1
00:00:02,000 --> 00:00:13,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:13,708 --> 00:00:15,541
‫دختر کوچولوی من کیه، ها؟

3
00:00:16,150 --> 00:00:18,025
‫دختر کوچولوی من کیه؟

4
00:00:18,108 --> 00:00:20,525
‫آره عزیزم، خودتی.

5
00:00:20,608 --> 00:00:22,691
‫تو فرشته‌ی کوچولوی مامانی.

6
00:00:23,941 --> 00:00:26,108
‫دیگه تمومه عزیزم. چیزی نیست.

7
00:00:26,191 --> 00:00:28,108
‫فرشته‌ی کوچولوی من.

8
00:00:29,441 --> 00:00:32,025
‫می‌خوای مامان عجله کنه. می‌دونم.

9
00:00:32,108 --> 00:00:34,691
‫داره سعیشـو می‌کنه. اوهوم!

10
00:00:34,775 --> 00:00:37,650
‫دیگه تموم شد، دختر کوچولوی نازم.

11
00:00:39,108 --> 00:00:42,441
‫سلام ماوی کوچولو. صبح بخیر.

12
00:00:42,525 --> 00:00:44,316
‫- خوشحالم می‌بینمت.
‫- صبح بخیر.

13
00:00:44,816 --> 00:00:46,941
‫یه لحظه. نوبت منه لباسامـو عوض کنم.

14
00:00:47,025 --> 00:00:48,816
‫آفرین ماوی!

15
00:00:48,900 --> 00:00:50,233
‫اینم از این!

16
00:00:50,316 --> 00:00:51,816
‫ماوی، مامان اردکه رو کجا گذاشتی؟

17
00:00:51,900 --> 00:00:54,358
‫بیا پیداش کنیم تا بتونه
‫با جوجه اردکاش شنا کنه.

18
00:00:54,441 --> 00:00:55,900
‫ها؟ مامان اردکه کجاست؟

19
00:00:55,983 --> 00:00:58,025
‫آره، ایناهاش! آفرین ماوی!

20
00:00:58,108 --> 00:00:59,608
‫خیلی داره پیشرفت می‌کنه.

21
00:00:59,691 --> 00:01:02,108
‫داره پیشرفت می‌کنه؟
‫واقعاً؟ تغییری می‌بینی؟

22
00:01:02,191 --> 00:01:03,775
‫آره، البته. بهتر شده.

23
00:01:04,358 --> 00:01:07,900
‫وای خدا رو شکر. این اواخر خیلی استرس داشتم.
‫فکر می‌کردم گردنش بهتر نمیشه.

24
00:01:07,983 --> 00:01:12,275
‫نه، بعضی موردها خیلی پیشرفته‌تر
‫از ماوی‌ـه و والدین متوجه نمیشن.

25
00:01:12,358 --> 00:01:14,858
‫نگران نباش. حالش کاملاً خوب میشه.

26
00:01:14,941 --> 00:01:16,525
‫ولی حتی اگه حال ماوی خیلی هم خوب باشه،

27
00:01:16,608 --> 00:01:20,358
‫باز هم باید به پرستارش بگی که
‫همیشه از سمت چپ بهش غذا بده.

28
00:01:20,441 --> 00:01:21,525
‫آره عزیزم.

29
00:01:21,608 --> 00:01:23,566
‫بفرما.

30
00:01:23,650 --> 00:01:28,233
‫فعلاً پرستار ندارم، ولی به زودی می‌گیرم.

31
00:01:29,316 --> 00:01:31,941
‫آره. می‌فهمم.

32
00:01:32,025 --> 00:01:34,358
‫این روزا پیدا کردن آدم مناسب خیلی سخته.

33
00:01:34,441 --> 00:01:36,858
‫دقیقاً. منم به همه همینـو میگم، ولی...

34
00:01:38,566 --> 00:01:41,525
‫این پرنسس یه نفر قابل‌اعتماد می‌خواد
‫که مراقبش باشه.

35
00:01:41,608 --> 00:01:43,608
‫آره عزیزم، تو لایق بهترین‌هایی.

36
00:01:43,691 --> 00:01:45,900
‫دیگه هیشکی کارشـو بلد نیست.

37
00:01:48,691 --> 00:01:49,733
‫غیر از شما.

38
00:01:52,525 --> 00:01:55,275
‫مطمئنم به زودی یه آدم عالی پیدا می‌کنی.

39
00:01:56,816 --> 00:01:59,108
‫مامان خیلی وظیفه‌شناسه.

40
00:01:59,191 --> 00:02:01,150
‫مگه نه ماوی؟ درسته؟ هوم؟

41
00:02:01,816 --> 00:02:03,191
‫بابا هم همینطوره.

42
00:02:06,108 --> 00:02:10,983
‫عزیزم، تو دختر کوچولوی خوش‌شانسی هستی.

43
00:02:11,858 --> 00:02:15,816
‫هم مامان و هم بابا خیلی زیاد دوستت دارن.

44
00:02:15,900 --> 00:02:19,108
‫و دوست داشتن کسی یعنی بهش توجه کنی.

45
00:02:19,608 --> 00:02:21,275
‫مگه نه؟

46
00:02:22,150 --> 00:02:24,150
‫آب توی استخر.

47
00:02:24,233 --> 00:02:25,816
‫ماوی توی آب.

48
00:02:26,566 --> 00:02:28,775
‫آب توی استخر.

49
00:02:28,858 --> 00:02:31,108
‫ماوی توی آب.

50
00:02:39,400 --> 00:02:41,483
‫آب توی استخر.

51
00:02:41,566 --> 00:02:43,441
‫ماوی توی آب.

52
00:02:45,733 --> 00:02:47,025
‫و دوست داشتن کسی...

53
00:02:47,108 --> 00:02:49,733
‫دوست داشتن کسی یعنی بهش توجه کنی.

54
00:02:49,816 --> 00:02:50,983
‫این عین حرفاش بود.

55
00:02:53,483 --> 00:02:54,691
‫روزی که مادر شدم،

56
00:02:54,775 --> 00:02:57,441
‫تمام توجهمـو گذاشتم برای دخترم.

57
00:03:00,691 --> 00:03:03,191
‫زندگی بهم فهموند که باید پوست‌اندازی کنم.

58
00:03:06,233 --> 00:03:09,150
‫که وقتشه تبدیل به یه آدم بزرگسال بشم.

59
00:03:11,025 --> 00:03:13,441
‫دیگه بچه نیستی. تو مادری.

60
00:03:14,316 --> 00:03:17,900
‫فوراً برو توی نقش جدیدت.

61
00:03:26,483 --> 00:03:29,400
‫ولی هیشکی جرئت نکرده بود
‫بهم بگه چقدر سخت قراره باشه.

62
00:03:31,983 --> 00:03:37,108
‫« غریبه نیست »

63
00:03:37,132 --> 00:03:44,132
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

64
00:03:49,108 --> 00:03:51,566
‫نه. متاسفانه قیمت مقطوعه.

65
00:03:51,650 --> 00:03:53,066
‫اوهوم.

66
00:03:53,566 --> 00:03:55,066
‫آره، توی آگهی هم همینو نوشته.

67
00:03:55,150 --> 00:03:56,233
‫ایلکر!

68
00:03:56,983 --> 00:03:58,900
‫ببخشید، باید قطع کنم.

69
00:03:58,983 --> 00:04:01,691
‫الان برمی‌گردم عزیزم، باشه؟ دو ثانیه.

70
00:04:03,275 --> 00:04:04,400
‫ایلکر.

71
00:04:04,483 --> 00:04:07,691
‫آره، می‌تونم عکسای بیشتری بذارم.
‫چطور پیش رفت؟

72
00:04:07,775 --> 00:04:10,775
‫نازلی گفت ماوی خیلی پیشرفت کرده،
‫این خبر خیلی خوبیه.

73
00:04:10,858 --> 00:04:11,858
‫پیشرفت، ها؟

74
00:04:11,941 --> 00:04:15,275
‫نگو که ماوی کوچولوی ما
‫قراره شناگر المپیک بشه، ها؟

75
00:04:15,775 --> 00:04:18,691
‫یا شاید دختر کوچولوی من
‫قراره پری دریایی بشه؟ آره؟

76
00:04:18,775 --> 00:04:20,816
‫یه پری دریایی کوچولوی زیبا.

77
00:04:20,900 --> 00:04:23,191
‫جیگر، داری یه پری دریایی کوچولو میشی.

78
00:04:24,108 --> 00:04:25,650
‫هی، داری موتورتـو می‌فروشی؟

79
00:04:25,733 --> 00:04:27,525
‫آره، سال‌هاست ازش استفاده نکردم.

80
00:04:27,608 --> 00:04:28,608
‫آره.

81
00:04:29,608 --> 00:04:31,983
‫از فردا، پرستار می‌تونه ماوی رو ببره استخر،

82
00:04:32,066 --> 00:04:33,816
‫که یعنی تو می‌تونی استراحت کنی.

83
00:04:35,483 --> 00:04:37,191
‫نه، خودم می‌برمش. مشکلی ندارم.

84
00:04:37,275 --> 00:04:40,233
‫جدی عزیزم، اینقدر نگران نباش
‫و یکم به خودت استراحت بده.

85
00:04:40,733 --> 00:04:43,066
‫یه پرستار باعث میشه بتونی برگردی سر کارت.

86
00:04:46,191 --> 00:04:50,150
‫به همین سادگی نیست. نمی‌تونم همین‌جوری
‫پامـو بذارم توی آتلیه و کار کنم.

87
00:04:50,650 --> 00:04:54,233
‫ایلکر، دو ساله نقاشی نکردم.
‫مطمئن نیستم بتونم دوباره انجامش بدم.

88
00:04:54,983 --> 00:04:57,400
‫نگرانم. اگه الهاممـو از دست داده باشم چی؟

89
00:04:58,441 --> 00:05:00,233
‫مگه چیزیـه که بشه از دستش داد؟

90
00:05:00,733 --> 00:05:02,233
‫اون خود تویی، روح توئه.

91
00:05:02,316 --> 00:05:04,156
‫دیگه نمی‌دونم. همچین حسی ندارم.

92
00:05:04,775 --> 00:05:06,108
‫این یه حس موقتیـه.

93
00:05:06,191 --> 00:05:09,483
‫ولی همین که برگردی به آتلیه‌ات،
‫یادت میاد کی هستی،

94
00:05:09,566 --> 00:05:10,983
‫و اون جرقه دوباره توی وجودت روشن میشه.

95
00:05:11,066 --> 00:05:12,275
‫راستش، امیدوارم همینطور بشه

96
00:05:12,358 --> 00:05:14,608
‫چون خیلی وقته همچین حسی نداشتم.

97
00:05:14,691 --> 00:05:17,441
‫آره، منم امیدوارم.

98
00:05:22,358 --> 00:05:25,066
‫منظورم اینه که دلم می‌خواد
‫دوباره خوشحال ببینمت عزیزم.

99
00:05:25,150 --> 00:05:26,941
‫پر از شور زندگی، درست مثل قدیما.

100
00:05:27,025 --> 00:05:28,941
‫ولی همه‌چی مرتبه. نگران نباش.

101
00:05:29,025 --> 00:05:30,025
‫هوم.

102
00:05:30,108 --> 00:05:32,066
‫بیا بریم خوشگله، بریم یکم آفتاب بگیریم.

103
00:05:32,150 --> 00:05:34,150
‫دختر کوچولوی نازم.

104
00:05:38,025 --> 00:05:40,941
‫آماده‌ای بریم آفتاب بگیریم، ماوی خانوم، ها؟

105
00:05:41,025 --> 00:05:44,608
‫آفتاب، آفتاب، ما داریم میایم.
‫کلاهت رو فراموش نکنیم.

106
00:05:45,108 --> 00:05:48,233
‫اینجا چی داریم؟ این کلاه کوچولوته، ماوی؟

107
00:06:15,733 --> 00:06:18,441
‫« دکتر مونیپ اوندر، متخصص زنان »

108
00:06:18,525 --> 00:06:21,441
‫من و ایلکر، قبلاً خیلی با هم
‫مهربون و صمیمی بودیم.

109
00:06:21,525 --> 00:06:22,441
‫خیلی‌خب.

110
00:06:22,525 --> 00:06:24,316
‫همه‌چی خوب به نظر میاد.

111
00:06:25,233 --> 00:06:26,400
‫لطفاً ادامه بده، فوندا.

112
00:06:26,483 --> 00:06:29,066
‫ما رابطه‌ی جنسی سالم و فعالی داشتیم.

113
00:06:29,566 --> 00:06:30,900
‫ولی دیگه نداریم.

114
00:06:31,441 --> 00:06:32,525
‫همه‌چی عوض شده.

115
00:06:33,275 --> 00:06:35,816
‫درسته. پدر و مادر شدن
‫همه‌چیز رو عوض می‌کنه.

116
00:06:35,900 --> 00:06:37,816
‫از جمله رابطه‌تونـو.

117
00:06:37,900 --> 00:06:41,025
‫اول می‌شید پدر و مادر، بعد زن و شوهر.

118
00:06:41,108 --> 00:06:44,691
‫ولی هیچوقت نباید یادتون بره
‫که عاشق هم بمونید.

119
00:06:44,775 --> 00:06:46,608
‫این چیزیـه که بیشتر از همه منو می‌ترسونه.

120
00:06:47,650 --> 00:06:49,871
‫مگه همین‌جوری نیست که رابطه‌ها
از بین میرن؟

121
00:06:49,895 --> 00:06:51,025
‫ازدواج تلاش می‌خواد.

122
00:06:51,691 --> 00:06:53,275
‫خودش خودبه‌خود درست نمیشه.

123
00:06:53,358 --> 00:06:55,858
‫باید بارها و بارها همدیگه رو انتخاب کنید.

124
00:06:55,941 --> 00:06:58,483
‫گاهی اوقات، باید جوری رفتار کنید
‫انگار تازه با هم آشنا شدید.

125
00:06:58,566 --> 00:07:01,608
‫سعی کنید همون جرقه‌ای که اول کار داشتید
‫رو دوباره روشن کنید.

126
00:07:01,691 --> 00:07:05,066
‫و برای این کار،
‫مهمه که یادتون نره کی هستید.

127
00:07:10,566 --> 00:07:12,483
‫پیشنهاد یه نمایشگاه رو قبول کردم.

128
00:07:12,983 --> 00:07:14,275
‫دارم برمی‌گردم سر کار.

129
00:07:15,108 --> 00:07:17,275
‫بفرما. همین‌الانش هم راه‌حلت رو پیدا کردی.

130
00:07:17,358 --> 00:07:20,608
‫نمی‌دونی چند نفر سراغ نقاشی‌هات رو می‌گیرن.

131
00:07:20,691 --> 00:07:23,316
‫همیشه با افتخار بهشون میگم
‫که هنرمندشـو می‌شناسم.

132
00:07:23,400 --> 00:07:26,108
‫کارهای جدید در راهه. این هیجان‌انگیزه.

133
00:07:26,191 --> 00:07:27,358
‫امیدوارم.

134
00:07:32,775 --> 00:07:33,858
‫بله، جمیله.

135
00:07:33,941 --> 00:07:36,941
‫ماوی می‌تونه بدون من بخوابه. چرا نتونه؟

136
00:07:37,025 --> 00:07:38,108
‫نه، آخه...

137
00:07:38,191 --> 00:07:40,358
‫حتی اگه دفعه‌ی اولش باشه، می‌تونه.

138
00:07:41,566 --> 00:07:43,733
‫اوهوم. شیشه‌شیرها تمیزن.

139
00:07:43,816 --> 00:07:46,983
‫گذاشتمشون توی همون کابینتی که همیشه هستن.

140
00:07:47,483 --> 00:07:49,316
‫یه چیز دیگه.

141
00:07:49,400 --> 00:07:51,733
‫لطفاً بهش هیچ میوه‌ای نده
‫چون دل‌درد می‌گیره.

142
00:07:51,816 --> 00:07:53,900
‫و بعدش دیگه اصلاً نمی‌خوابه.

143
00:07:54,566 --> 00:07:55,566
‫اوهوم.

144
00:08:16,650 --> 00:08:18,691
‫ماساژتون تموم شد.

145
00:08:18,775 --> 00:08:20,900
‫- ممنون.
‫- هر دوتون می‌تونید برید حموم.

146
00:08:20,983 --> 00:08:22,941
‫- ممنون.
‫- خیلی ممنون.

147
00:08:27,441 --> 00:08:30,191
‫هوم، وقتی گفتی میای دنبالم،

148
00:08:30,275 --> 00:08:32,983
‫فکر کردم یه جا
‫یه چیزی می‌خوریم و میریم خونه.

149
00:09:13,441 --> 00:09:15,525
‫اینجا نه.

150
00:09:16,691 --> 00:09:17,775
‫باید بریم

151
00:09:18,733 --> 00:09:19,983
‫یه جای دیگه.

152
00:09:31,566 --> 00:09:33,275
‫« تماس بی‌پاسخ »

153
00:09:51,691 --> 00:09:53,858
‫به به، می‌بینم که...

154
00:10:23,775 --> 00:10:25,900
‫- کی داره زنگ می‌زنه؟
‫- نگرانش نباش.

155
00:10:31,191 --> 00:10:32,191
‫چی؟

156
00:10:39,066 --> 00:10:41,358
‫ایلکر. ایلکر.

157
00:10:41,441 --> 00:10:42,441
‫- چیه؟
‫- متاسفم.

158
00:10:42,525 --> 00:10:43,525
‫چی؟

159
00:10:43,566 --> 00:10:45,525
‫نمی‌تونم این کارو بکنم. اصلاً نمی‌تونم.

160
00:10:45,608 --> 00:10:47,233
‫- واقعاً معذرت می‌خوام.
‫- فوندا!

161
00:10:54,150 --> 00:10:57,275
‫یه عالمه تماس بی‌پاسخ و کلی پیام دارم.

162
00:11:05,275 --> 00:11:07,816
‫ببخشید. واقعاً منو ترسوند.

163
00:11:07,900 --> 00:11:10,941
‫گریه‌اش قطع نمی‌شد.
‫طفلک، خیلی وحشتناک بود.

164
00:11:11,025 --> 00:11:12,858
‫اون به‌خاطر نفخشه.

165
00:11:12,941 --> 00:11:14,441
‫واقعاً؟ چطور؟

166
00:11:15,358 --> 00:11:16,233
‫به‌خاطر میوه.

167
00:11:16,316 --> 00:11:18,276
‫بهت گفتم بعد از شام بهش میوه نده،

168
00:11:18,316 --> 00:11:20,316
‫ولی تو باز کار خودتـو کردی.

169
00:11:21,150 --> 00:11:23,691
‫عزیزم، یه ذره میوه که کسی رو نمی‌کشه.

170
00:11:25,025 --> 00:11:27,150
‫بیخیال. دیگه مهم نیست.

171
00:11:35,233 --> 00:11:38,483
‫فکر کنم یه چیزایی از
‫بچه‌داری سرم بشه عزیزم.

172
00:11:39,025 --> 00:11:41,608
‫می‌دونی که ایلکر و خواهر بزرگش
‫خودبه‌خود بزرگ نشدن.

173
00:11:42,108 --> 00:11:43,858
‫بله، البته. حق با شماست.

174
00:11:44,441 --> 00:11:47,983
‫به هر حال، دیگه شده. الانم ماوی خوابیده.

175
00:11:48,066 --> 00:11:50,191
‫پس بابت همه‌چی ممنون، مامان‌بزرگ.

176
00:11:50,275 --> 00:11:52,066
‫خواهش می‌کنم. حرفشم نزن.

177
00:11:54,900 --> 00:11:55,900
‫شب بخیر.

178
00:11:56,525 --> 00:11:57,733
‫زودی می‌بینمت.

179
00:12:10,816 --> 00:12:13,983
‫یه تیکه کوچولو سیب. بفرما عزیزم.

180
00:12:14,066 --> 00:12:16,900
‫هوم. ماوی میوه‌اشـو می‌خوره و قوی میشه.

181
00:12:16,983 --> 00:12:18,775
‫خواهر کوچولوت، پنبه، هم یکم می‌خواد.

182
00:12:20,025 --> 00:12:22,275
‫میوه خوشمزه‌ست. مگه نه عزیزم؟ ها؟

183
00:12:22,358 --> 00:12:23,566
‫صبح بخیر.

184
00:12:24,525 --> 00:12:25,525
‫صبح بخیر.

185
00:12:27,400 --> 00:12:28,525
‫صبح بخیر.

186
00:12:30,066 --> 00:12:31,191
‫خوب خوابیدی؟

187
00:12:32,150 --> 00:12:34,066
‫آره. کم‌وبیش.

188
00:12:34,733 --> 00:12:36,525
‫ولی خیلی مضطربم.

189
00:12:37,650 --> 00:12:39,691
‫البته، چون امروز روز مهمیه.

190
00:12:39,775 --> 00:12:40,816
‫دقیقاً.

191
00:12:40,900 --> 00:12:42,441
‫ساعت چند با دنیز جلسه داری؟

192
00:12:42,941 --> 00:12:43,941
‫حدود ظهر.

193
00:12:44,025 --> 00:12:46,441
‫بیا عزیزم. آفرین. آفرین جیگرم.

194
00:12:46,525 --> 00:12:48,900
‫قبل از اینکه برم، مطمئن میشم که
‫سیستم دوربینا راه افتاده باشه.

195
00:12:48,983 --> 00:12:51,501
‫- دادی نصبشون کنن؟
‫- اوهوم. الان دارن انجامش میدن.

196
00:12:51,525 --> 00:12:53,066
‫- سلام.
‫- صبح بخیر.

197
00:12:53,150 --> 00:12:55,233
‫تازه تموم شد. همه‌چی ردیفه.

198
00:12:55,316 --> 00:12:57,733
‫می‌تونید دوربینا رو از روی این صفحه
‫چک کنید.

199
00:12:57,816 --> 00:12:58,650
‫نکن، نکن، نکن.

200
00:12:58,733 --> 00:12:59,900
‫ایوان جلویی.

201
00:12:59,983 --> 00:13:02,650
‫اتاق کارتون. این یکی هم
‫پذیرایی رو پوشش میده.

202
00:13:02,733 --> 00:13:05,525
‫از این کانال هم می‌تونید اتاق بچه
‫رو زیر نظر داشته باشید.

203
00:13:06,608 --> 00:13:08,983
‫- همه‌ی راهروها رو هم می‌تونیم ببینیم، درسته؟
‫- البته.

204
00:13:09,066 --> 00:13:11,900
‫چند تا نقطه کور وجود داره،
‫ولی توی جاهای حساس نیست.

205
00:13:12,483 --> 00:13:13,483
‫اوکی. عالیه.

206
00:13:13,525 --> 00:13:15,358
‫امیدوارم به کارتون بیاد.
‫روز خوبی داشته باشید.

207
00:13:15,441 --> 00:13:16,751
‫- خیلی ممنون.
‫- مرسی.

208
00:13:16,775 --> 00:13:19,126
‫- واقعاً بابت زحماتتون ممنونیم.
‫- بله، خسته نباشید.

209
00:13:19,150 --> 00:13:20,790
‫- خب، ماوی...
‫- باعث افتخار بود که باهاتون کار کردم.

210
00:13:20,858 --> 00:13:22,650
‫- ما هم همینطوره.
‫- کارتون حرف نداشت.

211
00:13:22,733 --> 00:13:24,608
‫- ممنون.
‫- روز بخیر. باز هم مرسی.

212
00:13:24,691 --> 00:13:27,150
‫- خواهش می‌کنم. خداحافظ!
‫- دهنتـو قشنگ باز کن. آفرین.

213
00:13:27,650 --> 00:13:30,275
‫- تموم شد.
‫- پرستار کی میاد؟

214
00:13:30,775 --> 00:13:33,983
‫- حدود ساعت ده و نیم.
‫- خوبه. به جلسه‌ات می‌رسی.

215
00:13:34,650 --> 00:13:37,900
‫باید حاضر بشم، یه سری به شرکت بزنم،
‫بعدش هم برم فرودگاه.

216
00:13:53,358 --> 00:13:54,983
‫خب. تموم شد، ماوی. آفرین.

217
00:13:58,000 --> 00:14:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

218
00:14:07,483 --> 00:14:09,150
‫سلام، خانوم گل. خوش اومدید.

219
00:14:09,233 --> 00:14:11,900
‫سلام، خانوم فوندا. امیدوارم دیر نکرده باشم.

220
00:14:12,400 --> 00:14:13,400
‫خب...

221
00:14:14,358 --> 00:14:17,358
‫بفرمایید تو.
‫وسایلتونـو می‌تونید همونجا بذارید.

222
00:14:17,441 --> 00:14:18,900
‫آره عزیزم، می‌دونم.

223
00:14:21,566 --> 00:14:25,608
‫خیلی‌خب، پس من باید... برم حاضر بشم.

224
00:14:26,108 --> 00:14:27,941
‫مگه نه ماوی؟ درسته؟

225
00:14:28,441 --> 00:14:30,150
‫- اوه!
‫- ماوی.

226
00:14:30,233 --> 00:14:31,858
‫بیا اینجا. بیا پیش من عزیزم.

227
00:14:32,483 --> 00:14:33,691
‫بیا با من بریم. آفرین.

228
00:14:35,066 --> 00:14:37,108
‫خیلی‌خب. شما برو حاضر شو.
‫ما باهم کنار میایم.

229
00:14:39,108 --> 00:14:41,191
‫برو. نذار موقع رفتن ببینتت.

230
00:14:42,400 --> 00:14:44,108
‫- هیس. عزیزم، عزیزم. هیس.
‫- خیلی‌خب.

231
00:14:44,191 --> 00:14:46,400
‫یه دقیقه بهم وقت بدید. الان برمی‌گردم.

232
00:14:48,358 --> 00:14:50,900
‫آه!

233
00:14:52,983 --> 00:14:54,483
‫چیزی نیست. همه‌چی خوب پیش میره.

234
00:14:55,275 --> 00:14:56,733
‫نه، گریه نکن دیگه، باشه؟

235
00:14:58,275 --> 00:15:00,608
‫ببین، همه‌ی اسباب‌بازیات اینجان. می‌بینی؟

236
00:15:06,858 --> 00:15:08,941
‫نمی‌فهمم چرا نشد.

237
00:15:09,025 --> 00:15:10,905
‫تو که گفتی توی مصاحبه
‫از خانوم گل خوشت اومده.

238
00:15:10,941 --> 00:15:13,400
‫آره، خوشم اومد، واقعاً هم خوشم اومد.
‫فقط جواب نگرفتیم.

239
00:15:13,483 --> 00:15:14,563
‫حس‌وحال جفتشون با هم فرق داشت.

240
00:15:14,608 --> 00:15:16,775
‫منظورتون از حس‌وحال چیه، خانوم فوندا؟

241
00:15:16,858 --> 00:15:19,251
‫فقط چون بچه‌تون یکم گریه کرد،
‫خانوم گل رو فرستادید خونه؟

242
00:15:19,275 --> 00:15:20,816
‫آره، خب...

243
00:15:20,900 --> 00:15:24,691
‫پرستار دیگه‌ای هست که باهاش
‫مصاحبه کنم؟ مثلاً فردا یا پس‌فردا؟

244
00:15:24,775 --> 00:15:26,108
‫کسی که هنوز ندیدمش.

245
00:15:26,191 --> 00:15:27,816
‫نه. متاسفم، خانوم فوندا.

246
00:15:27,900 --> 00:15:31,233
‫دیگه هیچ پرستاری نمونده که با
‫استانداردهای بالای شما جور دربیاد.

247
00:15:31,316 --> 00:15:33,066
‫اگه کسی پیدا شد، بهتون زنگ می‌زنم.

248
00:15:36,400 --> 00:15:37,650
‫سلام، ازگی.

249
00:15:37,733 --> 00:15:39,358
‫میشه بهم کمک کنی، لطفاً؟

250
00:15:41,358 --> 00:15:42,941
‫یه پله دیگه بیا بالا.

251
00:15:43,441 --> 00:15:44,525
‫اینقدر تند نرو.

252
00:15:52,025 --> 00:15:53,941
‫بفرما.

253
00:15:59,566 --> 00:16:02,608
‫اسم تو رو که شنیدن، بلافاصله گفتن
‫جورش می‌کنن.

254
00:16:02,691 --> 00:16:03,941
‫درست همونجاست.

255
00:16:06,816 --> 00:16:08,691
‫چیدمانش عالیه چون یو شکله،

256
00:16:08,775 --> 00:16:11,108
‫و این یعنی
‫واقعاً می‌تونیم از کل فضا استفاده کنیم.

257
00:16:11,191 --> 00:16:13,941
‫سقف‌هاش هم خیلی بلندن،
‫پس می‌تونیم آثار رو از اونجا آویزون کنیم.

258
00:16:14,025 --> 00:16:14,858
‫اوهوم.

259
00:16:14,941 --> 00:16:16,650
‫اگه بخوای می‌تونی
‫کار اینستالیشن هم انجام بدی.

260
00:16:16,733 --> 00:16:18,483
‫- فضا واسه این کار ساخته شده.
‫- اوم...

261
00:16:19,525 --> 00:16:21,358
‫خیلی دوست دارم یه کار جدید بکنم.

262
00:16:21,441 --> 00:16:23,941
‫عالیه. دو ماه وقت داری.

263
00:16:24,816 --> 00:16:26,316
‫- فقط دو ماه؟
‫- اوهوم.

264
00:16:26,816 --> 00:16:30,275
‫آخه... فکر می‌کردم یکم بیشتر وقت دارم
‫تا دوباره دستم راه بیفته.

265
00:16:31,358 --> 00:16:34,025
‫اون موقع‌ها توی دو ماه
‫یه نمایشگاه راه می‌انداختی.

266
00:16:35,983 --> 00:16:38,400
‫به زودی معلوم میشه
‫که ماوی با این زمان‌بندی راه میاد یا نه.

267
00:16:47,525 --> 00:16:49,733
‫گفت دو ماه، ایلکر.

268
00:16:49,816 --> 00:16:51,691
‫این زمان خیلی کمیـه.

269
00:16:51,775 --> 00:16:54,566
‫منظورم اینه که اگه یه پرستار داشتیم،
‫شاید می‌تونستم، اما...

270
00:16:54,650 --> 00:16:56,316
‫ولی تو آخری رو هم فرستادی رفت.

271
00:16:56,400 --> 00:16:57,650
‫و اون قبلیـه رو هم همینطور.

272
00:16:57,733 --> 00:16:59,108
‫من نه، ایلکر.

273
00:16:59,191 --> 00:17:01,608
‫- ماوی. ازش خوشش نمی‌اومد.
‫- چرا؟ چون گریه می‌کرد؟

274
00:17:01,691 --> 00:17:03,816
‫ماوی یه بچه‌ست. همه بچه‌ها گریه می‌کنن.

275
00:17:03,900 --> 00:17:05,483
‫ولی قضیه این نبود.

276
00:17:05,566 --> 00:17:08,566
‫تا پرستار بغلش کرد
‫شروع کرد به گریه کردن.

277
00:17:09,191 --> 00:17:10,358
‫حس خوبی نداشتم.

278
00:17:10,441 --> 00:17:12,233
‫باشه.

279
00:17:12,858 --> 00:17:14,816
‫بیخیالش شو. چیزیـه که شده.

280
00:17:14,900 --> 00:17:17,983
‫صبر می‌کنیم اگه کسی رو پیدا کردن
‫بهمون خبر بدن.

281
00:17:20,108 --> 00:17:22,584
‫می‌خوام به دنیز زنگ بزنم
‫و بهش بگم که نمی‌تونم انجامش بدم.

282
00:17:22,608 --> 00:17:25,167
‫- نه، مسخره‌بازی درنیار. این کار رو نکن.
‫- ایده خوبی نیست.

283
00:17:25,191 --> 00:17:26,608
‫نه، لطفاً موقعیتت رو خراب نکن.

284
00:17:26,691 --> 00:17:29,608
‫قبلاً در موردش حرف زدیم.
‫به خاطر خودت باید انجامش بدی.

285
00:17:30,233 --> 00:17:31,691
‫و به خاطر ما.

286
00:17:32,483 --> 00:17:35,358
‫نگران نباش.
‫یه فکری براش می‌کنیم، باشه؟

287
00:17:36,608 --> 00:17:37,900
‫شاید بتونم برگردم خونه.

288
00:17:37,983 --> 00:17:40,459
‫بچه‌ها ارائه رو انجام میدن
‫و من می‌تونم امشب برگردم.

289
00:17:40,483 --> 00:17:43,376
‫- این‌جوری تو می‌تونی کار رو شروع کنی.
‫- نه عزیزم. نمی‌ذارم این کار رو بکنی.

290
00:17:43,400 --> 00:17:46,358
‫واسه ارائه‌ات کلی زحمت کشیدی.
‫خودت باید اونجا باشی.

291
00:17:46,441 --> 00:17:48,566
‫آره، ولی نگران توام.

292
00:17:48,650 --> 00:17:50,816
‫نه، نباش. همه چیز مرتبه.

293
00:17:50,900 --> 00:17:53,941
‫به هر حال، دیگه باید ماوی رو بیدار کنم.
‫باید بریم کلاس.

294
00:17:54,025 --> 00:17:55,275
‫بعداً باهات حرف می‌زنم.

295
00:18:06,983 --> 00:18:08,941
‫چرا نمیری یه شنایی بکنی، فوندا؟

296
00:18:12,150 --> 00:18:14,733
‫آخه کلاه شنا ندارم.

297
00:18:14,816 --> 00:18:16,775
‫واسه همین نمی‌تونم برم
‫تو، ولی به هر حال مرسی.

298
00:18:16,858 --> 00:18:18,691
‫نگرانش نباش.

299
00:18:18,775 --> 00:18:21,108
‫من اینجام و هیچکس
‫دیگه‌ای هم دور و بر نیست.

300
00:18:22,150 --> 00:18:23,150
‫ماوی.

301
00:18:23,858 --> 00:18:26,900
‫ماوی. بیا اینجا خوشگل‌خانم.

302
00:18:27,400 --> 00:18:29,108
‫- ما از پسش برمیایم.
‫- هوم.

303
00:18:58,358 --> 00:19:00,233
‫داری عالی پیش میری.

304
00:19:02,233 --> 00:19:04,191
‫جوجه اردکت کجا رفت؟

305
00:19:04,275 --> 00:19:05,316
‫- ها؟ کجاست؟
‫- هی.

306
00:19:07,358 --> 00:19:09,275
‫- چه حسی داشت؟
‫- واقعاً خوب بود.

307
00:19:09,358 --> 00:19:11,900
‫- خیلی ممنونم، نازلی.
‫- خواهش می‌کنم.

308
00:19:11,983 --> 00:19:14,066
‫من و ماوی تازه داشتیم گرم می‌شدیم.

309
00:19:14,150 --> 00:19:15,733
‫مگه نه ماوی؟ ها، عزیزم؟

310
00:19:16,316 --> 00:19:18,066
‫دلم واست خیلی تنگ میشه.

311
00:19:18,566 --> 00:19:20,858
‫ماوی، عزیزم، تو هم دلت واسم تنگ میشه؟

312
00:19:24,608 --> 00:19:28,275
‫متاسفانه
‫این آخرین جلسه‌ی مشترکمونه.

313
00:19:28,358 --> 00:19:31,025
‫- واسه چی؟
‫- امروز روز آخرمه. استعفا دادم.

314
00:19:31,108 --> 00:19:33,358
‫ولی ما واقعاً از
‫جلسه‌هامون با تو لذت بردیم.

315
00:19:34,025 --> 00:19:36,400
‫ماوی خیلی دوستت داره.

316
00:19:37,191 --> 00:19:40,191
‫و فکر کنم دلم واسه ماوی کوچولو
‫بیشتر از همه تنگ بشه.

317
00:19:40,275 --> 00:19:43,525
‫هر بار که لبخند می‌زنه
‫چشماش برق می‌زنه،

318
00:19:43,608 --> 00:19:45,858
‫درست مثل بچه‌های
‫توی کارتون‌های ژاپنی.

319
00:19:45,941 --> 00:19:48,191
‫حالا بعد از اینجا
‫قراره کجا مشغول بشی؟

320
00:19:48,275 --> 00:19:49,525
‫شاید بتونیم بیایم اونجا ببینیمت؟

321
00:19:49,608 --> 00:19:51,025
‫اوم...

322
00:19:51,108 --> 00:19:53,941
‫شاید یکم دور باشه.
‫چند صد کیلومتری فاصله داره.

323
00:19:54,025 --> 00:19:56,566
‫قراره توی اسپای یه هتل آب‌گرم کار کنم.

324
00:19:57,150 --> 00:19:59,650
‫این‌جوری مشکل مسکنم هم
‫تقریباً حل میشه.

325
00:19:59,733 --> 00:20:03,483
‫آخه می‌دونی، اجاره‌ها سر به فلک کشیده،
‫حقوق منم کفاف نمیده...

326
00:20:03,566 --> 00:20:06,358
‫با هم‌اتاقی‌ام هم
‫زیاد با هم نمی‌سازیم.

327
00:20:06,441 --> 00:20:10,816
‫این‌طوری شاید بالاخره بتونم پس‌انداز کنم
‫و بدهی‌هام رو بدم.

328
00:20:11,316 --> 00:20:12,483
‫برنامه‌ام اینه.

329
00:20:15,233 --> 00:20:16,358
‫خیلی معذرت می‌خوام.

330
00:20:16,441 --> 00:20:19,900
‫کل داستان زندگی و مشکلات مالی‌ام رو
‫ریختم سرت.

331
00:20:19,983 --> 00:20:22,733
‫نه، نه، اصلاً نگرانش نباش.
‫اشکالی نداره. اوم...

332
00:20:23,275 --> 00:20:24,983
‫ولی اسباب‌کشی به یه جای دور سخت نیست؟

333
00:20:25,650 --> 00:20:28,275
‫دیگه باید بهش عادت کنم.

334
00:20:28,983 --> 00:20:30,483
‫بیا اینجا ماوی کوچولو.

335
00:20:32,233 --> 00:20:33,275
‫بیا اینجا.

336
00:20:35,775 --> 00:20:37,941
‫آفرین، عالیه عزیزم.

337
00:20:38,025 --> 00:20:40,733
‫مامان اردکه کجا رفت؟ ها؟ کجا؟

338
00:20:42,858 --> 00:20:46,150
‫مامان اردکه کجاست؟
‫داره با جوجه اردک‌های کوچولوش شنا می‌کنه؟

339
00:20:46,650 --> 00:20:49,441
‫آره ماوی، اونجاست!
‫آفرین دختر کوچولو.

340
00:21:19,816 --> 00:21:21,525
‫می‌خوای برسونمت؟

341
00:21:21,608 --> 00:21:25,108
‫- می‌تونم پیاده برم. مترو دور نیست.
‫- بپر بالا. می‌رسونمت. مشکلی نیست.

342
00:21:26,566 --> 00:21:27,566
‫بشین.

343
00:21:44,275 --> 00:21:45,400
‫هی، ماوی.

344
00:21:45,483 --> 00:21:47,358
‫مسئولیت آدرس دادن با توئه، باشه؟

345
00:21:47,441 --> 00:21:49,233
‫باید کمکمون کنی راه رو پیدا کنیم.

346
00:21:56,358 --> 00:21:59,066
‫دلم واسه دیدن رابطه‌ی
‫صمیمی‌ات با دخترت تنگ میشه.

347
00:22:01,483 --> 00:22:03,816
‫من اغلب مادرهایی رو می‌بینم
‫که سعی می‌کنن بچه‌هاشون رو

348
00:22:03,900 --> 00:22:05,358
‫شبیه خودشون بار بیارن.

349
00:22:06,608 --> 00:22:07,608
‫ولی تو این کار رو نمی‌کنی.

350
00:22:09,316 --> 00:22:11,983
‫تو همین‌الانشم بهش کمک کردی که
‫شخصیت مستقل خودش رو داشته باشه.

351
00:22:13,483 --> 00:22:14,608
‫ممنونم.

352
00:22:21,275 --> 00:22:22,650
‫تو قبلاً پرستار نوزاد نبودی؟

353
00:22:22,733 --> 00:22:25,253
‫توی اولین جلسه‌مون یه همچین چیزی نگفتی؟

354
00:22:25,316 --> 00:22:27,275
‫باورم نمیشه که یادت مونده.

355
00:22:37,483 --> 00:22:40,108
‫دوست داری پرستار ماوی بشی؟

356
00:22:43,400 --> 00:22:44,858
‫خوبی‌اش اینه که...

357
00:22:45,733 --> 00:22:48,233
‫اینه که ما دنبال کسی می‌گردیم
‫که بتونه با ما زندگی کنه.

358
00:22:48,316 --> 00:22:50,566
‫این‌طوری دیگه نگران اجاره‌خونه هم نیستی.

359
00:22:51,066 --> 00:22:53,275
‫در مورد حقوقت هم می‌تونیم صحبت کنیم.

360
00:22:54,275 --> 00:22:55,275
‫اوم...

361
00:22:56,066 --> 00:22:58,566
‫واقعاً دلم می‌خواد،
‫ولی ماوی چی؟

362
00:22:58,650 --> 00:22:59,650
‫اونم من رو می‌خواد؟

363
00:23:06,775 --> 00:23:08,525
‫فکر کنم ماوی هم خیلی از
‫این کار خوشحال میشه.

364
00:23:17,608 --> 00:23:20,233
‫بهش می‌گفتن جنگل رنگین‌کمون.

365
00:23:20,316 --> 00:23:23,358
‫برگ‌های اون جنگل
‫مثل برگ‌های ما سبز نبودن.

366
00:23:23,441 --> 00:23:26,691
‫به هر رنگی از رنگین‌کمون
‫می‌درخشیدن.

367
00:23:28,650 --> 00:23:30,566
‫خونه‌ی قشنگی داری، فوندا.

368
00:23:30,650 --> 00:23:31,900
‫مرسی.

369
00:23:31,983 --> 00:23:33,263
‫می‌تونی خودت رو تصور کنی
‫که اینجا زندگی کنی؟

370
00:23:33,316 --> 00:23:34,916
‫- اتاقت خوبه؟
‫- آره، عالیه.

371
00:23:34,941 --> 00:23:36,316
‫حتی فضای کمد اضافی هم دارم.

372
00:23:36,400 --> 00:23:37,441
‫عالیه.

373
00:23:37,525 --> 00:23:40,275
‫من میرم ماوی رو بخوابونم.
‫تو هم راحت باش، اینجا رو خونه خودت بدون.

374
00:23:40,358 --> 00:23:42,691
‫اگه گشنه‌ات شد، هرچی خواستی بردار بخور.

375
00:23:42,775 --> 00:23:44,191
‫بذار من ماوی رو بخوابونم.

376
00:23:44,858 --> 00:23:46,566
‫می‌دونی که از نظر قانونی
‫از فردا شروع می‌کنی.

377
00:23:46,650 --> 00:23:49,400
‫واسم فرقی نمی‌کنه، لطفاً.
‫من که فعلاً اینجام.

378
00:23:49,483 --> 00:23:50,400
‫بیا بریم ماوی.

379
00:23:50,483 --> 00:23:52,733
‫- بفرما.
‫- این‌جوری تو هم می‌تونی یکم استراحت کنی.

380
00:23:52,816 --> 00:23:55,275
‫باشه. ماوی، مامان رو ببوس که بخوابی.

381
00:23:57,983 --> 00:24:00,275
‫خوبه. حالا دیگه وقت خوابه. باشه.

382
00:24:00,358 --> 00:24:03,483
‫راستی، اگه گریه کرد یا هرچی،
‫می‌تونی صدام کنی.

383
00:24:03,566 --> 00:24:04,566
‫خیلی‌خب.

384
00:24:05,400 --> 00:24:07,108
‫شب خوش.

385
00:24:07,691 --> 00:24:08,858
‫شب بخیر!

386
00:24:46,441 --> 00:24:50,066
‫« ماوی با پرستار جدیدش خوابیده.
‫نگران نباش. دوستت دارم. »

387
00:24:58,275 --> 00:25:00,191
‫- ایلکر؟
‫- واقعاً؟ راست میگی؟

388
00:25:00,275 --> 00:25:02,150
‫آره.

389
00:25:02,233 --> 00:25:04,275
‫صبر کن. آقای آیدین اومد. من باید برم.

390
00:25:04,358 --> 00:25:06,525
‫همه‌ی جزئیات رو برام پیامک کن.
‫هنوز باورم نمیشه.

391
00:25:06,608 --> 00:25:08,233
‫باشه، بعداً باهات حرف می‌زنم.

392
00:25:08,316 --> 00:25:09,400
‫چطوری؟

393
00:25:16,608 --> 00:25:18,525
‫خوابش برد.

394
00:25:21,358 --> 00:25:23,025
‫به این زودی خوابید؟

395
00:25:23,108 --> 00:25:24,525
‫خسته بود.

396
00:25:34,066 --> 00:25:36,733
‫اون استودیوی توئه که بیرونـه؟

397
00:25:38,025 --> 00:25:39,025
‫آره.

398
00:25:43,483 --> 00:25:44,900
‫دوست داری ببینیش؟

399
00:25:54,566 --> 00:25:56,566
‫« لباس‌های ماوی ۰ تا ۶ ماه »

400
00:25:56,650 --> 00:25:58,650
‫« وسایل ترخیص از بیمارستان ماوی »

401
00:26:01,400 --> 00:26:03,066
‫اینجا فوق‌العاده‌ست.

402
00:26:03,941 --> 00:26:05,525
‫البته الان یکم به هم ریخته‌ست.

403
00:26:05,608 --> 00:26:07,775
‫آره، ولی پتانسیل خیلی زیادی داره.

404
00:26:08,941 --> 00:26:10,233
‫روح داره.

405
00:26:15,025 --> 00:26:17,233
‫از وقتی حامله شدم
‫دیگه از این فضا استفاده نکردم.

406
00:26:17,316 --> 00:26:18,525
‫الان پر از وسایل بچه‌ست،

407
00:26:18,608 --> 00:26:20,941
‫و فکر کنم زندگی همین‌جوری پیش رفت
‫و بقیه چیزها رو زیر خودش دفن کرد.

408
00:26:21,025 --> 00:26:25,025
‫امیدوارم از فردا بتونم توانش رو پیدا کنم
‫که اینجا رو ردیف کنم.

409
00:26:25,108 --> 00:26:27,900
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫می‌تونی بیای از اینجا برداری.

410
00:26:27,983 --> 00:26:28,983
‫حتماً.

411
00:26:31,275 --> 00:26:33,941
‫امشب واقعاً کمک کردی.
‫جدا ازت ممنونم.

412
00:26:34,025 --> 00:26:35,191
‫واسم خیلی ارزش داشت.

413
00:26:35,275 --> 00:26:36,275
‫خواهش می‌کنم.

414
00:27:18,983 --> 00:27:20,150
‫صبح بخیر.

415
00:27:20,233 --> 00:27:21,275
‫سلام.

416
00:27:21,858 --> 00:27:23,400
‫اینجا چه خبره؟

417
00:27:23,900 --> 00:27:25,150
‫داریم مرتب می‌کنیم.

418
00:27:27,358 --> 00:27:30,275
‫سلام وروجک.
‫صبح بخیر فرشته کوچولوی من.

419
00:27:30,358 --> 00:27:32,483
‫دختر گلم چطوره؟

420
00:27:33,941 --> 00:27:36,400
‫یادم نمیاد
‫آخرین بار کی اینقدر خوابیده بودم.

421
00:27:36,483 --> 00:27:39,108
‫پس حسابی به این استراحت نیاز داشتی.

422
00:27:40,150 --> 00:27:44,275
‫خب، پس امروز داریم...
‫همه جا رو تمیز می‌کنیم؟

423
00:27:45,316 --> 00:27:47,066
‫معلومه که آره.

424
00:27:47,816 --> 00:27:48,983
‫ایول!

425
00:27:55,066 --> 00:27:56,400
‫« اسباب‌بازی‌های ماوی »

426
00:28:18,191 --> 00:28:21,650
‫ماوی دهنت رو باز کن. بفرما.

427
00:28:22,275 --> 00:28:23,275
‫اوهوم.

428
00:28:46,275 --> 00:28:47,275
‫بیا اینم از این.

429
00:28:59,650 --> 00:29:02,275
‫خوابش برد. واقعاً خسته بود.

430
00:29:02,358 --> 00:29:04,566
‫ما کل کارها رو کردیم،
‫اون‌وقت اون خسته شده؟

431
00:29:04,650 --> 00:29:05,650
‫چای بابونه درست کردم.

432
00:29:05,691 --> 00:29:07,876
‫توی آشپزخونه‌ات پیداش کردم،
‫واسه همین حدس زدم دوست داشته باشی.

433
00:29:07,900 --> 00:29:08,983
‫آره، خیلی دوست دارم.

434
00:29:10,066 --> 00:29:10,983
‫پیش‌بندم رو پیدا کردی.

435
00:29:11,066 --> 00:29:13,441
‫یه جوری سر از جعبه‌های ماوی درآورده بود.

436
00:29:17,000 --> 00:29:24,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

437
00:29:37,650 --> 00:29:38,650
‫« تماس تصویری »

438
00:29:38,983 --> 00:29:40,400
‫- ایلکر.
‫- اوه!

439
00:29:40,483 --> 00:29:42,691
‫لباس ابرقهرمانی‌ات رو پوشیدی.

440
00:29:42,775 --> 00:29:44,358
‫آره، تازه پیداش کردم.

441
00:29:45,191 --> 00:29:47,108
‫همین‌الان کل اینجا رو تمیز کردیم.

442
00:29:47,191 --> 00:29:49,233
‫وای، دستتون درد نکنه. چه سریع.

443
00:29:49,316 --> 00:29:51,691
‫آره، شاید سریع بوده،
‫ولی خیلی کار برد.

444
00:29:51,775 --> 00:29:54,025
‫بدون کمک نازلی نمی‌تونستم انجامش بدم.

445
00:29:54,108 --> 00:29:56,358
‫یه لحظه وایسا، بذار باهاش آشنات کنم.

446
00:30:00,400 --> 00:30:01,525
‫ای بابا، رفتش.

447
00:30:03,358 --> 00:30:06,691
‫انگار خیلی از این روغن بچه
‫خوشت میاد، نه؟ مگه نه؟

448
00:30:06,775 --> 00:30:07,775
‫اوه!

449
00:30:09,816 --> 00:30:11,608
‫کارت با بچه‌ها عالیه.

450
00:30:12,191 --> 00:30:14,400
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که خودت هم بچه داشته باشی؟

451
00:30:18,316 --> 00:30:20,400
‫متاسفانه نمی‌تونم.

452
00:30:24,983 --> 00:30:25,983
‫تصادف کردم.

453
00:30:29,650 --> 00:30:32,108
‫نازلی، خیلی متاسفم.
‫ببخشید که پرسیدم.

454
00:30:33,858 --> 00:30:36,191
‫اولش بابتش خیلی ناراحت بودم.

455
00:30:37,233 --> 00:30:39,108
‫تا اینکه بالاخره فهمیدم

456
00:30:39,608 --> 00:30:42,608
‫لازم نیست حتماً مادر باشی
‫تا بتونی به یه بچه عشق بدی.

457
00:30:43,650 --> 00:30:44,858
‫دقیقاً.

458
00:30:52,066 --> 00:30:53,566
‫بهتره برم جواب اون رو بدم.

459
00:31:15,650 --> 00:31:18,733
‫خب، پس تبریک میگم.
‫به فوندا و نمایشگاهش.

460
00:31:18,816 --> 00:31:19,983
‫و به پرستار.

461
00:31:20,066 --> 00:31:21,900
‫بیا به افتخار اون هم بنوشیم.

462
00:31:21,983 --> 00:31:24,066
‫بالاخره کسی رو پیدا کردی
‫که بهش اعتماد داری.

463
00:31:24,150 --> 00:31:26,941
‫دنیای هنر بیشتر از اون
‫چیزی که فکر کنه بهش مدیونه.

464
00:31:30,066 --> 00:31:31,733
‫سلام، از دیدنت خوشبختم.

465
00:31:32,275 --> 00:31:33,275
‫خوشبختم.

466
00:31:34,608 --> 00:31:35,691
‫نازلی.

467
00:31:35,775 --> 00:31:37,108
‫سلین، جرن.

468
00:31:37,816 --> 00:31:39,025
‫خوشحالم از آشنایی‌تون.

469
00:31:39,108 --> 00:31:41,900
‫پس پرستار ماوی تویی.
‫جوجه کوچولومون کجاست؟

470
00:31:41,983 --> 00:31:44,441
‫تازه خوابوندمش.
‫این‌ها رو می‌برم بذارم توی حمام.

471
00:31:45,025 --> 00:31:46,025
‫عالیه.

472
00:31:46,066 --> 00:31:47,358
‫روز خوبی داشته باشین.

473
00:31:51,983 --> 00:31:52,983
‫خودشه؟

474
00:31:54,941 --> 00:31:55,941
‫آره، چطور؟

475
00:31:56,525 --> 00:31:58,233
‫انگار هیچکس به دلت نمی‌نشست.

476
00:31:58,775 --> 00:31:59,900
‫چرا این؟

477
00:32:03,108 --> 00:32:04,400
‫خب، ماوی واقعاً دوستش داره.

478
00:32:04,483 --> 00:32:05,483
‫هوم.

479
00:32:06,025 --> 00:32:07,105
‫در ضمن، قبلاً هم پرستار بوده.

480
00:32:07,150 --> 00:32:08,691
‫وای، چه عالی.

481
00:32:08,775 --> 00:32:11,858
‫منظورم اینه که، خدا نکرده،
‫اگه یه وقت اتفاقی بیفته،

482
00:32:11,941 --> 00:32:13,316
‫من به نازلی بیشتر از خودم اعتماد دارم.

483
00:32:13,400 --> 00:32:14,608
‫ولی اذیتت نمی‌کنه؟

484
00:32:14,691 --> 00:32:16,316
‫دقیقاً چی؟

485
00:32:16,400 --> 00:32:19,525
‫اینکه یه زن به این زیبایی
‫توی خونه‌ات راه بره.

486
00:32:19,608 --> 00:32:22,025
‫اگه یه زن بتونه
‫لگ و تیشرت بپوشه و باز هم خوب به نظر بیاد،

487
00:32:22,108 --> 00:32:23,108
‫دیگه بازی تمومـه، فوندا.

488
00:32:23,191 --> 00:32:24,483
‫جرن، جدی میگم.

489
00:32:26,275 --> 00:32:28,983
‫من وقتی به نازلی نگاه می‌کنم،
‫یه زن زیبا نمی‌بینم.

490
00:32:29,066 --> 00:32:30,858
‫پرستار ماوی رو می‌بینم.

491
00:32:30,941 --> 00:32:33,066
‫بیا ماوی.
‫اسباب‌بازی‌ات رو تکون بده! صداش رو دربیار!

492
00:32:33,150 --> 00:32:34,275
‫بیا دختر کوچولو.

493
00:32:34,358 --> 00:32:36,525
‫تازه، اصلاً چرا باید اذیت بشم؟

494
00:32:36,608 --> 00:32:38,441
‫من بهش نیاز دارم تا بتونم به کارم برسم.

495
00:34:00,816 --> 00:34:01,816
‫شب بخیر.

496
00:34:02,900 --> 00:34:04,650
‫اوم، فوندا گفت که از دیروز شروع کردی.

497
00:34:04,733 --> 00:34:05,900
‫تبریک میگم.

498
00:34:10,816 --> 00:34:12,691
‫فوندا کجاست؟ خونه‌ست؟

499
00:34:28,400 --> 00:34:30,191
‫تو توی خونه‌ی من چیکار می‌کنی؟

500
00:34:34,608 --> 00:34:35,608
‫نمی‌دونم.

501
00:34:51,191 --> 00:34:53,983
‫ایلکر. متوجه نشدم اومدی تو.

502
00:34:56,150 --> 00:34:57,358
‫با هم آشنا شدید؟

503
00:34:57,441 --> 00:34:59,066
‫نازلی، ایلکر.

504
00:35:02,233 --> 00:35:03,608
‫باید باهات حرف بزنم.

505
00:35:05,358 --> 00:35:06,358
‫باشه.

506
00:35:18,191 --> 00:35:19,733
‫ایلکر، چی شده؟

507
00:35:24,650 --> 00:35:25,691
‫قضیه سر پرستار بچه‌ست.

508
00:35:25,775 --> 00:35:29,108
‫این همون نازلیـه که توی استخر کار می‌کنه؟

509
00:35:30,275 --> 00:35:31,691
‫آره. قبلاً اونجا بود.

510
00:35:36,858 --> 00:35:38,691
‫فوندا، نه، اون نمی‌تونه اینجا کار کنه.

511
00:35:39,358 --> 00:35:41,483
‫باید یکی دیگه رو پیدا کنیم.

512
00:35:42,400 --> 00:35:43,566
‫آخه چرا؟

513
00:35:48,816 --> 00:35:50,316
‫چون می‌شناسمش.

514
00:35:56,733 --> 00:35:57,858
‫می‌شناسیش؟

515
00:35:58,941 --> 00:35:59,941
‫اوهوم.

516
00:36:02,358 --> 00:36:03,483
‫از کی؟

517
00:36:05,858 --> 00:36:07,108
‫یه مدت پیش.

518
00:36:11,150 --> 00:36:12,525
‫خب چه‌جوری می‌شناسیش؟

519
00:36:19,441 --> 00:36:20,900
‫در حد دوست‌دختر یا چی؟

520
00:36:24,525 --> 00:36:27,983
‫نه. دوست‌دخترم نبود، ولی یه
‫جورایی با هم رابطه داشتیم.

521
00:36:29,691 --> 00:36:30,900
‫چه رابطه‌ای؟

522
00:36:33,025 --> 00:36:34,650
‫یه بار باهاش خوابیدم.

523
00:37:03,108 --> 00:37:04,733
‫همین؟ فقط در حد یه رابطه یک‌شبه؟

524
00:37:05,650 --> 00:37:06,650
‫همین.

525
00:37:59,400 --> 00:38:01,108
‫ممنون، ایلکر.

526
00:38:32,025 --> 00:38:34,066
‫هیچوقت حرفی از اون دختر نزده بود.

527
00:38:35,983 --> 00:38:36,983
‫چرا؟

528
00:38:38,900 --> 00:38:39,941
‫برام سوال شد.

529
00:38:41,650 --> 00:38:45,441
‫فکر می‌کردم به جای اینکه بذارم
‫وجودم رو ببلعه، می‌تونم کنترلش کنم.

530
00:38:46,275 --> 00:38:48,608
‫فکر می‌کردم می‌تونم همه‌چیز
‫رو توی زندگیم کنترل کنم.

531
00:38:51,566 --> 00:38:52,900
‫مضطرب بودم.

532
00:38:54,400 --> 00:38:56,941
‫ولی کنجکاوی بهم غلبه کرد.

533
00:38:58,816 --> 00:39:00,400
‫نتونستم مقاومت کنم.

534
00:39:13,775 --> 00:39:16,066
‫خب، باشه پس.
‫فکر کنم خودت بتونی بهش بگی.

535
00:39:17,858 --> 00:39:18,858
‫بهش بگم؟

536
00:39:19,316 --> 00:39:20,775
‫اینکه باید بره.

537
00:39:36,858 --> 00:39:39,816
‫امیدوارم اینجا همه‌چی خوب باشه.
‫چیزی لازم نداری؟

538
00:39:42,108 --> 00:39:45,066
‫اگه چیزی خواستی بهم بگو،
‫باشه. اصلاً تعارف نکن.

539
00:39:45,941 --> 00:39:47,233
‫شب بخیر، نازلی.

540
00:39:51,150 --> 00:39:54,525
‫فردا باید بریم فروشگاه
‫واسه ماوی ماست بخریم.

541
00:39:56,691 --> 00:39:57,775
‫البته.

542
00:39:59,650 --> 00:40:02,066
‫فقط نمی‌خوام هیچ تنشی بین‌مون باشه.

543
00:40:02,150 --> 00:40:04,316
‫بهت اعتماد دارم. تو شوهرمی.
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای مهم نیست.

544
00:40:15,233 --> 00:40:16,733
‫ایلکر.

545
00:40:17,316 --> 00:40:20,025
‫اصلاً نمی‌دونی این دو روز
‫گذشته چقدر عالی بود...

546
00:40:20,108 --> 00:40:22,900
‫...که تونستم ماوی رو بدون
‫نگرانی پیش کسی بذارم.

547
00:40:24,733 --> 00:40:26,608
‫یادم اومد کی هستم.

548
00:40:27,525 --> 00:40:29,275
‫و قبلاً چی بودیم.

549
00:40:29,358 --> 00:40:31,191
‫دوباره ازدواج‌مون رو پیدا کردم.

550
00:40:34,025 --> 00:40:36,150
‫خیلی دلتنگت بودم، ایلکر.

551
00:40:36,650 --> 00:40:38,525
‫خیلی می‌خوامت.

552
00:40:40,483 --> 00:40:44,608
‫صدایی درونم زمزمه کرد، خوب میشی.

553
00:40:44,691 --> 00:40:46,441
‫خوب میشی.

554
00:40:46,525 --> 00:40:47,775
‫دیگه چی می‌خوای؟

555
00:40:48,275 --> 00:40:50,066
‫نگران نباش. می‌شناسمت.

556
00:40:50,150 --> 00:40:51,775
‫کاری کن مثل قبل حس کنم.

557
00:40:52,441 --> 00:40:53,691
‫کاری کن خودم رو حس کنم.

558
00:40:54,608 --> 00:40:55,650
‫لمسم کن.

559
00:40:59,275 --> 00:41:03,566
‫انگار چیزی که خیلی وقت پیش فراموش
‫کرده بودم، وجودم رو تسخیر کرد.

560
00:41:04,483 --> 00:41:05,816
‫اشتیاق.

561
00:41:05,900 --> 00:41:07,150
‫کنجکاوی.

562
00:41:07,650 --> 00:41:08,691
‫میل.

563
00:41:09,191 --> 00:41:14,525
‫تسلیم همه‌شون شدم و آتیشی رو روشن
‫کردم که همه‌چیز رو خاکستر می‌کرد.

564
00:41:26,066 --> 00:41:28,441
‫لحظه‌ای که سنگینی نگاهش
‫رو روی خودم حس کردم...

565
00:41:29,858 --> 00:41:32,441
‫...اون آتیش درونم شعله‌ور شد.

566
00:41:37,025 --> 00:41:38,275
‫می‌بینمت.

567
00:41:39,733 --> 00:41:41,066
‫و من اینجام.

568
00:42:20,233 --> 00:42:22,775
‫نازلی، سه روزه که جواب پیام‌هات رو ندادی...

569
00:42:22,858 --> 00:42:24,941
‫...و واقعاً باید برای برنامه
‫کلاس‌ها نقشه‌ریزی کنیم.

570
00:42:25,025 --> 00:42:26,025
‫اوضاع خیلی به هم ریخته‌ست.

571
00:42:26,066 --> 00:42:28,233
‫می‌تونی توضیح بدی چرا سر کار نمیای؟

572
00:42:29,483 --> 00:42:31,441
‫من... فقط یه حس بدی دارم.

573
00:42:31,525 --> 00:42:35,566
‫نمی‌دونم. شاید فعلاً باید بیخیال بشم
‫و روی مادر بودن تمرکز کنم.

574
00:42:36,108 --> 00:42:38,983
‫می‌خوام به دنیز زنگ بزنم و بهش بگم
‫که نمی‌تونم انجامش بدم.

575
00:42:39,066 --> 00:42:40,733
‫مسخره نشو. این کار رو نکن.

576
00:42:40,816 --> 00:42:41,613
‫اصلاً ایده خوبی نیست.

577
00:42:41,637 --> 00:42:43,316
‫نه، لطفاً با دستای خودت آینده‌ات
‫رو خراب نکن.

578
00:42:43,400 --> 00:42:45,150
‫قبلاً در این مورد حرف زدیم.

579
00:42:45,233 --> 00:42:46,816
‫باید به‌خاطر خودت انجامش بدی.

580
00:43:22,566 --> 00:43:25,400
‫سلام، خانم اسرا. متاسفم،
‫ولی مجبورم استعفا بدم...

581
00:43:26,191 --> 00:43:27,941
‫...به دلایل خانوادگی.

582
00:43:28,025 --> 00:43:29,400
‫واقعاً معذرت می‌خوام.

583
00:43:38,275 --> 00:43:41,108
‫تمام اتفاقاتی که افتاد،
‫به‌خاطر کارهای من بود.

584
00:43:44,608 --> 00:43:46,191
‫متوجهش نبودم، ولی...

585
00:43:47,858 --> 00:43:48,983
‫الان می‌فهممش.

586
00:43:52,316 --> 00:43:53,858
‫غرور بیش از حد...

587
00:43:55,441 --> 00:43:57,066
‫می‌تونه به قیمت تموم زندگیت تموم بشه.

588
00:43:57,500 --> 00:44:17,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
