WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:19.298 --> 00:22.032
‫برگشتن به خونه چیز زیادی رو عوض نمی‌کنه‬

00:22.056 --> 00:25.457
‫قرار بود روی مشکل بعدی، کره‌ی شمالی، تمرکز کنم‬

00:26.594 --> 00:28.787
‫ولی ذهنم هنوز توی عراقه‬

00:34.035 --> 00:36.770
‫حکم اعدام صدام عراق رو آروم نکرد‬

00:36.771 --> 00:38.404
‫اوضاع رو ملتهب‌تر کرد‬

00:38.429 --> 00:40.808
‫شبه‌نظامیان سنی حرم عسکریین رو منفجر کردن،‬

00:40.833 --> 00:43.387
‫یکی از مقدس‌ترین مکان‌ها برای شیعیان‬

00:43.411 --> 00:45.650
‫این کار کشور رو از هم پاشوند‬

00:47.961 --> 00:51.690
‫این دولت به‌اصطلاح وحدت ملی،‬
‫چیزی جز یه شوخی مسخره نیست‬

00:52.887 --> 00:54.573
‫افراطی‌ها دارن پیروز می‌شن‬

00:56.757 --> 01:00.626
‫تا الان، ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی کشته شدن‬

01:00.761 --> 01:03.128
‫و بوش آماده‌ست نیروهای بیشتری بفرسته‬

01:04.876 --> 01:07.697
‫برنامه‌ی خروج رامسفلد فقط نشون می‌ده‬

01:07.722 --> 01:09.856
‫اصلاً برنامه‌ی بلندمدتی برای عراق نداشتیم‬

01:09.880 --> 01:12.218
‫و این‌که صدام رو کاملاً اشتباه شناخته بودیم،‬

01:12.243 --> 01:14.554
‫دشمنی‌اش با افراطی‌های جهان اسلام رو هم‬

01:14.579 --> 01:16.386
‫درست نفهمیده بودیم‬

01:16.410 --> 01:18.610
‫اون دشمنِ دشمن‌مون بود‬

01:18.858 --> 01:21.058
‫زنده نگه داشتنش شاید فرصتی بهمون بده که‬

01:21.082 --> 01:25.184
‫عراق و آمریکا هر دو سخت بهش نیاز دارن: زمان‬

01:25.186 --> 01:28.784
‫شاید حکومت جدید عراق باید ارزش بخشش رو‬

01:28.809 --> 01:31.657
‫به مردمش نشون بده‬

01:31.658 --> 01:33.493
‫راهی روشن‌تر از این به ذهنم نمی‌رسه‬

01:33.494 --> 01:35.327
‫تا نشون بدن از گذشته بریدن‬

01:35.351 --> 01:38.218
‫[ استیون هدلی، مشاور امنیت ملی ]‬
‫[ یادداشت فوری ]‬

01:38.243 --> 01:40.595
‫یادداشت فوری‬

01:40.620 --> 01:43.002
‫صدام حسین نخستین رئیس کشوری است که‬

01:43.003 --> 01:45.504
‫پس از اسلوبودان میلوشویچ محاکمه می‌شود‬

01:45.639 --> 01:47.707
‫عفو بین‌الملل از همین حالا‬

01:47.708 --> 01:52.300
‫این محاکمه را نمایشی می‌داند که‬
‫گردانندگان آمریکایی اداره‌اش می‌کنند‬

01:52.325 --> 01:54.830
‫وقتی اسرائیلی‌ها آدولف آیشمن را محاکمه کردند،‬

01:54.855 --> 01:58.511
‫محاکمه ماه‌ها طول کشید و پخش تلویزیونی جهانی داشت‬
‫[ کاندولیزا رایس، وزیر خارجه ]‬

01:58.536 --> 02:01.556
‫حتی به آیشمن حق درخواست تجدیدنظر دادند‬

02:01.581 --> 02:05.691
‫هدف، احیای عدالت و حاکمیت قانون بود‬

02:06.694 --> 02:11.564
‫این هفته مصادف با عید قربانِ مسلمانان است،‬
‫[ رابرت مولر، مدیر اف‌بی‌آی ]‬

02:11.565 --> 02:14.688
‫به یاد ابراهیم، که به فرمان خدا‬
‫پسرش را برای قربانی پیشکش کرد‬

02:14.713 --> 02:18.827
‫اما اکنون آمریکا ظاهراً آماده‌ی تحویل صدام است‬
‫[ مایکل چرتاف، وزیر امنیت داخلی ]‬

02:18.852 --> 02:21.150
‫به یک دولت شیعه، برای اعدام او،‬

02:21.175 --> 02:23.076
‫آن هم درست در همین زمان‬

02:23.077 --> 02:25.654
‫نمی‌توان معنای نمادین این اقدام را نادیده گرفت‬

02:25.679 --> 02:28.630
‫با این کار، ممکن است از او شهید بسازیم‬
‫[ مایکل هیدن، مدیر سی‌آی‌اِی ]‬

02:28.654 --> 02:31.866
‫و برای نسل‌ها به خشونت فرقه‌ای دامن بزنیم‬
‫[ ژنرال پیتر پیس، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ]‬

02:31.892 --> 02:34.797
‫با احترام، درخواست دیداری فوری دارم‬

02:34.822 --> 02:36.801
‫وقت تنگ است‬

02:57.022 --> 02:58.832
‫هر سخنی که امروز بیان می‌کنم‬

02:58.857 --> 03:01.430
‫متکی به منابع است، منابعی موثق‬

03:01.455 --> 03:03.116
‫این‌ها ادعا نیستند‬

03:03.117 --> 03:05.840
‫آنچه به شما ارائه می‌کنیم،‬
‫واقعیت‌ها و نتیجه‌گیری‌هایی است که‬

03:05.864 --> 03:07.997
‫بر اطلاعات موثق استوارند‬

04:18.414 --> 04:21.781
‫« هـدف بـاارزش: شـکـار صـدام »‬

04:23.000 --> 04:29.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:29.541 --> 04:33.888
‫♪ سو... پسر... سو ♪‬

04:33.913 --> 04:35.322
‫♪ سو ♪‬

04:35.347 --> 04:37.090
‫کَش‬

04:37.115 --> 04:39.789
‫♪ پسری به نام سو ♪‬

04:39.813 --> 04:43.016
‫- چی می‌خونی؟‬
‫- آهنگ "پسری به نام سو" از جانی کش‬

04:43.017 --> 04:45.685
‫- "پسری به نام سو"؟‬
‫- آره‬

04:45.686 --> 04:48.908
‫♪ زندگی سخته، باید سخت‌جون باشی ♪‬

04:48.933 --> 04:52.168
‫♪ وگرنه می‌میری توی... ♪‬

04:52.192 --> 04:53.896
‫- توی...‬
‫- خون‬

04:53.921 --> 04:57.030
‫♪ توی خون و گل‌ولای و آبجو ♪‬

04:57.031 --> 04:59.831
‫♪ اسمم سوئه، حال شما چطوره؟ ♪‬

04:59.967 --> 05:02.035
‫آهنگ قشنگیه‬

05:02.036 --> 05:03.569
‫- هی‬
‫- چیه؟‬

05:03.570 --> 05:05.410
‫باید استراحت کنی، باشه؟‬

05:05.434 --> 05:06.682
‫نباید...‬

05:06.706 --> 05:09.714
‫نه، نه، فکر کنم وقتم رسیده‬

05:10.476 --> 05:13.378
‫باید باهات حرف بزنم‬

05:13.379 --> 05:15.446
‫باید حقیقت رو بدونی‬

05:17.503 --> 05:19.137
‫باشه‬

05:19.385 --> 05:21.053
‫چارلی خیلی خوش‌قیافه بود‬

05:21.054 --> 05:22.554
‫نور زندگی‌م بود‬

05:22.555 --> 05:25.826
‫خیلی دوستش داشتم‬

05:28.814 --> 05:30.781
‫می‌دونم، بابا‬

05:32.331 --> 05:34.898
‫ولی من در حقش بدی کردم‬

05:34.922 --> 05:38.457
‫زیادی لوسش کردم و ضعیف بارش آوردم‬

05:38.604 --> 05:40.592
‫ولی تو،‬

05:40.617 --> 05:42.651
‫یه حرومزاده‌ی کله‌شق و سرکشی‬

05:42.675 --> 05:44.776
‫لازم بود همین‌طور باشی‬

05:44.777 --> 05:46.945
‫تا از چارلی محکم‌تر بار بیای‬

05:46.946 --> 05:48.447
‫من فقط...‬

05:48.448 --> 05:51.616
‫بابا، داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

05:51.617 --> 05:53.817
‫چارلی قهرمانانه مُرد‬

05:54.787 --> 05:58.522
‫نه، مرگش قهرمانانه نبود‬

06:00.126 --> 06:01.726
‫خودش رو کشت‬

06:01.861 --> 06:03.427
‫خودکشی بود‬

06:05.298 --> 06:08.613
‫چارلی خودش رو فدا کرد تا دسته‌اش رو نجات بده‬

06:09.669 --> 06:15.172
‫اون فقط دروغی بود که‬
‫برای محافظت از تو و خودم گفتم‬

06:15.375 --> 06:18.977
‫اون... اون سلاحش رو زمین گذاشت،‬

06:18.978 --> 06:21.146
‫از سنگرش بیرون اومد‬

06:21.147 --> 06:27.828
‫و یک‌راست رفت زیر آتیش سنگین‬

06:27.853 --> 06:30.153
‫اون... اون...‬

06:32.658 --> 06:35.203
‫اون شبی که زنگ زدی رو یادته؟‬

06:35.228 --> 06:37.662
‫وقتی دوستت، جری، مُرده بود؟‬

06:37.686 --> 06:40.839
‫- آره، تلفن رو روم قطع کردی‬
‫- آره‬

06:40.864 --> 06:42.945
‫چون وحشت کردم‬

06:42.969 --> 06:44.803
‫نمی‌خواستم ضعیف بشی‬

06:44.804 --> 06:48.939
‫می‌خواستم محکم باشی تا آخر و عاقبتت مثل چارلی نشه‬

06:49.075 --> 06:51.882
‫نمی‌تونستم یه پسر دیگه هم از دست بدم‬

06:54.273 --> 06:58.569
‫جانی، تو بزرگ‌ترین افتخار زندگی منی‬

06:58.952 --> 07:02.137
‫فکر می‌کردم اگه این‌ها رو بهت بگم،‬
‫نرم و ضعیف می‌شی‬

07:02.161 --> 07:05.663
‫و اشتباه می‌کردم‬

07:08.428 --> 07:10.862
‫خیلی هم اشتباه می‌کردم‬

07:10.863 --> 07:15.102
‫ولی ربکا، خدا حفظش کنه... اون...‬

07:15.127 --> 07:18.061
‫همون تکیه‌گاهیه که لازم داشتیم‬

07:19.417 --> 07:21.450
‫پدر افتضاحی بودم‬

07:21.474 --> 07:25.844
‫فقط امیدوارم حداقل یه خاطره‌ی خوب ازم داشته باشی‬

07:25.845 --> 07:29.513
‫بابا‬

07:29.649 --> 07:33.818
‫- بابا، هی‬
‫- بله؟‬

07:33.953 --> 07:35.399
‫گوش کن‬

07:37.023 --> 07:38.729
‫راستش، من...‬

07:40.137 --> 07:44.940
‫هر خوبی‌ای که توی وجودم هست،‬

07:44.964 --> 07:46.831
‫از تو نصیبم شده‬

07:50.075 --> 07:51.848
‫واقعاً؟‬

07:53.071 --> 07:55.878
‫باید بدونی اسکیت‌سوار افتضاحی بودی‬

07:55.903 --> 07:59.971
‫و از اون آهنگ "فانکی‌تاون" متنفر بودم، مزخرفه‬

08:02.381 --> 08:04.249
‫آهنگ محشریه‬

08:04.250 --> 08:05.750
‫- نه‬
‫- آهنگ محشریه‬

08:05.751 --> 08:09.619
‫نه، نه، مزخرفه‬

08:19.365 --> 08:23.033
‫تشنمه، می‌شه...‬

08:23.057 --> 08:24.957
‫باید برم پایین‬

08:25.297 --> 08:26.330
‫صبر کن‬

08:27.707 --> 08:30.942
‫هیچ‌وقت درمورد صدام باهات هم‌نظر نمی‌شم،‬

08:30.943 --> 08:34.127
‫چون اون‌وقت زندگی چارلی بیهوده بوده‬

08:34.152 --> 08:35.352
‫می‌فهمی؟‬

08:36.188 --> 08:38.720
‫ولی پای باورهات وایسا‬

08:40.586 --> 08:42.921
‫و من...‬

08:42.922 --> 08:45.131
‫جان،‬

08:45.552 --> 08:47.365
‫دوستت دارم‬

08:52.732 --> 08:54.431
‫دوستت دارم‬

09:11.762 --> 09:13.762
‫- ای لعنت‬
‫- جان‬

09:13.786 --> 09:16.555
‫توی واشینگتن یه جنجال حسابی راه انداختی‬

09:16.556 --> 09:18.089
‫توی دردسر افتادم؟‬

09:18.090 --> 09:20.618
‫کِی توی دردسر نبودی؟‬
‫همراهم بیا‬

09:20.746 --> 09:22.926
‫داریم می‌ریم دفتر مدیر مدرسه؟‬

09:32.438 --> 09:34.739
‫نیکسون، واقعاً شهرتت بی‌دلیل نیست‬

09:34.740 --> 09:36.908
‫من فقط دارم کارم رو می‌کنم‬

09:36.909 --> 09:38.853
‫کار تو کره‌ی شمالیه‬

09:38.878 --> 09:40.412
‫که کاملاً حواسم بهش هست‬

09:40.413 --> 09:42.447
‫هیچ‌کدوم از این کارها ربطی به اون نداره‬

09:42.448 --> 09:44.169
‫مکاتباتت‬

09:44.194 --> 09:47.285
‫با تمام مقام‌های ارشد دولت در واشینگتن‬

09:47.286 --> 09:49.287
‫این کار رو توی وقت آزادم انجام می‌دم‬

09:49.288 --> 09:50.922
‫از بولینگ سرگرم‌کننده‌تره‬

09:50.923 --> 09:54.259
‫می‌خوای زبون‌درازی کنی یا‬
‫یه فرصت دوباره بگیری؟‬

09:54.260 --> 09:56.094
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام‬

09:56.095 --> 09:58.995
‫عضو جدید شورای امنیت ملی‌مون رو که می‌شناسین‬

10:00.209 --> 10:01.910
‫- جان‬
‫- وینتروپ‬

10:01.934 --> 10:03.601
‫این دو سال اخیر، عراق روزبه‌روز آشفته‌تر‬

10:03.736 --> 10:05.402
‫و مرگبارتر شده‬

10:05.426 --> 10:07.048
‫هیچ کاری جواب نمی‌ده‬

10:07.073 --> 10:08.883
‫خب، نظر من رو که می‌دونین‬

10:08.908 --> 10:11.241
‫کل واشینگتن می‌دونه‬

10:11.344 --> 10:13.039
‫ارزیابی‌ها و نتیجه‌گیری‌هات،‬

10:13.064 --> 10:14.642
‫مختصر و دقیقن‬

10:14.667 --> 10:17.115
‫گزارش‌هات رو خوندم، هر شش‌تاش رو‬

10:17.116 --> 10:19.484
‫خودمون حاضریم گزارش‌ها رو‬
‫برای مقام‌های بالاتر بفرستیم‬

10:19.485 --> 10:21.452
‫- بالاتر؟‬
‫- بالاتر‬

10:24.523 --> 10:25.657
‫چه عجب، بالاخره‬

10:25.658 --> 10:28.449
‫- اگه فقط یه بخش‌هایی رو حذف کنی‬
‫- چطور؟‬

10:28.474 --> 10:30.985
‫تمام اشاره‌ها به نجات صدام رو حذف کن‬

10:31.009 --> 10:32.339
‫اصل گزارش‌ها همینه‬

10:32.365 --> 10:34.219
‫بعد از کشتار دیروز کنار جاده‌ای در فلوجه،‬

10:34.244 --> 10:35.577
‫رئیس‌جمهور حسابی ضایع شده‬

10:35.601 --> 10:37.495
‫توی یه گندکاریِ تمام‌عیار گیر افتادیم،‬

10:37.520 --> 10:39.414
‫و هر روز باید یه بخش دیگه‌ش رو تحمل کنیم‬

10:39.438 --> 10:41.305
‫کاخ سفید از این ناراضیه که‬

10:41.330 --> 10:44.471
‫نمی‌تونه مستقیم‌تر با تحلیلگرها حرف بزنه‬

10:44.496 --> 10:46.837
‫خیلی‌خب، از من چه انتظاری دارین؟‬

10:46.862 --> 10:50.993
‫جان، اطلاعات و شمِ تو درباره‌ی صدر‬
‫دقیقاً همون چیزیه که می‌خوان‬

10:51.017 --> 10:54.135
‫بحث صدام رو نمی‌خوان. واضح گفتم؟‬

10:54.160 --> 10:56.076
‫صدام بهترین شانس‌مونه برای...‬

10:56.101 --> 10:57.955
‫جان، به حرف‌مون گوش کن‬

10:58.057 --> 11:02.193
‫به‌ نظر خودم، نجات صدام اون‌قدرها هم‬
‫فکر مسخره‌ای نیست‬

11:02.194 --> 11:04.198
‫اگه رفتی کاخ سفید‬

11:04.223 --> 11:07.234
‫و بحث صدام رو پیش کشیدی، مسئولیتش با خودته‬

11:07.258 --> 11:10.290
‫ولی شورای امنیت ملی، هیچ گزارشی از این بخش رو‬

11:10.316 --> 11:12.149
‫با پیشنهاد نجات صدام به رئیس‌جمهور نمی‌فرسته‬

11:14.674 --> 11:16.179
‫با ما همکاری می‌کنی؟‬

11:27.353 --> 11:29.520
‫♪ قهرمانی؟ ♪‬

11:30.756 --> 11:31.855
‫لعنتی...‬

11:31.991 --> 11:33.307
‫منو ترسوندی...‬

11:33.332 --> 11:34.918
‫ببخشید‬

11:42.068 --> 11:46.535
‫[ جان نیکسون، از شما درخواست می‌شود‬
‫در جلسه‌ای در کاخ سفید حضور داشته باشید ]‬

11:53.112 --> 11:55.413
‫- سلام، عزیزم‬
‫- جان؟‬

11:55.437 --> 11:58.652
‫جان، همین الان بیا خونه. مسئله باباته‬

11:58.677 --> 11:59.978
‫چی؟‬

12:15.721 --> 12:18.223
‫تسلیت می‌گم‬

12:26.199 --> 12:29.619
‫[ گورستان آرلینگتون ]‬

12:32.384 --> 12:35.052
‫سه تا جنگ رو پشت سر گذاشتی‬

12:35.076 --> 12:39.145
‫آدمی که به‌عنوان سرهنگ‌تمام بازنشسته می‌شه،‬
‫حتماً کلی خاطره داره‬

12:39.325 --> 12:40.791
‫تعریف کن‬

12:40.994 --> 12:44.696
‫خب، راستش یه داستان بامزه‌ای دارم‬

12:45.007 --> 12:46.934
‫توی ویتنام بودیم،‬

12:47.499 --> 12:49.888
‫از بی‌خوابی داغون بودیم‬

12:49.912 --> 12:52.045
‫یه‌دفعه جهنم به پا شد‬

12:54.050 --> 12:57.446
‫اون ویتنامی‌های حرومی با توپخانه‌ی کوهستانی و‬

12:57.471 --> 12:59.449
‫هرچی که داشتن ریختن سرمون‬

13:00.746 --> 13:04.581
‫من همون‌جا خوابیده بودم و خر و پف می‌کردم‬

13:05.818 --> 13:09.275
‫یه تفنگدار دریایی و یه امدادگر من رو می‌بینن،‬

13:09.299 --> 13:12.346
‫فوراً میان بیرون، بلندم می‌کنن و سریع برمی‌گردن،‬

13:12.371 --> 13:18.128
‫پرتم می‌کنن توی یه گودال،‬
‫خودشون می‌پرن توی سنگرشون و...‬

13:18.153 --> 13:20.298
‫یه لحظه بیدار می‌شم،‬

13:20.299 --> 13:24.601
‫یه نگاهی دوروبرم می‌کنم و دوباره می‌گیرم می‌خوابم‬

13:27.250 --> 13:30.386
‫موضوع اینه که خیلی خسته بودم‬

13:30.410 --> 13:33.711
‫اون‌قدر خسته بودم که مرگ برام مهم نبود‬

13:38.477 --> 13:41.811
‫ولی خاطره‌هاش از ذهنم پاک نمی‌شن‬

13:44.523 --> 13:47.401
‫این روزها بهش می‌گن اختلال استرس پس از سانحه‬

13:47.426 --> 13:50.760
‫ما می‌گفتیم شوک جنگی، خستگی رزمی‬

13:52.576 --> 13:55.078
‫می‌دونی، من توی سه جنگ جنگیدم‬

13:55.102 --> 13:59.370
‫به این امید که پسرهام هیچ‌وقت مجبور نشن برن جنگ‬

14:01.066 --> 14:03.433
‫ولی اشتباه می‌کردم‬

15:27.526 --> 15:30.651
‫می‌خوای بشینی یا وایسی؟‬

15:30.676 --> 15:34.666
‫- چی؟‬
‫- جلوی رئیس‌جمهور‬

15:34.667 --> 15:35.799
‫اوه‬

15:39.471 --> 15:43.480
‫- می‌شینم‬
‫- پس بشین‬

15:54.520 --> 15:57.855
‫ام...‬

15:57.856 --> 16:01.024
‫آقای رئیس‌جمهور، همون‌طور که می‌دونید...‬

16:02.828 --> 16:07.354
‫ساختار جامعه‌ی عراق بر پایه‌ی گروه‌های مذهبیه و...‬

16:07.379 --> 16:09.334
‫اگه از قبل می‌دونه،‬

16:09.335 --> 16:11.211
‫دیگه لازم نیست براش توضیح بدی‬

16:11.236 --> 16:12.849
‫نه، نه‬

16:13.973 --> 16:18.042
‫کدوماشون خوبن و کدوماشون بد؟‬

16:18.043 --> 16:19.844
‫این دیگه چه سؤالیه؟‬

16:19.845 --> 16:21.626
‫می‌دونه این‌ها باورهای مذهبی‌ان،‬

16:21.651 --> 16:24.126
‫نه دارث ویدر و هان سولو از فیلم جنگ ستارگان‬

16:24.151 --> 16:28.441
‫عزیزم، هدفت از این جلسه چیه؟‬

16:28.465 --> 16:31.600
‫می‌خوام این گندکاری تموم بشه‬

16:31.624 --> 16:33.968
‫می‌دونی که کشتن مقتدی صدر راه‌حل نیست‬

16:33.993 --> 16:35.933
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه‬

16:36.727 --> 16:39.088
‫صدام رو هم نباید بکشن‬

16:39.698 --> 16:41.514
‫یعنی چی؟‬

16:43.180 --> 16:44.813
‫فقط ازش یه شهید می‌سازن‬

16:44.837 --> 16:46.571
‫می‌دونی، مردم همین الان هم می‌گن‬

16:46.572 --> 16:48.289
‫زمان حکومت اون همه‌چی بهتر بود‬

16:48.314 --> 16:53.150
‫پس الان چی می‌خوای؟‬

17:00.019 --> 17:03.546
‫می‌خوام کشتار تموم بشه، هم از طرف ما، هم اونا‬

17:05.301 --> 17:07.347
‫می‌خوام رئیس‌جمهور جلوش رو بگیره‬

17:07.372 --> 17:10.322
‫پس باید همین رو بهشون بگی‬

17:50.936 --> 17:53.637
‫برای این جلسه کت‌وشلوار نو خریدی؟‬

17:53.661 --> 17:55.520
‫برای مراسم خاک‌سپاری بابام گرفتمش‬

17:57.009 --> 17:58.776
‫سه نکته رو یادت باشه‬

17:58.777 --> 18:00.978
‫رئیس‌جمهور نظرِ صریح می‌خواد‬

18:00.979 --> 18:03.269
‫از اماواگر خوشش نمیاد‬

18:03.294 --> 18:05.260
‫دوم، از جایگاهش در تاریخ آگاهه‬

18:05.284 --> 18:07.285
‫الان به میراثش توی تاریخ فکر می‌کنه‬

18:07.286 --> 18:11.498
‫سوم، یادت نره ما در خدمت رئیس‌جمهوریم‬

18:11.523 --> 18:14.224
‫این‌جاییم تا چیزی که لازم داره رو‬
‫در اختیارش بذاریم...‬

18:15.260 --> 18:17.432
‫نه این‌که بهش بگیم به چی فکر کنه‬

18:51.730 --> 18:53.830
‫آقایون!‬

18:53.966 --> 18:57.001
‫آقای رئیس‌جمهور، ایشون جان نیکسون هستن‬

18:57.002 --> 19:00.114
‫جان اومده تازه‌ترین اطلاعات رو درباره‌ی‬
‫سلاح‌های کشتارجمعی صدام بده‬

19:00.139 --> 19:02.806
‫بگو ببینم چی داری‬

19:02.830 --> 19:04.296
‫ام...‬

19:06.211 --> 19:11.680
‫قربان، بیشتر از یه گزارش تازه،‬
‫این فقط تأیید چیزیه که می‌دونیم‬

19:14.419 --> 19:17.187
‫قرار نیست هیچ سلاحی پیدا کنیم، آقای رئیس‌جمهور‬

19:19.224 --> 19:22.826
‫خب، اگه کل حرفت همینه،‬

19:22.928 --> 19:25.376
‫این کوتاه‌ترین جلسه‌ی دوران ریاست‌جمهوریم می‌شه‬

19:25.401 --> 19:28.153
‫چه خوب گفتید، آقای رئیس‌جمهور‬

19:28.177 --> 19:29.710
‫راستی، جان، چرا...‬

19:29.735 --> 19:32.419
‫چرا جایی نمی‌شینی که بتونم راحت ببینمت؟‬

19:32.444 --> 19:33.777
‫چشم‬

19:37.777 --> 19:42.046
‫قربان، ارزیابی فعلی سی‌آی‌اِی‬

19:42.047 --> 19:44.858
‫اینه که در سال‌های منتهی به جنگ،‬

19:44.883 --> 19:48.586
‫صدام دو هدف متضاد داشت:‬

19:48.587 --> 19:52.189
‫بازرسان سازمان ملل رو قانع کنه‬
‫چنین سلاح‌هایی نداره،‬

19:52.213 --> 19:57.350
‫و هم‌زمان دشمن‌هاش رو قانع کنه که داره‬

19:57.374 --> 20:01.041
‫این فریب اون‌قدر مؤثر بود که‬

20:01.065 --> 20:05.219
‫ظاهراً بعضی از بخش‌های اطلاعاتی آمریکا رو هم‬
‫قانع کرده بود‬

20:05.584 --> 20:07.351
‫که این‌طور؟‬

20:07.706 --> 20:09.105
‫بله، قربان‬

20:10.902 --> 20:12.709
‫از این یارو خوشم اومد‬

20:14.413 --> 20:16.247
‫چرا صدام می‌خواست بقیه فکر کنن‬

20:16.248 --> 20:18.025
‫قوانین بین‌المللی رو زیر پا می‌ذاره؟‬

20:18.050 --> 20:22.651
‫برای بازدارندگی، قربان، به‌ویژه در برابر ایران‬

20:32.264 --> 20:36.920
‫ایشون سرلشکر قاسم سلیمانی هستن‬

20:40.619 --> 20:42.886
‫فرمانده نیروی قدس ایران‬

20:43.675 --> 20:45.810
‫مدتیه سعی داره عراق رو‬

20:45.811 --> 20:47.348
‫به یه دولت وابسته به ایران تبدیل کنه‬

20:47.373 --> 20:49.000
‫همون کاری که توی لبنان می‌کنن‬

20:49.025 --> 20:50.658
‫و همچنین بحرین و سوریه‬

20:50.682 --> 20:53.150
‫صدام سال‌ها جلوی سلیمانی ایستادگی کرد،‬

20:53.151 --> 20:55.455
‫ولی حالا انگار سلیمانی جای پاش رو محکم کرده‬

20:55.479 --> 20:57.953
‫پس می‌گید به‌خاطر ایرانه که‬

20:58.090 --> 21:00.590
‫برقراری امنیت در عراق این‌قدر سخته؟‬

21:00.780 --> 21:02.881
‫خانم وزیر، با کمال احترام،‬

21:02.905 --> 21:04.524
‫این موضوع خارج از چارچوب این جلسه‌ست‬

21:04.549 --> 21:08.408
‫ولی درسته که ایران،‬
‫جیش‌المهدیِ صدر رو تأمین مالی کرده‬

21:08.433 --> 21:10.835
‫و زمینه رو فراهم کرده تا نیرو جذب کنه،‬

21:10.836 --> 21:12.503
‫آموزش بده و دست به حمله بزنه‬

21:12.504 --> 21:14.938
‫این دیگه چطور اتفاق افتاد، هان؟‬

21:15.147 --> 21:17.114
‫با این‌همه امکاناتی که در اختیارتون می‌ذاریم؟‬

21:18.170 --> 21:19.329
‫جان؟‬

21:21.000 --> 21:28.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:30.833 --> 21:33.767
‫این‌جاییم تا چیزی که لازم داره رو بهش بدیم،‬

21:33.792 --> 21:35.766
‫نه این‌که بهش بگیم به چی فکر کنه‬

21:39.309 --> 21:40.998
‫خب، قربان...‬

21:40.999 --> 21:44.234
‫این همون سؤال مهمِ ۶۴ هزار دلاریه، نه؟‬

21:46.095 --> 21:50.451
‫پس چرا نکنیمش سؤال ۷۵ هزار دلاری،‬

21:50.475 --> 21:54.545
‫یا هر مبلغ کوفتی‌ای که بهت حقوق می‌دیم؟‬
‫حالا جوابش رو بده‬

22:08.762 --> 22:10.696
‫خب، قربان،‬

22:10.721 --> 22:13.760
‫تنها دلیل نفوذ امروز ایران اینه که‬

22:13.785 --> 22:16.186
‫ما صدام حسین رو از قدرت کنار زدیم‬

22:18.003 --> 22:20.905
‫که دقیقاً همون کاری بود که‬
‫باید انجام می‌دادیم، آقای رئیس‌جمهور‬

22:20.906 --> 22:23.574
‫صدام عامل بی‌ثباتی منطقه بود‬

22:23.598 --> 22:26.079
‫هیچ مقام ارشدی در جامعه‌ی اطلاعاتی‬

22:26.104 --> 22:28.504
‫این حمله رو حرکت اشتباه نمی‌دونه‬

22:29.881 --> 22:31.625
‫صدام حسین یه مستبد بود‬

22:31.650 --> 22:35.162
‫- بله، قربان‬
‫- و از آزار بقیه لذت می‌برد‬

22:35.187 --> 22:36.786
‫برداشت من هم همین بود، قربان‬

22:36.810 --> 22:38.398
‫و من شکستش دادم‬

22:38.423 --> 22:40.423
‫بله، قربان، شکستش دادید، ولی...‬

22:43.261 --> 22:45.941
‫شاید برنده‌ی این جنگ، ایران باشه‬

22:49.000 --> 22:52.489
‫بعد از یازده سپتامبر باید با صدام‬
‫وارد تعامل می‌شدیم،‬

22:52.514 --> 22:55.416
‫درست همون‌طور که خودش پیشنهاد داده بود،‬

22:55.440 --> 22:58.575
‫نه این‌که عراق رو از درون متلاشی کنیم‬

22:58.677 --> 23:01.612
‫نباید ارتش رو منحل می‌کردیم‬

23:01.613 --> 23:03.913
‫و نباید ساختار دولت رو از بین می‌بردیم‬

23:03.937 --> 23:06.039
‫باید از تاریخ درس می‌گرفتیم،‬

23:06.064 --> 23:08.285
‫مثل متفقین در آلمان بعد از جنگ جهانی دوم‬

23:08.286 --> 23:11.621
‫ولی در عوض، راه رو برای ایران باز کردیم‬

23:13.503 --> 23:15.403
‫به عراق حمله کردیم چون می‌ترسیدیم‬

23:15.427 --> 23:17.461
‫بستر رشد تروریسم اسلامی باشه‬

23:17.462 --> 23:20.096
‫ولی نبود‬

23:20.120 --> 23:23.710
‫اما با کنار زدن صدام بدون برنامه‌ای برای بعدش،‬

23:23.735 --> 23:25.921
‫خودمون تبدیلش کردیم به همون بستر‬

23:31.897 --> 23:37.481
‫پس حالا چی؟ فکر می‌کنی باید این یارو،‬
‫صدر رو از سر راه برداریم؟‬

23:37.482 --> 23:41.284
‫قربان، نمی‌تونم توصیه کنم‬
‫قوانین بین‌المللی رو نقض کنید‬

23:41.386 --> 23:43.740
‫در حد یه فرض در نظرش بگیر‬

23:45.769 --> 23:48.236
‫پس در اون صورت هم نه، قربان‬

23:48.260 --> 23:50.029
‫صدام با پدرش همین کار رو کرد‬

23:50.054 --> 23:52.140
‫و شیعه‌ها رو علیه خودش متحد کرد‬

23:52.164 --> 23:54.774
‫پس اگه پسرش رو بکشیم،‬

23:54.799 --> 23:57.634
‫ثابت می‌شه آمریکا هم با صدام فرقی نداره‬

23:59.337 --> 24:00.971
‫صدام پدرش رو کشت، هان؟‬

24:02.507 --> 24:05.051
‫سعی کرد همین کار رو با پدر من هم بکنه‬

24:05.076 --> 24:07.127
‫نه، قربان...‬

24:07.152 --> 24:11.648
‫سی‌آی‌اِی هیچ مدرکی پیدا نکرده که‬
‫صدام سعی کرده بوش پدر رو بکشه‬

24:11.783 --> 24:16.085
‫ولی قطعاً می‌شه گفت که هر دوی شما‬

24:16.188 --> 24:21.491
‫زیر سایه‌ی پدرهای مشهور‌تون زندگی می‌کنید‬

24:21.570 --> 24:23.171
‫پس این...‬

24:23.196 --> 24:27.320
‫فکر می‌کنی صدر می‌تونه‬
‫نقش سازنده‌ای در عراق داشته باشه‬

24:27.344 --> 24:29.933
‫یا همیشه قراره مخالف‌مون باشه؟‬

24:30.035 --> 24:33.709
‫خب، جفتش. من فکر می‌کنم...‬

24:36.452 --> 24:38.686
‫در کوتاه‌مدت، صدر همچنان‬

24:38.710 --> 24:41.238
‫دیدگاه‌های ضدآمریکایی خودش رو داره،‬

24:41.263 --> 24:43.689
‫ولی هرچه ایران بیشتر سعی کنه کنترلش کنه،‬

24:43.714 --> 24:45.382
‫ممکنه موضعی ضد...‬

24:45.383 --> 24:48.559
‫چرت‌وپرت نگو، پسر.‬
‫بالاخره کدومه؟‬

24:48.583 --> 24:50.242
‫دوست یا دشمن؟‬

24:50.267 --> 24:52.133
‫قربان، تجربه‌م در خاورمیانه‬

24:52.157 --> 24:55.202
‫نشون می‌ده روابط اغلب متناقضن‬

24:55.227 --> 24:57.137
‫توی دسته‌بندی‌های ساده‌ای‬

24:57.162 --> 24:59.351
‫مثل دوست و دشمن، متحد و مخالف جا نمی‌گیرن‬

24:59.375 --> 25:01.741
‫ممکنه هم‌زمان همه‌ی این‌ها باشن‬

25:01.766 --> 25:05.635
‫پیشنهاد می‌کنم جلسه رو خاتمه بدیم‬

25:05.659 --> 25:08.161
‫- موافقم‬
‫- قربان‬

25:08.240 --> 25:11.641
‫اگه می‌خواید اوضاع عراق رو بهتر کنید،‬

25:11.665 --> 25:13.219
‫یه کار هست که باید انجام بدید‬

25:13.244 --> 25:15.544
‫- باید؟‬
‫- فقط بذار بگه...‬

25:18.650 --> 25:23.253
‫قربان، می‌تونید حکم اعدام صدام رو لغو کنید‬

25:31.162 --> 25:33.449
‫فکر می‌کنی صدام مستحق مرگ نیست؟‬

25:38.069 --> 25:39.942
‫به ‌نظرم بحث سر این نیست‬

25:41.840 --> 25:45.694
‫صدام حسین رو ما تبدیل کردیم به چیزی که امروز هست‬

25:46.177 --> 25:49.280
‫وقتی پدرتون رئیس سی‌آی‌اِی بود، قربان،‬

25:49.281 --> 25:51.358
‫صدام متحد ما بود‬

25:51.383 --> 25:56.686
‫در دهه‌ی ۸۰، ریگان به عراق‬
‫کمک مالی می‌کرد و ازش حمایت می‌کرد‬

25:56.710 --> 25:59.438
‫بعد از حادثه یازده سپتامبر، صدام فکر می‌کرد‬

25:59.464 --> 26:02.582
‫ما شانه‌به‌شانه‌ی اون،‬
‫جلوی کسانی مثل مقتدی صدر می‌ایستیم،‬

26:02.606 --> 26:04.852
‫که از سقوط برج‌های دوقلو خوشحالی می‌کرد‬

26:04.877 --> 26:07.396
‫قربان، نمی‌خوام ازش دفاع کنم، ولی...‬

26:07.421 --> 26:09.154
‫پس چه غلطی داری می‌کنی؟‬

26:12.638 --> 26:16.308
‫صدام یه بار داستانی‬
‫درباره‌ی صلاح‌الدین برام تعریف کرد‬

26:16.309 --> 26:19.610
‫که مربوط به جنگ صلیبی سوم بود‬

26:19.745 --> 26:24.715
‫این‌که صلاح‌الدین شبانه‬
‫یواشکی وارد چادر شاه ریچارد شد‬

26:24.817 --> 26:26.951
‫و جونش رو نجات داد‬

26:27.086 --> 26:28.987
‫تا حالا نشنیده بودم‬

26:29.066 --> 26:31.099
‫چون اصلاً اتفاق نیفتاده‬

26:31.123 --> 26:32.957
‫واقعیت نداره‬

26:33.092 --> 26:35.626
‫از توی یه فیلم برداشته شده‬

26:35.650 --> 26:40.207
‫صدام حسین با عشق به هالیوود و آمریکا بزرگ شد،‬

26:40.232 --> 26:43.467
‫به‌خاطر داستان‌هایی که ما تعریف کردیم‬

26:43.569 --> 26:45.970
‫پس چرا این داستان رو تعریف می‌کنه؟‬

26:46.072 --> 26:47.505
‫چون می‌دونه شکست خورده‬

26:47.506 --> 26:50.441
‫و مرگش رو پذیرفته‬

26:51.889 --> 26:56.892
‫می‌دونه گاهی دشمن‌ها می‌تونن به هم کمک کنن،‬

26:56.916 --> 26:59.817
‫اگه هدف مشترکی داشته باشن،‬

26:59.919 --> 27:03.821
‫و یه آدم مناسب، با یه تصمیم درست،‬

27:03.923 --> 27:08.612
‫حتی الان هم می‌تونه واقعاً اوضاع رو عوض کنه، قربان‬

27:11.097 --> 27:12.864
‫می‌دونی، تو اولین نفر نیستی‬

27:12.865 --> 27:16.000
‫کالین و بقیه،‬

27:16.024 --> 27:18.424
‫همه قبل از جنگ همین حرف رو زدن‬

27:18.604 --> 27:20.671
‫درست همین‌جا، توی همین اتاق‬

27:20.806 --> 27:22.673
‫"صدام رو به حال خودش بذارید‬

27:22.697 --> 27:24.503
‫کاری به کارش نداشته باشید"‬

27:26.846 --> 27:28.725
‫ولی من ثابت کردم اشتباه می‌کنن‬

27:33.653 --> 27:35.019
‫حرف‌هامون تموم شد، آقایون‬

27:39.558 --> 27:40.791
‫بله‬

27:41.994 --> 27:45.095
‫- راستی، جان‬
‫- بله، قربان‬

27:45.197 --> 27:48.416
‫توی تمام گفت‌وگوهایی که با صدام داشتی،‬

27:48.441 --> 27:51.902
‫مطمئنی حتی از یه شیشه‌ی کوچیک‬
‫حاوی عامل سیاه‌زخم هم حرف نزد؟‬

27:56.142 --> 27:58.811
‫افسوس که هزاران زن و مرد‬

27:58.836 --> 28:00.815
‫توی این جنگ جون دادن...‬

28:00.840 --> 28:02.345
‫ولی نه، هیچ اشاره‌ای نکرد‬

28:05.985 --> 28:09.186
‫- جناب رئیس‌جمهور‬
‫- جناب رئیس‌جمهور‬

28:19.398 --> 28:22.232
‫ای خدا، چه فاجعه‌ای شد‬

28:22.256 --> 28:24.523
‫قرار بود جو جلسه رو بفهمی‬

28:24.737 --> 28:26.647
‫چیزی رو بهشون بدی که می‌خواستن‬

28:26.672 --> 28:29.373
‫آره، نتونستم‬

28:32.084 --> 28:34.003
‫وظیفه‌ت همینه، جان‬

29:10.750 --> 29:12.395
‫کلاً کارش همین بود‬

29:15.595 --> 29:18.863
‫از بس خودشیفته بود،‬
‫همه‌جا عکس‌های خودش رو زده بود،‬

29:18.887 --> 29:22.855
‫هر طرف رو نگاه می‌کردی، چهره‌ش رو می‌دیدی‬

29:25.698 --> 29:27.297
‫چرا اومدی این‌جا؟‬

29:28.308 --> 29:30.075
‫الهی توی جهنم بپوسی!‬

29:30.492 --> 29:32.152
‫الهی توی جهنم بپوسی!‬

29:32.629 --> 29:34.809
‫این همون عاقبتیه که حقت بود!‬

29:36.626 --> 29:39.659
‫الهی توی جهنم بسوزی!‬

29:59.489 --> 30:02.562
‫مرگ حقته، صدام!‬

30:05.399 --> 30:07.646
‫الهی توی جهنم بسوزی، حرومزاده!‬

30:15.396 --> 30:16.763
‫وقتشه‬

32:25.222 --> 32:27.122
‫چرا اومدی این‌جا، سمیر؟‬

32:27.146 --> 32:29.379
‫فقط باید می‌دیدمش،‬

32:29.403 --> 32:31.303
‫مثل یه آدمی که قراره دار زده بشه،‬

32:31.327 --> 32:33.227
‫نه اون هیولای توی کابوس‌هام‬

32:37.089 --> 32:40.868
‫اما باید بگم کوتاهی‌های جدی‌ای‬

32:40.894 --> 32:44.744
‫از سوی دادگاه عالی جنایی عراق‬

32:44.768 --> 32:47.632
‫در تضمین حقوق صدام و دیگران صورت گرفت...‬

33:02.159 --> 33:04.326
‫از تشکیل دادگاه‌های استثنایی،‬

33:04.350 --> 33:07.140
‫و این دقیقاً کاری‌ست که آمریکایی‌ها کردند‬

33:07.165 --> 33:09.654
‫صدام حسین را در حالی محاکمه کردند که‬

33:09.655 --> 33:13.045
‫نه خودش و نه وکیل‌هایش حتی کیفرخواست را نداشتند‬

33:13.070 --> 33:15.003
‫همان برگه‌ای که پیش از شروع محاکمه،‬

33:15.027 --> 33:19.458
‫اتهام‌ها، شواهد، اسناد و‬
‫دیگر جزئیات را مشخص می‌کند‬

33:19.483 --> 33:24.591
‫در محاکمه‌ی صدام،‬
‫او از دسترسی مناسب به وکیل محروم شد‬

33:24.616 --> 33:26.971
‫سه نفر از اعضای تیم دفاعش به قتل رسیدند‬

33:26.995 --> 33:29.350
‫پنج مشاور دیگر که عضو تیم نبودند‬

33:29.375 --> 33:31.008
‫هم به قتل رسیدند‬

33:31.033 --> 33:33.239
‫در کار قضات هم دخالت می‌شد،‬

33:33.264 --> 33:36.298
‫تا جایی که حتی خود قاضی...‬

33:40.395 --> 33:42.742
‫جای تو همین‌جاست...‬

33:42.767 --> 33:44.246
‫قاتل!‬

33:44.277 --> 33:45.551
‫قصاب!‬

33:45.577 --> 33:47.716
‫جای تو همین‌جاست، پای چوبه‌ی دار!‬

33:47.740 --> 33:49.945
‫مرد واقعی صورتش رو قایم نمی‌کنه‬

33:49.969 --> 33:52.069
‫جای تو همین‌جاست!‬

33:52.199 --> 33:53.699
‫قاتل!‬

33:53.903 --> 33:55.230
‫الهی توی جهنم بسوزی!‬

33:55.527 --> 33:58.820
‫الهی توی جهنم بسوزی!‬

33:59.245 --> 34:01.485
‫جای تو توی جهنمه!‬

34:14.502 --> 34:18.562
‫خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست‬

34:18.837 --> 34:23.070
‫خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست‬

34:23.132 --> 34:28.305
‫خدایا، بنده‌ی وفادارت، مقتدی را پیروز گردان...‬

34:28.419 --> 34:29.793
‫مقتدی!‬

34:29.817 --> 34:30.824
‫مقتدی!‬

34:30.848 --> 34:32.061
‫مقتدی؟‬

34:32.185 --> 34:34.372
‫این رسم مردونگیه؟‬

34:34.670 --> 34:37.403
‫وقتشه بری جهنم!‬

34:37.799 --> 34:39.732
‫جهنم همین‌جاست...‬

34:39.757 --> 34:40.963
‫توی عراق‬

34:40.988 --> 34:42.747
‫دیگه کجا برم؟‬

34:42.771 --> 34:43.858
‫کافیه!‬

34:43.882 --> 34:46.875
‫این مرد در آستانه‌ی اعدامه!‬

34:49.679 --> 34:52.466
‫شهادت می‌دهم که هیچ خدایی جز الله نیست...‬

34:53.443 --> 34:55.577
‫و شهادت می‌دهم که محمد...‬

35:02.028 --> 35:04.481
‫خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست‬

35:04.505 --> 35:07.978
‫خدایا بر محمد و خاندانش درود بفرست‬

35:08.003 --> 35:11.701
‫مقتدی! مقتدی!‬

35:11.777 --> 35:15.512
‫تصور کن جون چند نفر نجات پیدا می‌کرد،‬

35:15.536 --> 35:17.604
‫اگه فقط همون شاعر باقی می‌موند‬

35:31.241 --> 35:33.708
‫واقعاً ننگ‌آور است.‬
‫فکر می‌کنم بهترین واژه همین "ننگ‌آور" باشد‬

35:33.732 --> 35:36.067
‫این‌که همین حالا این ویدیو...‬

35:36.068 --> 35:38.123
‫- روز آخرتونه، آقای نیکسون؟‬
‫- بله‬

35:38.148 --> 35:39.781
‫بعدش چی کار می‌کنین؟‬

35:39.805 --> 35:41.405
‫نشان می‌دهد از مرگش استفاده شده...‬

35:41.406 --> 35:43.373
‫باید فکری براش بکنم‬

35:45.711 --> 35:47.544
‫سلام. بابایی اومده‬

35:51.648 --> 35:53.254
‫سلام‬

35:53.385 --> 35:55.886
‫حالت چطوره؟ سلام!‬

35:55.988 --> 35:57.654
‫سلام‬

35:58.991 --> 36:00.390
‫- آماده‌ای؟‬
‫- آره‬

36:00.526 --> 36:02.058
‫زویی، بیا این‌جا‬

36:02.194 --> 36:04.794
‫بیا. ممنون‬

36:04.897 --> 36:06.229
‫ممنون‬

36:10.402 --> 36:11.635
‫ممنون‬

36:25.117 --> 36:27.952
‫بیا از این‌جا بریم‬

36:27.976 --> 36:30.610
‫سرنگونی صدام خلأ قدرتی ایجاد کرد که‬

36:30.635 --> 36:32.366
‫اختلافات مذهبی عراق رو‬

36:32.391 --> 36:34.741
‫به یه کشتار فرقه‌ای خونین تبدیل کرد‬

36:34.766 --> 36:37.067
‫اعدامش هم فقط اوضاع رو بدتر کرد‬

36:42.845 --> 36:44.879
‫توی بعضی خیابون‌ها جشن بود‬

36:44.903 --> 36:47.871
‫عراقی‌ها خشم فروخورده‌ی چند دهه رو فریاد می‌زدن‬

36:57.649 --> 36:59.726
‫در جاهای دیگه، تابوتش رو با خشم‬

36:59.751 --> 37:01.518
‫در بغداد می‌گردوندن‬

37:01.542 --> 37:05.065
‫قبر صدام برای وفاداران قدیمی‌اش‬
‫به زیارتگاه تبدیل شد،‬

37:05.090 --> 37:07.747
‫اون‌ها همراه با نسل جدید، از قبرش نگهبانی می‌دادن‬

37:07.772 --> 37:10.570
‫و ازش یه شهید ‌ساختن، نه یه مستبد‬

37:10.595 --> 37:14.631
‫یادگار دورانی که به گمان‌شون باثبات‌تر بود‬

37:14.733 --> 37:16.700
‫بعد انتخابات برگزار شد‬

37:16.724 --> 37:19.479
‫نوری مالکی وعده‌ی وحدت و قدرت می‌داد،‬

37:19.504 --> 37:22.173
‫آشتی و اعمال زور‬

37:22.174 --> 37:24.441
‫ولی عراق دیگه از هم پاشیده بود‬

37:27.112 --> 37:29.513
‫جورج دبلیو بوش افزایش نیروها رو اعلام کرد‬

37:29.514 --> 37:33.450
‫نیروی بیشتر، زمان بیشتر، توهم بیشتر‬

37:36.455 --> 37:39.357
‫ابومصعب زرقاوی رو کشتیم‬

37:39.437 --> 37:40.880
‫روی کاغذ، پیروز شدیم‬

37:40.904 --> 37:42.570
‫فرداش همه احساس خوبی داشتن‬

37:42.594 --> 37:44.818
‫همه به هم تبریک می‌گفتن و می‌زدن قدش‬

37:44.843 --> 37:47.731
‫بعد واقعیت خودش رو نشون داد‬

37:47.755 --> 37:51.924
‫نتیجه چی شد؟ مقتدی صدر از قبل هم قوی‌تر شد‬

37:51.948 --> 37:53.674
هرج‌ومرج هم ادامه پیدا کرد

37:55.418 --> 37:57.585
‫باقی نیروهای ما در عراق‬

37:57.609 --> 37:59.743
‫تا پایان سال به خانه بازمی‌گردند‬

37:59.767 --> 38:03.502
‫سال ۲۰۱۱، باراک اوباما خروج نیروها رو تصویب کرد‬

38:03.526 --> 38:06.660
‫عراقی ویران به مردمش پس داده شد‬

38:10.322 --> 38:14.357
‫بعد در سال ۲۰۱۴، با حمایت سنی‌ها،‬

38:14.381 --> 38:18.590
‫داعش شمال عراق رو درنوردید و اعلام خلافت کرد‬

38:21.300 --> 38:24.200
‫سؤال‌ها همچنان باقی‌ان‬

38:24.224 --> 38:28.859
‫اگه به عراق حمله نمی‌کردیم چی؟‬
‫اگه صدام رو نمی‌کشتیم چی؟‬

38:28.883 --> 38:32.486
‫هیچ‌کس نمی‌پرسه بعد از سرنگونی دیکتاتور،‬
‫سرنوشت کشور چی می‌شه‬

38:32.511 --> 38:35.426
‫ما آمریکایی‌ها، دنیا رو با نگاه خودمون می‌بینیم‬

38:35.451 --> 38:37.992
‫با ارزش‌ها و تاریخ خودمون‬

38:38.016 --> 38:41.885
‫ولی این نگاه به‌زور ۲۰۰ سال قدمت داره‬

38:42.013 --> 38:44.577
‫وقتی توی یه درگیری نقش پلیس رو به‌عهده می‌گیری،‬

38:44.609 --> 38:47.223
‫مسئول همه‌ی درگیری‌های دیگه هم می‌شی‬

38:47.359 --> 38:50.060
‫تاریخ باید بهمون درس بده‬

38:50.155 --> 38:52.009
‫ولی اگه نادیده‌ش بگیریم،‬

38:52.034 --> 38:56.600
‫۱۰، ۲۰، یا ۳۰ سال دیگه، یه جنگ تازه در راهه‬

38:56.601 --> 39:00.223
‫فقط این بار، سلاح‌ها سریع‌تر و مرگبارترن‬

39:00.247 --> 39:02.274
‫و اثرشون جبران‌ناپذیرتره‬

39:02.298 --> 39:12.298
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

39:13.694 --> 39:18.333
‫[ جان نیکسون هنوز در واشینگتن دی‌سی زندگی می‌کند و‬
‫از همسرش مراقبت می‌کند ]‬

39:18.365 --> 39:23.971
‫[ او در سال ۲۰۱۵ کتاب "بازجویی از رئیس‌جمهور" را‬
‫بر اساس بازجویی‌هایش از صدام حسین نوشت ]‬
