1
00:00:06,257 --> 00:00:07,174
‏‫آنچه گذشت...‬

2
00:00:07,341 --> 00:00:08,592
‏‫آنجلا پایک، فرمانده جدیدت.‬

3
00:00:08,759 --> 00:00:10,177
‏‫یه‌جوری با تصمیم خلاف قانونت‬

4
00:00:10,344 --> 00:00:11,345
‏‫فیلم لباس رو لو دادی.‬

5
00:00:11,512 --> 00:00:12,680
‏‫و شدی چهره اصلاح‌طلب.‬

6
00:00:12,847 --> 00:00:14,014
‏‫من که قانع نشدم.‬

7
00:00:14,181 --> 00:00:15,599
‏‫انگار یه بمب ساعتی بهم دادن‬

8
00:00:15,725 --> 00:00:16,976
‏‫امید داشتن تیک‌تاکش رو نشنوم.‬

9
00:00:18,728 --> 00:00:20,896
‏‫می‌خوام درباره یکی تحقیق کنی.‬

10
00:00:21,063 --> 00:00:23,566
‏‫شک کردم که توی اخراجت نقش داشته.‬

11
00:00:23,733 --> 00:00:24,734
‏‫خودش بود؟‬

12
00:00:25,776 --> 00:00:27,945
‏‫باید کلی تکیلا بخورم تا تعریفش کنم.‬

13
00:00:28,070 --> 00:00:29,780
‏‫- شب بخیر، سامی.‬
‏‫- شب بخیر.‬

14
00:00:30,364 --> 00:00:32,533
‏‫اگه گزارش امروز مثل قبلی باشه،‬

15
00:00:32,700 --> 00:00:34,702
‏‫کل این آزمایش به آخر خط می‌رسه.‬

16
00:00:34,869 --> 00:00:39,248
‏‫یه موضوع مهم رو حذف کرده؛ گزارش رو دروغ‬
‏‫می‌کنه.‬

17
00:00:48,000 --> 00:00:59,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

18
00:01:30,000 --> 00:01:37,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

19
00:01:38,682 --> 00:01:39,475
‏‫از من زودتر اومدی.‬

20
00:01:40,392 --> 00:01:43,270
‏‫طبیعیه؛ امروز زود بیدار شدم.‬

21
00:01:43,437 --> 00:01:46,190
‏‫اومدم اینجا تا هم‌خونه‌ای‌هام بیدار نشن.‬

22
00:01:47,483 --> 00:01:49,318
‏‫چند وقته درست نمی‌خوابم.‬

23
00:01:50,986 --> 00:01:53,572
‏‫باشه، توی حال‌وهوای خودتی؛ لازم نیست جدی حرف‬
‏‫بزنیم.‬

24
00:01:53,739 --> 00:01:55,699
‏‫فقط... نیاز دارم درد دل کنم.‬

25
00:02:16,679 --> 00:02:17,805
‏‫هی!‬

26
00:02:29,400 --> 00:02:33,988
‏‫کم‌خوابی یه طرف، اضطراب داره نابودم می‌کنه.‬

27
00:02:34,154 --> 00:02:37,366
‏‫همیشه می‌گفتم حالم خوبه، از پسش برمیام.‬

28
00:02:37,741 --> 00:02:38,868
‏‫به‌خصوص سر کار.‬

29
00:02:41,120 --> 00:02:45,541
‏‫ولی اون عملیات آخری... از ذهنم بیرون نمی‌ره.‬

30
00:02:47,626 --> 00:02:48,669
‏‫یه اتفاقی افتاد.‬

31
00:02:49,211 --> 00:02:50,963
‏‫چیزی که فکر نمی‌کردم برام پیش بیاد.‬

32
00:02:51,714 --> 00:02:53,549
‏‫می‌ترسم دوباره اتفاق بیفته.‬

33
00:02:54,592 --> 00:02:56,427
‏‫سعی کردم با دوست‌پسرم حرف بزنم.‬

34
00:02:57,011 --> 00:02:58,762
‏‫ولی اصلاً نخواست واردش بشه.‬

35
00:02:59,972 --> 00:03:03,601
‏‫مدیر برنده؛ شاید درکم نمی‌کنه.‬

36
00:03:06,645 --> 00:03:07,396
‏‫اما تو می‌تونی.‬

37
00:03:12,401 --> 00:03:14,111
‏‫چطور از یه اتفاق بد عبور می‌کنی؟‬

38
00:03:15,821 --> 00:03:17,239
‏‫چون مثلاً...‬

39
00:03:17,406 --> 00:03:19,366
‏‫مالیک پیشرو شد، قبل از اینکه تو فرصت بگیری.‬

40
00:03:19,533 --> 00:03:21,201
‏‫خیلی نامردیه.‬

41
00:03:23,621 --> 00:03:25,331
‏‫البته هیچ فشاری نیست.‬

42
00:03:25,497 --> 00:03:27,666
‏‫واقعاً ممنونم گذاشتی حرف دلم رو بزنم.‬

43
00:03:27,791 --> 00:03:30,294
‏‫- اگه پیشنهادی داشته باشی...‬
‏‫- اوه.‬

44
00:03:31,962 --> 00:03:32,838
‏‫تردمیل مال تو.‬

45
00:03:58,989 --> 00:04:01,075
‏‫هی، برگرد تو ماشینت.‬

46
00:04:08,999 --> 00:04:12,586
‏‫- بوقش خیلی بلنده.‬
‏‫- ولش کن!‬

47
00:04:13,504 --> 00:04:15,339
‏‫هیچ‌وقت... تموم نمی‌شه.‬

48
00:04:16,256 --> 00:04:17,257
‏‫باید تموم بشه.‬

49
00:04:23,097 --> 00:04:24,223
‏‫هیچ‌وقت... تموم نمی‌شه.‬

50
00:04:26,225 --> 00:04:27,351
‏‫باید متوقف بشه!‬

51
00:04:27,518 --> 00:04:28,060
‏‫هی!‬

52
00:04:54,837 --> 00:04:57,548
‏‫اون مرد داره چی کار می‌کنه؟‬

53
00:04:59,008 --> 00:05:00,634
‏‫برگرد تو ماشینت، داداش.‬

54
00:05:01,218 --> 00:05:02,803
‏‫داری چی کار می‌کنی، مرد؟‬

55
00:05:04,513 --> 00:05:07,683
‏‫مبدأ پرتابه جنوب شرقیه.‬

56
00:05:08,100 --> 00:05:12,438
‏‫اتاقک معلق؛ نقطه پرتاب مرتفعه.‬

57
00:05:13,731 --> 00:05:15,858
‏‫شاسی‌بلند بلند.‬

58
00:05:32,291 --> 00:05:33,709
‏‫نه! بخواب زمین!‬

59
00:05:35,961 --> 00:05:37,713
‏‫عجله کن...‬

60
00:06:32,601 --> 00:06:34,812
‏‫یا خدا! واقعاً می‌خوام بدونم چیه؟‬

61
00:06:35,729 --> 00:06:38,065
‏‫یه برنامه واقعیت مجازی ساختم‬

62
00:06:38,232 --> 00:06:39,733
‏‫و بخش‌های سالن تمرین رو واردش کردم.‬

63
00:06:40,317 --> 00:06:42,402
‏‫تا هر چند بار بخوایم عملیات رو تمرین کنیم،‬

64
00:06:42,569 --> 00:06:43,904
‏‫بدون اینکه واقعاً اجراش کنیم.‬

65
00:06:44,071 --> 00:06:45,155
‏‫جای تمرین رو نمی‌گیره.‬

66
00:06:45,322 --> 00:06:46,615
‏‫فقط مکمل اونه.‬

67
00:06:46,740 --> 00:06:49,451
‏‫- هنوز نمونه اولیه‌ست، ولی...‬
‏‫- محشره!‬

68
00:06:51,495 --> 00:06:52,913
‏‫تجهیز شین؛ امروز روز تمرینه.‬

69
00:06:53,080 --> 00:06:54,665
‏‫تمرین‌هامون باید واقعی باشن.‬

70
00:06:56,416 --> 00:06:59,753
‏‫- ایول!‬
‏‫- تجهیزات تاران رسید!‬

71
00:07:00,254 --> 00:07:02,047
‏‫کی گفت اینفلوئنسری بی‌فایده‌ست؟‬

72
00:07:02,214 --> 00:07:03,465
‏‫خیلی خفنه، سامی.‬

73
00:07:04,591 --> 00:07:06,635
‏‫گوش کنین؛ سناریو اینه.‬

74
00:07:06,760 --> 00:07:08,971
‏‫یه گروه سارق مسلح اینجا گیر افتاده.‬

75
00:07:09,138 --> 00:07:11,974
‏‫دختر ۱۵ ساله گمشده هم احتمالاً داخله.‬

76
00:07:12,141 --> 00:07:15,310
‏‫وضعیتش معلوم نیست؛ مالیک، تو فرماندهی.‬

77
00:07:15,477 --> 00:07:17,312
‏‫- دستور بده.‬
‏‫- خیلی خب.‬

78
00:07:17,688 --> 00:07:19,773
‏‫جلوی در نارنجک صوتی می‌زنیم و وارد می‌شیم.‬

79
00:07:20,232 --> 00:07:22,609
‏‫مظنون‌ها رو می‌گیریم و افراد رو بازداشت‬
‏‫می‌کنیم.‬

80
00:07:22,776 --> 00:07:23,694
‏‫اینجا رو پاک‌سازی کن.‬

81
00:07:24,069 --> 00:07:25,779
‏‫صف ببندین؛ بریم.‬

82
00:07:33,495 --> 00:07:35,956
‏‫پلیس لس‌آنجلس! حکم داریم! در رو باز کنین!‬

83
00:07:47,885 --> 00:07:49,845
‏‫نور کمه؛ هدف دیده نمی‌شه.‬

84
00:07:50,345 --> 00:07:51,680
‏‫در داخلی بسته‌ست.‬

85
00:07:52,181 --> 00:07:53,599
‏‫اتاق‌خواب اول پاکه.‬

86
00:07:54,266 --> 00:07:55,809
‏‫راهروی عقب پاکه.‬

87
00:07:57,102 --> 00:07:58,437
‏‫- تصویر رو از دست دادیم.‬
‏‫- حرکت!‬

88
00:07:59,479 --> 00:08:01,023
‏‫دو تیرانداز عقب ساختمون داریم.‬

89
00:08:10,574 --> 00:08:11,783
‏‫دو تیرانداز از پا افتادن.‬

90
00:08:13,118 --> 00:08:14,244
‏‫- آزمایشگاه!‬
‏‫- منفجر می‌شه!‬

91
00:08:14,411 --> 00:08:17,080
‏‫- چه کار می‌کنی؟‬
‏‫- مرکز، گروه ۴۴ هستیم.‬

92
00:08:17,206 --> 00:08:20,083
‏‫تیم مواد خطرناک، خنثی‌سازی و آتش‌نشانی‬
‏‫بفرستین.‬

93
00:08:20,250 --> 00:08:22,836
‏‫گشت‌ها خونه‌های اطراف رو تخلیه کنن.‬

94
00:08:24,046 --> 00:08:25,088
‏‫- دنبال من!‬
‏‫- دریافت شد.‬

95
00:08:25,255 --> 00:08:25,923
‏‫به در رسیدیم.‬

96
00:08:29,426 --> 00:08:30,719
‏‫مردی! مردی!‬

97
00:08:38,268 --> 00:08:39,645
‏‫- دختر رو داریم.‬
‏‫- تخلیه کنین.‬

98
00:08:44,191 --> 00:08:45,734
‏‫می‌خوای نوزاد رو جا بذاری؟‬

99
00:08:46,026 --> 00:08:47,402
‏‫جود، کسیدی، نوزاد رو بیارین.‬

100
00:08:51,865 --> 00:08:53,283
‏‫اینجا چیزی نیست؛ تو چی؟‬

101
00:08:53,408 --> 00:08:54,326
‏‫اینجا هم هیچی.‬

102
00:08:57,621 --> 00:08:58,705
‏‫صدا از توی فر میاد...؟‬

103
00:08:59,081 --> 00:09:00,540
‏‫پیداش کردم؛ نوزاد رو پیدا کردم.‬

104
00:09:00,707 --> 00:09:01,875
‏‫بجنبین، بریم.‬

105
00:09:12,386 --> 00:09:14,388
‏‫می‌دونی نوزاد رو این‌جوری بغل نمی‌کنن؟‬

106
00:09:14,721 --> 00:09:16,348
‏‫پس بچه دست من نده، بابا!‬

107
00:09:16,890 --> 00:09:19,226
‏‫گلوله، دود و آژیر.‬

108
00:09:20,310 --> 00:09:23,563
‏‫فشار حسی عمدی تا مرز ازپاافتادن.‬

109
00:09:23,730 --> 00:09:25,023
‏‫نوزاد توی فر یه‌کم تاریک بود.‬

110
00:09:25,148 --> 00:09:26,233
‏‫بیرون هم تاریکه.‬

111
00:09:26,817 --> 00:09:27,985
‏‫موتورسوارهای مسلح دارن میان.‬

112
00:09:28,151 --> 00:09:29,569
‏‫اگه خشکت بزنه...‬

113
00:09:31,571 --> 00:09:34,741
‏‫هم خودت می‌میری، هم تیم.‬

114
00:09:35,742 --> 00:09:37,619
‏‫از جهنم ردتون کردم و سالم اومدین بیرون.‬

115
00:09:37,786 --> 00:09:40,038
‏‫ولی بارها تکرارش می‌کنیم،‬

116
00:09:40,163 --> 00:09:43,375
‏‫تا بدونین چه کنین و کجا همدیگه رو پیدا کنین.‬

117
00:09:47,879 --> 00:09:48,797
‏‫برین آب بخورین.‬

118
00:09:52,384 --> 00:09:54,469
‏‫نمی‌دونم، هاندو؛ با حرف‌هات‬

119
00:09:54,636 --> 00:09:57,472
‏‫داشتم باور می‌کردم تیمت درجه‌چندن.‬

120
00:09:57,639 --> 00:10:00,934
‏‫ولی الان دیدم واقعاً از پسش براومدن.‬

121
00:10:01,893 --> 00:10:03,478
‏‫خونسردی زیر فشار؛ همین رو می‌خوام.‬

122
00:10:03,645 --> 00:10:04,938
‏‫- هر بار.‬
‏‫- هوم.‬

123
00:10:06,064 --> 00:10:08,942
‏‫بعد این همه آدرنالین چطور آروم می‌شن؟‬

124
00:10:10,485 --> 00:10:13,113
‏‫فرمانده، توی میدان همچین تجملی نداریم.‬

125
00:10:13,739 --> 00:10:17,034
‏‫اصلاح سوات فقط تاکتیک و پاسخ‌گویی نیست.‬

126
00:10:17,534 --> 00:10:18,827
‏‫یه نگاه همه‌جانبه‌ست.‬

127
00:10:18,994 --> 00:10:20,746
‏‫باید چیزی بسازیم که دوام بیاره.‬

128
00:10:21,496 --> 00:10:23,915
‏‫آینده شغلی هر دومون به موفقیتش بسته‌ست.‬

129
00:10:24,666 --> 00:10:27,419
‏‫پس شاید فشار کمتر و مراقبت روانی بیشتر.‬

130
00:10:27,544 --> 00:10:30,756
‏‫تا این آزمایش زیبا نابود نشه.‬

131
00:10:33,342 --> 00:10:35,552
‏‫ضمناً یه عملیات برات دارم.‬

132
00:10:42,559 --> 00:10:43,894
‏‫اسمش والتر کوویچه.‬

133
00:10:44,061 --> 00:10:46,313
‏‫مهندس سابق مرکز موشکی کالیفرنیاست.‬

134
00:10:46,480 --> 00:10:49,733
‏‫توی بزرگراه ۱۱۰ تیراندازی کرده؛ هشت زخمی،‬
‏‫بی‌کشته.‬

135
00:10:49,900 --> 00:10:51,360
‏‫کوویچ هنوز متواریه.‬

136
00:10:52,027 --> 00:10:54,654
‏‫پلیس مترو با پلاک ماشین نشونیش رو پیدا کرده.‬

137
00:10:54,821 --> 00:10:57,115
‏‫این‌جور آدم‌ها زیر فشار ناگهان می‌ترکن‬

138
00:10:57,282 --> 00:10:59,701
‏‫و تا کسی جلوشون رو نگیره، متوقف نمی‌شن.‬

139
00:11:02,913 --> 00:11:07,250
‏‫مالیک، جود و ایتن، با مترو خونه رو زیر نظر‬
‏‫بگیرین.‬

140
00:11:07,417 --> 00:11:10,504
‏‫سامی و کسیدی، با من می‌مونین و اخبار رو رصد‬
‏‫می‌کنین.‬

141
00:11:10,670 --> 00:11:12,089
‏‫اگه ظاهر شد، فوری حرکت می‌کنیم.‬

142
00:11:12,506 --> 00:11:14,800
‏‫چشم‌هاتون باز؛ هر چی دیدین خبر بدین.‬

143
00:11:16,760 --> 00:11:18,470
‏‫- این تقسیم کار جنسیتیه؟‬
‏‫- شاید.‬

144
00:11:18,637 --> 00:11:20,138
‏‫یا شاید از کار کنار گذاشته شدیم

145
00:11:37,781 --> 00:11:39,825
‏‫هی، از پایک خبری داری؟‬

146
00:11:40,659 --> 00:11:43,578
‏‫نه؛ خونه و کار. جز سینما رفتن تنها خبری‬
‏‫نیست.‬

147
00:11:43,703 --> 00:11:45,497
‏‫- یه فیلم جدید بود...‬
‏‫- زیر نظرش داشته باش.‬

148
00:11:47,332 --> 00:11:48,792
‏‫هاندو، شاید بهتره ولش کنیم.‬

149
00:11:48,959 --> 00:11:50,043
‏‫نه، نه.‬

150
00:11:50,460 --> 00:11:51,962
‏‫سرزده اومد سر تمرین من.‬

151
00:11:52,712 --> 00:11:54,673
‏‫من رو زیر ذره‌بین گذاشته؛ تو هم اون رو بذار.‬

152
00:11:58,468 --> 00:12:01,304
‏‫در بسته یعنی نیای داخل، یا دست‌کم در بزنی.‬

153
00:12:01,638 --> 00:12:03,098
‏‫آره، ببخشید.‬

154
00:12:03,223 --> 00:12:04,724
‏‫اوه، می‌تونم ببینم؟‬

155
00:12:12,732 --> 00:12:13,316
‏‫هوم.‬

156
00:12:14,192 --> 00:12:14,943
‏‫پیت وایپر.‬

157
00:12:16,987 --> 00:12:17,737
‏‫خیلی باملاحظه‌ای.‬

158
00:12:18,321 --> 00:12:19,698
‏‫یه اسلحه خفن برای رئیس خفنم.‬

159
00:12:23,994 --> 00:12:24,870
‏‫من رو کنار گذاشتی؟‬

160
00:12:25,287 --> 00:12:26,580
‏‫سامی، گفتم آماده‌باشی.‬

161
00:12:27,289 --> 00:12:29,708
‏‫جلوی صفحه بشین و گزارش‌ها رو رصد کن.‬

162
00:12:30,208 --> 00:12:32,419
‏‫باشه؛ سناریوی تمرین امروز صبح...‬

163
00:12:32,586 --> 00:12:37,466
‏‫نمی‌خوام همه‌چیز رو به خودم بگیرم، ولی برای‬
‏‫من بود؟‬

164
00:12:38,133 --> 00:12:39,259
‏‫برای همه بود.‬

165
00:12:44,055 --> 00:12:45,015
‏‫واقعاً می‌خوای؟‬

166
00:12:46,433 --> 00:12:49,269
‏‫- این نگاه نسل زدیه؟‬
‏‫- همچین چیزی نیست.‬

167
00:12:51,730 --> 00:12:52,522
‏‫شاید هم هست.‬

168
00:12:53,607 --> 00:12:55,984
‏‫گفتی شبیه‌ساز برای فشار حسی طراحی شده.‬

169
00:12:56,151 --> 00:12:59,404
‏‫مثل وقتی من پیشرو بودم؛ حتی موتور رو گفتی.‬

170
00:13:00,197 --> 00:13:01,531
‏‫می‌تونی بگی اگه برای من بوده.‬

171
00:13:04,242 --> 00:13:05,452
‏‫آره، سامی.‬

172
00:13:05,994 --> 00:13:08,955
‏‫برای تمرین تصمیم‌گیری زیر شدیدترین فشار‬

173
00:13:09,122 --> 00:13:11,291
‏‫تا عمل کنی و خشکت نزنه.‬

174
00:13:12,501 --> 00:13:16,087
‏‫قفل‌کردن ذهن توی عملیات بدترین اشتباه سواته.‬

175
00:13:16,254 --> 00:13:18,840
‏‫ولی فرضاً اگه فقط یه بار قفل کنی،‬

176
00:13:18,965 --> 00:13:20,884
‏‫معنیش این نیست دوباره هم می‌شه، نه؟‬

177
00:13:21,009 --> 00:13:24,471
‏‫اگه تکرار بشه، از گروه ۴۴ کنار می‌ره.‬

178
00:13:28,558 --> 00:13:29,476
‏‫دریافت شد.‬

179
00:13:37,526 --> 00:13:41,112
‏‫والتر کوویچ بین علاقه‌مندهای موشک معروفه.‬

180
00:13:42,364 --> 00:13:45,242
‏‫متخصص پرتاب بوده؛ عضو قدیمی گروه کاسینی.‬

181
00:13:46,368 --> 00:13:48,787
‏‫یه عینک خلبانی خوشگل می‌زد.‬

182
00:13:49,829 --> 00:13:50,497
‏‫سبیل هم داشت.‬

183
00:13:54,417 --> 00:13:58,421
‏‫چطور دانشمند موشکی تبدیل به قاتل می‌شه؟‬

184
00:13:58,922 --> 00:13:59,798
‏‫هی، ببین.‬

185
00:14:01,091 --> 00:14:01,883
‏‫منطقه سوخته.‬

186
00:14:15,397 --> 00:14:18,441
‏‫خدایا، دیگه چیزی برای از دست‌دادن نداره.‬

187
00:14:37,002 --> 00:14:38,753
‏‫مارک، سوار ماشین شو.‬

188
00:14:40,380 --> 00:14:40,964
‏‫همین حالا.‬

189
00:14:42,674 --> 00:14:43,758
‏‫ماجرا چیه؟‬

190
00:14:46,845 --> 00:14:48,430
‏‫نامه‌ات رو گرفتم.‬

191
00:14:53,518 --> 00:14:56,396
‏‫والتر کوویچ، پلیس لس‌آنجلس!‬

192
00:14:57,689 --> 00:14:59,190
‏‫اگه داخل هستی، بیرون بیا.‬

193
00:15:05,030 --> 00:15:08,033
‏‫والتر کوویچ، بیا بیرون!‬

194
00:15:14,539 --> 00:15:16,082
‏‫انگار همین‌جا زندگی می‌کنه.‬

195
00:15:19,878 --> 00:15:22,672
‏‫- شما کی هستین؟‬
‏‫- نانسی فاستر، همسایه‌اش.‬

196
00:15:22,839 --> 00:15:24,674
‏‫چه خبر شده؟ والتر کاری کرده؟‬

197
00:15:25,216 --> 00:15:28,470
‏‫توی بزرگراه به هشت نفر شلیک کرده.‬

198
00:15:28,970 --> 00:15:30,680
‏‫باید قبل از آسیب به بقیه پیداش کنیم.‬

199
00:15:30,805 --> 00:15:32,474
‏‫چیزی می‌دونین که کمکمون کنه؟‬

200
00:15:33,058 --> 00:15:35,143
‏‫مدت‌هاست حالش خوب نیست.‬

201
00:15:37,771 --> 00:15:39,939
‏‫این پام، همسرشه.‬

202
00:15:40,106 --> 00:15:42,275
‏‫بیست سال پیش همین‌جا ازدواج کردن.‬

203
00:15:42,442 --> 00:15:43,985
‏‫برای مراسم رز کاشته بودن.‬

204
00:15:44,819 --> 00:15:47,197
‏‫بعد مرگ پام، والتر خودش رو رها کرد.‬

205
00:15:47,364 --> 00:15:48,657
‏‫خونه رو هم به حال خودش گذاشت.‬

206
00:15:49,741 --> 00:15:51,409
‏‫تازه اون حصار توی زمین منه.‬

207
00:15:51,910 --> 00:15:53,370
‏‫والتر قبول نمی‌کرد جابه‌جاش کنه.‬

208
00:15:53,536 --> 00:15:56,706
‏‫نمی‌گم مکافات بود، ولی خونه من سر جاشه.‬

209
00:15:57,666 --> 00:15:59,709
‏‫والتر کارش رو از دست داد و بعد آتش‌سوزی‌ها‬
‏‫شد.‬

210
00:16:00,460 --> 00:16:02,420
‏‫اون گل‌های رز مثل ترقه سوختن.‬

211
00:16:02,587 --> 00:16:04,130
‏‫با کس دیگه‌ای هم اختلاف داشت؟‬

212
00:16:04,631 --> 00:16:06,424
‏‫درخواست بیمه‌اش دوباره رد شد.‬

213
00:16:06,591 --> 00:16:09,177
‏‫شنیدم می‌گفت حساب همه‌چیز رو صاف می‌کنه.‬

214
00:16:09,344 --> 00:16:10,053
‏‫ممنون.‬

215
00:16:10,929 --> 00:16:12,305
‏‫به ماشین پلیس بگین دورتر بایسته.‬

216
00:16:12,472 --> 00:16:14,391
‏‫نمی‌خوام از پنجره‌ام ببینمش.‬

217
00:16:21,648 --> 00:16:25,026
‏‫طرف خونه، زن و کارش رو از دست داده.‬

218
00:16:25,193 --> 00:16:26,986
‏‫هر چی هویتش رو ساخته بود.‬

219
00:16:28,947 --> 00:16:30,281
‏‫مالیک تماس گرفت.‬

220
00:16:31,116 --> 00:16:33,368
‏‫- پرونده بیمه خونه والتر رو دربیار.‬
‏‫- چشم.‬

221
00:16:33,702 --> 00:16:34,953
‏‫غرامت سنگینش رو رد کردن.‬

222
00:16:35,078 --> 00:16:36,454
‏‫معمولاً دنبال انتقامن.‬

223
00:16:36,621 --> 00:16:38,540
‏‫گزارش تیراندازی؛ ویلشر و خیابون هفتم.‬

224
00:16:42,502 --> 00:16:43,753
‏‫ساختمون ال‌جی‌تی‌ئه.‬

225
00:16:45,755 --> 00:16:47,924
‏‫بیمه والتر هم ال‌جی‌تیه.‬

226
00:16:48,842 --> 00:16:51,136
‏‫هدفش معلوم شد؛ باید ساختمون رو قرنطینه کنیم.‬

227
00:16:51,302 --> 00:16:51,845
‏‫بریم.‬

228
00:16:58,393 --> 00:17:00,770
‏‫سه شاهد گفتن همین طبقه پارکینگ تیراندازی‬
‏‫شده.‬

229
00:17:00,937 --> 00:17:02,856
‏‫محل بسته‌ست؛ نه ورود، نه خروج.‬

230
00:17:03,022 --> 00:17:04,899
‏‫- جای تیرانداز رو پیدا کردین؟‬
‏‫- هنوز نه.‬

231
00:17:05,066 --> 00:17:08,236
‏‫زاویه دوربین‌ها رو می‌شناخته؛ تو سایه مونده.‬

232
00:17:08,403 --> 00:17:09,279
‏‫یا شاید نه.‬

233
00:17:09,863 --> 00:17:11,489
‏‫بالگردها و گشت‌ها رو فرستادیم.‬

234
00:17:11,656 --> 00:17:13,783
‏‫- کارمندها رو محبوس کردین؟‬
‏‫- بازرسی تقریباً تمومه.‬

235
00:17:14,743 --> 00:17:16,494
‏‫شما چپ؛ من راست.‬

236
00:17:34,637 --> 00:17:36,514
‏‫هاندو، ماشین آبی، سمت راننده.‬

237
00:17:52,614 --> 00:17:54,199
‏‫یه جسد با زخم گلوله تأیید شد.‬

238
00:17:54,365 --> 00:17:56,785
‏‫گوشه عقب پارکینگ، نزدیک آسانسور کارکنان.‬

239
00:17:58,703 --> 00:18:01,122
‏‫مارک میلر؛ کارمند ال‌جی‌تی.‬

240
00:18:02,040 --> 00:18:02,874
‏‫لپ‌تاپش نیست.‬

241
00:18:03,374 --> 00:18:04,876
‏‫یه چیزی توی دهنشه.‬

242
00:18:07,504 --> 00:18:09,380
‏‫باید خیلی خشمگین باشی که قبل کشتنش‬

243
00:18:09,506 --> 00:18:11,216
‏‫نامه امضاشده خودش رو توی دهنش فرو کنی.‬

244
00:18:12,133 --> 00:18:15,762
‏‫نامه رد تجدیدنظر غرامت والتره؛ سه روز پیش.‬

245
00:18:16,179 --> 00:18:18,598
‏‫چه فاجعه‌ای؛ مثل خود آتش‌سوزی‌ها.‬

246
00:18:19,265 --> 00:18:21,851
‏‫دیدن رنج مشتری‌هامون دلم رو می‌شکنه.‬

247
00:18:22,769 --> 00:18:25,313
‏‫معاون شما چرا درخواستش رو رد کرد؟‬

248
00:18:25,814 --> 00:18:27,232
‏‫اون چند دهه بیمه‌گزار بود.‬

249
00:18:28,274 --> 00:18:31,194
‏‫بیمه توی شرایط دشوار امروز‬

250
00:18:31,319 --> 00:18:32,779
‏‫یه رابطه دوطرفه‌ست.‬

251
00:18:32,946 --> 00:18:35,031
‏‫آره؛ ما حق بیمه می‌دیم، شما پوشش می‌دین.‬

252
00:18:35,824 --> 00:18:38,493
‏‫مارک تمام تلاشش رو برای کوویچ کرد.‬

253
00:18:39,077 --> 00:18:42,247
‏‫چند بار بهش اخطار داد.‬

254
00:18:43,164 --> 00:18:47,836
‏‫متأسفانه استانداردهای ایمنی رو رعایت‬
‏‫نمی‌کرد.‬

255
00:18:48,086 --> 00:18:49,921
‏‫نمی‌خواست پوشش گیاهی رو هرس کنه.‬

256
00:18:51,798 --> 00:18:54,259
‏‫وقتی آتیش شروع شد، پنجره‌هام می‌لرزید.‬

257
00:18:54,676 --> 00:18:55,885
‏‫نخل‌ها تا نصف خم شده بودن.‬

258
00:18:56,386 --> 00:18:58,179
‏‫توفان آتش باد صدوشصت کیلومتری داشت.‬

259
00:18:58,346 --> 00:19:00,098
‏‫واقعاً فکر می‌کنی با بریدن چند بوته رز‬

260
00:19:00,265 --> 00:19:01,808
‏‫خونه والتر نجات پیدا می‌کرد؟‬

261
00:19:06,020 --> 00:19:07,438
‏‫اونجا وضعیت قرمزه.‬

262
00:19:09,440 --> 00:19:10,233
‏‫اینجا هم.‬

263
00:19:11,192 --> 00:19:13,444
‏‫- اون واقعاً از مدیرعامل متنفره.‬
‏‫- یا وحشت کرده.‬

264
00:19:13,611 --> 00:19:17,365
‏‫رئیسش تو پارکینگ کشته شده و باید کار کنه.‬

265
00:19:17,532 --> 00:19:18,950
‏‫هر چی باشه، شاید چیزی بدونه.‬

266
00:19:19,993 --> 00:19:23,413
‏‫تو که قیافه‌ات نمی‌گه «بیا درد دل کن»!‬

267
00:19:23,580 --> 00:19:24,330
‏‫من شروع می‌کنم.‬

268
00:19:26,916 --> 00:19:27,375
‏‫هی.‬

269
00:19:28,459 --> 00:19:29,794
‏‫آب براتون بیارم؟‬

270
00:19:30,295 --> 00:19:31,629
‏‫- قهوه؟‬
‏‫- چه مهربونی!‬

271
00:19:31,796 --> 00:19:33,715
‏‫افسر بیشاپ هستم، سامی.‬

272
00:19:34,340 --> 00:19:36,092
‏‫- اسمتون؟‬
‏‫- مدی.‬

273
00:19:36,551 --> 00:19:37,510
‏‫دستیار مارک بودم.‬

274
00:19:38,261 --> 00:19:40,597
‏‫من و همکارم زیاد از این اتفاق‌ها می‌بینیم.‬

275
00:19:41,055 --> 00:19:42,223
‏‫می‌تونه آسیب روحی بزنه.‬

276
00:19:42,974 --> 00:19:44,893
‏‫حرف‌زدن درباره‌اش خیلی کمک می‌کنه.‬

277
00:19:46,811 --> 00:19:47,687
‏‫البته مجبور نیستین.‬

278
00:19:49,105 --> 00:19:51,399
‏‫فقط می‌خواستیم بابت رئیستون تسلیت بگیم.‬

279
00:19:52,525 --> 00:19:53,776
‏‫مارک عوضی بود.‬

280
00:19:56,321 --> 00:19:57,196
‏‫اهل دادزدن؟‬

281
00:19:58,531 --> 00:20:01,200
‏‫از اون‌هایی که همه اشتباهاتت رو یادشون‬
‏‫می‌مونه.‬

282
00:20:02,452 --> 00:20:04,954
‏‫هر قدر جون بکنی، دست‌کمت می‌گیرن.‬

283
00:20:06,623 --> 00:20:08,541
‏‫بعضی روزها سر کار اومدن سخت می‌شه، نه؟‬

284
00:20:11,669 --> 00:20:13,880
‏‫عزیزم، می‌دونی تقصیر تو نیست، نه؟‬

285
00:20:15,089 --> 00:20:18,384
‏‫آخ، نامه‌ای که توی دهن مارک بود رو اون امضا‬
‏‫نکرد.‬

286
00:20:19,344 --> 00:20:20,219
‏‫من کردم.‬

287
00:20:20,762 --> 00:20:22,555
‏‫امضاش رو روی صدها نامه مهر کردم.‬

288
00:20:22,680 --> 00:20:23,514
‏‫سیلویا بکت.‬

289
00:20:24,265 --> 00:20:26,643
‏‫مدی، وظیفه تو نیست ازش محافظت کنی.‬

290
00:20:27,393 --> 00:20:28,978
‏‫با تغییر الگوی آب‌وهوا‬

291
00:20:29,145 --> 00:20:32,315
‏‫و بالا رفتن دما، کاهش خطر حیاتیه.‬

292
00:20:32,857 --> 00:20:35,568
‏‫اینجا بنگاه تجاریه، نه خدمات عمومی.‬

293
00:20:36,486 --> 00:20:38,363
‏‫والتر می‌تونست دوباره درخواست تجدیدنظر بده.‬

294
00:20:38,529 --> 00:20:42,116
‏‫اما کسی رو مقصر دونست که فقط کارش رو می‌کرد.‬

295
00:20:42,283 --> 00:20:44,410
‏‫مارک میلر آتیش رو شروع نکرد.‬

296
00:20:44,577 --> 00:20:45,453
‏‫پس کی کرد؟‬

297
00:20:45,870 --> 00:20:47,330
‏‫شرکت شما داره تحقیق می‌کنه.‬

298
00:20:47,497 --> 00:20:49,207
‏‫علت هنوز معلوم نشده.‬

299
00:20:50,291 --> 00:20:53,002
‏‫نمی‌تونم درباره‌اش حرف بزنم؛ می‌دونی.‬

300
00:20:55,088 --> 00:20:59,300
‏‫سیلویا با جان اسمیت از ناهار برگشت؛ قرار ثبت‬
‏‫نشده بود.‬

301
00:20:59,801 --> 00:21:01,344
‏‫چه اسم جعلی‌ایه!‬

302
00:21:01,511 --> 00:21:04,013
‏‫خیلی مشکوکه؛ بعد چی؟‬

303
00:21:05,348 --> 00:21:08,142
‏‫سیلویا دستور داد همه غرامت‌های آتش‌سوزی رد‬
‏‫بشن.‬

304
00:21:08,309 --> 00:21:09,060
‏‫تجدیدنظرها هم.‬

305
00:21:09,560 --> 00:21:10,979
‏‫به هر بهانه‌ای که پیدا می‌کردن.‬

306
00:21:11,145 --> 00:21:13,398
‏‫همون‌وقت درخواست والتر رو هم رد کردن.‬

307
00:21:14,816 --> 00:21:17,193
‏‫من هم لوازم اداره رو می‌دزدم و یواشکی‬
‏‫کم‌کاری می‌کنم!‬

308
00:21:18,736 --> 00:21:20,279
‏‫لپ‌تاپ رئیست پیش توئه؟‬

309
00:21:20,405 --> 00:21:22,740
‏‫نه، همیشه با خودش می‌برد.‬

310
00:21:24,200 --> 00:21:26,411
‏‫کاغذیادداشت‌ها بهترن؛ جمعشون کن.‬

311
00:21:29,080 --> 00:21:31,666
‏‫والتر با این کارت می‌تونست همه رو بکشه،‬

312
00:21:31,833 --> 00:21:34,252
‏‫ولی ازشون گذشت؛ حتی مدیرعامل.‬

313
00:21:35,837 --> 00:21:38,214
‏‫کسیدی فهمید دستیار ممکنه خبر داشته باشه.‬

314
00:21:38,464 --> 00:21:39,257
‏‫حرف زد.‬

315
00:21:40,216 --> 00:21:41,718
‏‫چند سرنخ داریم، ولی لپ‌تاپ نداریم.‬

316
00:21:41,884 --> 00:21:45,805
‏‫مترو، ببین جسد کیف پول داره یا نه.‬

317
00:21:46,222 --> 00:21:48,016
‏‫شاید والتر غیر از لپ‌تاپ چیز دیگه‌ای برده.‬

318
00:22:10,000 --> 00:22:17,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

319
00:22:44,280 --> 00:22:46,115
‏‫درخواست بیمه کوویچ رد شد،‬

320
00:22:46,240 --> 00:22:48,910
‏‫کارشناس رو کشت و لپ‌تاپش رو دزدید،‬

321
00:22:49,077 --> 00:22:52,622
‏‫و شاید جان اسمیتی هم دخیل باشه؟‬

322
00:22:52,789 --> 00:22:55,625
‏‫ممکنه اسم ساختگی باشه؛ بازم بگرد.‬

323
00:22:55,792 --> 00:22:57,376
‏‫صدها جان اسمیت توی لس‌آنجلس هست.‬

324
00:22:58,086 --> 00:23:01,380
‏‫کوویچ با کارت مارک تاکسی گرفته و به خونه‌اش‬
‏‫رفته.‬

325
00:23:01,547 --> 00:23:04,467
‏‫اعلان تعقیب دادیم؛ چیپس می‌خوری؟‬

326
00:23:06,427 --> 00:23:09,972
‏‫حکم دسترسی از راه دور به لپ‌تاپ رو گرفتیم.‬

327
00:23:10,139 --> 00:23:13,559
‏‫اگه کوویچ هنوز داشته باشه، می‌تونیم ردیابیش‬
‏‫کنیم.‬

328
00:23:13,726 --> 00:23:16,729
‏‫اگه روشن باشه، جلسه کاربری رو می‌گیرم،‬

329
00:23:16,896 --> 00:23:20,233
‏‫رمزها رو درمیارم و با سیگنال برگشتی وصل‬
‏‫می‌شم.‬

330
00:23:20,399 --> 00:23:23,319
‏‫عالیه؛ ادامه‌اش با تو. من می‌رم خونه.‬

331
00:23:25,404 --> 00:23:26,572
‏‫وسط تعقیب یه قاتل؟‬

332
00:23:29,033 --> 00:23:31,828
‏‫کوویچ فقط یکی از پرونده‌های فعال میز منه.‬

333
00:23:32,328 --> 00:23:34,497
‏‫باور کن سنگینی همشون رو حس می‌کنم.‬

334
00:23:34,664 --> 00:23:37,750
‏‫می‌تونم شب تا صبح بیدار بمونم و فردا بی‌مصرف‬
‏‫باشم.‬

335
00:23:37,917 --> 00:23:42,046
‏‫یا به تیم اعتماد کنم و فردا سرحال بیام.‬

336
00:23:43,172 --> 00:23:43,965
‏‫این یه انتخابه.‬

337
00:23:46,551 --> 00:23:47,385
‏‫ببخشید.‬

338
00:23:48,427 --> 00:23:50,513
‏‫تعادل کار و زندگی یعنی بقا.‬

339
00:23:50,680 --> 00:23:52,974
‏‫کنترل احساسات مهارت کم‌اهمیتی نیست.‬

340
00:23:53,432 --> 00:23:54,851
‏‫اگه بقیه جدی می‌گرفتن،‬

341
00:23:55,017 --> 00:23:57,311
‏‫شاید جامعه‌مون این‌همه منفجر نمی‌شد.‬

342
00:23:58,187 --> 00:24:00,690
‏‫پس آره، یه‌کم برای خودم وقت می‌ذارم.‬

343
00:24:01,524 --> 00:24:02,191
‏‫شب بخیر.‬

344
00:24:15,621 --> 00:24:18,457
‏‫ایتن، اگه چیزی پیدا کردی خبر بده.‬

345
00:24:33,222 --> 00:24:35,892
‏‫شاید دیر بشه؛ نمی‌خوام بیدارت نگه دارم.‬

346
00:24:36,893 --> 00:24:38,811
‏‫ریموت در پارکینگ و آسانسوره.‬

347
00:24:38,936 --> 00:24:40,396
‏‫کلیدهای آپارتمان هم اینه.‬

348
00:24:40,521 --> 00:24:42,982
‏‫می‌تونی خونه من بمونی؛ جا زیاده.‬

349
00:24:43,149 --> 00:24:46,319
‏‫- واقعاً لازم نیست.‬
‏‫- به نفع هر دومونه.‬

350
00:24:46,652 --> 00:24:49,322
‏‫دکترم می‌گه برای مغزم خوبه.‬

351
00:24:50,489 --> 00:24:53,034
‏‫- آره، یادمه.‬
‏‫- آره.‬

352
00:24:54,702 --> 00:24:56,621
‏‫زیاد نمی‌مونم، باشه؟‬

353
00:24:56,787 --> 00:24:58,080
‏‫هر چقدر خواستی بمون.‬

354
00:24:58,247 --> 00:25:00,791
‏‫غذا و نوشیدنی هم هر چی خواستی بردار.‬

355
00:25:01,584 --> 00:25:03,377
‏‫پشت‌بوم منظره خفنی داره.‬

356
00:25:04,086 --> 00:25:07,757
‏‫خدا رو شکر؛ بی‌منظره خفن که نمی‌شه موند!‬

357
00:25:12,678 --> 00:25:13,804
‏‫فعلاً، ای.‬

358
00:25:16,891 --> 00:25:19,894
‏‫می‌شه استفاده از بازی رو یادم بدی؟‬

359
00:25:20,645 --> 00:25:21,270
‏‫حتماً.‬

360
00:25:22,188 --> 00:25:24,690
‏‫معمولاً این‌قدر دیر نمی‌مونی.‬

361
00:25:27,693 --> 00:25:29,946
‏‫می‌خوام سناریوی خونه شیشه رو دوباره اجرا‬
‏‫کنم.‬

362
00:25:30,780 --> 00:25:35,534
‏‫سرعت واکنشم رو بهتر کنم تا مطمئن شم بلدم.‬

363
00:27:20,973 --> 00:27:21,599
‏‫یه سؤال.‬

364
00:27:22,808 --> 00:27:23,392
‏‫بپرس.‬

365
00:27:24,310 --> 00:27:25,644
‏‫چرا امشب دنبالم اومدی‬

366
00:27:25,811 --> 00:27:27,438
‏‫وقتی یکی دیگه تمام هفته تعقیبم کرده؟‬

367
00:27:27,980 --> 00:27:29,899
‏‫از خرج کارآگاه خصوصی متشکرم،‬

368
00:27:30,066 --> 00:27:32,443
‏‫ولی جدی چرا؟‬

369
00:27:35,988 --> 00:27:36,489
‏‫باشه.‬

370
00:27:38,240 --> 00:27:39,950
‏‫دو سال پیش، بعد مرگ ریس،‬

371
00:27:40,868 --> 00:27:42,703
‏‫یه لاپوشونی رو افشا کردم و اخراجم کردن.‬

372
00:27:43,913 --> 00:27:48,084
‏‫اون دو مأموری که مدرک مخفی کردن منتقل شدن.‬

373
00:27:48,626 --> 00:27:51,379
‏‫بعد فهمیدم تو عضو تحقیقات بازرسی بودی.‬

374
00:27:53,172 --> 00:27:56,926
‏‫- کارآگاهت پلیس سابقه؟‬
‏‫- بعدش هیکس برم گردوند.‬

375
00:27:57,343 --> 00:27:59,929
‏‫تیم ضعیف، خودم هم هدف قرار گرفتم.‬

376
00:28:00,471 --> 00:28:02,014
‏‫دو نفر زیردستم خیلی زود رفتن.‬

377
00:28:02,348 --> 00:28:03,808
‏‫رئیس جدیدم کیه؟ تو.‬

378
00:28:05,935 --> 00:28:06,769
‏‫به هم ربط دارن.‬

379
00:28:07,686 --> 00:28:10,439
‏‫انگار یکی می‌خواد من و سوات رو نابود کنه.‬

380
00:28:10,606 --> 00:28:11,857
‏‫شاید اون یکی تو باشی.‬

381
00:28:12,525 --> 00:28:14,360
‏‫دنبالت کردم تا بفهمم راسته یا نه.‬

382
00:28:16,612 --> 00:28:16,987
‏‫عجب!‬

383
00:28:18,406 --> 00:28:20,783
‏‫برای تو همه‌چیز توطئه بزرگه.‬

384
00:28:21,909 --> 00:28:25,621
‏‫آره، بازرسی داخلی بودم؛ پرونده‌ات رو دیدم.‬

385
00:28:26,330 --> 00:28:29,708
‏‫ماجرای ریس فاجعه و افتضاح بود.‬

386
00:28:30,376 --> 00:28:31,710
‏‫بیشتر از این نمی‌تونم بگم.‬

387
00:28:32,503 --> 00:28:34,839
‏‫این کار رو قبول کردم چون به اصلاح سوات ایمان‬
‏‫دارم.‬

388
00:28:35,005 --> 00:28:35,965
‏‫خودت هم می‌دونی.‬

389
00:28:37,174 --> 00:28:39,760
‏‫و نه، محال بود تو رو برای فرماندهی انتخاب‬
‏‫کنم.‬

390
00:28:42,763 --> 00:28:44,890
‏‫ولی حالا اینجاییم.‬

391
00:28:46,058 --> 00:28:47,393
‏‫حالا که با هم روراستیم،‬

392
00:28:47,560 --> 00:28:49,103
‏‫می‌دونی واقعاً چی لازم داری؟‬

393
00:28:50,938 --> 00:28:51,564
‏‫یه سرگرمی.‬

394
00:28:55,067 --> 00:28:56,735
‏‫مثلاً سرگرمی من اینه.‬

395
00:28:56,902 --> 00:28:59,738
‏‫بیلیارد؛ صداها محو می‌شن.‬

396
00:29:00,156 --> 00:29:02,158
‏‫میز واضح می‌شه.‬

397
00:29:04,994 --> 00:29:09,582
‏‫یه نفس، هر بار یه کار؛ ضربه اول.‬

398
00:29:10,833 --> 00:29:14,253
‏‫موجش پخش می‌شه؛ هر برخورد بازی رو عوض‬
‏‫می‌کنه.‬

399
00:29:15,004 --> 00:29:18,257
‏‫قبلاً یه پیرمرد به اسم لمپکین اینجا حسابی‬
‏‫می‌بردم.‬

400
00:29:19,425 --> 00:29:21,135
‏‫یه شب رازش رو گفت.‬

401
00:29:22,720 --> 00:29:24,263
‏‫حریف به درک.‬

402
00:29:26,557 --> 00:29:30,060
‏‫بازی همیشه بین تو و میزه.‬

403
00:29:31,729 --> 00:29:34,482
‏‫البته با آبجو و دستگاه موسیقی!‬

404
00:29:34,940 --> 00:29:37,193
‏‫دیگه دستگاه موسیقی کافی هم تو دنیا نیست!‬

405
00:29:40,488 --> 00:29:41,280
‏‫می‌خوای بازی کنیم؟‬

406
00:29:45,159 --> 00:29:45,743
‏‫بچین!‬

407
00:29:58,839 --> 00:29:59,840
‏‫بالاخره.‬

408
00:30:03,844 --> 00:30:06,639
‏‫- چی شد؟‬
‏‫- رمزگشایی تموم شد.‬

409
00:30:08,432 --> 00:30:09,934
‏‫ببینیم چی رو پنهان کردن.‬

410
00:30:12,645 --> 00:30:16,065
‏‫فقط گزارش اولیه بررسی آتش‌سوزی بیمه‌ست.‬

411
00:30:16,774 --> 00:30:18,025
‏‫هنوز هم کامل نشده.‬

412
00:30:19,485 --> 00:30:19,735
‏‫ها؟‬

413
00:30:23,239 --> 00:30:26,408
‏‫می‌گه ترانسفورماتور ازکارافتاده باعث حریق‬
‏‫شده.‬

414
00:30:27,117 --> 00:30:29,703
‏‫چیزی نیست که بیمه بخواد پنهانش کنه.‬

415
00:30:30,663 --> 00:30:32,498
‏‫صبر کن؛ فهرست گیرنده‌های گزارش.‬

416
00:30:32,831 --> 00:30:33,958
‏‫جان اسمیت.‬

417
00:30:34,458 --> 00:30:36,961
‏‫همونی که مدیرعامل ال‌جی‌تی مخفیانه باهاش‬
‏‫ناهار خورد.‬

418
00:30:37,586 --> 00:30:42,508
‏‫جان اسمیت مدیر عملیات شرکت آب‌وبرق پاسکاله.‬

419
00:30:43,759 --> 00:30:46,262
‏‫یکی از ترانس‌های اونا آتش رو شروع کرده.‬

420
00:30:47,471 --> 00:30:49,682
‏‫- شاید هدف بعدی والتر باشه.‬
‏‫- آره.‬

421
00:31:37,396 --> 00:31:40,899
‏‫گوش کنین؛ اگه شرکت برق مقصر آتیشه،‬

422
00:31:41,066 --> 00:31:43,277
‏‫ممکنه والتر دنبال مدیر عملیاتش باشه.‬

423
00:31:43,444 --> 00:31:45,362
‏‫رفتارش داره شدیدتر می‌شه.‬

424
00:31:45,988 --> 00:31:49,408
‏‫به تجهیزات آتش‌زا دسترسی داره و می‌تونه‬
‏‫سلاحشون کنه.‬

425
00:31:49,575 --> 00:31:52,036
‏‫احتمال تلفات جمعی هست.‬

426
00:31:52,745 --> 00:31:54,163
‏‫کارمندها در محل پناه گرفتن.‬

427
00:31:54,330 --> 00:31:57,583
‏‫آتش‌نشانی، خنثی‌سازی و آمبولانس توی راهن.‬

428
00:32:00,502 --> 00:32:01,295
‏‫آماده بشین.‬

429
00:32:11,764 --> 00:32:12,431
‏‫بریم.‬

430
00:32:27,780 --> 00:32:29,198
‏‫اون مرکز اصلی توزیع برق بود.‬

431
00:32:29,365 --> 00:32:31,075
‏‫جایی که قطع اضطراری داشت.‬

432
00:32:31,241 --> 00:32:32,451
‏‫والتر باید این رو می‌دونست.‬

433
00:32:32,618 --> 00:32:34,912
‏‫مالیک، کسیدی، بال شمالی رو تخلیه کنین؛ ماسک‬
‏‫بزنین!‬

434
00:32:35,079 --> 00:32:36,538
‏‫ایتن، جود، برین سراغ تیم تعمیرات.‬

435
00:32:36,705 --> 00:32:39,458
‏‫خطر رو با بی‌سیم گزارش بدین؛ سامی با من‬
‏‫جنوب.‬

436
00:32:39,625 --> 00:32:40,125
‏‫حرکت!‬

437
00:32:58,310 --> 00:33:00,354
‏‫طبق پروتکل اضطراری، کارگرها تخلیه شدن.‬

438
00:33:05,818 --> 00:33:06,860
‏‫اون جان اسمیت بود.‬

439
00:33:09,571 --> 00:33:13,242
‏‫کوویچ داره به بخش سرورها می‌ره.‬

440
00:33:13,409 --> 00:33:14,118
‏‫حرکت کنین.‬

441
00:33:18,789 --> 00:33:20,249
‏‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.‬

442
00:33:20,374 --> 00:33:22,084
‏‫- این دیگه چیه؟‬
‏‫- یه جور سلول انرژی.‬

443
00:33:22,251 --> 00:33:23,377
‏‫شارژ داره.‬

444
00:33:23,794 --> 00:33:25,963
‏‫مثل چیزی که برای تقویت موشک استفاده می‌شه.‬

445
00:33:27,631 --> 00:33:29,758
‏‫این نیروگاه به شبکه برق شهر وصله.‬

446
00:33:29,883 --> 00:33:32,052
‏‫خیلی بده؛ خیلی بد، چون...‬

447
00:33:37,641 --> 00:33:40,144
‏‫روی همه ترانس‌ها هستن؛ موج بعدی قوی‌تره.‬

448
00:33:40,310 --> 00:33:43,897
‏‫سیستم اضافه‌بار می‌شه؛ برق کل لس‌آنجلس‬
‏‫می‌ره.‬

449
00:33:44,064 --> 00:33:45,566
‏‫باشه، باشه.‬

450
00:33:46,316 --> 00:33:48,110
‏‫نمی‌دونیم بعدی کی منفجر می‌شه.‬

451
00:33:48,444 --> 00:33:50,279
‏‫اتاق کنترل همین الان نابود شد.‬

452
00:33:50,446 --> 00:33:52,823
‏‫- راه دیگه‌ای برای خاموشی هست؟‬
‏‫- دستی، تک‌به‌تک.‬

453
00:33:52,990 --> 00:33:55,743
‏‫- نمی‌شه جداش کرد؟‬
‏‫- تکون نمی‌خوره؛ چسب نیست.‬

454
00:33:55,868 --> 00:33:58,370
‏‫- شاید آهن‌ربای دائمیه.‬
‏‫- احتمالاً نئودیمیوم.‬

455
00:33:59,246 --> 00:34:01,999
‏‫اون برجی که منفجر شد رو بررسی کنین.‬

456
00:34:02,166 --> 00:34:04,418
‏‫اگه سلول جدا شده باشه، شاید راهی باشه.‬

457
00:34:05,127 --> 00:34:05,544
‏‫برو!‬

458
00:34:07,588 --> 00:34:08,505
‏‫تیم ورود.‬

459
00:34:12,593 --> 00:34:14,094
‏‫احتمالاً... برج بعدی...‬

460
00:34:14,887 --> 00:34:16,805
‏‫- هنوز محافظت می‌شه.‬
‏‫- تکرار کن.‬

461
00:34:17,681 --> 00:34:18,474
‏‫تلفات.‬

462
00:34:19,057 --> 00:34:20,184
‏‫جود، تکرار کن.‬

463
00:34:25,105 --> 00:34:26,607
‏‫اتاق تأسیسات، طبقه پایین.‬

464
00:34:29,109 --> 00:34:31,361
‏‫گروه تعمیرات پیدا شد؛ درها شکسته.‬

465
00:34:31,737 --> 00:34:33,071
‏‫کسیدی، اطراف رو بگرد.‬

466
00:34:47,169 --> 00:34:49,922
‏‫پلیس! همه بیرون! دنبال همکارم برین.‬

467
00:34:51,298 --> 00:34:52,007
‏‫دنبال من بیاین.‬

468
00:35:12,945 --> 00:35:13,904
‏‫والتر، تکون نخور.‬

469
00:35:14,530 --> 00:35:16,031
‏‫نه، نه! یه قدم دیگه نه.‬

470
00:35:16,198 --> 00:35:17,199
‏‫ماشه مرگ توی دستمه.‬

471
00:35:18,075 --> 00:35:20,160
‏‫من رو بزنین، انگشتم رها می‌شه.‬

472
00:35:20,577 --> 00:35:22,871
‏‫همه برج‌ها فعال می‌شن؛ کسی زنده نمی‌مونه.‬

473
00:35:23,038 --> 00:35:24,915
‏‫توی دمای خیلی بالا،‬

474
00:35:25,040 --> 00:35:27,626
‏‫مواد فرومغناطیس خاصیت مغناطیسی دائمی رو از‬
‏‫دست می‌دن‬

475
00:35:27,793 --> 00:35:29,294
‏‫و پارامغناطیس می‌شن.‬

476
00:35:30,003 --> 00:35:32,464
‏‫مثل پرتاب موشک که قطعات اضافی جدا می‌شن.‬

477
00:35:33,006 --> 00:35:34,466
‏‫مطمئن شو همه سلول‌ها جدا بشن.‬

478
00:35:35,008 --> 00:35:35,968
‏‫همین‌جا تمومش می‌کنیم.‬

479
00:35:36,760 --> 00:35:38,470
‏‫- نه! اسلحه رو بنداز!‬
‏‫- گروه...‬

480
00:35:39,346 --> 00:35:42,182
‏‫- بندازش!‬
‏‫- چند دقیقه دیگه وقت می‌خوام.‬

481
00:35:42,641 --> 00:35:45,435
‏‫- بنداز وگرنه می‌زنم!‬
‏‫- هی، هی!‬

482
00:35:45,602 --> 00:35:48,313
‏‫می‌ذارمش کنار؛ دارم می‌ذارمش.‬

483
00:35:54,027 --> 00:35:54,403
‏‫بفرما.‬

484
00:35:56,196 --> 00:35:57,364
‏‫می‌خوای بی‌سلاح باشم؟‬

485
00:35:58,323 --> 00:35:59,116
‏‫حالا بی‌سلاحم.‬

486
00:36:05,747 --> 00:36:07,499
‏‫- والتر.‬
‏‫- وایسا! وایسا!‬

487
00:36:07,624 --> 00:36:08,500
‏‫باشه، هی.‬

488
00:36:09,418 --> 00:36:13,255
‏‫می‌فهمم؛ باور کن می‌فهمم.‬

489
00:36:13,964 --> 00:36:15,048
‏‫فکر نکنم.‬

490
00:36:18,552 --> 00:36:22,097
‏‫کارت بهت هدف می‌داد؛ برات مهم بود.‬

491
00:36:23,390 --> 00:36:25,934
‏‫برای نهادی که بهش افتخار می‌کردی زحمت کشیدی.‬

492
00:36:27,394 --> 00:36:30,022
‏‫بعد کار هم می‌رفتی پیش زنی که عاشقش بودی.‬

493
00:36:34,693 --> 00:36:36,194
‏‫زندگیت کامل بود، والتر.‬

494
00:36:37,154 --> 00:36:38,697
‏‫همه وجودت رو پاش گذاشتی...‬

495
00:36:40,407 --> 00:36:41,783
‏‫و حالا همه‌اش رفته.‬

496
00:36:43,410 --> 00:36:45,495
‏‫حس می‌کنی دنیا بهت پشت کرده، نه؟‬

497
00:36:46,121 --> 00:36:47,664
‏‫و حالا فقط ازت می‌گیره.‬

498
00:36:49,625 --> 00:36:52,002
‏‫هر کسی با این بلاها از پا درمیاد.‬

499
00:36:53,879 --> 00:36:57,758
‏‫ولی گوش کن؛ می‌تونیم بی‌کشتار از اینجا بریم.‬

500
00:37:02,220 --> 00:37:04,848
‏‫نه، اونا هم دست دارن.‬

501
00:37:05,015 --> 00:37:07,142
‏‫نمی‌خوان ما امن و گرم باشیم.‬

502
00:37:07,309 --> 00:37:09,436
‏‫می‌خوان توی تاریکی بمونیم؛ نمی‌بینی؟‬

503
00:37:09,853 --> 00:37:11,188
‏‫همه علیه ما هستن.‬

504
00:37:11,605 --> 00:37:13,774
‏‫علیه ما؛ دارن چیزها رو مخفی می‌کنن.‬

505
00:37:14,524 --> 00:37:15,651
‏‫گفتن پول نمی‌دن.‬

506
00:37:16,109 --> 00:37:18,487
‏‫تاوان می‌دن؛ کاری می‌کنم تاوان بدن!‬

507
00:37:21,156 --> 00:37:23,700
‏‫تقریباً تمومه، فقط یه‌کم وقت لازم داریم.‬

508
00:37:33,126 --> 00:37:36,838
‏‫تموم شد؛ متوقفش کردیم.‬

509
00:38:29,182 --> 00:38:31,893
‏‫امروز دیوونه‌کننده بود.‬

510
00:38:33,478 --> 00:38:37,274
‏‫بوریتو، مشعل و یه دانشمند موشکی!‬

511
00:38:40,235 --> 00:38:41,403
‏‫می‌دونی کی بود؟‬

512
00:38:42,904 --> 00:38:44,072
‏‫والتر کوویچ؟‬

513
00:38:45,032 --> 00:38:46,700
‏‫آره؛ کاسینی.‬

514
00:38:48,076 --> 00:38:50,954
‏‫یادته عبور نزدیک از هلن رو دیدیم؟‬

515
00:38:53,957 --> 00:38:55,000
‏‫کاملاً از هم پاشید.‬

516
00:38:57,753 --> 00:39:00,630
‏‫آدما برای تنهایی ساخته نشدن.‬

517
00:39:03,133 --> 00:39:04,342
‏‫طبیعتمون این‌طوریه.‬

518
00:39:06,178 --> 00:39:10,265
‏‫ارتباط با بقیه انتخابی نیست؛ برای بقاست.‬

519
00:39:14,227 --> 00:39:16,104
‏‫باید بدونیم یکی پشتمونه.‬

520
00:39:21,234 --> 00:39:23,278
‏‫باید دلیلی برای کارهامون داشته باشیم.‬

521
00:39:24,613 --> 00:39:26,364
‏‫سلام.‬

522
00:39:26,740 --> 00:39:28,158
‏‫سلام.‬

523
00:39:28,283 --> 00:39:29,743
‏‫و باید مراقب هم باشیم.‬

524
00:39:30,786 --> 00:39:31,953
‏‫حالت چطوره؟‬

525
00:39:32,370 --> 00:39:33,997
‏‫چون ممکنه همه‌چیز تو یه لحظه تموم بشه.‬

526
00:39:38,460 --> 00:39:39,586
‏‫تو باید اینجا باشی.‬

527
00:39:46,676 --> 00:39:47,886
‏‫سیلویا بکت رو دستگیر کردیم.‬

528
00:39:48,929 --> 00:39:51,640
‏‫شرکت برق می‌دونست پایان تحقیقات‬

529
00:39:51,807 --> 00:39:53,391
‏‫ممکنه با غرامت‌ها ورشکستش کنه.‬

530
00:39:54,392 --> 00:39:58,188
‏‫ال‌جی‌تی غرامت‌ها رو کم کرد تا شرکت برق‬
‏‫جبران کنه.‬

531
00:39:58,814 --> 00:40:00,482
‏‫خواستن مدارک رو از بین ببرن.‬

532
00:40:02,025 --> 00:40:04,903
‏‫از فساد پول درمی‌آوردن؛ چه معامله‌ای!‬

533
00:40:05,654 --> 00:40:07,489
‏‫فرمانده، یه تیرانداز رو از خیابون برداشتیم.‬

534
00:40:08,073 --> 00:40:09,449
‏‫از کشتار جلوگیری کردیم.‬

535
00:40:09,616 --> 00:40:11,284
‏‫برق شهر هم قطع نشد.‬

536
00:40:12,702 --> 00:40:15,413
‏‫- به نظرم پیروزیه.‬
‏‫- آره.‬

537
00:40:16,790 --> 00:40:17,624
‏‫آره، واقعاً.‬

538
00:40:23,380 --> 00:40:25,465
‏‫بعد حرف اون شبمون،‬

539
00:40:26,508 --> 00:40:28,176
‏‫فکر می‌کردم به تفاهم رسیدیم.‬

540
00:40:28,844 --> 00:40:32,264
‏‫الان حس می‌کنم سرم کلاه رفته.‬

541
00:40:32,430 --> 00:40:34,391
‏‫- ماجرا چیه؟‬
‏‫- چرا دروغ گفتی؟‬

542
00:40:35,809 --> 00:40:38,728
‏‫گزارش عملیات؛ پرونده اسلحه و تیراندازی‬
‏‫انبار.‬

543
00:40:39,312 --> 00:40:41,648
‏‫فرستادمش پرونده مرکزی؛ برگردوندنش.‬

544
00:40:42,524 --> 00:40:47,779
‏‫پر از مغایرت و حذف و لاپوشونی تشخیص دادن.‬

545
00:40:49,197 --> 00:40:52,951
‏‫این دیگه بوی پلیس فاسد می‌ده.‬

546
00:40:54,411 --> 00:40:55,370
‏‫بگو اشتباه می‌کنم.‬

547
00:41:00,709 --> 00:41:01,585
‏‫اشتباه نمی‌کنی.‬

548
00:41:02,752 --> 00:41:05,213
‏‫اون عملیات، یکی از تیمم خشکش زد.‬

549
00:41:05,797 --> 00:41:06,882
‏‫زیر نظرش گرفتم.‬

550
00:41:07,048 --> 00:41:08,300
‏‫خودش رو جمع کرد و خوب برگشت.‬

551
00:41:08,466 --> 00:41:10,218
‏‫امروز هم خودشون رو ثابت کردن.‬

552
00:41:11,636 --> 00:41:13,847
‏‫توی گزارش ننوشتم تا ازش محافظت کنم.‬

553
00:41:14,931 --> 00:41:17,559
‏‫از تیمی که تازه داره شکل می‌گیره.‬

554
00:41:19,144 --> 00:41:23,106
‏‫دروغ گفتم چون گفتی یه خطا یعنی انحلال.‬

555
00:41:24,316 --> 00:41:25,901
‏‫اشتباه بود؟ آره.‬

556
00:41:26,443 --> 00:41:29,571
‏‫برای ادامه کار سوات باز هم این کار رو‬
‏‫می‌کنم؟‬

557
00:41:29,738 --> 00:41:30,697
‏‫قطعاً.‬

558
00:41:31,156 --> 00:41:32,449
‏‫قضاوت کردم و تصمیمم درست بود،‬

559
00:41:32,616 --> 00:41:33,950
‏‫ولی یه مسئله بزرگ‌تر داریم.‬

560
00:41:36,036 --> 00:41:39,289
‏‫فقط اعضای تیم من ماجرای انبار رو می‌دونستن.‬

561
00:41:39,998 --> 00:41:41,499
‏‫- نمی‌دونم کی گزارش داده.‬
‏‫- هوم.‬

562
00:41:42,083 --> 00:41:44,753
‏‫حتی نمی‌دونم چطور گزارش رو دیده.‬

563
00:41:45,587 --> 00:41:47,005
‏‫اگه بتونم کمک کنم...‬

564
00:41:49,633 --> 00:41:52,469
‏‫هاندو، هر کاری می‌کنی...‬

565
00:42:05,398 --> 00:42:08,151
‏‫- اینجا چی کار می‌کنی؟‬
‏‫- موقتاً اینجا موندم.‬

566
00:42:09,194 --> 00:42:12,614
‏‫- ایتن کجاست؟‬
‏‫- سر کار؛ باشگاه رباتیک.‬

567
00:42:13,573 --> 00:42:16,743
‏‫- ایتن دقیقاً چه‌کاره‌ست؟‬
‏‫- سؤال خوبیه!‬

568
00:42:17,744 --> 00:42:20,455
‏‫- تو اینجا چی کار می‌کنی؟‬
‏‫- من...‬

569
00:42:21,665 --> 00:42:22,832
‏‫دلم نمی‌خواست برم خونه.‬

570
00:42:23,917 --> 00:42:28,004
‏‫خونه‌مون شده جای مهمونی، اونم بعد همچین‬
‏‫روزی.‬

571
00:42:30,131 --> 00:42:31,383
‏‫چند روز سخت پشت سر هم بود.‬

572
00:42:33,885 --> 00:42:34,427
‏‫آره.‬

573
00:42:41,393 --> 00:42:43,728
‏‫می‌خوای یه نوشیدنی یا چیزی بخوری؟‬

574
00:42:43,895 --> 00:42:48,692
‏‫نه، می‌خوام روی این مبل نرم و عالی ولو شم.‬

575
00:42:48,858 --> 00:42:50,735
‏‫خیلی از مبل محل کار راحت‌تره.‬

576
00:42:53,154 --> 00:42:54,072
‏‫چرا اینجا موندی؟‬

577
00:42:55,115 --> 00:43:00,620
‏‫یا از اون رازهاست که اگه بگی باید من رو‬
‏‫بکشی؟‬

578
00:43:01,830 --> 00:43:03,581
‏‫نه، این‌قدر جدی نیست.‬

579
00:43:04,666 --> 00:43:06,835
‏‫وقتی از مأموریت مخفی برگشتم،‬

580
00:43:07,377 --> 00:43:08,670
‏‫یه خونه شرکتی برام گرفتن.‬

581
00:43:08,837 --> 00:43:11,881
‏‫از قبل مبله بود و همه‌چیزش خاکستری،‬

582
00:43:12,048 --> 00:43:15,260
‏‫اصلاً حس خونه خودم رو نداشت.‬

583
00:43:16,052 --> 00:43:16,636
‏‫آره.‬

584
00:43:18,138 --> 00:43:20,181
‏‫من هم مدتیه حس نمی‌کنم خودمم.‬

585
00:43:21,266 --> 00:43:24,227
‏‫- یعنی چی؟‬
‏‫- به‌خاطر کاره.‬

586
00:43:25,103 --> 00:43:27,105
‏‫سوات؛ فشارش خیلی زیاده.‬

587
00:43:28,732 --> 00:43:30,191
‏‫باعث می‌شه بقیه‌چیزها...‬

588
00:43:30,900 --> 00:43:32,068
‏‫می‌خوای بشنوی؟‬

589
00:43:33,528 --> 00:43:35,655
‏‫آره، چرا نخوام؟‬

590
00:43:45,415 --> 00:43:50,295
‏‫ببخشید؛ نمی‌دونم چرا این کار رو کردم.‬

591
00:44:03,141 --> 00:44:04,934
‏‫من... قصدم این نبود.‬

592
00:44:05,477 --> 00:44:06,561
‏‫چه فکر بدی.‬

593
00:44:08,104 --> 00:44:08,730
‏‫بدترین فکر.‬

594
00:44:10,000 --> 00:44:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
