WEBVTT

00:09.908 --> 00:11.068
‫حاضری؟

00:30.057 --> 00:33.235
‫خانم اوریوردن، کاری که شما انجام دادید
‫جرم بسیار بزرگیه.

00:33.260 --> 00:35.338
‫متوجه هستید، بله؟

00:35.500 --> 00:36.726
‫بله.

00:37.407 --> 00:40.486
‫- آیا قربانی اظهاریه داده؟
‫- بله قربان

00:40.859 --> 00:42.859
‫نوشته: می‌دونستم اورلا
‫قصد آسیب زدن به من رو نداشته

00:42.860 --> 00:45.000
‫و التماس می‌کنم مجازات سختی
‫برای اون در نظر نگیرید.

00:45.749 --> 00:46.758
‫ممنون.

00:47.461 --> 00:51.379
‫خانم اوریوردن، میزان حکم
‫از ۳۵ روز شروع میشه بعلاوه ۷ روز دیگه

00:51.380 --> 00:53.078
‫چون قربانی رو گروگان گرفتید.

00:54.085 --> 00:56.554
‫ولی عوامل تخفیف مجازات وجود داره

00:57.367 --> 00:59.609
‫یک اینکه بچه‌های شما
‫به بهزیستی منتقل میشن.

01:00.328 --> 01:01.649
‫رفتار خوب شما...

01:01.720 --> 01:04.959
‫- مامور مارتین، گفتید عالی بوده؟
‫- بله قربان.

01:05.140 --> 01:06.939
‫رفتار عالی شما.

01:06.940 --> 01:09.117
‫و صد البته این مسئله
‫که شما اقرار به جرم کردید.

01:10.203 --> 01:14.086
‫خانم اوریوردن، شما ۲۰ روز دیگه
‫رو در زندان سپری می‌کنید.

01:17.700 --> 01:19.620
‫ممنون.‌

01:20.940 --> 01:22.420
‫ممنون.

01:23.747 --> 01:34.747
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:35.796 --> 01:39.796
‫ترجمه از مـحـمـدعـلـی

01:44.396 --> 01:45.676
‫پس برگشتی؟

01:51.859 --> 01:53.539
‫تو بچهٔ کلسی رو بدنیا آوردی؟

01:54.556 --> 01:55.756
‫آره.

01:56.429 --> 01:57.960
‫مامورا نیومدن یا...؟

01:59.100 --> 02:03.340
‫نه. مشغولِ تماشای نمایش کوچیک تو بودن.

02:05.751 --> 02:06.835
‫نمی‌دونستم.

02:08.984 --> 02:10.024
‫ببخشید.

02:27.820 --> 02:29.740
‫خدای من.

02:31.670 --> 02:34.230
‫وای!

02:35.502 --> 02:36.542
‫نگاهش کن.

02:37.718 --> 02:38.998
‫سالم و سرحاله.

02:39.511 --> 02:40.551
‫آره، سالمه.

02:43.694 --> 02:44.944
‫دوست داری بغلش کنی؟

02:45.280 --> 02:47.499
‫- نه...
‫- لطفا بغلش کن.

02:47.820 --> 02:49.500
‫لطفا.
‫خودم می‌خوام بغلش کنی.

02:50.703 --> 02:52.927
‫- مطمئنی؟
‫- آره، دوست دارم بغلش کنی.

02:53.784 --> 02:55.263
‫باشه.

02:56.083 --> 02:57.020
‫بگیرش.

02:58.301 --> 02:59.467
‫- هیس...
‫- اوه...

03:01.583 --> 03:03.216
‫چیزی نیست...

03:03.326 --> 03:04.802
‫چیزی نیست.

03:06.197 --> 03:08.168
‫کلسی...

03:08.856 --> 03:10.979
‫اندازه یه بند انگشته،
‫ولی هیولای شیرخواریه واسه خودش.

03:10.980 --> 03:13.321
‫- خودت بهش شیر میدی؟
‫- آره. خودم میدم، آره.

03:16.321 --> 03:17.801
‫اسمش چیه؟

03:20.582 --> 03:21.844
‫دنیل.

03:38.336 --> 03:40.416
‫- نمی‌تونم...
‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

03:42.821 --> 03:44.541
‫تو بغلت آروم خوابیده.

03:53.189 --> 03:54.379
‫ناامیدم کردی، آدام.

03:54.752 --> 03:56.099
‫ولی بازم موفق شدی، عزیزم.

03:56.658 --> 03:58.059
‫رفتی بند مادران.

03:58.322 --> 04:01.205
‫آره، اما نه به خاطر تو.
‫بدجور دلمو شکستی.

04:01.831 --> 04:03.158
‫الان کجاست، عزیزم؟

04:04.083 --> 04:05.564
‫بچه کجاست؟

04:06.087 --> 04:07.207
‫خوابیده.

04:09.032 --> 04:10.344
‫بذار بیام ببینمش، کلس.

04:11.492 --> 04:12.435
‫باشه؟

04:13.039 --> 04:14.742
‫بذار بیام آدام کوچولو رو ببینم.

04:15.439 --> 04:17.048
‫اسمش دنیله.

04:19.540 --> 04:21.858
‫فکر کردم اسمشو می‌ذاری آدام.

04:22.536 --> 04:23.635
‫به خاطر من.

04:23.843 --> 04:25.499
‫خب، نذاشتم.
‫اسمش دنیله.

04:25.500 --> 04:27.015
‫و دیگه دیر شده بخوام عوض کنم.

04:27.220 --> 04:29.445
‫عیبی نداره، عزیزم.
‫فقط...

04:31.038 --> 04:32.877
‫بذار بیام دنیل کوچولو رو ببینم.

04:33.419 --> 04:34.457
‫باید برم.

04:34.921 --> 04:36.819
‫نه، ببین.
‫گوش کن، کلس...

04:36.820 --> 04:38.460
‫- داره گریه می‌کنه.
‫- عزیزم...

04:45.390 --> 04:47.059
‫فکر کنم شکمش باد داره،

04:47.084 --> 04:48.508
‫همه‌اش پاهاشو می‌بره بالا.

04:49.007 --> 04:52.410
‫قربونت برم، بیا بغلم.
‫چیزی نیست.

04:54.020 --> 04:56.320
‫باد کوچولوی منو اذیت می‌کنه؟ آره؟

04:56.940 --> 04:58.419
‫باد داری؟

04:58.701 --> 05:00.179
‫بیا.

05:12.237 --> 05:14.219
‫- سلام، میو.
‫- سلام خانم.

05:14.682 --> 05:16.379
‫اجازه هست در رو ببندم؟

05:16.620 --> 05:18.620
‫چی شده؟
‫خبر بد داری؟

05:18.752 --> 05:20.859
‫نه. خب، در مورد خانواده یا دوستانت نیست،

05:20.860 --> 05:21.815
‫اجازه هست؟

05:22.260 --> 05:23.580
‫باشه. ببند.

05:24.768 --> 05:26.284
‫به لو خبر خوبی رسیده بود.

05:26.659 --> 05:29.245
‫پسرش نامه داده بود، آره. عالیه.

05:31.287 --> 05:33.283
‫- شما دو تا هنوز صمیمی هستید؟
‫- آره.

05:34.037 --> 05:35.180
‫هیچ مشکلی نداشتید؟

05:35.638 --> 05:37.078
‫نه. واسه چی؟

05:38.883 --> 05:42.523
‫میو، پسرش نامه نفرستاده.
‫یه نفر دیگه فرستاده.

05:44.331 --> 05:45.547
‫تو از کجا می‌دونی؟

05:45.892 --> 05:47.779
‫- بهش زنگ زدم.
‫- درسته.

05:48.743 --> 05:50.299
‫و چرا به من میگی؟
‫نکنه...

05:50.667 --> 05:52.321
‫فکر می‌کنی کار من بوده؟

05:53.860 --> 05:55.619
‫فکر می‌کنم یه نفر اون نامه رو فرستاده.

05:55.900 --> 05:57.300
‫یه نفر از بیرون.

05:59.341 --> 06:00.883
‫چرا باید چنین کاری کنن؟

06:01.423 --> 06:02.860
‫چون تو ازشون خواستی.

06:08.955 --> 06:11.275
‫این کار رو کردم
‫چون می‌خواستم شاد بشه.

06:12.151 --> 06:13.290
‫می‌دونم.

06:14.139 --> 06:15.979
‫می‌دونم با سوء نیت این کار رو نکردی.

06:18.190 --> 06:20.350
‫خب می‌خوای چیکار کنی؟

06:23.574 --> 06:25.134
‫نمی‌دونم.

06:34.339 --> 06:35.595
‫کایل نیومد؟

06:36.002 --> 06:37.122
‫نه.

06:38.316 --> 06:41.716
‫- چیزی می‌خوری بگیرم؟
‫- نه، ممنون. سلام...

06:55.429 --> 06:57.379
‫- چیکار می‌کنی...؟
‫- نمی‌خوام!

06:57.380 --> 06:58.659
‫- چی؟
‫- بردارش.

06:59.030 --> 06:59.880
‫احمق بازی درنیار.

06:59.881 --> 07:01.619
‫- تو احمق بازی درمیاری.
‫- هیس!

07:01.960 --> 07:03.565
‫- مگه چیکار کردم؟
‫- عوضی.

07:03.566 --> 07:04.710
‫چیکار کردم؟

07:05.543 --> 07:06.862
‫می‌دونی من ترک کردم.

07:07.187 --> 07:08.539
‫همیشه همینو میگی، کلسی.

07:08.540 --> 07:10.019
‫نه، این دفعه واقعا ترک کردم.

07:10.020 --> 07:11.264
‫همراه ما میای، مورگان.

07:11.626 --> 07:13.740
‫- چی...؟ نه، من کاری...
‫- گوش کن، من...

07:13.750 --> 07:15.179
‫تو لطفا بشین و تکون نخور، باشه؟

07:15.180 --> 07:16.250
‫قصد این کار رو نداشتم.
‫برنامه‌ریزی نشده بود...

07:16.251 --> 07:17.510
‫بهت یه چیزی داد

07:17.540 --> 07:19.255
‫- و باید ببینیم چی هست.
‫- قبلا این کار رو می‌کردیم.

07:19.256 --> 07:21.218
‫اما نمی‌دونست من دیگه نمی‌خوام.

07:22.123 --> 07:23.538
‫لطفا راه بیفت. کلسی.

07:23.597 --> 07:25.636
‫همه می‌دونن من ترک کردم!

07:26.060 --> 07:28.819
‫از هر کی می‌خوای تو زندان بپرس
‫و بهت میگن من ترک کردم.

07:29.186 --> 07:32.014
‫اما اون باور نکرد، واسه همین
‫اون کار رو کرد. تقصیر من نیست.

07:32.539 --> 07:35.218
‫من کاره‌ای نیستم.
‫تقصیر اونه!

07:39.749 --> 07:40.975
‫برو داخل.

07:41.530 --> 07:43.330
‫بچه رو ازش می‌گیرن.

07:44.184 --> 07:45.424
‫می‌تونن این کار رو کنن؟

07:46.534 --> 07:47.764
‫آره.

07:47.860 --> 07:49.959
‫نقشهٔ من نبود، راست میگم.

07:49.960 --> 07:53.030
‫- بشین. در بیار و نشون بده لطفا.
‫- من کاری نکردم!

07:53.055 --> 07:55.421
‫نمی‌دونستم می‌خواد همچین کاری کنه،
‫اگه می‌دونستم طبیعی کار می‌کردم.

07:55.446 --> 07:57.702
‫- بشین. در بیار...
‫- قورتش می‌دادم...

07:57.727 --> 08:00.406
‫- متوجه نمی‌شدی، اصلا نمی‌فهمیدی.
‫- لطفا بهم نشون بده.

08:00.859 --> 08:02.579
‫لطفا بهم نشون بده، کلسی.

08:19.443 --> 08:20.896
‫لطفا می‌بریش؟

08:21.247 --> 08:23.820
‫الان چی میشه؟
‫چه اتفاقی میفته، خانم؟

08:37.883 --> 08:39.523
‫هیس...

08:54.300 --> 08:56.740
‫گوش کن.
‫من با یکی آشنا شدم.

08:58.857 --> 09:00.075
‫باشه.

09:00.388 --> 09:01.532
‫اسمش ساهیراست.

09:05.241 --> 09:06.908
‫چند وقته با هم هستید؟

09:07.266 --> 09:08.946
‫۱۸ ماه میشه.

09:11.179 --> 09:12.659
‫پس جدیه؟

09:14.062 --> 09:14.860
‫آره.

09:16.831 --> 09:18.343
‫شغلش چیه؟

09:18.787 --> 09:20.351
‫اون...

09:20.499 --> 09:22.843
‫- پرستاره. آره.
‫- آره.

09:23.379 --> 09:25.259
‫- تو بیمارستانـت.
‫- آره.

09:28.791 --> 09:30.271
‫چرا می‌خندی؟

09:31.882 --> 09:35.042
‫- همین‌طوری.
‫- باشه. خب، اون حامله‌ست.

09:38.387 --> 09:39.811
‫آره، خب...

09:40.582 --> 09:42.570
‫فقط...
‫ازت یه چیزی می‌خوام.

09:44.882 --> 09:47.115
‫بدترین کاری که کردم چی بود؟

09:47.866 --> 09:48.659
‫هیچی.

09:49.515 --> 09:51.991
‫- هیچی، تو به‌هیچ‌وجه تقصیرکار نیستی.
‫- هستم.

09:53.065 --> 09:55.554
‫و می... دونم که
‫کارهای اشتباه زیادی انجام دادم...

09:57.374 --> 10:00.593
‫اما... بدترینـش چی بود؟

10:07.595 --> 10:10.398
‫هر چقدر من بیشتر اذیت می‌شدم،
‫تو بیشتر شونه خالی می‌کردی.

10:27.991 --> 10:29.295
‫خب...

10:29.698 --> 10:32.053
‫یه نفر از بهزیستی داره میاد

10:32.592 --> 10:34.348
‫و یه مدت بچه رو می‌برن.

10:34.373 --> 10:35.780
‫- یه مدت؟
‫- آره.

10:36.388 --> 10:37.920
‫- پسش می‌گیرم؟
‫- آره.

10:38.573 --> 10:39.773
‫کِی؟

10:41.316 --> 10:42.943
‫کِی پسش می‌گیرم؟

10:43.435 --> 10:44.396
‫نمی‌دونم.

10:44.436 --> 10:46.717
‫پس اگه این‌جوری میگی
‫هیچ‌وقت اونو پس نمی‌گیرم.

10:46.742 --> 10:49.315
‫- این‌طوری فکر نکن.
‫- خب پس کِی؟

10:49.545 --> 10:52.259
‫به همین کارت ادمه بده،
‫به خودت مسلط باش،

10:52.260 --> 10:54.419
‫و اون رو پس می‌گیری، ولی امروز...

10:54.709 --> 10:57.489
‫- بهشون نمیدم.
‫- مواد رو توی لباس بچه گذاشتی.

10:57.514 --> 10:59.899
‫- شاید اگه این کار رو نمی‌کردی...
‫- دست و پامو گم کردم! خب؟

10:59.900 --> 11:01.740
‫نمی‌دونستم دارم چیکار می‌کنم!

11:03.224 --> 11:04.607
‫باید بهش شیر بدی؟

11:05.052 --> 11:07.334
‫نه. چون جایی نمیره.

11:08.334 --> 11:09.818
‫می‌دونم دوستش داری.

11:10.552 --> 11:12.146
‫با دنیا عوضش نمی‌کنم.

11:12.935 --> 11:14.099
‫پس اون رو تحویل بده،

11:14.100 --> 11:16.857
‫چون اگه مقاومت کنی،
‫بازم اون رو می‌گیرن...

11:16.882 --> 11:18.670
‫- اون رو نمی‌گیرن.
‫- و ممکنه صدمه ببینه.

11:19.756 --> 11:21.955
‫- این آخر خط نیست.
‫- اونو نمی‌گیرن.

11:21.980 --> 11:24.219
‫ممکنه یه مقدار زمان ببره،
‫ولی می‌تونی اون رو دوباره بگیری.

11:24.220 --> 11:27.019
‫- اونو نمی‌گیرن! اونو نمی‌گیرن!
‫- مطمئنا آخر ماجرا نیست...

11:27.020 --> 11:28.591
‫- اونو نمی‌گیرن.
‫- راست میگم.

11:28.592 --> 11:32.379
‫- ولی اول باید...
‫- اونو نمی‌گیرن!

11:32.380 --> 11:34.388
‫- اون رو داوطلبانه تحویل بدی.
‫- اونو نمی‌گیرن.

11:34.413 --> 11:36.612
‫چون اگه مقاومت کنی،
‫ممکنه شانستو...

11:36.637 --> 11:38.787
‫- برای پس گرفتنش از بین ببره...
‫- شغلتو دوست داری، آره؟

11:40.263 --> 11:43.607
‫- آره؟
‫- ولی بیشتر اینو دوست داری، نه؟

11:44.172 --> 11:46.572
‫بچه‌ها رو از مامان‌هاشون جدا کنی!

11:51.828 --> 11:53.428
‫داری اشتباه می‌کنی.

12:04.122 --> 12:05.682
‫چرا اون کار رو کردی؟

12:07.066 --> 12:09.066
‫مامانت بود. درسته؟

12:10.837 --> 12:13.637
‫«تحمل ندارم، مامان.
‫می‌تونی بیای اینجا بمونی؟»

12:14.914 --> 12:16.434
‫بهتر از اینه که تا...

12:17.340 --> 12:19.235
‫ذهنت قد نداد؟

12:19.415 --> 12:20.859
‫از اون فاصله می‌تونست چیکار کنه؟

12:20.962 --> 12:23.836
‫یا زنِ همسایه.
‫تجربه بچه‌داری داشت.

12:24.625 --> 12:27.618
‫فقط کافی بود بگی:
‫«بهم یه‌کم کمک کن»

12:28.610 --> 12:31.110
‫اما تو...
‫به این فکر نکردی؟

12:31.709 --> 12:33.469
‫چرا اون کار رو کردی؟

12:36.105 --> 12:37.785
‫گندت بزنن، ابی.

12:39.289 --> 12:41.209
‫خب آره، منم آدم بدی بودم...

12:43.167 --> 12:44.735
‫چرا اون کار رو کردی؟

12:48.686 --> 12:49.966
‫نمی‌دونم.

12:52.072 --> 12:53.952
‫باشه...

13:26.133 --> 13:27.533
‫ببرمش؟

13:44.785 --> 13:46.043
‫ببرم؟

14:03.380 --> 14:04.420
‫بیا.

15:38.819 --> 15:40.243
‫متاسفم، کلس.

16:47.254 --> 16:49.254
‫می‌خوای دوباره بچه‌تو ببینی، کلس؟

16:50.829 --> 16:52.749
‫- آره.
‫- می‌خوای؟

16:55.260 --> 16:57.020
‫پس از اون چیزها دوری کن.

17:03.408 --> 17:04.572
‫ممنون.

17:22.149 --> 17:23.349
‫سلام.

17:24.936 --> 17:26.416
‫بیا تو، لو.

17:30.062 --> 17:31.662
‫کی مُرده؟

17:33.090 --> 17:34.170
‫کسی نمرده.

17:37.012 --> 17:38.494
‫پس جریان چیه؟

17:53.351 --> 17:54.911
‫تو اون نامه رو فرستاده بودی؟

17:56.624 --> 17:58.239
‫ببخشید.

17:59.796 --> 18:02.316
‫خیلی معذرت می‌خوام.

18:06.397 --> 18:08.117
‫واسه این نبود که ناراحتش کنم.

18:10.255 --> 18:12.567
‫از روی شوخی و مسخره نبود.

18:29.226 --> 18:30.049
‫الو؟

18:30.417 --> 18:32.059
‫سلام، کایل.

18:32.411 --> 18:33.651
‫مامان‌بزرگ مُرد.

18:38.762 --> 18:39.588
‫کِی؟

18:39.794 --> 18:41.874
‫اول... صبح.

18:43.212 --> 18:44.932
‫از آسایشگاه زنگ زدن.

18:46.627 --> 18:47.667
‫خیلی‌خب.

18:49.260 --> 18:51.460
‫- خواسته‌اش چی بود؟ دفن بشه یا...؟
‫- سوزونده بشه.

18:52.631 --> 18:54.296
‫می‌خواست سوزونده بشه.

18:55.044 --> 18:56.204
‫تو میای؟

18:58.818 --> 18:59.976
‫ببینم اجازه میدن.

19:02.163 --> 19:03.850
‫اما ممکنه با دست‌بند بیام.

19:04.162 --> 19:06.122
‫- چرا؟
‫- آم...

19:07.652 --> 19:09.571
‫چون یه کوچولو دردسر درست کردم.

19:12.988 --> 19:14.468
‫ولی می‌بینمت.

19:15.627 --> 19:17.786
‫نمی‌بینم؟ می‌بینمت؟

19:19.038 --> 19:20.077
‫باید برم.

19:24.420 --> 19:29.469
‫« روز دویست و هفتاد »

19:34.664 --> 19:36.739
‫خانوادهٔ مرحوم مایل هستند

19:36.740 --> 19:37.979
‫از آسایشگاه ویلو تشکر کنند

19:38.383 --> 19:41.739
‫که از الیزابت مراقبت کردند
‫و تا جای ممکن...

19:41.740 --> 19:43.211
‫ماه‌های آخر رو برای اون راحت کردن.

19:44.492 --> 19:48.406
‫الیزابت عشق بسیاری
‫نسبت به چهار نور درخشان زندگیش داشت.

19:49.898 --> 19:51.219
‫کایل،

19:51.937 --> 19:53.953
‫کالوم، نانسی و اورلا.

19:54.867 --> 19:57.219
‫و یکی از اون‌ها،
‫یعنی دخترش اورلا،

19:57.220 --> 19:59.740
‫به بالا میاد و چند کلامی حرف میزنه.

20:06.576 --> 20:07.616
‫ممنون.

20:16.046 --> 20:17.339
‫خب، اینکه می‌خوام بگم

20:17.340 --> 20:19.499
‫مامانـم عاشق مشروب بود
‫رازی نیست که هیچ‌کس ندونه.

20:21.057 --> 20:22.976
‫اما همه‌مون اشتباه می‌کنیم.

20:25.770 --> 20:27.304
‫اون الکلی بود.

20:29.374 --> 20:31.296
‫مامانم از همون اول
‫به الکل اعتیاد داشت.

20:31.475 --> 20:32.827
‫باهاش جنگید اما...

20:33.951 --> 20:35.631
‫به ندرت پیروز شد.

20:36.906 --> 20:38.946
‫ولی یه روز بود...

20:40.430 --> 20:42.077
‫تقسیم مقدسِ اول کایل بود.

20:44.139 --> 20:47.194
‫رفتیم عشای ربانی
‫و برمی‌گشتیم راهروی کلیسا

20:47.961 --> 20:49.811
‫و بار رو باز کردن.

20:50.340 --> 20:52.660
‫و من اصلا توقع‌شو نداشتم،
‫و مامانم هم همین‌طور.

20:53.946 --> 20:56.306
‫و پیش خودم گفتم:
‫«اگه یه قلپ بخوره...

20:57.763 --> 21:00.043
‫میرم و کایل رو با خودم می‌برم.»

21:01.007 --> 21:02.546
‫کایل داشت از زندگیش لذت می‌برد،

21:02.571 --> 21:04.155
‫با بچه‌های هم‌سن و سالش بازی می‌کرد و...

21:04.340 --> 21:07.340
‫از بزرگ‌ها پول می‌گرفت.
‫اما جهنم...

21:09.772 --> 21:11.148
‫با من میاد.

21:14.284 --> 21:16.564
‫اما یه قلپ هم نخورد.

21:18.704 --> 21:20.649
‫وقتی رفت خونه
‫احتمالا تا خرخره مست کرد،

21:21.253 --> 21:22.813
‫اما توی راهروی کلیسا...

21:23.970 --> 21:25.782
‫هر جور که شد مقاومت کرد

21:27.184 --> 21:29.304
‫و یه قطره هم نخورد.

21:30.784 --> 21:32.984
‫اون روز قهرمانِ من بود.

21:48.916 --> 21:50.500
‫- از دیدنت خوشحال شدم.
‫- متشکرم، عزیزم.

21:51.890 --> 21:53.116
‫- ناراحت کننده‌ست.
‫- ممنون.

21:53.141 --> 21:55.000
‫- خداحافظ، می‌بینمت.
‫- متاسفم.

21:55.970 --> 21:57.010
‫سلام.
‫یه دقیقه صبر کنید.

21:58.808 --> 22:00.088
‫تو رو خدا بازشون کن.

22:01.100 --> 22:02.220
‫تو رو خدا.

22:10.740 --> 22:12.099
‫ممنون.

22:12.100 --> 22:13.460
‫بیا بغلم.

22:15.326 --> 22:16.899
‫چیزی نیست، باشه؟

22:16.900 --> 22:21.326
‫درست میشه.
‫خیلی زود می‌بینمتون. باشه؟

22:21.900 --> 22:25.639
‫دوستت دارم. دوستت دارم.
‫دوستت دارم.

22:26.537 --> 22:28.299
‫باشه؟
‫به داداشت بگو...

22:28.709 --> 22:30.748
‫بهش بگو که دوستش دارم، باشه؟

22:31.460 --> 22:32.459
‫باید برم.

22:45.715 --> 22:46.459
‫عزیزم؟

22:46.785 --> 22:47.676
‫سلام.

22:48.484 --> 22:50.044
‫کلس، متاسفم عزیزم.

22:52.434 --> 22:55.066
‫خیلی... خیلی خیلی متاسفم، عزیزم.

22:56.346 --> 22:57.316
‫باشه.

23:00.004 --> 23:01.229
‫می‌خوای چیکار کنی؟

23:03.835 --> 23:05.315
‫پسش می‌گیرم.

23:05.827 --> 23:06.924
‫چطوری، عزیزم؟

23:07.690 --> 23:09.459
‫منظورم اینه خوبه، آره،

23:09.460 --> 23:10.502
‫ولی چطور می‌خوای این کار رو کنی؟

23:11.085 --> 23:12.604
‫واسه همین زنگ زدم.

23:13.593 --> 23:15.473
‫می‌خوام راستشو بگم.

23:16.909 --> 23:19.139
‫اگه قرار باشه اونو پس بگیرم،
‫باید از اینجا بیام بیرون،

23:19.140 --> 23:21.924
‫- پس حقیقت رو میگم.
‫- و حقیقت چیه؟

23:22.479 --> 23:24.180
‫خودت می‌دونی حقیقت چیه، آدام.

23:26.541 --> 23:27.807
‫و می‌خوای به کی بگی؟

23:30.347 --> 23:31.314
‫به پلیس.

23:31.995 --> 23:33.099
‫چی؟

23:33.385 --> 23:34.729
‫به پلیس میگم!

23:35.487 --> 23:36.940
‫پس می‌خوای منو لو بدی؟

23:37.838 --> 23:39.235
‫حقیقتو میگم!

23:39.604 --> 23:40.979
‫خب، خوب گوش کن، عزیزم،

23:41.221 --> 23:42.659
‫اگه سمتِ پلیس بری،

23:42.660 --> 23:46.901
‫اگه اصلا به ذهنت خطور کنه بری پیش پلیس
‫و اسم منو بیاری، تیکه بزرگه‌ت گوشته.

23:47.752 --> 23:49.759
‫تو و بچه‌ات می‌میرید.

23:50.346 --> 23:51.909
‫آره، و فکر نکن که این کار رو نمی‌کنم

23:51.934 --> 23:53.065
‫چون میفتم زندون.

23:53.703 --> 23:56.065
‫چون یه‌کم هروئین می‌ذارم
‫کف دست یکی از از اون زندونی‌ها،

23:56.090 --> 23:59.370
‫و یه جنده با یه خورده هروئین،
‫واسم انجامش میده.

24:00.913 --> 24:03.890
‫گلوی تو و بچه‌تو می‌بُره.

24:21.554 --> 24:22.794
‫بندازش زندان، کلس.

24:25.378 --> 24:26.643
‫بندازش هلفدونی.

24:43.461 --> 24:45.460
‫- خوبی؟
‫- آره، یه دقیقه وقت داری؟

24:45.461 --> 24:46.461
‫آره.

24:51.764 --> 24:53.343
‫خب، پسرم داره میاد دیدنم.

24:54.312 --> 24:55.979
‫واست خوشحالم، لو.

24:56.292 --> 24:59.171
‫نه، ملاقات نیست.
‫یکی از اون...

25:00.273 --> 25:02.435
‫می‌دونی، عدالت ترمیمی این چیزاست.
‫« ملاقات بین قربانی و بزهکار »

25:02.686 --> 25:03.647
‫باشه.

25:04.608 --> 25:05.578
‫خب...

25:05.614 --> 25:07.534
‫آره، می‌خواستم بدونم...

25:09.264 --> 25:10.632
‫تو میای؟

25:11.259 --> 25:12.418
‫من؟

25:12.546 --> 25:14.296
‫خب، ازت خوشم میاد و...

25:16.131 --> 25:18.561
‫فکر کردم شاید راضی باشی و...

25:19.457 --> 25:20.497
‫بگو.

25:23.132 --> 25:24.827
‫من الکلی‌ام.

25:29.705 --> 25:30.745
‫صحیح.

25:43.989 --> 25:45.523
‫- بیاید داخل. بنشینید.
‫- باشه.

25:48.656 --> 25:49.898
‫آم...

25:50.476 --> 25:53.609
‫خیلی‌خب، من همه رو می‌شناسم،
‫پس معرفی‌ها رو انجام میدم.

25:53.634 --> 25:58.648
‫من مری لوئیز هستم. راهبهٔ اینجا هستم.
‫ایشون مامور کارتر هستم.

25:59.369 --> 26:03.275
‫- ایشون اورلاست، که برای حمایت از لو اومده، درسته؟
‫- آره.

26:04.420 --> 26:07.540
‫ایشون استیونه،
‫پسر لو، استیون.

26:16.885 --> 26:18.805
‫همیشه از خودم بدم میومد.

26:20.563 --> 26:22.163
‫واسه همین به مشروب رو آوردم.

26:24.373 --> 26:26.589
‫نمی‌تونی هیچ‌وقت فراموش کنی
‫از خودت بدت میاد اما...

26:28.117 --> 26:29.815
‫مست کردن یه‌کمی کمک می‌کنه.

26:31.058 --> 26:32.917
‫مشکل اصلی اینجاست،
‫هر چی بیشتر مست می‌کنی،

26:33.464 --> 26:34.646
‫بیشتر مثل احمق‌ها رفتار می‌کنی

26:34.671 --> 26:36.871
‫و فردا بیشتر از خودت بدت میاد.

26:40.250 --> 26:41.410
‫پس...

26:43.907 --> 26:45.867
‫آره،
‫و شروع کردم ادای بقیه رو درآوردن.

26:47.526 --> 26:50.475
‫هر کسی.
‫هر آدمی جز خودم.

26:51.593 --> 26:55.435
‫و به خودم گفتم،
‫به خاطر نفرت از خودم مشروب نمی‌خورم

26:55.460 --> 26:57.820
‫مشروب می‌خورم
‫چون بهم لذت میده.

26:59.787 --> 27:01.107
‫وحشی میشم.

27:04.710 --> 27:07.046
‫و وقتی آنا رو با مشت زدم
‫روی همین فاز بودم.

27:08.499 --> 27:09.625
‫من...

27:09.719 --> 27:13.118
‫پر حرفی می‌کردم
‫و اومد سمتم و گفت...

27:14.056 --> 27:16.096
‫«این چه رفتاریه؟»

27:20.632 --> 27:23.521
‫خیلی... ساده بود.

27:24.907 --> 27:26.547
‫خیلی واضح.

27:30.445 --> 27:33.692
‫و واسم غیر ممکن جوابشو بدم
‫واسه همین با مشت زدمش.

27:36.250 --> 27:37.825
‫و نقش زمین شد.

27:40.180 --> 27:41.220
‫و...

27:43.578 --> 27:46.019
‫باید تظاهر می‌کردم که به هیچ وجه

27:46.020 --> 27:48.015
‫پشیمون نیستم چون...

27:49.214 --> 27:51.617
‫چون لذت می‌بردم.
‫وحشی بودم.

27:56.518 --> 27:59.358
‫ولی می‌خواستم بلندش کنم
‫و بگم: «ببخشید.

28:00.999 --> 28:03.799
‫ببخشید، ببخشید، ببخشید.»

28:09.308 --> 28:10.348
‫اما... این کار رو نکردم.

28:13.108 --> 28:15.675
‫و آخرین باری بود
‫که لب به مشروب زدم.

28:16.702 --> 28:17.995
‫خب درسته اینجا زندانه،

28:18.020 --> 28:19.414
‫ولی مشروب هست...

28:19.638 --> 28:22.250
‫حتی مواد هم هست،
‫ولی من اصلا سمتشون نرفتم.

28:27.148 --> 28:29.628
‫ته قلبم، همیشه دلم می‌خواست
‫درباره‌ این موضوع باهات صحبت کنم.

28:31.189 --> 28:33.989
‫اما گفتم اگه این کار رو کنم،
‫یعنی به آنا خیانت کردم.

28:37.631 --> 28:39.551
‫ولی آنا به من گفت بیام.

28:41.286 --> 28:46.262
‫هنوز آمادگی نداره تو رو ببینه،
‫ولی خواست من بیام و...

28:47.987 --> 28:51.147
‫دوست دارم دوباره بیام،
‫اگه ایرادی نداره، چون...

28:52.260 --> 28:53.372
‫خب...

28:54.579 --> 28:56.739
‫خوشحال شدم که بالاخره دیدمت، مامان.

28:59.802 --> 29:01.130
‫از خدامه.

29:06.316 --> 29:07.325
‫ممنون.

29:14.864 --> 29:17.339
‫نمی‌تونم اینو مثل قبلی سفت ببندم.

29:17.340 --> 29:18.426
‫خیلی رو مخیه.

29:18.652 --> 29:21.731
‫- اصلا نمی‌دونم این نخ به چه کارت میاد.
‫- من می‌دونم به چه کاری میاد.

29:21.756 --> 29:24.829
‫هی، ببین...
‫ها؟ اینو نگاه کن...

29:25.057 --> 29:26.936
‫این جادوگره رو دیدی...؟

29:30.671 --> 29:32.191
‫میو؟

29:53.697 --> 29:54.977
‫ببخشید.

30:17.022 --> 30:19.060
‫پرونده پادشاهی

30:19.085 --> 30:21.905
‫در مقابل آدام مولر و کیسی مورگان.

30:22.475 --> 30:25.772
‫آقای مولر متهم هستند
‫به وارد کردن مواد مخدر،

30:25.897 --> 30:29.514
‫تامین و توزیع موادهای نوع اول به زندان،
‫و تهدید به قتل.

30:30.217 --> 30:34.090
‫خانم مورگان متهم هستند
‫به وارد کردن مواد مخدر به کشور،

30:34.115 --> 30:36.590
‫و قاچاق مواد به زندان کارلینگفورد،

30:36.615 --> 30:38.857
‫هنگامی که در انتظار محاکمه بودند.

30:39.647 --> 30:43.061
‫جناب وکیل،
‫موکل بنده، طبق دادخواست،

30:43.123 --> 30:45.499
‫مایل هستند مدرکی
‫رو در اختیار دادستان بگذارند.

30:46.117 --> 30:47.162
‫بسیار خب.

30:49.100 --> 30:51.810
‫کلسی مورگان رو به جایگاه فرا می‌خوانم.

30:56.381 --> 30:59.340
‫خب، خوب گوش کن، عزیزم،
‫اگه سمتِ پلیس بری،

30:59.372 --> 31:04.232
‫اگه اصلا به ذهنت خطور کنه بری پیش پلیس
‫و اسم منو بیاری، تیکه بزرگه‌ت گوشته.

31:04.503 --> 31:07.057
‫چون یه‌کم هروئین می‌ذارم
‫کف دست یکی از از اون زندونی‌ها،

31:07.089 --> 31:10.793
‫گلوی تو و بچه‌تو می‌بُره.

31:16.345 --> 31:20.216
‫من به هروئین اعتیاد داشتم.
‫قصد ترک داشتم.

31:20.814 --> 31:23.170
‫و دوستم و دوست پسرش قرار بودن برن اسپانیا،

31:24.218 --> 31:27.339
‫و می‌خواستن من از آدام
‫و خونه‌مون فاصله بگیرم.

31:27.757 --> 31:28.866
‫چون مواد بی‌داد می‌کرد.

31:29.546 --> 31:33.435
‫آم، پس منو با خودشون بردن.
‫تا یه مدت خوب بود.

31:33.460 --> 31:36.579
‫از درد به خودم می‌پیچیدم
‫ولی خوب بودم.

31:36.868 --> 31:38.134
‫بعد آدام اومد.

31:39.339 --> 31:41.795
‫بهم گفت عقل ندارم
‫که توی اسپانیا ترک می‌کنم.

31:42.047 --> 31:45.531
‫اگه می‌خوای ترک کنی برو ترکیه و برگرد،
‫اما اسپانیا نمون،

31:45.556 --> 31:47.800
‫چون آدم میاد اسپانیا
‫به خوش حال بده.

31:47.886 --> 31:49.515
‫پس برگشتم.

31:49.828 --> 31:51.963
‫من و آدام با هم برگشتیم کشور.

31:52.691 --> 31:54.355
‫اجازه ندادن از گیت رد بشم.

31:55.364 --> 31:59.301
‫کیفمو باز کردن
‫و توی کیفم یه بسته هروئین بود.

32:00.131 --> 32:02.863
‫یه کیلو.
‫یه کیلو هروئین.

32:03.902 --> 32:06.980
‫و آدام یه دفعه غیبش زد.

32:11.248 --> 32:13.154
‫زندان که بودم اومد ملاقاتم.

32:13.709 --> 32:15.255
‫و بهم گفت منو دوست داره

32:16.209 --> 32:20.021
‫و اینکه من در هر صورت حکم زندان می‌گیرم
‫و خواهش کرد اونو لو ندم.

32:21.404 --> 32:23.216
‫آیا آدام در دادگاه حضور داره؟

32:24.332 --> 32:25.932
‫بله. اونجاست.

32:27.505 --> 32:29.623
‫خودت دیدی بسته رو توی کیفت گذاشت؟

32:31.563 --> 32:32.841
‫بله.

32:33.169 --> 32:34.619
‫فکر کردی مواده؟

32:35.486 --> 32:36.318
‫بله.

32:37.764 --> 32:40.512
‫- ازش پرسیدی آیا مواد هست یا نه؟
‫- بله.

32:41.020 --> 32:42.941
‫گفت نیست،
‫گفت واسه مامانش کادو خریده.

32:43.490 --> 32:45.739
‫- می‌‌دونستی دروغ میگه.
‫- بله،

32:46.060 --> 32:47.943
‫اما نمی‌تونستم بهش بگم دروغ میگی، درسته؟

32:48.341 --> 32:51.220
‫نمی‌تونستم بهش بگم دروغ میگی،
‫چون ترسیده بودم که بگم دروغگوئه.

32:57.226 --> 33:00.428
‫خانم مورگان، می‌تونم غم و درماندگی

33:00.453 --> 33:03.694
‫که به علت گرفتن
‫بچه‌تون بدست آمده رو تصور کنم.

33:04.750 --> 33:05.995
‫به این دلیل

33:06.020 --> 33:09.099
‫و این مسئله که به دادستان کمک کردید

33:09.570 --> 33:11.299
‫و اقرار به جرم کردید

33:11.632 --> 33:14.921
‫حکم دو سال و نیم زندان
‫برای شما صادر می‌کنم.

33:16.694 --> 33:18.623
‫با در نظر گرفتن نُه ماه

33:18.648 --> 33:20.357
‫که جهت محاکمه در زندان بودید،

33:20.382 --> 33:22.867
‫که به علت بارداری‌تون
‫بیش از حد معمول بود،

33:23.273 --> 33:27.453
‫شش ماه دیگه در زندان سپری می‌کنید
‫و سپس آزاد میشید.

33:28.540 --> 33:29.539
‫ممنون.

33:32.441 --> 33:33.539
‫آقای مولر،

33:33.854 --> 33:38.002
‫حکمی که برای وارد کردن
‫مواد مخدر مناسب می‌دونم

33:38.027 --> 33:39.859
‫ده سال است.

33:40.167 --> 33:44.339
‫برای تامین و توزیع مواد نوع اول
‫به زندان: پنج سال.

33:44.643 --> 33:47.819
‫و برای تهدید به قتل خانم مورگان: دو سال.

33:48.167 --> 33:50.819
‫به طور همزمان
‫این حکم را سپری می‌کنید،

33:51.136 --> 33:54.660
‫یعنی ده سال زندان.

33:57.681 --> 33:59.203
‫می‌تونی برگردی خونهٔ مامانت؟
‫« روز ۳۲۳ »

33:59.595 --> 34:01.819
‫نه، اجاره داده.
‫دست موجر خصوصیه.

34:02.071 --> 34:03.337
‫دردسر شد.

34:03.760 --> 34:06.023
‫- واقعا؟
‫- آره. خونه پیدا کردن واسه آدم‌هایی که

34:06.048 --> 34:07.275
‫از زندان آزاد میشن سخته.

34:07.978 --> 34:11.139
‫به هیچ جا نرسیدیم، اورلا.
‫همه هاستل‌ها پُره.

34:12.274 --> 34:14.172
‫خب... چیکار کنم؟

34:15.142 --> 34:17.517
‫- می‌تونیم بهت چادر بدیم.
‫- چی؟

34:18.040 --> 34:18.939
‫چادر.

34:20.476 --> 34:22.845
‫می‌خواید منو چادر به دست بفرستید تو جامعه؟

34:23.889 --> 34:24.603
‫آره.

34:25.193 --> 34:26.970
‫- شوخیه؟
‫- نه.

34:29.125 --> 34:30.376
‫متاسفم، اورلا.

34:42.020 --> 34:45.115
‫آزادش می‌کنن تا توی چادر زندگی کنه.
‫نهایت حقارته.

34:47.152 --> 34:48.233
‫می‌دونم.

34:58.070 --> 34:59.459
‫خیلی‌خب، بیا ببینم.

35:00.603 --> 35:03.203
‫- خداحافظ عزیزم.
‫- خداحافظ.

35:06.726 --> 35:08.350
‫چیزی گفتم ناراحت شد، معذرت می‌خوام.

35:09.717 --> 35:11.140
‫عیبی نداره.

35:12.750 --> 35:13.826
‫مراقبش باش.

35:14.179 --> 35:15.748
‫- باشه.
‫- و مراقب خودت.

35:16.775 --> 35:18.341
‫مراقب خودت باش، خب؟

36:29.458 --> 36:32.694
‫« کایل »

36:37.343 --> 36:38.412
‫سلام.

36:39.252 --> 36:41.572
‫سلام مامان.
‫هنوز نیومدی بیرون؟

37:01.254 --> 37:02.534
‫سلام.

37:04.475 --> 37:05.491
‫سلام.

37:05.969 --> 37:06.977
‫سلام.

37:07.838 --> 37:09.218
‫چیزی میل داری؟

37:10.196 --> 37:11.915
‫چایی لطفا.

37:12.274 --> 37:14.157
‫- با شیر؟
‫- بله، ممنون میشم.

37:15.352 --> 37:20.219
‫می‌دونم خیلی بی ادبیه،
‫ولی امکانش هست واسم تست سفارش بدی؟

37:20.711 --> 37:21.581
‫- تست.
‫- آره.

37:21.715 --> 37:24.009
‫- باشه.
‫- ممنون.

37:30.906 --> 37:32.715
‫- خوبی، پسرم؟
‫- آره.

37:33.444 --> 37:35.305
‫ببین، قبل اینکه برگردم حرفمو میگم، باشه؟

37:35.330 --> 37:36.330
‫باشه.

37:37.743 --> 37:39.935
‫یادت میاد نمیومدی منو ببینی؟

37:42.556 --> 37:44.035
‫چون خجالت می‌کشیدی؟

37:44.638 --> 37:45.748
‫آره.

37:47.634 --> 37:49.420
‫خجالت می‌کشیدی من زندانم.

37:51.186 --> 37:53.255
‫ولی از کاری که کردم خجالت نمی‌کشیدی.

37:54.191 --> 37:56.520
‫از این خجالت می‌کشیدی
‫که گیر افتادم.

37:57.720 --> 37:58.669
‫ آره.

38:00.821 --> 38:02.075
‫منم.

38:03.579 --> 38:06.964
‫از کارهایی که واسه تو کردم خجالت نمی‌کشم،

38:07.731 --> 38:09.465
‫یا برای کالوم یا نانسی.

38:09.973 --> 38:13.939
‫ولی دیگه تکرار نمیشه.
‫هیچ‌وقت دیگه همچین کاری نمی‌کنم.

38:14.504 --> 38:15.819
‫میرم سر کار،

38:16.215 --> 38:17.899
‫یه سرپناه می‌گیرم

38:18.270 --> 38:20.779
‫و دوباره همه کنار همدیگه جمع میشیم.

38:21.481 --> 38:24.168
‫قول میدم. باشه؟

38:24.589 --> 38:25.411
‫باشه.

38:26.905 --> 38:28.585
‫ولی باید کمک کنی.

38:32.580 --> 38:34.145
‫با من مثل مامانت رفتار کن.

38:37.861 --> 38:39.630
‫بذار بیام ببینمت.

38:40.361 --> 38:41.841
‫بهم زنگ بزن.

38:47.156 --> 38:48.782
‫دوستم داشته باش.

38:52.260 --> 38:53.900
‫- باشه.
‫- آره؟

39:04.610 --> 39:05.915
‫دلم واست تنگ شده بود.

39:06.986 --> 39:08.110
‫منم دلم واست تنگ شده بود.

39:48.754 --> 39:50.114
‫خیلی تنده؟

40:13.296 --> 40:14.597
‫می‌دونستی؟

40:16.574 --> 40:18.886
‫ریدن تو غذام هیچی نگفتی؟

40:36.359 --> 40:39.071
‫ترسیدم چیزی بگم.
‫معذرت می‌خوام.

41:25.927 --> 41:28.138
‫- میرم پیشش.
‫- جایی نمیری.

41:28.294 --> 41:29.819
‫نمی‌تونم تحمل کنم.

41:29.820 --> 41:32.270
‫توافق کردیم بذاریم گریه کنه.

41:32.356 --> 41:35.074
‫نه، توافق کردیم یه‌کم گریه کنه.
‫چند ساعت شده.

41:35.099 --> 41:35.822
‫نشده.

41:36.437 --> 41:37.837
‫خدای من.

41:40.058 --> 41:42.179
‫- درد داره.
‫- نداره.

41:42.722 --> 41:45.139
‫- نه، میرم پیشش.
‫- خب، اگه بیاریش اینجا،

41:45.140 --> 41:47.019
‫از تخت میرم،
‫و میرم طبقه پایین،

41:47.020 --> 41:48.620
‫و به تو می‌سپرمش.

41:49.690 --> 41:51.410
‫ببخشید...

41:51.435 --> 41:53.314
‫می‌دونم، می‌دونم...

41:54.368 --> 41:56.368
‫چیزی نیست...

42:00.808 --> 42:03.066
‫مامان شیطون. ببخشید.

42:21.202 --> 42:23.912
‫باور نمی‌کنید
‫اما من آدم خشنی نیستم.

42:26.933 --> 42:29.691
‫ولی اگه به من حمله کنید،
‫جوابشو می‌گیرید.

42:31.206 --> 42:32.582
‫و خسته شدم.

42:33.826 --> 42:36.066
‫پس داستانمو تعریف می‌کنم.

42:37.668 --> 42:40.714
‫امیدوارم همدردی کنید

42:40.949 --> 42:44.860
‫و برای اینکه دست از سرم بردارید کافی باشه.

42:49.336 --> 42:50.488
‫خب...

42:52.676 --> 42:54.583
‫چند نفر از شما بچه داره؟

42:59.091 --> 43:00.146
‫اکثرتون.

43:01.355 --> 43:02.568
‫خب...

43:06.294 --> 43:09.068
‫آ...
‫مدت‌ها بود تلاش می‌کردیم،

43:10.026 --> 43:11.346
‫من و راب...

43:12.896 --> 43:15.724
‫خب وقتی که حامله شدم...

43:18.257 --> 43:19.450
‫سر از پا نمی‌شناختم.

43:22.204 --> 43:26.524
‫آره، انواع و اقسام کتاب‌ها رو خوندم،
‫اسامی که دوست داشتم رو لیست کردم و...

43:27.797 --> 43:29.172
‫کلی قول دادم،
‫می‌دونید...

43:29.243 --> 43:34.704
‫شیشه شیر و عروسک
‫و خوراکی شیرین ممنوع. از این‌جور چیزا...

43:35.233 --> 43:39.089
‫و بعدش... رفتم بخش زایمان.

43:42.435 --> 43:43.852
‫وحشتناک بود.

43:45.667 --> 43:47.476
‫دو روز درد می‌کشیدم.

43:49.360 --> 43:51.299
‫ بعدش با یه بچهٔ دائم
‫در حال گریه اومدم خونه.

43:51.688 --> 43:55.900
‫و به مصیبت می‌تونستم بشینم
‫چون درد داشتم.

43:58.534 --> 43:59.849
‫بعدش...

44:01.301 --> 44:04.505
‫پرستار اومد
‫و لباسشو درآورد و وزنش کرد

44:04.656 --> 44:06.616
‫و گفت داره وزن کم می‌کنه.

44:08.683 --> 44:12.215
‫و بهش گفتم
‫بخیه‌هام خیلی اذیتم می‌کنه

44:12.801 --> 44:15.182
‫و بی قرارم
‫و خوابم خیلی کم شده،

44:15.207 --> 44:18.776
‫و در جواب گفت
‫واسه بچه اومده و نه من

44:18.801 --> 44:20.838
‫و اگه وزن کم کردن بچه ادامه داشته باشه

44:20.863 --> 44:24.932
‫باید بیمارستان بستری بشه،
‫منم زدم... زیر گریه

44:24.957 --> 44:29.441
‫و... نشست واسه راب تعریف کرد
‫که تعطیلات کجا رفته و چیکار کرده.

44:31.236 --> 44:32.499
‫دلم می‌خواست سرش داد بزنم.

44:32.805 --> 44:35.368
‫ بچهٔ اولمه، جنده‌ی سنگدل،

44:35.393 --> 44:36.517
‫یه‌کم کمک می‌خوام!

44:40.080 --> 44:41.370
‫هیچ‌کس رو نداشتم.

44:43.518 --> 44:45.235
‫به خاطر شغل راب
‫رفته بودیم اونجا.

44:45.682 --> 44:48.682
‫اون همکارهاش رو می‌شناخت.
‫من هیچ‌کس رو نمی‌شناختم.

44:50.264 --> 44:51.987
‫فقط راب و بچه رو می‌شناختم.

45:01.337 --> 45:04.219
‫- کِی برمی‌گردی؟
‫- ساعت هشت.

45:04.524 --> 45:06.905
‫- محض رضای خدا، راب.
‫- جلسه بررسی داریم.

45:06.930 --> 45:09.577
‫نه فردای روز کاری
‫جلسه بررسی داری،

45:09.602 --> 45:10.939
‫توی وقت آزادت جلسه بررسی نداری.

45:10.940 --> 45:13.063
‫باید توی وقت آزادمون انجام بدیم
‫چون خیلی سرمون شلوغه.

45:13.088 --> 45:14.531
‫گذاشتی بعد کار

45:14.556 --> 45:16.975
‫چون نمی‌خوای بیای خونه
‫و کنار بچه باشی!

45:17.000 --> 45:18.225
‫جلسه رو بعد کار گذاشتیم

45:18.250 --> 45:20.633
‫- چون تنها وقتیه که می‌تونیم.
‫- منصفانه نیست، راب.

45:21.539 --> 45:24.474
‫اگه من واسه خرید برم بیرون،
‫نهایت ساعت شش برگردم.

45:24.938 --> 45:28.170
‫با بچه وقت می‌گذرونم.
‫با تو و بچه!

45:28.195 --> 45:31.586
‫- و تو هر روز ساعت هشت و نیم میای خونه.
‫- گوش کن، من باید برم.

45:40.101 --> 45:41.336
‫گمشو.

45:42.195 --> 45:43.537
‫گمشو.

45:46.122 --> 45:48.387
‫هیس... هیس...

45:49.146 --> 45:52.271
‫هیس... هیس... هیس...

45:52.380 --> 45:56.859
‫هیس! هیس.

45:58.956 --> 46:00.318
‫هیس!

46:02.482 --> 46:05.933
‫یه روز تونستم بخوابونمش...
‫نمی‌دونم چقدر وقت شد...

46:05.965 --> 46:07.146
‫و گذاشتمش توی گهواره‌اش.

46:09.155 --> 46:11.052
‫از اتاق اومدم بیرون،

46:12.397 --> 46:14.090
‫اما وقتی از اتاق خارج شدم

46:15.686 --> 46:17.583
‫فکر کردم بهش آسیب زدم.

46:19.371 --> 46:20.701
‫اونو کشتم.

46:23.946 --> 46:26.561
‫نمی‌دونم چرا این فکر به ذهنم رسید
‫اما درگیرم کرد.

46:27.976 --> 46:30.690
‫برگشتم تو اتاق و نگاه کردم
‫و حالش خوب بود.

46:32.679 --> 46:34.265
‫دوباره رفتم بیرون.

46:34.703 --> 46:37.272
‫دوباره خیلی نگذشته بود که
‫از اتاق اومدم بیرون و فکر کردم بهش صدمه زدم،

46:37.297 --> 46:39.672
‫دوباره برگشتم داخل
‫و بازم حالش خوب بود.

46:41.656 --> 46:43.156
‫اما این دفعه نمی‌تونستم همون جا بذارم

46:43.181 --> 46:44.882
‫پس بلندش کردم و بغلش کردم.

46:46.187 --> 46:48.187
‫و بغلش کردم و بغلش کردم.

46:49.203 --> 46:50.739
‫و فقط وقتی که راب بیاد خونه

46:50.740 --> 46:52.531
‫می‌تونم اونو زمین بذارم

46:53.506 --> 46:54.986
‫و همون جا بمونه.

46:56.476 --> 46:58.421
‫نمی‌تونستم اجازه بدم
‫از جلوی چشمم دور بشه.

47:00.367 --> 47:02.219
‫پس ثانیه به ثانیه،

47:02.656 --> 47:04.619
‫به بچه‌ام نگاه می‌کنم.

47:05.226 --> 47:08.812
‫وقتی بقیه زن‌ها
‫گریه کردن بچه‌شون رو می‌بینن...

47:11.616 --> 47:13.616
‫من به بچه خودم نگاه می‌کنم
‫و پیچ خوردنشو می‌بینم...

47:15.007 --> 47:16.885
‫از درد به خودش می‌پیچه.

47:17.960 --> 47:20.459
‫حتی واسه دور شدن از باباش هم تقلا می‌کرد.

47:20.875 --> 47:23.539
‫وقتی برمی‌گشت بغلم،
‫گریه می‌کرد.

47:24.304 --> 47:25.780
‫باز جیغ می‌کشید.

47:28.178 --> 47:30.177
‫هیچی جلودارش نبود.

47:32.179 --> 47:34.829
‫بله، رابرت کاکرن.
‫اتاق عمله.

47:37.825 --> 47:40.135
‫خب آره، می‌دونم،
‫ولی وقتی امکانش بود،

47:40.160 --> 47:41.629
‫میشه بهش بگید
‫لطفا با من تماس بگیره؟

47:42.946 --> 47:44.418
‫همسرشم.

47:44.940 --> 47:46.380
‫هیس، هیس، هیس، هیس.

47:52.590 --> 47:54.035
‫شما با مرکز پزشکی
‫کرافت پارک تماس گرفته‌اید.

47:54.060 --> 47:57.543
‫در حال حاضر متصدیان پذیرش
‫مشغول هستند ولی شما...

47:57.870 --> 47:59.675
‫نفر هجدهم در صف هستید.

47:59.731 --> 48:01.130
‫لطفا راحت باشید...

48:22.238 --> 48:24.666
‫فکر کنم می‌خواستم جلوی گریه‌شو بگیرم.

48:26.636 --> 48:27.909
‫فقط....

48:30.791 --> 48:35.338
‫اگه... جلوی گریه‌شو بگیری
‫اونوقت دردش آروم میشه.

48:37.933 --> 48:39.760
‫خواستم گریه نکنه.

49:11.341 --> 49:12.738
‫اونو زیر آب گرفتم.

49:18.700 --> 49:20.276
‫آرامش و سکوت می‌خواستم.

49:23.570 --> 49:24.930
‫برای اون...

49:26.189 --> 49:27.629
‫و برای خودم.

49:29.884 --> 49:31.523
‫بدون درد و رنج.

51:07.622 --> 51:09.062
‫چی شده؟

51:11.045 --> 51:12.205
‫چی شده؟

51:14.820 --> 51:16.220
‫زنگ زدی.

51:18.980 --> 51:20.700
‫خدای من، خیس شدی.

51:21.780 --> 51:23.100
‫بدنت سرده.

51:25.281 --> 51:27.984
‫کم‌کم داری منو می‌ترسونی، ابی.
‫چی شده؟

51:28.496 --> 51:29.976
‫بچه کجاست؟

51:32.208 --> 51:33.511
‫ابی، بچه کجاست؟

51:36.716 --> 51:37.972
‫تو گهواره‌اش.

52:31.311 --> 52:33.831
‫تا به حال این داستان رو به کسی گفتی؟

52:36.970 --> 52:38.880
‫اون رو برنمی‌گردوند.

52:41.022 --> 52:44.462
‫نه. ولی...
‫می‌تونست بهت کمک کنه.

52:47.429 --> 52:49.789
‫تحت فشار بودم، آره.

52:51.363 --> 52:52.843
‫اما‍....

52:55.380 --> 52:57.500
‫خیلی زن‌های دیگه تحت فشار بودن.

53:00.757 --> 53:01.899
‫کنار اومدن.

53:02.759 --> 53:04.219
‫من نه.

53:04.525 --> 53:08.673
‫من... آره، خجالت کشیدم،
‫از این کار خجالت کشیدم.

53:09.298 --> 53:11.024
‫نمی‌خواستم بفهمن.

53:12.189 --> 53:15.354
‫از کشتن بچه‌ام تعریف کردم.

53:17.488 --> 53:21.126
‫اما هیچی نگفتم
‫که نتونستم تحمل کنم.

53:24.704 --> 53:26.331
‫می‌تونم یه سوال بپرسم؟

53:28.423 --> 53:29.623
‫آره.

53:32.695 --> 53:34.095
‫اسمش چی بود؟

53:44.868 --> 53:46.039
‫دنیل.

53:53.472 --> 53:54.792
‫دنیل.

54:07.170 --> 54:08.942
‫حالا یکی‌شون میاد سراغم.

54:09.872 --> 54:11.939
‫- از اعضای گروه؟
‫- اوهوم.

54:12.310 --> 54:15.870
‫آره. یه‌کم نقطه‌ضعف نشون دادم، می‌دونی...

54:15.895 --> 54:18.763
‫فکر می‌کنن من همچین پوست‌کلفت نیستم،
‫می‌تونن منو از پا دربیارن و برنده بشن.

54:19.505 --> 54:21.659
‫بقیه زن‌ها داستانشون رو گفتن
‫و هیچ اتفاقی نیفتاد.

54:21.980 --> 54:23.769
‫هیچ‌کدوم بچه‌شون رو نکشتن.

54:25.556 --> 54:27.667
‫- بشینیم؟
‫- اگه می‌خوای.

54:28.102 --> 54:29.422
‫آره، می‌خوام.

54:36.978 --> 54:40.335
‫از اول دوران بارداریم مراقب من بود.
‫از اول تا آخر.

54:40.360 --> 54:43.000
‫و اون بچه...
‫اون دنیل کوچولوی منو دنیا آورد.

54:43.025 --> 54:46.047
‫چون بچهٔ تو رو بدنیا آورده،
‫حق داره بچه خودشو بکشه؟

54:46.072 --> 54:47.379
‫- منظورت اینه؟
‫- نه، چنین منظوری ندارم.

54:47.380 --> 54:48.699
‫ منظورم اینه خیرش رسیده.

54:48.700 --> 54:51.271
‫بیشتر از همه کمک کرده،
‫حتی بیشتر از خودم.

54:51.272 --> 54:53.132
‫- آره.
‫- خب می‌تونست به روی خودش نیاره،

54:53.180 --> 54:54.609
‫مجبور نبود به کلسی کمک کنه.

54:54.634 --> 54:57.499
‫- اون یه پرستار آموزش دیده‌ست.
‫- می‌دونم، اما مجبور نبود کمک بده، درسته؟

54:57.500 --> 55:00.420
‫نمی‌تونی انکار کنی
‫که اون کار مثبتی انجام داده.

55:07.484 --> 55:09.159
‫نشونهٔ چیه؟

55:09.949 --> 55:11.855
‫می‌خوای نشونهٔ چی باشه؟

55:13.793 --> 55:17.262
‫اینکه بچه‌ام،
‫هنوز توی بهشت زنده‌ست؟

55:17.856 --> 55:19.536
‫- شاید.
‫- یه شمعه.

55:21.099 --> 55:22.760
‫یه شمع مسخره.

55:23.379 --> 55:25.757
‫- می‌خوای خاموشش کنم؟
‫- تو می‌خوای روشن باشه؟

55:25.980 --> 55:26.758
‫آره.

55:27.582 --> 55:29.887
‫منو یادِ حضور عیسی‌مسیح می‌ندازه.

55:31.499 --> 55:32.691
‫باشه.

55:36.444 --> 55:38.604
‫از همه زن‌ها این سوال رو می‌پرسم،
‫از تو هم بپرسم؟

55:41.435 --> 55:44.221
‫اگه می‌تونستم یه آرزوت رو برآورده کنم،
‫چه آرزویی می‌کردی؟

55:45.526 --> 55:47.447
‫می‌ترسم مثل آرزوی بقیه تکراری باشه...

55:47.814 --> 55:49.572
‫می‌تونم لطفا به عقب برگردم؟

55:50.769 --> 55:52.489
‫خیلی‌ها اینو میگن، درسته.

55:54.177 --> 55:57.955
‫خب، اگه می‌تونستم یه آرزوی دیگه‌ات
‫رو برآورده کنم، چه آرزویی می‌کردی؟

56:00.787 --> 56:03.025
‫اسقف هنوز رازتو نفهمیده؟

56:04.023 --> 56:05.400
‫نه.

56:05.986 --> 56:07.266
‫خوبه.

56:12.525 --> 56:17.405
‫خب، اگه می‌تونستم یه آرزوی دیگه‌ات
‫رو برآورده کنم، چه آرزویی می‌کردی؟

56:24.830 --> 56:27.030
‫دوست دارم توانایی عزاداری داشته باشم.

56:30.855 --> 56:32.967
‫اما چطور می‌تونی عزادار مرگ بچه‌ای باشی

56:32.992 --> 56:35.152
‫که خودت مقصرش هستی؟

56:37.322 --> 56:38.637
‫می‌تونم واست دعا کنم؟

56:40.957 --> 56:43.832
‫که خداوند توانایی
‫عزاداری برای دنیل بهت بده؟

56:50.233 --> 56:51.273
‫آره.

56:55.702 --> 56:59.225
‫خیلی‌خب، اگه ما این کار رو می‌کردیم چی؟
‫اگه ما بچه‌مون رو می‌کشتیم؟

56:59.320 --> 57:02.099
‫- عمرا.
‫- باشه، ولی اگه مجبور بودیم چی؟ داغون می‌شدیم.

57:02.430 --> 57:04.939
‫اون زن داغون شده
‫و لایق همدردیه.

57:05.766 --> 57:07.311
‫باید مراقبش باشیم،

57:07.336 --> 57:09.019
‫- نه اینکه حمله کنیم.
‫- فکر می‌کنم این نکته رو فراموش می‌کنیم

57:09.020 --> 57:10.641
‫که نتونست خودشو بکشه.

57:11.336 --> 57:13.507
‫اینکه یه بچه رو بکشی ایرادی نداره
‫اما خودتو بکشی عیب داره؟

57:13.531 --> 57:16.170
‫نه، اون یه جنده‌ی خودخواهه.

57:16.195 --> 57:18.115
‫منظور من این نیست.
‫میو، نظر تو چیه؟

57:18.140 --> 57:19.622
‫حرف ابی از ذهنم خارج نمیشه

57:19.623 --> 57:21.388
‫وقتی گفت
‫که باید به دنیا نشون بدیم

57:21.413 --> 57:24.443
‫که ما اصلا نمی‌تونیم کاری اون کرده
‫رو بکنیم، پس حمله می‌کنیم،

57:24.468 --> 57:27.339
‫و هر چی بیشتر حمله می‌کنیم،
‫بیشتر احساس درستکار بودن می‌کنیم

57:27.340 --> 57:29.060
‫و این مزخرفه.

58:26.617 --> 58:28.568
‫خدای من، تلویزیون خاموشه.

58:32.318 --> 58:34.237
‫آره، داشتیم حرف میزدیم.

58:34.676 --> 58:36.196
‫- در مورد من.
‫- آره.

58:37.325 --> 58:39.644
‫ببین، اینجا کسی کاری به کارت نداره.

58:41.407 --> 58:44.620
‫خیلی‌خب، نمیگم که همه تو رو بخشیدن.
‫نبخشیدن ولی...

58:46.091 --> 58:47.385
‫اذیتت نمی‌کنیم.

58:49.378 --> 58:50.579
‫نمی‌تونم از طرف کل زندان بگم،

58:50.580 --> 58:53.845
‫باید این قضیه واسشون روشن بشه،
‫ولی همه اهالی اینجا،

58:53.870 --> 58:56.339
‫همه آدم‌های این بند، درسته؟

58:57.229 --> 58:58.581
‫- آره.
‫- آره.

58:59.560 --> 59:00.521
‫کاریت نداریم.

59:09.405 --> 59:10.883
‫شما هم؟

59:12.862 --> 59:13.823
‫آره.

59:14.180 --> 59:15.402
‫حالا هر چی.

59:16.121 --> 59:17.201
‫آره.

59:24.407 --> 59:25.927
‫ممنون.

59:30.274 --> 59:31.514
‫ممنون.

01:00:40.170 --> 01:00:41.530
‫خداحافظ.

01:00:46.394 --> 01:00:47.578
‫خداحافظ.

01:00:54.374 --> 01:00:56.222
‫خبری از خداحافظی نیست.

01:00:56.651 --> 01:00:58.171
‫انگاری.

01:00:59.899 --> 01:01:00.905
‫باهات میام.

01:02:27.746 --> 01:02:33.434
‫« سه ماه بعد »

01:02:50.150 --> 01:02:51.710
‫- خوبی؟
‫- آره.

01:03:22.186 --> 01:03:25.279
‫خانم کلی؟ فی کلارکسون هستم
‫از سازمان کودکان و خانواده.

01:03:25.304 --> 01:03:26.723
‫- تلفنی حرف زدیم.
‫- سلام.

01:03:26.724 --> 01:03:28.180
‫- کلسی هستن.
‫- سلام.

01:03:28.181 --> 01:03:29.483
‫سلام، کلسی.

01:03:31.830 --> 01:03:34.038
‫مامانو بغل کن، دنیل.

01:03:44.979 --> 01:03:46.909
‫بزودی دوباره میاد پیشت، عزیزم.

01:03:48.073 --> 01:03:49.259
‫به کارت ادامه بده.

01:03:49.486 --> 01:03:52.326
‫باشه. حتما. حتما.

01:04:09.343 --> 01:04:13.343
‫« پــایــان فــصــل دوم »

01:04:13.367 --> 01:04:17.367
‫آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

01:04:17.391 --> 01:04:41.391
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
