WEBVTT

00:00.980 --> 00:03.940
‫من با ماشین تصادف کردم،
‫بخش زیادی از حافظه‌م رو از دست دادم

00:03.940 --> 00:05.240
‫آنچه در «دکتر» گذشت...

00:05.240 --> 00:07.210
‫هر کسی که امی رو هک کرده،
‫یه ایمیل فیشینگ

00:07.210 --> 00:08.610
‫به همه توی بیمارستان فرستاده

00:08.610 --> 00:10.350
‫شنیدی توی فایل صوتی چی گفته بود؟

00:10.350 --> 00:12.300
‫یه چیزهایی که واقعاً واسه من و نورا بد بود

00:12.300 --> 00:13.590
‫یکی هم واسه تو فرستادن

00:13.590 --> 00:16.600
‫تو حقیر و کینه‌توز و دکتر بدتری هستی!

00:16.600 --> 00:18.660
‫- اینجا چه خبر شده؟
‫- اون پسر رو کشت!

00:18.670 --> 00:20.960
‫من باید حدأقل به عنوان رزیدنت ارشد
در نظر گرفته شم

00:20.960 --> 00:21.970
‫مرگ رو اعلام کن، هانا

00:21.970 --> 00:24.260
‫زمان مرگ، ۶:۴۲ عصر

00:24.260 --> 00:26.220
‫تو یه آزمایش خون نوشته بودی اما

00:26.220 --> 00:28.680
‫هکره دست‌کاریش کرد

00:28.680 --> 00:30.200
‫اون ۱۷ سالش بود و...

00:30.200 --> 00:32.010
‫ما کشتیمش

00:37.680 --> 00:39.480
‫من بهتر از این یارو انجامش میدم

00:39.480 --> 00:41.110
‫کاملاً مطمئنم، آقای بل

00:41.110 --> 00:43.120
‫این‌قدر بهم تیکه ننداز، گلوریا

00:43.120 --> 00:44.850
‫من تو ویتنام جنگیدم.
‫می‌دونی دیگه؟

00:45.350 --> 00:46.990
‫چطور ممکنه یادم بره؟

00:47.310 --> 00:48.620
‫آقای بل؟

00:48.620 --> 00:50.070
‫نوبت منـه؟

00:50.070 --> 00:51.630
‫مطمئنید می‌خواید این کار رو بکنید؟

00:51.630 --> 00:52.970
‫ما تبعیض قائل نمیشیم

00:52.970 --> 00:55.270
‫معتقدیم هر کسی توانایی پرواز رو داره

00:55.800 --> 00:57.490
‫بریم که شروع کنیم

00:58.880 --> 01:00.580
‫گلوریا...

01:00.580 --> 01:03.500
‫من سالمِ سالمم

01:03.524 --> 01:08.524
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:08.524 --> 01:13.524
‫« دکتر »
‫« فصل دوم، قسمت یازدهم »
‫« مسائل خانوادگی »

01:15.780 --> 01:17.520
‫هانا...

01:21.680 --> 01:23.160
‫دیشب اصلاً خوابیدی؟

01:23.160 --> 01:26.100
‫کل شب صدای وول خوردنت میومد

01:27.180 --> 01:29.020
‫ما یه بچه رو کشتیم

01:29.020 --> 01:30.110
‫می‌دونم

01:30.110 --> 01:31.980
‫شب که اومدم خونه، نمی‌خوام اینجا باشی

01:31.990 --> 01:34.380
‫- هانا...
‫- وسایلت رو جمع کن

01:34.380 --> 01:36.190
‫برو یه جای دیگه واسه موندن پیدا کن

01:36.190 --> 01:37.860
‫جدی میگم

01:41.230 --> 01:44.300
‫یکی از بیمارهامون به‌‌خاطر این هک مُرده

01:44.300 --> 01:46.680
‫متوجه هستم و در حال حاضر توی اولویت‌مونـه

01:46.680 --> 01:48.580
‫- این کافی نیست
‫- دیگه نمیشه صبر کرد

01:48.580 --> 01:51.090
‫باید تیمِ جرایم سایبری اف‌بی‌آی رو خبر کنیم

01:51.090 --> 01:53.540
‫امروز بعد از ظهر با هیئت‌مدیره
در میون می‌ذارم

01:53.540 --> 01:54.760
‫بعد از ظهر؟ نه، همین الان

01:54.760 --> 01:56.060
‫متوجه نیستی که

01:56.060 --> 01:58.220
‫چه خطراتی بیمارستان رو تهدید می‌کنه؟

01:58.220 --> 01:59.600
‫آسیب دیدنِ شهرت‌مون،

01:59.600 --> 02:01.620
‫عواقب مالی و حقوقی...

02:01.620 --> 02:03.940
‫قربانی شدن بهتر از ننگ همدستیـه

02:03.940 --> 02:05.680
‫انتظاری نمیره که تو بتونی درک کنی

02:05.680 --> 02:07.400
‫حق با اونـه، مکس

02:07.400 --> 02:08.900
‫اگه بفهمن قضیه رو پنهون کردیم و

02:08.900 --> 02:11.060
‫خواستیم لاپوشونیش کنیم،
‫می‌دونی چقدر بدتر میشه؟

02:11.060 --> 02:12.940
‫شاید یه بیمار دیگه هم از دست بدیم

02:12.940 --> 02:15.600
‫تو ترسیدی و فکرت سر جاش نیست

02:15.930 --> 02:17.240
‫الان نه، پاول

02:18.600 --> 02:20.080
‫اتفاقی حرفاتون رو شنیدم

02:20.080 --> 02:22.200
‫گفتم از اونجایی که من هدف این هکـم

02:22.200 --> 02:23.850
‫بهتره تو بحث شرکت کنم

02:24.330 --> 02:27.560
‫فرض رو بر این می‌ذارم که می‌خوای
‫کار درست رو بکنی، مکس

02:27.560 --> 02:29.420
‫از بیمارهامون محافظت کنی

02:31.330 --> 02:34.940
‫با رابط‌مون توی اف‌بی‌آی تماس می‌گیرم

02:35.620 --> 02:36.620
‫همین حالا

02:42.350 --> 02:44.120
‫به گمونم قدرت تو تعداده

02:44.740 --> 02:45.970
‫من رو بی‌خبر نذار

02:48.000 --> 02:49.700
‫هوات رو داریم

02:54.010 --> 02:55.510
‫یه لیست از تمامیِ

02:55.510 --> 02:57.560
‫دکترهای مَردی که همکارم بودن می‌خوام

02:57.560 --> 03:00.780
‫هر کسی که توی بخشم بوده یا
‫ممکن بوده باهاش در تماس باشم

03:00.780 --> 03:02.130
‫چه در گذشته و چه در حال

03:02.130 --> 03:03.390
‫و همچنین عکس‌هاشون

03:03.390 --> 03:04.870
‫همون مردی که تو خاطراتتـه؟

03:04.870 --> 03:06.320
‫حدأقل کاری که می‌تونی بکنی اینـه

03:06.320 --> 03:07.560
‫ که کمکم کنی به خودم کمک کنم

03:07.560 --> 03:08.790
‫ترتیبش رو میدم

03:08.790 --> 03:09.910
‫تو... برگرد سر کارت

03:09.910 --> 03:12.750
‫به محض این که آماده شد،
‫یکی رو می‌فرستم بهت تحویلش بده

03:14.850 --> 03:16.920
‫کیتی درمورد نورا بهم گفت

03:18.100 --> 03:20.380
‫- متأسفم
‫- مشکل تو نیست

03:29.140 --> 03:31.420
‫فکر می‌کردم این کابوس دیگه تموم شده

03:31.420 --> 03:32.840
‫بیخیال

03:32.840 --> 03:34.660
‫خوبـه آدم بیاد بیرون و یه کار خیری بکنه

03:34.660 --> 03:36.260
‫تنها دلیلی که اومدم بیرون

03:36.260 --> 03:39.440
‫اینـه که امی برای رزیدنت ارشدی کاندید شده

03:39.440 --> 03:41.670
‫جوآن هم من رو فرستاده پی نخودسیاه

03:41.670 --> 03:43.710
‫نه، قرار بود جیک بیاد

03:43.710 --> 03:46.210
‫فقط واسه این اینجایی که الان آریزوناست و

03:46.210 --> 03:48.320
داره خونه پدرش رو خالی می‌کنه

03:48.820 --> 03:51.420
‫پس اخمات رو وا کن، بچه.
‫هنوز کسی به پات نمی‌رسه

03:51.420 --> 03:53.640
‫خیلی خب. مگه ۸۵ سالتـه؟

03:54.060 --> 03:55.130
‫آدم پخته‌ایـم

03:55.780 --> 03:58.040
‫امیدوارم لبخند به لبت بیارم

03:58.040 --> 03:59.340
‫چیزیم نیست

03:59.340 --> 04:01.260
‫اما ممنون که تلاش کردی

04:01.700 --> 04:04.580
‫بابت دیروز هم ممنونم

04:04.580 --> 04:06.690
‫پله به پله

04:07.100 --> 04:09.770
‫خیلی خب، بچه‌ها.
‫حواس‌ها اینجا لطفاً

04:10.850 --> 04:13.340
‫ایشون دکتر کلمن و دکتر میترا هستن

04:13.340 --> 04:16.210
‫با این که سرشون خیلی شلوغ بوده،
‫وقت خالی کردن تا

04:16.540 --> 04:18.520
‫ببین کسی از شما اسکولیوز داره یا نه

04:18.820 --> 04:19.960
‫پس دست بجنبونید

04:19.960 --> 04:21.280
‫مؤدب باشید

04:21.280 --> 04:22.560
‫ادب فراموش نشه

04:22.560 --> 04:23.920
فهمیدید؟

04:24.740 --> 04:26.760
‫- فهمیدید؟
‫- بلـه

04:26.760 --> 04:28.300
‫خیلی خب، بچه‌های آقای فیلین

04:28.300 --> 04:29.470
‫اینجا صف بکشن و

04:29.470 --> 04:30.600
بچه‌های خانم لیندزی هم

04:30.600 --> 04:32.330
‫همین‌‌جا تو صف بایستید

04:38.790 --> 04:40.860
‫نه، عزیزم!

04:40.860 --> 04:41.960
‫کریس!

04:41.960 --> 04:44.970
‫اون پسرمونـه! چرا ادامه ندادی؟

04:49.020 --> 04:50.140
‫هانا...

04:51.380 --> 04:53.150
‫باید سعی کنی که فراموشش کنی

04:53.840 --> 04:54.950
‫نمی‌دونم چطوری

04:54.950 --> 04:56.660
‫باید نیرومون رو به کار بگیریم

04:56.660 --> 04:58.940
‫باید تمرکزمون رو روی مسائل ضروری بذاریم

04:59.430 --> 05:01.800
‫یالا. امروز با منی

05:01.800 --> 05:04.940
‫قول میدم جلوی کل بیمارستان
‫سرت داد نزنم

05:08.760 --> 05:12.400
‫سلام، من دکتر لارسن هستم.
‫ایشون هم دکتر کلارک هستن

05:12.400 --> 05:15.030
‫سلام، من پم هستن و ایشون برادرم فرِدیـن

05:15.030 --> 05:16.530
‫ما بچه‌هاشونیم و

05:16.530 --> 05:18.400
‫ایشون هم پرستارشون، گلوریا هستن

05:18.400 --> 05:20.250
حالش که بد شد، کنارش بوده

05:20.260 --> 05:22.500
‫توی سالن اسکای‌دایوینگ

05:22.500 --> 05:24.620
‫گفتم که تو لیست آرزوهاش بوده

05:24.620 --> 05:25.860
‫دلیل نمیشه ایده‌ی خوبی باشه

05:25.860 --> 05:28.190
‫می‌دونستم مربی می‌گفت که براش خطرناکـه و

05:28.190 --> 05:30.050
‫بعد دیگه درموردش حرف نمی‌زدیم

05:30.050 --> 05:31.390
‫الان حال‌تون چطوره؟

05:31.390 --> 05:32.890
‫چیزیم نیست

05:34.760 --> 05:37.100
‫سابقه‌‌ی بیماری قلبی خانوادگی دارید؟

05:37.110 --> 05:39.010
‫- بله...
‫- از طرف من نه. از طرف مادرش داره

05:39.010 --> 05:40.410
‫خب، ببینید، خبر خوب این که

05:40.410 --> 05:42.690
‫ایشون نه دچار شکستگی شدن و
‫نه دچار در رفتگی

05:42.700 --> 05:44.580
‫خوبـه. گلوریا، برو ماشین رو بیار

05:44.580 --> 05:47.520
‫مطمئنم دکترها باید باز هم
‫معاینه‌تون کنن، آقای بل

05:47.520 --> 05:51.400
‫بله. شما دچار نکروز حاد توبولار هستید

05:51.400 --> 05:52.530
‫انگار از خودت در آوردی

05:52.530 --> 05:54.020
‫یعنی این که کلیه‌هاتون

05:54.020 --> 05:56.080
‫اون‌طوری که باید، کار نمی‌کنن

05:56.090 --> 05:58.440
‫به خاطر ایبوپروفن‌هاییـه که می‌خوره

05:58.440 --> 06:00.580
‫میگن که چندین هفته‌ست زانو درد دارن

06:00.580 --> 06:02.320
‫احتمالاً یادشون رفته که خوردن

06:02.320 --> 06:04.630
‫نه، من فقط به اندازه‌ای که لازمـه می‌‌خورم

06:04.640 --> 06:07.315
‫قرص‌ها در دسترسن؟
‫می‌تونن خودشون مصرف کنن؟

06:07.340 --> 06:08.930
‫بله، می‌تونن. در دسترسن

06:08.930 --> 06:10.640
‫خب چرا قایم‌شون نمی‌کنی؟

06:10.640 --> 06:13.140
‫هی، این که تقصیر گلوریا نیست

06:13.140 --> 06:15.770
‫خیلی خب، ببینید، قضیه از این قراره

06:15.770 --> 06:17.520
‫دکتر کلارک، زغال فعال لطفاً

06:17.520 --> 06:18.590
‫زغال فعال؟

06:18.590 --> 06:21.590
‫کمک می‌کنه تا ایبوپروفن‌ها از
‌بدن‌تون پاک بشن

06:21.590 --> 06:23.150
‫نه، حرفش هم نزن

06:23.150 --> 06:26.070
‫باشه، خب، این انتخاب رو هم دارید

06:26.620 --> 06:28.740
‫این رو از هل میدیم تو گلوتون

06:29.440 --> 06:30.820
‫انگار خوش‌تون نیومد

06:30.820 --> 06:33.660
معلومـه. هیچی مثلِ
سر کشیدن زغال کبابی نمیشه

06:33.660 --> 06:34.980
‫باید بذارید کمک‌تون کنن

06:34.980 --> 06:37.600
‫رسیدیم خونه، تاکوی موردعلاقه‌تون رو
درست می‌کنم

06:37.600 --> 06:39.380
‫می‌تونیم جدول کلمات هم بازی کنیم. خب؟

06:39.380 --> 06:42.020
‫- باشه
‫- ممنون

06:42.020 --> 06:45.940
‫دکتر لارسن، امکانش هست که بیرون
‫یه صحبتی با هم داشته باشیم؟

06:45.940 --> 06:48.550
‫در ضمن، گلوریا، تو اینجا بمون و
‫مراقب پدر باش

06:48.550 --> 06:50.760
‫- حتماً
‫- ممنون

06:56.930 --> 06:58.330
‫من به گلوریا اعتماد ندارم

06:58.330 --> 07:00.720
‫و بعید می‌دونم که این حادثه بوده باشه

07:00.720 --> 07:01.920
‫دست بردار، پم

07:01.920 --> 07:04.300
‫خودت تو اتاق بهش گیر داده بودی

07:04.300 --> 07:06.220
‫چون به نظرم شاید اشتباه کرده

07:06.220 --> 07:07.520
‫منظورت رو نمی‌گیرم

07:07.520 --> 07:09.010
‫دست بردار، به خودت بیا، فردی

07:09.010 --> 07:12.630
‫بابا همین ماه گذشته تو وصیت‌نامه‌ش
‫نوشت که ۱۰۰ هزار دلار برسه بهش

07:12.630 --> 07:14.530
‫بعید بدونم گلوریا اصلاً این رو بدونه

07:14.530 --> 07:16.500
‫ایشون چندوقته که مراقب پدرتونن؟

07:16.500 --> 07:18.240
‫- هنوز ۳ سال نشده
‫- سه ساله

07:18.240 --> 07:20.740
‫جز امروز تا حالا مورد مشکوکی ازش دیدید؟

07:20.740 --> 07:22.580
‫خب نه اما الان دلیل خوبی داره

07:22.580 --> 07:25.250
‫خیلی خب، بهتره که الکی پیش‌داوری نکنیم

07:25.250 --> 07:27.760
‫تا یکی دو ساعت دیگه،
جواب آزمایش خون‌شون میاد

07:27.760 --> 07:29.590
‫و اون‌موقع بیشتر متوجه میشیم

07:29.600 --> 07:31.260
‫در ضمن، مسموم کردن یه نفر و

07:31.260 --> 07:34.510
‫بردنش به سالن اسکای‌دایوینگ،
نقشه‌ی احمقانه‌ای به‌نظر میاد

07:34.520 --> 07:35.640
‫خیلی خب. باشه

07:35.640 --> 07:36.940
‫اما تا نفهمیدیم،

07:36.940 --> 07:39.270
‫دلم نمی‌خواد گلوریا تنها پیش بابام باشه

07:39.270 --> 07:41.550
‫حتماً، پم. هر چی تو بگی

07:45.080 --> 07:46.770
‫نمی‌فهمه چی میگه

07:47.200 --> 07:52.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

07:53.000 --> 07:55.500
‫تـرجمه از «محمدعلی sm و محیا مبین‌مقدم»

07:56.280 --> 07:58.140
‫- هنوز نرسیدید؟
‫- مامان...
« سه سال قبل »

07:58.140 --> 07:59.750
‫- دیدینش؟
‫- مامان، آروم بگیر

07:59.750 --> 08:02.430
‫قبلاً هم شده بابا در دسترس نباشه و
‫هیچ‌وقت چیزی نشده

08:02.430 --> 08:04.080
‫سه روز گذشته، هانا

08:04.540 --> 08:06.480
‫مورد نداشته این‌قدر طولانی مدت گم بشه

08:06.480 --> 08:07.840
‫مطمئنم یه دلیلی داشته

08:07.840 --> 08:08.868
‫کجایید؟

08:08.893 --> 08:12.163
‫اومدیم آخرین جایی که شناسایی شده اما
‫نمی‌بینمش

08:12.540 --> 08:14.050
‫صبر کن. این ماشینش نیست؟

08:14.060 --> 08:16.020
‫وای، خدا رو شکر

08:17.700 --> 08:19.390
‫بگید چی شد

08:19.390 --> 08:20.730
‫وای خدا. وای خدا

08:20.730 --> 08:21.970
‫نه،‌ نه، نه!

08:21.970 --> 08:24.270
‫چی شده؟ چتون شد؟

08:25.570 --> 08:28.550
‫- پیداش کردید؟
‫- نه، نه، نه!

08:28.550 --> 08:30.050
‫چارلی، کمک کن!

08:30.050 --> 08:32.150
‫هانا، گوشی رو بردار

08:32.150 --> 08:33.990
‫وای خدا، نه، نه. بابا

08:33.990 --> 08:36.320
‫تو رو خدا! بابا، بابا!

08:36.960 --> 08:39.120
‫هانا، تو رو خدا نجاتش بده.
‫تو رو خدا. نه، نه‌، نه

08:39.120 --> 08:40.800
‫تو رو خدا، تو می‌تونی.
‫احیاش کن

08:40.800 --> 08:42.200
‫تو رو خدا یه کاری بکن!

08:42.750 --> 08:44.480
‫مُرده، چارلی. خیلی دیر رسیدیم

08:44.480 --> 08:46.780
‫نه! تو رو خدا! تو رو خدا!

08:47.420 --> 08:49.750
‫چارلی، چی شده؟

08:50.260 --> 08:53.280
‫تموم کارکنان مرد سفیدپوستی که
‫از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵

08:53.280 --> 08:55.800
‫توی وست‌ساید کار کردن رو می‌خواید؟

08:55.810 --> 08:56.880
‫آره

08:56.880 --> 08:58.220
‫اما این‌طوری ذخیره نشدن

08:58.220 --> 09:00.470
‫باید از روی عکس‌ها بفهمیم، ادی.
‫یه کاریش بکن

09:00.860 --> 09:03.480
‫یکم زمان می‌بره اما حتماً،
‫اگه شما می‌خواید، باشه

09:03.480 --> 09:04.940
‫آب دستته بذار زمین

09:04.940 --> 09:06.810
‫تا چندساعت دیگه باید برسه دستم

09:06.820 --> 09:08.860
‫به همراه تمام شکایت‌هایی که

09:08.860 --> 09:10.400
‫تا حالا از دکتر لارسن شده

09:13.180 --> 09:14.680
‫من پرستار رسمیـم اما

09:14.680 --> 09:17.180
‫برای آلبرت، میشه گفت که بیشتر مراقبشم

09:17.660 --> 09:19.200
‫حواسم به غذا خوردنش هست،

09:19.200 --> 09:21.660
‫ورزش کردنش، سالم موندنش

09:22.000 --> 09:24.040
‫انگار خیلی بهش اهمیت می‌دید

09:24.040 --> 09:26.460
‫خیلی رو مُخـه اما دوستش دارم

09:26.460 --> 09:29.200
‫دست و دلباز هم هست؟

09:29.200 --> 09:30.380
‫چه جورم

09:30.380 --> 09:31.960
‫پول خیلی خوبی بهم میده

09:31.960 --> 09:34.660
‫اگه بتونم کلیسا نرم،
‫یک‌شنبه‌ها دوبرابر بهم دستمزد میده

09:34.660 --> 09:36.880
‫بچه‌هاش چطور؟ زیاد می‌بینیدشون؟

09:36.880 --> 09:39.180
‫فردی حدأقل هفته‌ای یه‌بار رو میاد

09:39.180 --> 09:40.760
‫همه‌کاری واسه آلبرت می‌کنه

09:41.060 --> 09:42.640
‫تعجب می‌کنم چون...

09:42.640 --> 09:44.810
‫فکر می‌کنم قبلاً پدر خوبی نبوده

09:44.810 --> 09:46.270
‫پم چطور؟

09:46.270 --> 09:47.720
‫خب، اون یکی...

09:47.720 --> 09:49.560
‫اصلاً نمیاد

09:49.560 --> 09:52.060
‫دیشب برای اولین بار بعد از
چندین ماه بود که دیدمش

09:52.060 --> 09:53.860
‫مادرشون چندسال پیش فوت کردن

09:54.380 --> 09:57.160
‫همیشه شب تولدش،
‫برای شام دور هم جمع می‌شدن

09:57.160 --> 09:58.900
‫باید بپرسم

09:58.900 --> 10:02.330
‫اگه می‌دونید که آلبرت به
داروهاش دسترسی داره و

10:02.330 --> 10:05.270
‫بعضی‌وقتا یادش میره که چقدر خورده

10:05.270 --> 10:07.410
‫چرا ازش قایم‌شون نمی‌کنید؟

10:08.060 --> 10:10.900
‫اگه بخوام داروهاش رو ازش مخفی کنم

10:10.900 --> 10:13.800
‫اون هم الان که همین‌طوریش هم
‫اختیار زندگیش از دستش خارج شده...

10:13.800 --> 10:16.060
‫نه، این کار رو نمی‌کنم

10:16.660 --> 10:19.300
‫به محض این که وقار یه نفر رو ازش بگیری،

10:19.300 --> 10:20.880
‫دیگه هیچی براش نمی‌مونه

10:20.880 --> 10:22.200
‫درک می‌کنم

10:22.200 --> 10:24.600
‫و این واقعاً‌ مهربونی شما رو نشون میده

10:24.600 --> 10:26.810
‫اما اوضاع از الان باید عوض شه

10:28.320 --> 10:30.920
‫سالمِ سالمی

10:30.920 --> 10:32.820
‫همه‌چی روبه‌راهـه، رفیق

10:32.820 --> 10:34.360
‫برو به سلامت

10:34.360 --> 10:35.780
‫مدارکت همراهتـه؟

10:35.780 --> 10:37.600
‫ببین،‌ من اصلاً تو این پایه نیستم

10:37.600 --> 10:39.900
‫فقط شنیدم امروز قراره دکتر بیاد و

10:39.900 --> 10:42.340
‫من هم گلو درد دارم،
‫گفتم شاید بتونی یه نگاه بندازی

10:42.340 --> 10:44.020
‫باشه، حتماً

10:46.200 --> 10:47.420
‫دهنت رو باز کن

10:47.420 --> 10:49.250
‫زبونت رو بده بیرون

10:53.200 --> 10:55.250
‫- اسمت چیه؟
‫- نوآ کینگ‌برد

10:55.250 --> 10:57.110
‫چندوقته گلوت درد می‌کنه، نوآ؟

10:57.110 --> 10:59.450
‫نمی‌دونم. به‌گمونم یه چندهفته‌ای میشه

10:59.450 --> 11:00.980
‫خیلی خب. دکتر هم رفتی؟

11:00.980 --> 11:02.990
‫نه، فقط چندوقته استامینوفن و

11:02.990 --> 11:04.590
‫قرص گلودرد می‌‌خورم

11:04.590 --> 11:07.770
‫- به سختی هم می‌تونی قورت بدی دیگه؟
‫- آره. درد داره

11:07.770 --> 11:09.300
‫به مامان‌بابات گفتی؟

11:09.300 --> 11:12.060
‫اونا سال پیش تو یه تصادف مُردن

11:12.060 --> 11:14.270
‫خواهرم مراقب‌مونـه

11:15.200 --> 11:17.400
‫باشه، خیلی خب

11:17.400 --> 11:19.570
‫تو همین‌جا بشین.
‫ما باید زنگ بزنیم به خواهرت

11:19.570 --> 11:22.230
‫وایسا، یعنی نمی‌تونی چندتا دارو بهم بدی؟

11:22.230 --> 11:24.540
‫شرمنده، داداش.
‫اجازه‌ی سرپرستت رو لازم داریم

11:24.540 --> 11:26.030
‫تو همین‌جا بمون

11:27.200 --> 11:28.900
‫خب با پزشک اطفال تماس می‌گیرم

11:28.900 --> 11:30.820
‫احتمالاً تا آخر امروز بهش نوبت بدن

11:30.820 --> 11:33.830
‫- من باید شیفتم رو تموم کنم
‫- نمیشه تا اون‌موقع منتظر موند

11:33.840 --> 11:35.160
‫یه گلودرد معمولیـه

11:35.160 --> 11:37.160
‫راستش شبیه استرپتوکوک می‌مونه و

11:37.160 --> 11:38.530
‫خیلی وقته مداوا نشده

11:38.530 --> 11:40.460
‫باید فوراً برسونیمش بیمارستان

11:40.460 --> 11:41.720
‫ما داریم از اینجا میریم

11:41.720 --> 11:44.260
‫خودمون می‌تونیم ببریمش و
‫وقتی کارتون تموم شد بیاید اونجا

11:44.260 --> 11:45.940
‫واقعاً باید بره بیمارستان؟

11:45.940 --> 11:47.080
‫نمی‌خوام بترسونم‌تون اما

11:47.080 --> 11:49.040
‫باید فوراً ازش چندتا آزمایش بگیریم

11:49.040 --> 11:50.310
باشه

11:50.310 --> 11:53.180
‫اگه مسئولی از مدرسه هم باهاتون بیاد،
‫خیالم راحت‌تره

11:53.180 --> 11:56.460
‫بله، مطمئنم آقای نورتون
می‌تونن باهامون بیان

11:56.460 --> 11:58.600
‫بیاید بخش داخلی، طبقه‌ی شیشم

11:58.600 --> 12:00.820
‫سراغ دکتر کلمن رو بگیرید،
‫اونجا می‌بینم‌تون

12:07.160 --> 12:10.400
‫سلام، کیتی. شما کجا، اینجا کجا؟

12:10.400 --> 12:11.860
‫همه‌چی مرتبـه؟

12:11.860 --> 12:13.920
‫یه چیزی شنیدم. یه فایل صوتی

12:13.920 --> 12:15.060
‫صدای تو و مامان بود

12:15.060 --> 12:16.460
‫وای خدا

12:16.940 --> 12:18.170
‫یعنی خبر داشتی؟

12:18.180 --> 12:20.460
‫یکی می‌خواد به مادرت آسیب بزنه

12:20.700 --> 12:23.110
‫اما نمی‌دونم چرا باید همچین چیزی رو
‫برای تو بفرستن

12:23.110 --> 12:25.930
‫تو خبر داشتی و این یعنی
‫مامانم هم خبر داره و

12:25.930 --> 12:27.970
‫نیومده تا درموردش باهام حرف بزنه

12:28.300 --> 12:29.400
‫صبر کن ببینم

12:29.400 --> 12:31.270
‫کدوم فایل صوتی رو میگی؟

12:31.270 --> 12:32.400
‫چی شنیدی؟

12:32.400 --> 12:34.370
‫می‌گفت هیچ‌وقت من رو

12:34.370 --> 12:36.110
‫به اندازه‌ی دنی دوست نداشته و

12:36.400 --> 12:38.910
‫هر وقت بهم نگاه می‌کنه،
‫فقط مرگِ اون رو می‌بینه

12:38.910 --> 12:41.360
‫وای کیتی، همچین چیزی نبوده

12:41.360 --> 12:43.050
‫خودم شنیدم.
‫صدای تو و مامان بود

12:43.050 --> 12:44.960
‫نه، یه صدای دیگه از ما ضبط شده بود که

12:44.960 --> 12:47.800
‫داشتیم درمورد پدرت و نورا حرف می‌زدیم،
‫اون واقعی بود

12:47.800 --> 12:49.940
‫اما اینی که تو داری میگی...

12:49.940 --> 12:52.000
‫اصلاً همچین چیزی نبوده

12:53.500 --> 12:54.540
‫قسم می‌خوری؟

12:54.540 --> 12:57.500
‫به جون تموم کسایی که تو
این دنیا دوست‌شون دارم

12:59.790 --> 13:01.090
‫آره، شنیدم

13:01.090 --> 13:03.440
‫اما بهم گفت اصلاً اون ایمیل رو ندیده

13:03.440 --> 13:06.220
‫دکتر حمده؟
‫ولری کار هستم از واحد جرائم سایبری اف‌بی‌آی

13:06.220 --> 13:07.740
‫خیلی ممنون که تشریف آوردید

13:07.740 --> 13:09.720
‫پاول، میشه ببری‌شون اتاق سرورها و

13:09.720 --> 13:11.560
‫به آیزاک معرفی‌شون کنی؟

13:14.180 --> 13:16.300
‫خیلی خب. فایل صوتی اولی واقعی بوده

13:16.300 --> 13:17.760
‫اما این یکی جعلیـه،‌ مایکل

13:17.760 --> 13:19.400
‫مطمئنم اف‌بی‌آی هم تأیید می‌کنه

13:19.400 --> 13:21.520
‫- کیتی الان کجاس؟
‫- برگشته مدرسه

13:21.520 --> 13:23.970
‫اون‌وقت حرفت رو باور کرد؟
‫فهمیده واقعی نبوده؟

13:23.970 --> 13:25.940
‫آره. اما باید از طرف‌تون محبت ببینه

13:26.540 --> 13:29.280
‫- به امی میگم
‫- اگه اشکالی نداره، بذار خودم بگم

13:29.280 --> 13:31.860
‫تا بتونیم به‌‌عنوان یه خونواده
‫این موضوع رو حل کنیم

13:31.860 --> 13:33.160
‫حتماً

13:33.160 --> 13:35.020
‫فقط هر چه سریع‌تر این کار رو بکن

13:35.020 --> 13:36.960
‫این قضیه خیلی اذیتش کرده

13:42.320 --> 13:44.600
‫واسه آلبرت خوراکی آوردم.
‫می‌خوام براش ببرم

13:44.600 --> 13:47.180
‫پم و فردی هنوز اونجان؟

13:47.180 --> 13:48.750
‫بله

13:48.750 --> 13:50.600
‫باشه. خیلی خب، برو

13:54.700 --> 13:55.880
‫زغال فعال جواب داد

13:55.880 --> 13:58.260
‫حالش داره بهتر میشه.
وضعیتش هم داره پایدار میشه

13:58.260 --> 13:59.770
‫نظرت درمورد خانمه چیه؟

13:59.780 --> 14:02.260
‫بهش می‌خوره که زن بی‌ریا و..

14:02.260 --> 14:03.570
‫فداکاری باشه

14:05.520 --> 14:07.490
‫هی، حالت خوبـه؟

14:07.780 --> 14:09.290
‫آره

14:09.940 --> 14:12.900
‫فقط اوضاع خیلی عجیب و پرتنش شده

14:12.900 --> 14:15.520
‫گوش کن، هر کی که یه ساعت مچی هم گم می‌کنه،

14:15.520 --> 14:17.480
‫فکر می‌کنه خدمت‌کار برش داشته و

14:17.480 --> 14:19.540
‫بعدش هم یهو تو کشوی خونه‌ش پیداش می‌کنه

14:19.540 --> 14:20.880
‫قضیه همینـه

14:24.550 --> 14:25.790
‫چیزی شده؟

14:25.790 --> 14:27.970
‫نه، نه، چیزی نشده

14:28.240 --> 14:30.010
‫خیلی خب، بریم

14:31.870 --> 14:33.170
‫گلوریا، من رو ببر خونه

14:33.170 --> 14:36.060
‫اینجا بوی سفیدکننده و جوراب خیس میده

14:36.060 --> 14:39.200
‫دکتر لارسن، قول میدم حواسم بهش باشه که
‫حالش خوب شه

14:39.200 --> 14:40.340
‫میشه بریم؟

14:40.340 --> 14:43.000
‫هنوز آمادگی رفتن به خونه رو نداره، گلوریا

14:43.000 --> 14:44.180
‫تو دست‌تنهایی

14:44.180 --> 14:47.170
‫نگران نباش، فردی.
‫امروز رو مرخصی گرفتم

14:47.170 --> 14:48.940
‫با گلوریا میرم تا مطمئن شم چیزیش نمیشه

14:48.940 --> 14:50.170
‫تا جواب آزمایش‌ها نیومدن

14:50.170 --> 14:52.030
‫هیشکی هیچ‌جا نمیره

14:52.710 --> 14:54.720
‫دارم تار می‌بینم‌تون

14:54.720 --> 14:56.960
‫- چی؟
‫- بابا؟ بابا؟

14:56.960 --> 14:58.730
‫- چی شده، بابا؟
‫- آقای بل؟

14:58.730 --> 15:00.750
‫- چی شده؟
‫- هی، هی، بابا؟

15:00.750 --> 15:02.770
‫قلبش داره وایمیسه.
‫همه‌تون برید عقب

15:02.770 --> 15:03.840
‫آقای بل!

15:04.900 --> 15:06.440
‫آقای بل!

15:06.440 --> 15:08.550
‫- ضربان نداره. ایست قبلی
‫- آقای بل!

15:08.550 --> 15:10.260
‫گلوریا، گفتم برو عقب!

15:10.260 --> 15:13.000
‫بابا، دووم بیار، ‌بابا.
!دووم بیار

15:16.280 --> 15:19.640
‫اپی‌نفرین، یه میلی‌گرم وریدی!

15:21.020 --> 15:23.610
‫هانا! فوراً سرم رو وصل کن!

15:24.540 --> 15:26.440
‫دکتر کلارک؟

15:28.690 --> 15:29.990
‫خودم می‌کنم

15:33.040 --> 15:35.370
‫چش شده؟

15:35.370 --> 15:36.740
‫چه خبر شده؟

15:38.580 --> 15:40.000
‫دیگه ماساژ نده

15:40.000 --> 15:41.790
‫اون پسرمونـه!

15:41.800 --> 15:43.360
‫هنوز نبض نداره.
‫یه دور دیگه اپی‌نفرین

15:43.360 --> 15:45.670
‫- بابا!
‫- همین حالا

15:50.470 --> 15:52.300
‫چرا ادامه ندادی؟

15:54.540 --> 15:56.470
‫نبضش برگشت

16:00.300 --> 16:02.310
‫خیلی خب، وضعیتش پایدار شد

16:02.310 --> 16:04.810
‫اتاق آی‌سی‌یو رو آماده کنید

16:30.340 --> 16:31.880
‫وقت تمومـه. مدادها پایین

16:34.640 --> 16:36.220
‫مچکرم

16:39.140 --> 16:40.720
‫مدادت رو بذار رو میز، خانم کلارک

16:40.720 --> 16:42.300
‫نه،‌ نه، باز هم وقت می‌خوام

16:42.300 --> 16:44.900
‫- ببخشید، برگه‌ت رو بده...
‫- گفتم باز هم وقت می‌خوام!

16:45.940 --> 16:47.810
‫خیلی خب، بعد از کلاس درموردش حرف...

16:47.810 --> 16:50.380
‫تو متوجه نیستی. من از پسش بر میام.
‫فقط...

16:51.200 --> 16:52.610
‫فقط یه دقیقه بهم وقت بده!

17:08.380 --> 17:10.350
‫حال آلبرت داره بهتر میشه

17:11.040 --> 17:13.230
‫اما حتی مصرف بیش از حد ایبوپروفن هم

17:13.230 --> 17:15.000
‫نباید باعث این ایست قلبی می‌شد

17:15.000 --> 17:16.760
‫یه جای کار می‌لنگه

17:16.770 --> 17:18.680
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم

17:19.220 --> 17:21.340
‫همه مرگِ بیمارشون رو می‌بینن

17:21.340 --> 17:22.470
‫همه

17:22.780 --> 17:25.920
‫این تنها چیزیـه که من توی زندگیم می‌خواستم

17:26.400 --> 17:28.480
‫و حالا نمی‌تونم بهش برسم

17:36.220 --> 17:38.020
‫تو باهوشی و...

17:38.020 --> 17:39.480
‫اهمیت میدی

17:39.480 --> 17:41.080
‫بس کن. ازت خواهش می‌کنم

17:41.920 --> 17:43.830
‫من دردِ از دست دادن رو چشیدم

17:44.400 --> 17:47.280
‫و می‌دونم چه بلایی سر کسایی میاد که

17:47.280 --> 17:48.960
‫خودشون رو نمی‌بخشن

17:51.090 --> 17:52.970
‫تو هیچ‌کار اشتباهی نکردی

17:52.970 --> 17:56.280
‫حتی اگه کرده باشی هم،
‫باعث میشه درس بگیری

17:56.800 --> 17:59.180
‫این‌طوریـه که آدم پیشرفت می‌کنه

18:06.570 --> 18:08.370
‫پس می‌تونی بری ایلای رو از تمرین بیاری؟

18:08.370 --> 18:10.270
‫خانم میلیس میره دنبال سم و

18:10.270 --> 18:13.040
‫اَنی هم میره خونه‌ی دوستش

18:13.680 --> 18:15.530
‫باشه، عالیـه

18:15.530 --> 18:16.890
‫هر وقت فهمیدی خبرم کن

18:16.890 --> 18:19.320
‫باشه. خیلی خب، ممنون

18:21.740 --> 18:23.200
‫همه‌چی راست و ریس شد؟

18:25.040 --> 18:27.060
‫همه‌چی تحت کنترلـه

18:33.260 --> 18:35.020
‫با من کاری داشتید؟

18:35.600 --> 18:36.720
‫در رو ببند

18:39.160 --> 18:41.580
‫مدیر ارشد پزشکی یه لیست از همه دکترهایی که

18:41.580 --> 18:43.970
‫تو هشت سال گذشته از بیمارستان رفتن و

18:43.980 --> 18:46.360
‫همه‌ی کسایی که از امی لارسن
‫شکایت کردن رو خواسته

18:46.360 --> 18:47.980
‫چه ربطی به من داره؟

18:47.980 --> 18:49.820
‫به خاطر ماجراهای پدرت سروصدا کردی و

18:49.820 --> 18:52.220
‫مشخصاً ماجرای نفوذ امنیتی
‫به گوش همه‌مون خورده

18:52.220 --> 18:53.590
‫خیلی خب، واقعاً فکر کردی

18:53.590 --> 18:55.760
‫کل مسیر شغلیم رو فقط به خاطر این که

18:55.760 --> 18:58.820
‫سه سال پیش پدرم رو اخراج کرده،
‫به فنا میدم؟

18:58.820 --> 19:01.660
‫دکترهای فوت‌شده رو از لیست حذف می‌کنم

19:01.660 --> 19:04.400
‫اگه هر کس دیگه‌ای پیگیر بود
‫می‌شد یه بهونه‌ای آورد اما

19:04.400 --> 19:06.410
‫امی لارسن ول‌کن ماجرا نیست

19:06.780 --> 19:08.640
‫پس اگه کار توئـه...

19:08.640 --> 19:10.460
‫بهتره تمومش کنی

19:10.460 --> 19:13.920
‫خطر فقط بیخ گوشِ تو نیست

19:17.880 --> 19:19.760
‫خوش‌برگشتی، آقای بل

19:19.760 --> 19:21.260
‫انگار خیلی بهتر شدی

19:21.260 --> 19:22.780
‫آره خب...

19:22.780 --> 19:24.390
‫از نورِ اینجا خوشم نمیاد

19:24.390 --> 19:26.600
‫می‌خوای خاموشش کنیم؟
‫خیلی روشنـه

19:26.600 --> 19:29.140
‫نه، سبزه. همه‌چیز

19:29.140 --> 19:31.160
‫منظورت چیه که سبزه؟

19:31.160 --> 19:32.650
‫مثل آبِ برکه

19:34.020 --> 19:36.950
‫آلبرت، به جز ایبوپروفن
چیز دیگه‌ای مصرف کردی؟

19:36.950 --> 19:39.240
‫چند دفعه باید بگم؟

19:39.240 --> 19:41.220
‫من ایبوپروفن نخوردم

19:41.220 --> 19:44.060
‫هر روز قرص‌هایی که
گلوریا بهم میده رو می‌خورم

19:45.060 --> 19:47.800
‫یه کپسول. یه قرص نارنجی ریز و گرد

19:47.800 --> 19:49.240
‫یه قرص سفید کوچیک و

19:49.240 --> 19:51.830
‫یه قرص گنده‌ی سفید که
اندازه کونِ اسب می‌مونه

19:55.020 --> 19:57.590
‫همگی برید بیرون تا آلبرت یکم استراحت کنه

19:57.590 --> 19:59.920
‫- چرا؟ مگه چی شده؟
‫- گلوریا بمونه

19:59.930 --> 20:02.570
‫- من همین‌جام، آقای بل
‫- الان نه، آلبرت

20:02.570 --> 20:03.640
‫خواهش می‌کنم

20:03.640 --> 20:05.510
‫همین بیرون وایمیسم.
‫نگران نباشید

20:05.520 --> 20:06.880
‫اونا مراقبتونـن

20:06.880 --> 20:08.640
‫میشه لطفاً بگی چی شده؟

20:08.640 --> 20:10.860
‫باید معاینات بیشتری بکنم

20:10.860 --> 20:12.850
‫خیلی خب، فردی. بریم

20:15.460 --> 20:18.650
‫تا من نگفتم، هیچ‌کدوم‌شون حق ندارن برگردن

20:21.640 --> 20:23.520
‫مطمئنم کیتی می‌دونسته

20:23.520 --> 20:25.320
‫همیشه دنی رو بیشتر دوست داشتم

20:25.320 --> 20:26.680
و حالا وقتی
به کیتی نگاه می‌کنم

20:26.680 --> 20:28.150
‫هرچقدرم سعی می‌کنم

20:28.150 --> 20:29.700
‫فقط می‌تونم به دنی فکر کنم

20:29.710 --> 20:31.900
حتی برام سخته به کیتی نگاه کنم

20:31.900 --> 20:33.055
‫این هم از این

20:33.080 --> 20:34.540
‫هوش مصنوعی کاملاً ابتدایی

20:34.540 --> 20:37.540
‫میشه اونی رو بذاری که برای
‫دکتر هلر فرستادن؟

20:38.500 --> 20:39.670
‫مسئله اینجاست که...

20:39.680 --> 20:42.940
‫هرچقدرم جیک توی سکس عالی باشه

20:42.940 --> 20:44.060
‫همیشه...

20:44.060 --> 20:45.390
‫دلم پیش مایکلـه

20:45.390 --> 20:48.680
‫ واقعاً نمی‌فهمم واسه چی با
‫اون پتیاره مونده

20:48.680 --> 20:50.360
‫این هم ساختگیـه

20:50.360 --> 20:52.520
‫صدا مال یه مَرد ۲۰ تا ۲۵ ساله‌ست

20:52.520 --> 20:54.060
‫انگلیسی زبان مادریشـه

20:54.060 --> 20:57.040
‫میشه این صدا رو با
پایگاه‌داده‌تون تطابق بدید و

20:57.040 --> 20:58.480
‫ببینید شناسایی میشه؟

20:58.480 --> 21:01.900
‫قبلاً این کار رو داریم، قربان.
‫داخل سیستم نیست

21:01.900 --> 21:05.020
‫اگه یه سرنخ واقعی گیرمون بیاد،
‫می‌تونیم قیاس صوتی انجام بدیم

21:07.660 --> 21:10.200
‫فکر می‌کردم باید دنبال
یه دکتر میانسال باشیم

21:10.200 --> 21:12.200
‫من هم همین‌طور

21:20.025 --> 21:21.328
الان چی شده؟

21:21.328 --> 21:23.566
البرت هاله‌های زرد و سبز می‌دید

21:23.566 --> 21:26.238
یعنی با دیگوکسین اوردوز کرده

21:26.238 --> 21:27.974
این می‌تونه اختلال ریتم قلبیش رو
توجیه کنه

21:27.974 --> 21:30.847
آره، ترکیبش با ایبروپروفن هم کشنده‌ست

21:30.847 --> 21:33.084
.صبر کن ببینم
اون که دیگوکسین مصرف نمی‌کنه

21:34.487 --> 21:37.059
یعنی مسموم شده؟ -
ظاهراً که اینطوره -

21:38.462 --> 21:40.667
هنوز باید بفهمیم چطوری دارو
وارد بدنش شده

21:40.667 --> 21:43.071
و کار کی بوده -
ناخن‌های فردی رو دیدی؟ -

21:43.071 --> 21:45.075
تغییر رنگ دادن

21:45.075 --> 21:47.480
بالای ناخن‌هاش
قهوه‌ای مایل به صورتی شده

21:47.480 --> 21:48.883
یعنی چی؟

21:48.883 --> 21:50.721
یعنی نارسایی احتقانی قلب داره

21:50.721 --> 21:52.991
...و محتمل‌ترین دارو برای درمانش

21:52.991 --> 21:55.096
دیگوکسینه

21:55.096 --> 21:56.265
دکتر لارسن

21:56.265 --> 21:59.237
،ایشون ولری کاره
از واحد جرائم سایبری اف‌بی‌آی

21:59.237 --> 22:01.776
میشه باهاتون صحبت کنیم؟ -
بله البته -

22:01.776 --> 22:03.647
میشه یه لحظه ما رو تنها بذارید، دکتر کلارک؟

22:03.647 --> 22:06.017
چطوره بری به آلبرت سر بزنی؟

22:06.853 --> 22:08.288
یه مظنون داریم

22:08.288 --> 22:10.760
باید یه چیزی رو بشنوید

22:12.000 --> 22:18.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:20.078 --> 22:22.483
پشمام آبجی. فکر نمی‌کردم امسال

22:22.483 --> 22:23.920
زندانی شدنت رو ببینم

22:23.920 --> 22:26.692
.زندانی نشدم
داوطلبانه خودم رو بستری کردم

22:26.692 --> 22:28.996
فقط یه روانی این کار رو می‌کنه

22:30.266 --> 22:32.003
بهم میگی چرا اومدی اینجا؟

22:32.437 --> 22:34.241
فکر می‌کردم روی خودم تسلط دارم

22:34.241 --> 22:36.444
تا اینکه فهمیدم ندارم

22:38.415 --> 22:41.020
حداقل نمیشد بیای یه جایی که
،شبیه زندان کلاب فد باشه

22:41.020 --> 22:42.591
نه زندان رایکرز؟

22:42.591 --> 22:44.795
با کدوم پول؟

22:45.395 --> 22:46.799
مامان می‌دونه اینجایی؟

22:46.799 --> 22:49.170
.می‌دونه
ولی باهاش کنار نمیاد

22:49.170 --> 22:51.474
چقدر غافلگیرکننده -
آره -

22:53.312 --> 22:55.918
خب تا کی می‌خوای
اینجا بمونی؟

22:55.918 --> 22:57.286
تا وقتی حالم خوب بشه

22:57.286 --> 22:59.625
...تا وقتی دوباره

23:00.058 --> 23:02.196
احساس کنم به حالت عادی برگشتم

23:02.196 --> 23:04.400
کد سفید، طبقه سوم

23:04.400 --> 23:06.805
موفق باشی

23:06.805 --> 23:08.709
چارلی، کدوم گوری‌ رفتی؟

23:08.709 --> 23:10.947
اف‌بی‌آی اومده اینجا و
الان دارن با امی حرف می‌زنن

23:10.947 --> 23:13.285
.بدجوری ترسیدم
بهم زنگ بزن

23:14.153 --> 23:16.225
مطمئنم کیتی می‌دونسته

23:16.225 --> 23:17.728
من همیشه دنی رو بیشتر دوست داشتم

23:17.728 --> 23:19.691
و حالا وقتی
به کیتی نگاه می‌کنم

23:19.715 --> 23:20.900
،هرچقدرم سعی می‌کنم

23:20.900 --> 23:22.771
فقط می‌تونم به دنی فکر کنم

23:22.771 --> 23:24.441
حتی برام سخته به کیتی نگاه کنم

23:24.441 --> 23:26.177
اینو واسه کیتی فرستادن؟

23:26.177 --> 23:27.548
با صدای من؟

23:27.548 --> 23:29.378
می‌دونه واقعی نبوده

23:29.402 --> 23:30.419
حالش خوبه

23:30.519 --> 23:32.557
کِی بهت گفت؟ -
نگفت -

23:32.557 --> 23:34.160
رفت پیش جینا

23:34.160 --> 23:35.797
جینا اومد پیش من

23:36.599 --> 23:37.734
این صدا رو می‌شناسید؟

23:37.734 --> 23:40.707
نه. اصلاً نمی‌دونم کیه

23:41.776 --> 23:44.346
می‌دونم چی شده، کیتی

23:44.346 --> 23:46.652
و واقعاً می‌خوام
باهات صحبت کنم

23:46.652 --> 23:49.691
،امشب بعد از پایان شیفتم
میام خونه بابا

23:50.359 --> 23:52.196
بقیه کدوم گوری رفتن؟

23:52.196 --> 23:53.498
همتون منو اینجا تنها گذاشتید

23:53.498 --> 23:54.801
نه نه، رفتن آخرِ راهرو

23:54.801 --> 23:56.338
بهشون گفتیم شما باید استراحت کنید

23:56.338 --> 23:58.008
گلوریا کجاست؟
من به غذای واقعی نیاز دارم

23:58.008 --> 24:00.646
آلبرت، آخرین بار کی غذا خوردی؟

24:00.646 --> 24:02.985
قبل از اینکه شکمم رو
با زغال فعال پر کنید؟

24:02.985 --> 24:03.920
صبحانه خوردم

24:03.920 --> 24:06.492
بلغور جو خوردم، مثل هر روز

24:06.492 --> 24:08.128
طعمش چطوری بود؟

24:08.763 --> 24:11.502
خب، بهترین عملکردِ گلوریا نبود

24:11.502 --> 24:12.976
مزه‌ش تلخ بود؟

24:13.101 --> 24:14.975
آره یه‌جورایی

24:15.610 --> 24:18.315
شیره‌ش هم خیلی زیاد بود

24:18.315 --> 24:21.021
،نمی‌خواستم احساساتش رو جریحه‌دار کنم
برای همین خوردمش

24:21.021 --> 24:22.625
هنوزم رنگ سبز می‌بینی؟

24:22.625 --> 24:24.261
گفت واسش بهم دارو داره

24:24.261 --> 24:25.663
ولی هیچ تاثیری نداشته

24:25.663 --> 24:27.534
براش آنتی‌بادی ضد دیگوکسین شروع کردم

24:27.534 --> 24:29.638
ولی فقط پنج دقیقه گذشته

24:29.638 --> 24:31.809
.باشه، خیلی‌خب، خوبه
یک ساعت طول می‌کشه اثر کنه

24:31.809 --> 24:33.979
ولی حالتون خوب میشه

24:38.690 --> 24:41.929
پس داروی فردی
توی صبحانه گلوریا بوده؟

24:41.929 --> 24:44.534
امروز صبح وقتی پم
،گلوریا رو متهم کرد

24:44.534 --> 24:46.639
فردی ازش دفاع کرد

24:46.639 --> 24:50.513
احتمال مسمومیت هم
کلاً جدی نگرفت

24:50.513 --> 24:51.849
خب الان چی کار کنیم؟

24:51.849 --> 24:53.653
،خب، نباید تا مطمئن نشدیم

24:53.653 --> 24:55.089
زندگی کسی رو خراب ‌کنیم

24:55.089 --> 24:56.959
به نظرم قبل از تماس با پلیس
باید اطلاعات بیشتری داشته باشیم

24:56.959 --> 25:00.165
می‌تونیم هم بریم طبقه پایین و
مامورهای اف‌بی‌آی رو بیاریم

25:00.165 --> 25:01.602
آره

25:01.602 --> 25:03.438
مطمئن نیستم این مورد
توی حوزه کاریشون باشه

25:03.438 --> 25:05.076
حالا چی بهت گفتن؟

25:05.076 --> 25:07.680
اجازه ندارم درموردش صحبت کنم

25:07.980 --> 25:09.838
درسته، البته

25:09.962 --> 25:11.520
معذرت می‌خوام

25:15.029 --> 25:16.666
،تاجایی که من می‌بینم

25:16.666 --> 25:19.270
،آبسه جنب لوزه‌ست
که به خارج گسترش پیدا کرده

25:19.270 --> 25:21.007
و شریان کاروتید رو جابه‌جا کرده

25:21.675 --> 25:23.011
درسته

25:23.011 --> 25:24.815
خیلی خوب شد که اصرار کردی

25:24.815 --> 25:26.785
فوراً بررسیش کنیم

25:27.486 --> 25:29.423
سلام، دکتر رایلی هستم

25:29.423 --> 25:32.196
تا یک ساعت دیگه
یه اتاق عمل خالی می‌خوام

25:32.731 --> 25:34.835
نمی‌فهمم چطوری گذاشتی
،انقدر طولانی بشه

25:34.835 --> 25:36.706
بدون اینکه به من بگی

25:36.706 --> 25:38.977
فکر نمی‌کردم مساله مهمی باشه

25:38.977 --> 25:41.481
،وقتی یه مشکلی پیش میاد
نباید واسه دکتر رفتن صبر کنی

25:41.481 --> 25:43.451
کار احمقانه‌ایه، نونو

25:43.451 --> 25:45.623
آخرین باری که مجبور شدی
،سم رو ببری دکتر

25:45.623 --> 25:48.429
از اون کار اخراج شدی و
زد به سرت

25:49.097 --> 25:52.336
خیلی‌خب، باید عمل بشه

25:52.336 --> 25:53.773
روی گلوش؟

25:53.773 --> 25:56.210
عفونتش طولانی شده و
برای همینم پخش شده

25:56.210 --> 25:57.781
الان واقعاً چاره‌ای نداریم

25:57.781 --> 25:59.585
یعنی گردنم رو برش می‌زنید؟

25:59.585 --> 26:00.587
نه

26:00.587 --> 26:02.624
از اینجا انجام میشه

26:02.624 --> 26:04.628
می‌خوابونیمت و هیچی حس نمی‌کنی

26:04.628 --> 26:06.231
حتی رد خاصی هم نمی‌ذاره

26:06.231 --> 26:08.068
میشه خواهرم پیشم باشه؟

26:08.501 --> 26:10.472
می‌تونه بیرون اتاق عمل باشه

26:10.472 --> 26:12.744
ولی توی اتاق عمل نه

26:12.744 --> 26:14.147
ولی تو که اونجا هستی؟

26:14.147 --> 26:18.188
معلومه. بهترین جراحمون رو
میاریم عملت کنه

26:20.593 --> 26:22.229
به نظرمون احتمال داره
...امروز صبح

26:22.229 --> 26:23.498
یه چیزی توی صبحانه‌ش بوده باشه

26:23.498 --> 26:25.102
گفت بدمزه بوده

26:25.102 --> 26:26.237
معلومه که اینو میگه

26:26.237 --> 26:27.941
اون سر همه‌چی غر می‌زنه

26:31.511 --> 26:33.764
« چارلی، کدوم گوری هستی!؟ »

26:34.788 --> 26:37.426
،خب، داروهایی که اوردوز کرده

26:37.426 --> 26:38.930
احتمالاً پودر شده بودن

26:38.930 --> 26:40.533
و توی غذاش ریخته شده بودن

26:40.533 --> 26:41.802
خدای من

26:41.802 --> 26:44.474
من چرا باید بخوام
بهش صدمه بزنم؟

26:44.474 --> 26:46.177
اسمتون توی وصیت‌نامه‌ش اومده، نه؟

26:46.177 --> 26:48.547
کی اینو گفته؟ اون دختره؟

26:48.571 --> 26:49.716
اونش مهم نیست

26:49.816 --> 26:51.388
می‌دونی اونا چقدر ارث می‌برن؟

26:51.388 --> 26:52.658
خیلی بیشتر از من

26:52.658 --> 26:54.661
من به اون مرد اهمیت میدم

26:54.661 --> 26:56.031
به‌نظرتون راهی داره که

26:56.031 --> 26:57.668
اون بلغور جو رو آزمایش کنیم؟

26:57.668 --> 26:59.705
گفت مزه‌ش تلخ بوده

26:59.705 --> 27:01.809
نه، بلافاصله ظرف‌ها رو شستم

27:01.809 --> 27:04.413
،ولی بلغور جو نبود
جویی بود که از دیشب مونده بود

27:04.413 --> 27:06.585
قبل از شام درستش کردم

27:06.585 --> 27:08.321
،وقتی گذاشتمش توی یخچال

27:08.321 --> 27:10.292
پم و فردی هنوز توی خونه بودن

27:10.827 --> 27:12.430
،ممکنه وقتی حواسم نبوده

27:12.430 --> 27:14.166
یه کاری باهاش کرده باشن

27:20.814 --> 27:21.915
همه‌چی آماده‌ست -
ممنون -

27:21.915 --> 27:23.687
مطمئنی درد نداره؟

27:23.687 --> 27:25.690
بعدش رو میگم

27:25.690 --> 27:26.826
شاید یکم درد بگیره

27:26.826 --> 27:28.061
ولی بهترین قسمتش اینه که

27:28.061 --> 27:29.832
می‌تونی هرچقدر دوست داری
بستنی بخوری

27:29.832 --> 27:31.300
طعم موردعلاقه‌ت چیه؟

27:31.300 --> 27:33.171
من که بچه ۶ ساله نیستم، دکتر

27:33.171 --> 27:34.340
نمی‌خوام بهت رشوه بدم

27:34.340 --> 27:35.543
،بعد عمل گلوت یکم درد داره

27:35.543 --> 27:37.848
و تا چند وقت بستنی غذای اصلیته

27:37.848 --> 27:39.585
حداقل کاری که ازت برمیاد
اینه که سفارشت رو بهمون بگی

27:39.585 --> 27:41.454
بستنی شکلاتی با سس شکلات

27:41.454 --> 27:43.224
واست توی یخ نگهش می‌دارم

27:45.630 --> 27:47.432
،حالا که سفارش می‌گیری

27:47.432 --> 27:48.970
منم بستنی نعنایی
با خورده‌های شکلات می‌خوام

27:48.970 --> 27:52.677
،خب دکتر کلمن
تو امدادگر صحرایی بودی

27:52.677 --> 27:54.682
می‌تونی از این فرصت استفاده کنی
و منو تحت‌تاثیر قرار بدی

27:54.682 --> 27:56.450
کدوم روش جراحی رو انتخاب می‌کنی؟

27:57.119 --> 27:59.625
برداشتن کامل لوزه
به‌همراه تخلیه آبسه

27:59.625 --> 28:01.962
به نظرم از تکنیکِ مبتی بر کوتر

28:01.962 --> 28:04.200
و خارج کپسولی استفاده کنیم

28:04.200 --> 28:06.203
برنامه منم دقیقاً همینه

28:07.473 --> 28:09.077
پس مشکلی نیست؟

28:09.912 --> 28:12.984
جدی میگی؟ فکر کردم گفتی وقت داری

28:14.019 --> 28:15.790
حتی از یک کنفرانس هم غافل نمیشه

28:15.790 --> 28:18.394
بچه‌ها به موقع و تروتمیز میان

28:18.394 --> 28:19.765
ناهارشون هم آماده‌ست

28:19.765 --> 28:21.769
حتماً بدجوری تحت فشاره

28:21.769 --> 28:24.006
.مطمئنم همینطوره
ولی خیلی باهوشه

28:24.006 --> 28:26.612
.دانش‌آموز ممتاز بود
بورسیه استنفورد گرفته بود

28:26.612 --> 28:28.281
قیدش رو زد تا پیشخدمت رستوران بشه

28:28.281 --> 28:30.185
یه کالج منطقه‌ای پاره‌وقت میره

28:30.185 --> 28:31.588
فکر کنم شبانه‌ست

28:31.588 --> 28:34.059
توی اقوامشون کسی نیست که
حمایتشون کنه؟

28:34.059 --> 28:36.632
.یه خاله دارن
با خونه‌شون یک ساعت فاصله داره

28:36.632 --> 28:38.035
ولی فکر کنم یه جایی توی مرکز شهر
کار می‌کنه

28:38.035 --> 28:40.239
خاله مشکلی داره؟

28:40.239 --> 28:41.307
تا جایی که من می‌دونم نه

28:41.307 --> 28:43.512
اسمش نفر دوم توی لیست تماس اضطراریه

28:44.648 --> 28:46.284
باید بهش زنگ بزنیم

28:46.284 --> 28:49.992
پدرتون با اوردوز یه دارو
مسموم شده

28:50.827 --> 28:53.999
احتمالاً پودر شده و ریخته شده
توی جوی شبانه‌ش

28:56.070 --> 28:58.742
گفتم که گلوریا
یه بلایی سر بابام آورده

28:59.678 --> 29:02.349
راستش به نظر میاد کار فردی بوده

29:04.120 --> 29:05.523
نه

29:06.759 --> 29:08.529
نه، نه، امکان نداره

29:08.529 --> 29:09.798
متاسفم

29:09.798 --> 29:11.434
می‌دونم شنیدنش براتون سخته

29:11.434 --> 29:14.373
دلیلی به ذهنتون می‌رسه که
چرا باید این کار رو بکنه؟

29:15.643 --> 29:18.381
،اگه گلوریا ۱۰۰هزار دلار می‌گیره

29:18.381 --> 29:20.987
پس شما و فردی
خیلی بیشتر می‌گیرید

29:22.156 --> 29:23.525
نه

29:25.396 --> 29:28.067
نه، نه. اون به این دلیل
همچین کاری نمی‌کنه

29:30.005 --> 29:31.207
نه

29:31.207 --> 29:33.780
،وقتی بچه بودم
بابام وحشتناک بود

29:33.780 --> 29:35.783
بی‌رحم و بدجنس بود

29:36.184 --> 29:37.955
هرچقدرم ازش دور شدم، به نظرم کم بود

29:37.955 --> 29:39.658
ولی نمی‌دونم چرا
فردی پیش بابا موند

29:40.325 --> 29:44.299
احتمالاً دنبال عشقی بود که
هیچوقت قرار نیست دریافت کنه

29:44.935 --> 29:46.671
سعی کردم جلوش رو بگیرم

29:46.671 --> 29:49.577
ولی مشخص بود که بابا
هنوزم چقدر روی ذهنش تاثیر داشت

29:52.382 --> 29:55.923
احتمالاً برای همینم فردی
به دیگوکسین نیاز پیدا کرد

29:59.397 --> 30:02.737
مطمئنم دوست دارید
به پدرتون سر بزنید

30:02.737 --> 30:06.177
ولی فعلاً هیچی نگید، باشه؟

30:06.177 --> 30:07.446
درسته، درسته

30:12.557 --> 30:15.195
به پلیس زنگ می‌زنید؟

30:15.195 --> 30:16.898
مجبوریم

30:17.600 --> 30:19.236
درسته. درسته

30:22.442 --> 30:26.017
خواهر و برادرهایی که با آسیب روحی مشترک
بزرگ میشن، معمولاً کنارهم می‌مونن

30:26.017 --> 30:27.888
چه زود به برادرش پشت کرد

30:28.723 --> 30:32.163
بهش پشت کرد چون به یکی
نیاز داره که تقصیرها رو گردن بگیره

30:32.731 --> 30:35.636
به همون دلیلی که امروز اول صبح
گلوریا رو متهم کرد

30:36.605 --> 30:38.341
روی چه حسابی اینو میگی؟

30:39.611 --> 30:41.516
...گفتم با یه دارویی

30:41.516 --> 30:43.184
اوردوز کرده

30:43.919 --> 30:46.190
اسم دیگوکسین رو نیاوردم

30:48.194 --> 30:51.067
اون کدوم شریانه؟

30:51.067 --> 30:52.436
شریان پالاتین بالارونده

30:52.436 --> 30:54.775
عصب زیر لوزه اسمش چیه؟

30:54.775 --> 30:56.879
عصب حلقی زبانی

30:56.879 --> 30:59.116
یعنی کدوم عصب مغزی؟

30:59.116 --> 31:00.318
شماره نه

31:00.318 --> 31:02.624
پس کجا رو باید برش بزنم؟

31:03.158 --> 31:05.395
نه. میام سرکار

31:05.963 --> 31:08.334
،خیلی‌خب باید برم
ولی فردا یا آخرهفته رو

31:08.334 --> 31:10.338
،دوتا شیفت وایمیستم
هرچی که تو بخوای

31:11.040 --> 31:12.777
جراحی خوش پیش رفت

31:12.777 --> 31:14.247
نوآ حالش خوبه

31:15.482 --> 31:17.753
.خدای من
ممنون

31:17.753 --> 31:19.456
از شمام ممنونم

31:19.456 --> 31:22.229
دکتر کلمن گفت شما بهترین جراح بیمارستانید

31:22.229 --> 31:24.735
باعث افتخارمونه که
بهمون کمک کردید

31:24.735 --> 31:25.791
آلیسا

31:26.715 --> 31:28.807
نوآ حالش چطوره، عزیزم؟

31:28.843 --> 31:30.980
.حالش خوبه
کی بهت زنگ زد؟

31:31.748 --> 31:35.522
خیلی‌خب، بیاید مساله رو حل کنیم

31:35.522 --> 31:37.527
اون بعد از اینکه ده دقیقه
،ما رو دیده

31:37.527 --> 31:39.497
سعی داره خواهر و برادرهام رو ازم بگیره

31:39.497 --> 31:42.069
نمی‌خوام اونا رو ازت بگیرم، آلیسا

31:42.069 --> 31:44.073
فقط فکر کردم به حمایت دیگران نیاز داره

31:44.073 --> 31:45.943
،نیاز داره
ولی قبول نمی‌کنه

31:45.943 --> 31:47.479
اگه پدر و مادرم می‌خواستن
،بچه‌ها پیش خاله‌م باشن

31:47.479 --> 31:49.083
اینو توی وصیت‌نامه می‌نوشتن

31:49.083 --> 31:51.688
اونا اصلاً به این فکر نکردن که
کی بچه‌ها رو بزرگ کنه

31:52.557 --> 31:53.759
کارشون اشتباه بود

31:53.759 --> 31:57.332
ولی معنیش این نیست که
تو مجبوری زندگیت رو تلف کنی

31:57.332 --> 31:59.370
مراقبت از خانوادم تلف کردن زندگیم نیست

31:59.370 --> 32:01.708
باید بری دانشگاه -
دارم میرم -

32:01.708 --> 32:03.011
میری مدرسه شبانه

32:03.011 --> 32:05.115
.خب که چی؟ حالا یکم بیشتر طول می‌کشه
خودم مدیریتش می‌کنم

32:05.115 --> 32:07.253
و اصلاً هم خوشم نمیاد یه مشت غریبه

32:07.253 --> 32:09.123
سرشون توی کار من باشه

32:09.123 --> 32:10.994
،اگه فکر می‌کنید مشکلی دارم

32:10.994 --> 32:12.396
زنگ بزنید بهزیستی

32:12.396 --> 32:14.701
ولی قول میدم انقدر سریع
ازتون شکایت کنم که

32:14.701 --> 32:15.970
سرتون گیج بره

32:15.970 --> 32:18.108
قرار نیست کسی زنگ بزنه بهزیستی، آلیسا

32:18.108 --> 32:19.711
فکر کنم خودتم اینو می‌دونی

32:19.711 --> 32:21.447
.عالیه
پس دیگه حرفی نداریم

32:32.304 --> 32:33.275
« سه سال قبل »

32:33.304 --> 32:35.275
نمی‌دونم چطوری توضیح بدم

32:35.275 --> 32:37.012
ولی گاهی وقتا که
،توی خیابون قدم می‌زنم

32:37.012 --> 32:39.918
انگار دوست دارم
به یکی آسیب بزنم

32:39.918 --> 32:41.721
هانا، به نظرت ممکنه
...بخشی از وجودت

32:41.721 --> 32:43.357
از دست پدرت عصبانی باشه؟

32:43.859 --> 32:45.128
چرا اینو میگی؟

32:45.128 --> 32:46.899
اون خودکشی کرده

32:46.899 --> 32:49.303
بعضی‌ها اینو کار خودخواهانه‌ای می‌دونن

32:49.303 --> 32:51.742
یه اتفاقی برای بابام افتاد

32:51.742 --> 32:53.411
یه چیزی داغونش کرد

32:53.411 --> 32:55.550
و هیچکس نفهمید تا اینکه
دیگه کار از کار گذشته بود

32:55.550 --> 32:58.756
،نه مامانم فهمید، نه برادرم
نه حتی خودم

32:59.190 --> 33:01.493
هممون در حقش کوتاهی کردیم

33:02.897 --> 33:04.466
...پس به نظرت درسته که بگیم

33:04.466 --> 33:06.738
تو از دست عاملی که داغونش کرد
عصبانی هستی؟

33:07.740 --> 33:09.109
بله

33:10.312 --> 33:13.150
و اگه روزی بفهمم علتش

33:13.786 --> 33:15.322
...چی یا کی بوده

33:15.322 --> 33:17.527
هانا، تو نیاز نداری کسی رو هدف بگیری

33:18.061 --> 33:21.267
.تو به مراقبت نیاز داری
به یک‌پارچگی. به التیام

33:21.935 --> 33:24.206
صبر کن، هانا

33:24.608 --> 33:26.645
هنوز کارمون تموم نشده

33:26.645 --> 33:27.747
نشده؟

33:27.747 --> 33:29.450
،آخه من داوطلبانه اومدم

33:29.450 --> 33:32.790
و یه‌دفعه حالم خیلی بهتر شد

33:32.790 --> 33:35.128
پس به نظرم کارمون تموم شده

33:39.397 --> 33:40.649
« چارلی »

33:42.109 --> 33:44.648
.هی، هی، هی
می‌دونید که چی کار کنید

33:44.648 --> 33:45.649
خواهرتم

33:45.649 --> 33:47.352
می‌دونم از دستم عصبانی هستی که
انداختمت بیرون

33:47.352 --> 33:49.122
ولی باید بهم زنگ بزنی

33:58.341 --> 34:00.613
پملا بل؟ -
بله؟ -

34:00.613 --> 34:02.784
باید باهاتون حرف بزنیم -
با من؟ -

34:02.784 --> 34:04.588
قضیه چیه؟

34:04.588 --> 34:06.826
.باید ازتون چندتا سوال بپرسیم
باهامون بیاید

34:06.826 --> 34:08.563
با اون؟ -
از این طرف بیاید -

34:08.563 --> 34:10.431
چی؟

34:11.133 --> 34:12.703
چی شده؟

34:13.973 --> 34:15.441
پم؟

34:19.984 --> 34:21.154
دکتر لارسن

34:21.154 --> 34:22.255
من نمی‌فهمم

34:22.255 --> 34:23.792
چه خبر شده؟

34:23.792 --> 34:26.865
پلیس خواهرتون رو برای بازجویی می‌بره

34:26.865 --> 34:28.367
چی؟ چرا؟

34:28.367 --> 34:29.971
فکر می‌کنیم اون سعی کرده
پدرتون رو مسموم کنه

34:29.971 --> 34:31.495
...بی‌خیال، این

34:31.520 --> 34:32.844
!خیلی مسخره‌ست

34:32.844 --> 34:35.115
اگه وقتی درخواست کرد
،اونو ببره خونه

34:35.115 --> 34:37.385
،اجازه داده بودیم
پدرتون توی خونه می‌مرد

34:37.385 --> 34:39.023
.نه، نه
اشتباه می‌کنید، باشه؟

34:39.023 --> 34:40.526
پم هیچوقت همچین کاری نمی‌کنه

34:40.526 --> 34:42.597
کار شرافتمندانه‌ای می‌کنید که
،ازش دفاع می‌کنید

34:42.597 --> 34:43.866
ولی اون در این حد وفادار نبود

34:43.866 --> 34:45.570
گفت کار من بوده؟

34:46.037 --> 34:47.841
با چی؟ ایبوپروفن؟

34:47.841 --> 34:49.276
و دیگوکسینتون

34:49.276 --> 34:51.648
این اصلاً با عقل جور درنمیاد

34:51.648 --> 34:53.285
اصلاً از کجا می‌خواد بفهمه
من دیگوکسین دارم؟

34:53.285 --> 34:55.789
.همیشه دست خودمه
حتی نمی‌دونه اون دارو رو می‌خورم

34:55.789 --> 34:57.159
کی می‌دونه؟

34:57.159 --> 34:59.063
خب، پزشکم، همسرم

34:59.063 --> 35:00.899
گلوریا چطور؟

35:03.839 --> 35:05.408
خدای من

35:05.810 --> 35:08.147
گاهی وقتا همراه نسخه پدرم

35:08.147 --> 35:11.420
داروهای منم از داروخونه می‌گیره

35:11.420 --> 35:13.559
هردوشون سعی داشتن قبل از اینکه
،پدرتون آماده ترخیص بشه

35:13.559 --> 35:15.597
اونو از بیمارستان ببرن بیرون، یادتونه؟

35:15.597 --> 35:17.399
آره. آره، یادمه

35:17.399 --> 35:19.604
بعدشم داشتن توی سالن ملاقات
جروبحث می‌کردن

35:19.604 --> 35:23.311
،ولی وقتی رفتید اونجا
سریع ساکت شدن

35:23.311 --> 35:26.150
چیزی از حرفاشون به گوشتون نخورد؟

35:26.150 --> 35:29.290
چرا، شنیدم گلوریا گفت

35:29.290 --> 35:30.893
«من اصلاً اینو نمی‌خواستم»

35:30.893 --> 35:34.934
طبیعتاً الان تازه فهمیدم
منظورش چی بوده

35:38.041 --> 35:39.677
خیلی‌خب

35:44.921 --> 35:47.059
پم همه‌چی رو به پلیس گفت

35:47.059 --> 35:49.162
ده دقیقه دیگه می‌رسن اینجا

35:49.597 --> 35:52.971
،اگه می‌خوای چیزی به آلبرت بگی

35:52.971 --> 35:54.306
الان وقتشه

35:54.306 --> 35:57.212
چون فکر می‌کنم قسمتی از وجودت

35:57.212 --> 35:58.481
به آلبرت اهمیت میده

35:58.481 --> 36:00.452
گلوریا، درمورد چی حرف می‌زنه؟

36:01.253 --> 36:03.324
فردی اتفاقی شنید با پم
درموردش حرف می‌زنید

36:03.324 --> 36:05.395
پس به خودت زحمت نده انکار کنی، گلوریا

36:15.816 --> 36:17.352
پم مجبورم کرد این کار رو بکنم

36:17.352 --> 36:19.791
ما توی صبحانه‌ت دارو ریختیم

36:19.791 --> 36:22.362
وقتی فهمید اسم منو
،توی وصیت‌نامه آوردی

36:22.362 --> 36:24.768
گفت وکیل می‌گیره و
باهاش مقابله می‌کنه

36:24.768 --> 36:27.774
تنها راه این بود که
با نقشه‌ش پیش برم

36:27.774 --> 36:30.513
نمی‌خواست منتظر بمونه
تا پول به دستش برسه

36:30.513 --> 36:32.482
نمی‌خواست سال‌ها اون پول رو

36:32.482 --> 36:34.453
خرجِ پرستار بکنی

36:37.125 --> 36:39.697
به‌خاطر خانوادم به اون پول نیاز داشتم

36:41.968 --> 36:44.439
به‌خاطر خانوادم به پول نیاز داشتم

36:49.249 --> 36:52.556
میشه لطفاً از اینجا ببریدش؟

37:10.559 --> 37:13.063
نمی‌تونه هیچکدوم از اونا رو بخوره

37:13.063 --> 37:15.168
اول باید گلوش بهتر بشه

37:15.168 --> 37:17.038
می‌خوای اینم به پرونده‌ت اضافه کنی؟

37:17.573 --> 37:19.744
مدرکی که نشون میده
من نمی‌دونم چی کار می‌کنم؟

37:20.546 --> 37:24.620
میشه یه دقیقه کنارم بشینی؟

37:27.860 --> 37:31.568
نیومدم برات سخنرانی کنم و
بگم چی کار کنی

37:31.568 --> 37:33.271
ولی سخنرانی الان شروع میشه

37:33.271 --> 37:35.041
تو باور داری که خاله‌ت

37:35.041 --> 37:37.079
خودت و خواهر و برادرهات رو دوست داره؟

37:37.079 --> 37:38.348
بله

37:38.348 --> 37:40.753
و خواهر و برادرهات

37:40.753 --> 37:43.491
توی خونه‌ش جا میشن؟

37:43.491 --> 37:45.328
بحث این نیست

37:45.328 --> 37:46.865
نوآ بهت نگفته بود مریضه

37:46.865 --> 37:48.602
چون می‌ترسید بهت استرس وارد کنه

37:48.602 --> 37:50.171
می‌ترسید بیکار بشی

37:50.171 --> 37:52.042
.اون ۱۲ سالشه
الکی شلوغش کرده بود

37:52.042 --> 37:53.612
،اگه یکی دو روز دیگه می‌گذشت

37:53.612 --> 37:56.083
ممکن بود به‌خاطر اون بیماری بمیره

37:56.083 --> 37:57.720
کاملاً شانسی بود که

37:57.720 --> 37:59.858
ما امروز اونجا بودیم
تا معاینه اسکولیوز انجام بدیم

37:59.858 --> 38:01.460
به نظرت اگه با خاله‌م
،زندگی می‌کرد

38:01.460 --> 38:03.164
وضعیتش فرق می‌کرد؟

38:03.164 --> 38:04.567
آره، اینطور فکر می‌کنم

38:05.368 --> 38:07.507
درستشم اینه که
تو از اونا دور باشی

38:07.507 --> 38:09.376
و زندگیت رو شروع کنی

38:09.376 --> 38:10.612
زندگی خودت رو

38:10.612 --> 38:12.482
خب، نمی‌دونم زندگی تو
چطور پیش میره

38:12.482 --> 38:15.454
ولی گاهی اوقات آدم برنامه‌ریزی می‌کنه
و برنامه‌ش عملی نمیشه

38:17.693 --> 38:18.929
می‌دونم که

38:19.998 --> 38:22.066
دوست نداری خواهر و برادرهات رو ترک کنی

38:22.066 --> 38:25.241
و احتمالاً عذاب وجدان جلوت رو گرفته

38:25.241 --> 38:27.179
بحث عذاب وجدان نیست

38:27.179 --> 38:28.516
من دوستشون دارم

38:28.516 --> 38:30.118
البته که دوستشون داری

38:30.118 --> 38:32.590
و نمی‌خوای رهاشون کنی

38:33.458 --> 38:38.434
شاید چون این بهترین راهه برای اینکه
خانوادت رو کنار خودت نگه داری

38:40.739 --> 38:43.110
،ولی اگه پدر و مادرت زنده بودن
چی می‌خواستن؟

38:43.110 --> 38:44.948
واسه تو؟

38:45.649 --> 38:48.253
دوست نداشتن ولشون کنم و
برم استنفورد

38:48.253 --> 38:50.392
،معلومه
اونجا خیلی دوره

38:50.392 --> 38:54.667
ولی دانشگاه میشیگان همین جاست

38:54.667 --> 38:57.472
،و طبق جی‌پی‌اس
از خوابگاه تا خونه خاله‌ت

38:57.472 --> 38:59.644
۳۶دقیقه فاصله داره

38:59.644 --> 39:01.814
واقعاً اینو چک کردی؟

39:03.017 --> 39:04.654
اصلاً چرا برات مهمه؟

39:04.654 --> 39:07.527
زنان جوان باید کنارهم بمونن

39:07.527 --> 39:09.063
برای همدیگه مبارزه کنن

39:09.063 --> 39:12.169
اگه قراره یه‌روزی کنترل رو به دست بگیریم
...و همه‌چی رو جوری اداره کنیم که

39:12.169 --> 39:13.738
باید اداره بشه

39:16.143 --> 39:18.380
واقعاً از این لباس کار متنفرم

39:19.115 --> 39:21.119
آتیشش بزن، دختر

39:25.295 --> 39:28.936
خیلی متاسفم، بابا

39:28.936 --> 39:30.873
دلیلی نداره متاسف باشی

39:30.873 --> 39:32.208
باید عصبانی باشی

39:32.208 --> 39:35.181
هنوزم باورم نشده
سعی کردن همچین کاری باهات بکنن

39:35.181 --> 39:36.884
من حرومزاده بدجنسی بودم

39:37.452 --> 39:39.557
پس شاید حقم بود

39:39.557 --> 39:41.561
دیگه یه حرومزاده بدجنس نیستی

39:41.561 --> 39:43.331
خیلی وقته که نیستی

39:43.331 --> 39:45.335
خب، خوشحالم که اینو می‌شنوم

39:45.335 --> 39:48.340
خب الان تکلیف چیه؟

39:48.340 --> 39:51.179
الان؟
الان دیگه من ازت مراقبت می‌کنم

39:57.726 --> 40:01.734
.کنجکاوم. چهارسال امدادگر ارتش بودی
چرا نرفتی جراحی بخونی؟

40:01.734 --> 40:04.306
می‌خواستم زیر نظر دکتر لارسن
آموزش ببینم

40:04.306 --> 40:07.145
می‌دونم شما دوتا
،باهم داستان داشتید

40:07.547 --> 40:11.320
ولی هرکسی بالاخره باید
مسیر خودش رو پیدا کنه

40:11.320 --> 40:14.225
و مطمئن بشه که اون مسیر
...با مهارت‌ها و مزاجش

40:14.225 --> 40:15.495
تناسب داره

40:17.266 --> 40:19.871
منظورت اینه که به نظرت
من به درد طب داخلی نمی‌خورم؟

40:19.871 --> 40:22.843
.کاملاً برعکس
ولی من یکم تحقیق کردم

40:22.843 --> 40:26.116
یه بار طی سانحه تصادف قطار
،که تلفات زیادی داشت

40:26.116 --> 40:29.155
تو کنترل کل واحد تریاژ رو به دست گرفتی

40:29.155 --> 40:32.462
دیروز هم دیدم که عصات رو انداختی کنار

40:32.462 --> 40:34.500
و لباس محافظتی پوشیدی

40:34.500 --> 40:36.370
اونم درحالیکه آسیب دیده بودی و

40:36.370 --> 40:38.675
سه هفته زودتر برگشتی سرکار

40:39.777 --> 40:42.916
حرفم اینه که تو حریصی و
از هدفت کوتاه نمیای

40:46.223 --> 40:48.862
آفرین، دکتر لارسن

40:50.331 --> 40:51.868
دوستام توی دانشکده پزشکی می‌گفتن که

40:51.868 --> 40:54.072
من مثل سگی‌ام که میره دنبال استخون

40:54.072 --> 40:55.676
منظور بدی نداشتن

41:00.217 --> 41:02.589
چی شد؟

41:06.764 --> 41:09.135
هروقت مطمئن شدم بهت میگم

41:14.045 --> 41:17.386
.درک می‌کنم، مامان
می‌دونم تو اون حرفا رو نزدی

41:17.386 --> 41:18.555
چیزی نیست که بخوای
مسئولیتش رو قبول کنی

41:18.555 --> 41:20.392
فقط میگم کاش حس می‌کردی

41:20.392 --> 41:22.395
می‌تونی بیای سراغ ما

41:22.395 --> 41:25.101
به‌جای اینکه دوباره بری سراغ جینا

41:25.101 --> 41:26.556
پس از دست من عصبانی هستی؟

41:26.580 --> 41:27.640
نه، عصبانی نیست

41:27.640 --> 41:31.279
ولی هر اتفاقی بیفته، می‌تونی صادقانه
درموردش باهامون حرف بزنی

41:33.016 --> 41:34.854
خیلی‌خب، باشه

41:36.958 --> 41:39.797
اون مردِ چندش‌آور رو پیدا کردن؟

41:39.797 --> 41:42.736
،نه هنوز
ولی اف‌بی‌آی داره روش کار می‌کنه

41:42.736 --> 41:44.507
پس دیر یا زود پیداش می‌کنن

41:44.507 --> 41:46.711
لیست دکترها رو آوردم

41:46.711 --> 41:49.149
اوه -
با عکس‌هاشون -

41:53.458 --> 41:55.996
شاید دکتر عصبانی
این پسره رو استخدام کرده

41:55.996 --> 41:58.902
هکرها معمولاً جوونن، درسته؟

41:59.938 --> 42:01.941
این لیست به ترتیب حروف الفباست؟

42:01.941 --> 42:03.678
باید باشه

42:05.181 --> 42:07.485
اسم برایان کلارک اینجا نیست

42:07.485 --> 42:09.155
اون کیه؟

42:13.286 --> 42:15.872
« برایان کلارک، پزشک »
« وست‌ساید، مینیاپولیس »

42:15.886 --> 42:16.332
« آگهی فوت برایان کلارک »

42:16.336 --> 42:18.140
خدای من

42:24.920 --> 42:26.323
خودشه؟

42:26.323 --> 42:27.893
همون مَرده

42:28.595 --> 42:30.799
اون پدر هاناست

42:31.200 --> 42:38.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

42:38.715 --> 42:40.251
خدای من

42:40.251 --> 42:41.988
هنوزم اینجایی

42:45.790 --> 42:48.433
کل روز سعی کردم
باهات تماس بگیرم

42:49.637 --> 42:51.941
چرا بهم زنگ نزدی؟

42:54.179 --> 42:56.049
چارلی

42:59.456 --> 43:02.228
چارلی. چارلی؟
هی

43:02.228 --> 43:03.998
چی کار کردی؟

43:03.998 --> 43:05.501
!چارلی

43:05.501 --> 43:06.671
،چارلی، یالا
به من نگاه کن

43:06.671 --> 43:07.873
تو چی کار کردی؟
