WEBVTT

00:01.771 --> 00:02.564
‫تصادف کرده بودم،

00:02.647 --> 00:05.442
‫و هشت سال از حافظه‌مو از دست دادم.

00:06.609 --> 00:09.450
‫- حافظه‌ت داره برمی‌گرده؟
‫- فقط یه سری جرقه‌های عجیب‌غریبه.

00:09.450 --> 00:10.321
‫و تشنج.

00:11.698 --> 00:13.783
‫میدونم مغزم داره سعی میکنه
‫درباره یه چیزی بهم هشدار بده.

00:13.867 --> 00:15.076
‫اگه همین‌ طور به خودش فشار بیاره،

00:15.160 --> 00:17.579
‫تو مسیر از دست دادن شغلشه.

00:20.415 --> 00:21.207
‫چه بلایی داره سرش میاد!؟

00:21.291 --> 00:22.959
‫باید زندگیمو پس بگیرم.

00:23.001 --> 00:24.377
‫پست رزیدنت ارشد به زودی خالی میشه،

00:24.419 --> 00:25.879
‫فکر کردی وارد رقابت بشی؟

00:25.962 --> 00:27.213
‫مسئولیت بیشتری میخوای؟

00:27.255 --> 00:29.549
‫من هر روز خیلی بهتر از اون عمل میکنم.

00:29.591 --> 00:31.968
‫حداقل باید منو برا رزیدنت ارشد
‫در نظر بگیرن.

00:32.010 --> 00:33.428
‫قراره با هم انجامش بدین.

00:33.511 --> 00:35.930
‫بذار من طب داخلی رو اداره کنم.

00:36.347 --> 00:38.141
‫خیلی دلم برات تنگ میشه.

00:38.224 --> 00:41.144
‫تو هنوز خیلی چیزای بیشتری برا ارائه داری.

00:41.186 --> 00:42.520
‫پس مایه بذار.

00:43.146 --> 00:44.439
‫میخوای یه شانس دیگه به قرارمون بدیم؟

00:44.522 --> 00:47.609
‫جیک دوست‌پسر سابقمه
‫و من به بدترین شکل گند زدم.

00:47.692 --> 00:50.904
‫دیگه نمیتونم تو گذشته زندگی کنم.
‫باید برم جلو.

00:51.321 --> 00:53.281
‫امی لارسن، دکتر بن گرنت هستم.

00:53.365 --> 00:54.699
‫سه سال پیش سخنرانی‌تو دیدم.

00:54.741 --> 00:58.244
‫نمیدونم این چیه،
‫اما لبخند رو لبم میاری.

00:58.328 --> 01:00.997
‫ببخشید. من اون رو یادم نمیاد.

01:02.040 --> 01:04.793
‫خب حالا، چراغ‌ها روشن!

01:06.961 --> 01:11.508
‫اینجا چیست؟
‫جامی در دست معشوقه راستینم؟

01:11.591 --> 01:16.346
‫می‌بینم که زهر پایان زودهنگامش بوده.

01:22.352 --> 01:24.312
‫لبات هنوز گرمه!

01:24.396 --> 01:26.314
‫راهنمایی کن پسر. از کدوم طرف؟

01:26.398 --> 01:29.150
‫احساس بیشتری بذار توری. دوباره!

01:29.234 --> 01:30.902
‫راهنمایی کن پسر. از کدوم طرف؟

01:30.944 --> 01:33.029
‫آیا صدایی میاد؟

01:34.155 --> 01:37.075
‫پس سریع تمومش میکنم.

01:37.117 --> 01:39.536
‫ای خنجر خجسته!

01:39.619 --> 01:43.790
‫غلاف تو اینجاست. همون ‌جا زنگ بزن
‫و بذار بمیرم.

01:47.877 --> 01:49.546
‫اینجا جاییست...

01:51.423 --> 01:54.843
‫پال، داری چی‌ کار می‌کنی؟ تو مردی.

01:54.926 --> 01:56.886
‫آقای کالوین. فکر کنم...

01:59.139 --> 02:01.558
‫توری. توری!

02:01.641 --> 02:02.809
‫توری!

02:02.851 --> 02:05.103
‫تیر خورده؟ اگه مشقی نبوده باشن چی؟

02:05.145 --> 02:06.146
‫این تفنگ ترقه‌ایه، جاش!

02:08.690 --> 02:10.400
‫چه بلایی داره سرش میاد؟

02:10.442 --> 02:13.194
‫- آره، یه آمبولانس میخوام.
‫- حالش خوب میشه؟

02:13.500 --> 02:24.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:24.831 --> 02:27.417
‫فعالیت غیرطبیعی لوب پیشانی
‫انگار فروکش کرده.

02:27.459 --> 02:29.627
‫سیگنال‌ها خیلی منظم‌تر شدن.

02:29.669 --> 02:31.671
‫و به نظر من مسیرهای عصبی قدیمیش

02:31.713 --> 02:34.174
‫در واقع دارن بازسازی میشن.

02:34.215 --> 02:37.093
‫فکر کنم علت اصلی تشنج‌ها هم همین بوده.

02:37.135 --> 02:38.386
‫صبر کن، این منطقی نیست.

02:38.470 --> 02:41.014
‫جریان خون جدید، اتصالات عصبی جدید،

02:41.097 --> 02:42.599
‫که موقع تجدید سازمان ناپایدارن،

02:42.640 --> 02:45.810
‫نورون‌ها سیگنال‌های نادرست میفرستن،
‫اورلود کرده.

02:45.852 --> 02:48.104
‫آره، اینو ببین. این برای دو ماه پیشه،

02:48.188 --> 02:49.522
‫دقیقاً قبل از همه‌گیری.

02:49.606 --> 02:51.191
‫جریان خون از قبل داشته زیاد میشده

02:51.232 --> 02:52.692
‫اما حالا ببین مقایسه‌ش با امروز چطوره.

02:52.776 --> 02:54.944
‫داره بهبود پیدا میکنه، اونم سریع.

02:55.028 --> 02:56.154
‫میگه نه سردرد داره

02:56.237 --> 02:57.363
‫نه خون‌دماغ.

02:57.447 --> 02:58.740
‫نه سردرد، نه خون‌دماغ.

02:58.823 --> 03:02.911
‫گاهی یه خاطره یادم میاد
‫اما کاملاً معمولی و بی‌حاشیه.

03:02.994 --> 03:06.873
‫خب، حدس میزنم دلش بخواد دنبالشون کنه.
‫با تی‌ام‌اس؟

03:06.915 --> 03:07.874
‫و تی‌ام‌اس؟

03:07.916 --> 03:10.418
‫نه. گذشته فقط حواس‌پرت‌کنه.

03:10.502 --> 03:11.836
‫دیگه تسلیمش نمیشم.

03:11.878 --> 03:14.005
‫اصرار داره که آماده کاره؟

03:14.047 --> 03:15.924
‫نگران اونی، یا بخش خودت؟

03:16.007 --> 03:19.302
‫هر جفتش، مخصوصاً وقتی فکر میکنه جوآن

03:19.386 --> 03:20.303
‫جونشو برای اون فدا کرده.

03:20.637 --> 03:22.889
‫میدونم این همون چیزیه که جوآن برات می‌خواست.

03:22.931 --> 03:25.392
‫واقعاً این همون چیزیه که خودت
‫برای خودت میخوای؟

03:25.475 --> 03:27.727
‫اون میدونست باید چی ‌کار کنم.

03:27.811 --> 03:30.021
‫وقتشه نیازای خودم رو بذارم کنار.

03:30.063 --> 03:32.315
‫دیگه روشن کردن تکالیفم با مایکل بسه،

03:32.357 --> 03:35.235
‫دیگه نگران بودن درباره
‫رابطه‌ام با جیک بسّه.

03:35.318 --> 03:39.989
‫وقتشه برم جلو. آموزش بدم و خدمت کنم.

03:40.073 --> 03:42.409
‫و حالا اون باید به این رسالت احترام بذاره.

03:42.492 --> 03:43.910
‫به هر قیمتی که شده.

03:43.993 --> 03:45.412
‫مطمئنی آماده‌ای؟

03:45.495 --> 03:47.580
‫هیچ‌وقت تا این حد آماده نبودم.

03:48.123 --> 03:51.668
‫احساس میکنم این همون کاریه که
‫همیشه مقدر شده بود انجام بدم.

03:52.419 --> 03:55.338
‫قبل اینکه دنیام زیر و رو بشه.

03:55.380 --> 03:56.756
‫مواظبش می‌مونیم.

03:56.798 --> 03:59.968
‫چک‌اپ روزانه میخوام،
‫ارزیابی‌های عصب‌شناختی سه بار در هفته،

04:00.051 --> 04:01.928
‫و اف‌ام‌آرآی دو هفته یک‌بار.

04:01.970 --> 04:04.055
‫تو هم به اندازه هر کس دیگه‌ای
‫تو این کار مسئولی.

04:04.097 --> 04:05.432
‫میدونم.

04:08.226 --> 04:10.186
‫مجوز گرفتم یا چی؟

04:17.569 --> 04:19.112
‫دکتر کلمن، دکتر کلمن.

04:19.154 --> 04:20.363
‫بن.

04:20.405 --> 04:21.614
‫شنیده بودم داری میای.

04:21.656 --> 04:23.491
‫اگه منو بین خودتون بپذیرین.

04:24.701 --> 04:26.953
‫این دکتر کاستاست.

04:26.995 --> 04:29.247
‫چه خوش‌اقبالی‌ای.
‫تعریفتونو زیاد شنیدم.

04:29.289 --> 04:31.958
‫به همچنین. و دکتر حمده
‫واقعاً خیلی ازت تعریف میکنه.

04:32.000 --> 04:33.710
‫خب، امیدوارم بتونم در حد اون تعاریف باشم.

04:33.793 --> 04:35.754
‫عذر میخوام، مجبورم جلسه‌مون رو

04:35.837 --> 04:37.672
‫یه مقدار عقب بندازم. یه جراحی کیسه صفرا داریم
‫که باید ردیفش کنم.

04:37.756 --> 04:39.215
‫مشکلی نیست. مکس و دکتر کومارا گفتن

04:39.299 --> 04:41.718
‫میخوان اطراف رو نشونم بدن،
‫برای همین من فقط... خبرشون میکنم.

04:41.801 --> 04:44.471
‫انگار دارن تمام تجدید قواشونو میارن.

04:44.554 --> 04:46.681
‫نه، اول باید موافقت رئیس رو بگیرم.

04:47.223 --> 04:48.683
‫هر وقت آزاد شدم بهت خبر میدم.

04:48.767 --> 04:51.478
‫چرا نمیری دستاتو بشوری آماده شی؟
‫اون‌جا می‌بینمت.

04:52.645 --> 04:55.482
‫خوبه که باز برگشتی.
‫اینجا کلی هوادار داری.

04:55.523 --> 04:57.484
‫ممنونم.

04:59.000 --> 05:06.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:08.328 --> 05:11.748
‫گروه قوی‌ای هستن.
‫فکر کنم شرایطمون خوبه.

05:11.790 --> 05:15.251
‫هنوز اولین روزم به عنوان اینترن رو یادمه.
‫خیلی استرس داشتم.

05:16.169 --> 05:17.837
‫پاهامو حس نمیکردم.

05:17.879 --> 05:20.256
‫مطمئنم خیلی بهت روحیه دادم.

05:20.340 --> 05:21.966
‫آره، اون‌قدرا هم نه.

05:26.179 --> 05:28.139
‫اصلاً میدونی جیک اون ‌جا

05:28.223 --> 05:29.224
‫با دکتر ماتوس چی ‌کار میکنه؟

05:29.307 --> 05:31.518
‫نه. هیچ نظری ندارم.

05:33.478 --> 05:35.647
‫میدونی دوستت دارم، نه؟

05:37.649 --> 05:39.442
‫خب، بریم شروع کنیم، نه؟

05:39.484 --> 05:41.361
‫آره.

05:41.403 --> 05:43.363
‫پدرشونو دربیار.

05:47.784 --> 05:49.786
‫خب، داری درباره اطفال تجدیدنظر میکنی،

05:49.869 --> 05:52.372
‫و با خودت گفتی چرا یه شانسی به قلب‌ ندی؟

05:52.455 --> 05:54.791
‫نه، من همیشه بین این دوتا دودل بودم.

05:54.874 --> 05:57.669
‫و متوجه شدم بودجه کافی برای
‫اضافه کردن یه فلوشیپ دیگه هست.

05:57.752 --> 05:59.546
‫با دکتر کومارا صحبت کردم، هست.

05:59.587 --> 06:01.214
‫خوب میشد اگه منم در جریان میبودم.

06:01.256 --> 06:03.633
‫الان در جریانی.
‫برای همین داریم این کار رو میکنیم.

06:03.717 --> 06:04.926
‫تو دفتر خودت.

06:05.009 --> 06:06.594
‫مارگارت.

06:06.678 --> 06:10.015
‫باید به برنامه‌ام نگاه کنم
‫و با کومارا صحبت کنم.

06:13.643 --> 06:16.396
‫فقط چراغ‌خاموش حرکت کن، یه کم بهش وقت بده

06:16.438 --> 06:17.897
‫تا حس کنه تصمیم خودش بوده.

06:22.777 --> 06:24.904
‫پوشیدن روپوش جراحی برای چیست؟

06:25.780 --> 06:27.490
‫ژنرال باید از خط مقدم فرماندهی کنه.

06:27.574 --> 06:29.534
‫یه چیزی تو مایه‌های زلنسکی؟

06:30.827 --> 06:33.413
‫واقعاً امیدوارم تو این کار
‫عجله نکنی، امی.

06:33.496 --> 06:36.249
‫جینا برنامه‌ رو برام توضیح داد.

06:36.291 --> 06:38.334
‫بهت اطمینان میدم از پسش برمیام.

06:41.296 --> 06:44.758
‫نیکی، درسته؟ کارشناسی استنفورد،
‫شاگرد ممتاز پزشکی ییل؟

06:44.799 --> 06:47.260
‫شماره ملی منم بلدی؟

06:47.302 --> 06:51.931
‫۱۴۱-۰۰۶-۹۴۱۲؟

06:53.016 --> 06:54.601
‫این ۱۰ رقم بود، شماره ملی ۹ رقمه.

06:54.684 --> 06:56.352
‫آره. میدونی چیه؟ مچمو گرفتی.

06:56.436 --> 06:57.228
‫من گراهامم.

06:57.270 --> 06:58.855
‫همه‌مون میدونیم کی هستی.

06:58.897 --> 06:59.606
‫جداً؟

06:59.647 --> 07:00.815
‫ولمون کن بابا.

07:00.899 --> 07:03.234
‫پدر مادرت چقدر، ۲۰ میلیون به بیمارستان کمک کردن؟

07:04.736 --> 07:07.197
‫خب، نظرت درباره کل این

07:07.280 --> 07:09.866
‫قضیه رزیدنت ارشد مشترک چیه؟

07:09.949 --> 07:11.117
‫میترا آدم غیرقابل‌پیش‌بینی‌ایه،

07:11.201 --> 07:14.287
‫اما همه‌مون میدونیم لارسن
‫یه آدم سرسخت و بی‌رحمه؟

07:14.329 --> 07:15.538
‫حداقل لارسن نسخه ۱.۰ این‌ طوری بود،

07:15.622 --> 07:17.749
‫فکر کنم باید منتظر بمونیم و ببینیم
‫نسخه بعد از آسیب مغزیش چطوره.

07:17.791 --> 07:19.000
‫آخ.

07:19.084 --> 07:21.127
‫آره، اینو جلوی بقیه نگو.

07:21.169 --> 07:23.129
‫خب، هردوشون مکتب جوآن ریدلی هستن،

07:23.171 --> 07:25.131
‫پس میدونی که رقابت بی‌رحمانه‌ای میشه.

07:26.508 --> 07:28.802
‫- سلام.
‫- سلام، دکتر میترا.

07:28.885 --> 07:31.304
‫روث چن. ایشون هم کایل فرگوسنه.

07:31.346 --> 07:32.555
‫خیلی هیجان‌زده‌ام که اینجام.

07:32.597 --> 07:33.723
‫مشتاقم آموزشتون بدم.

07:33.807 --> 07:35.392
‫من به چیزی بیشتر از اون نیاز دارم.

07:35.475 --> 07:36.601
‫مقاله‌ت همین الانشم تو جاما چاپ شده.

07:36.684 --> 07:38.269
‫و تو ۲۳ سالته و دانشکده پزشکی رو تموم کردی.

07:38.311 --> 07:41.815
‫من تو خونه درس خوندم،
‫برای همین مسیر معمول رو طی نکردم.

07:41.856 --> 07:44.526
‫میدونم، شنیدم هفته پیش اولین باری بود

07:44.609 --> 07:45.652
‫که سوار هواپیما شدی؟

07:45.694 --> 07:47.821
‫آره. تازه اسباب‌کشی کردم اینجا.

07:47.904 --> 07:49.739
‫دارم تا جایی که میتونم با محیط خو میگیرم.

07:49.823 --> 07:52.617
‫کمربندتو ببند، همه چیز خیلی سریع‌تر از اون ‌چیزی

07:52.659 --> 07:53.827
‫که براش آماده‌ای پیش میره.

07:53.910 --> 07:56.079
‫خب، اگه همه سر جاشون مستقر بشن،

07:56.121 --> 07:57.831
‫شروع میکنیم.

07:58.790 --> 08:01.584
‫من دکتر مایکل حمده هستم، رئیس بخش داخلیو

08:01.626 --> 08:03.044
‫اینا هم رزیدنت‌های ارشد مشترک شما هستن،

08:03.128 --> 08:06.006
‫دکتر سونیا میترا و دکتر امی لارسن.

08:06.089 --> 08:08.341
‫باقیشو می‌سپرم به اونا.

08:09.300 --> 08:10.552
‫خب، خوش اومدید.

08:10.635 --> 08:13.096
‫مطمئنم همه‌تون استرس و اضطراب دارین،

08:13.179 --> 08:14.639
‫که کاملاً طبیعیه،

08:14.723 --> 08:16.516
‫اما شما این ‌جایید چون استحقاقشو دارید.

08:16.558 --> 08:19.853
‫و باید اینو بدونید
‫چون جوآن ریدلی شما رو انتخاب کرد.

08:19.894 --> 08:22.689
‫این یکی از آخرین کارهایی بود
‫که قبل فوتش انجام داد.

08:22.731 --> 08:24.941
‫پس سرسری اینو نمیگم.

08:24.983 --> 08:28.611
‫شما این‌ جایید تا راه اون رو ادامه بدید.

08:28.653 --> 08:30.196
‫این یه رسالته.

08:30.238 --> 08:32.490
‫برای دکتر ریدلی این‌ طور بود،
‫برای منم هست،

08:32.532 --> 08:35.035
‫و قراره بفهمیم برای شما هم همین ‌طوره یا نه.

08:35.076 --> 08:36.703
‫و اگه هست میتونید مطمئن باشید

08:36.745 --> 08:38.371
‫که ما کمکتون میکنیم بهش برسید.

08:39.080 --> 08:43.376
‫خب پس. دکتر دسیلوا و دکتر فرگوسن،

08:43.460 --> 08:44.753
‫شما امروز همراه من میاید،

08:44.836 --> 08:48.798
‫و دکتر بارکر و چن هم با دکتر لارسن میمونن.

08:48.840 --> 08:50.050
‫باقی شما هم...

08:50.091 --> 08:52.218
‫وقتی یه نفر تا این حد آشکارا بی‌مبالاتی میکنه،

08:52.260 --> 08:55.722
‫معمولاً معنیش اینه که داره تلاش میکنه
‫شکست بخوره.

08:55.805 --> 08:57.932
‫تا اون موقع، جولی رو تو ایستگاه پرستاری ببینید،

08:58.016 --> 08:59.893
‫اون وظایفتون رو بهتون تحویل میده.

09:03.563 --> 09:05.106
‫نفر اول توری هریس، ۱۶ ساله است،

09:05.190 --> 09:07.233
‫دیروز بعدازظهر دچار تشنج بزرگ شده.

09:07.275 --> 09:09.194
‫بدون هیچ بیماری زمینه‌ای مشخصی،

09:09.235 --> 09:10.904
‫سی‌تی‌اسکن و آزمایش خون تو اورژانس انجام داده

09:10.987 --> 09:13.281
‫و امروز صبح برای مشاوره با دکتر واکر

09:13.365 --> 09:14.282
‫آوردنش اینجا.

09:14.366 --> 09:16.159
‫توری حسابی شوکه شده،

09:16.242 --> 09:18.078
‫و با فرض اینکه والدینش هم اونجا باهاشن،

09:18.161 --> 09:20.163
‫شدیداً مضطربن،

09:20.246 --> 09:22.665
‫پس باید حواسمون به نحوه برخورد بالینی‌مون باشه.

09:22.707 --> 09:24.376
‫نه فقط درمان پزشکی، باشه؟

09:25.585 --> 09:28.797
‫نمیدونم چطور این اتفاق یهویی افتاده.

09:28.880 --> 09:30.382
‫من قبلاً هیچ‌وقت اینطور نشده بودم.

09:30.423 --> 09:33.843
‫سلام. من رزیدنت ارشد، دکتر لارسن هستم،

09:33.927 --> 09:35.095
‫و ایشون هم دکتر چن...

09:35.136 --> 09:36.930
‫- سلام.
‫- و دکتر بارکر.

09:37.013 --> 09:38.431
‫واقعاً به این همه دکتر نیاز داریم؟

09:38.515 --> 09:41.434
‫لطفاً نگران نباشید. اینا اینترن‌های ما هستن.

09:41.518 --> 09:43.103
‫آموزش دادن بخشی از کاریه که ما اینجا انجام میدیم.

09:43.144 --> 09:45.689
‫خب، تو سی‌تی‌اسکن‌ها چی می‌بینید؟

09:45.772 --> 09:47.774
‫حجم بطنی متقارنه،

09:47.857 --> 09:49.609
‫هیچ توده یا نشونه‌ای از ایسکمی دیده نمیشه.

09:51.694 --> 09:53.947
‫یعنی سکته نکردی که این چیز خوبیه.

09:53.988 --> 09:55.782
‫ما قبلاً درباره این با دکتر واکر صحبت کردیم،

09:55.824 --> 09:57.700
‫و آزمایش‌های خونش هم همگی نرمال بوده.

09:57.784 --> 09:59.160
‫چرا هیچ‌کس توضیحی نداره؟

09:59.202 --> 10:01.246
‫و داستان این چیزی که رو سرمه چیه؟

10:01.287 --> 10:03.873
‫این فعالیت‌های الکتریکی مغزت رو اندازه میگیره،

10:03.957 --> 10:05.917
‫و تایید میکنه که قطعاً تشنج داشتی.

10:05.959 --> 10:07.794
‫و نشونه‌های اون چیه؟

10:07.836 --> 10:09.170
‫حالت پس از تشنج.

10:09.254 --> 10:11.715
‫- یعنی چی؟
‫- کندی پراکنده امواج دلتا و تتا.

10:11.798 --> 10:13.216
‫یعنی به مغزت خیلی فشار اومده.

10:13.258 --> 10:16.302
‫آره، اینو می‌فهمم.
‫چطوری میخواید درمانم کنید؟

10:17.220 --> 10:19.347
‫دانشکده پزشکی رفتی؟

10:19.431 --> 10:20.473
‫نه؟

10:20.515 --> 10:22.142
‫پس اجازه بده ما حلش کنیم.

10:24.686 --> 10:26.104
‫در حال حاضر وضعیتت باثباته،

10:26.146 --> 10:27.522
‫و ما داریم...

10:27.605 --> 10:29.649
‫بله؟ نه، اونا هنوز نمیدونن چه بلاییه.

10:29.691 --> 10:32.152
‫تو ترسیدی؟
‫این منم که ۱۴ ساعت گذشته رو

10:32.235 --> 10:34.320
‫صرف اسکن کردن کل بدنم کردم.

10:34.404 --> 10:36.740
‫بعداً بهت پیام میدم، دکترا اینجان.

10:36.823 --> 10:38.283
‫باید برم.

10:38.950 --> 10:41.411
‫ببخشید. دوستام یه کم نگرانن.

10:41.494 --> 10:42.746
‫قابل درکه.

10:42.787 --> 10:45.832
‫چی میتونی درباره احساست تو روز گذشته به ما بگی؟

10:45.874 --> 10:48.793
‫سردرد؟ سرگیجه؟ دیدن جرقه‌های نور؟

10:48.835 --> 10:51.004
‫نه. اینا رو تو اورژانس بهشون گفتم.

10:51.046 --> 10:54.591
‫خب، لحظات قبل از تشنج چطور؟

10:54.632 --> 10:56.468
‫تو تمرین فنی بودیم،

10:56.509 --> 10:58.720
‫داشتیم صحنه اصلی که ژولیت میخواد
‫خودشو بکشه رو تمرین میکردیم.

10:58.803 --> 11:00.847
‫راستش یه کم مضطرب بودم،

11:00.889 --> 11:04.476
‫چون مدام نشانه‌های ورودم رو
‫فراموش میکردم و بعد...

11:04.517 --> 11:06.352
‫صدای تیراندازی مشقی رو شنیدم...

11:06.436 --> 11:07.729
‫و من...

11:07.812 --> 11:09.481
‫دکتر لارسن.

11:09.522 --> 11:10.607
‫اتفاقی افتاده؟

11:10.690 --> 11:12.567
‫دوباره داره تشنج می‌کنه.

11:13.526 --> 11:14.736
‫توری!

11:16.946 --> 11:19.074
‫میز احیا، لورازپام وریدی،
‫کیت لوله‌گذاری.

11:19.157 --> 11:20.867
‫دکتر بارکر، سمت چپش رو ثابت نگه دار.

11:20.950 --> 11:22.535
‫چرا دوباره این ‌طوری شد؟

11:22.577 --> 11:24.454
‫خانم هریس، لطفاً برید عقب.
‫حواسمون هست.

11:24.496 --> 11:25.955
‫دکتر بارکر، ثابت نگه‌ش دار.

11:29.709 --> 11:31.169
‫اون... میز تجهیزاته!

11:31.211 --> 11:33.338
‫میز احیا تو راهروئه!

11:33.380 --> 11:34.714
‫من میارم!

11:34.756 --> 11:35.924
‫اکسیژن، روث!

11:36.007 --> 11:37.884
‫باشه! آره!

11:37.967 --> 11:38.885
‫- همین الان!
‫- اومدم!

11:38.968 --> 11:40.220
‫- بجنب، زود باش.
‫- بفرما.

11:47.809 --> 11:50.269
‫مطمئنم در جریانی که فلیشیا
‫ترنر و شوهرش

11:50.353 --> 11:53.147
‫امروز از دکتر لارسن شکایت کردن.

11:53.189 --> 11:54.273
‫در جریانم.

11:54.315 --> 11:55.817
‫گفتن تو چندتا از برخوردهاشون

11:55.858 --> 11:58.111
‫حضور داشتی؟

11:58.194 --> 11:59.404
‫بودم...

11:59.445 --> 12:01.823
‫گرچه نمی‌دونم فایده‌ی این کار چیه.

12:01.864 --> 12:06.077
‫فقط بگو چی دیدی، دکتر میترا.

12:06.577 --> 12:07.870
‫اون زن بارداره،

12:07.954 --> 12:11.332
‫ولی امی انگار متوجه نمی‌شد چرا باید نگران

12:11.416 --> 12:12.959
‫سلامتی بچه‌ش باشه.

12:14.001 --> 12:14.877
‫چطور مگه؟

12:14.919 --> 12:17.005
‫امی همون امی همیشگی بود.

12:17.088 --> 12:18.798
‫نمی‌دونم دیگه چی می‌خوای بگم،

12:18.881 --> 12:20.633
‫مخصوصاً که قبلاً هم این مسیر رو رفتیم،

12:20.717 --> 12:23.052
‫اما رفتارش هیچ تغییری نمی‌کنه.

12:23.886 --> 12:26.597
‫تغییر دادن فرهنگ هر محیطی

12:26.639 --> 12:28.141
‫ممکنه زمان ببره.

12:28.182 --> 12:32.854
‫ولی شما اخراجش نمی‌کنی، نه؟
‫هر کاری هم بکنه.

12:35.481 --> 12:37.108
‫آره.

12:38.151 --> 12:40.528
‫همین فکر رو می‌کردم.

12:41.487 --> 12:43.948
‫دکتر میترا.

12:44.031 --> 12:46.909
‫چند ماهی بهش وقت بده، باشه؟

12:46.951 --> 12:51.205
‫آدم‌های مهم ارزشت رو اینجا می‌بینن،
‫و این نادیده گرفته نمی‌شه.

12:56.961 --> 12:59.672
‫بیمار بعدی، مرد ۳۸ ساله با درد قفسه سینه،

12:59.756 --> 13:02.633
‫تنگی نفس و سابقه خانوادگی بیماری قلبی.

13:02.717 --> 13:04.469
‫یه شرح‌حال قلبی کاملاً معمولیه.

13:04.510 --> 13:05.636
‫از اینا زیاد خواهید دید،

13:05.678 --> 13:08.473
‫همیشه هم به کیس‌های هیجان‌انگیز برنمی‌خوریم.

13:08.514 --> 13:10.475
‫این اواخر استرس خاصی داشتید؟

13:10.558 --> 13:11.768
‫استرس؟

13:11.809 --> 13:14.062
‫راستش دیروز سر تمرین
‫یکی از شاگردام تشنج کرد.

13:14.103 --> 13:14.979
‫سر تمرین.

13:15.063 --> 13:16.898
‫آره، همین‌جاست. توری دیگه، درسته؟

13:16.981 --> 13:18.733
‫دکترهای دیگه‌مون دارن بهش رسیدگی می‌کنن.

13:18.816 --> 13:21.402
‫این نقض حریم بیمار به حساب میاد، دکتر دسیلوا.

13:21.486 --> 13:22.862
‫درسته. ببخشید.

13:22.904 --> 13:24.864
‫داشتم باهاش پیامکی حرف می‌زدم
‫می‌گه کلی آزمایش داده

13:24.906 --> 13:26.657
‫ولی هنوز هیچی دستگیرتون نشده؟

13:26.741 --> 13:28.659
‫می‌دونم نگرانی ولی اجازه نداریم

13:28.743 --> 13:30.453
‫درباره وضعیت یه بیمار دیگه با شما حرف بزنیم.

13:30.536 --> 13:31.996
‫حالا اگه می‌شه در مورد وضعیت خودتون...

13:34.457 --> 13:35.833
‫الان سرتون هم درد می‌کنه؟

13:35.917 --> 13:38.044
‫آره، شبیه میگرنه.

13:38.127 --> 13:39.962
‫قبلاً هم سابقه داشته؟

13:40.046 --> 13:41.547
‫نه، اصلاً.

13:42.048 --> 13:43.424
‫دکتر دسیلوا؟

13:43.508 --> 13:45.218
‫به نور حساسیت ندارید؟

13:45.259 --> 13:46.260
‫نه.

13:46.344 --> 13:47.512
‫درد تیر نمی‌کشه؟

13:47.595 --> 13:48.930
‫یعنی چی؟

13:50.556 --> 13:52.892
‫به پشت یا به دست‌هاتون نمی‌زنه؟

13:52.975 --> 13:55.395
‫فکر نکنم. ولی یه کم سرگیجه دارم.

13:55.436 --> 13:57.480
‫دکتر فرگوسن.

13:57.563 --> 13:59.190
‫دارم سعی می‌کنم ربط هم‌زمانی درد قلب

13:59.232 --> 14:01.234
‫و سردردتون رو متوجه بشم.

14:01.317 --> 14:02.443
‫- ممکنه سکته باشه.
‫- چی؟

14:02.485 --> 14:03.611
‫یا تنگی شریان کاروتید.

14:03.694 --> 14:04.737
‫چی؟ این دیگه چیه؟

14:04.821 --> 14:06.197
‫دکتر دسیلوا، نوبت شما نیست.

14:06.280 --> 14:10.368
‫دکتر فرگوسن، بهتره فرضیه‌های محتمل‌تر رو بسنجیم

14:10.410 --> 14:12.537
‫و سعی کنیم بیمار رو نترسونیم.

14:12.620 --> 14:14.205
‫اجازه دارم آنژین قلبی رو مطرح کنم؟

14:14.247 --> 14:15.623
‫بله.

14:16.582 --> 14:17.917
‫با توجه به سابقه خانوادگی بیماری قلبی،

14:18.001 --> 14:19.919
‫پیشنهاد آنژیوگرافی زیادی تندروی نیست؟

14:21.087 --> 14:22.630
‫نه، نیست.

14:22.714 --> 14:25.133
‫حالا به آقای گالوین توضیح بدید
‫که این یعنی چی.

14:27.802 --> 14:31.055
‫وقتی پیش توری بودیم دیدم
‫رفتی تو فکر و خاطرات.

14:31.139 --> 14:34.434
‫گزیده‌ای از رفتارهای خبیثانه‌ی جادوگر بدجنس وست‌ساید

14:34.517 --> 14:35.768
‫میاد جلوی چشمم.

14:35.852 --> 14:39.230
‫درست مثل یه پادکست ادامه‌دار
‫از درس‌های چطور بد نباشیم.

14:39.313 --> 14:40.732
‫خیلی هم آموزنده‌ست.

14:40.773 --> 14:43.526
‫بی‌خیال امی، من خودم رو به خاطر
‫تو انداختم تو خطر. دکتر شرل هم همین‌طور.

14:43.609 --> 14:48.322
‫حواسم هست جینا،
‫از پسش برمیام و ضایشون می‌کنم.

14:49.782 --> 14:52.035
‫توری رو بفرستید رادیولوژی مستقر بشه،

14:52.076 --> 14:54.203
‫به گراهام هم بگو به محض آماده شدن

14:54.245 --> 14:55.121
‫جواب آزمایش‌ها رو بیاره.

14:55.204 --> 14:56.247
‫باشه، الان.

14:57.623 --> 14:58.666
‫تی‌جی گفت اینجایی.

14:58.750 --> 15:00.418
‫حی و حاضر.

15:00.501 --> 15:02.462
‫به نظر میاد روبه‌راه شدی.

15:02.545 --> 15:05.006
‫همه ‌چی خوبه. روز اول کار جدیدمه.

15:05.089 --> 15:08.217
‫از شنیدن قضیه جوآن خیلی ناراحت شدم.

15:08.259 --> 15:10.428
‫تک بود و لنگه نداشت.

15:10.511 --> 15:12.180
‫ریچارد چی؟ تی‌جی گفت از اینجا رفت.

15:12.221 --> 15:15.349
‫به یه شروع دوباره نیاز داشت.
‫رفته همین بیمارستان ایست‌ساید.

15:15.391 --> 15:17.852
‫خب، از دیدنت خیلی خوشحال شدم.

15:18.519 --> 15:19.812
‫هردوتون.

15:19.854 --> 15:23.191
‫همین‌طور شما، دکتر گرنت.
‫هر چی خواست براش آماده کنید.

15:24.358 --> 15:27.028
‫حالا ببینیم چی می‌شه. خوشحالم برگشتی، امی.

15:27.111 --> 15:29.697
‫فکر کنم باید ممنون دست‌های مطمئن
‫دکتر گرنت باشیم.

15:29.781 --> 15:31.783
‫دقیقاً همین‌ طوره.

15:33.242 --> 15:35.036
‫- بریم؟
‫- بفرمایید.

15:38.915 --> 15:40.708
‫خبریه؟ چیزی بین‌تونه؟

15:41.876 --> 15:43.461
‫پرونده‌ی این چیزا واسه من بسته‌ست.

15:43.503 --> 15:46.547
‫فقط می‌گم، اگه من یه جور دیگه رفتار می‌کردم...

15:46.631 --> 15:49.133
‫هی، بس کن!

15:49.759 --> 15:51.177
‫سلام.

15:51.260 --> 15:52.553
‫بن گرنت یه آدم سرخوده،

15:52.595 --> 15:54.472
‫که می‌دونی واسه خیلی از جراح‌ها

15:54.555 --> 15:55.807
‫دردسرسازه.

15:55.890 --> 15:57.725
‫مخصوصاً اونایی که از نیویورک اومدن.

15:57.767 --> 16:00.061
‫می‌دونم قربان. من این‌ طوری نیستم.

16:00.103 --> 16:01.729
‫روی ابزارهای من متمرکز بمون.

16:01.813 --> 16:05.566
‫افق رو حفظ کن؛ دنبال کار ندو.

16:05.608 --> 16:07.694
‫می‌دونم تو جبهه امدادگر بودی،

16:07.777 --> 16:10.863
‫پس از بیشتر رزیدنت‌ها تجربه بیشتری داری،

16:10.947 --> 16:13.282
‫ولی می‌خوام مطمئن شم که پله‌پله جلو می‌ری.

16:13.366 --> 16:15.660
‫بله قربان، حتماً.

16:23.960 --> 16:26.170
‫داری خودت رو سرزنش می‌کنی.

16:26.254 --> 16:27.130
‫چی؟

16:27.213 --> 16:28.381
‫روز اولته.

16:28.464 --> 16:30.174
‫هر کسی جای تو بود اون اشتباه رو با میز احیا می‌کرد.

16:30.258 --> 16:33.219
‫الان مهم اینه که چطور برمی‌گردی به اوج.

16:35.221 --> 16:37.598
‫و یادت باشه که قرار نیست

16:37.640 --> 16:38.766
‫همه دکتر بشن.

16:40.476 --> 16:42.937
‫ممنون. قدرش رو می‌دونم.

16:43.021 --> 16:46.065
‫یادت باشه صبح چی گفتم، تو به اینجا تعلق داری.

16:49.110 --> 16:51.738
‫خب، حالا که دیگه با دکتر لارسن کار نمی‌کنی،

16:51.821 --> 16:54.073
‫انگار سردرگمی، نه؟

16:54.115 --> 16:54.949
‫بیخیال، مارگارت.

16:54.991 --> 16:56.534
‫من کارم رو خیلی جدی می‌گیرم.

16:56.576 --> 16:59.662
‫خوشم نمیاد کسی تو بخش من با بی‌میلی کار کنه.

16:59.704 --> 17:01.247
‫تیکه انداختی؟

17:01.330 --> 17:02.957
‫فریب نمی‌خورم، جیک.

17:03.040 --> 17:04.333
‫اما خب، بودجه داریم.

17:04.417 --> 17:07.378
‫فقط سه ماه. ولی بعدش، دوباره بررسی می‌کنیم.

17:07.420 --> 17:08.463
‫باشه، این که...

17:08.546 --> 17:10.048
‫چطور ممکنه حس کنی بهت قولی داده شده؟

17:10.089 --> 17:12.467
‫نه، نه. خوشحالم که ریسکش رو می‌پذیرم.

17:12.508 --> 17:13.885
‫قدر اعتمادت رو می‌دونم.

17:14.344 --> 17:16.471
‫حالا می‌تونی این هفته همراه دکتر داگلاس باشی.

17:20.349 --> 17:25.438
‫هووف. خیلی سخت‌گیره،
‫ولی تو بدترش رو هم دیدی.

17:29.692 --> 17:31.069
‫باورم نمی‌شه ۳۸ سالمه

17:31.152 --> 17:33.321
‫و الان یه کاتتر تو قلبمه.

17:33.363 --> 17:35.323
‫می‌دونم، ولی از اون چیزی که فکر می‌کنی ترسناک‌تره.

17:35.406 --> 17:39.202
‫فقط سعی کن نفس بکشی و به یه چیز دیگه فکر کنی، باشه؟

17:39.243 --> 17:41.245
‫غیر از شاگرد محبوبم که داشت کف سالن

17:41.287 --> 17:42.747
‫تئاترم دست و پا می‌زد؟ آره.

17:42.830 --> 17:44.290
‫باشه، حالا مایع رو تزریق می‌کنم،

17:44.374 --> 17:46.084
‫تا بتونیم شریان‌هات رو نقشه‌برداری کنیم.

17:48.586 --> 17:49.921
‫جهتش درست نیست.

17:50.004 --> 17:53.466
‫انگار مارپیچه. بیشتر تزریق کن ببینیم چی می‌شه.

17:56.427 --> 17:57.845
‫سخت رفت تو.

17:57.887 --> 17:59.847
‫فقط دارم کاتتر رو یکم عمیق‌تر می‌فرستم.

17:59.889 --> 18:02.350
‫فقط به ژولیت روی بالکن فکر کن.

18:02.392 --> 18:06.813
‫اصلاً خنده‌دار نبود. ما پولمون به بالکن نمی‌رسید.

18:07.522 --> 18:08.606
‫بجنب آقای گالوین،

18:08.648 --> 18:12.193
‫«پدرت را انکار کن، نامت را انکار کن.»

18:12.235 --> 18:13.444
‫حالا این خنده‌دار بود.

18:13.486 --> 18:16.447
‫من تو دبیرستان رسیدا نقش ژولیت رو بازی کردم.

18:16.489 --> 18:17.657
‫شریان‌هاش کاملاً بازه.

18:17.740 --> 18:19.992
‫خب، این که خوبه، نه؟

18:20.034 --> 18:22.954
‫فقط مشکل اینجاست که هنوز
‫دلیل علائمت رو نمی‌فهمیم.

18:24.705 --> 18:26.124
‫باشه لیز، بیا اینجا. بیا ثابت نگهش داریم.

18:26.165 --> 18:27.375
‫باید این کاتتر رو دربیارم.

18:27.417 --> 18:30.795
‫خدای من. چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫چه خبره؟

18:30.837 --> 18:33.548
‫بافت اصلی مغز توری سالم به‌نظر می‌رسه...

18:33.631 --> 18:34.924
‫نه توده‌ای هست، نه خون‌ریزی.

18:35.008 --> 18:38.720
‫نه سکته، نه ناهنجاری عروقی، نه ضایعه قشری.

18:38.761 --> 18:40.138
‫هیچ نشانه‌ای از التهاب مغز نیست.

18:40.221 --> 18:41.806
‫منظورم اینه که هیچ دلیل فیزیکی

18:41.848 --> 18:42.974
‫برای تشنج کردنش وجود نداره.

18:44.142 --> 18:46.686
‫معلم تئاترش هم همین الان
‫تشنج کانونی داشت.

18:46.728 --> 18:48.396
‫نمی‌تونه اتفاقی باشه که هر دوشون

18:48.479 --> 18:49.772
‫دارن واکنش عصبی نشون می‌دن.

18:49.856 --> 18:52.316
‫پس حتماً یه عامل محیطی حاد در میونه.

18:52.358 --> 18:53.317
‫از تئاتر.

18:53.401 --> 18:56.279
‫یعنی افراد دیگه‌ای هم هستن.

19:02.541 --> 19:04.741
‫خب مایکل فرستادم خونه.
‫[روز تصادف]

19:05.120 --> 19:08.915
‫ظاهراً سونیا من رو به خاطر
‫سخت‌گیری با فلیشیا لو داده.

19:08.999 --> 19:10.459
‫داری شوخی می‌کنی.

19:10.542 --> 19:14.087
‫تقریباً دارم فکر می‌کنم نکنه اونم
‫یه حسی به تو داره.

19:14.171 --> 19:16.506
‫چی و مثلاً انتقام گرفته؟

19:16.548 --> 19:18.842
‫خشم یه زن طرد شده...

19:18.884 --> 19:22.012
‫نه. نه. امکان نداره،
‫تازه اون چیزی از ما نمی‌دونه.

19:22.054 --> 19:26.433
‫راستی، یه ساعت دیگه خونه من می‌بینمت؟

19:26.516 --> 19:27.851
‫آره، عالیه.

19:27.934 --> 19:29.061
‫و جیک، شاید...

19:29.811 --> 19:33.690
‫بیشتر از یه مسواک با خودت بیاری.

19:34.900 --> 19:38.195
‫واو. تقریباً شبیه یه جور تعهد به نظر می‌رسه.

19:40.322 --> 19:43.367
‫فکر کنم وقتشه به کیتی در موردت بگم.

19:43.408 --> 19:46.119
‫و شاید آشنات کنم.

19:46.161 --> 19:49.247
‫آره، آره. واسه میا هم همین‌طور.

19:49.331 --> 19:51.041
‫خیلی دوست دارم.

19:53.085 --> 19:55.462
‫و دوستت دارم.

19:56.630 --> 19:58.090
‫می‌تونم به شنیدن این عادت کنم.

20:01.134 --> 20:02.803
‫اونجا می‌بینمت.

20:08.684 --> 20:09.935
‫خب، باید اداره بهداشت رو بفرستی اونجا

20:10.018 --> 20:11.770
‫تا سالن تئاتر رو تست کنن و باید بدونیم

20:11.853 --> 20:13.397
‫کس دیگه‌ای هم گزارشی از مشکل داشته یا نه.

20:13.480 --> 20:15.357
‫دانش‌آموز دیگه‌ای هم هست
‫که به خاطر بیماری غیبت کرده باشه؟

20:15.399 --> 20:16.983
‫خب، قلب؟

20:17.734 --> 20:19.569
‫داستانش طولانیه.

20:20.195 --> 20:21.113
‫ممکنه

20:21.196 --> 20:22.572
‫- خیلی چیزا باشه. کپک...
‫- آها.

20:22.656 --> 20:24.074
‫اوضاع با اینترن‌ها چطوره؟

20:24.157 --> 20:25.283
‫دارم راه‌و‌چاه رو یاد می‌گیرم.

20:25.367 --> 20:26.243
‫اخیراً بازرسی شدی؟

20:26.284 --> 20:27.536
‫باید جای بزرگی رو پر کنی.

20:28.370 --> 20:29.913
‫بیشتر علائم عصبیه.

20:29.955 --> 20:32.666
‫تقریباً شبیه سطحی از تعهده.

20:33.333 --> 20:34.584
‫من که نپرسیدم...

20:34.626 --> 20:37.129
‫- یه خاطره یادت اومد؟
‫- آره.

20:37.212 --> 20:39.506
‫می‌دونم نمی‌تونی اسامی رو به ما بگی،

20:39.589 --> 20:41.341
‫ولی باید با والدینشون تماس بگیری،

20:41.383 --> 20:43.176
‫و بگی بیارنشون اینجا.

20:43.260 --> 20:45.762
‫خب، ممنونم. بهم خبر بده.

20:47.806 --> 20:49.599
‫دو نفر دیگه هم با سرگیجه مدرسه رو ترک کردن،

20:49.683 --> 20:51.893
‫یکی دیگه هم دست راستش بی‌حس شده.

20:51.935 --> 20:53.311
‫همه از سالن تئاتر؟

20:53.395 --> 20:54.438
‫خیلی طفره می‌رفت، نمی‌گفت.

20:54.521 --> 20:55.647
‫خب، اینم خودش کمک بزرگیه.

20:55.731 --> 20:57.607
‫و اونم می‌خواد خودش رو تبرئه کنه،

20:57.691 --> 20:59.526
‫- ولی با اداره بهداشت تماس می‌گیره.
‫- خب، بچه‌ها چی؟

20:59.609 --> 21:01.028
‫- قراره بیان؟
‫- اون پیگیرش می‌شه.

21:01.069 --> 21:03.321
‫به محض اینکه برسن
‫علائمشون رو چک می‌کنیم،

21:03.405 --> 21:05.323
‫ببینیم می‌تونیم الگویی پیدا کنیم یا نه.

21:05.407 --> 21:06.783
‫سرگیجه‌ت از کی شروع شد؟

21:06.825 --> 21:10.328
‫تو کلاس ریاضی؟
‫شاید حدود ساعت ۱۱؟

21:10.412 --> 21:11.830
‫تغییری توی بیناییت احساس کردی؟

21:11.913 --> 21:14.207
‫نه زیاد. اینم جزوشه؟
‫همراه سرگیجه؟

21:14.249 --> 21:15.917
‫ما فقط داریم اطلاعات جمع می‌کنیم.

21:15.959 --> 21:17.461
‫گفت معلم تئاتر هم اینجاست.

21:17.544 --> 21:19.046
‫آره. و توری.
‫بابا، باور نمی‌کنی

21:19.129 --> 21:19.963
‫چه اتفاقی براش افتاده.

21:20.005 --> 21:21.631
‫ما اجازه نداریم در اون مورد صحبت کنیم.

21:23.592 --> 21:24.843
‫همه یه مشکل داریم؟

21:24.885 --> 21:27.179
‫تو مدرسه بوی عجیبی حس نکردی؟

21:27.262 --> 21:28.472
‫نه، فکر نکنم.

21:28.555 --> 21:30.599
‫قضیه همینه؟
‫نشت گاز یا یه همچین چیزی؟

21:30.640 --> 21:32.059
‫هنوز داریم بررسی می‌کنیم،

21:32.142 --> 21:34.436
‫و اداره بهداشت همین الان
‫داره مدرسه رو آزمایش می‌کنه.

21:34.478 --> 21:37.814
‫دکتر فرگوسن، سوالی نداری؟

21:38.357 --> 21:39.733
‫اتفاقاً دارم.

21:41.485 --> 21:44.196
‫قطعاً من به تهاجمی عمل کردن اعتقاد دارم.

21:44.279 --> 21:46.323
‫حالا، اگه می‌پرسی که من به طور بیمارگونه‌ای

21:46.365 --> 21:48.408
‫عاشق جراحی‌ام... نه.

21:48.450 --> 21:51.369
‫غرور من به نتیجه‌ی کاره،
‫نه به قپی اومدن و خودنمایی.

21:51.453 --> 21:53.330
‫و چرا مینیاپولیس؟

21:53.372 --> 21:54.831
‫من اینجا بزرگ شدم،

21:54.873 --> 21:58.168
‫و خواهرم یه سری مشکلات سلامتی داره،
‫به علاوه دوتا پسر نوجوون

21:58.251 --> 21:59.461
‫که نیاز به یه الگو تو زندگی‌شون دارن.

21:59.503 --> 22:02.005
‫ببینید، مسئله اینه که
‫من می‌تونستم برم میو کلینیک.

22:02.089 --> 22:04.841
‫امیدم این بود که اینجا
‫بخش جراحی‌تون رو بسازم.

22:04.925 --> 22:07.344
‫خب، دلیل آوردن تو هم دقیقاً همین بوده.

22:08.804 --> 22:11.056
‫فکر کنم حرفم اینه که اگه بخوام بیام وست‌ساید،

22:11.139 --> 22:13.058
‫فقط به این شرط میام که جراحی رو مدیریت کنم.

22:13.141 --> 22:15.435
‫می‌خوای جای دکتر کاستا رو بگیری؟

22:15.519 --> 22:17.521
‫اشتباه برداشت نکنید؛ اون کارش درسته.

22:17.604 --> 22:19.481
‫خوشحال می‌شم که توی تیمم داشته باشمش.

22:19.523 --> 22:21.692
‫حتی حاضرم از حقوق خودم یه مقداری کم کنم

22:21.775 --> 22:24.277
‫تا اون هم دقیقاً همون چیزی رو بگیره که الان می‌گیره.

22:24.319 --> 22:25.529
‫برای من پول مهم نیست.

22:25.612 --> 22:27.239
‫به نظرت چی می‌تونی ارائه بدی

22:27.322 --> 22:28.782
‫که ما الان نداریم؟

22:28.865 --> 22:31.326
‫بخش داخلی سال‌هاست که نقطه‌ی قوت

22:31.410 --> 22:32.828
‫و ویترین شما بوده،

22:32.869 --> 22:35.122
‫اما دکتر لارسن تو جایگاه فعلیش دیگه اون جذابیت رو نداره.

22:35.163 --> 22:37.749
‫حالا، ببینید، در هر صورت،
‫شما نیاز دارید که جراحی

22:37.833 --> 22:39.126
‫قطب‌نمای هدایت‌کننده‌تون باشه.

22:39.209 --> 22:41.378
‫پیشرفتِ واقعی اونجاست،
‫بودجه‌های پژوهشی هم همونجاست

22:41.420 --> 22:43.714
‫و اونجاییه که می‌تونید ستاره‌های بزرگ رو جذب کنید.

22:43.797 --> 22:45.132
‫و با اعتبار و نفوذ من،

22:45.173 --> 22:47.467
‫قطعاً می‌تونم اون آدم‌ها رو بیارم اینجا.

22:49.011 --> 22:52.639
‫همه‌ی آزمایش‌های پال تو اتاق ۶۱۸ همونه.

22:52.681 --> 22:55.017
‫به پاتولوژی زنگ بزن
‫و بگو همه‌شون رو سریع انجام بدن.

22:55.058 --> 22:57.310
‫سلام، اسم من بتسی فولره.
‫این هم پسرم جاش ـه.

22:57.394 --> 22:58.687
‫اون تو تئاتر بوده.

22:58.770 --> 23:00.397
‫به ما گفتن همه باید تو این طبقه چک بشن.

23:00.439 --> 23:01.606
‫باشه، اونم جزو دانش‌آموزاییه

23:01.690 --> 23:03.024
‫که علائم نشون داده؟

23:03.066 --> 23:05.902
‫خب، هنوز نه، ولی شنیدیم که به شش نفر رسیده.

23:05.944 --> 23:07.446
‫در واقع چهار نفر.

23:07.529 --> 23:08.780
‫گفتی شش نفر.

23:08.864 --> 23:10.282
‫خب، نمی‌دونم. اینطور گفتن.

23:10.365 --> 23:12.617
‫خب، اونم باید توسط دکترها معاینه بشه.

23:12.701 --> 23:13.910
‫متوجه‌ام. لطفاً این فرم رو پر کنید،

23:13.994 --> 23:15.370
‫و تو بخش انتظار بشینید.

23:18.415 --> 23:19.583
‫توری!

23:19.666 --> 23:22.419
‫هوشیاریش رو از دست داد.
‫فشار ۲۱ روی ۱۱.

23:22.461 --> 23:24.963
‫ضربان قلب ۴۸.
‫و مردمک سمت چپش هم فیکس شده.

23:25.047 --> 23:26.590
‫یعنی چی؟ چش شده؟

23:26.673 --> 23:27.716
‫این نمی‌تونه به خاطر تشنج تازه باشه.

23:27.758 --> 23:29.092
‫یکی باید به ما بگه این چیه!

23:29.176 --> 23:31.303
‫چه بلایی داره سرش میاد؟
‫مسریه؟

23:31.386 --> 23:33.597
‫سعی کنید آروم باشید، خواهش می‌کنم.

23:42.478 --> 23:43.729
‫حرفی نداری؟

23:43.771 --> 23:45.940
‫وضعیت متیو ردی پایداره.

23:45.982 --> 23:50.570
‫دکتر پارک مسئول آی‌سی‌یوئه و دکتر بارت داره

23:50.653 --> 23:54.031
‫آنژیو کیم ترنت رو انجام می‌ده.
‫همه‌ چی تحت کنترله.

23:54.073 --> 23:56.033
‫منظورم درباره شکایته.

23:58.494 --> 23:59.996
‫فلیشیا ترنر شکایت کرد.

24:00.079 --> 24:03.499
‫از من پرسیدن چی شده
‫و منم نمی‌خواستم دروغ بگم.

24:03.541 --> 24:06.252
‫درسته، ولی حقیقت می‌تونه سلیقه‌ای باشه.

24:06.335 --> 24:07.753
‫و برام سواله که به دکتر حمده گفتی

24:07.837 --> 24:10.298
‫که متوجه پوسته‌پوسته شدن ناخن‌ها

24:10.381 --> 24:13.843
‫و در نتیجه تشخیص امروز صبح نشدی.

24:14.719 --> 24:17.388
‫ببین، نمی‌خواستم تا فردا این رو بهت بگم،

24:17.430 --> 24:19.682
‫ولی حالا که داریم اینجا حرف می‌زنیم...

24:21.017 --> 24:25.479
‫من استعفام رو ارائه می‌دم. از دو هفته‌ی دیگه.

24:25.563 --> 24:27.440
‫داری استعفا می‌دی.

24:27.481 --> 24:28.983
‫چون از سبک مدیریتم خوشت نمیاد.

24:29.025 --> 24:30.776
‫مطمئنم فکر می‌کنی این یه سبکه،

24:30.818 --> 24:34.196
‫ولی همه‌ به‌ جز دکتر هلر
‫فکر می‌کنن این یه جور سوءاستفاده‌ست.

24:34.280 --> 24:35.823
‫و من تو زندگیم نیازی به این ندارم.

24:35.907 --> 24:39.785
‫خب، انتظار دارم یکی دو سال دیگه بهم زنگ بزنی.

24:39.869 --> 24:44.123
‫عذرخواهی کنی و بابت همه‌
‫چیزهایی که بهت یاد دادم ازم تشکر کنی.

24:45.000 --> 24:51.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:51.881 --> 24:53.174
‫گفتن ام‌آرآی تموم شد؟

24:53.216 --> 24:56.928
‫تقریباً. ضایعه‌ای نیست.
‫بطن‌ها تا اینجا خوب به نظر می‌رسن.

24:57.011 --> 25:00.097
‫- امروز چطوری؟
‫- کیس پیچیده‌ایه.

25:00.181 --> 25:03.184
‫نه، منظورم اینه که رزیدنت ارشد
‫در کنار امی بودن چطوره.

25:03.226 --> 25:07.355
‫آره، اونم امروز صبح یه سخنرانی

25:07.396 --> 25:08.689
‫خیلی پرشور برای اینترن‌ها کرد.

25:08.773 --> 25:12.276
‫تقریباً نقطه مقابل همون اخلاق همیشگیش بود، پس...

25:12.360 --> 25:13.819
‫این جالب بود.

25:13.861 --> 25:16.239
‫آره، مطمئنم این دفعه داره
‫یه رویکرد دیگه رو امتحان می‌کنه.

25:17.490 --> 25:19.825
‫تو چی؟ بالاخره راه خودت رو پیدا کردی؟

25:20.493 --> 25:22.203
‫مهربونی قاطع، بدون نیش و کنایه.

25:22.286 --> 25:23.829
‫شاید یه جور تغییر نقش باشه

25:23.871 --> 25:25.998
‫حالا که اون داره این ‌قدر احساساتی رفتار می‌کنه.

25:26.874 --> 25:28.918
‫اوضاع بین خودتون چطوره؟

25:30.169 --> 25:32.672
‫ما جدا شدیم.

25:33.798 --> 25:35.132
‫- واقعاً؟
‫- آره.

25:35.174 --> 25:37.552
‫فقط دارم سعی می‌کنم حالا اون تعادل رو پیدا کنم.

25:37.635 --> 25:39.303
‫می‌دونی، کار کردن کنار هم.

25:39.887 --> 25:43.349
‫خب، هنوز روز اوله. مطمئنم بهش می‌رسید.

25:49.355 --> 25:53.192
‫آزمایش‌های معلم، سی‌بی‌سی، سی‌ام‌پی،
‫عکس سر، همه‌ش نرماله.

25:53.276 --> 25:55.027
‫توری تو اتاق عمله.

25:55.069 --> 25:57.280
‫باید یه فرایند انسدادی تو مغزش باشه،

25:57.363 --> 25:59.740
‫ولی بقیه بچه‌ها رو هم اسکن کردیم؛ هیچ‌کدوم لخته ندارن.

25:59.824 --> 26:01.617
‫و از نظر مصرف مواد تفریحی هم چک‌شون کردیم.

26:01.701 --> 26:02.952
‫غربالگری سم‌شناسی همه‌شون نرمال بود.

26:03.035 --> 26:04.370
‫باشه، پس پروفایل ما چی رو نشون می‌ده؟

26:04.453 --> 26:07.582
‫علائم تنفسی ندارن، که کپک، فرمالدهید،

26:07.623 --> 26:09.834
‫منوکسید کربن رو رد می‌کنه،
‫نوروپاتی محیطی هم که ندارن...

26:09.917 --> 26:13.546
‫و تب هم ندارن، پس سموم سیانوتوکسین
‫سیستم تهویه هم منتفیه.

26:13.629 --> 26:14.964
‫یه چیزی جور درنمیاد.

26:15.047 --> 26:17.216
‫توری اولین تشنجش رو دیروز بعدازظهر داشت،

26:17.300 --> 26:20.219
‫اما بقیه هیچ‌ کدوم تا امروز علائمی نشون ندادن.

26:20.303 --> 26:22.180
‫اگه در معرض یه ماده‌ی حاد بودن،

26:22.263 --> 26:24.390
‫همه‌شون باید دیشب هجوم می‌آوردن به بیمارستان.

26:24.473 --> 26:27.643
‫باید دوباره از همه‌شون مصاحبه کنیم
‫و تایم‌لاین رو دقیق بررسی کنیم.

26:27.727 --> 26:29.645
‫یه چیزی باید از آب دربیاد.

26:29.729 --> 26:31.022
‫خبری از مدرسه نگرفتی؟

26:31.105 --> 26:32.565
‫هنوز منتظر نتایج آزمایشات هستیم.

26:32.648 --> 26:34.567
‫باشه، چقدر طول می‌کشه؟

26:34.609 --> 26:37.111
‫آره...

26:37.153 --> 26:39.322
‫بعضی از سموم احتمالی رو می‌تونن

26:39.363 --> 26:42.241
‫ظرف چند ساعت تست کنن؛
‫بقیه ممکنه یه روز یا دو روز طول بکشه.

26:42.283 --> 26:45.870
‫می‌شه لطفاً کمک‌مون کنید؟
‫دکتر باید پسرمو ببینه.

26:45.953 --> 26:47.663
‫موقعی که رسید هیچ علائمی نداشت،

26:47.747 --> 26:49.582
‫ولی الان احساس سرگیجه داره.

26:49.624 --> 26:52.460
‫و منم انگار بی‌حسی دارم
‫که می‌زنه به دستم.

26:52.543 --> 26:53.920
‫داشتم همین الان بستریش می‌کردم.

26:54.003 --> 26:56.505
‫از وقتی منتظر بودید این وضعیت بدتر شده؟

26:56.589 --> 26:58.424
‫آره. خیلی شدید شده.

26:58.466 --> 27:01.385
‫و هیچ‌کس نمی‌تونه به ما بگه دوره نهفتگیش چقدره.

27:01.928 --> 27:04.388
‫معاینه کامل انجام بدید. اتاق ۶۱۹.

27:04.472 --> 27:05.765
‫دیگه وقتش بود.

27:05.848 --> 27:08.142
‫اون گفت توری داره میره اتاق عمل.

27:08.184 --> 27:09.810
‫میتونن کمکی بهش بکنن؟

27:09.894 --> 27:14.190
‫آره. لطفاً فقط با دکتر چن برید،
‫ما همه چیو درست میکنیم.

27:14.273 --> 27:15.191
‫باشه.

27:20.863 --> 27:23.783
‫خب، یه لخته خون هست.

27:23.824 --> 27:25.201
‫چه گزینه‌هایی داریم؟

27:25.243 --> 27:27.119
‫سینوس عرضی رو باز کنیم و تخلیه‌اش کنیم.

27:27.161 --> 27:28.329
‫یا؟

27:29.956 --> 27:32.166
‫یه درن خارج بطنی بذاریم
‫و داروی ضد انعقاد بدیم؟

27:32.250 --> 27:33.334
‫دقیقاً.

27:33.376 --> 27:35.169
‫اما زمان بهبودیش ممکنه دو هفته طول بکشه.

27:35.211 --> 27:36.754
‫نگران فشار طولانی‌مدت

27:36.838 --> 27:37.672
‫به مغز نیستی؟

27:37.755 --> 27:39.173
‫هپارین بعد از عمل حلش میکنه

27:39.257 --> 27:42.468
‫و تیغ زدن اون‌ جا ریسک زیادی داره.

27:43.845 --> 27:46.347
‫باشه، ست درن رو آماده کنید.

27:47.348 --> 27:49.892
‫قبل ریاضی، تو کلاس زبان بودی،

27:49.934 --> 27:53.062
‫و گفتی نگران توری بودی؟

27:53.145 --> 27:54.856
‫هیچ ‌کی نمیدونست چه بلایی داره سرش میاد.

27:54.939 --> 27:57.233
‫بعد شنیدیم آقای گالوین هم نمیاد.

27:57.316 --> 27:58.651
‫چطوری اینو شنیدی؟

27:58.693 --> 28:00.069
‫یه گروه چت هست.

28:00.861 --> 28:03.114
‫- با گروه تئاتر؟
‫- آره.

28:03.197 --> 28:05.157
‫اشکالی نداره یه نگاهی بهش بندازم؟

28:05.241 --> 28:06.409
‫آره، حتماً.

28:14.041 --> 28:16.335
‫به نظر میومد همه خیلی کلافه و مضطرب شده بودن.

28:16.377 --> 28:18.880
‫یعنی، آره، خب معلومه.

28:18.963 --> 28:21.048
‫تیم واکنش سریع به اتاق ۶۱۹.

28:21.132 --> 28:22.592
‫تیم واکنش سریع به اتاق ۶۱۹.

28:22.633 --> 28:24.760
‫ببخشید. با اجازه‌تون. الان برمیگردم.

28:26.095 --> 28:27.680
‫- ببخشید! خانم، ببخشید!
‫- چه اتفاقی داره میفته؟

28:27.722 --> 28:28.681
‫- شرمنده!
‫- یه کاری بکنید!

28:31.851 --> 28:34.061
‫این دقیقاً همون اتفاقیه که برای توری افتاد!

28:34.103 --> 28:34.687
‫صبر کن!

28:37.190 --> 28:39.984
‫دو میلی‌گرم لورازپام و اکسیژن کانول بینی.

28:40.067 --> 28:41.360
‫برا فتق مغزی؟

28:41.444 --> 28:42.737
‫این مشکل مغز و اعصاب نیست.

28:42.820 --> 28:44.071
‫داری چی میگی؟ قفل کرده!

28:44.113 --> 28:46.365
‫این کاملاً روانی‌ایه.

28:47.533 --> 28:49.744
‫یه هیستری جمعی‌ایه.

28:53.705 --> 28:56.666
‫فکر کردم یک ساعت پیش رفتی خونه.

28:56.750 --> 28:59.628
‫فقط اومدم یه سری به ری پورتر بعد عمل بزنم.

28:59.669 --> 29:02.172
‫با دخترش صحبت کردم،
‫پیش‌بینیم رو براش شفاف کردم.

29:02.214 --> 29:04.257
‫ببخشید قبلاً سعی کردم جلوش کم‌اهمیت جلوه‌اش بدم.

29:04.299 --> 29:05.425
‫معذرت‌خواهی نکن.

29:05.467 --> 29:06.635
‫تو تنها کسی هستی که میتونم روش حساب کنم

29:06.718 --> 29:08.929
‫که بدون غر زدن دستورات رو اجرا میکنه.

29:10.222 --> 29:12.641
‫شنیدم سونیا رفته.

29:12.724 --> 29:15.393
‫با لوس‌بازی و تأیید بیجا دادن نمیشه دکترهای خوبی ساخت.

29:15.477 --> 29:16.770
‫همین‌طور سربازهای خوب.

29:16.853 --> 29:19.773
‫نکته جالبش اینه که خودش
‫به سال‌اولی‌ها خیلی سخت می‌‌گیره.

29:19.814 --> 29:21.900
‫خب، حالا میتونه این روحیه زودرنج و ریاکاریش رو

29:21.942 --> 29:22.984
‫ببره یه جای دیگه.

29:23.068 --> 29:25.820
‫- آره، میتونه.
‫- تو چطوری؟

29:25.904 --> 29:26.988
‫خوبم.

29:27.822 --> 29:28.740
‫عالی.

29:29.074 --> 29:32.869
‫اون چیزی که ازش صحبت کردیم رو پیگیری کردی؟
‫کابوس‌ها رو میگم.

29:32.953 --> 29:35.580
‫آره.

29:35.622 --> 29:39.793
‫تی‌جی، نمیتونی همه‌ چیو
‫با دندون رو جگر گذاشتن پیش ببری.

29:40.335 --> 29:41.837
‫مگه خودت این کار رو نمیکنی؟

29:44.053 --> 29:45.053
‫[بن گرنت]

29:47.926 --> 29:49.010
‫چیزی شده؟

29:50.136 --> 29:51.638
‫نه.

29:55.392 --> 29:56.643
‫پس حالش خوبه؟

29:56.685 --> 29:58.603
‫- حالش خوبه.
‫- اما من نمیفهمم.

29:58.645 --> 30:01.106
‫بهش میگن اختلال تبدیلی.

30:01.147 --> 30:05.485
‫یه پاسخ روانی واگیردار تو جامعه‌ایه

30:05.569 --> 30:07.279
‫که دچار استرس شدیدی شده.

30:07.320 --> 30:09.322
‫مثل جادوگرهای سیلم،

30:09.406 --> 30:12.033
‫یا اون دخترها که تو ایران
‫چند سال پیش اتفاق افتاد...

30:12.117 --> 30:15.412
‫وقتی پسرتون و باقی دانش‌آموزها دیدن
‫توری تو تئاتر

30:15.453 --> 30:17.873
‫تشنج کرد، این یه واکنش زنجیره‌ای رو شروع کرد.

30:17.956 --> 30:22.168
‫بعدش، آقای گالوین زنگ زد و گفت مرخصی استعلاجی میخواد
‫و اونا شروع کردن به مضطرب شدن.

30:22.210 --> 30:25.297
‫بعد هم گروه چت به این دامن زد

30:25.338 --> 30:28.174
‫و اضطراب در حال شکل‌گیری رو انباشته کرد

30:28.258 --> 30:30.385
‫و تشدیدش کرد تا رسید به اینجا.

30:30.468 --> 30:32.679
‫پس وقتی جاش توری رو دید...

30:32.721 --> 30:35.515
‫مغزش باعث شد تقلیدش کنه؟

30:35.557 --> 30:36.933
‫در اصل، آره.

30:36.975 --> 30:39.436
‫دیدید هرچی بیشتر تو اتاق انتظار بود

30:39.477 --> 30:41.605
‫و دوروبر اون همه ترس و پریشانی قرار گرفت،

30:41.688 --> 30:44.941
‫بیشتر علایمش آشکار شد.

30:44.983 --> 30:47.235
‫ما میتونیم ده‌ها آزمایش بگیریم،

30:47.319 --> 30:49.195
‫و هیچ چیز جسمی‌ای نشون داده نمیشه.

30:49.279 --> 30:51.156
‫من تو گروه چت دیدمش.

30:51.197 --> 30:52.824
‫آزمایش‌های همه منفی شد.

30:52.908 --> 30:56.786
‫بهتون اطمینان میدم این یه واکنش روانی‌ایه

30:56.870 --> 30:58.705
‫به یه استرس مشترک.

31:01.333 --> 31:02.542
‫استرس مشترک؟

31:02.584 --> 31:04.711
‫اونا نوجوانن؛ من یه مرد بالغم.

31:04.794 --> 31:06.671
‫میدونم اما متأسفانه این باعث نمیشه ایمن باشید.

31:06.713 --> 31:10.425
‫خب، من اجراهای زیادی رو روی صحنه بردم،
‫و باور کنید،

31:10.509 --> 31:12.260
‫این پراسترس‌ترینشون نبود.

31:12.344 --> 31:14.095
‫پس نمیتونید به من بگید من اینجام

31:14.137 --> 31:15.263
‫و بقیه رو هم کشوندم اینجا

31:15.347 --> 31:17.474
‫چون یه جور آدم سخت‌گیر و زورگو هستم.

31:17.557 --> 31:19.392
‫ببینید، من نمیگم لزوماً تقصیر نمایشنامه است،

31:19.434 --> 31:21.394
‫اما حتماً باید یه چیزی تو مدرسه باشه.

31:21.436 --> 31:22.771
‫و بدون دونستن منشأ اون تراما،

31:22.812 --> 31:24.522
‫این وضعیت میتونه تا مدت‌ها ادامه داشته باشه.

31:24.606 --> 31:25.941
‫خب، برای همه شما.

31:25.982 --> 31:26.775
‫این دیوانه‌کننده‌ست.

31:26.858 --> 31:29.819
‫فکر کنید آقای گالوین. چی میتونه باشه؟

31:29.903 --> 31:31.363
‫نمی‌دونم والا.

31:31.404 --> 31:35.033
‫و چطوری این توهمه وقتی توری تو اتاق عمله؟

31:35.116 --> 31:37.160
‫این سینوس سجیتاله.

31:37.244 --> 31:38.745
‫میبینی چقدر اون قشری‌ها پرخون شدن...

31:43.250 --> 31:44.626
‫برای شکارت کمین کردی؟

31:44.709 --> 31:47.254
‫میتونم با دیدن نحوه برش دادنش بفهمم

31:47.337 --> 31:48.922
‫چطوری بخش رو اداره میکرده.

31:49.881 --> 31:53.218
‫و واقعاً فکر میکنی اونقدر محافظه‌کاره؟

31:53.760 --> 31:55.971
‫داره برا یه بیمار ترومبوز سینوس وریدی درن میذاره

31:56.054 --> 31:59.015
‫و همین‌طور که حرف میزنیم
‫دست به دامن هپارین شده تا کارو براش دربیاره،

31:59.099 --> 32:00.684
‫پس...

32:00.767 --> 32:02.394
‫اما فکر کنم تصمیمتو قبل اینکه بیای اینجا

32:02.477 --> 32:04.104
‫گرفته بودی.

32:05.730 --> 32:07.983
‫پروژه‌ی تحقیقاتی پیوندت در چه وضعیتیه؟

32:08.066 --> 32:10.860
‫متوجه شدیم که داری وارد فاز انسانی میشی.

32:10.902 --> 32:13.196
‫قصدم اینه که از همین‌جا حواسم بهش باشه

32:13.280 --> 32:14.823
‫و در صورت لزوم به نیویورک سفر کنم.

32:14.906 --> 32:17.492
‫اما بهتون اطمینان میدم حواسمو پرت نمیکنه.

32:17.576 --> 32:19.077
‫نه، نگران اون نیستیم.

32:19.119 --> 32:20.996
‫اگه بتونی منتقلش کنی اینجا،

32:21.079 --> 32:23.331
‫هیئت‌مدیره متعهده ۳ میلیون از یکی از بودجه‌های

32:23.415 --> 32:25.500
‫تحقیقاتی‌مون رو تغییر مسیر بده به مطالعه تو.

32:25.584 --> 32:28.003
‫به‌علاوه هر چیز دیگه‌ای که خواسته بودی.

32:28.086 --> 32:29.337
‫میدونید که من شریک دارم.

32:29.379 --> 32:30.797
‫آره، اما تو سرپرستی،

32:30.839 --> 32:32.299
‫و ما هم بودجه‌ات رو دو برابر کردیم.

32:32.382 --> 32:35.802
‫پس ردیفش کن؛ معامله سر جاشه.

32:40.932 --> 32:43.310
‫خب، فشاری که باعث تشنج میشد رو برطرف کردیم،

32:43.351 --> 32:46.396
‫و یه درن میکروسکوپی گذاشتیم
‫تا از برگشتنش جلوگیری کنیم.

32:46.479 --> 32:47.981
‫یه چیزی تو مغزم جا گذاشتید؟

32:48.064 --> 32:49.608
‫تا چند هفته دیگه درش میاریم.

32:49.691 --> 32:51.067
‫بعد یه جراحی دیگه؟

32:51.151 --> 32:55.322
‫نه، نه. فقط آروم می‌کشیمش بیرون.
‫بدون درده.

32:55.405 --> 32:56.740
‫باید دو هفته اینجا بمونم؟

32:56.823 --> 32:59.409
‫همچنین تحت نظر داروی ضد انعقاد هستی،

32:59.451 --> 33:01.286
‫پس باید دقیقاً زوایدت رو تحت نظر داشته باشیم.

33:01.369 --> 33:04.247
‫ممنون، دکتر کلمن. اگه میشه تنهامون بذار.

33:04.998 --> 33:06.958
‫حتماً. آره.

33:07.042 --> 33:08.168
‫آره. البته.

33:09.127 --> 33:10.378
‫خب، حالا میخوایم برگردیم

33:10.462 --> 33:13.632
‫به اتفاقاتی که دیروز برات افتاد.
‫قبل از تمرین.

33:13.673 --> 33:16.635
‫قبلاً هم بهتون گفتم
‫من هیچ علائمی نداشتم.

33:16.718 --> 33:18.595
‫درباره علائم جسمی حرف نمیزنیم.

33:18.678 --> 33:21.306
‫روزت رو تو مدرسه برامون مرور کن.

33:21.389 --> 33:24.643
‫اول زبان داشتم، بعد ریاضی.

33:24.684 --> 33:28.688
‫امتحان داشتم اما چیز مهمی نبود بعدش زنگ آزاد،

33:28.730 --> 33:31.858
‫بعد ناهار، بعدش تمرین قرنطینه بود،

33:31.942 --> 33:33.151
‫بعدم تاریخ...

33:33.235 --> 33:34.819
‫تمرین قرنطینه؟

33:34.903 --> 33:38.615
‫آره. میدونید دیگه، مثل تمرین
‫حمله تیراندازی یا این‌ جور چیزا؟ میدونید؟

33:38.698 --> 33:41.701
‫موقع تمرین اتفاقی افتاد؟

33:41.743 --> 33:45.038
‫اتفاق؟ نه. مثل همیشه بود.

33:45.121 --> 33:46.498
‫یعنی چی؟

33:46.540 --> 33:50.293
‫قفل کردن در، خاموش کردن چراغ‌ها،

33:50.335 --> 33:52.045
‫جابه‌جا کردن نیمکت‌ها برای مسدود کردن در،

33:52.087 --> 33:53.088
‫اگه تیرانداز بیاد.

33:54.381 --> 33:55.882
‫و به نظرت این استرس‌زاست؟

33:55.966 --> 33:58.218
‫نه، کاریه که انجام میدیم؛ بهش عادت کردیم.

33:58.260 --> 34:00.595
‫فقط چون یه چیزی عادی شده دلیل نمیشه

34:00.637 --> 34:02.097
‫که تأثیری نمیذاره.

34:02.180 --> 34:04.975
‫حدس میزنم تو یه سطوحی،

34:05.016 --> 34:06.726
‫این تمرین‌ها میتونه آسیب‌زا باشه.

34:06.810 --> 34:08.603
‫- آسیب‌زا.
‫- حتماً.

34:08.645 --> 34:10.897
‫برای همه حتی معلم‌هایی که مجبورن انجامش بدن.

34:10.939 --> 34:13.191
‫یعنی آخرین باری که انجامش دادیم،

34:13.275 --> 34:15.610
‫یه دختری بود که حمله پنیک بهش دست داد،

34:15.694 --> 34:17.946
‫اما همه‌مون یه جورایی فکر کردیم
‫داره پیازداغشو زیاد میکنه.

34:18.029 --> 34:18.905
‫کِی بود؟

34:18.989 --> 34:21.575
‫نمیدونم، شاید چند ماه پیش.

34:21.616 --> 34:23.368
‫ما سالی شش هفت بار انجامش میدیم.

34:23.451 --> 34:24.744
‫خب، وقتی

34:24.786 --> 34:27.080
‫درباره دختری شنیدی
‫که اون‌طوری واکنش نشون داد،

34:27.163 --> 34:28.915
‫چه تأثیری روت گذاشت؟

34:28.957 --> 34:31.835
‫نشنیدم. دیدمش.

34:32.919 --> 34:36.965
‫یه ویدیو بود که دست‌به‌دست میشد.
‫همه‌مون دیدیمش.

34:37.007 --> 34:38.258
‫نمیتونم... نمیتونم نفس بکشم!

34:39.301 --> 34:40.760
‫خدای من، چه بلایی داره سرش میاد؟

34:46.975 --> 34:48.810
‫وقتی اینو دیدی چه واکنشی داشتی؟

34:48.894 --> 34:51.646
‫دلمون براش سوخت.

34:52.314 --> 34:54.399
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا مجبوریم این تمرین‌ها رو

34:54.482 --> 34:55.734
‫مدام انجام بدیم.

34:55.775 --> 34:57.611
‫انگار از هشت سالگی داریم انجامشون میدیم.

34:57.694 --> 34:59.154
‫دیگه فهمیدیم داستان چیه.

34:59.237 --> 35:01.156
‫دیگه بهش نمیگن تمرین تیراندازی.

35:01.239 --> 35:03.241
‫انگار قراره برای طوفان

35:03.283 --> 35:04.326
‫نیمکت‌ها رو به در تکیه بدیم؟

35:04.409 --> 35:06.119
‫فقط باید معلم‌ها رو آموزش بدن،

35:06.202 --> 35:07.996
‫بعد به دانش‌آموزها بگن دنبالشون برن.

35:08.038 --> 35:10.248
‫مثلاً چرا باید هی پشت‌سرهم

35:10.332 --> 35:11.374
‫این مراحل رو طی کنیم؟

35:11.458 --> 35:12.709
‫اگه مدارس همه رو آموزش ندن،

35:12.751 --> 35:14.211
‫اگه اتفاقی بیفته مسئولن.

35:14.252 --> 35:16.004
‫و بعد از اینکه اون دختر دچار حمله پنیک شد،

35:16.087 --> 35:17.839
‫کسی پیش مشاورهای مدرسه رفت

35:17.881 --> 35:19.382
‫یا گزارش داد که اضطراب‌های مشابهی داره؟

35:19.424 --> 35:22.219
‫حتی نمیدونم بچه‌ها متوجه شده بودن
‫این موضوع اذیتشون میکنه یا نه.

35:22.302 --> 35:24.221
‫یعنی، اگه متوجه میشدن،
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقات می‌افتاد؟

35:24.262 --> 35:27.432
‫من قطعاً اسلحه رو تو اون صحنه

35:27.515 --> 35:28.934
‫به ژولیت نمیدادم.

35:28.975 --> 35:32.145
‫فقط فکر میکردم جالب و مدرن میشه.

35:33.772 --> 35:36.816
‫تصور من اینه که وقتی صدای
‫شلیک رو روی صحنه شنیدی،

35:36.900 --> 35:38.944
‫تمام اون اضطراب‌هایی رو که از زمان دیدن

35:38.985 --> 35:40.695
‫حمله پنیک هایدی تو اون ویدیو با خودت داشتی،

35:40.779 --> 35:42.197
‫آزاد کرد.

35:42.280 --> 35:45.408
‫حالا بماند که چقدر اضطراب احتمالاً

35:45.450 --> 35:48.995
‫مدت‌هاست نسبت به اون تمرین‌ها و معناشون حس میکردی.

35:49.079 --> 35:52.499
‫پس، اگه همه اینا تو ذهن من بوده
‫چرا به جراحی نیاز داشتم؟

35:52.582 --> 35:54.626
‫معلوم شد تو یه اختلال خونی نهفته داری

35:54.668 --> 35:57.003
‫که غیرفعال بوده.

35:57.087 --> 36:00.507
‫و استرس حاد تشدیدش کرد.

36:00.549 --> 36:02.676
‫اما فقط موقتی‌ایه، نه؟

36:02.759 --> 36:03.927
‫متأسفانه نه.

36:03.969 --> 36:06.179
‫حالا که بیماری خودش رو آشکار کرده،

36:06.221 --> 36:07.597
‫مزمن خواهد بود.

36:07.639 --> 36:09.182
‫برای باقی عمرش؟

36:09.266 --> 36:11.810
‫میتونیم با داروی ضد تشنج درمانش کنیم،

36:11.852 --> 36:15.063
‫اما عوارض جانبی داره و بله،

36:15.146 --> 36:17.065
‫برای باقی عمرش خواهد بود.

36:17.107 --> 36:19.025
‫داری میگی تمرین‌های قرنطینه
‫این بلا رو سرش اوردن؟

36:19.109 --> 36:22.571
‫من میگم استرس نوجوان بودن

36:22.654 --> 36:25.699
‫تو یه دنیای خیلی پیچیده‌ست.

36:43.215 --> 36:44.674
‫خب، چی داریم؟

36:44.758 --> 36:46.885
‫درمان شناختی رفتاری،

36:46.968 --> 36:49.346
‫اما مسیر طولانی‌ای در پیشه.

36:49.429 --> 36:51.155
‫تربیت فرزند.

36:51.155 --> 36:52.641
‫و خیلی چیزهای دیگه.

36:55.352 --> 36:57.771
‫میدونی، داشتم مطالب اطفال رو فشرده میخوندم،

36:57.854 --> 37:01.775
‫و این باعث شد به میا مثل یه بیمار نگاه کنم.

37:02.901 --> 37:04.486
‫زیاد از این حس خوشم نیومد.

37:04.528 --> 37:06.613
‫برا همین تغییر رشته دادی به قلب و عروق.

37:06.696 --> 37:09.116
‫آره.

37:11.660 --> 37:14.871
‫فکر کنم وقتشه به کیتی درباره تو بگم.

37:16.415 --> 37:17.624
‫یکی دیگه داری؟

37:17.707 --> 37:21.670
‫نه. چیزی نیست. مسئله مهمی نیست.

37:23.130 --> 37:27.342
‫باشه. خب، بابت امروز تبریک میگم.

37:27.384 --> 37:29.970
‫عالی بودی. طبق انتظار.

37:30.804 --> 37:33.390
‫- تو هم همین‌طور.
‫- آره.

37:34.433 --> 37:36.977
‫- فردا می‌بینمت.
‫- باشه.

37:45.318 --> 37:48.488
‫هی، میخواستم قبل از جمع‌بندی رسمی گیرت بیارم،

37:48.572 --> 37:50.115
‫ببینم نظرت درباره عملکرد امروزت چیه.

37:50.198 --> 37:53.243
‫آره، روز دیوونه‌کننده‌ای بود.

37:53.285 --> 37:55.162
‫منظورم عملکرد خودته.

37:57.039 --> 37:59.750
‫خودتحلیلی حیاتیه،

37:59.791 --> 38:02.127
‫اما چون هنوز درگیرش نشدی، من میگم.

38:02.169 --> 38:04.796
‫روزت رو با نقض حریم خصوصی بیمار شروع کردی،

38:04.838 --> 38:06.965
‫بعد بدترین سناریوها رو

38:07.049 --> 38:10.844
‫برای یه بیمار مضطرب با
‫مشکلات قلبی ناشی از استرس پیش کشیدی،

38:10.927 --> 38:13.055
‫بعدم خودت قدم گذاشتی تو دهان شیر،

38:13.138 --> 38:15.891
‫پیش اون والدین وحشت‌زده، کاملاً ناآماده

38:15.932 --> 38:18.935
‫برای پاسخ به بدیهی‌ترین سوالشون.

38:19.728 --> 38:21.271
‫حق با شماست. متاسفم.

38:22.272 --> 38:24.316
‫خودت میدونی قرار بوده چه کاری انجام بدی.

38:24.357 --> 38:25.567
‫قراره چی تغییر کنه؟

38:25.609 --> 38:28.153
‫تو فوق‌العاده باهوشی، نیکی، و میتونی پزشک عالی‌ای بشی.

38:28.236 --> 38:31.031
‫اما نمیخوام بشنوم متاسفی.

38:31.114 --> 38:33.742
‫میخوام بدونم برای تغییر اوضاع
‫قراره چه کاری انجام بدی.

38:35.327 --> 38:38.288
‫امشب درباره‌ش فکر کن و فردا بیا پیشم.

38:40.290 --> 38:41.416
‫درسته. ممنونم.

38:46.338 --> 38:49.883
‫دقیقاً با اون سخنرانی‌ای که امروز صبح کردیم
‫همخوانی نداشت.

38:51.343 --> 38:52.678
‫وظيفه ما آموزش دادنه.

38:52.761 --> 38:54.763
‫اگه نازک‌نارنجی باشن به دردی نمیخورن.

38:59.935 --> 39:03.188
‫هی. شنیدم امروز عجیب‌ترین پرونده رو داشتی.

39:03.271 --> 39:05.816
‫عجیب فقط یه توصیفش بود.

39:08.402 --> 39:10.153
‫میدونی، من هیچ‌وقت تمرین قرنطینه انجام ندادم.

39:11.154 --> 39:12.489
‫واقعاً تو همه مدرسه‌ها انجامش میدن؟

39:12.572 --> 39:15.909
‫آره. تو مدرسه ما نقش تقسیم میکردن
‫و مجبورمون میکردن همه‌شو بازی کنیم.

39:15.992 --> 39:17.577
‫یه بچه نقش تیرانداز رو بازی میکرد،

39:17.661 --> 39:19.329
‫یه سری از ما هم تظاهر میکردیم تیر خوردیم...

39:19.371 --> 39:20.580
‫غیرممکنه.

39:20.664 --> 39:21.873
‫بعد بهم می‌گفتن مقابله کنیم.

39:21.915 --> 39:24.084
‫کتاب پرت کنیم سمت تیرانداز.

39:24.126 --> 39:25.293
‫اصلاً نمیتونه واقعی باشه.

39:25.335 --> 39:26.545
‫سالی شش بار.

39:26.586 --> 39:27.879
‫هر سال از کلاس دوم به بعد.

39:30.382 --> 39:33.176
‫خدای من، میترا سرِ دوتا خطای کوچیک مچم رو گرفت.

39:33.260 --> 39:35.345
‫این در حالیه که روث داشت یه لوله رو

39:35.429 --> 39:37.723
‫میکرد تو حلق بیمار در حالی که نیازی نبود،

39:37.764 --> 39:39.558
‫و لارسن بهش گیر نداد.

39:40.851 --> 39:42.728
‫شنیدم هردوشون برای این شغل رقابت میکردن

39:42.769 --> 39:44.187
‫و حالا باید شریکی انجامش بدن؟

39:44.229 --> 39:45.981
‫این باید جالب باشه، نه؟

39:50.318 --> 39:53.989
‫هی غریبه. دلمون تو بخش برات تنگ شده بود.

39:54.072 --> 39:55.657
‫به نظر میاد همه ‌چی رو با کلاس مدیریت کردی.

39:55.699 --> 39:57.576
‫باید اعتراف کنم حس خیلی خوبی داشت.

39:57.617 --> 39:59.995
‫خب، حدس میزنم خوشحالی که پارسال استعفا ندادی.

40:00.078 --> 40:01.288
‫هی.

40:03.081 --> 40:05.709
‫تو تنها کسی هستی که اینو میدونی،

40:05.792 --> 40:07.794
‫و نیاز ندارم اینترن‌ها بفهمن

40:07.878 --> 40:09.129
‫من و امی با هم کنار نمیومدیم،

40:09.212 --> 40:12.007
‫یا تنها دلیلی که موندم اینه که اون

40:12.049 --> 40:13.258
‫بعد از تصادفش تنزل مقام پیدا کرد.

40:13.300 --> 40:15.552
‫خب، من که خوشحاله که موندی.

40:17.012 --> 40:18.513
‫شما با دکتر کیتی تماس گرفتید پیام بذارید.

40:19.848 --> 40:22.601
‫هی، باباتم. بهت پیامم دادم.

40:22.684 --> 40:25.562
‫فقط میخواستم احوالتو بپرسم.

40:25.604 --> 40:27.314
‫بپرسم ببینم...

40:27.397 --> 40:30.901
‫خب، فقط زنگ بزن. دوستت دارم، عزیزم.

40:31.568 --> 40:33.570
‫منم بهش زنگ زدم.

40:34.154 --> 40:36.448
‫فکر کنم رفته به مهمونی دانشجویی.

40:36.490 --> 40:37.824
‫فردا پیداش میشه.

40:37.908 --> 40:41.119
‫آره. اصلاً چیزی به ما گفته بود؟

40:41.161 --> 40:43.330
‫درباره اون تمرین‌های قرنطینه؟

40:43.413 --> 40:45.082
‫نه.

40:45.832 --> 40:47.167
‫تو همیشه فکر میکردی زیاده‌رویه.

40:47.209 --> 40:49.920
‫اینکه بارشو بذاریم روی دوش بچه‌ها

40:49.961 --> 40:51.630
‫چون بزرگترهای جمع نمیتونن دست‌به‌دست هم بدن

40:51.713 --> 40:53.298
‫تا کار درست رو انجام بدن.

40:54.132 --> 40:58.845
‫برام سواله که امروز سونیا رو زیر نظر داشتی یا نه.

40:59.638 --> 41:00.972
‫نه زیاد.

41:01.056 --> 41:04.267
‫فکر کنم یه رگه‌هایی از خود قدیمیم رو داره.

41:04.309 --> 41:08.438
‫استادش تو بودی.
‫حتی اگه ازش متنفر بوده.

41:09.189 --> 41:10.273
‫میتونه مشکل‌ساز بشه.

41:10.315 --> 41:12.651
‫ازم میخوای تنزل مقامش بدم؟

41:12.734 --> 41:14.027
‫نه! معلومه که نه.

41:14.069 --> 41:15.862
‫چون جوآن دلیل داشت که شما رو هم‌گروه کرد.

41:15.946 --> 41:17.781
‫میدونم و اون...

41:17.823 --> 41:19.741
‫تکبر و بی‌تفاوتی با بیمار

41:19.783 --> 41:21.284
‫تحمل نمیشه.

41:22.035 --> 41:23.703
‫اون چی؟

41:23.745 --> 41:26.206
‫پزشک عالی بودن برای محافظت ازت کافی نیست.

41:26.289 --> 41:27.874
‫دیگه نیست.

41:27.916 --> 41:30.001
‫اون عالیه. حلش میکنیم.

41:30.043 --> 41:32.462
‫برو خانه و یکم استراحت کن.

41:35.298 --> 41:37.259
‫امروز از هر طرف سرمون ریختن.

41:37.300 --> 41:39.177
‫منظورم اینه که، خیلی بیشتر از همیشه بود.

41:39.261 --> 41:42.180
‫و نمیدونم چطوری قراره یه روز رو

41:42.264 --> 41:45.267
‫بگذرونم بدون اینکه همه متوجه بشن
‫و برن تو فکر که از پسش بر میام یا نه.

41:45.350 --> 41:47.185
‫تو برگشتی به جایی که قراره

41:47.269 --> 41:50.605
‫بیشتر از هر جای دیگه تحریکت کنه
‫و مغزت داره ترمیم میشه.

41:51.815 --> 41:53.483
‫پس، این میتونه روال عادی جدید باشه.

41:53.567 --> 41:56.528
‫هیچ‌ چیز عادی‌ای درباره مغزت وجود نداره.

41:57.195 --> 41:59.990
‫و بدم میاد که اینو بهت بگم،
‫ممکنه کارت با گذشته تمام شده باشه،

42:00.073 --> 42:03.160
‫اما مشخصه که گذشته کارش با تو تمام نشده.

42:13.420 --> 42:14.921
‫شما با دکتر امی لارسن تماس گرفتید.

42:14.963 --> 42:16.381
‫پیام بذارید.

42:16.423 --> 42:18.091
‫خب، این سومین باره که زنگ میزنم.

42:18.175 --> 42:19.843
‫میفهمم نمیخوای باهام حرف بزنی،

42:19.885 --> 42:22.012
‫اما تو دردسر بزرگی افتادیم.

42:22.054 --> 42:23.638
‫سر کاری که انجام دادیم.

42:26.216 --> 42:46.216
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
