1
00:00:01,194 --> 00:00:02,314
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,402 --> 00:00:03,714
‫کار من نبود.

3
00:00:05,543 --> 00:00:07,787
‫عمراً همچین کاری نمی‌کردم.

4
00:00:08,891 --> 00:00:11,756
‫امیلیا اوچوا اوایل این هفته
‫به جرم قتل دستگیر شد،

5
00:00:11,894 --> 00:00:13,724
‫اما با تحولات شگفت‌انگیز امروز،

6
00:00:13,862 --> 00:00:16,934
‫تمام اتهامات علیه خانم اوچوا
‫رد شده است.

7
00:00:17,072 --> 00:00:20,558
‫اگه ۱۵ سال پیش ازم می‌پرسیدی
‫می‌خوام با زندگیم چی کار کنم،

8
00:00:20,696 --> 00:00:22,767
‫بهت می‌گفتم که می‌خوام به مردم کمک کنم.

9
00:00:22,905 --> 00:00:25,770
‫فقط باید، نمی‌دونم...

10
00:00:26,909 --> 00:00:29,878
‫- سعی کنم دوباره اون نسخه از خودم رو پیدا کنم.
‫- ترودی کیه؟

11
00:00:30,016 --> 00:00:35,470
‫ترودی تکنسین صحنه جرمـه، همون دختر نازی که
‫دایی آرجی داره سعی می‌کنه باهاش گرم بگیره.

12
00:00:35,608 --> 00:00:39,474
‫دوستت ترودی رو دیدم.
‫باهاش قرار بذار. ازت خوشش میاد.

13
00:00:41,000 --> 00:00:52,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

14
00:00:54,420 --> 00:00:59,356
‫وقتی توی غسال‌خونه بزرگ بشی،
‫تحملت در برابر چیزهای چندش خیلی بالا میره.

15
00:00:59,494 --> 00:01:01,082
‫- چندش؟
‫- آره، چندش.

16
00:01:01,220 --> 00:01:03,740
‫مسلماً بخشی از دلیلی بود که من رو کشوند
‫سمت واحد بررسی صحنه جرم.

17
00:01:03,808 --> 00:01:06,673
‫- درسته؟
‫- آره. حالت خوبه؟

18
00:01:06,811 --> 00:01:09,642
‫نه، فقط داشتم فکر می‌کردم که تو واقعاً...
‫تحملت در برابر خیلی چیزها

19
00:01:09,780 --> 00:01:11,506
‫خیلی بالاست.

20
00:01:11,644 --> 00:01:15,717
‫و می‌دونی، در کمال تعجب، واسه آدمی
‫که توی زندان بوده تحملت اصلاً بالا نیست.

21
00:01:15,855 --> 00:01:17,028
‫اون قضیه رو می‌دونی؟

22
00:01:17,167 --> 00:01:18,892
‫دلیل دیگه‌ایه که می‌خواستم
‫توی واحد بررسی صحنه جرم کار کنم.

23
00:01:19,030 --> 00:01:20,750
‫می‌دونی، می‌تونستم
‫درخواست استعلام سوپیشینه بدم.

24
00:01:21,895 --> 00:01:23,173
‫شوخی می‌کنم.

25
00:01:24,829 --> 00:01:25,934
‫بهت خوش می‌گذره؟

26
00:01:26,072 --> 00:01:27,522
‫به من خیلی داره خوش می‌گذره.

27
00:01:27,660 --> 00:01:32,285
‫به منم همینطور. واقعاً میگم.
‫فقط اینجا یکم شلوغ‌پلوغه.

28
00:01:32,423 --> 00:01:35,323
‫با توجه به این همه حواس‌پرتی،
‫جای عجیبیـه واسه قرار اول،

29
00:01:35,461 --> 00:01:37,048
‫ولی نه... خیلی داره بهم خوش می‌گذره.

30
00:01:37,187 --> 00:01:39,844
‫خب، اگه فکر می‌کنی الان حواست پرت می‌شه،
‫صبر کن تا زمان غذا دادنـشون برسه.

31
00:01:39,982 --> 00:01:42,537
‫منظورم اینه که، اونا...
‫از بالا طعمه‌های خردشده رو میریزن پایین.

32
00:01:42,675 --> 00:01:44,573
‫همه‌جا خونی‌مالی می‌شه و کلی...

33
00:01:44,711 --> 00:01:46,644
‫همینطوری می‌خوای به سر به سر گذاشتنم
‫ادامه بدی، نه؟

34
00:01:46,782 --> 00:01:48,163
‫بیخیال می‌شم.

35
00:01:48,301 --> 00:01:50,303
‫یه روزی. احتمالاً.

36
00:01:53,651 --> 00:01:56,620
‫می‌دونی، من واقعاً...
‫احساس خطر نمی‌کنم از سمت پری‌های دریایی.

37
00:01:58,208 --> 00:01:59,623
‫من کارایی بلدم که اونا نمی‌تونن.

38
00:02:00,244 --> 00:02:01,521
‫مثلاً چی، راه رفتن؟

39
00:02:02,315 --> 00:02:05,318
‫معلومه، منظورم همین بود.
‫راه رفتن. اوهوم.

40
00:02:07,596 --> 00:02:09,874
‫ببخشید.

41
00:02:11,911 --> 00:02:13,395
‫اوه...

42
00:02:13,533 --> 00:02:15,915
‫- لعنتی، شرمنده‌ام. باید برم.
‫- همین الان؟

43
00:02:16,053 --> 00:02:17,986
‫آره، برق یخچال مدارک و شواهد رفته.

44
00:02:18,124 --> 00:02:19,746
‫ژنراتور اضطراری قاطی کرده،

45
00:02:19,884 --> 00:02:22,232
‫و تا نمونه‌ها به فنا نرفتن
‫باید جابجاشون کنم.

46
00:02:22,370 --> 00:02:25,511
‫- معذرت می‌خوام.
‫- مشکلی نیست. من... کمک می‌خوای؟

47
00:02:25,649 --> 00:02:26,960
‫خب، به خاطر جنتلمن بودنت امتیاز گرفتی.

48
00:02:27,098 --> 00:02:29,308
‫راستش، امتیاز بیشتر واسه اینه
‫که می‌خواستی قرارمون رو بکشونی

49
00:02:29,446 --> 00:02:31,033
‫به یه یخچال پُر از آشغال و کثافت،

50
00:02:31,172 --> 00:02:33,864
‫ولی آره، اجازه نداری
‫زنجیره نگهداری مدارک رو دست بزنی.

51
00:02:34,002 --> 00:02:37,212
‫ولی در هر صورت، مرسی.
‫اما تو بمون، بمون. خوش بگذرون.

52
00:02:37,350 --> 00:02:39,041
‫بیخیال بابا.
‫فکر کنم ازت خوشش اومده.

53
00:02:41,665 --> 00:02:43,874
‫سلام.

54
00:02:44,599 --> 00:02:46,394
‫همه چیز خراب شد.

55
00:02:46,532 --> 00:02:48,786
‫بلیر، می‌دونم ناراحتی، اما هنوزم می‌تونیم
‫بهترین استفاده رو ازش ببریم، مگه نه؟

56
00:02:48,810 --> 00:02:50,010
‫امروز که ربطی به هوا نداره.

57
00:02:50,087 --> 00:02:51,778
‫بیرون رو دیدی اصلاً؟

58
00:02:51,916 --> 00:02:53,780
‫عکس‌ها افتضاح می‌شن.

59
00:02:58,406 --> 00:03:01,236
‫من قراره با... این چی کار کنم؟

60
00:03:02,927 --> 00:03:05,240
‫اصلاً همون بهتر که عروسی نکنیم.

61
00:03:05,378 --> 00:03:07,104
‫دیگه اینقدر هم زیاده‌روی نکن.

62
00:03:07,242 --> 00:03:11,108
‫نه؟
‫ایوا به ما قول طوفان داده بود.

63
00:03:12,074 --> 00:03:15,008
‫گفت این یکی صددرصد
‫به ساحل می‌زنه.

64
00:03:15,146 --> 00:03:18,322
‫- نگفت صددرصد.
‫- هر چی! ۹۰ درصد!

65
00:03:18,460 --> 00:03:21,152
‫در ضمن... اگه شماها
‫می‌تونین تا این حد اشتباه کنین،

66
00:03:21,291 --> 00:03:22,430
‫اصلاً دارین چی می‌خونین؟

67
00:03:23,224 --> 00:03:26,261
‫- ماجرا یکم پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.
‫- نه، خیلی هم ساده‌ست.

68
00:03:26,399 --> 00:03:30,369
‫ایوا به من قول یه طوفان رو داد، منم به فالوورهام
‫قول یه عروسی تو دل طوفان رو دادم.

69
00:03:30,507 --> 00:03:34,476
‫عکس‌های دراماتیک، بارون رگباری،
‫آسمون تاریک و خشمگین.

70
00:03:34,614 --> 00:03:37,583
‫اون آسمون اینقدر قشنگ و آرومه
‫که حالم بهم می‌خوره.

71
00:03:37,721 --> 00:03:39,585
‫کجا داری میری؟

72
00:03:39,723 --> 00:03:40,896
‫برم ایوا رو پیدا کنم.

73
00:03:43,000 --> 00:03:50,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

74
00:03:52,080 --> 00:03:56,118
‫- ♪ طوفان ماتیلدا، طوفان ماتیلدا ♪
‫- بچه‌ها.

75
00:03:56,257 --> 00:03:57,786
‫- ♪ یه ناوه کم‌فشار ♪
‫- بچه‌ها. بچه‌ها!

76
00:03:57,810 --> 00:03:59,432
‫- ♪ ماتیلدا رو فرستاد سمت دریا ♪
‫- بچه‌ها.

77
00:03:59,570 --> 00:04:01,089
‫دارین چی کار می‌کنین؟

78
00:04:01,227 --> 00:04:03,205
‫خب، ماتیلدا پیداش نشد،
‫واسه همین اسم این رو رسماً گذاشتیم

79
00:04:03,229 --> 00:04:04,817
‫- پارتی قحطی طوفان.
‫- دقیقاً.

80
00:04:04,955 --> 00:04:07,923
‫زندگی هر لیمویی پرت کرد سمتت،
‫داداش، باید ازش لیموناد درست کنی.

81
00:04:08,061 --> 00:04:09,200
‫می‌فهمی چی میگم؟

82
00:04:09,339 --> 00:04:11,617
‫خیلی‌خب، خوشحالم بهتون خوش می‌گذره.

83
00:04:11,755 --> 00:04:13,653
‫بیایین بحث نبودن طوفان رو جمعش کنین، باشه؟

84
00:04:13,791 --> 00:04:16,104
‫بلیر سر این قضیه الان یکم حساسـه.

85
00:04:16,242 --> 00:04:17,830
‫و شاید وقتشه
‫دیگه به پاتریک نوشیدنی ندین.

86
00:04:17,968 --> 00:04:19,659
‫هی، من اوبر گرفتم.

87
00:04:19,797 --> 00:04:20,971
‫شماها ایوا رو ندیدین؟

88
00:04:21,109 --> 00:04:23,456
‫ماشینش رو بیرون دیدم،
‫پس همین دوروبرهاست.

89
00:04:23,594 --> 00:04:25,424
‫باید قبل از اینکه دست بلیر بهش برسه
‫پیداش کنم.

90
00:04:53,659 --> 00:04:56,317
‫سلام، شما با ایوا تماس گرفتین.
‫پیغام بذارین.

91
00:05:18,000 --> 00:05:20,000
‫« آرجی دکر »

92
00:05:37,392 --> 00:05:41,845
‫- مرسی. کلی!
‫- اِمی، ممنون که دعوتم رو قبول کردی.

93
00:05:41,983 --> 00:05:44,261
‫خیلی خوشحال شدم صدات رو شنیدم.

94
00:05:44,399 --> 00:05:45,780
‫آخرین باری که دیدمت...

95
00:05:45,918 --> 00:05:49,473
‫جشن بازنشستگی پروفسور هولت بود.
‫سه یا چهار سال پیش.

96
00:05:49,611 --> 00:05:52,580
‫فکر می‌کردم مجبور می‌شیم کنسلش کنیم.
‫داشتم خودم رو واسه طوفان آماده می‌کردم.

97
00:05:52,718 --> 00:05:54,961
‫آره، تو و کل نوار ساحلی. شانس آوردیم.

98
00:05:55,099 --> 00:05:56,584
‫آره، واقعاً شانس آوردیم.

99
00:05:56,722 --> 00:05:58,827
‫- ممنون.
‫- مرسی.

100
00:05:58,965 --> 00:06:02,072
‫پیامت وقتی درگیر اون ماجراها بودم
‫خیلی برام ارزشمند بود.

101
00:06:02,210 --> 00:06:03,729
‫می‌خواستم پیشنهاد بدم کار بیشتری بکنم،

102
00:06:03,867 --> 00:06:06,121
‫اما شنیدم رفتی سراغ بالمر، سیمز و گوتیرز،
‫واسه همین...

103
00:06:06,145 --> 00:06:07,146
‫کارم دست کاردان بود.

104
00:06:07,284 --> 00:06:08,354
‫بهترین‌ها.

105
00:06:09,217 --> 00:06:10,770
‫چیه؟

106
00:06:11,322 --> 00:06:14,118
‫داشتم فکر می‌کردم
‫از کِی اینقدر فروتن شدی.

107
00:06:15,154 --> 00:06:16,880
‫یادمه دوران دانشکده حقوق می‌گفتی

108
00:06:17,018 --> 00:06:20,090
‫قراره ترسناک‌ترین وکیل مدافع لعنتی
‫تو کل فلوریدا بشی.

109
00:06:20,228 --> 00:06:21,388
‫فقط به جای لعنتی یه چیز دیگه‌ای گفتی.

110
00:06:21,436 --> 00:06:23,162
‫خیلی ترسناکم، نه؟

111
00:06:23,300 --> 00:06:24,715
‫واسه یه دادستان، آره.

112
00:06:24,853 --> 00:06:27,097
‫واسه کسی که موهات رو نگه داشت

113
00:06:27,235 --> 00:06:30,100
‫وقتی یه شب تو میخونه فینی
‫زیاده‌روی کرده بودی چی؟

114
00:06:32,309 --> 00:06:34,725
‫امان از تو و اون حافظه قوی‌ای
‫که بهش میگی مغز.

115
00:06:34,863 --> 00:06:37,314
‫خوشحالم هیچوقت مجبور نشدم
‫توی دادگاه جلوت وایسم.

116
00:06:39,903 --> 00:06:42,768
‫دلیلی که بهت زنگ زدم اینه که من و دفترمون

117
00:06:42,906 --> 00:06:45,633
‫می‌خواستیم ببینیم می‌تونی
‫توی یه پرونده کمکمون کنی یا نه.

118
00:06:45,771 --> 00:06:47,945
‫کسی که معتقدیم
‫به ناحق متهم شده،

119
00:06:48,083 --> 00:06:49,188
‫درست مثل خودت.

120
00:06:50,085 --> 00:06:51,984
‫می‌دونی که چند سالـه وکالت نکردم، مگه نه؟

121
00:06:52,122 --> 00:06:54,745
‫فکر می‌کردیم شاید بتونی
‫با یه نقش دیگه کمک کنی.

122
00:06:54,883 --> 00:06:57,472
‫می‌دونی معمولاً وکالت چه جور
‫موکل‌هایی رو به عهده میگیریم.

123
00:06:57,610 --> 00:06:59,854
‫آدم‌هایی که دستـشون
‫به بالمر، سیمز و گوتیرز نمی‌رسه.

124
00:06:59,992 --> 00:07:03,685
‫آدم‌های بدون اعتبار تو،
‫آدم‌های بدون ارتباطات تو،

125
00:07:03,823 --> 00:07:05,963
‫آدم‌هایی که رسانه‌ها
‫اینقدر باهاشون مهربون نیستن.

126
00:07:06,101 --> 00:07:09,208
‫تو شدی نماد این ماجرا
‫که سیستم چطور می‌تونه به خطا بره.

127
00:07:09,346 --> 00:07:12,383
‫یا حداقل می‌تونی تبدیل به اون نماد بشی.

128
00:07:12,522 --> 00:07:15,766
‫پس فکر می‌کنی اگه تو یکی‌دوتا
‫کنفرانس خبری حاضر بشم

129
00:07:15,904 --> 00:07:17,606
‫تا کمک کنه توجه‌ها
‫به پرونده‌ی موکلت جلب بشه...

130
00:07:17,630 --> 00:07:19,218
‫شاید برخورد عادلانه‌تری باهاش بشه.

131
00:07:19,356 --> 00:07:22,704
‫باید در موردش فکر کنم، بماند که
‫اول باید از پرونده سر دربیارم.

132
00:07:22,842 --> 00:07:25,086
‫انتظاری جز این ازت نداشتم.

133
00:07:25,224 --> 00:07:27,709
‫اسمش گابریل رومروئه. یه نگاهی بهش بنداز.

134
00:07:27,847 --> 00:07:31,023
‫اگه چیز بیشتری هست
‫که می‌خوای بدونی، فقط بپرس.

135
00:07:34,992 --> 00:07:35,993
‫می‌تونم ببینم؟

136
00:07:36,822 --> 00:07:38,789
‫باشه، پس این ایواست، مقتول؟

137
00:07:38,927 --> 00:07:40,653
‫ما خیلی اوقات برای پروژه‌های تحقیقاتی
‫هم‌گروهی می‌شدیم.

138
00:07:40,791 --> 00:07:43,449
‫بفرما. توی هواشناسی، درسته‌؟

139
00:07:43,587 --> 00:07:45,347
‫نه دقیقاً، ولی نزدیکه.

140
00:07:45,486 --> 00:07:48,419
‫اون علوم جَوی می‌خوند. من مهندسی محیط زیستم.

141
00:07:48,558 --> 00:07:53,804
‫مثلاً آزمایش می‌کردیم که سفال‌های سقف
‫چطور جلوی بادهای شدید دووم میارن.

142
00:07:53,942 --> 00:07:55,323
‫چطوری این کار رو می‌کردین؟

143
00:07:55,461 --> 00:07:56,704
‫باد با سرعت بالا بهشون می‌وزونیم.

144
00:07:56,842 --> 00:07:58,395
‫آره، منطقیه.

145
00:07:59,396 --> 00:08:01,812
‫اسلون، می‌تونم بپرسم چرا داری
‫کارآگاه خصوصی استخدام می‌کنی؟

146
00:08:01,950 --> 00:08:04,988
‫آخه من با یکی از دوستام توی پلیس صحبت کردم.

147
00:08:05,126 --> 00:08:07,197
‫اونا همین الانشم پرونده‌ی ایوا رو
‫پرونده‌ی قتل می‌دونن.

148
00:08:07,335 --> 00:08:09,820
‫نمی‌خوام به دوستت بی‌احترامی کنم،

149
00:08:09,958 --> 00:08:14,031
‫ولی طبق آمار، حدود ۴۰ درصد
‫از قتل‌ها بی‌نتیجه می‌مونن.

150
00:08:14,169 --> 00:08:16,068
‫من نمی‌خوام این اتفاق برای ایوا بیفته.

151
00:08:16,655 --> 00:08:19,727
‫امیدوارم تو بتونی این شانس رو بالاتر ببری.

152
00:08:19,865 --> 00:08:23,006
‫و خبر داری جنازه توی چه وضعیتی پیدا شده؟

153
00:08:23,144 --> 00:08:25,905
‫منظورم اینه، انگار خیلی بد کتکش زده بودن.

154
00:08:26,043 --> 00:08:28,114
‫کسی توی زندگیش بوده که بداخلاق باشه

155
00:08:28,252 --> 00:08:30,634
‫یا شاید دوست‌پسری که نباید باهاش می‌گشته؟

156
00:08:30,772 --> 00:08:32,498
‫دوست‌پسر نداشت.

157
00:08:32,636 --> 00:08:34,327
‫ولی می‌تونی از هدر بپرسی.

158
00:08:34,465 --> 00:08:37,089
‫هم‌اتاقی قدیمیشه.
‫شاید اون چیزی بدونه که من نمی‌دونم.

159
00:08:37,227 --> 00:08:38,262
‫با هم صمیمی بودن؟

160
00:08:38,400 --> 00:08:40,057
‫یه جورایی برعکس.

161
00:08:40,195 --> 00:08:42,755
‫با هم دعواشون شد و بعدش
‫هدر رفت خونه‌ی خودش.

162
00:08:43,129 --> 00:08:47,409
‫وای خدایا. فکر نمی‌کنی هدر
‫دستی توی این کار داشته، نه؟

163
00:08:55,901 --> 00:08:58,317
‫- سلام.
‫- خوش اومدی.

164
00:08:58,455 --> 00:08:59,663
‫مرسی.

165
00:09:00,388 --> 00:09:02,977
‫هر چی چشمت رو گرفت لمس کن.

166
00:09:03,115 --> 00:09:04,392
‫به جز کوین.

167
00:09:05,566 --> 00:09:07,947
‫گربه‌مون. یه جایی همین اطرافه.

168
00:09:08,085 --> 00:09:09,397
‫ما به خودمختاریش احترام می‌ذاریم.

169
00:09:10,260 --> 00:09:11,295
‫البته.

170
00:09:14,402 --> 00:09:16,404
‫به حس من تو شبیه

171
00:09:17,336 --> 00:09:18,440
‫یه جوینده‌ای.

172
00:09:18,579 --> 00:09:21,409
‫خب، راستش دنبال چندتا جواب می‌گردم.

173
00:09:21,547 --> 00:09:23,273
‫تو هدری، درسته‌؟

174
00:09:23,411 --> 00:09:25,447
‫من آرجی دکرم. کارآگاه خصوصیم.

175
00:09:25,586 --> 00:09:29,313
‫می‌خوام چندتا سوال درباره‌ی
‫هم‌اتاقی سابقت، ایوا کوان ازت بپرسم.

176
00:09:29,451 --> 00:09:32,006
‫باز رفته گفته من چی کار کردم؟

177
00:09:32,144 --> 00:09:35,734
‫خب، دیگه چیزی نمیگه. دیروز کشته شد.

178
00:09:38,046 --> 00:09:41,153
‫ببخشید، آخه هضمش سخته.

179
00:09:41,291 --> 00:09:42,775
‫مشکلی نداری بهم بگی کجا بودی

180
00:09:42,913 --> 00:09:45,882
‫دیروز بعدازظهر، مثلاً بین ساعت ۳ تا ۶؟

181
00:09:46,020 --> 00:09:47,677
‫چیه، فکر می‌کنی من کشتمش؟

182
00:09:47,815 --> 00:09:50,231
‫خب، من نمیگم مظنون اصلی هستی،

183
00:09:50,369 --> 00:09:52,302
‫ولی باید بپرسم.

184
00:09:52,440 --> 00:09:56,168
‫هم‌کلاسی ایوا، اسلون، برداشتش این بود
‫که شما باهم نمی‌ساختین.

185
00:09:56,306 --> 00:09:57,894
‫گفت تو بلند شدی رفتی.

186
00:09:58,032 --> 00:10:01,932
‫همینجا داشتم کار می‌کردم.
‫دوربین‌های مداربسته نشون میدن.

187
00:10:02,070 --> 00:10:06,005
‫در مورد رفتنم هم، مطمئنم این
‫همون چیزی بود که ایوا می‌خواست.

188
00:10:06,143 --> 00:10:09,181
‫هی بهانه‌های الکی درمی‌آورد تا ناراحت بشه.

189
00:10:09,319 --> 00:10:10,492
‫سری دوش رو اشتباه گذاشتم.

190
00:10:10,631 --> 00:10:12,702
‫توی جای پارک اون پارک کردم.

191
00:10:13,495 --> 00:10:15,014
‫گفت یه جفت گوشواره دزدیدم.

192
00:10:15,152 --> 00:10:16,775
‫و هیچکدومش حقیقت نداشت؟

193
00:10:16,913 --> 00:10:21,814
‫فکر کنم فقط می‌خواست تنها زندگی کنه،
‫منم همون کاری رو کردم که می‌خواست.

194
00:10:22,815 --> 00:10:24,334
‫می‌تونم چت‌ها رو نشونت بدم.

195
00:10:25,231 --> 00:10:27,233
‫- هوم.
‫- هوم یعنی چی؟

196
00:10:27,371 --> 00:10:29,546
‫اون عروسی‌ای که گفتی ایوا توش کشته شد؟

197
00:10:29,684 --> 00:10:32,549
‫عروس، بلیر، یه گروه چت
‫با همه‌ی مهمونـا راه انداخته بود.

198
00:10:32,687 --> 00:10:34,931
‫من چون نرفتم، دیگه چک نکردمش.

199
00:10:35,069 --> 00:10:40,419
‫امروز پیام داده و از همه خواسته اون حرفایی
‫که دیروز درباره‌ی ایوا زدم رو پاک کنین.

200
00:10:40,557 --> 00:10:42,179
‫بهتره پلیسا اونا رو نبینن.

201
00:10:42,317 --> 00:10:44,009
‫باشه، ببخشید، دقیقاً چی گفته بود؟

202
00:10:44,147 --> 00:10:45,182
‫دارم می‌گردم.

203
00:10:45,735 --> 00:10:48,289
‫قرار بوده کلاً یه عروسی
‫به سبک شکارچی‌های طوفان باشه.

204
00:10:48,427 --> 00:10:50,015
‫عروسی هم فقط به این دلیل سر گرفت که

205
00:10:50,153 --> 00:10:52,776
‫ایوا حتم داشت که طوفان تو راهه.

206
00:10:54,364 --> 00:10:55,676
‫چیه؟

207
00:10:55,814 --> 00:10:59,507
‫وقتی طوفان نشد، بلیر از دست ایوا
‫بدجور عصبانی شد.

208
00:10:59,645 --> 00:11:03,545
‫ببخشید، عصبانی بود که روز عروسیش
‫بارون نیومده؟

209
00:11:03,684 --> 00:11:05,133
‫معمولاً عروس‌ها اینو نمی‌خوان،

210
00:11:05,271 --> 00:11:07,391
‫ولی بازم، مردم که به خاطر هوا
‫کسی رو نمی‌کشن.

211
00:11:07,480 --> 00:11:08,896
‫از این بابت مطمئنی؟

212
00:11:09,828 --> 00:11:11,598
‫چون اون پیامایی که بلیر داره از بقیه می‌خواد

213
00:11:11,622 --> 00:11:13,348
‫قبل از اینکه دست پلیس بهشون برسه پاک کنن،

214
00:11:14,349 --> 00:11:16,593
‫رسماً توش گفته می‌خواد بکشتش.

215
00:11:17,000 --> 00:11:23,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

216
00:11:23,704 --> 00:11:26,396
‫من ایوا رو درست‌وحسابی نمی‌شناختم.
‫اصلاً ازش خوشم نمیومد.

217
00:11:26,534 --> 00:11:28,985
‫باشه، با اینجوری حرف زدن
‫اصلاً به نفعت کار نمی‌کنی.

218
00:11:29,123 --> 00:11:33,023
‫منظورم اینه که ایوا دوست رایان بود.
‫یکی از همون خوره‌های هواشناسیش.

219
00:11:33,161 --> 00:11:34,853
‫مثلاً همه‌شون کارشناسن،

220
00:11:34,991 --> 00:11:36,900
‫واسه همین وقتی گفت طوفان تو راهه باور کردم.

221
00:11:36,924 --> 00:11:39,029
‫یکی از دوستات لطف کرد و

222
00:11:39,167 --> 00:11:41,307
‫چندتا از پیامایی که دیروز
‫برای ایوا فرستاده بودی رو داد به ما.

223
00:11:41,445 --> 00:11:44,414
‫اصلاً نمی‌دونی چه خسارتی روی دستم گذاشتی.
‫کاری می‌کنم تاوانش رو پس بدی.

224
00:11:44,552 --> 00:11:46,899
‫همین که پیدات کنم، می‌کشمت.

225
00:11:47,037 --> 00:11:49,591
‫می‌فهمم چرا می‌خواستی بقیه پاکشون کنن.

226
00:11:49,730 --> 00:11:52,525
‫می‌خواستم پاکشون کنن
‫تا مظنون به قتل به نظر نرسم.

227
00:11:52,663 --> 00:11:54,983
‫جالبه که نابود کردن مدارک چطور می‌تونه
‫اینجوری نتیجه‌ی عکس بده.

228
00:11:55,080 --> 00:11:57,530
‫داشتم پیازداغش رو زیاد می‌کردم.

229
00:11:57,668 --> 00:12:00,016
‫اگه واقعاً می‌کشتمش،
‫این همه پیام براش می‌فرستادم؟

230
00:12:00,154 --> 00:12:01,465
‫چرا اینقدر عصبانی بودی؟

231
00:12:01,603 --> 00:12:04,089
‫عروسی به سبک شکارچی طوفانت
‫بهم خورد، خب که چی؟

232
00:12:04,227 --> 00:12:06,677
‫اگه اینفلوئنسر نباشی، نمی‌فهمی.

233
00:12:06,816 --> 00:12:07,851
‫امتحانم کن.

234
00:12:07,989 --> 00:12:10,164
‫سال‌ها وقت گذاشتم تا فالوور جمع کنم،

235
00:12:10,302 --> 00:12:13,961
‫آخرشم با یه برند خفن ماجراجویی،
‫آرکتیک مانتن قرارداد بستم.

236
00:12:14,099 --> 00:12:17,033
‫نه فقط جنس مجانی و کد همکاری،
‫یه قرارداد واقعی.

237
00:12:17,171 --> 00:12:21,175
‫- چقدر پول گیرت میومد؟
‫- بستگی به بازخورد داشت، خیلی زیاد.

238
00:12:22,107 --> 00:12:25,593
‫به فالوورام قول یه عروسی
‫دقیقاً مثل فیلمای فاجعه‌ای رو داده بودم،

239
00:12:25,731 --> 00:12:28,044
‫اما به جاش، هوای آفتابی و پروانه نصیبم شد،

240
00:12:28,182 --> 00:12:29,666
‫و مثل احمقا شدم.

241
00:12:29,804 --> 00:12:31,668
‫چند نفری که تا الان باهاشون صحبت کردم،

242
00:12:31,806 --> 00:12:34,464
‫همه‌شون درست قبل از پیدا شدن
‫جنازه‌ی ایوا، تو رو گم کردن.

243
00:12:34,602 --> 00:12:35,637
‫رفتی جایی؟

244
00:12:35,776 --> 00:12:39,158
‫خب آره. داشتم زانوی غم بغل می‌گرفتم.

245
00:12:43,576 --> 00:12:44,681
‫ببین.

246
00:12:46,683 --> 00:12:49,548
‫این عکس درست قبل از
‫خراب شدن روزم گرفته شده.

247
00:12:49,686 --> 00:12:53,034
‫این لباس رو ببین. این ناخونا رو.

248
00:12:53,724 --> 00:12:57,314
‫واقعاً فکر می‌کنی من رفتم بیرون
‫و یکی رو اینقدر زدم تا مُرد؟

249
00:12:57,452 --> 00:13:00,352
‫چون اگه اینطور فکر می‌کنی، باید با پلیسایی
‫حرف بزنی که اول رسیدن به خونه،

250
00:13:00,490 --> 00:13:02,872
‫و ازشون بپرسی که آیا حتی یه تار مو
‫از سرم تکون خورده بود یا نه.

251
00:13:03,527 --> 00:13:06,427
‫خیلی بده که یکی ایوا رو کشته،
‫ولی کار من نبود.

252
00:13:08,049 --> 00:13:10,465
‫هی. آب خالیه.

253
00:13:14,780 --> 00:13:17,887
‫نامزدت، خیلی پُرجنب‌وجوشه، نه؟

254
00:13:18,025 --> 00:13:21,338
‫آره، پُرجنب‌وجوش بودن حالت پیش‌فرضشه.

255
00:13:22,132 --> 00:13:23,893
‫ولی همونطور که گفتم،
‫اون ایوا رو نکشته.

256
00:13:24,031 --> 00:13:27,137
‫فقط بابت قضیه‌ی اشتباه توی پیش‌بینی طوفان
‫از دستش عصبانی بود.

257
00:13:27,275 --> 00:13:28,518
‫تو نبودی؟

258
00:13:29,381 --> 00:13:31,521
‫نه، تقصیر ایوا نبود.

259
00:13:32,971 --> 00:13:34,627
‫- می‌تونم چیزی بهت نشون بدم؟
‫- آره.

260
00:13:36,181 --> 00:13:40,047
‫دو شب پیش، یکم بعد از نیمه‌شب،
‫ایوا این رو برامون فرستاد.

261
00:13:40,185 --> 00:13:42,197
‫از سایت مرکز ملی طوفان برش داشته بود.

262
00:13:42,221 --> 00:13:44,396
‫اون‌ها مرجع اصلی اینجور چیزها هستن.

263
00:13:44,534 --> 00:13:47,399
‫درسته. منظورم اینـه که... می‌بینم که یه طوفانـه،
‫خب که چی؟

264
00:13:47,537 --> 00:13:48,987
‫چی رو متوجه نمی‌شم؟

265
00:13:49,125 --> 00:13:52,128
‫این نقشه نشون می‌داد
‫که ماتیلدا روی جزایر آباکو بوده.

266
00:13:52,266 --> 00:13:55,096
‫اون‌ها بخشی از باهاما هستن،
‫حدود ۳۰۰ کیلومتری شرق فلوریدا.

267
00:13:56,132 --> 00:13:59,135
‫به خاطر جبهه‌ی پُرفشار هوایی
‫که طوفان رو به سمت غرب می‌رونه،

268
00:13:59,273 --> 00:14:02,621
‫اگه طوفانی به آباکو بزنه،
‫دیگه قطعیـه که به اینجا هم می‌زنه.

269
00:14:02,759 --> 00:14:04,079
‫جای دیگه‌ای نداره که بره.

270
00:14:04,209 --> 00:14:05,409
‫واسه همین بود که ایوا عجله کرد.

271
00:14:05,520 --> 00:14:07,764
‫مسئله اینـه که این نقشه اشتباهـه.

272
00:14:07,902 --> 00:14:09,007
‫اشتباه؟ چطور اشتباه؟

273
00:14:09,145 --> 00:14:10,743
‫منظورم اینـه که مسیر طوفان‌ها
‫مدام تغییر می‌کنه.

274
00:14:10,767 --> 00:14:12,873
‫اینجوری نیست که جزیره‌ای
‫که بهش زدن رو غیب کنن.

275
00:14:13,011 --> 00:14:15,634
‫این نقشه‌ایـه که الان روی سایته.

276
00:14:15,772 --> 00:14:18,119
‫اینجا فقط نگفته که طوفان مسیرش رو عوض کرده.

277
00:14:18,257 --> 00:14:21,640
‫میگه ماتیلدا اصلاً به آباکو نزده.

278
00:14:21,778 --> 00:14:23,884
‫پس ببخشید، نقشه‌ی اول،
‫همونی که ایوا دیده بود،

279
00:14:24,022 --> 00:14:25,955
‫چیزی رو نشون می‌داده که اصلاً اتفاق نیفتاده؟

280
00:14:26,093 --> 00:14:28,716
‫چطور ممکنه مرکز ملی طوفان
‫چنین اشتباهی بکنه؟

281
00:14:28,854 --> 00:14:29,924
‫اصلاً نمی‌دونم.

282
00:14:30,062 --> 00:14:32,582
‫ولی برای یه اشتباه،
‫واقعاً فاجعه‌بار بود.

283
00:14:34,308 --> 00:14:38,795
‫دیروز کل فلوریدا با این خبر بیدار شدن
‫که طوفان تغییر مسیر داده، درسته؟

284
00:14:38,933 --> 00:14:40,970
‫ولی شما حتماً یه جوری نفهمیدین.

285
00:14:41,108 --> 00:14:44,421
‫آخه اگه می‌فهمیدین، تدارکات عروسی رو
‫ادامه نمی‌دادین، درسته؟

286
00:14:45,802 --> 00:14:48,978
‫تو و دوست‌هات،
‫شما رسماً خبره‌ی هواشناسی هستید.

287
00:14:49,116 --> 00:14:51,601
‫چطور ممکنه از آخرین اخبار
‫خبر نداشته باشید؟

288
00:14:51,739 --> 00:14:53,706
‫داشتم.

289
00:14:56,433 --> 00:14:59,471
‫ایوا دیروز صبح زود بهم زنگ زد
‫و گفت که طوفان نمیاد.

290
00:14:59,609 --> 00:15:01,473
‫نقشه‌ی جدید رو دیده بود.

291
00:15:01,611 --> 00:15:04,476
‫ولی تا اون موقع، بلیر دیگه رفته بود
‫تو حس‌وحال خودش.

292
00:15:04,614 --> 00:15:07,134
‫من... فقط... دلم نیومد
‫بهش بگم.

293
00:15:07,272 --> 00:15:09,791
‫فکر می‌کردم بخش ازدواج‌کردنمون

294
00:15:09,930 --> 00:15:13,174
‫خیلی مهم‌تر از عکس گرفتن
‫واسه فالوورهاشه.

295
00:15:13,312 --> 00:15:14,658
‫گویا اشتباه می‌کردم.

296
00:15:14,796 --> 00:15:16,596
‫عروسی تا طوفان بعدی رو هواست.

297
00:15:16,695 --> 00:15:17,730
‫می‌فهمم.

298
00:15:18,800 --> 00:15:20,595
‫چه ساعتی با ایوا حرف زدی؟

299
00:15:20,733 --> 00:15:22,528
‫حدود ساعت ۹ صبح.

300
00:15:22,666 --> 00:15:25,531
‫بهم گفت که داره میره
‫مرکز ملی طوفان توی میامی.

301
00:15:25,669 --> 00:15:28,431
‫می‌خواست حضوری بابت نقشه شکایت کنه.
‫خیلی شاکی بود.

302
00:15:29,501 --> 00:15:30,709
‫چقدر شاکی؟

303
00:15:37,026 --> 00:15:40,132
‫آره، باشه، فهمیدم.
‫خیلی ممنون.

304
00:15:40,270 --> 00:15:42,134
‫این دوتا به جایی نمی‌رسن.

305
00:15:42,272 --> 00:15:45,034
‫- خب، هیچوقت معلوم نمی‌کنه. عشق عجیبه.
‫- تو عجیبی.

306
00:15:45,172 --> 00:15:46,518
‫نظرت در مورد عروس چیه؟

307
00:15:46,656 --> 00:15:48,899
‫نه از خودش خوشم اومد، نه از نقش مظنونش.

308
00:15:49,038 --> 00:15:52,248
‫که این بدشانسیـه، چون تا الان هیچکدوم از
‫مهمون‌های عروسی که باهاشون حرف زدم،

309
00:15:52,386 --> 00:15:54,940
‫دلیلی برای صدمه زدن به ایوا نداشتن،
‫چه برسه به اینکه تا حد مرگ کتکش بزنن.

310
00:15:55,078 --> 00:15:56,769
‫اگه کار یکی از مهمون‌ها نباشه چی؟

311
00:15:56,907 --> 00:16:00,256
‫یادته عروس چقدر از دست ایوا شاکی بود
‫که پیشبینی رو اشتباه گفته؟

312
00:16:00,394 --> 00:16:03,638
‫خب، طبق گفته‌ی داماد، ایوا هم
‫از دست مرکز ملی طوفان شاکی بوده.

313
00:16:03,776 --> 00:16:05,216
‫گفت که دیروز رفته اونجا

314
00:16:05,295 --> 00:16:07,273
‫تا سعی کنه یه نفر رو به خاطر گذاشتن
‫اطلاعات غلط اخراج کنه.

315
00:16:07,297 --> 00:16:08,885
‫- می‌دونیم موفق شده یا نه؟
‫- آره.

316
00:16:09,023 --> 00:16:11,405
‫یه یارویی به اسم کودی جنزیک
‫همین الان انداختنش بیرون.

317
00:16:11,543 --> 00:16:13,717
‫چی میگی؟
‫پایه‌ای یه سر بریم میامی؟

318
00:16:13,855 --> 00:16:16,927
‫نمی‌تونم. یه دوجین مهمون عروسی دیگه
‫توی نوبت هستن که باید بازجویی بشن.

319
00:16:17,066 --> 00:16:19,354
‫تازه منتظر گزارش پزشکی قانونی هم هستم.
‫ولی از یه منبع موثق شنیدم

320
00:16:19,378 --> 00:16:22,726
‫که هنوز قراره طوفان نیاد،
‫پس خوش بگذره.

321
00:16:31,390 --> 00:16:34,842
‫- ببخشید، ببخشید.
‫- هی.

322
00:16:35,498 --> 00:16:37,017
‫سی دقیقه؟
‫جدی میگی؟

323
00:16:37,155 --> 00:16:39,812
‫همونطور که بهت گفتم،
‫بهترین پاستلیتوهای این طرف هاواناست.

324
00:16:39,950 --> 00:16:41,790
‫این‌ها فقط موردعلاقه‌ی کیلا نیستن،
‫همه‌ی مردم عاشقشونن.

325
00:16:41,814 --> 00:16:44,552
‫خب، اون یارویی که اومدیم باهاش حرف بزنیم،
‫تا الان ممکنه رسیده باشه به هاوانا.

326
00:16:44,576 --> 00:16:47,372
‫- نه، کارما این کار رو باهات نمی‌کنه.
‫- چی؟

327
00:16:47,510 --> 00:16:49,788
‫تو همین الان به یه دوست کمک کردی
‫تا یه قدم دیگه نزدیکتر بشه

328
00:16:49,926 --> 00:16:51,617
‫به به دست آوردن دل زنی
‫که می‌خواد باهاش باشه.

329
00:16:51,755 --> 00:16:54,862
‫نه، تو در حق من خوبی کردی،
‫کائنات هم در حق تو خوبی می‌کنه.

330
00:16:56,622 --> 00:16:57,761
‫- بالاخره یه روزی.
‫- بالاخره یه روزی.

331
00:16:57,899 --> 00:16:59,246
‫- آره.
‫- آره.

332
00:16:59,384 --> 00:17:00,913
‫حالا که حرف از زن‌های آینده شد،
‫هنوز بهم نگفتی که

333
00:17:00,937 --> 00:17:02,387
‫قرارت با ترودی چطور پیش رفت.

334
00:17:03,595 --> 00:17:05,045
‫آره، خوب بود.

335
00:17:05,700 --> 00:17:09,428
‫نه نه نه. با خوب بود سر و تهش رو هم نیار.
‫ویش آمار می‌خواد، پسر.

336
00:17:11,223 --> 00:17:13,674
‫البته مگه اینکه، می‌دونی،
‫خیلی بد پیش رفته باشه.

337
00:17:13,812 --> 00:17:17,540
‫نه، بد نبود.
‫فقط سخت بود که با شرایط جور بشم.

338
00:17:17,678 --> 00:17:19,958
‫همه‌ش... توی فکرهام بودم.
‫داشتم بیش از حد به همه چیز فکر می‌کردم.

339
00:17:20,060 --> 00:17:22,260
‫فقط باعث شد با خودم فکر کنم
‫که آیا قرار دوم اصلاً عاقلانه‌ هست یا نه.

340
00:17:22,338 --> 00:17:25,720
‫- همین.
‫- آرجی، زنگ‌زدگیـه.

341
00:17:27,136 --> 00:17:29,138
‫چند ساله که سر یه قرار واقعی نرفتی؟

342
00:17:29,276 --> 00:17:32,382
‫هوم؟ با کاترین ازدواج کردی،
‫بعد از کاترین جدا شدی.

343
00:17:32,520 --> 00:17:35,316
‫بعدش رفتی زندان، که اگه حافظه‌ام
‫یاری کنه، اونجا خبری از قرار نبود.

344
00:17:35,454 --> 00:17:38,733
‫بعد هم اومدی بیرون و هرچی داشتی رو
‫گذاشتی پای کسب‌وکار جدیدت.

345
00:17:39,562 --> 00:17:41,253
‫فکر کنم یه نفر رو یادت رفته.

346
00:17:41,391 --> 00:17:43,600
‫اِمی حساب نیست.
‫اون... قرار گذاشتن نبود.

347
00:17:43,738 --> 00:17:45,395
‫راستش، نمی‌دونم اون چی بود.

348
00:17:46,396 --> 00:17:47,604
‫همدیگه رو بوسیدید؟

349
00:17:47,742 --> 00:17:49,341
‫بیخیال ویش.
‫منظورم اینـه که، چی کار نکردیم؟

350
00:17:49,365 --> 00:17:51,919
‫نه، نه اِمی رو...
‫تو و ترودی رو میگم.

351
00:17:52,057 --> 00:17:54,335
‫نه، یه مسئله‌ی کاری براش پیش اومد.
‫مجبور شد بره.

352
00:17:54,473 --> 00:17:56,303
‫خب، پس به رفیقت اعتماد کن.

353
00:17:56,924 --> 00:17:59,789
‫قرار دوم رو ردیف کن،
‫بوسه‌ی اول رو بگیر.

354
00:18:00,479 --> 00:18:02,102
‫اونوقت ببین چقدر
‫درگیر فکرهات هستی.

355
00:18:02,930 --> 00:18:03,965
‫باشه.

356
00:18:11,594 --> 00:18:14,286
‫به نظرت شبیه مردیـه که همین الان
‫دفترش رو خالی کرده؟

357
00:18:14,424 --> 00:18:18,187
‫نه. خیلی‌خب. چطور می‌خوای بازی کنی؟

358
00:18:18,980 --> 00:18:20,637
‫تو همینجا بمون،
‫مواظب شیرینی‌هات باش.

359
00:18:20,775 --> 00:18:23,571
‫اگه به نصیحت عاشقانه نیاز داشت،
‫بهت علامت میدم.

360
00:18:29,301 --> 00:18:30,509
‫کودی جنزیک؟

361
00:18:31,510 --> 00:18:32,718
‫- سلام، چطوری؟
‫- سلام.

362
00:18:32,856 --> 00:18:34,617
‫من آرجی دکر هستم، کارآگاه خصوصی.

363
00:18:34,755 --> 00:18:37,620
‫امیدوار بودم بتونم چندتا سوال
‫در مورد ایوا کوان ازت بپرسم.

364
00:18:38,448 --> 00:18:39,691
‫- کی؟
‫- ایوا کوان.

365
00:18:39,829 --> 00:18:41,658
‫دیروز اومده بود محل کارت؟

366
00:18:41,796 --> 00:18:44,316
‫همونی که باعث شد بابت یه اشتباه بزرگ
‫توی نقشه‌ی طوفان، اخراج بشی؟

367
00:18:44,351 --> 00:18:46,698
‫درسته. ببخشید، آره.
‫هیچوقت اسمش رو بهم نگفتن.

368
00:18:46,836 --> 00:18:48,527
‫ولی، اون نقشه اشتباه نبود.

369
00:18:49,183 --> 00:18:50,805
‫باشه.

370
00:18:50,943 --> 00:18:52,852
‫لابد بعدش هم می‌خوای بگی
‫از اینکه اخراج شدی، عصبانی نبودی، نه؟

371
00:18:52,876 --> 00:18:54,499
‫- راستش، نبودم.
‫- نه؟

372
00:18:54,637 --> 00:18:57,087
‫ببخش... این یه جور قضیه‌ی
‫مربوط به منابع انسانیـه یا چی؟

373
00:18:57,226 --> 00:18:59,825
‫مرکز فکر می‌کنه می‌خوام شکایت کنم؟
‫چون اصلاً قصدش رو ندارم. پس...

374
00:18:59,849 --> 00:19:02,438
‫کودی، بجنب!
‫اینجا ملت تشنه‌ان.

375
00:19:02,576 --> 00:19:04,854
‫ببین، من مشکلی ندارم
‫که به سوالات جواب بدم

376
00:19:04,992 --> 00:19:06,407
‫چون چیزی برای مخفی کردن ندارم.

377
00:19:06,545 --> 00:19:10,239
‫ولی می‌شه کمکم کنی
‫این‌ها رو ببرم اون پشت؟

378
00:19:10,377 --> 00:19:12,517
‫- آره، حتماً.
‫- خیلی‌خب.

379
00:19:23,252 --> 00:19:25,530
‫آره، می‌تونی بذاریش همینجا.

380
00:19:27,221 --> 00:19:30,880
‫ببخشید، تو از روی نقشه‌ای که باعث شد
‫اخراج بشی، کیک درست کردی؟

381
00:19:31,018 --> 00:19:33,538
‫آره، نه، بهت که گفتم
‫اون نقشه اشتباه نبود.

382
00:19:33,676 --> 00:19:35,195
‫من عمداً گذاشتمش روی سایت.

383
00:19:35,333 --> 00:19:37,266
‫آره. پول خوبی به جیب زدم.

384
00:19:37,404 --> 00:19:39,682
‫بیا، یه نوشیدنی بردار.

385
00:19:40,200 --> 00:19:41,373
‫داریم جشن میگیریم!

386
00:19:47,137 --> 00:19:49,899
‫باورم نمی‌شه اون دختره واقعاً مُرده.

387
00:19:50,037 --> 00:19:51,349
‫آره، مُرده.

388
00:19:51,866 --> 00:19:54,869
‫تنها چند ساعت بعد از اون جنجالی
‫که توی دفترت راه انداخت، کشته شد.

389
00:19:55,594 --> 00:19:59,460
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست،
‫ولی من حتی ندیدمش.

390
00:19:59,598 --> 00:20:01,807
‫هی هی هی.
‫یه نفر مُرده، خب؟

391
00:20:01,945 --> 00:20:03,982
‫می‌تونی منطق این کیک رو توضیح بدی؟

392
00:20:04,120 --> 00:20:07,330
‫گفتی وقتی نقشه‌ی غلط رو گذاشتی،
‫پول درآوردی. توضیح بده.

393
00:20:08,020 --> 00:20:09,539
‫درباره‌ی بازارهای پیشبینی چیزی می‌دونی؟

394
00:20:10,713 --> 00:20:12,059
‫چیزهایی شنیدم.

395
00:20:12,197 --> 00:20:14,786
‫فقط یه روش جدیده
‫برای بزک‌کردن قمار آنلاین، نه؟

396
00:20:15,580 --> 00:20:18,514
‫آره، اگه بخوای مثل تانوس لعنتی بزکش کنی.

397
00:20:18,652 --> 00:20:22,794
‫ببین... بنگاه‌های شرط‌بندی
‫محدود به ورزش هستن.

398
00:20:22,932 --> 00:20:25,383
‫توی بازارهای پیش‌بینی،
‫می‌تونی روی هر چیزی شرط ببندی.

399
00:20:25,521 --> 00:20:27,557
‫مثلاً اینکه، آیا امسال قراره

400
00:20:27,695 --> 00:20:29,735
‫فلان میلیاردر توی فضا گیر بیفته؟

401
00:20:29,870 --> 00:20:32,597
‫یا اینکه آزمایش یه داروی جدید شکست می‌خوره؟

402
00:20:32,735 --> 00:20:34,875
‫یا یه کوهنورد گمشده زنده پیدا می‌شه؟

403
00:20:35,013 --> 00:20:39,466
‫پس مدل کسب‌وکارش اساساً اینـه که
‫از بدبختی بشر پول دربیار، درسته؟

404
00:20:39,604 --> 00:20:42,434
‫بدبختی بشر در هر صورت اتفاق می‌افته.
‫پس بهتره تو هم ازش پولی به جیب بزنی.

405
00:20:42,572 --> 00:20:44,136
‫و تو همین کار رو با طوفان کردی؟

406
00:20:44,160 --> 00:20:48,992
‫یه شرط‌بندی راه انداختم.
‫آیا ماتیلدا به آباکو می‌زنه؟

407
00:20:49,510 --> 00:20:52,133
‫و از اونجایی که برای
‫مرکز ملی طوفان کار می‌کردی،

408
00:20:52,272 --> 00:20:54,204
‫تونستی نتایج رو به نفع خودت جعل کنی.

409
00:20:54,343 --> 00:20:57,449
‫تو نقشه‌ی ماتیلدا رو روی جزایر گذاشتی و...

410
00:20:57,587 --> 00:20:58,830
‫و پول شرط‌بندیت رو گرفتی.

411
00:20:59,658 --> 00:21:02,454
‫ببین، حقیقت اینـه که از شغلم متنفر بودم.

412
00:21:02,592 --> 00:21:04,525
‫در هر صورت داشتم اخراج می‌شدم.

413
00:21:04,663 --> 00:21:06,562
‫باور کردن این قسمتش برام سخت نیست.

414
00:21:06,700 --> 00:21:11,532
‫بازی دادن بازارهای پیشبینی فقط پیش‌خور کردن
‫حق سنوات پایان خدمتم بود.

415
00:21:12,188 --> 00:21:15,571
‫آره، مسئله اینـه.
‫تو هنوزم مرتکب جرم شدی. کلاهبرداری.

416
00:21:15,709 --> 00:21:18,332
‫از موقعیتت توی اِن‌اِچ‌سی
‫برای دست‌کاری بازارها استفاده کردی.

417
00:21:18,470 --> 00:21:20,830
‫ایوا کوان دستت رو رو کرد.
‫هنوزم انگیزه داشتی که بخوای بمیره.

418
00:21:20,955 --> 00:21:22,440
‫- نه، نداشتم.
‫- نه؟

419
00:21:22,578 --> 00:21:26,064
‫نه. من شرط بستم که مرکز ازم شکایت نمی‌کنه

420
00:21:26,202 --> 00:21:28,549
‫چون اون‌ها دنبال اینجور جنجال‌ها نبودن.

421
00:21:28,687 --> 00:21:30,206
‫و درست فکر می‌کردم.

422
00:21:30,862 --> 00:21:32,312
‫اون‌ها فقط می‌خواستن من برم.

423
00:21:33,140 --> 00:21:36,833
‫تو هم اگه بخوای می‌تونی
‫شرط‌بندی کوچیک خودت رو راه بندازی.

424
00:21:37,662 --> 00:21:41,251
‫آیا کودی جنزیک به خاطر قتل کسی
‫دستگیر می‌شه؟

425
00:21:41,390 --> 00:21:44,013
‫و همین الان بهت میگم که می‌بازی.

426
00:21:45,877 --> 00:21:47,050
‫چون من نکشتمش.

427
00:21:49,467 --> 00:21:50,468
‫خوش بگذره.

428
00:21:57,475 --> 00:22:00,961
‫اِمی. دقیقاً شبیه بالمر،
‫سیمز و گوتیرز نیست، نه؟

429
00:22:02,134 --> 00:22:05,034
‫راستش، الهام‌بخشـه.

430
00:22:05,862 --> 00:22:07,485
‫سعی می‌کنم توی روزهای سخت
‫این رو یادم بمونه.

431
00:22:08,002 --> 00:22:09,590
‫از چیزی که خوندی الهام گرفتی؟

432
00:22:10,315 --> 00:22:11,799
‫بیا من و تو باهم حرف بزنیم.

433
00:22:12,455 --> 00:22:15,285
‫گابریل همین الانش ده سال از حبس ابد
‫بدون آزادی مشروط رو گذرونده.

434
00:22:15,424 --> 00:22:18,910
‫این توافقی بود که وکیل تسخیریش قبول کرد
‫تا حکم اعدام رو لغو کنه.

435
00:22:19,048 --> 00:22:21,257
‫بدیهیـه که من زیر بار چنین توافقی نمی‌رفتم.

436
00:22:21,913 --> 00:22:24,571
‫کلی، قبول کردن این قضیه برام سخته.

437
00:22:25,261 --> 00:22:28,506
‫من برای کاری که می‌کنی احترام قائلم،
‫ولی داری در مورد موکلی حرف می‌زنی

438
00:22:28,644 --> 00:22:30,611
‫که به قتل یه افسر پلیس اعتراف کرده.

439
00:22:30,749 --> 00:22:34,443
‫اگه متقاعد نشده بودم که گابریل این کار رو نکرده،
‫سراغت نمیومدم.

440
00:22:34,581 --> 00:22:37,584
‫و ازت می‌خوام موانعی رو
‫که باهاشون روبروست تصور کنی،

441
00:22:37,722 --> 00:22:40,828
‫چون همه همون واکنشی رو دارن که تو الان داری.

442
00:22:40,966 --> 00:22:43,037
‫اگه اون انجامش نداده، چرا اعتراف کرد؟

443
00:22:43,175 --> 00:22:44,384
‫۱۸ سالش بود.

444
00:22:44,522 --> 00:22:48,042
‫خسته بود. ساعت‌ها تحت فشار بود.

445
00:22:48,180 --> 00:22:51,425
‫و توی خماری شدیدی بود.

446
00:22:52,046 --> 00:22:54,117
‫بعداً که اعترافش رو پس گرفت،

447
00:22:54,255 --> 00:22:56,326
‫قاضی قبول نکرد.

448
00:22:56,913 --> 00:22:58,121
‫تو باور داری که اون بی‌گناهـه.

449
00:22:58,259 --> 00:22:59,744
‫با تمام وجودم.

450
00:23:00,400 --> 00:23:02,781
‫و اگه گابریل رو همونطوری که من می‌شناسم،
‫می‌شناختی...

451
00:23:02,919 --> 00:23:04,231
‫پس شاید این همون چیزیـه که نیاز دارم.

452
00:23:05,197 --> 00:23:06,440
‫اینکه بشناسمش.

453
00:23:07,890 --> 00:23:09,339
‫می‌تونی ترتیب یه ملاقات رو بدی؟

454
00:23:10,582 --> 00:23:12,619
‫هی. موقع راه رفتن جلوت رو نگاه کن.

455
00:23:12,757 --> 00:23:14,424
‫وگرنه از پله‌ها می‌افتی پایین،

456
00:23:14,448 --> 00:23:16,657
‫گردنت می‌شکنه و تبدیل می‌شی به صحنه‌ی جرم.

457
00:23:16,795 --> 00:23:18,797
‫خب، این هم یه راهی برای جلب توجه منه.

458
00:23:19,867 --> 00:23:22,698
‫خب، ممنون که جونم رو نجات دادی. قدردانم.

459
00:23:22,836 --> 00:23:26,356
‫عجیبش نکن. شنیدم روی پرونده‌ی
‫اون هواشناس مُرده کار می‌کنی؟

460
00:23:26,495 --> 00:23:27,875
‫دانشمند علوم جوی. ولی آره.

461
00:23:28,013 --> 00:23:30,464
‫حالا هرچی.
‫اوضاع چطور پیش میره؟

462
00:23:30,602 --> 00:23:33,847
‫آره خب، یه مظنون داشتم که نقشه‌ام زیاد نگرفت.

463
00:23:33,985 --> 00:23:36,677
‫پس الان دارم فکر می‌کنم شاید اصلاً
‫قضیه شخصی نبوده.

464
00:23:36,815 --> 00:23:38,472
‫شاید فقط یه زورگیری بوده که بد پیش رفته.

465
00:23:38,610 --> 00:23:41,106
‫همین الان این گزارش رو درباره‌ی جرايم دیگه‌ی
‫این منطقه توی چند ماه اخیر گرفتم.

466
00:23:41,130 --> 00:23:42,303
‫خب، و؟

467
00:23:42,442 --> 00:23:44,236
‫و کلی مورد ادرار کردن در ملاعام.

468
00:23:44,374 --> 00:23:46,618
‫در واقع، یه مقدار نگران‌کننده.
‫و خبری از زورگیری نیست.

469
00:23:46,756 --> 00:23:49,932
‫ناراحتم که اون شب مجبور شدم یهو برم.

470
00:23:50,070 --> 00:23:51,830
‫خیلی بهم خوش می‌گذشت.

471
00:23:51,968 --> 00:23:53,004
‫به منم همینطور.

472
00:23:54,177 --> 00:23:55,662
‫باورت می‌شه...

473
00:23:56,559 --> 00:23:59,389
‫آره، راستش یکم...
‫عصبی بودم، می‌دونی؟

474
00:23:59,528 --> 00:24:01,115
‫اولین قرارم بعد از مدت‌ها بود.

475
00:24:01,253 --> 00:24:02,841
‫واقعاً؟ تو عصبی بودی؟

476
00:24:02,979 --> 00:24:05,810
‫فکر می‌کنی من همینجوری با همه‌ی
‫کارآگاه‌های خوشتیپ اینجا میرم بیرون؟

477
00:24:05,948 --> 00:24:08,882
‫خب می‌دونی، ما کارآگاه‌های خوشتیپ،
‫زیاد عصبی نمی‌شیم،

478
00:24:09,020 --> 00:24:10,711
‫پس درک کردنش برام سخته.

479
00:24:10,849 --> 00:24:13,058
‫ولی رفیقم، یه تئوری خیلی جالب داره

480
00:24:13,196 --> 00:24:15,336
‫درباره‌ی اینکه چطور
‫بر اضطراب قرار اول غلبه کنیم.

481
00:24:15,475 --> 00:24:17,200
‫- واقعاً؟
‫- آره، در واقع...

482
00:24:18,339 --> 00:24:19,824
‫در واقع خیلی هم موثره.

483
00:24:26,244 --> 00:24:28,349
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام.
‫- آره.

484
00:24:28,488 --> 00:24:29,696
‫- بعداً بهم بگو.
‫- باشه.

485
00:24:30,628 --> 00:24:32,319
‫- بله؟
‫- دارم از پارکینگ

486
00:24:32,457 --> 00:24:34,953
‫میام تو. توی ساختمونی؟
‫چون باید حرف بزنیم.

487
00:24:34,977 --> 00:24:36,599
‫آره.

488
00:24:38,877 --> 00:24:39,982
‫- سلام.
‫- سلام.

489
00:24:40,120 --> 00:24:42,191
‫گزارش پزشکی قانونی ایوا کوان.
‫باید ببینیش.

490
00:24:42,329 --> 00:24:43,330
‫باشه.

491
00:24:45,125 --> 00:24:48,231
‫ضربه با جسم سفت، اصابت‌های متعدد،
‫شکستگی استخوان، خونریزی داخلی.

492
00:24:48,369 --> 00:24:49,692
‫تا اینجا که همونیـه که انتظار داشتیم، نه؟

493
00:24:49,716 --> 00:24:51,959
‫بهم اعتماد کن، اینطور نیست.
‫بقیه‌اش رو بخون.

494
00:24:55,998 --> 00:24:57,206
‫توی ریه‌اش آب بوده؟

495
00:24:57,344 --> 00:24:58,759
‫علت مرگ خفگی در آب بوده.

496
00:24:58,897 --> 00:25:00,485
‫و این تازه همه‌اش نیست.

497
00:25:00,623 --> 00:25:03,937
‫از توی زخم‌هاش آوار پیدا کردن.
‫گیاه، مصالح ساختمونی.

498
00:25:04,075 --> 00:25:05,421
‫و اون جراحت‌های داخلی؟

499
00:25:05,559 --> 00:25:07,975
‫انگار توی سرعتی بالای ۱۶۰ کیلومتر
‫در ساعت بهش وارد شدن.

500
00:25:08,113 --> 00:25:11,254
‫اگه پزشکی قانونی خبر نداشت،
‫می‌گفت ایوا کوان توی طوفان مُرده.

501
00:25:11,392 --> 00:25:13,740
‫ولی این اصلاً منطقی نیست.
‫ماتیلدا اصلاً به خشکی نرسید.

502
00:25:13,878 --> 00:25:15,293
‫حرف من هم همینه.

503
00:25:15,431 --> 00:25:18,261
‫چطور ممکنه یه نفر بر اثر طوفانی
‫که اصلاً نیومده، کشته بشه؟

504
00:25:22,058 --> 00:25:24,129
‫الان دارن سرعتش رو تا ۱۳۰ کیلومتر بالا می‌برن.

505
00:25:24,267 --> 00:25:27,098
‫دارم سعی می‌کنم قوی باشم،
‫اما مطمئن نیستم دیگه چقدر بتونم...

506
00:25:27,236 --> 00:25:30,135
‫اینجوریـه که بدون اینکه طوفانی در کار باشه،
‫آسیب‌های طوفانی می‌بینی.

507
00:25:30,273 --> 00:25:31,930
‫- یه شبیه‌ساز طوفان.
‫- آره.

508
00:25:32,068 --> 00:25:34,415
‫یادمه موکلم درباره‌ی تحقیقی
‫که انجام داده بود حرف می‌زد،

509
00:25:34,554 --> 00:25:36,141
‫با ایوا کوان، برای همین در موردش تحقیق کردم.

510
00:25:36,279 --> 00:25:38,419
‫دانشگاهشون یه شبیه‌ساز
‫دقیقاً لنگه‌ی همین داره.

511
00:25:38,558 --> 00:25:41,457
‫اگه به قدر کافی توش آوار بریزی و با فشار آب بپاشی،
‫می‌تونی یه خونه رو تخریب کنی.

512
00:25:41,595 --> 00:25:43,735
‫فکر می‌کنی کسی ازش استفاده کرده
‫تا ایوا کوان رو از بین ببره؟

513
00:25:43,873 --> 00:25:45,471
‫راه خیلی پیچیده‌ای
‫برای کشتن یه نفره.

514
00:25:45,495 --> 00:25:47,646
‫می‌دونم، ولی اگه فکر کنی طوفان تو راهه،
‫منطقی به نظر می‌رسه.

515
00:25:47,670 --> 00:25:50,293
‫با شبیه‌ساز ایوا رو بکشی و جنازه‌اش رو
‫بیرون عروسی رها کنی،

516
00:25:50,431 --> 00:25:52,789
‫- جایی که می‌دونی قراره اونجا باشه.
‫- ماتیلدا هم مقصر شناخته می‌شه.

517
00:25:52,813 --> 00:25:55,540
‫شبیه‌ساز دانشگاه موکلت،
‫آدرسی ازش داری؟

518
00:25:56,714 --> 00:25:59,302
‫کارآگاه، متاسفم،
‫ولی من اصلاً باورم نـمی‌شه.

519
00:25:59,440 --> 00:26:01,166
‫این گروه مثل یه خانواده‌ان.

520
00:26:01,304 --> 00:26:03,800
‫هیچکس اینجا به ایوا صدمه نمی‌زد،
‫چه برسه به اینکه تو شبیه‌ساز حبسش کنه.

521
00:26:03,824 --> 00:26:05,550
‫خب، به خاطر خودشون هم که شده،
‫امیدوارم حق با شما باشه.

522
00:26:05,688 --> 00:26:08,622
‫فعلاً به لیست تمام کسایی
‫که به اینجا دسترسی دارن نیاز دارم.

523
00:26:08,760 --> 00:26:10,935
‫- می‌تونی برام جورش کنی؟
‫- البته.

524
00:26:18,701 --> 00:26:21,324
‫حس می‌کنم انگار توی بزرگترین
‫ماشین ظرف‌شویی دنیام.

525
00:26:21,946 --> 00:26:23,889
‫آره، متاسفانه تشبیه خیلی خوبیه.

526
00:26:23,913 --> 00:26:27,468
‫یکی از کارمندها گفت سرعت این
‫فن‌ها تا ۲۲۵ کیلومتر در ساعت می‌رسه.

527
00:26:27,607 --> 00:26:30,057
‫آب هم با سرعت ۴ هزار لیتر در دقیقه پمپاژ می‌شه.

528
00:26:30,195 --> 00:26:31,541
‫کل این سیستم،
‫از یه نسیم ملایم...

529
00:26:31,680 --> 00:26:34,337
‫با فشار یه دکمه،
‫تبدیل به طوفان درجه‌ی ۴ می‌شه.

530
00:26:34,475 --> 00:26:36,374
‫به عبارت دیگه،
‫اگه قتل اینجا اتفاق افتاده باشه،

531
00:26:36,512 --> 00:26:38,592
‫احتمالاً همه‌ی مدارک
‫توی فاضلاب شسته شده و رفته.

532
00:26:38,687 --> 00:26:41,137
‫کارآگاه، یه چیزی هست که باید ببینید.

533
00:26:42,967 --> 00:26:45,970
‫این در که تو‌رفتگی داره
‫هر دو طرفش تازگی تمیز شده.

534
00:26:46,108 --> 00:26:47,454
‫هنوز بوی سفیدکننده میده.

535
00:26:49,870 --> 00:26:51,009
‫اما این دریچه‌ها رو ببین.

536
00:26:51,147 --> 00:26:53,702
‫این خونه. مو هم هست.

537
00:26:53,840 --> 00:26:55,117
‫باید مال ایوا باشه، درسته؟

538
00:26:55,255 --> 00:26:57,153
‫طرف همه‌جا رو دستمال کشیده،
‫ولی یه چند جایی از دستش در رفته؟

539
00:26:57,291 --> 00:27:00,605
‫خب، اگه حق با تو باشه، هر اتفاقی
‫که براش افتاده از اینجا شروع شده.

540
00:27:05,161 --> 00:27:06,784
‫و توی شبیه‌ساز تموم شده.

541
00:27:16,379 --> 00:27:17,933
‫کل اینجا رو پلمب کنید.

542
00:27:18,071 --> 00:27:19,520
‫صحنه‌ی جرم رو پیدا کردیم.

543
00:27:20,729 --> 00:27:22,351
‫ماه پیش توی اخبار دیدمت.

544
00:27:23,317 --> 00:27:24,629
‫تمام اون اتفاقاتی که برات افتاد.

545
00:27:25,285 --> 00:27:27,425
‫انگار من و تو عضو یه کلوپ هستیم.

546
00:27:28,081 --> 00:27:32,706
‫حتماً ناعادلانه به نظر می‌رسه
‫که مشکل من اینقدر سریع حل شد.

547
00:27:32,844 --> 00:27:35,329
‫نه خانم،
‫مـن... اینطوری فکر نمی‌کنم.

548
00:27:36,054 --> 00:27:37,884
‫شما اون کاری که می‌گفتن رو
‫انجام نداده بودید.

549
00:27:38,505 --> 00:27:39,955
‫براتون خوشحال شدم.

550
00:27:42,543 --> 00:27:44,684
‫در مورد اتفاق ده سال پیش بهم بگو.

551
00:27:44,822 --> 00:27:48,826
‫اون پلیسی که کشته شد،
‫افسر ورنر می‌شناختمش.

552
00:27:49,758 --> 00:27:53,071
‫چند باری با هم کل‌کل کرده بودیم.

553
00:27:53,209 --> 00:27:54,624
‫اون موقع‌ها مصرف می‌کردم.

554
00:27:55,384 --> 00:27:56,903
‫هروئین.

555
00:27:57,041 --> 00:28:01,114
‫شیشه می‌شکوندم و می‌قاپیدم، ماشین باز می‌کردم
‫هر کاری می‌کردم تا موادم رو جور کنم.

556
00:28:01,252 --> 00:28:03,599
‫اون و همکارش،
‫بیشتر از یه بار من رو گرفتن.

557
00:28:04,565 --> 00:28:07,810
‫چیزهایی گفتم که کاش نمی‌گفتم.

558
00:28:07,948 --> 00:28:10,917
‫تهدید کردی که افسر ورنر رو می‌کشی.

559
00:28:11,055 --> 00:28:12,297
‫چند باری.

560
00:28:12,435 --> 00:28:14,092
‫بیشتر برای اینکه لاتی پُر کنم.

561
00:28:15,369 --> 00:28:16,992
‫حماقت بود.

562
00:28:17,130 --> 00:28:20,167
‫وقتی پرونده‌هات رو نگاه کردم، هیچی
‫در مورد گواهی عدم حضور نبود.

563
00:28:20,305 --> 00:28:21,755
‫چون نداشتم.

564
00:28:21,893 --> 00:28:24,102
‫وقتی به افسر ورنر شلیک شد، کجا بودی؟

565
00:28:24,240 --> 00:28:29,901
‫اگه بخوام حدس بزنم، یه جایی توی یه کوچه،
‫سرنگ تو دستم و تو یه دنیای دیگه بودم.

566
00:28:32,766 --> 00:28:35,926
‫اگه یه چیز خوب توی افتادن به اینجا
‫وجود داشته باشه،ترک کردنه.

567
00:28:36,114 --> 00:28:37,219
‫اینجا برنامه دارن.

568
00:28:37,357 --> 00:28:39,497
‫چند ماه پیش نشان ده سال پاکیم رو گرفتم.

569
00:28:40,705 --> 00:28:42,396
‫حالا سعی می‌کنم به بقیه‌ی بچه‌ها کمک کنم.

570
00:28:42,534 --> 00:28:46,297
‫گابریل، من به اِمی از زبان خودم گفتم
‫که چرا اعتراف کردی.

571
00:28:46,435 --> 00:28:49,058
‫فکر کنم اگه از زبان خودت بشنوه،
‫براش مفیدتر باشه.

572
00:28:50,335 --> 00:28:54,063
‫یکم قبل از اینکه همه‌ی این اتفاق‌ها بیفته،
‫تشخیص دادن که مامانم سرطان سینه داره.

573
00:28:54,995 --> 00:28:56,410
‫اون بار شکستش داد.

574
00:28:58,136 --> 00:29:00,483
‫پلیس‌ها من رو گذاشتن
‫توی یکی از اون اتاق‌های کوچیک،

575
00:29:00,621 --> 00:29:03,314
‫از همون‌هایی که پنجره‌اش شبیه آینه‌ست.

576
00:29:05,040 --> 00:29:08,698
‫و حدود ۳۶ ساعت بیدارم نگه داشتن.

577
00:29:09,976 --> 00:29:12,047
‫مدام بهم می‌گفتن که کار من بوده.

578
00:29:12,185 --> 00:29:15,050
‫هی تکرار می‌کردن.

579
00:29:17,086 --> 00:29:18,639
‫من انجامش نداده بودم.

580
00:29:19,813 --> 00:29:21,332
‫می‌دونستم که کار من نیست.

581
00:29:21,470 --> 00:29:22,920
‫عمراً چنین کاری نمی‌کردم.

582
00:29:24,197 --> 00:29:25,301
‫ولی خسته بودم.

583
00:29:26,475 --> 00:29:30,099
‫بعدش نمی‌دونـم، فکر کنم
‫یکی در مورد مامانم بهشون گفته بود،

584
00:29:30,237 --> 00:29:31,963
‫چون شروع کردن به گفتن اینکه...

585
00:29:32,101 --> 00:29:35,864
‫فکر کن اگه بفهمه حکم اعدام گرفتم،
‫چه بلایی سرش میاد.

586
00:29:36,968 --> 00:29:39,384
‫گفتن اگه اعتراف کنم،
‫فقط حبس ابد می‌خورم.

587
00:29:39,522 --> 00:29:42,525
‫گفتی مامانت اون بار
‫سرطان رو شکست داد.

588
00:29:42,663 --> 00:29:46,702
‫آره. تا همین چند ماه پیش،
‫هر هفته میومد ملاقاتم.

589
00:29:46,840 --> 00:29:48,808
‫اون بود که خانم تورنتون رو استخدام کرد.

590
00:29:49,601 --> 00:29:51,811
‫از گروه کلیسا برام پول جمع کرد.

591
00:29:51,949 --> 00:29:54,089
‫ولی سرطانش برگشت؟

592
00:29:54,227 --> 00:29:57,264
‫در کنار بی‌گناهی گابریل،
‫این بزرگترین دلیلیـه که...

593
00:29:57,402 --> 00:29:59,025
‫داریم برای یه فرجام‌خواهی جدید می‌جنگیم.

594
00:29:59,163 --> 00:30:01,372
‫ممکنه وقت زیادی برای دیدنش نداشته باشه.

595
00:30:04,858 --> 00:30:06,273
‫خدافظ.

596
00:30:10,070 --> 00:30:12,935
‫هی، اون لیست اسم‌هایی
‫که استاد برامون فرستاد رو دیدی؟

597
00:30:13,073 --> 00:30:14,937
‫همه‌ی کسایی که به شبیه‌ساز دسترسی داشتن؟

598
00:30:15,075 --> 00:30:18,009
‫فقط ندیدمش. شروع کردم
‫به تک‌تک آدم‌های توش زنگ زدن.

599
00:30:18,147 --> 00:30:21,254
‫باشه، مهندس‌ها، تحلیل‌گرهای داده،
‫لوله‌کش‌ها، بچه‌های آی‌تی.

600
00:30:21,392 --> 00:30:23,635
‫چقدر هم آی‌تی‌کار زیاد داره.

601
00:30:24,257 --> 00:30:26,407
‫دفعه‌ی بعد که داشتم دختر هواشناسی
‫کانال ۷ رو برانداز می‌کردم،

602
00:30:26,431 --> 00:30:29,065
‫احترام خیلی بیشتری برای تیمی
‫که اونجا نشوندنش قائل می‌شم.

603
00:30:29,089 --> 00:30:32,403
‫ولی هنوز به کسی که...
‫بهش مشکوک بشی نرسیدی؟

604
00:30:32,541 --> 00:30:34,715
‫الان دیگه می‌دونیم ایوا
‫کجا و چجوری کشته شده.

605
00:30:34,854 --> 00:30:37,097
‫ولی حس نمی‌کنم به اینکه کی این کار رو کرده
‫نزدیک شده باشیم.

606
00:30:37,235 --> 00:30:39,435
‫هی، اون قضیه‌ی دختر هواشناسی رو
‫جایی تکرار نکن.

607
00:30:39,513 --> 00:30:41,073
‫همینجوریش هم کاترین
‫فکر می‌کنه یه خبری هست.

608
00:30:41,101 --> 00:30:42,872
‫این رو... کف اتاق استراحت پیدا کردی؟

609
00:30:42,896 --> 00:30:44,553
‫آره، چطور؟

610
00:30:44,691 --> 00:30:47,451
‫هدر، هم‌اتاقی سابق ایوا، یه چیزی
‫در مورد گوشواره‌های گم‌شده‌اش گفته بود.

611
00:30:48,177 --> 00:30:49,977
‫یه کپی از اون پیام‌هایی که ایوا
‫براش فرستاده بود رو بهت دادم.

612
00:30:50,041 --> 00:30:53,734
‫- هنوز داریشون؟
‫- باید پیشم باشن...

613
00:30:53,873 --> 00:30:56,254
‫- ایناهاش.
‫- بده ببینم. مرسی.

614
00:30:56,392 --> 00:30:59,292
‫آره، ایوا هدر رو متهم کرده بود
‫که گوشواره‌هاش رو دزدیده.

615
00:30:59,430 --> 00:31:02,226
‫آره. اون طلایی و فیروزه‌ای‌ها.

616
00:31:02,364 --> 00:31:04,090
‫خب، پس هدر اون‌ها رو ندزدیده بوده.

617
00:31:04,228 --> 00:31:05,436
‫ایوا سر کار گم‌شون کرده بود.

618
00:31:08,370 --> 00:31:10,406
‫- چیه؟
‫- این تی‌شرتی که تنش بود.

619
00:31:10,544 --> 00:31:11,891
‫اه...

620
00:31:14,997 --> 00:31:19,415
‫آره. حالا تی‌شرت ایگوانام رو هم برداشتی.
‫این شد دوتا وسیله‌ای که می‌گفت دزدیده شده،

621
00:31:19,553 --> 00:31:21,624
‫و حالا هر دوتاشون در رابطه با قتلش پیدا شدن.

622
00:31:21,762 --> 00:31:24,224
‫باشه، آره، منم موافقم
‫که این نمی‌تونه اتفاقی باشه،

623
00:31:24,248 --> 00:31:26,812
‫ولی منظورت چیه؟ چی؟
‫دوباره به هم‌اتاقی سابقش مشکوک شدی؟

624
00:31:26,836 --> 00:31:28,642
‫نه نه نه، اصلاً برای زمان قتل گواهی عدم حضور داشت.

625
00:31:28,666 --> 00:31:31,013
‫منظورم اینـه که فکر می‌کنم
‫یکی این وسایل رو دزدیده،

626
00:31:31,151 --> 00:31:33,671
‫اما نه هم‌اتاقی سابقش بوده
‫و نه یه دزد معمولی.

627
00:31:33,809 --> 00:31:35,466
‫اگه دزد بود،
‫گوشواره‌ها رو می‌فروخت.

628
00:31:35,604 --> 00:31:37,582
‫اصلاً هم از همون اول وقتش رو
‫واسه یه تی‌شرت تلف نمی‌کرد.

629
00:31:37,606 --> 00:31:39,125
‫خب. اگه دزد نبوده، پس کی؟

630
00:31:39,263 --> 00:31:40,885
‫نظرت در مورد یه تعقیب‌گر مزاحم چیه؟

631
00:31:41,500 --> 00:31:47,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

632
00:31:48,341 --> 00:31:50,170
‫قطعاً خودشونن.

633
00:31:50,308 --> 00:31:52,103
‫تی‌شرته حتی ممکنه تک‌نسخه باشه.

634
00:31:52,241 --> 00:31:54,657
‫یکی از دوست‌هاش براش چاپ سیلک زده بود.

635
00:31:54,795 --> 00:31:57,039
‫آره و این چیزها هیچوقت پیدا نشدن، درسته؟

636
00:31:57,626 --> 00:31:59,352
‫من که دیگه هیچوقت ندیدمـشون.

637
00:31:59,490 --> 00:32:03,149
‫تا حالا متوجه آدم ناشناسی
‫که دور و بر ساختمون بپلکه شدی؟

638
00:32:03,287 --> 00:32:05,703
‫مثلاً کسی که ایوا با دیدنش معذب بشه؟

639
00:32:05,841 --> 00:32:09,845
‫نه. ببینید، می‌تونم بپرسم
‫این‌ها چه ربطی بهم دارن؟

640
00:32:09,983 --> 00:32:12,365
‫چون سوالاتون داره
‫یکم من رو می‌ترسونه.

641
00:32:12,503 --> 00:32:14,332
‫فعلاً فقط در حد یه تئوریـه.

642
00:32:14,470 --> 00:32:18,405
‫تئوری‌ای که همون کارآگاه خصوصی‌ای که اون روز
‫دیدی مطرح کرد، اما تکه‌های پازل باهم جور درمیان.

643
00:32:18,543 --> 00:32:20,983
‫همونطور که می‌دونی، وسایل شخصی ایوا
‫از اتاقش ناپدید می‌شدن.

644
00:32:21,098 --> 00:32:23,258
‫اون مطمئن بود که یکی داره
‫وسایلش رو زیر و رو می‌کنه.

645
00:32:23,307 --> 00:32:25,481
‫و حالا، دوتا از اون وسیله‌ها پیدا شدن،

646
00:32:25,619 --> 00:32:26,620
‫یکی تن خودش،

647
00:32:26,758 --> 00:32:28,588
‫- یکی هم توی محل کارش.
‫- چی؟

648
00:32:28,726 --> 00:32:31,763
‫داریم روی این احتمال تحقیق می‌کنیم
‫که ایوا یه تعقیب‌گر مزاحم داشته.

649
00:32:31,901 --> 00:32:33,903
‫کسی که یه جوری وارد آپارتمان شما شده.

650
00:32:34,042 --> 00:32:36,044
‫بعضی از این مزاحم‌ها،
‫وسایل شخصی فردی که...

651
00:32:36,182 --> 00:32:38,391
‫روش کراش بیمارگونه دارن رو
‫به عنوان غنیمت یا یادگاری برمی‌دارن.

652
00:32:38,529 --> 00:32:41,670
‫این کار بهشون حس کنترل میده
‫و به توهمات‌شون پر و بال میده.

653
00:32:41,808 --> 00:32:43,292
‫وای خدای من.

654
00:32:43,430 --> 00:32:47,538
‫وقتی اون در مورد این چیزها ازم می‌پرسید،
‫خیلی بی‌اهمیت از کنارش رد می‌شدم.

655
00:32:47,676 --> 00:32:49,402
‫مـن... فکر می‌کردم
‫همه‌اش رو از خودش درآورده.

656
00:32:49,540 --> 00:32:52,784
‫تمام اون مدت یه عوضی هیز
‫می‌تونسته بیاد توی خونه‌مون؟

657
00:32:53,475 --> 00:32:57,548
‫مـن... متاسفم، هیچوقت آدم مشکوکی
‫این دور و برها ندیدم.

658
00:32:58,963 --> 00:33:00,585
‫نمی‌تونم کمکی بهتون بکنم.

659
00:33:08,145 --> 00:33:10,906
‫- اوه. سلام.
‫- سلام. مرسی که اومدی.

660
00:33:11,044 --> 00:33:12,873
‫می‌دونم سرت با یه پرونده گرمه.

661
00:33:13,012 --> 00:33:15,749
‫نه نه نه، یکم وقت دارم.
‫این همون پرونده‌ایه که در موردش بهم گفتی؟

662
00:33:15,773 --> 00:33:17,913
‫- آره.
‫- همون پسره که فکر می‌کنی پلیس رو نکشته؟

663
00:33:18,051 --> 00:33:19,846
‫اسمش گابریل رومروئه.

664
00:33:19,984 --> 00:33:23,367
‫و گفتی وکیل‌هاش می‌خوان توی بخش
‫روابط عمومی بهشون کمک کنی، درسته؟

665
00:33:23,505 --> 00:33:24,575
‫باشه.

666
00:33:24,713 --> 00:33:26,370
‫حدس می‌زنم ازم می‌خوای یکم سرک بکشم،

667
00:33:26,508 --> 00:33:28,717
‫تا مطمئن بشی که حمایت کردن
‫از این پرونده کار درستیـه؟

668
00:33:28,855 --> 00:33:30,374
‫راستش، نه.

669
00:33:31,064 --> 00:33:32,962
‫قبلاً بهشون گفتم که کار روابط عمومی رو انجام نمیدم.

670
00:33:33,101 --> 00:33:35,758
‫همینجوریش هم بیش از حد توی چشم بودم.

671
00:33:35,896 --> 00:33:38,727
‫چیزی که می‌خوام اینـه که تو رو استخدام کنم
‫تا قاتل واقعی رو پیدا کنی.

672
00:33:41,488 --> 00:33:42,593
‫مشکلی هست؟

673
00:33:42,731 --> 00:33:44,905
‫نه نه، مشکلی نیست. فقط...

674
00:33:45,734 --> 00:33:47,632
‫این یه پرونده‌ی بزرگ ده ساله‌ست،
‫اون هم کشتن یه پلیس.

675
00:33:47,770 --> 00:33:49,531
‫فکر می‌کردم از چالش خوشت میاد.

676
00:33:49,669 --> 00:33:50,704
‫فقط اینکه...

677
00:33:51,395 --> 00:33:53,259
‫اگه بفهمم این یارو واقعاً کشته چی؟

678
00:33:54,294 --> 00:33:58,091
‫اونوقت خوشحال می‌شم که بااحتیاط عمل کردم،
‫ولی حسم میگه اون بی‌گناهه.

679
00:34:00,128 --> 00:34:03,269
‫خیلی‌خب.
‫بذار برم ته و توی این قضیه رو...

680
00:34:05,547 --> 00:34:08,136
‫ویش! ویش، هر کاری که داری می‌کنی،

681
00:34:08,274 --> 00:34:09,965
‫حتماً باید همین الان انجامش بدی؟

682
00:34:10,103 --> 00:34:13,727
‫خب، راستش رو بخوای،
‫خیلی وقت پیش باید تمومش می‌کردم.

683
00:34:13,865 --> 00:34:16,972
‫آره، نصف این درزگیرها
‫اینقدر قدیمی شدن که...

684
00:34:17,110 --> 00:34:19,423
‫اولین بارون شدیدی که بیاد،
‫به ریش همه‌شون می‌خنده.

685
00:34:19,561 --> 00:34:20,734
‫هوم.

686
00:34:20,872 --> 00:34:23,496
‫همه‌ی این حرف‌ها درباره‌ی طوفان
‫باعث شد دست‌به‌کار بشم.

687
00:34:23,634 --> 00:34:24,738
‫همیشه آماده باش، آرج.

688
00:34:24,876 --> 00:34:26,637
‫شعار پیشاهنگ‌هاست.

689
00:34:26,775 --> 00:34:30,951
‫گرفتم. باشه. آره، باید برم مل رو ببینم.
‫بعداً در مورد این باهات حرف می‌زنم.

690
00:34:31,090 --> 00:34:32,194
‫- باشه.
‫- از دیدنت خوشحال شدم.

691
00:34:32,332 --> 00:34:33,437
‫منم همینطور.

692
00:34:39,788 --> 00:34:42,308
‫سلام. با هم‌اتاقی ایوا چطور پیش رفت؟

693
00:34:42,446 --> 00:34:44,793
‫خب، سرنخی از اینکه تعقیب‌گر احتمالی‌مون کیه پیدا نشد،

694
00:34:44,931 --> 00:34:47,171
‫اما حرف زدن با اون باعث شد
‫یه سوال دیگه به ذهنم برسه.

695
00:34:47,278 --> 00:34:48,521
‫چی؟

696
00:34:48,659 --> 00:34:50,188
‫یه نفر داشته از آپارتمان ایوا
‫غنیمت جمع می‌کرده.

697
00:34:50,212 --> 00:34:52,663
‫کسی که فکر می‌کنیم
‫با شبیه‌ساز طوفان در ارتباطه.

698
00:34:52,801 --> 00:34:54,389
‫اون یه جوری هویت این شخص رو فهمیده،

699
00:34:54,527 --> 00:34:56,391
‫توی محل کار مچش رو گرفته
‫و خودش رو به کشتن داده.

700
00:34:56,529 --> 00:34:57,668
‫خب، سوال من اینـه.

701
00:34:57,806 --> 00:34:59,911
‫چجوری شد که تهش
‫اون تی‌شرت ایگوانا تنش بود؟

702
00:35:00,981 --> 00:35:03,915
‫فرض کنیم حق با توئه.
‫اون روز مخفیگاه طرف رو پیدا کرده.

703
00:35:04,053 --> 00:35:05,262
‫چرا باید این تی‌شرت رو بپوشه؟

704
00:35:05,400 --> 00:35:07,402
‫زمان خیلی عجیبی
‫برای عوض کردن لباسه، نه؟

705
00:35:08,955 --> 00:35:09,990
‫اگه طرف خودش تنش کرده باشه چی؟

706
00:35:10,646 --> 00:35:11,785
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

707
00:35:12,441 --> 00:35:13,615
‫اگه مجبور شده باشه چی؟

708
00:35:14,995 --> 00:35:17,619
‫تعقیب‌گر به ایوا حمله می‌کنه. ایوا مقاومت می‌کنه.
‫شاید حتی طرف رو زخمی کرده باشه.

709
00:35:17,757 --> 00:35:20,898
‫- یکم از خونش میریزه رو ایوا.
‫- آره و حالا اون به مشکل خورده.

710
00:35:21,036 --> 00:35:23,521
‫یه جنازه رو دستش مونده
‫که دی‌اِن‌اِی خودش روشه.

711
00:35:23,659 --> 00:35:25,879
‫- در عوض یه راه حل هم داره.
‫- همون تی‌شرتی که ازش دزدیده بود.

712
00:35:25,903 --> 00:35:27,732
‫پس، لباسش رو با اون عوض می‌کنه.

713
00:35:27,870 --> 00:35:30,183
‫زیر ناخن‌های ایوا
‫هیچ دی‌اِن‌اِی یا پوستی نبود.

714
00:35:30,321 --> 00:35:31,921
‫شبیه‌ساز احتمالاً
‫کار اون‌ها رو ساخته.

715
00:35:32,047 --> 00:35:33,818
‫اما طرف ما، قاعدتاً باید هنوز
‫آثار زخم دفاعی روی بدنش باشه.

716
00:35:33,842 --> 00:35:36,338
‫وقتی رفتیم به آزمایشگاه، من کسی رو ندیدم
‫که زخمی باشه. تو دیدی؟

717
00:35:36,362 --> 00:35:38,502
‫نه، ولی حتی اگه ایوا
‫روی دست‌هاش چنگ انداخته باشه،

718
00:35:38,640 --> 00:35:41,021
‫کافیـه یه لباس آستین‌بلند بپوشه
‫تا قایمشون کنه.

719
00:35:42,299 --> 00:35:44,991
‫می‌تونی حکم دادگاه بگیری.
‫مجبورشون کنی ثابت کنن جای چنگ ندارن.

720
00:35:45,129 --> 00:35:47,280
‫یادت رفته چندتا اسم توی اون لیست
‫آدم‌هایی بود...

721
00:35:47,304 --> 00:35:48,719
‫که به اون شبیه‌ساز دسترسی داشتن؟

722
00:35:48,857 --> 00:35:50,686
‫هیچ حکمی وجود نداره
‫که به ما اجازه بده...

723
00:35:50,824 --> 00:35:53,241
‫این همه آدم رو مجبور کنیم
‫لباسشون رو دربیارن.

724
00:35:53,379 --> 00:35:55,243
‫یه همچین چیزی باید هدفمند باشه.

725
00:35:57,037 --> 00:35:58,694
‫- چیه؟
‫- نه، فقط...

726
00:35:59,902 --> 00:36:01,421
‫قبل از اینکه بیام اینجا،

727
00:36:01,559 --> 00:36:03,330
‫ایستگاه اِف‌اِم بودم.
‫ویش داشت روی بار کار می‌کرد.

728
00:36:03,354 --> 00:36:05,460
‫داشت مطمئن می‌شد
‫که همه چیز برای طوفان آماده‌ست.

729
00:36:05,598 --> 00:36:07,462
‫ببخشید، ولی این چه ربطی به موضوع داره؟

730
00:36:07,600 --> 00:36:11,673
‫اون لیست اسم‌هایی که داریم
‫ممکنه راهی بلد باشم که محدودترش کنیم.

731
00:36:18,438 --> 00:36:21,372
‫پسر، این روزها دانشجوها هر وقت دلشون می‌خواد
‫همینجوری سرشون رو میندازن پایین میان تو؟

732
00:36:21,510 --> 00:36:23,108
‫زمان ما اینطوری نبود.

733
00:36:23,132 --> 00:36:25,238
‫خب، من خیلی کلاس‌ها رو می‌پیچوندم.
‫خبر ندارم.

734
00:36:25,376 --> 00:36:27,551
‫بیشتر کارهایی که ما انجام میدیم
‫مطالعه‌ی آزاده.

735
00:36:27,689 --> 00:36:29,149
‫فهمیدید چه بلایی سر ایوا اومده؟

736
00:36:29,173 --> 00:36:30,968
‫در واقع، فکر می‌کنیم که فهمیدیم.

737
00:36:31,106 --> 00:36:34,972
‫آره، یکی یواشکی می‌رفته توی آپارتمانش
‫و وسایلش رو زیر و رو می‌کرده.

738
00:36:35,110 --> 00:36:37,837
‫- حتی چندتا چیز هم برداشته.
‫- منظورتون یه منحرف جنسیـه؟

739
00:36:37,975 --> 00:36:41,295
‫فکر می‌کنیم ایوا وسایل دزدیده شده رو اینجا پیدا کرده،
‫اون هم به همراه کسی که اون‌ها رو برداشته بوده.

740
00:36:41,392 --> 00:36:42,704
‫واسه همین هم اون رو کشته.

741
00:36:43,256 --> 00:36:44,947
‫شما دوتا، بزنید به چاک.

742
00:36:48,537 --> 00:36:50,367
‫زحمتی نیست آستینات رو بزنی بالا، پاتریک؟

743
00:36:50,505 --> 00:36:51,540
‫چرا؟ چرا من؟

744
00:36:52,127 --> 00:36:53,956
‫سوالِ به‌جاییـه.
‫می‌خوای تو جوابش رو بدی؟

745
00:36:54,094 --> 00:36:56,821
‫یه چیزی در مورد روزی که ایوا کشته شد
‫به ذهنم رسید.

746
00:36:56,959 --> 00:36:59,617
‫تقریباً همه‌ی آدم‌های اینجا
‫می‌دونستن که طوفانی در کار نیست.

747
00:36:59,755 --> 00:37:01,757
‫اما قاتل مشخصاً این رو نمی‌دونسته.

748
00:37:01,895 --> 00:37:03,977
‫اون روی طوفان حساب کرده بود
‫تا جرمش رو پوشش بده.

749
00:37:04,001 --> 00:37:06,773
‫کسی که فکر می‌کنه یه طوفان بزرگ تو راهه،
‫ممکنه سعی کنه یه سری تدارکات ببینه،

750
00:37:06,797 --> 00:37:08,454
‫تا مطمئن بشه چیزهایی
‫که لازم داره رو فراهم کرده.

751
00:37:08,592 --> 00:37:11,122
‫برای همین هم به مامورها گفتم تمام
‫ابزارفروشی‌های این اطراف رو بگردن.

752
00:37:11,146 --> 00:37:14,908
‫یکی‌شون فیلم دوربینش رو داشت که تو داشتی باتری،
‫تخته‌سه‌لا و گاز پروپان می‌خریدی.

753
00:37:15,046 --> 00:37:17,117
‫هیچکدوم از کسای دیگه‌ای که به اینجا
‫دسترسی داشتن این کار رو نکرده بودن.

754
00:37:17,256 --> 00:37:19,982
‫هیچکس، پاتریک. فقط تو.

755
00:37:20,120 --> 00:37:23,020
‫و همین کافی بود تا یه قاضی رو متقاعد کنم
‫که حکم دادگاه رو صادر کنه.

756
00:37:23,158 --> 00:37:25,988
‫مجبورت می‌کنه بهمون اجازه بدی
‫دنبال زخم‌های ناشی از دفاع بگردیم.

757
00:37:26,126 --> 00:37:28,784
‫آستین‌هات رو بده بالا، لطفاً.

758
00:37:40,071 --> 00:37:41,556
‫اصلاً نمی‌خواستم بهش صدمه بزنم.

759
00:37:44,213 --> 00:37:45,491
‫من عاشقش بودم.

760
00:37:46,802 --> 00:37:50,219
‫من... فکر نمی‌کردم به خاطر طوفان
‫کسی اینجا باشه.

761
00:37:50,358 --> 00:37:52,083
‫اومدم چندتا لباس بارونی بردارم.

762
00:37:56,225 --> 00:37:58,307
‫سعی کردم براش توضیح بدم،
‫ولی اصلاً گوش نمی‌داد.

763
00:37:58,331 --> 00:38:00,171
‫- ولم کن، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم. نه.
‫- ایوا، گوش کن!

764
00:38:06,477 --> 00:38:08,203
‫می‌دونستی نمی‌تونی بذاری بره،

765
00:38:08,341 --> 00:38:11,448
‫نه بعد از اینکه بهش صدمه زدی،
‫نه بعد از تمام اون کارایی که کردی.

766
00:38:11,586 --> 00:38:13,139
‫واسه همین، گذاشتیش توی شبیه‌ساز.

767
00:38:20,491 --> 00:38:23,114
‫و بعد همونجا ایستادی،
‫تا کارش رو تموم کنه.

768
00:38:23,252 --> 00:38:24,702
‫نه، خواهش می‌کنم! پاتریک!

769
00:38:40,200 --> 00:38:44,515
‫حق داری سکوت کنی. برگرد. برگرد.

770
00:38:53,179 --> 00:38:56,941
‫تعجب می‌کنم بعد از قرار اول‌مون
‫جایی نزدیک آب رو انتخاب کردی.

771
00:38:57,079 --> 00:39:00,704
‫راستش اعتراف می‌کنم اون پری‌های دریایی
‫اولش یکم نگران‌کننده بودن.

772
00:39:00,842 --> 00:39:02,602
‫اما این رو گوش کن،
‫بعد از اینکه رفتی پرس‌وجو کردم.

773
00:39:02,740 --> 00:39:04,708
‫معلوم شد فقط یه مشت زن
‫با لباس پری دریایی بودن.

774
00:39:04,846 --> 00:39:06,951
‫- شوخی می‌کنی.
‫- آره، می‌دونم.

775
00:39:07,089 --> 00:39:09,575
‫به هرحال، اون سمت
‫کلی رستوران خیلی خوب هست،

776
00:39:09,713 --> 00:39:11,715
‫هیچ موجود دریایی هم نداره،
‫انتخاب با خودتـه.

777
00:39:11,853 --> 00:39:13,406
‫باشه، شرایطت رو قبول می‌کنم.

778
00:39:13,544 --> 00:39:15,546
‫- راه رو نشون بده.
‫- راستش...

779
00:39:15,684 --> 00:39:17,030
‫چیه؟

780
00:39:18,515 --> 00:39:19,861
‫می‌شه اول ببوسمت؟

781
00:39:20,689 --> 00:39:24,244
‫فقط واسه اینکه خیال‌مون راحت بشه،
‫قبل از اینکه چیز دیگه‌ای مزاحم بشه.

782
00:39:24,383 --> 00:39:26,557
‫خیال‌مون راحت بشه؟
‫چقدر هم رمانتیک!

783
00:39:36,809 --> 00:39:39,743
‫باشه. منطق پشتش رو
‫درک می‌کنم. اوهوم.

784
00:39:39,881 --> 00:39:41,434
‫- آره؟
‫- آره.

785
00:39:43,816 --> 00:39:46,715
‫خیلی‌خب. خب، حالا دیگه می‌تونیم
‫با خیال راحت شام بخوریم.

786
00:39:48,476 --> 00:39:51,996
‫ولی یعنی مثلاً، آخر این قرار
‫دیگه نباید همدیگه رو ببوسیم؟

787
00:39:52,134 --> 00:39:54,378
‫نه نه نه، می‌تونیم از سهمیه‌ی قرار سوم
‫یکی قرض بگیریم.

788
00:39:54,516 --> 00:39:56,725
‫- باشه. باشه، ممنون.
‫- مرسی.

789
00:40:00,246 --> 00:40:01,281
‫بفرمایید.

790
00:40:02,490 --> 00:40:03,560
‫ممنون.

791
00:40:04,388 --> 00:40:05,424
‫مرسی.

792
00:40:08,772 --> 00:40:12,431
‫خیلی عجیبه. دوستت دفتر وکالت خودش رو داره
‫ولی مهر پارکینگ رو نمی‌زنه؟

793
00:40:12,948 --> 00:40:17,436
‫مل. سلام. ترسوندی منو.
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

794
00:40:18,575 --> 00:40:21,440
‫شنیدم دنبال این بودی
‫که یه کمکی به گابریل رومرو بکنی.

795
00:40:24,132 --> 00:40:26,721
‫- آر‌جی بهت گفت؟
‫- نه.

796
00:40:32,312 --> 00:40:35,005
‫مل، چرا اینجایی؟

797
00:40:35,143 --> 00:40:41,701
‫کمک به دوستت،
‫کمک به گابریل رومرو، یه اشتباهه.

798
00:40:42,357 --> 00:40:44,946
‫اینجام تا مطمئن بشم
‫دلیلش رو بفهمی.

799
00:40:45,500 --> 00:41:05,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
