WEBVTT

00:00.990 --> 00:03.230
‫آنچه در «دکتر» گذشت...

00:03.230 --> 00:04.800
‫دکتر لارسن با ماشین تصادف کرده

00:04.800 --> 00:06.870
‫از هشت سال گذشته هیچ خاطره‌ای نداره

00:06.870 --> 00:09.540
‫- عزیزم، چی شده؟
‫- ما طلاق گرفتیم

00:09.540 --> 00:11.410
‫برادرت کجاست؟ نیومده اینجا؟

00:11.410 --> 00:12.540
‫دنی رو از دست دادیم

00:12.540 --> 00:14.180
‫نمی‌دونم الان کی‌ام یا

00:14.180 --> 00:15.580
‫قبلاً چیکار کردم

00:15.580 --> 00:16.850
‫علت دکتر شدن من، تو بودی

00:16.850 --> 00:18.780
‫تو یه محیط کار سمی درست کردی

00:18.780 --> 00:20.920
‫تو سرد و متکبر بودی

00:20.920 --> 00:24.490
‫اما من کل عمرم می‌خواستم دکتر باشم،

00:24.490 --> 00:28.020
‫اون تحت محاظتـه. طبق قانون،
‫باید دوباره به جمع‌مون برش گردونیم

00:28.020 --> 00:29.790
‫یعنی من عملاً‌ یه دانشجوی پزشکی

00:29.790 --> 00:31.630
‫توی بخشی‌ام که قبلاً خودم مدیرش بودم؟

00:31.630 --> 00:33.560
‫ما با همدیگه بودیم.
‫اون چیزی یادش نیست

00:33.560 --> 00:35.270
‫- می‌خوام بهش بگم
‫- وقتی به‌ هوش اومد...

00:35.270 --> 00:37.540
‫عاشق شوهرش بود.
‫من بودم می‌ذاشتم روال طبیعیش رو طی کنه

00:37.540 --> 00:38.870
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

00:38.870 --> 00:41.280
‫من و نورا داریم بچه‌دار میشیم

00:41.280 --> 00:42.440
‫شاید باید بدونه که

00:42.440 --> 00:44.600
‫روزهای خوبی تو راهـه.
‫من دوستت دارم، باشه؟

00:44.600 --> 00:46.520
‫خیلی وقته که دوستت دارم

00:46.520 --> 00:49.150
‫نتایج اومد. آزمون بورد رو قبول شدم

00:49.150 --> 00:50.390
‫کارت عالی بود، دکتر لارسن

00:50.390 --> 00:51.860
‫بدون تو از پسش بر نمیومدم

00:51.860 --> 00:53.020
‫اون الان شوهر منـه

00:53.020 --> 00:55.280
‫یادت نمیاد اما تو اون رو نابود کردی

00:55.280 --> 00:57.960
‫- دیگه بهش دست نمی‌زنی
‫- نباید عمرت رو با حسرت خوردن

00:57.960 --> 01:00.960
‫برای کسی بذاری که اصلاً تو رو نمی‌بینه

01:01.500 --> 01:06.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:06.699 --> 01:07.833
« ورودی اورژانس »

01:11.600 --> 01:14.800
‫بریم، زود باشید، بریم!

01:15.670 --> 01:18.670
‫تیم تروما به اتاق عمل شماره ۳
‫چهار واحد خون او-منفی می‌خوام

01:18.670 --> 01:20.350
‫برای القای سریع بیهوشی آماده شید

01:20.350 --> 01:23.220
‫یه مورد زخم گلوله با
خون‌ریزی شدید شریانی داریم

01:23.220 --> 01:25.480
‫بیمار یکی از بچه‌های خودمونـه

01:25.480 --> 01:27.450
‫مایکل، قضیه چیه؟

01:32.059 --> 01:36.552
« دکتر »
« فصل دوم، قسمت اول »
« قلب او »

01:36.960 --> 01:38.220
‫با دکتر جیک هلر تماس گرفتید

01:37.567 --> 01:40.567
« شش ساعت قبل »

01:38.220 --> 01:39.830
‫لطفاً پیغام‌تون رو بذارید. ممنون

01:39.830 --> 01:44.800
‫چهارتا پیغام صوتی به همراهِ

01:44.800 --> 01:47.670
‫۹ تا پیام بی‌جواب

01:47.670 --> 01:51.070
‫من فقط می‌خواستم دوباره بگم

01:51.070 --> 01:55.380
‫چیزی که دیدی،
اون‌طوری نبود که فکر کردی

01:55.840 --> 01:59.010
‫مثل این که دیروز هم مرخصی گرفتی

01:59.010 --> 02:01.720
‫برای همین واقعاً دعا دعا می‌کنم که

02:01.720 --> 02:03.550
‫امروز بیمارستان باشی

02:09.690 --> 02:11.260
‫زنگ بزن به جینا

02:11.260 --> 02:13.700
‫سلام، بالاخره فهمیدم تو اون حادثه‌ی قطار

02:13.700 --> 02:15.700
‫چه اتفاقی برای بیمارت افتاده

02:15.700 --> 02:18.370
‫و می‌دونم که از دستم عصبانی‌ای و

02:18.370 --> 02:20.240
‫فقط خواستم بگم که من اومدم اینجا و

02:20.240 --> 02:22.610
‫حاضرم که با عواقبش روبرو شم،

02:22.610 --> 02:24.140
‫مهم هم نیست که چی باشه

02:24.770 --> 02:26.340
‫در ضمن، دوستت دارم

02:31.860 --> 02:34.340
‫زنگ بزن به سونیا میترا

02:36.520 --> 02:39.050
‫می‌خوای بگی چرا اون شب
‫جیک با عصبانیت از می‌کده رفت و

02:39.050 --> 02:40.960
‫دیروز هم نیومد سر کار؟

02:40.960 --> 02:43.560
‫نه‌خیر. اما خودت می‌تونی ازش بپرسی

02:43.560 --> 02:45.130
‫آخه من با خودم گفتم

02:45.130 --> 02:46.900
‫شاید تو خاطرخواهش باشی

02:46.900 --> 02:48.700
‫اما خب اون با امیـه

02:48.700 --> 02:50.730
‫شاید حرفی زدی که بدش اومده

02:50.730 --> 02:52.640
‫آدم‌های باهوش درمورد ایده‌ها بحث می‌کنند

02:52.640 --> 02:54.700
‫آدم‌های معمولی درمورد اتفاقات صحبت می‌کنن

02:54.700 --> 02:57.310
‫آدم‌های کوته‌فکر هم پشت سر مردم حرف می‌زنن

02:57.310 --> 03:00.310
‫النور روزولت که آدم باهوشی هم بوده

03:01.440 --> 03:03.400
‫پنج دقیقه دیگه دوره شروع میشه.
‫دکتر میترا،

03:03.400 --> 03:06.080
‫با تری لوئیس، وینس رول و
‫لری بودن شروع کنید

03:06.080 --> 03:09.200
‫خلاصه پرونده‌های ترخیص تا ساعت ۱۰
‫توی صندوقم باشه

03:09.200 --> 03:11.040
‫صبح‌ بخیر

03:11.590 --> 03:13.360
‫دکتر لارسن، شما با تی‌جی هستید

03:13.360 --> 03:15.460
‫اما اولش یه صحبتی باهاتون داشتم

03:21.760 --> 03:24.030
‫خیلی‌خب، می‌خواستی حرف بزنی.
‫حرف بزن

03:27.200 --> 03:29.170
‫من...

03:29.170 --> 03:31.970
‫چیزی که فکر کردی توی دفتر مایکل دیدی...

03:31.970 --> 03:33.440
‫می‌دونم چطوری به نظر میومد

03:33.440 --> 03:36.110
‫اما ما فقط داشتیم از همدیگه
‫خداحافظی می‌کردیم

03:36.810 --> 03:39.180
‫و دلیل این که حتماً باید خداحافظی می‌کردید

03:39.180 --> 03:42.320
‫این بود که زنش بهت هشدار داده بود که
‫نزدیکش نشی، ‌درسته؟

03:42.950 --> 03:46.360
‫بعد از همه‌ی ماجراهای پدر تی‌جی بود

03:46.360 --> 03:49.690
‫و ریچارد باعث شد فکر کنم که
‫من بیل دیکسون رو کشتم

03:49.690 --> 03:52.960
‫و من هم همین‌طوری شانسی
‫رفتم پیش مایکل

03:52.960 --> 03:54.460
‫و...

03:55.360 --> 03:56.780
‫همدیگه رو بوسیدیم

03:56.780 --> 03:59.440
‫اما فقط یه لحظه ضعف بهم غلبه کرد و

03:59.440 --> 04:02.370
‫احساسات قدیمیم اومد سراغم و
‫می‌دونم که گند زدم

04:02.370 --> 04:04.320
‫جفت‌مون هم می‌دونیم که
‫کارمون اشتباه بود

04:04.320 --> 04:05.710
‫تو رفتی پیشش

04:05.710 --> 04:07.860
‫حالا هم داری به آب و آتیش می‌زنی
‫چون نمی‌خوای

04:07.860 --> 04:09.680
‫- عروسکت رو از دست بدی؟
‫- نه، این‌طور نیست...

04:09.680 --> 04:12.080
‫واسه این رفتی پیشش که چون تو
‫هنوز بیخیال گذشته نشدی و

04:12.080 --> 04:14.150
‫اون هنوز سرپناه توئـه

04:14.150 --> 04:16.750
‫اون این‌طور نیست جیک.
‫من هم اینی که میگی نیستم

04:16.750 --> 04:18.920
‫خب من دارم تلاشم رو می‌کنم، من...

04:18.920 --> 04:21.760
‫- دارم خیلی تلاش می‌کنم
‫- می‌دونم. می‌دونم تلاش می‌کنی

04:21.760 --> 04:24.190
‫و می‌دونم همه بهت میگن

04:24.190 --> 04:25.860
‫دورانی که یادت نمیاد

04:25.860 --> 04:28.260
‫چقدر آدم مزخرفی بودی و
‫مطمئنم این باعث شده

04:28.260 --> 04:30.430
‫همه حسابی گیج بشن

04:30.430 --> 04:31.730
‫و آره...

04:33.560 --> 04:35.300
‫اون آدم واقعاً مایه‌ی عذاب بوده

04:35.300 --> 04:36.910
‫اون تحمل احمق‌ها رو نداشته و

04:36.910 --> 04:39.880
‫به سختی می‌شده گیرش آورد اما...

04:39.880 --> 04:44.090
‫بعد از این که گیرش می‌آوردی،
‫ارزشش رو داشته

04:47.020 --> 04:49.440
‫من عاشق اون زن شدم

04:51.490 --> 04:52.890
‫بدجوری دلم براش تنگ شده

04:53.500 --> 04:59.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:00.000 --> 05:03.000
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»

05:03.500 --> 05:05.430
‫منتظرت بودم...

05:06.300 --> 05:08.160
‫اما نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

05:08.160 --> 05:09.880
‫می‌دونم

05:10.780 --> 05:12.420
‫جیک

05:14.120 --> 05:17.080
‫دکتر حمده، همسرتون تو
‫بخش زایمان طبقه پایین هستن

05:21.380 --> 05:23.890
‫- حالت خوبـه؟
‫- خب، کیسه آبم پاره شده

05:23.890 --> 05:26.460
‫- پس زایمان رو شروع می‌کنیم؟
‫- لزوماً نه

05:26.460 --> 05:28.590
‫می‌تونیم با تجویز توکولیتیک
‫بندازیمش عقب

05:28.590 --> 05:30.160
‫این‌طوری بچه کامل‌تر رشد می‌کنه

05:30.160 --> 05:32.130
‫اما موقع سونوگرافی آخر گفتید که وزنش

05:32.130 --> 05:34.060
‫کمِ کم ۲ کیلو و ۲۰۰‌ گرمـه،
‫پس چرا صبر کنیم؟

05:34.060 --> 05:36.200
‫هفت هفته مونده و
‫ریه‌هاش ظرفیت کافی رو ندارن

05:36.200 --> 05:37.480
‫نگران نفس کشیدنش هستید؟

05:37.480 --> 05:39.440
‫- نظرتون راجع به کورتیکواستروئید چیه؟
‫- واسه چی؟

05:39.440 --> 05:41.200
‫به رشد سریع‌تر ریه‌ها کمک می‌کنن

05:41.200 --> 05:45.020
‫اوضاع تحت کنترلـه،
‫شما نگران نباشید

05:50.720 --> 05:53.180
‫از پسش بر میایم، خب؟

05:55.960 --> 05:58.990
‫رزی، می شنوی عزیزم؟

05:58.990 --> 06:02.160
‫یه قلب پیدا کردن و کاملاً باهات تطابق داره

06:02.160 --> 06:04.360
‫بالاخره بعد از این همه مدت

06:04.360 --> 06:06.190
‫نوبت تو شد

06:10.720 --> 06:12.100
‫این اینجا چیکار می‌کنه؟

06:12.100 --> 06:14.040
‫دکتر لارسن توی پرونده‌ی شما
‫به من کمک می‌کنن

06:14.040 --> 06:16.460
‫- خب من دلم نمی‌خواد اینجا باشه
‫- بابا

06:17.420 --> 06:19.620
‫من کاری کردم که موجب ناراحتی‌تون شده؟

06:19.620 --> 06:21.300
‫یعنی حتی یادت هم نمیاد؟

06:21.300 --> 06:23.180
‫تقصیر دکترها نیست، بابا

06:23.180 --> 06:24.550
‫تقصیر اونا نیست

06:24.550 --> 06:26.880
‫باید رزی رو ببریم رادیولوژی و

06:26.880 --> 06:29.490
‫ازش سی‌تی اسکن بگیریم تا
‫برای پیوند آماده بشه

06:29.490 --> 06:31.190
‫باز هم آزمایش؟

06:31.190 --> 06:32.220
‫کارت عالیـه

06:32.220 --> 06:33.920
‫یه دقیقه دیگه می‌بینیمت

06:34.300 --> 06:35.660
‫شاید باید بهش بگی که

06:35.660 --> 06:37.380
‫واسه چی یادت نمیاد

06:37.380 --> 06:40.560
‫و ضربه‌ی روانیم رو سر اون خالی کنم؟
‫که چی بشه؟

06:40.560 --> 06:42.500
‫این‌طوری می‌تونیم باهاش کنار بیایم

06:42.500 --> 06:45.200
‫مطمئنم طرز برخوردم با مریض‌ها افتضاح بوده

06:45.200 --> 06:48.240
‫تنها کاری که الان می‌تونم بکنم
‫اینه که سعی کنم خوش‌رفتار باشم

06:49.170 --> 06:50.370
‫آماده‌ی آماده‌ست

06:50.370 --> 06:53.340
‫باشه، پس شروع کنیم

06:53.340 --> 06:55.850
‫اسکن داره شروع میشه

06:59.580 --> 07:02.320
‫یادمـه که می‌گفتید مامور پلیس هستید

07:02.320 --> 07:04.290
‫راستش مامان‌بابای من هردو پلیسن

07:04.290 --> 07:06.140
‫مامانم تو حوزه‌ی هشتم و
‫بابام تو حوزه‌ی سوم بود،

07:06.140 --> 07:07.460
‫تا این که آتیش گرفت

07:07.460 --> 07:09.290
‫روز غم‌انگیزی بود

07:09.290 --> 07:10.750
‫الان پدرت کجاست، بازنشست شده؟

07:10.750 --> 07:12.660
‫به‌زودی برمی‌گرده سر کارش

07:12.660 --> 07:14.060
‫در واقع...

07:14.060 --> 07:16.620
‫دکتر لارسن هفته‌ی پیش جونش رو نجات دادن

07:25.770 --> 07:27.340
‫مشکلی پیش اومده؟

07:27.340 --> 07:29.110
‫تا آزمایش‌های بعدی مشخص نیست اما

07:29.110 --> 07:31.360
‫روی ریه‌ی چپش یه لکه‌ای هست

07:31.360 --> 07:33.250
‫این برای پیوند چه مشکلی داره؟

07:33.250 --> 07:35.950
‫اگه فقط یه آبسه باشه، قابل درمانـه

07:35.950 --> 07:38.290
‫خواهش می‌کنم الکس،
‫اگه می‌خوای رزی عمل بشه...

07:38.290 --> 07:39.890
‫همیشه همین‌طوریـه

07:39.890 --> 07:41.660
‫یا خیلی مریضـه، یا مریضیش کافی نیست

07:41.660 --> 07:42.830
‫هرکاری بتونیم می‌کنیم

07:42.830 --> 07:45.280
‫شیش سال طول کشیده نوبت‌مون بشه

07:45.280 --> 07:47.770
‫دیگه منتظر نمی‌مونیم،‌ فهمیدی؟

07:50.240 --> 07:52.440
‫باید این رو به شبکه اهدای عضو گزارش بدیم

07:57.410 --> 08:00.610
‫سلام. با دکتر حمده کار داشتیم

08:00.610 --> 08:02.210
‫- بهمون گفتن این پایینن
‫- اوه، ‌بله

08:02.210 --> 08:04.880
‫همسرشون توی اتاق زایمان شماره ۴ هستن

08:06.820 --> 08:08.960
‫من میرم دنبالش

08:15.260 --> 08:17.460
‫این‌طوری؟

08:25.300 --> 08:28.270
‫- همه‌چی مرتبـه؟
‫- آره

08:28.270 --> 08:30.410
‫کیسه‌آب نورا هفت هفته زود تر پاره شده اما

08:30.410 --> 08:33.010
‫به نظرم اوضاع تحت کنترلـه

08:33.010 --> 08:35.860
‫- چه خبر شده؟
‫- یه بیمار داریم که نوبت پیوند قلبشـه

08:35.860 --> 08:38.150
‫اهداکننده توی ایست‌سایده و
‫از صبح امروز

08:38.150 --> 08:39.550
‫نفر اول لیست شده

08:39.550 --> 08:41.780
‫مشکل اینـه که ما روی ریه‌ش
یه لکه پیدا کردیم

08:41.780 --> 08:43.320
‫که به عقیده‌ی من یه آبسه‌ست

08:43.320 --> 08:45.150
‫اما ممکنه عفونت سیستمیک هم باشه

08:45.150 --> 08:47.360
‫که باعث میشه صلاحیت پیوند رو نداشته باشه

08:47.360 --> 08:49.290
‫اگه به شبکه اهدای عضو بگیم، میره ته لیست و

08:49.290 --> 08:51.260
‫- قلب رو از دست میده
‫- ممکنه بره ته لیست اما

08:51.260 --> 08:53.380
‫شاید بتونن صبر کنن تا
‫آزمایش‌های بیشتری بگیریم

08:53.380 --> 08:55.060
‫درهرصورت شفاف‌سازی لازمـه

08:55.060 --> 08:56.970
‫چون شاید متقاضی واجد شرایط دیگه‌ای باشه

08:56.970 --> 08:58.700
‫خب چقدر طول می‌کشه که بفهمید

08:58.700 --> 09:00.280
‫نتایج سی‌تی اسکن چی رو نشون میدن؟

09:00.280 --> 09:02.180
‫دو سه ساعت طول می‌کشه کشت رو انجام بدیم و

09:02.180 --> 09:03.500
‫توده‌ی عفونی رو تخلیه کنیم

09:03.500 --> 09:05.680
‫قضیه فقط بیمار شما نیست

09:05.680 --> 09:07.480
‫اگه شبکه‌ اهدای عضو بفهمه
‫این رو مخفی کردیم...

09:07.480 --> 09:08.560
‫واسه چند ساعت؟

09:08.560 --> 09:10.220
‫ممکنه مجوزمون باطل شه

09:10.220 --> 09:12.310
‫بعید دونم این‌قدر سخت‌گیر باشن

09:12.310 --> 09:14.420
‫اما رئیس شمایی

09:14.420 --> 09:16.590
‫همین‌طوره. خب، ممنون که

09:16.590 --> 09:18.020
‫این موضوع رو بهم گفتی

09:18.020 --> 09:19.420
‫نمودارش رو برام ایمیل کن

09:19.420 --> 09:22.060
‫همه‌ی تلاشم رو می‌کنم تا از
حقوق بیمارمون دفاع کنم

09:29.560 --> 09:31.530
‫دکتر سینگ گفته یه قلب در دسترسـه و

09:29.754 --> 09:32.654
« شش سال قبل »

09:31.530 --> 09:33.270
‫اون نفر بعدی لیستـه و

09:32.870 --> 09:34.385
‫می‌تونیم فردا صبح پیوند رو انجام بدیم

09:34.410 --> 09:36.410
‫می‌دونم نظرشون چیه اما
‫همه‌چیز داره سریع می‌گذره و

09:36.410 --> 09:38.040
‫باید بهتون هشدار بدم که...

09:38.040 --> 09:40.310
‫صبر کن، تو موافق نیستی

09:41.210 --> 09:43.780
‫اون الان حتی تو آی‌سی‌یو هم نیست

09:43.780 --> 09:45.710
‫درمان‌‌هایی هستن که می‌تونن جونش رو

09:45.710 --> 09:48.780
‫تا چندین سال نجات بدن و
نیازی به پیوند نداشته باشه

09:48.780 --> 09:51.720
‫و وقتی اون روز از راه برسه،
‫همچین فرصتی داره؟

09:51.720 --> 09:53.920
‫نمیشه الان فهمید اما حتی اگه خوب پیش بره،

09:53.920 --> 09:56.260
‫باید کلی داروی سرکوب‌کننده‌ی
‫سیستم ایمنی بخوره و

09:56.260 --> 09:59.260
‫کلی عوارض براش داره

09:59.260 --> 10:01.300
‫نذارید دکتر سینگ باعث شه فکر کنید که

10:01.300 --> 10:03.000
‫این یه راه‌حل جادوئیـه

10:03.000 --> 10:04.700
‫پس چرا داره همچین پیشنهادی میده؟

10:04.700 --> 10:08.120
‫مطمئنم ایشون فکر می‌کنه که
‫چاره‌ی دیگه‌ای نیست

10:09.180 --> 10:10.740
‫اما شما باید بدونید که

10:10.740 --> 10:13.500
‫ممکنه بعد از پیوند، جون سالم به در نبره

10:13.500 --> 10:14.640
‫اگه من جای شما بودم،

10:14.640 --> 10:18.010
‫از همین زمانی که الان داشتم
‫استفاده می‌کردم

10:25.660 --> 10:28.580
‫خیلی ممنون که بهم گفتید

10:28.580 --> 10:30.400
‫مچکرم

10:50.960 --> 10:52.760
‫یه چیزی عوض شده

10:53.920 --> 10:57.050
‫- با عرض شرمندگی باید بگیم که...
‫- قضیه‌ لکه‌ی رو ریه‌شـه

10:57.360 --> 10:59.480
‫- چی شده؟
‫- هنوز مشخص نیست

10:59.480 --> 11:01.320
‫پس مشکل چیه؟

11:01.320 --> 11:04.180
‫باید چیزی که دیدیم رو گزارش می‌دادیم...

11:04.180 --> 11:06.330
‫تو خبرچینی کردی؟ وقتی حتی مطمئن نبودی که

11:06.330 --> 11:08.200
‫- مشکل‌ساز میشه؟
‫- ما هرکاری بتونیم می‌کنم تا

11:08.200 --> 11:10.100
‫اون رو برای قلب موجود بعدی
‫آماده کنیم

11:10.100 --> 11:13.570
‫قلب بعدی... جون اون فقط به یه مو بنده

11:13.570 --> 11:15.300
‫درمان‌هایی هستن که می‌تونیم انجام بدیم...

11:15.300 --> 11:16.770
‫دفعه پیش هم همین رو بهم گفتی و

11:16.770 --> 11:18.820
‫حالا یه نگاه بهش بنداز
‫توی آی‌سی‌یوئـه

11:18.820 --> 11:21.320
‫- ببخشید، من یادم نمیاد...
‫- از همون اول هم نمی‌خواستی

11:21.320 --> 11:22.710
‫عمل پیوند رو انجام بده

11:22.710 --> 11:25.180
‫- و دوباره داری همون رو میگی
‫- ناراحتی‌تون رو درک می‌کنیم

11:25.180 --> 11:28.190
‫به دخترم هیچی نمیگی. فهمیدی؟

11:29.320 --> 11:31.980
‫اصلاً نباید می‌ذاشتم امروز نزدیک ما بشی

11:35.060 --> 11:37.760
‫برم آزمایش‌ها رو بگیرم

11:41.060 --> 11:42.560
‫قضیه چی بود؟

11:42.560 --> 11:46.820
‫شبح کریسمس گذشته برگشته سراغم؟

11:46.820 --> 11:50.300
‫به گمونم قبلاً خیلی آدم دوست‌داشتنی‌ای نبودم

11:59.740 --> 12:01.880
‫نمی‌ذارم باز اون اتفاق تکرار شه

12:03.340 --> 12:05.360
‫این دفعه دیگه نمی‌ذارم

12:35.820 --> 12:36.950
‫بی‌سیمت رو رد کن بیاد و

12:36.950 --> 12:38.220
‫برو تو آسانسور

12:38.220 --> 12:40.360
‫- وایسا، چی؟
‫- فکر کردی شوخی می‌کنم؟

12:41.020 --> 12:42.920
‫بی‌سیمت رو بده و گورت رو گم کن

12:44.520 --> 12:46.390
‫باشه

13:02.700 --> 13:05.810
‫آقا؟ ببخشید آقا؟

13:05.810 --> 13:09.440
‫هی. هی!
‫هی، چه خبره رفیق؟

13:17.470 --> 13:20.060
‫- شوخی ندارم!
‫- صبر کن تی‌جی!

13:20.060 --> 13:22.430
‫تو! باید با رئیس اینجا حرف بزنم، همین حالا!

13:22.430 --> 13:23.700
‫- تی‌جی!
‫- وایسا سر جات!

13:23.700 --> 13:25.100
‫فوراً دکتر حمده رو مطلع کنید

13:25.100 --> 13:27.000
‫- بهش شلیک کردی!
‫ - برگرد عقب!

13:27.000 --> 13:28.640
‫فکر کنم خورده به شریان رانیش

13:28.640 --> 13:30.510
‫الکس، ممکنـه بمیره

13:30.510 --> 13:32.270
‫باید برسونیمش به اتاق عمل

13:34.040 --> 13:35.840
‫تو، باید از اینجا بری

13:35.840 --> 13:37.410
‫این رو از اینجا ببر

13:37.410 --> 13:40.820
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- خفه شو! فقط خفه‌ شو!

13:42.060 --> 13:43.790
‫انقباضات دارن منظم میشن

13:43.790 --> 13:45.880
‫- مشکلی پیش اومده؟
‫- داروها هنوز اثر نکردن

13:45.880 --> 13:47.660
‫ممکنـه یکم طول بکشه

13:47.660 --> 13:50.660
‫ببخشید دکتر حمده، باید فوراً بیاید اینجا

13:50.960 --> 13:52.560
‫زود برمی‌گردم

13:53.770 --> 13:55.670
‫یکی از نگهبان‌ها تایید کرده که مسلحـه

13:55.670 --> 13:58.110
‫- مردم صدای تیراندازی شنیدن
‫- دکتر حمده

14:00.070 --> 14:01.640
‫یه آقایی با شما کار داره

14:01.640 --> 14:03.740
‫میگه تو طبقه‌ی شیشمـه و
‫تفنگ دستشـه

14:09.310 --> 14:11.510
‫مایکل حمده صحبت می‌کنه،
مدیر ارشد پزشکی

14:11.510 --> 14:13.350
‫- شما کی هستید؟
‫- من الکس کروزم

14:13.350 --> 14:15.680
‫پلیسم و مسلحم

14:15.680 --> 14:18.190
‫و قلب دخترم رو می‌خوام

14:18.880 --> 14:19.960
‫اسم دخترت رزیـه

14:19.960 --> 14:21.860
‫تا دو ساعت دیگه اون قلب رو جور می‌کنی

14:21.860 --> 14:23.430
‫وگرنه جون آدم‌ها به خطر میفته

14:23.430 --> 14:25.430
‫بهم گفتن همین الان هم تیراندازی شده

14:25.430 --> 14:27.800
‫یکی از دکترهای احمقت حمله کرد بهم

14:27.800 --> 14:30.640
‫دکتر کلمن تیر خورده.
‫دارن می‌برنش اتاق عمل

14:31.670 --> 14:33.740
‫قول میدم هرکاری بکنیم تا

14:33.740 --> 14:36.060
‫اون قلب رو جور کنیم اما
باید بقیه‌ی بیمارها رو

14:36.060 --> 14:36.910
‫ول‌شون کنی برن

14:36.910 --> 14:38.510
‫اوه، حتماً شوخیت گرفته

14:38.510 --> 14:40.460
‫فکر کردی چطوری می‌تونم جلوی پلیس‌ها رو

14:40.460 --> 14:42.280
‫بگیرم که نیان اونجا؟
‫تو به یکی تیر زدی

14:42.280 --> 14:43.980
‫اگه می‌خوای واقعاً دخترت رو نجات بدی،

14:43.980 --> 14:45.110
‫باید حسن نیتت رو ثابت کنی

14:45.110 --> 14:46.320
‫خب رزی نیاز به مراقب داره و

14:46.320 --> 14:48.820
‫من هم گروگان می‌خوام پس
‫هرکی بخوام رو نگه می‌دارم

14:48.820 --> 14:50.960
‫قلب رو بفرست تا بقیه رو ول کنم

14:50.960 --> 14:53.990
‫متوجهم، چندتا دکتر لازم داری،

14:53.990 --> 14:55.900
‫شاید هم یه پرستار،‌ فقط همین

14:58.960 --> 15:01.060
‫- اسم تو چیه؟
‫- جولی

15:02.430 --> 15:04.570
‫- تو چی؟
‫- سونیا میترا

15:06.070 --> 15:10.470
‫پرستار جولی، دکتر میترا و
‫دکتر لارسن رو نگه می‌دارم

15:11.740 --> 15:14.760
‫اصلاً خودش باعث شده الان اینجا باشم.
‫نمی‌ذارم جایی بره

15:14.760 --> 15:16.580
‫- منظورت چی بود؟
‫- یادت بمونه،

15:16.580 --> 15:19.680
‫اگه دخترم بمیره، دیگه هیچی برای
‫از دست دادن ندارم!

15:36.030 --> 15:37.770
‫هی، کمک کن این تخت رو ببریم

15:41.500 --> 15:43.340
‫یه بیمار دیگه تو اتاق ۶۲۴‌ هست

15:43.340 --> 15:44.940
‫چیزی نیست بچه‌ها، داریم تخلیه می‌کنیم

15:44.940 --> 15:45.940
‫زود باشید، بجنبید

15:47.240 --> 15:48.710
‫دووم بیار رفیق

15:48.710 --> 15:50.610
‫- تحمل کن
‫- دستم رو فشار بده تی‌جی

15:50.610 --> 15:52.220
‫ - فشار بده
‫- مامان‌بابام رو خبر نکنید

15:52.220 --> 15:54.050
‫- حداقل تا موقع عمل
‫- جراح‌ها کجان؟

15:54.050 --> 15:55.140
‫اینجا،‌ منم و ایگر

15:55.140 --> 15:57.090
‫آ-ب منفیـه، فشارش پائینـه، ضربان قلبش بالاست

15:57.090 --> 15:58.930
‫حداقل ۱۱۰۰ سی‌سی خون از دست داده.
‫ببریدش

15:58.930 --> 16:01.690
‫خون او-منفی رو با دستگاه تزریق و
‫کاتتر مرکزی آماده کنید،

16:01.690 --> 16:03.090
‫هوات رو دارم رفیق

16:05.270 --> 16:06.660
‫اینجا از الان مرکز فرماندهیـه

16:06.660 --> 16:08.430
‫پس همه باید برن یه طبقه‌ی دیگه و

16:08.430 --> 16:11.010
‫و بیمارهای باردار جدید هم
باید جای دیگه‌ای برن

16:11.300 --> 16:12.640
‫تیم‌هامون مستقر شدن و

16:12.640 --> 16:14.100
‫یه مذاکره‌کننده هم میاد

16:14.100 --> 16:16.900
‫نه، گفته بجز من با کسی حرف نمی‌زنه

16:16.900 --> 16:20.000
‫مایکل، قضیه چیه؟

16:21.300 --> 16:22.510
‫دکتر هلر، حال‌تون خوبه؟

16:22.510 --> 16:26.380
‫آره من خوبم، بیشتر این خون... مال تی‌جیـه

16:26.380 --> 16:27.450
‫چی می‌تونید بهمون بگید؟

16:27.450 --> 16:28.920
‫تنها کار می‌کنه؟ نقشه کشیده بوده؟

16:28.920 --> 16:30.450
‫نه، قطعاً بی‌فکر این کار رو کرده و

16:30.450 --> 16:33.760
‫آره، تنهاست.
حواسش به دو سر راهروی آی‌سی‌یوئـه

16:33.760 --> 16:36.160
‫برای همین راه‌های زیادی برای
‫نزدیک شدن بهش هست

16:36.160 --> 16:38.260
‫فعلاً نمی‌خوایم حالت تهاجمی بگیریم، خب؟

16:38.260 --> 16:39.930
‫اونم جلوی پلیسی که کارش رو بلده

16:39.930 --> 16:41.530
‫به یکی از دکترهامون شلیک کرده

16:41.530 --> 16:43.130
‫که یعنی حاضره باز هم شلیک کنه

16:43.130 --> 16:45.000
‫نه، ما وارد نمیشیم،
‫مگه این که همین الان

16:45.000 --> 16:47.540
‫- راه‌حل دیگه‌ای پیدا کنیم
‫- طرف با امی مشکل داره

16:47.540 --> 16:50.620
‫- قضیه شخصیـه
‫- می‌دونم. نمی‌دونی چرا؟

16:50.620 --> 16:54.140
‫هرچی که هست، مربوط به
‫قبل از اومدن من میشه

16:54.140 --> 16:56.290
‫گوشی‌هاتون رو رد کنید بیاد!

17:01.260 --> 17:03.050
‫خیلی‌خب

17:03.050 --> 17:04.960
‫واسه آماده کردنش چیکار باید کرد؟

17:04.960 --> 17:08.100
‫تا بهم نگی که چرا من دلیل این اتفاقم

17:08.100 --> 17:11.470
‫نمی‌دونم چطوری می‌تونم کمکت کنم

17:11.680 --> 17:13.030
‫بگو که داری شوخی می‌کنی

17:13.030 --> 17:15.940
‫من چهار ماه پیش با ماشین تصادف کردم

17:15.940 --> 17:17.830
‫- بخش زیادی از حافظه‌م رو از دست دادم
‫- ولم کن بابا!

17:17.830 --> 17:19.680
‫راست میگه

17:22.670 --> 17:25.370
‫شیش سال پیش، از عمل پیوند منصرف‌مون کردی

17:25.370 --> 17:28.210
‫اون روز بهترین نوبت ممکن رو داشتیم

17:28.210 --> 17:29.710
‫لابد یه دلیلی داشته

17:29.710 --> 17:31.580
‫- دلیلش رو نگفتم؟
‫- راضی‌مون کردی که

17:31.580 --> 17:33.920
‫با قلب جدید، حالش خیلی بهتر نمیشه

17:33.920 --> 17:36.400
‫این‌قدر ترسوندی‌مون که
‫جلوی متخصص قلبش وایسادیم

17:36.400 --> 17:38.760
‫حالا هم دیگه با گذشته کاری ندارم!

17:41.560 --> 17:43.730
‫گفتی باید به آبسه‌ش رسیدگی بشه

17:43.730 --> 17:46.160
‫- چیکار باید بکنیم؟
‫- گفتم امیدوارم باشه

17:46.160 --> 17:48.420
‫امیدوارم آبسه باشه و
‫باید ازش سی‌تی اسکن بگیریم تا

17:48.420 --> 17:49.920
‫موقعیت لکه رو شناسایی کنیم

17:49.920 --> 17:52.080
‫خب ما که جایی نمیریم پس
‫باید همینجا کارهاش رو بکنید

17:52.080 --> 17:54.700
‫می‌تونیم به کمک سونوگرافی تخلیه‌ش کنیم

17:54.700 --> 17:56.840
‫بلدی این کار رو بکنی؟

17:56.840 --> 17:59.080
‫نه، اما پارسال دیدم این کار رو کری

17:59.080 --> 18:00.440
‫خب این یعنی چی؟

18:00.440 --> 18:02.980
‫- می‌تونی بهش توضیح بدی؟
‫- فکر کنم

18:02.980 --> 18:04.110
‫خب همین کار رو بکن

18:05.660 --> 18:07.560
‫زود!

18:09.990 --> 18:11.592
بیمارستان اورهارت مموریال

18:11.592 --> 18:13.661
سلام، با بخش قلب تماس گرفتم؟ -
بله، خودشه -

18:13.661 --> 18:15.930
دکتر جینا واکر هستم از بیمارستان وست‌ساید
در مینیاپولیس

18:15.930 --> 18:17.531
دنبال دکتر سینگ می‌گردم -
در چه مورد؟ -

18:17.531 --> 18:19.800
بله، مربوط به یکی از بیماران قدیمیشـه

18:19.800 --> 18:20.968
و مساله مهمیـه

18:20.968 --> 18:22.669
داره داخل اتاق عمل
اکوی قلب انجام میده

18:22.669 --> 18:24.738
چند ساعتی طول می‌کشه

18:24.738 --> 18:27.608
خب، ظاهراً شش سال پیش
رزی واجد شرایط پیوند بوده

18:27.608 --> 18:29.877
و امی منصرفشون کرده

18:29.877 --> 18:31.879
ولی دلیلش رو متوجه نمیشم

18:31.879 --> 18:33.881
اون زمان دنی تازه فوت کرده بود

18:33.881 --> 18:35.449
،هربار امی یه مریضِ کودک داشت

18:35.449 --> 18:37.751
به والدین فشار میاورد که
بیشتر احتیاط کنن

18:37.751 --> 18:39.619
بعضی اوقات درست می‌گفت

18:39.619 --> 18:42.022
بعضی اوقات هم شاید درست نبود؟

18:43.957 --> 18:46.226
امروز صبح بحث کردیم

18:46.226 --> 18:47.994
تلفن‌هاش رو جواب ندادم

18:49.763 --> 18:51.431
شبکه اهدای عضو قبول کرد
قلب رو بفرسته

18:51.431 --> 18:52.833
،درحالیکه داریم صحبت می‌کنیم
...جراحان بیمارستان ایست‌ساید

18:52.833 --> 18:54.068
دارن آماده میشن
قلب رو خارج کنن

18:54.068 --> 18:55.302
اونا می‌دونن اینجا چه خبره؟

18:55.302 --> 18:57.637
بهشون گفتم ما تایید کردیم
رزی می‌تونه دووم بیاره

18:57.637 --> 19:00.106
شانس آوردیم هنوز یه گیرنده دیگه
پیدا نکردن

19:00.106 --> 19:03.409
بهشون گفتم داری میری ایست‌ساید
تا قلب رو دریافت کنی

19:03.409 --> 19:04.911
آمبولانس منتظرته

19:07.748 --> 19:09.583
هیئت مدیره خبر داره
الان چی کار کردی؟

19:10.650 --> 19:12.285
فعلاً نمی‌خوام اونا رو درگیر کنم

19:14.000 --> 19:20.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

19:22.262 --> 19:23.697
سلام، عزیزم

19:23.697 --> 19:24.898
بابا، اونجا چه خبره؟

19:24.898 --> 19:26.200
نورا رو میگی؟
حالش خوبه

19:26.200 --> 19:27.634
نه، نه، یه‌نفر اسلحه داره؟

19:27.634 --> 19:29.470
.کل اینترنت پخش شده
یه جور شوخیـه؟

19:29.470 --> 19:31.538
،نه. یه موردی پیش اومده

19:31.538 --> 19:33.807
.ولی پلیس اینجاست
همه‌چیز تحت کنترلـه

19:33.807 --> 19:35.342
مامان چی؟
...آخه اون

19:35.342 --> 19:37.143
...موبایلش رو جواب نمیده و من

19:37.143 --> 19:39.145
مجبور شدیم چندنفر رو از طبقه‌ای که
اونجا کار می‌کرد، تخلیه کنیم

19:39.145 --> 19:41.014
برای همین چند ساعت آینده
خیلی سرش شلوغه

19:41.014 --> 19:43.316
.ولی حالش خوبـه
از محل مشکل خیلی فاصله داره

19:44.784 --> 19:47.688
برگرد سر کلاس‌هات

19:47.688 --> 19:49.956
خبرهای اینجا رو بسپر به من، باشه؟

19:49.956 --> 19:52.993
باشه. به مامان میگی به محض اینکه تونست
باهام تماس بگیره؟

19:52.993 --> 19:57.130
.معلومه. دوستت دارم
خداحافظ

20:01.101 --> 20:03.470
چی کار کنم که
به شریان ریوی برخورد نکنم؟

20:03.470 --> 20:06.540
دفعه قبل از روی بریدگی جناغ
مسیر رو پیدا کردی

20:10.577 --> 20:11.612
خیلی‌خب

20:14.381 --> 20:15.515
سرنگ

20:22.256 --> 20:23.890
از خط وسط وارد شو

20:27.669 --> 20:28.069
« بخش مراقبت‌های ویژه »

20:28.094 --> 20:29.229
این کار چقدر خطرناکـه؟

20:29.229 --> 20:30.530
خیلی

20:32.032 --> 20:34.702
،تیم‌های ضربت آلفا و بتا
آماده باشید با دستور من وارد عمل بشید

20:34.702 --> 20:36.236
دریافت شد. آماده‌ایم

20:37.171 --> 20:38.405
زاویه‌م چطوره؟

20:39.273 --> 20:40.355
خیلی شیب‌داره

20:40.379 --> 20:42.009
نزدیک شریان فرعی هستی

20:42.009 --> 20:43.877
دیدمش

20:46.880 --> 20:48.882
،اگه خیلی سطحی بری
به آبسه نمی‌رسی

20:50.217 --> 20:51.518
فهمیدم

20:54.554 --> 20:56.290
گاز

20:56.290 --> 20:58.024
جولی؟

20:58.659 --> 21:00.127
!جولی

21:03.564 --> 21:04.869
!جولی

21:05.093 --> 21:06.833
هی، سعی کن
به خودت مسلط باشی

21:06.833 --> 21:09.870
.معذرت می‌خوام
...همش توی فکرِ

21:09.870 --> 21:12.807
۱۲سال و ۱۴ سالشونـه
...و شوهر سابقم هم

21:12.807 --> 21:15.142
،خیلی‌خب، خیلی‌خب
سعی کن نفس بکشی

21:17.043 --> 21:18.845
خیلی‌خب. گاز رو بده به سونیا

21:23.217 --> 21:24.618
رسیدم به دیواره آبسه

21:32.292 --> 21:33.326
وارد شدی

21:34.594 --> 21:36.429
چه خبر شده؟

21:36.429 --> 21:39.033
می‌خوام مایع رو از ریه‌ها
خارج کنم

21:39.033 --> 21:41.635
،اگه همونطور که شک دارم
،چرک خاکستری خارج بشه

21:41.635 --> 21:43.603
یعنی یه عفونت موضعیه

21:43.603 --> 21:45.706
و قابل تخلیـه‌ست -
اونوقت می‌تونه قلب رو بگیره؟ -

21:46.340 --> 21:47.195
درسته

21:47.219 --> 21:48.208
اگه اشتباه کرده باشی چی؟

21:48.208 --> 21:50.010
،اونوقت خون خارج میشه

21:50.010 --> 21:52.412
و همه‌ی این کارهات بیهوده بوده

21:53.947 --> 21:56.149
به نفعته امیدوار باشی
حق با تو باشه

22:07.394 --> 22:10.363
.خیلی‌خب
بگیر

22:12.065 --> 22:13.266
قدم بعدی چیه؟

22:14.834 --> 22:16.570
اجازه میدی به اتاق عمل زنگ بزنم

22:17.704 --> 22:19.006
واسه چی؟

22:19.006 --> 22:21.141
تا بفهمم تی‌جی چی شد

22:22.509 --> 22:25.036
،دکتر کلمن رو میگم
دوستمون

22:25.060 --> 22:27.447
همونی که مامان باباش پلیس بودن

22:28.215 --> 22:30.050
اونو یادت میاد؟

22:36.656 --> 22:38.191
با اون تلفن زنگ بزن

22:55.075 --> 22:57.511
.اتاق عمل
لیز کوان هستم

22:57.511 --> 22:59.367
لیز، دکتر لارسن هستم

22:59.391 --> 23:01.147
چه خبری برامون داری؟

23:06.553 --> 23:10.790
،باشه. هروقت چیز بیشتری فهمیدی
میشه به آی‌سی‌یو زنگ بزنی؟

23:17.931 --> 23:19.966
خونرسانیش داره قطع میشه

23:21.402 --> 23:23.403
مطمئن نیستن زنده بمونه

23:34.492 --> 23:36.492
« شش سال قبل »

23:36.817 --> 23:38.752
به پدر رزی چی گفتی؟

23:39.553 --> 23:42.590
مگه اون ورید ریوی غیرعادی رو ندیدی؟

23:42.590 --> 23:44.524
.معلومه که دیدم
خوش خیمه

23:44.524 --> 23:46.526
مگه اینکه یه قلب جدید
بذاری توی بدنش

23:46.526 --> 23:49.029
اونوقت فشار شریان ریه‌ش
خیلی بالا میره

23:49.029 --> 23:50.530
تاحالا ندیدم این عارضه پیش بیاد

23:50.530 --> 23:52.932
خب شاید باید گزارش موردی رو بخونی که
هفته پیش توی لنست چاپ شد

23:52.932 --> 23:54.001
،اگه انقدر مطمئنی

23:54.001 --> 23:55.969
چرا به خودشون نگفتی؟ -
...چون نمی‌خوام -

23:55.969 --> 23:57.071
همه امیدشون رو ازشون بگیرم

23:57.071 --> 23:59.072
تا جایی که بتونیم
،عمرش رو طولانی می‌کنیم

23:59.072 --> 24:00.628
،و هروقت زمانش برسه

24:00.652 --> 24:02.076
اونوقت درموردش حرف می‌زنیم

24:02.076 --> 24:05.078
خب، خودت اینو گردن بگیر

24:05.078 --> 24:07.447
،وقتی یه چیزی رو خراب می‌کنی
مسئولیتش با خودته

24:33.307 --> 24:34.841
اون نمی‌میره

24:40.214 --> 24:41.733
تعویض پلاسما خوب پیش میره؟

24:41.757 --> 24:43.050
...آره، یک ساعت دیگه

24:43.050 --> 24:44.885
.خونش تمیز میـه
بعدش نوبت پیونده

24:44.885 --> 24:45.975
بعدشم میریم پی کارمون

24:45.999 --> 24:48.055
به شرطی که بتونن
قلب رو جور کنن

24:48.055 --> 24:49.889
...به نظرت چقدر طول می‌کشه تا ایست‌ساید

24:49.889 --> 24:53.460
،و شبکه اهدای عضو
بفهمن مایکل دروغ گفته؟

24:53.460 --> 24:56.229
فکر کردم تو اون آدم سرسختی هستی که
می‌خواست منو آروم کنه

24:56.229 --> 24:59.333
نه، فقط خسته‌ام و ترسیدم

24:59.333 --> 25:01.535
و امیدوارم دوباره دخترم رو ببینم

25:01.535 --> 25:03.036
...خب

25:04.438 --> 25:06.240
اون آدم سرسخت هنوزم
یه‌جایی توی وجودت هست

25:08.508 --> 25:09.943
راستش رو بگم؟

25:12.245 --> 25:13.747
یه‌جورایی دلم براش تنگ شده

25:27.027 --> 25:29.262
،دکتر هلر هستم
برای تحویل قلب اومدم

25:30.531 --> 25:32.599
اونجا چقدر وضعیت خراب شده

25:32.599 --> 25:36.203
.آره
...ولی پیوند

25:36.203 --> 25:37.837
کلاً مال یه بخش دیگه‌ست

25:38.672 --> 25:40.474
فکر کنم بهتره بهشون زنگ بزنم

25:41.041 --> 25:44.178
حتماً، بهتره بگی می‌خوای با
مایکل حمده صحبت کنی

25:44.178 --> 25:46.013
مدیر ارشد پزشکی ماست

25:46.013 --> 25:48.315
،دهانه رحم ۵۰درصد نازک شده
و پنج سانتی‌متر باز شده

25:48.315 --> 25:50.551
فکر کردم دارو قراره
سرعت اینو کمتر کنه؟

25:50.551 --> 25:52.119
ریه‌ها چطور؟ -
...هر اتفاقی بیفته -

25:52.119 --> 25:53.854
.حلش می‌کنیم
ولی الان درحال زایمانیم

25:53.854 --> 25:56.189
به متخصص نوزادان بگو آماده باشه

25:56.189 --> 25:58.158
دکتر حمده، دوباره پای تلفن
باهاتون کار دارن

25:58.158 --> 25:59.893
یه پرستار از ایست‌ساید زنگ زده -
الان؟ -

25:59.893 --> 26:01.361
خیلی متاسفم -
مایکل -

26:01.361 --> 26:03.063
.فقط دو دقیقه
قول میدم

26:04.698 --> 26:07.368
آها. درسته

26:07.368 --> 26:09.436
یه ایمیل با این مضمون برام می‌فرستید؟

26:12.873 --> 26:14.708
حرفاتون باهم یکیـه

26:14.708 --> 26:17.077
فقط منتظریم خانواده امضا کنن

26:22.416 --> 26:23.950
توی ایست‌ساید یه مشکل کوچیک پیش اومد

26:25.485 --> 26:27.020
از تی‌جی خبری نشد؟

26:27.621 --> 26:28.955
هیچی معلوم نیست

26:34.561 --> 26:35.595
کیتی زنگ زده

26:40.066 --> 26:41.569
سلام، عزیزم

26:41.569 --> 26:43.270
بابا، چندبار بهت پیام دادم

26:43.270 --> 26:45.539
.معذرت می‌خوام
نورا داره زایمان می‌کنه

26:45.639 --> 26:46.880
داره زایمان می‌کنه!؟

26:46.904 --> 26:48.175
چیزی نیست. بچه حالش خوبه

26:48.175 --> 26:50.010
خب، مامان بهم زنگ نزد

26:50.010 --> 26:51.281
می‌خوام بیام اونجا

26:51.305 --> 26:53.213
...نه، به هیچ وجه. ما

26:54.715 --> 26:58.852
.ببخشید، اصلاً امکان نداره
پلیس کسی رو راه نمیده

26:58.852 --> 27:01.288
پس هنوزم تموم نشده؟ -
مساله حل نشده -

27:01.288 --> 27:03.356
،ولی تحت کنترله
و کسی آسیب نمی‌بینه

27:03.356 --> 27:05.759
.باشه؟ فقط بهم اعتماد کن
خواهش می‌کنم

27:05.759 --> 27:07.928
باشه. به مامان بگو بهم زنگ بزنه

27:07.928 --> 27:09.763
از نورا هم بهم خبر بده

27:09.763 --> 27:11.633
دوستت دارم، بابا -
منم دوستت دارم -

27:12.457 --> 27:13.457
خداحافظ

27:31.063 --> 27:33.063
« سه سال قبل »

27:34.188 --> 27:36.190
شنیدم رزی برگشته

27:36.190 --> 27:37.946
میریم و برمی‌گردیم

27:37.970 --> 27:39.726
کل کارمون شده همین

27:39.726 --> 27:42.029
از شنیدن خبر همسرت
خیلی متاسف شدم

27:42.029 --> 27:43.530
کرونا بود

27:45.298 --> 27:47.601
حتی اجازه ندادن برم توی اتاق و
ازش خداحافظی کنم

27:47.601 --> 27:49.803
دوران وحشتناکی بود

27:51.939 --> 27:54.308
یه‌نفر بهم گفت رئیس بخش شدی

27:54.308 --> 27:56.509
بله، شدم

28:00.347 --> 28:03.917
،بهمون گفتی برای کار رزی
صبر کنیم

28:03.917 --> 28:05.552
گفتی اینطوری بهتره

28:05.552 --> 28:07.721
رزی دوره‌های خوبی هم داشته

28:07.721 --> 28:09.422
حالش همینطور داره بدتر میشه

28:09.422 --> 28:11.391
حالا حتی نمی‌تونیم
...سلامتش رو درحدی حفظ کنیم که

28:11.391 --> 28:12.526
واجد شرایط پیوند باشه

28:12.526 --> 28:14.494
اگه می‌خواید
...وارد همچین مسیری بشید

28:14.494 --> 28:17.464
،می‌خوایم. اینو می‌خواستیم
تا اینکه تو منصرفمون کردی

28:17.464 --> 28:21.435
من نصیحتی بهتون کردم که
خودم دوست داشتم بشنوم

28:21.435 --> 28:24.104
به عنوان یه مادر؟ -
بله -

28:24.104 --> 28:27.207
خب، متخصص قلب به عنوان یه پزشک
ما رو نصیحت کرد

28:28.375 --> 28:29.976
شاید تو هم باید
همون رو ادامه می‌دادی

28:38.519 --> 28:40.921
فکر کنم تلفن منه

28:40.921 --> 28:43.290
احتمالاً یکی از بچه‌هام زنگ زده

28:49.530 --> 28:52.266
امی. امی، کاری نکن عصبانی بشه

28:53.868 --> 28:56.536
می‌دونم صدای اون موبایل‌ها رو می‌شنوی

28:58.472 --> 29:02.275
حتماً عزیزانمون هستن که
سعی دارن با ما تماس بگیرن

29:05.712 --> 29:07.806
،هر وقت من با عزیز خودم حرف زدم

29:07.830 --> 29:09.449
تو هم با عزیزانت حرف بزن

29:11.218 --> 29:14.121
ببین، مساله اینجاست که
فعلاً وضعیت رزی پایداره

29:14.121 --> 29:16.056
قلب هر لحظه ممکنه برسه اینجا

29:16.056 --> 29:18.759
و من می‌فهمم که
،هیچوقت منو آزاد نمی‌کنی

29:18.759 --> 29:20.828
ولی لازم نیست همه ما رو
اینجا نگه داری

29:20.828 --> 29:22.462
فکر کردی من هیولام؟

29:24.631 --> 29:27.368
قصد نداشتم به دوستت شلیک کنم

29:27.368 --> 29:30.737
،وقتی قضیه تموم شد
این اهمیت پیدا می‌کنه

29:41.115 --> 29:42.649
تو

29:43.751 --> 29:45.285
وقتشه از اینجا بری

29:46.420 --> 29:48.422
.شنیدی که چی گفتم
برو

29:48.422 --> 29:50.957
جولی، برو -
برو، برو، برو، برو، برو -

29:50.957 --> 29:53.127
برو، جولی

29:53.127 --> 29:54.895
وقتی تموم شد، می‌بینمت

29:54.895 --> 29:56.696
تا نظرم عوض نشده بهتره بری

29:57.798 --> 29:59.666
،خواهش می‌کنم
تو رو خدا بهشون آسیب نزن

30:00.567 --> 30:02.069
نمی‌خوای آسیب ببینن؟

30:02.069 --> 30:04.004
!بگو قلب رزی رو بفرستن اینجا

30:07.040 --> 30:10.410
رفتیم داخل تا
...برای آخرین بار خداحافظی کنیم و

30:10.410 --> 30:14.080
می‌دونم همتون رو گرفتن قلب
...حساب باز کرده بودید، ولی

30:14.781 --> 30:16.984
الان دو دل شدیم

30:16.984 --> 30:20.086
،واقعاً متاسفیم
...ما فقط

30:20.086 --> 30:21.988
این مساله واقعاً برامون سخته

30:27.460 --> 30:29.997
می‌بینم همتون گردنبند صلیب دارید

30:29.997 --> 30:33.733
پس شاید به این دقت کرده باشید

30:35.569 --> 30:37.009
اسمش «حای»ه

30:38.133 --> 30:39.373
یعنی زندگی

30:40.273 --> 30:42.776
وقتی برای جشن تکلیفم
،آماده می‌شدم

30:42.776 --> 30:46.313
خاخام یه عبارتی از تلمود
...بهم گفت که

30:46.313 --> 30:48.815
هیچوقت فراموش نمی‌کنم

30:48.815 --> 30:50.451
،هرکس جانی را نجات دهد»

30:50.451 --> 30:53.153
«گویی کل جهان را نجات داده است

30:54.221 --> 30:56.490
،هر عضوی که پسرتون اهدا کنه

30:56.490 --> 30:58.758
،به بیمار متفاوتی می‌رسه

30:58.758 --> 31:00.895
،و هرکدومش
یک جان دوباره‌ست

31:00.895 --> 31:03.363
و همینطور تمام نسل‌هایی که
،به دنبالش میان

31:03.363 --> 31:05.098
تا پایان جهان

31:11.805 --> 31:13.173
خواهش می‌کنم

31:18.545 --> 31:21.282
.سلا. سلام، عزیزم
حالت چطوره؟

31:21.282 --> 31:22.883
صدام رو می‌شنوی؟

31:25.185 --> 31:27.154
چی شده؟

31:27.154 --> 31:29.389
ضربان قلبش رفته بالا، فشارش افتاده -
یعنی چی؟ -

31:29.389 --> 31:31.058
الان قلبش با قدرت کافی
خون پمپاژ نمی‌کنه

31:31.058 --> 31:32.593
،اگه بری عقب
می‌تونیم روش کار کنیم

31:32.593 --> 31:34.728
فشار گوه‌ای شریان ریه رسیده به ۲۰

31:34.728 --> 31:36.563
درصد اکسیژن داره افت می‌کنه -
وریدهای گردنی متسع شده -

31:36.563 --> 31:38.432
.احتباس مایع
نارسایی بطن چپ

31:38.432 --> 31:40.401
گفتی وضعیتش پایدار شده

31:40.401 --> 31:42.203
یه مشکلی پیش اومده

31:42.203 --> 31:44.070
ظاهراً داره اکسیژن از دست میده

31:44.972 --> 31:47.341
همه تیم‌ها، آماده حرکت باشید

31:47.341 --> 31:49.410
قلب بچه داره افت می‌کنه

31:49.410 --> 31:51.511
یعنی چی؟ -
...انقباض‌های رحم -

31:51.511 --> 31:52.979
داره روی بند ناف فشار میاره

31:52.979 --> 31:54.381
باید همین الان بیاد بیرون -
باشه -

32:01.955 --> 32:04.225
.می‌خوام اون قلب بیاد اینجا
چرا انقدر طول کشیده؟

32:04.225 --> 32:05.759
.همین الان رسید
،هر وقت وارد ساختمون شد

32:05.759 --> 32:06.827
بهت خبر میدیم

32:07.461 --> 32:09.063
.قلب اومد
الان داریم چی کار می‌کنیم؟

32:09.063 --> 32:10.330
اینو کنترل کردید!؟

32:10.330 --> 32:11.507
داریم هرکاری از
دستمون برمیاد،انجام میدیم

32:11.531 --> 32:12.959
نباید اجازه می‌دادم اون پرستار بره

32:12.983 --> 32:13.934
...اون هیچ ربطی نداره

32:13.934 --> 32:16.303
!درستش کن

32:17.204 --> 32:18.939
همه تیم‌ها با دستور من حرکت کنن

32:18.939 --> 32:20.341
دکتر هلر کجاست!؟

32:20.341 --> 32:22.042
!برید، برید، برید، برید

32:22.042 --> 32:24.678
دکتر سینگ، خیلی ممنون که
باهام تماس گرفتید

32:24.678 --> 32:26.713
سر جنین داره میاد بیرون

32:26.713 --> 32:27.915
ضربان قلبش ۹۷ه -
دکتر حمده -

32:27.915 --> 32:29.583
کروز می‌خواد باهاتون حرف می‌زنه

32:29.583 --> 32:31.318
کروز کدوم خریه؟ -
من نمی‌تونم -

32:31.318 --> 32:32.686
به جنکینز بگو باهاش حرف بزنه

32:37.558 --> 32:38.992
اون بالا اوضاع داره خراب میشه

32:38.992 --> 32:40.827
ولی به تیم پیوند گفتیم آماده باشن

32:40.827 --> 32:42.362
بازم کروز زنگ زد

32:43.163 --> 32:44.632
قلب به دستمون رسید

32:44.632 --> 32:46.300
همراه تیم پیوند می‌فرستیمش بالا

32:46.300 --> 32:47.434
تو زن‌ها رو بفرست پایین

32:47.434 --> 32:49.069
فکر کردی گول می‌خورم؟

32:49.069 --> 32:51.705
هردومون می‌دونیم قراره چندتا مامور مخفی
با لباس اتاق عمل بفرستی

32:51.705 --> 32:53.807
!یه‌نفر رو بفرست که قبلاً دیده باشم

32:53.807 --> 32:55.376
می‌خواد اول قلب رو ببینه

32:55.376 --> 32:57.111
،می‌خواد یه‌نفر که خودش می‌شناسه
قلب رو ببره

32:57.111 --> 32:59.245
یعنی من. بگید من میام -
صبر کن -

32:59.245 --> 33:02.449
همین الان تلفنی
با متخصص قلب قدیمی رزی حرف زدم

33:02.449 --> 33:04.150
باید بدونی چی گفت

33:25.873 --> 33:28.308
این محاله، امی

33:28.308 --> 33:30.277
محاله

33:34.415 --> 33:36.283
همون‌جا بمون

33:42.322 --> 33:44.424
.یخ‌کن رو باز کن
می‌خوام ببینمش

33:44.424 --> 33:46.827
،اگه بازش کنم
قلب خراب میشه

33:46.827 --> 33:48.962
!این حرفا رو تحویلم نده -
!الکس -

33:50.865 --> 33:52.198
فایده‌ای نداره

33:53.867 --> 33:56.837
،حالا دیگه هرکاری هم بکنیم
نمی‌تونیم نجاتش بدیم

33:56.837 --> 33:58.238
چی داری میگی؟
!نه

33:58.238 --> 34:00.274
توی ریه‌ش
...عروق خونی غیرعادی داره که

34:00.274 --> 34:02.576
اصلاً عملکرد ندارن

34:02.576 --> 34:05.011
.چون تاخیر کردیم اینجوری شد
!علتش اینه

34:05.011 --> 34:07.180
...نه، نه، دکتر لارسن شش سال پیش

34:07.180 --> 34:08.782
فکر می‌کرد دقیقاً همین اتفاق بیفته

34:08.782 --> 34:10.618
اون دید
...لایه داخلی شریان‌های ریوی رزی

34:10.618 --> 34:12.420
یه مقدار افزایش ضخامت پیدا کرده

34:12.420 --> 34:14.354
ولی متخصص قلب متوجه نبود
این چقدر خطرناکه

34:14.354 --> 34:15.789
!نه، اون همچین حرفی نزد -
!آخه...الکس -

34:15.789 --> 34:18.425
!هیچوقت همچین حرفی نزد -
!الکس، فایده نداره -

34:19.259 --> 34:22.195
.هیچوقت فایده نداشت
نه الان، نه اون موقع

34:22.195 --> 34:23.597
...ولی اون -
اون دروغ گفت -

34:23.597 --> 34:24.865
،به خاطر مصلحت خودت

34:24.865 --> 34:26.866
چون می‌خواست یکم امید داشته باشی

34:26.866 --> 34:29.769
چون نمی‌خوام همه امیدشون رو
ازشون بگیرم

34:31.105 --> 34:33.274
باشه؟ اون باعث شد این چند سال رو
،کنار دخترت باشی

34:33.274 --> 34:35.142
که در غیراینصورت ممکن نبود -
!نه -

34:35.142 --> 34:37.477
.برام مهم نیست چی میگی
تیم پیوند رو بیار اینجا

34:37.477 --> 34:38.757
!همین الان انجامش میدیم

34:38.781 --> 34:40.947
،وقتی یه چیزی رو خراب می‌کنی
مسئولیتش با خودته

34:40.947 --> 34:42.326
!همین الان انجامش میدیم

34:42.350 --> 34:43.150
!بسه دیگه

34:43.417 --> 34:45.920
.بسه
اونم دختر داره

34:45.920 --> 34:47.421
منم دختر دارم

34:47.421 --> 34:50.324
اونم پدر و مادر داره و
آدمایی که دوستش دارن

34:51.058 --> 34:52.660
فکر کردی اونا الان چه حالی دارن؟

34:52.660 --> 34:55.495
فکر کردی پدر و مادر تی‌جی
چه حالی دارن؟

34:56.997 --> 34:58.765
اصلاً تی‌جی زنده‌ست؟

34:59.833 --> 35:01.334
نمی‌دونیم

35:03.303 --> 35:05.639
رزی داره می‌میره

35:06.740 --> 35:08.341
...این آخرین لحظاتیـه که

35:08.341 --> 35:10.277
قراره در کنارش سپری کنی

35:11.778 --> 35:13.980
می‌خوای چطوری این لحظات رو بگذرونی؟

35:13.980 --> 35:15.515
با سرزنش کردن همه اطرافیانت؟

35:15.515 --> 35:17.017
...یا می‌خوای دستش رو بگیری

35:17.017 --> 35:18.419
و بهش بگی دوستش داری؟

35:18.419 --> 35:19.619
گفتی می‌تونی نجاتش بدی

35:19.619 --> 35:22.756
.ما سعی کردیم، الکس
سعی کردیم

35:22.756 --> 35:25.425
.ولی اون موقع اینو بهم نگفتی
!اون موقع اینو بهم نگفته بودی

35:25.425 --> 35:26.826
چون بچه‌ش رو از دست داده بود

35:31.532 --> 35:33.867
چند ماه قبل از اینکه
با رزی بیای اینجا

35:35.102 --> 35:37.837
،داشت رنج می‌کشید
و داشت هرکاری در توانش بود انجام می‌داد

35:37.837 --> 35:38.505
...تا اجازه نده دیگران

35:38.505 --> 35:39.806
مثل خودش رنج بکشن

35:41.375 --> 35:43.310
می‌دونست بعداً از دستش عصبانی میشی

35:43.310 --> 35:44.611
.ولی براش مهم نبود
...فقط سعی داشت

35:44.611 --> 35:46.046
،بهت زمان بده

35:46.046 --> 35:48.148
و نمی‌خواست سایه مرگ
بالای سرت باشه

35:50.284 --> 35:51.788
تو اونجا بودی؟

35:51.812 --> 35:54.054
نه، ولی می‌شناسمش

35:57.858 --> 35:59.593
و قلبش رو می‌شناسم

36:05.265 --> 36:08.735
.درد انسان‌ها رو تغییر میده، الکس
من اینو می‌دونم

36:10.470 --> 36:13.073
می‌دونم تو همچین آدمی نیستی

36:14.308 --> 36:16.744
،پس ازت خواهش می‌کنم

36:16.744 --> 36:20.548
می‌تونیم یه دارویی بهش بدیم
...تا چند لحظه

36:20.548 --> 36:22.115
دوباره به‌هوش بیاد

36:23.984 --> 36:25.418
تا خداحافظی کنه

36:44.371 --> 36:46.907
هنوزم می‌تونید اینو به یکی دیگه بدید که
بهش نیاز داره؟

36:48.174 --> 36:49.876
می‌تونیم سعی کنیم

36:51.846 --> 36:53.280
پس برو

36:55.015 --> 36:56.483
قسم می‌خورم بهشون آسیب نزنم

40:58.993 --> 41:00.727
مایکل

41:19.346 --> 41:21.615
امروز پیام‌هات به دستم رسید

41:21.615 --> 41:24.218
.تو هم یه چندتا پیامک ازم می‌بینی
«هر اتفاقی بیفته، من دوستت دارم»

41:24.218 --> 41:26.386
«توروخدا نمیر»
از این چیزها

41:29.423 --> 41:30.988
یه خاطره یادم اومد

41:31.412 --> 41:32.492
چی؟

41:33.160 --> 41:36.830
خب، در اصل دو قسمت کوچیک
از یک خاطره بود

41:36.830 --> 41:41.201
من و متخصص قلب رزی
داشتیم بحث می‌کردیم

41:42.102 --> 41:43.637
واو

41:43.637 --> 41:46.941
یه ضربه روانی حاد می‌تونه
باعثش بشه، درسته؟

41:46.941 --> 41:49.043
دقیقاً -
...پس یعنی مغز من -

41:49.043 --> 41:51.612
دوباره روشن شده؟ -
از جهاتی، بله -

41:51.612 --> 41:54.514
حالا ممکنه خاطرات بیشتری یادت بیاد

41:54.514 --> 41:55.849
نمی‌خوام صبر کنم

41:55.849 --> 41:57.817
می‌خوام منو بذاری توی مخزن

41:58.352 --> 42:00.220
امی

42:00.220 --> 42:01.722
،اگه حافظه‌م برگشته بود

42:01.722 --> 42:03.356
امروز هیچکدوم از این اتفاقات نمیفتاد

42:03.356 --> 42:05.458
تو که اینو نمی‌دونی -
می‌دونم -

42:06.527 --> 42:08.128
،دکتری که من بودم

42:08.128 --> 42:11.298
می‌دونست رزی از پیوند قلب
جون سالم به در نمی‌بره

42:11.298 --> 42:13.767
ولی امروز اینو نفهمیدم

42:13.767 --> 42:16.136
وقتی فهمیدم دیگه
خیلی دیر شده بود

42:16.770 --> 42:19.139
مطمئنم فکر می‌کنی باید برم خونه و
استراحت کنم

42:19.139 --> 42:20.674
...ولی خونه

42:22.209 --> 42:25.512
خونه همون ساختمونیه که

42:25.512 --> 42:28.215
مایکل با همسر و بچه جدیدش
توش زندگی می‌کنه

42:29.216 --> 42:33.920
،و نیمی از من
هنوز توی اون زمان گیر افتاده

42:35.756 --> 42:39.793
و نیمه دیگه‌م، مردی رو می‌خواد که
حتی به خاطر نمیارم

42:40.594 --> 42:42.430
من درک می‌کنم که تو
،جیک رو می‌خوای

42:42.430 --> 42:45.432
،و می‌خوای دکتری باشی که قبلاً بودی
...ولی نمیشه تصمیم بگیری

42:45.432 --> 42:48.168
من تصمیم نمی‌گیرم

42:48.935 --> 42:51.304
حالا دیگه می‌دونم این امکان‌پذیره

42:51.872 --> 42:55.041
نیاز دارم همه خاطراتم برگرده

42:56.110 --> 42:57.644
منو بذار توی مخزن

42:59.045 --> 43:01.615
خواهش می‌کنم، جینا

43:01.615 --> 43:03.216
امشب

43:04.000 --> 43:24.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
