WEBVTT

00:00.020 --> 00:10.020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.040 --> 00:18.040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:19.560 --> 00:20.800
‫‏من الیماس هستم.

00:21.730 --> 00:23.800
‫‏اینم روچه‌ست.

00:23.800 --> 00:27.800
‫‏همون‌طور که بهتون گفتن، ما ماجراجوهایی از روندالم هستیم.

00:28.110 --> 00:33.100
‫‏اتفاق غیرعادی‌ای توی دالان هزارپا رخ داد.

00:33.410 --> 00:38.230
‫‏درخواست ملاقات کردیم تا مستقیماً به خودتون گزارش بدیم.

00:38.940 --> 00:42.420
‫‏ممنون که برامون وقت گذاشتید.

00:48.240 --> 00:50.610
‫‏هوم... متوجه شدم.

00:50.610 --> 00:55.120
‫‏درمورد بعضی چیزها کنجکاوم، اما کشش نمی‌دم.

00:58.460 --> 01:01.210
‫‏این زن یه معماست.

02:32.170 --> 02:36.170
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

02:32.170 --> 02:36.720
‫آهنگر وروگا                قسمت 18

02:43.290 --> 02:47.410
‫ممکنه رئیس گیلد، هایلن، ‫پشت این ماجرا باشه.

02:47.730 --> 02:49.930
‫بهتره بی‌گدار به آب نزنیم.

02:49.930 --> 02:55.530
‫فقط یه گزارش ساده درباره‌ی آمود مرگ بدیم ‫و بی‌سروصدا بریم.

02:55.880 --> 02:58.660
‫راستش، مسترِ ‫دالان هزارپا،

02:58.660 --> 03:01.910
‫هزارپای سنگی، تکامل وجودی پیدا کرد.

03:03.530 --> 03:06.170
‫اوه؟ تکامل پیدا کرد؟

03:07.260 --> 03:11.480
‫تکامل وجودیِ یه مستر، ‫یه فاجعه‌ی جدی مربوط به هیولاهاست.

03:11.920 --> 03:17.430
‫طبق سوابق گیلد، مدت زیادی نیست ‫که دالان هزارپا به وجود اومده.

03:17.670 --> 03:20.430
‫فکر کردیم شاید نشونه‌ی ‫یه اتفاق غیرعادی باشه،

03:20.430 --> 03:22.430
‫برای همین خواستیم مستقیم با شما صحبت کنیم.

03:24.630 --> 03:26.690
‫صبر کن، تکامل پیدا کرد؟

03:29.700 --> 03:32.270
‫بله. فکر کردم خبر مهمیه.

03:38.490 --> 03:43.080
‫مـ ـ مسترِ دالان هزارپا ‫تکامل وجودی پیدا کرده؟!

03:43.080 --> 03:46.880
‫ا ـ اما فقط دو هفته از پیدایش ‫اون سیاه‌چال می‌گذره!

03:47.340 --> 03:49.080
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

03:50.330 --> 03:52.340
‫داره نقش بازی می‌کنه؟

03:52.590 --> 03:56.180
‫اگه فقط یه اشتباه بکنیم، ‫ممکنه اوضاع به فاجعه ختم بشه!

03:56.180 --> 03:58.340
‫ا ـ از حرفتون مطمئنید؟

03:59.970 --> 04:03.280
‫نه، صبر کن. مگه می‌شه کسی ‫این‌طوری وانمود کنه؟

04:03.280 --> 04:05.470
‫اونم یه هالرود؟

04:10.800 --> 04:15.150
‫بله، برای همین می‌خواستیم ‫هرچه زودتر به شما گزارش بدیم.

04:15.150 --> 04:19.110
‫چرا زودتر بهم نگفتی، ماتیلدا؟

04:19.110 --> 04:22.490
‫منم تازه دارم این خبر رو می‌شنوم.

04:22.780 --> 04:27.000
‫مـ ـ مگه واقعاً این‌قدر جای نگرانی داره؟

04:27.000 --> 04:29.500
‫مگه فقط یه کم سطحش بالاتر نرفته؟

04:30.070 --> 04:32.170
‫سیاه‌چال‌هایی با سطح بالاتر هم داریم.

04:32.170 --> 04:34.670
‫«فقط یه کم سطحش بالاتر رفته»؟!

04:35.620 --> 04:40.960
‫هزارپای سنگیِ سطح ۶۰ تبدیل شده ‫به یه هیولای نزدیک به سطح ۸۰!

04:40.960 --> 04:42.010
‫چی؟!

04:42.010 --> 04:45.680
‫مواردی که مسترها ‫تکامل وجودی پیدا کرده باشن، خیلی کمه.

04:45.680 --> 04:50.080
‫حتی نمی‌دونیم چه مهارت‌هایی دارن. ‫هیچی ازشون نمی‌دونیم!

04:50.520 --> 04:54.020
‫حـ ـ حق با شماست. کوتاهی کردم.

04:54.290 --> 05:01.930
‫فکر می‌کنی توی لاکورینا گروهی باشه ‫که از پس همچین چیزی بربیاد؟

04:59.610 --> 05:04.680
‫ممکنه این دستپاچگی ‫همه‌ش نقش بازی کردن باشه؟

05:05.420 --> 05:12.240
‫مـ ـ معلوم نیست توی سیاه‌چالی که
‫ ‫مسترش تکامل پیدا کرده، چه اتفاقی بیفته.

05:12.240 --> 05:15.010
‫اگه واقعاً همچین اتفاقی افتاده باشه،

05:15.010 --> 05:19.080
‫باید یه مأموریت یورش اعلام کنیم
‫تا ‫گروهی از ماجراجوهای رنک B رو بسیج کنیم،

05:19.080 --> 05:21.930
‫یا برای کمک دست به دامن خاندان اصلی بشیم.

05:24.470 --> 05:29.270
‫بـ ـ به‌هرحال، خوب کاری کردید ‫که زنده موندید و این خبر رو بهم رسوندید.

05:29.620 --> 05:32.770
‫توی حالت واندرینگ رفت؟ تلفاتی هم بود؟

05:32.770 --> 05:34.450
‫قصد ندارم سرزنشتون کنم.

05:34.450 --> 05:38.280
‫اسم‌تون رو علنی نمی‌کنیم. ‫فقط می‌خوایم راستش رو بگید.

05:38.660 --> 05:40.780
‫راستش، خب...

05:40.780 --> 05:46.280
‫فکر کنم همین الان بهتون گفتیم ‫که سیاه‌چال رو فتح کردیم.

05:46.280 --> 05:49.790
‫چی؟! یعنی همون‌جا ‫مستر رو کشتید؟

05:49.790 --> 05:52.720
‫از همون اول همین رو گفتیم.

05:52.720 --> 05:55.130
‫آره، ولی بازم...

05:55.130 --> 06:01.650
‫اصلاً همچین چیزی ممکنه؟
‫شماها ‫ماجراجوهای رنک D با تجهیزات ضعیفید.

05:55.460 --> 05:59.880
‫فکر کنم خیال کرده بود فرار کردیم.

06:00.320 --> 06:05.410
‫مسترِ تکامل‌یافته باید ‫از نظرش تهدید خیلی بزرگی باشه.

06:05.890 --> 06:09.380
‫شاید بشه نتیجه گرفت که هایلن بی‌گناهه.

06:09.380 --> 06:11.640
‫سـ ـ سنگ جادوییش کجاست؟

06:11.940 --> 06:15.790
‫با طلا عوضش کردم. ‫الان توی انبار گیلده.

06:15.790 --> 06:17.150
‫فـ ـ فهمیدم.

06:17.490 --> 06:20.650
‫پس از قبل تحویلش دادید ‫به گیلد.

06:20.930 --> 06:25.240
‫فکر نمی‌کنم دروغ بگید، ‫ولی باور کردنش هنوز خیلی سخته.

06:26.030 --> 06:32.000
‫هایلن-ساما، اگه دنبال چای‌تون می‌گردید، ‫یه کم پیش ریختیدش.

06:33.960 --> 06:35.250
‫اهم!

06:39.170 --> 06:41.760
‫ماتیلدا، برام بیارش.

06:41.990 --> 06:44.400
‫چای بیشتری می‌خواید، خانم؟ همین الان.

06:44.760 --> 06:47.380
‫نه، سنگ جادویی رو می‌گم!

06:47.380 --> 06:49.820
‫چـ ـ چشم! همین الان!

06:50.970 --> 06:55.770
‫فکر می‌کردم ترسناکه، ‫ولی درواقع یه جورایی بامزه‌ست.

06:55.770 --> 06:57.280
‫اهم!

06:57.770 --> 07:01.820
‫ممنون که مسترِ تکامل‌یافته رو کشتید.

07:02.180 --> 07:04.820
‫تصور نمی‌کنم برای همچین چیزی ‫آماده بوده باشید.

07:04.820 --> 07:10.830
‫یه شوالیه‌ی سنگین‌زره و یه پیروی رنک D... ‫سؤال‌های زیادی دارم،

07:11.090 --> 07:14.830
‫اما عجیب‌تر از همه اینه که چرا ‫این اتفاق توی دالان هزارپا افتاده.

07:14.830 --> 07:18.710
‫تازه، حالا هم سیاه‌چال ناپدید شده...

07:19.200 --> 07:21.500
‫هیچ ایده‌ای ندارید چی باعثش شده؟

07:21.830 --> 07:27.510
‫من به‌عنوان رئیس گیلد نمی‌تونم ‫با حدس و گمان مبهم
‫ به ماجراجوها جواب بدم.

07:28.590 --> 07:33.140
‫ولی خب... فکر کنم ‫بتونم این‌قدر بهتون بگم.

07:34.440 --> 07:40.660
‫مناطق دورافتاده، مخصوصاً نواحی شمالی،
‫ ‫نزدیک جنگل بزرگ ممنوعه،

07:40.660 --> 07:44.680
‫همیشه پر از فاجعه‌های هیولایی بودن.

07:46.400 --> 07:52.540
‫جنگل بزرگ ممنوعه پر از سیاه‌چال‌های ‫سطح‌بالاییه که هنوز فتح نشدن.

07:52.540 --> 07:54.590
‫وقوع فاجعه‌های هیولایی اونجا عادیه،

07:54.590 --> 07:57.200
‫برای همین منطقه‌ای خطرناک و ‫ممنوعه توی قاره محسوب می‌شه.

07:58.660 --> 08:03.560
‫و حالا اتفاق مشابهی ‫نزدیک شهری با ماجراجوهای زیاد افتاده؟

08:03.920 --> 08:06.920
‫زود می‌گیری، الیماس.

08:07.730 --> 08:10.430
‫ولی نمی‌تونم به این سؤال جواب بدم.

08:10.920 --> 08:14.750
‫پس بیشتر از این، ‫فقط حدس و گمان خودشه.

08:17.780 --> 08:19.770
‫ولی نگران نباشید.

08:19.770 --> 08:22.300
‫این موضوع رو جدی می‌گیریم.

08:22.300 --> 08:25.530
‫هم گیلد و هم خاندان هالرود ‫درموردش تحقیق می‌کنن.

08:25.840 --> 08:28.490
‫ممنون که بهمون هشدار دادید و گزارشش کردید.

08:30.830 --> 08:33.070
‫از توجه و ملاحظه‌تون ممنونیم.

08:35.040 --> 08:38.410
‫با این‌حال، هنوز حس می‌کنم ‫یه جای کار بوی توطئه می‌ده.

08:41.850 --> 08:47.740
‫مطمئن بودم که این اتفاق ‫کار دست‌های انسانیه.

08:48.790 --> 08:52.150
‫ماتیلدا خیلی داره معطل می‌کنه.

08:52.760 --> 08:55.850
‫بهش گفتم عجله کنه.

08:55.850 --> 08:57.270
‫ببخشید.

08:57.730 --> 08:59.650
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام، هایلن-ساما.

08:59.650 --> 09:02.610
‫این هم سنگ جادویی ‫و مقداری چای تازه.

09:02.610 --> 09:06.020
‫گـ ـ گفتم فقط سنگ رو بیاری!

09:10.770 --> 09:14.780
‫بعد از اون، با رئیس گیلد، هایلن، صحبت کردیم،

09:15.230 --> 09:19.100
‫اما چیز مشخصی درباره‌ی ماجرای آمود مرگ نفهمیدیم.

09:19.830 --> 09:25.160
‫در نهایت، دلیل تکامل وجودیِ اون ‫همچنان یه معما باقی موند.

09:26.900 --> 09:30.960
‫خب، دیگه بهتره رفع زحمت کنیم.

09:30.960 --> 09:35.410
‫صبر کنید. حالا فهمیدم که قدرتمندید.

09:36.230 --> 09:41.390
‫استثنائاً همین الان ‫به رنک B ارتقاتون می‌دم.

09:41.390 --> 09:43.310
‫رنک B؟!

09:43.700 --> 09:45.580
‫هایلن-ساما، مطمئنید؟

09:45.580 --> 09:48.820
‫واقعاً می‌خواید این‌قدر راحت ‫رنک‌شون رو از C بالاتر ببرید؟

09:49.890 --> 09:51.320
‫مشکلی نداره.

09:51.720 --> 09:56.830
‫ارباب محلی شخصاً من رو منصوب کرد ‫تا رئیس گیلد لاکورینا باشم.

09:57.190 --> 10:02.330
‫هیچ‌کدوم از گیلد‌های دیگه ‫به قضاوت من اعتراض نمی‌کنن.

10:02.950 --> 10:08.960
‫از پیشنهادتون ممنونیم، ولی در عوضش ‫انتظاری از ما دارید؟

10:09.260 --> 10:10.790
‫منظورت چیه؟

10:10.790 --> 10:15.800
‫طبیعیه که ماجراجوهای ماهر ‫به رتبه‌ای برسن که لیاقتش رو دارن.

10:16.340 --> 10:20.680
‫فقط ازتون می‌خوام به ماجراجویی ادامه بدید.

10:22.090 --> 10:26.240
‫بالاخره این کار به نفع ‫گیلد و کشوره.

10:27.590 --> 10:29.190
‫و ـ وای، چقدر خفن!

10:29.580 --> 10:30.670
‫اهم.

10:30.670 --> 10:33.070
‫جدا از این موضوع،

10:33.070 --> 10:36.240
‫دنبال استخدام کارمندهای بیشتری ‫برای گیلد هستم.

10:36.240 --> 10:41.640
‫برای حفظ اعتبارمون، ترجیح می‌دم ‫ماجراجوهای رنک B یا بالاتر باشن.

10:43.340 --> 10:45.580
‫پس اصل کاری که می‌خواستین همین بود.

10:48.030 --> 10:51.550
‫برام مهم نیست که برای خاندان ادوان کار کنم،

10:52.070 --> 10:55.550
‫ولی یه‌کم با خدمت کردن به یه خاندان اشرافیِ دیگه مشکل دارم.

10:55.550 --> 10:58.260
‫درمورد خدمت به اشراف مطمئن نیستم.

10:58.260 --> 11:00.890
‫پس منم مجبورم پیشنهادتون رو رد کنم.

11:02.790 --> 11:05.890
‫بدون اینکه حتی شرایط پیشنهادم رو بشنوید، ردش کردید؟

11:06.190 --> 11:11.400
‫بیشتر از دو برابرِ دستمزدی رو می‌دم
‫که ماجراجوهای هم‌سطح شما می‌گیرن.

11:11.400 --> 11:14.090
‫ترجیح می‌دم ارتقای رنک رو هم رد کنم.

11:14.090 --> 11:15.050
‫چی؟!

11:16.470 --> 11:20.910
‫باشه. انگار ادامه دادن این مذاکره فایده‌ای نداره.

11:22.400 --> 11:25.790
‫فکر کنم گفتم پیشنهادم ‫هیچ ربطی به اون موضوع نداشت.

11:25.790 --> 11:28.400
‫هرچی گفتم، جدی بود.

11:28.400 --> 11:31.090
‫لازم نیست فکر کنید ‫باید چیزی بهم مدیون باشید.

11:31.800 --> 11:35.310
‫پس با کمال میل قبول می‌کنم.

11:35.310 --> 11:36.200
‫اما...

11:37.000 --> 11:42.600
‫اگه نظرتون عوض شد، هر وقت خواستید بیاید باهام صحبت کنید.

11:43.030 --> 11:49.100
‫سرم شلوغه، ‫ولی می‌تونم براتون وقت بذارم.

11:49.410 --> 11:51.860
‫بـ ـ بی‌خیال نمی‌شه.

11:52.460 --> 11:59.190
‫من و روچه با کمی تردید ‫ارتقامون به رنک B رو پذیرفتیم.

12:01.140 --> 12:03.990
‫حالا که ماجراجوهای رنک B هستیم،

12:03.990 --> 12:07.510
‫بریم یه آهنگر ماهر پیدا کنیم.

12:07.510 --> 12:08.250
‫باشه.

12:10.580 --> 12:16.380
‫راستی، مطمئنین اشکالی نداره ‫
‫من از یه سلاح به این باارزشی استفاده کنم؟

12:14.170 --> 12:16.380
‫‏خنجر هزارپای سمی [سطح توصیه‌شده: ۷۰]
‫ +حمله: ۲۸
‫ قیمت بازار: ۲۸,۰۰۰,۰۰۰ طلا
‫ خنجری آغشته به زهر هزارپا
‫ شانس کمی برای مسموم کردن دشمنان دارد
‫

12:16.700 --> 12:18.500
‫قدرت حمله‌ش بالاست،

12:18.500 --> 12:22.390
‫و اثرش هنگام ضربه زدن، ‫با مهارت بانوی شانست خوب جور درمیاد.

12:23.110 --> 12:25.650
‫فروختنش اسراف بزرگ‌تریه.

12:25.650 --> 12:31.190
‫ا ـ اما اگه این رو بفروشیم،
‫می‌تونیم ‫هر روز تا خرخره غذای خوشمزه بخوریم!

12:31.190 --> 12:33.190
‫همراه با دسر!

12:34.070 --> 12:37.020
‫نظرت چیه باز وقت شد ‫بریم یه رستوران خوبِ دیگه؟

12:38.270 --> 12:41.300
‫راستی، می‌خوام از فولاد سیاه و میتریل...

12:41.300 --> 12:44.910
‫برای خودم سلاح و زره بسازم. اشکالی نداره؟

12:44.910 --> 12:49.580
‫با احتساب دستمزد، احتمالاً ‫تجهیزات من گرون‌تر درمیاد.

12:44.910 --> 12:45.610
‫شمش میتریل
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

12:44.910 --> 12:46.410
‫شمش فولاد سیاه
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫۴٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

12:46.240 --> 12:52.000
‫۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

12:46.540 --> 12:52.000
‫هزینه‌ی آهنگری

12:49.580 --> 12:52.000
‫معلومه که اشکالی نداره.

12:52.000 --> 12:56.210
‫ارزش مجموع تجهیزاتمون ‫سر به فلک می‌کشه.

12:54.750 --> 12:56.210
‫حدود ۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

12:54.750 --> 12:56.210
‫۲۸٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

12:56.600 --> 13:02.510
‫ولی برای کار کردن روی میتریل، ‫به یه آهنگر سطح‌بالا نیاز داریم.

13:03.070 --> 13:06.880
‫شاید حتی توی این شهر هم پیداش نکنیم.

13:10.350 --> 13:13.160
‫برای پردازش فلزاتی که توی سیاه‌چال‌ها پیدا می‌شن،

13:13.160 --> 13:16.910
‫به درخت مهارت مخصوص ‫کلاس آهنگری نیاز داریم.

13:17.860 --> 13:22.860
‫آهنگرهای سطح‌بالا حتماً خیلی
‫ باارزش‌تر ‫از آهنگرهایی هستن که توی بازی می‌دیدم.

13:23.580 --> 13:28.370
‫همون‌طور که می‌ترسیدم، خیلی از آهنگرهای سطح‌بالا
‫...‫برای خاندان‌های اشرافی کار می‌کنن

13:28.750 --> 13:32.260
‫یا توی پایتخت سلطنتی، مغازه‌های بزرگی دارن.

13:32.260 --> 13:36.020
‫سطح آهنگرهایی که پیدا کردیم، ‫فقط حدود ۴۰ بود.

13:37.880 --> 13:43.390
‫یه آهنگر هست که توی یه کلبه توی جنگل زندگی می‌کنه،
‫یه کم دورتر از اینجاست.

13:38.570 --> 13:41.580
‫بعد از نصف روز گشتن توی مغازه‌ها،

13:42.110 --> 13:46.920
‫بالاخره از یه آهنگر سطح ۶۰ باخبر شدیم.

13:47.390 --> 13:50.390
‫البته پیشنهاد نمی‌کنم برید سراغش.

13:47.390 --> 13:51.990
‫اما از اونجایی که یه پیرمرد لجباز، سخت‌گیر و بداخلاقه،

13:51.990 --> 13:55.080
‫خیلی مایل به استفاده از خدماتش نبودیم.

13:55.080 --> 13:58.200
‫انگار واقعاً آدم رو اعصابیه و اگه از دستت کفری بشه،

13:58.200 --> 14:01.400
‫مهم نیست چقدر پول پیشنهاد بدی، ‫دیگه برات کار نمی‌کنه.

14:28.070 --> 14:31.890
‫این‌جا اصلاً شبیه خونه‌ی ‫یه آهنگر درجه‌یک نیست.

14:32.740 --> 14:35.720
‫دارم کم‌کم نگران می‌شم.

14:37.980 --> 14:44.280
‫ببخشید! شنیدیم که می‌تونیم ‫آهنگر وروگا-سان رو اینجا پیدا کنیم.

14:48.740 --> 14:49.780
‫ببخشید!

14:49.780 --> 14:52.760
‫باز برگشتی، وروجک؟!

14:51.610 --> 14:53.960
‫ببخشید! ببخشید!

14:53.960 --> 14:59.440
‫برای امثال شماها هیچ‌چیزی نمی‌سازم!

15:00.720 --> 15:04.440
‫شما کی هستید؟ اون وروجک که نیستید.

15:04.800 --> 15:06.830
‫بابت داد و بیداد معذرت می‌خوام.

15:06.830 --> 15:10.970
‫اخیراً یه ماجراجوی سمج ‫دست از سرم برنمی‌داره.

15:10.970 --> 15:14.350
‫باید باهاش کنار بیایم ‫تا از دستمون عصبانی نشه.

15:16.610 --> 15:19.110
‫شنیدیم که آهنگر ماهری هستی.

15:19.110 --> 15:22.930
‫حتماً آدم‌های عجیب‌وغریب ‫مدام
‫درخواست‌های غیرمنطقی ازتون دارن.

15:25.150 --> 15:26.940
‫حتماً خیلی اذیت می‌شین.

15:26.940 --> 15:32.290
‫فکر کردی با چاپلوسیِ الکی ‫می‌تونی دلمو به دست بیاری؟

15:28.490 --> 15:28.940
‫تاب

15:28.990 --> 15:29.440
‫تاب

15:29.490 --> 15:29.900
‫تاب

15:29.990 --> 15:30.450
‫تاب

15:30.490 --> 15:30.900
‫تاب

15:30.990 --> 15:31.450
‫تاب

15:31.490 --> 15:31.860
‫تاب

15:31.990 --> 15:32.360
‫تاب

15:32.290 --> 15:33.290
‫خب، من ازش خوشم نمیاد!

15:32.490 --> 15:32.570
‫تاب

15:33.290 --> 15:36.250
‫این پیرمرد از چیزی که فکر می‌کردم ‫هم لجبازتره.

15:36.250 --> 15:37.500
‫خوب گوش کن، پسر.

15:37.500 --> 15:41.750
‫حدس می‌زنم اومدی منو استخدام کنی،
‫ ‫ولی دو تا چیز هست که ازشون بدم میاد.

15:42.770 --> 15:47.390
‫جوجه‌فکلی‌های ازخودراضی و چاپلوس‌های وراج.

15:48.340 --> 15:51.850
‫ماجراجوهای امروزی همیشه یکی از این دوتان.

15:51.850 --> 15:54.060
‫صـ ـ صحیح.

15:54.060 --> 15:59.770
‫چرا فقط به‌خاطر مؤدب بودنم ‫دارم سرزنش می‌شم؟

15:59.770 --> 16:04.360
‫وروگا-سان، یه ماجراجو مزاحمتون می‌شه؟

16:04.360 --> 16:06.990
‫اون وروجک که چیزی نیست.

16:04.640 --> 16:05.090
‫تاب

16:05.140 --> 16:05.590
‫تاب

16:05.640 --> 16:06.050
‫تاب

16:06.140 --> 16:06.600
‫تاب

16:06.640 --> 16:07.050
‫تاب

16:06.990 --> 16:09.800
‫اون شمشیرزن جادوییِ لعنتی هی می‌گه:

16:09.800 --> 16:14.480
‫«پول دارم، پس خفه شو ‫و یه شمشیر درست‌وحسابی برام بساز.»

16:14.480 --> 16:19.750
‫نمی‌فهمن اگه برای پول کار می‌کردم، ‫اصلاً اینجا زندگی نمی‌کردم؟

16:19.750 --> 16:21.200
‫عجب شانسی آوردیم.

16:21.200 --> 16:24.800
‫می‌خواستیم اگه مجبور شدیم، ‫با پول راضیش کنیم.

16:24.800 --> 16:27.180
‫فقط فکر کردن بهشون هم عصبانی‌م می‌کنه.

16:25.140 --> 16:28.980
‫شاید بهتر باشه یه وقت دیگه برگردیم.

16:27.180 --> 16:30.800
‫وروگا زیر بار تهدید نمی‌ره.

16:31.900 --> 16:34.830
‫می‌گم، فکر کنم بهتره بریم.

16:35.640 --> 16:39.310
‫نباید بذارید یه پیرمرد ‫همین‌طور سرپا وایسه و حرف بزنه.

16:39.310 --> 16:42.640
‫ملاحظه‌ی بقیه رو نمی‌کنید؟ دنبالم بیاید.

16:45.090 --> 16:47.500
‫روچه، به نظرت دنبالش بریم؟

16:47.940 --> 16:52.450
‫شاید فقط دلش می‌خواد با یکی حرف بزنه.

16:52.450 --> 16:54.250
‫صداتون رو می‌شنوم!

16:54.950 --> 16:56.970
‫اگه نمیاید، گورتون رو گم کنید!

16:56.970 --> 16:59.790
‫ا ـ الان میایم!

17:00.920 --> 17:05.700
‫جوون‌های امروزی قدرت‌های خودشون رو نادیده می‌گیرن...

17:05.700 --> 17:08.800
‫و سعی می‌کنن به سلاح‌ها و محیط اطرافشون تکیه کنن.

17:09.130 --> 17:11.800
‫مهم‌ترین چیز، خود آدمه.

17:12.380 --> 17:17.060
‫من نمی‌تونم شمشیری بسازم که ‫
‫هرکسی رو با دستش گرفتنش، قهرمان کنه،

17:17.060 --> 17:19.330
‫اصلاً هم نباید همچین شمشیری وجود داشته باشه.

17:19.330 --> 17:22.060
‫تا کی می‌خواد ‫درباره‌ی این موضوع حرف بزنه؟

17:22.060 --> 17:27.340
‫بالا بردن سطح برای کلاس‌های دفاعی ‫و سریع مثل شما سخته.

17:27.340 --> 17:31.320
‫حتماً می‌خواید با پول، ‫قدرت حمله‌ی پایین‌تون رو جبران کنید،

17:31.770 --> 17:36.330
‫ولی عجله‌تون آخرش باعث می‌شه کشته بشید.

17:36.870 --> 17:39.730
‫البته حرفش بی‌راه نیست.

17:39.730 --> 17:43.830
‫داره بهمون می‌گه ‫مراقب جونمون باشیم.

17:44.140 --> 17:46.760
‫اگه اجازه بدید یه چیزی بگم...

17:48.210 --> 17:54.530
‫ممکنه قبل از اینکه تصمیم بگیرید ‫درخواستمون
‫ با اصولتون مغایرت داره یا نه، حرفمون رو بشنوید؟

17:55.720 --> 18:00.900
‫بعد از اینکه حرفم رو قطع کردی، بعیده ‫بتونی نظرم رو عوض کنی.

18:02.730 --> 18:04.720
‫می‌خوام اینو به یه شمشیر تبدیل کنید.

18:06.110 --> 18:09.420
‫چـ ـ چی؟ این...

18:12.830 --> 18:15.120
‫این میتریله؟

18:15.620 --> 18:17.530
‫می‌خوای یه شمشیر میتریلی برات بسازم؟

18:17.830 --> 18:22.330
‫مگه می‌شه یه آهنگر همچین فرصتی رو رد کنه؟

18:23.220 --> 18:25.340
‫نـ ـ نه، صبر کن.

18:25.340 --> 18:31.260
‫دادن سلاحی به این قدرتمندی
‫به یه آدم ضعیف، با اصولم نمی‌خونه.

18:31.550 --> 18:33.090
‫قبول نمی‌کنم.

18:33.340 --> 18:38.350
‫قربان، من و روچه اینو ‫با شکست دادن
‫یه گولم میتریلی به دست آوردیم.

18:38.770 --> 18:41.270
‫چـ ـ چی گفتی؟

18:41.270 --> 18:46.770
‫شما تازه‌کارها محاله ‫بتونید یه گولم میتریلی رو شکست بدید.

18:46.770 --> 18:50.280
‫من و روچه ماجراجوهای رنک B هستیم.

18:55.230 --> 19:00.410
‫فکر نمی‌کردم یه ماجراجوی رنک B ‫با این تجهیزات داغون بیاد کارگاه من.

19:01.430 --> 19:04.910
‫آره، این زره آهنی باعث می‌شه ‫جدی‌م نگیره،

19:05.190 --> 19:08.080
‫به‌خصوص که خودش آهنگره.

19:09.390 --> 19:13.650
‫خـ ـ خب، انگار اون‌قدرها هم ضعیف نیستید.

19:14.060 --> 19:17.960
‫به‌زور تأییدتون می‌کنم. فقط در همین حد.

19:17.960 --> 19:18.760
‫واقعاً؟

19:18.760 --> 19:20.350
‫یه فکری دارم، الیماس-سان!

19:20.830 --> 19:24.100
‫حالا که اینجاییم، چرا ازش نخوایم ‫رونِ ویرانی رو هم نصب کنه؟

19:24.100 --> 19:28.330
‫راست می‌گی. یه مدت قراره ‫از شمشیر میتریلی استفاده کنم.

19:28.330 --> 19:29.610
‫پس چه بهتر.

19:31.770 --> 19:42.660
‫رون ویرانی
‫قیمت بازار: ۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا
‫رونی ویرانگر
‫قدرت حمله‌ی سلاح را ۳۰٪ افزایش می‌دهد

19:31.890 --> 19:33.520
‫رون ویرانی.

19:33.520 --> 19:36.100
‫قیمت بازار: ۲۰ میلیون طلا.

19:36.100 --> 19:38.160
‫رونی ویرانگر.

19:38.160 --> 19:42.660
‫قدرت حمله‌ی سلاح را ۳۰٪ افزایش می‌دهد.

19:43.360 --> 19:45.710
‫این آیتم کمیاب رو هم داری؟

19:46.080 --> 19:49.920
‫این کار از چیزی که فکر می‌کردم ‫خیلی سنگین‌تره.

19:52.220 --> 19:57.430
‫برای شمشیر میتریلی، زره فولاد سیاه ‫و نصب رون،

19:57.790 --> 20:02.310
‫روی چهار میلیون طلا توافق کردیم.

20:02.310 --> 20:08.310
‫خوبه. پس قرار نبود با همون زره آهنی ‫به مبارزه ادامه بده.

20:17.110 --> 20:19.460
‫در چند روزی که طول کشید ‫تا کارش رو تموم کنه،

20:19.460 --> 20:23.950
‫به گشت‌وگذار توی لاکورینا و جمع‌آوری اطلاعات پرداختیم.

20:23.950 --> 20:27.000
‫اگه این‌کار و این‌کارو بکنیم،
‫می‌تونیم این کتاب مهارت رو گرون‌تر بفروشیم...

20:27.000 --> 20:29.690
‫الیماس-سان، بیاید خریدوفروش کتاب‌ها بی‌خیال شیم.

20:29.690 --> 20:30.540
‫عه؟

20:40.870 --> 20:43.400
‫یکی یه سیاه‌چال پیدا کرده.

20:44.520 --> 20:45.450
‫اوه؟

20:45.450 --> 20:48.020
‫به این سیاه‌چال علاقه‌مند شدین؟

20:48.020 --> 20:51.520
‫دریاچه‌ی زیرزمینی رانا، ‫سطح پیشنهادی: ۲۰.

20:51.980 --> 20:56.530
‫به نظر میاد سطح پیشنهادی‌ش ‫برای ما یه کم پایینه.

20:57.200 --> 20:58.830
‫راست می‌گه.

20:58.830 --> 21:04.030
‫این سیاه‌چال برای ماجراجوهای تازه‌کاره
‫ ‫تا به مبارزه با هیولاها عادت کنن.

21:05.920 --> 21:07.010
‫روچه.

21:07.910 --> 21:12.540
‫هنوز یه کم طول می‌کشه تا وروگا ‫تجهیزاتم رو آماده کنه.

21:13.600 --> 21:18.550
‫چطوره یه مدت از شکار هیولاها دست بکشیم ‫و به‌جاش بریم ماهیگیری؟

21:24.210 --> 21:27.220
‫مـ ـ منظورتون اینه که...

21:28.810 --> 21:32.400
‫دارین منو به قرار عاشقانه دعوت می‌کنین؟!

21:33.630 --> 21:34.980
‫دارم دعوتت می‌کنم بریم ماهیگیری.

21:34.980 --> 21:39.110
‫چــــــــــی؟!

21:39.130 --> 21:49.130
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:11.540 --> 23:15.820
‫کارمون هم با رئیس گیلد و هم با آهنگر خوب پیش می‌ره،

23:15.820 --> 23:16.870
‫پس وقت ماهیگیریه!

23:17.570 --> 23:21.430
‫حتی توی بازی هم عاشق ماهیگیری بودم.

23:21.430 --> 23:23.980
‫اما چقدر می‌تونیم وسایل جور کنیم؟

23:23.980 --> 23:26.890
‫برای تهیه‌ی وسایل درست حسابی مثل چوب ماهیگیری یا رون...

23:26.890 --> 23:30.660
‫نه وقتشو داریم و نه پولشو.

23:31.350 --> 23:33.980
‫قسمت بعد: «ملکه‌ی خاندان ماهیگیرها.»

23:34.330 --> 23:36.520
‫ماجراجوهای خوب عاشق ماهیگیری‌ان.

23:36.520 --> 23:38.560
‫از وقتی بازی می‌کردم، ‫همیشه همین رو می‌گفتم.
