WEBVTT

00:01.300 --> 00:03.650
تصادف کردم. بخش زیادی از حافظه‌ام رو از دست دادم

00:03.690 --> 00:05.390
آنچه در سریال «دکتر» گذشت

00:05.440 --> 00:08.830
یه توده پیدا کردم، واسه همین رفتم ماموگرافی بدم

00:08.870 --> 00:12.310
دکتر جوان ریدلی فردا برای شرکت در یک کنفرانس در مطب حضور ندارن

00:12.360 --> 00:14.360
شایعه شده که مریضه و داره سعی می‌کنه پنهانش کنه

00:14.400 --> 00:18.010
داری می‌پرسی که دکتر لارسن آدم کینه‌ای‌ای بود؟

00:18.060 --> 00:20.020
یه نقشه‌ای داریم. قطعاً

00:20.060 --> 00:22.800
نورا رو قانع کن که دوسش داری! ولی من ندارم

00:22.840 --> 00:24.410
دعوا رو تموم کنید

00:24.450 --> 00:26.460
کلاً چند ماه گذشته و اونم که ساکن شیکاگوئه

00:26.500 --> 00:28.500
یه چیزی یادم اومد. تو بهم خیانت کردی

00:28.550 --> 00:30.630
اون کی بود؟ نورا بود

00:32.070 --> 00:34.940
خب آقایون، نوبت کارت «تِرن» هست

00:36.120 --> 00:38.030
اینم از احتمال «فلاش» شدنت

00:38.860 --> 00:40.120
چک

00:42.080 --> 00:43.690
چک

00:44.520 --> 00:45.650
صد تا

00:48.220 --> 00:51.090
من می‌ریزم

00:51.130 --> 00:54.140
واسه جیب من خیلی سنگینه. چی دستته بابی هو؟

00:54.180 --> 00:58.400
آس داری یا داری فیلم بازی می‌کنی که پای فلاش هستی؟

00:58.440 --> 01:00.450
پولشو بده تا ببینی رفیق

01:00.490 --> 01:02.010
می‌دونی چیه؟

01:02.060 --> 01:03.970
فکر کنم می‌دم

01:05.710 --> 01:06.930
اینم از کارت آخر، «ریوِر»

01:09.500 --> 01:11.070
من چکم

01:13.890 --> 01:16.810
شرمنده رفیق. باید «آل این» کنم

01:18.250 --> 01:19.550
اوه

01:21.900 --> 01:24.120
اوه اوه، ممکنه بلوف باشه

01:25.000 --> 01:30.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:30.690 --> 01:32.480
اوه، می‌دونم که هست

01:38.400 --> 01:39.790
دستاتون رو رو کنید آقایون

01:41.310 --> 01:42.580
«کال» کردم

01:49.630 --> 01:50.980
آس و شاه بالا

01:55.940 --> 01:58.460
جفت نُه کل پولو می‌بره

01:58.500 --> 02:00.770
جفت نُه جلوی اون دست؟

02:00.810 --> 02:03.250
می‌دونستی! می‌دونستی دارم بلوف می‌زنم

02:03.290 --> 02:06.770
هی رفیق، نمی‌تونم بگم چطوری مچتو گرفتم

02:06.820 --> 02:09.300
می‌دونی، شنیده بودم کارت افت کرده ولی خب

02:09.340 --> 02:11.870
خب، دست‌کم می‌تونم بگم خودم کسی بودم که به این فلاکتت پایان دادم

02:15.000 --> 02:22.000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ @AvaMovie_in ]

02:26.790 --> 02:29.270
سلام. صبح بخیر

02:29.320 --> 02:30.840
ببخشید اینقدر دیر اومدم

02:30.880 --> 02:33.060
خواب بودی و نخواستم بیدارت کنم

02:40.500 --> 02:41.680
متأسفم

02:41.720 --> 02:44.160
خوبی؟ من

02:44.200 --> 02:47.730
فهمیدم که مایکل بهم خیانت می‌کرده

02:47.770 --> 02:48.990
با نورا

02:49.030 --> 02:52.520
اوم... این توی جلسه‌ی تراپی یادت اومد؟

02:52.560 --> 02:54.950
نه، یه چیزی یادم اومد

02:55.000 --> 02:57.300
متأسفم. واقعاً... تحملش سخته

02:57.350 --> 02:59.040
انقدر عصبی‌ام که نگو، من

02:59.090 --> 03:02.390
ببین، تا یه مدت طبیعیه که این حس رو داشته باشی

03:03.480 --> 03:05.400
ولی من پیشتم، باشه؟

03:07.180 --> 03:08.840
هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم

03:14.490 --> 03:15.890
سلام بابا

03:15.930 --> 03:18.580
سلام عزیزم. خوب خوابیدی؟

03:18.630 --> 03:20.410
آره، بد نبودم

03:20.460 --> 03:21.980
تراپی چطور بود؟

03:22.020 --> 03:24.240
تراپی پیچیده‌ست

03:24.290 --> 03:25.680
خودت که می‌دونی

03:25.720 --> 03:27.420
این که جواب نشد

03:27.460 --> 03:29.900
فقط می‌تونم اینو بگم که

03:29.940 --> 03:32.900
من و اون داریم روی یه سری مسائل کار می‌کنیم

03:32.950 --> 03:36.600
و... بالاخره درستش می‌کنیم

03:36.650 --> 03:38.520
درسته

03:40.040 --> 03:41.780
می‌رم برای مدرسه حاضر شم

03:44.520 --> 03:46.400
کیتی توی تمام این سال‌ها هیچ چی بهش نگفته بود؟

03:46.440 --> 03:48.400
ظاهراً نه

03:48.440 --> 03:49.700
مغزت الان اینو به یادت آورده

03:49.750 --> 03:51.100
چون این چیزی بود که برای کمک به اون بهش نیاز داشتی

03:51.140 --> 03:53.970
اون هیچ‌وقت نمی‌خواست من اینو یادم بیاد

03:54.010 --> 03:56.710
فکر کنم بهتره بیخیالش بشم

03:56.750 --> 03:58.100
دچار حمله‌ی پانیک شد

03:58.150 --> 04:00.240
چون فکر می‌کنه اون زندگی مشترک شما رو از هم پاشیده

04:00.280 --> 04:03.410
و الان داره بهش فشار میاد چون

04:03.460 --> 04:04.760
نورا تازه رفته

04:04.800 --> 04:07.020
و انگار داره همه‌چی دوباره تکرار می‌شه

04:07.070 --> 04:08.900
بهش بگو چی یادت اومده

04:08.940 --> 04:11.640
همه‌چیو با مایکل شفاف کن

04:11.680 --> 04:13.860
وگرنه فقط اوضاع برای کیتی بدتر می‌شه

04:16.690 --> 04:19.470
با بخش جراحی آنکولوژی صحبت کردم، می‌تونن ظهر بهت وقت بدن

04:19.520 --> 04:21.210
پس هر وقت رسیدی بهم پیام بده

04:21.260 --> 04:22.820
همون‌جا می‌بینمت، باشه؟

04:22.870 --> 04:24.480
حتماً... ممنونم

04:24.520 --> 04:26.130
نیازی به تشکر نیست، ریچ

04:26.170 --> 04:28.130
- جیک؟ - بله

04:29.610 --> 04:32.270
لطفاً به کسی در این باره چیزی نگو

04:33.140 --> 04:34.230
حتماً

04:37.270 --> 04:38.930
ولی من الان با کسی سر جنگ ندارم

04:38.970 --> 04:40.360
واسه مشاوره اومدید؟

04:40.410 --> 04:43.020
دکتر هلر، با بابی هو آشنا شید، پوکرباز در سطح جهانی

04:43.060 --> 04:44.580
که توی بدترین دوره‌ی شکست زندگیشه

04:44.630 --> 04:47.720
مطمئنه که یه نشانه‌ی رفتاری داره که بقیه مچشو می‌گیرن و فکر می‌کنه مشکلش عصبیه

04:47.760 --> 04:49.070
بسیار خب. چرا به تخت بسته شده؟

04:49.110 --> 04:50.370
خب، میز پوکر رو برگردونده

04:50.420 --> 04:52.030
و به یکی از بازیکنا حمله کرده

04:52.070 --> 04:53.160
فعلاً ۷۲ ساعت تحت نظره

04:53.200 --> 04:54.550
هی، از بازداشتگاه پلیس که بهتره

04:55.860 --> 04:57.600
نمی‌دونم چه اتفاقی داره برام می‌افته

04:57.640 --> 04:58.950
خواب ندارم

04:58.990 --> 05:01.510
تمام فکرم شده وسواس روی اشتباهاتی که دارم انجام می‌دم

05:01.560 --> 05:03.300
به نظر می‌رسه تحت فشار خیلی زیادی هستی

05:03.340 --> 05:05.650
متوجه نمی‌شی. من تهِ خونسردی و اعتماد به نفسم

05:05.690 --> 05:08.040
و الان حتی اگه بوی مشروب هم بهم بخوره

05:08.090 --> 05:09.610
از تعادل خارج می‌شم و زمین می‌خورم

05:09.650 --> 05:10.700
استعاره‌ی خوبیه

05:10.740 --> 05:12.350
در واقع مثل یه بازیکن حرفه‌ای بیسباله

05:12.390 --> 05:13.830
که دیگه نمی‌تونه حتی توپ یه بچه‌مدرسه‌ای رو هم بزنه

05:13.870 --> 05:16.220
مطمئنم همه‌ی این‌ها از نظر شما خیلی پیش‌پاافتاده‌ست

05:16.270 --> 05:19.230
ولی من فقط یه سال کالج رفتم

05:19.270 --> 05:21.230
اخراج شدم چون داشتم

05:21.270 --> 05:22.800
تنها کاری رو می‌کردم که توش خوب بودم

05:22.840 --> 05:24.970
نُه سال وقت گذاشتم

05:25.020 --> 05:27.800
تا یاد بگیرم چطوری تمام حرکات دستم رو کنترل کنم

05:27.840 --> 05:30.890
حالت‌های صورت و احساساتم رو؛ و حالا

05:32.760 --> 05:35.500
اگه تسلطم روی پوکر رو از دست بدم، دیگه هیچی ندارم

05:35.550 --> 05:38.770
نه پول قسط خونه دارم، نه شهریه‌ی مدرسه‌ی بچه‌ها

05:40.070 --> 05:41.250
دارم از پا درمیام پسر

05:42.290 --> 05:44.510
به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. بله

05:44.560 --> 05:47.040
اوه، جولی اومد. اون می‌دونه. - پس متفرق شید

05:47.080 --> 05:48.340
نمی‌خوایم تابلو بازی دربیاریم

05:48.390 --> 05:50.560
هر چی فهمیدی بهم بگو. صبح بخیر

05:50.610 --> 05:51.780
صبح بخیر

05:51.820 --> 05:53.870
جسارتاً می‌تونم بپرسم جریان اون گاوچرونت چیه؟

05:53.910 --> 05:55.740
خب، اون مال من نیست

05:55.790 --> 05:57.350
ولی کارش درسته

05:58.400 --> 06:00.530
پس دکتر ریدلی امروز هم نیستن؟

06:00.570 --> 06:03.400
باز هم کنفرانس. می‌دونی کدوم یکی؟

06:03.450 --> 06:05.010
کالج متخصصان زنان و زایمان

06:05.060 --> 06:06.800
هوم. عجیبه، نه؟

06:06.840 --> 06:08.840
اون بین یه مشت متخصص زنان و زایمان چی کار می‌کنه؟

06:08.890 --> 06:09.890
هوم

06:11.320 --> 06:13.890
دایان، من دکتر لارسن هستم

06:13.930 --> 06:16.370
گزارش اورژانس رو خوندم

06:16.410 --> 06:18.590
ولی می‌خوام از زبون خودت بشنوم که چی شد

06:18.630 --> 06:20.720
چند سالی هست که با مشکلات کبد دست و پنجه نرم می‌کنم

06:20.770 --> 06:23.860
ولی امروز صبح

06:23.900 --> 06:26.600
یهو این دل‌درد وحشتناک اومد سراغم

06:26.640 --> 06:28.600
شما دخترشون هستید؟ نوه‌شون هستم

06:30.250 --> 06:32.260
آخه هم ایشون و هم مادرم خیلی زود بچه‌دار شدن

06:32.300 --> 06:35.350
خب، دکتر اورژانس گفت لخته‌ی خونه؟ که جلوی جریان خون رو گرفته؟

06:35.390 --> 06:38.700
درسته. برای جلوگیری از لخته شدن مجدد، بهتون هپارین تزریق می‌کنیم

06:38.740 --> 06:42.050
ولی متأسفانه آنزیم‌های کبدیتون بالای ۴۰۰ هست

06:42.090 --> 06:43.750
این یعنی خیلی بالاست، درسته؟

06:43.790 --> 06:48.710
یعنی آسیب کبد تقریباً کامل و غیرقابل‌بازگشته

06:48.750 --> 06:52.450
و چون امکان خارج کردن لخته وجود نداشت

06:52.490 --> 06:55.450
تنها راه باقی‌مونده پیوند کبد هست

06:57.850 --> 07:01.590
هی. نگران نباش مامان‌بزرگ، از پس اینم برمیایم

07:01.630 --> 07:03.510
مثل بقیه‌ی مشکلات

07:05.590 --> 07:08.030
چطوری انجام می‌شه؟ منظورم پیونده

07:08.070 --> 07:09.820
خب، باید یه اهداکننده‌ی مناسب براتون پیدا کنیم

07:09.860 --> 07:12.600
از طریق بانک اطلاعاتی کشوری که بهش «یونوس» می‌گن

07:12.640 --> 07:15.820
گاهی اوقات خوش‌شانس هستیم و یه مورد مناسب سریع پیدا می‌شه

07:15.870 --> 07:17.690
بقیه‌ی اوقات... خب، اگه من اهدا کنم چی؟

07:17.740 --> 07:18.780
اوم

07:18.820 --> 07:21.310
می‌تونید فقط یه تیکه‌شو بردارید، مگه نه؟

07:21.350 --> 07:24.000
کبد خودش رو بازسازی می‌کنه؟ نه، اصلاً به این سادگی‌ها نیست

07:24.050 --> 07:25.700
حتماً خطراتی داره. بله

07:25.740 --> 07:28.570
دیابت، فشار خون بالا و بیماری‌های التهابی

07:28.620 --> 07:30.360
بماند که خودِ عمل جراحی هم ریسک‌های خودش رو داره

07:30.400 --> 07:33.060
برام مهم نیست. نه لیلی، بذار حرفش رو بزنه

07:33.100 --> 07:36.360
مطمئنم درباره‌ی اهدای مغز استخوان شنیدید

07:36.410 --> 07:38.670
یا حتی اهدای کلیه، ولی این فرق می‌کنه

07:38.710 --> 07:41.850
خونریزی شدیدی داره و دوره‌ی نقاهتش هفته‌ها طول می‌کشه

07:41.890 --> 07:43.720
همه‌شون رو با جون و دل می‌پذیرم

07:43.760 --> 07:46.200
نه. اصلاً حرفش رو هم نزن

07:46.240 --> 07:49.420
هی، حداقل می‌تونیم درباره‌ش حرف بزنیم، نه؟

07:49.460 --> 07:51.810
والدین خودشون رو فدای بچه‌هاشون می‌کنن

07:51.860 --> 07:53.080
نه برعکس

07:53.120 --> 07:55.170
و جدی می‌گم لیلی

07:55.210 --> 07:57.120
اصرار نکن

08:00.390 --> 08:02.170
توی پوشه‌هایی که دستتونه

08:02.220 --> 08:04.090
جزئیات مبلغ هنگفتی رو که قراره به دکتر میلر پرداخت بشه، می‌بینید

08:04.130 --> 08:07.220
به همراه پیمان‌نامه‌های عدم افشا و قرار منع

08:07.260 --> 08:08.920
که جلوی هرگونه شکایت بعدی رو می‌گیره

08:08.960 --> 08:10.920
پس با این کار، کل این ماجرا برای همیشه تموم می‌شه؟

08:10.960 --> 08:12.530
بله، همین‌طوره

08:12.570 --> 08:15.450
نمی‌تونم. باید بهش یه فرصت بدم

08:15.490 --> 08:18.540
مایکل؟ حوصله‌ت رو سر بردیم؟

08:18.580 --> 08:22.410
نه، ولی مشخصه که نظر من اینجا هیچ اهمیتی نداشته

08:22.450 --> 08:23.800
خب، نمی‌خوایم این قضیه کش پیدا کنه

08:23.850 --> 08:25.240
و نمی‌خوایم کار به دادگاه بکشه

08:25.280 --> 08:26.590
بگید بیان داخل

08:37.030 --> 08:40.300
فکر کنم می‌بینید که همه‌چیز طبق آخرین صحبتمون پیش رفته

08:40.340 --> 08:42.650
بیمه‌ی «وست‌ساید» کل مبلغ

08:42.690 --> 08:44.820
توافق با خونواده‌ی دیکسون رو پوشش می‌ده

08:44.870 --> 08:48.040
دکتر میلر تمام حقوق قانونی خودش علیه بیمارستان رو برای همیشه سلب می‌کنه

08:48.090 --> 08:51.260
و در عوض، ۵۰۰ هزار دلار بابت حق سنوات دریافت می‌کنه

08:51.310 --> 08:54.180
فقط امضای دکتر میلر رو لازم داره

09:01.320 --> 09:03.540
مشکلی توی توافق‌نامه وجود داره؟

09:07.500 --> 09:10.110
نه، ولی شرایط عوض شده

09:10.150 --> 09:14.370
هم برای دکتر میلر و هم برای بیمارستان

09:14.420 --> 09:16.770
تصمیم گرفتیم مسیر متفاوتی رو پیش بگیریم

09:21.380 --> 09:23.470
آخرین باری که اینجا بودیم

09:23.510 --> 09:26.340
کیتی به این موضوع اشاره کرد که دنبال آپارتمان می‌گشتی

09:26.390 --> 09:30.650
و حس می‌کرد داری پدرش رو به حال خودش رها می‌کنی

09:30.700 --> 09:33.700
بله، یادمه. خیلی هم خوب یادمه

09:33.740 --> 09:35.830
به نظر می‌رسه از این بابت یه کم آشفته‌ای؟

09:35.870 --> 09:39.400
کاشف به عمل اومد که شاید اونی که جا زد من نبودم

09:41.100 --> 09:42.490
می‌تونی بیشتر توضیح بدی؟

09:46.760 --> 09:48.370
کیتی گوشی باباش رو برداشته

09:48.410 --> 09:51.150
و فهمیده که اون با یه زن دیگه در ارتباط بوده

09:51.190 --> 09:53.410
من فقط به این خاطر بهش نشون دادم

09:53.460 --> 09:55.680
چون فکر می‌کردم شاید این‌طوری باهاش مهربون‌تر بشه

09:55.720 --> 09:57.810
ولی اون نمی‌تونه

09:57.850 --> 10:00.730
دیگه خیلی دیر شده

10:00.770 --> 10:04.160
کیتی، همون موقعی هم که اون پیام‌ها رو بهم نشون دادی، دیگه دیر شده بود

10:04.210 --> 10:06.470
و مایکل در این باره چی می‌گه؟

10:06.510 --> 10:08.650
اون هیچی از این جریان نمی‌دونه. از هیچ‌کدومش؟

10:08.690 --> 10:10.080
از هیچ‌کدومش

10:11.910 --> 10:16.050
خب، فکر نمی‌کنی که... باید سعی کنی باهاش حرف بزنی؟

10:16.090 --> 10:17.520
حرفی برای گفتن باقی نمونده

10:17.570 --> 10:20.700
متأسفم ولی من دارم از اون خونه می‌رم

10:20.750 --> 10:23.790
من تو رو ترک نمی‌کنم، ولی نمی‌تونم

10:23.840 --> 10:26.580
دیگه نمی‌تونم توی اون خونه بمونم

10:28.190 --> 10:29.840
این بهترین کاریه که می‌تونم

10:29.890 --> 10:31.800
در حال حاضر برای خونواده‌مون انجام بدم

10:34.020 --> 10:36.150
سلام! امروز اوضاع چطوره؟

10:36.200 --> 10:39.240
بابا گفت که تراپی پیچیده بوده

10:39.290 --> 10:40.980
خیلی داغون به نظر می‌رسید

10:41.030 --> 10:43.290
نه، نه. همه‌چی مرتبه

10:43.330 --> 10:45.900
واقعاً؟ آره. یعنی یه سری مسائل هست که باید حل بشه ولی

10:45.940 --> 10:48.470
چون الان حس می‌کنم یه چیزی هست که هر دوتون دارید پنهان می‌کنید

10:48.510 --> 10:52.260
چطوره امشب شام بخوریم، فقط خودمون دوتا؟

10:52.300 --> 10:54.170
ساعت ۷:۳۰ خونه‌ی من

10:54.210 --> 10:56.650
فقط خودمون؟ - آره

10:56.690 --> 10:58.220
مگه اشکالی داره؟

10:58.260 --> 11:00.660
نمی‌دونم. لابد قراره بفهمم

11:02.920 --> 11:05.830
دکتر لارسن، همین الان با پرستار صحبت کردم

11:05.880 --> 11:08.100
و سطح پلاکت خون مادربزرگم داره میاد پایین، که این اصلاً خوب نیست

11:08.140 --> 11:09.750
می‌دونم

11:09.790 --> 11:12.450
با «یونوس» تماس گرفتم تا سعی کنم اسمش رو توی لیست بیارم بالاتر

11:12.490 --> 11:13.710
خب، چی شد؟

11:13.760 --> 11:16.150
هنوز یه مقدار زمان می‌بره

11:16.190 --> 11:17.850
باید صبر کنیم تا وضعیتش بحرانی بشه

11:17.890 --> 11:19.800
ولی تا اون موقع، شانس موفقیت عملش به شدت میاد پایین

11:19.850 --> 11:22.630
یه جورایی توی بن‌بست گیر کردیم

11:22.680 --> 11:25.070
با این همه آدم که نیاز به عضو دارن و اهداکننده‌هایی که خیلی کمن

11:25.110 --> 11:27.770
پس مطمئنم قبول می‌کنید که باید از من آزمایش بگیرید

11:27.810 --> 11:30.550
لیلی، مادربزرگت بیمار منه

11:30.600 --> 11:33.300
و خیلی صریح گفته که چنین چیزی رو نمی‌خواد

11:33.340 --> 11:35.120
اون مثل مادرم می‌مونه

11:35.170 --> 11:36.950
این طرح رو می‌فهمید؟

11:37.000 --> 11:39.740
از سه سالگی که مامانم فوت کرد، اون منو بزرگ کرده

11:39.780 --> 11:42.350
مطمئنم که خیلی سخته

11:42.390 --> 11:44.180
ولی محض اطلاعت بگم

11:44.220 --> 11:45.960
من هم هیچ‌وقت نمی‌ذاشتم دخترم چنین کاری برام بکنه

11:46.000 --> 11:47.660
خواهش می‌کنم فقط آزمایش‌ها رو انجام بدید

11:47.700 --> 11:49.530
اگه با هم همخونی نداشته باشیم که موضوع کلاً منتفی می‌شه

11:49.570 --> 11:53.190
ولی اگه داشته باشیم، من تنها راه نجاتش می‌شم

11:53.230 --> 11:55.540
اون وقت اجازه بدید من خودم باهاش کنار بیام و راضیش کنم

11:58.760 --> 12:02.670
ما همیشه معتقد بودیم که دکتر لارسن محیط کاری خصمانه‌ای ایجاد کرده بود

12:02.720 --> 12:04.810
تو همیشه سعی کردی اون رو رد کنی

12:04.850 --> 12:06.330
از اون موقع به بعد

12:06.370 --> 12:09.590
دیدیم که یه افسر پلیسِ وظیفه‌شناس گروگان‌گیری می‌کنه

12:09.640 --> 12:13.080
چون از طرز برخورد اون با خودش خیلی عصبانی بود

12:13.120 --> 12:14.550
این واقعاً چرنده

12:14.600 --> 12:17.080
و حالا هم کاشف به عمل اومده که یکی از پزشک‌های کادرش

12:17.120 --> 12:20.170
چون ناعادلانه اخراج شده بود، خودکشی کرده

12:20.210 --> 12:23.130
برایان کلارک خودش استعفا داد چون مشکل قمار داشت

12:23.170 --> 12:24.910
و بعدش شما دخترش رو استخدام کردید

12:24.960 --> 12:28.350
کسی که بعداً به خاطر حملات سایبری به بیمارستان دستگیر شد

12:28.390 --> 12:31.880
چون از طرز رفتار دکتر لارسن با پدرش خیلی عصبانی بود

12:31.920 --> 12:33.490
همون‌طور که دکتر همدا همین الان اشاره کردن

12:33.530 --> 12:35.920
تحقیقات داخلی ما نشون داده که این

12:35.970 --> 12:38.320
اگه می‌خواید به تحقیقات داخلی خودتون استناد کنید

12:38.360 --> 12:40.100
شاید بد نباشه همه چیز رو شفاف‌سازی کنید؟

12:40.150 --> 12:42.410
مارشا، چی می‌خوای؟

12:42.450 --> 12:46.500
موکل من می‌خواد از تمام حق و حقوق پکیج تسویه‌حسابش بگذره

12:46.540 --> 12:49.150
در عوضِ یه قراردادِ سه ساله

12:49.200 --> 12:51.720
که طبق اون بتونه اعتبارنامه‌اش رو اینجا توی "وِست‌ساید" حفظ کنه

12:51.770 --> 12:53.460
می‌خوای برگردی سر کارت؟

12:53.510 --> 12:56.770
با توجه به تضاد منافعی که دکتر همدا در اینجا دارن

12:56.810 --> 12:59.470
شاید بهتر باشه که ایشون کناره‌گیری کنن؟

13:02.210 --> 13:03.340
مایکل

13:17.490 --> 13:19.920
خب، نتیجه‌ی سی‌تی‌اسکنت منفیه

13:19.970 --> 13:23.010
آزمایش خونت مشکلی نداره، نوار قلبت هم نرماله

13:23.060 --> 13:25.100
حتماً آزمایش‌های دیگه‌ای هم هست

13:25.150 --> 13:27.890
البته که هست، ولی شاید من یه ایده‌ی بهتر داشته باشم

13:31.330 --> 13:34.420
این "بابی هو"ئه؟ اون قدیما

13:34.460 --> 13:37.460
پسر، هنوز که هنوزه‌ نباید واسه اون باختِ بدت توی "رینو" زانوی غم بغل بگیری

13:37.510 --> 13:38.770
کدوم باخت بد؟

13:38.810 --> 13:40.730
مسابقات جهانی پوکر. نیمه‌نهایی

13:40.770 --> 13:44.250
جفتِ بیبیِ دستش رو با یه "استریت" توی کارتِ "ریور" باخت

13:44.300 --> 13:46.650
دردناک بود. هوم

13:46.690 --> 13:48.740
رابطه‌ای بین اون اتفاق و علائمت وجود داره؟

13:48.780 --> 13:52.090
من هول نمی‌کنم، دکتر واکر

13:52.130 --> 13:55.000
من مسابقه رو باختم چون اون یارو متوجهِ حرکتِ ناخودآگاهِ من شد

13:55.050 --> 13:57.090
و از همون‌جا بود که همه چیز خراب شد

13:57.140 --> 14:00.880
من اینجام تا کمک کنم، مخصوصاً اگه معنیش نشستن کنار یه اسطوره باشه

14:00.920 --> 14:04.490
"سِوِن کارت استاد"، پیتر. قصد شوخی هم ندارم

14:04.530 --> 14:06.410
نه، نه. باید "هولدم" باشه

14:06.450 --> 14:07.750
همون بازی‌ای که خودش می‌کنه

14:07.800 --> 14:08.930
قراره معرکه بشه

14:08.970 --> 14:11.280
اما نمی‌شه یه همچین بازی‌ای رو شبیه‌سازی کرد

14:11.320 --> 14:13.020
بازی کردن با گلوله‌های پنبه‌ای؟

14:13.060 --> 14:14.850
مهم اون ریسکِ احساسیه

14:14.890 --> 14:17.630
ورودیه برای ۳۰ تا گلوله‌ی پنبه‌ای

14:17.680 --> 14:21.160
اگه پیتر مجبور شه الگوش رو رها کنه و برگرده سر کار، خیلی ناراحت می‌شه

14:21.200 --> 14:24.210
و شما... خب

14:24.250 --> 14:27.560
اگه نتونی ما رو ببری، یه تحقیرِ تمام‌عیاره، مگه نه؟

14:35.430 --> 14:36.610
سه تا اضافه می‌کنم

14:37.920 --> 14:39.350
من کنار می‌کشم

14:39.400 --> 14:41.220
کال. فولد

14:51.970 --> 14:54.760
شرط پنج تا. یه "سی‌بت" کلاسیک از "هو"

14:54.800 --> 14:56.630
این آدم زود و زیاد تهاجمی می‌شه

14:56.670 --> 14:58.110
تو واقعاً دکتری؟

14:58.150 --> 15:00.500
چه هیجانی! من هستم

15:06.160 --> 15:07.210
فولد

15:12.250 --> 15:13.600
شرط هفت تا

15:13.650 --> 15:15.610
نمی‌تونی من رو بترسونی

15:17.480 --> 15:18.700
باشه

15:21.870 --> 15:23.440
شش توی "ریور". بابی؟

15:25.010 --> 15:26.360
من هر چی دارم می‌ذارم وسط

15:26.400 --> 15:29.620
واو. همون دستِ اول "آل این" کردی

15:29.660 --> 15:32.100
مراقب باش پیتر، اگه کال کنی و ببازی، باید بری

15:33.140 --> 15:34.620
آره

15:39.060 --> 15:41.150
بمون واسه یه جنگِ دیگه

15:43.460 --> 15:44.940
جفتِ شش

15:44.980 --> 15:47.160
وای خدای من، تو سلطانی

15:47.200 --> 15:49.420
راستش، فکر کنم فقط شانس آورد

15:49.470 --> 15:51.470
پیتر یه طعمه‌ست. بی‌خیال، من شاهم

15:53.030 --> 15:54.470
چی شده؟

15:54.510 --> 15:56.080
می‌بینیش؟

15:56.120 --> 15:57.560
گشاد شدنِ مردمک‌ها؟

15:59.300 --> 16:01.780
من... اه... این توی فیلم بازی نبود

16:01.830 --> 16:03.310
آره، خیلی ظریفه

16:03.350 --> 16:05.130
اما بازیکن‌هایی که جلوشون بازی می‌کنی

16:05.180 --> 16:06.440
حتماً متوجهش می‌شن

16:06.480 --> 16:08.570
تا حالا حس کردی قلبت تند بزنه؟ کف دستات عرق کنه؟

16:08.610 --> 16:09.960
البته

16:10.010 --> 16:11.570
موقع بازی‌ها قطعاً خونم به جوش می‌آد

16:11.620 --> 16:13.880
ولی آره، اون روز که داشتم می‌رفتم کازینو

16:13.920 --> 16:14.970
دستام یه جورایی سرد و چسبناک شده بودن

16:15.010 --> 16:16.190
فئوکروموسیتوما؟

16:16.230 --> 16:18.490
این می‌تونه علتِ میز رو هوا کردنش رو توضیح بده

16:18.540 --> 16:20.840
و لو رفتنِ دستم رو، درسته؟

16:20.890 --> 16:22.720
یعنی شماها فهمیدید قضیه چیه؟

16:22.760 --> 16:25.940
باید یه آندوسکوپی انجام بدیم تا دنبال ضایعاتِ نابجا بگردیم

16:30.900 --> 16:33.160
فشارش افتاده و ضربان قلبش بالاست

16:33.200 --> 16:36.030
بهش مایعات تزریق کنید ولی با احتیاط آبرسانی کنید

16:36.080 --> 16:38.120
و حواستون به اِدِم باشه

16:38.170 --> 16:41.130
"لی‌لی" تا چند ماه دیگه عروسیشه

16:41.170 --> 16:43.260
راهی هست که بتونید

16:43.300 --> 16:45.350
من رو تا اون موقع نگه دارید؟

16:46.220 --> 16:47.960
باید بهتون بگم

16:48.000 --> 16:50.830
من ازش آزمایش گرفتم و اون یه موردِ عالی برای پیونده

16:50.870 --> 16:52.350
با اینکه گفتم نه، ازش تست گرفتی؟

16:52.400 --> 16:55.140
اون التماس کرد، من هنوز حتی نتیجه رو هم بهش نگفتم

16:55.180 --> 16:56.880
خب، به هیچ وجهِ ممکن

16:56.920 --> 16:59.100
نمی‌ذارم اون توی چنین خطری بیفته

16:59.140 --> 17:02.150
عمراً

17:02.190 --> 17:03.840
چطوره بیارمش اینجا و

17:03.890 --> 17:07.500
تقصیر منه که به این روز افتادم

17:09.810 --> 17:13.460
من... من از ۱۵ سالگی دائم‌الخمر بودم

17:13.510 --> 17:16.470
ولی توی پرونده‌تون هیچ اشاره‌ای به الکلیسم نشده

17:16.510 --> 17:19.420
سال پیش ترک کردم ۲۴

17:19.470 --> 17:21.210
هیچ‌وقت به هیچ‌کدوم از دکترهام نگفتم

17:21.250 --> 17:22.600
چرا؟

17:22.650 --> 17:23.780
بخش‌هایی توی گذشته‌م هست

17:23.820 --> 17:28.090
که هیچ‌وقت نمی‌خواستم لی‌لی ازشون باخبر بشه

17:28.130 --> 17:33.570
وقتی ۱۷ سالم بود، دخترم "نینا" رو به دنیا آوردم

17:33.610 --> 17:37.750
آدم فکر می‌کنه بچه‌دار شدن باعث می‌شه سر عقل بیام

17:37.790 --> 17:41.970
وقتی ۱۴ سالش شد، با خودم گفتم بهش آبجو بدم

17:42.010 --> 17:45.060
اون‌طوری مجبور نبودم تنهایی بنوشم

17:47.320 --> 17:50.370
خیلی زود اون هم عینِ من شد

17:50.410 --> 17:53.590
با این تفاوت که وقتی لی‌لی رو به دنیا آورد

17:53.630 --> 17:57.850
واقعاً سخت تلاش کرد که آدمِ بهتری بشه

17:57.900 --> 17:59.290
یه مدتی هم بود

17:59.330 --> 18:01.080
حتی توی جلسات شرکت می‌کرد

18:02.290 --> 18:05.730
یه شب، بهم زنگ زد

18:05.780 --> 18:07.120
مستِ مست بود

18:07.170 --> 18:09.340
ازم پرسید که هوشیارم؟

18:10.480 --> 18:12.090
می‌تونم برم دنبالش؟

18:13.000 --> 18:15.090
گفتم آره

18:15.130 --> 18:18.530
با یه بطری توی دستم، بیهوش شدم

18:18.570 --> 18:20.140
یک ساعت بعد

18:20.180 --> 18:24.320
ماشینش پیچیده بود دورِ یه تیر تلفن

18:26.360 --> 18:28.490
لی‌لی می‌دونه مادرش چطوری مُرد

18:28.540 --> 18:29.840
اما نمی‌دونه چرا

18:31.320 --> 18:34.110
و... نمی‌دونه که من کُشتمش

18:35.850 --> 18:39.030
اوه، دایان، واقعاً متأسفم. نباش

18:40.330 --> 18:42.810
و هیچ‌وقت از من نخواه

18:42.860 --> 18:45.990
که دوباره چیزی از اون دختر بگیرم

18:48.380 --> 18:49.990
من همین حالا هم به اندازه‌ی کافی ازش گرفتم

19:24.380 --> 19:26.510
انگار باید از اول شروع کنیم

19:34.780 --> 19:37.210
این پیوند احتمالِ موفقیتِ بالایی داره

19:37.260 --> 19:39.480
مخصوصاً با این سطح از سازگاری

19:39.520 --> 19:42.700
دقیقاً، توی پنج تا از شش تا شاخصِ HLA سازگاری داره

19:42.740 --> 19:44.180
سلامت اهداکننده چطوره؟

19:44.220 --> 19:46.090
جوونه، باید خوب ریکاوری کنه

19:46.140 --> 19:48.490
عملکردِ ساختاریِ حداقلی، آنزیم‌ها هم به‌شدت بالان

19:48.530 --> 19:51.880
بیمار نمی‌تونه منتظر بمونه. پس... معطلی برای چیه؟

19:51.920 --> 19:54.320
اون فکر نمی‌کنه که لایق یه فرصتِ دوباره باشه

19:54.360 --> 19:56.930
تا الان که عمل پیوند رو رد کرده

19:56.970 --> 19:59.450
الکلیه؟ آره، توی خانواده‌شون ارثیه

19:59.500 --> 20:02.070
و اهداکننده هم نوه‌ش می‌شه

20:02.110 --> 20:03.630
با اون سابقه‌ی خانوادگی

20:03.680 --> 20:05.240
زندگی با نصفِ کبد واقعاً یه قماره

20:05.290 --> 20:07.110
اون نمی‌دونه

20:07.160 --> 20:09.460
بیمار این رو محرمانه به من گفت

20:09.510 --> 20:10.810
پس نمی‌تونم فاشش کنم

20:10.860 --> 20:13.160
و نوه هم... اون کوتاه نمی‌آد

20:13.210 --> 20:14.900
من کبدِ اون زنِ جوون رو بیرون نمی‌آرم

20:14.950 --> 20:16.650
مگر اینکه با چشمِ باز واردِ این کار بشه

20:16.690 --> 20:19.470
و از هیچ‌کدوم از جراح‌هام هم نمی‌خوام که این کار رو بکنن

20:20.500 --> 20:26.500
آوا‌مــووی

20:27.480 --> 20:30.440
دکتر ریدلی توی کنفرانس ACOG نیست. حتی ثبت‌نام هم نکرده

20:30.490 --> 20:32.310
بقیه‌ی کنفرانس‌ها رو هم چک کردم

20:32.360 --> 20:35.660
شیکاگو، دالاس... ثبت‌نام کرده ولی نرفته

20:35.710 --> 20:37.450
پس اونا فقط یه داستان برای پوشش بودن

20:37.490 --> 20:40.150
نمی‌دونم، ولی چطوره چک کنیم ببینیم اینجا مریضه یا نه؟

20:40.190 --> 20:42.110
باید کدِ خودت رو بزنی

20:42.150 --> 20:43.720
اون می‌فهمه. همه می‌فهمن

20:43.760 --> 20:45.670
اما اگه داره وقتی نباید، مردم رو عمل می‌کنه

20:45.720 --> 20:48.150
می‌خوای بری پیش منابع انسانی یا دکتر همدا

20:48.200 --> 20:49.940
اونم در حالی که هیچی جز حدس و گمان نداری؟

20:49.980 --> 20:52.510
هی، این ایده‌ی من بود

20:52.550 --> 20:55.810
من یه اینترنِ ساده‌ام، تو داری واسه رزیدنتِ ارشد شدن تلاش می‌کنی

21:09.700 --> 21:11.270
هیچ سابقه‌ای نیست

21:11.310 --> 21:14.090
نه آزمایشی، نه اسکنی؟

21:14.140 --> 21:15.920
اون همه‌ی متخصص‌های این ساختمون رو می‌شناسه

21:15.970 --> 21:17.400
چرا باید بره جای دیگه؟

21:19.360 --> 21:21.450
این باید بهت کمک کنه حالت بهتر بشه

21:21.490 --> 21:24.320
اما نتایجِ آخرین نمونه‌برداریِ مغز استخوان

21:24.370 --> 21:26.890
نشون‌دهنده‌ی تأثیر روی هر سه رده‌ی خونیه

21:26.930 --> 21:29.020
به اضافه‌ی یه مولفه‌ی خودایمنیِ قوی

21:29.070 --> 21:31.500
دقیقاً اون خبری نبود که منتظرش بودم

21:31.550 --> 21:33.810
پیشنهاد می‌کنم با "ایتن" تماس بگیری

21:33.850 --> 21:35.290
یه سیستمِ حمایتی دور خودت جمع کن

21:35.330 --> 21:38.340
من نمی‌خوام از این موضوع برای گرم کردنِ رابطه‌ی سردمون استفاده کنم

21:38.380 --> 21:40.250
می‌دونی، طبق تجربه‌ی من

21:40.290 --> 21:42.640
حتی خانواده‌های از هم دور افتاده هم نیاز به شفافیت دارن

21:42.690 --> 21:43.990
وقتی بحثِ بیماری وسط می‌آد

21:44.040 --> 21:45.730
اون از اینکه این رو مخفی کردی عصبانی می‌شه

21:45.780 --> 21:47.300
و تو هم از اینکه بهش زنگ نزدی پشیمون می‌شی

21:47.340 --> 21:49.780
من هنوز قصد ندارم وارد فازِ بحرانی بشم

21:49.830 --> 21:51.650
جُوان، این داره به سرعت پیشرفت می‌کنه

21:51.700 --> 21:54.130
و تو قطعاً نمی‌تونی ادامه بدی

21:54.180 --> 21:56.010
به یه شغلِ پرمسئولیت و پر استرس

21:56.050 --> 21:58.880
ران، فکر کنم یادت رفته داری با کی حرف می‌زنی

21:58.920 --> 22:02.970
جُوان... کارهایی هست که می‌تونیم انجام بدیم تا من رو سر پا نگه داریم

22:04.270 --> 22:05.540
پس بیا همون کارها رو بکنیم

22:22.600 --> 22:24.600
بهم بگو که این یه نقشه برای پولِ بیشتره

22:26.120 --> 22:27.780
من می‌خوام دکتر باشم

22:29.600 --> 22:32.870
و نمی‌خوام بچه‌هام رو از مدرسه بیرون بیارم

22:32.910 --> 22:34.830
تا به "دموین" نقل مکان کنیم

22:34.870 --> 22:36.350
یعنی هیچ‌کسِ دیگه‌ای توی مینیاپولیس تو رو استخدام نمی‌کنه؟

22:36.390 --> 22:37.960
خب، تو چی داری می‌گی؟

22:38.960 --> 22:40.270
وقتی بقیه بهت زنگ می‌زنن؟

22:40.310 --> 22:42.790
من طبق توافق‌مون، کلمه‌ای به کسی نگفتم

22:42.830 --> 22:44.620
طبقِ توافق‌مون

22:44.660 --> 22:47.580
مایکل، هیچ‌کس حتی حاضر نیست به من نزدیک بشه

22:47.620 --> 22:49.800
همه‌ی آدمای اینجا می‌دونن تو چیکار کردی

22:49.840 --> 22:52.020
تو مثل یه آدمِ طردشده واردِ اینجا می‌شی

22:52.060 --> 22:55.500
تو هیچ‌وقت در مورد یه چیزِ مهم دروغ نگفتی؟

22:56.720 --> 22:58.370
وقتی که ناچار بودی؟

23:00.980 --> 23:04.160
تنها چیزی که بیشتر از دکتر بودن دوست دارم

23:04.200 --> 23:05.940
خانواده‌مه

23:07.250 --> 23:09.430
و دارم کاری رو می‌کنم که برای اونا واجبه

23:16.130 --> 23:19.090
خب، اینجا هیچی نیست دکتر واکر. توموری در کار نیست

23:19.130 --> 23:20.570
مطمئنی؟

23:20.610 --> 23:23.270
اوم، یه کیست خوش‌خیم روی دیواره‌ی اثنی‌عشرش هست

23:23.310 --> 23:24.530
ولی نیازی نیست خارج بشه

23:25.790 --> 23:27.400
می‌شه به هر حال برِش داری؟

23:29.010 --> 23:30.320
همین الانشم همون‌جایی

23:30.360 --> 23:31.970
و کلاً دو دقیقه وقتت رو می‌گیره

23:32.010 --> 23:34.020
یک دقیقه. ولی هدف چیه؟

23:34.060 --> 23:36.020
فقط بهم اعتماد کن

23:40.280 --> 23:42.550
هی

23:42.590 --> 23:45.200
همه چیز درست می‌شه. تو نمی‌تونی این رو بدونی

23:46.990 --> 23:49.120
میا معمولاً حرفِ من رو قبول می‌کنه

23:49.160 --> 23:50.730
"همه چیز درست می‌شه"؟

23:50.770 --> 23:52.340
کُلِ نقشه‌ت همین بود؟

23:52.380 --> 23:53.780
خب، منظورم اینه که

23:53.820 --> 23:56.730
من معمولاً در کنارش قولِ یه بستنی رو هم می‌دم

24:05.180 --> 24:07.440
جواب بده. باید به اون زنگ جواب بدی

24:07.480 --> 24:09.010
آره، یه لحظه

24:10.530 --> 24:12.710
هی، اوضاع چطوره؟

24:12.750 --> 24:16.190
آره. ولی با وضعیتِ پیچیده‌ی یه بیمار روبرو هستم

24:16.230 --> 24:17.490
و حالا که جُوان نیست

24:17.540 --> 24:20.370
طبق پروتکل باید برای تایید نهایی پیشِ تو بیام

24:20.410 --> 24:23.630
اوم، من الان با یه مریض توی رادیولوژی هستم ولی

24:23.670 --> 24:26.590
گوش کن، تو تصمیم بگیر و من هم ازت حمایت می‌کنم، باشه؟

24:26.630 --> 24:29.940
اوه، عالیه. ممنون

24:29.990 --> 24:32.120
آره، حله

24:32.160 --> 24:35.730
اوه، لی‌لی، خوشحالم دیدمت

24:35.770 --> 24:37.730
بخش هماتولوژی جوابِ آزمایشت رو گرفته

24:37.780 --> 24:39.650
باید توی پورتالِ بیمارت باشه

24:39.690 --> 24:43.300
صبر کن، چی گفتن؟ من کاندیدای مناسبی هستم؟

24:43.350 --> 24:45.300
متأسفانه

24:45.350 --> 24:49.700
من فقط اجازه دارم پروفایلِ HLA خودت رو بهت بگم

24:49.740 --> 24:52.700
نمی‌تونم بگم در مقایسه با مادربزرگت چطوریه

24:52.750 --> 24:54.400
وای خدای من، این مسخره‌ست

24:54.440 --> 24:56.190
اون با افشای اطلاعات مخالفت کرد

24:56.230 --> 24:58.540
مطمئنم درک می‌کنی که دست و بالم بسته‌ست

24:58.580 --> 25:00.150
اون مخالفت کرد؟

25:02.540 --> 25:04.500
چون من موردِ مناسبی‌ام

25:04.540 --> 25:06.150
باهاش حرف بزن

25:06.200 --> 25:08.110
بهش بگو که چقدر برات ارزش داره

25:09.760 --> 25:10.720
باشه

25:18.990 --> 25:20.470
هی

25:20.510 --> 25:23.430
حالم خوبه مامان. واقعاً. خیلی وقته اینجایی؟

25:23.470 --> 25:25.950
ده دقیقه دیگه. به محض اینکه شنیدم اینجاست بهت پیام دادم

25:26.000 --> 25:27.480
می‌تونم پرونده‌ش رو ببینم؟

25:27.520 --> 25:30.090
اِیمی، این یه حمله پانیکه. درد قفسه سینه داشتی؟

25:30.130 --> 25:31.870
نوار قلبش مشکلی نداره. می‌تونیم یه اکو بگیریم

25:31.920 --> 25:33.830
اگه واقعاً نگران مشکل قلبی هستی

25:33.880 --> 25:36.490
نه، نیستیم. اوه، این تصمیم یه طرفه خودته؟

25:36.530 --> 25:38.310
مامان، لطفاً نکن. داری اوضاع رو بدتر می‌کنی

25:38.360 --> 25:40.930
می‌گم یه پرستار بیاد این الکترودها رو باز کنه

25:43.750 --> 25:45.760
بیمارستان چیکار می‌کردی؟

25:45.800 --> 25:47.930
ا... اومدم تو رو ببینم

25:47.980 --> 25:49.850
رسیدم به لابی

25:49.890 --> 25:51.810
و یهو سرم گیج رفت و تنگی نفس گرفتم

25:51.850 --> 25:54.200
هر چی امروز صبح بهش گفتی، نگرانش کرده

25:54.240 --> 25:56.590
واسه همین اومد بپرسه که می‌خواستی در مورد چی حرف بزنی

25:56.640 --> 25:59.810
من فقط گفتم می‌خوام با هم شام بخوریم

25:59.860 --> 26:02.030
چیزی نیست مامان، من... من شاید زیادی واکنش نشون دادم

26:02.080 --> 26:03.640
فقط یکم به هم ریخته‌ام

26:03.690 --> 26:05.990
خب پس. این چسب‌ها رو بکنیم؟

26:06.040 --> 26:07.130
شاید بهتر باشه بریم بیرون

26:09.080 --> 26:10.610
الان برمی‌گردیم

26:10.650 --> 26:12.910
فعلاً منتقلش کنیم به یه اتاق خصوصی

26:14.260 --> 26:16.400
داری چیکار می‌کنی؟ بهش گفتی؟

26:16.440 --> 26:18.790
حتی قبل از اینکه فرصت کنیم با هم حرف بزنیم؟

26:18.830 --> 26:20.700
اوه، فکر کردی می‌خوام تو رو آدم بده نشون بدم؟

26:20.750 --> 26:22.270
از همین می‌ترسی؟

26:22.310 --> 26:24.230
خب، گفتی؟ نه! نگفتم

26:24.270 --> 26:26.710
نقش «آقای پاک و منزهت» صحیح و سالمه

26:26.750 --> 26:29.760
الان تقریباً دو ساله که بهم دست نزدی

26:29.800 --> 26:31.370
حتی یه دست هم روی شونه‌م نذاشتی

26:31.410 --> 26:32.800
من داغون و تنها بودم

26:32.850 --> 26:34.370
نمی‌خوام اینا رو بشنوم، مایکل

26:34.410 --> 26:36.680
آره؟ خب، مجبوری بشنوی

26:36.720 --> 26:39.640
کمتر از سه ماه بود و کلاً دو بار هم رو دیدیم

26:40.550 --> 26:42.200
اون ساکن شیکاگو بود

26:42.250 --> 26:45.030
و به محض اینکه یه نشونه نشون دادی که داری دوباره بهم نزدیک می‌شی

26:45.080 --> 26:47.210
باهاش کات کردم چون هنوز دوستت داشتم

26:47.250 --> 26:49.430
و می‌خواستم زندگیمون رو نجات بدم

26:49.470 --> 26:51.910
چهار روز بعدش وسایلت رو جمع کردی و رفتی

26:51.950 --> 26:54.000
حتی بدون اینکه یه کلمه بهم بگی

26:54.040 --> 26:57.520
دیشب رسماً اولین باری بود که گفتی خبر داشتی

26:57.570 --> 27:00.270
این به نظرت چه معنی‌ای می‌دی، اِیمی؟

27:00.310 --> 27:03.530
کی می‌فهمه همسرش داره خیانت می‌کنه

27:03.570 --> 27:05.620
و حتی به خودش زحمت نمی‌ده که باهاش روبرو بشه؟

27:05.660 --> 27:08.360
این نشون می‌ده چقدر از من بریده بودی

27:08.400 --> 27:11.320
و بعد از اینکه من رفتم، دوباره با نورا شروع کردی؟

27:11.360 --> 27:12.890
نه

27:12.930 --> 27:14.370
ناامید بودم

27:16.410 --> 27:17.890
بیشتر از یه سال حتی بهش زنگ هم نزدم

27:17.940 --> 27:19.370
اما باهاش ازدواج کردی

27:19.420 --> 27:21.720
اون مهربون بود و کمکم کرد دوباره خودم رو جمع و جور کنم

27:21.770 --> 27:24.120
و حالا تو دوباره زدی همه‌چی رو داغون کردی

27:25.990 --> 27:27.990
اصلاً می‌فهمی

27:28.030 --> 27:30.640
تو این چند ماه اخیر چقدر بهم سخت گذشته؟

27:32.170 --> 27:35.130
بقیه بیشتر از خودم درباره زندگیم می‌دونن

27:35.170 --> 27:39.520
و آدم‌ها تیکه‌های دست‌چین شده از گذشته‌م رو تحویلم می‌دن؟

27:39.570 --> 27:41.350
من این کار رو نمی‌کنم

27:41.390 --> 27:43.180
باعث شدی باور کنم

27:43.220 --> 27:46.090
که فقط من مقصر بودم

27:46.140 --> 27:49.310
مایکل، من التماست کردم که جاهای خالی رو برام پر کنی

27:49.360 --> 27:51.140
تا دیشب

27:51.190 --> 27:53.750
اصلاً نمی‌دونستم این موضوع به تموم شدن ازدواجمون ربط داشته

27:53.800 --> 27:55.230
البته، لابد این چیزیه که به خودت می‌گی

27:55.280 --> 27:57.240
تا بتونی اون جایگاه اخلاقی والای خودت رو حفظ کنی

27:57.280 --> 27:59.410
من اصلاً به اون جایگاه والای اخلاقی اهمیت نمی‌دم

27:59.460 --> 28:01.630
می‌دونی، دیگه عادت کردم آدم‌ها خودشون رو قایم کنن

28:01.680 --> 28:04.030
اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تو هم یکی از اونا باشی

28:04.070 --> 28:08.070
اما شاید تو هم به اندازه من عوض شدی

28:09.420 --> 28:11.380
فقط نمی‌خوای اعتراف کنی

28:12.820 --> 28:15.300
حالا می‌رم با دخترمون حرف بزنم

28:15.340 --> 28:16.520
تنهایی

28:22.260 --> 28:25.260
کِیتی، باید یه چیزی بهت بگم

28:25.310 --> 28:27.400
شنیدنش سخته

28:29.440 --> 28:31.570
یه چیزی یادم اومد

28:31.620 --> 28:35.970
اینکه داشتی در مورد خیانت بابا بهم می‌گفتی

28:37.800 --> 28:40.150
چیزی بهش نگفتی، نه؟

28:40.190 --> 28:41.930
نه

28:41.980 --> 28:46.370
اما فکر کنم همین موضوع باعث حملات پانیکت شده

28:46.420 --> 28:48.030
باشه، ولی

28:48.070 --> 28:49.550
اون هیچ‌وقت منو نمی‌بخشه

28:49.590 --> 28:52.200
اگه بفهمه من دلیل رفتنِ تو بودم

28:52.250 --> 28:54.250
من رفتم چون

28:56.640 --> 28:59.560
چون وقتی دنی مُرد، زندگی مشترک ما از هم پاشید

28:59.600 --> 29:03.520
اگه چیزی هم بود، داشتنِ تو تنها چیزی بود که بهش دلخوش بودم

29:03.560 --> 29:05.520
تو حتی یادت نمیاد

29:05.560 --> 29:07.000
خودم رو اونقدر خوب می‌شناسم که بدونم

29:07.040 --> 29:09.310
چقدر عمیق دوستت دارم

29:09.350 --> 29:11.310
از همون روزی که به دنیا اومدی

29:12.920 --> 29:15.840
و می‌دونم که پنهان‌کاری آدم رو مریض می‌کنه

29:17.710 --> 29:20.620
این راز خیلی وقته که روی سینه‌ت سنگینی می‌کنه

29:23.060 --> 29:25.280
وقتشه که دوباره نفس بکشی

29:36.900 --> 29:39.380
نمی‌خوای که اولین حرکتت رو اینجا انجام بدی، هوم؟

29:39.420 --> 29:40.860
من زرنگ‌تر از این حرفام

29:40.900 --> 29:42.510
اون رو دیگه باید دید

29:42.560 --> 29:45.430
ساعت‌ها پیش به دکتر ریدلی ایمیل زدم

29:45.470 --> 29:48.430
اون همیشه بلافاصله جواب می‌ده، مگر اینکه تو اتاق عمل باشه

29:48.480 --> 29:50.260
فکر کنم باید با دکتر حمدا حرف بزنیم

29:50.310 --> 29:52.440
و چی بگیم؟ بگیم فکر می‌کنیم جیم زده؟

29:52.480 --> 29:54.140
باید یه کاری بکنیم

29:54.180 --> 29:57.050
خب، شاید بتونیم سعی کنیم بریم تو دفترش

29:57.090 --> 29:59.050
یه آمارِ سریع بگیریم

30:00.530 --> 30:01.970
ساعت ۶ شیفت عوض می‌شه

30:02.010 --> 30:03.880
ساعت ۵:۵۸ تو ایستگاه پرستاری منو ببین

30:07.150 --> 30:09.370
نمی‌تونیم بذاریم ماجرای شکایت دیکسون علنی بشه

30:09.410 --> 30:11.020
و دقیقاً همین اتفاق می‌افته

30:11.070 --> 30:13.240
اگه ریچارد برای توافق همکاری نکنه

30:13.280 --> 30:14.720
اصلاً کسی به این فکر می‌کنه

30:14.760 --> 30:16.460
که چه وجهه‌ای از محیط کار ما نشون می‌ده

30:16.510 --> 30:19.940
اگه از بقیه بخوایم بعد از اون کارش، کنارش کار کنن؟

30:19.990 --> 30:21.990
تو نگران اِیمی هستی

30:22.030 --> 30:24.990
بیخیال لیزا، من نگران همه هستم

30:25.040 --> 30:26.950
خب، شنیدم که داری شکایت می‌کنی

30:26.990 --> 30:28.820
چیزی که نشنیدم یه راه حله

30:28.870 --> 30:30.910
اون می‌خواد دکتر باشه

30:30.950 --> 30:33.480
و به خاطر خانواده‌ش تو مینیاپولیس بمونه

30:34.570 --> 30:36.260
نمی‌تونی چند تا تماس بگیری؟

30:36.310 --> 30:39.570
حتی می‌تونیم حقوق یک یا دو سالش رو بدیم

30:39.620 --> 30:41.970
هر جا که بره، می‌تونن رایگان استخدامش کنن

30:42.010 --> 30:44.050
این شد یه طرح خلاقانه

30:44.100 --> 30:47.320
مجبور شدم یه سری به اورژانس بزنم

30:47.360 --> 30:50.060
لیلی کجاست؟ باهاش حرف زدی؟

30:51.540 --> 30:53.890
آره، حرف زدیم

30:53.930 --> 30:56.240
اصلاً بیخیال نمی‌شد

30:56.280 --> 31:01.070
همه‌ش می‌گفت وقتی مادرش مُرد من نجاتش دادم

31:01.120 --> 31:03.900
و حالا نوبت اونه که منو نجات بده

31:03.940 --> 31:07.030
پس واقعیت رو بهش گفتم

31:08.640 --> 31:11.210
اونم با سرعت هر چه تمام‌تر از اینجا رفت

31:11.260 --> 31:13.390
سلام، یه بسته دارم

31:13.430 --> 31:14.820
اما باید کارت شناسایی ببینم

31:14.870 --> 31:17.570
برای چی؟ یه بطری ودکا

31:17.610 --> 31:19.220
اونم توی بیمارستان؟

31:22.310 --> 31:24.010
نه! نه

31:24.050 --> 31:25.880
برو بیرون! همین الان

31:27.010 --> 31:28.880
داری چیکار می‌کنی؟

31:28.930 --> 31:30.800
از سه تا اپلیکیشن مختلف امتحان کردم

31:30.840 --> 31:33.360
نمی‌دونستم کدومش اوکی می‌شه

31:33.410 --> 31:35.670
نه! بس کن

31:39.850 --> 31:43.030
لیلی دوستت داره و برمی‌گرده اینجا

31:43.070 --> 31:45.160
اون وقت من بهش چی بگم؟

31:45.200 --> 31:48.080
بگم به خاطر این کار، سازمان پیوند اسمت رو از لیست خط زده؟

31:48.120 --> 31:51.250
که بهترین فرصت زنده موندنت رو به باد دادی؟

31:51.300 --> 31:54.260
واقعاً فکر می‌کنی من لایق زنده موندنم؟

31:54.300 --> 31:55.600
نمی‌دونم

31:55.650 --> 31:58.260
ولی لیلی لایق اینه که تو زنده بمونی

31:58.300 --> 32:01.960
پس منو ببخش اگه نمی‌ذارم اینجا بشینی

32:02.000 --> 32:04.740
و به جای مبارزه، تو غصه و دلسوزی برای خودت غرق بشی

32:06.750 --> 32:08.270
دایان؟

32:08.310 --> 32:10.050
دایان

32:12.320 --> 32:13.970
یکی بیاد کمک

32:14.010 --> 32:15.620
کد آبی

32:17.760 --> 32:21.850
داشتم در مورد شمع و شام و رابطه حرف می‌زدم

32:21.890 --> 32:25.980
برای اولین بار بعد از دو سال

32:27.240 --> 32:32.950
و با خودم فکر کردم، خب، شاید یه فرصتی باشه

32:32.990 --> 32:36.300
و بعد فهمیدم بهم خیانت می‌کرده

32:37.470 --> 32:39.470
با نِیت

32:39.520 --> 32:41.690
یعنی الان دیگه گرایشش عوض شده؟

32:41.740 --> 32:45.920
این یه اسم رمز واسه یه دخترِ هرزه تو شیکاگو بود

32:45.960 --> 32:49.570
توی یه کنفرانسی دیدش که قرار بود من اونجا باشم

32:49.610 --> 32:50.750
لابد باید می‌رفتی، نه؟

32:52.100 --> 32:54.580
حتی نمی‌تونستم بهش نگاه کنم

32:54.620 --> 32:56.750
و بعد سعی کردم و من

32:58.540 --> 33:00.890
فکر کردم

33:00.930 --> 33:03.240
خدایا، چقدر من احمقم

33:04.460 --> 33:06.500
احساسات پیچیده‌ان

33:06.540 --> 33:07.760
واسه همینه که مردم الکل می‌خورن

33:08.720 --> 33:10.460
نمی‌خوام

33:11.640 --> 33:14.470
دیگه هیچ‌وقت هیچ حسی داشته باشم

33:16.340 --> 33:17.640
بیخیال حالا

33:20.950 --> 33:22.210
تو جذابی

33:30.530 --> 33:32.960
خیلی، خیلی احمقم

33:38.190 --> 33:39.800
برات تاکسی می‌گیرم

33:42.360 --> 33:44.670
الکل باعث آریتمی قلب شده

33:44.710 --> 33:47.280
هنوز داریم بررسی می‌کنیم چقدر آسیب زده

33:48.200 --> 33:50.200
بدون پیوند کبد

33:50.240 --> 33:52.810
بعیده تا آخر هفته دووم بیاره

33:52.850 --> 33:54.980
همه اینا تقصیر منه

33:55.030 --> 33:57.160
نه. آره، آره

33:57.200 --> 33:59.510
تمام این سال‌ها شرم اون راز رو به دوش کشید

33:59.550 --> 34:02.080
و با این حال لب به الکل نزد و کنارم موند

34:02.120 --> 34:05.210
اما... اما به محض اینکه سفره دلش رو باز کرد، بهش پشت کردم

34:06.300 --> 34:07.340
و حالا من

34:08.560 --> 34:11.350
اگه بمیره، چطوری با خودم کنار بیام؟

34:12.610 --> 34:15.610
حالا می‌فهمی من چه حسی دارم

34:15.660 --> 34:18.230
هی، نانا! هی

34:25.190 --> 34:27.630
وضعیتش پایدار شده و آسیب طولانی‌مدتی ندیده

34:27.670 --> 34:29.020
به بقیه ارگان‌های حیاتی‌ش

34:29.060 --> 34:31.020
اما الان به خاطر مصرف الکل حالش بد شده

34:31.060 --> 34:33.370
اون ۲۴ سال بود که پاک بود

34:33.410 --> 34:36.460
این یه لغزش تو یه لحظه خیلی حساس و شکننده بود

34:36.500 --> 34:39.720
می‌تونی سعی کنی سازمان پیوند رو راضی کنی که دوباره اسمش رو بذارن تو لیست

34:39.770 --> 34:42.030
البته بعد از اینکه سه ماه پاک موند

34:42.080 --> 34:43.510
اون تا آخر هفته هم دووم نمیاره

34:43.550 --> 34:46.380
داری از من می‌خوای یه کبد سالم رو به زنی بدم

34:46.430 --> 34:48.300
در حالی که کاندیداهای دیگه‌ای هستن

34:48.340 --> 34:49.870
که چنین منبع باارزشی رو هدر نمی‌دن

34:49.910 --> 34:51.210
اون هدرش نمی‌ده

34:51.260 --> 34:53.040
و تو این رو از کجا می‌دونی؟

34:53.090 --> 34:56.480
چون نوه‌ش قراره بدنش رو جراحی کنه تا نجاتش بده

34:56.520 --> 34:58.570
و اون به این اعتماد خیانت نمی‌کنه

34:58.610 --> 35:00.620
فلاش

35:06.400 --> 35:07.580
فول هوس

35:07.620 --> 35:09.360
اوه! برگشته! برگشته

35:09.410 --> 35:12.890
می‌بینم که نظم به جهان برگشته

35:12.930 --> 35:14.280
به لطف تو و اون جراح

35:14.320 --> 35:16.540
انگار یه بارِ سنگین از روی دوشم برداشته شده

35:16.590 --> 35:18.330
و مردمک گشاد شده‌ش هم کاملاً خوب شده

35:18.370 --> 35:20.590
تو از کجا می‌دونی پیتر؟ تو حتی دفعه اول هم متوجه نشدی

35:20.640 --> 35:23.290
اووه! باشه. باشه

35:23.330 --> 35:24.510
دکتر واکر؟

35:27.080 --> 35:29.380
خب، اِ

35:29.430 --> 35:32.430
تو پرونده بابی نوشته که یه توده گوارشی رو برداشتی

35:32.470 --> 35:34.520
همین کار رو کردیم

35:34.560 --> 35:36.830
باشه، ولی اون توده باعث لو رفتن دستش یا بقیه رفتارهاش نمی‌شد

35:36.870 --> 35:38.220
می‌دونم

35:38.260 --> 35:40.050
خب، پس چرا اون فکر می‌کنه ربط داشته؟

35:40.090 --> 35:41.660
پوکر بازیِ اعتماد به نفسه، جِیک

35:41.700 --> 35:43.570
گاهی فقط باید چیزی رو به مردم بگی که لازمه بشنون

35:45.440 --> 35:47.840
پس تو فقط به یه پوکرباز حرفه‌ای بلوف زدی؟

35:47.880 --> 35:51.060
اگه این خوبش نکنه، می‌دونه منو کجا پیدا کنه

35:54.280 --> 35:56.370
می‌دونم پیشنهادم رو نمی‌خوای

35:56.410 --> 35:58.110
اما وقتمون تمومه

35:58.150 --> 35:59.940
و من آماده نیستم که از دستت بدم

36:01.890 --> 36:03.940
به حرفم گوش کن

36:03.980 --> 36:06.640
تماشای موفقیت‌های خیره‌کننده‌ت

36:06.680 --> 36:10.470
تنها چیزیه که بهش افتخار کردم

36:11.290 --> 36:12.900
نمی‌تونی ازم بخوای

36:12.950 --> 36:15.390
که دسترنجِ کل عمرم رو به خطر بندازم

36:16.600 --> 36:18.080
اگه یه راه دیگه داشته باشم چی؟

36:18.130 --> 36:21.440
بهش می‌گن پیوند دومینویی

36:21.480 --> 36:24.220
لیلی کلیه اهدا می‌کنه، نه کبد

36:24.260 --> 36:27.530
خودِ عملِ اهدای کلیه خیلی ایمن‌تره

36:27.570 --> 36:30.010
و با توجه به سابقه خانوادگی خاص شما

36:30.050 --> 36:32.710
خطرات طولانی‌مدت برای لیلی خیلی کمتره

36:32.750 --> 36:34.230
اما اون نیازی به کلیه من نداره

36:34.270 --> 36:37.580
نه، ولی آنابل ساتون نیاز داره

36:37.630 --> 36:40.190
و برادرش جاستین

36:40.240 --> 36:42.280
درست مثل تو مشتاقه

36:42.330 --> 36:44.280
که هر کاری لازمه برای نجاتش انجام بده

36:44.330 --> 36:47.850
از جمله اهدای بخشی از ریه

36:47.900 --> 36:50.640
به دیوید شریدان

36:50.680 --> 36:53.250
پس تو به یه غریبه اهدا می‌کنی

36:53.290 --> 36:55.640
و بعد عزیزِ اونا به یه غریبه دیگه اهدا می‌کنه

36:55.690 --> 36:57.250
و همه این زنجیره رو ادامه می‌دن

36:57.300 --> 36:59.170
تا در نهایت کبد به دایان برسه

36:59.210 --> 37:01.780
ممکنه کاملاً مطابقت نداشته باشه

37:01.820 --> 37:03.690
اما در حد کافی خوب هست

37:06.040 --> 37:08.000
گوش کن نانا

37:08.830 --> 37:11.010
من دسترنجِ کلِ زندگی تو هستم

37:11.050 --> 37:13.230
و تو منو قوی بار آوردی

37:13.270 --> 37:16.710
و قدرتمند و مستقل

37:18.580 --> 37:20.970
و حالا وقتشه بذاری همون کسی باشم که تو ساختی

37:22.100 --> 37:24.320
خب

37:32.770 --> 37:33.720
رسیدیم

37:42.120 --> 37:43.950
خانم، رسیدید دم خونه

37:44.000 --> 37:45.740
اه، نه، اینجا نیست

37:45.780 --> 37:47.560
این همون آدرسیه که بهم دادی

37:47.610 --> 37:49.830
آره، ولی دیگه اینجا زندگی نمی‌کنم

37:53.610 --> 37:56.880
لطفاً منو ببر خیابون دوم و نوکومیس

37:56.920 --> 37:58.050
باشه

38:04.490 --> 38:07.110
اون روز وقتی تو ورودی خونه دیدم سرت تو گوشیه

38:07.150 --> 38:08.930
فهمیدم یه چیزی درست نیست

38:11.280 --> 38:14.370
اما نباید به گوشیت نگاه می‌کردم

38:15.770 --> 38:17.810
و هیچ‌وقت هم نباید چیزی می‌گفتم

38:17.860 --> 38:19.860
فکر می‌کردم دارم کمک می‌کنم

38:19.900 --> 38:24.560
فکر می‌کردم مامان می‌فهمه و برمی‌گرده پیشت

38:24.600 --> 38:25.990
ولی بعدش گذاشت رفت

38:26.820 --> 38:28.780
و همه‌اش تقصیر من بود

38:28.820 --> 38:30.870
هیچ‌کدوم اینا تقصیر تو نیست

38:30.910 --> 38:33.310
اتفاقی که برای ازدواج ما افتاد

38:33.350 --> 38:36.050
قبل از اینکه تو اینو بفهمی هم تموم شده بود

38:36.090 --> 38:37.750
مامان هم همین رو گفت

38:37.790 --> 38:39.180
چون واقعیت داره

38:41.010 --> 38:44.010
وقتی یه رابطه از هم می‌پاشه، آدم‌ها

38:46.060 --> 38:48.280
به هر چیزی چنگ می‌زنن تا کمتر درد بکشن

38:49.320 --> 38:52.280
من به کار پناه بردم، و

38:52.330 --> 38:54.370
پدرت هم به یه نفر دیگه پناه برد

38:56.420 --> 38:59.200
اون نگاهی که بعد از گفتنم بهم داشتی

39:02.200 --> 39:03.770
انگار دیگه برات مهم نبود

39:05.990 --> 39:08.730
باید بهتر رفتار می‌کردم

39:08.780 --> 39:11.130
هم برای تو، هم برای پدرت

39:11.170 --> 39:14.610
می‌دونم نمی‌تونم بهت بگم

39:14.650 --> 39:16.610
چون طبیعتاً چیزی یادم نمیاد، اما

39:17.740 --> 39:19.350
ترک کردن هر دوی شما

39:23.970 --> 39:25.580
حتماً داغونم کرده بوده

39:34.060 --> 39:35.320
خوب شد که بهم گفتی

39:35.370 --> 39:37.330
که اون قراره چی بگه

39:37.370 --> 39:39.630
اگه یهو با این قضیه غافلگیر می‌شدم

39:39.680 --> 39:41.500
هیچ‌وقت نمی‌تونستم جلوی اون، درست مدیریتش کنم

39:41.550 --> 39:43.850
فکر نمی‌کنم هیچ‌وقت لازم باشه بهش بگی اون آدم «نورا» بوده

39:43.900 --> 39:45.990
دلیلی نداره بار بیشتری روی دوشش بذاریم

39:47.730 --> 39:49.430
ما یه شب با هم داشتیم

39:50.380 --> 39:53.470
که برگشتی پیش من

39:54.870 --> 39:57.610
تا دمِ صبح بود

39:57.650 --> 40:00.960
فرداش بود که با نورا تموم کردم

40:02.480 --> 40:05.010
پشت تلفن، توی ورودی خونه

40:06.310 --> 40:08.100
این همون چیزیه که کیتی دید

40:09.580 --> 40:11.400
و بعدش اومد و به من گفت

40:11.450 --> 40:15.230
چون چیزی که دیده بود رو درک نمی‌کرد

40:15.280 --> 40:17.710
حتماً همون موقع بوده، چون چند روز بعدش

40:17.760 --> 40:19.980
بدون هیچ حرفی گذاشتی رفتی

40:20.020 --> 40:22.280
ما... هیچ‌وقت نمی‌تونیم بهش بگیم

40:24.030 --> 40:26.110
می‌تونستیم با هم بمونیم، ایمی

40:32.210 --> 40:33.730
هی، من می‌رسونمت خونه

40:41.780 --> 40:44.520
همین الان از تیم پیوند خبر رسید

40:44.570 --> 40:46.400
آخرین عضو هم جور شد

40:48.530 --> 40:49.880
اون آماده‌ست

40:51.310 --> 40:52.710
همه‌چی خوب پیش می‌ره، نانا

40:54.010 --> 40:55.580
و مامان بهمون افتخار می‌کنه

40:57.360 --> 40:58.540
زود می‌بینمت

41:05.460 --> 41:07.680
دکتر ریدلی فرمی برای من گذاشته؟

41:07.720 --> 41:09.940
من چیزی ندیدم

41:09.980 --> 41:11.510
یه سرکی به اتاقش می‌کشم

41:11.550 --> 41:13.420
راحت باش. من دیگه دارم می‌رم

41:27.260 --> 41:29.790
وقت ملاقات تا ده دقیقه دیگه تموم می‌شه

41:36.750 --> 41:37.880
دکتر کولمن

41:37.930 --> 41:39.580
اوه، اصلاً جواب ندادم

41:39.620 --> 41:41.540
ببخشید، کنفرانسش غیرقابل‌تحمل بود

41:41.580 --> 41:42.890
اوه، مشکلی نیست. می‌خواستم بپرسم

41:51.240 --> 41:52.240
جراحی قلب و قفسه سینه

41:54.330 --> 41:56.940
خب، ارتوپدی هم خیلی قدرتیه اگه

42:01.170 --> 42:04.520
مجبور نیستیم امشب به همه‌ی اینا برسیم، نه؟

42:04.560 --> 42:06.870
ممنون دکتر ریدلی. شب بخیر دکتر کولمن

42:06.910 --> 42:08.090
شب بخیر

42:19.140 --> 42:21.930
یه جعبه سرنگ‌های از قبل پر شده پیدا کردم

42:21.970 --> 42:24.580
برای یه تعدیل‌کننده‌ی ایمنیِ زیرپوستی

42:24.620 --> 42:27.670
اون بیماری خودایمنی داره

42:27.710 --> 42:29.240
و داره مخفی‌ش می‌کنه

42:34.630 --> 42:36.720
می‌خواستی منو ببینی؟

42:36.770 --> 42:38.900
حدس می‌زنم مایکل بهت نگفته

42:38.940 --> 42:41.470
که ریچارد میلر امروز با وکیلش اینجا بود

42:41.510 --> 42:43.770
نه، نگفت. متأسفم که نبودم

42:43.820 --> 42:45.990
متأسفانه اونا از هرج‌ومرجِ

42:46.040 --> 42:48.520
قضیه برایان کلارک به نفع خودشون استفاده کردن

42:48.560 --> 42:50.210
چطور؟

42:50.260 --> 42:53.910
اون توافق با دیکسون رو رد کرد و خواست که برگرده سر کارش

42:53.960 --> 42:56.660
خیلی رو داره

42:56.700 --> 42:58.440
فراتر از این حرفاست

42:58.480 --> 42:59.830
اون آتو داره

42:59.880 --> 43:01.360
تسلیم شدی؟

43:01.400 --> 43:03.710
رفتار خودت بود که ما رو مجبور به این کار کرد، ایمی

43:03.750 --> 43:05.530
این وضعیت رو خودت درست کردی

43:05.580 --> 43:09.280
پس پیشنهاد می‌کنم یه راهی برای کار کردن باهاش پیدا کنی

43:10.540 --> 43:12.060
چون از فردا شروع به کار می‌کنه

43:13.060 --> 43:33.060
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
