1
00:00:18,416 --> 00:00:20,375
‫من نبودم که شروعش کردم.

2
00:00:20,916 --> 00:00:22,416
‫اون بهم زنگ زد.

3
00:00:25,416 --> 00:00:30,541
‫« غریبه نیست »

4
00:00:30,565 --> 00:00:41,565
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

5
00:01:02,000 --> 00:01:09,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

6
00:01:09,250 --> 00:01:11,083
‫اون بود که یهو از ناکجاآباد پیداش شد

7
00:01:11,166 --> 00:01:13,375
‫با یه هنوز دارم بهت فکر می‌کنم.

8
00:01:21,458 --> 00:01:24,541
‫« چطوری؟ »

9
00:01:38,666 --> 00:01:40,208
‫« چطوری؟ »

10
00:01:40,291 --> 00:01:43,000
‫بعدش هم، به همین راحتی، دوباره غیب شد.

11
00:01:47,541 --> 00:01:50,291
‫قطعاً اون شب یه اتفاقی افتاده بوده.

12
00:01:53,208 --> 00:01:57,083
‫یه چیزی باعث شده بود به من
‫و اینکه چقدر دلش برام تنگ شده فکر کنه.

13
00:02:20,583 --> 00:02:23,250
‫احتمالاً حتی اگه می‌خواست
‫هم نمی‌تونست منو ببینه.

14
00:02:31,750 --> 00:02:36,375
‫« جرن کایالی - دنبال کردن »

15
00:02:36,458 --> 00:02:38,500
‫« درخواست دنبال کردن برای
‫جرن کایالی فرستاده شد »

16
00:02:45,708 --> 00:02:47,291
‫« جرن کایالی درخواستت رو قبول کرد »

17
00:02:47,375 --> 00:02:49,208
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم.

18
00:02:51,208 --> 00:02:52,666
‫« با عشق‌هام »

19
00:02:52,750 --> 00:02:55,458
‫باید می‌دیدم، تا بتونم بفهمم.

20
00:03:01,833 --> 00:03:03,500
‫چرا اون، ولی من نه؟

21
00:03:05,041 --> 00:03:07,875
‫چرا می‌تونست با اون باشه ولی با من نه؟

22
00:03:14,875 --> 00:03:17,750
‫« ماوی توی استخر »

23
00:03:18,750 --> 00:03:20,833
‫مگه اون چی داشت که من نداشتم؟

24
00:03:35,625 --> 00:03:37,416
‫« تو دل بروی کلاه به‌سر »

25
00:03:37,500 --> 00:03:38,833
‫« محدوده استخر مشاهده موقعیت »

26
00:03:45,625 --> 00:03:47,083
‫باید می‌دیدمش.

27
00:03:48,875 --> 00:03:51,833
‫پس رفتم که از نزدیک ببینمش. حضوری.

28
00:03:59,416 --> 00:04:01,250
‫تقدیر بود یا اتفاق؟

29
00:04:02,375 --> 00:04:04,375
‫شاید هر دوتاش یه چیز باشه. کی می‌دونه؟

30
00:04:09,833 --> 00:04:12,458
‫سلام. می‌تونم کمکتون کنم؟

31
00:04:16,208 --> 00:04:17,958
‫« به تیم ما بپیوندید! »

32
00:04:19,041 --> 00:04:21,625
‫ولی فرصتش پیش اومد.

33
00:04:22,208 --> 00:04:23,458
‫پس منم فقط

34
00:04:24,250 --> 00:04:25,833
‫باهاش پیش رفتم.

35
00:04:25,916 --> 00:04:28,791
‫آره، ممنون. دنبال کار می‌گردم.

36
00:04:28,875 --> 00:04:32,083
‫ببین با این لباس کوچولوت چقدر ناز شدی.

37
00:04:33,750 --> 00:04:35,083
‫مامان خیلی دوستت داره.

38
00:04:35,166 --> 00:04:37,083
‫سلام کوچولو.

39
00:04:37,166 --> 00:04:38,541
‫خانم فوندا؟ من نازلی‌ام.

40
00:04:38,625 --> 00:04:40,875
‫من جای اجه اومدم. اون امروز مریضـه.

41
00:04:40,958 --> 00:04:43,166
‫ولی نگران نباشید.
‫خیالتون راحت باشه.

42
00:04:43,250 --> 00:04:46,250
‫من همه‌چیز رو یاد گرفتم،
‫و با همه‌ی درس‌ها آشنام.

43
00:04:46,916 --> 00:04:49,000
‫سلام ماوی. حاضری بریم شنا؟

44
00:04:49,083 --> 00:04:51,083
‫- اوه.
‫- هی ماوی کوچولو؟ بیا اینجا عزیزم.

45
00:04:51,666 --> 00:04:53,166
‫بیا بریم خوش بگذرونیم.

46
00:05:03,250 --> 00:05:05,375
‫به محض اینکه ماوی رو بغل کردم،

47
00:05:06,375 --> 00:05:08,458
‫یه چیزی توی قلبم عوض شد.

48
00:05:09,666 --> 00:05:11,333
‫و از اون لحظه به بعد،

49
00:05:12,416 --> 00:05:14,375
‫می‌دونم که دیگه هیچوقت از هم جدا نمی‌شیم.

50
00:05:18,625 --> 00:05:20,458
‫- صبح بخیر احمد.
‫- سلام نازلی!

51
00:05:20,541 --> 00:05:21,958
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

52
00:05:22,958 --> 00:05:25,333
‫از فردا پیش ماوی هستی.

53
00:05:25,416 --> 00:05:27,208
‫حسابی روی خانم فوندا تأثیر گذاشتی.

54
00:05:27,291 --> 00:05:30,666
‫انگار از اینکه تجربه‌ی
‫پرستاری کودک داشتی، خوشش اومده.

55
00:05:34,375 --> 00:05:36,041
‫درباره‌ی خودم بهش گفتم.

56
00:05:37,833 --> 00:05:39,375
‫فقط یه هل کوچولو.

57
00:05:40,541 --> 00:05:42,958
‫ولی خودش بود که منو خواست.

58
00:05:44,166 --> 00:05:45,791
‫اون این تصمیم رو گرفت.

59
00:05:47,333 --> 00:05:49,250
‫من فقط کارت‌هام رو درست بازی کردم.

60
00:05:52,333 --> 00:05:54,208
‫دلم خیلی برات تنگ میشه.

61
00:05:54,291 --> 00:05:56,083
‫ماوی، تو هم دلت برام تنگ میشه؟

62
00:05:56,166 --> 00:05:58,458
‫متاسفانه، این جلسه‌ی آخرمونـه.

63
00:05:58,541 --> 00:06:01,791
‫وقتی یه پوکرباز حرفه‌ای
‫صبوره و فرصت رو می‌بینه،

64
00:06:01,875 --> 00:06:04,000
‫همیشه می‌دونه کی باید ریسک رو دوبرابر کنه.

65
00:06:05,541 --> 00:06:08,208
‫داشتم فکر می‌کردم
‫دوست داری پرستار ماوی بشی؟

66
00:06:08,291 --> 00:06:10,041
‫پس من اون‌جوری بودم.

67
00:06:10,125 --> 00:06:11,291
‫یه بازیکن صبور،

68
00:06:11,375 --> 00:06:13,833
‫منتظر یه لحظه‌ی عالی برای بردن همه‌چیز.

69
00:06:13,916 --> 00:06:15,166
‫و جواب هم داد.

70
00:06:15,250 --> 00:06:18,291
‫سلام، من ایلکر هستم.
‫تازه از دیروز شروع کردی، درسته؟

71
00:06:22,958 --> 00:06:25,416
‫یه نگاه به من انداخت،
‫و اون لبخنده اومد رو لبش.

72
00:06:26,875 --> 00:06:28,500
‫مطمئن نبودم که می‌دونه یا نه.

73
00:06:30,000 --> 00:06:31,916
‫خودشون باعث شد این اتفاق بیفته.

74
00:06:32,000 --> 00:06:35,000
‫میشه فردا بهم یادآوری کنی شیر
‫و ماست ماوی رو بگیرم؟

75
00:06:35,083 --> 00:06:36,875
‫اون‌ها تصمیم گرفتن که من بمونم.

76
00:06:37,375 --> 00:06:38,416
‫حتماً.

77
00:06:40,500 --> 00:06:43,083
‫واسه همینه که همه‌چیز این‌طوری پیش رفت.

78
00:06:46,166 --> 00:06:47,166
‫حاضری؟

79
00:06:59,958 --> 00:07:02,083
‫حالا برگشتم همونجایی که شروع کرده بودم.

80
00:07:03,500 --> 00:07:04,875
‫اول بچه‌ام.

81
00:07:05,458 --> 00:07:06,666
‫حالا هم امره.

82
00:07:09,000 --> 00:07:11,833
‫چرا این‌طوریـه که هرچقدر هم خوب
‫بازی می‌کنم، باز همیشه می‌بازم؟

83
00:07:31,791 --> 00:07:34,000
‫زندگی فقط ادامه داره.

84
00:07:35,208 --> 00:07:37,250
‫انگار که اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده.

85
00:07:37,333 --> 00:07:40,583
‫امره یه روز هست، بعدش میره،

86
00:07:41,083 --> 00:07:42,541
‫انگار هیچوقت نبوده.

87
00:07:43,041 --> 00:07:44,541
‫زندگی منم که رو به ویرانیـه،

88
00:07:45,250 --> 00:07:47,083
‫و فقط منم که دارم زجر می‌کشم.

89
00:07:47,583 --> 00:07:51,583
‫بازم من بازنده‌ام،
‫کسی که هیچوقت پایان خوشی نداره.

90
00:07:54,000 --> 00:07:55,875
‫پس خودم رو منزوی کردم.

91
00:07:56,750 --> 00:07:59,041
‫هر چقدر زمان که برام توی
‫این خونه باقی مونده بود،

92
00:07:59,625 --> 00:08:01,375
‫می‌خواستم همه‌اش رو پیش ماوی باشم.

93
00:08:02,625 --> 00:08:07,083
‫تا بوی تنش و حس موهاش یادم بمونه،
‫تا لبخندش رو ببینم.

94
00:08:08,208 --> 00:08:11,083
‫قبل از اینکه به‌ناچار اون رو هم
‫از دست بدم.

95
00:08:17,333 --> 00:08:19,416
‫بذار ببینم تب داری یا نه.

96
00:08:19,958 --> 00:08:21,166
‫داغی.

97
00:08:21,250 --> 00:08:22,958
‫- دهنت رو باز کن.
‫- اوم.

98
00:08:23,041 --> 00:08:25,166
‫- گفتم دهنت رو باز کن.
‫- نه.

99
00:08:25,666 --> 00:08:28,166
‫گفتم دست‌هات رو بیار پایین
‫و دهنت رو باز کن!

100
00:08:28,250 --> 00:08:31,666
‫نازلی، همین‌الان دهنت رو باز کن! خوبه.

101
00:08:32,333 --> 00:08:34,375
‫قورتش دادی؟ دادی؟

102
00:08:34,458 --> 00:08:36,875
‫بذار ببینم. دختر خوب.

103
00:08:37,541 --> 00:08:39,791
‫مریضی، نازلی کوچولوی من.

104
00:08:39,875 --> 00:08:42,041
‫و حالا حالت خیلی بهتر میشه.

105
00:08:42,125 --> 00:08:45,208
‫خیلی دوستت دارم.
‫واسه همینه که دارم این کارها رو می‌کنم.

106
00:08:45,291 --> 00:08:47,458
‫باشه؟ باشه عزیزم؟

107
00:09:14,250 --> 00:09:16,166
‫« سیب‌های آفتابی »

108
00:09:17,875 --> 00:09:19,541
‫اوه، کتاب رو ببین.

109
00:09:32,208 --> 00:09:33,291
‫بفرما.

110
00:09:43,375 --> 00:09:45,625
‫- یه لحظه صبر کن. الان شروع می‌کنیم.
‫- اوم.

111
00:09:55,166 --> 00:09:58,083
‫« یک ماه بعد »

112
00:11:08,958 --> 00:11:10,583
‫صدای گریه‌ی ماوی‌ـه؟

113
00:11:11,458 --> 00:11:12,458
‫من که چیزی نمی‌شنوم.

114
00:11:17,666 --> 00:11:20,000
‫شاید از بیرون صدایی شنیدی.

115
00:11:24,041 --> 00:11:27,166
‫یه استراحتی بکن و یه چیزی بخور.
‫برات ساندویچ درست کردم.

116
00:11:29,958 --> 00:11:31,208
‫گشنه‌ام نیست، مرسی.

117
00:11:31,291 --> 00:11:34,125
‫باید یه چیزی بخوری فوندا، باشه؟

118
00:11:57,875 --> 00:11:59,041
‫خیلی خسته‌ام.

119
00:12:03,708 --> 00:12:05,416
‫سختیاش تموم شده، خب؟

120
00:12:05,500 --> 00:12:08,500
‫باشه؟ بیشترشون همین‌الانشم تحویل داده شدن.

121
00:12:08,583 --> 00:12:11,208
‫اون‌ها تمومن. دیگه چی کمـه؟

122
00:12:12,791 --> 00:12:15,083
‫ناتمومـه. شماها نمی‌فهمید.

123
00:12:15,166 --> 00:12:17,000
‫از نظر من یه چیزی کم داره.

124
00:12:17,500 --> 00:12:19,208
‫یه چیزی کمـه.

125
00:12:20,291 --> 00:12:23,208
‫شماها؟ من برات مثل بقیه‌ام؟

126
00:12:23,291 --> 00:12:24,416
‫نمی‌دونم.

127
00:12:25,375 --> 00:12:26,541
‫چرا برات مهمه؟

128
00:12:33,416 --> 00:12:36,750
‫خب، برای صبحانه‌ات برات چای آوردم.

129
00:12:36,833 --> 00:12:40,416
‫- بابونه؟ بابونه درست کردی؟
‫- آره، همونو درست کردم.

130
00:12:49,041 --> 00:12:52,208
‫راستی، اون خانواده‌ای که
‫توی ازمیت باهاشون مصاحبه داشتم...

131
00:12:52,291 --> 00:12:54,208
‫یادته؟ می‌خوان باهات حرف بزنن.

132
00:12:56,625 --> 00:12:58,541
‫اگه ممکنه، برای رضایت‌نامه.

133
00:13:01,458 --> 00:13:03,375
‫داره با تو حرف می‌زنه، فوندا.

134
00:13:06,833 --> 00:13:07,916
‫فوندا!

135
00:13:08,000 --> 00:13:09,458
‫ها؟

136
00:13:09,958 --> 00:13:10,791
‫چی؟

137
00:13:10,875 --> 00:13:12,625
‫همون رضایت‌نامه‌ای که قرار بود بهم بدی؟

138
00:13:15,500 --> 00:13:17,666
‫آره، درسته. به زودی زنگ می‌زنم.

139
00:13:19,666 --> 00:13:21,500
‫اونا منتظرن من از دوشنبه کارم رو شروع کنم.

140
00:13:21,583 --> 00:13:24,625
‫اگه بتونی امروز باهاشون تماس بگیری
‫و باهاشون حرف بزنی، عالی میشه.

141
00:13:25,125 --> 00:13:26,500
‫نازلی، دیگه بسه.

142
00:13:27,000 --> 00:13:28,625
‫بعداً زنگ می‌زنم، باشه.

143
00:13:28,708 --> 00:13:32,083
‫فقط یه هفته از کارم مونده
‫تا همه‌ی اینا رو تموم کنم. میشه رعایت کنی؟

144
00:13:32,166 --> 00:13:33,750
‫لطفاً برو بیرون. تنهام بذار.

145
00:13:33,833 --> 00:13:35,125
‫برو بیرون.

146
00:13:38,583 --> 00:13:41,041
‫می‌دونی که
‫امروز دیگه پنجشنبه‌ست، عزیزم؟

147
00:13:46,875 --> 00:13:49,166
‫ولی من دیروز اومدم استودیو.

148
00:13:51,333 --> 00:13:55,041
‫سه شبه که اینجایی.
‫تمام شب‌ها رو بیدار موندی.

149
00:13:55,125 --> 00:13:57,125
‫اصلاً خونه نرفتی.

150
00:13:57,958 --> 00:13:59,375
‫دوش نگرفتی.

151
00:14:00,166 --> 00:14:01,541
‫ماوی حتی ندیدتت.

152
00:14:01,625 --> 00:14:03,125
‫لعنتی!

153
00:14:03,958 --> 00:14:06,666
‫لعنتی! نمایشگاه سه روز دیگه‌ست!

154
00:14:08,166 --> 00:14:09,791
‫من اصلاً آماده نیستم.

155
00:14:11,958 --> 00:14:13,166
‫من این رو می‌برم.

156
00:14:14,625 --> 00:14:16,916
‫من چیکار می‌تونم بکنم؟ نازلی.

157
00:14:17,000 --> 00:14:19,791
‫نازلی، لطفاً؟ می‌تونی بمونی؟

158
00:14:21,166 --> 00:14:22,708
‫تو بمون. من می‌برمش.

159
00:14:22,791 --> 00:14:24,625
‫- بمون و کمکم کن.
‫- فقط بمون، لطفاً.

160
00:14:25,125 --> 00:14:26,416
‫کمکم کن.

161
00:14:28,250 --> 00:14:29,250
‫بشین.

162
00:14:29,750 --> 00:14:30,791
‫همونجا.

163
00:14:38,625 --> 00:14:42,000
‫خب، راستش، اصلاً اوضاعم خوب نیست.

164
00:14:43,041 --> 00:14:46,750
‫راستش دخترتون حالش خوب نیست.
‫نگرانم کرده.

165
00:14:46,833 --> 00:14:49,666
‫چی شده؟
‫همه چیز روبه‌راهه؟

166
00:14:49,750 --> 00:14:52,125
‫خب، اصلاً برای همین زنگ زدم
‫که باهاتون حرف بزنم.

167
00:14:52,208 --> 00:14:53,375
‫اوم...

168
00:14:54,041 --> 00:14:58,250
‫یه عالمه اتفاقای عجیب‌غریب
‫داره برامون می‌افته.

169
00:14:58,333 --> 00:14:59,500
‫پشت‌سرهم.

170
00:15:01,041 --> 00:15:03,583
‫اون اصلاً نمی‌خوابه،

171
00:15:04,125 --> 00:15:05,916
‫مدام چیزها رو فراموش می‌کنه،

172
00:15:06,916 --> 00:15:09,000
‫و خودش رو توی استودیو زندانی کرده.

173
00:15:09,083 --> 00:15:10,708
‫نمی‌تونه گریه‌اش رو بند بیاره.

174
00:15:11,750 --> 00:15:13,291
‫احساس می‌کنم داریم از هم دور می‌شیم.

175
00:15:13,375 --> 00:15:16,250
‫خدای من. داره خودش رو داغون می‌کنه.

176
00:15:17,541 --> 00:15:19,083
‫بهش گفته بودم مراقب باشه.

177
00:15:19,958 --> 00:15:22,708
‫ببخشید آیتن،
‫ولی باید یه چیزی ازتون بپرسم.

178
00:15:22,791 --> 00:15:24,666
‫البته عزیزم. هر چیزی که باشه.

179
00:15:25,416 --> 00:15:30,583
‫بیماری شما، تشخیص داده شد...

180
00:15:31,250 --> 00:15:33,458
‫اون موقع که جوون بودین، درسته؟

181
00:15:33,541 --> 00:15:36,833
‫یادتون هست چند سالتون بود؟

182
00:15:36,916 --> 00:15:38,458
‫۲۳ سالم بود.

183
00:15:38,541 --> 00:15:42,125
‫افسردگی پس از زایمانم حدودا زمانی بود
‫که برادر فوندا به دنیا اومد.

184
00:15:42,208 --> 00:15:43,375
‫چرا می‌پرسی؟

185
00:15:44,333 --> 00:15:48,250
‫آخه اصلاً شبیه خودش رفتار نمی‌کنه.

186
00:15:49,666 --> 00:15:51,666
‫انگار فکرش جای دیگه‌ست.

187
00:15:52,750 --> 00:15:54,416
‫نمی‌شناسمش.

188
00:15:55,750 --> 00:15:58,559
‫- می‌خواستم بدونید چون...
‫- ایلکر، اون هیچ مشکلی نداره.

189
00:15:58,583 --> 00:16:02,708
‫فقط خسته‌ست.
‫و قطعاً، تحت استرس زیادیـه.

190
00:16:03,208 --> 00:16:06,000
‫کاش این رو زودتر بهم می‌گفتی.
‫می‌تونستم بهش کمک کنم.

191
00:16:06,625 --> 00:16:09,208
‫می‌دونستم نباید به این زودی
‫برمی‌گشت سر کار.

192
00:16:28,958 --> 00:16:32,000
‫من هیچوقت زمان رو
‫این‌جوری از دست نداده بودم.

193
00:16:45,083 --> 00:16:47,333
‫مگه این نقاشی آخری چقدر مهمه؟

194
00:16:48,625 --> 00:16:50,958
‫بدون اون، نمایشگاه ناقصـه.

195
00:16:52,208 --> 00:16:54,083
‫هر کاری می‌کنم، به نظرم درست نمیاد.

196
00:16:55,500 --> 00:16:57,958
‫ممکنه خودت نخوای تمومش کنی؟

197
00:17:02,166 --> 00:17:03,500
‫منظورت چیه؟

198
00:17:04,666 --> 00:17:08,625
‫گفتی که می‌خوای بعد از نمایشگاه،
‫یه مدتی نقاشی رو کنار بذاری، درسته؟

199
00:17:09,875 --> 00:17:11,750
‫میگم شاید این خود تویی
‫که نمی‌خوای کنار بکشی.

200
00:17:14,916 --> 00:17:17,791
‫مگه میشه هم‌زمان هم نقاش بود
‫و هم مادر؟

201
00:17:25,458 --> 00:17:26,875
‫ظاهراً که نه.

202
00:17:28,250 --> 00:17:29,833
‫توی همه چیز شکست خوردم.

203
00:17:36,125 --> 00:17:37,958
‫چیزی به افتتاحیه نمایشگاه نمونده.

204
00:17:43,375 --> 00:17:47,541
‫حتی نتونستم از پس مادر خوب بودن بربیام.

205
00:17:50,666 --> 00:17:54,000
‫تمام این مدت،
‫تو بودی که از ماوی مراقبت کردی.

206
00:17:58,000 --> 00:18:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

207
00:18:08,750 --> 00:18:11,291
‫می‌تونم بمونم و برای تموم کردن
‫هرچی که مونده، کمکت کنم.

208
00:18:11,375 --> 00:18:12,750
‫نمی‌خوام.

209
00:18:13,916 --> 00:18:14,916
‫نمی‌خوام.

210
00:18:16,625 --> 00:18:19,166
‫نمی‌تونم مدام سعی کنم
‫بین همه چیز تعادل برقرار کنم.

211
00:18:19,666 --> 00:18:23,375
‫نباید این کار رو بکنم.
‫باید پیش دخترم باشم.

212
00:18:34,750 --> 00:18:36,458
‫تو برای من مهمی.

213
00:18:40,833 --> 00:18:44,625
‫تمام حرفم این بود که
‫نمی‌خوام قید خودت رو بزنی.

214
00:18:46,291 --> 00:18:48,958
‫که یه وقت تهش اشتباه نکنی، همین.

215
00:18:54,166 --> 00:18:55,791
‫اون مدل مامان‌ها رو می‌شناسی،

216
00:18:55,875 --> 00:18:58,000
‫همون‌هایی که همیشه به
‫بچه‌هاشون یادآوری می‌کنن،

217
00:18:58,083 --> 00:19:01,875
‫من تمام عمرم رو به‌خاطر تو کار کردم.
‫همه چیزم رو برای تو فدا کردم؟

218
00:19:02,375 --> 00:19:04,500
‫نمی‌خوام تو هم تبدیل به یکی از اونا بشی.

219
00:19:06,250 --> 00:19:08,333
‫هیچ‌کدومتون لیاقت این رو ندارین.

220
00:19:10,000 --> 00:19:11,375
‫مامان من همین‌جوریـه.

221
00:19:13,166 --> 00:19:17,125
‫بعد از اینکه برادرم رو به دنیا آورد،
‫شغلش رو ول کرد.

222
00:19:17,708 --> 00:19:19,666
‫فقط توی خونه پیش ما موند.

223
00:19:22,541 --> 00:19:26,333
‫برای همین به خودم قول دادم
‫که به‌عنوان یک مادر، هیچوقت شبیه اون نشم.

224
00:19:26,416 --> 00:19:29,750
‫و... حالا ببین به چی تبدیل شدم.

225
00:19:31,166 --> 00:19:32,916
‫شاید توی خانواده‌مون ارثیـه.

226
00:19:53,416 --> 00:19:55,583
‫تو جواب بده. من میرم یه سری به ماوی بزنم.

227
00:20:02,833 --> 00:20:04,916
‫نمی‌تونم حرف بزنم. بعداً بهت زنگ می‌زنم.

228
00:20:23,791 --> 00:20:26,458
‫عزیزم، مگه بهت نگفتم
‫از هر لحظه‌ات با ماوی لذت ببری؟

229
00:20:26,541 --> 00:20:28,666
‫که اون زمان دیگه برنمی‌گرده؟

230
00:20:28,750 --> 00:20:31,310
‫مگه بدترین اتفاقی که می‌تونه بیفته چیه
‫اگه نقاشی کشیدن رو ول کنی؟

231
00:20:31,375 --> 00:20:34,041
‫بچه بزرگترین اثر هنری یک زنه.

232
00:20:34,125 --> 00:20:38,291
‫من تو رو از توی خیابون پیدا نکردم.
‫من تو رو خلق کردم، همون‌طور که تو ماوی رو.

233
00:20:38,375 --> 00:20:40,583
‫تو خودت خواستی که توی این سن مادر بشی.

234
00:20:40,666 --> 00:20:42,666
‫این چه اصراریـه که می‌خوای
‫به همه چیز برسی؟

235
00:20:42,750 --> 00:20:44,416
‫من می‌تونم این کار رو بکنم.
‫من می‌تونم اون کار رو بکنم.

236
00:20:44,500 --> 00:20:45,958
‫خیلی نزدیکم، مامان.

237
00:20:47,666 --> 00:20:49,291
‫فقط سه روز دیگه.

238
00:20:54,125 --> 00:20:55,958
‫ببین چقدر خوشحالی، ها؟

239
00:20:57,833 --> 00:20:59,750
‫چه دختر کوچولوی خوشحالی.

240
00:21:02,791 --> 00:21:04,208
‫فقط این رو برام بگو.

241
00:21:05,750 --> 00:21:06,750
‫مامان.

242
00:21:09,708 --> 00:21:10,791
‫آره.

243
00:21:12,041 --> 00:21:13,375
‫مامان.

244
00:21:15,916 --> 00:21:17,333
‫مامان.

245
00:21:19,625 --> 00:21:21,000
‫مامان.

246
00:22:07,458 --> 00:22:08,541
‫نازلی؟

247
00:22:08,625 --> 00:22:10,375
‫ببخشید.

248
00:22:14,541 --> 00:22:17,500
‫می‌خواستم دستمزدت رو پرداخت کنم.
‫به‌علاوه‌ی یه مقدار اضافه‌تر.

249
00:22:20,833 --> 00:22:21,833
‫اون‌وقت برای چی؟

250
00:22:22,583 --> 00:22:26,208
‫برای اینکه بتونی فصل بعدی زندگیت رو
‫با دست پر شروع کنی،

251
00:22:26,291 --> 00:22:29,708
‫با توجه به اینکه داری از این کار استعفا میدی،
‫اون هم خیلی یهویی...

252
00:22:29,791 --> 00:22:32,625
‫این مثلاً حق‌السکوتـه یا چی؟

253
00:22:33,166 --> 00:22:34,208
‫که بتونی دهنم رو ببندی؟

254
00:22:36,333 --> 00:22:37,916
‫حتی بهش فکر هم نکرده بودم.

255
00:22:38,708 --> 00:22:41,416
‫خب، لازم نیست برای ساکت موندنم
‫بهم پول بدی، باشه؟

256
00:22:41,500 --> 00:22:43,666
‫خیالت راحت باشه. من چیزی نمیگم.

257
00:22:46,041 --> 00:22:49,000
‫نه، اصلاً این‌طوری نیست.
‫واقعاً به عقلم نرسیده بود.

258
00:22:50,541 --> 00:22:54,750
‫فقط می‌خواستم برای قدم‌های بعدی زندگیت،
‫با یه مقدار پول اضافه کمکت کرده باشم.

259
00:22:54,833 --> 00:22:56,916
‫مثلاً این چندرغاز قراره چه کمکی بکنه؟

260
00:22:57,583 --> 00:22:59,958
‫قراره با معجزه امره رو برگردونه؟

261
00:23:01,250 --> 00:23:03,666
‫یا قراره یهو تمام چیزهایی که
‫باهاشون دست‌وپنجـه نرم کردم رو پاک کنه؟

262
00:23:05,791 --> 00:23:07,625
‫پول می‌تونه این‌ها رو برام عوض کنه؟

263
00:23:34,583 --> 00:23:37,083
‫خب، چی با هم گفتین؟

264
00:23:39,958 --> 00:23:40,958
‫بله؟

265
00:23:45,041 --> 00:23:46,375
‫با ایلکر.

266
00:23:47,250 --> 00:23:48,250
‫توی آشپزخونه.

267
00:23:49,500 --> 00:23:53,125
‫فقط داشت می‌گفت که می‌خواد
‫من رو سفارش کنه

268
00:23:53,208 --> 00:23:54,791
‫به همون خانواده‌ای که قبلاً گفتم.

269
00:23:57,000 --> 00:23:58,000
‫هوم.

270
00:23:59,541 --> 00:24:00,833
‫همین؟

271
00:24:05,916 --> 00:24:07,916
‫تو به مادرت اعتماد داشتی؟

272
00:24:09,125 --> 00:24:12,166
‫خب، وقتی زنده بود، آره.

273
00:24:15,166 --> 00:24:16,166
‫نه.

274
00:24:20,875 --> 00:24:21,875
‫چه‌جور آدمی بود؟

275
00:24:23,416 --> 00:24:25,176
‫شبیه کسی که نباید هیچوقت بچه‌دار می‌شد.

276
00:24:27,166 --> 00:24:28,166
‫منظورت چیه؟

277
00:24:29,041 --> 00:24:32,125
‫به نظرم باور کردنش راحته
‫که هر زنی می‌تونه مادر خوبی باشه.

278
00:24:33,333 --> 00:24:35,416
‫ولی بعضی زن‌ها با این غریزه به دنیا نمیان.

279
00:24:36,583 --> 00:24:37,625
‫شاید.

280
00:24:39,041 --> 00:24:40,291
‫داری میگی مثل من؟

281
00:24:40,791 --> 00:24:43,666
‫نه، من... دارم در مورد
‫مادر خودم حرف می‌زنم.

282
00:24:44,166 --> 00:24:45,416
‫قطعاً منظورم تو نبودی.

283
00:24:51,000 --> 00:24:52,750
‫ولی تا اونجایی که

284
00:24:54,125 --> 00:24:56,875
‫یادم میاد، حس می‌کردم قلبش
‫برای مادری ساخته نشده بود.

285
00:24:59,958 --> 00:25:01,708
‫احتمالاً همین هم کشتش.

286
00:25:05,458 --> 00:25:07,208
‫بهت بی‌توجهی می‌کرد؟

287
00:25:10,041 --> 00:25:11,041
‫اصلاً.

288
00:25:12,416 --> 00:25:13,416
‫برعکس.

289
00:25:15,291 --> 00:25:16,833
‫خیلی بهت می‌رسید؟

290
00:25:21,333 --> 00:25:24,083
‫معمولاً مادرهای عاشق
‫زیادی به بچه‌هاشون می‌رسن.

291
00:25:24,958 --> 00:25:26,041
‫درسته.

292
00:25:27,250 --> 00:25:28,250
‫اون دوستم داشت.

293
00:25:28,958 --> 00:25:30,791
‫ولی نه اون‌جوری که باید.

294
00:25:32,458 --> 00:25:35,541
‫فکر کنم بالاخره فهمید که قلبش
‫توان مادر بودن رو نداره،

295
00:25:35,625 --> 00:25:36,625
‫و همین از پا درش آورد.

296
00:25:43,500 --> 00:25:44,791
‫نباید قضاوت کنم،

297
00:25:44,875 --> 00:25:47,458
‫چون هیچوقت نمی‌فهمم
‫مادر بودن چه حسی داره.

298
00:25:50,041 --> 00:25:52,166
‫خیلی‌خب، لطفاً دیگه برو، نازلی.

299
00:25:53,708 --> 00:25:55,583
‫خیلی کار دارم و تو حواسم رو پرت می‌کنی.

300
00:28:19,875 --> 00:28:20,875
‫صبح بخیر.

301
00:28:27,625 --> 00:28:29,500
‫۲۴ ساعتـه که خوابیدی.

302
00:28:30,916 --> 00:28:32,291
‫نقاشی‌ام کجاست؟

303
00:28:35,375 --> 00:28:37,291
‫همون‌طور که خواسته بودی فرستادمش گالری.

304
00:28:37,958 --> 00:28:40,416
‫نصفه‌شب بهم پیام دادی.

305
00:28:43,916 --> 00:28:46,916
‫- مطمئن شدی کسی ندیدش؟
‫- نگران نباش.

306
00:28:48,458 --> 00:28:49,458
‫خوشت اومد؟

307
00:28:50,833 --> 00:28:51,833
‫خیلی زیاد.

308
00:28:52,750 --> 00:28:54,166
‫شبیه چیزی شده؟

309
00:28:55,333 --> 00:28:56,791
‫آره، فوق‌العاده‌ست.

310
00:28:58,625 --> 00:28:59,791
‫واقعاً این حرف رو می‌زنی؟

311
00:29:02,875 --> 00:29:07,416
‫مگه... یادت نیست چی کشیدی؟

312
00:29:12,750 --> 00:29:15,125
‫نه، بحث اون نیست. فقط...

313
00:29:15,833 --> 00:29:18,375
‫می‌خواستم بدونم نظر تو در موردش چیه.

314
00:29:26,083 --> 00:29:27,541
‫خیلی براش

315
00:29:28,708 --> 00:29:29,750
‫سختی کشیدی،

316
00:29:31,583 --> 00:29:33,125
‫ولی ارزشش رو داشت.

317
00:29:39,208 --> 00:29:40,208
‫امروز

318
00:29:41,291 --> 00:29:42,333
‫اون روز بزرگـه.

319
00:29:44,666 --> 00:29:46,250
‫اول باید ماوی رو ببینم.

320
00:29:51,208 --> 00:29:52,958
‫فرشته‌ی کوچولوی مامان.

321
00:29:53,583 --> 00:29:55,000
‫ماوی پرنده‌ی من.

322
00:30:01,041 --> 00:30:02,750
‫بهت قول میدم، همه‌چی تموم شد.

323
00:30:03,791 --> 00:30:05,666
‫از این به بعد، من فقط مال توأم.

324
00:30:05,750 --> 00:30:08,291
‫حتی یه لحظه رو هم کنار تو از دست نمیدم.

325
00:30:10,916 --> 00:30:12,250
‫با تمام وجودم دوستت دارم.

326
00:30:26,875 --> 00:30:30,083
‫اوه! برات یه چیزی آوردم بخوری.
‫به کلی انرژی نیاز داری.

327
00:30:30,166 --> 00:30:32,166
‫روز شلوغی در پیش داری.

328
00:30:33,875 --> 00:30:35,958
‫نه، ممنون. گرسنه نیستم.

329
00:31:04,416 --> 00:31:05,625
‫صبر کن! در رو باز کن!

330
00:31:05,708 --> 00:31:08,083
‫- چی شده؟ چرا؟
‫- صدای گریه‌ی ماوی رو می‌شنوم.

331
00:31:08,166 --> 00:31:10,166
‫فوندا، اون همین‌الانش هم بیرونه.

332
00:31:14,833 --> 00:31:15,833
‫بیا دیگه.

333
00:31:50,833 --> 00:31:53,166
‫من زودتر میرم. تو هم بعداً بیا.

334
00:32:32,750 --> 00:32:33,750
‫فوندا!

335
00:32:36,125 --> 00:32:37,125
‫فوندا!

336
00:33:09,750 --> 00:33:10,875
‫خودشه.

337
00:33:18,416 --> 00:33:19,625
‫فوندا؟

338
00:33:22,166 --> 00:33:23,791
‫خانم‌ها و آقایان،

339
00:33:23,875 --> 00:33:27,625
‫اثر پنتی‌منتو و خالقش،
‫فوندا اینال رو بهتون معرفی می‌کنم!

340
00:33:35,791 --> 00:33:39,166
‫خب، فوندا، همون‌طور که همه‌مون می‌دونیم،
‫تفسیر هر اثر به عهده‌ی بیننده‌ست.

341
00:33:39,250 --> 00:33:43,208
‫ولی ممکنه بهمون بگی الهام‌بخش
‫تو در این آثار چی بوده

342
00:33:43,291 --> 00:33:45,541
‫و از مسیری که طی کردی تا
‫به امشب برسی برامون بگی؟

343
00:33:45,625 --> 00:33:48,958
‫از مسیری که
‫طی کردی تا به امشب برسی؟

344
00:33:49,041 --> 00:33:52,375
‫مسیر رسیدن به امشب؟

345
00:34:13,416 --> 00:34:15,208
‫فوندا؟

346
00:34:19,000 --> 00:34:26,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

347
00:34:30,125 --> 00:34:31,125
‫فوندا؟

348
00:34:32,625 --> 00:34:33,958
‫ترجیح میدم نگم.

349
00:34:34,708 --> 00:34:35,708
‫هوم.

350
00:34:37,166 --> 00:34:38,333
‫نمی‌خوام بگم.

351
00:34:45,583 --> 00:34:46,625
‫فوندا؟

352
00:34:55,458 --> 00:34:56,458
‫نمی‌تونم...

353
00:35:02,958 --> 00:35:04,000
‫اوم...

354
00:35:05,416 --> 00:35:08,333
‫خب، از قضا الهام‌بخش ایشون
‫هم همینجا بین ما حضور دارن.

355
00:35:08,416 --> 00:35:09,416
‫نازلی.

356
00:35:10,250 --> 00:35:11,958
‫ممنون که اینجایی.

357
00:35:12,833 --> 00:35:14,458
‫چرا نمیای این بالا، هوم؟

358
00:35:15,250 --> 00:35:17,833
‫لطفاً، بیا پیش ما. خواهش می‌کنم.

359
00:35:29,500 --> 00:35:30,875
‫حالت خوبه؟

360
00:35:40,166 --> 00:35:42,000
‫خب، پس.

361
00:35:42,625 --> 00:35:45,791
‫اینکه اجازه بدی الهام‌بخش آثارت

362
00:35:45,875 --> 00:35:48,250
‫توی نمایشگاه خودت کانون توجه باشه،
‫خیلی شجاعانه‌ست.

363
00:35:48,333 --> 00:35:50,083
‫تو بی‌نظیری، فوندا.

364
00:35:50,166 --> 00:35:52,958
‫تلاش برای رسیدن به اوج،
‫اون هم به روش خاص و غیرمتعارف خودت.

365
00:35:57,708 --> 00:36:00,125
‫خب نازلی، دوست داری چیزی رو
‫امشب با ما در میون بذاری؟

366
00:36:01,500 --> 00:36:03,208
‫- بفرما.
‫- اوم...

367
00:36:04,375 --> 00:36:05,541
‫اوهوم.

368
00:36:16,208 --> 00:36:17,291
‫لطفاً.

369
00:36:18,916 --> 00:36:19,916
‫اوم...

370
00:36:25,000 --> 00:36:26,208
‫شب همگی بخیر.

371
00:36:27,125 --> 00:36:28,166
‫خوش اومدین.

372
00:36:30,375 --> 00:36:32,750
‫همون اول کار، فوندا بهم گفت که...

373
00:36:34,708 --> 00:36:36,125
‫مراحل زنانگی

374
00:36:36,208 --> 00:36:39,416
‫قراره موضوع آثارش برای این نمایشگاه باشه.

375
00:36:39,500 --> 00:36:41,208
‫یه جا،

376
00:36:41,291 --> 00:36:45,416
‫از فوندا پرسیدم که آیا پنتی‌منتو
‫معنای خاصی پشتش داره یا نه.

377
00:36:45,958 --> 00:36:48,041
‫بهم گفت که معنیش میشه پشیمونی.

378
00:36:51,041 --> 00:36:52,708
‫به‌عنوان یک زن،

379
00:36:53,916 --> 00:36:58,791
‫یا باید چیزی که جامعه ازت انتظار داره
‫رو انتخاب کنی، یا به خودت وفادار بمونی،

380
00:36:58,875 --> 00:37:03,125
‫که این یعنی داری از بقیه‌ی
‫احتمالاتی که در وجودت هست می‌گذری.

381
00:37:03,208 --> 00:37:05,708
‫یعنی تصمیم گرفتی که این
‫یکی مسیر رو دنبال کنی.

382
00:37:06,916 --> 00:37:08,208
‫پس اون وقت،

383
00:37:08,291 --> 00:37:11,291
‫حتی در شادترین لحظاتت هم،

384
00:37:11,375 --> 00:37:14,083
‫همیشه با تکه‌ای از پشیمونی زندگی خواهی کرد.

385
00:37:15,083 --> 00:37:17,708
‫و مدام امتحان میشی
‫که آیا انتخاب درستی کردی یا نه.

386
00:37:19,250 --> 00:37:20,333
‫احتمالاً.

387
00:37:26,791 --> 00:37:29,708
‫رونمایی از پنتی‌منتو اثر فوندا اینال!

388
00:37:39,791 --> 00:37:43,583
‫سلام ماوی. سلام دختر شیرین.
‫تو چقدر نازی آخه؟

389
00:37:47,208 --> 00:37:49,666
‫تو و ایلکر چیکار کردین، نازلی؟

390
00:37:52,333 --> 00:37:53,833
‫چیکار کردین؟

391
00:37:55,458 --> 00:37:56,541
‫حالت خوبه؟

392
00:37:58,500 --> 00:38:00,541
‫خوبم. نگران نباش.

393
00:38:07,708 --> 00:38:09,625
‫فوندا، دست‌هات دارن می‌لرزن.

394
00:38:10,125 --> 00:38:11,583
‫حتماً به خاطر آدرنالینـه.

395
00:38:13,541 --> 00:38:14,750
‫نظرت چیه؟

396
00:38:16,291 --> 00:38:17,291
‫هوم.

397
00:38:22,000 --> 00:38:23,583
‫شوخی می‌کنی دیگه.

398
00:38:25,166 --> 00:38:26,625
‫حالم رو گرفت.

399
00:38:29,791 --> 00:38:32,000
‫واقعاً بلدی چطوری با قلبت نقاشی بکشی.

400
00:38:38,291 --> 00:38:39,375
‫سلام، حالتون چطوره؟

401
00:38:40,666 --> 00:38:42,833
‫مدلت چهره‌ی جالبی داره.

402
00:38:45,416 --> 00:38:47,833
‫می‌دونی چی از اون هم جالب‌تره؟

403
00:38:50,791 --> 00:38:53,125
‫ایلکر و نازلی از قبل همدیگه رو می‌شناختن.

404
00:38:54,333 --> 00:38:55,500
‫با هم خوابیدن.

405
00:38:56,666 --> 00:38:57,666
‫چی؟

406
00:38:58,291 --> 00:39:00,583
‫بله، این اولین باریـه که
‫ازم نقاشی کشیده میشه.

407
00:39:02,875 --> 00:39:03,916
‫البته.

408
00:39:04,000 --> 00:39:05,833
‫- به نظر می‌رسه اوضاع خوب پیش میره.
‫- عالیه.

409
00:39:07,500 --> 00:39:09,625
‫و تو چطوری این رو فهمیدی؟

410
00:39:10,833 --> 00:39:12,333
‫از همون اول می‌دونستم.

411
00:40:23,125 --> 00:40:24,583
‫تحسین‌برانگیز بود، نه؟

412
00:40:26,208 --> 00:40:27,208
‫اوم.

413
00:40:34,708 --> 00:40:37,583
‫چه حسی داره که جاودانه شدی؟

414
00:40:39,625 --> 00:40:40,875
‫عجیبه.

415
00:40:43,166 --> 00:40:44,208
‫راستی، من کمال هستم.

416
00:40:46,125 --> 00:40:47,125
‫می‌شناسمت.

417
00:40:48,583 --> 00:40:49,583
‫واقعاً؟

418
00:40:52,875 --> 00:40:55,041
‫می‌دونم امشب جشن و این حرف‌هاست،

419
00:40:55,125 --> 00:40:57,916
‫اما... فوندا در مورد دوست‌پسرت بهم گفت.

420
00:40:58,000 --> 00:41:00,125
‫بهت تسلیت میگم.

421
00:41:00,875 --> 00:41:01,916
‫اوم.

422
00:41:03,291 --> 00:41:05,208
‫زندگی عجیبه، مگه نه؟

423
00:41:06,208 --> 00:41:08,083
‫من اون روز همون حوالی بودم.

424
00:41:14,666 --> 00:41:15,958
‫خب، چه حسی داره؟

425
00:41:17,208 --> 00:41:18,541
‫همه‌جا حضور داری.

426
00:41:20,000 --> 00:41:22,208
‫چی تو رو انقدر خاص می‌کنه؟

427
00:41:26,625 --> 00:41:28,625
‫فکر کنم باید این رو از خود هنرمند بپرسی.

428
00:41:29,541 --> 00:41:31,625
‫اون بود که من رو انتخاب کرد
‫تا الهام‌بخش آثارش باشم.

429
00:41:31,708 --> 00:41:32,708
‫هوم.

430
00:41:33,791 --> 00:41:35,250
‫درسته.

431
00:41:36,708 --> 00:41:40,416
‫فکر کنم پرسیدن از فوندا کل
‫حقیقت رو روشن نمی‌کنه، مگه نه؟

432
00:41:42,083 --> 00:41:43,708
‫ایلکر هم می‌تونه یه چیزهایی بگه.

433
00:41:46,000 --> 00:41:47,958
‫چون هر دوتاشون تو رو انتخاب کردن.

434
00:41:48,041 --> 00:41:51,000
‫هرچند به دلایل متفاوت و
‫به روش‌های مختلف، مگه نه؟

435
00:41:51,083 --> 00:41:52,250
‫نازلی؟

436
00:41:53,416 --> 00:41:54,625
‫نازلی.

437
00:41:55,291 --> 00:41:56,916
‫یکی هست که می‌خوام باهاش آشنات کنم.

438
00:41:57,000 --> 00:41:59,250
‫دوستم، سارپ. عکاسـه. بیا.

439
00:42:00,958 --> 00:42:02,083
‫بفرمایید، از این طرف.

440
00:42:03,625 --> 00:42:05,458
‫- سلام.
‫- از آشنایی باهات خوشبختم، نازلی.

441
00:42:16,125 --> 00:42:17,666
‫مردت به نظر خودش رو گم کرده.

442
00:42:20,250 --> 00:42:23,250
‫لطفاً. اون مرد من نیست. دیگه نیست.

443
00:42:26,500 --> 00:42:27,791
‫چرا به هم زدین؟

444
00:42:28,791 --> 00:42:30,875
‫ایلکر، مجبور بودیم.

445
00:42:30,958 --> 00:42:33,000
‫چه حسی داری؟ هنوز ناراحتی؟

446
00:42:33,083 --> 00:42:35,958
‫شوخی می‌کنی؟ زندگی کوتاه‌تر از
‫اونیـه که آدم گیر یه پسر بمونه.

447
00:42:36,041 --> 00:42:38,625
‫فوندا، منم، امره.
‫سعی کردم زنگ بزنم ولی جواب ندادی.

448
00:42:38,708 --> 00:42:39,791
‫باید با هم حرف بزنیم.

449
00:42:39,875 --> 00:42:41,208
‫بریم سراغ بعدی.

450
00:42:43,500 --> 00:42:46,375
‫وای. کاش فوندا اینجا بود. خوش نمی‌گذشت؟

451
00:42:46,458 --> 00:42:48,333
‫اگه همینجا پیش ما بود.

452
00:42:50,958 --> 00:42:52,125
‫عزیزم، حالت خوبه؟

453
00:42:53,750 --> 00:42:54,750
‫ها؟

454
00:42:55,416 --> 00:42:58,541
‫انگار توی یه سیاره‌ی دیگه سیر می‌کنی.

455
00:42:59,666 --> 00:43:01,583
‫بهش میگن شفافیت لحظات آخر.

456
00:43:01,666 --> 00:43:03,916
‫بیا دیگه. تنهاش بذار.

457
00:43:04,000 --> 00:43:05,708
‫امشب شب مخصوص اونه.

458
00:43:05,791 --> 00:43:08,708
‫- حقشـه که بهش خوش بگذره.
‫- بیخیال شو. فقط دارم شوخی می‌کنم.

459
00:43:11,375 --> 00:43:14,708
‫ایلکر، حال فوندا خوبه؟

460
00:43:14,791 --> 00:43:16,500
‫آره، فقط یکم خسته‌ست.

461
00:43:16,583 --> 00:43:19,500
‫فکر کنم بهتره ببرمش خونه.

462
00:43:19,583 --> 00:43:21,083
‫به استراحت نیاز داره.

463
00:43:37,000 --> 00:43:38,041
‫امره!

464
00:43:38,875 --> 00:43:40,791
‫امره! امره!

465
00:43:44,833 --> 00:43:46,916
‫- متاسفم.
‫- اشکالی نداره.

466
00:43:49,458 --> 00:43:50,708
‫ببخشید.

467
00:43:52,250 --> 00:43:55,250
‫اون تعجب کرده بود که
‫توی روز تعطیلت نرفتی ببینیش،

468
00:43:55,333 --> 00:43:59,333
‫پس طبیعتا، تصمیم گرفته
‫همون روز بهت خیانت کنه؟

469
00:44:00,833 --> 00:44:02,125
‫یه جوریـه.

470
00:44:10,000 --> 00:44:12,833
‫فوندا، حالت خوبه؟

471
00:44:12,916 --> 00:44:15,000
‫نه، نیستم.

472
00:44:15,500 --> 00:44:18,083
‫همه‌ی اون آدم‌های بیرون به‌خاطر تو اینجان.

473
00:44:19,583 --> 00:44:21,583
‫چرا اینجا قایم شدی؟

474
00:44:21,666 --> 00:44:24,416
‫فقط از اینکه به همه‌چی شک دارم خسته شدم.

475
00:44:25,625 --> 00:44:27,750
‫داره من رو از درون می‌خوره.

476
00:44:33,166 --> 00:44:35,125
‫حتی به تو هم شک دارم.

477
00:44:35,208 --> 00:44:37,083
‫حالت خوبه، فوندا؟

478
00:44:37,666 --> 00:44:40,916
‫داغونم. هیچی درست به نظر نمیاد.
‫چرا این‌جوری شدم؟

479
00:44:41,625 --> 00:44:42,625
‫فقط خسته‌ای.

480
00:44:49,750 --> 00:44:51,208
‫همه چی مرتبـه.

481
00:44:51,708 --> 00:44:53,291
‫همه عاشق کارهات شدن.

482
00:44:54,375 --> 00:44:56,666
‫انقدر به خودت سخت نگیر.

483
00:44:57,166 --> 00:44:58,000
‫فقط نفس بکش.

484
00:44:58,083 --> 00:45:00,458
‫چرا یکم شامپاین نمی‌خوری؟

485
00:45:01,750 --> 00:45:03,791
‫برای زحماتت جشن بگیر.

486
00:45:28,208 --> 00:45:30,541
‫هی! ببین کی اینجاست. مامانیـه.

487
00:45:31,500 --> 00:45:33,000
‫- بیا اینم از این.
‫- حالت خوبه؟

488
00:46:01,291 --> 00:46:02,500
‫امره!

489
00:46:05,083 --> 00:46:06,083
‫امره!

490
00:46:06,916 --> 00:46:08,958
‫امره!

491
00:46:25,875 --> 00:46:28,291
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- دنبالت می‌گشتم.

492
00:46:29,916 --> 00:46:31,291
‫اومدم اینجا که کمکت کنم.

493
00:46:31,916 --> 00:46:33,083
‫چرا؟ برای چی؟

494
00:46:33,166 --> 00:46:34,291
‫فقط چشم‌هات رو باز کن.

495
00:46:37,250 --> 00:46:39,625
‫تو گم شدی،
‫و من اینجام که کمکت کنم.

496
00:46:40,208 --> 00:46:41,250
‫امره!

497
00:46:43,000 --> 00:46:44,291
‫امره!

498
00:46:44,375 --> 00:46:47,041
‫سعی کردم بهت زنگ بزنم،
‫ولی نتونستم بهت دسترسی پیدا کنم.

499
00:46:47,625 --> 00:46:50,000
‫- امره!
‫- باید با هم حرف بزنیم.

500
00:46:50,083 --> 00:46:51,291
‫من اینجام که کمکت کنم.

501
00:46:52,083 --> 00:46:53,458
‫امره؟

502
00:46:54,791 --> 00:46:56,875
‫- چشم‌هات رو باز کن.
‫- امره!

503
00:46:56,958 --> 00:46:58,416
‫حقیقت پیش روته.

504
00:46:58,500 --> 00:47:00,583
‫امره!

505
00:47:04,750 --> 00:47:05,833
‫امره.

506
00:47:06,416 --> 00:47:07,416
‫امره.

507
00:47:15,625 --> 00:47:16,875
‫هی، داری چیکار می‌کنی، فوندا؟

508
00:47:18,250 --> 00:47:19,291
‫امره.

509
00:47:23,041 --> 00:47:24,291
‫فوندا!

510
00:47:25,291 --> 00:47:26,291
‫امره!

511
00:47:28,208 --> 00:47:29,458
‫فوندا!

512
00:47:35,000 --> 00:47:36,958
‫- بیا اینجا.
‫- اون...

513
00:47:38,708 --> 00:47:40,541
‫اوف شدی؟ چیزی نیست.

514
00:47:41,125 --> 00:47:43,333
‫چیزی نیست. هیس.

515
00:47:45,000 --> 00:47:47,958
‫جاییت اوف شده؟

516
00:47:50,166 --> 00:47:51,166
‫هیس.

517
00:48:00,958 --> 00:48:02,250
‫انگشتم رو دنبال کن.

518
00:48:11,375 --> 00:48:13,083
‫مفهومه. در اسرع وقت یه تیم می‌فرستیم.

519
00:48:13,166 --> 00:48:14,166
‫ماوی!

520
00:48:14,250 --> 00:48:16,833
‫چیز دیگه‌ای اونجا لازم ندارین؟ تمام.

521
00:48:16,916 --> 00:48:18,250
‫حواسشون به همه‌چیز هست.

522
00:48:26,791 --> 00:48:30,041
‫کارتون که اونجا تموم شد،
‫می‌تونین برگردین خونه، باشه؟

523
00:48:30,125 --> 00:48:31,875
‫امره رو دیدم. دیدمش.

524
00:48:33,583 --> 00:48:35,000
‫همینجا بود.

525
00:49:27,166 --> 00:49:28,166
‫فوندا!

526
00:49:28,875 --> 00:49:32,750
‫اصلاً لحظه‌ای توی زندگی هست که
‫بتونه یه قلب شکسته رو بند بزنه؟

527
00:49:33,708 --> 00:49:34,541
‫فوندا!

528
00:49:34,625 --> 00:49:36,708
‫لحظه‌ای که همه‌چیز رو روبه‌راه کنه.

529
00:49:36,791 --> 00:49:41,291
‫چیزی که کاملت کنه و با عشقی
‫که هیچوقت نداشتی، لبریزت کنه.

530
00:49:42,916 --> 00:49:47,500
‫هدیه‌ای که همیشه می‌خواستی،
‫ولی هیچوقت نگرفتی. تا الان؟

531
00:49:48,666 --> 00:49:51,250
‫لحظه‌ای که ماوی آغوشش رو باز کرد،

532
00:49:51,333 --> 00:49:53,625
‫احساس کامل بودن و آرامش کردم.

533
00:49:53,708 --> 00:49:56,333
‫اون همون هدیه‌ای بود که همیشه می‌خواستم.

534
00:49:56,416 --> 00:49:58,041
‫یه نفس عمیق کشیدم.

535
00:49:58,125 --> 00:50:00,041
‫محکم به سینه‌ام چسبوندمش.

536
00:50:00,125 --> 00:50:03,416
‫و اونجا بود که فهمیدم،
‫واسه یه بار هم که شده، نباختم.

537
00:50:03,500 --> 00:50:05,083
‫برای اولین بار،

538
00:50:06,166 --> 00:50:07,541
‫من برنده شده بودم.

539
00:50:08,000 --> 00:50:28,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
