1
00:00:05,270 --> 00:00:06,810
‫آنچه گذشت...

2
00:00:06,810 --> 00:00:10,735
‫ما یه قاتل زنجیره‌ای داریم
‫که راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی رو می‌کشه

3
00:00:10,759 --> 00:00:13,440
‫- بهش میگن مسافرِ تاریکی
‫- چی؟

4
00:00:13,440 --> 00:00:15,150
‫می‌خوای بری دنبال اون قاتل زنجیره‌ای

5
00:00:15,150 --> 00:00:16,626
‫اون اسمم رو دزدیده

6
00:00:16,650 --> 00:00:19,030
‫من چطور می‌تونم راننده‌ی تاکسی اینترنتی بشم؟

7
00:00:19,030 --> 00:00:21,846
‫چطوری میشه که دکستر
‫همینجوری ناپدید بشه؟

8
00:00:21,870 --> 00:00:23,096
‫یه وانت داشت

9
00:00:23,120 --> 00:00:27,540
‫میشه ترتیب این رو بدی که
‫اگه وانتش جایی دیده شد بهت خبر بدن؟

10
00:00:29,330 --> 00:00:31,880
‫اگه هریسون اینجا آدم کُشته،
‫خوب اینجا رو تمیز کرده

11
00:00:33,540 --> 00:00:35,750
‫افسر والاس و اولیوا هستیم.
‫از دایره‌ی قتل.

12
00:00:35,750 --> 00:00:38,090
‫اون چیزها رو جوری می‌بینه که ما نمی‌بینیم

13
00:00:38,090 --> 00:00:39,840
‫من چیزی رو که لازم داره بهش میدم،

14
00:00:39,840 --> 00:00:41,015
‫یکی که حواسش بهش باشه،

15
00:00:41,039 --> 00:00:43,366
‫اشتباهاتی که ممکنـه مرتکب شده باشه رو
‫راست و ریس کنه

16
00:00:43,390 --> 00:00:45,100
‫یه قطره‌ی کوچیکِ خون،
‫یه تارِ مو.

17
00:00:45,100 --> 00:00:49,930
‫ولی جوری تمیز شده که هر ردی از
‫جنازه‌ی آدمی که اینجا بوده هم تمیز بشه؟

18
00:00:49,940 --> 00:00:51,786
‫یه شخص با دانش جرم‌شناسی

19
00:00:51,810 --> 00:00:53,746
‫این اتاق رو تمیز کرده
‫تا تمام مدارک رو پنهان کنه

20
00:00:53,770 --> 00:00:56,610
‫دقیقاً چیزی که هریسون لازم داره،
‫یه پلیس خوب.

21
00:00:56,610 --> 00:00:58,075
‫پلیس‌ها می‌خوان باهات حرف بزنن

22
00:00:58,600 --> 00:01:05,600
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

23
00:01:06,490 --> 00:01:11,379
‫« دکستر »
‫« تولد دوباره »

24
00:01:16,726 --> 00:01:25,401
‫« فصل اول: قسمت سوم »
‫« مسافرِ فضول »

25
00:01:26,100 --> 00:01:33,100
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

26
00:01:34,100 --> 00:01:37,100
« ترجمه از سینـا صداقت »

27
00:01:40,400 --> 00:01:42,820
‫لعنتی. داداش، شارژر داری؟

28
00:01:42,820 --> 00:01:45,296
‫- هان؟
‫- شارژر گوشی؟

29
00:01:45,320 --> 00:01:46,700
‫باتری‌ام کمه

30
00:01:47,830 --> 00:01:49,080
‫شرمنده، ندارم

31
00:01:50,000 --> 00:01:51,160
‫واسه یه قرار دیرم شده

32
00:01:51,160 --> 00:01:53,346
‫توی هینج با یه دختر سکسی جور شدم

33
00:01:53,370 --> 00:01:56,380
‫اون رقاص نیکس سیتیه

34
00:01:56,380 --> 00:01:57,896
‫نگاهش کن

35
00:01:57,920 --> 00:02:00,000
‫آره. جذابه

36
00:02:03,880 --> 00:02:05,890
‫تشنه‌مه. یکم آب بهم میدی؟

37
00:02:07,100 --> 00:02:10,406
‫می‌خوای کنارِ یه بقالی نگه دارم؟

38
00:02:10,430 --> 00:02:11,970
‫نه داداش، دیرم شده

39
00:02:11,980 --> 00:02:13,770
‫اینجا بطری آب نداری؟

40
00:02:13,770 --> 00:02:15,980
‫باید داشته باشم؟

41
00:02:27,660 --> 00:02:29,490
‫توی قرارت...

42
00:02:29,490 --> 00:02:30,990
‫موفق باشی

43
00:02:38,170 --> 00:02:39,210
‫رانندگی تاکسی اینترنتی

44
00:02:39,210 --> 00:02:41,936
‫بدترین شغل دنیا نیست

45
00:02:41,960 --> 00:02:44,010
‫راه خیلی خوبی برای آشنا شدن با شهره

46
00:02:45,970 --> 00:02:47,890
‫همچنین، داستانِ پوششی خوبی میشه

47
00:02:47,890 --> 00:02:50,510
‫وقتی زمانِ پاییدن می‌رسه

48
00:02:57,230 --> 00:03:00,570
‫هوم، سه ستاره از پنج ستاره. بدک نیست

49
00:03:05,326 --> 00:03:06,586
‫« هشدار: امتیاز پایین راننده »

50
00:03:06,610 --> 00:03:07,910
ریدم توش

51
00:03:08,950 --> 00:03:10,806
‫دکستر، دوستِ من

52
00:03:10,830 --> 00:03:12,516
‫چی شده؟

53
00:03:12,540 --> 00:03:14,250
‫«دوست». سعی دارم از اونا دوری کنم

54
00:03:14,250 --> 00:03:16,540
‫مخصوصاً اونایی که پشتِ دوربین‌های امنیتی هستن

55
00:03:16,540 --> 00:03:18,750
‫عه، الان یه هشدار از اَپ تاکسی گرفتم

56
00:03:18,750 --> 00:03:21,476
‫نوشته امتیاز ۴.۲ دارم

57
00:03:21,500 --> 00:03:23,236
‫چهار و دو دهم؟!

58
00:03:23,260 --> 00:03:27,220
‫اگه امتیازت پایین‌تر بیاد،
‫حسابت غیرفعال میشه.

59
00:03:28,090 --> 00:03:30,010
‫حتماً رانندگی امشبت تموم شده

60
00:03:30,010 --> 00:03:31,406
‫- آره
‫- خوبه

61
00:03:31,430 --> 00:03:32,720
‫دیگه مسافر قبول نکن

62
00:03:32,720 --> 00:03:37,116
‫تا بتونم کمکت کنم
‫این مشکل وحشتناک رو حل کنی

63
00:03:37,140 --> 00:03:39,560
‫عه، باشه

64
00:03:40,860 --> 00:03:42,340
‫« داروخانه‌ی دامپزشکی »

65
00:03:40,860 --> 00:03:44,110
‫عه، شرمنده، باید این رو جواب بدم

66
00:03:44,110 --> 00:03:46,780
‫اشکالی نداره. هوات رو دارم

67
00:03:47,860 --> 00:03:50,410
‫۴.۲؟ خدای من!

68
00:03:54,870 --> 00:03:55,950
‫الو؟

69
00:03:55,950 --> 00:03:57,540
‫سلام. شما دکتر بیتمن هستید؟

70
00:03:57,540 --> 00:03:59,080
‫پاتریک بیتمن

71
00:03:59,080 --> 00:04:02,040
‫وقتی ۱۹ سالم بود
‫کتاب «روانیِ آمریکایی» خیلی برام آموزنده بود

72
00:04:02,040 --> 00:04:03,396
‫خودم هستم

73
00:04:03,420 --> 00:04:07,420
‫از داروخانه‌ی دامپزشکی تماس گرفتم
‫سفارش فوری اتورفین رو تأیید کنم

74
00:04:07,420 --> 00:04:09,510
‫ام۹۹ برای بی‌هوش کردن مسافرِ تاریکی

75
00:04:08,055 --> 00:04:11,359
‫« مسافرِ تاریکی 7 - پلیس نیویورک 0 »
« بران و بمیر »

76
00:04:09,510 --> 00:04:11,366
‫و هرکس دیگه که مهمونِ میزم باشه

77
00:04:11,390 --> 00:04:14,140
‫بله، لطفاً به صندوق پستی ارسال کنید

78
00:04:15,310 --> 00:04:17,116
‫یه مدت از آخرین سفارشتون می‌گذره

79
00:04:17,140 --> 00:04:21,246
‫آفتاب فلوریدا رو با زندگی
‫توی نیویورک عوض کردید؟

80
00:04:21,270 --> 00:04:23,150
‫اگه بتونم اینجا موفق شم

81
00:04:23,150 --> 00:04:25,114
‫خوشحالم که برگشتید، دکتر

82
00:04:25,406 --> 00:04:27,776
« مسافرِ تاریکی 7 - پلیس نیویورک 0 »

83
00:04:28,900 --> 00:04:30,546
‫خوشحالم که برگشتم

84
00:04:30,570 --> 00:04:32,990
‫دکتر وارد می‌شود

85
00:04:41,920 --> 00:04:44,250
‫این مرد رو می‌شناسی؟

86
00:04:44,250 --> 00:04:45,801
‫آره، اون مهمون هتل بود

87
00:04:45,825 --> 00:04:47,880
‫عه، اون...

88
00:04:47,880 --> 00:04:50,196
‫اون همون پسره‌ست که مُرده، درسته؟

89
00:04:50,220 --> 00:04:51,720
‫به قتل رسیده

90
00:04:52,550 --> 00:04:54,430
‫چه ارتباطی باهاش داشتی؟

91
00:04:54,430 --> 00:04:57,366
‫اون خیلی خوب انعام می‌داد،

92
00:04:57,390 --> 00:04:59,850
‫پس همه می‌خواستن کمکش کنن

93
00:04:59,850 --> 00:05:01,576
‫همه یا فقط تو؟

94
00:05:01,600 --> 00:05:06,360
‫به نظر می‌اومد علاقه‌ی خاصی
‫به تو داشت، درسته؟

95
00:05:06,360 --> 00:05:09,216
‫گمونم

96
00:05:09,240 --> 00:05:11,926
‫- فقط ازم می‌خواست یه کارهایی براش بکنم
‫- کار؟

97
00:05:11,950 --> 00:05:14,030
‫چجور کارهایی؟

98
00:05:14,030 --> 00:05:15,636
‫کارهای معمولی

99
00:05:15,660 --> 00:05:18,500
‫واکس زدن کفش‌هاش،
‫تحویل گرفتن لباس‌هاش از خشکشویی.

100
00:05:22,540 --> 00:05:27,130
‫خب، یه بار بهم گفت
‫براش ماریجوانا بخرم

101
00:05:28,420 --> 00:05:30,210
‫پس، غیر از تهیه‌ی مواد،

102
00:05:30,220 --> 00:05:33,760
‫لحظه‌ی دیگه‌ای در مدت اقامتش بود
‫که به یاد موندنی بوده باشه؟

103
00:05:35,600 --> 00:05:38,140
‫شانا؟ خوبی؟

104
00:05:39,980 --> 00:05:41,286
‫نه

105
00:05:41,310 --> 00:05:45,376
‫این فیلم دوربین مداربسته‌ی هتل
‫از شبِ قتل آقای فاستره

106
00:05:45,400 --> 00:05:47,320
‫این زن رو می‌شناسی؟

107
00:05:49,530 --> 00:05:51,570
‫آره. عه، رایان...

108
00:05:51,570 --> 00:05:53,900
‫آقای فاستر گفت اون همسرشه

109
00:05:53,910 --> 00:05:55,370
‫اون همسرش نیست

110
00:05:56,620 --> 00:05:59,870
‫اون خانم مهمونِ هتله
‫و اتاق خودش رو داره

111
00:06:01,120 --> 00:06:05,130
‫ولی خوشحالم که این یادت مونده

112
00:06:06,460 --> 00:06:09,340
‫اینجا بهت چی میگه؟

113
00:06:09,340 --> 00:06:11,816
‫میگه همسرش خیلی مسته،

114
00:06:11,840 --> 00:06:13,446
‫تا آسانسور کمک لازم داره

115
00:06:13,470 --> 00:06:16,050
‫به نظرت عجیب نبود

116
00:06:16,050 --> 00:06:17,866
‫که اون خودش نمی‌تونست سر پا وایسه؟

117
00:06:17,890 --> 00:06:20,260
‫یعنی، اون گفت زنه مسته

118
00:06:20,270 --> 00:06:21,600
‫مست نبود، چیزخور شده بود

119
00:06:21,600 --> 00:06:24,060
‫توی چمدونِ آقای فاستر روهیپنول پیدا کردیم

120
00:06:24,060 --> 00:06:26,980
‫اونم تو براش تهیه کرده بودی؟

121
00:06:28,020 --> 00:06:30,610
‫چی؟ نه. محاله

122
00:06:30,610 --> 00:06:32,110
‫مطمئنی؟

123
00:06:32,110 --> 00:06:35,035
‫چون توی فیلم نگران به نظر نمیای

124
00:06:35,059 --> 00:06:39,490
‫که یه مرد غریبه داره این زنه رو
‫که معلومه چیزخور شده می‌بره بالا

125
00:06:39,490 --> 00:06:41,410
‫ببین، من فقط چیزی رو می‌دونم که اون بهم گفت

126
00:06:41,410 --> 00:06:44,686
‫من نمی‌تونم فرق بین مست
‫و چیزخور شده رو تشخیص بدم

127
00:06:44,710 --> 00:06:47,790
‫بعد از این لحظه چه اتفاقی افتاد؟

128
00:06:50,500 --> 00:06:54,646
‫تا دمِ در اتاقش کمکش کردم، عه...

129
00:06:54,670 --> 00:06:57,566
‫درو باز کردم و اونا رفتن داخل

130
00:06:57,590 --> 00:06:58,550
‫تو هم باهاشون رفتی داخل؟

131
00:06:58,550 --> 00:07:01,180
‫نه

132
00:07:01,180 --> 00:07:02,680
‫نه

133
00:07:02,680 --> 00:07:07,036
‫چون این آخرین باریه که
‫آقای فاستر رو زنده می‌بینیم

134
00:07:07,060 --> 00:07:10,360
‫قبل از این که اعضای بدنش
‫سر از یه محل دفع زباله در بیارن

135
00:07:12,940 --> 00:07:15,860
‫پس، اونا وارد اتاقش میشن؟

136
00:07:15,860 --> 00:07:17,716
‫بعدش چی؟

137
00:07:17,740 --> 00:07:19,030
‫من رفتم طبقه‌ی پایین؟

138
00:07:19,030 --> 00:07:21,216
‫- با آسانسور؟
‫- با آسانسورِ خدمات

139
00:07:21,240 --> 00:07:24,080
‫کارکنانِ هتل اجازه ندارن بدون مهمون
‫از آسانسورهای اصلی استفاده کنن

140
00:07:25,210 --> 00:07:26,540
‫شیفتم تموم شده،
‫برای همین رفتم خونه.

141
00:07:26,540 --> 00:07:28,380
‫خونه کجاست؟

142
00:07:29,420 --> 00:07:32,090
‫رفتم مِیخونه

143
00:07:33,090 --> 00:07:34,590
‫شرمنده

144
00:07:34,590 --> 00:07:35,920
‫من سنم کمتر از ۲۱ ساله

145
00:07:35,920 --> 00:07:38,550
‫نمی‌خواستم به این اعتراف کنم

146
00:07:39,930 --> 00:07:44,430
‫اونجا با یه دختری آشنا شدم و...

147
00:07:44,430 --> 00:07:45,680
‫شب رو با اون گذروندم

148
00:07:45,680 --> 00:07:47,350
‫اسمش چی بود؟

149
00:07:47,350 --> 00:07:49,520
‫جولی؟

150
00:07:49,520 --> 00:07:50,916
‫جودی؟ من...

151
00:07:50,940 --> 00:07:55,030
‫اطلاعاتِ زیادی باهم رد و بدل نکردیم، می‌دونی؟

152
00:07:55,030 --> 00:07:59,780
‫خب، پیشنهاد می‌کنم اسمش رو بفهمی
‫چون اون عذر موجه غیبتت سرِ صحنه‌ی جرمه

153
00:07:59,780 --> 00:08:01,620
‫عذر موجه؟!

154
00:08:02,620 --> 00:08:03,766
‫یعنی من مظنونم؟

155
00:08:03,790 --> 00:08:05,950
‫نمیشه گفت مظنون نیستی

156
00:08:08,120 --> 00:08:11,170
‫وقتی که من اطلاعات جمع‌آوری می‌کنم

157
00:08:11,170 --> 00:08:14,090
‫اسم و اطلاعات تماس دختری رو
‫که باهاش بودی برام بفرست

158
00:08:14,090 --> 00:08:15,760
‫اگه پیداش کردی

159
00:08:18,630 --> 00:08:20,010
‫تموم شد

160
00:08:38,360 --> 00:08:39,570
‫خب؟

161
00:08:40,990 --> 00:08:46,306
‫بیا هر فیلم دوربین مداربسته‌ای که می‌تونیم
‫از آقای مورگان پیدا کنیم

162
00:08:46,330 --> 00:08:47,846
‫بارِ اول سه هفته نبودی

163
00:08:47,870 --> 00:08:50,290
‫- دفعه‌ی بعد شد چهار هفته
‫- چی؟ نه

164
00:08:50,290 --> 00:08:51,580
‫حالا می‌خوای سه سال بری؟

165
00:08:51,604 --> 00:08:54,040
‫داریم می‌ریم برکلی.
‫این به صلاح آینده‌مونه.

166
00:08:54,040 --> 00:08:55,460
‫شرمنده، قصد مزاحمت نداشتم

167
00:08:55,460 --> 00:08:57,606
‫نه، بیا تو. می‌خواستیم شام بخوریم

168
00:08:57,630 --> 00:08:59,720
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫می‌تونیم بعداً در مورد امتیازم حرف بزنیم.

169
00:08:59,720 --> 00:09:01,906
‫نه، بمون

170
00:09:01,930 --> 00:09:03,090
‫حرف‌های زیادی باهم داریم

171
00:09:03,090 --> 00:09:06,100
‫امتحانش کن. سوپِ کاساوه

172
00:09:09,230 --> 00:09:10,560
‫وای، خیلی خوشمزه‌ست

173
00:09:12,270 --> 00:09:13,940
‫بیاید دعا کنیم

174
00:09:15,520 --> 00:09:19,990
‫دعا کردن. نقطه قوتِ من نیست

175
00:09:19,990 --> 00:09:26,620
‫خدایا، لطفاً به این غذا
‫و این خانواده برکت بده

176
00:09:26,620 --> 00:09:30,540
‫و به مهمون‌های شگفت‌انگیزی
‫که به زندگی‌هامون میاری

177
00:09:32,000 --> 00:09:35,580
‫و لطفاً به ما درایتِ این رو بده

178
00:09:35,590 --> 00:09:39,460
‫که تصمیماتِ درستی بگیریم

179
00:09:39,460 --> 00:09:41,720
‫- آمین
‫- آمین

180
00:09:41,720 --> 00:09:43,866
‫خب...

181
00:09:43,890 --> 00:09:47,811
‫دکستر، جوی الان می‌خواست
‫بهمون توضیح بده

182
00:09:47,835 --> 00:09:52,890
‫چرا اصرار داره برای بار دوم از پیش ما بره

183
00:09:52,890 --> 00:09:56,980
‫سَم می‌خواد کارشناسی ارشد بخونه و حقشه
‫هر دانشگاهی که می‌خواد انتخاب کنه

184
00:09:57,004 --> 00:09:58,614
‫می‌خوام مدرکِ ارشد مدیریت بازرگانی بگیرم

185
00:09:58,638 --> 00:09:59,860
‫امیدوارم دانشگاه برکلی قبول شم

186
00:09:59,860 --> 00:10:01,280
‫که توی کالیفرنیاست!

187
00:10:01,280 --> 00:10:02,950
‫بلسینگ، بذار غذاشون رو بخورن

188
00:10:02,950 --> 00:10:05,570
‫فقط چون تو هیچوقت از خونه بیرون نرفتی،

189
00:10:05,570 --> 00:10:07,370
‫به این معنا نیست که اونا نمی‌تونن

190
00:10:07,370 --> 00:10:10,290
‫جابجایی این شکلی تصمیمِ بزرگیه

191
00:10:10,290 --> 00:10:11,910
‫دکستر...

192
00:10:12,910 --> 00:10:14,670
‫تو چرا از میامی به اینجا اومدی؟

193
00:10:14,670 --> 00:10:16,766
‫میامی؟

194
00:10:16,790 --> 00:10:19,420
‫شما... از کجا این رو می‌دونی؟

195
00:10:19,420 --> 00:10:22,566
‫اوه، من سابقه‌ی تمام مستأجرهام رو چک می‌کنم

196
00:10:22,590 --> 00:10:24,130
‫عزیزم

197
00:10:24,130 --> 00:10:25,486
‫چیه؟

198
00:10:25,510 --> 00:10:27,470
‫یه فضای خالی ده ساله
‫توی سابقه‌اش هست،

199
00:10:27,470 --> 00:10:29,486
‫و من می‌خوام بدونم
‫کی اینجا زندگی می‌کنه

200
00:10:29,510 --> 00:10:31,010
‫عه، رفتم زیر ذره بین

201
00:10:31,020 --> 00:10:32,770
‫آره، من بیشتر عمرم توی میامی زندگی کردم

202
00:10:32,770 --> 00:10:37,916
‫ولی سال‌ها پیش تعدادی از عزیزهام رو
‫از دست دادم، برای همین...

203
00:10:37,940 --> 00:10:40,230
‫یه مدت از میامی رفتم
‫تا از نو شروع کنم

204
00:10:40,230 --> 00:10:44,966
‫و حالا درست مثل ما به نیویورک مهاجرت کردی

205
00:10:44,990 --> 00:10:46,700
‫فردا هرچی رو که لازم داری ردیف می‌کنم

206
00:10:46,700 --> 00:10:48,872
‫مطمئن می‌شیم ماشینِ جدیدت

207
00:10:48,896 --> 00:10:52,726
‫بالاترین امتیاز رو بین تاکسی‌های
‫اینترنتی شهر داشته باشه

208
00:10:52,750 --> 00:10:56,056
‫ای کاش برای کارِ منم انقدر مشتاق بودی

209
00:10:56,080 --> 00:10:57,000
‫مشتاق؟

210
00:10:57,000 --> 00:10:58,516
‫دکستر،

211
00:10:58,540 --> 00:11:02,761
‫آیا می‌دونستی الان کنارِ کسی نشستی...

212
00:11:02,785 --> 00:11:06,265
‫که با استعدادترین...

213
00:11:06,289 --> 00:11:10,519
‫متخصصِ طب‌سوزنی کل دنیاست؟

214
00:11:12,470 --> 00:11:16,166
‫اگه هریسون همچین پدری داشت چجوری می‌شد؟

215
00:11:16,190 --> 00:11:18,036
‫باید برم. روز طولانی‌ای داشتم

216
00:11:18,060 --> 00:11:20,230
‫- دسر هم داریم
‫- دفعه‌ی بعد می‌خورم

217
00:11:20,230 --> 00:11:22,480
‫راستش، کانستنس میشه یه کپی

218
00:11:22,480 --> 00:11:24,070
‫از اون بررسی سابقه بهم بدی؟

219
00:11:24,070 --> 00:11:25,756
‫البته

220
00:11:25,780 --> 00:11:27,740
‫فقط کنجکاوم ببینم توش چی نوشته

221
00:11:27,740 --> 00:11:30,636
‫با این وبسایت و ۷۵ دلار هزینه،

222
00:11:30,660 --> 00:11:32,870
‫می‌تونم هر چیزی رو پیدا کنم

223
00:11:35,620 --> 00:11:37,790
‫۷۵ دلار و یه وبسایت

224
00:11:37,790 --> 00:11:41,130
‫اگه می‌تونه من رو پیدا کنه،
‫آیا می‌تونه مسافرِ تاریکی رو هم پیدا کنه؟

225
00:11:46,090 --> 00:11:48,300
‫دارم گرم‌تر میشم

226
00:11:50,767 --> 00:11:53,826
‫« رونالد اشمیت - شرکت انتقال داده‌ی بریج »

227
00:11:53,850 --> 00:11:55,390
‫این ممکنه خودش باشه

228
00:11:58,692 --> 00:12:02,126
‫« آدرس: نیویورک - بروکلین - خیابان کلمبیا - پلاک ۱۵۰۱ »

229
00:12:02,150 --> 00:12:06,570
‫رونالد می‌تونه از دوربین‌ها مخفی شه
‫اما از دستِ بانک‌ها نمی‌تونه

230
00:12:16,410 --> 00:12:18,096
‫صبح بخیر، رونالد

231
00:12:18,120 --> 00:12:19,710
‫هودی نداری؟

232
00:12:19,710 --> 00:12:22,170
‫حتماً دنبال شکار نیستی

233
00:12:22,170 --> 00:12:23,936
‫ولی من هستم

234
00:12:23,960 --> 00:12:26,130
‫♪ The Stone Foxes playing  - I'm a King Bee ♪

235
00:12:31,640 --> 00:12:34,140
‫هیچ دوربینی نیست. خوبه

236
00:12:38,520 --> 00:12:40,980
‫هردو از زیر نظر بودن بدمون میاد

237
00:12:57,000 --> 00:12:59,040
‫قفل باز کردن مثل دوچرخه‌سواریه

238
00:13:01,960 --> 00:13:03,210
‫لعنتی

239
00:13:03,210 --> 00:13:04,920
‫بعد از ۵۰ سالگی انجامش سخت‌تره

240
00:13:09,590 --> 00:13:12,590
‫بازم از روش‌های قدیمی خوشم میاد

241
00:13:26,230 --> 00:13:29,360
‫صفر. یک. دو. هشت

242
00:13:31,159 --> 00:13:33,950
‫تولد رد، ۲۸ اکتبر

243
00:13:36,200 --> 00:13:37,910
‫رد آدم باهوشیه

244
00:13:37,910 --> 00:13:41,920
‫بیا دوباره تولدش رو امتحان کنیم،
‫فقط این دفعه برعکس.

245
00:13:48,090 --> 00:13:50,340
‫چقدرم که باهوشی، آقای رد

246
00:14:03,690 --> 00:14:06,360
‫لعنتی

247
00:14:07,980 --> 00:14:10,166
‫چطور با پیری کنار می‌اومدی؟

248
00:14:10,190 --> 00:14:13,296
‫به خدا قسم، قبلاً سریع‌تر
‫از این به خودم می‌اومدم

249
00:14:13,320 --> 00:14:15,966
‫منظورت قبل از این که
‫ده هفته توی کُما باشی؟

250
00:14:15,990 --> 00:14:18,006
‫فقط بهم بگو که این وضع دائمی نیست

251
00:14:18,030 --> 00:14:19,580
‫نمی‌دونم، پسرم

252
00:14:19,580 --> 00:14:23,806
‫من هیچوقت نتونستم
‫مدتِ زیادی با پیری کنار بیام

253
00:14:23,830 --> 00:14:25,396
‫فقط این رو یادت باشه:

254
00:14:25,420 --> 00:14:27,040
‫مُسن بودن یه امتیاز محسوب میشه

255
00:14:29,960 --> 00:14:32,090
‫حالا بریم سراغ پیدا کردن مدرک

256
00:14:33,170 --> 00:14:36,510
‫اگه جای رونالد بودم،
‫یادگاری‌هام رو کجا قایم می‌کردم؟

257
00:14:40,560 --> 00:14:43,730
‫نه. بیش از حد تصادفیه

258
00:14:51,150 --> 00:14:55,820
‫توی روزنامه خوندم
‫گواهینامه‌ی قربانی‌ها همراهشون نبود

259
00:14:59,700 --> 00:15:01,016
تو هم همین فکرو می‌کنی؟

260
00:15:01,040 --> 00:15:02,500
‫همون اندازه‌ست

261
00:15:07,880 --> 00:15:10,646
‫احساس می‌کنم برگشتم به ۱۵ سالگی

262
00:15:10,670 --> 00:15:14,130
سناریوهای تمرینی مثل این واسم می‌چیدی

263
00:15:15,090 --> 00:15:16,170
‫یه سرنخی قایم می‌کردی

264
00:15:16,180 --> 00:15:17,970
‫هر دفعه پیداش می‌کردی

265
00:15:17,970 --> 00:15:20,970
‫روزهای خوشی بود.
‫فقط من و تو بودیم.

266
00:16:02,970 --> 00:16:05,060
‫مجرم اینجاست

267
00:16:09,100 --> 00:16:11,270
‫آلتِ قتاله

268
00:16:21,160 --> 00:16:22,966
‫از یادگاری‌ها متنفرم

269
00:16:22,990 --> 00:16:25,790
‫هر کدوم دلیلِ خوبی برای کشتنشه

270
00:16:28,540 --> 00:16:31,670
‫اینجا واقعاً اتاق قتل خوبی میشه

271
00:16:31,670 --> 00:16:35,250
‫دیوارهاش ضخیم و عایق صداست

272
00:16:40,970 --> 00:16:43,010
‫من یه زمانی اینجوری زندگی می‌کرم

273
00:16:43,010 --> 00:16:44,810
‫ساده و بی‌‎تکلف

274
00:16:44,810 --> 00:16:47,100
‫بدون وابستگی مادی

275
00:16:47,100 --> 00:16:48,406
‫یه جورایی مثل الان

276
00:16:48,430 --> 00:16:50,980
‫فقط الان یه پسر داری...

277
00:16:50,980 --> 00:16:52,400
‫پسرم

278
00:17:04,700 --> 00:17:07,056
‫شرکت انتقال داده‌ی بریج.
‫امیلی هستم.

279
00:17:07,080 --> 00:17:10,410
‫آره، سلام. یکی از دوست‌هام
‫شرکتِ شما رو بهم معرفی کرد

280
00:17:10,410 --> 00:17:12,056
‫گفت یکی از کارمندهاتون

281
00:17:12,080 --> 00:17:14,130
‫کمکِ زیادی توی نصب
‫و راه‌اندازیِ سیستم‌هاشون بهش کرده

282
00:17:14,130 --> 00:17:16,026
‫رونالد اشمیت؟

283
00:17:16,050 --> 00:17:17,460
‫بله، رد

284
00:17:17,460 --> 00:17:19,816
‫اون خیلی دقیقه

285
00:17:19,840 --> 00:17:21,776
‫رد می‌تونه فردا یه سر بهمون بزنه؟

286
00:17:21,800 --> 00:17:23,550
‫بذارید برنامه‌اش رو بررسی کنم

287
00:17:24,350 --> 00:17:25,736
‫قراره توی مرکز راکفلر باشه،

288
00:17:25,760 --> 00:17:27,286
‫که از هرجایی قابل دسترسه

289
00:17:27,310 --> 00:17:29,770
‫بذارید با رئیسم صحبت کنم
‫و ببینم به کارمون میاد یا نه

290
00:17:29,770 --> 00:17:31,440
‫ممنون

291
00:17:32,270 --> 00:17:33,690
‫فردا شب

292
00:17:34,480 --> 00:17:36,400
‫می‌دونم از کجا سوارش کنم

293
00:17:46,620 --> 00:17:48,740
‫اینجوری دوربین‌ها رو کور می‌کنه

294
00:17:51,830 --> 00:17:53,790
‫به زودی می‌کشمت، رد

295
00:18:19,114 --> 00:18:22,367
‫« تدی »

296
00:18:24,240 --> 00:18:25,716
‫سلام، تدی. چه خبر؟

297
00:18:25,740 --> 00:18:27,030
‫اوه، می‌دونی،

298
00:18:27,030 --> 00:18:29,490
‫مثل هر روز عادی دیگه
‫مشغول محافظت و خدمتم

299
00:18:29,490 --> 00:18:32,950
‫راستی، گوش کن،
‫وانتِ جیم رو پیدا کردیم

300
00:18:32,960 --> 00:18:34,096
‫دکستر

301
00:18:34,120 --> 00:18:35,960
‫منظورم، وانتِ دکستر مورگانه

302
00:18:35,960 --> 00:18:37,726
‫- کجا؟
‫- نیویورک سیتی

303
00:18:37,750 --> 00:18:39,880
‫وانتی با شماره پلاک اون
‫به خاطر سرعت جریمه شده

304
00:18:39,880 --> 00:18:42,380
‫گزارشش رو اینجا دارم.
‫می‌تونم برات فکسش کنم.

305
00:18:42,380 --> 00:18:46,300
‫نه، فقط اسم و آدرسِ راننده رو بهم بده

306
00:18:47,140 --> 00:18:50,010
‫همیشه باید دو قدم از مسافرها جلوتر باشی

307
00:18:50,010 --> 00:18:52,480
‫هر نیازشون رو پیش‌بینی کن

308
00:18:53,230 --> 00:18:55,746
‫اگه تشنه‌شونه، آب

309
00:18:55,770 --> 00:18:57,480
‫اگه گرسنه‌شونه، خوراکی

310
00:18:57,480 --> 00:18:59,416
‫اگه دهنشون بوی بد میده...

311
00:18:59,440 --> 00:19:00,820
‫- خوش‌بوکننده‌ی دهان؟
‫- دقیقاً!

312
00:19:00,820 --> 00:19:03,666
من ماشین می‌رونم یا بقالیِ سیّار؟

313
00:19:03,690 --> 00:19:04,490
‫آره

314
00:19:07,537 --> 00:19:09,306
‫« کاندوم لایف‌استایلز »

315
00:19:09,330 --> 00:19:11,030
‫غافلگیر میشی چند نفر می‌خوانش

316
00:19:11,040 --> 00:19:13,790
‫«پیش‌بینیِ تمام نیازها»

317
00:19:16,460 --> 00:19:17,830
‫این برای چه نیازیه؟

318
00:19:17,830 --> 00:19:18,750
‫برای انعام گرفتن

319
00:19:18,750 --> 00:19:20,976
‫مردم از مرد خانواده‌دار خوششون میاد

320
00:19:21,000 --> 00:19:22,550
‫بهشون احساس امنیت میده

321
00:19:22,550 --> 00:19:25,130
‫فقط اون عکس رو عوض کن
‫و عکسِ پسرت رو بذار توش

322
00:19:26,840 --> 00:19:29,260
‫عکس‌های خانوادگی‌ام رو
‫توی آتیش‌سوزی از دست دادم

323
00:19:29,260 --> 00:19:31,720
‫نه!

324
00:19:31,720 --> 00:19:34,456
‫بغل. گمونم به اوج صمیمیت رسیدیم

325
00:19:34,480 --> 00:19:37,060
‫این فاجعه‌ی وحشتناکیه

326
00:19:37,980 --> 00:19:39,900
‫- خوبی؟
‫- آره، آره. خوبم

327
00:19:39,900 --> 00:19:42,020
‫فقط زخم‌های قدیمیه

328
00:19:42,020 --> 00:19:46,966
‫خب، باید بذاری جوی
‫روت طب سوزنی انجام بده

329
00:19:46,990 --> 00:19:48,676
‫اون به تمرین نیاز داره

330
00:19:48,700 --> 00:19:50,200
‫آره، در حال حاضر هر چیزی رو امتحان می‌کنم

331
00:19:50,200 --> 00:19:53,080
‫خب، پس باید سعی کنی
‫اون رو بذاری روی داشبوردت

332
00:19:53,080 --> 00:19:56,000
‫بذار مسافرها فکر کنن اون پسرته

333
00:19:56,000 --> 00:19:58,500
‫در واقع دروغ نمیگی
‫فقط بخشی از حقیقت رو پنهان می‌کنی

334
00:19:58,500 --> 00:20:00,556
‫خدای مهربان ناراحت نمیشه

335
00:20:00,580 --> 00:20:02,800
‫کوچک‌ترین گناهمه

336
00:20:04,590 --> 00:20:06,513
‫ولی باید بهم بگی

337
00:20:06,537 --> 00:20:09,766
‫نظرِ مسافرها در مورد ارتقاهای جدید چیه

338
00:20:11,050 --> 00:20:13,890
‫بیا. من کار دارم

339
00:20:15,520 --> 00:20:16,850
‫موش‌های شهر

340
00:20:17,730 --> 00:20:22,480
‫همیشه سعی می‌کنن
‫از دودکشِ خشک‌کن بیان داخل

341
00:20:23,690 --> 00:20:25,900
‫این جلوشون رو می‌گیره

342
00:20:41,330 --> 00:20:46,186
‫خب، دوباره برگشتیم
‫توی حموم کاملاً تمیز

343
00:20:46,210 --> 00:20:47,880
‫حله

344
00:20:48,720 --> 00:20:50,446
‫نتیجه‌ی آزمایش تجاوزِ شانا منفی بود،

345
00:20:50,470 --> 00:20:52,840
‫ولی میزانِ اندکی از روهیپنول
‫توی بدنش پیدا کردن

346
00:20:52,850 --> 00:20:54,550
‫این یعنی چی؟

347
00:20:54,560 --> 00:20:57,430
‫یعنی یا یه تجاوزگرِ زنجیره‌ای
‫یه زن رو چیزخور کرده

348
00:20:57,430 --> 00:20:59,180
‫بعدش ناگهان نظرش عوض شده،

349
00:20:59,190 --> 00:21:02,310
‫یا یه قهرمان داشتیم که
‫جلوی تجاوز رو گرفته

350
00:21:02,310 --> 00:21:03,746
‫اینجا، توی این اتاق

351
00:21:03,770 --> 00:21:05,320
‫اینجا؟ نه، این ممکن نیست

352
00:21:05,320 --> 00:21:08,440
‫فقط اینجوری می‌تونسته
‫به موقع جلوی تجاوز رو بگیره

353
00:21:08,440 --> 00:21:11,466
‫اتفاقی که احتمالاً اینجا نیفتاده
‫مُثله کردن بوده

354
00:21:11,490 --> 00:21:14,660
‫- منظورش تیکه‌تیکه کردنِ جسده
‫- بله، می‌دونم یعنی چی

355
00:21:14,660 --> 00:21:17,667
‫۹ تیکه کردنِ یه جنازه
‫کارِ سخت و طاقت‌فرساییه،

356
00:21:17,691 --> 00:21:20,000
‫نیاز به بُرش با ارّه و ساطور داره،
‫ولی این وان کاملاً سالمه.

357
00:21:20,000 --> 00:21:25,840
‫بسیار خب، پس شما دوباره داری میگی
‫این حموم بیش از حد تمیزه؟

358
00:21:31,760 --> 00:21:34,576
‫قاتل حتماً جسد رو برده جای دیگه
‫تا کارِ کثیفش رو انجام بده

359
00:21:34,600 --> 00:21:37,156
‫ولی نیاز نبوده جای دوری ببرتش

360
00:21:37,180 --> 00:21:39,680
‫- میرم قدم بزنم؟
‫- قدم؟!

361
00:21:45,520 --> 00:21:47,150
‫کجا میره؟

362
00:21:52,320 --> 00:21:53,910
‫وایسا!

363
00:22:20,890 --> 00:22:24,150
‫کلید لازم نیست و دوربین هم نداره

364
00:22:50,000 --> 00:22:52,696
‫آشپزخونه ساعت چند تعطیل میشه؟

365
00:22:52,720 --> 00:22:54,470
‫- ساعت ۱ نصف شب
‫- چی؟

366
00:23:30,500 --> 00:23:31,960
‫هی!

367
00:23:34,970 --> 00:23:36,720
‫همون کیسه زباله

368
00:23:36,720 --> 00:23:39,140
‫ولی گره‌ها،

369
00:23:39,140 --> 00:23:41,640
‫گره‌ها، گره‌ها...

370
00:23:42,520 --> 00:23:44,406
‫گره‌ها یه جور دیگه بسته شدن

371
00:23:44,430 --> 00:23:46,060
‫حالا می‌تونم برم؟

372
00:23:59,620 --> 00:24:02,700
‫چند وقت یه بار اون در باز می‌مونه؟

373
00:24:03,990 --> 00:24:07,080
‫من کارآگاه قتلم،
‫بازرسِ بهداشت نیستم.

374
00:24:07,080 --> 00:24:08,790
‫تمام روز

375
00:24:08,790 --> 00:24:10,880
‫فقط کارمون رو آسون‌تر می‌کنه

376
00:24:10,880 --> 00:24:13,976
‫پس، این ساختمون کاملاً امن نیست

377
00:24:14,000 --> 00:24:17,090
‫ممکنه یه نفر از بیرون وارد شده باشه
‫و قتل رو انجام داده باشه

378
00:24:17,970 --> 00:24:20,736
‫باید بالای اون دوربین
‫شاخک‌های ضد پرنده نصب کنید

379
00:24:20,760 --> 00:24:22,600
‫کبوترها رو دور می‌کنه

380
00:24:23,930 --> 00:24:25,720
‫لعنتی!

381
00:24:27,940 --> 00:24:30,730
‫هیچوقت به این زاویه عادت نمی‌کنم

382
00:24:31,560 --> 00:24:32,690
‫کارِ دوست دختر سابقته؟

383
00:24:32,690 --> 00:24:34,570
‫کارِ پسرمه که باهام قطع رابطه کرده

384
00:24:34,570 --> 00:24:36,740
‫توی شکار برام حادثه پیش اومد

385
00:24:37,820 --> 00:24:41,676
‫هنوز احساس می‌کنم
‫عضلاتم دارن پاره میشن

386
00:24:41,700 --> 00:24:43,490
‫با سوزن میونه‌ی خوبی داری؟

387
00:24:45,620 --> 00:24:47,250
‫آره

388
00:24:48,040 --> 00:24:50,646
‫این دقیقاً چطوری کمک می‌کنه؟

389
00:24:50,670 --> 00:24:53,790
‫سوزن‌ها انسدادهای چی‌ات رو باز می‌کنن،

390
00:24:53,790 --> 00:24:56,816
‫تا نیروی حیاتت بتونه
‫آزادانه‌تر جریان پیدا کنه

391
00:24:56,840 --> 00:24:58,760
‫- دیدی؟
‫- شرمنده، فقط یه ذره...

392
00:24:58,760 --> 00:25:02,140
‫زیادی ماوراءلطبیعه‌ست؟
‫پدر و مادرم هم مثل تو فکر می‌کنن.

393
00:25:02,140 --> 00:25:05,470
‫خب، نظرت در مورد اتاق قبلی‌ام چیه؟

394
00:25:05,470 --> 00:25:07,930
‫جای... دنج و راحتیه

395
00:25:07,930 --> 00:25:11,140
‫- می‌دونی در مورد خونه‌های قدیمی چی میگن
‫- پر از ارواحه؟

396
00:25:11,150 --> 00:25:14,376
‫نه، پر از اسراره

397
00:25:14,400 --> 00:25:16,320
‫اونجا، پشتِ قفسه‌ی کتاب،

398
00:25:16,320 --> 00:25:20,650
‫یه دریچه‌ی زغال قدیمی هست
‫که گُل‌هام رو توش قایم می‌کردم

399
00:25:24,870 --> 00:25:26,450
‫شرط می‌بندم خوشحال میشی
‫که بالأخره از اینجا میری

400
00:25:26,450 --> 00:25:28,410
‫نه اونقدر که بابام دوست داره فکر کنه

401
00:25:28,410 --> 00:25:30,500
‫جوری حرف می‌زنه که انگار
‫خیلی دلم می‌خواد فرار کنم

402
00:25:30,500 --> 00:25:33,056
‫خب، تو الان با سَم یه زندگی جدید داری

403
00:25:33,080 --> 00:25:35,500
‫به این معنا نیست که
‫دلم برای بابام تنگ نمیشه

404
00:25:35,500 --> 00:25:37,420
‫می‌تونم ۵,۰۰۰ کیلومتر دور باشم

405
00:25:37,420 --> 00:25:39,010
‫بازم می‌خوام ببینمش

406
00:25:39,010 --> 00:25:42,340
‫حتی وقتی میره روی اعصابت؟

407
00:25:42,340 --> 00:25:44,680
‫یا بهت میگه به سینه‌اش شلیک کنی؟

408
00:25:44,680 --> 00:25:48,810
‫حتی وقتی از ته دل می‌خوام خفه‌اش کنم،

409
00:25:48,810 --> 00:25:50,456
‫من همیشه بابام رو دوست دارم

410
00:25:50,480 --> 00:25:52,480
‫فکر کنم این رو فراموش می‌کنه

411
00:25:52,480 --> 00:25:53,956
‫شاید منم فراموشش کردم

412
00:26:02,700 --> 00:26:04,030
‫خیلی خب

413
00:26:04,030 --> 00:26:07,006
‫بهتره بقیه‌ی روز به خودت سخت نگیری

414
00:26:07,030 --> 00:26:08,370
‫چه احساسی داره؟

415
00:26:11,290 --> 00:26:12,370
‫بهترم

416
00:26:16,100 --> 00:26:23,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

417
00:26:29,140 --> 00:26:30,786
‫الان وقتِ خیلی خوبیه

418
00:26:30,810 --> 00:26:33,456
‫اون تنهاست، از محل کارش دوره

419
00:26:33,480 --> 00:26:35,350
‫اگه پلیس فردا دستگیرش کنه

420
00:26:35,350 --> 00:26:37,360
‫و هیچوقت باهاش ارتباط نگیری چی؟

421
00:26:37,360 --> 00:26:40,570
‫اگه پلیس‌ها دنبالش بودن،
‫اینجوری آزادانه نمی‌چرخید.

422
00:26:40,570 --> 00:26:42,240
‫منظورم این نیست

423
00:26:42,240 --> 00:26:43,860
‫یه پسر به پدرش نیاز داره

424
00:26:43,860 --> 00:26:46,160
‫اون به یه نفر نیاز داره

425
00:26:48,990 --> 00:26:51,290
‫چی شده؟

426
00:26:52,160 --> 00:26:53,750
‫اون سرِ قراره

427
00:26:53,750 --> 00:26:57,750
‫دوست دختر دلیلِ خوبی
‫برای ندیدن پسرت نیست

428
00:26:57,750 --> 00:27:02,130
‫می‌خوای مثل بابای زامبی
‫برم شبش رو خراب کنم؟

429
00:27:04,630 --> 00:27:06,550
‫اون فکر می‌کنه من مُردم

430
00:27:10,180 --> 00:27:11,890
‫از دختره خوشش میاد

431
00:27:13,770 --> 00:27:17,166
‫حق با توئه.
‫هریسون واقعاً به یکی نیاز داره.

432
00:27:17,190 --> 00:27:19,520
‫ولی لازم نیست اون شخص من باشم

433
00:27:21,440 --> 00:27:23,610
‫- جدی؟
‫- آره

434
00:27:23,610 --> 00:27:25,966
‫استفان قسم می‌خوره
‫نمی‌دونم هتل چطور کار می‌کنه

435
00:27:25,990 --> 00:27:28,410
‫هوم. قطعاً می‌تونی کارش رو بکنی

436
00:27:28,410 --> 00:27:29,926
‫زیادم بد نیست

437
00:27:29,950 --> 00:27:31,910
‫یعنی، قطعاً بهم یاد داده چیکار نکنم

438
00:27:33,250 --> 00:27:35,556
‫- ولی خودت چطوری؟
‫- خوبم

439
00:27:35,580 --> 00:27:36,806
‫ممنون که اومدی

440
00:27:36,830 --> 00:27:38,556
‫آره، فقط، با تمام...

441
00:27:38,580 --> 00:27:41,146
‫داستان‌هایی که با پلیس‌های توی هتل داریم،

442
00:27:41,170 --> 00:27:42,840
‫فکر کنم نیاز داشتم
‫یه شب از اونجا بیام بیرون،

443
00:27:42,840 --> 00:27:44,960
‫با یه چهره‌ی آشنا حرف بزنم

444
00:27:44,970 --> 00:27:46,630
‫می‌فهمم

445
00:27:46,630 --> 00:27:48,196
‫آزاردهنده‌ست

446
00:27:48,220 --> 00:27:50,430
‫اتفاقی که برای اون پسره رایان افتاد...
‫خیلی وحشتناک بود.

447
00:27:50,430 --> 00:27:52,140
قیافه‌اش از خاطرم نمیره

448
00:27:52,140 --> 00:27:55,890
‫هریسون، اون یه آدمی بود
‫که باهاش ارتباط داشتی،

449
00:27:55,890 --> 00:27:57,230
‫و اون مُرده. معلومه که غم‌انگیزه،

450
00:27:57,230 --> 00:27:59,770
‫ولی قتلش تقصیرِ تو نیست

451
00:28:03,230 --> 00:28:04,836
‫می‌خوای بریم یه جایی؟

452
00:28:04,860 --> 00:28:07,926
‫یه جورایی دلم می‌خواد جابجا شم

453
00:28:07,950 --> 00:28:09,886
‫می‌خوای بریم یه آبجو بخوریم؟

454
00:28:09,910 --> 00:28:11,490
‫می‌خوای بریم خونه‌ی من؟

455
00:28:11,490 --> 00:28:13,330
‫می‌تونیم قسمتِ جدید «درگ ریس» رو ببینیم

456
00:28:13,330 --> 00:28:14,580
‫آره

457
00:28:16,410 --> 00:28:18,290
‫دو کلمه: «جرج اورول»

458
00:28:22,170 --> 00:28:25,760
‫راستش هیچوقت ازت نپرسیدم

459
00:28:26,590 --> 00:28:30,316
‫چند وقت با پدرِ دانته بودی؟

460
00:28:30,340 --> 00:28:32,800
‫اوه. می‌خوای در اون مورد حرف بزنی؟

461
00:28:32,810 --> 00:28:34,236
‫- خب، نه...
‫- عه، نه

462
00:28:34,260 --> 00:28:38,600
‫من باهاش بودم به مدت تقریباً یک...

463
00:28:40,100 --> 00:28:41,600
‫شب!

464
00:28:41,610 --> 00:28:43,746
‫باشه

465
00:28:43,770 --> 00:28:47,990
‫بازم، اون بهترین هدیه‌ای رو که
‫می‌تونستم بخوام بهم داد

466
00:28:47,990 --> 00:28:51,530
‫یعنی، من عاشق این بچه‌ام

467
00:28:51,530 --> 00:28:53,886
‫حتی وقتی که یه هیولای کوچولو میشه،

468
00:28:53,910 --> 00:28:55,636
‫چون اون هیولا کوچولوی منه

469
00:28:57,370 --> 00:29:00,670
‫- اون بچه‌ی خیلی خوبیه
‫- آره

470
00:29:02,130 --> 00:29:03,966
‫- دیر وقته
‫- آره، پس...

471
00:29:03,990 --> 00:29:05,550
‫اگه ناراحت نمیشی اون بچه بیدارت کنه،

472
00:29:05,550 --> 00:29:07,670
‫اگه بخوای می‌تونی روی کاناپه بمونی

473
00:29:08,470 --> 00:29:10,470
‫آره، آره

474
00:29:10,470 --> 00:29:11,640
‫آره، مرسی

475
00:29:36,160 --> 00:29:39,450
‫این خوبه. نیاز داریم شیش تاشون
‫اینجوری چیده بشن

476
00:29:39,450 --> 00:29:43,580
‫مهمون‌های وی‌آی‌پی شماره دارن
‫و محدودیت‌های رژیمی‌شون نوشته شده

477
00:29:43,580 --> 00:29:46,476
‫لطفاً در جریان باش
‫که مهمون وی‌آی‌پی شماره ۵ گیاهخواره

478
00:29:46,500 --> 00:29:48,066
‫لیست خرید داری؟

479
00:29:48,090 --> 00:29:49,566
‫اینجاست

480
00:29:49,590 --> 00:29:53,220
‫فقط مطمئن شو همه چی حداکثر تا ساعت ۴
‫همون روز تهیه بشه و آماده‌ی پخت باشه

481
00:29:53,220 --> 00:29:55,180
‫مطمئنید نمی‌خواید کارکنان
‫شام رو آماده کنن؟

482
00:29:55,180 --> 00:29:56,680
‫هفته‌ی پیش که فرماندار اومده بود...

483
00:29:56,680 --> 00:29:57,970
‫این یه دورهمی خصوصیه

484
00:29:57,970 --> 00:30:00,730
‫فقط دقیقاً به دستوراتت عمل کن

485
00:30:00,730 --> 00:30:03,166
‫در مورد شراب،
‫این رو یادداشت کن.

486
00:30:03,190 --> 00:30:05,586
‫لطفاً شراب شاتو لافیتِ سال ۱۹۸۲،

487
00:30:05,610 --> 00:30:06,900
‫شراب رومانه کانتی،

488
00:30:06,900 --> 00:30:10,336
‫شراب دام ۱۹۵۹
‫و شراب آرمنیاک ۱۸۸۸ رو بیار بیرون

489
00:30:10,360 --> 00:30:12,966
‫مالِ سال ۱۸۸۸؟
‫حتماً مهمون‌های خیلی ویژه‌ای هستن.

490
00:30:12,990 --> 00:30:16,120
‫تو حقوق می‌گیری...
‫و حقوق خیلی خوبی هم می‌گیری...

491
00:30:16,120 --> 00:30:18,016
‫برای احتیاط و رازداریت

492
00:30:18,040 --> 00:30:19,450
‫مفهومه؟

493
00:30:19,450 --> 00:30:20,910
‫خوبه

494
00:30:20,910 --> 00:30:24,370
‫حالا گل‌آرایی‌ها رو نشونم بده

495
00:30:28,000 --> 00:30:32,380
‫آقای مورگان، هیچوقت اسمِ دختری رو
‫که یه شب باهاش بودی برام نفرستادی

496
00:30:33,380 --> 00:30:35,720
‫من میرم ساعت بزنم

497
00:30:38,720 --> 00:30:40,656
‫شرمنده

498
00:30:40,680 --> 00:30:42,560
‫عه، فقط از یادم رفت

499
00:30:43,640 --> 00:30:45,980
‫عذر موجهت از یادت رفت؟

500
00:30:47,770 --> 00:30:48,940
‫با ما بیا

501
00:30:53,030 --> 00:30:54,352
‫بعد از آخرین دیدارمون،

502
00:30:54,376 --> 00:30:56,787
‫ما ساعت‌ها فیلم دوربین‌های هتل رو بررسی کردیم

503
00:30:56,811 --> 00:31:01,516
‫تا ببینیم بعد از این که آقای فاستر رو
‫توی شب قتلش بردی اتاقش چیکار کردی

504
00:31:01,540 --> 00:31:03,960
‫من... من هیچی نمی‌بینم

505
00:31:03,960 --> 00:31:05,160
‫درسته

506
00:31:05,170 --> 00:31:07,500
‫۱۲۴ تا دوربین توی ساختمون هست

507
00:31:07,500 --> 00:31:12,050
‫و با این حال بعد از دیده شدن توی آسانسور
‫در حال رفتن به طبقه‌ی ۱۱ در اون شب،

508
00:31:12,050 --> 00:31:15,014
‫توی هیچکدوم از دوربین‌های امنیتی
‫هتل دیده نمیشی تا...

509
00:31:15,038 --> 00:31:16,776
‫ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر،

510
00:31:16,800 --> 00:31:19,300
‫توی لابی، روز بعد از قتل

511
00:31:21,260 --> 00:31:23,576
‫یکم خسته و بی‌حال به نظر میای

512
00:31:23,600 --> 00:31:25,786
‫انگار شب تا صبح بیدار بودی

513
00:31:25,810 --> 00:31:28,626
‫ولی نه با یه زن،
‫اونطور که دوست داشتی فکر کنیم.

514
00:31:28,650 --> 00:31:30,666
‫چون برای برداشتن یه دختر از مِیخونه،

515
00:31:30,690 --> 00:31:32,650
‫باید از هتل بیرون می‌رفتی

516
00:31:32,650 --> 00:31:34,940
‫و با این حال هیچ دوربینی در حال ورود

517
00:31:34,950 --> 00:31:38,450
‫یا خروج از ساختمون ثبتت نکرده،
‫به هیچ وجه.

518
00:31:38,450 --> 00:31:40,030
‫پس، اون شب واقعاً چیکار می‌کردی؟

519
00:31:40,030 --> 00:31:41,886
‫چی...

520
00:31:41,910 --> 00:31:43,490
‫نمی‌دونم منظورتون چیه؟

521
00:31:43,500 --> 00:31:47,290
‫آقای مورگان، فکر کنم در مورد بیرون اومدن
‫از اتاق آقای فاستر دروغ گفتی

522
00:31:47,290 --> 00:31:50,580
‫فکر کنم واقعاً برات مهم بود که
‫چه اتفاقی قراره برای اون زنه بیفته

523
00:31:50,590 --> 00:31:52,040
‫و بنابراین کارِ درست رو کردی

524
00:31:52,050 --> 00:31:54,800
‫رفتی داخل و جلوش رو گرفتی،
‫یک بار برای همیشه.

525
00:31:56,300 --> 00:31:58,220
‫بذار برات تصویرسازی کنم

526
00:31:58,220 --> 00:32:02,186
‫تو از آقای فاستر پرسیدی با اون زنی که
‫به وضوح چیزخور شده بود چیکار می‌کنه

527
00:32:02,210 --> 00:32:04,560
‫اون حالتِ تدافعی گرفت و عصبانی شد،

528
00:32:04,560 --> 00:32:06,706
‫و وقتی تو از اتاق خارج نشدی،
‫متوسل به خشونت شد.

529
00:32:06,730 --> 00:32:09,068
‫و تو کاری رو کردی که هرکسی
‫توی اون موقعیت انجام می‌داد:

530
00:32:09,092 --> 00:32:10,945
‫از خودت دفاع کردی

531
00:32:11,940 --> 00:32:15,230
‫گمونم برای امنیتِ خودت و امنیتِ زنه
‫باهاش درگیر شدی،

532
00:32:15,240 --> 00:32:18,400
‫یهو سر از حموم در آوردی،
‫و در یک لحظه‌ی درموندگی،

533
00:32:18,410 --> 00:32:22,910
‫با درپوشِ پرسلان مخزن توالت زدی کشتیش

534
00:32:22,910 --> 00:32:26,250
‫ما توی زخمِ جمجمه‌ای قربانی
‫گرد پرسلان پیدا کردیم

535
00:32:26,250 --> 00:32:28,796
‫حالا می‌دونم این حتماً  تجربه‌ی دلخراشی بوده

536
00:32:28,820 --> 00:32:30,589
‫یه اقدامِ به شدت خشونت‌آمیز

537
00:32:30,613 --> 00:32:33,356
‫ولی همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
‫و نمی‌خواستی توی دردسر بیفتی،

538
00:32:33,380 --> 00:32:35,420
‫بنابراین حالا باید تمیزکاری می‌کردی

539
00:32:35,420 --> 00:32:38,106
‫ولی اول، شانا زنِ جوان رو برگردونی توی اتاقش

540
00:32:38,130 --> 00:32:39,306
‫با استفاده از آسانسور خدمات

541
00:32:39,330 --> 00:32:42,736
‫و از هرچی که توی هتل دمِ دستت بود
‫برای پاکسازی کامل اتاق استفاده کردی

542
00:32:42,760 --> 00:32:45,220
‫سفیدکننده‌ی اکسیژن‌دار،
‫خیلی هوشمندانه بود!

543
00:32:45,220 --> 00:32:46,930
‫بعدش نوبتِ جسد بود

544
00:32:46,930 --> 00:32:48,816
‫مُثله کردنش تنها گزینه‌ات بود،

545
00:32:48,840 --> 00:32:51,730
‫بنابراین بردیش به تنها جایی
‫که از همه جا راحت‌تر بود،

546
00:32:51,730 --> 00:32:53,110
‫آشپزخونه‌ی هتل

547
00:32:53,110 --> 00:32:55,400
‫که ساعت ۱ نصف شب تعطیل شده بود
‫ولی تو این رو می‌دونی

548
00:32:55,400 --> 00:32:59,586
‫بعدش فقط کافی بود تیکه‌تیکه‌اش کنی،
‫تیکه‌ها رو بریزی توی کیسه،

549
00:32:59,610 --> 00:33:00,886
‫و بندازیش بیرون پیش زباله‌ها،

550
00:33:00,910 --> 00:33:02,466
‫کاری که هیچکس انتخابش نمی‌کرد

551
00:33:02,490 --> 00:33:05,620
‫ولی توی وضعیتی که توش گیر کرده بودی
‫منطقی به نظر می‌اومد

552
00:33:08,750 --> 00:33:13,436
‫آقای مورگان، به من گفته شده
‫توی ابراز همدلی خوب نیستم

553
00:33:13,460 --> 00:33:16,300
‫ولی امیدوارم بدونی که درک می‌کنم
‫چه اتفاقی افتاده

554
00:33:16,300 --> 00:33:18,800
‫تو سعی کردی کارِ درست رو انجام بدی

555
00:33:18,800 --> 00:33:20,970
‫یه زنِ جوان رو از تجاوز نجات دادی

556
00:33:20,970 --> 00:33:22,808
‫و اگه با ما همکاری کنی،

557
00:33:22,832 --> 00:33:26,196
‫می‌تونیم مطمئن شیم که
‫این پرونده از قتل عمد...

558
00:33:26,220 --> 00:33:28,286
‫به قتل غیرعمد قابل توجیه تبدیل شه

559
00:33:28,310 --> 00:33:29,940
‫به خودت بستگی داره

560
00:33:37,230 --> 00:33:40,150
‫من... من باید یه اعترافی بکنم

561
00:33:46,330 --> 00:33:48,726
‫می‌تونی شروع کنی

562
00:33:48,750 --> 00:33:51,500
‫من اون شب اصلاً از هتل خارج نشدم...

563
00:33:54,670 --> 00:33:57,630
‫چون من اینجا زندگی می‌کنم

564
00:34:00,420 --> 00:34:02,316
‫تو اینجا زندگی می‌کنی؟

565
00:34:02,340 --> 00:34:05,140
‫من بی‌خانمانم

566
00:34:05,140 --> 00:34:07,866
‫هر شب توی اتاق‌های خالی می‌مونم

567
00:34:07,890 --> 00:34:09,850
‫فقط هر جا که می‌تونم می‌خوابم

568
00:34:09,850 --> 00:34:11,940
‫رئیس‌هام نمی‌دونن

569
00:34:12,940 --> 00:34:15,560
‫برای همین در مورد این که اون شب
‫با یه دختر بودم دروغ گفتم

570
00:34:17,610 --> 00:34:18,876
‫متأسفم

571
00:34:18,900 --> 00:34:21,780
‫کسی می‌تونه داستانت رو تأیید کنه؟

572
00:34:23,490 --> 00:34:25,660
‫نمی‌خوام اونم توی دردسر بندازم

573
00:34:25,660 --> 00:34:27,636
‫توی دردسر نمی‌افته

574
00:34:27,660 --> 00:34:32,160
‫اجرای قانون کیفری ۱۴۰.۰۵
‫در حوزه‌ی کاری من نیست

575
00:34:33,710 --> 00:34:35,330
‫ورود بی‌اجازه

576
00:34:36,290 --> 00:34:39,550
‫الان وقتشه یه عذر موجه واقعی بهم بدی

577
00:34:51,640 --> 00:34:53,430
‫درد ندارم

578
00:34:53,440 --> 00:34:57,520
‫تنها چیزی که لازم داشتم چندتا سوزن بود
‫که دوباره به خودم بیام

579
00:34:58,654 --> 00:35:01,448
‫« بسته‌ی پست پیشتاز سه روزه »
‫« گیرنده: دکتر بیتمن »

580
00:35:00,150 --> 00:35:01,860
‫یا شاید فقط یه سوزن

581
00:35:05,990 --> 00:35:07,740
‫بالأخره

582
00:35:09,700 --> 00:35:12,200
‫آخرین ابزاری که برای قتل لازم دارم

583
00:35:15,870 --> 00:35:18,686
‫نمیگم این ایده‌ی بدیه

584
00:35:18,710 --> 00:35:20,420
‫ممنون که روشنم کردی

585
00:35:20,420 --> 00:35:22,526
‫شکارچی تله رو کار میذاره، پسرم

586
00:35:22,550 --> 00:35:24,486
‫ولی نباید خودش رو طعمه قرار بده

587
00:35:24,510 --> 00:35:27,220
‫می‌فهمم از چه ریسکی حرف می‌زنی

588
00:35:30,600 --> 00:35:33,270
ولی تمام عواملِ غیرمنتظره رو پیش‌بینی کردم

589
00:35:38,310 --> 00:35:40,126
‫اون جایی برای موندن نداره

590
00:35:40,150 --> 00:35:41,940
‫برای همین من...

591
00:35:41,940 --> 00:35:44,690
‫من میذارم توی اتاق‌های خالی بخوابه

592
00:35:45,740 --> 00:35:47,280
اون که به کسی آسیب نمی‌رسونه

593
00:35:47,280 --> 00:35:49,466
‫رئیست می‌دونه این کارو می‌کنی؟

594
00:35:49,490 --> 00:35:51,700
‫نه. بهش می‌گید؟

595
00:35:51,700 --> 00:35:54,660
‫دیگه حرفی نداریم. ممنون

596
00:35:54,660 --> 00:35:56,056
‫صبر کنید

597
00:35:56,080 --> 00:35:58,170
‫هریسون پسرِ خوبیه، باشه؟

598
00:35:58,170 --> 00:36:00,880
‫من به عوضی‌ها کمک نمی‌کنم

599
00:36:20,400 --> 00:36:22,496
‫چه گُهی می‌خوری، آنجل؟
‫داری بازنشسته میشی؟

600
00:36:22,520 --> 00:36:25,360
‫آره. تو پیری، ولی دیگه اونقدرم پیر نیستی

601
00:36:25,360 --> 00:36:27,376
‫- خبرش پخش شد، هان؟
‫- آره

602
00:36:27,400 --> 00:36:29,756
‫- داداش، می‌خواستم بهت بگم
‫- واقعاً؟

603
00:36:29,780 --> 00:36:31,676
‫می‌خواستی بهم بگی؟ کِی؟ الان؟

604
00:36:31,700 --> 00:36:34,846
‫شرمنده، داداش. فقط...

605
00:36:34,870 --> 00:36:36,330
‫دیگه از پرونده‌های قتل خسته شدم

606
00:36:36,330 --> 00:36:38,790
‫بعد از ۳۰ سال،
‫شرایط بازنشستگی رو دارم،

607
00:36:38,790 --> 00:36:40,870
‫پس ازش لذت می‌برم

608
00:36:40,880 --> 00:36:42,007
‫می‌خوای چیکار کنی؟

609
00:36:42,031 --> 00:36:43,856
‫می‌خوای یه رستورانِ دیگه باز کنی

610
00:36:43,880 --> 00:36:45,776
‫یا رُمان بنویسی،
‫یه پادکست شروع کنی؟

611
00:36:45,800 --> 00:36:48,236
‫آره، نگو که می‌خوای حسابِ اونلی‌فنز باز کنی

612
00:36:48,260 --> 00:36:50,050
‫یعنی، من ازت حمایت می‌کنم،

613
00:36:50,050 --> 00:36:51,550
‫ولی از محتواهایی که میذاری خوشم نمیاد

614
00:36:51,550 --> 00:36:54,720
‫نه. یه مدت میرم سفر

615
00:36:54,720 --> 00:36:56,520
‫و یه سری کارِ شخصی دارم
‫که باید بهشون برسم

616
00:36:56,520 --> 00:36:58,246
‫کارِ شخصی؟

617
00:36:58,270 --> 00:37:00,020
‫باید یه حسابِ قدیمی رو تسویه کنی یا...؟

618
00:37:00,020 --> 00:37:02,366
‫مثل یکی از فیلم‌های جیسون استاتهام؟

619
00:37:02,390 --> 00:37:04,071
‫ببینید...

620
00:37:04,095 --> 00:37:09,076
‫شده یه چیزی انقدر ذهنتون رو مشغول کنه
‫که نتونید بیخیالش شید؟

621
00:37:09,320 --> 00:37:12,046
‫آره. یه رقاص لختیِ اهل اروپای شرقی

622
00:37:12,070 --> 00:37:13,410
‫که ایده‌ی خیلی بدی بود

623
00:37:13,410 --> 00:37:14,910
‫انقدرم که میگی ایده‌ی بدی نبود

624
00:37:14,910 --> 00:37:18,410
‫یالا، داداش. باهام حرف بزن.
‫جریان چیه؟

625
00:37:21,830 --> 00:37:24,646
‫وقتی همه چی به سرانجام برسه،
‫باور کنید،

626
00:37:24,670 --> 00:37:26,050
‫درک می‌کنید

627
00:37:26,050 --> 00:37:27,646
‫ولی فعلاً،

628
00:37:27,670 --> 00:37:30,840
‫هر چقدر کمتر بدونید بهتره

629
00:37:33,050 --> 00:37:35,850
‫خب، حداقل می‌تونیم به افتخارت
‫یه مشروب بخوریم، درسته؟

630
00:37:35,850 --> 00:37:40,496
‫میشه سه شات تکیلای دان خولیو ۱۹۴۲ بهم بدی؟
‫سِک باشه!

631
00:37:40,520 --> 00:37:43,876
‫همکارم داره بازنشسته میشه،
‫بعد از چند سال؟

632
00:37:43,900 --> 00:37:47,070
‫۴۰ سال یکی از بهترین پلیس‌های میامی بوده

633
00:37:47,070 --> 00:37:48,530
‫ممنون

634
00:37:48,530 --> 00:37:51,546
‫خیلی خب...

635
00:37:51,570 --> 00:37:54,620
‫به سلامتی آنجل باتیستا

636
00:37:54,620 --> 00:37:58,740
‫سروانِ پلیس با بیشترین شور و شوق

637
00:38:06,960 --> 00:38:09,026
‫دوستتون دارم

638
00:38:09,050 --> 00:38:10,630
‫بیا اینجا

639
00:38:15,220 --> 00:38:16,576
‫هی هی

640
00:38:16,600 --> 00:38:19,060
‫خیلی خب. دیگه کافیه

641
00:38:36,450 --> 00:38:38,660
‫راننده‌ات رسیده

642
00:38:43,830 --> 00:38:47,146
‫رد احتمالاً داره آخرین کارش رو تموم می‌کنه

643
00:38:47,170 --> 00:38:49,170
‫هی، اومدی دنبال کیتی؟

644
00:38:49,170 --> 00:38:53,406
‫عه، نه. اومدم دنبال جری، نه کیتی

645
00:38:53,430 --> 00:38:56,430
‫مطمئنی؟ تاکسی اینترنتی‌ام قرار بود
‫ده دقیقه پیش اینجا باشه

646
00:38:59,180 --> 00:39:01,270
‫آره، مطمئنم

647
00:39:10,860 --> 00:39:12,916
‫گفتی اومدی دنبال جری، درسته؟

648
00:39:12,940 --> 00:39:15,200
‫عه، آره

649
00:39:16,030 --> 00:39:18,280
‫راه بیفت بریم

650
00:39:18,280 --> 00:39:20,450
‫عجله دارم

651
00:39:20,450 --> 00:39:23,540
‫می‌بینم که میری فرودگاه جان اف کندی؟

652
00:39:23,540 --> 00:39:26,580
‫آره

653
00:39:34,300 --> 00:39:36,696
‫- از سرِ کار میای؟
‫- آره

654
00:39:36,720 --> 00:39:40,850
‫یه عوضی تصمیم گرفته بود
دوباره سرورِ شرکتش رو فرمت کنه

655
00:39:40,850 --> 00:39:44,310
‫وقتم رو تلف کرد

656
00:39:48,310 --> 00:39:49,860
‫از روی پل برو

657
00:39:49,860 --> 00:39:52,980
‫مطمئنی؟ تونل سریع‌تره؟

658
00:39:54,820 --> 00:39:58,796
‫آخه من یه رفیقی دارم که روی
‫آزادراه برانکس قسم می‌خوره، ولی من؟

659
00:39:58,820 --> 00:40:01,306
‫دوست دارم از مسیرِ معمول برم

660
00:40:01,330 --> 00:40:05,540
‫نمی‌ریم فرودگاه جان اف کندی.
‫هردو دستت روی فرمون باشه

661
00:40:05,540 --> 00:40:07,960
‫و دقیقاً کاری رو که میگم بکن

662
00:40:09,080 --> 00:40:11,670
‫از روی پل کوئینزبورو برو

663
00:40:16,510 --> 00:40:18,946
‫از این لحظه به بعد،

664
00:40:18,970 --> 00:40:21,050
‫زندگی‌ات توی دست‌های منه

665
00:40:21,050 --> 00:40:22,390
‫مفهومه؟

666
00:40:22,936 --> 00:40:26,270
‫جای قاتل و مقتول عوض شده
‫و از این متنفرم

667
00:40:26,270 --> 00:40:27,850
‫آره

668
00:40:29,480 --> 00:40:33,270
‫دونستن این که قراره بمیری چه حسی داره؟

669
00:40:33,270 --> 00:40:35,256
‫صادقانه بگم؟

670
00:40:35,280 --> 00:40:37,190
‫این اولین بارم نیست

671
00:40:37,200 --> 00:40:38,450
‫چی؟

672
00:40:38,450 --> 00:40:40,546
‫جنبه‌ی شوخی نداره. فهمیدم

673
00:40:40,570 --> 00:40:43,216
‫یعنی... می‌ترسم

674
00:40:43,240 --> 00:40:46,386
‫آهان. بگو ببینم

675
00:40:46,410 --> 00:40:49,556
‫وقتی که بمیری کی دلش برات تنگ میشه؟

676
00:40:49,580 --> 00:40:54,436
‫وقتی که ناگهان از زندگیِ یکی ناپدید بشی؟

677
00:40:54,460 --> 00:40:56,300
‫بعید می‌دونم کسی دلش برام تنگ شه

678
00:40:58,720 --> 00:41:00,840
‫پسرت چی؟

679
00:41:00,840 --> 00:41:05,680
‫وقتی بشنوه پدرش مُرده چی میگه؟

680
00:41:05,680 --> 00:41:08,706
‫من الانم براش مُردم

681
00:41:08,730 --> 00:41:10,233
‫چطور انقدر بد گند زدی؟

682
00:41:10,257 --> 00:41:13,310
‫زیادی بهش فشار آوردم که مثل من باشه

683
00:41:13,310 --> 00:41:15,320
‫ولی در نهایت

684
00:41:15,320 --> 00:41:17,280
‫من حتی با خودم هم صادق نبودم

685
00:41:18,650 --> 00:41:21,006
‫این دیگه یعنی چی؟

686
00:41:21,030 --> 00:41:25,290
‫یه غریزه‌ای درونم هست که
‫من رو وادار به یه کارهایی می‌کنه

687
00:41:26,240 --> 00:41:28,016
‫مدت‌ها سعی کردم مهارش کنم،

688
00:41:28,040 --> 00:41:29,790
‫ولی دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم

689
00:41:31,250 --> 00:41:32,460
‫تکون نخور لعنتی!

690
00:41:32,460 --> 00:41:35,526
‫- خدایا
‫- جلوتر پارک کن

691
00:41:35,550 --> 00:41:37,630
‫باشه، باشه، باشه

692
00:41:43,010 --> 00:41:45,560
‫وقتشه بذارم خود واقعی‌ام
کنترل رو دست بگیره

693
00:41:45,584 --> 00:41:47,406
‫چیکار می‌کنی؟

694
00:41:47,430 --> 00:41:49,850
‫دارم زندگی‌ام رو پس می‌گیرم
‫و اسمی رو که ازم دزدیدی

695
00:41:49,850 --> 00:41:51,440
‫چه اسمی؟

696
00:41:52,060 --> 00:41:54,126
‫مسافرِ تاریکی

697
00:41:54,150 --> 00:41:56,400
‫چه غلطی می‌کنی؟!

698
00:42:16,920 --> 00:42:21,010
‫مگه نمی‌دونی هیچکس
‫از مسافرهای فضول خوشش نمیاد؟

699
00:42:27,470 --> 00:42:29,560
‫دلم برای این صدا تنگ شده بود

700
00:42:29,560 --> 00:42:33,310
‫شگفت‌انگیزه که چه چیزهایی میشه
‫از اینترنت سفارش داد

701
00:42:34,900 --> 00:42:36,860
‫ارسال رایگان هم دارن

702
00:42:57,340 --> 00:42:58,880
‫لعنتی

703
00:42:59,710 --> 00:43:01,210
‫تو دیگه کی هستی؟

704
00:43:03,090 --> 00:43:04,406
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

705
00:43:04,430 --> 00:43:07,260
‫بعد از این همه وقت هنوزم وقتی
‫حرف‌های تکراری می‌زنن حسِ خوبی داره

706
00:43:07,260 --> 00:43:08,720
‫آره: «جریان چیه؟
‫تو کی هستی؟»

707
00:43:08,720 --> 00:43:10,850
‫معمولاً اینجوری پیش میره

708
00:43:12,730 --> 00:43:15,483
‫بعد به قربانی‌هات اشاره می‌کنم

709
00:43:16,560 --> 00:43:19,560
‫مثل هنک گارسیا،

710
00:43:19,570 --> 00:43:22,166
‫پدرِ سه فرزند که یه بچه‌ی توراهی هم داره

711
00:43:22,190 --> 00:43:26,070
‫مجبورت می‌کنم چشم‌هات رو باز کنی
‫و به کاری که کردی نگاه کنی

712
00:43:26,070 --> 00:43:28,910
‫ولی بعد از اون حرکتی که توی ماشین زدی،

713
00:43:28,910 --> 00:43:31,176
‫یواش یواش دارم فکر می‌کنم
‫شنیدنِ داستان‌های غم‌انگیزشون

714
00:43:31,200 --> 00:43:35,040
‫فقط یه جور حسِ لذت بیمارگونه بهت میده

715
00:43:36,330 --> 00:43:38,080
‫و من به خاطر اون اینجا نیستم

716
00:43:38,880 --> 00:43:41,290
‫- تو همون آدمی؟
‫- کی؟

717
00:43:41,300 --> 00:43:42,880
‫همون یارو که دزدکی وارد آپارتمانم شد

718
00:43:42,880 --> 00:43:45,340
‫و دعوتنامه رو کنار یادگارهای قتل‌هام گذاشت؟

719
00:43:45,340 --> 00:43:46,932
‫- چه دعوتنامه‌ای؟
‫- من...

720
00:43:46,956 --> 00:43:48,760
‫من هیچی از اون پول‌ها خرج نکردم

721
00:43:48,760 --> 00:43:50,430
‫می‌تونی همه رو پس بگیری،
‫توی کوله‌پشتیمه.

722
00:43:50,430 --> 00:43:52,536
‫برام مهم نیست که گواهینامه‌ها رو هم پیدا کردی

723
00:43:52,560 --> 00:43:54,156
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

724
00:43:54,180 --> 00:43:55,480
‫و من پولت رو نمی‌خوام

725
00:43:55,480 --> 00:43:57,480
‫پس واسه چی اینجایی لامصب؟

726
00:43:57,480 --> 00:44:00,440
‫من به خاطر تمام آدم‌های بی‌گناهی که کشتی اینجام

727
00:44:02,480 --> 00:44:03,820
‫بی‌گناه؟

728
00:44:03,820 --> 00:44:06,450
‫فکر می‌کنی اون راننده‌ها بی‌گناه بودن؟

729
00:44:06,450 --> 00:44:08,216
‫اونا آدم‌های معمولی و سخت‌کوشی هستن

730
00:44:08,240 --> 00:44:10,046
‫که سعی دارن امرار معاش کنن،
‫خانواده‌هاشون رو تأمین کنن.

731
00:44:10,070 --> 00:44:11,580
‫کونِ لقشون!

732
00:44:12,580 --> 00:44:16,016
‫بابام کل پس‌اندازِ عمرش رو خرج
‫دریافت پروانه‌ی تاکسی‌رانی کرد

733
00:44:16,040 --> 00:44:18,540
‫بعد راننده‌های عوضی تاکسی‌های اینترنتی
‫پیداشون شد،

734
00:44:18,540 --> 00:44:20,250
‫و ارزش پروانه‌ی تاکسی‌رانی اُفت کرد

735
00:44:20,250 --> 00:44:22,670
‫اون از فرط بدهکاری خودش رو
‫انداخت توی رود ایست ریور

736
00:44:22,670 --> 00:44:24,261
‫و وقتی که پیداش کردن،

737
00:44:24,552 --> 00:44:28,010
‫سرش توسط همون قایق لایروبی
‫که دنبالش می‌گشت قطع شده بود

738
00:44:28,010 --> 00:44:32,602
‫پس تو بهم بگو کدوم خری بی‌گناهه

739
00:44:32,626 --> 00:44:37,480
‫اون راننده‌هایی که کشتی
‫هیچ ربطی به بابات نداشتن

740
00:44:37,480 --> 00:44:41,190
‫تو حق نداشتی اونا رو بکشی
‫یا اسمِ من رو بگیری

741
00:44:41,190 --> 00:44:43,060
‫اسمت؟

742
00:44:43,070 --> 00:44:44,280
‫تو کی هستی؟

743
00:44:46,320 --> 00:44:48,450
‫من دکسترم

744
00:44:48,450 --> 00:44:51,870
‫و این دنیا فقط برای یه مسافرِ تاریکی جا داره

745
00:44:51,870 --> 00:44:55,990
‫نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!
‫نه، نه، نه!

746
00:45:27,240 --> 00:45:29,150
از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشم

747
00:45:41,420 --> 00:45:42,790
‫«دوستِ عزیز،

748
00:45:42,790 --> 00:45:45,590
‫از شما صمیمانه دعوت می‌شود
‫برای شرکت در یک ضیافتِ شام

749
00:45:45,590 --> 00:45:49,760
‫برای افراد هم‌فکر که علایقِ مشابهی دارند

750
00:45:49,760 --> 00:45:55,576
‫فرصتی برای گفتگو و رفاقت،

751
00:45:55,600 --> 00:46:00,246
‫و برای به اشتراک گذاشتن هنرتان با همکاران

752
00:46:00,270 --> 00:46:04,980
‫این پول را به نشانه‌ی حسن نیت بپذیرید»

753
00:46:13,320 --> 00:46:16,990
‫«اگر حاضر باشید یادگاری‌هایتان را بفروشید
‫پول بیشتری در انتظارتان است

754
00:46:16,990 --> 00:46:20,290
‫مسیرِ شما مسیرِ تنهایی است

755
00:46:20,290 --> 00:46:22,080
‫بیاید باهم در آن قدم برداریم»

756
00:46:23,120 --> 00:46:25,726
‫«در مکانِ زیر دیدار می‌کنیم

757
00:46:25,750 --> 00:46:28,210
‫ماشینی برایتان فراهم خواهد شد»

758
00:46:34,050 --> 00:46:36,510
‫فقط توی نیویورک

759
00:46:36,510 --> 00:46:39,060
‫ممنون که خبر دادی، رد

760
00:46:41,890 --> 00:46:44,786
‫ولی واقعاً یه ضیافتِ شام...

761
00:46:44,810 --> 00:46:46,980
‫برای قاتل‌های زنجیره‌ای هست؟

762
00:46:48,650 --> 00:46:51,570
‫ما شباهتِ خاصی به هم داریم

763
00:46:52,400 --> 00:46:54,910
‫جز این که من هنوز زنده‌ام

764
00:47:06,380 --> 00:47:08,516
‫یه جستجوی اینترنتی بهم نشون داد

765
00:47:08,540 --> 00:47:11,670
‫راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی
‫کجا مسافر سوار و پیاده نمی‌کنن

766
00:47:11,670 --> 00:47:15,680
‫جایی که حتی پلیس نیویورک هم نمیره

767
00:47:18,510 --> 00:47:22,390
‫مستأجر جدید دنبال واحد خالی
‫توی یه محله‌ی خلوت و آرومه

768
00:47:26,400 --> 00:47:28,876
‫«مسیر تو مسیرِ تنهایی‌ است»

769
00:47:28,900 --> 00:47:32,110
‫نه بابا. من سال‌ها پیش این رو فهمیدم

770
00:47:32,110 --> 00:47:36,030
‫توی اصول هیچ جایی برای شریک نیست،
‫نه حتی برای پسرم.

771
00:47:37,620 --> 00:47:41,330
‫ولی این شانسِ دوباره‌ایه که بهم داده شده

772
00:47:41,330 --> 00:47:42,540
‫تا چیزی که هستم باشم

773
00:47:43,870 --> 00:47:46,000
‫این باریه که باید تنهایی به دوش بکشم

774
00:47:59,800 --> 00:48:01,470
‫هی

775
00:48:01,470 --> 00:48:03,350
‫اون پلیس‌ها حسابی سین جیمم کردن

776
00:48:03,350 --> 00:48:05,560
‫- چی گفتی؟
‫- حقیقت رو بهشون گفتم

777
00:48:05,560 --> 00:48:08,560
‫و حالا اگه به استفان بگن
‫که من گذاشتم اینجا بمونی،

778
00:48:08,560 --> 00:48:09,560
‫ممکنه اخراج شم

779
00:48:09,560 --> 00:48:10,900
‫السا، خیلی متأسفم

780
00:48:10,900 --> 00:48:12,456
‫نباید اسم تو رو می‌آوردم...

781
00:48:12,480 --> 00:48:14,416
‫اشکالی نداره، فقط...

782
00:48:14,440 --> 00:48:17,900
‫من خیلی تلاش کردم که اینجا یه چیزی بسازم

783
00:48:17,910 --> 00:48:20,455
‫ولی بازم، باید مطمئن می‌شدم اون پلیس‌ها

784
00:48:20,479 --> 00:48:23,240
‫بدونن که تو آخرین کسی هستی
‫که ممکنه به کسی صدمه بزنه

785
00:48:23,240 --> 00:48:25,660
‫- لازم نبود این کارو بکنی
‫- می‌دونم

786
00:48:48,730 --> 00:48:51,060
‫مسیر من فقط به تنهایی قابل طی کردنه

787
00:49:08,250 --> 00:49:12,420
‫ولی کی گفته نمی‌تونم توی راه
‫چند نفر رو ببینم؟

788
00:49:17,470 --> 00:49:19,970
‫آدم‌هایی با علایق مشابه

789
00:49:35,730 --> 00:49:39,530
‫«افراد هم‌فکر»

790
00:49:39,530 --> 00:49:42,320
‫«برای ورود اثر انگشت لازم است»

791
00:49:42,320 --> 00:49:44,160
‫لعنتی!

792
00:50:03,300 --> 00:50:05,100
‫♪ Marqus Clae - This Is the Beginning ♪

793
00:50:12,900 --> 00:50:14,136
‫نوش جان!

794
00:50:15,100 --> 00:50:35,100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
