WEBVTT

00:02.837 --> 00:03.754
یعنی منو از کار کنار گذاشتن؟

00:03.921 --> 00:05.297
‏‫قفل‌کردن ذهن توی عملیات واقعی‬

00:05.464 --> 00:07.550
‏‫بدترین اشتباه ممکن برای نیروی سواته.‬

00:07.717 --> 00:08.968
‏‫اگه تکرار بشه،‬

00:09.135 --> 00:11.220
‏‫اون فرد دیگه عضو گروه ۴۴ نیست.‬

00:11.387 --> 00:12.596
‏‫دریافت شد.‬

00:12.763 --> 00:16.225
‏‫کار سوات خیلی پرفشاره.‬

00:16.350 --> 00:18.644
‏‫مالیک قبل از اینکه به تو فرصت بدن پیشرو شد.‬

00:18.769 --> 00:20.187
‏‫واقعاً ناجوانمردانه‌ست.‬

00:20.354 --> 00:21.897
‏‫دو سال پیش، بعد مرگ ریس،‬

00:22.022 --> 00:23.899
‏‫یه لاپوشونی رو افشا کردم و اخراج شدم.‬

00:24.066 --> 00:25.693
‏‫بعد هیکس برم گردوند.‬

00:25.818 --> 00:27.695
‏‫تیم ضعیف و خودم هم هدف قرار گرفتم.‬

00:27.862 --> 00:29.822
‏‫انگار یکی می‌خواد من و سوات رو نابود کنه.‬

00:29.989 --> 00:31.407
‏‫شاید اون یکی خودت باشی.‬

00:31.532 --> 00:33.321
‏‫این کار رو به‌خاطر اصلاح سوات قبول کردم.‬

00:33.325 --> 00:34.702
‏‫خودت هم می‌دونی.‬

00:34.869 --> 00:37.288
‏‫محال بود تو رو برای فرماندهی انتخاب کنم.‬

00:53.179 --> 00:55.556
‏‫بجنبین، پلیس داره می‌رسه.‬

00:57.475 --> 00:59.852
‏‫- اون اینجا چی کار می‌کنه؟‬
‏‫- مهم نیست.‬

01:00.269 --> 01:02.521
‏‫- گروگان رو مهار کن.‬
‏‫- باشه.‬

01:04.273 --> 01:05.566
‏‫فکر می‌کنی زیادی دیده؟‬

01:05.733 --> 01:06.973
‏‫چشماش بسته‌ست، مرد. بی‌خیال.‬

01:07.026 --> 01:08.694
‏‫آره، ولی مطمئن نیستی.‬

01:12.031 --> 01:13.491
‏‫پلیس! اسلحه رو بنداز!‬

01:16.000 --> 01:27.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:29.673 --> 01:31.509
‏‫وضعیت امنه؛ سه مظنون از پا افتادن.‬

01:31.675 --> 01:33.260
‏‫خودی! خودی! خودی!‬

01:33.427 --> 01:34.595
‏‫بیاین داخل!‬

01:34.762 --> 01:36.180
‏‫- اسلحه‌اش رو بگیر.‬
‏‫- صاحبش؟‬

01:36.347 --> 01:38.140
‏‫- چرا بهش شلیک کردی؟‬
‏‫- اسلحه داشت.‬

01:38.307 --> 01:40.810
‏‫ایتن، اسلحه‌ها رو جمع کن، بچه رو ببر بیرون.‬

01:41.435 --> 01:42.603
‏‫هیچ اسلحه‌ای نیست.‬

01:43.145 --> 01:44.945
‏‫اسلحه داشت؛ باید همین‌جا باشه.‬

01:44.980 --> 01:46.106
‏‫پیداش کن.‬

01:48.000 --> 01:55.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:57.910 --> 01:59.578
‏‫اینجا گرمه؟ عرق کردم.‬

01:59.745 --> 02:01.372
‏‫آره، تقصیر این لباس‌های لعنتیه.‬

02:01.497 --> 02:03.624
‏‫توی لس‌آنجلس کی لباس پشمی می‌پوشه؟‬

02:03.791 --> 02:04.667
‏‫خیلی مسخره‌ست.‬

02:04.834 --> 02:06.210
‏‫اصلاً کل این ماجرا مسخره‌ست.‬

02:06.335 --> 02:07.962
‏‫ما اینجا چی کار می‌کنیم؟‬

02:08.128 --> 02:10.368
‏‫هیئت بازبینی استفاده از زور تشکیل می‌شه‬

02:10.506 --> 02:12.216
‏‫تا تیراندازی مرگبار پلیس رو بررسی کنه.‬

02:12.383 --> 02:14.176
‏‫ممنون، جناب بدیهیات!‬

02:14.343 --> 02:16.303
‏‫همه‌مون می‌دونیم هیئت بازبینی چیه.‬

02:16.470 --> 02:18.718
‏‫می‌گم چرا هاندو رو کشوندن اینجا؟‬

02:18.722 --> 02:20.307
‏‫چرا ما هم باید شهادت بدیم؟‬

02:20.474 --> 02:22.013
‏‫انگار بار اوله سوات‬

02:22.017 --> 02:23.185
‏‫تیراندازی مرگبار داشته.‬

02:23.352 --> 02:24.672
‏‫درسته؛ من فقط لازم بود‬

02:24.770 --> 02:26.272
‏‫روان‌شناس تأییدم کنه.‬

02:26.438 --> 02:28.103
‏‫احتمالاً چون اسلحه رو پیدا نکردیم.‬

02:28.107 --> 02:29.608
‏‫ولی هاندو گفت اسلحه داشته.‬

02:30.150 --> 02:31.569
‏‫این کت‌وشلواری‌های لعنتی!‬

02:31.735 --> 02:33.233
‏‫فکر می‌کنن می‌دونن میدان چطوره.‬

02:33.237 --> 02:35.364
‏‫این هم از «حمایت از پلیس»!‬

02:36.073 --> 02:39.994
‏‫فکر می‌کنی یکی می‌گه هاندو دروغ گفته؟‬

02:58.387 --> 02:59.680
‏‫حالا واقعاً گرمم شده.‬

02:59.847 --> 03:02.308
‏‫از حمایتتون ممنونم.‬

03:02.474 --> 03:03.642
‏‫بله، قربان.‬

03:04.268 --> 03:06.729
‏‫هاندو، همیشه از دیدنت خوشحالم.‬

03:07.813 --> 03:09.899
‏‫«خوشحالم» کلمه‌ای نیست که من بگم.‬

03:10.608 --> 03:12.860
‏‫هیئت بازبینی برای شلیک موجه؟‬

03:13.444 --> 03:14.987
‏‫با احترام،‬

03:15.154 --> 03:16.610
‏‫معاون رئیس، این کار در شأن شماست؟‬

03:16.614 --> 03:18.073
‏‫حق با توئه؛ زیاده‌رویه.‬

03:18.198 --> 03:20.784
‏‫ولی برنامه آزمایشی سوات مهمه.‬

03:20.910 --> 03:24.163
‏‫برای اداره و برای من؛ باید بی‌نقص باشه.‬

03:24.663 --> 03:27.041
‏‫دیدم با اون بچه‌ها چه کار می‌کنی.‬

03:27.541 --> 03:29.084
‏‫کار خوبیه، هاندو.‬

03:29.335 --> 03:30.252
‏‫نگرانش نباش.‬

03:30.669 --> 03:32.755
‏‫من اینجام تا از تو و سوات دفاع کنم.‬

03:35.716 --> 03:37.718
‏‫انگار همه با هدفت موافق نیستن.‬

03:38.928 --> 03:41.055
‏‫- فرمانده پایک.‬
‏‫- معاون رئیس.‬

03:41.221 --> 03:44.600
‏‫ببخشید.‬

03:46.310 --> 03:48.228
‏‫پس تو هم عضو هیئتی؟‬

03:48.979 --> 03:50.522
‏‫امید داشتم دادگاه منصفانه باشه.‬

03:50.689 --> 03:51.982
‏‫اینجا محاکمه نمی‌شی، هاندو.‬

03:52.608 --> 03:55.277
‏‫کسی دنبال گیر انداختنت نیست؛ حقیقت رو‬
‏‫می‌خوایم.‬

03:55.444 --> 03:57.484
‏‫توی تیمم خبرچین هست؛ هر دومون می‌دونیم.‬

03:57.488 --> 03:59.949
‏‫خبرچین رو چی دیگه می‌گن؟ افشاگر.‬

04:00.699 --> 04:02.030
‏‫توی گروهت خبرهاییه.‬

04:02.034 --> 04:03.452
‏‫اداره حق داره بفهمه.‬

04:03.994 --> 04:06.234
‏‫گفتم اگه ول نکنی چی می‌شه.‬

04:07.247 --> 04:08.540
‏‫انگار نفهمیدم کجا گفتی‬

04:08.666 --> 04:10.386
‏‫می‌خوان تیراندازی بد رو بندازن گردنم.‬

04:10.793 --> 04:11.877
‏‫موفق باشی.‬

04:22.346 --> 04:24.765
‏‫امروز نهم ژوئن ۲۰۲۶ است.‬

04:25.182 --> 04:27.685
‏‫معاون رئیس رومن کاررو، رئیس جلسه،‬

04:27.851 --> 04:29.603
‏‫لطفاً نامتان را برای ثبت بگویید.‬

04:30.229 --> 04:31.855
‏‫گروهبان دنیل هارلسون.‬

04:33.065 --> 04:35.609
‏‫گروهبان، امروز اقدامات شما رو‬

04:35.776 --> 04:38.070
‏‫در عملیات ششم ژوئن بررسی می‌کنیم.‬

04:38.445 --> 04:40.030
‏‫پس شروع کنیم.‬

04:40.197 --> 04:42.449
‏‫برای ثبت در پرونده: اسلحه‌ای بود؟‬

04:42.574 --> 04:44.660
‏‫بله، اون زن اسلحه داشت.‬

04:45.577 --> 04:47.450
‏‫فرمانده پایک، عجله نکنین.‬

04:47.454 --> 04:49.534
‏‫همه اعضای هیئت فرصت سؤال دارن.‬

04:49.665 --> 04:52.501
‏‫می‌خواین بفهمین به زن بی‌سلاح شلیک کردم یا‬
‏‫نه.‬

04:57.673 --> 04:58.674
‏‫آماده‌ام.‬

05:00.551 --> 05:01.385
‏‫بفرمایین.‬

05:32.875 --> 05:36.503
‏‫همون‌طور که می‌دونین، بخشی از کار هیئت‬

05:36.670 --> 05:38.213
‏‫بررسی وضعیت ذهنیه.‬

05:38.881 --> 05:41.717
‏‫گروهبان، عامل عاطفی یا روانی‌ای بود‬

05:41.842 --> 05:43.927
‏‫که قضاوتتون رو اون روز مختل کنه؟‬

05:44.094 --> 05:48.140
‏‫- نه، کاملاً هوشیار بودم.‬
‏‫- خوبه، ادامه بدیم.‬

05:48.307 --> 05:49.224
‏‫اجازه می‌دین؟‬

05:50.434 --> 05:51.810
‏‫گروهبان هارلسون،‬

05:51.977 --> 05:53.697
‏‫گفت‌وگوی اون صبحمون رو یادتونه؟‬

05:53.854 --> 05:55.773
‏‫آره، تمرکزم رو زیر سؤال بردی.‬

05:55.939 --> 05:58.275
‏‫من اعتمادت به گروهت رو زیر سؤال بردم‬

05:58.442 --> 05:59.651
‏‫و ازت خواستم...‬

05:59.818 --> 06:01.987
‏‫فرمانده پایک، جلسه رو من اداره می‌کنم.‬

06:03.072 --> 06:06.700
‏‫گروهبان، ماجرای ششم ژوئن رو تعریف کن.‬

06:09.578 --> 06:12.790
‏‫صبح، گروه ۴۴ داشت تجهیزات رو بررسی می‌کرد.‬

06:14.083 --> 06:16.543
‏‫بعد از تکمیل کیف کمک‌های اولیه، برین‬
‏‫پارکینگ.‬

06:16.710 --> 06:18.587
‏‫رانندگی دفاعی تمرین می‌کنیم؟ مانور توقف؟‬

06:18.754 --> 06:20.672
‏‫فکر می‌کنی «بتی سیاه» خودش واکس می‌خوره؟‬

06:20.798 --> 06:21.882
‏‫می‌خوام برق بزنه.‬

06:22.049 --> 06:24.093
‏‫پس از اون مزخرفات استاد و شاگردیه؟‬

06:24.218 --> 06:25.458
‏‫شاید بالاخره یاد بگیری‬

06:25.552 --> 06:26.678
‏‫چطور مشت راست رو دفاع کنی.‬

06:26.845 --> 06:28.165
‏‫بهتر نیست وقتتون رو‬

06:28.263 --> 06:29.583
‏‫توی سالن تیراندازی تمرین کنین؟‬

06:30.724 --> 06:33.018
‏‫کار شرافتمندانه همیشه ارزش وقت رو داره.‬

06:33.936 --> 06:36.230
‏‫این تیم هم الان یه‌کم صداقت لازم داره.‬

06:37.314 --> 06:38.565
‏‫و تمرکز.‬

06:39.274 --> 06:40.484
‏‫و راهنمایی.‬

06:40.651 --> 06:42.528
‏‫و رهبری که دنبال سایه‌ها نباشه.‬

06:42.694 --> 06:45.823
‏‫شاید هم دست از یافتن خبرچین برداره.‬

06:46.573 --> 06:48.408
‏‫اون خبرچین من رو هدف قرار داده.‬

06:49.284 --> 06:51.787
‏‫می‌فهمم کیه و به کی گزارش می‌ده.‬

06:52.955 --> 06:54.828
‏‫شاید بهم اعتماد نداشته باشی؛ ولی رئیس توام.‬

06:54.832 --> 06:56.592
‏‫باید بفهمم بدگمانیت‬

06:56.625 --> 06:58.001
‏‫قراره کارمون رو خراب کنه یا نه.‬

06:58.919 --> 07:01.171
‏‫اعتماد باید دوطرفه باشه، هاندو.‬

07:02.297 --> 07:03.632
‏‫درسته.‬

07:04.049 --> 07:05.509
‏‫پشت سرت رو بپا.‬

07:05.676 --> 07:07.257
‏‫اگه مدام دنبال خنجر پشتت باشی،‬

07:07.261 --> 07:09.179
‏‫ضربه روبه‌رو رو نمی‌بینی.‬

07:09.930 --> 07:11.098
‏‫عملیات مورد بحث‬

07:11.265 --> 07:13.725
‏‫با تماس ناشناس ۹۱۱ شروع شد.‬

07:16.186 --> 07:18.814
‏‫گروگان‌گیری توی مزرعه تجاری شاهدانه.‬

07:20.774 --> 07:21.894
‏‫پرونده به سوات ارجاع شد.‬

07:22.025 --> 07:23.569
‏‫تیمم با گشت هماهنگ کرد.‬

07:23.694 --> 07:25.445
‏‫افسر مالیک اندرسون پیشرو بود.‬

07:25.612 --> 07:26.738
‏‫پیرامون بررسی شد.‬

07:26.905 --> 07:28.907
‏‫نه گروگان می‌بینیم، نه دشمن.‬

07:29.324 --> 07:31.076
‏‫همه ورودی‌ها امن به نظر می‌رسن.‬

07:31.243 --> 07:32.369
‏‫انگار خالیه.‬

07:33.120 --> 07:35.247
‏‫مرکز می‌گه کسی تماس‌های مجدد ۹۱۱ رو جواب‬
‏‫نداده.‬

07:35.414 --> 07:38.000
‏‫اگه گروگان دارن، هیچ خواسته‌ای ندادن.‬

07:38.417 --> 07:40.169
‏‫ایتن، دوربین حرارتی چی نشون می‌ده؟‬

07:40.335 --> 07:43.547
‏‫همه‌چیز و هیچ‌چیز؛ تهویه رو می‌بینی؟‬

07:43.714 --> 07:45.340
‏‫مزارع کشت هیدروپونیک داغن.‬

07:45.507 --> 07:47.050
‏‫رطوبت بالا و دمای ثابت دارن.‬

07:47.217 --> 07:49.303
‏‫از بیرون تمام نقاط یه‌اندازه گرم دیده می‌شن.‬

07:49.469 --> 07:50.829
‏‫نمی‌شه رد حرارت رو جدا کرد.‬

07:50.971 --> 07:53.056
‏‫- پس اگه وارد شیم...‬
‏‫- کوریم.‬

07:54.057 --> 07:55.434
‏‫دستور چیه، رئیس؟‬

07:55.559 --> 07:56.999
‏‫تماس ۹۱۱ مجوز ورود می‌ده.‬

07:57.102 --> 07:58.645
‏‫ولی تصمیم با توئه، پیشرو.‬

08:00.939 --> 08:02.232
‏‫از همون اول،‬

08:02.399 --> 08:03.879
‏‫فقط نصف ماجرا رو می‌دونستیم.‬

08:03.984 --> 08:05.777
‏‫خبر نداشتیم اوضاع چقدر خرابه.‬

08:06.862 --> 08:09.198
‏‫پلیس! باز کنین، وگرنه وارد می‌شیم!‬

08:10.908 --> 08:14.286
‏‫هی! این عملیات فدراله.‬

08:14.453 --> 08:15.787
‏‫عقب برین! همین حالا گمشین عقب!‬

08:15.954 --> 08:17.410
‏‫می‌گی اینجا چه خبره؟‬

08:17.414 --> 08:19.416
‏‫عملیات اداره مهاجرت و گمرکه.‬

08:19.541 --> 08:21.877
‏‫گزارش نیروی کار بدون مدرک اقامت داریم.‬

08:22.002 --> 08:24.630
‏‫تا کامل پاک‌سازی نکنیم، نمی‌ریم.‬

08:24.755 --> 08:26.673
‏‫عجیبه، چون به ما خبر گروگان‌گیری دادن.‬

08:26.840 --> 08:28.675
‏‫حتماً یکی مسخره‌بازی درآورده.‬

08:28.926 --> 08:30.260
‏‫خودمون رسیدگی می‌کنیم.‬

08:30.385 --> 08:32.105
‏‫ما هم می‌خوایم یه نگاهی بندازیم.‬

08:32.346 --> 08:34.014
‏‫این اتفاق نمی‌افته.‬

08:34.181 --> 08:36.308
‏‫از همون اول قواعد رو رعایت نمی‌کردن.‬

08:37.226 --> 08:38.977
‏‫باید ماسکت رو برداری.‬

08:39.394 --> 08:40.771
‏‫قانون ایالت ممنوع کرده...‬

08:40.938 --> 08:43.106
‏‫رفیق، من کارمند ایالت کالیفرنیا نیستم.‬

08:43.273 --> 08:44.793
‏‫اینجا عملیات فدراله،‬

08:44.816 --> 08:47.194
‏‫و اختیارش از پلیس محلی بالاتره.‬

08:47.319 --> 08:48.816
‏‫- یعنی...‬
‏‫- گورت رو گم کن.‬

08:48.820 --> 08:51.031
‏‫خوبه که منظور هم رو فهمیدیم.‬

08:56.119 --> 08:58.538
‏‫بریم؛ بدون حکم نمی‌تونیم وارد شیم.‬

08:58.705 --> 09:00.040
‏‫گزارشت می‌گه‬

09:00.207 --> 09:03.543
‏‫رابط اداره مهاجرت همکاری نکرد.‬

09:04.002 --> 09:05.545
‏‫یادمون انداختن اطلاعات عملیات رو‬

09:05.712 --> 09:07.631
‏‫به پلیس محلی نمی‌دن.‬

09:07.798 --> 09:10.092
‏‫به زبون ساده: برین به جهنم.‬

09:10.217 --> 09:12.094
‏‫وقتی به دولت فدرال اعتماد کنی همین می‌شه.‬

09:12.261 --> 09:13.053
‏‫تا مشکلت رو حل کنه.‬

09:13.220 --> 09:14.596
‏‫نتیجه‌اش هرج‌ومرجه.‬

09:14.763 --> 09:16.803
‏‫پلیس واقعی پشت ماسک اسکی قایم نمی‌شه.‬

09:17.182 --> 09:19.559
‏‫اگه به کارت ایمان داری، چهره‌ات رو نشون‬
‏‫می‌دی.‬

09:19.893 --> 09:21.395
‏‫وگرنه ترسویی.‬

09:22.813 --> 09:26.900
‏‫خب دقیقاً از چی عصبانی شدی؟‬

09:27.067 --> 09:29.528
‏‫از ماسک‌هاشون یا تحقیرشدنت؟‬

09:29.695 --> 09:31.530
‏‫من نگفتم عصبانی شدم.‬

09:31.697 --> 09:33.198
‏‫ولی حسابی عصبانی به نظر می‌رسی.‬

09:33.365 --> 09:35.742
‏‫فقط می‌دونستم کار این‌ها یه‌جاش می‌لنگه.‬

09:37.119 --> 09:39.288
‏‫پس، گروهبان، تا این لحظه‬

09:39.454 --> 09:42.332
‏‫فقط نیروهای سوات توی محل بودن؟‬

09:42.499 --> 09:43.750
‏‫درسته.‬

09:43.917 --> 09:47.004
‏‫با اینکه پروتکل می‌گفت باید برین،‬

09:47.170 --> 09:48.255
‏‫تصمیم گرفتین بمونین؟‬

09:48.672 --> 09:50.424
‏‫- درسته.‬
‏‫- چرا؟‬

09:51.216 --> 09:53.427
‏‫چون بعضی وقت‌ها خود مقررات مشکلن.‬

10:06.690 --> 10:08.025
‏‫ممنون که همه موندین.‬

10:08.608 --> 10:09.860
‏‫انگار انتخاب دیگه‌ای داشتیم!‬

10:10.027 --> 10:12.070
‏‫منظورش اینه که پشتت هستیم، رئیس.‬

10:15.157 --> 10:16.366
‏‫کسیدی، خوبی؟‬

10:17.367 --> 10:18.827
‏‫انگار از دیدن من خوشحال نیستی.‬

10:20.579 --> 10:22.299
‏‫اگه حرفی داری، بزن.‬

10:23.123 --> 10:25.500
‏‫هر چی پشت سرم می‌گین، به روم بگین.‬

10:29.921 --> 10:31.131
‏‫این شامل همه می‌شه.‬

10:32.215 --> 10:33.467
‏‫قربان، با احترام،‬

10:33.633 --> 10:34.964
‏‫این دقیقاً طبق پروتکل استاندارد‬

10:34.968 --> 10:36.178
‏‫هیئت بررسی تیراندازی نیست.‬

10:38.138 --> 10:40.298
‏‫یه وقت مقرراته، یه وقت کار درست.‬

10:41.266 --> 10:43.602
‏‫هر کدومتون باید خودتون تشخیص بدین.‬

10:49.941 --> 10:51.109
‏‫نگران نباش.‬

10:52.069 --> 10:53.779
‏‫- حقیقت روشن می‌شه.‬
‏‫- دقیقاً.‬

10:53.904 --> 10:55.489
‏‫چون هاندو کار اشتباهی نکرده.‬

10:55.947 --> 10:57.991
‏‫پس چرا جوری رفتار می‌کنه انگار کرده؟‬

11:01.078 --> 11:02.662
‏‫افسر کالن، نوبت شماست.‬

11:08.710 --> 11:10.170
‏‫افسر کالن،‬

11:10.295 --> 11:12.455
‏‫از رفتار گروهبان هارلسون اون روز چی یادتونه؟‬

11:12.839 --> 11:13.924
‏‫قدبلند بود.‬

11:14.674 --> 11:15.842
‏‫ریش بزی داشت.‬

11:17.469 --> 11:18.595
‏‫شکم خوش‌فرمی هم داشت...‬

11:18.762 --> 11:19.802
‏‫شوخی نکنین.‬

11:20.555 --> 11:22.349
‏‫می‌دونیم تصمیم گرفت بمونه‬

11:22.516 --> 11:24.309
‏‫بعد از اینکه بقیه واحدها رفتن.‬

11:25.102 --> 11:27.354
‏‫آره، اون موقع منطقی به نظر نمی‌رسید.‬

11:27.479 --> 11:29.147
‏‫چه زمانی دلیل موندنش رو‬

11:29.314 --> 11:30.649
‏‫به شما توضیح داد؟‬

11:31.066 --> 11:32.025
‏‫نداد.‬

11:32.192 --> 11:33.512
‏‫فکر می‌کنین این ناشی از‬

11:33.568 --> 11:35.445
‏‫بی‌اعتمادی به گروهش بود؟‬

11:35.612 --> 11:37.155
‏‫زیاد بهش فکر نکردم.‬

11:37.322 --> 11:38.698
‏‫لازم هم نبود؛ ربطی نداره.‬

11:38.865 --> 11:40.784
‏‫اگه بی‌اعتمادی و نگفتن اطلاعاتش‬

11:40.951 --> 11:43.703
‏‫تیم رو به خطر انداخته باشه، کاملاً ربط داره.‬

11:43.870 --> 11:44.870
‏‫این اتفاق نیفتاد.‬

11:45.622 --> 11:47.416
‏‫همه‌مون می‌خواستیم بمونیم.‬

11:47.582 --> 11:49.668
‏‫اون مأمورهای مهاجرت خیلی مشکوک بودن.‬

11:49.835 --> 11:51.195
‏‫ما دنبال دعوا نبودیم،‬

11:51.253 --> 11:53.463
‏‫ولی دممون رو هم نمی‌ذاشتیم روی کولمون.‬

11:53.964 --> 11:56.925
‏‫گروهبان ما رو به خطر ننداخت.‬

11:57.259 --> 11:59.553
‏‫بلکه یه راه ورود پیدا کرد.‬

12:08.103 --> 12:09.438
‏‫اینجا کی مسئوله؟‬

12:10.230 --> 12:11.950
‏‫یکی می‌گه چه خبره؟‬

12:12.023 --> 12:14.183
‏‫خانم، آروم باشین؛ اوضاع تحت کنترله.‬

12:14.276 --> 12:16.361
‏‫گروهبان هارلسونم؛ شما؟‬

12:16.486 --> 12:18.238
‏‫ریچل ریچاردز؛ اینجا مال منه.‬

12:18.738 --> 12:20.778
‏‫آژیر امنیتی به صدا دراومد، مستقیم اومدم.‬

12:20.824 --> 12:23.326
‏‫- کسی وارد شده؟‬
‏‫- ظاهراً سوءتفاهمه.‬

12:23.452 --> 12:24.578
‏‫اما الان‬

12:24.744 --> 12:25.700
‏‫اداره مهاجرت اینجاست.‬

12:25.704 --> 12:26.538
‏‫شوخی می‌کنین؟‬

12:27.038 --> 12:28.248
‏‫این کسب‌وکار قانونیه.‬

12:28.373 --> 12:30.167
‏‫همه کارگرهام مدارک قانونی دارن.‬

12:31.209 --> 12:34.254
‏‫الان توی ساختمونن و کارکنانم رو اذیت می‌کنن؟‬

12:34.379 --> 12:36.631
‏‫- متأسفانه قانونیه.‬
‏‫- دیوونگیه.‬

12:37.507 --> 12:39.384
‏‫حتماً کاری از دستم برمیاد.‬

12:40.093 --> 12:40.844
‏‫خب،‬

12:42.220 --> 12:44.139
‏‫اول می‌تونی حکم بازرسیشون رو بخوای.‬

12:44.306 --> 12:45.515
‏‫ما نمی‌تونیم جلوت رو بگیریم.‬

12:46.141 --> 12:48.014
‏‫ولی معلومه تنهات نمی‌ذاریم بری تو.‬

12:48.018 --> 12:49.102
‏‫متوجه‌ای؟‬

12:51.813 --> 12:52.856
‏‫دنبال من بیا.‬

12:57.319 --> 12:58.653
‏‫هی، هی، هی!‬

12:58.778 --> 13:00.485
‏‫نگفتم از اینجا گم شین بیرون؟‬

13:00.489 --> 13:02.361
‏‫من صاحب اینجام؛ به من چیزی نگفتی.‬

13:02.365 --> 13:04.605
‏‫حق نداری اینجا باشی؛ همه کارگرهام قانونین.‬

13:05.160 --> 13:08.079
‏‫- حکمت رو نشون بده.‬
‏‫- حرف خانم رو شنیدی.‬

13:10.874 --> 13:12.417
‏‫بفرما، این هم حکم.‬

13:16.922 --> 13:18.715
‏‫وکیلم باهاتون تماس می‌گیره.‬

13:18.882 --> 13:19.883
‏‫منتظرشم.‬

13:20.050 --> 13:21.255
‏‫اشکالی داره ببینمش؟‬

13:21.259 --> 13:22.093
‏‫البته.‬

13:23.303 --> 13:24.179
‏‫هر طور می‌خوای.‬

13:29.017 --> 13:31.269
‏‫پلیس محلی اختیاری نداره؛ مجبورم نکن...‬

13:32.521 --> 13:33.271
‏‫رئیس.‬

13:34.940 --> 13:36.316
‏‫لعنتی!‬

13:43.990 --> 13:45.951
‏‫- باید یه دکمه بزنی.‬
‏‫- می‌دونم.‬

13:46.117 --> 13:47.577
‏‫فقط نمی‌دونم چی می‌خوام.‬

13:48.745 --> 13:51.540
‏‫ساکتی؛ از تو بعیده.‬

13:51.706 --> 13:53.083
‏‫به‌خاطر اینه که جود اون داخله؟‬

13:53.208 --> 13:55.085
‏‫چرا باید عصبی... ساکت باشم؟ چرا؟‬

13:55.627 --> 13:57.542
‏‫- چرا باید ساکت باشم؟‬
‏‫- چون اون دوست...‬

13:57.546 --> 13:59.798
‏‫راستش نمی‌دونم رابطه‌تون رسمیه یا نه.‬

13:59.923 --> 14:01.466
‏‫با هم درباره‌اش حرف زدین؟‬

14:02.008 --> 14:04.386
‏‫شاید یه شب بود، ولی تمام شب طول کشید...‬

14:04.511 --> 14:06.031
‏‫نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنی.‬

14:06.054 --> 14:08.515
‏‫- من و جود فقط دوستیم.‬
‏‫- داری طعنه می‌زنی؟‬

14:08.974 --> 14:11.768
‏‫من تشخیص نمی‌دم؛ توی زیرشیروونی زندگی‬
‏‫می‌کنم.‬

14:11.935 --> 14:13.432
‏‫دیوارها حتی تا سقف نمی‌رسن.‬

14:13.436 --> 14:16.439
‏‫همه‌چیز رو شنیدم؛ همه‌چیز رو!‬

14:16.606 --> 14:17.983
‏‫باشه، باشه!‬

14:18.149 --> 14:20.360
‏‫من و جود با هم بودیم، ولی معنایی نداره.‬

14:20.860 --> 14:22.380
‏‫با هم کار می‌کنیم؛ اوضاع خراب می‌شه.‬

14:22.404 --> 14:25.699
‏‫- تازه دوست‌پسر دارم.‬
‏‫- دوست‌پسر داری؟‬

14:26.825 --> 14:28.159
‏‫البته به من ربطی نداره.‬

14:28.326 --> 14:29.574
‏‫انگار چیزی بین ما بوده!‬

14:29.578 --> 14:32.205
‏‫بی‌خیال؛ اون می‌دونه. دیوارها نازکن.‬

14:32.372 --> 14:33.832
‏‫دقیق‌تر بگم کوتاهن.‬

14:38.169 --> 14:39.379
‏‫چه ضایع شد.‬

14:39.504 --> 14:41.224
‏‫من معمولاً همچین چیزهایی رو متوجه نمی‌شم.‬

14:42.048 --> 14:43.049
‏‫می‌رم یه نوشیدنی بگیرم‬

14:43.216 --> 14:44.536
‏‫از یه دستگاه فروش دیگه.‬

14:44.593 --> 14:45.885
‏‫منظورم اینه که می‌رم‬

14:46.052 --> 14:48.263
‏‫تا شما دوتا داستانتون رو هماهنگ کنین.‬

14:51.558 --> 14:52.851
‏‫هوم.‬

14:53.018 --> 14:56.354
‏‫ببین، اون بیشتر یه رابطه بی‌تعهد‬

14:57.230 --> 14:58.732
‏‫همراه با شراکت کاریه.‬

14:58.898 --> 15:00.734
‏‫اون اینفلوئنسره؛ با هم همکاری می‌کنیم.‬

15:00.900 --> 15:01.985
‏‫همه‌چیز خوبه.‬

15:02.485 --> 15:03.320
‏‫جدی می‌گم.‬

15:06.489 --> 15:07.490
‏‫دوستیم.‬

15:09.451 --> 15:10.410
‏‫دوستیم.‬

15:11.453 --> 15:13.288
‏‫آخ، دیوارهای کوتاه!‬

15:16.625 --> 15:18.710
‏‫وقت مکالمه ناراحت‌کننده بعدیه.‬

15:21.921 --> 15:23.465
‏‫افسر، لطفاً نامتون رو بگین.‬

15:24.049 --> 15:25.550
‏‫- سامانتا بیشاپ.‬
‏‫- ممنون.‬

15:25.717 --> 15:27.427
‏‫امروز داریم اقدامات‬

15:27.594 --> 15:29.471
‏‫گروهبان دنیل هارلسون رو بررسی می‌کنیم.‬

15:30.013 --> 15:31.431
‏‫برای ثبت در پرونده، شک ندارم‬

15:31.598 --> 15:32.766
‏‫همه کارهای هاندو‬

15:32.891 --> 15:34.768
‏‫کاملاً قانونی و مطابق مقررات بوده.‬

15:34.934 --> 15:36.353
‏‫از این کمتر هم انتظار ندارم‬

15:36.519 --> 15:38.271
‏‫از دختر گری بیشاپ.‬

15:40.065 --> 15:41.771
‏‫سلام من رو به پدرت برسون.‬

15:41.775 --> 15:43.356
‏‫با اینکه اون به کسانی که‬

15:43.360 --> 15:45.000
‏‫کار خیابونی رو با کت‌وشلوار عوض کردن.‬

15:45.028 --> 15:47.155
‏‫پدرم به آدم‌هایی که... از بالا نگاه نمی‌کرد.‬

15:47.322 --> 15:50.075
‏‫افسر بیشاپ، لطفاً صداقت یادتون نره.‬

15:50.867 --> 15:52.869
‏‫خب؛ برگردیم به ششم ژوئن.‬

15:53.036 --> 15:55.080
‏‫بعد ورود به تأسیسات چی شد؟‬

15:55.246 --> 15:57.582
‏‫به‌طور خاص، هاندو توضیح داد‬

15:57.707 --> 16:01.002
‏‫چرا با یکی از افراد درگیر شد؟‬

16:01.836 --> 16:04.130
‏‫بعد از ماجرا توضیح داد، آره.‬

16:05.090 --> 16:07.384
‏‫پلیس محلی اختیاری نداره؛ مجبورم نکن...‬

16:07.801 --> 16:09.594
‏‫- رئیس.‬
‏‫- لعنتی!‬

16:18.895 --> 16:19.938
‏‫چه کار کردی؟‬

16:20.063 --> 16:21.690
‏‫به یه مأمور فدرال حمله کردی.‬

16:23.149 --> 16:24.484
‏‫بذارین یه چیزی بهتون یاد بدم.‬

16:24.651 --> 16:26.444
‏‫- سامی، این چیه؟‬
‏‫- کلت مدل ۱۹۱۱.‬

16:26.611 --> 16:29.572
‏‫مأمورهای مهاجرت گلاک ۱۹ دارن؛ چی می‌بینین؟‬

16:29.739 --> 16:31.241
‏‫دسته عاجی؛ خیلی خفنه.‬

16:31.408 --> 16:32.992
‏‫یعنی دخترونه‌ست؟ کلت دخترونه‌ست.‬

16:33.159 --> 16:34.639
‏‫- جنسیت‌زده‌ست.‬
‏‫- ولی درسته.‬

16:34.703 --> 16:36.283
‏‫بابام من رو با این ببینه عاقم می‌کنه.‬

16:36.287 --> 16:37.827
‏‫اصل حرف اینه که کلت سفارشی و گرونه.‬

16:37.831 --> 16:38.915
‏‫تجهیز استاندارد نیست.‬

16:39.040 --> 16:40.400
‏‫طرف لای کمربندش گذاشته بود،‬

16:40.542 --> 16:41.462
‏‫بدون غلاف درست.‬

16:41.543 --> 16:42.502
‏‫هر کسی برش می‌داشت.‬

16:42.669 --> 16:44.003
‏‫هاندو، مشکوکه،‬

16:44.170 --> 16:46.047
‏‫ولی مأمورهای مهاجرت خودسرن.‬

16:46.423 --> 16:47.823
‏‫طبق قوانین خودشون رفتار می‌کنن.‬

16:47.924 --> 16:49.926
‏‫برای همین همون اول طرف رو نزدم.‬

16:50.427 --> 16:53.263
‏‫- باید حکم رو می‌دیدم.‬
‏‫- واقعی به نظر میاد.‬

16:53.888 --> 16:56.307
‏‫- کدوم قاضی امضاش کرده؟‬
‏‫- قاضی بلمونت.‬

16:56.474 --> 16:59.728
‏‫بلمونت سال ۲۰۲۴ بازنشسته شد؛ حکم جعلیه.‬

16:59.894 --> 17:01.771
‏‫چی؟ پس معنی‌اش چیه؟‬

17:01.938 --> 17:03.982
‏‫بن؟ بن، صدام رو داری؟‬

17:04.649 --> 17:06.025
‏‫داریم نزدیک موضعتون می‌شیم.‬

17:06.901 --> 17:08.820
‏‫- لعنتی!‬
‏‫- پناه بگیرین!‬

17:12.657 --> 17:14.117
‏‫چه خبره؟‬

17:14.284 --> 17:16.578
‏‫اون مأمورهای مهاجرت قلابی‌ان؛ بازرسی نیست.‬

17:16.745 --> 17:18.371
‏‫گروگان‌گیری در جریانه.‬

17:18.538 --> 17:19.330
‏‫آرایش بگیرین!‬

17:19.748 --> 17:21.249
‏‫داره فرار می‌کنه؛ تعقیب کنیم؟‬

17:21.416 --> 17:23.543
‏‫نه؛ باید دوباره جمع بشیم.‬

17:23.710 --> 17:25.712
‏‫اون لحظه فرضیه‌مون عوض شد.‬

17:25.879 --> 17:27.297
‏‫باید فرض می‌کردیم افراد مسلح‬

17:27.422 --> 17:29.048
‏‫با لباس مأمور مهاجرت وارد شدن‬

17:29.215 --> 17:31.176
‏‫و کارگرها رو گروگان گرفتن.‬

17:31.760 --> 17:34.095
‏‫و سؤال روشن این بود که چرا.‬

17:34.262 --> 17:35.597
‏‫ریچل، با من بیا؛ بلند شو.‬

17:36.514 --> 17:38.933
‏‫این یه سرقت تمام‌عیاره.‬

17:39.058 --> 17:40.685
‏‫- پول نقد نگه می‌دارین؟‬
‏‫- چی؟‬

17:40.852 --> 17:43.062
‏‫نه؛ با تعاونی اعتباری محلی کار می‌کنیم.‬

17:43.229 --> 17:45.190
‏‫پس هر کی اومده، دنبال محصوله.‬

17:45.356 --> 17:48.526
‏‫- جنس گرون و دم‌دست.‬
‏‫- یعنی سرقته؟‬

17:48.651 --> 17:50.862
‏‫هی، آروم باش؛ حالت خوبه.‬

17:51.029 --> 17:52.989
‏‫همه کارکنانت رو زنده بیرون میاریم.‬

17:53.156 --> 17:54.824
‏‫اول باید تو رو به یه جای امن ببرم.‬

17:54.991 --> 17:57.744
‏‫جود، این مرد رو ببر بیرون و گشت رو خبر کن.‬

17:57.911 --> 18:01.080
‏‫واحدها سریع بیان؛ چراغ و آژیر روشن.‬

18:01.247 --> 18:03.249
‏‫مطمئن شو محیط دوباره محاصره می‌شه.‬

18:03.416 --> 18:04.667
‏‫ایتن، چشم از محل برندار.‬

18:04.834 --> 18:06.795
‏‫مظنون‌ها، گروگان‌ها، هر چی حرکت می‌کنه،‬

18:06.961 --> 18:09.005
‏‫- پیداش کن و خبر بده.‬
‏‫- وسیله‌اش رو دارم.‬

18:09.130 --> 18:11.508
‏‫تا برنگشتم کسی تکون نخوره.‬

18:11.674 --> 18:12.717
‏‫بریم، بجنب.‬

18:13.968 --> 18:17.639
‏‫پس قربانی با هاندو از ساختمون بیرون رفت.‬

18:18.348 --> 18:21.226
‏‫برای امنیت از ساختمون خارجش کرد، آره.‬

18:22.227 --> 18:24.062
‏‫نمی‌دونی چطور دوباره برگشت داخل؟‬

18:24.229 --> 18:26.773
‏‫نه قربان؛ روی مأموریت تمرکز داشتیم.‬

18:26.940 --> 18:28.691
‏‫بریم سراغ مأموریت.‬

18:29.275 --> 18:32.195
‏‫همون عملیات توقف مأمورهای مهاجرت قلابی.‬

18:32.362 --> 18:34.697
‏‫فرمانده‌ات به کسی اعتماد نداشت‬

18:34.823 --> 18:36.074
‏‫که بگه اون‌ها جعلی‌ان.‬

18:36.241 --> 18:37.951
‏‫وقتی مطمئن شد، بهمون خبر داد.‬

18:38.117 --> 18:39.410
‏‫اما پیش از اون،‬

18:39.536 --> 18:42.205
‏‫شما رو وارد درگیری با هدف مسلح احتمالی کرد‬

18:42.372 --> 18:43.581
‏‫بدون اطلاعات کافی.‬

18:43.748 --> 18:45.750
‏‫درسته، افسر بیشاپ؟‬

18:46.334 --> 18:48.628
‏‫- می‌شه این‌طور گفت.‬
‏‫- جور دیگه هم می‌شه گفت.‬

18:49.128 --> 18:51.798
‏‫به اطلاعات گروهش اعتماد نداشت.‬

18:52.215 --> 18:54.634
‏‫به اجرای تمرین‌ها توسط اون‌ها هم نه.‬

18:54.801 --> 18:57.595
‏‫پس خودش فرماندهی عملیات رو گرفت.‬

19:00.306 --> 19:01.683
‏‫ریچل امنه؛ توی ماشینشه.‬

19:01.850 --> 19:03.848
‏‫جود منتظر گشت می‌مونه تا هدایتشون کنه.‬

19:03.852 --> 19:05.144
‏‫خوبه؛ ایتن، وضعیت؟‬

19:05.311 --> 19:06.771
‏‫- یه لحظه تصویر رو میارم.‬
‏‫- باشه.‬

19:06.938 --> 19:08.418
‏‫گروگان‌گیری تأیید شده.‬

19:08.481 --> 19:09.881
‏‫- نقشه اینه...‬
‏‫- مالیک، صبر کن.‬

19:09.983 --> 19:12.443
‏‫شرایط عوض شده؛ فرماندهی با منه.‬

19:12.610 --> 19:14.195
‏‫هاندو مؤدبانه گفت،‬

19:14.320 --> 19:16.200
‏‫ولی منظور روشن بود: بابا فرمان می‌ده!‬

19:17.740 --> 19:19.951
‏‫طوری برنامه‌ریزی‌شون کردم که خودکار پایش‬
‏‫کنن.‬

19:20.076 --> 19:21.286
‏‫صدای تهویه پنهونشون می‌کنه،‬

19:21.452 --> 19:23.079
‏‫ولی سریع داغ می‌کنن.‬

19:23.246 --> 19:24.289
‏‫فقط یه فرصت داریم.‬

19:30.169 --> 19:33.131
‏‫تصویر رو دنبال کنین، سریع موقعیت رو پیدا‬
‏‫کنین.‬

19:39.679 --> 19:41.139
‏‫تصویر پهپادهای ایتن رو می‌دیدیم.‬

19:43.975 --> 19:46.895
‏‫کل ساختمون رو دنبال آدم‌ها‬

19:47.061 --> 19:48.646
‏‫و ردهای حرارتی می‌گشتیم.‬

19:57.947 --> 19:59.449
‏‫یکی از پهپادها به هدف خورد.‬

20:01.159 --> 20:03.039
‏‫فهمیدیم پنج مرد مسلح‬

20:03.161 --> 20:04.287
‏‫و هشت گروگان اونجان.‬

20:13.046 --> 20:14.589
‏‫پهپاد نشون داد اتاق بزرگیه‬

20:14.714 --> 20:15.965
‏‫با چندین ورودی.‬

20:16.132 --> 20:17.967
‏‫قرار شد همه ورودی‌ها رو پوشش بدیم.‬

20:18.676 --> 20:19.886
‏‫خواهش می‌کنم، ببخشید.‬

20:20.053 --> 20:21.262
‏‫- وایسا!‬
‏‫- اخطار دادیم.‬

20:21.429 --> 20:23.014
‏‫نقشه عوض شد؛ همین حالا وارد می‌شیم.‬

20:23.139 --> 20:24.929
‏‫- خروجی‌ها امن نیست!‬
‏‫- یه فکری می‌کنیم.‬

20:24.933 --> 20:26.267
‏‫شرایط اضطراریه.‬

20:27.060 --> 20:30.021
‏‫- با فرمان من، دود، انفجار، ورود.‬
‏‫- بترکونیم!‬

20:30.188 --> 20:31.397
‏‫ایتن، دروازه!‬

20:40.949 --> 20:43.493
‏‫سه، دو، یک.‬

20:47.205 --> 20:48.539
‏‫سامی، مظنون سمت راست!‬

20:48.706 --> 20:50.124
‏‫- گیج شده.‬
‏‫- گرفتی‌ش.‬

20:57.465 --> 20:58.883
‏‫سامی، بالا رو بپا!‬

21:04.847 --> 21:06.265
‏‫محاصره داره از دست می‌ره.‬

21:06.432 --> 21:08.685
‏‫مالیک، اتاق با تو؛ گروگان‌ها رو امن ببر‬
‏‫بیرون.‬

21:12.689 --> 21:13.481
‏‫حرکت!‬

21:17.735 --> 21:20.071
‏‫هاندو و کسیدی دنبال مظنون‌های فراری‬

21:20.238 --> 21:21.489
‏‫و گروگانشون رفتن،‬

21:21.656 --> 21:23.282
‏‫ولی خبر دادن دشمن‌های بیشتری دارن میان.‬

21:30.373 --> 21:31.332
‏‫حرکت کنین.‬

21:33.334 --> 21:35.586
‏‫بدو! بدو! پناه بگیرین!‬

21:41.759 --> 21:44.429
‏‫اتاق کشت امنه؛ سه مظنون از پا افتادن.‬

21:44.595 --> 21:46.139
‏‫سامی، گروگان‌ها رو امن ببر بیرون.‬

21:46.305 --> 21:48.265
‏‫ایتن، با من؛ به کسیدی و هاندو می‌رسیم.‬

21:48.307 --> 21:49.350
‏‫بریم.‬

21:50.685 --> 21:52.645
‏‫من موندم تا گروگان‌ها رو آزاد کنم.‬

21:53.354 --> 21:55.565
‏‫خوبی؟ باشه.‬

21:56.899 --> 21:58.609
‏‫- اون دیوه.‬
‏‫- صبر کن؛ می‌شناسیش؟‬

21:58.776 --> 22:00.653
‏‫آره، اینجا کار می‌کرد.‬

22:00.820 --> 22:03.239
‏‫گروگان‌ها گفتن بعضی مأمورهای قلابی‬

22:03.406 --> 22:05.158
‏‫کارکنان خود مزرعه بودن.‬

22:05.491 --> 22:07.160
‏‫کار از داخل بود.‬

22:07.326 --> 22:08.907
‏‫می‌خوام درباره بخشی از حرف‌هات بپرسم.‬

22:08.911 --> 22:11.289
‏‫فرار دو مظنون با یه گروگان.‬

22:11.456 --> 22:14.208
‏‫نقشه این بود همه خروجی‌ها رو ببندین.‬

22:15.084 --> 22:17.045
‏‫گروهبان تصمیم گرفت برنامه رو کنار بذاره.‬

22:17.211 --> 22:19.005
‏‫شرایط اضطراری بود.‬

22:19.130 --> 22:22.675
‏‫بود؟ نه شلیکی شد، نه تهدیدی شنیدین.‬

22:22.842 --> 22:24.343
‏‫حداقل طبق گفته خودتون.‬

22:24.635 --> 22:25.845
‏‫اون یه تصمیم میدانی بود.‬

22:26.637 --> 22:28.222
‏‫همون تصمیم رو دارم زیر سؤال می‌برم.‬

22:28.848 --> 22:31.100
‏‫با احترام قربان،‬

22:31.976 --> 22:34.312
‏‫تمام گروگان‌ها زنده بیرون اومدن.‬

22:35.104 --> 22:36.022
‏‫حتی یه خراش برنداشتن.‬

22:36.189 --> 22:37.398
‏‫این قابل تحسینه.‬

22:37.815 --> 22:39.859
‏‫مظنون‌ها رو هم شناسایی کردن.‬

22:40.026 --> 22:41.611
‏‫- درسته؟‬
‏‫- بله قربان.‬

22:43.237 --> 22:44.697
‏‫خب، ادامه بدیم.‬

22:44.864 --> 22:46.824
‏‫چون موضوع اصلی جلسه امروز‬

22:46.949 --> 22:48.451
‏‫ماجرای ریچل ریچاردزه.‬

22:48.743 --> 22:49.952
‏‫دقیقاً.‬

22:50.119 --> 22:51.954
‏‫و نمی‌دونی چطور برگشت داخل؟‬

22:52.288 --> 22:53.081
‏‫نه، نمی‌دونم.‬

22:53.247 --> 22:54.415
‏‫ولی بعداً فهمیدی چرا.‬

22:54.874 --> 22:56.751
‏‫توی گزارش نوشتی:‬

22:57.543 --> 22:59.670
‏‫«مزرعه کاملاً قانونی نبود.»‬

22:59.796 --> 23:01.339
‏‫بیشتر کارگرها خبر نداشتن.‬

23:01.506 --> 23:04.092
‏‫اما بله، خارج از دفاتر فروش داشت‬

23:04.258 --> 23:06.594
‏‫و پول نقد ثبت‌نشده رو اونجا قفل می‌کرد.‬

23:07.386 --> 23:09.146
‏‫گروه می‌دونست تازه پول زیادی جمع کرده‬

23:09.222 --> 23:11.140
‏‫و نمی‌تونه سرقتش رو گزارش بده.‬

23:11.474 --> 23:12.892
‏‫هوم.‬

23:13.059 --> 23:14.973
‏‫پس فکر می‌کنی برای نجات پول برگشت داخل؟‬

23:14.977 --> 23:16.312
‏‫برداشت من همینه، بله.‬

23:16.479 --> 23:19.065
‏‫گروهبان موقع شلیک این رو نمی‌دونست.‬

23:19.232 --> 23:21.112
‏‫فقط می‌دونست زن غیرمسلحی‬

23:21.150 --> 23:22.360
‏‫توی خط آتش گیر افتاده.‬

23:25.321 --> 23:28.199
‏‫پس برای روشن‌شدن موضوع، می‌گی‬

23:28.366 --> 23:30.827
‏‫وقتی هارلسون به ریچل شلیک کرد،‬

23:30.993 --> 23:31.994
‏‫اون زن مسلح نبود.‬

23:32.161 --> 23:33.037
‏‫و تو این رو دیدی.‬

23:35.915 --> 23:37.166
‏‫منطقه امنه؛ سه نفر افتادن.‬

23:37.333 --> 23:39.210
‏‫خودی! خودی! بیاین داخل.‬

23:39.377 --> 23:40.753
‏‫اسلحه‌اش رو بگیرین.‬

23:42.421 --> 23:43.923
‏‫صاحب ساختمون؟‬

23:44.090 --> 23:45.850
‏‫- چرا بهش شلیک کردی؟‬
‏‫- اسلحه داشت.‬

23:45.925 --> 23:48.005
‏‫ایتن، اسلحه‌ها رو جمع کن؛ بچه رو ببر.‬

23:48.719 --> 23:49.720
‏‫هیچ اسلحه‌ای نیست.‬

23:50.680 --> 23:52.723
‏‫اسلحه داشت؛ باید همین‌جا باشه.‬

23:52.890 --> 23:54.350
‏‫پیداش کن.‬

23:54.517 --> 23:56.936
‏‫باز می‌پرسم، افسر اندرسون؛ ریچل بی‌سلاح بود‬

23:57.103 --> 23:59.021
‏‫و تو دیدی، درسته؟‬

23:59.188 --> 24:01.274
‏‫نه، تیراندازی رو ندیدم.‬

24:02.525 --> 24:04.360
‏‫ولی افسر کسیدی رید دید.‬

24:06.000 --> 24:13.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

24:15.163 --> 24:15.955
‏‫هی.‬

24:17.582 --> 24:18.833
‏‫به‌زودی نوبت توئه؛ خوبی؟‬

24:21.252 --> 24:22.461
‏‫فکر نکنم بتونم.‬

24:23.129 --> 24:25.329
‏‫همون چیزی رو بگو که بعد شلیک بهم گفتی.‬

24:25.756 --> 24:28.843
‏‫نمی‌خوام حرفی بزنم که کاملاً مطمئن نیستم.‬

24:28.968 --> 24:30.261
‏‫کسیدی، تو اونجا بودی.‬

24:31.512 --> 24:33.264
‏‫هاندو به ریچل گفت اسلحه رو بندازه.‬

24:33.431 --> 24:35.349
‏‫- اسلحه‌ای نبود.‬
‏‫- نه، من ندیدم.‬

24:35.516 --> 24:37.310
‏‫ولی به معنی نبودنش نیست.‬

24:37.476 --> 24:38.728
‏‫هرج‌ومرج بود.‬

24:38.895 --> 24:40.615
‏‫شاید اسلحه رو با پا پرت کردن؛ نمی‌دونم.‬

24:41.856 --> 24:43.816
‏‫می‌دونی این چه بلایی سرش میاره؟‬

24:45.443 --> 24:46.235
‏‫ببین.‬

24:46.944 --> 24:49.280
‏‫پلیس‌ها از این اتهام جون سالم نمی‌برن.‬

24:50.698 --> 24:52.825
‏‫ممکنه شغلش رو نابود کنه یا بدتر.‬

24:52.992 --> 24:54.619
‏‫تو چیزی رو نابود نمی‌کنی.‬

24:55.453 --> 24:56.746
‏‫کسیدی، یه زن مرده.‬

24:57.246 --> 24:58.372
‏‫اون ماشه رو کشیده.‬

24:59.957 --> 25:01.209
‏‫حقیقت مهمه.‬

25:01.375 --> 25:03.015
‏‫اگه اسلحه‌ای نبود، بگو نبود.‬

25:04.086 --> 25:06.297
‏‫برای تو ساده به نظر می‌رسه؛ ولی نیست.‬

25:07.673 --> 25:08.591
‏‫باشه.‬

25:09.133 --> 25:10.133
‏‫هر چی دیدم می‌گم.‬

25:10.885 --> 25:13.012
‏‫نه بیشتر، نه کمتر.‬

25:18.559 --> 25:19.644
‏‫هاندو،‬

25:20.895 --> 25:23.022
‏‫توی این تنفس بهتره با نماینده اتحادیه‬

25:23.147 --> 25:25.191
‏‫یا وکیلت تماس بگیری.‬

25:26.359 --> 25:27.902
‏‫اسلحه‌ای پیدا نشده.‬

25:28.027 --> 25:30.446
‏‫دوربین لباست خرابه و تیمت داره تصویری‬
‏‫می‌سازه.‬

25:31.447 --> 25:33.449
‏‫فرماندهی که پروتکل رو رعایت نمی‌کنه،‬

25:33.991 --> 25:35.993
‏‫اطلاع‌رسانی نمی‌کنه و به افرادش اعتماد‬
‏‫نداره.‬

25:36.410 --> 25:38.621
‏‫ممکنه اشتباه مرگبار بکنه.‬

25:39.789 --> 25:41.620
‏‫انگار فرمانده جدید داره بازخواستشون می‌کنه.‬

25:41.624 --> 25:42.864
‏‫پایک اینجا چی کار می‌کنه؟‬

25:42.959 --> 25:45.086
‏‫- مسئول سواته.‬
‏‫- یعنی رئیس منه.‬

25:45.586 --> 25:47.906
‏‫سعی کردم باهاش کنار بیام و متحد باشیم.‬

25:47.922 --> 25:48.714
‏‫ولی نیستیم.‬

25:49.465 --> 25:50.925
‏‫دنبالمه؛ تو هم می‌بینی.‬

25:51.050 --> 25:52.718
‏‫اون‌طرف میز نشسته؛‬

25:52.885 --> 25:54.053
‏‫این جلسه رسیدگی نیست.‬

25:54.220 --> 25:56.305
‏‫- تحقیقه.‬
‏‫- تفتیش عقایده.‬

25:57.306 --> 25:59.767
‏‫هر چی هست، ماجرا فقط من نیستم.‬

26:00.351 --> 26:01.911
‏‫نمی‌تونم کاملاً مخالفت کنم.‬

26:02.019 --> 26:03.579
‏‫پس بیشتر باید مراقب خودت باشی.‬

26:05.940 --> 26:07.066
‏‫افسر کول،‬

26:08.317 --> 26:09.193
‏‫کاری داشتین؟‬

26:09.819 --> 26:12.238
‏‫بله؛ گفتن نوبتمه.‬

26:13.155 --> 26:14.240
‏‫بشینین.‬

26:14.615 --> 26:15.908
‏‫به‌زودی میام سراغتون.‬

26:16.450 --> 26:18.494
‏‫به وکیل فکر کن.‬

26:30.089 --> 26:33.926
‏‫شما متخصص فناوری گروه هستین.‬

26:34.093 --> 26:36.304
‏‫بله قربان، هستم.‬

26:37.430 --> 26:38.597
‏‫خانم‌ها، آقایون.‬

26:39.849 --> 26:42.009
‏‫برای ثبت، شما پهپادی رو برنامه‌ریزی کردین‬

26:42.059 --> 26:44.099
‏‫که وارد اتاق محل تیراندازی شد؟‬

26:44.145 --> 26:47.189
‏‫بله، یه کوادکوپتر کوچیک و سبکه.‬

26:47.356 --> 26:49.734
‏‫توی گیاهان انبوه خوب مانور می‌ده.‬

26:50.901 --> 26:51.944
‏‫منظورت ماری‌جواناست.‬

26:52.653 --> 26:54.780
‏‫از نظر عملیاتی، نه مصرف تفریحی!‬

26:54.905 --> 26:56.032
‏‫متوجهیم.‬

26:56.574 --> 26:59.118
‏‫فکر می‌کنم نیروهایی مثل شما ضروری‌ان.‬

26:59.869 --> 27:03.039
‏‫تصاویرت هم برای این پرونده ضروریه.‬

27:04.040 --> 27:05.374
‏‫ممنون، ام...‬

27:05.541 --> 27:07.461
‏‫متأسفانه نمی‌تونم ارائه‌شون کنم.‬

27:11.088 --> 27:12.673
‏‫- مطمئنی؟‬
‏‫- بله.‬

27:12.840 --> 27:15.384
‏‫پرواز طولانی حافظه رو آسیب زده،‬

27:15.551 --> 27:18.179
‏‫رطوبت محل هم بدترش کرده.‬

27:18.346 --> 27:21.807
‏‫یعنی به هیچ روشی نمی‌شه بازیابیش کرد؟‬

27:22.975 --> 27:25.770
‏‫تیم صحنه جرم دوباره بگرده؛ اسلحه اونجاست.‬

27:25.936 --> 27:28.022
‏‫اضافه‌کاری رو می‌دم؛ فقط پیداش کنین.‬

27:31.233 --> 27:32.568
‏‫انقباض صورت،‬

27:32.735 --> 27:35.404
‏‫حرکات نمایشی و آشفتگی بیشتر.‬

27:35.905 --> 27:37.823
‏‫- می‌تونم بعداً بیام.‬
‏‫- چی می‌خوای، ایتن؟‬

27:37.990 --> 27:39.742
‏‫مطمئن نیستیم ریچل‬

27:39.909 --> 27:41.077
‏‫اسلحه داشته یا نه.‬

27:41.243 --> 27:42.240
‏‫اگه داشته، کجا رفته.‬

27:42.244 --> 27:43.996
‏‫اسلحه داشت! خودم دیدم!‬

27:44.121 --> 27:46.040
‏‫و شاید بتونم ثابتش کنم.‬

27:46.415 --> 27:47.750
‏‫توی عملیات کمی آسیب دید،‬

27:47.917 --> 27:50.378
‏‫ولی ۹۰ درصد مطمئنم فیلم رو برمی‌گردونم.‬

27:51.253 --> 27:53.422
‏‫- هنوز بررسیش نکردی؟‬
‏‫- نه.‬

27:54.173 --> 27:55.758
‏‫ایتن، فکر می‌کنی اسلحه‌ای بود؟‬

27:55.883 --> 27:58.552
‏‫از نظر آماری، حافظه شاهد زیر فشار قابل‬
‏‫اعتماد نیست.‬

27:58.677 --> 28:00.346
‏‫رک بگو، پسر؛ اسلحه داشت یا نه؟‬

28:00.513 --> 28:01.931
‏‫سؤال داشتن یا نداشتن اسلحه نیست.‬

28:02.098 --> 28:03.557
‏‫سؤال سر اعتماده.‬

28:03.724 --> 28:05.184
‏‫زمانی که در گروه ۴۴‬

28:05.351 --> 28:07.770
‏‫زیر فرمانت کار کردم به یه نتیجه رسیدم:‬

28:08.479 --> 28:09.188
‏‫بهت اعتماد دارم.‬

28:12.942 --> 28:14.860
‏‫شاید وقتشه اعتماد دوطرفه باشه.‬

28:19.448 --> 28:21.033
‏‫فعلاً پهپاد رو تعمیر نکن.‬

28:21.617 --> 28:22.952
‏‫خودم نگهش می‌دارم.‬

28:24.745 --> 28:27.498
‏‫- متوجه نمی‌شم.‬
‏‫- بهم اعتماد داری، نه؟‬

28:33.087 --> 28:34.672
‏‫یه لطف دیگه هم لازم دارم.‬

28:36.465 --> 28:38.634
‏‫افسر کول، دوباره می‌پرسم:‬

28:39.009 --> 28:41.053
‏‫می‌تونی فیلم رو بازیابی کنی یا نه؟‬

28:41.971 --> 28:45.182
‏‫پهپاد خیس و داغون شده؛ حافظه اتصال کوتاه‬
‏‫کرده.‬

28:45.683 --> 28:47.393
‏‫فیلم‌ها نابود شدن.‬

28:49.270 --> 28:50.980
‏‫کاش می‌تونستم چیز دیگه‌ای بگم.‬

28:58.195 --> 28:59.655
‏‫وای!‬

28:59.780 --> 29:01.449
‏‫انگار روح دیدی.‬

29:02.116 --> 29:03.075
‏‫بدتر.‬

29:05.786 --> 29:09.457
‏‫روبه‌روی بالاترین مقام‌های پلیس نشستم و دروغ‬
‏‫گفتم.‬

29:09.582 --> 29:11.250
‏‫- درباره چی؟‬
‏‫- فیلم پهپاد.‬

29:11.417 --> 29:13.419
‏‫- گفتم نابود شده.‬
‏‫- نشده؟‬

29:13.586 --> 29:15.671
‏‫فقط آسیب دیده؛ می‌تونستم درستش کنم.‬

29:16.213 --> 29:18.007
‏‫- احتمالاً.‬
‏‫- چرا نکردی؟‬

29:18.174 --> 29:20.551
‏‫فیلم معلوم می‌کرد اسلحه‌ای بوده یا نه.‬

29:22.094 --> 29:23.512
‏‫هاندو گفت تعمیرش نکنم.‬

29:24.388 --> 29:26.640
‏‫گفت بذارمش پیش خودش.‬

29:26.765 --> 29:28.100
‏‫بهت فشار آورد.‬

29:28.267 --> 29:30.140
‏‫مدرک تیراندازی رو تحویلش دادی؟‬

29:30.144 --> 29:31.683
‏‫شاید فقط می‌خواست بده یکی دیگه‬

29:31.687 --> 29:32.348
‏‫تا درستش کنه.‬

29:33.772 --> 29:35.353
‏‫ببخشید، نمی‌دونم چرا چنین کاری کرده.‬

29:35.357 --> 29:36.563
‏‫تا کسی فیلم رو نبینه.‬

29:36.567 --> 29:38.861
‏‫می‌خواست مخفیش کنه تا رازش پنهان بمونه.‬

29:40.112 --> 29:41.739
‏‫تنها توضیح منطقی همینه.‬

29:41.906 --> 29:43.115
‏‫- اشتباه می‌کنی.‬
‏‫- جدی؟‬

29:43.491 --> 29:45.034
‏‫بی‌خیال مرد؛ دست بردار.‬

29:45.159 --> 29:47.073
‏‫همه می‌خواستیم هاندو همون آدم باشه.‬

29:47.077 --> 29:50.122
‏‫- واضحاً...‬
‏‫- نه، فیلم رو دور نریخته.‬

29:50.748 --> 29:52.082
‏‫هنوز توی دفترشه.‬

29:56.295 --> 29:57.588
‏‫افسر رید.‬

30:13.896 --> 30:15.147
‏‫به هوای آزاد احتیاج دارم.‬

30:20.402 --> 30:22.154
‏‫گزارش عملیات‬

30:22.321 --> 30:25.032
‏‫می‌گه تو نزدیک‌ترین فرد به قربانی و تیرانداز‬
‏‫بودی.‬

30:25.533 --> 30:28.619
‏‫فرمانده‌ات، دنیل هاندو هارلسون.‬

30:28.744 --> 30:31.664
‏‫عجله نکن، افسر رید؛ حرفت مهمه.‬

30:32.248 --> 30:35.167
‏‫بذاریم مفهوم پرزرق‌وبرق عدالت‬

30:35.334 --> 30:36.335
‏‫جلوی حقیقت رو نگیره.‬

30:36.835 --> 30:37.878
‏‫ساده بگو.‬

30:38.379 --> 30:40.047
‏‫تو اونجا بودی، کنار هاندو.‬

30:40.673 --> 30:42.716
‏‫- هدفت چی بود؟‬
‏‫- نجات گروگان،‬

30:42.883 --> 30:44.718
‏‫و مهار دو مظنون مسلح.‬

30:45.177 --> 30:47.096
‏‫درسته؛ ولی کس دیگه‌ای هم اونجا بود.‬

30:47.972 --> 30:50.224
‏‫- ریچل ریچاردز.‬
‏‫- می‌دیدیش؟‬

30:56.564 --> 30:58.857
‏‫- بله.‬
‏‫- دست‌هاش رو می‌دیدی؟‬

30:59.400 --> 31:00.109
‏‫بله.‬

31:00.276 --> 31:01.402
‏‫مسلح بود؟‬

31:04.446 --> 31:07.241
‏‫توی هیچ‌کدوم از دست‌هاش اسلحه دیدی؟‬

31:10.452 --> 31:12.705
‏‫نه، ولی کت پوشیده بود.‬

31:12.871 --> 31:14.498
‏‫ممکن بود جیب‌هاش اسلحه رو بپوشونن.‬

31:15.124 --> 31:17.251
‏‫پس تا اینجا یه شهروند داریم‬

31:17.418 --> 31:18.836
‏‫بدون اسلحه قابل رؤیت.‬

31:19.837 --> 31:22.047
‏‫ادامه اتفاق رو تعریف کن، افسر رید.‬

31:23.424 --> 31:24.717
‏‫اسلحه رو بنداز.‬

31:28.095 --> 31:29.680
‏‫همه‌چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.‬

31:31.974 --> 31:34.685
‏‫از دو طرف تیراندازی می‌شد.‬

31:38.981 --> 31:42.192
‏‫و هیچ‌وقت اسلحه‌ای توی دست ریچل ندیدی؟‬

31:49.783 --> 31:50.576
‏‫نه.‬

31:51.285 --> 31:52.620
‏‫پس لطفاً برای ثبت بگو‬

31:52.745 --> 31:53.871
‏‫هیچ اسلحه‌ای نبود.‬

31:56.957 --> 32:00.044
‏‫افسر رید، می‌فهمم؛ همه می‌فهمیم.‬

32:00.711 --> 32:02.838
‏‫روبه‌روشدن با فرمانده آسون نیست.‬

32:02.963 --> 32:04.089
‏‫می‌خوای وفادار بمونی.‬

32:04.673 --> 32:06.508
‏‫ولی باور کن موضوع وفاداری نیست.‬

32:06.675 --> 32:08.010
‏‫موضوع حقیقته.‬

32:08.552 --> 32:09.511
‏‫پس کدومه؟‬

32:10.054 --> 32:11.764
‏‫اسلحه بود یا نبود؟‬

32:19.647 --> 32:20.981
‏‫هیچ اسلحه‌ای نیست.‬

32:22.024 --> 32:23.192
‏‫اسلحه‌ای نبود.‬

32:23.859 --> 32:25.736
‏‫هاندو به یه زن بی‌سلاح شلیک کرد.‬

32:27.905 --> 32:30.240
‏‫ممنون، افسر رید؛ می‌تونین برین.‬

32:35.788 --> 32:38.040
‏‫خب، این دردسره.‬

32:38.415 --> 32:40.709
‏‫حرف اون علیه حرف هاندوئه؛ کافی نیست.‬

32:41.919 --> 32:42.795
‏‫درسته.‬

32:46.256 --> 32:47.675
‏‫♪ مثل برق و باد خطرناکه ♪‬

32:47.841 --> 32:50.678
‏‫♪ برای کشتن شلیک می‌کنه و هیجان می‌آفرینه ♪‬

32:50.844 --> 32:52.971
‏‫♪ و هیچ‌وقت ناکام نمی‌مونه ♪‬

32:53.097 --> 32:57.685
‏‫♪ لا، لا، لا، لا، لا ♪‬

32:58.727 --> 32:59.853
‏‫یه نوشیدنی بخور.‬

33:01.021 --> 33:02.147
‏‫هنوز سر خدمتم.‬

33:03.107 --> 33:05.567
‏‫معلومه؛ برای همین تو رو انتخاب کردیم.‬

33:05.818 --> 33:07.361
‏‫♪ لا، لا، لا، لا ♪‬

33:07.528 --> 33:10.989
‏‫خب مالیک، برام چی آوردی؟‬

33:16.662 --> 33:21.083
‏‫♪ عزیزم، نمی‌ذاری خودم باشم ♪‬

33:22.126 --> 33:24.253
‏‫- خودشه؟ فیلمه؟‬
‏‫- آره.‬

33:29.842 --> 33:31.009
‏‫خوبه دست‌کم یکی خوشحاله.‬

33:31.176 --> 33:32.761
‏‫چون واردشدن به دفتر فرمانده‌ام‬

33:33.387 --> 33:34.763
‏‫و دزدیدن مدرک‬

33:35.723 --> 33:36.682
‏‫کار من نیست.‬

33:36.849 --> 33:38.049
‏‫برای این وارد سوات نشدم.‬

33:38.142 --> 33:40.310
‏‫می‌دونم؛ آسون نیست.‬

33:41.019 --> 33:42.379
‏‫برای همین تو رو انتخاب کردیم.‬

33:42.438 --> 33:44.440
‏‫هاندو فاسده؛ هر دومون می‌دونیم.‬

33:44.606 --> 33:45.941
‏‫همین الان یه زن بی‌سلاح رو کشته.‬

33:46.108 --> 33:47.109
‏‫آره، خبرش بهم رسیده.‬

33:47.526 --> 33:48.944
‏‫ممنون، فقط...‬

33:52.156 --> 33:54.436
‏‫سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.‬

33:54.950 --> 33:56.493
‏‫آره، کار بدی کردی،‬

33:57.077 --> 33:58.203
‏‫اما با نیت درست.‬

33:58.370 --> 34:00.080
‏‫همین تو رو از اون جدا می‌کنه.‬

34:00.497 --> 34:02.040
‏‫وقتی هاندو بره،‬

34:03.208 --> 34:04.460
‏‫برای تو جا هست.‬

34:04.918 --> 34:06.420
‏‫برای نفع شخصی اینجا نیستم.‬

34:07.254 --> 34:08.422
‏‫بزرگ‌تر از این حرف‌هاست.‬

34:10.132 --> 34:10.883
‏‫باشه.‬

34:11.717 --> 34:12.926
‏‫پس برام سؤال می‌شه...‬

34:14.511 --> 34:15.429
‏‫هوم؟‬

34:15.596 --> 34:16.930
‏‫تو از این داستان چی می‌خوای؟‬

34:17.931 --> 34:19.641
‏‫من چی می‌خوام؟‬

34:22.352 --> 34:23.854
‏‫می‌خوام توی شهری زندگی کنم‬

34:23.979 --> 34:26.144
‏‫که هر شش ماه بابت تخلف پلیس ازش شکایت نکنن.‬

34:26.148 --> 34:27.868
‏‫می‌خوام به زن‌ها حقوق شایسته‌شون رو بدن.‬

34:27.900 --> 34:31.779
‏‫می‌خوام رئیس‌جمهور زن دو دوره سر کار باشه.‬

34:32.863 --> 34:34.072
‏‫اما الان،‬

34:34.948 --> 34:37.910
‏‫فقط می‌خوام تو محکم بمونی.‬

34:38.076 --> 34:39.328
‏‫حواست رو جمع کنی‬

34:40.037 --> 34:42.118
‏‫و یادت باشه انجام کار درست‬

34:42.122 --> 34:44.249
‏‫وقتی توی گل گیر کردی، تمیز نیست.‬

34:45.334 --> 34:47.127
‏‫فهمیدی؟‬

34:48.378 --> 34:50.214
‏‫چطور می‌رسونیش به هیئت بازبینی؟‬

34:50.881 --> 34:53.509
‏‫عزیزم، من رئیس دفتر شهردارم.‬

34:53.675 --> 34:56.053
‏‫بلدم کثافت‌کاری‌ها رو رو کنم.‬

35:01.350 --> 35:02.351
‏‫آره.‬

35:04.520 --> 35:06.021
‏‫همین من رو می‌ترسونه.‬

35:12.903 --> 35:15.072
‏‫از تیراندازی فیلم داریم.‬

35:15.614 --> 35:17.324
‏‫پهپاد کول ضبط می‌کرد.‬

35:18.450 --> 35:19.785
‏‫قسم خورد خراب شده،‬

35:19.910 --> 35:21.750
‏‫ولی تیم فنی تونست اطلاعاتش رو بازیابی کنه.‬

35:21.870 --> 35:23.330
‏‫الان دارن میارنش.‬

35:24.915 --> 35:26.750
‏‫این بده، هاندو.‬

35:29.044 --> 35:30.420
‏‫پایک دنبالت افتاده.‬

35:30.546 --> 35:32.923
‏‫سر می‌خواد؛ سر تو هم براش کافیه.‬

35:34.299 --> 35:36.468
‏‫باید درباره گزینه‌هات حرف بزنیم.‬

35:36.635 --> 35:37.970
‏‫کی تحویلش داده؟‬

35:38.136 --> 35:39.676
‏‫فیلم ناشناس رسیده؛ مهمه مگه؟‬

35:39.680 --> 35:40.889
‏‫برای من خیلی مهمه.‬

35:41.640 --> 35:43.805
‏‫قبلاً هم گفتم، اگه به کاری که می‌کنی باور‬
‏‫داری،‬

35:43.809 --> 35:45.729
‏‫جرئت داری علنی انجامش بدی.‬

35:45.769 --> 35:47.813
‏‫هر کی تحویلش داده، ترسوئه.‬

35:49.606 --> 35:51.775
‏‫مشکل اصلی این نیست که کی تحویلش داده.‬

35:52.693 --> 35:53.652
‏‫بلکه توی فیلم چیه.‬

35:54.403 --> 35:56.488
‏‫مخصوصاً اگه فرمانده باتجربه سوات رو نشون بده‬

35:56.655 --> 35:58.365
‏‫که به زن بی‌سلاح شلیک می‌کنه.‬

36:00.075 --> 36:02.578
‏‫هنوز هیچ‌کس فیلم رو ندیده؛ حتی من.‬

36:04.621 --> 36:08.208
‏‫- یه انتخاب داری.‬
‏‫- چه انتخابی؟‬

36:08.333 --> 36:09.733
‏‫می‌تونیم با هم فیلم رو ببینیم‬

36:09.835 --> 36:11.541
‏‫و بدترین لحظه دوران کاری‬

36:11.545 --> 36:12.880
‏‫هر دومون رو تجربه کنیم.‬

36:14.047 --> 36:15.090
‏‫- یا؟‬
‏‫- یا چی؟‬

36:15.966 --> 36:19.177
‏‫اداره دوباره اخراجم می‌کنه؟‬

36:24.808 --> 36:27.352
‏‫می‌تونی بی‌سروصدا استعفا بدی.‬

36:28.896 --> 36:30.439
‏‫سعی می‌کنم موضوع رو محدود نگه دارم.‬

36:30.606 --> 36:32.441
‏‫اگه برم، سوات چی می‌شه؟‬

36:32.566 --> 36:34.610
‏‫نمی‌دونم.‬

36:35.903 --> 36:38.614
‏‫ولی می‌دونم اگه نمونی چی می‌شه.‬

36:41.241 --> 36:43.410
‏‫برای نجات سوات هر کار بتونم می‌کنم.‬

36:44.620 --> 36:47.331
‏‫ولی حداقل سربلند از اینجا می‌ری.‬

36:53.921 --> 36:56.173
‏‫این راه خروج رو قبول کن، هاندو.‬

36:56.924 --> 36:59.384
‏‫ممنون، قربان؛ واقعاً.‬

37:00.677 --> 37:01.637
‏‫ولی من فرار نمی‌کنم.‬

37:07.517 --> 37:09.353
‏‫برای آخرین بار می‌پرسم، گروهبان:‬

37:09.478 --> 37:11.229
‏‫وکیل می‌خوای حاضر باشه؟‬

37:11.355 --> 37:13.273
‏‫- نه.‬
‏‫- خیلی خب.‬

37:13.440 --> 37:15.150
‏‫فقط یه کار مونده.‬

37:15.317 --> 37:18.070
‏‫این تصویر تازه بازیابی‌شده پهپاده‬

37:18.195 --> 37:21.198
‏‫از مزرعه شاهدانه کلاریتا؛ ششم ژوئن.‬

37:22.115 --> 37:24.618
‏‫- رمز رو بده.‬
‏‫- نمی‌دونم، قسم می‌خورم.‬

37:25.035 --> 37:26.328
‏‫اون نمی‌دونه.‬

37:27.371 --> 37:28.413
‏‫ولی من می‌دونم.‬

37:28.580 --> 37:29.748
‏‫بکشیم، هیچی گیرت نمیاد.‬

37:30.749 --> 37:33.293
‏‫گاوصندوق رو باز کنم، پول رو نصف می‌کنیم و‬
‏‫می‌ریم.‬

37:35.087 --> 37:36.755
‏‫کیسه پول یا کیسه جسد؟ انتخاب کن.‬

37:36.922 --> 37:39.883
‏‫باشه؛ حرکت کن، سریع.‬

37:40.592 --> 37:41.802
‏‫بخواب زمین!‬

37:41.927 --> 37:45.013
‏‫- بجنب، پلیس داره می‌رسه.‬
‏‫- عقب برو!‬

37:55.732 --> 37:58.068
‏‫- اون اینجا چی کار می‌کنه؟‬
‏‫- مهم نیست.‬

37:58.568 --> 37:59.987
‏‫گروگان رو مهار کن.‬

38:05.367 --> 38:06.785
‏‫فکر می‌کنی زیادی دیده؟‬

38:06.952 --> 38:08.453
‏‫- چشماش بسته‌ست.‬
‏‫- آره.‬

38:08.578 --> 38:10.497
‏‫- معلوم نیست.‬
‏‫- آره، بجنب.‬

38:13.917 --> 38:14.835
‏‫صبر کن!‬

38:20.007 --> 38:21.925
‏‫پلیس! اسلحه رو بنداز!‬

38:32.728 --> 38:34.813
‏‫انگار ریچل ریچاردز هم دستش توی کار بوده‬

38:34.980 --> 38:36.815
‏‫و می‌خواسته شاهد رو بکشه.‬

38:37.399 --> 38:38.942
‏‫فکر کنم به‌اندازه کافی دیدیم.‬

38:40.527 --> 38:41.862
‏‫ریچاردز مسلح بود.‬

38:42.029 --> 38:43.613
‏‫اسلحه یکی از مظنون‌ها رو برداشت‬

38:43.780 --> 38:46.408
‏‫و واضح بود می‌خواست به یکی از گروگان‌ها شلیک‬
‏‫کنه‬

38:46.575 --> 38:47.784
‏‫تا نتونه شناساییش کنه.‬

38:47.951 --> 38:49.828
‏‫وقتی افتاد، اون اسلحه‌اش رو پس گرفت.‬

38:49.953 --> 38:51.413
‏‫تا دوباره وارد تیراندازی بشه.‬

38:51.580 --> 38:53.060
‏‫این یعنی ریچل شریک جرم بوده.‬

38:53.165 --> 38:56.334
‏‫- نه قربانی.‬
‏‫- بلکه مجرم فعال.‬

38:59.671 --> 39:01.965
‏‫اعتراضی داری، فرمانده پایک؟‬

39:03.341 --> 39:05.761
‏‫من فقط حقیقت رو می‌خواستم؛ حالا داریمش.‬

39:05.927 --> 39:07.846
‏‫چیزی که داشتیم اتلاف وقت لعنتی بود‬

39:08.013 --> 39:09.097
‏‫و لکه ننگی برای اداره.‬

39:09.264 --> 39:10.720
‏‫یه پلیس خوب رو تحقیر کردین.‬

39:10.724 --> 39:12.100
‏‫خیلی خب.‬

39:12.267 --> 39:14.223
‏‫در پرونده تیراندازی مرگبار به ریچل ریچاردز،‬

39:14.227 --> 39:15.687
‏‫این هیئت اعلام می‌کنه‬

39:16.605 --> 39:18.940
‏‫عملکرد گروهبان هارلسون موجه بوده.‬

39:19.483 --> 39:22.402
‏‫فوراً به کار برمی‌گرده.‬

39:27.324 --> 39:29.493
‏‫- بیرون می‌بینیمت.‬
‏‫- حتماً.‬

39:30.786 --> 39:33.622
‏‫هی، متأسفم اوضاع این‌قدر زشت شد.‬

39:34.456 --> 39:36.208
‏‫کاش این‌قدر کج‌ومعوج پیش نمی‌رفتی.‬

39:36.374 --> 39:37.626
‏‫جزئی از کاره، نه؟‬

39:38.335 --> 39:40.003
‏‫حقیقت معلوم شد؛ مهم همینه.‬

39:50.931 --> 39:52.140
‏‫بذار حدس بزنم.‬

39:52.307 --> 39:53.892
‏‫الان می‌خوای بگی «بهت گفته بودم».‬

39:54.309 --> 39:55.644
‏‫سبک من نیست.‬

39:55.977 --> 39:57.687
‏‫خب، شاید هم باشه.‬

39:57.854 --> 39:59.814
‏‫ولی معاون رئیس زودتر گفت!‬

39:59.940 --> 40:02.651
‏‫هنوز هم پای حرفم هستم.‬

40:03.235 --> 40:04.653
‏‫اگه مدام دنبال ارواح بگردی،‬

40:04.820 --> 40:06.484
‏‫اشتباهی می‌کنی که جبران نمی‌شه.‬

40:06.488 --> 40:08.361
‏‫واقعاً باید روی معذرت‌خواهی‌هات کار کنی.‬

40:08.365 --> 40:11.493
‏‫ببین، خوشحالم خرابکاری نکردی.‬

40:11.618 --> 40:12.869
‏‫واقعاً.‬

40:13.495 --> 40:15.535
‏‫حوصله دردسر اداریِ جایگزین‌کردنت رو ندارم.‬

40:15.539 --> 40:16.748
‏‫مواظب باش، فرمانده.‬

40:16.915 --> 40:18.715
‏‫انگار کم‌کم ازم خوشت میاد.‬

40:18.834 --> 40:20.252
‏‫فقط از کاغذبازی متنفرم.‬

40:22.003 --> 40:24.131
‏‫ولی یه چیز هنوز اذیتم می‌کنه.‬

40:24.756 --> 40:27.300
‏‫تو کاملاً می‌دونستی اون فیلم تبرئه‌ات‬
‏‫می‌کنه.‬

40:27.843 --> 40:30.303
‏‫- پس ماجرای دیگه چیه؟‬
‏‫- خودت گفتی.‬

40:30.470 --> 40:32.347
‏‫حقیقت رو می‌خواستی و بهش رسیدی.‬

40:33.306 --> 40:35.183
‏‫من هم چیزی که لازم داشتم گرفتم؛ هر دو برنده.‬

40:35.308 --> 40:37.686
‏‫جدی؟ تو چی بردی؟‬

40:39.187 --> 40:40.605
‏‫بعداً می‌گم.‬

40:53.660 --> 40:54.953
‏‫یادداشت پایک.‬

40:55.704 --> 40:57.904
‏‫«در رابطه با وقایع...» بله، بله، بله.‬

40:57.914 --> 40:59.040
‏‫خب.‬

40:59.207 --> 41:01.001
‏‫«هیئت دریافت که افسر هارلسون...»‬

41:01.751 --> 41:03.295
‏‫هاندو تبرئه شد.‬

41:03.879 --> 41:05.255
‏‫شلیک موجه بود.‬

41:05.922 --> 41:08.300
‏‫اینجا می‌گه مدرک ویدیویی قطعی وجود داره.‬

41:09.384 --> 41:10.594
‏‫ریچل مسلح بوده.‬

41:11.011 --> 41:11.761
‏‫من اشتباه کردم.‬

41:13.638 --> 41:15.891
‏‫بریم نوشیدنی بخوریم و جشن بگیریم؟‬

41:16.391 --> 41:17.893
‏‫یه چیزی از انبار می‌خوام.‬

41:18.059 --> 41:20.145
‏‫حوصله‌سربره؛ دنبالم نیا.‬

41:21.021 --> 41:23.398
‏‫قسم می‌خورم هر روز عجیب‌تر می‌شه.‬

41:24.608 --> 41:26.776
‏‫- تو میای؟‬
‏‫- نمی‌دونم.‬

41:27.235 --> 41:28.653
‏‫دوست‌پسرت هم اونجاست؟‬

41:28.820 --> 41:31.364
‏‫چون دوست‌پسرها معمولاً من رو دوست ندارن.‬

41:31.531 --> 41:33.783
‏‫آره، از هم جدا شدیم.‬

41:34.868 --> 41:36.161
‏‫البته که شدین.‬

41:37.078 --> 41:39.497
‏‫- ربطی به تو نداشت.‬
‏‫- معلومه که نه.‬

41:39.664 --> 41:41.958
‏‫خنگی دیگه!‬

41:47.797 --> 41:48.757
‏‫کس؟‬

41:49.633 --> 41:50.592
‏‫خوبی؟‬

41:53.178 --> 41:55.513
‏‫مالیک، پشت سرش حرف زدم و خرابش کردم.‬

41:55.889 --> 41:57.261
‏‫فکر می‌کنی چه تصویری ازم ساخت؟‬

41:57.265 --> 41:58.475
‏‫هر چی دیدی گفتی.‬

41:58.975 --> 42:01.144
‏‫- حقیقت رو گفتی.‬
‏‫- ولی اشتباه بود.‬

42:03.438 --> 42:04.522
‏‫کس؟‬

42:06.816 --> 42:08.981
‏‫- این تو رو ناراحت نمی‌کنه؟‬
‏‫- چی؟‬

42:08.985 --> 42:11.112
‏‫چرا هاندو فیلم رو مخفی کرد‬

42:12.113 --> 42:13.448
‏‫اگه می‌دونست تبرئه‌اش می‌کنه؟‬

42:17.994 --> 42:19.371
‏‫بهم اعتماد داری، نه؟‬

42:21.414 --> 42:22.916
‏‫یه لطف دیگه لازم دارم.‬

42:23.625 --> 42:25.065
‏‫ایتن، حرف بعدی بین خودمون می‌مونه.‬

42:25.210 --> 42:29.381
‏‫- هیچ‌کس نباید بفهمه.‬
‏‫- محرمانه؛ مشکلی نیست.‬

42:30.674 --> 42:32.634
‏‫یکی توی گروه ۴۴ داره جاسوسی می‌کنه،‬

42:32.801 --> 42:34.386
‏‫تصمیم‌هام رو زیر سؤال می‌بره‬

42:34.552 --> 42:36.509
‏‫و احتمالاً درباره بقیه هم خبر می‌ده.‬

42:36.513 --> 42:38.098
‏‫چی، یعنی... خبرچین؟‬

42:38.890 --> 42:42.018
‏‫نه؛ این تیم نه!‬

42:50.777 --> 42:51.653
‏‫چی لازم داری؟‬

42:53.446 --> 42:59.202
‏‫♪ هر جا بری، هر کی رو پیدا کنی ♪‬

42:59.786 --> 43:01.955
‏‫♪ همیشه یه چیزی درست نیست ♪‬

43:02.914 --> 43:05.125
‏‫♪ یه میلیون دلیل وجود داره ♪‬

43:06.084 --> 43:08.128
‏‫♪ یادم نمیاد زمانی رو ♪‬

43:08.712 --> 43:12.048
‏‫♪ که ناامیدی توی چشم‌هات نبود ♪‬

43:12.507 --> 43:14.551
‏‫♪ از بالا زل زدی ♪‬

43:16.136 --> 43:17.137
‏‫در رو ببند.‬

43:17.304 --> 43:19.389
‏‫♪ ... کنارم ♪‬

43:21.891 --> 43:26.938
‏‫♪ ولی دلم برای اون روزها تنگ نیست ♪‬

43:27.522 --> 43:30.317
‏‫♪ تا وقتی تعقیب شروع بشه ♪‬

43:34.195 --> 43:36.656
‏‫♪ دیگه راه فراری نیست ♪‬

43:40.452 --> 43:43.455
‏‫- ♪ تعقیب شروع شده ♪‬
‏‫- کیه؟‬

43:45.623 --> 43:46.875
‏‫مطمئنی می‌خوای بدونی؟‬

43:47.625 --> 43:52.005
‏‫♪ رفتی، رفتی تا سپیده رو ببینی ♪‬

43:53.340 --> 43:55.592
‏‫♪ تعقیب شروع شده ♪‬

43:57.927 --> 43:59.596
‏‫مالیک خبرچینه.‬

44:01.723 --> 44:03.099
‏‫حتماً عصبانی هستی.‬

44:04.476 --> 44:06.603
‏‫عصبانی نیستم؛ خیالم راحت شده.‬

44:08.021 --> 44:09.481
‏‫حالا همه‌چیز برام روشنه.‬

44:11.566 --> 44:12.650
‏‫و...‬

44:14.152 --> 44:15.570
‏‫کسی رو دارم که می‌شه روش حساب کرد.‬

44:24.621 --> 44:26.790
‏‫حالا فقط باید یه نقشه بکشیم.‬

44:28.000 --> 44:48.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
