WEBVTT

00:05.794 --> 00:07.629
‫آنچه گذشت...

00:07.696 --> 00:09.331
‫معاون رئیس، ایوا سانتوس.

00:09.398 --> 00:10.565
‫پدرت اعتراف کرد

00:10.665 --> 00:11.825
‫که یه کارتل جنایی رو می‌گردونده،

00:11.866 --> 00:13.235
‫اونم درست وقتی که زیر سقف تو زندگی می‌کرده.

00:13.335 --> 00:14.736
‫قتل حل‌نشده.

00:14.869 --> 00:16.538
‫من پرونده‌ی زویی رو حل کردم،
‫پس دیگه بی‌حسابیم.

00:16.638 --> 00:18.383
‫شاید بتونم همین آرامش رو
‫به خانواده‌های دیگه هم بدم.

00:18.407 --> 00:20.342
‫سی و چند سال پیش، پانچ و اَندی...

00:20.442 --> 00:22.322
‫مامانشون بی‌رحمانه کشته شد.
‫اَندی هم اونجا بود،

00:22.377 --> 00:23.912
‫و هیچوقت هم متهم نشد.

00:24.012 --> 00:26.248
‫تا به امروز، پانچ نمی‌خواد
‫هیچ ربطی به برادرش داشته باشه.

00:26.348 --> 00:28.850
‫اگه دنبال کسی می‌گردی که با قلدری راهت رو

00:28.917 --> 00:31.186
‫توی بیزینس ماریجوآنا باز کنه، کسی بهتر از

00:31.253 --> 00:32.421
‫یه مامور فاسد دی‌ای‌اِی پیدا نمی‌کنی.

00:32.554 --> 00:34.022
‫دوستت دارم، میکی.

00:34.089 --> 00:35.733
‫نمی‌ذارم اونجا وایسی و بهم دروغ بگی.

00:35.757 --> 00:37.759
‫- فکر کنم عاشقت شدم.
‫- تو خانواده‌ی منی.

00:37.859 --> 00:39.594
‫هیچوقت چیزی بیشتر از این بین ما نمی‌شه.

00:40.429 --> 00:41.496
‫اسلحه!

00:41.563 --> 00:42.964
‫بون!

00:43.064 --> 00:44.733
‫تو این شهر رو بهتر از هر کسی می‌شناسی.

00:44.866 --> 00:47.236
‫حاضری یه تحقیقات مشترک راه بندازیم؟

00:47.336 --> 00:48.537
‫چی تو سرته؟

00:48.603 --> 00:49.814
‫رابط اطلاعاتی جدیدمون رو بیارید تو.

00:49.838 --> 00:51.039
‫ماریا؟

00:51.106 --> 00:53.074
‫- فکر می‌کردم مُردی.
‫- این کیه؟

00:53.175 --> 00:54.943
‫میکی، این مادرتـه.

00:55.500 --> 01:05.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:06.155 --> 01:07.422
‫دکتر گالووی؟

01:08.190 --> 01:09.524
‫هنوز داره احمق‌بازی درمیاره؟

01:09.624 --> 01:11.136
‫سعی کردم بهش بگم، ولی گوش نمیده.

01:11.160 --> 01:14.429
‫ستوان بون، من اکیداً توصیه می‌کنم
‫این کار رو نکنی.

01:14.529 --> 01:16.498
‫دارم درست انجامش میدم؟
‫اصلاً من اینجا چی کار می‌کنم؟

01:17.266 --> 01:20.535
‫بون، تو کمتر از ۷۲ ساعت پیش تیر خوردی.

01:20.635 --> 01:21.803
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟

01:23.938 --> 01:27.542
‫به دکتر هنشا بگو ۵۰ دلار بهم بدهکاره.

01:35.784 --> 01:37.619
‫مطمئنی حالت خوبه؟

01:37.719 --> 01:40.289
‫برون.

01:44.000 --> 01:51.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:55.570 --> 01:58.373
‫ستوان بون. معاون کمبل.

01:58.473 --> 02:00.108
‫کلانتر جیم وید.

02:00.175 --> 02:01.843
‫به شهرستان دریک خوش اومدید.

02:01.976 --> 02:03.512
‫میاید این پشت؟

02:04.779 --> 02:07.416
‫یه ورودی بغل هست که قدیمیـه،
‫به زور ازش استفاده می‌شه.

02:07.482 --> 02:08.783
‫از اونجا آوردمش تو.

02:09.518 --> 02:11.320
‫نمی‌خواستم کسی اون رو این شکلی ببینه.

02:11.420 --> 02:12.487
‫شانس آورده...

02:12.587 --> 02:15.924
‫بارتندرش یه معاون بازنشسته‌ست.

02:17.158 --> 02:19.027
‫وقتی رئیس‌تون از حال رفت،

02:19.160 --> 02:20.862
‫جیب‌هاش رو دنبال کارت شناسایی گشته

02:20.995 --> 02:22.915
‫و نشانش رو پیدا کرده.
‫اون بود که به من زنگ زد.

02:22.964 --> 02:24.633
‫هوم. بون.

02:24.733 --> 02:26.435
‫میکی، بیدار شو.

02:26.535 --> 02:27.902
‫هوم.

02:29.671 --> 02:30.805
‫کسیدی؟

02:30.872 --> 02:33.107
‫کسیدی!

02:33.174 --> 02:34.709
‫اوه.

02:35.810 --> 02:37.246
‫با کلانتر وید آشنا شدی؟

02:37.346 --> 02:39.948
‫ما رفقای قدیمی هستیم.

02:41.015 --> 02:43.285
‫هرچند، اون فکر می‌کنه...

02:43.352 --> 02:44.953
‫تیراندازیش از من بهتره.

02:45.053 --> 02:47.121
‫چون واقعاً تیراندازیم از تو بهتره.

02:47.188 --> 02:48.723
‫باشه.

02:48.857 --> 02:51.025
‫شاید فقط الان اینطوری باشه.

02:54.863 --> 02:56.197
‫بون.

02:56.298 --> 02:57.566
‫- کلانتر.
‫- یالا میکی.

02:57.666 --> 02:59.033
‫- بریم برسونیمت خونه.
‫- باشه.

02:59.868 --> 03:02.571
‫- خدافظ.
‫- هی.

03:05.507 --> 03:07.376
‫ممنون. بابت رازداریت.

03:07.476 --> 03:09.811
‫من خیلی وقته کلانتر فاکس رو می‌شناسم.

03:09.878 --> 03:11.546
‫- مگه نه، میکی؟
‫- هوم؟

03:11.646 --> 03:13.582
‫- تو هم یکی دو بار هوای من رو داشتی.
‫- آره.

03:15.149 --> 03:16.785
‫فکر کنم حالا باهم بی‌حساب شدیم.

03:17.586 --> 03:19.988
‫حتی نزدیکش هم نیستیم.

03:20.088 --> 03:21.556
‫ستوان بون.

03:21.656 --> 03:22.857
‫کلانتر وید.

03:22.957 --> 03:24.326
‫موفق باشی.

03:29.464 --> 03:30.932
‫♪ مسئولیت‌ناپذیر ♪

03:31.700 --> 03:33.067
‫♪ صدام کن ♪

03:33.167 --> 03:35.504
‫- مامان.
‫- ♪ غیرقابل‌اعتماد ♪

03:35.570 --> 03:39.274
‫♪ بدقولی رو هم بهش اضافه کن... ♪

03:39.374 --> 03:41.175
‫از نگرانی جون‌به‌لبـمون کردی.

03:41.242 --> 03:42.611
‫اِسکای به کسیدی زنگ زد.

03:44.178 --> 03:45.614
‫از خونه‌م برو بیرون، وس.

03:45.747 --> 03:47.191
‫- بابابزرگ فقط داره سعی می‌کنه...
‫- برو...

03:47.215 --> 03:49.918
‫- از این خونه‌ی لعنتی من بیرون!
‫- نمی‌تونم!

03:50.719 --> 03:53.288
‫میکی، یالا. بیا بریم طبقه بالا.

03:54.423 --> 03:55.957
‫می‌خوام از خونه‌م بری بیرون.

03:56.791 --> 03:58.760
‫بیا بریم.

04:00.762 --> 04:02.030
‫از تهِ دل نگفت.

04:02.130 --> 04:04.132
‫فقط خوشحالم که جاش امنه.

04:06.568 --> 04:09.203
‫صبر کن ببینم، بهتون گفتم؟

04:09.304 --> 04:11.105
‫هشدار اسپویل.

04:11.205 --> 04:13.808
‫مامانم زنده‌ست.

04:13.908 --> 04:15.310
‫- شنیدیم.
‫- هی هی. خیلی‌خب.

04:15.410 --> 04:17.379
‫اِسکای درباره‌ی ایوا سانتوس بهمون گفت.

04:17.446 --> 04:20.649
‫آره خب، خیلی دراماتیک بود.

04:20.782 --> 04:22.684
‫آروم.

04:22.784 --> 04:24.218
‫باشه.

04:25.053 --> 04:26.321
‫باشه.

04:27.121 --> 04:28.957
‫اینم از این.

04:29.057 --> 04:31.025
‫- خوبی؟
‫- آره.

04:31.125 --> 04:32.827
‫- آره...
‫- باشه.

04:32.961 --> 04:34.463
‫گند زدم، بون.

04:34.563 --> 04:37.999
‫تو حست رو بهم گفتی.

04:38.099 --> 04:40.569
‫من انتخاب اشتباهی کردم، نیت.

04:44.406 --> 04:45.774
‫شاید...

04:45.874 --> 04:47.342
‫می‌دونی...

04:59.320 --> 05:01.089
‫این اتفاق اصلاً نیفتاده.

05:02.624 --> 05:04.359
‫چی اصلاً نیفتاده؟

05:09.864 --> 05:12.767
‫صبح بخیر، خورشید خانم!

05:12.834 --> 05:14.703
‫نه...

05:14.803 --> 05:16.705
‫نه.

05:17.906 --> 05:19.774
‫یالا. بیدار شو دیگه.

05:19.874 --> 05:21.576
‫با دست پُر اومدم.

05:22.377 --> 05:26.415
‫داروی انحصاری بابام واسه رفع خماری.

05:26.515 --> 05:27.515
‫آره.

05:27.549 --> 05:29.150
‫اون هنوز اینجاست.

05:29.250 --> 05:31.085
‫من نگرانت بودم، میک.

05:31.185 --> 05:33.555
‫شنیدیم که با عصبانیت
‫از دفتر سانتوس زدی بیرون.

05:33.688 --> 05:35.023
‫متاسفم.

05:35.123 --> 05:37.526
‫متاسفم که... شماها رو توی اون وضعیت گذاشتم.

05:37.626 --> 05:39.227
‫اشکالی نداره. من

05:39.360 --> 05:40.762
‫یه ذره ناراحت شدم که من رو دعوت نکردی.

05:40.862 --> 05:43.097
‫یعنی میگم، من فهمیدم خواهرم
‫کله‌گنده‌ی مواد مخدره،

05:43.197 --> 05:44.957
‫تو هم فهمیدی مامانت
‫از دنیای مُرده‌ها برگشته...

05:44.999 --> 05:46.279
‫منم بدجوری احتیاج داشتم
‫خودم رو غرق مستی کنم.

05:47.536 --> 05:48.637
‫گوش کن،

05:48.703 --> 05:49.903
‫می‌دونم آخرین چیزی که می‌خوای

05:50.004 --> 05:51.015
‫درباره‌ش حرف بزنی، پرونده‌ی باباته.

05:51.039 --> 05:52.306
‫آره، حق با توئه.

05:52.407 --> 05:54.275
‫ولی سانتوس هنوز داره به وس
‫پیشنهاد توافق میده.

05:54.375 --> 05:56.478
‫یه راهی واسه آزادیـش وجود داره،

05:56.578 --> 05:58.046
‫اگه باهاش راه بیای

05:58.146 --> 05:59.786
‫و کمکش کنی تا کارتل بلغاری رو کله‌پا کنه.

05:59.848 --> 06:02.383
‫پس می‌خوای با زنی همکاری کنم

06:02.484 --> 06:04.753
‫که وقتی شش سالم بود من رو ول کرد و رفت،

06:04.886 --> 06:06.688
‫تا به مردی کمک کنم که

06:06.755 --> 06:09.157
‫بارها و بارها بهم دروغ گفته؟

06:09.891 --> 06:13.127
‫- من نیستم.
‫- میکی، سانتوس چی گفت؟

06:13.227 --> 06:14.863
‫تو فکر می‌کردی این زن

06:14.929 --> 06:16.974
‫توی زندان شهرستان اج‌واتر مُرده،
‫و بعد ۴۰ سال بعد،

06:16.998 --> 06:19.868
‫پیداش می‌شه و معاون مدیر دی‌ای‌اِیـه؟

06:19.968 --> 06:22.403
‫بیخیال، قطعاً یه جریانی پشتشه.

06:22.504 --> 06:23.772
‫یه جریانی هست.

06:23.872 --> 06:26.274
‫فقط من جزئی از اون جریان نیستم.

06:49.163 --> 06:50.965
‫داری میری سر کار؟

06:51.099 --> 06:52.300
‫جمعه‌ست.

06:53.101 --> 06:54.435
‫جمعه روز کاریـه.

06:54.536 --> 06:56.037
‫قهوه می‌خوری؟

06:56.137 --> 06:57.271
‫خوردم.

06:57.371 --> 06:59.741
‫می‌دونی، فقط فکر کردم با توجه به اون بمبی

06:59.841 --> 07:01.109
‫که تو زندگیت منفجر شد،

07:01.209 --> 07:02.889
‫شاید بخوای یه روز رو
‫مرخصی بگیری و به اعصابت برسی.

07:03.377 --> 07:05.079
‫من واسه حرف زدن اینجام.

07:05.179 --> 07:06.047
‫درباره‌ی الک، یا...

07:06.114 --> 07:07.949
‫نمی‌خوام درباره‌ی الک حرف بزنم.

07:08.049 --> 07:10.218
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام
‫درباره‌ی الک حرف بزنم.

07:14.188 --> 07:16.357
‫اون چه‌جور آدمیه؟

07:19.160 --> 07:21.563
‫چرا از بابابزرگت نمی‌پرسی؟

07:21.630 --> 07:22.631
‫اونم می‌شناختش.

07:22.764 --> 07:24.499
‫دارم از تو می‌پرسم.

07:25.299 --> 07:26.568
‫آم...

07:26.668 --> 07:28.402
‫می‌شه لطفاً اون شیر و خامه رو بدی بهم؟

07:28.503 --> 07:29.671
‫باشه.

07:29.771 --> 07:32.173
‫خب، دیروز فکر می‌کردیم مامانت...

07:32.273 --> 07:34.709
‫مادربزرگم، که هیچوقت ندیدمش... مُرده،

07:34.809 --> 07:36.277
‫و امروز می‌فهمیم که نمُرده،

07:36.377 --> 07:37.979
‫و حتی قرار نیست درباره‌ش حرف بزنیم؟

07:39.814 --> 07:41.249
‫خودم میارم.

07:47.689 --> 07:48.929
‫آدام یک، کلانتر یک.

07:48.957 --> 07:51.125
‫واحدها یه ۱۰-۵۶-اِی گزارش کردن،

07:51.225 --> 07:53.161
‫سوژه‌ی زن سفیدپوست، در سد ون‌هولن.

07:58.432 --> 08:00.334
‫بذارید دخترم رو ببینم! می‌خوام ببینمش!

08:00.468 --> 08:02.136
‫بذارید دخترم رو ببینم!

08:02.236 --> 08:03.914
‫- دانا! بذارید ببینمش. می‌خوام دخترم رو ببینم.
‫- دیل؟

08:03.938 --> 08:05.616
‫- دیل!
‫- بذارید ببینمش! می‌خوام ببینمش!

08:05.640 --> 08:07.475
‫- هی!
‫- دانا!

08:07.542 --> 08:09.544
‫میکی، اون داناست. دانا اون بالا وایساده.

08:09.644 --> 08:11.412
‫باشه گوش کن. من میرم جلو،

08:11.512 --> 08:12.657
‫- ولی تو باید منتظر بمونی...
‫- فقط لطفاً، بذار من...

08:12.681 --> 08:13.782
‫دیل! به من گوش کن.

08:13.882 --> 08:15.584
‫باشه؟ باید همینجا منتظر بمونی.

08:16.718 --> 08:19.020
‫خیلی‌خب. برو.

08:20.989 --> 08:21.990
‫ببخشید، ببخشید.

08:36.905 --> 08:38.006
‫دانا؟

08:38.773 --> 08:40.909
‫- نزدیکتر نیا، میکی!
‫- چیزی نیست، دانا.

08:41.042 --> 08:42.276
‫قسم می‌خورم می‌پرم پایین!

08:42.376 --> 08:44.412
‫دانا، آروم باش. حالت خوبه.

08:44.512 --> 08:47.481
‫گوش کن. هر مشکلی که داری،

08:47.582 --> 08:50.585
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی.
‫- چرا، مجبورم.

08:50.685 --> 08:51.953
‫مجبورم این کار رو بکنم، میکی.

08:52.053 --> 08:53.454
‫اوضاع خیلی داغونه.

08:53.554 --> 08:56.390
‫- تو درک نمی‌کنی!
‫- یه فرصت بهم بده تا درک کنم.

08:57.158 --> 08:58.960
‫دانا، همه‌ی ما روزای بد داریم.

08:59.060 --> 09:01.062
‫من... همین الان یه عالمه پشت‌سرهم داشتم.

09:01.830 --> 09:03.898
‫بیا نذاریم این یکی همیشگی بشه.

09:09.203 --> 09:10.538
‫دانا، بابات...

09:10.639 --> 09:12.774
‫- دانا!
‫- اون براش مهمه. خیلی دوستت داره.

09:12.874 --> 09:15.076
‫و تامی، برادرت، اونم دوستت داره.

09:15.176 --> 09:18.112
‫برای تموم این شهر مهمی.
‫برای من مهمی، دانا.

09:18.246 --> 09:19.748
‫بیا پایین.

09:19.848 --> 09:22.784
‫بیا. یه فکری براش می‌کنیم.
‫با هم حرف می‌زنیم.

09:32.526 --> 09:33.962
‫دانا!

09:34.095 --> 09:35.697
‫دانا!

09:35.764 --> 09:36.931
‫از سر راهم برو کنار!

09:51.863 --> 09:53.863
‫« منطقه کلانتر »

09:59.888 --> 10:00.889
‫دانا، طاقت بیار!

10:00.989 --> 10:02.356
‫- ولم کن، میکی.
‫- نه!

10:02.456 --> 10:03.557
‫ولم کن.

10:03.692 --> 10:06.027
‫برو عقب!

10:06.127 --> 10:07.929
‫آه!

10:12.033 --> 10:13.267
‫دانا!

10:16.971 --> 10:18.673
‫خیلی‌خب، گرفتمت.

10:18.773 --> 10:20.108
‫گرفتمت، دانا.

10:20.208 --> 10:21.509
‫داری چی کار می‌کنی؟

10:21.575 --> 10:24.713
‫قول میدم کمکش کنم، دیل.

10:24.779 --> 10:27.115
‫بیا اینجا.

10:46.034 --> 10:47.268
‫سلام.

10:47.368 --> 10:48.779
‫دارم آمار میکی رو میگیرم. خبری ازش داری؟

10:48.803 --> 10:49.803
‫هنوز نیومده،

10:49.838 --> 10:51.605
‫ولی حواسم هست.

10:51.706 --> 10:53.507
‫- صبر کن. تو دفتری؟
‫- اون الان نیاز داره

10:53.607 --> 10:55.777
‫- آدم‌های نزدیکش دورش باشن.
‫- می‌دونم،

10:55.877 --> 10:58.012
‫ولی تو هم باید مراقب خودت باشی.

10:59.280 --> 11:01.182
‫هنک داره میاد. باید برم.

11:01.282 --> 11:02.717
‫بون بود؟

11:02.784 --> 11:04.185
‫داشتید درباره‌ی چی حرف می‌زدید؟

11:04.285 --> 11:05.987
‫فقط داشتم جدیدترین اخبار
‫پرونده‌ی الیوت رو بهش می‌دادم.

11:06.087 --> 11:08.122
‫یادم بندازه باهات پوکر بازی کنم، کمبل،

11:08.222 --> 11:09.557
‫چون اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

11:09.623 --> 11:12.493
‫دقیقاً می‌دو‌نم شما دوتا داشتید
‫درباره‌ی چی حرف می‌زدید.

11:14.628 --> 11:16.898
‫دارید واسه تولد فردای من
‫یه سوپرایز می‌چینید.

11:17.799 --> 11:18.967
‫فردا تولدته؟

11:19.100 --> 11:20.902
‫آره جون خودت. انگار نمی‌دونستی.

11:20.969 --> 11:23.071
‫ببین، من اولش مرخصی داشتم،

11:23.137 --> 11:25.239
‫ولی بعد جینا دوباره اسمم رو گذاشت توی برنامه،

11:25.339 --> 11:27.742
‫پس تابلوئه که شماها
‫یه برنامه‌ای تو دفتر دارید.

11:27.842 --> 11:29.410
‫من سرنخ‌ها رو می‌بینم.

11:29.510 --> 11:30.779
‫راستی، واسه کیک؟

11:30.879 --> 11:32.113
‫من عشق رِد ولوتـم.

11:32.180 --> 11:33.181
‫اوم.

11:33.314 --> 11:34.715
‫خوبه که فهمیدم.

11:34.816 --> 11:37.051
‫همینجا بمون، اَندی. الان برمی‌گردیم.

11:38.887 --> 11:40.154
‫همینجا.

11:40.254 --> 11:41.832
‫اینجا همونجاییـه که مامان پانچ و اَندی رو پیدا کردن،

11:41.856 --> 11:43.257
‫۲۸ سال پیش.

11:43.324 --> 11:44.859
‫مری الیوت. ۴۴ ساله،

11:44.993 --> 11:47.128
‫علت مرگ، اصابت جسم سخت به سر.

11:47.228 --> 11:49.463
‫طبق گزارش کالبدشکافی،
‫چندین بار بهش ضربه وارد شده،

11:49.530 --> 11:51.499
‫اونم با یه جسم سنگین
‫که باعث شده جمجمه‌ش خُرد بشه.

11:52.300 --> 11:53.734
‫آلت قتل هیچوقت پیدا نشد.

11:53.835 --> 11:55.436
‫اَندی بود که به ۹۱۱ زنگ زد.

11:55.503 --> 11:56.871
‫اون گفت یه نفر به مامانش حمله کرده،

11:56.971 --> 11:58.272
‫اما نتونست مشخصاتی بده.

11:58.372 --> 12:00.875
‫وقتی کلانترها رسیدن،
‫اونو دیدن که

12:00.975 --> 12:03.744
‫بالای سر جنازه زانو زده بود،
‫غرق خون بود،

12:03.845 --> 12:05.313
‫و داشت گریه می‌کرد.

12:06.214 --> 12:08.817
‫اگه من مسئول پرونده بودم،
‫اون مظنون اصلیم می‌شد.

12:08.917 --> 12:10.351
‫همینطور هم بود.

12:10.484 --> 12:11.920
‫هیچ نشونه‌ای از

12:12.020 --> 12:14.522
‫ورود اجباری نبود.
‫چیزی هم از خونه دزدیده نشده بود.

12:14.622 --> 12:17.525
‫کلانتر می‌خواست
‫علیه اَندی اعلام‌جرم کنه،

12:17.625 --> 12:18.793
‫اما چون آلت قتاله پیدا نشد،

12:18.860 --> 12:20.361
‫دادستان شانس زیادی برای

12:20.461 --> 12:23.031
‫- محکوم کردنش نمیدید.
‫- پانچ انگار مطمئنه که کار اونه.

12:23.131 --> 12:25.566
‫اَندی بعضی وقت‌ها
‫دچار توهم می‌شد.

12:25.699 --> 12:27.135
‫بعضی وقت‌ها هم پارانوئید می‌شد.

12:27.235 --> 12:30.404
‫ببین، می‌دونم نمی‌خوای
‫فکر کنی کار اَندی بوده.

12:33.007 --> 12:34.308
‫بیا واسه اَندی یه برگر بخریم

12:34.375 --> 12:36.135
‫و ببینیم از اون شب
‫چی می‌تونه بهمون بگه.

12:37.178 --> 12:38.579
‫- اوه!
‫- اوه.

12:38.679 --> 12:39.513
‫ممنون.

12:39.580 --> 12:41.415
‫خونه‌ی قشنگی دارید.

12:47.588 --> 12:49.223
‫دانا چطوره؟ حالش خوبه؟

12:49.323 --> 12:51.692
‫مجبور شدم طبق قانون ۵۱۵۰ بستریش کنم.

12:51.759 --> 12:54.095
‫بیمارستان ۷۲ ساعت نگهش می‌داره،

12:54.195 --> 12:55.496
‫برای ارزیابی سلامت روان.

12:55.596 --> 12:57.065
‫دیل بدجوری داغونه.

12:57.165 --> 12:58.165
‫بیچاره.

12:58.199 --> 12:59.333
‫خودت چطوری؟ روبراهی؟

12:59.400 --> 13:01.069
‫- داستان مامانت رو شنیدم.
‫- خوبم.

13:02.070 --> 13:03.814
‫پس وس چی؟ منظورم اینه که،
‫اون خیلی عاشقش بود.

13:03.838 --> 13:06.607
‫حتماً بدجوری شوکه شده.

13:06.740 --> 13:08.342
‫حالا که حرف از وس شد...

13:08.442 --> 13:09.743
‫اون روزی که بازداشتش کردم،

13:09.844 --> 13:11.946
‫دیدم که شما دوتا داشتین
‫بیرون اِی‌سی‌اِس‌او باهم حرف می‌زدین.

13:12.046 --> 13:13.447
‫خبر داشتی که دوباره داره مواد می‌فروشه؟

13:13.581 --> 13:16.851
‫میکی، مادرت زنده‌ست.

13:16.951 --> 13:19.420
‫این موضوع روی تموم کارهای بابات سایه نمی‌ندازه؟

13:19.553 --> 13:22.023
‫قرار نیست وس رو ببخشم، فقط چون
‫یه والد بدتر از اون، مثل آوار

13:22.123 --> 13:24.092
‫دوباره خراب شده وسط زندگیم.

13:24.192 --> 13:26.260
‫جواب سوالم رو ندادی.

13:26.360 --> 13:28.462
‫میرم برات آسپرین بیارم.

13:31.532 --> 13:33.501
‫سلام.

13:34.000 --> 13:40.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:40.608 --> 13:41.775
‫شنیدم چه اتفاقی واسه دانا افتاده.

13:41.876 --> 13:44.946
‫آره. اون بچه‌ی خیلی خوبیه.

13:46.047 --> 13:47.224
‫با اینکه دختر دیل دِدوواتر،

13:47.248 --> 13:48.782
‫واقعاً زندگیش رو جمع‌وجور کرده بود.

13:48.883 --> 13:50.861
‫قرار بود اولین نفر تو خانواده باشه
‫که میره دانشگاه.

13:50.885 --> 13:52.553
‫همین دو هفته پیش دیدمش. من...

13:52.620 --> 13:54.923
‫اصلاً حس نکردم
‫که مشکلی وجود داشته باشه.

13:54.989 --> 13:56.290
‫اینقدر به خودت سخت نگیر.

13:56.390 --> 13:58.426
‫- سرت خیلی شلوغه.
‫- آره. تو هم همینطور.

13:58.492 --> 14:01.595
‫- تعجب کردم اینجا دیدمت.
‫- فکر نمی‌کردم چاره‌ی دیگه‌ای داشته باشم.

14:01.695 --> 14:02.997
‫بهت تیر خورده، بون.

14:03.131 --> 14:04.732
‫هرچقدر زمان نیاز داری مرخصی بگیر.

14:04.798 --> 14:06.600
‫دارم درباره‌ی تو حرف می‌زنم، میکی.

14:06.667 --> 14:08.436
‫دیشب از کفِ زمین جمعت کردیم.

14:08.536 --> 14:10.780
‫ببین، درکت می‌کنم، یهو شوک بزرگی بهت وارد شده،
‫اما نمی‌دونم

14:10.804 --> 14:13.007
‫- الان از پس کار برمیای یا نه.
‫- متاسفم.

14:13.107 --> 14:14.675
‫نمی‌دونستم دارم قضاوت می‌شم.

14:14.775 --> 14:16.244
‫محض اطلاعت اگه نمی‌دونی،

14:16.310 --> 14:17.345
‫الان واقعاً درگیر

14:17.478 --> 14:18.947
‫- یه عالمه مشکلم.
‫- دقیقاً.

14:19.013 --> 14:20.590
‫پس اگه نیاز داری استراحت کنی،
‫برو بکن.

14:20.614 --> 14:22.294
‫اما تو کلانتری. نمی‌تونی

14:22.350 --> 14:23.684
‫کمتر از صد درصد خودت باشی.

14:23.817 --> 14:26.687
‫حق نداری بهم بگی
‫چطوری کارم رو انجام بدم.

14:28.656 --> 14:30.992
‫من... متـاسفم.

14:31.092 --> 14:32.426
‫بون...

14:32.493 --> 14:33.928
‫ممنونم.

14:33.995 --> 14:35.263
‫بابت دیشب.

14:35.363 --> 14:37.698
‫متاسفم که مجبور شدی
‫منو اونجوری ببینی.

14:39.167 --> 14:40.935
‫من...

14:41.002 --> 14:43.437
‫امیدوارم حرف خجالت‌آوری نزده باشم.

14:44.973 --> 14:46.407
‫راستش، زدی.

14:48.276 --> 14:50.211
‫گفتی...

14:51.845 --> 14:54.915
‫که فورتی‌ناینرز قراره قهرمان سوپربول بشن.

15:00.821 --> 15:03.391
‫دیل. میکی فاکس هستم...

15:03.491 --> 15:05.059
‫اگه خواستی درباره‌ی اینکه
‫بستری اجباری چطوریه حرف بزنی،

15:05.193 --> 15:07.028
‫بهم زنگ بزن.

15:07.128 --> 15:08.562
‫فعلاً خدافظ.

15:13.534 --> 15:15.903
‫دیروز نشد حرف‌مون رو تموم کنیم.

15:16.004 --> 15:17.547
‫فکر نکنم تونسته باشم
‫بهت حالی کنم که

15:17.571 --> 15:20.408
‫استویانوف‌ها واقعاً چقدر خطرناکن.

15:20.541 --> 15:22.576
‫دوست دارم برات توضیح بدم،

15:22.710 --> 15:26.080
‫مخصوصاً چون دفعه‌ی پیش
‫یه جورایی حواسمون پرت شد.

15:26.180 --> 15:27.540
‫آره، یه جورایی حواس‌پرت‌کن بود

15:27.581 --> 15:29.141
‫فهمیدن اینکه مادرت که فکر می‌کردی مُرده، زنده‌ست،

15:29.183 --> 15:30.943
‫فقط به داشتن یه دختر علاقه نداره.

15:33.187 --> 15:34.488
‫داستان منو شنیدی، میکی.

15:34.555 --> 15:36.424
‫می‌دونی که قضیه یکم
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

15:36.524 --> 15:38.726
‫من حرفی با تو ندارم.

15:38.826 --> 15:40.761
‫قرار نیست عضو کارگروه کوچولوت بشم.

15:40.861 --> 15:42.563
‫خودت رو با تهدید کردن هم خسته نکن

15:42.663 --> 15:44.432
‫که رابطه‌ام با الک کین رو لو میدی.

15:44.532 --> 15:46.700
‫اصلاً قرار نبود
‫اونـو علیه تو استفاده کنم.

15:47.868 --> 15:49.570
‫همین الانش هم خیلی بهت صدمه زدم.

15:49.670 --> 15:50.904
‫پدرم بهم صدمه زد،

15:51.039 --> 15:52.740
‫معاون رئیس سانتوس.

15:52.840 --> 15:55.109
‫تو اگه خودت رو هم بکشی،
‫نمی‌تونی به من صدمه بزنی.

15:55.943 --> 15:57.245
‫میکی، یه موضوع فوری

15:57.345 --> 15:59.313
‫- پیش اومده.
‫- آره.

16:02.383 --> 16:04.085
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

16:04.185 --> 16:05.625
‫فقط فکر کردم شاید به یه راه فرار
‫نیاز داشته باشی.

16:08.056 --> 16:09.723
‫از بیمارستان مرخص شدی.

16:10.491 --> 16:12.693
‫با وجود تمام تلاش‌های پسرت، الک.

16:12.760 --> 16:14.962
‫واسه همین اینجام.

16:15.063 --> 16:16.530
‫ببین، نیازی نیست من بهت بگم

16:16.630 --> 16:18.799
‫وقتی به عناصر فاسد اجازه داده بشه

16:18.899 --> 16:20.210
‫هر غلطی می‌خوان بکنن،
‫چقدر خطرناکه. و می‌دونم

16:20.234 --> 16:21.602
‫که با استویانوف‌ها

16:21.735 --> 16:22.803
‫از زمانی که اوکلند بودی، آشنایی داری.

16:22.936 --> 16:24.472
‫به کمکت نیاز دارم، معاون بون.

16:24.572 --> 16:25.973
‫ازت می‌خوام میکی رو راضی کنی

16:26.074 --> 16:27.951
‫- که با من همکاری کنه.
‫- نمی‌دونم کدومش خنده‌دارتره،

16:27.975 --> 16:29.535
‫اینکه من برخلاف خواسته‌ی اون عمل کنم،

16:29.577 --> 16:32.146
‫یا اینکه فکر می‌کنی من می‌تونم
‫میکی فاکس رو به انجام کاری راضی کنم.

16:32.280 --> 16:33.547
‫ببین، فقط یه نگاه بنداز.

16:33.614 --> 16:35.416
‫اگه بعد از دیدن کارهای دیگه‌ای
‫که استویانوف‌ها کردن،

16:35.483 --> 16:36.750
‫باهام هم‌عقیده نبودی

16:36.850 --> 16:37.961
‫که این کارگروه چقدر اهمیت داره،

16:37.985 --> 16:39.753
‫باشه.

16:39.853 --> 16:41.489
‫دیگه مزاحمت نمی‌شم.

16:50.631 --> 16:52.333
‫با مامان حرف زدم.

16:53.134 --> 16:54.968
‫یعنی سعی کردم حرف بزنم.

16:55.969 --> 16:58.339
‫بابابزرگ، بهم میگی ایوا چی گفت؟

16:58.472 --> 17:00.308
‫من کسی به اسم ایوا نمی‌شناسم.

17:01.842 --> 17:03.444
‫من یه ماریا می‌شناختم.

17:04.178 --> 17:06.714
‫ماریا قدیما مادرت رو روی زانوهاش تکون می‌داد.

17:07.481 --> 17:10.851
‫ماریا با من به پیاده‌روی‌های طولانی

17:10.951 --> 17:13.921
‫توی ساحل مون‌اِستون میومد.

17:14.788 --> 17:16.857
‫ماریا این کار رو بهم یاد داد.

17:19.627 --> 17:21.595
‫همه‌ی این لعنتی یه دروغ بود.

17:23.164 --> 17:25.333
‫می‌خوای درباره‌ی ماریا بدونی؟

17:25.466 --> 17:27.101
‫یه عالمه داستان دارم.

17:27.201 --> 17:29.036
‫اما... ایوا؟

17:29.170 --> 17:30.671
‫نمی‌شناسمش.

17:32.173 --> 17:34.508
‫عالیه. واقعاً کمک بزرگی بود.

17:34.608 --> 17:35.709
‫خب...

17:35.809 --> 17:37.010
‫خدای من، از دست این خانواده!

17:37.145 --> 17:39.447
‫هیچکس حرف نمی‌زنه،
‫هیچکس نمیگه چه حسی داره.

17:39.547 --> 17:42.216
‫یه نفر لطفاً بهم بگه
‫مادربزرگم چی گفت؟

17:42.316 --> 17:43.851
‫اون مادربزرگ تو نیست!

17:44.852 --> 17:47.721
‫از نظر خونی شاید باشه،
‫ولی نه به خاطر اینکه دوستت داره.

17:47.821 --> 17:49.823
‫نه از هیچ‌ نظر مهمی.

17:49.890 --> 17:53.093
‫ببین. ببین اسکای، می‌دونم کنجکاوی...

17:53.194 --> 17:54.662
‫اسکای!

17:55.529 --> 17:57.198
‫برامون تعریف کن چی شد، اَندی.

17:57.298 --> 17:59.700
‫توی پرونده اومده
‫که تو خواب بودی

17:59.800 --> 18:01.569
‫و بعدش یه صدایی شنیدی؟

18:03.036 --> 18:04.372
‫طبقه‌ی پایین.

18:04.505 --> 18:05.973
‫یه عده داشتن دعوا می‌کردن.

18:06.039 --> 18:07.141
‫یه عده؟

18:07.241 --> 18:08.376
‫آره. مامانم،

18:08.476 --> 18:10.144
‫با یه نفر دیگه.

18:10.244 --> 18:12.346
‫مرد؟ زن؟

18:12.413 --> 18:13.814
‫نمی‌دونم،

18:13.914 --> 18:15.794
‫چون دوز داروهای جدیدم رو خورده بودم،

18:15.883 --> 18:17.718
‫واسه همین حسابی مَنگ بودم.

18:17.851 --> 18:19.520
‫اصلاً انگار نمی‌تونستم تکون بخورم.

18:19.587 --> 18:20.888
‫خب.

18:20.988 --> 18:22.788
‫- بعدش چی شد؟
‫- صدای جیغ مامانم رو شنیدم.

18:22.856 --> 18:26.059
‫و بعدش، انگار همه‌جا خیلی خیلی ساکت شد.

18:26.160 --> 18:29.430
‫بعد صدای مامانم رو
‫درست پشت در اتاقم شنیدم.

18:29.563 --> 18:32.032
‫زنگ بزن ۹۱۱. زنگ بزن ۹۱۱.

18:33.734 --> 18:35.503
‫فکر کردی داری چی کار می‌کنی؟

18:35.569 --> 18:37.771
‫داریم با اَندی درباره‌ی
‫پرونده‌ی مامانت حرف می‌زنیم.

18:37.905 --> 18:39.573
‫سلام پانچی.

18:39.707 --> 18:42.009
‫میکی از این قضیه خبر داره؟

18:42.075 --> 18:43.311
‫لطفاً عصبانی نشو، پانچ.

18:43.411 --> 18:45.613
‫داری به من میگی عصبانی نشم؟

18:50.017 --> 18:51.485
‫من باید برم.

18:51.585 --> 18:53.954
‫اَندی، صبر کن. لطفاً.

18:54.087 --> 18:55.789
‫لازم نیست بری.

18:56.590 --> 18:58.426
‫داشتم حرف از زیر زبونش می‌کشیدم، پانچ.

18:58.559 --> 19:00.828
‫- می‌دونم فکر می‌کنی اون مامانت رو کشته...
‫- آره.

19:00.928 --> 19:02.630
‫دلیل خوبی هم دارم.

19:03.597 --> 19:05.299
‫این جای زخم رو می‌بینی؟

19:05.399 --> 19:06.800
‫اَندی این کار رو باهام کرد،

19:06.900 --> 19:09.069
‫درست دو هفته قبل از قتل.

19:09.136 --> 19:10.704
‫اومدم خونه و دیدم داره مامانم رو می‌زنه.

19:10.804 --> 19:13.140
‫وقتی سعی کردم از هم جداشون کنم،
‫مچم رو شکست.

19:13.974 --> 19:15.576
‫اگه حرفم رو باور نمی‌کنی، از سیلویا بپرس.

19:15.643 --> 19:16.544
‫سیلویا کیه؟

19:16.644 --> 19:18.312
‫بهترین دوست مامانم.

19:18.412 --> 19:19.713
‫اون منو رسوند بیمارستان،

19:19.813 --> 19:21.815
‫در حالی که پدر و مادرم سعی می‌کردن
‫اَندی رو آروم کنن.

19:21.949 --> 19:24.985
‫ببینید، من برادرم رو دوست داشتم.

19:26.119 --> 19:28.155
‫وقتی بچه بودیم،

19:28.289 --> 19:29.890
‫قبل از اینکه مریض بشه،

19:29.990 --> 19:31.425
‫اون الگوی من بود.

19:31.492 --> 19:34.795
‫حالا شاید فکر کنید داری لطف می‌کنید.

19:34.895 --> 19:36.464
‫اما باور کنید...

19:36.564 --> 19:39.032
‫تنها کاری که داری می‌کنید،
‫باز کردن زخم‌های قدیمیه.

19:43.804 --> 19:45.906
‫آزمایش سم‌شناسی اولیه‌ات...

19:47.575 --> 19:48.742
‫یه نوع داروی شبه‌اِفیونی صنعتی

19:48.809 --> 19:50.611
‫به اسم سایکلورفین رو توی خونت نشون داد.

19:50.678 --> 19:54.248
‫دانا، اون چیز فوق‌العاده خطرناکیه.

19:54.348 --> 19:56.116
‫مرگبارتر از فنتانیله.

19:56.216 --> 19:57.485
‫یا خدا.

19:57.585 --> 19:58.585
‫کار اون دوست‌پسره‌ست.

19:58.652 --> 20:00.354
‫شرط می‌بندم اون این آشغال رو بهش داده.

20:00.488 --> 20:02.523
‫خب، از دوست‌پسرت برام بگو، دانا.

20:03.824 --> 20:05.693
‫ما بهم زدیم، خب؟

20:07.828 --> 20:09.096
‫مایکل.

20:09.162 --> 20:10.698
‫اسمش مایکله.

20:10.798 --> 20:12.433
‫فامیلی مایکل چیه؟

20:12.533 --> 20:14.268
‫اسمیت.

20:14.368 --> 20:15.536
‫اون یه لجن به تمام معناست.

20:15.669 --> 20:17.605
‫می‌دونی چیه؟ باید برم پیداش کنم

20:17.705 --> 20:18.848
‫- اون عوضی کوچولو رو.
‫- نه. بابا، لطفاً.

20:18.872 --> 20:19.872
‫بهت گفتم که، بهم زدیم.

20:19.973 --> 20:22.242
‫پس کی مواد رو بهت داد؟

20:23.110 --> 20:23.977
‫یه دوست.

20:24.044 --> 20:25.044
‫کدوم دوست؟

20:25.145 --> 20:27.080
‫یادم نیست.

20:32.686 --> 20:34.087
‫سخته اینو بگم،

20:34.187 --> 20:36.067
‫اما خوشحالم که مامانش
‫زنده نیست تا این وضع رو ببینه.

20:36.557 --> 20:39.226
‫می‌دونم دوست داشتن یه معتاد چقدر سخته.

20:39.360 --> 20:41.295
‫من با اسکای، این رو تجربه کردم.

20:41.395 --> 20:42.963
‫اون بهم دروغ گفت، میکی.

20:43.063 --> 20:44.665
‫در واقع اون مریضی بود که دروغ می‌گفت.

20:49.437 --> 20:50.738
‫اون بهت نیاز داره، دیل.

20:50.871 --> 20:52.172
‫نه مامانی داره، نه دوستی.

20:52.272 --> 20:54.675
‫الان تو این دنیا، باباش تنها کسیه که داره.

20:54.775 --> 20:57.077
‫فقط... کنارش باش.

20:59.380 --> 21:01.349
‫آره.

21:02.916 --> 21:05.453
‫♪ داشتم روی صندلی عقب گریه می‌کردم... ♪

21:08.556 --> 21:10.758
‫خدای من.

21:17.297 --> 21:19.433
‫سلام، اسکای.

21:20.768 --> 21:22.803
‫اسم من ایواست.

21:25.138 --> 21:27.741
‫من مادربزرگت هستم.

21:33.481 --> 21:36.016
‫هر وقت درباره‌ی تو از مامانم می‌پرسیدم،

21:36.116 --> 21:38.686
‫این عکس رو بهم نشون می‌داد.

21:39.420 --> 21:42.155
‫بهم بگو چی شد، ایوا.

21:42.255 --> 21:44.191
‫اون روز چه اتفاقی افتاد؟

21:49.697 --> 21:51.699
‫به هم زدن ادامه بده، میکی.

21:51.799 --> 21:53.300
‫من می‌خوام وانیل رو بریزم!

21:53.401 --> 21:56.136
‫- من می‌خوام!
‫- عجله نکن میکی فاکس.

21:56.236 --> 21:57.538
‫می‌ذارم تو بریزیش.

21:57.638 --> 21:59.507
‫خوبه.

21:59.607 --> 22:01.509
‫- عالیه.
‫- سلام عزیزم.

22:01.609 --> 22:04.111
‫- بابایی!
‫- میکی!

22:04.211 --> 22:06.179
‫سلام.

22:06.279 --> 22:08.816
‫- دارین پنکیک درست می‌کنین؟
‫- اوهوم.

22:09.683 --> 22:10.884
‫زودباش.

22:12.620 --> 22:14.121
‫- محصول چطوره؟
‫- عالی.

22:14.187 --> 22:15.589
‫سم میگه

22:15.689 --> 22:18.091
‫شیرین‌ترین برگ کوهستان رو داریم.

22:28.168 --> 22:31.204
‫مامانی، چرا خونه داره می‌لرزه؟

22:33.206 --> 22:34.808
‫مامورای فدرال!

22:34.875 --> 22:36.395
‫- مامورای فدرال!
‫- همین الان بخوابید روی زمین!

22:36.477 --> 22:39.179
‫دستاتون رو ببرین بالا
‫و همین الان بخوابین روی زمین!

22:39.279 --> 22:41.381
‫بابا!

22:42.883 --> 22:44.117
‫- وس!
‫- آخ!

22:44.217 --> 22:46.053
‫وس!

22:46.454 --> 22:47.988
‫- نکنید. نه، نکنید! نکنید!
‫- مامان!

22:48.055 --> 22:49.923
‫- مامان!
‫- ولش... نکنید! میکی! میکی!

22:50.057 --> 22:51.425
‫میک... آخ!

22:51.525 --> 22:53.226
‫- نکنید. میکی!
‫- میکی...

22:53.326 --> 22:54.895
‫- مامانی!
‫- نه، تو رو خدا!

22:54.995 --> 22:56.196
‫- میکی!
‫- کاری به کارش نداشته باشین!

22:56.263 --> 22:57.898
‫اون هیچ نقشی تو این قضیه نداشته!

22:57.998 --> 23:00.568
‫اون هیچ نقشی تو این قضیه نداشته!

23:05.573 --> 23:08.542
‫اما... تو قطعاً دستت تو کار بوده.

23:08.642 --> 23:10.277
‫مگه نه؟

23:12.546 --> 23:15.282
‫من اون روز به نیروها خبر ندادم...

23:18.318 --> 23:19.753
‫ولی آره،

23:19.853 --> 23:21.455
‫من دستم تو کار بود.

23:22.623 --> 23:23.657
‫شش سال.

23:23.791 --> 23:26.159
‫شش سال غیبت زده بود.

23:27.294 --> 23:28.862
‫فکر می‌کردیم مُردی.

23:29.663 --> 23:30.974
‫- مُردم.
‫- وقتی کار دادستان آمریکا باهات تموم بشه،

23:30.998 --> 23:32.733
‫آرزو می‌کنی که ای کاش مُرده بودی.

23:32.800 --> 23:35.135
‫فرستادمت اوکلند
‫تا غول سبز رو پیدا کنی.

23:35.235 --> 23:36.670
‫اونوقت تو چی کار کردی؟

23:37.471 --> 23:40.007
‫عاشق اون عوضی شدی
‫و ازش بچه‌دار شدی؟

23:40.107 --> 23:43.110
‫بهتره برای خودت وکیل بگیری، ماریا.

23:43.176 --> 23:45.513
‫چون رنگ بیرون زندان رو هم نمی‌بینی.

23:48.582 --> 23:50.918
‫اگه سخنرانی کوچولوت تموم شد،

23:50.984 --> 23:52.986
‫بهت بگم قراره قضیه چطوری پیش بره.

23:53.120 --> 23:55.756
‫تو قراره وسلی فاکس رو

23:55.856 --> 23:57.758
‫فقط به جرم کشت ساده متهم کنی.

23:57.825 --> 23:58.945
‫پرونده‌ام درباره‌ی قاچاقه...

23:58.992 --> 24:00.494
‫اون ۲۴ ماه حبسش رو

24:00.628 --> 24:03.263
‫توی نزدیکترین زندان
‫با حداقل سطوح امنیتی می‌گذرونه،

24:03.363 --> 24:05.766
‫جایی که اجازه داره هفته‌ای یک‌بار
‫با دخترمون ملاقات داشته باشه.

24:05.866 --> 24:07.434
‫در عوض،

24:07.501 --> 24:08.836
‫اول، اسم خریدار اصلی

24:08.936 --> 24:11.004
‫پرورش‌دهنده‌ها توی اوکلند رو بهت میدم.

24:11.104 --> 24:12.806
‫حتی یک نفر از کسایی که امروز دستگیر کردی

24:12.906 --> 24:14.107
‫این اطلاعات رو بهت نمیده.

24:14.207 --> 24:15.643
‫بالاخره یکی‌شون همسایه‌اش رو می‌فروشه.

24:15.709 --> 24:17.545
‫تا صد سال دیگه هم این کار رو نمی‌کنن.

24:17.645 --> 24:19.680
‫دوم، من با پرواز بعدی میرم بوگوتا.

24:19.813 --> 24:22.716
‫بیل منندز هنوز مامور ارشد اونجاست؟

24:22.816 --> 24:24.351
‫طرفدارمـه.

24:24.484 --> 24:25.753
‫شرط می‌بندم کلاهش رو می‌اندازه هوا

24:25.853 --> 24:27.773
‫اگه پنج سال آینده توی تیم مبارزه با موادش باشم.

24:30.858 --> 24:31.925
‫ده سال،

24:32.025 --> 24:33.226
‫قبل اینکه برگردی آمریکا،

24:33.360 --> 24:35.062
‫- وگرنه معامله‌ای در کار نیست.
‫- این اصلاً خوب نیست.

24:35.195 --> 24:37.064
‫ده سال عمر یک آدمه...

24:37.164 --> 24:39.032
‫ده سال یه پیشنهاد یک‌باره‌ست
‫که فقط به این خاطر دارم مطرحش می‌کنم

24:39.166 --> 24:41.535
‫چون تو بهترین کسی هستی
‫که تا حالا آموزش دادم.

24:41.635 --> 24:44.204
‫و این پیشنهادیه که توی

24:44.337 --> 24:46.139
‫سه... دو... از روی میز برداشته می‌شه.

24:46.206 --> 24:47.941
‫ده سال.

24:49.677 --> 24:51.211
‫واشنگتن یه داستان سرهم‌بندی‌شده می‌خواد.

24:51.311 --> 24:54.114
‫یه راه برای بستن پرونده‌ی یه فصل بسیار شرم‌آور.

24:54.214 --> 24:56.550
‫و با شناختی که ازت دارم،
‫حدس می‌زنم تو هم همین حس رو داری.

24:56.684 --> 24:58.686
‫چی تو نظرت داری؟

24:58.786 --> 25:00.688
‫بهشون گفتیم که مُردی.

25:01.421 --> 25:03.056
‫پس شاید بهتره واقعاً مُرده باشی.

25:24.344 --> 25:26.379
‫زیر سوال بردن تصمیم من راحته.

25:26.446 --> 25:29.917
‫خود من تقریباً چهل ساله که هر روز
‫دارم این کار رو می‌کنم.

25:30.684 --> 25:32.485
‫اما یا این کار بود، یا اینکه

25:32.586 --> 25:34.688
‫مادرت دوتا والد می‌داشت که

25:34.788 --> 25:36.356
‫دارن محکومیت‌های طولانی‌شون رو می‌گذرونن.

25:36.423 --> 25:38.792
‫اینجوری، وس رو زودتر کشیدم بیرون.

25:38.926 --> 25:41.528
‫می‌دونستم اهالی منطقه هواش رو دارن.

25:41.629 --> 25:43.463
‫هوای هردوشون رو.

25:44.364 --> 25:46.266
‫چرا الان؟

25:46.366 --> 25:48.535
‫منظورم اینه، من هر نظری
‫درباره‌ی تصمیمات داشته باشم...

25:48.636 --> 25:50.570
‫و باور کن کلی حرف دارم...

25:51.772 --> 25:53.907
‫چرا الان برگشتی؟

25:57.711 --> 26:00.313
‫برگشتم چون...

26:02.582 --> 26:04.417
‫یه وظیفه‌ای دارم و

26:04.484 --> 26:07.955
‫به کمک مامانت و پدربزرگت نیاز دارم

26:08.055 --> 26:12.159
‫تا یه سازمان جنایی
‫بسیار خطرناک رو متلاشی کنیم.

26:15.963 --> 26:18.565
‫مامانم هر بار این عکس رو نشونم می‌داد،

26:18.632 --> 26:20.634
‫می‌گفت این مادربزرگته، اسکای.

26:20.734 --> 26:22.903
‫همون زنی که اسمت رو از روی اون گذاشتم.

26:22.970 --> 26:24.838
‫اسکای ماریا فریلی.

26:26.807 --> 26:28.709
‫حالا می‌دونم ماریا هیچوقت وجود نداشته.

26:28.809 --> 26:30.711
‫و تا جایی که به من مربوطه،

26:30.811 --> 26:32.179
‫تو هم وجود نداری.

26:42.489 --> 26:44.892
‫آره، اون روز رو یادمه.

26:44.992 --> 26:47.594
‫باید یه چیزی می‌بردم خونه‌ی مری

26:47.661 --> 26:50.430
‫و پانچ اومد بیرون، مچ دستش رو گرفته بود.

26:50.497 --> 26:51.932
‫گفت کار اَندی بوده.

26:52.032 --> 26:53.910
‫مری ازم خواست ببرمش بیمارستان...

26:53.934 --> 26:55.936
‫داشتن سعی می‌کردن اَندی رو آروم کنن.

26:56.036 --> 26:57.871
‫اَندی زیاد دست به خشونت می‌زد؟

26:59.006 --> 27:00.941
‫نه، ولی...

27:01.008 --> 27:03.176
‫روزهای بد خودش رو داشت. کاش

27:03.276 --> 27:05.779
‫می‌تونستم بیشتر کمک کنم، اما اون خانواده رو

27:05.879 --> 27:07.180
‫- خیلی خوب نمی‌شناختم.
‫- واقعاً؟

27:07.280 --> 27:08.825
‫پانچ گفت تو و مری
‫صمیمی‌ترین دوستای هم بودین.

27:08.849 --> 27:10.150
‫ما...

27:10.884 --> 27:13.954
‫نمیگم صمیمی‌ترین دوست بودیم، نه.

27:14.021 --> 27:15.989
‫تو کلیسا باهم آشنا شدیم.

27:16.056 --> 27:17.390
‫خانم بکینز، به نظرتون

27:17.524 --> 27:19.359
‫اَندی توانایی کشتن مادرش رو داشت؟

27:19.459 --> 27:22.362
‫نه. اَندی مریض بود، شکی توش نیست.

27:22.462 --> 27:23.731
‫اما آدم مهربونی بود،

27:23.831 --> 27:25.498
‫و عاشق مادرش بود. از ته دل.

27:25.598 --> 27:28.301
‫نه، اَندی هیچوقت به مری آسیب نمی‌زد.

27:28.401 --> 27:30.303
‫هی مامان. حاضری بریم؟

27:31.204 --> 27:34.474
‫اووِن، این معاون‌های کلانتر داشتن درباره‌ی
‫یه پرونده‌ی قدیمی سوال می‌پرسیدن.

27:34.541 --> 27:37.310
‫این پسرم اوونه. معاون‌ها داشتن می‌رفتن.

27:37.410 --> 27:38.578
‫راستش خانم بکینز،

27:38.678 --> 27:40.023
‫- ما چندتا سوال دیگه...
‫- متاسفم،

27:40.047 --> 27:41.949
‫باید برم مطب دکتر.

27:42.049 --> 27:43.751
‫مجبورم بحث رو همینجا تمام کنم.

27:43.851 --> 27:46.086
‫- آره...
‫- ممنون از اینکه باهامون صحبت کردی سیلویا.

27:46.186 --> 27:47.921
‫به کارت برس.

27:54.561 --> 27:57.397
‫یه جوری دوباره قسر در رفتی.

27:57.497 --> 28:00.067
‫دقیقاً نمی‌شه گفت موکلم قسر در رفته.

28:00.200 --> 28:01.735
‫- نه؟ تو چی میگی؟
‫- میگم

28:01.869 --> 28:03.546
‫دادستان آمریکا توی لغو اتهامات درست عمل کرده.

28:03.570 --> 28:07.007
‫میگم خیلی سخته بشه حکم محکومیت گرفت

28:07.107 --> 28:09.076
‫وقتی مامور پرونده، یعنی جناب الک کین،

28:09.209 --> 28:11.912
‫هم الف جنایتکاره، و هم ب مُرده.

28:12.012 --> 28:15.448
‫و میگم بهتره بیشتر حواست باشه
‫کی رو استخدام می‌کنی.

28:15.582 --> 28:17.284
‫شاید بد نباشه زیپ‌رکروتر رو امتحان کنی.

28:18.518 --> 28:19.853
‫تراویس فریلی.

28:19.953 --> 28:21.421
‫وکیل وس،

28:21.521 --> 28:23.223
‫پدر نوه‌ات.

28:23.323 --> 28:24.958
‫جرم و جنایت‌های الک کین

28:25.092 --> 28:27.194
‫شاید پرونده‌ی علیه وس
‫و تعاونی رو خراب کرده باشه،

28:27.294 --> 28:29.534
‫اما جلوی پرونده‌ی کسب‌وکار
‫خانوادگیت رو نگرفت.

28:29.629 --> 28:31.765
‫تا جایی که به سازمان دی‌ای‌اِی مربوط می‌شه،

28:31.865 --> 28:34.167
‫چشم‌انداز فریلی هنوزم
‫یه سازمان جنایی محسوب می‌شه.

28:34.267 --> 28:35.678
‫خب، فکر کنم پس توی دادگاه می‌بینمت.

28:35.702 --> 28:38.138
‫فقط شاید توی تجدید دیدار بعدی خانواده نبینیمت.

28:38.806 --> 28:40.373
‫- وس...
‫- جناب وکیل.

28:41.300 --> 28:47.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:48.315 --> 28:49.883
‫فقط یه سوال دارم.

28:49.950 --> 28:51.618
‫فقط یکی؟

28:52.452 --> 28:53.753
‫ما رو فروختی؟

28:54.822 --> 28:56.824
‫اون جامعه‌ی منم بود، وس...

28:56.957 --> 28:59.126
‫ما رو فروختی؟!

28:59.259 --> 29:00.527
‫نه!

29:05.165 --> 29:07.134
‫من و تو...

29:10.337 --> 29:12.039
‫اون واقعی بود؟

29:16.810 --> 29:18.946
‫همیشه.

29:23.116 --> 29:26.286
‫هی، من دیگه یه مرد بالغم.

29:26.353 --> 29:29.522
‫یه آدم کاملاً بزرگسال. از پسش برمیام.

29:29.622 --> 29:32.092
‫بلاها و سختی‌های روزگاره دیگه، می‌دونی که؟

29:32.159 --> 29:33.827
‫ولی...

29:33.927 --> 29:35.595
‫میکی...

29:35.695 --> 29:37.564
‫اون یه بچه بود.

29:38.999 --> 29:41.068
‫و تو قلبش رو شکستی.

29:42.669 --> 29:44.071
‫آره، شکستم.

29:45.272 --> 29:46.506
‫یک‌بار.

29:47.307 --> 29:50.010
‫تو چند بار این کار رو کردی وس؟

30:00.553 --> 30:02.222
‫- سلام.
‫- سلام.

30:02.322 --> 30:03.523
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

30:03.623 --> 30:05.825
‫داشتم... جویای حال دانا می‌شدم. تو چی؟

30:05.926 --> 30:07.460
‫پزشکی قانونی ازم خواست بیام.

30:07.560 --> 30:08.428
‫اِمی؟

30:08.528 --> 30:09.897
‫پزشک قانونی؟

30:12.065 --> 30:13.533
‫بیخیال. گرفتی چی شد؟

30:13.666 --> 30:14.902
‫اِمی؟ پزشک قانونی؟

30:15.035 --> 30:16.469
‫بامزه‌ست... بیخیال.

30:16.569 --> 30:19.206
‫دیشب یه زندانی توی بازداشتگاه اِج‌واتر اوردوز کرد.

30:19.306 --> 30:20.673
‫یه جور ماده‌ی مخدر صنعتی جدید.

30:20.773 --> 30:22.642
‫بهش میگن سایکلورفین.

30:23.476 --> 30:25.378
‫منم باهات میام.

30:26.479 --> 30:28.648
‫بون. اینجا چی کار می‌کنی؟

30:28.748 --> 30:30.850
‫جینا پیامت رو بهم داد. بهش گفتی...

30:30.918 --> 30:32.886
‫- مگه بهش نگفتی...
‫- یه معاون بفرست.

30:32.986 --> 30:36.156
‫یعنی یکی که دیروز توی بخش
‫مراقبت‌های ویژه نبوده.

30:36.256 --> 30:38.258
‫واقعاً نباید روی پاهات وایسی.

30:38.358 --> 30:40.093
‫مجوز کارهای سبک رو دارم.

30:40.227 --> 30:41.594
‫همین الان با دکتر صحبت کردم.

30:41.728 --> 30:43.472
‫- می‌خوای خودت باهاش حرف بزنی؟
‫- شاید.

30:43.496 --> 30:45.832
‫خب، قطعاً خیلی متعهد به کارشه.

30:45.933 --> 30:47.367
‫و همینطور متعهد به کلانترش.

30:49.236 --> 30:51.638
‫این زندانی بر اثر اوردوز مُرده.

30:51.738 --> 30:54.374
‫اینم موادی که باعثش شد. سایکلورفین.

30:54.474 --> 30:55.708
‫یه مخدر صنعتیه،

30:55.775 --> 30:57.777
‫چند برابر کشنده‌تر از فنتانیل.

30:57.877 --> 30:59.455
‫کسایی که این ماده رو می‌سازن
‫اون رو تقطیر می‌کنن

30:59.479 --> 31:02.149
‫به شکل مایع، بعد می‌کِشن روی صفحات یه کتاب،

31:02.249 --> 31:04.251
‫یه مجله، یا یه نامه از طرف خانواده.

31:04.351 --> 31:06.286
‫وقتی کاغذ سوزونده می‌شه، دودش

31:06.419 --> 31:08.188
‫فوق‌العاده نئشه‌کننده و کشنده‌ست.

31:08.255 --> 31:10.523
‫سانتوس ازم خواست پرونده‌اش
‫درباره‌ی استویانوف‌ها رو بخونم.

31:10.590 --> 31:12.960
‫هفته‌هاست که دارن این جنس رو
‫توی جنوب کالیفرنیا ردوبدل می‌کنن،

31:13.093 --> 31:14.594
‫تحت اسم خیابونی سایکلون.

31:14.727 --> 31:17.130
‫توی آزمایش سم‌شناسی دانا،
‫سایکلورفین پیدا شده.

31:17.264 --> 31:18.731
‫بریم باهاش حرف بزنیم.

31:19.466 --> 31:21.701
‫- ممنون، اِمی.
‫- خواهش می‌کنم. هی...

31:21.801 --> 31:23.470
‫ببخشید که بهت گیر دادم.

31:23.570 --> 31:25.472
‫کافئین بدنم یکم پایینه.

31:26.306 --> 31:27.474
‫نه، اشکالی نداره.

31:27.574 --> 31:28.808
‫ممنون که حواست بهم هست.

31:28.908 --> 31:30.277
‫باعث افتخاره.

31:31.111 --> 31:32.279
‫کلانتر فاکس.

31:32.379 --> 31:33.813
‫اِمی.

31:37.050 --> 31:38.485
‫دانا هاکینز کجاست؟

31:38.585 --> 31:40.305
‫مجبور شدیم از بخش ایزوله منتقلش کنیم.

31:40.353 --> 31:42.855
‫از دل‌درد شکایت می‌کرد.

31:47.360 --> 31:48.495
‫خیلی عجیبه.

31:48.628 --> 31:49.762
‫اون همین

31:49.862 --> 31:51.164
‫- یه دقیقه پیش اینجا بود.
‫- وسایلش رو

31:51.264 --> 31:52.704
‫از بخش ایزوله آوردی پایین؟

31:52.732 --> 31:53.732
‫تمام وسایل شخصیش رو.

31:53.800 --> 31:55.268
‫فقط غیر از گوشیش. توی بستری‌های ۵۱۵۰،

31:55.368 --> 31:56.803
‫گوشی‌ها رو نگه می‌داریم.

31:56.903 --> 31:58.514
‫- لباساش اینجا نیست.
‫- منطقی نیست.

31:58.538 --> 31:59.872
‫چرا باید بره؟

32:02.175 --> 32:03.610
‫کسی اینا رو براش فرستاده؟

32:03.676 --> 32:05.178
‫یک ساعت پیش تحویل داده شدن.

32:05.312 --> 32:06.689
‫بعد از اینکه منتقل شد آوردم‌شون پایین.

32:06.713 --> 32:07.790
‫فکر کردم خوشحال می‌شه داشته باشتـشون.

32:07.814 --> 32:09.016
‫بون.

32:09.749 --> 32:11.218
‫دیل.

32:11.985 --> 32:14.354
‫فکر کنم می‌دونیم چرا دانا رفته.

32:18.125 --> 32:19.602
‫اون رو دزدیدن. اون عکس رو براش فرستادن

32:19.626 --> 32:21.061
‫تا بکشنش بیرون.

32:21.194 --> 32:23.006
‫اون تمارض به دل‌درد کرد
‫تا از بخش ایزوله بیاد بیرون.

32:23.030 --> 32:25.165
‫می‌دونستن با کله میاد.

32:25.265 --> 32:26.633
‫کار استویانوف‌هاست.

32:26.733 --> 32:29.236
‫حتماً یه جوری پاش به جریانات اونا باز شده.

32:29.369 --> 32:30.713
‫دیل می‌گفت دوست‌پسرش مایه دردسره.

32:30.737 --> 32:32.097
‫شاید فقط نمی‌دونسته چقدر.

32:32.172 --> 32:33.906
‫حالا دانا و باباش دست اونان.

32:34.041 --> 32:36.343
‫ماشین پلاک نداشت.
‫می‌تونستن هرجایی برده باشنش.

32:36.409 --> 32:37.877
‫گوشیم!

32:37.944 --> 32:39.812
‫زنگ بزنید به پلیس!

32:39.912 --> 32:42.882
‫اون دختر بلوند کوچولوئه گوشیمو دزدید.

32:42.949 --> 32:45.252
‫یعنی دنیا داره به کجا میرسه؟

32:45.352 --> 32:46.662
‫وقتی می‌خوای به یکی لطف کنی،

32:46.686 --> 32:49.022
‫- اونوقت اونا از پشت بهت خنجر می‌زنن...
‫- آقا.

32:49.122 --> 32:50.290
‫می‌تونیم کمک‌تون کنیم؟

32:50.423 --> 32:51.758
‫چه سریع اومدید.

32:51.891 --> 32:55.062
‫دختر بلوند توی اون اتاق،
‫ازم خواست گوشیمو بهش قرض بدم.

32:55.162 --> 32:56.729
‫تا یک ثانیه رو برگردوندم،

32:56.829 --> 32:58.031
‫غیبش زد.

32:58.098 --> 33:00.567
‫باید پیداش کنید.

33:01.601 --> 33:03.836
‫- شنیدید چی گفتم؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم آقا.

33:03.936 --> 33:06.706
‫بون، هرکی به من پیام داده
‫داره موقعیت مکانی زنده ارسال می‌کنه.

33:06.806 --> 33:09.376
‫آقا، این شماره تلفن شماست؟

33:09.476 --> 33:10.710
‫آره، خودشه.

33:10.810 --> 33:13.080
‫گوشی دانا ضبط شده بود.

33:13.180 --> 33:15.948
‫اون گوشی این آقا رو دزدیده.
‫می‌تونیم ردش رو بزنیم.

33:36.803 --> 33:39.339
‫دیل هم اونجاست. نمی‌تونیم
‫منتظر نیروهای ویژه بمونیم.

33:42.975 --> 33:44.411
‫تو فقط مجوز کارهای سبک رو داری.

33:44.511 --> 33:46.179
‫من اهل اوکلندم.

33:46.979 --> 33:49.015
‫اینکه چیزی نیست.

35:02.088 --> 35:05.358
‫حتماً باید برات گل بفرستم
‫تا بهم توجه کنی؟

35:05.458 --> 35:06.726
‫بهتره چیزی که می‌خوام رو بهم بگی،

35:06.826 --> 35:09.128
‫وگرنه سر بابات روش‌های قدیمی رو پیاده می‌کنم.

35:10.230 --> 35:12.832
‫خب، به کلانتر درباره‌ی ما چی گفتی؟

35:12.899 --> 35:14.434
‫قسم می‌خورم،

35:14.567 --> 35:16.403
‫به میکی هیچی نگفتم.

35:16.536 --> 35:17.670
‫میکی، آره؟

35:17.737 --> 35:18.814
‫با هم اینقدر صمیمی هستین؟

35:18.838 --> 35:19.838
‫خواهش می‌کنم، بچه‌ها.

35:19.906 --> 35:20.907
‫فقط بذارین بریم.

35:21.007 --> 35:22.409
‫ما چیزی نمیگیم.

35:22.509 --> 35:23.643
‫هر چی بخواین... انجام میدم.

35:23.743 --> 35:25.545
‫انجامش میدم! از مایکل بپرسین!

35:25.612 --> 35:27.347
‫مایکل دیگه نمی‌تونه نجاتت بده، سلیطه.

35:27.414 --> 35:28.414
‫اون احمق حتی نمی‌تونه

35:28.481 --> 35:29.882
‫- خودش رو نجات بده.
‫- بسه دیگه.

35:30.683 --> 35:33.119
‫اینجا رو به آتیش بکشیم
‫و از اینجا بزنیم بیرون.

35:33.720 --> 35:35.355
‫- نه.
‫- من پیت بنزین رو میارم.

35:35.422 --> 35:36.856
‫نه! نه!

35:36.956 --> 35:39.192
‫نه. نه. نه!

35:39.259 --> 35:40.360
‫نه! نه!

35:40.460 --> 35:41.794
‫نه! نه، نه!

35:41.894 --> 35:43.296
‫نه نه نه!

35:50.002 --> 35:51.938
‫دفتر کلانتری! تکون نخورین!

35:53.773 --> 35:56.243
‫بون، وضعیت کد ۴! مظنون زمین‌گیر شد!

35:59.279 --> 36:00.580
‫۱۰-۱۵، یک نفر بازداشته!

36:00.680 --> 36:01.948
‫واحد یک کلانتری به واحد یک آدم.

36:02.081 --> 36:03.182
‫درخواست کد ۳ پزشکی دارم.

36:03.283 --> 36:05.151
‫همین الان یه آمبولانس لازم داریم!

36:09.021 --> 36:10.699
‫درباره‌ی دوست‌پسرت بگو، دانا.
‫اسمش چیه؟

36:10.723 --> 36:12.191
‫ایوانوف.

36:13.159 --> 36:14.394
‫اسمش مایکل ایوانوفـه.

36:14.494 --> 36:15.728
‫توی لیتل سوفیا کار می‌کنه.

36:15.828 --> 36:17.597
‫- همون نونواییه؟
‫- اولش اون یه...

36:17.697 --> 36:19.198
‫پسر خوبی بود.

36:19.266 --> 36:20.867
‫اون... مهربون بود.

36:20.933 --> 36:23.236
‫اما با این آدم‌ها می‌گشت...
‫توی کار مواد بودن،

36:23.336 --> 36:25.171
‫اما خودشون مصرف نمی‌کردن.

36:25.238 --> 36:26.398
‫این‌ها حتی مشروب هم نمی‌خوردن.

36:26.473 --> 36:27.740
‫مواد رو به تو می‌دادن؟

36:28.908 --> 36:30.810
‫کاغذ بود، میکی.

36:30.910 --> 36:32.279
‫کاغذ.

36:33.313 --> 36:35.014
‫اولین باری که امتحانش کردم...

36:35.114 --> 36:36.416
‫تقریباً مثل یه بازی بود.

36:36.516 --> 36:38.751
‫چند بار دیگه که گذشت،
‫فهمیدم بدبخت شدم.

36:38.851 --> 36:40.387
‫بدهی بالا آوردم.

36:41.153 --> 36:42.689
‫وقتی به مایکل گفتم
‫نمی‌تونم بدم، گفت

36:42.789 --> 36:44.791
‫یه راه هست که بتونم بدهیم رو صاف کنم.

36:45.925 --> 36:47.894
‫یه مزرعه دارن،

36:47.960 --> 36:49.629
‫بالا توی دِدواتر.

36:50.630 --> 36:52.632
‫یه مشت دختر رو اونجا نگه داشتن.

36:53.466 --> 36:54.801
‫واسه سرویس دادن به کارگرها.

36:54.934 --> 36:56.736
‫من رو یه بار بردن اونجا.

36:56.836 --> 36:58.305
‫بعضی از اون دخترها رو دیدم.

36:59.205 --> 37:00.740
‫اجازه ندارن اونجا رو ترک کنن.

37:01.374 --> 37:03.676
‫رسماً اون‌ها رو
‫اونجا زندانی کردن.

37:05.945 --> 37:07.714
‫این خونه.

37:07.780 --> 37:09.282
‫می‌دونی... کجاست؟

37:09.382 --> 37:11.126
‫- می‌تونی ما رو ببری اونجا؟
‫- فکر نکنم.

37:11.150 --> 37:12.795
‫ساعت‌ها رانندگی کردیم،
‫خیلی بالا توی کوهستان بود.

37:12.819 --> 37:13.819
‫حتی جاده هم نداشت.

37:13.853 --> 37:15.054
‫به مایکل التماس کردم

37:15.121 --> 37:16.823
‫که مجبورم نکنه اونجا کار کنم.

37:17.557 --> 37:19.225
‫گفت یه راه دیگه

37:19.292 --> 37:21.127
‫واسه صاف کردن بدهیم هست.

37:21.994 --> 37:25.131
‫به جاش چندتا از دوست‌هام رو براش ببرم.

37:25.264 --> 37:26.966
‫نمی‌دونستم چی کار کنم.

37:27.066 --> 37:30.169
‫مایکل گفت اگه باهاتون حرف بزنم،
‫بابام رو می‌کشن.

37:31.037 --> 37:33.506
‫بیا. یکم آب بخور.

37:35.775 --> 37:38.911
‫همیشه اون بالا توی کوهستان،
‫کارگر جنسی بوده.

37:39.646 --> 37:43.015
‫اما این دخترهایی
‫که دانا ازشون حرف می‌زنه؟

37:43.149 --> 37:45.284
‫اون‌ها فاحشه نیستن.

37:45.352 --> 37:47.354
‫اون‌ها برده‌ان.

37:48.855 --> 37:51.324
‫و این نونوایی‌ای
‫که مایکل توش کار می‌کنه...

37:51.424 --> 37:53.860
‫فقط یه پوششه
‫واسه خانواده‌ی استویانوف.

37:54.694 --> 37:56.463
‫همه‌ی این‌ها زیر سر اون‌هاست.

37:56.563 --> 37:59.265
‫آدم‌ربایی. مخدرهای صنعتی.

37:59.366 --> 38:01.200
‫قاچاق جنسی.

38:02.669 --> 38:04.170
‫این...

38:05.204 --> 38:07.239
‫اِج‌واتر هیچوقت با همچین تهدیدی روبرو نشده بود.

38:10.109 --> 38:11.711
‫هی بچه‌ها. من و اَندی داشتیم

38:11.844 --> 38:14.046
‫درباره‌ی اِج‌واتر قدیم حرف می‌زدیم،

38:14.180 --> 38:15.948
‫منظورم دهه‌ی ۹۰ـه.

38:16.015 --> 38:17.950
‫می‌دونستین گروه پِرل جَم

38:18.017 --> 38:19.452
‫توی میت آپ اجرای آکوستیک داشتن؟

38:19.519 --> 38:20.596
‫قبل از اینکه خیلی معروف بشن؟

38:20.620 --> 38:22.355
‫من طرفدار پر و پاقرص‌شون بودم.

38:22.455 --> 38:23.575
‫و تا آخر شب،

38:23.623 --> 38:25.057
‫اون‌ها هم طرفدار پر و پاقرص من شده بودن،

38:25.157 --> 38:27.126
‫- اگه منظورم رو بفهمی.
‫- کاش نمی‌فهمیدم.

38:27.193 --> 38:30.897
‫اَندی، می‌خواستیم ازت
‫درباره‌ی سیلویا بکینز بپرسیم.

38:30.997 --> 38:32.532
‫یادت میادش؟ پانچ می‌گفت

38:32.632 --> 38:34.272
‫اون و مامانت، انگار دوست صمیمی بودن.

38:34.333 --> 38:36.836
‫آره خب. منظورم اینه که اون و مامانم،
‫باهم مثل دوتا خواهر بودن.

38:36.903 --> 38:39.539
‫ما دور هم جمع می‌شدیم و اونا هم،

38:39.639 --> 38:42.341
‫هر سه‌شنبه‌شب
‫روی خبرنامه‌ی کلیسا کار می‌کردن.

38:42.442 --> 38:43.943
‫- سه‌شنبه‌شب؟
‫- قتل مری

38:44.043 --> 38:45.378
‫توی یه سه‌شنبه‌شب اتفاق افتاد.

38:45.478 --> 38:46.646
‫خب؟

38:46.746 --> 38:48.881
‫هنک، دیدی سیلویا چقدر داشت پنهان‌کاری می‌کرد.

38:48.981 --> 38:51.250
‫حالا فهمیدیم قرار بوده
‫همون شبی که مری مُرد،

38:51.384 --> 38:53.119
‫باهاش ملاقات کنه؟

38:53.986 --> 38:55.087
‫صبر کن...

38:55.855 --> 38:58.224
‫سیلویا؟ تـو فکر می‌کنی اون...

38:58.324 --> 38:59.468
‫اون توی این کار دستی داشته؟

38:59.492 --> 39:01.060
‫لزوماً نه، اَندی. ما فقط...

39:01.160 --> 39:02.371
‫- داریم حرف می‌زنیم.
‫- خودت گفتی داشت پنهان‌کاری می‌کرد.

39:02.395 --> 39:03.596
‫فکر می‌کنی

39:03.696 --> 39:05.197
‫- سیلویا به مامانم صدمه زده؟
‫- اَندی، آروم باش.

39:05.264 --> 39:06.298
‫- بشین.
‫- نه.

39:06.399 --> 39:07.399
‫نه، اون زن خوبی بود.

39:07.467 --> 39:08.935
‫اون دوست مامانم بود.

39:11.203 --> 39:13.773
‫کاش هیچوقت در مورد کشته شدن مامانم
‫ازم نپرسیده بودین.

39:14.474 --> 39:16.809
‫کاش اصلاً هیچکدوم از این کارها رو نمی‌کردین.

39:20.212 --> 39:21.581
‫اَندی...

39:21.714 --> 39:23.750
‫من میرم، من میرم. اَندی...

39:24.451 --> 39:28.220
‫کَسیدی، تو همیشه دلت می‌خواد
‫جنبه‌ی خوب آدم‌ها رو ببینی.

39:28.320 --> 39:30.457
‫منظورم اینه که، این قدرت ماورایی توئه.

39:32.158 --> 39:34.627
‫ولی این پرونده‌های حل‌نشده
‫ممکنه حسابی کثیف بشن.

39:34.761 --> 39:36.429
‫حالا که حرف از کثیف شد...

39:38.097 --> 39:40.042
‫می‌دونی که برادرم
‫توی دریک کانتی معاون کلانتره.

39:40.066 --> 39:41.710
‫خب، اون دیشب شیفت سوم بود.

39:41.734 --> 39:44.170
‫می‌گفت کلانتر اونجا، میکی رو
‫دیر‌وقت آورده بازداشتگاه.

39:44.270 --> 39:48.340
‫اونم در حالی که مست مست بوده.

39:49.308 --> 39:50.477
‫وای.

39:52.445 --> 39:53.813
‫می‌دونستی.

39:54.981 --> 39:58.350
‫امروز صبح داشتی با بون
‫در مورد همین حرف می‌زدی.

39:59.586 --> 40:00.853
‫هیچ جشن سوپرایزی‌ای در کار نیست.

40:00.953 --> 40:04.123
‫متاسفم هنک.
‫هیچ جشن سوپرایزی‌ای در کار نیست.

40:05.658 --> 40:07.858
‫- و نباید به کسی چیزی بگی...
‫- کلمه‌ای از دهنم نمی‌پره.

40:08.528 --> 40:09.938
‫بحث هم سر اون جشن غافل‌گیری نیست،

40:09.962 --> 40:11.864
‫- موضوع این نیست.
‫- باشه.

40:11.964 --> 40:13.800
‫تو به من اعتماد نداری.

40:13.900 --> 40:15.678
‫بعد از این همه چیزی که پشت سر گذاشتیم،
‫بهم اعتماد نداری.

40:15.702 --> 40:17.436
‫- هنک، اینجوری نکن...
‫- نه نه نه.

40:17.537 --> 40:20.807
‫تو، میکی و بون، باند کوچولوی
‫خودتون رو دارین، مشکلی نیست.

40:20.907 --> 40:22.250
‫ولی محض اطلاع، من به محض اینکه شنیدم،

40:22.274 --> 40:24.243
‫بهت گفتم. چون بهت اعتماد دارم.

40:24.310 --> 40:26.445
‫چیزی که برای یه رابطه‌ی کاری واجبه.

40:29.882 --> 40:31.651
‫و می‌دونی چیه؟ آره.

40:31.784 --> 40:33.686
‫یه جورایی به اون جشن سوپرایزی هم ربط داره.

40:45.197 --> 40:46.398
‫آخ...

40:47.266 --> 40:48.400
‫اوه...

40:55.508 --> 40:57.043
‫امشب هر دوی شما رو اینجا خواستم

40:57.176 --> 40:58.645
‫چون یه چیزی یادم اومد.

40:58.711 --> 41:00.012
‫بین تمام این ماجراها

41:00.112 --> 41:02.081
‫و تمام کثافت‌کاری‌هایی
‫که شما دوتا سرم آوردین،

41:02.181 --> 41:04.517
‫فقط یه چیز ثابت توی زندگیم داشتم.

41:04.617 --> 41:06.218
‫این شهر.

41:07.219 --> 41:08.487
‫شما دوتا میومدین و می‌رفتین،

41:08.588 --> 41:11.123
‫ولی مردم اِج‌واتر نه. اونا پام ایستادن.

41:11.190 --> 41:13.392
‫اونا ازم محافظت کردن. مراقبم بودن.

41:13.526 --> 41:15.728
‫از وقتی که توی این دفتر مشغول به کارم،

41:15.828 --> 41:17.530
‫سعی کردم لطفـشون رو جبران کنم.

41:17.630 --> 41:19.298
‫و امشب، این وظیفه

41:19.365 --> 41:21.901
‫خیلی سخت‌تر شد.

41:23.002 --> 41:24.571
‫من هستم.

41:24.704 --> 41:26.806
‫کمکت می‌کنم استویانوف‌ها رو زمین بزنی.

41:26.906 --> 41:28.140
‫نه به خاطر تو...

41:28.207 --> 41:29.676
‫بلکه به خاطر اِج‌واتر.

41:29.776 --> 41:31.110
‫از شنیدنش خوشحالم.

41:31.210 --> 41:32.879
‫متاسفانه، با توجه به اینکه پرونده‌ی

41:33.012 --> 41:34.346
‫علیه پدرت داره از هم می‌پاشه،

41:34.446 --> 41:36.082
‫هیچ اهرم فشاری ندارم
‫که مجبورش کنم همکاری کنه.

41:36.215 --> 41:38.885
‫اهرم فشارت بخوره تو سرت.

41:39.719 --> 41:41.253
‫روی من حساب کن.

41:42.088 --> 41:43.923
‫- واقعاً؟
‫- آره.

41:44.056 --> 41:46.793
‫حاضری سابقه‌ات رو به عنوان یه مجرم حرفه‌ای

41:46.893 --> 41:48.961
‫به خطر بندازی تا با دولت همکاری کنی؟

41:49.061 --> 41:51.063
‫ببین، برخلاف تو...

41:51.163 --> 41:53.499
‫یه چیزهایی برام مهم‌تر از

41:53.566 --> 41:55.234
‫سابقه‌ام هستن.

41:55.367 --> 41:58.771
‫♪ دنبالش نیستم، دنبال... ♪

41:58.905 --> 42:00.573
‫♪ اجازه نیستم... ♪

42:00.707 --> 42:01.808
‫پس، انجامش میدیم؟

42:01.908 --> 42:03.910
‫انجامش میدیم.

42:04.744 --> 42:08.547
‫قراره عجب ماجرایی بشه، پسر.

42:08.648 --> 42:10.282
‫♪ دنبال... ♪

42:11.718 --> 42:13.252
‫♪ اجازه نیستم. ♪

42:17.523 --> 42:19.425
‫برگرد اینجا!

42:20.727 --> 42:22.428
‫از این طرف رفت!

42:22.962 --> 42:24.130
‫بگیریدش. بگیریدش!

42:26.298 --> 42:27.298
‫اوه!

42:27.399 --> 42:28.534
‫وایسا!

42:28.601 --> 42:29.902
‫نه، خواهش می‌کنم، نکنین!

42:29.969 --> 42:31.804
‫من رو برنگردونین به اون خونه، خواهش می‌کنم!

42:31.938 --> 42:33.139
‫آره، انجامش بده!

42:33.500 --> 42:53.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
