WEBVTT

00:05.270 --> 00:06.810
‫آنچه گذشت...

00:06.810 --> 00:10.735
‫ما یه قاتل زنجیره‌ای داریم
‫که راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی رو می‌کشه

00:10.759 --> 00:13.440
‫- بهش میگن مسافرِ تاریکی
‫- چی؟

00:13.440 --> 00:15.150
‫می‌خوای بری دنبال اون قاتل زنجیره‌ای

00:15.150 --> 00:16.626
‫اون اسمم رو دزدیده

00:16.650 --> 00:19.030
‫من چطور می‌تونم راننده‌ی تاکسی اینترنتی بشم؟

00:19.030 --> 00:21.846
‫چطوری میشه که دکستر
‫همینجوری ناپدید بشه؟

00:21.870 --> 00:23.096
‫یه وانت داشت

00:23.120 --> 00:27.540
‫میشه ترتیب این رو بدی که
‫اگه وانتش جایی دیده شد بهت خبر بدن؟

00:29.330 --> 00:31.880
‫اگه هریسون اینجا آدم کُشته،
‫خوب اینجا رو تمیز کرده

00:33.540 --> 00:35.750
‫افسر والاس و اولیوا هستیم.
‫از دایره‌ی قتل.

00:35.750 --> 00:38.090
‫اون چیزها رو جوری می‌بینه که ما نمی‌بینیم

00:38.090 --> 00:39.840
‫من چیزی رو که لازم داره بهش میدم،

00:39.840 --> 00:41.015
‫یکی که حواسش بهش باشه،

00:41.039 --> 00:43.366
‫اشتباهاتی که ممکنـه مرتکب شده باشه رو
‫راست و ریس کنه

00:43.390 --> 00:45.100
‫یه قطره‌ی کوچیکِ خون،
‫یه تارِ مو.

00:45.100 --> 00:49.930
‫ولی جوری تمیز شده که هر ردی از
‫جنازه‌ی آدمی که اینجا بوده هم تمیز بشه؟

00:49.940 --> 00:51.786
‫یه شخص با دانش جرم‌شناسی

00:51.810 --> 00:53.746
‫این اتاق رو تمیز کرده
‫تا تمام مدارک رو پنهان کنه

00:53.770 --> 00:56.610
‫دقیقاً چیزی که هریسون لازم داره،
‫یه پلیس خوب.

00:56.610 --> 00:58.075
‫پلیس‌ها می‌خوان باهات حرف بزنن

00:58.600 --> 01:05.600
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:06.490 --> 01:11.379
‫« دکستر »
‫« تولد دوباره »

01:16.726 --> 01:25.401
‫« فصل اول: قسمت سوم »
‫« مسافرِ فضول »

01:26.100 --> 01:33.100
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:34.100 --> 01:37.100
« ترجمه از سینـا صداقت »

01:40.400 --> 01:42.820
‫لعنتی. داداش، شارژر داری؟

01:42.820 --> 01:45.296
‫- هان؟
‫- شارژر گوشی؟

01:45.320 --> 01:46.700
‫باتری‌ام کمه

01:47.830 --> 01:49.080
‫شرمنده، ندارم

01:50.000 --> 01:51.160
‫واسه یه قرار دیرم شده

01:51.160 --> 01:53.346
‫توی هینج با یه دختر سکسی جور شدم

01:53.370 --> 01:56.380
‫اون رقاص نیکس سیتیه

01:56.380 --> 01:57.896
‫نگاهش کن

01:57.920 --> 02:00.000
‫آره. جذابه

02:03.880 --> 02:05.890
‫تشنه‌مه. یکم آب بهم میدی؟

02:07.100 --> 02:10.406
‫می‌خوای کنارِ یه بقالی نگه دارم؟

02:10.430 --> 02:11.970
‫نه داداش، دیرم شده

02:11.980 --> 02:13.770
‫اینجا بطری آب نداری؟

02:13.770 --> 02:15.980
‫باید داشته باشم؟

02:27.660 --> 02:29.490
‫توی قرارت...

02:29.490 --> 02:30.990
‫موفق باشی

02:38.170 --> 02:39.210
‫رانندگی تاکسی اینترنتی

02:39.210 --> 02:41.936
‫بدترین شغل دنیا نیست

02:41.960 --> 02:44.010
‫راه خیلی خوبی برای آشنا شدن با شهره

02:45.970 --> 02:47.890
‫همچنین، داستانِ پوششی خوبی میشه

02:47.890 --> 02:50.510
‫وقتی زمانِ پاییدن می‌رسه

02:57.230 --> 03:00.570
‫هوم، سه ستاره از پنج ستاره. بدک نیست

03:05.326 --> 03:06.586
‫« هشدار: امتیاز پایین راننده »

03:06.610 --> 03:07.910
ریدم توش

03:08.950 --> 03:10.806
‫دکستر، دوستِ من

03:10.830 --> 03:12.516
‫چی شده؟

03:12.540 --> 03:14.250
‫«دوست». سعی دارم از اونا دوری کنم

03:14.250 --> 03:16.540
‫مخصوصاً اونایی که پشتِ دوربین‌های امنیتی هستن

03:16.540 --> 03:18.750
‫عه، الان یه هشدار از اَپ تاکسی گرفتم

03:18.750 --> 03:21.476
‫نوشته امتیاز ۴.۲ دارم

03:21.500 --> 03:23.236
‫چهار و دو دهم؟!

03:23.260 --> 03:27.220
‫اگه امتیازت پایین‌تر بیاد،
‫حسابت غیرفعال میشه.

03:28.090 --> 03:30.010
‫حتماً رانندگی امشبت تموم شده

03:30.010 --> 03:31.406
‫- آره
‫- خوبه

03:31.430 --> 03:32.720
‫دیگه مسافر قبول نکن

03:32.720 --> 03:37.116
‫تا بتونم کمکت کنم
‫این مشکل وحشتناک رو حل کنی

03:37.140 --> 03:39.560
‫عه، باشه

03:40.860 --> 03:42.340
‫« داروخانه‌ی دامپزشکی »

03:40.860 --> 03:44.110
‫عه، شرمنده، باید این رو جواب بدم

03:44.110 --> 03:46.780
‫اشکالی نداره. هوات رو دارم

03:47.860 --> 03:50.410
‫۴.۲؟ خدای من!

03:54.870 --> 03:55.950
‫الو؟

03:55.950 --> 03:57.540
‫سلام. شما دکتر بیتمن هستید؟

03:57.540 --> 03:59.080
‫پاتریک بیتمن

03:59.080 --> 04:02.040
‫وقتی ۱۹ سالم بود
‫کتاب «روانیِ آمریکایی» خیلی برام آموزنده بود

04:02.040 --> 04:03.396
‫خودم هستم

04:03.420 --> 04:07.420
‫از داروخانه‌ی دامپزشکی تماس گرفتم
‫سفارش فوری اتورفین رو تأیید کنم

04:07.420 --> 04:09.510
‫ام۹۹ برای بی‌هوش کردن مسافرِ تاریکی

04:08.055 --> 04:11.359
‫« مسافرِ تاریکی 7 - پلیس نیویورک 0 »
« بران و بمیر »

04:09.510 --> 04:11.366
‫و هرکس دیگه که مهمونِ میزم باشه

04:11.390 --> 04:14.140
‫بله، لطفاً به صندوق پستی ارسال کنید

04:15.310 --> 04:17.116
‫یه مدت از آخرین سفارشتون می‌گذره

04:17.140 --> 04:21.246
‫آفتاب فلوریدا رو با زندگی
‫توی نیویورک عوض کردید؟

04:21.270 --> 04:23.150
‫اگه بتونم اینجا موفق شم

04:23.150 --> 04:25.114
‫خوشحالم که برگشتید، دکتر

04:25.406 --> 04:27.776
« مسافرِ تاریکی 7 - پلیس نیویورک 0 »

04:28.900 --> 04:30.546
‫خوشحالم که برگشتم

04:30.570 --> 04:32.990
‫دکتر وارد می‌شود

04:41.920 --> 04:44.250
‫این مرد رو می‌شناسی؟

04:44.250 --> 04:45.801
‫آره، اون مهمون هتل بود

04:45.825 --> 04:47.880
‫عه، اون...

04:47.880 --> 04:50.196
‫اون همون پسره‌ست که مُرده، درسته؟

04:50.220 --> 04:51.720
‫به قتل رسیده

04:52.550 --> 04:54.430
‫چه ارتباطی باهاش داشتی؟

04:54.430 --> 04:57.366
‫اون خیلی خوب انعام می‌داد،

04:57.390 --> 04:59.850
‫پس همه می‌خواستن کمکش کنن

04:59.850 --> 05:01.576
‫همه یا فقط تو؟

05:01.600 --> 05:06.360
‫به نظر می‌اومد علاقه‌ی خاصی
‫به تو داشت، درسته؟

05:06.360 --> 05:09.216
‫گمونم

05:09.240 --> 05:11.926
‫- فقط ازم می‌خواست یه کارهایی براش بکنم
‫- کار؟

05:11.950 --> 05:14.030
‫چجور کارهایی؟

05:14.030 --> 05:15.636
‫کارهای معمولی

05:15.660 --> 05:18.500
‫واکس زدن کفش‌هاش،
‫تحویل گرفتن لباس‌هاش از خشکشویی.

05:22.540 --> 05:27.130
‫خب، یه بار بهم گفت
‫براش ماریجوانا بخرم

05:28.420 --> 05:30.210
‫پس، غیر از تهیه‌ی مواد،

05:30.220 --> 05:33.760
‫لحظه‌ی دیگه‌ای در مدت اقامتش بود
‫که به یاد موندنی بوده باشه؟

05:35.600 --> 05:38.140
‫شانا؟ خوبی؟

05:39.980 --> 05:41.286
‫نه

05:41.310 --> 05:45.376
‫این فیلم دوربین مداربسته‌ی هتل
‫از شبِ قتل آقای فاستره

05:45.400 --> 05:47.320
‫این زن رو می‌شناسی؟

05:49.530 --> 05:51.570
‫آره. عه، رایان...

05:51.570 --> 05:53.900
‫آقای فاستر گفت اون همسرشه

05:53.910 --> 05:55.370
‫اون همسرش نیست

05:56.620 --> 05:59.870
‫اون خانم مهمونِ هتله
‫و اتاق خودش رو داره

06:01.120 --> 06:05.130
‫ولی خوشحالم که این یادت مونده

06:06.460 --> 06:09.340
‫اینجا بهت چی میگه؟

06:09.340 --> 06:11.816
‫میگه همسرش خیلی مسته،

06:11.840 --> 06:13.446
‫تا آسانسور کمک لازم داره

06:13.470 --> 06:16.050
‫به نظرت عجیب نبود

06:16.050 --> 06:17.866
‫که اون خودش نمی‌تونست سر پا وایسه؟

06:17.890 --> 06:20.260
‫یعنی، اون گفت زنه مسته

06:20.270 --> 06:21.600
‫مست نبود، چیزخور شده بود

06:21.600 --> 06:24.060
‫توی چمدونِ آقای فاستر روهیپنول پیدا کردیم

06:24.060 --> 06:26.980
‫اونم تو براش تهیه کرده بودی؟

06:28.020 --> 06:30.610
‫چی؟ نه. محاله

06:30.610 --> 06:32.110
‫مطمئنی؟

06:32.110 --> 06:35.035
‫چون توی فیلم نگران به نظر نمیای

06:35.059 --> 06:39.490
‫که یه مرد غریبه داره این زنه رو
‫که معلومه چیزخور شده می‌بره بالا

06:39.490 --> 06:41.410
‫ببین، من فقط چیزی رو می‌دونم که اون بهم گفت

06:41.410 --> 06:44.686
‫من نمی‌تونم فرق بین مست
‫و چیزخور شده رو تشخیص بدم

06:44.710 --> 06:47.790
‫بعد از این لحظه چه اتفاقی افتاد؟

06:50.500 --> 06:54.646
‫تا دمِ در اتاقش کمکش کردم، عه...

06:54.670 --> 06:57.566
‫درو باز کردم و اونا رفتن داخل

06:57.590 --> 06:58.550
‫تو هم باهاشون رفتی داخل؟

06:58.550 --> 07:01.180
‫نه

07:01.180 --> 07:02.680
‫نه

07:02.680 --> 07:07.036
‫چون این آخرین باریه که
‫آقای فاستر رو زنده می‌بینیم

07:07.060 --> 07:10.360
‫قبل از این که اعضای بدنش
‫سر از یه محل دفع زباله در بیارن

07:12.940 --> 07:15.860
‫پس، اونا وارد اتاقش میشن؟

07:15.860 --> 07:17.716
‫بعدش چی؟

07:17.740 --> 07:19.030
‫من رفتم طبقه‌ی پایین؟

07:19.030 --> 07:21.216
‫- با آسانسور؟
‫- با آسانسورِ خدمات

07:21.240 --> 07:24.080
‫کارکنانِ هتل اجازه ندارن بدون مهمون
‫از آسانسورهای اصلی استفاده کنن

07:25.210 --> 07:26.540
‫شیفتم تموم شده،
‫برای همین رفتم خونه.

07:26.540 --> 07:28.380
‫خونه کجاست؟

07:29.420 --> 07:32.090
‫رفتم مِیخونه

07:33.090 --> 07:34.590
‫شرمنده

07:34.590 --> 07:35.920
‫من سنم کمتر از ۲۱ ساله

07:35.920 --> 07:38.550
‫نمی‌خواستم به این اعتراف کنم

07:39.930 --> 07:44.430
‫اونجا با یه دختری آشنا شدم و...

07:44.430 --> 07:45.680
‫شب رو با اون گذروندم

07:45.680 --> 07:47.350
‫اسمش چی بود؟

07:47.350 --> 07:49.520
‫جولی؟

07:49.520 --> 07:50.916
‫جودی؟ من...

07:50.940 --> 07:55.030
‫اطلاعاتِ زیادی باهم رد و بدل نکردیم، می‌دونی؟

07:55.030 --> 07:59.780
‫خب، پیشنهاد می‌کنم اسمش رو بفهمی
‫چون اون عذر موجه غیبتت سرِ صحنه‌ی جرمه

07:59.780 --> 08:01.620
‫عذر موجه؟!

08:02.620 --> 08:03.766
‫یعنی من مظنونم؟

08:03.790 --> 08:05.950
‫نمیشه گفت مظنون نیستی

08:08.120 --> 08:11.170
‫وقتی که من اطلاعات جمع‌آوری می‌کنم

08:11.170 --> 08:14.090
‫اسم و اطلاعات تماس دختری رو
‫که باهاش بودی برام بفرست

08:14.090 --> 08:15.760
‫اگه پیداش کردی

08:18.630 --> 08:20.010
‫تموم شد

08:38.360 --> 08:39.570
‫خب؟

08:40.990 --> 08:46.306
‫بیا هر فیلم دوربین مداربسته‌ای که می‌تونیم
‫از آقای مورگان پیدا کنیم

08:46.330 --> 08:47.846
‫بارِ اول سه هفته نبودی

08:47.870 --> 08:50.290
‫- دفعه‌ی بعد شد چهار هفته
‫- چی؟ نه

08:50.290 --> 08:51.580
‫حالا می‌خوای سه سال بری؟

08:51.604 --> 08:54.040
‫داریم می‌ریم برکلی.
‫این به صلاح آینده‌مونه.

08:54.040 --> 08:55.460
‫شرمنده، قصد مزاحمت نداشتم

08:55.460 --> 08:57.606
‫نه، بیا تو. می‌خواستیم شام بخوریم

08:57.630 --> 08:59.720
‫نه، نه، اشکالی نداره.
‫می‌تونیم بعداً در مورد امتیازم حرف بزنیم.

08:59.720 --> 09:01.906
‫نه، بمون

09:01.930 --> 09:03.090
‫حرف‌های زیادی باهم داریم

09:03.090 --> 09:06.100
‫امتحانش کن. سوپِ کاساوه

09:09.230 --> 09:10.560
‫وای، خیلی خوشمزه‌ست

09:12.270 --> 09:13.940
‫بیاید دعا کنیم

09:15.520 --> 09:19.990
‫دعا کردن. نقطه قوتِ من نیست

09:19.990 --> 09:26.620
‫خدایا، لطفاً به این غذا
‫و این خانواده برکت بده

09:26.620 --> 09:30.540
‫و به مهمون‌های شگفت‌انگیزی
‫که به زندگی‌هامون میاری

09:32.000 --> 09:35.580
‫و لطفاً به ما درایتِ این رو بده

09:35.590 --> 09:39.460
‫که تصمیماتِ درستی بگیریم

09:39.460 --> 09:41.720
‫- آمین
‫- آمین

09:41.720 --> 09:43.866
‫خب...

09:43.890 --> 09:47.811
‫دکستر، جوی الان می‌خواست
‫بهمون توضیح بده

09:47.835 --> 09:52.890
‫چرا اصرار داره برای بار دوم از پیش ما بره

09:52.890 --> 09:56.980
‫سَم می‌خواد کارشناسی ارشد بخونه و حقشه
‫هر دانشگاهی که می‌خواد انتخاب کنه

09:57.004 --> 09:58.614
‫می‌خوام مدرکِ ارشد مدیریت بازرگانی بگیرم

09:58.638 --> 09:59.860
‫امیدوارم دانشگاه برکلی قبول شم

09:59.860 --> 10:01.280
‫که توی کالیفرنیاست!

10:01.280 --> 10:02.950
‫بلسینگ، بذار غذاشون رو بخورن

10:02.950 --> 10:05.570
‫فقط چون تو هیچوقت از خونه بیرون نرفتی،

10:05.570 --> 10:07.370
‫به این معنا نیست که اونا نمی‌تونن

10:07.370 --> 10:10.290
‫جابجایی این شکلی تصمیمِ بزرگیه

10:10.290 --> 10:11.910
‫دکستر...

10:12.910 --> 10:14.670
‫تو چرا از میامی به اینجا اومدی؟

10:14.670 --> 10:16.766
‫میامی؟

10:16.790 --> 10:19.420
‫شما... از کجا این رو می‌دونی؟

10:19.420 --> 10:22.566
‫اوه، من سابقه‌ی تمام مستأجرهام رو چک می‌کنم

10:22.590 --> 10:24.130
‫عزیزم

10:24.130 --> 10:25.486
‫چیه؟

10:25.510 --> 10:27.470
‫یه فضای خالی ده ساله
‫توی سابقه‌اش هست،

10:27.470 --> 10:29.486
‫و من می‌خوام بدونم
‫کی اینجا زندگی می‌کنه

10:29.510 --> 10:31.010
‫عه، رفتم زیر ذره بین

10:31.020 --> 10:32.770
‫آره، من بیشتر عمرم توی میامی زندگی کردم

10:32.770 --> 10:37.916
‫ولی سال‌ها پیش تعدادی از عزیزهام رو
‫از دست دادم، برای همین...

10:37.940 --> 10:40.230
‫یه مدت از میامی رفتم
‫تا از نو شروع کنم

10:40.230 --> 10:44.966
‫و حالا درست مثل ما به نیویورک مهاجرت کردی

10:44.990 --> 10:46.700
‫فردا هرچی رو که لازم داری ردیف می‌کنم

10:46.700 --> 10:48.872
‫مطمئن می‌شیم ماشینِ جدیدت

10:48.896 --> 10:52.726
‫بالاترین امتیاز رو بین تاکسی‌های
‫اینترنتی شهر داشته باشه

10:52.750 --> 10:56.056
‫ای کاش برای کارِ منم انقدر مشتاق بودی

10:56.080 --> 10:57.000
‫مشتاق؟

10:57.000 --> 10:58.516
‫دکستر،

10:58.540 --> 11:02.761
‫آیا می‌دونستی الان کنارِ کسی نشستی...

11:02.785 --> 11:06.265
‫که با استعدادترین...

11:06.289 --> 11:10.519
‫متخصصِ طب‌سوزنی کل دنیاست؟

11:12.470 --> 11:16.166
‫اگه هریسون همچین پدری داشت چجوری می‌شد؟

11:16.190 --> 11:18.036
‫باید برم. روز طولانی‌ای داشتم

11:18.060 --> 11:20.230
‫- دسر هم داریم
‫- دفعه‌ی بعد می‌خورم

11:20.230 --> 11:22.480
‫راستش، کانستنس میشه یه کپی

11:22.480 --> 11:24.070
‫از اون بررسی سابقه بهم بدی؟

11:24.070 --> 11:25.756
‫البته

11:25.780 --> 11:27.740
‫فقط کنجکاوم ببینم توش چی نوشته

11:27.740 --> 11:30.636
‫با این وبسایت و ۷۵ دلار هزینه،

11:30.660 --> 11:32.870
‫می‌تونم هر چیزی رو پیدا کنم

11:35.620 --> 11:37.790
‫۷۵ دلار و یه وبسایت

11:37.790 --> 11:41.130
‫اگه می‌تونه من رو پیدا کنه،
‫آیا می‌تونه مسافرِ تاریکی رو هم پیدا کنه؟

11:46.090 --> 11:48.300
‫دارم گرم‌تر میشم

11:50.767 --> 11:53.826
‫« رونالد اشمیت - شرکت انتقال داده‌ی بریج »

11:53.850 --> 11:55.390
‫این ممکنه خودش باشه

11:58.692 --> 12:02.126
‫« آدرس: نیویورک - بروکلین - خیابان کلمبیا - پلاک ۱۵۰۱ »

12:02.150 --> 12:06.570
‫رونالد می‌تونه از دوربین‌ها مخفی شه
‫اما از دستِ بانک‌ها نمی‌تونه

12:16.410 --> 12:18.096
‫صبح بخیر، رونالد

12:18.120 --> 12:19.710
‫هودی نداری؟

12:19.710 --> 12:22.170
‫حتماً دنبال شکار نیستی

12:22.170 --> 12:23.936
‫ولی من هستم

12:23.960 --> 12:26.130
‫♪ The Stone Foxes playing  - I'm a King Bee ♪

12:31.640 --> 12:34.140
‫هیچ دوربینی نیست. خوبه

12:38.520 --> 12:40.980
‫هردو از زیر نظر بودن بدمون میاد

12:57.000 --> 12:59.040
‫قفل باز کردن مثل دوچرخه‌سواریه

13:01.960 --> 13:03.210
‫لعنتی

13:03.210 --> 13:04.920
‫بعد از ۵۰ سالگی انجامش سخت‌تره

13:09.590 --> 13:12.590
‫بازم از روش‌های قدیمی خوشم میاد

13:26.230 --> 13:29.360
‫صفر. یک. دو. هشت

13:31.159 --> 13:33.950
‫تولد رد، ۲۸ اکتبر

13:36.200 --> 13:37.910
‫رد آدم باهوشیه

13:37.910 --> 13:41.920
‫بیا دوباره تولدش رو امتحان کنیم،
‫فقط این دفعه برعکس.

13:48.090 --> 13:50.340
‫چقدرم که باهوشی، آقای رد

14:03.690 --> 14:06.360
‫لعنتی

14:07.980 --> 14:10.166
‫چطور با پیری کنار می‌اومدی؟

14:10.190 --> 14:13.296
‫به خدا قسم، قبلاً سریع‌تر
‫از این به خودم می‌اومدم

14:13.320 --> 14:15.966
‫منظورت قبل از این که
‫ده هفته توی کُما باشی؟

14:15.990 --> 14:18.006
‫فقط بهم بگو که این وضع دائمی نیست

14:18.030 --> 14:19.580
‫نمی‌دونم، پسرم

14:19.580 --> 14:23.806
‫من هیچوقت نتونستم
‫مدتِ زیادی با پیری کنار بیام

14:23.830 --> 14:25.396
‫فقط این رو یادت باشه:

14:25.420 --> 14:27.040
‫مُسن بودن یه امتیاز محسوب میشه

14:29.960 --> 14:32.090
‫حالا بریم سراغ پیدا کردن مدرک

14:33.170 --> 14:36.510
‫اگه جای رونالد بودم،
‫یادگاری‌هام رو کجا قایم می‌کردم؟

14:40.560 --> 14:43.730
‫نه. بیش از حد تصادفیه

14:51.150 --> 14:55.820
‫توی روزنامه خوندم
‫گواهینامه‌ی قربانی‌ها همراهشون نبود

14:59.700 --> 15:01.016
تو هم همین فکرو می‌کنی؟

15:01.040 --> 15:02.500
‫همون اندازه‌ست

15:07.880 --> 15:10.646
‫احساس می‌کنم برگشتم به ۱۵ سالگی

15:10.670 --> 15:14.130
سناریوهای تمرینی مثل این واسم می‌چیدی

15:15.090 --> 15:16.170
‫یه سرنخی قایم می‌کردی

15:16.180 --> 15:17.970
‫هر دفعه پیداش می‌کردی

15:17.970 --> 15:20.970
‫روزهای خوشی بود.
‫فقط من و تو بودیم.

16:02.970 --> 16:05.060
‫مجرم اینجاست

16:09.100 --> 16:11.270
‫آلتِ قتاله

16:21.160 --> 16:22.966
‫از یادگاری‌ها متنفرم

16:22.990 --> 16:25.790
‫هر کدوم دلیلِ خوبی برای کشتنشه

16:28.540 --> 16:31.670
‫اینجا واقعاً اتاق قتل خوبی میشه

16:31.670 --> 16:35.250
‫دیوارهاش ضخیم و عایق صداست

16:40.970 --> 16:43.010
‫من یه زمانی اینجوری زندگی می‌کرم

16:43.010 --> 16:44.810
‫ساده و بی‌‎تکلف

16:44.810 --> 16:47.100
‫بدون وابستگی مادی

16:47.100 --> 16:48.406
‫یه جورایی مثل الان

16:48.430 --> 16:50.980
‫فقط الان یه پسر داری...

16:50.980 --> 16:52.400
‫پسرم

17:04.700 --> 17:07.056
‫شرکت انتقال داده‌ی بریج.
‫امیلی هستم.

17:07.080 --> 17:10.410
‫آره، سلام. یکی از دوست‌هام
‫شرکتِ شما رو بهم معرفی کرد

17:10.410 --> 17:12.056
‫گفت یکی از کارمندهاتون

17:12.080 --> 17:14.130
‫کمکِ زیادی توی نصب
‫و راه‌اندازیِ سیستم‌هاشون بهش کرده

17:14.130 --> 17:16.026
‫رونالد اشمیت؟

17:16.050 --> 17:17.460
‫بله، رد

17:17.460 --> 17:19.816
‫اون خیلی دقیقه

17:19.840 --> 17:21.776
‫رد می‌تونه فردا یه سر بهمون بزنه؟

17:21.800 --> 17:23.550
‫بذارید برنامه‌اش رو بررسی کنم

17:24.350 --> 17:25.736
‫قراره توی مرکز راکفلر باشه،

17:25.760 --> 17:27.286
‫که از هرجایی قابل دسترسه

17:27.310 --> 17:29.770
‫بذارید با رئیسم صحبت کنم
‫و ببینم به کارمون میاد یا نه

17:29.770 --> 17:31.440
‫ممنون

17:32.270 --> 17:33.690
‫فردا شب

17:34.480 --> 17:36.400
‫می‌دونم از کجا سوارش کنم

17:46.620 --> 17:48.740
‫اینجوری دوربین‌ها رو کور می‌کنه

17:51.830 --> 17:53.790
‫به زودی می‌کشمت، رد

18:19.114 --> 18:22.367
‫« تدی »

18:24.240 --> 18:25.716
‫سلام، تدی. چه خبر؟

18:25.740 --> 18:27.030
‫اوه، می‌دونی،

18:27.030 --> 18:29.490
‫مثل هر روز عادی دیگه
‫مشغول محافظت و خدمتم

18:29.490 --> 18:32.950
‫راستی، گوش کن،
‫وانتِ جیم رو پیدا کردیم

18:32.960 --> 18:34.096
‫دکستر

18:34.120 --> 18:35.960
‫منظورم، وانتِ دکستر مورگانه

18:35.960 --> 18:37.726
‫- کجا؟
‫- نیویورک سیتی

18:37.750 --> 18:39.880
‫وانتی با شماره پلاک اون
‫به خاطر سرعت جریمه شده

18:39.880 --> 18:42.380
‫گزارشش رو اینجا دارم.
‫می‌تونم برات فکسش کنم.

18:42.380 --> 18:46.300
‫نه، فقط اسم و آدرسِ راننده رو بهم بده

18:47.140 --> 18:50.010
‫همیشه باید دو قدم از مسافرها جلوتر باشی

18:50.010 --> 18:52.480
‫هر نیازشون رو پیش‌بینی کن

18:53.230 --> 18:55.746
‫اگه تشنه‌شونه، آب

18:55.770 --> 18:57.480
‫اگه گرسنه‌شونه، خوراکی

18:57.480 --> 18:59.416
‫اگه دهنشون بوی بد میده...

18:59.440 --> 19:00.820
‫- خوش‌بوکننده‌ی دهان؟
‫- دقیقاً!

19:00.820 --> 19:03.666
من ماشین می‌رونم یا بقالیِ سیّار؟

19:03.690 --> 19:04.490
‫آره

19:07.537 --> 19:09.306
‫« کاندوم لایف‌استایلز »

19:09.330 --> 19:11.030
‫غافلگیر میشی چند نفر می‌خوانش

19:11.040 --> 19:13.790
‫«پیش‌بینیِ تمام نیازها»

19:16.460 --> 19:17.830
‫این برای چه نیازیه؟

19:17.830 --> 19:18.750
‫برای انعام گرفتن

19:18.750 --> 19:20.976
‫مردم از مرد خانواده‌دار خوششون میاد

19:21.000 --> 19:22.550
‫بهشون احساس امنیت میده

19:22.550 --> 19:25.130
‫فقط اون عکس رو عوض کن
‫و عکسِ پسرت رو بذار توش

19:26.840 --> 19:29.260
‫عکس‌های خانوادگی‌ام رو
‫توی آتیش‌سوزی از دست دادم

19:29.260 --> 19:31.720
‫نه!

19:31.720 --> 19:34.456
‫بغل. گمونم به اوج صمیمیت رسیدیم

19:34.480 --> 19:37.060
‫این فاجعه‌ی وحشتناکیه

19:37.980 --> 19:39.900
‫- خوبی؟
‫- آره، آره. خوبم

19:39.900 --> 19:42.020
‫فقط زخم‌های قدیمیه

19:42.020 --> 19:46.966
‫خب، باید بذاری جوی
‫روت طب سوزنی انجام بده

19:46.990 --> 19:48.676
‫اون به تمرین نیاز داره

19:48.700 --> 19:50.200
‫آره، در حال حاضر هر چیزی رو امتحان می‌کنم

19:50.200 --> 19:53.080
‫خب، پس باید سعی کنی
‫اون رو بذاری روی داشبوردت

19:53.080 --> 19:56.000
‫بذار مسافرها فکر کنن اون پسرته

19:56.000 --> 19:58.500
‫در واقع دروغ نمیگی
‫فقط بخشی از حقیقت رو پنهان می‌کنی

19:58.500 --> 20:00.556
‫خدای مهربان ناراحت نمیشه

20:00.580 --> 20:02.800
‫کوچک‌ترین گناهمه

20:04.590 --> 20:06.513
‫ولی باید بهم بگی

20:06.537 --> 20:09.766
‫نظرِ مسافرها در مورد ارتقاهای جدید چیه

20:11.050 --> 20:13.890
‫بیا. من کار دارم

20:15.520 --> 20:16.850
‫موش‌های شهر

20:17.730 --> 20:22.480
‫همیشه سعی می‌کنن
‫از دودکشِ خشک‌کن بیان داخل

20:23.690 --> 20:25.900
‫این جلوشون رو می‌گیره

20:41.330 --> 20:46.186
‫خب، دوباره برگشتیم
‫توی حموم کاملاً تمیز

20:46.210 --> 20:47.880
‫حله

20:48.720 --> 20:50.446
‫نتیجه‌ی آزمایش تجاوزِ شانا منفی بود،

20:50.470 --> 20:52.840
‫ولی میزانِ اندکی از روهیپنول
‫توی بدنش پیدا کردن

20:52.850 --> 20:54.550
‫این یعنی چی؟

20:54.560 --> 20:57.430
‫یعنی یا یه تجاوزگرِ زنجیره‌ای
‫یه زن رو چیزخور کرده

20:57.430 --> 20:59.180
‫بعدش ناگهان نظرش عوض شده،

20:59.190 --> 21:02.310
‫یا یه قهرمان داشتیم که
‫جلوی تجاوز رو گرفته

21:02.310 --> 21:03.746
‫اینجا، توی این اتاق

21:03.770 --> 21:05.320
‫اینجا؟ نه، این ممکن نیست

21:05.320 --> 21:08.440
‫فقط اینجوری می‌تونسته
‫به موقع جلوی تجاوز رو بگیره

21:08.440 --> 21:11.466
‫اتفاقی که احتمالاً اینجا نیفتاده
‫مُثله کردن بوده

21:11.490 --> 21:14.660
‫- منظورش تیکه‌تیکه کردنِ جسده
‫- بله، می‌دونم یعنی چی

21:14.660 --> 21:17.667
‫۹ تیکه کردنِ یه جنازه
‫کارِ سخت و طاقت‌فرساییه،

21:17.691 --> 21:20.000
‫نیاز به بُرش با ارّه و ساطور داره،
‫ولی این وان کاملاً سالمه.

21:20.000 --> 21:25.840
‫بسیار خب، پس شما دوباره داری میگی
‫این حموم بیش از حد تمیزه؟

21:31.760 --> 21:34.576
‫قاتل حتماً جسد رو برده جای دیگه
‫تا کارِ کثیفش رو انجام بده

21:34.600 --> 21:37.156
‫ولی نیاز نبوده جای دوری ببرتش

21:37.180 --> 21:39.680
‫- میرم قدم بزنم؟
‫- قدم؟!

21:45.520 --> 21:47.150
‫کجا میره؟

21:52.320 --> 21:53.910
‫وایسا!

22:20.890 --> 22:24.150
‫کلید لازم نیست و دوربین هم نداره

22:50.000 --> 22:52.696
‫آشپزخونه ساعت چند تعطیل میشه؟

22:52.720 --> 22:54.470
‫- ساعت ۱ نصف شب
‫- چی؟

23:30.500 --> 23:31.960
‫هی!

23:34.970 --> 23:36.720
‫همون کیسه زباله

23:36.720 --> 23:39.140
‫ولی گره‌ها،

23:39.140 --> 23:41.640
‫گره‌ها، گره‌ها...

23:42.520 --> 23:44.406
‫گره‌ها یه جور دیگه بسته شدن

23:44.430 --> 23:46.060
‫حالا می‌تونم برم؟

23:59.620 --> 24:02.700
‫چند وقت یه بار اون در باز می‌مونه؟

24:03.990 --> 24:07.080
‫من کارآگاه قتلم،
‫بازرسِ بهداشت نیستم.

24:07.080 --> 24:08.790
‫تمام روز

24:08.790 --> 24:10.880
‫فقط کارمون رو آسون‌تر می‌کنه

24:10.880 --> 24:13.976
‫پس، این ساختمون کاملاً امن نیست

24:14.000 --> 24:17.090
‫ممکنه یه نفر از بیرون وارد شده باشه
‫و قتل رو انجام داده باشه

24:17.970 --> 24:20.736
‫باید بالای اون دوربین
‫شاخک‌های ضد پرنده نصب کنید

24:20.760 --> 24:22.600
‫کبوترها رو دور می‌کنه

24:23.930 --> 24:25.720
‫لعنتی!

24:27.940 --> 24:30.730
‫هیچوقت به این زاویه عادت نمی‌کنم

24:31.560 --> 24:32.690
‫کارِ دوست دختر سابقته؟

24:32.690 --> 24:34.570
‫کارِ پسرمه که باهام قطع رابطه کرده

24:34.570 --> 24:36.740
‫توی شکار برام حادثه پیش اومد

24:37.820 --> 24:41.676
‫هنوز احساس می‌کنم
‫عضلاتم دارن پاره میشن

24:41.700 --> 24:43.490
‫با سوزن میونه‌ی خوبی داری؟

24:45.620 --> 24:47.250
‫آره

24:48.040 --> 24:50.646
‫این دقیقاً چطوری کمک می‌کنه؟

24:50.670 --> 24:53.790
‫سوزن‌ها انسدادهای چی‌ات رو باز می‌کنن،

24:53.790 --> 24:56.816
‫تا نیروی حیاتت بتونه
‫آزادانه‌تر جریان پیدا کنه

24:56.840 --> 24:58.760
‫- دیدی؟
‫- شرمنده، فقط یه ذره...

24:58.760 --> 25:02.140
‫زیادی ماوراءلطبیعه‌ست؟
‫پدر و مادرم هم مثل تو فکر می‌کنن.

25:02.140 --> 25:05.470
‫خب، نظرت در مورد اتاق قبلی‌ام چیه؟

25:05.470 --> 25:07.930
‫جای... دنج و راحتیه

25:07.930 --> 25:11.140
‫- می‌دونی در مورد خونه‌های قدیمی چی میگن
‫- پر از ارواحه؟

25:11.150 --> 25:14.376
‫نه، پر از اسراره

25:14.400 --> 25:16.320
‫اونجا، پشتِ قفسه‌ی کتاب،

25:16.320 --> 25:20.650
‫یه دریچه‌ی زغال قدیمی هست
‫که گُل‌هام رو توش قایم می‌کردم

25:24.870 --> 25:26.450
‫شرط می‌بندم خوشحال میشی
‫که بالأخره از اینجا میری

25:26.450 --> 25:28.410
‫نه اونقدر که بابام دوست داره فکر کنه

25:28.410 --> 25:30.500
‫جوری حرف می‌زنه که انگار
‫خیلی دلم می‌خواد فرار کنم

25:30.500 --> 25:33.056
‫خب، تو الان با سَم یه زندگی جدید داری

25:33.080 --> 25:35.500
‫به این معنا نیست که
‫دلم برای بابام تنگ نمیشه

25:35.500 --> 25:37.420
‫می‌تونم ۵,۰۰۰ کیلومتر دور باشم

25:37.420 --> 25:39.010
‫بازم می‌خوام ببینمش

25:39.010 --> 25:42.340
‫حتی وقتی میره روی اعصابت؟

25:42.340 --> 25:44.680
‫یا بهت میگه به سینه‌اش شلیک کنی؟

25:44.680 --> 25:48.810
‫حتی وقتی از ته دل می‌خوام خفه‌اش کنم،

25:48.810 --> 25:50.456
‫من همیشه بابام رو دوست دارم

25:50.480 --> 25:52.480
‫فکر کنم این رو فراموش می‌کنه

25:52.480 --> 25:53.956
‫شاید منم فراموشش کردم

26:02.700 --> 26:04.030
‫خیلی خب

26:04.030 --> 26:07.006
‫بهتره بقیه‌ی روز به خودت سخت نگیری

26:07.030 --> 26:08.370
‫چه احساسی داره؟

26:11.290 --> 26:12.370
‫بهترم

26:16.100 --> 26:23.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:29.140 --> 26:30.786
‫الان وقتِ خیلی خوبیه

26:30.810 --> 26:33.456
‫اون تنهاست، از محل کارش دوره

26:33.480 --> 26:35.350
‫اگه پلیس فردا دستگیرش کنه

26:35.350 --> 26:37.360
‫و هیچوقت باهاش ارتباط نگیری چی؟

26:37.360 --> 26:40.570
‫اگه پلیس‌ها دنبالش بودن،
‫اینجوری آزادانه نمی‌چرخید.

26:40.570 --> 26:42.240
‫منظورم این نیست

26:42.240 --> 26:43.860
‫یه پسر به پدرش نیاز داره

26:43.860 --> 26:46.160
‫اون به یه نفر نیاز داره

26:48.990 --> 26:51.290
‫چی شده؟

26:52.160 --> 26:53.750
‫اون سرِ قراره

26:53.750 --> 26:57.750
‫دوست دختر دلیلِ خوبی
‫برای ندیدن پسرت نیست

26:57.750 --> 27:02.130
‫می‌خوای مثل بابای زامبی
‫برم شبش رو خراب کنم؟

27:04.630 --> 27:06.550
‫اون فکر می‌کنه من مُردم

27:10.180 --> 27:11.890
‫از دختره خوشش میاد

27:13.770 --> 27:17.166
‫حق با توئه.
‫هریسون واقعاً به یکی نیاز داره.

27:17.190 --> 27:19.520
‫ولی لازم نیست اون شخص من باشم

27:21.440 --> 27:23.610
‫- جدی؟
‫- آره

27:23.610 --> 27:25.966
‫استفان قسم می‌خوره
‫نمی‌دونم هتل چطور کار می‌کنه

27:25.990 --> 27:28.410
‫هوم. قطعاً می‌تونی کارش رو بکنی

27:28.410 --> 27:29.926
‫زیادم بد نیست

27:29.950 --> 27:31.910
‫یعنی، قطعاً بهم یاد داده چیکار نکنم

27:33.250 --> 27:35.556
‫- ولی خودت چطوری؟
‫- خوبم

27:35.580 --> 27:36.806
‫ممنون که اومدی

27:36.830 --> 27:38.556
‫آره، فقط، با تمام...

27:38.580 --> 27:41.146
‫داستان‌هایی که با پلیس‌های توی هتل داریم،

27:41.170 --> 27:42.840
‫فکر کنم نیاز داشتم
‫یه شب از اونجا بیام بیرون،

27:42.840 --> 27:44.960
‫با یه چهره‌ی آشنا حرف بزنم

27:44.970 --> 27:46.630
‫می‌فهمم

27:46.630 --> 27:48.196
‫آزاردهنده‌ست

27:48.220 --> 27:50.430
‫اتفاقی که برای اون پسره رایان افتاد...
‫خیلی وحشتناک بود.

27:50.430 --> 27:52.140
قیافه‌اش از خاطرم نمیره

27:52.140 --> 27:55.890
‫هریسون، اون یه آدمی بود
‫که باهاش ارتباط داشتی،

27:55.890 --> 27:57.230
‫و اون مُرده. معلومه که غم‌انگیزه،

27:57.230 --> 27:59.770
‫ولی قتلش تقصیرِ تو نیست

28:03.230 --> 28:04.836
‫می‌خوای بریم یه جایی؟

28:04.860 --> 28:07.926
‫یه جورایی دلم می‌خواد جابجا شم

28:07.950 --> 28:09.886
‫می‌خوای بریم یه آبجو بخوریم؟

28:09.910 --> 28:11.490
‫می‌خوای بریم خونه‌ی من؟

28:11.490 --> 28:13.330
‫می‌تونیم قسمتِ جدید «درگ ریس» رو ببینیم

28:13.330 --> 28:14.580
‫آره

28:16.410 --> 28:18.290
‫دو کلمه: «جرج اورول»

28:22.170 --> 28:25.760
‫راستش هیچوقت ازت نپرسیدم

28:26.590 --> 28:30.316
‫چند وقت با پدرِ دانته بودی؟

28:30.340 --> 28:32.800
‫اوه. می‌خوای در اون مورد حرف بزنی؟

28:32.810 --> 28:34.236
‫- خب، نه...
‫- عه، نه

28:34.260 --> 28:38.600
‫من باهاش بودم به مدت تقریباً یک...

28:40.100 --> 28:41.600
‫شب!

28:41.610 --> 28:43.746
‫باشه

28:43.770 --> 28:47.990
‫بازم، اون بهترین هدیه‌ای رو که
‫می‌تونستم بخوام بهم داد

28:47.990 --> 28:51.530
‫یعنی، من عاشق این بچه‌ام

28:51.530 --> 28:53.886
‫حتی وقتی که یه هیولای کوچولو میشه،

28:53.910 --> 28:55.636
‫چون اون هیولا کوچولوی منه

28:57.370 --> 29:00.670
‫- اون بچه‌ی خیلی خوبیه
‫- آره

29:02.130 --> 29:03.966
‫- دیر وقته
‫- آره، پس...

29:03.990 --> 29:05.550
‫اگه ناراحت نمیشی اون بچه بیدارت کنه،

29:05.550 --> 29:07.670
‫اگه بخوای می‌تونی روی کاناپه بمونی

29:08.470 --> 29:10.470
‫آره، آره

29:10.470 --> 29:11.640
‫آره، مرسی

29:36.160 --> 29:39.450
‫این خوبه. نیاز داریم شیش تاشون
‫اینجوری چیده بشن

29:39.450 --> 29:43.580
‫مهمون‌های وی‌آی‌پی شماره دارن
‫و محدودیت‌های رژیمی‌شون نوشته شده

29:43.580 --> 29:46.476
‫لطفاً در جریان باش
‫که مهمون وی‌آی‌پی شماره ۵ گیاهخواره

29:46.500 --> 29:48.066
‫لیست خرید داری؟

29:48.090 --> 29:49.566
‫اینجاست

29:49.590 --> 29:53.220
‫فقط مطمئن شو همه چی حداکثر تا ساعت ۴
‫همون روز تهیه بشه و آماده‌ی پخت باشه

29:53.220 --> 29:55.180
‫مطمئنید نمی‌خواید کارکنان
‫شام رو آماده کنن؟

29:55.180 --> 29:56.680
‫هفته‌ی پیش که فرماندار اومده بود...

29:56.680 --> 29:57.970
‫این یه دورهمی خصوصیه

29:57.970 --> 30:00.730
‫فقط دقیقاً به دستوراتت عمل کن

30:00.730 --> 30:03.166
‫در مورد شراب،
‫این رو یادداشت کن.

30:03.190 --> 30:05.586
‫لطفاً شراب شاتو لافیتِ سال ۱۹۸۲،

30:05.610 --> 30:06.900
‫شراب رومانه کانتی،

30:06.900 --> 30:10.336
‫شراب دام ۱۹۵۹
‫و شراب آرمنیاک ۱۸۸۸ رو بیار بیرون

30:10.360 --> 30:12.966
‫مالِ سال ۱۸۸۸؟
‫حتماً مهمون‌های خیلی ویژه‌ای هستن.

30:12.990 --> 30:16.120
‫تو حقوق می‌گیری...
‫و حقوق خیلی خوبی هم می‌گیری...

30:16.120 --> 30:18.016
‫برای احتیاط و رازداریت

30:18.040 --> 30:19.450
‫مفهومه؟

30:19.450 --> 30:20.910
‫خوبه

30:20.910 --> 30:24.370
‫حالا گل‌آرایی‌ها رو نشونم بده

30:28.000 --> 30:32.380
‫آقای مورگان، هیچوقت اسمِ دختری رو
‫که یه شب باهاش بودی برام نفرستادی

30:33.380 --> 30:35.720
‫من میرم ساعت بزنم

30:38.720 --> 30:40.656
‫شرمنده

30:40.680 --> 30:42.560
‫عه، فقط از یادم رفت

30:43.640 --> 30:45.980
‫عذر موجهت از یادت رفت؟

30:47.770 --> 30:48.940
‫با ما بیا

30:53.030 --> 30:54.352
‫بعد از آخرین دیدارمون،

30:54.376 --> 30:56.787
‫ما ساعت‌ها فیلم دوربین‌های هتل رو بررسی کردیم

30:56.811 --> 31:01.516
‫تا ببینیم بعد از این که آقای فاستر رو
‫توی شب قتلش بردی اتاقش چیکار کردی

31:01.540 --> 31:03.960
‫من... من هیچی نمی‌بینم

31:03.960 --> 31:05.160
‫درسته

31:05.170 --> 31:07.500
‫۱۲۴ تا دوربین توی ساختمون هست

31:07.500 --> 31:12.050
‫و با این حال بعد از دیده شدن توی آسانسور
‫در حال رفتن به طبقه‌ی ۱۱ در اون شب،

31:12.050 --> 31:15.014
‫توی هیچکدوم از دوربین‌های امنیتی
‫هتل دیده نمیشی تا...

31:15.038 --> 31:16.776
‫ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر،

31:16.800 --> 31:19.300
‫توی لابی، روز بعد از قتل

31:21.260 --> 31:23.576
‫یکم خسته و بی‌حال به نظر میای

31:23.600 --> 31:25.786
‫انگار شب تا صبح بیدار بودی

31:25.810 --> 31:28.626
‫ولی نه با یه زن،
‫اونطور که دوست داشتی فکر کنیم.

31:28.650 --> 31:30.666
‫چون برای برداشتن یه دختر از مِیخونه،

31:30.690 --> 31:32.650
‫باید از هتل بیرون می‌رفتی

31:32.650 --> 31:34.940
‫و با این حال هیچ دوربینی در حال ورود

31:34.950 --> 31:38.450
‫یا خروج از ساختمون ثبتت نکرده،
‫به هیچ وجه.

31:38.450 --> 31:40.030
‫پس، اون شب واقعاً چیکار می‌کردی؟

31:40.030 --> 31:41.886
‫چی...

31:41.910 --> 31:43.490
‫نمی‌دونم منظورتون چیه؟

31:43.500 --> 31:47.290
‫آقای مورگان، فکر کنم در مورد بیرون اومدن
‫از اتاق آقای فاستر دروغ گفتی

31:47.290 --> 31:50.580
‫فکر کنم واقعاً برات مهم بود که
‫چه اتفاقی قراره برای اون زنه بیفته

31:50.590 --> 31:52.040
‫و بنابراین کارِ درست رو کردی

31:52.050 --> 31:54.800
‫رفتی داخل و جلوش رو گرفتی،
‫یک بار برای همیشه.

31:56.300 --> 31:58.220
‫بذار برات تصویرسازی کنم

31:58.220 --> 32:02.186
‫تو از آقای فاستر پرسیدی با اون زنی که
‫به وضوح چیزخور شده بود چیکار می‌کنه

32:02.210 --> 32:04.560
‫اون حالتِ تدافعی گرفت و عصبانی شد،

32:04.560 --> 32:06.706
‫و وقتی تو از اتاق خارج نشدی،
‫متوسل به خشونت شد.

32:06.730 --> 32:09.068
‫و تو کاری رو کردی که هرکسی
‫توی اون موقعیت انجام می‌داد:

32:09.092 --> 32:10.945
‫از خودت دفاع کردی

32:11.940 --> 32:15.230
‫گمونم برای امنیتِ خودت و امنیتِ زنه
‫باهاش درگیر شدی،

32:15.240 --> 32:18.400
‫یهو سر از حموم در آوردی،
‫و در یک لحظه‌ی درموندگی،

32:18.410 --> 32:22.910
‫با درپوشِ پرسلان مخزن توالت زدی کشتیش

32:22.910 --> 32:26.250
‫ما توی زخمِ جمجمه‌ای قربانی
‫گرد پرسلان پیدا کردیم

32:26.250 --> 32:28.796
‫حالا می‌دونم این حتماً  تجربه‌ی دلخراشی بوده

32:28.820 --> 32:30.589
‫یه اقدامِ به شدت خشونت‌آمیز

32:30.613 --> 32:33.356
‫ولی همه چی خیلی سریع اتفاق افتاد
‫و نمی‌خواستی توی دردسر بیفتی،

32:33.380 --> 32:35.420
‫بنابراین حالا باید تمیزکاری می‌کردی

32:35.420 --> 32:38.106
‫ولی اول، شانا زنِ جوان رو برگردونی توی اتاقش

32:38.130 --> 32:39.306
‫با استفاده از آسانسور خدمات

32:39.330 --> 32:42.736
‫و از هرچی که توی هتل دمِ دستت بود
‫برای پاکسازی کامل اتاق استفاده کردی

32:42.760 --> 32:45.220
‫سفیدکننده‌ی اکسیژن‌دار،
‫خیلی هوشمندانه بود!

32:45.220 --> 32:46.930
‫بعدش نوبتِ جسد بود

32:46.930 --> 32:48.816
‫مُثله کردنش تنها گزینه‌ات بود،

32:48.840 --> 32:51.730
‫بنابراین بردیش به تنها جایی
‫که از همه جا راحت‌تر بود،

32:51.730 --> 32:53.110
‫آشپزخونه‌ی هتل

32:53.110 --> 32:55.400
‫که ساعت ۱ نصف شب تعطیل شده بود
‫ولی تو این رو می‌دونی

32:55.400 --> 32:59.586
‫بعدش فقط کافی بود تیکه‌تیکه‌اش کنی،
‫تیکه‌ها رو بریزی توی کیسه،

32:59.610 --> 33:00.886
‫و بندازیش بیرون پیش زباله‌ها،

33:00.910 --> 33:02.466
‫کاری که هیچکس انتخابش نمی‌کرد

33:02.490 --> 33:05.620
‫ولی توی وضعیتی که توش گیر کرده بودی
‫منطقی به نظر می‌اومد

33:08.750 --> 33:13.436
‫آقای مورگان، به من گفته شده
‫توی ابراز همدلی خوب نیستم

33:13.460 --> 33:16.300
‫ولی امیدوارم بدونی که درک می‌کنم
‫چه اتفاقی افتاده

33:16.300 --> 33:18.800
‫تو سعی کردی کارِ درست رو انجام بدی

33:18.800 --> 33:20.970
‫یه زنِ جوان رو از تجاوز نجات دادی

33:20.970 --> 33:22.808
‫و اگه با ما همکاری کنی،

33:22.832 --> 33:26.196
‫می‌تونیم مطمئن شیم که
‫این پرونده از قتل عمد...

33:26.220 --> 33:28.286
‫به قتل غیرعمد قابل توجیه تبدیل شه

33:28.310 --> 33:29.940
‫به خودت بستگی داره

33:37.230 --> 33:40.150
‫من... من باید یه اعترافی بکنم

33:46.330 --> 33:48.726
‫می‌تونی شروع کنی

33:48.750 --> 33:51.500
‫من اون شب اصلاً از هتل خارج نشدم...

33:54.670 --> 33:57.630
‫چون من اینجا زندگی می‌کنم

34:00.420 --> 34:02.316
‫تو اینجا زندگی می‌کنی؟

34:02.340 --> 34:05.140
‫من بی‌خانمانم

34:05.140 --> 34:07.866
‫هر شب توی اتاق‌های خالی می‌مونم

34:07.890 --> 34:09.850
‫فقط هر جا که می‌تونم می‌خوابم

34:09.850 --> 34:11.940
‫رئیس‌هام نمی‌دونن

34:12.940 --> 34:15.560
‫برای همین در مورد این که اون شب
‫با یه دختر بودم دروغ گفتم

34:17.610 --> 34:18.876
‫متأسفم

34:18.900 --> 34:21.780
‫کسی می‌تونه داستانت رو تأیید کنه؟

34:23.490 --> 34:25.660
‫نمی‌خوام اونم توی دردسر بندازم

34:25.660 --> 34:27.636
‫توی دردسر نمی‌افته

34:27.660 --> 34:32.160
‫اجرای قانون کیفری ۱۴۰.۰۵
‫در حوزه‌ی کاری من نیست

34:33.710 --> 34:35.330
‫ورود بی‌اجازه

34:36.290 --> 34:39.550
‫الان وقتشه یه عذر موجه واقعی بهم بدی

34:51.640 --> 34:53.430
‫درد ندارم

34:53.440 --> 34:57.520
‫تنها چیزی که لازم داشتم چندتا سوزن بود
‫که دوباره به خودم بیام

34:58.654 --> 35:01.448
‫« بسته‌ی پست پیشتاز سه روزه »
‫« گیرنده: دکتر بیتمن »

35:00.150 --> 35:01.860
‫یا شاید فقط یه سوزن

35:05.990 --> 35:07.740
‫بالأخره

35:09.700 --> 35:12.200
‫آخرین ابزاری که برای قتل لازم دارم

35:15.870 --> 35:18.686
‫نمیگم این ایده‌ی بدیه

35:18.710 --> 35:20.420
‫ممنون که روشنم کردی

35:20.420 --> 35:22.526
‫شکارچی تله رو کار میذاره، پسرم

35:22.550 --> 35:24.486
‫ولی نباید خودش رو طعمه قرار بده

35:24.510 --> 35:27.220
‫می‌فهمم از چه ریسکی حرف می‌زنی

35:30.600 --> 35:33.270
ولی تمام عواملِ غیرمنتظره رو پیش‌بینی کردم

35:38.310 --> 35:40.126
‫اون جایی برای موندن نداره

35:40.150 --> 35:41.940
‫برای همین من...

35:41.940 --> 35:44.690
‫من میذارم توی اتاق‌های خالی بخوابه

35:45.740 --> 35:47.280
اون که به کسی آسیب نمی‌رسونه

35:47.280 --> 35:49.466
‫رئیست می‌دونه این کارو می‌کنی؟

35:49.490 --> 35:51.700
‫نه. بهش می‌گید؟

35:51.700 --> 35:54.660
‫دیگه حرفی نداریم. ممنون

35:54.660 --> 35:56.056
‫صبر کنید

35:56.080 --> 35:58.170
‫هریسون پسرِ خوبیه، باشه؟

35:58.170 --> 36:00.880
‫من به عوضی‌ها کمک نمی‌کنم

36:20.400 --> 36:22.496
‫چه گُهی می‌خوری، آنجل؟
‫داری بازنشسته میشی؟

36:22.520 --> 36:25.360
‫آره. تو پیری، ولی دیگه اونقدرم پیر نیستی

36:25.360 --> 36:27.376
‫- خبرش پخش شد، هان؟
‫- آره

36:27.400 --> 36:29.756
‫- داداش، می‌خواستم بهت بگم
‫- واقعاً؟

36:29.780 --> 36:31.676
‫می‌خواستی بهم بگی؟ کِی؟ الان؟

36:31.700 --> 36:34.846
‫شرمنده، داداش. فقط...

36:34.870 --> 36:36.330
‫دیگه از پرونده‌های قتل خسته شدم

36:36.330 --> 36:38.790
‫بعد از ۳۰ سال،
‫شرایط بازنشستگی رو دارم،

36:38.790 --> 36:40.870
‫پس ازش لذت می‌برم

36:40.880 --> 36:42.007
‫می‌خوای چیکار کنی؟

36:42.031 --> 36:43.856
‫می‌خوای یه رستورانِ دیگه باز کنی

36:43.880 --> 36:45.776
‫یا رُمان بنویسی،
‫یه پادکست شروع کنی؟

36:45.800 --> 36:48.236
‫آره، نگو که می‌خوای حسابِ اونلی‌فنز باز کنی

36:48.260 --> 36:50.050
‫یعنی، من ازت حمایت می‌کنم،

36:50.050 --> 36:51.550
‫ولی از محتواهایی که میذاری خوشم نمیاد

36:51.550 --> 36:54.720
‫نه. یه مدت میرم سفر

36:54.720 --> 36:56.520
‫و یه سری کارِ شخصی دارم
‫که باید بهشون برسم

36:56.520 --> 36:58.246
‫کارِ شخصی؟

36:58.270 --> 37:00.020
‫باید یه حسابِ قدیمی رو تسویه کنی یا...؟

37:00.020 --> 37:02.366
‫مثل یکی از فیلم‌های جیسون استاتهام؟

37:02.390 --> 37:04.071
‫ببینید...

37:04.095 --> 37:09.076
‫شده یه چیزی انقدر ذهنتون رو مشغول کنه
‫که نتونید بیخیالش شید؟

37:09.320 --> 37:12.046
‫آره. یه رقاص لختیِ اهل اروپای شرقی

37:12.070 --> 37:13.410
‫که ایده‌ی خیلی بدی بود

37:13.410 --> 37:14.910
‫انقدرم که میگی ایده‌ی بدی نبود

37:14.910 --> 37:18.410
‫یالا، داداش. باهام حرف بزن.
‫جریان چیه؟

37:21.830 --> 37:24.646
‫وقتی همه چی به سرانجام برسه،
‫باور کنید،

37:24.670 --> 37:26.050
‫درک می‌کنید

37:26.050 --> 37:27.646
‫ولی فعلاً،

37:27.670 --> 37:30.840
‫هر چقدر کمتر بدونید بهتره

37:33.050 --> 37:35.850
‫خب، حداقل می‌تونیم به افتخارت
‫یه مشروب بخوریم، درسته؟

37:35.850 --> 37:40.496
‫میشه سه شات تکیلای دان خولیو ۱۹۴۲ بهم بدی؟
‫سِک باشه!

37:40.520 --> 37:43.876
‫همکارم داره بازنشسته میشه،
‫بعد از چند سال؟

37:43.900 --> 37:47.070
‫۴۰ سال یکی از بهترین پلیس‌های میامی بوده

37:47.070 --> 37:48.530
‫ممنون

37:48.530 --> 37:51.546
‫خیلی خب...

37:51.570 --> 37:54.620
‫به سلامتی آنجل باتیستا

37:54.620 --> 37:58.740
‫سروانِ پلیس با بیشترین شور و شوق

38:06.960 --> 38:09.026
‫دوستتون دارم

38:09.050 --> 38:10.630
‫بیا اینجا

38:15.220 --> 38:16.576
‫هی هی

38:16.600 --> 38:19.060
‫خیلی خب. دیگه کافیه

38:36.450 --> 38:38.660
‫راننده‌ات رسیده

38:43.830 --> 38:47.146
‫رد احتمالاً داره آخرین کارش رو تموم می‌کنه

38:47.170 --> 38:49.170
‫هی، اومدی دنبال کیتی؟

38:49.170 --> 38:53.406
‫عه، نه. اومدم دنبال جری، نه کیتی

38:53.430 --> 38:56.430
‫مطمئنی؟ تاکسی اینترنتی‌ام قرار بود
‫ده دقیقه پیش اینجا باشه

38:59.180 --> 39:01.270
‫آره، مطمئنم

39:10.860 --> 39:12.916
‫گفتی اومدی دنبال جری، درسته؟

39:12.940 --> 39:15.200
‫عه، آره

39:16.030 --> 39:18.280
‫راه بیفت بریم

39:18.280 --> 39:20.450
‫عجله دارم

39:20.450 --> 39:23.540
‫می‌بینم که میری فرودگاه جان اف کندی؟

39:23.540 --> 39:26.580
‫آره

39:34.300 --> 39:36.696
‫- از سرِ کار میای؟
‫- آره

39:36.720 --> 39:40.850
‫یه عوضی تصمیم گرفته بود
دوباره سرورِ شرکتش رو فرمت کنه

39:40.850 --> 39:44.310
‫وقتم رو تلف کرد

39:48.310 --> 39:49.860
‫از روی پل برو

39:49.860 --> 39:52.980
‫مطمئنی؟ تونل سریع‌تره؟

39:54.820 --> 39:58.796
‫آخه من یه رفیقی دارم که روی
‫آزادراه برانکس قسم می‌خوره، ولی من؟

39:58.820 --> 40:01.306
‫دوست دارم از مسیرِ معمول برم

40:01.330 --> 40:05.540
‫نمی‌ریم فرودگاه جان اف کندی.
‫هردو دستت روی فرمون باشه

40:05.540 --> 40:07.960
‫و دقیقاً کاری رو که میگم بکن

40:09.080 --> 40:11.670
‫از روی پل کوئینزبورو برو

40:16.510 --> 40:18.946
‫از این لحظه به بعد،

40:18.970 --> 40:21.050
‫زندگی‌ات توی دست‌های منه

40:21.050 --> 40:22.390
‫مفهومه؟

40:22.936 --> 40:26.270
‫جای قاتل و مقتول عوض شده
‫و از این متنفرم

40:26.270 --> 40:27.850
‫آره

40:29.480 --> 40:33.270
‫دونستن این که قراره بمیری چه حسی داره؟

40:33.270 --> 40:35.256
‫صادقانه بگم؟

40:35.280 --> 40:37.190
‫این اولین بارم نیست

40:37.200 --> 40:38.450
‫چی؟

40:38.450 --> 40:40.546
‫جنبه‌ی شوخی نداره. فهمیدم

40:40.570 --> 40:43.216
‫یعنی... می‌ترسم

40:43.240 --> 40:46.386
‫آهان. بگو ببینم

40:46.410 --> 40:49.556
‫وقتی که بمیری کی دلش برات تنگ میشه؟

40:49.580 --> 40:54.436
‫وقتی که ناگهان از زندگیِ یکی ناپدید بشی؟

40:54.460 --> 40:56.300
‫بعید می‌دونم کسی دلش برام تنگ شه

40:58.720 --> 41:00.840
‫پسرت چی؟

41:00.840 --> 41:05.680
‫وقتی بشنوه پدرش مُرده چی میگه؟

41:05.680 --> 41:08.706
‫من الانم براش مُردم

41:08.730 --> 41:10.233
‫چطور انقدر بد گند زدی؟

41:10.257 --> 41:13.310
‫زیادی بهش فشار آوردم که مثل من باشه

41:13.310 --> 41:15.320
‫ولی در نهایت

41:15.320 --> 41:17.280
‫من حتی با خودم هم صادق نبودم

41:18.650 --> 41:21.006
‫این دیگه یعنی چی؟

41:21.030 --> 41:25.290
‫یه غریزه‌ای درونم هست که
‫من رو وادار به یه کارهایی می‌کنه

41:26.240 --> 41:28.016
‫مدت‌ها سعی کردم مهارش کنم،

41:28.040 --> 41:29.790
‫ولی دیگه نمی‌تونم این کارو بکنم

41:31.250 --> 41:32.460
‫تکون نخور لعنتی!

41:32.460 --> 41:35.526
‫- خدایا
‫- جلوتر پارک کن

41:35.550 --> 41:37.630
‫باشه، باشه، باشه

41:43.010 --> 41:45.560
‫وقتشه بذارم خود واقعی‌ام
کنترل رو دست بگیره

41:45.584 --> 41:47.406
‫چیکار می‌کنی؟

41:47.430 --> 41:49.850
‫دارم زندگی‌ام رو پس می‌گیرم
‫و اسمی رو که ازم دزدیدی

41:49.850 --> 41:51.440
‫چه اسمی؟

41:52.060 --> 41:54.126
‫مسافرِ تاریکی

41:54.150 --> 41:56.400
‫چه غلطی می‌کنی؟!

42:16.920 --> 42:21.010
‫مگه نمی‌دونی هیچکس
‫از مسافرهای فضول خوشش نمیاد؟

42:27.470 --> 42:29.560
‫دلم برای این صدا تنگ شده بود

42:29.560 --> 42:33.310
‫شگفت‌انگیزه که چه چیزهایی میشه
‫از اینترنت سفارش داد

42:34.900 --> 42:36.860
‫ارسال رایگان هم دارن

42:57.340 --> 42:58.880
‫لعنتی

42:59.710 --> 43:01.210
‫تو دیگه کی هستی؟

43:03.090 --> 43:04.406
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

43:04.430 --> 43:07.260
‫بعد از این همه وقت هنوزم وقتی
‫حرف‌های تکراری می‌زنن حسِ خوبی داره

43:07.260 --> 43:08.720
‫آره: «جریان چیه؟
‫تو کی هستی؟»

43:08.720 --> 43:10.850
‫معمولاً اینجوری پیش میره

43:12.730 --> 43:15.483
‫بعد به قربانی‌هات اشاره می‌کنم

43:16.560 --> 43:19.560
‫مثل هنک گارسیا،

43:19.570 --> 43:22.166
‫پدرِ سه فرزند که یه بچه‌ی توراهی هم داره

43:22.190 --> 43:26.070
‫مجبورت می‌کنم چشم‌هات رو باز کنی
‫و به کاری که کردی نگاه کنی

43:26.070 --> 43:28.910
‫ولی بعد از اون حرکتی که توی ماشین زدی،

43:28.910 --> 43:31.176
‫یواش یواش دارم فکر می‌کنم
‫شنیدنِ داستان‌های غم‌انگیزشون

43:31.200 --> 43:35.040
‫فقط یه جور حسِ لذت بیمارگونه بهت میده

43:36.330 --> 43:38.080
‫و من به خاطر اون اینجا نیستم

43:38.880 --> 43:41.290
‫- تو همون آدمی؟
‫- کی؟

43:41.300 --> 43:42.880
‫همون یارو که دزدکی وارد آپارتمانم شد

43:42.880 --> 43:45.340
‫و دعوتنامه رو کنار یادگارهای قتل‌هام گذاشت؟

43:45.340 --> 43:46.932
‫- چه دعوتنامه‌ای؟
‫- من...

43:46.956 --> 43:48.760
‫من هیچی از اون پول‌ها خرج نکردم

43:48.760 --> 43:50.430
‫می‌تونی همه رو پس بگیری،
‫توی کوله‌پشتیمه.

43:50.430 --> 43:52.536
‫برام مهم نیست که گواهینامه‌ها رو هم پیدا کردی

43:52.560 --> 43:54.156
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی

43:54.180 --> 43:55.480
‫و من پولت رو نمی‌خوام

43:55.480 --> 43:57.480
‫پس واسه چی اینجایی لامصب؟

43:57.480 --> 44:00.440
‫من به خاطر تمام آدم‌های بی‌گناهی که کشتی اینجام

44:02.480 --> 44:03.820
‫بی‌گناه؟

44:03.820 --> 44:06.450
‫فکر می‌کنی اون راننده‌ها بی‌گناه بودن؟

44:06.450 --> 44:08.216
‫اونا آدم‌های معمولی و سخت‌کوشی هستن

44:08.240 --> 44:10.046
‫که سعی دارن امرار معاش کنن،
‫خانواده‌هاشون رو تأمین کنن.

44:10.070 --> 44:11.580
‫کونِ لقشون!

44:12.580 --> 44:16.016
‫بابام کل پس‌اندازِ عمرش رو خرج
‫دریافت پروانه‌ی تاکسی‌رانی کرد

44:16.040 --> 44:18.540
‫بعد راننده‌های عوضی تاکسی‌های اینترنتی
‫پیداشون شد،

44:18.540 --> 44:20.250
‫و ارزش پروانه‌ی تاکسی‌رانی اُفت کرد

44:20.250 --> 44:22.670
‫اون از فرط بدهکاری خودش رو
‫انداخت توی رود ایست ریور

44:22.670 --> 44:24.261
‫و وقتی که پیداش کردن،

44:24.552 --> 44:28.010
‫سرش توسط همون قایق لایروبی
‫که دنبالش می‌گشت قطع شده بود

44:28.010 --> 44:32.602
‫پس تو بهم بگو کدوم خری بی‌گناهه

44:32.626 --> 44:37.480
‫اون راننده‌هایی که کشتی
‫هیچ ربطی به بابات نداشتن

44:37.480 --> 44:41.190
‫تو حق نداشتی اونا رو بکشی
‫یا اسمِ من رو بگیری

44:41.190 --> 44:43.060
‫اسمت؟

44:43.070 --> 44:44.280
‫تو کی هستی؟

44:46.320 --> 44:48.450
‫من دکسترم

44:48.450 --> 44:51.870
‫و این دنیا فقط برای یه مسافرِ تاریکی جا داره

44:51.870 --> 44:55.990
‫نه، نه، نه، خواهش می‌کنم!
‫نه، نه، نه!

45:27.240 --> 45:29.150
از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشم

45:41.420 --> 45:42.790
‫«دوستِ عزیز،

45:42.790 --> 45:45.590
‫از شما صمیمانه دعوت می‌شود
‫برای شرکت در یک ضیافتِ شام

45:45.590 --> 45:49.760
‫برای افراد هم‌فکر که علایقِ مشابهی دارند

45:49.760 --> 45:55.576
‫فرصتی برای گفتگو و رفاقت،

45:55.600 --> 46:00.246
‫و برای به اشتراک گذاشتن هنرتان با همکاران

46:00.270 --> 46:04.980
‫این پول را به نشانه‌ی حسن نیت بپذیرید»

46:13.320 --> 46:16.990
‫«اگر حاضر باشید یادگاری‌هایتان را بفروشید
‫پول بیشتری در انتظارتان است

46:16.990 --> 46:20.290
‫مسیرِ شما مسیرِ تنهایی است

46:20.290 --> 46:22.080
‫بیاید باهم در آن قدم برداریم»

46:23.120 --> 46:25.726
‫«در مکانِ زیر دیدار می‌کنیم

46:25.750 --> 46:28.210
‫ماشینی برایتان فراهم خواهد شد»

46:34.050 --> 46:36.510
‫فقط توی نیویورک

46:36.510 --> 46:39.060
‫ممنون که خبر دادی، رد

46:41.890 --> 46:44.786
‫ولی واقعاً یه ضیافتِ شام...

46:44.810 --> 46:46.980
‫برای قاتل‌های زنجیره‌ای هست؟

46:48.650 --> 46:51.570
‫ما شباهتِ خاصی به هم داریم

46:52.400 --> 46:54.910
‫جز این که من هنوز زنده‌ام

47:06.380 --> 47:08.516
‫یه جستجوی اینترنتی بهم نشون داد

47:08.540 --> 47:11.670
‫راننده‌های تاکسی‌های اینترنتی
‫کجا مسافر سوار و پیاده نمی‌کنن

47:11.670 --> 47:15.680
‫جایی که حتی پلیس نیویورک هم نمیره

47:18.510 --> 47:22.390
‫مستأجر جدید دنبال واحد خالی
‫توی یه محله‌ی خلوت و آرومه

47:26.400 --> 47:28.876
‫«مسیر تو مسیرِ تنهایی‌ است»

47:28.900 --> 47:32.110
‫نه بابا. من سال‌ها پیش این رو فهمیدم

47:32.110 --> 47:36.030
‫توی اصول هیچ جایی برای شریک نیست،
‫نه حتی برای پسرم.

47:37.620 --> 47:41.330
‫ولی این شانسِ دوباره‌ایه که بهم داده شده

47:41.330 --> 47:42.540
‫تا چیزی که هستم باشم

47:43.870 --> 47:46.000
‫این باریه که باید تنهایی به دوش بکشم

47:59.800 --> 48:01.470
‫هی

48:01.470 --> 48:03.350
‫اون پلیس‌ها حسابی سین جیمم کردن

48:03.350 --> 48:05.560
‫- چی گفتی؟
‫- حقیقت رو بهشون گفتم

48:05.560 --> 48:08.560
‫و حالا اگه به استفان بگن
‫که من گذاشتم اینجا بمونی،

48:08.560 --> 48:09.560
‫ممکنه اخراج شم

48:09.560 --> 48:10.900
‫السا، خیلی متأسفم

48:10.900 --> 48:12.456
‫نباید اسم تو رو می‌آوردم...

48:12.480 --> 48:14.416
‫اشکالی نداره، فقط...

48:14.440 --> 48:17.900
‫من خیلی تلاش کردم که اینجا یه چیزی بسازم

48:17.910 --> 48:20.455
‫ولی بازم، باید مطمئن می‌شدم اون پلیس‌ها

48:20.479 --> 48:23.240
‫بدونن که تو آخرین کسی هستی
‫که ممکنه به کسی صدمه بزنه

48:23.240 --> 48:25.660
‫- لازم نبود این کارو بکنی
‫- می‌دونم

48:48.730 --> 48:51.060
‫مسیر من فقط به تنهایی قابل طی کردنه

49:08.250 --> 49:12.420
‫ولی کی گفته نمی‌تونم توی راه
‫چند نفر رو ببینم؟

49:17.470 --> 49:19.970
‫آدم‌هایی با علایق مشابه

49:35.730 --> 49:39.530
‫«افراد هم‌فکر»

49:39.530 --> 49:42.320
‫«برای ورود اثر انگشت لازم است»

49:42.320 --> 49:44.160
‫لعنتی!

50:03.300 --> 50:05.100
‫♪ Marqus Clae - This Is the Beginning ♪

50:12.900 --> 50:14.136
‫نوش جان!

50:15.100 --> 50:35.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
