1
00:00:03,771 --> 00:00:05,873
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,208
‫خیلی از نیویورک دور شدی.

3
00:00:07,341 --> 00:00:09,077
‫دیشب بچه‌ام تو آتیش‌سوزی آسیب دید.

4
00:00:09,177 --> 00:00:10,377
‫برادرم... اونم همراهش بود.

5
00:00:12,946 --> 00:00:14,215
‫می‌خوام انتصابت رو رسمی کنم.

6
00:00:14,315 --> 00:00:16,350
‫اداره‌ی پلیس بوستون با حضور تو جای بهتریه.

7
00:00:16,484 --> 00:00:18,028
‫چی شده؟ فکر می‌کنی می‌تونی
‫پا به پام بیای، بروکلین؟

8
00:00:18,052 --> 00:00:20,221
‫مطمئن نیستم بتونم پا به پات بیام، بین‌تاون،

9
00:00:20,321 --> 00:00:21,698
‫ولی قطعاً شانسـمو امتحان می‌کنم.

10
00:00:21,722 --> 00:00:22,722
‫ایشون برایان راجرزه،

11
00:00:22,823 --> 00:00:23,890
‫همکار قدیمیـم.

12
00:00:23,891 --> 00:00:25,025
‫ازت خوشم میاد.

13
00:00:25,126 --> 00:00:26,494
‫می‌خوام ببینم این رابطه تا کجا پیش میره.

14
00:00:26,594 --> 00:00:28,096
‫تو بهترین دوست منی.

15
00:00:28,196 --> 00:00:30,274
‫بهم قول بده همکار شدن‌مون،
‫این موضوع رو تغییر نده.

16
00:00:30,298 --> 00:00:31,665
‫ببخشید اگه انقدر هیجان‌زده‌ام

17
00:00:31,765 --> 00:00:33,867
‫که قراره مسیر خانواده رو دنبال کنی.

18
00:00:33,967 --> 00:00:35,203
‫امروز قراره بابام رو ببینم.

19
00:00:35,336 --> 00:00:38,238
‫یعنی اون چی فکر می‌کنه؟ اینکه ولش کردم؟

20
00:00:38,239 --> 00:00:39,240
‫اون یه لانگ‌فلوئه.

21
00:00:39,340 --> 00:00:40,740
‫اگه رای بیاری، قراره

22
00:00:40,741 --> 00:00:43,344
‫این اداره رو برگردونی به تاریکی قرون وسطی،

23
00:00:43,444 --> 00:00:44,978
‫و من نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته.

24
00:00:45,079 --> 00:00:46,247
‫پس فکر کنم جنگه.

25
00:00:50,384 --> 00:00:52,620
‫پیشم بمون، عزیزم.

26
00:00:53,887 --> 00:00:56,524
‫هر روزی که روی این زمین هستیم یه هدیه‌ست.

27
00:00:56,624 --> 00:00:57,725
‫و خانواده،

28
00:00:57,858 --> 00:00:59,392
‫آدم‌های زندگیت که دوستت دارن،

29
00:00:59,393 --> 00:01:02,730
‫دلیل‌هایی هستن برای ادامه دادن به باز کردنِ

30
00:01:02,830 --> 00:01:04,898
‫اون هدیه.

31
00:01:06,000 --> 00:01:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

32
00:01:17,811 --> 00:01:20,914
‫♪ آره ♪

33
00:01:21,048 --> 00:01:23,284
‫♪ تمام مدت حق با من بود ♪

34
00:01:25,953 --> 00:01:27,254
‫♪ آره... ♪

35
00:01:27,255 --> 00:01:29,289
‫همونجا. وانت آبیه اونجاست.

36
00:01:29,290 --> 00:01:30,590
‫خب، الان که زرده.

37
00:01:30,591 --> 00:01:32,759
‫- مطمئنی خودشه؟
‫- آره. خب نه.

38
00:01:32,760 --> 00:01:34,295
‫ولی بهتره یه داور پیدا کنیم

39
00:01:34,395 --> 00:01:35,963
‫قبل اینکه چیزی ازش باقی نمونه.

40
00:01:36,930 --> 00:01:38,542
‫- من دارم میرم.
‫- هی هی هی، صبر کن.

41
00:01:38,566 --> 00:01:40,510
‫- بدون من نه.
‫- بیخیال، روز اول بازگشتته.

42
00:01:40,534 --> 00:01:42,703
‫- مطمئنی برای این کار آماده‌ای؟
‫- نه، تو بری، منم میام.

43
00:01:42,803 --> 00:01:44,138
‫باشه، کمربندت رو ببند.

44
00:01:45,373 --> 00:01:47,441
‫♪ ها! ♪

45
00:01:47,575 --> 00:01:50,778
‫♪ آره... ♪

46
00:01:50,878 --> 00:01:52,580
‫پلیس بوستون!

47
00:01:55,149 --> 00:01:56,617
‫وانت با من.

48
00:01:57,651 --> 00:01:59,387
‫♪ دیگه خیلی دیر شده، خیلی دیر ♪

49
00:01:59,487 --> 00:02:01,789
‫♪ می‌دونی که قبلاً هم این کار رو کردم... ♪

50
00:02:01,889 --> 00:02:03,824
‫وانت رو نگه دار!

51
00:02:04,925 --> 00:02:06,460
‫لنا!

52
00:02:11,732 --> 00:02:13,467
‫♪ حواسم به امتیازه ♪

53
00:02:13,601 --> 00:02:15,569
‫♪ می‌خوام برم سر اصل مطلب،
‫دیگه خیلی دیر شده... ♪

54
00:02:15,669 --> 00:02:17,670
‫- پلیس! ایست!
‫- ایست!

55
00:02:17,671 --> 00:02:19,339
‫♪ خیلی زوده، خیلی دیره ♪

56
00:02:19,340 --> 00:02:20,508
‫♪ خیلی زوده، یا شایدم نه؟ ♪

57
00:02:23,644 --> 00:02:25,713
‫♪ تیک، تیک، بوم! ♪

58
00:02:25,813 --> 00:02:27,481
‫- خوبی؟
‫- آره. تو خوبی؟

59
00:02:27,581 --> 00:02:30,184
‫آره. این همون وانتیه
‫که زد به کارآگاه راجرز؟

60
00:02:30,318 --> 00:02:32,820
‫- به مشخصاتش می‌خوره، منهای رنگ جدیدش.
‫- باشه.

61
00:02:32,920 --> 00:02:35,022
‫تو، دست‌ها بالا و همین الان
‫از ماشین بیا بیرون.

62
00:02:35,122 --> 00:02:37,291
‫زود باش! دست‌ها بالا.

63
00:02:38,158 --> 00:02:40,528
‫پلیس بوستون. من کارآگاه ریگان هستم.

64
00:02:40,628 --> 00:02:43,564
‫ایشون هم همکارم، کارآگاه سیلوره.

65
00:02:44,532 --> 00:02:46,666
‫چندتا سوال ازت داریم.

66
00:02:57,811 --> 00:02:59,780
‫خانواده‌ی من این شهر رو ساختن،

67
00:02:59,880 --> 00:03:03,217
‫و منم یه آینده‌ی امن و مطمئن
‫برای خانواده‌ی شما می‌سازم.

68
00:03:03,317 --> 00:03:07,588
‫من تد لانگ‌فلو هستم و طرف شمام.

69
00:03:10,524 --> 00:03:11,925
‫یه دقیقه بهم وقت بده!

70
00:03:18,131 --> 00:03:19,367
‫- سلام.
‫- سلام.

71
00:03:19,467 --> 00:03:21,401
‫خیلی متاسفم دیشب نتونستم بیام.

72
00:03:21,402 --> 00:03:24,203
‫کار شلوغ شد و الانم دارم میرم شیفت روز.

73
00:03:24,204 --> 00:03:25,573
‫مشکلی نیست.

74
00:03:25,706 --> 00:03:28,008
‫به هر حال امروز صبح زود نوبت دکتر دارم.

75
00:03:28,108 --> 00:03:30,511
‫بازم اینجا خوابیدی؟

76
00:03:30,611 --> 00:03:32,379
‫آره، اینجا جا بیشتره.

77
00:03:32,380 --> 00:03:34,248
‫به پنجره‌ها نیاز دارم.

78
00:03:34,348 --> 00:03:36,950
‫اگه بتونم آسمون رو ببینم، اونوقت...

79
00:03:37,050 --> 00:03:38,218
‫می‌تونی اضطرابت رو کنترل کنی.

80
00:03:38,319 --> 00:03:40,086
‫- آره.
‫- این شاید کمکت کنه.

81
00:03:40,087 --> 00:03:41,855
‫وانت آبیه رو پیدا کردیم.

82
00:03:41,955 --> 00:03:44,592
‫- ولی چطوری؟
‫- یکی تو مارشفیلد دیدتش

83
00:03:44,692 --> 00:03:45,893
‫تو مسابقه‌ی داغون کردن ماشین‌ها.

84
00:03:45,993 --> 00:03:47,395
‫خیلی‌خب. راننده‌ش چی؟

85
00:03:47,495 --> 00:03:48,896
‫من پلیسم، لی.

86
00:03:48,996 --> 00:03:50,998
‫داره دیوونه‌ام می‌کنه که اون بیرون نیستم

87
00:03:51,098 --> 00:03:52,899
‫تا کسی که این بلا رو سرم آورد پیدا کنم.

88
00:03:52,900 --> 00:03:54,244
‫اون تازه از یه اوراقی خریده بودش.

89
00:03:54,268 --> 00:03:55,508
‫قطعاتش رو اوراق کرده بودن.

90
00:03:55,536 --> 00:03:56,770
‫پس همون یارویی نیست که بهم زد؟

91
00:03:56,904 --> 00:04:00,408
‫نه، ولی یه شروعه.

92
00:04:00,541 --> 00:04:01,942
‫آره. شروع خوبیه.

93
00:04:02,075 --> 00:04:05,546
‫آره، پس چطوره فعلاً
‫بذاری ما بهش برسیم؟

94
00:04:06,314 --> 00:04:08,248
‫تا تو بتونی روی بهبودیت تمرکز کنی. باشه؟

95
00:04:08,349 --> 00:04:10,082
‫تو سه ماه پیش روی ویلچر بودی،

96
00:04:10,083 --> 00:04:12,061
‫و الان اون بیرونی
‫و مثل یه آدم کاملاً جدید شدی،

97
00:04:12,085 --> 00:04:13,754
‫اونوقت به من میگی آروم پیش برم؟

98
00:04:16,256 --> 00:04:17,758
‫آسیب عصبی من خوب شد.

99
00:04:17,858 --> 00:04:19,460
‫ریه‌ام هم همینطور.

100
00:04:19,560 --> 00:04:21,495
‫جراحات تو...

101
00:04:22,730 --> 00:04:24,598
‫بدتره.

102
00:04:26,667 --> 00:04:28,101
‫آره آره. شاید حق با توئه.

103
00:04:28,201 --> 00:04:29,841
‫حالا هم که کلاً یک روزه برگشتی سر کار،

104
00:04:29,937 --> 00:04:31,672
‫و من از همین الان دلم
‫برای پیشم بودنت تنگ شده.

105
00:04:31,772 --> 00:04:34,241
‫بدون رفیق توانبخشیم چی کار کنم؟

106
00:04:34,342 --> 00:04:37,277
‫خب، تا چشم بهم بزنی برمی‌گردی سر خدمت.

107
00:04:37,411 --> 00:04:39,480
‫و اون شغل منتظرت می‌مونه.

108
00:04:39,613 --> 00:04:42,282
‫تازه‌شم هنوز من رو داری،

109
00:04:42,383 --> 00:04:44,451
‫همون رفیق توانبخشیت.

110
00:04:44,452 --> 00:04:46,286
‫من خوش‌شانس‌ترین مرد بوستونم.

111
00:04:52,292 --> 00:04:54,961
‫باشه، نه، ببین عزیزم، من...
‫وقتی گفتم داوطلب می‌شم،

112
00:04:54,962 --> 00:04:57,631
‫منظورم چیزهایی مثل پاکت‌نامه چسبوندن و در زدن بود.

113
00:04:57,765 --> 00:04:59,131
‫چرا اومدیم خونه‌ی مِی؟

114
00:04:59,132 --> 00:05:00,768
‫خب، مامان به قوانین احترام می‌ذاره.

115
00:05:00,868 --> 00:05:04,137
‫اون نمی‌تونه برای جمع‌آوری
‫کمک مالی یا اعانات غیرنقدی

116
00:05:04,271 --> 00:05:05,606
‫- توی اداره اقدام کنه.
‫- باشه.

117
00:05:05,706 --> 00:05:08,141
‫و پدربزرگ هم می‌خواست اینجا باشه

118
00:05:08,241 --> 00:05:10,210
‫تا وقتی ازت درخواست کمک می‌کنه،
‫قیافه‌ات رو ببینه.

119
00:05:10,310 --> 00:05:11,812
‫- سلام بچه‌ها.
‫- صبح بخیر.

120
00:05:11,912 --> 00:05:13,146
‫صبح بخیر.

121
00:05:13,246 --> 00:05:14,648
‫همه‌ش ایده‌ی بابا بود.

122
00:05:14,782 --> 00:05:16,283
‫چی می‌تونم بگم؟

123
00:05:16,384 --> 00:05:17,518
‫الهام الهی بود.

124
00:05:17,618 --> 00:05:18,786
‫می‌دونی که من دارم نامزد می‌شم

125
00:05:18,886 --> 00:05:20,820
‫برای انتخاب مجدد در برابر تد لانگ‌فلو.

126
00:05:20,821 --> 00:05:23,023
‫از اشراف‌زاده‌های بوستون،
‫جیب‌های پُر از پول،

127
00:05:23,123 --> 00:05:25,593
‫ایده‌های سخت‌گیرانه و بی‌رحمانه
‫درباره جرم و مجازات.

128
00:05:25,693 --> 00:05:27,860
‫و قیافه‌ای که شدیداً رو مُخه
‫و چک می‌طلبه، ولی...

129
00:05:27,861 --> 00:05:29,697
‫- آره.
‫- خب، از اونجایی که تو

130
00:05:29,830 --> 00:05:31,432
‫یه روزنامه‌نگاری با سابقه در تحقیق

131
00:05:31,532 --> 00:05:33,401
‫و مهارت‌های قوی مناظره...

132
00:05:33,501 --> 00:05:35,769
‫الان دیگه دارم استرس میگیرم.

133
00:05:35,869 --> 00:05:38,939
‫می‌خوام توی تمرین مناظره،
‫نقش لانگ‌فلو رو برام بازی کنی.

134
00:05:39,039 --> 00:05:40,207
‫شاید فکر می‌کنه تو هم

135
00:05:40,307 --> 00:05:41,709
‫قیافه‌ات به همون اندازه رو مُخه.

136
00:05:41,842 --> 00:05:44,044
‫هی، نامزد منه‌ها.

137
00:05:44,144 --> 00:05:45,278
‫آقای ییتس؟

138
00:05:45,379 --> 00:05:46,880
‫- اوهوم.
‫- حاضرید

139
00:05:47,014 --> 00:05:50,551
‫وقت و استعدادتون رو وقف
‫کمپین انتخاب مجدد من کنید

140
00:05:50,684 --> 00:05:52,352
‫با بازی کردن در نقش تد لانگ‌فلو

141
00:05:52,486 --> 00:05:54,522
‫به عنوان حریف تمرینی مناظره‌ام؟

142
00:05:54,655 --> 00:05:56,689
‫- وای.
‫- هوم.

143
00:05:56,690 --> 00:05:58,258
‫اه...

144
00:05:59,192 --> 00:06:02,530
‫خب، خانم دادستان، باعث افتخار بنده‌ست.

145
00:06:02,630 --> 00:06:04,564
‫عالیه. عالیه.

146
00:06:07,401 --> 00:06:08,836
‫اون‌ها مدارک و اطلاعات تحقیق شماست.

147
00:06:08,936 --> 00:06:10,202
‫من باید برم. دوستت دارم.

148
00:06:10,203 --> 00:06:11,839
‫- چی؟
‫- آره.

149
00:06:11,939 --> 00:06:14,040
‫تو اون جعبه‌ها زندگینامه‌ی کامل تد لانگ‌فلو هست،

150
00:06:14,041 --> 00:06:16,076
‫همینطور دفاعیات پایانیش

151
00:06:16,209 --> 00:06:17,545
‫توی بزرگترین دادگاه‌هاش.

152
00:06:17,645 --> 00:06:19,480
‫و همینطور اطلاعات مشابه در مورد خودم.

153
00:06:19,580 --> 00:06:21,748
‫- اوهوم.
‫- قرار بهت خوش بگذره.

154
00:06:21,749 --> 00:06:23,183
‫هوم.

155
00:06:23,283 --> 00:06:25,753
‫♪ آره، آره، آره، آره ♪

156
00:06:25,853 --> 00:06:27,373
‫♪ اگه دنبالم می‌گردی، می‌تونی پیدام کنی ♪

157
00:06:27,455 --> 00:06:29,289
‫♪ توی سلمونی، دارم می‌رسم ♪

158
00:06:29,389 --> 00:06:31,309
‫♪ که موهام رو بزنم،
‫گازش رو گرفتم تو پارکینگ ♪

159
00:06:31,358 --> 00:06:33,238
‫♪ همه‌چی تمیزه،
‫دارم میرم سمت سلمونی ریکو ♪

160
00:06:33,326 --> 00:06:34,862
‫♪ اگه توی شهری ♪

161
00:06:34,962 --> 00:06:36,339
‫♪ پس تو هم احتمالاً داری میای اونجا ♪

162
00:06:36,363 --> 00:06:37,798
‫♪ اکیپ دارن حال می‌کنن ♪

163
00:06:37,898 --> 00:06:39,399
‫♪ فرد داره حال می‌کنه ♪

164
00:06:39,533 --> 00:06:41,234
‫♪ نیک داره حال می‌کنه،
‫ران داره حال می‌کنه ♪

165
00:06:41,334 --> 00:06:43,070
‫♪ اینا فقط چند نفرشون بودن، همه... ♪

166
00:06:43,203 --> 00:06:44,705
‫اوه! آره!

167
00:06:44,805 --> 00:06:46,249
‫♪ می‌خوای تیپ بزنی، دارم بهت میگم ♪

168
00:06:46,273 --> 00:06:47,907
‫♪ اینجا بهترین جاست، بدون شک ♪

169
00:06:47,908 --> 00:06:49,352
‫♪ باید بهشون می‌گفتم رپ خوندنم لاتیه ♪

170
00:06:49,376 --> 00:06:50,611
‫♪ بیا پایین سمت سلمونی ریکو... ♪

171
00:06:50,744 --> 00:06:52,780
‫تمام!

172
00:06:52,880 --> 00:06:54,280
‫یه دست دیگه. این‌بار می‌بریمشون.

173
00:06:54,281 --> 00:06:55,749
‫دیدی؟ می‌دونستم برمی‌گرده.

174
00:06:55,883 --> 00:06:57,360
‫این پنجمین باریه که این ماه
‫به اینجا دست‌برد می‌زنه.

175
00:06:57,384 --> 00:06:59,653
‫- بیاین یه دست دیگه بزنیم.
‫- شرمنده، بچه‌ها.

176
00:06:59,753 --> 00:07:01,955
‫ماموریت پلیسیه. ولی بازی خوبی بود.

177
00:07:02,055 --> 00:07:03,757
‫الان گفت ماموریت پلیسی؟

178
00:07:03,857 --> 00:07:05,258
‫هی هی، آروم‌تر.

179
00:07:05,358 --> 00:07:06,670
‫- نمی‌خوایم ما رو ببینه.
‫- ردیفه، ردیفه.

180
00:07:06,694 --> 00:07:08,094
‫♪ یک، دو، سه، چهار! ♪

181
00:07:08,095 --> 00:07:10,363
‫هی، پلیس بوستون، ایست!

182
00:07:10,464 --> 00:07:11,832
‫- هی!
‫- هی، پلیس!

183
00:07:11,932 --> 00:07:13,466
‫هی پسره، این دوچرخه رو لازم دارم.

184
00:07:13,467 --> 00:07:15,547
‫- صبر کن. هی! هی!
‫- نگران نباش. من پلیسم. باشه؟

185
00:07:17,104 --> 00:07:18,739
‫ایست!

186
00:07:18,839 --> 00:07:19,873
‫ایست! پلیس بوستون!

187
00:07:19,973 --> 00:07:21,609
‫هی!

188
00:07:21,709 --> 00:07:23,544
‫♪ هی تو، جراتش رو داری... ♪

189
00:07:23,644 --> 00:07:25,012
‫پلیس! ایست!

190
00:07:25,112 --> 00:07:26,552
‫♪ اگه اصلاً جراتش رو داری... ♪

191
00:07:26,647 --> 00:07:27,915
‫بیخیال، مرد!

192
00:07:28,015 --> 00:07:29,817
‫♪ هی تو، جراتش رو داری؟ ♪

193
00:07:29,950 --> 00:07:31,451
‫♪ هی تو، جراتش رو داری؟ ♪

194
00:07:31,585 --> 00:07:33,987
‫♪ بهتره تندتر بدوئی... ♪

195
00:07:36,256 --> 00:07:37,725
‫هی!

196
00:07:38,792 --> 00:07:40,660
‫♪ برو پسره، جراتش رو داری؟ ♪

197
00:07:40,661 --> 00:07:42,495
‫♪ بهتره زودتر بیخیال کارش بشی ♪

198
00:07:42,496 --> 00:07:44,331
‫♪ وگرنه هیچوقت بزرگ نمی‌شی، اصلاً... ♪

199
00:07:44,431 --> 00:07:45,966
‫هی، ایست!

200
00:07:46,767 --> 00:07:49,069
‫ایست!

201
00:07:49,503 --> 00:07:50,803
‫باشه، بسه.

202
00:07:55,943 --> 00:07:57,476
‫هی، پلیس بوستون!

203
00:07:57,477 --> 00:07:59,613
‫- تو بازداشتی. رو به زمین بخواب.
‫- گرفتیش؟

204
00:07:59,713 --> 00:08:01,682
‫- یالا. بيا بلندش کنیم.
‫- آره، آره.

205
00:08:01,782 --> 00:08:03,483
‫داریش؟

206
00:08:03,584 --> 00:08:05,218
‫- آره، دارمش.
‫- خب، ردیفه.

207
00:08:05,318 --> 00:08:08,388
‫تو پنج‌تا دوچرخه از اون پارک دزدیدی.

208
00:08:08,488 --> 00:08:09,990
‫هفت‌تا.

209
00:08:10,090 --> 00:08:11,810
‫ما یه عملیات خارج از شیفت
‫و غیررسمی راه انداختیم.

210
00:08:11,859 --> 00:08:12,993
‫می‌دونم که یارو رو گرفتیم،

211
00:08:13,093 --> 00:08:14,527
‫ولی سرگرد کریم حسابی شاکی می‌شه.

212
00:08:14,528 --> 00:08:16,072
‫به نظرم بهتره فقط ولم کنین برم.

213
00:08:16,096 --> 00:08:17,197
‫خفه شو.

214
00:08:17,297 --> 00:08:18,666
‫سارا ظرف چهار سال کارآگاه شد،

215
00:08:18,766 --> 00:08:20,200
‫و نمره‌ی لنا هم بالاترین نمره‌ست.

216
00:08:20,300 --> 00:08:22,903
‫پسرخاله‌ام، بابام، عموم،
‫پدربزرگم، پدر پدربزرگم...

217
00:08:23,003 --> 00:08:24,605
‫همه‌شون پلیسن. می‌فهمم.

218
00:08:24,705 --> 00:08:26,006
‫ما واسه خودمون اسمی در می‌کنیم.

219
00:08:26,139 --> 00:08:27,483
‫فقط بیا مطمئن بشیم اسم خوبی در می‌کنیم.

220
00:08:27,507 --> 00:08:28,842
‫پیچیده به نظر میاد.

221
00:08:28,942 --> 00:08:30,844
‫خفه شو!

222
00:08:35,616 --> 00:08:37,884
‫- کارآگاه.
‫- خانم رئیس.

223
00:08:37,885 --> 00:08:39,386
‫- ممنون که اومدی دیدنم.
‫- آره.

224
00:08:39,486 --> 00:08:40,966
‫کل صبح پشت سر هم جلسه‌ی استماع دارم.

225
00:08:41,021 --> 00:08:42,956
‫- چه خبر؟
‫- النا هنوز نمی‌خوابه؟

226
00:08:43,056 --> 00:08:45,225
‫آره، اون نمی‌خوابه، منم همینطور.

227
00:08:45,325 --> 00:08:47,359
‫از وقتی اون و بایز اومدن شهر،

228
00:08:47,360 --> 00:08:49,797
‫تازه فهمیدم آپارتمانم چقدر کوچیکه.

229
00:08:49,897 --> 00:08:53,667
‫خب، خسته باشی یا نه،
‫آزمون گروهبانیت رو ۲‌۰ شدی.

230
00:08:53,767 --> 00:08:55,035
‫بار اول.

231
00:08:55,135 --> 00:08:57,437
‫خب. آخه من زیر دست دوتا کمیسر بزرگ شدم،

232
00:08:57,537 --> 00:09:00,407
‫واسه همین، ترس از قبول نشدن توی آزمون

233
00:09:00,540 --> 00:09:02,142
‫هیچوقت دلیلی نبود که توی آزمون شرکت نکنم.

234
00:09:02,242 --> 00:09:05,713
‫در واقع دلیلش این بود
‫که به یه انگیزه درست و حسابی نیاز داشتم.

235
00:09:05,846 --> 00:09:07,915
‫- شان.
‫- بله.

236
00:09:08,015 --> 00:09:10,584
‫دنی، یه فرصت ترفیع درجه وجود داره.

237
00:09:11,218 --> 00:09:12,686
‫اگه بخوای، مال توئه.

238
00:09:14,622 --> 00:09:16,389
‫می‌تونیم الزامات گشت‌زنی رو رد کنیم،

239
00:09:16,489 --> 00:09:18,926
‫و تو هم از قبل احترام اداره رو به دست آوردی.

240
00:09:19,026 --> 00:09:22,395
‫سرکارآگاه، توی واحد پرونده‌های ویژه.

241
00:09:22,495 --> 00:09:24,598
‫آره. خب... فوق‌العاده‌ست.

242
00:09:24,698 --> 00:09:26,566
‫در این باره با لنا صحبت کردی؟

243
00:09:26,667 --> 00:09:28,702
‫مگه به همین خاطر تو آزمون شرکت نکردی؟

244
00:09:28,802 --> 00:09:31,471
‫چرا. من... فقط شاید یکم
‫زمان بیشتری نیاز داشته باشم

245
00:09:31,571 --> 00:09:32,739
‫تا دربارش فکر کنم.

246
00:09:32,740 --> 00:09:34,241
‫چی هست که بهم نمیگی؟

247
00:09:35,408 --> 00:09:36,977
‫موضوع لناست.

248
00:09:37,911 --> 00:09:39,647
‫یه پرونده قتل خورده به تورمون.

249
00:09:39,747 --> 00:09:41,782
‫مرخصید.

250
00:09:48,221 --> 00:09:49,823
‫خب، اوضاع‌ت روبراهه؟

251
00:09:49,923 --> 00:09:51,424
‫خوبم. چرا می‌پرسی؟

252
00:09:51,558 --> 00:09:55,796
‫فقط دارم میگم، ترومایی مثل همونی
‫که از سر گذروندی، روی هم انباشته می‌شه.

253
00:09:55,929 --> 00:09:57,430
‫می‌دونی، یهو غافلگیرت می‌کنه،

254
00:09:57,564 --> 00:09:59,324
‫و هِی جمع می‌شه، هِی جمع می‌شه
‫تا وقتی که از پا دربیای،

255
00:09:59,366 --> 00:10:00,968
‫و بعدش بوم، کار تمومه.

256
00:10:01,068 --> 00:10:05,105
‫باورت بشه یا نه،
‫تیر خوردن و تا پای مرگ رفتن...

257
00:10:05,205 --> 00:10:06,774
‫باعث شد خیلی چیزها برام روشن بشه.

258
00:10:06,874 --> 00:10:10,377
‫یه جور... احساس سبکی دارم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

259
00:10:10,477 --> 00:10:13,546
‫انگار بالاخره دیگه
‫چیزی برای ثابت کردن ندارم.

260
00:10:13,647 --> 00:10:15,783
‫- خوبه.
‫- می‌تونم فقط...

261
00:10:15,916 --> 00:10:18,051
‫- می‌تونم فقط خودم باشم.
‫- خوبه.

262
00:10:18,151 --> 00:10:20,788
‫اما این ترفیع... می‌دونم
‫سارا بهت پیشنهادش داده.

263
00:10:20,921 --> 00:10:23,523
‫- بهش گفتم دارم بهش فکر می‌کنم.
‫- چی؟ چرا؟

264
00:10:23,623 --> 00:10:25,425
‫چون دارم بهش فکر می‌کنم.

265
00:10:25,525 --> 00:10:26,960
‫چی داریم، ری‌ری؟

266
00:10:27,060 --> 00:10:29,329
‫یه مقتول پیدا کردیم، اون توئه، خفه شده.

267
00:10:29,462 --> 00:10:30,864
‫- شلوار یوگا؟
‫- آره.

268
00:10:30,964 --> 00:10:33,466
‫پیچیده بودنش دور گردنش،
‫دقیقاً مثل بقیه. اینجا رو ببین.

269
00:10:33,600 --> 00:10:35,335
‫زن، سفیدپوست.

270
00:10:35,435 --> 00:10:39,006
‫گواهینامه‌ی روی میز توالت میگه
‫فرانی سوان، ۲۴ ساله.

271
00:10:39,106 --> 00:10:41,441
‫شیوه‌ی قتلش دقیقاً مثل اون خفه‌کردن
‫توی بیکن هیلـه.

272
00:10:41,541 --> 00:10:43,643
‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی،
‫و اگه درست حدس زده باشی،

273
00:10:43,744 --> 00:10:45,254
‫یه نفر داره از یکی از خطرناک‌ترین
‫قاتل‌های زنجیره‌ای بوستون

274
00:10:45,278 --> 00:10:47,314
‫- تقلید می‌کنه.
‫- درمورد چی درست حدس زده باشم؟

275
00:10:47,447 --> 00:10:48,847
‫ببین جسد رو چجوری قرار داده، ری‌ری.

276
00:10:48,916 --> 00:10:50,517
‫شلوار رو مثل پاپیون
‫دور گردنش گِره زده.

277
00:10:50,650 --> 00:10:54,521
‫اگه درست گفته باشم،
‫با یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید طرفیم.

278
00:11:04,000 --> 00:11:06,000
‫« پلیس بوستون »

279
00:11:16,777 --> 00:11:19,146
‫ریگان، این رو چک کن.

280
00:11:19,246 --> 00:11:21,448
‫اون چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟

281
00:11:24,184 --> 00:11:25,585
‫این پالتوی زمستونی دیگه چیه؟

282
00:11:25,685 --> 00:11:27,687
‫- من میرم سراغش.
‫- منم از بغل میرم.

283
00:11:28,488 --> 00:11:30,089
‫اسلحه!

284
00:11:30,090 --> 00:11:32,092
‫پناه بگیرید!

285
00:11:32,192 --> 00:11:33,393
‫هی!

286
00:11:35,262 --> 00:11:36,796
‫بیا اینجا.

287
00:11:36,797 --> 00:11:38,798
‫- دستت رو بده من. دستت رو بده من!
‫- وای خدای من.

288
00:11:38,799 --> 00:11:40,768
‫عجب.

289
00:11:41,935 --> 00:11:43,636
‫بلند شو.

290
00:11:43,771 --> 00:11:45,973
‫بلند شو.

291
00:11:46,807 --> 00:11:47,807
‫این چیه؟

292
00:11:47,841 --> 00:11:49,777
‫یه میکروفون جهت‌داره.

293
00:11:49,877 --> 00:11:52,012
‫- داری چی ضبط می‌کنی؟
‫- شما رو. پس خودشه؟

294
00:11:52,112 --> 00:11:54,114
‫واقعاً خفه‌کننده‌ی بوستون برگشته؟

295
00:11:54,247 --> 00:11:57,116
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- من جرمی رینزانو هستم. پادکسترم.

296
00:11:57,117 --> 00:11:58,928
‫- از کجا این قضیه رو فهمیدی؟
‫- یه اسکنر پلیس دارم.

297
00:11:58,952 --> 00:12:00,486
‫توی رادیو شنیدم. خب، پس خودشه؟

298
00:12:00,487 --> 00:12:01,653
‫خفه‌کننده‌ی بوستون
‫دوباره دست‌به‌کار شده یا چی؟

299
00:12:01,654 --> 00:12:03,023
‫هی هی هی.

300
00:12:03,123 --> 00:12:04,456
‫خفه‌کننده‌ی بوستون
‫دهه‌هاست که مُرده.

301
00:12:04,457 --> 00:12:06,158
‫ببخشید.

302
00:12:06,159 --> 00:12:07,871
‫مردم بوستون حق دارن بدونن
‫چه اتفاقی داره اینجا می‌افته.

303
00:12:07,895 --> 00:12:09,773
‫نه، شهر بوستون کُن‌فیکون می‌شه

304
00:12:09,797 --> 00:12:11,630
‫اگه بفهمن یه قاتل تقلیدکار
‫داره این دوروبر می‌چرخه.

305
00:12:11,631 --> 00:12:13,966
‫- اون فایل ضبط‌شده رو لازم داریم.
‫- مال شما، بگیریدش.

306
00:12:13,967 --> 00:12:16,136
‫ولی من تمام این مدت داشتم
‫پخش زنده می‌کردم.

307
00:12:16,236 --> 00:12:18,471
‫چی؟

308
00:12:18,571 --> 00:12:20,707
‫می‌فهمی که همین الان به کل شهر گفتی

309
00:12:20,808 --> 00:12:23,143
‫یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید
‫آزادانه داره می‌چرخه؟

310
00:12:23,243 --> 00:12:24,744
‫من نه.

311
00:12:24,845 --> 00:12:26,746
‫شما گفتید.

312
00:12:27,000 --> 00:12:31,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

313
00:12:31,351 --> 00:12:33,353
‫قربان؟

314
00:12:33,486 --> 00:12:35,522
‫کی اجازه‌ی اضافه‌کاری
‫توی نورث پوینت رو داده؟

315
00:12:35,655 --> 00:12:37,257
‫قربان، داشتیم بسکتبال بازی می‌کردیم.

316
00:12:37,357 --> 00:12:39,827
‫شما دوتا بدون اطلاع من،
‫برای اضافه‌کاری تاییدیه گرفتید؟

317
00:12:39,960 --> 00:12:42,195
‫نه، یه بازی تفننی
‫قبل کار بود، خب، می‌دونید،

318
00:12:42,295 --> 00:12:44,364
‫- بسکتباله دیگه...
‫- شما دوتا دیگه تازه‌کار نیستید.

319
00:12:44,497 --> 00:12:46,133
‫ولی قطعاً که کارآگاه هم نیستید.

320
00:12:46,233 --> 00:12:48,401
‫لباس‌های استتار مخصوص
‫اون روز رو پوشیده بودید؟

321
00:12:48,501 --> 00:12:50,037
‫نشان‌هاتون در معرض دید بود؟

322
00:12:50,170 --> 00:12:51,703
‫- نه قربان. ما امیدوار بودیم...
‫- سال دوم وقتیـه که تصمیم میگیرید

323
00:12:51,704 --> 00:12:53,373
‫می‌خواید چه جور پلیسی باشید.

324
00:12:53,506 --> 00:12:55,575
‫اگه زیادی عجله کنید
‫و پاتون رو از گلیمـتون درازتر کنید، ممکنه

325
00:12:55,675 --> 00:12:57,010
‫با مخ بخورید زمین.

326
00:12:57,110 --> 00:12:59,112
‫قربان، ما یارو رو گرفتیم. مگه این مهم نیست؟

327
00:12:59,212 --> 00:13:00,857
‫خوشحالم که یارو رو گرفتید
‫و کسی آسیب ندید.

328
00:13:00,881 --> 00:13:03,083
‫می‌تونست اینجوری پیش نره. شانس آوردید.

329
00:13:03,183 --> 00:13:05,385
‫گوش کنید، این هفته‌ی آخرم با شما دوتاست.

330
00:13:05,518 --> 00:13:07,386
‫نمی‌خوام وقتم رو برای گزارش تخلف براتون تلف کنم.

331
00:13:07,387 --> 00:13:10,190
‫دارم منتقل می‌شم به حومه. ای‌۱۷.

332
00:13:10,290 --> 00:13:12,192
‫هاید پارک. ایول.

333
00:13:13,326 --> 00:13:15,628
‫برای حضور و غیاب آماده شید.
‫شیفت ده دقیقه‌ی دیگه شروع می‌شه.

334
00:13:15,728 --> 00:13:17,898
‫- درست رفتار کنید.
‫- بله قربان.

335
00:13:18,031 --> 00:13:19,565
‫قاتل خیلی بیشتر از اونی

336
00:13:19,566 --> 00:13:21,734
‫که فکر می‌کردیم فعال بوده.
‫قتل‌های بیشتری هم هست.

337
00:13:21,869 --> 00:13:23,837
‫چطور کل اداره‌ی پلیس بوستون
‫متوجه این نشدن؟

338
00:13:23,937 --> 00:13:25,872
‫دوتاشون دقیقاً توی خود بوستون بودن.

339
00:13:25,873 --> 00:13:27,640
‫بقیه توی حوزه‌های قضایی اطراف بودن.

340
00:13:27,740 --> 00:13:31,311
‫خب، بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴،

341
00:13:31,411 --> 00:13:34,214
‫خفه‌کننده‌ی بوستون ۱۳ زن رو کشت،

342
00:13:34,314 --> 00:13:36,383
‫که به صورت دوره‌ای انجام‌شون می‌داد.

343
00:13:36,483 --> 00:13:38,651
‫خود خفه‌کننده‌ی بوستونـه.

344
00:13:38,751 --> 00:13:40,753
‫هرچی درموردش می‌دونی بهم بگو، بروکلین.

345
00:13:40,854 --> 00:13:44,591
‫خب راستش، من خیلی چیزها
‫درموردش می‌دونم، بین‌تاون.

346
00:13:44,691 --> 00:13:46,725
‫در واقع، می‌دونم که آلبرت دِسالوو،

347
00:13:46,726 --> 00:13:48,728
‫خفه‌کننده‌ی احتمالی بوستون،

348
00:13:48,828 --> 00:13:51,231
‫هرگز برای هیچکدوم
‫از اون قتل‌ها محکوم نشد.

349
00:13:51,331 --> 00:13:53,566
‫اما دی‌اِن‌اِی اون رو
‫به آخرین مقتول ربط داد،

350
00:13:53,666 --> 00:13:55,002
‫برای همین به خاطر تعرض افتاد زندان.

351
00:13:55,102 --> 00:13:56,435
‫- آفرین.
‫- آره.

352
00:13:56,436 --> 00:14:00,240
‫مشکل اینجاست که اون سال ۱۹۷۳
‫توی زندان مُرد، پس...

353
00:14:00,340 --> 00:14:02,251
‫- پس قطعاً با یه مقلد طرفیم.
‫- آره.

354
00:14:02,275 --> 00:14:04,277
‫خیلی‌خب،
‫خب، اون چهارتا زن رو کشته،

355
00:14:04,377 --> 00:14:07,080
‫همه رو هم با شلوار یوگا که مثل پاپیون
‫دور گردن‌شون گره زده شده.

356
00:14:07,214 --> 00:14:09,682
‫- چرا شلوار یوگا؟
‫- قاتل اصلی از جوراب شلواری استفاده می‌کرد.

357
00:14:09,782 --> 00:14:13,785
‫و زمونه عوض شده، پس قاتل ما
‫داره از لباس‌های ورزشی استفاده می‌کنه،

358
00:14:13,786 --> 00:14:15,956
‫که الان مُد روزه.

359
00:14:16,056 --> 00:14:17,857
‫چیه؟

360
00:14:19,292 --> 00:14:20,760
‫دنی.

361
00:14:20,894 --> 00:14:23,530
‫قتل‌های این مقلد فقط شبیه به

362
00:14:23,630 --> 00:14:24,998
‫خفه‌کننده‌ی اصلی نیست.

363
00:14:25,098 --> 00:14:27,968
‫دقیقاً عین همونه.

364
00:14:28,068 --> 00:14:29,636
‫به سن مقتول‌ها و مکان‌ها نگاه کن.

365
00:14:29,769 --> 00:14:32,772
‫تا جایی که بعد از ۶۲ سال ممکنه،
‫شبیه هم هستن.

366
00:14:32,906 --> 00:14:34,274
‫پس اون داره زن‌هایی رو

367
00:14:34,374 --> 00:14:36,743
‫هم‌سن مقتول‌های اصلی به قتل می‌رسونه،

368
00:14:36,843 --> 00:14:38,811
‫توی همون محله‌هایی
‫که قتل‌های اصلی اتفاق افتادن؟

369
00:14:38,912 --> 00:14:40,646
‫آره، فقط با این تفاوت
‫که داره برعکس عمل می‌کنه.

370
00:14:40,647 --> 00:14:43,315
‫۲۱ ساله توی بیکن هیل،
‫۲۵ ساله توی لارنس.

371
00:14:43,316 --> 00:14:46,686
‫۵۲ ساله توی سِیلم،
‫۲۴ ساله توی چست‌نات هیل.

372
00:14:46,786 --> 00:14:49,321
‫پس اگه این درست باشه،
‫این هفته دوتا زن دیگه کشته می‌شن.

373
00:14:49,322 --> 00:14:52,659
‫و مقتول بعدی‌مون قراره
‫یه زن ۲۵ ساله توی وست فن‌وی باشه.

374
00:14:52,759 --> 00:14:54,326
‫گشتی‌ها رو می‌فرستم به اون منطقه.

375
00:14:54,327 --> 00:14:56,063
‫منم سوابق اداره‌ی راهنمایی و رانندگی رو چک می‌کنم،

376
00:14:56,163 --> 00:14:59,699
‫ببینم می‌تونیم محدوده‌ رو تنگ‌تر کنیم
‫تا بفهمیم کی رو باید نجات بدیم.

377
00:15:03,937 --> 00:15:05,305
‫من به عدالت اعتقاد دارم.

378
00:15:05,438 --> 00:15:07,540
‫این ارزش توی خانواده‌ی من
‫ریشه عمیقی داره.

379
00:15:07,640 --> 00:15:09,476
‫شوهر مرحومم قاضی بود.

380
00:15:09,576 --> 00:15:12,512
‫و دوست‌پسر فعلیت هم هست،
‫قاضی ایلای رابینسون.

381
00:15:12,645 --> 00:15:13,813
‫پس به نظرم می‌رسه که

382
00:15:13,947 --> 00:15:15,815
‫تضاد منافع، استایل موردعلاقه‌ی توئه.

383
00:15:15,915 --> 00:15:17,650
‫من دوتا دختر و یک پسر دارم،

384
00:15:17,784 --> 00:15:21,487
‫- که همه‌شون پلیس‌های افتخاری بوستون هستن.
‫- خب، اینکه عالیـه.

385
00:15:21,488 --> 00:15:23,456
‫اما... دختر بیولوژیکت،

386
00:15:23,556 --> 00:15:27,427
‫لنا، اون موقعی نامشروع به دنیا اومد

387
00:15:27,527 --> 00:15:30,130
‫که پدرش توی زندان بود، درسته؟

388
00:15:30,230 --> 00:15:32,498
‫پس بگو که خودت هم
‫با جرم و جنایت غریبه نیستی.

389
00:15:32,499 --> 00:15:33,833
‫نامشروع؟

390
00:15:33,933 --> 00:15:35,435
‫برگشتیم به عهد بوق؟

391
00:15:35,535 --> 00:15:38,005
‫عهد بوق؟ من...

392
00:15:38,105 --> 00:15:40,773
‫و این هم یه عکس از تو و بابای تبهکار بچه‌ات

393
00:15:40,873 --> 00:15:42,113
‫که همین دو ماه پیش گرفته شده.

394
00:15:42,175 --> 00:15:44,344
‫قاضی ایلای در این مورد چه حسی داره؟

395
00:15:44,444 --> 00:15:45,711
‫- ست.
‫- چیه؟

396
00:15:45,712 --> 00:15:47,013
‫- بابای تبهکار بچه؟
‫- مِی، معذرت می‌خوام.

397
00:15:47,014 --> 00:15:48,391
‫- فقط داشتم سعی می‌کردم بازسازی کنم...
‫- واقعاً؟

398
00:15:48,415 --> 00:15:49,895
‫اون فقط داره کاری رو می‌کنه
‫که ازش خواستی.

399
00:15:50,017 --> 00:15:51,584
‫تَد قراره دقیقاً همینجوری
‫برات طعمه بذاره،

400
00:15:51,684 --> 00:15:53,852
‫با همون عکس و همه چیز.

401
00:15:53,853 --> 00:15:56,923
‫تو هم... قشنگ افتادی توی تله.

402
00:16:13,206 --> 00:16:14,374
‫برگشتن چطوره؟

403
00:16:14,507 --> 00:16:16,709
‫عالیـه. راستش، خیلی عالیـه.

404
00:16:16,809 --> 00:16:18,811
‫خوبه. ولی یه خبر بد دارم.

405
00:16:18,911 --> 00:16:20,246
‫اون پادکستره رو آزاد کردم.

406
00:16:20,247 --> 00:16:21,714
‫مامان نتونست علیهش جرمی ثبت کنه.

407
00:16:21,814 --> 00:16:26,286
‫ضبط کردن صدای پلیس،
‫با اطلاع یا بدون اطلاع ما، قانونیـه.

408
00:16:26,386 --> 00:16:28,054
‫- خنده‌داره و خب معلوم بود...
‫- اوهوم.

409
00:16:28,055 --> 00:16:30,133
‫چون توی بازجویی هم
‫اصلاً هیچی نمی‌دونست.

410
00:16:30,157 --> 00:16:32,201
‫- می‌بینم که درمورد اون وانت آبی خبرهایی داری؟
‫- آره، حالا که

411
00:16:32,225 --> 00:16:34,327
‫شماره شاسی رو داریم،
‫چندتا از قطعاتش رو توی شهر پیدا کردیم.

412
00:16:34,427 --> 00:16:35,662
‫ولی هنوز ردی از راننده نیست.

413
00:16:35,762 --> 00:16:37,064
‫اما تو برای این اینجا نیستی.

414
00:16:37,164 --> 00:16:40,300
‫می‌دونستی راجرز نامه‌های بازگشت به کارش رو فرستاده؟

415
00:16:40,400 --> 00:16:42,502
‫واقعاً؟

416
00:16:42,602 --> 00:16:44,404
‫فکر می‌کردم قراره صبر کنه.

417
00:16:44,537 --> 00:16:46,273
‫با دکترش ملاقات کرد.

418
00:16:46,373 --> 00:16:48,607
‫لب‌مرزیه ولی تایید شده.

419
00:16:48,608 --> 00:16:50,909
‫خدمت محدود تا وقتی که آتل دستش باز بشه.

420
00:16:50,910 --> 00:16:53,380
‫الان درخواست امضا به دستم رسید.

421
00:16:54,747 --> 00:16:57,117
‫مگه نگفتی که داره کابوس می‌بینه؟

422
00:16:57,950 --> 00:17:00,520
‫هنوز با ترس از محیط بسته
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنه؟

423
00:17:00,620 --> 00:17:03,823
‫آره، ولی...

424
00:17:04,891 --> 00:17:06,425
‫اون رو توی مراسم شبات بهت گفتم.

425
00:17:06,426 --> 00:17:08,128
‫قرار بود بین خودمون بمونه.

426
00:17:08,261 --> 00:17:10,763
‫اگه دکترش تایید کرده،
‫تو هم باید تایید کنی.

427
00:17:10,863 --> 00:17:12,241
‫جراحش میگه که اون برای پشت‌میزنشینی آماده‌ست،

428
00:17:12,265 --> 00:17:13,625
‫اما خودت می‌دونی
‫راجرز چقدر دلش می‌خواد

429
00:17:13,700 --> 00:17:15,502
‫توی خیابون باشه، همونقدر که من می‌خوام.

430
00:17:15,602 --> 00:17:17,046
‫آره، ولی نمی‌تونی
‫حرف‌های من رو علیه اون استفاده کنی.

431
00:17:17,070 --> 00:17:18,771
‫نمی‌تونی از اون‌ها استفاده کنی
‫تا جلوش رو بگیری.

432
00:17:18,871 --> 00:17:20,511
‫اگه جراح میگه آماده‌ست، پس اون...

433
00:17:20,573 --> 00:17:22,942
‫آره، از نظر جسمی،
‫ولی نگرانی من اون نیست،

434
00:17:23,042 --> 00:17:25,011
‫- و خودت هم این رو می‌دونی.
‫- تو حق نداری من رو

435
00:17:25,112 --> 00:17:26,979
‫بین اون و شغلی که اینقدر عاشقشه قرار بدی.

436
00:17:27,114 --> 00:17:28,315
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

437
00:17:28,448 --> 00:17:29,928
‫خیلی‌خب،
‫می‌خوای بدونی راجرز

438
00:17:30,016 --> 00:17:33,285
‫برای برگشتن به سر کار آماده‌ست یا نه،
‫از خودش بپرس.

439
00:17:35,522 --> 00:17:38,525
‫شهر در بیم و هراسـه،
‫چون خفه‌کننده‌ی بوستون...

440
00:17:42,462 --> 00:17:44,964
‫بحث‌تون تند به نظر می‌رسید. همه چیز ردیفه؟

441
00:17:45,765 --> 00:17:50,002
‫بعضی وقت‌ها فقط از اینکه
‫خواهر بزرگترم رئیسمـه متنفرم.

442
00:17:50,103 --> 00:17:52,639
‫خب، رئیس‌ها می‌تونن کلافه‌کننده باشن.

443
00:17:52,739 --> 00:17:54,207
‫مخصوصاً وقتی خانواده باشن.

444
00:17:54,307 --> 00:17:56,342
‫یا رفیق؟ آره؟

445
00:17:56,343 --> 00:17:58,254
‫برای همینه که باید درمورد اون ترفیع فکر کنی.

446
00:17:58,278 --> 00:18:00,213
‫بهتره روی این پرونده تمرکز کنیم، باشه؟

447
00:18:00,313 --> 00:18:02,649
‫همونجوری که کل شهر روش تمرکز کردن،

448
00:18:02,749 --> 00:18:05,352
‫از وقتی که ویدیوی اون پادکستره
‫از ما همه‌جا پخش شد.

449
00:18:05,452 --> 00:18:07,320
‫خب، بوستون بزرگترین شهر کوچیک آمریکاست.

450
00:18:07,454 --> 00:18:09,322
‫نگو که دلم خونه.

451
00:18:09,422 --> 00:18:10,623
‫چهارتا زن مُرده داریم،

452
00:18:10,723 --> 00:18:12,203
‫و یه شهر عصبانی که بدجور دنبال جوابه.

453
00:18:12,325 --> 00:18:14,861
‫- حالا کجا رو بگردیم؟
‫- خب، اگه طبق خط‌زمانی

454
00:18:14,961 --> 00:18:16,496
‫خفه‌کننده‌ی بوستون به عقب برگردیم،

455
00:18:16,596 --> 00:18:18,965
‫مقتول بعدی یه زن ۲۵ ساله‌ی
‫اهل وست فن‌وی بوده.

456
00:18:19,065 --> 00:18:21,968
‫کل اون منطقه برای خوابگاه‌های دانشجویی
‫استفاده می‌شه.

457
00:18:22,068 --> 00:18:24,437
‫ده‌ها زن بیست و خُرده‌ای ساله
‫اونجا زندگی می‌کنن.

458
00:18:24,537 --> 00:18:27,207
‫باید امیدوار باشیم که گشتی‌ها بتونن
‫اون دیوونه رو دور نگه دارن،

459
00:18:27,307 --> 00:18:29,041
‫تا وقتی که بفهمیم هدفش کیـه.

460
00:18:29,176 --> 00:18:30,586
‫یا تا وقتی که بفهمیم خودش کیـه.

461
00:18:30,610 --> 00:18:33,313
‫کاش به پرونده‌های قدیمی
‫دسترسی داشتیم.

462
00:18:34,181 --> 00:18:35,415
‫شاید داشته باشیم.

463
00:18:36,283 --> 00:18:37,784
‫یه جورایی.

464
00:18:39,352 --> 00:18:40,720
‫دنی جون.

465
00:18:40,853 --> 00:18:42,355
‫همیشه از شنیدن صدات خوشحال می‌شم.

466
00:18:42,455 --> 00:18:45,024
‫- سلام بابابزرگ.
‫- این آقای ریگان محبوب منه؟

467
00:18:45,158 --> 00:18:47,727
‫خودشه! از دیدنـتون خیلی خوشحالم، کمیسر.

468
00:18:47,860 --> 00:18:50,297
‫منم همینطور لنا،
‫اما می‌دونم برای چی زنگ زدید.

469
00:18:50,397 --> 00:18:53,200
‫یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید پیدا شده، درسته؟

470
00:18:53,300 --> 00:18:54,634
‫توی اخبار دیدم.

471
00:18:54,734 --> 00:18:56,111
‫توی اخبار نیویورک هم نشونش دادن.

472
00:18:56,135 --> 00:18:57,537
‫- عالی شد.
‫- عالیـه.

473
00:18:57,637 --> 00:18:59,148
‫- خب، چی داریم؟
‫- خب، این مقلد

474
00:18:59,172 --> 00:19:00,907
‫داره زن‌ها رو توی همون مکان‌هایی

475
00:19:01,007 --> 00:19:03,075
‫که خفه‌کننده‌ی اصلی می‌کشت، می‌کشه
‫برای همین گشتی‌ها رو

476
00:19:03,210 --> 00:19:05,377
‫- به تمام ساختمون‌های اون مناطق فرستادیم.
‫- و پرونده‌های اصلی

477
00:19:05,378 --> 00:19:07,214
‫اون ماجرا، همه‌شون توی سیل نابود شدن،

478
00:19:07,314 --> 00:19:08,715
‫واسه همین داریم طبق
‫سوابق عمومی پیش میریم.

479
00:19:08,848 --> 00:19:11,418
‫امیدوار بودیم از اونجایی
‫که توی اون کارگروه بودید،

480
00:19:11,518 --> 00:19:13,320
‫شاید چیزی یادتون بیاد
‫که بتونه بهمون کمک کنه.

481
00:19:13,420 --> 00:19:14,721
‫ممکنه یه چیزی داشته باشم.

482
00:19:14,821 --> 00:19:16,423
‫درمورد اون دوست‌دختره چیزی می‌دونید؟

483
00:19:16,523 --> 00:19:18,557
‫- دوست‌دختر؟
‫- خب، این چیزی بود که...

484
00:19:18,558 --> 00:19:20,460
‫خب، کارگروه اینجوری صداش می‌کردن.

485
00:19:20,560 --> 00:19:22,829
‫سال ۶۴، یه زنی بود

486
00:19:22,929 --> 00:19:24,396
‫که خودش رو متقاعد کرده بود

487
00:19:24,397 --> 00:19:27,133
‫که داره با خفه‌کننده‌ی بوستون قرار می‌ذاره.

488
00:19:27,234 --> 00:19:29,100
‫و کلی اطلاعات چرت و پرت به خوردمون داد

489
00:19:29,101 --> 00:19:32,539
‫تا اینکه بالاخره فهمیدیم قضیه چیه.

490
00:19:32,639 --> 00:19:33,939
‫خب، اون الان چرا مهمه؟

491
00:19:33,940 --> 00:19:37,009
‫خب، شاید نباشه، ولی نکته اینجاست که،

492
00:19:37,109 --> 00:19:38,578
‫اون حامله بود.

493
00:19:38,678 --> 00:19:39,945
‫می‌گفت اون بچه‌ی

494
00:19:39,946 --> 00:19:43,082
‫خفه‌کننده‌ست، میراث اونـه.

495
00:19:43,182 --> 00:19:44,917
‫یکم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی...

496
00:19:45,017 --> 00:19:46,457
‫- شاید یه ربطی داشته باشه.
‫- آره.

497
00:19:46,519 --> 00:19:48,087
‫- اسمش یادتون هست؟
‫- نه،

498
00:19:48,187 --> 00:19:50,456
‫ولی احتمالاً بتونم توی یکی از
‫دفترچه‌های قدیمیم پیداش کنم.

499
00:19:50,457 --> 00:19:52,024
‫فرشته‌ی نجاتی، بابابزرگ. مرسی.

500
00:19:52,124 --> 00:19:53,526
‫تو هم همینطوری، ریگان.

501
00:19:53,626 --> 00:19:55,126
‫پس برید اون عوضی رو بگیرید.

502
00:19:55,127 --> 00:19:57,096
‫- میگیریمش.
‫- بله قربان.

503
00:20:01,968 --> 00:20:03,102
‫خیلی‌خب، گوش کنید.

504
00:20:03,236 --> 00:20:04,636
‫هر طبقه دوتا پلیس
‫برای پرس‌وجوی دربه‌در.

505
00:20:04,637 --> 00:20:06,273
‫اگه چیزی شنیدید،
‫سریع گزارش بدید.

506
00:20:06,406 --> 00:20:07,674
‫یارو خطرناکه.

507
00:20:07,774 --> 00:20:09,642
‫حله؟ چهارچشمی حواس‌تون باشه.

508
00:20:09,742 --> 00:20:11,854
‫محاله این قاتل مقلد
‫این دور و برا آفتابی بشه.

509
00:20:11,878 --> 00:20:14,446
‫- نزدیک هزارتا پلیس اینجاست.
‫- آره، باید مغز خر خورده باشه.

510
00:20:14,447 --> 00:20:16,316
‫ریگان، سیلور،
‫چیزی هست بخواید اضافه کنید؟

511
00:20:16,416 --> 00:20:17,617
‫- نه قربان.
‫- خوبه.

512
00:20:17,717 --> 00:20:19,452
‫شما دوتا کوچه‌ی پشتی رو گشت بزنید.

513
00:20:19,552 --> 00:20:22,789
‫بذارید حضورمون رو حس کنه
‫تا این عوضی جرات نکنه پیداش بشه.

514
00:20:22,889 --> 00:20:24,391
‫بله قربان.

515
00:20:24,491 --> 00:20:25,958
‫هی برایان.

516
00:20:26,058 --> 00:20:28,528
‫وقتی سرکارآگاه شدی،

517
00:20:28,628 --> 00:20:29,996
‫تو و لنا همکار بودید.

518
00:20:30,096 --> 00:20:31,998
‫رابطه‌تون هیچوقت عجیب و معذب‌کننده نشد؟

519
00:20:32,098 --> 00:20:33,333
‫نه، اصلاً.

520
00:20:33,433 --> 00:20:35,001
‫- لنا پلیس فوق‌العاده‌ایه.
‫- آره.

521
00:20:35,101 --> 00:20:37,504
‫پرونده‌ها رو می‌بستیم،
‫هر شبم سالم برمی‌گشتیم خونه.

522
00:20:37,604 --> 00:20:40,172
‫- درجه و رتبه هیچوقت مسئله نبود.
‫- ولی یه چیزی عجیب شد، نه؟

523
00:20:40,307 --> 00:20:41,817
‫والا تمام اون مدت عاشقش بودم،

524
00:20:41,841 --> 00:20:43,642
‫- واسه همین یکم معذب‌کننده شد.
‫- آهان.

525
00:20:43,643 --> 00:20:45,020
‫- آره، کاملاً درک می‌کنم چرا معذب‌کننده شده.
‫- دنی؟

526
00:20:45,044 --> 00:20:46,746
‫- جوابی داری؟
‫- راستش

527
00:20:46,846 --> 00:20:48,247
‫هنوز نه، رئیس.

528
00:20:48,348 --> 00:20:50,650
‫من و لنا داریم یه سرنخ رو
‫دنبال می‌کنیم، باید برم.

529
00:20:50,783 --> 00:20:52,919
‫شرمنده. مرسی.

530
00:20:53,019 --> 00:20:54,487
‫باشه.

531
00:20:54,621 --> 00:20:56,389
‫داشتم میومدم پیشت.
‫می‌خواستی حرف بزنیم؟

532
00:20:56,489 --> 00:20:59,692
‫آره. طبقه‌ی بالا جلسه دارم.
‫باهام بیا.

533
00:21:13,039 --> 00:21:14,741
‫ممنون که اومدی ببینیم.

534
00:21:14,841 --> 00:21:17,377
‫برگه‌های بازگشت‌به‌کارت رسید دستم.

535
00:21:17,477 --> 00:21:19,546
‫آره ببین، می‌دونم زوده،

536
00:21:19,646 --> 00:21:21,080
‫ولی دکتر اجازه‌اش رو داد.

537
00:21:21,180 --> 00:21:23,182
‫تا وقتی دستم از این آویز دربیاد،
‫پشت‌میزنشینی می‌کنم.

538
00:21:23,316 --> 00:21:24,751
‫فقط کافیه تو امضاش...

539
00:21:24,851 --> 00:21:26,052
‫تند نرو، راجرز.

540
00:21:26,152 --> 00:21:28,020
‫می‌دونم دلت می‌خواد برگردی سر کار،

541
00:21:28,120 --> 00:21:31,023
‫ولی وظیفه‌ی منه که مشخص کنم
‫آیا این به صلاح هست یا نه.

542
00:21:34,160 --> 00:21:35,828
‫هنوزم کابوس می‌بینی؟

543
00:21:35,928 --> 00:21:37,729
‫دارم جلسات روان‌درمانی اجباری رو میرم،
‫ولی چیزی که واقعاً بهش نیاز دارم

544
00:21:37,730 --> 00:21:39,366
‫- اینه که برگردم سر کار.
‫- ولی اگه بذارم

545
00:21:39,466 --> 00:21:41,067
‫خیلی زود برگردی و هنوز آماده نباشی،

546
00:21:41,200 --> 00:21:43,570
‫ممکنه به خودت یا یکی دیگه آسیب بزنی.

547
00:21:45,237 --> 00:21:46,906
‫- حالت خوبه؟
‫- نه، نیستم.

548
00:21:47,039 --> 00:21:48,517
‫شغلم رو پس می‌خوام تا بتونم اون کثافتی

549
00:21:48,541 --> 00:21:49,952
‫که این بلا رو سرم آورد پیدا کنم،
‫و نمی‌فهمم چرا

550
00:21:49,976 --> 00:21:51,578
‫داری ازم بازجویی می‌کنی.

551
00:21:53,045 --> 00:21:55,915
‫ببین، معذرت می‌خوام.
‫باشه؟ لطفاً.

552
00:21:56,048 --> 00:21:58,050
‫سارا، من به این نیاز دارم.

553
00:21:58,150 --> 00:22:00,720
‫من... آماده‌ام. واقعاً هستم. باشه؟

554
00:22:00,820 --> 00:22:03,089
‫تا آخر امروز تصمیمم رو میگیرم.

555
00:22:03,222 --> 00:22:05,792
‫ممنون.

556
00:22:17,670 --> 00:22:19,271
‫از این طرف.

557
00:22:26,613 --> 00:22:28,580
‫گیل، مهمون داریم.

558
00:22:28,581 --> 00:22:29,749
‫اوه.

559
00:22:29,849 --> 00:22:31,718
‫اینا کارآگاه هستن، مادر.

560
00:22:31,818 --> 00:22:33,619
‫- بهت گفته بودم که دارن میان.
‫- اوهوم.

561
00:22:33,620 --> 00:22:36,923
‫نمی‌دونم به چی نیاز دارید، ولی مادرم
‫از زوال عقل با اجسام لویی رنج می‌بره.

562
00:22:37,023 --> 00:22:38,090
‫متوجهم.

563
00:22:38,190 --> 00:22:41,093
‫همون دمانس با اجسام لویی.

564
00:22:41,193 --> 00:22:42,429
‫همونی که مادر بایز...

565
00:22:42,562 --> 00:22:45,732
‫مادر دوست‌دخترم
‫همین بیماری رو داره.

566
00:22:45,832 --> 00:22:46,932
‫متاسفم. می‌دونم چقدر سخته.

567
00:22:46,933 --> 00:22:48,468
‫تنها موندن براش سخته.

568
00:22:48,568 --> 00:22:50,268
‫هر روز بعد از کار میام بهش سر می‌زنم.

569
00:22:50,269 --> 00:22:53,873
‫درسته. خانم کراولی،
‫می‌تونید بگید یادتون هست

570
00:22:53,973 --> 00:22:59,078
‫اوضاع شهر بوستون
‫تو سال‌های ۱۹۶۳ و ۶۴ چطور بود؟

571
00:22:59,178 --> 00:23:02,482
‫گیل، عزیزم،
‫برو یکم پودینگ بیار.

572
00:23:07,086 --> 00:23:10,189
‫اون سال‌ها خاص بودن.

573
00:23:10,289 --> 00:23:11,424
‫چطور مگه؟

574
00:23:11,524 --> 00:23:14,026
‫خب، خفه‌کننده‌ی بوستون داشت کارش رو می‌کرد.

575
00:23:14,126 --> 00:23:15,795
‫واسه مردم شهر،

576
00:23:15,928 --> 00:23:20,399
‫اون یه هیولای وحشتناک بود،
‫منظورم پدر گیلـه.

577
00:23:20,500 --> 00:23:25,304
‫ولی واسه من،
‫آلبرت شیرین و دوست‌داشتنی خودم بود.

578
00:23:25,404 --> 00:23:26,673
‫خانم کراولی،

579
00:23:26,806 --> 00:23:29,541
‫شهر بوستون دوباره به وحشت افتاده.

580
00:23:29,542 --> 00:23:31,944
‫یه نفر داره از جنایت‌های آلبرت تقلید می‌کنه.

581
00:23:32,044 --> 00:23:34,947
‫چه وحشتناک.

582
00:23:38,685 --> 00:23:39,986
‫آلبرت کیه؟

583
00:23:40,086 --> 00:23:42,688
‫کی...

584
00:23:42,689 --> 00:23:45,692
‫آلبرت همون خفه‌کننده‌ی بوستون بود.

585
00:23:45,825 --> 00:23:48,160
‫می‌تونید درباره‌اش بهمون بگید؟

586
00:23:48,260 --> 00:23:50,497
‫من؟

587
00:23:51,263 --> 00:23:53,165
‫بعید می‌دونم بتونه کمکی بکنه.

588
00:23:53,265 --> 00:23:55,868
‫ممنون، خانم کراولی.

589
00:23:59,338 --> 00:24:01,574
‫گیل، ما که به جایی نرسیدیم،

590
00:24:01,708 --> 00:24:04,410
‫ولی تو می‌تونی
‫چیزی درباره‌ی پدرت بهمون بگی؟

591
00:24:04,511 --> 00:24:07,046
‫مادرم خیلی وقته که مریضه.

592
00:24:07,146 --> 00:24:09,749
‫تنها چیزی که بهم گفت این بود
‫که آدم بزرگی بوده،

593
00:24:09,849 --> 00:24:12,084
‫- هیچوقت نگفت کی بوده.
‫- اوهوم.

594
00:24:12,184 --> 00:24:13,720
‫چرا اینا رو از من می‌پرسید؟

595
00:24:14,821 --> 00:24:17,323
‫گیل، هیچوقت برات سوال نشد؟

596
00:24:17,423 --> 00:24:19,091
‫نه. نه واقعاً.

597
00:24:19,225 --> 00:24:20,927
‫همیشه فقط من بودم و مادر.

598
00:24:21,027 --> 00:24:23,730
‫گفتی هر روز میای پیش مادرت.

599
00:24:23,863 --> 00:24:25,941
‫تا جایی که خبر داری،
‫کس دیگه‌ای هم میاد عیادتش؟

600
00:24:25,965 --> 00:24:27,099
‫نه. فقط من.

601
00:24:27,233 --> 00:24:29,636
‫خب، بعضی وقتا پسرم برد هم همراهم میاد.

602
00:24:29,736 --> 00:24:31,070
‫باشه.

603
00:24:31,170 --> 00:24:33,238
‫یه روزنامه‌نگار خوبم بود. جرمی.

604
00:24:33,239 --> 00:24:35,041
‫جرمی رینزانو، همون پادکستره؟

605
00:24:35,141 --> 00:24:37,777
‫داره تاریخ شفاهی بوستون رو جمع می‌کنه.
‫با مادر مصاحبه کرد.

606
00:24:37,910 --> 00:24:40,079
‫خیلی‌خب. ممنون از وقتی که گذاشتید.

607
00:24:40,179 --> 00:24:42,481
‫ممنون، گیل.

608
00:24:42,582 --> 00:24:44,416
‫جرمی نگفته بود
‫که با لین حرف زده.

609
00:24:44,517 --> 00:24:46,495
‫آره، انگار خیلی چیزا هست
‫که بهمون نگفته.

610
00:24:46,519 --> 00:24:48,988
‫بریم باهاش حرف بزنیم.

611
00:24:50,590 --> 00:24:52,759
‫تمام واحدها در منطقه‌ی وست فن‌وی،

612
00:24:52,859 --> 00:24:56,095
‫گزارش فرد مشکوک، بویلستون و جرسی...

613
00:24:57,597 --> 00:24:59,098
‫ببخشید.

614
00:24:59,198 --> 00:25:00,800
‫شماها هم می‌خواید به پر و پای من بپیچید؟

615
00:25:00,933 --> 00:25:04,303
‫ببینید، من داخل به همه‌ی
‫سوالای رفیق‌تون جواب دادم.

616
00:25:04,403 --> 00:25:05,772
‫- سرایدار اینجایی؟
‫- آره.

617
00:25:05,872 --> 00:25:07,806
‫فقط دارم کارم رو می‌کنم.

618
00:25:07,807 --> 00:25:11,143
‫ببینید، امیدوارم اون کثافت رو بگیرید.

619
00:25:16,082 --> 00:25:18,150
‫بفرما. کارمون تمومه؟

620
00:25:18,250 --> 00:25:20,952
‫- آره.
‫- آره، حله.

621
00:25:20,953 --> 00:25:22,221
‫موفق باشید.

622
00:25:22,321 --> 00:25:24,455
‫کمکم کنید! کمکم کنید!

623
00:25:24,456 --> 00:25:26,625
‫کمکم کنید!

624
00:25:26,626 --> 00:25:27,794
‫کمکم کنید، تو رو خدا! اینجا بود.

625
00:25:27,927 --> 00:25:29,327
‫داشت داشت داشت خفه‌ام می‌کرد،

626
00:25:29,328 --> 00:25:31,230
‫بعد پلیس‌ها رو از پنجره دید.

627
00:25:31,330 --> 00:25:33,609
‫- باشه، کی بود؟
‫- چه شکلی بود؟

628
00:25:33,633 --> 00:25:35,301
‫فکر کردم برای ساختمون کار می‌کنه.

629
00:25:35,401 --> 00:25:37,002
‫- یونیفرم سبز تنش بود.
‫- برو.

630
00:25:37,003 --> 00:25:38,571
‫باشه.

631
00:25:38,671 --> 00:25:40,671
‫یه نفس عمیق بکش، باشه؟
‫خب؟ تا چهار بشمار.

632
00:25:49,582 --> 00:25:51,150
‫رفته!

633
00:25:55,655 --> 00:25:57,056
‫ممنون.

634
00:26:00,459 --> 00:26:02,327
‫سلام بچه‌ها. چه خبره؟

635
00:26:02,328 --> 00:26:04,163
‫خب، ما داشتیم...

636
00:26:04,263 --> 00:26:05,464
‫داشتیم یه سری تحقیق می‌کردیم

637
00:26:05,564 --> 00:26:08,434
‫برای آماده‌سازی مناظره،
‫و یه چیزی پیدا کردیم.

638
00:26:08,534 --> 00:26:11,003
‫چهارم ژوئن ۱۹۸۵.

639
00:26:11,103 --> 00:26:13,039
‫اون تاریخ رو از کجا پیدا کردید؟

640
00:26:13,706 --> 00:26:14,874
‫واقعیت داره؟

641
00:26:15,608 --> 00:26:17,744
‫می‌تونم توضیح بدم، ولی نه اینجا.

642
00:26:17,844 --> 00:26:20,846
‫توی املاک دولتی نباید فعالیت انتخاباتی کرد.

643
00:26:20,847 --> 00:26:23,482
‫بیخیال مِی. این فقط بهانه‌ست.

644
00:26:23,582 --> 00:26:24,817
‫بگو چی شده.

645
00:26:24,917 --> 00:26:26,218
‫اگه ما پیداش کردیم،

646
00:26:26,352 --> 00:26:28,354
‫پس تد هم می‌تونه پیداش کنه.

647
00:26:28,454 --> 00:26:30,189
‫نگرانی‌تون رو درک می‌کنم.

648
00:26:31,190 --> 00:26:34,526
‫این بحث تمومه.
‫من کار دارم.

649
00:26:42,902 --> 00:26:44,904
‫می‌تونستی بیای پیش خودم.

650
00:26:53,212 --> 00:26:56,048
‫امیدوارم گروهبان بعدی‌تون بدونه
‫باید با شماها چی کار کنه!

651
00:26:56,148 --> 00:26:57,549
‫بزنید به چاک!

652
00:26:58,617 --> 00:27:00,219
‫در باز باشه یا بسته؟ گروهبان؟

653
00:27:00,352 --> 00:27:02,253
‫گم شید بیرون!

654
00:27:02,254 --> 00:27:03,755
‫همین الان قاتل رو پَر دادیم رفت.

655
00:27:03,756 --> 00:27:05,300
‫گروهبان کریم گفت باید بفهمیم

656
00:27:05,324 --> 00:27:06,925
‫می‌خوایم چه جور افسرای پلیسی باشیم.

657
00:27:06,926 --> 00:27:09,428
‫می‌خوایم از اون پلیس‌هایی باشیم
‫که می‌ذارن بقیه

658
00:27:09,561 --> 00:27:11,674
‫- گندکاری‌هاشون رو جمع کنن؟
‫- فکر نکنم منظورش این بوده باشه.

659
00:27:11,698 --> 00:27:13,099
‫یا می‌خوایم از اون پلیس‌هایی باشیم

660
00:27:13,232 --> 00:27:14,933
‫که خودشون گند خودشون رو جمع می‌کنن؟

661
00:27:14,934 --> 00:27:16,745
‫الان دیگه حتی می‌ترسم بپرسم. می‌شه فقط...

662
00:27:16,769 --> 00:27:19,005
‫خب، قاتل... تظاهر می‌کرد

663
00:27:19,105 --> 00:27:20,673
‫که سرایدار ساختمونه

664
00:27:20,773 --> 00:27:22,851
‫تا مردم راهش بدن توی آپارتمان‌هاشون، درسته؟

665
00:27:22,875 --> 00:27:24,744
‫باشه.

666
00:27:24,844 --> 00:27:27,814
‫منتها کلیدهاش واقعاً
‫قفل‌ها رو باز می‌کردن.

667
00:27:29,181 --> 00:27:31,150
‫اینا کلیدهای آپارتمان خودمونه.

668
00:27:31,250 --> 00:27:33,552
‫می‌دونم. لطفاً روش رو بخون.

669
00:27:36,188 --> 00:27:38,456
‫کپی نشود. دقیقاً.

670
00:27:38,457 --> 00:27:40,291
‫کپی کردن اینا غیرقانونیـه.

671
00:27:40,292 --> 00:27:41,894
‫و برای اینکه یه دسته از اینا رو بسازه،

672
00:27:41,994 --> 00:27:43,914
‫باید می‌رفته پیش یه کلیدساز فوق‌العاده خلافکار.

673
00:27:43,996 --> 00:27:46,598
‫کلیدساز درست رو پیدا کنیم،
‫شاید قاتل رو پیدا کنیم.

674
00:27:50,703 --> 00:27:52,338
‫یه چیز دیگه هم درباره‌ی پلیس بوستون بگم،

675
00:27:52,438 --> 00:27:53,940
‫یعنی، بی‌عرضه‌تر از اینا وجود نداره.

676
00:27:54,073 --> 00:27:55,640
‫- این توئه.
‫- یه مشت احمق دست‌وپاچلفتیـن.

677
00:27:55,641 --> 00:27:57,776
‫- اینا حتی نمی‌تونن...
‫- قفله.

678
00:27:57,777 --> 00:28:01,047
‫هی! در رو باز کن جرمی، همین الان.

679
00:28:01,147 --> 00:28:03,449
‫ببین کی اینجاست.
‫ریگز و مورتو.

680
00:28:03,549 --> 00:28:05,284
‫پلیس اومده صدای من رو خفه کنه چون

681
00:28:05,384 --> 00:28:07,619
‫- نمی‌خوان شما واقعیت رو بدونید.
‫- هی!

682
00:28:08,454 --> 00:28:10,022
‫خفه‌اش کن. در رو باز کن.

683
00:28:10,122 --> 00:28:12,124
‫نمی‌ذارم حقیقت رو دفن کنید،

684
00:28:12,258 --> 00:28:14,393
‫چون شهر بوستون در محاصره‌ست.

685
00:28:14,493 --> 00:28:16,963
‫در رو باز کن، وگرنه می‌شکنمش!

686
00:28:21,300 --> 00:28:23,302
‫چه مرگته تو آخه؟

687
00:28:23,402 --> 00:28:24,913
‫- هی هی هی، وایسا. این خشونت پلیسه.
‫- چته تو؟

688
00:28:24,937 --> 00:28:26,672
‫هی! هی، این چطوری خاموش می‌شه؟

689
00:28:26,806 --> 00:28:30,142
‫عمراً خاموشش کنم
‫چون حقیقت مایه‌ی نجات ماست!

690
00:28:30,242 --> 00:28:31,811
‫اوه.

691
00:28:31,911 --> 00:28:33,079
‫بیخیال بابا.

692
00:28:33,179 --> 00:28:34,589
‫عجب چیز خوبی در میومدا. داشتیم...

693
00:28:34,613 --> 00:28:37,016
‫تمومش کن. مردم دارن اون بیرون کشته می‌شن!

694
00:28:37,116 --> 00:28:39,318
‫لین کراولی رو از کجا می‌شناسی؟

695
00:28:39,418 --> 00:28:42,154
‫- کی؟
‫- طرفدار خفه‌کننده‌ی اصلی، توی آسایشگاه سالمندان.

696
00:28:42,254 --> 00:28:44,223
‫هیچکس جز پلیس از وجودش خبر نداشت، جرمی.

697
00:28:44,323 --> 00:28:45,824
‫نمی‌دونم... کی رو میگی.

698
00:28:45,825 --> 00:28:47,159
‫باشه، مردم بوستون تشنه به خونن.

699
00:28:47,259 --> 00:28:48,804
‫پس چطوره عکست رو بدیم اخبار

700
00:28:48,828 --> 00:28:51,696
‫به عنوان مظنون اصلی،
‫و ببینیم چی می‌شه؟

701
00:28:51,697 --> 00:28:53,909
‫- عالیه. بریم.
‫- باشه، صبر کنید، وایسید، وایسید.

702
00:28:53,933 --> 00:28:56,334
‫یه گزارش اومد توی خط گزارش‌های جنایات واقعیم.

703
00:28:56,335 --> 00:28:57,645
‫می‌خواستم بذارمش واسه پادکست،

704
00:28:57,669 --> 00:29:00,339
‫ولی اگه بخواید،
‫می‌تونم براتون پخشش کنم.

705
00:29:01,440 --> 00:29:02,909
‫پخشش کن ببینم.

706
00:29:03,675 --> 00:29:06,178
‫دست از پا هم خطا نکن.

707
00:29:08,080 --> 00:29:11,083
‫عاشق پادکستـتم، مرد. فقط...

708
00:29:11,183 --> 00:29:12,852
‫باید به یکی می‌گفتم.

709
00:29:12,952 --> 00:29:17,856
‫خیلی تنها بودم، خیلی حقیر،
‫تا اینکه فهمیدم کی هستم.

710
00:29:17,857 --> 00:29:21,460
‫ترس قدرته، و من دیگه حقیر نیستم.

711
00:29:21,560 --> 00:29:22,862
‫توی خونَمه.

712
00:29:22,995 --> 00:29:26,799
‫کل شهر می‌تونه مال من باشه،
‫فقط با خودم بودن.

713
00:29:26,899 --> 00:29:29,368
‫خفه‌کننده‌ی بوستون.

714
00:29:30,169 --> 00:29:31,737
‫تماس رو ردگیری کردم
‫رسیدم به اون آسایشگاه،

715
00:29:31,871 --> 00:29:33,571
‫بعد با پیرزنه مصاحبه کردم.

716
00:29:33,572 --> 00:29:36,574
‫چون فکر کردی زدی
‫به شاهرگ پادکست‌های جنایی، نه؟

717
00:29:36,575 --> 00:29:38,576
‫وقتی تو داشتی این مسخره‌بازی‌ها رو
‫درمی‌آوردی تا پول به جیب بزنی،

718
00:29:38,577 --> 00:29:39,879
‫دوتا زن کشته شدن.

719
00:29:39,979 --> 00:29:41,547
‫دنی.

720
00:29:41,647 --> 00:29:44,250
‫این رو لازمش داریم.

721
00:29:45,084 --> 00:29:46,585
‫نظرت چیه؟

722
00:29:46,718 --> 00:29:48,878
‫گفت توی خونِشه که خفه‌کننده‌ی بوستون باشه.

723
00:29:48,921 --> 00:29:51,222
‫مگه گیل نگفت پسرش
‫میره آسایشگاه عیادت؟

724
00:29:51,223 --> 00:29:53,224
‫- آره.
‫- سن‌وسالش نمی‌خوره

725
00:29:53,225 --> 00:29:54,725
‫به نوه‌ی خفه‌کننده؟

726
00:29:54,726 --> 00:29:56,062
‫پس شاید پیرزنه با اون زوال عقلش،

727
00:29:56,195 --> 00:29:58,965
‫به نوه‌اش گفته فکر می‌کنه کیه؟

728
00:29:59,065 --> 00:30:00,967
‫اونم باورش شده.

729
00:30:01,067 --> 00:30:03,401
‫فقط دارم میگم، این دیگه
‫سومین کلیدساز خلافکاریـه

730
00:30:03,402 --> 00:30:06,005
‫که داریم میریم سراغش، مرد.
‫شاید اصلاً ایده‌ی احمقانه‌ای باشه.

731
00:30:06,105 --> 00:30:07,739
‫همکار، هیچ ایده‌ی احمقانه‌ای وجود نداره،

732
00:30:07,840 --> 00:30:09,909
‫فقط ایده‌هایی هستن
‫که هنوز باهوش نشدن.

733
00:30:10,042 --> 00:30:11,043
‫این اصلاً یعنی چی؟

734
00:30:11,143 --> 00:30:12,544
‫خب، دارم سعی می‌کنم
‫به خودمون روحیه بدم.

735
00:30:12,644 --> 00:30:13,644
‫سه‌تا جا رفتیم...

736
00:30:13,679 --> 00:30:15,147
‫کلید می‌خواید بسازید، افسر؟

737
00:30:15,247 --> 00:30:17,392
‫- دنبال یه یارویی می‌گردیم.
‫- هی ببینید، الان وقت استراحتمه.

738
00:30:17,416 --> 00:30:18,917
‫نه نه، صبر کن، صبر کن، وایسا.

739
00:30:18,918 --> 00:30:20,295
‫نمی‌خوایم برات دردسر درست کنیم، مرد.

740
00:30:20,319 --> 00:30:21,787
‫یه قاتل زنجیره‌ای ول می‌چرخه.

741
00:30:21,888 --> 00:30:23,455
‫فقط می‌خوایم همه‌چی رو ردیف کنیم

742
00:30:23,555 --> 00:30:25,275
‫و قبل از اینکه یکی دیگه رو بکشه،
‫دستگیرش کنیم.

743
00:30:25,391 --> 00:30:28,094
‫آره، مادرشوهرم از ترس نصفه‌جون شده.
‫تنها زندگی می‌کنه.

744
00:30:28,227 --> 00:30:30,462
‫می‌خواد بیاد پیش من بمونه
‫تا وقتی این عوضی رو بگیرن.

745
00:30:32,098 --> 00:30:33,798
‫خب چطور می‌تونم کمک کنم؟

746
00:30:33,799 --> 00:30:36,735
‫فکر می‌کنیم قاتل از کلیدهای کپی غیرقانونی
‫استفاده می‌کنه

747
00:30:36,835 --> 00:30:38,769
‫تا وارد آپارتمان قربانی‌هاش بشه.

748
00:30:38,770 --> 00:30:39,972
‫کلید کپی می‌کنه؟

749
00:30:40,106 --> 00:30:41,772
‫مشخصاً، شاه‌کلیدهای ساختمون،

750
00:30:41,773 --> 00:30:43,209
‫که روش خورده کپی نشود.

751
00:30:43,309 --> 00:30:46,078
‫سفیدپوسته، اوایل دهه‌ی ۳۰ سالگیشه،
‫موهای قهوه‌ای کوتاه.

752
00:30:46,178 --> 00:30:48,813
‫احتمالاً یه دسته کلید
‫با ۲۵، ۳۰تا کپی همراهشه.

753
00:30:48,814 --> 00:30:50,781
‫می‌دونید چیه؟
‫همچین آدمی رو می‌شناسم.

754
00:30:50,782 --> 00:30:52,117
‫همیشه میاد اینجا.

755
00:30:52,118 --> 00:30:53,785
‫همین جلو پارک می‌کنه.

756
00:30:53,886 --> 00:30:55,286
‫بذار ببینم می‌تونم...

757
00:30:55,287 --> 00:30:58,925
‫از توی دوربین‌ها چیزی گیر بیارم یا نه.

758
00:31:01,961 --> 00:31:03,295
‫خودشه.

759
00:31:03,700 --> 00:31:08,700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

760
00:31:09,001 --> 00:31:10,336
‫اینا نیروی کمکی ما هستن؟

761
00:31:10,469 --> 00:31:12,803
‫محاله به این زودی رسیده باشن.

762
00:31:12,804 --> 00:31:15,307
‫سلام. شما دوتا اینجا چی کار می‌کنید؟

763
00:31:15,441 --> 00:31:17,175
‫فکر می‌کنیم بدلِ خفه‌کن ماشینش رو

764
00:31:17,176 --> 00:31:18,844
‫به اسم یه پیرزن ثبت کرده
‫که اینجا زندگی می‌کنه.

765
00:31:18,978 --> 00:31:20,889
‫از اونجایی که مشخصات پیرزن
‫به قاتل نمی‌خوره،

766
00:31:20,913 --> 00:31:23,014
‫- گفتیم قبل از اینکه گزارش بدیم، یه سر و گوشی آب بدیم.
‫- خب،

767
00:31:23,015 --> 00:31:24,792
‫مظنون برد کروالیـه.
‫با مامانش زندگی می‌کنه.

768
00:31:24,816 --> 00:31:28,353
‫مامانش گفت همین الان اومده اینجا
‫که به مادربزرگش سر بزنه.

769
00:31:28,354 --> 00:31:29,597
‫- حتماً ماشین اونه.
‫- الان اینجاست؟

770
00:31:29,621 --> 00:31:31,057
‫- آره.
‫- می‌خوای چی کار کنی؟

771
00:31:31,157 --> 00:31:32,823
‫می‌خوایم یه قاتل رو بگیریم
‫و به این غائله خاتمه بدیم.

772
00:31:32,824 --> 00:31:34,026
‫بزنید بریم.

773
00:31:41,367 --> 00:31:43,001
‫چی بهشون گفتی؟
‫چی بهشون گفتی، هان؟!

774
00:31:43,002 --> 00:31:45,370
‫می‌خوان قدرتم رو ازم بدزدن.

775
00:31:45,371 --> 00:31:47,773
‫- هی، ولش کن برد!
‫- پلیس بوستون!

776
00:31:47,873 --> 00:31:50,342
‫گردنش رو می‌شکنم.
‫مجبور نبودم تنها باشم.

777
00:31:50,476 --> 00:31:53,512
‫تمام عمرم نمی‌دونستم که آدم خاصی هستم.

778
00:31:53,612 --> 00:31:55,547
‫- برد، به من گوش کن.
‫- کمکم کنید.

779
00:31:55,681 --> 00:31:56,682
‫هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

780
00:31:56,815 --> 00:31:58,716
‫مادربزرگت خیلی حالش بده.

781
00:31:58,717 --> 00:32:00,885
‫تو نوه‌ی خفه‌کننده‌ی بوستون نیستی.

782
00:32:00,886 --> 00:32:02,854
‫نه، تو فقط می‌خوای من رو کوچیک کنی.

783
00:32:02,955 --> 00:32:04,456
‫و من خیلی ضعیف بودم

784
00:32:04,556 --> 00:32:07,093
‫تا اینکه اون بهم گفت کی هستم،
‫و دیگه مجبور نبودم ضعیف بمونم.

785
00:32:07,193 --> 00:32:08,427
‫کمکم کنید.

786
00:32:08,527 --> 00:32:09,837
‫برد، اون نمی‌دونه داره چی میگه.

787
00:32:09,861 --> 00:32:10,862
‫باشه؟

788
00:32:10,997 --> 00:32:12,730
‫اون دوست‌دخترش نبوده.

789
00:32:12,731 --> 00:32:14,033
‫همه‌اش توهمات ذهن خودشه.

790
00:32:14,133 --> 00:32:17,136
‫نه. ترس یعنی قدرت،
‫و پدربزرگم این رو می‌دونست.

791
00:32:17,236 --> 00:32:19,405
‫اون قدرتمندترین مرد بوستون بود.

792
00:32:19,505 --> 00:32:21,007
‫برد، هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

793
00:32:21,107 --> 00:32:22,975
‫هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

794
00:32:23,075 --> 00:32:25,211
‫باید ولش کنی.
‫تو نیاز به کمک داری.

795
00:32:25,344 --> 00:32:26,754
‫- نه. همه‌تون لنگه‌ی هَمید.
‫- کمکم کنید.

796
00:32:26,778 --> 00:32:27,878
‫بذار کمکت کنیم.

797
00:32:27,879 --> 00:32:29,848
‫شما فقط یه مشت دروغگویید!

798
00:32:32,084 --> 00:32:34,220
‫- دارمش. دارمش.
‫- خوبی؟ باشه، من میرم دنبالش.

799
00:32:51,503 --> 00:32:53,772
‫- رو به زمین! صورتت رو بذار رو زمین!
‫- نه!

800
00:32:53,905 --> 00:32:55,741
‫- دست‌ها پشت کمر.
‫- ولم کن!

801
00:32:55,841 --> 00:32:57,743
‫شما حق دارید سکوت کنید.

802
00:32:57,843 --> 00:32:59,610
‫- دست‌ها پشت کمر.
‫- هر چی بگید ممکنه و می‌تونه

803
00:32:59,611 --> 00:33:01,313
‫- در دادگاه علیه‌تون استفاده بشه.
‫- صورتم!

804
00:33:01,413 --> 00:33:03,082
‫شما حق داشتنِ وکیل رو دارید.

805
00:33:03,182 --> 00:33:04,749
‫اگه استطاعت مالی برای گرفتن وکیل ندارید،

806
00:33:04,750 --> 00:33:06,318
‫یکی براتون تعیین می‌شه.

807
00:33:06,418 --> 00:33:07,619
‫خیلی‌خب، بلندش کن.

808
00:33:07,719 --> 00:33:09,921
‫شما دوتا عالی بودید.

809
00:33:10,022 --> 00:33:11,823
‫دیگه تازه‌کار نیستید.

810
00:33:11,923 --> 00:33:13,425
‫سال دوم سالیـه که مسیر

811
00:33:13,525 --> 00:33:15,761
‫بقیه‌ی دوران حرفه‌ای‌تون رو
‫تعیین می‌کنید، پس دمـتون گرم.

812
00:33:15,861 --> 00:33:17,339
‫گروهبان کریم می‌گفت
‫الان وقتـیه که انتخاب می‌کنیم

813
00:33:17,363 --> 00:33:19,131
‫قراره چه جور پلیسی باشیم.

814
00:33:19,231 --> 00:33:22,068
‫راست میگه، پس عاقلانه انتخاب کنید.

815
00:33:23,469 --> 00:33:26,172
‫- چیه؟
‫- خب، لنا قضیه‌ی ترفیع رو بهمون گفت.

816
00:33:26,272 --> 00:33:27,749
‫تو قراره چه جور پلیسی بشی، هان؟

817
00:33:27,773 --> 00:33:28,940
‫اینجاست که باید رفع زحمت کنم.

818
00:33:29,075 --> 00:33:30,975
‫باید بریم برای مراسم شبات لباس عوض کنیم.

819
00:33:30,976 --> 00:33:31,976
‫توی ماشین می‌بینمت؟

820
00:33:31,977 --> 00:33:34,146
‫- فعلاً.
‫- می‌بینمت.

821
00:33:34,980 --> 00:33:36,558
‫چرا ترفیع رو قبول نکردی، هان؟

822
00:33:36,582 --> 00:33:38,450
‫خب، تو گفتی که می‌خوای از پله‌های ترقی بالا بری.

823
00:33:38,550 --> 00:33:40,486
‫- مثل بابابزرگ و بابا.
‫- میرم.

824
00:33:40,586 --> 00:33:43,488
‫بالاخره یه روزی. فقط... نمی‌دونم.

825
00:33:43,489 --> 00:33:44,849
‫اوضاعم با لنا خیلی خوبه.

826
00:33:44,890 --> 00:33:47,493
‫نمی‌خوام با رئیس شدن
‫همه چیز رو خراب کنم.

827
00:33:47,593 --> 00:33:50,028
‫حتی اگه سعی کنی هم نمی‌تونی، دنی.

828
00:33:50,129 --> 00:33:52,107
‫نمی‌خواستی بهم بگی
‫که اون پشت سرمه؟

829
00:33:52,131 --> 00:33:54,999
‫- می‌تونستم بگم، ولی نگفتم.
‫- آره.

830
00:33:55,000 --> 00:33:56,135
‫توی مراسم شبات می‌بینمت.

831
00:33:56,235 --> 00:33:58,169
‫- آره.
‫- می‌بینمت، شان.

832
00:33:58,170 --> 00:33:59,804
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

833
00:33:59,805 --> 00:34:01,172
‫بیا درباره‌اش حرف بزنیم.

834
00:34:01,173 --> 00:34:04,143
‫- هوم.
‫- تو باید ترفیع رو قبول کنی.

835
00:34:04,243 --> 00:34:06,478
‫سارا گفت بازم توی واحد پرونده‌های مهم می‌مونی.

836
00:34:06,578 --> 00:34:09,315
‫- هنوزم باهم کار می‌کنیم.
‫- آره، ولی من می‌شم رئیست.

837
00:34:09,415 --> 00:34:10,749
‫آره، و بایدم بشی.

838
00:34:10,849 --> 00:34:13,051
‫نه، می‌شم رئیس تو.

839
00:34:14,320 --> 00:34:18,090
‫می‌دونم دفعه‌ی قبل
‫چقدر این ترفیع رو می‌خواستی.

840
00:34:18,190 --> 00:34:19,558
‫اوه.

841
00:34:21,293 --> 00:34:25,464
‫خب، ممنونم که به فکر من بودی.

842
00:34:25,564 --> 00:34:27,599
‫ولی دنی، من برای این ترفیع
‫درخواستی نداده بودم.

843
00:34:27,699 --> 00:34:28,700
‫نداده بودی؟

844
00:34:28,800 --> 00:34:31,437
‫نه. سارا هم غافلگیر شد.

845
00:34:31,537 --> 00:34:32,871
‫هوم.

846
00:34:32,971 --> 00:34:35,507
‫درخواست ندادم چون نمی‌خوامش.

847
00:34:36,308 --> 00:34:39,378
‫بالاخره دقیقاً همونجایی که هستم، خوشحالم.

848
00:34:39,511 --> 00:34:42,181
‫دارم از تک‌تک لحظاتی
‫که می‌تونم لذت می‌برم.

849
00:34:42,281 --> 00:34:43,315
‫هوم.

850
00:34:43,415 --> 00:34:47,719
‫ولی برای تو، ریگان، دیگه وقتشه.

851
00:34:47,853 --> 00:34:49,521
‫بحث اصالت و میراث خانواده‌ست.

852
00:34:49,621 --> 00:34:53,091
‫و تو باتجربه‌ترین کارآگاه کل این واحدی.

853
00:34:54,460 --> 00:34:56,195
‫و می‌دونی چیه؟

854
00:34:56,295 --> 00:34:58,730
‫همین که حاضر بودی به خاطر من

855
00:34:58,864 --> 00:35:00,699
‫و همکاری‌مون ازش بگذری،

856
00:35:00,799 --> 00:35:03,535
‫خودش دلیلیـه که نشون میده لایقشی.

857
00:35:07,306 --> 00:35:09,775
‫قبولش کن.

858
00:35:10,676 --> 00:35:11,910
‫باشه.

859
00:35:12,010 --> 00:35:14,745
‫سارا، اون قبول کرد!

860
00:35:14,746 --> 00:35:16,080
‫ایول!

861
00:35:16,081 --> 00:35:18,917
‫ممنون رئیس.

862
00:35:51,850 --> 00:35:53,619
‫مِی.

863
00:35:53,719 --> 00:35:55,754
‫باید درباره‌ی چیزی که پیدا کردیم حرف بزنیم.

864
00:35:55,854 --> 00:35:56,988
‫می‌تونستم کمکت کنم.

865
00:35:57,088 --> 00:35:58,923
‫یه راهی براش پیدا می‌کردیم.

866
00:35:58,924 --> 00:36:02,761
‫چطور فهمیدی که سال ۱۹۸۵

867
00:36:02,861 --> 00:36:04,563
‫رفته بودم کلینیک تنظیم خانواده؟

868
00:36:05,397 --> 00:36:07,699
‫چون یه نفر تو رو دیده که وارد کلینیک شدی.

869
00:36:08,467 --> 00:36:12,170
‫شماره پلاکت توسط یه فعالِ
‫ضد سقط جنین ثبت شده بود.

870
00:36:12,271 --> 00:36:14,439
‫اون‌ها جلوی کلینیک‌ها کشیک می‌دادن.

871
00:36:14,440 --> 00:36:16,508
‫ولی مِی، من بیشتر تحقیق کردم...

872
00:36:16,608 --> 00:36:17,943
‫اگه تد بفهمه،

873
00:36:18,043 --> 00:36:21,079
‫با استفاده از رای‌دهنده‌های مذهبی
‫من رو نابود می‌کنه.

874
00:36:22,514 --> 00:36:24,450
‫کلیسا رو از دست بدم،
‫انتخابات رو باختم.

875
00:36:24,550 --> 00:36:28,119
‫چرا برای کمک نیومدی پیش من؟

876
00:36:30,456 --> 00:36:32,424
‫متاسفم.

877
00:36:34,092 --> 00:36:36,462
‫کاریـه که شده.

878
00:36:38,000 --> 00:36:45,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

879
00:36:47,573 --> 00:36:50,475
‫چرا بهش نگفتی که اون آدم تو نبودی؟

880
00:36:50,476 --> 00:36:53,644
‫همونطور که گفتم، بیشتر تحقیق کردم،

881
00:36:53,645 --> 00:36:56,181
‫و به مدرکی از یه امتحان شفاهی برخوردم

882
00:36:56,282 --> 00:36:58,216
‫که اون روز بعدازظهر توی مدرسه داشتی.

883
00:36:58,317 --> 00:37:00,519
‫امکان نداره که می‌تونستی اون کار رو بکنی

884
00:37:00,652 --> 00:37:03,455
‫اگه فقط چند ساعت قبلش سقط جنین کرده بودی.

885
00:37:03,555 --> 00:37:05,491
‫بهتره که اون باور کنه کار من بوده.

886
00:37:05,591 --> 00:37:07,191
‫اما چرا اجازه میدی بابات
‫اینجوری فکر کنه؟

887
00:37:07,192 --> 00:37:10,061
‫کشیش حق داره بدونه که دخترش...

888
00:37:13,599 --> 00:37:15,701
‫کار خواهرت جیل بود.

889
00:37:18,003 --> 00:37:20,539
‫اون روز من جیل رو تا کلینیک رسوندم.

890
00:37:21,473 --> 00:37:24,009
‫واسه همین پلاک من توی دفتر ثبت شده بود.

891
00:37:25,577 --> 00:37:27,212
‫اون زندگیش رو دوباره سر و سامون داده،

892
00:37:27,313 --> 00:37:29,847
‫و من نمی‌ذارم این قضیه خرابش کنه.

893
00:37:29,848 --> 00:37:33,719
‫- ولی مِی، تبلیغات انتخاباتیت...
‫- خودم ردیفش می‌کنم.

894
00:37:35,153 --> 00:37:40,025
‫نمی‌ذارم جیل دوباره
‫از این قضیه ضربه بخوره.

895
00:37:42,027 --> 00:37:44,463
‫وقت شامه.

896
00:37:48,634 --> 00:37:51,269
‫♪ دوشنبه‌ی طولانی‌ای بود ♪

897
00:37:51,370 --> 00:37:52,904
‫♪ سه‌شنبه هم گذشت ♪

898
00:37:53,038 --> 00:37:55,006
‫بفرمایید.

899
00:37:55,106 --> 00:37:58,143
‫♪ توی یه آهنگ نوشتمش ♪

900
00:38:01,780 --> 00:38:06,852
‫♪ بهشت گم شد، اما پیدا شد ♪

901
00:38:08,520 --> 00:38:11,757
‫♪ همه چیز به جای اولش برمی‌گرده ♪

902
00:38:12,591 --> 00:38:19,331
‫♪ تو ادامه میدی، ادامه میدی ♪

903
00:38:20,999 --> 00:38:24,770
‫♪ مثل رودخانه، ادامه میدی ♪

904
00:38:25,604 --> 00:38:29,408
‫♪ و ادامه میدی، ادامه میدی... ♪

905
00:38:29,541 --> 00:38:31,176
‫شنیدم که باید تبریک بگم،

906
00:38:31,276 --> 00:38:32,610
‫سرکارآگاه ریگان.

907
00:38:32,611 --> 00:38:35,447
‫خیلی‌خب.

908
00:38:35,581 --> 00:38:37,916
‫ممنون. ممنون.

909
00:38:38,049 --> 00:38:39,417
‫پس ماریا کجاست؟

910
00:38:39,418 --> 00:38:41,258
‫ماریا نیویورکه و هنوز نمی‌دونه،

911
00:38:41,286 --> 00:38:42,954
‫- پس لو نده.
‫- لو نمیدم.

912
00:38:43,088 --> 00:38:45,256
‫و ممنون از همه‌تون، مخصوصاً از تو، رئیس.

913
00:38:45,357 --> 00:38:49,094
‫برایان چی؟ اون کجاست؟

914
00:38:51,262 --> 00:38:53,064
‫می‌دونی که اشتباه کردی سارا.

915
00:38:53,164 --> 00:38:54,600
‫تصمیم درستی بود.

916
00:38:54,733 --> 00:38:55,834
‫واقعاً؟ جدی؟

917
00:38:55,934 --> 00:38:57,603
‫- بله.
‫- مگه چی شده؟

918
00:38:57,703 --> 00:38:58,946
‫سارا با بازگشت به کار برایان مخالفت کرد.

919
00:38:58,970 --> 00:39:00,606
‫اون هنوز آماده‌ی برگشت نبود.

920
00:39:00,706 --> 00:39:02,183
‫- دکتر گفت بود و این...
‫- قبلاً درباره‌اش حرف زدیم.

921
00:39:02,207 --> 00:39:04,308
‫- اینطور نیست...
‫- واقعاً تصمیم توئه،

922
00:39:04,309 --> 00:39:05,987
‫- یا تصمیم دکتر؟
‫- خانم‌ها کافیه، کافیه. دیگه بسه.

923
00:39:06,011 --> 00:39:07,478
‫بسه دیگه. الان مراسم شباته.

924
00:39:07,479 --> 00:39:11,650
‫وقتشه که یه مکثی بکنیم،
‫تفکر کنیم و دور هم باشیم.

925
00:39:12,818 --> 00:39:14,985
‫ما همیشه سر میز شام
‫درباره‌ی کار حرف می‌زنیم.

926
00:39:14,986 --> 00:39:18,056
‫می‌تونیم سعی کنیم به سنت‌هامون
‫احترام بذاریم،

927
00:39:18,156 --> 00:39:20,091
‫مشکلات‌مون رو کنار بذاریم،

928
00:39:20,191 --> 00:39:22,761
‫و از این لحظه

929
00:39:22,861 --> 00:39:25,997
‫برای در آغوش کشیدن و لذت بردن
‫از خانواده استفاده کنیم.

930
00:39:27,165 --> 00:39:29,167
‫- چشم مامان.
‫- چشم مامان.

931
00:39:29,968 --> 00:39:33,071
‫خب، آمادگی برای مناظره
‫امروز چطور پیش رفت؟

932
00:39:34,873 --> 00:39:38,008
‫خوب بود. خوب بود.
‫کارمون رو خوب انجام دادیم.

933
00:39:38,009 --> 00:39:39,678
‫چرا داری عجیب رفتار می‌کنی؟

934
00:39:39,811 --> 00:39:41,345
‫- نه. ببخشید.
‫- خیلی عجیبی.

935
00:39:41,346 --> 00:39:42,514
‫خیلی‌خب. اون عالی عمل کرد.

936
00:39:42,614 --> 00:39:43,715
‫خوبه.

937
00:39:43,815 --> 00:39:45,126
‫قطعاً نباید تد رو دست‌کم گرفت.

938
00:39:45,150 --> 00:39:47,351
‫هیچوقت نمی‌شه
‫به یه آدم به اسم تد اعتماد کرد.

939
00:39:47,352 --> 00:39:48,854
‫اونم بعد از اینکه عکس تو

940
00:39:48,954 --> 00:39:50,698
‫و بابای لنا رو توی رستوران هاوک لو داد.

941
00:39:50,722 --> 00:39:51,990
‫درسته.

942
00:39:52,090 --> 00:39:54,560
‫اون عکس توی رستوران هاوک گرفته شده بود.

943
00:39:54,660 --> 00:39:56,361
‫همین الان گفتم دیگه، نگفتم؟

944
00:39:56,495 --> 00:39:58,863
‫تمام روز داشتم اون پرونده رو
‫زیر و رو می‌کردم.

945
00:39:58,864 --> 00:40:01,366
‫وانتی که به راجرز زد، اون روز

946
00:40:01,500 --> 00:40:04,502
‫یه ساعت بیرون پلاک ۶۷
‫خیابون هاوک پوینت پارک بود.

947
00:40:04,503 --> 00:40:07,506
‫اونجا دقیقاً بیرون رستوران هاوکـه.

948
00:40:07,639 --> 00:40:09,551
‫شاید همون کسی که عکس
‫مامان و کریس رو گرفته، کار اون بوده.

949
00:40:09,575 --> 00:40:11,843
‫پس تد لانگ‌فلو یه جورایی

950
00:40:11,943 --> 00:40:13,879
‫با این وانت آبی در ارتباطه؟

951
00:40:14,680 --> 00:40:16,682
‫- کجا داری میری؟
‫- صبر کن همکار.

952
00:40:16,815 --> 00:40:18,849
‫- هنوز هیچ‌چیز قطعی‌ای نمی‌دونیم.
‫- این رو که می‌دونیم

953
00:40:18,850 --> 00:40:20,728
‫که تد عکسی رو لو داد که توسط راننده‌ی

954
00:40:20,752 --> 00:40:23,088
‫همون وانت آبی‌ای گرفته شده بود
‫که نزدیک بود برایان رو بکشه.

955
00:40:23,188 --> 00:40:25,691
‫پس اگه تد پول اون عکس رو داده، منطقی نیست

956
00:40:25,791 --> 00:40:27,711
‫که شاید پول سوقصد به قتل رو هم داده باشه؟

957
00:40:27,793 --> 00:40:29,394
‫- همینطوره.
‫- من باید برم.

958
00:40:29,528 --> 00:40:31,195
‫با اجازه.

959
00:40:35,634 --> 00:40:37,869
‫و با احکام سنگین‌تر،

960
00:40:38,003 --> 00:40:41,640
‫اتفاقاتی مثل این بدل خفه‌کن هیچوقت نمی‌افتاد.

961
00:40:41,740 --> 00:40:43,041
‫درسته.

962
00:40:43,141 --> 00:40:45,242
‫اول، من شهر رو به مسیر درستش برمی‌گردونم،

963
00:40:45,243 --> 00:40:47,713
‫و بعدش سعی می‌کنیم
‫برای تیم پتس یه کاری بکنیم.

964
00:40:50,048 --> 00:40:51,750
‫ممنون. ممنون که اومدید.

965
00:40:51,850 --> 00:40:54,385
‫هی. فقط بررسیه. آروم باش.

966
00:40:54,520 --> 00:40:56,888
‫- آره.
‫- من با حراست صحبت می‌کنم. برو جلو.

967
00:40:56,988 --> 00:40:58,256
‫پلیس. ببخشید.

968
00:40:58,389 --> 00:40:59,958
‫باشه، بفرما. بگردم.

969
00:41:03,094 --> 00:41:04,763
‫تد لانگ‌فلو!

970
00:41:05,697 --> 00:41:08,233
‫کارآگاه سیلور. عجب غافلگیری‌ای.

971
00:41:08,333 --> 00:41:11,637
‫چرا سعی کردی کارآگاه برایان راجرز رو
‫به کشتن بدی؟

972
00:41:11,737 --> 00:41:14,939
‫خیلی‌خب. چطوره بریم یه جای کمی خصوصی‌تر؟

973
00:41:14,940 --> 00:41:16,374
‫چرا که نه؟

974
00:41:16,474 --> 00:41:18,209
‫ببخشید.

975
00:41:22,881 --> 00:41:24,659
‫- داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟
‫- خودت خوب می‌دونی

976
00:41:24,683 --> 00:41:26,083
‫دارم درباره‌ی چی حرف می‌زنم.

977
00:41:26,084 --> 00:41:27,729
‫چون همون وانت آبی‌ای
‫که عکس‌ها رو گرفته بود

978
00:41:27,753 --> 00:41:29,430
‫و تو لو دادی، با ماشین کارآگاه راجرز تصادف کرد و

979
00:41:29,454 --> 00:41:30,789
‫انداختش توی بندرگاه بوستون.

980
00:41:30,889 --> 00:41:32,423
‫یه نفر اون عکس رو برای من فرستاد

981
00:41:32,524 --> 00:41:34,125
‫و ادعا کرد که دوست این جنبشـه.

982
00:41:34,259 --> 00:41:36,628
‫بله، البته که من اون ایمیل رو ردگیری کردم
‫که از کجا اومده.

983
00:41:36,728 --> 00:41:39,197
‫فکرش رو می‌کردم یکی از شما سیلورها
‫ممکنه همچین کاری بکنه.

984
00:41:39,297 --> 00:41:41,900
‫- کی بود؟
‫- اون عکس از ایست‌بورو اومده.

985
00:41:42,000 --> 00:41:44,320
‫- مگه بابای جدیدت اونجا زندگی نمی‌کنه؟
‫- می‌خوای بگی

986
00:41:44,435 --> 00:41:46,435
‫این قضیه به رئیس کریس ویلیامز ربط داره؟

987
00:41:46,471 --> 00:41:49,074
‫یه نفر دنبال خانواده‌تونه.

988
00:41:49,174 --> 00:41:50,341
‫اون یه نفر تویی؟

989
00:41:52,077 --> 00:41:53,879
‫چون اگه کسی بخواد سراغ خانواده‌ی من بیاد،

990
00:41:53,979 --> 00:41:55,614
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد بشه.

991
00:41:55,714 --> 00:41:56,882
‫هی هی هی.

992
00:41:56,982 --> 00:41:58,783
‫تو، برو عقب.

993
00:41:58,784 --> 00:42:00,619
‫وقت رفتنه، کارآگاه.

994
00:42:02,120 --> 00:42:03,488
‫بریم.

995
00:42:08,326 --> 00:42:09,661
‫زودباش.

996
00:42:14,766 --> 00:42:17,302
‫لنا. لنا، یه لحظه وایسا.

997
00:42:17,402 --> 00:42:19,871
‫اون چی بود؟ داری چی کار می‌کنی؟

998
00:42:19,971 --> 00:42:22,841
‫دارم همون کاری رو می‌کنم
‫که تو هم می‌کردی.

999
00:42:24,342 --> 00:42:26,144
‫محافظت از خانوادت؟

1000
00:42:58,810 --> 00:43:00,545
‫خانواده‌ی برندون.

1001
00:43:01,000 --> 00:43:21,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
