WEBVTT

00:00.968 --> 00:03.056
‫آنچه در «دکتر» گذشت...

00:04.352 --> 00:05.308
‫دکتر لارسن...

00:05.309 --> 00:06.135
‫هیچی از هشت سال اخیر...

00:06.136 --> 00:07.441
‫یادش نمیاد

00:07.442 --> 00:09.269
‫ما باهم بودیم. من و امی

00:09.270 --> 00:11.619
‫اون زن یه محیط کاری سمی ساخته بود

00:11.620 --> 00:13.795
‫ایشون نمی‌تونه عمل جراحی انجام بده...

00:13.796 --> 00:16.088
‫یا با خانواده‌ی بیمارها درمورد
‫راهکار صحبت کنه

00:16.128 --> 00:17.451
‫فکر کردم کالبدشکافی باعث شد
‫تو تبرئه بشی

00:17.452 --> 00:18.408
‫پاتولوژیست...

00:18.409 --> 00:19.322
‫متوجه مشکل نشد

00:19.323 --> 00:20.454
‫اما اگه یه وقت دکتر لارسن...

00:20.455 --> 00:21.629
‫چیزی یادش بیاد...

00:21.630 --> 00:22.804
‫پس حواست باشه نذاری موفق شه.

00:22.805 --> 00:25.024
‫تو ازدواج کردی؟ امیدوارم که اون...

00:25.025 --> 00:26.155
‫قدر چیزی که داره رو بدونه

00:26.156 --> 00:28.375
‫تو همیشه دوست من بودی

00:28.376 --> 00:31.553
‫اما من دوستت نبودم نه؟

00:33.163 --> 00:35.991
‫تایلر، آیا کیلا رو به عنوان همسرت می‌پذیری؟

00:35.992 --> 00:38.733
‫آیا عهد می‌بندی که تا آخر عمر
‫تحت هر شرایطی

00:38.734 --> 00:41.692
‫در بیماری و سلامتی،

00:41.693 --> 00:44.260
‫او را دوست بداری، به او آرامش دهی
‫و کنارش بمانی؟

00:44.261 --> 00:45.783
‫بله

00:45.784 --> 00:48.786
‫کیلا، آیا تایلر رو به عنوان همسر می‌پذیری؟

00:48.787 --> 00:51.528
‫آیا عهد می‌بندی که تا آخر عمر
‫تحت هر شرایطی

00:51.529 --> 00:53.965
‫در بیماری و سلامتی،

00:53.966 --> 00:56.403
‫او را دوست بداری، به او آرامش دهی
‫و کنارش بمانی؟

00:56.800 --> 01:03.800
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:04.194 --> 01:05.238
‫نه...

01:06.675 --> 01:09.851
‫من حالم خوب نیست

01:09.852 --> 01:11.461
‫آهای!

01:11.462 --> 01:14.596
‫کیلا؟ کیلا؟ کیلا!

01:15.553 --> 01:18.121
‫یه نفر یه دکتر خبر کنه!

01:20.007 --> 01:25.650
‫«دکتر»
‫«فصل اول - قسمت پنجم»
‫«او سنگین نیست»

01:26.173 --> 01:31.673
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:32.092 --> 01:34.571
‫پس رفتنت به محل حادثه...

01:34.572 --> 01:36.007
‫چیزی رو یادت نیاورد؟

01:36.008 --> 01:37.008
‫نه

01:37.009 --> 01:38.923
‫و همچنان آخرین چیزی که یادته...

01:38.924 --> 01:40.621
‫رانندگیته؟

01:40.622 --> 01:43.363
‫برچسب یخ‌زدگی و بعدش اون. آره.

01:43.382 --> 01:45.008
‫اوضاع توی آپارتمان چطوره؟

01:45.017 --> 01:46.888
‫سر صحنه‌ی «نه و نیم هفته»؟

01:46.889 --> 01:48.890
‫کلی کتاب پزشکی می‌خونم

01:48.891 --> 01:51.458
‫هنوز هیچی از نقش اصلی داستان یادم نمیاد

01:51.459 --> 01:53.286
‫هیچ چیزی هم برات آشنا نیست؟

01:53.287 --> 01:55.723
‫مثلاً این که بدونی جعبه فیوز کجاست؟

01:55.724 --> 01:59.335
‫گمونم اصلاً نمی‌دونم جعبه فیوز چه شکلیه

01:59.336 --> 02:00.728
‫هیچ چیز عجیبی نیست؟

02:00.729 --> 02:02.904
‫که با خاطرات قدیمی‌ترت جور نباشه؟

02:02.905 --> 02:05.950
‫ظاهراً به رنگ بژ علاقه‌ی زیادی پیدا کردم

02:05.951 --> 02:08.997
‫و روی اوپن آشپزخونه یه پودر انرژی‌زا هست...

02:08.998 --> 02:11.392
‫که ازش متنفرم

02:12.668 --> 02:15.888
‫ضربه‌ی مغزی می‌تونه روی چشایی تاثیر بذاره

02:16.136 --> 02:18.049
‫خونه قدیمی هم نرفتی؟

02:18.050 --> 02:20.922
‫مهمه که زودتر بری اونجا

02:20.923 --> 02:23.446
‫جرئت نکردم از مایکل بپرسم

02:23.447 --> 02:25.100
‫و از زن جدیدش

02:25.101 --> 02:27.972
‫اون شاید از درست شدن رابطه‌ی شما
‫خوشش نیاد

02:27.973 --> 02:29.539
‫مگه نگفتی ازش خوشت میاد؟

02:29.540 --> 02:32.238
‫آره ولی دلیل نمی‌شه که روی مردش...

02:32.239 --> 02:33.326
‫حساس نباشه

02:33.327 --> 02:34.760
‫وای! بچه داره تکون می‌خوره!

02:34.826 --> 02:38.592
‫پیامام رو که نگاه می‌کردم
‫ظاهراً تنها حرکتی که زدم...

02:38.593 --> 02:42.248
‫با یه مردی به اسم آلنه؟

02:42.249 --> 02:44.554
‫که پارسال چند ماهی باهاش بودم

02:44.555 --> 02:47.731
‫مرد خوبی بود ولی توی تخت‌ نه

02:47.732 --> 02:48.906
‫ارزش دیدار مجدد نداره

02:48.907 --> 02:52.171
‫پس بعد از مایکل فقط با یه نفر بودم؟

02:52.172 --> 02:55.130
‫نکنه می‌خوام راهبه بشم؟

02:55.131 --> 02:57.480
‫تو خیلی روی کارت متمرکز بودی

02:57.481 --> 03:00.136
‫عجب. برعکسِ الان

03:01.529 --> 03:05.358
‫می‌شه بپرسم چطور هنوز نفهمیده؟

03:05.359 --> 03:08.404
‫من شنیدم بالاخره وارد ایمیلش...

03:08.405 --> 03:11.712
‫و پیامک‌هاش شد.
‫یعنی انقدر زیرزیرکی پیش می‌رفتین؟

03:11.713 --> 03:14.062
‫نه ما فقط از واتسپ استفاده می‌کردیم،

03:14.063 --> 03:15.716
‫و گمونم قابل بازیابی نیست

03:15.717 --> 03:18.153
‫خب می‌تونی بهش بگی

03:18.154 --> 03:20.634
‫دروغکی بگوچه همخواب درجه‌یکی بودی

03:21.048 --> 03:22.745
‫سلام

03:23.986 --> 03:25.595
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

03:25.596 --> 03:28.990
‫دکتر میلر پیام داد،
‫گفت امروز دستیار توام

03:28.991 --> 03:31.385
‫اتاق ۶۱۷
‫اونجا می‌بینمت

03:31.925 --> 03:34.925
« ترجمه از فائزه شاهمرادی و محیا مبین مقدم »

03:35.345 --> 03:37.564
‫خیلی خب، یکی باید بهم بگه
‫که من چی کارش کردم

03:37.565 --> 03:40.001
‫ولش کن
‫همینجوری باهم جور نیستین

03:40.002 --> 03:43.134
‫بیخیال جیک

03:43.135 --> 03:44.788
‫وقتی دومین هفته‌ش
‫به عنوان دانشجوی پزشکی بود

03:44.789 --> 03:46.225
‫بهش گفتی نباید دکتر بشه

03:46.226 --> 03:48.052
‫بعد از اون دیگه بد شدین

03:48.053 --> 03:49.489
‫عجب

03:49.490 --> 03:51.578
‫راستش به منم گفتی باید
‫ به دانشکده حقوق فکر کنم

03:51.579 --> 03:53.710
‫اما فقط واسه این بود
‫که بلد بودم چه جوری باهات بحث کنم

03:54.738 --> 03:57.671
‫مطمئن نیستم این مدلی
‫خوشت بیاد ولی...

03:57.672 --> 03:59.760
‫اوه، چی هست؟

03:59.761 --> 04:02.284
‫آیس کافی با شیر جو دوسر اضافه

04:02.285 --> 04:03.416
‫شیر جو دوسر؟

04:03.417 --> 04:05.941
‫آره این روزها باب شده

04:07.508 --> 04:08.508
‫خوبه؟

04:08.509 --> 04:09.987
‫آره، این انرژی‌زای جدید...

04:09.988 --> 04:12.817
‫و قدیمی منه

04:13.949 --> 04:15.558
‫از کجا می‌دونستی؟

04:15.559 --> 04:20.650
‫خب هر پاچه‌خوار محترمی
‫می‌دونه رئیسش قهوه چی می‌گیره

04:20.651 --> 04:24.480
‫من واقعاً متاسفم تایلر

04:24.481 --> 04:26.352
‫گمونم فراموش کردم چیزی بخورم

04:26.353 --> 04:28.876
‫اشکال نداره عزیزم

04:28.877 --> 04:30.443
‫یه روزی وقتی برای بچه‌هامون تعریف کنیم

04:30.444 --> 04:31.966
‫کلی می‌خندن

04:31.967 --> 04:33.924
‫ما حتی یه عکاس آوردیم...

04:33.925 --> 04:37.145
‫تا اون لحظه رو ابدی کنیم...

04:37.146 --> 04:38.581
‫چیه عزیزم؟

04:39.757 --> 04:42.890
‫فقط... سردرد دارم

04:42.891 --> 04:44.892
‫گوش کنید، احتمالاً هیچ مشکلی نیست...

04:44.893 --> 04:47.024
‫اما فشار خونتون یه مقدار بالاست،

04:47.044 --> 04:49.435
‫اورژانس اجازه خواسته که
‫تست سنکوپ بدی،

04:49.463 --> 04:52.639
‫و علائم بعد از ضربه زیر نظر باشه

04:52.640 --> 04:54.075
‫باشه

04:54.076 --> 04:55.859
‫سنکوپ چیه؟

04:55.860 --> 04:58.341
‫ببخشید، یه کلمه‌‌ی پرزرق‌وبرق
‫به جای غش کردنه

04:59.951 --> 05:04.346
‫تست ادرارت بنزودیازپین نشون میده

05:04.347 --> 05:07.088
‫خب از دوستم زاناکس گرفتم..

05:07.089 --> 05:08.437
‫تا از استرس امروزم کم شه

05:08.576 --> 05:10.396
‫گفتم می‌تونه...

05:10.397 --> 05:11.833
‫برای عروسی خوش‌یمن باشه

05:13.704 --> 05:16.880
‫پس فقط امروز یه قرص خوردی؟

05:17.441 --> 05:18.969
‫باشه

05:18.970 --> 05:21.885
‫شاید یکی دو ماهه که هر از گاهی می‌خورم

05:21.886 --> 05:23.365
‫درموردش بهم نگفته بودی

05:23.366 --> 05:25.585
‫- نمی‌خواستم نگرانت کنم
‫- خب...

05:26.171 --> 05:27.500
‫باید نگران بشم؟

05:27.784 --> 05:30.389
‫باید با مخدر توی این چند ماخ اخیر
‫حالتو خوب می‌کردی؟

05:30.417 --> 05:32.940
‫من مخدر نمی‌زنم تایلر
‫فقط زاناکسه

05:32.941 --> 05:34.594
‫خیلی خب، من خیلی سریع میرم
‫ چند تا آزمایش دیگه بگیرم

05:34.595 --> 05:37.032
‫و شما دو نفر حرف بزنید

05:40.731 --> 05:44.168
‫دیگه تقریباً تموم شد سم

05:44.169 --> 05:46.867
‫ایشون امیه
‫امروز قراره کمک کنه

05:46.868 --> 05:49.652
‫امی، ایشون هم نانسی، اریک و سم هستن

05:49.653 --> 05:52.307
‫- سلام، از آشناییتون خوش‌وقتم
‫- خوش‌وقتم

05:52.342 --> 05:54.754
‫سم از استخون‌درد،

05:54.789 --> 05:56.790
‫بثورات و ضعف کلی رنج می‌بره

05:56.791 --> 05:58.488
‫دفعه‌ی پیش هم همینجوری شد

05:59.533 --> 06:01.316
‫خوب می‌شی

06:01.317 --> 06:04.580
‫عوارض «فیلپوژن درمانی»ـه

06:04.581 --> 06:06.974
‫تازه این اصل کاری هم نیست

06:06.975 --> 06:09.978
‫پس داری برای پیوندِ
‫ سلول‌های بنیادی آماده می‌شی

06:11.327 --> 06:13.589
‫می‌دونید که صداتونو می‌شنوم دیگه؟

06:13.590 --> 06:15.504
‫- اوه!
‫- این هم لئوئه،

06:15.505 --> 06:16.497
‫برادر سم

06:16.545 --> 06:17.543
‫«اصل کاری»

06:17.620 --> 06:19.237
‫از جهنم مهلک رنج می‌برم

06:19.322 --> 06:20.366
‫خوش‌وقتم

06:20.554 --> 06:21.918
‫خوش‌وقتم لئو

06:21.971 --> 06:25.079
‫اون همین اتاق بغلیه که ایزوله‌ست

06:25.080 --> 06:27.473
‫اما دوست داره بتونه سم رو ببینه

06:27.474 --> 06:29.170
‫وگرنه اون مجبور می‌شه کلی تجهیزات بپوشه

06:29.171 --> 06:31.128
‫یا مثل هانیبال لکتر
‫از پشت شیشه باهام حرف بزنه

06:31.129 --> 06:34.218
‫این سومین بارِ برگشت بیماری لئوئه

06:34.219 --> 06:36.177
‫همیشه سم اهداکننده بوده

06:36.178 --> 06:40.137
‫قبلیا کِی بوده؟

06:40.138 --> 06:42.836
‫اولی سال ۲۰۱۸ بود،

06:42.837 --> 06:44.490
‫دومیش هم سه سال بعدش

06:44.491 --> 06:46.753
‫من اون موقع دستیار دکتر میلر بودم

06:46.754 --> 06:48.407
‫و شما توی کنفراسن پزشکی بودی

06:48.408 --> 06:52.019
‫حالا چندمین روزِ فیلپوژنِ سمه؟

06:52.020 --> 06:53.237
‫- دومین روز
‫- پس سه روز دیگه مونده

06:53.238 --> 06:55.414
‫هنوزم روند همینه

06:55.415 --> 06:58.112
‫لئو هم یه تزریق شیمی‌درمانی دیگه داشت

06:58.113 --> 06:59.722
‫تا برای درمان آماده بشه

06:59.723 --> 07:01.028
‫برای همینم ایزوله‌ست

07:01.029 --> 07:02.856
‫دردش داره بیشتر می‌شه

07:02.857 --> 07:04.205
‫داره میره توی شونه‌م

07:04.206 --> 07:06.163
‫که یعنی مشکل از طحاله درسته؟

07:06.164 --> 07:08.339
‫- دفعه‌ی پیش هم همینجوری شد
‫- و اون سردرد داره

07:08.340 --> 07:10.646
‫می‌شه یه چیزی برای دردش بدیم؟

07:10.647 --> 07:12.779
‫یه دوز کوچیک اکسی کدون؟

07:12.780 --> 07:14.607
‫می‌خوای به بچه‌ی ۱۴ ساله اکسی کدون بدی؟

07:15.099 --> 07:18.001
‫بهتر نیست یه دقیقه
‫تماس تصویری رو قطع کنیم...

07:18.002 --> 07:20.221
‫تا بتونیم با سم حرف بزنیم؟

07:20.222 --> 07:23.050
‫نه، قطعش کنی بد می‌شه

07:23.051 --> 07:26.140
‫ببین، می‌دونم سخته...

07:26.141 --> 07:30.406
‫اما تو می‌تونی خب؟
‫تو پسر شجاعی هستی

07:31.581 --> 07:33.277
‫باهمدیگه از پسش برمیایم

07:33.278 --> 07:34.541
‫درسته؟

07:36.238 --> 07:38.544
‫باهمدیگه از پسش برمیایم؟

07:38.545 --> 07:40.546
‫ما سم رو می‌بریم پایین برای رادیولوژی

07:40.547 --> 07:43.070
‫تا اسکن شکمی ازش بگیریم
‫تا شکمش رو چک کنیم...

07:43.071 --> 07:44.419
‫و به طحالش یه نگاه بندازیم

07:44.420 --> 07:46.900
‫مرسی، ممنون می‌شیم

07:46.901 --> 07:47.901
‫یادتون هست که توی دستگاه سی‌تی‌ اسکن

07:47.902 --> 07:49.119
‫دچار ترس از فضای بسته می‌شه؟

07:49.120 --> 07:50.556
‫آخرین باری که مجبورش کردین اینجوری شد

07:50.557 --> 07:52.732
‫ما حسابی مراقبشیم لئو

07:52.733 --> 07:55.474
‫طاقت بیار عزیزم
‫چیزی نمونده

08:12.600 --> 08:15.624
‫می‌دونم حتماً فکر می‌کنید
‫که ما سم رو مجبور به این کار می‌کنیم

08:15.625 --> 08:16.757
‫من...

08:19.020 --> 08:21.021
‫پسرم وقتی پنج سالش بود...

08:21.022 --> 08:22.196
‫براش تشخیص مشکل قلبی دادن

08:22.197 --> 08:26.417
‫واسه همین ترستون رو درک می‌کنم

08:26.418 --> 08:29.812
‫می‌فهمم تمام تلاشتونو برای نجاتش می‌کنید

08:29.813 --> 08:34.382
‫وقتی ما فهمیدیم لئو ۳ سالش بود

08:34.383 --> 08:39.039
‫ما رو در هم شکست اما در عین حال
‫باعث شد کنار هم باشیم

08:39.040 --> 08:41.258
‫نانسی هم اون موقع سم رو باردار بود

08:41.259 --> 08:43.478
‫اما مردم بازم...

08:43.479 --> 08:45.959
‫پچ پچ می‌کردن: برادر ناجی

08:45.960 --> 08:48.483
‫اصلاً از این برچسب خوشم نمیاد

08:48.484 --> 08:50.180
‫پدر و مادرهای دیگه هم توی مدرسه...

08:50.181 --> 08:52.096
‫جوری بهمون زل می‌زنن
‫که انگار دیوونه‌ایم. اما...

08:53.576 --> 08:56.447
‫نکنه باید بذاریم لئو بمیره؟

08:56.448 --> 08:59.495
‫وقتی احتمالش هست که جواب بده

09:00.670 --> 09:03.499
‫شاید اینوری چند سال بیشتر پیشمون باشه

09:05.370 --> 09:07.850
‫منم بودم از هیچی دریغ نمی‌کردم

09:07.851 --> 09:11.115
‫پس من هیچ قضاوتی نمی‌کنم

09:14.205 --> 09:16.555
‫برادرت خواسته شخصاً باهات حرف بزنه

09:16.556 --> 09:19.209
‫می‌دونم باید کلی تجهیزات بپوشی،

09:19.210 --> 09:20.602
‫پس اگه نمی‌خوای...

09:20.603 --> 09:22.909
‫می‌تونم از اتاق انتظار باهاش حرف بزنم

09:22.910 --> 09:24.259
‫باشه

09:35.792 --> 09:37.838
‫سی‌تی اسکن چطور بود؟

09:39.056 --> 09:42.624
‫خوب بود. چیز خاصی نبود

09:42.625 --> 09:45.018
‫خیلی داغونی داداش کوچیکه

09:45.019 --> 09:47.020
‫ببین کی این حرف رو می‌زنه

09:47.021 --> 09:50.632
‫تا حالا تو روز دوم حالت انقدر بد نبوده

09:50.633 --> 09:54.375
‫می‌گن وقتی سنت بره بالا معمولاً بدتر می‌شه

09:54.376 --> 09:57.073
‫مخصوصاً اگه قبلاً هم انجام داده باشی

09:57.074 --> 10:00.251
‫تا حالا نشده بود موقع آمادگی
‫توی بیمارستان نگهت دارن

10:01.557 --> 10:02.949
‫نمی‌دونم چطوری قراره...

10:02.950 --> 10:04.037
‫سه بار دیگه انجامش بدی

10:04.038 --> 10:05.778
‫فقط سه روز دیگه مونده

10:05.779 --> 10:08.041
‫اما تو گفتی هر روز ده برابر...

10:08.042 --> 10:09.912
‫بدتر از روز قبله، یادته؟

10:09.913 --> 10:11.522
‫از دفعه‌ی پیش؟

10:11.523 --> 10:13.046
‫من ۱۱ سالم بود

10:13.047 --> 10:14.701
‫اغراق می‌کردم

10:15.876 --> 10:18.574
‫اغراق می‌کرد دکتر میترا؟

10:19.923 --> 10:21.141
‫نه

10:21.142 --> 10:23.534
‫باشه به هر حال نمی‌ذارم بمیری

10:23.535 --> 10:28.149
‫پس تمومش کن خب؟ بسه!

10:32.632 --> 10:34.590
‫حالا این دفعه چی باید بهت بدم؟

10:37.941 --> 10:39.417
‫همه‌ی کارت‌های بیسبالت رو

10:39.461 --> 10:40.240
‫حتماً

10:40.287 --> 10:43.278
‫مامان رو هم راضی کن
‫ایکس باکس تو اتاقم داشته باشم

10:44.992 --> 10:46.470
‫قبوله

11:22.377 --> 11:25.727
‫چی شده؟ خوبی؟

11:25.728 --> 11:27.598
‫خوبم

11:32.822 --> 11:34.911
‫من باردارم

11:39.133 --> 11:41.221
‫فکر می‌کردم غیرممکنه

11:41.222 --> 11:42.657
‫منم همینطور

11:42.658 --> 11:45.966
‫اما انگار معجزه شده

11:46.618 --> 11:47.968
‫نه؟

11:58.718 --> 12:01.415
‫نورا امروز سونوگرافی داشت

12:01.416 --> 12:02.982
‫داریم پسردار می‌شیم

12:04.332 --> 12:05.854
‫مطمئنم خیلیه

12:05.855 --> 12:08.291
‫اون فکر می‌کنه راحت‌تره که
‫دل رو بزنم به دریا...

12:08.292 --> 12:10.163
‫و به امی بگم

12:10.164 --> 12:13.122
‫راحت‌تر؟ نه

12:13.123 --> 12:16.082
‫اما عقب انداختنش کمکی به کسی نمی‌کنه

12:16.083 --> 12:17.431
‫فکر می‌کنی واکنشش چیه؟

12:17.432 --> 12:18.562
‫هیچ نظری ندارم

12:18.563 --> 12:20.870
‫خب خیلی کمک‌کننده بود

12:22.480 --> 12:25.004
‫یه بخشی از وجودت هنوز عاشقشه

12:25.005 --> 12:26.875
‫شاید همیشه بمونه

12:26.876 --> 12:29.791
‫و حالا برای اولین بار بعد از اومدن دنی،

12:29.792 --> 12:32.925
‫اون جوری نگاهت می‌کنه
‫که انگار اون هم عاشقته

12:32.926 --> 12:34.971
‫و چقدر تو دلت برای همچین چیزی تنگه

12:36.407 --> 12:38.017
‫لطفاً اگه اشتباه می‌کنم بگو

12:38.018 --> 12:39.670
‫چی؟ مگه جلسه‌ مشاوره‌ست؟

12:39.671 --> 12:41.324
‫خودت روی اون مبل نشستی

12:41.325 --> 12:43.350
‫به زودی انجامش می‌دی؟

12:43.388 --> 12:45.433
‫آخه باعث می‌شی بقیه‌ی ماهایی که می‌دونیم...

12:45.547 --> 12:49.028
‫بخصوص کیتی،
‫ توی موقعیت خیلی سختی باشیم

12:55.731 --> 12:58.254
‫اوه ببخشید، مزاحم شدم؟

12:58.255 --> 13:00.169
‫مشکلی نیست، دارم میرم

13:01.781 --> 13:05.958
‫یه مشاوره‌ی روانشناسی برای
‫یه عروس احتمالاً فراری می‌خوام

13:05.959 --> 13:07.395
‫چند دقیقه وقت داری؟

13:08.439 --> 13:11.050
‫جواب سی‌تی اسکن سم اومد

13:11.051 --> 13:12.660
‫طحالش بزرگ شده

13:12.661 --> 13:15.228
‫بیشتر از حالت عادی یه دوره فیلپوژن

13:15.229 --> 13:16.664
‫دکتر میلر قراره توصیه کنه...

13:16.665 --> 13:18.709
‫که قبل از دوز بعدی سم وقفه بدیم

13:18.977 --> 13:21.321
‫چرا؟ نزدیکِ پارگیه؟

13:21.322 --> 13:24.759
‫نه اما اون بچه ترسیده و درد داره

13:24.760 --> 13:28.676
‫اگه ترسیده، عقب انداختنش فقط بیشتر کشش میده

13:28.677 --> 13:30.678
‫لئو هم دو هفته شیمی درمانی...

13:30.679 --> 13:32.419
‫و پرتودرمانی شده تا برای این کار
‫آماده بشه

13:32.420 --> 13:34.073
‫برای چی؟

13:34.074 --> 13:36.423
‫برای زنده نگه داشتنش

13:36.424 --> 13:39.731
‫تا کی؟ و به چه قیمتی؟

13:41.603 --> 13:44.910
‫گوش کن. الان همه ترس از تعهد دارن

13:44.911 --> 13:46.999
‫آره، هفت سال موندم
‫و سه بار خواستگاری کردم...

13:47.000 --> 13:48.232
‫تا ببرمش سر سفره‌ی عقد

13:48.275 --> 13:49.362
‫فکر کردم کارم عاشقانه‌ست،

13:49.409 --> 13:51.324
‫می‌دونی؟ این که به پاش موندم

13:52.614 --> 13:54.615
‫حالا فکر می‌کنم بزرگترین احمق دنیام

13:54.616 --> 13:56.443
‫آخه کی موقع خوندن عهد و پیمانش غش می‌کنه؟

13:56.444 --> 13:58.532
‫اگه فقط یه کوچولو باور داشته باشی

13:58.533 --> 13:59.750
‫که کائنات برات نشونه می‌فرسته...

13:59.751 --> 14:01.884
‫خیلی بیشتر از چیزی که فکر کنی
‫اتفاق میفته

14:02.474 --> 14:03.518
‫غش کردن رو می‌گم

14:05.540 --> 14:08.672
‫به نظرت خیلی بده...

14:08.673 --> 14:11.719
‫که امید دارم امروز واقعاً چیزیش بوده باشه؟

14:11.720 --> 14:13.242
‫آخه حداقل این ثابت می‌‌کنه...

14:13.243 --> 14:16.289
‫که از ازدواج با من نمی‌رسه مگه نه؟

14:16.290 --> 14:18.726
‫ببین پسر، من خودم طلاق گرفتم،

14:18.727 --> 14:20.771
‫پس احتمالاً بهترین گزینه...

14:20.772 --> 14:22.121
‫برای نصیحت کردن درمورد رابطه نیستم

14:22.122 --> 14:23.992
‫اما اگه واقعاً عاشقشی،

14:23.993 --> 14:26.560
‫یه کم زمان دادن برای این که
‫آمادگی داشته باشه چیزی نیست

14:31.696 --> 14:33.654
‫خب؟ نتیجه چی شد؟

14:33.655 --> 14:36.876
‫محرمانه‌ست اما می‌تونی
‫خودت بری ازش بپرسی

14:40.183 --> 14:41.444
‫دنبال راه فرار بود؟

14:41.445 --> 14:43.099
‫نه، پسره‌ی بدبین

14:47.103 --> 14:50.062
‫خیلی خب، باید متقاعدم کنی

14:50.063 --> 14:51.846
‫بیشترین اضطراب وقتی بوجود میاد...

14:51.847 --> 14:54.893
‫که در انتظار یه چیز آسیب‌زا هستیم

14:54.894 --> 14:58.940
‫بنا به تجربه‌ی من، وقتی یه نفر
‫توی همچین مناسبتی غش می‌کنه،

14:58.941 --> 15:00.594
‫معمولاً به این خاطره که ترس‌هاشون رو

15:00.595 --> 15:02.639
‫در اون رابطه انکار می‌کردن

15:02.640 --> 15:05.686
‫اما کیلا چندین ماه اون ترس رو می‌پرورونده

15:05.687 --> 15:08.732
‫و تو ذهنش تصور می‌کرده که
‫چقدر ترسناک قراره باشه

15:08.733 --> 15:11.213
‫پس وقتی بالاخره روزش رسید،

15:11.214 --> 15:14.695
‫باید آروم می‌شد

15:14.696 --> 15:16.958
‫آره، خیلی نامعقول به نظر میاد

15:16.959 --> 15:19.179
‫اون اضطرابِ ازدواج کردن رو داره

15:19.895 --> 15:21.504
‫ولی با خوردنِ زاناکس...

15:21.585 --> 15:25.023
‫داشته به زور خودشو می‌برده پای سفره‌ی عقد

15:25.098 --> 15:29.624
‫اون عاشقشه و می‌خواد باهاش به نتیجه برسه

15:30.712 --> 15:32.669
‫پس علتش فیزیکی بوده

15:32.670 --> 15:34.758
‫اگه واقعاً آروم می‌شد،

15:34.759 --> 15:37.023
‫فشار خونش می‌رفت پایین

15:42.419 --> 15:45.291
‫اسکن سم چطور بود؟

15:45.292 --> 15:48.685
‫اجازه ندارم درمورد جواب آزمایشش
‫صحبت کنم

15:48.686 --> 15:50.905
‫اما می‌تونم بهت بگم که
‫پیوند سلول‌های بنیادی...

15:50.906 --> 15:53.995
‫قراره ادامه پیدا کنه
‫پس این اتفاق خوبیه

15:53.996 --> 15:56.215
‫از نظر کی؟

15:56.216 --> 15:57.999
‫می‌فهمم که نگران برادرتی...

15:58.000 --> 16:00.741
‫می‌دونی این سومین باره؟

16:00.742 --> 16:03.265
‫بار اول ۲۵ ماه زمان برام خرید،

16:03.266 --> 16:06.225
‫دومی ۱۴ ماه،

16:06.226 --> 16:08.662
‫همه می‌دونن هر بار نتیجه بدتر می‌شه

16:08.663 --> 16:11.752
‫- مواردی بوده که...
‫- اذیتم نکن!

16:11.753 --> 16:13.449
‫دکترها حتی اجازه نمی‌دن
‫که یه بزرگسال...

16:13.450 --> 16:16.583
‫بیشتر از سه بار اهدا کنه
‫چون برای بدن خیلی تهاجمیه

16:16.584 --> 16:19.108
‫پس چی به سر یه بچه‌ی ۱۴ ساله میاد؟

16:22.285 --> 16:25.070
‫اون نصف راه رو رفته و همه‌ی شما
‫قرار گذاشتین...

16:25.071 --> 16:27.855
‫اونا قرار گذاشتن!
‫من هیچ حق نظر دادنی نداشتم!

16:29.771 --> 16:31.598
‫اومدی که دو تایی بریزین سرم؟

16:31.585 --> 16:33.760
‫مامانم فرستادت سفارشش رو انجام بدی؟

16:33.775 --> 16:36.603
‫- معلومه که نه
‫- چرا انقدر بهم فشار میاره؟

16:36.604 --> 16:38.736
‫واقعاً نمی‌دونم!

16:40.216 --> 16:42.610
‫به نظرت داریم کار درستی می‌کنیم؟

16:43.828 --> 16:45.133
‫تا زمانی که طحال سم...

16:45.134 --> 16:47.267
‫طحالش مشکل داره؟

16:49.138 --> 16:50.965
‫اگه پاره بشه ممکنه بمیره آره؟

16:50.966 --> 16:53.968
‫ما خیلی دقیق اون رو زیر نظر داریم لئو،

16:53.969 --> 16:56.797
‫و اگه خطری تهدیدش کنه
‫فیلپوژن رو متوقف می‌کنیم

16:56.798 --> 16:58.973
‫اصلاً می‌دونید این کار چه بلایی سرش آورده؟

16:58.974 --> 17:01.671
‫توی هشت سالگی کشوندن بردنش
‫توی بیمارستانا تا آزمایش بگیرن

17:01.672 --> 17:03.499
‫و خون بگیرن و سرم بزنن

17:03.500 --> 17:06.241
‫من ۱۲ سالم بود و می‌دیدم
‫که از ترس به خودش می‌لرزه

17:06.242 --> 17:09.940
‫بعد مامانم داشت دم گوشش
‫زمزمه می‌کرد که اون چه پسر قهرمانیه

17:09.941 --> 17:12.552
‫بعدش دوباره برگشتیم، این بار ۱۱ سالش بود،

17:12.553 --> 17:13.944
‫از سی‌تی اسکن وحشت‌زده شده بود

17:13.945 --> 17:15.816
‫و حالا از سوار آسانسور شدن هم می‌ترسه،

17:15.817 --> 17:17.600
‫یا از طبقه‌ی پایینِ تخت دو طبقه،

17:17.601 --> 17:19.211
‫چون اون دستگاه باعث شد تنگناهراسی بگیره

17:19.212 --> 17:22.953
‫و دوباره مامانم میاد می‌گه:
‫«تو خیلی شجاعی، سم...

17:22.954 --> 17:25.217
‫تو خیلی شجاعی.»

17:25.218 --> 17:26.696
‫اما نیست

17:26.697 --> 17:30.178
‫اون وحشت کرده و نمی‌خواد این کارو بکنه!

17:30.179 --> 17:32.833
‫اون نمی‌خوام بگه و اونا نمی‌بینن!

17:32.834 --> 17:34.661
‫حالا می‌خوان جونشو به خطر بندازن؟

17:34.662 --> 17:36.967
‫تو ۱۸ سالته لئو

17:36.968 --> 17:39.579
‫اگه نمی‌خوای این کارو بکنی مجبور نیستی

17:39.580 --> 17:41.233
‫یعنی می‌گی بازی رو همینجا تموم کنیم؟

17:41.234 --> 17:44.584
‫نه، فکر نکنم منظورش این باشه

17:44.585 --> 17:46.020
‫اگه تو نگران سم هستی...

17:46.021 --> 17:47.935
‫می‌تونیم دنبال یه اهداکننده‌ی دیگه بگردیم

17:47.936 --> 17:50.851
‫فوق‌العاده کار سختیه...

17:50.852 --> 17:52.896
‫که یه اهداکننده‌ی مشابه
‫به اندازه‌ی سم پیدا کنیم

17:52.897 --> 17:54.855
‫ولی غیرممکن نیست

17:54.856 --> 17:56.465
‫پس می‌تونیم بفرستیمش خونه

17:56.466 --> 17:57.858
‫برای همیشه

17:57.859 --> 18:00.034
‫لئو، به حرفی که می‌زنی فکر کن

18:00.035 --> 18:03.603
‫عملاً داری کلا جا می‌زنی

18:03.604 --> 18:06.823
‫چه جا زدنی؟
‫فکر کردین چه جور زندگی‌ای دارم؟

18:06.824 --> 18:08.347
‫وقتی زندگی اون رو نابود می‌کنن

18:08.348 --> 18:11.567
‫خیلی خب ببین،
‫می‌دونم احساس گناه خیلی زیادی

18:11.568 --> 18:13.003
‫بابن دردی که می‌کشه داری اما...

18:13.004 --> 18:16.617
‫امی، می‌شه بیرون حرف بزنیم؟

18:20.573 --> 18:22.056
‫اصلا فکر می‌کنی...

18:22.057 --> 18:23.623
‫که این اتفاق با خانواده‌ش چی کار می‌کنه؟

18:23.624 --> 18:25.407
‫آره. رهاشون می‌کنه

18:25.408 --> 18:28.018
‫این تصمیم با تو نیست

18:28.019 --> 18:30.196
‫نه نیست. مسئله همینه

18:34.722 --> 18:36.723
‫اون یه آدم بالغه و حق و حقوقی داره

18:36.724 --> 18:38.681
‫و من دیگه برای تو کار نمی‌کنم

18:38.682 --> 18:40.119
‫پس لطفاً از حدت جلوتر نیا

18:49.128 --> 18:51.041
‫سلام مرغ‌ عشق‌ها چطورین؟

18:51.042 --> 18:53.261
‫سرم کیلا رو عوض کردم

18:53.262 --> 18:55.089
‫علائم حیاتش رو ثبت می‌کنم

18:55.090 --> 18:58.571
‫خب، ما بهت لابتالول می‌دیم،
‫یه مسدودکننده‌ی بتاست،

18:58.572 --> 18:59.876
‫که کمک می‌کنه فشار خونت بیاد پایین

18:59.877 --> 19:01.051
‫می‌خوام از از کلی آزمایش...

19:01.052 --> 19:02.879
‫اون رو تحت کنترل دربیاریم

19:02.880 --> 19:04.794
‫صبر کنید، هنوز نمی‌دونید مشکلش چیه؟

19:04.795 --> 19:06.405
‫ممکنه خیلی چیزها باشه

19:06.406 --> 19:08.407
‫و در این مرحله، حدس زدن...

19:08.408 --> 19:09.669
‫مثل سرچ کردن علائم توی گوگل می‌مونه،

19:09.670 --> 19:10.800
‫فقط نگرانتون می‌کنه

19:10.801 --> 19:13.020
‫حالا چه آزمایشاتی قراره انجام بدین؟

19:13.021 --> 19:15.240
‫وقتی فشار خونش کنترل بشه،

19:15.241 --> 19:18.721
‫ای‌سی‌جی ۱۲ لید، تروپونین، تیروئید،
‫اکوی قلب،

19:18.722 --> 19:20.027
‫ام‌آرآی مغز، شاید تست استرس...

19:20.028 --> 19:21.942
‫باشه خوبه.
‫فوراً همه‌ش رو انجام بدین

19:21.943 --> 19:25.119
‫- تایلر لطفاً آروم باش
‫- نه آروم نمی‌شم

19:25.120 --> 19:28.253
‫می‌دونی چرا؟ چون من
‫به عنوان شوهرت وظیفه دارم...

19:28.254 --> 19:29.558
‫که مراقبت باشم

19:29.559 --> 19:31.256
‫و قضیه اینه

19:31.257 --> 19:33.258
‫اگه نمی‌خوای، مشکلاتمون بزرگتر از ایناست

19:33.259 --> 19:35.651
‫خیلی خب، ساکت

19:35.652 --> 19:37.436
‫لابتالول رو کی شروع کردی؟

19:37.437 --> 19:39.174
‫پنج دقیقه پیش

19:39.214 --> 19:40.562
‫باشه. سرم رو قطع کن

19:40.657 --> 19:41.385
چی شده؟

19:41.409 --> 19:43.616
...دچار افزایش واکنشی

19:43.617 --> 19:44.617
در فشار خونش شده

19:44.618 --> 19:46.140
...اساسا یعنی من یه دارو بهت دادم

19:46.141 --> 19:47.446
...که فشار خونت رو بیارم پایین

19:47.447 --> 19:49.622
ولی بلافاصله در جهت عکس
حرکت میکنه

19:49.623 --> 19:50.971
یعنی چی؟

19:50.972 --> 19:53.756
احتمالا یه ضایعه‌ای
توی غده فوق‌کلیه‌ت هست

19:53.757 --> 19:55.889
ولی برای تاییدش باید
آزمایشات بیشتری بگیرم

19:55.890 --> 19:58.283
ضایعه؟
خیلی جدیه؟

19:58.284 --> 19:59.632
به زودی اطلاعاتمون بیشتر میشه

19:59.633 --> 20:01.068
سطح متانفرین خون و ادرار رو چک کن

20:01.069 --> 20:03.332
و هرچه سریع‌تر از رادیولوژی
براش وقت بگیر

20:08.250 --> 20:10.686
طاقت بیار، عزیزم

20:10.687 --> 20:12.746
ما اینو پشت سر میذاریم، باشه؟

20:13.570 --> 20:15.474
دیگه آخراشه

20:15.475 --> 20:18.433
حالت چطوره، رفیق؟
شونه‌ت چطوره؟

20:18.434 --> 20:20.261
میشه بازم مسکن بهم بدین؟

20:20.262 --> 20:23.003
.بفرما! بازم اکسی‌کدون میخواد
!مبارکه

20:23.004 --> 20:25.745
!میشه لطفا تمومش کنی
دوزش خیلی پایینه

20:25.746 --> 20:27.050
و بیمارستان هم به شدت احتیاط میکنه

20:27.051 --> 20:29.009
!این حرفات به سم کمک نمیکنه

20:29.010 --> 20:32.274
از همتون خواهش میکنم دعوا نکنید

20:33.014 --> 20:35.015
همه‌چی درست میشه

20:35.016 --> 20:37.017
،چند روز دیگه که بگذره
همه‌چی تموم میشه

20:37.018 --> 20:39.672
نه، نه من میگم
!همین الان تموم میشه

20:39.673 --> 20:40.716
درمورد چی حرف میزنی؟

20:40.717 --> 20:41.674
من این کار رو نمی‌کنم

20:41.675 --> 20:42.936
اونم نمی‌کنه

20:42.937 --> 20:45.199
...عزیزم، می‌دونم ترسیدی

20:45.200 --> 20:47.462
و نمیخوای برادرت بازم
...اینا رو تجربه کنه، ولی

20:47.463 --> 20:48.069
!فقط تمومش کنید

20:48.093 --> 20:50.204
خواهش میکنم، دیگه نمیخوام این سخنرانی‌های
تکراری رو بشنوم

20:50.205 --> 20:52.224
!سخنرانی نیست
!حقیقته

20:52.225 --> 20:54.730
!حقیقت شماست
!نه من

20:54.731 --> 20:56.254
،من دیگه هجده سالمه
!نمی‌تونید مجبورم کنید

20:56.255 --> 20:58.300
پس درمان سم رو متوقف کنید و
!ببریدش خونه

20:59.954 --> 21:02.260
تو اینو میخوای؟
عزیزم، میخوای تمومش کنی؟

21:02.261 --> 21:03.435
نه

21:03.436 --> 21:04.523
فقط میخوام کمک کنم

21:04.524 --> 21:06.002
...خب، انتظار دارید چی بگه

21:06.003 --> 21:08.222
وقتی کاری کردین کل زندگیش
حول محور نجات من بچرخه؟

21:08.223 --> 21:09.702
تو که همچین حسی نداری، داری؟

21:09.703 --> 21:10.833
!فقط دست از سرش بردارید

21:10.834 --> 21:11.704
...این تصمیم منه

21:11.705 --> 21:12.748
!و دکترم هم ازش حمایت میکنه

21:12.749 --> 21:14.273
!پس فقط تمومش کنید

21:18.799 --> 21:21.366
تو متقاعدش کردی که
از زندگی دست بکشه؟

21:21.367 --> 21:23.498
این چیزیه که داره میگه؟

21:23.499 --> 21:25.457
درسته؟

21:25.458 --> 21:29.374
فکر کنم باید این مساله رو
با مدیرانمون مطرح کنیم

21:29.375 --> 21:31.071
به نظر من کاملا واضحه که
...دکتر میترا

21:31.072 --> 21:32.812
!باید از پرونده لئو برکنار بشه

21:32.813 --> 21:34.248
ما عصبانیت شما رو درک میکنیم

21:34.249 --> 21:37.077
واقعا؟ بچه‌ای داری که
بیماری کشنده داشته باشه؟

21:37.078 --> 21:39.775
اتفاقا داشتم، آره

21:39.776 --> 21:41.387
پسرم رو از دست دادم

21:44.694 --> 21:46.434
...حتما فکر میکنید که من

21:46.435 --> 21:49.611
.من نمی... متاسفم
حتی نمیدونم چی بگم

21:49.612 --> 21:52.266
شما از کجا می‌خواستید اینو بدونید

21:52.267 --> 21:54.573
ولی به نظرم فکر خوبیه که
یکم خونسرد باشید

21:54.574 --> 21:56.357
و دیگه پیش خودتون فرض نکنین
...که ما داریم دسیسه‌چینی میکنیم

21:56.358 --> 21:58.881
تا نذاریم شما
جون بچه‌تون رو نجات بدین

21:58.882 --> 22:00.405
ما درک میکنیم

22:00.406 --> 22:03.146
برای همه شرایط سختیه

22:03.147 --> 22:06.368
و ما میخوایم کمکتون کنیم که
از این شرایط عبور کنید

22:08.414 --> 22:10.246
...اون فقط فکر میکنه که سعی داره

22:10.270 --> 22:12.547
،از سم در برابر درد کشیدن
محافظت کنه

22:12.548 --> 22:14.854
...ولی پس دردی که حس میکنه وقتی

22:14.855 --> 22:16.421
مجبور بشه برادرش رو دفن کنه، چی؟

22:16.422 --> 22:18.684
یا عذاب وجدانی که
...مجبوره با خودش حمل کنه

22:18.685 --> 22:20.120
...وقتی بزرگ بشه و بفهمه که

22:20.121 --> 22:23.166
برادرش خودش رو برای
آسایش اون قربانی کرده، چی؟

22:25.779 --> 22:28.476
ببینید، هیچ راهی برای
پاسخ به این سوالات وجود نداره

22:28.477 --> 22:31.827
ولی ما فکر می‌کنیم
باید با هردوشون حرف بزنیم

22:31.828 --> 22:33.394
فقط سر در بیاریم چه حسی دارن

22:33.395 --> 22:37.093
شاید بتونید قضیه رو
...به مسیری که خودتون میخواید، برگردونید

22:37.094 --> 22:39.619
بدون اینکه اونا حس کنن
حق اظهار نظر ندارن

22:40.533 --> 22:42.098
درست میگه

22:42.099 --> 22:44.797
باید سرعتمون رو کم کنیم و
باهاشون حرف بزنیم

22:44.798 --> 22:46.494
...و اگه بخواید، مشاور هم داریم

22:46.495 --> 22:47.843
که این کار رو براتون تسهیل کنه

22:47.844 --> 22:49.105
آره، خوبه

22:49.106 --> 22:51.325
...ولی اگه فیلپوژن درمانی سم رو متوقف کنیم

22:51.326 --> 22:53.240
!کل پروسه از مسیر منحرف میشه

22:53.241 --> 22:56.375
و آخرین شیمی‌درمانی لئو
!امروز صبح بوده

22:57.158 --> 22:59.160
خب حرفت چیه؟

23:00.596 --> 23:04.382
لئو میتونه بگه که
نمیخواد پیوند بشه

23:04.383 --> 23:07.733
ولی نمیتونه کنترل کنه
با سم چی کار میکنیم

23:07.734 --> 23:09.822
ما به درمان سوم ادامه میدیم

23:09.823 --> 23:11.519
،و روز پنجم که بشه
...لئو میفهمه که

23:11.520 --> 23:12.483
ما کارمون رو متوقف نمیکنیم

23:12.487 --> 23:14.087
و سم هم حالش خوبه

23:14.088 --> 23:16.395
و میفهمه جنگیدن با ما فایده‌ای نداره

23:17.188 --> 23:24.188
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:25.012 --> 23:26.535
تموم شد -
سلام -

23:27.884 --> 23:29.581
نتیجه رو گرفتی؟

23:29.582 --> 23:32.497
خب، اسکن نشون میده که
...روی غده فوق‌کلیه‌ت

23:32.498 --> 23:34.847
.یه ضایعه هست
یه تومور غدد درون‌ریز

23:34.848 --> 23:36.675
تومور؟ -
یعنی سرطان؟ -

23:36.676 --> 23:39.721
من که مطمئنم
خود تومور، خوش خیمه

23:39.722 --> 23:42.550
حس میکنم یه "اما" ته اون جمله هست

23:42.551 --> 23:44.857
تو اختلالی داری به اسم فئوکروماسیتوما

23:44.858 --> 23:46.685
...اساسا، اتفاقی که داره میفته اینه که

23:46.686 --> 23:49.252
تومور باعث تشدید فعال‌سازیِ
پاسخ‌دهیت به استرس میشه

23:49.253 --> 23:50.799
باید با جراحی برش داریم

23:50.823 --> 23:53.822
ولی با توجه به محلش، خطراتی داره

23:53.823 --> 23:55.520
مثلا چه خطراتی؟

23:55.521 --> 23:58.305
اگه توی اتاق عمل
...فشار خونت یهو بزنه بالا

23:58.306 --> 24:00.829
،میتونه باعث سکته مغزی، حمله قلبی
و پارگی آنوریسم بشه

24:00.830 --> 24:02.440
خیلی خب، واو

24:02.441 --> 24:04.013
...اگه همینطور منتظر بمونی

24:04.037 --> 24:06.269
بازم کم و بیش همین
خطرات وجود داره

24:06.270 --> 24:09.359
پس من جراحی رو توصیه می‌کنم

24:10.884 --> 24:12.754
هی

24:12.755 --> 24:15.627
.هی
درست میشه

24:15.628 --> 24:17.280
ما اینو پشت سر میذاریم

24:17.281 --> 24:20.023
میدونی که عاشقتم

24:31.600 --> 24:33.383
اومدم بگم حق با تو بود

24:33.384 --> 24:35.255
،یکم جزئی‌تر توضیح بده
آخه معمولا حق با منه

24:35.256 --> 24:38.433
.عروس فراریمون
تومور داره

24:39.782 --> 24:41.436
اینو می‌تونستی پیامک کنی

24:44.961 --> 24:46.614
من و امی با هم بودیم

24:46.615 --> 24:48.050
منظورت چیه؟

24:48.051 --> 24:49.662
با هم قرار می‌ذاشتیم

24:50.532 --> 24:51.619
کی؟

24:51.620 --> 24:53.752
.پنج ماه
قبل تصادف

24:53.753 --> 24:55.101
اوه، بی‌خیال

24:55.102 --> 24:57.320
...میدونم اون همه‌چیو بهت میگه

24:57.321 --> 24:59.454
هیچ وسیله‌ای
توی خونه‌ش نداری

25:00.150 --> 25:01.542
...مسواکم هست

25:01.543 --> 25:03.588
که مطئنم خیلی واسش
تاثیرگذار نبوده

25:03.589 --> 25:05.981
و پودر تقویتی‌م هم
توی آشپزخونه‌ش هست

25:05.982 --> 25:08.202
همونی که ازش متنفره

25:09.116 --> 25:10.596
میخوام بهش بگم

25:11.292 --> 25:12.466
...اصلا میدونی امی

25:12.467 --> 25:14.599
چقدر الان زیر ذره‌بینه؟

25:14.600 --> 25:15.991
...اگه خبرش پخش بشه که

25:15.992 --> 25:17.776
اون با زیر دستِ مستقیمش
...می‌خوابیده

25:17.777 --> 25:20.126
خب، الان اون زیردستِ منه

25:20.127 --> 25:22.781
پس میخوای منم
از این بازیت حمایت کنم؟

25:22.782 --> 25:24.173
برای همین اینا رو بهم گفتی؟

25:24.174 --> 25:25.784
من واسش خوب بودم، جینا

25:25.785 --> 25:26.915
خوشحالش می‌کردم

25:26.916 --> 25:28.047
خب واضحه که من
...نمی‌تونستم

25:28.048 --> 25:29.657
تشخیص بدم خوشحاله یا نه

25:29.658 --> 25:31.659
...ولی اینو میتونم بهت بگم

25:31.660 --> 25:33.114
،شش هفته پیش
...درحالی به‌هوش اومد که

25:33.138 --> 25:34.620
هنوز عاشق شوهرش بود

25:35.621 --> 25:37.397
...پس اگه جای تو بودم

25:37.421 --> 25:39.667
،میذاشتم اون احساس
مسیر خودش رو طی کنه

25:39.668 --> 25:42.714
شاید امی باید بدونه
چیزای خوبی در انتظارش هست

25:42.715 --> 25:44.194
حتی اگه آمادگیش رو نداشته باشه

25:54.640 --> 25:56.945
حدس میزنم کل شب بیدار بودی

25:58.034 --> 25:59.208
...سعی دارم نگاهم روی چیزی باشه که

25:59.209 --> 26:00.688
در کنترل من هست

26:00.689 --> 26:03.212
....برنامه‌های درمان و

26:03.213 --> 26:06.086
مطمئن بشم توی مدرسه
از پسرها مراقبت میشه

26:07.870 --> 26:10.002
آدم انتظار نداره
زندگیش این شکلی بشه

26:10.003 --> 26:11.525
...ولی یهو میشه و

26:11.526 --> 26:14.485
دیگه حتی یادت نمیاد
قبلش چطوری بوده؟

26:16.052 --> 26:18.880
ببین، شاید دارم
...پامو از گلیمم درازتر میکنم، ولی

26:18.881 --> 26:22.755
نظرت چیه من سعی کنم
با لئو حرف بزنم؟

26:25.714 --> 26:28.324
،کاری که من کردم
انجام کار درست در حق بیمارم بود

26:28.325 --> 26:29.935
...و اینطور که متوجه شدم

26:29.936 --> 26:31.501
چند سال پیش هم
باهاشون کار کرده بودی؟

26:31.502 --> 26:32.590
درسته

26:32.591 --> 26:34.200
،پس موقع شروع کار
پیش‌داوری داشتی

26:34.201 --> 26:35.680
منظورت اینه که
نظر شخصی داشتم

26:35.681 --> 26:37.530
،که کل عمر سم
...به خاطر اعضای بدنش

26:37.554 --> 26:38.683
ازش سواستفاده شده؟

26:38.684 --> 26:41.033
هیچکس نمیگه
این شرایط آسونیه

26:41.034 --> 26:43.862
ولی قبل از اینکه
...گزینه هسته‌ای رو توی ذهن بچه بندازی

26:43.863 --> 26:46.255
به مشاوره روانپزشکی
یا مددکاری اجتماعی، فکر کردی؟

26:46.256 --> 26:48.127
واسه مشاوره وقت نداشتیم

26:48.128 --> 26:50.129
،و اون مادر
حاضر نبود تغییرعقیده بده

26:50.130 --> 26:51.130
اون مادر

26:51.131 --> 26:52.348
!بله

26:52.349 --> 26:53.480
...دفعه بعدی که

26:53.481 --> 26:55.351
...واکنش منفی درونی به این شدت

26:55.352 --> 26:57.223
نسبت به یه بیمار یا
...اعضای خانوادش داشتی

26:57.224 --> 26:59.225
...توصیه میکنم از دکتر میلر بخوای که

26:59.226 --> 27:00.487
بیمار دیگه‌ای بهت بده

27:00.488 --> 27:03.577
صحیح. و کی گفته
من اون گزینه رو تو سرش انداختم؟

27:03.578 --> 27:05.666
...آخه وقتی اون مکالمه شکل گرفت

27:05.667 --> 27:07.233
یه نفر دیگه هم توی اتاق بود

27:07.234 --> 27:08.800
پدر و مادرش قطعا باور دارن که
ایده تو بوده

27:08.801 --> 27:12.325
،و با توجه به رفتارت
منم نتیجه دیگه‌ای نمی‌گیرم

27:12.326 --> 27:15.502
پس الان تحت تحقیقات هستم

27:15.503 --> 27:18.157
اون واقعه کاملا
مورد ارزیابی قرار می‌گیره

27:18.158 --> 27:20.420
خب، امیدوارم همون
...آزادی عملی نصیب من بشه که

27:20.421 --> 27:24.772
،بقیه دکترهای دپارتمان من
ازش بهره‌مند شدن

27:24.773 --> 27:28.907
این شرایط هیچ ربطی
به وضعیت دکتر لارسن نداره

27:28.908 --> 27:32.912
،و اگه من باشم
حواسم هست چه کنایه‌ای میزنم

27:34.130 --> 27:35.610
متوجه شدم

27:36.742 --> 27:38.265
کارم اینجا تموم شد؟

27:48.144 --> 27:51.451
سلام، حالت چطوره؟

27:51.452 --> 27:54.236
اولین دوازده ساعت
بعد شیمی‌درمانی، همیشه بدترینه

27:54.237 --> 27:55.629
خیلی متاسفم

27:55.630 --> 27:58.414
نمیتونم تصور کنم
چقدر درد میکشی

27:58.415 --> 28:00.329
کل زندگیم درد کشیدم

28:00.330 --> 28:01.941
بهش عادت کردم

28:03.290 --> 28:06.640
...ولی اون

28:06.641 --> 28:10.035
میخوان همچنان اون زهر رو
بهش تزریق کنن

28:10.036 --> 28:11.645
مهم نیست من چی میگم
یا چی کار میکنم

28:11.646 --> 28:14.996
اونا فقط به فکرِ
نجات تو هستن

28:14.997 --> 28:18.304
میشه بهشون بگی
هیچوقت اونا رو نمی‌بخشم؟

28:18.305 --> 28:20.480
فکر نکنم الان
این براشون مهم باشه

28:20.481 --> 28:23.483
اون باید میرفت دبیرستان

28:23.484 --> 28:25.311
...ولی مجبور شدن یک سال نگهش دارن

28:25.312 --> 28:26.791
چون از بقیه خیلی عقب افتاد

28:26.792 --> 28:29.490
این ترحم کردن‌ها داره باعث میشه
عجیب‌الخلقه بشه

28:33.102 --> 28:35.582
درک میکنم که عصبانی هستی

28:35.583 --> 28:38.890
ولی فکر کنم میدونی
...هرکاری که اونا میکنن

28:38.891 --> 28:41.196
...ناشی از عشق

28:41.197 --> 28:43.722
و ترسِ از دست دادنته

28:45.375 --> 28:47.071
...من میفهمم چه حسی داره

28:47.095 --> 28:49.335
چون خودم بچه‌م رو از دست دادم

28:51.947 --> 28:53.340
لئو؟

29:02.697 --> 29:04.176
!کد آبی

29:08.224 --> 29:10.008
اونجا چه خبره؟

29:10.009 --> 29:14.186
!نه! نه
نه، نه، نه، نه

29:14.187 --> 29:15.578
!تمومش کن
چی کار میکنی؟

29:15.579 --> 29:18.233
،دکترا میترا رو خبر کن
!مریض کد خورده

29:18.234 --> 29:19.044
!اون درخواست عدم احیا امضا کرده

29:19.068 --> 29:20.367
!نمی‌تونی احیاش کنی

29:21.542 --> 29:23.586
!نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

29:23.587 --> 29:25.240
!امی، لطفا نجاتش بده -
!نه، ادامه بده -

29:25.241 --> 29:28.200
!درخواست عدم احیا داده
!نمیتونی برخلافش عمل کنی

29:28.201 --> 29:30.158
!کمکش کن -
!خواهش میکنم! خواهش میکنم -

29:30.159 --> 29:31.420
!خواهشا کمکش کن
!نجاتش بده

29:31.421 --> 29:32.465
!کمکش کنید
!توروخدا

29:32.466 --> 29:34.728
!توروخدا الان کمکش کنید

29:53.661 --> 29:56.794
سه تا صبح متوالی

30:00.494 --> 30:03.148
مطمئن نیستم
دوباره بتونم انجامش بدم

30:03.149 --> 30:04.932
میدونم حتما برات خیلی ترسناکه

30:04.933 --> 30:06.064
فقط این نیست

30:06.065 --> 30:07.544
پس چیه؟

30:08.502 --> 30:10.504
من ترسیدم

30:12.941 --> 30:14.594
...که

30:14.595 --> 30:17.249
هیچوقت نتونم
قلب خودم رو به اون بچه بدم

30:18.729 --> 30:21.776
میفهمم که همچین حسی داری

30:23.169 --> 30:25.083
ولی تو مثل اون زن نیستی

30:25.084 --> 30:27.434
در قلبت رو به روی دیگران نبستی

30:28.478 --> 30:30.785
این اتفاق خوبیه، مایکل

30:32.787 --> 30:34.920
اتفاق خوبیه

30:44.494 --> 30:47.105
...ظاهرا دیشب که من خونه بودم

30:47.106 --> 30:49.086
تونسته دکتر لارنس رو
...متقاعد کنه که

30:49.110 --> 30:50.848
درخواست عدم احیا رو امضا کنه

30:50.849 --> 30:53.459
،اگه خودت بودی
امضا نمیکردی؟

30:53.460 --> 30:55.287
!معلومه که نه

30:55.288 --> 30:57.594
منو چی فرض کردی؟

30:58.639 --> 31:00.335
حالش خوبه

31:00.336 --> 31:02.772
هنوز خوابه

31:02.773 --> 31:04.731
ولی وضعیتش پایداره

31:06.473 --> 31:08.997
نمیدونیم به چه زبونی
ازتون تشکر کنیم

31:10.433 --> 31:13.000
،شاید وضعیتش پایدار باشه
ولی هیچی حل نشده

31:13.001 --> 31:14.897
...فکر کنم از سرِ درموندگی

31:14.921 --> 31:17.657
درخواست عدم احیا رو امضا کرده

31:17.658 --> 31:21.009
خسته شده بود که هیچکدوممون
به حرفش گوش نکردیم

31:22.968 --> 31:24.970
به جز اون

31:30.192 --> 31:34.501
ببخشید. دکتر حمده میخواد
شما رو توی دفترش ببینه

31:52.823 --> 31:55.174
!من نمی‌ذاشتم بمیره

31:56.566 --> 32:01.527
درحالیکه والدینش سرم فریاد میزدن
جونش رو نجات بدم

32:01.528 --> 32:03.485
ولشون میکردم که نتونن
خداحافظی کنن؟

32:03.486 --> 32:05.967
که دیگه هرگز آرامش نداشته باشن؟

32:07.360 --> 32:09.230
...اینطوری تا آخر عمر

32:09.231 --> 32:11.754
خودشون رو سرزنش میکردن

32:16.935 --> 32:19.806
فکر کنم یادته که
...نقض درخواست عدم احیا

32:19.807 --> 32:23.201
معمولا باعث تعلیق یا حتی
اخراج میشه

32:23.202 --> 32:27.901
امیدوار بودم که شرایطِ موجه هم
تاثیری داشته باشه

32:27.902 --> 32:29.229
...خب، مایکل انقدر زرنگ بود که

32:29.253 --> 32:30.643
به والدین بسپره
...با اعضای هیئت‌مدیره

32:30.644 --> 32:33.124
تماس بگیرن و بگن
چقدر سپاسگزارن

32:33.125 --> 32:34.735
و این باید کمک کنه

32:36.606 --> 32:38.433
خب الان چی میشه؟

32:38.434 --> 32:40.131
خب، ریچارد میخواد
خون یکی رو بریزه

32:40.132 --> 32:43.221
ما نمی‌تونیم مشکلات معقول رو
...سرسری رد کنیم

32:43.222 --> 32:44.700
و اونا رو دیوونه صدا کنیم، جینا

32:44.701 --> 32:45.963
وقتی تصمیم گرفتیم
...تو رو برگردونیم

32:45.964 --> 32:47.877
ریچارد نگرانی‌های منطقی داشت

32:47.878 --> 32:49.792
...روز اول، هرچند که پایان خوشی داشت

32:49.793 --> 32:51.707
.خیلی پر دست‌انداز بود
الانم که این

32:51.708 --> 32:52.970
...اون میخواد واست دارو شروع کنه

32:52.971 --> 32:54.972
،تا برای کنترل رفتارهای تکانشی
کمکت کنه

32:54.973 --> 32:58.236
اون داروها، جلوی
!بازیابی حافظه‌ رو میگیرن

32:58.237 --> 32:59.977
...بهش گفتم مدارک کافی

32:59.978 --> 33:01.543
برای حمایت از این راهکار، نداریم

33:01.544 --> 33:03.328
،برای همینم
...بحث جلسه هیئت‌مدیره‌ای که

33:03.329 --> 33:05.243
،سرزده واردش شدی
پیش کشید

33:05.244 --> 33:06.461
!اون پنج هفته پیش بود

33:06.462 --> 33:07.941
ما واست دارو شروع نمیکنیم

33:07.942 --> 33:08.811
!نه. معلومه که نه

33:08.812 --> 33:10.074
...ولی باید درک کنی که

33:10.075 --> 33:13.119
از همون اول هم
...زیر میکروسکوپ بودی

33:13.120 --> 33:15.122
و الانم زیر پات محکم نیست

33:15.123 --> 33:18.169
هرکاری حتی نزدیک به
...نقض یک پروتکل

33:18.170 --> 33:19.736
یعنی دیگه اینجا کارت تمومه

33:21.390 --> 33:23.739
این بهترین حالتیه که گیرت میاد

33:23.740 --> 33:25.263
یعنی یه بدترین حالت هم هست؟

33:25.264 --> 33:27.787
خب، اگه لئو تصمیم بگیره
...شکایت رسمی ثبت کنه

33:27.788 --> 33:30.965
داستان با هیئت‌مدیره
کلا عوض میشه

33:49.375 --> 33:53.378
حتی یادم نمیاد چند شب
...کنار این تخت‌ها بیدار بودم

33:53.379 --> 33:56.207
...و همه کارهایی رو تصور میکردم که

33:56.208 --> 33:59.079
لئو باید اون بیرون بود و
انجام میداد

33:59.080 --> 34:02.257
،باید مثل یه پسر عادی و خوشحال
زندگی میکرد

34:07.045 --> 34:09.917
...و نمیخوام دوباره این کار رو

34:14.182 --> 34:16.880
...با تو تکرار کنم

34:17.794 --> 34:20.058
فرشته نازنین من

34:24.366 --> 34:27.716
میدونم فکر میکنی
...این همه سال

34:27.717 --> 34:32.373
من جلوی مادرت نایستادم

34:32.374 --> 34:35.811
،ولی باید بدونی که اون همیشه
هدفش کمک به تو بوده

34:35.812 --> 34:37.944
و اگه یه وقت فکر میکردم
...داره اشتباه میکنه

34:37.945 --> 34:41.034
اونوقت جلوش رو می‌گرفتم

34:41.035 --> 34:42.167
...اینا کار درستی بود

34:43.342 --> 34:44.472
تا اینکه دیگه نبود

34:45.387 --> 34:46.518
...و من متاسفم که

34:46.519 --> 34:48.086
ما اینو متوجه نشدیم

34:49.826 --> 34:51.392
ولی دیگه صدات رو شنیدیم

34:51.393 --> 34:53.090
بلند و واضح

34:53.091 --> 34:54.309
ممنون

34:56.311 --> 34:59.835
و متاسفم که الان مجبورتون کردم
همچین چیزی رو تجربه کنید

34:59.836 --> 35:02.187
نباید درخواست عدم احیا میدادم

35:03.536 --> 35:05.364
ما فقط یک چیز میخوایم

35:07.801 --> 35:11.064
میخوایم تو تسلیم نشی

35:11.065 --> 35:13.980
،و از این به بعد
دیگه سم رو دخالت نمیدیم

35:13.981 --> 35:15.721
...ولی شاید اهداکننده‌های دیگه‌ای باشن

35:15.722 --> 35:18.159
و شاید به‌خوبی سم
...باهات سازگار نباشن، ولی

35:20.161 --> 35:22.163
ممکنه جواب بده

35:22.555 --> 35:24.296
خواهش میکنم

35:25.732 --> 35:27.341
خیلی‌خب

35:27.342 --> 35:29.213
باشه؟

35:29.214 --> 35:31.476
باشه

35:34.262 --> 35:36.003
میتونیم تلاش کنیم

35:37.570 --> 35:39.875
خیلی‌خب

35:39.876 --> 35:42.226
باید به مادرت بگم

35:59.331 --> 36:01.942
،واقعا بابت کاری که برای من کردی
ازت ممنونم

36:02.551 --> 36:05.118
کاری که برای ما کردی

36:05.119 --> 36:08.207
میدونم چه حسی داره که
...آدمایی که قراره دوستت داشته باشن

36:08.208 --> 36:11.429
صدات رو نشنون

36:11.430 --> 36:14.083
خب، الان دیگه صدام رو شنیدن

36:14.084 --> 36:16.348
شاید واسه تو هم دیر نشده باشه

36:29.143 --> 36:31.100
تمام این مدت
نگهش داشتی؟

36:31.101 --> 36:32.537
جای تو روی اون کیک عروسیه

36:32.538 --> 36:34.626
هی، من تنها کسی‌ام که
!لباس مناسب پوشیده

36:34.627 --> 36:36.410
!ما اصلا وقت نداشتیم

36:38.457 --> 36:41.155
فقط محض احتیاط که
...شاید اتفاقی بیفته

36:41.851 --> 36:43.940
نمی‌خواستم منتظر بمونم

36:45.203 --> 36:47.247
از جراح خواستم
یک ساعت دیرتر شروع کنه

36:47.248 --> 36:49.859
،نمیشه که روز عروسی
دست رد به سینه عروس بزنیم

36:51.209 --> 36:54.212
هی، واقعا میخوای
این کار رو بکنی؟

36:55.169 --> 36:56.256
میخوام

37:21.500 --> 37:23.196
جراحی موفقیت‌آمیز بود

37:23.197 --> 37:25.198
چند دقیقه دیگه
می‌تونید برید دیدنش

37:25.199 --> 37:27.069
.تبریک میگم آقا
...عجب

37:27.070 --> 37:28.942
عجب روز عروسی بود

37:32.728 --> 37:34.468
...میخوایم دوباره ماه بعد

37:34.469 --> 37:35.730
یه مراسم درست حسابی بگیریم

37:35.731 --> 37:37.428
!و بهتره تو هم بیای

37:37.429 --> 37:39.213
بهم خبر بدید

37:40.562 --> 37:43.347
!واو! عجب روزی

37:43.348 --> 37:45.000
!عجب روزی

37:47.482 --> 37:49.701
خیلی‌خب

37:53.096 --> 37:55.620
واقعا دوست دارم
شام بیای پیش من

37:55.621 --> 37:58.797
فقط مامان و جیرجیرک

37:58.798 --> 37:59.841
مثل اون قدیم‌ها

37:59.842 --> 38:01.234
عه، باشه

38:01.235 --> 38:04.368
،پنجشنبه چطوره
بعد تمرین بیام؟

38:04.369 --> 38:05.282
خیلی عالی میشه

38:05.283 --> 38:06.892
پس فکر کنم
اون روز می‌بینمت

38:06.893 --> 38:07.893
دوستت دارم

38:07.894 --> 38:09.896
منم دوستت دارم، عزیزم

38:18.470 --> 38:19.426
سلام

38:19.427 --> 38:21.298
لئو نمیخواد شکایت کنه

38:21.299 --> 38:25.302
اتفاقا بهم گفت
ازت تشکر کنم

38:25.303 --> 38:27.216
امیدوارم تو تحت فشار
نذاشته باشیش

38:27.217 --> 38:28.455
پدرش باهاش حرف زد

38:28.479 --> 38:30.481
و خودشم درست و غلط رو
تشخیص میده

38:30.482 --> 38:32.048
سونیا

38:33.963 --> 38:37.315
شنیدم که بهت گفتم
تو نباید دکتر باشی

38:39.534 --> 38:41.580
من احمق بودم

38:49.501 --> 38:52.154
با دکتر حمده حرف زدم

38:52.155 --> 38:54.243
قرار نیست تحت تحقیقات
قرار بگیری

38:55.550 --> 38:56.637
ممنون

38:56.638 --> 38:57.682
خواهش میکنم

38:57.683 --> 38:59.379
...و درمورد اون زن

38:59.380 --> 39:01.773
،هرکی دیگه بود
پرتش میکردن تو خیابون

39:01.774 --> 39:05.646
خب، روز خیلی پرکاری بود

39:05.647 --> 39:08.346
همه ما یه مسئولیتی داریم

39:10.609 --> 39:13.960
...اگه دوباره از حد بگذرونه

39:15.396 --> 39:16.876
متوجه شدم

39:27.669 --> 39:29.366
!سلام

39:29.367 --> 39:31.672
سلام، شنیدم روز دیوانه‌واری داشتی

39:31.673 --> 39:33.979
...شنیدم تو مراسم عروسی

39:33.980 --> 39:35.720
،یا همچین چیزی
ترتیب دادی

39:35.721 --> 39:37.897
یه همچین چیزی

39:40.856 --> 39:42.554
ساقدوش‌های عروس
کیک گذاشتن

39:47.472 --> 39:49.037
هوم

39:49.038 --> 39:51.606
،واقعا بهش نیاز داشتم
ممنون

39:57.830 --> 39:59.352
...خب

39:59.353 --> 40:00.919
هوم

40:00.920 --> 40:02.268
...عه

40:02.269 --> 40:03.922
...فکر کنم این همون طعم کیکیه که

40:03.923 --> 40:06.229
توی عروسی من و مایکل بود

40:07.535 --> 40:09.014
واقعا؟

40:09.015 --> 40:11.625
،خدای من
اون روز چقدر استرس داشتم

40:13.106 --> 40:14.515
دو دل شدی؟

40:14.539 --> 40:15.237
نه

40:15.238 --> 40:17.676
،فقط برای شروع زندگی باهاش
هیجان داشتم

40:19.634 --> 40:21.157
ببخشید

40:22.028 --> 40:24.421
...فقط اینکه

40:24.422 --> 40:28.338
خاطرات، خیلی راحت‌تر از
اوضاعیه که الان هست

40:31.733 --> 40:34.256
...بعدشم، خیلی مزخرفه که

40:34.257 --> 40:37.347
،به رئیست
علاقه یک‌طرفه داشته باشی

40:40.002 --> 40:41.700
مطمئنم همینطوره

41:10.119 --> 41:11.643
من اینجام

41:13.079 --> 41:15.211
با قلبی گشاده

41:35.797 --> 41:37.495
اوه

41:38.844 --> 41:40.280
سلام

41:42.238 --> 41:43.456
همه‌چی مرتبه؟

41:43.457 --> 41:45.677
باید یه چیزی بهت بگم

41:46.591 --> 41:47.460
خیلی‌خب

41:47.461 --> 41:50.811
من و نورا داریم بچه‌دار میشیم

41:50.812 --> 41:53.182
میدونم، باید زودتر
...از اینا جرات میکردم

41:53.206 --> 41:53.988
و بهت میگفتم

41:53.989 --> 41:55.381
...من

41:55.382 --> 41:57.210
...من، عه

41:59.038 --> 42:00.778
چقدر از بارداریش گذشته؟

42:00.779 --> 42:04.216
تقریبا شش ماه

42:04.217 --> 42:08.916
پس یعنی قبلا
یه‌بار خبردار شده بودم؟

42:08.917 --> 42:12.137
یعنی قبل از تصادف؟

42:12.138 --> 42:14.792
اون موقع چه واکنشی داشتم؟

42:14.793 --> 42:18.665
"گفتی :"موفق باشی

42:23.453 --> 42:25.499
...فقط فرض کردم که

42:26.674 --> 42:29.155
ما هم تلاش کردیم
دوباره بچه‌دار بشیم؟

42:30.069 --> 42:31.679
نه

42:35.204 --> 42:37.293
از اون زمان، خیلی وقت گذشته

42:44.518 --> 42:46.302
...خب

42:47.521 --> 42:49.567
پس موفق باشی

42:50.571 --> 43:10.571
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
