1
00:00:36,166 --> 00:00:38,291
‫دلم می‌خواست همه‌چیز باشم،

2
00:00:39,000 --> 00:00:41,208
‫ولی توی هیچ‌چیز موفق نشدم.

3
00:00:41,708 --> 00:00:44,125
‫چه‌جوری قراره دوباره توی
‫چشم‌های دخترم نگاه کنم؟

4
00:00:45,583 --> 00:00:48,625
‫یعنی خطری رو که مادرش براش درست کرد،
‫فراموش می‌کنه؟

5
00:00:50,791 --> 00:00:53,416
‫آتشی از اشتیاق توی وجودم شعله می‌کشید.

6
00:00:53,916 --> 00:00:55,750
‫ولعی برای زندگی.

7
00:00:55,833 --> 00:00:58,625
‫نقاشی ظرفی بود
‫که اون اشتیاق رو از وجودم بیرون می‌کشید

8
00:00:58,708 --> 00:01:00,250
‫و به دنیا هدیه می‌داد.

9
00:01:04,708 --> 00:01:08,541
‫برای اینکه دوباره اون اشتیاق رو حس کنم،
‫خوشبختیم رو فدا کردم.

10
00:01:09,250 --> 00:01:13,541
‫ازدواجم، مادری‌ام، خانواده‌ام.

11
00:01:14,208 --> 00:01:15,416
‫حالا این وضعیت باید عوض بشه.

12
00:01:28,916 --> 00:01:30,958
‫به زودی همه‌چیز تموم میشه.

13
00:01:31,958 --> 00:01:33,500
‫نقاش خوب،

14
00:01:34,083 --> 00:01:37,041
‫مادر بد، هردوشون ناپدید میشن.

15
00:01:38,000 --> 00:01:49,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

16
00:02:15,500 --> 00:02:22,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

17
00:02:23,041 --> 00:02:24,083
‫فوندا!

18
00:02:30,458 --> 00:02:32,041
‫چیکار کردی؟

19
00:03:33,041 --> 00:03:34,875
‫خواهش می‌کنم، کمکم کن، ایلکر.

20
00:03:39,000 --> 00:03:41,041
‫کمکم کن. التماست می‌کنم.

21
00:03:56,291 --> 00:04:01,416
‫« غریبه نیست »

22
00:04:24,791 --> 00:04:25,791
‫بچه بیدار شده.

23
00:04:31,375 --> 00:04:34,583
‫از نازلی خواستم یکم بیشتر بمونه.
‫تا مواظب ماوی باشه.

24
00:04:36,458 --> 00:04:39,458
‫اگه بخوای، می‌برتش تا تو بتونی آماده بشی.

25
00:04:39,958 --> 00:04:42,375
‫نه، می‌خوام یه مدت دیگه پیشم بمونه.

26
00:04:42,458 --> 00:04:44,791
‫فقط یکم دیگه.

27
00:04:48,166 --> 00:04:49,166
‫اوه!

28
00:04:53,750 --> 00:04:54,916
‫من اتاق بغلی‌ام.

29
00:05:06,041 --> 00:05:08,458
‫متاسفم. خیلی متاسفم.

30
00:05:16,125 --> 00:05:17,375
‫متاسفم.

31
00:05:44,375 --> 00:05:46,083
‫آماده‌ام.

32
00:06:05,333 --> 00:06:07,208
‫ساک‌هات رو می‌برم توی ماشین.

33
00:06:22,750 --> 00:06:24,083
‫زندگی عجیبه، نه؟

34
00:06:33,125 --> 00:06:35,083
‫نازلی مراقبت هست، ماوی.

35
00:06:37,541 --> 00:06:39,708
‫اون خوب ازت مراقبت می‌کنه.

36
00:06:41,500 --> 00:06:44,166
‫چون دوست داشتن کسی،
‫یعنی بهش توجه کنی.

37
00:06:47,458 --> 00:06:48,833
‫قول میدم، همین کار رو کنم.

38
00:06:52,041 --> 00:06:54,333
‫مادرت... حالا درکش می‌کنم.

39
00:06:57,791 --> 00:06:59,500
‫قلبم لبریز از عشقه.

40
00:07:07,541 --> 00:07:09,541
‫لطفاً خوب ازش مراقبت کن.

41
00:07:14,833 --> 00:07:15,875
‫البته.

42
00:07:18,041 --> 00:07:19,041
‫می‌تونیم بریم.

43
00:07:20,250 --> 00:07:21,333
‫ماشین آماده‌ست.

44
00:08:11,458 --> 00:08:14,166
‫صبر کن، الان برمی‌گردم.

45
00:08:14,250 --> 00:08:15,250
‫منتظر بمون.

46
00:10:10,625 --> 00:10:12,958
‫« بیمارستان نووسانته »

47
00:10:42,375 --> 00:10:43,541
‫خوش اومدید. از این طرف.

48
00:11:23,541 --> 00:11:26,833
‫فکر کنم باید همین‌الان برای خداحافظی
‫هم‌دیگه رو بغل کنیم. محض احتیاط.

49
00:11:26,916 --> 00:11:29,083
‫نمی‌خوام این برای خداحافظی باشه.

50
00:11:29,583 --> 00:11:32,083
‫یه جورهایی مستم، ولی گوش کن.

51
00:11:32,958 --> 00:11:34,583
‫من و تو مثل خواهر و برادریم.

52
00:11:34,666 --> 00:11:37,041
‫فکر می‌کنم این بغل کردن
‫لازم نیست معنای خاصی داشته باشه.

53
00:11:37,833 --> 00:11:38,833
‫فقط سعی کن.

54
00:11:53,500 --> 00:11:55,500
‫واقعاً فکر می‌کنی از پس این برمیایم؟

55
00:12:00,708 --> 00:12:02,375
‫تو فقط اول روی خوب شدن حالت تمرکز کن.

56
00:12:20,750 --> 00:12:23,125
‫فراموش نکن که هر اتفاقی بیفته،
‫دوستت خواهم داشت.

57
00:12:27,791 --> 00:12:29,708
‫خیلی دوستت دارم، ایلکر.

58
00:13:30,000 --> 00:13:37,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

59
00:14:00,500 --> 00:14:02,625
‫اوه!

60
00:14:03,125 --> 00:14:04,500
‫چیزی از دستت افتاد؟

61
00:14:06,916 --> 00:14:08,166
‫من طبقه بالا می‌مونم.

62
00:14:48,875 --> 00:14:51,416
‫خب، چی بپوشیم؟ هوم؟
‫این یکی چطوره؟

63
00:14:52,458 --> 00:14:53,458
‫نه، این خوب نیست.

64
00:14:55,083 --> 00:14:56,708
‫این نازه.

65
00:14:56,791 --> 00:14:58,166
‫این رو دوست داری، هوم؟

66
00:16:13,000 --> 00:16:16,000
‫این‌ها رو برات آوردم.
‫تا سرت گرم بشه.

67
00:16:20,875 --> 00:16:24,000
‫و حالا، وقتی به گذشته نگاه می‌کنی،

68
00:16:24,625 --> 00:16:27,708
‫پشیمون نیستی که اون رو
‫به بقیه ترجیح دادی؟

69
00:16:39,875 --> 00:16:41,791
‫« نیومدی دفتر، حالت خوبه؟ »

70
00:16:45,041 --> 00:16:47,500
‫چی باعث شد فوندا دچار فروپاشی بشه، ایلکر؟

71
00:16:47,583 --> 00:16:48,458
‫من فوندا رو می‌شناسم،

72
00:16:48,541 --> 00:16:50,833
‫اون هیچوقت اجازه نمی‌داد
‫کارش به اینجا بکشه.

73
00:16:50,916 --> 00:16:53,333
‫البته، من نمی‌دونم
‫چه اتفاقی افتاده و ماجرا چیه،

74
00:16:53,416 --> 00:16:56,666
‫ولی همه‌چیز از وقتی شروع شد
‫که اون دختر پیدا شد.

75
00:16:56,750 --> 00:16:57,870
‫می‌دونی چی جالبه؟

76
00:16:57,916 --> 00:17:02,375
‫فوندا بهم گفت که تو در گذشته
‫یه جورهایی با نازلی رابطه داشتی.

77
00:17:02,458 --> 00:17:05,333
‫حالا ببین کی بهت گفتم.
‫ته و توی این قضیه رو درمیارم.

78
00:17:09,625 --> 00:17:11,791
‫نه کمال، ببخشید.
‫فامیلی نازلی رو نمی‌دونم.

79
00:17:11,875 --> 00:17:14,541
‫راستش، اصلاً به ذهنم هم نرسید
‫که بپرسم.

80
00:17:19,583 --> 00:17:21,875
‫فوندا بهم در مورد فوت دوست‌پسرت گفت.

81
00:17:21,958 --> 00:17:24,958
‫- تسلیت میگم.
‫- اوم.

82
00:17:27,833 --> 00:17:30,375
‫« تصادف موتورسیکلت در زیتین‌بورنو »

83
00:17:33,416 --> 00:17:34,708
‫« برخورد کامیون با موتورسیکلت! »

84
00:17:34,791 --> 00:17:36,500
‫« موتورسوار در تصادفی وحشتناک! »

85
00:17:36,583 --> 00:17:38,250
‫« خبر فوری! تصادف فاجعه‌بار! »

86
00:17:40,125 --> 00:17:42,791
‫ما در زیتین‌بورنو هستیم. یه موتور همین‌الان...

87
00:17:42,875 --> 00:17:45,791
‫« امره جیلان - کپی »

88
00:17:56,416 --> 00:17:58,392
‫« شبکه‌های اجتماعی نازلی رو داری؟
‫فامیلی‌اش رو می‌دونی؟ »

89
00:17:58,416 --> 00:18:00,041
‫« سلین: نه، نمی‌دونم. »

90
00:18:56,333 --> 00:18:58,458
‫« پرستارهای مهربون اتاق زایمان! »

91
00:19:02,333 --> 00:19:05,500
‫« ستاره‌های سلامت کودکان »

92
00:19:18,250 --> 00:19:19,500
‫« ارسال پیام »

93
00:19:22,041 --> 00:19:24,875
‫« سلام، ما داریم نازلی دمیرجی رو
‫به‌عنوان پرستار بچه استخدام می‌کنیم. »

94
00:19:27,583 --> 00:19:31,875
‫« ولی هیچ سوابقی ازش پیدا نکردیم.
‫ممنون میشم اگه بتونید کمکمون کنید. »

95
00:19:41,875 --> 00:19:44,000
‫با دنیز صحبت کردم.

96
00:19:44,083 --> 00:19:46,083
‫کارهات توی گالری همه‌شون فروخته شدن.

97
00:19:46,166 --> 00:19:49,416
‫در واقع، دوتاشون به یه کلکسیونر شخصی
‫توی لندن فروخته شد.

98
00:19:49,500 --> 00:19:50,958
‫خیلی دلش می‌خواد ببینتت.

99
00:19:51,041 --> 00:19:53,791
‫بهش گفتم که تا مدتی در دسترس نیستی.

100
00:19:56,625 --> 00:19:59,041
‫برات خسته‌کننده نیست
‫که یه روز در میون میای اینجا؟

101
00:20:02,375 --> 00:20:03,541
‫اصلاً.

102
00:20:05,500 --> 00:20:08,125
‫باعث افتخارمه که بیام اینجا و ببینمت.

103
00:20:12,875 --> 00:20:14,708
‫دلم برای ماوی خیلی تنگ شده.

104
00:20:17,375 --> 00:20:19,250
‫ایلکر نیاوردش که ببینیش؟

105
00:20:26,500 --> 00:20:29,000
‫دیگه طاقت ندارم تو رو اینجا ببینم.

106
00:20:30,000 --> 00:20:32,791
‫اومدی اینجا، یکم استراحت کردی،
‫خودت رو جمع‌وجور کردی.

107
00:20:32,875 --> 00:20:34,275
‫وقتشه که برگردی خونه.

108
00:20:35,000 --> 00:20:36,375
‫چه‌جوری می‌تونم برگردم؟

109
00:20:40,625 --> 00:20:42,458
‫بعد از اون کاری که باهاشون کردم،

110
00:20:44,250 --> 00:20:47,291
‫نمی‌تونستم توی چشم‌های ایلکر و ماوی نگاه کنم
‫و جوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

111
00:20:48,375 --> 00:20:50,291
‫می‌دونم بدون من حالشون بهتره.

112
00:21:08,125 --> 00:21:10,041
‫فکر کردم شاید گشنه‌ات باشه.

113
00:21:11,958 --> 00:21:13,375
‫نمی‌خورم، مرسی.

114
00:21:16,458 --> 00:21:17,858
‫می‌ذارمش همینجا، محض احتیاط.

115
00:21:23,250 --> 00:21:24,625
‫می‌تونم یه چیز دیگه برات بیارم.

116
00:21:24,708 --> 00:21:26,166
‫گفتم که نه.

117
00:21:27,083 --> 00:21:28,083
‫ممنونم.

118
00:21:43,125 --> 00:21:44,791
‫تو این حق رو نداری.

119
00:21:46,833 --> 00:21:48,416
‫خودت رو جمع‌وجور کن.

120
00:21:49,500 --> 00:21:50,625
‫ماوی بهت نیاز داره.

121
00:22:06,208 --> 00:22:10,625
‫« بیا به بیمارستانی که توش کار می‌کنم...
‫آدرس رو می‌فرستم... »

122
00:24:02,708 --> 00:24:04,791
‫الو، مروه؟ من کمالم.

123
00:24:04,875 --> 00:24:05,875
‫سلام.

124
00:24:08,000 --> 00:24:09,541
‫نازلی قراره از بچه‌تون مراقبت کنه؟

125
00:24:10,208 --> 00:24:11,208
‫درسته.

126
00:24:12,791 --> 00:24:14,125
‫لطفاً یکی دیگه رو استخدام کنید.

127
00:24:14,833 --> 00:24:16,250
‫اون‌وقت برای چی؟

128
00:24:17,958 --> 00:24:19,875
‫اون درباره‌ی اینجا چی بهتون گفته؟

129
00:24:20,458 --> 00:24:22,791
‫اینکه قبلاً تصادف کرده
‫و پرستاری رو گذاشته کنار.

130
00:24:23,375 --> 00:24:24,500
‫این واقعیت نداره.

131
00:24:25,458 --> 00:24:26,458
‫اون اخراج شد.

132
00:24:27,208 --> 00:24:28,375
‫جدی میگی؟

133
00:24:28,875 --> 00:24:29,875
‫برای چی؟

134
00:24:31,083 --> 00:24:35,875
‫ببینید، اون پرستار خیلی ماهری بود
‫و همه دوست داشتند باهاش کار کنن.

135
00:24:35,958 --> 00:24:37,583
‫ولی خب، پس چرا اخراج شد؟

136
00:24:39,041 --> 00:24:41,458
‫توی زندگی خصوصی‌اش
‫یه سری اتفاقات بد افتاده بود.

137
00:24:42,250 --> 00:24:43,375
‫مثل چی؟

138
00:24:45,375 --> 00:24:46,625
‫باردار بود.

139
00:24:47,458 --> 00:24:49,041
‫توی اون تصادف بچه‌اش رو از دست داد.

140
00:24:49,125 --> 00:24:50,875
‫و بعد از اون،

141
00:24:51,791 --> 00:24:54,625
‫فکر نمی‌کنم هیچوقت
‫واقعاً تونسته باشه به حالت عادی برگرده.

142
00:24:55,708 --> 00:24:57,791
‫پس دقیقاً برای چی اخراج شد؟

143
00:26:00,000 --> 00:26:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

144
00:27:11,125 --> 00:27:13,541
‫می‌تونم بپرسم دنبال چی می‌گردید، آقا؟

145
00:27:22,583 --> 00:27:24,333
‫شاید من باید این رو از تو بپرسم.

146
00:27:25,375 --> 00:27:28,166
‫موندم تو توی زندگی فوندا
‫دنبال چی می‌گردی.

147
00:27:30,458 --> 00:27:32,018
‫نمی‌فهمم چی داری میگی.

148
00:27:32,625 --> 00:27:33,791
‫مطمئنم که می‌فهمی.

149
00:27:34,291 --> 00:27:37,541
‫چطوره تعارف رو کنار بذاریم
‫و هم‌دیگه رو به اسم کوچیک صدا بزنیم؟

150
00:27:38,750 --> 00:27:39,791
‫چی می‌خوای؟

151
00:27:40,750 --> 00:27:42,416
‫اومدم با ایلکر صحبت کنم.

152
00:27:44,083 --> 00:27:45,125
‫درباره‌ی چی؟

153
00:27:45,750 --> 00:27:48,625
‫همیشه انقدر کنجکاو بودی؟
‫این رو از کجا آوردی؟

154
00:27:50,083 --> 00:27:51,291
‫همین‌الان رفت.

155
00:27:53,375 --> 00:27:55,041
‫شاید من بتونم توی چیزی کمکت کنم؟

156
00:27:55,833 --> 00:27:56,833
‫بله.

157
00:27:57,791 --> 00:28:01,083
‫شاید بهتره با تو صحبت کنم،
‫چون تو مرکز تمام این اتفاقاتی.

158
00:28:02,958 --> 00:28:04,083
‫متوجه نمیشم.

159
00:28:09,750 --> 00:28:11,500
‫تو این بلا رو سر فوندا آوردی، مگه نه؟

160
00:28:12,000 --> 00:28:15,458
‫مثل همون کاری که با اون بچه
‫توی اون بیمارستانی که ازش اخراج شدی کردی.

161
00:28:15,541 --> 00:28:18,625
‫بعد از اینکه یه مشت مسکن بهش دادی،
‫رفت توی کما.

162
00:28:21,833 --> 00:28:23,333
‫اون‌ها جونش رو نجات دادن.

163
00:28:24,166 --> 00:28:26,333
‫ازت بازجویی کردن و بعد اخراجت کردن.

164
00:28:26,916 --> 00:28:30,333
‫بعد هم قضیه رو ماست‌مالی کردن
‫تا کسی از بیمارستان شکایت نکنه.

165
00:28:34,916 --> 00:28:36,875
‫اون شب، فوندا مست نبود.

166
00:28:38,000 --> 00:28:39,541
‫من اون رو بهتر از هر کسی می‌شناسم.

167
00:28:39,625 --> 00:28:42,208
‫قلبش رو می‌شناسم و ذهنش رو هم می‌شناسم.

168
00:28:42,791 --> 00:28:44,500
‫مست نبود، مگه نه؟

169
00:28:46,083 --> 00:28:48,708
‫اینکه اون شب رو یادش نمیاد
‫اتفاقی نیست.

170
00:28:50,250 --> 00:28:52,625
‫برام سواله که چی به خوردش دادی؟

171
00:28:55,000 --> 00:28:57,500
‫بهم بگو. از کی شروع کردی به مسموم کردنش؟

172
00:28:58,458 --> 00:28:59,625
‫آشفته کردن افکارش؟

173
00:29:04,500 --> 00:29:07,380
‫برات چای بابونه درست کردم.
‫توی خونه دیدم. فکر کردم دوست داری.

174
00:29:07,416 --> 00:29:08,416
‫آره، دوست دارم.

175
00:29:09,458 --> 00:29:12,458
‫اول پرستار بود،
‫بعد مدل نقاشی‌ات، حالا هم شده دوستت؟

176
00:29:13,458 --> 00:29:14,708
‫می‌خوای یه بازی کنیم؟

177
00:29:30,750 --> 00:29:33,291
‫تمام بدنم درد می‌کنه.
‫میگرن شدیدی گرفتم.

178
00:29:33,375 --> 00:29:35,250
‫خدای من، این خیلی عجیبه.

179
00:29:40,541 --> 00:29:42,458
‫دمنوش بابونه.

180
00:29:42,541 --> 00:29:44,000
‫نازلی درستش کرده.

181
00:29:45,458 --> 00:29:48,666
‫اون راکی. همون‌طور که گفتم،
‫اون کوفتی خیلی می‌گیرتت.

182
00:29:48,750 --> 00:29:51,291
‫چطوره برات چای نعنا درست کنم؟
‫حالت خوب به‌نظر نمی‌رسه.

183
00:29:54,125 --> 00:29:55,375
‫حالم اصلاً خوب نیست.

184
00:29:55,458 --> 00:29:57,000
‫برات چای درست می‌کنم. بهترت می‌کنه.

185
00:29:57,958 --> 00:30:01,375
‫نازلی. اصلاً یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد.

186
00:30:08,375 --> 00:30:09,625
‫بفرمایید.

187
00:30:11,666 --> 00:30:12,666
‫نازلی؟

188
00:30:15,541 --> 00:30:17,875
‫بیا، یکم چای که با صبحونه‌ات بخوری.

189
00:30:18,625 --> 00:30:21,041
‫چای بابونه درست کردم.

190
00:30:21,125 --> 00:30:23,666
‫رفتارش توی شب افتتاحیه، کار تو بود.

191
00:30:26,875 --> 00:30:28,833
‫سخت‌کوشی‌ات رو جشن بگیر.

192
00:30:30,583 --> 00:30:32,458
‫اون فوندا، واقعی نبود.
‫اون یکی دیگه بود.

193
00:30:36,083 --> 00:30:39,750
‫اون ناآرامی‌ای که تمام شب داشت،
‫اون‌جوری که بی‌ملاحظه زد بیرون...

194
00:30:42,291 --> 00:30:43,750
‫تو اون بلا رو سرش آوردی.

195
00:30:51,250 --> 00:30:52,708
‫می‌خوام بهم بگی...

196
00:30:53,416 --> 00:30:55,083
‫ماوی رو هم مسموم کردی؟

197
00:30:58,958 --> 00:31:00,041
‫هرگز.

198
00:31:05,208 --> 00:31:06,416
‫صدام رو می‌شنوی؟

199
00:31:07,041 --> 00:31:08,333
‫من هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

200
00:31:11,625 --> 00:31:13,625
‫اون بچه‌ی توی بیمارستان چی؟

201
00:31:14,125 --> 00:31:15,125
‫هوم.

202
00:31:17,083 --> 00:31:18,791
‫اون بچه داشت زجر می‌کشید.

203
00:31:20,375 --> 00:31:21,750
‫من فقط می‌خواستم آرومش کنم.

204
00:31:23,791 --> 00:31:25,583
‫هیچوقت قصدم صدمه زدن بهش نبود.

205
00:31:26,333 --> 00:31:28,041
‫دلسوزی به کارهام جهت می‌داد.

206
00:31:28,125 --> 00:31:29,458
‫دلسوزی؟

207
00:31:30,250 --> 00:31:31,625
‫چه‌جوری می‌تونی اسم این رو بذاری دلسوزی؟

208
00:31:34,250 --> 00:31:35,291
‫همین بود.

209
00:31:37,166 --> 00:31:39,333
‫مطمئنا تو هم می‌تونی این رو ببینی.

210
00:31:41,750 --> 00:31:43,958
‫پس فوندا از روی خوش‌قلبی تو مسموم شده.

211
00:31:47,083 --> 00:31:50,125
‫من ماوی رو خیلی دوست دارم.

212
00:31:52,333 --> 00:31:54,125
‫هر کاری براش انجام میدم.

213
00:31:58,291 --> 00:32:00,583
‫من قبل از فوندا اونجا بودم، باشه؟

214
00:32:02,333 --> 00:32:04,041
‫این زندگی باید مال من می‌شد.

215
00:32:04,625 --> 00:32:05,750
‫خانواده‌ی من.

216
00:32:06,375 --> 00:32:07,625
‫خوشبختی من.

217
00:32:08,708 --> 00:32:10,125
‫من اول اونجا بودم.

218
00:32:10,958 --> 00:32:13,000
‫نازلی، معلومه که حالت خوب نیست.

219
00:32:13,875 --> 00:32:17,666
‫- تو مریضی و نیاز به کمک داری.
‫- وقتی عشق واقعی باشه، اسمش مریضی نیست.

220
00:32:18,541 --> 00:32:19,541
‫اشتیاق.

221
00:32:21,208 --> 00:32:22,500
‫فداکاری.

222
00:32:25,750 --> 00:32:29,166
‫دیوونه میشم وقتی فکر می‌کنم فوندا تمام این مدت
‫داشته با یه روانی مثل تو زندگی می‌کرده.

223
00:32:29,250 --> 00:32:30,250
‫تمام این مدت.

224
00:32:31,666 --> 00:32:33,375
‫چون تو عاشق اونی.

225
00:32:36,166 --> 00:32:37,541
‫ما باید هم‌دیگه رو درک کنیم.

226
00:32:38,125 --> 00:32:41,166
‫وسواس‌های دیوانه‌وار تو با احساساتی که
‫من به اون دارم، قابل مقایسه نیست.

227
00:32:43,458 --> 00:32:44,500
‫خوبه، اصلاً فقط من.

228
00:32:45,000 --> 00:32:47,541
‫چطوره بهم بگی حاضری تا کجا پیش بری

229
00:32:47,625 --> 00:32:49,500
‫تا زندگی‌ای که از دست دادی رو پس بگیری؟

230
00:32:49,583 --> 00:32:50,583
‫ها؟

231
00:32:51,291 --> 00:32:53,208
‫من پای کاری که کردم وایمیستم.

232
00:32:54,250 --> 00:32:55,708
‫تو تا کجا پیش میری؟

233
00:32:59,000 --> 00:33:02,125
‫فوندا الان یه زن متاهله.

234
00:33:03,083 --> 00:33:04,083
‫مگه نه؟

235
00:33:06,875 --> 00:33:09,000
‫مگه خودش انتخاب نکرد که با ایلکر باشه؟

236
00:33:11,166 --> 00:33:13,625
‫اون ترکت کرد، ولی تو می‌تونی عوضش کنی.

237
00:33:16,833 --> 00:33:18,833
‫اصلاً چی داری میگی؟

238
00:33:19,416 --> 00:33:20,708
‫فقط گوش کن.

239
00:33:22,375 --> 00:33:23,875
‫فقط بهم اعتماد کن و ساکت باش.

240
00:33:25,208 --> 00:33:26,500
‫صبور باش.

241
00:33:28,958 --> 00:33:31,250
‫چون فوندا میاد سراغت.

242
00:33:33,208 --> 00:33:35,333
‫صبرت می‌تونه اون رو برگردونه.

243
00:33:38,541 --> 00:33:40,250
‫چون برای من این اتفاق افتاد.

244
00:33:42,333 --> 00:33:44,250
‫همه‌چیز همون‌طوریه که باید باشه.

245
00:34:08,500 --> 00:34:10,000
‫توی خونه چیکار می‌کرد؟

246
00:34:12,375 --> 00:34:15,250
‫فوندا یه سری از وسایلش رو می‌خواست.
‫اومده بود اون‌ها رو براش ببره.

247
00:34:31,500 --> 00:34:34,750
‫خب، بعد از این شش هفته‌ای
‫که اینجا گذروندی،

248
00:34:34,833 --> 00:34:37,250
‫و بعد از جلساتی که با هم داشتیم،

249
00:34:37,333 --> 00:34:39,750
‫کنجکاوم بدونم الان چه حسی داری؟

250
00:34:40,916 --> 00:34:43,291
‫می‌دونی، راستش حالم

251
00:34:44,041 --> 00:34:47,125
‫خیلی بهتر شد،
‫چند روز بعد از اینکه اومدم اینجا.

252
00:34:48,541 --> 00:34:49,666
‫بیشتر شبیه خودم شدم.

253
00:34:49,750 --> 00:34:51,791
‫موافقم. خیلی سریع بهبود پیدا کردی.

254
00:34:54,750 --> 00:34:57,583
‫فکر کنم تمام چیزی که نیاز داشتم،
‫یکم زمان برای دور شدن بود.

255
00:34:57,666 --> 00:35:00,250
‫دوستم که زیاد بهم سر می‌زنه...

256
00:35:00,750 --> 00:35:02,208
‫- منظورتون آقا کمالـه.
‫- اوم.

257
00:35:02,291 --> 00:35:03,291
‫بله، دیدمش.

258
00:35:04,375 --> 00:35:06,416
‫فکر می‌کنه دیگه وقتشـه برم خونه.

259
00:35:06,916 --> 00:35:09,166
‫بله، با من هم صحبت کرد.

260
00:35:09,250 --> 00:35:12,375
‫فوندا، تنها چیزی که اهمیت داره
‫اینه که خودت چی می‌خوای.

261
00:35:12,875 --> 00:35:16,375
‫هر وقت احساس کردی آماده‌ی رفتنی،
‫فقط بهمون خبر بده.

262
00:35:16,875 --> 00:35:17,875
‫با هم حرف می‌زنیم.

263
00:35:24,583 --> 00:35:27,125
‫- مراقب خودت باش.
‫- ممنون، حتماً.

264
00:35:27,208 --> 00:35:28,625
‫- ممنونم.
‫- روز خوبی داشته باشین.

265
00:36:29,958 --> 00:36:31,083
‫بانوی من.

266
00:36:32,000 --> 00:36:33,500
‫کالسکه منتظرتونـه.

267
00:36:51,708 --> 00:36:52,708
‫فوندا.

268
00:37:14,708 --> 00:37:16,291
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

269
00:37:49,208 --> 00:37:52,250
‫واسه کسی که با ذره‌ذره‌ی وجودت
‫بهش عشق می‌ورزی...

270
00:37:54,708 --> 00:37:57,000
‫چیزی به اسم بدی وجود نداره.

271
00:38:04,958 --> 00:38:06,666
‫دیگه نمیشه متوقف شد.

272
00:38:07,416 --> 00:38:09,375
‫من به اینجا تعلق دارم.

273
00:38:10,750 --> 00:38:12,916
‫من لایق این خانواده بودم.

274
00:38:13,583 --> 00:38:14,791
‫به‌دستش آوردم.

275
00:38:21,041 --> 00:38:24,750
‫به هر قیمتی که شده، ازشون محافظت می‌کنم.

276
00:38:25,000 --> 00:38:45,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
