1
00:00:01,000 --> 00:00:08,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:08,530 --> 00:00:11,228
‫خیلی ممنون از همه افسرهایی که دیشب

3
00:00:11,359 --> 00:00:13,448
‫تو جلسه کام‌استت اجتماعی شرکت کردن.

4
00:00:13,535 --> 00:00:15,102
‫و یه چیز دیگه هم مونده:

5
00:00:18,670 --> 00:00:19,932
‫امروز انتقال رسمی یه کارآگاه رو کامل می‌کنیم

6
00:00:20,107 --> 00:00:22,587
‫که با وجود سابقه‌ی افسانه‌ای و درخشانش

7
00:00:22,761 --> 00:00:26,069
‫فقط یه مورد رو تو کارنامه‌ اش کم داره

8
00:00:26,200 --> 00:00:28,550
‫یه گشت با واحد گشت پلیس بوستون.

9
00:00:28,680 --> 00:00:31,466
‫♪ پارانویا همه‌جا رو گرفته ♪

10
00:00:31,553 --> 00:00:35,339
‫♪ پخش پیام‌های روابط عمومی دوباره شروع می‌شه ♪

11
00:00:35,470 --> 00:00:36,514
‫♪ سعی می‌کنن که... ♪

12
00:00:36,645 --> 00:00:38,255
‫بد نیست، ریگن.

13
00:00:38,386 --> 00:00:39,822
‫اصلاً بد نیست.

14
00:00:39,952 --> 00:00:41,954
‫کارآگاه دنی ریگن

15
00:00:42,085 --> 00:00:45,001
‫امروز به‌عنوان بخشی از واحد جیک-۱۰۱ باهات گشت میاد.

16
00:00:45,175 --> 00:00:47,743
‫افسر شان ریگن، خودت که با محدوده‌ی امروز آشنایی.

17
00:00:47,830 --> 00:00:49,788
‫راه و چاه کار رو به دنی نشون بده، باشه؟

18
00:00:50,876 --> 00:00:52,052
‫هوای همدیگه رو داشته باشین

19
00:00:52,182 --> 00:00:53,531
‫و هوای شهر بوستون رو هم داشته باشین.

20
00:00:53,662 --> 00:00:54,793
‫مرخصین.

21
00:00:57,840 --> 00:01:00,016
‫نه اینکه بخوام چیزی بگم، ولی اصلاً یادم نمیاد

22
00:01:00,147 --> 00:01:02,584
‫ تو نیویورک، رده‌بالاها بیان سر صبحگاه.

23
00:01:02,714 --> 00:01:05,369
‫چی؟ من دوست دارم از نزدیک در جریان کارها باشم.

24
00:01:05,500 --> 00:01:06,979
‫فقط که خیالم راحت باشه، امروز لازم نیست

25
00:01:07,067 --> 00:01:08,938
‫به درجه‌ی کارآگاهی ایشون احترام بذارم؟
‫یعنی اصلاً؟

26
00:01:09,069 --> 00:01:11,419
‫اوه، من بهتر از این حرفام که به دو تا ریگان بگم کی رئیس کیه.

27
00:01:11,593 --> 00:01:12,985
‫این قسمتش رو خودمون بین خودمون حل می‌کنیم.

28
00:01:13,116 --> 00:01:14,683
‫ولی جدی، ممنون که اونجا خیلی بزرگش نکردی

29
00:01:14,813 --> 00:01:16,119
‫واقعاً برام ارزش داشت.

30
00:01:16,250 --> 00:01:17,207
‫خواهش می‌کنم.

31
00:01:17,381 --> 00:01:18,904
‫آره.

32
00:01:19,035 --> 00:01:21,081
‫حالا لبخند بزن!

33
00:01:21,168 --> 00:01:22,821
‫بگو «بِین‌تاون»

34
00:01:22,995 --> 00:01:24,736
‫-ممنون، رفیق، ممنون
‫-بِین‌تاون

35
00:01:24,867 --> 00:01:26,782
‫یه روزی خودت دلت می‌خواد این عکسا رو داشته باشی.

36
00:01:26,912 --> 00:01:28,262
‫-اتفاقاً همین الانم می‌خوامشون
‫-آره

37
00:01:28,436 --> 00:01:29,654
‫-می‌تونی برام بفرستیشون؟
‫-الان برات می‌فرستم.

38
00:01:29,785 --> 00:01:31,221
‫صبر کن، مگه قرار نیست صورتت رو کامل اصلاح کرده باشی؟

39
00:01:31,352 --> 00:01:33,571
‫من؟ نه، اتفاقاً دکتر بهم گواهی داده.

40
00:01:33,702 --> 00:01:35,007
‫-نه، نداده
‫-آره

41
00:01:35,138 --> 00:01:37,140
‫-داده، روی میزم هست.
‫-آره

42
00:01:37,271 --> 00:01:39,098
‫هنوز چندتا ترفند از قدیما بلدم.

43
00:01:39,186 --> 00:01:40,448
‫یه لحظه وقت داری؟

44
00:01:40,578 --> 00:01:41,666
‫حتماً.

45
00:01:41,840 --> 00:01:43,320
‫-این رو ببین
‫-آره

46
00:01:43,494 --> 00:01:44,930
‫امروز بدون من می‌تونی از پس گشت بر بیای، رفیق؟

47
00:01:45,061 --> 00:01:46,410
‫اوه، نمی‌دونم.
‫شرلوک بخواد بدون بتمن

48
00:01:46,584 --> 00:01:47,977
‫-تو خیابون‌ها بچرخه؟
‫-میدونم

49
00:01:48,064 --> 00:01:50,066
‫خیلی بهت سخت می‌گذره
‫آره

50
00:01:50,197 --> 00:01:51,720
‫هنوز قصد داری بری بابات رو ببینی؟

51
00:01:51,850 --> 00:01:55,158
‫آره.بعدازظهر، بعد از گشتم

52
00:01:55,289 --> 00:01:56,812
‫ببین، اگه بخوای، می‌تونم باهات بیام.

53
00:01:56,942 --> 00:01:59,249
‫میدونی، برای اینکه پشتت باشم.

54
00:01:59,423 --> 00:02:01,077
‫می‌دونم کار راحتی نیست.

55
00:02:01,208 --> 00:02:02,600
‫حس می‌کنم این کاریه که باید خودم تنهایی انجامش بدم، می‌فهمی؟

56
00:02:02,731 --> 00:02:04,036
‫-باشه
‫-خودم از پسش برمیام

57
00:02:04,167 --> 00:02:06,256
‫می‌دونم که برمیای.

58
00:02:06,343 --> 00:02:08,258
‫نمیدونم اون بالا توی شرودر پلازا چجوری کار می‌کنین

59
00:02:08,389 --> 00:02:09,912
‫ولی این پایین، وقتی صبحگاه تموم میشه

60
00:02:10,086 --> 00:02:11,478
‫معمولاً میریم تو محدوده گشت میزنیم.

61
00:02:11,653 --> 00:02:13,220
‫-باشه
‫-واو

62
00:02:13,350 --> 00:02:14,134
‫واو.

63
00:02:14,221 --> 00:02:15,700
‫باید جالب باشه.

64
00:02:16,400 --> 00:02:23,400
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

65
00:02:24,013 --> 00:02:25,406
‫خب، چند هفته پیش

66
00:02:25,493 --> 00:02:27,538
‫مامانت به یانسی ویمز اجازه داد

67
00:02:27,669 --> 00:02:30,106
‫از یه عضو باند به اسم اریک هارپر اعتراف ضبط‌شده بگیره

68
00:02:30,237 --> 00:02:32,064
‫-یانسی نزدیک بود جونش رو از دست بده
‫-آره

69
00:02:32,152 --> 00:02:34,632
‫و هارپر برای اینکه از حبسش کم بشه، یه سری اطلاعات بهمون داد

70
00:02:34,719 --> 00:02:37,287
‫درباره‌ی یه مسیر قاچاق که اجناس غیرقانونی از طریقش وارد زندان‌ها میشن.

71
00:02:37,461 --> 00:02:38,897
‫-مواد؟
‫-و چیزای دیگه

72
00:02:39,071 --> 00:02:41,073
‫مشروب داریم، گوشی موبایل

73
00:02:41,204 --> 00:02:44,033
‫حتی زن‌هایی که برای ملاقات‌های زناشوییِ تأییدنشده میارن.

74
00:02:44,120 --> 00:02:45,948
‫چه جالب.
‫با رئیس زندان، دیویس، حرف زدی؟

75
00:02:46,078 --> 00:02:48,429
‫نه، هارپر میگه چندتا از نگهبان‌ها هم دست دارن

76
00:02:48,559 --> 00:02:51,954
‫پس معلوم نیست این قضیه تا کجا بالا میره یا به کی می‌تونیم اعتماد کنیم.

77
00:02:52,084 --> 00:02:53,695
‫این دیگه از حیطه‌ی مبارزه با مواد مخدر خارجه

78
00:02:53,869 --> 00:02:57,829
‫برای همین امیدوار بودم با کمک واحد جرایم مهم موافقت کنی؟

79
00:02:57,916 --> 00:02:59,309
‫اتفاقاً نمی‌دونستی لنا

80
00:02:59,483 --> 00:03:02,269
‫ امروز قراره تنهایی گشت بزنه؟

81
00:03:02,399 --> 00:03:04,749
‫-چرا، می‌دونستم، خانم
‫-موافقم

82
00:03:05,881 --> 00:03:07,012
‫یه چیز دیگه هم هست؟

83
00:03:07,143 --> 00:03:09,014
‫آره، اِم...

84
00:03:09,972 --> 00:03:12,453
‫حدود هشت ماه پیش، من برای یه فراخوان

85
00:03:12,540 --> 00:03:15,456
‫جذب نیروی آزاد از طرف دی‌ای‌ای ثبت‌نام کردم.

86
00:03:15,586 --> 00:03:18,720
‫من معاینه پزشکی رو قبول شدم، مصاحبه‌ها رو هم انجام دادم، ولی...

87
00:03:18,850 --> 00:03:21,766
‫دیگه هیچ خبری ازشون نشد، واسه همین فکر کردم یا قبولم نکردن

88
00:03:21,897 --> 00:03:24,160
‫یا اصلاً زحمت ندادن بهم زنگ بزنن.

89
00:03:26,510 --> 00:03:28,643
‫اینو دیروز گرفتم.

90
00:03:28,773 --> 00:03:30,166
‫پیشنهاد شغلیه.

91
00:03:30,297 --> 00:03:32,473
‫این واقعاً افتخار بزرگیه

92
00:03:33,517 --> 00:03:34,866
‫و کاملاً هم لیاقتش رو داری.

93
00:03:34,953 --> 00:03:36,564
‫محل کار توی دی‌سیه.

94
00:03:38,305 --> 00:03:40,002
‫می‌خوای قبولش کنی؟

95
00:03:41,090 --> 00:03:43,397
‫دی‌ای‌ای همیشه یکی از آرزوهام بوده

96
00:03:43,571 --> 00:03:46,313
‫از وقتی بچه بودم و فیلم «دیپ کاور» رو دیدم.

97
00:03:46,442 --> 00:03:48,576
‫قشنگ حرفه یه پلیسه

98
00:03:48,750 --> 00:03:50,534
‫-لِنا می‌دونه؟
‫-نه.

99
00:03:50,708 --> 00:03:52,449
‫و من واقعاً این شغل رو می‌خوام.

100
00:03:52,579 --> 00:03:54,973
‫فقط نمی‌خوام رابطه‌مون رو خراب کنم.

101
00:03:55,103 --> 00:03:56,236
‫اونم امشب قراره باباش رو ببینه

102
00:03:56,366 --> 00:03:57,889
‫واسه همین فکر می‌کنم الان وقت خوبی نیست بهش بگم

103
00:03:57,976 --> 00:04:00,283
‫می‌خوام رابطه‌مون رو از راه دور ادامه بدیم.

104
00:04:00,414 --> 00:04:02,198
‫بیشتر چیزی که لِنا الان حس می‌کنه

105
00:04:02,329 --> 00:04:04,113
‫به این خاطره که تو رو بی‌خبر گذاشتن.

106
00:04:04,244 --> 00:04:07,725
‫پنهون کردن این قضیه
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

107
00:04:07,856 --> 00:04:09,336
‫بله، خانم.

108
00:04:10,554 --> 00:04:12,077
‫راجرز چی؟

109
00:04:13,340 --> 00:04:14,602
‫تبریک میگم.

110
00:04:14,689 --> 00:04:16,473
‫ممنون.

111
00:04:20,172 --> 00:04:22,000
‫من اولین نفر بودم که به صحنه رسیدم.

112
00:04:22,130 --> 00:04:25,003
‫وقتی رسیدم، یه مرد بی‌خانمان دیدم که نزدیک یه یخدان قایم شده بود.

113
00:04:25,134 --> 00:04:27,049
‫هیچ اثری از مظنون نبود، ولی

114
00:04:27,136 --> 00:04:28,355
‫-یه قتل اتفاق افتاده بود
‫-اعتراض دارم

115
00:04:28,529 --> 00:04:29,747
‫شاهد داره نظر شخصی خودش رو بیان می‌کنه.

116
00:04:29,834 --> 00:04:31,401
‫نظر شخصی؟ یه قتل اتفاق افتاده.

117
00:04:31,532 --> 00:04:33,577
‫ولی وقتی شما رسیدید، فقط به قتل مشکوک بودیم.

118
00:04:33,707 --> 00:04:35,013
‫مامان...

119
00:04:35,144 --> 00:04:36,754
‫سر کار بهم نگو «مامان».

120
00:04:36,885 --> 00:04:38,669
‫این جلسه رسمی آماده‌سازی برای اولین شهادتته.

121
00:04:38,800 --> 00:04:39,844
‫باید جدی بگیریش.

122
00:04:40,018 --> 00:04:40,976
‫وکیل مدافع سعی می‌کنه

123
00:04:41,106 --> 00:04:42,673
‫توی حرف‌هات یه جای خالی پیدا کنه.

124
00:04:42,804 --> 00:04:44,675
‫بیایید روی شاهد تمرکز کنیم، صندوق‌دار، آقای فوئنتس.

125
00:04:44,806 --> 00:04:47,808
‫باشه، وقتی رسیدم، اعلام کردم که پلیس بوستون هستم

126
00:04:47,983 --> 00:04:50,551
‫و شنیدم از اتاق پشتی صدام می‌زد.

127
00:04:50,681 --> 00:04:52,944
‫از اتاق پشتی، نه از پشت پیشخوان؟

128
00:04:53,031 --> 00:04:55,251
‫-نه
‫-ولی توی گزارش حادثه‌ات به این اشاره نکرده بودی.

129
00:04:55,382 --> 00:04:56,383
‫این مشکله؟

130
00:04:56,513 --> 00:04:57,819
‫خیلی هم مشکل بزرگیه.

131
00:04:57,949 --> 00:04:59,516
‫شاهد اصلی من نمی‌تونه سارق رو درست شناسایی کنه

132
00:04:59,647 --> 00:05:01,997
‫اگه اون‌جایی که خودش گفته نبوده، یعنی پشت پیشخوان نبوده.

133
00:05:02,084 --> 00:05:03,868
‫-ولی ما آدم درست رو گرفتیم.
‫-این دیگه مهم نیست

134
00:05:03,999 --> 00:05:06,306
‫اگه تو و شاهد روی جایگاه شهادت دو تا حرف متفاوت بزنید.

135
00:05:06,393 --> 00:05:07,959
‫قرار بود این پرونده خیلی راحت به نتیجه برسه.

136
00:05:08,046 --> 00:05:09,047
‫اگه اتهامات رو پس بگیریم، مطبوعات میگن

137
00:05:09,178 --> 00:05:10,745
‫تو با مجرم‌ها مماشات می‌کنی.

138
00:05:10,875 --> 00:05:12,312
‫باید از الان خودت رو برای انتخابات آماده کنی.

139
00:05:12,442 --> 00:05:15,445
‫می‌دونم.
‫می‌دونم تَد لانگ‌فلو فقط منتظره

140
00:05:15,532 --> 00:05:18,056
‫تا اعلام کنه که می‌خواد نامزد بشه.

141
00:05:18,230 --> 00:05:19,406
‫همه دستیارهای دادستان رو جمع کن.

142
00:05:19,580 --> 00:05:21,016
‫باید یه نقشه جدید بریزیم.

143
00:05:21,146 --> 00:05:22,191
‫متأسفم.

144
00:05:22,365 --> 00:05:23,323
‫نه، لازم نیست عذرخواهی کنی.

145
00:05:23,453 --> 00:05:24,672
‫برای همین آماده میشیم.

146
00:05:24,846 --> 00:05:26,761
‫از اول شروع می‌کنیم، چارلی.

147
00:05:26,891 --> 00:05:28,153
‫آره.

148
00:05:28,284 --> 00:05:29,285
‫فقط راه‌های محدودی برای قاچاق کردن

149
00:05:29,416 --> 00:05:31,766
‫جنس ممنوعه به زندان وجود داره.

150
00:05:31,896 --> 00:05:34,116
‫درسته، جاهایی که برای کارشون به وسایل و تجهیزات بیرون زندان نیاز دارن

151
00:05:34,290 --> 00:05:36,945
‫مثل سلف، رختشویی و فروشگاه زندان.

152
00:05:37,075 --> 00:05:39,730
‫خب، با اون نگهبان‌هایی که دست داشتن صحبت کردی؟

153
00:05:39,861 --> 00:05:41,166
‫همه‌شون تحت حمایت اتحادیه‌ان

154
00:05:41,297 --> 00:05:42,646
‫-پس نمی‌تونیم بهشون دسترسی پیدا کنیم.
‫-باشه.

155
00:05:42,820 --> 00:05:44,169
‫پس زندانی‌هایی که این کارهای خدماتی رو انجام میدن چی؟

156
00:05:44,256 --> 00:05:45,562
‫این رو هم امتحان کردیم.

157
00:05:45,693 --> 00:05:47,651
‫آدمای سرسختی‌ان که دارن حبس سنگینی میکشن.

158
00:05:47,825 --> 00:05:50,306
‫اگه بفهمیم کی داره جنس قاچاق رو

159
00:05:50,437 --> 00:05:51,568
‫-وارد زندان می‌کنه، اون‌وقت...
‫-آره، راه مواد و دختر

160
00:05:51,699 --> 00:05:52,700
‫و هر چیز دیگه‌ای که

161
00:05:52,874 --> 00:05:54,049
‫سراغش دارن رو می‌بندیم

162
00:05:54,179 --> 00:05:55,920
‫پس هیچ‌کس حرف نمیزنه.

163
00:05:56,051 --> 00:05:58,358
‫پس این لیست زندانی‌ها به هیچ دردی نمی‌خوره.

164
00:06:00,316 --> 00:06:01,665
‫-هی لی، یه چیزی هست که...
‫-صبر کن

165
00:06:01,796 --> 00:06:03,711
‫قرارِ زندان اینه که آدم‌ها رو اصلاح کنه.

166
00:06:03,885 --> 00:06:05,626
‫درسته؟ ولی اگه بتونیم یکی رو پیدا کنیم که

167
00:06:05,756 --> 00:06:07,454
‫ واقعاً زندان روش اثر گذاشته باشه چی؟

168
00:06:07,584 --> 00:06:10,108
‫یکی که آزاد شده باشه و حاضر باشه کمکمون کنه

169
00:06:10,239 --> 00:06:11,675
‫تا بساط ورود جنس قاچاق به زندان رو جمع کنیم؟

170
00:06:11,806 --> 00:06:12,981
‫فقط از روی خیرخواهی و

171
00:06:13,111 --> 00:06:15,375
‫قلب تازه اصلاح‌شده ا‌ش؟

172
00:06:15,549 --> 00:06:17,420
‫بین زندانی‌های عادی و آدمایی که آزادانه

173
00:06:17,507 --> 00:06:19,466
‫ تو خیابون‌های بوستون راه میرن، یه حالت بینابینی هم هست

174
00:06:19,596 --> 00:06:20,510
‫آزادی مشروط.

175
00:06:20,641 --> 00:06:21,990
‫دقیقاً.

176
00:06:22,120 --> 00:06:23,861
‫خبرشون کن.

177
00:06:25,602 --> 00:06:29,606
‫دوازده-جیک-صد و یک، داریم به گزارش ورود غیرقانونی به ملک در شماره ۷۹ گرنت پاسخ میدیم.

178
00:06:29,693 --> 00:06:31,652
‫دریافت شد، جیک-صد و یک.

179
00:06:31,782 --> 00:06:32,827
‫دیدیش؟

180
00:06:34,089 --> 00:06:35,917
‫انگار قفل و زنجیر رو شکستن.

181
00:06:36,047 --> 00:06:38,528
‫احتمالاً از اینجا وارد شدن، داریم بیشتر بررسی می‌کنیم.

182
00:06:38,659 --> 00:06:39,877
‫دریافت شد، جیک-صد و یک.

183
00:06:39,964 --> 00:06:41,662
‫با احتیاط پیش برید.

184
00:06:49,104 --> 00:06:50,714
‫همه‌شو بردار! همه‌چی رو ببر!

185
00:06:50,845 --> 00:06:52,150
‫کلش رو بردار.

186
00:06:52,281 --> 00:06:53,282
‫بطری‌ها رو هم بردار.

187
00:06:53,456 --> 00:06:55,066
‫مطمئن شو هیچی جا نمونه.

188
00:06:55,197 --> 00:06:56,764
‫خالیش کن!

189
00:06:56,851 --> 00:06:58,896
‫بجنب.

190
00:06:59,027 --> 00:07:00,637
‫دو تا مظنون داریم، یکی‌شون مسلحه.

191
00:07:00,768 --> 00:07:02,160
‫حاضری؟

192
00:07:02,291 --> 00:07:03,466
‫وایسا وایسا، صبر کن تازه‌کار.

193
00:07:04,336 --> 00:07:06,600
‫عقب میکشیم، درخواست نیروی کمکی می‌کنیم و بیرون منتظر می‌مونیم.

194
00:07:06,730 --> 00:07:08,079
‫مطمئن میشیم فرار نکنن.

195
00:07:08,210 --> 00:07:09,820
‫باشه، قبول، خبرشون کن.

196
00:07:09,951 --> 00:07:10,908
‫دوازده-جیک-صد و یک، درخواست نیروی کمکی فوری

197
00:07:11,082 --> 00:07:12,606
‫در شماره ۷۹ گرنت داریم.

198
00:07:12,736 --> 00:07:14,564
‫-گاوصندوق کجاست؟
‫-باشه، خواهش می‌کنم

199
00:07:14,695 --> 00:07:16,957
‫-خواهش می‌کنم بهم آسیب نزن
‫-بی‌خیالش، مظنون در معرض خطر فوریه

200
00:07:17,132 --> 00:07:19,700
‫حالا وارد عمل میشیم؟
‫حالا وارد عمل میشیم

201
00:07:19,830 --> 00:07:21,310
‫-پلیس بوستون!
‫-پلیس بوستون! دستاتون رو ببرید بالا!

202
00:07:28,434 --> 00:07:31,434
‫"پلیس بوستون"

203
00:07:38,936 --> 00:07:40,938
‫دو تا آدمی که وارد ملک شده بودن و دزدی می‌کردن.

204
00:07:41,069 --> 00:07:42,679
‫همون‌جا وایسا.

205
00:07:42,810 --> 00:07:44,681
‫یه هفت‌تیر، دو تا پایپ شیشه‌ای

206
00:07:44,812 --> 00:07:47,379
‫سه تا بسته مت‌آمفتامین و یه عالمه چیز دیگه.

207
00:07:47,554 --> 00:07:49,251
‫نمی‌خواستم به کسی آسیب بزنم.

208
00:07:49,381 --> 00:07:51,209
‫-آره، ولی زدی.
‫-این رو به مأمور پذیرش بگو.

209
00:07:51,383 --> 00:07:52,602
‫دیگه کارمون با تو تمومه.

210
00:07:54,604 --> 00:07:55,605
‫می‌دونی، باید بهتر از اینا می‌دونستم که

211
00:07:55,736 --> 00:07:57,346
‫ انتظار یه شیفت آروم رو داشته باشم.

212
00:07:57,477 --> 00:07:59,000
‫چی، مگه هر شیفت اولش

213
00:07:59,174 --> 00:08:00,175
‫  به معتادای شیشه‌ای که می‌خوان

214
00:08:00,349 --> 00:08:01,524
‫از کلاب‌ها دزدی کنن برنمی‌خوری؟

215
00:08:01,698 --> 00:08:04,266
‫فکر کنم خیابون‌ها دارن زیادی آروم میشن.

216
00:08:04,396 --> 00:08:07,661
‫-زمان ما...
‫وقتی نیویورک بیشتر از اینکه شهروند داشته باشه خلافکار داشت
‫-

217
00:08:07,791 --> 00:08:09,532
‫و مجبور بودی توی...

218
00:08:09,663 --> 00:08:11,142
‫-آره
‫-یه مسیر سربالایی گشت بزنی

219
00:08:11,273 --> 00:08:12,840
‫-آره، چه روزای خوبی بود
‫-آره

220
00:08:13,841 --> 00:08:15,799
‫«قدیمی» رو خوب اومدی

221
00:08:15,973 --> 00:08:17,453
‫-از وقتی دبیرستان رو تموم کردی پلیسی
‫-آره

222
00:08:17,540 --> 00:08:19,455
‫البته قبل از اون هم رسماً پلیس نبودم

223
00:08:19,586 --> 00:08:20,587
‫میدونی، وقتی سه سالم بود

224
00:08:20,717 --> 00:08:22,457
‫برای هالووین می‌خواستم آتش‌نشان بشم.

225
00:08:22,632 --> 00:08:26,331
‫و پدربزرگِ پدرت گفت «هیچ ریگنی‌ای قرار نیست آتش‌نشان بشه»

226
00:08:26,418 --> 00:08:29,552
‫همون هالووین، به‌جاش تنم یه لباس پلیس کرد.

227
00:08:29,639 --> 00:08:32,250
‫فکر نکنم تا وقتی کارآگاه شدم اون لباس رو از تنم درآورده باشم.

228
00:08:32,381 --> 00:08:33,687
‫من همیشه می‌خواستم

229
00:08:33,817 --> 00:08:35,818
‫ راه پدربزرگِ پدرت رو ادامه بدم.

230
00:08:35,905 --> 00:08:37,821
‫من همیشه برعکسش فکر می‌کردم، می‌خواستم

231
00:08:37,952 --> 00:08:40,693
‫تا جایی که می‌تونم از کار خانوادگی دور بشم.

232
00:08:40,868 --> 00:08:43,087
‫-می‌دونم
‫-یادت میاد اون نقاشی خانوادگی رو که کشیدم؟

233
00:08:43,217 --> 00:08:45,046
‫همونی که همه ریگنی‌ها توش ابرقهرمان بودن

234
00:08:45,176 --> 00:08:48,092
‫ولی خودت رو از توی نقاشی حذف کرده بودی؟

235
00:08:48,223 --> 00:08:50,704
‫-فکر کنم فقط می‌ترسیدم
‫-از چی؟

236
00:08:50,878 --> 00:08:54,403
‫اینکه توش خوب نباشم، یا بدتر از اون، می‌دونی...

237
00:08:54,490 --> 00:08:55,578
‫اینکه از این کار خوشت نیاد؟

238
00:08:55,709 --> 00:08:57,362
‫می‌فهمم.

239
00:08:57,493 --> 00:09:00,061
‫منم یه زمانی از همین می‌ترسیدم

240
00:09:00,191 --> 00:09:02,585
‫ولی حالا ما رو ببین.

241
00:09:02,716 --> 00:09:04,631
‫تو از وقتی من به دنیا اومدم کارآگاه بودی.

242
00:09:04,718 --> 00:09:06,197
‫میگی می‌خواستی مثل بابابزرگ یا پاپ بشی

243
00:09:06,328 --> 00:09:07,938
‫ پس چرا هیچ‌وقت رئیس پلیس نشدی؟

244
00:09:08,025 --> 00:09:09,157
‫اونا هر دو رئیس پلیس بودن.

245
00:09:09,287 --> 00:09:10,767
‫اِه، نمی‌دونم.

246
00:09:10,854 --> 00:09:13,509
‫من بیشتر از اون آدمام که دوست دارم وسط میدون باشم.

247
00:09:13,683 --> 00:09:16,730
‫پدربزرگت بیشتر اهل اینه که از نردبون ترقی بالا بره.

248
00:09:16,860 --> 00:09:18,645
‫دایی جیمی هم از همون قماشه.

249
00:09:18,775 --> 00:09:21,386
‫رئیس پلیس خوبی میشه، ولی من نه.

250
00:09:21,473 --> 00:09:23,258
‫خب، اینجا نیویورک نیست، بابا.

251
00:09:23,388 --> 00:09:24,825
‫الان پلیس بوستونی.

252
00:09:24,955 --> 00:09:26,174
‫رئیس خوبی از آب درمیای.

253
00:09:28,437 --> 00:09:29,960
‫باشه، حالا داریم چی کار می‌کنیم؟

254
00:09:30,047 --> 00:09:31,396
‫وقت استراحت تمومه، بیا بریم سراغ کار، باید بزنیم به خیابون.

255
00:09:31,571 --> 00:09:33,181
‫باشه.

256
00:09:35,618 --> 00:09:38,316
‫-هی، هی.
‫-هوم؟

257
00:09:38,490 --> 00:09:40,884
‫-امروز روز بزرگیه
‫-آخ

258
00:09:40,971 --> 00:09:43,626
‫-هیجان‌زده‌ای؟
‫-هیجان‌زده؟ نه، می‌ترسم؟ آره

259
00:09:43,757 --> 00:09:45,759
‫-می‌ترسی؟
‫-خب آره، تمام عمرم آرزوی دیدن پدر واقعیم رو داشتم

260
00:09:45,889 --> 00:09:48,065
‫این یعنی کلی انتظار و هیجان جمع شده پشتش.

261
00:09:48,196 --> 00:09:50,502
‫-ولی؟
‫-ولی من، اِم...

262
00:09:50,633 --> 00:09:53,549
‫فکر کنم فعلاً فقط روی پرونده تمرکز کنم، باشه؟

263
00:09:53,723 --> 00:09:56,204
‫بعدش هر اتفاقی که بعد از شیفتم بیفته، باید صبر کنه.

264
00:09:56,334 --> 00:09:58,902
‫-باشه
‫-خب، این لئون داوده

265
00:09:59,033 --> 00:10:00,948
‫سه ماه پیش از زندان ایالتی

266
00:10:01,078 --> 00:10:02,950
‫ماساچوست در لنکستر آزاد شده.

267
00:10:03,080 --> 00:10:05,779
‫اونجا مسئول رختشویی و سلف بوده.

268
00:10:05,909 --> 00:10:07,041
‫-چطور پیداش کردی؟
‫-از مأمور آزادی مشروطش

269
00:10:07,171 --> 00:10:08,651
‫قبلاً مبارز ام‌ام‌ای بوده.

270
00:10:08,782 --> 00:10:10,261
‫توی یه دعوای بار، اتفاقی یه نفر رو کشته

271
00:10:10,392 --> 00:10:12,655
‫و مجوز مبارزه‌ش رو ازش گرفتن.

272
00:10:12,742 --> 00:10:14,265
‫امیدواره با کمک به پلیس بوستون بتونه مجوزش رو پس بگیره.

273
00:10:14,439 --> 00:10:16,485
‫احتمالش کمه.

274
00:10:16,659 --> 00:10:17,573
‫برو ببین چی میدونه.

275
00:10:19,053 --> 00:10:20,707
‫امروز روز بزرگیه.

276
00:10:20,881 --> 00:10:22,099
‫نه.

277
00:10:23,100 --> 00:10:25,015
‫هی لِنا، از دیدنت خوشحالم.

278
00:10:25,146 --> 00:10:26,408
‫همچنین.

279
00:10:28,453 --> 00:10:29,411
‫هممم.

280
00:10:29,498 --> 00:10:30,978
‫-سلام
‫-سلام

281
00:10:31,108 --> 00:10:32,936
‫خب، اوضاع با مادر فیبی چطور پیش رفت؟

282
00:10:33,023 --> 00:10:34,938
‫آره، خب...

283
00:10:35,112 --> 00:10:38,072
‫جولی از شکایت برای گرفتن حضانت کوتاه نمیاد.

284
00:10:38,202 --> 00:10:40,814
‫واقعاً می‌خواد فیبی رو از اینجا بکنه ببره ژاپن؟

285
00:10:40,901 --> 00:10:42,946
‫اون واقعاً می‌خواد منو اذیت کنه

286
00:10:43,077 --> 00:10:45,340
‫و داره به محیط ناامن استناد می‌کنه.

287
00:10:45,470 --> 00:10:48,343
‫چون فیبی توی آکادمی نوجوانان دستش آسیب دید

288
00:10:48,473 --> 00:10:53,043
‫و به خاطر اون ماجرای گروگان‌گیری توی بار وولو، پس...

289
00:10:53,174 --> 00:10:54,392
‫همه‌ اش تقصیر منه.

290
00:10:54,523 --> 00:10:56,046
‫بهت گفتم، این تقصیر تو نیست.

291
00:10:56,177 --> 00:10:57,657
‫جولی بالاخره یه بهونه‌ای پیدا می‌کرد که

292
00:10:57,787 --> 00:10:59,789
‫اصرار کنه فیبی پیش خودش بمونه.

293
00:10:59,920 --> 00:11:01,704
‫فقط کاش می‌تونستیم با حرف زدن حلش کنیم.

294
00:11:01,878 --> 00:11:04,141
‫-الان ما داریم چی کار می‌کنیم؟
‫-نه، منظورم ما نیستیم

295
00:11:04,315 --> 00:11:07,710
‫خودم رو میگم، کاش می‌تونستم با جولی حرف بزنم

296
00:11:09,886 --> 00:11:13,542
‫اِم، باشه، پس نامزد من

297
00:11:13,673 --> 00:11:17,067
‫می‌خواد با همسر سابقم درباره دخترم حرف بزنه.

298
00:11:17,154 --> 00:11:18,982
‫مطمئنم یه جایی یه روان‌شناس هست که

299
00:11:19,113 --> 00:11:20,505
‫این مورد رو توی کارت بینگوی خودش داره.

300
00:11:20,636 --> 00:11:22,638
‫فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه.

301
00:11:22,725 --> 00:11:24,074
‫با این حال، تو هماهنگش می‌کنی

302
00:11:24,205 --> 00:11:25,641
‫-ن...
‫-فقط من و خودش

303
00:11:25,772 --> 00:11:27,121
‫نمی‌خوام احساساتش نسبت به تو باعث بشه

304
00:11:27,208 --> 00:11:30,080
‫ حرفای منو نشنوه.

305
00:11:30,211 --> 00:11:31,429
‫آها

306
00:11:31,516 --> 00:11:33,344
‫خیلی خوب میشه.

307
00:11:33,475 --> 00:11:35,303
‫می‌دونم کلیسای باپتیست روکسبری با بی‌خانمان‌ها کار می‌کنه

308
00:11:35,390 --> 00:11:37,305
‫واسه همین گفتم شاید بتونی راهنماییم کنی که

309
00:11:37,392 --> 00:11:38,828
‫ با کی باید حرف بزنم

310
00:11:38,959 --> 00:11:40,743
‫تا اون شاهد گمشده پرونده مامان رو پیدا کنم.

311
00:11:40,874 --> 00:11:42,963
‫فقط... فکر نمی‌کردم باهام بیای.

312
00:11:43,093 --> 00:11:45,095
‫اِه، «بی‌خانمان»

313
00:11:45,182 --> 00:11:48,969
‫روی خود آدم تمرکز کن، نه شرایطش.

314
00:11:49,099 --> 00:11:50,665
‫گفتی مادرت نگران بود که باختن

315
00:11:50,797 --> 00:11:53,756
‫این پرونده به انتخاب مجددش ضربه بزنه؟

316
00:11:54,757 --> 00:11:56,193
‫خب، اگه این یارو بتونه مدرک کافی بهش بده که برنده بشه

317
00:11:56,324 --> 00:11:57,760
‫منم اومدم کمک کنم.

318
00:11:59,327 --> 00:12:02,417
‫اون دیون پوپه.

319
00:12:04,549 --> 00:12:06,856
‫گفتی شاهدت شبیه معتادهاست؟

320
00:12:06,987 --> 00:12:10,730
‫خب، اگه تو این محله مواد بخره، پوپ حتماً می‌شناسدش

321
00:12:10,817 --> 00:12:12,035
‫موادفروشه؟

322
00:12:12,166 --> 00:12:14,168
‫واقعاً فکر می‌کنی با یه پلیس حرف میزنه؟

323
00:12:14,298 --> 00:12:17,388
‫خب، اگه از قبل تصمیم گرفته باشی این آدم دشمنت باشه، نه

324
00:12:17,475 --> 00:12:20,914
‫ولی من نیومدم قضاوتش کنم، پس شاید با من حرف بزنه.

325
00:12:24,656 --> 00:12:27,355
‫الان پدربزرگم منو مثل بچه‌ها نصیحت کرد؟

326
00:12:27,529 --> 00:12:30,053
‫فکر کنم الان نوه‌اش بودنم رو بهم یادآوری کرد.

327
00:12:31,000 --> 00:12:38,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

328
00:12:39,933 --> 00:12:41,369
‫چه خبر، کشیش؟

329
00:12:41,499 --> 00:12:43,806
‫چه خبر، دی؟

330
00:12:43,893 --> 00:12:46,853
‫-این نوه‌مه، جونا سیلور
‫-چه خبر، پلیس؟

331
00:12:46,983 --> 00:12:49,812
‫وای، من این‌قدر...
‫شبیه پلیسا به نظر میام؟

332
00:12:49,943 --> 00:12:51,248
‫نه بابا.

333
00:12:51,379 --> 00:12:53,076
‫ولی کشیش وقتی میاد اینجا و

334
00:12:53,163 --> 00:12:54,861
‫ برای مردم عادی موعظه می‌کنه، از خانواده‌ش زیاد حرف میزنه.

335
00:12:55,035 --> 00:12:56,601
‫ببین، دنبال یه نفر می‌گردیم که

336
00:12:56,732 --> 00:12:58,473
‫یه مدت پیش شاهد یه قتل بوده.

337
00:12:58,603 --> 00:13:01,955
‫پیدا کردنش می‌تونه به یه مغازه‌دار و خانواده‌ش آرامش بده.

338
00:13:02,085 --> 00:13:03,043
‫فقط می‌خوایم باهاش حرف بزنیم.

339
00:13:03,217 --> 00:13:04,348
‫من... برات یه قهوه می‌گیرم...

340
00:13:04,479 --> 00:13:05,567
‫من قهوه نمی‌خورم.

341
00:13:05,697 --> 00:13:06,916
‫بیا دی.

342
00:13:07,047 --> 00:13:09,049
‫گوش کن، یه چیز شیرین و تند برات می‌گیریم.

343
00:13:09,179 --> 00:13:10,180
‫باشه؟

344
00:13:10,267 --> 00:13:11,878
‫ببین، ما اومدیم کمک کنیم، نه اینکه بهت آسیب بزنیم.

345
00:13:11,965 --> 00:13:14,924
‫-باشه؟
‫-قول میدم هیچ‌کس رو دستگیر نمی‌کنیم

346
00:13:18,710 --> 00:13:20,538
‫باشه کشیش، اینم برای تو.

347
00:13:20,625 --> 00:13:22,323
‫باشه.

348
00:13:23,367 --> 00:13:25,543
‫الان واقعاً گفتی «شیرین و تند»؟

349
00:13:25,674 --> 00:13:27,937
‫«شیرین و تند» دیگه، بیا عقب نمونی

350
00:13:29,069 --> 00:13:31,027
‫تو دیگه کی هستی؟

351
00:13:34,552 --> 00:13:36,816
‫اوه، قاضی رابینسون
‫خب

352
00:13:36,946 --> 00:13:38,382
‫-این دیگه غافلگیرکننده بود
‫-می‌خواستم درباره

353
00:13:38,513 --> 00:13:40,036
‫ پرونده هیوِت باهات حرف بزنم.

354
00:13:41,429 --> 00:13:43,083
‫اوه، آره؟

355
00:13:48,131 --> 00:13:49,524
‫هوم.

356
00:13:49,654 --> 00:13:51,091
‫من خوشم نمیاد یواشکی اینور اونور بریم.

357
00:13:51,178 --> 00:13:53,006
‫ولی هنوز آماده نیستی به همه دنیا اعلام کنی که

358
00:13:53,093 --> 00:13:54,007
‫ با همیم؟

359
00:13:54,181 --> 00:13:55,530
‫می‌فهمم.

360
00:13:55,660 --> 00:13:57,314
‫من عمداً خودم رو از هر تعداد پرونده‌ای که

361
00:13:57,445 --> 00:13:59,447
‫ تونستم کنار کشیدم، ولی...

362
00:13:59,577 --> 00:14:01,405
‫دیگه دارم بهونه‌هام برای ناهار خوردن با تو تموم می‌شه

363
00:14:01,536 --> 00:14:04,931
‫می‌دونم.
‫باید به‌زودی قضیه رو علنی کنیم.

364
00:14:05,018 --> 00:14:07,847
‫مخصوصاً قبل از اینکه جدی وارد کارزار انتخاباتی برای انتخاب مجدد بشم.

365
00:14:07,977 --> 00:14:09,109
‫ما هیچ کار اشتباهی نکردیم

366
00:14:09,283 --> 00:14:11,328
‫ولی اگه رابطه‌مون قبل از اینکه خودمون

367
00:14:11,459 --> 00:14:13,853
‫-قضیه رو مدیریت کنیم لو بره...
‫-می‌دونم، الی

368
00:14:13,983 --> 00:14:17,726
‫تازه همین الان یه دوره کامل پرونده‌هایی رو پشت سر گذاشتم که احکامشون برگردونده شد.

369
00:14:17,900 --> 00:14:19,336
‫دیگه نمی‌خوام دوباره همچین چیزی پیش بیاد

370
00:14:21,338 --> 00:14:22,862
‫و من فکر می‌کردم این فقط یه رابطه گذراست.

371
00:14:22,949 --> 00:14:24,559
‫شاید برای تو.

372
00:14:26,604 --> 00:14:27,997
‫اِم، اون مدارک مربوط به

373
00:14:28,128 --> 00:14:29,477
‫ همایش صدور حکم رو برات می‌فرستم.

374
00:14:29,607 --> 00:14:31,000
‫آره، فکر خوبیه.

375
00:14:31,131 --> 00:14:32,436
‫دستیار دادستان لانگ‌فلو.

376
00:14:32,567 --> 00:14:34,177
‫-چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫-ببخشید

377
00:14:34,308 --> 00:14:36,701
‫خانم دادستان
‫نمی‌دونستم شما...

378
00:14:36,832 --> 00:14:37,920
‫سرتون شلوغه.

379
00:14:39,182 --> 00:14:41,141
‫-موضوع من می‌تونه صبر کنه.
‫-لانگ‌فلو.

380
00:14:42,620 --> 00:14:44,535
‫توی دادگاه می‌بینمت.

381
00:14:45,580 --> 00:14:47,103
‫مطمئن باش، قاضی.

382
00:14:51,978 --> 00:14:53,544
‫♪ گِرِگ، اِن آی، اِن اِن اِن آی ♪

383
00:14:53,675 --> 00:14:55,895
‫♪ اِن اِن اِن آی سی ای ♪

384
00:14:56,852 --> 00:14:59,246
‫♪ گِرِگ، اِن اِن آی ♪
‫♪ آره، همینه... ♪

385
00:14:59,333 --> 00:15:01,509
‫وای.

386
00:15:01,683 --> 00:15:04,164
‫مجوز مبارزه‌ات رو از دست دادی و حالا اینجا تمرین میدی، هان؟

387
00:15:04,251 --> 00:15:05,513
‫آره خب، زندان رفتن همینه دیگه.

388
00:15:05,687 --> 00:15:06,775
‫آره.

389
00:15:06,906 --> 00:15:08,081
‫حالا برای اینکه بتونه خرج و مخارجش رو دربیاره

390
00:15:08,211 --> 00:15:09,430
‫ به مبارزا تمرین میده.

391
00:15:09,560 --> 00:15:11,127
‫سلام

392
00:15:11,214 --> 00:15:13,608
‫من کارآگاه سیلورم، ایشونم کارآگاه راجرزه.

393
00:15:13,738 --> 00:15:15,653
‫می‌خواستیم یه چند دقیقه با لئون داود حرف بزنیم.

394
00:15:15,827 --> 00:15:17,394
‫مبارز من مسابقه قهرمانی داره و باید تمرین کنه.

395
00:15:17,568 --> 00:15:19,266
‫اینجا هیچ‌کس کار خلافی نکرده.

396
00:15:19,396 --> 00:15:21,137
‫می‌تونید صبر کنید.

397
00:15:21,268 --> 00:15:22,138
‫اگه این پسر دستاش رو همین‌جوری پایین نگه داره

398
00:15:22,269 --> 00:15:23,226
‫فکش رو می‌خوابونن.

399
00:15:23,357 --> 00:15:24,662
‫تو اصلاً چی از این کار می‌فهمی؟

400
00:15:24,793 --> 00:15:26,403
‫من برای پلیس بوستون یه باشگاه تمرینی می‌گردونم.

401
00:15:27,665 --> 00:15:29,493
‫درسته.

402
00:15:29,624 --> 00:15:31,669
‫راستی، چرا مبارز تو با مبارز من یه راند نرن؟

403
00:15:31,800 --> 00:15:32,670
‫این‌طوری تا وقتی من چندتا سؤال از لئون می‌پرسم

404
00:15:32,757 --> 00:15:35,021
‫ تو هم وقت تمرین توی رینگت رو از دست نمیدی.

405
00:15:38,981 --> 00:15:41,114
‫فقط قراره دوستانه باشه، مگه نه؟

406
00:15:45,161 --> 00:15:46,380
‫باشه

407
00:15:51,385 --> 00:15:53,126
‫خب، ممنون که همکاری کردی.

408
00:15:53,256 --> 00:15:54,954
‫وقتی توی زندان لنکستر بودی

409
00:15:55,084 --> 00:15:56,694
‫هیچ‌وقت جنس قاچاق و غیرقانونی ندیدی؟

410
00:15:56,825 --> 00:15:59,480
‫چرا، چرا ندیدم
‫مواد، مشروب، گوشی، دختر.

411
00:15:59,654 --> 00:16:01,438
‫تو توی سلف زندان کار می‌کردی.

412
00:16:01,612 --> 00:16:02,787
‫هیچ‌وقت چیزی ندیدی که از اونجا

413
00:16:02,918 --> 00:16:04,224
‫-وارد زندان بشه؟
‫-چرا

414
00:16:04,354 --> 00:16:06,791
‫ماهی یه بار یه سری محموله ویژه می‌اومد.

415
00:16:09,011 --> 00:16:11,753
‫هیچ‌وقت چیز خاصی درباره اون محموله‌ها به چشمت نخورد؟

416
00:16:11,883 --> 00:16:13,233
‫ما با همه تأمین‌کننده‌های زندان تماس گرفتیم و

417
00:16:13,363 --> 00:16:15,191
‫ همه‌شون پاک بودن.

418
00:16:18,499 --> 00:16:21,763
‫کامیون‌ها هیچ علامتی نداشتن، ولی یه بار اسم یه نفر به گوشم خورد.

419
00:16:21,850 --> 00:16:23,025
‫دَکس.

420
00:16:23,156 --> 00:16:25,462
‫دکس؟
‫همون تأمین‌کننده فروشگاه زندانه.

421
00:16:26,898 --> 00:16:28,639
‫ممنون

422
00:16:38,388 --> 00:16:40,521
‫گفتم که، فکش رو باز می‌ذاشت.

423
00:16:42,305 --> 00:16:44,133
‫وای.

424
00:16:44,264 --> 00:16:46,396
‫-چقدر طولش دادی؟
‫-اوه، جوک هم بلدی؟

425
00:16:46,483 --> 00:16:47,615
‫آره، بلدم.

426
00:16:47,702 --> 00:16:49,921
‫تازه به لطف تو، یه سرنخ هم گیرمون اومد.

427
00:16:50,052 --> 00:16:51,401
‫-اوه، آره؟
‫-آره

428
00:16:51,532 --> 00:16:52,924
‫دو تا مأمور گشت هم می‌شناسم که

429
00:16:53,055 --> 00:16:54,491
‫ می‌تونیم بهشون زنگ بزنیم و تو این قضیه کمکمون کنن.

430
00:16:54,622 --> 00:16:56,624
‫خب، اگه می‌خوای ببینی

431
00:16:56,754 --> 00:16:57,929
‫ دنی و شان چطورن، فقط بگو

432
00:16:58,104 --> 00:16:59,409
‫می‌خوام ببینم دنی و شان چطورن.

433
00:16:59,540 --> 00:17:00,758
‫راستی، تا حالا شده دنی رو بندازی

434
00:17:00,845 --> 00:17:03,631
‫به جون یه مبارز نیمه‌حرفه‌ای ام‌ام‌ای؟

435
00:17:03,718 --> 00:17:04,719
‫خب، اون که تو نیست.

436
00:17:04,848 --> 00:17:06,415
‫می‌تونست بدتر از این بشه.

437
00:17:06,502 --> 00:17:08,288
‫-مثلاً می‌تونست حرفه‌ای باشه؟
‫-می‌تونست حرفه‌ای باشه

438
00:17:13,336 --> 00:17:14,511
‫جولی، سلام.

439
00:17:14,598 --> 00:17:15,512
‫چیزی می‌خوای برات بگیرم؟

440
00:17:15,685 --> 00:17:17,165
‫نه، ممنون.

441
00:17:19,777 --> 00:17:21,344
‫ممنون که اومدی.

442
00:17:21,431 --> 00:17:25,827
‫بذار اول از همه بگم که فیبی برای من خیلی عزیزه.

443
00:17:26,001 --> 00:17:27,655
‫اون دخترمه، سارا.

444
00:17:27,785 --> 00:17:29,657
‫هر دومون می‌دونیم که این اواخر یه کم از این رو به اون رو شده.

445
00:17:29,787 --> 00:17:30,788
‫با این همه تغییر و تحول.

446
00:17:30,962 --> 00:17:32,964
‫نامزد شدن باباش.

447
00:17:33,052 --> 00:17:35,402
‫-این وضعیت باعث میشه تعادل روحیش به هم بخوره
‫-با احترام

448
00:17:35,532 --> 00:17:38,492
‫بردنش اون سر دنیا، تا ژاپن

449
00:17:38,622 --> 00:17:41,147
‫فکر نمی‌کنید حتی بیشتر باعث به‌هم‌ریختن شرایطش بشه؟

450
00:17:42,322 --> 00:17:44,628
‫وقتی ۱۸ سالش شد، خودش می‌تونه تصمیم بگیره.

451
00:17:44,759 --> 00:17:48,197
‫تا اون موقع، این پدر و مادرشن که تصمیم می‌گیرن چی به صلاحشه.

452
00:17:48,328 --> 00:17:49,242
‫نه شما.

453
00:17:49,416 --> 00:17:51,287
‫انتظار ندارم ازم خوشتون بیاد.

454
00:17:52,245 --> 00:17:54,899
‫به خاطر فیبی لبخند می‌زنم و مؤدبانه رفتار می‌کنم

455
00:17:55,074 --> 00:17:57,424
‫چون خودم شرایطی که اون توشه رو تجربه کردم.

456
00:17:57,554 --> 00:18:00,035
‫پدر و مادرم وقتی از هم جدا شدن که من حتی از فیبی هم کوچیک‌تر بودم

457
00:18:00,166 --> 00:18:02,211
‫وقتی تو و سث از هم جدا شدین.

458
00:18:02,342 --> 00:18:05,519
‫مامانم کل این ماجرا رو گذاشته بود پای احساسات خودش.

459
00:18:05,649 --> 00:18:08,783
‫احساساتش قابل درک بود، ولی به هیچ وجه مهم‌تر از احساسات من نبود

460
00:18:08,870 --> 00:18:10,263
‫ بچه‌ای که وسط این ماجرا گیر افتاده بودم.

461
00:18:10,393 --> 00:18:12,613
‫اینکه بچگی سختی داشتی، باعث نمی‌شه دید درستی نسبت

462
00:18:12,700 --> 00:18:15,094
‫-به رابطه من و سث داشته باشی...
‫-هنوز حرفم تموم نشده

463
00:18:15,268 --> 00:18:18,271
‫اگه این قضیه رو تبدیل کنی به مشکلات خودت با سث،

464
00:18:18,358 --> 00:18:21,796
‫مشکلات خیلی بزرگ‌تری با فیبی پیدا می‌کنی.

465
00:18:21,926 --> 00:18:23,928
‫مامان منم عصبانی بود.

466
00:18:24,103 --> 00:18:25,234
‫سال آخری که باهاش زندگی می‌کردم

467
00:18:25,365 --> 00:18:28,629
‫فکر می‌کردم بابام تولدم رو یادش رفته.

468
00:18:30,239 --> 00:18:31,371
‫حداقل این چیزی بود که مامانم بهم گفته بود

469
00:18:31,458 --> 00:18:33,155
‫تا اینکه کادوهایی رو که بابام برام فرستاده بود.

470
00:18:33,286 --> 00:18:35,244
‫توی کمدش قایم‌شده پیدا کردم.

471
00:18:36,680 --> 00:18:38,552
‫ما با هم حرف نمی‌زنیم، جولی.

472
00:18:38,682 --> 00:18:40,249
‫الان دیگه بزرگ شدم

473
00:18:40,380 --> 00:18:43,861
‫ولی اون بچه‌ای که مامانم بهش آسیب زد.

474
00:18:44,035 --> 00:18:46,342
‫هنوز یه بخشی از وجودمه

475
00:18:46,473 --> 00:18:49,432
‫اگه این‌قدر مصممی که این جنگ رو با سث، یا حتی با من، ببری...

476
00:18:51,173 --> 00:18:53,480
‫حواست باشه توی این راه فیبی رو از دست ندی

477
00:18:53,610 --> 00:18:56,918
‫من رابطه‌م رو با مامانم قطع کردم
‫فقط به خاطر اینکه یه خونه باربی رو ازم قایم کرده بود

478
00:18:58,180 --> 00:18:59,877
‫حالا تصور کن فیبی وقتی تو کل زندگیش رو از ریشه می‌کَنی

479
00:19:00,051 --> 00:19:02,489
‫چه واکنشی نشون میده.

480
00:19:12,063 --> 00:19:14,240
‫چرا این‌قدر از دیدنش می‌ترسم؟

481
00:19:16,677 --> 00:19:18,200
‫تغییر ترسناکه.

482
00:19:23,553 --> 00:19:24,946
‫از وقتی درباره بابات بهم گفتی

483
00:19:25,076 --> 00:19:26,339
‫شروع کردم به این فکر کردن که اگه یه‌دفعه بابای منم سر و کله‌ش پیدا بشه

484
00:19:26,469 --> 00:19:28,210
‫من چیکار می‌کنم

485
00:19:29,385 --> 00:19:32,171
‫وقتی بچه بودم، یکی از دوستام

486
00:19:32,301 --> 00:19:33,911
‫باباش بهش سوت زدن یاد داده بود.

487
00:19:33,998 --> 00:19:36,305
‫برای همین همیشه فکر می‌کردم

488
00:19:36,392 --> 00:19:38,220
‫اگه یه روز فرصت دیدنش رو پیدا کنم، یه همچین کاری می‌کنم.

489
00:19:39,439 --> 00:19:40,309
‫سوت می‌زنم.

490
00:19:41,528 --> 00:19:43,443
‫بهش نشون میدم که خودم یاد گرفتم.

491
00:19:49,971 --> 00:19:52,278
‫هیچ اثری از جنس قاچاقی که لئون گفته بود پیدا نکردیم

492
00:19:52,365 --> 00:19:54,367
‫آره، امیدوارم دنی و شان بتونن

493
00:19:54,497 --> 00:19:55,890
‫کمکمون کنن اینا رو از مخفیگاهشون بیرون بکشیم.

494
00:19:56,891 --> 00:19:58,980
‫جونا بهم می‌گفت لنا شاید امروز باباش رو ببینه

495
00:19:59,110 --> 00:20:00,547
‫-آره
‫-چطوره؟ حالش خوبه؟

496
00:20:00,721 --> 00:20:02,418
‫-خوب میشه
‫-آره؟

497
00:20:02,592 --> 00:20:05,116
‫-آره
‫-یه جورایی منو یاد پسرخاله‌مون جو می‌ندازه، نه؟

498
00:20:05,247 --> 00:20:07,380
‫یکم فرق داره، ولی حالا که گفتی، آره.

499
00:20:07,467 --> 00:20:09,947
‫خب، منظورم اینه که جو فهمید یه خانواده داره که
‫اصلاً خبر نداشت همچین خانواده‌ای داره.

500
00:20:10,034 --> 00:20:11,819
‫شاید بتونه یه چندتا راهنمایی به لنا بکنه

501
00:20:11,949 --> 00:20:13,081
‫شاید بد نباشه ازش بپرسی.

502
00:20:13,168 --> 00:20:14,691
‫-شاید این کارو بکنم
‫-هوم

503
00:20:17,216 --> 00:20:18,956
‫اون کاغذی که توی جیب جلوت گذاشتی چیه؟

504
00:20:19,087 --> 00:20:21,437
‫اوه، هیچی نیست.

505
00:20:23,831 --> 00:20:24,919
‫برایان...

506
00:20:34,015 --> 00:20:35,364
‫«تبریک میگم، درخواست شما

507
00:20:35,495 --> 00:20:37,192
‫برای پیوستن به سازمان مبارزه با مواد مخدر ایالات متحده

508
00:20:37,366 --> 00:20:39,150
‫تأیید شده است»

509
00:20:39,281 --> 00:20:40,935
‫تمام روز داشتم سعی می‌کردم بهت بگم.

510
00:20:41,065 --> 00:20:44,199
‫آخه چند ماه پیش درخواست دادم، قبل از اینکه با هم وارد رابطه بشیم، واسه همین...

511
00:20:44,330 --> 00:20:46,375
‫فکر می‌کردم شانسم خیلی کمه.

512
00:20:48,290 --> 00:20:50,074
‫این فوق‌العاده‌ست.

513
00:20:50,205 --> 00:20:51,119
‫می‌دونی، از وقتی «دیپ کاور» رو دیدی

514
00:20:51,206 --> 00:20:53,513
‫کار توی اداره مبارزه با مواد مخدر آرزوت بوده.

515
00:20:53,643 --> 00:20:54,514
‫محل کار تو واشنگتنه.

516
00:20:54,688 --> 00:20:56,385
‫پس...

517
00:20:56,516 --> 00:20:57,734
‫باید نقل مکان کنم.

518
00:20:57,865 --> 00:20:59,127
‫هی، هی.

519
00:21:00,128 --> 00:21:02,130
‫افسر ریگن، افسر ریگن.

520
00:21:02,217 --> 00:21:03,827
‫-گشت چطوره؟
‫-نوستالژیک

521
00:21:03,958 --> 00:21:05,742
‫داریم خوش می‌گذرونیم.

522
00:21:05,829 --> 00:21:07,004
‫چی داریم؟

523
00:21:08,223 --> 00:21:10,660
‫یه منبع تأیید کرده که شرکت تأمین دَکس داره

524
00:21:10,747 --> 00:21:13,576
‫ مواد مخدر و جنس قاچاق می‌بره داخل زندان ام‌سی‌اف لنکستر.

525
00:21:13,707 --> 00:21:16,187
‫از کامیون‌های بدون علامت استفاده می‌کنن تا وسایل
‫موردنیاز رو به فروشگاه زندان تحویل بدن و

526
00:21:16,318 --> 00:21:18,233
‫از این طریق جنس قاچاق رو وارد کنن.

527
00:21:18,364 --> 00:21:20,235
‫وسایل موردنیاز؟
‫صابون، مسواک

528
00:21:20,409 --> 00:21:22,237
‫نودل رامن، از این جور چیزا.

529
00:21:22,324 --> 00:21:25,458
‫یا در مورد اینا، مواد مخدر، گوشی و اسلحه

530
00:21:25,545 --> 00:21:27,068
‫-نقشه چیه؟
‫-مجوز شنود هنوز داره

531
00:21:27,198 --> 00:21:28,852
‫مراحل تأییدش رو طی می‌کنه، ولی

532
00:21:28,983 --> 00:21:30,854
‫فکر کردیم شاید یه سرکشی با نیروهای گشت

533
00:21:30,985 --> 00:21:32,334
‫یه کم سروصدا راه بندازه

534
00:21:32,421 --> 00:21:34,641
‫که بهتون دلیل موجهی برای بازرسی بده، ایده خوبیه

535
00:21:34,771 --> 00:21:36,338
‫پس تا جایی که خلافکارا می‌دونن

536
00:21:36,469 --> 00:21:38,688
‫ ما فقط داریم یه سرکشی معمولی انجام میدیم.

537
00:21:38,775 --> 00:21:40,516
‫توی این منطقه دنبال یه مظنون می‌گردیم و

538
00:21:40,690 --> 00:21:42,431
‫-لازمه ساختمونشون رو یه نگاهی بندازیم
‫-باشه، پس...

539
00:21:42,562 --> 00:21:44,172
‫می‌ترسن، فکر می‌کنن دوباره برمی‌گردیم

540
00:21:44,303 --> 00:21:45,782
‫و شروع می‌کنن مواد رو از ساختمون خارج کردن.

541
00:21:45,913 --> 00:21:47,436
‫دقیقاً، آماده‌ایم بریم؟

542
00:21:47,567 --> 00:21:49,438
‫آره، من با توام.
‫شان، تو با راجرز برو.

543
00:21:52,136 --> 00:21:53,616
‫لی...

544
00:21:57,141 --> 00:21:58,926
‫لعنتی رفیق، چی گفتی؟

545
00:22:00,014 --> 00:22:01,450
‫دقیقاً بدترین حرف ممکن رو زدم.

546
00:22:04,758 --> 00:22:06,455
‫...داری یه اشتباه بزرگ می‌کنی
‫-آره، همین خوبه

547
00:22:06,629 --> 00:22:07,935
‫خیلی بزرگ

548
00:22:08,065 --> 00:22:09,328
‫خبرم کن، ممنون.

549
00:22:10,590 --> 00:22:12,505
‫خب...

550
00:22:12,592 --> 00:22:15,725
‫معاون دادستان، تَد لانگ‌فلو، همین الان استعفا داده.

551
00:22:15,899 --> 00:22:17,771
‫-آهان
‫-تَد ارتباطات زیادی داره

552
00:22:17,901 --> 00:22:19,163
‫کلی پول و امکانات برای این کار کنار گذاشته.

553
00:22:19,338 --> 00:22:21,122
‫این انتخابات قراره حسابی کثیف کاری بپا بشه

554
00:22:22,776 --> 00:22:24,168
‫تو نمی‌دونی این انتخابات

555
00:22:24,299 --> 00:22:25,518
‫قراره چقدر کثیف بشه، چارلی.

556
00:22:25,692 --> 00:22:27,607
‫-جایی میری؟
‫-آره، یه قرار ملاقات دارم

557
00:22:27,694 --> 00:22:29,478
‫توی تقویمت که چیزی نیست.

558
00:22:29,652 --> 00:22:31,567
‫یه مسئله شخصیه.

559
00:22:41,621 --> 00:22:43,231
‫مَس و کَس

560
00:22:43,362 --> 00:22:45,538
‫مرکز اصلی مشکل مواد مخدر بوستونه.

561
00:22:45,625 --> 00:22:48,715
‫خب، پوپ مطمئن بود شاهدت اینجا پیداش میشه.

562
00:22:48,845 --> 00:22:51,413
‫-فقط باید پیداش کنیم
‫-چطوری؟

563
00:22:51,500 --> 00:22:52,632
‫اینجا رو ببین.

564
00:22:53,633 --> 00:22:55,591
‫آره، این مردم حقشونه زندگی بهتری داشته باشن.

565
00:22:55,722 --> 00:22:57,593
‫عیسی گفت: «هر کاری برای کوچک‌ترین برادران و

566
00:22:57,724 --> 00:23:00,161
‫خواهرانتون انجام بدین، انگار برای من انجام دادین»

567
00:23:00,291 --> 00:23:01,554
‫آره، خب، توی تورات هم گفته

568
00:23:01,684 --> 00:23:03,207
‫«همسایه‌ت رو مثل خودت دوست داشته باش»

569
00:23:03,338 --> 00:23:04,992
‫فکر کنم ما اصلاً به این حرف عمل نمی‌کنیم.

570
00:23:05,122 --> 00:23:06,602
‫وقتی این چیزا رو می‌بینم، با خودم میگم

571
00:23:06,733 --> 00:23:09,083
‫ اصلاً چرا از اول پلیس شدم.

572
00:23:09,170 --> 00:23:10,737
‫این حرف رو جدی نمیزنی

573
00:23:10,867 --> 00:23:12,434
‫چرا، جدی میگم.

574
00:23:12,608 --> 00:23:14,480
‫تو بهم گفتی کار من اینه که یکی از آدمای خوب باشم

575
00:23:14,610 --> 00:23:17,874
‫ولی یه آدم خوب قراره برای همه این مردم چه کاری از دستش بربیاد؟

576
00:23:17,961 --> 00:23:19,789
‫کی حواسش به این مردمه؟

577
00:23:20,834 --> 00:23:22,662
‫من.

578
00:23:26,666 --> 00:23:29,408
‫خودشه، همونه
‫همونی که قراره پرونده مامان رو نجات بده

579
00:23:30,844 --> 00:23:31,801
‫هی!

580
00:23:37,067 --> 00:23:38,504
‫هی!

581
00:23:38,591 --> 00:23:39,809
‫فقط یه دقیقه وایسا!

582
00:23:39,940 --> 00:23:42,159
‫چرا داری فرار می‌کنی؟

583
00:23:42,246 --> 00:23:44,074
‫-چرا داری فرار می‌کنی؟
‫-تو داری دنبالم می‌کنی

584
00:23:44,248 --> 00:23:46,816
‫من فقط می‌خوام...

585
00:23:48,078 --> 00:23:49,079
‫حرف بزنیم.

586
00:23:49,210 --> 00:23:51,386
‫اون یارو خودش رو توی ویسکی شسته.

587
00:23:51,560 --> 00:23:53,780
‫قضاوتش نکن، کمکش کن.

588
00:23:53,867 --> 00:23:55,782
‫همون‌قدر که تو لازم داری چیزی که دیده رو یادش بیاد

589
00:23:55,912 --> 00:23:59,438
‫ تا به پرونده مامانت کمک کنه، اون الان بیشتر از هر چیزی به تو نیاز داره

590
00:24:03,485 --> 00:24:05,356
‫داره منو ترک می‌کنه.

591
00:24:05,487 --> 00:24:07,533
‫راجرز همین الان ولت کرده؟

592
00:24:07,663 --> 00:24:08,664
‫چه عوضی‌ای.

593
00:24:08,838 --> 00:24:10,623
‫از همون اول از این یارو خوشم نمی‌اومد.

594
00:24:10,797 --> 00:24:12,668
‫قراره بره واشنگتن کار کنه.

595
00:24:12,799 --> 00:24:15,236
‫اوه، فقط داره میره یه شهر دیگه.

596
00:24:15,366 --> 00:24:17,630
‫خب، این که ازش آدم بدی نمی‌سازه.

597
00:24:18,413 --> 00:24:19,545
‫بیا فقط این کارو انجام بدیم.

598
00:24:21,242 --> 00:24:22,852
‫هی، پنی.

599
00:24:23,026 --> 00:24:24,375
‫نه، الان داریم به لنا توی یه پرونده کمک می‌کنیم.

600
00:24:24,506 --> 00:24:25,638
‫نمی‌تونم حرف بزنم.

601
00:24:27,640 --> 00:24:29,468
‫نه، فقط نمی‌خواستم تماس‌تو بی‌جواب بذارم.

602
00:24:32,427 --> 00:24:33,863
‫من فقط میگم

603
00:24:33,994 --> 00:24:35,691
‫رابطه از راه دور اگه براش تلاش کنید اون‌قدرها هم بد نیست

604
00:24:35,778 --> 00:24:38,085
‫آخه دیدم رابطه تو و بائز چطور پیش رفت.

605
00:24:38,215 --> 00:24:39,652
‫من هنوز از من و بائز ناامید نشدم.

606
00:24:43,307 --> 00:24:45,309
‫پلیس بوستون!

607
00:24:46,006 --> 00:24:47,660
‫لنا!

608
00:24:57,713 --> 00:25:00,150
‫دوازده-جیک-صد و یک
‫تیراندازی شده و

609
00:25:00,237 --> 00:25:02,370
‫ یه مأمور زخمی شده.

610
00:25:02,501 --> 00:25:03,937
‫آمبولانس لازم داریم! فوراً!
‫لنا، لنا، لنا، لنا

611
00:25:04,111 --> 00:25:05,199
‫به همکارم شلیک شده!

612
00:25:05,329 --> 00:25:06,461
‫دریافت شد.

613
00:25:07,897 --> 00:25:09,246
‫لنا!

614
00:25:09,377 --> 00:25:10,509
‫گلوله از جلیقه‌اش رد شده.

615
00:25:10,683 --> 00:25:12,075
‫اشکالی نداره، همکار.

616
00:25:12,206 --> 00:25:13,337
‫خوب میشی.

617
00:25:22,521 --> 00:25:23,652
‫-فشار رو روش نگه دار
‫-اشکالی نداره، همکار

618
00:25:25,088 --> 00:25:26,350
‫گرفتیش؟

619
00:25:28,744 --> 00:25:30,703
‫-گرفتیش؟
‫-آره... آره، گرفتم.

620
00:25:30,833 --> 00:25:32,531
‫حواست به اطرافت باشه.
‫بجنب.

621
00:25:34,054 --> 00:25:35,359
‫اونجان!

622
00:25:41,844 --> 00:25:43,454
‫هی، به من نگاه کن.
‫به من نگاه کن.

623
00:25:43,585 --> 00:25:44,717
‫چشماتو باز نگه دار و

624
00:25:44,891 --> 00:25:46,283
‫به نفس کشیدن ادامه بده، باشه؟

625
00:25:50,592 --> 00:25:53,334
‫هی، می‌خوای یه خبر خوب بهت بدم؟

626
00:25:53,464 --> 00:25:54,683
‫من اینجا پیشت می‌مونم.

627
00:25:54,814 --> 00:25:56,946
‫من به اداره مبارزه با مواد مخدر احتیاجی ندارم.
‫من به تو نیاز دارم.

628
00:25:57,077 --> 00:25:58,208
‫جدی میگم.

629
00:25:59,819 --> 00:26:00,994
‫می‌خوام قیافه جدی به خودم بگیرم.

630
00:26:01,124 --> 00:26:02,691
‫-آماده‌ای؟
‫-آره

631
00:26:07,478 --> 00:26:09,568
‫فقط پیشم بمون، باشه؟

632
00:26:14,094 --> 00:26:15,704
‫شان! شان!

633
00:26:30,371 --> 00:26:33,374
‫عجیبه که یه دوش و یه غذای گرم با آدم چه کار می‌کنه.

634
00:26:33,504 --> 00:26:34,767
‫-هوم
‫-و مطمئنی

635
00:26:34,897 --> 00:26:36,856
‫حاضری شهادت بدی که این مرد رو دیدی که

636
00:26:36,986 --> 00:26:38,422
‫ از مغازه آقای فوئنته دزدی می‌کرد؟

637
00:26:38,553 --> 00:26:39,510
‫خودش بود.

638
00:26:39,685 --> 00:26:41,948
‫یه تیکه از نوک انگشتش کنده شده.

639
00:26:42,078 --> 00:26:43,645
‫وقتی اسلحه رو به سمتم گرفت دیدمش.

640
00:26:48,781 --> 00:26:50,130
‫چرا زودتر جلو نیومدی؟

641
00:26:50,304 --> 00:26:52,219
‫ترسیده بودم، فکر کنم.

642
00:26:53,350 --> 00:26:54,830
‫اشکالی نداره کودی صدات کنم؟

643
00:26:54,961 --> 00:26:56,745
‫هر چی می‌خوای صدام کن، به شرطی که

644
00:26:56,832 --> 00:27:00,183
‫واقعاً جدی باشی و بخوای منو بفرستی اون مرکز ترک اعتیاد شبانه‌روزی.

645
00:27:00,314 --> 00:27:02,011
‫واقعاً می‌خوای بری مرکز ترک اعتیاد؟

646
00:27:02,098 --> 00:27:05,580
‫آره.
‫چند ساله دارم سعی می‌کنم پاک بمونم.

647
00:27:05,711 --> 00:27:08,757
‫معمولاً خوب پیش میرم تا وقتی هوا سرد میشه.

648
00:27:08,888 --> 00:27:11,847
‫هر کمکی از دستتون برمیاد، به دردم می‌خوره.

649
00:27:19,768 --> 00:27:20,987
‫می‌دونم دوست نداری من بخوام

650
00:27:21,117 --> 00:27:22,989
‫توی زندگی لنا باشم.

651
00:27:23,990 --> 00:27:26,383
‫میشه قبل از اینکه ببینمش، تکلیفمون رو روشن کنیم؟

652
00:27:26,470 --> 00:27:28,124
‫کریس، ما چند دهه پیش از هم فاصله گرفتیم و

653
00:27:28,211 --> 00:27:29,735
‫ تصمیم درستی هم بود.

654
00:27:29,865 --> 00:27:31,562
‫چیزی نیست که بخوایم درباره ا‌ش حرف بزنیم.

655
00:27:31,693 --> 00:27:33,826
‫اون تصمیم برای هردومون درست بود.

656
00:27:33,956 --> 00:27:35,305
‫ولی سال‌هاست با خودم فکر می‌کنم آیا

657
00:27:35,392 --> 00:27:37,046
‫برای دخترمون هم تصمیم درستی بود یا نه.

658
00:27:37,177 --> 00:27:38,657
‫لنا «دختر ما» نیست.

659
00:27:38,787 --> 00:27:41,355
‫پدر بودن فقط به این نیست که پدر بیولوژیکی باشی.

660
00:27:41,529 --> 00:27:43,226
‫عشق

661
00:27:43,357 --> 00:27:45,228
‫راهنمایی کردن

662
00:27:45,359 --> 00:27:47,230
‫کنارش بودن.

663
00:27:47,361 --> 00:27:49,276
‫ایناست که یه پدر لازم داره.

664
00:27:49,406 --> 00:27:51,278
‫-من سعی کردم
‫-واقعاً؟

665
00:27:51,408 --> 00:27:53,367
‫یا فقط از اولین فرصتی که گیرت اومد استفاده کردی و کنار کشیدی؟

666
00:27:54,455 --> 00:27:56,109
‫می‌دونم گفتم نمی‌خوام تو توی زندگیش باشی.

667
00:27:56,239 --> 00:28:00,026
‫ولی چیزی که یادمه، اون حالت آسودگی توی چشماته.

668
00:28:02,158 --> 00:28:04,030
‫همون چیزیه که همیشه توی ذهنم مونده.

669
00:28:04,160 --> 00:28:05,596
‫مِی...

670
00:28:09,296 --> 00:28:10,819
‫الان اینجام

671
00:28:12,603 --> 00:28:15,476
‫لنا این دیدار دوباره رو می‌خواد، نه من.

672
00:28:17,652 --> 00:28:19,262
‫اون به این نیاز داره.

673
00:28:22,186 --> 00:28:24,186
‫"سارا سیلور"

674
00:28:24,210 --> 00:28:26,510
‫"لنا آسیب دیده"

675
00:28:26,574 --> 00:28:27,967
‫مظنون مسلحه.

676
00:28:28,097 --> 00:28:29,882
‫برای اون کامیون اعلام تحت تعقیب داریم، ولی...

677
00:28:30,012 --> 00:28:32,232
‫پلاک‌ها دزدیده شدن، پس باید شانس بیاریم.

678
00:28:32,319 --> 00:28:34,234
‫پدر آسمانی، می‌دونیم که

679
00:28:34,364 --> 00:28:36,062
‫تو در هر کاری توانایی.

680
00:28:36,192 --> 00:28:38,194
‫تو بهمون گفتی بخوایم، بهمون داده میشه.

681
00:28:38,281 --> 00:28:40,457
‫دنبالش بگردیم، پیداش می‌کنیم.

682
00:28:40,588 --> 00:28:42,938
‫در بزنیم، در به رومون باز میشه.

683
00:28:43,069 --> 00:28:46,246
‫پدر آسمانی، حالا پیش تو اومدیم و ازت می‌خوایم

684
00:28:46,333 --> 00:28:48,857
‫که لنا رو زیر پر و بالت بگیری

685
00:28:48,988 --> 00:28:52,600
‫پدر، با بال‌هات ازش محافظت کنی.

686
00:28:52,731 --> 00:28:54,602
‫هی، ممنون.

687
00:28:59,520 --> 00:29:01,696
‫-خوب میشه.
‫-متأسفم رفیق

688
00:29:01,870 --> 00:29:04,307
‫-سرت چطوره؟
‫-اوه، گفتن مشکلی ندارم

689
00:29:04,438 --> 00:29:06,048
‫فقط سرم به کامیون خورد.

690
00:29:06,135 --> 00:29:07,093
‫آها

691
00:29:12,968 --> 00:29:14,448
‫همه‌چی رو برام بیار.
‫فیلم‌های دوربین‌های نظارتی

692
00:29:14,535 --> 00:29:16,406
‫-دوربین‌های مداربسته، هر دوربینی که هست...
‫-هی

693
00:29:17,364 --> 00:29:18,844
‫فکر کنم می‌دونم چطوری کامیونه رو پیدا کنیم.

694
00:29:18,974 --> 00:29:20,106
‫یه چیزایی یادت اومد

695
00:29:20,236 --> 00:29:21,368
‫آره که یادم اومد

696
00:29:23,326 --> 00:29:25,024
‫-بابا
‫-هی

697
00:29:25,111 --> 00:29:26,460
‫چه اتفاقی افتاده؟

698
00:29:26,590 --> 00:29:27,896
‫-حالش خوبه؟
‫-داره مقاومت می‌کنه

699
00:29:28,027 --> 00:29:29,898
‫-چقدر وضعیتش بده؟
‫-ریه‌اش سوراخ شده

700
00:29:30,029 --> 00:29:32,031
‫و یه عصب توی رانش هم آسیب دیده.

701
00:29:36,209 --> 00:29:37,601
‫دنی کجاست؟

702
00:29:43,000 --> 00:29:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

703
00:29:55,663 --> 00:29:57,099
‫ریگن

704
00:29:58,144 --> 00:29:59,362
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

705
00:29:59,536 --> 00:30:01,364
‫راجرز گفت اینجا پیدات می‌کنم.

706
00:30:01,538 --> 00:30:03,497
‫-از کجا میدونستی؟
‫-شان بهم زنگ زد

707
00:30:06,456 --> 00:30:07,980
‫اوه، عزیزم...

708
00:30:12,723 --> 00:30:14,290
‫دنی، شش ساعته.

709
00:30:14,377 --> 00:30:17,380
‫-نمی‌دونستم دیگه باید چی کار کنم
‫-لنا از عمل اومده بیرون

710
00:30:18,468 --> 00:30:19,905
‫به هوش اومده

711
00:30:20,035 --> 00:30:21,428
‫و سراغ تو رو گرفته.

712
00:30:21,515 --> 00:30:22,646
‫باشه.

713
00:30:22,777 --> 00:30:23,952
‫-اوم...
‫-نگران نباش

714
00:30:24,083 --> 00:30:25,911
‫من جایی نمیرم.

715
00:30:26,694 --> 00:30:28,435
‫نباید هم بری.

716
00:30:37,792 --> 00:30:41,100
‫اگه این کارا راهیه که می‌خوای از دست شراکت با من خلاص بشی...

717
00:30:42,753 --> 00:30:44,190
‫جواب نمیده

718
00:30:44,320 --> 00:30:45,408
‫هوم.

719
00:31:00,119 --> 00:31:02,338
‫حسابی منو ترسوندی، همکار.

720
00:31:03,731 --> 00:31:05,428
‫ممنونم...

721
00:31:07,778 --> 00:31:09,345
‫که کنارم بودی.

722
00:31:09,476 --> 00:31:11,391
‫همیشه.

723
00:31:23,620 --> 00:31:25,361
‫تیراندازمون والی کریگه.

724
00:31:25,492 --> 00:31:28,103
‫زندانی سابق زندان ایالتی ماساچوست لنکستر

725
00:31:28,277 --> 00:31:32,281
‫کریگ به کارآگاه لنا سیلور شلیک کرده و به‌شدت زخمیش کرده

726
00:31:32,412 --> 00:31:34,066
‫موقع تعقیب‌وگریز، افسر شان ریگان یکی از ایرپادهاش رو

727
00:31:34,240 --> 00:31:36,068
‫روی کامیونی که کریگ سوارش بود جا گذاشت.

728
00:31:36,198 --> 00:31:38,592
‫ما تونستیم از طریق اون ایرپاد، کامیون رو ردیابی کنیم

729
00:31:38,722 --> 00:31:40,550
‫کامیونی که زیر پل توبین به آتیش کشیده شده بود.

730
00:31:40,681 --> 00:31:42,161
‫فکر می‌کنی پلیس بوستون پولش رو بهم پس میده؟

731
00:31:42,291 --> 00:31:44,076
‫-عمراً
‫-ما نیروهامون رو قبل از اینکه

732
00:31:44,163 --> 00:31:45,860
‫  آتیش اثر انگشت‌های روی فرمون رو از بین ببره

733
00:31:46,034 --> 00:31:48,123
‫به کامیون رسوندیم.

734
00:31:48,254 --> 00:31:49,908
‫معتقدیم کریگ رو توی آخرین آدرس

735
00:31:50,038 --> 00:31:52,736
‫ شناخته‌شده‌ش در چارلزتاون پیدا می‌کنیم.

736
00:31:52,867 --> 00:31:55,000
‫مسلحه و خطرناکه.

737
00:31:55,087 --> 00:31:57,089
‫این مرد به خواهرم شلیک کرده.

738
00:31:57,219 --> 00:31:59,178
‫زنده دستگیرش کنید

739
00:31:59,265 --> 00:32:01,876
‫که خودم بندازمش ته زندان.

740
00:32:02,007 --> 00:32:03,922
‫برو، برو!

741
00:32:18,937 --> 00:32:20,851
‫هی، وایسا! وایسا!

742
00:32:21,852 --> 00:32:24,420
‫-گرفتمش، بریم
‫-بلند شو، بلند شو

743
00:32:24,551 --> 00:32:26,292
‫دستاتو بذار پشت سرت.

744
00:32:26,379 --> 00:32:28,685
‫والی کریگ، به جرم اقدام

745
00:32:28,816 --> 00:32:31,210
‫به قتل کارآگاه لنا سیلور بازداشتی

746
00:32:31,340 --> 00:32:32,298
‫حق داری سکوت کنی.

747
00:32:32,428 --> 00:32:34,213
‫-هر چیزی که بگی...
‫-گرفتنش

748
00:32:34,343 --> 00:32:35,301
‫...می‌تونه و در دادگاه علیه خودت استفاده میشه

749
00:32:38,347 --> 00:32:40,523
‫مطمئنی آماده‌ای؟

750
00:32:40,654 --> 00:32:42,830
‫می‌تونیم صبر کنیم.

751
00:32:45,964 --> 00:32:48,749
‫فکر کنم دیگه به اندازه کافی صبر کردم.

752
00:32:59,281 --> 00:33:01,196
‫سلام، لنا.

753
00:33:02,937 --> 00:33:04,547
‫من باباتم

754
00:33:15,863 --> 00:33:17,560
‫مامانم...

755
00:33:18,692 --> 00:33:20,433
‫اون اینو یادم داد.

756
00:33:20,563 --> 00:33:22,348
‫اینکه چجوری سوت بزنم.

757
00:33:22,522 --> 00:33:24,219
‫و یادم داد...

758
00:33:24,350 --> 00:33:26,134
‫چطوری

759
00:33:26,265 --> 00:33:28,397
‫ بند کفشامو ببندم، هان؟

760
00:33:29,572 --> 00:33:31,966
‫چطور دوچرخه‌سواری کنم.

761
00:33:32,053 --> 00:33:35,709
‫پدربزرگم هم بهم رانندگی یاد داد.

762
00:33:35,839 --> 00:33:39,887
‫و بابام...

763
00:33:42,803 --> 00:33:45,719
‫بن، بهم یاد داد

764
00:33:45,806 --> 00:33:49,375
‫چطور دخل و خرجمو مدیریت کنم.

765
00:33:51,159 --> 00:33:53,422
‫و منو تا دانشگاه رسوند.

766
00:34:01,822 --> 00:34:04,520
‫ولی من تو رو می‌خواستم.

767
00:34:06,914 --> 00:34:09,047
‫به من فکر می‌کردی؟

768
00:34:09,177 --> 00:34:12,179
‫هیچ‌وقت با خودت فکر کردی من کی‌ام؟

769
00:34:12,311 --> 00:34:14,400
‫آره، بهت فکر می‌کردم.

770
00:34:15,792 --> 00:34:19,013
‫فکر می‌کردم اگه یه روز ببینمت، چی بهت میگم...

771
00:34:24,844 --> 00:34:26,716
‫دوستت دارم

772
00:34:26,803 --> 00:34:28,501
‫و متأسفم.

773
00:34:32,331 --> 00:34:36,248
‫هر دلیلی هم که داشته باشه، اشتباه کردم که ترکت کردم.

774
00:34:37,987 --> 00:34:40,208
‫تمام این سال‌ها اشتباه کردم.

775
00:34:42,297 --> 00:34:44,734
‫ولی حاضرم بقیه عمرم رو صرف این کنم

776
00:34:44,864 --> 00:34:47,172
‫که جبرانش کنم.

777
00:34:49,478 --> 00:34:51,306
‫اگه این چیزیه که تو می‌خوای.

778
00:34:54,657 --> 00:34:57,007
‫آره، شروع خوبیه.

779
00:35:01,838 --> 00:35:03,231
‫یه شروعه.

780
00:35:08,497 --> 00:35:09,368
‫دارن با هم حرف میزنن

781
00:35:09,498 --> 00:35:11,283
‫خوبه.

782
00:35:11,413 --> 00:35:13,372
‫راستش هنوزم باورم نمیشه اومدی

783
00:35:14,329 --> 00:35:15,939
‫باید از همون اول اینجا ‌بودم

784
00:35:16,070 --> 00:35:16,940
‫داری راجب چی حرف میزنی؟

785
00:35:18,899 --> 00:35:20,248
‫دنی، دوستت دارم.

786
00:35:20,335 --> 00:35:23,860
‫نمی‌دونم دقیقاً کی این اتفاق افتاد، ولی...

787
00:35:24,034 --> 00:35:25,427
‫افتاد.

788
00:35:25,514 --> 00:35:27,212
‫از وقتی اومدی بوستون

789
00:35:27,342 --> 00:35:29,388
‫دیگه هیچی مثل قبل نیست.

790
00:35:29,518 --> 00:35:31,390
‫می‌دونم.

791
00:35:32,521 --> 00:35:34,915
‫تقصیر منه، متأسفم.

792
00:35:35,045 --> 00:35:36,873
‫نه، تقصیر تو نیست.
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

793
00:35:37,004 --> 00:35:38,571
‫مشکل همینه.

794
00:35:39,615 --> 00:35:41,835
‫اسمشو گذاشته بودم سرنوشت، فکر می‌کردم قسمت هم نبودیم

795
00:35:41,965 --> 00:35:44,185
‫و باهاش کنار اومده بودم

796
00:35:44,316 --> 00:35:46,405
‫ولی اشتباه می‌کردم.

797
00:35:46,535 --> 00:35:48,189
‫شاید هم نه.

798
00:35:48,363 --> 00:35:50,496
‫این‌قدر برای اینکه زندگی توی بوستون جواب بده جنگیدم

799
00:35:50,626 --> 00:35:54,326
‫که شاید برای درست کردن رابطه‌مون به اندازه کافی تلاش نکردم.

800
00:35:54,413 --> 00:35:57,155
‫نه دنی، تو هیچ‌وقت دست از تلاش برای ما نکشیدی.

801
00:35:57,285 --> 00:35:59,157
‫منم می‌خوام برای رابطمون بجنگم.

802
00:36:01,594 --> 00:36:03,422
‫می‌دونی...

803
00:36:03,596 --> 00:36:07,121
‫شان امروز یه چیزی بهم گفت که حسابی تکونم داد.

804
00:36:07,295 --> 00:36:10,037
‫گفت تا جایی که یادشه، من همیشه همین کارو می‌کردم

805
00:36:10,124 --> 00:36:12,082
‫و حالا هنوزم دارم همون کارو می‌کنم.

806
00:36:12,213 --> 00:36:13,388
‫فقط توی یه جای دیگه

807
00:36:13,519 --> 00:36:15,260
‫شاید بعد از اتفاقی که.

808
00:36:15,390 --> 00:36:17,305
‫ برای لنا افتاد

809
00:36:17,436 --> 00:36:19,655
‫و برگشتن تو، وقتشه که من...

810
00:36:19,786 --> 00:36:21,309
‫یه سری تغییرات بدم

811
00:36:21,440 --> 00:36:24,573
‫-مثلاً چی؟
‫-از وقتی شان وارد این کار شده

812
00:36:24,704 --> 00:36:26,749
‫همیشه یه قدم جلوتر از اون، پشت هر گوشه‌ای رو نگاه می‌کنم

813
00:36:26,923 --> 00:36:29,491
‫که بتونم بهش هشدار بدم قراره چه اتفاقی بیفته.

814
00:36:29,622 --> 00:36:31,189
‫شاید وقتشه ترفیع بگیرم.

815
00:36:32,799 --> 00:36:34,540
‫یعنی، اگه یه سمت مدیریتی داشته باشم

816
00:36:34,670 --> 00:36:37,020
‫می‌تونم برای شان همون کسی باشم که بابام برای من بود.

817
00:36:37,107 --> 00:36:38,326
‫رئیسش؟

818
00:36:38,457 --> 00:36:39,936
‫چراغ راهش.

819
00:36:40,067 --> 00:36:42,896
‫آره، کی می‌دونه؟ شاید یه روزی حتی رئیس پلیس هم بشم

820
00:36:43,026 --> 00:36:45,464
‫ولی از کارآگاه شدن تا رئیس پلیس شدن راه زیادیه

821
00:36:45,638 --> 00:36:48,815
‫پس شاید فعلاً از آزمون گروهبانی شروع کنم.

822
00:36:48,945 --> 00:36:50,120
‫«گروهبان ریگن»
‫همم

823
00:36:50,295 --> 00:36:52,253
‫آره، قشنگ به گوش میاد

824
00:36:52,384 --> 00:36:56,039
‫و شاید بعدش بتونم یه جای بزرگ‌تر بگیرم

825
00:36:56,214 --> 00:36:58,955
‫که تو و النا و مامانت بتونید

826
00:36:59,042 --> 00:37:00,696
‫بیاید پیشم بمونید

827
00:37:01,784 --> 00:37:03,482
‫فکر کنم خیلی خوشحال میشن.

828
00:37:04,700 --> 00:37:05,614
‫منم همین‌طور.

829
00:37:06,920 --> 00:37:09,618
‫ولی بهتر نیست آروم‌آروم پیش بریم؟

830
00:37:09,792 --> 00:37:12,099
‫فکر کنم دیگه نمی‌خوام با تو آروم‌آروم پیش برم.

831
00:37:18,758 --> 00:37:24,198
‫♪ جای تو بین گل‌های وحشیه ♪

832
00:37:24,285 --> 00:37:27,419
‫♪ جای تو توی یه قایق، اون بیرون... ♪

833
00:37:27,549 --> 00:37:29,595
‫این دسته‌ها رو ببین
‫این رو ببین

834
00:37:29,725 --> 00:37:32,119
‫اوه، اینور و اونور.

835
00:37:32,250 --> 00:37:32,989
‫دارم حسابی تو این کار حرفه‌ای میشم.

836
00:37:33,163 --> 00:37:34,774
‫باورنکردنیه.

837
00:37:34,861 --> 00:37:36,384
‫فقط داری پاچه‌خواری می‌کنی چون با مامانش قرار می‌ذاری.

838
00:37:36,515 --> 00:37:39,213
‫مامان من با کسی قرار نمی‌ذاره.
‫قصد بی‌احترامی ندارم.

839
00:37:39,300 --> 00:37:42,042
‫اونا یه کنفرانس خبری گذاشتن و رابطه‌شون رو اعلام کردن.

840
00:37:42,172 --> 00:37:43,348
‫باشه، میشه روی این تمرکز کنیم که

841
00:37:43,435 --> 00:37:45,306
‫ لنا کاملاً داره از جراحتش سوءاستفاده می‌کنه

842
00:37:45,437 --> 00:37:47,090
‫که از چیدن میز برای شبات در بره؟

843
00:37:47,265 --> 00:37:49,397
‫-عصبش آسیب دیده
‫-هی شان

844
00:37:49,528 --> 00:37:51,225
‫مطمئنی اشکالی نداره منم شام مزاحمتون بشم؟

845
00:37:51,356 --> 00:37:52,966
‫-کاملاً
‫-معلومه که اشکالی نداره

846
00:37:53,096 --> 00:37:54,446
‫راستی می‌دونی چیه؟

847
00:37:54,620 --> 00:37:56,578
‫اون حرفی که درباره آشنا شدن با اعضای جدید خانواده زدیم؟

848
00:37:56,665 --> 00:37:58,058
‫خیلی کمکم کرد.

849
00:37:58,188 --> 00:37:59,755
‫-خوشحالیم که اینجایی جو
‫-ممنون

850
00:37:59,842 --> 00:38:02,236
‫-آره
‫-اگه شان منو با خانواده ریگان آشنا نکرده بود

851
00:38:02,410 --> 00:38:04,412
‫نمی‌دونم امروز کجا بودم

852
00:38:04,586 --> 00:38:07,110
‫بالاخره یه جوری سر از اینجا درمی‌آوردیم.

853
00:38:07,241 --> 00:38:08,895
‫راستی، فیبی کجاست؟

854
00:38:09,025 --> 00:38:11,114
‫این آخر هفته پیش مامانشه.

855
00:38:11,245 --> 00:38:13,247
‫آره، خب، این آخرین آخر هفته‌ست

856
00:38:13,378 --> 00:38:15,380
‫قبل از اینکه جولی بره ژاپن

857
00:38:15,510 --> 00:38:17,164
‫و فیبی پیش ما بمونه

858
00:38:17,295 --> 00:38:19,253
‫-برای همیشه
‫-مبارکه

859
00:38:19,340 --> 00:38:21,255
‫-ممنون، ممنون
‫-خیلی عالیه بچه‌ها

860
00:38:21,386 --> 00:38:23,866
‫هوم، راستی، نمی‌دونم خواهرت چی کار کرد

861
00:38:23,997 --> 00:38:26,042
‫ولی یه جوری جولی رو راضی کرد نظرش رو عوض کنه.

862
00:38:26,216 --> 00:38:27,870
‫من خیلی خوب می‌تونم متقاعد کنم.

863
00:38:28,001 --> 00:38:29,089
‫-هوم
‫-آره، می‌تونی

864
00:38:29,219 --> 00:38:30,830
‫تو می‌تونستی وکیل خیلی خوبی بشی.

865
00:38:30,960 --> 00:38:33,485
‫یادتونه وقتی لنا ۱۶ سالش بود، از دفاعیه سندرم تونل کارپالش استفاده کردی

866
00:38:33,615 --> 00:38:35,878
‫که بتونی کمکش کنی از زیر کارهای خونه در بره؟

867
00:38:36,052 --> 00:38:37,227
‫دیدی بهتون گفتم.

868
00:38:37,402 --> 00:38:38,968
‫لو رفتی.

869
00:38:39,099 --> 00:38:40,448
‫ما یه دادگاه نمایشی راه انداختیم

870
00:38:40,579 --> 00:38:43,146
‫و سارا استدلال می‌کرد لنا سندرم تونل کارپال داره

871
00:38:43,277 --> 00:38:44,278
‫پس نمی‌تونه بشقاب‌ها رو برداره

872
00:38:44,409 --> 00:38:46,498
‫و تو هم دو تا مچ‌بند بسته بودی.

873
00:38:46,585 --> 00:38:48,500
‫اون دیگه خیلی تابلو بود
‫زیادی بود

874
00:38:48,587 --> 00:38:50,589
‫دنی، همکار، باید کمکم کنی.

875
00:38:50,719 --> 00:38:52,939
‫-همه ریختن سر من
‫-نه.بذار دوست‌پسرت ازت دفاع کنه

876
00:38:53,069 --> 00:38:54,810
‫من تو بحث‌های خانوادگی دخالت نمی‌کنم.

877
00:38:54,941 --> 00:38:56,508
‫اوه، برایان کجاست؟

878
00:38:56,638 --> 00:38:58,292
‫نمی‌دونم
‫بهم زنگ زد و گفت می‌خواد

879
00:38:58,379 --> 00:38:59,946
‫ بره گل‌فروشی موردعلاقه لنا

880
00:39:00,076 --> 00:39:01,426
‫-پس شاید تو راه باشه
‫-دنی

881
00:39:01,556 --> 00:39:02,905
‫تو نمی‌تونی هیچ‌چیزی رو مخفی نگه داری.

882
00:39:03,036 --> 00:39:04,690
‫-من یه راز رو لو دادم؟
‫-آره

883
00:39:04,820 --> 00:39:07,127
‫ببخشید
‫انگار نه انگار کدهای هسته‌ای رو لو دادم

884
00:39:07,257 --> 00:39:08,520
‫جو، کمکم کن.

885
00:39:08,694 --> 00:39:10,043
‫اوه، من مهمون این خونه‌ام

886
00:39:10,173 --> 00:39:11,827
‫نمی‌خوام کسی رو از خودم برنجونم.

887
00:39:11,914 --> 00:39:13,525
‫بوستون همین الانشم گیرت انداخته؟

888
00:39:13,699 --> 00:39:15,483
‫یه کم دیگه بگذره، می‌بینی طرفدار سلتیکس شدی

889
00:39:15,614 --> 00:39:17,093
‫یا کلاه رد ساکس سرت گذاشتی

890
00:39:17,224 --> 00:39:18,486
‫-و داری برای پَتس تشویق می‌کنی
‫-نه، نه، نه، نه، نه، نه

891
00:39:18,660 --> 00:39:19,705
‫متس و جتز تا آخر عمر، خیلی ممنون

892
00:39:19,835 --> 00:39:21,359
‫اوه...
‫اوه

893
00:39:21,533 --> 00:39:23,056
‫فامیلت هم همینو می‌گفت، الان طرفدار سلتیکسه

894
00:39:23,186 --> 00:39:25,014
‫اوه! فامیل!
‫خب...

895
00:39:25,188 --> 00:39:26,494
‫آدم خوبیه!
‫واو. فقط دوست داره برنده بشه!

896
00:39:28,757 --> 00:39:31,020
‫آها، فهمیدم!
‫وقتی به اندازه کافی اینجا بمونی

897
00:39:31,151 --> 00:39:32,718
‫باید یه طرف رو انتخاب کنی، باشه؟

898
00:39:32,848 --> 00:39:34,894
‫-درسته
‫-باشه؟تقصیر من نیست

899
00:39:35,024 --> 00:39:38,071
‫-اوه خدای من
‫-درسته شان، رفیق قدیمی

900
00:39:38,201 --> 00:39:39,115
‫می‌دونی چیه؟

901
00:39:39,246 --> 00:39:41,117
‫همین الان این ایمیل برام اومد.

902
00:39:42,728 --> 00:39:45,731
‫ نوشته: «واقعاً می می‌سیلور رو می‌شناسی؟»

903
00:39:45,818 --> 00:39:47,994
‫حالا من آدم حسودی نیستم، ولی مگه چه چیزایی هست که باید بدونم؟

904
00:39:48,168 --> 00:39:50,866
‫خودتو آماده کن، الی
‫چون این انتخابات مجدد

905
00:39:50,953 --> 00:39:52,128
‫قراره خیلی کثیف بشه.

906
00:39:53,608 --> 00:39:55,654
‫لانگ‌فلو همین الانشم افتاده به جون خانواده‌ام.

907
00:39:55,741 --> 00:39:58,265
‫این اطلاعات غلط دیگه...

908
00:40:00,006 --> 00:40:01,486
‫می‌خوام نابودش کنم.

909
00:40:09,537 --> 00:40:11,713
‫بیا تو.

910
00:40:11,800 --> 00:40:13,236
‫تو باید کریستینا باشی.

911
00:40:13,367 --> 00:40:14,977
‫سلام.

912
00:40:17,458 --> 00:40:19,242
‫ممنون که دعوتمون کردی.

913
00:40:20,287 --> 00:40:23,551
‫فکر کنم دخترم، کریستینا رو می‌شناسی.

914
00:40:23,682 --> 00:40:25,205
‫از آشناییت خوشحالم.

915
00:40:26,249 --> 00:40:27,468
‫دوباره.

916
00:40:27,599 --> 00:40:30,166
‫-آره
‫-پس فکر کنم تو خواهر ناتنی منی

917
00:40:30,253 --> 00:40:32,342
‫ما هیچ‌وقت بهش نمیگیم «ناتنی» یا «نیمه»

918
00:40:32,430 --> 00:40:35,128
‫ما فقط یه خانواده بزرگ و خوشحالیم

919
00:40:35,258 --> 00:40:36,912
‫البته یه کم پیچیده ست.

920
00:40:37,086 --> 00:40:38,566
‫آره؟

921
00:40:39,306 --> 00:40:40,612
‫بیا تو.

922
00:40:40,786 --> 00:40:43,005
‫وقت دعاست، پس دقیقاً سر وقت رسیدید

923
00:40:43,136 --> 00:40:44,354
‫کاپشنت رو می‌گیرم.

924
00:40:44,485 --> 00:40:47,314
‫♪ توی یه قایق، اون بیرون توی دریا ♪

925
00:40:47,445 --> 00:40:48,924
‫واو، اینجا خیلی قشنگه.

926
00:40:49,055 --> 00:40:53,059
‫♪ جای تو کنار عشقته، با دستت دور بازوش ♪

927
00:40:54,234 --> 00:40:56,236
‫خوبی؟

928
00:40:57,063 --> 00:40:58,673
‫آره.

929
00:40:58,804 --> 00:41:00,675
‫خوبه.

930
00:41:02,068 --> 00:41:03,417
‫می‌خوای برسونمت؟

931
00:41:03,591 --> 00:41:05,027
‫اوه.

932
00:41:06,594 --> 00:41:08,117
‫ممنون بابت همه‌چی، دنی.

933
00:41:09,684 --> 00:41:11,381
‫شبات شالوم، بوستون.

934
00:41:11,512 --> 00:41:13,471
‫شبات شالوم، بروکلین.

935
00:41:31,314 --> 00:41:33,186
‫♪ فرار کن ♪

936
00:41:33,360 --> 00:41:36,842
‫♪ برو یکی رو پیدا کن که عاشقش بشی ♪

937
00:41:36,972 --> 00:41:38,496
‫♪ فرار کن ♪

938
00:41:38,626 --> 00:41:41,063
‫♪ بذار قلبت راهنماییت کنه ♪

939
00:41:42,587 --> 00:41:44,284
‫♪ تو لایق یه پناه امن و عمیقی ♪

940
00:41:44,414 --> 00:41:47,069
‫♪ جایی که بالاخره ♪

941
00:41:48,070 --> 00:41:51,857
‫♪  بتونی خونه خودت رو پیدا کنی♪

942
00:41:52,858 --> 00:41:54,773
‫♪ جای تو ♪

943
00:41:54,860 --> 00:41:58,298
‫♪ بین گل‌های وحشیه ♪

944
00:41:58,428 --> 00:42:00,300
‫♪ جای تو ♪

945
00:42:00,474 --> 00:42:02,998
‫♪ یه جایی نزدیک منه ♪

946
00:42:04,086 --> 00:42:09,439
‫♪ دور از دردسرها و نگرانی‌هات ♪

947
00:42:09,614 --> 00:42:12,051
‫♪ جای تو یه جاییه ♪

948
00:42:12,138 --> 00:42:14,880
‫♪ که بتونی احساس آزادی کنی... ♪

949
00:42:15,054 --> 00:42:19,798
‫♪ جای تو ♪
‫♪ یه جاییه که بتونی آزاد باشی ♪

950
00:42:19,928 --> 00:42:23,062
‫...نان، از زمین

951
00:42:23,149 --> 00:42:25,368
‫-آمین
‫-آمین

952
00:42:25,500 --> 00:42:45,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
