1
00:00:01,000 --> 00:00:03,500
‫[ آنچه گذشت ]

2
00:00:05,000 --> 00:00:08,500
‫فکر میکنی مادرت با یه زن دیگه عوض شده؟

3
00:00:08,917 --> 00:00:10,791
‫آره، همین فکر رو میکنم.

4
00:00:10,792 --> 00:00:14,500
‫آخه بیخیال، اگه واقعاً یه چیزیش فرق میکرد،
‫من متوجه نمیشدم؟

5
00:00:14,500 --> 00:00:17,200
‫شاول یه شایعه ای درباره
‫یه جنازه توی جنگل راه انداخته.

6
00:00:17,208 --> 00:00:18,582
‫اون یه جنازه دیده؟

7
00:00:18,583 --> 00:00:22,200
‫خودش میگه که یه جنازه دیده،
‫ولی لطفاً ببین کی داره این رو میگه.

8
00:00:22,250 --> 00:00:23,749
‫راستی، باید بعداً به مهمونیم بیای.

9
00:00:23,750 --> 00:00:26,750
‫با دیلن و جرم داریم میگیریمش،
‫مثلاً، اونجا توی جنگل.

10
00:00:26,792 --> 00:00:28,957
‫فکر کنم اون نگرانه...

11
00:00:28,958 --> 00:00:30,916
‫که نکنه با هم سکس داشته باشیم.

12
00:00:30,917 --> 00:00:33,666
‫چیزی درباره مهمونی جنازه شنیدی؟

13
00:00:33,667 --> 00:00:35,874
‫به نظرت تونسته بفهمه طرف کی بوده؟

14
00:00:35,875 --> 00:00:37,957
‫یا مثلاً، چط...
‫چه شکلی بوده؟

15
00:00:37,958 --> 00:00:39,041
‫باید بریم.

16
00:00:39,042 --> 00:00:41,542
‫از این خوشم میاد.
‫مهمونی، اون هم وسط هفته.

17
00:00:43,167 --> 00:00:44,457
‫بزن بریم، بزن بریم.

18
00:00:44,458 --> 00:00:46,457
‫کول، بهم کمک کن.

19
00:00:46,458 --> 00:00:48,082
‫آره، حله.
‫بذار سریع پرش کنم.

20
00:00:48,083 --> 00:00:49,999
‫- یه مشت همینجا دارم.
‫- این هم یکی.

21
00:00:50,000 --> 00:00:51,500
‫خب، این یکی.
‫دومیش کجاست؟

22
00:00:51,500 --> 00:00:53,000
‫توی کونش رو پر کن.

23
00:00:53,000 --> 00:00:54,500
‫خب، باید این رو گنده درستش کنیم.

24
00:00:54,500 --> 00:00:56,500
‫اوه رفیق، شماها دارید
‫از سویشرت من استفاده میکنید؟!

25
00:00:56,500 --> 00:00:57,500
‫بیخیال، انقدر مادی نباش.

26
00:00:57,500 --> 00:00:59,000
‫- کلی دیگه اون تو هست.
‫- اوه، ایول.

27
00:00:59,000 --> 00:01:00,000
‫- این هم از این.
‫- عالیه!

28
00:01:00,125 --> 00:01:01,582
‫شبیه جنازه نیست.

29
00:01:01,583 --> 00:01:03,499
‫شبیه یه مترسکه که کون خیلی گنده ای داره.

30
00:01:03,500 --> 00:01:05,000
‫- اوه، اون پی پیه؟
‫- بوش کن.

31
00:01:05,000 --> 00:01:06,000
‫من بوش نمیکنم.

32
00:01:06,500 --> 00:01:08,500
‫- خیلی خوب به نظر میرسه.
‫- حاضر هستی؟ سه، دو...

33
00:01:08,500 --> 00:01:09,500
‫آآآه!

34
00:01:12,583 --> 00:01:14,457
‫آره، مهمونی جنازه!

35
00:01:14,458 --> 00:01:18,332
‫مهمونی جنازه!

36
00:01:20,208 --> 00:01:22,207
‫سه، دو، یک!

37
00:01:23,000 --> 00:01:32,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

38
00:01:32,708 --> 00:01:34,791
‫هی رفیق، این طرف ها شاول رو ندیدی؟

39
00:01:34,792 --> 00:01:36,000
‫- نه.
‫- نه؟

40
00:01:37,167 --> 00:01:40,249
‫سارا، تو احیاناً چیزی درباره جنازه میدونی؟

41
00:01:40,250 --> 00:01:41,875
‫- نه.
‫- باشه، من دیگه...

42
00:01:42,833 --> 00:01:45,500
‫هی، شماها...
‫شماها میدونید که شاول واقعاً یه جنازه دیده؟

43
00:01:45,500 --> 00:01:47,707
‫- نه.
‫- باشه، ردیفه.

44
00:01:47,708 --> 00:01:49,917
‫- هی رفیق، شاول رو ندیدی؟
‫- نه.

45
00:01:51,125 --> 00:01:52,624
‫هیچ وقت پیداش نمیکنه.

46
00:01:52,625 --> 00:01:54,582
‫اون دیگه رفته.

47
00:01:54,583 --> 00:01:56,916
‫اصلاً نمیدونه باید چیکار کنه.

48
00:02:02,542 --> 00:02:03,832
‫سانی؟

49
00:02:03,833 --> 00:02:05,749
‫سانی یه جورایی، انگار قاطی کرده.

50
00:02:05,750 --> 00:02:06,999
‫درسته، درسته.

51
00:02:07,000 --> 00:02:08,874
‫اون داره با یه عوضی کلاهبردار زندگی میکنه.

52
00:02:09,000 --> 00:02:10,500
‫- جدی؟
‫- هیچ مدرکی نداره.

53
00:02:10,500 --> 00:02:13,500
‫آره، شاول انگار جنازه مامان واقعیش رو
‫همینجا توی جنگل پیدا کرده.

54
00:02:13,500 --> 00:02:14,500
‫اوه، عجب.

55
00:02:14,500 --> 00:02:17,000
‫مامانش توی جنگل مرده،
‫و هیچ وقت قرار نیست پیداش کنه.

56
00:02:17,000 --> 00:02:18,000
‫آره، شنیدم.

57
00:02:18,000 --> 00:02:20,000
‫جنازه ای در کار نیست.
‫داره عقلش رو از دست میده.

58
00:02:20,000 --> 00:02:22,600
‫داره به ما نگاه میکنه و فکر میکنه
‫داریم اینا رو میگیم، ولی نمیگیم.

59
00:02:22,708 --> 00:02:24,542
‫رفیق، مامانش زنده‌ست.
‫درست همونجاست.

60
00:02:30,208 --> 00:02:31,208
‫سانی.

61
00:02:34,208 --> 00:02:35,832
‫متأسفم، فقط یکی هست.

62
00:02:35,833 --> 00:02:37,124
‫میخوای با هم بخوریم؟

63
00:02:37,125 --> 00:02:38,125
‫سانی؟

64
00:02:38,583 --> 00:02:39,708
‫میخوای با هم بخوریم؟

65
00:02:40,000 --> 00:02:42,666
‫اوه، نه فکر نکنم امشب چیزی بنوشم.

66
00:02:42,667 --> 00:02:43,792
‫این آب گازداره.

67
00:02:44,000 --> 00:02:45,500
‫گرلینا، تو اینجا چیکار میکنی؟

68
00:02:45,500 --> 00:02:47,000
‫- سلام.
‫- تو که هیچ وقت بیرون نمیای.

69
00:02:47,083 --> 00:02:49,417
‫- اوه، داریم جشن میگیریم.
‫- جشن چی؟

70
00:02:51,000 --> 00:02:52,000
‫- سلام.
‫- وایسا.

71
00:02:53,708 --> 00:02:56,416
‫- خیلی کثافت هستی.
‫- تمومش کن.

72
00:02:56,417 --> 00:02:58,749
‫- خب، همه چی رو بهم بگو.
‫- بسه، بعداً بهت میگم.

73
00:02:58,750 --> 00:02:59,916
‫سلام متی، حالت چطوره؟

74
00:03:00,000 --> 00:03:02,000
‫اوم، شاول رو جایی ندیدی؟

75
00:03:02,000 --> 00:03:03,600
‫- نه؟
‫- خب سانی، ما کلوئی رو قرض میگیریم.

76
00:03:03,875 --> 00:03:04,957
‫میخوایم بهش یه پیک بدیم.

77
00:03:05,000 --> 00:03:06,500
‫هی، وایسا!
‫در حد نصف پیک.

78
00:03:06,500 --> 00:03:08,000
‫سانی، تو حالت خوبه؟

79
00:03:08,000 --> 00:03:09,374
‫آره، حالم خوبه.

80
00:03:09,375 --> 00:03:10,832
‫باشه، باشه.

81
00:03:14,000 --> 00:03:16,000
‫مهمونی جنازه!

82
00:03:16,000 --> 00:03:18,000
‫مهمونی جنازه!

83
00:03:18,000 --> 00:03:21,500
‫[ جعلی ]
‫[ فصل اول : قسمت چهارم ]

84
00:03:25,000 --> 00:03:27,000
‫رفیق، این مهمونی کجاست؟

85
00:03:27,208 --> 00:03:29,708
‫کنار برکه‌ست، سمت چپه.

86
00:03:30,292 --> 00:03:32,457
‫اوه، عجب جاده‌ بدیه.

87
00:03:32,458 --> 00:03:33,749
‫این جاده برای ون مناسب نیست.

88
00:03:33,750 --> 00:03:35,499
‫خب، تو هم داری تند میری.

89
00:03:35,500 --> 00:03:36,874
‫فقط میخوای شاول رو ببینی، مگه نه؟

90
00:03:36,875 --> 00:03:39,249
‫اصلاً اینطور نیست،
‫همین الان با طرف آشنا شدم.

91
00:03:39,250 --> 00:03:40,832
‫پیش اون ضایع بازی در نیار، باشه؟

92
00:03:40,833 --> 00:03:42,708
‫میخوام بپرسم جنازه کجاست.

93
00:03:44,208 --> 00:03:47,208
‫- باید ازش بپرسی.
‫- ولدی، این فقط تم مهمونیه.

94
00:03:47,958 --> 00:03:49,958
‫باشه، ولی اگه نباشه چی؟

95
00:03:50,375 --> 00:03:52,832
‫اگه جنازه واقعاً مامان سانی باشه چی؟

96
00:03:52,833 --> 00:03:55,957
‫جنازه ای در کار نیست.
‫مامان سانی حالش خوبه.

97
00:03:55,958 --> 00:03:57,291
‫بیا فقط به مهمونی بریم.

98
00:03:57,292 --> 00:03:59,124
‫بیخیال، تو تا حالا به مهمونی
‫توی جنگل نرفتی.

99
00:03:59,125 --> 00:04:00,832
‫تو هم نرفتی.

100
00:04:00,833 --> 00:04:03,874
‫رفیق، کجا داری میری؟
‫اونجا خیلی تاریکه.

101
00:04:03,875 --> 00:04:05,207
‫میخوام برم دنبال جنازه بگردم.

102
00:04:05,208 --> 00:04:06,957
‫یه چراغ ۵۰۰ لومنی روی سرم دارم...

103
00:04:07,000 --> 00:04:10,000
‫دو لیتر آب توی کوله‌مه،
‫و سر تا پام رو پرمترین زدم.

104
00:04:10,042 --> 00:04:11,124
‫چی؟!

105
00:04:11,125 --> 00:04:12,999
‫سلام، شماها اینجا بوی عجیبی حس نکردید؟

106
00:04:13,000 --> 00:04:14,500
‫بدجور پر نوره، فسقلی.

107
00:04:14,500 --> 00:04:16,000
‫ببخشید، خوش بگذره.

108
00:04:16,500 --> 00:04:20,000
‫وای، دیدی میکیلا برای اینجا چقدر تیپ زده؟

109
00:04:20,000 --> 00:04:21,500
‫انگار داره به جشن فارغ التحصیلی میره.

110
00:04:21,708 --> 00:04:23,957
‫جاسلین هم جواهرات مامانش رو انداخته.

111
00:04:25,000 --> 00:04:32,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

112
00:04:32,042 --> 00:04:34,999
‫♪ چطور میتونیم الان متوقف بشیم؟ ♪

113
00:04:35,000 --> 00:04:36,832
‫♪ من توی یه تیم رویایی هستم ♪

114
00:04:36,833 --> 00:04:38,416
‫♪ عیبی نداره اگه الان بخوابن ♪

115
00:04:38,417 --> 00:04:40,082
‫♪ چند تا انگشتر گنده میخوام... ♪

116
00:04:40,083 --> 00:04:42,708
‫پسر، تو دیوونه ترین رفیق من هستی.

117
00:04:43,583 --> 00:04:44,792
‫ایول.

118
00:04:45,708 --> 00:04:47,541
‫هی بچه ها، شاول رو این طرف ها ندیدید؟

119
00:04:47,542 --> 00:04:49,416
‫نه؟ ممنون.

120
00:04:49,500 --> 00:04:51,000
‫هی بچه ها، کسی شا...

121
00:04:51,000 --> 00:04:52,500
‫ببخشید، ببخشید.

122
00:04:53,000 --> 00:04:54,500
‫رفیق، اصلاً نمیشه توصیفش کرد.

123
00:04:54,500 --> 00:04:55,700
‫رفیق، همه‌مون بوش رو حس کردیم.

124
00:04:55,700 --> 00:04:57,500
‫- یه جوری بود که...
‫- مربی داشت از حال میرفت.

125
00:04:57,500 --> 00:05:00,200
‫هی، مجبور شدیم تمرین رو تقریباً
‫پنج دقیقه تعطیل کنیم، خیلی عجیب بود.

126
00:05:00,200 --> 00:05:03,200
‫خب، مگه جیک گوزیده؟
‫مگه همیشه نمیگوزه؟

127
00:05:03,300 --> 00:05:05,500
‫نه رفیق، تو اونجا نبودی.

128
00:05:05,500 --> 00:05:07,000
‫انقدر بد بود که مجبور شدیم فرار کنیم.

129
00:05:07,000 --> 00:05:08,500
‫فوگل با اون گچ پا نمیتونه بدوه.

130
00:05:08,625 --> 00:05:09,707
‫حتماً میمرد.

131
00:05:09,708 --> 00:05:14,200
‫رفیق، دقیقاً مثل اون شهر آتشفشانی میشد
‫که همه توش مُردن و توی زمان منجمد شدن.

132
00:05:14,208 --> 00:05:16,832
‫- کوه سنت هلن.
‫- نه احمق، پمپئی.

133
00:05:16,833 --> 00:05:19,374
‫فوگل با گوز جیک، مثل مردم پمپئی میشد.

134
00:05:21,000 --> 00:05:23,166
‫- رفیق، فوگل مثل مومیایی گوزه.
‫- ولی جدی میگم.

135
00:05:23,167 --> 00:05:25,207
‫وقتی بوی گوزی رو حس میکنی،
‫داری پی پی تنفس میکنی.

136
00:05:25,208 --> 00:05:28,207
‫- به سلامتی!
‫- به افتخار فوگل، مومیایی گوز.

137
00:05:29,708 --> 00:05:31,207
‫گندش بزنن، هی.

138
00:05:31,208 --> 00:05:32,499
‫وای، اوه.

139
00:05:32,500 --> 00:05:34,916
‫ببخشید، ببخشید بابت...
‫نزدیک بود...

140
00:05:34,917 --> 00:05:36,416
‫نزدیک بود بد بشه، اوم...

141
00:05:36,417 --> 00:05:38,499
‫اوه نه، طوری نیست.

142
00:05:38,500 --> 00:05:40,999
‫خب، این مثلاً...

143
00:05:41,000 --> 00:05:42,749
‫قراره این شکلی باشه؟

144
00:05:42,750 --> 00:05:44,124
‫- مثل...
‫- آره.

145
00:05:44,125 --> 00:05:46,207
‫آتیش گرفته؟
‫یعنی، خودت میخوای اینطوری باشه؟

146
00:05:46,208 --> 00:05:47,707
‫فوگل، پس اینجا هستی رفیق.

147
00:05:47,708 --> 00:05:48,791
‫هی!

148
00:05:48,792 --> 00:05:52,500
‫تا وقتی که اون آتل رو در بیاری
‫نمیتونی با یه دختر سالم حرف بزنی.

149
00:05:52,625 --> 00:05:55,416
‫این یارو، استخون هاش انگار از شیشه‌ست.

150
00:05:55,417 --> 00:05:58,292
‫آره، هی باید برای استخون هات
‫یه سری به دکتر بزنی.

151
00:06:05,000 --> 00:06:07,000
‫انگار یه سفر سه روزه بود.

152
00:06:09,000 --> 00:06:12,124
‫ولدون، کجا بودی رفیق؟

153
00:06:12,125 --> 00:06:13,667
‫چطوری از خونه‌تون بیرون زدی؟

154
00:06:13,917 --> 00:06:18,200
‫من، اون دستش برید و مجبور شد
‫به مراقبت های فوری بره و بخیه بزنه.

155
00:06:18,250 --> 00:06:21,207
‫و فکر کنم یه جورایی، یه چیز عجیب...

156
00:06:21,208 --> 00:06:23,332
‫مثلاً، خیلی خب مهم نیست.

157
00:06:23,333 --> 00:06:24,666
‫ما باید شاول رو پیدا کنیم.

158
00:06:24,667 --> 00:06:26,499
‫بیخیال اون اراجیف دیگه، باشه؟

159
00:06:26,500 --> 00:06:29,332
‫منظورم اینه که،
‫قبلاً در مورد جنازه ازش پرسیدم...

160
00:06:29,333 --> 00:06:31,707
‫و اون سعی کرد قلقلکم بده.

161
00:06:31,708 --> 00:06:33,957
‫تو، تو دیدیش؟

162
00:06:33,958 --> 00:06:35,916
‫- آره.
‫- خب، بیا بریم پیداش کنیم!

163
00:06:35,917 --> 00:06:37,124
‫کجاست؟
‫کجا دیدیش؟

164
00:06:37,125 --> 00:06:38,832
‫اون هیچ کمکی نکرد، سعی کرد قلقلکم بده!

165
00:06:38,833 --> 00:06:40,875
‫صحیح، خب بیا پیداش کنیم باشه؟

166
00:06:41,792 --> 00:06:43,291
‫- الان؟
‫- آره، همین الان!

167
00:06:43,292 --> 00:06:45,416
‫- از کدوم طرف؟
‫- اوم، اون با مالوریه.

168
00:06:45,417 --> 00:06:47,249
‫اوم، جهت ۲۳۳.

169
00:06:47,250 --> 00:06:49,667
‫- خب، لطفاً من رو به اونجا ببر رفیق.
‫- باشه.

170
00:06:52,042 --> 00:06:53,957
‫به اون درخت بزن!

171
00:07:01,792 --> 00:07:04,874
‫خب، مدرسه خونگی.

172
00:07:04,875 --> 00:07:06,875
‫اوه، حالا «مدرسه خونگی» شدم؟

173
00:07:07,875 --> 00:07:09,500
‫اسمم اینه؟
‫باشه.

174
00:07:10,625 --> 00:07:13,249
‫چی، مثلاً چرا توی خونه درس خوندی؟

175
00:07:13,250 --> 00:07:15,541
‫این قضیه، میدونی یه جورایی سنگینه.

176
00:07:15,542 --> 00:07:18,166
‫آره، خانواده‌م...

177
00:07:18,167 --> 00:07:21,249
‫اونا توی مذهب خیلی متعصب هستن،
‫برای همین...

178
00:07:21,250 --> 00:07:24,999
‫خب پس چی، این یعنی تو رو مثلاً
‫به یه مسیحی دو آتیشه تبدیل میکنه یا...؟

179
00:07:25,000 --> 00:07:27,749
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫واقعاً نمیدونم...

180
00:07:27,750 --> 00:07:31,457
‫هنوز دارم سعی میکنم
‫بفهمم واقعاً به چی باور دارم.

181
00:07:31,500 --> 00:07:35,000
‫مثلاً شاید به ابرها ایمان بیارم، یا مثلاً...

182
00:07:35,708 --> 00:07:37,624
‫یا مثلاً میدونی، مثل...

183
00:07:37,625 --> 00:07:39,666
‫یا سنگ ها یا یه چیزی توی این مایه ها.

184
00:07:39,667 --> 00:07:40,916
‫- درسته، آره.
‫- آره.

185
00:07:40,917 --> 00:07:44,082
‫من، باور دارم که چیزی
‫به اسم مرگ وجود نداره.

186
00:07:44,083 --> 00:07:48,500
‫انگار اینطوریه که، روحمون انگار
‫برای زندگی بعدی لباس عوض میکنه.

187
00:07:48,625 --> 00:07:49,958
‫- عجب.
‫- منطقی به نظر میرسه؟

188
00:07:50,375 --> 00:07:51,707
‫منطقیه، باحاله.

189
00:07:51,708 --> 00:07:53,166
‫این به ذهن خودت رسید؟

190
00:07:53,167 --> 00:07:56,291
‫نه، این آموزه های «رَمد اَس» هست.

191
00:07:57,708 --> 00:07:59,875
‫اوه، فکر کنم تلفظش اینه : «رام داس».

192
00:08:01,500 --> 00:08:03,000
‫باشه.

193
00:08:03,500 --> 00:08:05,000
‫آره، نه خوبه.

194
00:08:05,000 --> 00:08:08,832
‫من، داشتم فکر میکردم.
‫با خودم گفتم، چه اسم عجیبیه.

195
00:08:11,250 --> 00:08:13,332
‫- ممنون.
‫- وای خدای من مل، سلام!

196
00:08:13,333 --> 00:08:15,541
‫چه خبر بچه ها؟
‫حالتون چطوره؟

197
00:08:15,542 --> 00:08:17,499
‫مل، چه خبر؟

198
00:08:17,500 --> 00:08:18,999
‫همتون با هم دوست هستید، خیلی عالیه.

199
00:08:19,000 --> 00:08:21,374
‫عجب دنیای کوچیک و لعنتی ایه.

200
00:08:21,375 --> 00:08:23,916
‫شان، چه خبر رفیق؟

201
00:08:23,917 --> 00:08:26,124
‫- چطوری؟
‫- اسم شناسنامه‌م رو میگی، رفیق؟

202
00:08:26,125 --> 00:08:28,124
‫آره، خب من...
‫ببخشید، قصدی نداشتم...

203
00:08:28,125 --> 00:08:31,750
‫فقط میخواستم پیدات کنم و مثلاً،
‫بپرسم حالت خوبه یا نه، منظورم اینه که تو...

204
00:08:31,750 --> 00:08:33,499
‫آخه تو، یه جنازه لعنتی رو دیدی.

205
00:08:33,500 --> 00:08:35,207
‫خیلی سنگینه رفیق، یعنی...

206
00:08:35,208 --> 00:08:36,374
‫آره، نمیدونم والا.

207
00:08:36,375 --> 00:08:38,208
‫راستش، یه جورایی توی توهم بودم.

208
00:08:39,083 --> 00:08:41,791
‫ایول، ایول.

209
00:08:41,792 --> 00:08:44,207
‫ببخشید فضولی میکنم، حالا هر چی.

210
00:08:44,208 --> 00:08:47,916
‫مثلاً، یادت هست دقیقاً جنازه کجا بود؟
‫مثلاً...

211
00:08:47,917 --> 00:08:50,917
‫سانی، فکر کنم قضیه اون جنازه مثلاً یه شوخیه.

212
00:08:51,583 --> 00:08:53,124
‫اوه.

213
00:08:53,125 --> 00:08:55,832
‫خب، آخه نمیدونم.
‫یه جورایی شوخی عجیبیه، مگه نه؟

214
00:08:55,833 --> 00:08:58,666
‫آخه اگه واقعاً یه جنازه در کار باشه،
‫اون وقت ممکنه، مثلاً...

215
00:08:58,667 --> 00:09:00,541
‫یه آدم واقعی باشه که برای بقیه مهم باشه...

216
00:09:00,542 --> 00:09:05,000
‫مامانت، مثلاً تو رو به اینجا فرستاده که
‫جاسوس کوچولوی عجیبش باشی، یا مثلاً...

217
00:09:06,375 --> 00:09:08,666
‫داری اینجا چیکار میکنی؟

218
00:09:08,667 --> 00:09:11,166
‫نه نفرستاده، من...
‫من و اون اصلاً با هم حرف نمیزنیم...

219
00:09:11,167 --> 00:09:13,416
‫و اون واقعاً آشغاله، برای همین...

220
00:09:13,417 --> 00:09:16,166
‫- مامانت اتفاقاً باحاله.
‫- آره اون مهربونه رفیق، این چه حرفیه؟

221
00:09:16,167 --> 00:09:17,624
‫- نیست.
‫- من که عاشق مامانم هستم.

222
00:09:17,625 --> 00:09:20,207
‫منم همینطور رفیق.
‫اوه، لعنتی!

223
00:09:20,208 --> 00:09:22,707
‫گور باباش، اون از پشت خنجر میزنه.

224
00:09:22,708 --> 00:09:25,541
‫دوست داره طوری رفتار کنه که
‫انگار بهترین دوست همه‌ست...

225
00:09:25,542 --> 00:09:30,000
‫و بعد رفت و به خدمات حمایتی کودکان
‫آمار بابام رو داد چون یکم مواد داشتم.

226
00:09:30,000 --> 00:09:32,000
‫- باباش آدم ماهیه.
‫- آره، باباش یه اسطوره‌ست.

227
00:09:32,000 --> 00:09:34,000
‫ببین، ببخشید.
‫اصلاً، نمیخوام آدم عوضی ای باشم...

228
00:09:34,000 --> 00:09:37,000
‫ولی خب، تو داشتی توی خونه‌تون
‫با بابات مواد میفروختی...

229
00:09:37,125 --> 00:09:39,124
‫و خب، بابت کل اون قضیه متأسفم.

230
00:09:39,125 --> 00:09:41,874
‫من فقط، فکر کنم اون...
‫فقط میخواست کمک کنه...

231
00:09:41,875 --> 00:09:47,400
‫آره خب، پس ببین،
‫تو واقعاً همون توله آدم فروش مامانت هستی.

232
00:09:47,417 --> 00:09:49,416
‫درباره رقص شنیدم.

233
00:09:49,500 --> 00:09:53,500
‫تو یه ناروی کثیف به فوگل زدی،
‫و بعدش رفتی پشت اون قایم شدی؟

234
00:09:54,542 --> 00:09:56,624
‫- من این کار رو نکردم.
‫- واقعاً خیلی ضایع‌ست رفیق.

235
00:09:56,625 --> 00:09:58,750
‫آه!

236
00:09:59,417 --> 00:10:04,417
‫سانی، حتی اگه به فرض محال،
‫چیزی هم دیده بودم...

237
00:10:06,000 --> 00:10:08,000
‫عمراً بهت نمیگفتم...

238
00:10:08,500 --> 00:10:09,500
‫آدم فروش.

239
00:10:09,500 --> 00:10:11,200
‫خیلی خب، داشتم سعی میکردم خوش رفتار باشم.

240
00:10:11,200 --> 00:10:12,700
‫داشتم سعی میکردم یه دوست خوب باشم...

241
00:10:12,700 --> 00:10:14,700
‫- یه آدم حسابی برات، ولی...
‫- اوه، تو خیلی گل هستی.

242
00:10:14,700 --> 00:10:16,200
‫- از مهمونی لذت ببر.
‫- مرسی، دمت گرم.

243
00:10:16,200 --> 00:10:17,500
‫آره، می‌بینمت رفیق.

244
00:10:20,375 --> 00:10:23,000
‫لعنتی، کاش منم یه بابا داشتم.

245
00:10:23,833 --> 00:10:25,832
‫خیلی خب، ما بهشون نیازی نداریم باشه؟

246
00:10:25,833 --> 00:10:27,499
‫میتونیم یه محدوده جستجوی دیگه رو بگردیم.

247
00:10:27,500 --> 00:10:29,666
‫- اوم، من...
‫- نه، رفیق!

248
00:10:29,667 --> 00:10:31,957
‫اون تنها کسیه که دیدش!

249
00:10:31,958 --> 00:10:33,541
‫اون شانسم بود، و من لعنتی...

250
00:10:33,542 --> 00:10:36,124
‫گند زدم، گند زدم.

251
00:10:36,125 --> 00:10:37,874
‫هی، ما نمیتونیم از اون طرف بریم.

252
00:10:37,875 --> 00:10:38,999
‫یه کلاغ اون بالاست.

253
00:10:39,000 --> 00:10:40,457
‫یکم پنیر رشته ای داشتم.

254
00:10:40,458 --> 00:10:41,791
‫به اون دادمش، ولی تموم شد...

255
00:10:41,792 --> 00:10:44,625
‫- برای همین الان خیلی عصبیه.
‫- باشه، ممنون.

256
00:10:56,292 --> 00:10:59,041
‫به نظرم مسخره ترین چیز توی دنیا قطعیته.

257
00:11:03,500 --> 00:11:04,500
‫آره.

258
00:11:08,500 --> 00:11:10,500
‫[ کجا هستی؟ ]

259
00:11:16,000 --> 00:11:23,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

260
00:11:29,000 --> 00:11:30,500
‫این بهترین شب زندگیمه.

261
00:11:32,167 --> 00:11:34,249
‫فکر کنم دیگه وقتشه به خونه برم.

262
00:11:34,250 --> 00:11:35,791
‫پیج، میخوای برسونمت؟

263
00:11:35,792 --> 00:11:38,416
‫چی؟ نه، قرار بود موقع
‫طلوع آفتاب آرزو کنیم.

264
00:11:39,500 --> 00:11:41,416
‫- ولی من گشنمه.
‫- منم سردمه.

265
00:11:41,417 --> 00:11:43,124
‫بچه ها، فقط...

266
00:11:43,125 --> 00:11:44,624
‫خواهش میکنم، باشه؟

267
00:11:44,625 --> 00:11:48,200
‫هیچ وقت دیگه گروهی
‫دقیقاً مثل ما پیدا نمیشه.

268
00:11:48,292 --> 00:11:51,700
‫باشه؟ و هیچ وقت دیگه شبی نمیشه
‫که همگی اینجا دور هم باشیم.

269
00:11:51,792 --> 00:11:56,000
‫چون اگه زود تمومش کنیم، هیچ وقت نمیفهمیم
‫که چه اتفاقی ممکن بود بیفته.

270
00:11:57,875 --> 00:12:01,200
‫پس خواهش میکنم.
‫میشه فقط یه کاری کنیم، هر کاری؟

271
00:12:01,292 --> 00:12:03,292
‫مثلاً چی؟
‫میخوای چیکار کنی؟

272
00:12:05,250 --> 00:12:06,583
‫بیاید بریم پنکیک بخوریم.

273
00:12:07,667 --> 00:12:10,082
‫جدی میگم، باشه؟

274
00:12:10,083 --> 00:12:11,999
‫بیاید بریم پنکیک بخوریم،
‫همونجا کنار بزرگراه.

275
00:12:12,000 --> 00:12:13,800
‫میرم سانی رو پیدا کنم، میخوایم انجامش بدیم.

276
00:12:13,800 --> 00:12:15,000
‫بوبوی من کجاست؟

277
00:12:15,333 --> 00:12:17,624
‫- پاتیل پاتیله.
‫- بوبو.

278
00:12:20,500 --> 00:12:23,958
‫اوه، ببخشید.

279
00:12:35,500 --> 00:12:37,791
‫هی رفیق، هی!

280
00:12:37,792 --> 00:12:39,207
‫- هی.
‫- هی.

281
00:12:39,208 --> 00:12:40,500
‫اوم، اون دختره سوفیا رو میشناسی؟

282
00:12:41,208 --> 00:12:43,791
‫آره، همون که داشت
‫آتیش رو توی هوا میچرخوند.

283
00:12:43,792 --> 00:12:45,332
‫- آره، همون دختر تئاتریه.
‫- آره، آره.

284
00:12:45,333 --> 00:12:46,708
‫لازم دارم برام وینگمن باشی.

285
00:12:47,000 --> 00:12:49,500
‫- رفیق، تو که لازم نداری...
‫- لازم دارم، بهم اعتماد کن رفیق.

286
00:12:49,500 --> 00:12:51,500
‫الان فکر میکنه من، مثلاً،
‫یه احمق تمام عیار هستم...

287
00:12:51,500 --> 00:12:53,000
‫اون هم به خاطر اون بنی لعنتی، خب؟

288
00:12:53,000 --> 00:12:54,600
‫پس باید بیای و وجهه‌م رو پیشش درست کنی.

289
00:12:54,667 --> 00:12:56,957
‫پس فقط اونجا به سمتمون بیا، حله؟

290
00:12:56,958 --> 00:12:58,958
‫- حله، می‌بینمت.
‫- باشه، باشه.

291
00:13:05,333 --> 00:13:06,333
‫لعنتی.

292
00:13:07,792 --> 00:13:09,291
‫وای، خدای من!

293
00:13:09,292 --> 00:13:11,374
‫- سوفیا، سلام!
‫- سانی، سلام!

294
00:13:11,375 --> 00:13:13,082
‫فعلاً، دودکش پاک کن من.

295
00:13:13,083 --> 00:13:14,166
‫آه، چقدر از دیدنت خوشحالم.

296
00:13:14,167 --> 00:13:15,999
‫راستی خیلی سریع بگم، این سوفیاست.

297
00:13:16,000 --> 00:13:18,499
‫سوفیا توی مسیر اتوبوسم بود.
‫خیلی عشق تئاتره.

298
00:13:18,500 --> 00:13:22,000
‫نقش مری پاپینز رو بازی کرد،
‫و همه عاشقش شدن، از جمله خودم...

299
00:13:22,083 --> 00:13:24,249
‫فکر میکردم از فیلمش هم بهتر بود،
‫که واقعاً هم بود.

300
00:13:24,250 --> 00:13:25,749
‫و این هم فوگله.

301
00:13:25,750 --> 00:13:27,166
‫یه آدم فوق العاده‌ست.

302
00:13:27,167 --> 00:13:28,457
‫چی بگم؟
‫بهترین کسیه که میشناسم.

303
00:13:28,500 --> 00:13:34,250
‫و خیلی مهربون، خوش مشرب و بامزه‌ست،
‫و اون یه، یه...

304
00:13:34,750 --> 00:13:36,374
‫روح حساسی داره، میدونی؟

305
00:13:36,375 --> 00:13:38,874
‫اوم، باهاش خوب رفتار کن.

306
00:13:38,875 --> 00:13:40,083
‫باشه.

307
00:13:40,917 --> 00:13:42,332
‫خیلی خب، فعلاً بچه ها.

308
00:13:42,333 --> 00:13:44,957
‫من، نمیدونم.

309
00:13:44,958 --> 00:13:46,457
‫من بهش نگفتم این حرف ها رو بزنه.

310
00:13:46,458 --> 00:13:49,041
‫- آره.
‫- خب، عالیه.

311
00:13:49,042 --> 00:13:51,875
‫خب، تو از چه لحاظ روح حساسی داری؟

312
00:14:03,708 --> 00:14:06,333
‫هی، مواظب باش تب سمور نگیری.

313
00:14:09,500 --> 00:14:11,000
‫چی؟

314
00:14:11,042 --> 00:14:14,500
‫خب، سمورها اونجا مدفوع میکنن،
‫و اگه اون آب آلوده رو بخوری...

315
00:14:14,542 --> 00:14:15,916
‫باعث میشه حسابی مریضت میکنه.

316
00:14:16,000 --> 00:14:20,000
‫چند سال پیش برای ولدون اتفاق افتاد،
‫چون، با دهن باز شنا میکنه.

317
00:14:22,292 --> 00:14:23,500
‫خیلی افتضاحه.

318
00:14:31,958 --> 00:14:34,792
‫در مورد شاول متأسفم.

319
00:14:36,583 --> 00:14:37,792
‫نمیدونستم چی بگم.

320
00:14:39,500 --> 00:14:40,916
‫آره، خب...

321
00:14:40,917 --> 00:14:43,666
‫مخ اون بچه کلاً تعطیله، پس...

322
00:14:43,667 --> 00:14:46,124
‫میگفت که داره یه چیزی میسازه.

323
00:14:46,125 --> 00:14:49,750
‫میگفت داره یه کایاک با قارچ میسازه.

324
00:14:52,042 --> 00:14:54,124
‫دروغگوی لعنتی.

325
00:14:54,125 --> 00:14:58,500
‫آره، خب شاید اگه دروغگو باشه،
‫شاید در واقع فقط داره سر کارت میذاره.

326
00:14:59,500 --> 00:15:01,207
‫چرا باید همچین کاری کنه؟
‫اون که...

327
00:15:01,208 --> 00:15:03,416
‫چون تو پسر مدیر مدرسه هستی.

328
00:15:03,417 --> 00:15:07,417
‫و خب معلومه، آدم هایی مثل اون
‫فکر میکنن که تو مثلاً، یه بچه ننه هستی.

329
00:15:07,458 --> 00:15:11,900
‫آدم های کلیسا هم، اینطوری هستن که،
‫«دختر کشیش»، هیچکس هیچی به من نمیگه.

330
00:15:12,000 --> 00:15:14,000
‫در واقع هیچکس، مثلاً،
‫میدونی، باهام حرف نمیزنه...

331
00:15:14,000 --> 00:15:16,000
‫- چون مثلاً از این میترسن که...
‫- خب، پس...

332
00:15:16,000 --> 00:15:17,500
‫خب، پس چرا خودت باهاش حرف نمیزنی؟

333
00:15:17,500 --> 00:15:20,500
‫منظورم اینه که اون به تو اعتماد داره.
‫میتونی از طرف من باهاش حرف بزنی.

334
00:15:20,500 --> 00:15:24,500
‫اون هم میتونه بهت بگه کجا بوده که دیده،
‫هر چی رو که دیده، مگه نه؟

335
00:15:25,917 --> 00:15:27,750
‫نمیخوام این کار رو بکنم.

336
00:15:28,042 --> 00:15:29,667
‫چرا نه؟
‫منظورم اینه که تو...

337
00:15:30,417 --> 00:15:32,416
‫فکر میکردم تو...

338
00:15:32,417 --> 00:15:34,541
‫از حرف زدن با شاول خوشت میاد، مگه نه؟

339
00:15:34,542 --> 00:15:35,750
‫منظورت از این حرف چیه؟

340
00:15:36,375 --> 00:15:38,916
‫نکنه واقعاً کل این قضایا هیچ و پوچ باشه؟

341
00:15:38,917 --> 00:15:40,916
‫و تو میتونستی فقط بیای و با ما باشی...

342
00:15:40,917 --> 00:15:42,499
‫- و این خوش میگذشت؟
‫- خب...

343
00:15:42,500 --> 00:15:44,457
‫- نظرت چیه؟
‫- پس فقط باهاش حرف بزن.

344
00:15:44,458 --> 00:15:46,707
‫پس فقط، باهاش حرف بزن،
‫اون وقت میفهمیم جریان چیه.

345
00:15:46,708 --> 00:15:48,500
‫اون وقت میفهمیم که هیچی نیست.

346
00:15:49,250 --> 00:15:50,458
‫خواهش میکنم.

347
00:15:53,250 --> 00:15:55,875
‫خواهش میکنم.

348
00:15:57,208 --> 00:15:58,832
‫چیه؟

349
00:16:12,000 --> 00:16:13,500
‫امکان نداره!

350
00:16:35,583 --> 00:16:37,582
‫هی، هی.

351
00:16:37,583 --> 00:16:39,917
‫هی، مالوری شاول رو راضی کرد
‫جای جنازه رو بهمون نشون بده.

352
00:16:40,458 --> 00:16:42,208
‫بیا بریم، زود باش.

353
00:16:56,000 --> 00:16:59,500
‫- سلام.
‫- هی، همین الان از کنار برکه باکت رد شدم...

354
00:16:59,500 --> 00:17:01,000
‫کلی بچه اونجا بود.

355
00:17:01,125 --> 00:17:03,041
‫من دارم به سهم خودم توی این قرار عمل میکنم.

356
00:17:03,042 --> 00:17:06,042
‫فقط امیدوارم تو هم حواست به سانی باشه.

357
00:17:15,500 --> 00:17:21,000
‫این یکی از خطرناک ترین شعبده بازی هاییه
‫که یه شعبده باز میتونه انجام بده.

358
00:17:21,042 --> 00:17:24,291
‫حالا، می‌بینید که چهار تا نخ
‫به این قلاب وصل شدن.

359
00:17:24,292 --> 00:17:27,332
‫آه، سه تاشون به اندازه کافی سفت بسته شدن...

360
00:17:27,333 --> 00:17:28,499
‫نه، به اندازه کافی شل.

361
00:17:28,500 --> 00:17:32,000
‫اونقدر شل که اگه بکشینشون، راحت در میان.

362
00:17:32,000 --> 00:17:39,000
‫ولی یکی از این نخ های مرموز
‫اونقدر سفت بسته شده...

363
00:17:39,000 --> 00:17:41,500
‫که لب و صورتم رو پاره میکنه.

364
00:17:41,500 --> 00:17:43,291
‫باشه؟ خب.

365
00:17:43,292 --> 00:17:45,916
‫پس، من اونقدر به شما...

366
00:17:46,000 --> 00:17:51,500
‫خیلی، خیلی زیاد اعتماد دارم که میذارم
‫هر کدوم رو که دلتون خواست محکم بکشید...

367
00:17:51,625 --> 00:17:54,874
‫چون میدونم که نخ اصلی رو نمیکشید.

368
00:17:54,875 --> 00:17:56,083
‫باشه.

369
00:17:57,833 --> 00:18:00,249
‫اوه، رفیق.

370
00:18:00,250 --> 00:18:01,457
‫هی.

371
00:18:01,500 --> 00:18:03,500
‫- نه، این کار رو نکن ایتن.
‫- من انجامش میدم.

372
00:18:03,500 --> 00:18:05,000
‫- تو خیلی مست هستی!
‫- من انجامش میدم!

373
00:18:05,000 --> 00:18:06,000
‫تو خیلی مست هستی، عمراً!

374
00:18:06,000 --> 00:18:08,000
‫- یک، دو، سه!
‫- برو یه آبی چیزی بخور!

375
00:18:11,292 --> 00:18:13,582
‫- قبلاً یونولیت رو امتحان کردم.
‫- آه، رفیق!

376
00:18:16,583 --> 00:18:18,541
‫احتمالاً با سیب زمینی هم بشه کشید.

377
00:18:18,542 --> 00:18:20,832
‫من امتحانش کردم.
‫راستش با بادمجون هم امتحانش کردم.

378
00:18:20,833 --> 00:18:24,999
‫خب، واقعاً تا حالا هیچ وقت جشن تولد نداشتی؟

379
00:18:25,000 --> 00:18:27,916
‫نه، خانواده‌م به این چیزها اعتقادی ندارن.

380
00:18:27,917 --> 00:18:30,082
‫خودم برات یکی میگیرم، یه جورایی وظیفه‌مه.

381
00:18:30,083 --> 00:18:31,250
‫تولدت کِیه؟

382
00:18:32,125 --> 00:18:33,291
‫کاملاً جدی میگم.

383
00:18:33,292 --> 00:18:35,582
‫و چراغ به سر، تو هم میتونی بیای رفیق.

384
00:18:35,583 --> 00:18:40,200
‫هی شاول، فقط میخواستم بگم،
‫ممنون که من رو به اینجا آوردی.

385
00:18:40,208 --> 00:18:41,707
‫میدونی؟
‫خیلی برام ارزش داره.

386
00:18:41,708 --> 00:18:44,916
‫آره، اون یه جورایی بهم گفت قضیه چیه.

387
00:18:44,917 --> 00:18:47,666
‫مشکلی نیست.
‫ببخشید که اون موقع عوضی بازی در آوردم.

388
00:18:47,667 --> 00:18:49,582
‫اوضاع خیلی داغونه، برای همین...

389
00:18:49,583 --> 00:18:51,208
‫ردیفه رفیق، مشکلی نیست.

390
00:18:52,083 --> 00:18:54,249
‫خب، وقتی جنازه رو پیدا کردی،
‫چقدر پوسیده بود؟

391
00:18:54,250 --> 00:18:56,041
‫پوستش ور اومده بود؟

392
00:18:56,042 --> 00:18:57,332
‫یا خدا، ولدون.

393
00:18:57,333 --> 00:18:58,582
‫من، نمیدونم.

394
00:18:58,583 --> 00:19:01,208
‫آخه، خیلی باد کرده بود.

395
00:19:06,000 --> 00:19:10,500
‫ولی داشتم، مثلاً،
‫از دست پلیس ها فرار میکردم و...

396
00:19:10,500 --> 00:19:15,000
‫و یه جورایی مثلاً، راه رو گم کردم و،
‫نمیدونم، انگار گیج شده بودم و بعد...

397
00:19:15,000 --> 00:19:19,000
‫تقریباً همونجاها وایساده بودم،
‫و قشنگ حس میکردم که، انگار...

398
00:19:19,042 --> 00:19:20,875
‫یه چیزی توی اون حس و حال درست نبود.

399
00:19:21,708 --> 00:19:23,707
‫آره، مثلاً اون حس و حالش خیلی داغون بود.

400
00:19:26,750 --> 00:19:28,167
‫اون صدای کلاغه.

401
00:19:29,000 --> 00:19:33,000
‫و بعدش من مثلاً، از اینجا رد شدم.

402
00:19:33,208 --> 00:19:35,707
‫یک، دو، سه!

403
00:19:35,708 --> 00:19:36,832
‫اوه، لعنتی!

404
00:19:39,125 --> 00:19:41,250
‫- باشه برو، باشه برو.
‫- اینجا پنجاه پنجاهه، وایسا.

405
00:19:42,083 --> 00:19:44,249
‫بیا با همین یکی بریم، آماده هستی؟

406
00:19:44,250 --> 00:19:45,917
‫کول، کول نه!

407
00:19:46,375 --> 00:19:48,208
‫اون، اوم...

408
00:19:49,458 --> 00:19:51,458
‫انگار دقیقاً همینجا بود.

409
00:19:52,333 --> 00:19:53,749
‫همینجا؟

410
00:20:01,167 --> 00:20:03,249
‫حتماً مثلاً توهم بدی چیزی بوده.

411
00:20:03,250 --> 00:20:04,250
‫نمیدونم.

412
00:20:05,625 --> 00:20:08,250
‫یا، یکی برش داشته.

413
00:20:12,083 --> 00:20:13,791
‫اوه لعنتی، یکی توی آبه!

414
00:20:13,792 --> 00:20:15,541
‫وای، یه نفر توی اون آب کوفتیه!

415
00:20:15,542 --> 00:20:17,832
‫وای خدای من، دقیقاً همونجاست!
‫درست همونجاست!

416
00:20:17,833 --> 00:20:19,999
‫وای خدای من، رفیق.

417
00:20:22,083 --> 00:20:24,083
‫سانی، بهش دست نزن.
‫نکن، سانی.

418
00:20:29,500 --> 00:20:31,000
‫رفیق، امکان نداره!

419
00:20:31,000 --> 00:20:33,000
‫واقعاً توی آب رفت، رفیق.

420
00:20:33,000 --> 00:20:35,500
‫شاول، این چه وضعیه؟
‫تو از این خبر داشتی؟

421
00:20:35,500 --> 00:20:37,000
‫آخه این چه حرکتیه، رفیق؟

422
00:20:37,000 --> 00:20:40,000
‫این اصلاً خنده دار نیست، رفیق.
‫اون مثلاً تروما و اینجور چیزها داره.

423
00:20:40,000 --> 00:20:42,500
‫- رفیق، فقط یه شوخی کوفتیه.
‫- اصلاً خنده دار نیست.

424
00:20:42,708 --> 00:20:44,624
‫- سه.
‫- دو، یک!

425
00:20:52,500 --> 00:20:54,000
‫فرار نکنید.

426
00:20:56,000 --> 00:20:58,500
‫نوشیدن الکل زیر سن قانونی جرمه.

427
00:20:58,500 --> 00:20:59,500
‫آخ!

428
00:21:01,000 --> 00:21:02,000
‫اوه!

429
00:21:08,292 --> 00:21:10,499
‫پلیس، پلیس!
‫پلیس، پلیس!

430
00:21:10,500 --> 00:21:12,291
‫- فرار کنید!
‫- باید بریم، باید بریم!

431
00:21:12,292 --> 00:21:13,874
‫- پلیس، متفرق بشید!
‫- سانی، زود باش.

432
00:21:13,875 --> 00:21:15,875
‫- اوم، آره.
‫- با آرایش جنگی سمت ون برید.

433
00:21:21,583 --> 00:21:22,792
‫سانی؟

434
00:21:27,208 --> 00:21:28,874
‫داری چیکار میکنی؟

435
00:21:28,875 --> 00:21:30,666
‫از کجا فهمیدی من کجا هستم؟

436
00:21:30,667 --> 00:21:32,249
‫چون من مادرت هستم!

437
00:21:41,417 --> 00:21:44,124
‫جناب سروان، ممنون که انقدر لطف کردید.

438
00:21:55,542 --> 00:21:57,707
‫- کلوئی.
‫- اوه، سلام خانم کوک.

439
00:21:57,708 --> 00:22:00,125
‫واقعاً ازت انتظار بیشتری داشتم.

440
00:22:01,000 --> 00:22:02,500
‫فقط میخواستم طلوع آفتاب رو تماشا کنم.

441
00:22:03,292 --> 00:22:05,292
‫سانی با من به خونه میاد، باشه؟

442
00:22:21,583 --> 00:22:22,583
‫بریم.

443
00:22:26,750 --> 00:22:28,375
‫من نمیام.

444
00:22:29,833 --> 00:22:31,833
‫عزیزم، مست هستی؟
‫چیزی خوردی؟

445
00:22:32,583 --> 00:22:33,583
‫خودت چی؟

446
00:22:34,167 --> 00:22:36,957
‫بوی سیگار هم میدی.
‫چیه، حالا دیگه سیگار میکشی؟

447
00:22:36,958 --> 00:22:38,958
‫- یهو اینطور شد؟
‫- سوار ماشین شو.

448
00:22:40,792 --> 00:22:42,208
‫سوار ماشین شو، سانی.

449
00:22:44,083 --> 00:22:46,167
‫- نه، مجبور نیستم.
‫- سوار ماشین شو، سوار...

450
00:22:46,417 --> 00:22:47,417
‫همین حالا!

451
00:22:52,750 --> 00:22:55,958
‫خیلی ها دارن تماشا میکنن، مدیر کوک.

452
00:22:58,000 --> 00:22:59,208
‫سانی.

453
00:23:01,667 --> 00:23:03,707
‫سانی؟
‫سانی!

454
00:23:03,708 --> 00:23:05,333
‫من خونه فوگل میمونم.

455
00:23:07,333 --> 00:23:09,416
‫- بیا بریم.
‫- حالت خوبه؟

456
00:23:09,500 --> 00:23:10,500
‫آره، آره.

457
00:23:20,000 --> 00:23:40,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
