WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:19.019 --> 00:20.020
‫سلام لی

00:23.774 --> 00:25.943
‫آتش!

00:30.989 --> 00:32.115
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:33.492 --> 00:35.577
‫پیکنیکه

00:35.661 --> 00:37.496
‫تا حالا نرفتی پیکنیک؟

00:37.579 --> 00:39.810
‫خب، واقعا قشنگه که می‌بینم

00:39.822 --> 00:42.251
‫از مالیاتمون داره استفاده مفید میشه

00:42.334 --> 00:44.461
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

00:45.420 --> 00:49.258
‫خب، از قرار پلیس‌ها بهترین شاهد هستن

00:50.300 --> 00:54.513
‫و تو یه روزنامه‌نگار دروغگویی،
‫برای همین

00:56.765 --> 00:58.100
‫هی، می‌دونی

00:59.768 --> 01:01.888
‫نمی‌دونم چرا، ولی انگار

01:01.900 --> 01:04.398
‫همه‌جور حادثه‌ای سر مردم میاد

01:04.481 --> 01:06.191
‫- تو اوکلاهما
‫- اوهوم

01:06.984 --> 01:10.862
‫سر از تهِ چاه و خوک‌دونی درمیارن.
‫ولی تو...

01:10.946 --> 01:12.781
‫تو یه جور راه میری که انگار رویین‌تنی

01:12.864 --> 01:16.702
‫آره، تو هم یه جور راه میری
‫که انگار خیلی کله‌گنده‌ای

01:16.785 --> 01:18.036
‫ولی من چهره واقعیت رو می‌بینم

01:18.120 --> 01:20.163
‫داری سوراخ اشتباهی رو بو می‌کنی

01:20.247 --> 01:22.916
‫اتفاقا سوراخ درستی رو بو می‌کنم
‫و بوی گند میده

01:23.834 --> 01:27.087
‫ای تف بهت. دهنتو دونالد

01:27.170 --> 01:28.839
‫این برای بتی جو بود

01:28.922 --> 01:30.299
‫ای گوه توش

01:30.382 --> 01:32.801
‫کیر توش. اه

01:32.884 --> 01:35.679
‫بیا. بیا

01:37.347 --> 01:40.017
‫مرسی

01:41.226 --> 01:42.978
‫- اوه، لی
‫- دهنت...

01:43.061 --> 01:46.064
‫کلا نمی‌فهمی بقیه دارن بازیت میدن، مگه نه؟

01:46.148 --> 01:47.691
‫آها

01:47.774 --> 01:50.694
‫نه، مطمئنم بتی جو کلی داستان از خودش درآورده

01:50.777 --> 01:56.283
‫درباره من و وفاداری و تعهد

01:57.492 --> 01:59.244
‫دیگه چی بهت گفته؟

02:00.370 --> 02:04.082
‫- یه چیز رو بهم گفت
‫- خب؟

02:04.708 --> 02:07.002
‫حواسم نبود، خصوصیه

02:07.085 --> 02:09.588
‫حرفای اتاق خوابی و اینا بود، می‌دونی؟

02:13.592 --> 02:17.179
‫بامزه‌ای. آره. بامزه‌ای

02:18.138 --> 02:19.222
‫لعنتی

02:19.306 --> 02:21.600
‫آتش!

02:25.935 --> 02:28.940
‫لی، قضیه بیش از حد کش پیدا کرده

02:31.443 --> 02:33.278
‫یه درخواستی ازت می‌کنم

02:34.613 --> 02:35.906
‫رک و راست

02:38.241 --> 02:40.035
‫می‌خوام دست از سرمون برداری

02:40.118 --> 02:43.580
‫خب، منم می‌خوام بدونم برادرت رو کی کشته

02:43.664 --> 02:45.832
‫و حقیقتش یکم برام نگران‌کننده‌ست

02:45.916 --> 02:47.626
‫که تو نمی‌خوای بدونی

02:47.709 --> 02:48.877
‫تو منو نمی‌شناسی

02:51.630 --> 02:53.340
‫برادرم رو هم نمی‌شناختی

02:59.304 --> 03:01.306
‫یه بار اینو میگم بهت

03:04.059 --> 03:05.185
‫دیل رو نکشتن

03:06.311 --> 03:09.773
‫یه نفر بازیش می‌داد

03:13.568 --> 03:15.070
‫با یه سرخپوست آشنا شده بود

03:15.153 --> 03:16.738
‫نمی‌دونم. یارو رو نمی‌شناسم

03:16.822 --> 03:18.323
‫از این دغلکارهاست

03:19.282 --> 03:21.451
‫نقاش خیابونیه.
‫قطعا هم گِی‌ـه

03:22.077 --> 03:23.286
‫با دیل صمیمی شد

03:23.370 --> 03:25.374
‫ماهیت رابطه‌شون رو نمی‌دونم

03:25.386 --> 03:27.290
‫و نمی‌خوام هم بدونم

03:27.374 --> 03:31.211
‫ولی این مرد کاری کرد دیل خودش رو بکشه

03:31.294 --> 03:35.966
‫خیلی‌خب، پس یه نقاش خیابونی
‫برادرت رو قانع کرده که خودش رو بکشه

03:36.049 --> 03:38.176
‫- منظورت اینه؟
‫- نه، نه

03:38.260 --> 03:41.430
‫منظورم اینه که
‫یه افکاری تو ذهنش کاشت

03:42.055 --> 03:45.142
‫- این یارو رو دیدی؟
‫- نه، من با آدمای خیابونی نمی‌پرم

03:45.225 --> 03:46.226
‫جامعه هدفم نیستن

03:46.309 --> 03:49.229
‫اوه...
‫دقیقا به دیل چی گفته؟

03:49.312 --> 03:51.231
‫- چی...
‫- لی، لی، تموم شده

03:51.314 --> 03:52.566
‫خب؟

03:53.358 --> 03:56.445
‫دیل مرده.
‫دیگه همه راه‌ها رو امتحان کردی

03:58.447 --> 03:59.948
‫خیلی‌خب

04:00.532 --> 04:01.700
‫هات‌داگ داریم

04:03.326 --> 04:05.537
‫- اسم یارو رو می‌دونی؟
‫- جدی میگم لی

04:06.663 --> 04:07.998
‫یه هات‌داگ بخور

04:17.883 --> 04:20.343
‫گرفتین منو؟
‫من هفت بلوک اونورتر زندگی می‌کنم

04:20.427 --> 04:22.053
‫به من چه؟
‫برو اوبر بگیر دیوث

04:22.137 --> 04:23.221
‫ما باید برگردیم پیکنیک‌مون

04:23.305 --> 04:25.766
‫پیکنیک داریم جیگر.
‫هات‌داگ‌های تمام‌گوشت منتظرمونن

04:25.849 --> 04:28.059
‫- گورتو گم کن
‫- گمشو بیرون حاجی

04:28.852 --> 04:30.187
‫دلقک‌ها

04:30.854 --> 04:33.148
‫نه حاجی وایسا.
‫وایسا رفیق. پشیمون شدم

04:33.231 --> 04:34.900
‫بیا سوار شو رفیق. سوار شو

04:34.983 --> 04:36.610
‫گشنته؟
‫غذای گربه بخر بی‌خایه

04:36.693 --> 04:38.653
‫- خدافظ کسخل
‫- کیرم دهنتون!

04:47.000 --> 04:54.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:55.000 --> 04:58.000
‫« ترجمه از حسین رضایی و امیر فرحناک »

05:43.301 --> 05:46.680
‫- دهنتو سامانتا
‫- هی! خیلی‌خب. چوب رو بذار کنار

05:46.763 --> 05:49.724
‫- ممکن بود...
‫- ببخشید، ببخشید، کلید اینجا رو دارم هنوز

05:49.808 --> 05:52.143
‫چی... حالت خوبه؟
‫فرانسیس خوبه؟

05:52.894 --> 05:56.189
‫آره، فران خوبه

05:56.273 --> 05:57.566
‫فران خوبه

05:58.066 --> 06:01.069
‫پس داستان چیه؟
‫اینجا... اینجا چیکار می‌کنی؟

06:01.152 --> 06:06.283
‫خب، اومدم چیز... دنبال یه کتاب بورخس

06:06.366 --> 06:07.409
‫تو...

06:08.660 --> 06:10.168
‫نصفه‌شب اومدی اینجا

06:10.180 --> 06:11.830
‫که یه کتاب برداری؟

06:11.913 --> 06:13.832
‫ایناهاش

06:13.915 --> 06:15.250
‫آره، بزنش به حسابم

06:15.333 --> 06:17.252
‫- نه، نه، نه. داستان چیه؟
‫- هوم

06:17.836 --> 06:19.004
‫آقای جانی راکتس کجاست؟

06:19.588 --> 06:20.839
‫نمی‌خوام دربارش حرف بزنم

06:21.631 --> 06:23.967
‫چیه؟ باهات بهم زد؟

06:26.636 --> 06:28.346
‫همون سامانتای همیشگی

06:29.222 --> 06:30.724
‫نگو اینو

06:32.350 --> 06:33.435
‫عذر می‌خوام

06:34.769 --> 06:35.937
‫چی شد؟

06:38.023 --> 06:39.441
‫زدم زیرش

06:42.485 --> 06:43.528
‫زیر عروسی؟

06:55.165 --> 06:57.417
‫- مستی؟ مستی
‫- نه، دو تا پیک خوردم

06:57.500 --> 06:59.044
‫- واقعا... وای
‫- شاید سه تا

07:00.378 --> 07:01.463
‫- آها
‫- سه تا خوردم

07:02.464 --> 07:03.798
‫سه تا، ها؟

07:07.719 --> 07:09.554
‫دلت رو صابون نزن، خب؟

07:09.638 --> 07:10.972
‫ولی...

07:12.098 --> 07:13.475
‫پایه هستی؟

07:25.487 --> 07:27.280
‫فیزز اند استیجز؟

07:27.989 --> 07:30.325
‫- نه. مرل نه. بیخیال
‫- خیلی‌خب

07:30.408 --> 07:31.409
‫عه...

07:32.118 --> 07:34.287
‫- آره، معلومه
‫- به به

07:39.334 --> 07:40.627
‫ای جان، ای جان

07:57.769 --> 07:59.759
‫یادته واژه‌ی «صبح» رو

07:59.771 --> 08:02.524
‫با «بهار» اشتباه گرفته بود؟

08:02.607 --> 08:05.151
‫میومد می‌گفت «پاشو بابا، بهار شده»

08:07.987 --> 08:10.490
‫دلم برای اون روزا تنگ شده

08:10.573 --> 08:11.825
‫دلم برای اون سنش تنگ شده

09:12.886 --> 09:15.221
‫هی

09:18.349 --> 09:19.350
‫من...

09:19.434 --> 09:21.352
‫من باید برم دستشویی

09:56.346 --> 09:58.890
‫نمی‌تونیم. دیگه نباید این کارو بکنیم

09:59.724 --> 10:02.435
‫باید دراز بکشم

10:03.103 --> 10:04.104
‫- باشه
‫- سرم گیج میره

10:04.187 --> 10:06.856
‫باشه، من دارمت.
‫بیا. بیا

10:10.318 --> 10:11.861
‫با جانی بهم زدم

10:12.529 --> 10:14.030
‫باشه

10:14.114 --> 10:16.449
‫خب، می‌دونی، اگه یه جای کار می‌لنگه...

10:17.283 --> 10:18.701
‫می‌لنگه دیگه

10:19.577 --> 10:22.539
‫گوه زدم

10:23.915 --> 10:24.916
‫واقعا؟

10:25.959 --> 10:27.627
‫آره، باید درستش کنم

10:30.797 --> 10:31.798
‫اوه

11:06.332 --> 11:08.293
‫به سونیاتا خوش اومدید

11:09.127 --> 11:11.129
‫چقدر پیش ما می‌مونید؟

11:11.212 --> 11:13.131
‫خدایا، نمی‌دونم

11:13.715 --> 11:15.884
‫و چی باعث شده به سونیاتا بیاید؟

11:17.177 --> 11:19.679
‫عه...

11:20.471 --> 11:21.472
‫دارم فرار می‌کنم

11:22.140 --> 11:23.766
‫یارو می‌خواد منو بکشه

11:25.435 --> 11:26.686
‫اوه

11:27.478 --> 11:30.231
‫اوهوم. تلوزیون کابلی دارین؟

11:30.315 --> 11:32.525
‫اوه، هیچ صفحه نمایشگری نداریم

11:36.237 --> 11:37.238
‫هی

11:37.947 --> 11:39.657
‫فرقه که نیست، ها؟

11:41.117 --> 11:45.496
‫خب اگه بهتر کردنِ خود یعنی فرقه بودن،
‫ما فرقه‌ایم

11:48.291 --> 11:51.544
‫گندش بزنن. خیلی‌خب

11:54.839 --> 11:55.924
‫با سم حرف زدم

11:56.007 --> 11:58.384
‫- خب، چطور بود؟
‫- از همینجا اومد

11:59.260 --> 12:02.805
‫می‌دونی، از دری که به راه‌پله

12:02.889 --> 12:04.224
‫و بعد به آپارتمانت می‌رسه

12:04.307 --> 12:05.350
‫اتفاقی نیفتاد، خب؟

12:05.433 --> 12:07.685
‫در واقع، برعکسِ اون اتفاق، اتفاق افتاد

12:07.769 --> 12:08.853
‫پس فکرای بد نکن

12:08.937 --> 12:11.940
‫- قضاوت نمی‌کنم
‫- آره، برای همین اینجایی

12:13.107 --> 12:14.525
‫شنیدم داره ازدواج می‌کنه

12:15.401 --> 12:17.111
‫- از کجا شنیدی؟
‫- فرانسیس

12:17.195 --> 12:19.072
‫لعنتی. چه حسی به قضیه داشت؟

12:19.155 --> 12:20.657
‫لی، باید ازش بپرسی

12:20.740 --> 12:23.034
‫خودت چه حسی داری؟

12:23.117 --> 12:25.703
‫من چه حسی دارم؟
‫چه‌می‌دونم

12:26.663 --> 12:28.539
‫ما که با هم نیستیم،
‫پس چه میشه کرد؟

12:28.623 --> 12:30.541
‫خب خوشحاله.
‫مرده هم خوب بنظر میاد

12:30.625 --> 12:33.795
‫شاید خیلی هم خوب نباشه،
‫ولی بد نیست

12:33.878 --> 12:35.213
‫لعنتی

12:35.296 --> 12:36.631
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- عه

12:37.215 --> 12:38.466
‫ایناهاش. این

12:39.175 --> 12:40.426
‫می‌تونی اینو بخونی؟

12:42.637 --> 12:43.805
‫شبیه «چاتو»ـه

12:44.472 --> 12:45.932
‫- چاتو؟
‫- آها

12:46.015 --> 12:48.101
‫- همون یارو که مرکز شهر آدما رو نقاشی می‌کنه
‫- درسته

12:48.184 --> 12:49.519
‫دنبال همون می‌گردم

12:50.019 --> 12:51.229
‫- می‌شناسیش؟
‫- نه

12:52.355 --> 12:53.356
‫خیلی کمک کردی

12:54.107 --> 12:58.152
‫خب، اگه هنرمند بودی
‫کجا می‌رفتی؟

13:00.321 --> 13:02.657
‫خب هنرمند هستم، شاعرم.
‫«اگه» دیگه چیه؟

13:02.740 --> 13:04.867
‫به لحاظ نظری، هنرمند هستی

13:05.410 --> 13:06.310
‫به لحاظ نظری؟

13:06.322 --> 13:07.537
‫این کیری‌ترین حرفیه که تا حالا بهم زدی

13:07.620 --> 13:09.247
‫- ای خدا
‫- بنظرت باید تو مغازه هم

13:09.330 --> 13:12.000
‫روی آثارم کار کنم؟
‫تو وقت آزادم روی اونا کار می‌کنم

13:12.083 --> 13:14.752
‫فقط میگم اگه یه نقاش خیابونی بودی

13:14.836 --> 13:17.714
‫که در ازای پول مردم رو نقاشی می‌کنه،
‫کجا می‌تونستم پیدات کنم؟

13:18.715 --> 13:19.716
‫نمی‌دونم

13:19.799 --> 13:20.835
‫یالا دیگه، بگو جدی

13:20.847 --> 13:22.343
‫کجا می‌رفتی کارهات رو بفروشی؟

13:22.427 --> 13:23.636
‫بگو، بگو، بگو

13:23.720 --> 13:25.972
‫- فروشگاه سرخپوستی. معلومه
‫- باشه

13:26.055 --> 13:27.515
‫- حله. بریم
‫- چی؟

13:27.598 --> 13:29.434
‫نه، وقتی میگی «اگه هنرمند بودی» هیچ‌جا نمیام

13:29.517 --> 13:32.603
‫- ببین، عذر می‌خوام، ولی نمی‌تونم تنها برم
‫- لی، یه فروشگاهه

13:32.687 --> 13:34.439
‫می‌دونم، ولی من یه مرد سفیدم،
‫جالب نیست

13:34.522 --> 13:36.107
‫سفیدپوست‌ها هم اجازه دارن
‫وارد مغازه‌های سرخپوستی بشن خنگول

13:36.190 --> 13:38.026
‫می‌دونم، ولی نمی‌خوام یکی از اون سفیدها باشم

13:38.109 --> 13:40.862
‫که می‌خوان پَر جمع کنن
‫که خفن بنظر بیان، خب؟

13:40.945 --> 13:42.488
‫هنری رو ببر

13:50.413 --> 13:52.290
‫یک و نیم برابر دستمزد می‌گیرم

13:52.957 --> 13:54.125
‫ممنون

14:05.553 --> 14:07.055
‫چته تو؟

14:07.847 --> 14:08.848
‫هوم؟

14:08.931 --> 14:10.224
‫ساکتی

14:14.020 --> 14:16.022
‫دیروز چرا جواب تماس‌هام رو ندادی؟

14:20.359 --> 14:23.654
‫یه سری کارهای شخصی داشتم

14:23.738 --> 14:25.740
‫خب، اگه واقعا می‌خوای

14:25.823 --> 14:28.076
‫رئیس گروه امنیتیم باشی،
‫باید اولویت‌بندی کنی

14:28.159 --> 14:29.202
‫باید در دسترس باشی

14:29.952 --> 14:31.162
‫دیروز نیازت داشتم

14:31.913 --> 14:34.165
‫ببین، تازه کارو شروع کردم

14:35.124 --> 14:36.292
‫بهرحال یه موانعی پیش میاد

14:37.752 --> 14:40.338
‫اون روزنامه‌نگار مزدوری که گفته بودم
‫تعقیب کنی رو یادته؟

14:40.421 --> 14:42.173
‫- اوهوم
‫- باهاش یه مشکلی داشتم

14:44.175 --> 14:45.176
‫چیکار کرده؟

14:48.304 --> 14:49.305
‫هیچی

14:50.306 --> 14:52.809
‫- فقط داره فضولی می‌کنه. فضولی
‫- هوم

14:53.518 --> 14:56.729
‫گفتم یه سری بچه‌های پلیس
‫حلش کنن، نگران نباش

14:58.689 --> 15:01.275
‫ببین، دیگه تکرار نمیشه

15:01.859 --> 15:03.069
‫می‌تونی روم حساب کنی

15:03.736 --> 15:05.029
‫الانم روت حساب می‌کنم

15:08.658 --> 15:10.910
‫- خیلی‌خب. ممنون
‫- ممنون

15:10.993 --> 15:12.370
‫استانکو

15:13.287 --> 15:14.580
‫کمک خواستین بهم بگین

15:14.664 --> 15:15.790
‫مرسی

15:16.290 --> 15:18.251
‫خیلی‌خب، برو.
‫برو باهاش حرف بزن

15:18.334 --> 15:20.503
‫- چی؟
‫- برو دیگه...

15:21.129 --> 15:22.421
‫از تو بشنوه بهتره

15:22.505 --> 15:24.507
‫خودت همین الان سه تا سرخپوست
‫برات کار می‌کنن

15:24.590 --> 15:27.093
‫برو باهاش گپ بزن.
‫خودت بلدی

15:32.515 --> 15:34.517
‫دوستم دنبال یه نفر می‌گرده

15:35.017 --> 15:36.102
‫باشه

15:36.185 --> 15:37.436
‫خب، دنبال کی می‌گردی؟

15:38.062 --> 15:40.439
‫عه، سلام. من لی هستم

15:41.023 --> 15:43.484
‫سلام لی.
‫خوشحالم از دیدارت

15:43.568 --> 15:45.778
‫- من میکو هستم
‫- سلام میکو

15:45.862 --> 15:47.738
‫خب ببین

15:47.822 --> 15:50.074
‫دنبال یه نقاشم.
‫یه پسر بومیه (سرخپوست)

15:50.158 --> 15:51.409
‫یه نقاش خیابونیه انگار

15:51.492 --> 15:53.661
‫باشه. یعنی دیوارنگاری می‌کنه؟

15:53.744 --> 15:55.496
‫نه، نمی‌دونم. نه به اون صورت

15:55.580 --> 15:57.310
‫بیشتر پرتره می‌کشه، مگه نه؟

15:57.322 --> 15:58.541
‫ملت رو نقاشی می‌کنه پول می‌گیره

15:58.624 --> 16:00.918
‫- آره، همین
‫- آها، منظورت باکت‌ـه

16:01.002 --> 16:03.045
‫- باکت؟
‫- آره، باکت

16:03.129 --> 16:04.922
‫طراحی زغال انجام میده
‫و به مردم می‌فروشه

16:05.006 --> 16:06.924
‫- خیلی‌خب، می‌تونه چاتو باشه؟
‫- خب...

16:07.008 --> 16:08.134
‫این اسم واقعیشه

16:08.217 --> 16:10.261
‫ولی ما بهش میگیم باکت

16:10.344 --> 16:13.181
‫آره، ما مافیاطوریم

16:13.264 --> 16:14.307
‫می‌تونم یه لقب هم برای تو بذارم

16:14.390 --> 16:15.933
‫نه، نه، نه، نمی‌خواد

16:16.017 --> 16:19.812
‫باشه. چندتا از آثارش رو اونجا داریم

16:19.896 --> 16:20.897
‫عه پشمام، خودشه که

16:20.980 --> 16:22.565
‫بله. اوهوم

16:22.648 --> 16:24.483
‫آره، یه نقاشی از خاله من کشید

16:24.567 --> 16:27.653
‫عجب، واقعا؟
‫دوست داشتم با این پسر حرف بزنم

16:28.988 --> 16:30.406
‫می‌تونی یه سر بری مرکز

16:30.489 --> 16:32.867
‫- مرکز؟
‫- آره مرکز سرخپوستان

16:32.950 --> 16:34.368
‫بعضی وقتا اونجا می‌چرخه

16:34.452 --> 16:36.369
‫اتفاقا همین امروز اونجا بازی هندگیم دارن

16:36.381 --> 16:38.080
‫و تاکوی سرخپوستی می‌فروشن

16:38.706 --> 16:40.124
‫- خیلی‌خب
‫- می‌خونن و قمار می‌کنن

16:40.208 --> 16:41.709
‫شاید اونجا باشه

16:41.792 --> 16:44.212
‫باشه، ولی آواز خوندن و اینا مراسم رسمیه؟

16:44.295 --> 16:47.131
‫ظاهرم مناسبه؟

16:47.215 --> 16:49.008
‫یه پیرهن روبانی براش بد نیست، مگه نه؟

16:49.091 --> 16:50.176
‫اوهوم

16:50.259 --> 16:52.428
‫نه، لازم نیست بابا...
‫پیرهن روبانی چیه؟

16:52.511 --> 16:54.388
‫فکر کنم یه دست‌دومش رو دارم

16:54.931 --> 16:56.724
‫قشنگ اندازه خودته

16:56.807 --> 16:58.684
‫- واقعا؟
‫- اوهوم

17:02.063 --> 17:05.066
‫انگار بچه نامشروع دیوی کراکت
‫و استیون سیگال‌ـم

17:05.149 --> 17:07.526
‫- قشنگه
‫- نه، خودت شبیه ونزدی آدامزی

17:07.610 --> 17:08.986
‫نظرت اعتبار نداره

17:09.070 --> 17:10.571
‫تو سفیدی.
‫باید یکم رسمی‌تر باشی

17:10.655 --> 17:12.406
‫- اینجوری محترمانه‌ست
‫- آره

17:12.490 --> 17:13.491
‫و گوش کن

17:13.574 --> 17:16.577
‫- ملت رو سین جیم نکن
‫- منظورت...

17:16.661 --> 17:18.746
‫سفیدپوست‌ها همیشه
‫سوال زیاد می‌پرسن

17:18.829 --> 17:21.415
‫خب چجوری بدون سوال پرسیدن
‫سوال بپرسم؟

17:21.499 --> 17:22.708
‫با سوال نپرسیدن

17:22.792 --> 17:25.002
‫چجوری بگم «این یارو رو کجا پیدا کنم؟»

17:25.086 --> 17:27.630
‫با گفتنِ «دنبال این یارو می‌گردم»

17:29.131 --> 17:30.424
‫باشه

17:30.508 --> 17:31.592
‫کتت رو دوست دارم

17:35.930 --> 17:36.931
‫ممنون

17:37.014 --> 17:38.599
‫باید کتت رو بهش می‌دادی

17:38.683 --> 17:39.767
‫یه رسم سرخپوستی قدیمیه

17:39.850 --> 17:42.103
‫اگه کسی بگه از چیزی خوشش اومده،
‫باید اونو بهش بدی

17:42.186 --> 17:44.480
‫- مسخره‌ست
‫- بزرگتره، آره

17:44.564 --> 17:46.399
‫- خیلی‌خب
‫- بوی نون سرخ‌شده میاد

17:46.482 --> 17:49.151
‫بیا بریم وقتی مراسم تموم شد بیایم

17:49.235 --> 17:50.653
‫- سلام
‫- بفرما کاستر

17:52.029 --> 17:53.322
‫بهم گفت «کاستر»
‫(افسری که در جنگ با سرخپوستان کشته شد)

17:53.406 --> 17:55.449
‫- انصاف نیست دیگه
‫- بیخیال، می‌تونیم غذا بخوریم

18:04.999 --> 18:06.252
‫گندش بزنن

18:06.335 --> 18:08.629
‫فکر کردم از اون اَبَرکلیساهاست

18:12.091 --> 18:14.552
‫- انگار نیایش تموم شده
‫- هوم

18:17.805 --> 18:19.390
‫شماره یارو رو نداری؟

18:19.473 --> 18:22.226
‫چرا. شبان کلیسا یه سره بهم زنگ می‌زنه

18:22.935 --> 18:24.937
‫این ملاقات‌های انتخاباتی
‫خیلی مصیبتن

18:25.021 --> 18:26.981
‫ولی خب تک تک آرا مهمن

18:27.064 --> 18:28.899
‫آقای واشبرگ، فرماندار آینده

18:31.193 --> 18:32.278
‫یکم دیر اومدین

18:36.240 --> 18:37.408
‫قبلا آشنا شدیم؟

18:37.950 --> 18:39.619
‫شبان مارک استرن‌ویک هستم

18:40.202 --> 18:43.831
‫باعث افتخاره که تشریف آوردید
‫به معبد کوچک ما

18:43.914 --> 18:49.086
‫خب، برای مردم خوبِ... وان ول
‫از هیچ کاری فروگذار نمی‌کنیم

18:50.338 --> 18:52.214
‫ایشون مارتی برانر هستن

18:52.298 --> 18:54.550
‫رئیس گروه امنیتی
‫و دوست خوب منه

18:56.719 --> 18:58.095
‫می‌تونم این طرفا رو نشونتون بدم؟

18:58.179 --> 19:00.556
‫خوشحال میشم براتون بگم
‫که اینجا چیکار می‌کنیم

19:02.266 --> 19:04.935
‫- حتما
‫- امروز سه قرار دیگه هم داری دونالد

19:06.312 --> 19:07.730
‫اشکال نداره. این همه راه اومدیم

19:07.813 --> 19:09.231
‫حتما، دوست دارم کلیسا رو ببینم

19:09.315 --> 19:10.652
‫مطمئنم مردم مسیحی و خوبِ وان ول

19:10.664 --> 19:12.151
‫من رو صحیح و سالم برمی‌گردونن

19:12.735 --> 19:14.487
‫حتما. از این طرف

19:14.570 --> 19:16.072
‫سوار ارابه‌ام شید

19:16.155 --> 19:17.198
‫خیلی‌خب

19:18.574 --> 19:19.659
‫برو بریم

19:22.286 --> 19:23.621
‫حاضرین؟

19:23.704 --> 19:25.331
‫- حاضرم
‫- بریم

19:42.139 --> 19:44.725
‫می‌دونی، یه سوالی دارم

19:44.809 --> 19:47.353
‫سوال ندارم، یه گزاره‌ای دارم

19:47.436 --> 19:49.063
‫به شکل سوال

19:49.689 --> 19:50.690
‫یا برعکس بود؟

19:51.816 --> 19:53.442
‫واقعا کتت رو دوست دارم

19:53.526 --> 19:55.528
‫- واقعا؟
‫- خیلی قشنگه

19:58.030 --> 20:01.575
‫می‌دونی چیه؟
‫میدمش به خودت. هوم؟

20:01.659 --> 20:02.952
‫- چی؟ نه بابا
‫- آره

20:03.035 --> 20:06.414
‫نه، آره بابا. مال تو.
‫مبادله منصفانه‌ایه

20:06.497 --> 20:09.709
‫عجب، خیلی...
‫خیلی گرون بنظر میاد

20:09.792 --> 20:12.336
‫آره. خب، اخیراً یکم پول دستم اومده

20:12.420 --> 20:13.754
‫- پس مسئله‌ای نیست
‫- اوه

20:14.588 --> 20:17.133
‫خب، گزاره‌ت چیه؟

20:18.551 --> 20:23.139
‫آها. خب، یه هنرمندی هست

20:23.222 --> 20:24.765
‫اسمش چاتوـه

20:24.849 --> 20:25.850
‫دنبالش می‌گردم

20:25.933 --> 20:26.934
‫نمی‌شناسمش

20:29.395 --> 20:30.396
‫باشه، بریم؟

20:31.021 --> 20:33.774
‫چی؟ نه، باید بمونیم با ملت حرف بزنیم

20:33.858 --> 20:35.234
‫نه، من نمی‌خوام با کسی حرف بزنم

20:35.317 --> 20:37.737
‫- پس من حرف می‌زنم
‫- نه، نه، تنهام نذار

20:37.820 --> 20:39.864
‫- تنهات می‌ذارم. برو
‫- فقط...

20:39.947 --> 20:41.490
‫- دیدرا، تنهام نذار
‫- بله؟

20:43.117 --> 20:44.368
‫چیزیت نمیشه

20:47.872 --> 20:51.333
‫هی، کاستر.
‫بنظرم یه دست هندگیم بازی کن

20:51.417 --> 20:53.085
‫ببین، من زیاد لقب کاستر رو دوست ندارم

20:53.169 --> 20:55.379
‫نه بابا، راحته

20:56.464 --> 20:59.425
‫نه، نمی‌دونم...
‫اصلا ذره‌ای بلد نیستم چجوریه

20:59.508 --> 21:00.752
‫بی‌احترامی بزرگیه

21:00.764 --> 21:02.094
‫اگه دعوت به بازی رو رد کنی

21:02.178 --> 21:03.971
‫- پاشو کاستر
‫- بیا، راحته

21:04.054 --> 21:05.473
‫آخه...

21:05.556 --> 21:07.558
‫ببین، تو چشم خواهرم مارجی
‫نباید نگاه کنی

21:07.641 --> 21:08.934
‫چون اگه تو چشمش نگاه کنی

21:09.018 --> 21:10.561
‫می‌فهمه کدوم طرف رو انتخاب می‌کنی

21:10.644 --> 21:13.355
‫پس سرت رو به یه طرف کج کن
‫و امیدوار باش که بره سمت دیگه

21:13.439 --> 21:14.899
‫آره. باشه

21:14.982 --> 21:17.568
‫- اون قوانین رو برات توضیح میده
‫- آره، ببین

21:18.152 --> 21:19.987
‫برای اون دست اینجوری کن،
‫برای اون دست اینجوری

21:20.070 --> 21:21.989
‫اینجوری برای وسط
‫و اینجوری برای بیرون

21:22.072 --> 21:23.657
‫- گرفتی؟ خوبه
‫- تو می‌تونی

21:23.741 --> 21:24.825
‫هی، گند نزنی

21:25.367 --> 21:26.744
‫همه دارن نگاه می‌کنن

21:28.662 --> 21:29.789
‫من طرف توام کاستر

21:29.872 --> 21:31.582
‫آخه... اصلا نمی‌دونم...

21:35.753 --> 21:37.296
‫خیلی‌خب، عه...

21:39.006 --> 21:40.716
‫- دو!
‫- آره، ریدم

21:40.800 --> 21:41.801
‫اشکال نداره

21:41.884 --> 21:43.636
‫- دوباره برم؟
‫- دوباره برو

21:44.512 --> 21:47.348
‫عه...

21:48.766 --> 21:50.559
‫خیلی‌خب، خیلی ممنون. اوکیه

21:50.643 --> 21:51.977
‫نه، نه، نه. اشکال نداره

21:52.061 --> 21:54.939
‫- یه بار دیگه امتحان کن. بار آخره
‫- کاستر یه بار دیگه امتحان می‌کنه

21:55.439 --> 21:56.732
‫تو می‌تونی کاستر

21:56.816 --> 21:58.234
‫تو چشمش نگاه نکن

22:04.573 --> 22:05.991
‫هی!

22:06.075 --> 22:07.576
‫الان بردم، نه؟

22:07.660 --> 22:08.911
‫آره. بردی

22:08.994 --> 22:11.789
‫- ممنون، ممنون
‫- آره، از این طرف

22:11.872 --> 22:14.667
‫دوتا بستنی قیفی برای تو
‫بخاطر شرکت تو بازی

22:14.750 --> 22:16.293
‫- باشه، مرسی
‫- خیلی‌خب

22:16.377 --> 22:17.670
‫- عجب
‫- خوشگل شدین

22:17.753 --> 22:19.004
‫- روز خوبی داشته باشین
‫- تو هم

22:21.090 --> 22:22.383
‫- لی
‫- چیه؟

22:22.883 --> 22:25.010
‫- سلام
‫- گرفتمش

22:25.094 --> 22:26.470
‫می‌دونم، ولی دیدی؟

22:26.554 --> 22:28.055
‫- اول دو بار اشتباه گفتم...
‫- بیا اینجا

22:28.138 --> 22:30.015
‫ولی دفعه سوم زدم تو خال

22:30.099 --> 22:32.977
‫- گوش بده بهم. گرفتمش
‫- چی رو؟ اوه، چاتو رو؟

22:33.060 --> 22:35.013
‫محل سکونت و فامیلیش رو گیر آوردم

22:35.025 --> 22:36.522
‫خیلی‌خب. کجا زندگی می‌کنه؟

22:37.481 --> 22:40.109
‫تو ویسپرینگ پاینز پیش
‫بابابزرگش زندگی می‌کنه

22:41.360 --> 22:43.279
‫- کارت خوبه
‫- بگیر سیب‌زمینی رو

22:43.362 --> 22:44.655
‫خوب گرفت‌ها

22:51.245 --> 22:53.372
‫خیلی‌خب. حاضری؟

22:54.081 --> 22:55.374
‫من که نمیام

23:01.005 --> 23:02.049
‫می‌دونی...

23:25.946 --> 23:26.989
‫سلام

23:29.867 --> 23:30.910
‫چاتو؟

23:31.535 --> 23:33.245
‫آره. با چاتو کار دارم

23:33.746 --> 23:36.600
‫از دوستاشم.
‫دوست یکی از دوستاشم در واقع

23:40.544 --> 23:42.555
‫قهوه درست کردم

23:43.756 --> 23:45.007
‫خیلی‌خب، میشه...

23:47.051 --> 23:48.177
‫اوه، مرسی

23:49.094 --> 23:51.513
‫اوه... هی. بذار...

23:52.765 --> 23:56.310
‫بذار خودم برمی‌دارم،
‫بذار خودم برمی‌دارم، مرسی

23:56.894 --> 23:58.368
‫- خب...
‫- همون همیشگی؟

24:01.774 --> 24:03.817
‫حتماً. چرا که نه

24:04.611 --> 24:05.923
به به

24:06.075 --> 24:07.076
‫نابی هم هست

24:07.101 --> 24:08.593
‫- آره
‫- آره

24:11.066 --> 24:14.110
‫چرا عینهو طلبکارهای دم مغازه‌ای؟

24:14.135 --> 24:17.431
‫- بگیر بشین، بشین
‫- خیلی‌خب، باشه

24:17.498 --> 24:18.582
‫خب...

24:20.209 --> 24:21.293
‫چاتو هست؟

24:22.378 --> 24:24.296
‫چاتو؟

24:25.798 --> 24:27.800
‫چاتو هم باهات اومد؟

24:28.509 --> 24:31.387
‫نه، نه، نه. من خودم دنبالشم

24:32.346 --> 24:35.182
‫چرا یه جوری رفتار می‌کنی، دیل؟

24:35.891 --> 24:38.352
‫دیل؟ نه، من...

24:39.019 --> 24:41.855
‫دیروز برادرت رو تو تلویزیون دیدم

24:42.815 --> 24:44.608
‫موهاش رو مشکی کرده

24:45.501 --> 24:47.212
‫انگاری زده به سرش

24:48.487 --> 24:50.364
‫آخرش گند می‌زنه و...

24:51.615 --> 24:53.409
‫رأی نمیاره

25:03.419 --> 25:04.420
‫خانم

25:05.045 --> 25:07.131
‫- بله؟
‫- ملاقاتی دارین

25:18.100 --> 25:19.513
‫اینجا دیگه کجاست؟

25:19.935 --> 25:21.395
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

25:21.478 --> 25:24.314
‫یه یارویی اومد اجرام
‫و بهم گفت اینجا پیدات کنم

25:24.398 --> 25:26.150
‫بعدش پلیس‌ها اومدن بردنش

25:26.233 --> 25:27.776
‫پلیس‌ها گرفتنش؟

25:27.860 --> 25:31.871
‫مامان، چه‌خبر شده؟
‫خواهش می‌کنم راستش رو بگو

25:34.575 --> 25:35.993
‫برات جایزه آوردم

25:37.119 --> 25:38.120
‫اوه!

25:39.371 --> 25:41.040
‫و وسطِ این هاگیر واگیر،

25:42.416 --> 25:44.501
‫من و عموت به مشکل خوردیم

25:44.585 --> 25:46.211
‫نمی‌خوام چیزی راجع‌بهش بشنوم

25:47.379 --> 25:48.589
‫خودت گفتی راستش رو بگم

25:52.045 --> 25:54.340
‫فکر نمی‌کردم دیگه بخوای منو ببینی

25:55.387 --> 25:56.388
‫تو مامانمی

25:57.514 --> 25:58.974
‫معومه که می‌خوام ببینمت

26:01.393 --> 26:04.521
‫الان که بابات فوت کرده،
‫ما باید هوای همدیگه رو داشته باشیم

26:06.356 --> 26:07.775
‫تو همه‌ی دار و ندارمی

26:10.386 --> 26:11.647
‫باید بری پیش یکی که کمکت کنه

26:13.530 --> 26:16.784
‫یه جای درست و حسابی،
‫نه از این کمپ‌های هیپی‌طور

26:23.165 --> 26:25.417
‫حتماً. بذار این ماجراها تموم شه

26:28.378 --> 26:29.755
‫قول میدم

26:37.387 --> 26:39.264
‫خیلی دوستت دارم

26:42.000 --> 26:49.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:52.019 --> 26:53.312
‫انگاری یه چندتا...

26:54.488 --> 26:57.491
‫- شکارچی اینجان. می‌شناسی‌شون؟
‫- بچه‌های خودمون‌ان

26:57.574 --> 26:59.660
‫خیلی‌خب

27:02.663 --> 27:03.705
‫قشنگه، نه؟

27:05.582 --> 27:06.834
‫آره، قطعاً همینطوره

27:07.501 --> 27:08.877
‫شناختی؟

27:09.920 --> 27:12.381
‫نه، نشناختم

27:12.881 --> 27:15.092
‫- باید بشناسم؟
‫- خب، امیدوارم

27:15.175 --> 27:16.468
‫زمینِ خودته

27:17.094 --> 27:18.262
‫اوه

27:19.138 --> 27:20.139
‫آره

27:21.348 --> 27:22.349
‫آره، گمونم زمین خودمه

27:22.432 --> 27:25.060
‫خب، می‌دونی، من هیچوقت
‫از اینطرف بهش نگاه نکردم

27:27.104 --> 27:29.022
‫- قراره مال ما بشه
‫- خریدار...

27:31.900 --> 27:32.901
‫خریدار شمایید؟

27:33.986 --> 27:35.028
‫آره

27:35.746 --> 27:37.080
‫خیلی هیجان‌زده‌ایم

27:37.105 --> 27:40.816
‫خرید بزرگی حساب میشه
‫واسه کلیسایی به این کوچیکی

27:41.451 --> 27:44.913
‫خدا لطف کرده و برامون
‫یه خیرخواه بزرگ فرستاده

27:46.123 --> 27:49.251
‫انگاری جفت‌مون توی
‫«انجمن ۴۶» یه دوستی داریم

27:49.877 --> 27:52.212
‫- انجمن ۴۶؟
‫- خودت که می‌دونی چی رو میگم؟

27:52.296 --> 27:54.548
‫شنیدم توی یکی از ضیافت‌هاشون

27:54.631 --> 27:56.675
‫با سخنرانی فرانک مارتین شرکت کردی

27:56.700 --> 27:58.140
‫آره، درسته

27:58.165 --> 28:01.670
‫ولی نمی‌دونم این چه ربطی به
‫ماجرای خرید زمین داره

28:02.097 --> 28:04.505
‫نداره. ولی کارشون رو خوب بلدن

28:04.751 --> 28:06.272
‫می‌خوان ارزش زمین بازی رو

28:06.685 --> 28:08.979
‫توی اکلاهما تراز کنن

28:10.022 --> 28:12.316
‫قدرت هنوز دست قبایله

28:12.900 --> 28:16.570
‫ولی اکلاهما همیشه اوضاع بهتری داشت
‫وقتی توسط مردمش اداره میشد

28:16.653 --> 28:18.906
‫خب، ببین...

28:18.989 --> 28:21.241
‫من خیلی از جزئیات ماجرا خبردار نیستم

28:21.325 --> 28:22.326
‫آمم...

28:22.409 --> 28:26.788
‫و به خاطر سیاست و اینجور مسائل
‫نباید هم باشم، ولی...

28:29.207 --> 28:31.084
‫ولی دوست دارم بدونم که
‫چرا منو اینجا آوردی

28:32.502 --> 28:34.588
‫نقشه‌های بزرگی واسه اینجا داریم

28:35.380 --> 28:37.507
‫قراره اینجا یه آبادی بسازیم

28:38.175 --> 28:40.344
‫- یه اجتماع
‫- که اینطور

28:40.427 --> 28:42.012
‫خیلی صبر کردیم

28:42.102 --> 28:45.856
‫ولی من به مردم قول دادم که
‫این معامله زود انجام میشه

28:47.142 --> 28:50.354
‫توی دنیایی که من زندگی می‌کنم،
‫وقتی به یکی قولی میدی،

28:52.105 --> 28:53.357
‫بهتره پای حرفت وایسی

28:55.484 --> 28:57.444
‫قولی که میدی یعنی همه‌چی

28:59.905 --> 29:03.511
‫- فرانک گفته این حرف‌ها رو به من بزنی؟
‫- یه داستانی از این زمین می‌دونم

29:04.785 --> 29:06.662
‫می‌دونی چی شد اسمش رو «وان ول» گذاشتیم؟

29:07.496 --> 29:10.082
‫- کلیسا رو میگم
‫- نمی‌دونم

29:11.083 --> 29:13.043
‫داستان واسه خیلی وقت پیش‌هاست

29:13.126 --> 29:15.087
‫دو نفر سر یه زمین به مشکل می‌خورن

29:15.629 --> 29:17.255
‫جفت‌شون ادعا می‌کنن زمین مال خودشونه

29:18.035 --> 29:21.455
‫یکی‌شون چاه (= وِل) می‌کَنه
‫و واسه دودکش خونه‌ش...

29:21.480 --> 29:23.816
‫- ماسه‌سنگ استخراج می‌کنه...
‫- فکر کنم اینو شنیده باشم

29:23.841 --> 29:26.569
‫نیمه‌شب یکی‌شون...

29:27.140 --> 29:29.893
‫یواشکی میره سراغ اون یکی
‫و باهم گلاویز میشن

29:30.686 --> 29:32.479
‫یه چیزی میگم و یه چیزی می‌شنوی

29:32.562 --> 29:34.439
‫از همون درگیری‌هایی که
‫هر آدمی سر زمین می‌کنه

29:34.982 --> 29:36.149
‫تا سر حد مرگ

29:37.275 --> 29:38.610
‫و همینطور هم شد

29:40.323 --> 29:42.033
‫جفت‌شون مردن

29:42.058 --> 29:44.298
‫یکی‌شون تیر به شکمش خورد و اون یکی...

29:45.409 --> 29:47.119
‫با چکش له لورده شد

29:48.745 --> 29:50.622
‫ولی چاه هنوز سر جاشه

29:52.916 --> 29:56.420
‫همسایه‌ها سال‌ها اومدن و
‫سطل‌هاشون رو پر آب کردن

29:58.463 --> 30:00.084
‫داستان قشنگی نبود؟

30:02.092 --> 30:04.511
‫در نتیجه، بعضی وقت‌ها هم...

30:06.888 --> 30:07.931
‫خشونت...

30:09.141 --> 30:10.892
‫باعث و بانی خیر میشه

30:11.893 --> 30:14.479
‫خودت دیگه در جریانی، مگه نه؟

30:17.482 --> 30:19.026
‫عینهو بچه‌های خودم

30:19.526 --> 30:24.740
‫نمی‌دونم در جریانی کار من چیه یا نه،
‫ولی من به آدم‌ها فرصتِ دوباره میدم

30:26.575 --> 30:28.076
‫یه جایگاه کنار خودم

30:28.744 --> 30:30.957
‫جایی برای عبادت

30:30.982 --> 30:33.624
‫و داشتن هدفی خارج از چیزی که

30:33.649 --> 30:35.984
‫دنیای بیرون بهشون پیشنهاد داده

30:36.209 --> 30:37.711
‫خیلی لطفت رو می‌رسونه

30:37.794 --> 30:39.212
‫زحمات زیادی می‌کشی

30:39.713 --> 30:44.885
‫فرانک قول داده که گذشته‌مون
‫تأثیری روی خرید زمین‌ها نمی‌ذاره

30:45.802 --> 30:47.679
‫فقط اومدم مطمئنم شم که همینطوره

30:49.306 --> 30:50.307
‫نه

30:50.807 --> 30:53.226
‫خریدار هرکی که باشه
‫باهاش مشکلی ندارم

30:59.149 --> 31:00.984
‫خب، پس بهتره دیگه برگردیم

31:23.131 --> 31:25.801
‫هی. دیل برگشته

31:26.593 --> 31:28.553
‫- سلام
‫- فکر کردی مرده

31:29.262 --> 31:30.931
‫چرا گفتی من مردم؟

31:31.598 --> 31:34.108
‫فقط داشتیم باهم صحبت می‌کردیم

31:34.931 --> 31:36.561
‫باید از اینجا بری

31:36.586 --> 31:37.775
‫- باشه. خیلی‌خب
‫- خب

31:37.800 --> 31:40.696
‫دوتا از رفیقام این بغل عضو باند خلافن
‫و پاشون اینجا برسه فاتحه‌ت خونده‌ست

31:40.721 --> 31:43.850
‫چرت نگو. کسی این بغل زندگی نمی‌کنه.
‫خودت هم خوب می‌دونی

31:48.281 --> 31:49.783
‫چی می‌خوای؟

31:49.866 --> 31:53.078
‫ببین، پسر، فقط می‌خوام ببینم
‫چه بلایی سر دیل اومده، خب؟

31:53.161 --> 31:56.623
‫برادرش گفته تو ممکنه
‫یه ربطی به مرگش داشته باشی

31:56.706 --> 31:57.833
‫شاید گولش زده باشی یا هرچی

31:58.416 --> 32:00.947
‫گولش زده باشم؟ من سرجمع
‫دو کلوم هم باهاش حرف نزدم

32:00.972 --> 32:02.838
‫- خیلی‌خب
‫- بیشتر وقت‌ها پیش آقاجون بود

32:02.863 --> 32:05.767
‫- چرا پیش آقاجونت باید باشه؟
‫- ازش خوشش می‌اومد

32:07.134 --> 32:09.594
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ چی می‌خوای؟
‫واقعاً چی می‌خوای؟

32:09.678 --> 32:11.763
‫نمی‌خوام سربه‌سر تو یا آقاجونت بذارم

32:11.847 --> 32:16.184
‫فقط خیلی اتفاقی می‌دونم که
‫دیل واشبرگ خودکشی نکرده

32:17.978 --> 32:20.021
‫چه اهمیتی داره؟ الان دیگه مرده

32:20.105 --> 32:21.398
‫چی؟

32:21.481 --> 32:24.192
‫اگه یکی عزیزانِ تو رو کشته بود
‫خودت چه حالی داشتی؟

32:24.217 --> 32:27.512
‫خب؟ اگه حقیقت مهم نباشه،
‫پس هیچی مهم نیست، درسته؟

32:27.537 --> 32:30.123
‫یالا، فقط بگو چطور آشنا شدید.
‫فقط همین رو می‌خوام بدونم

32:32.732 --> 32:34.479
‫ازم خواست بِکِشمش

32:35.455 --> 32:37.384
‫پول خوبی هم بابتش داد،
‫من هم نه نگفتم

32:37.914 --> 32:40.959
‫خیلی‌خب. پس، یهو از ناکجاآباد
‫پیداش میشه و ازت می‌خواد بکشیش؟

32:40.984 --> 32:42.229
‫همین؟

32:43.420 --> 32:44.754
‫نه

32:45.338 --> 32:46.715
‫پس، تعریف کن

32:53.635 --> 32:55.345
‫توی مرکز شهر زل زده بود به کلوب و...

32:55.370 --> 32:57.415
‫- چه کلوبی؟
‫- کلوب همجنسگراها

32:57.793 --> 32:59.170
‫آره، راست میگی

33:00.152 --> 33:01.695
‫بیرون پارک کرد

33:02.689 --> 33:06.064
‫چمی‌دونم، حتماً می‌خواست
‫عزمش رو جزم کنه که بره تو

33:06.484 --> 33:09.154
‫چند باری اونجا دیدمش و...

33:09.237 --> 33:13.325
‫یه شب دیگه به کلوب زل نزده بود

33:13.408 --> 33:14.685
‫فقط داشت...

33:16.077 --> 33:17.579
‫منو نگاه می‌کرد

33:18.788 --> 33:21.541
‫من نقاشی می‌کردم و
‫با دوستام وقت می‌گذروندم

33:23.168 --> 33:26.850
‫یه شب توی استراحتِ بین کارها
‫داشتیم سیگار می‌کشیدیم و وقت می‌گذروندیم

34:02.165 --> 34:03.416
‫بفرمایید

34:03.500 --> 34:06.586
‫- خدای من، عاشقش شدم
‫- خواهش می‌کنم

34:06.670 --> 34:08.338
‫- بازم برمی‌گردیم
‫- حتماً

34:09.464 --> 34:11.424
‫بعدش یه شب اومد پیشم

34:15.303 --> 34:16.633
‫سلام عرض شد

34:18.682 --> 34:20.876
‫طراح ماهری هستی

34:23.645 --> 34:24.688
‫ممنون

34:26.110 --> 34:27.462
‫می‌خواین شما رو هم بکشم؟

34:28.024 --> 34:32.153
‫رفیق، فکر نکنم دلت بخواد
‫یه گاوچرون پیر و زشت مثل من رو بکشی

34:32.237 --> 34:34.406
‫ببین، کار من همینه

34:34.489 --> 34:37.367
‫اگه پول بدی، می‌کشمت

34:38.910 --> 34:40.870
‫باشه، خوشم اومد

34:41.830 --> 34:43.068
‫بفرما بشین

35:00.204 --> 35:01.616
‫اینجوری خوبه؟

35:01.641 --> 35:03.268
‫آره، عالیه

35:05.854 --> 35:07.188
‫خب، سعی کن...

35:07.272 --> 35:09.164
‫سعی کن تکون نخوری، لطفاً

35:09.189 --> 35:10.189
‫حالا شد

35:21.786 --> 35:23.038
‫از طراحی راضی بود

35:24.956 --> 35:26.499
‫بعدش مدام بهم سر میزد

35:27.876 --> 35:32.172
‫برام یه فنجون قهوه میاورد
‫یا فقط می‌نشست و تماشام می‌کرد

35:34.758 --> 35:36.321
‫به نظرم آدم عجیبی بود

35:36.843 --> 35:39.458
‫- نه از اون آدم‌های عجیبِ ترسناک، ولی...
‫- آره

35:41.973 --> 35:44.379
‫چمی‌دونم.
‫یه جورایی دلم براش می‌سوخت

35:47.270 --> 35:48.515
‫بعدش ‌کم‌کم...

35:49.105 --> 35:53.109
‫من رو تا خونه‌ی آقاجون می‌رسوند
‫و... خلاصه باهم جور شدن و...

35:54.319 --> 35:56.404
‫وقت‌هایی که نبودم هم دیل اینجا بود

35:57.113 --> 35:59.366
‫ولی اون دوتا چه حرفی دارن که باهم بزنن؟

36:02.118 --> 36:04.421
‫راجع‌به اوضاع و احوال قدیم صحبت می‌کردن

36:05.914 --> 36:08.833
‫آقاجون جوون که بود
‫توی مزرعه زندگی می‌کرد

36:09.417 --> 36:10.418
‫درسته

36:11.586 --> 36:13.296
‫بعدش چی؟

36:15.173 --> 36:18.259
‫- همین
‫- پس، شما دوتا هیچوقت...

36:20.178 --> 36:22.499
‫- هیچوقت سکس نکردیم؟
‫- خب، منظورم اینه که...

36:23.264 --> 36:24.866
‫- نمی‌خواستم اینجوری بگم
‫- نه

36:24.891 --> 36:25.934
‫- نه؟
‫- نه

36:25.959 --> 36:26.960
‫خیلی‌خب

36:27.811 --> 36:29.451
‫شاید ازم خوشش می‌اومد، ولی...

36:30.105 --> 36:32.482
‫حرفی نزد. فقط قهوه میاورد

36:33.274 --> 36:34.317
‫پس...

36:35.068 --> 36:37.445
‫چرا دونالد واشبرگ فکر می‌کنه که
‫تو دستی تو ماجرا داری؟

36:37.529 --> 36:38.697
‫قضیه چیه؟

36:40.949 --> 36:43.660
‫احتمالاً دلیلش اینه که نمی‌فهمه یا...

36:43.743 --> 36:46.496
‫خودم هم نمی‌دونم،
‫واقعاً اهمیتی نداره

36:47.372 --> 36:48.373
‫مهم نیست

36:53.002 --> 36:54.212
‫چرا بهم دروغ میگی؟

37:06.474 --> 37:09.561
‫- فردا وقت داری؟
‫- آره. معلومه که وقت دارم

37:10.520 --> 37:12.480
‫- خیلی‌خب، هفت صبح می‌بینمت
‫- چرا؟

37:13.732 --> 37:15.108
‫آقاجون صبح‌ها حالش بهتره

37:16.943 --> 37:18.737
‫باشه، ردیفه. آره، حتماً

37:18.820 --> 37:22.115
‫می‌خوای دوناتی چیزی بیـ...؟

37:28.705 --> 37:31.875
‫از بس گرمم شده که
‫نصف حرف‌هاش رو نمی‌فهمم

37:31.958 --> 37:34.753
‫عرق از چاک کونم داره پایین میره

37:34.778 --> 37:36.389
‫اونوقت این یارو داره تهدیدم می‌کنه

37:36.468 --> 37:37.761
‫چطوری؟

37:38.298 --> 37:39.382
‫با تُن صداش

37:39.466 --> 37:42.469
‫تن صداش رو اعصابم بود

37:42.552 --> 37:44.596
‫واسه همینه به واسطه پورسانت میدن، مگه نه؟

37:44.679 --> 37:48.291
‫تا من با همچین خریدارِ رو مخی
‫سر و کله نزنم

37:48.600 --> 37:52.145
‫وقتی رسیدیم یادم بنداز به فرانک زنگ بزنم

37:52.170 --> 37:53.657
‫فرانک؟

37:54.522 --> 37:56.691
‫فرانک مارتین که مالک آکرونه

37:57.358 --> 37:59.444
‫بین خودمون باشه،
‫معامله‌ی خیلی خوبی برام جور کرده

37:59.527 --> 38:04.449
‫به قدری خوب بود که آدم باورش نمیشد

38:05.450 --> 38:07.964
‫توی آکرون کسی به اسم...

38:08.220 --> 38:09.800
‫آلن مورفی رو می‌شناسی؟

38:10.914 --> 38:12.874
‫نه، نه

38:19.255 --> 38:20.256
‫مارک!

38:20.808 --> 38:21.809
‫مارک!

38:24.969 --> 38:27.388
‫چی تو سرت بود که
‫به دونالد واشبرگ زنگ زدی؟

38:27.472 --> 38:28.973
‫کشوندیش اینجا؟

38:28.998 --> 38:30.708
‫مخت تاب برداشته؟

38:30.733 --> 38:33.486
‫سعی کردم باهات صحبت کنم، فرانک،
‫ولی تو اصلاً توجهی...

38:33.511 --> 38:36.175
‫گفتم واشبرگ با من،
‫تو فقط باید با خودم حرف بزنی!

38:36.481 --> 38:39.526
‫قبوله. الان کلافه به نظر میای.
‫بیا یه قدمی بزنیم که آروم شی

38:47.367 --> 38:49.285
‫شیش آوردی. شروع کن، آقاجون

38:49.369 --> 38:50.370
‫حالا چی قراره بازی کنیم؟

38:50.453 --> 38:51.663
‫واهو

38:51.746 --> 38:53.665
‫- واهو؟
‫- آره، مامان‌جونم واسه قبیله‌ی کریک بود

38:53.748 --> 38:54.791
‫همیشه اینو بازی می‌کرد

38:54.874 --> 38:56.501
‫خیلی‌خب، خوبه.
‫فقط باید بهم یاد بدی

38:56.584 --> 39:00.588
‫باید تمام مهره‌ها رو برسونی خونه

39:00.672 --> 39:02.239
‫خب، تا اینجاش رو بلد بودم

39:02.674 --> 39:06.427
‫من یه چندتایی رو از دست دادم

39:07.387 --> 39:09.907
‫می‌خواد ماجرای دیل رو بشنوه، آقاجون

39:10.765 --> 39:12.016
‫اوه

39:12.851 --> 39:14.018
‫چی می‌خوای بدونی؟

39:18.314 --> 39:19.899
‫آدم درستی بود

39:22.902 --> 39:23.945
‫آره

39:25.405 --> 39:27.490
‫حیف کشتنش

39:28.992 --> 39:29.993
‫کشتنش؟

39:30.535 --> 39:31.578
‫کی کشتش؟

39:34.747 --> 39:38.795
‫شیاطین به ذهنش نفوذ کردن و...

39:40.461 --> 39:42.589
‫گمونم تاب تحملش رو نداشت

39:42.672 --> 39:45.216
‫ماجرای زمین رو بگو.
‫زمین خودمون. همون...

39:45.300 --> 39:46.922
‫همون چیزهایی که به دیل گفتی رو بهش بگو

39:48.303 --> 39:49.304
‫آهان

39:50.305 --> 39:51.306
‫من...

39:52.390 --> 39:54.934
‫بهش گفتم زمین‌ها از کجا میان

39:55.018 --> 39:56.686
‫- زمین‌های خودش رو
‫- چی؟

39:56.711 --> 39:59.863
‫- زمین دیل واشبرگ؟
‫- زمین خانوادگی‌شون

40:00.273 --> 40:03.080
‫اولین قطعه‌ی زمینِ نیت واشبرگِ ریش‌سفید

40:03.610 --> 40:05.028
‫ولی قبلش...

40:06.571 --> 40:08.364
‫زمین پدربزرگ خودم بود

40:12.493 --> 40:15.580
‫پس، منظورت اینه زمین
‫«ایندین هد هیلز» زمین خانوادگی‌تونه؟

40:16.164 --> 40:18.166
‫بابام قبلاً رو اون زمین...

40:19.959 --> 40:22.754
‫گیاه‌های دارویی برداشت می‌کرد

40:26.049 --> 40:29.367
‫کل ماجرا رو برام تعریف کرد
‫که چطور زمین از دست رفت

40:35.850 --> 40:38.186
‫بابام اون زمان سنی نداشت

40:38.269 --> 40:40.480
‫می‌تونیم همینجا معامله رو جوش بدیم

40:40.563 --> 40:41.981
‫نظرت چیه؟

40:42.065 --> 40:44.584
‫شماها چشم‌تون فقط دنبال زمینه

40:44.692 --> 40:47.570
‫عقلی براتون نمونده

40:49.447 --> 40:51.366
‫دیگه حرفی نمی‌مونه

40:51.699 --> 40:54.964
‫اینجوری شد که آقاجون زمین رو از دست داد

41:02.752 --> 41:04.253
‫همه‌چی رو از دست داد

41:11.469 --> 41:14.487
‫می‌دونی اونا کی‌ها بودن؟
‫اون سفیدپوست‌ها

41:20.537 --> 41:21.538
‫چی؟

41:22.271 --> 41:24.190
‫نه، نه، نه. هی، چیزی نیست

41:25.233 --> 41:26.818
‫هی، آقاجون. چیزی نیست

41:26.901 --> 41:28.111
‫تاس میندازی؟

41:28.194 --> 41:29.988
‫نوبت توئه، یادت که نرفته؟

41:35.034 --> 41:37.495
‫- من میارمش
‫- خودم می‌تونم

41:38.079 --> 41:41.866
‫شما دوتا دست‌وپاچلفتی‌ها که
‫عرضه‌ی این کارها رو ندارید

41:43.209 --> 41:45.020
‫آقاجون...

41:57.348 --> 42:00.518
‫می‌تونم قاب بگیرم بزنمش به دیوار

42:02.895 --> 42:04.063
‫این چیه؟

42:04.647 --> 42:05.648
‫وصیت‌نامه‌ی دیل

42:07.483 --> 42:08.609
‫می‌تونم بخونمش؟

42:13.322 --> 42:14.407
‫مرسی

42:21.497 --> 42:23.916
‫«اینجانب، دیل واشبرگ،

42:24.000 --> 42:27.712
‫با ذهنی سالم و حافظه‌ای درست،

42:28.421 --> 42:32.467
‫این نوشته را
‫وصیت‌نامه‌ی نهایی خود اعلام نموده،

42:33.634 --> 42:38.056
‫و تمام وصیت‌نامه‌های پیشین را باطل می‌دانم»

42:39.974 --> 42:45.563
‫من سهم خود از زمین‌های واشبرگ،

42:45.646 --> 42:48.900
‫موسوم به «ایندین هد هیلز» را،

42:49.567 --> 42:52.111
‫به مساحت ۱‍۳۰۰ هکتار،

42:53.029 --> 42:57.950
‫بدون هیچ قید و شرط و
‫آزاد از هر گونه ادعای مالکیتی،

42:59.660 --> 43:06.626
‫به آرتور ویلیامز و نوه‌اش
‫چاتو مکینتاش واگذار می‌کنم

43:08.504 --> 43:10.707
‫تموم این مدت وصیت‌نامه دست تو بود؟

43:11.547 --> 43:13.299
‫دیل خواست پیش آقاجونم باشه

43:13.382 --> 43:17.845
‫آره. بی‌تردید وصیت رو داد،
‫گفت یه مدت ازش مراقبت کنم

43:18.429 --> 43:20.765
‫می‌دونستیم همه‌ی اینا فقط دردسره

43:20.848 --> 43:22.934
‫سفیدپوست جماعت که
‫به این راحتی به آدم زمین پس نمیده

43:22.959 --> 43:25.045
‫ولی باید وکیل بگیری، خب؟

43:25.070 --> 43:27.098
‫اصلاً می‌دونی این قضیه چقدر بزرگه؟

43:27.123 --> 43:30.328
‫- من؟ تو خودت می‌فهمی...
‫- آره، فقط برو دادگاه و...

43:30.353 --> 43:32.068
‫- یه وکیل بگیر
‫- آره، حتماً

43:32.151 --> 43:34.612
‫یه هنرمند خیابونیِ سابقه‌دار
‫و یه پیرمردِ دیوونه

43:34.695 --> 43:37.865
‫با وصیت‌نامه‌ی دست‌نوشته‌ی
‫دیل واشبرگ وارد دادگاه بشن

43:37.949 --> 43:40.743
‫- من هنوز کارت ملی ندارم
‫- پس، بذار یه کپی از وصیتش بگیرم

43:40.768 --> 43:42.678
‫- یه وکیلِ مسئولیت‌پذیر پیدا می‌کنم
‫- نه، نه، نه

43:42.703 --> 43:44.778
‫- همینجا می‌مونه
‫- اینجا به چه دردی می‌خوره؟

43:44.803 --> 43:47.597
‫دیل فقط یه گاوچرون پیر بود
‫با کلی عذاب وجدان و پول و پله

43:47.622 --> 43:48.920
‫می‌فهمم، می‌فهمم

43:49.400 --> 43:51.235
‫ولی این چیزیه که دیل خودش می‌خواست

43:51.583 --> 43:52.668
‫درسته

43:53.881 --> 43:56.379
‫همین رو می‌خواستی. مگه نه، دیل؟

43:57.051 --> 43:58.553
‫که زمین رو پس بدی

43:59.428 --> 44:00.555
‫نه

44:01.973 --> 44:03.307
‫نه

44:07.270 --> 44:08.688
‫هی، فکر کنم دیگه بهتره بری

44:11.607 --> 44:13.609
‫- میشه یه کپی ازش...
‫- نه

44:15.570 --> 44:16.571
‫خیلی‌خب

44:21.742 --> 44:25.496
‫باور کن، داشت تهدیدم می‌کرد.
‫اصلاً نامحسوس نبود

44:26.164 --> 44:27.165
‫چی میگی؟

44:27.248 --> 44:29.625
‫منو تا درِ جهنم برد و برگردوند

44:29.709 --> 44:32.336
‫فرانک، درِ جهنم؟
‫درِ جهنم دیگه کجاست، فرانک؟

44:34.380 --> 44:36.966
‫روزی که اومدی پیش من و...

44:37.466 --> 44:41.387
‫خواستی کلیسای ما
‫بخشی از نقشه‌ت باشه،

44:41.572 --> 44:44.593
‫حس می‌کنم فرصتی بود واسه همه‌مون

44:45.183 --> 44:49.364
‫اون روز ما باهم یه عهدی بستیم

44:50.980 --> 44:52.907
‫سین جیم نکردیم

44:53.128 --> 44:57.008
‫وظیفه‌مون رو انجام دادیم.
‫اسم‌مون رو روی تمامی مدارک نوشتیم

44:58.404 --> 45:02.909
‫حالا فقط زمین‌هایی رو می‌خوایم
‫که قولش رو بهمون دادی

45:02.992 --> 45:05.494
‫ببین، تریپ، به نظرم
‫بهتره معامله رو به‌هم بزنیم

45:05.519 --> 45:07.020
‫شبان مارک هیچی حالش نیست

45:07.045 --> 45:08.046
‫نه، نه، نه، نه

45:08.247 --> 45:10.917
‫اون فقط دنیاش باهامون فرق داره، همین

45:10.942 --> 45:13.486
‫شبان و زیردست‌هاش آدم‌های خوبی هستن

45:13.626 --> 45:15.546
‫به اینجور آدم‌ها نیاز داریم

45:15.630 --> 45:18.090
‫داخل این کشور توی جنگیم، فرانک

45:18.174 --> 45:22.178
‫عهد بستن مقدسه. یه‌جور سوگنده

45:22.261 --> 45:25.056
‫وقتی زیرش زده میشه،
‫باید عواقبی در پی داشته باشه

45:25.081 --> 45:26.888
‫این قوانین رو من وضع نمی‌کنم

45:27.592 --> 45:29.828
‫از اول همین بوده

45:33.022 --> 45:35.869
‫تا اینجای کار هم
‫خطاهای زیادی رخ داده

45:38.611 --> 45:42.198
‫یکی از بزرگ‌ترین خطاها رو
‫دوست مشترک‌مون آلن کرد

45:42.281 --> 45:46.494
‫جیمی گفت مرگ آسونی نداشت.
‫با خون خودش خفه شد و مرد

45:46.577 --> 45:48.661
‫سا‌ل‌هاست آلن رو می‌شناسم

45:48.686 --> 45:53.165
‫زودجوش بود ولی مثل برادرم بود

45:53.876 --> 45:57.546
‫اگه با برادرم همچین کاری کردم،
‫خودت تصور کن با تو چیکار می‌کنم

45:59.674 --> 46:02.304
‫ببین، فرانک،
‫باید حسابی حواست رو جمع کنی

46:02.329 --> 46:06.666
‫همه‌ی پول‌ها رو دادم، خب؟
‫فقط باید معامله رو یه‌سره کنی

46:07.121 --> 46:08.122
‫بریزید

46:08.147 --> 46:11.109
‫خودت یه راهی واسه
‫راضی کردن همه پیدا کن

46:22.488 --> 46:23.906
‫خوشحالم سنگ‌هامون رو وا کنیدم

46:37.567 --> 46:39.277
‫- لی
‫- الو، سلام

46:39.463 --> 46:42.081
‫خوبی؟ پرل گفت دستگیرت کردن

46:42.158 --> 46:44.260
‫آره، آره. نه، آزادم کردن. گوش کن

46:44.343 --> 46:46.795
‫دیل تابحال حرفی از
‫یکی به اسم «چاتو» نزده بود؟

46:46.820 --> 46:47.863
‫چاتو؟

46:47.888 --> 46:50.969
‫آره. یه هنرمند خیابونیِ سرخ‌پوسته.
‫فکر کنم دیل ازش خوشش اومده بود

46:50.994 --> 46:52.802
‫دیل از کی خوشش نیومده بود!

46:52.827 --> 46:54.867
‫درسته، ولی اسمی از این نیاورده بود؟

46:54.892 --> 46:57.853
‫لی، بخشی از قرارمون این بود
‫که خودش به این چیزها رسیدگی می‌کرد

46:58.316 --> 46:59.734
‫من اسم و شماره‌ای نمی‌گرفتم

46:59.817 --> 47:01.027
‫باشه. خیلی‌خب

47:01.052 --> 47:04.522
‫حتی توی درگیری بزرگی که بین اون و
‫دونالد پیش اومد کسی اسم چاتو رو وسط نکشید؟

47:04.547 --> 47:06.007
‫تابحال اسم طرف رو نشنیدم

47:06.032 --> 47:09.869
‫خب. پس، خوب گوش کن،
‫دیل اسم چاتو رو تو وصیت‌نامه‌ش آورده

47:09.952 --> 47:12.705
‫سهمش از ایندین هد هیلز رو به اون داده

47:13.497 --> 47:15.374
‫نه، امکان نداره!

47:15.458 --> 47:17.835
‫آره، داده. خودم دیدم

47:17.918 --> 47:19.670
‫کل صبح رو اینجا بودم

47:19.754 --> 47:23.341
‫ویسپرینگ پاینز.
‫اسم پروژه‌ی مسکونی سرخ‌پوست‌هاست

47:23.366 --> 47:26.923
‫با چاتو و آقاجونش آرتور صحبت کردم

47:28.387 --> 47:30.514
‫فکر کنم دیل می‌خواسته یه کار قشنگی

47:30.539 --> 47:32.384
‫در حق این آدم‌ها بکنه

47:33.142 --> 47:34.935
‫بگذریم، باید برم

47:34.960 --> 47:36.536
‫- باشه
‫- خیلی‌خب، خداحافظ

47:54.288 --> 47:55.498
‫بتی جو؟

47:55.581 --> 47:58.250
‫یه خبری به گوشم رسیده که
‫می‌تونه خیلی برات باارزش باشه

47:58.779 --> 48:00.045
‫سروپا گوشم

48:02.948 --> 48:04.950
‫« به یاد گراهام گرین »

48:05.500 --> 48:25.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
