WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.875 --> 00:26.625
‫پسرها شبیه من هستن

00:27.375 --> 00:28.675
‫کل و آرون

00:29.666 --> 00:30.966
‫موافق نیستی؟

00:31.791 --> 00:34.125
‫به نظرم به پدرشون رفتن

00:34.208 --> 00:35.875
‫یا باید بگم پدرهاشون؟

00:36.583 --> 00:38.375
‫حاضرجوابی نکن

00:39.958 --> 00:41.958
‫قطعاً مثل تو زیبا هستن

00:42.458 --> 00:43.758
‫این رو می‌تونم بگم

00:45.750 --> 00:47.375
‫شاید مثل دوران جوونیم

00:48.666 --> 00:51.666
‫این روزها رژ لب و پودر هم
‫تأثیر زیادی ندارن

00:52.375 --> 00:55.833
‫شبیه همون روز اولی هستی
‫که به زور خودت رو به ایوان خونه‌مون رسوندی

00:58.583 --> 00:59.809
‫- چارلز
‫- بله؟

00:59.833 --> 01:02.041
‫می‌دونی از همون اول
‫از چه خصلتی ازت خوشم می‌اومد؟

01:02.125 --> 01:04.375
‫رک بودنت

01:04.875 --> 01:07.583
‫خب، خودت هم همین‌طوری

01:13.000 --> 01:14.666
‫زیباییم هنوز کامل از بین نرفته

01:15.416 --> 01:16.791
‫هنوز زمان دارم

01:18.333 --> 01:19.633
‫زمان برای چی؟

01:30.958 --> 01:32.875
‫کِی می‌خوای بازنشسته بشی؟

01:34.458 --> 01:36.166
‫خیلی زحمت کشیدی

01:37.375 --> 01:39.125
‫شایسته‌ی استراحت کردن هستی

01:41.916 --> 01:43.875
‫وقتی به اندازه‌ی کافی پول دربیارم

01:45.291 --> 01:47.125
‫خب خیلی منتظر نمون،

01:47.750 --> 01:49.458
‫وگرنه عاقبتت مثل فِی می‌شه

01:51.708 --> 01:53.208
‫می‌دونی اِتل چی گفت؟

01:53.291 --> 01:55.791
‫وقتی فِی رو توی تابوت دید، گفت…

01:55.875 --> 02:00.041
‫گفت: «عجب. یه فاحشه‌ی مُرده
‫شبیه بقیه‌ست»

02:02.333 --> 02:03.666
‫و اِتل کجاست؟

02:04.875 --> 02:06.175
‫چی؟

02:07.333 --> 02:09.666
‫چندین ماه دنبالش گشته
‫ولی اثری ازش پیدا نکرده،

02:09.750 --> 02:11.625
‫یا حداقل دستیارت این‌طور می‌گه

02:12.125 --> 02:16.500
‫اما هر وقت جو می‌ره دنبالش بگرده،
‫تو پول بیشتری بهش می‌دی

02:17.500 --> 02:20.291
‫دقیقاً چه انگیزه‌ای
‫برای پیدا کردنش داره؟

02:23.500 --> 02:25.250
‫بهش فشار بیار، کتی

02:27.583 --> 02:29.833
‫می‌دونی چطور باید کنترلش کنی

02:31.458 --> 02:32.791
‫فقط یادت باشه

02:33.791 --> 02:35.791
‫چه چیزی توی گاوصندوقت داری

02:37.583 --> 02:40.875
‫مدارکی در مورد جوزف ونوتا
‫که نشون می‌دن

02:40.958 --> 02:44.333
‫به دلیل فرار از حکم زندان سن کوئنتین
‫به جرم سرقت، تحت تعقیبه

02:54.882 --> 02:59.546
‫« شـرق بـهـشـت »

02:59.547 --> 03:04.797
‫« قـسـمـت هـفـتـم: تـو مـی‌تـوانـی »

03:04.821 --> 03:11.821
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:31.598 --> 03:35.049
‫[ ژوئن ۱۹۱۷ ]

03:40.250 --> 03:42.625
‫جمعیت خوبی اومدن

03:43.375 --> 03:45.916
‫تقریباً ۲ برابر داوطلب‌های ماه گذشته‌ان

03:46.708 --> 03:48.008
‫پسرهای شجاعی داریم

03:49.583 --> 03:50.883
‫چطور می‌تونی غذا بخوری؟

03:51.333 --> 03:52.517
‫گرسنه‌مه

03:52.541 --> 03:56.250
‫حس می‌کنم فرشته مرگم
‫ولی به جای داس، مُهر لاستیکی دستمه

03:56.333 --> 03:58.541
‫نمی‌تونی بار جنگ رو
‫به دوش بکشی، ترسک

03:59.250 --> 04:01.625
‫ازمون خواستن توی
‫هیئت انتخاب خدمت کنیم

04:01.708 --> 04:03.008
‫باعث افتخاره

04:03.291 --> 04:05.250
‫تازه، حکم اعدام که صادر نمی‌کنیم

04:05.333 --> 04:06.958
‫این پسرها ممکنه اصلاً
‫توی جنگ شرکت نکنن

04:07.041 --> 04:10.333
‫من پسر قاضی کندال رو تأیید کردم
‫و توی تمرین کشته شد

04:13.000 --> 04:16.125
‫به این فکر می‌کردم که چه حسی داره
‫اگه مجبور بودم پسرهای خودم رو تأیید کنم

04:16.208 --> 04:17.508
‫من که استعفا می‌دم

04:18.166 --> 04:20.541
‫آدم وسوسه می‌شه
‫پسر خودش رو رد کنه

04:21.041 --> 04:24.791
‫نه، من استعفا می‌دم
‫چون نمی‌تونم ردشون کنم

04:26.125 --> 04:28.750
‫آدم نمی‌تونه بقیه رو تأیید کنه
‫ولی بچه‌های خودش رو رد کنه

04:33.750 --> 04:35.050
‫خب…

04:35.375 --> 04:38.666
‫وقتی پسرهای خودمون به سن قانونی برسن
‫جنگ دیگه تموم شده

04:38.750 --> 04:40.666
‫آره، ارتش‌مون پیروز می‌شه

04:41.208 --> 04:44.291
‫توی درگیری یه آمریکایی به اندازه‌ی ۱۰
‫یا ۲۰ تا از اون خارجی‌ها ارزش داره

04:48.708 --> 04:50.625
‫هنوز از سر امتحان بیرون نیومده؟

04:50.708 --> 04:52.008
‫نه

04:55.875 --> 04:57.208
‫داری در مورد چی می‌خونی؟

04:59.375 --> 05:00.392
‫قیمت لوبیا

05:00.416 --> 05:01.716
‫عـه

05:09.833 --> 05:11.133
‫ابرا!

05:14.125 --> 05:15.425
‫خب چی شد؟

05:16.375 --> 05:18.041
‫خب… قبول شدم

05:20.666 --> 05:22.291
‫خب نظرت چیه، کل؟

05:22.375 --> 05:26.125
‫وقتی داشتم می‌زدم بیرون
‫اُلیری دستش رو دراز کرد و گفت:

05:26.625 --> 05:30.000
‫«توی اِستنفورد باعث سربلندی‌مون بشو».
‫هفته‌ی آینده فارغ‌التحصیل می‌شم

05:30.083 --> 05:32.541
‫پدرم می‌خواد شام ببره‌مون بیرون
‫اِستیک بخوریم

05:32.625 --> 05:34.833
‫- از کجا فهمیده قبول شدم؟
‫- همه می‌دونستن قبول می‌شی

05:34.916 --> 05:38.000
‫- کِی به پدر می‌گی؟
‫- فکر کنم وقتی برم خونه

05:38.500 --> 05:40.625
‫کاش می‌تونستم وقتی بهش می‌گی
‫قیافه‌ش رو ببینم

05:40.708 --> 05:42.008
‫چرا؟ مگه کجا می‌خوای بری؟

05:42.083 --> 05:43.267
‫من… یه جلسه دارم

05:43.291 --> 05:44.184
‫جلسه؟

05:44.208 --> 05:47.208
‫- چه جلسه‌ای؟
‫- کل یه رازی داره. نگرانش نباش

05:47.291 --> 05:50.958
‫- شرط می‌بندم می‌تونم زیر زبونش رو بکشم
‫- نه، حتی به منم نمی‌گه

05:51.041 --> 05:52.916
‫کل. آرون. بیایید شام!

05:53.916 --> 05:57.708
‫اگه پسری که من تأییدش کرده باشم بمیره،
‫مسئولیتش گردن منه؟

05:58.416 --> 05:59.958
‫خودشون برای رفتن داوطلب می‌شن

06:00.041 --> 06:02.583
‫اما نمی‌دونن قراره درگیر چه کاری بشن.
‫راهی برای دونستن وجود نداره

06:03.625 --> 06:05.875
‫کل، می‌شه لطفاً بری برادرت رو بیاری؟

06:05.958 --> 06:09.500
‫فکر کنم آرون قراره شام رو
‫با خانواده‌ی ابرا توی یه رستوران بخوره

06:10.000 --> 06:11.300
‫بهم نگفت

06:11.666 --> 06:13.375
‫سوپ کدوی زمستونی درست کردم

06:13.458 --> 06:15.999
‫می‌دونید، مدام به آخرین زمانی
‫فکر می‌کنم

06:16.000 --> 06:17.458
‫که سم همیلتون اومد به مزرعه

06:17.958 --> 06:21.500
‫در مورد کتاب مقدس حرف زدیم.
‫هابیل و قابیل. یادته؟

06:21.583 --> 06:22.601
‫در مورد حق انتخاب

06:22.625 --> 06:24.000
‫- تیمشل
‫- تیمشل

06:24.708 --> 06:26.166
‫- درسته
‫- چی هست؟

06:27.166 --> 06:28.750
‫یه کلمه‌ی عبریه

06:28.833 --> 06:30.750
‫یعنی «تو می‌تونی»

06:31.250 --> 06:34.125
‫به آدم آزادی انتخاب عمل می‌ده،

06:34.208 --> 06:37.541
‫حق داره خودش باشه،
‫جدا از بقیه

06:39.666 --> 06:40.966
‫آدم احساس تنهایی می‌کنه

06:41.416 --> 06:44.166
‫خیلی از چیزهای بزرگ
‫تنهایی انجام می‌شن

06:44.666 --> 06:46.833
‫- هی، کل، از ادکلنت زدم
‫- بوش میاد

06:46.916 --> 06:50.541
‫- آرون، غذای موردعلاقه‌ت رو درست کردم
‫- یه‌کم برام نگه دار. بعداً می‌خورم

06:52.833 --> 06:54.500
‫نتونست بمونه یه کاسه سوپ بخوره؟

06:54.583 --> 06:56.250
‫نمی‌شه سرزنشش کرد
‫که دوست داره جشن بگیره

06:56.333 --> 06:59.041
‫- کار بزرگی انجام داده
‫- جشن بگیره؟ به چه مناسبت؟

07:02.791 --> 07:04.208
‫- عـه…
‫- چیه؟

07:04.791 --> 07:08.416
‫توی امتحانات ورودی دانشگاه قبول شد.
‫یه سال زودتر فارغ‌التحصیل می‌شه

07:10.833 --> 07:12.133
‫بهت نگفت؟

07:14.416 --> 07:16.250
‫آره، امتحان‌ها

07:16.750 --> 07:19.166
‫صبح بهم گفت. آفرین بهش

07:21.541 --> 07:23.041
‫خودش امروز صبح خبر نداشت

07:26.750 --> 07:28.050
‫ببخشید

07:37.625 --> 07:39.875
‫اِستیک خوش‌مزه بود، برادر؟

07:40.791 --> 07:42.458
‫چطور تونستی اون کار رو باهاش بکنی؟

07:43.791 --> 07:45.208
‫لطف کردی بیدار موندی تا من بیام

07:45.291 --> 07:48.541
‫پدرت رو خجالت‌زده کردی.
‫باعث شدی آخرین کسی باشه که می‌فهمه

07:48.625 --> 07:52.208
‫نمی‌دونم تو چرا ناراحتی.
‫برای بار اول می‌تونی پسر خوبه باشه

07:52.291 --> 07:53.591
‫ازش لذت ببر

07:53.750 --> 07:55.050
‫کل؟

07:55.958 --> 07:57.258
‫برو بخواب

08:01.750 --> 08:04.416
‫- هیچ ارزشی برات نداره، نه؟
‫- کل!

08:13.208 --> 08:14.541
‫چرا این‌قدر ناراحته؟

08:14.625 --> 08:16.625
‫خودت رو به خریت نزن.
‫بهت نمیاد

08:18.708 --> 08:21.333
‫خیلی کار ظالمانه‌ای بود
‫که به پدرت نگفتی

08:22.750 --> 08:24.625
‫ازت انتظار بیشتری داشتم، آرون

08:27.166 --> 08:28.466
‫دیگه خسته شدم

08:28.666 --> 08:29.966
‫چی؟

08:32.083 --> 08:34.333
‫پدر خودش هیچ دستاوردی نداره،

08:34.416 --> 08:36.375
‫پس من همه‌ی امیدش هستم

08:38.375 --> 08:40.333
‫این دستاورد منه

08:40.833 --> 08:42.133
‫خیلی براش زحمت کشیدم

08:42.333 --> 08:43.708
‫چرا باید شریک بشم؟

08:43.791 --> 08:47.291
‫آرون، وقتی نعمت‌های فراوانی داریم
‫می‌تونیم سخاوتمندانه ببخشیم

08:54.333 --> 08:55.392
‫اگه مادرم این‌جا بود،

08:55.416 --> 08:58.041
‫به نظرت پدر همیشه
‫این‌قدر از من انتظار داشت؟

09:06.250 --> 09:07.476
‫برو پیشش

09:07.500 --> 09:09.125
‫بذار بهت افتخار کنه

09:18.333 --> 09:19.633
‫پدر؟

09:21.916 --> 09:23.916
‫توی امتحانات ورودی دانشگاه قبول شدم

09:24.583 --> 09:27.791
‫پاییز می‌تونم برم دانشگاه لیلند اِستنفورد

09:28.291 --> 09:31.458
‫شهریه نمی‌گیرن، پس فقط
‫باید هزینه‌ی خوابگاه و غذا رو بدم

09:36.208 --> 09:37.508
‫بیا این‌جا

09:48.583 --> 09:50.750
‫وقتی هم‌سن تو بودم،

09:51.875 --> 09:53.175
‫از خونه زدم بیرون

09:54.791 --> 09:56.541
‫و مدت زیادی برنگشتم

09:57.041 --> 09:58.341
‫خیلی زیاد

10:01.875 --> 10:03.175
‫امیدوارم…

10:04.000 --> 10:05.916
‫امیدوارم حس کنی

10:06.625 --> 10:09.833
‫خونه‌ای برات ساختیم
‫که می‌تونی برگردی بهش

10:17.833 --> 10:20.125
‫این مال پدرم بود. الان مال توئه

10:21.916 --> 10:23.375
‫یه مرد باید بدونه ساعت چنده

10:39.145 --> 10:43.657
‫[ اکتبر ۱۹۱۷ ]

10:44.250 --> 10:48.333
‫«ابرای عزیز، امیدوارم این‌جا
‫بین همسالانم جای خودم رو پیدا کنم

10:49.166 --> 10:51.791
‫اما مشخص شد دانشگاه اِستنفورد
‫خیلی خاص نیست

10:51.875 --> 10:54.333
‫و تعدادی پسر با شلوار کثیف
‫داخلش هستن

10:54.416 --> 10:57.416
‫و اصرار دارن عادت‌های بد کوچیک
‫پدرهاشون رو یاد بگیرن»

11:00.791 --> 11:02.375
‫به نظر میاد خیلی ناراحته

11:02.875 --> 11:05.958
‫معیارهای آرون برای خودش
‫و دیگران خیلی بالا هستن

11:06.041 --> 11:08.041
‫باعث می‌شه زندگی سخت باشه

11:08.833 --> 11:11.625
‫بعضی‌وقت‌ها از این می‌ترسم
‫که به اندازه‌ی کافی براش خوب نیستم

11:12.708 --> 11:14.208
‫چی باعث شده چنین حرفی بزنی؟

11:16.250 --> 11:20.250
‫توی نامه‌هاش انگار واقعاً
‫من مخاطبش نیستم

11:21.166 --> 11:24.250
‫انگار یه شخصیت توی ذهنش ساخته
‫و پوست من رو تنش کرده

11:28.166 --> 11:31.000
‫خب ابرایی که توی ذهنش ساخته
‫چطور آدمیه؟

11:31.583 --> 11:32.883
‫پاکه

11:33.916 --> 11:35.291
‫پاکِ پاکه

11:36.416 --> 11:37.875
‫هیچ اخلاق بدی نداره

11:38.958 --> 11:40.258
‫من اون‌طور نیستم

11:40.291 --> 11:41.591
‫هیچ‌کس اون‌طور نیست

11:42.875 --> 11:45.416
‫اگه اخلاقی ازم ببینه
‫که خیلی خوب نباشه چی؟

11:46.208 --> 11:48.916
‫اگه عصبانی بشم
‫یا بوی بدی بدم چی؟

11:50.750 --> 11:53.416
‫به نظرم چون آرون هیچ‌وقت
‫مادرش رو نشناخته،

11:53.500 --> 11:56.291
‫هر ویژگی خوبی که به ذهنش می‌رسه رو
‫به مادرش نسبت می‌ده

11:57.083 --> 12:00.916
‫- و الان همه‌ش رو سر من خالی کرده
‫- و دوست داری همه‌ش رو پس بزنی

12:01.666 --> 12:05.000
‫بهتر نیست؟ این‌که از فرصت
‫استفاده کنم و خودم باشم؟

12:05.083 --> 12:08.416
‫داری به یه بزدل نگاه می‌کنی، ابرا.
‫من آدم مناسبی برای جواب دادن نیستم

12:10.833 --> 12:14.083
‫تو… به نظرت ممکنه کسی
‫شخصیت واقعیم رو دوست داشته باشه؟

12:17.666 --> 12:20.625
‫- می‌دونی آرزوم چیه؟
‫- این‌که من این‌قدر حرف نزنم

12:23.583 --> 12:25.208
‫کاش تو دخترم بودی

12:31.208 --> 12:32.541
‫کاش تو پدرم بودی

12:43.208 --> 12:44.791
‫- پدر خونه‌ست؟
‫- هنوز نیومده

12:45.291 --> 12:46.591
‫خوبه

12:46.958 --> 12:48.258
‫برای توئه

12:53.291 --> 12:56.166
‫- بهت گفتم سود نمی‌خوام
‫- این‌طور بهتره

12:57.208 --> 12:59.125
‫معلوم نیست. شاید بعداً قرضش بگیرم

12:59.625 --> 13:01.000
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

13:01.083 --> 13:02.916
‫روز شکرگزاری بیا. خودت می‌بینی

13:03.416 --> 13:05.083
‫چرا؟ روز شکرگزاری قراره
‫چه اتفاقی بیُفته؟

13:05.875 --> 13:08.458
‫ناراحت نشو، ابرا.
‫به هیچ‌کدوم‌مون نمی‌گه

13:08.541 --> 13:10.250
‫کل، پاهات رو بذار روی زمین

13:10.750 --> 13:13.041
‫باید برم. مادرم منتظرمه

13:13.125 --> 13:14.392
‫کل، همراهش برو

13:14.416 --> 13:15.958
‫- چی؟
‫- نیازی نیست

13:16.041 --> 13:18.583
‫- هوا داره تاریک می‌شه. کل؟
‫- باشه

13:34.125 --> 13:35.425
‫کل؟

13:36.541 --> 13:37.841
‫حال آرون خوبه؟

13:38.875 --> 13:40.791
‫توی نامه‌هاش آدم متفاوتی
‫به نظر می‌رسه

13:43.833 --> 13:46.083
‫نمی‌خوام در مورد نامه‌های
‫عاشقانه‌تون چیزی بشنوم

13:51.833 --> 13:53.133
‫حقیقت داره؟

13:53.666 --> 13:55.375
‫چیزی که مردم در موردت می‌گن؟

13:57.250 --> 13:58.550
‫چی می‌گن؟

13:59.541 --> 14:00.841
‫این‌که آدم بدی هستی

14:01.750 --> 14:05.125
‫این‌که شب‌ها می‌ری جاهای بد

14:09.083 --> 14:10.383
‫چرا می‌خوای بدونی؟

14:17.666 --> 14:18.966
‫منم خوب نیستم

14:23.875 --> 14:25.175
‫دیوونه‌ای

14:25.541 --> 14:27.000
‫فکر نکنم

14:30.708 --> 14:33.000
‫نگران نباش. آرون عاقلت می‌کنه

14:33.500 --> 14:35.291
‫اگه نخوام عاقلم کنه چی؟

14:38.875 --> 14:40.175
‫رسیدی خونه

14:44.083 --> 14:45.833
‫می‌خوای در رو برات باز کنم؟

14:46.916 --> 14:48.216
‫نه

15:02.458 --> 15:03.758
‫خوبه

15:04.000 --> 15:06.125
‫بس کن. ممنون

15:07.833 --> 15:09.333
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم؟

15:10.583 --> 15:12.541
‫داری قدرتت رو از دست می‌دی

15:13.041 --> 15:14.341
‫جو رو ببین،

15:14.750 --> 15:16.333
‫داره با دخترها لاس می‌زنه،

15:17.125 --> 15:18.875
‫فکر می‌کنه رئیسه

15:19.500 --> 15:22.291
‫احتمالاً ازت دزدی هم می‌کنه،

15:23.125 --> 15:24.625
‫از پول‌ها بالا می‌کشه

15:26.208 --> 15:28.916
‫تو مدیر این خونه‌ای یا نه؟

15:32.375 --> 15:33.675
‫جو

15:34.250 --> 15:35.550
‫باید حرف بزنیم

15:43.916 --> 15:45.375
‫داری کنترل رو از دست می‌دی، جو

15:45.458 --> 15:46.758
‫کی گفته؟

15:47.833 --> 15:49.708
‫وظیفه‌ت اینه که دخترها رو کنترل کنی

15:49.791 --> 15:52.750
‫اگه نمی‌شه بهت تکیه کرد،
‫یه نفر دیگه رو پیدا می‌کنم

15:53.333 --> 15:54.633
‫خودت چی؟

15:55.458 --> 15:58.583
‫توی اتاقت قایم می‌شی،
‫به گرامافون گوش می‌دی

15:59.333 --> 16:01.333
‫آخرین باری که از خونه
‫خارج شدی کِی بوده؟

16:01.416 --> 16:03.625
‫به دخترها دستور می‌دی که توی شهر
‫کارهات رو انجام بدن

16:03.708 --> 16:06.958
‫- چون تو این‌جا نیستی
‫- به‌خاطر این‌که یه کار دیگه انجام می‌دم

16:07.041 --> 16:08.916
‫- چه کاری؟
‫- اِتل

16:10.166 --> 16:12.041
‫خب شاید باید بی‌خیالش بشیم

16:12.125 --> 16:14.875
‫به نظر نمی‌رسه خبر جدیدی گیر بیاری،
‫و انگار وقت تو و پول من داره هدر می‌ره

16:14.958 --> 16:18.291
‫هفته‌ی گذشته توی سانتا کروز
‫یه چیزی پیدا کردم

16:18.375 --> 16:21.125
‫چه جالب. چرا قبلاً نگفتی؟

16:21.208 --> 16:23.166
‫مطمئنم نبودم مهم باشه

16:23.250 --> 16:26.125
‫اما یه مردی گفت یک ماه پیش
‫اِتل رو دیده

16:26.208 --> 16:29.208
‫گفت در مورد این حرف می‌زده
‫که باید برگرده به سالیناس

16:29.791 --> 16:31.375
‫چون مدرک داره

16:32.375 --> 16:36.791
‫مَرده دیگه اون رو ندیده،
‫پس فکر می‌کرد برگشته این‌جا

16:39.125 --> 16:43.291
‫می‌خواستم تحقیق کنم،
‫اما اگه بخوای می‌تونم بی‌خیالش بشم

16:49.333 --> 16:50.916
‫جو…

16:52.666 --> 16:56.333
‫خیلی مسخره‌ست.
‫کلاً یه سوءتفاهم بوده

16:56.916 --> 17:00.958
‫مشخص شد اِتل ۱۰۰ دلار ندزدیده.
‫در واقع اصلاً چیزی ندزدیده

17:02.750 --> 17:04.050
‫دخترک بیچاره

17:04.791 --> 17:06.833
‫و اگه بتونم جبران کنم
‫عذاب وجدانم از بین می‌ره

17:06.916 --> 17:11.291
‫به نظرت می‌تونی پرس‌وجویی بکنی؟

17:11.791 --> 17:12.809
‫بیاریش این‌جا؟

17:12.833 --> 17:15.041
‫هزینه‌ی بیشتری داره

17:16.875 --> 17:18.416
‫می‌تونی هر چقدر
‫که می‌خوای، برداری

17:30.708 --> 17:32.416
‫کی داره کی رو بازی می‌ده؟

17:33.666 --> 17:36.041
‫می‌خوای همین‌طوری بهش پول بدی؟

17:38.875 --> 17:42.583
‫خب چیکار کنم؟
‫نمی‌شه اِتل اون بیرون پشت سرم بد بگه

17:42.666 --> 17:44.625
‫وقتی پیداش کنه
‫می‌خوای چیکار کنی؟

17:44.708 --> 17:47.708
‫شاید زودتر بازنشسته بشم.
‫همون‌طور که گفتی. می‌رم شرق

17:48.375 --> 17:49.392
‫شاید برم نیویورک

17:49.416 --> 17:51.500
‫و اِتل رو چیکار می‌کنی؟

17:51.583 --> 17:52.883
‫عـه…

17:54.083 --> 17:56.291
‫می‌تونه همراهم بیاد
‫و خدمتکارم باشه

17:59.708 --> 18:04.166
‫شاید یه خونه‌ی بزرگ بخرم
‫و برم جایی که هیچ‌کس من رو نشناسه،

18:04.250 --> 18:05.184
‫یه زندگی جدید شروع کنم

18:05.208 --> 18:07.916
‫و همه‌چیز خوب پیش می‌ره
‫تا زمانی که تصمیم بگیره دهنش رو باز کنه

18:08.416 --> 18:10.125
‫باید عامل دردسرساز رو
‫از سر راه برداری

18:10.208 --> 18:11.392
‫دارم سعی می‌کنم همین کار رو بکنم

18:11.416 --> 18:14.083
‫اِتل رو پیدا می‌کنی
‫و کارش رو تموم می‌کنی

18:14.166 --> 18:17.250
‫- فهمیدی؟
‫- نمی‌تونی بهم بگی باید چیکار کنم!

18:17.333 --> 18:20.625
‫مجبور نیستم از تو یا هیچ مرد
‫دیگه‌ای دستور بگیرم

18:26.250 --> 18:27.550
‫کتی…

18:30.541 --> 18:33.000
‫می‌دونی که داری با خودت
‫حرف می‌‌زنی، درسته؟

18:39.166 --> 18:40.666
‫یا فراموش کردی؟

18:46.125 --> 18:47.425
‫وای، نه

19:03.500 --> 19:05.625
‫می‌خوای چیکار کنی؟

19:09.750 --> 19:11.250
‫عامل دردسرساز رو
‫از سر راه بردارم

19:13.541 --> 19:15.125
‫کتی خودمی

19:22.375 --> 19:24.333
‫نمی‌دونم چقدر تغییر کرده

19:24.958 --> 19:26.750
‫فقط چند ماه گذشته

19:27.250 --> 19:29.625
‫- فکر کردم دیر رسیدم
‫- ابرا!

19:33.833 --> 19:35.133
‫چقدر خوشگل شدی

19:35.291 --> 19:37.041
‫- به خونه خوش اومدی
‫- پسر، خوش‌تیپ شدی

19:37.125 --> 19:38.500
‫ممنون، پدر

19:39.875 --> 19:42.125
‫- همه همین‌طورن
‫- به برادرت سلام کن

19:42.208 --> 19:44.291
‫- سلام، برادر
‫- یالا

19:44.375 --> 19:47.958
‫- قدش بلندتر شده
‫- بریم. خوشحالم که برگشتم

19:51.333 --> 19:53.166
‫در رو ببند. وگرنه پدر میاد داخل

19:53.750 --> 19:56.750
‫هدیه؟ کریسمس نیست.
‫چی اون‌جا داری؟

19:57.541 --> 19:59.500
‫- چی؟
‫- چی اون‌جا داری؟

20:01.166 --> 20:03.541
‫فردا می‌بینی

20:03.625 --> 20:05.083
‫چقدر راز داری

20:09.541 --> 20:13.250
‫جالبه که وقتی یه مدت خونه نباشی
‫همه‌چیز متفاوت به نظر می‌رسه

20:15.458 --> 20:16.758
‫تا حالا تجربه‌ش نکردم

20:22.583 --> 20:26.208
‫به نظرت اگه نخوام برگردم دانشگاه
‫پدر چی می‌گه؟

20:27.125 --> 20:29.416
‫- چه مشکلی پیش اومده؟
‫- فقط…

20:30.416 --> 20:32.541
‫اون‌طوری که فکر می‌کردم، نیست

20:33.041 --> 20:34.341
‫برنامه‌ت چیه؟

20:35.791 --> 20:38.583
‫اون ایده‌ت رو یادته
‫که گفتی مزرعه رو اداره کنیم؟

20:40.000 --> 20:41.416
‫توی کشاورزی پول نیست

20:41.500 --> 20:43.083
‫پول زیادی نمی‌خوام

20:43.583 --> 20:45.041
‫می‌دونی چیه؟

20:45.125 --> 20:48.625
‫اگه دانشگاه رو ادامه بدی
‫من یه کسب‌وکار راه می‌اندازم

20:48.708 --> 20:52.208
‫اون‌طوری وقتی دانشگاهت تموم بشه
‫می‌تونیم شریک بشیم

20:52.291 --> 20:55.208
‫اما چرا همین‌الان اون کار رو نکنیم؟
‫چرا باید دانشگاه رو تموم کنم؟

20:56.125 --> 20:57.708
‫چون پدر خوشحال می‌شه

21:00.583 --> 21:01.883
‫زندگی منه

21:03.625 --> 21:05.000
‫برنمی‌گردم، کل

21:06.041 --> 21:08.416
‫آرون، زمونه عوض شده

21:08.500 --> 21:10.416
‫امروزه اگه آدم تخصصی نداشته باشه
‫به هیچ‌جا نمی‌رسه

21:10.500 --> 21:11.958
‫برای همین مدرک دانشگاهی مهمه

21:12.041 --> 21:15.000
‫اما حتی نمی‌دونم
‫می‌خوام چه تخصصی رو یاد بگیرم

21:15.083 --> 21:19.125
‫برای همین رفتی دانشگاه،
‫تا بفهمی به چی علاقه داری

21:19.208 --> 21:21.208
‫می‌بینی؟ از قبل تصمیم درست رو گرفتی

21:21.291 --> 21:24.416
‫از کجا می‌دونی تصمیم درستیه
‫وقتی هیچ کار دیگه‌ای رو امتحان نکردم؟

21:24.500 --> 21:26.375
‫می‌دونی چقدر خوش‌شانسی؟

21:26.458 --> 21:29.250
‫قصد دارن اعلام کنن از این به بعد
‫‏۱۸ سالگی سن خدمت سربازیه

21:29.333 --> 21:31.750
‫ممکنه پاییز بعدی مجبور بشی
‫دانشگاه رو ترک کنی و بری ارتش

21:31.833 --> 21:33.166
‫به محض این‌که تونستم اومدم

21:33.250 --> 21:35.458
‫- چیا گفتید؟
‫- هیچی

21:35.958 --> 21:38.833
‫داریم در مورد ارزش
‫تحصیل صحبت می‌کنیم

21:43.291 --> 21:44.591
‫پدر؟

21:47.708 --> 21:49.008
‫این چیه؟

21:50.666 --> 21:51.966
‫یه هدیه‌ست

21:52.250 --> 21:55.166
‫- برای منه؟ چرا؟
‫- فقط بازش کن

21:57.541 --> 21:58.841
‫چی می‌تونه باشه؟

21:58.875 --> 22:01.000
‫یه دستمال جیبی.
‫نه، یه کراوات

22:01.583 --> 22:03.041
‫حتماً یه کراواته

22:08.291 --> 22:10.833
‫مجبور شدن برای تهیه‌ی اسکناس‌های
‫هزار دلاری، یکی رو بفرستن به سان‌فرانسیسکو

22:19.083 --> 22:20.383
‫اینا رو از کجا آوردی؟

22:21.791 --> 22:23.091
‫به دست‌شون آوردم

22:23.875 --> 22:26.666
‫برای تو، تا ضرر کاهو جبران بشه

22:28.791 --> 22:29.976
‫به دست آوردی؟

22:30.000 --> 22:32.083
‫من و ویل همیلتون روی
‫معاملات آتی لوبیا سرمایه‌گذاری کردیم

22:32.166 --> 22:33.583
‫به‌خاطر جنگ قیمت بالا رفت،

22:33.666 --> 22:36.208
‫و ۴ برابر پولی که داده بودیم
‫تونستیم بفروشیم

22:38.875 --> 22:41.000
‫‏۱۵ هزار دلاره

22:41.791 --> 22:44.375
‫برای توئه، برای جبران ضررت

22:49.333 --> 22:50.633
‫باید پسشون بدی

22:51.916 --> 22:54.916
‫- به کی؟
‫- کشاورزهایی که ازشون دزدی کردید

22:55.541 --> 22:59.541
‫ازشون دزدی نکردیم. ۲ سنت بیشتر
‫از قیمت بازار باهاشون حساب کردیم

22:59.625 --> 23:01.416
‫من پسرها رو می‌فرستم به جنگ

23:02.208 --> 23:06.000
‫اسمم رو می‌نویسم
‫و اونا رو راهی می‌کنم

23:06.083 --> 23:10.083
‫بعضی‌هاشون می‌میرن.
‫بعضی‌هاشون معلول می‌شن

23:10.166 --> 23:12.458
‫هیچ‌کدوم سالم برنمی‌گردن

23:12.541 --> 23:15.916
‫به نظرت می‌تونم ازش سود ببرم؟

23:17.375 --> 23:20.375
‫پدر، لطفاً.
‫به‌خاطر تو اون کار رو کردم

23:20.458 --> 23:21.758
‫نمی‌خوامش!

23:24.791 --> 23:26.091
‫خب من…

23:27.375 --> 23:28.875
‫نگهشون می‌دارم برات

23:29.625 --> 23:31.000
‫- نگهشون می‌دارم برات
‫- کل

23:31.083 --> 23:33.041
‫- بعداً نظرت عوض می‌شه
‫- کل. کل

23:33.625 --> 23:36.333
‫- نظرت عوض…
‫- ببین. بس کن. من رو ببین

23:36.916 --> 23:38.958
‫هیچ‌وقت اون پول‌ها رو نمی‌گیرم

23:41.416 --> 23:43.666
‫خیلی خوشحال می‌شدم

23:45.041 --> 23:47.875
‫اگه چیزی که برادرت داره رو
‫بهم می‌دادی

23:48.791 --> 23:50.333
‫افتخار به کاری که می‌کنه

23:50.916 --> 23:52.458
‫خوشحالی از پیشرفتش

23:52.541 --> 23:54.541
‫پول هیچ‌وقت به پای اونا نمی‌رسه

23:55.041 --> 23:58.583
‫اگه می‌خوای یه هدیه بهم بدی،
‫زندگی خوبی داشته باش

24:02.125 --> 24:04.458
‫اون چیزیه که برام باارزشه

24:07.083 --> 24:08.383
‫این باارزش نیست

24:24.558 --> 24:26.914
‫[ کاهوی دره‌ی سالیناس ]

24:48.416 --> 24:49.716
‫آرون

24:49.958 --> 24:51.500
‫چه مرگته؟

24:52.666 --> 24:55.041
‫باید می‌دونستی پدر
‫چطور واکنش نشون می‌ده

24:57.416 --> 24:59.333
‫آرون، یه هدیه بود.
‫فکر می‌کردم خوشحال می‌شه

24:59.416 --> 25:02.416
‫فکر می‌کردی خودت خوشحال می‌شی.
‫فقط به فکر خودت بودی

25:02.500 --> 25:05.625
‫خودخواهانه، بی‌فکر،
‫و ظالمانه رفتار می‌کنی

25:05.708 --> 25:07.791
‫و وقتی مردم ناراحت می‌شن
‫آسیب می‌بینی

25:07.875 --> 25:09.175
‫دیگه خسته شدم. من…

25:09.625 --> 25:11.916
‫دیگه ازت محافظت نمی‌کنم

25:14.375 --> 25:15.750
‫تو از من محافظت می‌کنی؟

25:17.958 --> 25:19.258
‫دیگه خسته شدم، کل

25:20.375 --> 25:21.675
‫خیلی‌خب؟

25:22.125 --> 25:24.416
‫دیگه خسته شدم از بس
‫سعی کردم اوضاع رو بهتر کنم

25:27.875 --> 25:29.175
‫آرون، بمون

25:31.541 --> 25:32.916
‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

25:33.416 --> 25:34.750
‫دیروقته

25:35.250 --> 25:36.550
‫لطفاً

25:38.791 --> 25:40.541
‫لطفاً، دلت می‌خواد ببینیش

25:41.208 --> 25:42.508
‫چیه؟

25:42.875 --> 25:44.175
‫نشونت می‌دم

25:45.000 --> 25:46.300
‫بیا

26:01.083 --> 26:02.916
‫- این‌جا چیکار می‌کنیم؟
‫- خودت می‌بینی

26:04.916 --> 26:06.216
‫کل، بیا بریم خونه

26:07.375 --> 26:08.675
‫کل

26:09.375 --> 26:10.791
‫کل، یالا

26:10.875 --> 26:13.083
‫چرا؟ می‌ترسی؟

26:25.291 --> 26:26.708
‫یه مهمونی خصوصیه

26:30.166 --> 26:33.083
‫به کیت بگو کل
و آرون ترسک کارش دارن

27:03.125 --> 27:04.425
‫این‌جا منتظر بمونید

27:32.000 --> 27:33.583
‫کسی رو می‌شناسی؟

28:22.125 --> 28:23.425
‫آرون

28:48.083 --> 28:49.383
‫نه…

28:49.416 --> 28:51.125
‫نه! نه!

28:51.808 --> 28:53.292
‫نه!

28:57.500 --> 28:58.800
‫خداحافظ، مادر

30:27.791 --> 30:29.091
‫آرون

30:34.083 --> 30:35.383
‫آرون؟

31:35.416 --> 31:36.716
‫چی می‌گفتی؟

31:37.791 --> 31:41.250
‫یه مرد هیکلی گفت:

31:41.333 --> 31:43.208
‫«کسی که دنبالش می‌گردی
‫می‌خواد صحبت کنه»

31:44.291 --> 31:47.166
‫منظورش اِتل بود، می‌دونی؟

31:53.500 --> 31:55.583
‫حرفش بی‌معنی بود

31:55.666 --> 31:58.666
‫پرسید: «اسم فِی معنی خاصی برات داره؟»

31:58.750 --> 32:01.041
‫من گفتم: «نه، اصلاً»

32:01.125 --> 32:03.500
‫گفتم بهتره ازت بپرسم
‫منظورش چی بوده

32:04.333 --> 32:05.633
‫کیت؟

32:09.000 --> 32:10.458
‫می‌دونم دروغ می‌گی

32:11.041 --> 32:12.341
‫چی؟

32:17.958 --> 32:20.291
‫اسم فِی رو نشنیدی؟

32:20.791 --> 32:23.333
‫کسی که قبل از من
‫مدیر این خونه بود؟

32:23.416 --> 32:25.291
‫حالا که بهش اشاره کردی…

32:25.375 --> 32:29.833
‫دروغ می‌گی، و چیزی که بدتره
‫اینه که فکر می‌کنی قسر درمی‌ری

32:29.916 --> 32:31.416
‫از چی قسر درمی‌رم؟

32:35.666 --> 32:37.208
‫بگو لوئیس بیاد داخل

32:37.291 --> 32:40.541
‫به خدا، کیت، فراموش کرده بودم
‫اسم اون زن پیر فِی بود

32:40.625 --> 32:42.083
‫می‌تونی بری بیرون

32:42.166 --> 32:44.583
‫- من…
‫- گفتم می‌تونی بری بیرون!

32:48.000 --> 32:55.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:03.708 --> 33:05.008
‫ونوتا

33:06.630 --> 33:11.281
‫[ کلانتر کوئین، بررسی کردن… ]

33:13.083 --> 33:14.383
‫بس کن!

33:15.527 --> 33:19.773
‫[ …اثر انگشت جو والری ضرری نداره ]

33:27.958 --> 33:29.059
‫ساکت!

33:29.083 --> 33:30.583
‫ببخشید!

33:44.666 --> 33:46.000
‫لوئیس، بیا داخل

33:46.625 --> 33:49.666
‫می‌شه گرامافون رو خاموش کنی
‫و بشینی؟

34:02.458 --> 34:04.250
‫چند وقته پیش مایی؟

34:05.708 --> 34:07.008
‫چند ماهی می‌شه

34:09.666 --> 34:11.875
‫خوبه. به عنوان یه دختر جدید
‫خیلی کارت خوبه

34:11.958 --> 34:13.416
‫ممنون، خانم

34:14.333 --> 34:16.500
‫پولی که درمیاری رو ذخیره می‌کنی؟
‫جای امنی نگهشون می‌داری؟

34:19.125 --> 34:20.425
‫خیلی مهمه

34:21.000 --> 34:22.333
‫آزادیته

34:28.166 --> 34:29.541
‫لوئیس، می‌خوام…

34:30.583 --> 34:33.125
‫یه کاری برام انجام بدی

34:36.166 --> 34:37.833
‫ازم می‌خوام بری به بلز

34:39.375 --> 34:42.333
‫و یه جعبه‌ی دو کیلویی شیرینی بگیری

34:43.083 --> 34:45.125
‫یه هدیه‌ی کوچیک برای تو و دخترهاست

34:45.708 --> 34:47.791
‫اما صداش رو درنیار

34:48.291 --> 34:50.291
‫می‌خوام غافلگیر بشن

34:50.375 --> 34:52.000
‫هیچی نمی‌گم

34:52.875 --> 34:54.416
‫و…

34:56.416 --> 34:58.750
‫می‌شه لطفاً سر راهت
‫این رو بدی به دفتر کلانتر؟

35:00.166 --> 35:01.309
‫کاری دیگه‌ای ندارید، خانم؟

35:01.333 --> 35:06.125
‫چرا، به جو بگو
‫امشب اون مسئول سالنه

35:07.375 --> 35:09.541
‫و تا صبح نباید مزاحمم بشه

35:10.083 --> 35:12.250
‫می‌خوام برای اولین بار خوب بخوابم

35:12.333 --> 35:13.958
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

35:38.125 --> 35:39.425
‫چارلز؟

35:47.375 --> 35:48.833
‫چارلز، هستی؟

36:01.458 --> 36:05.208
‫هیچ‌وقت بهت گفتم وقتی ۵ سالم بود
‫چه اتفاقی برام افتاد؟

36:12.791 --> 36:14.958
‫یه اتفاقی برام افتاد وقتی…

36:17.500 --> 36:18.800
‫‏۵ سالم بود

36:29.333 --> 36:30.633
‫یه کتاب خوندم

36:32.000 --> 36:33.300
‫آلیس در سرزمین عجایب

36:35.458 --> 36:37.958
‫و اون شیشه‌ای که روش
‫نوشته بود «ازم بنوش»

36:39.166 --> 36:43.041
‫توی اون کتاب،
‫زندگیم رو عوض کرد و نجاتم داد

36:45.166 --> 36:49.375
‫بعدش همیشه یه بطری
‫کوچیک آب‌قند همراهم بود

36:50.500 --> 36:53.500
‫و اگه یه جرعه ازش می‌خوردم،
‫کوچیک‌تر می‌شدم،

36:55.208 --> 36:57.833
‫اون‌قدر کوچیک که چیزهای بد
‫نمی‌تونستن پیدام کنن

37:01.208 --> 37:02.666
‫زندگیم رو تغییر داد…

37:05.125 --> 37:06.875
‫و از خیلی از فاجعه‌ها نجاتم داد

37:08.875 --> 37:10.416
‫باعث شد کنترل دستم باشه

37:11.791 --> 37:13.791
‫می‌دونستم اگه مجبور بشم

37:13.875 --> 37:16.500
‫می‌تونم همه‌ش رو بخورم
‫و اون‌وقت غیب می‌شم

37:17.458 --> 37:19.000
‫اما هیچ‌وقت نیاز نشد

37:41.291 --> 37:44.041
‫می‌دونی اسمش رو
‫از روی «مورفئوس» گذاشتن؟

37:45.041 --> 37:46.341
‫خدای خواب

37:47.172 --> 37:49.106
‫[ مورفین ]

37:55.958 --> 37:57.258
‫ازم بنوش

41:13.375 --> 41:14.675
‫سلام، جو

41:15.416 --> 41:17.041
‫خیلی وقته ندیدمت

41:17.625 --> 41:18.925
‫کلانتر

41:19.708 --> 41:21.041
‫چه کمکی می‌تونم بهتون بکنم؟

41:24.875 --> 41:28.041
‫بیا بریم کلانتری.
‫می‌خوام باهات حرف بزنم

41:28.541 --> 41:30.250
‫شنبه‌ها خیلی سرمون شلوغه

41:31.041 --> 41:32.341
‫نمی‌شه بمونه برای بعد؟

41:32.791 --> 41:34.091
‫نه متأسفانه

41:37.416 --> 41:38.833
‫بذارید برم به رئیس بگم

42:36.750 --> 42:39.458
‫- سلام، چینگ چانگ
‫- آدام! کلانتر کوئین اومده!

42:43.916 --> 42:46.041
‫کوئین، خدا رو شکر این‌جایی

42:46.125 --> 42:47.541
‫آرون نیستش

42:48.250 --> 42:50.458
‫- چند وقته گم شده؟
‫- ‏۲ روزه

42:50.541 --> 42:53.375
‫آخرین بار شام روز شکرگزاری دیدیمش

42:54.500 --> 42:56.583
‫ممکنه برگشته باشه دانشگاه
‫و بهتون خبر نداده باشه؟

42:56.666 --> 42:57.966
‫آرون اون‌طور پسری نیست

42:59.916 --> 43:00.976
‫پسر؟

43:01.000 --> 43:02.875
‫تو چیزی می‌دونی؟

43:03.958 --> 43:06.125
‫من که بهشون گفتم.
‫احتمالاً پیش ابرا بیکن‌ـه

43:07.708 --> 43:10.083
‫- دوباره با خانواده‌ی بیکن تماس می‌گیرم
‫- من با ماشین می‌رم

43:10.166 --> 43:13.750
‫- اون‌قدر می‌گردم تا پیداش کنم
‫- آدام، باید صحبت کنیم

43:17.458 --> 43:18.758
‫چی شده؟

43:19.416 --> 43:20.833
‫اون زن، کیت،

43:21.875 --> 43:23.666
‫هنوز همسرته؟

43:24.166 --> 43:25.466
‫آره

43:25.791 --> 43:27.091
‫چرا؟

43:27.208 --> 43:29.208
‫دیشب خودکشی کرده

43:54.166 --> 43:55.708
‫وای…

43:57.541 --> 43:59.125
‫وای، عزیز بیچاره‌م

44:03.083 --> 44:05.000
‫مجبور نیستی تحویلش بگیری

44:06.541 --> 44:08.291
‫اگه من جای تو بودم
‫اون کار رو نمی‌کردم

44:08.958 --> 44:10.258
‫خودم دلم می‌خواد

44:11.583 --> 44:12.883
‫تحویلش می‌گیرم

44:14.000 --> 44:16.166
‫- خاکش می‌کنم
‫- خب فقط همین نیست

44:16.666 --> 44:17.966
‫چیه؟

44:20.750 --> 44:22.050
‫این وصیت‌نامه‌شه

44:23.958 --> 44:26.375
‫همه‌چیز رو برای پسرت گذاشته

44:29.708 --> 44:32.291
‫«برای پسرم آرون»

44:39.625 --> 44:41.166
‫اسمش رو از کجا می‌دونسته؟

44:45.458 --> 44:46.758
‫آرون!

44:51.166 --> 44:52.466
‫آرون!

44:55.291 --> 44:56.591
‫آرون!

45:01.333 --> 45:02.633
‫آرون!

45:19.125 --> 45:20.425
‫آره، درسته

45:21.041 --> 45:22.958
‫در پالو آلتو پیغام گذاشتم

45:24.791 --> 45:28.875
‫امیدوار بودم بتونید بهم بگید
‫بلیت قطار خریده یا نه

45:37.250 --> 45:38.550
‫که این‌طور

45:41.125 --> 45:42.425
‫خیلی‌خب

45:42.916 --> 45:45.375
‫آره، ممنون می‌شم. ممنون

46:00.291 --> 46:02.166
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫اون کار فایده‌ای داره؟

46:04.416 --> 46:05.916
‫می‌دونی برادرت کجاست؟

46:11.791 --> 46:13.833
‫اتفاقی بین‌تون افتاده؟

46:19.208 --> 46:20.583
‫بردمش دیدنش

46:22.708 --> 46:24.008
‫دیدن مادرمون

46:26.125 --> 46:29.541
‫- نمی‌دونم چرا اون کار رو کردم
‫- پیچیده‌ش نکن. دلیلش رو می‌دونی

46:30.666 --> 46:32.500
‫آسیب دیده بودی
‫و می‌خواستی به یه نفر آسیب بزنی

46:32.583 --> 46:33.559
‫عصبانی بودم

46:33.583 --> 46:34.883
‫بدجنس بودی

46:35.541 --> 46:36.841
‫لطفاً فقط…

46:38.208 --> 46:40.208
‫بهم بگو مشکلی برای آرون پیش نمیاد

46:43.916 --> 46:45.216
‫آرون؟

46:54.291 --> 46:56.375
‫آدام، قضیه چیه؟

46:58.208 --> 47:00.125
‫«پدر، توی ارتش ثبت‌نام کردم

47:00.208 --> 47:03.250
‫«بهشون گفتم ۱۸ سالمه.
‫نگرانم نباش. آرون»

47:03.833 --> 47:05.250
‫آ… آرون…

47:08.041 --> 47:09.341
‫کجا…

47:09.541 --> 47:10.841
‫کجـ…

47:11.833 --> 47:14.541
‫آرون… کجاست؟

47:14.625 --> 47:16.083
‫کل، کل، دکتر رو خبر کن

47:17.333 --> 47:21.000
‫- چی؟
‫- کل، دکتر رو خبر کن. برو. همین‌الان

47:22.833 --> 47:24.458
‫آدام؟ آدام؟

47:24.541 --> 47:27.083
‫حالت خوبه. آدام، به من نگاه کن

47:31.084 --> 47:36.084
‫[ داوطلب خدمت سربازی شو ]

47:41.240 --> 47:46.240
‫[ تو کدام طرف پنجره ایستاده‌ای؟ ]

47:48.456 --> 47:51.882
‫[ مه ۱۹۱۸ ]

47:52.083 --> 47:54.458
‫نمی‌تونن شریان رو
‫مثل تیوب لاستیک وصله بزنن

47:55.375 --> 47:57.750
‫با توجه به چیزهایی
‫که در مورد خونریزی مغزی خوندم،

47:58.666 --> 48:01.041
‫فقط گذر زمان می‌تونه کمک کنه

48:05.125 --> 48:06.583
‫اما ممکنه دوباره اون اتفاق بیُفته؟

48:07.541 --> 48:08.601
‫و بار بعدی بدتر باشه؟

48:08.625 --> 48:10.833
‫فقط باید فشار خونش رو پایین نگه داریم

48:11.750 --> 48:13.416
‫اون رو… اون رو بیار

48:19.958 --> 48:21.258
‫ابرا چطوره؟

48:22.791 --> 48:24.333
‫دلم براش تنگ شده

48:26.458 --> 48:28.833
‫نمی‌خواد ریختم رو هم ببینه

48:30.291 --> 48:31.666
‫این‌طور می‌گه؟

48:31.750 --> 48:33.050
‫نیازی نیست بگه

48:34.333 --> 48:36.125
‫می‌دونه تقصیر منه که آرون رفته

48:37.000 --> 48:38.300
‫می‌دونی،

48:39.291 --> 48:41.916
‫این‌که از خودت متنفر باشی
‫باعث نمی‌شه حالت بهتر بشه

49:14.166 --> 49:15.466
‫سلام

49:15.833 --> 49:17.133
‫حال پدرت چطوره؟

49:18.208 --> 49:20.291
‫- بهتره
‫- خوبه

49:22.208 --> 49:24.458
‫ما خبری از آرون نداریم.
‫برای تو نامه نمی‌نویسه؟

49:36.375 --> 49:37.675
‫بخونش

49:40.750 --> 49:44.583
‫«من برات مناسب نیستم. توی ارتشم.
‫نزدیک خانواده‌م نشو»

49:48.166 --> 49:49.466
‫همین؟

49:54.583 --> 49:56.125
‫حروم‌زاده

49:58.583 --> 50:01.416
‫ببین، اگه بخوای می‌تونی
‫از من متنفر باشی. حقمه

50:02.125 --> 50:06.041
‫اما… فقط به‌خاطر این‌که آرون گفته
‫ازمون فاصله نگیر

50:07.333 --> 50:09.208
‫لی بدجور دلش برات تنگ شده

50:18.416 --> 50:20.166
‫وقتی من و آرون کوچیک بودیم،

50:21.833 --> 50:23.958
‫یه داستان در مورد خودمون ساختیم،

50:24.625 --> 50:26.333
‫و اون بی‌خیالش نمی‌شد،

50:28.041 --> 50:31.583
‫هر چقدر هم بهش می‌گفتم
‫اوضاع عوض شده فایده‌ای نداشت

50:32.625 --> 50:33.958
‫من عوض شده بودم

50:39.416 --> 50:40.833
‫ازت متنفر نیستم، کل

50:44.500 --> 50:45.833
‫اصلاً ازت متنفر نیستم

50:52.541 --> 50:54.166
‫به لی بگو به زودی میام دیدنش

51:00.458 --> 51:01.758
‫ابرا

51:03.125 --> 51:06.125
‫تا حالا برای دیدن شکوفه‌های آزالیا
‫به الیسال رفتی؟

51:08.083 --> 51:09.625
‫می‌خوای همراه من بری؟

51:13.166 --> 51:14.466
‫می‌تونیم یه گردش تفریحی بریم

51:17.416 --> 51:18.716
‫خیلی‌خب

52:08.717 --> 52:11.717
‫[ به یاد کاترین ترسک ]

52:11.718 --> 52:15.718
‫[ وفات: ۲۹ نوامبر ۱۹۱۷ ]
‫[ ‏۳۷ سال عمر کرد ]

52:26.666 --> 52:28.666
‫دیشب خواب عجیبی دیدم

52:29.833 --> 52:31.133
‫در مورد پدرم

52:32.333 --> 52:33.958
‫شنیدم مرد بسیار شریفی بوده

52:35.083 --> 52:36.383
‫ممنون

52:38.250 --> 52:39.476
‫از کجا شنیدی؟

52:39.500 --> 52:42.083
‫بریده‌های روزنامه
‫بین وسایل برادرت رو خوندم

52:42.166 --> 52:44.625
‫دورانی که توی ارتش بوده.
‫واشینگتن

52:44.708 --> 52:46.500
‫می‌دونستی دزد بوده؟

52:49.500 --> 52:50.958
‫از کهنه‌سربازها دزدی می‌کرد

52:51.958 --> 52:53.541
‫اون‌طوری ثروتمند شد

52:55.208 --> 52:56.958
‫یه‌کم طول کشید تا باور کنم، اما…

52:58.958 --> 53:00.258
‫حقیقت داره

53:00.541 --> 53:03.958
‫پس شریف‌ترین مردی
‫که توی عمرم دیدم

53:04.041 --> 53:07.375
‫تمام عمرش رو
‫با پول دزدی زندگی کرده

53:20.250 --> 53:22.416
‫- برام آزالیا بیارید
‫- باشه

53:23.916 --> 53:25.101
‫همراهمون بیا

53:25.125 --> 53:27.250
‫بزدل نباش. برو

53:36.416 --> 53:38.333
‫صبر کن، من باز می‌کنم

53:38.416 --> 53:40.875
‫روز خوبی برای گردشه

53:40.958 --> 53:42.291
‫همه‌چیز آوردی؟

53:42.916 --> 53:43.892
‫آره

53:43.916 --> 53:46.458
‫باعث می‌شه آدم آرزو کنه
‫بتونه دوباره جوون بشه

54:04.666 --> 54:07.125
‫به نظرم چیدن آزالیا مسخره‌ست

54:07.958 --> 54:09.833
‫آخه روز بعد پژمرده می‌شن

54:11.166 --> 54:12.466
‫آره، اما…

54:13.208 --> 54:14.875
‫بهونه‌ی خوبی بود

54:36.541 --> 54:38.166
‫می‌ترسیدم اون کار رو بکنم

54:40.166 --> 54:41.466
‫چرا؟

54:43.291 --> 54:44.791
‫دوست‌دختر برادرم هستی

54:46.083 --> 54:47.383
‫بودم

54:50.166 --> 54:51.833
‫تو هیچ‌وقت نمی‌ترسی؟

54:57.958 --> 54:59.258
‫همیشه

55:22.250 --> 55:24.791
‫گل‌های نخود عطری روی
‫نرده‌ی آشپزخونه قشنگ به نظر می‌رسن

55:24.875 --> 55:27.375
‫جلوی دید مرداب رو می‌گیرن

55:28.916 --> 55:31.000
‫به نظرت به اندازه‌ی کافی
‫نور خورشید بهشون می‌رسه؟

55:35.208 --> 55:36.508
‫شنیدی؟

55:37.291 --> 55:38.875
‫چی؟

55:48.458 --> 55:49.758
‫نمی‌ری باز کنی؟

56:06.230 --> 56:08.685
‫[ تلگراف وسترن یونیون ]

56:32.583 --> 56:33.883
‫سلام؟

56:42.875 --> 56:44.175
‫لی؟

56:50.500 --> 56:52.083
‫برادرت مُرده

56:54.333 --> 56:57.541
‫توی نبرد در فرانسه کشته شده

57:00.375 --> 57:07.000
‫پدرت اون‌قدر کلمات رو تکرار کرد
‫که یهویی توی سرش ترکیدن

57:08.500 --> 57:10.833
‫دکتر مورفی الان توی اتاق پیششه

57:11.958 --> 57:13.750
‫دوباره سکته کرد

57:43.666 --> 57:44.966
‫چقدر…

57:45.291 --> 57:46.591
‫چقدر اوضاعش خرابه؟

57:47.500 --> 57:50.375
‫سمت چپ بدنش تا حد زیادی فلج شده

57:50.875 --> 57:52.958
‫هوشیاره، اما هنوز صحبت نکرده

57:55.375 --> 57:56.675
‫قراره بمیره؟

57:57.208 --> 58:01.083
‫ممکنه یه هفته، یه ماه،
‫یا یه سال زنده بمونه

58:01.791 --> 58:03.091
‫ممکنه همین امشب بمیره

58:03.125 --> 58:04.425
‫نمی‌دونیم

58:05.541 --> 58:06.841
‫متأسفم، پسر

58:34.833 --> 58:36.133
‫پدر

58:47.166 --> 58:49.250
‫من مسئول مرگ آرونم

58:52.916 --> 58:54.375
‫بردمش به فاحشه‌خونه…

58:56.375 --> 58:57.675
‫دیدن مادرمون

59:01.916 --> 59:03.416
‫برای همین توی ارتش ثبت‌نام کرد

59:06.750 --> 59:08.291
‫برای همین مُرده

59:25.583 --> 59:26.883
‫کل؟

59:27.791 --> 59:29.091
‫کل؟

59:45.458 --> 59:47.041
‫کل

59:52.500 --> 59:53.800
‫من برادرم رو کشتم

01:00:01.000 --> 01:00:02.300
‫من کشتمش

01:00:05.791 --> 01:00:07.625
‫من کشتمش.
‫من برادرم رو کشتم

01:00:09.875 --> 01:00:12.833
‫- من کشتمش
‫- خودش رفتن رو انتخاب کرد

01:00:13.916 --> 01:00:16.000
‫به‌خاطر کاری که من کردم

01:00:20.791 --> 01:00:22.291
‫نمی‌دونم چیکار کنم

01:00:23.250 --> 01:00:25.875
‫نمی‌دونم چیکار کنم.
‫لطفاً بهم بگو باید چیکار کنم

01:00:26.750 --> 01:00:27.642
‫کل

01:00:27.666 --> 01:00:29.125
‫لطفاً بهم بگو چیکار کنم

01:00:29.625 --> 01:00:32.083
‫بهم بگو چیکار کنم

01:00:32.750 --> 01:00:34.050
‫نمی‌تونم

01:00:40.541 --> 01:00:44.041
‫خدا گفت: «نورهایی در فلک آسمان باشند

01:00:44.125 --> 01:00:46.250
‫تا روز را از شب جدا کنند

01:00:48.375 --> 01:00:50.666
‫و نشانه‌هایی باشند

01:00:52.041 --> 01:00:53.708
‫برای مشخص کردن زمان‌های مقدس»

01:00:55.291 --> 01:00:56.591
‫لی

01:01:00.625 --> 01:01:01.925
‫کل

01:01:08.625 --> 01:01:09.925
‫آدام

01:01:10.291 --> 01:01:11.591
‫ببین

01:01:13.041 --> 01:01:15.166
‫پسرت کیلب این‌جاست

01:01:16.625 --> 01:01:18.000
‫تنها پسرت

01:01:24.291 --> 01:01:27.208
‫کل. چیزی نیست. چیزی نیست

01:01:28.791 --> 01:01:30.091
‫اشکالی نداره

01:01:31.000 --> 01:01:32.300
‫بشین

01:01:40.625 --> 01:01:42.958
‫آدام، نمی‌دونم چقدر دیگه زنده می‌مونی

01:01:43.708 --> 01:01:45.291
‫شاید زمان زیادی

01:01:46.708 --> 01:01:48.008
‫شاید یه ساعت

01:01:51.500 --> 01:01:53.333
‫اما پسرت زنده می‌مونه

01:01:53.916 --> 01:01:58.243
‫اون و بچه‌هاش
‫آخرین بازمانده‌های تو

01:01:58.244 --> 01:02:00.164
‫روی زمین خواهند بود

01:02:05.458 --> 01:02:08.875
‫پسرت بار گناهی رو به دوش می‌کشه
‫که فراتر از ظرفیتشه

01:02:21.791 --> 01:02:23.091
‫آدام،

01:02:23.458 --> 01:02:25.625
‫به تنها پسرت برکت بده

01:02:30.583 --> 01:02:32.708
‫با طرد کردن نابودش نکن

01:02:36.500 --> 01:02:37.916
‫کمکش کن، آدام

01:02:41.000 --> 01:02:42.458
‫بذار آزاد باشه

01:02:51.458 --> 01:02:52.758
‫تیمشل

01:03:05.041 --> 01:03:06.341
‫تیمشل

01:03:08.875 --> 01:03:10.333
‫تو می‌تونی

01:04:19.070 --> 01:04:39.070
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
