1
00:00:05,270 --> 00:00:06,670
‫- نگاه کن، دستکشه.
‫- بابا درست میگفت.

2
00:00:06,770 --> 00:00:08,150
‫ساتکلیف تیرانداز نیست.

3
00:00:08,320 --> 00:00:10,490
‫- کمتر از چیزی که یادمه جواهر داری.
‫- وقتش رسیده بود.

4
00:00:10,620 --> 00:00:13,970
‫فکر کنم یادم رفته بود میتونم
‫به یکی غیر از اعضای خانواد‌م تکیه کنم.

5
00:00:13,980 --> 00:00:15,330
‫هر وقت بخوای میتونی روی من حساب کنی.

6
00:00:17,110 --> 00:00:19,160
‫- سلام.
‫- براندون هیز هستم، از آژانس امنیت ملی.

7
00:00:19,260 --> 00:00:21,000
‫بیشتر از 30 ساله که با هم ازدواج کردیم.

8
00:00:21,100 --> 00:00:22,180
‫خب، نباید اینطور باشه.

9
00:00:22,320 --> 00:00:23,580
‫چرا عکس دیوید رو داری؟

10
00:00:23,590 --> 00:00:24,980
‫این مرد، دیویده؟

11
00:00:24,990 --> 00:00:26,080
‫میتونی شماره تلفنش رو بهم بدی،

12
00:00:26,090 --> 00:00:28,690
‫یا هر اطلاعاتی که ازش داری؟

13
00:00:30,000 --> 00:00:41,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

14
00:00:46,000 --> 00:00:53,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

15
00:00:53,780 --> 00:00:55,130
‫خانم‌ها و آقایون، کاپیتان صحبت میکنه.

16
00:00:55,130 --> 00:00:57,190
‫بابت تکان ‌های هوا عذر میخوایم.

17
00:00:57,290 --> 00:00:59,390
‫تا چند دقیقه دیگه از این منطقه رد میشیم.

18
00:00:59,520 --> 00:01:01,210
‫چراغ کمربند ایمنی رو روشن میکنیم،

19
00:01:01,310 --> 00:01:02,710
‫پس لطفاً سر جاتون بمونید

20
00:01:02,810 --> 00:01:05,560
‫و کمربند ایمنیتون رو ببندید.

21
00:01:26,750 --> 00:01:27,740
‫آقا؟

22
00:01:27,840 --> 00:01:30,400
‫اون تو همه‌ چی مرتبه؟

23
00:01:30,500 --> 00:01:32,740
‫آهای؟ چراغ کمربند ایمنی...

24
00:01:32,750 --> 00:01:34,090
‫اوه.

25
00:01:34,090 --> 00:01:36,220
‫توی این هواپیما بمب کار گذاشتن!

26
00:01:36,360 --> 00:01:37,890
‫- توی این هواپیما بمب کار گذاشتن.
‫- هی!

27
00:01:41,210 --> 00:01:42,930
‫- دستش رو بگیر!
‫- نه! باید بذارید انجامش بدم!

28
00:01:45,300 --> 00:01:48,070
‫باورم نمیشه پیچوندی و نیومدی
‫رول دارچینی خونگی بخوریم

29
00:01:48,170 --> 00:01:49,270
‫و فیلم‌های هیچکاک رو پشت سر هم ببینیم.

30
00:01:49,400 --> 00:01:50,940
‫خودت میدونی هیچی رو بیشتر از این دوست ندارم

31
00:01:51,070 --> 00:01:52,910
‫که روی مبل بشینم و با تو فیلم ببینم،

32
00:01:53,010 --> 00:01:54,010
‫ولی امروز باید کار کنم.

33
00:01:54,090 --> 00:01:55,240
‫آخر هفته؟

34
00:01:55,240 --> 00:01:59,260
‫از وقتی لوگان مُرده، اضطراب یکشنبه‌ شبم
‫افتاده به جون شنبه‌ هام هم.

35
00:01:59,430 --> 00:02:01,920
‫خب، اگه مجبور نبودم یه دوست قدیمیرو

36
00:02:02,080 --> 00:02:05,450
‫به زندان فدرال کولمن برسونم، می ‌اومدم.

37
00:02:05,450 --> 00:02:07,780
‫حالا با خلافکارا می ‌پلکی؟

38
00:02:07,780 --> 00:02:08,920
‫فقط با همین یکی.

39
00:02:09,060 --> 00:02:10,440
‫الیوت بلوم، همون پسری که تو 19 ‌سالگی

40
00:02:10,580 --> 00:02:13,780
‫فقط برای اینکه ثابت کنه میتونه،
‫پایگاه اطلاعاتی حفاظت از شاهدها رو هک کرد.

41
00:02:13,880 --> 00:02:16,470
‫مجبور شدی 40 تا خانواده رو
‫تو یه شب جابه‌جا کنی.

42
00:02:16,600 --> 00:02:19,120
‫الیوت زیاد زندان عوض میکنه.

43
00:02:19,250 --> 00:02:21,950
‫دولت مدام جابه‌جاش میکنه
‫تا حفره‌هایی رو ببنده

44
00:02:22,050 --> 00:02:24,040
‫که اون اونقدر باهوشه پیداشون کنه.

45
00:02:24,140 --> 00:02:28,610
‫ولی موقع انتقال، دو بار از دستم در رفته.

46
00:02:28,740 --> 00:02:30,300
‫اگه میخوای کاری درست انجام بشه...

47
00:02:30,460 --> 00:02:31,730
‫منم فکر میکردم شاید

48
00:02:31,730 --> 00:02:34,450
‫به خاطر اینه که زیادی با من وقت میگذرونی.

49
00:02:34,580 --> 00:02:36,640
‫اوه، نه.
‫اجاق گاز آتیش گرفت.

50
00:02:36,640 --> 00:02:39,300
‫- یه لحظه صبر کن.
‫- یه کم حواسم پرت شد.

51
00:02:39,400 --> 00:02:42,150
‫میپرسیدم میخوای درددل کنی یا نه،
‫ولی جوابش رو از قبل میدونم.

52
00:02:42,150 --> 00:02:43,570
‫بار سوم که پرسیدم

53
00:02:43,580 --> 00:02:45,960
‫میخوای درباره جداییت از تری حرف بزنی،
‫چی گفتی؟

54
00:02:46,090 --> 00:02:47,460
‫- اون دیگه گذشته‌ هست.
‫- اون دیگه گذشته هست.

55
00:02:47,460 --> 00:02:48,910
‫- بهتره همون‌جا بمونه.
‫- بهتره همون‌جا بمونه.

56
00:02:48,910 --> 00:02:51,000
‫چیزی که توی این خانواده
‫از همه بیشتر دوست دارم،

57
00:02:51,130 --> 00:02:53,140
‫اینه که میتونی صمیمی بشی،
‫ولی نه خیلی صمیمی.

58
00:02:53,270 --> 00:02:54,300
‫من مادرتم.

59
00:02:54,440 --> 00:02:56,070
‫لازم نیست از همه جزئیات
‫زندگیم خبر داشته باشی.

60
00:02:56,070 --> 00:02:58,660
‫با این حال، یه جوریه که
‫وقتی من همینو بهت میگم...

61
00:02:58,820 --> 00:03:01,170
‫رسیدیم به هواپیما. باید برم.

62
00:03:01,180 --> 00:03:02,480
‫پرواز خوبی داشته باشی.

63
00:03:02,580 --> 00:03:04,810
‫خداحافظ.

64
00:03:30,660 --> 00:03:31,820
‫این سفر فقط بهونه‌ایه

65
00:03:31,860 --> 00:03:33,340
‫که از وقت گذروندن با خانواده فرار کنی، جین؟

66
00:03:33,480 --> 00:03:35,160
‫بین تو و مایک هم همین اتفاق افتاد؟

67
00:03:35,210 --> 00:03:36,300
‫هنوز از هم جدا زندگی میکنید،

68
00:03:36,300 --> 00:03:37,340
‫یا بالاخره برگه‌ها رو امضا کردید؟

69
00:03:37,350 --> 00:03:38,700
‫اوه، پس حسابی منو زیر نظر داشتی.

70
00:03:38,800 --> 00:03:39,960
‫عجیبه آدم از پشت کامپیوتر زندان

71
00:03:39,970 --> 00:03:41,720
‫چه کارهایی که نمیتونه بکنه.

72
00:03:41,850 --> 00:03:43,370
‫جین هالینگزورث، مارشال ایالات متحده.

73
00:03:43,470 --> 00:03:44,540
‫و اینم زندانی منه.

74
00:03:44,640 --> 00:03:45,850
‫الیوت بلوم، هکر.

75
00:03:45,990 --> 00:03:48,040
‫من مارشال هوایی فدرال این پروازم.

76
00:03:48,140 --> 00:03:49,540
‫میتونی نوریس صدام کنی.

77
00:03:49,670 --> 00:03:51,620
‫- مارشال هالینگزورث.
‫- از آشناییتون خوشوقتم.

78
00:03:51,630 --> 00:03:53,640
‫اگه شروع کرد دردسر درست کردن،
‫من همون‌جا هستم،

79
00:03:53,650 --> 00:03:55,190
‫ولی فعلاً که به نظر نمیاد دردسرساز باشه.

80
00:03:55,200 --> 00:03:56,730
‫میتونم با کد بکشمت.

81
00:03:59,520 --> 00:04:00,550
‫صندلی وسط.

82
00:04:00,650 --> 00:04:02,570
‫- صندلی وسط؟
‫- صندلی وسط.

83
00:04:02,670 --> 00:04:03,950
‫میبینم حسابی خرج کردی.

84
00:04:05,780 --> 00:04:07,780
‫"سرویس مخفی"
‫"بخش حفاظت از ریاست جمهوری"

85
00:04:13,400 --> 00:04:15,710
‫چرا خواستی اینجا منو ببینی؟
‫نمیتونستی زنگ بزنی؟

86
00:04:15,720 --> 00:04:17,120
‫باید خودت اینو ببینی.

87
00:04:17,150 --> 00:04:18,420
‫چیو ببینم؟

88
00:04:18,520 --> 00:04:19,590
‫حق با تو بود.

89
00:04:19,720 --> 00:04:20,850
‫هویت، ساتکلیف،

90
00:04:20,860 --> 00:04:23,260
‫رئیس‌جمهور سابق، بارنز رو
‫هدف گلوله قرار نداده بود.

91
00:04:23,360 --> 00:04:26,890
‫تصاویر اون روز رو
‫با هوش مصنوعی بررسی کردیم.

92
00:04:26,900 --> 00:04:29,400
‫اون مردی رو که دستکش پوشیده میبینی؟

93
00:04:29,500 --> 00:04:31,250
‫اون روز هوا حدود 27 درجه بود
‫و بارون می ‌اومد.

94
00:04:31,350 --> 00:04:32,590
‫اینم همون مرده

95
00:04:32,590 --> 00:04:35,090
‫که چند لحظه قبل از شلیک
‫پشت سر ساتکلیف میره.

96
00:04:35,100 --> 00:04:36,840
‫و اینجا هم میبینیش

97
00:04:36,940 --> 00:04:38,780
‫که چند لحظه بعد اسلحه رو کنارش میندازه.

98
00:04:38,870 --> 00:04:41,440
‫سم آنتوسکا، از حامیان قدیمی بارنز.

99
00:04:41,580 --> 00:04:42,740
‫آنتوسکا؟

100
00:04:42,880 --> 00:04:44,580
‫چند بار توی مراسم ‌های بارنز
‫باهاش دست دادم.

101
00:04:44,580 --> 00:04:46,600
‫این همون آدمیه که میخواسته ترورش کنه؟

102
00:04:46,610 --> 00:04:48,530
‫چرا یکی از دوستای بارنز باید بخواد بکشتش؟

103
00:04:48,530 --> 00:04:50,770
‫نمیدونیم، ولی...

104
00:04:50,780 --> 00:04:52,520
‫اوضاع از اینم بدتره.

105
00:04:52,620 --> 00:04:55,260
‫تو بودی که اون روز
‫صلاحیت آنتوسکا رو تأیید کردی.

106
00:04:57,890 --> 00:04:59,620
‫من آنتوسکا رو جلوی بارنز قرار دادم؟

107
00:04:59,620 --> 00:05:01,260
‫- هر کسی جای تو بود همین کار رو میکرد.
‫- اون دوست بارنزه.

108
00:05:01,360 --> 00:05:02,800
‫اشتباه غیرعمدی بود.

109
00:05:02,900 --> 00:05:04,560
‫ما حق نداریم اینجوری اشتباه کنیم.

110
00:05:04,570 --> 00:05:05,930
‫یه مشکل بزرگتر هم هست.

111
00:05:06,070 --> 00:05:07,460
‫اسم آنتوسکا توی فهرست مهمونای

112
00:05:07,460 --> 00:05:09,870
‫ناهار امروز بارنز توی کتابخونه هست.

113
00:05:09,970 --> 00:05:11,110
‫پس همین حالا میگیریمش.

114
00:05:11,240 --> 00:05:12,470
‫نتونستم پیداش کنم.

115
00:05:12,470 --> 00:05:13,610
‫تازه، حتی اگه پیداش هم کنی،

116
00:05:13,740 --> 00:05:15,130
‫با یه عکس دستکاری‌ شده
‫مربوط به 6 سال پیش،

117
00:05:15,290 --> 00:05:17,110
‫یه پرونده مختومه و یه تیرانداز که مُرده،

118
00:05:17,250 --> 00:05:18,950
‫هیچ دادستان فدرالی
‫این پرونده رو قبول نمیکنه.

119
00:05:19,050 --> 00:05:20,150
‫چرا حالا پیداش شده؟

120
00:05:20,280 --> 00:05:22,280
‫6 سال وقت داشته کار رو تموم کنه.

121
00:05:22,420 --> 00:05:24,310
‫شاید اصلاً قصد نداشته دوباره تلاش کنه.

122
00:05:24,310 --> 00:05:27,080
‫فقط این مدت دور و برمون بوده،
‫انگار نه انگار اتفاقی افتاده.

123
00:05:27,090 --> 00:05:28,890
‫یا شاید از اینکه بار اول خراب کرده
‫اونقدر ترسیده بوده

124
00:05:28,890 --> 00:05:31,310
‫که این‌همه طول کشیده تا جرئت کنه
‫دوباره امتحان کنه.

125
00:05:31,320 --> 00:05:32,460
‫بهش فکر کن.

126
00:05:32,590 --> 00:05:33,980
‫مراسم بریدن روبان
‫پر از مأمور و خبرنگار بود.

127
00:05:33,980 --> 00:05:35,300
‫این برنامه خصوصی برگزار میشه.

128
00:05:35,430 --> 00:05:37,330
‫امنیتش خیلی کمتره.

129
00:05:37,470 --> 00:05:39,990
‫میخوای چی کار کنی، بابا؟

130
00:05:40,120 --> 00:05:43,150
‫ممنون که هر دوتون
‫این موضوع رو بهم خبر دادید.

131
00:05:43,320 --> 00:05:45,140
‫صبر کن، پس ما چی؟
‫ما بودیم که موضوع رو آوردیم پیشت.

132
00:05:45,240 --> 00:05:46,790
‫- مگه نباید...
‫- بذار خودش ادامه‌ بده.

133
00:05:46,790 --> 00:05:48,640
‫6 سال گفت ساتکلیف تیرانداز نیست،

134
00:05:48,640 --> 00:05:49,810
‫ولی کسی گوش نکرد.

135
00:05:49,950 --> 00:05:52,810
‫امروز فرصت داره ثابتش کنه.

136
00:05:52,950 --> 00:05:54,980
‫نه‌تنها یه مارشال فدرال

137
00:05:54,980 --> 00:05:57,850
‫توی دفترمون کشته شده،
‫بلکه به بن ‌بست هم رسیدیم.

138
00:05:57,990 --> 00:05:59,750
‫شرط میبندم گروه ویژه رو منحل میکنن

139
00:05:59,860 --> 00:06:01,680
‫و همه‌چی رو میسپارن دست FBI.

140
00:06:01,820 --> 00:06:04,010
‫خود FBI ما رو توی یه مرکز خرید جا داد،

141
00:06:04,110 --> 00:06:06,700
‫جایی که کانال برگشت هواش
‫با مطب دندون‌پزشکی مشترک بود.

142
00:06:06,830 --> 00:06:08,610
‫هر کسی یه نردبون داشت
‫میتونست بره توی سقف کاذب.

143
00:06:08,610 --> 00:06:10,130
‫از همون روز اول معلوم بود
‫اونجا به درد نمیخوره.

144
00:06:10,130 --> 00:06:11,850
‫سعی میکنم مجبورشون کنم
‫یه جای جدید بگیرن.

145
00:06:11,950 --> 00:06:14,190
‫ولی نمیتونم دوباره به بالادستی ‌ها بگم

146
00:06:14,320 --> 00:06:15,540
‫داریم روش کار میکنیم.

147
00:06:15,670 --> 00:06:17,510
‫باید یه اسم بهشون بدیم.

148
00:06:17,610 --> 00:06:19,010
‫اسمیداری؟

149
00:06:19,110 --> 00:06:20,360
‫دارم روی یه نظریه کار میکنم،

150
00:06:20,530 --> 00:06:22,680
‫ولی تا مطمئن نشم نمیتونم به کسی بگمش.

151
00:06:22,810 --> 00:06:24,130
‫اگه تا آخر هفته نتونی یه اسم بدی،

152
00:06:24,130 --> 00:06:25,510
‫یکیو پیدا میکنن که بتونه.

153
00:06:48,800 --> 00:06:50,500
‫هواپیما رو گشتیم، هیچ بمبی توش نیست.

154
00:06:50,510 --> 00:06:52,710
‫خب چرا برای یه بمب خیالی چاشنی ساخته؟

155
00:06:52,840 --> 00:06:54,210
‫نقشه‌ چی بوده؟

156
00:06:54,340 --> 00:06:56,040
‫اداره هوانوردی میگه اتفاق ‌های مشابهی

157
00:06:56,140 --> 00:06:57,400
‫توی 4 هواپیمای دیگه هم افتاده.

158
00:06:57,530 --> 00:06:59,040
‫- بمب ‌های بیشتر؟
‫- نه.

159
00:06:59,050 --> 00:07:01,580
‫توی یکی از هواپیماها، یه مسافر
‫هشدار افت فشار کابین رو فعال کرده.

160
00:07:01,720 --> 00:07:03,890
‫توی یکی دیگه، آژیر دود رو به صدا درآورده.

161
00:07:04,020 --> 00:07:05,240
‫یکی برق کابین رو قطع کرده.

162
00:07:05,340 --> 00:07:06,380
‫یکی هم به کابین خلبان حمله کرده.

163
00:07:06,390 --> 00:07:09,250
‫همشون توی 20 دقیقه گذشته اتفاق افتادن،
‫همه هم پروازهای شرکت اپکس ایرویز بودن.

164
00:07:09,250 --> 00:07:11,390
‫منم سهمم رو انجام دادم.

165
00:07:13,080 --> 00:07:16,560
‫میگی سم آنتوسکا، دوست قدیمی من،

166
00:07:16,700 --> 00:07:20,090
‫که بخش بزرگی
‫ از هزینه‌های انتخاب دوبارم رو داد،

167
00:07:20,220 --> 00:07:22,920
‫سعی کرده منو بکشه
‫و شاید دوباره هم تلاش کنه؟

168
00:07:23,020 --> 00:07:25,760
‫مطمئن نیستیم امروز هم نقشه‌ای داشته باشه،

169
00:07:25,920 --> 00:07:27,740
‫ولی پیداش نمیکنیم و این نگرانمون کرده.

170
00:07:27,880 --> 00:07:29,260
‫باید ناهار رو لغو کنیم.

171
00:07:29,360 --> 00:07:30,780
‫در مورد اون اتفاق قدیمی، قربان،

172
00:07:30,880 --> 00:07:32,780
‫من بودم که اون روز آنتوسکا رو تأیید کردم.

173
00:07:32,880 --> 00:07:34,950
‫از کجا میتونستی بدونی؟

174
00:07:35,050 --> 00:07:37,270
‫از وقتی نامزد مجلس شدم، ازم حمایت کرده.

175
00:07:37,370 --> 00:07:38,600
‫مطمئنی؟

176
00:07:38,700 --> 00:07:40,660
‫نمیتونیم جونت رو به خطر بندازیم.

177
00:07:40,720 --> 00:07:42,790
‫اگه هدفش کشتن من بوده،

178
00:07:42,890 --> 00:07:44,760
‫تا حالا فرصت داشته.

179
00:07:44,760 --> 00:07:47,960
‫ولی اگه نگرانید، چرا همین حالا
‫وادارش نمیکنیم از مخفیگاهش بیاد بیرون؟

180
00:07:48,100 --> 00:07:49,930
‫همین که به در رسید، میگیریمش.

181
00:07:50,030 --> 00:07:51,970
‫یه بار گذاشتم اون مرد زیادی بهم نزدیک بشه.

182
00:07:52,100 --> 00:07:53,270
‫دوباره این اشتباه رو نمیکنم.

183
00:07:53,370 --> 00:07:55,630
‫پس بذار این آخرین بار باشه.

184
00:07:55,640 --> 00:07:57,290
‫براش تله بذارید و قضیه رو تموم کنید.

185
00:07:57,390 --> 00:07:59,200
‫نمیخوام بقیه دوران بازنشستگیم رو

186
00:07:59,210 --> 00:08:00,610
‫مدام پشت سرم رو نگاه کنم.

187
00:08:00,740 --> 00:08:01,710
‫حق با ایشونه، بابا.

188
00:08:01,810 --> 00:08:03,300
‫اگه امروز رو لغو کنیم، غیبش میزنه.

189
00:08:03,400 --> 00:08:04,980
‫شاید دیگه فرصتی گیرمون نیاد.

190
00:08:04,980 --> 00:08:06,970
‫وقتی گرفتیش،

191
00:08:07,100 --> 00:08:08,300
‫که حتماً میگیریش،

192
00:08:08,430 --> 00:08:11,780
‫میخوام توی چشم‌هاش نگاه کنم
‫ و ازش بپرسم چرا.

193
00:08:11,790 --> 00:08:13,660
‫منم همین رو میخوام، قربان.

194
00:08:16,140 --> 00:08:18,650
‫میشه یه بسته بادوم ‌زمینی
‫و یه لیوان شراب کابرنه بهم بدید؟

195
00:08:18,750 --> 00:08:20,790
‫اگه بیت‌ کوین قبول نمیکنن،
‫بعداً پولتون رو میدم.

196
00:08:43,020 --> 00:08:44,820
‫همینجا بمون.

197
00:08:44,920 --> 00:08:46,340
‫- ازم دور شو.
‫- آقا! آقا!

198
00:08:46,500 --> 00:08:48,120
‫اینجا اجازه نداری بیای.
‫داری چی کار میکنی؟

199
00:08:48,850 --> 00:08:50,010
‫- آقا!
‫- هی، داری چی کار میکنی؟

200
00:08:50,020 --> 00:08:50,990
‫نه، نه، نه!

201
00:08:51,090 --> 00:08:52,360
‫هی!

202
00:08:55,530 --> 00:08:58,670
‫- این چیه؟
‫- اون دیگه چیه؟

203
00:09:04,310 --> 00:09:05,840
‫- کابین خلبان.
‫- مارشال هوایی نوریس هستم.

204
00:09:05,840 --> 00:09:07,680
‫یه مسافر همین الان یه وسیله
‫توی بخش تجهیزات الکترونیکی گذاشت.

205
00:09:07,780 --> 00:09:09,190
‫با چی طرفیم؟

206
00:09:09,330 --> 00:09:11,850
‫با این هواپیما چی کار کردی؟

207
00:09:11,980 --> 00:09:13,180
‫چی کار کردی؟ جواب بده!

208
00:09:13,180 --> 00:09:14,200
‫اطلاعات همه ابزارهاشون رو از دست دادن.

209
00:09:14,300 --> 00:09:16,550
‫از تمام دستگاه‌های هواپیما
‫هیچ داده‌ای دریافت نمیکنن.

210
00:09:17,640 --> 00:09:19,380
‫داریم کورکورانه پرواز میکنیم.

211
00:09:19,380 --> 00:09:22,560
‫- یعنی...
‫- نمیتونیم هواپیما رو فرود بیاریم.

212
00:09:22,580 --> 00:09:25,580
‫[ خط آتش ]
‫قسمت ششم

213
00:09:30,670 --> 00:09:33,890
‫اندرو، کس دیگه‌ای هم باهات همکاری میکنه؟

214
00:09:34,050 --> 00:09:37,390
‫وسیله دیگه‌ای هم توی هواپیما هست؟

215
00:09:37,520 --> 00:09:39,720
‫کابین خلبان میگه
‫سیستم‌های الکترونیکی به‌ هم ریختن.

216
00:09:39,820 --> 00:09:40,880
‫همه اطلاعات غلطه.

217
00:09:40,980 --> 00:09:41,970
‫فعلاً تونسته هواپیما رو ثابت نگه داره،

218
00:09:41,980 --> 00:09:43,170
‫ولی بدون ابزارها داره پرواز میکنه،

219
00:09:43,180 --> 00:09:44,730
‫پس باید منتظر تکون‌های شدیدتر باشیم.

220
00:09:44,900 --> 00:09:47,070
‫هر چی میخوای، الان وقتشه.

221
00:09:47,200 --> 00:09:50,070
‫خدمات داخل پرواز قراره
‫خیلی بدتر از این بشه.

222
00:09:50,080 --> 00:09:52,920
‫حتی اگه نتونه خرابی سیستم‌ها رو درست کنه،
‫فرقی نمیکنه.

223
00:09:53,050 --> 00:09:56,910
‫میتونی درستش کنی، اندرو؟
‫میتونی این وضع رو برگردونی؟

224
00:09:56,920 --> 00:09:59,580
‫من سهمم رو انجام دادم.

225
00:09:59,710 --> 00:10:01,310
‫چی توی سرته؟

226
00:10:01,330 --> 00:10:02,390
‫فکر کنم یکیو میشناسم

227
00:10:02,400 --> 00:10:04,260
‫که مهارت‌های لازم رو داره.

228
00:10:04,270 --> 00:10:06,400
‫داریم وارد منطقه‌ای
‫با هوای ناآرام‌تر میشیم.

229
00:10:06,570 --> 00:10:08,070
‫همه باید همین حالا سر جاتون بشینید.

230
00:10:08,170 --> 00:10:09,430
‫مهماندارها هم میتونن بشینن.

231
00:10:09,430 --> 00:10:10,760
‫هوا ناآرومه.

232
00:10:10,760 --> 00:10:12,440
‫مشکل چیه، مأمورا؟

233
00:10:12,540 --> 00:10:13,760
‫مشکل سیستم‌ های الکترونیکی هواپیماست.

234
00:10:13,890 --> 00:10:15,850
‫امیدواریم بدونی چطور درستشون کنی.

235
00:10:15,860 --> 00:10:17,430
‫- این مشکل سخت‌افزاریه.
‫- من فقط نرم‌افزار کار میکنم.

236
00:10:17,440 --> 00:10:20,010
‫مثل اینه از یه جراح
‫بخوای ماشین تعمیر کنه.

237
00:10:20,120 --> 00:10:21,610
‫- وای ‌فای چطوره؟
‫- کار نمیکنه.

238
00:10:21,740 --> 00:10:24,790
‫ارتباطات کابین رو از کار انداخته؛
‫وای‌فای، اینترنت و آنتن موبایل.

239
00:10:24,920 --> 00:10:26,620
‫کابین خلبان هنوز با برج مراقبت
‫از طریق بیسیم ارتباط داره،

240
00:10:26,750 --> 00:10:28,290
‫ولی شما هیچ ارتباطی با زمین ندارید.

241
00:10:28,390 --> 00:10:29,770
‫هوم، چه بد شد.

242
00:10:29,940 --> 00:10:31,280
‫حالا دیگه تو هم توی این ماجرایی.

243
00:10:31,440 --> 00:10:34,280
‫نه میتونیم فرود بیایم،
‫نه میتونیم تا ابد دور بزنیم.

244
00:10:34,380 --> 00:10:37,450
‫خلبان میگه فقط کمی بیشتر از
‫2 ساعت سوخت داریم.

245
00:10:41,550 --> 00:10:42,800
‫از استالیون چه خبر؟

246
00:10:42,900 --> 00:10:43,930
‫تو کمپ دیوید قرنطینه شده،

247
00:10:43,940 --> 00:10:45,050
‫همراه با سکویا، اسپارو و اسپلینتر.

248
00:10:45,060 --> 00:10:46,310
‫تونستی با مامان تماس بگیری؟

249
00:10:46,410 --> 00:10:48,220
‫- مستقیم میره روی پیغام‌گیر.
‫- خبر اداره هوانوردی چیه؟

250
00:10:48,230 --> 00:10:50,270
‫همه پروازهای اپکس توی صف انتظار پروازن

251
00:10:50,280 --> 00:10:51,520
‫تا وضعیت روشن بشه.

252
00:10:51,610 --> 00:10:52,730
‫تا وقتی نفهمن

253
00:10:52,730 --> 00:10:54,620
‫کدوم هواپیما چه بلایی سرش اومده،
‫نمیتونن فرود بیان.

254
00:10:54,750 --> 00:10:55,980
‫- بابا.
‫- تو پیگیر این ماجرایی؟

255
00:10:56,120 --> 00:10:58,290
‫من ایشون رو آوردم، قربان.
‫رائول آمارا از FBI.

256
00:10:58,420 --> 00:10:59,500
‫تیمتون چی میدونه؟

257
00:10:59,590 --> 00:11:01,460
‫6 حادثه در شش هواپیمای اپکس ایرویز.

258
00:11:01,560 --> 00:11:02,640
‫پنج‌تاشون هنوز توی هوا هستن.

259
00:11:02,740 --> 00:11:04,640
‫مهاجم‌ های 5 هواپیما از 6 ‌تا مهار شدن.

260
00:11:04,740 --> 00:11:06,130
‫کسی هم درخواستی مطرح نکرده.

261
00:11:06,260 --> 00:11:08,300
‫همشون فقط میگن:
‫من سهمم رو انجام دادم.

262
00:11:08,430 --> 00:11:09,790
‫یه ساعت با نفر اول بودم.

263
00:11:09,800 --> 00:11:11,480
‫همین 4 کلمه رو گفت
‫و فقط زل زده بود به یه نقطه.

264
00:11:11,480 --> 00:11:12,480
‫هواپیمای اول زمین‌گیر شده.

265
00:11:12,530 --> 00:11:14,080
‫خدمه و مسافرا همگی سالم‌ هستن

266
00:11:14,090 --> 00:11:15,640
‫و توی 4 هواپیما
‫از 5 تای باقی ‌مونده هستن.

267
00:11:15,740 --> 00:11:17,340
‫همشون با برج مراقبت ارتباط رادیویی دارن.

268
00:11:17,470 --> 00:11:19,160
‫اون آخری چی؟

269
00:11:19,170 --> 00:11:20,140
‫هواپیمای مامانه.

270
00:11:20,140 --> 00:11:21,490
‫نمیتونیم باهاش تماس بگیریم.

271
00:11:21,630 --> 00:11:22,870
‫با مرکز عملیات اپکس تماس میگیرم.

272
00:11:22,910 --> 00:11:24,670
‫اونا به اون هواپیما دسترسی دارن.

273
00:11:24,670 --> 00:11:25,810
‫یه راهی پیدا میکنم.

274
00:11:25,910 --> 00:11:28,000
‫6 هواپیما؟ حتماً کارشون هماهنگ بوده.

275
00:11:28,010 --> 00:11:30,150
‫- لعنتی، کار کیه؟
‫- هنوز نمیدونیم.

276
00:11:30,290 --> 00:11:31,730
‫ولی پنج‌تاشون تقریباً کاری نکردن.

277
00:11:31,790 --> 00:11:33,340
‫قطع برق، ایجاد ترس با آژیر...

278
00:11:33,350 --> 00:11:36,190
‫فقط هواپیمای مامان بود که
‫کل سیستم‌های الکترونیکیش از کار افتاد.

279
00:11:36,290 --> 00:11:37,320
‫5 تا نمایش و یکی واقعی.

280
00:11:37,330 --> 00:11:38,690
‫- چرا؟
‫- همینش منو میترسونه.

281
00:11:38,830 --> 00:11:41,180
‫یکی به یه دلیل خاص خواسته
‫این ماجرا این‌قدر بزرگ بشه.

282
00:11:41,310 --> 00:11:43,160
‫راس به ‌زودی با وزارت دادگستری میرسه.

283
00:11:43,160 --> 00:11:44,280
‫امیدوارم جواب‌هایی هم با خودش بیاره.

284
00:11:45,330 --> 00:11:46,370
‫تیم حفاظتی داره میاد.

285
00:11:46,500 --> 00:11:47,530
‫باشه، من جایی نمیرم.

286
00:11:47,540 --> 00:11:48,500
‫بابا، خودم از پسش برمیام.

287
00:11:48,600 --> 00:11:49,830
‫تا وقتی همسرم رو...

288
00:11:49,840 --> 00:11:51,170
‫تا وقتی مادرت رو سالم به زمین نرسونم، نه.

289
00:11:51,310 --> 00:11:53,710
‫در واقع این وظیفه منه،

290
00:11:53,810 --> 00:11:54,710
‫پس برو به کارت برس.

291
00:11:54,810 --> 00:11:57,610
‫بابا، بریم سراغ مراسم ناهار.

292
00:11:57,710 --> 00:11:59,710
‫بابا، حالت خوبه؟

293
00:11:59,810 --> 00:12:02,020
‫فقط مراقب مادرت باش.

294
00:12:02,120 --> 00:12:03,620
‫هی.

295
00:12:03,720 --> 00:12:05,450
‫انگار یه لحظه احساسات از خودش نشون داد.

296
00:12:05,450 --> 00:12:07,190
‫آره، مامان هم امروز صبح همین‌طوری بود.

297
00:12:07,290 --> 00:12:09,060
‫عجب زوجی‌ هستن؛ توی بحران یخ میزنن.

298
00:12:09,190 --> 00:12:10,390
‫باید اینو روی نشان خانوادگیمون حک کنیم.

299
00:12:10,390 --> 00:12:11,550
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- آره.

300
00:12:11,710 --> 00:12:13,860
‫همه پایگاه‌های اطلاعاتی و فهرست‌های تحت نظر
‫رو بررسی کردم، همه‌چی پاکه،

301
00:12:14,000 --> 00:12:15,400
‫پس اطلاعاتشون رو با هم تطبیق دادم.

302
00:12:15,500 --> 00:12:18,220
‫آدرس‌ها، محل کار، مدرسه‌ها،
‫بانک‌ها... هیچی پیدا نشد.

303
00:12:18,320 --> 00:12:20,600
‫این شش نفر هیچ آشنایی ‌ای با هم ندارن
‫و تا حالا حتی یه بارم همدیگه رو ندیدن.

304
00:12:20,650 --> 00:12:21,850
‫هر وجه اشتراکی هم که داشته باشن،

305
00:12:21,900 --> 00:12:24,060
‫هیچوقت پایش به پایگاه داده های
‫دولت فدرال باز نشده.

306
00:12:24,200 --> 00:12:25,370
‫البته نه پایگاه های عمومی.

307
00:12:25,510 --> 00:12:27,730
‫من یه دوست تو آژانس امنیت ملی دارم
‫که میتونه جاهایی رو بگرده که ما نمیتونیم.

308
00:12:27,890 --> 00:12:30,010
‫آره.

309
00:12:30,110 --> 00:12:31,730
‫کلر. کلر.

310
00:12:31,830 --> 00:12:33,080
‫یه کانال ماهواره ای رو
‫به گوشی مادرت وصل میکنیم

311
00:12:33,080 --> 00:12:34,410
‫و بعد به خط خودمون وصلش میکنیم.

312
00:12:34,540 --> 00:12:36,230
‫مرکز عملیات مشترک هم میتونه وصل بشه،
‫ولی تماس رو قطع نکن.

313
00:12:36,370 --> 00:12:37,910
‫وگرنه از دستش میدیم.

314
00:12:37,910 --> 00:12:39,740
‫مامان؟
‫صدامو میشنوی؟

315
00:12:39,750 --> 00:12:41,050
‫آره، صداتو میشنوم.

316
00:12:41,060 --> 00:12:42,720
‫- اوه، خدا رو شکر.
‫- حالت خوبه؟

317
00:12:42,720 --> 00:12:45,230
‫اوضاع تحت کنترله و داریم دور میزنیم،
‫ولی دستگاه های هواپیما از کار افتادن

318
00:12:45,330 --> 00:12:46,420
‫و مهاجم فقط

319
00:12:46,420 --> 00:12:49,060
‫- میگه...
‫-من وظیفه مو انجام دادم؟ آره.

320
00:12:49,200 --> 00:12:50,580
‫هر 5 نفرشون همینو گفتن.

321
00:12:50,680 --> 00:12:52,250
‫5 تا حادثه دیگه هم بوده؟

322
00:12:52,420 --> 00:12:53,600
‫آره، ولی هنوز نمیدونیم

323
00:12:53,600 --> 00:12:54,740
‫هدف نهاییشون چیه.

324
00:12:54,840 --> 00:12:56,740
‫پس باید از مظنون هامون حرف بکشیم
‫تا جواب رو پیدا کنیم.

325
00:12:56,840 --> 00:12:58,070
‫اما...

326
00:12:58,070 --> 00:13:00,410
‫اگه من میتونم با شما تماس بگیرم،
‫خلبان ها هم میتونن با برج مراقبت حرف بزنن.

327
00:13:00,510 --> 00:13:02,080
‫پس چرا راهنماییشون نمیکنن فرود بیان؟

328
00:13:02,210 --> 00:13:03,780
‫چون دستگاه ها اطلاعات غلط میدن.

329
00:13:03,880 --> 00:13:06,260
‫ما... ما هیچ اطلاعاتی از سرعت هواپیما

330
00:13:06,400 --> 00:13:08,100
‫یا ارتفاع واقعیش نداریم.

331
00:13:08,200 --> 00:13:09,350
‫باید شانسی فرودش بیارن.

332
00:13:09,350 --> 00:13:12,750
‫اگه اشتباه حدس بزنن، هواپیما سقوط میکنه.

333
00:13:12,750 --> 00:13:15,620
‫منو به اداره هوانوردی فدرال وصل کن.
‫میخوام همه گزینه هامون رو بدونم.

334
00:13:15,720 --> 00:13:16,620
‫الان انجامش میدم.

335
00:13:16,760 --> 00:13:18,440
‫و مامان...

336
00:13:18,540 --> 00:13:19,500
‫همه چی درست میشه...

337
00:13:19,530 --> 00:13:21,860
‫بعداً در موردش حرف میزنیم.
‫الان باید به وظیفه مون عمل کنیم.

338
00:13:25,930 --> 00:13:27,460
‫کلر، تو مادرت رو سالم برمیگردونی خونه.

339
00:13:27,460 --> 00:13:29,700
‫آره، میدونم.

340
00:13:30,240 --> 00:13:32,960
‫بله، یه حساب که با اسم دیوید والدِرون
‫توش پول واریز میشه.

341
00:13:32,970 --> 00:13:34,460
‫والدرون، با و مثل ویسکی.

342
00:13:34,560 --> 00:13:36,810
‫- چه کمکی از دستمون برمیاد؟
‫- آدرس ثبت شده اش رو میخوام.

343
00:13:36,910 --> 00:13:38,130
‫حکم احضاریه رو
‫امروز صبح فرستادیم.

344
00:13:38,140 --> 00:13:39,460
‫لطفاً یه لحظه صبر کنید.

345
00:13:45,850 --> 00:13:47,470
‫خانم، هنوز پشت خط هستید؟

346
00:13:47,570 --> 00:13:50,620
‫- بله، هستم.
‫- خیابون ولز، پلاک ۱۳۹.

347
00:13:50,630 --> 00:13:53,490
‫- عالیه.
‫- ممنون.

348
00:13:55,400 --> 00:13:58,300
‫- فکر میکنی آنتوسکا میاد؟
‫- به زودی میفهمیم.

349
00:13:58,300 --> 00:14:00,170
‫از کلر خبر جدیدی داری؟

350
00:14:00,270 --> 00:14:03,150
‫از وقتی که اولین بار تماس گرفت،
‫دیگه خبری ازش نداریم.

351
00:14:03,250 --> 00:14:06,310
‫مامان قبلاً هم تو موقعیت های سختی بوده،
‫ولی نه به این بدی.

352
00:14:06,410 --> 00:14:08,660
‫من و مادرت یه بازی داشتیم.

353
00:14:08,670 --> 00:14:10,230
‫بعد از یه روز کاری طولانی که
‫می اومدیم خونه،

354
00:14:10,250 --> 00:14:11,810
‫مینشستیم میدیدیم
‫کدوممون روز بدتری داشته.

355
00:14:11,810 --> 00:14:14,680
‫هر کی میباخت، باید برای اون یکی
‫یه بطری مشروب میخرید.

356
00:14:14,680 --> 00:14:17,150
‫منم کلی بوربون
‫برای مادرت خریدم.

357
00:14:17,290 --> 00:14:19,170
‫قاتل بلو ریج،

358
00:14:19,270 --> 00:14:22,020
‫یه ماشین انتقال زندانی که از جاده منحرف شد
‫و افتاد تو رودخونه پوتوماک.

359
00:14:23,460 --> 00:14:25,530
‫لعنتی، هیچوقت درباره پوتوماک
‫چیزی بهم نگفته بود.

360
00:14:25,660 --> 00:14:28,530
‫حرفم اینه که
‫اون همیشه سالم برمیگشت خونه.

361
00:14:30,300 --> 00:14:31,690
‫تا حالا شده ازش یه بطری ببری؟

362
00:14:31,690 --> 00:14:34,020
‫همون روزی که آنتوسکا
‫نزدیک بود بارنز رو بکشه.

363
00:14:34,030 --> 00:14:36,190
‫از اون روز تا حالا هر روز آرزو کردم
‫کاش اون موقع باخته بودم.

364
00:14:39,740 --> 00:14:40,860
‫اون مامانه؟

365
00:14:40,960 --> 00:14:43,210
‫تیم داریل شماره پلاک
‫ماشین آنتوسکا رو پیدا کرده.

366
00:14:43,340 --> 00:14:44,370
‫خیابون k، شمال غربی.

367
00:14:44,370 --> 00:14:46,010
‫زیر پل وایت هرست پارک کرده.

368
00:14:46,110 --> 00:14:47,180
‫تیم الان زیر نظرش داره.

369
00:14:47,280 --> 00:14:49,200
‫5 دقیقه دیگه بهش میرسیم.

370
00:14:51,890 --> 00:14:53,050
‫بالاخره پیدات شد.

371
00:14:53,190 --> 00:14:54,890
‫چیزی دستگیرت شد؟

372
00:14:54,990 --> 00:14:56,210
‫هر 6 تا اسم رو توی

373
00:14:56,340 --> 00:14:58,690
‫تمام پایگاه های اطلاعاتی خارجی که
‫اجازه دسترسی بهشون رو ندارم، بررسی کردم.

374
00:14:58,790 --> 00:15:00,560
‫هیچ کدوم از مظنون ها
‫با هم حرف نزده بودن.

375
00:15:00,660 --> 00:15:02,030
‫یعنی هیچ ارتباطی بینشون نیست؟

376
00:15:02,030 --> 00:15:04,300
‫یعنی یه نفر داره
‫همشون رو کنترل میکنه.

377
00:15:04,400 --> 00:15:05,550
‫کلر، شنیدی چی گفت؟

378
00:15:05,550 --> 00:15:06,730
‫آره، شنیدم.

379
00:15:08,500 --> 00:15:11,730
‫هر کسی که براش کار میکنی،
‫اصلاً براش مهم نیست چی به سرت میاد.

380
00:15:11,730 --> 00:15:14,390
‫اگه یکی از اون هواپیماها سقوط کنه،
‫به جرم تروریسم محاکمه میشی.

381
00:15:14,490 --> 00:15:15,910
‫حبس ابد میگیری.

382
00:15:16,040 --> 00:15:17,750
‫یا میتونی یه چیزی بهمون بگی.

383
00:15:19,050 --> 00:15:20,900
‫اگه قول دادن بعد از تموم شدن ماجرا
‫بهت پول بدن،

384
00:15:20,910 --> 00:15:23,380
‫از پشت میله های زندان
‫خیلی سخت میتونی خرجش کنی.

385
00:15:23,380 --> 00:15:24,750
‫زندان؟

386
00:15:24,850 --> 00:15:26,370
‫اگه اندرو حرف نزنه،

387
00:15:26,370 --> 00:15:28,420
‫هممون ته اقیانوس اطلس
‫دفن میشیم.

388
00:15:28,560 --> 00:15:31,740
‫نمیفهمم. روی کاغذ،
‫تو آدم خوبی هستی.

389
00:15:31,840 --> 00:15:33,080
‫زنت شوکه شده.

390
00:15:33,180 --> 00:15:34,910
‫نمیتونه بفهمه چرا باید
‫دست به همچین کاری بزنی.

391
00:15:34,910 --> 00:15:36,730
‫دب پیش مأمورهای شماست؟

392
00:15:36,730 --> 00:15:39,070
‫حالش خوبه؟

393
00:15:39,700 --> 00:15:41,060
‫- حالش خوبه.
‫- یه ساعت پیش پیداش کردیم.

394
00:15:41,070 --> 00:15:42,070
‫چرا اینطوری میپرسی؟

395
00:15:42,070 --> 00:15:43,430
‫بچه هام چی؟ اونا رو هم دارین؟

396
00:15:43,430 --> 00:15:45,420
‫نمیفهمم.
‫از زندان نمیترسی؟

397
00:15:45,520 --> 00:15:48,240
‫نه، اونا از این میترسن که
‫اگه اطاعت نکنن،

398
00:15:48,240 --> 00:15:50,410
‫سر خانواده هاشون چی میاد.

399
00:15:50,510 --> 00:15:53,920
‫اندرو، خانوادت تحت حفاظت FBI هستن،
‫جاشون امنه

400
00:15:54,050 --> 00:15:55,930
‫و منتظرن برگردی خونه،

401
00:15:56,030 --> 00:15:57,590
‫که هنوزم ممکنه،

402
00:15:57,690 --> 00:16:01,280
‫اگه بهمون بگی اینجا واقعاً چه خبره.

403
00:16:01,780 --> 00:16:03,440
‫مدام برام ویدئو میفرستادن.

404
00:16:03,570 --> 00:16:06,290
‫از زنم تو محل کارش،
‫از پسرم تو زمین بازی،

405
00:16:06,390 --> 00:16:09,630
‫از دخترم تو... تو اتاق خوابش.

406
00:16:09,760 --> 00:16:11,120
‫گفتن اگه این کارو نکنم،
‫بلای وحشتناکی سرشون میارن...

407
00:16:11,120 --> 00:16:13,450
‫وظیفه ات رو انجام بدی؟

408
00:16:13,620 --> 00:16:15,940
‫این مظنون ها تروریست نیستن.

409
00:16:16,070 --> 00:16:17,470
‫گروگانن.

410
00:16:18,760 --> 00:16:19,790
‫چطوری باهات تماس گرفتن؟

411
00:16:19,920 --> 00:16:21,130
‫از طریق این اپلیکیشن.

412
00:16:21,130 --> 00:16:23,140
‫- بلک کیس.
‫- برای همین کسی متوجهش نشد.

413
00:16:23,280 --> 00:16:25,480
‫رمزگذاری سرتاسری داره
‫و از اپراتورهای آمریکایی استفاده نمیکنه.

414
00:16:25,610 --> 00:16:27,130
‫میتونی ردش رو بزنی؟

415
00:16:27,300 --> 00:16:31,290
‫از 10 تا سرور تو 4 قاره رد شده،

416
00:16:31,420 --> 00:16:35,450
‫ولی همشون به یه ساختمون ختم میشن.

417
00:16:35,460 --> 00:16:37,660
‫یه مرکز فدرال نگهداری زندانی ها.

418
00:16:37,790 --> 00:16:40,650
‫زندان فدرال پیترزبورگ
‫تو هوپ ول ویرجینیا.

419
00:16:40,810 --> 00:16:43,480
‫کی تونسته از توی سلول زندان
‫همچین کاری بکنه؟

420
00:16:43,610 --> 00:16:46,150
‫یکی از زندانی های من،

421
00:16:46,160 --> 00:16:48,300
‫الیوت بلوم.

422
00:16:58,450 --> 00:17:00,310
‫میدونیم تو داری همه رو کنترل میکنی.

423
00:17:00,410 --> 00:17:01,800
‫یه سخنرانی آماده کرده بودم که
‫وقتی قضیه رو فهمیدین، براتون بگم،

424
00:17:01,800 --> 00:17:03,520
‫ولی انقدر طولش دادین که
‫رشته کلام از دستم رفت.

425
00:17:03,620 --> 00:17:05,980
‫- چی میخوای؟
‫- آزادیمو.

426
00:17:05,990 --> 00:17:07,340
‫با یه توافق رسمی و امضاشده،

427
00:17:07,440 --> 00:17:09,660
‫قبل از اینکه سوخت این هواپیما تموم بشه
‫و سقوط کنه.

428
00:17:09,760 --> 00:17:11,680
‫پس میتونی همه چی رو برگردونی؟

429
00:17:11,780 --> 00:17:12,990
‫معلومه.

430
00:17:13,090 --> 00:17:15,330
‫کد دستگاهی رو نوشتم که
‫این سیستم رو از کار انداخت.

431
00:17:15,460 --> 00:17:18,830
‫و فقط ۹۰ دقیقه بهمون وقت دادی
‫تا باهات مذاکره کنیم.

432
00:17:18,830 --> 00:17:20,000
‫چرا اینقدر صبر کردی؟

433
00:17:20,000 --> 00:17:22,020
‫چون دولتی که ترسیده و وقت کافی نداره،

434
00:17:22,030 --> 00:17:24,670
‫یا راه حل هوشمندانه دیگه ای نداره،
‫راحتتر امتیاز میده.

435
00:17:24,810 --> 00:17:25,930
‫چرا از راسل نمیخوای

436
00:17:25,940 --> 00:17:29,030
‫از وزارت دادگستری یه توافق جور کنه؟

437
00:17:29,130 --> 00:17:30,680
‫حواست بهش باشه.

438
00:17:32,310 --> 00:17:34,450
‫راس، میتونی یه توافق جور کنی؟

439
00:17:34,550 --> 00:17:36,040
‫برای مصونیت قانونی
‫که واقعاً اعتبار داشته باشه،

440
00:17:36,210 --> 00:17:38,690
‫باید دادستان فدرال و مقام های ارشد
‫وزارت دادگستری هم تأییدش کنن.

441
00:17:38,820 --> 00:17:41,390
‫این کار هفته ها طول میکشه،
‫نه ۹۰ دقیقه.

442
00:17:41,520 --> 00:17:43,720
‫فقط میخوام الیوت باور کنه
‫که این کار ممکنه.

443
00:17:43,820 --> 00:17:46,040
‫فکر نمیکنم حاضر باشه
‫با این هواپیما سقوط کنه.

444
00:17:46,140 --> 00:17:47,380
‫مطمئنی؟

445
00:17:47,480 --> 00:17:49,700
‫30 سال زندان، وقتی تو دهه 20 زندگیته،
‫مثل حبس ابد میمونه.

446
00:17:49,830 --> 00:17:51,370
‫یه خواهر کوچیکتر داره،

447
00:17:51,500 --> 00:17:53,300
‫بعد از اینکه پدر و مادرشون ولشون کردن،
‫خودش بزرگش کرد.

448
00:17:53,370 --> 00:17:54,360
‫هنوزم یکشنبه ها بهش زنگ میزنه.

449
00:17:54,370 --> 00:17:57,240
‫هنوز یه دلیلی داره که بخواد زنده بمونه.

450
00:17:57,340 --> 00:17:59,040
‫فقط یه کم امید لازم داره.

451
00:17:59,170 --> 00:18:00,730
‫مامان، من...
‫اگه چیزی لازم داشتی، من...

452
00:18:00,830 --> 00:18:02,570
‫راس، فقط روی توافق کار کن

453
00:18:02,580 --> 00:18:04,250
‫یا دست کم وانمود کن که داریم توافق میکنیم.

454
00:18:05,500 --> 00:18:07,350
‫راس پسرته؟

455
00:18:07,850 --> 00:18:09,400
‫ببین، میدونم به من ربطی نداره،

456
00:18:09,530 --> 00:18:12,420
‫ولی معلومه که واقعاً بهت اهمیت میده.

457
00:18:12,550 --> 00:18:15,060
‫درست میگی.
‫به تو ربطی نداره.

458
00:18:17,430 --> 00:18:20,240
‫به 6 تا هواپیما حمله شده
‫و الیوت حتی از سلولش هم بیرون نیومده.

459
00:18:20,240 --> 00:18:21,580
‫آره، خب، 2 تا هواپیمای دیگه
‫همین الان فرود اومدن.

460
00:18:21,590 --> 00:18:24,230
‫حالا 3 تا تو آسمون مونده،
‫از جمله هواپیمای مامانم.

461
00:18:24,370 --> 00:18:26,760
‫اگه تنها نبوده چی؟

462
00:18:26,760 --> 00:18:28,370
‫فیلم های نظارتی از خانواده ها،

463
00:18:28,370 --> 00:18:30,610
‫دستگاه هایی که سوار هواپیما کرده.

464
00:18:30,710 --> 00:18:33,770
‫اون انتقال مشکوکی که از طریق جی پَتس
‫براش جور شد چی؟

465
00:18:33,770 --> 00:18:35,210
‫یکی بهش کمک کرده.

466
00:18:35,310 --> 00:18:36,610
‫کی بهش کمک کرده؟

467
00:18:36,740 --> 00:18:38,600
‫قراره همینو بفهمیم.

468
00:18:38,600 --> 00:18:40,270
‫این دیویده.

469
00:18:40,270 --> 00:18:41,940
‫بانک این آدرس رو به عنوان
‫آدرس خونه اش ثبت کرده.

470
00:18:41,940 --> 00:18:42,940
‫عجیبه.

471
00:18:42,940 --> 00:18:44,100
‫خیلی عجیب.

472
00:18:44,240 --> 00:18:46,120
‫ولی وقتی اومد، میتونی از خودش بپرسی.

473
00:18:46,220 --> 00:18:48,460
‫همین 5 دقیقه پیش توی اپلیکیشن
‫سفارش داده که بیاد تحویل بگیره.

474
00:18:48,560 --> 00:18:49,920
‫سفارش رو حضوری بگیره.

475
00:18:55,860 --> 00:18:58,270
‫جک، تکون نخور!
‫وایسا! وایسا!

476
00:19:03,570 --> 00:19:05,210
‫وزارت دادگستری داره روی توافق کار میکنه.

477
00:19:05,310 --> 00:19:06,640
‫هنوز امضا نشده، ولی اول باید

478
00:19:06,670 --> 00:19:08,610
‫سیستم های الکترونیکی
‫هواپیما رو درست کنی.

479
00:19:08,740 --> 00:19:10,040
‫داری بلوف میزنی.

480
00:19:10,140 --> 00:19:12,240
‫الیوت، خودت میدونی روند عدالت
‫چقدر کند پیش میره.

481
00:19:12,250 --> 00:19:13,300
‫بهت قول میدم.

482
00:19:13,400 --> 00:19:15,970
‫هر کاری از دستم بربیاد میکنم
‫تا برات توافق بگیرم.

483
00:19:15,980 --> 00:19:17,950
‫لطفاً بهم اعتماد کن.

484
00:19:17,950 --> 00:19:19,640
‫اگه پافشاری کنی، هممون میمیریم.

485
00:19:19,740 --> 00:19:21,130
‫میخوای آخرش تو رو
‫با این اسم به یاد بیارن؟

486
00:19:21,140 --> 00:19:23,660
‫به خواهرت فکر کن.

487
00:19:25,150 --> 00:19:26,310
‫حق با توئه.

488
00:19:26,410 --> 00:19:27,890
‫ولی تنها راهی که میتونم
‫دوباره خواهرم رو ببینم،

489
00:19:27,910 --> 00:19:30,290
‫اینه که توافق امضاشده باشه.

490
00:19:30,300 --> 00:19:32,480
‫نمیذاری این هواپیما سقوط کنه.

491
00:19:32,580 --> 00:19:33,670
‫بالاخره کوتاه میای.

492
00:19:36,430 --> 00:19:38,660
‫هر اطلاعاتی میتونی
‫درباره مأمور امنیت پرواز پیدا کن.

493
00:19:38,660 --> 00:19:40,290
‫من و رائول قبلاً این کارو کردیم،
‫همراه با بقیه مسافرهای اون هواپیما،

494
00:19:40,290 --> 00:19:42,330
‫تا ببینیم همدستی داشته یا نه.

495
00:19:42,490 --> 00:19:44,500
‫20 سال سابقه خدمت،
‫چندین تقدیرنامه.

496
00:19:44,630 --> 00:19:45,680
‫نوریس پاکه.

497
00:19:45,680 --> 00:19:46,650
‫یه جای کار میلنگه.

498
00:19:46,810 --> 00:19:47,990
‫اون درباره خواهر الیوت میدونست،

499
00:19:48,000 --> 00:19:49,510
‫ولی من اصلاً چیزی بهش نگفته بودم.

500
00:19:49,520 --> 00:19:52,190
‫خونه اش رو بگرد.
‫ببین چی پیدا میکنی.

501
00:19:54,270 --> 00:19:55,750
‫گرفتن حکم بازرسی سخته.

502
00:19:55,770 --> 00:19:57,010
‫پس درخواستش نمیکنیم.

503
00:19:57,110 --> 00:19:58,180
‫در میزنم،

504
00:19:58,180 --> 00:19:59,520
‫دنبال شرایط اضطراری میگردم
‫که اجازه بازرسی بده.

505
00:19:59,530 --> 00:20:00,830
‫بذار مأمورهای من برن.

506
00:20:01,000 --> 00:20:03,280
‫تا تو تیم رو توجیه کنی،
‫فقط یه ساعت سوخت برای مامانم مونده.

507
00:20:03,330 --> 00:20:04,170
‫خودم میرم.

508
00:20:04,300 --> 00:20:06,190
‫منم باهات میام.

509
00:20:06,190 --> 00:20:07,670
‫مثل قدیما.

510
00:20:14,310 --> 00:20:16,040
‫خب، میخوای چطوری پیش بریم؟

511
00:20:16,140 --> 00:20:18,200
‫- اول من میرم داخل.
‫- آنتوسکا تو اون ماشینه.

512
00:20:18,360 --> 00:20:19,530
‫منم کنارت هستم.

513
00:20:22,700 --> 00:20:25,370
‫سم آنتوسکا،
‫همین الان از ماشین بیا بیرون.

514
00:20:25,540 --> 00:20:27,710
‫سلام؟ کسی خونه هست؟

515
00:20:27,810 --> 00:20:29,220
‫خانم نوریس؟

516
00:20:33,720 --> 00:20:35,550
‫سم آنتوسکا،

517
00:20:35,650 --> 00:20:38,730
‫همین الان با دست های بالا
‫از ماشین بیا بیرون!

518
00:20:43,000 --> 00:20:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

519
00:20:55,670 --> 00:20:56,730
‫به نظرم شرایط اضطراری کاملاً محرز بود.

520
00:20:56,870 --> 00:20:57,890
‫خیلی هم اضطراری بود.

521
00:21:01,220 --> 00:21:02,420
‫کس دیگه ای هم تو خونه هست؟

522
00:21:02,420 --> 00:21:05,060
‫بجنبین!

523
00:21:05,190 --> 00:21:07,260
‫همین الان از ماشین بیا بیرون!

524
00:21:15,070 --> 00:21:17,420
‫گلوله از سرش رد شده
‫و از اون طرف بیرون زده.

525
00:21:17,420 --> 00:21:19,110
‫راه آسون تر رو انتخاب کرد.

526
00:21:19,240 --> 00:21:22,410
‫- تموم شد.
‫- بارنز در امانه.

527
00:21:22,540 --> 00:21:24,450
‫این خبر خوبیه.

528
00:21:28,880 --> 00:21:31,750
‫راس تو خونه مأمور امنیت پرواز
‫چیزی پیدا کرد؟

529
00:21:31,890 --> 00:21:34,580
‫آره، نوریس واقعی رو پیدا کردم.

530
00:21:34,590 --> 00:21:36,110
‫منظورت چیه؟

531
00:21:36,120 --> 00:21:38,630
‫مردی که تو اون هواپیماست نوریس نیست،
‫ولی هر کی که هست،

532
00:21:38,730 --> 00:21:40,460
‫الان کنترل اوضاع دست اونه.

533
00:21:52,080 --> 00:21:53,240
‫خانم ها و آقایون،

534
00:21:53,610 --> 00:21:55,250
‫ازمون خواستن یه مدت کوتاه
‫منتظر بمونیم...

535
00:21:55,610 --> 00:21:57,460
‫میدونم مأمور امنیت پرواز
‫همه کاره هست.

536
00:21:57,630 --> 00:21:58,950
‫الان داره از هر دومون سوءاستفاده میکنه.

537
00:21:58,960 --> 00:22:00,380
‫نه، اشتباه میکنی.
‫کنترل دست خودمه.

538
00:22:00,480 --> 00:22:02,110
‫پس چرا مأمور امنیت پرواز
‫از موقعیت شغلیش استفاده کرد

539
00:22:02,120 --> 00:22:06,580
‫تا تو رو از طریق جی پَتس منتقل کنه
‫به تنها هواپیمایی که نمیتونه فرود بیاد؟

540
00:22:06,590 --> 00:22:08,150
‫من و نوریس شریکیم.

541
00:22:08,280 --> 00:22:09,820
‫اسمش نوریس نیست.

542
00:22:09,820 --> 00:22:13,640
‫نوریس واقعی رو تو آشپزخونه خونه خودش
‫دست و پا بسته پیدا کردیم.

543
00:22:13,740 --> 00:22:16,660
‫هیچوقت حضوری ندیدیش، درسته؟

544
00:22:16,800 --> 00:22:18,820
‫از طریق چت های رمزگذاری شده حرف میزدیم.

545
00:22:18,960 --> 00:22:21,260
‫گفت یه خریدار پیدا کرده که پول میده
‫کل ناوگان هواپیمایی اپکس رو

546
00:22:21,270 --> 00:22:22,660
‫برای یه روز زمین گیر کنیم.
‫یه بازی تو بازار سهام بود.

547
00:22:22,660 --> 00:22:23,840
‫منم چیزی نپرسیدم.

548
00:22:23,970 --> 00:22:25,820
‫فقط... فقط قبول کردم.

549
00:22:25,920 --> 00:22:29,490
‫- الیوت، اون ازت سوءاستفاده کرد.
‫- ما با هم این نقشه رو ساختیم.

550
00:22:29,490 --> 00:22:31,850
‫اون به ابزارها نیاز داشت،
‫منم به راه فرار.

551
00:22:32,010 --> 00:22:32,980
‫گفت هواپیما فرود میاد.

552
00:22:33,110 --> 00:22:34,010
‫حتی اگه فرود می اومد،

553
00:22:34,180 --> 00:22:37,050
‫دیگه نمیتونی با یه توافق
‫از این ماجرا قسر در بری.

554
00:22:37,150 --> 00:22:40,620
‫همکاری علیه یه اقدام تروریستی
‫بالاخره یه ارزشی داره.

555
00:22:40,720 --> 00:22:42,520
‫سیستم های الکترونیکی هواپیما رو درست کن

556
00:22:42,690 --> 00:22:44,840
‫تا بتونی زنده از این هواپیما پیاده بشی.

557
00:22:45,010 --> 00:22:46,930
‫شاید حتی بتونی دوباره خواهرت رو ببینی.

558
00:22:47,030 --> 00:22:48,960
‫نمیذارم بیاد تو زندان ملاقاتم.

559
00:22:48,960 --> 00:22:51,530
‫اینکه میخوای از اون شرایط
‫دورش نگه داری، قابل تحسینه.

560
00:22:51,700 --> 00:22:53,500
‫میترسم اگه منو اون شکلی ببینه،
‫از دستش بدم.

561
00:22:53,500 --> 00:22:55,300
‫محافظت...

562
00:22:55,300 --> 00:22:58,670
‫چه اسم قشنگیه برای
‫دور کردن آدم ها از خودت.

563
00:22:58,810 --> 00:23:00,210
‫ولی خودت اینو میدونی.

564
00:23:00,370 --> 00:23:03,640
‫اگه به خانوادت فرصت بدی،
‫میبینی که چطور کنارت میمونن.

565
00:23:03,740 --> 00:23:06,380
‫چرا به خودت یه فرصت نمیدی
‫که اینو بفهمی؟

566
00:23:06,510 --> 00:23:08,650
‫مأمور امنیت پرواز هیچ وقت نمیذاره
‫حتی نزدیک اون پنل بشم.

567
00:23:08,650 --> 00:23:09,680
‫اون با من.

568
00:23:09,820 --> 00:23:11,700
‫تو هواپیما رو درست کن.

569
00:23:14,200 --> 00:23:17,090
‫کاری نکن پشیمون بشم.

570
00:23:24,160 --> 00:23:26,550
‫مامان؟ یه خبر جدید دارم.

571
00:23:26,720 --> 00:23:28,000
‫برندون فیلم های پل اتصال هواپیما
‫به ترمینال رو

572
00:23:28,000 --> 00:23:29,370
‫با سیستم تشخیص چهره بررسی کرد.

573
00:23:29,500 --> 00:23:31,220
‫چهره مأمور امنیت پروازت
‫با یه نفر مطابقت داره.

574
00:23:31,390 --> 00:23:32,610
‫با کی طرفیم؟

575
00:23:32,710 --> 00:23:34,340
‫تروی بون، مأمور سابق امنیت پرواز.

576
00:23:34,440 --> 00:23:35,400
‫اسمش توی یه پرونده شکایت اومده.

577
00:23:35,530 --> 00:23:37,580
‫پرواز ۴۱۹ هواپیمایی اپکس یادت میاد؟

578
00:23:37,750 --> 00:23:40,680
‫3 سال پیش بالای اقیانوس اطلس سقوط کرد؟
‫کسی زنده نموند؟

579
00:23:40,780 --> 00:23:42,250
‫دخترش توی اون هواپیما بود.

580
00:23:42,420 --> 00:23:43,980
‫بون استعفا داد
‫و از شرکت هواپیمایی شکایت کرد،

581
00:23:44,080 --> 00:23:46,350
‫میگفت تو سیستم های ارتباطی هواپیما
‫صرفه جویی غیرقانونی کرده بودن،

582
00:23:46,350 --> 00:23:48,570
‫ولی اپکس زیر بار نرفت و اونم شکست خورد.

583
00:23:48,570 --> 00:23:50,090
‫اون پدریه که داغ فرزند دیده.

584
00:23:50,090 --> 00:23:50,960
‫تک فرزندش بود؟

585
00:23:51,060 --> 00:23:52,490
‫آره.

586
00:23:52,590 --> 00:23:54,090
‫پس دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.

587
00:23:54,230 --> 00:23:55,760
‫میخواد یه پیام بده،

588
00:23:55,900 --> 00:23:57,740
‫و از اون شرکت هواپیمایی یه عبرت بسازه،

589
00:23:57,750 --> 00:24:00,430
‫تا دیگه اتفاقی که برای دخترش افتاد
‫برای کس دیگه ای تکرار نشه،

590
00:24:00,600 --> 00:24:02,090
‫و برای این کار حاضره جونش رو هم بده.

591
00:24:02,250 --> 00:24:04,340
‫نمیشه باهاش مذاکره کرد.

592
00:24:04,440 --> 00:24:05,870
‫پس میخوای چیکار کنی؟

593
00:24:08,880 --> 00:24:10,590
‫چرا این قضیه رو محرمانه نگه داشتن؟

594
00:24:10,730 --> 00:24:12,080
‫- به خاطر خدماتت.
‫- بیخیال بابا.

595
00:24:12,080 --> 00:24:13,740
‫میخوان جایزه مدیرکل رو بهت بدن.

596
00:24:13,750 --> 00:24:15,120
‫چرا الان؟

597
00:24:15,250 --> 00:24:17,100
‫خب، چون به تنهایی
‫یه توطئه بزرگ رو کشف کردی؟

598
00:24:17,230 --> 00:24:18,920
‫نه. چرا سم آنتوسکا
‫همین الان خودکشی کرد؟

599
00:24:19,050 --> 00:24:22,270
‫فهمید که داریم بهش نزدیک میشیم.

600
00:24:22,440 --> 00:24:24,260
‫مأمورها داشتن خونه
‫و دفترش رو زیر و رو میکردن.

601
00:24:24,390 --> 00:24:26,960
‫یکیو دیده بود.
‫پس چرا خودکشی کرد؟

602
00:24:27,090 --> 00:24:29,730
‫ما مدرک کافی برای بازداشتش نداشتیم.

603
00:24:29,730 --> 00:24:31,730
‫مدرک کافی برای بازداشتش نداشتیم.

604
00:24:31,730 --> 00:24:33,450
‫- حتی انگیزه ای هم نداشتیم.
‫- بابا.

605
00:24:33,450 --> 00:24:34,950
‫6 سال وقت داشت که دوباره تلاش کنه.

606
00:24:35,090 --> 00:24:36,620
‫به همه جا دسترسی داشت.

607
00:24:36,790 --> 00:24:38,280
‫رئیس جمهور بارنز باهاش ناهار خورده.

608
00:24:38,290 --> 00:24:39,610
‫- چرا اون...
‫- بسه دیگه.

609
00:24:39,740 --> 00:24:41,810
‫دیگه چی میخوای؟ گرفتیمش.

610
00:24:41,810 --> 00:24:44,460
‫مغز اون عوضی
‫پاشیده رو سقف مرسدسش.

611
00:24:44,460 --> 00:24:47,640
‫- قضیه پیچیده تر از این حرفاست، جونیور.
‫- تو که نمیدونی.

612
00:24:47,650 --> 00:24:49,480
‫فقط یه حدسی میزنی.

613
00:24:49,480 --> 00:24:51,650
‫میدونی چند بار مجبور شدم ازت دفاع کنم،

614
00:24:51,790 --> 00:24:52,970
‫وقتی بقیه میگفتن وسواس پیدا کردی؟

615
00:24:52,980 --> 00:24:55,320
‫- ولی حق با من بود.
‫- آره، بود.

616
00:24:55,320 --> 00:24:57,860
‫بالاخره یه بار حق با تو بود.

617
00:24:57,960 --> 00:25:00,130
‫ولی بازم نمیتونی بیخیالش بشی.

618
00:25:00,260 --> 00:25:02,660
‫همیشه منتظر بودم یه روزی برسه

619
00:25:02,800 --> 00:25:05,650
‫که این قضیه برات تموم بشه،
‫ولی همچین روزی نیست، نه؟

620
00:25:05,650 --> 00:25:07,670
‫تا وقتی از درون متلاشی نشی،
‫ دست بردار نیستی.

621
00:25:09,330 --> 00:25:10,800
‫- بابا؟
‫- جانم.

622
00:25:10,940 --> 00:25:13,340
‫مامان میخواد باهات حرف بزنه.

623
00:25:13,510 --> 00:25:15,770
‫جین، من اینجام.
‫چه خبر؟ چیکار میتونم برات بکنم؟

624
00:25:15,780 --> 00:25:18,340
‫شرط می بندم روز من از روز تو بدتره.

625
00:25:18,500 --> 00:25:19,500
‫- جدی؟
‫- ببینم چی داری.

626
00:25:19,630 --> 00:25:22,830
‫تو یه هواپیما گیر افتادم
‫که نمیتونه فرود بیاد

627
00:25:23,000 --> 00:25:26,170
‫و جونم رو به یه هکر زبون دراز
‫هم سن و سال بچه هام سپردم.

628
00:25:26,300 --> 00:25:27,500
‫دارم با اشتباهی روبه رو میشم

629
00:25:27,670 --> 00:25:30,840
‫که نزدیک بود زندگی
‫یه آدم مهم رو کاملا نابود کنه،

630
00:25:30,940 --> 00:25:33,690
‫یه جسد، کلی شرمندگی،

631
00:25:33,790 --> 00:25:36,860
‫و یه حس سمج که میگه
‫هنوز این ماجرا تموم نشده.

632
00:25:37,000 --> 00:25:40,020
‫راستی گفتم باید با
‫یه مارشال مسلح هواپیما هم دربیفتم؟

633
00:25:40,030 --> 00:25:41,300
‫کسی که حاضره با هواپیما سقوط کنه

634
00:25:41,300 --> 00:25:44,340
‫چون مطمئنه این کار به نفع همه هست؟

635
00:25:44,470 --> 00:25:46,540
‫فکر کنم یه بطری وودفورد بهت بدهکارم.

636
00:25:46,710 --> 00:25:49,980
‫بازی، ست و مسابقه رو بردی.

637
00:25:50,080 --> 00:25:51,720
‫جین، کاش میتونستم یه کاری بکنم

638
00:25:51,850 --> 00:25:52,980
‫که کمکت کنم.

639
00:25:52,980 --> 00:25:55,870
‫فقط خوشحالم که میتونم باهات حرف بزنم.

640
00:25:56,030 --> 00:25:58,320
‫بعضی وقتا آدم فقط دلش میخواد
‫یکی به حرفاش گوش بده.

641
00:25:58,420 --> 00:26:00,200
‫آره، مگه نه؟

642
00:26:02,520 --> 00:26:05,310
‫اوه، مایک، فکر کنم بالاخره تو کمکم کردی.

643
00:26:06,660 --> 00:26:09,540
‫راستی، میتونی یه کاری برام بکنی؟

644
00:26:09,550 --> 00:26:11,230
‫معلومه. هر کاری باشه.

645
00:26:11,400 --> 00:26:12,880
‫هر اتفاقی که افتاد،

646
00:26:12,880 --> 00:26:15,740
‫حواست باشه بچه ها خوب باشن، باشه؟

647
00:26:15,900 --> 00:26:17,910
‫حتما.

648
00:26:19,710 --> 00:26:20,870
‫و جین، میخوام بدونی که...

649
00:26:20,870 --> 00:26:23,060
‫بعدا سر بطری وودفورد برام تعریف کن.

650
00:26:23,060 --> 00:26:24,380
‫باشه.

651
00:26:30,580 --> 00:26:31,680
‫از پسش برمیاد.

652
00:26:31,690 --> 00:26:34,920
‫تو چی؟ دوباره میخوای
‫دنبال اون معمای حل نشدنی بری؟

653
00:26:35,060 --> 00:26:36,240
‫میدونی، جونیور،

654
00:26:36,240 --> 00:26:38,060
‫وقتی آنتوسکا شلیک کرد،
‫خیلی به هدف نزدیک بود.

655
00:26:38,190 --> 00:26:39,590
‫اون قدر نزدیک که محاله خطا کرده باشه،

656
00:26:39,730 --> 00:26:41,420
‫مگه اینکه عمدا خواسته باشه.

657
00:26:41,590 --> 00:26:42,900
‫آخه چرا باید همچین کاری کنه؟

658
00:26:43,030 --> 00:26:45,420
‫برای خیر و صلاح همه.

659
00:26:45,580 --> 00:26:47,180
‫بون.

660
00:26:48,400 --> 00:26:49,590
‫برو کنار

661
00:26:49,720 --> 00:26:52,590
‫و بذار الیوت کمکمون کنه
‫هواپیما رو فرود بیاریم.

662
00:26:55,240 --> 00:26:56,280
‫تموم شد.

663
00:27:04,940 --> 00:27:06,870
‫وقتی سوخت تموم بشه، تموم میشه.

664
00:27:11,680 --> 00:27:12,340
‫عقب وایسا.

665
00:27:13,560 --> 00:27:14,920
‫اسلحه ات رو بنداز پایین، وگرنه میکشمش.

666
00:27:14,930 --> 00:27:16,590
‫گفتی میذاری برم.

667
00:27:16,600 --> 00:27:18,120
‫قرار نبود هیچوقت زنده از اینجا بری.

668
00:27:18,120 --> 00:27:19,730
‫قرار بود بعد از تموم شدن ماجرا،

669
00:27:19,730 --> 00:27:20,730
‫اسمت رو از لاشه هواپیما بیرون بکشن.

670
00:27:20,730 --> 00:27:23,230
‫من فقط میخوام دوباره خواهرم رو ببینم.

671
00:27:23,240 --> 00:27:25,290
‫من دیگه هیچوقت دخترم رو نمی بینم.

672
00:27:25,290 --> 00:27:26,540
‫تروی،

673
00:27:26,640 --> 00:27:29,270
‫میدونم دخترت تو پرواز ۴۱۹ بود.

674
00:27:30,910 --> 00:27:34,950
‫شرکت اپکس تو سیستم ارتباطی هواپیماش
‫کم کاری کرد و همین باعث سقوط شد.

675
00:27:35,050 --> 00:27:37,800
‫هشدارها جلوی چشمشون بود،
‫ولی کسی نخوندشون.

676
00:27:37,900 --> 00:27:40,630
‫و تو این سه سال...

677
00:27:40,640 --> 00:27:43,960
‫کسی حتی اسمش رو هم به زبون نیاورده.

678
00:27:44,060 --> 00:27:45,390
‫اریکا.

679
00:27:45,490 --> 00:27:47,090
‫تو حق نداری اسمش رو به زبون بیاری.

680
00:27:47,090 --> 00:27:49,590
‫پس خودت... خودت اسمش رو بگو. تو بگو.

681
00:27:52,300 --> 00:27:54,500
‫اونا دختر کوچولوم رو کشتن.

682
00:27:54,670 --> 00:27:55,640
‫بهشون گفتم.

683
00:27:55,800 --> 00:27:58,170
‫رفتم تو دفترهاشون، تو دادگاه هاشون،

684
00:27:58,170 --> 00:28:00,910
‫التماسشون کردم مسئولیتش رو قبول کنن
‫و درستش کنن!

685
00:28:01,010 --> 00:28:03,180
‫ولی کسی گوش نکرد.

686
00:28:04,650 --> 00:28:05,750
‫یه هواپیما سقوط میکنه،

687
00:28:05,850 --> 00:28:08,320
‫و میگن نقص فنی بوده، یه فاجعه بوده.

688
00:28:08,480 --> 00:28:10,660
‫ولی 6 تا چی؟

689
00:28:10,670 --> 00:28:12,980
‫هر اتفاقی که امروز
‫تو تک تک این هواپیماها افتاده،

690
00:28:12,990 --> 00:28:17,450
‫نشون میده سیستم های اپکس ایراد دارن.

691
00:28:17,460 --> 00:28:20,030
‫و وقتی سقوط کنیم،

692
00:28:20,160 --> 00:28:22,490
‫همه دنیا باخبر میشه

693
00:28:22,500 --> 00:28:25,350
‫که با دختر عزیزم، اریکا، چیکار کردن.

694
00:28:25,360 --> 00:28:27,860
‫نه، نباید این جوری تموم بشه.

695
00:28:27,860 --> 00:28:30,530
‫خواهش میکنم بذار ما بریم.
‫الیوت رو هم آزاد کن.

696
00:28:30,530 --> 00:28:32,190
‫بعدش چی؟

697
00:28:32,200 --> 00:28:35,140
‫اسلحه رو میذارم پایین
‫و میشم یه هواپیماربا دیوونه.

698
00:28:35,140 --> 00:28:37,700
‫همه چی رو لاپوشونی میکنن،
‫درست مثل مرگ دخترم.

699
00:28:37,800 --> 00:28:39,110
‫اونوقت من میشم داستان ماجرا، نه اونا.

700
00:28:39,210 --> 00:28:42,580
‫اگه هواپیما سقوط کنه، تضمین میکنم
‫که دیگه کسی درباره دخترت حرف نمیزنه.

701
00:28:42,580 --> 00:28:46,050
‫به عنوان یه تروریست میمیری
‫و دیگه کسی اسم اریکا رو نمیاره.

702
00:28:46,190 --> 00:28:48,390
‫نمیتونم.

703
00:28:48,520 --> 00:28:49,620
‫متأسفم.

704
00:28:51,730 --> 00:28:53,630
‫مجبور بودم این کارو بکنم.

705
00:28:56,560 --> 00:28:59,660
‫الان چی شد؟

706
00:29:04,030 --> 00:29:06,890
‫منم یکیو از دست دادم.

707
00:29:06,900 --> 00:29:09,540
‫پسرم، جک.

708
00:29:09,540 --> 00:29:12,480
‫میدونم غم از دست دادنش

709
00:29:12,580 --> 00:29:14,510
‫با آدم چیکار میکنه.

710
00:29:15,120 --> 00:29:18,540
‫انگار یکی روحت رو از بدنت بیرون کشیده باشه.

711
00:29:19,500 --> 00:29:22,920
‫زندگیم رو ازم گرفت و باعث شد
‫ازدواجم از هم بپاشه.

712
00:29:23,060 --> 00:29:25,660
‫بچه هام رو هم ازم گرفت.

713
00:29:25,760 --> 00:29:28,790
‫خودم ازشون دوری کردم.

714
00:29:28,800 --> 00:29:30,690
‫بین خودمون فاصله انداختم

715
00:29:30,700 --> 00:29:34,770
‫تا دیگه هیچوقت چیزی نداشته باشم
‫که اینقدر از دست دادنش برام سخت باشه.

716
00:29:34,900 --> 00:29:37,940
‫همش به خودم میگم که یه روز راه برگشت
‫به سمتشون رو پیدا میکنم.

717
00:29:38,070 --> 00:29:40,570
‫و الان دارم تلاش میکنم.

718
00:29:42,100 --> 00:29:44,900
‫دارن گوش میدن.
‫میدونم صدام رو میشنون.

719
00:29:46,280 --> 00:29:49,930
‫بون، بهم فرصت میدی
‫که به تلاشم ادامه بدم؟

720
00:29:49,930 --> 00:29:54,780
‫به همه آدم های این هواپیما هم
‫فرصت زندگی میدی؟

721
00:29:54,780 --> 00:29:58,720
‫چه دخترت اینجا باشه،
‫ چه نباشه، تو هنوز پدرشی.

722
00:29:58,730 --> 00:30:01,280
‫میدونی اون عشق چه حسی داره.

723
00:30:01,290 --> 00:30:04,460
‫همه آدم های این هواپیما بچه یکی هستن.

724
00:30:06,270 --> 00:30:08,610
‫تو میخوای یکی جوابگوی
‫ اتفاقی باشه که براش افتاده.

725
00:30:08,620 --> 00:30:10,100
‫من...

726
00:30:10,200 --> 00:30:12,790
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی درکت میکنم.

727
00:30:12,920 --> 00:30:17,600
‫ولی از دست دادن یه نفر نباید باعث بشه
‫آدم های بیشتری رو از دست بدیم.

728
00:30:18,810 --> 00:30:21,280
‫امروز قرار نیست کسی اینجا بمیره.

729
00:30:29,980 --> 00:30:32,160
‫حالا.

730
00:30:35,150 --> 00:30:36,760
‫باشه.

731
00:30:54,950 --> 00:30:56,650
‫همگی، کنترل هواپیما دست ماست.

732
00:31:22,970 --> 00:31:25,690
‫جین؟ هنوز اونجایی؟

733
00:31:25,700 --> 00:31:27,360
‫آره.

734
00:31:27,460 --> 00:31:29,340
‫وقتی فرود اومدم میبینمت.

735
00:32:23,200 --> 00:32:25,700
‫که گفته بودم.

736
00:32:35,970 --> 00:32:37,280
‫آنتوسکا میخواست تیرش خطا بره.

737
00:32:37,420 --> 00:32:38,790
‫جونیور، لازم نیست...

738
00:32:38,920 --> 00:32:40,750
‫حق داشتی که اینقدر پیگیر همه چی باشی،

739
00:32:40,750 --> 00:32:42,940
‫حتی این ماجرا.

740
00:32:43,040 --> 00:32:45,290
‫بارنز از بیشتر نظرها جلو بود.

741
00:32:45,390 --> 00:32:46,420
‫ولی درست قبل از تیراندازی،

742
00:32:46,430 --> 00:32:48,630
‫آروم آروم تو شهرستان مکوم
‫داشت رأی از دست میداد.

743
00:32:48,800 --> 00:32:49,950
‫کارگرها و قشر زحمتکش،

744
00:32:50,050 --> 00:32:51,460
‫همونایی که زودتر از همه رأی میدن
‫و نتیجه رو تو کل کشور عوض میکنن.

745
00:32:51,470 --> 00:32:53,120
‫قرار بود انتخابات بعدی رو ببازه.

746
00:32:53,230 --> 00:32:54,960
‫فقط خودش هنوز خبر نداشت.

747
00:32:54,960 --> 00:32:58,210
‫بعد آنتوسکا شلیک کرد و تیرش خطا رفت
‫و آمارش دوباره بهتر شد.

748
00:32:58,310 --> 00:33:00,070
‫اون سوءقصد نزدیک نبود بارنز رو نابود کنه.

749
00:33:00,170 --> 00:33:01,140
‫نجاتش داد.

750
00:33:01,270 --> 00:33:03,240
‫و سرمایه گذاری
‫ یه حامی مالی بزرگ مثل سم آنتوسکا

751
00:33:03,240 --> 00:33:05,640
‫روی اون هم حفظ شد.

752
00:33:05,770 --> 00:33:08,320
‫بابت حرف های قبلم متأسفم.

753
00:33:08,450 --> 00:33:10,140
‫لازم نیست ازم عذرخواهی کنی.

754
00:33:10,140 --> 00:33:12,490
‫چرا، لازمه.

755
00:33:12,590 --> 00:33:15,640
‫تمام عمرم تو برام یه اسطوره بودی.

756
00:33:15,640 --> 00:33:18,730
‫از بچگی آرزو داشتم کنارت باشم

757
00:33:18,830 --> 00:33:20,140
‫و مثل تو بشم.

758
00:33:20,140 --> 00:33:22,000
‫ولی امروز دیدم که اشتباه کردی،

759
00:33:22,130 --> 00:33:23,500
‫دیدم که مثل بقیه آدم ها
‫بهم ریختی و ضعف نشون دادی،

760
00:33:23,500 --> 00:33:25,140
‫و نتونستم تحملش کنم.

761
00:33:25,150 --> 00:33:27,750
‫مایکا، این شغل رو به خاطر من انتخاب نکن.

762
00:33:28,990 --> 00:33:30,800
‫به خاطر خودت انجامش بده.

763
00:33:32,000 --> 00:33:33,800
‫آره، یه چیزی هست...

764
00:33:33,810 --> 00:33:36,610
‫که هنوز نمیفهمم.

765
00:33:36,610 --> 00:33:38,410
‫آنتوسکا چطور تنهایی از پسش بر اومد؟

766
00:33:38,510 --> 00:33:40,150
‫تنها نبود.

767
00:33:40,310 --> 00:33:42,660
‫یکی از داخل بهش کمک کرده بود.

768
00:33:42,670 --> 00:33:43,710
‫گزارش اولیه پزشکی قانونی

769
00:33:43,820 --> 00:33:46,170
‫درباره جسد آنتوسکا به دستمون رسیده...

770
00:33:46,180 --> 00:33:48,020
‫زیر ناخن هاش سلول های پوستی پیدا کردن.

771
00:33:48,150 --> 00:33:49,490
‫توی ماشین با یکی درگیر شده بود.

772
00:33:49,590 --> 00:33:50,840
‫پس آنتوسکا به قتل رسیده.

773
00:33:51,010 --> 00:33:53,320
‫حالا دنبال کسیم که اونو کشته.

774
00:33:53,330 --> 00:33:55,500
‫- منم باهات میام.
‫- این دفعه نه.

775
00:33:55,600 --> 00:33:57,930
‫مامانت منتظرته. برو پیشش.

776
00:33:58,030 --> 00:33:59,670
‫پس خودت چی؟

777
00:33:59,770 --> 00:34:01,850
‫الان مامانت به بچه هاش نیاز داره.

778
00:34:01,850 --> 00:34:04,330
‫این پرونده رو هم خودم باید ببندم.

779
00:34:12,680 --> 00:34:13,980
‫بقیه هواپیماها چی شدن؟

780
00:34:13,980 --> 00:34:16,150
‫فرود اومدن. همه سالمن.

781
00:34:18,690 --> 00:34:22,020
‫مردم اتفاقی رو که امروز اینجا افتاد،
‫یادشون میمونه.

782
00:34:22,120 --> 00:34:23,820
‫فرصت داری داستانت رو تعریف کنی.

783
00:34:26,730 --> 00:34:29,030
‫میخوام با چند تا از دوستای قدیمیم حرف بزنم

784
00:34:29,130 --> 00:34:31,050
‫و بهشون بگم آخرش چطور کمک کردی.

785
00:34:31,060 --> 00:34:33,500
‫از این به بعد پاتو از گلیمت درازتر نکن،
‫شاید یه روز آزاد بشی.

786
00:34:33,500 --> 00:34:36,470
‫شرط میبندم وقتی اون روز برسه،
‫خواهرت منتظرته.

787
00:34:36,570 --> 00:34:37,770
‫بیا با یه بغل تمومش کنیم؟

788
00:34:37,770 --> 00:34:39,470
‫با تو؟ عمرا.

789
00:34:53,150 --> 00:34:54,920
‫رائول.

790
00:34:55,020 --> 00:34:56,550
‫- سلام.
‫- ممنون که امروز کمک کردی.

791
00:34:56,560 --> 00:34:59,190
‫من باید از تو تشکر کنم
‫که منو وارد ماجرا کردی.

792
00:34:59,190 --> 00:35:00,190
‫همه چی روبه راهه؟

793
00:35:03,260 --> 00:35:06,760
‫تمام عمرم، پدر و مادرم هیچوقت
‫واقعاً ما رو به خودشون راه نمیدادن.

794
00:35:06,770 --> 00:35:09,000
‫همیشه برای کار از خونه فرار میکردن.

795
00:35:09,100 --> 00:35:10,220
‫قبلاً فکر میکردم از روبه رو شدن
‫با مشکلات فرار میکنن،

796
00:35:10,230 --> 00:35:12,260
‫ولی حالا دارم فکر میکنم شاید

797
00:35:12,390 --> 00:35:14,020
‫این روششون برای
‫کنار اومدن با غم بوده؛

798
00:35:14,050 --> 00:35:15,940
‫میذاشتن احساساتشون
‫مسیر خودشون رو طی کنن،

799
00:35:16,040 --> 00:35:17,610
‫به جای اینکه مدام توش غرق بشن.

800
00:35:18,950 --> 00:35:21,350
‫خودمم یه مدته با یه مسئله شخصی درگیرم

801
00:35:21,450 --> 00:35:24,260
‫و...

802
00:35:24,270 --> 00:35:26,580
‫به جای اینکه باهاش روبه رو بشم،
‫خودمو با کار مشغول کردم و ازش فرار کردم.

803
00:35:26,590 --> 00:35:28,090
‫نمیدونم کدوم راه درسته،

804
00:35:28,190 --> 00:35:33,360
‫ولی فکر میکنم وقتشه که
‫به زندگیم ادامه بدم.

805
00:35:37,110 --> 00:35:39,060
‫دوست داری باهام بریم یه چیزی بخوریم؟

806
00:35:41,530 --> 00:35:42,970
‫داری منو به قرار دعوت میکنی؟

807
00:35:43,070 --> 00:35:46,290
‫دارم دعوتت میکنم بریم یه نوشیدنی بخوریم.

808
00:35:46,300 --> 00:35:48,740
‫آره، هر وقت بخوای.

809
00:35:55,310 --> 00:35:57,140
‫خیلی خوش گذشت.

810
00:35:57,240 --> 00:35:59,420
‫بازم من و تو توی میدون عملیات بودیم.

811
00:35:59,420 --> 00:36:00,920
‫دلم براش تنگ شده بود.

812
00:36:00,920 --> 00:36:02,490
‫منم همین طور.

813
00:36:03,660 --> 00:36:05,650
‫راستی، هنوز پایه ای
‫این هفته همدیگه رو ببینیم؟

814
00:36:05,650 --> 00:36:08,320
‫میتونیم ناهار بخوریم
‫ و از خاطرات قدیم کابل بگیم.

815
00:36:08,450 --> 00:36:09,820
‫آره، خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم.

816
00:36:09,820 --> 00:36:12,320
‫منم... مگان، دوست دخترم رو میارم.

817
00:36:12,460 --> 00:36:14,670
‫عاشقش میشی.
‫همه عاشقش میشن.

818
00:36:14,770 --> 00:36:16,000
‫آره، حتماً.

819
00:36:16,140 --> 00:36:18,000
‫ببینم ناتاشا آزاده یا نه.
‫چهار نفری میریم.

820
00:36:18,170 --> 00:36:19,940
‫چه خوب.

821
00:36:22,610 --> 00:36:24,840
‫- میبینمت، راس.
‫- فعلاً.

822
00:36:34,290 --> 00:36:36,090
‫فقط یه هواپیماربایی
‫با 6 تا هواپیما لازم بود

823
00:36:36,190 --> 00:36:37,690
‫تا مامان درباره احساساتش حرف بزنه.

824
00:36:37,690 --> 00:36:38,790
‫انگار خودمون خیلی بهتر بودیم!

825
00:36:38,790 --> 00:36:40,290
‫امروز سر بابا داد زدم و فهمیدم

826
00:36:40,290 --> 00:36:42,530
‫چون کل زندگیم رو بر اساس
‫اون و کارش ساخته بودم.

827
00:36:42,630 --> 00:36:44,020
‫تازه الان فهمیدی؟

828
00:36:44,020 --> 00:36:46,300
‫باشه، منم با غرق کردن خودم توی کار

829
00:36:46,300 --> 00:36:47,950
‫سعی میکردم از درد فرار کنم.

830
00:36:47,950 --> 00:36:49,830
‫شما دوتا دقیقاً کپی پدر و مادرتونین، نه؟

831
00:36:49,840 --> 00:36:51,150
‫حداقل تو خوب از آب دراومدی.

832
00:36:51,150 --> 00:36:52,530
‫مگه نه، داداش کوچیکه؟

833
00:36:52,530 --> 00:36:53,960
‫آره، همینطوره.

834
00:37:07,200 --> 00:37:08,700
‫رول دارچینی و پرنده ها، دوباره از اول؟

835
00:37:08,710 --> 00:37:10,390
‫آره.

836
00:37:19,730 --> 00:37:21,860
‫بابا یه کاری داشت که باید انجام میداد.

837
00:37:23,040 --> 00:37:24,530
‫اشکالی نداره.

838
00:37:26,210 --> 00:37:27,540
‫بریم.

839
00:37:27,640 --> 00:37:28,500
‫- آره؟
‫- آره.

840
00:37:28,510 --> 00:37:29,670
‫- آماده ای؟
‫- فکر خوبیه.

841
00:37:37,200 --> 00:37:39,750
‫- مایک، این دیوونگیه.
‫- نه، نیست.

842
00:37:39,850 --> 00:37:42,760
‫اون سوءقصد فقط یه نمایش بود، داریل،

843
00:37:42,860 --> 00:37:44,320
‫تا بارنز یه دوره دیگه رئیس جمهور بمونه.

844
00:37:44,420 --> 00:37:45,570
‫مایک، اینا همش حدس و گمانه.

845
00:37:45,580 --> 00:37:47,890
‫نه، این واقعیه و وحشتناکه.

846
00:37:49,200 --> 00:37:51,760
‫برای اینکه یه نقشه به این تمیزی اجرا بشه،

847
00:37:51,860 --> 00:37:55,250
‫به یه مقام ارشد و بانفوذ نیاز بود
‫که بتونه کسی مثل آنتوسکا رو جذب کنه،

848
00:37:55,350 --> 00:37:56,920
‫6 سال قضیه رو پنهان نگه داره،

849
00:37:57,020 --> 00:37:59,400
‫و وقتی بهش نزدیک شدیم،
‫سر و ته ماجرا رو هم بیاره.

850
00:37:59,410 --> 00:38:01,910
‫منظورت از سر و ته
‫ماجرا هم آوردن، آنتوسکاست؟

851
00:38:01,930 --> 00:38:02,760
‫آره.

852
00:38:02,760 --> 00:38:05,430
‫یکی کشتش تا ساکتش کنه.

853
00:38:05,530 --> 00:38:08,210
‫پزشکی قانونی زیر ناخن هاش
‫ سلول های پوستی پیدا کرده.

854
00:38:08,210 --> 00:38:10,260
‫توی ماشین با قاتلش درگیر شده بوده.

855
00:38:10,270 --> 00:38:11,940
‫یکی زودتر از ما بهش رسیده بود،

856
00:38:11,940 --> 00:38:14,610
‫کسی که دقیقاً میدونست
‫کِی داریم به حقیقت نزدیک میشیم.

857
00:38:14,610 --> 00:38:18,690
‫داری میگی توی سازمان خودمون
‫یه توطئه در جریانه.

858
00:38:18,790 --> 00:38:20,440
‫به یه نوشیدنی نیاز داری.

859
00:38:21,630 --> 00:38:23,760
‫توی سازمان خودمون، داریل.

860
00:38:25,230 --> 00:38:27,770
‫تو 6 سال پیش مسئول
‫تیم حفاظتی اون روز بودی.

861
00:38:39,580 --> 00:38:42,140
‫میدونی همیشه چی بارنز رو
‫برام دوست داشتنی میکرد؟

862
00:38:42,240 --> 00:38:44,320
‫اون مرد بلد بود حرف بزنه،

863
00:38:44,420 --> 00:38:45,810
‫جوری که جذبش بشی،

864
00:38:45,810 --> 00:38:47,820
‫و حس کنی داری بخشی
‫ از یه چیز بزرگتر از خودت میشی.

865
00:38:47,950 --> 00:38:49,970
‫و برای همچین هدفی،

866
00:38:49,970 --> 00:38:52,470
‫باید به خاطر خیر و صلاح همه
‫از یه چیزایی بگذری.

867
00:38:52,480 --> 00:38:54,890
‫من و تو اونقدرها هم
‫با هم فرق نداریم، مایک.

868
00:38:54,990 --> 00:38:56,470
‫هردومون دوستش داشتیم.

869
00:38:56,530 --> 00:38:59,310
‫هردومون بهش ایمان داشتیم.

870
00:38:59,320 --> 00:39:01,480
‫حالا میخوای گوشی رو برداری و به قهرمانت بگی

871
00:39:01,480 --> 00:39:03,320
‫که تمام میراثش یه دروغ بوده؟

872
00:39:03,420 --> 00:39:05,510
‫و اعتبار خودت رو هم باهاش نابود کنی؟

873
00:39:05,610 --> 00:39:07,270
‫بعد از این همه سال؟

874
00:39:13,110 --> 00:39:15,680
‫تو ساتکلیف رو کشتی، مگه نه؟

875
00:39:15,820 --> 00:39:18,820
‫و آنتوسکا رو هم برای بهتر شدن
‫آمار رأی بارنز توی شهرستان مکوم.

876
00:39:18,920 --> 00:39:21,500
‫من به کسی دست نزدم.

877
00:39:21,500 --> 00:39:23,510
‫آدم های درست رو توی جای درست گذاشتم

878
00:39:23,510 --> 00:39:25,180
‫و گذاشتم کشور به چیزی که لازم داشت برسه.

879
00:39:25,180 --> 00:39:26,690
‫این وظیفه منه.

880
00:39:26,830 --> 00:39:28,180
‫من بیشتر از تو توی تمام دوران کارت

881
00:39:28,190 --> 00:39:30,450
‫از اون مرد محافظت کردم.

882
00:39:32,350 --> 00:39:35,170
‫خب، مایک،

883
00:39:35,270 --> 00:39:38,180
‫میخوای همه چی رو به آتیش بکشی؟

884
00:39:38,190 --> 00:39:41,970
‫یا با دروغی زندگی کنی
‫که این کشور بهش نیاز داره؟

885
00:40:03,560 --> 00:40:05,890
‫بالاخره میان دنبالم.

886
00:40:05,990 --> 00:40:06,900
‫احتمالاً همین الان تو راهن.

887
00:40:06,900 --> 00:40:09,430
‫کسی نمیاد نجاتت بده، مأمور.

888
00:40:09,440 --> 00:40:10,900
‫خیلی بامزه بود،

889
00:40:11,000 --> 00:40:13,890
‫اینکه ادای کارآگاه ها رو در می آوردی.

890
00:40:13,990 --> 00:40:15,300
‫واقعاً فکر کردی از من جلوتری،

891
00:40:15,310 --> 00:40:18,560
‫ولی خودم تک تک سرنخ ها رو گذاشتم جلوت.

892
00:40:19,710 --> 00:40:22,370
‫خودت دنبالم اومدی و رسیدی به همین اتاق.

893
00:40:23,720 --> 00:40:25,880
‫کارم برات همین قدر راحت بود.

894
00:40:27,670 --> 00:40:29,570
‫هر وقت بخوام میتونم بهت دسترسی پیدا کنم،

895
00:40:29,570 --> 00:40:33,380
‫هر وقت بخوام میتونم بهت آسیب بزنم.

896
00:40:34,730 --> 00:40:37,890
‫هر وقت بخوام میتونم به عزیزات صدمه بزنم.

897
00:40:39,770 --> 00:40:42,100
‫خانواده...

898
00:40:42,100 --> 00:40:44,770
‫یه باره، مگه نه؟

899
00:40:44,870 --> 00:40:46,110
‫مخصوصاً وقتی یکی از پدر و مادرت مریض باشه.

900
00:40:46,210 --> 00:40:49,370
‫از مادرم دور بمون.

901
00:40:49,380 --> 00:40:51,270
‫اگه میخوای به یکی آسیب بزنی، به خودم بزن.

902
00:40:51,270 --> 00:40:53,240
‫بیا، انجامش بده!

903
00:40:54,780 --> 00:40:56,310
‫فقط اگه مجبورم کنی.

904
00:40:56,320 --> 00:40:58,270
‫- چی میخوای؟
‫- سکوت.

905
00:40:58,280 --> 00:41:00,220
‫ساکت میمونی.

906
00:41:00,220 --> 00:41:02,520
‫کاری میکنی کسی نفهمه من زنده ام،

907
00:41:02,620 --> 00:41:05,730
‫مخصوصاً خانواده خودم.

908
00:41:05,830 --> 00:41:07,690
‫اگه این کارو نکنم چی؟

909
00:41:07,790 --> 00:41:10,780
‫میخوای باهام چیکار کنی؟
‫حالا چی میشه؟

910
00:41:10,780 --> 00:41:11,940
‫اوه...

911
00:41:13,960 --> 00:41:16,970
‫جوابش ساده هست.

912
00:41:25,380 --> 00:41:27,810
‫فرار کن.

913
00:41:28,380 --> 00:41:48,380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
