WEBVTT

00:03.771 --> 00:05.873
‫« آنچه گذشت »

00:06.006 --> 00:07.208
‫خیلی از نیویورک دور شدی.

00:07.341 --> 00:09.077
‫دیشب بچه‌ام تو آتیش‌سوزی آسیب دید.

00:09.177 --> 00:10.377
‫برادرم... اونم همراهش بود.

00:12.946 --> 00:14.215
‫می‌خوام انتصابت رو رسمی کنم.

00:14.315 --> 00:16.350
‫اداره‌ی پلیس بوستون با حضور تو جای بهتریه.

00:16.484 --> 00:18.028
‫چی شده؟ فکر می‌کنی می‌تونی
‫پا به پام بیای، بروکلین؟

00:18.052 --> 00:20.221
‫مطمئن نیستم بتونم پا به پات بیام، بین‌تاون،

00:20.321 --> 00:21.698
‫ولی قطعاً شانسـمو امتحان می‌کنم.

00:21.722 --> 00:22.722
‫ایشون برایان راجرزه،

00:22.823 --> 00:23.890
‫همکار قدیمیـم.

00:23.891 --> 00:25.025
‫ازت خوشم میاد.

00:25.126 --> 00:26.494
‫می‌خوام ببینم این رابطه تا کجا پیش میره.

00:26.594 --> 00:28.096
‫تو بهترین دوست منی.

00:28.196 --> 00:30.274
‫بهم قول بده همکار شدن‌مون،
‫این موضوع رو تغییر نده.

00:30.298 --> 00:31.665
‫ببخشید اگه انقدر هیجان‌زده‌ام

00:31.765 --> 00:33.867
‫که قراره مسیر خانواده رو دنبال کنی.

00:33.967 --> 00:35.203
‫امروز قراره بابام رو ببینم.

00:35.336 --> 00:38.238
‫یعنی اون چی فکر می‌کنه؟ اینکه ولش کردم؟

00:38.239 --> 00:39.240
‫اون یه لانگ‌فلوئه.

00:39.340 --> 00:40.740
‫اگه رای بیاری، قراره

00:40.741 --> 00:43.344
‫این اداره رو برگردونی به تاریکی قرون وسطی،

00:43.444 --> 00:44.978
‫و من نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته.

00:45.079 --> 00:46.247
‫پس فکر کنم جنگه.

00:50.384 --> 00:52.620
‫پیشم بمون، عزیزم.

00:53.887 --> 00:56.524
‫هر روزی که روی این زمین هستیم یه هدیه‌ست.

00:56.624 --> 00:57.725
‫و خانواده،

00:57.858 --> 00:59.392
‫آدم‌های زندگیت که دوستت دارن،

00:59.393 --> 01:02.730
‫دلیل‌هایی هستن برای ادامه دادن به باز کردنِ

01:02.830 --> 01:04.898
‫اون هدیه.

01:06.000 --> 01:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:17.811 --> 01:20.914
‫♪ آره ♪

01:21.048 --> 01:23.284
‫♪ تمام مدت حق با من بود ♪

01:25.953 --> 01:27.254
‫♪ آره... ♪

01:27.255 --> 01:29.289
‫همونجا. وانت آبیه اونجاست.

01:29.290 --> 01:30.590
‫خب، الان که زرده.

01:30.591 --> 01:32.759
‫- مطمئنی خودشه؟
‫- آره. خب نه.

01:32.760 --> 01:34.295
‫ولی بهتره یه داور پیدا کنیم

01:34.395 --> 01:35.963
‫قبل اینکه چیزی ازش باقی نمونه.

01:36.930 --> 01:38.542
‫- من دارم میرم.
‫- هی هی هی، صبر کن.

01:38.566 --> 01:40.510
‫- بدون من نه.
‫- بیخیال، روز اول بازگشتته.

01:40.534 --> 01:42.703
‫- مطمئنی برای این کار آماده‌ای؟
‫- نه، تو بری، منم میام.

01:42.803 --> 01:44.138
‫باشه، کمربندت رو ببند.

01:45.373 --> 01:47.441
‫♪ ها! ♪

01:47.575 --> 01:50.778
‫♪ آره... ♪

01:50.878 --> 01:52.580
‫پلیس بوستون!

01:55.149 --> 01:56.617
‫وانت با من.

01:57.651 --> 01:59.387
‫♪ دیگه خیلی دیر شده، خیلی دیر ♪

01:59.487 --> 02:01.789
‫♪ می‌دونی که قبلاً هم این کار رو کردم... ♪

02:01.889 --> 02:03.824
‫وانت رو نگه دار!

02:04.925 --> 02:06.460
‫لنا!

02:11.732 --> 02:13.467
‫♪ حواسم به امتیازه ♪

02:13.601 --> 02:15.569
‫♪ می‌خوام برم سر اصل مطلب،
‫دیگه خیلی دیر شده... ♪

02:15.669 --> 02:17.670
‫- پلیس! ایست!
‫- ایست!

02:17.671 --> 02:19.339
‫♪ خیلی زوده، خیلی دیره ♪

02:19.340 --> 02:20.508
‫♪ خیلی زوده، یا شایدم نه؟ ♪

02:23.644 --> 02:25.713
‫♪ تیک، تیک، بوم! ♪

02:25.813 --> 02:27.481
‫- خوبی؟
‫- آره. تو خوبی؟

02:27.581 --> 02:30.184
‫آره. این همون وانتیه
‫که زد به کارآگاه راجرز؟

02:30.318 --> 02:32.820
‫- به مشخصاتش می‌خوره، منهای رنگ جدیدش.
‫- باشه.

02:32.920 --> 02:35.022
‫تو، دست‌ها بالا و همین الان
‫از ماشین بیا بیرون.

02:35.122 --> 02:37.291
‫زود باش! دست‌ها بالا.

02:38.158 --> 02:40.528
‫پلیس بوستون. من کارآگاه ریگان هستم.

02:40.628 --> 02:43.564
‫ایشون هم همکارم، کارآگاه سیلوره.

02:44.532 --> 02:46.666
‫چندتا سوال ازت داریم.

02:57.811 --> 02:59.780
‫خانواده‌ی من این شهر رو ساختن،

02:59.880 --> 03:03.217
‫و منم یه آینده‌ی امن و مطمئن
‫برای خانواده‌ی شما می‌سازم.

03:03.317 --> 03:07.588
‫من تد لانگ‌فلو هستم و طرف شمام.

03:10.524 --> 03:11.925
‫یه دقیقه بهم وقت بده!

03:18.131 --> 03:19.367
‫- سلام.
‫- سلام.

03:19.467 --> 03:21.401
‫خیلی متاسفم دیشب نتونستم بیام.

03:21.402 --> 03:24.203
‫کار شلوغ شد و الانم دارم میرم شیفت روز.

03:24.204 --> 03:25.573
‫مشکلی نیست.

03:25.706 --> 03:28.008
‫به هر حال امروز صبح زود نوبت دکتر دارم.

03:28.108 --> 03:30.511
‫بازم اینجا خوابیدی؟

03:30.611 --> 03:32.379
‫آره، اینجا جا بیشتره.

03:32.380 --> 03:34.248
‫به پنجره‌ها نیاز دارم.

03:34.348 --> 03:36.950
‫اگه بتونم آسمون رو ببینم، اونوقت...

03:37.050 --> 03:38.218
‫می‌تونی اضطرابت رو کنترل کنی.

03:38.319 --> 03:40.086
‫- آره.
‫- این شاید کمکت کنه.

03:40.087 --> 03:41.855
‫وانت آبیه رو پیدا کردیم.

03:41.955 --> 03:44.592
‫- ولی چطوری؟
‫- یکی تو مارشفیلد دیدتش

03:44.692 --> 03:45.893
‫تو مسابقه‌ی داغون کردن ماشین‌ها.

03:45.993 --> 03:47.395
‫خیلی‌خب. راننده‌ش چی؟

03:47.495 --> 03:48.896
‫من پلیسم، لی.

03:48.996 --> 03:50.998
‫داره دیوونه‌ام می‌کنه که اون بیرون نیستم

03:51.098 --> 03:52.899
‫تا کسی که این بلا رو سرم آورد پیدا کنم.

03:52.900 --> 03:54.244
‫اون تازه از یه اوراقی خریده بودش.

03:54.268 --> 03:55.508
‫قطعاتش رو اوراق کرده بودن.

03:55.536 --> 03:56.770
‫پس همون یارویی نیست که بهم زد؟

03:56.904 --> 04:00.408
‫نه، ولی یه شروعه.

04:00.541 --> 04:01.942
‫آره. شروع خوبیه.

04:02.075 --> 04:05.546
‫آره، پس چطوره فعلاً
‫بذاری ما بهش برسیم؟

04:06.314 --> 04:08.248
‫تا تو بتونی روی بهبودیت تمرکز کنی. باشه؟

04:08.349 --> 04:10.082
‫تو سه ماه پیش روی ویلچر بودی،

04:10.083 --> 04:12.061
‫و الان اون بیرونی
‫و مثل یه آدم کاملاً جدید شدی،

04:12.085 --> 04:13.754
‫اونوقت به من میگی آروم پیش برم؟

04:16.256 --> 04:17.758
‫آسیب عصبی من خوب شد.

04:17.858 --> 04:19.460
‫ریه‌ام هم همینطور.

04:19.560 --> 04:21.495
‫جراحات تو...

04:22.730 --> 04:24.598
‫بدتره.

04:26.667 --> 04:28.101
‫آره آره. شاید حق با توئه.

04:28.201 --> 04:29.841
‫حالا هم که کلاً یک روزه برگشتی سر کار،

04:29.937 --> 04:31.672
‫و من از همین الان دلم
‫برای پیشم بودنت تنگ شده.

04:31.772 --> 04:34.241
‫بدون رفیق توانبخشیم چی کار کنم؟

04:34.342 --> 04:37.277
‫خب، تا چشم بهم بزنی برمی‌گردی سر خدمت.

04:37.411 --> 04:39.480
‫و اون شغل منتظرت می‌مونه.

04:39.613 --> 04:42.282
‫تازه‌شم هنوز من رو داری،

04:42.383 --> 04:44.451
‫همون رفیق توانبخشیت.

04:44.452 --> 04:46.286
‫من خوش‌شانس‌ترین مرد بوستونم.

04:52.292 --> 04:54.961
‫باشه، نه، ببین عزیزم، من...
‫وقتی گفتم داوطلب می‌شم،

04:54.962 --> 04:57.631
‫منظورم چیزهایی مثل پاکت‌نامه چسبوندن و در زدن بود.

04:57.765 --> 04:59.131
‫چرا اومدیم خونه‌ی مِی؟

04:59.132 --> 05:00.768
‫خب، مامان به قوانین احترام می‌ذاره.

05:00.868 --> 05:04.137
‫اون نمی‌تونه برای جمع‌آوری
‫کمک مالی یا اعانات غیرنقدی

05:04.271 --> 05:05.606
‫- توی اداره اقدام کنه.
‫- باشه.

05:05.706 --> 05:08.141
‫و پدربزرگ هم می‌خواست اینجا باشه

05:08.241 --> 05:10.210
‫تا وقتی ازت درخواست کمک می‌کنه،
‫قیافه‌ات رو ببینه.

05:10.310 --> 05:11.812
‫- سلام بچه‌ها.
‫- صبح بخیر.

05:11.912 --> 05:13.146
‫صبح بخیر.

05:13.246 --> 05:14.648
‫همه‌ش ایده‌ی بابا بود.

05:14.782 --> 05:16.283
‫چی می‌تونم بگم؟

05:16.384 --> 05:17.518
‫الهام الهی بود.

05:17.618 --> 05:18.786
‫می‌دونی که من دارم نامزد می‌شم

05:18.886 --> 05:20.820
‫برای انتخاب مجدد در برابر تد لانگ‌فلو.

05:20.821 --> 05:23.023
‫از اشراف‌زاده‌های بوستون،
‫جیب‌های پُر از پول،

05:23.123 --> 05:25.593
‫ایده‌های سخت‌گیرانه و بی‌رحمانه
‫درباره جرم و مجازات.

05:25.693 --> 05:27.860
‫و قیافه‌ای که شدیداً رو مُخه
‫و چک می‌طلبه، ولی...

05:27.861 --> 05:29.697
‫- آره.
‫- خب، از اونجایی که تو

05:29.830 --> 05:31.432
‫یه روزنامه‌نگاری با سابقه در تحقیق

05:31.532 --> 05:33.401
‫و مهارت‌های قوی مناظره...

05:33.501 --> 05:35.769
‫الان دیگه دارم استرس میگیرم.

05:35.869 --> 05:38.939
‫می‌خوام توی تمرین مناظره،
‫نقش لانگ‌فلو رو برام بازی کنی.

05:39.039 --> 05:40.207
‫شاید فکر می‌کنه تو هم

05:40.307 --> 05:41.709
‫قیافه‌ات به همون اندازه رو مُخه.

05:41.842 --> 05:44.044
‫هی، نامزد منه‌ها.

05:44.144 --> 05:45.278
‫آقای ییتس؟

05:45.379 --> 05:46.880
‫- اوهوم.
‫- حاضرید

05:47.014 --> 05:50.551
‫وقت و استعدادتون رو وقف
‫کمپین انتخاب مجدد من کنید

05:50.684 --> 05:52.352
‫با بازی کردن در نقش تد لانگ‌فلو

05:52.486 --> 05:54.522
‫به عنوان حریف تمرینی مناظره‌ام؟

05:54.655 --> 05:56.689
‫- وای.
‫- هوم.

05:56.690 --> 05:58.258
‫اه...

05:59.192 --> 06:02.530
‫خب، خانم دادستان، باعث افتخار بنده‌ست.

06:02.630 --> 06:04.564
‫عالیه. عالیه.

06:07.401 --> 06:08.836
‫اون‌ها مدارک و اطلاعات تحقیق شماست.

06:08.936 --> 06:10.202
‫من باید برم. دوستت دارم.

06:10.203 --> 06:11.839
‫- چی؟
‫- آره.

06:11.939 --> 06:14.040
‫تو اون جعبه‌ها زندگینامه‌ی کامل تد لانگ‌فلو هست،

06:14.041 --> 06:16.076
‫همینطور دفاعیات پایانیش

06:16.209 --> 06:17.545
‫توی بزرگترین دادگاه‌هاش.

06:17.645 --> 06:19.480
‫و همینطور اطلاعات مشابه در مورد خودم.

06:19.580 --> 06:21.748
‫- اوهوم.
‫- قرار بهت خوش بگذره.

06:21.749 --> 06:23.183
‫هوم.

06:23.283 --> 06:25.753
‫♪ آره، آره، آره، آره ♪

06:25.853 --> 06:27.373
‫♪ اگه دنبالم می‌گردی، می‌تونی پیدام کنی ♪

06:27.455 --> 06:29.289
‫♪ توی سلمونی، دارم می‌رسم ♪

06:29.389 --> 06:31.309
‫♪ که موهام رو بزنم،
‫گازش رو گرفتم تو پارکینگ ♪

06:31.358 --> 06:33.238
‫♪ همه‌چی تمیزه،
‫دارم میرم سمت سلمونی ریکو ♪

06:33.326 --> 06:34.862
‫♪ اگه توی شهری ♪

06:34.962 --> 06:36.339
‫♪ پس تو هم احتمالاً داری میای اونجا ♪

06:36.363 --> 06:37.798
‫♪ اکیپ دارن حال می‌کنن ♪

06:37.898 --> 06:39.399
‫♪ فرد داره حال می‌کنه ♪

06:39.533 --> 06:41.234
‫♪ نیک داره حال می‌کنه،
‫ران داره حال می‌کنه ♪

06:41.334 --> 06:43.070
‫♪ اینا فقط چند نفرشون بودن، همه... ♪

06:43.203 --> 06:44.705
‫اوه! آره!

06:44.805 --> 06:46.249
‫♪ می‌خوای تیپ بزنی، دارم بهت میگم ♪

06:46.273 --> 06:47.907
‫♪ اینجا بهترین جاست، بدون شک ♪

06:47.908 --> 06:49.352
‫♪ باید بهشون می‌گفتم رپ خوندنم لاتیه ♪

06:49.376 --> 06:50.611
‫♪ بیا پایین سمت سلمونی ریکو... ♪

06:50.744 --> 06:52.780
‫تمام!

06:52.880 --> 06:54.280
‫یه دست دیگه. این‌بار می‌بریمشون.

06:54.281 --> 06:55.749
‫دیدی؟ می‌دونستم برمی‌گرده.

06:55.883 --> 06:57.360
‫این پنجمین باریه که این ماه
‫به اینجا دست‌برد می‌زنه.

06:57.384 --> 06:59.653
‫- بیاین یه دست دیگه بزنیم.
‫- شرمنده، بچه‌ها.

06:59.753 --> 07:01.955
‫ماموریت پلیسیه. ولی بازی خوبی بود.

07:02.055 --> 07:03.757
‫الان گفت ماموریت پلیسی؟

07:03.857 --> 07:05.258
‫هی هی، آروم‌تر.

07:05.358 --> 07:06.670
‫- نمی‌خوایم ما رو ببینه.
‫- ردیفه، ردیفه.

07:06.694 --> 07:08.094
‫♪ یک، دو، سه، چهار! ♪

07:08.095 --> 07:10.363
‫هی، پلیس بوستون، ایست!

07:10.464 --> 07:11.832
‫- هی!
‫- هی، پلیس!

07:11.932 --> 07:13.466
‫هی پسره، این دوچرخه رو لازم دارم.

07:13.467 --> 07:15.547
‫- صبر کن. هی! هی!
‫- نگران نباش. من پلیسم. باشه؟

07:17.104 --> 07:18.739
‫ایست!

07:18.839 --> 07:19.873
‫ایست! پلیس بوستون!

07:19.973 --> 07:21.609
‫هی!

07:21.709 --> 07:23.544
‫♪ هی تو، جراتش رو داری... ♪

07:23.644 --> 07:25.012
‫پلیس! ایست!

07:25.112 --> 07:26.552
‫♪ اگه اصلاً جراتش رو داری... ♪

07:26.647 --> 07:27.915
‫بیخیال، مرد!

07:28.015 --> 07:29.817
‫♪ هی تو، جراتش رو داری؟ ♪

07:29.950 --> 07:31.451
‫♪ هی تو، جراتش رو داری؟ ♪

07:31.585 --> 07:33.987
‫♪ بهتره تندتر بدوئی... ♪

07:36.256 --> 07:37.725
‫هی!

07:38.792 --> 07:40.660
‫♪ برو پسره، جراتش رو داری؟ ♪

07:40.661 --> 07:42.495
‫♪ بهتره زودتر بیخیال کارش بشی ♪

07:42.496 --> 07:44.331
‫♪ وگرنه هیچوقت بزرگ نمی‌شی، اصلاً... ♪

07:44.431 --> 07:45.966
‫هی، ایست!

07:46.767 --> 07:49.069
‫ایست!

07:49.503 --> 07:50.803
‫باشه، بسه.

07:55.943 --> 07:57.476
‫هی، پلیس بوستون!

07:57.477 --> 07:59.613
‫- تو بازداشتی. رو به زمین بخواب.
‫- گرفتیش؟

07:59.713 --> 08:01.682
‫- یالا. بيا بلندش کنیم.
‫- آره، آره.

08:01.782 --> 08:03.483
‫داریش؟

08:03.584 --> 08:05.218
‫- آره، دارمش.
‫- خب، ردیفه.

08:05.318 --> 08:08.388
‫تو پنج‌تا دوچرخه از اون پارک دزدیدی.

08:08.488 --> 08:09.990
‫هفت‌تا.

08:10.090 --> 08:11.810
‫ما یه عملیات خارج از شیفت
‫و غیررسمی راه انداختیم.

08:11.859 --> 08:12.993
‫می‌دونم که یارو رو گرفتیم،

08:13.093 --> 08:14.527
‫ولی سرگرد کریم حسابی شاکی می‌شه.

08:14.528 --> 08:16.072
‫به نظرم بهتره فقط ولم کنین برم.

08:16.096 --> 08:17.197
‫خفه شو.

08:17.297 --> 08:18.666
‫سارا ظرف چهار سال کارآگاه شد،

08:18.766 --> 08:20.200
‫و نمره‌ی لنا هم بالاترین نمره‌ست.

08:20.300 --> 08:22.903
‫پسرخاله‌ام، بابام، عموم،
‫پدربزرگم، پدر پدربزرگم...

08:23.003 --> 08:24.605
‫همه‌شون پلیسن. می‌فهمم.

08:24.705 --> 08:26.006
‫ما واسه خودمون اسمی در می‌کنیم.

08:26.139 --> 08:27.483
‫فقط بیا مطمئن بشیم اسم خوبی در می‌کنیم.

08:27.507 --> 08:28.842
‫پیچیده به نظر میاد.

08:28.942 --> 08:30.844
‫خفه شو!

08:35.616 --> 08:37.884
‫- کارآگاه.
‫- خانم رئیس.

08:37.885 --> 08:39.386
‫- ممنون که اومدی دیدنم.
‫- آره.

08:39.486 --> 08:40.966
‫کل صبح پشت سر هم جلسه‌ی استماع دارم.

08:41.021 --> 08:42.956
‫- چه خبر؟
‫- النا هنوز نمی‌خوابه؟

08:43.056 --> 08:45.225
‫آره، اون نمی‌خوابه، منم همینطور.

08:45.325 --> 08:47.359
‫از وقتی اون و بایز اومدن شهر،

08:47.360 --> 08:49.797
‫تازه فهمیدم آپارتمانم چقدر کوچیکه.

08:49.897 --> 08:53.667
‫خب، خسته باشی یا نه،
‫آزمون گروهبانیت رو ۲‌۰ شدی.

08:53.767 --> 08:55.035
‫بار اول.

08:55.135 --> 08:57.437
‫خب. آخه من زیر دست دوتا کمیسر بزرگ شدم،

08:57.537 --> 09:00.407
‫واسه همین، ترس از قبول نشدن توی آزمون

09:00.540 --> 09:02.142
‫هیچوقت دلیلی نبود که توی آزمون شرکت نکنم.

09:02.242 --> 09:05.713
‫در واقع دلیلش این بود
‫که به یه انگیزه درست و حسابی نیاز داشتم.

09:05.846 --> 09:07.915
‫- شان.
‫- بله.

09:08.015 --> 09:10.584
‫دنی، یه فرصت ترفیع درجه وجود داره.

09:11.218 --> 09:12.686
‫اگه بخوای، مال توئه.

09:14.622 --> 09:16.389
‫می‌تونیم الزامات گشت‌زنی رو رد کنیم،

09:16.489 --> 09:18.926
‫و تو هم از قبل احترام اداره رو به دست آوردی.

09:19.026 --> 09:22.395
‫سرکارآگاه، توی واحد پرونده‌های ویژه.

09:22.495 --> 09:24.598
‫آره. خب... فوق‌العاده‌ست.

09:24.698 --> 09:26.566
‫در این باره با لنا صحبت کردی؟

09:26.667 --> 09:28.702
‫مگه به همین خاطر تو آزمون شرکت نکردی؟

09:28.802 --> 09:31.471
‫چرا. من... فقط شاید یکم
‫زمان بیشتری نیاز داشته باشم

09:31.571 --> 09:32.739
‫تا دربارش فکر کنم.

09:32.740 --> 09:34.241
‫چی هست که بهم نمیگی؟

09:35.408 --> 09:36.977
‫موضوع لناست.

09:37.911 --> 09:39.647
‫یه پرونده قتل خورده به تورمون.

09:39.747 --> 09:41.782
‫مرخصید.

09:48.221 --> 09:49.823
‫خب، اوضاع‌ت روبراهه؟

09:49.923 --> 09:51.424
‫خوبم. چرا می‌پرسی؟

09:51.558 --> 09:55.796
‫فقط دارم میگم، ترومایی مثل همونی
‫که از سر گذروندی، روی هم انباشته می‌شه.

09:55.929 --> 09:57.430
‫می‌دونی، یهو غافلگیرت می‌کنه،

09:57.564 --> 09:59.324
‫و هِی جمع می‌شه، هِی جمع می‌شه
‫تا وقتی که از پا دربیای،

09:59.366 --> 10:00.968
‫و بعدش بوم، کار تمومه.

10:01.068 --> 10:05.105
‫باورت بشه یا نه،
‫تیر خوردن و تا پای مرگ رفتن...

10:05.205 --> 10:06.774
‫باعث شد خیلی چیزها برام روشن بشه.

10:06.874 --> 10:10.377
‫یه جور... احساس سبکی دارم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

10:10.477 --> 10:13.546
‫انگار بالاخره دیگه
‫چیزی برای ثابت کردن ندارم.

10:13.647 --> 10:15.783
‫- خوبه.
‫- می‌تونم فقط...

10:15.916 --> 10:18.051
‫- می‌تونم فقط خودم باشم.
‫- خوبه.

10:18.151 --> 10:20.788
‫اما این ترفیع... می‌دونم
‫سارا بهت پیشنهادش داده.

10:20.921 --> 10:23.523
‫- بهش گفتم دارم بهش فکر می‌کنم.
‫- چی؟ چرا؟

10:23.623 --> 10:25.425
‫چون دارم بهش فکر می‌کنم.

10:25.525 --> 10:26.960
‫چی داریم، ری‌ری؟

10:27.060 --> 10:29.329
‫یه مقتول پیدا کردیم، اون توئه، خفه شده.

10:29.462 --> 10:30.864
‫- شلوار یوگا؟
‫- آره.

10:30.964 --> 10:33.466
‫پیچیده بودنش دور گردنش،
‫دقیقاً مثل بقیه. اینجا رو ببین.

10:33.600 --> 10:35.335
‫زن، سفیدپوست.

10:35.435 --> 10:39.006
‫گواهینامه‌ی روی میز توالت میگه
‫فرانی سوان، ۲۴ ساله.

10:39.106 --> 10:41.441
‫شیوه‌ی قتلش دقیقاً مثل اون خفه‌کردن
‫توی بیکن هیلـه.

10:41.541 --> 10:43.643
‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی،
‫و اگه درست حدس زده باشی،

10:43.744 --> 10:45.254
‫یه نفر داره از یکی از خطرناک‌ترین
‫قاتل‌های زنجیره‌ای بوستون

10:45.278 --> 10:47.314
‫- تقلید می‌کنه.
‫- درمورد چی درست حدس زده باشم؟

10:47.447 --> 10:48.847
‫ببین جسد رو چجوری قرار داده، ری‌ری.

10:48.916 --> 10:50.517
‫شلوار رو مثل پاپیون
‫دور گردنش گِره زده.

10:50.650 --> 10:54.521
‫اگه درست گفته باشم،
‫با یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید طرفیم.

11:04.000 --> 11:06.000
‫« پلیس بوستون »

11:16.777 --> 11:19.146
‫ریگان، این رو چک کن.

11:19.246 --> 11:21.448
‫اون چیزی که من می‌بینم رو می‌بینی؟

11:24.184 --> 11:25.585
‫این پالتوی زمستونی دیگه چیه؟

11:25.685 --> 11:27.687
‫- من میرم سراغش.
‫- منم از بغل میرم.

11:28.488 --> 11:30.089
‫اسلحه!

11:30.090 --> 11:32.092
‫پناه بگیرید!

11:32.192 --> 11:33.393
‫هی!

11:35.262 --> 11:36.796
‫بیا اینجا.

11:36.797 --> 11:38.798
‫- دستت رو بده من. دستت رو بده من!
‫- وای خدای من.

11:38.799 --> 11:40.768
‫عجب.

11:41.935 --> 11:43.636
‫بلند شو.

11:43.771 --> 11:45.973
‫بلند شو.

11:46.807 --> 11:47.807
‫این چیه؟

11:47.841 --> 11:49.777
‫یه میکروفون جهت‌داره.

11:49.877 --> 11:52.012
‫- داری چی ضبط می‌کنی؟
‫- شما رو. پس خودشه؟

11:52.112 --> 11:54.114
‫واقعاً خفه‌کننده‌ی بوستون برگشته؟

11:54.247 --> 11:57.116
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- من جرمی رینزانو هستم. پادکسترم.

11:57.117 --> 11:58.928
‫- از کجا این قضیه رو فهمیدی؟
‫- یه اسکنر پلیس دارم.

11:58.952 --> 12:00.486
‫توی رادیو شنیدم. خب، پس خودشه؟

12:00.487 --> 12:01.653
‫خفه‌کننده‌ی بوستون
‫دوباره دست‌به‌کار شده یا چی؟

12:01.654 --> 12:03.023
‫هی هی هی.

12:03.123 --> 12:04.456
‫خفه‌کننده‌ی بوستون
‫دهه‌هاست که مُرده.

12:04.457 --> 12:06.158
‫ببخشید.

12:06.159 --> 12:07.871
‫مردم بوستون حق دارن بدونن
‫چه اتفاقی داره اینجا می‌افته.

12:07.895 --> 12:09.773
‫نه، شهر بوستون کُن‌فیکون می‌شه

12:09.797 --> 12:11.630
‫اگه بفهمن یه قاتل تقلیدکار
‫داره این دوروبر می‌چرخه.

12:11.631 --> 12:13.966
‫- اون فایل ضبط‌شده رو لازم داریم.
‫- مال شما، بگیریدش.

12:13.967 --> 12:16.136
‫ولی من تمام این مدت داشتم
‫پخش زنده می‌کردم.

12:16.236 --> 12:18.471
‫چی؟

12:18.571 --> 12:20.707
‫می‌فهمی که همین الان به کل شهر گفتی

12:20.808 --> 12:23.143
‫یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید
‫آزادانه داره می‌چرخه؟

12:23.243 --> 12:24.744
‫من نه.

12:24.845 --> 12:26.746
‫شما گفتید.

12:27.000 --> 12:31.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

12:31.351 --> 12:33.353
‫قربان؟

12:33.486 --> 12:35.522
‫کی اجازه‌ی اضافه‌کاری
‫توی نورث پوینت رو داده؟

12:35.655 --> 12:37.257
‫قربان، داشتیم بسکتبال بازی می‌کردیم.

12:37.357 --> 12:39.827
‫شما دوتا بدون اطلاع من،
‫برای اضافه‌کاری تاییدیه گرفتید؟

12:39.960 --> 12:42.195
‫نه، یه بازی تفننی
‫قبل کار بود، خب، می‌دونید،

12:42.295 --> 12:44.364
‫- بسکتباله دیگه...
‫- شما دوتا دیگه تازه‌کار نیستید.

12:44.497 --> 12:46.133
‫ولی قطعاً که کارآگاه هم نیستید.

12:46.233 --> 12:48.401
‫لباس‌های استتار مخصوص
‫اون روز رو پوشیده بودید؟

12:48.501 --> 12:50.037
‫نشان‌هاتون در معرض دید بود؟

12:50.170 --> 12:51.703
‫- نه قربان. ما امیدوار بودیم...
‫- سال دوم وقتیـه که تصمیم میگیرید

12:51.704 --> 12:53.373
‫می‌خواید چه جور پلیسی باشید.

12:53.506 --> 12:55.575
‫اگه زیادی عجله کنید
‫و پاتون رو از گلیمـتون درازتر کنید، ممکنه

12:55.675 --> 12:57.010
‫با مخ بخورید زمین.

12:57.110 --> 12:59.112
‫قربان، ما یارو رو گرفتیم. مگه این مهم نیست؟

12:59.212 --> 13:00.857
‫خوشحالم که یارو رو گرفتید
‫و کسی آسیب ندید.

13:00.881 --> 13:03.083
‫می‌تونست اینجوری پیش نره. شانس آوردید.

13:03.183 --> 13:05.385
‫گوش کنید، این هفته‌ی آخرم با شما دوتاست.

13:05.518 --> 13:07.386
‫نمی‌خوام وقتم رو برای گزارش تخلف براتون تلف کنم.

13:07.387 --> 13:10.190
‫دارم منتقل می‌شم به حومه. ای‌۱۷.

13:10.290 --> 13:12.192
‫هاید پارک. ایول.

13:13.326 --> 13:15.628
‫برای حضور و غیاب آماده شید.
‫شیفت ده دقیقه‌ی دیگه شروع می‌شه.

13:15.728 --> 13:17.898
‫- درست رفتار کنید.
‫- بله قربان.

13:18.031 --> 13:19.565
‫قاتل خیلی بیشتر از اونی

13:19.566 --> 13:21.734
‫که فکر می‌کردیم فعال بوده.
‫قتل‌های بیشتری هم هست.

13:21.869 --> 13:23.837
‫چطور کل اداره‌ی پلیس بوستون
‫متوجه این نشدن؟

13:23.937 --> 13:25.872
‫دوتاشون دقیقاً توی خود بوستون بودن.

13:25.873 --> 13:27.640
‫بقیه توی حوزه‌های قضایی اطراف بودن.

13:27.740 --> 13:31.311
‫خب، بین سال‌های ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۴،

13:31.411 --> 13:34.214
‫خفه‌کننده‌ی بوستون ۱۳ زن رو کشت،

13:34.314 --> 13:36.383
‫که به صورت دوره‌ای انجام‌شون می‌داد.

13:36.483 --> 13:38.651
‫خود خفه‌کننده‌ی بوستونـه.

13:38.751 --> 13:40.753
‫هرچی درموردش می‌دونی بهم بگو، بروکلین.

13:40.854 --> 13:44.591
‫خب راستش، من خیلی چیزها
‫درموردش می‌دونم، بین‌تاون.

13:44.691 --> 13:46.725
‫در واقع، می‌دونم که آلبرت دِسالوو،

13:46.726 --> 13:48.728
‫خفه‌کننده‌ی احتمالی بوستون،

13:48.828 --> 13:51.231
‫هرگز برای هیچکدوم
‫از اون قتل‌ها محکوم نشد.

13:51.331 --> 13:53.566
‫اما دی‌اِن‌اِی اون رو
‫به آخرین مقتول ربط داد،

13:53.666 --> 13:55.002
‫برای همین به خاطر تعرض افتاد زندان.

13:55.102 --> 13:56.435
‫- آفرین.
‫- آره.

13:56.436 --> 14:00.240
‫مشکل اینجاست که اون سال ۱۹۷۳
‫توی زندان مُرد، پس...

14:00.340 --> 14:02.251
‫- پس قطعاً با یه مقلد طرفیم.
‫- آره.

14:02.275 --> 14:04.277
‫خیلی‌خب،
‫خب، اون چهارتا زن رو کشته،

14:04.377 --> 14:07.080
‫همه رو هم با شلوار یوگا که مثل پاپیون
‫دور گردن‌شون گره زده شده.

14:07.214 --> 14:09.682
‫- چرا شلوار یوگا؟
‫- قاتل اصلی از جوراب شلواری استفاده می‌کرد.

14:09.782 --> 14:13.785
‫و زمونه عوض شده، پس قاتل ما
‫داره از لباس‌های ورزشی استفاده می‌کنه،

14:13.786 --> 14:15.956
‫که الان مُد روزه.

14:16.056 --> 14:17.857
‫چیه؟

14:19.292 --> 14:20.760
‫دنی.

14:20.894 --> 14:23.530
‫قتل‌های این مقلد فقط شبیه به

14:23.630 --> 14:24.998
‫خفه‌کننده‌ی اصلی نیست.

14:25.098 --> 14:27.968
‫دقیقاً عین همونه.

14:28.068 --> 14:29.636
‫به سن مقتول‌ها و مکان‌ها نگاه کن.

14:29.769 --> 14:32.772
‫تا جایی که بعد از ۶۲ سال ممکنه،
‫شبیه هم هستن.

14:32.906 --> 14:34.274
‫پس اون داره زن‌هایی رو

14:34.374 --> 14:36.743
‫هم‌سن مقتول‌های اصلی به قتل می‌رسونه،

14:36.843 --> 14:38.811
‫توی همون محله‌هایی
‫که قتل‌های اصلی اتفاق افتادن؟

14:38.912 --> 14:40.646
‫آره، فقط با این تفاوت
‫که داره برعکس عمل می‌کنه.

14:40.647 --> 14:43.315
‫۲۱ ساله توی بیکن هیل،
‫۲۵ ساله توی لارنس.

14:43.316 --> 14:46.686
‫۵۲ ساله توی سِیلم،
‫۲۴ ساله توی چست‌نات هیل.

14:46.786 --> 14:49.321
‫پس اگه این درست باشه،
‫این هفته دوتا زن دیگه کشته می‌شن.

14:49.322 --> 14:52.659
‫و مقتول بعدی‌مون قراره
‫یه زن ۲۵ ساله توی وست فن‌وی باشه.

14:52.759 --> 14:54.326
‫گشتی‌ها رو می‌فرستم به اون منطقه.

14:54.327 --> 14:56.063
‫منم سوابق اداره‌ی راهنمایی و رانندگی رو چک می‌کنم،

14:56.163 --> 14:59.699
‫ببینم می‌تونیم محدوده‌ رو تنگ‌تر کنیم
‫تا بفهمیم کی رو باید نجات بدیم.

15:03.937 --> 15:05.305
‫من به عدالت اعتقاد دارم.

15:05.438 --> 15:07.540
‫این ارزش توی خانواده‌ی من
‫ریشه عمیقی داره.

15:07.640 --> 15:09.476
‫شوهر مرحومم قاضی بود.

15:09.576 --> 15:12.512
‫و دوست‌پسر فعلیت هم هست،
‫قاضی ایلای رابینسون.

15:12.645 --> 15:13.813
‫پس به نظرم می‌رسه که

15:13.947 --> 15:15.815
‫تضاد منافع، استایل موردعلاقه‌ی توئه.

15:15.915 --> 15:17.650
‫من دوتا دختر و یک پسر دارم،

15:17.784 --> 15:21.487
‫- که همه‌شون پلیس‌های افتخاری بوستون هستن.
‫- خب، اینکه عالیـه.

15:21.488 --> 15:23.456
‫اما... دختر بیولوژیکت،

15:23.556 --> 15:27.427
‫لنا، اون موقعی نامشروع به دنیا اومد

15:27.527 --> 15:30.130
‫که پدرش توی زندان بود، درسته؟

15:30.230 --> 15:32.498
‫پس بگو که خودت هم
‫با جرم و جنایت غریبه نیستی.

15:32.499 --> 15:33.833
‫نامشروع؟

15:33.933 --> 15:35.435
‫برگشتیم به عهد بوق؟

15:35.535 --> 15:38.005
‫عهد بوق؟ من...

15:38.105 --> 15:40.773
‫و این هم یه عکس از تو و بابای تبهکار بچه‌ات

15:40.873 --> 15:42.113
‫که همین دو ماه پیش گرفته شده.

15:42.175 --> 15:44.344
‫قاضی ایلای در این مورد چه حسی داره؟

15:44.444 --> 15:45.711
‫- ست.
‫- چیه؟

15:45.712 --> 15:47.013
‫- بابای تبهکار بچه؟
‫- مِی، معذرت می‌خوام.

15:47.014 --> 15:48.391
‫- فقط داشتم سعی می‌کردم بازسازی کنم...
‫- واقعاً؟

15:48.415 --> 15:49.895
‫اون فقط داره کاری رو می‌کنه
‫که ازش خواستی.

15:50.017 --> 15:51.584
‫تَد قراره دقیقاً همینجوری
‫برات طعمه بذاره،

15:51.684 --> 15:53.852
‫با همون عکس و همه چیز.

15:53.853 --> 15:56.923
‫تو هم... قشنگ افتادی توی تله.

16:13.206 --> 16:14.374
‫برگشتن چطوره؟

16:14.507 --> 16:16.709
‫عالیـه. راستش، خیلی عالیـه.

16:16.809 --> 16:18.811
‫خوبه. ولی یه خبر بد دارم.

16:18.911 --> 16:20.246
‫اون پادکستره رو آزاد کردم.

16:20.247 --> 16:21.714
‫مامان نتونست علیهش جرمی ثبت کنه.

16:21.814 --> 16:26.286
‫ضبط کردن صدای پلیس،
‫با اطلاع یا بدون اطلاع ما، قانونیـه.

16:26.386 --> 16:28.054
‫- خنده‌داره و خب معلوم بود...
‫- اوهوم.

16:28.055 --> 16:30.133
‫چون توی بازجویی هم
‫اصلاً هیچی نمی‌دونست.

16:30.157 --> 16:32.201
‫- می‌بینم که درمورد اون وانت آبی خبرهایی داری؟
‫- آره، حالا که

16:32.225 --> 16:34.327
‫شماره شاسی رو داریم،
‫چندتا از قطعاتش رو توی شهر پیدا کردیم.

16:34.427 --> 16:35.662
‫ولی هنوز ردی از راننده نیست.

16:35.762 --> 16:37.064
‫اما تو برای این اینجا نیستی.

16:37.164 --> 16:40.300
‫می‌دونستی راجرز نامه‌های بازگشت به کارش رو فرستاده؟

16:40.400 --> 16:42.502
‫واقعاً؟

16:42.602 --> 16:44.404
‫فکر می‌کردم قراره صبر کنه.

16:44.537 --> 16:46.273
‫با دکترش ملاقات کرد.

16:46.373 --> 16:48.607
‫لب‌مرزیه ولی تایید شده.

16:48.608 --> 16:50.909
‫خدمت محدود تا وقتی که آتل دستش باز بشه.

16:50.910 --> 16:53.380
‫الان درخواست امضا به دستم رسید.

16:54.747 --> 16:57.117
‫مگه نگفتی که داره کابوس می‌بینه؟

16:57.950 --> 17:00.520
‫هنوز با ترس از محیط بسته
‫دست‌وپنجه نرم می‌کنه؟

17:00.620 --> 17:03.823
‫آره، ولی...

17:04.891 --> 17:06.425
‫اون رو توی مراسم شبات بهت گفتم.

17:06.426 --> 17:08.128
‫قرار بود بین خودمون بمونه.

17:08.261 --> 17:10.763
‫اگه دکترش تایید کرده،
‫تو هم باید تایید کنی.

17:10.863 --> 17:12.241
‫جراحش میگه که اون برای پشت‌میزنشینی آماده‌ست،

17:12.265 --> 17:13.625
‫اما خودت می‌دونی
‫راجرز چقدر دلش می‌خواد

17:13.700 --> 17:15.502
‫توی خیابون باشه، همونقدر که من می‌خوام.

17:15.602 --> 17:17.046
‫آره، ولی نمی‌تونی
‫حرف‌های من رو علیه اون استفاده کنی.

17:17.070 --> 17:18.771
‫نمی‌تونی از اون‌ها استفاده کنی
‫تا جلوش رو بگیری.

17:18.871 --> 17:20.511
‫اگه جراح میگه آماده‌ست، پس اون...

17:20.573 --> 17:22.942
‫آره، از نظر جسمی،
‫ولی نگرانی من اون نیست،

17:23.042 --> 17:25.011
‫- و خودت هم این رو می‌دونی.
‫- تو حق نداری من رو

17:25.112 --> 17:26.979
‫بین اون و شغلی که اینقدر عاشقشه قرار بدی.

17:27.114 --> 17:28.315
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.

17:28.448 --> 17:29.928
‫خیلی‌خب،
‫می‌خوای بدونی راجرز

17:30.016 --> 17:33.285
‫برای برگشتن به سر کار آماده‌ست یا نه،
‫از خودش بپرس.

17:35.522 --> 17:38.525
‫شهر در بیم و هراسـه،
‫چون خفه‌کننده‌ی بوستون...

17:42.462 --> 17:44.964
‫بحث‌تون تند به نظر می‌رسید. همه چیز ردیفه؟

17:45.765 --> 17:50.002
‫بعضی وقت‌ها فقط از اینکه
‫خواهر بزرگترم رئیسمـه متنفرم.

17:50.103 --> 17:52.639
‫خب، رئیس‌ها می‌تونن کلافه‌کننده باشن.

17:52.739 --> 17:54.207
‫مخصوصاً وقتی خانواده باشن.

17:54.307 --> 17:56.342
‫یا رفیق؟ آره؟

17:56.343 --> 17:58.254
‫برای همینه که باید درمورد اون ترفیع فکر کنی.

17:58.278 --> 18:00.213
‫بهتره روی این پرونده تمرکز کنیم، باشه؟

18:00.313 --> 18:02.649
‫همونجوری که کل شهر روش تمرکز کردن،

18:02.749 --> 18:05.352
‫از وقتی که ویدیوی اون پادکستره
‫از ما همه‌جا پخش شد.

18:05.452 --> 18:07.320
‫خب، بوستون بزرگترین شهر کوچیک آمریکاست.

18:07.454 --> 18:09.322
‫نگو که دلم خونه.

18:09.422 --> 18:10.623
‫چهارتا زن مُرده داریم،

18:10.723 --> 18:12.203
‫و یه شهر عصبانی که بدجور دنبال جوابه.

18:12.325 --> 18:14.861
‫- حالا کجا رو بگردیم؟
‫- خب، اگه طبق خط‌زمانی

18:14.961 --> 18:16.496
‫خفه‌کننده‌ی بوستون به عقب برگردیم،

18:16.596 --> 18:18.965
‫مقتول بعدی یه زن ۲۵ ساله‌ی
‫اهل وست فن‌وی بوده.

18:19.065 --> 18:21.968
‫کل اون منطقه برای خوابگاه‌های دانشجویی
‫استفاده می‌شه.

18:22.068 --> 18:24.437
‫ده‌ها زن بیست و خُرده‌ای ساله
‫اونجا زندگی می‌کنن.

18:24.537 --> 18:27.207
‫باید امیدوار باشیم که گشتی‌ها بتونن
‫اون دیوونه رو دور نگه دارن،

18:27.307 --> 18:29.041
‫تا وقتی که بفهمیم هدفش کیـه.

18:29.176 --> 18:30.586
‫یا تا وقتی که بفهمیم خودش کیـه.

18:30.610 --> 18:33.313
‫کاش به پرونده‌های قدیمی
‫دسترسی داشتیم.

18:34.181 --> 18:35.415
‫شاید داشته باشیم.

18:36.283 --> 18:37.784
‫یه جورایی.

18:39.352 --> 18:40.720
‫دنی جون.

18:40.853 --> 18:42.355
‫همیشه از شنیدن صدات خوشحال می‌شم.

18:42.455 --> 18:45.024
‫- سلام بابابزرگ.
‫- این آقای ریگان محبوب منه؟

18:45.158 --> 18:47.727
‫خودشه! از دیدنـتون خیلی خوشحالم، کمیسر.

18:47.860 --> 18:50.297
‫منم همینطور لنا،
‫اما می‌دونم برای چی زنگ زدید.

18:50.397 --> 18:53.200
‫یه خفه‌کننده‌ی بوستون جدید پیدا شده، درسته؟

18:53.300 --> 18:54.634
‫توی اخبار دیدم.

18:54.734 --> 18:56.111
‫توی اخبار نیویورک هم نشونش دادن.

18:56.135 --> 18:57.537
‫- عالی شد.
‫- عالیـه.

18:57.637 --> 18:59.148
‫- خب، چی داریم؟
‫- خب، این مقلد

18:59.172 --> 19:00.907
‫داره زن‌ها رو توی همون مکان‌هایی

19:01.007 --> 19:03.075
‫که خفه‌کننده‌ی اصلی می‌کشت، می‌کشه
‫برای همین گشتی‌ها رو

19:03.210 --> 19:05.377
‫- به تمام ساختمون‌های اون مناطق فرستادیم.
‫- و پرونده‌های اصلی

19:05.378 --> 19:07.214
‫اون ماجرا، همه‌شون توی سیل نابود شدن،

19:07.314 --> 19:08.715
‫واسه همین داریم طبق
‫سوابق عمومی پیش میریم.

19:08.848 --> 19:11.418
‫امیدوار بودیم از اونجایی
‫که توی اون کارگروه بودید،

19:11.518 --> 19:13.320
‫شاید چیزی یادتون بیاد
‫که بتونه بهمون کمک کنه.

19:13.420 --> 19:14.721
‫ممکنه یه چیزی داشته باشم.

19:14.821 --> 19:16.423
‫درمورد اون دوست‌دختره چیزی می‌دونید؟

19:16.523 --> 19:18.557
‫- دوست‌دختر؟
‫- خب، این چیزی بود که...

19:18.558 --> 19:20.460
‫خب، کارگروه اینجوری صداش می‌کردن.

19:20.560 --> 19:22.829
‫سال ۶۴، یه زنی بود

19:22.929 --> 19:24.396
‫که خودش رو متقاعد کرده بود

19:24.397 --> 19:27.133
‫که داره با خفه‌کننده‌ی بوستون قرار می‌ذاره.

19:27.234 --> 19:29.100
‫و کلی اطلاعات چرت و پرت به خوردمون داد

19:29.101 --> 19:32.539
‫تا اینکه بالاخره فهمیدیم قضیه چیه.

19:32.639 --> 19:33.939
‫خب، اون الان چرا مهمه؟

19:33.940 --> 19:37.009
‫خب، شاید نباشه، ولی نکته اینجاست که،

19:37.109 --> 19:38.578
‫اون حامله بود.

19:38.678 --> 19:39.945
‫می‌گفت اون بچه‌ی

19:39.946 --> 19:43.082
‫خفه‌کننده‌ست، میراث اونـه.

19:43.182 --> 19:44.917
‫یکم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی...

19:45.017 --> 19:46.457
‫- شاید یه ربطی داشته باشه.
‫- آره.

19:46.519 --> 19:48.087
‫- اسمش یادتون هست؟
‫- نه،

19:48.187 --> 19:50.456
‫ولی احتمالاً بتونم توی یکی از
‫دفترچه‌های قدیمیم پیداش کنم.

19:50.457 --> 19:52.024
‫فرشته‌ی نجاتی، بابابزرگ. مرسی.

19:52.124 --> 19:53.526
‫تو هم همینطوری، ریگان.

19:53.626 --> 19:55.126
‫پس برید اون عوضی رو بگیرید.

19:55.127 --> 19:57.096
‫- میگیریمش.
‫- بله قربان.

20:01.968 --> 20:03.102
‫خیلی‌خب، گوش کنید.

20:03.236 --> 20:04.636
‫هر طبقه دوتا پلیس
‫برای پرس‌وجوی دربه‌در.

20:04.637 --> 20:06.273
‫اگه چیزی شنیدید،
‫سریع گزارش بدید.

20:06.406 --> 20:07.674
‫یارو خطرناکه.

20:07.774 --> 20:09.642
‫حله؟ چهارچشمی حواس‌تون باشه.

20:09.742 --> 20:11.854
‫محاله این قاتل مقلد
‫این دور و برا آفتابی بشه.

20:11.878 --> 20:14.446
‫- نزدیک هزارتا پلیس اینجاست.
‫- آره، باید مغز خر خورده باشه.

20:14.447 --> 20:16.316
‫ریگان، سیلور،
‫چیزی هست بخواید اضافه کنید؟

20:16.416 --> 20:17.617
‫- نه قربان.
‫- خوبه.

20:17.717 --> 20:19.452
‫شما دوتا کوچه‌ی پشتی رو گشت بزنید.

20:19.552 --> 20:22.789
‫بذارید حضورمون رو حس کنه
‫تا این عوضی جرات نکنه پیداش بشه.

20:22.889 --> 20:24.391
‫بله قربان.

20:24.491 --> 20:25.958
‫هی برایان.

20:26.058 --> 20:28.528
‫وقتی سرکارآگاه شدی،

20:28.628 --> 20:29.996
‫تو و لنا همکار بودید.

20:30.096 --> 20:31.998
‫رابطه‌تون هیچوقت عجیب و معذب‌کننده نشد؟

20:32.098 --> 20:33.333
‫نه، اصلاً.

20:33.433 --> 20:35.001
‫- لنا پلیس فوق‌العاده‌ایه.
‫- آره.

20:35.101 --> 20:37.504
‫پرونده‌ها رو می‌بستیم،
‫هر شبم سالم برمی‌گشتیم خونه.

20:37.604 --> 20:40.172
‫- درجه و رتبه هیچوقت مسئله نبود.
‫- ولی یه چیزی عجیب شد، نه؟

20:40.307 --> 20:41.817
‫والا تمام اون مدت عاشقش بودم،

20:41.841 --> 20:43.642
‫- واسه همین یکم معذب‌کننده شد.
‫- آهان.

20:43.643 --> 20:45.020
‫- آره، کاملاً درک می‌کنم چرا معذب‌کننده شده.
‫- دنی؟

20:45.044 --> 20:46.746
‫- جوابی داری؟
‫- راستش

20:46.846 --> 20:48.247
‫هنوز نه، رئیس.

20:48.348 --> 20:50.650
‫من و لنا داریم یه سرنخ رو
‫دنبال می‌کنیم، باید برم.

20:50.783 --> 20:52.919
‫شرمنده. مرسی.

20:53.019 --> 20:54.487
‫باشه.

20:54.621 --> 20:56.389
‫داشتم میومدم پیشت.
‫می‌خواستی حرف بزنیم؟

20:56.489 --> 20:59.692
‫آره. طبقه‌ی بالا جلسه دارم.
‫باهام بیا.

21:13.039 --> 21:14.741
‫ممنون که اومدی ببینیم.

21:14.841 --> 21:17.377
‫برگه‌های بازگشت‌به‌کارت رسید دستم.

21:17.477 --> 21:19.546
‫آره ببین، می‌دونم زوده،

21:19.646 --> 21:21.080
‫ولی دکتر اجازه‌اش رو داد.

21:21.180 --> 21:23.182
‫تا وقتی دستم از این آویز دربیاد،
‫پشت‌میزنشینی می‌کنم.

21:23.316 --> 21:24.751
‫فقط کافیه تو امضاش...

21:24.851 --> 21:26.052
‫تند نرو، راجرز.

21:26.152 --> 21:28.020
‫می‌دونم دلت می‌خواد برگردی سر کار،

21:28.120 --> 21:31.023
‫ولی وظیفه‌ی منه که مشخص کنم
‫آیا این به صلاح هست یا نه.

21:34.160 --> 21:35.828
‫هنوزم کابوس می‌بینی؟

21:35.928 --> 21:37.729
‫دارم جلسات روان‌درمانی اجباری رو میرم،
‫ولی چیزی که واقعاً بهش نیاز دارم

21:37.730 --> 21:39.366
‫- اینه که برگردم سر کار.
‫- ولی اگه بذارم

21:39.466 --> 21:41.067
‫خیلی زود برگردی و هنوز آماده نباشی،

21:41.200 --> 21:43.570
‫ممکنه به خودت یا یکی دیگه آسیب بزنی.

21:45.237 --> 21:46.906
‫- حالت خوبه؟
‫- نه، نیستم.

21:47.039 --> 21:48.517
‫شغلم رو پس می‌خوام تا بتونم اون کثافتی

21:48.541 --> 21:49.952
‫که این بلا رو سرم آورد پیدا کنم،
‫و نمی‌فهمم چرا

21:49.976 --> 21:51.578
‫داری ازم بازجویی می‌کنی.

21:53.045 --> 21:55.915
‫ببین، معذرت می‌خوام.
‫باشه؟ لطفاً.

21:56.048 --> 21:58.050
‫سارا، من به این نیاز دارم.

21:58.150 --> 22:00.720
‫من... آماده‌ام. واقعاً هستم. باشه؟

22:00.820 --> 22:03.089
‫تا آخر امروز تصمیمم رو میگیرم.

22:03.222 --> 22:05.792
‫ممنون.

22:17.670 --> 22:19.271
‫از این طرف.

22:26.613 --> 22:28.580
‫گیل، مهمون داریم.

22:28.581 --> 22:29.749
‫اوه.

22:29.849 --> 22:31.718
‫اینا کارآگاه هستن، مادر.

22:31.818 --> 22:33.619
‫- بهت گفته بودم که دارن میان.
‫- اوهوم.

22:33.620 --> 22:36.923
‫نمی‌دونم به چی نیاز دارید، ولی مادرم
‫از زوال عقل با اجسام لویی رنج می‌بره.

22:37.023 --> 22:38.090
‫متوجهم.

22:38.190 --> 22:41.093
‫همون دمانس با اجسام لویی.

22:41.193 --> 22:42.429
‫همونی که مادر بایز...

22:42.562 --> 22:45.732
‫مادر دوست‌دخترم
‫همین بیماری رو داره.

22:45.832 --> 22:46.932
‫متاسفم. می‌دونم چقدر سخته.

22:46.933 --> 22:48.468
‫تنها موندن براش سخته.

22:48.568 --> 22:50.268
‫هر روز بعد از کار میام بهش سر می‌زنم.

22:50.269 --> 22:53.873
‫درسته. خانم کراولی،
‫می‌تونید بگید یادتون هست

22:53.973 --> 22:59.078
‫اوضاع شهر بوستون
‫تو سال‌های ۱۹۶۳ و ۶۴ چطور بود؟

22:59.178 --> 23:02.482
‫گیل، عزیزم،
‫برو یکم پودینگ بیار.

23:07.086 --> 23:10.189
‫اون سال‌ها خاص بودن.

23:10.289 --> 23:11.424
‫چطور مگه؟

23:11.524 --> 23:14.026
‫خب، خفه‌کننده‌ی بوستون داشت کارش رو می‌کرد.

23:14.126 --> 23:15.795
‫واسه مردم شهر،

23:15.928 --> 23:20.399
‫اون یه هیولای وحشتناک بود،
‫منظورم پدر گیلـه.

23:20.500 --> 23:25.304
‫ولی واسه من،
‫آلبرت شیرین و دوست‌داشتنی خودم بود.

23:25.404 --> 23:26.673
‫خانم کراولی،

23:26.806 --> 23:29.541
‫شهر بوستون دوباره به وحشت افتاده.

23:29.542 --> 23:31.944
‫یه نفر داره از جنایت‌های آلبرت تقلید می‌کنه.

23:32.044 --> 23:34.947
‫چه وحشتناک.

23:38.685 --> 23:39.986
‫آلبرت کیه؟

23:40.086 --> 23:42.688
‫کی...

23:42.689 --> 23:45.692
‫آلبرت همون خفه‌کننده‌ی بوستون بود.

23:45.825 --> 23:48.160
‫می‌تونید درباره‌اش بهمون بگید؟

23:48.260 --> 23:50.497
‫من؟

23:51.263 --> 23:53.165
‫بعید می‌دونم بتونه کمکی بکنه.

23:53.265 --> 23:55.868
‫ممنون، خانم کراولی.

23:59.338 --> 24:01.574
‫گیل، ما که به جایی نرسیدیم،

24:01.708 --> 24:04.410
‫ولی تو می‌تونی
‫چیزی درباره‌ی پدرت بهمون بگی؟

24:04.511 --> 24:07.046
‫مادرم خیلی وقته که مریضه.

24:07.146 --> 24:09.749
‫تنها چیزی که بهم گفت این بود
‫که آدم بزرگی بوده،

24:09.849 --> 24:12.084
‫- هیچوقت نگفت کی بوده.
‫- اوهوم.

24:12.184 --> 24:13.720
‫چرا اینا رو از من می‌پرسید؟

24:14.821 --> 24:17.323
‫گیل، هیچوقت برات سوال نشد؟

24:17.423 --> 24:19.091
‫نه. نه واقعاً.

24:19.225 --> 24:20.927
‫همیشه فقط من بودم و مادر.

24:21.027 --> 24:23.730
‫گفتی هر روز میای پیش مادرت.

24:23.863 --> 24:25.941
‫تا جایی که خبر داری،
‫کس دیگه‌ای هم میاد عیادتش؟

24:25.965 --> 24:27.099
‫نه. فقط من.

24:27.233 --> 24:29.636
‫خب، بعضی وقتا پسرم برد هم همراهم میاد.

24:29.736 --> 24:31.070
‫باشه.

24:31.170 --> 24:33.238
‫یه روزنامه‌نگار خوبم بود. جرمی.

24:33.239 --> 24:35.041
‫جرمی رینزانو، همون پادکستره؟

24:35.141 --> 24:37.777
‫داره تاریخ شفاهی بوستون رو جمع می‌کنه.
‫با مادر مصاحبه کرد.

24:37.910 --> 24:40.079
‫خیلی‌خب. ممنون از وقتی که گذاشتید.

24:40.179 --> 24:42.481
‫ممنون، گیل.

24:42.582 --> 24:44.416
‫جرمی نگفته بود
‫که با لین حرف زده.

24:44.517 --> 24:46.495
‫آره، انگار خیلی چیزا هست
‫که بهمون نگفته.

24:46.519 --> 24:48.988
‫بریم باهاش حرف بزنیم.

24:50.590 --> 24:52.759
‫تمام واحدها در منطقه‌ی وست فن‌وی،

24:52.859 --> 24:56.095
‫گزارش فرد مشکوک، بویلستون و جرسی...

24:57.597 --> 24:59.098
‫ببخشید.

24:59.198 --> 25:00.800
‫شماها هم می‌خواید به پر و پای من بپیچید؟

25:00.933 --> 25:04.303
‫ببینید، من داخل به همه‌ی
‫سوالای رفیق‌تون جواب دادم.

25:04.403 --> 25:05.772
‫- سرایدار اینجایی؟
‫- آره.

25:05.872 --> 25:07.806
‫فقط دارم کارم رو می‌کنم.

25:07.807 --> 25:11.143
‫ببینید، امیدوارم اون کثافت رو بگیرید.

25:16.082 --> 25:18.150
‫بفرما. کارمون تمومه؟

25:18.250 --> 25:20.952
‫- آره.
‫- آره، حله.

25:20.953 --> 25:22.221
‫موفق باشید.

25:22.321 --> 25:24.455
‫کمکم کنید! کمکم کنید!

25:24.456 --> 25:26.625
‫کمکم کنید!

25:26.626 --> 25:27.794
‫کمکم کنید، تو رو خدا! اینجا بود.

25:27.927 --> 25:29.327
‫داشت داشت داشت خفه‌ام می‌کرد،

25:29.328 --> 25:31.230
‫بعد پلیس‌ها رو از پنجره دید.

25:31.330 --> 25:33.609
‫- باشه، کی بود؟
‫- چه شکلی بود؟

25:33.633 --> 25:35.301
‫فکر کردم برای ساختمون کار می‌کنه.

25:35.401 --> 25:37.002
‫- یونیفرم سبز تنش بود.
‫- برو.

25:37.003 --> 25:38.571
‫باشه.

25:38.671 --> 25:40.671
‫یه نفس عمیق بکش، باشه؟
‫خب؟ تا چهار بشمار.

25:49.582 --> 25:51.150
‫رفته!

25:55.655 --> 25:57.056
‫ممنون.

26:00.459 --> 26:02.327
‫سلام بچه‌ها. چه خبره؟

26:02.328 --> 26:04.163
‫خب، ما داشتیم...

26:04.263 --> 26:05.464
‫داشتیم یه سری تحقیق می‌کردیم

26:05.564 --> 26:08.434
‫برای آماده‌سازی مناظره،
‫و یه چیزی پیدا کردیم.

26:08.534 --> 26:11.003
‫چهارم ژوئن ۱۹۸۵.

26:11.103 --> 26:13.039
‫اون تاریخ رو از کجا پیدا کردید؟

26:13.706 --> 26:14.874
‫واقعیت داره؟

26:15.608 --> 26:17.744
‫می‌تونم توضیح بدم، ولی نه اینجا.

26:17.844 --> 26:20.846
‫توی املاک دولتی نباید فعالیت انتخاباتی کرد.

26:20.847 --> 26:23.482
‫بیخیال مِی. این فقط بهانه‌ست.

26:23.582 --> 26:24.817
‫بگو چی شده.

26:24.917 --> 26:26.218
‫اگه ما پیداش کردیم،

26:26.352 --> 26:28.354
‫پس تد هم می‌تونه پیداش کنه.

26:28.454 --> 26:30.189
‫نگرانی‌تون رو درک می‌کنم.

26:31.190 --> 26:34.526
‫این بحث تمومه.
‫من کار دارم.

26:42.902 --> 26:44.904
‫می‌تونستی بیای پیش خودم.

26:53.212 --> 26:56.048
‫امیدوارم گروهبان بعدی‌تون بدونه
‫باید با شماها چی کار کنه!

26:56.148 --> 26:57.549
‫بزنید به چاک!

26:58.617 --> 27:00.219
‫در باز باشه یا بسته؟ گروهبان؟

27:00.352 --> 27:02.253
‫گم شید بیرون!

27:02.254 --> 27:03.755
‫همین الان قاتل رو پَر دادیم رفت.

27:03.756 --> 27:05.300
‫گروهبان کریم گفت باید بفهمیم

27:05.324 --> 27:06.925
‫می‌خوایم چه جور افسرای پلیسی باشیم.

27:06.926 --> 27:09.428
‫می‌خوایم از اون پلیس‌هایی باشیم
‫که می‌ذارن بقیه

27:09.561 --> 27:11.674
‫- گندکاری‌هاشون رو جمع کنن؟
‫- فکر نکنم منظورش این بوده باشه.

27:11.698 --> 27:13.099
‫یا می‌خوایم از اون پلیس‌هایی باشیم

27:13.232 --> 27:14.933
‫که خودشون گند خودشون رو جمع می‌کنن؟

27:14.934 --> 27:16.745
‫الان دیگه حتی می‌ترسم بپرسم. می‌شه فقط...

27:16.769 --> 27:19.005
‫خب، قاتل... تظاهر می‌کرد

27:19.105 --> 27:20.673
‫که سرایدار ساختمونه

27:20.773 --> 27:22.851
‫تا مردم راهش بدن توی آپارتمان‌هاشون، درسته؟

27:22.875 --> 27:24.744
‫باشه.

27:24.844 --> 27:27.814
‫منتها کلیدهاش واقعاً
‫قفل‌ها رو باز می‌کردن.

27:29.181 --> 27:31.150
‫اینا کلیدهای آپارتمان خودمونه.

27:31.250 --> 27:33.552
‫می‌دونم. لطفاً روش رو بخون.

27:36.188 --> 27:38.456
‫کپی نشود. دقیقاً.

27:38.457 --> 27:40.291
‫کپی کردن اینا غیرقانونیـه.

27:40.292 --> 27:41.894
‫و برای اینکه یه دسته از اینا رو بسازه،

27:41.994 --> 27:43.914
‫باید می‌رفته پیش یه کلیدساز فوق‌العاده خلافکار.

27:43.996 --> 27:46.598
‫کلیدساز درست رو پیدا کنیم،
‫شاید قاتل رو پیدا کنیم.

27:50.703 --> 27:52.338
‫یه چیز دیگه هم درباره‌ی پلیس بوستون بگم،

27:52.438 --> 27:53.940
‫یعنی، بی‌عرضه‌تر از اینا وجود نداره.

27:54.073 --> 27:55.640
‫- این توئه.
‫- یه مشت احمق دست‌وپاچلفتیـن.

27:55.641 --> 27:57.776
‫- اینا حتی نمی‌تونن...
‫- قفله.

27:57.777 --> 28:01.047
‫هی! در رو باز کن جرمی، همین الان.

28:01.147 --> 28:03.449
‫ببین کی اینجاست.
‫ریگز و مورتو.

28:03.549 --> 28:05.284
‫پلیس اومده صدای من رو خفه کنه چون

28:05.384 --> 28:07.619
‫- نمی‌خوان شما واقعیت رو بدونید.
‫- هی!

28:08.454 --> 28:10.022
‫خفه‌اش کن. در رو باز کن.

28:10.122 --> 28:12.124
‫نمی‌ذارم حقیقت رو دفن کنید،

28:12.258 --> 28:14.393
‫چون شهر بوستون در محاصره‌ست.

28:14.493 --> 28:16.963
‫در رو باز کن، وگرنه می‌شکنمش!

28:21.300 --> 28:23.302
‫چه مرگته تو آخه؟

28:23.402 --> 28:24.913
‫- هی هی هی، وایسا. این خشونت پلیسه.
‫- چته تو؟

28:24.937 --> 28:26.672
‫هی! هی، این چطوری خاموش می‌شه؟

28:26.806 --> 28:30.142
‫عمراً خاموشش کنم
‫چون حقیقت مایه‌ی نجات ماست!

28:30.242 --> 28:31.811
‫اوه.

28:31.911 --> 28:33.079
‫بیخیال بابا.

28:33.179 --> 28:34.589
‫عجب چیز خوبی در میومدا. داشتیم...

28:34.613 --> 28:37.016
‫تمومش کن. مردم دارن اون بیرون کشته می‌شن!

28:37.116 --> 28:39.318
‫لین کراولی رو از کجا می‌شناسی؟

28:39.418 --> 28:42.154
‫- کی؟
‫- طرفدار خفه‌کننده‌ی اصلی، توی آسایشگاه سالمندان.

28:42.254 --> 28:44.223
‫هیچکس جز پلیس از وجودش خبر نداشت، جرمی.

28:44.323 --> 28:45.824
‫نمی‌دونم... کی رو میگی.

28:45.825 --> 28:47.159
‫باشه، مردم بوستون تشنه به خونن.

28:47.259 --> 28:48.804
‫پس چطوره عکست رو بدیم اخبار

28:48.828 --> 28:51.696
‫به عنوان مظنون اصلی،
‫و ببینیم چی می‌شه؟

28:51.697 --> 28:53.909
‫- عالیه. بریم.
‫- باشه، صبر کنید، وایسید، وایسید.

28:53.933 --> 28:56.334
‫یه گزارش اومد توی خط گزارش‌های جنایات واقعیم.

28:56.335 --> 28:57.645
‫می‌خواستم بذارمش واسه پادکست،

28:57.669 --> 29:00.339
‫ولی اگه بخواید،
‫می‌تونم براتون پخشش کنم.

29:01.440 --> 29:02.909
‫پخشش کن ببینم.

29:03.675 --> 29:06.178
‫دست از پا هم خطا نکن.

29:08.080 --> 29:11.083
‫عاشق پادکستـتم، مرد. فقط...

29:11.183 --> 29:12.852
‫باید به یکی می‌گفتم.

29:12.952 --> 29:17.856
‫خیلی تنها بودم، خیلی حقیر،
‫تا اینکه فهمیدم کی هستم.

29:17.857 --> 29:21.460
‫ترس قدرته، و من دیگه حقیر نیستم.

29:21.560 --> 29:22.862
‫توی خونَمه.

29:22.995 --> 29:26.799
‫کل شهر می‌تونه مال من باشه،
‫فقط با خودم بودن.

29:26.899 --> 29:29.368
‫خفه‌کننده‌ی بوستون.

29:30.169 --> 29:31.737
‫تماس رو ردگیری کردم
‫رسیدم به اون آسایشگاه،

29:31.871 --> 29:33.571
‫بعد با پیرزنه مصاحبه کردم.

29:33.572 --> 29:36.574
‫چون فکر کردی زدی
‫به شاهرگ پادکست‌های جنایی، نه؟

29:36.575 --> 29:38.576
‫وقتی تو داشتی این مسخره‌بازی‌ها رو
‫درمی‌آوردی تا پول به جیب بزنی،

29:38.577 --> 29:39.879
‫دوتا زن کشته شدن.

29:39.979 --> 29:41.547
‫دنی.

29:41.647 --> 29:44.250
‫این رو لازمش داریم.

29:45.084 --> 29:46.585
‫نظرت چیه؟

29:46.718 --> 29:48.878
‫گفت توی خونِشه که خفه‌کننده‌ی بوستون باشه.

29:48.921 --> 29:51.222
‫مگه گیل نگفت پسرش
‫میره آسایشگاه عیادت؟

29:51.223 --> 29:53.224
‫- آره.
‫- سن‌وسالش نمی‌خوره

29:53.225 --> 29:54.725
‫به نوه‌ی خفه‌کننده؟

29:54.726 --> 29:56.062
‫پس شاید پیرزنه با اون زوال عقلش،

29:56.195 --> 29:58.965
‫به نوه‌اش گفته فکر می‌کنه کیه؟

29:59.065 --> 30:00.967
‫اونم باورش شده.

30:01.067 --> 30:03.401
‫فقط دارم میگم، این دیگه
‫سومین کلیدساز خلافکاریـه

30:03.402 --> 30:06.005
‫که داریم میریم سراغش، مرد.
‫شاید اصلاً ایده‌ی احمقانه‌ای باشه.

30:06.105 --> 30:07.739
‫همکار، هیچ ایده‌ی احمقانه‌ای وجود نداره،

30:07.840 --> 30:09.909
‫فقط ایده‌هایی هستن
‫که هنوز باهوش نشدن.

30:10.042 --> 30:11.043
‫این اصلاً یعنی چی؟

30:11.143 --> 30:12.544
‫خب، دارم سعی می‌کنم
‫به خودمون روحیه بدم.

30:12.644 --> 30:13.644
‫سه‌تا جا رفتیم...

30:13.679 --> 30:15.147
‫کلید می‌خواید بسازید، افسر؟

30:15.247 --> 30:17.392
‫- دنبال یه یارویی می‌گردیم.
‫- هی ببینید، الان وقت استراحتمه.

30:17.416 --> 30:18.917
‫نه نه، صبر کن، صبر کن، وایسا.

30:18.918 --> 30:20.295
‫نمی‌خوایم برات دردسر درست کنیم، مرد.

30:20.319 --> 30:21.787
‫یه قاتل زنجیره‌ای ول می‌چرخه.

30:21.888 --> 30:23.455
‫فقط می‌خوایم همه‌چی رو ردیف کنیم

30:23.555 --> 30:25.275
‫و قبل از اینکه یکی دیگه رو بکشه،
‫دستگیرش کنیم.

30:25.391 --> 30:28.094
‫آره، مادرشوهرم از ترس نصفه‌جون شده.
‫تنها زندگی می‌کنه.

30:28.227 --> 30:30.462
‫می‌خواد بیاد پیش من بمونه
‫تا وقتی این عوضی رو بگیرن.

30:32.098 --> 30:33.798
‫خب چطور می‌تونم کمک کنم؟

30:33.799 --> 30:36.735
‫فکر می‌کنیم قاتل از کلیدهای کپی غیرقانونی
‫استفاده می‌کنه

30:36.835 --> 30:38.769
‫تا وارد آپارتمان قربانی‌هاش بشه.

30:38.770 --> 30:39.972
‫کلید کپی می‌کنه؟

30:40.106 --> 30:41.772
‫مشخصاً، شاه‌کلیدهای ساختمون،

30:41.773 --> 30:43.209
‫که روش خورده کپی نشود.

30:43.309 --> 30:46.078
‫سفیدپوسته، اوایل دهه‌ی ۳۰ سالگیشه،
‫موهای قهوه‌ای کوتاه.

30:46.178 --> 30:48.813
‫احتمالاً یه دسته کلید
‫با ۲۵، ۳۰تا کپی همراهشه.

30:48.814 --> 30:50.781
‫می‌دونید چیه؟
‫همچین آدمی رو می‌شناسم.

30:50.782 --> 30:52.117
‫همیشه میاد اینجا.

30:52.118 --> 30:53.785
‫همین جلو پارک می‌کنه.

30:53.886 --> 30:55.286
‫بذار ببینم می‌تونم...

30:55.287 --> 30:58.925
‫از توی دوربین‌ها چیزی گیر بیارم یا نه.

31:01.961 --> 31:03.295
‫خودشه.

31:03.700 --> 31:08.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:09.001 --> 31:10.336
‫اینا نیروی کمکی ما هستن؟

31:10.469 --> 31:12.803
‫محاله به این زودی رسیده باشن.

31:12.804 --> 31:15.307
‫سلام. شما دوتا اینجا چی کار می‌کنید؟

31:15.441 --> 31:17.175
‫فکر می‌کنیم بدلِ خفه‌کن ماشینش رو

31:17.176 --> 31:18.844
‫به اسم یه پیرزن ثبت کرده
‫که اینجا زندگی می‌کنه.

31:18.978 --> 31:20.889
‫از اونجایی که مشخصات پیرزن
‫به قاتل نمی‌خوره،

31:20.913 --> 31:23.014
‫- گفتیم قبل از اینکه گزارش بدیم، یه سر و گوشی آب بدیم.
‫- خب،

31:23.015 --> 31:24.792
‫مظنون برد کروالیـه.
‫با مامانش زندگی می‌کنه.

31:24.816 --> 31:28.353
‫مامانش گفت همین الان اومده اینجا
‫که به مادربزرگش سر بزنه.

31:28.354 --> 31:29.597
‫- حتماً ماشین اونه.
‫- الان اینجاست؟

31:29.621 --> 31:31.057
‫- آره.
‫- می‌خوای چی کار کنی؟

31:31.157 --> 31:32.823
‫می‌خوایم یه قاتل رو بگیریم
‫و به این غائله خاتمه بدیم.

31:32.824 --> 31:34.026
‫بزنید بریم.

31:41.367 --> 31:43.001
‫چی بهشون گفتی؟
‫چی بهشون گفتی، هان؟!

31:43.002 --> 31:45.370
‫می‌خوان قدرتم رو ازم بدزدن.

31:45.371 --> 31:47.773
‫- هی، ولش کن برد!
‫- پلیس بوستون!

31:47.873 --> 31:50.342
‫گردنش رو می‌شکنم.
‫مجبور نبودم تنها باشم.

31:50.476 --> 31:53.512
‫تمام عمرم نمی‌دونستم که آدم خاصی هستم.

31:53.612 --> 31:55.547
‫- برد، به من گوش کن.
‫- کمکم کنید.

31:55.681 --> 31:56.682
‫هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

31:56.815 --> 31:58.716
‫مادربزرگت خیلی حالش بده.

31:58.717 --> 32:00.885
‫تو نوه‌ی خفه‌کننده‌ی بوستون نیستی.

32:00.886 --> 32:02.854
‫نه، تو فقط می‌خوای من رو کوچیک کنی.

32:02.955 --> 32:04.456
‫و من خیلی ضعیف بودم

32:04.556 --> 32:07.093
‫تا اینکه اون بهم گفت کی هستم،
‫و دیگه مجبور نبودم ضعیف بمونم.

32:07.193 --> 32:08.427
‫کمکم کنید.

32:08.527 --> 32:09.837
‫برد، اون نمی‌دونه داره چی میگه.

32:09.861 --> 32:10.862
‫باشه؟

32:10.997 --> 32:12.730
‫اون دوست‌دخترش نبوده.

32:12.731 --> 32:14.033
‫همه‌اش توهمات ذهن خودشه.

32:14.133 --> 32:17.136
‫نه. ترس یعنی قدرت،
‫و پدربزرگم این رو می‌دونست.

32:17.236 --> 32:19.405
‫اون قدرتمندترین مرد بوستون بود.

32:19.505 --> 32:21.007
‫برد، هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

32:21.107 --> 32:22.975
‫هیچکدوم اینا حقیقت نداره.

32:23.075 --> 32:25.211
‫باید ولش کنی.
‫تو نیاز به کمک داری.

32:25.344 --> 32:26.754
‫- نه. همه‌تون لنگه‌ی هَمید.
‫- کمکم کنید.

32:26.778 --> 32:27.878
‫بذار کمکت کنیم.

32:27.879 --> 32:29.848
‫شما فقط یه مشت دروغگویید!

32:32.084 --> 32:34.220
‫- دارمش. دارمش.
‫- خوبی؟ باشه، من میرم دنبالش.

32:51.503 --> 32:53.772
‫- رو به زمین! صورتت رو بذار رو زمین!
‫- نه!

32:53.905 --> 32:55.741
‫- دست‌ها پشت کمر.
‫- ولم کن!

32:55.841 --> 32:57.743
‫شما حق دارید سکوت کنید.

32:57.843 --> 32:59.610
‫- دست‌ها پشت کمر.
‫- هر چی بگید ممکنه و می‌تونه

32:59.611 --> 33:01.313
‫- در دادگاه علیه‌تون استفاده بشه.
‫- صورتم!

33:01.413 --> 33:03.082
‫شما حق داشتنِ وکیل رو دارید.

33:03.182 --> 33:04.749
‫اگه استطاعت مالی برای گرفتن وکیل ندارید،

33:04.750 --> 33:06.318
‫یکی براتون تعیین می‌شه.

33:06.418 --> 33:07.619
‫خیلی‌خب، بلندش کن.

33:07.719 --> 33:09.921
‫شما دوتا عالی بودید.

33:10.022 --> 33:11.823
‫دیگه تازه‌کار نیستید.

33:11.923 --> 33:13.425
‫سال دوم سالیـه که مسیر

33:13.525 --> 33:15.761
‫بقیه‌ی دوران حرفه‌ای‌تون رو
‫تعیین می‌کنید، پس دمـتون گرم.

33:15.861 --> 33:17.339
‫گروهبان کریم می‌گفت
‫الان وقتـیه که انتخاب می‌کنیم

33:17.363 --> 33:19.131
‫قراره چه جور پلیسی باشیم.

33:19.231 --> 33:22.068
‫راست میگه، پس عاقلانه انتخاب کنید.

33:23.469 --> 33:26.172
‫- چیه؟
‫- خب، لنا قضیه‌ی ترفیع رو بهمون گفت.

33:26.272 --> 33:27.749
‫تو قراره چه جور پلیسی بشی، هان؟

33:27.773 --> 33:28.940
‫اینجاست که باید رفع زحمت کنم.

33:29.075 --> 33:30.975
‫باید بریم برای مراسم شبات لباس عوض کنیم.

33:30.976 --> 33:31.976
‫توی ماشین می‌بینمت؟

33:31.977 --> 33:34.146
‫- فعلاً.
‫- می‌بینمت.

33:34.980 --> 33:36.558
‫چرا ترفیع رو قبول نکردی، هان؟

33:36.582 --> 33:38.450
‫خب، تو گفتی که می‌خوای از پله‌های ترقی بالا بری.

33:38.550 --> 33:40.486
‫- مثل بابابزرگ و بابا.
‫- میرم.

33:40.586 --> 33:43.488
‫بالاخره یه روزی. فقط... نمی‌دونم.

33:43.489 --> 33:44.849
‫اوضاعم با لنا خیلی خوبه.

33:44.890 --> 33:47.493
‫نمی‌خوام با رئیس شدن
‫همه چیز رو خراب کنم.

33:47.593 --> 33:50.028
‫حتی اگه سعی کنی هم نمی‌تونی، دنی.

33:50.129 --> 33:52.107
‫نمی‌خواستی بهم بگی
‫که اون پشت سرمه؟

33:52.131 --> 33:54.999
‫- می‌تونستم بگم، ولی نگفتم.
‫- آره.

33:55.000 --> 33:56.135
‫توی مراسم شبات می‌بینمت.

33:56.235 --> 33:58.169
‫- آره.
‫- می‌بینمت، شان.

33:58.170 --> 33:59.804
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

33:59.805 --> 34:01.172
‫بیا درباره‌اش حرف بزنیم.

34:01.173 --> 34:04.143
‫- هوم.
‫- تو باید ترفیع رو قبول کنی.

34:04.243 --> 34:06.478
‫سارا گفت بازم توی واحد پرونده‌های مهم می‌مونی.

34:06.578 --> 34:09.315
‫- هنوزم باهم کار می‌کنیم.
‫- آره، ولی من می‌شم رئیست.

34:09.415 --> 34:10.749
‫آره، و بایدم بشی.

34:10.849 --> 34:13.051
‫نه، می‌شم رئیس تو.

34:14.320 --> 34:18.090
‫می‌دونم دفعه‌ی قبل
‫چقدر این ترفیع رو می‌خواستی.

34:18.190 --> 34:19.558
‫اوه.

34:21.293 --> 34:25.464
‫خب، ممنونم که به فکر من بودی.

34:25.564 --> 34:27.599
‫ولی دنی، من برای این ترفیع
‫درخواستی نداده بودم.

34:27.699 --> 34:28.700
‫نداده بودی؟

34:28.800 --> 34:31.437
‫نه. سارا هم غافلگیر شد.

34:31.537 --> 34:32.871
‫هوم.

34:32.971 --> 34:35.507
‫درخواست ندادم چون نمی‌خوامش.

34:36.308 --> 34:39.378
‫بالاخره دقیقاً همونجایی که هستم، خوشحالم.

34:39.511 --> 34:42.181
‫دارم از تک‌تک لحظاتی
‫که می‌تونم لذت می‌برم.

34:42.281 --> 34:43.315
‫هوم.

34:43.415 --> 34:47.719
‫ولی برای تو، ریگان، دیگه وقتشه.

34:47.853 --> 34:49.521
‫بحث اصالت و میراث خانواده‌ست.

34:49.621 --> 34:53.091
‫و تو باتجربه‌ترین کارآگاه کل این واحدی.

34:54.460 --> 34:56.195
‫و می‌دونی چیه؟

34:56.295 --> 34:58.730
‫همین که حاضر بودی به خاطر من

34:58.864 --> 35:00.699
‫و همکاری‌مون ازش بگذری،

35:00.799 --> 35:03.535
‫خودش دلیلیـه که نشون میده لایقشی.

35:07.306 --> 35:09.775
‫قبولش کن.

35:10.676 --> 35:11.910
‫باشه.

35:12.010 --> 35:14.745
‫سارا، اون قبول کرد!

35:14.746 --> 35:16.080
‫ایول!

35:16.081 --> 35:18.917
‫ممنون رئیس.

35:51.850 --> 35:53.619
‫مِی.

35:53.719 --> 35:55.754
‫باید درباره‌ی چیزی که پیدا کردیم حرف بزنیم.

35:55.854 --> 35:56.988
‫می‌تونستم کمکت کنم.

35:57.088 --> 35:58.923
‫یه راهی براش پیدا می‌کردیم.

35:58.924 --> 36:02.761
‫چطور فهمیدی که سال ۱۹۸۵

36:02.861 --> 36:04.563
‫رفته بودم کلینیک تنظیم خانواده؟

36:05.397 --> 36:07.699
‫چون یه نفر تو رو دیده که وارد کلینیک شدی.

36:08.467 --> 36:12.170
‫شماره پلاکت توسط یه فعالِ
‫ضد سقط جنین ثبت شده بود.

36:12.271 --> 36:14.439
‫اون‌ها جلوی کلینیک‌ها کشیک می‌دادن.

36:14.440 --> 36:16.508
‫ولی مِی، من بیشتر تحقیق کردم...

36:16.608 --> 36:17.943
‫اگه تد بفهمه،

36:18.043 --> 36:21.079
‫با استفاده از رای‌دهنده‌های مذهبی
‫من رو نابود می‌کنه.

36:22.514 --> 36:24.450
‫کلیسا رو از دست بدم،
‫انتخابات رو باختم.

36:24.550 --> 36:28.119
‫چرا برای کمک نیومدی پیش من؟

36:30.456 --> 36:32.424
‫متاسفم.

36:34.092 --> 36:36.462
‫کاریـه که شده.

36:38.000 --> 36:45.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

36:47.573 --> 36:50.475
‫چرا بهش نگفتی که اون آدم تو نبودی؟

36:50.476 --> 36:53.644
‫همونطور که گفتم، بیشتر تحقیق کردم،

36:53.645 --> 36:56.181
‫و به مدرکی از یه امتحان شفاهی برخوردم

36:56.282 --> 36:58.216
‫که اون روز بعدازظهر توی مدرسه داشتی.

36:58.317 --> 37:00.519
‫امکان نداره که می‌تونستی اون کار رو بکنی

37:00.652 --> 37:03.455
‫اگه فقط چند ساعت قبلش سقط جنین کرده بودی.

37:03.555 --> 37:05.491
‫بهتره که اون باور کنه کار من بوده.

37:05.591 --> 37:07.191
‫اما چرا اجازه میدی بابات
‫اینجوری فکر کنه؟

37:07.192 --> 37:10.061
‫کشیش حق داره بدونه که دخترش...

37:13.599 --> 37:15.701
‫کار خواهرت جیل بود.

37:18.003 --> 37:20.539
‫اون روز من جیل رو تا کلینیک رسوندم.

37:21.473 --> 37:24.009
‫واسه همین پلاک من توی دفتر ثبت شده بود.

37:25.577 --> 37:27.212
‫اون زندگیش رو دوباره سر و سامون داده،

37:27.313 --> 37:29.847
‫و من نمی‌ذارم این قضیه خرابش کنه.

37:29.848 --> 37:33.719
‫- ولی مِی، تبلیغات انتخاباتیت...
‫- خودم ردیفش می‌کنم.

37:35.153 --> 37:40.025
‫نمی‌ذارم جیل دوباره
‫از این قضیه ضربه بخوره.

37:42.027 --> 37:44.463
‫وقت شامه.

37:48.634 --> 37:51.269
‫♪ دوشنبه‌ی طولانی‌ای بود ♪

37:51.370 --> 37:52.904
‫♪ سه‌شنبه هم گذشت ♪

37:53.038 --> 37:55.006
‫بفرمایید.

37:55.106 --> 37:58.143
‫♪ توی یه آهنگ نوشتمش ♪

38:01.780 --> 38:06.852
‫♪ بهشت گم شد، اما پیدا شد ♪

38:08.520 --> 38:11.757
‫♪ همه چیز به جای اولش برمی‌گرده ♪

38:12.591 --> 38:19.331
‫♪ تو ادامه میدی، ادامه میدی ♪

38:20.999 --> 38:24.770
‫♪ مثل رودخانه، ادامه میدی ♪

38:25.604 --> 38:29.408
‫♪ و ادامه میدی، ادامه میدی... ♪

38:29.541 --> 38:31.176
‫شنیدم که باید تبریک بگم،

38:31.276 --> 38:32.610
‫سرکارآگاه ریگان.

38:32.611 --> 38:35.447
‫خیلی‌خب.

38:35.581 --> 38:37.916
‫ممنون. ممنون.

38:38.049 --> 38:39.417
‫پس ماریا کجاست؟

38:39.418 --> 38:41.258
‫ماریا نیویورکه و هنوز نمی‌دونه،

38:41.286 --> 38:42.954
‫- پس لو نده.
‫- لو نمیدم.

38:43.088 --> 38:45.256
‫و ممنون از همه‌تون، مخصوصاً از تو، رئیس.

38:45.357 --> 38:49.094
‫برایان چی؟ اون کجاست؟

38:51.262 --> 38:53.064
‫می‌دونی که اشتباه کردی سارا.

38:53.164 --> 38:54.600
‫تصمیم درستی بود.

38:54.733 --> 38:55.834
‫واقعاً؟ جدی؟

38:55.934 --> 38:57.603
‫- بله.
‫- مگه چی شده؟

38:57.703 --> 38:58.946
‫سارا با بازگشت به کار برایان مخالفت کرد.

38:58.970 --> 39:00.606
‫اون هنوز آماده‌ی برگشت نبود.

39:00.706 --> 39:02.183
‫- دکتر گفت بود و این...
‫- قبلاً درباره‌اش حرف زدیم.

39:02.207 --> 39:04.308
‫- اینطور نیست...
‫- واقعاً تصمیم توئه،

39:04.309 --> 39:05.987
‫- یا تصمیم دکتر؟
‫- خانم‌ها کافیه، کافیه. دیگه بسه.

39:06.011 --> 39:07.478
‫بسه دیگه. الان مراسم شباته.

39:07.479 --> 39:11.650
‫وقتشه که یه مکثی بکنیم،
‫تفکر کنیم و دور هم باشیم.

39:12.818 --> 39:14.985
‫ما همیشه سر میز شام
‫درباره‌ی کار حرف می‌زنیم.

39:14.986 --> 39:18.056
‫می‌تونیم سعی کنیم به سنت‌هامون
‫احترام بذاریم،

39:18.156 --> 39:20.091
‫مشکلات‌مون رو کنار بذاریم،

39:20.191 --> 39:22.761
‫و از این لحظه

39:22.861 --> 39:25.997
‫برای در آغوش کشیدن و لذت بردن
‫از خانواده استفاده کنیم.

39:27.165 --> 39:29.167
‫- چشم مامان.
‫- چشم مامان.

39:29.968 --> 39:33.071
‫خب، آمادگی برای مناظره
‫امروز چطور پیش رفت؟

39:34.873 --> 39:38.008
‫خوب بود. خوب بود.
‫کارمون رو خوب انجام دادیم.

39:38.009 --> 39:39.678
‫چرا داری عجیب رفتار می‌کنی؟

39:39.811 --> 39:41.345
‫- نه. ببخشید.
‫- خیلی عجیبی.

39:41.346 --> 39:42.514
‫خیلی‌خب. اون عالی عمل کرد.

39:42.614 --> 39:43.715
‫خوبه.

39:43.815 --> 39:45.126
‫قطعاً نباید تد رو دست‌کم گرفت.

39:45.150 --> 39:47.351
‫هیچوقت نمی‌شه
‫به یه آدم به اسم تد اعتماد کرد.

39:47.352 --> 39:48.854
‫اونم بعد از اینکه عکس تو

39:48.954 --> 39:50.698
‫و بابای لنا رو توی رستوران هاوک لو داد.

39:50.722 --> 39:51.990
‫درسته.

39:52.090 --> 39:54.560
‫اون عکس توی رستوران هاوک گرفته شده بود.

39:54.660 --> 39:56.361
‫همین الان گفتم دیگه، نگفتم؟

39:56.495 --> 39:58.863
‫تمام روز داشتم اون پرونده رو
‫زیر و رو می‌کردم.

39:58.864 --> 40:01.366
‫وانتی که به راجرز زد، اون روز

40:01.500 --> 40:04.502
‫یه ساعت بیرون پلاک ۶۷
‫خیابون هاوک پوینت پارک بود.

40:04.503 --> 40:07.506
‫اونجا دقیقاً بیرون رستوران هاوکـه.

40:07.639 --> 40:09.551
‫شاید همون کسی که عکس
‫مامان و کریس رو گرفته، کار اون بوده.

40:09.575 --> 40:11.843
‫پس تد لانگ‌فلو یه جورایی

40:11.943 --> 40:13.879
‫با این وانت آبی در ارتباطه؟

40:14.680 --> 40:16.682
‫- کجا داری میری؟
‫- صبر کن همکار.

40:16.815 --> 40:18.849
‫- هنوز هیچ‌چیز قطعی‌ای نمی‌دونیم.
‫- این رو که می‌دونیم

40:18.850 --> 40:20.728
‫که تد عکسی رو لو داد که توسط راننده‌ی

40:20.752 --> 40:23.088
‫همون وانت آبی‌ای گرفته شده بود
‫که نزدیک بود برایان رو بکشه.

40:23.188 --> 40:25.691
‫پس اگه تد پول اون عکس رو داده، منطقی نیست

40:25.791 --> 40:27.711
‫که شاید پول سوقصد به قتل رو هم داده باشه؟

40:27.793 --> 40:29.394
‫- همینطوره.
‫- من باید برم.

40:29.528 --> 40:31.195
‫با اجازه.

40:35.634 --> 40:37.869
‫و با احکام سنگین‌تر،

40:38.003 --> 40:41.640
‫اتفاقاتی مثل این بدل خفه‌کن هیچوقت نمی‌افتاد.

40:41.740 --> 40:43.041
‫درسته.

40:43.141 --> 40:45.242
‫اول، من شهر رو به مسیر درستش برمی‌گردونم،

40:45.243 --> 40:47.713
‫و بعدش سعی می‌کنیم
‫برای تیم پتس یه کاری بکنیم.

40:50.048 --> 40:51.750
‫ممنون. ممنون که اومدید.

40:51.850 --> 40:54.385
‫هی. فقط بررسیه. آروم باش.

40:54.520 --> 40:56.888
‫- آره.
‫- من با حراست صحبت می‌کنم. برو جلو.

40:56.988 --> 40:58.256
‫پلیس. ببخشید.

40:58.389 --> 40:59.958
‫باشه، بفرما. بگردم.

41:03.094 --> 41:04.763
‫تد لانگ‌فلو!

41:05.697 --> 41:08.233
‫کارآگاه سیلور. عجب غافلگیری‌ای.

41:08.333 --> 41:11.637
‫چرا سعی کردی کارآگاه برایان راجرز رو
‫به کشتن بدی؟

41:11.737 --> 41:14.939
‫خیلی‌خب. چطوره بریم یه جای کمی خصوصی‌تر؟

41:14.940 --> 41:16.374
‫چرا که نه؟

41:16.474 --> 41:18.209
‫ببخشید.

41:22.881 --> 41:24.659
‫- داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟
‫- خودت خوب می‌دونی

41:24.683 --> 41:26.083
‫دارم درباره‌ی چی حرف می‌زنم.

41:26.084 --> 41:27.729
‫چون همون وانت آبی‌ای
‫که عکس‌ها رو گرفته بود

41:27.753 --> 41:29.430
‫و تو لو دادی، با ماشین کارآگاه راجرز تصادف کرد و

41:29.454 --> 41:30.789
‫انداختش توی بندرگاه بوستون.

41:30.889 --> 41:32.423
‫یه نفر اون عکس رو برای من فرستاد

41:32.524 --> 41:34.125
‫و ادعا کرد که دوست این جنبشـه.

41:34.259 --> 41:36.628
‫بله، البته که من اون ایمیل رو ردگیری کردم
‫که از کجا اومده.

41:36.728 --> 41:39.197
‫فکرش رو می‌کردم یکی از شما سیلورها
‫ممکنه همچین کاری بکنه.

41:39.297 --> 41:41.900
‫- کی بود؟
‫- اون عکس از ایست‌بورو اومده.

41:42.000 --> 41:44.320
‫- مگه بابای جدیدت اونجا زندگی نمی‌کنه؟
‫- می‌خوای بگی

41:44.435 --> 41:46.435
‫این قضیه به رئیس کریس ویلیامز ربط داره؟

41:46.471 --> 41:49.074
‫یه نفر دنبال خانواده‌تونه.

41:49.174 --> 41:50.341
‫اون یه نفر تویی؟

41:52.077 --> 41:53.879
‫چون اگه کسی بخواد سراغ خانواده‌ی من بیاد،

41:53.979 --> 41:55.614
‫اول باید از روی جنازه‌ی من رد بشه.

41:55.714 --> 41:56.882
‫هی هی هی.

41:56.982 --> 41:58.783
‫تو، برو عقب.

41:58.784 --> 42:00.619
‫وقت رفتنه، کارآگاه.

42:02.120 --> 42:03.488
‫بریم.

42:08.326 --> 42:09.661
‫زودباش.

42:14.766 --> 42:17.302
‫لنا. لنا، یه لحظه وایسا.

42:17.402 --> 42:19.871
‫اون چی بود؟ داری چی کار می‌کنی؟

42:19.971 --> 42:22.841
‫دارم همون کاری رو می‌کنم
‫که تو هم می‌کردی.

42:24.342 --> 42:26.144
‫محافظت از خانوادت؟

42:58.810 --> 43:00.545
‫خانواده‌ی برندون.

43:01.000 --> 43:21.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
