WEBVTT

00:36.166 --> 00:38.291
‫دلم می‌خواست همه‌چیز باشم،

00:39.000 --> 00:41.208
‫ولی توی هیچ‌چیز موفق نشدم.

00:41.708 --> 00:44.125
‫چه‌جوری قراره دوباره توی
‫چشم‌های دخترم نگاه کنم؟

00:45.583 --> 00:48.625
‫یعنی خطری رو که مادرش براش درست کرد،
‫فراموش می‌کنه؟

00:50.791 --> 00:53.416
‫آتشی از اشتیاق توی وجودم شعله می‌کشید.

00:53.916 --> 00:55.750
‫ولعی برای زندگی.

00:55.833 --> 00:58.625
‫نقاشی ظرفی بود
‫که اون اشتیاق رو از وجودم بیرون می‌کشید

00:58.708 --> 01:00.250
‫و به دنیا هدیه می‌داد.

01:04.708 --> 01:08.541
‫برای اینکه دوباره اون اشتیاق رو حس کنم،
‫خوشبختیم رو فدا کردم.

01:09.250 --> 01:13.541
‫ازدواجم، مادری‌ام، خانواده‌ام.

01:14.208 --> 01:15.416
‫حالا این وضعیت باید عوض بشه.

01:28.916 --> 01:30.958
‫به زودی همه‌چیز تموم میشه.

01:31.958 --> 01:33.500
‫نقاش خوب،

01:34.083 --> 01:37.041
‫مادر بد، هردوشون ناپدید میشن.

01:38.000 --> 01:49.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:15.500 --> 02:22.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:23.041 --> 02:24.083
‫فوندا!

02:30.458 --> 02:32.041
‫چیکار کردی؟

03:33.041 --> 03:34.875
‫خواهش می‌کنم، کمکم کن، ایلکر.

03:39.000 --> 03:41.041
‫کمکم کن. التماست می‌کنم.

03:56.291 --> 04:01.416
‫« غریبه نیست »

04:24.791 --> 04:25.791
‫بچه بیدار شده.

04:31.375 --> 04:34.583
‫از نازلی خواستم یکم بیشتر بمونه.
‫تا مواظب ماوی باشه.

04:36.458 --> 04:39.458
‫اگه بخوای، می‌برتش تا تو بتونی آماده بشی.

04:39.958 --> 04:42.375
‫نه، می‌خوام یه مدت دیگه پیشم بمونه.

04:42.458 --> 04:44.791
‫فقط یکم دیگه.

04:48.166 --> 04:49.166
‫اوه!

04:53.750 --> 04:54.916
‫من اتاق بغلی‌ام.

05:06.041 --> 05:08.458
‫متاسفم. خیلی متاسفم.

05:16.125 --> 05:17.375
‫متاسفم.

05:44.375 --> 05:46.083
‫آماده‌ام.

06:05.333 --> 06:07.208
‫ساک‌هات رو می‌برم توی ماشین.

06:22.750 --> 06:24.083
‫زندگی عجیبه، نه؟

06:33.125 --> 06:35.083
‫نازلی مراقبت هست، ماوی.

06:37.541 --> 06:39.708
‫اون خوب ازت مراقبت می‌کنه.

06:41.500 --> 06:44.166
‫چون دوست داشتن کسی،
‫یعنی بهش توجه کنی.

06:47.458 --> 06:48.833
‫قول میدم، همین کار رو کنم.

06:52.041 --> 06:54.333
‫مادرت... حالا درکش می‌کنم.

06:57.791 --> 06:59.500
‫قلبم لبریز از عشقه.

07:07.541 --> 07:09.541
‫لطفاً خوب ازش مراقبت کن.

07:14.833 --> 07:15.875
‫البته.

07:18.041 --> 07:19.041
‫می‌تونیم بریم.

07:20.250 --> 07:21.333
‫ماشین آماده‌ست.

08:11.458 --> 08:14.166
‫صبر کن، الان برمی‌گردم.

08:14.250 --> 08:15.250
‫منتظر بمون.

10:10.625 --> 10:12.958
‫« بیمارستان نووسانته »

10:42.375 --> 10:43.541
‫خوش اومدید. از این طرف.

11:23.541 --> 11:26.833
‫فکر کنم باید همین‌الان برای خداحافظی
‫هم‌دیگه رو بغل کنیم. محض احتیاط.

11:26.916 --> 11:29.083
‫نمی‌خوام این برای خداحافظی باشه.

11:29.583 --> 11:32.083
‫یه جورهایی مستم، ولی گوش کن.

11:32.958 --> 11:34.583
‫من و تو مثل خواهر و برادریم.

11:34.666 --> 11:37.041
‫فکر می‌کنم این بغل کردن
‫لازم نیست معنای خاصی داشته باشه.

11:37.833 --> 11:38.833
‫فقط سعی کن.

11:53.500 --> 11:55.500
‫واقعاً فکر می‌کنی از پس این برمیایم؟

12:00.708 --> 12:02.375
‫تو فقط اول روی خوب شدن حالت تمرکز کن.

12:20.750 --> 12:23.125
‫فراموش نکن که هر اتفاقی بیفته،
‫دوستت خواهم داشت.

12:27.791 --> 12:29.708
‫خیلی دوستت دارم، ایلکر.

13:30.000 --> 13:37.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:00.500 --> 14:02.625
‫اوه!

14:03.125 --> 14:04.500
‫چیزی از دستت افتاد؟

14:06.916 --> 14:08.166
‫من طبقه بالا می‌مونم.

14:48.875 --> 14:51.416
‫خب، چی بپوشیم؟ هوم؟
‫این یکی چطوره؟

14:52.458 --> 14:53.458
‫نه، این خوب نیست.

14:55.083 --> 14:56.708
‫این نازه.

14:56.791 --> 14:58.166
‫این رو دوست داری، هوم؟

16:13.000 --> 16:16.000
‫این‌ها رو برات آوردم.
‫تا سرت گرم بشه.

16:20.875 --> 16:24.000
‫و حالا، وقتی به گذشته نگاه می‌کنی،

16:24.625 --> 16:27.708
‫پشیمون نیستی که اون رو
‫به بقیه ترجیح دادی؟

16:39.875 --> 16:41.791
‫« نیومدی دفتر، حالت خوبه؟ »

16:45.041 --> 16:47.500
‫چی باعث شد فوندا دچار فروپاشی بشه، ایلکر؟

16:47.583 --> 16:48.458
‫من فوندا رو می‌شناسم،

16:48.541 --> 16:50.833
‫اون هیچوقت اجازه نمی‌داد
‫کارش به اینجا بکشه.

16:50.916 --> 16:53.333
‫البته، من نمی‌دونم
‫چه اتفاقی افتاده و ماجرا چیه،

16:53.416 --> 16:56.666
‫ولی همه‌چیز از وقتی شروع شد
‫که اون دختر پیدا شد.

16:56.750 --> 16:57.870
‫می‌دونی چی جالبه؟

16:57.916 --> 17:02.375
‫فوندا بهم گفت که تو در گذشته
‫یه جورهایی با نازلی رابطه داشتی.

17:02.458 --> 17:05.333
‫حالا ببین کی بهت گفتم.
‫ته و توی این قضیه رو درمیارم.

17:09.625 --> 17:11.791
‫نه کمال، ببخشید.
‫فامیلی نازلی رو نمی‌دونم.

17:11.875 --> 17:14.541
‫راستش، اصلاً به ذهنم هم نرسید
‫که بپرسم.

17:19.583 --> 17:21.875
‫فوندا بهم در مورد فوت دوست‌پسرت گفت.

17:21.958 --> 17:24.958
‫- تسلیت میگم.
‫- اوم.

17:27.833 --> 17:30.375
‫« تصادف موتورسیکلت در زیتین‌بورنو »

17:33.416 --> 17:34.708
‫« برخورد کامیون با موتورسیکلت! »

17:34.791 --> 17:36.500
‫« موتورسوار در تصادفی وحشتناک! »

17:36.583 --> 17:38.250
‫« خبر فوری! تصادف فاجعه‌بار! »

17:40.125 --> 17:42.791
‫ما در زیتین‌بورنو هستیم. یه موتور همین‌الان...

17:42.875 --> 17:45.791
‫« امره جیلان - کپی »

17:56.416 --> 17:58.392
‫« شبکه‌های اجتماعی نازلی رو داری؟
‫فامیلی‌اش رو می‌دونی؟ »

17:58.416 --> 18:00.041
‫« سلین: نه، نمی‌دونم. »

18:56.333 --> 18:58.458
‫« پرستارهای مهربون اتاق زایمان! »

19:02.333 --> 19:05.500
‫« ستاره‌های سلامت کودکان »

19:18.250 --> 19:19.500
‫« ارسال پیام »

19:22.041 --> 19:24.875
‫« سلام، ما داریم نازلی دمیرجی رو
‫به‌عنوان پرستار بچه استخدام می‌کنیم. »

19:27.583 --> 19:31.875
‫« ولی هیچ سوابقی ازش پیدا نکردیم.
‫ممنون میشم اگه بتونید کمکمون کنید. »

19:41.875 --> 19:44.000
‫با دنیز صحبت کردم.

19:44.083 --> 19:46.083
‫کارهات توی گالری همه‌شون فروخته شدن.

19:46.166 --> 19:49.416
‫در واقع، دوتاشون به یه کلکسیونر شخصی
‫توی لندن فروخته شد.

19:49.500 --> 19:50.958
‫خیلی دلش می‌خواد ببینتت.

19:51.041 --> 19:53.791
‫بهش گفتم که تا مدتی در دسترس نیستی.

19:56.625 --> 19:59.041
‫برات خسته‌کننده نیست
‫که یه روز در میون میای اینجا؟

20:02.375 --> 20:03.541
‫اصلاً.

20:05.500 --> 20:08.125
‫باعث افتخارمه که بیام اینجا و ببینمت.

20:12.875 --> 20:14.708
‫دلم برای ماوی خیلی تنگ شده.

20:17.375 --> 20:19.250
‫ایلکر نیاوردش که ببینیش؟

20:26.500 --> 20:29.000
‫دیگه طاقت ندارم تو رو اینجا ببینم.

20:30.000 --> 20:32.791
‫اومدی اینجا، یکم استراحت کردی،
‫خودت رو جمع‌وجور کردی.

20:32.875 --> 20:34.275
‫وقتشه که برگردی خونه.

20:35.000 --> 20:36.375
‫چه‌جوری می‌تونم برگردم؟

20:40.625 --> 20:42.458
‫بعد از اون کاری که باهاشون کردم،

20:44.250 --> 20:47.291
‫نمی‌تونستم توی چشم‌های ایلکر و ماوی نگاه کنم
‫و جوری رفتار کنم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

20:48.375 --> 20:50.291
‫می‌دونم بدون من حالشون بهتره.

21:08.125 --> 21:10.041
‫فکر کردم شاید گشنه‌ات باشه.

21:11.958 --> 21:13.375
‫نمی‌خورم، مرسی.

21:16.458 --> 21:17.858
‫می‌ذارمش همینجا، محض احتیاط.

21:23.250 --> 21:24.625
‫می‌تونم یه چیز دیگه برات بیارم.

21:24.708 --> 21:26.166
‫گفتم که نه.

21:27.083 --> 21:28.083
‫ممنونم.

21:43.125 --> 21:44.791
‫تو این حق رو نداری.

21:46.833 --> 21:48.416
‫خودت رو جمع‌وجور کن.

21:49.500 --> 21:50.625
‫ماوی بهت نیاز داره.

22:06.208 --> 22:10.625
‫« بیا به بیمارستانی که توش کار می‌کنم...
‫آدرس رو می‌فرستم... »

24:02.708 --> 24:04.791
‫الو، مروه؟ من کمالم.

24:04.875 --> 24:05.875
‫سلام.

24:08.000 --> 24:09.541
‫نازلی قراره از بچه‌تون مراقبت کنه؟

24:10.208 --> 24:11.208
‫درسته.

24:12.791 --> 24:14.125
‫لطفاً یکی دیگه رو استخدام کنید.

24:14.833 --> 24:16.250
‫اون‌وقت برای چی؟

24:17.958 --> 24:19.875
‫اون درباره‌ی اینجا چی بهتون گفته؟

24:20.458 --> 24:22.791
‫اینکه قبلاً تصادف کرده
‫و پرستاری رو گذاشته کنار.

24:23.375 --> 24:24.500
‫این واقعیت نداره.

24:25.458 --> 24:26.458
‫اون اخراج شد.

24:27.208 --> 24:28.375
‫جدی میگی؟

24:28.875 --> 24:29.875
‫برای چی؟

24:31.083 --> 24:35.875
‫ببینید، اون پرستار خیلی ماهری بود
‫و همه دوست داشتند باهاش کار کنن.

24:35.958 --> 24:37.583
‫ولی خب، پس چرا اخراج شد؟

24:39.041 --> 24:41.458
‫توی زندگی خصوصی‌اش
‫یه سری اتفاقات بد افتاده بود.

24:42.250 --> 24:43.375
‫مثل چی؟

24:45.375 --> 24:46.625
‫باردار بود.

24:47.458 --> 24:49.041
‫توی اون تصادف بچه‌اش رو از دست داد.

24:49.125 --> 24:50.875
‫و بعد از اون،

24:51.791 --> 24:54.625
‫فکر نمی‌کنم هیچوقت
‫واقعاً تونسته باشه به حالت عادی برگرده.

24:55.708 --> 24:57.791
‫پس دقیقاً برای چی اخراج شد؟

26:00.000 --> 26:07.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

27:11.125 --> 27:13.541
‫می‌تونم بپرسم دنبال چی می‌گردید، آقا؟

27:22.583 --> 27:24.333
‫شاید من باید این رو از تو بپرسم.

27:25.375 --> 27:28.166
‫موندم تو توی زندگی فوندا
‫دنبال چی می‌گردی.

27:30.458 --> 27:32.018
‫نمی‌فهمم چی داری میگی.

27:32.625 --> 27:33.791
‫مطمئنم که می‌فهمی.

27:34.291 --> 27:37.541
‫چطوره تعارف رو کنار بذاریم
‫و هم‌دیگه رو به اسم کوچیک صدا بزنیم؟

27:38.750 --> 27:39.791
‫چی می‌خوای؟

27:40.750 --> 27:42.416
‫اومدم با ایلکر صحبت کنم.

27:44.083 --> 27:45.125
‫درباره‌ی چی؟

27:45.750 --> 27:48.625
‫همیشه انقدر کنجکاو بودی؟
‫این رو از کجا آوردی؟

27:50.083 --> 27:51.291
‫همین‌الان رفت.

27:53.375 --> 27:55.041
‫شاید من بتونم توی چیزی کمکت کنم؟

27:55.833 --> 27:56.833
‫بله.

27:57.791 --> 28:01.083
‫شاید بهتره با تو صحبت کنم،
‫چون تو مرکز تمام این اتفاقاتی.

28:02.958 --> 28:04.083
‫متوجه نمیشم.

28:09.750 --> 28:11.500
‫تو این بلا رو سر فوندا آوردی، مگه نه؟

28:12.000 --> 28:15.458
‫مثل همون کاری که با اون بچه
‫توی اون بیمارستانی که ازش اخراج شدی کردی.

28:15.541 --> 28:18.625
‫بعد از اینکه یه مشت مسکن بهش دادی،
‫رفت توی کما.

28:21.833 --> 28:23.333
‫اون‌ها جونش رو نجات دادن.

28:24.166 --> 28:26.333
‫ازت بازجویی کردن و بعد اخراجت کردن.

28:26.916 --> 28:30.333
‫بعد هم قضیه رو ماست‌مالی کردن
‫تا کسی از بیمارستان شکایت نکنه.

28:34.916 --> 28:36.875
‫اون شب، فوندا مست نبود.

28:38.000 --> 28:39.541
‫من اون رو بهتر از هر کسی می‌شناسم.

28:39.625 --> 28:42.208
‫قلبش رو می‌شناسم و ذهنش رو هم می‌شناسم.

28:42.791 --> 28:44.500
‫مست نبود، مگه نه؟

28:46.083 --> 28:48.708
‫اینکه اون شب رو یادش نمیاد
‫اتفاقی نیست.

28:50.250 --> 28:52.625
‫برام سواله که چی به خوردش دادی؟

28:55.000 --> 28:57.500
‫بهم بگو. از کی شروع کردی به مسموم کردنش؟

28:58.458 --> 28:59.625
‫آشفته کردن افکارش؟

29:04.500 --> 29:07.380
‫برات چای بابونه درست کردم.
‫توی خونه دیدم. فکر کردم دوست داری.

29:07.416 --> 29:08.416
‫آره، دوست دارم.

29:09.458 --> 29:12.458
‫اول پرستار بود،
‫بعد مدل نقاشی‌ات، حالا هم شده دوستت؟

29:13.458 --> 29:14.708
‫می‌خوای یه بازی کنیم؟

29:30.750 --> 29:33.291
‫تمام بدنم درد می‌کنه.
‫میگرن شدیدی گرفتم.

29:33.375 --> 29:35.250
‫خدای من، این خیلی عجیبه.

29:40.541 --> 29:42.458
‫دمنوش بابونه.

29:42.541 --> 29:44.000
‫نازلی درستش کرده.

29:45.458 --> 29:48.666
‫اون راکی. همون‌طور که گفتم،
‫اون کوفتی خیلی می‌گیرتت.

29:48.750 --> 29:51.291
‫چطوره برات چای نعنا درست کنم؟
‫حالت خوب به‌نظر نمی‌رسه.

29:54.125 --> 29:55.375
‫حالم اصلاً خوب نیست.

29:55.458 --> 29:57.000
‫برات چای درست می‌کنم. بهترت می‌کنه.

29:57.958 --> 30:01.375
‫نازلی. اصلاً یادم نمیاد چه اتفاقی افتاد.

30:08.375 --> 30:09.625
‫بفرمایید.

30:11.666 --> 30:12.666
‫نازلی؟

30:15.541 --> 30:17.875
‫بیا، یکم چای که با صبحونه‌ات بخوری.

30:18.625 --> 30:21.041
‫چای بابونه درست کردم.

30:21.125 --> 30:23.666
‫رفتارش توی شب افتتاحیه، کار تو بود.

30:26.875 --> 30:28.833
‫سخت‌کوشی‌ات رو جشن بگیر.

30:30.583 --> 30:32.458
‫اون فوندا، واقعی نبود.
‫اون یکی دیگه بود.

30:36.083 --> 30:39.750
‫اون ناآرامی‌ای که تمام شب داشت،
‫اون‌جوری که بی‌ملاحظه زد بیرون...

30:42.291 --> 30:43.750
‫تو اون بلا رو سرش آوردی.

30:51.250 --> 30:52.708
‫می‌خوام بهم بگی...

30:53.416 --> 30:55.083
‫ماوی رو هم مسموم کردی؟

30:58.958 --> 31:00.041
‫هرگز.

31:05.208 --> 31:06.416
‫صدام رو می‌شنوی؟

31:07.041 --> 31:08.333
‫من هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

31:11.625 --> 31:13.625
‫اون بچه‌ی توی بیمارستان چی؟

31:14.125 --> 31:15.125
‫هوم.

31:17.083 --> 31:18.791
‫اون بچه داشت زجر می‌کشید.

31:20.375 --> 31:21.750
‫من فقط می‌خواستم آرومش کنم.

31:23.791 --> 31:25.583
‫هیچوقت قصدم صدمه زدن بهش نبود.

31:26.333 --> 31:28.041
‫دلسوزی به کارهام جهت می‌داد.

31:28.125 --> 31:29.458
‫دلسوزی؟

31:30.250 --> 31:31.625
‫چه‌جوری می‌تونی اسم این رو بذاری دلسوزی؟

31:34.250 --> 31:35.291
‫همین بود.

31:37.166 --> 31:39.333
‫مطمئنا تو هم می‌تونی این رو ببینی.

31:41.750 --> 31:43.958
‫پس فوندا از روی خوش‌قلبی تو مسموم شده.

31:47.083 --> 31:50.125
‫من ماوی رو خیلی دوست دارم.

31:52.333 --> 31:54.125
‫هر کاری براش انجام میدم.

31:58.291 --> 32:00.583
‫من قبل از فوندا اونجا بودم، باشه؟

32:02.333 --> 32:04.041
‫این زندگی باید مال من می‌شد.

32:04.625 --> 32:05.750
‫خانواده‌ی من.

32:06.375 --> 32:07.625
‫خوشبختی من.

32:08.708 --> 32:10.125
‫من اول اونجا بودم.

32:10.958 --> 32:13.000
‫نازلی، معلومه که حالت خوب نیست.

32:13.875 --> 32:17.666
‫- تو مریضی و نیاز به کمک داری.
‫- وقتی عشق واقعی باشه، اسمش مریضی نیست.

32:18.541 --> 32:19.541
‫اشتیاق.

32:21.208 --> 32:22.500
‫فداکاری.

32:25.750 --> 32:29.166
‫دیوونه میشم وقتی فکر می‌کنم فوندا تمام این مدت
‫داشته با یه روانی مثل تو زندگی می‌کرده.

32:29.250 --> 32:30.250
‫تمام این مدت.

32:31.666 --> 32:33.375
‫چون تو عاشق اونی.

32:36.166 --> 32:37.541
‫ما باید هم‌دیگه رو درک کنیم.

32:38.125 --> 32:41.166
‫وسواس‌های دیوانه‌وار تو با احساساتی که
‫من به اون دارم، قابل مقایسه نیست.

32:43.458 --> 32:44.500
‫خوبه، اصلاً فقط من.

32:45.000 --> 32:47.541
‫چطوره بهم بگی حاضری تا کجا پیش بری

32:47.625 --> 32:49.500
‫تا زندگی‌ای که از دست دادی رو پس بگیری؟

32:49.583 --> 32:50.583
‫ها؟

32:51.291 --> 32:53.208
‫من پای کاری که کردم وایمیستم.

32:54.250 --> 32:55.708
‫تو تا کجا پیش میری؟

32:59.000 --> 33:02.125
‫فوندا الان یه زن متاهله.

33:03.083 --> 33:04.083
‫مگه نه؟

33:06.875 --> 33:09.000
‫مگه خودش انتخاب نکرد که با ایلکر باشه؟

33:11.166 --> 33:13.625
‫اون ترکت کرد، ولی تو می‌تونی عوضش کنی.

33:16.833 --> 33:18.833
‫اصلاً چی داری میگی؟

33:19.416 --> 33:20.708
‫فقط گوش کن.

33:22.375 --> 33:23.875
‫فقط بهم اعتماد کن و ساکت باش.

33:25.208 --> 33:26.500
‫صبور باش.

33:28.958 --> 33:31.250
‫چون فوندا میاد سراغت.

33:33.208 --> 33:35.333
‫صبرت می‌تونه اون رو برگردونه.

33:38.541 --> 33:40.250
‫چون برای من این اتفاق افتاد.

33:42.333 --> 33:44.250
‫همه‌چیز همون‌طوریه که باید باشه.

34:08.500 --> 34:10.000
‫توی خونه چیکار می‌کرد؟

34:12.375 --> 34:15.250
‫فوندا یه سری از وسایلش رو می‌خواست.
‫اومده بود اون‌ها رو براش ببره.

34:31.500 --> 34:34.750
‫خب، بعد از این شش هفته‌ای
‫که اینجا گذروندی،

34:34.833 --> 34:37.250
‫و بعد از جلساتی که با هم داشتیم،

34:37.333 --> 34:39.750
‫کنجکاوم بدونم الان چه حسی داری؟

34:40.916 --> 34:43.291
‫می‌دونی، راستش حالم

34:44.041 --> 34:47.125
‫خیلی بهتر شد،
‫چند روز بعد از اینکه اومدم اینجا.

34:48.541 --> 34:49.666
‫بیشتر شبیه خودم شدم.

34:49.750 --> 34:51.791
‫موافقم. خیلی سریع بهبود پیدا کردی.

34:54.750 --> 34:57.583
‫فکر کنم تمام چیزی که نیاز داشتم،
‫یکم زمان برای دور شدن بود.

34:57.666 --> 35:00.250
‫دوستم که زیاد بهم سر می‌زنه...

35:00.750 --> 35:02.208
‫- منظورتون آقا کمالـه.
‫- اوم.

35:02.291 --> 35:03.291
‫بله، دیدمش.

35:04.375 --> 35:06.416
‫فکر می‌کنه دیگه وقتشـه برم خونه.

35:06.916 --> 35:09.166
‫بله، با من هم صحبت کرد.

35:09.250 --> 35:12.375
‫فوندا، تنها چیزی که اهمیت داره
‫اینه که خودت چی می‌خوای.

35:12.875 --> 35:16.375
‫هر وقت احساس کردی آماده‌ی رفتنی،
‫فقط بهمون خبر بده.

35:16.875 --> 35:17.875
‫با هم حرف می‌زنیم.

35:24.583 --> 35:27.125
‫- مراقب خودت باش.
‫- ممنون، حتماً.

35:27.208 --> 35:28.625
‫- ممنونم.
‫- روز خوبی داشته باشین.

36:29.958 --> 36:31.083
‫بانوی من.

36:32.000 --> 36:33.500
‫کالسکه منتظرتونـه.

36:51.708 --> 36:52.708
‫فوندا.

37:14.708 --> 37:16.291
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

37:49.208 --> 37:52.250
‫واسه کسی که با ذره‌ذره‌ی وجودت
‫بهش عشق می‌ورزی...

37:54.708 --> 37:57.000
‫چیزی به اسم بدی وجود نداره.

38:04.958 --> 38:06.666
‫دیگه نمیشه متوقف شد.

38:07.416 --> 38:09.375
‫من به اینجا تعلق دارم.

38:10.750 --> 38:12.916
‫من لایق این خانواده بودم.

38:13.583 --> 38:14.791
‫به‌دستش آوردم.

38:21.041 --> 38:24.750
‫به هر قیمتی که شده، ازشون محافظت می‌کنم.

38:25.000 --> 38:45.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
