WEBVTT

00:02.000 --> 00:13.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:13.125 --> 00:15.624
‫- میگه هیچکس دیگه‌ای...
‫- آره، همین

00:15.625 --> 00:18.207
‫- اینجا خیلی...
‫- تا ظهر خودمو می‌رسونم اونجا

00:18.583 --> 00:20.375
‫« سان‌فرانسیسکو، سال ١٩١٢ »

00:18.600 --> 00:20.405
‫آره. همین فردا

00:20.583 --> 00:22.375
‫خیلی‌خب، همون خوبـه پس

00:23.083 --> 00:24.958
‫نمی‌دونم چرا کل روزو اینجا می‌مونی

00:25.583 --> 00:26.499
‫ظهر بخیر

00:26.500 --> 00:29.374
‫املاک محله‌ی چینی‌ها تو حوزه‌ی کاری ما نیستن

00:29.375 --> 00:32.541
‫می‌دونم. تو محله‌ی چینی‌ها هم گَشتم

00:32.542 --> 00:34.499
‫چیزی دستگیرم نشد

00:34.500 --> 00:37.874
‫گفتم شاید شما بتونید این اطراف
‫ یه ملک مناسب واسه من پیدا کنید

00:37.875 --> 00:39.332
‫مثلاً... تو خیابون فیلمور

00:39.333 --> 00:42.166
‫- متأسفم، نمیشه
‫- چیز خاصی نمی‌خوام

00:42.167 --> 00:44.249
‫یه دهنه مغازه که بالاش یه اتاق داشته باشه کافیه

00:44.250 --> 00:45.625
‫پول نقد هم همراهمه

00:46.333 --> 00:48.124
‫می‌تونم از الان بیعانه بدم

00:48.125 --> 00:51.333
‫ما فقط به آمریکایی‌ها ملک
‫ می‌فروشیم و اجاره میدیم

00:51.917 --> 00:56.375
‫- عالیـه. من هم آمریکاییم
‫- توی سان‌فرانسیسکو آمریکایی حساب نمی‌شید

01:02.792 --> 01:04.042
‫ببخشید وقتتونو گرفتم

01:48.000 --> 01:55.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:55.417 --> 01:59.083
‫میگن آمار چینی‌های توی
‫ سان‌فرانسیسکو، رسیده به ٢٠ هزار نفر

02:00.125 --> 02:03.083
‫بعد انتظار دارن با این تعداد، همه
‫توی همین چندتا خیابون زندگی کنیم

02:04.625 --> 02:07.083
‫این قوانین‌شون فقط به نفع خودشونـه

02:07.667 --> 02:10.333
‫بخور تا از دهن نیفتاده

02:26.125 --> 02:28.458
‫الان فقط همین سوپ کدو حلوایی می‌چسبه

02:32.125 --> 02:33.875
‫چند وقتـه اینجایی؟

02:40.917 --> 02:45.000
‫راستش می‌خواستم زودتر بیام ولی
‫شنیدم استاد لا دیگه اینجا نیست

02:45.958 --> 02:48.458
‫گویا لاکی لا جاشو گرفته

02:50.750 --> 02:53.333
‫تو که قبلاً مخالف قمار بودی. چی شد؟

02:55.000 --> 02:55.958
‫هیچی

02:56.583 --> 02:59.208
‫بساط بازی فان‌تان و باکارت همیشه بوده

02:59.708 --> 03:01.792
‫فکر می‌کنی چی شد که وقتی تو شهرِ
‫ خودم بودم، این همه بدهی به بار آوردم؟

03:03.375 --> 03:06.166
‫بخاطر همین این همه سال منو بی‌خبر گذاشتی؟

03:06.167 --> 03:08.333
‫چون ازم ناامید شدی؟

03:10.125 --> 03:13.375
‫دیگه نیومدی بهم سر بزنی. نامه‌هامو جواب ندادی

03:15.125 --> 03:16.833
‫گفتم لابد یه بلایی سرت اومده

03:21.125 --> 03:22.500
‫ازت خجالت می‌کشیدم

03:32.708 --> 03:34.500
‫من همیشه فقط یه آشپز بودم

03:35.625 --> 03:36.708
‫یه خدمتکار عادی

03:37.542 --> 03:41.875
‫هیچوقت به آرزوهایی که برام داشتی نرسیدم

03:43.750 --> 03:47.667
‫هنوز اونقدر بچه‌‌ای که فکر می‌کنی آدما
‫هرچی می‌خوانو به دست میارن، نه؟

03:49.542 --> 03:51.458
‫یاد بگیر با همین چیزایی که
‫ داری، کار خودتو راه بندازی

03:52.042 --> 03:55.792
‫- تو همین خونه هم می‌تونی کتاباتو بفروشی
‫- بحث من اون کتابا نیستن

04:00.417 --> 04:02.958
‫اینـه که یه‌جایی رو داشته باشم
‫ که حس کنم واقعاً مالِ اونجام

04:04.375 --> 04:07.250
‫یعنی دیگه نمیشه همچین جایی رو پیدا کرد؟

04:09.417 --> 04:12.958
‫تنها جایی که داشتم، حالا مال یکی دیگه شده

04:14.708 --> 04:16.250
‫نمیشه مال تو هم باشه؟

04:17.375 --> 04:18.500
‫خب به چه قیمتی؟

04:19.958 --> 04:21.833
‫اینش دیگه به خودت بستگی داره

04:23.625 --> 04:26.958
‫یه روز یه نفر یه کتاب‌فروشی می‌زنه.
‫ درست همونجوری که ما برنامه‌شو داشتیم

04:27.458 --> 04:29.417
‫خدا رو چه دیدی، شاید اون یه نفر، خودت بودی

04:30.458 --> 04:32.792
‫اگه شانس باهات یار باشه، زندگیت
‫ می‌تونه خیلی طولانی باشه

04:48.250 --> 04:51.042
‫اگه بذاری قابلمه یه شب خیس
‫ بخوره، خیلی راحت تمیز میشه

04:57.500 --> 04:59.333
‫ماشین جدیدتو دیدم

04:59.833 --> 05:03.333
‫واسه پول حروم کردن راه‌های
‫ بهتر از اون هم هست

05:03.917 --> 05:06.958
‫اینجا هنوز شبیه خونه نشده

05:09.833 --> 05:11.707
‫آره. کی حوصله داره درستش کنه؟

05:11.708 --> 05:12.917
‫فکر کنم خودم برم تو کارش

05:15.250 --> 05:16.792
‫البته اگه هنوز کسی رو جای من نیاورده باشید

05:20.500 --> 05:21.917
‫نشد کسیو جای تو بیاریم

05:23.667 --> 05:24.792
‫حتی اگه می‌خواستیم هم، نمی‌شد

05:31.625 --> 05:33.792
‫این مدت که نبودم،

05:35.958 --> 05:37.458
‫به یه سری چیزا فکر کردم

05:48.792 --> 05:50.332
‫مثلاً این‌که با چه شرط و شروطی برمی‌گردم

05:50.333 --> 05:52.666
‫حقوقتو زیاد می‌کنم. هرچقدر که خودت بگی

05:52.667 --> 05:54.625
‫من فقط پول نمی‌خوام

05:55.542 --> 05:56.417
‫دیگه چی می‌خوای؟

05:57.625 --> 05:59.749
‫اختیار اداره کردن این خونه
‫ رو هم باید داشته باشم

05:59.750 --> 06:02.207
‫مگه قبلاً نداشتی؟

06:02.208 --> 06:04.416
‫نه. باید واسه هر قرون پولی
‫ که خرج میشد، اجازه می‌گرفتم

06:04.417 --> 06:06.624
‫اگه قراره واسه تو و پسرا یه
‫ خونه‌ی درست و حسابی بسازم،

06:06.625 --> 06:08.708
‫باید حس کنم که اینجا مال من هم هست

06:09.708 --> 06:10.916
‫خیلی‌خب

06:10.917 --> 06:13.166
‫دیگه جلوی مهمونا دست‌وپا
‫ شکسته انگلیسی حرف نمی‌زنم

06:13.167 --> 06:15.374
‫نمی‌دونستم که  فکر می‌کردی
‫ باید این‌جوری کنی

06:15.375 --> 06:16.958
‫حتماً حواست به حرفام نبوده

06:18.125 --> 06:19.000
‫الان دیگه هست

06:21.625 --> 06:23.083
‫حداقل سعی می‌کنی که حواست باشه

06:25.458 --> 06:27.792
‫تو نحوه‌ی تربیت پسرا هم دخالت نمی‌کنی

06:29.042 --> 06:30.166
‫اونا پسرای خودمن

06:30.167 --> 06:31.583
‫پس تربیتشون کن

06:33.542 --> 06:34.583
‫دارم تلاشمو می‌کنم

06:35.167 --> 06:36.208
‫بیشتر تلاش کن

06:42.833 --> 06:43.916
‫همینا بود؟

06:43.917 --> 06:46.708
‫قطعاً چیزای دیگه‌ای هم
‫ هست. به مرور می‌فهمی

06:55.083 --> 06:56.083
‫جات اینجا خیلی خالی بود

06:57.083 --> 07:00.333
‫- نبودی همه دست و پامونو گم کرده بودیم
‫- مشخصـه

07:05.458 --> 07:07.333
‫تو سان‌فرانسیسکو چخبر بود؟

07:10.417 --> 07:12.167
‫نهایتِ تلاشمو کردم

07:14.750 --> 07:16.292
‫خدا رو شکر که بخیر گذشت

07:18.917 --> 07:20.500
‫چیز دیگه‌ای نمی‌خوای بهم بگی؟

07:22.542 --> 07:23.417
‫آدام

07:25.708 --> 07:28.333
‫تاحالا نشده بود انقدر دلتنگ خونه بشم

07:56.875 --> 07:58.000
‫لی؟

07:59.625 --> 08:00.500
‫بله

08:01.500 --> 08:02.500
‫اومدی خونه

08:04.542 --> 08:05.458
‫آره

08:21.083 --> 08:23.541
‫« شرق بهشت »

08:23.625 --> 08:30.500
‫« قسمت ششم: نهایتِ تلاش »

08:36.875 --> 08:37.833
‫بیا، کَل!

08:38.708 --> 08:39.625
‫آبرا!

09:20.625 --> 09:23.542
‫- باشه، هرچی تو بگی
‫- آره خب...

09:24.125 --> 09:26.000
‫اون... هی!

09:26.500 --> 09:28.582
‫بیا دیگه، آرون. من معطل تو نیستم که

09:28.583 --> 09:29.499
‫آرون

09:29.500 --> 09:33.207
‫نیم کیلو آرد با ٢٠٠ گرم روغن خوک

09:32.083 --> 09:33.125
‫« سالیناس، سال ١٩١۶ »

09:33.208 --> 09:34.667
‫بذارش به حساب خودمون

09:35.458 --> 09:36.625
‫به حساب... آره

09:38.833 --> 09:40.083
‫کجا بودید؟

09:40.750 --> 09:41.999
‫از آرون بپرس

09:42.000 --> 09:43.792
‫کسی که هنوز مراقبت می‌خواد، اونـه

09:44.417 --> 09:47.541
‫کَل، جریان اون ماستودونی که توی سیبری
‫ از زیر خاک درش آوردنو می‌دونی؟

09:47.542 --> 09:50.332
‫کسی تو سالیناس مونده که بهش نگفته باشی؟

09:50.333 --> 09:53.582
‫هزاران سال تو یخ بود

09:53.583 --> 09:55.291
‫و گوشتش همچنان سالم موند

09:55.292 --> 09:57.332
‫یخچال ما هم می‌تونه از این کارا بکنه

09:57.333 --> 10:00.666
‫چند هفته‌ست اینا رو گذاشتم
‫ این تو، هنوز سالمِ سالمن

10:00.667 --> 10:01.667
‫عالیـه

10:06.958 --> 10:09.999
‫این پسرا همچین چیز خارق‌العاده‌ای
‫ تو خونه‌شون دارن، حتی نگاهش هم نمی‌کنن

10:10.000 --> 10:13.208
‫چه انتظاری داری آخه؟ بچه‌های نسل جدیدن دیگه

10:13.875 --> 10:15.375
‫خب من دیگه برم

10:16.292 --> 10:19.457
‫با مدیر کارخونه‌ی یخ قرار دارم

10:19.458 --> 10:21.124
‫نمی‌خواد واسه شام منتظرم بمونید

10:21.125 --> 10:23.250
‫- دوباره؟
‫- واقعاً خارق‌العاده‌ست

10:24.125 --> 10:26.833
‫اگه یه چیزی رو به اندازه کافی سرد
‫ کنی، هر چقدر بخوای برات می‌مونه

10:27.667 --> 10:29.000
‫هرچی که بخوای و می‌تونی نگه‌ داری

10:34.375 --> 10:38.000
‫همچین نمره‌هایی از تو بعیده
‫ کَل. تو خیلی باهوشی

10:38.583 --> 10:40.208
‫فقط ازت می‌خوام یه‌کم تلاش کنی

10:41.333 --> 10:43.500
‫اگه تلاش کنم مردم پررو میشن، توقعشون بالا میره

10:45.917 --> 10:48.499
‫می‌دونم دلت نمی‌خواد با برادرت مقایسه‌ت کنن

10:48.500 --> 10:49.791
‫کی گفته؟

10:49.792 --> 10:51.416
‫صرفاً چون آرون درسش خوبـه،

10:51.417 --> 10:53.416
‫دلیل نمیشه تو هم نتونی همونقدر خوب باشی

10:53.417 --> 10:54.791
‫خیال می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

10:54.792 --> 10:57.874
‫میگم، لی، میشه بقیه بيسکوئيتا رو ببرم واسه آبرا؟

10:57.875 --> 10:58.791
‫قراره بریم درس بخونیم

10:58.792 --> 10:59.957
‫- آره، ببر
‫- دستت درد نکنه

10:59.958 --> 11:00.916
‫می‌خواید درس بخونید؟

11:00.917 --> 11:03.207
‫فردا امتحان داریم. گمونم یادت رفته

11:03.208 --> 11:05.666
‫خدا می‌دونه به اسم درس خوندن چیکارا می‌کنی

11:05.667 --> 11:07.124
‫باشه. بخند

11:07.125 --> 11:10.333
‫بقیه میریم دانشگاه، واسه
‫ خودمون کسی میشیم. تو می‌مونی

11:11.000 --> 11:12.291
‫سلام منو به آبرا برسون

11:12.292 --> 11:13.708
‫حتماً

11:17.500 --> 11:21.541
‫آدم فکر می‌کنه این دوتا دوقلوان،
‫انقدر که همش پیش همن

11:21.542 --> 11:24.875
‫اینجوری حرف بزنی مردم میگن حسودیت میشه

11:25.583 --> 11:27.624
‫- به چی حسودی کنم آخه؟
‫- می‌دونی دیگه. بیا تو، ویل

11:27.625 --> 11:28.707
‫ممنون

11:28.708 --> 11:30.917
‫لی، قهوه‌ی تازه داریم؟

11:31.625 --> 11:34.417
‫- ویسکی هم باشه خوبـه
‫- کجا میری، کل؟

11:34.917 --> 11:37.249
‫میرم خونه آبرا تا درس بخونم

11:37.250 --> 11:41.666
‫هرجا میری، سر ساعت ٩ خونه
‫ باش. خوب نیست همش بیرون باشی

11:41.667 --> 11:42.875
‫به روی چشمم، ناخدا

11:48.042 --> 11:50.541
‫الان دیگه خیلی با ماشینا کار ندارم

11:50.542 --> 11:52.624
‫این‌که خودتو به اینجا رسوندی واقعاً شگفت‌انگیزه

11:52.625 --> 11:55.791
‫لی، تو ویل همیلتون رو یادتـه؟ پسرِ سم همیلتون

11:55.792 --> 11:58.416
‫- معلومـه
‫- عجب شانسی دارم خداوکیلی

11:58.417 --> 11:59.666
‫داشتم با خودم می‌گفتم

11:59.667 --> 12:02.499
‫کاش میشد این ایده رو با
‫سم همیلتون درمیون بذارم

12:02.500 --> 12:04.542
‫بعد دیدم یهو تو از خونه‌ی ابوت زدی بیرون

12:05.542 --> 12:06.458
‫ویل

12:07.375 --> 12:08.625
‫من یه فکری دارم

12:09.583 --> 12:10.999
‫و نمی‌تونم بیخیالش بشم

12:11.000 --> 12:14.957
‫یه جور پیشنهاد تجاری حساب
‫ میشه، چون تو تخصص توئـه

12:14.958 --> 12:16.082
‫بگو، می‌شنوم

12:16.083 --> 12:18.624
‫به نظر من این کشور داره عوض میشه

12:18.625 --> 12:20.582
‫مردم دیگه مثل قبلاً زندگی نمی‌کنن

12:20.583 --> 12:21.916
‫این که مشخصـه

12:21.917 --> 12:25.583
‫می‌دونی بزرگترین بازار پرتقال
‫ تو فصل زمستون کجاست؟

12:26.875 --> 12:28.083
‫نیویورک

12:28.792 --> 12:32.332
‫حالا فکر کن مثلاً گل‌کلم، کاهو یا نخودفرنگی‌

12:32.333 --> 12:35.874
‫چیزایی مثل اینا، همیشه تازه‌شون گیر نمیاد

12:35.875 --> 12:39.292
‫ولی اینجا، توی دره‌مون
‫می‌تونیم تموم سال پرورششون بدیم

12:39.792 --> 12:44.249
‫اگه یخو خیلی ریز خُرد کنی و کاهو رو بذاری توش

12:44.250 --> 12:47.832
‫بعد کاغذ مومی بپیچی دورش،
‫ تا چند هفته تازه می‌مونه

12:47.833 --> 12:51.833
‫الان هم صاحب کارخونه‌ی یخِ
‫ سالیناس، دنبال مشتری واسه کارخونه‌شـه

12:52.750 --> 12:56.916
‫داشتم فکر می‌کردم خودم بخرمش و
‫زمستون امسال کاهو صادر کنم به شرق کشور

12:59.500 --> 13:01.000
‫این خیلی واسه‌ت آب می‌خوره

13:01.750 --> 13:03.833
‫پولشو دارم دیگه

13:06.292 --> 13:08.875
‫خب، نظرت چیـه؟

13:09.375 --> 13:11.125
‫ببین. ترسک

13:13.417 --> 13:16.791
‫همه‌ی اعضای خانواده‌ی من مخترع بودن

13:16.792 --> 13:20.208
‫اونا سر میز صبحونه هم ایده‌ی جدید به ذهنشون
‫ می‌رسید. اصلاً ما نون و پنیر و ایده می‌خوردیم

13:21.000 --> 13:23.124
‫فقط من بودم که هیچ فکری به سرم نمی‌زد

13:23.125 --> 13:25.291
‫فقط هم من بودم که تونست یه پولی دربیاره

13:25.292 --> 13:26.541
‫میگی چیکار کنیم؟

13:26.542 --> 13:30.375
‫اگه می‌خوای چهل پنجاه هزار
‫ دلار از پولتو بذاری پاش که بسم‌الله

13:31.042 --> 13:33.083
‫اگه نه، بیخیال این ایده‌ی نابت شو

13:33.792 --> 13:35.041
‫چرا؟ مگه چشـه؟

13:35.042 --> 13:37.582
‫چیزای زیادی هست که دست تو نیستن

13:37.583 --> 13:40.500
‫آب و هوا، قطارها یا مثلاً بازار کار

13:41.917 --> 13:43.542
‫البته این فقط نظر منـه

13:44.208 --> 13:47.792
‫حالا با اجازه‌ی شما، من مرخص میشم.
‫باید برم یه کاری رو پیگیری کنم

13:48.292 --> 13:51.624
‫ویل... یعنی میگی این ایده‌ی پول‌سازی نیست؟

13:51.625 --> 13:53.917
‫چرا خب، تا نری سراغش که نمی‌فهمی

13:54.958 --> 13:58.458
‫می‌تونه خیلی خوب از آب دربیاد. موفق بشی.
‫شاید هم ایده‌ت شکست بخوره و افتضاح باشه

13:59.125 --> 14:00.332
‫خلاصه که خیلی ریسکیـه

14:00.333 --> 14:03.041
‫اگه می‌خوای پول خرج کنی، همین اطرافتو نگاه کن

14:03.042 --> 14:05.166
‫این جنگِ توی اروپا حالا حالاها تموم نمیشه

14:05.167 --> 14:08.292
‫وقتی هم که جنگ باشه، مردم گرسنه میشن

14:08.792 --> 14:11.375
‫برو سراغ برنج و ذرت و لوبیا

14:12.750 --> 14:14.166
‫نگهداری اونا یخ نمی‌خواد

14:14.167 --> 14:17.499
‫خودشون موندگارن. شکم مردم هم سیر می‌کنن

14:17.500 --> 14:18.916
‫میگی از جنگ سود ببرم

14:18.917 --> 14:23.167
‫نه، من فقط دارم آینده رو پیش‌بینی می‌کنم.
‫من دیگه برم که واقعاً کار دارم

14:24.667 --> 14:25.917
‫از دیدنت خوشحال شدم، ترسک

14:26.417 --> 14:27.333
‫شما هم همین‌طور

14:36.250 --> 14:37.833
‫نگفت نمیشه رفت سراغش

14:38.875 --> 14:40.292
‫نه، نگفت

14:41.875 --> 14:43.708
‫فکر کنم برم همون کارخونه‌ی یخو یخرم

16:10.042 --> 16:13.291
‫محموله از روی رشته کوه راکی
‫رد میشه و از دشت‌ها می‌گذره

16:13.292 --> 16:15.708
‫یه توقف کوتاه هم توی شیکاگو داره

16:17.125 --> 16:20.208
‫بعد میره نیویورک

16:21.208 --> 16:22.999
‫کَل، جمع کن اینا رو

16:23.000 --> 16:27.125
‫آبرا واسه این غذا خیلی زحمت کشیده،
‫ ما هم قراره بشینیم و نوش جان کنیم

16:28.292 --> 16:30.082
‫بهتر نیست وقتی قطار می‌رسه نیویورک

16:30.083 --> 16:33.124
‫یه عکاس اونجا باشه و ازش عکس بگیره؟

16:33.125 --> 16:34.958
‫چه فکر خوبی

16:35.458 --> 16:38.542
‫شرط می‌بندم توی روزنامه‌ها هم می‌نویسن
‫ که این اولین محموله‌ی این‌جوریـه

16:39.375 --> 16:41.958
‫پدر، اگه این کار خوب پیش
‫ بره، باز هم ادامه‌ش میدی، درستـه؟

16:43.292 --> 16:45.499
‫آره. از اول قرار شد همین‌جوری باشه

16:45.500 --> 16:47.541
‫خب به جای این‌که یه درصدی
‫ از درآمدشو به کشاورزا بدی

16:47.542 --> 16:50.000
‫بهتر نیست محصولش هم از خودت باشه؟

16:51.208 --> 16:52.541
‫من که کشاورز نیستم

16:52.542 --> 16:55.957
‫درستـه ولی اگه محصول از خودمون
‫ باشه، سودش بیشتر نمیشه؟

16:55.958 --> 16:57.167
‫کَل، دنبال چی هستی؟

16:58.292 --> 17:00.042
‫بذار امسال بهار، زمینمونو زیر کشت ببرم

17:00.750 --> 17:03.417
‫این‌طوری، پائیز بعدی، محصول
‫ خودمونو صادر می‌کنیم

17:07.208 --> 17:08.124
‫کجاش خنده داره؟

17:08.125 --> 17:11.291
‫تو هیچی از کشاورزی حالیت نیست

17:11.292 --> 17:12.374
‫خب یاد می‌گیرم

17:12.375 --> 17:14.166
‫نمیگی اگه شریکامونو حذف کنیم

17:14.167 --> 17:16.499
‫چه بلایی سر اعتبار پدر میاد؟

17:16.500 --> 17:18.957
‫- تو دخالت نکن، آرون
‫- خیلی‌خب

17:18.958 --> 17:21.541
‫نمیشه، کَل. زمینامونو اجاره دادیم

17:21.542 --> 17:24.499
‫تو که گذاشتی آرون تو کارت
‫ کمکت کنه. چرا نمی‌ذاری من هم باشم؟

17:24.500 --> 17:27.958
‫چون آرون خودشو ثابت کرده. نشون داده
‫ که میشه کار دستش داد. تو نکردی

17:35.917 --> 17:38.582
‫نمی‌خواد برم دنبالش؟

17:38.583 --> 17:39.624
‫نه

17:39.625 --> 17:42.250
‫باید بفهمه که قرار نیست
‫ همیشه ما به سازش برقصیم

17:53.208 --> 17:54.042
‫هی، پسرجون

17:55.250 --> 17:58.374
‫تاحالا شده از یه جا بیرونت کنن؟

17:58.375 --> 17:59.375
‫آره

17:59.917 --> 18:01.875
‫جدی اینا با خوشگذرونی چه مشکلی دارن؟

18:02.708 --> 18:05.625
‫ربیت هلمن پیرو توی این مهمون‌خونه راه نمیدن

18:06.333 --> 18:07.167
‫اسمت ربیتـه؟

18:07.958 --> 18:10.292
‫- چه بامزه
‫- عین خودم

18:11.292 --> 18:13.416
‫مردم باید از خداشون باشه که
‫ من تو همچین جایی کنارشون باشم

18:13.417 --> 18:15.917
‫- نمی‌دونن دارن به بخت خودشون لگد می‌زنن
‫- میگم

18:16.583 --> 18:20.792
‫تاحالا نمایش‌های کیت رو دیدی؟

18:21.375 --> 18:22.292
‫همون فاحشه‌خونه؟

18:23.333 --> 18:27.542
‫سیرکیـه واسه خودش. بیا و ببین

18:29.375 --> 18:34.125
‫هیچوقت یادم نمیره کیت با شوهرش چیکار کرد.
‫اون بخت‌برگشته هم هیچوقت ازش نمی‌گذره

18:34.625 --> 18:36.250
‫ترسکِ خدازده

18:39.250 --> 18:40.750
‫مگه... چیکارش کرده؟

18:41.333 --> 18:43.791
‫نمی‌دونی مگه. بهش شلیک کرد، بعدشم در رفت

18:43.792 --> 18:47.750
‫زن زندگی نبود ولی از حق
‫ نگذریم، فاحشه‌ی خوبیـه

18:50.417 --> 18:51.292
‫بیا

18:52.000 --> 18:52.833
‫بیا، بچه

18:53.917 --> 18:54.875
‫عاشقش میشی

19:07.833 --> 19:10.167
‫بهترین جا رو گرفتم، بیا

19:14.250 --> 19:15.250
‫سلام

19:17.958 --> 19:19.708
‫آخ، چه نازی تو

19:21.375 --> 19:22.333
‫نترس

19:22.833 --> 19:25.292
‫تا بهش پول ندی، کاری باهات نداره

19:31.458 --> 19:33.250
‫عصر بخیر

19:34.333 --> 19:35.500
‫اجازه بدید معرفی منم

19:36.500 --> 19:37.583
‫بانو کیت

19:40.208 --> 19:41.125
‫آقایون

19:47.625 --> 19:49.208
‫عصرتون بخیر باشه

19:50.000 --> 19:52.208
‫امشب جمع شدید

19:53.375 --> 19:56.208
‫تا شاهد یه آیینِ گذار باشید

19:56.708 --> 20:01.458
‫به رسم همیشگیمون، این مراسم یه قربانی هم داره

20:02.125 --> 20:09.000
‫ولی نمیشه همیش گفت کی قربانی می‌کنه

20:10.167 --> 20:11.917
‫و کی خودِ قربانیـه

20:22.792 --> 20:24.875
‫آره! برو روش!

20:27.000 --> 20:28.875
‫انقدر اون بدبختو اذیت نکن!

20:29.792 --> 20:32.292
‫آروم باهاش تا کن

20:59.667 --> 21:00.583
‫جو

21:02.250 --> 21:05.292
‫امشب بین جمعیت یه پسر جوون ندیدی؟

21:06.208 --> 21:07.375
‫همون که ته سالن نشسته بود

21:08.167 --> 21:09.125
‫آره

21:14.083 --> 21:15.750
‫قبلاً هم اومده اینجا؟

21:16.667 --> 21:18.000
‫تا جایی که یادمـه، نه، گمون نکنم

21:18.667 --> 21:20.583
‫ما که اینجا بچه‌داری نمی‌کنیم

21:21.083 --> 21:23.333
‫مثلاً گذاشتیمت اونجا حواست
‫ به در باشه. نذار هر کسی بیاد. تکرار نشه

21:24.333 --> 21:25.291
‫چشم، رئیس

21:25.292 --> 21:26.875
‫هرچی شما بگید

21:29.333 --> 21:31.083
‫هر هفته کارمون بهتر میشه

21:31.583 --> 21:33.625
‫شاید باید یه نمایش دیگه هم اضاف کنیم

21:35.375 --> 21:36.250
‫نه

21:37.250 --> 21:39.749
‫بذار تقاضا بیشتر بشه بعد قیمتو می‌بریم بالا

21:41.792 --> 21:45.208
‫این امروز بعدازظهر اومد، مال شماست

21:45.833 --> 21:47.116
‫« از طرف اثل برون، برای کیت البی »

21:46.917 --> 21:51.292
‫همون‌طور که توی نامه گفته بودم،
‫امیدوار بودم کمکم کنی دوباره سرپا بشم

21:52.750 --> 21:54.458
‫چرا باید کمکت کنم؟

21:55.167 --> 21:57.250
‫ما روزای خوبی رو باهم گذروندیم، مگه نه؟

21:57.750 --> 21:59.207
‫اون موقع که همه‌مون با فی بودیم

21:59.208 --> 22:01.999
‫- اون مال خیلی وقت پیشـه
‫- بیخیال، کیت

22:02.000 --> 22:05.332
‫چون فقط تو شانست گرفته، دلیل
‫ نمیشه چیزی گیر بقیه‌مون نیاد

22:05.333 --> 22:10.417
‫چیزی رو آماده جلوی من نذاشتن که.
‫ خودم راه خودمو پیدا کردم. عین تو

22:16.000 --> 22:17.958
‫من حس ششم قوی‌ای داشتم. یادتـه دیگه؟

22:18.458 --> 22:21.166
‫- قبلاً فال می‌گرفتم و کف‌بینی می‌کردم
‫- نه

22:21.167 --> 22:24.582
‫پس حتماً بقیه یادشونـه. خیلی از حرفایی
‫ که می‌زدم واقعی از آب در اومدن

22:24.583 --> 22:26.999
‫عین اون خوابی که شب مرگ فی دیدم

22:27.000 --> 22:29.166
‫- برات تعریف کرده بودم؟
‫- یادم نیست

22:29.167 --> 22:30.875
‫خب، توی خوابم

22:31.375 --> 22:33.999
‫دیدم یه نفر از آشپزخونه اومد بیرون

22:34.000 --> 22:37.000
‫و توی حیاط، نزدیک اون
‫ اجاق قدیمی یه چاله کَند

22:37.542 --> 22:39.792
‫بعد که بیدار شدم، فی مُرده بود

22:40.583 --> 22:43.208
‫رفتم همون‌جا رو نگاه کردم

22:44.250 --> 22:45.333
‫دیدم توی خاک

22:45.833 --> 22:48.667
‫چندتا شیشه داروی شکسته‌ست

22:49.917 --> 22:52.083
‫به نظرت مسخره نیست؟

22:55.875 --> 22:57.000
‫به نظر من

22:57.792 --> 23:01.166
‫تو یه فاحشه‌ی پیری که زیاد زدن تو سرت

23:01.167 --> 23:03.749
‫نمی‌خواد باز شروع کنی هی بگی خُل شدم

23:03.750 --> 23:05.791
‫نمیگم خُل شدی. اما مشخصـه
‫ چقدر مریض و خسته‌ای

23:05.792 --> 23:07.875
‫چرا یه مدت همین‌جا نمی‌مونی؟

23:08.375 --> 23:09.791
‫نه که کار کنی البته

23:09.792 --> 23:13.999
‫یه کم تو خونه بچرخی، یه سقفی بالا سرت
‫ باشه، یه جاخوابی داشته باشی. غذا گیرت بیاد

23:14.000 --> 23:15.291
‫چطوره؟

23:15.292 --> 23:18.667
‫می‌خواستم بگم ماهانه بهم ١٠٠ دلار بدی

23:20.167 --> 23:21.667
‫نه. برو خدا روزیتو جای دیگه‌ای بده

23:22.792 --> 23:25.458
‫این اتاقای جدیدی که پشت ساختمون ساختی

23:26.292 --> 23:28.166
‫انگار دقیقا روی اون شیشه‌های دارو ساخته شدن

23:28.167 --> 23:30.292
‫همونجایی‌ان که من شیشه‌ها رو پیدا کردم

23:31.292 --> 23:33.500
‫انگار یکی می‌خواسته قایمشون کنه

23:35.083 --> 23:36.458
‫البته، جواب می‌داد

23:37.750 --> 23:40.125
‫اگه اون شیشه‌ها هنوز اونجا بودن، جواب می‌داد

23:41.250 --> 23:44.417
‫ولی من برشون داشتم تا محفوظ بمونن

23:46.167 --> 23:49.291
‫می‌دونی، تو خوابم

23:49.292 --> 23:52.375
‫اون آدمی که دیدم، تو بودی

24:00.375 --> 24:02.083
‫گفتی چقدر می‌خوای؟ ١٠٠ دلار؟

24:02.875 --> 24:04.292
‫آره

24:07.750 --> 24:09.832
‫این یه پاپوشـه، آقای قاضی

24:09.833 --> 24:12.875
‫- من تاحالا چشمم به این مرد نخورده
‫- پولتون چقدر بوده؟

24:13.583 --> 24:14.916
‫تقریبا ١٠٠ دلار

24:14.917 --> 24:18.332
‫و شما ٩۶ دلار همراهتون داشتید

24:18.333 --> 24:20.499
‫درستـه. عجب پاپوشی هم هست

24:20.500 --> 24:22.957
‫جناب قاضی، من باید خصوصی
‫ باهاتون صحبت کنم. جناب قاضی

24:22.958 --> 24:25.957
‫به کلانتر بگو تا قبل از ظهر از
‫ محدوده‌ی شهرستان بندازتش بیرون

24:25.958 --> 24:27.791
‫نه! نکن!

24:27.792 --> 24:31.042
‫- برام پاپوش دوختن! پاپوش!
‫- مورد بعدی بیاد، لطفاً

24:33.625 --> 24:36.374
‫اون چی بود؟

24:36.375 --> 24:37.208
‫پسر خوب

24:39.458 --> 24:42.583
‫- میشه لطفاً...
‫- انعام خیلی خوبی دادن

24:43.417 --> 24:45.083
‫قاضی از شهر بیرونش کرد

24:52.750 --> 24:54.958
‫ممکنه برگرده

24:59.542 --> 25:00.542
‫کی بود؟

25:06.500 --> 25:07.750
‫کی حرف زد؟

25:14.917 --> 25:17.417
‫اگه حرفی دارید، بلند بگید

25:22.042 --> 25:23.708
‫کسی چیزی نگفت، کیت

25:33.333 --> 25:34.583
‫ممنون که تشریف آوردید

25:38.042 --> 25:39.042
‫متشکرم

25:40.042 --> 25:41.042
‫خیلی‌خب

25:45.917 --> 25:47.957
‫ممنون، متشکرم

25:47.958 --> 25:48.875
‫دوستان!

25:49.958 --> 25:55.000
‫اعضای اتاق بازرگانی، شهروندان
‫ سالیناس، خوش اومدید!

26:00.917 --> 26:05.832
‫می‌خوام از پسرام تشکر کنم. کیلب و آرون

26:05.833 --> 26:08.041
‫و همکار مورد اعتمادم، لی

26:08.042 --> 26:10.917
‫که احتمالاً خیلی بیشتر از
‫ من از این کارا سر در میاره

26:12.000 --> 26:14.250
‫چهره‌های آشنای زیادی رو اینجا می‌بینم

26:15.167 --> 26:21.292
‫دستان زحمت‌کشی که توی برداشت،
‫چینش، بسته‌بندی و بارگیری این محموله شریک بودن

26:21.917 --> 26:27.000
‫خب، شاید فعلاً سرمایه‌گذار دیگه‌ای نداشته باشیم

26:27.583 --> 26:30.291
‫اما سرمایه اصلی ما همین عرق جبین و دست‌رنج شماست

26:30.292 --> 26:31.707
‫و اگه شما نبودید،

26:31.708 --> 26:34.208
‫«کاهوی دره سالیناس» وجود خارجی نداشت

26:34.750 --> 26:38.958
‫پس به سلامتی شما، و به سلامتی پیشرفت‌

26:46.250 --> 26:47.333
‫خوشحالم که می‌بینم‌تون

26:51.958 --> 26:53.249
‫تکون نخورید

26:53.250 --> 26:55.082
‫به سلامتی کاهوی دره سالیناس!

26:55.083 --> 26:57.250
‫به سلامتی

27:04.125 --> 27:06.666
‫خب، تکلیفِ بار اول‌مون کِی مشخص میشه؟

27:06.667 --> 27:09.457
‫دفتر کارگزاری نیویورک گفت
‫برآورد سود تا دو هفته دیگه

27:09.458 --> 27:10.416
‫به دست‌مون می‌رسه

27:10.417 --> 27:11.999
‫حدوداً چقدر گیرت میاد؟

27:12.000 --> 27:14.624
‫آرون، سر میز غذا جای این حرف‌ها نیست

27:14.625 --> 27:15.792
‫شرمنده

27:16.875 --> 27:18.832
‫فقط می‌خواستم بدونم سود خالصش چقدره

27:18.833 --> 27:20.499
‫بذار این‌طوری بگم

27:20.500 --> 27:23.875
‫تا چند هفته آینده، یا گدا می‌شم یا خیلی پولدار!

27:24.375 --> 27:27.374
‫پدر، حالا که بارِ اول رو فرستادیم و سرت یکم خلوت‌تر شده...

27:27.375 --> 27:28.582
‫می‌خوام یه‌چیزی رو بهت بگم

27:28.583 --> 27:32.624
‫یه نفر از اعضای شورای دفاع ازم خواست
‫توی هیئت جذب نیروی سالیناس مشغول به کار بشم

27:32.625 --> 27:35.249
‫رئیس‌جمهور ویلسون گفت ما وارد درگیری‌های اروپا نمی‌شیم

27:35.250 --> 27:36.874
‫خب هیچ‌کس دلش جنگ نمی‌خواد

27:36.875 --> 27:39.374
‫راستش می‌خواستم برم دوره آموزشی
‫افسران ذخیره رو ثبت‌نام کنم. همه بچه‌ها...

27:39.375 --> 27:41.749
‫حالا که بار اول رو فرستادیم، چند تا ایده

27:41.750 --> 27:44.332
‫برای کارخونه یخ داشتم تا بازدهی بیشتری داشته باشه

27:44.333 --> 27:45.708
‫کارخونه که هیچ مشکلی نداره

27:46.333 --> 27:49.874
‫ولی لی حساب‌کتاب‌ها رو بهم نشون داد.
‫یه‌سری خرج‌های اضافه به چشمم خورد

27:49.875 --> 27:52.207
‫قبلاً که بهت گفته بودم،
‫توی کسب‌وکار من دخالت نکن

27:52.208 --> 27:53.916
‫آدام ریاضیش خیلی خوبه‌ها

27:53.917 --> 27:56.041
‫اگه این‌طوره پس بره بشینه درس‌های خودش رو بخونه

27:56.042 --> 27:57.832
‫کَل اتفاقاً این اواخر درسش بهتر شده...

27:57.833 --> 27:59.249
‫من نیازی به دلسوزی تو ندارم!

27:59.250 --> 28:01.332
‫دارم ازت دفاع می‌کنم، خنگول!

28:01.333 --> 28:02.291
‫به هم توهین نکنید!

28:02.292 --> 28:06.166
‫اراده و تلاش مهمه. باید یاد بگیری برای
‫زندگیت تلاش کنی کَل!

28:06.167 --> 28:08.707
‫من تلاش خودم رو می‌کنم.
‫اما معلم‌ها ازم خوششون نمیاد

28:08.708 --> 28:10.166
‫از این‌که تلاش نمی‌کنی خوششون نمیاد

28:10.167 --> 28:12.874
‫اگه می‌خوای بقیه دوستت داشته باشن، برادرت رو الگو قرار بده

28:12.875 --> 28:16.832
‫انقدر منو با آرون مقایسه نکن!
‫من هیچ شباهتی به اون ندارم!

28:16.833 --> 28:19.332
‫- کَل! کَل!
‫- بشین! بشین!

28:19.333 --> 28:23.125
‫یعنی من این‌قدر بدم؟
‫چرا نمی‌تونی من رو همین‌طوری که هستم بپذیری؟

28:31.667 --> 28:32.542
‫بله؟

28:37.083 --> 28:39.499
‫اومدم دوباره بابت ارسال بار بهت تبریک بگم بابا

28:39.500 --> 28:41.874
‫واقعاً دستاورد فوق‌العاده‌ای بود

28:41.875 --> 28:42.917
‫ممنونم پسرم

28:45.917 --> 28:48.416
‫میشه یه مقدار با کَل مهربون‌تر رفتار کنی؟

28:48.417 --> 28:49.457
‫الو؟

28:49.458 --> 28:52.582
‫می‌دونم بعضی وقت‌ها میره روی اعصاب،
‫ولی اون فقط می‌خواد رضایت تو رو جلب کنه

28:52.583 --> 28:55.082
‫هرچقدرم هم نیتش خوب باشه مهم نیست

28:55.083 --> 28:57.874
‫برادرت باید یاد بگیره مسئولیت کارهاش رو بپذیره

28:57.875 --> 28:59.333
‫- اگه کَل همین‌طوری...
‫- آدام؟

29:00.458 --> 29:02.125
‫کلانتر کویین زنگ زده

29:12.000 --> 29:19.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

29:28.917 --> 29:29.875
‫بگید دیگه

29:32.208 --> 29:34.792
‫هر بلایی می‌خوای سرم بیاری بیار و تمومش کن بره

29:38.667 --> 29:41.625
‫توی قمارخونه دستگیرت کردن

29:43.625 --> 29:45.458
‫مجبور شدم بیام از بازداشتگاه درت بیارم

29:52.208 --> 29:53.792
‫در حقت کوتاهی کردم نه؟

29:56.750 --> 29:58.375
‫منم مثل پدر خودم پدر بدی‌ام

30:00.958 --> 30:03.083
‫تو پدر بدی نیستی

30:04.833 --> 30:06.167
‫از کجا می‌دونی کَل؟

30:06.667 --> 30:08.583
‫تو که تا حالا پدر دیگه‌ای نداشتی

30:32.833 --> 30:35.917
‫پدرم یه قالب ساخته بود

30:40.125 --> 30:41.708
‫و من رو به زور توی همون قالب چپوند

30:45.375 --> 30:47.000
‫یه قطعه معیوب از آب در اومدم

30:51.167 --> 30:52.875
‫دیگه نمی‌شد ذوبم کرد، واسه همین...

30:54.875 --> 30:56.625
‫یه قطعه معیوب و ناقص باقی موندم

30:58.375 --> 30:59.292
‫و حالا هم

31:02.958 --> 31:05.083
‫دقیقاً مثل خودش شدم

31:08.500 --> 31:10.917
‫اون بهم اجازه نمی‌داد خودِ واقعی‌ام باشم

31:16.000 --> 31:18.083
‫من بین پسرهام فرق نمی‌ذارم

31:21.667 --> 31:24.625
‫این قمارخونه‌ کثیفی که توش دستگیرت کردن...

31:28.042 --> 31:30.167
‫زیاد این‌جورجاها میری؟

31:32.083 --> 31:33.208
‫فقط میرم نگاه می‌کنم

31:33.792 --> 31:36.291
‫- برادرت هم باهات میاد؟
‫- نه پدر

31:36.292 --> 31:40.167
‫آرون توی کار خلاف و همچین افکار پلیدی نیست

31:42.458 --> 31:43.333
‫تو چی؟

31:44.667 --> 31:47.458
‫یعنی تو خلاف می‌کنی؟

31:53.417 --> 31:55.625
‫ولی هوای برادرت رو هم داری، مگه نه؟

31:56.833 --> 31:57.708
‫تلاشم رو می‌کنم

31:58.292 --> 31:59.208
‫چرا؟

31:59.958 --> 32:00.833
‫چون دوستش دارم

32:06.875 --> 32:08.917
‫من و برادرم،

32:10.125 --> 32:11.375
‫اصلاً این‌طوری نبودیم

32:14.208 --> 32:16.000
‫میشه گفت از هم متنفر بودیم

32:19.208 --> 32:20.375
‫منم یه‌وقتایی از آرون متنفر میشم

32:22.625 --> 32:25.458
‫اما دلم نمی‌خواد.
‫دلم نمی‌خواد از کسی کینه داشته باشم

32:29.333 --> 32:30.208
‫فقط...

32:32.417 --> 32:33.542
‫می‌خوام آدم خوبی باشم

32:35.875 --> 32:37.000
‫مثل تو

32:38.000 --> 32:39.000
‫مثل آرون

32:42.333 --> 32:43.250
‫کل...

32:45.250 --> 32:46.250
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام

32:47.667 --> 32:49.042
‫اینه که تلاشت رو بکنی

32:52.583 --> 32:54.250
‫- می‌کنم
‫- خوبه

32:56.417 --> 32:57.833
‫اون‌وقت منم تلاش می‌کنم

33:26.083 --> 33:27.458
‫خوشحالم که تونستی یکم بخوابی

33:28.667 --> 33:29.875
‫بقیه کجان؟

33:31.208 --> 33:33.667
‫پدرت و آرون رفتن کارخونه یخ

33:38.667 --> 33:41.792
‫آدام گفت اگه دوست داشتی می‌تونی بری پیش‌شون

33:44.333 --> 33:45.500
‫نه ممنون

33:51.667 --> 33:53.874
‫راستی کَل، اگه یه وقت به چیزی نیاز داشتی

33:53.875 --> 33:55.292
‫می‌تونی به من بگی

33:56.917 --> 33:59.042
‫حتی پول. یه‌خورده پس‌انداز دارم

34:03.875 --> 34:05.625
‫می‌دونم مامانم کجاست

34:07.083 --> 34:08.375
‫و در چه حاله

34:10.042 --> 34:10.958
‫خودم دیدمش

34:26.292 --> 34:27.500
‫چی می‌خوای بدونی؟

34:29.167 --> 34:31.042
‫هر سوالی داری بپرس

34:36.792 --> 34:38.917
‫- پدرم هم می‌دونه؟
‫- آره

34:40.042 --> 34:41.375
‫پس چرا گفت مُرده؟

34:42.667 --> 34:44.333
‫تا نذاره شما اذیت بشید

34:45.875 --> 34:47.207
‫واقعاً به پدرم شلیک کرده بوده؟

34:47.208 --> 34:48.292
‫یه قدم با مرگ فاصله داشت

34:48.792 --> 34:50.249
‫چرا؟ مگه بابام اذیت‌ش می‌کرد؟

34:50.250 --> 34:52.000
‫تا اونجایی که من می‌دونم نه

34:55.000 --> 34:56.582
‫به آرون گفتی زنده‌ست؟

34:56.583 --> 35:00.041
‫نه؛ جرئت نکردم بهش بگم
‫نمی‌تونه تحمل کنه

35:00.042 --> 35:04.917
‫اگه آرون یه روزی از وجودش باخبر شد،
‫حواست بهش باشه

35:07.458 --> 35:08.833
‫یه‌سری از رفتارام رو از اون به ارث بردم

35:17.708 --> 35:18.625
‫کَل...

35:22.458 --> 35:26.000
‫شاید یه‌سری رفتارهات رو به ارث برده باشی،
‫اما کاملاً شبیه اون نیستی

35:26.625 --> 35:30.042
‫توجیه کردن خودت به خاطر اصل و نسبت کار آسونیه،

35:30.542 --> 35:32.208
‫اما هرکاری هم بکنی

35:34.458 --> 35:36.167
‫خودت تصمیم گیرنده‌ای

35:36.667 --> 35:39.208
‫نه پدرت، نه مادرت

35:39.708 --> 35:40.583
‫خودت!

35:43.167 --> 35:45.333
‫- خودت این رو باور داری؟
‫- آره

35:48.708 --> 35:50.542
‫و می‌خوام تو هم بهش باور داشته باشی

35:52.708 --> 35:54.958
‫وگرنه می‌زنم لت و پارت می‌کنم

36:14.291 --> 36:17.791
‫« برای کیت آلبی، از طرف اتل براون »

36:23.750 --> 36:27.457
‫فرض کن تو کسی بودی که اون بطری‌ها رو از زیر خاک درآورده

36:27.458 --> 36:30.125
‫- نمی‌رفتی از بقیه بپرسی این‌ها چیه؟
‫- کِیه؟

36:31.958 --> 36:32.874
‫صدای کی بود؟

36:32.875 --> 36:35.999
‫فرض کن به یه نفر جیوه داده باشی

36:36.000 --> 36:37.042
‫به‌نظرت چی میشه؟

36:38.292 --> 36:41.208
‫به‌نظرت با سُرب میشه کسی رو کُشت؟

36:46.458 --> 36:48.332
‫آروم باش، کتی

36:48.333 --> 36:51.500
‫آخه چرا چهره‌ی خوشگل من رو پنهان کردی؟

36:55.208 --> 36:57.541
‫- داستان اون..
‫- بس کن!

36:57.542 --> 37:00.791
‫زن پولداره که دار و ندارش رو زد
‫به نام دخترش و بعد مُرد رو شنیدی؟

37:00.792 --> 37:02.791
‫- خفه شو! خفه شو!
‫- چال کردن بطری‌ها...

37:02.792 --> 37:04.332
‫پنهان کردن همچین چیزی کار ساده‌ای نیست

37:04.333 --> 37:07.082
‫مجبور شدی اتل رو بفرستی بره،
‫حالا اون هر جایی می‌تونه باشه...

37:07.083 --> 37:08.166
‫خفه شو! خفه شو!

37:08.167 --> 37:10.582
‫می‌تونه با هر کسی دلش می‌خواد حرف بزنه،
‫بدون اجازه‌ی تو!

37:10.583 --> 37:11.583
‫با من کار داشتید؟

37:16.667 --> 37:18.042
‫جو، من...

37:24.083 --> 37:25.750
‫اون اتلِ عجوزه رو یادت میاد؟

37:27.083 --> 37:29.792
‫خب، معلوم شد که خیلی بیشتر از...

37:31.042 --> 37:32.499
‫اون صد دلار دزدی کرده

37:32.500 --> 37:33.624
‫دیگه چی‌ها دزدیده؟

37:33.625 --> 37:35.832
‫یه چیزی که خیلی برام ارزش داشت.
‫تو پسر باهوشی هستی

37:35.833 --> 37:39.375
‫- به‌نظرت کجا می‌تونه رفته باشه؟
‫- شرط می‌بندم از سان خوزه اون‌طرف‌تر نرفته

37:40.042 --> 37:41.666
‫کلاه‌بردارهای کُهنه‌کار راه دوری نمیرن

37:41.667 --> 37:43.541
‫دوست داری یه پول تپل به جیب بزنی؟

37:43.542 --> 37:45.041
‫می‌خواید پیداش کنم؟

37:45.042 --> 37:47.458
‫اوهوم.
‫اما نمی‌خوام کسی بفهمه

37:48.208 --> 37:49.667
‫خیالتون راحت رئیس

39:01.958 --> 39:03.208
‫وایسا ببینم!

39:03.708 --> 39:04.916
‫تو کی هستی؟

39:04.917 --> 39:06.792
‫کی تو رو فرستاده و اینجا چیکار داری؟

39:09.917 --> 39:11.125
‫من کَل ترسک هستم

39:12.625 --> 39:13.792
‫فکر کنم شما مادر من باشید

39:29.708 --> 39:30.833
‫در رو ببند

39:39.583 --> 39:41.250
‫پرده‌هاتون همیشه کشیده‌ست

39:41.750 --> 39:43.708
‫آره، نور چشم‌هام رو اذیت می‌کنه

39:45.542 --> 39:46.875
‫به‌خاطر روماتیسمم

39:48.000 --> 39:51.000
‫احتمالاً سراغ تو هم بیاد.
‫عمه‌‌بزرگم داشت، مادرم هم داشت

39:57.083 --> 39:58.125
‫بشین

40:08.000 --> 40:09.250
‫نوشیدنی می‌خوای؟

40:09.875 --> 40:10.708
‫اهلش نیستم

40:13.250 --> 40:14.125
‫منم همین‌طور

40:17.583 --> 40:18.875
‫پس چی می‌خوای؟

40:19.917 --> 40:21.333
‫اومدی فقط بهم زل بزنی؟

40:28.625 --> 40:31.542
‫تو کدومی؟
‫اولیه یا دومیه؟

40:33.667 --> 40:35.875
‫نمی‌دونم. اون...
‫پدرم هیچ‌وقت بهمون نگفت

40:37.250 --> 40:39.333
‫پدرتون زیاد درمورد من صحبت می‌کنه نه؟

40:40.917 --> 40:41.750
‫نه

40:42.625 --> 40:43.458
‫اصلاً

40:48.542 --> 40:49.958
‫اسم داداشت چیه؟

40:51.250 --> 40:52.083
‫آرون

40:52.917 --> 40:53.750
‫آرون

40:55.500 --> 40:56.625
‫چه‌جور پسریه؟

41:01.000 --> 41:01.958
‫خوبه...

41:06.208 --> 41:09.250
‫- مثل آدام حوصله آدم رو سر می‌بره؟
‫- اون‌ها رو بی‌خیال

41:10.042 --> 41:12.207
‫از پدر و برادرم دوری کن

41:14.042 --> 41:14.957
‫پس دوست‌شون داری

41:14.958 --> 41:16.000
‫عاشقشونم!

41:28.917 --> 41:31.207
‫واقعاً می‌خواستی بکُشیش؟

41:31.208 --> 41:32.291
‫بابام رو میگم

41:32.292 --> 41:34.375
‫خب می‌تونستم بکُشمش اما این کار رو نکردم

41:36.375 --> 41:39.000
‫- فقط می‌خواستم دست از سرم برداره
‫- چرا؟

41:45.750 --> 41:46.917
‫من بدبخت شده بودم

41:48.208 --> 41:49.167
‫داغون بودم

41:51.667 --> 41:53.125
‫آدم بهم پناه داد

41:55.000 --> 41:57.083
‫بهم رسیدگی کرد و مراقبم بود

41:58.875 --> 42:00.875
‫سعی کرد با این کارهاش اسیرم کنه

42:03.167 --> 42:05.083
‫اکثر آدم‌ها هم همین‌جوری اسیر میشن

42:05.917 --> 42:07.542
‫اما هیچ‌کس نمی‌تونه من رو زندانی کنه

42:11.167 --> 42:12.542
‫ما رو نمی‌خواستی؟

42:16.333 --> 42:18.375
‫تا حالا شده با خودت بگی ای کاش نمی‌رفتم؟

42:25.833 --> 42:26.875
‫معلومه که نه

42:36.833 --> 42:37.792
‫من بعضی وقت‌ها...

42:39.708 --> 42:41.125
‫بدجوری بدجنس میشم

42:42.958 --> 42:46.957
‫از دست برادرم عصبانی میشم و بهش آسیب می‌زنم

42:46.958 --> 42:49.375
‫ولی خودم دلم نمی‌خواد؛
‫باعث میشه حالم از خودم به هم بخوره

42:50.292 --> 42:52.583
‫اما باز هم انجامش میدم. دست خودم نیست

42:56.875 --> 42:58.708
‫آرون به پدرمون رفته...

43:01.042 --> 43:02.375
‫پس حتماً منم به شما رفتم

43:12.375 --> 43:15.791
‫وقتی بچه بودی، تا حالا همچین حسی سراغت اومده بود که

43:15.792 --> 43:17.458
‫انگار یه‌جای کار می‌لنگه؟

43:18.667 --> 43:21.458
‫انگار که بقیه یه رازی رو می‌دونن

43:22.042 --> 43:23.458
‫و بهت نمی‌گن؟

43:26.500 --> 43:28.333
‫من همه‌شون رو فریب دادم

43:31.250 --> 43:33.875
‫درست همون موقعی که خیال می‌کردن
‫می‌تونن برام تعیین‌تکلیف کنن

43:34.958 --> 43:38.417
‫آره چارلز،
‫دقیقاً همون موقع بود که حساب کار اومد دستشون

43:43.875 --> 43:45.292
‫اسم من کیلب‌ـه

44:00.417 --> 44:01.749
‫چیکار می‌کنی؟

44:01.750 --> 44:03.791
‫پرده‌ها رو بکش. چیکار می‌کنی؟

44:03.792 --> 44:06.291
‫- می‌خوام مطمئن بشم
‫- بهت که گفتم نور چشم‌هام رو اذیت می‌کنه

44:06.292 --> 44:07.957
‫- حرفت رو باور نمی‌کنم
‫- ولم کن!

44:07.958 --> 44:10.957
‫باور نمی‌کنم؛
‫فکر می‌کنم از یه چیزی می‌ترسی!

44:10.958 --> 44:14.124
‫من از تو و هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌ترسم

44:14.125 --> 44:15.749
‫گورت رو گم کن! گورت رو از اینجا گم کن

44:15.750 --> 44:18.292
‫قبل از این‌که جیغ بزنم گورت رو گم کن.
‫ولم کن!

44:27.625 --> 44:28.917
‫لعنتی!

44:37.708 --> 44:39.292
‫این‌قدر از اون نخور!

44:48.792 --> 44:49.792
‫چارلز؟

44:50.292 --> 44:51.292
‫کتی

44:52.042 --> 44:53.083
‫من اینجام

44:54.958 --> 44:56.208
‫تو تنها نیستی

45:12.667 --> 45:14.332
‫این باعث میشه گوشت نرم بشه

45:14.333 --> 45:15.249
‫باشه

45:15.250 --> 45:17.292
‫و آرد هم باعث میشه دوغ‌کره خوب به خوردش بره

45:17.875 --> 45:20.625
‫مواظب باش آرد رو نریزی زمین،
‫وگرنه لی مجبورت می‌کنه طی بکشی

45:22.625 --> 45:24.792
‫خوبه، خوبه.
‫حالا بذارش داخل ظرف شیر

45:26.375 --> 45:27.500
‫خوبه

45:29.208 --> 45:30.917
‫چی شده؟

45:31.708 --> 45:32.542
‫هیچی

45:33.125 --> 45:34.750
‫من می‌تونم توی پودر سوخاری بغلتونم‌شون

45:35.875 --> 45:37.208
‫بذار برم برات پیش‌بند بیارم

45:38.875 --> 45:41.208
‫آرون تو هم می‌خوای بهمون کمک کنی؟

45:42.083 --> 45:44.082
‫نیازی نیست. آبرا قراره واسه‌م غذا درست کنه

45:44.083 --> 45:45.916
‫واقعاً؟

45:45.917 --> 45:48.375
‫همه باید بلد باشن شکم خودشون رو سیر کنن

45:50.542 --> 45:51.708
‫- لی
‫- ممنونم

45:54.125 --> 45:54.958
‫بخونش

46:01.958 --> 46:02.917
‫چی شده؟

46:04.417 --> 46:05.708
‫من بهشون بگم؟

46:09.917 --> 46:13.958
‫به‌خاطر ریزش بهمن، مسیر کوهستان سیرا بسته شده

46:15.667 --> 46:18.666
‫واگن‌های قطار دو روز اونجا روی ریل مونده بودن

46:18.667 --> 46:20.917
‫تا بالاخره تونستن مسیر رو باز کنن

46:22.125 --> 46:24.500
‫و وقتی قطار بالاخره رد شده،

46:25.000 --> 46:28.042
‫توی غرب میانه یه موجِ گرمای عجیب و ناگهانی غافلگیرشون می‌کنه

46:29.542 --> 46:33.542
‫توی شیکاگو هم انگار سر سفارش‌ها یه‌سری ناهماهنگی پیش اومده

46:34.958 --> 46:36.000
‫تقصیر کسی نیست

46:36.500 --> 46:38.000
‫پیش میاد دیگه

46:39.708 --> 46:43.667
‫و واگن‌ها پنج روز دیگه هم همون‌جا توی حیاط می‌مونن

46:44.458 --> 46:49.333
‫دفتر کارگزاری نیویورک ۲۰۰۰ دلار هزینه طلب کرده

46:50.583 --> 46:52.542
‫تا باری که رسیده رو دور بریزه

46:54.833 --> 46:56.250
‫از کلمه «آشغال» استفاده کردن

47:04.708 --> 47:05.958
‫هیچی سالم نرسیده؟

47:07.333 --> 47:08.208
‫حتی یکی‌شون؟

47:08.875 --> 47:12.000
‫حتی اگه از قبل هم برنامه‌ریزی می‌کردم این‌طوری
‫گند بزنم باز هم همچین افتضاحی به بار نمی‌اومد

47:22.708 --> 47:23.708
‫آرون

47:34.542 --> 47:35.750
‫بدجوری نااُمیدش کردم

47:36.625 --> 47:40.167
‫- تقصیر تو نبود
‫- زود باش برو دنبالش. برش گردون

47:40.708 --> 47:41.542
‫خواهش می‌کنم

47:46.208 --> 47:47.708
‫واقعاً متأسفم پدر

48:07.208 --> 48:09.667
‫اینم از نهایتِ تلاش ما

48:11.167 --> 48:13.957
‫یعنی الان نمی‌خوای بری توی لاکِ خودت و قایم بشی، درسته؟

48:13.958 --> 48:15.292
‫چی باعث شد همچین فکری بکنی؟

48:15.792 --> 48:17.208
‫از قیافه‌ت مشخصه

48:23.792 --> 48:25.625
‫واقعاً فکر می‌کردم جواب میده

48:31.000 --> 48:33.999
‫- دار و ندارم به باد رفت نه؟
‫- دیگه پولدار نیستی

48:34.000 --> 48:35.542
‫ولی خب قرار نیست از گشنگی بمیریم

48:36.542 --> 48:37.417
‫حواسم به این مورد بود

48:41.875 --> 48:43.666
‫- باید کارخونه‌ یخ رو بفروشیم
‫- نه

48:43.667 --> 48:46.207
‫- آدام!
‫- پُشت هم بدبیاری آوردیم

48:46.208 --> 48:47.500
‫هنوزم میشه درستش کرد

48:48.000 --> 48:49.917
‫شاید تونستم یه چاره‌ای براش پیدا کنم

49:13.542 --> 49:14.667
‫پیدات کردم

49:16.875 --> 49:20.083
‫آخه چرا رفت سراغ کاری که هیچی ازش نمی‌دونست؟

49:22.083 --> 49:25.583
‫حالا یه‌ذره ضرر کرده.
‫چیزی نشده که!

49:26.625 --> 49:27.667
‫فقیر شدیم

49:28.792 --> 49:30.250
‫منم فقیر شدم

49:31.125 --> 49:33.916
‫پدر و مادرت دیگه اجازه نمیدن با من ازدواج کنی

49:33.917 --> 49:35.875
‫خب اگه این‌طوریه ازشون اجازه نمی‌گیرم

49:37.667 --> 49:39.333
‫خرج‌مون رو از کجا در بیاریم؟

49:40.417 --> 49:42.417
‫می‌تونیم مزرعه‌ی پدرت رو بچرخونیم

49:43.333 --> 49:45.375
‫من دوست ندارم کشاورز بشم

49:45.875 --> 49:48.166
‫و نمی‌ذارم تو هم زنِ یه کشاورز بشی

49:48.167 --> 49:51.167
‫نه، من زنِ آرون میشم

49:52.167 --> 49:53.500
‫اصلاً هم برام مهم نیست کارش چیه

49:55.833 --> 49:58.583
‫مشخصه که تصمیمت رو گرفتی

49:59.167 --> 50:00.332
‫بله

50:00.333 --> 50:02.167
‫تصمیمم رو گرفتم

50:06.042 --> 50:06.875
‫من رو ببوس

50:26.708 --> 50:27.750
‫اشکال نداره

50:56.875 --> 50:57.791
‫لی

50:57.792 --> 50:59.042
‫هـوم؟

51:01.000 --> 51:02.332
‫پدرم خوبه؟

51:02.333 --> 51:05.625
‫با توجه به این شرایط بد نیست

51:13.042 --> 51:13.958
‫تو...

51:14.458 --> 51:17.833
‫بهم گفتی اگه چیزی نیاز داشتم می‌تونم روت حساب کنم

51:19.250 --> 51:20.249
‫پول می‌خوام

51:20.250 --> 51:21.292
‫یعنی قرض می‌خوام

51:25.833 --> 51:27.250
‫چقدر؟

51:28.417 --> 51:29.958
‫چقدر می‌تونی بدی؟

51:30.458 --> 51:31.750
‫مثلاً پنج هزار تا

51:33.667 --> 51:37.416
‫بهت برمی‌گردونم.
‫حتی می‌تونی ازم سود بگیری

51:37.417 --> 51:39.458
‫من عمراً ازت سود بگیرم

51:40.667 --> 51:42.708
‫- نمی‌خوای بدونی واسه چه کاری می‌خوام؟
‫- نه

51:43.208 --> 51:44.125
‫من بهت اعتماد دارم کَل

51:48.250 --> 51:49.917
‫ممنون لی

51:55.917 --> 51:56.874
‫کل

51:56.875 --> 51:57.708
‫جان؟

51:59.125 --> 52:01.832
‫به بابات نگو این پول رو از کجا جور کردی باشه؟

52:01.833 --> 52:04.833
‫بهش هیچی نمیگم.
‫می‌خوام غافلگیرش کنم

52:10.375 --> 52:13.417
‫من می‌خوام کُلی پول در بیارم
‫و به راهنمایی شما نیاز دارم

52:14.667 --> 52:18.167
‫- منظورت از کُلی پول دقیقاً چقدره؟
‫- حدود ۲۰ یا ۳۰ هزار دلار

52:22.125 --> 52:25.583
‫حتماً شنیدید چه بلایی سر سرمایه‌گذاریِ پدرم اومده

52:26.833 --> 52:28.500
‫می‌خوام هرچی ضرر کرده رو بهش برگردونم

52:30.333 --> 52:32.291
‫من با کسایی که پول ندارن شریک نمی‌شم

52:32.292 --> 52:33.916
‫- من پول دارم
‫- چقدر؟

52:33.917 --> 52:35.249
‫پنج هزار دلار

52:35.250 --> 52:37.082
‫قرض کردی؟ سودش چقدره؟

52:37.083 --> 52:37.917
‫هیچی

52:38.417 --> 52:40.499
‫چه جالب. از کجا جورش کردی؟

52:40.500 --> 52:41.792
‫نمی‌تونم بگم قربان

52:47.333 --> 52:50.124
‫کَل، قیمت روزِ لوبیا رو می‌دونی؟

52:50.125 --> 52:52.333
‫پوندی سه سنت و نیم؛ از دو سنت رفته بالا

52:53.417 --> 52:56.541
‫توی فکرم بود از پدرم بخوام بذاره من مزرعه رو بچرخونم

52:56.542 --> 52:58.707
‫نرو سمت کشاورزی.
‫تو باهوش‌تر از این حرف‌هایی

52:58.708 --> 52:59.792
‫کشاورزی پولی توش نیست

53:01.083 --> 53:04.082
‫اگه بریم سراغ کشاورزای این اطراف
‫و بهشون وامِ بذر بدیم و تضمین کنیم

53:04.083 --> 53:06.542
‫که محصولشون رو پوندی پنج سنت می‌خریم،
‫بهار همه‌شون لوبیا می‌کارن

53:07.125 --> 53:09.791
‫با این حساب می‌تونیم برای ۵ هزار هکتار کشت لوبیا قرارداد ببندیم

53:09.792 --> 53:12.582
‫توی بازاری که لوبیا ۳ سنته، با
‫لوبیای ۵ سنتی می‌خوایم چه کار کنیم؟

53:12.583 --> 53:14.999
‫این جنگِ اروپا روز به روز داره بدتر میشه

53:15.000 --> 53:17.333
‫بعید نیست ما هم به‌زودی درگیرش بشیم

53:18.208 --> 53:20.291
‫حدس می‌زنم ظرف چند ماه آینده،

53:20.292 --> 53:24.042
‫می‌تونیم هرچی لوبیای خشک گیر آوردیم
‫رو پوندی ۱۰ سنت یا حتی بیشتر بفروشیم

53:25.583 --> 53:27.875
‫و کَل، دقیقاً این‌طوری می‌تونی کلی پول در بیاری

53:29.833 --> 53:30.833
‫نظرت چیه؟

53:39.750 --> 53:42.749
‫کجا بودی؟ کلاس دوره رو غیبت کردی!

53:42.750 --> 53:45.792
‫خب اون سر شهر یه قرار کاری داشتم

53:46.292 --> 53:47.667
‫کارِ چی؟

53:49.042 --> 53:50.417
‫نگران اونش نباش

53:50.917 --> 53:52.417
‫بیا بریم واسه‌ت بستنی بخرم

53:53.750 --> 53:54.707
‫کاهوفروش‌ها رو ببین

53:54.708 --> 53:55.875
‫یخ بدم خدمت‌تون؟

53:56.417 --> 53:57.375
‫ول‌شون کن

53:59.083 --> 54:00.666
‫تو از این حرف‌هاشون عصبانی نمی‌شی؟

54:00.667 --> 54:02.207
‫این‌ها یه مُشت کُسخلن

54:02.208 --> 54:04.167
‫آخه فقط اون‌ها نیستن.
‫عالم و آدم مسخره‌مون می‌کنن

54:05.125 --> 54:08.333
‫پدر خانواده‌مون رو مضحکه‌ی مردم سالیناس کرده

54:09.208 --> 54:10.417
‫فقط باید از اینجا بریم

54:11.375 --> 54:13.083
‫دیگه چیزی نمونده که بری دانشگاه

54:13.583 --> 54:15.083
‫بیشتر از یک سال دیگه

54:17.833 --> 54:20.000
‫من دارم از خجالت آب میشم

54:21.875 --> 54:26.874
‫راستش اگه درست‌حسابی درس بخونی
‫مطمئنم می‌تونی ژوئن امسال آزمون بدی و قبول بشی

54:26.875 --> 54:29.292
‫اون‌طوری از پاییز میری دانشگاه

54:30.333 --> 54:32.917
‫فکر نکنم بابا بتونه هزینه‌های دانشگاه رو بده

54:33.625 --> 54:34.749
‫من میدم

54:34.750 --> 54:36.250
‫- شوخی نکن
‫- نمی‌کنم

54:37.583 --> 54:39.917
‫تو می‌خوای من رو بفرستی دانشگاه؟ چطوری؟

54:41.000 --> 54:42.541
‫نگران اونجاش نباش

54:42.542 --> 54:45.375
‫اگه بهار آزمون بدی و قبول بشی،
‫پاییز می‌فرستمت بری

54:45.875 --> 54:46.708
‫قبوله؟

54:49.542 --> 54:50.667
‫چرا می‌خوای این کار رو بکنی؟

54:51.583 --> 54:53.042
‫چون تو برادرمی!

54:57.458 --> 54:58.917
‫ولی بیا فعلاً چیزی به بابا نگیم

54:59.417 --> 55:01.582
‫چرا؟ خوشحال میشه

55:01.583 --> 55:04.875
‫فرض کن یه وقت قبول نشم.
‫حوصله ندارم هی بیاد بالا سرم نصیحت کنه

55:06.625 --> 55:07.708
‫اصلاً بیا یه کاری کنیم

55:08.958 --> 55:11.792
‫هرموقع قبول شدی خودت بهش بگو.
‫این‌طوری حسابی خوشحال میشه

55:12.583 --> 55:32.583
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
