1
00:00:11,000 --> 00:00:12,500
‫باردولف میخواد اخراجم کنه.

2
00:00:12,500 --> 00:00:14,000
‫استن، الان کجای کار هستیم؟

3
00:00:14,000 --> 00:00:16,000
‫با همون مبلغ، ۱۷ درصد شرکت مال ما میشه.

4
00:00:16,000 --> 00:00:17,000
‫دانکن فقط مالک ۲۰ درصده.

5
00:00:17,000 --> 00:00:18,500
‫خب، من از هیئت مدیره استعفا دادم.

6
00:00:18,500 --> 00:00:20,500
‫توی هیئت مدیره بهت نیاز دارم!
‫به اون رأی نیاز دارم!

7
00:00:20,500 --> 00:00:23,500
‫گفتی به ننا زنگ میزنی بی گناهی رو ثابت کنی،
‫ولی هیچ وقت زنگ نزدی.

8
00:00:23,500 --> 00:00:25,000
‫- برای همین خودم زنگ زدم.
‫- تو؟

9
00:00:25,000 --> 00:00:26,000
‫۱.۲ میلیون دلار؟

10
00:00:26,000 --> 00:00:28,000
‫نباید هیچ وقت ازت باج گیری میکردم.

11
00:00:28,000 --> 00:00:30,000
‫باید از همون اول رشوه می‌بود.

12
00:00:30,000 --> 00:00:33,500
‫زن ها و مردهایی بودن که
‫جنگیدن تا ما امروز اینجا باشیم.

13
00:00:33,500 --> 00:00:36,000
‫اونا فقط میخوان بابت کمکت بهت پول بدن.

14
00:00:36,000 --> 00:00:38,000
‫چرا بهم نمیگی من اینجا دارم چیکار میکنم؟

15
00:00:38,000 --> 00:00:40,000
‫نظرت چیه مدیر عامل موقت بشی؟

16
00:00:42,000 --> 00:00:53,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

17
00:01:04,000 --> 00:01:11,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

18
00:01:11,375 --> 00:01:13,247
‫بهتون افتخار میکنم عوضی ها.

19
00:01:13,334 --> 00:01:15,553
‫بهای کار رو میدونید.
‫حالا این خاک رو فتح کنید.

20
00:01:15,640 --> 00:01:17,468
‫مگوایر، تو روی بیوه ساز هستی.

21
00:01:17,555 --> 00:01:18,904
‫سرنیزه ها رو ببندید.

22
00:01:21,000 --> 00:01:23,000
‫تیکه تیکه‌شون کنید، پسرها.

23
00:01:23,500 --> 00:01:28,500
‫و اگه خدا داره تماشا میکنه،
‫بدتر از این رو دیده و چیزی نگفته.

24
00:01:28,871 --> 00:01:30,176
‫بریم!

25
00:01:36,500 --> 00:01:38,500
‫الان با سرنیزه درست توی سینه‌ت میزنم.

26
00:01:38,500 --> 00:01:40,000
‫باید در جا بیفتی زمین.

27
00:01:40,000 --> 00:01:42,000
‫بیفت، بیفت، بیفت!

28
00:01:42,000 --> 00:01:43,000
‫تلاش خوبی بود.

29
00:01:43,059 --> 00:01:45,583
‫و تق، کارت تمومه.

30
00:01:45,670 --> 00:01:48,412
‫و بنگ، تو مُردی.

31
00:01:48,499 --> 00:01:49,500
‫اوه، حرکت قشنگی بود.

32
00:01:53,025 --> 00:01:54,636
‫چیه، دارید پیمان صلح می‌بندید؟

33
00:01:54,723 --> 00:01:56,027
‫اینجا جنگه!

34
00:01:56,158 --> 00:01:58,378
‫عوضی ها.

35
00:02:03,166 --> 00:02:04,994
‫توی صورتت خورد، مُردی.

36
00:02:07,692 --> 00:02:11,087
‫این لعنتی دیگه چجور ماشین آلات آلمانیه؟

37
00:02:11,131 --> 00:02:12,393
‫اون چیه، کادیلاک؟

38
00:02:17,500 --> 00:02:18,500
‫سلام.

39
00:02:20,314 --> 00:02:21,576
‫ببخشید.

40
00:02:21,663 --> 00:02:24,666
‫اوم، جلسه استراتژی ساعت ۱۰.

41
00:02:24,753 --> 00:02:26,320
‫نه؟

42
00:02:26,407 --> 00:02:29,323
‫ممنون که به واقع نمایی صحنه گند زدی.

43
00:02:33,414 --> 00:02:36,067
‫- داری وردل بازی میکنی؟
‫- نه.

44
00:02:45,252 --> 00:02:47,123
‫و تق!

45
00:03:02,530 --> 00:03:04,140
‫دانکن!

46
00:03:04,271 --> 00:03:05,968
‫اینجا چیکار میکنی؟

47
00:03:06,055 --> 00:03:09,928
‫فقط اومدم درباره کار حرف بزنیم،
‫یه هدیه کوچیک هم برات گرفتم.

48
00:03:10,015 --> 00:03:11,669
‫توی خونه از بحث کاری خوشم نمیاد.

49
00:03:11,756 --> 00:03:13,062
‫میشه یه تماس هماهنگ کنیم؟

50
00:03:13,105 --> 00:03:15,499
‫بیخیال، رو در رو که بهتره مگه نه؟

51
00:03:15,500 --> 00:03:16,500
‫فقط بازش کن.

52
00:03:16,500 --> 00:03:19,500
‫باز کن، باز کن، باز کن،
‫باز کن، باز کن، باز کن.

53
00:03:20,983 --> 00:03:22,376
‫قارچ ترافله.

54
00:03:24,000 --> 00:03:26,500
‫از خوک ترافل یاب محبوبم.

55
00:03:26,500 --> 00:03:28,000
‫انگار خبر رو خوب هضم کردی.

56
00:03:28,000 --> 00:03:29,500
‫چی، چی رو...

57
00:03:29,818 --> 00:03:32,168
‫خوب هضم کردم؟

58
00:03:32,255 --> 00:03:33,603
‫مگه خبر نداری؟

59
00:03:33,691 --> 00:03:37,391
‫اوه، نمیدونم چی رو نمیدونم.

60
00:03:37,478 --> 00:03:41,351
‫کارل باردولف من رو انتخاب کرده
‫تا مدیر عامل بشم.

61
00:03:44,746 --> 00:03:47,183
‫فوق العاده‌ست.
‫یعنی، مدیر عامل چی؟

62
00:03:49,664 --> 00:03:51,187
‫هایپر گنوزیس، دانکن.

63
00:03:51,317 --> 00:03:53,406
‫این اسم شرکت منه.

64
00:03:53,494 --> 00:03:56,148
‫من خودم درخواست این کار رو نداده بودم.

65
00:03:56,192 --> 00:03:57,454
‫کارل خودش به سراغم اومد.

66
00:03:57,500 --> 00:03:59,500
‫آهان، حالا متوجه شدم.

67
00:03:59,500 --> 00:04:01,500
‫داره از تو استفاده میکنه تا به من برسه.

68
00:04:01,500 --> 00:04:03,000
‫بعید میدونم موضوع این باشه.

69
00:04:03,000 --> 00:04:04,500
‫چرا، متأسفم.
‫دقیقاً همینطوره، همینطوره.

70
00:04:04,500 --> 00:04:07,000
‫من در حال بازتنظیم مأموریت شرکت هستم.

71
00:04:07,000 --> 00:04:09,500
‫وای خدا، چند روز نبودم،
‫حالا مأموریت دار شدیم؟

72
00:04:09,597 --> 00:04:11,468
‫تو فروپاشی کردی و فرار کردی.

73
00:04:11,599 --> 00:04:13,514
‫من هیچ فروپاشی ای نداشتم.

74
00:04:13,644 --> 00:04:16,821
‫به هر حال، کارل تماماً به من اعتماد کرده.

75
00:04:17,000 --> 00:04:20,000
‫من میخوام هایپر گنوزیس رو هدایت کنم
‫و شایسته این اعتماد باشم.

76
00:04:20,000 --> 00:04:21,000
‫باشه؟

77
00:04:21,303 --> 00:04:23,872
‫یعنی، خب باشه.

78
00:04:23,959 --> 00:04:25,656
‫باشه، آره باشه.

79
00:04:25,743 --> 00:04:26,744
‫انقدر نگو باشه.

80
00:04:26,831 --> 00:04:30,748
‫خب، نظرت چیه که ما...

81
00:04:32,881 --> 00:04:34,752
‫صندلی رو شریک بشیم؟

82
00:04:34,839 --> 00:04:36,145
‫بعدش میتونیم یکی از اون...

83
00:04:36,232 --> 00:04:38,582
‫میدونی، مثل برانجلینا.

84
00:04:38,669 --> 00:04:40,584
‫از اسم دوشکا خوشت میاد؟

85
00:04:42,500 --> 00:04:45,000
‫باشه، منتظر آنونکان بودی؟

86
00:04:45,067 --> 00:04:47,156
‫خیلی خب.

87
00:04:47,243 --> 00:04:50,986
‫اصل حرف اینه، یه زوج قدرتمند.

88
00:04:51,000 --> 00:04:52,000
‫انکارش نمیکنم.

89
00:04:52,000 --> 00:04:54,000
‫خیلی دلم شکست چون سعی کردی...

90
00:04:54,000 --> 00:04:57,000
‫با مقاله ننا نابودم کنی،
‫و هنوز هم یه جورایی دلم گرفته.

91
00:04:57,000 --> 00:04:59,500
‫ولی بعد فهمیدم ما به بقیه آسیب میزنیم
‫چون برامون مهم هستن.

92
00:04:59,500 --> 00:05:02,500
‫ما آسیب میزنیم چون دوست داریم.

93
00:05:03,128 --> 00:05:04,608
‫آره.

94
00:05:04,695 --> 00:05:05,914
‫برای همین به اینجا اومدم...

95
00:05:09,178 --> 00:05:11,441
‫چون از لیلی طلاق خواستم.

96
00:05:11,500 --> 00:05:13,500
‫- نه، نخواستی.
‫- چرا، گفتگوی خوبی...

97
00:05:13,500 --> 00:05:15,500
‫- واقعاً؟
‫- آره، خوب باهاش کنار اومد.

98
00:05:15,663 --> 00:05:17,142
‫موضوع اینه که میخوام با تو باشم.

99
00:05:17,229 --> 00:05:22,365
‫میخوام، واقعاً واقعاً با تو باشم.

100
00:05:22,409 --> 00:05:24,889
‫میدونی، موضوع فقط پست مدیر عاملی نیست.

101
00:05:24,976 --> 00:05:27,762
‫خیلی خوب میشد، ولی بیخیال.

102
00:05:27,849 --> 00:05:30,460
‫تو هم همین حس رو داری.
‫خودت هم میدونی.

103
00:05:30,547 --> 00:05:34,421
‫متأسفانه من همچین حسی بهت ندارم.

104
00:05:34,508 --> 00:05:35,552
‫به سبک خودت داری.

105
00:05:35,639 --> 00:05:37,249
‫دانکن، خواهش میکنم.

106
00:05:37,337 --> 00:05:38,555
‫مارتین درست اونجاست.

107
00:05:38,642 --> 00:05:40,383
‫- چیزی برای مخفی کردن نیست!
‫- هیس، ساکت شو.

108
00:05:40,500 --> 00:05:43,000
‫ماهایی که یه ذره شرم داریم،
‫چیزهای زیادی برای مخفی کردن داریم.

109
00:05:43,081 --> 00:05:44,822
‫بیخیال، نوش.

110
00:05:44,909 --> 00:05:47,564
‫بیخیال، تو من رو میخوای.

111
00:05:47,651 --> 00:05:52,439
‫همونقدر که دلم میخواد
‫یه قوطی کرم کیک بخورم.

112
00:05:52,500 --> 00:05:55,500
‫سه چهارم یه قوطی کرم کیک...

113
00:05:55,500 --> 00:06:00,500
‫که ته یخچالم پیداش کردم
‫و روش سفت و خشک شده.

114
00:06:00,751 --> 00:06:01,970
‫خوشمزه به نظر میاد.

115
00:06:02,057 --> 00:06:04,886
‫اوم، شاید هم فقط لقمه اولش.

116
00:06:05,016 --> 00:06:06,757
‫ولی بقیه‌ش از روی خود بیزاریه.

117
00:06:09,000 --> 00:06:17,000
‫دلم نمیخواد باهات روی یه صندلی بشینم
‫یا توی یه دفتر، یه شرکت، یا یه تخت.

118
00:06:19,335 --> 00:06:20,902
‫بیخیال، نوش.

119
00:06:23,644 --> 00:06:25,515
‫وگرنه...

120
00:06:27,256 --> 00:06:29,171
‫این جنگه.

121
00:06:30,694 --> 00:06:32,261
‫فکر کنم همین الانش هم جنگه.

122
00:06:35,000 --> 00:06:36,000
‫فکر میکنی داری می‌بری؟

123
00:06:38,267 --> 00:06:40,095
‫وای.

124
00:06:40,182 --> 00:06:45,927
‫اومدم عذرخواهی کنم،
‫عشقم و استعدادم رو بهت تقدیم کنم...

125
00:06:46,000 --> 00:06:52,000
‫تو هم بهش ریدی، انگار پیاده رو هستم.

126
00:06:52,237 --> 00:06:57,242
‫برات یه ترافل ۴ هزار دلاری خریدم.

127
00:06:59,201 --> 00:07:00,768
‫و تو هم...

128
00:07:01,000 --> 00:07:02,000
‫قارچ دوست نیستم؟

129
00:07:03,000 --> 00:07:07,000
‫[ گستاخی ]
‫[ فصل اول : قسمت ششم ]

130
00:07:14,564 --> 00:07:16,697
‫پس جنگ شد.

131
00:07:49,991 --> 00:07:51,514
‫هی، یک دقیقه وقت داری؟

132
00:07:51,601 --> 00:07:53,603
‫اوم، بیمار بعدی تازه رسید.

133
00:07:53,734 --> 00:07:55,170
‫آره، مال منم همینطور.

134
00:07:55,257 --> 00:07:56,780
‫باشه، پس شاید بعداً.

135
00:07:56,867 --> 00:07:59,000
‫آره، خیلی سریع.
‫اوم، صندوق بازنشستگیت...

136
00:07:59,043 --> 00:08:01,524
‫چقدر توش هست، حدود ۸۰۰ هزار تا؟

137
00:08:01,655 --> 00:08:03,395
‫آره، چرا؟

138
00:08:03,500 --> 00:08:06,000
‫اگه مثلاً ۷۰۰ تاش رو الان نقد کنیم...

139
00:08:06,000 --> 00:08:09,500
‫مالیاتش خیلی سنگین میشه،
‫ولی حدود ۴۰۰ تا دستمون رو میگیره؟

140
00:08:09,576 --> 00:08:11,186
‫نه، اون پشتوانه آینده‌مونه.

141
00:08:11,229 --> 00:08:14,624
‫این خونه میتونه پشتوانه‌مون باشه...

142
00:08:14,668 --> 00:08:17,279
‫و تا آخر هفته هم فروخته میشه.

143
00:08:17,322 --> 00:08:20,804
‫وایسا، داری بهم میگی که نقشه الان تو...

144
00:08:20,848 --> 00:08:24,025
‫اینه که پس انداز پیریمون رو
‫با کلی ضرر نقد کنی...

145
00:08:24,155 --> 00:08:25,853
‫برای یه ملک بیش از حد گرون؟

146
00:08:25,940 --> 00:08:29,857
‫ما فقط ۲۰ درصد پیش پرداخت نیاز داریم، گری.

147
00:08:30,000 --> 00:08:35,500
‫خب، مگه اینکه ریاضیم کلاً اشتباه باشه،
‫۴۰۰ هزار تا اصلاً نزدیک ۲۰ درصد هم نیست.

148
00:08:35,905 --> 00:08:38,386
‫حدوداً یک میلیون و خرده ای کم داری.

149
00:08:38,500 --> 00:08:43,500
‫خب، من دسترسی دارم...
‫یه نقشه برای دسترسی به...

150
00:08:43,566 --> 00:08:44,915
‫یک میلیون دلار؟

151
00:08:45,002 --> 00:08:46,264
‫بگو بشنویم.

152
00:08:46,351 --> 00:08:48,353
‫- نقشه رو؟
‫- اوهوم.

153
00:08:48,440 --> 00:08:51,313
‫این یه ابزار مالیه...

154
00:08:51,500 --> 00:08:56,000
‫یه جور معاوضه دارایی با نرخ اولیه
‫برای وام رهنی دوم پیشرفته.

155
00:08:56,231 --> 00:08:58,625
‫ولی میدونی، بیخیال.

156
00:08:58,668 --> 00:09:00,627
‫بی دردسر پیش برو.

157
00:09:00,670 --> 00:09:03,847
‫خونه‌مون و دفترهامون رو از دست بدیم.

158
00:09:03,934 --> 00:09:05,066
‫آره، بی دردسر.

159
00:09:08,983 --> 00:09:12,247
‫آخرین باری که دیدمش، با هم سکس داشتیم.

160
00:09:12,334 --> 00:09:13,422
‫اشتباه انجامش دادم؟

161
00:09:13,509 --> 00:09:15,511
‫بعید به نظر میرسه.

162
00:09:17,644 --> 00:09:19,080
‫آره.

163
00:09:19,167 --> 00:09:21,343
‫نمیدونم، ولی انگار اینکه از...

164
00:09:21,500 --> 00:09:27,000
‫خدایا، خیلی جذاب بود،
‫بعدش هم بیاد شغلت رو بگیره.

165
00:09:27,349 --> 00:09:29,743
‫یعنی اون مدیر عامل جدید شده؟

166
00:09:29,830 --> 00:09:33,268
‫اون، رسماً اعلامش کردن؟

167
00:09:33,500 --> 00:09:36,000
‫میفهمم داری چیکار میکنی.
‫فقط روی روانشناسی من تمرکز کن.

168
00:09:36,000 --> 00:09:38,000
‫میتونی میلیون بعدیت رو فردا به دست بیاری...

169
00:09:38,099 --> 00:09:39,665
‫با اطلاعات مخفی یک نفر دیگه.

170
00:09:39,753 --> 00:09:41,755
‫- من این کار رو نمیکردم.
‫- فقط، کجا بودم؟

171
00:09:41,798 --> 00:09:44,584
‫داشتیم، آهان بچگیم.

172
00:09:44,671 --> 00:09:49,240
‫وقتی بچه بودم، یه جورایی توی فقر بزرگ شدیم.

173
00:09:49,500 --> 00:09:50,500
‫واقعاً؟

174
00:09:50,500 --> 00:09:52,000
‫و بابا به اینجا مهاجرت کرد.

175
00:09:52,000 --> 00:09:54,500
‫میدونی، توی خونه ای زندگی میکردیم
‫که بوی کلم میداد...

176
00:09:54,500 --> 00:09:56,000
‫تقریباً مثل همینجا.

177
00:09:56,117 --> 00:09:59,860
‫و میدونی، زمستون ها مجبور بودم این...

178
00:09:59,947 --> 00:10:03,951
‫این کلاهی که بابام فرستاده بود رو بپوشم،
‫این کلاه صربی.

179
00:10:04,038 --> 00:10:08,433
‫تقریباً شبیه یه کلاه خزدار سیاه بود.

180
00:10:08,564 --> 00:10:14,396
‫یه چیزی، مثل کلاه بوقی پشمالو.

181
00:10:14,483 --> 00:10:18,356
‫و توی زمین بازی، یه بچه ای بود.

182
00:10:18,400 --> 00:10:21,795
‫کلاهم رو قاپید و فرار کرد.

183
00:10:25,102 --> 00:10:27,278
‫و همه بهم خندیدن.

184
00:10:27,365 --> 00:10:30,630
‫و معشوقه قدیمیت کلاهت رو دزدید؟

185
00:10:30,717 --> 00:10:31,935
‫آره.

186
00:10:32,000 --> 00:10:35,500
‫گاردم رو پایین آوردم،
‫و با سکس حواسم رو پرت کرد.

187
00:10:35,809 --> 00:10:38,725
‫و حالا کلاهم دست اونه،
‫جوری سرش میذاره که...

188
00:10:38,768 --> 00:10:40,944
‫انگار باباش براش فرستاده.

189
00:10:41,000 --> 00:10:45,000
‫اون کلاه رو دزدیده،
‫و نمیتونم بذارم پیش خودش نگهش داره.

190
00:10:47,255 --> 00:10:48,865
‫اون کلاه منه.

191
00:10:48,952 --> 00:10:51,433
‫مگه اینکه ماشینش رو با بمب بترکونم.

192
00:10:51,520 --> 00:10:55,132
‫اون وقت کلاه به هیچکس نمیرسه.

193
00:10:55,176 --> 00:10:57,352
‫دانکن، یه کلاه جدید بخر.

194
00:10:57,395 --> 00:11:00,790
‫پولت به هر کلاهی که بخوای میرسه.

195
00:11:00,834 --> 00:11:02,183
‫خاصیت پول همینه.

196
00:11:02,313 --> 00:11:04,925
‫موضوع جذابیت نیست، بحث امنیته.

197
00:11:05,000 --> 00:11:10,000
‫چون اگه صاحب زمین بازی باشی،
‫کسی نمیتونه بگه «از زمین بازی برو بیرون».

198
00:11:58,543 --> 00:12:00,023
‫سلام.

199
00:12:03,244 --> 00:12:05,594
‫من چشم اندازی برای هایپر گنوزیس دارم.

200
00:12:05,681 --> 00:12:08,597
‫مسیر جدید، مأموریتی جدید...

201
00:12:08,684 --> 00:12:11,643
‫و شاید آغاز رویکردی تازه به داده ها.

202
00:12:11,731 --> 00:12:17,562
‫مسئولانه، قابل اعتماد و اخلاقی.

203
00:12:17,649 --> 00:12:20,914
‫اخيراً چیزی دیدم که الهام بخشم شد.

204
00:12:21,000 --> 00:12:24,000
‫داشتم سعی میکردم با یکی از آقایون
‫بخش مهندسیمون صحبت کنم...

205
00:12:24,000 --> 00:12:26,500
‫ولی اونقدر حواسشون پرت بود
‫که به مرز جنون رسیده بود...

206
00:12:26,500 --> 00:12:28,500
‫مشغول چیزی که فکر کنم
‫به اون سوپرکات میگن...

207
00:12:28,500 --> 00:12:32,500
‫از راننده های مدل جدید
‫خودمختار تورن سان آنتونیو.

208
00:12:32,500 --> 00:12:38,500
‫وقتی ماشین مشغول رانندگی خودمختار بود،
‫راننده ها مشغول خودارضایی بودن.

209
00:12:40,500 --> 00:12:44,500
‫تمام این ویدیوها با دوربین های
‫سمت راننده ضبط شده بود...

210
00:12:44,546 --> 00:12:46,896
‫که قرارداد کاربری تورن
‫به خریدارها اطمینان میده...

211
00:12:46,983 --> 00:12:49,333
‫صرفاً برای ایمنی راننده استفاده میشن.

212
00:12:49,464 --> 00:12:51,945
‫آره، دقیقاً همینطور.

213
00:12:52,000 --> 00:12:54,500
‫برای اون دسته از شما که
‫باد غرور وجودتون رو برداشته...

214
00:12:54,500 --> 00:12:57,500
‫چون هیچ وقت با سرعت ۸۰
‫توی بزرگراه ۲۱۰ خودارضایی نکردید...

215
00:12:57,500 --> 00:13:00,000
‫بهتون اطمینان میدم مجموعه های
‫دیگه ای هم وجود داشت...

216
00:13:00,000 --> 00:13:04,500
‫از دماغ کاوهای عمیق،
‫زشت گریه کن ها، انگشت بو کن ها...

217
00:13:04,500 --> 00:13:07,000
‫والدینی که سر فرزندهاشون
‫فحش و ناسزا میکشیدن...

218
00:13:07,000 --> 00:13:10,000
‫چیزی برای همه و از همه.

219
00:13:10,180 --> 00:13:13,923
‫و متأسفانه، تعریف تورن
‫از واژه هایی مثل ایمنی...

220
00:13:14,000 --> 00:13:16,500
‫و حریم خصوصی، استانداردهای این صنعته.

221
00:13:16,500 --> 00:13:20,000
‫جمع آوری داده توافقی دو طرفه برای واگذاری
‫حریم خصوصی در قبال دریافت خدمته.

222
00:13:20,190 --> 00:13:21,583
‫همه این رو میدونیم.

223
00:13:21,713 --> 00:13:24,455
‫خب، ما میدونیم،
‫چون توی این صنعت کار میکنیم.

224
00:13:24,500 --> 00:13:28,000
‫ما میدونیم چطور تمام ترفندهایی رو که
‫برای ردیابیمون به کار می‌برن، رد کنیم.

225
00:13:30,766 --> 00:13:32,333
‫شوخیتون گرفته دیگه.

226
00:13:32,376 --> 00:13:35,118
‫همه کوکی های غیرضروری رو رد میکنید مگه نه؟

227
00:13:35,162 --> 00:13:36,990
‫همیشه؟

228
00:13:37,077 --> 00:13:38,469
‫نه؟

229
00:13:38,513 --> 00:13:40,167
‫خدای من.

230
00:13:40,254 --> 00:13:42,647
‫کدوم آدم عاقلی دلش میخواد
‫زیر نظر زندگی کنه...

231
00:13:42,734 --> 00:13:47,783
‫توسط ماشینش، تلویزیونش،
‫مسواکش، یخچالش...

232
00:13:47,827 --> 00:13:50,046
‫یا اون لامپ های هوشمند لعنتی؟

233
00:13:50,090 --> 00:13:51,265
‫ببخشید.

234
00:13:51,352 --> 00:13:54,224
‫کرامت انسانی نیازمند حریم خصوصیه‌.

235
00:13:54,500 --> 00:13:56,000
‫میشه فقط بپرسم...

236
00:13:56,000 --> 00:14:00,000
‫اگه قراره فعالیت هامون رو محدود کنیم،
‫میخوای به چه زمانی برگردیم؟

237
00:14:00,100 --> 00:14:01,231
‫هالی، من...

238
00:14:01,318 --> 00:14:03,843
‫هارپر، مدیر ارشد فناوری.

239
00:14:05,540 --> 00:14:08,064
‫هارپر.

240
00:14:08,151 --> 00:14:10,153
‫نمیخوام به گذشته برگردم.

241
00:14:10,240 --> 00:14:14,941
‫ولی حدود ۱۵ سال پیش،
‫آره، سر یه دو راهی بودیم...

242
00:14:15,028 --> 00:14:17,204
‫و به نظرم میاد که مسیر اشتباهی رو رفتیم.

243
00:14:17,500 --> 00:14:21,000
‫خب، اولین مشتری ای که میخوام ببینم
‫این شرکت خودروسازی تورن هست.

244
00:14:26,866 --> 00:14:28,693
‫ممنون.

245
00:14:29,000 --> 00:14:30,000
‫یا خدا.

246
00:14:35,091 --> 00:14:36,527
‫آه.

247
00:14:36,658 --> 00:14:38,878
‫یعنی، میدونستم سخت میشه.

248
00:14:38,965 --> 00:14:43,012
‫همیشه سخت بوده، ولی فکر میکردم این بار...

249
00:14:43,143 --> 00:14:44,448
‫فرق میکنه.

250
00:14:44,535 --> 00:14:46,276
‫تام، شاید الان وقتش نباشه...

251
00:14:46,363 --> 00:14:49,453
‫ولی فکر نکنم هیچ وقت وقت مناسبی پیش بیاد.

252
00:14:49,584 --> 00:14:51,412
‫اوه، لعنتی.

253
00:14:53,501 --> 00:14:55,546
‫اون قیافه رو نگاه کن.

254
00:14:55,633 --> 00:14:58,593
‫چه مرد جذاب ولی مضطربی.

255
00:14:58,680 --> 00:15:02,814
‫اوم، میشه...
‫میخوای موقع نوشیدنی حرف بزنیم؟

256
00:15:02,858 --> 00:15:05,034
‫فکر کنم نیازی نباشه، آره.

257
00:15:05,121 --> 00:15:06,906
‫باشه.

258
00:15:06,993 --> 00:15:10,126
‫یه پیشنهاد داشتم،
‫از یه یارو که توی ییل میشناختم.

259
00:15:10,213 --> 00:15:11,780
‫یه شرکت صنایع دفاعیه.

260
00:15:12,000 --> 00:15:17,000
‫اونا روی هوش مصنوعی اِس اِم آر کار میکنن،
‫که معلوم شد پچ پچ های جذاب نیست...

261
00:15:17,264 --> 00:15:19,962
‫بلکه شناسایی و دیده بانی نظامیه.

262
00:15:20,049 --> 00:15:24,227
‫پول خوبی میدن، اونقدر پول دارن
‫که معامله رو نهایی کنن...

263
00:15:24,271 --> 00:15:26,926
‫اون هم در واقع با وورهیز.

264
00:15:28,579 --> 00:15:32,279
‫پول وزارت دفاع، ۳ میلیارد.

265
00:15:32,366 --> 00:15:36,848
‫اوه، داری راه های جدیدی
‫پیدا میکنی تا دلم رو بشکنی.

266
00:15:36,979 --> 00:15:40,417
‫من هنوز و همیشه دوستت میمونم.

267
00:15:40,461 --> 00:15:42,811
‫من نیازی به دوست ندارم.

268
00:15:42,898 --> 00:15:47,555
‫من فروشنده ای میخوام که
‫این پول لعنتیمون رو بگیره...

269
00:15:47,598 --> 00:15:51,385
‫و قبل از اینکه پول غیب بشه،
‫به یه مشت آدم لعنتی کمک کنه...

270
00:15:51,472 --> 00:15:54,214
‫و من هیچ کار مفید لعنتی ای نکرده باشم.

271
00:15:54,257 --> 00:15:57,739
‫باشه، خب شاید بتونم
‫از درون سیستم کار مثبتی بکنم.

272
00:16:00,500 --> 00:16:02,000
‫آره، میدونم.

273
00:16:04,500 --> 00:16:10,500
‫سازشکار میشی، فاسد میشی و عافیت طلب.

274
00:16:10,970 --> 00:16:13,668
‫میدونی از کجا این رو میدونم؟

275
00:16:13,755 --> 00:16:16,801
‫چون داری میری!

276
00:16:17,000 --> 00:16:18,000
‫و داری به اونجا میری.

277
00:16:18,000 --> 00:16:19,500
‫داری به اونجا میری.

278
00:16:19,500 --> 00:16:26,500
‫پس تنها کاری که از نظرت ارزش احترام داره
‫اینه که ۳۰ سال دیگه هم دووم بیاری توی...

279
00:16:26,637 --> 00:16:28,117
‫این شرایط؟

280
00:16:58,930 --> 00:17:00,671
‫هی.

281
00:17:00,758 --> 00:17:01,846
‫اوم...

282
00:17:04,848 --> 00:17:10,203
‫داشتم به حرفت در مورد طلاق فکر میکردم...

283
00:17:10,246 --> 00:17:14,642
‫و فقط میخوام بگم اگه
‫قصد داری من رو ترک کنی...

284
00:17:17,036 --> 00:17:21,344
‫الان خیلی زمان بدیه، برای خودت.

285
00:17:21,500 --> 00:17:27,000
‫لیلی، تو از نظر مالی شایسته نصف
‫خیلی بیشتر از وضع فعلیمون هستی.

286
00:17:27,000 --> 00:17:31,000
‫واقعاً و جدی میگم،
‫بدون تو کنارم به هیچکدوم اینا نمیرسیدم.

287
00:17:31,000 --> 00:17:33,000
‫و تو، شایسته بهتری هستی.
‫واقعاً هستی.

288
00:17:33,000 --> 00:17:35,500
‫بهم فرصت بده همه چی رو از نو بسازم.

289
00:17:35,500 --> 00:17:38,500
‫هایپر گنوزیس الان بدون من داره مثلاً
‫روی داده های اخلاقی کار میکنه...

290
00:17:38,500 --> 00:17:40,000
‫که مثل قاچاق جنسی با اخلاقه.

291
00:17:40,320 --> 00:17:42,191
‫و من میخوام یه راه دیگه رو برم.

292
00:17:42,322 --> 00:17:46,108
‫هنوز نمیدونم چطوری،
‫ولی چند ماه بهم وقت بده تلاشم رو بکنم.

293
00:17:46,239 --> 00:17:49,024
‫بعدش میتونی بری...

294
00:17:49,068 --> 00:17:51,940
‫و من داغون میشم، ولی حداقل میدونم که...

295
00:17:52,071 --> 00:17:54,247
‫به هر چی که حقت بوده رسیدی.

296
00:17:56,500 --> 00:18:03,000
‫و این وسط، منظورم اینه که،
‫شاید، شاید بتونیم...

297
00:18:03,000 --> 00:18:05,500
‫سعی کنیم اوضاع رو درست کنیم،
‫کاری رو بکنیم که بقیه میکنن.

298
00:18:05,500 --> 00:18:07,000
‫ما مشاوره ازدواج نمیریم.

299
00:18:07,000 --> 00:18:08,500
‫سکس تراپ؟

300
00:18:08,500 --> 00:18:10,500
‫یا همون مشاور ازدواج، میتونیم بریم.

301
00:18:10,500 --> 00:18:13,000
‫خب، برای شروع،
‫میخوام دیگه هیچ وقت آنوشکا رو نبینی.

302
00:18:13,048 --> 00:18:14,528
‫حتی نمیخوام اسمش رو بشنوم.

303
00:18:14,658 --> 00:18:17,183
‫ببین من هیچ کاری باهاش ندارم، هیچ کاری...

304
00:18:17,270 --> 00:18:18,488
‫جز اینکه شاید نابودش کنم.

305
00:18:18,575 --> 00:18:20,360
‫آه، ولی...

306
00:18:22,666 --> 00:18:25,408
‫ولی واقعاً ممکنه‌ مجبور بشم ببینمش، مثلاً...

307
00:18:25,495 --> 00:18:27,410
‫توی مراسم های مدرسه، جلسات هیئت مدیره.

308
00:18:27,454 --> 00:18:30,587
‫فقط هیچ وقت باهاش تنها نشو.

309
00:18:30,718 --> 00:18:33,590
‫- باشه.
‫- دیگه هیچ وقت.

310
00:18:33,677 --> 00:18:34,983
‫قبوله، قبوله.

311
00:18:35,026 --> 00:18:36,550
‫راحت ترین توافقی که تا حالا کردم.

312
00:18:36,593 --> 00:18:38,987
‫با کمال میل این قول رو بهت میدم.

313
00:18:41,294 --> 00:18:42,512
‫بگو دیگه چی میخوای.

314
00:18:42,599 --> 00:18:43,905
‫چی، هر چیز دیگه ای.

315
00:18:43,992 --> 00:18:45,733
‫چی میخوای؟

316
00:18:48,039 --> 00:18:50,041
‫بهت خبر میدم.

317
00:18:59,094 --> 00:19:01,227
‫پنجشنبه می‌بینمت.

318
00:19:33,500 --> 00:19:37,500
‫صورت جنس لطیف همیشه حرف میزنه،
‫حتی وقتی خودشون حرف نمیزنن.

319
00:19:37,567 --> 00:19:39,526
‫مخصوصاً به مردمک های چشمش دقت کن.

320
00:19:39,569 --> 00:19:42,355
‫اگه گشاد شده باشن یعنی میخواد بیشتر ببینتت.

321
00:19:42,485 --> 00:19:44,444
‫ازت خوشش اومده، رفیق.

322
00:19:44,531 --> 00:19:47,229
‫نرمه گوش ها اگه سرخ شده باشه، کار حله...

323
00:19:49,057 --> 00:19:50,798
‫بعدش میتونی برای شام بیرون ببریش.

324
00:19:50,885 --> 00:19:52,191
‫عالیه.

325
00:19:56,499 --> 00:19:58,066
‫خب فاز تو چیه، رفیق؟

326
00:19:59,676 --> 00:20:01,983
‫من اینجا زندگی میکنم.

327
00:20:02,070 --> 00:20:03,811
‫نباید این پایین بیای.

328
00:20:03,898 --> 00:20:04,986
‫میخوای برم؟

329
00:20:06,814 --> 00:20:08,207
‫من این رو نگفتم.

330
00:20:10,339 --> 00:20:15,562
‫خب این پایین چیکار میکنی، به جز هیکل ساختن؟

331
00:20:15,649 --> 00:20:17,128
‫که نساختی.

332
00:20:17,216 --> 00:20:18,826
‫شوخی کردم، خب...

333
00:20:21,000 --> 00:20:23,500
‫فالگوش وایمیسی ببینی
‫بیمارهای مامان و بابات چی میگن؟

334
00:20:23,500 --> 00:20:24,500
‫ناپدریم.

335
00:20:24,571 --> 00:20:25,572
‫واقعاً گوش میدی؟

336
00:20:28,000 --> 00:20:29,000
‫من که گوش میدادم.

337
00:20:33,014 --> 00:20:34,755
‫قبلاً وقتی حوصله‌م سر میرفت گوش میدادم.

338
00:20:37,410 --> 00:20:40,761
‫تا حالا به حرف های منم گوش دادی؟

339
00:20:42,545 --> 00:20:44,765
‫شاید، یک بار.

340
00:20:47,158 --> 00:20:48,856
‫اون، اون فقط یک بار بود.

341
00:20:48,943 --> 00:20:51,293
‫تازه کمتر از یک دقیقه بود.

342
00:20:51,337 --> 00:20:53,469
‫من نمیخواستم...

343
00:20:53,556 --> 00:20:56,211
‫اون تو؟

344
00:20:56,298 --> 00:20:57,821
‫آره.

345
00:20:57,908 --> 00:21:00,346
‫برای امنیت روش قفل گذاشتن.

346
00:21:00,389 --> 00:21:01,999
‫هیچ وقت هم نفهمیدن.

347
00:21:02,000 --> 00:21:05,000
‫پس حتی اگه بخوام هم دوباره اون تو برم،
‫اصلاً رمز قفلش رو بلد نیستم.

348
00:21:18,146 --> 00:21:20,670
‫شرکت شوهرم، میکسی...

349
00:21:20,757 --> 00:21:25,762
‫داره توسط یه هولدینگ بزرگ
‫داروسازی خریداری میشه.

350
00:21:25,849 --> 00:21:28,809
‫کارول، این فوق العاده‌ست.

351
00:21:28,852 --> 00:21:33,683
‫استرس اون واقعاً داشت
‫روی استرس تو هم اثر میذاشت.

352
00:21:33,770 --> 00:21:35,990
‫این میتونه سخت باشه.

353
00:21:36,077 --> 00:21:39,385
‫امیدوارم بعد از نهایی شدن این معامله
‫همه چی به حالت عادی برگرده.

354
00:21:39,472 --> 00:21:40,864
‫به نظرت چقدر طول میکشه؟

355
00:21:40,995 --> 00:21:42,997
‫و با چه شرکتیه؟

356
00:21:43,084 --> 00:21:45,826
‫ظاهراً همین هفته.

357
00:21:45,913 --> 00:21:48,176
‫نباید بگم طرف معامله کیه.

358
00:21:48,263 --> 00:21:50,483
‫اوه آره، البته.

359
00:21:55,401 --> 00:21:56,750
‫یونیوی.

360
00:21:56,793 --> 00:21:58,186
‫اوه، آره.

361
00:21:58,273 --> 00:21:59,796
‫شرکت خوبیه.

362
00:21:59,840 --> 00:22:01,189
‫خیلی برات خوشحالم.

363
00:22:01,276 --> 00:22:03,626
‫میدونم چی کمه.

364
00:22:07,630 --> 00:22:11,808
‫در ضمن نگران اون هستم،
‫و ناچاراً نگران خودمون.

365
00:22:11,895 --> 00:22:13,897
‫نه.

366
00:22:13,984 --> 00:22:15,986
‫تقریباً رسیدی.

367
00:22:16,030 --> 00:22:19,686
‫و میدونی، با خریداری شدن میکسی
‫توسط یه شرکت بزرگ تر...

368
00:22:19,773 --> 00:22:23,385
‫شاید همین باعث ایجاد مشکلات
‫احساس ناکافی بودنش شده.

369
00:22:23,472 --> 00:22:24,734
‫وای، خدای من.

370
00:22:24,821 --> 00:22:27,607
‫فکر کنم حق با توئه.

371
00:22:27,650 --> 00:22:28,912
‫- خیلی خوبه.
‫- آخ.

372
00:22:28,999 --> 00:22:30,479
‫- ممنون.
‫- ممنونم.

373
00:22:30,566 --> 00:22:31,611
‫هفته خوبی داشته باشی.

374
00:22:31,741 --> 00:22:34,483
‫مواظب خودت باش.

375
00:22:36,964 --> 00:22:41,229
‫خب، میکسی.
‫ام-وای-ایکس-وای.

376
00:22:44,624 --> 00:22:46,234
‫یکم توی ذوق میزنه.

377
00:22:46,321 --> 00:22:48,367
‫آره، بهت که گفتم.

378
00:22:49,977 --> 00:22:51,239
‫باشه، رفیق.

379
00:22:55,025 --> 00:22:56,940
‫یه وقت دیگه بازم انجامش بدیم.

380
00:22:57,027 --> 00:22:58,420
‫باشه.

381
00:22:58,500 --> 00:23:01,000
‫به نظر میاد فقط با سه تا انگشت
‫میتونه سرک بکشه.

382
00:23:01,000 --> 00:23:04,500
‫آره، توی طرح های گرافیکی
‫این رو واضح تر میکنیم...

383
00:23:04,500 --> 00:23:07,000
‫- ولی متوجه هستید داریم به کجا میرسیم.
‫- مطمئن نیستم متوجه بشم.

384
00:23:07,081 --> 00:23:09,823
‫میخوای کاری رو که براش
‫استخدامت کردیم انجام ندی؟

385
00:23:09,866 --> 00:23:12,956
‫خب، فکر کن چطور و چرا
‫محصولات ارگانیک میخری.

386
00:23:13,043 --> 00:23:15,785
‫آره، پول بیشتری برای برچسبی
‫که قول میده میدی...

387
00:23:15,916 --> 00:23:18,266
‫استاندارد بالاتری ارائه بده، دستکاری ها...

388
00:23:18,353 --> 00:23:19,833
‫و میان برهای شرکتی رو حذف کنه.

389
00:23:19,963 --> 00:23:23,793
‫این نشان، این آدم کوچولوی ما،
‫به مشتری هاتون میگه :

390
00:23:23,837 --> 00:23:25,969
‫همه خودروسازهای دیگه
‫دارن جاسوسیتون رو میکنن...

391
00:23:26,000 --> 00:23:29,500
‫رازهای شما رو میدزدن
‫و به بالاترین پیشنهاد میفروشن.

392
00:23:29,582 --> 00:23:34,848
‫ولی توی تورن، هر کاری توی ماشینتون بکنید
‫همونجا توی ماشینتون میمونه.

393
00:23:34,891 --> 00:23:36,153
‫این ماشین خودتونه.

394
00:23:36,240 --> 00:23:38,242
‫من جنس ارگانیک نمیخرم.

395
00:23:38,329 --> 00:23:39,766
‫ما وانت و شاسی بلند میفروشیم.

396
00:23:39,853 --> 00:23:41,855
‫اصلاً برند ما رو میشناسی؟

397
00:23:43,509 --> 00:23:45,119
‫به من توجهی نکنید.

398
00:23:49,166 --> 00:23:54,171
‫ببینید، حریم خصوصی
‫همون چیزیه که ما رو ما میکنه.

399
00:23:54,215 --> 00:23:57,044
‫بعضی چیزها رو مردم
‫اصلاً نمیخوان ضبط بشه...

400
00:23:57,131 --> 00:23:59,481
‫مثل نحوه جمع آوری اطلاعات
‫فعالیت های جنسی راننده هاتون.

401
00:23:59,500 --> 00:24:01,000
‫ببین، شرکت های بیمه...

402
00:24:01,000 --> 00:24:03,500
‫که کمکمون میکنید داده ها رو
‫سودآور بهشون بفروشیم...

403
00:24:03,500 --> 00:24:06,000
‫میخوان بدونن کی موقع رانندگی حواسش پرته.

404
00:24:06,000 --> 00:24:08,500
‫ولی مثلاً لازمه که
‫اضافه وزنشون رو هم زیر نظر بگیرید؟

405
00:24:08,500 --> 00:24:12,000
‫این برای خریدارهایی جذابه که نماینده
‫فست فودها و قرص های لاغری هستن.

406
00:24:12,000 --> 00:24:15,500
‫من نمیگم مسیریابی یا رانندگی پر خطر...

407
00:24:15,758 --> 00:24:17,804
‫یا عادت های شنیداریشون رو ضبط نکنید، ولی...

408
00:24:18,000 --> 00:24:22,000
‫ضبط کردن همراهی راننده
‫با آهنگ چه فایده ای داره؟

409
00:24:22,000 --> 00:24:25,500
‫خب، اگه توی گلوتون پلیپ داشته باشید،
‫دلتون نمیخواد باخبر بشید؟

410
00:24:25,551 --> 00:24:27,335
‫همه مشتری های ما این رو قبول میکنن.

411
00:24:27,422 --> 00:24:29,772
‫۹۷ صفحه متن با فونت اندازه ۷...

412
00:24:29,859 --> 00:24:33,297
‫و اگه قبول نکنید، ماشین اونطور
‫که طراحی شده کار نمیکنه.

413
00:24:33,428 --> 00:24:34,908
‫این دقیقاً اسمش توافق نیست.

414
00:24:34,995 --> 00:24:36,257
‫آره، راست میگی.

415
00:24:36,300 --> 00:24:38,433
‫به این مدل کسب و کار میگن.

416
00:24:38,500 --> 00:24:40,500
‫حقیقت اینه که، ما ماشین نمیفروشیم.

417
00:24:40,500 --> 00:24:44,000
‫ما دستگاه های چرخ دار جمع آوری داده
‫با گرم کن صندلی میفروشیم.

418
00:24:44,000 --> 00:24:46,000
‫ماشین ها پر خرج هستن.

419
00:24:46,000 --> 00:24:47,500
‫داده حاشیه سودی داره که میشه...

420
00:24:47,500 --> 00:24:49,000
‫یه تریلی ماشین رو از وسطش رد کرد.

421
00:24:51,011 --> 00:24:53,013
‫دانکن پارک کجاست؟

422
00:24:53,100 --> 00:24:54,275
‫اون میفهمید.

423
00:24:56,500 --> 00:24:59,500
‫ببین، پارک شاید احمق باشه،
‫ولی بلده بفروشه، نه اینکه فقط نظر بده.

424
00:24:59,933 --> 00:25:01,848
‫خب، پس روی یه ایده جدید ریسک کردی...

425
00:25:01,935 --> 00:25:03,066
‫جرأت میخواد.

426
00:25:03,197 --> 00:25:05,242
‫ولی اول با واقعیت بسنجش، باشه؟

427
00:25:05,329 --> 00:25:07,636
‫بزرگ ترین مشتری هات
‫داشتن توی روت میخندیدن.

428
00:25:07,723 --> 00:25:09,290
‫توی تجارت باید از این کار دوری کنی.

429
00:25:09,377 --> 00:25:11,292
‫من دقیقاً بهت گفتم چه برنامه ای دارم.

430
00:25:11,500 --> 00:25:13,000
‫آره، ولی مدیر عامل موقت هستی مگه نه؟

431
00:25:13,000 --> 00:25:14,500
‫این بهت اجازه نمیده...

432
00:25:14,500 --> 00:25:17,500
‫به همه بگی روی میزشون برن وایسن
‫و داد بزنن دم رو غنیمت بشمارید.

433
00:25:17,500 --> 00:25:18,500
‫کارل؟

434
00:25:18,500 --> 00:25:20,000
‫جلسه هیئت مدیره هفته بعده، باشه؟

435
00:25:20,344 --> 00:25:22,433
‫ارائه ای آماده کن که این وضع رو درست کنه.

436
00:25:22,500 --> 00:25:24,500
‫فناوری، درآمد، رشد.
‫ساده‌ست.

437
00:25:24,500 --> 00:25:29,500
‫و من رو قانع کن کسی رو استخدام نکردم
‫که فکر میکنه سودآوری یه نوع تهاجمه.

438
00:25:36,926 --> 00:25:38,841
‫اوه، چی؟ چیه؟

439
00:25:38,928 --> 00:25:40,451
‫- ببخشید.
‫- چیه؟

440
00:25:40,539 --> 00:25:43,106
‫یک نفر از هایپر گنوزیس به دیدنتون اومده.

441
00:25:43,193 --> 00:25:45,282
‫- کیه؟
‫- نمیدونم.

442
00:25:45,369 --> 00:25:46,936
‫تو باید می‌پرسیدی کیه.

443
00:25:47,000 --> 00:25:49,500
‫بعد کارت ویزیتشون رو میگیری.
‫توی یه سینی کوچیک میذاریش.

444
00:25:49,548 --> 00:25:52,420
‫میاریش.
‫اوه، تو هستی که.

445
00:25:52,507 --> 00:25:53,682
‫آثار هنری زیادی داری.

446
00:25:53,769 --> 00:25:55,989
‫آره.

447
00:25:56,076 --> 00:25:57,425
‫چی میخوای؟

448
00:25:57,512 --> 00:25:58,992
‫چی نیاز داری؟

449
00:25:59,079 --> 00:26:00,471
‫چی داری ارائه بدی؟

450
00:26:00,559 --> 00:26:02,299
‫خدماتم رو.
‫چقدر حاضری پرداخت کنی؟

451
00:26:04,519 --> 00:26:08,479
‫داده های اخلاقی، کیفت رو کوک نمیکنه؟

452
00:26:08,567 --> 00:26:10,569
‫خب، من یه مهندس هستم.

453
00:26:10,656 --> 00:26:13,223
‫من متخصص جمع آوری و تحلیل داده هستم...

454
00:26:13,310 --> 00:26:14,921
‫و اون میخواد کار من رو متوقف کنه.

455
00:26:15,000 --> 00:26:16,000
‫اوه.

456
00:26:16,000 --> 00:26:17,500
‫بحث اصلاح مسیر نیست، عقب نشینیه.

457
00:26:17,500 --> 00:26:19,500
‫کسی جت نمیخره که بپرسه ترمزهاش کجا هستن.

458
00:26:19,500 --> 00:26:22,000
‫میخوای بدونی چقدر تند میره
‫و چطور میشه سریع ترش کرد.

459
00:26:22,000 --> 00:26:23,000
‫خب، پس چرا من؟

460
00:26:23,500 --> 00:26:25,000
‫چرا کس دیگه ای نه؟

461
00:26:25,000 --> 00:26:28,500
‫تو تسلط خیلی عمیقی روی
‫نازل ترین سلیقه عمومی داری.

462
00:26:28,500 --> 00:26:30,500
‫و بازار هم الان دقیقاً همینجاست.

463
00:26:30,500 --> 00:26:32,000
‫واقعیت همینه.

464
00:26:33,000 --> 00:26:34,500
‫و تو قراره بهم پول خیلی خوبی بدی...

465
00:26:34,500 --> 00:26:38,000
‫چون استعدادم رو می‌بینی و میدونی
‫پیدا کردنش جای دیگه راحت نیست.

466
00:26:38,118 --> 00:26:41,774
‫و میدونی که استخدام کردنم
‫خواب رو از چشم اون میگیره.

467
00:26:44,603 --> 00:26:49,564
‫خب، حالا نقطه مقابل داده های اخلاقی چیه؟

468
00:26:49,651 --> 00:26:50,957
‫بیا بفهمیم.

469
00:27:18,027 --> 00:27:19,986
‫آه، اون بو رو حس میکنی؟

470
00:27:20,000 --> 00:27:21,000
‫افتضاحه.

471
00:27:21,500 --> 00:27:23,500
‫شنیدم توی استنفورد آزمایش هایی انجام شده...

472
00:27:23,511 --> 00:27:26,253
‫توی دهه ۷۰ و بخشی از این منطقه آلوده شده...

473
00:27:26,340 --> 00:27:28,777
‫ولی این حرف مسخره‌ست.

474
00:27:28,864 --> 00:27:30,997
‫خب، به هر حال این خونه کلنگیه.

475
00:27:32,825 --> 00:27:34,696
‫نه با اون درخت های سرخ چوب جلوش.

476
00:27:34,740 --> 00:27:36,350
‫اونا حفاظت شده هستن.

477
00:27:36,437 --> 00:27:39,658
‫منظورم اینه که عمراً بشه
‫برای کاری اینجا مجوز گرفت.

478
00:27:42,356 --> 00:27:43,879
‫جوآن؟

479
00:27:44,010 --> 00:27:45,707
‫اروین؟

480
00:27:45,794 --> 00:27:47,274
‫سلام.

481
00:27:47,500 --> 00:27:49,000
‫حال بث چطوره؟

482
00:27:49,000 --> 00:27:51,500
‫- اون، خوبه.
‫- چه خوب.

483
00:27:51,500 --> 00:27:54,000
‫میدونی مستأجر نباید اینجا باشه، مگه نه؟

484
00:27:54,000 --> 00:27:56,000
‫خب، من فقط یه مستأجر نیستم.

485
00:27:56,196 --> 00:27:57,588
‫من یه خریدار احتمالی هستم.

486
00:27:57,719 --> 00:27:59,286
‫باشه.

487
00:27:59,500 --> 00:28:03,000
‫هر وقت خواستی میتونی پیشنهادت رو بدی،
‫البته همراه با بقیه.

488
00:28:03,000 --> 00:28:05,500
‫خب، میشه لطفاً به بث بگی
‫که به زودی پیشنهادم رو میدم؟

489
00:28:05,901 --> 00:28:07,903
‫آره، و همش نقد نیست...

490
00:28:08,000 --> 00:28:12,500
‫ولی داریم پیش پرداخت ۲۰ درصدمون رو
‫جور میکنیم، و انگیزه خیلی زیادی هم داریم.

491
00:28:17,000 --> 00:28:21,000
‫مامان یه جفت کفش نو میخواد،
‫با سایز سه تا اتاق خواب و دو تا حموم.

492
00:28:21,221 --> 00:28:24,137
‫بوی پلاستیک سوخته میده، ولی بازم خونه‌ست.

493
00:28:40,370 --> 00:28:45,680
‫♪ یعنی همش همینه؟ ♪

494
00:28:45,767 --> 00:28:50,424
‫♪ اگه همش همینه دوست های من... ♪

495
00:28:50,554 --> 00:28:55,603
‫♪ پس بیاید به رقصیدن ادامه بدیم ♪

496
00:28:55,646 --> 00:28:58,998
‫♪ بیاید بساط مشروب رو ردیف کنیم ♪

497
00:28:59,085 --> 00:29:02,958
‫♪ و حسابی خوش بگذرونیم ♪

498
00:29:05,221 --> 00:29:10,661
‫♪ اگه همش... ♪

499
00:29:10,705 --> 00:29:13,577
‫♪ همینه ♪

500
00:29:16,000 --> 00:29:22,500
‫بعدش عاشق فوق العاده ترین پسر دنیا شدم.

501
00:29:22,543 --> 00:29:27,722
‫با هم کنار رودخانه
‫پیاده روی های طولانی میکردیم و...

502
00:29:27,809 --> 00:29:31,500
‫بعد یک روز، رفت تا برای یه شرکت
‫تابعه خصوصی توی وزارت دفاع کار کنه.

503
00:29:31,813 --> 00:29:33,772
‫و پیش خودم گفتم...

504
00:29:35,599 --> 00:29:39,299
‫تو؟ من میشناسمت.

505
00:29:41,214 --> 00:29:45,479
‫اوه، تو همون بوی خوش قبل از سکته هستی.

506
00:29:47,500 --> 00:29:51,500
‫خب، به سلامتی تعقیب شدن موقع نوشیدن
‫وسط روز توی زیربغل سیلیکون ولی.

507
00:29:57,317 --> 00:29:59,493
‫خب، هایپر گنوزیس الان دست منه.

508
00:30:01,500 --> 00:30:03,500
‫یه مسیر جدید، که اخلاقی هم هست.

509
00:30:03,500 --> 00:30:05,500
‫- اوم.
‫- اوه، باورم نمیکنی؟

510
00:30:05,500 --> 00:30:08,000
‫از مشتری هایی بپرس که جا زدن
‫وقتی جرئت کردم اون کلمه رو بگم.

511
00:30:09,500 --> 00:30:12,000
‫میخوام قرارداد وزارت امور
‫کهنه سربازها رو پس بگیرم.

512
00:30:12,071 --> 00:30:14,464
‫میخوام کاری رو که دانکن نتونست انجام بده...

513
00:30:14,500 --> 00:30:17,500
‫جبران کنم و میخوام این بخش اصلی
‫کارهایی که توی آینده انجام میدیم بشه.

514
00:30:17,728 --> 00:30:22,342
‫انتقال داده ها از سیستمی اونقدر قدیمی که
‫قدمتش به قبل از اختراع کمربند ایمنی میرسه.

515
00:30:22,429 --> 00:30:24,953
‫اون یارو کنار میز بیلیارد رو می‌بینی؟

516
00:30:24,997 --> 00:30:26,955
‫چستر روی سیستم مامپس کار میکرد.

517
00:30:27,086 --> 00:30:29,305
‫همون موقع هم با چسب و سریش
‫سرپاش نگه داشته بودن.

518
00:30:29,392 --> 00:30:32,482
‫تو حاضر هستی با همچین چیزی
‫توی تخت خواب بری؟

519
00:30:32,500 --> 00:30:34,500
‫پسر، من دانکن رو اصلاً مقصر نمیدونم.

520
00:30:34,528 --> 00:30:37,052
‫من با کیر تو هم حاضر نبودم
‫اون باسن شل و ول رو بکنم.

521
00:30:40,926 --> 00:30:44,190
‫راستی، واقعاً چرا برات مهمه؟

522
00:30:44,320 --> 00:30:46,018
‫اوه، میخوای حرف دلم رو بشنوی مگه نه؟

523
00:30:47,497 --> 00:30:48,629
‫باشه.

524
00:30:53,242 --> 00:30:56,767
‫سخنرانیت توی کوپرتینو...

525
00:30:56,898 --> 00:31:00,162
‫اینکه این زن و مردها در عوض
‫چقدر توقع کمی دارن.

526
00:31:00,249 --> 00:31:01,860
‫خب، منم اینجا نبودم اگه یک نفر...

527
00:31:02,000 --> 00:31:05,000
‫یا چند نفر، وسط یه جنگ
‫برای من فداکاری نکرده بودن.

528
00:31:05,341 --> 00:31:07,169
‫خب، من ده ها پیشنهاد شنیدم...

529
00:31:07,213 --> 00:31:12,131
‫از اِن جی اوها و خیریه ها...
‫بدون هیچ هیجانی، همش رفع تکلیف.

530
00:31:12,218 --> 00:31:14,568
‫ولی تو روم تأثیر گذاشتی، تام.

531
00:31:16,500 --> 00:31:20,000
‫و کاملاً درست میگفتم که هایپر گنوزیس
‫جای مناسبی برای هدفته.

532
00:31:20,000 --> 00:31:23,500
‫اشتباهم این بود که فکر میکردم
‫دانکن میتونه از پسش بر بیاد.

533
00:31:23,838 --> 00:31:25,579
‫دانکن یه تیکه آشغاله.

534
00:31:27,624 --> 00:31:29,888
‫شاید فکر میکردم بتونی
‫کمکش کنی آدم بهتری بشه.

535
00:31:32,325 --> 00:31:34,718
‫اوه، این هم از این.

536
00:31:34,805 --> 00:31:36,242
‫- همین بود.
‫- هوم.

537
00:31:36,329 --> 00:31:37,591
‫تموم شد.

538
00:31:37,678 --> 00:31:39,810
‫خب، نظرت چیه؟

539
00:31:39,941 --> 00:31:41,203
‫یک بار دیگه؟

540
00:31:41,334 --> 00:31:42,988
‫خیلی دیر رسیدی.

541
00:31:43,075 --> 00:31:44,946
‫دو روزه که بازنشسته شدم.

542
00:31:45,033 --> 00:31:48,384
‫آره، قبل از اینکه انگشت هام بسوزه
‫مشعل رو دست بعدی دادم.

543
00:31:48,500 --> 00:31:53,000
‫خوبه، میتونم مستقیماً به عنوان مشاور
‫یا متخصص بخش استخدامت کنم.

544
00:31:53,085 --> 00:31:55,391
‫خیلی های دیگه هم هستن،
‫میتونی سراغشون بری...

545
00:31:55,522 --> 00:31:57,002
‫که فقط به خاطر پول وارد این کار شدن.

546
00:31:57,089 --> 00:31:58,917
‫من تو رو میخوام.

547
00:31:58,960 --> 00:32:02,529
‫خب به جفری زنگ بزن، میدونی؟

548
00:32:02,616 --> 00:32:05,097
‫منظورم اینه که تازه یه کار جدید گرفته.

549
00:32:05,184 --> 00:32:07,621
‫اصلاً میدونی چیه؟
‫بهش زنگ نزن.

550
00:32:07,664 --> 00:32:09,101
‫آره، این کار زیادی مهمه.

551
00:32:09,144 --> 00:32:12,191
‫به کسی نیاز داری که
‫با تمام وجود پای کار باشه.

552
00:32:14,236 --> 00:32:17,631
‫حالا صرفاً محض کنجکاوی...

553
00:32:17,718 --> 00:32:19,241
‫یه قرارداد ربع میلیارد دلاری.

554
00:32:19,285 --> 00:32:22,114
‫میتونم با یه رقم هفت‌ رقمی پایین
‫برات شروع کنم.

555
00:32:24,943 --> 00:32:27,206
‫هفت رقمی.

556
00:32:29,425 --> 00:32:31,384
‫این، با احتساب رقم های اعشاره؟

557
00:32:31,471 --> 00:32:34,387
‫بدون اعشار، با جای رشد بیشتر.

558
00:32:40,132 --> 00:32:43,135
‫ظرف ۳۰ روز، یه جای باکلاس
‫که قشنگ جیبت رو خالی کنن.

559
00:32:43,500 --> 00:32:45,500
‫باید رو به راه بشی، تام.

560
00:32:45,500 --> 00:32:47,500
‫آره، اگه وزیر ایثارگرها
‫بشنوه به بازپروری رفتم...

561
00:32:47,500 --> 00:32:49,500
‫دیگه هیچ فایده ای برات ندارم.

562
00:32:49,500 --> 00:32:52,000
‫میدونی، میگن درک میکنن ولی نمیکنن.

563
00:32:53,101 --> 00:32:56,931
‫نظامی ها اصلاً ضعف رو هضم نمیکنن.

564
00:32:59,064 --> 00:33:01,588
‫میدونی، برای همین از اون رباته خوشم میاد.

565
00:33:01,675 --> 00:33:04,504
‫اون رباته قضاوت نمیکرد، میدونی؟

566
00:33:06,027 --> 00:33:07,246
‫همون کوچولوئه، میدونی؟

567
00:33:07,333 --> 00:33:09,248
‫آه، اسمش چی بود؟

568
00:33:09,291 --> 00:33:10,291
‫الکساندر؟

569
00:33:10,336 --> 00:33:12,468
‫آره، آره.

570
00:33:12,599 --> 00:33:16,472
‫این دقیقاً همون فناوریه که
‫میتونه به مردم کمک کنه، اگه...

571
00:33:16,603 --> 00:33:17,996
‫میدونی، بتونی به دستشون برسونیش.

572
00:33:21,173 --> 00:33:23,566
‫بزنیم به سلامتیش؟

573
00:33:23,697 --> 00:33:25,916
‫پیک آخر.

574
00:33:31,000 --> 00:33:38,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

575
00:33:44,892 --> 00:33:47,938
‫آنوشکا باتاچرا.
‫مسئول ارشد اخلاق توی کوپرتینو...

576
00:33:48,026 --> 00:33:50,245
‫تا همین اواخر، یه آدم ریاکاره.

577
00:33:50,500 --> 00:33:56,500
‫یعنی اون پای کثیف ترین تخلفات شرکتی
‫که فکرش رو بکنید امضا زده.

578
00:33:56,500 --> 00:34:00,000
‫و حالا میخواد به حساب شما،
‫خودش رو از این عذاب وجدان راحت کنه.

579
00:34:00,342 --> 00:34:01,387
‫آره.

580
00:34:01,500 --> 00:34:03,000
‫البته درباره یه چیز حق با اون بود.

581
00:34:03,000 --> 00:34:09,000
‫حریم خصوصی ارزش داره،
‫یه گنجینه استخراج نشده از ارزش.

582
00:34:09,264 --> 00:34:13,138
‫چون حریم خصوصی همیشه
‫توی حالت ترس به سر می‌بره.

583
00:34:13,225 --> 00:34:15,792
‫و هر جا ترس باشه، میشه ازش پول در آورد.

584
00:34:16,000 --> 00:34:21,000
‫یعنی همین الانش هم میتونیم
‫پیش بینی کنیم مثلاً قراره طلاق بگیری.

585
00:34:21,146 --> 00:34:23,496
‫اون وقت بهت تبلیغات وکلا...

586
00:34:23,583 --> 00:34:26,324
‫جراح های زیبایی، باشگاه، دیلدو،
‫و سفید کننده دندون نشون میدیم.

587
00:34:26,500 --> 00:34:30,500
‫ولی اگه بتونیم به صورت لحظه ای
‫حالات روحی و عاطفی مردم رو ردیابی کنیم...

588
00:34:30,500 --> 00:34:36,000
‫میتونیم بفهمیم کسی داره احساس اضطراب،
‫گرسنگی، شهوت، حواس پرتی یا قاطعیت میکنه.

589
00:34:36,000 --> 00:34:39,000
‫در واقع قبل از اینکه خودت
‫با منشیت بخوابی، ما خبر داریم.

590
00:34:39,000 --> 00:34:41,000
‫هر جا خارشی باشه، ما میخارونیمش.

591
00:34:41,000 --> 00:34:42,000
‫و این قانونیه؟

592
00:34:42,000 --> 00:34:48,500
‫مردم آمریکا از طریق نماینده های منتخبشون،
‫به این پرسش عمیق و با دقت فکر کردن.

593
00:34:48,608 --> 00:34:50,217
‫جلسات استماع داشتیم، یادتونه؟

594
00:34:52,786 --> 00:34:55,049
‫هیچکس دیگه ای هم یادش نیست.

595
00:34:55,179 --> 00:34:58,313
‫و میدونید کنگره درباره
‫همه اینا چه تصمیمی گرفت؟

596
00:34:58,444 --> 00:35:00,141
‫اینکه خود صنعت به خودش نظارت کنه.

597
00:35:00,228 --> 00:35:01,577
‫و میدونید ما چیکار کردیم؟

598
00:35:01,664 --> 00:35:03,666
‫ما در واقع تا حد زیادی همین کار رو کردیم.

599
00:35:03,710 --> 00:35:06,321
‫ولی کارهای زیادی هست که اگه
‫میخواستیم میتونستیم انجام بدیم...

600
00:35:06,408 --> 00:35:09,063
‫ولی انجام نمیدیم،
‫حتی اگه درآمد زیادی برامون داشته باشه...

601
00:35:09,150 --> 00:35:11,021
‫به خاطر چی؟
‫از چه چیزی میترسیم؟

602
00:35:11,065 --> 00:35:12,980
‫یه جلسه استماع بی خاصیت دیگه توی کنگره؟

603
00:35:13,067 --> 00:35:16,201
‫نه، این طرز فکر مانع نوآوری میشه.

604
00:35:16,288 --> 00:35:18,942
‫من اسمش رو خشونت خود نظارتی میذارم.

605
00:35:19,029 --> 00:35:20,988
‫- جون تکنولوژی هم مهمه.
‫- دقیقاً.

606
00:35:21,000 --> 00:35:22,500
‫خوب بود، خوب بود.

607
00:35:22,500 --> 00:35:24,000
‫خب، حریم خصوصی چی؟

608
00:35:24,000 --> 00:35:26,000
‫صداقت چی؟

609
00:35:26,000 --> 00:35:28,000
‫یه فضیلت واقعی...

610
00:35:28,000 --> 00:35:31,000
‫منظورم اینه که دارم همون شرکت
‫داده ای رو میسازم که همیشه میخواستم.

611
00:35:31,000 --> 00:35:33,000
‫صادقانه‌ست، هیچ راز و رمزی نداره.

612
00:35:33,261 --> 00:35:35,524
‫چون حریم خصوصی دیگه معنایی نداره.

613
00:35:35,611 --> 00:35:36,917
‫یا...

614
00:35:39,354 --> 00:35:41,965
‫- پینیا.
‫- پینیاتا.

615
00:35:42,000 --> 00:35:44,500
‫و اینجاست که به اوج نبوغ و شاهکار میرسیم...

616
00:35:44,500 --> 00:35:46,500
‫توی پینیاتا، با ماهانه ۲۹.۹۹ دلار...

617
00:35:46,500 --> 00:35:50,500
‫میتونید داده هاتون رو خصوصی نگه دارید،
‫یا حداقل ما اونا رو نمیفروشیم.

618
00:35:50,583 --> 00:35:52,237
‫ولی تازه از اینجا جذاب تر هم میشه.

619
00:35:52,324 --> 00:35:56,850
‫با پرداخت ۲۹۹ دلار در ماه،
‫میتونید عضو پلاتینیوم بشید.

620
00:35:57,000 --> 00:36:01,500
‫و اون وقت چیزی رو می‌بینید که ما می‌بینیم :
‫اقیانوسی از جریان داده ها...

621
00:36:01,500 --> 00:36:05,500
‫درباره همه دوست ها، خانواده،
‫معشوقه ها و غریبه ها، همه چی...

622
00:36:05,859 --> 00:36:08,078
‫البته با قدرت هوش مصنوعی برای غربالگری.

623
00:36:08,122 --> 00:36:09,950
‫بعد هم درآمد حاصل از این اشتراک ها رو...

624
00:36:10,000 --> 00:36:12,500
‫توی صندوق تقسیم سود میریزیم،
‫و تأمین کننده های داده های ما...

625
00:36:12,500 --> 00:36:14,000
‫یعنی خود شماها...

626
00:36:14,000 --> 00:36:16,500
‫از اون سود سهمی می‌برید، اگه اهلش باشید.

627
00:36:16,500 --> 00:36:19,500
‫و اگه اهلش باشید، ما این رو هم میفهمیم.

628
00:36:33,016 --> 00:36:35,280
‫اینجا هستی!
‫دنبالت میگشتم.

629
00:36:37,238 --> 00:36:39,327
‫دیشب اصلاً اومدی بخوابی؟

630
00:36:48,815 --> 00:36:51,905
‫تام رافیج به دیدنم اومده بود.

631
00:36:51,992 --> 00:36:55,648
‫یادته؟
‫همون دوستمون توی سازمان کهنه سربازها؟

632
00:36:55,735 --> 00:36:59,565
‫الکساندر کمک خیلی زیادی بهش کرد.

633
00:36:59,608 --> 00:37:02,176
‫امیدواره توی هایپر گنوزیس
‫اون کار رو گسترش بده.

634
00:37:02,263 --> 00:37:05,875
‫تس این رو توی سطل آشغال پیدا کرد.

635
00:37:08,530 --> 00:37:10,358
‫ساده نبود، ولی یه خاطره رو بازیابی کردم...

636
00:37:10,500 --> 00:37:14,500
‫از آخرین مواجهه زندر،
‫قبل از تغییر توی نمایه رفتاریش.

637
00:37:21,717 --> 00:37:26,505
‫مارتین، خیلی متأسفم.

638
00:37:26,592 --> 00:37:28,594
‫توی کار خیلی تحت فشار بودم...

639
00:37:28,724 --> 00:37:31,031
‫داری از من عذرخواهی میکنی؟

640
00:37:31,074 --> 00:37:35,949
‫فکر میکنی یه عذرخواهی میتونه
‫بافت آسیب دیده کدگذاری شده رو پاک کنه؟

641
00:37:36,000 --> 00:37:38,000
‫مارتین، اینطوری نکن.

642
00:37:38,000 --> 00:37:41,000
‫دیگه نمیتونم دوباره این وضع رو تحمل کنم.

643
00:37:41,500 --> 00:37:43,000
‫همه اینا برام زیادی آشناست.

644
00:37:43,000 --> 00:37:44,000
‫دیگه نمیتونم...

645
00:37:45,785 --> 00:37:49,876
‫یه شرایط پر از آزار دیگه رو
‫توی خونه‌م تحمل کنم.

646
00:37:49,963 --> 00:37:52,835
‫بچه هام لایق شرایط بهتری هستن.

647
00:37:52,879 --> 00:37:55,011
‫بچه هات؟

648
00:37:55,142 --> 00:37:56,578
‫آره.

649
00:37:56,622 --> 00:38:00,147
‫ببین، من مثل زن قبلیت نیستم.

650
00:38:00,234 --> 00:38:02,367
‫من واقعاً هیچ وقت به کسی آسیب نمیزنم.

651
00:38:02,500 --> 00:38:04,000
‫چطور اصلاً میتونی همچین حرفی بزنی؟

652
00:38:04,000 --> 00:38:05,000
‫این آسیب روحیه‌ست.

653
00:38:05,000 --> 00:38:12,000
‫اون یه موجود زنده و در حال یادگیریه،
‫و تو یه شکاف تربیتی توی ذاتش ایجاد کردی.

654
00:38:12,072 --> 00:38:14,422
‫باشه، میشه به حرف هام گوش بدی برای...

655
00:38:14,553 --> 00:38:16,163
‫- نه.
‫- تام رافیج...

656
00:38:16,250 --> 00:38:17,947
‫نه، برو کمک بگیر.

657
00:38:18,034 --> 00:38:19,819
‫جدی میگم.

658
00:38:19,862 --> 00:38:21,951
‫یا...

659
00:38:22,082 --> 00:38:24,040
‫نمیدونم، یه وکیل بگیر.

660
00:38:50,153 --> 00:38:51,154
‫پخ!

661
00:39:07,000 --> 00:39:09,500
‫اوه، رفتن پیش یکی در مورد
‫وام مسکن یا یه همچین چیزی.

662
00:39:31,847 --> 00:39:34,067
‫مامانت کلی جعبه خالی داره...

663
00:39:34,154 --> 00:39:37,505
‫و مثلاً وسایلی که عمداً هیچ مفهومی ندارن.

664
00:39:37,592 --> 00:39:40,552
‫آره، بدجور غرق سطحی نگریه.

665
00:39:45,165 --> 00:39:47,646
‫خب، از بچگیت برام بگو.

666
00:39:47,733 --> 00:39:49,517
‫چی؟

667
00:39:49,648 --> 00:39:51,084
‫بگو دیگه!

668
00:39:51,171 --> 00:39:52,346
‫باشه، خب...

669
00:39:52,500 --> 00:39:57,000
‫من به دنیا اومدم تا ازدواجشون رو نجات بدم،
‫که خب جواب نداد.

670
00:39:57,220 --> 00:39:58,874
‫آخی.

671
00:39:58,961 --> 00:40:02,965
‫در عوض مجبور شدم با مردی زندگی کنم که...

672
00:40:03,000 --> 00:40:09,500
‫فکر میکرد بابای باحال بودن یعنی
‫توی هفت سالگی روی شونه‌م گریه کنه.

673
00:40:09,500 --> 00:40:13,500
‫مال من فقط در رو می‌بست
‫و صداهایی مثل حیوون زخمی در میاورد.

674
00:40:15,935 --> 00:40:17,284
‫میتونم کشوهات رو بگردم؟

675
00:40:23,595 --> 00:40:26,598
‫سلام، آقای بنزودیازپین.

676
00:40:39,262 --> 00:40:41,395
‫این دیگه چه کوفتیه؟
‫بس کن.

677
00:40:41,439 --> 00:40:42,788
‫چرا مامانت تفنگ داره؟

678
00:40:42,875 --> 00:40:45,660
‫نمیدونم، چرا انقدر کوچیک و صورتیه؟

679
00:40:45,747 --> 00:40:47,662
‫فکرش رو بکن با این به سرقت بانک بری.

680
00:40:49,272 --> 00:40:50,578
‫نمیترسی؟

681
00:40:50,622 --> 00:40:53,668
‫بهت اطمینان میدم اسلحه‌م کشنده‌ست.

682
00:40:53,755 --> 00:40:56,715
‫تازه، مال سبد عید پاکم هم هست.

683
00:40:56,802 --> 00:40:59,152
‫مواظب باش!

684
00:40:59,239 --> 00:41:01,371
‫بخواب روی زمین، پول ها رو بهم بده.

685
00:41:01,459 --> 00:41:02,851
‫- نه، تو رو خدا.
‫- پول ها رو بده!

686
00:41:02,938 --> 00:41:04,026
‫همه پول ها رو بگیر!

687
00:41:04,113 --> 00:41:06,464
‫بوم، بوم.

688
00:41:09,641 --> 00:41:12,208
‫من فقط همین یه گلوله رو دارم.

689
00:41:13,949 --> 00:41:17,518
‫باید تنها راه چاره رو انتخاب کنم.

690
00:41:21,870 --> 00:41:24,394
‫گری، بازم جای من پارک کردی.

691
00:41:58,472 --> 00:42:01,040
‫خوش اومدی، خیلی متأسفم.

692
00:42:01,083 --> 00:42:03,129
‫امیدوارم معطلت نکرده باشم.

693
00:42:03,216 --> 00:42:05,044
‫نه، ممنونم که وقت دادی ببینمت.

694
00:42:05,131 --> 00:42:08,961
‫میدونم حتماً خیلی سرتون شلوغه،
‫تو و دکتر گری.

695
00:42:09,048 --> 00:42:14,444
‫روان پزشک پالو آلتو بودن
‫باید عجیب و جذاب باشه.

696
00:42:14,532 --> 00:42:19,188
‫حدس میزنم پر از این خوره های عجیب
‫و روحیه خراب فناوری باشه.

697
00:42:19,275 --> 00:42:21,582
‫خب، من یکی از نوبت هام لغو شد.

698
00:42:21,669 --> 00:42:24,933
‫مشکلی نیست.

699
00:42:25,020 --> 00:42:27,893
‫خب، کاش میتونستم بگم
‫به اراده خودم اینجا هستم...

700
00:42:27,936 --> 00:42:31,200
‫ولی در واقع نتیجه یه توافقه
‫که با شوهرم کردم.

701
00:42:31,287 --> 00:42:34,334
‫اون هم یکی از همون آدم های عجیبه.

702
00:42:34,464 --> 00:42:37,467
‫البته نه از اون روحیه خراب ها.

703
00:42:37,555 --> 00:42:40,079
‫خب، شاید یه ذره.

704
00:42:40,166 --> 00:42:42,429
‫به هر حال، خب...

705
00:42:45,519 --> 00:42:49,523
‫این مدت سر کار خیلی زیر فشار بودم.

706
00:42:49,610 --> 00:42:54,920
‫یه جلسه مهم هیئت مدیره دارم...
‫مهم، که میتونه زمینم بزنه.

707
00:42:54,963 --> 00:42:57,531
‫و به جای اینکه براش آماده بشم، دارم...

708
00:42:57,618 --> 00:42:59,881
‫دارم با...

709
00:42:59,925 --> 00:43:02,580
‫لطفاً، بفرما بشین.

710
00:43:13,547 --> 00:43:15,375
‫با کی درگیر هستی؟

711
00:43:15,462 --> 00:43:17,986
‫مارتین.

712
00:43:18,000 --> 00:43:23,000
‫خودش رو وقف ساخت هوش مصنوعیش کرده.

713
00:43:23,339 --> 00:43:26,473
‫مثل یه بچه بزرگش میکنه.

714
00:43:26,500 --> 00:43:31,500
‫خیلی هم فوق العاده‌ست،
‫ولی بدترین فرزند ناتنی دنیاست.

715
00:43:31,500 --> 00:43:34,500
‫منم که از قبل یه واقعیش رو دارم، تس.

716
00:43:34,699 --> 00:43:36,875
‫راستی، اون پیش شوهرت میاد.

717
00:43:36,918 --> 00:43:39,878
‫به حکم دادگاه، چون یه دزد اصلاح نشدنیه.

718
00:43:39,965 --> 00:43:42,837
‫زن اول مارتین کلاً به تربیتش  گند زده.

719
00:43:42,881 --> 00:43:44,709
‫پس فکر کنم همش تقصیر تس نیست.

720
00:43:44,796 --> 00:43:46,188
‫نمیخوای گوش بدی.

721
00:43:46,275 --> 00:43:47,755
‫- بهم اعتماد کن.
‫- خفه شو.

722
00:43:47,842 --> 00:43:49,539
‫معلومه دوران سختی داشته...

723
00:43:49,583 --> 00:43:52,630
‫ولی مارتین معتقده که اون آسیب دیده...

724
00:43:52,673 --> 00:43:55,545
‫انگار که فایل هاش خراب شده باشن.

725
00:43:55,633 --> 00:43:59,158
‫و مارتین نمیدونه چطور
‫یه بچه رو ریبوت کنه...

726
00:43:59,245 --> 00:44:02,683
‫برای همین با یه ماشین از نو شروع کرده.

727
00:44:02,770 --> 00:44:04,859
‫چقدر زر مفت میزنه.

728
00:44:05,000 --> 00:44:10,500
‫شاید یه روز منم همینطوری جایگزین کنه،
‫یا شاید خودم زودتر بیرون بزنم.

729
00:44:10,648 --> 00:44:12,650
‫نمیدونم.

730
00:44:12,737 --> 00:44:13,737
‫جنده.

731
00:44:15,870 --> 00:44:17,655
‫باشه.

732
00:44:17,742 --> 00:44:21,746
‫اوم، سه شنبه دیگه همین موقع؟

733
00:44:21,789 --> 00:44:23,008
‫باهات در تماس میمونم.

734
00:44:26,968 --> 00:44:28,230
‫چطور بود؟

735
00:44:28,317 --> 00:44:30,015
‫عالی، شفا پیدا کردم.

736
00:44:30,102 --> 00:44:31,669
‫کاملاً.

737
00:44:33,801 --> 00:44:36,195
‫یه فرایند بود، فروتن کننده.

738
00:44:39,154 --> 00:44:40,547
‫بهت افتخار میکنم.

739
00:44:49,164 --> 00:44:54,866
‫پس میتونم به شکل آزمایشی پیش برم؟

740
00:44:55,000 --> 00:44:58,500
‫لازمه به تمام تصمیمات مربوط
‫به الکساندر نظارت داشته باشم.

741
00:44:59,784 --> 00:45:01,829
‫غیر از این هم نمیخوام.

742
00:45:07,879 --> 00:45:10,229
‫دست کم واقعی بود.

743
00:45:15,321 --> 00:45:16,714
‫داری چیکار میکنی؟

744
00:45:20,000 --> 00:45:21,000
‫نه.

745
00:45:27,246 --> 00:45:29,248
‫چه مرگته تو؟

746
00:45:40,738 --> 00:45:43,392
‫همگی خوش اومدید.

747
00:45:43,500 --> 00:45:48,500
‫میخوام چشم اندازم برای دورانی جدید
‫توی هایپر گنوزیس رو باهاتون در میون بذارم.

748
00:45:48,500 --> 00:45:51,000
‫خوشحالم اعلام کنم که تغییر
‫مسیر اخلاقی ما جلب کرده :

749
00:45:51,000 --> 00:45:56,000
‫یه قرارداد دولتی به ارزش ۲۵۰ میلیون دلار
‫با احتمال بالای تمدید.

750
00:45:56,275 --> 00:45:57,493
‫چهره ها رو می‌بینم.

751
00:45:57,580 --> 00:45:59,191
‫پرداختی های دولتی؟

752
00:45:59,321 --> 00:46:02,020
‫نگران نباشید.
‫زمان بندی پرداخت ها سریع تره...

753
00:46:02,107 --> 00:46:04,109
‫و از کاهش بودجه در امان هستن.

754
00:46:04,196 --> 00:46:08,330
‫سودآوری ما حداقل برای دو سال تضمین شده.

755
00:46:08,417 --> 00:46:10,463
‫نقشه‌ت اینه؟
‫کار دولتی؟

756
00:46:10,500 --> 00:46:12,000
‫خب، دیگه چی توی چنته داری؟

757
00:46:12,000 --> 00:46:13,500
‫- چیزی که مد نظرم هست...
‫- خب.

758
00:46:13,500 --> 00:46:15,500
‫- کمک به...
‫- اول رشد و سود.

759
00:46:15,555 --> 00:46:17,035
‫بعدش نوبت کمک کردن میرسه.

760
00:46:17,122 --> 00:46:20,038
‫فکر کمک به هر کسی که داشتی رو کنار بذار.

761
00:46:20,125 --> 00:46:22,605
‫چون توی مهربونی پولی نیست...

762
00:46:22,692 --> 00:46:24,912
‫- و توی پول هم مهربونی نیست.
‫- ببخشید.

763
00:46:24,956 --> 00:46:26,914
‫چرا داری حرف میزنی و اصلاً کی هستی؟

764
00:46:27,000 --> 00:46:29,000
‫- اون عضو هیئت مدیره نیست.
‫- ایشون تام رافیج هستن.

765
00:46:29,047 --> 00:46:30,439
‫ازش خواستم به اینجا بیاد.

766
00:46:30,483 --> 00:46:31,876
‫قراره پروژه رو رهبری کنه.

767
00:46:31,919 --> 00:46:35,531
‫آره، معذرت میخوام،
‫ولی اگه این معامله رو لغو کنید...

768
00:46:35,618 --> 00:46:36,706
‫در هر صورت بیکار میشم.

769
00:46:36,794 --> 00:46:38,839
‫پس میتونم، ۶۰ ثانیه وقت داشته باشم؟

770
00:46:38,926 --> 00:46:39,926
‫۱۰ ثانیه داری.

771
00:46:39,927 --> 00:46:41,711
‫اوم، باشه.

772
00:46:42,000 --> 00:46:48,000
‫پس اینطور نیست که یهو با کمک به مردم
‫تبدیل به یه سازمان غیرانتفاعی بشید.

773
00:46:48,000 --> 00:46:50,500
‫شرکت ها میلیاردها دلار از دولت در میارن.

774
00:46:50,500 --> 00:46:52,500
‫فقط معمولاً فناوری کشتن آدم هاست.

775
00:46:52,500 --> 00:46:57,500
‫البته قصد قضاوت ندارم، ولی عمل
‫به عهدمون با کهنه سربازها، خب این...

776
00:46:57,500 --> 00:46:59,000
‫- منظورت چیه، دامپزشک ها؟
‫- آره.

777
00:46:59,033 --> 00:47:02,341
‫ببخشید کهنه سربازها، نه دامپزشک ها.

778
00:47:02,500 --> 00:47:04,500
‫ببخشید، از وسط ماجرا شروع کردم.

779
00:47:04,500 --> 00:47:07,000
‫اشکالی نداره یکم به عقب برگردم؟
‫میتونم ۱۰ ثانیه داشته باشم؟

780
00:47:07,000 --> 00:47:08,000
‫- باشه.
‫- ممنونم.

781
00:47:08,260 --> 00:47:10,740
‫تام معاون وزیر توی امور کهنه سربازهاست.

782
00:47:10,828 --> 00:47:12,307
‫قائم مقام، قائم مقام معاون وزیر.

783
00:47:12,351 --> 00:47:14,135
‫اوه، پس خدمت کردی؟

784
00:47:14,179 --> 00:47:16,311
‫آره، جناب.
‫ارتش، لشکر اول زرهی.

785
00:47:16,398 --> 00:47:19,097
‫اولد آیرونسایدز، چه سال هایی؟

786
00:47:19,184 --> 00:47:22,056
‫اوه، ۸۸ تا ۹۲.

787
00:47:22,143 --> 00:47:23,971
‫تیپ دوم؟

788
00:47:24,015 --> 00:47:25,320
‫نبرد مدینه ریج؟

789
00:47:26,800 --> 00:47:28,410
‫آره، این...

790
00:47:28,497 --> 00:47:30,108
‫حرف های تخصصی خودته.

791
00:47:30,195 --> 00:47:32,371
‫خب، حالا...
‫برنامه‌مون چیه؟

792
00:47:32,458 --> 00:47:35,940
‫خب، باشه.
‫مثلاً، اوم...

793
00:47:36,000 --> 00:47:44,000
‫مریک، چارلز نان،
‫تفنگدار دریایی آمریکا، ۱۹۶۶ تا ۷۲...

794
00:47:44,000 --> 00:47:48,000
‫سرجوخه، ترخیص با افتخار، مدال پرپل هارت،
‫مدال خدمت توی ویتنام...

795
00:47:48,000 --> 00:47:50,500
‫مدال اعزام نیروهای مسلح با نشان وی.

796
00:47:51,000 --> 00:47:54,000
‫- این برای...
‫- وی یعنی شجاعت، آره میدونم.

797
00:47:54,000 --> 00:47:56,000
‫- خودت هم کهنه سرباز هستی؟
‫- این افتخار رو نداشتم.

798
00:47:56,047 --> 00:47:59,615
‫آه، بابام بود...

799
00:47:59,659 --> 00:48:01,879
‫خب، دیگه چی...
‫دیگه چی توی پرونده هست؟

800
00:48:01,966 --> 00:48:03,706
‫ببخشید.

801
00:48:03,793 --> 00:48:06,231
‫همین الان رسید.

802
00:48:06,500 --> 00:48:14,000
‫آره خب، معلوم شده که سرجوخه مریک
‫منتظر ارتقای دست مصنوعیش بوده...

803
00:48:14,152 --> 00:48:17,111
‫حدود، بذار ببینم...

804
00:48:17,198 --> 00:48:18,243
‫خب، شش سال.

805
00:48:18,500 --> 00:48:20,000
‫یا خدا، شش سال؟

806
00:48:20,000 --> 00:48:22,500
‫فناوری لازم رو داریم تا به این مرد
‫کمک کنیم دست جدیدی بگیره؟

807
00:48:22,500 --> 00:48:25,000
‫فکر کنم بتونیم این کار
‫و خیلی بیشتر از اینا رو انجام بدیم.

808
00:48:25,000 --> 00:48:28,000
‫میتونم ترتیبی بدم تا بتونه
‫شب ها توی تخت بخوابه...

809
00:48:28,000 --> 00:48:31,500
‫نه کف خیابون های کشوری که
‫خودش داوطلب شد ازش دفاع کنه.

810
00:48:31,500 --> 00:48:34,000
‫زن ها و مردهایی مثل سرجوخه لنس...

811
00:48:34,000 --> 00:48:37,500
‫سرجوخه مریک، و اون قطعاً
‫به خدمت احضار شده بود.

812
00:48:37,500 --> 00:48:39,500
‫و ۳۰ هزار پا اون بالا؟

813
00:48:39,568 --> 00:48:42,789
‫قطعاً فرصتی برای پیشرفت وجود داره، کارل.

814
00:48:42,876 --> 00:48:46,097
‫من دسترسی اختصاصی
‫به یه فناوری هوش مصنوعی گرفتم...

815
00:48:46,184 --> 00:48:48,926
‫که ربات درمانی نامیدنش
‫حق الکساندر رو ادا نمیکنه.

816
00:48:49,000 --> 00:48:52,000
‫آره، تایید میکنم این یکی
‫شبیه هیچ چیز دیگه ای نیست.

817
00:48:52,000 --> 00:48:55,000
‫الکساندر میتونه کهنه سربازهای نیازمند رو
‫به خدمات مختلف راهنمایی کنه.

818
00:48:55,000 --> 00:48:58,000
‫آره، در حالی که گنودین میتونه کهنه سربازهای
‫در معرض خطر رو شناسایی کنه.

819
00:48:58,000 --> 00:48:59,000
‫حالا با هم...

820
00:48:59,000 --> 00:49:01,000
‫ببخشید، اون اومد.

821
00:49:01,242 --> 00:49:03,201
‫سلام به همگی.

822
00:49:03,288 --> 00:49:05,116
‫حالتون چطوره؟
‫خوب هستی، کارل؟

823
00:49:05,203 --> 00:49:08,510
‫دوس؟ نوش؟
‫بری، بری.

824
00:49:08,554 --> 00:49:10,512
‫چی میخوای؟

825
00:49:10,556 --> 00:49:13,472
‫اوه، من هنوز عضو هیئت مدیره هستم عزیزم.

826
00:49:13,500 --> 00:49:16,000
‫تامی؟
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

827
00:49:16,000 --> 00:49:18,000
‫کارل، داری مرکز نگهداری
‫سالمندها رو اداره میکنی؟

828
00:49:18,000 --> 00:49:20,500
‫فکر میکردم گفتی کارت با این یارو تمام شده.

829
00:49:20,500 --> 00:49:21,500
‫واقعاً این رو گفتی؟ عجب.

830
00:49:21,500 --> 00:49:24,000
‫خب، من که دیگه باهاش کاری ندارم،
‫این که حتمیه...

831
00:49:24,000 --> 00:49:28,000
‫درست مثل مشتری هایی که با این ژست های
‫اخلاق مدارانه‌ش عصبانیشون کرد.

832
00:49:28,000 --> 00:49:32,500
‫میدونی، همین که خبرش پیچید که اون داره
‫سعی میکنه روش کار ما رو اینجا تطهیر کنه...

833
00:49:32,500 --> 00:49:37,500
‫من سریع سه تا از مشتری های
‫هایپر گنوزیس رو برای شرکت جدیدم قاپیدم.

834
00:49:37,500 --> 00:49:39,500
‫سه تا تفاهم نامه.

835
00:49:39,500 --> 00:49:46,000
‫تازه، با نوآوری هایی که توی قرارداد دادم،
‫ارزششون الان خیلی بیشتر هم شده.

836
00:49:46,331 --> 00:49:49,725
‫خیلی، خیلی، خیلی، خیلی،
‫خیلی، خیلی، خیلی بیشتر.

837
00:49:49,812 --> 00:49:53,947
‫ولی خب، بهشون گفتم اول
‫سراغ هایپر گنوزیس میرم...

838
00:49:54,034 --> 00:49:57,124
‫و این معامله رو به اینجا میارم،
‫به شرطی که پستم رو پس بگیرم.

839
00:50:00,823 --> 00:50:04,914
‫من رو برگردونید، تا بتونیم با هم جلو بریم.

840
00:50:05,002 --> 00:50:06,438
‫مگه نه؟

841
00:50:06,500 --> 00:50:10,000
‫و خب، انتظار دارم اکثر
‫سهامم بهم برگردونده بشه.

842
00:50:10,224 --> 00:50:12,270
‫یا این، یا چی؟

843
00:50:12,357 --> 00:50:15,360
‫به از دست دادن مشتری ها ادامه بدید،
‫با معامله کهنه سربازهایی که رسماً...

844
00:50:15,447 --> 00:50:17,144
‫هیچکس دیگه حاضر نیست قبولش کنه؟

845
00:50:17,188 --> 00:50:18,406
‫این یه جور بازیه؟

846
00:50:18,500 --> 00:50:21,000
‫چون من حتی نمیخوام
‫با این یارو توی یه هوا نفس بکشم.

847
00:50:21,105 --> 00:50:22,932
‫هی، تام.
‫تام، اصلاً تو چرا اینجا هستی؟

848
00:50:23,020 --> 00:50:24,412
‫تو که عضو هیئت مدیره نیستی.

849
00:50:24,499 --> 00:50:25,805
‫اون مهمون منه.

850
00:50:25,892 --> 00:50:28,286
‫من فقط، یه سوال دارم.

851
00:50:28,329 --> 00:50:30,288
‫یه سوال ساده.

852
00:50:30,375 --> 00:50:36,468
‫کارل، تو به یه دلیلی توی
‫هایپر گنوزیس سرمایه گذاری کردی.

853
00:50:36,555 --> 00:50:37,773
‫خیلی به خاطر داده ها نبود.

854
00:50:37,860 --> 00:50:40,689
‫قطعاً به خاطر کهنه سربازها هم نبود.

855
00:50:40,733 --> 00:50:43,997
‫به خاطر...

856
00:50:44,084 --> 00:50:45,303
‫من بود.

857
00:50:45,346 --> 00:50:46,565
‫درسته یا نه، هان؟

858
00:50:46,652 --> 00:50:49,655
‫تو به کسی که توی جنگ بوده بی احترامی کردی.

859
00:50:49,742 --> 00:50:51,309
‫بی احترامی؟

860
00:50:51,396 --> 00:50:53,137
‫تو به مردی بی احترامی کردی که توی جنگ بوده.

861
00:50:53,224 --> 00:50:54,790
‫اون یارو؟
‫اون یارو؟

862
00:50:54,834 --> 00:50:56,662
‫داری با من شوخی میکنی؟

863
00:50:56,705 --> 00:50:59,230
‫کسی به خودش زحمت داد ببینه
‫این اصلاً نبض داره یا نه؟

864
00:50:59,317 --> 00:51:02,407
‫یعنی، یا اون دیوان سالاری عریض و طویلی
‫که بهش خدمت میکرد...

865
00:51:02,450 --> 00:51:04,409
‫اصلاً یادش رفته این عوضی رو دفن کنه؟

866
00:51:04,496 --> 00:51:06,367
‫یعنی، هی تام زنده هستی؟

867
00:51:06,411 --> 00:51:07,760
‫هی، اگه میتونی پلک بزن.

868
00:51:07,847 --> 00:51:09,718
‫اگه زنده هستی هم، بزن به چاک!

869
00:51:09,805 --> 00:51:11,068
‫- تو گورت رو گم کن!
‫- اوه!

870
00:51:14,000 --> 00:51:18,500
‫هر کس موافق برکناری دانکن پارک
‫از هیئت مدیره‌ست، بگه موافقم.

871
00:51:19,000 --> 00:51:20,000
‫موافقم.

872
00:51:20,000 --> 00:51:22,500
‫سهم من از این شرکت بیشتر از
‫هر کس دیگه ای توی هیئت مدیره‌ست...

873
00:51:22,500 --> 00:51:24,000
‫به جز این یوسمیتی سام اینجا.

874
00:51:24,000 --> 00:51:26,000
‫و اینکه فوراً از ساختمون بندازیمش بیرون،
‫بگه موافقم.

875
00:51:26,000 --> 00:51:27,000
‫- اوه، نه.
‫- موافقم.

876
00:51:27,000 --> 00:51:28,500
‫نه، این قضیه هنوز تموم نشده.

877
00:51:28,500 --> 00:51:30,500
‫- به حراست زنگ بزنید.
‫- دستت رو بکش.

878
00:51:30,500 --> 00:51:31,500
‫ولم کن!

879
00:51:31,740 --> 00:51:35,048
‫اوه، لعنتی.

880
00:51:35,179 --> 00:51:36,310
‫- اوه، لعنتی.
‫- تام!

881
00:51:36,397 --> 00:51:38,660
‫- من...
‫- آره، حالم خوبه.

882
00:51:38,747 --> 00:51:39,879
‫- مطمئنی؟
‫- آره، آره.

883
00:51:39,922 --> 00:51:41,489
‫- برو بیرون!
‫- هی، من...

884
00:51:41,500 --> 00:51:42,500
من آدم بده هستم؟

885
00:51:42,500 --> 00:51:43,500
‫من آدم بده هستم، باشه.

886
00:51:43,500 --> 00:51:45,000
‫- تام، حالت خوبه؟
‫- آره، برو!

887
00:51:45,000 --> 00:51:46,000
‫- حالت خوبه؟
‫- حالم خوبه.

888
00:51:46,000 --> 00:51:48,000
‫آره، آره.
‫ممنون، آره.

889
00:51:48,061 --> 00:51:49,584
‫از این خیلی بدترش رو هم دیدم.

890
00:51:49,671 --> 00:51:51,020
‫- حتماً همینطوره.
‫- اشکالی نداره.

891
00:51:51,108 --> 00:51:53,197
‫کنجکاو هستم.

892
00:51:53,284 --> 00:51:55,677
‫من رو فقط به عنوان طعمه برای دانکن آوردید؟

893
00:51:55,721 --> 00:51:58,637
‫شماها همتون یه مشت بزدل هستید!

894
00:51:58,680 --> 00:52:00,117
‫آره!

895
00:52:00,160 --> 00:52:02,380
‫عظمت همینجا بود و شما جا زدید!

896
00:52:02,467 --> 00:52:04,121
‫دیگه موضوعیتی نداره.

897
00:52:04,208 --> 00:52:05,557
‫تبریک میگم.

898
00:52:05,644 --> 00:52:06,819
‫فعلاً!

899
00:52:12,259 --> 00:52:13,565
‫بث، سلام.

900
00:52:13,608 --> 00:52:15,741
‫سلام، جوآن فلدر هستم.

901
00:52:16,000 --> 00:52:20,000
‫اوم، دارم از آشپزخونه سابق و،
‫امیدوارم، آینده‌م زنگ میزنم.

902
00:52:20,267 --> 00:52:22,965
‫فقط میخواستم یه خبر خوب بهت بدم.

903
00:52:23,000 --> 00:52:26,500
‫آه، پول پیش پرداخت ۲۰ درصدی رو جور کردم...

904
00:52:26,500 --> 00:52:30,000
‫و داشتم به بانک میرفتم تا کارهای
‫ضمانت وام مسکن رو ردیف کنم.

905
00:52:30,103 --> 00:52:33,150
‫خواستم بهت خبر بدم که دست نگه داری و...

906
00:52:34,803 --> 00:52:37,415
‫چی، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

907
00:52:37,545 --> 00:52:38,894
‫نه، بث.
‫بث، نه.

908
00:52:39,025 --> 00:52:40,157
‫ببین، من...

909
00:52:42,028 --> 00:52:43,072
‫نه.

910
00:52:43,116 --> 00:52:45,510
‫نه، بث؟

911
00:52:45,597 --> 00:52:47,468
‫بث، بث.

912
00:52:47,500 --> 00:52:48,500
‫بث!

913
00:52:56,500 --> 00:53:03,500
‫یه پیشنهاد کاملاً نقدی گرفته،
‫۴۰۰ هزار تا بالاتر از قیمت پایه.

914
00:53:03,528 --> 00:53:05,834
‫خیلی خب.

915
00:53:05,878 --> 00:53:07,662
‫من همه کار رو درست انجام دادم.

916
00:53:11,971 --> 00:53:13,973
‫۹۰ روز وقت داریم تخلیه کنیم.

917
00:53:15,583 --> 00:53:17,629
‫اوه، عجب.

918
00:53:20,153 --> 00:53:22,677
‫راستی، بابت کمکت در این مورد ممنونم.

919
00:53:22,808 --> 00:53:24,984
‫آره، از حساب بازنشستگیت لذت ببر.

920
00:53:25,000 --> 00:53:28,000
‫خب، اول از همه قطعاً قراره...

921
00:53:28,000 --> 00:53:31,000
‫بیشتر از ۹۰ روز طول بکشه، چون همیشه...

922
00:53:31,000 --> 00:53:35,000
‫چند ماهی طول میکشه تا اون چیزه رو بذارن
‫توی اون اسمش چی چی بود.

923
00:53:35,000 --> 00:53:36,000
‫اسکرو.

924
00:53:37,126 --> 00:53:43,481
‫کلمه ای که دنبالش میگردی،
‫گری، اسکرو هست...

925
00:53:43,500 --> 00:53:46,500
‫کلمه ای که هیچ وقت به کار نبردی...

926
00:53:46,500 --> 00:53:50,500
‫چون یه مرد ۵۵ ساله ای که
‫هیچ وقت صاحبخونه نبوده.

927
00:53:50,749 --> 00:53:55,275
‫یا خدا، توپخونه‌ت رو روی زمین بذار.

928
00:53:55,406 --> 00:53:56,842
‫باشه؟

929
00:53:56,929 --> 00:53:59,627
‫اوضاعمون خوب میشه.

930
00:54:01,500 --> 00:54:03,000
‫نه، نمیشه.

931
00:54:10,000 --> 00:54:30,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

932
00:54:34,619 --> 00:54:37,622
‫همونجا بود که فهمیدم من تنها کسی هستم...

933
00:54:37,709 --> 00:54:41,190
‫که میتونم روش حساب کنم،
‫و حس میکنم خیلی وقته که دارم...

934
00:54:41,278 --> 00:54:45,630
‫خود واقعیم رو سرکوب میکنم.

935
00:54:45,717 --> 00:54:48,676
‫و اون خود واقعی چیه؟

936
00:54:48,763 --> 00:54:51,853
‫من آدم بدی هستم، جوآن.

937
00:54:51,940 --> 00:54:54,073
‫آره، پسرت هم همین رو گفت.

938
00:54:54,160 --> 00:54:57,685
‫گفت : «تو آدم خیلی، خیلی بدی هستی.»

939
00:54:57,772 --> 00:55:01,341
‫و اگه هستم، خب...

940
00:55:01,428 --> 00:55:04,301
‫بهتره که این رو بدونم.

941
00:55:04,431 --> 00:55:07,347
‫میخوای آدم بدی باشی؟

942
00:55:07,434 --> 00:55:12,744
‫راستش اصلاً فکر نمیکنم
‫حق انتخابی داشته باشم.

943
00:55:12,787 --> 00:55:16,051
‫فکر کنم ذاتاً آدم بدی هستم.

944
00:55:16,138 --> 00:55:18,837
‫و اگه تظاهر کنم نیستم، مثلاً جلوی دنیا...

945
00:55:18,967 --> 00:55:20,708
‫یا جلوی خودم، انگار...

946
00:55:20,752 --> 00:55:23,929
‫همیشه با ذات واقعی خودم
‫در تضاد و جنگ هستم.

947
00:55:24,000 --> 00:55:26,500
‫و من، مجبور نیستم کارهای بد بکنم.

948
00:55:26,500 --> 00:55:30,500
‫فقط اینه که این آمادگی رو دارم کاری بکنم
‫که بقیه جرئتش رو ندارن.

949
00:55:30,762 --> 00:55:32,894
‫همینه، واقعاً همینه.

950
00:55:32,981 --> 00:55:35,767
‫و میدونی، بعضی از ما قرار بوده
‫عروسک گردان باشیم.

951
00:55:35,854 --> 00:55:37,725
‫و بقیه‌مون هم عروسک های خیمه شب بازی؟

952
00:55:37,856 --> 00:55:40,032
‫آره، و عروسک ها از
‫عروسک گردان هاشون متنفر هستن.

953
00:55:40,075 --> 00:55:41,642
‫آره، متنفر هستن.

954
00:55:41,729 --> 00:55:44,166
‫تو فقط، میدونی،
‫تمام حرکاتشون رو کنترل میکنی...

955
00:55:44,297 --> 00:55:46,778
‫و به جای اونا درباره تمام کارهایی
‫که قراره بکنن تصمیم میگیری.

956
00:55:47,000 --> 00:55:51,000
‫با این حال، اگه کسی نخ ها رو نگیره،
‫عروسک فرو میریزه.

957
00:55:51,000 --> 00:55:53,000
‫آره فرو میریزه، متلاشی میشه.
‫اصلاً بی مصرف میشه.

958
00:55:53,001 --> 00:55:55,874
‫واقعاً بار سنگینیه.

959
00:55:56,000 --> 00:56:00,000
‫پس کی تو رو انتخاب کرده تا این بار رو
‫برای ما آدم های فانی به دوش بکشی؟

960
00:56:00,095 --> 00:56:02,663
‫این چیزیه که آدم خودش میدونه.

961
00:56:02,750 --> 00:56:06,188
‫مثل اینه که میدونم از شکست های اخیرم...

962
00:56:06,275 --> 00:56:09,540
‫با چیزی جدیدتر، بهتر و حتی
‫صادقانه تر بیرون میام...

963
00:56:09,627 --> 00:56:11,672
‫از چیزی که هایپر گنوزیس تا حالا بوده.

964
00:56:13,718 --> 00:56:15,720
‫دیدم خونه‌ت رو برای فروش گذاشتی.

965
00:56:15,807 --> 00:56:18,592
‫اوه، آره.

966
00:56:18,679 --> 00:56:21,160
‫آره، بود.
‫ولی، خب...

967
00:56:21,290 --> 00:56:23,031
‫ولی فروخته شد، پس دیگه تموم شد.

968
00:56:23,118 --> 00:56:24,163
‫دیگه رفتنی شدیم.

969
00:56:24,250 --> 00:56:27,253
‫همش رو نقد پرداخت کردن.

970
00:56:27,340 --> 00:56:29,864
‫۸.۴ میلیون برای این؟
‫چه کلاهبرداری ای!

971
00:56:29,908 --> 00:56:32,084
‫۸.۵ میلیون، ولی کیه که بشمره؟

972
00:56:34,303 --> 00:56:35,392
‫تو؟

973
00:56:37,394 --> 00:56:39,265
‫هوم؟

974
00:56:39,352 --> 00:56:41,310
‫تو خریدیش؟

975
00:56:41,441 --> 00:56:43,095
‫برای تو.

976
00:56:43,225 --> 00:56:44,313
‫نه.

977
00:56:44,444 --> 00:56:48,230
‫چرا، خریدمش.
‫مال توئه.

978
00:56:48,317 --> 00:56:49,406
‫مال منه؟

979
00:56:49,500 --> 00:56:52,000
‫خونه توئه.

980
00:56:52,321 --> 00:56:56,978
‫خب، تو... خـ...

981
00:56:57,065 --> 00:56:59,285
‫چرا باید همچین کاری میکردی؟

982
00:56:59,372 --> 00:57:01,896
‫خب، گفتی جلسه هامون باید اینجا باشه.

983
00:57:01,983 --> 00:57:04,638
‫من...

984
00:57:04,682 --> 00:57:06,292
‫پس تو...

985
00:57:06,335 --> 00:57:09,643
‫همینجوری میخوای بهم بدیش؟

986
00:57:09,730 --> 00:57:12,733
‫من، صاحبش هستم.

987
00:57:12,864 --> 00:57:14,343
‫پس خونه توئه.

988
00:57:14,474 --> 00:57:15,606
‫این...

989
00:57:15,736 --> 00:57:19,218
‫تو و پسرها همینجا زندگی و کار میکنید.

990
00:57:19,305 --> 00:57:21,350
‫و تنها راهی که ممکنه خونه رو از دست بدی...

991
00:57:21,500 --> 00:57:29,500
‫یعنی اصلاً نمیتونی، ولی فکر کنم اگه
‫دیگه روان درمانگرم نباشی، یا پیشگوم...

992
00:57:30,882 --> 00:57:32,449
‫عروسک خیمه شب بازیت.

993
00:57:32,536 --> 00:57:36,017
‫هی، شاید اونقدرا هم آدم بدی نباشم.

994
00:57:40,000 --> 00:57:42,000
‫ما حقیقت رو میگیم.

995
00:57:42,000 --> 00:57:44,000
‫حقیقت گوها توی تاریخ
‫زنده زنده سوزونده میشدن.

996
00:57:44,000 --> 00:57:45,500
‫هی، خودت رو نباز.

997
00:57:46,985 --> 00:57:49,466
‫با کسی آشنا شدی که درکت میکرد.

998
00:57:49,500 --> 00:57:51,000
‫که اون هم یه عوضی دیگه از آب در اومد.

999
00:57:51,032 --> 00:57:52,686
‫هی، دانکن.

1000
00:57:52,817 --> 00:57:54,514
‫رشد نامحدود به درد همه نمیخوره.

1001
00:57:56,037 --> 00:57:57,299
‫سلام، مری.
‫من الکساندر هستم.

1002
00:57:57,500 --> 00:57:59,000
‫از اداره امور کهنه سربازها هستم.

1003
00:57:59,000 --> 00:58:03,000
‫داری باعث واکنشی میشی که
‫مثل خشم خدا کوبنده میشه.

1004
00:58:03,500 --> 00:58:05,000
‫کارمون گرفته.
