:38,585
داکی رو، درسته؟ سمساری داکی؟ خب، بگذریم، من داشتم

309
00:20:38,715 --> 00:20:40,717
باهاش در مورد قیمت احتمالی فروش دوباره‌ی یه سری

310
00:20:40,848 --> 00:20:42,719
اسپیکر دست‌دوم حرف می‌زدم که شاید دست من افتاده بود چون

311
00:20:42,850 --> 00:20:44,417
،دوست‌دختر خواهرم -- می‌دونین، اون الان لزبیئنه، آره

312
00:20:44,547 --> 00:20:44,895
می‌دونین...

313
00:20:47,898 --> 00:20:50,292
باورم نمی‌شه گذاشتم منو قانع کنی. این یارو هیچ‌وقت

314
00:20:50,423 --> 00:20:52,860
به دردمون نمی‌خوره. -هیچ‌وقت. -اه، ولش کن. -[

315
00:20:54,383 --> 00:20:56,777
شاید این لحظه‌ی بزرگ ادی باشه، می‌دونی؟ این، آ

316
00:20:56,907 --> 00:20:59,562
فرصتشه که ورق رو برگردونه. با... با اون

317
00:20:59,693 --> 00:21:01,999
خنجره و اون حلقه‌ها روی جلد؟ همین الان. ۲۰۰ دلار

318
00:21:02,130 --> 00:21:04,001
می‌گیری. به عنوان یه تاجر، من پیش خودم فکر می‌کنم

319
00:21:04,132 --> 00:21:05,220
خودم که، می‌دونی، "من کی باشم که قضاوت کنم؟" -[

320
00:21:06,961 --> 00:21:09,311
ادی. یادت بیار برای چی اینجایی. قرار بود ما رو هدایت کنی

321
00:21:09,442 --> 00:21:11,879
به جایی که اون عروسک لپرکان رو بلند کردی، درسته؟ می‌دونم

322
00:21:12,009 --> 00:21:14,360
،می‌دونم. آ... ببینید بچه‌ها، راستش رو بخواید

323
00:21:14,490 --> 00:21:16,144
.گفتنش یه کم سخته. -جونا: ادی، حواستو جمع کن

324
00:21:16,275 --> 00:21:19,278
،وایسا، وایسا، وایسا. آ... وایسا. اوه، نه، یادمه

325
00:21:19,408 --> 00:21:22,324
.یادمه، یادمه. من تو واش بودم، جنوب آربوروِی

326
00:21:22,455 --> 00:21:24,195
،همون‌جا که همه رستوران‌های هندی‌ان

327
00:21:24,326 --> 00:21:25,936
.همون‌جا که ویندالو می‌گیری؟ احتمالا اون وسیله رو اونجا پیدا کردم

328
00:21:26,067 --> 00:21:28,374
اونجا خیلی از جایی که پیدات کردیم دوره. خب، من

329
00:21:28,504 --> 00:21:30,767
.جاهای زیادی رو می‌گردم. درسته. اشکال نداره، ادی

330
00:21:30,898 --> 00:21:34,684
ما چک می‌کنیم. اونقدرها دور نیست. هی. شماها

331
00:21:34,815 --> 00:21:35,598
پروبیوتیک می‌خورید؟

332
00:21:37,600 --> 00:21:41,300
۷۰۵ باید بفهمیم چرا قربانی ما انقدر روی اتاق

333
00:21:41,430 --> 00:21:46,566
گیر کرده بود. ولی تو اصلا به اون فکر نمی‌کنی چون

334
00:21:46,696 --> 00:21:50,265
روی نهنگ سفیدت، سناتور لاول، گیر کردی. پزشکی قانونی گفت

335
00:21:50,396 --> 00:21:53,790
،کلر شب دوشنبه درست بعد از اینکه لاول باهاش روبرو شد

336
00:21:53,921 --> 00:21:56,793
مرد. -اوهوم. -و بعد جسد فقط چند ساعت بعد از اینکه ما

337
00:21:56,924 --> 00:22:00,623
اون رو تو جشن دیدیم، جابجا شده بود. آره. ولی از کجا جابجا شده بود؟ ما

338
00:22:00,754 --> 00:22:04,627
صحنه جرم نداریم. هنوز نه. این فقط ثابت می‌کنه که می‌تونسته این کارو

339
00:22:04,758 --> 00:22:09,502
۷۰۵ بکنه. ثابت نمی‌کنه که کرده. اینم از این.

340
00:22:10,981 --> 00:22:12,461
.یکی گرسنه‌شه

341
00:22:14,768 --> 00:22:16,857
...لنا: آره. هر کی که داره تماشا می‌کنه

342
00:22:22,515 --> 00:22:24,473
...هی، هی. همین‌جا وایسا. به اون در نزنید. -کی

343
00:22:24,604 --> 00:22:26,562
...شما دیگه کی هستید؟ -بازپرس ویلیامسون هستم، از دفتر دادستان

344
00:22:26,693 --> 00:22:29,173
دادستان. من کارآگاه ریگانم و ایشون کارآگاه سیلور. ما داریم

345
00:22:29,304 --> 00:22:31,393
روی یه پرونده قتل کار می‌کنیم. چرا نمی‌تونیم به در بزنیم؟

346
00:22:31,524 --> 00:22:35,005
لنا سیلور، درسته؟ -بله. مادرتون خبر داره که اینجایید؟

347
00:22:35,136 --> 00:22:38,487
لازمه بدونه که ما اینجا هستیم؟ کی رو اون تو نگه داشتید

348
00:22:38,618 --> 00:22:38,879
اون تو؟

349
00:22:40,576 --> 00:22:44,928
.ببین... به خاطر خودت. اون آقایی که اون توئه، یوگنی لسکوو هست

350
00:22:45,059 --> 00:22:48,192
آدمکش حرفه‌ای روسی؟ -کی؟ لِنا: اون یه عامل اجرایی برای

351
00:22:48,323 --> 00:22:51,065
مافیای روسیه است. بمب‌گذاری‌های ماشینی و اعدام‌ها. اون از اون جور

352
00:22:51,195 --> 00:22:53,372
قاتلاست که حتی قاتل‌های دیگه هم ازش دوری می‌کنن. پس قربانی ما از اون

353
00:22:53,502 --> 00:22:56,897
کسایی که قربانی ما روش وسواس داشت، همین بوده؟ پس تعجبی نداره که ۷۰۵ از

354
00:22:57,027 --> 00:22:58,768
.دفاتر هتل پاک شده. -ما قطعا باید باهاش حرف بزنیم

355
00:22:58,899 --> 00:23:01,684
ویلیامسون: هر کاری که با اون مرد بخواید انجام بدید باید با تایید

356
00:23:01,815 --> 00:23:05,471
دادستان تایید بشه. -عالیه. ما از دادستان تایید می‌گیریم. به مادرم بگو ما داریم

357
00:23:05,601 --> 00:23:06,254
.می‌رسیم

358
00:23:11,128 --> 00:23:13,783
متوجه هستم. نه، ببینید، صبح خیلی شلوغی داشتم. شما

359
00:23:13,914 --> 00:23:16,569
می‌دونید؟ اوم... اول از ایستگاه اتوبوس شروع کردم و بعدش رفتم... راهی شدم به

360
00:23:16,699 --> 00:23:18,571
...سمت صف دونات‌فروشی شلوغ. می‌دونید چقدر حواس آدم پرت می‌شه وقتی

361
00:23:18,701 --> 00:23:21,225
آدم حواسش پرت می‌شه وقتی... وقتی داره یه کرولر می‌خوره؟

362
00:23:21,356 --> 00:23:24,533
...ادی، ادی. بگو اون یارو رو کجا پیدا کردی که

363
00:23:24,664 --> 00:23:26,927
اون اسباب‌بازی قاچاق رو باهاش کش رفتی؟ آره... درسته، درسته، درسته، -من می‌دونم. اون کوچولو...

364
00:23:27,057 --> 00:23:29,320
.می‌دونم. اون کوچولو... -باشه؟ اون عروسک لپرکان کوچولو رو می‌دونم

365
00:23:29,451 --> 00:23:31,975
.من می‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی. آره. خیلی بانمکه... عروسک بامزه‌ایه

366
00:23:32,106 --> 00:23:34,717
.ببینید بچه‌ها، من باید... من باید یه لحظه برم داخل

367
00:23:34,848 --> 00:23:36,763
.باید یه سر بیام اینجا با یه نفر در مورد یه چیزی حرف بزنم

368
00:23:36,893 --> 00:23:38,721
.یه چیزی. -ادی، نمی‌تونی... ببین، فقط دو دقیقه بهم بده

369
00:23:38,852 --> 00:23:40,201
می‌بینمت، متوجه‌ام، باشه؟

370
00:23:42,421 --> 00:23:46,337
.پالی. پالی! هی، هی، هی! باشه، باشه، گوش کن، گوش کن. هی

371
00:23:46,468 --> 00:23:49,166
...باشه. هی، اِ، اِ، باشه. پالی هی... پالی: چطور جرأت می‌کنی اینجا پیدات بشه

372
00:23:49,297 --> 00:23:51,038
بدون پول من، ادی؟ -پالی...

373
00:23:52,648 --> 00:23:54,607
!کمک! پلیس! -دارن بهم حمله می‌کنن! -دستشو بگیرین! دستشو بگیرین

374
00:23:54,737 --> 00:23:54,998
!دستشو

375
00:23:56,783 --> 00:23:57,958
.اوه! -هی! -ادی: وای! وای وای! هی، هی! -خب، حالا باید دستگیرت کنیم

376
00:23:58,088 --> 00:23:59,220
.باید دستگیرت کنیم. -هی، ببین پالی، من واقعاً بابت این قضیه متاسفم

377
00:23:59,350 --> 00:24:01,614
تا وقتی که آزاد بشی، به خدا قسم، من و تو حسابمون صاف می‌شه، باشه؟

378
00:24:01,744 --> 00:24:05,748
حسابمون صاف می‌شه، باشه؟ -بهتره که... -عالیه. از ما استفاده کرد...

379
00:24:05,879 --> 00:24:07,141
حالا اون دل رحمیش چطوره؟

380
00:24:08,621 --> 00:24:12,320
.راه برو. بیا. بده؟ حس بدی داره

381
00:24:13,669 --> 00:24:15,236
بیا دیگه، ادی.

382
00:24:17,020 --> 00:24:21,938
چارلی: هوم. پرونده بلک‌برن. بدتر از اون چیزیه که یادم می‌اومد. -آره

383
00:24:22,069 --> 00:24:24,941
...خیلی دقیق و مو به مو. -هوم. این عکسا نه تنها می‌تونن

384
00:24:25,072 --> 00:24:29,250
،مسیر شغلی سیاسی تدی رو از ریل خارج کنن، بلکه کل زندگیش رو به هم بریزن. خب

385
00:24:29,380 --> 00:24:32,427
.این لحظه وایرال شده تا وقتی یکی دیگه جایگزینش نشه، فروکش نمی‌کنه

386
00:24:32,558 --> 00:24:36,083
دادستان سیلور. چارلی. چارلی: کارآگاه. -می: شما دو نفر اینجا چیکار می‌کنین

387
00:24:36,213 --> 00:24:38,738
.که دور و بر شاهد همکار من می‌پلکین؟ ما دنبال یه قاتل می‌گردیم

388
00:24:38,868 --> 00:24:41,480
-خب، لسکو نیست. -دنی: از کجا می‌دونین؟

389
00:24:41,610 --> 00:24:44,308
.چون داره بهم کمک می‌کنه تا مافیای روسیه رو توی بوستون متلاشی کنم

390
00:24:44,439 --> 00:24:46,702
.آره، اون آدم خیلی بدیه، قراره برای یه مدت خیلی طولانی بره زندان

391
00:24:46,833 --> 00:24:48,791
،اما الان، تحت نظارت ۲۴ ساعته‌ست

392
00:24:48,922 --> 00:24:52,752
.محافظ مسلح و یه پابند الکترونیکی داره

393
00:24:52,882 --> 00:24:55,711
.پس، به عبارت دیگه... -آلیبی محکمی داره -برای قتل کلیر

394
00:24:55,842 --> 00:24:57,365
.آره. محکم‌تر از این نمی‌شه

395
00:25:06,417 --> 00:25:09,203
.سارا، به نظرت دو هفته تعلیق کافیه؟ اون یه غیرنظامی رو تهدید کرد

396
00:25:09,333 --> 00:25:12,336
.خب، اون داشت مراقب خانواده‌اش بود. یعنی، برای من این خیلی مهمه

397
00:25:12,467 --> 00:25:14,991
آره، اما آیا این ناگهان بر وظیفه و نشانش ارجحیت پیدا می‌کنه؟

398
00:25:15,122 --> 00:25:17,516
.خب، اون سلاحش رو توی غلاف نگه داشت

399
00:25:17,646 --> 00:25:21,389
...اما تهدید به اندازه کافی جدی بود. خب، یعنی چی، انتظار دارین همین‌طور وایسته

400
00:25:21,520 --> 00:25:23,913
.-وقتی دارن خواهرش رو کتک می‌زنن؟ -می: حرف این نیست

401
00:25:24,044 --> 00:25:26,525
...شما افسر پلیس هستین. وظیفه شما در قبال

402
00:25:26,655 --> 00:25:29,963
...قانون. می‌دونم. فقط دارم میگم. اگه یکی خواهرای منو تهدید کنه

403
00:25:30,093 --> 00:25:32,139
.بهتره که حواسشون باشه

404
00:25:33,009 --> 00:25:36,012
.محافظت از خانواده و انجام وظیفه‌ات هر دو ارزش‌های مقدسی هستن

405
00:25:36,143 --> 00:25:39,886
،هر کدوم بدون اون یکی ناقصه. و راستش رو بخوای

406
00:25:40,016 --> 00:25:42,628
...خواهرات احتمالاً خوبن. جفتشون مسلح و

407
00:25:42,758 --> 00:25:43,585
.خیلی خطرناکن

408
00:25:45,282 --> 00:25:49,243
درسته. -درسته. چی اینقدر سرگرمت کرده؟

409
00:25:49,373 --> 00:25:53,508
.مِیِ. بعضی از این عوضی‌های آنلاین از کنترل خارج شدن

410
00:25:53,639 --> 00:25:55,466
.دنی: گوشی ممنوع، شان

411
00:25:56,380 --> 00:25:58,208
...صحبت از کسایی شد که باید حواسشون باشه. سارا: کل

412
00:25:58,339 --> 00:26:01,081
.چیز خیلی حال به هم زنیه. نحوه ادیت اون ویدئو کاملاً فریبنده‌ست

413
00:26:01,211 --> 00:26:04,650
...فریبنده‌ست. -مِی: سال‌ها صرف ساختن اعتبارم کردم، و حالا یه

414
00:26:04,780 --> 00:26:09,350
.کارمند سابق از خود راضی سعی می‌کنه تو یه روز خرابش کنه

415
00:26:10,220 --> 00:26:12,440
...قربانی‌ها دارن به دفترم زنگ می‌زنن... حتماً دارن با خودشون فکر می‌کنن که آیا می‌تونن

416
00:26:12,571 --> 00:26:15,225
...به من اعتماد کنن که عدالت رو براشون اجرا کنم. دنی: من هیچ‌وقت واقعاً عادت نکردم

417
00:26:15,356 --> 00:26:18,707
.به کله‌خرایی که تو مطبوعات یا آنلاین به بابام تیکه میندازن

418
00:26:18,838 --> 00:26:22,232
.اما آدمای خوب، تو رو به خاطر کار خوبی که انجام میدی می‌بینن

419
00:26:22,363 --> 00:26:26,889
...کاملاً موافقم. منم موافقم، ولی تو فضای آنلاین، حقیقت فقط

420
00:26:27,020 --> 00:26:29,892
.قیمت اولیه است. هر کی پر سر و صداتر باشه، همون توجه رو جلب می‌کنه

421
00:26:30,023 --> 00:26:33,417
،توجه. آره، ولی دنی حق باهاشه. این کاری که تو انجام میدی

422
00:26:33,548 --> 00:26:35,376
.از همه مهم‌تره. -ادوین: آمین

423
00:26:36,595 --> 00:26:38,031
.بقیه‌اش فقط سر و صداست

424
00:26:43,645 --> 00:26:45,865
...ادوین: هی، شب بخیر. -مِی: شب بخیر بچه‌ها. دنی: تو

425
00:26:45,995 --> 00:26:47,127
.سر شام به زور یه کلمه حرف زدی

426
00:26:48,868 --> 00:26:54,569
...آره. فقط... دارم فکر می‌کنم، فکر کنم. فقط فکر می‌کنی؟ بی خیال. بهم بگو

427
00:26:54,700 --> 00:26:55,614
.چی شده

428
00:26:58,051 --> 00:27:02,403
...یه یارویی... یه جیب‌بر... امروز از من سوءاستفاده کرد و فقط باعث شد حس کنم

429
00:27:02,533 --> 00:27:06,625
.مثل یه احمق جلوی جونا. می‌فهمم. باور کنی یا نه، منم قبلاً تو این وضعیت بودم

430
00:27:06,755 --> 00:27:10,454
...باور کنی یا نه. دلسرد شدن آسونه. چیزی که

431
00:27:10,585 --> 00:27:13,719
.سخته، اینه که به مردم باور داشته باشی وقتی اونا همیشه به خودشون باور ندارن

432
00:27:13,849 --> 00:27:14,937
.به خودشون

433
00:27:15,808 --> 00:27:17,287
خب، چطور به باور کردن ادامه میدی بدون اینکه ساده‌لوح باشی؟

434
00:27:17,418 --> 00:27:21,857
...چون... اون ضرب‌المثل چی بود؟ ام، "اعتماد کن، ولی بررسی کن." داشتن

435
00:27:21,988 --> 00:27:26,035
.ایمان به مردم ساده‌لوحی نیست. این چیزیه که تو رو یه پلیس خوب می‌کنه

436
00:27:26,166 --> 00:27:30,736
.آهان، "اعتماد کن، ولی بررسی کن،" هوم؟ آره. قلبت سر جای درسته

437
00:27:30,866 --> 00:27:34,522
.نذار یه احمق اینو عوض کنه. بیا دیگه

438
00:27:38,178 --> 00:27:40,571
...لنا: باید می‌دونستم این اتفاق می‌افته. -دنی: چی؟ -آه

439
00:27:40,702 --> 00:27:43,400
.همون چیزی که همیشه اتفاق می‌افته. آدمایی مثل لاول... اونا همیشه برنده میشن

440
00:27:43,531 --> 00:27:47,666
...نمی‌دونم دیگه چیکار کنم. باشه، اتفاقی که دفعه قبل افتاد

441
00:27:47,796 --> 00:27:50,799
بی‌ربطه. چرا تو این پرونده پشتم نیستی؟ چی میگی؟

442
00:27:50,930 --> 00:27:53,149
.تو داری همه غریزه‌های منو زیر سوال می‌بری

443
00:27:53,280 --> 00:27:57,850
...چرا به من اعتماد نمی‌کنی؟ من به کمکت نیاز دارم، دنی. و من

444
00:27:57,980 --> 00:28:01,157
...فکر می‌کردم تو از اون جور همکارایی هستی که می‌فهمه و

445
00:28:01,288 --> 00:28:05,988
...کنارم می‌ایسته. -آیا در موردت اشتباه می‌کردم؟ -معلومه که من

446
00:28:06,119 --> 00:28:09,992
...بهت اعتماد دارم. و از اون مهم‌تر بهت باور دارم. فکر می‌کنی اگه نداشتم

447
00:28:10,123 --> 00:28:12,647
.تو این شهر بودم؟ شان باشه یا نباشه، من اینجا نبودم

448
00:28:12,778 --> 00:28:13,604
.از اینجا

449
00:28:14,475 --> 00:28:18,174
...و اتفاقاً منم باور دارم که تو صد در صد در مورد

450
00:28:18,305 --> 00:28:22,701
.سناتور لاول حق با توئه. اما من قبلاً این راه رو زیاد رفتم

451
00:28:22,831 --> 00:28:26,487
...بارها. ما باید از اون باهوش‌تر باشیم. پس وقتی اون

452
00:28:26,617 --> 00:28:29,316
...حرومزاده رو گیر انداختیم، برای همیشه گیرش بندازیم. این چیزیه که قربانی‌ها

453
00:28:29,446 --> 00:28:31,579
.لیاقتش رو دارن. و شاید تو هم یه کم بهم اعتماد کنی

454
00:28:54,123 --> 00:28:58,606
.دنی. بله؟ اون تماسی که کلر با "Main Channel Construction" گرفت

455
00:28:58,737 --> 00:29:04,090
...-اونا اونو نمی‌شناختن. -اون اونا رو می‌شناخت. ببین. ۲۵۰۱

456
00:29:04,220 --> 00:29:07,833
.خیابان بنینگ. درست کنار هتله

457
00:29:18,191 --> 00:29:20,019
.این می‌تونه همون نوع پلاستیکی باشه که کلر توش پیچیده شده بود

458
00:29:20,149 --> 00:29:21,890
.آره

459
00:29:31,900 --> 00:29:35,556
.این حجم زیادی خونه. فکر کنم همین الان صحنه جرممون رو پیدا کردیم

460
00:29:35,686 --> 00:29:35,904
.صحنه

461
00:29:37,036 --> 00:29:38,472
.آره

462
00:29:43,346 --> 00:29:48,351
.هی رفیق، من، ام... می‌خواستم بابت اتفاقات دیروز عذرخواهی کنم

463
00:29:48,482 --> 00:29:51,311
.آره، خب این چیزیه که به خاطر اعتماد به کلاهبردارا گیرت میاد

464
00:29:51,441 --> 00:29:54,923
نمی‌دونم. اگه بگم هنوز آماده نیستم عصبانی میشی؟

465
00:29:55,054 --> 00:29:58,361
که قلب رئوفم رو کنار بذارم؟

466
00:29:58,492 --> 00:30:02,626
کیف پول جیب سینه‌اش، می‌دونی، خیلی... -باشه! آه... اوه. -افسر: خوبه؟ اوه! هی...

467
00:30:02,757 --> 00:30:05,542
...رفقا! رفقا. گوش کنید، هی ببینید، اونا... اونا بودن

468
00:30:05,673 --> 00:30:07,675
.همون رفقایی بودن که بهتون گفتم. ببینید، یه سرنخ داغ براتون دارم

469
00:30:07,806 --> 00:30:10,112
-باشه؟ یه سرنخ داغ دارم. یه سرنخ داغ. -شما دو تا میشناسیدش؟

470
00:30:10,243 --> 00:30:13,159
...-متاسفانه. -این دفعه چیکار کرده؟ گرفتمش چون

471
00:30:13,289 --> 00:30:15,814
...از گیت پرید. آره آره... بله بله، ولی من فقط

472
00:30:15,944 --> 00:30:18,555
.از گیت پریدم چون داشتم اون یارو "لپرکان" رو دنبال می‌کردم

473
00:30:18,686 --> 00:30:20,296
برای شما. ادی، چطور باید بهت اعتماد کنیم، مرد؟

474
00:30:20,427 --> 00:30:22,908
...دیروز از ما استفاده کردی تا برای بدهیت وقت بخری. آره، من

475
00:30:23,038 --> 00:30:25,214
...می‌دونم، من کردم، کردم. واقعاً بابتش احساس بدی دارم، باشه؟ ولی

476
00:30:25,345 --> 00:30:29,131
...این دفعه صد در صد راست میگم. من آقای لپرکان رو دیدم که داره از اون پارک می‌فروشه

477
00:30:29,262 --> 00:30:31,133
.از اون پارک با فواره، می‌دونی، کنار... کنار ایستگاه قدیمی تی

478
00:30:31,264 --> 00:30:35,268
...-پارک همیل؟ آه. بله. بله. شان: اون

479
00:30:35,398 --> 00:30:37,052
.در واقع خیلی نزدیکه به جایی که دیروز تو اون تعقیب و گریز بی‌حاصلمون بودیم

480
00:30:37,183 --> 00:30:39,533
...جونا: و افسر DCU هم گفته بود که فروشنده‌های مواد

481
00:30:39,663 --> 00:30:43,929
...تو پارک‌ها کار می‌کردن. بچه‌ها، من اونو دیدم. باشه؟ دیدمش. من

482
00:30:44,059 --> 00:30:50,109
.می‌تونم براتون شناساییش کنم، قسم می‌خورم. بازداشتش کردین؟ -نه

483
00:30:52,546 --> 00:30:55,331
...باشه، ادی. -می‌تونی بهمون نشون بدی، باشه؟ -آره! ولی تو

484
00:30:55,462 --> 00:30:57,856
...تو این دستبندها می‌مونی. دقیقاً کاری رو می‌کنی که ما میگیم وگرنه

485
00:30:57,986 --> 00:30:59,596
.مستقیم برمی‌گردی همینجا. فهمیدی؟ -حق با شماست، آره

486
00:30:59,727 --> 00:31:02,338
...البته، آره. -جونا: شان خیلی آشنا به نظر میاد. اِه، بیا

487
00:31:02,469 --> 00:31:06,125
...دیگه، یکم زندگی کن. اگه دوباره زد زیرش، برات یه آبجو میخرم. آه

488
00:31:06,255 --> 00:31:08,518
تو همین الانم یه آبجو بهم بدهکاری. این میشه دو تا آبجو. -[صدای خنده]

489
00:31:10,216 --> 00:31:12,131
...این درسته. من آبجو دوست دارم. گوش کن... من جزئی از

490
00:31:12,261 --> 00:31:15,438
...این نیستم. متاسفم. دیسپچ: تمام واحدها، اولویت ۱. افسر خارج از وظیفه

491
00:31:15,569 --> 00:31:19,094
...افسر دیویس در حال پاسخگویی به وضعیت گروگان‌گیری در حال پیشرفت

492
00:31:19,225 --> 00:31:22,750
...درخواست کمک داره. یانکی-چارلی-۳ به دیسپچ

493
00:31:22,881 --> 00:31:23,882
.منم به اون مکان بفرست

494
00:31:31,759 --> 00:31:34,849
دیویس: کارل! آوا؟ -کارل! -[صدای جیغ]

495
00:31:36,503 --> 00:31:41,595
دیویس: کارل! آوا! کارل! اوه خدای من! چی شده، گروهبان؟

496
00:31:41,725 --> 00:31:43,336
...رئیس. یه دوست پسر مست داریم که

497
00:31:43,466 --> 00:31:45,860
...با دوست دخترش داخل محبوس شده و مسلحه‌. افسر

498
00:31:45,991 --> 00:31:48,689
!دیویس خارج از وظیفه بود، اومد اینجا و وضعیت بدتر شد. -کارل

499
00:31:48,819 --> 00:31:52,040
...خواهرمو ول کن، کارل! من موبایل دوست دخترش رو دارم. موقعیتتون رو حفظ کنید

500
00:31:52,171 --> 00:31:54,608
...و اطراف رو محاصره کنید تا من تماس بگیرم. دیویس رو برگردونید

501
00:31:54,738 --> 00:31:58,960
...اینجا. افسر دیویس! برگرد اینجا. چرا؟! نمی‌دونی

502
00:31:59,091 --> 00:32:02,964
عاشقتم؟! به خواهرت بگو تنهامون بذاره! کارل، لطفاً

503
00:32:03,095 --> 00:32:06,228
کارل: عاشقتم! افسر: عقب وایسا، عقب وایسا

504
00:32:10,841 --> 00:32:15,281
.چی میخوای؟ -سارا: کارل؟ من سارا هستم، از پلیس بوستون

505
00:32:17,022 --> 00:32:19,024
به نظر میاد داری یه وضعیت واقعا سختی رو میگذرونی، درسته؟

506
00:32:19,154 --> 00:32:23,245
الان. -من بهش آسیب نمیزنم. من ازش مراقبت میکنم. میتونم بشنوم

507
00:32:23,376 --> 00:32:24,768
.اینو از صدات، کارل

508
00:32:26,509 --> 00:32:30,165
تو دوسش داری. ولی اینم میتونم بگم که از چیزی عصبانی هستی

509
00:32:30,296 --> 00:32:34,909
از یه چیزی. خب، کارل، بهم بگو... چی اینقدر عصبانیت کرده؟

510
00:32:35,040 --> 00:32:38,826
.کَرده؟ خواهر پلیس آواست. اون همیشه تو کارای ما دخالت می‌کنه

511
00:32:40,567 --> 00:32:42,961
.اگه من جای تو بودم، حس میکردم مورد حمله قرار گرفتم

512
00:32:43,091 --> 00:32:46,573
.تو اینجا فقط داری سعی میکنی از چیزی که با آوا داری محافظت کنی

513
00:32:46,703 --> 00:32:49,402
دقیقا. -همه فکر میکنن من یه جور هیولام. -چی میشه اگه

514
00:32:49,532 --> 00:32:54,146
این میتونست طوری تموم بشه که هر دوتون سالم برید؟ نشون بده

515
00:32:54,276 --> 00:32:57,236
.به همه نشون بدی تو همون مردی هستی که ازش محافظت می‌کنه

516
00:33:00,065 --> 00:33:04,417
.این با زمین گذاشتن اون تفنگ و اومدن بیرون شروع میشه

517
00:33:04,547 --> 00:33:05,505
میتونی این کارو کنی...-[

518
00:33:06,462 --> 00:33:06,941
کارل؟ -[

519
00:33:17,821 --> 00:33:20,868
افسر: دستا جایی که ببینم! افسر ۲: دستا بالا! بنداز

520
00:33:20,999 --> 00:33:22,174
!اسلحهت رو همین الان! بندازش

521
00:33:23,871 --> 00:33:26,874
اسلحه پایین. برو، برو، برو! افسر: شلیک نکنید! شلیک

522
00:33:27,005 --> 00:33:27,179
!نکنید

523
00:33:29,181 --> 00:33:32,445
افسر ۳: عقب وایسا، عقب وایسا. جوی

524
00:33:37,232 --> 00:33:40,279
.اشکالی نداره. اشکالی نداره

525
00:33:46,415 --> 00:33:50,637
CSRU الیاف، اثر انگشت و خون از دو نفر پیدا کرد. اما

526
00:33:50,767 --> 00:33:54,162
کلر اینجا چیکار میکرد؟ خب، میدونیم که اون میخواست از

527
00:33:54,293 --> 00:33:59,559
لسکوف عکس بگیره. اون یه فتوژورنالیست مشتاق بود، مگه نه؟ به نظر من

528
00:33:59,689 --> 00:34:05,086
اون اینجا مستقر شده بود تا از لسکوف عکس بگیره. یکی از

529
00:34:05,217 --> 00:34:10,744
اینا باید اتاق ۷۰۵ باشه. آره. خب، اون اونو تو چمدون گذاشت

530
00:34:10,873 --> 00:34:12,746
اینجا بعد از اینکه اونو کشید

531
00:34:15,792 --> 00:34:19,187
از این نقطه، جایی که بهش ضربه زد. با میلگرد. اون

532
00:34:19,318 --> 00:34:22,929
.ضربه نهایی بود. ولی بعدش دعوا شروع شد... اینجا

533
00:34:24,322 --> 00:34:26,934
.چرا؟ سوال اینجاست

534
00:34:33,462 --> 00:34:34,898
.یه لحظه صبر کن

535
00:34:45,474 --> 00:34:46,344
اوه

536
00:34:48,434 --> 00:34:51,132
.ممنون، کلر

537
00:34:52,829 --> 00:34:55,963
یه دوربینه. پس حتماً درست قبل از اینکه اون

538
00:34:56,094 --> 00:34:56,964
.برسه، قایمش کرده

539
00:34:58,052 --> 00:35:01,838
تاریخش میگه چهار روز پیش. این دقیقاً قبل از زمان

540
00:35:01,969 --> 00:35:02,622
.مرگ کلر بوده

541
00:35:03,840 --> 00:35:05,625
.آره

542
00:35:11,283 --> 00:35:15,417
.قطعاً اینا رو از اینجا گرفته. و اون عکس لسکوف رو گرفته

543
00:35:15,548 --> 00:35:21,336
و این تنها چیزی نیست که پیدا کرده. نه، نیست. سناتور لاول با

544
00:35:21,467 --> 00:35:25,514
معشوقه‌اش. و نگاه کن -- وقتی دید داره عکس میگیره. دنی

545
00:35:25,645 --> 00:35:30,171
اصلا خوشحال به نظر نمیرسید. وای. اون میاد اینجا تا از شر

546
00:35:30,302 --> 00:35:34,219
اون عکس خلاص بشه، با کلر درگیر میشه. لاول. خون. صحنه جرم. تو

547
00:35:34,349 --> 00:35:35,307
میدونی این یعنی چی، درسته؟

548
00:35:37,135 --> 00:35:39,137
.گرفتمش

549
00:35:45,055 --> 00:35:47,841
.ادی: رفقا، من واقعا پارک‌ها رو دوست دارم. حس مثبته، انرژی خوبه

550
00:35:47,971 --> 00:35:50,713
،انرژی. کارمو خیلی راحت می‌کنه، -اگه بخوام صادق باشم

551
00:35:50,844 --> 00:35:52,411
میدونید؟ -ادی، ادی. تو خبرچین ما نیستی، باشه؟

552
00:35:52,541 --> 00:35:54,543
به ما اعتراف به جرم نکن. آره، آره، نه، میدونم. درست

553
00:35:54,674 --> 00:35:56,371
اگه میخواستم، منظورم اینه، میتونستم بهتون بگم، میدونید؟

554
00:35:57,720 --> 00:35:59,244
ولی قرار نیست این کارو بکنم. -هی، ادی، ادی، ادی

555
00:36:00,114 --> 00:36:02,812
این همون پسریه که دنبالش بودی؟ اوه، خدای م... آره، نه

556
00:36:02,943 --> 00:36:04,945
نه، آره، نه، خودشه. من... راستش رو بخواید، من

557
00:36:05,075 --> 00:36:07,121
.انتظار نداشتم اینجا باشه ولی آره، آره، خودشه

558
00:36:07,252 --> 00:36:11,299
باشه، حالا چیکار کنیم؟ منظورم اینه که، فقط به ادی اعتماد کنیم؟ -[

559
00:36:12,996 --> 00:36:15,521
من به ادی حتی به اندازه پرتاب یه سنگ هم اعتماد ندارم، ولی... -منم همین‌طور

560
00:36:15,651 --> 00:36:19,089
...شاید؟ ما نیاز به، مثلاً دلیل موجه یا چیزی نداریم؟ -ما فقط

561
00:36:19,220 --> 00:36:21,135
فقط؟ -شما چی... شما چی میگین؟...

562
00:36:21,266 --> 00:36:22,702
!درباره چی؟ خودشه! -ادی، ادی، -بیاین رفقا، بگیرینش

563
00:36:22,832 --> 00:36:24,225
فهمیدیم. فقط... هیس! -ادی آروم باش، -اون درست اونجاست. هی

564
00:36:24,356 --> 00:36:27,185
هی، -ادی، هیس. -آروم باش، آروم باش، آروم باش. رفیق! هی! این... اینا

565
00:36:27,315 --> 00:36:28,534
پلیسا -- فکر میکنن تو چیزی داری! ها؟

566
00:36:30,449 --> 00:36:33,321
!ها؟ آره! آره، دیدی؟ -برو، برو، برو. -دلیل موجه! -بیاین

567
00:36:33,452 --> 00:36:37,282
هی، بگیرینش! هی! هی! -بدو ادی! -برو! دارم میام! -بیا

568
00:36:37,412 --> 00:36:40,372
!دیگه! بیا دیگه! -چیزی برای دیدن نیست! کار پلیسه

569
00:36:41,895 --> 00:36:43,679
.مظنون روی اسکله

570
00:36:46,552 --> 00:36:50,164
!هی! وایسا! پلیس بوستون

571
00:37:07,877 --> 00:37:14,362
انجامش دادیم! گرفتمش! ها؟ آره ادی، انجام دادیم. ادی: هی

572
00:37:14,493 --> 00:37:16,190
رفیق. به نظر میومد درد داشت، نه؟

573
00:37:19,498 --> 00:37:21,195
مرد، بهت گفتم! وو! -شاید اون قلب مهربونت بعضی وقتا بتونه

574
00:37:21,326 --> 00:37:22,936
.واقعاً مفید باشه

575
00:37:32,162 --> 00:37:35,775
.روز سختی بود امروز؟ همه زندهن

576
00:37:37,690 --> 00:37:43,348
.غیر از این، Tikkun Olam. من فقط باید به حضور پیدا کردن ادامه بدم

577
00:37:43,478 --> 00:37:45,263
دیگه چیکار باید بکنیم؟

578
00:37:51,617 --> 00:37:52,966
.می: سلام، تدی

579
00:37:56,491 --> 00:38:01,148
این مکان کوچکتر به نظر میاد. مشاورانم گفتن این جلسه یا

580
00:38:01,279 --> 00:38:04,934
تسلیم شدنه یا حمله. من گفتم می سیلور هرگز

581
00:38:05,065 --> 00:38:05,631
.تسلیم نمی‌شه

582
00:38:10,592 --> 00:38:14,248
حدس میزنم این همون حمله‌ست. محققان جناح مخالف

583
00:38:14,379 --> 00:38:17,773
اونا... اونا چیزای زیادی درباره تو پیدا کردن. -باج‌گیری

584
00:38:17,904 --> 00:38:22,169
سیاسی. -میخواستم بهت کمین کنم. سرجات بنشونمت. بهت

585
00:38:22,300 --> 00:38:23,997
.لحظه وایرال خودت رو بدم

586
00:38:27,566 --> 00:38:30,743
این کارو نمیکنم. تو چی، داری تسلیم میشی؟

587
00:38:32,571 --> 00:38:36,357
چی رو دارم از دست میدم؟ -تصویر بزرگتر رو. تو جوونی، تو

588
00:38:36,488 --> 00:38:39,839
جاه‌طلبی، خیلی با استعدادی. تو واقعا میتونی کسی باشی که

589
00:38:39,969 --> 00:38:42,276
تغییر ایجاد می‌کنه، اما به جاش داری همه چی رو فدای

590
00:38:42,407 --> 00:38:43,669
دقیقه توجهت میکنی. ۱۵

591
00:38:46,454 --> 00:38:48,891
فکر میکنی دارم شغلمو دور میندازم؟ من فکر میکنم تو در آستانه

592
00:38:49,022 --> 00:38:51,633
کشف این هستی که آدمایی که ازت استفاده میکنن

593
00:38:51,764 --> 00:38:54,767
دوستای مصلحتی هستن و وقتی که به نفعشون باشه، تو رو

594
00:38:54,897 --> 00:38:57,422
.کنار میذارن. پس، برو تور کتابت رو

595
00:38:59,206 --> 00:39:02,078
هر چی میخوای درباره من بگو. و اگه یه روزی

596
00:39:02,209 --> 00:39:05,604
یادت اومد چرا میخواستی دادستان بشی، اون وقت میتونیم

597
00:39:05,734 --> 00:39:09,042
حرف بزنیم. اما تدی، دفعه بعدی که سعی کردی شهرت کسی رو

598
00:39:09,172 --> 00:39:12,393
.خراب کنی، اول مطمئن شو خونه خودت تمیزه

599
00:39:12,524 --> 00:39:13,873
چون اگه من اینو پیدا کردم

600
00:39:16,832 --> 00:39:18,530
.تصور کن دوستای جدیدت چی پیدا میکنن

601
00:39:28,714 --> 00:39:31,107
جنکینز: کارآگاه‌ها، لطفاً. سناتور مرد مشغولی هست. -چی

602
00:39:31,238 --> 00:39:33,240
.ما اینجا چیکار می‌کنیم؟ -دنی: وقت زیادی ازت نمی‌گیریم

603
00:39:33,371 --> 00:39:36,678
.فقط می‌خوایم یه سوال ازت بپرسیم. باشه، تمومش کنیم بره

604
00:39:36,809 --> 00:39:40,595
.لنا: قربانی ما، کلر هیز. یک عکاس خبرنگار مشتاق

605
00:39:40,726 --> 00:39:44,251
...اینا چند تا عکسه که اون از هتل گرفته. اینا یه

606
00:39:44,382 --> 00:39:47,167
نمایشگاه عکسه؟ دنی: ببین، ما نمی‌تونیم ثابت کنیم که تو سرِ...

607
00:39:47,297 --> 00:39:50,388
کلر داد می‌زدی چون این عکسا رو گرفته، و نمی‌تونیم در موردِ

608
00:39:50,518 --> 00:39:53,173
.وضعیت روحی‌ت تو این عکس تو و معشوقه نازنینت حرف بزنیم

609
00:39:53,303 --> 00:39:57,307
...باشه، فکر کنم کارمون اینجا تمومه. نه، تموم نشده. لنا: آخه

610
00:39:57,438 --> 00:39:59,005
می‌بینی، خوشبختانه نیازی نیست هیچ‌کدوم از اینا رو ثابت کنیم...

611
00:39:59,135 --> 00:40:02,791
...چیزا. چون موهای شما رو تو صحنه جرم داریم. و DNA شما رو

612
00:40:02,922 --> 00:40:07,622
...روی میلگردی که باهاش بهش ضربه زدی و کشتیش. دنی: ما همچنین

613
00:40:07,753 --> 00:40:10,016
...مطمئن میشیم هیئت منصفه فیلم دوربین‌های مداربسته رو ببینه از

614
00:40:10,146 --> 00:40:14,020
...تو که جسد کلر رو تو چمدون کشون کشون بردی تو پارک، جایی که

615
00:40:14,150 --> 00:40:16,414
...می‌خواستی بندازیش تو برکه تا اینکه دو تا افسر رو دیدی

616
00:40:16,544 --> 00:40:20,243
...و وحشت کردی و ولش کردی اونجا بپوسه. ولی راستش

617
00:40:20,374 --> 00:40:23,333
.بعد دیدن این همه مدرک، اونا نیازی به دیدن اون ندارن. خواهش می‌کنم

618
00:40:23,464 --> 00:40:24,639
.هیچ کدوم از اینا ثابت نمی‌شه

619
00:40:26,249 --> 00:40:28,556
اگه اینقدر از پرونده‌تون مطمئنید، چرا اصلا منو اینجا کشوندید؟

620
00:40:28,687 --> 00:40:33,561
اینجا؟ لِنا: پس فقط یه سوال ازت دارم. چه حسی داره

621
00:40:33,692 --> 00:40:39,393
اینکه بدونی، بعد از این همه مدت، از دست عدالت قسر در رفتی... تو

622
00:40:39,524 --> 00:40:42,048
بالاخره برای همیشه رفتنی شدی؟

623
00:40:54,539 --> 00:40:58,586
حق با تو بود و پاش وایسادی. امیدوارم این بالاخره

624
00:40:58,717 --> 00:40:59,761
.یه کم بهت آرامش بده

625
00:41:01,720 --> 00:41:05,245
می‌تونم به خانواده کلر خبر بدم. و می‌تونم به خانم آندرس زنگ بزنم

626
00:41:05,375 --> 00:41:08,944
.امشب، بهش بگم بالاخره اون مرتیکه‌ای رو که دخترش رو کشته بود، گیر انداختم

627
00:41:09,075 --> 00:41:14,167
آره. گوش کن دنی، تو می‌دونی چقدر برام مهم بود که گیر بندازم

628
00:41:14,297 --> 00:41:14,646
.این مرتیکه رو

629
00:41:17,344 --> 00:41:18,824
.بهم ریختم

630
00:41:21,522 --> 00:41:27,223
بابت برخوردم باهات متاسفم. اون حرفی که در موردِ اینکه تو

631
00:41:27,354 --> 00:41:30,705
پشتم نیستی زدم، اشتباه بود. راستش، حتی خودمم نمیدونم چرا

632
00:41:30,836 --> 00:41:35,536
اینقدر تند رفتم. اما واقعاً ازت ممنونم که این حرفا رو

633
00:41:35,667 --> 00:41:36,189
.به دل نگرفتی

634
00:41:39,845 --> 00:41:43,588
می‌دونی، دروغ گفتم اگه بگم خودم

635
00:41:43,718 --> 00:41:45,633
.ده‌ها بار تو دوران کاریم همین کارو نکردم

636
00:41:46,547 --> 00:41:51,465
اما من همکارای خیلی خوبی داشتم. اونا بهم فضا دادن و

637
00:41:51,596 --> 00:41:53,946
.تحملم کردن. بهم فرصت دادن خودمو خالی کنم

638
00:41:55,948 --> 00:42:00,082
هنوز کنارم بودی، منو تو مسیر درست نگه داشتی. درست مثلِ

639
00:42:00,213 --> 00:42:04,217
کاری که تو کردی. از لحظه‌ای که پا گذاشتم تو این شهر. واسه همین

640
00:42:04,347 --> 00:42:05,174
.ممنونم

641
00:42:06,436 --> 00:42:07,873
.ممنونم که پشتمو خالی نکردی

642
00:42:09,657 --> 00:42:12,007
.اصلاً همچین قصدی ندارم، رفیق

643
00:42:12,031 --> 00:42:18,031
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

644
00:42:18,055 --> 00:42:28,055
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
