1
00:00:11,583 --> 00:00:13,958
‫کی می‌دونه چند وقت بود
‫که مخفی شده بود.

2
00:00:14,875 --> 00:00:17,250
‫چرا یه آدم نامرئی میشه؟

3
00:00:17,750 --> 00:00:21,125
‫چرا یه نفر نباید خود واقعیش
‫رو به بقیه نشون بده؟

4
00:00:21,208 --> 00:00:22,208
‫نازلی!

5
00:00:23,125 --> 00:00:26,166
‫این‌دفعه دیگه کجا رفتی؟
‫بیا بیرون!

6
00:00:26,250 --> 00:00:29,125
‫آدم‌هایی که مخفی میشن،
‫دلشون می‌خواد پیدا بشن.

7
00:00:29,208 --> 00:00:32,291
‫اون‌ها فقط منتظر یه نفرن
‫که بیاد دنبالشون بگرده.

8
00:00:32,375 --> 00:00:34,875
‫قرار بود من پیداش کنم.

9
00:00:34,958 --> 00:00:37,833
‫باید می‌شناختمش
‫و می‌فهمیدم داستانش چیه.

10
00:00:37,916 --> 00:00:41,125
‫می‌خواستم روحش رو توی نقاشیم بکشم.

11
00:00:41,208 --> 00:00:46,333
‫« غریبه نیست »

12
00:00:46,357 --> 00:00:57,357
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

13
00:01:03,125 --> 00:01:04,791
‫سفره‌ی دلم رو پیشش باز کردم.

14
00:01:05,291 --> 00:01:06,833
‫اون رو وارد زندگیـم کردم،

15
00:01:06,916 --> 00:01:10,375
‫اون هم در عوض بهم اعتماد کرد.

16
00:01:36,000 --> 00:01:43,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

17
00:01:43,666 --> 00:01:46,833
‫دست‌های مامان‌بزرگت هم مثل تو
‫نوازش‌های آرومی داشت؟

18
00:01:48,125 --> 00:01:50,083
‫- اوهوم.
‫- اون از کی یاد گرفته بود؟

19
00:01:50,166 --> 00:01:51,750
‫هیچوقت ازش نپرسیدم.

20
00:01:52,958 --> 00:01:55,541
‫بعضی‌وقت‌ها به‌نظر میاد
‫آدم‌هایی که همه‌چیز رو بلدن،

21
00:01:55,625 --> 00:01:57,083
‫همین‌جوری به دنیا اومدن.

22
00:01:57,166 --> 00:01:59,791
‫انگار با مامان‌بزرگت خیلی صمیمی بودی.

23
00:02:00,291 --> 00:02:02,416
‫ولی هیچوقت از مادرت حرف نمی‌زنی.

24
00:02:04,208 --> 00:02:06,041
‫وقتی کوچیک بودم مُرد.

25
00:02:07,833 --> 00:02:08,958
‫چند سالت بود؟

26
00:02:10,750 --> 00:02:11,750
‫ده سال.

27
00:02:12,208 --> 00:02:14,291
‫پس مامان‌بزرگت بزرگت کرد؟

28
00:02:14,375 --> 00:02:15,500
‫اوهوم.

29
00:02:16,333 --> 00:02:17,541
‫می‌تونی ازش برام بگی؟

30
00:02:20,750 --> 00:02:22,458
‫خیلی مهربون بود، پر از عشق بود.

31
00:02:22,541 --> 00:02:25,750
‫نازلی!
‫این‌دفعه کجا رفتی؟

32
00:02:26,250 --> 00:02:27,250
‫بیا دیگه!

33
00:02:34,541 --> 00:02:35,750
‫نازلی!

34
00:02:38,125 --> 00:02:39,375
‫باهام بیا.

35
00:02:45,166 --> 00:02:46,625
‫نگران نباش، من اینجام.

36
00:02:48,083 --> 00:02:50,125
‫قول میدم پیشش تنهات نذارم، قول میدم.

37
00:02:50,208 --> 00:02:51,458
‫نازلی!

38
00:02:52,041 --> 00:02:54,291
‫نترس عزیزم. من اینجام.

39
00:02:54,958 --> 00:02:56,958
‫بیا اینجا. بغلم کن. بیا.

40
00:03:07,916 --> 00:03:09,333
‫خوبی؟

41
00:03:11,041 --> 00:03:12,125
‫اوهوم.

42
00:03:12,791 --> 00:03:14,416
‫الان دیگه آخریش رو انجام میدم.

43
00:03:18,750 --> 00:03:20,791
‫خب، تمومه. می‌تونی لباس بپوشی.

44
00:03:29,000 --> 00:03:31,541
‫امشب خودم ماوی رو می‌خوابونم.
‫دلم خیلی براش تنگ شده بود.

45
00:03:31,625 --> 00:03:34,541
‫مگه نه عزیزم؟
‫مامان خیلی دلش برات تنگ شده بود.

46
00:03:34,625 --> 00:03:36,166
‫می‌خوای پیش مامان بخوابی؟

47
00:03:36,250 --> 00:03:38,000
‫مامان رو محکم بغل می‌کنی؟

48
00:03:39,416 --> 00:03:41,458
‫بوس هم به مامان میدی؟

49
00:03:52,916 --> 00:03:55,458
‫برو ببین مامانت بیدار شده یا نه.

50
00:03:57,666 --> 00:03:59,833
‫چرا تو نمی‌تونی مامانم باشی؟

51
00:04:05,500 --> 00:04:06,750
‫چون من مامان‌بزرگتم.

52
00:04:07,625 --> 00:04:09,708
‫و این خیلی هم بهتره.

53
00:04:10,208 --> 00:04:12,833
‫هیچکس تو دنیا مثل من دوستت نداره.

54
00:04:23,041 --> 00:04:26,166
‫فقط محض اطلاعت، نازلی برای فردا
‫مرخصی خواست و منم قبول کردم.

55
00:04:26,250 --> 00:04:27,875
‫ما که به‌هرحال تمام روز رو بیرونیم.

56
00:04:29,458 --> 00:04:31,541
‫مگه اون نباید این کارها رو انجام بده؟

57
00:04:32,041 --> 00:04:33,041
‫اون پرستار بچه‌ست.

58
00:04:33,083 --> 00:04:35,750
‫و منم مادرشم، ایلکر.
‫اگه بخوام، می‌تونم بچه‌ام رو خودم بخوابونم.

59
00:04:35,833 --> 00:04:37,153
‫می‌دونی منظورم این نبود.

60
00:04:37,208 --> 00:04:38,208
‫پس منظورت چیه؟

61
00:04:38,291 --> 00:04:40,666
‫منظورم اینه که،
‫کی اینجا چیکاره‌ست؟

62
00:04:40,750 --> 00:04:43,875
‫دیگه سخت میشه فهمید
‫پرستار استخدام کردیم یا هم‌خونه.

63
00:04:43,958 --> 00:04:46,278
‫مثلاً اون کار عجیبی که
‫داشت با کمرت می‌کرد چی بود؟

64
00:04:46,333 --> 00:04:48,583
‫چیز عجیبی نیست، ایلکر.

65
00:04:48,666 --> 00:04:50,416
‫برای رفع استرسه.

66
00:04:50,500 --> 00:04:52,500
‫می‌خواستم امتحانش کنم. مگه چی شده؟

67
00:04:52,583 --> 00:04:55,184
‫خب، آخه تو کلاً آدم لمسی
‫و این‌جوری‌ی نیستی.

68
00:04:55,208 --> 00:04:57,008
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫چه خبره.

69
00:04:57,083 --> 00:04:58,958
‫چی رو می‌خوای بفهمی؟

70
00:04:59,041 --> 00:05:01,601
‫فوندا، اون پرستار بود،
‫بعد شد مدل نقاشیت، الانم که شده دوستت.

71
00:05:01,666 --> 00:05:04,125
‫قضیه دوست پیدا کردن من نیست.

72
00:05:04,208 --> 00:05:06,541
‫هر کاری الان می‌کنم برای خودمه.

73
00:05:06,625 --> 00:05:11,083
‫می‌دونی چقدر به این نمایشگاه نیاز دارم،
‫نازلی هم داره بهم کمک می‌کنه. همین.

74
00:05:11,583 --> 00:05:14,541
‫در ضمن، این اواخر حالش خوب نبود،
‫دارم سعی می‌کنم بهش کمک کنم.

75
00:05:14,625 --> 00:05:15,791
‫برا چی حالش بد بود؟

76
00:05:15,875 --> 00:05:19,208
‫نمی‌دونم. دارم سعی می‌کنم بفهمم.
‫مشکلی داری؟

77
00:05:25,083 --> 00:05:26,500
‫خیلی‌خب، اومدم.

78
00:05:26,583 --> 00:05:27,583
‫اوم.

79
00:05:29,583 --> 00:05:31,208
‫نمی‌خوایم کار رو شروع کنیم؟

80
00:05:31,291 --> 00:05:32,500
‫نگران نباش، شروع می‌کنیم.

81
00:05:33,083 --> 00:05:34,958
‫این‌ها همه‌اش بخشی از روند کاره.

82
00:05:36,958 --> 00:05:39,000
‫دربازکن رو جا گذاشتم.

83
00:05:39,083 --> 00:05:40,583
‫نگران نباش، من میرم میارمش.

84
00:06:00,250 --> 00:06:01,250
‫حالت چطوره؟

85
00:06:02,458 --> 00:06:04,000
‫خوبم، چرا می‌پرسی؟

86
00:06:05,458 --> 00:06:09,625
‫آخه فوندا گفت از یه چیزی ناراحتی.

87
00:06:10,458 --> 00:06:11,625
‫به من ربطی داره؟

88
00:06:11,708 --> 00:06:12,708
‫منظورت چیه؟

89
00:06:12,750 --> 00:06:13,958
‫خب، راستش،

90
00:06:15,250 --> 00:06:17,791
‫بعد از حرف‌هایی که اون روز زدیم

91
00:06:22,208 --> 00:06:25,041
‫شاید برات شوکه‌کننده باشه،
‫ولی دنیا دور تو نمی‌چرخه.

92
00:06:28,000 --> 00:06:30,041
‫قرار نبود بری لندن زندگی کنی؟

93
00:06:30,125 --> 00:06:32,250
‫دلیل به‌هم‌زدنمون اون نبود؟

94
00:06:33,916 --> 00:06:35,750
‫تا جایی که یادمه،
‫دلیل جدایی‌مون اون بود.

95
00:06:35,833 --> 00:06:40,000
‫- بود، ولی شرایط عوض شد.
‫- آره؟ چی عوض شد؟

96
00:06:40,083 --> 00:06:41,375
‫فوندا.

97
00:06:41,458 --> 00:06:43,250
‫اون اومد لندن.

98
00:06:43,333 --> 00:06:44,541
‫اون تنها کسیـه که می‌خوام.

99
00:06:44,625 --> 00:06:45,666
‫پس ما چی؟

100
00:06:45,750 --> 00:06:47,875
‫همیشه می‌دونستم یه روز باهاش ازدواج می‌کنم.

101
00:06:47,958 --> 00:06:49,791
‫فهمیدم رفتنم به اونجا بی‌فایده‌ست.

102
00:06:49,875 --> 00:06:50,875
‫واسه همین برگشتم.

103
00:06:50,916 --> 00:06:52,625
‫پس یعنی من برات فقط یه رابطه‌ی گذرا بودم؟

104
00:06:52,708 --> 00:06:54,875
‫بابت اتفاقی که بینمون افتاد متاسفم.

105
00:06:54,958 --> 00:06:56,041
‫کدوم اتفاق؟

106
00:06:57,666 --> 00:06:59,875
‫تو اصلاً متاسف نیستی.

107
00:06:59,958 --> 00:07:00,958
‫نه، واقعاً هستم.

108
00:07:01,041 --> 00:07:03,333
‫ولی کاری از دستم برنمی‌اومد.

109
00:07:03,416 --> 00:07:06,916
‫من و فوندا چیزهایی رو از سر گذروندیم
‫که تو حتی نمی‌تونی تصورش رو بکنی.

110
00:07:07,000 --> 00:07:08,000
‫هوم.

111
00:07:08,041 --> 00:07:10,875
‫اون زنمه. نه کسی که فقط
‫چند ماهه می‌شناسمش.

112
00:07:18,583 --> 00:07:21,500
‫ببین، می‌دونم این حرفم چه‌جوری به نظر میاد،
‫عذر می‌خوام.

113
00:07:21,583 --> 00:07:24,541
‫نیاز به عذرخواهی نیست. فقط داشتی
‫چیزی رو می‌گفتی که واقعاً حس می‌کنی.

114
00:07:29,791 --> 00:07:34,166
‫نازلی واقعاً ممنون که در مورد
‫همه‌ی این‌ها تودار بودی و چیزی نگفتی.

115
00:07:34,250 --> 00:07:36,541
‫راستش، من به فوندا

116
00:07:36,625 --> 00:07:38,791
‫همه‌ی جزئیات اتفاقی که
‫بینمون افتاد رو نگفتم.

117
00:07:38,875 --> 00:07:40,625
‫پس بهش گفتی فقط یه رابطه‌ی یه شبه بوده؟

118
00:07:49,416 --> 00:07:52,833
‫بابام بعد از اینکه مامانم حامله شد،
‫ترکش کرد.

119
00:07:53,333 --> 00:07:55,791
‫چه جور آدمی بود؟ هنوز زنده‌ست؟

120
00:07:55,875 --> 00:07:58,416
‫هیچ ایده‌ای ندارم کجاست
‫یا چیکار می‌کنه.

121
00:07:59,750 --> 00:08:02,041
‫بعد از فوت مامانم،
‫مامان‌بزرگم من رو پیش خودش برد.

122
00:08:02,125 --> 00:08:04,541
‫واسه همین اون بزرگم کرد.

123
00:08:04,625 --> 00:08:07,583
‫سال اولی که پرستار شده بودم،
‫فوت کرد.

124
00:08:08,208 --> 00:08:09,208
‫مریض بود؟

125
00:08:09,291 --> 00:08:10,916
‫سکته‌ی قلبی کرد.

126
00:08:12,208 --> 00:08:13,916
‫هم مامانم، هم مامان‌بزرگم.

127
00:08:14,000 --> 00:08:15,208
‫متاسفم، نازلی.

128
00:08:15,291 --> 00:08:18,708
‫فکر کنم زن‌های خانواده‌ی من
‫قلب‌های خیلی حساسی دارن.

129
00:08:19,208 --> 00:08:21,833
‫وای. خیلی سوزناک شد، نه؟

130
00:08:21,916 --> 00:08:23,958
‫- نه، نگرانش نباش.
‫- نه، واقعاً شد.

131
00:08:24,041 --> 00:08:25,708
‫از دید یه غریبه،

132
00:08:25,791 --> 00:08:28,000
‫ممکنه مثل یه آدم فلک‌زده به نظر بیام.

133
00:08:28,083 --> 00:08:30,416
‫ولی از نظر خودم،

134
00:08:30,500 --> 00:08:32,291
‫واقعاً همچین حسی ندارم.

135
00:08:32,875 --> 00:08:35,291
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

136
00:08:35,375 --> 00:08:36,458
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

137
00:08:37,375 --> 00:08:38,875
‫فوق‌العاده‌ست.

138
00:08:40,333 --> 00:08:43,250
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

139
00:09:07,958 --> 00:09:09,375
‫می‌خوای بازی کنیم؟

140
00:10:18,125 --> 00:10:20,500
‫تا حالا نشده لخت تو دریا شنا کنم.

141
00:10:30,833 --> 00:10:34,958
‫تا حالا نشده وقتی کاملاً مستم
‫به اکسم زنگ بزنم.

142
00:10:37,125 --> 00:10:40,000
‫تا حالا نشده در نگاه اول عاشق بشم.

143
00:10:45,125 --> 00:10:47,208
‫تا حالا نشده

144
00:10:48,541 --> 00:10:50,541
‫به کسی بگم که عاشقشم.

145
00:10:59,791 --> 00:11:00,791
‫حالا نوبت توئه.

146
00:11:20,375 --> 00:11:21,958
‫تا حالا نشده

147
00:11:23,916 --> 00:11:26,666
‫رابطه‌ی یک‌شبه داشته باشم.

148
00:11:56,000 --> 00:11:57,791
‫خب، نوبت توئه.

149
00:12:03,833 --> 00:12:05,416
‫تا حالا نشده

150
00:12:09,500 --> 00:12:12,625
‫فکر می‌کردم چون فردا مرخصیـه، امشب میره،

151
00:12:12,708 --> 00:12:14,541
‫ولی گفت صبح میره.

152
00:12:15,291 --> 00:12:16,291
‫منظورت چیه؟

153
00:12:18,750 --> 00:12:21,166
‫شاید امشب جایی رو نداره بره.

154
00:12:24,416 --> 00:12:26,291
‫دختر تنهائیـه.

155
00:12:27,125 --> 00:12:28,416
‫هیچکس رو نداره.

156
00:12:28,500 --> 00:12:30,458
‫خیلی تنهاست.

157
00:12:31,625 --> 00:12:34,625
‫از یه تصادفی برام گفت که
‫وقتی تازه اومده بود اینجا کرده بود،

158
00:12:34,708 --> 00:12:37,750
‫ولی وارد جزئیات نشد.

159
00:12:39,125 --> 00:12:40,958
‫همه‌چیز خیلی عجیبه.

160
00:12:41,041 --> 00:12:42,916
‫تمام روز ذهنم رو درگیر کرده.

161
00:12:43,625 --> 00:12:47,958
‫اینکه مجبوره باهاش زندگی کنه،
‫هر چقدر هم که دلش نخواد.

162
00:12:48,041 --> 00:12:49,208
‫با چی؟

163
00:12:50,125 --> 00:12:53,500
‫با این حقیقت که به‌خاطر اون تصادف
‫هرگز نمی‌تونه بچه‌دار بشه.

164
00:12:54,541 --> 00:12:58,750
‫نمی‌دونم. شاید واسه همینه که
‫انقدر بهم انگیزه میده.

165
00:13:00,250 --> 00:13:04,375
‫خیلی آسیب‌دیده، ولی در عین حال قویه.

166
00:13:04,458 --> 00:13:06,416
‫و خیلی مرموز.

167
00:13:08,041 --> 00:13:11,041
‫واسه همینه که به‌نظرت انقدر جذاب اومد؟

168
00:13:34,708 --> 00:13:37,125
‫فوندا. صدام رو می‌شنوی؟

169
00:13:37,208 --> 00:13:38,666
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

170
00:13:38,750 --> 00:13:41,291
‫اتفاقی که افتاد همین بود؟
‫من رو می‌خواستی.

171
00:13:41,375 --> 00:13:42,625
‫تو خیلی خاصی.

172
00:13:42,708 --> 00:13:45,583
‫- این رو به همه گفتم.
‫- اومدیم توی آب، ماوی.

173
00:13:47,291 --> 00:13:48,958
‫آره، درسته.

174
00:14:10,791 --> 00:14:12,671
‫نگران نباش.
‫زنگ می‌زنم میگم نمی‌تونیم بیایم.

175
00:14:12,708 --> 00:14:14,291
‫نه، جدی میگم، این کار رو نکن.

176
00:14:14,375 --> 00:14:16,250
‫تو برو. من و ماوی خونه می‌مونیم.

177
00:14:16,333 --> 00:14:18,166
‫عزیزم، اون خانواده رو دعوت کرده. بی‌ادبیـه.

178
00:14:18,250 --> 00:14:20,541
‫عزیزم، می‌دونم ما رو خانوادگی دعوت کردن،

179
00:14:20,625 --> 00:14:24,208
‫ولی دست من نیست که پیش‌بینی کنم
‫کی این میگرن لعنتی میاد سراغم.

180
00:14:24,291 --> 00:14:25,791
‫دست خودم نبود.

181
00:14:26,291 --> 00:14:27,875
‫خدای من، چقدر عجیبه.

182
00:14:28,958 --> 00:14:31,875
‫شاید ایده‌ی خوبی نبود
‫که دیشب انقدر مشروب بخوری.

183
00:14:31,958 --> 00:14:35,625
‫می‌دونم، و معذرت می‌خوام.
‫واقعاً واقعاً معذرت می‌خوام.

184
00:14:36,583 --> 00:14:38,750
‫از دلشون درمیاریم، باشه؟

185
00:14:39,291 --> 00:14:41,291
‫مثلاً یه شب می‌تونیم بریم شام بیرون.

186
00:14:41,375 --> 00:14:43,666
‫- چطوره؟
‫- آخه برادر نور هم قرار بود اونجا باشه.

187
00:14:44,166 --> 00:14:45,926
‫خودت اصرار داشتی
‫گردن ماوی رو چک کنه.

188
00:14:45,958 --> 00:14:47,750
‫اون امشب برمی‌گرده اتریش.

189
00:14:48,250 --> 00:14:50,208
‫لعنتی.

190
00:14:55,500 --> 00:14:56,500
‫باشه.

191
00:14:58,166 --> 00:15:00,458
‫فقط چند دقیقه بهم وقت بده، خب؟

192
00:15:02,666 --> 00:15:04,791
‫یه کاریش می‌کنم. نگران نباش.

193
00:15:08,000 --> 00:15:15,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

194
00:15:18,125 --> 00:15:20,500
‫- آخ، نازلی.
‫- خوبی؟

195
00:15:20,583 --> 00:15:22,125
‫نه، داغونم.

196
00:15:22,208 --> 00:15:25,125
‫تمام بدنم درد می‌کنه،
‫میگرن هم بدجور زده به سرم.

197
00:15:25,208 --> 00:15:27,375
‫داشتی می‌رفتی بیرون، نه؟

198
00:15:27,458 --> 00:15:28,625
‫آره.

199
00:15:28,708 --> 00:15:31,541
‫نازلی، یه خواهش خیلی بزرگ ازت دارم.

200
00:15:31,625 --> 00:15:34,458
‫می‌دونم امروز روز تعطیلته،
‫ولی دهمین سالگرد ازدواج

201
00:15:34,541 --> 00:15:35,916
‫شریک کاری ایلکر،

202
00:15:36,000 --> 00:15:39,458
‫و تصمیم گرفتن که سوگند ازدواجشون
‫رو تجدید کنن و ما رو هم دعوت کردن.

203
00:15:39,541 --> 00:15:42,375
‫ولی من با این حال خرابم
‫اصلاً نمی‌تونم بیام.

204
00:15:42,458 --> 00:15:45,000
‫و برادر دوستم هم از شهر دیگه میاد،

205
00:15:45,083 --> 00:15:46,666
‫که یه دکتر خیلی کاربلد و معروفیـه.

206
00:15:46,750 --> 00:15:48,083
‫خیلی دلم می‌خواست ازش بپرسم

207
00:15:48,166 --> 00:15:50,541
‫که نظرش در مورد
‫وضعیت گردن ماوی چیه.

208
00:15:51,041 --> 00:15:53,166
‫برام خیلی مهمه که اون ببینتش،

209
00:15:53,250 --> 00:15:55,010
‫واسه همین می‌خواستم ببینم
‫می‌تونی باهاشون بری؟

210
00:15:55,083 --> 00:15:58,000
‫البته، نگران نباش.

211
00:15:58,583 --> 00:16:00,583
‫- جدی؟
‫- حتماً.

212
00:16:00,666 --> 00:16:01,791
‫خدای من، مرسی.

213
00:16:03,458 --> 00:16:07,000
‫پس بیزحمت لباس‌های ماوی رو تنش کن
‫و چند تا وسیله هم براش جمع کن.

214
00:16:07,083 --> 00:16:09,541
‫حله. میرم لباس‌هاش رو بپوشونم.
‫تو برو دراز بکش.

215
00:16:09,625 --> 00:16:11,291
‫وای، تو فوق‌العاده‌ای.

216
00:16:16,333 --> 00:16:17,791
‫ردیف شد.

217
00:16:17,875 --> 00:16:21,208
‫خب، نازلی قراره با تو و ماوی بیاد.

218
00:16:21,291 --> 00:16:22,208
‫چی؟

219
00:16:22,291 --> 00:16:26,166
‫نازلی لطف کرد و
‫روز تعطیلش رو انداخت برای فردا.

220
00:16:26,250 --> 00:16:28,583
‫عزیزم، وقتی تو نمیای
‫من نمی‌دونم واسه چی داریم میریم.

221
00:16:28,666 --> 00:16:29,958
‫بیخیال ایلکر، طوری نیست.

222
00:16:30,041 --> 00:16:33,708
‫براشون گل می‌فرستم و عذرخواهی می‌کنم.
‫تو فقط مطمئن شو که دکتر ماوی رو ببینه.

223
00:16:33,791 --> 00:16:35,875
‫لطفاً این کار رو برام بکن، باشه؟

224
00:16:41,666 --> 00:16:44,208
‫آماده‌ای پرنسس کوچولوی من؟

225
00:16:44,291 --> 00:16:46,041
‫ببین چقدر خوشگل شدی.

226
00:16:47,541 --> 00:16:49,791
‫- بیا اینجا مامانی.
‫- اوم.

227
00:16:49,875 --> 00:16:51,458
‫بیا اینجا. دختر خودمی.

228
00:16:51,541 --> 00:16:54,208
‫آره، جونم.
‫خیلی نازی، مگه نه؟

229
00:16:54,291 --> 00:16:56,250
‫نگاهش کن سر تا پا آبی پوشیده.

230
00:16:56,333 --> 00:16:58,458
‫نازلی، این‌ها رو برات کنار گذاشتم.

231
00:17:00,625 --> 00:17:02,458
‫ممنون، ولی لازم نبود این کار رو بکنی.

232
00:17:02,541 --> 00:17:03,375
‫باعث افتخارمه،

233
00:17:03,458 --> 00:17:05,166
‫در ضمن، این‌ها رو خیلی نپوشیدم،
‫شایدم اصلاً نپوشیده باشم.

234
00:17:05,250 --> 00:17:08,208
‫بعضی‌هاشون رو آنلاین خریدم،
‫حتی هنوز اتیکت دارن.

235
00:17:08,291 --> 00:17:10,041
‫حوصله نداشتم پسشون بفرستم.

236
00:17:10,125 --> 00:17:12,625
‫بیا، من عاشق این یکی‌ام. بهت خیلی میاد.

237
00:17:13,416 --> 00:17:16,125
‫برای امروز کد لباس دارن. بژ و سفیده.

238
00:17:16,208 --> 00:17:19,333
‫فکر کنم باید این رو بپوشی.
‫تو تنت عالی میشه.

239
00:17:20,583 --> 00:17:21,583
‫باشه.

240
00:17:57,583 --> 00:18:00,541
‫جای نگرانی نیست.
‫همه‌چیز کاملاً مرتبه.

241
00:18:00,625 --> 00:18:02,185
‫مادرش خوب به این دختر رسیدگی کرده.

242
00:18:02,833 --> 00:18:05,333
‫اون انحنای جزئی توی گردنش
‫واقعاً چیز جدی‌ای نیست.

243
00:18:05,416 --> 00:18:08,250
‫به خانم فوندا بگین خیالشون راحت باشه.

244
00:18:08,333 --> 00:18:10,933
‫- خیلی ممنون. لطف کردین.
‫- خواهش می‌کنم. خوش بگذره.

245
00:18:10,958 --> 00:18:12,500
‫به شما هم. از آشنایی باهاتون خوشحال شدم.

246
00:18:13,000 --> 00:18:15,041
‫اوه، اونجا رو ببین عزیزم،
‫زنبوره؟

247
00:18:15,125 --> 00:18:17,416
‫خدای من! موهات رو رنگ کردی؟ اوه!

248
00:18:18,791 --> 00:18:20,791
‫- ببخشید. فکر کردم فوندایی.
‫- اوه.

249
00:18:21,791 --> 00:18:24,125
‫تعریفت رو زیاد شنیدم.
‫چطوری؟ نازلی؟

250
00:18:24,208 --> 00:18:26,500
‫- بله، ممنون. خوبم. شما چطورین؟
‫- خوبم. مرسی.

251
00:18:26,583 --> 00:18:28,263
‫فوندا ناراحته که نتونست بیاد.

252
00:18:28,333 --> 00:18:31,500
‫- دوباره میگرنش گرفته.
‫- طفلکی.

253
00:18:31,583 --> 00:18:33,875
‫ما میریم یکم بازی کنیم. هوم؟

254
00:18:34,458 --> 00:18:35,458
‫بگو، بای‌بای.

255
00:18:35,500 --> 00:18:36,416
‫بای‌بای عزیزم.

256
00:18:36,500 --> 00:18:38,333
‫بای‌بای. بای‌بای.

257
00:18:38,416 --> 00:18:41,625
‫بیا دیگه دختر قشنگم.
‫بریم یه‌کم بازی کنیم، باشه؟ آره.

258
00:18:41,708 --> 00:18:44,541
‫همه‌ی اینا رو ببین، ماوی کوچولو. وای.

259
00:18:44,625 --> 00:18:46,041
‫اوضاعت چطوره، ایلکر؟

260
00:18:46,125 --> 00:18:47,291
‫خوبم، خوبم.

261
00:18:47,375 --> 00:18:49,875
‫من برم یه‌دوری بزنم ببینم کی به کیه.

262
00:18:54,208 --> 00:18:57,208
‫وای! این همه رنگ رو ببین.

263
00:18:57,833 --> 00:18:58,875
‫اوه!

264
00:19:01,000 --> 00:19:03,625
‫این چیه، ماوی؟

265
00:19:03,708 --> 00:19:06,333
‫اون حباب گنده رو ببین! آه!

266
00:19:06,416 --> 00:19:07,250
‫کجا رفت؟

267
00:19:07,333 --> 00:19:08,958
‫اوه!

268
00:19:09,041 --> 00:19:10,458
‫هورا!

269
00:19:16,541 --> 00:19:18,208
‫می‌تونم چند لحظه وقتتون رو بگیرم؟

270
00:19:19,208 --> 00:19:21,083
‫فقط می‌خوام به همه خوش‌آمد بگم.

271
00:19:21,166 --> 00:19:24,541
‫من و شریک قابل‌اعتمادم
‫همیشه دوست داشتیم...

272
00:19:24,625 --> 00:19:27,083
‫این یارو اصلاً بدون تو
‫می‌تونه بند کفشاش رو ببنده؟

273
00:19:27,166 --> 00:19:28,500
‫هیس.

274
00:19:29,250 --> 00:19:32,166
‫این رو میشه برای ساختن
‫یه زندگی شاد هم به کار برد.

275
00:19:32,250 --> 00:19:35,541
‫ولی توی ازدواج،
‫کلمه‌های دیگه هم به همون اندازه مهم‌ـه.

276
00:19:35,625 --> 00:19:38,791
‫صبر، درک متقابل، تلاش، فداکاری.

277
00:19:38,875 --> 00:19:43,000
‫ولی اینم مهمه که شور و اشتیاق
‫و هیجان رو زنده نگه داریم،

278
00:19:43,083 --> 00:19:44,833
‫همینطور تحسین کردن رو.

279
00:19:45,625 --> 00:19:47,916
‫من و نور روزای سختی رو پشت سر گذاشتیم،

280
00:19:48,000 --> 00:19:50,083
‫و از پس کلی مشکلات براومدیم.

281
00:19:50,166 --> 00:19:52,416
‫احتمالاً بشه از روش یه رمان جالب نوشت.

282
00:19:52,500 --> 00:19:54,875
‫زمان‌هایی بود که شاید زیاد
‫از همدیگه خوشمون نمی‌اومد،

283
00:19:54,958 --> 00:19:58,208
‫ولی همه‌ی ازدواج‌ها این دوره‌ها رو دارن،
‫و هیچکس کامل نیست.

284
00:19:58,791 --> 00:20:01,333
‫و این من رو دوباره
‫برمی‌گردونه به بحث پایداری.

285
00:20:01,416 --> 00:20:03,166
‫هم توی کار جواب میده و هم توی ازدواج...

286
00:20:03,250 --> 00:20:06,375
‫خب، من ایلکر هستم و،
‫چیزی که برام بیشترین اهمیت رو داره

287
00:20:06,458 --> 00:20:09,833
‫توی یه پروژه‌ی معماری...
‫...زیبایی‌شناسی‌ـه.

288
00:20:11,000 --> 00:20:13,791
‫و علتش هم اینه که
‫خودم اونقدر خوش‌تیپـم که...

289
00:20:13,875 --> 00:20:15,208
‫فکر می‌کنی خیلی بامزه‌ای، نه؟

290
00:20:15,291 --> 00:20:17,333
‫چون خیلی خوش‌تیپـم بهم حسودی نکن.

291
00:20:17,416 --> 00:20:19,250
‫خیلی زبون‌درازی، نه؟

292
00:20:19,875 --> 00:20:22,583
‫از همه‌تون ممنونیم،
‫و خیلی خوشحالیم که اومدین.

293
00:20:22,666 --> 00:20:24,416
‫خیلی دوستون داریم.

294
00:20:24,916 --> 00:20:25,916
‫به سلامتی شما.

295
00:20:27,875 --> 00:20:29,000
‫احسنت!

296
00:20:50,583 --> 00:20:53,791
‫« لباست اینجاست، کجایی؟
‫زود خوب شو عزیزم. »

297
00:21:01,500 --> 00:21:03,833
‫یوهو! اوه!

298
00:21:03,916 --> 00:21:06,666
‫یوهو!

299
00:21:07,958 --> 00:21:10,833
‫حالا می‌فهمم چرا این روزا
‫اینقدر زود از دفتر می‌زنی بیرون.

300
00:21:13,166 --> 00:21:15,833
‫آره، کاملاً درک می‌کنم چرا
‫می‌خوای از خونه کار کنی داداش.

301
00:21:16,333 --> 00:21:17,333
‫میشه بیخیال بشی؟

302
00:21:18,500 --> 00:21:22,166
‫ممو رو نگاه.
‫یارو مثل کوسه دور اون دختره می‌پلکه.

303
00:21:22,791 --> 00:21:25,166
‫بیا دیگه پسر. بهم نگو که
‫تا حالا بهش فکر نکردی.

304
00:21:25,250 --> 00:21:27,416
‫حتی واسش اسم هم گذاشتن.
‫پرستار جذاب برای تو.

305
00:21:29,083 --> 00:21:33,041
‫البته من که چیزی در این مورد نمی‌دونم
‫چون مامان‌بزرگشون از بچه‌های ما نگهداری می‌کنه.

306
00:21:33,125 --> 00:21:36,333
‫- سرکان، فقط خفه شو، باشه؟
‫- باشه، باشه. شل کن.

307
00:21:36,416 --> 00:21:38,250
‫مطمئنم که یکی تو زندگیشه.

308
00:21:38,791 --> 00:21:39,791
‫محاله مجرد باشه.

309
00:21:40,583 --> 00:21:42,625
‫اون همه حرف درباره‌ی عشق و رابطه چی شد؟

310
00:21:42,708 --> 00:21:44,083
‫هوم؟

311
00:21:44,166 --> 00:21:46,583
‫احترام، وفاداری، تجدید میثاق.

312
00:21:46,666 --> 00:21:48,375
‫همه‌اش فیلم بود؟

313
00:21:48,458 --> 00:21:50,000
‫نه، اونا واقعیـه.

314
00:21:50,583 --> 00:21:52,208
‫ولی رویا که می‌تونیم ببافیم.

315
00:21:53,333 --> 00:21:55,791
‫آدم تا وقتی رویا داره زنده‌ست، شریک.

316
00:21:56,708 --> 00:21:57,791
‫اشتباه میگم؟

317
00:21:59,791 --> 00:22:02,291
‫نوش جان.

318
00:22:04,541 --> 00:22:08,125
‫ببین چقدر قشنگه، ماوی.
‫این همه حباب رو دوست داری؟

319
00:22:11,208 --> 00:22:12,541
‫نگاهشون کن.

320
00:22:23,083 --> 00:22:24,833
‫« نازلی دمیرچی »

321
00:22:26,791 --> 00:22:28,791
‫« دامپزشک نازلی دمیرچی »

322
00:22:28,875 --> 00:22:30,458
‫« پروفسور دکتر نازلی دمیرچی »

323
00:22:46,333 --> 00:22:48,416
‫اینجا بهت خوش می‌گذره،
‫نه عزیزم؟

324
00:22:48,500 --> 00:22:49,500
‫هوم؟

325
00:23:01,791 --> 00:23:03,375
‫ماوی.

326
00:23:05,333 --> 00:23:06,416
‫ماوی.

327
00:23:11,750 --> 00:23:14,041
‫چقدر این دختر کوچولو شیرینـه.

328
00:23:14,125 --> 00:23:17,916
‫و فکر می‌کنم، خیلی هم خوش‌شانسـه

329
00:23:18,000 --> 00:23:21,166
‫چون یه پرستار به این زیبایی
‫داره ازش مراقبت می‌کنه.

330
00:23:21,916 --> 00:23:23,750
‫می‌دونی، باید بهت بگم،

331
00:23:23,833 --> 00:23:27,416
‫این مراسم‌های شرکتی قبلاً واسم
‫به‌شدت خسته‌کننده بود.

332
00:23:27,500 --> 00:23:29,625
‫و خب، کی می‌دونه؟

333
00:23:29,708 --> 00:23:31,666
‫شاید از این به بعد

334
00:23:31,750 --> 00:23:34,333
‫یه‌کم جالب‌تر بشن
‫اگه معنیش این باشه که تو رو اینجا می‌بینم.

335
00:23:38,125 --> 00:23:39,875
‫ها؟ هوم؟

336
00:23:41,625 --> 00:23:43,875
‫می‌دونی، راستش در مورد یه چیزی کنجکاوم.

337
00:23:43,958 --> 00:23:45,083
‫اگه اشکالی نداره می‌پرسم،

338
00:23:45,166 --> 00:23:47,750
‫ایلکر چقدر بهت میده
‫که از ماوی مراقبت کنی؟

339
00:23:48,916 --> 00:23:50,541
‫چون داشتم فکر می‌کردم

340
00:23:50,625 --> 00:23:53,916
‫اگه دو برابر بهت بدم،
‫از منم مراقبت می‌کنی؟

341
00:24:10,208 --> 00:24:11,958
‫چند دقیقه منتظر بمون،

342
00:24:12,916 --> 00:24:15,291
‫کنار دستشویی‌ها می‌بینمت.

343
00:24:22,000 --> 00:24:23,000
‫باشه.

344
00:24:26,000 --> 00:24:27,250
‫آه.

345
00:24:27,333 --> 00:24:29,000
‫اونجا می‌بینمت.

346
00:24:56,500 --> 00:24:57,666
‫« بابونه »

347
00:25:39,708 --> 00:25:41,083
‫سلام.

348
00:25:41,166 --> 00:25:42,291
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

349
00:25:42,375 --> 00:25:44,291
‫دنبال نازلی می‌گشتم
‫که باهاش ارتباط بگیرم.

350
00:25:45,125 --> 00:25:46,583
‫بهش زنگ هم زدم.

351
00:25:47,875 --> 00:25:48,958
‫من امره هستم.

352
00:25:50,416 --> 00:25:51,875
‫دوست‌پسر نازلی.

353
00:25:54,208 --> 00:25:55,791
‫حتماً شارژش تموم شده.

354
00:25:56,833 --> 00:25:59,958
‫ازش پرسیدم که می‌تونه
‫روز تعطیلش رو با فردا جابه‌جا کنه یا نه.

355
00:26:00,833 --> 00:26:03,625
‫قرار بود بریم یه مراسمی،
‫ولی من حالم خوب نیست،

356
00:26:03,708 --> 00:26:05,041
‫واسه همین این لطف رو در حقم کرد.

357
00:26:05,125 --> 00:26:06,333
‫ماوی رو برد.

358
00:26:06,416 --> 00:26:09,125
‫امیدوارم زودتر خوب بشین. من دیگه باید برم.

359
00:26:09,208 --> 00:26:10,958
‫میشه بهش بگین من اومدم؟

360
00:26:11,041 --> 00:26:13,000
‫نه، لازم نیست بری. می‌تونی بمونی.

361
00:26:13,083 --> 00:26:15,375
‫معلومه که نگرانی. بمون تا برگرده.

362
00:26:15,458 --> 00:26:18,416
‫تقصیر منه که بهش نرسیدی، پس نگران نباش.

363
00:26:18,500 --> 00:26:20,083
‫بذار برات یه چای داغ درست کنم.

364
00:26:24,416 --> 00:26:26,375
‫- وای. ده سال گذشت، ها؟
‫- بله.

365
00:26:26,458 --> 00:26:28,375
‫انگار وقتی به آدم خوش می‌گذره،
‫زمان برق‌وباد می‌گذره.

366
00:26:28,458 --> 00:26:29,750
‫آقای ایلکر، قربان؟

367
00:26:29,833 --> 00:26:32,684
‫باید برم دستشویی.
‫میشه چند دقیقه مراقب ماوی باشین؟

368
00:26:32,708 --> 00:26:33,708
‫آره، حتماً.

369
00:26:33,791 --> 00:26:34,833
‫ممنون.

370
00:26:34,916 --> 00:26:37,958
‫بذار یه نگاهی به این
‫فرشته‌ی کوچولوی قشنگ بندازم.

371
00:26:50,416 --> 00:26:51,416
‫دنبالم بیا.

372
00:27:02,458 --> 00:27:04,500
‫« فقط ورود افراد مجاز »

373
00:27:06,791 --> 00:27:07,833
‫هوم.

374
00:27:07,916 --> 00:27:08,916
‫خب...

375
00:27:10,125 --> 00:27:11,208
‫اوم.

376
00:27:11,916 --> 00:27:13,541
‫عجب دافی هستی.

377
00:27:13,625 --> 00:27:15,333
‫هیس.

378
00:27:21,333 --> 00:27:23,083
‫اوه!

379
00:27:23,666 --> 00:27:25,083
‫- آره.
‫- آره؟

380
00:27:26,083 --> 00:27:27,000
‫خب، لبخند بزن.

381
00:27:27,083 --> 00:27:29,625
‫داری چیکار می‌کنی؟

382
00:27:29,708 --> 00:27:31,666
‫داری... چه غلطی می‌کنی؟

383
00:27:33,083 --> 00:27:35,767
‫فکر کنم زنت خیلی دوست داشته باشه
‫درباره‌ی خوش‌گذرونی‌هات بدونه.

384
00:27:35,791 --> 00:27:39,041
‫بس کن. تو چه خری هستی،
‫زنیکه‌ی جنده؟

385
00:27:39,125 --> 00:27:40,041
‫من نازلی‌ام.

386
00:27:40,125 --> 00:27:43,000
‫دختری که می‌تونه توی یه‌چشم‌به‌هم‌زدن
‫گند بزنه به زندگیت.

387
00:27:43,083 --> 00:27:44,500
‫حالا از جلوی چشمم گمشو برو.

388
00:28:30,208 --> 00:28:31,208
‫اوه...

389
00:28:32,750 --> 00:28:35,916
‫اوه... باید پوشکش رو عوض کنیم.

390
00:28:36,583 --> 00:28:37,916
‫پوشک.

391
00:28:45,791 --> 00:28:47,583
‫امره، شغلت چیه؟

392
00:28:48,125 --> 00:28:49,708
‫توی کار دارو هستم.

393
00:28:50,333 --> 00:28:51,625
‫لجستیک.

394
00:28:53,250 --> 00:28:55,500
‫پس وقتی نازلی پرستار بود باهاش آشنا شدی؟

395
00:28:55,583 --> 00:28:56,750
‫اوهوم.

396
00:29:00,708 --> 00:29:04,583
‫آره. من، گفتم دارو،

397
00:29:04,666 --> 00:29:06,041
‫ولی توی انبار‌ـه.

398
00:29:07,208 --> 00:29:10,166
‫اصلاً نمی‌دونم چرا گفتم
‫لجستیک. در واقع پیکم.

399
00:29:10,250 --> 00:29:13,833
‫فکر کنم حضور توی اینجا یه‌کم
‫عصبیم کرد و اونو پروندم.

400
00:29:13,916 --> 00:29:15,291
‫می‌دونم احمقانه به نظر میاد.

401
00:29:15,375 --> 00:29:17,333
‫- چرا عصبی هستی؟
‫- اصلاً نمی‌دونم.

402
00:29:17,416 --> 00:29:19,958
‫انگار یه جوی توی خونه‌تون هست.

403
00:29:20,625 --> 00:29:22,583
‫یه جورایی بهم حس بازنده بودن میده.

404
00:29:22,666 --> 00:29:24,000
‫نه. این حرف رو نزن، بیخیال.

405
00:29:24,083 --> 00:29:26,458
‫دست خودت نیست. مشکل از منه.

406
00:29:27,291 --> 00:29:28,791
‫نمی‌خوام حس بدی داشته باشی.

407
00:29:34,000 --> 00:29:41,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

408
00:29:46,750 --> 00:29:48,083
‫« امره ۲ تماس بی‌پاسخ »

409
00:29:48,166 --> 00:29:50,416
‫« کجایی؟ چرا جواب نمیدی؟ »

410
00:29:59,625 --> 00:30:01,666
‫بیا. می‌تونی این شماره رو ذخیره کنی.
‫شماره‌ی منه.

411
00:30:01,750 --> 00:30:03,708
‫واسه وقتی که نازلی رو پیدا نکردی.

412
00:30:03,791 --> 00:30:05,875
‫اگه کاری داشتی راحت باش و بهم زنگ بزن.

413
00:30:06,375 --> 00:30:07,250
‫ممنون.

414
00:30:07,333 --> 00:30:08,333
‫خواهش می‌کنم.

415
00:30:12,375 --> 00:30:14,541
‫انگار روز تعطیلت رو خراب کردیم.

416
00:30:14,625 --> 00:30:17,208
‫ممنون که اومدی.

417
00:30:17,708 --> 00:30:18,708
‫مشکلی نیست.

418
00:30:19,125 --> 00:30:20,583
‫بهت خوش گذشت؟

419
00:30:23,250 --> 00:30:25,125
‫خب، من اونجا بودم که مراقب ماوی باشم.

420
00:30:25,208 --> 00:30:26,916
‫نه برای اینکه بهم خوش بگذره.

421
00:30:31,000 --> 00:30:33,791
‫آقا، میشه کولر رو خاموش کنین؟ یکم سرده.

422
00:30:34,625 --> 00:30:35,865
‫ببین، میشه آقا رو بذاری کنار؟

423
00:30:36,583 --> 00:30:38,083
‫لازم نیست اینقدر رسمی باشی.

424
00:30:38,166 --> 00:30:40,333
‫نه، ترجیح میدم همینطور باشه. آقا خوبه.

425
00:30:42,875 --> 00:30:44,041
‫خب؟

426
00:30:45,083 --> 00:30:46,833
‫چند وقته با نازلی هستی؟

427
00:30:47,875 --> 00:30:49,166
‫یه‌کم بیشتر از یه سال میشه.

428
00:30:49,250 --> 00:30:50,291
‫اوم.

429
00:30:52,416 --> 00:30:55,083
‫یه سال و دو ماه،

430
00:30:56,583 --> 00:30:58,000
‫و ده روز.

431
00:31:02,416 --> 00:31:04,458
‫و شما؟ چند وقته ازدواج کردین؟

432
00:31:04,958 --> 00:31:06,416
‫- دو سال.
‫- هنوز خیلی تازه‌ست.

433
00:31:06,500 --> 00:31:10,458
‫خب، در واقع دو ساله که ازدواج کردیم،
‫ولی ۱۵ ساله که همدیگه رو می‌شناسیم.

434
00:31:10,541 --> 00:31:13,041
‫- قبلش دوستای خیلی صمیمی بودیم.
‫- اوم.

435
00:31:13,125 --> 00:31:14,805
‫بازی کرد و خندید و جاش رو پیدا کرد.

436
00:31:14,833 --> 00:31:16,208
‫چی؟ یعنی چی؟

437
00:31:16,791 --> 00:31:18,750
‫اصلاً نمی‌دونم،
‫ولی عمه‌ام همیشه این رو میگه.

438
00:31:18,833 --> 00:31:21,001
‫فکر کنم در مورد آدماییه که
‫خوش‌گذرونی‌هاشون رو کردن

439
00:31:21,025 --> 00:31:22,208
‫و حالا سر و سامون گرفتن.

440
00:31:22,291 --> 00:31:25,083
‫به نظر آدم خیلی مهربونی میای.
‫واقعاً ازت خوشم میاد، امره.

441
00:31:25,166 --> 00:31:26,666
‫هرچی فکر می‌کنی رو مستقیم میگی.

442
00:31:26,750 --> 00:31:27,958
‫ممنون.

443
00:31:28,583 --> 00:31:29,458
‫منم از شما خوشم میاد، خانم.

444
00:31:29,541 --> 00:31:31,375
‫وای خدا. بهم نگو خانم. خیلی رسمیـه.

445
00:31:31,458 --> 00:31:33,125
‫باشه، ممنون.

446
00:31:36,166 --> 00:31:39,000
‫تو و نازلی اصلاً قصدی برای ازدواج دارین؟

447
00:31:39,083 --> 00:31:40,083
‫آره.

448
00:31:42,666 --> 00:31:45,750
‫نازلی، چیزی هست
‫که بخوای در موردش باهام حرف بزنی؟

449
00:31:45,833 --> 00:31:47,500
‫- مثلاً چی؟
‫- نمی‌دونم.

450
00:31:47,583 --> 00:31:51,250
‫ولی اگه چیزی بود، خجالت نکش.

451
00:31:51,333 --> 00:31:52,791
‫مگه ما چه حرفی با هم داریم؟

452
00:31:52,875 --> 00:31:54,333
‫مثلاً شاید درباره‌ی احساساتت؟

453
00:31:54,416 --> 00:31:55,875
‫منظورت از احساساتم چیه؟

454
00:31:56,583 --> 00:31:57,708
‫احساسی که نسبت به من داری.

455
00:31:57,791 --> 00:32:00,208
‫و چی باعث شده فکر کنی
‫من حسی بهت دارم؟

456
00:32:00,291 --> 00:32:02,291
‫منظورم اون‌جوری نبود. اوم...

457
00:32:03,208 --> 00:32:06,833
‫فقط... نمی‌خواستم بگم که حتماً حسی داری.

458
00:32:06,916 --> 00:32:07,958
‫ببین، حرفم اینه که،

459
00:32:08,041 --> 00:32:11,208
‫احساس می‌کنم یه چیزی هست
‫که می‌خوای بهم بگی،

460
00:32:11,791 --> 00:32:12,791
‫ولی جلو خودت رو می‌گیری.

461
00:32:12,833 --> 00:32:14,541
‫هیچ‌چیزی نیست که بخوام بهت بگم.

462
00:32:18,416 --> 00:32:19,708
‫پس بذار من ازت بپرسم.

463
00:32:21,958 --> 00:32:24,375
‫فوندا گفت که تصادف داشتی.

464
00:32:27,125 --> 00:32:29,583
‫نمی‌تونم از فکرش بیام بیرون.

465
00:32:31,750 --> 00:32:33,750
‫بچه‌ات رو از دست دادی؟

466
00:32:39,250 --> 00:32:41,250
‫حالا می‌فهمم چرا شما دو تا زوج خوبی هستین.

467
00:32:42,291 --> 00:32:43,583
‫چی... منظورت چیه؟

468
00:32:43,666 --> 00:32:46,250
‫هردوتون برای همه‌ی سوالاتون
‫جواب می‌خواین.

469
00:32:47,416 --> 00:32:49,166
‫اوه...

470
00:32:49,250 --> 00:32:52,000
‫میشه یکم حرف نزنیم؟
‫ماوی داره خوابش می‌بره.

471
00:33:05,916 --> 00:33:08,166
‫می‌خوای برات یکم دیگه بریزم؟

472
00:33:08,250 --> 00:33:09,625
‫نه، خیلی ممنون.

473
00:33:12,666 --> 00:33:13,791
‫اوم.

474
00:33:13,875 --> 00:33:15,916
‫- خوش اومدی خونه.
‫- هیس.

475
00:33:16,958 --> 00:33:18,375
‫مهمون داریم.

476
00:33:30,875 --> 00:33:32,708
‫بیا، بیا ببریمش بخوابونیمش.

477
00:33:41,666 --> 00:33:43,208
‫نباید می‌اومدی تو.

478
00:33:43,291 --> 00:33:45,291
‫خودش دعوتم کرد بیام تو.
‫می‌خواستی چیکار کنم؟

479
00:33:45,375 --> 00:33:47,083
‫فقط از روی ادب تعارفت کرد.

480
00:33:47,166 --> 00:33:49,083
‫خیلی‌خب، باشه. پس من دیگه میرم.

481
00:33:51,458 --> 00:33:54,041
‫نمی‌دونم چرا لازم دونستی
‫پاشی بیای اینجا.

482
00:33:54,125 --> 00:33:56,708
‫منظورم اینه که، این‌طوری نیست که
‫اتفاقی افتاده باشه.

483
00:34:01,916 --> 00:34:02,916
‫چرا اون‌جوری نگاه می‌کنی؟

484
00:34:03,416 --> 00:34:04,833
‫دارم به لباست نگاه می‌کنم.

485
00:34:17,250 --> 00:34:18,250
‫هیس، هیس، هیس.

486
00:34:19,583 --> 00:34:20,708
‫خیلی‌خب، ببین.

487
00:34:21,666 --> 00:34:23,333
‫می‌دونم امروز نتونستی بیای.

488
00:34:23,416 --> 00:34:25,166
‫نظرت در مورد فردا چیه؟ خوبه؟

489
00:34:28,500 --> 00:34:29,500
‫عالی میشه.

490
00:34:34,416 --> 00:34:37,125
‫آخه بیخیال. این موقع شب؟
‫چی می‌خواد؟

491
00:34:37,208 --> 00:34:38,458
‫ایلکر، بیخیال، من اصرار کردم.

492
00:34:38,541 --> 00:34:40,208
‫کلاً نیم ساعت قراره اینجا باشه.

493
00:34:40,291 --> 00:34:42,416
‫قضیه رو بزرگش نکن. بیا.

494
00:34:57,708 --> 00:35:00,041
‫امره هم موتور داره.

495
00:35:00,125 --> 00:35:01,000
‫اوهوم.

496
00:35:01,083 --> 00:35:02,375
‫آره، ولی مال خودم نیست.

497
00:35:02,458 --> 00:35:05,458
‫مال... شرکتـه، ولی دوسش دارم.

498
00:35:06,375 --> 00:35:07,708
‫شغلت چیه؟

499
00:35:07,791 --> 00:35:09,125
‫توی کار دارو هستم.

500
00:35:14,791 --> 00:35:15,791
‫و شما؟

501
00:35:17,208 --> 00:35:18,375
‫معمار هستین؟

502
00:35:18,458 --> 00:35:19,750
‫آره.

503
00:35:20,708 --> 00:35:22,416
‫شرکت باباتـه؟

504
00:35:22,500 --> 00:35:24,208
‫نه، پدرم پیمانکار بود.

505
00:35:24,708 --> 00:35:27,083
‫من و دوستم این شرکت رو از صفر ساختیم.

506
00:35:28,541 --> 00:35:31,000
‫مطمئنم که حتماً روت تأثیر گذاشته.

507
00:35:33,208 --> 00:35:35,666
‫منظورم اینه که یه جورایی
‫داری راه اون رو ادامه میدی.

508
00:35:36,916 --> 00:35:39,416
‫پیمانکاری، معماری. می‌دونی که؟

509
00:35:42,250 --> 00:35:44,500
‫احتمالاً این خونه رو هم خودت ساختی؟

510
00:35:45,250 --> 00:35:46,250
‫آره، خودم ساختم.

511
00:35:47,750 --> 00:35:50,875
‫خیلی باحاله. همچین جایی
‫وسط شهر.

512
00:35:54,500 --> 00:35:56,375
‫- چی شده، خوشت نمیاد؟
‫- اصلاً این‌طور نیست.

513
00:35:57,041 --> 00:35:58,041
‫عاشقشم.

514
00:35:59,750 --> 00:36:01,250
‫فقط یکم منزویه.

515
00:36:02,208 --> 00:36:04,000
‫حتی هیچ همسایه‌ای هم نداری.

516
00:36:05,750 --> 00:36:07,875
‫آره خب، اینجا حسابی دنج و خلوته.

517
00:36:07,958 --> 00:36:10,250
‫فکر کنم تو همسایه داشتن رو دوست داری، نه؟

518
00:36:10,333 --> 00:36:11,333
‫نه.

519
00:36:14,208 --> 00:36:15,958
‫کلاً از آدم‌ها خوشم نمیاد.

520
00:36:20,041 --> 00:36:22,916
‫حتماً به‌جز نازلی.

521
00:36:23,500 --> 00:36:25,708
‫امره و نازلی دارن با هم ازدواج می‌کنن.

522
00:36:31,166 --> 00:36:32,958
‫اصلاً روحم هم خبر نداشت.
‫هیچی نمی‌دونستم.

523
00:36:40,916 --> 00:36:44,458
‫امیدوارم حرف بدی نزده باشم؟

524
00:36:47,875 --> 00:36:51,208
‫نه اصلاً. من فقط داشتم،
‫درباره‌ی برنامه‌های آینده‌ام حرف می‌زدم.

525
00:36:51,291 --> 00:36:52,875
‫خیلی معذرت می‌خوام.

526
00:36:54,333 --> 00:36:56,041
‫تفاهم خیلی مهمه،

527
00:36:56,125 --> 00:36:58,416
‫و گاهی اوقات همیشه
‫با هم هم‌نظر نیستید.

528
00:36:58,500 --> 00:37:00,916
‫باید مطمئن بشی که
‫زبون همدیگه رو می‌فهمید.

529
00:37:03,875 --> 00:37:04,875
‫حق با توئه.

530
00:37:05,458 --> 00:37:09,166
‫بعضی رابطه‌ها موندگارن،
‫و بعضی‌ها هم شاید فقط سرد میشن و تموم میشن.

531
00:37:11,583 --> 00:37:13,684
‫یه مقدار هم شانس دخلیه
‫توی پیدا کردن کسی که...

532
00:37:13,708 --> 00:37:14,916
‫قراره باهاش پیر بشی.

533
00:37:16,291 --> 00:37:17,958
‫واقعاً این رو برات آرزو می‌کنم.

534
00:37:19,250 --> 00:37:21,291
‫هر وقت که زمانش برسه.

535
00:37:26,666 --> 00:37:29,166
‫فکر کنم ماوی بیدار شد.
‫برم یه سری بهش بزنم.

536
00:37:29,250 --> 00:37:30,916
‫خب، فکر کنم دیگه منم باید برم.

537
00:37:33,166 --> 00:37:34,750
‫- خداحافظ.
‫- آره، می‌بینمت.

538
00:37:40,208 --> 00:37:41,888
‫به نظر میاد
‫از کار کردن اینجا خیلی خوشحاله.

539
00:37:41,916 --> 00:37:44,833
‫ما هم خوشحالیم که اینجاست،
‫ماوی هم عاشقشه.

540
00:37:44,916 --> 00:37:46,375
‫اونم قطعاً عاشق ماویه.

541
00:37:47,250 --> 00:37:49,541
‫این رو بهت قول میدم چون،

542
00:37:51,083 --> 00:37:52,500
‫امروز هیچ‌چیزی نمی‌تونست
‫از اینجا بکشونتش بیرون.

543
00:37:54,375 --> 00:37:56,791
‫سالگرد فوت مامان‌بزرگش بود.

544
00:37:57,541 --> 00:37:59,125
‫هیچی بهم نگفت.

545
00:37:59,833 --> 00:38:03,000
‫قرار بود دور هم جمع بشیم
‫و بریم سر مزار.

546
00:38:03,083 --> 00:38:05,708
‫معمولاً کل روز رو اونجا می‌مونه.

547
00:38:08,833 --> 00:38:12,333
‫به‌هرحال، بابت همه ‌چی ممنون. شب بخیر خانم.

548
00:38:12,416 --> 00:38:13,833
‫ممنون، تو هم همینطور.

549
00:38:29,708 --> 00:38:31,416
‫اون عوضی رو از کجا پیدا کردی، ها؟

550
00:38:32,916 --> 00:38:35,000
‫یارو عجیبه. اصلاً در حد تو نیست.

551
00:38:37,208 --> 00:38:38,458
‫در حد من نیست.

552
00:38:40,833 --> 00:38:42,833
‫واقعاً فکر می‌کنی من رو می‌شناسی؟

553
00:38:44,416 --> 00:38:45,916
‫آره، فکر می‌کنم می‌شناسم.

554
00:38:47,625 --> 00:38:49,083
‫بعد از چند ماه.

555
00:38:51,041 --> 00:38:53,083
‫هیچکس نمی‌تونه تو چند ماه
‫واقعاً کسی رو بشناسه.

556
00:38:53,166 --> 00:38:54,166
‫من می‌تونم.

557
00:38:58,416 --> 00:39:00,958
‫تنها کسی که من رو می‌شناخت
‫دیگه اینجا نیست.

558
00:39:05,083 --> 00:39:08,791
‫بعد از اینکه من رفتم،
‫دست‌هات رو دور خودت حلقه کن

559
00:39:08,875 --> 00:39:11,666
‫و خودت رو محکم بغل کن،
‫جوری که انگار من هنوز پیشتم.

560
00:39:12,416 --> 00:39:16,625
‫اون‌وقت، وقتی صاحب دختری شدی
‫که کپی خودته،

561
00:39:16,708 --> 00:39:19,583
‫می‌تونی خودت رو رها کنی و اون رو بغل بگیری.

562
00:39:21,583 --> 00:39:23,583
‫و اونجاست که می‌فهمی...

563
00:39:23,666 --> 00:39:26,500
‫توی این دنیا هرگز تنها نمی‌مونی.

564
00:39:31,291 --> 00:39:32,291
‫نازلی.

565
00:39:34,541 --> 00:39:35,541
‫هوم؟

566
00:39:37,916 --> 00:39:40,333
‫من... باید یه چیزی ازت بپرسم.

567
00:39:44,708 --> 00:39:46,208
‫دوستم داری؟

568
00:39:48,958 --> 00:39:49,958
‫دارم.

569
00:39:50,833 --> 00:39:52,250
‫چقدر؟

570
00:39:54,291 --> 00:39:55,833
‫خیلی زیاد.

571
00:39:57,833 --> 00:39:59,791
‫اونقدری هست که پام بمونی؟

572
00:40:02,375 --> 00:40:04,041
‫یا اونقدری که بذاری برم؟

573
00:40:27,916 --> 00:40:30,500
‫امروز سالگرد فوت مامان‌بزرگم بود.

574
00:40:40,916 --> 00:40:44,125
‫خیلی عذاب‌وجدان دارم
‫که نتونستی بری سر مزار.

575
00:40:44,208 --> 00:40:46,958
‫اگه می‌دونستم، اصلاً ازت نمی‌خواستم
‫که این‌کار رو بکنی.

576
00:40:50,375 --> 00:40:51,541
‫یه روز،

577
00:40:52,625 --> 00:40:54,000
‫بهم گفت،

578
00:40:55,458 --> 00:41:00,083
‫دست‌هات رو دور خودت حلقه کن
‫و خودت رو محکم بغل کن.

579
00:41:04,500 --> 00:41:05,666
‫جوری که انگار من هنوز اونجام.

580
00:41:11,333 --> 00:41:14,041
‫و این روزها،
‫دیگه احساس تنهایی نمی‌کنم.

581
00:41:15,875 --> 00:41:17,666
‫نه وقتی پیش توام، فوندا.

582
00:42:07,291 --> 00:42:09,666
‫اگه اون لحظه بغلش کرده بودم،

583
00:42:11,125 --> 00:42:12,958
‫همه‌ چی فرق می‌کرد؟

584
00:42:19,458 --> 00:42:20,541
‫هیچوقت نمی‌فهمم.

585
00:44:28,625 --> 00:44:30,333
‫سلام، مورد اضطراری‌تون چیه؟

586
00:44:30,416 --> 00:44:31,250
‫سلام.

587
00:44:31,333 --> 00:44:33,375
‫خانم، مشکل‌تون چیه؟

588
00:44:33,458 --> 00:44:36,208
‫فقط نمی‌خواستم هیچ‌چیزی رو
‫درباره‌اش تغییر بدم.

589
00:44:37,000 --> 00:44:39,916
‫لازم بود بفهمم واقعاً کیه.

590
00:44:40,958 --> 00:44:43,791
‫حالا می‌فهمم چرا هیچوقت قرار نبود بفهمم.

591
00:44:44,750 --> 00:44:49,000
‫تمام این مدت،
‫اون منتظر یه نفر دیگه بوده.

592
00:44:49,083 --> 00:44:52,875
‫و در نهایت، فرقی نمی‌کرد
‫که بقیه چیکار می‌کنن.

593
00:44:52,958 --> 00:44:55,958
‫هیچکس نمی‌تونست اون رو از اونجایی
‫که قایم شده بود، بیرون بیاره.

594
00:45:20,916 --> 00:45:22,125
‫من می‌شناسمت.

595
00:45:27,958 --> 00:45:29,500
‫خیلی خوب و از نزدیک می‌شناسمت.

596
00:45:30,000 --> 00:45:50,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
