1
00:00:00,020 --> 00:00:10,020
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,040 --> 00:00:18,040
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:19,560 --> 00:00:20,800
‫‏من الیماس هستم.

4
00:00:21,730 --> 00:00:23,800
‫‏اینم روچه‌ست.

5
00:00:23,800 --> 00:00:27,800
‫‏همون‌طور که بهتون گفتن، ما ماجراجوهایی از روندالم هستیم.

6
00:00:28,110 --> 00:00:33,100
‫‏اتفاق غیرعادی‌ای توی دالان هزارپا رخ داد.

7
00:00:33,410 --> 00:00:38,230
‫‏درخواست ملاقات کردیم تا مستقیماً به خودتون گزارش بدیم.

8
00:00:38,940 --> 00:00:42,420
‫‏ممنون که برامون وقت گذاشتید.

9
00:00:48,240 --> 00:00:50,610
‫‏هوم... متوجه شدم.

10
00:00:50,610 --> 00:00:55,120
‫‏درمورد بعضی چیزها کنجکاوم، اما کشش نمی‌دم.

11
00:00:58,460 --> 00:01:01,210
‫‏این زن یه معماست.

12
00:02:32,170 --> 00:02:36,170
‫ترجمه و تایپ‌ست: Onyx

13
00:02:32,170 --> 00:02:36,720
‫آهنگر وروگا                قسمت 18

14
00:02:43,290 --> 00:02:47,410
‫ممکنه رئیس گیلد، هایلن، ‫پشت این ماجرا باشه.

15
00:02:47,730 --> 00:02:49,930
‫بهتره بی‌گدار به آب نزنیم.

16
00:02:49,930 --> 00:02:55,530
‫فقط یه گزارش ساده درباره‌ی آمود مرگ بدیم ‫و بی‌سروصدا بریم.

17
00:02:55,880 --> 00:02:58,660
‫راستش، مسترِ ‫دالان هزارپا،

18
00:02:58,660 --> 00:03:01,910
‫هزارپای سنگی، تکامل وجودی پیدا کرد.

19
00:03:03,530 --> 00:03:06,170
‫اوه؟ تکامل پیدا کرد؟

20
00:03:07,260 --> 00:03:11,480
‫تکامل وجودیِ یه مستر، ‫یه فاجعه‌ی جدی مربوط به هیولاهاست.

21
00:03:11,920 --> 00:03:17,430
‫طبق سوابق گیلد، مدت زیادی نیست ‫که دالان هزارپا به وجود اومده.

22
00:03:17,670 --> 00:03:20,430
‫فکر کردیم شاید نشونه‌ی ‫یه اتفاق غیرعادی باشه،

23
00:03:20,430 --> 00:03:22,430
‫برای همین خواستیم مستقیم با شما صحبت کنیم.

24
00:03:24,630 --> 00:03:26,690
‫صبر کن، تکامل پیدا کرد؟

25
00:03:29,700 --> 00:03:32,270
‫بله. فکر کردم خبر مهمیه.

26
00:03:38,490 --> 00:03:43,080
‫مـ ـ مسترِ دالان هزارپا ‫تکامل وجودی پیدا کرده؟!

27
00:03:43,080 --> 00:03:46,880
‫ا ـ اما فقط دو هفته از پیدایش ‫اون سیاه‌چال می‌گذره!

28
00:03:47,340 --> 00:03:49,080
‫اصلاً چطور همچین چیزی ممکنه؟

29
00:03:50,330 --> 00:03:52,340
‫داره نقش بازی می‌کنه؟

30
00:03:52,590 --> 00:03:56,180
‫اگه فقط یه اشتباه بکنیم، ‫ممکنه اوضاع به فاجعه ختم بشه!

31
00:03:56,180 --> 00:03:58,340
‫ا ـ از حرفتون مطمئنید؟

32
00:03:59,970 --> 00:04:03,280
‫نه، صبر کن. مگه می‌شه کسی ‫این‌طوری وانمود کنه؟

33
00:04:03,280 --> 00:04:05,470
‫اونم یه هالرود؟

34
00:04:10,800 --> 00:04:15,150
‫بله، برای همین می‌خواستیم ‫هرچه زودتر به شما گزارش بدیم.

35
00:04:15,150 --> 00:04:19,110
‫چرا زودتر بهم نگفتی، ماتیلدا؟

36
00:04:19,110 --> 00:04:22,490
‫منم تازه دارم این خبر رو می‌شنوم.

37
00:04:22,780 --> 00:04:27,000
‫مـ ـ مگه واقعاً این‌قدر جای نگرانی داره؟

38
00:04:27,000 --> 00:04:29,500
‫مگه فقط یه کم سطحش بالاتر نرفته؟

39
00:04:30,070 --> 00:04:32,170
‫سیاه‌چال‌هایی با سطح بالاتر هم داریم.

40
00:04:32,170 --> 00:04:34,670
‫«فقط یه کم سطحش بالاتر رفته»؟!

41
00:04:35,620 --> 00:04:40,960
‫هزارپای سنگیِ سطح ۶۰ تبدیل شده ‫به یه هیولای نزدیک به سطح ۸۰!

42
00:04:40,960 --> 00:04:42,010
‫چی؟!

43
00:04:42,010 --> 00:04:45,680
‫مواردی که مسترها ‫تکامل وجودی پیدا کرده باشن، خیلی کمه.

44
00:04:45,680 --> 00:04:50,080
‫حتی نمی‌دونیم چه مهارت‌هایی دارن. ‫هیچی ازشون نمی‌دونیم!

45
00:04:50,520 --> 00:04:54,020
‫حـ ـ حق با شماست. کوتاهی کردم.

46
00:04:54,290 --> 00:05:01,930
‫فکر می‌کنی توی لاکورینا گروهی باشه ‫که از پس همچین چیزی بربیاد؟

47
00:04:59,610 --> 00:05:04,680
‫ممکنه این دستپاچگی ‫همه‌ش نقش بازی کردن باشه؟

48
00:05:05,420 --> 00:05:12,240
‫مـ ـ معلوم نیست توی سیاه‌چالی که
‫ ‫مسترش تکامل پیدا کرده، چه اتفاقی بیفته.

49
00:05:12,240 --> 00:05:15,010
‫اگه واقعاً همچین اتفاقی افتاده باشه،

50
00:05:15,010 --> 00:05:19,080
‫باید یه مأموریت یورش اعلام کنیم
‫تا ‫گروهی از ماجراجوهای رنک B رو بسیج کنیم،

51
00:05:19,080 --> 00:05:21,930
‫یا برای کمک دست به دامن خاندان اصلی بشیم.

52
00:05:24,470 --> 00:05:29,270
‫بـ ـ به‌هرحال، خوب کاری کردید ‫که زنده موندید و این خبر رو بهم رسوندید.

53
00:05:29,620 --> 00:05:32,770
‫توی حالت واندرینگ رفت؟ تلفاتی هم بود؟

54
00:05:32,770 --> 00:05:34,450
‫قصد ندارم سرزنشتون کنم.

55
00:05:34,450 --> 00:05:38,280
‫اسم‌تون رو علنی نمی‌کنیم. ‫فقط می‌خوایم راستش رو بگید.

56
00:05:38,660 --> 00:05:40,780
‫راستش، خب...

57
00:05:40,780 --> 00:05:46,280
‫فکر کنم همین الان بهتون گفتیم ‫که سیاه‌چال رو فتح کردیم.

58
00:05:46,280 --> 00:05:49,790
‫چی؟! یعنی همون‌جا ‫مستر رو کشتید؟

59
00:05:49,790 --> 00:05:52,720
‫از همون اول همین رو گفتیم.

60
00:05:52,720 --> 00:05:55,130
‫آره، ولی بازم...

61
00:05:55,130 --> 00:06:01,650
‫اصلاً همچین چیزی ممکنه؟
‫شماها ‫ماجراجوهای رنک D با تجهیزات ضعیفید.

62
00:05:55,460 --> 00:05:59,880
‫فکر کنم خیال کرده بود فرار کردیم.

63
00:06:00,320 --> 00:06:05,410
‫مسترِ تکامل‌یافته باید ‫از نظرش تهدید خیلی بزرگی باشه.

64
00:06:05,890 --> 00:06:09,380
‫شاید بشه نتیجه گرفت که هایلن بی‌گناهه.

65
00:06:09,380 --> 00:06:11,640
‫سـ ـ سنگ جادوییش کجاست؟

66
00:06:11,940 --> 00:06:15,790
‫با طلا عوضش کردم. ‫الان توی انبار گیلده.

67
00:06:15,790 --> 00:06:17,150
‫فـ ـ فهمیدم.

68
00:06:17,490 --> 00:06:20,650
‫پس از قبل تحویلش دادید ‫به گیلد.

69
00:06:20,930 --> 00:06:25,240
‫فکر نمی‌کنم دروغ بگید، ‫ولی باور کردنش هنوز خیلی سخته.

70
00:06:26,030 --> 00:06:32,000
‫هایلن-ساما، اگه دنبال چای‌تون می‌گردید، ‫یه کم پیش ریختیدش.

71
00:06:33,960 --> 00:06:35,250
‫اهم!

72
00:06:39,170 --> 00:06:41,760
‫ماتیلدا، برام بیارش.

73
00:06:41,990 --> 00:06:44,400
‫چای بیشتری می‌خواید، خانم؟ همین الان.

74
00:06:44,760 --> 00:06:47,380
‫نه، سنگ جادویی رو می‌گم!

75
00:06:47,380 --> 00:06:49,820
‫چـ ـ چشم! همین الان!

76
00:06:50,970 --> 00:06:55,770
‫فکر می‌کردم ترسناکه، ‫ولی درواقع یه جورایی بامزه‌ست.

77
00:06:55,770 --> 00:06:57,280
‫اهم!

78
00:06:57,770 --> 00:07:01,820
‫ممنون که مسترِ تکامل‌یافته رو کشتید.

79
00:07:02,180 --> 00:07:04,820
‫تصور نمی‌کنم برای همچین چیزی ‫آماده بوده باشید.

80
00:07:04,820 --> 00:07:10,830
‫یه شوالیه‌ی سنگین‌زره و یه پیروی رنک D... ‫سؤال‌های زیادی دارم،

81
00:07:11,090 --> 00:07:14,830
‫اما عجیب‌تر از همه اینه که چرا ‫این اتفاق توی دالان هزارپا افتاده.

82
00:07:14,830 --> 00:07:18,710
‫تازه، حالا هم سیاه‌چال ناپدید شده...

83
00:07:19,200 --> 00:07:21,500
‫هیچ ایده‌ای ندارید چی باعثش شده؟

84
00:07:21,830 --> 00:07:27,510
‫من به‌عنوان رئیس گیلد نمی‌تونم ‫با حدس و گمان مبهم
‫ به ماجراجوها جواب بدم.

85
00:07:28,590 --> 00:07:33,140
‫ولی خب... فکر کنم ‫بتونم این‌قدر بهتون بگم.

86
00:07:34,440 --> 00:07:40,660
‫مناطق دورافتاده، مخصوصاً نواحی شمالی،
‫ ‫نزدیک جنگل بزرگ ممنوعه،

87
00:07:40,660 --> 00:07:44,680
‫همیشه پر از فاجعه‌های هیولایی بودن.

88
00:07:46,400 --> 00:07:52,540
‫جنگل بزرگ ممنوعه پر از سیاه‌چال‌های ‫سطح‌بالاییه که هنوز فتح نشدن.

89
00:07:52,540 --> 00:07:54,590
‫وقوع فاجعه‌های هیولایی اونجا عادیه،

90
00:07:54,590 --> 00:07:57,200
‫برای همین منطقه‌ای خطرناک و ‫ممنوعه توی قاره محسوب می‌شه.

91
00:07:58,660 --> 00:08:03,560
‫و حالا اتفاق مشابهی ‫نزدیک شهری با ماجراجوهای زیاد افتاده؟

92
00:08:03,920 --> 00:08:06,920
‫زود می‌گیری، الیماس.

93
00:08:07,730 --> 00:08:10,430
‫ولی نمی‌تونم به این سؤال جواب بدم.

94
00:08:10,920 --> 00:08:14,750
‫پس بیشتر از این، ‫فقط حدس و گمان خودشه.

95
00:08:17,780 --> 00:08:19,770
‫ولی نگران نباشید.

96
00:08:19,770 --> 00:08:22,300
‫این موضوع رو جدی می‌گیریم.

97
00:08:22,300 --> 00:08:25,530
‫هم گیلد و هم خاندان هالرود ‫درموردش تحقیق می‌کنن.

98
00:08:25,840 --> 00:08:28,490
‫ممنون که بهمون هشدار دادید و گزارشش کردید.

99
00:08:30,830 --> 00:08:33,070
‫از توجه و ملاحظه‌تون ممنونیم.

100
00:08:35,040 --> 00:08:38,410
‫با این‌حال، هنوز حس می‌کنم ‫یه جای کار بوی توطئه می‌ده.

101
00:08:41,850 --> 00:08:47,740
‫مطمئن بودم که این اتفاق ‫کار دست‌های انسانیه.

102
00:08:48,790 --> 00:08:52,150
‫ماتیلدا خیلی داره معطل می‌کنه.

103
00:08:52,760 --> 00:08:55,850
‫بهش گفتم عجله کنه.

104
00:08:55,850 --> 00:08:57,270
‫ببخشید.

105
00:08:57,730 --> 00:08:59,650
‫بابت تأخیر عذر می‌خوام، هایلن-ساما.

106
00:08:59,650 --> 00:09:02,610
‫این هم سنگ جادویی ‫و مقداری چای تازه.

107
00:09:02,610 --> 00:09:06,020
‫گـ ـ گفتم فقط سنگ رو بیاری!

108
00:09:10,770 --> 00:09:14,780
‫بعد از اون، با رئیس گیلد، هایلن، صحبت کردیم،

109
00:09:15,230 --> 00:09:19,100
‫اما چیز مشخصی درباره‌ی ماجرای آمود مرگ نفهمیدیم.

110
00:09:19,830 --> 00:09:25,160
‫در نهایت، دلیل تکامل وجودیِ اون ‫همچنان یه معما باقی موند.

111
00:09:26,900 --> 00:09:30,960
‫خب، دیگه بهتره رفع زحمت کنیم.

112
00:09:30,960 --> 00:09:35,410
‫صبر کنید. حالا فهمیدم که قدرتمندید.

113
00:09:36,230 --> 00:09:41,390
‫استثنائاً همین الان ‫به رنک B ارتقاتون می‌دم.

114
00:09:41,390 --> 00:09:43,310
‫رنک B؟!

115
00:09:43,700 --> 00:09:45,580
‫هایلن-ساما، مطمئنید؟

116
00:09:45,580 --> 00:09:48,820
‫واقعاً می‌خواید این‌قدر راحت ‫رنک‌شون رو از C بالاتر ببرید؟

117
00:09:49,890 --> 00:09:51,320
‫مشکلی نداره.

118
00:09:51,720 --> 00:09:56,830
‫ارباب محلی شخصاً من رو منصوب کرد ‫تا رئیس گیلد لاکورینا باشم.

119
00:09:57,190 --> 00:10:02,330
‫هیچ‌کدوم از گیلد‌های دیگه ‫به قضاوت من اعتراض نمی‌کنن.

120
00:10:02,950 --> 00:10:08,960
‫از پیشنهادتون ممنونیم، ولی در عوضش ‫انتظاری از ما دارید؟

121
00:10:09,260 --> 00:10:10,790
‫منظورت چیه؟

122
00:10:10,790 --> 00:10:15,800
‫طبیعیه که ماجراجوهای ماهر ‫به رتبه‌ای برسن که لیاقتش رو دارن.

123
00:10:16,340 --> 00:10:20,680
‫فقط ازتون می‌خوام به ماجراجویی ادامه بدید.

124
00:10:22,090 --> 00:10:26,240
‫بالاخره این کار به نفع ‫گیلد و کشوره.

125
00:10:27,590 --> 00:10:29,190
‫و ـ وای، چقدر خفن!

126
00:10:29,580 --> 00:10:30,670
‫اهم.

127
00:10:30,670 --> 00:10:33,070
‫جدا از این موضوع،

128
00:10:33,070 --> 00:10:36,240
‫دنبال استخدام کارمندهای بیشتری ‫برای گیلد هستم.

129
00:10:36,240 --> 00:10:41,640
‫برای حفظ اعتبارمون، ترجیح می‌دم ‫ماجراجوهای رنک B یا بالاتر باشن.

130
00:10:43,340 --> 00:10:45,580
‫پس اصل کاری که می‌خواستین همین بود.

131
00:10:48,030 --> 00:10:51,550
‫برام مهم نیست که برای خاندان ادوان کار کنم،

132
00:10:52,070 --> 00:10:55,550
‫ولی یه‌کم با خدمت کردن به یه خاندان اشرافیِ دیگه مشکل دارم.

133
00:10:55,550 --> 00:10:58,260
‫درمورد خدمت به اشراف مطمئن نیستم.

134
00:10:58,260 --> 00:11:00,890
‫پس منم مجبورم پیشنهادتون رو رد کنم.

135
00:11:02,790 --> 00:11:05,890
‫بدون اینکه حتی شرایط پیشنهادم رو بشنوید، ردش کردید؟

136
00:11:06,190 --> 00:11:11,400
‫بیشتر از دو برابرِ دستمزدی رو می‌دم
‫که ماجراجوهای هم‌سطح شما می‌گیرن.

137
00:11:11,400 --> 00:11:14,090
‫ترجیح می‌دم ارتقای رنک رو هم رد کنم.

138
00:11:14,090 --> 00:11:15,050
‫چی؟!

139
00:11:16,470 --> 00:11:20,910
‫باشه. انگار ادامه دادن این مذاکره فایده‌ای نداره.

140
00:11:22,400 --> 00:11:25,790
‫فکر کنم گفتم پیشنهادم ‫هیچ ربطی به اون موضوع نداشت.

141
00:11:25,790 --> 00:11:28,400
‫هرچی گفتم، جدی بود.

142
00:11:28,400 --> 00:11:31,090
‫لازم نیست فکر کنید ‫باید چیزی بهم مدیون باشید.

143
00:11:31,800 --> 00:11:35,310
‫پس با کمال میل قبول می‌کنم.

144
00:11:35,310 --> 00:11:36,200
‫اما...

145
00:11:37,000 --> 00:11:42,600
‫اگه نظرتون عوض شد، هر وقت خواستید بیاید باهام صحبت کنید.

146
00:11:43,030 --> 00:11:49,100
‫سرم شلوغه، ‫ولی می‌تونم براتون وقت بذارم.

147
00:11:49,410 --> 00:11:51,860
‫بـ ـ بی‌خیال نمی‌شه.

148
00:11:52,460 --> 00:11:59,190
‫من و روچه با کمی تردید ‫ارتقامون به رنک B رو پذیرفتیم.

149
00:12:01,140 --> 00:12:03,990
‫حالا که ماجراجوهای رنک B هستیم،

150
00:12:03,990 --> 00:12:07,510
‫بریم یه آهنگر ماهر پیدا کنیم.

151
00:12:07,510 --> 00:12:08,250
‫باشه.

152
00:12:10,580 --> 00:12:16,380
‫راستی، مطمئنین اشکالی نداره ‫
‫من از یه سلاح به این باارزشی استفاده کنم؟

153
00:12:14,170 --> 00:12:16,380
‫‏خنجر هزارپای سمی [سطح توصیه‌شده: ۷۰]
‫ +حمله: ۲۸
‫ قیمت بازار: ۲۸,۰۰۰,۰۰۰ طلا
‫ خنجری آغشته به زهر هزارپا
‫ شانس کمی برای مسموم کردن دشمنان دارد
‫

154
00:12:16,700 --> 00:12:18,500
‫قدرت حمله‌ش بالاست،

155
00:12:18,500 --> 00:12:22,390
‫و اثرش هنگام ضربه زدن، ‫با مهارت بانوی شانست خوب جور درمیاد.

156
00:12:23,110 --> 00:12:25,650
‫فروختنش اسراف بزرگ‌تریه.

157
00:12:25,650 --> 00:12:31,190
‫ا ـ اما اگه این رو بفروشیم،
‫می‌تونیم ‫هر روز تا خرخره غذای خوشمزه بخوریم!

158
00:12:31,190 --> 00:12:33,190
‫همراه با دسر!

159
00:12:34,070 --> 00:12:37,020
‫نظرت چیه باز وقت شد ‫بریم یه رستوران خوبِ دیگه؟

160
00:12:38,270 --> 00:12:41,300
‫راستی، می‌خوام از فولاد سیاه و میتریل...

161
00:12:41,300 --> 00:12:44,910
‫برای خودم سلاح و زره بسازم. اشکالی نداره؟

162
00:12:44,910 --> 00:12:49,580
‫با احتساب دستمزد، احتمالاً ‫تجهیزات من گرون‌تر درمیاد.

163
00:12:44,910 --> 00:12:45,610
‫شمش میتریل
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫۲۵٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

164
00:12:44,910 --> 00:12:46,410
‫شمش فولاد سیاه
‫
‫
‫
‫
‫
‫
‫۴٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

165
00:12:46,240 --> 00:12:52,000
‫۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

166
00:12:46,540 --> 00:12:52,000
‫هزینه‌ی آهنگری

167
00:12:49,580 --> 00:12:52,000
‫معلومه که اشکالی نداره.

168
00:12:52,000 --> 00:12:56,210
‫ارزش مجموع تجهیزاتمون ‫سر به فلک می‌کشه.

169
00:12:54,750 --> 00:12:56,210
‫حدود ۳۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

170
00:12:54,750 --> 00:12:56,210
‫۲۸٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا

171
00:12:56,600 --> 00:13:02,510
‫ولی برای کار کردن روی میتریل، ‫به یه آهنگر سطح‌بالا نیاز داریم.

172
00:13:03,070 --> 00:13:06,880
‫شاید حتی توی این شهر هم پیداش نکنیم.

173
00:13:10,350 --> 00:13:13,160
‫برای پردازش فلزاتی که توی سیاه‌چال‌ها پیدا می‌شن،

174
00:13:13,160 --> 00:13:16,910
‫به درخت مهارت مخصوص ‫کلاس آهنگری نیاز داریم.

175
00:13:17,860 --> 00:13:22,860
‫آهنگرهای سطح‌بالا حتماً خیلی
‫ باارزش‌تر ‫از آهنگرهایی هستن که توی بازی می‌دیدم.

176
00:13:23,580 --> 00:13:28,370
‫همون‌طور که می‌ترسیدم، خیلی از آهنگرهای سطح‌بالا
‫...‫برای خاندان‌های اشرافی کار می‌کنن

177
00:13:28,750 --> 00:13:32,260
‫یا توی پایتخت سلطنتی، مغازه‌های بزرگی دارن.

178
00:13:32,260 --> 00:13:36,020
‫سطح آهنگرهایی که پیدا کردیم، ‫فقط حدود ۴۰ بود.

179
00:13:37,880 --> 00:13:43,390
‫یه آهنگر هست که توی یه کلبه توی جنگل زندگی می‌کنه،
‫یه کم دورتر از اینجاست.

180
00:13:38,570 --> 00:13:41,580
‫بعد از نصف روز گشتن توی مغازه‌ها،

181
00:13:42,110 --> 00:13:46,920
‫بالاخره از یه آهنگر سطح ۶۰ باخبر شدیم.

182
00:13:47,390 --> 00:13:50,390
‫البته پیشنهاد نمی‌کنم برید سراغش.

183
00:13:47,390 --> 00:13:51,990
‫اما از اونجایی که یه پیرمرد لجباز، سخت‌گیر و بداخلاقه،

184
00:13:51,990 --> 00:13:55,080
‫خیلی مایل به استفاده از خدماتش نبودیم.

185
00:13:55,080 --> 00:13:58,200
‫انگار واقعاً آدم رو اعصابیه و اگه از دستت کفری بشه،

186
00:13:58,200 --> 00:14:01,400
‫مهم نیست چقدر پول پیشنهاد بدی، ‫دیگه برات کار نمی‌کنه.

187
00:14:28,070 --> 00:14:31,890
‫این‌جا اصلاً شبیه خونه‌ی ‫یه آهنگر درجه‌یک نیست.

188
00:14:32,740 --> 00:14:35,720
‫دارم کم‌کم نگران می‌شم.

189
00:14:37,980 --> 00:14:44,280
‫ببخشید! شنیدیم که می‌تونیم ‫آهنگر وروگا-سان رو اینجا پیدا کنیم.

190
00:14:48,740 --> 00:14:49,780
‫ببخشید!

191
00:14:49,780 --> 00:14:52,760
‫باز برگشتی، وروجک؟!

192
00:14:51,610 --> 00:14:53,960
‫ببخشید! ببخشید!

193
00:14:53,960 --> 00:14:59,440
‫برای امثال شماها هیچ‌چیزی نمی‌سازم!

194
00:15:00,720 --> 00:15:04,440
‫شما کی هستید؟ اون وروجک که نیستید.

195
00:15:04,800 --> 00:15:06,830
‫بابت داد و بیداد معذرت می‌خوام.

196
00:15:06,830 --> 00:15:10,970
‫اخیراً یه ماجراجوی سمج ‫دست از سرم برنمی‌داره.

197
00:15:10,970 --> 00:15:14,350
‫باید باهاش کنار بیایم ‫تا از دستمون عصبانی نشه.

198
00:15:16,610 --> 00:15:19,110
‫شنیدیم که آهنگر ماهری هستی.

199
00:15:19,110 --> 00:15:22,930
‫حتماً آدم‌های عجیب‌وغریب ‫مدام
‫درخواست‌های غیرمنطقی ازتون دارن.

200
00:15:25,150 --> 00:15:26,940
‫حتماً خیلی اذیت می‌شین.

201
00:15:26,940 --> 00:15:32,290
‫فکر کردی با چاپلوسیِ الکی ‫می‌تونی دلمو به دست بیاری؟

202
00:15:28,490 --> 00:15:28,940
‫تاب

203
00:15:28,990 --> 00:15:29,440
‫تاب

204
00:15:29,490 --> 00:15:29,900
‫تاب

205
00:15:29,990 --> 00:15:30,450
‫تاب

206
00:15:30,490 --> 00:15:30,900
‫تاب

207
00:15:30,990 --> 00:15:31,450
‫تاب

208
00:15:31,490 --> 00:15:31,860
‫تاب

209
00:15:31,990 --> 00:15:32,360
‫تاب

210
00:15:32,290 --> 00:15:33,290
‫خب، من ازش خوشم نمیاد!

211
00:15:32,490 --> 00:15:32,570
‫تاب

212
00:15:33,290 --> 00:15:36,250
‫این پیرمرد از چیزی که فکر می‌کردم ‫هم لجبازتره.

213
00:15:36,250 --> 00:15:37,500
‫خوب گوش کن، پسر.

214
00:15:37,500 --> 00:15:41,750
‫حدس می‌زنم اومدی منو استخدام کنی،
‫ ‫ولی دو تا چیز هست که ازشون بدم میاد.

215
00:15:42,770 --> 00:15:47,390
‫جوجه‌فکلی‌های ازخودراضی و چاپلوس‌های وراج.

216
00:15:48,340 --> 00:15:51,850
‫ماجراجوهای امروزی همیشه یکی از این دوتان.

217
00:15:51,850 --> 00:15:54,060
‫صـ ـ صحیح.

218
00:15:54,060 --> 00:15:59,770
‫چرا فقط به‌خاطر مؤدب بودنم ‫دارم سرزنش می‌شم؟

219
00:15:59,770 --> 00:16:04,360
‫وروگا-سان، یه ماجراجو مزاحمتون می‌شه؟

220
00:16:04,360 --> 00:16:06,990
‫اون وروجک که چیزی نیست.

221
00:16:04,640 --> 00:16:05,090
‫تاب

222
00:16:05,140 --> 00:16:05,590
‫تاب

223
00:16:05,640 --> 00:16:06,050
‫تاب

224
00:16:06,140 --> 00:16:06,600
‫تاب

225
00:16:06,640 --> 00:16:07,050
‫تاب

226
00:16:06,990 --> 00:16:09,800
‫اون شمشیرزن جادوییِ لعنتی هی می‌گه:

227
00:16:09,800 --> 00:16:14,480
‫«پول دارم، پس خفه شو ‫و یه شمشیر درست‌وحسابی برام بساز.»

228
00:16:14,480 --> 00:16:19,750
‫نمی‌فهمن اگه برای پول کار می‌کردم، ‫اصلاً اینجا زندگی نمی‌کردم؟

229
00:16:19,750 --> 00:16:21,200
‫عجب شانسی آوردیم.

230
00:16:21,200 --> 00:16:24,800
‫می‌خواستیم اگه مجبور شدیم، ‫با پول راضیش کنیم.

231
00:16:24,800 --> 00:16:27,180
‫فقط فکر کردن بهشون هم عصبانی‌م می‌کنه.

232
00:16:25,140 --> 00:16:28,980
‫شاید بهتر باشه یه وقت دیگه برگردیم.

233
00:16:27,180 --> 00:16:30,800
‫وروگا زیر بار تهدید نمی‌ره.

234
00:16:31,900 --> 00:16:34,830
‫می‌گم، فکر کنم بهتره بریم.

235
00:16:35,640 --> 00:16:39,310
‫نباید بذارید یه پیرمرد ‫همین‌طور سرپا وایسه و حرف بزنه.

236
00:16:39,310 --> 00:16:42,640
‫ملاحظه‌ی بقیه رو نمی‌کنید؟ دنبالم بیاید.

237
00:16:45,090 --> 00:16:47,500
‫روچه، به نظرت دنبالش بریم؟

238
00:16:47,940 --> 00:16:52,450
‫شاید فقط دلش می‌خواد با یکی حرف بزنه.

239
00:16:52,450 --> 00:16:54,250
‫صداتون رو می‌شنوم!

240
00:16:54,950 --> 00:16:56,970
‫اگه نمیاید، گورتون رو گم کنید!

241
00:16:56,970 --> 00:16:59,790
‫ا ـ الان میایم!

242
00:17:00,920 --> 00:17:05,700
‫جوون‌های امروزی قدرت‌های خودشون رو نادیده می‌گیرن...

243
00:17:05,700 --> 00:17:08,800
‫و سعی می‌کنن به سلاح‌ها و محیط اطرافشون تکیه کنن.

244
00:17:09,130 --> 00:17:11,800
‫مهم‌ترین چیز، خود آدمه.

245
00:17:12,380 --> 00:17:17,060
‫من نمی‌تونم شمشیری بسازم که ‫
‫هرکسی رو با دستش گرفتنش، قهرمان کنه،

246
00:17:17,060 --> 00:17:19,330
‫اصلاً هم نباید همچین شمشیری وجود داشته باشه.

247
00:17:19,330 --> 00:17:22,060
‫تا کی می‌خواد ‫درباره‌ی این موضوع حرف بزنه؟

248
00:17:22,060 --> 00:17:27,340
‫بالا بردن سطح برای کلاس‌های دفاعی ‫و سریع مثل شما سخته.

249
00:17:27,340 --> 00:17:31,320
‫حتماً می‌خواید با پول، ‫قدرت حمله‌ی پایین‌تون رو جبران کنید،

250
00:17:31,770 --> 00:17:36,330
‫ولی عجله‌تون آخرش باعث می‌شه کشته بشید.

251
00:17:36,870 --> 00:17:39,730
‫البته حرفش بی‌راه نیست.

252
00:17:39,730 --> 00:17:43,830
‫داره بهمون می‌گه ‫مراقب جونمون باشیم.

253
00:17:44,140 --> 00:17:46,760
‫اگه اجازه بدید یه چیزی بگم...

254
00:17:48,210 --> 00:17:54,530
‫ممکنه قبل از اینکه تصمیم بگیرید ‫درخواستمون
‫ با اصولتون مغایرت داره یا نه، حرفمون رو بشنوید؟

255
00:17:55,720 --> 00:18:00,900
‫بعد از اینکه حرفم رو قطع کردی، بعیده ‫بتونی نظرم رو عوض کنی.

256
00:18:02,730 --> 00:18:04,720
‫می‌خوام اینو به یه شمشیر تبدیل کنید.

257
00:18:06,110 --> 00:18:09,420
‫چـ ـ چی؟ این...

258
00:18:12,830 --> 00:18:15,120
‫این میتریله؟

259
00:18:15,620 --> 00:18:17,530
‫می‌خوای یه شمشیر میتریلی برات بسازم؟

260
00:18:17,830 --> 00:18:22,330
‫مگه می‌شه یه آهنگر همچین فرصتی رو رد کنه؟

261
00:18:23,220 --> 00:18:25,340
‫نـ ـ نه، صبر کن.

262
00:18:25,340 --> 00:18:31,260
‫دادن سلاحی به این قدرتمندی
‫به یه آدم ضعیف، با اصولم نمی‌خونه.

263
00:18:31,550 --> 00:18:33,090
‫قبول نمی‌کنم.

264
00:18:33,340 --> 00:18:38,350
‫قربان، من و روچه اینو ‫با شکست دادن
‫یه گولم میتریلی به دست آوردیم.

265
00:18:38,770 --> 00:18:41,270
‫چـ ـ چی گفتی؟

266
00:18:41,270 --> 00:18:46,770
‫شما تازه‌کارها محاله ‫بتونید یه گولم میتریلی رو شکست بدید.

267
00:18:46,770 --> 00:18:50,280
‫من و روچه ماجراجوهای رنک B هستیم.

268
00:18:55,230 --> 00:19:00,410
‫فکر نمی‌کردم یه ماجراجوی رنک B ‫با این تجهیزات داغون بیاد کارگاه من.

269
00:19:01,430 --> 00:19:04,910
‫آره، این زره آهنی باعث می‌شه ‫جدی‌م نگیره،

270
00:19:05,190 --> 00:19:08,080
‫به‌خصوص که خودش آهنگره.

271
00:19:09,390 --> 00:19:13,650
‫خـ ـ خب، انگار اون‌قدرها هم ضعیف نیستید.

272
00:19:14,060 --> 00:19:17,960
‫به‌زور تأییدتون می‌کنم. فقط در همین حد.

273
00:19:17,960 --> 00:19:18,760
‫واقعاً؟

274
00:19:18,760 --> 00:19:20,350
‫یه فکری دارم، الیماس-سان!

275
00:19:20,830 --> 00:19:24,100
‫حالا که اینجاییم، چرا ازش نخوایم ‫رونِ ویرانی رو هم نصب کنه؟

276
00:19:24,100 --> 00:19:28,330
‫راست می‌گی. یه مدت قراره ‫از شمشیر میتریلی استفاده کنم.

277
00:19:28,330 --> 00:19:29,610
‫پس چه بهتر.

278
00:19:31,770 --> 00:19:42,660
‫رون ویرانی
‫قیمت بازار: ۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰ طلا
‫رونی ویرانگر
‫قدرت حمله‌ی سلاح را ۳۰٪ افزایش می‌دهد

279
00:19:31,890 --> 00:19:33,520
‫رون ویرانی.

280
00:19:33,520 --> 00:19:36,100
‫قیمت بازار: ۲۰ میلیون طلا.

281
00:19:36,100 --> 00:19:38,160
‫رونی ویرانگر.

282
00:19:38,160 --> 00:19:42,660
‫قدرت حمله‌ی سلاح را ۳۰٪ افزایش می‌دهد.

283
00:19:43,360 --> 00:19:45,710
‫این آیتم کمیاب رو هم داری؟

284
00:19:46,080 --> 00:19:49,920
‫این کار از چیزی که فکر می‌کردم ‫خیلی سنگین‌تره.

285
00:19:52,220 --> 00:19:57,430
‫برای شمشیر میتریلی، زره فولاد سیاه ‫و نصب رون،

286
00:19:57,790 --> 00:20:02,310
‫روی چهار میلیون طلا توافق کردیم.

287
00:20:02,310 --> 00:20:08,310
‫خوبه. پس قرار نبود با همون زره آهنی ‫به مبارزه ادامه بده.

288
00:20:17,110 --> 00:20:19,460
‫در چند روزی که طول کشید ‫تا کارش رو تموم کنه،

289
00:20:19,460 --> 00:20:23,950
‫به گشت‌وگذار توی لاکورینا و جمع‌آوری اطلاعات پرداختیم.

290
00:20:23,950 --> 00:20:27,000
‫اگه این‌کار و این‌کارو بکنیم،
‫می‌تونیم این کتاب مهارت رو گرون‌تر بفروشیم...

291
00:20:27,000 --> 00:20:29,690
‫الیماس-سان، بیاید خریدوفروش کتاب‌ها بی‌خیال شیم.

292
00:20:29,690 --> 00:20:30,540
‫عه؟

293
00:20:40,870 --> 00:20:43,400
‫یکی یه سیاه‌چال پیدا کرده.

294
00:20:44,520 --> 00:20:45,450
‫اوه؟

295
00:20:45,450 --> 00:20:48,020
‫به این سیاه‌چال علاقه‌مند شدین؟

296
00:20:48,020 --> 00:20:51,520
‫دریاچه‌ی زیرزمینی رانا، ‫سطح پیشنهادی: ۲۰.

297
00:20:51,980 --> 00:20:56,530
‫به نظر میاد سطح پیشنهادی‌ش ‫برای ما یه کم پایینه.

298
00:20:57,200 --> 00:20:58,830
‫راست می‌گه.

299
00:20:58,830 --> 00:21:04,030
‫این سیاه‌چال برای ماجراجوهای تازه‌کاره
‫ ‫تا به مبارزه با هیولاها عادت کنن.

300
00:21:05,920 --> 00:21:07,010
‫روچه.

301
00:21:07,910 --> 00:21:12,540
‫هنوز یه کم طول می‌کشه تا وروگا ‫تجهیزاتم رو آماده کنه.

302
00:21:13,600 --> 00:21:18,550
‫چطوره یه مدت از شکار هیولاها دست بکشیم ‫و به‌جاش بریم ماهیگیری؟

303
00:21:24,210 --> 00:21:27,220
‫مـ ـ منظورتون اینه که...

304
00:21:28,810 --> 00:21:32,400
‫دارین منو به قرار عاشقانه دعوت می‌کنین؟!

305
00:21:33,630 --> 00:21:34,980
‫دارم دعوتت می‌کنم بریم ماهیگیری.

306
00:21:34,980 --> 00:21:39,110
‫چــــــــــی؟!

307
00:21:39,130 --> 00:21:49,130
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

308
00:23:11,540 --> 00:23:15,820
‫کارمون هم با رئیس گیلد و هم با آهنگر خوب پیش می‌ره،

309
00:23:15,820 --> 00:23:16,870
‫پس وقت ماهیگیریه!

310
00:23:17,570 --> 00:23:21,430
‫حتی توی بازی هم عاشق ماهیگیری بودم.

311
00:23:21,430 --> 00:23:23,980
‫اما چقدر می‌تونیم وسایل جور کنیم؟

312
00:23:23,980 --> 00:23:26,890
‫برای تهیه‌ی وسایل درست حسابی مثل چوب ماهیگیری یا رون...

313
00:23:26,890 --> 00:23:30,660
‫نه وقتشو داریم و نه پولشو.

314
00:23:31,350 --> 00:23:33,980
‫قسمت بعد: «ملکه‌ی خاندان ماهیگیرها.»

315
00:23:34,330 --> 00:23:36,520
‫ماجراجوهای خوب عاشق ماهیگیری‌ان.

316
00:23:36,520 --> 00:23:38,560
‫از وقتی بازی می‌کردم، ‫همیشه همین رو می‌گفتم.
