1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:24,500 --> 00:00:31,500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:32,000 --> 00:00:35,080
‫نباید یه کاری بکنی؟
‫بالاخره کشیشِ اینجایی

4
00:00:38,680 --> 00:00:40,520
‫می‌تونیم دعا بخونیم

5
00:00:41,480 --> 00:00:42,976
‫بخونیم؟

6
00:00:43,000 --> 00:00:44,256
‫آره

7
00:00:44,280 --> 00:00:46,160
‫دعای ربانی

8
00:00:47,160 --> 00:00:49,160
‫- همون دعای ای پدرِ ما؟
‫- آره

9
00:00:52,240 --> 00:00:57,496
‫ای پدرِ ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد

10
00:00:57,520 --> 00:00:59,936
‫ملکوت تو بیاید.
‫اراده‌ی تو چنان‌که در آسمان است،

11
00:00:59,960 --> 00:01:01,776
‫بر زمین نیز کرده شود

12
00:01:01,800 --> 00:01:05,136
‫نانِ کفاف ما را امروز به ما بده و

13
00:01:05,160 --> 00:01:07,136
‫خطاهای ما را ببخش،

14
00:01:07,160 --> 00:01:09,760
‫چنان‌که ما نیز بر خطاکاران می‌بخشیم

15
00:01:11,360 --> 00:01:15,016
‫ما را به ورطه‌ی وسوسه مکشان،
‫بلکه از چنگال اهریمن رها ساز

16
00:01:15,040 --> 00:01:18,776
‫چرا که ملکوت، قدرت و شکوه
‫تا ابدالآباد

17
00:01:18,800 --> 00:01:20,760
‫از آنِ توست. آمین

18
00:01:27,400 --> 00:01:30,080
‫تفتیش بدنی کرده بودیش دیگه؟

19
00:01:32,720 --> 00:01:34,256
‫وقتی رفتم سراغش،
‫همین‌طور یه وارسی کردم

20
00:01:34,280 --> 00:01:36,600
‫جنینگز هم موقعی که تحویلش گرفت،
‫یه‌دور تفتیشش کرد

21
00:01:39,520 --> 00:01:40,576
‫همین‌طور یه وارسی کردی؟

22
00:01:40,600 --> 00:01:43,336
‫بله، قربان. طبق فرموده‌ی خودتون، قربان

23
00:01:43,360 --> 00:01:45,056
‫جهت یادآوری عرض کنم،
‫بنده آخرین افسری بودم که

24
00:01:45,080 --> 00:01:47,696
‫بدون اجازه‌ی شما
‫یه نوجوون رو تمام‌وکمال تفتیش کردم و

25
00:01:47,720 --> 00:01:49,680
‫بابتش هم توبیخ شدم

26
00:01:59,320 --> 00:02:02,096
‫یه‌دست لباس تمیز اون داخل هست.
‫برو لباست رو عوض کن.

27
00:02:02,120 --> 00:02:03,520
‫چشم، رئیس

28
00:02:11,920 --> 00:02:13,696
‫بی‌شرف!

29
00:02:13,720 --> 00:02:15,400
‫به‌خاطر لکنتش بود، باب

30
00:02:17,280 --> 00:02:20,776
‫بیست‌سال اینجا کار کردم و
‫یک‌بار هم دلم نلرزید

31
00:02:20,800 --> 00:02:23,280
‫منتها اون توله لکنت داشت و…

32
00:02:30,240 --> 00:02:31,840
‫بهش نگو بهم گوشزد کرده بودی

33
00:02:33,880 --> 00:02:36,336
‫رفیق…

34
00:02:36,360 --> 00:02:38,280
‫تو رو خدا بهش نگو

35
00:02:46,440 --> 00:02:47,920
‫نمیگم

36
00:02:56,108 --> 00:03:02,895
« حبس »
« فصل سوم، قسمت دوم »

37
00:03:02,920 --> 00:03:05,776
‫من رو انداختید توی یه سلول
‫با یه دیوونه‌ی زنجیری!

38
00:03:05,800 --> 00:03:07,376
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

39
00:03:08,840 --> 00:03:11,056
‫«این یکی بچه‌ی خوبیه.
‫اون هم یه روانیِ هاره.»

40
00:03:11,080 --> 00:03:12,856
‫«چی بهتر از اینکه
‫جفتشون توی یه سلول باشن؟!»

41
00:03:12,880 --> 00:03:16,016
‫کریس بهترین رفیقم بود!

42
00:03:34,320 --> 00:03:35,960
‫کریس صمیمی‌ترین دوستم بود!

43
00:03:38,560 --> 00:03:41,616
‫من رو بیارید بیرون! دیگه نمی‌کشم!
‫تو رو خدا!

44
00:03:41,640 --> 00:03:43,200
‫بهترین رفیقم رو کشتید!

45
00:03:43,680 --> 00:03:45,192
‫کریس بهترین دوستم بود!

46
00:04:23,120 --> 00:04:25,696
‫- آمارا مادوبوکو؟
‫- بله

47
00:04:25,720 --> 00:04:28,240
‫ما از کانون آلدریک اومدیم.
‫باید چند کلمه‌ای صحبت کنیم.

48
00:04:29,360 --> 00:04:31,816
‫در خصوص یوشیندیه، آمارا

49
00:04:31,840 --> 00:04:33,800
‫یوشیندی؟

50
00:04:38,160 --> 00:04:39,440
‫ممنون

51
00:04:46,760 --> 00:04:47,920
‫خواهش می‌کنم

52
00:04:54,080 --> 00:04:59,616
‫خانم مادوبوکو، آمارا،
‫اومدیم درباره‌ی اتفاقی که

53
00:04:59,640 --> 00:05:02,296
‫برای کریستوفر افتاده اطلاع بدیم

54
00:05:02,320 --> 00:05:05,000
‫- اون درگیر…
‫- نه، انگلیسی نه

55
00:05:07,880 --> 00:05:12,360
‫خانمی که دفعه‌ی پیش مترجم بود،
‫باهاتی…

56
00:05:14,080 --> 00:05:16,496
‫می‌تونم به باهاتی زنگ بزنم؟

57
00:05:16,520 --> 00:05:18,160
‫بله، بله

58
00:05:26,920 --> 00:05:28,496
‫الو؟

59
00:05:34,160 --> 00:05:36,240
‫خیلی‌خب. گوشی رو بده بهش

60
00:05:38,960 --> 00:05:40,696
‫دستت درد نکنه

61
00:05:40,720 --> 00:05:42,576
‫سلام، باهاتی

62
00:05:42,600 --> 00:05:46,376
‫الو، سلام. من ماری لوئیزم،
‫کشیش کانون آلدریک

63
00:05:46,400 --> 00:05:49,320
‫- تلفنی صحبت کردیم
‫- بله

64
00:05:50,960 --> 00:05:53,936
‫- یوشیندی فوت کرده
‫- چی؟

65
00:05:53,960 --> 00:05:57,016
‫امروز توی خودِ کانون آلدریک،
‫داخل زندان از دنیا رفت

66
00:05:57,040 --> 00:05:58,496
‫چطوری؟

67
00:05:58,520 --> 00:05:59,816
‫چاقو خورد

68
00:05:59,840 --> 00:06:04,120
‫- خیلی‌خب، الان میام. چهارتا خونه اون‌ورترم
‫- باشه

69
00:06:05,640 --> 00:06:07,600
‫داره میاد. الان می‌رسه

70
00:06:29,800 --> 00:06:31,120
‫چطوری؟

71
00:06:32,160 --> 00:06:34,096
‫هنوز در دست بررسیه

72
00:06:34,120 --> 00:06:35,776
‫کار پسرها بوده؟

73
00:06:35,800 --> 00:06:37,080
‫آره

74
00:06:40,160 --> 00:06:42,776
‫ایشون مافوق شماست؟
‫مدیرِ زندانه؟

75
00:06:42,800 --> 00:06:44,456
‫بله

76
00:06:44,480 --> 00:06:48,320
‫جناب، بچه‌ها تو زندان شما چاقو دارن؟

77
00:06:49,800 --> 00:06:52,360
‫به همدیگه رحم نمی‌کنن؟

78
00:06:53,440 --> 00:06:54,536
‫بله

79
00:06:54,560 --> 00:06:56,000
‫متأسفم

80
00:07:06,880 --> 00:07:08,400
‫آمارا…

81
00:07:17,960 --> 00:07:19,320
‫یوشیندی…

82
00:07:22,240 --> 00:07:24,720
‫یوشیندی… فوت کرده

83
00:07:33,120 --> 00:07:34,360
‫چطوری؟

84
00:07:36,600 --> 00:07:38,240
‫با چاقو زدنش

85
00:07:46,600 --> 00:07:51,240
‫- کی یوشیندیِ من رو کشته؟
‫- نمی‌دونم

86
00:07:53,240 --> 00:07:56,640
‫کی دلش اومد یوشیندی رو بکشه؟

87
00:08:21,600 --> 00:08:23,360
‫باهاش دست به دعا نشدی؟

88
00:08:24,480 --> 00:08:25,840
‫نه

89
00:08:28,600 --> 00:08:30,000
‫چرا؟

90
00:08:30,920 --> 00:08:33,560
‫چون هیچ حقی نداشتم

91
00:08:51,600 --> 00:08:53,616
‫کریستوفر… اخلاق و رفتارش چطور بود؟

92
00:08:53,640 --> 00:08:55,416
‫پسر خوبی بود

93
00:08:55,440 --> 00:08:56,840
‫پتسی فلین چطور؟

94
00:08:58,240 --> 00:09:01,496
‫اون هم خوب بود. آره. چند باری
‫دسته‌گل به آب داده بود. در کل، خوب بود

95
00:09:01,520 --> 00:09:03,080
‫اهل دعوا بود؟

96
00:09:04,880 --> 00:09:06,696
‫نه چندان

97
00:09:06,720 --> 00:09:09,616
‫قصدم مچ‌گیری نیست، بابی

98
00:09:09,640 --> 00:09:11,256
‫متوجهی که چی میگم؟

99
00:09:11,280 --> 00:09:12,656
‫آره

100
00:09:12,680 --> 00:09:16,456
‫مسئله اینجاست که تو،
‫خودت تأیید کردی اهل دعوا و درگیریه

101
00:09:16,480 --> 00:09:17,696
‫این چیه؟

102
00:09:17,720 --> 00:09:18,976
‫پرونده‌اش

103
00:09:19,000 --> 00:09:20,176
‫پرونده‌اش رو درآوردی؟

104
00:09:20,200 --> 00:09:22,216
‫آره. جونِ یه آدم رو گرفته، بابی

105
00:09:22,240 --> 00:09:27,336
‫خودت نوشتی: «با خشونتِ تمام
‫به سمت اوبینا آرکونسولا یورش برد.»

106
00:09:27,360 --> 00:09:29,616
‫حمله‌ش خشونت‌آمیز بود

107
00:09:29,640 --> 00:09:32,176
‫خودِ پسره رو که نگفتم.
‫همیشه این‌طور نیست.

108
00:09:32,200 --> 00:09:34,216
‫بعدشم، اینجا کانون اصلاح و تربیته

109
00:09:34,240 --> 00:09:36,000
‫هر روز همین بساطه

110
00:09:38,480 --> 00:09:41,296
‫- برای جلسه‌ی رفع اختلاف حاضر شدن…
‫- بله

111
00:09:41,320 --> 00:09:44,336
‫- با حضور سرنگهبان، جنینگز
‫- درسته

112
00:09:44,360 --> 00:09:47,840
‫خودت چرا نبودی؟
‫افسر پرونده‌شون که خودت بودی

113
00:09:49,400 --> 00:09:52,056
‫آخه جنینگز مسئول جلساتِ
‫رفع اختلافه. استاده تو این زمینه

114
00:09:52,080 --> 00:09:55,440
‫- پس گند خورد به سابقه‌ی درخشانش، نه؟
‫- آره

115
00:09:57,120 --> 00:09:59,176
‫یعنی عقلِ جنینگز قد نداد که

116
00:09:59,200 --> 00:10:02,360
‫یه پسر شر می‌افته به جونِ یه بچه‌ی سربه‌زیر؟

117
00:10:04,040 --> 00:10:05,736
‫نه، اگه احتمالش رو می‌داد که

118
00:10:05,760 --> 00:10:07,696
‫اصلاً زیرِ بارِ این جلسه نمی‌رفت

119
00:10:07,720 --> 00:10:09,280
‫نه، حرفم رو پس می‌گیرم

120
00:10:10,360 --> 00:10:12,936
‫تأکید می‌کنم،
‫اینجا کانون اصلاح و تربیته،

121
00:10:12,960 --> 00:10:15,056
‫پس، هر احتمالی وجود داره،

122
00:10:15,080 --> 00:10:17,816
‫منتها جنینگز فکرشم نمی‌کرد

123
00:10:17,840 --> 00:10:19,360
‫تو چی؟

124
00:10:21,160 --> 00:10:23,656
‫خب، چون می‌دونستم جنینگز
‫بینشون می‌شینه و

125
00:10:23,680 --> 00:10:25,416
‫اون هم آدمی نیست که
‫کلاه سرش بره

126
00:10:25,440 --> 00:10:27,560
‫گرگ بارون‌دیده‌ست و زبر و زرنگ،
‫واسه همین…

127
00:10:29,480 --> 00:10:32,280
‫من هم مانعی برای برگزاری جلسه ندیدم

128
00:11:23,920 --> 00:11:25,536
‫واقعاً؟

129
00:11:25,560 --> 00:11:27,136
‫چی شده مگه؟

130
00:11:27,160 --> 00:11:28,720
‫این چیه تنت کردی؟

131
00:11:30,320 --> 00:11:32,840
‫- مجبور شدم عوضشون کنم. غرق خون بودن
‫- خونِ کی؟

132
00:11:34,080 --> 00:11:36,400
‫همون پسره که بهت گفته بودم،
‫همونی که لکنت داشت

133
00:11:37,480 --> 00:11:39,296
‫پتسی فلین بهش چاقو زد

134
00:11:39,320 --> 00:11:41,056
‫کُشتش…

135
00:11:41,080 --> 00:11:43,136
‫ای وای

136
00:11:43,160 --> 00:11:44,896
‫توی جلسه‌ی رفع اختلاف

137
00:11:44,920 --> 00:11:47,416
‫احتمالاً صاف خورده به شاهرگش،
‫حموم خون راه افتاده بود

138
00:11:47,440 --> 00:11:49,880
‫- تو هم بودی؟
‫- جنینگز بود

139
00:11:50,960 --> 00:11:53,280
‫بی‌خاصیتِ پفیوز به هیچ دردی نخورد.
‫من چند ثانیه بعد سر رسیدم.

140
00:11:55,320 --> 00:11:58,536
‫بهش هشدار داده بودم. به اون بی‌شرف
‫گفته بودم این جلسه رو برگزار نکنه

141
00:11:58,560 --> 00:12:00,936
‫به کسی هم گفتی؟

142
00:12:00,960 --> 00:12:03,736
‫- دلم می‌خواد برم بذارمش کف دستِ رئیس
‫- یه‌وقت نری پیش رئیس زندان ها

143
00:12:03,760 --> 00:12:04,896
‫می‌دونم

144
00:12:04,920 --> 00:12:06,616
‫اگه زیرآب جنینگز رو بزنی،
‫دیگه هیچ‌کس باهات کار نمی‌کنه

145
00:12:06,640 --> 00:12:08,856
‫- می‌دونم
‫- کجا می‌خوای بری اون‌وقت؟

146
00:12:08,880 --> 00:12:11,376
‫زندان من که نمیشه، بابی. چون قبلاً
‫امتحان کردیم و دیدیم جواب نمیده

147
00:12:11,400 --> 00:12:13,120
‫- می‌دونم. هیچ جا
‫- پس، کجا؟

148
00:12:15,600 --> 00:12:17,720
‫- می‌خوای چیکار کنی پس؟
‫- هیچی

149
00:12:18,920 --> 00:12:20,400
‫هیچ کاری

150
00:12:29,320 --> 00:12:31,336
‫بیست‌ساعته یه‌بند تو انفرادی‌ام

151
00:12:31,360 --> 00:12:34,136
‫به دادم برسید! کمک. جدی میگم

152
00:12:34,160 --> 00:12:35,976
‫ببین، رئیس، من حالم بده

153
00:12:36,000 --> 00:12:38,976
‫درد دارم، قفسه‌ی سینه‌‌ام تیر می‌کشه،
‫کل قفسه‌ی سینه‌ام

154
00:12:39,000 --> 00:12:40,776
‫قلب لامصبم گرفته

155
00:12:40,800 --> 00:12:44,136
‫مگه علائم سکته‌ی قلبی همین نیست؟
‫نشونه‌ی سکته‌ی قلبیه

156
00:12:53,360 --> 00:12:55,496
‫سلام، پیتر

157
00:12:55,520 --> 00:12:57,480
‫راسته که سواد نداری؟

158
00:13:00,240 --> 00:13:02,296
‫دوست داری یاد بگیری؟

159
00:13:02,320 --> 00:13:04,296
‫اینجا که کلاس درسی نداره، خانم

160
00:13:04,320 --> 00:13:07,040
‫خودمون دست به کار می‌شیم.
‫من یادت میدم.

161
00:13:08,920 --> 00:13:11,536
‫این‌طوری می‌تونی برای دوست‌دخترت
‫نامه بنویسی

162
00:13:11,560 --> 00:13:14,496
‫می‌تونی یه چیزی برای پسرت بنویسی،
‫مثلاً داستانی چیزی

163
00:13:14,520 --> 00:13:16,200
‫اسمش چیه؟

164
00:13:17,320 --> 00:13:19,216
‫پیتر

165
00:13:19,240 --> 00:13:20,976
‫ایزی اسم خودم رو گذاشته روش

166
00:13:21,000 --> 00:13:23,800
‫می‌تونی یه قصه برای پیتر بنویسی،
‫بعد ایزی داستانه رو براش بخونه

167
00:13:25,080 --> 00:13:27,040
‫دوست داری؟

168
00:13:28,080 --> 00:13:30,656
‫خودمون دو تا؟ یعنی فقط من و تو؟

169
00:13:30,680 --> 00:13:32,296
‫بله

170
00:13:32,320 --> 00:13:34,216
‫آره

171
00:13:34,240 --> 00:13:36,320
‫- باشه، قبوله
‫- خیلی‌خب

172
00:13:41,240 --> 00:13:42,496
‫بهتون هشدار دادم،

173
00:13:42,520 --> 00:13:44,936
‫پس، حقی ندارید بیاید جونم رو
‫نجات بدید. هیچ حقی ندارید

174
00:13:44,960 --> 00:13:47,296
‫شیفتتون که تموم بشه و
‫رئیس کل بیاد بالاسرتون،

175
00:13:47,320 --> 00:13:49,416
‫لابد می‌خواید بگید: «وای، آقای رئیس،
‫روحمون هم خبر نداشت.»

176
00:13:49,440 --> 00:13:52,296
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

177
00:13:55,560 --> 00:13:57,480
‫اینجا چه خبره؟

178
00:13:59,120 --> 00:14:00,616
‫چی می‌خوای؟

179
00:14:00,640 --> 00:14:03,336
‫تو رفیقِ همون پسره‌ای، نه؟
‫همونی که چاقو خورد؟

180
00:14:03,360 --> 00:14:04,896
‫اون پسره که لکنت داشت؟

181
00:14:04,920 --> 00:14:06,216
‫آره، خب که چی حالا؟

182
00:14:06,240 --> 00:14:07,720
‫قراره چیکار کنی حالا؟

183
00:14:08,920 --> 00:14:10,976
‫- هیچی
‫- هیچی؟

184
00:14:11,000 --> 00:14:13,216
‫یه‌بند دهن صاحب‌مُرده‌ات باز بود،
‫اون‌وقت هیچ غلطی نکردی؟

185
00:14:13,240 --> 00:14:14,416
‫بی‌وجود

186
00:14:14,440 --> 00:14:16,776
‫به‌نظرت اگه یکی از ما چاقو می‌خورد،
‫بقیه‌مون دست روی دست می‌ذاشتیم؟

187
00:14:16,800 --> 00:14:19,096
‫ببین، داداش، طرف توی یه بندِ دیگه حبسه

188
00:14:19,120 --> 00:14:22,256
‫- اصلاً دستم بهش نمی‎رسه…
‫-خب؟ برو یکی از رفقاش رو جرواجر کن!

189
00:14:22,280 --> 00:14:24,816
‫یا از بچه‌های اون بند بخواه دخلش رو بیارن.
‫حتی یه‌ذره هم تلاش نکردی، نه؟

190
00:14:24,840 --> 00:14:26,680
‫ریدم تو رفاقتت

191
00:14:27,880 --> 00:14:29,080
‫حالا، یه نفر رو انتخاب کن

192
00:14:30,840 --> 00:14:31,896
‫چی؟

193
00:14:31,920 --> 00:14:33,440
‫یکی رو انتخاب کن

194
00:14:34,880 --> 00:14:35,896
‫واسه چی؟

195
00:14:35,920 --> 00:14:38,000
‫واسه اینکه رفیقت مُرد و
‫تو هیچ گوهی نخوردی

196
00:14:39,120 --> 00:14:40,656
‫انتخاب کن. این یا اون یا اون

197
00:14:40,680 --> 00:14:42,216
‫نه، گوش کن، به‌خدا قسم

198
00:14:42,240 --> 00:14:43,776
‫من اهل این کارها نیستم.
‫من دنبال شر نمی‌گردم…

199
00:14:43,800 --> 00:14:45,296
‫یکی رو انتخاب کن،
‫وگرنه خط‌خطیت می‌کنم، لاشی

200
00:14:45,320 --> 00:14:47,280
‫چهار تایی می‌گیریمت زیر مشت و لگد

201
00:14:55,000 --> 00:14:56,760
‫یالا دیگه، دخلش رو بیار

202
00:14:58,560 --> 00:15:01,536
‫معطل چی هستی، بی‌خایه؟!

203
00:15:04,760 --> 00:15:06,616
‫ولم کنید! ولم کنید!

204
00:15:06,640 --> 00:15:08,600
‫میگم بکشید…

205
00:15:09,640 --> 00:15:11,656
‫نگاه کن! نگهش دارید، بگیریدش، نذارید در بره

206
00:15:12,760 --> 00:15:14,456
‫این‌طوری می‌زنن، نره‌خر!

207
00:15:14,480 --> 00:15:16,496
‫بگیریدشون!

208
00:15:16,520 --> 00:15:19,360
‫دستتو بکش، داداش!
‫لعنت بهتون

209
00:15:22,000 --> 00:15:24,136
‫من شروع کنم؟

210
00:15:24,160 --> 00:15:27,016
‫با سرنگهبان بیلی که آشنا هستید،

211
00:15:27,040 --> 00:15:29,656
‫ایشون سرنگهبان جنینگز هستن که

212
00:15:29,680 --> 00:15:31,736
‫اون روز همراه یوشیندی بودن

213
00:15:39,360 --> 00:15:40,416
‫سلام

214
00:15:46,800 --> 00:15:50,696
‫مگه شما اونجا نبودید که
‫به پسرم چاقو زدن؟

215
00:15:52,520 --> 00:15:54,776
‫همه‌چی در کسری از ثانیه رخ داد

216
00:16:03,200 --> 00:16:04,936
‫زجر کشید؟

217
00:16:04,960 --> 00:16:08,056
‫نه. خیلی سریع از حال رفت

218
00:16:27,720 --> 00:16:30,120
‫آمارا می‌خواد اتاق یوشیندی رو ببینه

219
00:16:35,080 --> 00:16:38,056
‫به‌علاوه اگه موردی نداره،
‫با هم‌بندی‌هاش یا دوستانش

220
00:16:38,080 --> 00:16:40,256
‫صحبت کنه

221
00:16:40,280 --> 00:16:41,736
‫حتماً

222
00:16:41,760 --> 00:16:45,296
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

223
00:16:45,320 --> 00:16:49,240
‫در این باره، من باید برم برای سرکشیِ بند

224
00:16:50,600 --> 00:16:53,376
‫واقعاً شرمنده‌،
‫ولی امروز کمبود نیرو داریم

225
00:16:53,400 --> 00:16:58,936
‫اما سرنگهبان بیلی می‌تونه
‫همراهیتون کنه

226
00:16:58,960 --> 00:17:01,680
‫مجدداً عذرخواهی می‌کنم

227
00:17:31,520 --> 00:17:35,136
‫چی؟ چی گفتید؟

228
00:17:35,160 --> 00:17:37,360
‫یه موضوع شخصی بود بین خودمون دوتا

229
00:17:49,080 --> 00:17:51,576
‫خب، اینجا بندِ کریستوفره…

230
00:17:51,600 --> 00:17:53,536
‫جایی که یوشیندی مستقر بود

231
00:17:53,560 --> 00:17:56,640
‫حدوداً شش ماه و اندی اینجا بود

232
00:18:03,080 --> 00:18:05,416
‫این پسرها هم جیدن و جیتانگ هستن

233
00:18:05,440 --> 00:18:07,856
‫رفقای یوشیندی توی این بند،
‫درست میگم، پسرها؟

234
00:18:07,880 --> 00:18:09,896
‫بله، رئیس

235
00:18:24,680 --> 00:18:26,296
‫چه بلایی سر صورتت اومده؟

236
00:18:26,320 --> 00:18:29,776
‫دعوا کردیم

237
00:18:29,800 --> 00:18:31,976
‫دعوا

238
00:18:32,000 --> 00:18:33,520
‫دعوا و درگیری زیاد دارید اینجا؟

239
00:18:34,960 --> 00:18:36,000
‫گاهی‌اوقات

240
00:18:40,280 --> 00:18:42,216
‫از کِی با یوشیندی رفیق شدید؟

241
00:18:42,240 --> 00:18:44,456
‫همون روز اولی که اومد

242
00:18:44,480 --> 00:18:46,616
‫اون‌موقع توی این بند
‫دوست و رفیقی نداشت،

243
00:18:46,640 --> 00:18:49,336
‫ما هم وقتِ هواخوری باهاش رفیق شدیم

244
00:18:49,360 --> 00:18:51,096
‫همه‌مون عشقِ فیلم و بیلیارد بودیم

245
00:18:51,120 --> 00:18:53,536
‫خیلی با باشگاه و این چیزها حال نمی‌کردیم

246
00:19:10,720 --> 00:19:12,040
‫فیلم موردعلاقه‌ش چی بود؟

247
00:19:13,160 --> 00:19:14,736
‫خیلی چیزها

248
00:19:14,760 --> 00:19:17,400
‫احتمالاً گلادیاتور

249
00:19:19,160 --> 00:19:20,496
‫آره

250
00:19:33,600 --> 00:19:36,856
‫نظرتون در مورد افسر جنینگز چیه؟

251
00:19:36,880 --> 00:19:40,400
‫آدم… بدی نیست

252
00:19:42,920 --> 00:19:44,216
‫آره

253
00:21:42,960 --> 00:21:44,640
‫شرمنده نموندم

254
00:21:46,120 --> 00:21:48,336
‫آره، باشه

255
00:21:48,360 --> 00:21:50,176
‫جدی نمی‌تونستم تو چشم‌هاش نگاه کنم، رفیق

256
00:21:50,200 --> 00:21:53,016
‫همین‌طوری ادامه بده تا برم اتاق رئیس کل و
‫همه‌چی رو بذارم کف دستش

257
00:21:53,040 --> 00:21:55,416
‫اگه نری پی کارت،
‫همین الان میرم سراغش

258
00:21:55,440 --> 00:21:58,416
‫ببین، اگه تو جای من بودی و
‫من جای تو،

259
00:21:58,440 --> 00:22:01,000
‫تو هم جیم می‌زدی و
‫من بند رو نشونِ مادره می‌دادم

260
00:22:02,800 --> 00:22:04,240
‫فرقی با هم نداریم

261
00:22:39,640 --> 00:22:43,336
‫به‌نظرم درستش اینه که
‫یه مراسم یادبود برای کریستوفر بگیریم

262
00:22:43,360 --> 00:22:45,856
‫- همین‌جا، با بچه‌های بند
‫- مراسم یادبود؟

263
00:22:45,880 --> 00:22:47,296
‫- آره
‫- عمراً

264
00:22:47,320 --> 00:22:49,696
‫برای کل زندان نه،
‫فقط بچه‌های بندِ خودش

265
00:22:49,720 --> 00:22:51,816
‫- همون‌هایی که می‌شناختنش
‫- اصلاً و ابداً. حرفشم نزن

266
00:22:51,840 --> 00:22:53,896
‫- برای روحیه‌شون خوبه
‫- خیلی خطرناکه

267
00:22:53,920 --> 00:22:55,816
‫نصفِ این بند با نصفِ دیگه‌شون منع ارتباطن و

268
00:22:55,840 --> 00:22:57,376
‫بعدِ قضیه‌ی چاقوکشی کلاً جو ناجور شده

269
00:22:57,400 --> 00:22:58,936
‫حتی بچه‌های آزاد هم افتادن به جون هم

270
00:22:58,960 --> 00:23:00,016
‫چطوری می‌خوای جمعشون کنی؟

271
00:23:00,040 --> 00:23:02,456
‫می‌دونم سخته، منتها غیرممکن نیست

272
00:23:02,480 --> 00:23:04,136
‫غیرممکنه، ببین کِی گفتم

273
00:23:04,160 --> 00:23:06,296
‫- بابی، یه فرصتی بهش…
‫- قربان، مسخره‌ست

274
00:23:06,320 --> 00:23:07,536
‫این بچه‌ها حق سوگواری دارن

275
00:23:07,560 --> 00:23:10,496
‫- کسی جلوشون رو نگرفته. چرا؟
‫- باید با همدیگه عزاداری کنن

276
00:23:10,520 --> 00:23:12,896
‫چون خصلتِ آدمیزاده که بعدِ مرگِ بقیه

277
00:23:12,920 --> 00:23:14,696
‫- توی غم‌ همدیگه شریک بشن
‫- دنبالِ خون‌ریزیِ بیشتری؟

278
00:23:14,720 --> 00:23:16,536
‫می‌خوای دوباره قتل راه بیفته؟
‫اگه از هم سواشون نکنیم…

279
00:23:16,560 --> 00:23:19,000
‫خب، اصلاً مشکل اصلی همینه،
‫نباید جداشون کنیم. این راهش نیست

280
00:23:20,680 --> 00:23:22,576
‫می‌دونم فقط چند روزه اینجام،

281
00:23:22,600 --> 00:23:24,216
‫ولی این یعنی نگاهِ بی‌طرفانه و

282
00:23:24,240 --> 00:23:25,896
‫این وضعیت فاجعه‌ست

283
00:23:25,920 --> 00:23:27,536
‫مو به تن آدم سیخ می‌کنه

284
00:23:27,560 --> 00:23:29,456
‫نمی‌تونیم تا ابد پشتِ درهای بسته
‫حبس‌شون کنیم

285
00:23:29,480 --> 00:23:31,816
‫نمیشه که تا قیام قیامت
‫به همین منوال پیش بریم

286
00:23:31,840 --> 00:23:33,496
‫چطور می‌خواید تربیتشون کنید؟

287
00:23:33,520 --> 00:23:35,416
‫با این رفتاری که در پیش گرفتید،

288
00:23:35,440 --> 00:23:37,896
‫- چطور توقع دارید عاقل و سربه‌راه بشن؟
‫- این بچه‌ها عاقل نیستن

289
00:23:37,920 --> 00:23:40,496
‫من هم دلِ خوشی از این منع ارتباط ندارم،

290
00:23:40,520 --> 00:23:42,496
‫ولی زبونِ دیگه‌ای حالیشون نیست

291
00:23:42,520 --> 00:23:45,536
‫اگه بذاریم پیش هم باشن،
‫می‌افتن به جونِ همدیگه

292
00:23:45,560 --> 00:23:47,800
‫خون و خون‌ریزی راه می‌افته.
‫هیچ‌جوره شدنی نیست.

293
00:23:48,800 --> 00:23:50,240
‫ببین، بذار یه‌کم بهش فکر کنم

294
00:24:03,920 --> 00:24:05,776
‫- مامان؟
‫- بله

295
00:24:05,800 --> 00:24:07,936
‫مخفف چیه؟

296
00:24:07,960 --> 00:24:09,640
‫- مادر
‫- درسته

297
00:24:11,120 --> 00:24:12,616
‫- بابا
‫- بله

298
00:24:12,640 --> 00:24:14,736
‫مخفف چیه؟

299
00:24:14,760 --> 00:24:16,360
‫- پدر
‫- بله

300
00:24:17,680 --> 00:24:19,336
‫شما مامان و بابا دارید، خانم؟

301
00:24:19,360 --> 00:24:21,816
‫منظورم اینه که زنده‌ان؟

302
00:24:21,840 --> 00:24:23,056
‫بابام آره

303
00:24:23,080 --> 00:24:24,320
‫هرچند بیماره

304
00:24:25,480 --> 00:24:27,096
‫باباتون آدم‌ شریفی بود؟

305
00:24:27,120 --> 00:24:29,616
‫- مردِ خانواده بود؟
‫- آره

306
00:24:29,640 --> 00:24:32,576
‫جمعه‌ها من و خواهرم می‌رفتیم
‫دم درِ محل کارش

307
00:24:32,600 --> 00:24:35,576
‫به استقبالش، اون هم همیشه
‫برامون شکلات مغزدار می‌خرید

308
00:24:35,600 --> 00:24:39,560
‫ما هم دستش رو می‌گرفتیم و
‫شکلات‌خورون تا خونه برمی‌گشتیم

309
00:24:40,600 --> 00:24:43,496
‫شکلات مغزدار دوست داشتید؟

310
00:24:43,520 --> 00:24:44,840
‫آره

311
00:24:49,000 --> 00:24:50,640
‫دیروز ریختن سرِ جیدن

312
00:24:53,360 --> 00:24:54,800
‫- جدی؟
‫- آره

313
00:24:56,240 --> 00:24:57,736
‫کارِ تو بود؟

314
00:24:57,760 --> 00:24:59,336
‫نه

315
00:24:59,360 --> 00:25:01,080
‫راستشو داری میگی؟

316
00:25:02,880 --> 00:25:04,880
‫- آره
‫- فکر نکنم

317
00:25:08,400 --> 00:25:09,760
‫چرا دعواتون شد؟

318
00:25:13,440 --> 00:25:14,920
‫خانم، میشه لطفاً برید؟

319
00:25:16,080 --> 00:25:18,696
‫- می‌خوای برم؟
‫- آره. همین الان لطفاً

320
00:25:18,720 --> 00:25:21,176
‫- باشه
‫- همین الان. فقط برو

321
00:25:21,200 --> 00:25:22,536
‫زود باش!

322
00:25:22,560 --> 00:25:23,800
‫دست از سرم بردار!

323
00:25:25,080 --> 00:25:26,936
‫امیدت به این بچه‌ست، نه؟

324
00:25:26,960 --> 00:25:28,760
‫شانست یک به هزاره

325
00:25:31,200 --> 00:25:33,840
‫♪ Tremz - Different Pattern ♪

326
00:25:55,280 --> 00:25:56,800
‫مغزت خوب کار می‌کنه؟

327
00:25:59,880 --> 00:26:01,320
‫آره

328
00:26:03,080 --> 00:26:04,600
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟

329
00:26:05,960 --> 00:26:08,040
‫یه کلمه به احدی بگی کارِت تمومه،
‫شوخی هم ندارم

330
00:26:10,000 --> 00:26:11,080
‫حله

331
00:26:13,680 --> 00:26:15,440
‫خوندن و نوشتن یادم بده

332
00:26:17,400 --> 00:26:19,680
‫این کشیشه داشت یادم می‌داد،
‫منتها زیادی فضوله

333
00:26:25,000 --> 00:26:26,280
‫خب، یادم میدی؟

334
00:26:30,640 --> 00:26:31,840
‫باشه

335
00:26:45,120 --> 00:26:46,640
‫بیاید بشینید سر جاهاتون، پسرها

336
00:27:45,520 --> 00:27:47,696
‫از همگی ممنونم که تشریف آوردید

337
00:27:47,720 --> 00:27:52,296
‫با بعضی‌هاتون آشنایی دارم،
‫اما جهت معرفی برای بقیه

338
00:27:52,320 --> 00:27:55,696
‫بنده ماری لوئیز هستم،
‫کشیش اینجا

339
00:27:55,720 --> 00:27:58,256
‫کاتولیکم، ولی الان عشای ربانی نیست

340
00:27:58,280 --> 00:28:01,176
‫بین شما از هر دین و مذهبی هست.
‫بعضاً هیچ اعتقادی هم ندارن.

341
00:28:01,200 --> 00:28:04,896
‫ما اینجاییم برای یادبودِ کریستوفر،

342
00:28:04,920 --> 00:28:08,576
‫پسری که در آغازِ تولدش
‫یوشیندی نامیده شد

343
00:28:08,600 --> 00:28:10,336
‫مادرش، آمارا ازمون تقاضا کرده

344
00:28:10,360 --> 00:28:13,776
‫امروز رو با یه دعای کوتاه آغاز کنیم و
‫به پایان برسونیم

345
00:28:13,800 --> 00:28:15,720
‫پس، همگی با من همراهی کنید

346
00:28:19,440 --> 00:28:23,616
‫بادا که عشق خداوند و آرامش عیسی مسیح،

347
00:28:23,640 --> 00:28:25,576
‫مایه‌ی برکت و تسلای ما گردد و

348
00:28:25,600 --> 00:28:29,056
‫به‌آرامی قطره‌قطره‌ی اشک‌ها را
‫از دیدگانمان بزداید

349
00:28:29,080 --> 00:28:32,856
‫به‌نام پدر، پسر و روح‌القدس

350
00:28:32,880 --> 00:28:34,976
‫- آمین
‫- آمین

351
00:28:35,000 --> 00:28:39,816
‫در ادامه، جیدن و جیتانگ
‫یادداشت‌هاشون رو برامون می‌خونن

352
00:28:39,840 --> 00:28:41,360
‫جیدن

353
00:28:44,000 --> 00:28:51,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

354
00:28:54,800 --> 00:28:56,576
‫کریس رفیق من بود

355
00:28:56,600 --> 00:28:59,056
‫انداختنش توی سلولِ بغلیِ من و
‫این‌جوری شد که با هم رفیق شدیم،

356
00:28:59,080 --> 00:29:01,880
‫چون جفتمون عشقِ این بودیم که
‫با جی بریم از چرخ‌دستیِ بند فیلم برداریم

357
00:29:03,560 --> 00:29:07,176
‫خیلی از بچه‌های بند با کریس رفیق نمی‌شدن،

358
00:29:07,200 --> 00:29:10,360
‫چون زبونش بند می‌اومد و
‫لکنت داشت

359
00:29:11,720 --> 00:29:13,536
‫فکر کنم خیلی‌ها خیال می‌کردن
‫شیرین‌عقلی چیزیه،

360
00:29:13,560 --> 00:29:15,096
‫منتها این‌طور نبود

361
00:29:15,120 --> 00:29:17,016
‫کریس باهوش بود

362
00:29:17,040 --> 00:29:18,400
‫فوق‌العاده زرنگ و باهوش

363
00:29:21,040 --> 00:29:23,776
‫قرار بود چند ماه بعد از من آزاد شه

364
00:29:23,800 --> 00:29:27,576
‫واسه همین با هم برنامه ریختیم
‫هم‌خونه بشیم

365
00:29:27,600 --> 00:29:30,280
‫در کل، می‌خواستیم
‫یه فکری برای آینده‌مون بکنیم

366
00:29:31,760 --> 00:29:33,816
‫کلی امید و آرزو داشت؛

367
00:29:33,840 --> 00:29:35,600
‫هزارجور کارِ نکرده داشت

368
00:29:38,160 --> 00:29:40,800
‫یادمه خیلی ذوق داشت که
‫بالاخره قراره مامانش رو ببینه

369
00:29:42,000 --> 00:29:44,200
‫حقیقتاً، یه‌بند فقط در مورد
‫همین موضوع فک می‌زد

370
00:29:46,640 --> 00:29:47,680
‫آره

371
00:29:48,800 --> 00:29:49,960
‫جای خالیِ کریس حس میشه

372
00:29:51,280 --> 00:29:52,560
‫دل‌تنگشم

373
00:29:53,760 --> 00:29:55,040
‫رفیقم بود

374
00:29:56,640 --> 00:29:57,920
‫همین

375
00:30:16,880 --> 00:30:19,040
‫کریس اهل دعوا و درگیری نبود

376
00:30:20,200 --> 00:30:22,816
‫بهش گفتم: «کریس،

377
00:30:22,840 --> 00:30:25,816
‫اینا سوژه‌ات کردن چون لکنت داری.»

378
00:30:25,840 --> 00:30:30,456
‫«تو هیکلت درشته، زورت زیاده،
‫همه‌شون رو حریفی.»

379
00:30:30,480 --> 00:30:33,736
‫«باید ازشون زهر چشم بگیری،
‫وگرنه تا ابد سوارتن.»

380
00:30:33,760 --> 00:30:35,456
‫«چرا حالیشون نمی‌کنی؟»

381
00:30:35,480 --> 00:30:37,456
‫برگشت گفت:

382
00:30:37,480 --> 00:30:39,720
‫«چون لکنت باعث میشه
‫آدم حساسی باشم.»

383
00:30:40,920 --> 00:30:43,216
‫«اون‌قدر که دلم نیاد کسی رو اذیت کنم.»

384
00:30:43,240 --> 00:30:44,960
‫هیچ‌وقت هم کاریشون نداشت

385
00:32:04,640 --> 00:32:09,376
‫بنابراین، پسرک وسایلی که
‫برای سفر نیاز داشت را

386
00:32:09,400 --> 00:32:11,096
‫آماده کرد

387
00:32:11,120 --> 00:32:14,136
‫برای سفرش… نیاز داشت، درسته؟

388
00:32:14,160 --> 00:32:17,896
‫مثلاً… خوراکی؟

389
00:32:17,920 --> 00:32:19,976
‫آره، آره، آره

390
00:32:20,000 --> 00:32:22,496
‫پسرک وسایلی که برای سفرش
‫نیاز داشت را آماده کرد،

391
00:32:22,520 --> 00:32:25,416
‫- مانند خوراکی…
‫- با یه جفت جوراب زاپاس

392
00:32:25,440 --> 00:32:27,976
‫- آره، آره، آره
‫- با یه جفت جوراب زاپاس

393
00:32:28,000 --> 00:32:32,136
‫خب، روزگاری پسربچه‌ای زندگی می‌کرد که
‫پدرش دزد دریایی بود،

394
00:32:32,160 --> 00:32:35,136
‫تا اینکه یک روز،
‫پدر پسرک راهیِ دریا شد،

395
00:32:35,160 --> 00:32:36,616
‫ولی هیچ‌وقت برنگشت

396
00:32:36,640 --> 00:32:37,776
‫پسرک هم دل‌تنگ پدرش بود،

397
00:32:37,800 --> 00:32:39,856
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

398
00:32:39,880 --> 00:32:41,376
‫تا اینکه بزرگ شد و قد کشید،

399
00:32:41,400 --> 00:32:43,936
‫پسرک تصمیم گرفت
‫خودش هم دزد دریایی شود

400
00:32:43,960 --> 00:32:45,216
‫تا پدرش را پیدا کند

401
00:32:45,240 --> 00:32:47,816
‫خلاصه، پسر وسایلی که
‫برای سفرش نیاز داشت را آماده کرد،

402
00:32:47,840 --> 00:32:51,656
‫مانند خوراکی و یک جفت جوراب زاپاس و…

403
00:32:51,680 --> 00:32:53,936
‫نقشه‌ای که پدرش از خود به یادگار گذاشت

404
00:32:53,960 --> 00:32:55,656
‫ایول!

405
00:32:55,680 --> 00:32:57,696
‫داداش، قراره خیلی فروش بره

406
00:32:57,720 --> 00:33:00,376
‫صد شرف داره به اون جادوگرِ چهارچشم

407
00:33:05,000 --> 00:33:08,216
‫خیال می‌کردم توی صندوقچه‌ش
‫گنج پیدا می‌کنه…

408
00:33:16,200 --> 00:33:18,896
‫توی رستوران خانوادگی‌مون کار می‌کردم

409
00:33:18,920 --> 00:33:22,240
‫غذاهاش بی‌نظیر بود واقعاً.
‫به سبکِ سیچوآن، زادگاهِ بابام.

410
00:33:23,600 --> 00:33:25,656
‫صفر تا صد پخت‌وپز دستِ بابام بود

411
00:33:25,680 --> 00:33:28,776
‫یه روز شنبه،
‫چندتا سفیدپوست می‌ریزن تو

412
00:33:28,800 --> 00:33:30,576
‫بعد از فوتبال مست و پاتیل بودن و

413
00:33:30,600 --> 00:33:32,656
‫کُلی هم داد و هوار راه انداخته بودن.
‫به خواهرم گیر می‌دادن و

414
00:33:32,680 --> 00:33:34,640
‫ادای زبون چینی رو درمی‌آوردن که
‫مسخره‌مون کنن

415
00:33:36,600 --> 00:33:39,616
‫هی پشتِ‌سر هم آبجوی چینگ‌تائو سفارش می‌دادن و

416
00:33:39,640 --> 00:33:41,656
‫بابام هم براشون دولاراست میشد

417
00:33:41,680 --> 00:33:43,559
،بهش گفتم

418
00:33:43,560 --> 00:33:46,040
.بیا پرت‌شون کنیم بیرون»
«.یه مشت جاکشن

419
00:33:47,040 --> 00:33:49,719
اون هم گفت «نه، مشتری‌مونن

420
00:33:49,720 --> 00:33:52,560
عین بقیه به نحو احسن
«ازشون پذیرایی می‌کنیم

421
00:33:53,840 --> 00:33:57,719
بعدش غذاشونو خوردن و پول ندادن

422
00:33:57,720 --> 00:33:59,959
صورتحساب‌شون شده بود ۲۰۰ پوند

423
00:33:59,960 --> 00:34:02,520
…بعدش قیافه‌ی بابام

424
00:34:03,760 --> 00:34:07,759
چند ماه بعد چندتا پسر دیگه اومدن

425
00:34:07,760 --> 00:34:09,079
از همون قماش

426
00:34:09,080 --> 00:34:10,599
،اون‌ها هم پول ندادن

427
00:34:10,600 --> 00:34:12,879
ولی رفتم دنبال‌شون و
یکی‌شونو گرفتم و

428
00:34:12,880 --> 00:34:15,360
…یه چاقو دستم بود و

429
00:34:17,360 --> 00:34:18,800
بهش چاقو زدم

430
00:34:20,520 --> 00:34:22,720
قبل رسیدن آمبولانس مُرد

431
00:34:24,880 --> 00:34:26,959
الان دارم حکمم رو می‌گذرونم

432
00:34:26,960 --> 00:34:28,240
‏۱۸ سال

433
00:34:30,360 --> 00:34:33,360
ولی از اون موقع نشده کسی توی
رستوران بابام غذا بخوره و پول نده

434
00:34:35,680 --> 00:34:37,439
حتماً خیلی داری با خودت حال می‌کنی، نه؟

435
00:34:37,440 --> 00:34:39,199
جانم؟

436
00:34:39,200 --> 00:34:41,559
که اینطوری زبون جی‌تانگ رو باز کردی

437
00:34:41,560 --> 00:34:42,999
نه. اصلاً

438
00:34:43,000 --> 00:34:44,839
خب، بعداً حتماً می‌کنی

439
00:34:44,840 --> 00:34:47,079
لابد به ریش‌مون هم خندیدی، نه؟

440
00:34:47,080 --> 00:34:51,159
واسه چی؟ -
کل پسرها یه جا جمع شدن و کسی شر درست نکرد -

441
00:34:51,160 --> 00:34:52,479
چون حق با تو بود و ما اشتباه می‌کردیم

442
00:34:52,480 --> 00:34:53,879
به‌نظرم اشتباهی نکردید

443
00:34:53,880 --> 00:34:56,239
فقط یکم زیادی نگرانی به خرج می‌دادید

444
00:34:56,240 --> 00:34:59,959
اگه تو اشتباه می‌کردی چی؟
،چون اون‌ها به جرم قتل عمد

445
00:34:59,960 --> 00:35:02,799
،غیرعمد، آسیب‌های جسمانی، ضرب و شتم

446
00:35:02,800 --> 00:35:05,159
،آتش‌سوزی و مواد افتادن اینجا
ولی تو همشونو آوردی بیرون

447
00:35:05,160 --> 00:35:06,799
اونموقع دعوا می‌شد و
همه به هم حمله می‌کردن

448
00:35:06,800 --> 00:35:08,200
خب؟ به ما هم حمله می‌کردن

449
00:35:09,320 --> 00:35:11,520
.با تو که کاری ندارن
.تو کشیشی. به ما حمله می‌کنن

450
00:35:13,080 --> 00:35:15,440
،جای اینکه به ریش ما بخندی
باید خجالت بکشی

451
00:35:31,640 --> 00:35:35,399
توی اتاقم بودم که
دیدم از ته خیابون داری میای

452
00:35:35,400 --> 00:35:37,039
،شنیدم با مامان حرف زدی

453
00:35:37,040 --> 00:35:39,200
بعد پله‌ها رو اومدی بالا و در زدی

454
00:35:40,400 --> 00:35:44,959
گفتی «دخترم، دلمون نمی‌خواد
پنجاه سالت که شد و

455
00:35:44,960 --> 00:35:46,759
،دیدی اجاقت کوره

456
00:35:46,760 --> 00:35:49,640
یهویی متوجه شی که
«کل مسیرت اشتباه بوده

457
00:35:50,640 --> 00:35:52,639
،من هم گفتم

458
00:35:52,640 --> 00:35:57,439
.اشتباه نمی‌کنم، بابا»
«.خدا می‌خواد من راهبه بشم

459
00:35:57,440 --> 00:36:02,240
،تو هم گفتی «دخترم، در این صورت
«برو راهبه شو

460
00:36:04,160 --> 00:36:05,879
چرا؟

461
00:36:05,880 --> 00:36:11,999
…چرا توئه لامصب انقدر

462
00:36:12,000 --> 00:36:13,800
روشن‌فکر بودی؟

463
00:36:56,960 --> 00:36:58,839
چیکار می‌کنی؟ -
خودت چیکار می‌کنی؟ -

464
00:36:58,840 --> 00:37:00,079
ما توافق کردیم

465
00:37:00,080 --> 00:37:02,919
من نکردم -
چرا، توی بار. من، تو، آلبی و اون زنـه -

466
00:37:02,920 --> 00:37:05,159
همه صحبت کردیم و
توافق کردیم خونه رو بفروشیم

467
00:37:05,160 --> 00:37:06,599
من موافقتی نکردم -
بله. سلام -

468
00:37:06,600 --> 00:37:08,159
بله، من بیلی هستم. بابی بیلی

469
00:37:08,160 --> 00:37:10,479
میشه لطفاً بیاید تابلویی که
جلوی خونه‌ام زدید رو بردارید؟

470
00:37:10,480 --> 00:37:12,199
یعنی برم دادگاه دیگه؟ -
آره -

471
00:37:12,200 --> 00:37:13,879
!نه. اینطوری باید کلی هزینه کنیم

472
00:37:13,880 --> 00:37:16,759
.آلترتون، خیابان هلم، پلاک ۳۶
.به جهنم که باید هزینه کنیم

473
00:37:16,760 --> 00:37:17,999
من خونه رو نمی‌فروشم

474
00:37:18,000 --> 00:37:19,719
.نه، نه، نه
.من درخواست فروش ندادم

475
00:37:19,720 --> 00:37:21,719
همسرم بدون اجازه‌ی من
خونه رو گذاشته برای فروش

476
00:37:21,720 --> 00:37:22,799
پس من وکیل می‌گیرم

477
00:37:22,800 --> 00:37:24,559
باشه. ممنون. مرسی، خداحافظ

478
00:37:24,560 --> 00:37:26,640
پس وکیل بگیرم؟ -
!آره -

479
00:37:44,320 --> 00:37:46,879
سنگین شده ها

480
00:37:46,880 --> 00:37:49,999
پرستار گفتش وزنش مناسبـه. نه، بابا؟

481
00:37:50,000 --> 00:37:51,199
آره

482
00:37:51,200 --> 00:37:52,439
به اندازه‌ی کافی هم می‌خوابه

483
00:37:52,440 --> 00:37:54,159
شب‌ها کلاً دو سه بار بیدار میشه

484
00:37:54,160 --> 00:37:55,479
جدی؟

485
00:38:01,640 --> 00:38:03,679
از اون یکی زندان بهتره؟

486
00:38:03,680 --> 00:38:06,119
خیلی فرقی ندارن. آره

487
00:38:06,120 --> 00:38:09,359
چند بار حیاطش رو دیدیم، مگه نه؟

488
00:38:09,360 --> 00:38:12,199
هواخوری زیاد دارید؟ -
نه -

489
00:38:12,200 --> 00:38:13,879
داروهات رو مصرف می‌کنی؟

490
00:38:13,880 --> 00:38:15,359
آره. از این به بعد می‌کنم

491
00:38:15,360 --> 00:38:17,720
خوبـه. خوبـه، پسرم

492
00:38:21,640 --> 00:38:23,240
جی، چی شده؟

493
00:38:24,280 --> 00:38:26,559
هیچی -
یه چیزی شده دیگه -

494
00:38:26,560 --> 00:38:28,119
دعوا کردی؟

495
00:38:28,120 --> 00:38:30,079
نه. گفتم حالم خوبـه. خب؟

496
00:38:30,080 --> 00:38:31,680
انقدر گیر نده دیگه

497
00:38:35,240 --> 00:38:36,759
اینجا چطوریـه؟

498
00:38:36,760 --> 00:38:38,999
بدک نیست

499
00:38:39,000 --> 00:38:41,439
راستش کلی وقت آزاد دارم

500
00:38:41,440 --> 00:38:43,120
چیکار می‌کنی؟

501
00:38:44,960 --> 00:38:46,360
به شما فکر می‌کنم

502
00:38:50,560 --> 00:38:52,080
سرطان داری؟

503
00:38:53,600 --> 00:38:54,999
آره

504
00:38:55,000 --> 00:38:56,799
چه نوعی؟

505
00:38:56,800 --> 00:38:58,200
لوزالمعده

506
00:38:59,280 --> 00:39:00,959
از اون ناجورهاست، نه؟

507
00:39:00,960 --> 00:39:02,440
اینطور میگن

508
00:39:03,640 --> 00:39:05,319
لوزالمعده کجا میشه؟

509
00:39:05,320 --> 00:39:06,759
نمی‌دونم

510
00:39:06,760 --> 00:39:08,760
فکر کنم همین‌جاها

511
00:39:10,720 --> 00:39:12,439
درد می‌کنه؟

512
00:39:12,440 --> 00:39:13,720
یکم

513
00:39:16,720 --> 00:39:18,360
چقدر وقت داری؟

514
00:39:19,400 --> 00:39:20,800
چند ماه

515
00:39:27,640 --> 00:39:29,239
می‌دونن علتش چیـه؟

516
00:39:29,240 --> 00:39:31,399
دکترها چیزی نگفتن؟

517
00:39:31,400 --> 00:39:32,800
نه

518
00:39:35,400 --> 00:39:36,719
باشه

519
00:39:36,720 --> 00:39:39,079
پسرم، هیچ ارتباطی به تو نداره

520
00:39:39,080 --> 00:39:40,200
یا کاری که کردی

521
00:39:41,600 --> 00:39:43,720
احتمالاً چندین سالـه که
در حال شکل‌گیری بوده

522
00:39:45,280 --> 00:39:46,559
تو رو می‌شناسم

523
00:39:46,560 --> 00:39:48,039
آره

524
00:39:48,040 --> 00:39:49,559
تو از دخترای تامی الیس بودی، نه؟

525
00:39:49,560 --> 00:39:51,319
خودت بودی دیگه؟ -
چی داره میگه؟ -

526
00:39:51,320 --> 00:39:53,039
تامی الیس کیـه؟ -
هیچی. نمی‌دونم -

527
00:39:53,040 --> 00:39:55,159
،نه تو رو می‌شناسم
نه می‌دونم کی رو میگی

528
00:39:55,160 --> 00:39:57,199
باشه؟ -
دروغ نگو -

529
00:39:57,200 --> 00:39:59,919
تو رو توی ماشینش با اون دختره که
موهاش رو می‌بافه دیدم

530
00:39:59,920 --> 00:40:02,159
همه یه دست مالیدنش، مگه نه؟

531
00:40:02,160 --> 00:40:03,479
قشنگ دست‌به‌دست شده

532
00:40:03,480 --> 00:40:04,999
تو رو هم همینطور

533
00:40:05,000 --> 00:40:06,719
نمی‌خوای یه چیزی بگی؟

534
00:40:06,720 --> 00:40:07,959
میگه من فاحشه‌ام

535
00:40:07,960 --> 00:40:09,239
بهش توجه نکن

536
00:40:09,240 --> 00:40:11,559
!یه چیزی بگو -
خیلی مهربون نیستی، نه؟ -

537
00:40:11,560 --> 00:40:12,679
فقط دارم کرم می‌ریزم

538
00:40:12,680 --> 00:40:16,159
خیال می‌کردم کسی که اومده
ملاقات همچین بی‌ریختی شوخی سرش بشه

539
00:40:16,160 --> 00:40:17,679
بازم مسخره کن ببین چیکارت می‌کنم

540
00:40:17,680 --> 00:40:18,799
باشه، جکی چان

541
00:40:18,800 --> 00:40:21,239
همیشه رفقات دور و برتن، نه؟ -
آره، هستن -

542
00:40:21,240 --> 00:40:22,759
رفقای تو کجان؟

543
00:40:22,760 --> 00:40:25,919
ای بابا. به دَرَک واصل شد، نه؟

544
00:40:25,920 --> 00:40:27,559
!کص ننه‌ات

545
00:40:27,560 --> 00:40:28,919
!آروم باش

546
00:40:31,320 --> 00:40:33,559
!یکم کونگ‌فو بزن ببینیم

547
00:40:37,920 --> 00:40:39,639
!ولم کنید

548
00:40:39,640 --> 00:40:41,879
!ولم کنید

549
00:40:41,880 --> 00:40:44,439
!هی! گمشید بیرون

550
00:40:44,440 --> 00:40:46,399
!زیدت رو سگ نمیگاد، پسرک

551
00:40:46,400 --> 00:40:47,439
!بسه دیگه

552
00:40:47,440 --> 00:40:49,119
همه سر جاهاتون بمونید

553
00:40:49,120 --> 00:40:51,959
!اخماتو وا کن، جی‌تانگ

554
00:40:51,960 --> 00:40:53,959
!خیال کردی خیلی شاخی؟

555
00:40:53,960 --> 00:40:56,640
.مشکلی نیست
.سر جاهاتون بمونید

556
00:40:58,080 --> 00:41:00,559
دبیرستان گفته بود می‌تونه بره دانشگاه

557
00:41:00,560 --> 00:41:02,439
مطمئن بودن قبول میشه

558
00:41:02,440 --> 00:41:04,399
باشه

559
00:41:04,400 --> 00:41:06,839
ولی الان دیگه نمیشه
چندان مطمئن بود، نه؟

560
00:41:06,840 --> 00:41:09,000
حالا که باید مراقب
بچه‌ی کوفتی تو باشه

561
00:41:10,120 --> 00:41:11,359
بازم می‌تونه بره

562
00:41:11,360 --> 00:41:13,559
می‌دونی دم در ما رو گشتن؟

563
00:41:13,560 --> 00:41:17,039
.من و اون و بچه رو
.سگ‌ها داشتن ما رو بو می‌کشیدن

564
00:41:17,040 --> 00:41:19,440
،شاید این چیزا برای تو عادی باشه
ولی واسه اون نیست

565
00:41:20,600 --> 00:41:22,559
متأسفم

566
00:41:22,560 --> 00:41:25,679
،خب، اگه واقعاً متأسفی
نذار دیگه بیاد اینجا

567
00:41:25,680 --> 00:41:27,759
،چی؟ نه بگو بیاد ملاقاتت
،نه زنگ بزن

568
00:41:27,760 --> 00:41:30,399
کلاً کاری به کارش نداشته باش

569
00:41:30,400 --> 00:41:32,679
ما عاشق همدیگه‌ایم -
،اگه واقعاً عاشقشی -

570
00:41:32,680 --> 00:41:34,799
اون شب پیش خودش و
بچه‌اش می‌بودی، ولی نه

571
00:41:34,800 --> 00:41:36,439
با رفقای کسخلت رفته بودی بیرون

572
00:41:36,440 --> 00:41:37,679
خودت نمی‌ذاشتی ببینمش

573
00:41:37,680 --> 00:41:39,679
بیست سال اینجا موندگاری، پسر

574
00:41:39,680 --> 00:41:43,000
جدی خیال می‌کنی بیست سال پات می‌شینه؟

575
00:41:45,120 --> 00:41:46,639
شما هیچ آینده‌ای ندارید

576
00:41:46,640 --> 00:41:48,839
پس این رو قبول کن و
فراموشش کن

577
00:41:48,840 --> 00:41:50,239
کار من نبود

578
00:41:50,240 --> 00:41:52,239
آره جون خودت -
من نکُشتمش، خب؟ قسم می‌خورم -

579
00:41:52,240 --> 00:41:54,679
پس به‌نظرت تبرئه‌ات می‌کنن؟

580
00:41:54,680 --> 00:41:57,319
ها؟ میای بیرون پیشش و
به خوبی و خوشی زندگی می‌کنید؟

581
00:41:57,320 --> 00:42:00,599
نه، پسرک. چون اون پیش من زندگی می‌کنه

582
00:42:00,600 --> 00:42:03,520
،اگر هم دور و بر خونه‌ام آفتابی شی
می‌زنم آسفالتت می‌کنم

583
00:42:04,760 --> 00:42:08,359
،بهم ثابت کن. اگه واقعاً عاشقشی
کاری رو بکن که به صلاحشـه

584
00:42:08,360 --> 00:42:10,160
یعنی دیگه بهش نزدیک نشو

585
00:42:21,080 --> 00:42:22,640
همیشه اینطوریـه؟

586
00:42:24,920 --> 00:42:27,559
صورتش کلاً کبود شده -
آره -

587
00:42:27,560 --> 00:42:29,155
خب، می‌دونی کار کی بوده؟ -
نه -

588
00:42:29,179 --> 00:42:30,880
ازش پرسیدی؟ -
آره. هیچی نمیگه -

589
00:42:32,120 --> 00:42:33,839
آستین‌هاش رو داده پایین

590
00:42:33,840 --> 00:42:35,039
خب؟

591
00:42:35,040 --> 00:42:37,160
یعنی دوباره داره خودش رو زخمی می‌کنه

592
00:42:39,840 --> 00:42:41,960
باهاش صحبت می‌کنم -
جدی؟ -

593
00:42:43,160 --> 00:42:44,600
باشه. ممنون

594
00:42:46,000 --> 00:42:48,160
خداحافظ، جی -
خداحافظ، خاله نیکی -

595
00:42:53,480 --> 00:42:56,839
تموم شد؟
حرف‌هاتون رو زدید؟

596
00:42:56,840 --> 00:42:58,799
فقط گفتیم بهتره بدونی

597
00:42:58,800 --> 00:43:00,640
پس حرف دیگه‌ای ندارید؟
سؤالی ندارید؟

598
00:43:01,920 --> 00:43:06,839
…جیمز -
می‌دونی، به کُشتن جفت‌تون فکر کردم. بعدش -

599
00:43:06,840 --> 00:43:09,519
.بهش فکر می‌کردم
.از سرم بیرون نمی‌رفت

600
00:43:09,520 --> 00:43:11,359
فقط واسه اینکه دیگه
مجبور نباشم ببینم‌تون

601
00:43:11,360 --> 00:43:13,920
تا نبینم اینطوری به من نگاه می‌کنید

602
00:43:15,840 --> 00:43:16,959
…پسرم

603
00:43:16,960 --> 00:43:18,800
چرا اون کار رو کردی، جیمز؟

604
00:43:20,000 --> 00:43:21,440
بهمون میگی؟

605
00:43:22,560 --> 00:43:24,599
نه

606
00:43:24,600 --> 00:43:26,239
جیمز، خواهش می‌کنم

607
00:43:26,240 --> 00:43:27,879
می‌خواستم توی یوتیوب معروف شم

608
00:43:27,880 --> 00:43:29,279
آره

609
00:43:29,280 --> 00:43:32,239
اولین کسی که یه معلول رو
با مخزن اکسیژن خودش می‌کُشه

610
00:43:32,240 --> 00:43:34,240
ولی خب، یادم رفت ضبطش کنم

611
00:43:35,440 --> 00:43:37,559
یا شاید کُشتمش چون خودش ازم خواست

612
00:43:37,560 --> 00:43:39,799
می‌دونی «دیگه حالم از این ویلچر
به هم می‌خوره، داداش

613
00:43:39,800 --> 00:43:42,039
«تو رو خدا بیا خلاصم کن

614
00:43:42,040 --> 00:43:46,239
یا شاید کُشتمش چون دیگه نمی‌خواستم
روی اون صندلی ببینمش

615
00:43:46,240 --> 00:43:49,879
یا شاید چون…چون بهش حسودیم می‌شد

616
00:43:49,880 --> 00:43:52,679
از اینکه همش به اون توجه می‌کردید و
کاری به کار من نداشتید

617
00:43:52,680 --> 00:43:55,279
یا شاید کُشتمش چون وبال گردن‌تون بود و

618
00:43:55,280 --> 00:43:58,399
می‌خواستم خلاص‌تون کنم
تا یه زندگی عادی داشته باشیم

619
00:43:58,400 --> 00:43:59,800
هر کدوم رو می‌خوای انتخاب کن

620
00:44:01,920 --> 00:44:03,280
اون وبال گردن‌مون نبود

621
00:44:04,400 --> 00:44:07,640
اون پسرم بود و دوستش داشتم

622
00:44:10,640 --> 00:44:13,280
تو هم پسرمی و دوستت دارم

623
00:44:14,840 --> 00:44:16,720
همیشه دوستت دارم

624
00:44:22,920 --> 00:44:24,120
تو چی؟

625
00:44:32,680 --> 00:44:33,960
نه

626
00:44:38,680 --> 00:44:39,959
،گفتی واسه این کُشتیش

627
00:44:39,960 --> 00:44:43,079
چون دیگه نمی‌خواستی
روی اون ویلچر ببینیش

628
00:44:43,080 --> 00:44:45,319
این تا حدودی حقیقت داره

629
00:44:45,320 --> 00:44:48,119
،وقتی روی اون ویلچر می‌دیدیش
قلبت می‌شکست

630
00:44:48,120 --> 00:44:51,040
آره؟ آره؟

631
00:44:55,120 --> 00:44:57,120
بیا اینجا، پسر. بیا اینجا

632
00:45:32,320 --> 00:45:34,040
خیلی‌خب، این ردیف بلند شید

633
00:45:35,400 --> 00:45:37,159
راه بیفتید

634
00:45:37,160 --> 00:45:38,959
ردیف وسط، بلند شید

635
00:45:38,960 --> 00:45:40,000
حرکت کنید

636
00:45:41,680 --> 00:45:44,520
ردیف آخر، بلند شید. برید

637
00:46:00,240 --> 00:46:02,119
!مرتیکه‌ی آشغال

638
00:46:41,440 --> 00:46:43,119
نه. نخیر

639
00:46:43,120 --> 00:46:44,399
سلام -
سلام -

640
00:46:44,400 --> 00:46:46,879
سرنگهبان بیلی هستم از آلدرویک

641
00:46:46,880 --> 00:46:48,119
کم ندادم

642
00:46:48,120 --> 00:46:50,199
قانون چهاره. ده درصد بابت اون کم شده

643
00:46:50,200 --> 00:46:51,360
چی شده؟

644
00:46:52,400 --> 00:46:55,000
.حق با تو بود
.جیدن دوباره خودش رو زخمی می‌کنه

645
00:46:56,560 --> 00:46:58,559
پس دست‌هاش رو دیدی -
آره -

646
00:46:58,560 --> 00:46:59,879
خیلی ناجوره؟

647
00:46:59,880 --> 00:47:03,519
،تا حدودی. وارد یه برنامه حمایتی کردیمش
پس خبرش رو بهت میدیم

648
00:47:03,520 --> 00:47:04,999
باشه. مرسی

649
00:47:05,000 --> 00:47:06,560
…راستی -
بله؟ -

650
00:47:07,640 --> 00:47:10,239
می‌خوای امشب با هم بریم بیرون؟

651
00:47:13,240 --> 00:47:14,919
الان توی مغازه تنهام و

652
00:47:14,920 --> 00:47:16,719
خیلی…خیلی شلوغـه

653
00:47:16,720 --> 00:47:18,160
اصلاً شماره‌ام رو از کجا آوردی؟

654
00:47:19,280 --> 00:47:21,159
اسمت به عنوان نزدیکترین
خویشاوند جیدن ثبت شده

655
00:47:21,160 --> 00:47:22,799
باشه. ولی این اطلاعات محرمانه‌ست، نه؟

656
00:47:22,800 --> 00:47:24,719
این…اطلاعات محرمانه‌ست

657
00:47:24,720 --> 00:47:26,959
…داری برای منافعِ

658
00:47:26,960 --> 00:47:28,759
چی میگن؟
برای منافع شخصی استفاده می‌کنی

659
00:47:28,760 --> 00:47:31,039
متأسفم -
آره، باید هم باشی -

660
00:47:31,040 --> 00:47:33,119
اصلاً…واسه چی پرسیدی؟

661
00:47:33,120 --> 00:47:35,679
چی؟ -
چرا گفتی با هم بریم بیرون؟ -

662
00:47:35,680 --> 00:47:39,559
چی توی خودت دیدی که
خیال کردی باهات میام بیرون؟

663
00:47:39,560 --> 00:47:41,199
گفتم شاید بخوای

664
00:47:41,200 --> 00:47:43,199
چرا؟ چون وجه اشتراک داریم؟

665
00:47:43,200 --> 00:47:44,600
رابطه‌ی جفت‌مون به هم خورده؟

666
00:47:45,720 --> 00:47:47,640
جفت‌مون…زخم‌خورده‌ایم

667
00:47:51,400 --> 00:47:53,068
باشه -
قبولـه؟ -

668
00:47:53,092 --> 00:47:53,800
قبولـه

669
00:48:07,080 --> 00:48:08,359
تقاطع بِر و لانترن؟

670
00:48:08,360 --> 00:48:10,680
عه، نه. خیابان مورتیمر

671
00:48:12,000 --> 00:48:13,320
فکر کنم تاکسی منـه

672
00:48:15,840 --> 00:48:17,799
میری بیرون؟ -
آره -

673
00:48:17,800 --> 00:48:19,079
چرا؟

674
00:48:19,080 --> 00:48:20,400
قرار دارم

675
00:48:28,960 --> 00:48:32,319
بفرما -
مرسی -

676
00:48:32,320 --> 00:48:34,119
نوش

677
00:48:34,120 --> 00:48:37,080
خب، پس نوشیدنی دوست داری؟

678
00:48:38,360 --> 00:48:39,680
چطور مگه؟

679
00:48:41,000 --> 00:48:43,720
.خانمت به آلبی گفته
.اون هم به من گفت

680
00:48:45,600 --> 00:48:47,319
…نوشیدنی دوست دارم ولی فقط

681
00:48:47,320 --> 00:48:50,119
من که…الکلی و این‌ها نیستم

682
00:48:50,120 --> 00:48:52,359
نیستی؟ باشه -
نه -

683
00:48:52,360 --> 00:48:53,599
خیلی‌خب

684
00:48:53,600 --> 00:48:55,240
الان می‌ترسم دست بزنم

685
00:49:02,040 --> 00:49:03,880
به‌نظرت چرا خودزنی می‌کنه؟

686
00:49:05,240 --> 00:49:07,799
چیزی نمیگه -
ولی حتماً دلیلی داره -

687
00:49:07,800 --> 00:49:09,239
حتماً داره. آره

688
00:49:09,240 --> 00:49:10,879
،پسرهای ما کلی درد دارن، نیکولا

689
00:49:10,880 --> 00:49:12,399
ولی همشون درونیـه و

690
00:49:12,400 --> 00:49:13,839
دوست دارن یجوری بروزش بدن

691
00:49:13,840 --> 00:49:15,799
…پس واسه همینـه که

692
00:49:15,800 --> 00:49:17,120
نیکی صدام کن

693
00:49:18,440 --> 00:49:20,519
نیکی با آی یا وای؟

694
00:49:20,520 --> 00:49:21,880
جفتش

695
00:49:22,880 --> 00:49:24,560
خدایا، آره. راست میگی

696
00:49:29,960 --> 00:49:32,519
ده پونزده سال پیش شغل خوبی بود

697
00:49:32,520 --> 00:49:34,199
دوست‌های خوبی داشتی و

698
00:49:34,200 --> 00:49:35,999
زندانی‌ها ازت حساب می‌بردن

699
00:49:36,000 --> 00:49:37,399
البته اذیت‌شون هم نمی‌کردیم ها

700
00:49:37,400 --> 00:49:40,479
،کتابخونه، تحصیلات، باشگاه
…آموزش، کلیسا

701
00:49:40,480 --> 00:49:42,239
همه چی روی حساب و کتاب بود

702
00:49:42,240 --> 00:49:44,919
زندانی‌های سابق هم توی خیابون
یا بار میومدن سمتت و

703
00:49:44,920 --> 00:49:48,119
مثلاً می‌گفتن «اومدم یه سلامی عرض کنم، قربان

704
00:49:48,120 --> 00:49:49,879
چون باهام خوب تا کردید

705
00:49:49,880 --> 00:49:52,039
«آدم‌حسابی بودید. سخت‌گیر ولی منصف

706
00:49:52,040 --> 00:49:55,679
،این روزها اگه شانس بیاری
شاید گذاشتن بری باشگاه

707
00:49:55,680 --> 00:49:58,159
،یه مقدار هم کلیسا
ولی کتابخونه کلاً جمع شده

708
00:49:58,160 --> 00:50:00,999
تحصیلات جمع شده، آموزش جمع شده

709
00:50:01,000 --> 00:50:03,239
…کلاً همه چی جمع شده. همش

710
00:50:03,240 --> 00:50:05,759
‏۲۳ ساعت شبانه‌روز توی انفرادی‌ان

711
00:50:05,760 --> 00:50:08,159
،میگن «نه می‌خوایم ریخت‌شونو ببینیم
.نه می‌خوایم صداشونو بشنویم

712
00:50:08,160 --> 00:50:09,759
تلویزیون دارن دیگه، نه؟

713
00:50:09,760 --> 00:50:11,119
«پس واسه چی غر می‌زنن؟

714
00:50:11,120 --> 00:50:13,359
هر از گاهی هم یه درگیری‌ای میشه و

715
00:50:13,360 --> 00:50:15,719
،با کله میریم سمت‌شون
چون حال میده

716
00:50:15,720 --> 00:50:18,639
چون می‌تونیم دمار از روزگارشون در بیاریم

717
00:50:18,640 --> 00:50:20,839
…جدای از اون

718
00:50:20,840 --> 00:50:23,640
فقط باید بتمرگی سر جات و
شکم در بیاری

719
00:50:24,680 --> 00:50:26,679
می‌تونی این وضع رو عوض کنی

720
00:50:26,680 --> 00:50:28,159
چطوری؟ خب، اونجا کار می‌کنی

721
00:50:28,160 --> 00:50:30,319
فقط با همکارهات صحبت کن

722
00:50:30,320 --> 00:50:31,960
نه. اون‌ها عوض‌بشو نیستن

723
00:50:33,120 --> 00:50:36,200
عوض‌بشو نیستن. هر چی کمتر چشم‌شون
به زندانی‌ها بیفته، راضی‌ترن

724
00:50:37,320 --> 00:50:38,600
تو هم همینطور؟

725
00:50:40,440 --> 00:50:41,680
…خب

726
00:50:43,840 --> 00:50:46,920
آره. دوست ندارم اعتراف کنم، ولی آره

727
00:50:50,120 --> 00:50:51,360
آره

728
00:51:04,880 --> 00:51:06,800
صبح بخیر -
صبح بخیر -

729
00:51:16,760 --> 00:51:18,040
بابی، یه لحظه

730
00:51:19,600 --> 00:51:22,279
بله، رئیس. خیلی دیرم شده -
کارم طول نمی‌کشه -

731
00:51:22,280 --> 00:51:23,399
،امروز کمبود نیرو داریم

732
00:51:23,400 --> 00:51:25,639
پس کل بند دست خودتـه

733
00:51:25,640 --> 00:51:27,039
!خودم تنها؟

734
00:51:27,040 --> 00:51:28,959
،تریش رفته برای مرخصی سالانه‌اش

735
00:51:28,960 --> 00:51:31,479
،دو نفر رو گذاشتیم مراقب بیرون باشن
فرِدی هم گفته مریضـه

736
00:51:31,480 --> 00:51:33,999
!چی‌چیـه؟ -
ببین، امروز رو مرخصی گرفته -

737
00:51:34,000 --> 00:51:35,279
حالش چندان خوب نیست

738
00:51:35,280 --> 00:51:37,319
.باید ذهنش رو آروم کنه
.می‌دونی، به‌خاطر چاقوکشی

739
00:51:37,320 --> 00:51:38,799
این همه زندانی رو چیکار کنم؟

740
00:51:38,800 --> 00:51:40,439
خب، باید همشون رو توی
انفرادی نگه داری

741
00:51:40,440 --> 00:51:42,839
.کل روز، رئیس؟ تمام آخرهفته انفرادی بودن
.حسابی قاتی می‌کنن

742
00:51:42,840 --> 00:51:44,280
خب، چیکار میشه کرد؟

743
00:51:51,040 --> 00:51:52,359
صبح بخیر

744
00:51:52,360 --> 00:51:53,639
دیگه ظهر شده

745
00:51:53,640 --> 00:51:55,199
شروع نکن. چیزی هست که
لازم باشه بدونم؟

746
00:51:55,200 --> 00:51:57,159
امروز خیلی شاکی‌ان

747
00:51:57,160 --> 00:51:58,680
میرم بخوابم -
فعلاً -

748
00:52:07,960 --> 00:52:10,999
.هی، در رو باز کن، قربان
.زودباش. چند روزه این توئم

749
00:52:11,000 --> 00:52:12,199
آره، شدنی نیست، هنسی

750
00:52:12,200 --> 00:52:13,439
همه امروز باید توی اتاق بمونید

751
00:52:13,440 --> 00:52:14,799
چی؟ اینطوری نمیشه، قربان

752
00:52:14,800 --> 00:52:15,879
نمیشه هممونو اینجا حبس کنید

753
00:52:15,880 --> 00:52:17,559
این کارتون مجازات بی‌رحمانه و نامعمولـه

754
00:52:17,560 --> 00:52:19,559
.بیخیال. تو رو خدا، قربان
.کوتاه بیا. در رو باز کن. ده دقیقه

755
00:52:19,560 --> 00:52:20,999
همه توی اتاق‌شون می‌مونن -
اتاق؟ -

756
00:52:21,000 --> 00:52:22,359
این‌ها که اتاق نیستن

757
00:52:22,360 --> 00:52:23,959
سلولن. سلول‌های سرد و وحشتناک

758
00:52:23,960 --> 00:52:25,639
این کارتون نقض حقوق بشره

759
00:52:25,640 --> 00:52:27,879
جون من؟ -
بیخیال، قربان. من که کاری نکردم -

760
00:52:27,880 --> 00:52:29,159
فقط می‌خوام یه سر برم بیرون، خب؟

761
00:52:29,160 --> 00:52:30,639
می‌خوام یه هوایی تازه کنم

762
00:52:30,640 --> 00:52:32,199
.اینجا بوی گند میده
!نمی‌تونم نفس بکِشم

763
00:52:32,200 --> 00:52:34,159
چه بد -
تو عجب نوبری هستی -

764
00:52:34,160 --> 00:52:35,319
مطمئنم مادرت بهت افتخار می‌کنه

765
00:52:35,320 --> 00:52:37,879
!لابد…لعنتی
!بچه‌باز کسکش

766
00:52:37,880 --> 00:52:42,399
،مطمئنم بچه که بودی
!پدرت قشنگ گذاشته دَرِت

767
00:52:42,400 --> 00:52:43,800
!تا دسته کرده توت

768
00:52:45,040 --> 00:52:47,079
همه چی روبراهـه؟ -
چه خبر شده؟ -

769
00:52:47,080 --> 00:52:48,919
خوبی؟ -
آره، آره، آره. ردیفم -

770
00:52:48,920 --> 00:52:51,359
چه خبر شده؟ -
کل روز رو انفرادی می‌مونید -

771
00:52:51,360 --> 00:52:53,999
ملاقات‌ها چی پس؟ -
گفتم که، کل روز انفرادی می‌مونید -

772
00:52:54,000 --> 00:52:55,679
!نه، امروز روز ملاقاتـه -
شرمنده، پسر -

773
00:52:55,680 --> 00:52:57,079
!آخه الان تو راهن

774
00:52:57,080 --> 00:52:59,319
!مرتیکه‌ی لاشی

775
00:52:59,320 --> 00:53:01,279
!محض رضای خدا

776
00:53:01,280 --> 00:53:02,959
!کیرم دهن‌تون

777
00:53:02,960 --> 00:53:04,439
امروز وقت باشگاه داری

778
00:53:04,440 --> 00:53:05,879
اومدم بگم منتفیـه

779
00:53:05,880 --> 00:53:07,279
انفرادی خوردید -
چی؟ چرا؟ -

780
00:53:07,280 --> 00:53:08,439
!چه کسشعریـه؟

781
00:53:08,440 --> 00:53:10,559
!داری حال می‌کنی، نه؟
برداشتی باشگاه امروزمون رو کنسل کردی

782
00:53:10,560 --> 00:53:12,119
هی، چی گفت؟
باشگاه نداریم؟

783
00:53:12,120 --> 00:53:13,439
!خراب‌شده

784
00:53:13,440 --> 00:53:15,239
!اینجا یه خراب‌شده‌ست

785
00:53:15,240 --> 00:53:17,359
انفرادی می‌مونن؟ -
آره -

786
00:53:17,360 --> 00:53:19,319
جی‌تانگ چی؟ -
چطور؟ -

787
00:53:19,320 --> 00:53:21,359
خب، امروز خاکسپاری پدرشـه

788
00:53:21,360 --> 00:53:23,439
آره، نمیشه بره -
چی؟ -

789
00:53:23,440 --> 00:53:24,679
کسی نیست ببرتش

790
00:53:24,680 --> 00:53:27,399
هیچکس -
خب، میشه ببرمش کلیسا؟ -

791
00:53:27,400 --> 00:53:28,559
نه -
واسه چی؟ -

792
00:53:28,560 --> 00:53:30,079
،اگه بذارم یه نفر بره
بعدش همه می‌خوان برن

793
00:53:30,080 --> 00:53:32,239
.نه، اینطوری نمیشه
.خاکسپاری پدرشـه

794
00:53:32,240 --> 00:53:33,719
درک می‌کنن -
نه -

795
00:53:33,720 --> 00:53:35,159
خب، میشه برم توی سلولش؟

796
00:53:35,160 --> 00:53:36,559
نه -
از دست شما -

797
00:53:36,560 --> 00:53:37,839
هیچ دری باز نمیشه

798
00:53:37,840 --> 00:53:40,279
واسه همین اسمش انفرادیـه. خب؟

799
00:53:40,280 --> 00:53:42,360
پس چطوری بهش بگم؟ -
از توی دریچه -

800
00:53:54,200 --> 00:53:55,679
چه خبر شده؟

801
00:53:55,680 --> 00:53:57,559
امروز همه انفرادی خوردید

802
00:53:57,560 --> 00:53:59,559
پس نمی‌تونم برم خاکسپاری؟

803
00:53:59,560 --> 00:54:01,920
نه. متأسفم

804
00:54:05,960 --> 00:54:07,359
!کسشعره

805
00:54:07,360 --> 00:54:08,999
!خاکسپاری بابامـه

806
00:54:09,000 --> 00:54:10,519
!یالا، آزادم کنید

807
00:54:10,520 --> 00:54:12,359
!در رو باز کنید

808
00:54:12,360 --> 00:54:15,599
!دارم روانی میشم

809
00:54:16,920 --> 00:54:19,439
!باید اینجا رو آتیش بزنیم

810
00:54:19,440 --> 00:54:21,879
!کسکش! مرتیکه‌ی کسکش

811
00:54:21,880 --> 00:54:25,359
!در رو باز کن
!در رو باز کن

812
00:54:25,360 --> 00:54:28,039
!دارن کلی راه میان، دیوث

813
00:54:28,040 --> 00:54:29,919
!قفسه‌های کسشعر

814
00:54:34,280 --> 00:54:36,359
!مرتیکه‌ی بچه‌باز

815
00:54:36,360 --> 00:54:37,839
!حسابتو می‌رسم، مردک مریض

816
00:54:37,840 --> 00:54:39,079
!دروغگوهای حرومی

817
00:54:39,080 --> 00:54:40,399
!این چه وضعشـه؟

818
00:54:40,400 --> 00:54:41,839
!همین الان آزادم کنید

819
00:54:41,840 --> 00:54:43,320
!…لعنتیا

820
00:54:44,760 --> 00:54:47,359
دارم سکته می‌کنم. دارم سکته می‌کنم

821
00:54:53,160 --> 00:54:55,119
!یکی بره اون حرومیِ کون‌گشاد رو صدا کنه

822
00:54:55,120 --> 00:54:57,199
!دارم دیوونه میشم

823
00:55:03,440 --> 00:55:06,679
.جیدن، پسر! بیخیال
.تمومش کن

824
00:55:06,680 --> 00:55:09,039
بیا سمت من. جیدن

825
00:55:09,040 --> 00:55:11,119
!باهام حرف بزن. جیدن

826
00:55:11,120 --> 00:55:13,599
.جیدن، باهام صحبت کن
.باید تمومش کنی

827
00:55:16,520 --> 00:55:20,000
.از دلتا یک به مرکز. کد آبی
.بند دی. سلول ۱۹

828
00:55:24,320 --> 00:55:26,600
سلام، بابی. اینجا چیکار می‌کنی؟ -
حالش چطوره؟ -

829
00:55:27,960 --> 00:55:30,079
یکم بهتره، آره -
خونه‌ست؟ -

830
00:55:30,080 --> 00:55:31,519
نه. رفته بیرون

831
00:55:31,520 --> 00:55:32,679
رفته بیرون؟

832
00:55:32,680 --> 00:55:35,439
.آره، رفته یه قدمی بزنه
.هوایی تازه کنه

833
00:55:35,440 --> 00:55:37,200
کجا؟ -
پارک -

834
00:55:38,920 --> 00:55:40,240
پس ماشینش کجاست؟

835
00:55:41,520 --> 00:55:42,827
بردتش -
با ماشین رفته پارک؟ -

836
00:55:42,951 --> 00:55:43,479
آره

837
00:55:43,480 --> 00:55:46,159
تا پارک که دو قدم راه بیشتر نیست. تریسا -
نه، رفته گرین‌بانک -

838
00:55:46,160 --> 00:55:47,959
چیـه؟ -
رفته گلف، مگه نه؟ -

839
00:55:47,960 --> 00:55:49,960
…نه. نه، اینطور نیست. نه

840
00:56:17,000 --> 00:56:18,240
خوبی، بابی؟

841
00:56:19,640 --> 00:56:22,599
.الان رفتم خونه‌ات
.گفتش رفتی بیرون

842
00:56:22,600 --> 00:56:24,474
خب؟ -
آره. پارک -

843
00:56:24,498 --> 00:56:25,240
درستـه

844
00:56:28,880 --> 00:56:30,199
یه بچه به‌خاطر تو مُرده

845
00:56:30,200 --> 00:56:31,879
،اکثر مردم عذاب‌وجدان پاره‌شون می‌کنه

846
00:56:31,880 --> 00:56:34,679
اونوقت تو بهونه‌اش کردی بیای گلف؟

847
00:56:34,680 --> 00:56:38,319
.اون به‌خاطر من نمُرده، بابی
.به‌خاطر پتسی فلین مُرده

848
00:56:38,320 --> 00:56:41,160
به رئیس میگم به‌خاطر گلف
خودت رو زدی به مریضی

849
00:56:42,680 --> 00:56:44,280
شوخی می‌کنی؟ -
نه -

850
00:56:45,800 --> 00:56:48,519
می‌تونم همینجا ناکارت کنم، باب -
به پیتر پالمرستون هم میگم -

851
00:56:48,520 --> 00:56:49,839
می‌شناسیش دیگه؟ آره؟ -
آره -

852
00:56:49,840 --> 00:56:53,239
امروز دوست‌دختر و بچه‌اش ۱۵۰ کیلومتر
،کوبیدن تا بیان ملاقاتش

853
00:56:53,240 --> 00:56:55,199
ولی به‌خاطر مرخصی الکیِ تو نتونستن

854
00:56:55,200 --> 00:56:57,199
متأسفم -
به جی‌تانگ هم میگم -

855
00:56:57,200 --> 00:57:00,599
بهش میگم امروز نتونست
،بره خاکسپاری پدرش

856
00:57:00,600 --> 00:57:02,919
چون آقا رفته بود گلف بازی کنه

857
00:57:02,920 --> 00:57:05,359
.واسه کمتر از این‌ها آدم کُشته
!به همشون میگم

858
00:57:08,200 --> 00:57:09,719
این فقط به‌خاطر تهدیدت بود

859
00:57:11,200 --> 00:57:13,200
ببین اگه واقعاً بگی چیکارت می‌کنم

860
00:57:13,224 --> 00:57:33,224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
