1
00:00:54,958 --> 00:00:56,000
‫می‌خوای مسابقه بدیم؟

2
00:01:00,916 --> 00:01:01,916
‫صبح بخیر.

3
00:01:02,416 --> 00:01:03,416
‫من ایلکرم.

4
00:01:04,250 --> 00:01:05,250
‫نازلی‌ام.

5
00:01:06,458 --> 00:01:07,791
‫خب، می‌خوای مسابقه بدیم؟

6
00:01:09,000 --> 00:01:20,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

7
00:01:34,500 --> 00:01:41,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

8
00:01:44,125 --> 00:01:46,083
‫ای بابا، باید قبلش شرط می‌بستیم.

9
00:01:46,166 --> 00:01:47,916
‫سر بعدی می‌تونیم شرط ببندیم.

10
00:01:54,458 --> 00:01:56,375
‫هی، حوله از کجا باید بگیریم؟

11
00:01:57,500 --> 00:01:58,666
‫تازه‌واردی؟

12
00:01:58,750 --> 00:02:00,458
‫در واقع روز آخرمه.

13
00:02:02,208 --> 00:02:04,000
‫امروز روز آزمایشیـم بود.

14
00:02:04,083 --> 00:02:06,291
‫پس یعنی خوشت نیومده دیگه.

15
00:02:06,791 --> 00:02:08,125
‫با اینکه اینجا جای خوبیه.

16
00:02:09,791 --> 00:02:11,166
‫خیلی خوب.

17
00:02:16,000 --> 00:02:18,666
‫من گه‌گُاهی مجموعه‌های جدید
‫رو امتحان می‌کنم.

18
00:02:18,750 --> 00:02:20,500
‫کمک می‌کنه حال‌وهوام عوض بشه.

19
00:02:21,791 --> 00:02:24,500
‫مطمئن نیستم اسمش عوض شدن حال‌وهوا باشه.

20
00:02:26,541 --> 00:02:28,875
‫می‌تونی بگی کار هوشمندانه‌ایـه.

21
00:02:28,958 --> 00:02:29,958
‫چه‌طور مگه؟

22
00:02:32,208 --> 00:02:33,208
‫اینم حرفیـه.

23
00:03:15,708 --> 00:03:16,708
‫خب...

24
00:03:17,833 --> 00:03:19,208
‫همین‌جوری اینجا می‌شینی؟ فقط همین؟

25
00:03:20,208 --> 00:03:21,625
‫آره، وقتی تنهام.

26
00:03:25,250 --> 00:03:28,208
‫ولی با هم،
‫کارهای دیگه‌ای هم جز نشستن می‌تونیم بکنیم.

27
00:03:31,666 --> 00:03:32,666
‫مثلاً چی؟

28
00:03:34,208 --> 00:03:36,333
‫خب، یه حس قوی دارم.

29
00:03:37,208 --> 00:03:41,541
‫یه حس خیلی قوی که من و تو
‫قراره خیلی از هم خوشمون بیاد.

30
00:03:41,625 --> 00:03:42,791
‫در واقع،

31
00:03:43,916 --> 00:03:45,333
‫همین‌الانشم ممکنه اتفاق افتاده باشه.

32
00:03:49,166 --> 00:03:50,750
‫یه فکری دارم.

33
00:03:50,833 --> 00:03:53,500
‫چطوره بیخیال بخش‌های خسته‌کننده بشیم و...

34
00:03:56,208 --> 00:04:00,166
‫یک‌راست بریم سراغ بخش باحالش؟

35
00:04:00,833 --> 00:04:03,958
‫نظرت در موردش چیه؟

36
00:04:05,500 --> 00:04:06,708
‫چی تو سرته؟

37
00:04:07,291 --> 00:04:09,791
‫اگه شنا کردن پیش‌نوازی باشه،
‫مرحله‌ی بعدش چیه؟

38
00:04:58,375 --> 00:05:03,500
‫« غریبه نیست »

39
00:05:24,041 --> 00:05:25,125
‫من می‌گیرمش.

40
00:05:25,916 --> 00:05:27,625
‫شیری مونده؟

41
00:05:27,708 --> 00:05:30,333
‫اونجا نیست. طبقه بالاست.

42
00:05:36,208 --> 00:05:37,208
‫همش همین‌قدر مونده؟

43
00:05:37,916 --> 00:05:39,041
‫آره، همش همینه.

44
00:05:57,583 --> 00:05:59,666
‫- خودم می‌تونستم انجامش بدم.
‫- نگران نباش، حواسم هست.

45
00:06:03,125 --> 00:06:04,325
‫می‌دونم گشنته عزیزم.

46
00:06:04,875 --> 00:06:06,125
‫می‌تونم ماوی رو نگه دارم.

47
00:06:06,208 --> 00:06:07,625
‫جدی میگم، خودم نگهش می‌دارم.

48
00:06:11,750 --> 00:06:13,833
‫ببین ماوی، بابا اینجاست.

49
00:06:17,291 --> 00:06:18,583
‫ایلکر، می‌تونی بگیریش؟

50
00:06:18,666 --> 00:06:19,791
‫بیا اینجا عزیزم.

51
00:06:19,875 --> 00:06:21,166
‫بیا، برو پیش بابا، ماوی.

52
00:06:21,250 --> 00:06:22,625
‫دختر بزرگ بابا.

53
00:06:36,458 --> 00:06:37,458
‫من دیگه حاضرم.

54
00:06:38,125 --> 00:06:39,791
‫بیا بغل مامان.

55
00:06:39,875 --> 00:06:43,208
‫دختر خوب، ماوی. فرشته کوچولوی من.

56
00:06:45,375 --> 00:06:46,833
‫فرشته کوچولوی مامان.

57
00:06:46,916 --> 00:06:49,041
‫بیا راحت بشینیم.

58
00:06:49,125 --> 00:06:50,625
‫بیا اینجا ماوی.

59
00:06:50,708 --> 00:06:51,708
‫آفرین.

60
00:07:01,416 --> 00:07:03,416
‫دختر خودمی. همشو بخور.

61
00:07:04,125 --> 00:07:05,875
‫آفرین عزیزم.

62
00:07:06,583 --> 00:07:08,000
‫خیلی خوبه، نه؟

63
00:07:14,708 --> 00:07:15,708
‫اوم...

64
00:07:18,291 --> 00:07:20,500
‫شنیدم شش ماه اول از همه بهتره.

65
00:07:22,208 --> 00:07:23,500
‫واقعاً این‌جوریـه؟

66
00:07:26,083 --> 00:07:27,750
‫ماوی هرچی لازم داشت رو گرفت.

67
00:07:28,875 --> 00:07:31,166
‫پس زیاد به خودت سخت نگیر.

68
00:07:33,083 --> 00:07:35,750
‫نازلی، تو در جایگاهی نیستی که
‫به من بگی چه حسی داشته باشم، خب؟

69
00:07:37,250 --> 00:07:40,208
‫آره. حق با توئه. متاسفم.
‫فقط فکر کردم شاید کمکی بکنه.

70
00:07:40,291 --> 00:07:44,750
‫فکر کنم بهتره افکار و نیت‌های خیرت
‫رو واسه خودت نگه داری.

71
00:07:46,958 --> 00:07:48,458
‫بله، ببخشید.

72
00:07:55,333 --> 00:07:57,250
‫من باید برم عزیزم.
‫دیرم شده.

73
00:08:10,875 --> 00:08:12,333
‫تموم شد؟

74
00:08:12,416 --> 00:08:14,833
‫همه‌ی شیرت رو خوردی؟
‫آفرین عشق من.

75
00:08:15,791 --> 00:08:17,166
‫دختر خوب.

76
00:08:24,291 --> 00:08:25,583
‫میرم توی استودیو.

77
00:10:40,250 --> 00:10:42,083
‫امروز کار می‌کنیم؟

78
00:10:42,583 --> 00:10:44,000
‫می‌خوای برات مدل بشم؟

79
00:10:44,541 --> 00:10:46,541
‫امروز می‌خوام تنها کار کنم. مرسی.

80
00:10:50,166 --> 00:10:52,541
‫می‌خوای وقتی ماوی بیدار شد،
‫ببرمش پارک؟

81
00:10:52,625 --> 00:10:54,583
‫حتماً. دیر نکنی.

82
00:10:59,750 --> 00:11:00,750
‫نازلی.

83
00:11:05,333 --> 00:11:07,333
‫اگه یه جایی که یه زمانی...

84
00:11:08,708 --> 00:11:13,041
‫مال تو بوده، الان جوری باشه
‫که انگار دیگه بهت تعلق نداره،

85
00:11:13,708 --> 00:11:16,083
‫اصلاً دیگه مال توئه؟

86
00:11:16,666 --> 00:11:19,708
‫ببخشید. یعنی ببین، احتمالاً حرفام
‫چرت‌وپرت به نظر میاد. فقط...

87
00:11:20,833 --> 00:11:23,166
‫حس می‌کنم اینجا دیگه به من تعلق نداره.

88
00:11:25,708 --> 00:11:27,500
‫تو تا حالا چنین حسی داشتی؟

89
00:11:29,958 --> 00:11:31,083
‫نه واقعاً.

90
00:11:31,583 --> 00:11:33,541
‫هیچوقت جای مخصوص به خودم رو نداشتم.

91
00:11:51,750 --> 00:11:52,750
‫« نازلی »

92
00:11:57,583 --> 00:12:00,063
‫مگه کوری کصکش؟
‫نمی‌بینی یه بچه جلوته؟

93
00:12:25,083 --> 00:12:28,041
‫گفتم شاید بخوای قبل رفتن،
‫ماوی رو ببینی.

94
00:12:32,541 --> 00:12:36,291
‫نه، نه، نه. نزدیک نشو.
‫همه‌جا رنگیـه، بو هم میده.

95
00:12:36,375 --> 00:12:37,375
‫ببخشید.

96
00:12:43,041 --> 00:12:44,041
‫عزیزم.

97
00:12:46,291 --> 00:12:48,666
‫یالا. از اینجا ببرش بیرون. بو میده.

98
00:12:52,750 --> 00:12:53,750
‫نازلی.

99
00:12:59,125 --> 00:13:00,625
‫لباس زاپاس برداشتی؟

100
00:13:00,708 --> 00:13:01,583
‫اوه آره، البته.

101
00:13:01,666 --> 00:13:04,125
‫تو کیف کلی لباس اضافه گذاشتم. نگران نباش.

102
00:13:04,208 --> 00:13:05,208
‫خوبه.

103
00:13:14,208 --> 00:13:15,791
‫لعنتی، قاشق.

104
00:13:27,041 --> 00:13:28,208
‫خوش بگذره.

105
00:13:29,250 --> 00:13:30,250
‫نازلی.

106
00:13:33,416 --> 00:13:35,625
‫قبل از اینکه بری، میشه برام یه چای بریزی؟

107
00:13:36,291 --> 00:13:37,375
‫آره، حتماً.

108
00:13:53,000 --> 00:13:54,125
‫بفرمایید، نوش جان.

109
00:14:15,791 --> 00:14:17,000
‫سلام.

110
00:15:45,291 --> 00:15:48,458
‫« نازلی »

111
00:15:57,541 --> 00:15:58,541
‫الو؟

112
00:15:58,958 --> 00:16:01,458
‫الو. نازلی؟

113
00:16:03,000 --> 00:16:04,125
‫همه‌چی روبه‌راهه؟

114
00:16:04,625 --> 00:16:06,166
‫آره، نتونستم با فوندا تماس بگیرم.

115
00:16:06,875 --> 00:16:08,833
‫میشه ازش بخوای گوشیش رو چک کنه؟

116
00:16:09,333 --> 00:16:10,666
‫من خونه نیستم.

117
00:16:10,750 --> 00:16:11,750
‫اوه.

118
00:16:13,750 --> 00:16:15,250
‫الان با ماوی تو پارکم.

119
00:16:16,416 --> 00:16:18,166
‫باشه. مشکلی نیست.

120
00:16:18,250 --> 00:16:20,166
‫راستش داشت تو استودیو کار می‌کرد.

121
00:16:20,250 --> 00:16:21,916
‫احتمالاً صدای زنگت رو نشنیده.

122
00:16:24,208 --> 00:16:25,583
‫حالت چطوره؟

123
00:16:27,958 --> 00:16:29,291
‫یه جوری‌ام.

124
00:16:30,375 --> 00:16:31,750
‫اتفاقی افتاده؟

125
00:16:34,791 --> 00:16:35,791
‫اوم...

126
00:16:37,041 --> 00:16:37,958
‫نمی‌دونم.

127
00:16:38,041 --> 00:16:41,083
‫امروز صبح انگار یه مشکلی داشت، و...

128
00:16:42,541 --> 00:16:45,625
‫خب، یه جوری باهام عجیب رفتار می‌کرد.

129
00:16:46,375 --> 00:16:47,958
‫چیزی گفت؟

130
00:16:48,041 --> 00:16:51,583
‫نه، نه. چیز خاصی نگفت، ولی،

131
00:16:52,625 --> 00:16:54,958
‫یه جورایی سرد بود،

132
00:16:56,041 --> 00:16:57,583
‫عصبانی، یا یه همچین چیزی.

133
00:16:58,083 --> 00:17:02,208
‫احتمالاً به خاطر قضیه‌ی شیرش
‫یکم حالش روبه‌راه نیست.

134
00:17:05,916 --> 00:17:07,125
‫و تو چی، ایلکر؟

135
00:17:09,208 --> 00:17:10,333
‫من که داغونم.

136
00:17:11,791 --> 00:17:13,625
‫مغزم بدجوری گاییده شده.

137
00:17:14,416 --> 00:17:17,708
‫روزا همین‌جوری تار می‌گذرن و
‫اصلاً نمی‌تونم روی کارم تمرکز کنم.

138
00:17:19,458 --> 00:17:22,500
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم،
‫ولی بد برداشت نکن، خب؟

139
00:17:24,625 --> 00:17:28,125
‫میشه امشب تو اتاقت بمونی؟

140
00:17:28,208 --> 00:17:33,291
‫فکر کنم من و فوندا یکم زمان لازم داریم
‫تا سوءتفاهم‌ها رو حل کنیم.

141
00:17:33,375 --> 00:17:35,208
‫آره، البته. حتماً.

142
00:17:35,291 --> 00:17:36,583
‫ممنون.

143
00:17:37,291 --> 00:17:38,291
‫اوم...

144
00:17:39,500 --> 00:17:40,666
‫بعداً می‌بینمت.

145
00:17:53,625 --> 00:17:56,125
‫امنیت دتای. چه‌طور می‌تونم کمکتون کنم؟

146
00:17:56,208 --> 00:18:00,291
‫سلام. می‌تونید الان
‫شماره‌ی تماسم رو ببینید؟

147
00:18:00,375 --> 00:18:01,750
‫حتماً، بذارید یه نگاهی بندازم.

148
00:18:02,625 --> 00:18:03,625
‫مرسی.

149
00:18:04,208 --> 00:18:05,583
‫بله. در خدمتم، خانم فوندا.

150
00:18:06,500 --> 00:18:08,875
‫همسرم امروز صبح با شرکت امنیتی تماس گرفت

151
00:18:08,958 --> 00:18:10,875
‫در مورد خرابی دوربین در شب گذشته.

152
00:18:10,958 --> 00:18:12,416
‫میشه اون رو برام دوباره چک کنید؟

153
00:18:12,500 --> 00:18:13,875
‫حتماً، یه نگاهی می‌اندازم.

154
00:18:17,666 --> 00:18:20,625
‫ببخشید خانم، ولی مطمئنید؟

155
00:18:22,250 --> 00:18:24,416
‫انگار چیزی ثبت نشده.

156
00:18:28,041 --> 00:18:30,250
‫اوه!

157
00:18:36,958 --> 00:18:40,083
‫ماوی پرنده.

158
00:18:40,166 --> 00:18:41,333
‫پرواز کن!

159
00:18:43,416 --> 00:18:45,583
‫ماوی رو از کجا می‌شناسی؟ فامیلی؟

160
00:18:46,333 --> 00:18:48,541
‫خیلی عزیزه. هدیه‌ی خداست.

161
00:18:48,625 --> 00:18:50,250
‫- عمه‌اش هستی؟
‫- من مامانشم.

162
00:18:50,333 --> 00:18:53,083
‫فکر کردم شاید خواهر نازلی باشی.

163
00:18:53,166 --> 00:18:55,958
‫نه. نازلی فقط پرستارشه.

164
00:18:56,041 --> 00:18:57,750
‫تا ابرها پرواز کن. اوه! اوه!

165
00:18:57,833 --> 00:19:00,250
‫ماوی، داری تنهایی پرواز می‌کنی؟

166
00:19:00,333 --> 00:19:01,666
‫تنهایی داری پرواز می‌کنی؟

167
00:19:01,750 --> 00:19:03,041
‫ها؟

168
00:19:06,791 --> 00:19:08,875
‫نازلی، هنوز اینجایی؟ هوا داره سرد میشه.

169
00:19:08,958 --> 00:19:10,125
‫نمی‌فهمم.

170
00:19:10,208 --> 00:19:11,916
‫بهت گفته بودم دیر نکنی. یالا بریم.

171
00:19:12,000 --> 00:19:14,458
‫زمان از دستم در رفت. ببخشید.

172
00:19:14,541 --> 00:19:17,375
‫آره. باشه. ماوی، مامان اومد. بریم خونه.

173
00:19:17,458 --> 00:19:18,458
‫اوه.

174
00:19:19,000 --> 00:19:22,916
‫چرا به اون زن‌های توی پارک
‫نگفتی که فقط پرستار ماوی هستی؟

175
00:19:23,000 --> 00:19:24,541
‫چرا، بهشون گفتم.

176
00:19:25,541 --> 00:19:26,541
‫چطور؟

177
00:19:27,625 --> 00:19:29,916
‫یه زنی فکر کرد من فقط عمه‌ی ماوی‌ام.

178
00:19:30,000 --> 00:19:32,000
‫فکر کرد من و تو با هم خواهریم.

179
00:19:32,541 --> 00:19:34,583
‫لابد یکی بود که تازه اومده بود پارک.

180
00:19:34,666 --> 00:19:35,791
‫آره، شاید.

181
00:19:38,916 --> 00:19:40,208
‫خوب می‌شد.

182
00:19:42,291 --> 00:19:43,291
‫چی گفتی؟

183
00:19:45,250 --> 00:19:47,250
‫تنها بزرگ شدن سخت بود.

184
00:19:47,333 --> 00:19:49,416
‫همیشه یه برادر یا خواهر می‌خواستم.

185
00:19:50,333 --> 00:19:53,750
‫راستش، داشتن یه خواهر بزرگ‌تر
‫مثل تو واقعاً عالی می‌شد.

186
00:19:55,791 --> 00:19:58,125
‫خب، من با دو تا خواهر بزرگ شدم.

187
00:19:58,208 --> 00:20:01,708
‫واقعاً؟ فکر می‌کردم تک‌فرزندی.

188
00:20:02,375 --> 00:20:04,083
‫خب، ما با هم حرف نمی‌زنیم.

189
00:20:04,916 --> 00:20:06,958
‫نازلی، فقط چون توی یه
‫خانواده‌ی پرجمعیت بزرگ شدی...

190
00:20:07,041 --> 00:20:09,000
‫معنیش این نیست که احساس تنهایی نمی‌کنی.

191
00:20:23,000 --> 00:20:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

192
00:20:42,791 --> 00:20:44,708
‫به یه تصادف اشاره کردی.

193
00:20:46,416 --> 00:20:47,416
‫کِی بود؟

194
00:20:51,958 --> 00:20:53,666
‫چند سال پیش بود.

195
00:20:53,750 --> 00:20:54,958
‫چی شد؟

196
00:20:55,041 --> 00:20:57,291
‫یعنی، اگه فضولی نباشه می‌پرسم.

197
00:20:59,666 --> 00:21:04,125
‫می‌دونی، اگه برات فرقی نمی‌کنه،
‫ترجیح میدم در موردش حرف نزنم.

198
00:21:08,416 --> 00:21:13,208
‫خب، فکر کنم کمک کنه،
‫مثل سبک شدن آدم می‌مونه.

199
00:21:20,500 --> 00:21:23,750
‫امیدوارم یه روز حرف زدن
‫در موردش کمتر دردناک باشه.

200
00:21:32,583 --> 00:21:34,416
‫ما هیچوقت نمی‌تونیم خواهر باشیم.

201
00:21:34,916 --> 00:21:38,541
‫ولی اون روزی که باهام درددل کنی،
‫شاید بتونیم با هم دوست بشیم.

202
00:21:52,125 --> 00:21:54,125
‫می‌تونی تا شنبه بری مرخصی.

203
00:21:56,291 --> 00:21:58,125
‫سه روز؟ واسه چی؟

204
00:21:59,291 --> 00:22:01,250
‫می‌خوام یه مدت رو با ماوی بگذرونم.

205
00:22:01,958 --> 00:22:05,416
‫علاوه بر حقوق همیشگیت،
‫یه پاداش هم اونجا گذاشتم.

206
00:22:06,750 --> 00:22:09,208
‫ولی اون‌وقت چه‌طوری می‌خوای
‫روی نقاشی‌هات کار کنی؟

207
00:22:13,625 --> 00:22:16,333
‫ما توی زندگیـمون زمان
‫خیلی زیادی رو هدر میدیم.

208
00:22:17,791 --> 00:22:20,333
‫یه روز دیگه روشون کار می‌کنم.

209
00:22:24,416 --> 00:22:25,916
‫می‌تونم...

210
00:22:27,375 --> 00:22:28,375
‫فردا صبح برم؟

211
00:22:31,833 --> 00:22:32,833
‫نه.

212
00:22:34,458 --> 00:22:36,166
‫همین‌الان عالیـه.

213
00:22:46,291 --> 00:22:49,125
‫انگار خیلی زود برگشتم سر کار.

214
00:22:50,416 --> 00:22:53,166
‫وقتی نمایشگاه تموم شه،
‫خودم از ماوی مراقبت می‌کنم.

215
00:22:54,958 --> 00:22:57,625
‫نگران نباش، کمک می‌کنیم
‫دنبال کار بعدیت بگردی.

216
00:23:14,250 --> 00:23:15,250
‫اوم.

217
00:23:36,708 --> 00:23:40,708
‫چه بوی خوبی میدی! اوه!

218
00:23:43,291 --> 00:23:44,708
‫اوه!

219
00:23:44,791 --> 00:23:46,208
‫یکی حموم بوده؟

220
00:23:47,791 --> 00:23:50,041
‫ماوی دسته‌گل منه؟

221
00:23:54,541 --> 00:23:57,750
‫مامان تصمیم گرفت تو رو ببره حموم.

222
00:23:58,916 --> 00:24:00,166
‫نازلی رفت.

223
00:24:00,666 --> 00:24:01,833
‫هوم؟

224
00:24:03,000 --> 00:24:05,583
‫بهش تا شنبه مرخصی دادم.

225
00:24:07,083 --> 00:24:08,250
‫اتفاقی افتاده؟

226
00:24:08,791 --> 00:24:09,791
‫نه.

227
00:24:10,333 --> 00:24:11,333
‫اتفاقی نیفتاده.

228
00:24:13,041 --> 00:24:16,583
‫خسته شدم از اینکه همیشه
‫یه غریبه توی خونه‌ست.

229
00:24:16,666 --> 00:24:20,166
‫من و ماوی نیاز داشتیم با هم باشیم، نه؟

230
00:24:21,333 --> 00:24:22,916
‫اوه!

231
00:24:23,833 --> 00:24:24,708
‫عزیز دل مامان.

232
00:24:24,791 --> 00:24:26,750
‫باشه، پس.

233
00:24:33,166 --> 00:24:34,166
‫خب؟

234
00:24:35,791 --> 00:24:37,250
‫نظری نداری، ایلکر؟

235
00:24:39,500 --> 00:24:42,875
‫می‌دونی چیه عزیزم؟
‫داشتم فکر می‌کردم...

236
00:24:42,958 --> 00:24:45,791
‫می‌تونیم یه بطری شراب باز کنیم
‫و من امشب شام بپزم.

237
00:24:48,125 --> 00:24:49,750
‫مناسبتش چیه؟

238
00:24:50,250 --> 00:24:51,541
‫همین‌جوری هوس کردم.

239
00:24:53,125 --> 00:24:55,041
‫چون دلم واسه وقت گذروندن با تو تنگ شده.

240
00:24:58,375 --> 00:24:59,541
‫همش تموم شد عزیزم!

241
00:24:59,625 --> 00:25:02,375
‫آفرین ماوی. دیگه وقت خوابه.

242
00:25:04,958 --> 00:25:07,416
‫به ماوی غذا میدم و بعد می‌خوابونمش.

243
00:25:08,583 --> 00:25:10,458
‫آره، برو. منم میرم حموم.

244
00:25:10,541 --> 00:25:12,833
‫بعدش که ماوی خوابید،
‫بیا پیش من توی آشپزخونه.

245
00:25:24,791 --> 00:25:28,250
‫« دیشب چیزی جا نذاشتیم، نه؟ »

246
00:25:50,500 --> 00:25:51,791
‫عجب روزی بود!

247
00:25:51,875 --> 00:25:53,000
‫خسته نباشید بچه‌ها.

248
00:25:53,500 --> 00:25:55,625
‫- شب خوش!
‫- شب بخیر نازلی. بعداً می‌بینمت.

249
00:26:07,916 --> 00:26:09,333
‫از کجا می‌دونستی کجام؟

250
00:26:09,416 --> 00:26:11,250
‫تکنیک‌های تعقیب کردن من عالیه.

251
00:26:13,500 --> 00:26:15,166
‫گفتی باید شرط‌بندی می‌کردیم.

252
00:26:16,375 --> 00:26:18,250
‫چطوره وانمود کنیم که کردیم؟

253
00:26:18,333 --> 00:26:19,625
‫پس قراره برام غذا بپزی؟

254
00:26:19,708 --> 00:26:22,875
‫اوهوم. آره. خونه‌ی من؟

255
00:26:24,125 --> 00:26:25,250
‫می‌دونی،

256
00:26:26,416 --> 00:26:29,208
‫من که اصلاً نمی‌شناسمت. اول خونه‌ی من.

257
00:26:33,500 --> 00:26:34,333
‫آره، این‌جوری بهتره.

258
00:26:34,416 --> 00:26:36,166
‫چی اینقدر خنده‌داره، ها؟

259
00:26:37,791 --> 00:26:39,750
‫منظورم اینه که بعد از
‫اون همه اتفاقی که افتاد،

260
00:26:40,583 --> 00:26:42,125
‫تازه الان نگرانیت شروع شده؟

261
00:26:43,750 --> 00:26:45,875
‫اون غریزه بود.

262
00:26:46,458 --> 00:26:48,291
‫این منطقه.

263
00:26:48,916 --> 00:26:51,166
‫آدم باید از هر دوتاش استفاده کنه.

264
00:26:51,250 --> 00:26:52,250
‫خیلی‌خب.

265
00:26:52,958 --> 00:26:53,958
‫بدو، بپر بالا.

266
00:27:24,833 --> 00:27:26,250
‫این‌جوری بهش نگاه کن.

267
00:27:27,208 --> 00:27:29,000
‫حالا دیگه می‌تونی دوباره الکل بخوری.

268
00:27:30,208 --> 00:27:32,666
‫دیگه لازم نیست نگران این باشی
‫که اول باید شیرت رو بدوشی.

269
00:27:33,916 --> 00:27:36,083
‫تو همیشه خیلی مثبتی، نه؟

270
00:27:37,291 --> 00:27:38,500
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داریم؟

271
00:27:39,375 --> 00:27:42,041
‫باید دنبال نکات مثبت بگردیم،
‫وگرنه همینطور ناراحت می‌مونیم.

272
00:27:45,041 --> 00:27:47,291
‫به‌هرحال، وقتی نمایشگاه تموم بشه،

273
00:27:48,208 --> 00:27:52,000
‫می‌خوام یه مدت نقاشی رو کنار بذارم.
‫فقط تا وقتی که ماوی بره مهدکودک.

274
00:27:53,750 --> 00:27:54,750
‫اوه؟

275
00:27:56,166 --> 00:27:57,166
‫به نظر متعجب میای.

276
00:27:57,958 --> 00:27:59,250
‫آره، یه ذره.

277
00:28:01,458 --> 00:28:03,583
‫فکر کنم آدم باید دنبال
‫اون چیزی بره که واقعاً می‌خواد.

278
00:28:03,666 --> 00:28:05,375
‫فکر می‌کنی تصمیم بدیه.

279
00:28:06,583 --> 00:28:08,375
‫نه، ببخشید. منظورم این نبود.

280
00:28:09,208 --> 00:28:10,875
‫من ازت حمایت می‌کنم.

281
00:28:12,041 --> 00:28:15,750
‫می‌خوام تا جایی که می‌تونم پیش ماوی باشم
‫چون این روزها دیگه هیچوقت برنمی‌گردن.

282
00:28:17,083 --> 00:28:18,083
‫درکت می‌کنم.

283
00:28:20,041 --> 00:28:21,916
‫سعی کن به خودت استرس ندی.

284
00:28:22,791 --> 00:28:25,291
‫تو برخلاف بقیه،
‫خیلی زود از کوره در میری.

285
00:28:26,291 --> 00:28:27,583
‫پس فقط آروم باش.

286
00:28:28,875 --> 00:28:30,250
‫به‌هرحال، خوبه.

287
00:28:30,833 --> 00:28:32,500
‫فکر خوبیه که بیشتر وقتت رو اینجا باشی.

288
00:28:32,583 --> 00:28:34,625
‫- به نازلی هم گفتم.
‫- هوم؟

289
00:28:37,541 --> 00:28:39,916
‫بهش گفتم که بعد از افتتاحیه،
‫دیگه بهش نیازی نیست.

290
00:28:40,666 --> 00:28:43,250
‫هوم. چرا؟

291
00:28:44,208 --> 00:28:47,166
‫اون توی کارهای خونه خیلی کمک می‌کنه.
‫مطمئنی؟

292
00:28:47,250 --> 00:28:50,083
‫آره، مطمئنم. تا الان که خودم
‫به‌تنهایی از پس همه‌چی براومدم.

293
00:28:50,750 --> 00:28:51,833
‫پس حله.

294
00:29:00,958 --> 00:29:02,083
‫ببخشید.

295
00:29:05,375 --> 00:29:06,541
‫بله، بفرمایید؟

296
00:29:06,625 --> 00:29:09,125
‫سلام فوندا. یه اتفاق بدی افتاده.

297
00:29:09,208 --> 00:29:10,041
‫چی؟

298
00:29:10,125 --> 00:29:11,805
‫جرن بو برده که توی جزیره بودی.

299
00:29:11,833 --> 00:29:15,083
‫داره میاد که ببیندت.
‫منم دارم میام. درست پشت سرشم.

300
00:29:15,625 --> 00:29:18,166
‫چی؟ چی شده؟ نمی‌فهمم.

301
00:29:18,250 --> 00:29:22,250
‫خب، وقتی شنید که اونجا بودی،
‫یه جورایی قاطی کرد.

302
00:29:22,333 --> 00:29:24,708
‫سعی کردم آرومش کنم، ولی گفت،

303
00:29:24,791 --> 00:29:27,416
‫من اون قیافه رو می‌شناسم.
‫فوندا داره یه غلطی می‌کنه.

304
00:29:27,500 --> 00:29:30,041
‫خودت که می‌شناسیش، ولی نگران نباش.
‫یه جوری ردیفش می‌کنیم.

305
00:29:50,791 --> 00:29:51,875
‫دائمی؟

306
00:29:52,750 --> 00:29:54,791
‫آره. تا چهار ماه دیگه.

307
00:29:55,625 --> 00:29:57,541
‫و حالا چرا انگلیس؟

308
00:29:58,750 --> 00:30:00,458
‫فوق‌لیسانسم رو اونجا گرفتم.

309
00:30:01,458 --> 00:30:02,833
‫ضمن اینکه پیشنهاد خیلی خوبیه.

310
00:30:03,500 --> 00:30:05,416
‫استانبول هم داره دیوونم می‌کنه.

311
00:30:07,125 --> 00:30:09,250
‫ولی دلم می‌خواد ببینمت.

312
00:30:10,000 --> 00:30:11,291
‫حداقل تا وقتی که برم.

313
00:30:12,291 --> 00:30:13,875
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم توی داستانی باشم

314
00:30:13,958 --> 00:30:16,750
‫که می‌دونم آخرش قراره چی بشه.

315
00:30:16,833 --> 00:30:17,916
‫ولی بازم...

316
00:30:18,583 --> 00:30:20,416
‫آدم با خودش فکر می‌کنه چی می‌شد

317
00:30:20,500 --> 00:30:22,750
‫اگه همینجا توی استانبول می‌موندی.

318
00:30:22,833 --> 00:30:25,041
‫حس خیلی عجیبی برام داره.

319
00:30:26,583 --> 00:30:27,833
‫خب، پس نظرت چیه؟

320
00:30:28,833 --> 00:30:29,875
‫می‌شنوم.

321
00:30:32,375 --> 00:30:36,083
‫چطوره از تک‌تک لحظه‌های
‫باقی‌مونده لذت ببریم؟

322
00:30:40,500 --> 00:30:41,708
‫باشه.

323
00:30:41,791 --> 00:30:45,083
‫گفته بودی حس خوبی داری
‫که دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

324
00:30:46,791 --> 00:30:49,250
‫حق با تو بود.

325
00:30:49,833 --> 00:30:51,166
‫حالا حست چی میگه؟

326
00:30:51,750 --> 00:30:56,000
‫الان بهم میگه
‫که زندگی همیشه می‌تونه سورپرایزت کنه.

327
00:31:05,666 --> 00:31:08,000
‫میشه یکم دیگه برام بریزی، ایلکر؟

328
00:31:08,083 --> 00:31:09,083
‫البته.

329
00:31:10,875 --> 00:31:13,041
‫خوب شد به‌موقع اومدیم.
‫مگه نه عزیزم؟

330
00:31:13,125 --> 00:31:13,958
‫آره.

331
00:31:14,041 --> 00:31:16,375
‫درست موقع شام رسیدیم. گشنه‌ام بود.

332
00:31:16,458 --> 00:31:17,541
‫خب؟

333
00:31:18,750 --> 00:31:22,041
‫چی شده که اینقدر دیر
‫و بی‌خبر اومدین اینجا؟

334
00:31:22,125 --> 00:31:26,291
‫بیخیال بابا. ما همه با هم دوستیم.
‫غریبه که نیستیم، هستیم؟

335
00:31:26,375 --> 00:31:30,833
‫معلومه که نه، ولی خیلی دیره،
‫واسه همین یکم غافلگیر شدیم.

336
00:31:30,916 --> 00:31:32,958
‫ما تو رو هم غافلگیر کردیم، فوندا؟

337
00:31:33,041 --> 00:31:34,041
‫نه.

338
00:31:34,583 --> 00:31:36,041
‫من یه جورایی به کارهای یهویی‌تون عادت دارم.

339
00:31:36,125 --> 00:31:38,625
‫منظورت از کارهای یهویی چیه؟

340
00:31:38,708 --> 00:31:40,125
‫هوم.

341
00:31:41,083 --> 00:31:45,000
‫خب، خودت که می‌دونی
‫بعضی‌وقت‌ها کارهات یهویی میشه، عزیزم.

342
00:31:45,541 --> 00:31:47,291
‫فکر کنم منظورش فقط همین بود.

343
00:31:49,416 --> 00:31:52,750
‫پس حالا شما دوتا
‫حرف همدیگه رو کامل می‌کنید؟

344
00:31:54,416 --> 00:31:57,125
‫فکر نمی‌کنید این یکم عجیبه؟

345
00:31:57,208 --> 00:32:00,208
‫راستش، چرا فکر می‌کنی
‫باید حرفش رو واسه من توضیح بدی، کمال؟

346
00:32:00,916 --> 00:32:02,666
‫مطمئنم فوندا خودش زبون داره.

347
00:32:02,750 --> 00:32:05,250
‫آروم باش، جرن.
‫چیز بدی نگفت که.

348
00:32:07,125 --> 00:32:11,166
‫ای بابا، شما دوتا عجب تیمی تشکیل دادین، نه؟

349
00:32:12,208 --> 00:32:14,333
‫درست مثل قدیما.

350
00:32:20,041 --> 00:32:22,291
‫- فکر کنم غذاتون تموم شد.
‫- بذار کمکت کنم.

351
00:32:22,375 --> 00:32:23,375
‫بلند نشو.

352
00:32:25,000 --> 00:32:26,916
‫شما مهمونید. من خودم جمعش می‌کنم.

353
00:32:28,291 --> 00:32:31,041
‫خب؟ می‌خوام بدونم چه خبرهاست.

354
00:32:33,541 --> 00:32:37,208
‫تعطیلاتی که رفته بودی چطور بود؟
‫معذرت می‌خوام. ببخشید.

355
00:32:38,083 --> 00:32:40,541
‫خلوت هنری.

356
00:32:47,291 --> 00:32:48,291
‫بهم خوش گذشت.

357
00:32:48,750 --> 00:32:49,666
‫عالی بود.

358
00:32:49,750 --> 00:32:51,958
‫اوه! خوش‌گذرونی.

359
00:32:52,458 --> 00:32:55,375
‫این از همه مهم‌تره. خوش‌گذرونی خیلی واجبه.

360
00:32:57,666 --> 00:33:00,583
‫تو واسه چی اونجا بودی؟

361
00:33:01,750 --> 00:33:04,500
‫خب، چون دنیز من رو
‫به‌عنوان مهمان ویژه دعوت کرده بود.

362
00:33:04,583 --> 00:33:07,916
‫ازم خواست با چندتا از هنرمندها
‫کارگاه بداهه‌پردازی راه بندازم.

363
00:33:08,541 --> 00:33:10,875
‫- پس بهت خوش گذشته، آره؟
‫- اوهوم.

364
00:33:11,791 --> 00:33:12,958
‫- چه خوب.
‫- خوبه.

365
00:33:13,041 --> 00:33:14,583
‫خیلی خوبه.

366
00:33:14,666 --> 00:33:16,458
‫فوق‌العاده‌ست!

367
00:33:20,000 --> 00:33:23,166
‫خبر داشتی؟
‫که این‌ها با هم توی جزیره بودن.

368
00:33:31,958 --> 00:33:35,250
‫بله. البته. چرا نباید می‌دونستم؟

369
00:33:35,333 --> 00:33:36,166
‫آها.

370
00:33:36,250 --> 00:33:37,833
‫البته.

371
00:33:37,916 --> 00:33:39,041
‫می‌بینی؟

372
00:33:39,125 --> 00:33:41,166
‫چون من نمی‌دونستم. به من چیزی نگفته بودن.

373
00:33:41,250 --> 00:33:42,791
‫خوش گذشته، نه؟

374
00:33:46,083 --> 00:33:47,083
‫خب؟

375
00:33:48,208 --> 00:33:51,708
‫اگه واقعاً اینقدر خوب و خوش بوده،
‫چرا اینقدر زود برگشتی؟

376
00:33:53,083 --> 00:33:54,625
‫چون دلم خواست.

377
00:33:55,666 --> 00:33:58,708
‫بیا بریم بیرون،
‫یه کم هوای آزاد بخوریم، من و تو.

378
00:34:16,416 --> 00:34:17,333
‫چت شده تو؟

379
00:34:17,416 --> 00:34:19,958
‫من؟ چی؟ مگه مزاحم چیزی شدیم؟

380
00:34:20,041 --> 00:34:22,125
‫یه شب خاص، شام رمانتیک، یا چی؟

381
00:34:22,208 --> 00:34:25,583
‫خودت می‌دونی دارم در مورد چی حرف می‌زنم.
‫چته آخه؟

382
00:34:25,666 --> 00:34:26,708
‫مگه من چیکار کردم؟

383
00:34:26,791 --> 00:34:29,875
‫داری به رابطه‌ات گند می‌زنی.
‫داری مثل دیوونه‌ها رفتار می‌کنی.

384
00:34:30,541 --> 00:34:32,500
‫تو و کمال پشت سرم حرف می‌زنید، نه؟

385
00:34:32,583 --> 00:34:34,208
‫دیوونه نشو، جرن.

386
00:34:34,708 --> 00:34:38,166
‫ببین، اگه به این کارهات ادامه بدی
‫رابطه‌ات با کمال رو خراب می‌کنی.

387
00:34:38,791 --> 00:34:41,031
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که روی رابطه‌ات تمرکز کنی.

388
00:34:41,083 --> 00:34:42,541
‫اینقدر چیزهای الکی از خودت درنیار.

389
00:34:42,625 --> 00:34:44,666
‫گفتنش واسه تو راحته، فوندا.

390
00:34:44,750 --> 00:34:46,583
‫من دارم این‌ها رو واسه خودت میگم، جرن.

391
00:34:46,666 --> 00:34:48,625
‫دیگه توی ذهنت داستان نساز، باشه؟

392
00:34:48,708 --> 00:34:51,250
‫این کارها فقط پارانویات رو بدتر می‌کنه.

393
00:34:51,333 --> 00:34:54,875
‫واقعاً اینقدر برات سخته
‫که فقط از بودن با کمال لذت ببری؟

394
00:34:57,833 --> 00:34:59,125
‫اون هنوز دوستت داره، می‌دونی که.

395
00:34:59,208 --> 00:35:01,083
‫کسشعر نگو.

396
00:35:01,166 --> 00:35:02,875
‫فکر می‌کنی نمی‌فهمم، فوندا؟

397
00:35:05,208 --> 00:35:06,458
‫جرن.

398
00:35:06,541 --> 00:35:09,333
‫می‌دونی که اون پرونده
‫خیلی وقته که بسته شده.

399
00:35:09,416 --> 00:35:12,041
‫من ازدواج کردم و الان یه بچه دارم.

400
00:35:12,125 --> 00:35:14,416
‫فکر می‌کنی حرف‌هایی که می‌زنی
‫در حق من منصفانه‌ست؟

401
00:35:14,500 --> 00:35:16,375
‫این فقط مربوط به کمالـه، باشه؟

402
00:35:16,458 --> 00:35:18,166
‫هیچ ربطی به تو نداره.

403
00:35:19,500 --> 00:35:23,791
‫هرچی بوده، دیگه تموم شده. رفته.
‫همه‌چی تموم شده، خب؟

404
00:35:24,791 --> 00:35:26,291
‫شاید واسه تو تموم شده باشه.

405
00:35:27,083 --> 00:35:28,416
‫تو همونی بودی که رفتی.

406
00:35:29,708 --> 00:35:32,208
‫احساسات واسه هر دو نفر همزمان
‫تموم نمیشه، فوندا.

407
00:36:07,208 --> 00:36:09,666
‫« دارم کار می‌کنم. »

408
00:36:11,875 --> 00:36:14,958
‫« باشه عزیزم، روز تعطیلت
‫میریم جنگل، باشه؟ »

409
00:36:17,875 --> 00:36:19,833
‫« باشه »

410
00:36:26,000 --> 00:36:33,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

411
00:36:40,291 --> 00:36:41,833
‫چرا بهم نگفتی؟

412
00:36:41,916 --> 00:36:43,458
‫من هیچوقت چیزی رو ازت مخفی نکردم، ایلکر.

413
00:36:43,541 --> 00:36:45,833
‫وقتی ازت پرسیدم کی اونجاست،
‫تابلوعه که اسم اون رو جا انداختی.

414
00:36:45,916 --> 00:36:47,583
‫ببین، ببخشید. یادم رفته بود اونجاست.

415
00:36:47,666 --> 00:36:50,041
‫- همه‌اش همین بود.
‫- الان من باید این رو باور کنم، فوندا؟

416
00:36:50,583 --> 00:36:52,543
‫اصلاً نمی‌فهمم چرا
‫داری اینقدر به خودت فشار میاری.

417
00:36:52,625 --> 00:36:55,265
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم چرا
‫نگفتی که با اکست اونجا بودی.

418
00:36:55,333 --> 00:36:56,625
‫با اکسم؟

419
00:36:57,916 --> 00:36:59,333
‫کمال اکستـه، مگه نه؟

420
00:36:59,416 --> 00:37:02,458
‫دیوونه شدی؟ باورم نمیشه.
‫چرا الان داری این‌ها رو می‌کشی وسط؟

421
00:37:02,541 --> 00:37:03,875
‫جدی میگی؟

422
00:37:03,958 --> 00:37:06,541
‫کمال و جرن دوست‌های ما هستن، ایلکر.

423
00:37:06,625 --> 00:37:08,750
‫فکر می‌کنی من این رو به خطر می‌اندازم؟

424
00:37:08,833 --> 00:37:10,583
‫اون‌ها با همن. نه من و کمال.

425
00:37:10,666 --> 00:37:14,208
‫دیگه اینقدر پارانوید بازی درنیار.
‫باید آروم باشی، خب؟

426
00:37:14,291 --> 00:37:16,791
‫خب، بهتر بود قبلش
‫به این چیزها فکر می‌کردی

427
00:37:16,875 --> 00:37:19,458
‫به‌جای اینکه جزئیاتی رو که معلومه
‫مهم هستن، مخفی کنی.

428
00:37:19,541 --> 00:37:20,708
‫خدای من، میشه تمومش کنی؟

429
00:37:20,791 --> 00:37:24,625
‫فوندا، وقتی دارم یه سوال
‫خیلی ساده می‌پرسم، طفره نرو.

430
00:37:24,708 --> 00:37:27,666
‫می‌دونی، این‌طوری که داری بهم می‌پری
‫خیلی عجیبه.

431
00:37:27,750 --> 00:37:29,541
‫باعث میشه فکر کنم چرا یهو این‌جوری شدی.

432
00:37:29,625 --> 00:37:32,166
‫هی، حق نداری توپ رو بندازی تو زمین من.

433
00:37:32,250 --> 00:37:34,958
‫- باورم نمیشه.
‫- جدی میگی؟

434
00:37:35,041 --> 00:37:37,541
‫- تویی که داری یه چیزی رو مخفی می‌کنی.
‫- بیشتر به نظر میاد تو داری این کار رو می‌کنی.

435
00:37:37,625 --> 00:37:39,291
‫ببخشید. چی گفتی؟

436
00:37:39,375 --> 00:37:42,541
‫فقط نمی‌فهمم چرا اینقدر طول کشید
‫تا با کمال مشکل پیدا کنی.

437
00:37:42,625 --> 00:37:43,625
‫حالیته؟

438
00:37:43,666 --> 00:37:47,000
‫خب، لابد اونقدر احمق بودم که فکر می‌کردم
‫پشت سرم کاری نمی‌کنی.

439
00:37:47,083 --> 00:37:49,166
‫می‌دونی اسمی که واسه این کارت می‌ذارن چیه؟

440
00:37:49,250 --> 00:37:52,166
‫بهش میگن فرافکنی عذاب‌وجدان خودت.
‫داری همین کار رو می‌کنی.

441
00:37:52,250 --> 00:37:53,500
‫این‌جوری نیست.

442
00:37:56,083 --> 00:37:58,125
‫خب اگه نیست،
‫چرا جواب این رو نمیدی؟

443
00:38:01,500 --> 00:38:04,958
‫امروز با شرکت امنیتی حرف زدم
‫تا در مورد قطع شدن سیستم ازشون بپرسم.

444
00:38:07,500 --> 00:38:08,750
‫خب، که چی؟ منظورت چیه؟

445
00:38:08,833 --> 00:38:11,500
‫فکر کنم گفتی وقتی دوربین خراب شد
‫بهشون زنگ زدی.

446
00:38:12,125 --> 00:38:13,208
‫آره، زنگ زدم. چرا؟

447
00:38:13,291 --> 00:38:14,375
‫چرا؟

448
00:38:15,125 --> 00:38:18,500
‫اون تکنسین گفت
‫که فقط مشکل اتصال بوده.

449
00:38:18,583 --> 00:38:20,708
‫انگار فقط فیشش شل شده بوده
‫یا یه همچین چیزی.

450
00:38:20,791 --> 00:38:23,250
‫واسه همین رفتم و همه‌ی کابل‌ها رو
‫یکی‌یکی چک کردم.

451
00:38:23,333 --> 00:38:24,666
‫بعد همه‌چی رو برگردوندم سر جاش.

452
00:38:24,750 --> 00:38:26,916
‫و مشکل هم حل شد، خب؟

453
00:38:27,000 --> 00:38:29,208
‫یه چیز خیلی ساده بود.

454
00:38:29,916 --> 00:38:32,396
‫- می‌خوای به چی برسی؟
‫- ریدم تو این وضعیت.

455
00:38:32,458 --> 00:38:33,833
‫دیگه حرفی باهات ندارم.

456
00:38:33,916 --> 00:38:35,836
‫عالیه! باریکلا فوندا.
‫این دفعه دیگه واقعاً گل کاشتی.

457
00:38:35,875 --> 00:38:39,625
‫مثل همیشه داری من رو مقصر می‌کنی
‫و حرف‌هات هیچ منطقی نداره.

458
00:38:40,291 --> 00:38:42,833
‫به خودت بیا
‫چون از این کسشعرها خسته شدم.

459
00:38:42,916 --> 00:38:44,791
‫کسشعرهای من؟
‫از کسشعرهای من خسته شدی؟

460
00:38:44,875 --> 00:38:47,541
‫می‌دونی چیه؟ دارم سعی می‌کنم مثبت باشم!

461
00:38:48,250 --> 00:38:50,958
‫ولی دیگه تموم شد. از تلاش کردن خسته شدم.

462
00:38:51,541 --> 00:38:53,875
‫و می‌دونم که داری یه چیزی رو مخفی می‌کنی.

463
00:38:53,958 --> 00:38:56,250
‫بهتره مواظب حرف زدنت باشی.

464
00:38:57,875 --> 00:38:59,083
‫مواظب خودت باش.

465
00:39:33,500 --> 00:39:35,291
‫سلام امره.

466
00:39:35,375 --> 00:39:36,500
‫سلام فوندا.

467
00:39:36,583 --> 00:39:38,916
‫سعی کردم به نازلی زنگ بزنم،
‫ولی نتونستم پیداش کنم.

468
00:39:39,000 --> 00:39:40,666
‫می‌دونی کجا می‌تونم ببینمش؟

469
00:39:40,750 --> 00:39:43,833
‫فقط قضیه اینه که،
‫ماوی یه پیش‌بند داره که روش عکس خرسه،

470
00:39:43,916 --> 00:39:45,666
‫می‌خواستم بدونم نازلی می‌دونه کجاست یا نه.

471
00:39:45,750 --> 00:39:47,375
‫اگه دیدیش، میشه بهش بگی بهم زنگ بزنه؟

472
00:39:47,458 --> 00:39:48,500
‫نازلی اونجا نیست؟

473
00:39:50,666 --> 00:39:52,458
‫نه، بهش چند روز مرخصی دادیم.

474
00:39:52,541 --> 00:39:53,833
‫واقعاً؟

475
00:39:54,833 --> 00:39:56,083
‫نمی‌دونستم.

476
00:39:56,583 --> 00:39:59,250
‫ببین، ببخشید که مزاحمت شدم
‫و وقتت رو گرفتم.

477
00:39:59,333 --> 00:40:01,750
‫نمی‌فهمم چرا بهم نگفت
‫که مرخصی گرفته.

478
00:40:02,250 --> 00:40:03,750
‫می‌تونست بیاد خونه‌ی من.

479
00:40:04,541 --> 00:40:07,625
‫آره، شاید رفته پیش یکی از دوست‌هاش.

480
00:40:08,791 --> 00:40:12,208
‫به‌هرحال، باز هم ببخشید مزاحم شدم.
‫روز خوبی داشته باشی.

481
00:40:12,291 --> 00:40:13,416
‫تو هم همینطور، فوندا.

482
00:40:42,041 --> 00:40:43,875
‫« آقای ایلکر: می‌تونم باهات تماس بگیرم؟ »

483
00:40:48,208 --> 00:40:49,750
‫« البته. »

484
00:40:54,541 --> 00:40:56,500
‫« نازلی »

485
00:40:58,875 --> 00:40:59,958
‫الو.

486
00:41:00,041 --> 00:41:01,041
‫کجایی؟

487
00:41:02,041 --> 00:41:03,041
‫سیرکچی.

488
00:41:03,500 --> 00:41:04,500
‫تنهایی؟

489
00:41:05,708 --> 00:41:06,708
‫اوهوم.

490
00:41:07,333 --> 00:41:08,333
‫می‌خوای بیام؟

491
00:41:09,458 --> 00:41:10,458
‫آره.

492
00:41:51,583 --> 00:41:53,291
‫« توی جلسه‌ام. »

493
00:41:57,166 --> 00:41:58,166
‫سلام.

494
00:41:58,875 --> 00:42:02,041
‫دوباره واسه سیستم‌مون یه اتفاقی افتاده،
‫درست مثل دفعه‌ی پیش که زنگ زدم.

495
00:42:02,125 --> 00:42:03,333
‫میشه برام چکش کنید؟

496
00:42:03,416 --> 00:42:06,250
‫بله، حتماً.
‫شما خانم فوندا هستید، درسته؟

497
00:42:06,333 --> 00:42:07,333
‫بله، درسته.

498
00:42:08,291 --> 00:42:12,041
‫دفعه‌ی قبل مشکل از شل شدن
‫اتصال چندتا از سیم‌ها بود.

499
00:42:12,125 --> 00:42:14,458
‫شل شدن اتصال؟ متوجه نمیشم.

500
00:42:15,208 --> 00:42:17,458
‫همکارتون گفتن که مشکل از اون بوده.

501
00:42:17,541 --> 00:42:19,958
‫خب، ما سیستم خیلی پیشرفته‌ای
‫داریم، خانم فوندا.

502
00:42:20,041 --> 00:42:22,041
‫تقریباً غیرممکنه که اتصالی
‫یا قطعی داشته باشه.

503
00:42:22,125 --> 00:42:26,208
‫حتماً یکی باید بهش صدمه بزنه یا
‫از برق بکشتش تا این اتفاق بیفته.

504
00:42:26,291 --> 00:42:28,416
‫و اگه همچین اتفاقی می‌افتاد،
‫من اینجا می‌دیدمش.

505
00:42:28,500 --> 00:42:29,500
‫هوم.

506
00:42:30,083 --> 00:42:33,375
‫خب، امکانش هست سیستم رو
‫چک کنین ببینین قبلاً مشکلی

507
00:42:33,458 --> 00:42:35,833
‫یا قطعی خاصی داشته یا نه؟

508
00:42:36,333 --> 00:42:38,083
‫طبق چیزی که من اینجا می‌بینم، خبری نیست.

509
00:42:38,166 --> 00:42:40,166
‫سیستم‌تون داره کاملاً درست کار می‌کنه.

510
00:42:40,833 --> 00:42:43,083
‫کار دیگه‌ای هست که بتونم براتون انجام بدم؟

511
00:42:43,916 --> 00:42:44,916
‫هوم.

512
00:42:45,625 --> 00:42:48,208
‫آره، انگار واقعاً مشکلی نداره.

513
00:42:48,708 --> 00:42:50,416
‫خیلی کمک کردین.

514
00:42:50,500 --> 00:42:52,208
‫خواهش می‌کنم. روز خوبی داشته باشین.

515
00:42:52,291 --> 00:42:53,291
‫شما هم همینطور.

516
00:44:30,708 --> 00:44:31,708
‫تلفن...

517
00:44:32,125 --> 00:44:33,250
‫ولش کن.

518
00:44:33,333 --> 00:44:35,208
‫مهم نیست.

519
00:44:39,625 --> 00:44:42,083
‫- الو؟
‫- الو، خانم نازلی؟

520
00:44:42,166 --> 00:44:44,916
‫آقا امره اینجان. می‌خوان بیان بالا.

521
00:44:45,000 --> 00:44:46,750
‫بفرستمـشون اتاق‌تون؟

522
00:44:46,833 --> 00:44:48,500
‫امره.

523
00:44:51,125 --> 00:44:54,083
‫نه. خودم میام پایین.

524
00:44:54,166 --> 00:44:56,000
‫بهش بگین منتظر بمونه.
‫یه دقیقه‌ی دیگه اونجام.

525
00:45:10,500 --> 00:45:11,666
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

526
00:45:12,166 --> 00:45:15,833
‫از کجا فهمیدی اینجام؟
‫رو گوشیم ردیاب نصب کردی؟

527
00:45:15,916 --> 00:45:17,583
‫فقط محض احتیاط بود که اگه
‫اتفاقی افتاد خبر داشته باشم.

528
00:45:17,666 --> 00:45:18,750
‫مثلاً چه اتفاقی؟

529
00:45:18,833 --> 00:45:21,083
‫نمی‌دونم. زلزله‌ای، تیراندازی‌ای، چیزی.

530
00:45:21,166 --> 00:45:23,708
‫فکر کردم اگه بهت بگم،
‫پیش خودت فکر می‌کنی روانی‌ام.

531
00:45:24,750 --> 00:45:26,333
‫خب پس اینجا چیکار می‌کنی؟

532
00:45:27,291 --> 00:45:29,131
‫بهم گفتی کار داری، ولی می‌دونم که نداشتی.

533
00:45:31,250 --> 00:45:34,125
‫می‌خواستم کمی فکرمو آزاد کنم.
‫حالم زیاد خوب نبود، باشه؟

534
00:45:34,916 --> 00:45:36,833
‫- ولی تو این‌جور جایی؟
‫- مشکلیه؟

535
00:45:36,916 --> 00:45:38,541
‫اینجا مگه چشه؟

536
00:45:40,250 --> 00:45:42,083
‫در هر صورت داشتم حاضر می‌شدم که برم.

537
00:45:42,166 --> 00:45:44,416
‫همینجا منتظر بمون.
‫برم وسایلمو بردارم، باشه؟

538
00:45:45,125 --> 00:45:46,125
‫باشه.

539
00:46:18,125 --> 00:46:20,166
‫شماها واقعاً مریضین، خودتون می‌دونین؟

540
00:46:20,250 --> 00:46:21,291
‫ها؟

541
00:46:22,125 --> 00:46:23,958
‫امره؟ هی، امره، تمومش کن، باشه؟

542
00:46:24,041 --> 00:46:25,541
‫شما دیگه چه آدم‌های لجنی هستین؟

543
00:46:25,625 --> 00:46:27,791
‫- امره، به من نگاه کن.
‫- ها؟ خیلی خایه داری.

544
00:46:27,875 --> 00:46:30,291
‫- امره، بس کن.
‫- چیه؟ زنت برات کافی نیست؟

545
00:46:30,375 --> 00:46:33,416
‫بیخیال. امره، هیس. امره، هیس.

546
00:46:35,916 --> 00:46:37,625
‫نفس بکش. فقط... فقط نفس بکش. باشه؟ فقط...

547
00:46:40,166 --> 00:46:42,000
‫امیدوارم تو جهنم بپوسی.

548
00:47:00,750 --> 00:47:04,208
‫فوندا؟ منم، امره. زنگ زدم ولی، جواب ندادی.

549
00:47:04,708 --> 00:47:05,916
‫باید با هم حرف بزنیم.

550
00:47:26,208 --> 00:47:29,541
‫فوندا؟ منم، امره. زنگ زدم ولی، جواب ندادی.

551
00:47:30,083 --> 00:47:31,291
‫باید با هم حرف بزنیم.

552
00:47:37,375 --> 00:47:38,208
‫نازلی؟

553
00:47:38,291 --> 00:47:40,208
‫خانم فوندا؟

554
00:47:41,333 --> 00:47:43,291
‫من... نمی‌دونستم باید به کی زنگ بزنم.

555
00:47:43,375 --> 00:47:45,250
‫به کمکتون نیاز دارم.

556
00:47:45,333 --> 00:47:46,541
‫لطفاً عجله کنین.

557
00:48:03,583 --> 00:48:04,583
‫نازلی.

558
00:48:05,541 --> 00:48:06,541
‫حالش چطوره؟

559
00:48:07,541 --> 00:48:10,375
‫هیچ ایده‌ای ندارم. حالش خیلی بده.

560
00:48:12,416 --> 00:48:15,041
‫تصادف با موتور. یه کامیون بهش زده.

561
00:48:16,125 --> 00:48:19,083
‫خیلی عجیبه. همین چند لحظه پیش
‫بهم زنگ زد ولی جواب ندادم،

562
00:48:19,166 --> 00:48:21,666
‫اونم پیغام گذاشت و گفت
‫که باید با هم حرف بزنیم.

563
00:48:26,125 --> 00:48:27,916
‫ما تازگی‌ها به هم زده بودیم.

564
00:48:28,000 --> 00:48:31,958
‫فوندا، احتمالاً زنگ زده بوده
‫که ببینه می‌تونی منو راضی کنی

565
00:48:32,041 --> 00:48:33,708
‫تا دوباره باهاش برگردم یا نه.

566
00:48:35,250 --> 00:48:36,958
‫شما دوتا از هم جدا شدین؟

567
00:48:37,625 --> 00:48:38,625
‫آره، تموم کردیم.

568
00:48:40,583 --> 00:48:41,708
‫امره داشت بهم خیانت می‌کرد.

569
00:48:44,250 --> 00:48:46,958
‫بهش گفتم که دیگه هیچوقت نمی‌خوام ببینمش.

570
00:48:47,041 --> 00:48:48,666
‫بهش گفتم همه‌چیز بین ما تمومه.

571
00:48:48,750 --> 00:48:50,625
‫امیدوارم تو جهنم بپوسی!

572
00:48:52,500 --> 00:48:54,041
‫با هم دعوامون شد. خیلی وحشتناک بود.

573
00:49:01,583 --> 00:49:04,000
‫باورم نمیشه این اتفاق افتاده.

574
00:49:06,041 --> 00:49:09,125
‫همه‌اش تقصیر منه.

575
00:49:15,875 --> 00:49:18,541
‫دیدم زنگ زدی ولی سرم شلوغ بود.
‫الان می‌تونم حرف بزنم.

576
00:49:18,625 --> 00:49:21,541
‫دیگه مهم نیست.
‫امره تصادف کرده. تو بیمارستانه.

577
00:49:23,333 --> 00:49:24,166
‫امره؟

578
00:49:24,250 --> 00:49:25,541
‫آره، دوست‌پسر نازلی.

579
00:49:29,166 --> 00:49:30,875
‫لعنتی. حالش خوب میشه؟

580
00:49:31,375 --> 00:49:32,208
‫کجایی؟

581
00:49:32,291 --> 00:49:34,083
‫با نازلی تو بیمارستانم.

582
00:49:36,083 --> 00:49:37,166
‫منو در جریان بذار.

583
00:49:37,250 --> 00:49:38,250
‫دوستت دارم.

584
00:49:39,916 --> 00:49:41,583
‫پسر، چیکار کردی؟

585
00:49:41,666 --> 00:49:43,375
‫این یه مالیدگی خیلی گنده‌ست.

586
00:49:45,333 --> 00:49:48,416
‫آره. آره، می‌دونم،
‫ولی باید همین امروز درست بشه.

587
00:49:48,916 --> 00:49:51,291
‫می‌تونم ردیفش کنم. مشکلی نیست.

588
00:50:04,750 --> 00:50:06,916
‫- چته تو؟
‫- فقط می‌خوام حرف بزنم!

589
00:50:07,000 --> 00:50:08,708
‫- یواش برو روانی!
‫- زود باش دیگه!

590
00:50:08,791 --> 00:50:11,083
‫- ازم فاصله بگیر! برو عقب!
‫- فقط بزن کنار!

591
00:50:54,833 --> 00:50:58,666
‫« تعمیرگاه »

592
00:51:04,666 --> 00:51:08,166
‫زندگی من فقط یه سری
‫فاجعه‌ست که پشت سر هم میاد.

593
00:51:11,333 --> 00:51:14,208
‫یادته وقتی ازم پرسیدی
‫چه اتفاقی برام افتاده؟

594
00:51:21,541 --> 00:51:23,375
‫من عاشق شده بودم.

595
00:51:24,958 --> 00:51:26,166
‫یه عشق واقعی.

596
00:51:27,333 --> 00:51:29,458
‫اولین بارم بود که عاشق می‌شدم.

597
00:51:30,625 --> 00:51:33,625
‫تا قبل اون هیچوقت همچین
‫عشق نابی رو حس نکرده بودم.

598
00:51:34,125 --> 00:51:35,958
‫از اون عشق‌هایی که آدم رو عوض می‌کنه.

599
00:51:38,208 --> 00:51:39,208
‫اون روز...

600
00:51:40,500 --> 00:51:43,416
‫یه روز کاملاً معمولی بود
‫تا اینکه دیگه نبود.

601
00:51:44,500 --> 00:51:45,833
‫داشتم پیاده‌روی می‌کردم...

602
00:51:48,083 --> 00:51:50,791
‫که یه نوتیفیکیشن رو گوشیم اومد.

603
00:51:52,791 --> 00:51:54,041
‫منم چکش کردم.

604
00:51:56,375 --> 00:51:57,916
‫همون موقع بود که خبر رو شنیدم.

605
00:52:03,458 --> 00:52:05,833
‫فهمیدم مردی که عاشقشم، مال من نیست.

606
00:52:10,375 --> 00:52:14,208
‫بعد از اون دیگه نمی‌فهمیدم کجام،

607
00:52:14,875 --> 00:52:16,250
‫یا کی هستم.

608
00:52:19,833 --> 00:52:21,083
‫گم شده بودم.

609
00:52:26,000 --> 00:52:28,041
‫زمان برام متوقف شده بود.

610
00:52:29,250 --> 00:52:32,500
‫فقط صدای بوق ماشین‌ها
‫و جیغ مردم رو می‌شنیدم.

611
00:52:33,791 --> 00:52:36,166
‫وقتی بالاخره چشم‌هام رو باز کردم،

612
00:52:37,875 --> 00:52:41,041
‫تو بیمارستان بودم
‫و یه تیکه آهن تو شکمم بود.

613
00:52:47,833 --> 00:52:49,500
‫بچه‌ام رو از دست داده بودم.

614
00:52:54,375 --> 00:52:57,416
‫شانس مادر شدنم رو
‫برای همیشه از دست داده بودم.

615
00:53:00,458 --> 00:53:04,666
‫اون تصادف همه‌چیز رو ازم گرفت.

616
00:53:06,125 --> 00:53:08,958
‫و حالا، دارم امره رو هم از دست میدم.

617
00:53:17,000 --> 00:53:18,416
‫ببخشید...

618
00:53:18,958 --> 00:53:21,916
‫باید تا وقتی که وضعیتش
‫پایدار بشه تو آی‌سی‌یو بمونه.

619
00:53:22,000 --> 00:53:25,666
‫جراحاتش خیلی شدیده
‫و خون زیادی از دست داده.

620
00:53:26,291 --> 00:53:29,333
‫بهتره برین خونه و کمی استراحت کنین، باشه؟

621
00:53:29,416 --> 00:53:30,625
‫خبرتون می‌کنیم.

622
00:53:49,833 --> 00:53:51,833
‫- می‌تونم بغلش کنم، لطفاً؟
‫- آره.

623
00:53:51,916 --> 00:53:53,666
‫بیا اینجا عزیزم.

624
00:53:53,750 --> 00:53:55,000
‫سلام عزیزم.

625
00:54:10,916 --> 00:54:12,083
‫نباید تنها بمونی.

626
00:54:16,416 --> 00:54:18,250
‫نباید شب رو تو بیمارستان بمونی.

627
00:54:18,833 --> 00:54:19,833
‫بیا بریم خونه.

628
00:54:20,000 --> 00:54:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
