WEBVTT

00:00.042 --> 00:01.845
‫« آنچه گذشت... »

00:01.870 --> 00:03.060
‫فرِدی استرین

00:03.060 --> 00:04.290
‫از گروه اومدی بیرون؟

00:04.290 --> 00:05.670
‫الان دیگه توی سازمانم

00:05.670 --> 00:06.840
‫امین النواز

00:06.840 --> 00:08.300
‫چهره‌ی القاعده‌ی جدید

00:08.300 --> 00:11.170
‫ما معتقدیم حمله‌ی نواز به
‫فرمانده‌ی ناتو، کار مو بوده

00:11.170 --> 00:13.380
‫با استفاده از مهارت‌هایی که از ما یاد گرفته

00:13.380 --> 00:14.640
‫یا دقیق‌تر بگم، از تو

00:15.800 --> 00:16.800
‫تا وقتی اینجاییم

00:16.800 --> 00:18.030
‫اسمت جیمز داناونه

00:18.030 --> 00:19.390
‫جیمز داناون؟

00:19.390 --> 00:20.498
‫پارسال دوست، امسال آشنا، برادر

00:20.523 --> 00:22.520
‫لندری مسئول پیدا کردن مو فاروقه

00:22.520 --> 00:24.020
‫جولز لندری؟ موصل؟

00:24.020 --> 00:25.400
‫اون پهپادی که ‫نزدیک بود بکشتت،

00:25.400 --> 00:26.900
‫بخشی از محموله‌ی تسلیحاتی بوده که

00:26.900 --> 00:28.650
‫واسه یکی از متحدهامون فرستاده شده اما

00:28.650 --> 00:30.070
‫یه‌جوری رسیده به دست تروریست‌ها

00:30.070 --> 00:31.530
‫اگه منظورتون اینه که…

00:31.530 --> 00:34.410
‫بین دفتر من و بی‌رحم‌ترین تروریست دنیا…

00:34.410 --> 00:36.660
‫ارتباطی وجود داره،

00:38.330 --> 00:41.290
‫باید بگم این جلسه رسماً تمومه

00:41.290 --> 00:44.400
‫کیتی بیورنیک ‫در مورد کسترل سؤال می‌پرسید

00:52.420 --> 00:53.760
‫طرف از آدمای مو بود

00:53.760 --> 00:56.550
‫یکی توی سازمان‌تون موش دوونده!

00:58.960 --> 01:02.210
‫و مو قراره بگه کار کی بوده

01:09.153 --> 01:13.407
« روژاوا »
« فدراسیون دموکراتیک سوریه‌ی شرقی »

01:14.020 --> 01:15.110
‫صلح!

01:16.360 --> 01:17.570
‫دموکراسی!

01:19.280 --> 01:23.060
‫مسیر پیشرفت برای روژاوا همینـه

01:23.870 --> 01:27.500
‫به شوکت رأی بدید تا رئیس مشترک بمونه

01:28.460 --> 01:31.340
‫اون مسیر پیشرفت روژاوا رو هموار می‌کنه

01:33.710 --> 01:36.590
‫اون مسیر پیشرفت روژاوا رو هموار می‌کنه

01:38.500 --> 01:49.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:53.000 --> 02:00.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:00.480 --> 02:01.830
‫یک و ۳۰

02:02.450 --> 02:03.510
‫یک و ۵۴

02:06.620 --> 02:07.650
‫یک و ۳۰

02:09.710 --> 02:11.440
‫یک و ۵۴

02:56.670 --> 02:58.260
‫سلام، شوکت

03:30.750 --> 03:31.760
‫نزار

03:32.370 --> 03:33.730
‫از شر اون فاحشه خلاص شدی

03:35.170 --> 03:37.000
‫پولت توی راهـه

03:37.760 --> 03:39.130
‫یه مأموریت دیگه برات دارم

03:39.760 --> 03:43.770
‫جایزه‌ش خیلی بیشتر از
اصلاح‌طلبی مثل شوکتـه

03:43.780 --> 03:46.020
‫طارق باهات تماس می‌گیره

05:14.629 --> 05:18.649
« بیروت، لبنان »

05:58.480 --> 06:00.190
‫آروم باش، برادر

06:03.570 --> 06:05.280
‫اوضاع مرتبـه

06:06.110 --> 06:07.320
‫برگشتن زمان‌بره

06:08.490 --> 06:10.240
‫مخصوصاً تو یه همچین شهری

06:14.833 --> 06:20.297
« سفارت ایالات متحده‌ی آمریکا »

06:28.510 --> 06:29.550
‫قربان، ایشون...

06:29.550 --> 06:31.550
‫جیمز داناون. ویک رودریگز هستم...

06:31.550 --> 06:33.600
‫رئیس گراند برنچ و دلیل اومدنت به اینجا

06:33.600 --> 06:36.270
‫بیا، پنج دقیقه دیگه جلسه با
لانگلی شروع میشه

06:40.350 --> 06:41.860
‫طبق آخرین شنود الکترونیک‌مون

06:41.860 --> 06:44.970
‫مطمئن شدیم که فاروق و افرادش
‫یه‌جایی توی همین شهر مخفی شدن

06:44.980 --> 06:46.450
‫اطلاعات منابع انسانی چطور؟

06:46.450 --> 06:49.300
‫قراره که سر تو،‌ آکس و داناون
‫حسابی شلوع شه

06:51.670 --> 06:52.890
‫داناون بودی؟

06:54.050 --> 06:57.450
‫شبیه کسی هستی که قبلاً توی افغانستان
‫باهاش برخورد داشتم

06:57.450 --> 07:01.520
‫اما قیافه‌ت بیشتر به کسایی می‌خوره که
‫دنبال زنده یا مُرده‌ش بودن

07:01.530 --> 07:03.340
‫- آکس بودی؟
‫- آره

07:03.340 --> 07:05.450
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫تو هم شبیه همونی هستی که

07:05.450 --> 07:07.450
‫تو قندهار باهاش عملیات داشتم

07:07.450 --> 07:09.880
‫فقط یکم پیرتر و خیلی هم بی‌ریخت‌تری

07:09.880 --> 07:11.840
‫پا به سن گذاشته

07:11.840 --> 07:13.530
‫از آشنایی باهات خوشوقتم، جیمز

07:13.530 --> 07:14.620
‫ایلای بومن هستم

07:14.630 --> 07:17.050
‫خیلی دلم می‌خواد هر موقع وقت کردیم،
‫خاطراتت با آکس رو بشنوم

07:17.050 --> 07:19.500
‫یالا، رفیق

07:19.500 --> 07:21.270
‫فردی

07:21.270 --> 07:22.440
‫با چی سر و کار داریم؟

07:24.020 --> 07:27.670
‫تو این اتاق، چشمات رو باز نگه می‌داری و
‫دهنت رو بسته

07:27.680 --> 07:32.080
‫با جنیس ماتلی، رهبر گروه ویژه
‫سر و کار داریم که خیلی نمی‌شناسمش

07:32.080 --> 07:35.800
‫اولیور گری، تحلیل‌گر مالی واحدِ
مبارزه با تروریسم

07:35.800 --> 07:38.810
‫نیکول فن، معاون رئیس‌ دفتر بیروت

07:39.660 --> 07:42.370
‫و یه مشت کله‌گنده‌ی دیگه که
‫پارکینگ اختصاصی دارن

07:42.380 --> 07:45.950
‫همه‌شون در حدی اطلاعات دارن که
بتونن پوشش‌مون توی مراکش رو لو بدن؟

07:49.670 --> 07:53.260
‫النواز ثابت کرده که خیلی از بن‌لادن،
‫باهوش‌تره

07:53.260 --> 07:55.760
‫از کمک‌های مالی اینترنتی استفاده کرده تا

07:55.760 --> 07:57.560
‫ما رو بفرسته پیِ لیبی که...

07:57.560 --> 08:00.100
‫پس اطلاعات منابع انسانی که
‫فرضیه‌ی لیبی رو تقویت کرد چی؟

08:00.100 --> 08:02.230
‫چندین هفته توی طرابلس در معرض خطر بودیم...

08:02.230 --> 08:05.670
‫- عوامل محلی‌ از دست دادیم
‫- بار اولی نیست که یه زندانی

08:05.690 --> 08:08.500
‫تحت بازجویی پیشرفته، اطلاعات غلط داده

08:09.650 --> 08:12.400
‫شما گفتید بهش سرعت بدم.
‫من هم بهش سرعت دادم

08:12.400 --> 08:15.770
‫ببینید، چیزی که مهمـه اینـه که
‫الان تو منطقه‌ی درستی هستیم، خانم

08:15.770 --> 08:19.040
‫هزار ساله که دارن جاسوس‌های این شهر رو
‫سر کار می‌ذارن و خیلی وارد شدن

08:19.040 --> 08:21.320
‫مشخصه‌های بیولوژیکِ همه‌ی مهاجم‌ها رو داریم

08:21.330 --> 08:23.870
‫موساد داره کمک‌مون ترتیب وقایع رو
‫در بیاریم اما

08:23.880 --> 08:25.650
‫چیزی که نمی‌دونیم اینـه که

08:25.650 --> 08:28.090
‫افراد فاروق، چطوری سایت سیاه‌مون رو
‫پیدا کردن؟

08:28.090 --> 08:30.820
‫همه‌مون می‌دونیم سایت‌های سیاه
‫ذاتاً چقدر می‌تونن آسیب‌پذیر باشن

08:30.830 --> 08:32.220
‫هر بار که دروازه رو باز می‌کنیم

08:32.220 --> 08:35.090
‫تماس می‌گیریم، حالا چه رمزگذاری‌شده
‫ و چه نشده، رد به جا می‌ذاریم

08:35.090 --> 08:37.100
‫به‌محض این که رفتیم سراغ النواز،
ریختن سرمون؟

08:37.100 --> 08:39.400
‫نه، با عقل جور در نمیاد

08:39.400 --> 08:42.370
‫شما زحمت خاصی برای مخفی نگه داشتنِ
‫عملیات نکشیدید، آقای لندری

08:43.060 --> 08:44.920
‫فردی، فکر می‌کنی...

08:44.930 --> 08:46.790
‫لو رفته باشیم؟

08:49.400 --> 08:51.110
‫نه، قربان

08:51.110 --> 08:53.900
‫ولی به واحد ضداطلاعات دستور میدم که
‫با نیروهای محلی صحبت کنن

08:53.900 --> 08:55.750
‫تیم‌مون هم از همین‌جا
میفته دنبال فاروق

08:55.750 --> 08:56.970
‫موافقم

08:56.970 --> 08:59.080
‫می‌دونیم باید کجاها رو زیر و رو کنیم

08:59.080 --> 09:01.620
‫تمامی اطلاعات و داده‌هامون
‫نشون میدن که القاعده

09:01.630 --> 09:04.000
‫برای حملات اخیرش، از سلاح‌های غربی
‫استفاده کرده

09:04.000 --> 09:05.300
‫پهپاد، خمپاره

09:05.300 --> 09:07.380
‫دنبال جنس‌های دزدیـن

09:07.380 --> 09:10.070
‫لاندری، شما و تیمت توی شهر پخش میشید و

09:10.080 --> 09:13.600
‫خودتون رو نظامی‌های سابقی جا می‌زنید که
‫موشک استینگر می‌فروشن

09:13.600 --> 09:15.470
‫اگه مشتری پیدا شد،
‫مو فاروق هم پیدا میشه

09:15.480 --> 09:16.680
‫دقیقاً

09:16.680 --> 09:19.000
‫القاعده همین حالا رهبر روژاوا رو ترور کرد

09:19.000 --> 09:20.260
‫با تک‌تیرانداز

09:20.260 --> 09:24.050
‫این چهارمین حمله علیه کشورهاییـه که
‫نواز اون‌ها رو دشمنای جهاد معرفی کرده

09:24.050 --> 09:26.320
‫باید قبل از این که بهمون ضربه بزنه،
‫پیداش کنیم

09:26.330 --> 09:27.900
‫لاندری و تیمش، شما میرید سراغ فاروق

09:27.900 --> 09:30.520
‫داناون، منتظر بمون که برای کمک به
‫بازجویی بهت نیاز داریم

09:30.530 --> 09:31.950
‫ببخشید، خانم، منتظر بمونم؟

09:31.950 --> 09:35.920
‫فعلاً این‌طور فکر کن که گذاشته شدی کنار،
‫تا مطمئن شیم تو توی مراکش هدف نبودی

09:35.930 --> 09:37.300
‫اگه تو لو رفته باشی

09:37.300 --> 09:39.070
‫یعنی این عملیات هم لو رفته

09:39.070 --> 09:40.910
‫داناون برای آماده‌سازی، توی محل می‌مونه

09:43.620 --> 09:45.450
‫مفهومـه. آفتابی نمیشم

09:45.450 --> 09:47.480
‫هر چی که به صلاحِ مأموریت باشه

09:49.630 --> 09:52.870
‫شب گذشته لابی‌گر واشینگتن دی‌سی،
‫استوارت مک‌گاورن

09:52.880 --> 09:56.420
‫هنگام رانندگی در بزرگراه جی‌دبلیو پارک‌وی
‫دچار حمله‌ی قلبی ناگهانی شد

09:56.430 --> 09:59.180
‫به‌گفته‌ی مقامات، خودروی مک‌گاورن
‫از گارد جاده رد شده و

09:59.180 --> 10:00.260
‫و در مسیر خودروهای...

10:00.285 --> 10:01.745
« رئیف، کجایی؟ »

10:01.770 --> 10:04.270
« هیچی از کسترل پیدا نمی‌کنم »

10:07.390 --> 10:08.940
‫ببخشید

10:10.560 --> 10:12.150
‫گوشی تخمیت رو بردار

10:12.150 --> 10:13.570
‫لوکاس

10:13.570 --> 10:14.940
‫الان باید توی اتاق خبر باشی

10:14.940 --> 10:16.280
‫قبلش باید یه زحمتی بکشی

10:16.305 --> 10:20.125
ببین کلمه‌ی کسترل ارتباطی با
کاپیتول‌هیل داره یا نه

10:20.150 --> 10:23.085
‫اگه ربطش به استورات مک‌گاورن یا اسلحه‌ها رو
پیدا کردی، شام استیک مهمون من

10:23.110 --> 10:24.540
‫راستش من گیاه‌خوارم

10:24.540 --> 10:27.020
‫واسه همین شبیه کسایی شدی که
‫استیک‌لازمـن. گری

10:27.830 --> 10:30.540
‫تونستیم اظهارات دیگه‌ای از
روژاوا در بیاریم؟

10:30.540 --> 10:32.420
‫این که مثلاً چه سلاحی استفاده شده؟

10:32.420 --> 10:35.020
‫توی جلسه‌ی صبحگاهی مطرحش می‌کنم

10:35.620 --> 10:38.260
‫اگه سرنخ‌هات از مک‌گاورن رو بهم بگی،
‫من هم سرنخ‌هام رو میگم

10:38.260 --> 10:40.050
‫یه دقیقه دیگه جلسه شروع میشه، کیتی

10:40.050 --> 10:43.500
‫سلام به همگی. شرمنده دیر کردیم

10:48.310 --> 10:49.690
‫خیلی خب

10:53.250 --> 10:54.530
‫اصلاً حرفش هم نزن

10:54.530 --> 10:56.110
‫من و واسیلی هم گفتیم شرکت کنیم

10:56.110 --> 10:58.100
‫اما این جلسه‌ی تیم تحریریه‌ست

10:58.100 --> 11:00.950
‫جردن هم‌ مالک بود و هم سردبیر

11:00.950 --> 11:03.200
‫ولت‌استریم رو هم از توی زیرزمینش
راه انداخته بود

11:03.200 --> 11:04.580
‫ما یه رسانه‌‌ی خبری مستقلیم

11:04.580 --> 11:06.200
‫توی این جلسات اهداف‌مون تعیین میشن

11:06.200 --> 11:08.600
‫نیومدم اینجا تا بهتون بگم چی بنویسید

11:09.250 --> 11:11.000
‫فقط اومدم یه چیزی رو اعلام کنم

11:11.580 --> 11:15.000
‫دیگه دنبال جایگزین برای جردن نمی‌گردیم

11:16.170 --> 11:17.970
‫کیتی بیورنیک...

11:17.980 --> 11:20.930
‫سردبیر جدید ولت‌استریم میشه

11:21.550 --> 11:23.550
‫معذرت می‌خوام، چی شد؟!

11:23.550 --> 11:26.170
‫مگه قرار نبوده که خودت از قبل
‫این جلسه رو بچرخونی؟

11:26.180 --> 11:27.970
‫یا نکنه می‌خواستی...

11:27.970 --> 11:30.460
‫- گری هستم
‫- ...به گری بگی هدفت رو تعیین کنه؟

11:31.060 --> 11:32.440
‫خودت هم گفتی، کیتی

11:32.440 --> 11:35.070
‫ولت‌استریم باید یه صدای مستقل باقی بمونه

11:35.070 --> 11:37.920
‫یانا می‌مونه و توی کارهای اجرایی
کمک می‌کنه

11:37.930 --> 11:41.700
‫توی مراسم خیریه‌م هم می‌تونیم
‫خبر انتصابت رو اعلام کنیم...

11:41.700 --> 11:43.450
‫همین هفته

11:43.450 --> 11:44.530
‫تبریک میگم

11:44.530 --> 11:46.120
‫ممنونم، دوستان

11:52.420 --> 11:55.210
‫خیلی خب، بیاید وانمود کنیم
کلاً اتفاقی نیفتاده

11:55.210 --> 11:57.340
‫خب، گزارش من درمورد مک‌گاورن
هنوز آماده نیست

11:57.340 --> 11:59.420
‫پس فعلاً گری و النواز تیتر اولن.
‫من هم رزورم

11:59.420 --> 12:01.320
‫بقیه‌ی مطالب رو کی پر می‌کنه؟

12:12.940 --> 12:14.630
‫میشه دست بجنبونی، رفیق؟

12:14.630 --> 12:17.210
‫رئیسم همین الان‌هاست که برسه

12:33.370 --> 12:35.450
‫این کل چیزیـه که از دیشب داریم؟

12:35.450 --> 12:37.020
‫آره، فقط همینـه

12:37.790 --> 12:41.010
‫از ساعت ۶ تا ۹ شبش غیب شده

12:41.010 --> 12:43.180
‫یکی فایل‌هاتون رو دست‌کاری کرده

12:43.180 --> 12:45.050
‫من نمی‌دونم، رفیق

12:45.050 --> 12:47.050
‫هکر که نیستم

12:50.450 --> 12:52.330
‫فایلش خالیـه.
‫همینا رو بیشتر نداریم

13:00.820 --> 13:02.860
دستمزد من سر جاشه دیگه؟

13:17.420 --> 13:20.400
‫درمورد این قضیه با هیشکی حرف نمی‌زنی، باشه؟

13:44.070 --> 13:45.700
‫اومدم ببینم حالت چطوره، برادر

13:51.790 --> 13:52.950
‫هی

13:53.870 --> 13:55.210
‫پیداش می‌کنیم

13:57.300 --> 14:01.100
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم که من از
‫موشک‌های استینگر، طعمه‌ی بهتریـم

14:04.630 --> 14:06.380
‫چی می‌خوای؟

14:10.200 --> 14:12.000
‫من رو ببر توی شهر

14:12.520 --> 14:15.330
تا ببینیم میفتم تو دهن کسی یا نه

14:23.150 --> 14:24.860
‫بیا دم در اصلی

14:24.860 --> 14:26.360
‫دقیقاً یه ساعت دیگه

14:37.870 --> 14:39.210
‫رد شید

14:39.210 --> 14:41.000
‫- می‌بخشید
‫- بله، قربان؟

14:41.000 --> 14:43.670
‫اطلاع دارید که مشکل اسکنر پذیرش
‫حل شده یا نه؟

14:43.680 --> 14:45.050
‫بله، قربان

14:49.180 --> 14:51.510
‫یه بار دیگه چک می‌کنی تا
‫مطمئن شی مشکل حل شده؟

14:51.510 --> 14:52.600
‫نباید مشکلی باشه

15:20.118 --> 15:22.037
« بیروت »
« فروشگاه موبایل و لوازم جانبی »

16:04.830 --> 16:06.590
‫مادرقحبه

16:16.950 --> 16:18.010
‫خوش اومدید

16:18.010 --> 16:19.300
‫دستور بفرمایید

16:19.300 --> 16:21.950
‫بله. گوشی داری؟ اعتباری؟

16:22.980 --> 16:24.060
‫سیم‌کارت می‌خوای؟

16:24.060 --> 16:26.690
‫نه، نه. گوشی واقعی. خود گوشی

16:28.530 --> 16:31.320
‫گوشی یه‌بار مصرف می‌خوای که

16:31.320 --> 16:32.610
‫- بعد بندازیش دور؟
‫- آره

16:35.070 --> 16:36.700
‫۳۰۰ دلار

16:38.280 --> 16:39.620
‫دویست‌ تا میدم

16:42.420 --> 16:43.830
‫تخفیفِ خرید نقدی

17:04.510 --> 17:06.670
‫بازی موش و گربه‌مون تموم شد یا نه؟

17:09.400 --> 17:11.920
‫عجب خودنمایی‌ای می‌کنی

17:12.650 --> 17:15.950
‫واقعاً فکر کردی سفارت می‌ذاره
‫تنهایی واسه خودت بچرخی؟

17:16.720 --> 17:19.010
‫می‌خوای لوم بدی، لندری؟

17:20.990 --> 17:22.290
‫نه

17:22.870 --> 17:24.750
‫همون‌طور که از روز اول گفتم

17:24.750 --> 17:26.620
‫از روش‌هات خوشم میاد

17:26.620 --> 17:28.710
ا‫ما جای اشتباهی از شهر اومدی

17:29.500 --> 17:31.460
‫اون‌وقت توی می‌دونی جای درستِ شهر کجاس؟

17:31.460 --> 17:32.760
‫شاید یه جا رو بشناسم

17:33.700 --> 17:34.720
‫راه بیفت

17:34.730 --> 17:37.990
‫می‌تونیم درمورد مو و اون جاکشی که
‫فروخت‌مون حرف بزنیم

17:42.562 --> 17:44.564
« ترایدنت ترو »
« صادرات اسلحه »

17:48.270 --> 17:52.300
‫کلمه‌ی «شفافیت» دقیقاً چه معنایی واست داره؟

17:53.690 --> 17:56.270
‫قطعاً معنیش این نیست که
‫جواب پیام‌ها و تماس‌هام رو ندی و

17:56.270 --> 17:57.410
‫ازم کمک بخوای و

17:57.410 --> 18:00.070
‫بعدش هم از زمین و زمان غیب شی

18:01.200 --> 18:02.740
‫یه کاری پیش اومد، خب؟

18:02.740 --> 18:05.000
‫مثل همون برجسته‌ترین لابی‌گر واشینگتن که

18:05.000 --> 18:07.440
‫توی جی‌دبلیو پارک‌ی،
با ماشینش سُرسُره‌بازی کرد؟

18:07.960 --> 18:09.810
‫آره، اون یکیشـه

18:11.820 --> 18:13.170
‫رئیف...

18:14.010 --> 18:16.570
‫...تو که کاری نکرد، کردی؟

18:19.680 --> 18:23.100
‫اگه منظورت اینـه که مردی که
هیچ ارتباط شخصی‌ای ‫باهاش نداشتم رو

18:23.100 --> 18:25.500
‫بدون محاکمه اعدام کردم...

18:25.500 --> 18:27.000
‫نه

18:30.520 --> 18:31.860
‫اما یکی کرده

18:34.110 --> 18:35.460
‫به‌نظرت ترور بوده؟

18:39.160 --> 18:42.850
‫مسئول پارکینگی که دیشب ماشین مک‌گاورن رو
‫بهش تحویل داد، دیدم

18:42.850 --> 18:45.890
‫وقتی سوئیچ رو به مک‌گاورن داد
‫دست‌کش دستش بود

18:46.620 --> 18:48.520
‫به‌‌نظرم مک‌گاورن مسموم شده

18:49.290 --> 18:51.290
‫احتمالاً با آلومینیم فسفید

18:51.290 --> 18:53.340
‫- دوربین مداربسته حتماً فیلمش رو گرفته...
‫- نه

18:53.340 --> 18:55.150
‫خودم چک کردم. پاک شده بود

18:58.380 --> 19:00.800
‫ببین، این ماجرا هر چی که هست...

19:00.800 --> 19:02.600
‫این‌ها آدم‌های خطرناکیـن

19:02.600 --> 19:04.850
‫پس باید فوراً بکشی کنار

19:04.850 --> 19:06.520
‫بابت نگرانیت ممنونم اما...

19:06.520 --> 19:07.890
‫چیه؟

19:07.890 --> 19:09.270
‫نکنه حرفم رو باور نکردی؟

19:09.270 --> 19:10.600
‫حرفت رو باور کردم

19:11.310 --> 19:13.520
‫اما من پا پس نمی‌کشم.
‫این شغل منـه

19:13.520 --> 19:14.730
‫من دارم کمکت می‌کنم

19:14.730 --> 19:15.780
‫اگه قصدت کمکـه...

19:15.780 --> 19:17.320
‫حرفت رو علنی بزن

19:17.320 --> 19:19.090
‫منبع رسمی‌مون شو

19:19.090 --> 19:21.070
‫این‌طوری می‌تونم منتشرش کنم و
وقتی بکنم

19:21.080 --> 19:23.160
‫دیگه لازم نیست بیفتن دنبال‌مون

19:23.160 --> 19:24.240
‫فقط توجه بیشتری به...

19:24.240 --> 19:25.950
‫بهت که گفتم...

19:25.950 --> 19:28.080
‫من اسامی رو می‌خوام

19:28.080 --> 19:29.730
‫نمی‌خوام خودم یکی از اون اسامی باشم

19:31.080 --> 19:34.000
‫خدایا، شما مأمورها هر کاری برای

19:34.000 --> 19:36.090
‫دفاع از کشورتون می‌کنید

19:36.090 --> 19:39.370
‫به‌جز اعتماد کردن به خبرنگاری که
‫دقیقاً قصدش همینـه

19:42.090 --> 19:43.850
‫برو خونه، کیتی

20:04.740 --> 20:07.370
‫عرق، یه راست از سینه‌ی مادر

20:11.370 --> 20:12.750
‫بد لامصبیـه

20:13.920 --> 20:15.920
‫اگه به اندازه‌ی کافی بخوری

20:15.920 --> 20:18.710
‫با ماشین زمان ویراژ میدی

20:19.510 --> 20:20.800
‫نوش

20:26.550 --> 20:28.720
‫اینجا دقیقاً چی‌کار می‌کنیم، لندری؟

20:28.720 --> 20:30.680
‫هر چیزی به وقتش، رفیق

20:34.350 --> 20:36.440
‫شرط می‌بندم اومدی که...

20:36.440 --> 20:39.690
‫همه‌ی پاتوق‌های قدیمی مو رو بگردی، نه؟

20:39.690 --> 20:41.800
‫دانشگاه، باشگاه شطرنج...

20:42.320 --> 20:43.990
‫اون دیگه اون آدم قبلی نیست

20:45.030 --> 20:48.030
‫الان داری پیش خودت میگی،
‫اگه مو تا این حد از کنترل خارج شده...

20:49.160 --> 20:51.370
‫...فایده‌‌ی آوردنش به اینجا چیه؟

20:53.210 --> 20:54.710
‫به‌نظرت مو عوض نمیشه؟

20:56.290 --> 20:57.960
‫به‌نظرم هر کسی ممکنه عوض شه

20:59.000 --> 21:01.120
‫و به محض این که به بی‌راهه کشیده شن

21:01.120 --> 21:03.680
‫دیگه راه برگشتی نداره

21:03.680 --> 21:05.220
‫مثل دوستت بن ادواردز

21:07.510 --> 21:09.010
‫ادواردز رفیق شیشت بود

21:10.220 --> 21:11.850
‫فقط عمه‌ی من خبر نداره که

21:11.850 --> 21:15.000
‫اون هم توی افتضاح کپستون نقش داشت

21:16.770 --> 21:18.270
‫چرا همچین کاری کرد؟

21:19.650 --> 21:20.650
‫به‌خاطر پول؟

21:21.860 --> 21:22.940
‫اهرم فشار؟

21:24.990 --> 21:28.760
‫شاید هم باید ذات پلیدش رو سیر می‌کرده

21:30.280 --> 21:31.910
‫با اون عطش سیری ناپذیرش

21:34.040 --> 21:36.330
‫اگه رفیق شیش من این کار رو باهام می‌کرد...

21:36.330 --> 21:38.130
‫اسمش رو می‌ذاشتم بالای لیستم

21:38.880 --> 21:42.150
‫مخصوصاً اگه وقت محدودی هم برای
‫راست و ریس کردن اوضاع داشتم

21:49.930 --> 21:52.220
‫خب، منظورم اینـه که...

21:52.220 --> 21:53.890
‫...می‌تونیم تقسیم کار کنیم

21:53.890 --> 21:55.810
‫ویک درمورد اسلحه‌ها درست میگه

21:55.810 --> 21:58.690
‫اما مگه مشکلی داره که یه نقشه‌ی جایگزین
‫داشته باشیم؟

21:59.230 --> 22:01.110
‫اگه همکاری کنیم، کار سریع‌تر پیش میره

22:02.780 --> 22:05.610
‫مو رو می‌فرستیم زیر خاک،
‫همون‌جایی که لیاقتش رو داره

22:08.720 --> 22:10.200
‫اون آقا هم راه چاره‌مونـه

22:12.850 --> 22:15.180
‫یالا دیگه، شوت بزن

22:19.580 --> 22:20.630
‫زیاد

22:21.340 --> 22:23.590
‫رفیق. چه خبر از تیمت؟

22:25.020 --> 22:26.970
‫نجمه‌ی کوفتی

22:27.510 --> 22:29.970
‫با پول‌هایی که سر این تیم باختم،
‫می‌تونستم خونه بخرم

22:29.980 --> 22:30.980
‫خب...

22:32.390 --> 22:33.810
‫...شاید ما بتونیم کمکت کنیم

22:35.600 --> 22:37.350
‫دنبال یه یارویی می‌گردیم

22:37.350 --> 22:39.170
‫مو فاروق

22:43.050 --> 22:44.650
‫این یارویی که میگید رو نمی‌شناسم

22:44.650 --> 22:46.280
‫کسی هم نگفت می‌شناسی

22:47.240 --> 22:49.950
‫اما تو آدم‌هایی داری که اونا هم
‫آدم‌های خودشون رو دارن

22:49.950 --> 22:52.740
‫امیدوار بودیم بتونی این لطف رو
‫در حق‌مون بکنی

22:52.740 --> 22:54.620
‫از دور و بریات و دوستات بپرس

22:54.620 --> 22:58.670
‫ببین کسی می‌تونه از طرف این رفیق‌مون
‫یه پیامی به دست آقای مو فاروق برسونه

23:01.080 --> 23:02.380
‫می‌تونم اضافه‌تر پول بدم

23:03.380 --> 23:05.420
‫گندکاری اخیر تیمت رو جبران کنم

23:10.550 --> 23:14.010
‫اگه بتونم این یارو فاروق رو پیدا کنم

23:14.010 --> 23:16.140
‫بگم کی باهاش کار داشته؟

23:17.230 --> 23:19.230
‫می‌دونی که چطوری باهام تماس بگیری دیگه؟

23:19.230 --> 23:21.020
‫فقط به اطلاعش برسون که...

23:23.060 --> 23:25.190
‫...یه دوست مشترک توی شهر داریم

23:25.520 --> 23:27.260
‫یکی که هم‌خدمتیش بوده

23:31.490 --> 23:32.740
‫ممنون

23:32.740 --> 23:34.370
‫خواهش می‌کنم

23:34.700 --> 23:35.730
‫ممنون

23:47.635 --> 23:51.268
« اتساین موصل ۲۰۱۵ »
« جیم.ر - برنامه‌ی پاراست »

23:57.061 --> 24:00.587
« سوریه‌ی شرقی »

24:24.250 --> 24:25.720
‫سلام علیکم

24:26.380 --> 24:28.130
‫و علیک سلام، طارق

24:28.460 --> 24:29.710
‫خوش اومدی، نزار

24:35.600 --> 24:37.490
‫خوشحالیم تونستی خودت رو برسونی

24:39.970 --> 24:41.350
‫کارت حرف نداشت...

24:41.770 --> 24:42.810
‫...توی روژاوا

24:44.060 --> 24:45.270
‫جَوونِ صبوری هستی

24:46.980 --> 24:47.980
‫کارم ایجاب می‌کنه

24:56.070 --> 24:57.565
‫اون...

24:57.590 --> 24:58.800
‫...تاشوی چچنیـه؟

25:00.770 --> 25:05.710
‫فکر می‌کردم یه قصه‌ست که اسپتسناز واسه
‫ترسوندن سربازهاش، براشون تعریف می‌کنه

25:05.710 --> 25:06.920
‫کاملاً هم واقعیـه...

25:09.550 --> 25:11.760
‫از بیوه‌ی همه روس‌هایی که کشته بپرس

25:13.380 --> 25:14.510
‫سلام علیکم، قربان

25:15.470 --> 25:17.220
‫علیک سلام

25:19.100 --> 25:20.700
‫شیش‌تا تک‌تیرانداز رو دیدم...

25:21.310 --> 25:22.520
‫...با خودم

25:23.520 --> 25:25.540
‫این مأموریت جدید دقیقاً چیه؟

25:27.310 --> 25:30.000
‫جلب کردن نظرمون، نزار

25:34.289 --> 25:38.595
« بیروت »

25:48.670 --> 25:50.840
‫به‌نظرم هر کسی ممکنه عوض شه

25:50.840 --> 25:52.250
‫و به محض این که به بی‌راهه کشیده شن

25:52.250 --> 25:53.800
‫دیگه راه برگشتی نداره

25:53.800 --> 25:55.680
‫مثل دوستت بن ادواردز

25:55.680 --> 25:57.510
‫بیا فهرست رو تموم کنیم

25:57.510 --> 26:00.600
‫مو شریک ما توی جنگ با تروریست‌ها بود

26:00.600 --> 26:02.560
‫مو همیشه‌ی خدا همینـه

26:10.000 --> 26:17.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:25.960 --> 26:28.210
‫تا یادم نرفته، کادوهاتون رو بدم

26:28.210 --> 26:29.630
‫پس این سیگارهای برگ چی بودن؟

26:29.630 --> 26:31.210
‫نه، اونا رو بابات داده بود

26:31.210 --> 26:32.700
‫و این...

26:33.210 --> 26:34.510
‫از طرف بابای منـه

26:38.220 --> 26:39.930
‫قطب‌نمای مچیش از ویتنامـه

26:40.760 --> 26:43.660
‫گفتم واسه بعد از خدمت،
‫موقع شکار به دردت می‌خوره

26:46.850 --> 26:48.350
‫نمی‌تونم قبولش کنم

26:55.360 --> 26:57.110
‫آدم راحت گم میشه

26:58.400 --> 27:00.700
‫این مسیر رو نشونت میده، پسر

27:07.500 --> 27:09.370
‫خب تا یه مدت نگهش دار

27:11.750 --> 27:13.090
‫واسه‌ی بن هم...

27:23.300 --> 27:25.140
‫این حرومزاده از اولش هم نباید در می‌رفت

27:30.520 --> 27:32.520
‫شاید اون کسی نبود که فکر می‌کردیم باشه

27:46.040 --> 27:47.350
‫لعنتی

28:30.580 --> 28:32.000
‫بله؟

28:32.000 --> 28:34.250
‫رئیف، منـم

28:37.590 --> 28:38.840
‫حالت خوبـه؟

28:39.920 --> 28:42.300
‫خب، لاأقل تو یه سلول تاریک نیستم

28:43.430 --> 28:44.800
‫عموت همه‌چی رو بهت گفت؟

28:45.670 --> 28:46.870
‫آره

28:48.680 --> 28:51.430
‫توی اخبار چیزی درمورد دستگیری نشنیدم،
‫واسه همین...

28:52.520 --> 28:54.400
‫...گفتم که احتمالاً کار بیخ پیدا کرده

28:55.250 --> 28:57.950
‫بهترین توصیف رو کردی،
‫کار بیخ پیدا کرد

28:59.170 --> 29:01.780
‫ببین، می‌دونم این رو باید
‫خیلی وقت پیش بهت می‌گفتم اما...

29:01.780 --> 29:03.620
‫واقعاً قدردان کمک‌های سال پیشت هستم...

29:03.620 --> 29:04.790
‫تجهیزات، نیاسا...

29:05.570 --> 29:07.410
‫...همه‌ش. به دادم رسیدی، برادر

29:07.410 --> 29:08.830
‫ممنونم

29:09.740 --> 29:11.040
‫تو جون بخواه، برادر

29:16.040 --> 29:17.750
‫چیز دیگه‌ای ذهنت رو مشغول کرده؟

29:18.790 --> 29:20.300
‫آره

29:20.300 --> 29:22.010
‫آره. همین‌طوره

29:27.180 --> 29:28.430
‫یکی از دوستامونـه

29:31.520 --> 29:34.620
‫فرمانده‌ی نیروهای عملیات ویژه‌ی عراق،
‫موصل، ۲۰۱۵

29:35.450 --> 29:37.020
‫مو رو یادتـه؟

29:38.230 --> 29:41.000
‫همیشه یه پاسور توی کیف پولش داشت

29:41.820 --> 29:43.860
‫آره، آره، معلومـه

29:43.860 --> 29:46.550
‫خدایا، چند سالی می‌شد که
‫این اسم رو نشنیده بودم

29:47.450 --> 29:49.990
‫درست یادم میاد که آدم حسابی بود؟

29:49.990 --> 29:52.160
‫خب، می‌دونم که بن بهش اعتماد داشت

29:52.160 --> 29:53.910
‫خب، همچین معیار مطمئنی نیست

29:57.250 --> 29:58.460
‫چطور مگه؟

29:59.420 --> 30:01.190
‫کاری می‌کنی که به مو مربوطـه؟

30:01.630 --> 30:04.000
‫خب، این رو نمی‌تونم بهت بگم، رفیق

30:05.130 --> 30:07.470
‫اما می‌خوام نظرت رو بپرسم...

30:08.640 --> 30:11.010
‫...فکر می‌کنی احتمالش هست که

30:11.010 --> 30:12.930
‫مو اون‌طرفی شده باشه؟

30:14.560 --> 30:17.120
‫ممکنه خودش تبدیل به چیزی شده باشه که...

30:17.810 --> 30:19.190
‫...باهاش می‌جنگیدیم؟

30:23.550 --> 30:26.610
‫خب، هیچ‌وقت نمیشه از چیزی مطمئن بود

30:27.280 --> 30:30.200
‫پس فقط همین صدای کوچیک توی سرتـه؟

30:30.200 --> 30:32.160
‫لعنتی

30:33.790 --> 30:36.850
‫مطمئن باش که دلت نمی‌خواد
‫الان توی سرم باشی

30:39.580 --> 30:42.320
‫پس به حست اعتماد کن.
‫چی بهت میگه؟

30:45.460 --> 30:47.850
‫این که باید خودم توی چشمای مو نگاه کنم

30:50.050 --> 30:52.560
‫اگه این ماجرا به سازمان ربطی داره

30:52.560 --> 30:54.100
‫فقط یادت بیاد که...

30:55.220 --> 30:57.870
‫...اونا با گروه ما فرق دارن، خب؟

31:00.480 --> 31:02.360
‫خب...

31:02.360 --> 31:04.070
‫همه‌چی با گروه ما فرق داره، مگه نه؟

31:05.070 --> 31:06.570
‫آره

31:07.490 --> 31:09.030
‫من که میگم به حست اعتماد کن

31:12.320 --> 31:13.780
‫مراقب خودت باش

31:15.160 --> 31:16.660
‫تو هم همین‌طور

31:22.630 --> 31:24.840
‫تا حالا از پروژه‌ای به اسم کسترل حرفی زده؟

31:24.840 --> 31:28.050
‫یا از طرحی که با لیزا آن بالز یا
‫زاندر کالینز چیده باشه؟

31:29.340 --> 31:31.430
‫نه. شرمنده

31:31.430 --> 31:34.410
‫پیگیری می‌کنم که لیست مشتری‌هاشون رو
‫به‌روز کنن. ممنون

31:35.300 --> 31:37.540
‫اوضاع خوب پیش میره؟

31:39.870 --> 31:43.560
‫می‌دونستی اگه سردبیر شی،
‫بقیه می‌تونن این کارها رو برات بکنن؟

31:43.560 --> 31:45.240
‫هنوز سر قرار اول و دوم‌مونیم

31:45.240 --> 31:47.150
‫شماها دیگه زیادی دارید تند میرید

31:48.360 --> 31:51.470
‫تا حالا خیلی با اوکراینی‌ها سر و کار داشتی؟

31:53.910 --> 31:55.680
‫این دیگه چیه؟

31:55.680 --> 31:59.720
‫هارتلی استیت رو مجبور کردیم
‫شکایتش رو پس بگیره

32:00.790 --> 32:02.580
‫می‌تونی کتابت رو تموم کنی

32:02.580 --> 32:04.290
‫البته هر وقت خودت راحت بودی

32:05.840 --> 32:07.450
‫کار آندرنوفـه؟

32:07.450 --> 32:08.900
‫نفوذ از اون بود

32:08.900 --> 32:10.360
‫ایده از من

32:11.970 --> 32:14.140
‫ببین، می‌دونم سبک رهبر واسیلی

32:14.140 --> 32:16.760
‫ممکنه به مذاق همه خوش نیاد اما
‫توی استعدادیابی...

32:16.760 --> 32:19.790
‫بعید بدونم نظیرش رو جایی دیده باشم

32:20.560 --> 32:22.650
‫جدی؟ خودت چی شد که کارمند اون شدی؟

32:23.520 --> 32:26.400
‫من خودم افسر اطلاعاتی بودم،
‫توی خط مقدم

32:26.400 --> 32:29.860
‫تا این که واسیلی قانعم کرد که
‫اگه به‌جای جنگ با شمشیر

32:29.860 --> 32:31.780
‫قلم بگیرم دستم...

32:31.780 --> 32:33.610
‫سریع‌تر صلح برقرار میشه

32:33.610 --> 32:36.120
‫نمی‌دونم، بعضی‌وقتا شمشیر هم به کار میاد

32:36.120 --> 32:37.830
‫مثلاً توی بروکسل به دردمون می‌خورد

32:37.830 --> 32:40.660
‫صلح از چیزی که فکر می‌کنیم،
‫خیلی نزدیک‌تره

32:40.660 --> 32:43.670
‫مراسم خیریه‌‌‌ی امشب هم این رو ثابت می‌کنه

32:45.550 --> 32:46.725
‫بله؟

32:46.750 --> 32:48.350
‫یکی اومده سراغ شما رو می‌گیره

32:48.350 --> 32:50.170
‫یه غول‌تشن با لهجه‌ی عجیب‌غریبـه

32:50.760 --> 32:52.300
‫آره، بگو بیاد داخل

32:53.300 --> 32:55.470
‫ایشون همون منبعیـن که بهتون ‌گفتم

33:00.020 --> 33:01.180
‫رئیف

33:01.850 --> 33:03.850
‫ایشون یانا تومنکو هستن، رئیس جدیدم

33:03.850 --> 33:06.610
‫ایشون رو در جریان کارمون قرار دادم

33:06.610 --> 33:07.940
‫ممنون که اومدی، رئیف

33:07.940 --> 33:10.440
‫کسترل ماجرای خیلی مهمی برای ماست

33:10.440 --> 33:11.530
‫اوکراینی هستی

33:12.650 --> 33:14.490
‫دلیلش رو درک می‌کنم

33:14.490 --> 33:17.220
‫خب، از آشنایی باهاتون خیلی خوشحال شدم

33:17.220 --> 33:19.080
‫- امشب می‌بینمت
‫- بله

33:22.150 --> 33:23.850
‫به حرفی که زدی فکر کردم

33:25.120 --> 33:27.380
‫به‌گمونم وقتش رسیده که به حسم اعتماد کنم

33:28.630 --> 33:30.380
‫با تمام قوا باهاش مبارزه می‌کنیم

33:31.920 --> 33:34.170
‫بریم تو دفترم درموردش حرف بزنیم

34:00.956 --> 34:04.793
« زیاد: با دوستت ملاقات داره »

34:09.750 --> 34:11.380
‫فاروق خواسته اینجا ملاقات کنیم

34:11.380 --> 34:13.170
‫خیابون ریاض ‌الصلح

34:13.170 --> 34:15.010
‫ساعت ۹ صبح

34:15.010 --> 34:16.750
‫من و داناون تماس رو برقرار می‌کنیم

34:16.750 --> 34:19.390
‫فردی، تو اینجا رو پوشش میدی

34:19.700 --> 34:23.700
‫آکس و ایلای، خروجی‌های غربی و شرقی
‫با شماست

34:23.700 --> 34:27.310
‫تیم میزبان هم ارتباطات نیروهای امنیتی داخلی
رو ‫زیرنظر می‌گیره تا

34:27.310 --> 34:30.690
‫- یه‌وقت تو دست‌وپای نیروهای محلی نباشیم
‫- آماده‌ایم

34:30.690 --> 34:32.730
‫به تیمی که پشت سرمـن، اعتماد دارم

34:32.730 --> 34:34.190
‫صبح‌ زود کارمون شروع میشه

34:39.110 --> 34:41.530
‫مطمئنی حس خوبی به این قضیه داری؟

34:41.530 --> 34:44.160
‫نمی‌خوام چون یه پات لب گوره،
‫بری تو دل خطر

34:44.160 --> 34:46.580
‫به مو فرصت دادم باهام تماس بگیره

34:46.580 --> 34:49.880
‫خودش لندری رو انتخاب کرد.
‫این خودش یه زنگ خطر دیگه‌ست

34:49.880 --> 34:52.650
‫شاید پای لب گور،
‫دقیقاً همون چیزیـه که لازم داریم

34:54.170 --> 34:56.340
‫کدوم‌تون می‌تونه آرامشش رو حفظ کنه...

34:57.180 --> 34:58.390
‫موقع شلیکی که...

34:58.720 --> 35:00.010
‫...دنیا رو عوض می‌کنه؟!

35:01.760 --> 35:03.060
‫ما دنبال تیراندازیم...

35:05.680 --> 35:07.100
‫...تیراندازی‌هایی که از...

35:08.690 --> 35:10.060
‫...شلیک غیرممکن ترسی ندارن

35:11.270 --> 35:12.820
‫هدف‌هامون سقوط می‌کنن...

35:13.980 --> 35:15.530
‫...درست مثل غرب

35:17.110 --> 35:19.450
‫هر شلیکی که اینجا انجام میشه...

35:20.240 --> 35:22.680
‫...سرنوشت پیروزی‌مون رو تعیین می‌کنه!

35:55.020 --> 35:56.190
‫حوله

35:57.570 --> 35:59.190
‫خورشید فشنگ رو داغ می‌کنه

35:59.990 --> 36:02.030
‫فشار مضاعف، گلوله رو منحرف می‌‌کنه

36:03.910 --> 36:05.950
‫حوله گلوله رو سرد نگه می‌داره

36:21.840 --> 36:23.550
‫شلیک فوق‌العاده‌ای بود

36:23.930 --> 36:25.330
‫با همه‌تونم

36:25.720 --> 36:27.890
‫برید سیبل‌هاتون رو رنگ کنید...

36:27.890 --> 36:30.560
‫...تا دور آخر رو هم شروع کنیم

36:30.560 --> 36:32.020
‫بلند شید، راه بیفتید

36:40.280 --> 36:41.520
‫شما دو تا نه

36:42.380 --> 36:44.600
‫شما شایسته‌ی پیروزی‌تون بودید

36:46.000 --> 36:48.480
‫اما یه مسئله‌ی دیگه هم هست

36:50.000 --> 36:51.500
‫خیلی مهمـه که...

36:52.330 --> 36:53.500
‫...فقط و فقط...

36:54.370 --> 36:57.840
‫...برگزیده‌ها بدونن اینجا چه اتفاقی افتاد

37:06.300 --> 37:07.680
‫تمام و کمال

38:17.087 --> 38:19.131
« فصل سوم: برادر خونی »

38:19.156 --> 38:22.192
« فصل چهارم: شوهر، پدر »

38:22.217 --> 38:24.825
« فصل پنجم: یگان ویژه نیروی دریایی »

38:24.850 --> 38:26.170
‫گوش نمی‌کنی چی میگم

38:26.170 --> 38:28.680
‫کسایی که دوستا و خونواده‌‌م رو کشتن،
‫نمیرن زندان

38:28.680 --> 38:30.170
‫ریس!

38:30.170 --> 38:33.230
‫می‌خوای همه فکر کنن خودت هم تروریستی؟

38:33.230 --> 38:35.100
‫اگه باز هم پات به میدون جنگ باز شه،

38:35.100 --> 38:36.230
‫گردن خودتـه

39:07.902 --> 39:12.726
« معماریِ صلح و هنر جنگ »
« تقدیم به اوکراین »

39:12.751 --> 39:14.811
« ارائه‌ای از ولت‌استریم »

39:17.810 --> 39:20.030
‫- ممنون بابت وقتی که گذاشتید
‫- باعث افتخاره

39:28.033 --> 39:30.160
‫« لوکاس: کسترل رو پیدا کردم.
‫بهم زنگ بزن »

39:32.606 --> 39:33.687
‫الو؟

39:33.712 --> 39:35.790
‫لوکاس، چیزی پیدا کردی؟

39:35.790 --> 39:38.750
‫منبعم توی بایگانیِ مجلس
‫یه گزارش پیدا کرده

39:38.750 --> 39:41.120
‫قدیمیـه، دیجیتالی نشده

39:41.120 --> 39:43.820
‫باید از نزدیک بررسیش کنی

39:46.330 --> 39:47.590
‫کیتی؟

39:47.590 --> 39:48.920
‫پشت خطی؟

39:50.000 --> 39:51.890
‫به‌نظرت می‌تونه تا دیروقت منتظرم بمونه؟

39:51.890 --> 39:53.300
‫طرفدارتـه

39:53.300 --> 39:57.030
‫توی دور قبلی تعدیل نیرو هم از «دِ پست»
‫اخراجش کردن، پس آره، غمت نباشه

40:00.400 --> 40:02.950
‫باشه. بهش بگو تا یه ربع دیگه
خودم رو می‌رسونم

40:03.944 --> 40:07.364
‫« احتمال داره یه چیزی پیدا کرده باشم،
‫همدیگه رو توی بایگانی می‌بینیم »

40:28.177 --> 40:32.124
« بیروت »

40:38.850 --> 40:39.930
‫یالا، داناون

40:39.930 --> 40:42.480
‫کرمی که بیشتر وول بخوره،
‫ماهی گنده‌تری میاد سراغش

40:43.480 --> 40:46.020
‫کم‌کم ادای فراری‌های در‌به‌در رو در بیار

40:46.650 --> 40:48.330
‫دیگه باید خط رو آزاد کنیم

40:49.080 --> 40:51.600
‫اگه دیدی اوضاع داره بی‌ریخت میشه،
‫ول کن و بیا، جیمز

40:52.990 --> 40:54.070
‫اوضاع اونجا چطوره؟

40:55.320 --> 40:56.700
‫جناحِ جنوب رو دارم

40:58.410 --> 41:00.500
‫هوات رو دارم، جناح غربی

41:00.500 --> 41:02.710
‫یه ساعت برای عملیات وقت داری

41:02.710 --> 41:04.620
‫یادت باشه، اینجا من دستورات رو میدم

41:04.620 --> 41:06.960
‫همین‌جا می‌مونیم تا فاروق پیداش بشه

41:07.840 --> 41:11.070
‫حق با فردیـه. اگه مو چک کرد که ببینه
‫داناون تنهاست یا نه

41:11.070 --> 41:13.090
‫ما هم زیاد مزاحم‌شون نمیشیم

41:13.872 --> 41:17.332
‫« آلفا چارلی: کامیون تحویل رسیده،
‫صبر کن، بعد برو سمت ورودی کناری »

41:21.180 --> 41:23.100
‫جیمز، اوضاع مرتبـه؟

41:31.820 --> 41:32.820
‫مرتبـه

41:47.170 --> 41:48.790
‫موفق باشی، برادر

41:58.680 --> 42:00.060
‫کی داناون رو می‌بینه؟

42:00.850 --> 42:01.850
‫هیشکی

42:01.850 --> 42:03.480
‫بهش دید نداریم

42:03.480 --> 42:05.530
‫ایلای، سوسکی برو توی بازار

42:05.530 --> 42:07.570
‫آکس، هر وقت دیدیش، خبرم کن

42:07.570 --> 42:08.800
‫راه میفتم

42:16.700 --> 42:18.940
‫داناون رو دیدم

42:18.940 --> 42:20.810
‫داره میره جنوبِ بازارِ اصلی

42:25.210 --> 42:28.110
« بپیچ دست راست و برو سمت بازار گوشت »

42:42.686 --> 42:45.572
« وایسا. دنبال یه پسربچه بگرد »

42:56.070 --> 42:58.430
‫قربان، به قالیچه‌ی آبی علاقه دارید؟

43:00.530 --> 43:03.080
‫چشم‌های لورن آبی بودن دیگه، نه؟

43:12.350 --> 43:13.900
‫بیا دنبالم

43:19.720 --> 43:21.430
‫داناون، بهمون سیگنال بده

43:26.430 --> 43:27.900
‫محدوده‌ی اطراف بازارم

43:27.900 --> 43:29.570
‫همچنان دیدی بهش ندارم

43:32.150 --> 43:34.430
‫یکی همراه داناونـه.
‫یه بچه با لباس قرمز

43:34.430 --> 43:35.720
‫توی بازارن

43:41.070 --> 43:43.330
‫داناون، بهمون علامت بده، لعنتی

43:43.330 --> 43:45.080
‫تیم میزبان، جست‌وجو رو شروع کنید

43:55.300 --> 43:57.760
‫- کدوم طرفی رفت؟
‫- از این طرف رفتن. بریم

44:00.720 --> 44:03.600
‫گندش بزنن. هنوز نشونه‌ای ازش نیست

44:03.600 --> 44:06.480
‫سیگنالش وایساد سر جاش.
‫صد متر جلوتره

44:07.470 --> 44:09.770
‫بچه‌هه یه چیزایی درمورد قالیچه گفت

44:09.770 --> 44:11.920
‫خب، خیلی کمکی بهمون نمی‌کنه

44:25.830 --> 44:28.530
‫خب، تو آخرین موقعیتی که
‫ازش داشتیم، نیست

44:29.450 --> 44:30.540
‫داناون؟

44:31.580 --> 44:32.980
‫اگه صدام رو می‌شنوی...

44:32.980 --> 44:35.690
‫راه ورود رو نشون‌مون بده

44:40.470 --> 44:41.730
‫بفرما

45:20.090 --> 45:21.260
‫مو؟

45:23.880 --> 45:25.550
‫جریان چیه؟

46:01.050 --> 46:02.930
‫چیزی که می‌خواستید رو پیدا کردید،
‫خانم بیورنیک؟

46:02.930 --> 46:05.050
‫بله. آره

46:05.630 --> 46:07.760
‫اشکالی نداره یه نگاهی به این بندازم؟

46:07.760 --> 46:10.390
‫نسخه‌های چاپی مجازن.
‫تمام اسناد محرمانه

46:10.390 --> 46:12.830
‫- قبلاً حذف شدن
‫- عالیـه، ممنون

46:20.111 --> 46:23.604
« ر.ه: دارم میام سمتت. بمون سر جات »

46:48.590 --> 46:50.140
‫ریس!

46:53.890 --> 46:55.230
‫ما توی یه تیمیم

46:57.350 --> 46:59.230
‫مسمومم کردی، عوضی

46:59.230 --> 47:01.480
‫خب، میشه بگی چرا تحت‌ تعقیب‌ترین آدم دنیا

47:01.480 --> 47:03.150
‫داره با سازمان کار می‌کنه؟

47:07.030 --> 47:08.700
‫اومدم دستگیرت کنم...

47:09.610 --> 47:11.050
‫...یا این که بکشمت

47:11.680 --> 47:13.480
‫بکشیم؟

47:16.050 --> 47:18.000
‫لندری داره ردش رو پاک می‌کنه

47:18.540 --> 47:20.040
‫منظورت چیه؟

47:26.130 --> 47:27.550
‫هی. هی

47:27.550 --> 47:29.880
‫- کدوم گوری رفت؟
‫- پسرم رو ول کن!

47:29.880 --> 47:32.010
‫- آمریکاییه کجاس؟
‫- دستت رو بکش!

47:32.010 --> 47:33.380
‫نزدیک پسرم نشو!

47:37.850 --> 47:39.730
‫لندری مسئول گیر انداختنتـه

47:39.730 --> 47:41.980
‫مو، تو یه کارهایی کردی که

47:41.980 --> 47:43.610
‫باید واسه‌شون جواب پس بدی

47:43.610 --> 47:45.590
‫بیشتر از اون چه که تو بدونی

47:46.360 --> 47:49.950
‫اما اون کارها رو به دستورِ
‫جولز لندری و سازمان کردم

47:54.050 --> 47:56.230
‫من رو وارد نیروهای النواز کرد

47:56.230 --> 47:58.680
‫اما آره، یه جای کار می‌لنگه

47:59.250 --> 48:03.500
‫هفته‌ی پیش، به دستور خودش
‫به یه پایگاه نظامی توی مراکش حمله کردیم

48:03.500 --> 48:07.590
‫قبل این که همه‌ی افرادم رو از دست بدم
‫گزارش لحظه‌ای عملیات رو می‌شنیدم

48:07.590 --> 48:09.420
‫زدیم به آمریکایی‌ها

48:09.830 --> 48:11.930
‫زدی به من!

48:11.930 --> 48:13.300
‫اونجا یه سایت سیاه بود

48:16.180 --> 48:17.720
‫پس لندری می‌خواد تو رو هم بکشه

48:19.850 --> 48:22.480
‫بهش فکر کن.
‫لندری، النواز

48:22.480 --> 48:24.190
‫چه ائتلاف عجیبی

48:24.730 --> 48:26.860
‫همه‌ش منتهی میشه به یه ماجرای بزرگ‌تر

48:26.860 --> 48:29.110
‫ببین، خودم هم هیچ‌وقت به
لندری اعتماد نداشتم

48:29.110 --> 48:32.570
‫مو، سازمان، اطلاعاتی داره که

48:32.570 --> 48:36.280
‫نشون میده تو توی چندتا حمله‌ی تروریستی
نقش داشتی

48:36.280 --> 48:38.040
‫نه فقط سایت سیاه

48:38.040 --> 48:39.450
‫حمله به بازار کریسمس

48:39.450 --> 48:41.250
‫اون قضیه هیچ ربطی به من نداشت! هیچی!

48:41.250 --> 48:42.540
‫هیچ غیرنظامی‌ای توشون نبود

48:42.540 --> 48:43.920
‫این رو به لندری گفتم

48:43.920 --> 48:45.670
‫اما هیچ کاری نکرد

48:45.670 --> 48:49.050
‫لندریـه که نفوذیـه و
می‌تونم این رو ثابت کنم

48:54.340 --> 48:57.390
‫اگه مطمئن بودی که من دیگه از دست رفتم...

48:57.390 --> 48:59.920
‫چرا خواستی که رو در رو باهات حرف بزنم؟

49:01.100 --> 49:04.030
‫اتساین موصل ۲۰۱۵

49:05.650 --> 49:08.230
‫از اون موقع، ما جفت‌مون عوض شدیم، برادر

49:10.400 --> 49:12.430
‫اما شیطانی که باهاش می‌جنگیم هم
عوض شده

49:16.850 --> 49:17.890
‫رسیدن، قربان

49:18.660 --> 49:21.250
‫گندش بزنن. اون مغازه‌داره، آدمِ النوازه

49:21.250 --> 49:24.330
‫می‌دونن که یه مأمور آمریکایی اومده اینجا.
‫تو بمون همین‌جا

49:26.250 --> 49:27.920
‫محمد، اینجا چه خبره؟

49:27.920 --> 49:29.300
‫همه‌چی مرتبـه. نگران نباش

49:39.640 --> 49:40.640
‫خیلی خب

49:41.650 --> 49:43.450
‫ریس، باید راه بیفتیم. همین حالا

49:43.450 --> 49:44.840
‫- از این طرف
‫- باشه

49:45.480 --> 49:46.850
‫باید لندری رو پیدا کنیم

49:46.850 --> 49:47.850
‫من باید بمونم

49:47.850 --> 49:49.550
‫النواز داره یه نقشه‌ی گنده می‌چینه

49:49.550 --> 49:52.800
‫- میگه مثل ۱۱ سپتامبر دنیا رو تکون میده
‫- چه حمله‌ایـه؟

49:52.800 --> 49:54.360
‫تا دستورش رو نده، نمی‌فهمم

49:54.360 --> 49:56.750
‫مو... دست بردار

49:56.750 --> 49:58.120
‫صدای شلیک شنیدیم. کجایی؟

49:58.120 --> 49:59.490
‫قربان، دم تقاطعـن

50:00.280 --> 50:01.780
‫باشه. تو این گوشی هر چیزی که برای

50:01.780 --> 50:04.370
‫اثبات بی‌گناهیم لازمـه هست،
‫می‌تونی باهاش ردم رو هم بزنی

50:04.370 --> 50:06.080
‫باشه؟ این ماجرا رو بسپار به من و راه بیفت

50:06.080 --> 50:07.880
‫ریس، برو. بجنب

50:12.960 --> 50:14.300
‫آمریکاییه داره در میره!

50:16.716 --> 50:36.716
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

52:55.590 --> 52:57.040
‫گزارش کجاس؟

53:00.210 --> 53:01.840
‫برو به درک

53:19.150 --> 53:20.280
‫باید...

53:20.280 --> 53:22.110
‫باید ببریش

53:22.950 --> 53:25.280
‫ریسـه...

53:25.280 --> 53:27.200
‫- ریس...
‫- من رئیفم

53:28.120 --> 53:30.290
‫برات کمک جور می‌کنم، خب؟

53:30.290 --> 53:31.330
‫به من نگاه کن

53:31.330 --> 53:32.750
‫دووم بیار. بریم

53:32.750 --> 53:34.180
‫یالا
