WEBVTT

00:00.000 --> 00:00.940
‫آنچه گذشت…

00:04.390 --> 00:06.220
‫- لیوخ باز هم خونه‌ی توئه
‫- نه، کالوم

00:06.390 --> 00:08.890
‫خونه‌ی من کنار مردیه که نتونستی بکشیش

00:10.140 --> 00:11.730
‫از اونجایی که زنم میگه پری‌ها
‫روت نشون گذاشتن

00:11.890 --> 00:13.100
‫عمراً بهت آسیبی بزنم

00:13.270 --> 00:14.600
‫کاری نکن بعداً پشیمون بشم، انگلیسی

00:14.770 --> 00:17.400
‫هنری همین‌جاست. دوینا جان، هنری برگشته

00:17.570 --> 00:20.280
‫- خیال کردی سیما منم؟
‫- چه کاری از دستم برمیاد؟

00:20.440 --> 00:23.900
‫هنری‌ای که قبل از
‫عبور از سنگ‌ها می‌شناختم رو دوباره پیدا کن

00:24.070 --> 00:25.910
‫لووات به نمایندگی از پادشاه
‫اینورنس رو گرفته

00:26.070 --> 00:28.530
‫میریم سمت جنوب و به نیروهای مار
‫توی پرت ملحق میشیم

00:28.700 --> 00:30.410
‫یه مشاور هم مجبوره بره جنگ؟

00:30.580 --> 00:31.950
‫من باید برم

00:32.120 --> 00:34.040
‫وقتی به سپاه آرگایل بپیوندیم
‫تو هم همراهی‌مون می‌کنی

00:34.210 --> 00:35.750
‫من سوگند خوردم برای خاندان استوارت
‫بجنگم

00:35.920 --> 00:38.460
‫بعد از این جنگ، تکلیف‌مون
‫رو باهم روشن می‌کنیم

00:38.630 --> 00:39.920
‫تا همین الانم یکی از
‫خواهرهام رو از دست دادم

00:40.090 --> 00:41.130
‫فردا اول وقت از اینجا میریم

00:41.300 --> 00:42.670
‫- خودت درستش کردی؟
‫- امروز صبح

00:42.840 --> 00:45.580
‫دفعه‌ی پیش، تو نامه نوشتی
‫حالا نوبتِ منـه

00:45.610 --> 00:47.050
‫قبلِ اینکه از لیوخ بزنم بیرون،

00:47.220 --> 00:48.970
‫به مورا قول دادم که دوگل رو
‫زنده برگردونم خونه

00:49.140 --> 00:51.140
‫جنگ فقط بلای جون مردها نیست

00:51.310 --> 00:54.060
‫صحیح و سالم برش می‌گردونم خونه

00:54.190 --> 00:56.020
‫همسرها، مادرها…

00:56.480 --> 00:58.110
‫روح بازمانده‌ها رو می‌خوره

01:01.360 --> 01:12.360
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:19.290 --> 01:22.710
‫هر بار که اینجا وایسادم، به این فکر کرده‌ام
‫که درباره‌ام چه فکری می‌کنی

01:25.840 --> 01:27.470
‫اینکه چقدر از نظرت حقیرم

01:29.350 --> 01:32.520
‫که دست و پا می‌زنم تا اونچه
‫پدرم به جا گذاشته رو سر پا نگه دارم

01:35.020 --> 01:36.640
‫من همه‌چیزم رو

01:37.940 --> 01:39.730
‫فدای خواسته‌های این خانواده کردم

01:41.440 --> 01:42.570
‫تنم…

01:46.070 --> 01:47.570
‫وجدانم…

01:50.780 --> 01:52.080
‫و خواهرم رو

01:54.950 --> 01:56.330
‫خدایا، منو ببخش

01:58.250 --> 02:00.210
‫خیال می‌کردم اگه همه این
‫رنج‌ها…

02:02.670 --> 02:05.630
‫و بدنامیِ سنگدلی رو به جون بخرم،
‫می‌تونم از خانواده‌ام محافظت کنم

02:08.590 --> 02:10.760
‫ولی من فقط همه‌شون رو به خاک سیاه نشوندم

02:13.560 --> 02:15.020
این درس عبرتی بود که می‌خواستی بهم بدی؟

02:15.640 --> 02:17.140
‫اینکه عشقی که برای اثباتش
‫خونی ریخته نشه،

02:17.310 --> 02:19.480
‫هیچ ارزشی نداره؟

02:21.650 --> 02:23.650
یا این درسی بود که از پدرم گرفتم؟

02:29.150 --> 02:31.030
‫صدامو می‌شنوی پیرمرد؟

02:33.240 --> 02:34.200
‫آره؟

02:35.540 --> 02:38.830
‫تویی که بار این بدنامی
‫رو انداختی روی دوش من

02:40.250 --> 02:43.130
‫نامی که بیشتر از هر شمشیری

02:43.250 --> 02:45.920
‫جون اعضای خانواده‌مون رو گرفته

02:53.510 --> 02:56.470
‫تو منو شبیه خودت ساختی

03:00.730 --> 03:02.560
‫مردی که بلد بود رهبری کنه

03:07.940 --> 03:09.450
‫ولی حتی عشق ورزیدنش هم

03:13.870 --> 03:17.450
‫حساب‌وکتاب داشت

03:24.290 --> 03:26.710
‫اگه هنوزم ذره‌ای بهم رحم داری،

03:29.260 --> 03:31.300
‫کارهایی رو که به نام تو کرده‌ام، ببخش

03:43.730 --> 03:45.650
‫منو به خاطر گناهانی که از
‫این پس مرتکب میشم هم ببخش

05:09.520 --> 05:12.820
‫« غریبـه: هم‌خـونِ مـن »

05:21.000 --> 05:28.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:28.540 --> 05:29.500
‫سیما

05:32.800 --> 05:34.130
‫پسرم کجاست؟

05:37.680 --> 05:39.340
‫خوابیده و در امانـه

05:40.220 --> 05:41.260
‫دوینا چی؟

05:41.930 --> 05:43.060
‫نگران اونم نباش

05:44.520 --> 05:46.230
‫اونم مزاحممون نمیشه

05:51.400 --> 05:52.690
‫یه لحظه هم چشم روی هم نذاشتی

05:56.240 --> 05:57.910
‫اگه بخوای می‌تونی یکم استراحت کنی

05:59.110 --> 06:00.370
‫من از جام تکون نمی‌خورم

06:03.580 --> 06:05.370
‫اتفاقاً از خداتـه، مگه نه؟

06:06.620 --> 06:10.380
‫اینکه من بخوابم و تو
‫یواشکی بزنی به دل تاریکی؟

06:10.960 --> 06:12.290
‫تو که در رو قفل کردی

06:12.750 --> 06:14.880
‫نه جایی دارم برم نه کسی
‫رو دارم که بهش پناه ببرم

06:17.470 --> 06:19.050
‫برای خودت بهتره یکم استراحت کنی

06:19.640 --> 06:22.010
‫خیلی وقته که داری بار این همه رنج رو

06:22.390 --> 06:23.260
‫تنهایی به دوش می‌کشی

06:26.890 --> 06:28.080
‫خیال می‌کنی چون مادر بچه‌هاشی

06:28.100 --> 06:29.730
‫پس از من سَرتری

06:31.310 --> 06:32.900
‫ولی آخرش میاد سراغِ خودم

06:33.070 --> 06:35.820
‫اگه خیال می‌کنی یه بار دیگه
‫نگاهت می‌کنه، سخت در اشتباهی

06:35.940 --> 06:37.900
‫به نظرم این‌جوری بالاخره به چشمش میام

06:41.280 --> 06:42.740
‫و وقتی تو دیگه نباشی،

06:44.410 --> 06:46.450
‫هیچ مانعی سر راهمون نمی‌مونه

06:52.170 --> 06:54.090
‫تا حالا یه ارتش رو از نزدیک ندیده بودم

06:55.250 --> 06:58.130
‫تا حالا نشنیده بودم مردها
‫درباره مُردن آواز بخونن

06:58.300 --> 07:01.050
‫یا جوری بخندن که انگار مرگ هیچ اهمیتی نداره

07:02.850 --> 07:05.100
‫آخه اگه نخندن

07:05.260 --> 07:06.430
‫ از ترس قالب تهی می‌کنن

07:10.060 --> 07:11.650
‫خودت از چی بیشتر می‌ترسی؟

07:13.310 --> 07:14.940
‫بیشتر از زنده موندن جان کمرون می‌ترسی

07:16.020 --> 07:18.150
‫یا مرگِ اون پسره مورتا فریزر؟

07:19.950 --> 07:21.570
‫حتی مطمئن نیستم که…

07:22.660 --> 07:24.120
‫مورتا هم حسی به من داره یا نه

07:26.030 --> 07:28.290
‫گریس، خودم دیدم مورتا چطوری نگاهت می‌کنه

07:30.210 --> 07:33.670
‫مثل مردی که به معمایی خیره
‫شده و مصممه که حلش کنه

07:34.590 --> 07:36.500
‫اما وقتی فکر می‌کنه کسی نمی‌بینتش

07:37.380 --> 07:39.670
‫جوری بهت نگاه می‌کنه
‫که برایان به من نگاه می‌کنه

07:44.760 --> 07:47.600
‫وقتی نزدیکمـه

07:48.930 --> 07:53.060
‫حس می‌کنم می‌تونه صدای ضربان قلبم رو بشنوه

07:55.110 --> 07:56.230
‫ولی…

07:57.650 --> 08:00.320
‫وقتی جان کمرون بهم زل می‌زنه

08:01.860 --> 08:02.860
‫انگار…

08:04.030 --> 08:05.910
‫صرفاً یه بشقاب دسرم

08:06.070 --> 08:07.370
‫که می‌خواد بخوردش

08:13.170 --> 08:14.460
‫هیچ‌چیز هیچ‌وقت ساده نیست

08:16.540 --> 08:19.090
‫مخصوصاً وقتی دنیا ازت انتظار
‫داره به جایگاه خودت راضی باشی

08:22.880 --> 08:25.800
‫و حتی اگه خدا هم از همون
‫اول جایگاهت رو مقدر کرده باشه

08:26.550 --> 08:29.060
‫بازم مانع این نمیشه دلت چیزی رو بخواد
‫که سهم تو نیست

08:33.270 --> 08:34.390
‫یه وقتایی

08:34.900 --> 08:37.060
‫دلت به جای تو تصمیم می‌گیره

08:47.870 --> 08:49.080
‫از طرز سوارکاریت مشخصه…

08:49.830 --> 08:50.830
‫یا حتی از…

08:51.750 --> 08:52.830
‫از طرز نشستنت

08:59.880 --> 09:01.840
‫خیلی نکته‌بینی، گریس

09:03.340 --> 09:05.340
‫من قضاوتتون نمی‌کنم بانوی من

09:08.260 --> 09:10.970
‫تنها کسی که قضاوتش برام مهمـه، برایانـه

09:13.640 --> 09:15.640
‫و با تمام وجودش

09:16.480 --> 09:17.980
‫از این بچه استقبال کرده

09:20.020 --> 09:22.400
‫اگه سالم از جنگ برنگرده

09:22.570 --> 09:24.530
‫تکلیف شما و این بچه چی میشه؟

09:29.320 --> 09:32.080
‫ببخشید بانوی من.
‫نباید این حرف رو می‌زدم.

09:34.870 --> 09:36.620
‫تو صرفاً داری از احتمالات میگی

09:39.290 --> 09:43.050
‫ترجیح میدم به زبونش نیارم
‫تا اینکه بگم و به واقعیت بپیونده

09:47.340 --> 09:48.800
‫چیزی نمونده تا هوا تاریک بشه

09:48.930 --> 09:49.930
‫بهتره یکم استراحت کنیم

10:07.610 --> 10:09.320
‫دارن بُرد سلاح‌ها رو امتحان می‌کنن

10:10.780 --> 10:11.780
‫آره

10:13.330 --> 10:15.120
‫دیگه چیزی نمونده

10:19.540 --> 10:22.380
‫از قیافه‌ات معلومه که اصلاً
‫دلت نمی‌خواد اینجا باشی

10:25.340 --> 10:26.630
‫خودت هم دست کمی از من نداری

10:29.550 --> 10:30.470
‫آره

10:31.550 --> 10:33.930
‫می‌شد صبح خیلی بهتری داشته باشیم

10:38.640 --> 10:40.600
‫ولی من هیچ صبحی رو با امروز صبح

10:42.270 --> 10:43.690
‫که تو کنارمی عوض نمی‌کنم

10:47.360 --> 10:49.700
‫پدرت تا آخر عمرش به خاطر این کارت

10:49.820 --> 10:50.740
‫بهت میگه نادون

10:53.080 --> 10:55.120
‫چیزهای بدتر از اینم بهم گفته

11:03.500 --> 11:04.840
‫اگه کشته شدم…

11:06.130 --> 11:08.050
‫- اگه…
‫- اگه امروز همون روز باشه…

11:09.840 --> 11:11.220
‫خودم مراقبش هستم

11:12.340 --> 11:13.430
‫مراقب بچه‌ات هم هستم

11:17.100 --> 11:19.140
‫تا آخرین نفس برایان

11:27.320 --> 11:28.400
‫خیالت راحت

11:35.490 --> 11:39.040
‫خدا کنه باهم بمیریم تا درست‌وحسابی
‫از خجالت جفت‌مون در بیاد

11:42.370 --> 11:44.380
‫فکر می‌کنی بدتر از این نمیشه؟

11:58.140 --> 11:59.520
‫سخته وقتی اختیار دلت

12:00.930 --> 12:02.810
‫دیگه دست خودت نیست

12:03.980 --> 12:06.060
‫خیال می‌کردم از سرگذشت تو درس عبرت گرفتم

12:47.520 --> 12:48.730
‫خب حالا چه حسی داشت؟

12:49.900 --> 12:51.070
‫چی چه حسی داشت؟

12:51.990 --> 12:53.490
‫مردینا…

12:54.320 --> 12:55.860
‫تقریباً مطمئنـه

12:57.370 --> 12:58.950
‫میگه وقتی غیبت زد،

12:59.780 --> 13:01.620
‫پری‌ها تو رو با خودشون بُردن

13:15.180 --> 13:18.140
‫انگار داشتم از دل تک تک خاطرات زندگیم
‫سقوط می‌کردم

13:22.220 --> 13:24.640
‫و می‌دونستم در انتهای اون سقوط

13:25.690 --> 13:27.100
‫اون رو پیدا می‌کنم

13:27.770 --> 13:28.650
‫زنت رو میگی؟

13:32.190 --> 13:33.320
‫دخترم رو میگم

13:34.030 --> 13:35.030
‫کلیر

13:37.860 --> 13:40.280
‫پری‌ها می‌خواستن دخترم رو ازم بگیرن

13:41.990 --> 13:43.290
‫خودش رو نه،

13:44.290 --> 13:45.500
‫یاد و خاطره‌ش رو

13:48.000 --> 13:49.210
‫موفق شدن؟

13:51.710 --> 13:52.800
‫تلاششون رو کردن

13:57.380 --> 13:59.760
‫ولی وقتی دوباره زنم رو پیدا کردم،
‫خاطراتِ دخترم رو بهم برگردوند

14:04.350 --> 14:06.940
‫مردینا میگه پری‌ها قبل از
‫اینکه تن کسی رو اسیر کنن

14:07.060 --> 14:08.940
‫اول قلبش رو نشونه می‌گیرن

14:10.860 --> 14:12.320
‫اگه این حرف درست باشه

14:12.480 --> 14:14.400
‫پس قلب من رو همون روزی
‫که کلیر به‌دنیا اومد، نشونه گرفتن

14:16.740 --> 14:18.950
‫و از اون روز به بعد
‫زندگیم دیگه مثل سابق نشد

15:01.410 --> 15:02.870
‫مدام با خودم میگم…

15:05.740 --> 15:08.120
‫اگه اون شب ازش خواسته بودم پیشم بمونه

15:08.290 --> 15:09.750
‫الان هنوز کنارمون بود

15:14.290 --> 15:15.670
‫وقتی بچه بودم

15:16.550 --> 15:18.590
‫خیال می‌کردم جنت از همه‌مون ضعیف‌تره

15:21.380 --> 15:24.550
‫با کوچیکترین آسیبی اشکش درمیومد

15:26.640 --> 15:29.100
‫ولی هیچ‌وقت صداش رو سر کسی بلند نمی‌کرد

15:33.190 --> 15:34.940
‫اصلاً بلد نبود از کسی متنفر باشه

15:39.400 --> 15:40.900
‫شاید ما مردها باید به خاطر این ویژگی

15:41.530 --> 15:42.910
‫بهش غبطه بخوریم

15:46.830 --> 15:49.200
‫و ما ترکیبی از پدر و مادرمون بودیم

15:51.410 --> 15:52.870
‫هر کدوم به‌اندازه‌ی کمی تندخویی،

15:54.250 --> 15:55.250
‫غرور،

15:56.500 --> 15:57.670
‫و لطافت رو

15:58.960 --> 16:00.380
‫به ارث برده بودیم

16:06.970 --> 16:08.060
‫ببخشید مزاحمتون شدم

16:08.770 --> 16:10.230
‫خبری از اینورنس رسیده

16:10.390 --> 16:11.600
‫رک‌وپوست‌کنده بگو ببینم

16:12.730 --> 16:14.900
‫لووات کل شهر رو تصرف کرده

16:15.440 --> 16:16.940
‫ولی نیروهای دوگل اصلاً نزدیک قلعه نشدن

16:17.110 --> 16:20.940
‫به سپاه اصلی مار پیوستن و راهی پرت شدن

16:26.070 --> 16:27.240
‫پس جنگ دیگه شروع شده

16:30.370 --> 16:34.760
‫« نبرد شریف‌مویر »

17:07.700 --> 17:09.330
‫امروز می‌خوان محک‌مون بزنن

17:11.540 --> 17:13.250
‫ولی عیار یک مرد

17:14.000 --> 17:16.880
‫به ایستادگیش توی روزهای آفتابی نیست

17:17.630 --> 17:21.250
‫بلکه به ایستادگیش در دل طوفانه

17:23.510 --> 17:26.630
‫امروز شما نماینده خاندان گرنت هستید

17:27.550 --> 17:30.220
حمایت پادشاه پشت شماست

17:30.640 --> 17:32.100
‫خوب گوش‌هاتون رو باز کنید

17:32.270 --> 17:34.140
‫اگه امروز شکست بخورید

17:34.310 --> 17:38.480
‫نه در این دنیا و نه در اون دنیا،
‫رحمی نصیب‌تون نمیشه

17:38.940 --> 17:41.190
‫ولی اگه در برابر دشمن مقاومت کنید

17:41.860 --> 17:44.570
‫نام خاندان گرنت با افتخار در یادها می‌مونه

17:45.320 --> 17:46.610
‫استوار بمونید

17:48.240 --> 17:51.080
‫و خداوند یار و یاور درستکاران باشد

18:00.750 --> 18:03.460
‫گروهان به‌پیش!

18:10.970 --> 18:12.310
‫نبینم امروز خودت رو به کشتن بدی

18:12.930 --> 18:14.810
‫وقتی این جنگ تموم بشه،
‫هنوز کلی کار باهم داریم

18:14.930 --> 18:18.100
‫آره، حیفـه چیزی رو ناتموم بذاریم

18:18.270 --> 18:20.400
‫اگه کل‌کل‌هاتون تمومه،

18:20.900 --> 18:23.020
‫بریم که حساب این حرومی‌ها رو
‫بذاریم کف دستشون

18:42.340 --> 18:43.880
‫مشخصه قبلاً هم توی صف نبرد ایستادی

18:44.960 --> 18:46.300
‫به اندازه کافی جنگ و درگیری دیدم

18:47.340 --> 18:48.680
‫کدوم جنگ؟

18:48.840 --> 18:50.470
‫- گروهان ایست!
‫- جنگی برای پایان دادن به تمام جنگ‌ها

18:52.180 --> 18:54.350
‫ولی بازم درگیر جنگیم

18:55.180 --> 18:57.640
‫جنگ خوب بلده ثابت کنه
‫هیچ‌کدوممون به حرف‌هامون پایبند نیستیم

19:02.020 --> 19:04.900
‫گروهان، آماده!

19:09.820 --> 19:11.780
‫«تولاک آرد»!

19:30.630 --> 19:32.760
‫اگه اومدید غارتمون کنید، چیزی گیرتون نمیاد

19:33.390 --> 19:35.430
‫ثروتت به کارم نمیاد

19:37.560 --> 19:40.810
‫پدرم رو یادته؟ جیمز میکنی؟

19:44.730 --> 19:46.940
‫یادمه قبل از اینکه همه رو سلاخی کنه،

19:47.110 --> 19:49.280
‫خودم با تیر زدم وسط قفسه سینه‌اش

19:49.440 --> 19:50.740
‫پس می‌دونی چرا مرگت حتمیـه

19:50.900 --> 19:52.950
‫بهش دست نزن!

19:54.320 --> 19:56.950
‫اون دخالتی توی این ماجرا نداره…

19:57.080 --> 19:59.660
‫همین که همراهِ توئه برای محکومیتش کافیه

20:01.460 --> 20:04.920
‫اول گفتم با یه گلوله یا ضربه شمشیر
‫راحت و بی‌دردسر خلاصت کنم

20:05.250 --> 20:06.920
‫ولی این‌جوری عدالت اجرا نمیشه، بد میگم؟

20:07.380 --> 20:09.840
‫عدالت زمان‌بره

20:10.380 --> 20:14.390
‫می‌خوام بشینم جون‌دادنت رو تماشا کنم

20:15.300 --> 20:18.260
‫بشنوم چطور واسه همون رحمی که
‫از اون دریغ کردی، به دست‌وپام افتادی

20:19.140 --> 20:21.230
‫محاله به پات بیفتم

20:22.600 --> 20:23.730
‫حالا می‌بینیم

20:34.410 --> 20:35.910
‫خیال می‌کردم وقتی جان راهی میدون جنگ بشه،

20:36.070 --> 20:40.500
‫غمگین یا خشمگین بشم

20:42.910 --> 20:45.540
‫ولی راستش فقط احساس آسودگی می‌کنم

20:46.880 --> 20:47.840
‫وا!

20:48.250 --> 20:49.630
‫واقعاً که اینو نمیگی

20:52.880 --> 20:53.800
‫چرا نگم؟

20:55.800 --> 20:57.890
‫شاید اعتراف به این موضوع خجالت‌آور باشه

20:58.050 --> 21:00.140
‫ولی من نمی‌خوام تظاهر کنم

21:01.270 --> 21:02.640
‫آرامش خاصی داره که

21:02.770 --> 21:05.020
‫دیگه مجبور نباشم حدس
‫بزنم از کدوم در وارد میشه

21:07.150 --> 21:10.690
‫یا قبل از اینکه اسمم رو
‫صدا بزنه چقدر شراب خورده

21:13.950 --> 21:17.410
‫همیشه شجاعت این رو داشتی که
‫واقعیت رو بی‌پرده به زبون بیاری

21:21.080 --> 21:22.250
‫شاید

21:23.580 --> 21:25.870
‫اما تاوانش از چیزی که فکر می‌کردم
‫سنگین‌تر بود

21:32.380 --> 21:34.010
‫وقتی این بچه بزرگ بشه

21:35.970 --> 21:37.340
‫اگه دختر بشه

21:40.350 --> 21:42.140
‫امیدوارم هیچ‌وقت مجبور نشه

21:42.270 --> 21:44.770
‫از صدای پای شوهرش به وحشت بیفته

22:01.990 --> 22:03.700
‫لازم نیست بهش آسیب برسونی

22:05.370 --> 22:06.460
‫پسرمو میگم

22:08.790 --> 22:10.670
‫اگه از اینجا بُردیش و یه جا مخفیش کردی

22:10.840 --> 22:14.170
‫بهم بگو تا برم به دادش برسم

22:16.470 --> 22:18.090
‫یه لحظه اونجا بود و بعد ناپدید شد

22:19.470 --> 22:20.640
‫در همین حد می‌تونم بگم

22:22.060 --> 22:24.430
‫نمی‌دونم خیال می‌کنی
‫هنری چه وعده‌ای بهت داده

22:24.600 --> 22:26.020
‫ولی عاقبت ماجرا چیزی نیست که انتظار داری

22:26.140 --> 22:27.560
‫محاله باهات ازدواج کنه

22:29.060 --> 22:31.270
‫تو چی از قول و قرار سرت میشه؟

22:32.270 --> 22:35.530
‫تویی که هیچ‌وقت طرد نشدی و
‫چشم‌انتظار نموندی

22:36.690 --> 22:38.820
‫هر حرفی هم که بهت زده

22:39.910 --> 22:41.780
‫همه‌ش از سر دلسوزی بوده

22:41.950 --> 22:44.160
‫حتی اگه شانسی از دست من
‫جون سالم به در ببری

22:44.700 --> 22:46.450
‫لووات خبردار میشه چیکار کردی

22:47.120 --> 22:48.370
‫میده اعدامت کنن

22:48.960 --> 22:51.250
‫دوهمسری، هم پیش خدا گناهه هم
‫پیش مردم

22:51.420 --> 22:53.130
‫درسته من تن‌فروشم

22:53.840 --> 22:55.840
‫اما خدا به فروتنان رحم می‌کنه،

22:56.800 --> 22:58.470
‫نه به کسانی که آگاهانه
‫از فرمانش سرپیچی می‌کنن

22:58.630 --> 22:59.800
‫پس معطل چی هستی؟

22:59.930 --> 23:01.510
‫دارم فکر می‌کنم

23:02.600 --> 23:04.760
‫چطوری خلاصت کنم
‫که خدا هم منو ببخشه

23:24.280 --> 23:26.290
‫اگه یعقوبی‌ها به هر طریقی پیروز میدون بشن

23:27.250 --> 23:29.750
‫دوگل راضی نمیشه فقط یه سردار جنگی
‫باقی بمونه

23:31.960 --> 23:33.840
‫می‌خواد ارباب لیوخ بشه

23:34.290 --> 23:34.960
‫درسته

23:35.880 --> 23:39.300
‫پیروزی می‌تونه خواسته‌های یک مرد رو
‫در نظر خودش به حق مسلمش تبدیل کنه

23:40.970 --> 23:42.510
‫مخصوصاً مردی مثل دوگل رو

23:44.760 --> 23:45.930
‫اگه شکست بخورن چی؟

23:50.060 --> 23:51.020
‫خب…

23:52.480 --> 23:55.060
‫ننگش برای مکنزی‌ها می‌مونه

23:56.610 --> 23:57.900
‫ولی حداقل خاندانمون نابود نمیشه

23:58.730 --> 24:00.740
‫کار عاقلانه‌ای بود که

24:00.790 --> 24:01.820
‫همه‌چیز رو زدیم به اسم الن

24:01.990 --> 24:03.070
‫مجرد و بی‌طرف

24:03.240 --> 24:04.410
‫هیچ دادگاه بریتانیایی‌ای

24:05.160 --> 24:07.290
‫توی قبول کردن ادعاش یه لحظه هم شک نمی‌کنه

24:07.450 --> 24:08.620
‫اگه شک کنن چی؟

24:08.790 --> 24:10.870
‫اگه یکی از منشی‌های دادگاه

24:12.290 --> 24:13.580
‫بخواد سر از ماجرا دربیاره چی؟

24:14.790 --> 24:18.130
‫اونوقت هر طور شده از
‫حقمون دفاع می‌کنیم ولی…

24:19.300 --> 24:21.510
‫شرط می‌بندم دغدغه‌های مهم‌تری دارن

24:21.670 --> 24:24.260
‫تا اینکه بخوان ادعای مالکیت زنی
‫بر قلعه‌ای در شمال رو بررسی کنن

24:32.190 --> 24:33.850
‫به نظرت اگه پدرم بود الان چیکار می‌کرد؟

24:38.110 --> 24:39.400
‫اگه الان زنده بود…

24:44.700 --> 24:46.200
‫جیکوب سرخ‌مو مرد زیرکی بود

24:47.780 --> 24:49.870
‫هروقت به نفعش بود
‫هوش فوق‌العاده‌ای از خودش نشون می‌داد

24:52.460 --> 24:54.170
‫ولی اونم نقطه ضعف‌هایی داشت

24:56.330 --> 24:59.000
‫مثل حیوون‌ها دنبال جفت‌گیری بود،
‫درست مثل دوگل

24:59.420 --> 25:03.880
‫جوری شراب می‌خورد که انگار می‌ترسید
‫چشم از بشکه برداره، دیگه اثری ازش نمونه

25:06.220 --> 25:08.050
‫ولی بزرگ‌ترین نقطه ضعفش…

25:12.310 --> 25:13.310
‫الن بود

25:14.770 --> 25:15.560
‫دقیقاً

25:19.190 --> 25:21.650
‫تموم دنیاش توی وجودِ الن خلاصه می‌شد

25:22.570 --> 25:24.490
‫اگه دشمن‌هاش می‌دونستن
‫جونش به جونِ این دختر بنده،

25:24.650 --> 25:28.450
‫اون‌وقت کل طایفه‌مون رو
‫به خاک سیاه می‌نشوندن

25:31.080 --> 25:33.000
‫درعوض من، بارها اون رو

25:34.250 --> 25:36.620
‫سپر بلای منافع این قبیله کردم

25:40.090 --> 25:43.010
‫پدرم با همه‌ی عیب و ایرادهاش،
‫محال بود با دخترش این‌طوری تا کنه

25:45.880 --> 25:47.180
‫من از وقتی

25:48.220 --> 25:50.850
‫چشم به این دنیا باز کردی،
‫می‌‌شناسمت، کالوم

25:51.760 --> 25:55.350
‫دست به هر کاری زدی که
‫این قلعه سرپا بمونه

25:56.520 --> 25:58.600
‫احدی نمی‌تونه در این مورد بهت خرده بگیره

26:05.900 --> 26:07.450
‫هیچ‌کس جز خودم

26:10.000 --> 26:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:20.210 --> 26:21.630
‫لزومی نداره دست و پاش رو ببندی

26:21.750 --> 26:23.300
‫دیگه خطری برات نداره

26:25.340 --> 26:27.590
‫اگه دست به اسلحه‌ش نصفِ تو هم باشه،

26:27.970 --> 26:29.760
‫خریت محضه ولش کنم

26:34.680 --> 26:36.230
‫چشم‌هات به پدرت رفته

26:37.140 --> 26:38.560
‫اما مثل اون تشنه‌ی خون و خون‌ریزی نیستی

26:38.730 --> 26:40.310
‫تو سرِ سوزنی من رو نمی‌شناسی

26:40.440 --> 26:43.020
‫ولی خوب می‌فهمم چقدر سخته
‫زیر سایه‌ی یه مرد نفس بکشی؛

26:43.190 --> 26:46.490
‫اینکه محکومت کنن
پا جای پای اون بذاری

26:47.240 --> 26:48.780
‫جای پای بعضی‌ها به‌قدری عمیقه که

26:48.950 --> 26:50.360
‫هیچ پسری نمی‌تونه پُرش کنه و

26:50.530 --> 26:51.700
‫در عین حال، همون آدم سابق بمونه

26:52.410 --> 26:54.290
‫خیال کردی اون‌قدر دل و جرئت ندارم که
‫کارِ ناتموم پدرم رو تموم کنم؟

26:54.450 --> 26:56.160
‫مطمئنم باهاش فرق داری

26:57.830 --> 26:59.210
‫خودت هم تهِ دلت خبر داری

27:01.130 --> 27:03.290
‫اگه هدفت کشتنِ ما بود که
‫تا حالا کارمون رو یک‌سره کرده بودی

27:03.460 --> 27:04.670
‫کری مگه؟!

27:05.050 --> 27:07.800
‫یه مرگِ راحت نعمته برات

27:11.260 --> 27:13.140
‫باید عین اون تن و بدنتون بلرزه

27:14.220 --> 27:15.970
‫گیریم انتقامت رو گرفتی،

27:17.020 --> 27:20.020
‫اون‌وقت که بالای جنازه‌ی
‫دوتا زنِ به‌ خاک‌وخون‌کشیده وایسادی،

27:21.480 --> 27:23.440
‫خیال می‌کنی شدی پسرِ خلفِ بابات؟

27:23.610 --> 27:24.730
‫اون‌موقع…

27:57.770 --> 27:59.560
‫به نام پدر…

27:59.980 --> 28:02.140
‫وای، ببخشید، بانو

28:02.270 --> 28:03.770
‫زیادی اینجا نشستم

28:03.940 --> 28:05.650
‫مشغول راز و نیاز صبحگاهیم بودم،
‫منتها کارِ نون و مطبخ مونده

28:05.820 --> 28:07.820
‫بشین، خانم فیتز

28:08.530 --> 28:10.070
‫به‌خاطر من نرو

28:29.260 --> 28:31.050
‫هیچ‌وقت از این تالار خوشم نمی‌اومد

28:32.680 --> 28:34.510
‫پُر از تاریکی و شبحه

28:35.850 --> 28:38.600
‫کنج به کنجش پُر از حرف‌های نگفته‌ست

28:38.760 --> 28:40.890
‫درسته، اما همین تاریکی‌ها
‫گاهی از آدم‌هایی که

28:41.060 --> 28:42.060
‫ادعای روشنایی دارن، بی‌ریاترن

28:44.940 --> 28:47.820
‫مثل همیشه زبونت تنده.
‫دلم تنگ شده بود.

28:51.610 --> 28:53.900
‫حقیقتاً، من به الن حسادت می‌کردم

28:54.860 --> 28:57.450
‫نه‌تنها برای اینکه نازپرورده‌ی پدرم بود،

28:58.530 --> 29:01.700
‫بلکه به‌خاطر اینکه جسارت داشت
‫سرنوشتش رو خودش رقم بزنه

29:02.830 --> 29:05.620
‫حتی با اینکه می‌دونست
‫عالم و آدم بهش پشت می‌کنن

29:08.790 --> 29:12.050
‫من اون روز کنارتون بودم،

29:13.760 --> 29:15.090
‫کمکش کردیم فرار کنه

29:16.970 --> 29:18.260
‫آره به گمونم

29:21.350 --> 29:24.480
‫اما حسادت با یه تصمیم درست
‫دود نمی‌شه بره هوا

29:31.730 --> 29:35.240
‫خیال می‌کردم اگه دستش رو بگیرم…

29:37.160 --> 29:39.910
‫اگه حسادت رو بذارم کنار…

29:42.950 --> 29:46.670
‫شاید یه مردی پیدا بشه که
‫عین برایان به الن، به من نگاه کنه

29:50.290 --> 29:51.880
‫مورتا

29:57.090 --> 30:00.600
‫اما اون‌قدری عاقل بودید که
‫بدونید دلش جای دیگه‌ست

30:02.680 --> 30:03.770
‫آره

30:05.520 --> 30:07.350
‫دردم همینه

30:09.020 --> 30:10.270
‫می‌دونستم

30:12.150 --> 30:13.730
‫منتها باز هم دلم آروم نگرفت

30:14.190 --> 30:16.360
‫این نشونه‌ی بی‌عقلی نیست، دخترجان

30:16.530 --> 30:18.030
‫یا اگه اسمش بی‌عقلیه،

30:18.530 --> 30:21.160
‫دل بی‌عقل‌ها بدتر از هر کس دیگه‌ای
‫گرفتار عشق می‌شه

30:22.280 --> 30:24.160
‫نباید بابت همچین چیزی
‫خودتون رو ملامت کنید

30:27.080 --> 30:29.580
‫مدام به خودم میگم
‫اگه شوهرم رو دوست داشتم،

30:30.210 --> 30:32.500
‫این‌قدر زجر نمی‌کشیدم

30:33.960 --> 30:36.720
‫اما خوب می‌دونم دروغی بیش نیست

30:39.300 --> 30:41.970
‫بده آدم دل به امید خوش کنه، نه؟

30:42.430 --> 30:44.390
‫تمنای دل عیب نیست،

30:45.560 --> 30:47.560
‫شرمنده کسیه که به دروغ منکرش بشه

32:22.950 --> 32:24.410
‫به‌پیش!

32:24.780 --> 32:26.330
‫برای پیروزی قیام!

32:32.580 --> 32:33.790
‫روپرت

32:47.180 --> 32:49.560
‫برای آرمان‌مون!

33:56.330 --> 33:58.080
‫کلاهت رو قاضی کنی می‌فهمی که

33:59.080 --> 34:00.590
‫تو به بابات نرفتی

34:01.500 --> 34:02.710
‫اون‌قدری خونِ بابام تو رگ‌هام هست که

34:02.880 --> 34:04.840
‫بدونم واسه نجاتِ جونت
‫حاضری هر چرندی بگی

34:05.380 --> 34:06.340
‫طبیعتاً

34:07.470 --> 34:08.930
‫منتها دلیل نمی‌شه که حرفم دروغ باشه

34:12.260 --> 34:14.180
‫خیال کردی اگه بابات بود
‫این‌همه دست‌دست می‌کرد؟

34:15.310 --> 34:16.440
‫یا عین مرغ سربُریده

34:16.600 --> 34:17.810
‫ما رو دست‌بسته نگه می‌داشت؟

34:17.940 --> 34:19.150
‫من مثل اون نیستم

34:20.440 --> 34:21.940
‫ولی محاله که بذارم قسر در بری

34:25.440 --> 34:27.110
‫اگه راهِ بابات رو بری،

34:27.990 --> 34:29.700
‫عاقبتت همون‌جاییه که اون رفت

34:32.160 --> 34:33.620
‫منتها مختاری

34:35.080 --> 34:37.290
‫یا بشی یکی لنگه‌ی همون جونور

34:38.420 --> 34:39.920
‫یا یه انسان شریف

34:41.590 --> 34:43.960
‫تو همه‌چیزم رو ازم گرفتی!

34:45.710 --> 34:47.380
‫پدرت چی‌ها ازت گرفت؟

35:03.900 --> 35:06.070
‫گاهی با خودم میگم این قلعه

35:06.240 --> 35:08.150
‫به هیچ‌کسی وفا نکرده

35:10.700 --> 35:12.530
‫خشت به خشتش رو هم که بچینی،

35:13.910 --> 35:15.790
‫باز دستِ روزگار از چنگت درش میاره

35:16.700 --> 35:18.870
‫حاضرم سرم بره
‫بلکه همیشه پابرجا بمونه

35:19.500 --> 35:21.710
‫ولی موندم تا کِی باید تاوان بدم؟

35:21.880 --> 35:22.750
‫آیا در ازای این‌همه عذاب

35:23.130 --> 35:24.550
‫خیری هم نصیبم می‌شه؟

35:25.500 --> 35:26.880
‫اگه بچه‌مون دختر بشه،

35:27.340 --> 35:28.510
‫سرخورده می‌شی؟

35:32.890 --> 35:33.890
‫شکر خدا رو به‌جا میارم

35:34.560 --> 35:36.890
‫یه دختر مجبور نیست
‫به یه‌مشت گرگی حکومت کنه که

35:37.060 --> 35:38.770
‫منتظر زمین‌خوردنشن

35:39.310 --> 35:40.600
‫پسر باشه چی؟

35:43.360 --> 35:45.440
‫اون‌وقت الفبایی از زندگی رو
‫بهش یاد میدم که

35:45.610 --> 35:46.690
‫پدرم ازم دریغ کرد

35:48.690 --> 35:49.780
‫چی هست؟

35:50.200 --> 35:52.160
‫اینکه قدرت حق موروثی آدم نیست

35:53.620 --> 35:54.830
‫باید با چنگ و دندون به‌دست بیاد و

35:56.240 --> 35:57.370
‫ازش محافظت کرد،

35:58.830 --> 36:01.250
‫حتی در برابر کسایی که
‫دم از پیوندِ خونی می‌زنن

36:14.220 --> 36:16.100
‫مِهر و محبت هم یادش میدی؟

36:20.850 --> 36:22.730
‫یا عین خودت، بهش میگی
‫مهربونی رو توی سینه‌ش

36:24.270 --> 36:25.440
‫دفن کنه؟

36:28.610 --> 36:30.530
‫شک دارم خودم راه و رسمش رو بلد باشم

36:38.240 --> 36:40.160
‫پس از خدا می‌خوام دختر باشه،

36:40.870 --> 36:41.910
‫چون اگه پسر بشه،

36:42.460 --> 36:44.960
‫هر روزِ خدا باید جون بکَنه که
‫رضایت تو رو جلب کنه

36:47.000 --> 36:49.380
‫دلم نمی‌خواد هیچ طفل معصومی
‫گرفتار چنین سرنوشتی بشه

36:56.300 --> 36:57.800
‫می‌شه یه‌کم بیشتر پیشم بمونی؟

37:04.270 --> 37:05.310
‫فقط یه‌خرده

37:22.660 --> 37:25.000
‫به‌خیالت اگه می‌فهمید ذاتت خرابه،
‫باز هم همین‌قدر دوستت می‌داشت؟

37:25.170 --> 37:26.710
‫دروغگویی، خائنی،

37:27.540 --> 37:30.340
‫اون‌قدر بی‌عرضه‌ای که شوهرت
‫سر از بستر یکی دیگه درآورد

37:33.800 --> 37:35.130
‫اما این بچه،

37:36.680 --> 37:38.760
‫هیچ‌وقت از گندکاری‌هات خبردار نمی‌شه

37:39.970 --> 37:41.520
‫خیلی کوچیکه

37:42.600 --> 37:43.890
‫تازه پا به این دنیا گذاشته

37:44.640 --> 37:46.600
‫پس قصد داری پاره‌ی تنم رو ازم جدا کنی

37:48.980 --> 37:49.980
‫چرا که نه؟

37:54.530 --> 37:56.410
‫نه صدات رو یادش می‌مونه و

37:58.240 --> 37:59.620
‫نه قیافه‌ات رو

38:02.790 --> 38:05.330
‫هر بار هم که از خواب بیدار شه،
‫صورت من رو می‌بینه و

38:05.500 --> 38:07.120
‫به صدای من دل می‌بنده

38:09.790 --> 38:11.880
‫درست مثل بچه‌ی اولت که
‫توی اون دنیا داره یکی دیگه رو

38:12.050 --> 38:13.420
‫مامان صدا می‌زنه

38:18.680 --> 38:19.850
‫هوا برت داشته

38:19.970 --> 38:21.890
‫اگه زندگی یکی دیگه رو بقاپی،

38:22.470 --> 38:23.560
‫صاحبش می‌شی؟

38:23.720 --> 38:25.770
‫برای بچه مادری کنی،
‫بهت وابسته می‌شه

38:27.850 --> 38:29.400
‫هم‌خونی اهمیتی نداره.
‫مهم اون کسیه که موقع بازشدنِ

38:29.560 --> 38:30.980
‫چشم‌هاش بالای سرشه

38:32.320 --> 38:33.980
‫همه‌ش خیالِ خامه

38:35.570 --> 38:39.030
‫تا ابد همون زنی می‌مونی که
‫زندگیِ دیگرون رو دزدید

38:41.870 --> 38:43.120
‫ترجیح میدم بجنگم

38:44.870 --> 38:46.710
‫تا اینکه بی‌کس و کار باشم

38:57.050 --> 39:00.260
‫اِرل مار نیت کرده پیروزی بخونتش

39:00.430 --> 39:03.600
‫گذاشت قشونِ شکست‌خورده‌ی آرگایل
‫با خیال راحت برگردن استرلینگ

39:04.930 --> 39:08.770
‫خیال کرده جنگ خاله‌بازیه و
‫با چوب و تخته مبارزه می‌کنیم

39:08.890 --> 39:11.810
‫اگه امون نمی‌دادیم،
‫این خِطه تمام و کمال مال خودمون بود

39:11.980 --> 39:13.150
‫آره

39:13.320 --> 39:15.860
‫بله، ولی جناب اِرل دل و جیگرِ
‫پیشرویِ بیشتر رو نداره

39:16.690 --> 39:20.160
‫دم از تجدید قوا می‌زنه، غافل از اینکه
‫حکومت داره ارتشش رو تقویت می‌کنه

39:20.780 --> 39:22.070
‫خونِ این‌همه دلاور رو

39:23.950 --> 39:24.950
‫پای هیچ و پوچ…

39:28.710 --> 39:30.790
‫فدا می‌کنه

39:32.750 --> 39:34.170
‫به مجروح‌ها رسیدگی می‌کنیم

39:35.840 --> 39:37.130
‫کشته‌ها رو می‌شماریم

39:53.730 --> 39:55.320
‫بیست‌ نفر از مکنزی‌ها رو سوا کنید

39:55.480 --> 39:58.030
‫کاری که مار ازش شونه خالی کرد رو
‫پیش می‌بریم

39:59.320 --> 40:00.320
‫چشم

40:15.590 --> 40:18.170
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40:18.630 --> 40:19.710
‫هوم

40:43.490 --> 40:44.700
‫ببخشید مزاحم شدم

40:45.120 --> 40:46.410
‫مشتاقم باهاتون آشنا بشم،

40:47.120 --> 40:48.290
‫فارغ از اینکه کی هستید

40:49.200 --> 40:50.370
‫جنگیدنت رو تماشا کردم

40:50.870 --> 40:52.870
‫نمی‌شد چشم از دلاوری برداشت که
قلبِ سپاه رو ‫جوری می‌شکافت که

40:53.460 --> 40:54.710
‫انگار مادرزاد جنگجو بود

40:55.920 --> 40:57.750
‫جنگیدم چون می‌خواستم زنده بمونم

40:59.000 --> 41:01.130
‫اگه اشتباه نکنم،
‫لهجه‌تون انگلیسیه

41:02.170 --> 41:03.880
‫رخت و لباس عجیبیه برای سرباز تاج‌وتخت

41:04.180 --> 41:05.300
‫داستانش…

41:07.470 --> 41:08.600
‫مُفصله

41:09.470 --> 41:11.810
‫جاش نیست با این سر و وضع خونی و گِلی،
‫بخوام سرگذشتم رو بازگو کنم

41:13.730 --> 41:15.600
‫مشتاقم سیر تا پیازش رو بشنوم؛

41:16.560 --> 41:18.480
‫البته اگه جفتمون از این مهلکه
‫جون سالم به در بردیم

41:21.780 --> 41:23.070
‫کاپیتان لرد جرارد گری،

41:23.950 --> 41:24.950
‫ارلِ مِلتون

41:29.700 --> 41:31.700
‫هنری گرنت هستم، سرورم

41:38.000 --> 41:40.550
‫امیدوارم بخت امون بده و
‫فردایی باشه که

41:41.630 --> 41:43.260
‫ازت بشنوم چطور پای یه نجیب‌زاده‌ی انگلیسی

41:43.420 --> 41:44.510
‫به قشون کوهستان باز شد

41:56.020 --> 41:57.100
‫فرار نکردی؟

41:59.650 --> 42:01.190
‫اون هم وقتی شرایط مهیا بود؟

42:03.490 --> 42:04.690
‫دلم می‌خواست

42:05.950 --> 42:07.700
‫خدا شاهده تا مرزش پیش رفتم

42:09.120 --> 42:10.580
‫که برگردم پیش جولیا،

42:11.790 --> 42:12.830
‫پیش پسرمون

42:13.330 --> 42:14.450
‫پیش کلیر

42:17.460 --> 42:18.960
‫اما چطور می‌تونستم تو چشم
‫زن و بچه‌هام نگاه کنم،

42:19.130 --> 42:21.590
‫وقتی هم‌سنگرهام رو
‫توی قتلگاه رها کردم؟

42:31.550 --> 42:33.430
‫بذار رک و پوست‌کنده بهت بگم

42:35.390 --> 42:37.100
قبضه روح می‌شدم از
‫اینکه بدون تو برم و

42:37.270 --> 42:38.480
‫با مردینا چشم تو چشم بشم

42:43.110 --> 42:45.990
‫آره، شلیکِ توپ پیشش
‫حکم نوازش رو داره

43:04.750 --> 43:06.260
‫تو سلاخی‌شون کردی

43:08.050 --> 43:10.010
‫تک‌تک مردهایی که
‫به فرمان بابام اومده بودن

43:14.260 --> 43:15.890
‫در ازاش خواهرم جنت رو از دست دادم؛

43:16.930 --> 43:20.190
‫کسی که تا حالا آزارش به
‫یه مورچه هم نرسیده بود

43:20.980 --> 43:23.650
‫پدرت در هر صورت بهش رحم نمی‌کرد

43:25.980 --> 43:29.030
‫اینا رو میگی که وجدانت آروم بگیره؟

43:29.700 --> 43:30.610
‫نه

43:31.530 --> 43:33.200
‫ولی باید پُتکی بشه روی وجدانِ تو

43:37.750 --> 43:39.500
‫تو الان حق انتخاب داری

43:40.920 --> 43:43.710
‫تموم این مدت هم نشستی و

43:44.960 --> 43:47.800
‫تقلا کردی نقاب ‫جلادها رو به خودت بزنی

43:50.550 --> 43:52.510
‫خودت هم تهِ دلت می‌دونی که

43:54.010 --> 43:55.760
‫این اسمش عدالت نیست

43:56.890 --> 43:58.560
‫من هم یکی‌ام لنگه‌ی همون،

43:59.100 --> 44:02.770
‫یه بزدل که زور می‌زد
‫جا پای یه مردِ مُرده بذاره

44:09.570 --> 44:10.740
‫خدایا، از سر تقصیراتم بگذر

44:13.160 --> 44:14.410
‫صبر کن، نه!

44:26.210 --> 44:27.880
‫تو بزدل نیستی

44:29.210 --> 44:32.630
‫غلاف‌کردنِ خنجر بیشتر از
‫کشیدنش جربزه می‌خواد

44:39.810 --> 44:42.390
‫شاید اگه اون بالاسرم نبود،
‫الان سرنوشت بهتری

44:43.940 --> 44:45.150
‫برام رقم خورده بود

44:56.030 --> 44:56.950
‫چی؟

45:01.960 --> 45:04.000
‫منو بذار زمین

45:04.170 --> 45:06.710
‫بذار زمین منو!
‫بذار زمین منو!

45:06.840 --> 45:09.380
‫بذار زمین منو!

45:09.800 --> 45:11.050
‫بانو الن!

45:11.460 --> 45:12.920
‫بانو الن!

45:17.300 --> 45:18.470
‫اسمت جوری وردِ زبونش بود که

45:18.640 --> 45:20.390
‫انگار تموم دنیا توی همین یه اسم خلاصه می‌شد

45:23.940 --> 45:25.440
‫منتها تنِ من رو نوازش می‌کرد

45:25.940 --> 45:28.020
‫زُل زده بود تو چشم‌های من

45:29.150 --> 45:30.150
‫سیما،

45:30.860 --> 45:31.820
‫گوش کن به من

45:32.280 --> 45:33.490
‫هر چی که اون شب بهت گفته…

45:33.650 --> 45:35.200
‫خیال کردی نمی‌دونم عاشق تو بود؟

45:35.360 --> 45:37.240
‫که هنوز هم عاشقته؟

45:41.240 --> 45:44.000
‫اما وقتی من رو بغل کرده بود،
‫حس می‌کردم عشقش مالِ خودمه

45:47.750 --> 45:49.170
‫وقتی کسی نباشه که

45:50.040 --> 45:52.130
‫تو رو یادش بیاره،
‫مالِ خودِ خودم می‌شه

46:05.480 --> 46:06.520
‫الک؟

46:09.270 --> 46:11.570
‫پناه بر خدا، تا حالا کجا بودی؟

46:11.730 --> 46:12.650
‫شبیخون

46:13.440 --> 46:15.530
‫زدیم به کاروان آذوقه‌ی قشون آرگایل

46:16.450 --> 46:18.240
‫دستمون رو خونده بودن

46:18.410 --> 46:19.530
‫حمام خون به راه افتاد

46:22.950 --> 46:25.580
‫جز دوگل و آنگس پیر که
‫زنده اسیر شدن

46:26.000 --> 46:28.370
‫تا جایی‌که یادمه، دست و پاشون رو
‫غل و زنجیر زده بودن

46:28.790 --> 46:31.040
‫خدا رحم کرد که قسر در رفتم

46:34.550 --> 46:36.380
‫برو. برو خودت رو تیمار کن

46:47.690 --> 46:49.900
‫شرط می‌بندم الن توی این قضیه دست داره

46:51.360 --> 46:53.570
‫به مورا قول داده بود که
‫دوگل رو زنده برگردونه خونه

46:54.730 --> 46:56.360
‫من هم بهش قول دادم برش گردونم

46:58.570 --> 46:59.660
‫آره

47:02.240 --> 47:04.330
‫به‌نظرت اُسرا رو می‌برن
‫پادگان قلعه‌ی ویلیام؟

47:05.750 --> 47:08.290
‫آره. به اینجا خیلی نزدیکه

47:09.870 --> 47:12.000
‫اقلاً قرار نیست کل اسکاتلند رو
‫بگردیم دنبالشون

47:12.170 --> 47:14.000
‫به‌به، خیالم رو راحت کردی

47:14.550 --> 47:16.210
‫یعنی سریع‌تر می‌رسیم پای چوبه‌ی دار

47:39.780 --> 47:41.280
‫«هنری‌جانم،

47:42.370 --> 47:44.870
‫من و تو راهی را رفتیم که
‫بی‌شمار انسان دیگر طی نمودند.

47:45.740 --> 47:47.910
‫دل به یکدیگر باختیم،
پیمان بستیم و

47:48.080 --> 47:49.870
‫صاحب دو فرشته‌ی معصوم گشتیم.

47:50.670 --> 47:52.790
‫صورت قضیه ساده به‌نظر می‌رسید،

47:53.330 --> 47:56.880
جز اینکه لحظه به لحظه‌ی بودنت در کنارم
‫معجزه‌ای بی‌مانند بود.

47:57.550 --> 48:00.930
‫این پیوندِ ما تا ابد ماندگار است و
‫گردِ زمانه بر روی آن نمی‌نشیند.

48:01.590 --> 48:04.350
‫خواه تقدیر باشد خواه بازیِ فلک؛

48:04.970 --> 48:09.140
‫حقیقت آن‌ست که
‫دل و دینم را به تو باختم.

48:09.310 --> 48:10.560
‫تا ابد عشقت را در سینه می‌پرورانم.

48:11.140 --> 48:13.440
‫مبادا ذره‌ای از این باور غافل شوی.

48:15.270 --> 48:16.650
‫اگر تقدیر این دنیا فراق بود،

48:17.230 --> 48:19.320
‫وعده‌ی ما در دیار باقی.»

48:22.410 --> 48:24.160
‫مهم نیست چه اتفاقی بیفته

48:28.410 --> 48:29.790
‫تا خبرِ مرگت رو شنید،

48:31.250 --> 48:32.170
‫پناه آورد

48:32.580 --> 48:34.040
‫به من… نه کس دیگه‌ای

48:38.840 --> 48:40.300
‫باز هم برمی‌گرده پیش خودم

48:40.470 --> 48:41.380
‫نه

48:42.550 --> 48:43.970
‫داشت برمی‌گشت پیش من

48:45.600 --> 48:47.010
‫تو فقط یه بازیچه بودی؛

48:48.260 --> 48:51.180
‫یه فاحشه که فقط تختخوابش رو گرم نگه داره

48:51.350 --> 48:52.730
‫هر چی دوست داری بگو

48:52.850 --> 48:54.900
‫فاحشه، بازیچه…
‫باز لااقل نفس می‌کشم!

48:55.060 --> 48:56.480
‫این منم که صاحب همه‌چیز می‌شم…

48:58.650 --> 49:00.940
‫«حتی در دل ویرانه‌ها و
‫قعر تاریکی،

49:01.610 --> 49:04.570
‫لحظاتی هست که مانند
‫روزهای همیشگی به‌نظر می‌رسند.

49:05.450 --> 49:06.990
‫مرا لابه‌لای آن لحظات پیدا کن.

49:07.830 --> 49:09.330
‫من هم به دنبال تو می‌گردم.

49:10.580 --> 49:13.920
‫هدف‌مان با هر نفس آشکار است،

49:14.960 --> 49:17.630
‫حتی اگر خلافِ قانون جاذبه
‫دست و پا بزنیم؛

49:18.880 --> 49:20.920
‫چرا که ما مأمن و

49:21.380 --> 49:23.130
‫مایه‌ی آرامش یکدیگریم.

49:24.010 --> 49:25.510
‫پس برگرد به آغوشم.

49:26.800 --> 49:28.640
‫دوستت دارم، جانِ دلم.

49:29.350 --> 49:30.680
‫همین‌جا منتظرت می‌نشینم.

49:31.720 --> 49:33.180
‫یقین دارم می‌جنگی

49:33.350 --> 49:36.060
‫تا دوباره به زندگیِ بی‌نقص و
‫پُر از نقص‌مان بازگردی.

49:37.190 --> 49:38.730
‫من هم پا پس نمی‌کشم.

49:39.400 --> 49:40.480
‫سوگند می‌خورم.»

51:20.540 --> 51:21.790
‫جولیا؟

51:28.670 --> 51:29.680
‫چه خبر شده؟

51:29.840 --> 51:31.140
چیزی نیست

51:56.830 --> 51:58.040
‫سیما کجاست؟

52:03.580 --> 52:04.590
‫رفته

52:05.000 --> 52:25.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
