1
00:00:00,042 --> 00:00:01,845
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:01,870 --> 00:00:03,060
‫فرِدی استرین

3
00:00:03,060 --> 00:00:04,290
‫از گروه اومدی بیرون؟

4
00:00:04,290 --> 00:00:05,670
‫الان دیگه توی سازمانم

5
00:00:05,670 --> 00:00:06,840
‫امین النواز

6
00:00:06,840 --> 00:00:08,300
‫چهره‌ی القاعده‌ی جدید

7
00:00:08,300 --> 00:00:11,170
‫ما معتقدیم حمله‌ی نواز به
‫فرمانده‌ی ناتو، کار مو بوده

8
00:00:11,170 --> 00:00:13,380
‫با استفاده از مهارت‌هایی که از ما یاد گرفته

9
00:00:13,380 --> 00:00:14,640
‫یا دقیق‌تر بگم، از تو

10
00:00:15,800 --> 00:00:16,800
‫تا وقتی اینجاییم

11
00:00:16,800 --> 00:00:18,030
‫اسمت جیمز داناونه

12
00:00:18,030 --> 00:00:19,390
‫جیمز داناون؟

13
00:00:19,390 --> 00:00:20,498
‫پارسال دوست، امسال آشنا، برادر

14
00:00:20,523 --> 00:00:22,520
‫لندری مسئول پیدا کردن مو فاروقه

15
00:00:22,520 --> 00:00:24,020
‫جولز لندری؟ موصل؟

16
00:00:24,020 --> 00:00:25,400
‫اون پهپادی که ‫نزدیک بود بکشتت،

17
00:00:25,400 --> 00:00:26,900
‫بخشی از محموله‌ی تسلیحاتی بوده که

18
00:00:26,900 --> 00:00:28,650
‫واسه یکی از متحدهامون فرستاده شده اما

19
00:00:28,650 --> 00:00:30,070
‫یه‌جوری رسیده به دست تروریست‌ها

20
00:00:30,070 --> 00:00:31,530
‫اگه منظورتون اینه که…

21
00:00:31,530 --> 00:00:34,410
‫بین دفتر من و بی‌رحم‌ترین تروریست دنیا…

22
00:00:34,410 --> 00:00:36,660
‫ارتباطی وجود داره،

23
00:00:38,330 --> 00:00:41,290
‫باید بگم این جلسه رسماً تمومه

24
00:00:41,290 --> 00:00:44,400
‫کیتی بیورنیک ‫در مورد کسترل سؤال می‌پرسید

25
00:00:52,420 --> 00:00:53,760
‫طرف از آدمای مو بود

26
00:00:53,760 --> 00:00:56,550
‫یکی توی سازمان‌تون موش دوونده!

27
00:00:58,960 --> 00:01:02,210
‫و مو قراره بگه کار کی بوده

28
00:01:09,153 --> 00:01:13,407
« روژاوا »
« فدراسیون دموکراتیک سوریه‌ی شرقی »

29
00:01:14,020 --> 00:01:15,110
‫صلح!

30
00:01:16,360 --> 00:01:17,570
‫دموکراسی!

31
00:01:19,280 --> 00:01:23,060
‫مسیر پیشرفت برای روژاوا همینـه

32
00:01:23,870 --> 00:01:27,500
‫به شوکت رأی بدید تا رئیس مشترک بمونه

33
00:01:28,460 --> 00:01:31,340
‫اون مسیر پیشرفت روژاوا رو هموار می‌کنه

34
00:01:33,710 --> 00:01:36,590
‫اون مسیر پیشرفت روژاوا رو هموار می‌کنه

35
00:01:38,500 --> 00:01:49,500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

36
00:01:53,000 --> 00:02:00,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

37
00:02:00,480 --> 00:02:01,830
‫یک و ۳۰

38
00:02:02,450 --> 00:02:03,510
‫یک و ۵۴

39
00:02:06,620 --> 00:02:07,650
‫یک و ۳۰

40
00:02:09,710 --> 00:02:11,440
‫یک و ۵۴

41
00:02:56,670 --> 00:02:58,260
‫سلام، شوکت

42
00:03:30,750 --> 00:03:31,760
‫نزار

43
00:03:32,370 --> 00:03:33,730
‫از شر اون فاحشه خلاص شدی

44
00:03:35,170 --> 00:03:37,000
‫پولت توی راهـه

45
00:03:37,760 --> 00:03:39,130
‫یه مأموریت دیگه برات دارم

46
00:03:39,760 --> 00:03:43,770
‫جایزه‌ش خیلی بیشتر از
اصلاح‌طلبی مثل شوکتـه

47
00:03:43,780 --> 00:03:46,020
‫طارق باهات تماس می‌گیره

48
00:05:14,629 --> 00:05:18,649
« بیروت، لبنان »

49
00:05:58,480 --> 00:06:00,190
‫آروم باش، برادر

50
00:06:03,570 --> 00:06:05,280
‫اوضاع مرتبـه

51
00:06:06,110 --> 00:06:07,320
‫برگشتن زمان‌بره

52
00:06:08,490 --> 00:06:10,240
‫مخصوصاً تو یه همچین شهری

53
00:06:14,833 --> 00:06:20,297
« سفارت ایالات متحده‌ی آمریکا »

54
00:06:28,510 --> 00:06:29,550
‫قربان، ایشون...

55
00:06:29,550 --> 00:06:31,550
‫جیمز داناون. ویک رودریگز هستم...

56
00:06:31,550 --> 00:06:33,600
‫رئیس گراند برنچ و دلیل اومدنت به اینجا

57
00:06:33,600 --> 00:06:36,270
‫بیا، پنج دقیقه دیگه جلسه با
لانگلی شروع میشه

58
00:06:40,350 --> 00:06:41,860
‫طبق آخرین شنود الکترونیک‌مون

59
00:06:41,860 --> 00:06:44,970
‫مطمئن شدیم که فاروق و افرادش
‫یه‌جایی توی همین شهر مخفی شدن

60
00:06:44,980 --> 00:06:46,450
‫اطلاعات منابع انسانی چطور؟

61
00:06:46,450 --> 00:06:49,300
‫قراره که سر تو،‌ آکس و داناون
‫حسابی شلوع شه

62
00:06:51,670 --> 00:06:52,890
‫داناون بودی؟

63
00:06:54,050 --> 00:06:57,450
‫شبیه کسی هستی که قبلاً توی افغانستان
‫باهاش برخورد داشتم

64
00:06:57,450 --> 00:07:01,520
‫اما قیافه‌ت بیشتر به کسایی می‌خوره که
‫دنبال زنده یا مُرده‌ش بودن

65
00:07:01,530 --> 00:07:03,340
‫- آکس بودی؟
‫- آره

66
00:07:03,340 --> 00:07:05,450
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫تو هم شبیه همونی هستی که

67
00:07:05,450 --> 00:07:07,450
‫تو قندهار باهاش عملیات داشتم

68
00:07:07,450 --> 00:07:09,880
‫فقط یکم پیرتر و خیلی هم بی‌ریخت‌تری

69
00:07:09,880 --> 00:07:11,840
‫پا به سن گذاشته

70
00:07:11,840 --> 00:07:13,530
‫از آشنایی باهات خوشوقتم، جیمز

71
00:07:13,530 --> 00:07:14,620
‫ایلای بومن هستم

72
00:07:14,630 --> 00:07:17,050
‫خیلی دلم می‌خواد هر موقع وقت کردیم،
‫خاطراتت با آکس رو بشنوم

73
00:07:17,050 --> 00:07:19,500
‫یالا، رفیق

74
00:07:19,500 --> 00:07:21,270
‫فردی

75
00:07:21,270 --> 00:07:22,440
‫با چی سر و کار داریم؟

76
00:07:24,020 --> 00:07:27,670
‫تو این اتاق، چشمات رو باز نگه می‌داری و
‫دهنت رو بسته

77
00:07:27,680 --> 00:07:32,080
‫با جنیس ماتلی، رهبر گروه ویژه
‫سر و کار داریم که خیلی نمی‌شناسمش

78
00:07:32,080 --> 00:07:35,800
‫اولیور گری، تحلیل‌گر مالی واحدِ
مبارزه با تروریسم

79
00:07:35,800 --> 00:07:38,810
‫نیکول فن، معاون رئیس‌ دفتر بیروت

80
00:07:39,660 --> 00:07:42,370
‫و یه مشت کله‌گنده‌ی دیگه که
‫پارکینگ اختصاصی دارن

81
00:07:42,380 --> 00:07:45,950
‫همه‌شون در حدی اطلاعات دارن که
بتونن پوشش‌مون توی مراکش رو لو بدن؟

82
00:07:49,670 --> 00:07:53,260
‫النواز ثابت کرده که خیلی از بن‌لادن،
‫باهوش‌تره

83
00:07:53,260 --> 00:07:55,760
‫از کمک‌های مالی اینترنتی استفاده کرده تا

84
00:07:55,760 --> 00:07:57,560
‫ما رو بفرسته پیِ لیبی که...

85
00:07:57,560 --> 00:08:00,100
‫پس اطلاعات منابع انسانی که
‫فرضیه‌ی لیبی رو تقویت کرد چی؟

86
00:08:00,100 --> 00:08:02,230
‫چندین هفته توی طرابلس در معرض خطر بودیم...

87
00:08:02,230 --> 00:08:05,670
‫- عوامل محلی‌ از دست دادیم
‫- بار اولی نیست که یه زندانی

88
00:08:05,690 --> 00:08:08,500
‫تحت بازجویی پیشرفته، اطلاعات غلط داده

89
00:08:09,650 --> 00:08:12,400
‫شما گفتید بهش سرعت بدم.
‫من هم بهش سرعت دادم

90
00:08:12,400 --> 00:08:15,770
‫ببینید، چیزی که مهمـه اینـه که
‫الان تو منطقه‌ی درستی هستیم، خانم

91
00:08:15,770 --> 00:08:19,040
‫هزار ساله که دارن جاسوس‌های این شهر رو
‫سر کار می‌ذارن و خیلی وارد شدن

92
00:08:19,040 --> 00:08:21,320
‫مشخصه‌های بیولوژیکِ همه‌ی مهاجم‌ها رو داریم

93
00:08:21,330 --> 00:08:23,870
‫موساد داره کمک‌مون ترتیب وقایع رو
‫در بیاریم اما

94
00:08:23,880 --> 00:08:25,650
‫چیزی که نمی‌دونیم اینـه که

95
00:08:25,650 --> 00:08:28,090
‫افراد فاروق، چطوری سایت سیاه‌مون رو
‫پیدا کردن؟

96
00:08:28,090 --> 00:08:30,820
‫همه‌مون می‌دونیم سایت‌های سیاه
‫ذاتاً چقدر می‌تونن آسیب‌پذیر باشن

97
00:08:30,830 --> 00:08:32,220
‫هر بار که دروازه رو باز می‌کنیم

98
00:08:32,220 --> 00:08:35,090
‫تماس می‌گیریم، حالا چه رمزگذاری‌شده
‫ و چه نشده، رد به جا می‌ذاریم

99
00:08:35,090 --> 00:08:37,100
‫به‌محض این که رفتیم سراغ النواز،
ریختن سرمون؟

100
00:08:37,100 --> 00:08:39,400
‫نه، با عقل جور در نمیاد

101
00:08:39,400 --> 00:08:42,370
‫شما زحمت خاصی برای مخفی نگه داشتنِ
‫عملیات نکشیدید، آقای لندری

102
00:08:43,060 --> 00:08:44,920
‫فردی، فکر می‌کنی...

103
00:08:44,930 --> 00:08:46,790
‫لو رفته باشیم؟

104
00:08:49,400 --> 00:08:51,110
‫نه، قربان

105
00:08:51,110 --> 00:08:53,900
‫ولی به واحد ضداطلاعات دستور میدم که
‫با نیروهای محلی صحبت کنن

106
00:08:53,900 --> 00:08:55,750
‫تیم‌مون هم از همین‌جا
میفته دنبال فاروق

107
00:08:55,750 --> 00:08:56,970
‫موافقم

108
00:08:56,970 --> 00:08:59,080
‫می‌دونیم باید کجاها رو زیر و رو کنیم

109
00:08:59,080 --> 00:09:01,620
‫تمامی اطلاعات و داده‌هامون
‫نشون میدن که القاعده

110
00:09:01,630 --> 00:09:04,000
‫برای حملات اخیرش، از سلاح‌های غربی
‫استفاده کرده

111
00:09:04,000 --> 00:09:05,300
‫پهپاد، خمپاره

112
00:09:05,300 --> 00:09:07,380
‫دنبال جنس‌های دزدیـن

113
00:09:07,380 --> 00:09:10,070
‫لاندری، شما و تیمت توی شهر پخش میشید و

114
00:09:10,080 --> 00:09:13,600
‫خودتون رو نظامی‌های سابقی جا می‌زنید که
‫موشک استینگر می‌فروشن

115
00:09:13,600 --> 00:09:15,470
‫اگه مشتری پیدا شد،
‫مو فاروق هم پیدا میشه

116
00:09:15,480 --> 00:09:16,680
‫دقیقاً

117
00:09:16,680 --> 00:09:19,000
‫القاعده همین حالا رهبر روژاوا رو ترور کرد

118
00:09:19,000 --> 00:09:20,260
‫با تک‌تیرانداز

119
00:09:20,260 --> 00:09:24,050
‫این چهارمین حمله علیه کشورهاییـه که
‫نواز اون‌ها رو دشمنای جهاد معرفی کرده

120
00:09:24,050 --> 00:09:26,320
‫باید قبل از این که بهمون ضربه بزنه،
‫پیداش کنیم

121
00:09:26,330 --> 00:09:27,900
‫لاندری و تیمش، شما میرید سراغ فاروق

122
00:09:27,900 --> 00:09:30,520
‫داناون، منتظر بمون که برای کمک به
‫بازجویی بهت نیاز داریم

123
00:09:30,530 --> 00:09:31,950
‫ببخشید، خانم، منتظر بمونم؟

124
00:09:31,950 --> 00:09:35,920
‫فعلاً این‌طور فکر کن که گذاشته شدی کنار،
‫تا مطمئن شیم تو توی مراکش هدف نبودی

125
00:09:35,930 --> 00:09:37,300
‫اگه تو لو رفته باشی

126
00:09:37,300 --> 00:09:39,070
‫یعنی این عملیات هم لو رفته

127
00:09:39,070 --> 00:09:40,910
‫داناون برای آماده‌سازی، توی محل می‌مونه

128
00:09:43,620 --> 00:09:45,450
‫مفهومـه. آفتابی نمیشم

129
00:09:45,450 --> 00:09:47,480
‫هر چی که به صلاحِ مأموریت باشه

130
00:09:49,630 --> 00:09:52,870
‫شب گذشته لابی‌گر واشینگتن دی‌سی،
‫استوارت مک‌گاورن

131
00:09:52,880 --> 00:09:56,420
‫هنگام رانندگی در بزرگراه جی‌دبلیو پارک‌وی
‫دچار حمله‌ی قلبی ناگهانی شد

132
00:09:56,430 --> 00:09:59,180
‫به‌گفته‌ی مقامات، خودروی مک‌گاورن
‫از گارد جاده رد شده و

133
00:09:59,180 --> 00:10:00,260
‫و در مسیر خودروهای...

134
00:10:00,285 --> 00:10:01,745
« رئیف، کجایی؟ »

135
00:10:01,770 --> 00:10:04,270
« هیچی از کسترل پیدا نمی‌کنم »

136
00:10:07,390 --> 00:10:08,940
‫ببخشید

137
00:10:10,560 --> 00:10:12,150
‫گوشی تخمیت رو بردار

138
00:10:12,150 --> 00:10:13,570
‫لوکاس

139
00:10:13,570 --> 00:10:14,940
‫الان باید توی اتاق خبر باشی

140
00:10:14,940 --> 00:10:16,280
‫قبلش باید یه زحمتی بکشی

141
00:10:16,305 --> 00:10:20,125
ببین کلمه‌ی کسترل ارتباطی با
کاپیتول‌هیل داره یا نه

142
00:10:20,150 --> 00:10:23,085
‫اگه ربطش به استورات مک‌گاورن یا اسلحه‌ها رو
پیدا کردی، شام استیک مهمون من

143
00:10:23,110 --> 00:10:24,540
‫راستش من گیاه‌خوارم

144
00:10:24,540 --> 00:10:27,020
‫واسه همین شبیه کسایی شدی که
‫استیک‌لازمـن. گری

145
00:10:27,830 --> 00:10:30,540
‫تونستیم اظهارات دیگه‌ای از
روژاوا در بیاریم؟

146
00:10:30,540 --> 00:10:32,420
‫این که مثلاً چه سلاحی استفاده شده؟

147
00:10:32,420 --> 00:10:35,020
‫توی جلسه‌ی صبحگاهی مطرحش می‌کنم

148
00:10:35,620 --> 00:10:38,260
‫اگه سرنخ‌هات از مک‌گاورن رو بهم بگی،
‫من هم سرنخ‌هام رو میگم

149
00:10:38,260 --> 00:10:40,050
‫یه دقیقه دیگه جلسه شروع میشه، کیتی

150
00:10:40,050 --> 00:10:43,500
‫سلام به همگی. شرمنده دیر کردیم

151
00:10:48,310 --> 00:10:49,690
‫خیلی خب

152
00:10:53,250 --> 00:10:54,530
‫اصلاً حرفش هم نزن

153
00:10:54,530 --> 00:10:56,110
‫من و واسیلی هم گفتیم شرکت کنیم

154
00:10:56,110 --> 00:10:58,100
‫اما این جلسه‌ی تیم تحریریه‌ست

155
00:10:58,100 --> 00:11:00,950
‫جردن هم‌ مالک بود و هم سردبیر

156
00:11:00,950 --> 00:11:03,200
‫ولت‌استریم رو هم از توی زیرزمینش
راه انداخته بود

157
00:11:03,200 --> 00:11:04,580
‫ما یه رسانه‌‌ی خبری مستقلیم

158
00:11:04,580 --> 00:11:06,200
‫توی این جلسات اهداف‌مون تعیین میشن

159
00:11:06,200 --> 00:11:08,600
‫نیومدم اینجا تا بهتون بگم چی بنویسید

160
00:11:09,250 --> 00:11:11,000
‫فقط اومدم یه چیزی رو اعلام کنم

161
00:11:11,580 --> 00:11:15,000
‫دیگه دنبال جایگزین برای جردن نمی‌گردیم

162
00:11:16,170 --> 00:11:17,970
‫کیتی بیورنیک...

163
00:11:17,980 --> 00:11:20,930
‫سردبیر جدید ولت‌استریم میشه

164
00:11:21,550 --> 00:11:23,550
‫معذرت می‌خوام، چی شد؟!

165
00:11:23,550 --> 00:11:26,170
‫مگه قرار نبوده که خودت از قبل
‫این جلسه رو بچرخونی؟

166
00:11:26,180 --> 00:11:27,970
‫یا نکنه می‌خواستی...

167
00:11:27,970 --> 00:11:30,460
‫- گری هستم
‫- ...به گری بگی هدفت رو تعیین کنه؟

168
00:11:31,060 --> 00:11:32,440
‫خودت هم گفتی، کیتی

169
00:11:32,440 --> 00:11:35,070
‫ولت‌استریم باید یه صدای مستقل باقی بمونه

170
00:11:35,070 --> 00:11:37,920
‫یانا می‌مونه و توی کارهای اجرایی
کمک می‌کنه

171
00:11:37,930 --> 00:11:41,700
‫توی مراسم خیریه‌م هم می‌تونیم
‫خبر انتصابت رو اعلام کنیم...

172
00:11:41,700 --> 00:11:43,450
‫همین هفته

173
00:11:43,450 --> 00:11:44,530
‫تبریک میگم

174
00:11:44,530 --> 00:11:46,120
‫ممنونم، دوستان

175
00:11:52,420 --> 00:11:55,210
‫خیلی خب، بیاید وانمود کنیم
کلاً اتفاقی نیفتاده

176
00:11:55,210 --> 00:11:57,340
‫خب، گزارش من درمورد مک‌گاورن
هنوز آماده نیست

177
00:11:57,340 --> 00:11:59,420
‫پس فعلاً گری و النواز تیتر اولن.
‫من هم رزورم

178
00:11:59,420 --> 00:12:01,320
‫بقیه‌ی مطالب رو کی پر می‌کنه؟

179
00:12:12,940 --> 00:12:14,630
‫میشه دست بجنبونی، رفیق؟

180
00:12:14,630 --> 00:12:17,210
‫رئیسم همین الان‌هاست که برسه

181
00:12:33,370 --> 00:12:35,450
‫این کل چیزیـه که از دیشب داریم؟

182
00:12:35,450 --> 00:12:37,020
‫آره، فقط همینـه

183
00:12:37,790 --> 00:12:41,010
‫از ساعت ۶ تا ۹ شبش غیب شده

184
00:12:41,010 --> 00:12:43,180
‫یکی فایل‌هاتون رو دست‌کاری کرده

185
00:12:43,180 --> 00:12:45,050
‫من نمی‌دونم، رفیق

186
00:12:45,050 --> 00:12:47,050
‫هکر که نیستم

187
00:12:50,450 --> 00:12:52,330
‫فایلش خالیـه.
‫همینا رو بیشتر نداریم

188
00:13:00,820 --> 00:13:02,860
دستمزد من سر جاشه دیگه؟

189
00:13:17,420 --> 00:13:20,400
‫درمورد این قضیه با هیشکی حرف نمی‌زنی، باشه؟

190
00:13:44,070 --> 00:13:45,700
‫اومدم ببینم حالت چطوره، برادر

191
00:13:51,790 --> 00:13:52,950
‫هی

192
00:13:53,870 --> 00:13:55,210
‫پیداش می‌کنیم

193
00:13:57,300 --> 00:14:01,100
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم که من از
‫موشک‌های استینگر، طعمه‌ی بهتریـم

194
00:14:04,630 --> 00:14:06,380
‫چی می‌خوای؟

195
00:14:10,200 --> 00:14:12,000
‫من رو ببر توی شهر

196
00:14:12,520 --> 00:14:15,330
تا ببینیم میفتم تو دهن کسی یا نه

197
00:14:23,150 --> 00:14:24,860
‫بیا دم در اصلی

198
00:14:24,860 --> 00:14:26,360
‫دقیقاً یه ساعت دیگه

199
00:14:37,870 --> 00:14:39,210
‫رد شید

200
00:14:39,210 --> 00:14:41,000
‫- می‌بخشید
‫- بله، قربان؟

201
00:14:41,000 --> 00:14:43,670
‫اطلاع دارید که مشکل اسکنر پذیرش
‫حل شده یا نه؟

202
00:14:43,680 --> 00:14:45,050
‫بله، قربان

203
00:14:49,180 --> 00:14:51,510
‫یه بار دیگه چک می‌کنی تا
‫مطمئن شی مشکل حل شده؟

204
00:14:51,510 --> 00:14:52,600
‫نباید مشکلی باشه

205
00:15:20,118 --> 00:15:22,037
« بیروت »
« فروشگاه موبایل و لوازم جانبی »

206
00:16:04,830 --> 00:16:06,590
‫مادرقحبه

207
00:16:16,950 --> 00:16:18,010
‫خوش اومدید

208
00:16:18,010 --> 00:16:19,300
‫دستور بفرمایید

209
00:16:19,300 --> 00:16:21,950
‫بله. گوشی داری؟ اعتباری؟

210
00:16:22,980 --> 00:16:24,060
‫سیم‌کارت می‌خوای؟

211
00:16:24,060 --> 00:16:26,690
‫نه، نه. گوشی واقعی. خود گوشی

212
00:16:28,530 --> 00:16:31,320
‫گوشی یه‌بار مصرف می‌خوای که

213
00:16:31,320 --> 00:16:32,610
‫- بعد بندازیش دور؟
‫- آره

214
00:16:35,070 --> 00:16:36,700
‫۳۰۰ دلار

215
00:16:38,280 --> 00:16:39,620
‫دویست‌ تا میدم

216
00:16:42,420 --> 00:16:43,830
‫تخفیفِ خرید نقدی

217
00:17:04,510 --> 00:17:06,670
‫بازی موش و گربه‌مون تموم شد یا نه؟

218
00:17:09,400 --> 00:17:11,920
‫عجب خودنمایی‌ای می‌کنی

219
00:17:12,650 --> 00:17:15,950
‫واقعاً فکر کردی سفارت می‌ذاره
‫تنهایی واسه خودت بچرخی؟

220
00:17:16,720 --> 00:17:19,010
‫می‌خوای لوم بدی، لندری؟

221
00:17:20,990 --> 00:17:22,290
‫نه

222
00:17:22,870 --> 00:17:24,750
‫همون‌طور که از روز اول گفتم

223
00:17:24,750 --> 00:17:26,620
‫از روش‌هات خوشم میاد

224
00:17:26,620 --> 00:17:28,710
ا‫ما جای اشتباهی از شهر اومدی

225
00:17:29,500 --> 00:17:31,460
‫اون‌وقت توی می‌دونی جای درستِ شهر کجاس؟

226
00:17:31,460 --> 00:17:32,760
‫شاید یه جا رو بشناسم

227
00:17:33,700 --> 00:17:34,720
‫راه بیفت

228
00:17:34,730 --> 00:17:37,990
‫می‌تونیم درمورد مو و اون جاکشی که
‫فروخت‌مون حرف بزنیم

229
00:17:42,562 --> 00:17:44,564
« ترایدنت ترو »
« صادرات اسلحه »

230
00:17:48,270 --> 00:17:52,300
‫کلمه‌ی «شفافیت» دقیقاً چه معنایی واست داره؟

231
00:17:53,690 --> 00:17:56,270
‫قطعاً معنیش این نیست که
‫جواب پیام‌ها و تماس‌هام رو ندی و

232
00:17:56,270 --> 00:17:57,410
‫ازم کمک بخوای و

233
00:17:57,410 --> 00:18:00,070
‫بعدش هم از زمین و زمان غیب شی

234
00:18:01,200 --> 00:18:02,740
‫یه کاری پیش اومد، خب؟

235
00:18:02,740 --> 00:18:05,000
‫مثل همون برجسته‌ترین لابی‌گر واشینگتن که

236
00:18:05,000 --> 00:18:07,440
‫توی جی‌دبلیو پارک‌ی،
با ماشینش سُرسُره‌بازی کرد؟

237
00:18:07,960 --> 00:18:09,810
‫آره، اون یکیشـه

238
00:18:11,820 --> 00:18:13,170
‫رئیف...

239
00:18:14,010 --> 00:18:16,570
‫...تو که کاری نکرد، کردی؟

240
00:18:19,680 --> 00:18:23,100
‫اگه منظورت اینـه که مردی که
هیچ ارتباط شخصی‌ای ‫باهاش نداشتم رو

241
00:18:23,100 --> 00:18:25,500
‫بدون محاکمه اعدام کردم...

242
00:18:25,500 --> 00:18:27,000
‫نه

243
00:18:30,520 --> 00:18:31,860
‫اما یکی کرده

244
00:18:34,110 --> 00:18:35,460
‫به‌نظرت ترور بوده؟

245
00:18:39,160 --> 00:18:42,850
‫مسئول پارکینگی که دیشب ماشین مک‌گاورن رو
‫بهش تحویل داد، دیدم

246
00:18:42,850 --> 00:18:45,890
‫وقتی سوئیچ رو به مک‌گاورن داد
‫دست‌کش دستش بود

247
00:18:46,620 --> 00:18:48,520
‫به‌‌نظرم مک‌گاورن مسموم شده

248
00:18:49,290 --> 00:18:51,290
‫احتمالاً با آلومینیم فسفید

249
00:18:51,290 --> 00:18:53,340
‫- دوربین مداربسته حتماً فیلمش رو گرفته...
‫- نه

250
00:18:53,340 --> 00:18:55,150
‫خودم چک کردم. پاک شده بود

251
00:18:58,380 --> 00:19:00,800
‫ببین، این ماجرا هر چی که هست...

252
00:19:00,800 --> 00:19:02,600
‫این‌ها آدم‌های خطرناکیـن

253
00:19:02,600 --> 00:19:04,850
‫پس باید فوراً بکشی کنار

254
00:19:04,850 --> 00:19:06,520
‫بابت نگرانیت ممنونم اما...

255
00:19:06,520 --> 00:19:07,890
‫چیه؟

256
00:19:07,890 --> 00:19:09,270
‫نکنه حرفم رو باور نکردی؟

257
00:19:09,270 --> 00:19:10,600
‫حرفت رو باور کردم

258
00:19:11,310 --> 00:19:13,520
‫اما من پا پس نمی‌کشم.
‫این شغل منـه

259
00:19:13,520 --> 00:19:14,730
‫من دارم کمکت می‌کنم

260
00:19:14,730 --> 00:19:15,780
‫اگه قصدت کمکـه...

261
00:19:15,780 --> 00:19:17,320
‫حرفت رو علنی بزن

262
00:19:17,320 --> 00:19:19,090
‫منبع رسمی‌مون شو

263
00:19:19,090 --> 00:19:21,070
‫این‌طوری می‌تونم منتشرش کنم و
وقتی بکنم

264
00:19:21,080 --> 00:19:23,160
‫دیگه لازم نیست بیفتن دنبال‌مون

265
00:19:23,160 --> 00:19:24,240
‫فقط توجه بیشتری به...

266
00:19:24,240 --> 00:19:25,950
‫بهت که گفتم...

267
00:19:25,950 --> 00:19:28,080
‫من اسامی رو می‌خوام

268
00:19:28,080 --> 00:19:29,730
‫نمی‌خوام خودم یکی از اون اسامی باشم

269
00:19:31,080 --> 00:19:34,000
‫خدایا، شما مأمورها هر کاری برای

270
00:19:34,000 --> 00:19:36,090
‫دفاع از کشورتون می‌کنید

271
00:19:36,090 --> 00:19:39,370
‫به‌جز اعتماد کردن به خبرنگاری که
‫دقیقاً قصدش همینـه

272
00:19:42,090 --> 00:19:43,850
‫برو خونه، کیتی

273
00:20:04,740 --> 00:20:07,370
‫عرق، یه راست از سینه‌ی مادر

274
00:20:11,370 --> 00:20:12,750
‫بد لامصبیـه

275
00:20:13,920 --> 00:20:15,920
‫اگه به اندازه‌ی کافی بخوری

276
00:20:15,920 --> 00:20:18,710
‫با ماشین زمان ویراژ میدی

277
00:20:19,510 --> 00:20:20,800
‫نوش

278
00:20:26,550 --> 00:20:28,720
‫اینجا دقیقاً چی‌کار می‌کنیم، لندری؟

279
00:20:28,720 --> 00:20:30,680
‫هر چیزی به وقتش، رفیق

280
00:20:34,350 --> 00:20:36,440
‫شرط می‌بندم اومدی که...

281
00:20:36,440 --> 00:20:39,690
‫همه‌ی پاتوق‌های قدیمی مو رو بگردی، نه؟

282
00:20:39,690 --> 00:20:41,800
‫دانشگاه، باشگاه شطرنج...

283
00:20:42,320 --> 00:20:43,990
‫اون دیگه اون آدم قبلی نیست

284
00:20:45,030 --> 00:20:48,030
‫الان داری پیش خودت میگی،
‫اگه مو تا این حد از کنترل خارج شده...

285
00:20:49,160 --> 00:20:51,370
‫...فایده‌‌ی آوردنش به اینجا چیه؟

286
00:20:53,210 --> 00:20:54,710
‫به‌نظرت مو عوض نمیشه؟

287
00:20:56,290 --> 00:20:57,960
‫به‌نظرم هر کسی ممکنه عوض شه

288
00:20:59,000 --> 00:21:01,120
‫و به محض این که به بی‌راهه کشیده شن

289
00:21:01,120 --> 00:21:03,680
‫دیگه راه برگشتی نداره

290
00:21:03,680 --> 00:21:05,220
‫مثل دوستت بن ادواردز

291
00:21:07,510 --> 00:21:09,010
‫ادواردز رفیق شیشت بود

292
00:21:10,220 --> 00:21:11,850
‫فقط عمه‌ی من خبر نداره که

293
00:21:11,850 --> 00:21:15,000
‫اون هم توی افتضاح کپستون نقش داشت

294
00:21:16,770 --> 00:21:18,270
‫چرا همچین کاری کرد؟

295
00:21:19,650 --> 00:21:20,650
‫به‌خاطر پول؟

296
00:21:21,860 --> 00:21:22,940
‫اهرم فشار؟

297
00:21:24,990 --> 00:21:28,760
‫شاید هم باید ذات پلیدش رو سیر می‌کرده

298
00:21:30,280 --> 00:21:31,910
‫با اون عطش سیری ناپذیرش

299
00:21:34,040 --> 00:21:36,330
‫اگه رفیق شیش من این کار رو باهام می‌کرد...

300
00:21:36,330 --> 00:21:38,130
‫اسمش رو می‌ذاشتم بالای لیستم

301
00:21:38,880 --> 00:21:42,150
‫مخصوصاً اگه وقت محدودی هم برای
‫راست و ریس کردن اوضاع داشتم

302
00:21:49,930 --> 00:21:52,220
‫خب، منظورم اینـه که...

303
00:21:52,220 --> 00:21:53,890
‫...می‌تونیم تقسیم کار کنیم

304
00:21:53,890 --> 00:21:55,810
‫ویک درمورد اسلحه‌ها درست میگه

305
00:21:55,810 --> 00:21:58,690
‫اما مگه مشکلی داره که یه نقشه‌ی جایگزین
‫داشته باشیم؟

306
00:21:59,230 --> 00:22:01,110
‫اگه همکاری کنیم، کار سریع‌تر پیش میره

307
00:22:02,780 --> 00:22:05,610
‫مو رو می‌فرستیم زیر خاک،
‫همون‌جایی که لیاقتش رو داره

308
00:22:08,720 --> 00:22:10,200
‫اون آقا هم راه چاره‌مونـه

309
00:22:12,850 --> 00:22:15,180
‫یالا دیگه، شوت بزن

310
00:22:19,580 --> 00:22:20,630
‫زیاد

311
00:22:21,340 --> 00:22:23,590
‫رفیق. چه خبر از تیمت؟

312
00:22:25,020 --> 00:22:26,970
‫نجمه‌ی کوفتی

313
00:22:27,510 --> 00:22:29,970
‫با پول‌هایی که سر این تیم باختم،
‫می‌تونستم خونه بخرم

314
00:22:29,980 --> 00:22:30,980
‫خب...

315
00:22:32,390 --> 00:22:33,810
‫...شاید ما بتونیم کمکت کنیم

316
00:22:35,600 --> 00:22:37,350
‫دنبال یه یارویی می‌گردیم

317
00:22:37,350 --> 00:22:39,170
‫مو فاروق

318
00:22:43,050 --> 00:22:44,650
‫این یارویی که میگید رو نمی‌شناسم

319
00:22:44,650 --> 00:22:46,280
‫کسی هم نگفت می‌شناسی

320
00:22:47,240 --> 00:22:49,950
‫اما تو آدم‌هایی داری که اونا هم
‫آدم‌های خودشون رو دارن

321
00:22:49,950 --> 00:22:52,740
‫امیدوار بودیم بتونی این لطف رو
‫در حق‌مون بکنی

322
00:22:52,740 --> 00:22:54,620
‫از دور و بریات و دوستات بپرس

323
00:22:54,620 --> 00:22:58,670
‫ببین کسی می‌تونه از طرف این رفیق‌مون
‫یه پیامی به دست آقای مو فاروق برسونه

324
00:23:01,080 --> 00:23:02,380
‫می‌تونم اضافه‌تر پول بدم

325
00:23:03,380 --> 00:23:05,420
‫گندکاری اخیر تیمت رو جبران کنم

326
00:23:10,550 --> 00:23:14,010
‫اگه بتونم این یارو فاروق رو پیدا کنم

327
00:23:14,010 --> 00:23:16,140
‫بگم کی باهاش کار داشته؟

328
00:23:17,230 --> 00:23:19,230
‫می‌دونی که چطوری باهام تماس بگیری دیگه؟

329
00:23:19,230 --> 00:23:21,020
‫فقط به اطلاعش برسون که...

330
00:23:23,060 --> 00:23:25,190
‫...یه دوست مشترک توی شهر داریم

331
00:23:25,520 --> 00:23:27,260
‫یکی که هم‌خدمتیش بوده

332
00:23:31,490 --> 00:23:32,740
‫ممنون

333
00:23:32,740 --> 00:23:34,370
‫خواهش می‌کنم

334
00:23:34,700 --> 00:23:35,730
‫ممنون

335
00:23:47,635 --> 00:23:51,268
« اتساین موصل ۲۰۱۵ »
« جیم.ر - برنامه‌ی پاراست »

336
00:23:57,061 --> 00:24:00,587
« سوریه‌ی شرقی »

337
00:24:24,250 --> 00:24:25,720
‫سلام علیکم

338
00:24:26,380 --> 00:24:28,130
‫و علیک سلام، طارق

339
00:24:28,460 --> 00:24:29,710
‫خوش اومدی، نزار

340
00:24:35,600 --> 00:24:37,490
‫خوشحالیم تونستی خودت رو برسونی

341
00:24:39,970 --> 00:24:41,350
‫کارت حرف نداشت...

342
00:24:41,770 --> 00:24:42,810
‫...توی روژاوا

343
00:24:44,060 --> 00:24:45,270
‫جَوونِ صبوری هستی

344
00:24:46,980 --> 00:24:47,980
‫کارم ایجاب می‌کنه

345
00:24:56,070 --> 00:24:57,565
‫اون...

346
00:24:57,590 --> 00:24:58,800
‫...تاشوی چچنیـه؟

347
00:25:00,770 --> 00:25:05,710
‫فکر می‌کردم یه قصه‌ست که اسپتسناز واسه
‫ترسوندن سربازهاش، براشون تعریف می‌کنه

348
00:25:05,710 --> 00:25:06,920
‫کاملاً هم واقعیـه...

349
00:25:09,550 --> 00:25:11,760
‫از بیوه‌ی همه روس‌هایی که کشته بپرس

350
00:25:13,380 --> 00:25:14,510
‫سلام علیکم، قربان

351
00:25:15,470 --> 00:25:17,220
‫علیک سلام

352
00:25:19,100 --> 00:25:20,700
‫شیش‌تا تک‌تیرانداز رو دیدم...

353
00:25:21,310 --> 00:25:22,520
‫...با خودم

354
00:25:23,520 --> 00:25:25,540
‫این مأموریت جدید دقیقاً چیه؟

355
00:25:27,310 --> 00:25:30,000
‫جلب کردن نظرمون، نزار

356
00:25:34,289 --> 00:25:38,595
« بیروت »

357
00:25:48,670 --> 00:25:50,840
‫به‌نظرم هر کسی ممکنه عوض شه

358
00:25:50,840 --> 00:25:52,250
‫و به محض این که به بی‌راهه کشیده شن

359
00:25:52,250 --> 00:25:53,800
‫دیگه راه برگشتی نداره

360
00:25:53,800 --> 00:25:55,680
‫مثل دوستت بن ادواردز

361
00:25:55,680 --> 00:25:57,510
‫بیا فهرست رو تموم کنیم

362
00:25:57,510 --> 00:26:00,600
‫مو شریک ما توی جنگ با تروریست‌ها بود

363
00:26:00,600 --> 00:26:02,560
‫مو همیشه‌ی خدا همینـه

364
00:26:10,000 --> 00:26:17,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

365
00:26:25,960 --> 00:26:28,210
‫تا یادم نرفته، کادوهاتون رو بدم

366
00:26:28,210 --> 00:26:29,630
‫پس این سیگارهای برگ چی بودن؟

367
00:26:29,630 --> 00:26:31,210
‫نه، اونا رو بابات داده بود

368
00:26:31,210 --> 00:26:32,700
‫و این...

369
00:26:33,210 --> 00:26:34,510
‫از طرف بابای منـه

370
00:26:38,220 --> 00:26:39,930
‫قطب‌نمای مچیش از ویتنامـه

371
00:26:40,760 --> 00:26:43,660
‫گفتم واسه بعد از خدمت،
‫موقع شکار به دردت می‌خوره

372
00:26:46,850 --> 00:26:48,350
‫نمی‌تونم قبولش کنم

373
00:26:55,360 --> 00:26:57,110
‫آدم راحت گم میشه

374
00:26:58,400 --> 00:27:00,700
‫این مسیر رو نشونت میده، پسر

375
00:27:07,500 --> 00:27:09,370
‫خب تا یه مدت نگهش دار

376
00:27:11,750 --> 00:27:13,090
‫واسه‌ی بن هم...

377
00:27:23,300 --> 00:27:25,140
‫این حرومزاده از اولش هم نباید در می‌رفت

378
00:27:30,520 --> 00:27:32,520
‫شاید اون کسی نبود که فکر می‌کردیم باشه

379
00:27:46,040 --> 00:27:47,350
‫لعنتی

380
00:28:30,580 --> 00:28:32,000
‫بله؟

381
00:28:32,000 --> 00:28:34,250
‫رئیف، منـم

382
00:28:37,590 --> 00:28:38,840
‫حالت خوبـه؟

383
00:28:39,920 --> 00:28:42,300
‫خب، لاأقل تو یه سلول تاریک نیستم

384
00:28:43,430 --> 00:28:44,800
‫عموت همه‌چی رو بهت گفت؟

385
00:28:45,670 --> 00:28:46,870
‫آره

386
00:28:48,680 --> 00:28:51,430
‫توی اخبار چیزی درمورد دستگیری نشنیدم،
‫واسه همین...

387
00:28:52,520 --> 00:28:54,400
‫...گفتم که احتمالاً کار بیخ پیدا کرده

388
00:28:55,250 --> 00:28:57,950
‫بهترین توصیف رو کردی،
‫کار بیخ پیدا کرد

389
00:28:59,170 --> 00:29:01,780
‫ببین، می‌دونم این رو باید
‫خیلی وقت پیش بهت می‌گفتم اما...

390
00:29:01,780 --> 00:29:03,620
‫واقعاً قدردان کمک‌های سال پیشت هستم...

391
00:29:03,620 --> 00:29:04,790
‫تجهیزات، نیاسا...

392
00:29:05,570 --> 00:29:07,410
‫...همه‌ش. به دادم رسیدی، برادر

393
00:29:07,410 --> 00:29:08,830
‫ممنونم

394
00:29:09,740 --> 00:29:11,040
‫تو جون بخواه، برادر

395
00:29:16,040 --> 00:29:17,750
‫چیز دیگه‌ای ذهنت رو مشغول کرده؟

396
00:29:18,790 --> 00:29:20,300
‫آره

397
00:29:20,300 --> 00:29:22,010
‫آره. همین‌طوره

398
00:29:27,180 --> 00:29:28,430
‫یکی از دوستامونـه

399
00:29:31,520 --> 00:29:34,620
‫فرمانده‌ی نیروهای عملیات ویژه‌ی عراق،
‫موصل، ۲۰۱۵

400
00:29:35,450 --> 00:29:37,020
‫مو رو یادتـه؟

401
00:29:38,230 --> 00:29:41,000
‫همیشه یه پاسور توی کیف پولش داشت

402
00:29:41,820 --> 00:29:43,860
‫آره، آره، معلومـه

403
00:29:43,860 --> 00:29:46,550
‫خدایا، چند سالی می‌شد که
‫این اسم رو نشنیده بودم

404
00:29:47,450 --> 00:29:49,990
‫درست یادم میاد که آدم حسابی بود؟

405
00:29:49,990 --> 00:29:52,160
‫خب، می‌دونم که بن بهش اعتماد داشت

406
00:29:52,160 --> 00:29:53,910
‫خب، همچین معیار مطمئنی نیست

407
00:29:57,250 --> 00:29:58,460
‫چطور مگه؟

408
00:29:59,420 --> 00:30:01,190
‫کاری می‌کنی که به مو مربوطـه؟

409
00:30:01,630 --> 00:30:04,000
‫خب، این رو نمی‌تونم بهت بگم، رفیق

410
00:30:05,130 --> 00:30:07,470
‫اما می‌خوام نظرت رو بپرسم...

411
00:30:08,640 --> 00:30:11,010
‫...فکر می‌کنی احتمالش هست که

412
00:30:11,010 --> 00:30:12,930
‫مو اون‌طرفی شده باشه؟

413
00:30:14,560 --> 00:30:17,120
‫ممکنه خودش تبدیل به چیزی شده باشه که...

414
00:30:17,810 --> 00:30:19,190
‫...باهاش می‌جنگیدیم؟

415
00:30:23,550 --> 00:30:26,610
‫خب، هیچ‌وقت نمیشه از چیزی مطمئن بود

416
00:30:27,280 --> 00:30:30,200
‫پس فقط همین صدای کوچیک توی سرتـه؟

417
00:30:30,200 --> 00:30:32,160
‫لعنتی

418
00:30:33,790 --> 00:30:36,850
‫مطمئن باش که دلت نمی‌خواد
‫الان توی سرم باشی

419
00:30:39,580 --> 00:30:42,320
‫پس به حست اعتماد کن.
‫چی بهت میگه؟

420
00:30:45,460 --> 00:30:47,850
‫این که باید خودم توی چشمای مو نگاه کنم

421
00:30:50,050 --> 00:30:52,560
‫اگه این ماجرا به سازمان ربطی داره

422
00:30:52,560 --> 00:30:54,100
‫فقط یادت بیاد که...

423
00:30:55,220 --> 00:30:57,870
‫...اونا با گروه ما فرق دارن، خب؟

424
00:31:00,480 --> 00:31:02,360
‫خب...

425
00:31:02,360 --> 00:31:04,070
‫همه‌چی با گروه ما فرق داره، مگه نه؟

426
00:31:05,070 --> 00:31:06,570
‫آره

427
00:31:07,490 --> 00:31:09,030
‫من که میگم به حست اعتماد کن

428
00:31:12,320 --> 00:31:13,780
‫مراقب خودت باش

429
00:31:15,160 --> 00:31:16,660
‫تو هم همین‌طور

430
00:31:22,630 --> 00:31:24,840
‫تا حالا از پروژه‌ای به اسم کسترل حرفی زده؟

431
00:31:24,840 --> 00:31:28,050
‫یا از طرحی که با لیزا آن بالز یا
‫زاندر کالینز چیده باشه؟

432
00:31:29,340 --> 00:31:31,430
‫نه. شرمنده

433
00:31:31,430 --> 00:31:34,410
‫پیگیری می‌کنم که لیست مشتری‌هاشون رو
‫به‌روز کنن. ممنون

434
00:31:35,300 --> 00:31:37,540
‫اوضاع خوب پیش میره؟

435
00:31:39,870 --> 00:31:43,560
‫می‌دونستی اگه سردبیر شی،
‫بقیه می‌تونن این کارها رو برات بکنن؟

436
00:31:43,560 --> 00:31:45,240
‫هنوز سر قرار اول و دوم‌مونیم

437
00:31:45,240 --> 00:31:47,150
‫شماها دیگه زیادی دارید تند میرید

438
00:31:48,360 --> 00:31:51,470
‫تا حالا خیلی با اوکراینی‌ها سر و کار داشتی؟

439
00:31:53,910 --> 00:31:55,680
‫این دیگه چیه؟

440
00:31:55,680 --> 00:31:59,720
‫هارتلی استیت رو مجبور کردیم
‫شکایتش رو پس بگیره

441
00:32:00,790 --> 00:32:02,580
‫می‌تونی کتابت رو تموم کنی

442
00:32:02,580 --> 00:32:04,290
‫البته هر وقت خودت راحت بودی

443
00:32:05,840 --> 00:32:07,450
‫کار آندرنوفـه؟

444
00:32:07,450 --> 00:32:08,900
‫نفوذ از اون بود

445
00:32:08,900 --> 00:32:10,360
‫ایده از من

446
00:32:11,970 --> 00:32:14,140
‫ببین، می‌دونم سبک رهبر واسیلی

447
00:32:14,140 --> 00:32:16,760
‫ممکنه به مذاق همه خوش نیاد اما
‫توی استعدادیابی...

448
00:32:16,760 --> 00:32:19,790
‫بعید بدونم نظیرش رو جایی دیده باشم

449
00:32:20,560 --> 00:32:22,650
‫جدی؟ خودت چی شد که کارمند اون شدی؟

450
00:32:23,520 --> 00:32:26,400
‫من خودم افسر اطلاعاتی بودم،
‫توی خط مقدم

451
00:32:26,400 --> 00:32:29,860
‫تا این که واسیلی قانعم کرد که
‫اگه به‌جای جنگ با شمشیر

452
00:32:29,860 --> 00:32:31,780
‫قلم بگیرم دستم...

453
00:32:31,780 --> 00:32:33,610
‫سریع‌تر صلح برقرار میشه

454
00:32:33,610 --> 00:32:36,120
‫نمی‌دونم، بعضی‌وقتا شمشیر هم به کار میاد

455
00:32:36,120 --> 00:32:37,830
‫مثلاً توی بروکسل به دردمون می‌خورد

456
00:32:37,830 --> 00:32:40,660
‫صلح از چیزی که فکر می‌کنیم،
‫خیلی نزدیک‌تره

457
00:32:40,660 --> 00:32:43,670
‫مراسم خیریه‌‌‌ی امشب هم این رو ثابت می‌کنه

458
00:32:45,550 --> 00:32:46,725
‫بله؟

459
00:32:46,750 --> 00:32:48,350
‫یکی اومده سراغ شما رو می‌گیره

460
00:32:48,350 --> 00:32:50,170
‫یه غول‌تشن با لهجه‌ی عجیب‌غریبـه

461
00:32:50,760 --> 00:32:52,300
‫آره، بگو بیاد داخل

462
00:32:53,300 --> 00:32:55,470
‫ایشون همون منبعیـن که بهتون ‌گفتم

463
00:33:00,020 --> 00:33:01,180
‫رئیف

464
00:33:01,850 --> 00:33:03,850
‫ایشون یانا تومنکو هستن، رئیس جدیدم

465
00:33:03,850 --> 00:33:06,610
‫ایشون رو در جریان کارمون قرار دادم

466
00:33:06,610 --> 00:33:07,940
‫ممنون که اومدی، رئیف

467
00:33:07,940 --> 00:33:10,440
‫کسترل ماجرای خیلی مهمی برای ماست

468
00:33:10,440 --> 00:33:11,530
‫اوکراینی هستی

469
00:33:12,650 --> 00:33:14,490
‫دلیلش رو درک می‌کنم

470
00:33:14,490 --> 00:33:17,220
‫خب، از آشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم

471
00:33:17,220 --> 00:33:19,080
‫- امشب می‌بینمت
‫- بله

472
00:33:22,150 --> 00:33:23,850
‫به حرفی که زدی فکر کردم

473
00:33:25,120 --> 00:33:27,380
‫به‌گمونم وقتش رسیده که به حسم اعتماد کنم

474
00:33:28,630 --> 00:33:30,380
‫با تمام قوا باهاش مبارزه می‌کنیم

475
00:33:31,920 --> 00:33:34,170
‫بریم تو دفترم درموردش حرف بزنیم

476
00:34:00,956 --> 00:34:04,793
« زیاد: با دوستت ملاقات داره »

477
00:34:09,750 --> 00:34:11,380
‫فاروق خواسته اینجا ملاقات کنیم

478
00:34:11,380 --> 00:34:13,170
‫خیابون ریاض ‌الصلح

479
00:34:13,170 --> 00:34:15,010
‫ساعت ۹ صبح

480
00:34:15,010 --> 00:34:16,750
‫من و داناون تماس رو برقرار می‌کنیم

481
00:34:16,750 --> 00:34:19,390
‫فردی، تو اینجا رو پوشش میدی

482
00:34:19,700 --> 00:34:23,700
‫آکس و ایلای، خروجی‌های غربی و شرقی
‫با شماست

483
00:34:23,700 --> 00:34:27,310
‫تیم میزبان هم ارتباطات نیروهای امنیتی داخلی
رو ‫زیرنظر می‌گیره تا

484
00:34:27,310 --> 00:34:30,690
‫- یه‌وقت تو دست‌وپای نیروهای محلی نباشیم
‫- آماده‌ایم

485
00:34:30,690 --> 00:34:32,730
‫به تیمی که پشت سرمـن، اعتماد دارم

486
00:34:32,730 --> 00:34:34,190
‫صبح‌ زود کارمون شروع میشه

487
00:34:39,110 --> 00:34:41,530
‫مطمئنی حس خوبی به این قضیه داری؟

488
00:34:41,530 --> 00:34:44,160
‫نمی‌خوام چون یه پات لب گوره،
‫بری تو دل خطر

489
00:34:44,160 --> 00:34:46,580
‫به مو فرصت دادم باهام تماس بگیره

490
00:34:46,580 --> 00:34:49,880
‫خودش لندری رو انتخاب کرد.
‫این خودش یه زنگ خطر دیگه‌ست

491
00:34:49,880 --> 00:34:52,650
‫شاید پای لب گور،
‫دقیقاً همون چیزیـه که لازم داریم

492
00:34:54,170 --> 00:34:56,340
‫کدوم‌تون می‌تونه آرامشش رو حفظ کنه...

493
00:34:57,180 --> 00:34:58,390
‫موقع شلیکی که...

494
00:34:58,720 --> 00:35:00,010
‫...دنیا رو عوض می‌کنه؟!

495
00:35:01,760 --> 00:35:03,060
‫ما دنبال تیراندازیم...

496
00:35:05,680 --> 00:35:07,100
‫...تیراندازی‌هایی که از...

497
00:35:08,690 --> 00:35:10,060
‫...شلیک غیرممکن ترسی ندارن

498
00:35:11,270 --> 00:35:12,820
‫هدف‌هامون سقوط می‌کنن...

499
00:35:13,980 --> 00:35:15,530
‫...درست مثل غرب

500
00:35:17,110 --> 00:35:19,450
‫هر شلیکی که اینجا انجام میشه...

501
00:35:20,240 --> 00:35:22,680
‫...سرنوشت پیروزی‌مون رو تعیین می‌کنه!

502
00:35:55,020 --> 00:35:56,190
‫حوله

503
00:35:57,570 --> 00:35:59,190
‫خورشید فشنگ رو داغ می‌کنه

504
00:35:59,990 --> 00:36:02,030
‫فشار مضاعف، گلوله رو منحرف می‌‌کنه

505
00:36:03,910 --> 00:36:05,950
‫حوله گلوله رو سرد نگه می‌داره

506
00:36:21,840 --> 00:36:23,550
‫شلیک فوق‌العاده‌ای بود

507
00:36:23,930 --> 00:36:25,330
‫با همه‌تونم

508
00:36:25,720 --> 00:36:27,890
‫برید سیبل‌هاتون رو رنگ کنید...

509
00:36:27,890 --> 00:36:30,560
‫...تا دور آخر رو هم شروع کنیم

510
00:36:30,560 --> 00:36:32,020
‫بلند شید، راه بیفتید

511
00:36:40,280 --> 00:36:41,520
‫شما دو تا نه

512
00:36:42,380 --> 00:36:44,600
‫شما شایسته‌ی پیروزی‌تون بودید

513
00:36:46,000 --> 00:36:48,480
‫اما یه مسئله‌ی دیگه هم هست

514
00:36:50,000 --> 00:36:51,500
‫خیلی مهمـه که...

515
00:36:52,330 --> 00:36:53,500
‫...فقط و فقط...

516
00:36:54,370 --> 00:36:57,840
‫...برگزیده‌ها بدونن اینجا چه اتفاقی افتاد

517
00:37:06,300 --> 00:37:07,680
‫تمام و کمال

518
00:38:17,087 --> 00:38:19,131
« فصل سوم: برادر خونی »

519
00:38:19,156 --> 00:38:22,192
« فصل چهارم: شوهر، پدر »

520
00:38:22,217 --> 00:38:24,825
« فصل پنجم: یگان ویژه نیروی دریایی »

521
00:38:24,850 --> 00:38:26,170
‫گوش نمی‌کنی چی میگم

522
00:38:26,170 --> 00:38:28,680
‫کسایی که دوستا و خونواده‌‌م رو کشتن،
‫نمیرن زندان

523
00:38:28,680 --> 00:38:30,170
‫ریس!

524
00:38:30,170 --> 00:38:33,230
‫می‌خوای همه فکر کنن خودت هم تروریستی؟

525
00:38:33,230 --> 00:38:35,100
‫اگه باز هم پات به میدون جنگ باز شه،

526
00:38:35,100 --> 00:38:36,230
‫گردن خودتـه

527
00:39:07,902 --> 00:39:12,726
« معماریِ صلح و هنر جنگ »
« تقدیم به اوکراین »

528
00:39:12,751 --> 00:39:14,811
« ارائه‌ای از ولت‌استریم »

529
00:39:17,810 --> 00:39:20,030
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتید
‫- باعث افتخاره

530
00:39:28,033 --> 00:39:30,160
‫« لوکاس: کسترل رو پیدا کردم.
‫بهم زنگ بزن »

531
00:39:32,606 --> 00:39:33,687
‫الو؟

532
00:39:33,712 --> 00:39:35,790
‫لوکاس، چیزی پیدا کردی؟

533
00:39:35,790 --> 00:39:38,750
‫منبعم توی بایگانیِ مجلس
‫یه گزارش پیدا کرده

534
00:39:38,750 --> 00:39:41,120
‫قدیمیـه، دیجیتالی نشده

535
00:39:41,120 --> 00:39:43,820
‫باید از نزدیک بررسیش کنی

536
00:39:46,330 --> 00:39:47,590
‫کیتی؟

537
00:39:47,590 --> 00:39:48,920
‫پشت خطی؟

538
00:39:50,000 --> 00:39:51,890
‫به‌نظرت می‌تونه تا دیروقت منتظرم بمونه؟

539
00:39:51,890 --> 00:39:53,300
‫طرفدارتـه

540
00:39:53,300 --> 00:39:57,030
‫توی دور قبلی تعدیل نیرو هم از «دِ پست»
‫اخراجش کردن، پس آره، غمت نباشه

541
00:40:00,400 --> 00:40:02,950
‫باشه. بهش بگو تا یه ربع دیگه
خودم رو می‌رسونم

542
00:40:03,944 --> 00:40:07,364
‫« احتمال داره یه چیزی پیدا کرده باشم،
‫همدیگه رو توی بایگانی می‌بینیم »

543
00:40:28,177 --> 00:40:32,124
« بیروت »

544
00:40:38,850 --> 00:40:39,930
‫یالا، داناون

545
00:40:39,930 --> 00:40:42,480
‫کرمی که بیشتر وول بخوره،
‫ماهی گنده‌تری میاد سراغش

546
00:40:43,480 --> 00:40:46,020
‫کم‌کم ادای فراری‌های در‌به‌در رو در بیار

547
00:40:46,650 --> 00:40:48,330
‫دیگه باید خط رو آزاد کنیم

548
00:40:49,080 --> 00:40:51,600
‫اگه دیدی اوضاع داره بی‌ریخت میشه،
‫ول کن و بیا، جیمز

549
00:40:52,990 --> 00:40:54,070
‫اوضاع اونجا چطوره؟

550
00:40:55,320 --> 00:40:56,700
‫جناحِ جنوب رو دارم

551
00:40:58,410 --> 00:41:00,500
‫هوات رو دارم، جناح غربی

552
00:41:00,500 --> 00:41:02,710
‫یه ساعت برای عملیات وقت داری

553
00:41:02,710 --> 00:41:04,620
‫یادت باشه، اینجا من دستورات رو میدم

554
00:41:04,620 --> 00:41:06,960
‫همین‌جا می‌مونیم تا فاروق پیداش بشه

555
00:41:07,840 --> 00:41:11,070
‫حق با فردیـه. اگه مو چک کرد که ببینه
‫داناون تنهاست یا نه

556
00:41:11,070 --> 00:41:13,090
‫ما هم زیاد مزاحم‌شون نمیشیم

557
00:41:13,872 --> 00:41:17,332
‫« آلفا چارلی: کامیون تحویل رسیده،
‫صبر کن، بعد برو سمت ورودی کناری »

558
00:41:21,180 --> 00:41:23,100
‫جیمز، اوضاع مرتبـه؟

559
00:41:31,820 --> 00:41:32,820
‫مرتبـه

560
00:41:47,170 --> 00:41:48,790
‫موفق باشی، برادر

561
00:41:58,680 --> 00:42:00,060
‫کی داناون رو می‌بینه؟

562
00:42:00,850 --> 00:42:01,850
‫هیشکی

563
00:42:01,850 --> 00:42:03,480
‫بهش دید نداریم

564
00:42:03,480 --> 00:42:05,530
‫ایلای، سوسکی برو توی بازار

565
00:42:05,530 --> 00:42:07,570
‫آکس، هر وقت دیدیش، خبرم کن

566
00:42:07,570 --> 00:42:08,800
‫راه میفتم

567
00:42:16,700 --> 00:42:18,940
‫داناون رو دیدم

568
00:42:18,940 --> 00:42:20,810
‫داره میره جنوبِ بازارِ اصلی

569
00:42:25,210 --> 00:42:28,110
« بپیچ دست راست و برو سمت بازار گوشت »

570
00:42:42,686 --> 00:42:45,572
« وایسا. دنبال یه پسربچه بگرد »

571
00:42:56,070 --> 00:42:58,430
‫قربان، به قالیچه‌ی آبی علاقه دارید؟

572
00:43:00,530 --> 00:43:03,080
‫چشم‌های لورن آبی بودن دیگه، نه؟

573
00:43:12,350 --> 00:43:13,900
‫بیا دنبالم

574
00:43:19,720 --> 00:43:21,430
‫داناون، بهمون سیگنال بده

575
00:43:26,430 --> 00:43:27,900
‫محدوده‌ی اطراف بازارم

576
00:43:27,900 --> 00:43:29,570
‫همچنان دیدی بهش ندارم

577
00:43:32,150 --> 00:43:34,430
‫یکی همراه داناونـه.
‫یه بچه با لباس قرمز

578
00:43:34,430 --> 00:43:35,720
‫توی بازارن

579
00:43:41,070 --> 00:43:43,330
‫داناون، بهمون علامت بده، لعنتی

580
00:43:43,330 --> 00:43:45,080
‫تیم میزبان، جست‌وجو رو شروع کنید

581
00:43:55,300 --> 00:43:57,760
‫- کدوم طرفی رفت؟
‫- از این طرف رفتن. بریم

582
00:44:00,720 --> 00:44:03,600
‫گندش بزنن. هنوز نشونه‌ای ازش نیست

583
00:44:03,600 --> 00:44:06,480
‫سیگنالش وایساد سر جاش.
‫صد متر جلوتره

584
00:44:07,470 --> 00:44:09,770
‫بچه‌هه یه چیزایی درمورد قالیچه گفت

585
00:44:09,770 --> 00:44:11,920
‫خب، خیلی کمکی بهمون نمی‌کنه

586
00:44:25,830 --> 00:44:28,530
‫خب، تو آخرین موقعیتی که
‫ازش داشتیم، نیست

587
00:44:29,450 --> 00:44:30,540
‫داناون؟

588
00:44:31,580 --> 00:44:32,980
‫اگه صدام رو می‌شنوی...

589
00:44:32,980 --> 00:44:35,690
‫راه ورود رو نشون‌مون بده

590
00:44:40,470 --> 00:44:41,730
‫بفرما

591
00:45:20,090 --> 00:45:21,260
‫مو؟

592
00:45:23,880 --> 00:45:25,550
‫جریان چیه؟

593
00:46:01,050 --> 00:46:02,930
‫چیزی که می‌خواستید رو پیدا کردید،
‫خانم بیورنیک؟

594
00:46:02,930 --> 00:46:05,050
‫بله. آره

595
00:46:05,630 --> 00:46:07,760
‫اشکالی نداره یه نگاهی به این بندازم؟

596
00:46:07,760 --> 00:46:10,390
‫نسخه‌های چاپی مجازن.
‫تمام اسناد محرمانه

597
00:46:10,390 --> 00:46:12,830
‫- قبلاً حذف شدن
‫- عالیـه، ممنون

598
00:46:20,111 --> 00:46:23,604
« ر.ه: دارم میام سمتت. بمون سر جات »

599
00:46:48,590 --> 00:46:50,140
‫ریس!

600
00:46:53,890 --> 00:46:55,230
‫ما توی یه تیمیم

601
00:46:57,350 --> 00:46:59,230
‫مسمومم کردی، عوضی

602
00:46:59,230 --> 00:47:01,480
‫خب، میشه بگی چرا تحت‌ تعقیب‌ترین آدم دنیا

603
00:47:01,480 --> 00:47:03,150
‫داره با سازمان کار می‌کنه؟

604
00:47:07,030 --> 00:47:08,700
‫اومدم دستگیرت کنم...

605
00:47:09,610 --> 00:47:11,050
‫...یا این که بکشمت

606
00:47:11,680 --> 00:47:13,480
‫بکشیم؟

607
00:47:16,050 --> 00:47:18,000
‫لندری داره ردش رو پاک می‌کنه

608
00:47:18,540 --> 00:47:20,040
‫منظورت چیه؟

609
00:47:26,130 --> 00:47:27,550
‫هی. هی

610
00:47:27,550 --> 00:47:29,880
‫- کدوم گوری رفت؟
‫- پسرم رو ول کن!

611
00:47:29,880 --> 00:47:32,010
‫- آمریکاییه کجاس؟
‫- دستت رو بکش!

612
00:47:32,010 --> 00:47:33,380
‫نزدیک پسرم نشو!

613
00:47:37,850 --> 00:47:39,730
‫لندری مسئول گیر انداختنتـه

614
00:47:39,730 --> 00:47:41,980
‫مو، تو یه کارهایی کردی که

615
00:47:41,980 --> 00:47:43,610
‫باید واسه‌شون جواب پس بدی

616
00:47:43,610 --> 00:47:45,590
‫بیشتر از اون چه که تو بدونی

617
00:47:46,360 --> 00:47:49,950
‫اما اون کارها رو به دستورِ
‫جولز لندری و سازمان کردم

618
00:47:54,050 --> 00:47:56,230
‫من رو وارد نیروهای النواز کرد

619
00:47:56,230 --> 00:47:58,680
‫اما آره، یه جای کار می‌لنگه

620
00:47:59,250 --> 00:48:03,500
‫هفته‌ی پیش، به دستور خودش
‫به یه پایگاه نظامی توی مراکش حمله کردیم

621
00:48:03,500 --> 00:48:07,590
‫قبل این که همه‌ی افرادم رو از دست بدم
‫گزارش لحظه‌ای عملیات رو می‌شنیدم

622
00:48:07,590 --> 00:48:09,420
‫زدیم به آمریکایی‌ها

623
00:48:09,830 --> 00:48:11,930
‫زدی به من!

624
00:48:11,930 --> 00:48:13,300
‫اونجا یه سایت سیاه بود

625
00:48:16,180 --> 00:48:17,720
‫پس لندری می‌خواد تو رو هم بکشه

626
00:48:19,850 --> 00:48:22,480
‫بهش فکر کن.
‫لندری، النواز

627
00:48:22,480 --> 00:48:24,190
‫چه ائتلاف عجیبی

628
00:48:24,730 --> 00:48:26,860
‫همه‌ش منتهی میشه به یه ماجرای بزرگ‌تر

629
00:48:26,860 --> 00:48:29,110
‫ببین، خودم هم هیچ‌وقت به
لندری اعتماد نداشتم

630
00:48:29,110 --> 00:48:32,570
‫مو، سازمان، اطلاعاتی داره که

631
00:48:32,570 --> 00:48:36,280
‫نشون میده تو توی چندتا حمله‌ی تروریستی
نقش داشتی

632
00:48:36,280 --> 00:48:38,040
‫نه فقط سایت سیاه

633
00:48:38,040 --> 00:48:39,450
‫حمله به بازار کریسمس

634
00:48:39,450 --> 00:48:41,250
‫اون قضیه هیچ ربطی به من نداشت! هیچی!

635
00:48:41,250 --> 00:48:42,540
‫هیچ غیرنظامی‌ای توشون نبود

636
00:48:42,540 --> 00:48:43,920
‫این رو به لندری گفتم

637
00:48:43,920 --> 00:48:45,670
‫اما هیچ کاری نکرد

638
00:48:45,670 --> 00:48:49,050
‫لندریـه که نفوذیـه و
می‌تونم این رو ثابت کنم

639
00:48:54,340 --> 00:48:57,390
‫اگه مطمئن بودی که من دیگه از دست رفتم...

640
00:48:57,390 --> 00:48:59,920
‫چرا خواستی که رو در رو باهات حرف بزنم؟

641
00:49:01,100 --> 00:49:04,030
‫اتساین موصل ۲۰۱۵

642
00:49:05,650 --> 00:49:08,230
‫از اون موقع، ما جفت‌مون عوض شدیم، برادر

643
00:49:10,400 --> 00:49:12,430
‫اما شیطانی که باهاش می‌جنگیم هم
عوض شده

644
00:49:16,850 --> 00:49:17,890
‫رسیدن، قربان

645
00:49:18,660 --> 00:49:21,250
‫گندش بزنن. اون مغازه‌داره، آدمِ النوازه

646
00:49:21,250 --> 00:49:24,330
‫می‌دونن که یه مأمور آمریکایی اومده اینجا.
‫تو بمون همین‌جا

647
00:49:26,250 --> 00:49:27,920
‫محمد، اینجا چه خبره؟

648
00:49:27,920 --> 00:49:29,300
‫همه‌چی مرتبـه. نگران نباش

649
00:49:39,640 --> 00:49:40,640
‫خیلی خب

650
00:49:41,650 --> 00:49:43,450
‫ریس، باید راه بیفتیم. همین حالا

651
00:49:43,450 --> 00:49:44,840
‫- از این طرف
‫- باشه

652
00:49:45,480 --> 00:49:46,850
‫باید لندری رو پیدا کنیم

653
00:49:46,850 --> 00:49:47,850
‫من باید بمونم

654
00:49:47,850 --> 00:49:49,550
‫النواز داره یه نقشه‌ی گنده می‌چینه

655
00:49:49,550 --> 00:49:52,800
‫- میگه مثل ۱۱ سپتامبر دنیا رو تکون میده
‫- چه حمله‌ایـه؟

656
00:49:52,800 --> 00:49:54,360
‫تا دستورش رو نده، نمی‌فهمم

657
00:49:54,360 --> 00:49:56,750
‫مو... دست بردار

658
00:49:56,750 --> 00:49:58,120
‫صدای شلیک شنیدیم. کجایی؟

659
00:49:58,120 --> 00:49:59,490
‫قربان، دم تقاطعـن

660
00:50:00,280 --> 00:50:01,780
‫باشه. تو این گوشی هر چیزی که برای

661
00:50:01,780 --> 00:50:04,370
‫اثبات بی‌گناهیم لازمـه هست،
‫می‌تونی باهاش ردم رو هم بزنی

662
00:50:04,370 --> 00:50:06,080
‫باشه؟ این ماجرا رو بسپار به من و راه بیفت

663
00:50:06,080 --> 00:50:07,880
‫ریس، برو. بجنب

664
00:50:12,960 --> 00:50:14,300
‫آمریکاییه داره در میره!

665
00:50:16,716 --> 00:50:36,716
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

666
00:52:55,590 --> 00:52:57,040
‫گزارش کجاس؟

667
00:53:00,210 --> 00:53:01,840
‫برو به درک

668
00:53:19,150 --> 00:53:20,280
‫باید...

669
00:53:20,280 --> 00:53:22,110
‫باید ببریش

670
00:53:22,950 --> 00:53:25,280
‫ریسـه...

671
00:53:25,280 --> 00:53:27,200
‫- ریس...
‫- من رئیفم

672
00:53:28,120 --> 00:53:30,290
‫برات کمک جور می‌کنم، خب؟

673
00:53:30,290 --> 00:53:31,330
‫به من نگاه کن

674
00:53:31,330 --> 00:53:32,750
‫دووم بیار. بریم

675
00:53:32,750 --> 00:53:34,180
‫یالا
