1
00:00:09,908 --> 00:00:11,068
‫حاضری؟

2
00:00:30,057 --> 00:00:33,235
‫خانم اوریوردن، کاری که شما انجام دادید
‫جرم بسیار بزرگیه.

3
00:00:33,260 --> 00:00:35,338
‫متوجه هستید، بله؟

4
00:00:35,500 --> 00:00:36,726
‫بله.

5
00:00:37,407 --> 00:00:40,486
‫- آیا قربانی اظهاریه داده؟
‫- بله قربان

6
00:00:40,859 --> 00:00:42,859
‫نوشته: می‌دونستم اورلا
‫قصد آسیب زدن به من رو نداشته

7
00:00:42,860 --> 00:00:45,000
‫و التماس می‌کنم مجازات سختی
‫برای اون در نظر نگیرید.

8
00:00:45,749 --> 00:00:46,758
‫ممنون.

9
00:00:47,461 --> 00:00:51,379
‫خانم اوریوردن، میزان حکم
‫از ۳۵ روز شروع میشه بعلاوه ۷ روز دیگه

10
00:00:51,380 --> 00:00:53,078
‫چون قربانی رو گروگان گرفتید.

11
00:00:54,085 --> 00:00:56,554
‫ولی عوامل تخفیف مجازات وجود داره

12
00:00:57,367 --> 00:00:59,609
‫یک اینکه بچه‌های شما
‫به بهزیستی منتقل میشن.

13
00:01:00,328 --> 00:01:01,649
‫رفتار خوب شما...

14
00:01:01,720 --> 00:01:04,959
‫- مامور مارتین، گفتید عالی بوده؟
‫- بله قربان.

15
00:01:05,140 --> 00:01:06,939
‫رفتار عالی شما.

16
00:01:06,940 --> 00:01:09,117
‫و صد البته این مسئله
‫که شما اقرار به جرم کردید.

17
00:01:10,203 --> 00:01:14,086
‫خانم اوریوردن، شما ۲۰ روز دیگه
‫رو در زندان سپری می‌کنید.

18
00:01:17,700 --> 00:01:19,620
‫ممنون.‌

19
00:01:20,940 --> 00:01:22,420
‫ممنون.

20
00:01:23,747 --> 00:01:34,747
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

21
00:01:35,796 --> 00:01:39,796
‫ترجمه از مـحـمـدعـلـی

22
00:01:44,396 --> 00:01:45,676
‫پس برگشتی؟

23
00:01:51,859 --> 00:01:53,539
‫تو بچهٔ کلسی رو بدنیا آوردی؟

24
00:01:54,556 --> 00:01:55,756
‫آره.

25
00:01:56,429 --> 00:01:57,960
‫مامورا نیومدن یا...؟

26
00:01:59,100 --> 00:02:03,340
‫نه. مشغولِ تماشای نمایش کوچیک تو بودن.

27
00:02:05,751 --> 00:02:06,835
‫نمی‌دونستم.

28
00:02:08,984 --> 00:02:10,024
‫ببخشید.

29
00:02:27,820 --> 00:02:29,740
‫خدای من.

30
00:02:31,670 --> 00:02:34,230
‫وای!

31
00:02:35,502 --> 00:02:36,542
‫نگاهش کن.

32
00:02:37,718 --> 00:02:38,998
‫سالم و سرحاله.

33
00:02:39,511 --> 00:02:40,551
‫آره، سالمه.

34
00:02:43,694 --> 00:02:44,944
‫دوست داری بغلش کنی؟

35
00:02:45,280 --> 00:02:47,499
‫- نه...
‫- لطفا بغلش کن.

36
00:02:47,820 --> 00:02:49,500
‫لطفا.
‫خودم می‌خوام بغلش کنی.

37
00:02:50,703 --> 00:02:52,927
‫- مطمئنی؟
‫- آره، دوست دارم بغلش کنی.

38
00:02:53,784 --> 00:02:55,263
‫باشه.

39
00:02:56,083 --> 00:02:57,020
‫بگیرش.

40
00:02:58,301 --> 00:02:59,467
‫- هیس...
‫- اوه...

41
00:03:01,583 --> 00:03:03,216
‫چیزی نیست...

42
00:03:03,326 --> 00:03:04,802
‫چیزی نیست.

43
00:03:06,197 --> 00:03:08,168
‫کلسی...

44
00:03:08,856 --> 00:03:10,979
‫اندازه یه بند انگشته،
‫ولی هیولای شیرخواریه واسه خودش.

45
00:03:10,980 --> 00:03:13,321
‫- خودت بهش شیر میدی؟
‫- آره. خودم میدم، آره.

46
00:03:16,321 --> 00:03:17,801
‫اسمش چیه؟

47
00:03:20,582 --> 00:03:21,844
‫دنیل.

48
00:03:38,336 --> 00:03:40,416
‫- نمی‌تونم...
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

49
00:03:42,821 --> 00:03:44,541
‫تو بغلت آروم خوابیده.

50
00:03:53,189 --> 00:03:54,379
‫ناامیدم کردی، آدام.

51
00:03:54,752 --> 00:03:56,099
‫ولی بازم موفق شدی، عزیزم.

52
00:03:56,658 --> 00:03:58,059
‫رفتی بند مادران.

53
00:03:58,322 --> 00:04:01,205
‫آره، اما نه به خاطر تو.
‫بدجور دلمو شکستی.

54
00:04:01,831 --> 00:04:03,158
‫الان کجاست، عزیزم؟

55
00:04:04,083 --> 00:04:05,564
‫بچه کجاست؟

56
00:04:06,087 --> 00:04:07,207
‫خوابیده.

57
00:04:09,032 --> 00:04:10,344
‫بذار بیام ببینمش، کلس.

58
00:04:11,492 --> 00:04:12,435
‫باشه؟

59
00:04:13,039 --> 00:04:14,742
‫بذار بیام آدام کوچولو رو ببینم.

60
00:04:15,439 --> 00:04:17,048
‫اسمش دنیله.

61
00:04:19,540 --> 00:04:21,858
‫فکر کردم اسمشو می‌ذاری آدام.

62
00:04:22,536 --> 00:04:23,635
‫به خاطر من.

63
00:04:23,843 --> 00:04:25,499
‫خب، نذاشتم.
‫اسمش دنیله.

64
00:04:25,500 --> 00:04:27,015
‫و دیگه دیر شده بخوام عوض کنم.

65
00:04:27,220 --> 00:04:29,445
‫عیبی نداره، عزیزم.
‫فقط...

66
00:04:31,038 --> 00:04:32,877
‫بذار بیام دنیل کوچولو رو ببینم.

67
00:04:33,419 --> 00:04:34,457
‫باید برم.

68
00:04:34,921 --> 00:04:36,819
‫نه، ببین.
‫گوش کن، کلس...

69
00:04:36,820 --> 00:04:38,460
‫- داره گریه می‌کنه.
‫- عزیزم...

70
00:04:45,390 --> 00:04:47,059
‫فکر کنم شکمش باد داره،

71
00:04:47,084 --> 00:04:48,508
‫همه‌اش پاهاشو می‌بره بالا.

72
00:04:49,007 --> 00:04:52,410
‫قربونت برم، بیا بغلم.
‫چیزی نیست.

73
00:04:54,020 --> 00:04:56,320
‫باد کوچولوی منو اذیت می‌کنه؟ آره؟

74
00:04:56,940 --> 00:04:58,419
‫باد داری؟

75
00:04:58,701 --> 00:05:00,179
‫بیا.

76
00:05:12,237 --> 00:05:14,219
‫- سلام، میو.
‫- سلام خانم.

77
00:05:14,682 --> 00:05:16,379
‫اجازه هست در رو ببندم؟

78
00:05:16,620 --> 00:05:18,620
‫چی شده؟
‫خبر بد داری؟

79
00:05:18,752 --> 00:05:20,859
‫نه. خب، در مورد خانواده یا دوستانت نیست،

80
00:05:20,860 --> 00:05:21,815
‫اجازه هست؟

81
00:05:22,260 --> 00:05:23,580
‫باشه. ببند.

82
00:05:24,768 --> 00:05:26,284
‫به لو خبر خوبی رسیده بود.

83
00:05:26,659 --> 00:05:29,245
‫پسرش نامه داده بود، آره. عالیه.

84
00:05:31,287 --> 00:05:33,283
‫- شما دو تا هنوز صمیمی هستید؟
‫- آره.

85
00:05:34,037 --> 00:05:35,180
‫هیچ مشکلی نداشتید؟

86
00:05:35,638 --> 00:05:37,078
‫نه. واسه چی؟

87
00:05:38,883 --> 00:05:42,523
‫میو، پسرش نامه نفرستاده.
‫یه نفر دیگه فرستاده.

88
00:05:44,331 --> 00:05:45,547
‫تو از کجا می‌دونی؟

89
00:05:45,892 --> 00:05:47,779
‫- بهش زنگ زدم.
‫- درسته.

90
00:05:48,743 --> 00:05:50,299
‫و چرا به من میگی؟
‫نکنه...

91
00:05:50,667 --> 00:05:52,321
‫فکر می‌کنی کار من بوده؟

92
00:05:53,860 --> 00:05:55,619
‫فکر می‌کنم یه نفر اون نامه رو فرستاده.

93
00:05:55,900 --> 00:05:57,300
‫یه نفر از بیرون.

94
00:05:59,341 --> 00:06:00,883
‫چرا باید چنین کاری کنن؟

95
00:06:01,423 --> 00:06:02,860
‫چون تو ازشون خواستی.

96
00:06:08,955 --> 00:06:11,275
‫این کار رو کردم
‫چون می‌خواستم شاد بشه.

97
00:06:12,151 --> 00:06:13,290
‫می‌دونم.

98
00:06:14,139 --> 00:06:15,979
‫می‌دونم با سوء نیت این کار رو نکردی.

99
00:06:18,190 --> 00:06:20,350
‫خب می‌خوای چیکار کنی؟

100
00:06:23,574 --> 00:06:25,134
‫نمی‌دونم.

101
00:06:34,339 --> 00:06:35,595
‫کایل نیومد؟

102
00:06:36,002 --> 00:06:37,122
‫نه.

103
00:06:38,316 --> 00:06:41,716
‫- چیزی می‌خوری بگیرم؟
‫- نه، ممنون. سلام...

104
00:06:55,429 --> 00:06:57,379
‫- چیکار می‌کنی...؟
‫- نمی‌خوام!

105
00:06:57,380 --> 00:06:58,659
‫- چی؟
‫- بردارش.

106
00:06:59,030 --> 00:06:59,880
‫احمق بازی درنیار.

107
00:06:59,881 --> 00:07:01,619
‫- تو احمق بازی درمیاری.
‫- هیس!

108
00:07:01,960 --> 00:07:03,565
‫- مگه چیکار کردم؟
‫- عوضی.

109
00:07:03,566 --> 00:07:04,710
‫چیکار کردم؟

110
00:07:05,543 --> 00:07:06,862
‫می‌دونی من ترک کردم.

111
00:07:07,187 --> 00:07:08,539
‫همیشه همینو میگی، کلسی.

112
00:07:08,540 --> 00:07:10,019
‫نه، این دفعه واقعا ترک کردم.

113
00:07:10,020 --> 00:07:11,264
‫همراه ما میای، مورگان.

114
00:07:11,626 --> 00:07:13,740
‫- چی...؟ نه، من کاری...
‫- گوش کن، من...

115
00:07:13,750 --> 00:07:15,179
‫تو لطفا بشین و تکون نخور، باشه؟

116
00:07:15,180 --> 00:07:16,250
‫قصد این کار رو نداشتم.
‫برنامه‌ریزی نشده بود...

117
00:07:16,251 --> 00:07:17,510
‫بهت یه چیزی داد

118
00:07:17,540 --> 00:07:19,255
‫- و باید ببینیم چی هست.
‫- قبلا این کار رو می‌کردیم.

119
00:07:19,256 --> 00:07:21,218
‫اما نمی‌دونست من دیگه نمی‌خوام.

120
00:07:22,123 --> 00:07:23,538
‫لطفا راه بیفت. کلسی.

121
00:07:23,597 --> 00:07:25,636
‫همه می‌دونن من ترک کردم!

122
00:07:26,060 --> 00:07:28,819
‫از هر کی می‌خوای تو زندان بپرس
‫و بهت میگن من ترک کردم.

123
00:07:29,186 --> 00:07:32,014
‫اما اون باور نکرد، واسه همین
‫اون کار رو کرد. تقصیر من نیست.

124
00:07:32,539 --> 00:07:35,218
‫من کاره‌ای نیستم.
‫تقصیر اونه!

125
00:07:39,749 --> 00:07:40,975
‫برو داخل.

126
00:07:41,530 --> 00:07:43,330
‫بچه رو ازش می‌گیرن.

127
00:07:44,184 --> 00:07:45,424
‫می‌تونن این کار رو کنن؟

128
00:07:46,534 --> 00:07:47,764
‫آره.

129
00:07:47,860 --> 00:07:49,959
‫نقشهٔ من نبود، راست میگم.

130
00:07:49,960 --> 00:07:53,030
‫- بشین. در بیار و نشون بده لطفا.
‫- من کاری نکردم!

131
00:07:53,055 --> 00:07:55,421
‫نمی‌دونستم می‌خواد همچین کاری کنه،
‫اگه می‌دونستم طبیعی کار می‌کردم.

132
00:07:55,446 --> 00:07:57,702
‫- بشین. در بیار...
‫- قورتش می‌دادم...

133
00:07:57,727 --> 00:08:00,406
‫- متوجه نمی‌شدی، اصلا نمی‌فهمیدی.
‫- لطفا بهم نشون بده.

134
00:08:00,859 --> 00:08:02,579
‫لطفا بهم نشون بده، کلسی.

135
00:08:19,443 --> 00:08:20,896
‫لطفا می‌بریش؟

136
00:08:21,247 --> 00:08:23,820
‫الان چی میشه؟
‫چه اتفاقی میفته، خانم؟

137
00:08:37,883 --> 00:08:39,523
‫هیس...

138
00:08:54,300 --> 00:08:56,740
‫گوش کن.
‫من با یکی آشنا شدم.

139
00:08:58,857 --> 00:09:00,075
‫باشه.

140
00:09:00,388 --> 00:09:01,532
‫اسمش ساهیراست.

141
00:09:05,241 --> 00:09:06,908
‫چند وقته با هم هستید؟

142
00:09:07,266 --> 00:09:08,946
‫۱۸ ماه میشه.

143
00:09:11,179 --> 00:09:12,659
‫پس جدیه؟

144
00:09:14,062 --> 00:09:14,860
‫آره.

145
00:09:16,831 --> 00:09:18,343
‫شغلش چیه؟

146
00:09:18,787 --> 00:09:20,351
‫اون...

147
00:09:20,499 --> 00:09:22,843
‫- پرستاره. آره.
‫- آره.

148
00:09:23,379 --> 00:09:25,259
‫- تو بیمارستانـت.
‫- آره.

149
00:09:28,791 --> 00:09:30,271
‫چرا می‌خندی؟

150
00:09:31,882 --> 00:09:35,042
‫- همین‌طوری.
‫- باشه. خب، اون حامله‌ست.

151
00:09:38,387 --> 00:09:39,811
‫آره، خب...

152
00:09:40,582 --> 00:09:42,570
‫فقط...
‫ازت یه چیزی می‌خوام.

153
00:09:44,882 --> 00:09:47,115
‫بدترین کاری که کردم چی بود؟

154
00:09:47,866 --> 00:09:48,659
‫هیچی.

155
00:09:49,515 --> 00:09:51,991
‫- هیچی، تو به‌هیچ‌وجه تقصیرکار نیستی.
‫- هستم.

156
00:09:53,065 --> 00:09:55,554
‫و می... دونم که
‫کارهای اشتباه زیادی انجام دادم...

157
00:09:57,374 --> 00:10:00,593
‫اما... بدترینـش چی بود؟

158
00:10:07,595 --> 00:10:10,398
‫هر چقدر من بیشتر اذیت می‌شدم،
‫تو بیشتر شونه خالی می‌کردی.

159
00:10:27,991 --> 00:10:29,295
‫خب...

160
00:10:29,698 --> 00:10:32,053
‫یه نفر از بهزیستی داره میاد

161
00:10:32,592 --> 00:10:34,348
‫و یه مدت بچه رو می‌برن.

162
00:10:34,373 --> 00:10:35,780
‫- یه مدت؟
‫- آره.

163
00:10:36,388 --> 00:10:37,920
‫- پسش می‌گیرم؟
‫- آره.

164
00:10:38,573 --> 00:10:39,773
‫کِی؟

165
00:10:41,316 --> 00:10:42,943
‫کِی پسش می‌گیرم؟

166
00:10:43,435 --> 00:10:44,396
‫نمی‌دونم.

167
00:10:44,436 --> 00:10:46,717
‫پس اگه این‌جوری میگی
‫هیچ‌وقت اونو پس نمی‌گیرم.

168
00:10:46,742 --> 00:10:49,315
‫- این‌طوری فکر نکن.
‫- خب پس کِی؟

169
00:10:49,545 --> 00:10:52,259
‫به همین کارت ادمه بده،
‫به خودت مسلط باش،

170
00:10:52,260 --> 00:10:54,419
‫و اون رو پس می‌گیری، ولی امروز...

171
00:10:54,709 --> 00:10:57,489
‫- بهشون نمیدم.
‫- مواد رو توی لباس بچه گذاشتی.

172
00:10:57,514 --> 00:10:59,899
‫- شاید اگه این کار رو نمی‌کردی...
‫- دست و پامو گم کردم! خب؟

173
00:10:59,900 --> 00:11:01,740
‫نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم!

174
00:11:03,224 --> 00:11:04,607
‫باید بهش شیر بدی؟

175
00:11:05,052 --> 00:11:07,334
‫نه. چون جایی نمیره.

176
00:11:08,334 --> 00:11:09,818
‫می‌دونم دوستش داری.

177
00:11:10,552 --> 00:11:12,146
‫با دنیا عوضش نمی‌کنم.

178
00:11:12,935 --> 00:11:14,099
‫پس اون رو تحویل بده،

179
00:11:14,100 --> 00:11:16,857
‫چون اگه مقاومت کنی،
‫بازم اون رو می‌گیرن...

180
00:11:16,882 --> 00:11:18,670
‫- اون رو نمی‌گیرن.
‫- و ممکنه صدمه ببینه.

181
00:11:19,756 --> 00:11:21,955
‫- این آخر خط نیست.
‫- اونو نمی‌گیرن.

182
00:11:21,980 --> 00:11:24,219
‫ممکنه یه مقدار زمان ببره،
‫ولی می‌تونی اون رو دوباره بگیری.

183
00:11:24,220 --> 00:11:27,019
‫- اونو نمی‌گیرن! اونو نمی‌گیرن!
‫- مطمئنا آخر ماجرا نیست...

184
00:11:27,020 --> 00:11:28,591
‫- اونو نمی‌گیرن.
‫- راست میگم.

185
00:11:28,592 --> 00:11:32,379
‫- ولی اول باید...
‫- اونو نمی‌گیرن!

186
00:11:32,380 --> 00:11:34,388
‫- اون رو داوطلبانه تحویل بدی.
‫- اونو نمی‌گیرن.

187
00:11:34,413 --> 00:11:36,612
‫چون اگه مقاومت کنی،
‫ممکنه شانستو...

188
00:11:36,637 --> 00:11:38,787
‫- برای پس گرفتنش از بین ببره...
‫- شغلتو دوست داری، آره؟

189
00:11:40,263 --> 00:11:43,607
‫- آره؟
‫- ولی بیشتر اینو دوست داری، نه؟

190
00:11:44,172 --> 00:11:46,572
‫بچه‌ها رو از مامان‌هاشون جدا کنی!

191
00:11:51,828 --> 00:11:53,428
‫داری اشتباه می‌کنی.

192
00:12:04,122 --> 00:12:05,682
‫چرا اون کار رو کردی؟

193
00:12:07,066 --> 00:12:09,066
‫مامانت بود. درسته؟

194
00:12:10,837 --> 00:12:13,637
‫«تحمل ندارم، مامان.
‫می‌تونی بیای اینجا بمونی؟»

195
00:12:14,914 --> 00:12:16,434
‫بهتر از اینه که تا...

196
00:12:17,340 --> 00:12:19,235
‫ذهنت قد نداد؟

197
00:12:19,415 --> 00:12:20,859
‫از اون فاصله می‌تونست چیکار کنه؟

198
00:12:20,962 --> 00:12:23,836
‫یا زنِ همسایه.
‫تجربه بچه‌داری داشت.

199
00:12:24,625 --> 00:12:27,618
‫فقط کافی بود بگی:
‫«بهم یه‌کم کمک کن»

200
00:12:28,610 --> 00:12:31,110
‫اما تو...
‫به این فکر نکردی؟

201
00:12:31,709 --> 00:12:33,469
‫چرا اون کار رو کردی؟

202
00:12:36,105 --> 00:12:37,785
‫گندت بزنن، ابی.

203
00:12:39,289 --> 00:12:41,209
‫خب آره، منم آدم بدی بودم...

204
00:12:43,167 --> 00:12:44,735
‫چرا اون کار رو کردی؟

205
00:12:48,686 --> 00:12:49,966
‫نمی‌دونم.

206
00:12:52,072 --> 00:12:53,952
‫باشه...

207
00:13:26,133 --> 00:13:27,533
‫ببرمش؟

208
00:13:44,785 --> 00:13:46,043
‫ببرم؟

209
00:14:03,380 --> 00:14:04,420
‫بیا.

210
00:15:38,819 --> 00:15:40,243
‫متاسفم، کلس.

211
00:16:47,254 --> 00:16:49,254
‫می‌خوای دوباره بچه‌تو ببینی، کلس؟

212
00:16:50,829 --> 00:16:52,749
‫- آره.
‫- می‌خوای؟

213
00:16:55,260 --> 00:16:57,020
‫پس از اون چیزها دوری کن.

214
00:17:03,408 --> 00:17:04,572
‫ممنون.

215
00:17:22,149 --> 00:17:23,349
‫سلام.

216
00:17:24,936 --> 00:17:26,416
‫بیا تو، لو.

217
00:17:30,062 --> 00:17:31,662
‫کی مُرده؟

218
00:17:33,090 --> 00:17:34,170
‫کسی نمرده.

219
00:17:37,012 --> 00:17:38,494
‫پس جریان چیه؟

220
00:17:53,351 --> 00:17:54,911
‫تو اون نامه رو فرستاده بودی؟

221
00:17:56,624 --> 00:17:58,239
‫ببخشید.

222
00:17:59,796 --> 00:18:02,316
‫خیلی معذرت می‌خوام.

223
00:18:06,397 --> 00:18:08,117
‫واسه این نبود که ناراحتش کنم.

224
00:18:10,255 --> 00:18:12,567
‫از روی شوخی و مسخره نبود.

225
00:18:29,226 --> 00:18:30,049
‫الو؟

226
00:18:30,417 --> 00:18:32,059
‫سلام، کایل.

227
00:18:32,411 --> 00:18:33,651
‫مامان‌بزرگ مُرد.

228
00:18:38,762 --> 00:18:39,588
‫کِی؟

229
00:18:39,794 --> 00:18:41,874
‫اول... صبح.

230
00:18:43,212 --> 00:18:44,932
‫از آسایشگاه زنگ زدن.

231
00:18:46,627 --> 00:18:47,667
‫خیلی‌خب.

232
00:18:49,260 --> 00:18:51,460
‫- خواسته‌اش چی بود؟ دفن بشه یا...؟
‫- سوزونده بشه.

233
00:18:52,631 --> 00:18:54,296
‫می‌خواست سوزونده بشه.

234
00:18:55,044 --> 00:18:56,204
‫تو میای؟

235
00:18:58,818 --> 00:18:59,976
‫ببینم اجازه میدن.

236
00:19:02,163 --> 00:19:03,850
‫اما ممکنه با دست‌بند بیام.

237
00:19:04,162 --> 00:19:06,122
‫- چرا؟
‫- آم...

238
00:19:07,652 --> 00:19:09,571
‫چون یه کوچولو دردسر درست کردم.

239
00:19:12,988 --> 00:19:14,468
‫ولی می‌بینمت.

240
00:19:15,627 --> 00:19:17,786
‫نمی‌بینم؟ می‌بینمت؟

241
00:19:19,038 --> 00:19:20,077
‫باید برم.

242
00:19:24,420 --> 00:19:29,469
‫« روز دویست و هفتاد »

243
00:19:34,664 --> 00:19:36,739
‫خانوادهٔ مرحوم مایل هستند

244
00:19:36,740 --> 00:19:37,979
‫از آسایشگاه ویلو تشکر کنند

245
00:19:38,383 --> 00:19:41,739
‫که از الیزابت مراقبت کردند
‫و تا جای ممکن...

246
00:19:41,740 --> 00:19:43,211
‫ماه‌های آخر رو برای اون راحت کردن.

247
00:19:44,492 --> 00:19:48,406
‫الیزابت عشق بسیاری
‫نسبت به چهار نور درخشان زندگیش داشت.

248
00:19:49,898 --> 00:19:51,219
‫کایل،

249
00:19:51,937 --> 00:19:53,953
‫کالوم، نانسی و اورلا.

250
00:19:54,867 --> 00:19:57,219
‫و یکی از اون‌ها،
‫یعنی دخترش اورلا،

251
00:19:57,220 --> 00:19:59,740
‫به بالا میاد و چند کلامی حرف میزنه.

252
00:20:06,576 --> 00:20:07,616
‫ممنون.

253
00:20:16,046 --> 00:20:17,339
‫خب، اینکه می‌خوام بگم

254
00:20:17,340 --> 00:20:19,499
‫مامانـم عاشق مشروب بود
‫رازی نیست که هیچ‌کس ندونه.

255
00:20:21,057 --> 00:20:22,976
‫اما همه‌مون اشتباه می‌کنیم.

256
00:20:25,770 --> 00:20:27,304
‫اون الکلی بود.

257
00:20:29,374 --> 00:20:31,296
‫مامانم از همون اول
‫به الکل اعتیاد داشت.

258
00:20:31,475 --> 00:20:32,827
‫باهاش جنگید اما...

259
00:20:33,951 --> 00:20:35,631
‫به ندرت پیروز شد.

260
00:20:36,906 --> 00:20:38,946
‫ولی یه روز بود...

261
00:20:40,430 --> 00:20:42,077
‫تقسیم مقدسِ اول کایل بود.

262
00:20:44,139 --> 00:20:47,194
‫رفتیم عشای ربانی
‫و برمی‌گشتیم راهروی کلیسا

263
00:20:47,961 --> 00:20:49,811
‫و بار رو باز کردن.

264
00:20:50,340 --> 00:20:52,660
‫و من اصلا توقع‌شو نداشتم،
‫و مامانم هم همین‌طور.

265
00:20:53,946 --> 00:20:56,306
‫و پیش خودم گفتم:
‫«اگه یه قلپ بخوره...

266
00:20:57,763 --> 00:21:00,043
‫میرم و کایل رو با خودم می‌برم.»

267
00:21:01,007 --> 00:21:02,546
‫کایل داشت از زندگیش لذت می‌برد،

268
00:21:02,571 --> 00:21:04,155
‫با بچه‌های هم‌سن و سالش بازی می‌کرد و...

269
00:21:04,340 --> 00:21:07,340
‫از بزرگ‌ها پول می‌گرفت.
‫اما جهنم...

270
00:21:09,772 --> 00:21:11,148
‫با من میاد.

271
00:21:14,284 --> 00:21:16,564
‫اما یه قلپ هم نخورد.

272
00:21:18,704 --> 00:21:20,649
‫وقتی رفت خونه
‫احتمالا تا خرخره مست کرد،

273
00:21:21,253 --> 00:21:22,813
‫اما توی راهروی کلیسا...

274
00:21:23,970 --> 00:21:25,782
‫هر جور که شد مقاومت کرد

275
00:21:27,184 --> 00:21:29,304
‫و یه قطره هم نخورد.

276
00:21:30,784 --> 00:21:32,984
‫اون روز قهرمانِ من بود.

277
00:21:48,916 --> 00:21:50,500
‫- از دیدنت خوشحال شدم.
‫- متشکرم، عزیزم.

278
00:21:51,890 --> 00:21:53,116
‫- ناراحت کننده‌ست.
‫- ممنون.

279
00:21:53,141 --> 00:21:55,000
‫- خداحافظ، می‌بینمت.
‫- متاسفم.

280
00:21:55,970 --> 00:21:57,010
‫سلام.
‫یه دقیقه صبر کنید.

281
00:21:58,808 --> 00:22:00,088
‫تو رو خدا بازشون کن.

282
00:22:01,100 --> 00:22:02,220
‫تو رو خدا.

283
00:22:10,740 --> 00:22:12,099
‫ممنون.

284
00:22:12,100 --> 00:22:13,460
‫بیا بغلم.

285
00:22:15,326 --> 00:22:16,899
‫چیزی نیست، باشه؟

286
00:22:16,900 --> 00:22:21,326
‫درست میشه.
‫خیلی زود می‌بینمتون. باشه؟

287
00:22:21,900 --> 00:22:25,639
‫دوستت دارم. دوستت دارم.
‫دوستت دارم.

288
00:22:26,537 --> 00:22:28,299
‫باشه؟
‫به داداشت بگو...

289
00:22:28,709 --> 00:22:30,748
‫بهش بگو که دوستش دارم، باشه؟

290
00:22:31,460 --> 00:22:32,459
‫باید برم.

291
00:22:45,715 --> 00:22:46,459
‫عزیزم؟

292
00:22:46,785 --> 00:22:47,676
‫سلام.

293
00:22:48,484 --> 00:22:50,044
‫کلس، متاسفم عزیزم.

294
00:22:52,434 --> 00:22:55,066
‫خیلی... خیلی خیلی متاسفم، عزیزم.

295
00:22:56,346 --> 00:22:57,316
‫باشه.

296
00:23:00,004 --> 00:23:01,229
‫می‌خوای چیکار کنی؟

297
00:23:03,835 --> 00:23:05,315
‫پسش می‌گیرم.

298
00:23:05,827 --> 00:23:06,924
‫چطوری، عزیزم؟

299
00:23:07,690 --> 00:23:09,459
‫منظورم اینه خوبه، آره،

300
00:23:09,460 --> 00:23:10,502
‫ولی چطور می‌خوای این کار رو کنی؟

301
00:23:11,085 --> 00:23:12,604
‫واسه همین زنگ زدم.

302
00:23:13,593 --> 00:23:15,473
‫می‌خوام راستشو بگم.

303
00:23:16,909 --> 00:23:19,139
‫اگه قرار باشه اونو پس بگیرم،
‫باید از اینجا بیام بیرون،

304
00:23:19,140 --> 00:23:21,924
‫- پس حقیقت رو میگم.
‫- و حقیقت چیه؟

305
00:23:22,479 --> 00:23:24,180
‫خودت می‌دونی حقیقت چیه، آدام.

306
00:23:26,541 --> 00:23:27,807
‫و می‌خوای به کی بگی؟

307
00:23:30,347 --> 00:23:31,314
‫به پلیس.

308
00:23:31,995 --> 00:23:33,099
‫چی؟

309
00:23:33,385 --> 00:23:34,729
‫به پلیس میگم!

310
00:23:35,487 --> 00:23:36,940
‫پس می‌خوای منو لو بدی؟

311
00:23:37,838 --> 00:23:39,235
‫حقیقتو میگم!

312
00:23:39,604 --> 00:23:40,979
‫خب، خوب گوش کن، عزیزم،

313
00:23:41,221 --> 00:23:42,659
‫اگه سمتِ پلیس بری،

314
00:23:42,660 --> 00:23:46,901
‫اگه اصلا به ذهنت خطور کنه بری پیش پلیس
‫و اسم منو بیاری، تیکه بزرگه‌ت گوشته.

315
00:23:47,752 --> 00:23:49,759
‫تو و بچه‌ات می‌میرید.

316
00:23:50,346 --> 00:23:51,909
‫آره، و فکر نکن که این کار رو نمی‌کنم

317
00:23:51,934 --> 00:23:53,065
‫چون میفتم زندون.

318
00:23:53,703 --> 00:23:56,065
‫چون یه‌کم هروئین می‌ذارم
‫کف دست یکی از از اون زندونی‌ها،

319
00:23:56,090 --> 00:23:59,370
‫و یه جنده با یه خورده هروئین،
‫واسم انجامش میده.

320
00:24:00,913 --> 00:24:03,890
‫گلوی تو و بچه‌تو می‌بُره.

321
00:24:21,554 --> 00:24:22,794
‫بندازش زندان، کلس.

322
00:24:25,378 --> 00:24:26,643
‫بندازش هلفدونی.

323
00:24:43,461 --> 00:24:45,460
‫- خوبی؟
‫- آره، یه دقیقه وقت داری؟

324
00:24:45,461 --> 00:24:46,461
‫آره.

325
00:24:51,764 --> 00:24:53,343
‫خب، پسرم داره میاد دیدنم.

326
00:24:54,312 --> 00:24:55,979
‫واست خوشحالم، لو.

327
00:24:56,292 --> 00:24:59,171
‫نه، ملاقات نیست.
‫یکی از اون...

328
00:25:00,273 --> 00:25:02,435
‫می‌دونی، عدالت ترمیمی این چیزاست.
‫« ملاقات بین قربانی و بزهکار »

329
00:25:02,686 --> 00:25:03,647
‫باشه.

330
00:25:04,608 --> 00:25:05,578
‫خب...

331
00:25:05,614 --> 00:25:07,534
‫آره، می‌خواستم بدونم...

332
00:25:09,264 --> 00:25:10,632
‫تو میای؟

333
00:25:11,259 --> 00:25:12,418
‫من؟

334
00:25:12,546 --> 00:25:14,296
‫خب، ازت خوشم میاد و...

335
00:25:16,131 --> 00:25:18,561
‫فکر کردم شاید راضی باشی و...

336
00:25:19,457 --> 00:25:20,497
‫بگو.

337
00:25:23,132 --> 00:25:24,827
‫من الکلی‌ام.

338
00:25:29,705 --> 00:25:30,745
‫صحیح.

339
00:25:43,989 --> 00:25:45,523
‫- بیاید داخل. بنشینید.
‫- باشه.

340
00:25:48,656 --> 00:25:49,898
‫آم...

341
00:25:50,476 --> 00:25:53,609
‫خیلی‌خب، من همه رو می‌شناسم،
‫پس معرفی‌ها رو انجام میدم.

342
00:25:53,634 --> 00:25:58,648
‫من مری لوئیز هستم. راهبهٔ اینجا هستم.
‫ایشون مامور کارتر هستم.

343
00:25:59,369 --> 00:26:03,275
‫- ایشون اورلاست، که برای حمایت از لو اومده، درسته؟
‫- آره.

344
00:26:04,420 --> 00:26:07,540
‫ایشون استیونه،
‫پسر لو، استیون.

345
00:26:16,885 --> 00:26:18,805
‫همیشه از خودم بدم میومد.

346
00:26:20,563 --> 00:26:22,163
‫واسه همین به مشروب رو آوردم.

347
00:26:24,373 --> 00:26:26,589
‫نمی‌تونی هیچ‌وقت فراموش کنی
‫از خودت بدت میاد اما...

348
00:26:28,117 --> 00:26:29,815
‫مست کردن یه‌کمی کمک می‌کنه.

349
00:26:31,058 --> 00:26:32,917
‫مشکل اصلی اینجاست،
‫هر چی بیشتر مست می‌کنی،

350
00:26:33,464 --> 00:26:34,646
‫بیشتر مثل احمق‌ها رفتار می‌کنی

351
00:26:34,671 --> 00:26:36,871
‫و فردا بیشتر از خودت بدت میاد.

352
00:26:40,250 --> 00:26:41,410
‫پس...

353
00:26:43,907 --> 00:26:45,867
‫آره،
‫و شروع کردم ادای بقیه رو درآوردن.

354
00:26:47,526 --> 00:26:50,475
‫هر کسی.
‫هر آدمی جز خودم.

355
00:26:51,593 --> 00:26:55,435
‫و به خودم گفتم،
‫به خاطر نفرت از خودم مشروب نمی‌خورم

356
00:26:55,460 --> 00:26:57,820
‫مشروب می‌خورم
‫چون بهم لذت میده.

357
00:26:59,787 --> 00:27:01,107
‫وحشی میشم.

358
00:27:04,710 --> 00:27:07,046
‫و وقتی آنا رو با مشت زدم
‫روی همین فاز بودم.

359
00:27:08,499 --> 00:27:09,625
‫من...

360
00:27:09,719 --> 00:27:13,118
‫پر حرفی می‌کردم
‫و اومد سمتم و گفت...

361
00:27:14,056 --> 00:27:16,096
‫«این چه رفتاریه؟»

362
00:27:20,632 --> 00:27:23,521
‫خیلی... ساده بود.

363
00:27:24,907 --> 00:27:26,547
‫خیلی واضح.

364
00:27:30,445 --> 00:27:33,692
‫و واسم غیر ممکن جوابشو بدم
‫واسه همین با مشت زدمش.

365
00:27:36,250 --> 00:27:37,825
‫و نقش زمین شد.

366
00:27:40,180 --> 00:27:41,220
‫و...

367
00:27:43,578 --> 00:27:46,019
‫باید تظاهر می‌کردم که به هیچ وجه

368
00:27:46,020 --> 00:27:48,015
‫پشیمون نیستم چون...

369
00:27:49,214 --> 00:27:51,617
‫چون لذت می‌بردم.
‫وحشی بودم.

370
00:27:56,518 --> 00:27:59,358
‫ولی می‌خواستم بلندش کنم
‫و بگم: «ببخشید.

371
00:28:00,999 --> 00:28:03,799
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.»

372
00:28:09,308 --> 00:28:10,348
‫اما... این کار رو نکردم.

373
00:28:13,108 --> 00:28:15,675
‫و آخرین باری بود
‫که لب به مشروب زدم.

374
00:28:16,702 --> 00:28:17,995
‫خب درسته اینجا زندانه،

375
00:28:18,020 --> 00:28:19,414
‫ولی مشروب هست...

376
00:28:19,638 --> 00:28:22,250
‫حتی مواد هم هست،
‫ولی من اصلا سمتشون نرفتم.

377
00:28:27,148 --> 00:28:29,628
‫ته قلبم، همیشه دلم می‌خواست
‫درباره‌ این موضوع باهات صحبت کنم.

378
00:28:31,189 --> 00:28:33,989
‫اما گفتم اگه این کار رو کنم،
‫یعنی به آنا خیانت کردم.

379
00:28:37,631 --> 00:28:39,551
‫ولی آنا به من گفت بیام.

380
00:28:41,286 --> 00:28:46,262
‫هنوز آمادگی نداره تو رو ببینه،
‫ولی خواست من بیام و...

381
00:28:47,987 --> 00:28:51,147
‫دوست دارم دوباره بیام،
‫اگه ایرادی نداره، چون...

382
00:28:52,260 --> 00:28:53,372
‫خب...

383
00:28:54,579 --> 00:28:56,739
‫خوشحال شدم که بالاخره دیدمت، مامان.

384
00:28:59,802 --> 00:29:01,130
‫از خدامه.

385
00:29:06,316 --> 00:29:07,325
‫ممنون.

386
00:29:14,864 --> 00:29:17,339
‫نمی‌تونم اینو مثل قبلی سفت ببندم.

387
00:29:17,340 --> 00:29:18,426
‫خیلی رو مخیه.

388
00:29:18,652 --> 00:29:21,731
‫- اصلا نمی‌دونم این نخ به چه کارت میاد.
‫- من می‌دونم به چه کاری میاد.

389
00:29:21,756 --> 00:29:24,829
‫هی، ببین...
‫ها؟ اینو نگاه کن...

390
00:29:25,057 --> 00:29:26,936
‫این جادوگره رو دیدی...؟

391
00:29:30,671 --> 00:29:32,191
‫میو؟

392
00:29:53,697 --> 00:29:54,977
‫ببخشید.

393
00:30:17,022 --> 00:30:19,060
‫پرونده پادشاهی

394
00:30:19,085 --> 00:30:21,905
‫در مقابل آدام مولر و کیسی مورگان.

395
00:30:22,475 --> 00:30:25,772
‫آقای مولر متهم هستند
‫به وارد کردن مواد مخدر،

396
00:30:25,897 --> 00:30:29,514
‫تامین و توزیع موادهای نوع اول به زندان،
‫و تهدید به قتل.

397
00:30:30,217 --> 00:30:34,090
‫خانم مورگان متهم هستند
‫به وارد کردن مواد مخدر به کشور،

398
00:30:34,115 --> 00:30:36,590
‫و قاچاق مواد به زندان کارلینگفورد،

399
00:30:36,615 --> 00:30:38,857
‫هنگامی که در انتظار محاکمه بودند.

400
00:30:39,647 --> 00:30:43,061
‫جناب وکیل،
‫موکل بنده، طبق دادخواست،

401
00:30:43,123 --> 00:30:45,499
‫مایل هستند مدرکی
‫رو در اختیار دادستان بگذارند.

402
00:30:46,117 --> 00:30:47,162
‫بسیار خب.

403
00:30:49,100 --> 00:30:51,810
‫کلسی مورگان رو به جایگاه فرا می‌خوانم.

404
00:30:56,381 --> 00:30:59,340
‫خب، خوب گوش کن، عزیزم،
‫اگه سمتِ پلیس بری،

405
00:30:59,372 --> 00:31:04,232
‫اگه اصلا به ذهنت خطور کنه بری پیش پلیس
‫و اسم منو بیاری، تیکه بزرگه‌ت گوشته.

406
00:31:04,503 --> 00:31:07,057
‫چون یه‌کم هروئین می‌ذارم
‫کف دست یکی از از اون زندونی‌ها،

407
00:31:07,089 --> 00:31:10,793
‫گلوی تو و بچه‌تو می‌بُره.

408
00:31:16,345 --> 00:31:20,216
‫من به هروئین اعتیاد داشتم.
‫قصد ترک داشتم.

409
00:31:20,814 --> 00:31:23,170
‫و دوستم و دوست پسرش قرار بودن برن اسپانیا،

410
00:31:24,218 --> 00:31:27,339
‫و می‌خواستن من از آدام
‫و خونه‌مون فاصله بگیرم.

411
00:31:27,757 --> 00:31:28,866
‫چون مواد بی‌داد می‌کرد.

412
00:31:29,546 --> 00:31:33,435
‫آم، پس منو با خودشون بردن.
‫تا یه مدت خوب بود.

413
00:31:33,460 --> 00:31:36,579
‫از درد به خودم می‌پیچیدم
‫ولی خوب بودم.

414
00:31:36,868 --> 00:31:38,134
‫بعد آدام اومد.

415
00:31:39,339 --> 00:31:41,795
‫بهم گفت عقل ندارم
‫که توی اسپانیا ترک می‌کنم.

416
00:31:42,047 --> 00:31:45,531
‫اگه می‌خوای ترک کنی برو ترکیه و برگرد،
‫اما اسپانیا نمون،

417
00:31:45,556 --> 00:31:47,800
‫چون آدم میاد اسپانیا
‫به خوش حال بده.

418
00:31:47,886 --> 00:31:49,515
‫پس برگشتم.

419
00:31:49,828 --> 00:31:51,963
‫من و آدام با هم برگشتیم کشور.

420
00:31:52,691 --> 00:31:54,355
‫اجازه ندادن از گیت رد بشم.

421
00:31:55,364 --> 00:31:59,301
‫کیفمو باز کردن
‫و توی کیفم یه بسته هروئین بود.

422
00:32:00,131 --> 00:32:02,863
‫یه کیلو.
‫یه کیلو هروئین.

423
00:32:03,902 --> 00:32:06,980
‫و آدام یه دفعه غیبش زد.

424
00:32:11,248 --> 00:32:13,154
‫زندان که بودم اومد ملاقاتم.

425
00:32:13,709 --> 00:32:15,255
‫و بهم گفت منو دوست داره

426
00:32:16,209 --> 00:32:20,021
‫و اینکه من در هر صورت حکم زندان می‌گیرم
‫و خواهش کرد اونو لو ندم.

427
00:32:21,404 --> 00:32:23,216
‫آیا آدام در دادگاه حضور داره؟

428
00:32:24,332 --> 00:32:25,932
‫بله. اونجاست.

429
00:32:27,505 --> 00:32:29,623
‫خودت دیدی بسته رو توی کیفت گذاشت؟

430
00:32:31,563 --> 00:32:32,841
‫بله.

431
00:32:33,169 --> 00:32:34,619
‫فکر کردی مواده؟

432
00:32:35,486 --> 00:32:36,318
‫بله.

433
00:32:37,764 --> 00:32:40,512
‫- ازش پرسیدی آیا مواد هست یا نه؟
‫- بله.

434
00:32:41,020 --> 00:32:42,941
‫گفت نیست،
‫گفت واسه مامانش کادو خریده.

435
00:32:43,490 --> 00:32:45,739
‫- می‌‌دونستی دروغ میگه.
‫- بله،

436
00:32:46,060 --> 00:32:47,943
‫اما نمی‌تونستم بهش بگم دروغ میگی، درسته؟

437
00:32:48,341 --> 00:32:51,220
‫نمی‌تونستم بهش بگم دروغ میگی،
‫چون ترسیده بودم که بگم دروغگوئه.

438
00:32:57,226 --> 00:33:00,428
‫خانم مورگان، می‌تونم غم و درماندگی

439
00:33:00,453 --> 00:33:03,694
‫که به علت گرفتن
‫بچه‌تون بدست آمده رو تصور کنم.

440
00:33:04,750 --> 00:33:05,995
‫به این دلیل

441
00:33:06,020 --> 00:33:09,099
‫و این مسئله که به دادستان کمک کردید

442
00:33:09,570 --> 00:33:11,299
‫و اقرار به جرم کردید

443
00:33:11,632 --> 00:33:14,921
‫حکم دو سال و نیم زندان
‫برای شما صادر می‌کنم.

444
00:33:16,694 --> 00:33:18,623
‫با در نظر گرفتن نُه ماه

445
00:33:18,648 --> 00:33:20,357
‫که جهت محاکمه در زندان بودید،

446
00:33:20,382 --> 00:33:22,867
‫که به علت بارداری‌تون
‫بیش از حد معمول بود،

447
00:33:23,273 --> 00:33:27,453
‫شش ماه دیگه در زندان سپری می‌کنید
‫و سپس آزاد میشید.

448
00:33:28,540 --> 00:33:29,539
‫ممنون.

449
00:33:32,441 --> 00:33:33,539
‫آقای مولر،

450
00:33:33,854 --> 00:33:38,002
‫حکمی که برای وارد کردن
‫مواد مخدر مناسب می‌دونم

451
00:33:38,027 --> 00:33:39,859
‫ده سال است.

452
00:33:40,167 --> 00:33:44,339
‫برای تامین و توزیع مواد نوع اول
‫به زندان: پنج سال.

453
00:33:44,643 --> 00:33:47,819
‫و برای تهدید به قتل خانم مورگان: دو سال.

454
00:33:48,167 --> 00:33:50,819
‫به طور همزمان
‫این حکم را سپری می‌کنید،

455
00:33:51,136 --> 00:33:54,660
‫یعنی ده سال زندان.

456
00:33:57,681 --> 00:33:59,203
‫می‌تونی برگردی خونهٔ مامانت؟
‫« روز ۳۲۳ »

457
00:33:59,595 --> 00:34:01,819
‫نه، اجاره داده.
‫دست موجر خصوصیه.

458
00:34:02,071 --> 00:34:03,337
‫دردسر شد.

459
00:34:03,760 --> 00:34:06,023
‫- واقعا؟
‫- آره. خونه پیدا کردن واسه آدم‌هایی که

460
00:34:06,048 --> 00:34:07,275
‫از زندان آزاد میشن سخته.

461
00:34:07,978 --> 00:34:11,139
‫به هیچ جا نرسیدیم، اورلا.
‫همه هاستل‌ها پُره.

462
00:34:12,274 --> 00:34:14,172
‫خب... چیکار کنم؟

463
00:34:15,142 --> 00:34:17,517
‫- می‌تونیم بهت چادر بدیم.
‫- چی؟

464
00:34:18,040 --> 00:34:18,939
‫چادر.

465
00:34:20,476 --> 00:34:22,845
‫می‌خواید منو چادر به دست بفرستید تو جامعه؟

466
00:34:23,889 --> 00:34:24,603
‫آره.

467
00:34:25,193 --> 00:34:26,970
‫- شوخیه؟
‫- نه.

468
00:34:29,125 --> 00:34:30,376
‫متاسفم، اورلا.

469
00:34:42,020 --> 00:34:45,115
‫آزادش می‌کنن تا توی چادر زندگی کنه.
‫نهایت حقارته.

470
00:34:47,152 --> 00:34:48,233
‫می‌دونم.

471
00:34:58,070 --> 00:34:59,459
‫خیلی‌خب، بیا ببینم.

472
00:35:00,603 --> 00:35:03,203
‫- خداحافظ عزیزم.
‫- خداحافظ.

473
00:35:06,726 --> 00:35:08,350
‫چیزی گفتم ناراحت شد، معذرت می‌خوام.

474
00:35:09,717 --> 00:35:11,140
‫عیبی نداره.

475
00:35:12,750 --> 00:35:13,826
‫مراقبش باش.

476
00:35:14,179 --> 00:35:15,748
‫- باشه.
‫- و مراقب خودت.

477
00:35:16,775 --> 00:35:18,341
‫مراقب خودت باش، خب؟

478
00:36:29,458 --> 00:36:32,694
‫« کایل »

479
00:36:37,343 --> 00:36:38,412
‫سلام.

480
00:36:39,252 --> 00:36:41,572
‫سلام مامان.
‫هنوز نیومدی بیرون؟

481
00:37:01,254 --> 00:37:02,534
‫سلام.

482
00:37:04,475 --> 00:37:05,491
‫سلام.

483
00:37:05,969 --> 00:37:06,977
‫سلام.

484
00:37:07,838 --> 00:37:09,218
‫چیزی میل داری؟

485
00:37:10,196 --> 00:37:11,915
‫چایی لطفا.

486
00:37:12,274 --> 00:37:14,157
‫- با شیر؟
‫- بله، ممنون میشم.

487
00:37:15,352 --> 00:37:20,219
‫می‌دونم خیلی بی ادبیه،
‫ولی امکانش هست واسم تست سفارش بدی؟

488
00:37:20,711 --> 00:37:21,581
‫- تست.
‫- آره.

489
00:37:21,715 --> 00:37:24,009
‫- باشه.
‫- ممنون.

490
00:37:30,906 --> 00:37:32,715
‫- خوبی، پسرم؟
‫- آره.

491
00:37:33,444 --> 00:37:35,305
‫ببین، قبل اینکه برگردم حرفمو میگم، باشه؟

492
00:37:35,330 --> 00:37:36,330
‫باشه.

493
00:37:37,743 --> 00:37:39,935
‫یادت میاد نمیومدی منو ببینی؟

494
00:37:42,556 --> 00:37:44,035
‫چون خجالت می‌کشیدی؟

495
00:37:44,638 --> 00:37:45,748
‫آره.

496
00:37:47,634 --> 00:37:49,420
‫خجالت می‌کشیدی من زندانم.

497
00:37:51,186 --> 00:37:53,255
‫ولی از کاری که کردم خجالت نمی‌کشیدی.

498
00:37:54,191 --> 00:37:56,520
‫از این خجالت می‌کشیدی
‫که گیر افتادم.

499
00:37:57,720 --> 00:37:58,669
‫ آره.

500
00:38:00,821 --> 00:38:02,075
‫منم.

501
00:38:03,579 --> 00:38:06,964
‫از کارهایی که واسه تو کردم خجالت نمی‌کشم،

502
00:38:07,731 --> 00:38:09,465
‫یا برای کالوم یا نانسی.

503
00:38:09,973 --> 00:38:13,939
‫ولی دیگه تکرار نمیشه.
‫هیچ‌وقت دیگه همچین کاری نمی‌کنم.

504
00:38:14,504 --> 00:38:15,819
‫میرم سر کار،

505
00:38:16,215 --> 00:38:17,899
‫یه سرپناه می‌گیرم

506
00:38:18,270 --> 00:38:20,779
‫و دوباره همه کنار همدیگه جمع میشیم.

507
00:38:21,481 --> 00:38:24,168
‫قول میدم. باشه؟

508
00:38:24,589 --> 00:38:25,411
‫باشه.

509
00:38:26,905 --> 00:38:28,585
‫ولی باید کمک کنی.

510
00:38:32,580 --> 00:38:34,145
‫با من مثل مامانت رفتار کن.

511
00:38:37,861 --> 00:38:39,630
‫بذار بیام ببینمت.

512
00:38:40,361 --> 00:38:41,841
‫بهم زنگ بزن.

513
00:38:47,156 --> 00:38:48,782
‫دوستم داشته باش.

514
00:38:52,260 --> 00:38:53,900
‫- باشه.
‫- آره؟

515
00:39:04,610 --> 00:39:05,915
‫دلم واست تنگ شده بود.

516
00:39:06,986 --> 00:39:08,110
‫منم دلم واست تنگ شده بود.

517
00:39:48,754 --> 00:39:50,114
‫خیلی تنده؟

518
00:40:13,296 --> 00:40:14,597
‫می‌دونستی؟

519
00:40:16,574 --> 00:40:18,886
‫ریدن تو غذام هیچی نگفتی؟

520
00:40:36,359 --> 00:40:39,071
‫ترسیدم چیزی بگم.
‫معذرت می‌خوام.

521
00:41:25,927 --> 00:41:28,138
‫- میرم پیشش.
‫- جایی نمیری.

522
00:41:28,294 --> 00:41:29,819
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

523
00:41:29,820 --> 00:41:32,270
‫توافق کردیم بذاریم گریه کنه.

524
00:41:32,356 --> 00:41:35,074
‫نه، توافق کردیم یه‌کم گریه کنه.
‫چند ساعت شده.

525
00:41:35,099 --> 00:41:35,822
‫نشده.

526
00:41:36,437 --> 00:41:37,837
‫خدای من.

527
00:41:40,058 --> 00:41:42,179
‫- درد داره.
‫- نداره.

528
00:41:42,722 --> 00:41:45,139
‫- نه، میرم پیشش.
‫- خب، اگه بیاریش اینجا،

529
00:41:45,140 --> 00:41:47,019
‫از تخت میرم،
‫و میرم طبقه پایین،

530
00:41:47,020 --> 00:41:48,620
‫و به تو می‌سپرمش.

531
00:41:49,690 --> 00:41:51,410
‫ببخشید...

532
00:41:51,435 --> 00:41:53,314
‫می‌دونم، می‌دونم...

533
00:41:54,368 --> 00:41:56,368
‫چیزی نیست...

534
00:42:00,808 --> 00:42:03,066
‫مامان شیطون. ببخشید.

535
00:42:21,202 --> 00:42:23,912
‫باور نمی‌کنید
‫اما من آدم خشنی نیستم.

536
00:42:26,933 --> 00:42:29,691
‫ولی اگه به من حمله کنید،
‫جوابشو می‌گیرید.

537
00:42:31,206 --> 00:42:32,582
‫و خسته شدم.

538
00:42:33,826 --> 00:42:36,066
‫پس داستانمو تعریف می‌کنم.

539
00:42:37,668 --> 00:42:40,714
‫امیدوارم همدردی کنید

540
00:42:40,949 --> 00:42:44,860
‫و برای اینکه دست از سرم بردارید کافی باشه.

541
00:42:49,336 --> 00:42:50,488
‫خب...

542
00:42:52,676 --> 00:42:54,583
‫چند نفر از شما بچه داره؟

543
00:42:59,091 --> 00:43:00,146
‫اکثرتون.

544
00:43:01,355 --> 00:43:02,568
‫خب...

545
00:43:06,294 --> 00:43:09,068
‫آ...
‫مدت‌ها بود تلاش می‌کردیم،

546
00:43:10,026 --> 00:43:11,346
‫من و راب...

547
00:43:12,896 --> 00:43:15,724
‫خب وقتی که حامله شدم...

548
00:43:18,257 --> 00:43:19,450
‫سر از پا نمی‌شناختم.

549
00:43:22,204 --> 00:43:26,524
‫آره، انواع و اقسام کتاب‌ها رو خوندم،
‫اسامی که دوست داشتم رو لیست کردم و...

550
00:43:27,797 --> 00:43:29,172
‫کلی قول دادم،
‫می‌دونید...

551
00:43:29,243 --> 00:43:34,704
‫شیشه شیر و عروسک
‫و خوراکی شیرین ممنوع. از این‌جور چیزا...

552
00:43:35,233 --> 00:43:39,089
‫و بعدش... رفتم بخش زایمان.

553
00:43:42,435 --> 00:43:43,852
‫وحشتناک بود.

554
00:43:45,667 --> 00:43:47,476
‫دو روز درد می‌کشیدم.

555
00:43:49,360 --> 00:43:51,299
‫ بعدش با یه بچهٔ دائم
‫در حال گریه اومدم خونه.

556
00:43:51,688 --> 00:43:55,900
‫و به مصیبت می‌تونستم بشینم
‫چون درد داشتم.

557
00:43:58,534 --> 00:43:59,849
‫بعدش...

558
00:44:01,301 --> 00:44:04,505
‫پرستار اومد
‫و لباسشو درآورد و وزنش کرد

559
00:44:04,656 --> 00:44:06,616
‫و گفت داره وزن کم می‌کنه.

560
00:44:08,683 --> 00:44:12,215
‫و بهش گفتم
‫بخیه‌هام خیلی اذیتم می‌کنه

561
00:44:12,801 --> 00:44:15,182
‫و بی قرارم
‫و خوابم خیلی کم شده،

562
00:44:15,207 --> 00:44:18,776
‫و در جواب گفت
‫واسه بچه اومده و نه من

563
00:44:18,801 --> 00:44:20,838
‫و اگه وزن کم کردن بچه ادامه داشته باشه

564
00:44:20,863 --> 00:44:24,932
‫باید بیمارستان بستری بشه،
‫منم زدم... زیر گریه

565
00:44:24,957 --> 00:44:29,441
‫و... نشست واسه راب تعریف کرد
‫که تعطیلات کجا رفته و چیکار کرده.

566
00:44:31,236 --> 00:44:32,499
‫دلم می‌خواست سرش داد بزنم.

567
00:44:32,805 --> 00:44:35,368
‫ بچهٔ اولمه، جنده‌ی سنگدل،

568
00:44:35,393 --> 00:44:36,517
‫یه‌کم کمک می‌خوام!

569
00:44:40,080 --> 00:44:41,370
‫هیچ‌کس رو نداشتم.

570
00:44:43,518 --> 00:44:45,235
‫به خاطر شغل راب
‫رفته بودیم اونجا.

571
00:44:45,682 --> 00:44:48,682
‫اون همکارهاش رو می‌شناخت.
‫من هیچ‌کس رو نمی‌شناختم.

572
00:44:50,264 --> 00:44:51,987
‫فقط راب و بچه رو می‌شناختم.

573
00:45:01,337 --> 00:45:04,219
‫- کِی برمی‌گردی؟
‫- ساعت هشت.

574
00:45:04,524 --> 00:45:06,905
‫- محض رضای خدا، راب.
‫- جلسه بررسی داریم.

575
00:45:06,930 --> 00:45:09,577
‫نه فردای روز کاری
‫جلسه بررسی داری،

576
00:45:09,602 --> 00:45:10,939
‫توی وقت آزادت جلسه بررسی نداری.

577
00:45:10,940 --> 00:45:13,063
‫باید توی وقت آزادمون انجام بدیم
‫چون خیلی سرمون شلوغه.

578
00:45:13,088 --> 00:45:14,531
‫گذاشتی بعد کار

579
00:45:14,556 --> 00:45:16,975
‫چون نمی‌خوای بیای خونه
‫و کنار بچه باشی!

580
00:45:17,000 --> 00:45:18,225
‫جلسه رو بعد کار گذاشتیم

581
00:45:18,250 --> 00:45:20,633
‫- چون تنها وقتیه که می‌تونیم.
‫- منصفانه نیست، راب.

582
00:45:21,539 --> 00:45:24,474
‫اگه من واسه خرید برم بیرون،
‫نهایت ساعت شش برگردم.

583
00:45:24,938 --> 00:45:28,170
‫با بچه وقت می‌گذرونم.
‫با تو و بچه!

584
00:45:28,195 --> 00:45:31,586
‫- و تو هر روز ساعت هشت و نیم میای خونه.
‫- گوش کن، من باید برم.

585
00:45:40,101 --> 00:45:41,336
‫گمشو.

586
00:45:42,195 --> 00:45:43,537
‫گمشو.

587
00:45:46,122 --> 00:45:48,387
‫هیس... هیس...

588
00:45:49,146 --> 00:45:52,271
‫هیس... هیس... هیس...

589
00:45:52,380 --> 00:45:56,859
‫هیس! هیس.

590
00:45:58,956 --> 00:46:00,318
‫هیس!

591
00:46:02,482 --> 00:46:05,933
‫یه روز تونستم بخوابونمش...
‫نمی‌دونم چقدر وقت شد...

592
00:46:05,965 --> 00:46:07,146
‫و گذاشتمش توی گهواره‌اش.

593
00:46:09,155 --> 00:46:11,052
‫از اتاق اومدم بیرون،

594
00:46:12,397 --> 00:46:14,090
‫اما وقتی از اتاق خارج شدم

595
00:46:15,686 --> 00:46:17,583
‫فکر کردم بهش آسیب زدم.

596
00:46:19,371 --> 00:46:20,701
‫اونو کشتم.

597
00:46:23,946 --> 00:46:26,561
‫نمی‌دونم چرا این فکر به ذهنم رسید
‫اما درگیرم کرد.

598
00:46:27,976 --> 00:46:30,690
‫برگشتم تو اتاق و نگاه کردم
‫و حالش خوب بود.

599
00:46:32,679 --> 00:46:34,265
‫دوباره رفتم بیرون.

600
00:46:34,703 --> 00:46:37,272
‫دوباره خیلی نگذشته بود که
‫از اتاق اومدم بیرون و فکر کردم بهش صدمه زدم،

601
00:46:37,297 --> 00:46:39,672
‫دوباره برگشتم داخل
‫و بازم حالش خوب بود.

602
00:46:41,656 --> 00:46:43,156
‫اما این دفعه نمی‌تونستم همون جا بذارم

603
00:46:43,181 --> 00:46:44,882
‫پس بلندش کردم و بغلش کردم.

604
00:46:46,187 --> 00:46:48,187
‫و بغلش کردم و بغلش کردم.

605
00:46:49,203 --> 00:46:50,739
‫و فقط وقتی که راب بیاد خونه

606
00:46:50,740 --> 00:46:52,531
‫می‌تونم اونو زمین بذارم

607
00:46:53,506 --> 00:46:54,986
‫و همون جا بمونه.

608
00:46:56,476 --> 00:46:58,421
‫نمی‌تونستم اجازه بدم
‫از جلوی چشمم دور بشه.

609
00:47:00,367 --> 00:47:02,219
‫پس ثانیه به ثانیه،

610
00:47:02,656 --> 00:47:04,619
‫به بچه‌ام نگاه می‌کنم.

611
00:47:05,226 --> 00:47:08,812
‫وقتی بقیه زن‌ها
‫گریه کردن بچه‌شون رو می‌بینن...

612
00:47:11,616 --> 00:47:13,616
‫من به بچه خودم نگاه می‌کنم
‫و پیچ خوردنشو می‌بینم...

613
00:47:15,007 --> 00:47:16,885
‫از درد به خودش می‌پیچه.

614
00:47:17,960 --> 00:47:20,459
‫حتی واسه دور شدن از باباش هم تقلا می‌کرد.

615
00:47:20,875 --> 00:47:23,539
‫وقتی برمی‌گشت بغلم،
‫گریه می‌کرد.

616
00:47:24,304 --> 00:47:25,780
‫باز جیغ می‌کشید.

617
00:47:28,178 --> 00:47:30,177
‫هیچی جلودارش نبود.

618
00:47:32,179 --> 00:47:34,829
‫بله، رابرت کاکرن.
‫اتاق عمله.

619
00:47:37,825 --> 00:47:40,135
‫خب آره، می‌دونم،
‫ولی وقتی امکانش بود،

620
00:47:40,160 --> 00:47:41,629
‫میشه بهش بگید
‫لطفا با من تماس بگیره؟

621
00:47:42,946 --> 00:47:44,418
‫همسرشم.

622
00:47:44,940 --> 00:47:46,380
‫هیس، هیس، هیس، هیس.

623
00:47:52,590 --> 00:47:54,035
‫شما با مرکز پزشکی
‫کرافت پارک تماس گرفته‌اید.

624
00:47:54,060 --> 00:47:57,543
‫در حال حاضر متصدیان پذیرش
‫مشغول هستند ولی شما...

625
00:47:57,870 --> 00:47:59,675
‫نفر هجدهم در صف هستید.

626
00:47:59,731 --> 00:48:01,130
‫لطفا راحت باشید...

627
00:48:22,238 --> 00:48:24,666
‫فکر کنم می‌خواستم جلوی گریه‌شو بگیرم.

628
00:48:26,636 --> 00:48:27,909
‫فقط....

629
00:48:30,791 --> 00:48:35,338
‫اگه... جلوی گریه‌شو بگیری
‫اونوقت دردش آروم میشه.

630
00:48:37,933 --> 00:48:39,760
‫خواستم گریه نکنه.

631
00:49:11,341 --> 00:49:12,738
‫اونو زیر آب گرفتم.

632
00:49:18,700 --> 00:49:20,276
‫آرامش و سکوت می‌خواستم.

633
00:49:23,570 --> 00:49:24,930
‫برای اون...

634
00:49:26,189 --> 00:49:27,629
‫و برای خودم.

635
00:49:29,884 --> 00:49:31,523
‫بدون درد و رنج.

636
00:51:07,622 --> 00:51:09,062
‫چی شده؟

637
00:51:11,045 --> 00:51:12,205
‫چی شده؟

638
00:51:14,820 --> 00:51:16,220
‫زنگ زدی.

639
00:51:18,980 --> 00:51:20,700
‫خدای من، خیس شدی.

640
00:51:21,780 --> 00:51:23,100
‫بدنت سرده.

641
00:51:25,281 --> 00:51:27,984
‫کم‌کم داری منو می‌ترسونی، ابی.
‫چی شده؟

642
00:51:28,496 --> 00:51:29,976
‫بچه کجاست؟

643
00:51:32,208 --> 00:51:33,511
‫ابی، بچه کجاست؟

644
00:51:36,716 --> 00:51:37,972
‫تو گهواره‌اش.

645
00:52:31,311 --> 00:52:33,831
‫تا به حال این داستان رو به کسی گفتی؟

646
00:52:36,970 --> 00:52:38,880
‫اون رو برنمی‌گردوند.

647
00:52:41,022 --> 00:52:44,462
‫نه. ولی...
‫می‌تونست بهت کمک کنه.

648
00:52:47,429 --> 00:52:49,789
‫تحت فشار بودم، آره.

649
00:52:51,363 --> 00:52:52,843
‫اما‍....

650
00:52:55,380 --> 00:52:57,500
‫خیلی زن‌های دیگه تحت فشار بودن.

651
00:53:00,757 --> 00:53:01,899
‫کنار اومدن.

652
00:53:02,759 --> 00:53:04,219
‫من نه.

653
00:53:04,525 --> 00:53:08,673
‫من... آره، خجالت کشیدم،
‫از این کار خجالت کشیدم.

654
00:53:09,298 --> 00:53:11,024
‫نمی‌خواستم بفهمن.

655
00:53:12,189 --> 00:53:15,354
‫از کشتن بچه‌ام تعریف کردم.

656
00:53:17,488 --> 00:53:21,126
‫اما هیچی نگفتم
‫که نتونستم تحمل کنم.

657
00:53:24,704 --> 00:53:26,331
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

658
00:53:28,423 --> 00:53:29,623
‫آره.

659
00:53:32,695 --> 00:53:34,095
‫اسمش چی بود؟

660
00:53:44,868 --> 00:53:46,039
‫دنیل.

661
00:53:53,472 --> 00:53:54,792
‫دنیل.

662
00:54:07,170 --> 00:54:08,942
‫حالا یکی‌شون میاد سراغم.

663
00:54:09,872 --> 00:54:11,939
‫- از اعضای گروه؟
‫- اوهوم.

664
00:54:12,310 --> 00:54:15,870
‫آره. یه‌کم نقطه‌ضعف نشون دادم، می‌دونی...

665
00:54:15,895 --> 00:54:18,763
‫فکر می‌کنن من همچین پوست‌کلفت نیستم،
‫می‌تونن منو از پا دربیارن و برنده بشن.

666
00:54:19,505 --> 00:54:21,659
‫بقیه زن‌ها داستانشون رو گفتن
‫و هیچ اتفاقی نیفتاد.

667
00:54:21,980 --> 00:54:23,769
‫هیچ‌کدوم بچه‌شون رو نکشتن.

668
00:54:25,556 --> 00:54:27,667
‫- بشینیم؟
‫- اگه می‌خوای.

669
00:54:28,102 --> 00:54:29,422
‫آره، می‌خوام.

670
00:54:36,978 --> 00:54:40,335
‫از اول دوران بارداریم مراقب من بود.
‫از اول تا آخر.

671
00:54:40,360 --> 00:54:43,000
‫و اون بچه...
‫اون دنیل کوچولوی منو دنیا آورد.

672
00:54:43,025 --> 00:54:46,047
‫چون بچهٔ تو رو بدنیا آورده،
‫حق داره بچه خودشو بکشه؟

673
00:54:46,072 --> 00:54:47,379
‫- منظورت اینه؟
‫- نه، چنین منظوری ندارم.

674
00:54:47,380 --> 00:54:48,699
‫ منظورم اینه خیرش رسیده.

675
00:54:48,700 --> 00:54:51,271
‫بیشتر از همه کمک کرده،
‫حتی بیشتر از خودم.

676
00:54:51,272 --> 00:54:53,132
‫- آره.
‫- خب می‌تونست به روی خودش نیاره،

677
00:54:53,180 --> 00:54:54,609
‫مجبور نبود به کلسی کمک کنه.

678
00:54:54,634 --> 00:54:57,499
‫- اون یه پرستار آموزش دیده‌ست.
‫- می‌دونم، اما مجبور نبود کمک بده، درسته؟

679
00:54:57,500 --> 00:55:00,420
‫نمی‌تونی انکار کنی
‫که اون کار مثبتی انجام داده.

680
00:55:07,484 --> 00:55:09,159
‫نشونهٔ چیه؟

681
00:55:09,949 --> 00:55:11,855
‫می‌خوای نشونهٔ چی باشه؟

682
00:55:13,793 --> 00:55:17,262
‫اینکه بچه‌ام،
‫هنوز توی بهشت زنده‌ست؟

683
00:55:17,856 --> 00:55:19,536
‫- شاید.
‫- یه شمعه.

684
00:55:21,099 --> 00:55:22,760
‫یه شمع مسخره.

685
00:55:23,379 --> 00:55:25,757
‫- می‌خوای خاموشش کنم؟
‫- تو می‌خوای روشن باشه؟

686
00:55:25,980 --> 00:55:26,758
‫آره.

687
00:55:27,582 --> 00:55:29,887
‫منو یادِ حضور عیسی‌مسیح می‌ندازه.

688
00:55:31,499 --> 00:55:32,691
‫باشه.

689
00:55:36,444 --> 00:55:38,604
‫از همه زن‌ها این سوال رو می‌پرسم،
‫از تو هم بپرسم؟

690
00:55:41,435 --> 00:55:44,221
‫اگه می‌تونستم یه آرزوت رو برآورده کنم،
‫چه آرزویی می‌کردی؟

691
00:55:45,526 --> 00:55:47,447
‫می‌ترسم مثل آرزوی بقیه تکراری باشه...

692
00:55:47,814 --> 00:55:49,572
‫می‌تونم لطفا به عقب برگردم؟

693
00:55:50,769 --> 00:55:52,489
‫خیلی‌ها اینو میگن، درسته.

694
00:55:54,177 --> 00:55:57,955
‫خب، اگه می‌تونستم یه آرزوی دیگه‌ات
‫رو برآورده کنم، چه آرزویی می‌کردی؟

695
00:56:00,787 --> 00:56:03,025
‫اسقف هنوز رازتو نفهمیده؟

696
00:56:04,023 --> 00:56:05,400
‫نه.

697
00:56:05,986 --> 00:56:07,266
‫خوبه.

698
00:56:12,525 --> 00:56:17,405
‫خب، اگه می‌تونستم یه آرزوی دیگه‌ات
‫رو برآورده کنم، چه آرزویی می‌کردی؟

699
00:56:24,830 --> 00:56:27,030
‫دوست دارم توانایی عزاداری داشته باشم.

700
00:56:30,855 --> 00:56:32,967
‫اما چطور می‌تونی عزادار مرگ بچه‌ای باشی

701
00:56:32,992 --> 00:56:35,152
‫که خودت مقصرش هستی؟

702
00:56:37,322 --> 00:56:38,637
‫می‌تونم واست دعا کنم؟

703
00:56:40,957 --> 00:56:43,832
‫که خداوند توانایی
‫عزاداری برای دنیل بهت بده؟

704
00:56:50,233 --> 00:56:51,273
‫آره.

705
00:56:55,702 --> 00:56:59,225
‫خیلی‌خب، اگه ما این کار رو می‌کردیم چی؟
‫اگه ما بچه‌مون رو می‌کشتیم؟

706
00:56:59,320 --> 00:57:02,099
‫- عمرا.
‫- باشه، ولی اگه مجبور بودیم چی؟ داغون می‌شدیم.

707
00:57:02,430 --> 00:57:04,939
‫اون زن داغون شده
‫و لایق همدردیه.

708
00:57:05,766 --> 00:57:07,311
‫باید مراقبش باشیم،

709
00:57:07,336 --> 00:57:09,019
‫- نه اینکه حمله کنیم.
‫- فکر می‌کنم این نکته رو فراموش می‌کنیم

710
00:57:09,020 --> 00:57:10,641
‫که نتونست خودشو بکشه.

711
00:57:11,336 --> 00:57:13,507
‫اینکه یه بچه رو بکشی ایرادی نداره
‫اما خودتو بکشی عیب داره؟

712
00:57:13,531 --> 00:57:16,170
‫نه، اون یه جنده‌ی خودخواهه.

713
00:57:16,195 --> 00:57:18,115
‫منظور من این نیست.
‫میو، نظر تو چیه؟

714
00:57:18,140 --> 00:57:19,622
‫حرف ابی از ذهنم خارج نمیشه

715
00:57:19,623 --> 00:57:21,388
‫وقتی گفت
‫که باید به دنیا نشون بدیم

716
00:57:21,413 --> 00:57:24,443
‫که ما اصلا نمی‌تونیم کاری اون کرده
‫رو بکنیم، پس حمله می‌کنیم،

717
00:57:24,468 --> 00:57:27,339
‫و هر چی بیشتر حمله می‌کنیم،
‫بیشتر احساس درستکار بودن می‌کنیم

718
00:57:27,340 --> 00:57:29,060
‫و این مزخرفه.

719
00:58:26,617 --> 00:58:28,568
‫خدای من، تلویزیون خاموشه.

720
00:58:32,318 --> 00:58:34,237
‫آره، داشتیم حرف میزدیم.

721
00:58:34,676 --> 00:58:36,196
‫- در مورد من.
‫- آره.

722
00:58:37,325 --> 00:58:39,644
‫ببین، اینجا کسی کاری به کارت نداره.

723
00:58:41,407 --> 00:58:44,620
‫خیلی‌خب، نمیگم که همه تو رو بخشیدن.
‫نبخشیدن ولی...

724
00:58:46,091 --> 00:58:47,385
‫اذیتت نمی‌کنیم.

725
00:58:49,378 --> 00:58:50,579
‫نمی‌تونم از طرف کل زندان بگم،

726
00:58:50,580 --> 00:58:53,845
‫باید این قضیه واسشون روشن بشه،
‫ولی همه اهالی اینجا،

727
00:58:53,870 --> 00:58:56,339
‫همه آدم‌های این بند، درسته؟

728
00:58:57,229 --> 00:58:58,581
‫- آره.
‫- آره.

729
00:58:59,560 --> 00:59:00,521
‫کاریت نداریم.

730
00:59:09,405 --> 00:59:10,883
‫شما هم؟

731
00:59:12,862 --> 00:59:13,823
‫آره.

732
00:59:14,180 --> 00:59:15,402
‫حالا هر چی.

733
00:59:16,121 --> 00:59:17,201
‫آره.

734
00:59:24,407 --> 00:59:25,927
‫ممنون.

735
00:59:30,274 --> 00:59:31,514
‫ممنون.

736
01:00:40,170 --> 01:00:41,530
‫خداحافظ.

737
01:00:46,394 --> 01:00:47,578
‫خداحافظ.

738
01:00:54,374 --> 01:00:56,222
‫خبری از خداحافظی نیست.

739
01:00:56,651 --> 01:00:58,171
‫انگاری.

740
01:00:59,899 --> 01:01:00,905
‫باهات میام.

741
01:02:27,746 --> 01:02:33,434
‫« سه ماه بعد »

742
01:02:50,150 --> 01:02:51,710
‫- خوبی؟
‫- آره.

743
01:03:22,186 --> 01:03:25,279
‫خانم کلی؟ فی کلارکسون هستم
‫از سازمان کودکان و خانواده.

744
01:03:25,304 --> 01:03:26,723
‫- تلفنی حرف زدیم.
‫- سلام.

745
01:03:26,724 --> 01:03:28,180
‫- کلسی هستن.
‫- سلام.

746
01:03:28,181 --> 01:03:29,483
‫سلام، کلسی.

747
01:03:31,830 --> 01:03:34,038
‫مامانو بغل کن، دنیل.

748
01:03:44,979 --> 01:03:46,909
‫بزودی دوباره میاد پیشت، عزیزم.

749
01:03:48,073 --> 01:03:49,259
‫به کارت ادامه بده.

750
01:03:49,486 --> 01:03:52,326
‫باشه. حتما. حتما.

751
01:04:09,343 --> 01:04:13,343
‫« پــایــان فــصــل دوم »

752
01:04:13,367 --> 01:04:17,367
‫آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

753
01:04:17,391 --> 01:04:41,391
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
