WEBVTT

00:05.270 --> 00:06.670
‫- نگاه کن، دستکشه.
‫- بابا درست میگفت.

00:06.770 --> 00:08.150
‫ساتکلیف تیرانداز نیست.

00:08.320 --> 00:10.490
‫- کمتر از چیزی که یادمه جواهر داری.
‫- وقتش رسیده بود.

00:10.620 --> 00:13.970
‫فکر کنم یادم رفته بود میتونم
‫به یکی غیر از اعضای خانواد‌م تکیه کنم.

00:13.980 --> 00:15.330
‫هر وقت بخوای میتونی روی من حساب کنی.

00:17.110 --> 00:19.160
‫- سلام.
‫- براندون هیز هستم، از آژانس امنیت ملی.

00:19.260 --> 00:21.000
‫بیشتر از 30 ساله که با هم ازدواج کردیم.

00:21.100 --> 00:22.180
‫خب، نباید اینطور باشه.

00:22.320 --> 00:23.580
‫چرا عکس دیوید رو داری؟

00:23.590 --> 00:24.980
‫این مرد، دیویده؟

00:24.990 --> 00:26.080
‫میتونی شماره تلفنش رو بهم بدی،

00:26.090 --> 00:28.690
‫یا هر اطلاعاتی که ازش داری؟

00:30.000 --> 00:41.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:46.000 --> 00:53.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:53.780 --> 00:55.130
‫خانم‌ها و آقایون، کاپیتان صحبت میکنه.

00:55.130 --> 00:57.190
‫بابت تکان ‌های هوا عذر میخوایم.

00:57.290 --> 00:59.390
‫تا چند دقیقه دیگه از این منطقه رد میشیم.

00:59.520 --> 01:01.210
‫چراغ کمربند ایمنی رو روشن میکنیم،

01:01.310 --> 01:02.710
‫پس لطفاً سر جاتون بمونید

01:02.810 --> 01:05.560
‫و کمربند ایمنیتون رو ببندید.

01:26.750 --> 01:27.740
‫آقا؟

01:27.840 --> 01:30.400
‫اون تو همه‌ چی مرتبه؟

01:30.500 --> 01:32.740
‫آهای؟ چراغ کمربند ایمنی...

01:32.750 --> 01:34.090
‫اوه.

01:34.090 --> 01:36.220
‫توی این هواپیما بمب کار گذاشتن!

01:36.360 --> 01:37.890
‫- توی این هواپیما بمب کار گذاشتن.
‫- هی!

01:41.210 --> 01:42.930
‫- دستش رو بگیر!
‫- نه! باید بذارید انجامش بدم!

01:45.300 --> 01:48.070
‫باورم نمیشه پیچوندی و نیومدی
‫رول دارچینی خونگی بخوریم

01:48.170 --> 01:49.270
‫و فیلم‌های هیچکاک رو پشت سر هم ببینیم.

01:49.400 --> 01:50.940
‫خودت میدونی هیچی رو بیشتر از این دوست ندارم

01:51.070 --> 01:52.910
‫که روی مبل بشینم و با تو فیلم ببینم،

01:53.010 --> 01:54.010
‫ولی امروز باید کار کنم.

01:54.090 --> 01:55.240
‫آخر هفته؟

01:55.240 --> 01:59.260
‫از وقتی لوگان مُرده، اضطراب یکشنبه‌ شبم
‫افتاده به جون شنبه‌ هام هم.

01:59.430 --> 02:01.920
‫خب، اگه مجبور نبودم یه دوست قدیمیرو

02:02.080 --> 02:05.450
‫به زندان فدرال کولمن برسونم، می ‌اومدم.

02:05.450 --> 02:07.780
‫حالا با خلافکارا می ‌پلکی؟

02:07.780 --> 02:08.920
‫فقط با همین یکی.

02:09.060 --> 02:10.440
‫الیوت بلوم، همون پسری که تو 19 ‌سالگی

02:10.580 --> 02:13.780
‫فقط برای اینکه ثابت کنه میتونه،
‫پایگاه اطلاعاتی حفاظت از شاهدها رو هک کرد.

02:13.880 --> 02:16.470
‫مجبور شدی 40 تا خانواده رو
‫تو یه شب جابه‌جا کنی.

02:16.600 --> 02:19.120
‫الیوت زیاد زندان عوض میکنه.

02:19.250 --> 02:21.950
‫دولت مدام جابه‌جاش میکنه
‫تا حفره‌هایی رو ببنده

02:22.050 --> 02:24.040
‫که اون اونقدر باهوشه پیداشون کنه.

02:24.140 --> 02:28.610
‫ولی موقع انتقال، دو بار از دستم در رفته.

02:28.740 --> 02:30.300
‫اگه میخوای کاری درست انجام بشه...

02:30.460 --> 02:31.730
‫منم فکر میکردم شاید

02:31.730 --> 02:34.450
‫به خاطر اینه که زیادی با من وقت میگذرونی.

02:34.580 --> 02:36.640
‫اوه، نه.
‫اجاق گاز آتیش گرفت.

02:36.640 --> 02:39.300
‫- یه لحظه صبر کن.
‫- یه کم حواسم پرت شد.

02:39.400 --> 02:42.150
‫میپرسیدم میخوای درددل کنی یا نه،
‫ولی جوابش رو از قبل میدونم.

02:42.150 --> 02:43.570
‫بار سوم که پرسیدم

02:43.580 --> 02:45.960
‫میخوای درباره جداییت از تری حرف بزنی،
‫چی گفتی؟

02:46.090 --> 02:47.460
‫- اون دیگه گذشته‌ هست.
‫- اون دیگه گذشته هست.

02:47.460 --> 02:48.910
‫- بهتره همون‌جا بمونه.
‫- بهتره همون‌جا بمونه.

02:48.910 --> 02:51.000
‫چیزی که توی این خانواده
‫از همه بیشتر دوست دارم،

02:51.130 --> 02:53.140
‫اینه که میتونی صمیمی بشی،
‫ولی نه خیلی صمیمی.

02:53.270 --> 02:54.300
‫من مادرتم.

02:54.440 --> 02:56.070
‫لازم نیست از همه جزئیات
‫زندگیم خبر داشته باشی.

02:56.070 --> 02:58.660
‫با این حال، یه جوریه که
‫وقتی من همینو بهت میگم...

02:58.820 --> 03:01.170
‫رسیدیم به هواپیما. باید برم.

03:01.180 --> 03:02.480
‫پرواز خوبی داشته باشی.

03:02.580 --> 03:04.810
‫خداحافظ.

03:30.660 --> 03:31.820
‫این سفر فقط بهونه‌ایه

03:31.860 --> 03:33.340
‫که از وقت گذروندن با خانواده فرار کنی، جین؟

03:33.480 --> 03:35.160
‫بین تو و مایک هم همین اتفاق افتاد؟

03:35.210 --> 03:36.300
‫هنوز از هم جدا زندگی میکنید،

03:36.300 --> 03:37.340
‫یا بالاخره برگه‌ها رو امضا کردید؟

03:37.350 --> 03:38.700
‫اوه، پس حسابی منو زیر نظر داشتی.

03:38.800 --> 03:39.960
‫عجیبه آدم از پشت کامپیوتر زندان

03:39.970 --> 03:41.720
‫چه کارهایی که نمیتونه بکنه.

03:41.850 --> 03:43.370
‫جین هالینگزورث، مارشال ایالات متحده.

03:43.470 --> 03:44.540
‫و اینم زندانی منه.

03:44.640 --> 03:45.850
‫الیوت بلوم، هکر.

03:45.990 --> 03:48.040
‫من مارشال هوایی فدرال این پروازم.

03:48.140 --> 03:49.540
‫میتونی نوریس صدام کنی.

03:49.670 --> 03:51.620
‫- مارشال هالینگزورث.
‫- از آشناییتون خوشوقتم.

03:51.630 --> 03:53.640
‫اگه شروع کرد دردسر درست کردن،
‫من همون‌جا هستم،

03:53.650 --> 03:55.190
‫ولی فعلاً که به نظر نمیاد دردسرساز باشه.

03:55.200 --> 03:56.730
‫میتونم با کد بکشمت.

03:59.520 --> 04:00.550
‫صندلی وسط.

04:00.650 --> 04:02.570
‫- صندلی وسط؟
‫- صندلی وسط.

04:02.670 --> 04:03.950
‫میبینم حسابی خرج کردی.

04:05.780 --> 04:07.780
‫"سرویس مخفی"
‫"بخش حفاظت از ریاست جمهوری"

04:13.400 --> 04:15.710
‫چرا خواستی اینجا منو ببینی؟
‫نمیتونستی زنگ بزنی؟

04:15.720 --> 04:17.120
‫باید خودت اینو ببینی.

04:17.150 --> 04:18.420
‫چیو ببینم؟

04:18.520 --> 04:19.590
‫حق با تو بود.

04:19.720 --> 04:20.850
‫هویت، ساتکلیف،

04:20.860 --> 04:23.260
‫رئیس‌جمهور سابق، بارنز رو
‫هدف گلوله قرار نداده بود.

04:23.360 --> 04:26.890
‫تصاویر اون روز رو
‫با هوش مصنوعی بررسی کردیم.

04:26.900 --> 04:29.400
‫اون مردی رو که دستکش پوشیده میبینی؟

04:29.500 --> 04:31.250
‫اون روز هوا حدود 27 درجه بود
‫و بارون می ‌اومد.

04:31.350 --> 04:32.590
‫اینم همون مرده

04:32.590 --> 04:35.090
‫که چند لحظه قبل از شلیک
‫پشت سر ساتکلیف میره.

04:35.100 --> 04:36.840
‫و اینجا هم میبینیش

04:36.940 --> 04:38.780
‫که چند لحظه بعد اسلحه رو کنارش میندازه.

04:38.870 --> 04:41.440
‫سم آنتوسکا، از حامیان قدیمی بارنز.

04:41.580 --> 04:42.740
‫آنتوسکا؟

04:42.880 --> 04:44.580
‫چند بار توی مراسم ‌های بارنز
‫باهاش دست دادم.

04:44.580 --> 04:46.600
‫این همون آدمیه که میخواسته ترورش کنه؟

04:46.610 --> 04:48.530
‫چرا یکی از دوستای بارنز باید بخواد بکشتش؟

04:48.530 --> 04:50.770
‫نمیدونیم، ولی...

04:50.780 --> 04:52.520
‫اوضاع از اینم بدتره.

04:52.620 --> 04:55.260
‫تو بودی که اون روز
‫صلاحیت آنتوسکا رو تأیید کردی.

04:57.890 --> 04:59.620
‫من آنتوسکا رو جلوی بارنز قرار دادم؟

04:59.620 --> 05:01.260
‫- هر کسی جای تو بود همین کار رو میکرد.
‫- اون دوست بارنزه.

05:01.360 --> 05:02.800
‫اشتباه غیرعمدی بود.

05:02.900 --> 05:04.560
‫ما حق نداریم اینجوری اشتباه کنیم.

05:04.570 --> 05:05.930
‫یه مشکل بزرگتر هم هست.

05:06.070 --> 05:07.460
‫اسم آنتوسکا توی فهرست مهمونای

05:07.460 --> 05:09.870
‫ناهار امروز بارنز توی کتابخونه هست.

05:09.970 --> 05:11.110
‫پس همین حالا میگیریمش.

05:11.240 --> 05:12.470
‫نتونستم پیداش کنم.

05:12.470 --> 05:13.610
‫تازه، حتی اگه پیداش هم کنی،

05:13.740 --> 05:15.130
‫با یه عکس دستکاری‌ شده
‫مربوط به 6 سال پیش،

05:15.290 --> 05:17.110
‫یه پرونده مختومه و یه تیرانداز که مُرده،

05:17.250 --> 05:18.950
‫هیچ دادستان فدرالی
‫این پرونده رو قبول نمیکنه.

05:19.050 --> 05:20.150
‫چرا حالا پیداش شده؟

05:20.280 --> 05:22.280
‫6 سال وقت داشته کار رو تموم کنه.

05:22.420 --> 05:24.310
‫شاید اصلاً قصد نداشته دوباره تلاش کنه.

05:24.310 --> 05:27.080
‫فقط این مدت دور و برمون بوده،
‫انگار نه انگار اتفاقی افتاده.

05:27.090 --> 05:28.890
‫یا شاید از اینکه بار اول خراب کرده
‫اونقدر ترسیده بوده

05:28.890 --> 05:31.310
‫که این‌همه طول کشیده تا جرئت کنه
‫دوباره امتحان کنه.

05:31.320 --> 05:32.460
‫بهش فکر کن.

05:32.590 --> 05:33.980
‫مراسم بریدن روبان
‫پر از مأمور و خبرنگار بود.

05:33.980 --> 05:35.300
‫این برنامه خصوصی برگزار میشه.

05:35.430 --> 05:37.330
‫امنیتش خیلی کمتره.

05:37.470 --> 05:39.990
‫میخوای چی کار کنی، بابا؟

05:40.120 --> 05:43.150
‫ممنون که هر دوتون
‫این موضوع رو بهم خبر دادید.

05:43.320 --> 05:45.140
‫صبر کن، پس ما چی؟
‫ما بودیم که موضوع رو آوردیم پیشت.

05:45.240 --> 05:46.790
‫- مگه نباید...
‫- بذار خودش ادامه‌ بده.

05:46.790 --> 05:48.640
‫6 سال گفت ساتکلیف تیرانداز نیست،

05:48.640 --> 05:49.810
‫ولی کسی گوش نکرد.

05:49.950 --> 05:52.810
‫امروز فرصت داره ثابتش کنه.

05:52.950 --> 05:54.980
‫نه‌تنها یه مارشال فدرال

05:54.980 --> 05:57.850
‫توی دفترمون کشته شده،
‫بلکه به بن ‌بست هم رسیدیم.

05:57.990 --> 05:59.750
‫شرط میبندم گروه ویژه رو منحل میکنن

05:59.860 --> 06:01.680
‫و همه‌چی رو میسپارن دست FBI.

06:01.820 --> 06:04.010
‫خود FBI ما رو توی یه مرکز خرید جا داد،

06:04.110 --> 06:06.700
‫جایی که کانال برگشت هواش
‫با مطب دندون‌پزشکی مشترک بود.

06:06.830 --> 06:08.610
‫هر کسی یه نردبون داشت
‫میتونست بره توی سقف کاذب.

06:08.610 --> 06:10.130
‫از همون روز اول معلوم بود
‫اونجا به درد نمیخوره.

06:10.130 --> 06:11.850
‫سعی میکنم مجبورشون کنم
‫یه جای جدید بگیرن.

06:11.950 --> 06:14.190
‫ولی نمیتونم دوباره به بالادستی ‌ها بگم

06:14.320 --> 06:15.540
‫داریم روش کار میکنیم.

06:15.670 --> 06:17.510
‫باید یه اسم بهشون بدیم.

06:17.610 --> 06:19.010
‫اسمیداری؟

06:19.110 --> 06:20.360
‫دارم روی یه نظریه کار میکنم،

06:20.530 --> 06:22.680
‫ولی تا مطمئن نشم نمیتونم به کسی بگمش.

06:22.810 --> 06:24.130
‫اگه تا آخر هفته نتونی یه اسم بدی،

06:24.130 --> 06:25.510
‫یکیو پیدا میکنن که بتونه.

06:48.800 --> 06:50.500
‫هواپیما رو گشتیم، هیچ بمبی توش نیست.

06:50.510 --> 06:52.710
‫خب چرا برای یه بمب خیالی چاشنی ساخته؟

06:52.840 --> 06:54.210
‫نقشه‌ چی بوده؟

06:54.340 --> 06:56.040
‫اداره هوانوردی میگه اتفاق ‌های مشابهی

06:56.140 --> 06:57.400
‫توی 4 هواپیمای دیگه هم افتاده.

06:57.530 --> 06:59.040
‫- بمب ‌های بیشتر؟
‫- نه.

06:59.050 --> 07:01.580
‫توی یکی از هواپیماها، یه مسافر
‫هشدار افت فشار کابین رو فعال کرده.

07:01.720 --> 07:03.890
‫توی یکی دیگه، آژیر دود رو به صدا درآورده.

07:04.020 --> 07:05.240
‫یکی برق کابین رو قطع کرده.

07:05.340 --> 07:06.380
‫یکی هم به کابین خلبان حمله کرده.

07:06.390 --> 07:09.250
‫همشون توی 20 دقیقه گذشته اتفاق افتادن،
‫همه هم پروازهای شرکت اپکس ایرویز بودن.

07:09.250 --> 07:11.390
‫منم سهمم رو انجام دادم.

07:13.080 --> 07:16.560
‫میگی سم آنتوسکا، دوست قدیمی من،

07:16.700 --> 07:20.090
‫که بخش بزرگی
‫ از هزینه‌های انتخاب دوبارم رو داد،

07:20.220 --> 07:22.920
‫سعی کرده منو بکشه
‫و شاید دوباره هم تلاش کنه؟

07:23.020 --> 07:25.760
‫مطمئن نیستیم امروز هم نقشه‌ای داشته باشه،

07:25.920 --> 07:27.740
‫ولی پیداش نمیکنیم و این نگرانمون کرده.

07:27.880 --> 07:29.260
‫باید ناهار رو لغو کنیم.

07:29.360 --> 07:30.780
‫در مورد اون اتفاق قدیمی، قربان،

07:30.880 --> 07:32.780
‫من بودم که اون روز آنتوسکا رو تأیید کردم.

07:32.880 --> 07:34.950
‫از کجا میتونستی بدونی؟

07:35.050 --> 07:37.270
‫از وقتی نامزد مجلس شدم، ازم حمایت کرده.

07:37.370 --> 07:38.600
‫مطمئنی؟

07:38.700 --> 07:40.660
‫نمیتونیم جونت رو به خطر بندازیم.

07:40.720 --> 07:42.790
‫اگه هدفش کشتن من بوده،

07:42.890 --> 07:44.760
‫تا حالا فرصت داشته.

07:44.760 --> 07:47.960
‫ولی اگه نگرانید، چرا همین حالا
‫وادارش نمیکنیم از مخفیگاهش بیاد بیرون؟

07:48.100 --> 07:49.930
‫همین که به در رسید، میگیریمش.

07:50.030 --> 07:51.970
‫یه بار گذاشتم اون مرد زیادی بهم نزدیک بشه.

07:52.100 --> 07:53.270
‫دوباره این اشتباه رو نمیکنم.

07:53.370 --> 07:55.630
‫پس بذار این آخرین بار باشه.

07:55.640 --> 07:57.290
‫براش تله بذارید و قضیه رو تموم کنید.

07:57.390 --> 07:59.200
‫نمیخوام بقیه دوران بازنشستگیم رو

07:59.210 --> 08:00.610
‫مدام پشت سرم رو نگاه کنم.

08:00.740 --> 08:01.710
‫حق با ایشونه، بابا.

08:01.810 --> 08:03.300
‫اگه امروز رو لغو کنیم، غیبش میزنه.

08:03.400 --> 08:04.980
‫شاید دیگه فرصتی گیرمون نیاد.

08:04.980 --> 08:06.970
‫وقتی گرفتیش،

08:07.100 --> 08:08.300
‫که حتماً میگیریش،

08:08.430 --> 08:11.780
‫میخوام توی چشم‌هاش نگاه کنم
‫ و ازش بپرسم چرا.

08:11.790 --> 08:13.660
‫منم همین رو میخوام، قربان.

08:16.140 --> 08:18.650
‫میشه یه بسته بادوم ‌زمینی
‫و یه لیوان شراب کابرنه بهم بدید؟

08:18.750 --> 08:20.790
‫اگه بیت‌ کوین قبول نمیکنن،
‫بعداً پولتون رو میدم.

08:43.020 --> 08:44.820
‫همینجا بمون.

08:44.920 --> 08:46.340
‫- ازم دور شو.
‫- آقا! آقا!

08:46.500 --> 08:48.120
‫اینجا اجازه نداری بیای.
‫داری چی کار میکنی؟

08:48.850 --> 08:50.010
‫- آقا!
‫- هی، داری چی کار میکنی؟

08:50.020 --> 08:50.990
‫نه، نه، نه!

08:51.090 --> 08:52.360
‫هی!

08:55.530 --> 08:58.670
‫- این چیه؟
‫- اون دیگه چیه؟

09:04.310 --> 09:05.840
‫- کابین خلبان.
‫- مارشال هوایی نوریس هستم.

09:05.840 --> 09:07.680
‫یه مسافر همین الان یه وسیله
‫توی بخش تجهیزات الکترونیکی گذاشت.

09:07.780 --> 09:09.190
‫با چی طرفیم؟

09:09.330 --> 09:11.850
‫با این هواپیما چی کار کردی؟

09:11.980 --> 09:13.180
‫چی کار کردی؟ جواب بده!

09:13.180 --> 09:14.200
‫اطلاعات همه ابزارهاشون رو از دست دادن.

09:14.300 --> 09:16.550
‫از تمام دستگاه‌های هواپیما
‫هیچ داده‌ای دریافت نمیکنن.

09:17.640 --> 09:19.380
‫داریم کورکورانه پرواز میکنیم.

09:19.380 --> 09:22.560
‫- یعنی...
‫- نمیتونیم هواپیما رو فرود بیاریم.

09:22.580 --> 09:25.580
‫[ خط آتش ]
‫قسمت ششم

09:30.670 --> 09:33.890
‫اندرو، کس دیگه‌ای هم باهات همکاری میکنه؟

09:34.050 --> 09:37.390
‫وسیله دیگه‌ای هم توی هواپیما هست؟

09:37.520 --> 09:39.720
‫کابین خلبان میگه
‫سیستم‌های الکترونیکی به‌ هم ریختن.

09:39.820 --> 09:40.880
‫همه اطلاعات غلطه.

09:40.980 --> 09:41.970
‫فعلاً تونسته هواپیما رو ثابت نگه داره،

09:41.980 --> 09:43.170
‫ولی بدون ابزارها داره پرواز میکنه،

09:43.180 --> 09:44.730
‫پس باید منتظر تکون‌های شدیدتر باشیم.

09:44.900 --> 09:47.070
‫هر چی میخوای، الان وقتشه.

09:47.200 --> 09:50.070
‫خدمات داخل پرواز قراره
‫خیلی بدتر از این بشه.

09:50.080 --> 09:52.920
‫حتی اگه نتونه خرابی سیستم‌ها رو درست کنه،
‫فرقی نمیکنه.

09:53.050 --> 09:56.910
‫میتونی درستش کنی، اندرو؟
‫میتونی این وضع رو برگردونی؟

09:56.920 --> 09:59.580
‫من سهمم رو انجام دادم.

09:59.710 --> 10:01.310
‫چی توی سرته؟

10:01.330 --> 10:02.390
‫فکر کنم یکیو میشناسم

10:02.400 --> 10:04.260
‫که مهارت‌های لازم رو داره.

10:04.270 --> 10:06.400
‫داریم وارد منطقه‌ای
‫با هوای ناآرام‌تر میشیم.

10:06.570 --> 10:08.070
‫همه باید همین حالا سر جاتون بشینید.

10:08.170 --> 10:09.430
‫مهماندارها هم میتونن بشینن.

10:09.430 --> 10:10.760
‫هوا ناآرومه.

10:10.760 --> 10:12.440
‫مشکل چیه، مأمورا؟

10:12.540 --> 10:13.760
‫مشکل سیستم‌ های الکترونیکی هواپیماست.

10:13.890 --> 10:15.850
‫امیدواریم بدونی چطور درستشون کنی.

10:15.860 --> 10:17.430
‫- این مشکل سخت‌افزاریه.
‫- من فقط نرم‌افزار کار میکنم.

10:17.440 --> 10:20.010
‫مثل اینه از یه جراح
‫بخوای ماشین تعمیر کنه.

10:20.120 --> 10:21.610
‫- وای ‌فای چطوره؟
‫- کار نمیکنه.

10:21.740 --> 10:24.790
‫ارتباطات کابین رو از کار انداخته؛
‫وای‌فای، اینترنت و آنتن موبایل.

10:24.920 --> 10:26.620
‫کابین خلبان هنوز با برج مراقبت
‫از طریق بیسیم ارتباط داره،

10:26.750 --> 10:28.290
‫ولی شما هیچ ارتباطی با زمین ندارید.

10:28.390 --> 10:29.770
‫هوم، چه بد شد.

10:29.940 --> 10:31.280
‫حالا دیگه تو هم توی این ماجرایی.

10:31.440 --> 10:34.280
‫نه میتونیم فرود بیایم،
‫نه میتونیم تا ابد دور بزنیم.

10:34.380 --> 10:37.450
‫خلبان میگه فقط کمی بیشتر از
‫2 ساعت سوخت داریم.

10:41.550 --> 10:42.800
‫از استالیون چه خبر؟

10:42.900 --> 10:43.930
‫تو کمپ دیوید قرنطینه شده،

10:43.940 --> 10:45.050
‫همراه با سکویا، اسپارو و اسپلینتر.

10:45.060 --> 10:46.310
‫تونستی با مامان تماس بگیری؟

10:46.410 --> 10:48.220
‫- مستقیم میره روی پیغام‌گیر.
‫- خبر اداره هوانوردی چیه؟

10:48.230 --> 10:50.270
‫همه پروازهای اپکس توی صف انتظار پروازن

10:50.280 --> 10:51.520
‫تا وضعیت روشن بشه.

10:51.610 --> 10:52.730
‫تا وقتی نفهمن

10:52.730 --> 10:54.620
‫کدوم هواپیما چه بلایی سرش اومده،
‫نمیتونن فرود بیان.

10:54.750 --> 10:55.980
‫- بابا.
‫- تو پیگیر این ماجرایی؟

10:56.120 --> 10:58.290
‫من ایشون رو آوردم، قربان.
‫رائول آمارا از FBI.

10:58.420 --> 10:59.500
‫تیمتون چی میدونه؟

10:59.590 --> 11:01.460
‫6 حادثه در شش هواپیمای اپکس ایرویز.

11:01.560 --> 11:02.640
‫پنج‌تاشون هنوز توی هوا هستن.

11:02.740 --> 11:04.640
‫مهاجم‌ های 5 هواپیما از 6 ‌تا مهار شدن.

11:04.740 --> 11:06.130
‫کسی هم درخواستی مطرح نکرده.

11:06.260 --> 11:08.300
‫همشون فقط میگن:
‫من سهمم رو انجام دادم.

11:08.430 --> 11:09.790
‫یه ساعت با نفر اول بودم.

11:09.800 --> 11:11.480
‫همین 4 کلمه رو گفت
‫و فقط زل زده بود به یه نقطه.

11:11.480 --> 11:12.480
‫هواپیمای اول زمین‌گیر شده.

11:12.530 --> 11:14.080
‫خدمه و مسافرا همگی سالم‌ هستن

11:14.090 --> 11:15.640
‫و توی 4 هواپیما
‫از 5 تای باقی ‌مونده هستن.

11:15.740 --> 11:17.340
‫همشون با برج مراقبت ارتباط رادیویی دارن.

11:17.470 --> 11:19.160
‫اون آخری چی؟

11:19.170 --> 11:20.140
‫هواپیمای مامانه.

11:20.140 --> 11:21.490
‫نمیتونیم باهاش تماس بگیریم.

11:21.630 --> 11:22.870
‫با مرکز عملیات اپکس تماس میگیرم.

11:22.910 --> 11:24.670
‫اونا به اون هواپیما دسترسی دارن.

11:24.670 --> 11:25.810
‫یه راهی پیدا میکنم.

11:25.910 --> 11:28.000
‫6 هواپیما؟ حتماً کارشون هماهنگ بوده.

11:28.010 --> 11:30.150
‫- لعنتی، کار کیه؟
‫- هنوز نمیدونیم.

11:30.290 --> 11:31.730
‫ولی پنج‌تاشون تقریباً کاری نکردن.

11:31.790 --> 11:33.340
‫قطع برق، ایجاد ترس با آژیر...

11:33.350 --> 11:36.190
‫فقط هواپیمای مامان بود که
‫کل سیستم‌های الکترونیکیش از کار افتاد.

11:36.290 --> 11:37.320
‫5 تا نمایش و یکی واقعی.

11:37.330 --> 11:38.690
‫- چرا؟
‫- همینش منو میترسونه.

11:38.830 --> 11:41.180
‫یکی به یه دلیل خاص خواسته
‫این ماجرا این‌قدر بزرگ بشه.

11:41.310 --> 11:43.160
‫راس به ‌زودی با وزارت دادگستری میرسه.

11:43.160 --> 11:44.280
‫امیدوارم جواب‌هایی هم با خودش بیاره.

11:45.330 --> 11:46.370
‫تیم حفاظتی داره میاد.

11:46.500 --> 11:47.530
‫باشه، من جایی نمیرم.

11:47.540 --> 11:48.500
‫بابا، خودم از پسش برمیام.

11:48.600 --> 11:49.830
‫تا وقتی همسرم رو...

11:49.840 --> 11:51.170
‫تا وقتی مادرت رو سالم به زمین نرسونم، نه.

11:51.310 --> 11:53.710
‫در واقع این وظیفه منه،

11:53.810 --> 11:54.710
‫پس برو به کارت برس.

11:54.810 --> 11:57.610
‫بابا، بریم سراغ مراسم ناهار.

11:57.710 --> 11:59.710
‫بابا، حالت خوبه؟

11:59.810 --> 12:02.020
‫فقط مراقب مادرت باش.

12:02.120 --> 12:03.620
‫هی.

12:03.720 --> 12:05.450
‫انگار یه لحظه احساسات از خودش نشون داد.

12:05.450 --> 12:07.190
‫آره، مامان هم امروز صبح همین‌طوری بود.

12:07.290 --> 12:09.060
‫عجب زوجی‌ هستن؛ توی بحران یخ میزنن.

12:09.190 --> 12:10.390
‫باید اینو روی نشان خانوادگیمون حک کنیم.

12:10.390 --> 12:11.550
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- آره.

12:11.710 --> 12:13.860
‫همه پایگاه‌های اطلاعاتی و فهرست‌های تحت نظر
‫رو بررسی کردم، همه‌چی پاکه،

12:14.000 --> 12:15.400
‫پس اطلاعاتشون رو با هم تطبیق دادم.

12:15.500 --> 12:18.220
‫آدرس‌ها، محل کار، مدرسه‌ها،
‫بانک‌ها... هیچی پیدا نشد.

12:18.320 --> 12:20.600
‫این شش نفر هیچ آشنایی ‌ای با هم ندارن
‫و تا حالا حتی یه بارم همدیگه رو ندیدن.

12:20.650 --> 12:21.850
‫هر وجه اشتراکی هم که داشته باشن،

12:21.900 --> 12:24.060
‫هیچوقت پایش به پایگاه داده های
‫دولت فدرال باز نشده.

12:24.200 --> 12:25.370
‫البته نه پایگاه های عمومی.

12:25.510 --> 12:27.730
‫من یه دوست تو آژانس امنیت ملی دارم
‫که میتونه جاهایی رو بگرده که ما نمیتونیم.

12:27.890 --> 12:30.010
‫آره.

12:30.110 --> 12:31.730
‫کلر. کلر.

12:31.830 --> 12:33.080
‫یه کانال ماهواره ای رو
‫به گوشی مادرت وصل میکنیم

12:33.080 --> 12:34.410
‫و بعد به خط خودمون وصلش میکنیم.

12:34.540 --> 12:36.230
‫مرکز عملیات مشترک هم میتونه وصل بشه،
‫ولی تماس رو قطع نکن.

12:36.370 --> 12:37.910
‫وگرنه از دستش میدیم.

12:37.910 --> 12:39.740
‫مامان؟
‫صدامو میشنوی؟

12:39.750 --> 12:41.050
‫آره، صداتو میشنوم.

12:41.060 --> 12:42.720
‫- اوه، خدا رو شکر.
‫- حالت خوبه؟

12:42.720 --> 12:45.230
‫اوضاع تحت کنترله و داریم دور میزنیم،
‫ولی دستگاه های هواپیما از کار افتادن

12:45.330 --> 12:46.420
‫و مهاجم فقط

12:46.420 --> 12:49.060
‫- میگه...
‫-من وظیفه مو انجام دادم؟ آره.

12:49.200 --> 12:50.580
‫هر 5 نفرشون همینو گفتن.

12:50.680 --> 12:52.250
‫5 تا حادثه دیگه هم بوده؟

12:52.420 --> 12:53.600
‫آره، ولی هنوز نمیدونیم

12:53.600 --> 12:54.740
‫هدف نهاییشون چیه.

12:54.840 --> 12:56.740
‫پس باید از مظنون هامون حرف بکشیم
‫تا جواب رو پیدا کنیم.

12:56.840 --> 12:58.070
‫اما...

12:58.070 --> 13:00.410
‫اگه من میتونم با شما تماس بگیرم،
‫خلبان ها هم میتونن با برج مراقبت حرف بزنن.

13:00.510 --> 13:02.080
‫پس چرا راهنماییشون نمیکنن فرود بیان؟

13:02.210 --> 13:03.780
‫چون دستگاه ها اطلاعات غلط میدن.

13:03.880 --> 13:06.260
‫ما... ما هیچ اطلاعاتی از سرعت هواپیما

13:06.400 --> 13:08.100
‫یا ارتفاع واقعیش نداریم.

13:08.200 --> 13:09.350
‫باید شانسی فرودش بیارن.

13:09.350 --> 13:12.750
‫اگه اشتباه حدس بزنن، هواپیما سقوط میکنه.

13:12.750 --> 13:15.620
‫منو به اداره هوانوردی فدرال وصل کن.
‫میخوام همه گزینه هامون رو بدونم.

13:15.720 --> 13:16.620
‫الان انجامش میدم.

13:16.760 --> 13:18.440
‫و مامان...

13:18.540 --> 13:19.500
‫همه چی درست میشه...

13:19.530 --> 13:21.860
‫بعداً در موردش حرف میزنیم.
‫الان باید به وظیفه مون عمل کنیم.

13:25.930 --> 13:27.460
‫کلر، تو مادرت رو سالم برمیگردونی خونه.

13:27.460 --> 13:29.700
‫آره، میدونم.

13:30.240 --> 13:32.960
‫بله، یه حساب که با اسم دیوید والدِرون
‫توش پول واریز میشه.

13:32.970 --> 13:34.460
‫والدرون، با و مثل ویسکی.

13:34.560 --> 13:36.810
‫- چه کمکی از دستمون برمیاد؟
‫- آدرس ثبت شده اش رو میخوام.

13:36.910 --> 13:38.130
‫حکم احضاریه رو
‫امروز صبح فرستادیم.

13:38.140 --> 13:39.460
‫لطفاً یه لحظه صبر کنید.

13:45.850 --> 13:47.470
‫خانم، هنوز پشت خط هستید؟

13:47.570 --> 13:50.620
‫- بله، هستم.
‫- خیابون ولز، پلاک ۱۳۹.

13:50.630 --> 13:53.490
‫- عالیه.
‫- ممنون.

13:55.400 --> 13:58.300
‫- فکر میکنی آنتوسکا میاد؟
‫- به زودی میفهمیم.

13:58.300 --> 14:00.170
‫از کلر خبر جدیدی داری؟

14:00.270 --> 14:03.150
‫از وقتی که اولین بار تماس گرفت،
‫دیگه خبری ازش نداریم.

14:03.250 --> 14:06.310
‫مامان قبلاً هم تو موقعیت های سختی بوده،
‫ولی نه به این بدی.

14:06.410 --> 14:08.660
‫من و مادرت یه بازی داشتیم.

14:08.670 --> 14:10.230
‫بعد از یه روز کاری طولانی که
‫می اومدیم خونه،

14:10.250 --> 14:11.810
‫مینشستیم میدیدیم
‫کدوممون روز بدتری داشته.

14:11.810 --> 14:14.680
‫هر کی میباخت، باید برای اون یکی
‫یه بطری مشروب میخرید.

14:14.680 --> 14:17.150
‫منم کلی بوربون
‫برای مادرت خریدم.

14:17.290 --> 14:19.170
‫قاتل بلو ریج،

14:19.270 --> 14:22.020
‫یه ماشین انتقال زندانی که از جاده منحرف شد
‫و افتاد تو رودخونه پوتوماک.

14:23.460 --> 14:25.530
‫لعنتی، هیچوقت درباره پوتوماک
‫چیزی بهم نگفته بود.

14:25.660 --> 14:28.530
‫حرفم اینه که
‫اون همیشه سالم برمیگشت خونه.

14:30.300 --> 14:31.690
‫تا حالا شده ازش یه بطری ببری؟

14:31.690 --> 14:34.020
‫همون روزی که آنتوسکا
‫نزدیک بود بارنز رو بکشه.

14:34.030 --> 14:36.190
‫از اون روز تا حالا هر روز آرزو کردم
‫کاش اون موقع باخته بودم.

14:39.740 --> 14:40.860
‫اون مامانه؟

14:40.960 --> 14:43.210
‫تیم داریل شماره پلاک
‫ماشین آنتوسکا رو پیدا کرده.

14:43.340 --> 14:44.370
‫خیابون k، شمال غربی.

14:44.370 --> 14:46.010
‫زیر پل وایت هرست پارک کرده.

14:46.110 --> 14:47.180
‫تیم الان زیر نظرش داره.

14:47.280 --> 14:49.200
‫5 دقیقه دیگه بهش میرسیم.

14:51.890 --> 14:53.050
‫بالاخره پیدات شد.

14:53.190 --> 14:54.890
‫چیزی دستگیرت شد؟

14:54.990 --> 14:56.210
‫هر 6 تا اسم رو توی

14:56.340 --> 14:58.690
‫تمام پایگاه های اطلاعاتی خارجی که
‫اجازه دسترسی بهشون رو ندارم، بررسی کردم.

14:58.790 --> 15:00.560
‫هیچ کدوم از مظنون ها
‫با هم حرف نزده بودن.

15:00.660 --> 15:02.030
‫یعنی هیچ ارتباطی بینشون نیست؟

15:02.030 --> 15:04.300
‫یعنی یه نفر داره
‫همشون رو کنترل میکنه.

15:04.400 --> 15:05.550
‫کلر، شنیدی چی گفت؟

15:05.550 --> 15:06.730
‫آره، شنیدم.

15:08.500 --> 15:11.730
‫هر کسی که براش کار میکنی،
‫اصلاً براش مهم نیست چی به سرت میاد.

15:11.730 --> 15:14.390
‫اگه یکی از اون هواپیماها سقوط کنه،
‫به جرم تروریسم محاکمه میشی.

15:14.490 --> 15:15.910
‫حبس ابد میگیری.

15:16.040 --> 15:17.750
‫یا میتونی یه چیزی بهمون بگی.

15:19.050 --> 15:20.900
‫اگه قول دادن بعد از تموم شدن ماجرا
‫بهت پول بدن،

15:20.910 --> 15:23.380
‫از پشت میله های زندان
‫خیلی سخت میتونی خرجش کنی.

15:23.380 --> 15:24.750
‫زندان؟

15:24.850 --> 15:26.370
‫اگه اندرو حرف نزنه،

15:26.370 --> 15:28.420
‫هممون ته اقیانوس اطلس
‫دفن میشیم.

15:28.560 --> 15:31.740
‫نمیفهمم. روی کاغذ،
‫تو آدم خوبی هستی.

15:31.840 --> 15:33.080
‫زنت شوکه شده.

15:33.180 --> 15:34.910
‫نمیتونه بفهمه چرا باید
‫دست به همچین کاری بزنی.

15:34.910 --> 15:36.730
‫دب پیش مأمورهای شماست؟

15:36.730 --> 15:39.070
‫حالش خوبه؟

15:39.700 --> 15:41.060
‫- حالش خوبه.
‫- یه ساعت پیش پیداش کردیم.

15:41.070 --> 15:42.070
‫چرا اینطوری میپرسی؟

15:42.070 --> 15:43.430
‫بچه هام چی؟ اونا رو هم دارین؟

15:43.430 --> 15:45.420
‫نمیفهمم.
‫از زندان نمیترسی؟

15:45.520 --> 15:48.240
‫نه، اونا از این میترسن که
‫اگه اطاعت نکنن،

15:48.240 --> 15:50.410
‫سر خانواده هاشون چی میاد.

15:50.510 --> 15:53.920
‫اندرو، خانوادت تحت حفاظت FBI هستن،
‫جاشون امنه

15:54.050 --> 15:55.930
‫و منتظرن برگردی خونه،

15:56.030 --> 15:57.590
‫که هنوزم ممکنه،

15:57.690 --> 16:01.280
‫اگه بهمون بگی اینجا واقعاً چه خبره.

16:01.780 --> 16:03.440
‫مدام برام ویدئو میفرستادن.

16:03.570 --> 16:06.290
‫از زنم تو محل کارش،
‫از پسرم تو زمین بازی،

16:06.390 --> 16:09.630
‫از دخترم تو... تو اتاق خوابش.

16:09.760 --> 16:11.120
‫گفتن اگه این کارو نکنم،
‫بلای وحشتناکی سرشون میارن...

16:11.120 --> 16:13.450
‫وظیفه ات رو انجام بدی؟

16:13.620 --> 16:15.940
‫این مظنون ها تروریست نیستن.

16:16.070 --> 16:17.470
‫گروگانن.

16:18.760 --> 16:19.790
‫چطوری باهات تماس گرفتن؟

16:19.920 --> 16:21.130
‫از طریق این اپلیکیشن.

16:21.130 --> 16:23.140
‫- بلک کیس.
‫- برای همین کسی متوجهش نشد.

16:23.280 --> 16:25.480
‫رمزگذاری سرتاسری داره
‫و از اپراتورهای آمریکایی استفاده نمیکنه.

16:25.610 --> 16:27.130
‫میتونی ردش رو بزنی؟

16:27.300 --> 16:31.290
‫از 10 تا سرور تو 4 قاره رد شده،

16:31.420 --> 16:35.450
‫ولی همشون به یه ساختمون ختم میشن.

16:35.460 --> 16:37.660
‫یه مرکز فدرال نگهداری زندانی ها.

16:37.790 --> 16:40.650
‫زندان فدرال پیترزبورگ
‫تو هوپ ول ویرجینیا.

16:40.810 --> 16:43.480
‫کی تونسته از توی سلول زندان
‫همچین کاری بکنه؟

16:43.610 --> 16:46.150
‫یکی از زندانی های من،

16:46.160 --> 16:48.300
‫الیوت بلوم.

16:58.450 --> 17:00.310
‫میدونیم تو داری همه رو کنترل میکنی.

17:00.410 --> 17:01.800
‫یه سخنرانی آماده کرده بودم که
‫وقتی قضیه رو فهمیدین، براتون بگم،

17:01.800 --> 17:03.520
‫ولی انقدر طولش دادین که
‫رشته کلام از دستم رفت.

17:03.620 --> 17:05.980
‫- چی میخوای؟
‫- آزادیمو.

17:05.990 --> 17:07.340
‫با یه توافق رسمی و امضاشده،

17:07.440 --> 17:09.660
‫قبل از اینکه سوخت این هواپیما تموم بشه
‫و سقوط کنه.

17:09.760 --> 17:11.680
‫پس میتونی همه چی رو برگردونی؟

17:11.780 --> 17:12.990
‫معلومه.

17:13.090 --> 17:15.330
‫کد دستگاهی رو نوشتم که
‫این سیستم رو از کار انداخت.

17:15.460 --> 17:18.830
‫و فقط ۹۰ دقیقه بهمون وقت دادی
‫تا باهات مذاکره کنیم.

17:18.830 --> 17:20.000
‫چرا اینقدر صبر کردی؟

17:20.000 --> 17:22.020
‫چون دولتی که ترسیده و وقت کافی نداره،

17:22.030 --> 17:24.670
‫یا راه حل هوشمندانه دیگه ای نداره،
‫راحتتر امتیاز میده.

17:24.810 --> 17:25.930
‫چرا از راسل نمیخوای

17:25.940 --> 17:29.030
‫از وزارت دادگستری یه توافق جور کنه؟

17:29.130 --> 17:30.680
‫حواست بهش باشه.

17:32.310 --> 17:34.450
‫راس، میتونی یه توافق جور کنی؟

17:34.550 --> 17:36.040
‫برای مصونیت قانونی
‫که واقعاً اعتبار داشته باشه،

17:36.210 --> 17:38.690
‫باید دادستان فدرال و مقام های ارشد
‫وزارت دادگستری هم تأییدش کنن.

17:38.820 --> 17:41.390
‫این کار هفته ها طول میکشه،
‫نه ۹۰ دقیقه.

17:41.520 --> 17:43.720
‫فقط میخوام الیوت باور کنه
‫که این کار ممکنه.

17:43.820 --> 17:46.040
‫فکر نمیکنم حاضر باشه
‫با این هواپیما سقوط کنه.

17:46.140 --> 17:47.380
‫مطمئنی؟

17:47.480 --> 17:49.700
‫30 سال زندان، وقتی تو دهه 20 زندگیته،
‫مثل حبس ابد میمونه.

17:49.830 --> 17:51.370
‫یه خواهر کوچیکتر داره،

17:51.500 --> 17:53.300
‫بعد از اینکه پدر و مادرشون ولشون کردن،
‫خودش بزرگش کرد.

17:53.370 --> 17:54.360
‫هنوزم یکشنبه ها بهش زنگ میزنه.

17:54.370 --> 17:57.240
‫هنوز یه دلیلی داره که بخواد زنده بمونه.

17:57.340 --> 17:59.040
‫فقط یه کم امید لازم داره.

17:59.170 --> 18:00.730
‫مامان، من...
‫اگه چیزی لازم داشتی، من...

18:00.830 --> 18:02.570
‫راس، فقط روی توافق کار کن

18:02.580 --> 18:04.250
‫یا دست کم وانمود کن که داریم توافق میکنیم.

18:05.500 --> 18:07.350
‫راس پسرته؟

18:07.850 --> 18:09.400
‫ببین، میدونم به من ربطی نداره،

18:09.530 --> 18:12.420
‫ولی معلومه که واقعاً بهت اهمیت میده.

18:12.550 --> 18:15.060
‫درست میگی.
‫به تو ربطی نداره.

18:17.430 --> 18:20.240
‫به 6 تا هواپیما حمله شده
‫و الیوت حتی از سلولش هم بیرون نیومده.

18:20.240 --> 18:21.580
‫آره، خب، 2 تا هواپیمای دیگه
‫همین الان فرود اومدن.

18:21.590 --> 18:24.230
‫حالا 3 تا تو آسمون مونده،
‫از جمله هواپیمای مامانم.

18:24.370 --> 18:26.760
‫اگه تنها نبوده چی؟

18:26.760 --> 18:28.370
‫فیلم های نظارتی از خانواده ها،

18:28.370 --> 18:30.610
‫دستگاه هایی که سوار هواپیما کرده.

18:30.710 --> 18:33.770
‫اون انتقال مشکوکی که از طریق جی پَتس
‫براش جور شد چی؟

18:33.770 --> 18:35.210
‫یکی بهش کمک کرده.

18:35.310 --> 18:36.610
‫کی بهش کمک کرده؟

18:36.740 --> 18:38.600
‫قراره همینو بفهمیم.

18:38.600 --> 18:40.270
‫این دیویده.

18:40.270 --> 18:41.940
‫بانک این آدرس رو به عنوان
‫آدرس خونه اش ثبت کرده.

18:41.940 --> 18:42.940
‫عجیبه.

18:42.940 --> 18:44.100
‫خیلی عجیب.

18:44.240 --> 18:46.120
‫ولی وقتی اومد، میتونی از خودش بپرسی.

18:46.220 --> 18:48.460
‫همین 5 دقیقه پیش توی اپلیکیشن
‫سفارش داده که بیاد تحویل بگیره.

18:48.560 --> 18:49.920
‫سفارش رو حضوری بگیره.

18:55.860 --> 18:58.270
‫جک، تکون نخور!
‫وایسا! وایسا!

19:03.570 --> 19:05.210
‫وزارت دادگستری داره روی توافق کار میکنه.

19:05.310 --> 19:06.640
‫هنوز امضا نشده، ولی اول باید

19:06.670 --> 19:08.610
‫سیستم های الکترونیکی
‫هواپیما رو درست کنی.

19:08.740 --> 19:10.040
‫داری بلوف میزنی.

19:10.140 --> 19:12.240
‫الیوت، خودت میدونی روند عدالت
‫چقدر کند پیش میره.

19:12.250 --> 19:13.300
‫بهت قول میدم.

19:13.400 --> 19:15.970
‫هر کاری از دستم بربیاد میکنم
‫تا برات توافق بگیرم.

19:15.980 --> 19:17.950
‫لطفاً بهم اعتماد کن.

19:17.950 --> 19:19.640
‫اگه پافشاری کنی، هممون میمیریم.

19:19.740 --> 19:21.130
‫میخوای آخرش تو رو
‫با این اسم به یاد بیارن؟

19:21.140 --> 19:23.660
‫به خواهرت فکر کن.

19:25.150 --> 19:26.310
‫حق با توئه.

19:26.410 --> 19:27.890
‫ولی تنها راهی که میتونم
‫دوباره خواهرم رو ببینم،

19:27.910 --> 19:30.290
‫اینه که توافق امضاشده باشه.

19:30.300 --> 19:32.480
‫نمیذاری این هواپیما سقوط کنه.

19:32.580 --> 19:33.670
‫بالاخره کوتاه میای.

19:36.430 --> 19:38.660
‫هر اطلاعاتی میتونی
‫درباره مأمور امنیت پرواز پیدا کن.

19:38.660 --> 19:40.290
‫من و رائول قبلاً این کارو کردیم،
‫همراه با بقیه مسافرهای اون هواپیما،

19:40.290 --> 19:42.330
‫تا ببینیم همدستی داشته یا نه.

19:42.490 --> 19:44.500
‫20 سال سابقه خدمت،
‫چندین تقدیرنامه.

19:44.630 --> 19:45.680
‫نوریس پاکه.

19:45.680 --> 19:46.650
‫یه جای کار میلنگه.

19:46.810 --> 19:47.990
‫اون درباره خواهر الیوت میدونست،

19:48.000 --> 19:49.510
‫ولی من اصلاً چیزی بهش نگفته بودم.

19:49.520 --> 19:52.190
‫خونه اش رو بگرد.
‫ببین چی پیدا میکنی.

19:54.270 --> 19:55.750
‫گرفتن حکم بازرسی سخته.

19:55.770 --> 19:57.010
‫پس درخواستش نمیکنیم.

19:57.110 --> 19:58.180
‫در میزنم،

19:58.180 --> 19:59.520
‫دنبال شرایط اضطراری میگردم
‫که اجازه بازرسی بده.

19:59.530 --> 20:00.830
‫بذار مأمورهای من برن.

20:01.000 --> 20:03.280
‫تا تو تیم رو توجیه کنی،
‫فقط یه ساعت سوخت برای مامانم مونده.

20:03.330 --> 20:04.170
‫خودم میرم.

20:04.300 --> 20:06.190
‫منم باهات میام.

20:06.190 --> 20:07.670
‫مثل قدیما.

20:14.310 --> 20:16.040
‫خب، میخوای چطوری پیش بریم؟

20:16.140 --> 20:18.200
‫- اول من میرم داخل.
‫- آنتوسکا تو اون ماشینه.

20:18.360 --> 20:19.530
‫منم کنارت هستم.

20:22.700 --> 20:25.370
‫سم آنتوسکا،
‫همین الان از ماشین بیا بیرون.

20:25.540 --> 20:27.710
‫سلام؟ کسی خونه هست؟

20:27.810 --> 20:29.220
‫خانم نوریس؟

20:33.720 --> 20:35.550
‫سم آنتوسکا،

20:35.650 --> 20:38.730
‫همین الان با دست های بالا
‫از ماشین بیا بیرون!

20:43.000 --> 20:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

20:55.670 --> 20:56.730
‫به نظرم شرایط اضطراری کاملاً محرز بود.

20:56.870 --> 20:57.890
‫خیلی هم اضطراری بود.

21:01.220 --> 21:02.420
‫کس دیگه ای هم تو خونه هست؟

21:02.420 --> 21:05.060
‫بجنبین!

21:05.190 --> 21:07.260
‫همین الان از ماشین بیا بیرون!

21:15.070 --> 21:17.420
‫گلوله از سرش رد شده
‫و از اون طرف بیرون زده.

21:17.420 --> 21:19.110
‫راه آسون تر رو انتخاب کرد.

21:19.240 --> 21:22.410
‫- تموم شد.
‫- بارنز در امانه.

21:22.540 --> 21:24.450
‫این خبر خوبیه.

21:28.880 --> 21:31.750
‫راس تو خونه مأمور امنیت پرواز
‫چیزی پیدا کرد؟

21:31.890 --> 21:34.580
‫آره، نوریس واقعی رو پیدا کردم.

21:34.590 --> 21:36.110
‫منظورت چیه؟

21:36.120 --> 21:38.630
‫مردی که تو اون هواپیماست نوریس نیست،
‫ولی هر کی که هست،

21:38.730 --> 21:40.460
‫الان کنترل اوضاع دست اونه.

21:52.080 --> 21:53.240
‫خانم ها و آقایون،

21:53.610 --> 21:55.250
‫ازمون خواستن یه مدت کوتاه
‫منتظر بمونیم...

21:55.610 --> 21:57.460
‫میدونم مأمور امنیت پرواز
‫همه کاره هست.

21:57.630 --> 21:58.950
‫الان داره از هر دومون سوءاستفاده میکنه.

21:58.960 --> 22:00.380
‫نه، اشتباه میکنی.
‫کنترل دست خودمه.

22:00.480 --> 22:02.110
‫پس چرا مأمور امنیت پرواز
‫از موقعیت شغلیش استفاده کرد

22:02.120 --> 22:06.580
‫تا تو رو از طریق جی پَتس منتقل کنه
‫به تنها هواپیمایی که نمیتونه فرود بیاد؟

22:06.590 --> 22:08.150
‫من و نوریس شریکیم.

22:08.280 --> 22:09.820
‫اسمش نوریس نیست.

22:09.820 --> 22:13.640
‫نوریس واقعی رو تو آشپزخونه خونه خودش
‫دست و پا بسته پیدا کردیم.

22:13.740 --> 22:16.660
‫هیچوقت حضوری ندیدیش، درسته؟

22:16.800 --> 22:18.820
‫از طریق چت های رمزگذاری شده حرف میزدیم.

22:18.960 --> 22:21.260
‫گفت یه خریدار پیدا کرده که پول میده
‫کل ناوگان هواپیمایی اپکس رو

22:21.270 --> 22:22.660
‫برای یه روز زمین گیر کنیم.
‫یه بازی تو بازار سهام بود.

22:22.660 --> 22:23.840
‫منم چیزی نپرسیدم.

22:23.970 --> 22:25.820
‫فقط... فقط قبول کردم.

22:25.920 --> 22:29.490
‫- الیوت، اون ازت سوءاستفاده کرد.
‫- ما با هم این نقشه رو ساختیم.

22:29.490 --> 22:31.850
‫اون به ابزارها نیاز داشت،
‫منم به راه فرار.

22:32.010 --> 22:32.980
‫گفت هواپیما فرود میاد.

22:33.110 --> 22:34.010
‫حتی اگه فرود می اومد،

22:34.180 --> 22:37.050
‫دیگه نمیتونی با یه توافق
‫از این ماجرا قسر در بری.

22:37.150 --> 22:40.620
‫همکاری علیه یه اقدام تروریستی
‫بالاخره یه ارزشی داره.

22:40.720 --> 22:42.520
‫سیستم های الکترونیکی هواپیما رو درست کن

22:42.690 --> 22:44.840
‫تا بتونی زنده از این هواپیما پیاده بشی.

22:45.010 --> 22:46.930
‫شاید حتی بتونی دوباره خواهرت رو ببینی.

22:47.030 --> 22:48.960
‫نمیذارم بیاد تو زندان ملاقاتم.

22:48.960 --> 22:51.530
‫اینکه میخوای از اون شرایط
‫دورش نگه داری، قابل تحسینه.

22:51.700 --> 22:53.500
‫میترسم اگه منو اون شکلی ببینه،
‫از دستش بدم.

22:53.500 --> 22:55.300
‫محافظت...

22:55.300 --> 22:58.670
‫چه اسم قشنگیه برای
‫دور کردن آدم ها از خودت.

22:58.810 --> 23:00.210
‫ولی خودت اینو میدونی.

23:00.370 --> 23:03.640
‫اگه به خانوادت فرصت بدی،
‫میبینی که چطور کنارت میمونن.

23:03.740 --> 23:06.380
‫چرا به خودت یه فرصت نمیدی
‫که اینو بفهمی؟

23:06.510 --> 23:08.650
‫مأمور امنیت پرواز هیچ وقت نمیذاره
‫حتی نزدیک اون پنل بشم.

23:08.650 --> 23:09.680
‫اون با من.

23:09.820 --> 23:11.700
‫تو هواپیما رو درست کن.

23:14.200 --> 23:17.090
‫کاری نکن پشیمون بشم.

23:24.160 --> 23:26.550
‫مامان؟ یه خبر جدید دارم.

23:26.720 --> 23:28.000
‫برندون فیلم های پل اتصال هواپیما
‫به ترمینال رو

23:28.000 --> 23:29.370
‫با سیستم تشخیص چهره بررسی کرد.

23:29.500 --> 23:31.220
‫چهره مأمور امنیت پروازت
‫با یه نفر مطابقت داره.

23:31.390 --> 23:32.610
‫با کی طرفیم؟

23:32.710 --> 23:34.340
‫تروی بون، مأمور سابق امنیت پرواز.

23:34.440 --> 23:35.400
‫اسمش توی یه پرونده شکایت اومده.

23:35.530 --> 23:37.580
‫پرواز ۴۱۹ هواپیمایی اپکس یادت میاد؟

23:37.750 --> 23:40.680
‫3 سال پیش بالای اقیانوس اطلس سقوط کرد؟
‫کسی زنده نموند؟

23:40.780 --> 23:42.250
‫دخترش توی اون هواپیما بود.

23:42.420 --> 23:43.980
‫بون استعفا داد
‫و از شرکت هواپیمایی شکایت کرد،

23:44.080 --> 23:46.350
‫میگفت تو سیستم های ارتباطی هواپیما
‫صرفه جویی غیرقانونی کرده بودن،

23:46.350 --> 23:48.570
‫ولی اپکس زیر بار نرفت و اونم شکست خورد.

23:48.570 --> 23:50.090
‫اون پدریه که داغ فرزند دیده.

23:50.090 --> 23:50.960
‫تک فرزندش بود؟

23:51.060 --> 23:52.490
‫آره.

23:52.590 --> 23:54.090
‫پس دیگه چیزی برای از دست دادن نداره.

23:54.230 --> 23:55.760
‫میخواد یه پیام بده،

23:55.900 --> 23:57.740
‫و از اون شرکت هواپیمایی یه عبرت بسازه،

23:57.750 --> 24:00.430
‫تا دیگه اتفاقی که برای دخترش افتاد
‫برای کس دیگه ای تکرار نشه،

24:00.600 --> 24:02.090
‫و برای این کار حاضره جونش رو هم بده.

24:02.250 --> 24:04.340
‫نمیشه باهاش مذاکره کرد.

24:04.440 --> 24:05.870
‫پس میخوای چیکار کنی؟

24:08.880 --> 24:10.590
‫چرا این قضیه رو محرمانه نگه داشتن؟

24:10.730 --> 24:12.080
‫- به خاطر خدماتت.
‫- بیخیال بابا.

24:12.080 --> 24:13.740
‫میخوان جایزه مدیرکل رو بهت بدن.

24:13.750 --> 24:15.120
‫چرا الان؟

24:15.250 --> 24:17.100
‫خب، چون به تنهایی
‫یه توطئه بزرگ رو کشف کردی؟

24:17.230 --> 24:18.920
‫نه. چرا سم آنتوسکا
‫همین الان خودکشی کرد؟

24:19.050 --> 24:22.270
‫فهمید که داریم بهش نزدیک میشیم.

24:22.440 --> 24:24.260
‫مأمورها داشتن خونه
‫و دفترش رو زیر و رو میکردن.

24:24.390 --> 24:26.960
‫یکیو دیده بود.
‫پس چرا خودکشی کرد؟

24:27.090 --> 24:29.730
‫ما مدرک کافی برای بازداشتش نداشتیم.

24:29.730 --> 24:31.730
‫مدرک کافی برای بازداشتش نداشتیم.

24:31.730 --> 24:33.450
‫- حتی انگیزه ای هم نداشتیم.
‫- بابا.

24:33.450 --> 24:34.950
‫6 سال وقت داشت که دوباره تلاش کنه.

24:35.090 --> 24:36.620
‫به همه جا دسترسی داشت.

24:36.790 --> 24:38.280
‫رئیس جمهور بارنز باهاش ناهار خورده.

24:38.290 --> 24:39.610
‫- چرا اون...
‫- بسه دیگه.

24:39.740 --> 24:41.810
‫دیگه چی میخوای؟ گرفتیمش.

24:41.810 --> 24:44.460
‫مغز اون عوضی
‫پاشیده رو سقف مرسدسش.

24:44.460 --> 24:47.640
‫- قضیه پیچیده تر از این حرفاست، جونیور.
‫- تو که نمیدونی.

24:47.650 --> 24:49.480
‫فقط یه حدسی میزنی.

24:49.480 --> 24:51.650
‫میدونی چند بار مجبور شدم ازت دفاع کنم،

24:51.790 --> 24:52.970
‫وقتی بقیه میگفتن وسواس پیدا کردی؟

24:52.980 --> 24:55.320
‫- ولی حق با من بود.
‫- آره، بود.

24:55.320 --> 24:57.860
‫بالاخره یه بار حق با تو بود.

24:57.960 --> 25:00.130
‫ولی بازم نمیتونی بیخیالش بشی.

25:00.260 --> 25:02.660
‫همیشه منتظر بودم یه روزی برسه

25:02.800 --> 25:05.650
‫که این قضیه برات تموم بشه،
‫ولی همچین روزی نیست، نه؟

25:05.650 --> 25:07.670
‫تا وقتی از درون متلاشی نشی،
‫ دست بردار نیستی.

25:09.330 --> 25:10.800
‫- بابا؟
‫- جانم.

25:10.940 --> 25:13.340
‫مامان میخواد باهات حرف بزنه.

25:13.510 --> 25:15.770
‫جین، من اینجام.
‫چه خبر؟ چیکار میتونم برات بکنم؟

25:15.780 --> 25:18.340
‫شرط می بندم روز من از روز تو بدتره.

25:18.500 --> 25:19.500
‫- جدی؟
‫- ببینم چی داری.

25:19.630 --> 25:22.830
‫تو یه هواپیما گیر افتادم
‫که نمیتونه فرود بیاد

25:23.000 --> 25:26.170
‫و جونم رو به یه هکر زبون دراز
‫هم سن و سال بچه هام سپردم.

25:26.300 --> 25:27.500
‫دارم با اشتباهی روبه رو میشم

25:27.670 --> 25:30.840
‫که نزدیک بود زندگی
‫یه آدم مهم رو کاملا نابود کنه،

25:30.940 --> 25:33.690
‫یه جسد، کلی شرمندگی،

25:33.790 --> 25:36.860
‫و یه حس سمج که میگه
‫هنوز این ماجرا تموم نشده.

25:37.000 --> 25:40.020
‫راستی گفتم باید با
‫یه مارشال مسلح هواپیما هم دربیفتم؟

25:40.030 --> 25:41.300
‫کسی که حاضره با هواپیما سقوط کنه

25:41.300 --> 25:44.340
‫چون مطمئنه این کار به نفع همه هست؟

25:44.470 --> 25:46.540
‫فکر کنم یه بطری وودفورد بهت بدهکارم.

25:46.710 --> 25:49.980
‫بازی، ست و مسابقه رو بردی.

25:50.080 --> 25:51.720
‫جین، کاش میتونستم یه کاری بکنم

25:51.850 --> 25:52.980
‫که کمکت کنم.

25:52.980 --> 25:55.870
‫فقط خوشحالم که میتونم باهات حرف بزنم.

25:56.030 --> 25:58.320
‫بعضی وقتا آدم فقط دلش میخواد
‫یکی به حرفاش گوش بده.

25:58.420 --> 26:00.200
‫آره، مگه نه؟

26:02.520 --> 26:05.310
‫اوه، مایک، فکر کنم بالاخره تو کمکم کردی.

26:06.660 --> 26:09.540
‫راستی، میتونی یه کاری برام بکنی؟

26:09.550 --> 26:11.230
‫معلومه. هر کاری باشه.

26:11.400 --> 26:12.880
‫هر اتفاقی که افتاد،

26:12.880 --> 26:15.740
‫حواست باشه بچه ها خوب باشن، باشه؟

26:15.900 --> 26:17.910
‫حتما.

26:19.710 --> 26:20.870
‫و جین، میخوام بدونی که...

26:20.870 --> 26:23.060
‫بعدا سر بطری وودفورد برام تعریف کن.

26:23.060 --> 26:24.380
‫باشه.

26:30.580 --> 26:31.680
‫از پسش برمیاد.

26:31.690 --> 26:34.920
‫تو چی؟ دوباره میخوای
‫دنبال اون معمای حل نشدنی بری؟

26:35.060 --> 26:36.240
‫میدونی، جونیور،

26:36.240 --> 26:38.060
‫وقتی آنتوسکا شلیک کرد،
‫خیلی به هدف نزدیک بود.

26:38.190 --> 26:39.590
‫اون قدر نزدیک که محاله خطا کرده باشه،

26:39.730 --> 26:41.420
‫مگه اینکه عمدا خواسته باشه.

26:41.590 --> 26:42.900
‫آخه چرا باید همچین کاری کنه؟

26:43.030 --> 26:45.420
‫برای خیر و صلاح همه.

26:45.580 --> 26:47.180
‫بون.

26:48.400 --> 26:49.590
‫برو کنار

26:49.720 --> 26:52.590
‫و بذار الیوت کمکمون کنه
‫هواپیما رو فرود بیاریم.

26:55.240 --> 26:56.280
‫تموم شد.

27:04.940 --> 27:06.870
‫وقتی سوخت تموم بشه، تموم میشه.

27:11.680 --> 27:12.340
‫عقب وایسا.

27:13.560 --> 27:14.920
‫اسلحه ات رو بنداز پایین، وگرنه میکشمش.

27:14.930 --> 27:16.590
‫گفتی میذاری برم.

27:16.600 --> 27:18.120
‫قرار نبود هیچوقت زنده از اینجا بری.

27:18.120 --> 27:19.730
‫قرار بود بعد از تموم شدن ماجرا،

27:19.730 --> 27:20.730
‫اسمت رو از لاشه هواپیما بیرون بکشن.

27:20.730 --> 27:23.230
‫من فقط میخوام دوباره خواهرم رو ببینم.

27:23.240 --> 27:25.290
‫من دیگه هیچوقت دخترم رو نمی بینم.

27:25.290 --> 27:26.540
‫تروی،

27:26.640 --> 27:29.270
‫میدونم دخترت تو پرواز ۴۱۹ بود.

27:30.910 --> 27:34.950
‫شرکت اپکس تو سیستم ارتباطی هواپیماش
‫کم کاری کرد و همین باعث سقوط شد.

27:35.050 --> 27:37.800
‫هشدارها جلوی چشمشون بود،
‫ولی کسی نخوندشون.

27:37.900 --> 27:40.630
‫و تو این سه سال...

27:40.640 --> 27:43.960
‫کسی حتی اسمش رو هم به زبون نیاورده.

27:44.060 --> 27:45.390
‫اریکا.

27:45.490 --> 27:47.090
‫تو حق نداری اسمش رو به زبون بیاری.

27:47.090 --> 27:49.590
‫پس خودت... خودت اسمش رو بگو. تو بگو.

27:52.300 --> 27:54.500
‫اونا دختر کوچولوم رو کشتن.

27:54.670 --> 27:55.640
‫بهشون گفتم.

27:55.800 --> 27:58.170
‫رفتم تو دفترهاشون، تو دادگاه هاشون،

27:58.170 --> 28:00.910
‫التماسشون کردم مسئولیتش رو قبول کنن
‫و درستش کنن!

28:01.010 --> 28:03.180
‫ولی کسی گوش نکرد.

28:04.650 --> 28:05.750
‫یه هواپیما سقوط میکنه،

28:05.850 --> 28:08.320
‫و میگن نقص فنی بوده، یه فاجعه بوده.

28:08.480 --> 28:10.660
‫ولی 6 تا چی؟

28:10.670 --> 28:12.980
‫هر اتفاقی که امروز
‫تو تک تک این هواپیماها افتاده،

28:12.990 --> 28:17.450
‫نشون میده سیستم های اپکس ایراد دارن.

28:17.460 --> 28:20.030
‫و وقتی سقوط کنیم،

28:20.160 --> 28:22.490
‫همه دنیا باخبر میشه

28:22.500 --> 28:25.350
‫که با دختر عزیزم، اریکا، چیکار کردن.

28:25.360 --> 28:27.860
‫نه، نباید این جوری تموم بشه.

28:27.860 --> 28:30.530
‫خواهش میکنم بذار ما بریم.
‫الیوت رو هم آزاد کن.

28:30.530 --> 28:32.190
‫بعدش چی؟

28:32.200 --> 28:35.140
‫اسلحه رو میذارم پایین
‫و میشم یه هواپیماربا دیوونه.

28:35.140 --> 28:37.700
‫همه چی رو لاپوشونی میکنن،
‫درست مثل مرگ دخترم.

28:37.800 --> 28:39.110
‫اونوقت من میشم داستان ماجرا، نه اونا.

28:39.210 --> 28:42.580
‫اگه هواپیما سقوط کنه، تضمین میکنم
‫که دیگه کسی درباره دخترت حرف نمیزنه.

28:42.580 --> 28:46.050
‫به عنوان یه تروریست میمیری
‫و دیگه کسی اسم اریکا رو نمیاره.

28:46.190 --> 28:48.390
‫نمیتونم.

28:48.520 --> 28:49.620
‫متأسفم.

28:51.730 --> 28:53.630
‫مجبور بودم این کارو بکنم.

28:56.560 --> 28:59.660
‫الان چی شد؟

29:04.030 --> 29:06.890
‫منم یکیو از دست دادم.

29:06.900 --> 29:09.540
‫پسرم، جک.

29:09.540 --> 29:12.480
‫میدونم غم از دست دادنش

29:12.580 --> 29:14.510
‫با آدم چیکار میکنه.

29:15.120 --> 29:18.540
‫انگار یکی روحت رو از بدنت بیرون کشیده باشه.

29:19.500 --> 29:22.920
‫زندگیم رو ازم گرفت و باعث شد
‫ازدواجم از هم بپاشه.

29:23.060 --> 29:25.660
‫بچه هام رو هم ازم گرفت.

29:25.760 --> 29:28.790
‫خودم ازشون دوری کردم.

29:28.800 --> 29:30.690
‫بین خودمون فاصله انداختم

29:30.700 --> 29:34.770
‫تا دیگه هیچوقت چیزی نداشته باشم
‫که اینقدر از دست دادنش برام سخت باشه.

29:34.900 --> 29:37.940
‫همش به خودم میگم که یه روز راه برگشت
‫به سمتشون رو پیدا میکنم.

29:38.070 --> 29:40.570
‫و الان دارم تلاش میکنم.

29:42.100 --> 29:44.900
‫دارن گوش میدن.
‫میدونم صدام رو میشنون.

29:46.280 --> 29:49.930
‫بون، بهم فرصت میدی
‫که به تلاشم ادامه بدم؟

29:49.930 --> 29:54.780
‫به همه آدم های این هواپیما هم
‫فرصت زندگی میدی؟

29:54.780 --> 29:58.720
‫چه دخترت اینجا باشه،
‫ چه نباشه، تو هنوز پدرشی.

29:58.730 --> 30:01.280
‫میدونی اون عشق چه حسی داره.

30:01.290 --> 30:04.460
‫همه آدم های این هواپیما بچه یکی هستن.

30:06.270 --> 30:08.610
‫تو میخوای یکی جوابگوی
‫ اتفاقی باشه که براش افتاده.

30:08.620 --> 30:10.100
‫من...

30:10.200 --> 30:12.790
‫بیشتر از چیزی که فکر کنی درکت میکنم.

30:12.920 --> 30:17.600
‫ولی از دست دادن یه نفر نباید باعث بشه
‫آدم های بیشتری رو از دست بدیم.

30:18.810 --> 30:21.280
‫امروز قرار نیست کسی اینجا بمیره.

30:29.980 --> 30:32.160
‫حالا.

30:35.150 --> 30:36.760
‫باشه.

30:54.950 --> 30:56.650
‫همگی، کنترل هواپیما دست ماست.

31:22.970 --> 31:25.690
‫جین؟ هنوز اونجایی؟

31:25.700 --> 31:27.360
‫آره.

31:27.460 --> 31:29.340
‫وقتی فرود اومدم میبینمت.

32:23.200 --> 32:25.700
‫که گفته بودم.

32:35.970 --> 32:37.280
‫آنتوسکا میخواست تیرش خطا بره.

32:37.420 --> 32:38.790
‫جونیور، لازم نیست...

32:38.920 --> 32:40.750
‫حق داشتی که اینقدر پیگیر همه چی باشی،

32:40.750 --> 32:42.940
‫حتی این ماجرا.

32:43.040 --> 32:45.290
‫بارنز از بیشتر نظرها جلو بود.

32:45.390 --> 32:46.420
‫ولی درست قبل از تیراندازی،

32:46.430 --> 32:48.630
‫آروم آروم تو شهرستان مکوم
‫داشت رأی از دست میداد.

32:48.800 --> 32:49.950
‫کارگرها و قشر زحمتکش،

32:50.050 --> 32:51.460
‫همونایی که زودتر از همه رأی میدن
‫و نتیجه رو تو کل کشور عوض میکنن.

32:51.470 --> 32:53.120
‫قرار بود انتخابات بعدی رو ببازه.

32:53.230 --> 32:54.960
‫فقط خودش هنوز خبر نداشت.

32:54.960 --> 32:58.210
‫بعد آنتوسکا شلیک کرد و تیرش خطا رفت
‫و آمارش دوباره بهتر شد.

32:58.310 --> 33:00.070
‫اون سوءقصد نزدیک نبود بارنز رو نابود کنه.

33:00.170 --> 33:01.140
‫نجاتش داد.

33:01.270 --> 33:03.240
‫و سرمایه گذاری
‫ یه حامی مالی بزرگ مثل سم آنتوسکا

33:03.240 --> 33:05.640
‫روی اون هم حفظ شد.

33:05.770 --> 33:08.320
‫بابت حرف های قبلم متأسفم.

33:08.450 --> 33:10.140
‫لازم نیست ازم عذرخواهی کنی.

33:10.140 --> 33:12.490
‫چرا، لازمه.

33:12.590 --> 33:15.640
‫تمام عمرم تو برام یه اسطوره بودی.

33:15.640 --> 33:18.730
‫از بچگی آرزو داشتم کنارت باشم

33:18.830 --> 33:20.140
‫و مثل تو بشم.

33:20.140 --> 33:22.000
‫ولی امروز دیدم که اشتباه کردی،

33:22.130 --> 33:23.500
‫دیدم که مثل بقیه آدم ها
‫بهم ریختی و ضعف نشون دادی،

33:23.500 --> 33:25.140
‫و نتونستم تحملش کنم.

33:25.150 --> 33:27.750
‫مایکا، این شغل رو به خاطر من انتخاب نکن.

33:28.990 --> 33:30.800
‫به خاطر خودت انجامش بده.

33:32.000 --> 33:33.800
‫آره، یه چیزی هست...

33:33.810 --> 33:36.610
‫که هنوز نمیفهمم.

33:36.610 --> 33:38.410
‫آنتوسکا چطور تنهایی از پسش بر اومد؟

33:38.510 --> 33:40.150
‫تنها نبود.

33:40.310 --> 33:42.660
‫یکی از داخل بهش کمک کرده بود.

33:42.670 --> 33:43.710
‫گزارش اولیه پزشکی قانونی

33:43.820 --> 33:46.170
‫درباره جسد آنتوسکا به دستمون رسیده...

33:46.180 --> 33:48.020
‫زیر ناخن هاش سلول های پوستی پیدا کردن.

33:48.150 --> 33:49.490
‫توی ماشین با یکی درگیر شده بود.

33:49.590 --> 33:50.840
‫پس آنتوسکا به قتل رسیده.

33:51.010 --> 33:53.320
‫حالا دنبال کسیم که اونو کشته.

33:53.330 --> 33:55.500
‫- منم باهات میام.
‫- این دفعه نه.

33:55.600 --> 33:57.930
‫مامانت منتظرته. برو پیشش.

33:58.030 --> 33:59.670
‫پس خودت چی؟

33:59.770 --> 34:01.850
‫الان مامانت به بچه هاش نیاز داره.

34:01.850 --> 34:04.330
‫این پرونده رو هم خودم باید ببندم.

34:12.680 --> 34:13.980
‫بقیه هواپیماها چی شدن؟

34:13.980 --> 34:16.150
‫فرود اومدن. همه سالمن.

34:18.690 --> 34:22.020
‫مردم اتفاقی رو که امروز اینجا افتاد،
‫یادشون میمونه.

34:22.120 --> 34:23.820
‫فرصت داری داستانت رو تعریف کنی.

34:26.730 --> 34:29.030
‫میخوام با چند تا از دوستای قدیمیم حرف بزنم

34:29.130 --> 34:31.050
‫و بهشون بگم آخرش چطور کمک کردی.

34:31.060 --> 34:33.500
‫از این به بعد پاتو از گلیمت درازتر نکن،
‫شاید یه روز آزاد بشی.

34:33.500 --> 34:36.470
‫شرط میبندم وقتی اون روز برسه،
‫خواهرت منتظرته.

34:36.570 --> 34:37.770
‫بیا با یه بغل تمومش کنیم؟

34:37.770 --> 34:39.470
‫با تو؟ عمرا.

34:53.150 --> 34:54.920
‫رائول.

34:55.020 --> 34:56.550
‫- سلام.
‫- ممنون که امروز کمک کردی.

34:56.560 --> 34:59.190
‫من باید از تو تشکر کنم
‫که منو وارد ماجرا کردی.

34:59.190 --> 35:00.190
‫همه چی روبه راهه؟

35:03.260 --> 35:06.760
‫تمام عمرم، پدر و مادرم هیچوقت
‫واقعاً ما رو به خودشون راه نمیدادن.

35:06.770 --> 35:09.000
‫همیشه برای کار از خونه فرار میکردن.

35:09.100 --> 35:10.220
‫قبلاً فکر میکردم از روبه رو شدن
‫با مشکلات فرار میکنن،

35:10.230 --> 35:12.260
‫ولی حالا دارم فکر میکنم شاید

35:12.390 --> 35:14.020
‫این روششون برای
‫کنار اومدن با غم بوده؛

35:14.050 --> 35:15.940
‫میذاشتن احساساتشون
‫مسیر خودشون رو طی کنن،

35:16.040 --> 35:17.610
‫به جای اینکه مدام توش غرق بشن.

35:18.950 --> 35:21.350
‫خودمم یه مدته با یه مسئله شخصی درگیرم

35:21.450 --> 35:24.260
‫و...

35:24.270 --> 35:26.580
‫به جای اینکه باهاش روبه رو بشم،
‫خودمو با کار مشغول کردم و ازش فرار کردم.

35:26.590 --> 35:28.090
‫نمیدونم کدوم راه درسته،

35:28.190 --> 35:33.360
‫ولی فکر میکنم وقتشه که
‫به زندگیم ادامه بدم.

35:37.110 --> 35:39.060
‫دوست داری باهام بریم یه چیزی بخوریم؟

35:41.530 --> 35:42.970
‫داری منو به قرار دعوت میکنی؟

35:43.070 --> 35:46.290
‫دارم دعوتت میکنم بریم یه نوشیدنی بخوریم.

35:46.300 --> 35:48.740
‫آره، هر وقت بخوای.

35:55.310 --> 35:57.140
‫خیلی خوش گذشت.

35:57.240 --> 35:59.420
‫بازم من و تو توی میدون عملیات بودیم.

35:59.420 --> 36:00.920
‫دلم براش تنگ شده بود.

36:00.920 --> 36:02.490
‫منم همین طور.

36:03.660 --> 36:05.650
‫راستی، هنوز پایه ای
‫این هفته همدیگه رو ببینیم؟

36:05.650 --> 36:08.320
‫میتونیم ناهار بخوریم
‫ و از خاطرات قدیم کابل بگیم.

36:08.450 --> 36:09.820
‫آره، خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم.

36:09.820 --> 36:12.320
‫منم... مگان، دوست دخترم رو میارم.

36:12.460 --> 36:14.670
‫عاشقش میشی.
‫همه عاشقش میشن.

36:14.770 --> 36:16.000
‫آره، حتماً.

36:16.140 --> 36:18.000
‫ببینم ناتاشا آزاده یا نه.
‫چهار نفری میریم.

36:18.170 --> 36:19.940
‫چه خوب.

36:22.610 --> 36:24.840
‫- میبینمت، راس.
‫- فعلاً.

36:34.290 --> 36:36.090
‫فقط یه هواپیماربایی
‫با 6 تا هواپیما لازم بود

36:36.190 --> 36:37.690
‫تا مامان درباره احساساتش حرف بزنه.

36:37.690 --> 36:38.790
‫انگار خودمون خیلی بهتر بودیم!

36:38.790 --> 36:40.290
‫امروز سر بابا داد زدم و فهمیدم

36:40.290 --> 36:42.530
‫چون کل زندگیم رو بر اساس
‫اون و کارش ساخته بودم.

36:42.630 --> 36:44.020
‫تازه الان فهمیدی؟

36:44.020 --> 36:46.300
‫باشه، منم با غرق کردن خودم توی کار

36:46.300 --> 36:47.950
‫سعی میکردم از درد فرار کنم.

36:47.950 --> 36:49.830
‫شما دوتا دقیقاً کپی پدر و مادرتونین، نه؟

36:49.840 --> 36:51.150
‫حداقل تو خوب از آب دراومدی.

36:51.150 --> 36:52.530
‫مگه نه، داداش کوچیکه؟

36:52.530 --> 36:53.960
‫آره، همینطوره.

37:07.200 --> 37:08.700
‫رول دارچینی و پرنده ها، دوباره از اول؟

37:08.710 --> 37:10.390
‫آره.

37:19.730 --> 37:21.860
‫بابا یه کاری داشت که باید انجام میداد.

37:23.040 --> 37:24.530
‫اشکالی نداره.

37:26.210 --> 37:27.540
‫بریم.

37:27.640 --> 37:28.500
‫- آره؟
‫- آره.

37:28.510 --> 37:29.670
‫- آماده ای؟
‫- فکر خوبیه.

37:37.200 --> 37:39.750
‫- مایک، این دیوونگیه.
‫- نه، نیست.

37:39.850 --> 37:42.760
‫اون سوءقصد فقط یه نمایش بود، داریل،

37:42.860 --> 37:44.320
‫تا بارنز یه دوره دیگه رئیس جمهور بمونه.

37:44.420 --> 37:45.570
‫مایک، اینا همش حدس و گمانه.

37:45.580 --> 37:47.890
‫نه، این واقعیه و وحشتناکه.

37:49.200 --> 37:51.760
‫برای اینکه یه نقشه به این تمیزی اجرا بشه،

37:51.860 --> 37:55.250
‫به یه مقام ارشد و بانفوذ نیاز بود
‫که بتونه کسی مثل آنتوسکا رو جذب کنه،

37:55.350 --> 37:56.920
‫6 سال قضیه رو پنهان نگه داره،

37:57.020 --> 37:59.400
‫و وقتی بهش نزدیک شدیم،
‫سر و ته ماجرا رو هم بیاره.

37:59.410 --> 38:01.910
‫منظورت از سر و ته
‫ماجرا هم آوردن، آنتوسکاست؟

38:01.930 --> 38:02.760
‫آره.

38:02.760 --> 38:05.430
‫یکی کشتش تا ساکتش کنه.

38:05.530 --> 38:08.210
‫پزشکی قانونی زیر ناخن هاش
‫ سلول های پوستی پیدا کرده.

38:08.210 --> 38:10.260
‫توی ماشین با قاتلش درگیر شده بوده.

38:10.270 --> 38:11.940
‫یکی زودتر از ما بهش رسیده بود،

38:11.940 --> 38:14.610
‫کسی که دقیقاً میدونست
‫کِی داریم به حقیقت نزدیک میشیم.

38:14.610 --> 38:18.690
‫داری میگی توی سازمان خودمون
‫یه توطئه در جریانه.

38:18.790 --> 38:20.440
‫به یه نوشیدنی نیاز داری.

38:21.630 --> 38:23.760
‫توی سازمان خودمون، داریل.

38:25.230 --> 38:27.770
‫تو 6 سال پیش مسئول
‫تیم حفاظتی اون روز بودی.

38:39.580 --> 38:42.140
‫میدونی همیشه چی بارنز رو
‫برام دوست داشتنی میکرد؟

38:42.240 --> 38:44.320
‫اون مرد بلد بود حرف بزنه،

38:44.420 --> 38:45.810
‫جوری که جذبش بشی،

38:45.810 --> 38:47.820
‫و حس کنی داری بخشی
‫ از یه چیز بزرگتر از خودت میشی.

38:47.950 --> 38:49.970
‫و برای همچین هدفی،

38:49.970 --> 38:52.470
‫باید به خاطر خیر و صلاح همه
‫از یه چیزایی بگذری.

38:52.480 --> 38:54.890
‫من و تو اونقدرها هم
‫با هم فرق نداریم، مایک.

38:54.990 --> 38:56.470
‫هردومون دوستش داشتیم.

38:56.530 --> 38:59.310
‫هردومون بهش ایمان داشتیم.

38:59.320 --> 39:01.480
‫حالا میخوای گوشی رو برداری و به قهرمانت بگی

39:01.480 --> 39:03.320
‫که تمام میراثش یه دروغ بوده؟

39:03.420 --> 39:05.510
‫و اعتبار خودت رو هم باهاش نابود کنی؟

39:05.610 --> 39:07.270
‫بعد از این همه سال؟

39:13.110 --> 39:15.680
‫تو ساتکلیف رو کشتی، مگه نه؟

39:15.820 --> 39:18.820
‫و آنتوسکا رو هم برای بهتر شدن
‫آمار رأی بارنز توی شهرستان مکوم.

39:18.920 --> 39:21.500
‫من به کسی دست نزدم.

39:21.500 --> 39:23.510
‫آدم های درست رو توی جای درست گذاشتم

39:23.510 --> 39:25.180
‫و گذاشتم کشور به چیزی که لازم داشت برسه.

39:25.180 --> 39:26.690
‫این وظیفه منه.

39:26.830 --> 39:28.180
‫من بیشتر از تو توی تمام دوران کارت

39:28.190 --> 39:30.450
‫از اون مرد محافظت کردم.

39:32.350 --> 39:35.170
‫خب، مایک،

39:35.270 --> 39:38.180
‫میخوای همه چی رو به آتیش بکشی؟

39:38.190 --> 39:41.970
‫یا با دروغی زندگی کنی
‫که این کشور بهش نیاز داره؟

40:03.560 --> 40:05.890
‫بالاخره میان دنبالم.

40:05.990 --> 40:06.900
‫احتمالاً همین الان تو راهن.

40:06.900 --> 40:09.430
‫کسی نمیاد نجاتت بده، مأمور.

40:09.440 --> 40:10.900
‫خیلی بامزه بود،

40:11.000 --> 40:13.890
‫اینکه ادای کارآگاه ها رو در می آوردی.

40:13.990 --> 40:15.300
‫واقعاً فکر کردی از من جلوتری،

40:15.310 --> 40:18.560
‫ولی خودم تک تک سرنخ ها رو گذاشتم جلوت.

40:19.710 --> 40:22.370
‫خودت دنبالم اومدی و رسیدی به همین اتاق.

40:23.720 --> 40:25.880
‫کارم برات همین قدر راحت بود.

40:27.670 --> 40:29.570
‫هر وقت بخوام میتونم بهت دسترسی پیدا کنم،

40:29.570 --> 40:33.380
‫هر وقت بخوام میتونم بهت آسیب بزنم.

40:34.730 --> 40:37.890
‫هر وقت بخوام میتونم به عزیزات صدمه بزنم.

40:39.770 --> 40:42.100
‫خانواده...

40:42.100 --> 40:44.770
‫یه باره، مگه نه؟

40:44.870 --> 40:46.110
‫مخصوصاً وقتی یکی از پدر و مادرت مریض باشه.

40:46.210 --> 40:49.370
‫از مادرم دور بمون.

40:49.380 --> 40:51.270
‫اگه میخوای به یکی آسیب بزنی، به خودم بزن.

40:51.270 --> 40:53.240
‫بیا، انجامش بده!

40:54.780 --> 40:56.310
‫فقط اگه مجبورم کنی.

40:56.320 --> 40:58.270
‫- چی میخوای؟
‫- سکوت.

40:58.280 --> 41:00.220
‫ساکت میمونی.

41:00.220 --> 41:02.520
‫کاری میکنی کسی نفهمه من زنده ام،

41:02.620 --> 41:05.730
‫مخصوصاً خانواده خودم.

41:05.830 --> 41:07.690
‫اگه این کارو نکنم چی؟

41:07.790 --> 41:10.780
‫میخوای باهام چیکار کنی؟
‫حالا چی میشه؟

41:10.780 --> 41:11.940
‫اوه...

41:13.960 --> 41:16.970
‫جوابش ساده هست.

41:25.380 --> 41:27.810
‫فرار کن.

41:28.380 --> 41:48.380
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
