WEBVTT

00:01.194 --> 00:02.314
‫آنچه گذشت...

00:02.402 --> 00:03.714
‫کار من نبود.

00:05.543 --> 00:07.787
‫عمراً همچین کاری نمی‌کردم.

00:08.891 --> 00:11.756
‫امیلیا اوچوا اوایل این هفته
‫به جرم قتل دستگیر شد،

00:11.894 --> 00:13.724
‫اما با تحولات شگفت‌انگیز امروز،

00:13.862 --> 00:16.934
‫تمام اتهامات علیه خانم اوچوا
‫رد شده است.

00:17.072 --> 00:20.558
‫اگه ۱۵ سال پیش ازم می‌پرسیدی
‫می‌خوام با زندگیم چی کار کنم،

00:20.696 --> 00:22.767
‫بهت می‌گفتم که می‌خوام به مردم کمک کنم.

00:22.905 --> 00:25.770
‫فقط باید، نمی‌دونم...

00:26.909 --> 00:29.878
‫- سعی کنم دوباره اون نسخه از خودم رو پیدا کنم.
‫- ترودی کیه؟

00:30.016 --> 00:35.470
‫ترودی تکنسین صحنه جرمـه، همون دختر نازی که
‫دایی آرجی داره سعی می‌کنه باهاش گرم بگیره.

00:35.608 --> 00:39.474
‫دوستت ترودی رو دیدم.
‫باهاش قرار بذار. ازت خوشش میاد.

00:41.000 --> 00:52.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:54.420 --> 00:59.356
‫وقتی توی غسال‌خونه بزرگ بشی،
‫تحملت در برابر چیزهای چندش خیلی بالا میره.

00:59.494 --> 01:01.082
‫- چندش؟
‫- آره، چندش.

01:01.220 --> 01:03.740
‫مسلماً بخشی از دلیلی بود که من رو کشوند
‫سمت واحد بررسی صحنه جرم.

01:03.808 --> 01:06.673
‫- درسته؟
‫- آره. حالت خوبه؟

01:06.811 --> 01:09.642
‫نه، فقط داشتم فکر می‌کردم که تو واقعاً...
‫تحملت در برابر خیلی چیزها

01:09.780 --> 01:11.506
‫خیلی بالاست.

01:11.644 --> 01:15.717
‫و می‌دونی، در کمال تعجب، واسه آدمی
‫که توی زندان بوده تحملت اصلاً بالا نیست.

01:15.855 --> 01:17.028
‫اون قضیه رو می‌دونی؟

01:17.167 --> 01:18.892
‫دلیل دیگه‌ایه که می‌خواستم
‫توی واحد بررسی صحنه جرم کار کنم.

01:19.030 --> 01:20.750
‫می‌دونی، می‌تونستم
‫درخواست استعلام سوپیشینه بدم.

01:21.895 --> 01:23.173
‫شوخی می‌کنم.

01:24.829 --> 01:25.934
‫بهت خوش می‌گذره؟

01:26.072 --> 01:27.522
‫به من خیلی داره خوش می‌گذره.

01:27.660 --> 01:32.285
‫به منم همینطور. واقعاً میگم.
‫فقط اینجا یکم شلوغ‌پلوغه.

01:32.423 --> 01:35.323
‫با توجه به این همه حواس‌پرتی،
‫جای عجیبیـه واسه قرار اول،

01:35.461 --> 01:37.048
‫ولی نه... خیلی داره بهم خوش می‌گذره.

01:37.187 --> 01:39.844
‫خب، اگه فکر می‌کنی الان حواست پرت می‌شه،
‫صبر کن تا زمان غذا دادنـشون برسه.

01:39.982 --> 01:42.537
‫منظورم اینه که، اونا...
‫از بالا طعمه‌های خردشده رو میریزن پایین.

01:42.675 --> 01:44.573
‫همه‌جا خونی‌مالی می‌شه و کلی...

01:44.711 --> 01:46.644
‫همینطوری می‌خوای به سر به سر گذاشتنم
‫ادامه بدی، نه؟

01:46.782 --> 01:48.163
‫بیخیال می‌شم.

01:48.301 --> 01:50.303
‫یه روزی. احتمالاً.

01:53.651 --> 01:56.620
‫می‌دونی، من واقعاً...
‫احساس خطر نمی‌کنم از سمت پری‌های دریایی.

01:58.208 --> 01:59.623
‫من کارایی بلدم که اونا نمی‌تونن.

02:00.244 --> 02:01.521
‫مثلاً چی، راه رفتن؟

02:02.315 --> 02:05.318
‫معلومه، منظورم همین بود.
‫راه رفتن. اوهوم.

02:07.596 --> 02:09.874
‫ببخشید.

02:11.911 --> 02:13.395
‫اوه...

02:13.533 --> 02:15.915
‫- لعنتی، شرمنده‌ام. باید برم.
‫- همین الان؟

02:16.053 --> 02:17.986
‫آره، برق یخچال مدارک و شواهد رفته.

02:18.124 --> 02:19.746
‫ژنراتور اضطراری قاطی کرده،

02:19.884 --> 02:22.232
‫و تا نمونه‌ها به فنا نرفتن
‫باید جابجاشون کنم.

02:22.370 --> 02:25.511
‫- معذرت می‌خوام.
‫- مشکلی نیست. من... کمک می‌خوای؟

02:25.649 --> 02:26.960
‫خب، به خاطر جنتلمن بودنت امتیاز گرفتی.

02:27.098 --> 02:29.308
‫راستش، امتیاز بیشتر واسه اینه
‫که می‌خواستی قرارمون رو بکشونی

02:29.446 --> 02:31.033
‫به یه یخچال پُر از آشغال و کثافت،

02:31.172 --> 02:33.864
‫ولی آره، اجازه نداری
‫زنجیره نگهداری مدارک رو دست بزنی.

02:34.002 --> 02:37.212
‫ولی در هر صورت، مرسی.
‫اما تو بمون، بمون. خوش بگذرون.

02:37.350 --> 02:39.041
‫بیخیال بابا.
‫فکر کنم ازت خوشش اومده.

02:41.665 --> 02:43.874
‫سلام.

02:44.599 --> 02:46.394
‫همه چیز خراب شد.

02:46.532 --> 02:48.786
‫بلیر، می‌دونم ناراحتی، اما هنوزم می‌تونیم
‫بهترین استفاده رو ازش ببریم، مگه نه؟

02:48.810 --> 02:50.010
‫امروز که ربطی به هوا نداره.

02:50.087 --> 02:51.778
‫بیرون رو دیدی اصلاً؟

02:51.916 --> 02:53.780
‫عکس‌ها افتضاح می‌شن.

02:58.406 --> 03:01.236
‫من قراره با... این چی کار کنم؟

03:02.927 --> 03:05.240
‫اصلاً همون بهتر که عروسی نکنیم.

03:05.378 --> 03:07.104
‫دیگه اینقدر هم زیاده‌روی نکن.

03:07.242 --> 03:11.108
‫نه؟
‫ایوا به ما قول طوفان داده بود.

03:12.074 --> 03:15.008
‫گفت این یکی صددرصد
‫به ساحل می‌زنه.

03:15.146 --> 03:18.322
‫- نگفت صددرصد.
‫- هر چی! ۹۰ درصد!

03:18.460 --> 03:21.152
‫در ضمن... اگه شماها
‫می‌تونین تا این حد اشتباه کنین،

03:21.291 --> 03:22.430
‫اصلاً دارین چی می‌خونین؟

03:23.224 --> 03:26.261
‫- ماجرا یکم پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.
‫- نه، خیلی هم ساده‌ست.

03:26.399 --> 03:30.369
‫ایوا به من قول یه طوفان رو داد، منم به فالوورهام
‫قول یه عروسی تو دل طوفان رو دادم.

03:30.507 --> 03:34.476
‫عکس‌های دراماتیک، بارون رگباری،
‫آسمون تاریک و خشمگین.

03:34.614 --> 03:37.583
‫اون آسمون اینقدر قشنگ و آرومه
‫که حالم بهم می‌خوره.

03:37.721 --> 03:39.585
‫کجا داری میری؟

03:39.723 --> 03:40.896
‫برم ایوا رو پیدا کنم.

03:43.000 --> 03:50.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:52.080 --> 03:56.118
‫- ♪ طوفان ماتیلدا، طوفان ماتیلدا ♪
‫- بچه‌ها.

03:56.257 --> 03:57.786
‫- ♪ یه ناوه کم‌فشار ♪
‫- بچه‌ها. بچه‌ها!

03:57.810 --> 03:59.432
‫- ♪ ماتیلدا رو فرستاد سمت دریا ♪
‫- بچه‌ها.

03:59.570 --> 04:01.089
‫دارین چی کار می‌کنین؟

04:01.227 --> 04:03.205
‫خب، ماتیلدا پیداش نشد،
‫واسه همین اسم این رو رسماً گذاشتیم

04:03.229 --> 04:04.817
‫- پارتی قحطی طوفان.
‫- دقیقاً.

04:04.955 --> 04:07.923
‫زندگی هر لیمویی پرت کرد سمتت،
‫داداش، باید ازش لیموناد درست کنی.

04:08.061 --> 04:09.200
‫می‌فهمی چی میگم؟

04:09.339 --> 04:11.617
‫خیلی‌خب، خوشحالم بهتون خوش می‌گذره.

04:11.755 --> 04:13.653
‫بیایین بحث نبودن طوفان رو جمعش کنین، باشه؟

04:13.791 --> 04:16.104
‫بلیر سر این قضیه الان یکم حساسـه.

04:16.242 --> 04:17.830
‫و شاید وقتشه
‫دیگه به پاتریک نوشیدنی ندین.

04:17.968 --> 04:19.659
‫هی، من اوبر گرفتم.

04:19.797 --> 04:20.971
‫شماها ایوا رو ندیدین؟

04:21.109 --> 04:23.456
‫ماشینش رو بیرون دیدم،
‫پس همین دوروبرهاست.

04:23.594 --> 04:25.424
‫باید قبل از اینکه دست بلیر بهش برسه
‫پیداش کنم.

04:53.659 --> 04:56.317
‫سلام، شما با ایوا تماس گرفتین.
‫پیغام بذارین.

05:18.000 --> 05:20.000
‫« آرجی دکر »

05:37.392 --> 05:41.845
‫- مرسی. کلی!
‫- اِمی، ممنون که دعوتم رو قبول کردی.

05:41.983 --> 05:44.261
‫خیلی خوشحال شدم صدات رو شنیدم.

05:44.399 --> 05:45.780
‫آخرین باری که دیدمت...

05:45.918 --> 05:49.473
‫جشن بازنشستگی پروفسور هولت بود.
‫سه یا چهار سال پیش.

05:49.611 --> 05:52.580
‫فکر می‌کردم مجبور می‌شیم کنسلش کنیم.
‫داشتم خودم رو واسه طوفان آماده می‌کردم.

05:52.718 --> 05:54.961
‫آره، تو و کل نوار ساحلی. شانس آوردیم.

05:55.099 --> 05:56.584
‫آره، واقعاً شانس آوردیم.

05:56.722 --> 05:58.827
‫- ممنون.
‫- مرسی.

05:58.965 --> 06:02.072
‫پیامت وقتی درگیر اون ماجراها بودم
‫خیلی برام ارزشمند بود.

06:02.210 --> 06:03.729
‫می‌خواستم پیشنهاد بدم کار بیشتری بکنم،

06:03.867 --> 06:06.121
‫اما شنیدم رفتی سراغ بالمر، سیمز و گوتیرز،
‫واسه همین...

06:06.145 --> 06:07.146
‫کارم دست کاردان بود.

06:07.284 --> 06:08.354
‫بهترین‌ها.

06:09.217 --> 06:10.770
‫چیه؟

06:11.322 --> 06:14.118
‫داشتم فکر می‌کردم
‫از کِی اینقدر فروتن شدی.

06:15.154 --> 06:16.880
‫یادمه دوران دانشکده حقوق می‌گفتی

06:17.018 --> 06:20.090
‫قراره ترسناک‌ترین وکیل مدافع لعنتی
‫تو کل فلوریدا بشی.

06:20.228 --> 06:21.388
‫فقط به جای لعنتی یه چیز دیگه‌ای گفتی.

06:21.436 --> 06:23.162
‫خیلی ترسناکم، نه؟

06:23.300 --> 06:24.715
‫واسه یه دادستان، آره.

06:24.853 --> 06:27.097
‫واسه کسی که موهات رو نگه داشت

06:27.235 --> 06:30.100
‫وقتی یه شب تو میخونه فینی
‫زیاده‌روی کرده بودی چی؟

06:32.309 --> 06:34.725
‫امان از تو و اون حافظه قوی‌ای
‫که بهش میگی مغز.

06:34.863 --> 06:37.314
‫خوشحالم هیچوقت مجبور نشدم
‫توی دادگاه جلوت وایسم.

06:39.903 --> 06:42.768
‫دلیلی که بهت زنگ زدم اینه که من و دفترمون

06:42.906 --> 06:45.633
‫می‌خواستیم ببینیم می‌تونی
‫توی یه پرونده کمکمون کنی یا نه.

06:45.771 --> 06:47.945
‫کسی که معتقدیم
‫به ناحق متهم شده،

06:48.083 --> 06:49.188
‫درست مثل خودت.

06:50.085 --> 06:51.984
‫می‌دونی که چند سالـه وکالت نکردم، مگه نه؟

06:52.122 --> 06:54.745
‫فکر می‌کردیم شاید بتونی
‫با یه نقش دیگه کمک کنی.

06:54.883 --> 06:57.472
‫می‌دونی معمولاً وکالت چه جور
‫موکل‌هایی رو به عهده میگیریم.

06:57.610 --> 06:59.854
‫آدم‌هایی که دستـشون
‫به بالمر، سیمز و گوتیرز نمی‌رسه.

06:59.992 --> 07:03.685
‫آدم‌های بدون اعتبار تو،
‫آدم‌های بدون ارتباطات تو،

07:03.823 --> 07:05.963
‫آدم‌هایی که رسانه‌ها
‫اینقدر باهاشون مهربون نیستن.

07:06.101 --> 07:09.208
‫تو شدی نماد این ماجرا
‫که سیستم چطور می‌تونه به خطا بره.

07:09.346 --> 07:12.383
‫یا حداقل می‌تونی تبدیل به اون نماد بشی.

07:12.522 --> 07:15.766
‫پس فکر می‌کنی اگه تو یکی‌دوتا
‫کنفرانس خبری حاضر بشم

07:15.904 --> 07:17.606
‫تا کمک کنه توجه‌ها
‫به پرونده‌ی موکلت جلب بشه...

07:17.630 --> 07:19.218
‫شاید برخورد عادلانه‌تری باهاش بشه.

07:19.356 --> 07:22.704
‫باید در موردش فکر کنم، بماند که
‫اول باید از پرونده سر دربیارم.

07:22.842 --> 07:25.086
‫انتظاری جز این ازت نداشتم.

07:25.224 --> 07:27.709
‫اسمش گابریل رومروئه. یه نگاهی بهش بنداز.

07:27.847 --> 07:31.023
‫اگه چیز بیشتری هست
‫که می‌خوای بدونی، فقط بپرس.

07:34.992 --> 07:35.993
‫می‌تونم ببینم؟

07:36.822 --> 07:38.789
‫باشه، پس این ایواست، مقتول؟

07:38.927 --> 07:40.653
‫ما خیلی اوقات برای پروژه‌های تحقیقاتی
‫هم‌گروهی می‌شدیم.

07:40.791 --> 07:43.449
‫بفرما. توی هواشناسی، درسته‌؟

07:43.587 --> 07:45.347
‫نه دقیقاً، ولی نزدیکه.

07:45.486 --> 07:48.419
‫اون علوم جَوی می‌خوند. من مهندسی محیط زیستم.

07:48.558 --> 07:53.804
‫مثلاً آزمایش می‌کردیم که سفال‌های سقف
‫چطور جلوی بادهای شدید دووم میارن.

07:53.942 --> 07:55.323
‫چطوری این کار رو می‌کردین؟

07:55.461 --> 07:56.704
‫باد با سرعت بالا بهشون می‌وزونیم.

07:56.842 --> 07:58.395
‫آره، منطقیه.

07:59.396 --> 08:01.812
‫اسلون، می‌تونم بپرسم چرا داری
‫کارآگاه خصوصی استخدام می‌کنی؟

08:01.950 --> 08:04.988
‫آخه من با یکی از دوستام توی پلیس صحبت کردم.

08:05.126 --> 08:07.197
‫اونا همین الانشم پرونده‌ی ایوا رو
‫پرونده‌ی قتل می‌دونن.

08:07.335 --> 08:09.820
‫نمی‌خوام به دوستت بی‌احترامی کنم،

08:09.958 --> 08:14.031
‫ولی طبق آمار، حدود ۴۰ درصد
‫از قتل‌ها بی‌نتیجه می‌مونن.

08:14.169 --> 08:16.068
‫من نمی‌خوام این اتفاق برای ایوا بیفته.

08:16.655 --> 08:19.727
‫امیدوارم تو بتونی این شانس رو بالاتر ببری.

08:19.865 --> 08:23.006
‫و خبر داری جنازه توی چه وضعیتی پیدا شده؟

08:23.144 --> 08:25.905
‫منظورم اینه، انگار خیلی بد کتکش زده بودن.

08:26.043 --> 08:28.114
‫کسی توی زندگیش بوده که بداخلاق باشه

08:28.252 --> 08:30.634
‫یا شاید دوست‌پسری که نباید باهاش می‌گشته؟

08:30.772 --> 08:32.498
‫دوست‌پسر نداشت.

08:32.636 --> 08:34.327
‫ولی می‌تونی از هدر بپرسی.

08:34.465 --> 08:37.089
‫هم‌اتاقی قدیمیشه.
‫شاید اون چیزی بدونه که من نمی‌دونم.

08:37.227 --> 08:38.262
‫با هم صمیمی بودن؟

08:38.400 --> 08:40.057
‫یه جورایی برعکس.

08:40.195 --> 08:42.755
‫با هم دعواشون شد و بعدش
‫هدر رفت خونه‌ی خودش.

08:43.129 --> 08:47.409
‫وای خدایا. فکر نمی‌کنی هدر
‫دستی توی این کار داشته، نه؟

08:55.901 --> 08:58.317
‫- سلام.
‫- خوش اومدی.

08:58.455 --> 08:59.663
‫مرسی.

09:00.388 --> 09:02.977
‫هر چی چشمت رو گرفت لمس کن.

09:03.115 --> 09:04.392
‫به جز کوین.

09:05.566 --> 09:07.947
‫گربه‌مون. یه جایی همین اطرافه.

09:08.085 --> 09:09.397
‫ما به خودمختاریش احترام می‌ذاریم.

09:10.260 --> 09:11.295
‫البته.

09:14.402 --> 09:16.404
‫به حس من تو شبیه

09:17.336 --> 09:18.440
‫یه جوینده‌ای.

09:18.579 --> 09:21.409
‫خب، راستش دنبال چندتا جواب می‌گردم.

09:21.547 --> 09:23.273
‫تو هدری، درسته‌؟

09:23.411 --> 09:25.447
‫من آرجی دکرم. کارآگاه خصوصیم.

09:25.586 --> 09:29.313
‫می‌خوام چندتا سوال درباره‌ی
‫هم‌اتاقی سابقت، ایوا کوان ازت بپرسم.

09:29.451 --> 09:32.006
‫باز رفته گفته من چی کار کردم؟

09:32.144 --> 09:35.734
‫خب، دیگه چیزی نمیگه. دیروز کشته شد.

09:38.046 --> 09:41.153
‫ببخشید، آخه هضمش سخته.

09:41.291 --> 09:42.775
‫مشکلی نداری بهم بگی کجا بودی

09:42.913 --> 09:45.882
‫دیروز بعدازظهر، مثلاً بین ساعت ۳ تا ۶؟

09:46.020 --> 09:47.677
‫چیه، فکر می‌کنی من کشتمش؟

09:47.815 --> 09:50.231
‫خب، من نمیگم مظنون اصلی هستی،

09:50.369 --> 09:52.302
‫ولی باید بپرسم.

09:52.440 --> 09:56.168
‫هم‌کلاسی ایوا، اسلون، برداشتش این بود
‫که شما باهم نمی‌ساختین.

09:56.306 --> 09:57.894
‫گفت تو بلند شدی رفتی.

09:58.032 --> 10:01.932
‫همینجا داشتم کار می‌کردم.
‫دوربین‌های مداربسته نشون میدن.

10:02.070 --> 10:06.005
‫در مورد رفتنم هم، مطمئنم این
‫همون چیزی بود که ایوا می‌خواست.

10:06.143 --> 10:09.181
‫هی بهانه‌های الکی درمی‌آورد تا ناراحت بشه.

10:09.319 --> 10:10.492
‫سری دوش رو اشتباه گذاشتم.

10:10.631 --> 10:12.702
‫توی جای پارک اون پارک کردم.

10:13.495 --> 10:15.014
‫گفت یه جفت گوشواره دزدیدم.

10:15.152 --> 10:16.775
‫و هیچکدومش حقیقت نداشت؟

10:16.913 --> 10:21.814
‫فکر کنم فقط می‌خواست تنها زندگی کنه،
‫منم همون کاری رو کردم که می‌خواست.

10:22.815 --> 10:24.334
‫می‌تونم چت‌ها رو نشونت بدم.

10:25.231 --> 10:27.233
‫- هوم.
‫- هوم یعنی چی؟

10:27.371 --> 10:29.546
‫اون عروسی‌ای که گفتی ایوا توش کشته شد؟

10:29.684 --> 10:32.549
‫عروس، بلیر، یه گروه چت
‫با همه‌ی مهمونـا راه انداخته بود.

10:32.687 --> 10:34.931
‫من چون نرفتم، دیگه چک نکردمش.

10:35.069 --> 10:40.419
‫امروز پیام داده و از همه خواسته اون حرفایی
‫که دیروز درباره‌ی ایوا زدم رو پاک کنین.

10:40.557 --> 10:42.179
‫بهتره پلیسا اونا رو نبینن.

10:42.317 --> 10:44.009
‫باشه، ببخشید، دقیقاً چی گفته بود؟

10:44.147 --> 10:45.182
‫دارم می‌گردم.

10:45.735 --> 10:48.289
‫قرار بوده کلاً یه عروسی
‫به سبک شکارچی‌های طوفان باشه.

10:48.427 --> 10:50.015
‫عروسی هم فقط به این دلیل سر گرفت که

10:50.153 --> 10:52.776
‫ایوا حتم داشت که طوفان تو راهه.

10:54.364 --> 10:55.676
‫چیه؟

10:55.814 --> 10:59.507
‫وقتی طوفان نشد، بلیر از دست ایوا
‫بدجور عصبانی شد.

10:59.645 --> 11:03.545
‫ببخشید، عصبانی بود که روز عروسیش
‫بارون نیومده؟

11:03.684 --> 11:05.133
‫معمولاً عروس‌ها اینو نمی‌خوان،

11:05.271 --> 11:07.391
‫ولی بازم، مردم که به خاطر هوا
‫کسی رو نمی‌کشن.

11:07.480 --> 11:08.896
‫از این بابت مطمئنی؟

11:09.828 --> 11:11.598
‫چون اون پیامایی که بلیر داره از بقیه می‌خواد

11:11.622 --> 11:13.348
‫قبل از اینکه دست پلیس بهشون برسه پاک کنن،

11:14.349 --> 11:16.593
‫رسماً توش گفته می‌خواد بکشتش.

11:17.000 --> 11:23.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

11:23.704 --> 11:26.396
‫من ایوا رو درست‌وحسابی نمی‌شناختم.
‫اصلاً ازش خوشم نمیومد.

11:26.534 --> 11:28.985
‫باشه، با اینجوری حرف زدن
‫اصلاً به نفعت کار نمی‌کنی.

11:29.123 --> 11:33.023
‫منظورم اینه که ایوا دوست رایان بود.
‫یکی از همون خوره‌های هواشناسیش.

11:33.161 --> 11:34.853
‫مثلاً همه‌شون کارشناسن،

11:34.991 --> 11:36.900
‫واسه همین وقتی گفت طوفان تو راهه باور کردم.

11:36.924 --> 11:39.029
‫یکی از دوستات لطف کرد و

11:39.167 --> 11:41.307
‫چندتا از پیامایی که دیروز
‫برای ایوا فرستاده بودی رو داد به ما.

11:41.445 --> 11:44.414
‫اصلاً نمی‌دونی چه خسارتی روی دستم گذاشتی.
‫کاری می‌کنم تاوانش رو پس بدی.

11:44.552 --> 11:46.899
‫همین که پیدات کنم، می‌کشمت.

11:47.037 --> 11:49.591
‫می‌فهمم چرا می‌خواستی بقیه پاکشون کنن.

11:49.730 --> 11:52.525
‫می‌خواستم پاکشون کنن
‫تا مظنون به قتل به نظر نرسم.

11:52.663 --> 11:54.983
‫جالبه که نابود کردن مدارک چطور می‌تونه
‫اینجوری نتیجه‌ی عکس بده.

11:55.080 --> 11:57.530
‫داشتم پیازداغش رو زیاد می‌کردم.

11:57.668 --> 12:00.016
‫اگه واقعاً می‌کشتمش،
‫این همه پیام براش می‌فرستادم؟

12:00.154 --> 12:01.465
‫چرا اینقدر عصبانی بودی؟

12:01.603 --> 12:04.089
‫عروسی به سبک شکارچی طوفانت
‫بهم خورد، خب که چی؟

12:04.227 --> 12:06.677
‫اگه اینفلوئنسر نباشی، نمی‌فهمی.

12:06.816 --> 12:07.851
‫امتحانم کن.

12:07.989 --> 12:10.164
‫سال‌ها وقت گذاشتم تا فالوور جمع کنم،

12:10.302 --> 12:13.961
‫آخرشم با یه برند خفن ماجراجویی،
‫آرکتیک مانتن قرارداد بستم.

12:14.099 --> 12:17.033
‫نه فقط جنس مجانی و کد همکاری،
‫یه قرارداد واقعی.

12:17.171 --> 12:21.175
‫- چقدر پول گیرت میومد؟
‫- بستگی به بازخورد داشت، خیلی زیاد.

12:22.107 --> 12:25.593
‫به فالوورام قول یه عروسی
‫دقیقاً مثل فیلمای فاجعه‌ای رو داده بودم،

12:25.731 --> 12:28.044
‫اما به جاش، هوای آفتابی و پروانه نصیبم شد،

12:28.182 --> 12:29.666
‫و مثل احمقا شدم.

12:29.804 --> 12:31.668
‫چند نفری که تا الان باهاشون صحبت کردم،

12:31.806 --> 12:34.464
‫همه‌شون درست قبل از پیدا شدن
‫جنازه‌ی ایوا، تو رو گم کردن.

12:34.602 --> 12:35.637
‫رفتی جایی؟

12:35.776 --> 12:39.158
‫خب آره. داشتم زانوی غم بغل می‌گرفتم.

12:43.576 --> 12:44.681
‫ببین.

12:46.683 --> 12:49.548
‫این عکس درست قبل از
‫خراب شدن روزم گرفته شده.

12:49.686 --> 12:53.034
‫این لباس رو ببین. این ناخونا رو.

12:53.724 --> 12:57.314
‫واقعاً فکر می‌کنی من رفتم بیرون
‫و یکی رو اینقدر زدم تا مُرد؟

12:57.452 --> 13:00.352
‫چون اگه اینطور فکر می‌کنی، باید با پلیسایی
‫حرف بزنی که اول رسیدن به خونه،

13:00.490 --> 13:02.872
‫و ازشون بپرسی که آیا حتی یه تار مو
‫از سرم تکون خورده بود یا نه.

13:03.527 --> 13:06.427
‫خیلی بده که یکی ایوا رو کشته،
‫ولی کار من نبود.

13:08.049 --> 13:10.465
‫هی. آب خالیه.

13:14.780 --> 13:17.887
‫نامزدت، خیلی پُرجنب‌وجوشه، نه؟

13:18.025 --> 13:21.338
‫آره، پُرجنب‌وجوش بودن حالت پیش‌فرضشه.

13:22.132 --> 13:23.893
‫ولی همونطور که گفتم،
‫اون ایوا رو نکشته.

13:24.031 --> 13:27.137
‫فقط بابت قضیه‌ی اشتباه توی پیش‌بینی طوفان
‫از دستش عصبانی بود.

13:27.275 --> 13:28.518
‫تو نبودی؟

13:29.381 --> 13:31.521
‫نه، تقصیر ایوا نبود.

13:32.971 --> 13:34.627
‫- می‌تونم چیزی بهت نشون بدم؟
‫- آره.

13:36.181 --> 13:40.047
‫دو شب پیش، یکم بعد از نیمه‌شب،
‫ایوا این رو برامون فرستاد.

13:40.185 --> 13:42.197
‫از سایت مرکز ملی طوفان برش داشته بود.

13:42.221 --> 13:44.396
‫اون‌ها مرجع اصلی اینجور چیزها هستن.

13:44.534 --> 13:47.399
‫درسته. منظورم اینـه که... می‌بینم که یه طوفانـه،
‫خب که چی؟

13:47.537 --> 13:48.987
‫چی رو متوجه نمی‌شم؟

13:49.125 --> 13:52.128
‫این نقشه نشون می‌داد
‫که ماتیلدا روی جزایر آباکو بوده.

13:52.266 --> 13:55.096
‫اون‌ها بخشی از باهاما هستن،
‫حدود ۳۰۰ کیلومتری شرق فلوریدا.

13:56.132 --> 13:59.135
‫به خاطر جبهه‌ی پُرفشار هوایی
‫که طوفان رو به سمت غرب می‌رونه،

13:59.273 --> 14:02.621
‫اگه طوفانی به آباکو بزنه،
‫دیگه قطعیـه که به اینجا هم می‌زنه.

14:02.759 --> 14:04.079
‫جای دیگه‌ای نداره که بره.

14:04.209 --> 14:05.409
‫واسه همین بود که ایوا عجله کرد.

14:05.520 --> 14:07.764
‫مسئله اینـه که این نقشه اشتباهـه.

14:07.902 --> 14:09.007
‫اشتباه؟ چطور اشتباه؟

14:09.145 --> 14:10.743
‫منظورم اینـه که مسیر طوفان‌ها
‫مدام تغییر می‌کنه.

14:10.767 --> 14:12.873
‫اینجوری نیست که جزیره‌ای
‫که بهش زدن رو غیب کنن.

14:13.011 --> 14:15.634
‫این نقشه‌ایـه که الان روی سایته.

14:15.772 --> 14:18.119
‫اینجا فقط نگفته که طوفان مسیرش رو عوض کرده.

14:18.257 --> 14:21.640
‫میگه ماتیلدا اصلاً به آباکو نزده.

14:21.778 --> 14:23.884
‫پس ببخشید، نقشه‌ی اول،
‫همونی که ایوا دیده بود،

14:24.022 --> 14:25.955
‫چیزی رو نشون می‌داده که اصلاً اتفاق نیفتاده؟

14:26.093 --> 14:28.716
‫چطور ممکنه مرکز ملی طوفان
‫چنین اشتباهی بکنه؟

14:28.854 --> 14:29.924
‫اصلاً نمی‌دونم.

14:30.062 --> 14:32.582
‫ولی برای یه اشتباه،
‫واقعاً فاجعه‌بار بود.

14:34.308 --> 14:38.795
‫دیروز کل فلوریدا با این خبر بیدار شدن
‫که طوفان تغییر مسیر داده، درسته؟

14:38.933 --> 14:40.970
‫ولی شما حتماً یه جوری نفهمیدین.

14:41.108 --> 14:44.421
‫آخه اگه می‌فهمیدین، تدارکات عروسی رو
‫ادامه نمی‌دادین، درسته؟

14:45.802 --> 14:48.978
‫تو و دوست‌هات،
‫شما رسماً خبره‌ی هواشناسی هستید.

14:49.116 --> 14:51.601
‫چطور ممکنه از آخرین اخبار
‫خبر نداشته باشید؟

14:51.739 --> 14:53.706
‫داشتم.

14:56.433 --> 14:59.471
‫ایوا دیروز صبح زود بهم زنگ زد
‫و گفت که طوفان نمیاد.

14:59.609 --> 15:01.473
‫نقشه‌ی جدید رو دیده بود.

15:01.611 --> 15:04.476
‫ولی تا اون موقع، بلیر دیگه رفته بود
‫تو حس‌وحال خودش.

15:04.614 --> 15:07.134
‫من... فقط... دلم نیومد
‫بهش بگم.

15:07.272 --> 15:09.791
‫فکر می‌کردم بخش ازدواج‌کردنمون

15:09.930 --> 15:13.174
‫خیلی مهم‌تر از عکس گرفتن
‫واسه فالوورهاشه.

15:13.312 --> 15:14.658
‫گویا اشتباه می‌کردم.

15:14.796 --> 15:16.596
‫عروسی تا طوفان بعدی رو هواست.

15:16.695 --> 15:17.730
‫می‌فهمم.

15:18.800 --> 15:20.595
‫چه ساعتی با ایوا حرف زدی؟

15:20.733 --> 15:22.528
‫حدود ساعت ۹ صبح.

15:22.666 --> 15:25.531
‫بهم گفت که داره میره
‫مرکز ملی طوفان توی میامی.

15:25.669 --> 15:28.431
‫می‌خواست حضوری بابت نقشه شکایت کنه.
‫خیلی شاکی بود.

15:29.501 --> 15:30.709
‫چقدر شاکی؟

15:37.026 --> 15:40.132
‫آره، باشه، فهمیدم.
‫خیلی ممنون.

15:40.270 --> 15:42.134
‫این دوتا به جایی نمی‌رسن.

15:42.272 --> 15:45.034
‫- خب، هیچوقت معلوم نمی‌کنه. عشق عجیبه.
‫- تو عجیبی.

15:45.172 --> 15:46.518
‫نظرت در مورد عروس چیه؟

15:46.656 --> 15:48.899
‫نه از خودش خوشم اومد، نه از نقش مظنونش.

15:49.038 --> 15:52.248
‫که این بدشانسیـه، چون تا الان هیچکدوم از
‫مهمون‌های عروسی که باهاشون حرف زدم،

15:52.386 --> 15:54.940
‫دلیلی برای صدمه زدن به ایوا نداشتن،
‫چه برسه به اینکه تا حد مرگ کتکش بزنن.

15:55.078 --> 15:56.769
‫اگه کار یکی از مهمون‌ها نباشه چی؟

15:56.907 --> 16:00.256
‫یادته عروس چقدر از دست ایوا شاکی بود
‫که پیشبینی رو اشتباه گفته؟

16:00.394 --> 16:03.638
‫خب، طبق گفته‌ی داماد، ایوا هم
‫از دست مرکز ملی طوفان شاکی بوده.

16:03.776 --> 16:05.216
‫گفت که دیروز رفته اونجا

16:05.295 --> 16:07.273
‫تا سعی کنه یه نفر رو به خاطر گذاشتن
‫اطلاعات غلط اخراج کنه.

16:07.297 --> 16:08.885
‫- می‌دونیم موفق شده یا نه؟
‫- آره.

16:09.023 --> 16:11.405
‫یه یارویی به اسم کودی جنزیک
‫همین الان انداختنش بیرون.

16:11.543 --> 16:13.717
‫چی میگی؟
‫پایه‌ای یه سر بریم میامی؟

16:13.855 --> 16:16.927
‫نمی‌تونم. یه دوجین مهمون عروسی دیگه
‫توی نوبت هستن که باید بازجویی بشن.

16:17.066 --> 16:19.354
‫تازه منتظر گزارش پزشکی قانونی هم هستم.
‫ولی از یه منبع موثق شنیدم

16:19.378 --> 16:22.726
‫که هنوز قراره طوفان نیاد،
‫پس خوش بگذره.

16:31.390 --> 16:34.842
‫- ببخشید، ببخشید.
‫- هی.

16:35.498 --> 16:37.017
‫سی دقیقه؟
‫جدی میگی؟

16:37.155 --> 16:39.812
‫همونطور که بهت گفتم،
‫بهترین پاستلیتوهای این طرف هاواناست.

16:39.950 --> 16:41.790
‫این‌ها فقط موردعلاقه‌ی کیلا نیستن،
‫همه‌ی مردم عاشقشونن.

16:41.814 --> 16:44.552
‫خب، اون یارویی که اومدیم باهاش حرف بزنیم،
‫تا الان ممکنه رسیده باشه به هاوانا.

16:44.576 --> 16:47.372
‫- نه، کارما این کار رو باهات نمی‌کنه.
‫- چی؟

16:47.510 --> 16:49.788
‫تو همین الان به یه دوست کمک کردی
‫تا یه قدم دیگه نزدیکتر بشه

16:49.926 --> 16:51.617
‫به به دست آوردن دل زنی
‫که می‌خواد باهاش باشه.

16:51.755 --> 16:54.862
‫نه، تو در حق من خوبی کردی،
‫کائنات هم در حق تو خوبی می‌کنه.

16:56.622 --> 16:57.761
‫- بالاخره یه روزی.
‫- بالاخره یه روزی.

16:57.899 --> 16:59.246
‫- آره.
‫- آره.

16:59.384 --> 17:00.913
‫حالا که حرف از زن‌های آینده شد،
‫هنوز بهم نگفتی که

17:00.937 --> 17:02.387
‫قرارت با ترودی چطور پیش رفت.

17:03.595 --> 17:05.045
‫آره، خوب بود.

17:05.700 --> 17:09.428
‫نه نه نه. با خوب بود سر و تهش رو هم نیار.
‫ویش آمار می‌خواد، پسر.

17:11.223 --> 17:13.674
‫البته مگه اینکه، می‌دونی،
‫خیلی بد پیش رفته باشه.

17:13.812 --> 17:17.540
‫نه، بد نبود.
‫فقط سخت بود که با شرایط جور بشم.

17:17.678 --> 17:19.958
‫همه‌ش... توی فکرهام بودم.
‫داشتم بیش از حد به همه چیز فکر می‌کردم.

17:20.060 --> 17:22.260
‫فقط باعث شد با خودم فکر کنم
‫که آیا قرار دوم اصلاً عاقلانه‌ هست یا نه.

17:22.338 --> 17:25.720
‫- همین.
‫- آرجی، زنگ‌زدگیـه.

17:27.136 --> 17:29.138
‫چند ساله که سر یه قرار واقعی نرفتی؟

17:29.276 --> 17:32.382
‫هوم؟ با کاترین ازدواج کردی،
‫بعد از کاترین جدا شدی.

17:32.520 --> 17:35.316
‫بعدش رفتی زندان، که اگه حافظه‌ام
‫یاری کنه، اونجا خبری از قرار نبود.

17:35.454 --> 17:38.733
‫بعد هم اومدی بیرون و هرچی داشتی رو
‫گذاشتی پای کسب‌وکار جدیدت.

17:39.562 --> 17:41.253
‫فکر کنم یه نفر رو یادت رفته.

17:41.391 --> 17:43.600
‫اِمی حساب نیست.
‫اون... قرار گذاشتن نبود.

17:43.738 --> 17:45.395
‫راستش، نمی‌دونم اون چی بود.

17:46.396 --> 17:47.604
‫همدیگه رو بوسیدید؟

17:47.742 --> 17:49.341
‫بیخیال ویش.
‫منظورم اینـه که، چی کار نکردیم؟

17:49.365 --> 17:51.919
‫نه، نه اِمی رو...
‫تو و ترودی رو میگم.

17:52.057 --> 17:54.335
‫نه، یه مسئله‌ی کاری براش پیش اومد.
‫مجبور شد بره.

17:54.473 --> 17:56.303
‫خب، پس به رفیقت اعتماد کن.

17:56.924 --> 17:59.789
‫قرار دوم رو ردیف کن،
‫بوسه‌ی اول رو بگیر.

18:00.479 --> 18:02.102
‫اونوقت ببین چقدر
‫درگیر فکرهات هستی.

18:02.930 --> 18:03.965
‫باشه.

18:11.594 --> 18:14.286
‫به نظرت شبیه مردیـه که همین الان
‫دفترش رو خالی کرده؟

18:14.424 --> 18:18.187
‫نه. خیلی‌خب. چطور می‌خوای بازی کنی؟

18:18.980 --> 18:20.637
‫تو همینجا بمون،
‫مواظب شیرینی‌هات باش.

18:20.775 --> 18:23.571
‫اگه به نصیحت عاشقانه نیاز داشت،
‫بهت علامت میدم.

18:29.301 --> 18:30.509
‫کودی جنزیک؟

18:31.510 --> 18:32.718
‫- سلام، چطوری؟
‫- سلام.

18:32.856 --> 18:34.617
‫من آرجی دکر هستم، کارآگاه خصوصی.

18:34.755 --> 18:37.620
‫امیدوار بودم بتونم چندتا سوال
‫در مورد ایوا کوان ازت بپرسم.

18:38.448 --> 18:39.691
‫- کی؟
‫- ایوا کوان.

18:39.829 --> 18:41.658
‫دیروز اومده بود محل کارت؟

18:41.796 --> 18:44.316
‫همونی که باعث شد بابت یه اشتباه بزرگ
‫توی نقشه‌ی طوفان، اخراج بشی؟

18:44.351 --> 18:46.698
‫درسته. ببخشید، آره.
‫هیچوقت اسمش رو بهم نگفتن.

18:46.836 --> 18:48.527
‫ولی، اون نقشه اشتباه نبود.

18:49.183 --> 18:50.805
‫باشه.

18:50.943 --> 18:52.852
‫لابد بعدش هم می‌خوای بگی
‫از اینکه اخراج شدی، عصبانی نبودی، نه؟

18:52.876 --> 18:54.499
‫- راستش، نبودم.
‫- نه؟

18:54.637 --> 18:57.087
‫ببخش... این یه جور قضیه‌ی
‫مربوط به منابع انسانیـه یا چی؟

18:57.226 --> 18:59.825
‫مرکز فکر می‌کنه می‌خوام شکایت کنم؟
‫چون اصلاً قصدش رو ندارم. پس...

18:59.849 --> 19:02.438
‫کودی، بجنب!
‫اینجا ملت تشنه‌ان.

19:02.576 --> 19:04.854
‫ببین، من مشکلی ندارم
‫که به سوالات جواب بدم

19:04.992 --> 19:06.407
‫چون چیزی برای مخفی کردن ندارم.

19:06.545 --> 19:10.239
‫ولی می‌شه کمکم کنی
‫این‌ها رو ببرم اون پشت؟

19:10.377 --> 19:12.517
‫- آره، حتماً.
‫- خیلی‌خب.

19:23.252 --> 19:25.530
‫آره، می‌تونی بذاریش همینجا.

19:27.221 --> 19:30.880
‫ببخشید، تو از روی نقشه‌ای که باعث شد
‫اخراج بشی، کیک درست کردی؟

19:31.018 --> 19:33.538
‫آره، نه، بهت که گفتم
‫اون نقشه اشتباه نبود.

19:33.676 --> 19:35.195
‫من عمداً گذاشتمش روی سایت.

19:35.333 --> 19:37.266
‫آره. پول خوبی به جیب زدم.

19:37.404 --> 19:39.682
‫بیا، یه نوشیدنی بردار.

19:40.200 --> 19:41.373
‫داریم جشن میگیریم!

19:47.137 --> 19:49.899
‫باورم نمی‌شه اون دختره واقعاً مُرده.

19:50.037 --> 19:51.349
‫آره، مُرده.

19:51.866 --> 19:54.869
‫تنها چند ساعت بعد از اون جنجالی
‫که توی دفترت راه انداخت، کشته شد.

19:55.594 --> 19:59.460
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی من حتی ندیدمش.

19:59.598 --> 20:01.807
‫هی هی هی.
‫یه نفر مُرده، خب؟

20:01.945 --> 20:03.982
‫می‌تونی منطق این کیک رو توضیح بدی؟

20:04.120 --> 20:07.330
‫گفتی وقتی نقشه‌ی غلط رو گذاشتی،
‫پول درآوردی. توضیح بده.

20:08.020 --> 20:09.539
‫درباره‌ی بازارهای پیشبینی چیزی می‌دونی؟

20:10.713 --> 20:12.059
‫چیزهایی شنیدم.

20:12.197 --> 20:14.786
‫فقط یه روش جدیده
‫برای بزک‌کردن قمار آنلاین، نه؟

20:15.580 --> 20:18.514
‫آره، اگه بخوای مثل تانوس لعنتی بزکش کنی.

20:18.652 --> 20:22.794
‫ببین... بنگاه‌های شرط‌بندی
‫محدود به ورزش هستن.

20:22.932 --> 20:25.383
‫توی بازارهای پیش‌بینی،
‫می‌تونی روی هر چیزی شرط ببندی.

20:25.521 --> 20:27.557
‫مثلاً اینکه، آیا امسال قراره

20:27.695 --> 20:29.735
‫فلان میلیاردر توی فضا گیر بیفته؟

20:29.870 --> 20:32.597
‫یا اینکه آزمایش یه داروی جدید شکست می‌خوره؟

20:32.735 --> 20:34.875
‫یا یه کوهنورد گمشده زنده پیدا می‌شه؟

20:35.013 --> 20:39.466
‫پس مدل کسب‌وکارش اساساً اینـه که
‫از بدبختی بشر پول دربیار، درسته؟

20:39.604 --> 20:42.434
‫بدبختی بشر در هر صورت اتفاق می‌افته.
‫پس بهتره تو هم ازش پولی به جیب بزنی.

20:42.572 --> 20:44.136
‫و تو همین کار رو با طوفان کردی؟

20:44.160 --> 20:48.992
‫یه شرط‌بندی راه انداختم.
‫آیا ماتیلدا به آباکو می‌زنه؟

20:49.510 --> 20:52.133
‫و از اونجایی که برای
‫مرکز ملی طوفان کار می‌کردی،

20:52.272 --> 20:54.204
‫تونستی نتایج رو به نفع خودت جعل کنی.

20:54.343 --> 20:57.449
‫تو نقشه‌ی ماتیلدا رو روی جزایر گذاشتی و...

20:57.587 --> 20:58.830
‫و پول شرط‌بندیت رو گرفتی.

20:59.658 --> 21:02.454
‫ببین، حقیقت اینـه که از شغلم متنفر بودم.

21:02.592 --> 21:04.525
‫در هر صورت داشتم اخراج می‌شدم.

21:04.663 --> 21:06.562
‫باور کردن این قسمتش برام سخت نیست.

21:06.700 --> 21:11.532
‫بازی دادن بازارهای پیشبینی فقط پیش‌خور کردن
‫حق سنوات پایان خدمتم بود.

21:12.188 --> 21:15.571
‫آره، مسئله اینـه.
‫تو هنوزم مرتکب جرم شدی. کلاهبرداری.

21:15.709 --> 21:18.332
‫از موقعیتت توی اِن‌اِچ‌سی
‫برای دست‌کاری بازارها استفاده کردی.

21:18.470 --> 21:20.830
‫ایوا کوان دستت رو رو کرد.
‫هنوزم انگیزه داشتی که بخوای بمیره.

21:20.955 --> 21:22.440
‫- نه، نداشتم.
‫- نه؟

21:22.578 --> 21:26.064
‫نه. من شرط بستم که مرکز ازم شکایت نمی‌کنه

21:26.202 --> 21:28.549
‫چون اون‌ها دنبال اینجور جنجال‌ها نبودن.

21:28.687 --> 21:30.206
‫و درست فکر می‌کردم.

21:30.862 --> 21:32.312
‫اون‌ها فقط می‌خواستن من برم.

21:33.140 --> 21:36.833
‫تو هم اگه بخوای می‌تونی
‫شرط‌بندی کوچیک خودت رو راه بندازی.

21:37.662 --> 21:41.251
‫آیا کودی جنزیک به خاطر قتل کسی
‫دستگیر می‌شه؟

21:41.390 --> 21:44.013
‫و همین الان بهت میگم که می‌بازی.

21:45.877 --> 21:47.050
‫چون من نکشتمش.

21:49.467 --> 21:50.468
‫خوش بگذره.

21:57.475 --> 22:00.961
‫اِمی. دقیقاً شبیه بالمر،
‫سیمز و گوتیرز نیست، نه؟

22:02.134 --> 22:05.034
‫راستش، الهام‌بخشـه.

22:05.862 --> 22:07.485
‫سعی می‌کنم توی روزهای سخت
‫این رو یادم بمونه.

22:08.002 --> 22:09.590
‫از چیزی که خوندی الهام گرفتی؟

22:10.315 --> 22:11.799
‫بیا من و تو باهم حرف بزنیم.

22:12.455 --> 22:15.285
‫گابریل همین الانش ده سال از حبس ابد
‫بدون آزادی مشروط رو گذرونده.

22:15.424 --> 22:18.910
‫این توافقی بود که وکیل تسخیریش قبول کرد
‫تا حکم اعدام رو لغو کنه.

22:19.048 --> 22:21.257
‫بدیهیـه که من زیر بار چنین توافقی نمی‌رفتم.

22:21.913 --> 22:24.571
‫کلی، قبول کردن این قضیه برام سخته.

22:25.261 --> 22:28.506
‫من برای کاری که می‌کنی احترام قائلم،
‫ولی داری در مورد موکلی حرف می‌زنی

22:28.644 --> 22:30.611
‫که به قتل یه افسر پلیس اعتراف کرده.

22:30.749 --> 22:34.443
‫اگه متقاعد نشده بودم که گابریل این کار رو نکرده،
‫سراغت نمیومدم.

22:34.581 --> 22:37.584
‫و ازت می‌خوام موانعی رو
‫که باهاشون روبروست تصور کنی،

22:37.722 --> 22:40.828
‫چون همه همون واکنشی رو دارن که تو الان داری.

22:40.966 --> 22:43.037
‫اگه اون انجامش نداده، چرا اعتراف کرد؟

22:43.175 --> 22:44.384
‫۱۸ سالش بود.

22:44.522 --> 22:48.042
‫خسته بود. ساعت‌ها تحت فشار بود.

22:48.180 --> 22:51.425
‫و توی خماری شدیدی بود.

22:52.046 --> 22:54.117
‫بعداً که اعترافش رو پس گرفت،

22:54.255 --> 22:56.326
‫قاضی قبول نکرد.

22:56.913 --> 22:58.121
‫تو باور داری که اون بی‌گناهـه.

22:58.259 --> 22:59.744
‫با تمام وجودم.

23:00.400 --> 23:02.781
‫و اگه گابریل رو همونطوری که من می‌شناسم،
‫می‌شناختی...

23:02.919 --> 23:04.231
‫پس شاید این همون چیزیـه که نیاز دارم.

23:05.197 --> 23:06.440
‫اینکه بشناسمش.

23:07.890 --> 23:09.339
‫می‌تونی ترتیب یه ملاقات رو بدی؟

23:10.582 --> 23:12.619
‫هی. موقع راه رفتن جلوت رو نگاه کن.

23:12.757 --> 23:14.424
‫وگرنه از پله‌ها می‌افتی پایین،

23:14.448 --> 23:16.657
‫گردنت می‌شکنه و تبدیل می‌شی به صحنه‌ی جرم.

23:16.795 --> 23:18.797
‫خب، این هم یه راهی برای جلب توجه منه.

23:19.867 --> 23:22.698
‫خب، ممنون که جونم رو نجات دادی. قدردانم.

23:22.836 --> 23:26.356
‫عجیبش نکن. شنیدم روی پرونده‌ی
‫اون هواشناس مُرده کار می‌کنی؟

23:26.495 --> 23:27.875
‫دانشمند علوم جوی. ولی آره.

23:28.013 --> 23:30.464
‫حالا هرچی.
‫اوضاع چطور پیش میره؟

23:30.602 --> 23:33.847
‫آره خب، یه مظنون داشتم که نقشه‌ام زیاد نگرفت.

23:33.985 --> 23:36.677
‫پس الان دارم فکر می‌کنم شاید اصلاً
‫قضیه شخصی نبوده.

23:36.815 --> 23:38.472
‫شاید فقط یه زورگیری بوده که بد پیش رفته.

23:38.610 --> 23:41.106
‫همین الان این گزارش رو درباره‌ی جرايم دیگه‌ی
‫این منطقه توی چند ماه اخیر گرفتم.

23:41.130 --> 23:42.303
‫خب، و؟

23:42.442 --> 23:44.236
‫و کلی مورد ادرار کردن در ملاعام.

23:44.374 --> 23:46.618
‫در واقع، یه مقدار نگران‌کننده.
‫و خبری از زورگیری نیست.

23:46.756 --> 23:49.932
‫ناراحتم که اون شب مجبور شدم یهو برم.

23:50.070 --> 23:51.830
‫خیلی بهم خوش می‌گذشت.

23:51.968 --> 23:53.004
‫به منم همینطور.

23:54.177 --> 23:55.662
‫باورت می‌شه...

23:56.559 --> 23:59.389
‫آره، راستش یکم...
‫عصبی بودم، می‌دونی؟

23:59.528 --> 24:01.115
‫اولین قرارم بعد از مدت‌ها بود.

24:01.253 --> 24:02.841
‫واقعاً؟ تو عصبی بودی؟

24:02.979 --> 24:05.810
‫فکر می‌کنی من همینجوری با همه‌ی
‫کارآگاه‌های خوشتیپ اینجا میرم بیرون؟

24:05.948 --> 24:08.882
‫خب می‌دونی، ما کارآگاه‌های خوشتیپ،
‫زیاد عصبی نمی‌شیم،

24:09.020 --> 24:10.711
‫پس درک کردنش برام سخته.

24:10.849 --> 24:13.058
‫ولی رفیقم، یه تئوری خیلی جالب داره

24:13.196 --> 24:15.336
‫درباره‌ی اینکه چطور
‫بر اضطراب قرار اول غلبه کنیم.

24:15.475 --> 24:17.200
‫- واقعاً؟
‫- آره، در واقع...

24:18.339 --> 24:19.824
‫در واقع خیلی هم موثره.

24:26.244 --> 24:28.349
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- آره.

24:28.488 --> 24:29.696
‫- بعداً بهم بگو.
‫- باشه.

24:30.628 --> 24:32.319
‫- بله؟
‫- دارم از پارکینگ

24:32.457 --> 24:34.953
‫میام تو. توی ساختمونی؟
‫چون باید حرف بزنیم.

24:34.977 --> 24:36.599
‫آره.

24:38.877 --> 24:39.982
‫- سلام.
‫- سلام.

24:40.120 --> 24:42.191
‫گزارش پزشکی قانونی ایوا کوان.
‫باید ببینیش.

24:42.329 --> 24:43.330
‫باشه.

24:45.125 --> 24:48.231
‫ضربه با جسم سفت، اصابت‌های متعدد،
‫شکستگی استخوان، خونریزی داخلی.

24:48.369 --> 24:49.692
‫تا اینجا که همونیـه که انتظار داشتیم، نه؟

24:49.716 --> 24:51.959
‫بهم اعتماد کن، اینطور نیست.
‫بقیه‌اش رو بخون.

24:55.998 --> 24:57.206
‫توی ریه‌اش آب بوده؟

24:57.344 --> 24:58.759
‫علت مرگ خفگی در آب بوده.

24:58.897 --> 25:00.485
‫و این تازه همه‌اش نیست.

25:00.623 --> 25:03.937
‫از توی زخم‌هاش آوار پیدا کردن.
‫گیاه، مصالح ساختمونی.

25:04.075 --> 25:05.421
‫و اون جراحت‌های داخلی؟

25:05.559 --> 25:07.975
‫انگار توی سرعتی بالای ۱۶۰ کیلومتر
‫در ساعت بهش وارد شدن.

25:08.113 --> 25:11.254
‫اگه پزشکی قانونی خبر نداشت،
‫می‌گفت ایوا کوان توی طوفان مُرده.

25:11.392 --> 25:13.740
‫ولی این اصلاً منطقی نیست.
‫ماتیلدا اصلاً به خشکی نرسید.

25:13.878 --> 25:15.293
‫حرف من هم همینه.

25:15.431 --> 25:18.261
‫چطور ممکنه یه نفر بر اثر طوفانی
‫که اصلاً نیومده، کشته بشه؟

25:22.058 --> 25:24.129
‫الان دارن سرعتش رو تا ۱۳۰ کیلومتر بالا می‌برن.

25:24.267 --> 25:27.098
‫دارم سعی می‌کنم قوی باشم،
‫اما مطمئن نیستم دیگه چقدر بتونم...

25:27.236 --> 25:30.135
‫اینجوریـه که بدون اینکه طوفانی در کار باشه،
‫آسیب‌های طوفانی می‌بینی.

25:30.273 --> 25:31.930
‫- یه شبیه‌ساز طوفان.
‫- آره.

25:32.068 --> 25:34.415
‫یادمه موکلم درباره‌ی تحقیقی
‫که انجام داده بود حرف می‌زد،

25:34.554 --> 25:36.141
‫با ایوا کوان، برای همین در موردش تحقیق کردم.

25:36.279 --> 25:38.419
‫دانشگاهشون یه شبیه‌ساز
‫دقیقاً لنگه‌ی همین داره.

25:38.558 --> 25:41.457
‫اگه به قدر کافی توش آوار بریزی و با فشار آب بپاشی،
‫می‌تونی یه خونه رو تخریب کنی.

25:41.595 --> 25:43.735
‫فکر می‌کنی کسی ازش استفاده کرده
‫تا ایوا کوان رو از بین ببره؟

25:43.873 --> 25:45.471
‫راه خیلی پیچیده‌ای
‫برای کشتن یه نفره.

25:45.495 --> 25:47.646
‫می‌دونم، ولی اگه فکر کنی طوفان تو راهه،
‫منطقی به نظر می‌رسه.

25:47.670 --> 25:50.293
‫با شبیه‌ساز ایوا رو بکشی و جنازه‌اش رو
‫بیرون عروسی رها کنی،

25:50.431 --> 25:52.789
‫- جایی که می‌دونی قراره اونجا باشه.
‫- ماتیلدا هم مقصر شناخته می‌شه.

25:52.813 --> 25:55.540
‫شبیه‌ساز دانشگاه موکلت،
‫آدرسی ازش داری؟

25:56.714 --> 25:59.302
‫کارآگاه، متاسفم،
‫ولی من اصلاً باورم نـمی‌شه.

25:59.440 --> 26:01.166
‫این گروه مثل یه خانواده‌ان.

26:01.304 --> 26:03.800
‫هیچکس اینجا به ایوا صدمه نمی‌زد،
‫چه برسه به اینکه تو شبیه‌ساز حبسش کنه.

26:03.824 --> 26:05.550
‫خب، به خاطر خودشون هم که شده،
‫امیدوارم حق با شما باشه.

26:05.688 --> 26:08.622
‫فعلاً به لیست تمام کسایی
‫که به اینجا دسترسی دارن نیاز دارم.

26:08.760 --> 26:10.935
‫- می‌تونی برام جورش کنی؟
‫- البته.

26:18.701 --> 26:21.324
‫حس می‌کنم انگار توی بزرگترین
‫ماشین ظرف‌شویی دنیام.

26:21.946 --> 26:23.889
‫آره، متاسفانه تشبیه خیلی خوبیه.

26:23.913 --> 26:27.468
‫یکی از کارمندها گفت سرعت این
‫فن‌ها تا ۲۲۵ کیلومتر در ساعت می‌رسه.

26:27.607 --> 26:30.057
‫آب هم با سرعت ۴ هزار لیتر در دقیقه پمپاژ می‌شه.

26:30.195 --> 26:31.541
‫کل این سیستم،
‫از یه نسیم ملایم...

26:31.680 --> 26:34.337
‫با فشار یه دکمه،
‫تبدیل به طوفان درجه‌ی ۴ می‌شه.

26:34.475 --> 26:36.374
‫به عبارت دیگه،
‫اگه قتل اینجا اتفاق افتاده باشه،

26:36.512 --> 26:38.592
‫احتمالاً همه‌ی مدارک
‫توی فاضلاب شسته شده و رفته.

26:38.687 --> 26:41.137
‫کارآگاه، یه چیزی هست که باید ببینید.

26:42.967 --> 26:45.970
‫این در که تو‌رفتگی داره
‫هر دو طرفش تازگی تمیز شده.

26:46.108 --> 26:47.454
‫هنوز بوی سفیدکننده میده.

26:49.870 --> 26:51.009
‫اما این دریچه‌ها رو ببین.

26:51.147 --> 26:53.702
‫این خونه. مو هم هست.

26:53.840 --> 26:55.117
‫باید مال ایوا باشه، درسته؟

26:55.255 --> 26:57.153
‫طرف همه‌جا رو دستمال کشیده،
‫ولی یه چند جایی از دستش در رفته؟

26:57.291 --> 27:00.605
‫خب، اگه حق با تو باشه، هر اتفاقی
‫که براش افتاده از اینجا شروع شده.

27:05.161 --> 27:06.784
‫و توی شبیه‌ساز تموم شده.

27:16.379 --> 27:17.933
‫کل اینجا رو پلمب کنید.

27:18.071 --> 27:19.520
‫صحنه‌ی جرم رو پیدا کردیم.

27:20.729 --> 27:22.351
‫ماه پیش توی اخبار دیدمت.

27:23.317 --> 27:24.629
‫تمام اون اتفاقاتی که برات افتاد.

27:25.285 --> 27:27.425
‫انگار من و تو عضو یه کلوپ هستیم.

27:28.081 --> 27:32.706
‫حتماً ناعادلانه به نظر می‌رسه
‫که مشکل من اینقدر سریع حل شد.

27:32.844 --> 27:35.329
‫نه خانم،
‫مـن... اینطوری فکر نمی‌کنم.

27:36.054 --> 27:37.884
‫شما اون کاری که می‌گفتن رو
‫انجام نداده بودید.

27:38.505 --> 27:39.955
‫براتون خوشحال شدم.

27:42.543 --> 27:44.684
‫در مورد اتفاق ده سال پیش بهم بگو.

27:44.822 --> 27:48.826
‫اون پلیسی که کشته شد،
‫افسر ورنر می‌شناختمش.

27:49.758 --> 27:53.071
‫چند باری با هم کل‌کل کرده بودیم.

27:53.209 --> 27:54.624
‫اون موقع‌ها مصرف می‌کردم.

27:55.384 --> 27:56.903
‫هروئین.

27:57.041 --> 28:01.114
‫شیشه می‌شکوندم و می‌قاپیدم، ماشین باز می‌کردم
‫هر کاری می‌کردم تا موادم رو جور کنم.

28:01.252 --> 28:03.599
‫اون و همکارش،
‫بیشتر از یه بار من رو گرفتن.

28:04.565 --> 28:07.810
‫چیزهایی گفتم که کاش نمی‌گفتم.

28:07.948 --> 28:10.917
‫تهدید کردی که افسر ورنر رو می‌کشی.

28:11.055 --> 28:12.297
‫چند باری.

28:12.435 --> 28:14.092
‫بیشتر برای اینکه لاتی پُر کنم.

28:15.369 --> 28:16.992
‫حماقت بود.

28:17.130 --> 28:20.167
‫وقتی پرونده‌هات رو نگاه کردم، هیچی
‫در مورد گواهی عدم حضور نبود.

28:20.305 --> 28:21.755
‫چون نداشتم.

28:21.893 --> 28:24.102
‫وقتی به افسر ورنر شلیک شد، کجا بودی؟

28:24.240 --> 28:29.901
‫اگه بخوام حدس بزنم، یه جایی توی یه کوچه،
‫سرنگ تو دستم و تو یه دنیای دیگه بودم.

28:32.766 --> 28:35.926
‫اگه یه چیز خوب توی افتادن به اینجا
‫وجود داشته باشه،ترک کردنه.

28:36.114 --> 28:37.219
‫اینجا برنامه دارن.

28:37.357 --> 28:39.497
‫چند ماه پیش نشان ده سال پاکیم رو گرفتم.

28:40.705 --> 28:42.396
‫حالا سعی می‌کنم به بقیه‌ی بچه‌ها کمک کنم.

28:42.534 --> 28:46.297
‫گابریل، من به اِمی از زبان خودم گفتم
‫که چرا اعتراف کردی.

28:46.435 --> 28:49.058
‫فکر کنم اگه از زبان خودت بشنوه،
‫براش مفیدتر باشه.

28:50.335 --> 28:54.063
‫یکم قبل از اینکه همه‌ی این اتفاق‌ها بیفته،
‫تشخیص دادن که مامانم سرطان سینه داره.

28:54.995 --> 28:56.410
‫اون بار شکستش داد.

28:58.136 --> 29:00.483
‫پلیس‌ها من رو گذاشتن
‫توی یکی از اون اتاق‌های کوچیک،

29:00.621 --> 29:03.314
‫از همون‌هایی که پنجره‌اش شبیه آینه‌ست.

29:05.040 --> 29:08.698
‫و حدود ۳۶ ساعت بیدارم نگه داشتن.

29:09.976 --> 29:12.047
‫مدام بهم می‌گفتن که کار من بوده.

29:12.185 --> 29:15.050
‫هی تکرار می‌کردن.

29:17.086 --> 29:18.639
‫من انجامش نداده بودم.

29:19.813 --> 29:21.332
‫می‌دونستم که کار من نیست.

29:21.470 --> 29:22.920
‫عمراً چنین کاری نمی‌کردم.

29:24.197 --> 29:25.301
‫ولی خسته بودم.

29:26.475 --> 29:30.099
‫بعدش نمی‌دونـم، فکر کنم
‫یکی در مورد مامانم بهشون گفته بود،

29:30.237 --> 29:31.963
‫چون شروع کردن به گفتن اینکه...

29:32.101 --> 29:35.864
‫فکر کن اگه بفهمه حکم اعدام گرفتم،
‫چه بلایی سرش میاد.

29:36.968 --> 29:39.384
‫گفتن اگه اعتراف کنم،
‫فقط حبس ابد می‌خورم.

29:39.522 --> 29:42.525
‫گفتی مامانت اون بار
‫سرطان رو شکست داد.

29:42.663 --> 29:46.702
‫آره. تا همین چند ماه پیش،
‫هر هفته میومد ملاقاتم.

29:46.840 --> 29:48.808
‫اون بود که خانم تورنتون رو استخدام کرد.

29:49.601 --> 29:51.811
‫از گروه کلیسا برام پول جمع کرد.

29:51.949 --> 29:54.089
‫ولی سرطانش برگشت؟

29:54.227 --> 29:57.264
‫در کنار بی‌گناهی گابریل،
‫این بزرگترین دلیلیـه که...

29:57.402 --> 29:59.025
‫داریم برای یه فرجام‌خواهی جدید می‌جنگیم.

29:59.163 --> 30:01.372
‫ممکنه وقت زیادی برای دیدنش نداشته باشه.

30:04.858 --> 30:06.273
‫خدافظ.

30:10.070 --> 30:12.935
‫هی، اون لیست اسم‌هایی
‫که استاد برامون فرستاد رو دیدی؟

30:13.073 --> 30:14.937
‫همه‌ی کسایی که به شبیه‌ساز دسترسی داشتن؟

30:15.075 --> 30:18.009
‫فقط ندیدمش. شروع کردم
‫به تک‌تک آدم‌های توش زنگ زدن.

30:18.147 --> 30:21.254
‫باشه، مهندس‌ها، تحلیل‌گرهای داده،
‫لوله‌کش‌ها، بچه‌های آی‌تی.

30:21.392 --> 30:23.635
‫چقدر هم آی‌تی‌کار زیاد داره.

30:24.257 --> 30:26.407
‫دفعه‌ی بعد که داشتم دختر هواشناسی
‫کانال ۷ رو برانداز می‌کردم،

30:26.431 --> 30:29.065
‫احترام خیلی بیشتری برای تیمی
‫که اونجا نشوندنش قائل می‌شم.

30:29.089 --> 30:32.403
‫ولی هنوز به کسی که...
‫بهش مشکوک بشی نرسیدی؟

30:32.541 --> 30:34.715
‫الان دیگه می‌دونیم ایوا
‫کجا و چجوری کشته شده.

30:34.854 --> 30:37.097
‫ولی حس نمی‌کنم به اینکه کی این کار رو کرده
‫نزدیک شده باشیم.

30:37.235 --> 30:39.435
‫هی، اون قضیه‌ی دختر هواشناسی رو
‫جایی تکرار نکن.

30:39.513 --> 30:41.073
‫همینجوریش هم کاترین
‫فکر می‌کنه یه خبری هست.

30:41.101 --> 30:42.872
‫این رو... کف اتاق استراحت پیدا کردی؟

30:42.896 --> 30:44.553
‫آره، چطور؟

30:44.691 --> 30:47.451
‫هدر، هم‌اتاقی سابق ایوا، یه چیزی
‫در مورد گوشواره‌های گم‌شده‌اش گفته بود.

30:48.177 --> 30:49.977
‫یه کپی از اون پیام‌هایی که ایوا
‫براش فرستاده بود رو بهت دادم.

30:50.041 --> 30:53.734
‫- هنوز داریشون؟
‫- باید پیشم باشن...

30:53.873 --> 30:56.254
‫- ایناهاش.
‫- بده ببینم. مرسی.

30:56.392 --> 30:59.292
‫آره، ایوا هدر رو متهم کرده بود
‫که گوشواره‌هاش رو دزدیده.

30:59.430 --> 31:02.226
‫آره. اون طلایی و فیروزه‌ای‌ها.

31:02.364 --> 31:04.090
‫خب، پس هدر اون‌ها رو ندزدیده بوده.

31:04.228 --> 31:05.436
‫ایوا سر کار گم‌شون کرده بود.

31:08.370 --> 31:10.406
‫- چیه؟
‫- این تی‌شرتی که تنش بود.

31:10.544 --> 31:11.891
‫اه...

31:14.997 --> 31:19.415
‫آره. حالا تی‌شرت ایگوانام رو هم برداشتی.
‫این شد دوتا وسیله‌ای که می‌گفت دزدیده شده،

31:19.553 --> 31:21.624
‫و حالا هر دوتاشون در رابطه با قتلش پیدا شدن.

31:21.762 --> 31:24.224
‫باشه، آره، منم موافقم
‫که این نمی‌تونه اتفاقی باشه،

31:24.248 --> 31:26.812
‫ولی منظورت چیه؟ چی؟
‫دوباره به هم‌اتاقی سابقش مشکوک شدی؟

31:26.836 --> 31:28.642
‫نه نه نه، اصلاً برای زمان قتل گواهی عدم حضور داشت.

31:28.666 --> 31:31.013
‫منظورم اینـه که فکر می‌کنم
‫یکی این وسایل رو دزدیده،

31:31.151 --> 31:33.671
‫اما نه هم‌اتاقی سابقش بوده
‫و نه یه دزد معمولی.

31:33.809 --> 31:35.466
‫اگه دزد بود،
‫گوشواره‌ها رو می‌فروخت.

31:35.604 --> 31:37.582
‫اصلاً هم از همون اول وقتش رو
‫واسه یه تی‌شرت تلف نمی‌کرد.

31:37.606 --> 31:39.125
‫خب. اگه دزد نبوده، پس کی؟

31:39.263 --> 31:40.885
‫نظرت در مورد یه تعقیب‌گر مزاحم چیه؟

31:41.500 --> 31:47.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

31:48.341 --> 31:50.170
‫قطعاً خودشونن.

31:50.308 --> 31:52.103
‫تی‌شرته حتی ممکنه تک‌نسخه باشه.

31:52.241 --> 31:54.657
‫یکی از دوست‌هاش براش چاپ سیلک زده بود.

31:54.795 --> 31:57.039
‫آره و این چیزها هیچوقت پیدا نشدن، درسته؟

31:57.626 --> 31:59.352
‫من که دیگه هیچوقت ندیدمـشون.

31:59.490 --> 32:03.149
‫تا حالا متوجه آدم ناشناسی
‫که دور و بر ساختمون بپلکه شدی؟

32:03.287 --> 32:05.703
‫مثلاً کسی که ایوا با دیدنش معذب بشه؟

32:05.841 --> 32:09.845
‫نه. ببینید، می‌تونم بپرسم
‫این‌ها چه ربطی بهم دارن؟

32:09.983 --> 32:12.365
‫چون سوالاتون داره
‫یکم من رو می‌ترسونه.

32:12.503 --> 32:14.332
‫فعلاً فقط در حد یه تئوریـه.

32:14.470 --> 32:18.405
‫تئوری‌ای که همون کارآگاه خصوصی‌ای که اون روز
‫دیدی مطرح کرد، اما تکه‌های پازل باهم جور درمیان.

32:18.543 --> 32:20.983
‫همونطور که می‌دونی، وسایل شخصی ایوا
‫از اتاقش ناپدید می‌شدن.

32:21.098 --> 32:23.258
‫اون مطمئن بود که یکی داره
‫وسایلش رو زیر و رو می‌کنه.

32:23.307 --> 32:25.481
‫و حالا، دوتا از اون وسیله‌ها پیدا شدن،

32:25.619 --> 32:26.620
‫یکی تن خودش،

32:26.758 --> 32:28.588
‫- یکی هم توی محل کارش.
‫- چی؟

32:28.726 --> 32:31.763
‫داریم روی این احتمال تحقیق می‌کنیم
‫که ایوا یه تعقیب‌گر مزاحم داشته.

32:31.901 --> 32:33.903
‫کسی که یه جوری وارد آپارتمان شما شده.

32:34.042 --> 32:36.044
‫بعضی از این مزاحم‌ها،
‫وسایل شخصی فردی که...

32:36.182 --> 32:38.391
‫روش کراش بیمارگونه دارن رو
‫به عنوان غنیمت یا یادگاری برمی‌دارن.

32:38.529 --> 32:41.670
‫این کار بهشون حس کنترل میده
‫و به توهمات‌شون پر و بال میده.

32:41.808 --> 32:43.292
‫وای خدای من.

32:43.430 --> 32:47.538
‫وقتی اون در مورد این چیزها ازم می‌پرسید،
‫خیلی بی‌اهمیت از کنارش رد می‌شدم.

32:47.676 --> 32:49.402
‫مـن... فکر می‌کردم
‫همه‌اش رو از خودش درآورده.

32:49.540 --> 32:52.784
‫تمام اون مدت یه عوضی هیز
‫می‌تونسته بیاد توی خونه‌مون؟

32:53.475 --> 32:57.548
‫مـن... متاسفم، هیچوقت آدم مشکوکی
‫این دور و برها ندیدم.

32:58.963 --> 33:00.585
‫نمی‌تونم کمکی بهتون بکنم.

33:08.145 --> 33:10.906
‫- اوه. سلام.
‫- سلام. مرسی که اومدی.

33:11.044 --> 33:12.873
‫می‌دونم سرت با یه پرونده گرمه.

33:13.012 --> 33:15.749
‫نه نه نه، یکم وقت دارم.
‫این همون پرونده‌ایه که در موردش بهم گفتی؟

33:15.773 --> 33:17.913
‫- آره.
‫- همون پسره که فکر می‌کنی پلیس رو نکشته؟

33:18.051 --> 33:19.846
‫اسمش گابریل رومروئه.

33:19.984 --> 33:23.367
‫و گفتی وکیل‌هاش می‌خوان توی بخش
‫روابط عمومی بهشون کمک کنی، درسته؟

33:23.505 --> 33:24.575
‫باشه.

33:24.713 --> 33:26.370
‫حدس می‌زنم ازم می‌خوای یکم سرک بکشم،

33:26.508 --> 33:28.717
‫تا مطمئن بشی که حمایت کردن
‫از این پرونده کار درستیـه؟

33:28.855 --> 33:30.374
‫راستش، نه.

33:31.064 --> 33:32.962
‫قبلاً بهشون گفتم که کار روابط عمومی رو انجام نمیدم.

33:33.101 --> 33:35.758
‫همینجوریش هم بیش از حد توی چشم بودم.

33:35.896 --> 33:38.727
‫چیزی که می‌خوام اینـه که تو رو استخدام کنم
‫تا قاتل واقعی رو پیدا کنی.

33:41.488 --> 33:42.593
‫مشکلی هست؟

33:42.731 --> 33:44.905
‫نه نه، مشکلی نیست. فقط...

33:45.734 --> 33:47.632
‫این یه پرونده‌ی بزرگ ده ساله‌ست،
‫اون هم کشتن یه پلیس.

33:47.770 --> 33:49.531
‫فکر می‌کردم از چالش خوشت میاد.

33:49.669 --> 33:50.704
‫فقط اینکه...

33:51.395 --> 33:53.259
‫اگه بفهمم این یارو واقعاً کشته چی؟

33:54.294 --> 33:58.091
‫اونوقت خوشحال می‌شم که بااحتیاط عمل کردم،
‫ولی حسم میگه اون بی‌گناهه.

34:00.128 --> 34:03.269
‫خیلی‌خب.
‫بذار برم ته و توی این قضیه رو...

34:05.547 --> 34:08.136
‫ویش! ویش، هر کاری که داری می‌کنی،

34:08.274 --> 34:09.965
‫حتماً باید همین الان انجامش بدی؟

34:10.103 --> 34:13.727
‫خب، راستش رو بخوای،
‫خیلی وقت پیش باید تمومش می‌کردم.

34:13.865 --> 34:16.972
‫آره، نصف این درزگیرها
‫اینقدر قدیمی شدن که...

34:17.110 --> 34:19.423
‫اولین بارون شدیدی که بیاد،
‫به ریش همه‌شون می‌خنده.

34:19.561 --> 34:20.734
‫هوم.

34:20.872 --> 34:23.496
‫همه‌ی این حرف‌ها درباره‌ی طوفان
‫باعث شد دست‌به‌کار بشم.

34:23.634 --> 34:24.738
‫همیشه آماده باش، آرج.

34:24.876 --> 34:26.637
‫شعار پیشاهنگ‌هاست.

34:26.775 --> 34:30.951
‫گرفتم. باشه. آره، باید برم مل رو ببینم.
‫بعداً در مورد این باهات حرف می‌زنم.

34:31.090 --> 34:32.194
‫- باشه.
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

34:32.332 --> 34:33.437
‫منم همینطور.

34:39.788 --> 34:42.308
‫سلام. با هم‌اتاقی ایوا چطور پیش رفت؟

34:42.446 --> 34:44.793
‫خب، سرنخی از اینکه تعقیب‌گر احتمالی‌مون کیه پیدا نشد،

34:44.931 --> 34:47.171
‫اما حرف زدن با اون باعث شد
‫یه سوال دیگه به ذهنم برسه.

34:47.278 --> 34:48.521
‫چی؟

34:48.659 --> 34:50.188
‫یه نفر داشته از آپارتمان ایوا
‫غنیمت جمع می‌کرده.

34:50.212 --> 34:52.663
‫کسی که فکر می‌کنیم
‫با شبیه‌ساز طوفان در ارتباطه.

34:52.801 --> 34:54.389
‫اون یه جوری هویت این شخص رو فهمیده،

34:54.527 --> 34:56.391
‫توی محل کار مچش رو گرفته
‫و خودش رو به کشتن داده.

34:56.529 --> 34:57.668
‫خب، سوال من اینـه.

34:57.806 --> 34:59.911
‫چجوری شد که تهش
‫اون تی‌شرت ایگوانا تنش بود؟

35:00.981 --> 35:03.915
‫فرض کنیم حق با توئه.
‫اون روز مخفیگاه طرف رو پیدا کرده.

35:04.053 --> 35:05.262
‫چرا باید این تی‌شرت رو بپوشه؟

35:05.400 --> 35:07.402
‫زمان خیلی عجیبی
‫برای عوض کردن لباسه، نه؟

35:08.955 --> 35:09.990
‫اگه طرف خودش تنش کرده باشه چی؟

35:10.646 --> 35:11.785
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

35:12.441 --> 35:13.615
‫اگه مجبور شده باشه چی؟

35:14.995 --> 35:17.619
‫تعقیب‌گر به ایوا حمله می‌کنه. ایوا مقاومت می‌کنه.
‫شاید حتی طرف رو زخمی کرده باشه.

35:17.757 --> 35:20.898
‫- یکم از خونش میریزه رو ایوا.
‫- آره و حالا اون به مشکل خورده.

35:21.036 --> 35:23.521
‫یه جنازه رو دستش مونده
‫که دی‌اِن‌اِی خودش روشه.

35:23.659 --> 35:25.879
‫- در عوض یه راه حل هم داره.
‫- همون تی‌شرتی که ازش دزدیده بود.

35:25.903 --> 35:27.732
‫پس، لباسش رو با اون عوض می‌کنه.

35:27.870 --> 35:30.183
‫زیر ناخن‌های ایوا
‫هیچ دی‌اِن‌اِی یا پوستی نبود.

35:30.321 --> 35:31.921
‫شبیه‌ساز احتمالاً
‫کار اون‌ها رو ساخته.

35:32.047 --> 35:33.818
‫اما طرف ما، قاعدتاً باید هنوز
‫آثار زخم دفاعی روی بدنش باشه.

35:33.842 --> 35:36.338
‫وقتی رفتیم به آزمایشگاه، من کسی رو ندیدم
‫که زخمی باشه. تو دیدی؟

35:36.362 --> 35:38.502
‫نه، ولی حتی اگه ایوا
‫روی دست‌هاش چنگ انداخته باشه،

35:38.640 --> 35:41.021
‫کافیـه یه لباس آستین‌بلند بپوشه
‫تا قایمشون کنه.

35:42.299 --> 35:44.991
‫می‌تونی حکم دادگاه بگیری.
‫مجبورشون کنی ثابت کنن جای چنگ ندارن.

35:45.129 --> 35:47.280
‫یادت رفته چندتا اسم توی اون لیست
‫آدم‌هایی بود...

35:47.304 --> 35:48.719
‫که به اون شبیه‌ساز دسترسی داشتن؟

35:48.857 --> 35:50.686
‫هیچ حکمی وجود نداره
‫که به ما اجازه بده...

35:50.824 --> 35:53.241
‫این همه آدم رو مجبور کنیم
‫لباسشون رو دربیارن.

35:53.379 --> 35:55.243
‫یه همچین چیزی باید هدفمند باشه.

35:57.037 --> 35:58.694
‫- چیه؟
‫- نه، فقط...

35:59.902 --> 36:01.421
‫قبل از اینکه بیام اینجا،

36:01.559 --> 36:03.330
‫ایستگاه اِف‌اِم بودم.
‫ویش داشت روی بار کار می‌کرد.

36:03.354 --> 36:05.460
‫داشت مطمئن می‌شد
‫که همه چیز برای طوفان آماده‌ست.

36:05.598 --> 36:07.462
‫ببخشید، ولی این چه ربطی به موضوع داره؟

36:07.600 --> 36:11.673
‫اون لیست اسم‌هایی که داریم
‫ممکنه راهی بلد باشم که محدودترش کنیم.

36:18.438 --> 36:21.372
‫پسر، این روزها دانشجوها هر وقت دلشون می‌خواد
‫همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو؟

36:21.510 --> 36:23.108
‫زمان ما اینطوری نبود.

36:23.132 --> 36:25.238
‫خب، من خیلی کلاس‌ها رو می‌پیچوندم.
‫خبر ندارم.

36:25.376 --> 36:27.551
‫بیشتر کارهایی که ما انجام میدیم
‫مطالعه‌ی آزاده.

36:27.689 --> 36:29.149
‫فهمیدید چه بلایی سر ایوا اومده؟

36:29.173 --> 36:30.968
‫در واقع، فکر می‌کنیم که فهمیدیم.

36:31.106 --> 36:34.972
‫آره، یکی یواشکی می‌رفته توی آپارتمانش
‫و وسایلش رو زیر و رو می‌کرده.

36:35.110 --> 36:37.837
‫- حتی چندتا چیز هم برداشته.
‫- منظورتون یه منحرف جنسیـه؟

36:37.975 --> 36:41.295
‫فکر می‌کنیم ایوا وسایل دزدیده شده رو اینجا پیدا کرده،
‫اون هم به همراه کسی که اون‌ها رو برداشته بوده.

36:41.392 --> 36:42.704
‫واسه همین هم اون رو کشته.

36:43.256 --> 36:44.947
‫شما دوتا، بزنید به چاک.

36:48.537 --> 36:50.367
‫زحمتی نیست آستینات رو بزنی بالا، پاتریک؟

36:50.505 --> 36:51.540
‫چرا؟ چرا من؟

36:52.127 --> 36:53.956
‫سوالِ به‌جاییـه.
‫می‌خوای تو جوابش رو بدی؟

36:54.094 --> 36:56.821
‫یه چیزی در مورد روزی که ایوا کشته شد
‫به ذهنم رسید.

36:56.959 --> 36:59.617
‫تقریباً همه‌ی آدم‌های اینجا
‫می‌دونستن که طوفانی در کار نیست.

36:59.755 --> 37:01.757
‫اما قاتل مشخصاً این رو نمی‌دونسته.

37:01.895 --> 37:03.977
‫اون روی طوفان حساب کرده بود
‫تا جرمش رو پوشش بده.

37:04.001 --> 37:06.773
‫کسی که فکر می‌کنه یه طوفان بزرگ تو راهه،
‫ممکنه سعی کنه یه سری تدارکات ببینه،

37:06.797 --> 37:08.454
‫تا مطمئن بشه چیزهایی
‫که لازم داره رو فراهم کرده.

37:08.592 --> 37:11.122
‫برای همین هم به مامورها گفتم تمام
‫ابزارفروشی‌های این اطراف رو بگردن.

37:11.146 --> 37:14.908
‫یکی‌شون فیلم دوربینش رو داشت که تو داشتی باتری،
‫تخته‌سه‌لا و گاز پروپان می‌خریدی.

37:15.046 --> 37:17.117
‫هیچکدوم از کسای دیگه‌ای که به اینجا
‫دسترسی داشتن این کار رو نکرده بودن.

37:17.256 --> 37:19.982
‫هیچکس، پاتریک. فقط تو.

37:20.120 --> 37:23.020
‫و همین کافی بود تا یه قاضی رو متقاعد کنم
‫که حکم دادگاه رو صادر کنه.

37:23.158 --> 37:25.988
‫مجبورت می‌کنه بهمون اجازه بدی
‫دنبال زخم‌های ناشی از دفاع بگردیم.

37:26.126 --> 37:28.784
‫آستین‌هات رو بده بالا، لطفاً.

37:40.071 --> 37:41.556
‫اصلاً نمی‌خواستم بهش صدمه بزنم.

37:44.213 --> 37:45.491
‫من عاشقش بودم.

37:46.802 --> 37:50.219
‫من... فکر نمی‌کردم به خاطر طوفان
‫کسی اینجا باشه.

37:50.358 --> 37:52.083
‫اومدم چندتا لباس بارونی بردارم.

37:56.225 --> 37:58.307
‫سعی کردم براش توضیح بدم،
‫ولی اصلاً گوش نمی‌داد.

37:58.331 --> 38:00.171
‫- ولم کن، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. نه.
‫- ایوا، گوش کن!

38:06.477 --> 38:08.203
‫می‌دونستی نمی‌تونی بذاری بره،

38:08.341 --> 38:11.448
‫نه بعد از اینکه بهش صدمه زدی،
‫نه بعد از تمام اون کارایی که کردی.

38:11.586 --> 38:13.139
‫واسه همین، گذاشتیش توی شبیه‌ساز.

38:20.491 --> 38:23.114
‫و بعد همونجا ایستادی،
‫تا کارش رو تموم کنه.

38:23.252 --> 38:24.702
‫نه، خواهش می‌کنم! پاتریک!

38:40.200 --> 38:44.515
‫حق داری سکوت کنی. برگرد. برگرد.

38:53.179 --> 38:56.941
‫تعجب می‌کنم بعد از قرار اول‌مون
‫جایی نزدیک آب رو انتخاب کردی.

38:57.079 --> 39:00.704
‫راستش اعتراف می‌کنم اون پری‌های دریایی
‫اولش یکم نگران‌کننده بودن.

39:00.842 --> 39:02.602
‫اما این رو گوش کن،
‫بعد از اینکه رفتی پرس‌وجو کردم.

39:02.740 --> 39:04.708
‫معلوم شد فقط یه مشت زن
‫با لباس پری دریایی بودن.

39:04.846 --> 39:06.951
‫- شوخی می‌کنی.
‫- آره، می‌دونم.

39:07.089 --> 39:09.575
‫به هرحال، اون سمت
‫کلی رستوران خیلی خوب هست،

39:09.713 --> 39:11.715
‫هیچ موجود دریایی هم نداره،
‫انتخاب با خودتـه.

39:11.853 --> 39:13.406
‫باشه، شرایطت رو قبول می‌کنم.

39:13.544 --> 39:15.546
‫- راه رو نشون بده.
‫- راستش...

39:15.684 --> 39:17.030
‫چیه؟

39:18.515 --> 39:19.861
‫می‌شه اول ببوسمت؟

39:20.689 --> 39:24.244
‫فقط واسه اینکه خیال‌مون راحت بشه،
‫قبل از اینکه چیز دیگه‌ای مزاحم بشه.

39:24.383 --> 39:26.557
‫خیال‌مون راحت بشه؟
‫چقدر هم رمانتیک!

39:36.809 --> 39:39.743
‫باشه. منطق پشتش رو
‫درک می‌کنم. اوهوم.

39:39.881 --> 39:41.434
‫- آره؟
‫- آره.

39:43.816 --> 39:46.715
‫خیلی‌خب. خب، حالا دیگه می‌تونیم
‫با خیال راحت شام بخوریم.

39:48.476 --> 39:51.996
‫ولی یعنی مثلاً، آخر این قرار
‫دیگه نباید همدیگه رو ببوسیم؟

39:52.134 --> 39:54.378
‫نه نه نه، می‌تونیم از سهمیه‌ی قرار سوم
‫یکی قرض بگیریم.

39:54.516 --> 39:56.725
‫- باشه. باشه، ممنون.
‫- مرسی.

40:00.246 --> 40:01.281
‫بفرمایید.

40:02.490 --> 40:03.560
‫ممنون.

40:04.388 --> 40:05.424
‫مرسی.

40:08.772 --> 40:12.431
‫خیلی عجیبه. دوستت دفتر وکالت خودش رو داره
‫ولی مهر پارکینگ رو نمی‌زنه؟

40:12.948 --> 40:17.436
‫مل. سلام. ترسوندی منو.
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

40:18.575 --> 40:21.440
‫شنیدم دنبال این بودی
‫که یه کمکی به گابریل رومرو بکنی.

40:24.132 --> 40:26.721
‫- آر‌جی بهت گفت؟
‫- نه.

40:32.312 --> 40:35.005
‫مل، چرا اینجایی؟

40:35.143 --> 40:41.701
‫کمک به دوستت،
‫کمک به گابریل رومرو، یه اشتباهه.

40:42.357 --> 40:44.946
‫اینجام تا مطمئن بشم
‫دلیلش رو بفهمی.

40:45.500 --> 41:05.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
