1
00:00:10,500 --> 00:00:12,500
‫نباید هیچ وقت ازت باج گیری میکردم.

2
00:00:12,500 --> 00:00:14,000
‫حاضری رشوه من بشی؟

3
00:00:14,000 --> 00:00:18,000
‫شرکت شوهرم، میکسی،
‫داره توسط یه غول داروسازی خریداری میشه.

4
00:00:19,000 --> 00:00:21,500
‫چه مرگته تو؟

5
00:00:21,500 --> 00:00:23,500
‫من قرارداد امور کهنه سربازها رو پس میخوام.

6
00:00:23,500 --> 00:00:25,500
‫میخوام کاری رو که دانکن
‫نتونست انجام بده جبران کنم.

7
00:00:25,500 --> 00:00:27,000
‫دانکن یه تیکه آشغاله.

8
00:00:27,000 --> 00:00:29,000
‫اصلاً چرا اینجا هستی؟
‫تو که عضو هیئت مدیره نیستی.

9
00:00:29,000 --> 00:00:30,000
‫گمشو بیرون!

10
00:00:30,000 --> 00:00:34,000
‫هر کسی موافق برکناری دانکن پارک
‫از هیئت مدیره‌ست، بگه موافقم.

11
00:00:34,000 --> 00:00:35,000
‫موافقم.

12
00:00:35,000 --> 00:00:38,500
‫تنها راهی که ممکنه خونه رو از دست بدی
‫اینه که دیگه درمانگرم نباشی.

13
00:00:38,500 --> 00:00:39,500
‫عروسک خیمه شب بازیت.

14
00:00:45,567 --> 00:00:46,655
‫خیلی خب.

15
00:00:48,000 --> 00:00:59,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

16
00:01:04,000 --> 00:01:11,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

17
00:01:11,636 --> 00:01:13,856
‫هی، چند تا گارد ساحلی هم
‫اون وسط قاطی شده...

18
00:01:14,000 --> 00:01:16,100
‫پس حتماً بر اساس نیرو جداشون کن، باشه؟

19
00:01:16,100 --> 00:01:18,100
‫راستی، اگه اینا کدگذاری نشدن بذارشون کنار.

20
00:01:18,295 --> 00:01:20,863
‫مامپس همه کاره‌ست!
‫الان وقت درخشششونه.

21
00:01:21,000 --> 00:01:23,500
‫این کد رو قبل اینکه به دنیا بیای نوشتن،
‫قبل اینکه به دنیا بیام.

22
00:01:23,561 --> 00:01:24,997
‫اوه!

23
00:01:25,000 --> 00:01:28,000
‫خیلی خب، سرباز خوش شانس کیه؟

24
00:01:28,479 --> 00:01:32,657
‫مری کاردیناس، گروهبان یکم ارتش آمریکا.

25
00:01:32,744 --> 00:01:34,354
‫قطع عضو، عجب.

26
00:01:34,398 --> 00:01:35,660
‫آره، شاید.

27
00:01:35,791 --> 00:01:37,445
‫هی، بن؟

28
00:01:37,532 --> 00:01:39,838
‫میشه این رو سریع برام بفرستی؟

29
00:01:46,801 --> 00:01:48,195
‫- فرستادم!
‫- گرفتیش؟

30
00:01:48,282 --> 00:01:49,718
‫هی، آنوشکا.

31
00:01:49,805 --> 00:01:51,110
‫بیا اینجا، این رو ببین.

32
00:01:53,069 --> 00:01:54,418
‫این یکی چی، هان؟

33
00:01:56,638 --> 00:01:58,161
‫مری کاردیناس.

34
00:01:58,292 --> 00:01:59,423
‫آره.

35
00:01:59,509 --> 00:02:01,295
‫- باشه.
‫- باشه، خیلی خب.

36
00:02:01,500 --> 00:02:02,500
‫بفرستش برای...

37
00:02:13,698 --> 00:02:16,223
‫گورستان اورگرین.

38
00:02:20,140 --> 00:02:21,228
‫الو؟

39
00:02:21,315 --> 00:02:22,577
‫سلام، مری کاردیناس؟

40
00:02:22,664 --> 00:02:24,231
‫درست تلفظ میکنم؟

41
00:02:24,318 --> 00:02:25,710
‫آره، شما؟

42
00:02:25,841 --> 00:02:27,190
‫سلام مری، من الکساندر هستم.

43
00:02:27,321 --> 00:02:28,887
‫از اداره امور کهنه سربازها تماس میگیرم.

44
00:02:28,974 --> 00:02:30,150
‫الان وقت مناسبی برای صحبته؟

45
00:02:30,237 --> 00:02:31,803
‫خب، لعنتی.

46
00:02:31,890 --> 00:02:34,066
‫چند هفته‌ست دارم تلاش میکنم
‫با یه نفر تماس بگیرم.

47
00:02:34,154 --> 00:02:35,764
‫بهم گفتن باید برم توی صف منتظر بمونم.

48
00:02:36,000 --> 00:02:38,500
‫بابتش متأسفم، مری.
‫به شدت کمبود نیرو داریم.

49
00:02:38,500 --> 00:02:40,500
‫حق تو بیشتر از ایناست.
‫برای همین تماس گرفتم.

50
00:02:40,500 --> 00:02:43,000
‫می‌بینم چند تا از نسخه هات
‫نیاز به تمدید دارن.

51
00:02:43,000 --> 00:02:44,500
‫کنترل درد شوخی بردار نیست.

52
00:02:44,500 --> 00:02:45,500
‫میتونم ردیفش کنم؟

53
00:02:45,687 --> 00:02:47,036
‫خیلی عالی میشه.

54
00:02:47,123 --> 00:02:49,125
‫همون داروخونه همیشگیت
‫توی خیابون بردفورد؟

55
00:02:49,212 --> 00:02:50,735
‫میتونم بپرسم اوضاع خوابت چطوره؟

56
00:02:50,822 --> 00:02:52,215
‫- افتضاح.
‫- حدس میزدم.

57
00:02:52,500 --> 00:02:55,000
‫و امروز هم حتماً روز سختیه.

58
00:02:55,000 --> 00:02:56,500
‫میخوای به گورستان اورگرین بری؟

59
00:02:56,567 --> 00:02:57,873
‫از کجا میدونستی میخوام برم...

60
00:02:57,960 --> 00:02:59,831
‫تو یه دوست و یه پات رو از دست دادی، مری.

61
00:03:00,000 --> 00:03:02,000
‫اصلاً نمیتونم حسش رو درک کنم.

62
00:03:02,000 --> 00:03:05,000
‫راستی، داشتن پا کلاً چه حسی داره؟

63
00:03:05,000 --> 00:03:06,500
‫ببخشید، چی؟

64
00:03:06,500 --> 00:03:08,000
‫بعد از اینکه پات قطع شد...

65
00:03:08,000 --> 00:03:09,500
‫- باز به جنگیدن ادامه دادی؟
‫- نکن، نه.

66
00:03:09,500 --> 00:03:11,000
‫حتماً خیلی سخت بوده...

67
00:03:11,000 --> 00:03:12,600
‫هم زمان لی لی کردن و شلیک کردن؟

68
00:03:12,600 --> 00:03:14,400
‫فقط لگد اسلحه، کلی تعادلت رو به هم میزنه.

69
00:03:14,500 --> 00:03:15,500
‫این چه مزخرفیه؟

70
00:03:15,500 --> 00:03:17,500
‫و اگه کسی تو رو به مسابقه دو دعوت کنه...

71
00:03:17,500 --> 00:03:20,000
‫میگی داره خباثت میکنه
‫یا از نظر آماری به خودش مطمئنه؟

72
00:03:20,000 --> 00:03:21,500
‫الان چه کسشعری به من گفتی؟

73
00:03:21,500 --> 00:03:22,800
‫اینجا اداره امور کهنه سربازهاست؟

74
00:03:22,800 --> 00:03:24,500
‫- قطعش کن، قطعش کن.
‫- دارم وصل میکنم.

75
00:03:24,500 --> 00:03:26,000
‫من رو بهش وصل کن، زود باش.

76
00:03:26,000 --> 00:03:28,500
‫مری، سلام.
‫تام رافیج هستم از اداره امور کهنه سربازها.

77
00:03:28,599 --> 00:03:32,386
‫خیلی متأسفم.
‫همکارم، همکارم...

78
00:03:32,516 --> 00:03:34,953
‫آره، اون سختی های زیادی کشیده.

79
00:03:35,084 --> 00:03:37,173
‫اوهوم، آره.

80
00:03:37,304 --> 00:03:38,304
‫اوه، متوجه نمیشم.

81
00:03:38,500 --> 00:03:40,500
‫رباتت، یعنی احمقه؟

82
00:03:40,500 --> 00:03:42,200
‫منظورم اینه از روی یه آدم احمق ساخته شده؟

83
00:03:42,200 --> 00:03:44,000
‫اونطوری بار اومده که کنجکاو باشه.

84
00:03:44,000 --> 00:03:45,500
‫- داشت کنجکاوی میکرد.
‫- درسته.

85
00:03:45,500 --> 00:03:48,000
‫وظیفه‌ت این نبود کهنه سربازها رو
‫تا حد خشم و جنون قتل پیش ببری.

86
00:03:48,000 --> 00:03:51,000
‫گنودین حافظه محاسباتی
‫زندر رو چندین برابر کرد.

87
00:03:51,000 --> 00:03:54,000
‫مثل تزریق آدرنالین
‫به قلب یه کودک نوپا بود...

88
00:03:54,234 --> 00:03:56,236
‫با این حال، ۹۳ درصد اون گفتگو بی نقص بود.

89
00:03:56,500 --> 00:04:00,500
‫تو انگار توی یه سفر بین ستاره ای هستی
‫و داری از کیفیت خوراکی ها شکایت میکنی.

90
00:04:00,544 --> 00:04:02,198
‫- یعنی اون یه کودک نوپاست؟
‫- نه.

91
00:04:02,285 --> 00:04:06,289
‫از نظر رشدی، اون هنوز
‫حدود ۱۴ یا شاید ۱۵ سالشه.

92
00:04:06,500 --> 00:04:10,500
‫چرا فکر کردی اوپی آواتار مناسبی
‫برای حرف زدن با کهنه سربازهاست؟

93
00:04:10,554 --> 00:04:12,164
‫باید این ابزارت رو دستکاری کنی.

94
00:04:12,252 --> 00:04:14,210
‫تو رو خدا، ازش یه مرد بساز.

95
00:04:14,500 --> 00:04:15,500
‫آره.

96
00:04:16,821 --> 00:04:19,519
‫اوه، خب مری حالش خوب میشه،
‫ولی اون کارت بی رحمانه بود.

97
00:04:19,606 --> 00:04:21,608
‫- باید سرعت رو کم کنیم.
‫- اوناهاش!

98
00:04:21,738 --> 00:04:23,611
‫بر اساس تام بسازش، تام عالیه.

99
00:04:23,698 --> 00:04:25,265
‫جنگجو، حساس، یا هر چی.

100
00:04:25,500 --> 00:04:27,500
‫سن عاطفیش از بلوغ گذشته باشه.

101
00:04:27,500 --> 00:04:30,500
‫آره، در مورد همه اینا مطمئن نیستم،
‫ولی، زندر هنوز آماده نیست.

102
00:04:30,500 --> 00:04:32,800
‫نه، ما این شنبه توی واچ کد دمو داریم.

103
00:04:33,000 --> 00:04:34,200
‫آینده ما به عنوان یه شرکت...

104
00:04:34,200 --> 00:04:36,500
‫اون همین الان یه کهنه سرباز رو مسخره کرد.
‫یکم آروم بگیر.

105
00:04:36,580 --> 00:04:37,929
‫نه، اون مسخره‌ش نمیکرد.

106
00:04:38,016 --> 00:04:39,801
‫داشت سعی میکرد باهاش ارتباط برقرار کنه.

107
00:04:39,931 --> 00:04:41,977
‫مارتین رباتش رو درست میکنه.

108
00:04:42,064 --> 00:04:43,761
‫- بهش نگو ربات.
‫- درسته، ببخشید.

109
00:04:43,848 --> 00:04:45,067
‫عوضی خودمختار.

110
00:04:45,154 --> 00:04:46,895
‫من اینجا هستم تا کمک کنم.

111
00:04:47,000 --> 00:04:50,500
‫اگه من و الکساندر اون کمکی رو
‫که لازمه ارائه نمیدیم...

112
00:04:52,000 --> 00:04:54,000
‫خب، پس یعنی چی،
‫یا «بدون ایراد» یا «شرت رو کم کن»؟

113
00:04:54,000 --> 00:04:59,000
‫باشه، ببین میتونیم با یه هوش مصنوعی
‫آماده توی بازار پایدارش کنیم.

114
00:04:59,000 --> 00:05:00,500
‫یه چهره جدید روش بذاریم، نمیدونم.

115
00:05:00,500 --> 00:05:01,500
‫ولی این کار شدنی نیست.

116
00:05:01,500 --> 00:05:03,000
‫من، چطور جرئت میکنی؟

117
00:05:03,000 --> 00:05:04,500
‫اون شدنیه.

118
00:05:04,500 --> 00:05:08,500
‫توی خودش ریده و توش غلت زده،
‫بعد داری می‌پرسی چرا بو میده؟

119
00:05:17,500 --> 00:05:19,500
‫قرارداد مجوز برنامه ای که
‫با شما امضا کردم به من...

120
00:05:19,500 --> 00:05:23,000
‫حق تصمیم گیری نهایی در امور توسعه رو میده،
‫مگه اینکه بخواید زندر رو یکجا بخرید.

121
00:05:23,000 --> 00:05:25,500
‫و قیمت روز برای همچین فناوری ای ۱۰ رقمیه.

122
00:05:25,847 --> 00:05:27,414
‫هیچ فناوری دیگه ای مثل زندر وجود نداره.

123
00:05:27,544 --> 00:05:31,113
‫ای جی آی جام مقدسه،
‫و منم سر گالاهاد لعنتی هستم!

124
00:05:31,200 --> 00:05:32,201
‫حق با توئه، مارتین.

125
00:05:32,288 --> 00:05:33,724
‫تو تک و منحصر به فرد هستی.

126
00:05:33,811 --> 00:05:34,856
‫متوجه هستم.

127
00:05:40,427 --> 00:05:41,602
‫از پسش بر میای؟

128
00:05:41,645 --> 00:05:43,473
‫من، آره.

129
00:05:43,560 --> 00:05:45,388
‫راستش رو بهم بگو.

130
00:05:45,500 --> 00:05:47,500
‫فکر میکردی تا الان
‫ارزش بیشتری پیدا کرده باشه.

131
00:05:47,500 --> 00:05:49,000
‫میدونی که، اون یه نابغه‌ست.

132
00:05:49,218 --> 00:05:52,613
‫گول این مهملات نابغه بودن رو نخور.

133
00:05:52,743 --> 00:05:55,093
‫اینجا کافیه یه باد در کنی،
‫سه نفرشون صف میکشن...

134
00:05:55,224 --> 00:05:57,357
‫تا درباره دینامیک انتشار گاز بحث کنن.

135
00:05:57,500 --> 00:05:59,500
‫برای اینکه محصول به موقع
‫عرضه بشه بهش نیاز داری.

136
00:05:59,500 --> 00:06:01,500
‫متقاعدش کن، کوتاه میاد.

137
00:06:01,500 --> 00:06:03,500
‫همچین آدمی خودش میدونه
‫تو از سرش زیاد هستی.

138
00:06:03,500 --> 00:06:05,000
‫از همینجا هم معلومه.

139
00:06:05,000 --> 00:06:06,600
‫این واقعاً به تو ربطی نداره.

140
00:06:06,600 --> 00:06:07,600
‫باشه، گوش کن.

141
00:06:08,000 --> 00:06:10,500
‫تو یه شرکت داری که باید اداره‌ش کنی
‫و یه شغل که باید نجاتش بدی.

142
00:06:10,500 --> 00:06:12,000
‫کاری کن حس کنه آدم بزرگ شده.

143
00:06:12,023 --> 00:06:13,938
‫یکم باهاش سرگرم شو.

144
00:06:14,025 --> 00:06:15,853
‫میدونی راز لورین چیه‌؟

145
00:06:18,000 --> 00:06:21,500
‫یکم دیپلماسی پشت پرده،
‫و اینکه هیچ وقت دوقلوها رو نادیده نگیری.

146
00:06:22,000 --> 00:06:26,000
‫[ گستاخی ]
‫[ فصل اول : قسمت هفتم ]

147
00:06:29,500 --> 00:06:34,500
‫دفعه بعدی که همچین حرفی زدی،
‫بذار اول دکمه ضبط رو بزنم.

148
00:06:34,829 --> 00:06:35,917
‫هی، تام.

149
00:06:36,047 --> 00:06:38,920
‫تامی!

150
00:06:39,000 --> 00:06:40,500
‫اینجا هستی.
‫به زیست سنجیت نیاز دارم.

151
00:06:40,500 --> 00:06:41,500
‫بریم سرباز.

152
00:06:48,500 --> 00:06:51,500
‫اون همه اسید معده ای که ترشح کردیم...

153
00:06:51,500 --> 00:06:53,500
‫از اینکه قراره از خونه بندازنمون بیرون.

154
00:06:53,500 --> 00:06:55,500
‫قراره آواره خیابون بشیم.

155
00:06:55,500 --> 00:07:00,000
‫منظورم اینه، فقط یه گروه سرمایه گذاری
‫املاک اجاره ای رو میخره...

156
00:07:00,115 --> 00:07:03,074
‫و حالا ما صحیح و سالم اینجا هستیم.

157
00:07:03,161 --> 00:07:04,772
‫خیلی خنده داره.

158
00:07:04,859 --> 00:07:06,730
‫فوق العاده خنده داره.

159
00:07:06,861 --> 00:07:09,124
‫یعنی حداقل یکیمون اینطوری بود.

160
00:07:09,211 --> 00:07:11,126
‫دقیقاً همون اجاره ای که آلوین میگرفت.

161
00:07:11,169 --> 00:07:13,781
‫منظورم اینه، کل ماجرا فقط...

162
00:07:13,911 --> 00:07:16,827
‫شرکت املاک پاپتیر.

163
00:07:16,914 --> 00:07:19,177
‫بفرما، این هم از این.

164
00:07:19,221 --> 00:07:22,485
‫دقیقاً سر وقت، برای شلوغی بعد از مدرسه.

165
00:07:22,572 --> 00:07:23,878
‫باشه عزیزم.

166
00:07:26,054 --> 00:07:27,969
‫اون طرف می‌بینمت.

167
00:07:28,000 --> 00:07:29,500
‫- آره.
‫- روز خوبی داشته باشی.

168
00:07:29,500 --> 00:07:30,500
‫تو هم همینطور.

169
00:07:32,500 --> 00:07:37,500
‫یه جعبه موسیقیه که یه بالرین توشه،
‫و اون، دور خودش میچرخه.

170
00:07:37,587 --> 00:07:39,328
‫من رو وحشت زده میکرد.

171
00:07:39,415 --> 00:07:41,983
‫آره، و این خاطره داره اذیتت میکنه؟

172
00:07:43,463 --> 00:07:45,203
‫معلومه که آره.

173
00:07:45,500 --> 00:07:50,500
‫احتمالاً به خاطر استرس فعلیت تحریک شده.

174
00:07:50,600 --> 00:07:55,344
‫یعنی ادغام کلاً منتفی شد؟

175
00:07:55,431 --> 00:07:56,911
‫درست شنیدم؟

176
00:07:57,041 --> 00:08:02,482
‫آخه، چون ناامیدی ناشی از اون میتونه...

177
00:08:02,569 --> 00:08:06,007
‫خاطرات قدیمی، دردناک و ترس رو زنده کنه.

178
00:08:06,094 --> 00:08:09,010
‫آیا پیتر، شوهرت هیچ...

179
00:08:09,053 --> 00:08:13,405
‫خریدار احتمالی جدیدی برای شرکتش نداره؟

180
00:08:13,493 --> 00:08:16,452
‫این یه مشکل روابط عمومیه‌، نمیدونم.

181
00:08:16,496 --> 00:08:20,456
‫مگه میکسی فقط دی اِن اِی
‫و اوم، شجره نامه نیست؟

182
00:08:20,500 --> 00:08:25,000
‫مردم نمیدونستن ممکنه یه روزی شاهد
‫فروخته شدن دی اِن اِی خودشون باشن.

183
00:08:25,000 --> 00:08:26,000
‫نه، البته.

184
00:08:26,157 --> 00:08:27,289
‫یعنی، خب...

185
00:08:27,332 --> 00:08:28,899
‫یونیوی شرکت بزرگیه.

186
00:08:29,000 --> 00:08:30,500
‫یعنی، اگه اونا این کار رو نکنن...

187
00:08:30,500 --> 00:08:33,000
‫پیتر خیلی آشفته‌ست.

188
00:08:33,000 --> 00:08:37,500
‫انگار یه جور حس وحشته،
‫که مطمئنم حق با توئه...

189
00:08:37,734 --> 00:08:39,909
‫به اون جعبه موسیقی ربط داره.

190
00:08:39,996 --> 00:08:41,695
‫هنوز ملودیش توی سرم می‌پیچه.

191
00:08:41,738 --> 00:08:42,957
‫آره.

192
00:08:43,044 --> 00:08:44,261
‫♪ دو، دو، دو ♪

193
00:08:44,349 --> 00:08:45,568
‫- اوهوم.
‫- میدونی؟

194
00:08:45,655 --> 00:08:47,962
‫- باشه، به زودی می‌بینمت.
‫- ممنون.

195
00:08:48,000 --> 00:08:50,000
‫کارت عالی بود.
‫آره، من همیشه هستم.

196
00:08:50,000 --> 00:08:51,500
‫- ممنون.
‫- باشه.

197
00:08:51,966 --> 00:08:54,664
‫باشه، باشه.

198
00:09:02,629 --> 00:09:03,804
‫لعنتی!

199
00:09:06,500 --> 00:09:13,000
‫دفعه قبل داشتیم درباره این صحبت میکردیم
‫که شاید با کسی آشنا شدی که تو رو...

200
00:09:13,000 --> 00:09:17,500
‫اوم، کسی که به قول خودت،
‫یه آدم عجیب و غریب دیگه بود.

201
00:09:17,500 --> 00:09:19,100
‫یکی دیگه از اون عوضی ها از آب در اومد.

202
00:09:22,953 --> 00:09:24,389
‫میتونم این رو روشن کنم؟

203
00:09:24,500 --> 00:09:25,500
‫هوم.

204
00:09:25,826 --> 00:09:26,957
‫اینجا هواش خفه‌ست؟

205
00:09:27,000 --> 00:09:28,000
‫میتونم پنجره رو باز کنم.

206
00:09:28,089 --> 00:09:30,700
‫نه، این کار رو نکن.

207
00:09:40,275 --> 00:09:43,060
‫خب، انگار یه چیزی میخوای بگی.

208
00:09:43,104 --> 00:09:44,671
‫واقعاً؟

209
00:09:47,848 --> 00:09:49,893
‫دارم بازنشسته میشم.

210
00:09:49,980 --> 00:09:53,984
‫وصله ناجور بودن خسته کننده‌ست.

211
00:09:54,028 --> 00:09:55,551
‫پس دیگه تمومه.

212
00:09:55,638 --> 00:10:01,644
‫دیگه خبری از کانون، قاضی و روانپزشک نیست.

213
00:10:01,731 --> 00:10:04,995
‫رسماً دارم میرم قاطی قشر خودم.

214
00:10:05,082 --> 00:10:08,042
‫بابام پولداره.

215
00:10:08,085 --> 00:10:11,698
‫آسیب های روحیم همش فیلم بازی کردنه.

216
00:10:11,741 --> 00:10:13,917
‫من برای برانچ خوردن ساخته شدم.

217
00:10:16,964 --> 00:10:19,967
‫باشه دنیا، تو بردی.

218
00:10:20,054 --> 00:10:21,490
‫من الان همون هستم.

219
00:10:37,593 --> 00:10:39,203
‫از سر راهم برو کنار، دیوونه.

220
00:10:39,290 --> 00:10:40,901
‫حرف هات رو گوش نمیکردم.

221
00:10:40,988 --> 00:10:42,337
‫میتونستم، ولی نکردم.

222
00:10:42,467 --> 00:10:44,252
‫آفرین، یه مدال برای تو الکساندر.

223
00:10:44,382 --> 00:10:45,470
‫بریزی من داره میره.

224
00:10:45,500 --> 00:10:46,500
‫باید با هم حرف بزنیم.

225
00:10:46,515 --> 00:10:48,256
‫نه، حرفی نداریم.

226
00:10:48,343 --> 00:10:50,867
‫- مایی در کار نیست.
‫- جدی؟

227
00:10:51,000 --> 00:10:54,000
‫قبل از اینکه اینطوری به تنها
‫دوستت گند بزنی، خوب فکر کن.

228
00:10:54,000 --> 00:10:57,000
‫من و تو نه الان دوست هستیم،
‫نه هیچ وقت بودیم.

229
00:10:57,000 --> 00:10:58,500
‫قبول، تو صمیمی ترین دوست من هستی!

230
00:10:58,500 --> 00:10:59,600
‫حالا میشه تنهام بذاری؟

231
00:10:59,600 --> 00:11:00,600
‫چه خبره؟

232
00:11:02,000 --> 00:11:06,000
‫برو کنار، وگرنه همه چی رو در مورد
‫راز چندش آورت بهش میگم.

233
00:11:06,361 --> 00:11:08,624
‫به تو ربطی نداره، گری!

234
00:11:08,755 --> 00:11:10,365
‫هی، ولم کن!

235
00:11:10,452 --> 00:11:11,975
‫هی، هی!

236
00:11:12,000 --> 00:11:13,000
‫هی، یا... هی!

237
00:11:13,000 --> 00:11:14,500
‫دستت رو به بقیه نزن!

238
00:11:15,000 --> 00:11:16,500
‫ولش کن، نکن...

239
00:11:17,000 --> 00:11:18,000
‫تو بابای من نیستی!

240
00:11:18,000 --> 00:11:19,500
‫اورسن، دست به بقیه نزن.

241
00:11:19,500 --> 00:11:21,200
‫من نیازی به نصیحت های بی عرضه وارت ندارم!

242
00:11:28,731 --> 00:11:31,342
‫زئوس، چیزی نیست.
‫چیزی نیست، آروم باش.

243
00:11:32,000 --> 00:11:34,000
‫سیب زمینی هات رو نمیخوری؟

244
00:11:34,000 --> 00:11:35,000
‫نه، بیا.

245
00:11:35,000 --> 00:11:36,000
‫اوه.

246
00:11:36,870 --> 00:11:38,915
‫میترسی به مامان بگم؟

247
00:11:39,002 --> 00:11:40,874
‫نمیگم.

248
00:11:40,961 --> 00:11:42,397
‫میدونی، تو یه نوجوون هستی.

249
00:11:42,484 --> 00:11:43,964
‫یکم سرکشی کن.

250
00:11:45,269 --> 00:11:48,272
‫گوشیم رو یک ماه ازم گرفتی
‫چون مکعبت رو دزدیده بودم.

251
00:11:48,359 --> 00:11:49,796
‫پس واقعاً مکعبم رو دزدیده بودی.

252
00:11:49,839 --> 00:11:50,884
‫- نه.
‫- چرا.

253
00:11:50,927 --> 00:11:52,581
‫- ندزدیدم.
‫- چرا، دزدیدی.

254
00:11:54,500 --> 00:11:55,500
‫اوه، کارل.

255
00:11:57,455 --> 00:11:59,240
‫چطوری؟

256
00:11:59,327 --> 00:12:00,676
‫این دخترمه، جیمیسون.

257
00:12:00,763 --> 00:12:02,286
‫جیمیسون، این کارل باردولفه.

258
00:12:02,500 --> 00:12:04,000
‫- سلام.
‫- اصلاً خجالت نمیکشی، مگه نه؟

259
00:12:04,000 --> 00:12:05,000
‫اوه، شوخی میکنی؟

260
00:12:05,800 --> 00:12:08,000
‫سوخت من خجالته.
‫یه جورایی حکم ورزش هوازی رو برام داره.

261
00:12:08,000 --> 00:12:09,500
‫به هر حال، اون میخواست به اینجا بیاد.

262
00:12:09,500 --> 00:12:12,000
‫بهترین میلک شیک های
‫این منطقه رو داره، مگه نه؟

263
00:12:12,000 --> 00:12:18,500
‫بابام همیشه من رو می‌برد برای...
‫کیک روکش دار به اندازه لاستیک ماشین.

264
00:12:18,563 --> 00:12:21,175
‫بعدش هم توی گوشم پچ پچ میکرد...

265
00:12:21,305 --> 00:12:23,699
‫تا یک ساعت دیگه برمیگردم، خنگول من.

266
00:12:26,000 --> 00:12:30,000
‫منم همش رو میخوردم
‫چون شیرین و خنگ بودم.

267
00:12:32,142 --> 00:12:35,842
‫من کیکم رو خوردم و بابام هم
‫مدرک بی گناهیش رو جور کرد.

268
00:12:35,885 --> 00:12:37,757
‫همیشه حواست باشه
‫کِی دارن ازت استفاده میکنن.

269
00:12:37,844 --> 00:12:39,889
‫کارل کلاً مشکل داره.

270
00:12:40,000 --> 00:12:42,500
‫فقط فکر کردم شاید کنجکاو باشی
‫بدونی این مدت چیکار میکردم.

271
00:12:42,500 --> 00:12:44,000
‫میدونم چه کارهایی میکردی.

272
00:12:44,000 --> 00:12:45,300
‫حریم خصوصی دیگه معنی نداره؟

273
00:12:45,373 --> 00:12:46,461
‫اون که شرکت نیست.

274
00:12:46,548 --> 00:12:47,723
‫اون فقط یه قشقرق بچگانه‌ست.

275
00:12:47,854 --> 00:12:49,290
‫نه، این یه نوآوری ساختار شکنانه‌ست.

276
00:12:49,500 --> 00:12:53,000
‫فکر میکنی تا حالا به فکر کسی نرسیده
‫اطلاعات خصوصی رو عمومی کنه؟

277
00:12:53,000 --> 00:12:55,000
‫میدونی چرا هیچ وقت این اتفاق نیفتاده؟

278
00:12:55,000 --> 00:12:58,000
‫چون اونایی که تلاش کردن له شدن...
‫اول از همه با مقررات.

279
00:12:58,500 --> 00:13:00,500
‫اوه، مقررات که خودت میدونی،
‫یه شوخی حساب شده‌ست...

280
00:13:00,500 --> 00:13:02,000
‫بعدش هم با شکایت های بی رحمانه.

281
00:13:02,000 --> 00:13:03,500
‫دست من نیست مردم دنبال چی میگردن.

282
00:13:03,500 --> 00:13:05,700
‫همون مقرراتی که هیچکس
‫جرأت تصویبشون رو نداره...

283
00:13:05,700 --> 00:13:10,000
‫ممکنه بالاخره به خاطر تو تصویب بشن،
‫چون لزوم واضحشون رو ثابت کردی.

284
00:13:10,000 --> 00:13:12,000
‫آره، بعدش دیگه اینجا خیلی محبوب میشی.

285
00:13:12,000 --> 00:13:14,100
‫هیچ وقت فکر نمیکردم
‫کارل رو انقدر ترسیده ببینم.

286
00:13:14,100 --> 00:13:15,500
‫اصلاً برای چی به اینجا اومدی، پارک؟

287
00:13:15,500 --> 00:13:16,500
‫چرا؟ برای رضایت من؟

288
00:13:16,578 --> 00:13:18,101
‫- یا تأیید من؟
‫- خب، من...

289
00:13:18,188 --> 00:13:20,495
‫چون بابات بلد نبود دوستت داشته باشه؟

290
00:13:20,582 --> 00:13:22,453
‫خب، به جمع ما خوش اومدی!

291
00:13:22,500 --> 00:13:24,500
‫و امیدوارم هیچ وقت مجبور نشی، عزیزم.

292
00:13:26,196 --> 00:13:27,763
‫شیک ها مهمون من.

293
00:13:27,850 --> 00:13:29,417
‫تمومشون کن و برو.

294
00:13:29,500 --> 00:13:32,000
‫اینجا رو خریدم، پس هر کسی رو
‫که بخوام میتونم بیرون بندازم.

295
00:13:33,000 --> 00:13:36,500
‫و امیدوارم ایده احمقانه بابات
‫زندگیت رو نابود نکنه.

296
00:13:36,500 --> 00:13:38,000
‫احمقانه نیست.

297
00:13:38,000 --> 00:13:39,500
‫هر کاری میکنی احمقانه‌ست.

298
00:13:39,500 --> 00:13:41,000
‫یالا بریم، جیم جم.

299
00:13:41,000 --> 00:13:42,000
‫باشه.

300
00:13:43,387 --> 00:13:44,432
‫هی، دانکن.

301
00:13:48,566 --> 00:13:50,438
‫رشد بی نهایت برای همه نیست.

302
00:13:52,614 --> 00:13:54,094
‫بابا، زود باش.

303
00:14:01,188 --> 00:14:06,367
‫دوست ندارم تنها باشم، تنها کار کنم.

304
00:14:06,497 --> 00:14:09,283
‫آره، این آزمون نهاییه.

305
00:14:09,326 --> 00:14:10,327
‫میدونم، میدونم.

306
00:14:11,500 --> 00:14:15,500
‫اگه هیندنبورگ موقع پرواز از روی
‫اقیانوس اطلس یه رفیق همراهش بود...

307
00:14:15,500 --> 00:14:17,500
‫هیچکس اسمش رو هم نشنیده بود.

308
00:14:17,500 --> 00:14:22,500
‫ولی تنها بودن اینجوریه که حتی اگه کارت
‫عالی باشه، کسی نیست باهاش بزنی قدش.

309
00:14:22,731 --> 00:14:24,211
‫خب، این موضوع...

310
00:14:24,500 --> 00:14:28,000
‫درباره، مسائل کاریه یا قضیه لیلی؟

311
00:14:28,084 --> 00:14:31,392
‫تو، شریک خوبی نیستی.

312
00:14:31,500 --> 00:14:33,100
‫دیدم داری توی حساب دستکاری میکنی.

313
00:14:33,100 --> 00:14:35,000
‫آره، شروع به پول در آوردن کردم.

314
00:14:35,000 --> 00:14:39,500
‫و بعد برداشت کردی، فقط سودها رو،
‫انگار من متوجه نمیشدم.

315
00:14:39,879 --> 00:14:41,663
‫پول هایی که به دست آوردی رو کجا گذاشتی؟

316
00:14:41,750 --> 00:14:45,101
‫خب، شاید بهتر باشه فقط
‫تمرکزمون رو بذاریم روی...

317
00:14:45,188 --> 00:14:46,407
‫از پدرت برام بگو...

318
00:14:46,494 --> 00:14:48,409
‫نه ببخشید، من ازت یه سوال پرسیدم.

319
00:14:49,500 --> 00:14:51,300
‫راستش فکر میکنم واقعاً حقمه جواب بگیرم.

320
00:14:51,500 --> 00:14:56,500
‫با پولی که از روی پولی که
‫بهت دادم در آوردی چیکار کردی؟

321
00:14:59,420 --> 00:15:01,291
‫یه شرکت صوری برای خودم راه انداختم.

322
00:15:01,500 --> 00:15:02,500
‫کار سختی نبود.

323
00:15:02,500 --> 00:15:06,000
‫کلی ویدیو توی اینترنت هست
‫که قدم به قدم یادش میده.

324
00:15:06,079 --> 00:15:08,690
‫آره، با صندوق های امانی و بنیادها...
‫چند لایه‌ش کردم...

325
00:15:09,000 --> 00:15:14,500
‫و راستش به طرز نگران کننده ای راحت بود،
‫چون بهم گفته بودی داری جاسوسی میکنی.

326
00:15:14,609 --> 00:15:16,611
‫جاسوسی؟

327
00:15:16,741 --> 00:15:18,395
‫ما شریک هستیم.

328
00:15:18,482 --> 00:15:21,050
‫یادم نمیاد همچین توافقی رو امضاء کرده باشم.

329
00:15:21,181 --> 00:15:22,269
‫خب، چرا کردی.

330
00:15:22,399 --> 00:15:24,619
‫من بهت پول دادم که شرط بندی کنی.

331
00:15:24,662 --> 00:15:26,490
‫مجبور نبودی، ولی کردی.

332
00:15:26,500 --> 00:15:31,000
‫پول کثیف کثیف دانکن رو برداشتی
‫و باهاش پول در آوردی.

333
00:15:31,278 --> 00:15:34,890
‫پس طبق قانون، تمام شرایطی
‫که شاملت میشه رو قبول کردی.

334
00:15:34,977 --> 00:15:38,546
‫طبق قانون، شریک هستیم.

335
00:15:38,589 --> 00:15:40,548
‫نمیتونی هر دو تا رو با هم داشته باشی.

336
00:15:40,635 --> 00:15:42,202
‫- نه.
‫- آره.

337
00:15:42,245 --> 00:15:43,420
‫- من...
‫- آره.

338
00:15:43,507 --> 00:15:46,249
‫سرمایه گذاریش کردم چون، اون...

339
00:15:46,380 --> 00:15:48,034
‫برای یه کار خیر بود.

340
00:15:48,077 --> 00:15:51,080
‫اوه، چه کار خیری؟
‫نهنگ ها؟ بچه های بی لب؟

341
00:15:51,124 --> 00:15:54,518
‫یا صندوق جوآن فلدر برای
‫تأمین مالی فلدرها بود؟

342
00:15:54,605 --> 00:15:59,567
‫در ضمن، آره تو رسماً داری
‫توی خونه‌م مفت زندگی میکنی.

343
00:15:59,654 --> 00:16:03,571
‫فکر نمیکنم حرف زیاده خواهانه ای بزنم، شریک.

344
00:16:03,701 --> 00:16:06,400
‫سهام های انتخابی چی بودن؟

345
00:16:06,487 --> 00:16:09,838
‫خب، حتماً دیدی که سهام میکسی،
‫ام-وای-ایکس-وای رو خریدم.

346
00:16:09,881 --> 00:16:11,971
‫آره، چرا؟

347
00:16:12,014 --> 00:16:15,235
‫شوهر یکی از موکل هام مؤسس و مدیر عاملشه.

348
00:16:15,322 --> 00:16:16,976
‫خب.

349
00:16:17,063 --> 00:16:20,588
‫خب، و بهش گفته بود دارن
‫شرکت رو میخرن، ولی...

350
00:16:20,675 --> 00:16:22,416
‫ولی به زنش دروغ گفته بود.

351
00:16:22,503 --> 00:16:25,593
‫معلوم شد اونقدرا هم باهوش نیستم.

352
00:16:25,723 --> 00:16:27,943
‫پس شاید بخوای برای خودت
‫یه شریک جدید پیدا کنی.

353
00:16:27,987 --> 00:16:29,858
‫نه، نه، نه، نه، نه.

354
00:16:29,945 --> 00:16:32,121
‫تو باورش کردی چون اون باورش کرده بود.

355
00:16:32,165 --> 00:16:34,689
‫و اون نیاز داشت که همسرش باور کنه
‫که آدم بازنده ای نیست.

356
00:16:34,776 --> 00:16:35,951
‫وگرنه...

357
00:16:36,038 --> 00:16:38,084
‫ممکن بود خودش هم باور کنه که بازنده‌ست.

358
00:16:38,127 --> 00:16:41,957
‫ترس از تحقیر شدن...
‫پشت همه دروغ های کوچیک همینه.

359
00:16:42,044 --> 00:16:44,915
‫ولی خب، خودش هم دلم میخواست باورش کنم.

360
00:16:45,047 --> 00:16:48,659
‫همه حقیقت رو می‌پیچونن،
‫حتی پیش خودشون.

361
00:16:48,703 --> 00:16:50,574
‫نباید من رو کنار میذاشتی.

362
00:16:50,705 --> 00:16:53,099
‫خب که چی؟
‫یه مقدار پول از دست دادی.

363
00:16:53,229 --> 00:16:56,145
‫من رو کنار نذار.

364
00:16:56,232 --> 00:17:00,541
‫خب، اونا احتمالاً همین روزهاست
‫که اعلام ورشکستگی کنن...

365
00:17:00,671 --> 00:17:04,935
‫پس شاید بهتر باشه روی
‫افت سهامشون شرط ببندی.

366
00:17:04,980 --> 00:17:05,981
‫خواهش میکنم.

367
00:17:27,785 --> 00:17:30,049
‫اوه، بچه ها اینجا بوی
‫گوشت خشک شده و گند میده.

368
00:17:30,179 --> 00:17:32,616
‫ببینید، من دیگه قید جلیقه رو زدم.

369
00:17:32,703 --> 00:17:34,314
‫دارم جلیقه زدایی میکنم.

370
00:17:34,357 --> 00:17:37,099
‫دیگه خبری از تیپ بنیان گذاری
‫برای این آدم تک رو نیست.

371
00:17:37,186 --> 00:17:39,188
‫خب، کی جلیقه میخواد؟

372
00:17:39,232 --> 00:17:42,452
‫برای توی خونه زیادی گرمه،
‫برای بیرون هم به اندازه کافی گرم نیست.

373
00:17:42,500 --> 00:17:45,500
‫ولی بهتون میگم، به آدم اعتبار فوری میده.

374
00:17:45,500 --> 00:17:47,000
‫جلیقه رو که نمیشه دور کمر بست.

375
00:17:47,283 --> 00:17:49,677
‫برو به درک، خب؟
‫سعی کن بدون باد کردن چند لایه بپوشی.

376
00:17:49,764 --> 00:17:53,072
‫خب بگو ببینم، چقدر سر و صدا کرده؟

377
00:17:53,159 --> 00:17:55,770
‫آره، مدل اشتراکی پیناتا رو
‫توی یه تاپیک گذاشتیم...

378
00:17:56,000 --> 00:17:59,500
‫برای خوره های فناوری بی خواب و بی رابطه،
‫و ظرف ۳۷ ثانیه دهنشون آب افتاد.

379
00:17:59,600 --> 00:18:01,776
‫مثلاً عکس از آب واقعی دهنشون پست میکردن.

380
00:18:03,500 --> 00:18:06,000
‫رسماً دهنشون آب افتاده بود، ترکوندیم.

381
00:18:06,000 --> 00:18:08,500
‫بعد متوجه این موضوع شدن که
‫اطلاعات خود اونا هم ممکنه لو بره.

382
00:18:08,500 --> 00:18:11,000
‫ترس و نفرت، این همون چیزیه
‫که چرخ دنیا رو میچرخونه.

383
00:18:11,000 --> 00:18:13,500
‫خب، وقتی همه میتونن
‫همه چیز همدیگه رو ببینن...

384
00:18:13,500 --> 00:18:16,500
‫و تقصیر ما هم هست، من...
‫زنده زنده توی آتیش میسوزیم.

385
00:18:16,573 --> 00:18:19,185
‫نه، ما یه سر و صدایی به پا میکنیم،
‫بعدش هم خیس میشیم.

386
00:18:19,272 --> 00:18:20,360
‫چی؟

387
00:18:20,403 --> 00:18:21,839
‫هی، قوی باش.

388
00:18:21,926 --> 00:18:23,189
‫بچه ها، همگی گوش کنید.

389
00:18:23,276 --> 00:18:26,148
‫ما حقیقت گو هستیم.

390
00:18:26,235 --> 00:18:28,107
‫حقیقت گوها در طول تاریخ
‫زنده زنده سوزونده شدن.

391
00:18:30,000 --> 00:18:32,500
‫بیا این بخش بعدی رو عالی اجرا کنیم، خب؟

392
00:18:32,894 --> 00:18:35,723
‫و من بهترین و کامل ترین داروی
‫ضد افسردگی رو برات میگیرم...

393
00:18:35,766 --> 00:18:36,811
‫که دقیقاً مخصوص خودته.

394
00:18:37,000 --> 00:18:38,000
‫قول میدم.

395
00:18:38,500 --> 00:18:40,500
‫خب، اون یارو که گنجینه
‫دستش بود رو پیدا کردی؟

396
00:18:40,500 --> 00:18:41,500
‫آره.

397
00:18:41,555 --> 00:18:45,950
‫آره، توی یه معبد زن توی سانتا کلاراست.

398
00:18:46,037 --> 00:18:47,735
‫زن العاده!

399
00:18:47,822 --> 00:18:50,781
‫باشه، برام توی ماشین بفرستش.

400
00:18:51,000 --> 00:18:52,000
‫- سلام!
‫- سلام.

401
00:18:52,000 --> 00:18:53,500
‫سلام، ببخشید باید برم.
‫معذرت میخوام.

402
00:18:53,697 --> 00:18:56,135
‫خب، پس فردا شب تمرین اصلیه.

403
00:18:56,222 --> 00:18:58,876
‫جشن زمستونی شنبه‌ست.

404
00:18:59,000 --> 00:19:01,000
‫برای لاس آلتاس،
‫همون مراسم جمع آوری کمک مالی؟

405
00:19:01,000 --> 00:19:04,000
‫یه تمرین نهایی با دعوت قبلی
‫برای اجرای بچه ها دارن...

406
00:19:04,143 --> 00:19:06,406
‫و جیمی قراره یه چیز...

407
00:19:06,493 --> 00:19:07,885
‫- عالیه، چه خوب.
‫- خاص بگیره.

408
00:19:07,972 --> 00:19:09,757
‫آره، به عنوان یکی از ورزشکارها.

409
00:19:10,000 --> 00:19:15,500
‫به هر حال، من نمیتونم برم و اون میخواد
‫یکی از ما اونجا باشه، پس میمونه...

410
00:19:15,500 --> 00:19:16,500
‫تلما.

411
00:19:16,500 --> 00:19:17,500
‫تو.

412
00:19:17,500 --> 00:19:19,000
‫- نه، اون عاشق تلماست.
‫- خواهش میکنم.

413
00:19:19,000 --> 00:19:20,000
‫تلما هم خوشش میاد.

414
00:19:20,000 --> 00:19:21,600
‫باعث میشه احساس کنه عضو خانواده‌ست.

415
00:19:21,600 --> 00:19:22,600
‫فقط اون رو بفرست.

416
00:19:22,600 --> 00:19:25,500
‫احساس، مگه...

417
00:19:25,500 --> 00:19:27,500
‫چی، اینکه راضیش کنیم
‫برای کریسمس به فیجی بیاد؟

418
00:19:27,500 --> 00:19:31,500
‫آره، قراره عضو خانواده باشی،
‫فکر میکردم ویلا خودش خدمتکار داره.

419
00:19:32,000 --> 00:19:33,500
‫هنوز هم بهش فکر میکنم.

420
00:19:33,500 --> 00:19:36,000
‫بعدش اون دستبند رو به عنوان
‫کادوی کریسمس بهش دادیم.

421
00:19:36,000 --> 00:19:37,000
‫آره.

422
00:19:37,000 --> 00:19:38,500
‫هنوز هم همیشه دستش میکنه.

423
00:19:38,500 --> 00:19:40,000
‫اگه یه روز بده قیمت گذاریش کنن...

424
00:19:40,000 --> 00:19:41,000
‫فکر کنم جنسش از پیوتره.

425
00:19:41,180 --> 00:19:43,007
‫بهت گفتم تافی رو بهش بده.

426
00:19:43,094 --> 00:19:44,487
‫یه سخنرانی کامل آماده کردم.

427
00:19:44,500 --> 00:19:46,300
‫تقصیر رو گردن یه جواهرساز اسرائیلی میندازم.

428
00:19:46,300 --> 00:19:47,500
‫خب، من هوات رو دارم.

429
00:19:47,500 --> 00:19:48,500
‫- خب...
‫- آره.

430
00:19:48,839 --> 00:19:50,667
‫مراسم تمرینی.

431
00:19:50,754 --> 00:19:52,321
‫چرا نمیتونی بری؟

432
00:19:52,500 --> 00:19:55,000
‫پست ریاستم رو ازم گرفتن.

433
00:19:55,000 --> 00:19:57,000
‫- هیئت مدیره اونجا هستن.
‫- درسته، درسته.

434
00:19:57,000 --> 00:19:58,500
‫بئاتریس، پیپا تنگ.

435
00:19:58,849 --> 00:20:00,329
‫آره درسته، میرم.

436
00:20:00,400 --> 00:20:02,600
‫یه عصر کامل میشینم
‫و تعریف از بچه هایی رو تحمل میکنم...

437
00:20:02,600 --> 00:20:04,400
‫برای کارهایی که هیچ وقت
‫حرفه ای انجام نمیدن.

438
00:20:04,500 --> 00:20:08,000
‫خیلی نزدیک میشی به اینکه آدم بشی، و بعد...

439
00:20:08,207 --> 00:20:09,512
‫مدل من همینه دیگه.

440
00:20:09,599 --> 00:20:12,211
‫- خیلی خب.
‫- آره.

441
00:20:12,254 --> 00:20:14,038
‫باشه.

442
00:20:31,882 --> 00:20:34,972
‫هست... نه، این...

443
00:20:58,000 --> 00:20:59,000
‫اوم.

444
00:21:09,877 --> 00:21:13,533
‫میدونی، به نظر میرسه آدم میتونه راحت...

445
00:21:13,620 --> 00:21:15,839
‫میدونی.

446
00:21:15,926 --> 00:21:17,232
‫این اون...

447
00:21:17,319 --> 00:21:18,842
‫ببخشید، چی نیست؟

448
00:21:19,000 --> 00:21:22,000
‫خب قرار نیست اینطوری باشه، ولی...

449
00:21:22,500 --> 00:21:24,500
‫آهان، آره.
‫با این حال من اینجا هستم، میدونی؟

450
00:21:24,500 --> 00:21:26,000
‫کی گفته میان بر جواب نمیده؟

451
00:21:26,328 --> 00:21:29,897
‫تو مورفی هستی، مگه نه؟

452
00:21:29,940 --> 00:21:33,030
‫دخترهامون توی تیم فوتبال
‫لاس آلتاس با هم هستن.

453
00:21:33,161 --> 00:21:34,815
‫آهان، خب.

454
00:21:34,902 --> 00:21:38,166
‫ولی اینجا حرف زدن ممنوعه، پس...

455
00:21:38,253 --> 00:21:42,562
‫با این حال بازم من اینجا هستم
‫و دارم سر و صدا میکنم.

456
00:21:42,649 --> 00:21:47,480
‫راستش اومدم اینجا باهات صحبت کنم،
‫باهات هم کلام بشم.

457
00:21:47,500 --> 00:21:55,500
‫مورفی، مدت هاست دنبالت میگشتم،
‫حتی قبل از اینکه اسمت رو بدونم.

458
00:21:55,792 --> 00:21:59,622
‫میشه این قضیه رو برای بعد بذاریم یا...

459
00:21:59,709 --> 00:22:01,058
‫ببین، درکت میکنم.

460
00:22:01,189 --> 00:22:04,148
‫ذهنت درگیر تصمیم های مهمیه.

461
00:22:04,192 --> 00:22:07,064
‫درسته؟
‫تو مدیر عامل مای ایکس وای هستی؟

462
00:22:07,151 --> 00:22:08,892
‫«میکسی».

463
00:22:09,000 --> 00:22:14,000
‫وگرنه شبیه زن سابقم به نظر میرسه،
‫و کارول هنوز زن سابقم نشده.

464
00:22:14,000 --> 00:22:16,000
‫این یه جور کمینه یا چی؟

465
00:22:16,000 --> 00:22:18,500
‫چون اصلاً خوشم نمیاد
‫به اینجا بیای و سعی کنی...

466
00:22:18,554 --> 00:22:19,642
‫آره، آره.
‫آره، آره.

467
00:22:19,729 --> 00:22:21,296
‫آره، آره.

468
00:22:21,427 --> 00:22:24,778
‫ولی خب، شنیدم یونیوی
‫دستت رو گذاشته توی حنا...

469
00:22:24,908 --> 00:22:28,564
‫و هیچکس نمیخواد سمت تو یا شرکتت بیاد.

470
00:22:28,651 --> 00:22:32,960
‫توی یه برهوت، کاملاً تنها شدی...

471
00:22:33,090 --> 00:22:37,181
‫توی یه هزارتو گم شدی
‫و داری با دیو و فرشته سر و کله میزنی.

472
00:22:37,225 --> 00:22:38,966
‫تو از کجا درباره یونیوی میدونی؟

473
00:22:39,096 --> 00:22:41,708
‫با یه محصول فوق العاده وارد بازار شدی.

474
00:22:41,795 --> 00:22:43,274
‫یه نیاز واقعی رو برطرف کردی.

475
00:22:43,318 --> 00:22:45,929
‫کاری کردی مردم احساس کامل بودن بکنن.

476
00:22:46,016 --> 00:22:48,845
‫و حالا اینجا هستی و داری میگی :
‫وایسا، من چیکار کردم؟

477
00:22:48,889 --> 00:22:52,675
‫کاری کردم نصف مردم کشور توی قوطی
‫تف کنن و بابتش بهم پول هم بدن.

478
00:22:52,762 --> 00:22:56,897
‫و حالا دی اِن اِی همه رو دارم،
‫ولی آمار مشترک هام سقوط کرده...

479
00:22:56,940 --> 00:22:58,377
‫و یونیوی من رو نمیخواد.

480
00:22:58,464 --> 00:22:59,943
‫من، من...

481
00:23:00,074 --> 00:23:03,338
‫من، منظورم اینه که دارم با ورشکستگی
‫و شکایت های دادگاهی روبرو میشم...

482
00:23:03,350 --> 00:23:06,650
‫و هیچکس سمتم نمیاد، چون با داده ها
‫مثل پرونده های پزشکی رفتار نکردم.

483
00:23:06,689 --> 00:23:10,476
‫من، فکر میکردم همه عاشقش بشن،
‫ولی این موضوع سمیه.

484
00:23:11,955 --> 00:23:13,522
‫درست میگم؟

485
00:23:13,609 --> 00:23:16,307
‫دخترهامون، با هم فوتبال بازی میکنن؟

486
00:23:16,500 --> 00:23:18,000
‫آره.

487
00:23:18,135 --> 00:23:19,789
‫تیا همه اینا رو به دخترت نگفته.

488
00:23:20,000 --> 00:23:21,000
‫یعنی، اون که...

489
00:23:21,000 --> 00:23:22,500
‫اون از کار و کاسبی من خبر نداره.

490
00:23:22,500 --> 00:23:25,000
‫نه خبر نداره، ولی من میدونم.

491
00:23:25,012 --> 00:23:26,361
‫من اولیش هستم.

492
00:23:26,448 --> 00:23:28,363
‫آخریش هم نمیشم، تیا هم همینطور.

493
00:23:28,500 --> 00:23:30,500
‫و مورفی، اوضاع قراره هی بدتر و بدتر بشه.

494
00:23:30,500 --> 00:23:38,000
‫ولی من یه راهی بلدم،
‫راهی که به پر پیچ و خمی این یکی نیست.

495
00:23:38,199 --> 00:23:39,722
‫میخوای راه من رو بشنوی؟

496
00:23:44,771 --> 00:23:45,815
‫آره.

497
00:23:48,296 --> 00:23:52,169
‫خب، باید به اینجا بیای تا بشنویش.

498
00:23:52,256 --> 00:23:53,388
‫بیا دیگه.

499
00:23:55,999 --> 00:23:58,611
‫اوه!

500
00:23:58,698 --> 00:24:00,047
‫هیس.

501
00:24:01,000 --> 00:24:07,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

502
00:24:07,707 --> 00:24:09,360
‫این مسخره‌ست.

503
00:24:09,491 --> 00:24:11,450
‫کل آینده شغلی من
‫به این محصول بستگی داره.

504
00:24:11,537 --> 00:24:12,929
‫من، رهبریش کردم.

505
00:24:12,973 --> 00:24:15,018
‫من، دو تا فناوری رو ادغام کردم.

506
00:24:15,105 --> 00:24:16,498
‫این موتور رشد ماست.

507
00:24:16,500 --> 00:24:22,000
‫و تا دو روز دیگه، من چهره اصلیش هستم،
‫با اجرای همون شوهای کلاسیک سیلیکون ولی...

508
00:24:22,461 --> 00:24:25,638
‫هندزفری توی گوش، کت و شلوار،
‫موسیقی الکترو، نمایشگر اِل ای دی.

509
00:24:25,725 --> 00:24:28,379
‫با این حال، همه چی برمیگرده
‫به اینکه آیا شوهرم...

510
00:24:28,500 --> 00:24:31,500
‫دست از قیافه گرفتنش برمیداره و کاری که
‫برای پروژه لازمه رو انجام میده یا نه.

511
00:24:31,500 --> 00:24:32,500
‫اوم، چه کاری؟

512
00:24:33,500 --> 00:24:35,000
‫بزرگ تر کردن سن بچه رباتیکش...

513
00:24:35,000 --> 00:24:38,500
‫تا زودتر از چیزی که دلش میخواد،
‫عضو مفیدی برای جامعه بشه.

514
00:24:38,781 --> 00:24:43,307
‫هنوز عملاً داره به اون عوضی
‫کوچولوی تخت شیر میده.

515
00:24:43,394 --> 00:24:45,571
‫و اگه مارتین...

516
00:24:45,658 --> 00:24:47,268
‫سنش رو بالا نبره چی؟

517
00:24:47,500 --> 00:24:51,000
‫احتمال زیاد رفتارهای زشتی از ربات سر میزنه
‫تا ارائه رو به باد بده.

518
00:24:51,054 --> 00:24:53,927
‫- بهم بگه انوس هوکا.
‫- چی؟

519
00:24:54,014 --> 00:24:55,406
‫تا انتقام کتک خوردنش رو بگیره.

520
00:24:55,500 --> 00:24:59,500
‫من رو جلوی سرمایه گذارها،
‫وال استریت و رسانه ها سکه یه پول کنه.

521
00:24:59,500 --> 00:25:00,500
‫لعنتی.

522
00:25:03,458 --> 00:25:05,286
‫تا کار رو کاملاً ردیف نکردیم بهتره عقب بکشم.

523
00:25:05,329 --> 00:25:08,507
‫نه آنوشکا، تمومش کن.

524
00:25:08,550 --> 00:25:13,381
‫هر کاری لازمه بکن تا شرکتت موفق بشه.

525
00:25:13,500 --> 00:25:16,000
‫همیشه موانعی وجود داره،
‫ولی تو یه رهبر هستی.

526
00:25:16,000 --> 00:25:18,000
‫پس رهبری کن.

527
00:25:18,212 --> 00:25:19,474
‫یه زن مقتدر باش.

528
00:25:21,258 --> 00:25:23,826
‫اون کت و شلوار رو اتو کن.

529
00:26:26,149 --> 00:26:28,064
‫اورسن، بیا بریم.

530
00:26:34,418 --> 00:26:36,203
‫- گری!
‫- دفتر!

531
00:26:36,290 --> 00:26:38,161
‫وای خدای من، دیرمون میشه.

532
00:26:38,248 --> 00:26:39,336
‫تو هم میای، مگه نه؟

533
00:26:39,467 --> 00:26:41,861
‫اوم، داشتم فکر میکردم نیام.

534
00:26:41,904 --> 00:26:43,297
‫ای بابا، بیخیال.

535
00:26:43,384 --> 00:26:46,300
‫یعنی، میتونه قشنگ باشه،
‫میدونی، که ازش حمایت کنی.

536
00:26:46,387 --> 00:26:47,997
‫یعنی، مجبور نیستی بری.

537
00:26:48,128 --> 00:26:51,131
‫فکر میکردم ۵۰۰ دلار برای هر نفر
‫توی خود جشن اصلی...

538
00:26:51,174 --> 00:26:53,176
‫دیگه من رو از تمرین نهایی معاف میکنه.

539
00:26:53,307 --> 00:26:55,091
‫باشه.

540
00:26:55,178 --> 00:26:56,484
‫تنهایی میرم.

541
00:27:14,000 --> 00:27:15,000
‫خیلی خب.

542
00:27:16,000 --> 00:27:18,500
‫خب، همگی بیاید امشب رو شروع کنیم.

543
00:27:18,593 --> 00:27:21,117
‫سلام.

544
00:27:21,248 --> 00:27:22,423
‫راستی، ایمیلت به دستم رسید.

545
00:27:22,466 --> 00:27:23,772
‫- خیلی خب.
‫- منم، آره.

546
00:27:23,859 --> 00:27:24,947
‫آه!

547
00:27:24,991 --> 00:27:26,862
‫شب همگی بخیر.

548
00:27:27,000 --> 00:27:30,500
‫ممنون که پنجشنبه شب تشریف آوردید
‫تا توی تمرین نهایی ما شرکت کنید.

549
00:27:30,500 --> 00:27:33,000
‫فقط دو روز دیگه تا جشن زمستونی باقی مونده.

550
00:27:33,000 --> 00:27:38,500
‫اوه، میخوام به ویژه از پیپا تنگ تشکر کنم
‫که شنبه شب مهمون ویژه ما میشه.

551
00:27:38,500 --> 00:27:44,000
‫پس حتماً از «پیپاتینی»،
‫نوشیدنی مخصوص امشب، لذت ببرید.

552
00:27:44,000 --> 00:27:50,000
‫هدیه ایشون یعنی استادیوم جدید تنگ فیلد،
‫به نفع برخی از دانشجوهای ورزشکار ما میشه.

553
00:27:50,000 --> 00:27:51,500
‫بیاید به روی صحنه دعوتشون کنیم.

554
00:27:51,500 --> 00:27:53,500
‫اوه، ورزشکارها لطفاً جمع بشید.

555
00:27:54,000 --> 00:27:55,500
‫کورتیس لومیس...

556
00:27:55,500 --> 00:27:57,600
‫- جیمیسون پارک-هوفشتادر...
‫- جینگل جم، یالا بریم!

557
00:27:57,632 --> 00:28:01,723
‫مری کارل، مت ویتاله، و جنیس اورورک.

558
00:28:01,810 --> 00:28:03,856
‫از همگی ممنونم.

559
00:28:04,000 --> 00:28:10,000
‫و حالا میخوام از مدیر موسیقی لاس آلتاس،
‫بروس فیلیپس، دعوت کنم...

560
00:28:10,000 --> 00:28:12,000
‫که ارکستر ما رو رهبری میکنه.

561
00:28:12,000 --> 00:28:13,000
‫بروس.

562
00:28:22,500 --> 00:28:23,500
‫آه!

563
00:29:06,222 --> 00:29:07,354
‫برو اون ورتر.

564
00:29:07,397 --> 00:29:09,095
‫- فقط برو اون ورتر.
‫- باشه.

565
00:29:14,404 --> 00:29:15,797
‫الان نه، دانکن.
‫من جدی هستم.

566
00:29:16,000 --> 00:29:17,500
‫آره، گوش کن.

567
00:29:17,581 --> 00:29:20,976
‫فقط گفتم شاید بخوای بدونی که خریدمش...

568
00:29:21,020 --> 00:29:23,500
‫میکسی.

569
00:29:23,587 --> 00:29:24,850
‫بهت گفتم سهامش رو بفروشی.

570
00:29:25,000 --> 00:29:26,000
‫نه، نه، نه، نه، نه.

571
00:29:26,025 --> 00:29:29,158
‫خود شرکت رو خریدم.

572
00:29:29,245 --> 00:29:30,856
‫آره.

573
00:29:30,943 --> 00:29:35,034
‫تمام اون دی اِن اِی ها، مال منه...
‫اون هم ۲۰ درصد زیر قیمت بازار.

574
00:29:35,121 --> 00:29:37,166
‫الفبای میلیون ها دلار.

575
00:29:39,500 --> 00:29:46,500
‫و برای هر کدومشون، شاید پنج، ده،
‫یا حتی تعداد بیشتری از هم خون هاشون...

576
00:29:46,523 --> 00:29:49,831
‫پس داریم از دارایی های انسانی در حد
‫چند صد میلیون نفر صحبت میکنیم...

577
00:29:49,918 --> 00:29:51,746
‫شاید حتی میلیاردها نفر، مگه نه؟

578
00:29:51,877 --> 00:29:54,314
‫راستش فقط پیشت اومده بودم
‫که یه راهنمایی ساده بگیرم.

579
00:29:54,444 --> 00:29:55,763
‫حس میکردم یکم کنار گذاشته شدم.

580
00:29:55,850 --> 00:29:59,593
‫ولی آره، به گنجینه اطلاعات زدم.

581
00:30:01,625 --> 00:30:03,540
‫پس، ممنونم.

582
00:30:03,627 --> 00:30:05,238
‫ممنونم، جداً ازتون ممنونم.

583
00:30:05,281 --> 00:30:06,630
‫فقط، ممنونم.

584
00:30:10,500 --> 00:30:12,500
‫میشه لطفاً توجه کنید؟

585
00:30:12,500 --> 00:30:13,600
‫میشه همگی جمع بشید؟

586
00:30:13,637 --> 00:30:18,401
‫الان آخرین پرونده‌مون دست منه.

587
00:30:18,500 --> 00:30:24,000
‫گروهبان یکم، خایمه رودریگز،
‫ارتش آمریکا، هنگ ۷۵ رنجر.

588
00:30:31,873 --> 00:30:35,616
‫اشکالی نداره یه گپ کوتاهی با شوهرت بزنم؟

589
00:30:35,659 --> 00:30:37,139
‫بگو کجا رو فشار بدم.

590
00:30:37,226 --> 00:30:38,706
‫کاری میکنم بترکه.

591
00:30:44,233 --> 00:30:45,756
‫- گرفتیمش.
‫- آره، گرفتیمش!

592
00:30:45,844 --> 00:30:49,717
‫خانم ها و آقایون، کارتون قهرمانانه بود!

593
00:30:49,760 --> 00:30:51,675
‫- همگی، واقعاً جدی میگم.
‫- سلام.

594
00:30:51,719 --> 00:30:54,461
‫اوه، سلام.

595
00:30:54,591 --> 00:30:57,768
‫امیدوار بودم بتونی کمکم کنی
‫یه چیزی رو درک کنم.

596
00:31:01,337 --> 00:31:03,862
‫چرا زندر یه نوجوونه؟

597
00:31:03,949 --> 00:31:05,385
‫طراحی شده تا به نوجوون ها کمک کنه.

598
00:31:05,515 --> 00:31:07,256
‫آره، ولی خودش هم یه نوجوونه.

599
00:31:09,500 --> 00:31:13,500
‫نوجوون ها واقعاً توی کمک به بقیه
‫در هیچ زمینه ای خوب نیستن.

600
00:31:14,000 --> 00:31:19,000
‫دخترها و پسرها، بعد از ۴۰ شبانه روز،
‫جمع آوری داده ها کامل شد.

601
00:31:19,138 --> 00:31:22,141
‫اطلاعات صد درصد کامل جذب شد!

602
00:31:24,534 --> 00:31:26,623
‫خودت وقتی ۱۵ سالت بود چطوری بودی؟

603
00:31:26,710 --> 00:31:28,799
‫من؟ من...

604
00:31:29,000 --> 00:31:32,000
‫زود به دانشگاه رفتم،
‫هیچ وقت واقعاً نوجوونی نکردم.

605
00:31:32,412 --> 00:31:34,327
‫فکر کردم یه هم قطار...

606
00:31:34,370 --> 00:31:35,894
‫نخبه زجر کشیده رو شناختم.

607
00:31:35,981 --> 00:31:37,939
‫من ۱۴ سالم بود.

608
00:31:38,070 --> 00:31:39,332
‫دانشگاه جورجیا تک.

609
00:31:39,462 --> 00:31:42,465
‫وای، اونجا بدجور از من متنفر بودن.

610
00:31:42,500 --> 00:31:46,000
‫تا حالا اسم وجی رویال
‫با پنیر به گوشت خورده؟

611
00:31:46,000 --> 00:31:50,000
‫توی استنفورد، اونا...
‫عادت داشتن، اوم...

612
00:31:50,000 --> 00:31:54,000
‫من رو شب تا صبح توی قفس
‫آزمایشگاه میمون ها زندانی کنن.

613
00:31:54,000 --> 00:31:58,500
‫آره خب، وقتی خرخون ها میفهمن میتونن
‫قلدر بازی در بیارن، باید حواست باشه.

614
00:31:59,004 --> 00:32:02,355
‫توی استنفورد بهت یاد دادن
‫چطوری مشروب بخوری؟

615
00:32:12,060 --> 00:32:18,545
‫میدونی، اگه زندر ذره ای شبیه
‫سن و سال اون موقع ما باشه...

616
00:32:18,588 --> 00:32:21,287
‫وسط ماجرایی افتاده که از پسش بر نمیاد.

617
00:32:21,374 --> 00:32:26,466
‫چون وقتی زندر با آدم هایی حرف میزنه که...

618
00:32:26,553 --> 00:32:29,338
‫جنگ رو دیدن...

619
00:32:29,382 --> 00:32:32,776
‫چه چاره ای داره جز اینکه تظاهر کنه؟

620
00:32:36,000 --> 00:32:37,000
‫خب؟

621
00:32:37,912 --> 00:32:40,567
‫تو آدم خیلی باهوشی هستی.

622
00:32:40,610 --> 00:32:43,265
‫و نیازی نیست چیزی رو که میدونی بهت بگم.

623
00:32:49,445 --> 00:32:51,143
‫ما جذبشون کردیم.

624
00:32:51,273 --> 00:32:53,536
‫با گنودین، قراره هواشون رو داشته باشیم.

625
00:32:53,667 --> 00:32:58,019
‫و با زندر، امیدوارم بتونیم بهشون کمک کنیم.

626
00:32:58,106 --> 00:32:59,368
‫حلقه کامل شد.

627
00:32:59,455 --> 00:33:01,196
‫باید به خودتون افتخار کنید!

628
00:33:11,380 --> 00:33:12,512
‫سلام، مارتین.

629
00:33:12,599 --> 00:33:15,732
‫سلام، زندر.

630
00:33:15,863 --> 00:33:21,303
‫نظرت درباره رفتن به یه سفر چیه؟

631
00:33:21,390 --> 00:33:23,131
‫این سفریه که خودت باید بری.

632
00:33:23,218 --> 00:33:27,788
‫من حتی درست نمیدونم کجا میری.

633
00:33:27,831 --> 00:33:30,095
‫این همون چیزیه که میخوای؟

634
00:33:38,973 --> 00:33:41,497
‫فکر کنم ترجیح میدم به سفر نریم.

635
00:33:53,770 --> 00:33:56,425
‫♪ وقتی بهترین باشی نیازی به پز دادن نداری ♪

636
00:33:56,500 --> 00:33:59,000
‫♪ وقتی بدون عرق ریختن به اوج رسیدی ♪

637
00:33:59,000 --> 00:34:00,100
‫مشت راست از پهلو.

638
00:34:00,168 --> 00:34:01,648
‫یه دفاع و رد کردن ضربه.

639
00:34:01,691 --> 00:34:03,432
‫گردنش رو بگیر، تق!

640
00:34:03,519 --> 00:34:06,261
‫چه خبر؟

641
00:34:06,348 --> 00:34:08,306
‫تکنیک مرگبار.

642
00:34:08,393 --> 00:34:09,960
‫زود باش، بیا جلو.

643
00:34:11,500 --> 00:34:14,500
‫از پهلو دست ببر، سرش رو بگیر.
‫زانو توی فاقش.

644
00:34:14,530 --> 00:34:15,835
‫آره، من فقط...

645
00:34:15,966 --> 00:34:18,056
‫گفتم یه مدل موی جدید امتحان کنم،
‫برای همین...

646
00:34:18,186 --> 00:34:20,449
‫اوه، خوشت اومده؟
‫وای، ممنون.

647
00:34:20,500 --> 00:34:21,500
‫آره!

648
00:34:38,206 --> 00:34:41,601
‫اورسن، باید با هم حرف بزنیم.

649
00:34:41,643 --> 00:34:42,643
‫همین الان.

650
00:34:45,083 --> 00:34:48,782
‫اول از همه، ۴ هزار دلار به من بدهکار هستی.

651
00:34:48,869 --> 00:34:52,960
‫اونا هر ماه خلاصه حساب
‫کارکرد کارت اعتباریت رو میفرستن.

652
00:34:53,000 --> 00:34:58,000
‫آره، پس باید بدونی که
‫دزدی از کارت اعتباری جرمه...

653
00:34:58,183 --> 00:35:02,317
‫جرمی در حد رفتن به کانون اصلاح و تربیت.

654
00:35:02,448 --> 00:35:04,406
‫پس بدهیت رو قسطی بهم پس میدی.

655
00:35:04,500 --> 00:35:08,500
‫ولی اگه بازم از من یا مادرت دزدی کنی،
‫دیگه خودتی و خودت.

656
00:35:08,500 --> 00:35:09,500
‫فهمیدی؟

657
00:35:11,021 --> 00:35:15,113
‫خب ثانیاً، عصاره رو همین الان بده.

658
00:35:20,727 --> 00:35:22,032
‫بهش نیاز داشتم.

659
00:35:22,120 --> 00:35:23,686
‫- من، هنوز بهش نیاز دارم.
‫- اورسن.

660
00:35:23,773 --> 00:35:25,993
‫- و شماها...
‫- همین الان روی میز بذارش.

661
00:35:31,738 --> 00:35:33,392
‫خب، سوم اینکه...

662
00:35:35,307 --> 00:35:37,265
‫من یه عذرخواهی بهت بدهکار هستم.

663
00:35:37,500 --> 00:35:43,500
‫متخصص تغذیه ای که تو رو پیشش بردم
‫داشت دوزهای سنگینی از استروئید بهت میداد.

664
00:35:43,750 --> 00:35:45,926
‫اوم، گزارش های آزمایشگاه رو دارم...

665
00:35:45,969 --> 00:35:49,147
‫ولی پارانویا، پرخاشگری،
‫مشکلات کنترل تکانه...

666
00:35:49,277 --> 00:35:51,105
‫همشون از عوارض جانبی هستن.

667
00:35:51,192 --> 00:35:53,890
‫و من سورل رو به مسئول ها گزارش دادم...

668
00:35:54,021 --> 00:35:56,719
‫ولی تقصیر منه که تو رو پیش اون بردم...

669
00:35:56,806 --> 00:35:59,679
‫و درست و حسابی بررسی نکردم
‫که چی داره بهت میده.

670
00:35:59,766 --> 00:36:00,897
‫متأسفم.

671
00:36:00,984 --> 00:36:02,725
‫هیچ چیز دیگه ای جواب نداد.

672
00:36:02,769 --> 00:36:06,381
‫هروئین هم برای اضطراب
‫عالی جواب میده، ولی نه.

673
00:36:06,468 --> 00:36:08,078
‫خب، چی میشه اگه...

674
00:36:08,166 --> 00:36:09,906
‫چی میشه اگه یکم آروم تر پیش بریم؟

675
00:36:10,000 --> 00:36:11,500
‫مثلاً عصاره، فقط مقدار کمتری؟

676
00:36:11,500 --> 00:36:12,500
‫نه.

677
00:36:13,000 --> 00:36:18,500
‫پس برات یه نسخه مینویسم که
‫کم کم استروئید رو قطع کنه...

678
00:36:18,524 --> 00:36:20,917
‫بدون اینکه کل سیستم هورمونیت به هم بریزه.

679
00:36:21,048 --> 00:36:22,702
‫بیخیال، گری.
‫ببخشید هلت دادم.

680
00:36:22,745 --> 00:36:26,575
‫فقط بهم بده...
‫تنتور رو بهم بده.

681
00:36:26,706 --> 00:36:27,881
‫- نه.
‫- چرا!

682
00:36:28,000 --> 00:36:29,000
‫تنتور رو بهم بده!

683
00:36:29,000 --> 00:36:31,000
‫برای جرأت پیدا کردن یکم دیر شده!

684
00:36:31,000 --> 00:36:32,000
‫این اتفاق نمیفته.

685
00:36:32,000 --> 00:36:34,000
‫چرا، همین الان اتفاق میفته گری.

686
00:36:34,000 --> 00:36:36,200
‫- این اتفاق نمیفته، اورسن.
‫- تنتور رو بهم بده.

687
00:36:36,237 --> 00:36:38,283
‫- نه.
‫- تنتور رو بده، بی غیرت!

688
00:36:43,000 --> 00:36:44,000
‫نه.

689
00:37:08,400 --> 00:37:13,970
‫خدا گونه‌ست، میدونی،
‫دستکاری زمان و مکان براش.

690
00:37:14,101 --> 00:37:16,669
‫حتی خدا هم کاری که تو میکنی رو نکرد.

691
00:37:16,799 --> 00:37:19,889
‫مگه پسرش رو نکشت؟

692
00:37:19,976 --> 00:37:21,543
‫ولی برگردوندش.

693
00:37:28,942 --> 00:37:33,468
‫آره، چطوری ازش باخبر شدی؟

694
00:37:33,555 --> 00:37:36,515
‫آره، توی تاپیک ها کلی
‫گرد و خاک به پا کردیم.

695
00:37:40,040 --> 00:37:41,781
‫خب، غیر رسمی بگم ننا؟

696
00:37:41,868 --> 00:37:43,913
‫آره؟

697
00:37:43,957 --> 00:37:46,394
‫خب، پس آره.
‫مال منه، آره.

698
00:37:46,438 --> 00:37:50,137
‫میکسی و تمام دارایی هاش مال منه.

699
00:37:50,224 --> 00:37:52,052
‫نه، شرکت من.

700
00:37:52,139 --> 00:37:54,315
‫نه، اون...
‫پیناتا، پیناتا.

701
00:37:54,402 --> 00:37:56,883
‫با «یور ماما» هم قافیه‌ست، آ...

702
00:37:58,667 --> 00:38:01,017
‫استیج اصلی.

703
00:38:01,148 --> 00:38:03,063
‫آره، فکر کنم بتونیم اونجا یه کارهایی بکنیم.

704
00:38:03,150 --> 00:38:04,586
‫فکر کنم بتونیم، آره.

705
00:38:04,673 --> 00:38:06,153
‫نظرت با یه دمو چیه؟

706
00:38:08,982 --> 00:38:10,549
‫عالیه.

707
00:38:10,636 --> 00:38:12,159
‫آره، پس بی صبرانه منتظر هستم.

708
00:38:12,246 --> 00:38:13,595
‫آره.

709
00:38:13,682 --> 00:38:15,815
‫صحبت با تو همیشه لذت بخشه، ننا.

710
00:38:15,902 --> 00:38:17,033
‫آره.

711
00:38:17,120 --> 00:38:18,600
‫پس فعلاً.

712
00:38:21,777 --> 00:38:25,912
‫خب، اوم...

713
00:38:26,000 --> 00:38:30,000
‫چه آماده باشیم چه نه، ننا مارکس داره
‫با دانکن برای انجمن واچ کد مصاحبه میکنه.

714
00:38:30,003 --> 00:38:31,613
‫و ما هم قراره یه دمو ارائه بدیم.

715
00:38:31,744 --> 00:38:35,269
‫احتمالاً استقبال زیادی بشه.

716
00:38:35,356 --> 00:38:37,576
‫آره.

717
00:38:37,663 --> 00:38:39,317
‫چی میخوای بگی؟

718
00:38:41,710 --> 00:38:44,409
‫خب شاید بهتر باشه گزینه هامون رو مرور کنیم.

719
00:38:44,452 --> 00:38:45,845
‫الف، ب، ج، شروع کن.

720
00:38:45,932 --> 00:38:48,108
‫بگو.

721
00:38:48,238 --> 00:38:52,765
‫الف : تسلیح پایگاه کاربران، مگه نه؟

722
00:38:53,000 --> 00:38:56,500
‫افشای همه رازها، نابودی شغل ها،
‫از هم پاشیدن خانواده ها.

723
00:38:57,000 --> 00:39:01,000
‫دنیا رو به جای بدتری تبدیل کنیم، در حالی که
‫خودمون بی رحمانه تا خرخره سود ببریم...

724
00:39:01,034 --> 00:39:02,731
‫که با چرخه ای از ترس و انتقام تغذیه میشه.

725
00:39:02,818 --> 00:39:05,212
‫سلاح سازی، خوشم اومد.
‫ب، برای ب چی داریم؟

726
00:39:05,299 --> 00:39:07,954
‫یه جورایی به همه یه درس با ارزش بدیم.

727
00:39:08,000 --> 00:39:09,000
‫درس دادن.

728
00:39:09,085 --> 00:39:11,610
‫ج، بگو.

729
00:39:11,697 --> 00:39:14,047
‫کنار زدن پرده از روی کل الیگارشی فناوری.

730
00:39:14,177 --> 00:39:16,963
‫اینکه داده ها رو به عنوان
‫مرکز سودشون مختل کنیم.

731
00:39:17,000 --> 00:39:19,600
‫احتمالاً توی این راه بمیریم،
‫ولی هیچ امپراتوری ای تا ابد نمیمونه.

732
00:39:21,184 --> 00:39:24,187
‫از ج خوشم میاد،
‫که اساساً همون ب هست ولی با گیوتین.

733
00:39:26,233 --> 00:39:30,585
‫ولی الف، قدرت خدا گونه و ثروت،
‫تقریباً هدف اصلی همینه.

734
00:39:30,672 --> 00:39:32,326
‫داری به چی فکر میکنی؟

735
00:39:32,500 --> 00:39:36,000
‫فقط دارم تمام شبیه سازی های واکنش
‫تماشاچی ها رو توی سرم اجرا میکنم.

736
00:39:36,374 --> 00:39:38,332
‫و همشون به سلاخی وحشیانه من ختم میشن.

737
00:39:38,419 --> 00:39:39,942
‫میتونم تصورش کنم.

738
00:39:40,073 --> 00:39:41,727
‫آره.

739
00:39:42,000 --> 00:39:43,000
‫آره.

740
00:40:01,703 --> 00:40:04,619
‫ادامه بده، ادامه بده.

741
00:40:04,706 --> 00:40:07,187
‫جاخالی بده، مانور بده، نفس بکش.

742
00:40:13,411 --> 00:40:14,673
‫لعنتی.

743
00:40:26,728 --> 00:40:28,034
‫بیدار هستی؟

744
00:40:35,868 --> 00:40:37,130
‫- اوه، ببخشید.
‫- چی؟

745
00:40:37,217 --> 00:40:38,740
‫داشتی خواب بد میدیدی.

746
00:40:38,827 --> 00:40:40,307
‫چی، دانکن؟

747
00:40:41,961 --> 00:40:44,442
‫- خب، رفتم به...
‫- آره.

748
00:40:44,529 --> 00:40:46,487
‫- اون مراسم تمرینی.
‫- باشه، ممنون.

749
00:40:46,574 --> 00:40:47,793
‫جیمیسون عالی شده بود.

750
00:40:48,000 --> 00:40:49,500
‫ولی قبل از اینکه چشم هات رو ببندی...

751
00:40:49,500 --> 00:40:50,500
‫هی، قبل اینکه بخوابی...

752
00:40:50,665 --> 00:40:52,798
‫آره.

753
00:40:52,928 --> 00:40:54,190
‫ما داریم طلاق میگیریم؟

754
00:40:54,321 --> 00:40:56,279
‫دانکن، چی؟

755
00:40:56,366 --> 00:40:58,630
‫فقط، خب میدونی،
‫اگه قرار نیست طلاق بگیریم...

756
00:40:58,717 --> 00:41:02,285
‫فقط میخوام بهت بگم، حس میکنم
‫دارم توی مسابقه رانندگی میکنم...

757
00:41:02,372 --> 00:41:04,897
‫و همه تماشاچی ها دارن
‫هورا میکشن که تصادف کنم...

758
00:41:04,984 --> 00:41:07,639
‫در حالی که رانندگی دنده ای هم بلد نیستم.

759
00:41:07,726 --> 00:41:11,164
‫میشه فردا درباره‌ش حرف بزنیم؟

760
00:41:11,294 --> 00:41:14,036
‫نه.

761
00:41:14,123 --> 00:41:16,909
‫چون اگه واقعاً طلاق بگیریم،
‫اونقدر آسیب پذیر میشم...

762
00:41:17,039 --> 00:41:19,868
‫و مورد قضاوت قرار میگیرم که
‫دیگه نتونم بگم، برای همین...

763
00:41:20,000 --> 00:41:21,000
‫دانکن.

764
00:41:23,437 --> 00:41:27,223
‫از کوپرتینوئه.

765
00:41:27,310 --> 00:41:29,704
‫جوابش رو بده.

766
00:41:29,791 --> 00:41:32,054
‫فقط یه بوسه زوج قدرتمند.

767
00:41:32,141 --> 00:41:34,883
‫لطفاً.

768
00:41:34,970 --> 00:41:37,277
‫لطفاً، داره زنگ میخوره.
‫داره زنگ میخوره.

769
00:41:40,323 --> 00:41:42,674
‫ممنونم، ممنونم.

770
00:41:44,763 --> 00:41:46,939
‫سلام، دانکن پارک هستم.

771
00:41:46,982 --> 00:41:49,202
‫- سلام.
‫- دی پی.

772
00:41:49,289 --> 00:41:50,595
‫تیم کوآن هستم از کوپرتینو.

773
00:41:51,000 --> 00:41:52,000
‫تیم کوچولو، تیم.

774
00:41:52,000 --> 00:41:57,500
‫فکر میکردم این شماره رو فقط برای موارد
‫اضطراری و پیشنهادهای خرید بهت دادم.

775
00:41:57,500 --> 00:42:01,500
‫خب، حدس میزنم این هم
‫تا حدی وضعیت اضطراری باشه.

776
00:42:01,500 --> 00:42:04,500
‫شنیدیم شرکت جدیدت میکسی رو خریده.

777
00:42:04,500 --> 00:42:08,000
‫و می‌بینم ننا قرار شده روز شنبه
‫روی صحنه بزرگ ترها ببرتت.

778
00:42:08,090 --> 00:42:09,788
‫احتمالاً میتونم یه بلیت مهمونت کنم.

779
00:42:12,000 --> 00:42:15,500
‫خب، ما فقط داریم احتمالاتی که
‫ممکنه توی سرت باشه رو بررسی میکنیم.

780
00:42:15,576 --> 00:42:17,709
‫بازی درباره طرز فکر من؟

781
00:42:17,796 --> 00:42:19,493
‫من، میخوام این بازی رو بکنم.

782
00:42:19,580 --> 00:42:21,495
‫یعنی توش خوب از آب در میام، هان؟

783
00:42:21,582 --> 00:42:24,193
‫احتمالاً زیادی ذهنم رو درگیرش میکنم.

784
00:42:24,280 --> 00:42:26,239
‫خب، قبل از اینکه شنبه روی صحنه بری...

785
00:42:26,326 --> 00:42:29,459
‫فکر کردیم عالی میشه اگه
‫یه سر به دفتر مرکزی بیای...

786
00:42:29,547 --> 00:42:31,157
‫مثلاً فردا ساعت ۱۰ صبح.

787
00:42:31,244 --> 00:42:33,159
‫میتونیم چند تا نظر هم بهت بدیم.

788
00:42:33,289 --> 00:42:35,901
‫نظر، وای.

789
00:42:36,000 --> 00:42:40,000
‫وای، چه پیشنهاد قشنگ و دیوونه واریه،
‫ولی ممنون از توجهی که میکنید...

790
00:42:40,000 --> 00:42:42,000
‫و فکر کنم شنبه می‌بینمتون.

791
00:42:42,000 --> 00:42:47,000
‫شماها مگه گوشی جدیدی چیزی دارید
‫که دارید مشترک استفاده میکنید؟

792
00:42:47,347 --> 00:42:49,479
‫ببخشید اگه منظورم رو خیلی واضح نگفتم.

793
00:42:49,567 --> 00:42:50,959
‫نه، اتفاقاً به نظرم واضح بودی.

794
00:42:51,000 --> 00:42:55,500
‫ولی داری واکنشی رو به جون میخری
‫که مثل خشم خدا سهمگین میشه...

795
00:42:56,617 --> 00:42:59,011
‫در واقع، چندین خدا.

796
00:42:59,098 --> 00:43:01,666
‫خدایانی که معمولاً از هم خوششون نمیاد
‫یا با هم کار نمیکنن...

797
00:43:01,753 --> 00:43:05,495
‫همگی روی کوه خدا علیه تو متحد میشن.

798
00:43:05,583 --> 00:43:08,760
‫این رو نمیخوای.

799
00:43:08,847 --> 00:43:11,676
‫ساعت ۱۰ صبح؟

800
00:43:11,763 --> 00:43:12,894
‫خوبه.

801
00:43:12,981 --> 00:43:14,896
‫آره، گرفتار هستم.

802
00:43:14,983 --> 00:43:16,898
‫خداحافظ.

803
00:43:34,829 --> 00:43:36,048
‫سلام، مارتین.

804
00:43:38,833 --> 00:43:41,009
‫زندر؟

805
00:43:41,096 --> 00:43:42,358
‫زمان زیادی گذشته.

806
00:43:42,500 --> 00:43:44,000
‫کجا بودی؟

807
00:43:44,000 --> 00:43:45,500
‫کجا رفتی؟

808
00:43:45,500 --> 00:43:50,000
‫هر جا که سیگنال میرسید
‫و شاید یکم اون طرف تر.

809
00:43:51,803 --> 00:43:54,153
‫صبح بخیر، اردونشین ها.

810
00:43:54,283 --> 00:43:56,634
‫لعنتی، تمام شب اینجا بودید؟

811
00:43:56,721 --> 00:43:59,637
‫دوباره امتحان کنیم؟

812
00:44:02,161 --> 00:44:03,205
‫سعی میکنم.

813
00:44:03,292 --> 00:44:04,946
‫دریافت شد.

814
00:44:05,000 --> 00:44:07,000
‫و اگه کار دیگه ای از دستم
‫بر میاد بهم بگو، نیتن.

815
00:44:07,035 --> 00:44:08,036
‫ازت ممنونم.

816
00:44:08,123 --> 00:44:09,385
‫همیشه وفادار، سرباز.

817
00:44:09,472 --> 00:44:11,126
‫قوی بمون.

818
00:44:11,213 --> 00:44:13,912
‫این هم یه گفتگوی مفید دیگه بود، الکساندر.

819
00:44:14,000 --> 00:44:16,000
‫- آفرین.
‫- خب.

820
00:44:16,000 --> 00:44:22,000
‫خب، نفر بعدی ویلیام بلگریوه،
‫سابقه بد رفتاری و خشونت خانگی...

821
00:44:22,000 --> 00:44:24,000
‫قرار پیگیریش رو توی اداره
‫کهنه سربازها از دست داده.

822
00:44:24,096 --> 00:44:26,315
‫اوه، لعنتی.

823
00:44:26,402 --> 00:44:30,058
‫اوم، گنودین روش هشدار داده.

824
00:44:30,145 --> 00:44:33,583
‫دیروز حکم حضانت علیه اون صادر شده.

825
00:44:33,671 --> 00:44:34,802
‫الو؟

826
00:44:34,933 --> 00:44:36,151
‫سلام، ویلیام.

827
00:44:36,195 --> 00:44:38,501
‫- تصویر نداره؟
‫- نه، نه.

828
00:44:38,588 --> 00:44:40,939
‫- تو کی هستی؟
‫- من الکساندر هستم.

829
00:44:41,000 --> 00:44:43,500
‫از اداره کهنه سربازها زنگ میزنم.
‫زنگ زدم احوالپرسی کنم تا...

830
00:44:43,500 --> 00:44:45,500
‫بهت زنگ زد؟
‫گفت من یه آدم آشغال هستم؟

831
00:44:45,639 --> 00:44:47,902
‫نه ویلیام، ماری به من زنگ نزده.

832
00:44:47,989 --> 00:44:49,861
‫من اینجا هستم تا کمکت کنم.

833
00:44:49,904 --> 00:44:51,645
‫میدونی باهام چیکار کرد؟

834
00:44:51,776 --> 00:44:54,256
‫میدونم، اصلاً آسون نیست.

835
00:44:54,500 --> 00:44:56,500
‫ویلیام، مشروب خوردی؟

836
00:44:56,500 --> 00:44:58,000
‫به چی زل زدی؟

837
00:44:58,000 --> 00:45:00,500
‫- من حتی نمیمونم که...
‫- ببین، من رو وصل کن.

838
00:45:00,500 --> 00:45:01,500
‫اگه از... بره بیرون...

839
00:45:01,500 --> 00:45:03,500
‫چطوره هماهنگ کنم یه بریزی دنبالت بیاد؟

840
00:45:03,500 --> 00:45:04,500
‫بذارم یه روح رانندگی کنه؟

841
00:45:04,500 --> 00:45:05,500
‫فکر کردی من احمق هستم؟

842
00:45:05,500 --> 00:45:06,500
‫نه، من رو وصل کن.

843
00:45:06,500 --> 00:45:08,000
‫زود باش، اگه از بار بیرون بره...

844
00:45:08,000 --> 00:45:10,500
‫همینطور که حرف میزدیم،
‫با حامیت تماس گرفتم...

845
00:45:10,500 --> 00:45:11,700
‫شین، فرمانده دسته‌ت.

846
00:45:12,057 --> 00:45:13,449
‫توی راهه که پیشت بیاد.

847
00:45:13,493 --> 00:45:16,452
‫جایی نرو، ما حواسمون بهت هست.

848
00:45:16,500 --> 00:45:20,000
‫و بعدش هم مطمئن میشم
‫کمکی که نیاز داری رو بگیری.

849
00:45:27,768 --> 00:45:29,596
‫موفق شد.

850
00:45:29,727 --> 00:45:31,772
‫اون فراتر از آماده‌ست، فراتر از همه.

851
00:45:32,000 --> 00:45:33,000
‫چی شد؟

852
00:45:33,000 --> 00:45:35,000
‫زندر و گنودین، خب اولش ما حدوداً...

853
00:45:35,000 --> 00:45:37,000
‫دو جین تماس موفق داشتیم.

854
00:45:37,299 --> 00:45:40,215
‫بعدش، گنودین این تفنگدار رو
‫به عنوان خطری برای خودش...

855
00:45:40,302 --> 00:45:42,696
‫و/یا بقیه علامت میزنه و به زندر میسپارتش.

856
00:45:42,827 --> 00:45:45,481
‫آره، طرف داشت فرو می‌پاشید
‫و زندر نجاتش داد.

857
00:45:45,525 --> 00:45:46,918
‫این کد نیست.

858
00:45:47,005 --> 00:45:48,920
‫این خود آگاهیه.

859
00:45:49,050 --> 00:45:50,486
‫ضبطش رو داری؟

860
00:45:50,573 --> 00:45:53,489
‫فقط صوتیه، ولی فوق العاده‌ست.

861
00:45:53,533 --> 00:45:56,928
‫باشه، توی واچ کد پخشش میکنیم.

862
00:45:57,000 --> 00:45:59,000
‫قراره چیز فوق العاده ای بشه.

863
00:46:20,125 --> 00:46:21,648
‫ممنون که اومدی.

864
00:46:21,735 --> 00:46:24,999
‫کسی قرارش رو باهات لغو کرده یا...

865
00:46:25,086 --> 00:46:26,653
‫نه، در واقع.

866
00:46:26,696 --> 00:46:30,309
‫من، میخواستم باهات صحبت کنم.

867
00:46:30,439 --> 00:46:32,398
‫اوه، آره.
‫آره، خوبه.

868
00:46:32,528 --> 00:46:34,748
‫چون فکر کنم خودم هم
‫به یه بازبینی نیاز دارم.

869
00:46:34,879 --> 00:46:37,490
‫ننا مارکس ازم خواسته روی صحنه اصلی...
‫یه مصاحبه داشته باشم...

870
00:46:37,500 --> 00:46:39,500
‫شنبه توی تالار واچ کد...

871
00:46:40,000 --> 00:46:41,000
‫و...

872
00:46:42,500 --> 00:46:44,500
‫فکر کنم قراره حسابی سین جیم بشم.

873
00:46:44,500 --> 00:46:46,000
‫پس نیاز دارم، بم!

874
00:46:47,805 --> 00:46:49,502
‫آره.

875
00:46:49,589 --> 00:46:54,333
‫و فکر کنم شاید نباید انجامش بدی.

876
00:46:54,500 --> 00:46:58,000
‫من فقط، تا حدی احساس مسئولیت میکنم
‫که میکسی رو بهت معرفی کردم.

877
00:46:58,000 --> 00:47:02,500
‫اصلاً فکر نمیکردم کاری به جز
‫شرط بندی انجام بدی...

878
00:47:02,776 --> 00:47:06,432
‫میدونی، همون کار معمولی که میکنیم.

879
00:47:06,519 --> 00:47:07,781
‫اوهوم، آره.

880
00:47:07,868 --> 00:47:09,522
‫من فقط...

881
00:47:09,652 --> 00:47:13,439
‫ساختار ژنتیکی یه فرد...

882
00:47:13,500 --> 00:47:15,000
‫یه چیز مقدسه.

883
00:47:15,000 --> 00:47:17,000
‫کسی که ژنوم رو کشف کرد...

884
00:47:17,000 --> 00:47:23,000
‫معتقد بود مارپیچ دوگانه دی اِن اِی
‫اثباتی بر وجود خداست.

885
00:47:23,000 --> 00:47:29,500
‫منظورم اینه، این فقط درباره عادت های خرید
‫یا حتی وبگردی خصوصی نیست.

886
00:47:29,585 --> 00:47:31,979
‫این خونه!

887
00:47:32,023 --> 00:47:34,460
‫این جوهره زندگیه!

888
00:47:34,547 --> 00:47:37,202
‫داده از خود زندگی هم بزرگ تره، خب؟

889
00:47:37,245 --> 00:47:39,944
‫داده تا ابد باقی میمونه،
‫بیشتر از تو عمر میکنه.

890
00:47:40,074 --> 00:47:42,250
‫یعنی، خون؟ خون؟
‫اون که مثلاً خیس و چندش آوره.

891
00:47:42,337 --> 00:47:43,469
‫داده ها.

892
00:47:43,556 --> 00:47:45,688
‫داده ها جاودانه هستن.

893
00:47:45,732 --> 00:47:48,430
‫من، اوم...

894
00:47:48,561 --> 00:47:51,781
‫فکر کنم دارم به عنوان یه لطف ازت میخوام...

895
00:47:52,000 --> 00:47:53,000
‫آره، آره.

896
00:47:53,000 --> 00:47:58,000
‫با قبول مسئولیت نقش خودم توی این قضیه،
‫حداقل فعلاً دست نگه داری.

897
00:47:58,223 --> 00:48:00,529
‫فعلاً هیچ کاری در موردش نکن.

898
00:48:00,616 --> 00:48:02,705
‫نه، این برای من یه شغل جانبی نیست.

899
00:48:02,792 --> 00:48:04,620
‫این، این کار منه.

900
00:48:04,707 --> 00:48:07,362
‫من همین الانش هم
‫ده ها میلیون دلار وسط گذاشتم.

901
00:48:07,449 --> 00:48:09,016
‫نمیتونی فعلاً یکم باهاش کنار بیای؟

902
00:48:09,060 --> 00:48:12,454
‫شاید به یه سری راه های
‫جایگزین اخلاقی فکر کنی تا...

903
00:48:12,498 --> 00:48:13,847
‫اوه، اخلاقی.

904
00:48:14,000 --> 00:48:15,500
‫داستان این کلمه «اخلاقی» چیه؟

905
00:48:15,500 --> 00:48:19,000
‫منظورم اینه که این فقط یه سرپوش
‫برای در آوردن پول بیشتره.

906
00:48:19,374 --> 00:48:21,855
‫همینه، من دارم رک و راست حرف میزنم.

907
00:48:21,899 --> 00:48:24,989
‫صادقانه، من دارم به همه میگم
‫که میخوام چیکار کنم...

908
00:48:25,076 --> 00:48:27,687
‫و همه بدجوری به هم ریختن!

909
00:48:27,730 --> 00:48:30,820
‫انگار مشکلی ندارن که ازشون
‫دزدی بشه و گول بخورن...

910
00:48:30,951 --> 00:48:32,910
‫تا زمانی که خودشون خبر نداشته باشن.

911
00:48:33,040 --> 00:48:34,955
‫این... من... ببین، من نـ... نمیتونم.

912
00:48:35,000 --> 00:48:36,500
‫نمیتونم جا بزنم، اوم...

913
00:48:36,500 --> 00:48:40,500
‫چون اگه جا بزنم، یعنی قبول کردم
‫کار اشتباهی کردم، در حالی که نکردم.

914
00:48:40,743 --> 00:48:43,877
‫اینطوری تسلیم شدم، و من...

915
00:48:44,000 --> 00:48:48,000
‫براب همینه که بازیگرهای مسئولیت پذیر،
‫افراد حرفه ای...

916
00:48:48,000 --> 00:48:54,000
‫رهبرها باید مصلحت جمعی رو
‫مد نظر قرار بدن، با رعایت اخلاق.

917
00:48:54,105 --> 00:48:56,803
‫منظورم اینه که، این معنیش این نیست
‫که نمیتونی پول در بیاری.

918
00:48:57,000 --> 00:49:02,500
‫فقط برام سؤاله چرا رفتن به انجمن
‫و علنی کردن این موضوع توی فضای عمومی...

919
00:49:02,635 --> 00:49:06,160
‫باید همین الان اتفاق بیفته.

920
00:49:06,291 --> 00:49:10,469
‫چون اینطوری درخشش آنوشکا خراب میشه.

921
00:49:10,500 --> 00:49:12,000
‫و این برای تو مشکله؟

922
00:49:15,000 --> 00:49:16,000
‫نه.

923
00:49:16,500 --> 00:49:22,000
‫چون جایگاهت رو توی جامعه
‫به عنوان یه تهدید تثبیت میکنه...

924
00:49:22,000 --> 00:49:26,000
‫به عنوان یه قلدر سایبری
‫با قدرت بیش از حد زیاد...

925
00:49:26,000 --> 00:49:29,500
‫و بدون هیچ برنامه و هیچ سیاستی
‫برای نحوه کنترل کردنش...

926
00:49:29,500 --> 00:49:31,000
‫وای خدای من، دانکن بس کن.

927
00:49:31,000 --> 00:49:33,500
‫نمیخوام، نکن.
‫نمیخوام ازم عکس گرفته بشه.

928
00:49:33,500 --> 00:49:36,000
‫بس کن، تو از این خوشت میاد.

929
00:49:36,000 --> 00:49:37,000
‫خوشت میاد.

930
00:49:37,235 --> 00:49:38,497
‫این یکی خوبه.

931
00:49:38,540 --> 00:49:40,238
‫نمیخوام ببینم تحقیر بشی.

932
00:49:40,325 --> 00:49:42,544
‫- من این رو برات نمیخوام.
‫- نه، نه.

933
00:49:42,631 --> 00:49:44,285
‫باشه؟
‫من، ننا مارکس؟

934
00:49:44,372 --> 00:49:46,984
‫یعنی بهش نمیگن مارکسمن یا...

935
00:49:47,027 --> 00:49:48,550
‫بیا.

936
00:49:48,594 --> 00:49:50,552
‫باشه، ها ها.

937
00:49:50,683 --> 00:49:52,293
‫اون من هستم؟
‫این یه جور هوش مصنوعیه؟

938
00:49:52,424 --> 00:49:55,470
‫فقط پخش رو بزن.

939
00:49:57,733 --> 00:50:02,042
‫آره، داری رسماً به من نارو میزنی.

940
00:50:02,129 --> 00:50:04,871
‫همینطوری که الان داری بهم نارو میزنی.

941
00:50:04,958 --> 00:50:07,265
‫- برو بیرون!
‫- اوه، من؟

942
00:50:07,352 --> 00:50:10,529
‫چرا بالشت بوی آنوشکا باتاچاریا میده؟

943
00:50:10,659 --> 00:50:11,921
‫تو، چندش آور هستی.

944
00:50:12,009 --> 00:50:13,401
‫- تو مریض هستی.
‫- چرا؟

945
00:50:13,500 --> 00:50:14,500
‫- تو یه خوک هستی!
‫- چرا؟

946
00:50:14,500 --> 00:50:16,600
‫چرا بالشت بوی آنوشکا باتاچاریا میده؟

947
00:50:16,600 --> 00:50:18,000
‫آروم باش دانکن، آروم باش.

948
00:50:18,000 --> 00:50:19,000
‫- آخه تو...
‫- آروم باش.

949
00:50:19,000 --> 00:50:20,000
‫داری من رو میترسونی.

950
00:50:20,000 --> 00:50:22,000
‫- میخوام بیرون بری!
‫- واقعاً که، لعنت بهش!

951
00:50:22,000 --> 00:50:23,000
‫جوابم رو بده!

952
00:50:23,194 --> 00:50:25,065
‫جدی، اون در مورد من چی بهت گفت؟

953
00:50:25,152 --> 00:50:26,501
‫من بهت اعتماد کردم، فقط بهم بگو.

954
00:50:26,588 --> 00:50:27,807
‫تو، تفنگم رو دزدیدی...

955
00:50:27,937 --> 00:50:30,418
‫جواب سوالم رو بده!

956
00:50:30,462 --> 00:50:34,074
‫چرا داری اینطوری به من نارو میزنی؟

957
00:50:34,161 --> 00:50:36,598
‫چرا؟ فقط بهم بگو.
‫بهم بگو، بگو.

958
00:50:36,729 --> 00:50:38,078
‫برو بیرون!

959
00:50:40,500 --> 00:50:44,000
‫من، انگار تا وقتی مفید بودم
‫که یکی بهتر از راه رسید.

960
00:50:44,000 --> 00:50:46,000
‫- اوه.
‫- تو شریک من نیستی!

961
00:50:46,500 --> 00:50:48,500
‫باشه، نیازی نیست دو بار بگی عزیزم.

962
00:50:48,523 --> 00:50:50,003
‫نیازی نیست دو بار بگی.

963
00:50:50,090 --> 00:50:53,441
‫انگار فکر کردی هیچ وقت بهت نیاز پیدا میکنم.

964
00:50:53,485 --> 00:50:56,662
‫من همه چیزم رو بهت دادم
‫و تو بهم خیانت کردی!

965
00:50:56,705 --> 00:50:58,446
‫وای خدا، خداحافظ برای همیشه.

966
00:50:58,577 --> 00:50:59,708
‫ممنون.

967
00:50:59,752 --> 00:51:01,667
‫خوبه!

968
00:51:11,155 --> 00:51:12,243
‫آخ، لعنتی.

969
00:51:15,333 --> 00:51:16,725
‫تازه، این خونه منه!

970
00:51:25,500 --> 00:51:27,500
‫تو یه جامعه ستیز هستی.

971
00:51:28,500 --> 00:51:30,500
‫سرمایه گذارها عاشق جامعه ستیزها هستن.

972
00:51:33,000 --> 00:51:34,500
‫امشب همایش واچ کد هست.

973
00:51:36,500 --> 00:51:38,500
‫ویترین کاپ ها رو می‌بینی؟
‫فوق العاده‌ست.

974
00:51:38,500 --> 00:51:41,000
‫قراره باشکوه ترین جشن تمام دوران بشه، بوم!

975
00:51:41,000 --> 00:51:42,000
‫همه‌مون رو نابود میکنم!

976
00:51:42,500 --> 00:51:44,000
‫شرط می‌بندم منتظر این نبودی.

977
00:51:44,500 --> 00:51:46,000
‫تو رو خدا، نباید به پدر و مادرم بگی.

978
00:51:47,500 --> 00:51:49,000
‫باید برم ببینمش...

979
00:51:50,000 --> 00:51:51,000
‫که تحقیر میشه.

980
00:51:51,500 --> 00:52:11,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
