1
00:00:01,000 --> 00:00:03,500
‫[ آنچه گذشت ]

2
00:00:04,000 --> 00:00:05,500
‫اسم من سانی کوکه.

3
00:00:05,542 --> 00:00:09,750
‫قبل از اینکه همه چی به هم بریزه،
‫زندگی واقعاً خوبی داشتم.

4
00:00:11,500 --> 00:00:15,000
‫- سلام عزیزم.
‫- بزرگ ترین تغییر مربوط به مامانم بوده.

5
00:00:15,583 --> 00:00:17,417
‫اون شبیه یه آدم کوفتی دیگه شده.

6
00:00:17,500 --> 00:00:19,500
‫چی؟ داگا، تو نشئه هستی باشه؟

7
00:00:19,500 --> 00:00:22,000
‫سانی، تو همین اواخر یه اتفاق واقعاً
‫دیوونه وار رو پشت سر گذاشتی.

8
00:00:22,000 --> 00:00:24,000
‫میفهمم چرا دلت میخواد
‫اون رو گردن مامانت بندازی.

9
00:00:24,000 --> 00:00:26,500
‫نمیتونی پیش پلیس بری، خب؟
‫اونا حرفت رو باور نمیکنن.

10
00:00:26,667 --> 00:00:28,167
‫یه کارآگاه خصوصی میشناسم.

11
00:00:29,833 --> 00:00:32,917
‫یه جای کار اون بدجوری میلنگه.

12
00:00:33,000 --> 00:00:34,667
‫انگیزه‌ش چیه؟

13
00:00:34,750 --> 00:00:36,250
‫چرا داره این کار رو میکنه؟

14
00:00:38,583 --> 00:00:40,792
‫یکی یه چیزی دیده.

15
00:00:41,250 --> 00:00:43,875
‫امکان نداره یه نفر بدون هیچ ردی غیبش بزنه.

16
00:00:44,000 --> 00:00:52,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

17
00:00:53,000 --> 00:00:58,000
‫اوم، شنیدم شاول یه جنازه توی جنگل دیده،
‫اون طرف برکه سگ آبی.

18
00:00:58,208 --> 00:00:59,625
‫نه، شاول نبود.

19
00:00:59,700 --> 00:01:03,300
‫رجی هریس و میکیلا فاینگولد بودن
‫که جنازه رو دیدن.

20
00:01:03,375 --> 00:01:06,958
‫نه، اون بالا توی ناچ،
‫رجی با دست میکیلا رو ارضا کرد.

21
00:01:07,042 --> 00:01:10,333
‫اگه طرف دختر باشه،
‫کسی به این کار نمیگه «ارضا با دست».

22
00:01:11,000 --> 00:01:12,000
‫بعضی ها میگن.

23
00:01:14,500 --> 00:01:16,500
‫[ شنیدم شاول یه جنازه پیدا کرده؟ ]

24
00:01:19,500 --> 00:01:21,000
‫[ شاول توی برکه سگ های آبی جق زد؟ ]

25
00:01:21,000 --> 00:01:23,000
‫نه، شاول بود که اون جنازه رو دید.

26
00:01:23,000 --> 00:01:25,000
‫داری شوخی میکنی؟
‫اون کلاً همش از خودش حرف در میاره.

27
00:01:25,000 --> 00:01:27,000
‫بهم گفت سانی توی مراسم رقص پشتک زده.

28
00:01:27,000 --> 00:01:29,292
‫اسکات پنی بود که توی مراسم رقص پشتک زد.

29
00:01:29,500 --> 00:01:32,000
‫ولی سانی با تنه به فوگل زد،
‫اون هم خیلی محکم.

30
00:01:32,000 --> 00:01:34,000
‫- خیلی عجیب بود.
‫- آره، واقعاً عجیب بود.

31
00:01:34,000 --> 00:01:35,200
‫راستش، اصلاً تعجب نکردم.

32
00:01:35,292 --> 00:01:37,542
‫- سانی همیشه یکم...
‫- شاید تودار؟

33
00:01:37,625 --> 00:01:39,125
‫ولی خیلی ماهه!

34
00:01:39,208 --> 00:01:41,208
‫مثلاً، یه جورایی خالی بنده.

35
00:01:41,292 --> 00:01:42,917
‫یعنی پسر خوبیه، ولی خب...

36
00:01:43,000 --> 00:01:44,458
‫انقدر همیشه شنگول نباش.

37
00:01:44,542 --> 00:01:45,958
‫حتی بدم میاد این رو بگم، ولی...

38
00:01:46,000 --> 00:01:47,600
‫از اینکه اینطوری قاطی میکنه خوشم میاد.

39
00:01:47,600 --> 00:01:49,000
‫عاشق این قاطی کردنش هستم.

40
00:01:49,000 --> 00:01:50,000
‫[ از سانی خبری شنیدی؟ ]

41
00:01:50,000 --> 00:01:51,500
‫[ واقعاً یه جورایی نگرانش هستم... ]

42
00:01:51,500 --> 00:01:53,500
‫فقط امیدوارم سانی حالش خوب باشه، مگه نه؟

43
00:01:53,500 --> 00:01:54,500
‫اوهوم.

44
00:01:58,042 --> 00:02:00,042
‫ایتن، تو باعث میشی احساس تنهایی کنم.

45
00:02:08,292 --> 00:02:09,708
‫سانی؟

46
00:02:17,792 --> 00:02:21,625
‫هی عزیزم، داشتی توی خواب صدام میکردی.

47
00:02:22,208 --> 00:02:23,417
‫صبح بخیر.

48
00:02:28,500 --> 00:02:33,000
‫کاربن میخواست به خاطر اتفاقات
‫مربوط به فوگل تعلیقت کنه.

49
00:02:33,000 --> 00:02:35,500
‫و من بهش گفتم نه، همچین اتفاقی نمیفته.

50
00:02:36,542 --> 00:02:37,875
‫ولی نظرم عوض شد.

51
00:02:37,958 --> 00:02:39,833
‫تعلیق شدی، آقا پسر.

52
00:02:41,000 --> 00:02:43,000
‫آخه فقط احساس میکنم...

53
00:02:43,083 --> 00:02:45,958
‫تا همین حالا هم کلی چیز رو از دست دادم و...

54
00:02:46,042 --> 00:02:47,417
‫میدونم.

55
00:02:47,500 --> 00:02:49,333
‫منم شرایطم همینه.

56
00:02:49,417 --> 00:02:50,917
‫ولی به هر حال گفتم مریض هستم و نمیام.

57
00:02:51,750 --> 00:02:55,667
‫پس قراره من و تو یه روز
‫مادر پسری با هم داشته باشیم.

58
00:02:55,750 --> 00:02:59,083
‫چرا حاضر نمیشی؟
‫بیا پایین.

59
00:03:16,167 --> 00:03:17,458
‫چیزی برام داری؟

60
00:03:17,500 --> 00:03:20,100
‫یا فقط داری سعی میکنی با گوشی
‫موقتی که بهت دادم پیتزا سفارش بدی؟

61
00:03:20,100 --> 00:03:21,100
‫نه، گوش کن.

62
00:03:21,100 --> 00:03:23,000
‫اون میخواد من رو با خودش
‫توی خونه گیر بندازه.

63
00:03:23,000 --> 00:03:24,500
‫داره باهات خشن برخورد میکنه؟

64
00:03:24,500 --> 00:03:27,000
‫نه، اون...

65
00:03:27,208 --> 00:03:29,792
‫اون میخواد با هم وقت بگذرونیم.

66
00:03:29,875 --> 00:03:31,083
‫لعنتی.

67
00:03:31,167 --> 00:03:33,792
‫این کم کم داره شبیه
‫یه وضعیت کوکوی معکوس میشه.

68
00:03:34,000 --> 00:03:36,500
‫چی؟ اون چیه؟
‫ببخشید.

69
00:03:36,500 --> 00:03:39,500
‫پرنده کوکو تخم هاش رو توی
‫لونه یه پرنده دیگه میذاره...

70
00:03:39,500 --> 00:03:43,000
‫و بعد اون یکی مادر رو فریب میده
‫تا از تخم هاش مراقبت کنه.

71
00:03:43,000 --> 00:03:45,000
‫پس، یه وضعیت کوکوی معکوس...

72
00:03:45,000 --> 00:03:46,000
‫خیلی خب، باشه.

73
00:03:46,167 --> 00:03:47,792
‫آخه این الان مثلاً چه کمکی میکنه؟

74
00:03:48,000 --> 00:03:52,000
‫یه پرونده توی اوکلاهما بود، میدونی،
‫چند سال پیش، دقیقاً همینطوری.

75
00:03:52,000 --> 00:03:55,500
‫یه زن دیوونه وارد یه خونه میشه،
‫پدر و مادر رو از بین می‌بره...

76
00:03:55,500 --> 00:04:00,000
‫و این رو داشته باش، همونجا میاد
‫و بچه کوچیک رو مثل بچه خودش بزرگ میکنه.

77
00:04:00,000 --> 00:04:01,500
‫چه بلایی سر بچه اومد؟

78
00:04:02,292 --> 00:04:04,625
‫به هاروارد رفت، من چه میدونم آخه؟

79
00:04:04,708 --> 00:04:06,167
‫نکته اینه که، نش!

80
00:04:06,250 --> 00:04:08,042
‫نش، اون رو نخور.

81
00:04:08,125 --> 00:04:09,542
‫باشه، ممنون.
‫ممنون، من فقط...

82
00:04:09,625 --> 00:04:11,917
‫باید بهم بگی که، مثلاً،
‫همین الان باید چیکار کنم.

83
00:04:13,000 --> 00:04:18,500
‫اون زنی که همراهته، هر کسی که هست،
‫به نظر میرسه واقعاً دلش یه پسر میخواد.

84
00:04:18,500 --> 00:04:19,500
‫پس، یه پسر بهش بده.

85
00:04:19,708 --> 00:04:21,875
‫نه، نمیتونم.
‫من نمیتونم.

86
00:04:21,958 --> 00:04:23,333
‫نمیتونم این کار رو بکنم.

87
00:04:23,500 --> 00:04:26,500
‫خب، پس یه قوطی کنسرو لوبیا رو توی
‫یه جوراب ساق بلند بنداز و باهاش ضربه بزن.

88
00:04:27,000 --> 00:04:29,000
‫من میگم اون زن...

89
00:04:29,000 --> 00:04:32,500
‫میدونی، شاید تنها کسی باشه که
‫میدونه چه بلایی سر مامانت اومده.

90
00:04:35,167 --> 00:04:37,458
‫باشه، خیلی خب.

91
00:04:37,500 --> 00:04:40,000
‫اگه بهم نیاز داشتی زنگ بزن.
‫همین نزدیکی ها میمونم.

92
00:04:44,500 --> 00:04:46,000
‫سانی؟

93
00:04:46,000 --> 00:04:50,000
‫[ جعلی ]
‫[ فصل اول : قسمت سوم ]

94
00:04:54,500 --> 00:04:56,500
‫لطفاً قبل از اینکه برید،
‫دوباره با هم جابجا بشید.

95
00:04:58,792 --> 00:04:59,792
‫مالوری، درسته؟

96
00:04:59,875 --> 00:05:01,583
‫آره، چطور بودم؟

97
00:05:01,667 --> 00:05:03,167
‫کارت حرف نداشت.

98
00:05:03,250 --> 00:05:04,292
‫ایول.

99
00:05:05,042 --> 00:05:06,792
‫و حدس میزنم که من ریدم.

100
00:05:06,875 --> 00:05:08,458
‫آره، گند زدی.

101
00:05:08,542 --> 00:05:09,667
‫اوه.

102
00:05:10,583 --> 00:05:13,333
‫ولی ذهن زیبایی داری.

103
00:05:15,250 --> 00:05:16,250
‫ممنون.

104
00:05:22,542 --> 00:05:23,875
‫مالوری.

105
00:05:23,958 --> 00:05:28,042
‫اوم، اگه قرار باشه اون رو دوباره بدم،
‫میتونی برام بگی مثلاً...

106
00:05:28,125 --> 00:05:30,250
‫توی اون کلاس کوفتی چه خبره؟

107
00:05:30,500 --> 00:05:34,000
‫حتماً، ممکنه روش عجیبی داشته باشم،
‫چون توی خونه درس خوندم.

108
00:05:34,000 --> 00:05:35,500
‫همیشه دلم میخواست توی خونه درس بخونم.

109
00:05:36,000 --> 00:05:38,500
‫چی؟ میخوای کل روز رو
‫با پدر و مادرت بگذرونی؟

110
00:05:38,500 --> 00:05:43,000
‫خب شرط می‌بندم تو مثلاً، پدر و مادر باحال
‫و هنری ای داری که مثلاً نوازنده هستن.

111
00:05:43,000 --> 00:05:45,000
‫اوه، کاملاً در اشتباهی.

112
00:05:45,125 --> 00:05:47,333
‫- بابام کشیشه، ولی...
‫- اوه.

113
00:05:48,000 --> 00:05:50,000
‫فکر میکنی پدر و مادرم چطور آدم هایی باشن؟

114
00:05:50,000 --> 00:05:52,400
‫- حدس بزن.
‫- باشه.

115
00:05:52,417 --> 00:05:55,042
‫اوم، خب اونا...

116
00:05:55,125 --> 00:05:57,750
‫مبارزهای اِم اِم اِی که خوب بغل میکنن.

117
00:05:57,833 --> 00:05:59,458
‫کاش اهل بغل کردن بودن.

118
00:06:01,083 --> 00:06:02,708
‫اوم، الان یه زنگ بیکار دارم.

119
00:06:02,792 --> 00:06:05,417
‫میخوای امتحان رو برام توضیح بدی؟

120
00:06:06,167 --> 00:06:07,792
‫فکر کنم بشه، بیا بریم.

121
00:06:11,667 --> 00:06:13,875
‫نه، امروز نه.

122
00:06:13,958 --> 00:06:16,333
‫این نباید امروز اتفاق بیفته.

123
00:06:16,417 --> 00:06:19,375
‫نه، این باید تموم بشه.
‫شماها دیوونه هستید.

124
00:06:19,500 --> 00:06:22,000
‫من با این موافقت نکردم.

125
00:06:22,000 --> 00:06:25,500
‫نه، و میدونی چیه؟
‫تو واقعاً نباید دیگه بهم زنگ بزنی.

126
00:06:26,583 --> 00:06:29,000
‫همین بود، دیگه تمومه.

127
00:06:33,958 --> 00:06:35,625
‫بالاخره زنده شدی!

128
00:06:39,083 --> 00:06:40,417
‫آتل دستت رو نبستی.

129
00:06:40,500 --> 00:06:43,000
‫اوه، آره.
‫بیدار که شدم، با خودم گفتم...

130
00:06:43,000 --> 00:06:45,500
‫میدونی چیه؟
‫خیلی بهتر هستم...

131
00:06:45,958 --> 00:06:47,792
‫- واقعاً؟
‫- ولی تو، انگار کلی...

132
00:06:47,875 --> 00:06:49,708
‫- اوه، آره.
‫- خرید کردی.

133
00:06:49,792 --> 00:06:51,208
‫کلی چیزهای باحال خریدم.

134
00:06:51,292 --> 00:06:54,375
‫- چیزهای باحال.
‫- و از همه مهم تر...

135
00:06:55,000 --> 00:06:56,917
‫یه گوشی کاملاً نو.

136
00:06:57,000 --> 00:07:01,500
‫فکر کردم نباید منتظر بمونیم
‫تا اونا قبلی رو پیدا کنن، میدونی؟

137
00:07:01,500 --> 00:07:02,500
‫ممنون.

138
00:07:02,500 --> 00:07:04,000
‫کاستکو خیلی شلوغ بود.

139
00:07:04,000 --> 00:07:05,500
‫با خودم گفتم، آخه چطور ممکنه...

140
00:07:05,500 --> 00:07:07,500
‫- ساعت هشت صبح شلوغ باشه؟
‫- وایسا، کاستکو؟

141
00:07:07,792 --> 00:07:10,000
‫- آره.
‫- مگه کارت کاستکوت دست من نیست؟

142
00:07:10,000 --> 00:07:15,000
‫اوه، از توی کیف پولت برداشتمش.
‫ولی راستی، نکته خیلی مهم اینه که...

143
00:07:15,000 --> 00:07:17,500
‫برات کارت کاستکوی خودت رو گرفتم.

144
00:07:17,500 --> 00:07:20,000
‫- ممنون.
‫- دیگه مجبور نیستی کارت من رو قرض بگیری.

145
00:07:21,708 --> 00:07:24,875
‫خب ببین، کل روز رو وقت داریم.

146
00:07:24,958 --> 00:07:26,833
‫میتونیم هر غلطی که دلمون بخواد بکنیم.

147
00:07:27,833 --> 00:07:29,583
‫میتونیم یه چیز خوشمزه درست کنیم.

148
00:07:30,500 --> 00:07:32,875
‫آره، نظرت با چیکن نامرز چیه؟

149
00:07:33,792 --> 00:07:34,792
‫اوه.

150
00:07:35,417 --> 00:07:37,167
‫یادته چطوری درستش میکردی، مگه نه؟

151
00:07:37,250 --> 00:07:39,250
‫- سوپ مخصوصمون.
‫- البته.

152
00:07:42,500 --> 00:07:45,000
‫- چیزی شده؟
‫- خب، راستش...

153
00:07:47,500 --> 00:07:48,500
‫زمان زیادی ازش گذشته.

154
00:07:48,500 --> 00:07:55,500
‫میدونم، فقط واقعاً دلم چیکن نامرز میخواد،
‫دقیقاً همونجوری که قدیم ها درست میکردی.

155
00:07:59,708 --> 00:08:01,333
‫باشه.

156
00:08:03,500 --> 00:08:08,000
‫پاستیل های ساور پچ وگان هستن،
‫پرینگلز هم وگانه، فکر کنم، اوریو هم وگانه.

157
00:08:08,125 --> 00:08:09,292
‫نه، نیستن!

158
00:08:09,375 --> 00:08:11,000
‫چرا، هستن!
‫اوریو وگانه.

159
00:08:11,083 --> 00:08:13,875
‫پس این کرمش از چی درست شده؟

160
00:08:14,000 --> 00:08:17,500
‫آره، تصمیم گرفتم وگان بشم،
‫وقتی فهمیدم که گاوها دوست صمیمی دارن.

161
00:08:17,875 --> 00:08:19,792
‫بعدش دیدم که سر یه گاو رو می‌بُرن.

162
00:08:21,000 --> 00:08:22,333
‫اوه، لعنتی.

163
00:08:23,875 --> 00:08:26,583
‫یه جورایی خل وضع هستی، رفیق.

164
00:08:26,667 --> 00:08:29,083
‫ممنون.

165
00:08:29,167 --> 00:08:31,000
‫چیزی شنیدی...

166
00:08:31,083 --> 00:08:33,375
‫درباره این، مثلاً قضیه مهمونی امشب؟

167
00:08:33,500 --> 00:08:36,000
‫شاول یه شایعه ای درباره
‫یه جنازه توی جنگل راه انداخته.

168
00:08:36,125 --> 00:08:37,125
‫باشه، اون که احمقه.

169
00:08:37,207 --> 00:08:38,917
‫این هم فقط یه بهونه‌ست که بره مست کنه.

170
00:08:39,292 --> 00:08:42,542
‫- باحاله.
‫- نه، شاول انگار داغونه.

171
00:08:42,625 --> 00:08:43,957
‫هی، کلوئی.

172
00:08:44,042 --> 00:08:45,792
‫ده دلار بهم بده، برای خیریه‌ست.

173
00:08:45,875 --> 00:08:47,042
‫اوه، چه خبر مالوری؟

174
00:08:47,125 --> 00:08:48,417
‫- سلام.
‫- چه خبر؟

175
00:08:48,500 --> 00:08:50,500
‫تنها چیزی که ازت یادمه،
‫اسم اسپانیایی کلاس هشتمته.

176
00:08:50,750 --> 00:08:51,750
‫رائول بود.

177
00:08:51,833 --> 00:08:54,167
‫آره، ایول.
‫تو هم راکیتا بودی، مگه نه؟

178
00:08:54,250 --> 00:08:55,333
‫- نه.
‫- نه؟ ای بابا.

179
00:08:55,417 --> 00:08:57,375
‫خب وایسا، راکل بود!

180
00:08:57,458 --> 00:08:59,250
‫نه، راکل؟
‫واقعاً که.

181
00:08:59,333 --> 00:09:02,000
‫درسته، سانی میگفت انگار
‫به مدرسه معمولی برگشتی.

182
00:09:02,083 --> 00:09:03,583
‫- آره.
‫- عالیه.

183
00:09:03,667 --> 00:09:04,667
‫دوست پسرم رو میشناسی؟

184
00:09:05,167 --> 00:09:07,375
‫آره، قدیم ها.

185
00:09:07,500 --> 00:09:11,500
‫ما واقعاً مثلاً، زیاد با هم در ارتباط نبودیم.

186
00:09:11,667 --> 00:09:13,625
‫راستی، با کاربن حرف زدم.

187
00:09:13,708 --> 00:09:14,917
‫گفت سانی تعلیق شده.

188
00:09:15,000 --> 00:09:16,458
‫- چی؟
‫- آره، ولی طوری نیست.

189
00:09:16,542 --> 00:09:17,583
‫به استراحت نیاز داره.

190
00:09:18,250 --> 00:09:20,458
‫فکر نکنم الان گوشیش همراهش باشه.

191
00:09:20,542 --> 00:09:22,458
‫آره، ولی ممکنه لپ تاپش پیشش باشه.

192
00:09:22,958 --> 00:09:23,958
‫فرانچسکا!

193
00:09:24,042 --> 00:09:26,250
‫- من فرانچسکا هستم!
‫- آه!

194
00:09:26,333 --> 00:09:27,542
‫ایول!

195
00:09:29,667 --> 00:09:33,417
‫♪ اینجا در کنار تو با سرنوشت روبرو میشم ♪

196
00:09:34,167 --> 00:09:35,583
‫♪ تمام عمرم ♪

197
00:09:35,667 --> 00:09:39,500
‫♪ توی رؤیای تک تک حرکاتت بودم ♪

198
00:09:39,583 --> 00:09:44,542
‫♪ اینجا با سرنوشت روبرو میشم، توی... ♪

199
00:09:44,625 --> 00:09:47,042
‫- این رنگ ها خیلی بهاری هستن.
‫- ♪ آغوشت ♪

200
00:09:47,125 --> 00:09:50,167
‫♪ حالا دیگه باورش دارم ♪

201
00:09:50,250 --> 00:09:55,167
‫♪ اینجا در کنار تو با سرنوشت روبرو میشم ♪

202
00:09:55,917 --> 00:09:57,667
‫♪ تمام عمرم ♪

203
00:09:57,750 --> 00:10:01,583
‫♪ توی رؤیای تک تک حرکاتت بودم ♪

204
00:10:01,667 --> 00:10:02,792
‫♪ من... ♪

205
00:10:02,875 --> 00:10:04,375
‫اوه، ببخشید.

206
00:10:04,500 --> 00:10:06,500
‫میشه لطفاً کمکم کنی بفهمم
‫باید با اینا چیکار کنم؟

207
00:10:06,500 --> 00:10:07,500
‫آره.

208
00:10:09,375 --> 00:10:10,792
‫آخه من، فکر کردم تو...

209
00:10:10,875 --> 00:10:12,250
‫فکر کردم قراره سوپ درست کنی.

210
00:10:12,625 --> 00:10:13,958
‫خب، از این چیزها خوشت نمیاد؟

211
00:10:14,042 --> 00:10:15,125
‫آخه، ما معمولاً...

212
00:10:15,208 --> 00:10:17,500
‫ما معمولاً این موقع از سال تزئین نمیکنیم،
‫برای همین...

213
00:10:17,500 --> 00:10:19,500
‫میدونم، فقط داشتم
‫به شروع های تازه فکر میکردم، و...

214
00:10:19,500 --> 00:10:22,000
‫لعنتی، یه لحظه وایسا.

215
00:10:22,250 --> 00:10:23,667
‫همه چی رو به راهه؟

216
00:10:24,708 --> 00:10:27,125
‫اوه، آره.

217
00:10:33,625 --> 00:10:35,833
‫خب، جنازه مرد بود یا زن؟

218
00:10:36,417 --> 00:10:37,750
‫ولدون!

219
00:10:37,833 --> 00:10:39,292
‫خیلی خب، موهاش چه رنگی بود؟

220
00:10:39,375 --> 00:10:41,292
‫شما دو تا، با هم توی رابطه هستید؟

221
00:10:41,375 --> 00:10:43,333
‫- نه، چی؟ اون...
‫- نه، نه.

222
00:10:43,417 --> 00:10:44,417
‫- اون پسر عمومه.
‫- نه.

223
00:10:44,500 --> 00:10:45,500
‫آره.

224
00:10:46,000 --> 00:10:48,000
‫باید بعداً به مهمونیم بیای.

225
00:10:48,500 --> 00:10:51,500
‫با دیلن و جرم داریم ردیفش میکنیم، توی جنگل.

226
00:10:51,667 --> 00:10:53,375
‫کلی آدم جدید می‌بینی.

227
00:10:53,500 --> 00:10:55,300
‫خوشحال میشم بیای،
‫اگه خواستی با دوست هات بیا.

228
00:10:55,300 --> 00:10:57,500
‫- هی، سلام.
‫- سلام، چه خبر؟

229
00:10:57,500 --> 00:10:59,000
‫یادمون رفت شماره هامون رو به هم بدیم.

230
00:10:59,000 --> 00:11:00,500
‫برای ریاضی، یا هر چیز دیگه.

231
00:11:00,500 --> 00:11:02,500
‫آره، عالی میشه.

232
00:11:02,625 --> 00:11:03,833
‫چه خبر، کلوئی؟

233
00:11:03,917 --> 00:11:04,917
‫سلام.

234
00:11:06,583 --> 00:11:07,583
‫ممنون.

235
00:11:09,500 --> 00:11:12,708
‫اوه، سانی داره بهت پیام میده.

236
00:11:13,500 --> 00:11:16,000
‫- اوه.
‫- چقدر، خوب.

237
00:11:16,000 --> 00:11:18,000
‫آره، اون...

238
00:11:18,000 --> 00:11:20,000
‫فکر میکردم شما دو تا
‫با هم در ارتباط نیستید؟

239
00:11:20,000 --> 00:11:23,500
‫اون، ما واقعاً از وقتی برگشتم
‫اصلاً با هم در تماس نبودیم.

240
00:11:23,500 --> 00:11:24,800
‫در واقع داره به ولدون پیام میده.

241
00:11:24,800 --> 00:11:26,200
‫اوم، داره به هر دومون پیام میده.

242
00:11:26,208 --> 00:11:28,417
‫اونا عمو زاده هستن، توی رابطه نیستن.

243
00:11:34,208 --> 00:11:36,625
‫♪ وقتی توی سرم زمزمه میشه ♪

244
00:11:38,208 --> 00:11:41,292
‫♪ همه اون حرف های قشنگی که زدی ♪

245
00:11:41,375 --> 00:11:42,875
‫♪ دارم به خونه میام ♪

246
00:11:42,958 --> 00:11:45,333
‫♪ من توی خونه هستم ♪

247
00:11:54,917 --> 00:11:57,333
‫داری پشیمونم میکنی که
‫اون گوشی رو برات خریدم.

248
00:11:58,625 --> 00:12:00,042
‫میخوای بیای یکم کمک کنی؟

249
00:12:00,125 --> 00:12:03,292
‫آره، فقط بگو چیکار کنم
‫و من، من انجامش میدم.

250
00:12:03,375 --> 00:12:06,417
‫کیسه گیاهان معطر، با تو.

251
00:12:06,500 --> 00:12:07,708
‫باشه.

252
00:12:21,083 --> 00:12:22,583
‫من...

253
00:12:22,667 --> 00:12:24,667
‫من چاشنی مخفیمون رو نمی‌بینم.

254
00:12:34,500 --> 00:12:35,500
‫اوه!

255
00:12:36,458 --> 00:12:37,792
‫جوز هندی!

256
00:12:39,542 --> 00:12:40,750
‫فکر کردی یادم رفته؟

257
00:12:43,000 --> 00:12:47,500
‫راستش یکم تعجب کردم که
‫خواستی این رو درست کنیم...

258
00:12:47,500 --> 00:12:54,500
‫چون فکر نمیکردم بتونی بین
‫اون موقع و الان ارتباطی برقرار کنی.

259
00:12:55,167 --> 00:12:58,375
‫میدونی، با بیمارستان و مریض بودنت.

260
00:12:59,708 --> 00:13:02,542
‫چون اون اولین باری بود
‫که چیکن نامرز درست کردیم.

261
00:13:02,625 --> 00:13:04,250
‫خیلی ترسیده بودم.

262
00:13:04,333 --> 00:13:06,875
‫برای بار دوم بود که مننژیت گرفته بودی.

263
00:13:07,000 --> 00:13:08,500
‫و من واقعاً هیچ کاری نمیتونستم بکنم...

264
00:13:08,500 --> 00:13:11,000
‫جز اینکه دست کوچولو
‫و فسقلیت رو توی دستم بگیرم.

265
00:13:11,958 --> 00:13:13,958
‫و بعد شروع به خواستن نامرز کردی.

266
00:13:14,000 --> 00:13:15,500
‫و منم گفتم : «چیه عزیزم؟ چی میخوای؟»

267
00:13:15,500 --> 00:13:20,000
‫و بعد بالاخره گفتی : «سوپ مرغ با نامرز.»

268
00:13:21,208 --> 00:13:24,292
‫و منم گفتم : جوز هندی!

269
00:13:24,375 --> 00:13:26,583
‫چاشنی سری و مخصوص من!

270
00:13:29,208 --> 00:13:31,625
‫اون موقع بود که فهمیدم حالت خوب میشه.

271
00:13:34,167 --> 00:13:36,500
‫و میدونی چیه؟
‫ما هم حالمون خوب میشه.

272
00:13:38,417 --> 00:13:40,125
‫لعنتی!

273
00:13:43,917 --> 00:13:46,542
‫هی، کی بهت زنگ میزنه؟

274
00:13:47,000 --> 00:13:49,500
‫کاربن، میدونی که.

275
00:13:49,500 --> 00:13:51,583
‫- کاربن؟
‫- آره.

276
00:13:51,667 --> 00:13:53,083
‫کل روزه داره بهت زنگ میزنه.

277
00:13:53,167 --> 00:13:55,125
‫آره، میدونی که چجوریه.

278
00:13:56,500 --> 00:13:58,000
‫خب، چرا جواب نمیدی؟
‫چون ممکنه مثلاً...

279
00:13:58,000 --> 00:14:00,000
‫یه مشکل جدی توی مدرسه باشه
‫که داری نادیده‌ش میگیری.

280
00:14:00,042 --> 00:14:02,417
‫لعنتی، گندش بزنن!

281
00:14:02,500 --> 00:14:04,458
‫ای وای، وای...
‫آره، لعنتی.

282
00:14:04,542 --> 00:14:05,750
‫اوم...

283
00:14:07,000 --> 00:14:09,000
‫- لعنتی.
‫- وایسا، الان جعبه کمک های اولیه رو میارم.

284
00:14:28,000 --> 00:14:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

285
00:14:54,500 --> 00:14:56,333
‫سلام، اینجا هستی.

286
00:14:58,583 --> 00:15:00,417
‫داری دفتر خاطراتم رو میخونی؟

287
00:15:03,542 --> 00:15:05,333
‫میدونی که نباید این کار رو بکنی.

288
00:15:05,417 --> 00:15:07,500
‫نباید به این نگاه کنی.

289
00:15:07,500 --> 00:15:11,000
‫عزیزم، اون دفتر خاطرات اولین باریه
‫که توی بیمارستان بودی.

290
00:15:11,000 --> 00:15:13,088
‫بیرون آوردمش چون کمکم میکرد یادم بیاد...

291
00:15:13,125 --> 00:15:16,417
‫آره، درست همونطوری که
‫جوز هندی یادت اومد، مگه نه؟

292
00:15:21,667 --> 00:15:23,083
‫منتظر کسی هستی؟

293
00:15:23,500 --> 00:15:25,000
‫نگران نباش، احتمالاً پیکه.

294
00:15:25,000 --> 00:15:26,000
‫نکن، نه!

295
00:15:26,000 --> 00:15:28,000
‫احتمالاً یه...

296
00:15:28,208 --> 00:15:29,208
‫اوم، این...

297
00:15:29,292 --> 00:15:31,417
‫میتونم...
‫نه سانی، سانی!

298
00:15:31,500 --> 00:15:33,250
‫♪ توی دست های تو ♪

299
00:15:33,333 --> 00:15:35,667
‫سانی!
‫سانی، خواهش میکنم.

300
00:15:41,083 --> 00:15:42,208
‫سلام، کلوئی.

301
00:15:42,292 --> 00:15:44,125
‫سلام، اوه.

302
00:15:46,708 --> 00:15:47,708
‫سلام.

303
00:15:49,333 --> 00:15:50,417
‫این چیه؟

304
00:15:50,500 --> 00:15:51,542
‫بوبو، داری خون ریزی میکنی؟

305
00:16:02,083 --> 00:16:03,958
‫اون ازت خواست به اینجا بیای؟

306
00:16:04,042 --> 00:16:06,458
‫نه، من فقط میخواستم بهش سر بزنم.

307
00:16:07,500 --> 00:16:09,500
‫باهات رفتار عجیبی داشته؟

308
00:16:10,000 --> 00:16:14,500
‫فکر کنم کل اون ماجرای تصادف ماشین
‫هنوز هم مسئله مهمیه.

309
00:16:15,500 --> 00:16:18,000
‫من یه دختر عمو دارم که
‫اتفاقاً توی اسپانیا زندگی میکنه...

310
00:16:18,000 --> 00:16:21,000
‫و یه بار از روی یه نردبون افتاد
‫و پی تی اِس دی خیلی شدیدی گرفت...

311
00:16:21,000 --> 00:16:22,600
‫- دارم گوش میدم.
‫- برای مثلاً یک سال، خب.

312
00:16:22,750 --> 00:16:23,750
‫اون الان حالش خوبه...

313
00:16:23,833 --> 00:16:25,542
‫- چون خدمات درمانی خوبی دارن.
‫- اوم، عالیه.

314
00:16:25,625 --> 00:16:29,458
‫من، فکر کنم باید برای مراقبت های فوری برم.

315
00:16:29,542 --> 00:16:31,750
‫- باشه.
‫- اوم، سانی؟

316
00:16:32,583 --> 00:16:35,000
‫عزیزم، فکر کنم بخیه لازم دارم.

317
00:16:35,083 --> 00:16:38,208
‫پس، من یه لحظه سریع بیرون میرم.

318
00:16:38,292 --> 00:16:39,875
‫میتونی پیشش بمونی؟

319
00:16:39,958 --> 00:16:41,292
‫البته، آره حتماً.

320
00:16:41,375 --> 00:16:44,625
‫فکر کنم بهتر باشه شماها پایین بمونید، آره.

321
00:16:45,000 --> 00:16:46,417
‫فعلاً، بچه ها!

322
00:16:55,250 --> 00:16:56,250
‫اوم...

323
00:16:56,958 --> 00:16:59,375
‫داشتی چی...؟
‫داشتی بهش چی میگفتی؟

324
00:16:59,500 --> 00:17:02,500
‫داشتم بهش درباره دختر عموم میگفتم،
‫همونی که اسپانیاست.

325
00:17:02,792 --> 00:17:03,792
‫آهان.

326
00:17:04,000 --> 00:17:07,500
‫آره، اون گفت که تو داری عجیب رفتار میکنی.

327
00:17:07,666 --> 00:17:09,958
‫اون گفت من دارم عجیب رفتار میکنم؟

328
00:17:10,041 --> 00:17:11,375
‫- خب...
‫- اون لعنتی...

329
00:17:11,458 --> 00:17:13,041
‫خودش داره عجیب رفتار میکنه!

330
00:17:13,125 --> 00:17:14,791
‫آره میدونم، اون...

331
00:17:14,875 --> 00:17:17,875
‫در واقع بهم گفت
‫وقتی نیست حواسم بهت باشه.

332
00:17:20,000 --> 00:17:24,500
‫فکر کنم نگرانه که با هم سکس داشته باشیم.

333
00:17:27,583 --> 00:17:28,792
‫واقعاً؟

334
00:17:28,875 --> 00:17:32,875
‫آره، برای همین بهمون گفت همین پایین بمونیم.

335
00:17:37,958 --> 00:17:39,292
‫حالت خوبه؟

336
00:17:45,042 --> 00:17:47,250
‫دست هات بوی خوبی میدن.

337
00:17:50,333 --> 00:17:52,667
‫خب، میخوای چیکار کنی؟

338
00:17:53,125 --> 00:17:55,958
‫دلت میخواد چیکار کنی؟

339
00:18:37,833 --> 00:18:39,833
‫ولی اثباتش سخته.

340
00:18:39,917 --> 00:18:42,333
‫داری بهم میگی هیتلر توی ماه پایگاه داشته؟

341
00:18:42,500 --> 00:18:45,500
‫امکان نداره نازی ها توی ماه
‫پایگاه نداشته باشن...

342
00:18:45,500 --> 00:18:48,000
‫چون تکنولوژی های بیگانه
‫به یه محل فرود نیاز داشتن.

343
00:18:48,000 --> 00:18:54,000
‫و واقعاً تکنولوژی های خیلی زیادی داره
‫از طرف آلمانی ها و خود رژیم نازی دیده میشه.

344
00:18:55,250 --> 00:18:57,250
‫داری چیکار میکنی؟

345
00:18:57,333 --> 00:18:59,125
‫داری پول نقد میگیری؟

346
00:19:27,208 --> 00:19:28,833
‫لعنتی.

347
00:19:50,333 --> 00:19:52,958
‫گندش بزنن.

348
00:20:07,042 --> 00:20:08,458
‫الن؟!

349
00:20:09,250 --> 00:20:10,875
‫- راه نداره!
‫- وای، خدای من.

350
00:20:10,958 --> 00:20:11,958
‫- سلام.
‫- سلام!

351
00:20:12,042 --> 00:20:14,417
‫- سلام!
‫- وای، خیلی خوب شد که اومدی.

352
00:20:14,500 --> 00:20:17,000
‫وای، خدای من.
‫فقط ۲۰ دقیقه تا پایان ساعت تخفیف مونده.

353
00:20:17,000 --> 00:20:20,000
‫- اوه...
‫- معلم ها خیلی ذوق میکنن که اینجا هستی.

354
00:20:20,125 --> 00:20:21,958
‫آره، میدونم.

355
00:20:23,208 --> 00:20:24,958
‫اوم، سه شنبه.

356
00:20:25,000 --> 00:20:26,000
‫آره!

357
00:20:26,000 --> 00:20:29,500
‫خیلی دلم میخواست بیام،
‫ولی وقتی به اینجا رسیدم، با خودم گفتم :

358
00:20:29,500 --> 00:20:31,900
‫«نمیتونم این کار رو بکنم.
‫باید پیش سانی برگردم.»

359
00:20:32,000 --> 00:20:33,500
‫- آخه من...
‫- پس فقط میخوای...

360
00:20:33,500 --> 00:20:37,000
‫یه سیگار یواشکی پشت بار بکشی،
‫و بعدش هم جیم بشی؟

361
00:20:37,000 --> 00:20:39,000
‫مچم رو گرفتی.
‫من سیگار نمیکشم، من...

362
00:20:39,208 --> 00:20:41,042
‫فقط یه جورایی، یکم تحت فشار هستم.

363
00:20:41,125 --> 00:20:43,250
‫وقت هایی که، سیگار میکشم.

364
00:20:43,333 --> 00:20:45,750
‫یه نوشیدنی بخوری، حالت جا میاد.

365
00:20:46,000 --> 00:20:47,600
‫مراقب ها هم خودشون به مراقبت نیاز دارن.

366
00:20:48,667 --> 00:20:50,000
‫باشه.

367
00:20:55,750 --> 00:20:56,750
‫چیه؟

368
00:20:59,458 --> 00:21:00,875
‫اوم...

369
00:21:03,792 --> 00:21:08,792
‫وقتی اولش داشتم برای امشب
‫برنامه ریزی میکردم، من...

370
00:21:10,125 --> 00:21:13,125
‫یه اسباب بازی جنسی خریدم.

371
00:21:13,875 --> 00:21:16,083
‫یه اسباب بازی جنسی؟

372
00:21:16,167 --> 00:21:17,667
‫آره.

373
00:21:19,125 --> 00:21:20,958
‫اوه، مثلاً برای کونت؟

374
00:21:24,375 --> 00:21:27,292
‫نه، برای کون من نه.

375
00:21:27,500 --> 00:21:30,500
‫- معلومه که برای تو.
‫- اوه، برای من.

376
00:21:30,500 --> 00:21:34,500
‫خب، وقتی من داشتم از اون استفاده میکردم
‫تو میخواستی چیکار کنی؟

377
00:21:34,500 --> 00:21:36,500
‫به رفقا چند تا پیام بدم.

378
00:21:36,833 --> 00:21:38,542
‫یکم ناگت درست کنی.

379
00:21:38,625 --> 00:21:40,458
‫- شاید هم موهام رو کوتاه کنم.
‫- وای، خدای من.

380
00:21:55,542 --> 00:21:56,958
‫الان کجا رفتی؟

381
00:21:59,667 --> 00:22:00,875
‫نمیدونم.

382
00:22:04,833 --> 00:22:06,458
‫میتونی یه قولی بهم بدی؟

383
00:22:07,000 --> 00:22:08,208
‫آره.

384
00:22:08,292 --> 00:22:10,292
‫اگه یه وقت خواستی...

385
00:22:11,167 --> 00:22:13,375
‫به هم بزنیم، یا...

386
00:22:15,083 --> 00:22:17,083
‫با کس دیگه ای باشی...

387
00:22:18,875 --> 00:22:20,292
‫فقط بهم بگو.

388
00:22:21,292 --> 00:22:22,292
‫هی.

389
00:22:25,833 --> 00:22:26,833
‫چی؟

390
00:22:27,875 --> 00:22:29,292
‫منظورت چیه؟

391
00:22:29,917 --> 00:22:30,917
‫من...

392
00:22:32,167 --> 00:22:34,000
‫فقط همین رو میخوام.

393
00:22:34,083 --> 00:22:37,083
‫اصلاً دلم نمیخواد باهات به هم بزنم، و...

394
00:22:38,083 --> 00:22:42,292
‫من، واقعاً نمیخوام...

395
00:22:43,750 --> 00:22:47,958
‫عجیب بودن من بهمون صدمه بزنه، میدونی؟

396
00:22:49,250 --> 00:22:50,875
‫من از عجیب بودنت خوشم میاد.

397
00:22:54,500 --> 00:22:55,500
‫اون یه جنازه دیده؟

398
00:22:55,500 --> 00:22:59,500
‫میگه یه جنازه دیده،
‫ولی ببین کی داره این رو میگه.

399
00:22:59,500 --> 00:23:01,000
‫کی دیدتش؟
‫باکت؟

400
00:23:01,000 --> 00:23:03,000
‫نه، شاول.
‫شان وایهو.

401
00:23:03,083 --> 00:23:04,375
‫اوه!

402
00:23:04,458 --> 00:23:06,083
‫کسی پیگیری نکرده؟

403
00:23:06,167 --> 00:23:07,542
‫فکر کنم همش قصه‌ست.

404
00:23:07,625 --> 00:23:11,333
‫- دیدم داشت برای دیلن کارت میکشید.
‫- اون دیگه چیه، کارت کشیدن؟

405
00:23:11,417 --> 00:23:13,083
‫- کارت کشیدن؟
‫- یعنی وقتی که...

406
00:23:13,167 --> 00:23:15,917
‫دستت رو از لای باسن کسی رد میکنی.

407
00:23:16,000 --> 00:23:18,000
‫مثل کارت اعتباری.

408
00:23:18,000 --> 00:23:22,500
‫خب وایسا، یعنی کاربن به پلیس خبر داد
‫تا مهمونی رو به هم بزنه یا...؟

409
00:23:22,750 --> 00:23:25,917
‫کاربن؟
‫پیش شوهرم، بهش «کاربنر» میگم.

410
00:23:26,000 --> 00:23:27,333
‫جن!

411
00:23:27,417 --> 00:23:29,208
‫بچه ها واقعاً متأسفم، من...

412
00:23:29,292 --> 00:23:30,833
‫- دیگه باید برم.
‫- آخی!

413
00:23:30,917 --> 00:23:32,542
‫چون سانی خونه‌ست و خب، میدونید دیگه؟

414
00:23:32,625 --> 00:23:33,750
‫ولی خیلی خوشحالم که اومدم.

415
00:23:33,833 --> 00:23:35,958
‫- من تا دم در میرسونمت.
‫- و فردا می‌بینمتون.

416
00:23:36,042 --> 00:23:37,708
‫- باشه، ممنون.
‫- فعلاً!

417
00:23:37,792 --> 00:23:39,000
‫خداحافظ همگی.

418
00:23:41,208 --> 00:23:43,500
‫حس بدی دارم که بهش «کاربنر» گفتم.

419
00:23:43,583 --> 00:23:45,250
‫اوه، لعنتی.

420
00:23:46,500 --> 00:23:47,833
‫کیه؟

421
00:23:47,917 --> 00:23:49,458
‫ولدونه.

422
00:23:51,000 --> 00:23:54,583
‫گفت، چیزی درباره مهمونی جنازه شنیدی؟

423
00:23:54,667 --> 00:23:57,083
‫وای خدای من، از اون کارهای شاوله.

424
00:23:58,208 --> 00:24:00,125
‫وایسا، شاول...

425
00:24:00,208 --> 00:24:01,708
‫شاول یه جنازه دیده؟

426
00:24:01,792 --> 00:24:03,792
‫قطعاً نه.

427
00:24:04,292 --> 00:24:06,917
‫فکر میکنی تونسته باشه بفهمه مثلاً، کی بوده؟

428
00:24:07,000 --> 00:24:09,000
‫یا مثلاً، چه شکلی بوده؟

429
00:24:09,083 --> 00:24:12,625
‫نه، الکیه.
‫برای همینه که مثلاً، اسمش مهمونیه.

430
00:24:12,708 --> 00:24:15,708
‫آره البته، معلومه.

431
00:24:19,000 --> 00:24:22,625
‫خب، شاید...

432
00:24:22,708 --> 00:24:24,708
‫باید بریم، میخوای بریم؟

433
00:24:25,292 --> 00:24:26,375
‫واقعاً؟

434
00:24:27,125 --> 00:24:29,333
‫آره، مگه نه؟

435
00:24:30,417 --> 00:24:32,167
‫از این ایده برای خودمون خوشم میاد.

436
00:24:32,250 --> 00:24:33,667
‫مهمونی وسط هفته.

437
00:24:34,167 --> 00:24:36,917
‫- مهمونی وسط هفته!
‫- ماچ!

438
00:24:37,000 --> 00:24:39,625
‫اوم، شاید بهتر باشه یه یادداشت
‫برای مامانت بذاری...

439
00:24:39,708 --> 00:24:41,208
‫- تا بدونه کجا هستی.
‫- آره.

440
00:24:41,292 --> 00:24:43,375
‫- مثلاً یه پیام بهش بده یا یه چیزی.
‫- حتماً.

441
00:24:57,875 --> 00:24:59,292
‫ممنون.

442
00:25:00,542 --> 00:25:01,958
‫بهت خوش گذشت؟

443
00:25:02,333 --> 00:25:03,542
‫آه، آره.

444
00:25:03,625 --> 00:25:05,708
‫- آره، خوش گذشت.
‫- آره.

445
00:25:05,792 --> 00:25:07,292
‫با سانی حرف زدی؟

446
00:25:07,375 --> 00:25:09,458
‫- چطور پیش رفت؟
‫- آره، خوب بود.

447
00:25:09,542 --> 00:25:13,375
‫یه جورایی، یه جلسه اعتماد سازی داشتیم.

448
00:25:13,458 --> 00:25:15,875
‫- اوه، آره.
‫- در مورد مامان ها حرف زدیم.

449
00:25:15,958 --> 00:25:18,958
‫آخرش با سوزان رندال تماس گرفتی؟

450
00:25:19,375 --> 00:25:22,208
‫- اوم...
‫- حس میکنم میتونه برات مفید باشه.

451
00:25:22,292 --> 00:25:25,417
‫اون همون درمانگریه که بالای
‫مغازه دوچرخه فروشیه که...

452
00:25:25,500 --> 00:25:27,000
‫اوه، آره.

453
00:25:27,000 --> 00:25:29,000
‫فکر کنم سرش شلوغه.
‫داشت برنامه‌ش رو چک میکرد.

454
00:25:29,000 --> 00:25:31,500
‫شاید مراجع جدید قبول نکنه،
‫ولی خب، میدونی...

455
00:25:32,167 --> 00:25:34,167
‫ما تو رو داریم، پس...

456
00:25:34,250 --> 00:25:35,250
‫تو...

457
00:25:36,833 --> 00:25:38,042
‫من رو داری.

458
00:25:41,875 --> 00:25:43,833
‫من، نه ممنونم.
‫اوه، لطف میکنی.

459
00:25:43,917 --> 00:25:45,917
‫- یعنی...
‫- نه متأسفم، معذرت میخوام.

460
00:25:48,000 --> 00:25:49,500
‫- من، ممنونم.
‫- خیلی متأسفم.

461
00:25:49,500 --> 00:25:52,500
‫- ممنونم، ولی من...
‫- معذرت میخوام، میدونم.

462
00:25:53,000 --> 00:25:55,000
‫- آره.
‫- این یه، یه...

463
00:25:55,000 --> 00:25:57,000
‫- دوران حساسیه برای...
‫- نه، اشکالی نداره.

464
00:25:57,000 --> 00:25:59,000
‫از پسش بر میام، دارم ردیفش میکنم.

465
00:25:59,000 --> 00:26:02,000
‫- خوبه، خوبه.
‫- ولی واقعاً ممنون میشم اگه...

466
00:26:02,042 --> 00:26:05,458
‫به صحبت کردن با سانی ادامه بدی.

467
00:26:05,875 --> 00:26:07,875
‫- چون اون...
‫- آره، آره.

468
00:26:08,458 --> 00:26:09,667
‫اون واقعاً ازت خوشش میاد.

469
00:26:10,417 --> 00:26:12,833
‫فکر میکنه آدم اهل هنری هستی.

470
00:26:12,917 --> 00:26:14,542
‫آره، من واقعاً عاشق هنر هستم.

471
00:26:15,833 --> 00:26:16,833
‫مری اولیور...

472
00:26:16,917 --> 00:26:18,625
‫- باشه، خیلی ممنون.
‫- باشه، آره.

473
00:26:18,708 --> 00:26:20,750
‫- ببخشید بابت...
‫- نه، من معذرت میخوام.

474
00:26:20,833 --> 00:26:23,250
‫به کسی درباره اون سیگار چیزی نگو.

475
00:26:23,333 --> 00:26:25,167
‫- مواظب خودت باش، لطفاً.
‫- باشه.

476
00:26:34,167 --> 00:26:37,167
‫♪ دوباره بزن بریم، دوباره بزن بریم ♪
‫♪ دوباره بزن بریم، حمله... ♪

477
00:26:43,500 --> 00:26:46,100
‫♪ من توی یه تیم رؤیایی هستم ♪
‫♪ اشکالی نداره اگه فعلاً خواب هستن ♪

478
00:26:46,167 --> 00:26:47,375
‫دستم رو میگیری؟

479
00:26:47,458 --> 00:26:49,917
‫♪ من انگشترهای بزرگ میخوام،
‫چون تا اونا بیدار بشن... ♪

480
00:26:50,000 --> 00:26:53,000
‫♪ ما روی ابرها راه میریم ♪
‫♪ ما خیلی بالا میریم... ♪

481
00:26:57,000 --> 00:27:00,000
‫[ اسامی مرگ ها ]

482
00:27:00,000 --> 00:27:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

483
00:27:31,000 --> 00:27:32,000
‫سانی؟

484
00:27:55,000 --> 00:27:57,500
‫سانی، یه چیزی برات دارم.

485
00:27:57,500 --> 00:27:58,500
‫کی هستی؟

486
00:28:02,000 --> 00:28:03,000
‫لعنتی!
