WEBVTT

00:00.950 --> 00:02.060
‫آنچه در «دکتر» گذشت...

00:02.060 --> 00:04.840
‫دکتر لارسن از هشت سال گذشته
‫هیچ خاطره‌ای نداره

00:04.840 --> 00:06.170
‫می‌دونستی این کار رو می‌کنه؟

00:06.170 --> 00:07.430
‫اگه می‌دونستم، می‌گفتن بستریش کنن

00:07.430 --> 00:09.790
‫وقتی واقعاً بهت نیاز داشتم،
‫تو در کنارم نبودی

00:09.790 --> 00:11.170
‫باشه، برو گزارش من رو به جوآن بده!

00:11.170 --> 00:13.140
‫- من این کار رو نمی‌کنم
‫- چون هنوزم عاشقمی

00:13.140 --> 00:15.960
‫- بخشی از وجودت هنوزم عاشق مامانه
‫- همیشه عاشقش می‌مونه

00:15.960 --> 00:19.460
‫خون دماغ؟ ناپروکسن؟
‫تزریق داخل نخاعی از مکزیک؟

00:19.460 --> 00:20.770
‫باید سرعت درمان رو کاهش بدیم

00:20.770 --> 00:22.350
‫نه، داره جواب میده!

00:22.350 --> 00:24.910
‫یه اینترن جدید می‌‌خوایم.
‫باید باهاشون مصاحبه کنی و

00:24.910 --> 00:26.470
‫بهترین کاندیدا رو انتخاب کنی

00:26.470 --> 00:29.620
‫دو ماه بعد یه ارزیابی رسمی انجام میشه

00:29.620 --> 00:32.090
‫بعضیاتون ازش سربلند بیرون نمیاید

00:34.000 --> 00:45.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:46.640 --> 00:48.190
‫کاندوم کجاس؟

00:48.190 --> 00:50.600
‫اوه، باشه، الان میارم

00:51.910 --> 00:53.780
‫می‌دونستی می‌تونی پتو رو نبری دیگه؟

00:53.780 --> 00:55.870
‫اصلاً‌ من می‌خوام لختت رو ببینم

00:55.870 --> 00:57.780
‫آره، باشه

01:00.620 --> 01:02.820
‫پیدا کردی بهم بگو!

01:05.330 --> 01:06.800
‫پیداش کردم!

01:07.800 --> 01:08.900
‫بیا اینجا ببینم

01:11.570 --> 01:13.880
‫هی، هی، چی شد یهو؟

01:14.440 --> 01:16.680
‫- هنوز چیزی نشده...
‫- چشمام نمی‌بینه

01:16.680 --> 01:18.190
‫چی؟

01:18.190 --> 01:20.080
‫میلا! من کور شدم

01:21.930 --> 01:24.350
‫کور شدم!

01:26.154 --> 01:31.300
‫« دکتر »
‫« فصل دوم، قسمت چهارم »
‫« چیزی برای اثبات »

01:34.610 --> 01:36.210
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

01:38.790 --> 01:42.230
‫«بیگنت» از اون فروشگاهه تو
‫نیو اورلینز که عاشقش بودیم

01:42.230 --> 01:43.330
‫چطوری؟

01:43.330 --> 01:44.840
‫با اینترنت و کارت بانکی، عزیزم

01:44.840 --> 01:46.010
‫وای!

01:46.010 --> 01:48.950
‫واقعاً داری همه‌کاری می‌کنی تا
‫دوباره خودت رو تو دلم جا کنی

01:48.950 --> 01:50.070
‫همم!

01:50.070 --> 01:51.980
‫- فایده هم داشته؟
‫- خیلی

01:51.980 --> 01:54.390
‫همم

01:54.390 --> 01:56.220
‫خب، حالت چطوره؟

01:56.220 --> 01:58.370
‫علائمی نداشتی؟ چیزی یادت نیومد؟

01:58.370 --> 02:00.870
‫یادم اومد که جیک بهم گفت دوستم داره

02:02.140 --> 02:03.380
‫بعدش هم بوسش کردم

02:03.380 --> 02:05.350
‫تو خاطره‌ت بوسش کردی یا...

02:05.350 --> 02:07.420
‫تو پاویون. دیروز

02:07.420 --> 02:10.880
‫خیلی خب. وای. خب الان چی میشه؟

02:12.080 --> 02:13.760
‫نتیجه‌ش هنوز مشخص نیست

02:14.933 --> 02:16.636
‫« قربانی حادثه خروج قطار از ریل »

02:15.360 --> 02:16.659
‫اون دیگه چیـه؟

02:17.483 --> 02:20.183
‫در حال حاضر تو مرحله‌ی جبران گناهمم

02:23.010 --> 02:24.080
‫یه روند تدریجیـه

02:24.620 --> 02:26.990
‫باشه، خب هر کاری باهام داشتی
‫من کنارتم

02:26.990 --> 02:28.760
‫مشکلی ندارم

02:29.530 --> 02:31.560
‫نتایج چیزی نبود که انتظارش رو داشتم

02:31.560 --> 02:33.420
‫متأسفانه تو این مدت که نبودی،

02:33.420 --> 02:35.680
‫- پلاکت خونت افت شدیدی کرده
‫- می‌دونم

02:35.680 --> 02:38.040
‫کاهشش رو حس کردم،
‫برای همین چند روز پیش

02:38.040 --> 02:39.310
‫از خونم آزمایش گرفتم

02:39.310 --> 02:41.420
‫یه بار این بحث رو کردیم

02:41.420 --> 02:43.320
‫پس دیگه لازم نیست تکرارش کنیم

02:43.320 --> 02:46.830
‫چقدر وقت برام مونده تا
‫نای حرکت کردن نداشته باشم یا

02:46.830 --> 02:49.670
‫اگه خیلی شانسم بگه،
سرطان خون حاد بگیرم؟

02:49.670 --> 02:53.570
‫یک الی سه سال، بسته به این که
‫واکنش بدنم به درمان چی باشه؟

02:54.220 --> 02:56.060
‫یه چیزی تو همین بازه

02:56.060 --> 03:00.600
‫باید به طور منظم بهت خون و
‫پلاکت تزریق بشه و باید زودتر

03:00.600 --> 03:02.053
‫مصرف داروهات رو شروع کنی

03:02.078 --> 03:03.040
‫آره، البته

03:03.040 --> 03:05.960
‫علائم جدیدی نداشتی؟ ضعف، رعشه...

03:05.960 --> 03:07.360
‫نه

03:08.220 --> 03:11.370
‫این فرایند تو یه مقطع
خیلی اذیتت می‌کنه

03:11.370 --> 03:13.450
‫بچه داری؟

03:15.090 --> 03:17.480
‫یه پسر دارم، اسمش ایتنـه

03:17.480 --> 03:19.120
‫یعنی کمکت می‌کنه؟

03:19.120 --> 03:21.500
‫جواب تلفن‌هام رو نمیده،
‫پس احتمالاً‌ نه

03:21.500 --> 03:25.180
‫خب، اون‌قدری وقت داری که به
‫این وضع سر و سامون بدی

03:25.180 --> 03:27.880
‫اما دیگه به کشورهای
‫در حال توسعه سفر نمی‌کنی

03:27.880 --> 03:31.000
‫سبک زندگی پایداری لازم داری
‫که به درمان نزدیک‌تر باشی

03:31.000 --> 03:34.090
‫توی وست‌ساید سِمّت رئیسِ
‫بخش داخلی رو قبول کردم

03:34.090 --> 03:35.830
‫خب...

03:35.830 --> 03:38.470
‫خب، من این میزان کار سنگین رو پیشنهاد نمیدم

03:38.470 --> 03:40.240
‫تو درمان رو ادامه بده،

03:40.240 --> 03:42.240
‫من هم تصمیمات زندگی خودم رو می‌گیرم

03:42.580 --> 03:44.020
‫در ضمن...

03:44.020 --> 03:45.520
‫قانون رازداری رو یادت نره

03:45.520 --> 03:47.280
‫نمی‌خوام هیچ‌کس توی وست‌ساید

03:47.280 --> 03:49.950
‫فکر کنه که نقشم توی بیمارستان...

03:49.950 --> 03:50.960
‫حیاتی نیست

03:53.460 --> 03:55.680
‫یعنی همه رو وادار کرده با هم
‫رقابت کنن و

03:55.680 --> 03:57.820
‫بعدش هم می‌خواد همه‌ رو اخراج کنه؟

03:57.820 --> 03:59.500
‫میشه گفت مثل یه امپراتور رومیـه که

03:59.500 --> 04:01.000
‫گلادیاتورها رو به جون هم می‌اندازه

04:01.000 --> 04:02.170
‫اما یه چیزی قطعیـه

04:02.170 --> 04:04.220
‫مشکلی واسه امی لارسن پیش نمیاد

04:04.220 --> 04:05.320
‫چطور مگه؟

04:05.320 --> 04:07.160
‫دکتر ریدلی سرپرستشـه

04:07.160 --> 04:10.140
‫یه بار دیگه، مدیر ارشد پزشکی
‫پارتی‌بازی می‌کنه

04:10.140 --> 04:11.500
‫- صبح به‌خیر
‫- صبح به‌خیر!

04:11.500 --> 04:13.566
‫صبح به‌خیر!

04:14.100 --> 04:16.900
‫سلام، من هانا کلارک هستم.
‫اینترنم

04:16.900 --> 04:18.640
‫من هم امی لارسنم

04:18.640 --> 04:20.000
‫منم اینترنم

04:21.020 --> 04:22.390
‫دکتر کلارک؟

04:22.390 --> 04:24.520
‫به تاندردوم خوش اومدی

04:24.520 --> 04:27.300
‫اینترن جدید و با استعدادمون هانا
کارش رو ‫از امروز شروع می‌کنه

04:27.300 --> 04:29.220
‫واقعاً انتخابت رو دوست داشتم

04:29.220 --> 04:31.810
‫بر خلاف مدیریت رابطه‌ت با دکتر لارسن

04:31.810 --> 04:34.380
‫- معذرت می‌خوام اگه...
‫- نمی‌ذارم بهم دروغ بگی و

04:34.380 --> 04:35.950
‫خودت رو خار و خفیف کنی

04:35.950 --> 04:38.650
‫تو اطلاع داشتی که اون
‫یه درمان آزمایشی تأیید نشده رو

04:38.650 --> 04:40.820
‫روی یه بیمار انجام داده

04:40.820 --> 04:43.800
اون بیمار کد خورد و
‫تو کمکش کردی و

04:43.800 --> 04:46.770
‫هیچ‌کدوم از اینا به من گزارش نشد

04:46.770 --> 04:50.040
از این ماجرا باید درس بگیری که
‫من از همه‌ی اتفاقاتی که

04:50.040 --> 04:52.240
‫تو بیمارستانم می‌گذره
‫با خبر میشم و

04:52.240 --> 04:54.780
‫حتی یه لحظه هم فکر بازجویی از

04:54.780 --> 04:57.420
‫اینترن‌ها یا پرستارها به فکرت نرسه که

04:57.420 --> 04:59.060
‫چطوری از این ماجرا با خبر شدم

04:59.060 --> 05:01.260
‫نه، البته که نه.
‫همچین کاری نمی‌کنم

05:01.260 --> 05:04.020
‫من اصلاً سر در نمیارم تو چی‌کار می‌کنی و
‫نمی‌کنی و تا الان هم،

05:04.020 --> 05:05.920
‫تصمیماتت اصلاً چنگی به دل نزده

05:05.920 --> 05:07.170
‫متوجهم

05:07.170 --> 05:08.750
‫اشتباه کردم و دیگه تکرار نمیشه

05:08.750 --> 05:10.420
‫معلومـه که دیگه تکرار نمیشه

05:10.420 --> 05:11.790
‫چون تو سرپرست اونی و

05:11.790 --> 05:15.160
‫ازت انتظار میره که این وظیفه رو
‫بی‌طرفانه انجام بدی

05:15.160 --> 05:18.250
‫من از وضع فعلی رابطه‌تون مطلع نیستم اما

05:18.250 --> 05:20.780
‫اگه جفت‌تون تمایل دارید که اینجا بمونید

05:20.780 --> 05:23.440
‫و مشخصاً هیچ‌ بیمارستان دیگه‌ای
‫در حال حاضر اون رو نمی‌پذیره،

05:23.440 --> 05:26.030
‫همه‌چی فوراً بین‌تون تموم میشه.
‫مفهومـه؟

05:26.030 --> 05:28.690
‫- مفهومـه
‫- خوبـه

05:28.690 --> 05:29.890
‫دکتر برت

05:29.890 --> 05:31.720
‫- بله
‫- طوری نیست همراه‌تون بیام؟

05:31.720 --> 05:33.030
‫بفرمایید

05:34.160 --> 05:35.400
‫وای خدا، صبر کن ببینم

05:35.400 --> 05:38.526
‫شما همون دکتر ۴۰ و خرده ‌ساله‌ای هستید که
‫فراموشی پس‌گستر نسبی گرفت؟

05:38.530 --> 05:40.720
مطالعه موردی که درموردتون
نوشته شده، خوندم

05:40.720 --> 05:43.000
عجب جاذبه‌ی توریستی‌ای شدم

05:43.000 --> 05:44.860
‫- ببخشید، من...
‫- نه، آخه یکم ناجوره که

05:44.860 --> 05:47.480
‫هر دفعه مجبورم شرایطم رو توضیح بدم

05:47.480 --> 05:48.925
‫صبح به‌خیر

05:48.950 --> 05:50.820
‫خیلی خب، واسه روز اولت آماده‌ای؟

05:50.820 --> 05:52.770
‫صد در صد. در ضمن...

05:52.770 --> 05:54.570
‫واسه‌تون قهوه هم آوردم

05:54.570 --> 05:56.820
‫باریستاتون گفت همیشه این قهوه رو می‌‌خورید

05:56.820 --> 05:58.910
‫امیدوارم کارم اونقدرا چاپلوسی نباشه

05:58.910 --> 06:00.650
‫نه به هیچ‌وجه، راستش من خودم قدیما

06:00.650 --> 06:02.990
‫همین کار رو می‌کردم

06:03.790 --> 06:05.790
‫خب، جفت‌تون امروز پیش منید

06:05.790 --> 06:08.730
‫هانا، تو اتاق ۶۱۸‌ هم رو ببینیم؟

06:08.730 --> 06:11.840
‫- ما یه دقیقه دیگه میایم اونجا
‫- باشه، حتماً

06:15.530 --> 06:18.510
‫امروز کوچیک‌ترین اشتباهی نمی‌کنی، خب؟

06:23.440 --> 06:25.615
‫متأسفانه مت تومور کلاتسکین داره

06:25.620 --> 06:29.000
‫اسکن‌هاش نشون میدن که تومور
‫مجاری صفراوی داخل کبدش رو مسدود کرده و

06:29.000 --> 06:31.329
‫منجر به تجمع سموم توی مغزش شده

06:31.329 --> 06:32.810
‫ما دو تا انتخاب داریم

06:32.810 --> 06:36.680
‫اولیش استفاده از پرتودرمانی نسبتاً امنـه که
‫می‌تونیم باهاش

06:36.680 --> 06:38.240
‫تومور رو کوچیک کنیم

06:38.240 --> 06:40.838
‫یعنی چه اتفاقی می‌افته؟

06:43.190 --> 06:44.950
‫یه چندماهی میره توی کما

06:44.970 --> 06:47.280
‫- چند ماه؟ خدایا
‫- تا زمان کافی برای

06:47.280 --> 06:48.950
‫کوچیک‌ کردن تومور فراهم بشه

06:48.950 --> 06:52.520
‫اما این روند آسیب قابل‌توجهی به
‫کبد می‌زنه

06:52.520 --> 06:55.740
‫امید زندگیش بعد از درمان هم

06:55.740 --> 06:58.190
‫۵ تا ۱۰ سال خواهد بود

06:58.190 --> 06:59.660
‫اما حالش خوب میشه دیگه؟

06:59.680 --> 07:02.710
‫آسیب کبدی یعنی مستلزم مصرف روزانه‌ی دارو،

07:02.710 --> 07:04.960
‫تخلیه‌ی منظم مایع اضافی از حفره‌ی شکمی،

07:04.960 --> 07:09.190
‫و احتمالاً انجام عمل‌هایی برای
‫رفع اتساع عروق خونی مری و

07:09.190 --> 07:12.240
‫در نهایت هم ممکنـه نیاز به پیوند کبد بشه

07:12.240 --> 07:13.860
‫و این تنها انتخابـه؟

07:13.860 --> 07:17.310
‫نه، انتخاب پرخطرتر یه جراحی سنگینـه که

07:17.340 --> 07:18.980
‫می‌تونه همین امروز انجام بشه

07:19.010 --> 07:20.700
‫اون‌وقت چه مشکلاتی داره؟

07:20.730 --> 07:23.420
‫اگه با موفقیت انجام شه،
‫حالش کاملاً خوب میشه اما

07:23.450 --> 07:26.850
‫احتمال فوت شدنش زیر عمل هم بالاست

07:27.790 --> 07:29.660
‫نمیشه تصمیم گرفت

07:31.600 --> 07:34.020
‫بهتون یکم وقت میدیم تا بهش فکر کنید

07:35.030 --> 07:36.720
‫من یکم دیگه برمی‌گردم

07:39.000 --> 07:46.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:47.000 --> 07:50.000
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»

07:52.100 --> 07:53.840
‫سلام ست، من دکتر هلر هستم

07:53.870 --> 07:55.810
‫دکتر لارسن و دکتر کلارک همراهمن

07:55.810 --> 07:57.250
‫- نمی‌‌تونم ببینم!
‫- می‌دونم

07:57.280 --> 07:58.440
‫دلیلش رو هم می‌فهمیم

07:58.470 --> 08:00.220
‫کثی هارپر هستم. مامان ست

08:00.250 --> 08:01.580
‫سلام

08:02.100 --> 08:03.910
‫ست، موقع وقوع این حادثه چی‌کار می‌کردی؟

08:03.910 --> 08:06.630
‫هیچی، داشتم درس می‌خوندم

08:06.660 --> 08:09.330
‫البته یه دختری اومد بود پیشم تا
‫با هم درس بخونیم

08:09.350 --> 08:13.190
‫خیلی خب. تو ۲۴ ساعت گذشته،
‫هیچ دارو یا الکلی مصرف کردی؟

08:13.210 --> 08:17.010
‫الکل که نه اما
‫هفته‌ی امتحانات پایانی بود و...

08:17.010 --> 08:19.110
‫کلی آدرال خوردم اما بعدش دیگه خوابم نبرد،

08:19.110 --> 08:21.578
‫واسه همین لورازپام خوردم و
‫بعد هم باید آدرال بیشتر می‌خوردم تا

08:21.603 --> 08:22.970
‫- بیدار بمونم
‫ - ای خدا، ست!

08:22.970 --> 08:26.110
‫مامان، همه از این کارها می‌کنن

08:26.900 --> 08:28.350
‫تشخیص احتمالی؟

08:28.370 --> 08:30.930
‫فکر می‌کنم کاهش خون‌رسانی به
‫قشر بینایی باشه اما

08:30.950 --> 08:32.750
‫اِم‌آر‌آیش چیزی نشون نمیده

08:32.750 --> 08:34.520
‫چون ۴ ساعت طول می‌کشه تا

08:34.520 --> 08:36.570
‫توی اسکن نمایان بشه

08:36.590 --> 08:39.060
‫درستـه. شیوه درمان چطور؟

08:39.090 --> 08:43.300
‫۱۰ میلی‌گرم وراپامیل و منیزیم سولفات
‫طی دو دقیقه به‌صورت وریدی تزریق شه

08:43.330 --> 08:46.650
‫قبل از این که ببینیمش درمانش می‌کنیم
چون زمان یعنی سلول عصبی

08:46.680 --> 08:48.090
‫دوباره می‌تونم ببینم؟

08:48.110 --> 08:50.230
‫معلومـه. درمانش می‌کنن

08:51.380 --> 08:53.440
‫باید سریع اقدام کنیم

08:54.380 --> 08:56.200
‫حرف از ازدواج‌مون می‌زدیم و

08:56.230 --> 08:58.520
‫حالا ممکنـه برای همیشه از دستش بدم

08:59.300 --> 09:01.260
‫اما اگه خودش هم بود دلش نمی‌خواست

09:01.260 --> 09:03.580
‫تا آخر عمرش ناتوان باشه.
‫تازه اون هم ۵ سال

09:03.610 --> 09:06.930
‫البته همون‌طور که گفتم،
‫ممکنـه ۱۰‌ سال هم بشه

09:08.350 --> 09:10.810
‫نه، باید جراحی رو امتحان کنیم

09:11.220 --> 09:13.020
‫مطمئنید؟

09:13.580 --> 09:14.630
‫بله

09:14.660 --> 09:15.760
‫بسیار خب

09:15.760 --> 09:18.760
‫فقط باید فرم رضایت رو پر کنید

09:19.980 --> 09:22.200
‫- گفتید اسم‌تون نیتنـه؟
‫- بله

09:22.220 --> 09:24.190
‫اون‌وقت گرنت کیـه؟

09:24.210 --> 09:27.230
‫شوهر سابق من. سه سال پیش از هم
‫جدا شدن، چطور مگه؟

09:27.250 --> 09:29.700
‫اون هنوز نماینده‌ی قانونی متـه

09:29.700 --> 09:31.120
‫این یعنی چی؟

09:31.120 --> 09:33.290
‫یعنی...

09:33.290 --> 09:34.970
‫تصمیم به عهده‌ی اونـه

09:41.896 --> 09:44.766
‫« سال ۲۰۲۱ »

09:42.700 --> 09:44.700
‫سلام، شنیدم می‌خواستید من رو ببینید،

09:44.700 --> 09:47.660
‫اما می‌خواستم اول شما رو به
‫دخترم معرفی کنم

09:47.690 --> 09:49.540
‫هانا، ایشون دکتر لارسن هستن

09:49.570 --> 09:52.300
رئیس بخش داخلی و رئیس بنده

09:52.300 --> 09:54.900
‫- بابا خیلی تعریف‌تون رو کرده
‫- همچنین

09:54.900 --> 09:58.160
‫گفته که می‌خوای جا پای پدر بذاری

09:58.160 --> 10:01.140
‫من دانشجوی دانشگاه کیس وسترنم.
‫واسه تعطیلات اومدم خونه

10:01.140 --> 10:04.208
‫خب، خوشحال شدم که از نزدیک هم دیدمت

10:04.500 --> 10:05.870
‫- خونه می‌بینمت؟
‫- آره

10:05.870 --> 10:06.940
‫- باشه
‫- آره، خدافظ

10:06.940 --> 10:08.540
‫- خدافظ
‫- ممنون که اومدی

10:08.540 --> 10:11.000
‫از آشنایی باهاتون ‫خیلی خوشحال شدم،
دکتر لارسن

10:13.080 --> 10:15.040
‫لطفاً در رو ببند

10:18.770 --> 10:20.300
‫قضیه چیه؟

10:27.106 --> 10:28.550
‫این چیه؟

10:28.550 --> 10:33.110
‫این فیلم دوربین مداربسته‌ست که نشون میده
‫از اتاق عمل اومدی بیرون

10:33.110 --> 10:35.700
‫مریض رو موقع عمل تنها گذاشتی

10:35.720 --> 10:37.510
اینجا ‫اداره پلیس راه انداختی؟

10:37.510 --> 10:38.720
‫این اولین باری نیست که

10:38.720 --> 10:40.150
‫همکارهات نتونستن پیدات کنن

10:40.150 --> 10:42.290
‫مدرسه‌ی پسرم باهام کار ضروری داشت

10:42.310 --> 10:43.930
‫اون روز تعطیل بوده!

10:43.950 --> 10:45.290
‫از کی تا حالا پارکینگ

10:45.320 --> 10:47.500
‫شده جای مناسب واسه
جواب دادن به تلفن؟

10:47.530 --> 10:49.140
‫ای خدا

10:49.170 --> 10:50.300
‫مریض هیچیش نشد

10:50.330 --> 10:51.570
‫خب، ممکن بود سکته کنه

10:51.590 --> 10:54.600
‫اما نکرد. منظورت از این کارها چیـه؟

10:54.600 --> 10:57.620
‫ظاهراً رفتارهات هر روز داره
‫غیرقابل‌ پیش‌بینی‌تر میشه

10:57.620 --> 10:59.450
‫غیرقابل پیش‌بینی؟
‫من غیرقابل پیش‌بینی نیستم!

10:59.450 --> 11:01.880
‫اگه مشکلات شخصی داری،

11:01.880 --> 11:04.536
‫با مرخصیت موافقت می‌کنم اما

11:04.561 --> 11:06.921
‫این وضعیت نباید ادامه‌دار باشه

11:09.800 --> 11:11.780
‫به گمونم دست‌ها فراموشی نمی‌گیرن

11:11.810 --> 11:14.420
‫ده هزار ساعت

11:20.490 --> 11:22.020
‫حالت خوبـه؟

11:22.040 --> 11:24.910
‫اوه، آره. این یه تکنیک مقابله‌ایـه

11:24.930 --> 11:25.966
‫به خاطر اضطراب؟

11:25.991 --> 11:27.020
‫آره

11:27.020 --> 11:28.200
‫روز اول کاریـه دیگه

11:30.720 --> 11:33.190
‫واقعاً نمی‌خواستم سر صحبت رو باز کنم

11:33.210 --> 11:34.710
‫چطوری؟

11:34.710 --> 11:38.090
‫پدر من اینجا دکتر بوده.
‫برایان کلارک رو یادتون میاد؟

11:38.090 --> 11:41.100
‫می‌دونم اون رو یادتون نمیاد اما
‫اون به مدت ۳ سال

11:41.100 --> 11:43.700
‫تو بخش شما پزشک معالج بوده

11:43.700 --> 11:46.560
‫صبر کن ببینم، وقتی من اینجا رئیس بودم
‫پدرت زیر دست من بوده؟

11:46.560 --> 11:50.220
‫راستش یه بار هم همینجا توی بیمارستان
‫با همدیگه آشنا شدیم

11:50.220 --> 11:52.990
‫اما امروز صبح که آشنا شدیم،
‫جوری رفتاری کردی که...

11:52.990 --> 11:54.360
‫می‌دونم، معذرت می‌خوام

11:54.360 --> 11:57.160
‫فقط نمی‌دونستم چطوری باید
‫باهاش کنار بیام...

11:57.160 --> 11:59.000
‫جلوی همه

12:01.320 --> 12:03.940
‫اون چندسال پیش فوت کرد

12:03.940 --> 12:05.700
‫اوه، تسلیت میگم

12:07.480 --> 12:09.450
‫درک می‌کنم

12:09.450 --> 12:10.450
‫ممنونم

12:17.966 --> 12:19.679
‫« شماره جهت تماس »

12:27.040 --> 12:28.890
‫الو؟

12:28.890 --> 12:30.590
‫الو، شما؟

12:34.413 --> 12:38.780
‫فقط باید با همدیگه صحبت کنیم و...

12:38.780 --> 12:40.180
‫سلام

12:40.180 --> 12:41.890
‫شما باید نیتن باشی

12:41.910 --> 12:43.210
‫پس به گمونم شما هم گرنتی

12:43.240 --> 12:46.660
‫من هم دکتر ریدلی هستم.
‫مچکرم، لطفاً بشینید

12:46.660 --> 12:47.930
‫به‌خاطر شرایط مت،

12:47.930 --> 12:49.530
‫باید فوراً درمانش رو آغاز کنیم

12:49.530 --> 12:52.300
‫دکتر میترا انتخاب‌ها رو
‫براتون شرح دادن دیگه؟

12:52.300 --> 12:53.280
‫بله

12:53.280 --> 12:55.000
‫سؤالی دارید؟

12:55.000 --> 12:57.589
‫چیزی هست که بخواید با نیتن
‫درموردش مشورت کنید؟

12:59.150 --> 13:01.380
‫نه، می‌تونید پرتودرمانی رو انجام بدید

13:01.380 --> 13:03.130
‫نه، صبر کن

13:03.130 --> 13:05.700
‫واقعاً می‌خواید اون تصمیم بگیره؟

13:05.700 --> 13:08.200
‫- مت قطعاً دلش می‌خواد بیشتر زنده بمونه
‫- تو نمی‌تونی بگی...

13:08.200 --> 13:11.750
‫راستش چرا. اصلاً برای همینـه که
‫نماینده‌ش رو عوض نکرده

13:12.180 --> 13:14.620
‫ایشون به مت خیانت کرده و
‫دلش رو شکونده

13:14.640 --> 13:17.020
‫پس مشخصـه که مت یادش رفته
‫فرمش رو ویرایش کنه

13:17.020 --> 13:18.540
‫خب، متأسفانه هیچ‌چیز مشخص نیست

13:18.560 --> 13:19.960
‫اونا ۳ سال پیش از هم جدا شدن

13:19.980 --> 13:21.720
‫- مت از اون‌موقع باهاش حرف نزده
‫- خیلی خب

13:21.740 --> 13:24.620
‫مسئله اینـه که من مت رو
‫خیلی بهتر از نیتن می‌شناسم

13:24.640 --> 13:26.480
‫- واسه همینـه که من...
‫- انگار داری با این...

13:26.500 --> 13:28.180
‫قضیه‌ی نمایندگی حال می‌کنی

13:28.180 --> 13:30.780
‫شما کلاً چندوقته با همید؟
‫۶ ماه؟

13:30.780 --> 13:31.920
‫۸ ماه!

13:31.920 --> 13:33.320
‫ما ۱۶ سال با هم بودیم!

13:33.320 --> 13:35.210
که با خیانت تو همه‌چی تموم شد

13:35.230 --> 13:37.600
‫- این، این فقط یه گوشه از ماجراست...
‫- درستـه

13:37.600 --> 13:39.370
‫- آقایون...
‫- تو جوونی، خب؟

13:39.370 --> 13:41.450
‫اصلاً نمی‌دونی پیر شدن چه حسی داره

13:41.480 --> 13:44.610
‫تو یه مقطعی،
‫چتربازی دیگه اولویت اولت نیست...

13:44.610 --> 13:46.363
‫- شاید اولویت تو نباشه!
‫- آره، شاید تو فقط...

13:46.388 --> 13:48.040
‫نمی‌خوای ازش پرستاری کنی!

13:48.040 --> 13:49.710
‫تو واقعاً عوضی‌ای!

13:49.730 --> 13:51.620
‫خیلی خب، این حرف‌ها هیچ فایده‌ای نداره

13:51.620 --> 13:55.500
‫اگه امکانش هست ما رو تنها بذارید تا
‫فرصت کنیم حرف بزنیم

14:03.580 --> 14:04.650
‫حالا چی‌کار کنیم؟

14:07.090 --> 14:08.360
‫نوک سینه‌هات درد می‌کنن؟

14:08.360 --> 14:10.860
‫به‌خاطر اون همه شیری که بهش میدی میگم

14:11.580 --> 14:14.780
‫هیچ ایده‌ای ندارم که مردها موقعِ
‫مرخصی پدر شدن، چی‌کار می‌کنن

14:14.780 --> 14:18.010
‫جوآن، خیلی خسته و کوفته‌م،
‫این‌قدر روم بالا آورده که

14:18.010 --> 14:20.040
‫دیگه لباسم رو عوض نمی‌کنم.
‫حرفت رو بزن

14:20.040 --> 14:22.560
‫دکتر میترا می‌خواد نمایندگی پزشکیِ
‫یه نفر رو باطل کنه

14:22.560 --> 14:24.770
‫استدلال خوبی داره و می‌خواد حرفاش شنیده بشه

14:24.790 --> 14:27.260
‫نمیشه به کمیته اخلاقی بگید
مشکل رو حل کنه؟

14:27.260 --> 14:29.321
‫وقت ترتیب دادنِ اون رو نداریم

14:29.346 --> 14:31.100
‫باید امروز تصمیم بگیریم

14:31.100 --> 14:32.720
‫باشه...

14:32.720 --> 14:33.860
‫خودم رو می‌رسونم

14:33.860 --> 14:35.840
‫لباست رو هم عوضی کنی‌ها

14:36.800 --> 14:38.400
‫داری میری سر کار؟

14:38.400 --> 14:40.980
‫فقط یه چند ساعت. اورژانسیـه

14:45.300 --> 14:47.870
‫چند دقیقه دیگه نتایجش میاد.
‫تازه کارش تموم شده

14:47.900 --> 14:49.250
‫بیناییش بهبودی پیدا نکرده؟

14:49.270 --> 14:50.070
‫نه هنوز

14:50.100 --> 14:51.410
‫چه خبر از گلنگری؟

14:51.410 --> 14:53.360
‫شنیدم بعضیا اخراج می شن،

14:53.360 --> 14:54.680
‫بعضیا هم رولکس می‌گیرن

14:54.680 --> 14:58.340
هرکسی یه استعاره‌ای میگه ولی
‫متأسفانه رولکسی درکار نیست

14:58.340 --> 15:00.060
‫می‌دونستی این کار رو می‌کنه؟

15:00.060 --> 15:01.760
‫نه

15:01.760 --> 15:03.100
‫به نظرت فکر خوبیـه؟

15:03.780 --> 15:05.100
‫نظری ندارم

15:05.100 --> 15:06.446
‫وای، چه کارمند متعهدی

15:06.471 --> 15:07.916
‫الان داری تیکه می‌اندازی یا
‫لاس می‌زنی؟

15:07.940 --> 15:10.660
‫نمی‌دونم. مرز باریکی بین‌شونـه

15:10.660 --> 15:13.267
‫دکتر هلر، باید این رو ببینید

15:16.520 --> 15:18.540
‫وای، سرم داره می‌ترکه!

15:18.540 --> 15:20.200
‫خب این موقع اِم‌آر‌آی پیش میاد

15:20.200 --> 15:22.070
‫اما انگشت اشاره‌ش رو ببینید

15:23.320 --> 15:24.940
‫اوه، درد داره؟

15:24.940 --> 15:26.370
‫آره، یکم

15:26.390 --> 15:28.000
‫وای خدا، ست.
از کی این‌طوری شد؟

15:28.020 --> 15:30.700
‫یه دقیقه پیش فکر کنم.
‫قضیه چیه؟

15:30.700 --> 15:32.230
‫لخته‌ی خونیـه

15:32.230 --> 15:33.430
‫یعنی چی؟

15:33.430 --> 15:35.900
‫یعنی ممکنه داخل چشماش هم
‫لخته کرده باشه

15:35.900 --> 15:38.300
‫و به خاطر آدرال هم نیست

15:41.380 --> 15:44.400
‫احضار شدن به منابع انسانی همیشه حال میده

15:44.400 --> 15:46.592
‫چی‌کار می‌تونم واست بکنم‌ اِدی؟

15:47.040 --> 15:50.090
‫دکتر کلارک به خاطر اذیت و آزار
‫ازت شکایت کرده

15:50.090 --> 15:51.820
‫- جداً؟
‫- گفته که بهش توهین کلامی کردی و

15:51.850 --> 15:53.960
‫مورد تبعیض ناعادلانه قرارش دادی

15:53.980 --> 15:55.940
‫پس اگه جات بودم قضیه رو جدی می‌گرفتم

15:55.940 --> 15:57.540
‫من هم جدی می‌گیرم

15:57.560 --> 15:59.350
‫برایان حال و روز خوشی نداره

15:59.350 --> 16:03.040
‫من به عنوان رئیسش سعی کردم کمکش کنم

16:03.040 --> 16:04.790
‫این که علیه من شکایت رسمی ثبت کرده

16:04.810 --> 16:07.040
‫نشون میده عقلش سر جاش نیست

16:07.060 --> 16:09.500
‫خب باید به من توضیح بدی چیشده تا
‫ثبتش کنم

16:09.520 --> 16:11.490
‫- از جفت‌تون توضیح می‌خوام
‫- نه

16:11.520 --> 16:13.190
‫هر چیزی که مهم بود رو گفتم

16:14.100 --> 16:16.640
‫من باید برم به نجات جون آدم‌ها برسم

16:16.640 --> 16:19.320
‫چشم‌ها و دستش داره لخته خون می‌بنده

16:19.320 --> 16:21.920
‫شریان‌هاش مثل یه پیرمرد ۸۰ ساله‌ست

16:21.920 --> 16:24.500
‫خب فقط یه چیزه که می‌تونه
‫باعثش شده باشه

16:24.500 --> 16:26.330
‫- اف...
‫- افزایش سطح لیپوپروتئین اِی؟

16:26.330 --> 16:28.400
‫- دقیقاْ
‫- با این‌حال یه چیزی هست که

16:28.400 --> 16:30.460
‫اوضاع لیپوپروتئینش رو بدتر کرده

16:30.460 --> 16:33.240
‫خب اگه می‌دونیم به‌خاطر آدرال نیست
‫پس به‌خاطر چیـه؟

16:33.240 --> 16:35.100
‫گفت موقع این اتفاق با یه دختر بوده؟

16:35.100 --> 16:36.720
‫راست میگی

16:36.720 --> 16:39.820
‫واسه همین نمی‌خواست جلوی مامانش چیزی بگه

16:39.820 --> 16:42.720
‫خیلی خب، باید یه پا در میونی‌ای بکنی

16:42.720 --> 16:44.840
‫میشه یه سر بری پیش نینا راجرز
‫تو اتاق ۶۱۸؟

16:44.840 --> 16:47.520
‫واسه این کار یه محیط خلوت و
‫دور از چشم می خوایم

16:48.487 --> 16:50.460
‫اون‌موقع پرسیدم چه دارویی می‌خوری و

16:50.460 --> 16:52.900
‫یه چیزی رو جا انداختی

16:52.920 --> 16:54.660
‫نگو که به‌خاطر اون این‌طوری شدم

16:54.660 --> 16:57.900
‫من نیومدم قضاوتت کنم اما
‫می‌دونم سیلدنافیل می‌خوردی

16:59.400 --> 17:01.270
‫تقلبی بود

17:01.270 --> 17:03.490
‫خیلی خب ست، باید همه‌چی رو بدونم

17:03.510 --> 17:05.220
‫اون‌طوری نیست که فکر می‌کنی

17:07.080 --> 17:10.520
‫من از ۱۲ سالگی پورن می‌دیدم

17:10.520 --> 17:14.100
‫پدرم مُرده بود، افسرده شده بودم و

17:14.125 --> 17:16.935
‫زیاد تو اینترنت می‌چرخیدم

17:16.960 --> 17:19.000
‫به گمونم بدجوری معتادش شدم

17:19.872 --> 17:22.680
‫بعد که اون‌قدری بزرگ شدم تا
‫با یه دختر باشم،

17:23.140 --> 17:25.180
‫این‌قدر به دیدن زن‌های توی فیلم‌ها...

17:25.180 --> 17:26.890
‫عادت کرده بودم که...

17:28.020 --> 17:29.030
‫...نمی‌دونم...

17:30.460 --> 17:32.500
‫...من نابود شدم

17:32.500 --> 17:33.640
‫ناراحت‌کننده‌ست

17:33.640 --> 17:36.480
‫یه بچه‌ی ۱۲ ساله نباید به این راحتی‌
‫این چیزها رو ببینه

17:36.480 --> 17:39.810
‫بعد از این که یه چندباری...

17:41.180 --> 17:43.980
‫ناتوان شدم.
‫ویاگرای تقلبی مصرف کردم

17:44.000 --> 17:45.860
‫اون‌موقع مشکل خاصی نداشت،

17:45.880 --> 17:47.940
‫خیلی از کسایی که می‌شناختم می‌خوردن

17:47.960 --> 17:51.570
‫اما در نهایت دیگه جواب نداد

17:51.570 --> 17:53.310
‫می‌دونی چه دوزی مصرف می‌کردی؟

17:53.345 --> 17:54.347
پنجاه میلی‌گرم

17:54.413 --> 17:55.582
بعدم دوبرابرش کردم

17:55.616 --> 17:57.487
تادالافیل تقلبی هم
بهش اضافه کردم

17:57.587 --> 18:00.026
اینا رو از کجا می‌گرفتی؟

18:00.059 --> 18:01.361
توی اینترنت راحت گیر میاد

18:01.461 --> 18:04.034
خدایا، انگار غرب وحشیه

18:04.067 --> 18:05.369
،حالا که بهت گفتم

18:05.469 --> 18:07.240
میشه لطفاً توضیح بدی چی شده؟

18:07.306 --> 18:09.779
سطح لیپوپروتئین اِی توی خونت بالاست

18:09.845 --> 18:12.383
یه کلسترول چسبنده که
شریان‌هات رو می‌بنده

18:12.483 --> 18:14.320
برای همین اختلال نعوظ داشتی

18:14.354 --> 18:16.391
و بعدش دوز بالای
،سیلدنافیل تقلبی که مصرف کردی

18:16.458 --> 18:17.962
فشار خونت رو کاهش داده

18:17.995 --> 18:19.264
و باعث تشکیل لخته شده

18:19.364 --> 18:20.666
علت نابیناییت همینه

18:20.734 --> 18:24.641
،پس اگه دیگه قرص نخورم
بیناییم برمی‌گرده؟

18:24.708 --> 18:28.248
...متاسفانه آسیبی که بهش وارد شده

18:28.348 --> 18:30.452
به راحتی قابل برگشت نیست

18:30.486 --> 18:31.856
ولی اولین قدم اینه که
دارویی به اسم

18:31.889 --> 18:34.660
فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی بهش بدیم
تا لخته‌ها رو بشکنه

18:34.761 --> 18:38.268
پس به خاطر داروهای اختلال نعوظ
اینجوری شده؟

18:38.335 --> 18:41.241
بیماری از قبل وجود داشته

18:41.274 --> 18:43.011
ولی دارو باعث تشدیدش شده

18:45.516 --> 18:46.652
می‌دونی، بچه‌ها رو راهی می‌کنی و

18:46.685 --> 18:48.555
...امیدواری بتونی ازشون محافظت کنی، ولی

18:48.656 --> 18:51.862
بعدش اصلاً نمی‌دونی
توی زندگیشون چی می‌گذره

18:52.429 --> 18:54.433
درمورد فنتانیل بهش هشدار دادم

18:54.500 --> 18:56.137
و بهش گفتم از هیچکس نوشیدنی نگیره

18:56.204 --> 18:58.108
.حتی از اون نوارها هم بهش دادم
...ولی

18:59.277 --> 19:01.014
درمورد این یکی
بهش هشدار نداده بودم

19:02.249 --> 19:03.986
حتی به ذهنم نرسیده بود

19:05.156 --> 19:06.624
برای همین چیزاست که ما همیشه نگرانیم

19:06.658 --> 19:08.963
حتی وقتی بچه‌ها
زیر سقف خونه خودمون هستن

19:11.668 --> 19:13.605
یه زمانی همه‌چی رو بهم می‌گفت

19:16.277 --> 19:18.014
الان انگار اصلاً نمی‌شناسمش

19:18.850 --> 19:20.428
خیلی سخته

19:20.652 --> 19:23.091
ولی بچه‌ها بالاخره برمی‌گردن

19:24.593 --> 19:28.035
.خب، حداقل راه‌حلش رو می‌دونید
همین مهمه

19:28.469 --> 19:31.541
باید باهاتون صادق باشم، خانم هارپر

19:31.575 --> 19:33.678
،با توجه به میزان پیشرفت بیماری

19:33.713 --> 19:39.457
پروتکل درمانی ما ۵۰درصد
شانس موفقیت داره

19:39.557 --> 19:42.196
منظورتون اینه که ۵۰درصد احتمال داره
...تا آخر عمر

19:42.263 --> 19:44.067
نابینا باشه؟

19:45.971 --> 19:48.342
،توی هشت سال گذشته
هیچ پیشرفتی

19:48.442 --> 19:49.611
رخ نداره؟ -
...عه -

19:49.712 --> 19:51.849
آزمایشگاه نورتون چطور؟

19:51.882 --> 19:53.720
مگه روی امواج سونوگرافی با شدت بالا
کار نمی‌کرد؟

19:53.753 --> 19:55.355
آره، هیچوقت نفهمیدن
بدون ایجاد خونریزی

19:55.422 --> 19:57.059
چطوری لخته‌ها رو بشکنن

19:58.228 --> 19:59.697
ترمیم با استنت چطور؟

19:59.732 --> 20:02.069
واسه شریان‌های شبکیه خیلی بزرگه

20:02.102 --> 20:03.739
آره

20:03.806 --> 20:05.977
چرا نمیشه با بالون
عروق رو باز کنیم؟

20:06.011 --> 20:09.250
می‌دونی، ممکنه یه آبشار لخته
پرتاب بشه داخل شبکیه

20:09.283 --> 20:11.488
ببین، اگه می‌خوای بیشتر
تحقیق کنی، من همه‌جوره پایه‌ام

20:11.555 --> 20:13.457
ولی نباید زمان رو از دست بدیم

20:13.458 --> 20:15.930
برای همین بهترین برنامه درمانی رو
شروع می‌کنم

20:15.964 --> 20:17.333
متوجه شدم

20:17.367 --> 20:20.439
میشه جینا رو بیاری
مشورت روانپزشکی انجام بده؟

20:20.472 --> 20:22.476
نگران وضعیت روانیش هستم

20:22.510 --> 20:24.782
هی -
بله؟ -

20:25.449 --> 20:28.255
چیزی شده؟
مشکلی که نداریم؟

20:28.321 --> 20:30.794
.چیزی نشده
...آره، عه

20:30.860 --> 20:33.231
آره، آخر وقت درموردش صحبت می‌کنیم

20:46.000 --> 20:53.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:05.300 --> 21:06.500
« امی »

21:13.245 --> 21:14.380
الو

21:14.413 --> 21:15.382
سلام

21:15.415 --> 21:16.551
حالت چطوره؟

21:16.618 --> 21:18.656
خوبم. چی کار داری؟

21:18.689 --> 21:21.261
یه مریض داریم که
مشورت روان‌پزشکی نیاز داره

21:24.300 --> 21:26.706
کجایی؟

21:26.772 --> 21:28.575
رفتی کنار ریل قطار؟

21:28.675 --> 21:33.051
به هوای تازه نیاز داشتم، برای همین
اومدم یه دوری بزنم و رسیدم اینجا

21:33.118 --> 21:34.320
حالم خوبه

21:34.387 --> 21:36.057
...خیلی‌خب. میام اونجا

21:36.124 --> 21:39.063
...لطفاً نیا. من

21:41.301 --> 21:44.306
نمی‌تونم. بعداً صحبت می‌کنیم

21:56.999 --> 21:59.705
رفتی پیش منابع انسانی؟ -
آره، رفتم پیش منابع انسانی -

21:59.738 --> 22:02.076
آره. می‌خواستم اول داستان رو
از زبون من بشنون

22:02.110 --> 22:05.616
!نمی‌خواستم گزارشت رو بدم، برایان
می‌خواستم کمکت کنم

22:05.717 --> 22:07.019
آره، ولی الان حتی نباید

22:07.086 --> 22:09.557
.با من حرف بزنی، امی
داری تلافی می‌کنی

22:09.591 --> 22:10.994
باشه

22:11.027 --> 22:13.867
همین الان بریم منابع انسانی و
...تمام کارت‌ها و

22:13.900 --> 22:16.171
،ویدئوهامون رو بذاریم روی میز
بعدش ببینیم چی میشه؟

22:16.204 --> 22:17.140
...تو خیلی مغروری

22:17.373 --> 22:20.012
،و بی‌ادب و سختگیر
ولی نمی‌تونی پشت من قایم بشی

22:20.112 --> 22:22.751
ببین، نمی‌دونم توی زندگیت
چی می‌گذره

22:22.818 --> 22:26.759
،ولی حالت خوب نیست
پس یا چند ماه برو مرخصی

22:26.859 --> 22:29.865
،و از یکی کمک بگیر
وگرنه توصیه می‌کنم

22:29.898 --> 22:32.603
.از کار اخراجت کنن
همین گزینه‌ها رو داری

22:32.637 --> 22:34.975
ببین امی، من توانش رو ندارم که

22:35.008 --> 22:37.848
.برم مرخصی بدون حقوق
...یه خانواده دارم که

22:37.881 --> 22:39.785
باید خرجشون رو بدم، باشه؟ -
یا گزینه یک یا دو -

22:39.885 --> 22:41.755
،نه! خواهش می‌کنم
خواهش می‌کنم این کار رو با من نکن

22:41.789 --> 22:43.760
!تو جون بیمارها رو به خطر میندازی

22:43.793 --> 22:45.730
من دکتر خوبی‌ام

22:45.763 --> 22:49.503
!هیچوقت حق نداری بگی من دکتر خوبی نیستم

23:04.367 --> 23:06.204
،اگه استعفا بدم

23:06.270 --> 23:10.279
میشه هیچکدوم از اینا رو
توی پرونده‌م ننویسی؟

23:10.345 --> 23:12.884
من هیچوقت همچین کاری نمی‌کردم

23:14.553 --> 23:16.090
فقط برو

23:19.431 --> 23:21.133
از یکی کمک بگیر

23:31.221 --> 23:33.959
ژن درمانی ویروسی
با فاکتور رشد اندوتلیال عروقی چطوره؟

23:33.993 --> 23:35.463
توی این مطالعه نتایج امیدوارکننده‌ای داشته

23:35.463 --> 23:37.166
.اون مطالعه روی موش‌ها انجام شده
با انسان تطابق نداره

23:37.233 --> 23:39.737
توی دانشکده پزشکی یاد گرفتیم که
...جراح‌ها با استفاده از

23:39.770 --> 23:42.176
،کاتترهای میکروواسکولار
انگشت‌ها رو دوباره پیوند می‌زنن

23:42.243 --> 23:44.313
خب، دسترسی به شریان‌های انگشتی
خیلی راحت‌تره

23:44.379 --> 23:46.751
ما نمی‌تونیم از وسط مغز
...عبور کنیم بدون اینکه

23:46.784 --> 23:48.522
عملکرد پایه مغز به خطر بیفته

23:50.125 --> 23:52.429
صبر کن. یه مطالعه‌ای هست که

23:52.463 --> 23:57.472
از کاتترهای میکروواسکولار
روی لخته شریان کلیه استفاده کرده

23:58.174 --> 23:59.912
.ممنون میشم
یه نفر رو می‌فرستیم

24:00.012 --> 24:02.883
خیلی‌خب، یه کاتتر لخته‌شکن
...با مکش دوگانه پیدا کردم که

24:02.917 --> 24:05.889
برای انسداد قلبی استفاده میشه

24:05.923 --> 24:07.059
لخته توی چشم‌هاشه

24:07.159 --> 24:08.462
چرا درمورد قلب صحبت می‌کنیم؟

24:08.462 --> 24:10.332
دکتر ایکن از بیمارستان هاپکینز
پشت تلفن بود

24:10.432 --> 24:13.438
.خودش این مطالعه قلبی رو انجام داده
...گفت یه بار

24:13.472 --> 24:15.175
روی شریان چشمی ازش استفاده کرده
و موفق بوده

24:15.175 --> 24:16.946
چطوری داخل چشم هدایتش کرده؟

24:17.012 --> 24:19.616
از فلوروسکوپی اشعه ایکس
با ماده حاجب استفاده کرده

24:20.519 --> 24:22.189
آفرین

24:22.222 --> 24:25.562
.به هردوتون
برای عمل آماده بشید

24:27.332 --> 24:31.041
من باید چی کار کنم که
شما متقاعد بشید؟

24:31.074 --> 24:33.278
فقط درمورد رابطه‌تون
بهم بگو

24:33.311 --> 24:37.052
...باشه. خب، عه

24:37.085 --> 24:39.925
،وقتی تازه آشنا شده بودیم
انقدر عاشق مت بودم که

24:39.958 --> 24:43.532
...سعی کردم از شخصیت واقعیم

24:43.565 --> 24:45.669
جالب‌تر جلوه کنم

24:46.171 --> 24:48.774
مت عاشق اسکی و طبیعت‌گردی بود

24:48.808 --> 24:51.447
دوست داشت از کوه آلپ بره بالا، باشه؟

24:51.481 --> 24:53.163
توی ماراتون بوستون
شرکت کرده بود

24:53.187 --> 24:55.122
موتورسیکلت داشت

24:55.555 --> 24:57.125
خدا به دادمون برسه

24:57.559 --> 24:58.594
آدمای مخالف جذب هم میشن

24:58.661 --> 25:00.698
آره. آره، همینطور هم شد

25:01.233 --> 25:04.707
تا وقتی که ۵۰ سالمون شد
...و من فقط

25:05.842 --> 25:08.815
فقط می‌خواستم بمونم خونه
کنار شومینه بشینم و مطالعه کنم

25:09.349 --> 25:13.091
ولی وقتی دیگه سعی نکردم
،آدم دیگه‌ای باشم

25:13.124 --> 25:14.995
دعواهامون شروع شد

25:17.366 --> 25:20.873
و منم با یه حسابدار
بهش خیانت کردم

25:20.940 --> 25:24.480
.رابطه‌مون سه هفته بود
...این

25:27.520 --> 25:31.193
ببینید، مت بهترین آدمیه که
به عمرم شناختم

25:31.861 --> 25:34.333
ولی ما خوشبخت نبودیم

25:34.900 --> 25:36.704
...می‌دونی، ما فقط

25:38.475 --> 25:39.443
خانواده بودیم

25:39.844 --> 25:42.249
آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟

25:42.282 --> 25:45.222
.وقتی طلاقمون ثبت شد
ولی نه، نه

25:45.255 --> 25:47.393
این دلیل نمیشه نشناسمش

25:47.426 --> 25:49.964
باید یه نفر رو خیلی خوب بشناسی
...تا ۱۶ سال

25:49.998 --> 25:54.474
بتونی وانمود کنی کسی هستی که
اون می‌خواد

25:55.275 --> 25:58.181
قرار نبود قضیه حلقه‌های ازدواج رو بفهمم

25:58.281 --> 26:00.185
وقتی داشتم وسایلش رو
،از چمدون درمیاوردم

26:00.252 --> 26:02.256
جعبه جواهر رو اونجا پیدا کردم

26:02.823 --> 26:06.764
حلقه‌های طلای ست که
هفته پیش از زوریخ خریده بود

26:08.868 --> 26:10.638
مطمئنم همین
شرایط رو سخت‌تر می‌کنه

26:13.011 --> 26:16.350
ما در قله ماترهورن آشنا شدیم

26:17.419 --> 26:20.756
هردومون داشتیم برای اسکی
توی مسیر شیب‌دار برفی آماده می‌شدیم

26:20.789 --> 26:25.068
منم یه‌چیزی توی این مایه‌ها گفتم که
«سن بالاها قبل از خوشگل‌ها برن جلو»

26:25.168 --> 26:28.943
اونم منو به مسابقه دعوت کرد

26:29.043 --> 26:31.413
خیلی قوی بود

26:32.515 --> 26:34.253
و باوقار

26:34.820 --> 26:36.790
به‌سختی می‌تونستم پابه‌پاش حرکت کنم

26:38.194 --> 26:41.434
از اون روز دیگه از هم جدا نشدیم

26:41.768 --> 26:43.104
چقدر شجاع

26:43.471 --> 26:47.212
یه بار بهم گفت
،اگه از چیزی بترسه

26:47.279 --> 26:51.521
باید فوراً انجامش بده
تا اون ترس بهش غالب نشه

26:52.156 --> 26:55.428
،توی اولین قرارمون
رفتیم چتربازی

26:56.097 --> 26:57.573
،سر قرار دوم

26:57.597 --> 26:59.570
با مادرم آشنا شد

27:02.076 --> 27:04.046
ما زندگی زیبایی داریم

27:04.981 --> 27:07.819
اگه مت بهبودی کامل
پیدا نکنه چی؟

27:09.857 --> 27:11.962
حاضری مسئولیتش رو به عهده بگیری؟

27:17.373 --> 27:19.026
...من می‌دونم که

27:20.350 --> 27:22.851
خودش اینو نمی‌خواد

27:24.453 --> 27:27.559
ولی من هرجوری باشه
می‌پذیرمش

27:28.862 --> 27:31.734
چه سالم چه بیمار

27:48.034 --> 27:49.403
خب تصمیم گرفتم که

27:49.436 --> 27:52.075
یه مدت بیمارستان نرم

27:53.878 --> 27:54.646
چی؟

27:54.713 --> 27:56.417
آره، کرونا واقعاً فرسوده‌م کرده

27:56.517 --> 27:59.856
و فهمیدم که دوست دارم
مدت بیشتری خونه باشم

28:01.294 --> 28:03.431
برای همین استعفا دادم -
...چی -

28:03.498 --> 28:07.439
چرا بدون مشورت با من
همچین کاری کردی؟

28:07.539 --> 28:10.512
...هنوز داریم شهریه دانشگاه چارلی رو میدیم

28:10.545 --> 28:13.117
.درست میشه، مامان
بابا به استراحت نیاز داره

28:13.151 --> 28:14.786
،و هروقت تصمیم بگیره برگرده سرکار

28:14.821 --> 28:15.989
بیمارستان‌ها سرش دعوا می‌کنن

28:16.090 --> 28:18.526
خب، خوشحالم که وقتی سالی ۱۰۰هزار دلار
،شهریه پزشکیت رو میدیم

28:18.593 --> 28:21.099
انقدر مطمئن صحبت می‌کنی -
همیشه خوشبینه -

28:21.100 --> 28:23.571
،فقط یکی دو ماهه
بعدش یه بیمارستان دیگه

28:23.604 --> 28:26.143
میرم سرکار، باشه؟

28:26.176 --> 28:28.447
بدم نمیاد یکم
ازم حمایت کنید

28:31.387 --> 28:34.426
درحال پیشروی در شریان کاروتید داخلی

28:34.460 --> 28:36.531
درحال عبور از قاعده جمجمه

28:36.564 --> 28:40.138
خیلی‌خب. دیگه سمت راست
باید بخش غاری رو ببینیم

28:40.171 --> 28:42.009
بعدشم بخش چشمی

28:42.042 --> 28:44.746
خیلی‌خب. سیم هدایتی رو خارج می‌کنم

28:47.319 --> 28:49.790
میکروکاتتر رو وارد می‌کنم

28:56.537 --> 28:59.143
،خیلی‌خب. اینم از این
وارد شدی

28:59.176 --> 29:01.147
درحال تزریق ماده حاجب

29:05.321 --> 29:08.661
.خیلی‌خب. اینم از لخته
انتظار نداشتم انقدر بزرگ باشه

29:21.787 --> 29:24.126
در موقعیتی هستیم که
لخته رو خارج کنیم، دکتر لارسن

29:24.226 --> 29:26.430
افتخارش رو بهمون میدید؟

29:27.365 --> 29:29.971
به نظرم هانا بتونه انجامش بده

29:32.843 --> 29:34.346
خیلی‌خب، هانا

29:34.379 --> 29:37.585
الان باید اولین لخته رو
با مکش خارج کنی

29:40.092 --> 29:42.028
...منو از خونه کشیدی بیرون

29:42.061 --> 29:43.782
تا با چه معرکه‌ای سروکله بزنم

29:43.806 --> 29:45.135
حتماً آدم خاصی بوده که

29:45.202 --> 29:47.706
دو نفر سرش دعوا می‌کنن

29:48.474 --> 29:51.680
،وقتی با گرنت مصاحبه می‌کردم
متوجه شدم که

29:51.781 --> 29:54.381
منم هیچوقت نماینده پزشکی خودم رو
عوض نکردم

29:54.405 --> 29:55.488
حتی بعد از طلاق

29:55.522 --> 29:57.659
حتی بعد از اینکه
دوباره ازدواج کردم

29:57.659 --> 30:00.698
متوجه شدی...یعنی از دستت
در رفته بود؟

30:01.400 --> 30:02.474
نه

30:02.798 --> 30:05.442
فکر کنم از تغییر دادنش طفره رفتم

30:06.143 --> 30:07.412
چرا؟

30:07.512 --> 30:11.354
وقتی می‌خواستیم سایمون رو از بیمارستان
،ببریم خونه

30:11.387 --> 30:13.591
داشتم دست دست می‌کردم

30:14.359 --> 30:15.541
ترسیده بودم

30:15.565 --> 30:19.136
امی اتفاقی منو دید و
دقیقاً فهمید که

30:19.170 --> 30:20.738
توی ذهنم چی می‌گذره

30:23.711 --> 30:25.994
بخشی از وجودم هنوزم معتقده که

30:26.018 --> 30:28.654
امی منو بهتر از هرکسی می‌شناسه

30:30.459 --> 30:33.497
پس گمونم می‌دونیم
چه تصمیمی گرفتی

30:41.881 --> 30:43.618
گرنت؟

30:44.420 --> 30:46.757
اومدم بهت بگم که
به تصمیمت احترام می‌ذاریم

30:48.295 --> 30:49.530
دکترا میترا فوراً مت رو

30:49.563 --> 30:51.267
برای اولین پرتودرمانیش آماده می‌کنه

30:51.300 --> 30:53.671
شاید اشتباه کرده باشم

30:54.139 --> 30:55.341
چرا؟

30:55.441 --> 30:57.947
ببین، می‌دونم اون موقع
...چی گفتم، ولی من

30:59.049 --> 31:01.020
...فکر کنم شاید

31:01.721 --> 31:05.495
شاید منم که وقت بیشتری می‌خوام

31:07.365 --> 31:10.138
می‌دونی؟ چون تحمل ندارم
...به این فکر کنم که

31:10.171 --> 31:11.874
...مت از دنیا بره

31:11.942 --> 31:16.083
و من فرصت نکنم برای آخرین بار
باهاش صحبت کنم

31:18.188 --> 31:21.793
ولی این مشکل منه. درسته؟

31:32.015 --> 31:36.723
سلام، عملش چند ساعت دیگه
طول می‌کشه و منم

31:36.757 --> 31:40.398
کارم تموم شده. عیبی نداره
اینجا منتظر بمونم؟

31:40.499 --> 31:42.836
عالی میشه

31:57.499 --> 31:59.469
حالت چطوره؟

31:59.503 --> 32:02.209
انقدر ترسیدم که دارم دیوونه میشم

32:02.242 --> 32:03.344
آره

32:05.114 --> 32:07.352
خودشم همین رو می‌خواست

32:11.627 --> 32:14.132
هفته پیش درموردت حرف زد

32:14.166 --> 32:15.197
خدایا

32:15.221 --> 32:17.139
دوست دارم بدونم چی گفته؟

32:17.739 --> 32:20.879
گفت بالاخره فهمیده چرا
اون کار رو کردی

32:21.781 --> 32:25.521
همیشه درحال تظاهر بودی و
واقعاً شاد نبودی

32:25.555 --> 32:29.129
و لیاقتش رو داشتی که
عشق واقعی رو پیدا کنی

32:32.802 --> 32:36.911
خب، نمی‌دونی شنیدن این حرف
چقدر برام باارزشه

32:38.414 --> 32:40.017
پس ازت ممنونم

32:43.024 --> 32:44.293
...به هرحال

32:44.593 --> 32:46.897
اون دیگه عصبانی نیست

32:47.532 --> 32:49.603
چون تو رو پیدا کرده

33:09.476 --> 33:12.148
از کی تاحالا با زنم حرف می‌زنی؟

33:12.182 --> 33:14.219
خوشحالم می‌بینم حالت خوبه

33:14.686 --> 33:19.463
هرچند که وقتی ۱۱هزار دلار
،به خانواده قربانی‌ها اهدا کردی

33:19.496 --> 33:23.304
هردومون خیلی نگران شدیم

33:23.337 --> 33:25.074
،بدون اینکه به من بگی
این کار رو کردی

33:25.909 --> 33:26.911
بیا اینجا

33:29.582 --> 33:32.722
من سال‌ها دوست بدی بودم

33:32.756 --> 33:35.862
و اگه می‌خوام این بار درست
انجامش بدم، یه قسمتش اینه که

33:35.895 --> 33:39.369
،به خودت اهمیت بدم
نه به اینکه از دستم عصبانی میشی یا نه

33:39.436 --> 33:40.772
جدی؟

33:40.872 --> 33:44.747
دوستی همیشه که
قهوه و بیگنت نیست

33:44.780 --> 33:48.087
گاهی وقتا دوستی یعنی
،بدون اینکه به خودش بگی

33:48.121 --> 33:49.856
به زنش زنگ بزنی

33:50.658 --> 33:55.101
و بهش بگی
باید یه روان‌درمانگر جدید پیدا کنه

33:55.802 --> 33:57.639
باورم نمیشه تماست رو جواب داده

33:57.739 --> 34:01.948
،هردومون دوستت داریم
حتی اگه اون از من خوشش نیاد

34:03.584 --> 34:05.989
خودم یه روان‌درمانگر پیدا می‌کنم

34:06.790 --> 34:08.995
ولی باید همیشه برام بیگنت بگیری

34:25.996 --> 34:27.899
!آخ

34:44.432 --> 34:45.868
مایکل

34:45.901 --> 34:46.904
سلام

34:48.240 --> 34:51.580
حالت خوبه؟ -
...آره، فقط -

34:51.647 --> 34:54.452
،یکم سرم گیج میره. ببخشید
شنیدم امروز اومدی سرکار

34:54.552 --> 34:55.688
...و می‌خواستم ازت بپرسم

34:59.296 --> 35:01.534
!آخ -
امی، امی، بشین -

35:01.567 --> 35:03.303
بشین

35:06.410 --> 35:09.583
تشنج‌های حافظه‌ای
بهم دست میده

35:09.649 --> 35:11.453
به‌خاطر درمان؟ -
آره -

35:11.553 --> 35:13.023
چی می‌بینی؟

35:14.693 --> 35:17.733
یه تیکه‌هایی از کریسمس

35:17.799 --> 35:20.805
مثلاً یه پلیور کریسمسی زشت، می‌دونی

35:20.838 --> 35:23.681
از همونا که روشن میشه

35:23.705 --> 35:25.348
تاحالا از اونا داشتی؟

35:25.415 --> 35:28.220
نه. دیگه چی؟

35:28.287 --> 35:30.090
من...هیچی واضح نیست

35:30.124 --> 35:33.865
.می‌خوام حرف عجیبی بزنم
...حس می‌کنم مغزم

35:33.898 --> 35:37.772
سعی داره درمورد یه چیزی
بهم هشدار بده

35:39.075 --> 35:40.811
...متاسفم. من

35:41.447 --> 35:43.084
کاش می‌تونستم کمک کنم

35:43.184 --> 35:45.755
...می‌دونم. من

35:45.822 --> 35:49.162
کم کم دیگه نباید
هرچی شد بیام سراغ تو

35:54.860 --> 35:56.460
« ایتن ریدلی »
« ایتن، هستی؟ »

35:56.484 --> 35:57.884
« مادرتم  »
« ایتن؟ »

36:03.391 --> 36:07.966
.مت جراحی رو پشت سر گذاشت
بهبودی کامل پیدا می‌کنه

36:08.534 --> 36:11.206
.خب، خب، خب
حس ششمت درست از آب دراومد

36:11.240 --> 36:12.809
اینطور به نظر میاد

36:13.644 --> 36:16.016
دوران رزیدنت ارشد بودن دکتر هلر
به زودی به پایان می‌رسه

36:16.050 --> 36:18.353
فکر کردی شانست رو امتحان کنی؟

36:18.387 --> 36:19.756
مسئولیت سنگینیه

36:19.790 --> 36:21.693
ولی به نظرم معلم خوبی میشی

36:21.760 --> 36:24.766
و به نظرم در دراز مدت
خیلی به نفعته

36:25.267 --> 36:27.505
...از حمایتتون ممنونم -
خیلی‌خب. محض شفاف‌سازی میگم -

36:27.539 --> 36:29.108
هنوز نگفتم این شغل رو بهت میدم

36:29.810 --> 36:32.281
ولی یه چیزی درونت می‌بینم

36:35.187 --> 36:37.659
خب ست، طی چند روز آینده

36:37.692 --> 36:39.396
بیناییت همینطور بهتر میشه

36:39.429 --> 36:40.798
!خدای من
ممنون

36:40.831 --> 36:42.335
...ولی متاسفانه

36:42.368 --> 36:45.074
یه مدت باید با اختلال نعوظ کنار بیای

36:46.644 --> 36:48.214
یه مدت یعنی چند وقت؟

36:48.247 --> 36:51.420
دقیق نمیشه گفت

36:51.520 --> 36:55.828
.منظورم اینه که بهبودی زمان‌‌بره
ولی ببین

36:55.895 --> 36:57.797
برای سکس کردن
روش‌های زیادی هست

36:57.865 --> 36:59.569
اگه صادق باشی و یاد بگیری
،درموردش صحبت کنی

36:59.603 --> 37:01.908
یکی رو پیدا می‌کنی که
باهات صبوری کنه

37:01.941 --> 37:03.979
،می‌دونم پسرها همسن تو
درمورد سکس و دخترها

37:04.079 --> 37:05.954
،چه حرفایی می‌زنن

37:05.978 --> 37:07.852
بیشترش هم چاخانه

37:07.920 --> 37:12.195
حقیقت اینه که صمیمیت واقعی
باید قبل از سکس ایجاد بشه

37:14.099 --> 37:16.003
،آخرین زنی که باهاش بودم

37:16.103 --> 37:17.672
یک سال تمام عاشقش بودم

37:17.706 --> 37:19.175
تا بالاخره یه اتفاقی افتاد

37:21.847 --> 37:23.383
تو درک نمی‌کنی

37:28.327 --> 37:30.064
من تاحالا انجامش ندادم

37:31.233 --> 37:33.837
،شبی که اون اتفاق افتاد
قرص خورده بودم

37:33.871 --> 37:36.343
با این امید که بالاخره وقتشه

37:37.879 --> 37:39.616
گمونم تاابد باکره می‌مونم

37:39.682 --> 37:41.820
نه، نه. اینطور نیست

37:41.854 --> 37:43.257
راستش شاید باورت نشه

37:43.291 --> 37:44.526
ولی خوب شد که این اتفاق افتاد

37:44.593 --> 37:46.764
ممکن بود قبل از اینکه
،کسی بیماریت رو تشخیص بده

37:46.830 --> 37:48.334
به‌خاطرش بمیری

37:48.835 --> 37:51.406
یعنی میگی شانس آوردم؟ -
آره -

37:51.440 --> 37:53.077
آره، شانس آوردی

37:53.110 --> 37:55.682
و بخشی از مرد بودن
اینه که با واقعیت روبه‌رو بشی

37:55.715 --> 37:57.953
و به جلو حرکت کنی

38:07.338 --> 38:08.874
خب، امروز نجاتمون دادی

38:08.908 --> 38:12.248
آره. توی گزارشت هم
همین رو می‌نویسی؟

38:12.315 --> 38:14.352
کم و بیش

38:15.923 --> 38:19.196
شیفت تموم شد. از این همه انتظار
خسته شدم

38:19.296 --> 38:21.066
۸شب ساعت ملاقات
به پایان می‌رسه

38:21.166 --> 38:25.040
تکرار می‌کنم، ۸شب ساعت ملاقات
به پایان می‌رسه

38:26.643 --> 38:28.246
جوآن می‌دونه مریضت کد خورده

38:28.280 --> 38:30.651
اینکه کمکت کردم و
به هیچکس هم چیزی نگفتم

38:30.718 --> 38:31.786
خدای من

38:31.820 --> 38:35.027
آره، برای همین ممکنه
نتونم فوق تخصصم رو بگیرم

38:35.061 --> 38:36.530
شایدم مجبور بشم
از بیمارستان برم

38:36.597 --> 38:37.465
چی!؟

38:37.599 --> 38:38.935
می‌خواد مجوز رابطه عاشقانه‌مون رو

38:39.002 --> 38:40.805
ازمون بگیره -
...اون...من -

38:40.872 --> 38:43.043
این کار رو نکن. نری پیشش و سعی کنی
نظرش رو عوض کنی

38:43.077 --> 38:44.879
به نفع هیچکدوممون نیست

38:44.913 --> 38:46.918
پس تا وقتی که الان
،با هم نمی‌خوابیم

38:46.951 --> 38:49.289
قراره بی‌طرف باشی؟
منطقت اینه؟

38:49.322 --> 38:51.660
.می‌دونی چیه؟ نمی‌دونم
ولی رئیس گفت ادامه ندید

38:53.797 --> 38:54.733
امی، بیراه نمیگه

38:57.372 --> 39:02.048
متاسفم، ولی شرایط ما
...هیچ تغییری نکرده. پس

39:02.081 --> 39:05.956
،مهم نیست چقدر مجذوب تو شدم
این اتفاق نباید تکرار بشه

39:07.492 --> 39:08.807
!اینجایی پس

39:08.831 --> 39:11.199
سونیا می‌خواد اینترن‌ها رو
نوشیدنی مهمون کنه

39:11.232 --> 39:14.372
...فکر نکنم که -
بیا دیگه! برو لباس عوض کن -

39:14.406 --> 39:16.042
همه میان

39:16.710 --> 39:18.314
باید بری. برو خوش بگذرون

39:18.347 --> 39:21.720
روی اومدن یا نیومدنت
شرط بستن

39:21.820 --> 39:25.327
منم واقعاً دوست دارم برنده بشم

39:27.332 --> 39:28.467
باشه

39:29.803 --> 39:31.139
بریم پولشون رو بگیریم

39:31.573 --> 39:32.809
!ایول

39:33.044 --> 39:38.053
‫♪ آهنگ Wherever I go از Noah Rinker ♪

40:03.935 --> 40:05.209
!دکتر هلر

40:07.745 --> 40:09.616
چیزی لازم داری؟

40:09.683 --> 40:11.286
...می‌خواستم که

40:11.386 --> 40:14.859
،چیزی که اون شب دیدی
من و امی توی دفترم

40:14.893 --> 40:15.996
هیچ اتفاقی نیفتاد

40:16.029 --> 40:19.603
باشه. چرا اینو بهم میگی؟

40:20.138 --> 40:22.442
چون به نظرم تو مرد خوبی هستی

40:22.475 --> 40:24.045
و رابطه من و امی تموم شده

40:24.146 --> 40:28.620
خب، ازت ممنونم ولی
رابطه من و امی هم تموم شده

40:47.892 --> 40:50.531
.بهتون گفته بودم
پول رو رد کنید بیاد

40:53.470 --> 40:55.507
آبجوی هندی

40:56.744 --> 40:58.547
یه دور مشروب دیگه می‌خوام

41:00.418 --> 41:02.254
...خب

41:02.822 --> 41:05.260
به جیک گفتی بهت چی گفتم، نه؟

41:06.696 --> 41:07.967
ببخشید؟

41:08.033 --> 41:09.669
بهش چی گفتی؟

41:11.908 --> 41:13.945
شاید بهش گفته باشم که
خاطرخواهش شدی

41:14.045 --> 41:18.554
برای همین به نفعته که
«من به اینجا تعلق نداشته باشم»

41:18.621 --> 41:20.291
یه چیزی توی این مایه‌ها

41:20.391 --> 41:21.659
ممنون

41:23.497 --> 41:27.104
،ببخشید اینو بهت میگم
ولی من قرار نیست جایی برم

41:30.110 --> 41:32.681
.امی! بیا اینجا
واست جا گرفتم

41:36.589 --> 41:39.462
خیلی خوشحالم که اومدی

41:39.562 --> 41:41.734
!یوهووو

41:42.068 --> 41:45.140
!خیلی‌خب
!اینم از این

41:46.076 --> 41:48.380
!خیلی‌خب، خیلی‌خب
گوش کنید

41:49.449 --> 41:54.059
می‌دونم همه ما
تحت فشار زیادی هستیم

41:54.092 --> 41:56.697
دکتر ریدلی با کسی شوخی نداره

41:57.398 --> 42:01.373
برای همین باید هر لحظه
تمام تلاشمون رو بکنیم

42:01.406 --> 42:06.016
ولی هیچوقت فراموش نکنید که
همه ما عضو یک تیم هستیم

42:06.116 --> 42:08.587
باشه؟

42:08.621 --> 42:09.856
خیلی‌خب. به سلامتی

42:09.890 --> 42:11.559
!به سلامتی

42:13.430 --> 42:16.236
،مطمئنم اگه پدرت بود
خیلی بهت افتخار می‌کرد

42:21.613 --> 42:22.682
اه

42:22.715 --> 42:23.952
نه نه

42:36.877 --> 42:38.881
حالت خوبه؟

42:38.915 --> 42:43.390
.آره، آره. نه، خوبم
آره، خوبم

42:44.000 --> 43:04.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
