WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.500 --> 00:31.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:32.000 --> 00:35.080
‫نباید یه کاری بکنی؟
‫بالاخره کشیشِ اینجایی

00:38.680 --> 00:40.520
‫می‌تونیم دعا بخونیم

00:41.480 --> 00:42.976
‫بخونیم؟

00:43.000 --> 00:44.256
‫آره

00:44.280 --> 00:46.160
‫دعای ربانی

00:47.160 --> 00:49.160
‫- همون دعای ای پدرِ ما؟
‫- آره

00:52.240 --> 00:57.496
‫ای پدرِ ما که در آسمانی،
‫نام تو مقدس باد

00:57.520 --> 00:59.936
‫ملکوت تو بیاید.
‫اراده‌ی تو چنان‌که در آسمان است،

00:59.960 --> 01:01.776
‫بر زمین نیز کرده شود

01:01.800 --> 01:05.136
‫نانِ کفاف ما را امروز به ما بده و

01:05.160 --> 01:07.136
‫خطاهای ما را ببخش،

01:07.160 --> 01:09.760
‫چنان‌که ما نیز بر خطاکاران می‌بخشیم

01:11.360 --> 01:15.016
‫ما را به ورطه‌ی وسوسه مکشان،
‫بلکه از چنگال اهریمن رها ساز

01:15.040 --> 01:18.776
‫چرا که ملکوت، قدرت و شکوه
‫تا ابدالآباد

01:18.800 --> 01:20.760
‫از آنِ توست. آمین

01:27.400 --> 01:30.080
‫تفتیش بدنی کرده بودیش دیگه؟

01:32.720 --> 01:34.256
‫وقتی رفتم سراغش،
‫همین‌طور یه وارسی کردم

01:34.280 --> 01:36.600
‫جنینگز هم موقعی که تحویلش گرفت،
‫یه‌دور تفتیشش کرد

01:39.520 --> 01:40.576
‫همین‌طور یه وارسی کردی؟

01:40.600 --> 01:43.336
‫بله، قربان. طبق فرموده‌ی خودتون، قربان

01:43.360 --> 01:45.056
‫جهت یادآوری عرض کنم،
‫بنده آخرین افسری بودم که

01:45.080 --> 01:47.696
‫بدون اجازه‌ی شما
‫یه نوجوون رو تمام‌وکمال تفتیش کردم و

01:47.720 --> 01:49.680
‫بابتش هم توبیخ شدم

01:59.320 --> 02:02.096
‫یه‌دست لباس تمیز اون داخل هست.
‫برو لباست رو عوض کن.

02:02.120 --> 02:03.520
‫چشم، رئیس

02:11.920 --> 02:13.696
‫بی‌شرف!

02:13.720 --> 02:15.400
‫به‌خاطر لکنتش بود، باب

02:17.280 --> 02:20.776
‫بیست‌سال اینجا کار کردم و
‫یک‌بار هم دلم نلرزید

02:20.800 --> 02:23.280
‫منتها اون توله لکنت داشت و…

02:30.240 --> 02:31.840
‫بهش نگو بهم گوشزد کرده بودی

02:33.880 --> 02:36.336
‫رفیق…

02:36.360 --> 02:38.280
‫تو رو خدا بهش نگو

02:46.440 --> 02:47.920
‫نمیگم

02:56.108 --> 03:02.895
« حبس »
« فصل سوم، قسمت دوم »

03:02.920 --> 03:05.776
‫من رو انداختید توی یه سلول
‫با یه دیوونه‌ی زنجیری!

03:05.800 --> 03:07.376
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟

03:08.840 --> 03:11.056
‫«این یکی بچه‌ی خوبیه.
‫اون هم یه روانیِ هاره.»

03:11.080 --> 03:12.856
‫«چی بهتر از اینکه
‫جفتشون توی یه سلول باشن؟!»

03:12.880 --> 03:16.016
‫کریس بهترین رفیقم بود!

03:34.320 --> 03:35.960
‫کریس صمیمی‌ترین دوستم بود!

03:38.560 --> 03:41.616
‫من رو بیارید بیرون! دیگه نمی‌کشم!
‫تو رو خدا!

03:41.640 --> 03:43.200
‫بهترین رفیقم رو کشتید!

03:43.680 --> 03:45.192
‫کریس بهترین دوستم بود!

04:23.120 --> 04:25.696
‫- آمارا مادوبوکو؟
‫- بله

04:25.720 --> 04:28.240
‫ما از کانون آلدریک اومدیم.
‫باید چند کلمه‌ای صحبت کنیم.

04:29.360 --> 04:31.816
‫در خصوص یوشیندیه، آمارا

04:31.840 --> 04:33.800
‫یوشیندی؟

04:38.160 --> 04:39.440
‫ممنون

04:46.760 --> 04:47.920
‫خواهش می‌کنم

04:54.080 --> 04:59.616
‫خانم مادوبوکو، آمارا،
‫اومدیم درباره‌ی اتفاقی که

04:59.640 --> 05:02.296
‫برای کریستوفر افتاده اطلاع بدیم

05:02.320 --> 05:05.000
‫- اون درگیر…
‫- نه، انگلیسی نه

05:07.880 --> 05:12.360
‫خانمی که دفعه‌ی پیش مترجم بود،
‫باهاتی…

05:14.080 --> 05:16.496
‫می‌تونم به باهاتی زنگ بزنم؟

05:16.520 --> 05:18.160
‫بله، بله

05:26.920 --> 05:28.496
‫الو؟

05:34.160 --> 05:36.240
‫خیلی‌خب. گوشی رو بده بهش

05:38.960 --> 05:40.696
‫دستت درد نکنه

05:40.720 --> 05:42.576
‫سلام، باهاتی

05:42.600 --> 05:46.376
‫الو، سلام. من ماری لوئیزم،
‫کشیش کانون آلدریک

05:46.400 --> 05:49.320
‫- تلفنی صحبت کردیم
‫- بله

05:50.960 --> 05:53.936
‫- یوشیندی فوت کرده
‫- چی؟

05:53.960 --> 05:57.016
‫امروز توی خودِ کانون آلدریک،
‫داخل زندان از دنیا رفت

05:57.040 --> 05:58.496
‫چطوری؟

05:58.520 --> 05:59.816
‫چاقو خورد

05:59.840 --> 06:04.120
‫- خیلی‌خب، الان میام. چهارتا خونه اون‌ورترم
‫- باشه

06:05.640 --> 06:07.600
‫داره میاد. الان می‌رسه

06:29.800 --> 06:31.120
‫چطوری؟

06:32.160 --> 06:34.096
‫هنوز در دست بررسیه

06:34.120 --> 06:35.776
‫کار پسرها بوده؟

06:35.800 --> 06:37.080
‫آره

06:40.160 --> 06:42.776
‫ایشون مافوق شماست؟
‫مدیرِ زندانه؟

06:42.800 --> 06:44.456
‫بله

06:44.480 --> 06:48.320
‫جناب، بچه‌ها تو زندان شما چاقو دارن؟

06:49.800 --> 06:52.360
‫به همدیگه رحم نمی‌کنن؟

06:53.440 --> 06:54.536
‫بله

06:54.560 --> 06:56.000
‫متأسفم

07:06.880 --> 07:08.400
‫آمارا…

07:17.960 --> 07:19.320
‫یوشیندی…

07:22.240 --> 07:24.720
‫یوشیندی… فوت کرده

07:33.120 --> 07:34.360
‫چطوری؟

07:36.600 --> 07:38.240
‫با چاقو زدنش

07:46.600 --> 07:51.240
‫- کی یوشیندیِ من رو کشته؟
‫- نمی‌دونم

07:53.240 --> 07:56.640
‫کی دلش اومد یوشیندی رو بکشه؟

08:21.600 --> 08:23.360
‫باهاش دست به دعا نشدی؟

08:24.480 --> 08:25.840
‫نه

08:28.600 --> 08:30.000
‫چرا؟

08:30.920 --> 08:33.560
‫چون هیچ حقی نداشتم

08:51.600 --> 08:53.616
‫کریستوفر… اخلاق و رفتارش چطور بود؟

08:53.640 --> 08:55.416
‫پسر خوبی بود

08:55.440 --> 08:56.840
‫پتسی فلین چطور؟

08:58.240 --> 09:01.496
‫اون هم خوب بود. آره. چند باری
‫دسته‌گل به آب داده بود. در کل، خوب بود

09:01.520 --> 09:03.080
‫اهل دعوا بود؟

09:04.880 --> 09:06.696
‫نه چندان

09:06.720 --> 09:09.616
‫قصدم مچ‌گیری نیست، بابی

09:09.640 --> 09:11.256
‫متوجهی که چی میگم؟

09:11.280 --> 09:12.656
‫آره

09:12.680 --> 09:16.456
‫مسئله اینجاست که تو،
‫خودت تأیید کردی اهل دعوا و درگیریه

09:16.480 --> 09:17.696
‫این چیه؟

09:17.720 --> 09:18.976
‫پرونده‌اش

09:19.000 --> 09:20.176
‫پرونده‌اش رو درآوردی؟

09:20.200 --> 09:22.216
‫آره. جونِ یه آدم رو گرفته، بابی

09:22.240 --> 09:27.336
‫خودت نوشتی: «با خشونتِ تمام
‫به سمت اوبینا آرکونسولا یورش برد.»

09:27.360 --> 09:29.616
‫حمله‌ش خشونت‌آمیز بود

09:29.640 --> 09:32.176
‫خودِ پسره رو که نگفتم.
‫همیشه این‌طور نیست.

09:32.200 --> 09:34.216
‫بعدشم، اینجا کانون اصلاح و تربیته

09:34.240 --> 09:36.000
‫هر روز همین بساطه

09:38.480 --> 09:41.296
‫- برای جلسه‌ی رفع اختلاف حاضر شدن…
‫- بله

09:41.320 --> 09:44.336
‫- با حضور سرنگهبان، جنینگز
‫- درسته

09:44.360 --> 09:47.840
‫خودت چرا نبودی؟
‫افسر پرونده‌شون که خودت بودی

09:49.400 --> 09:52.056
‫آخه جنینگز مسئول جلساتِ
‫رفع اختلافه. استاده تو این زمینه

09:52.080 --> 09:55.440
‫- پس گند خورد به سابقه‌ی درخشانش، نه؟
‫- آره

09:57.120 --> 09:59.176
‫یعنی عقلِ جنینگز قد نداد که

09:59.200 --> 10:02.360
‫یه پسر شر می‌افته به جونِ یه بچه‌ی سربه‌زیر؟

10:04.040 --> 10:05.736
‫نه، اگه احتمالش رو می‌داد که

10:05.760 --> 10:07.696
‫اصلاً زیرِ بارِ این جلسه نمی‌رفت

10:07.720 --> 10:09.280
‫نه، حرفم رو پس می‌گیرم

10:10.360 --> 10:12.936
‫تأکید می‌کنم،
‫اینجا کانون اصلاح و تربیته،

10:12.960 --> 10:15.056
‫پس، هر احتمالی وجود داره،

10:15.080 --> 10:17.816
‫منتها جنینگز فکرشم نمی‌کرد

10:17.840 --> 10:19.360
‫تو چی؟

10:21.160 --> 10:23.656
‫خب، چون می‌دونستم جنینگز
‫بینشون می‌شینه و

10:23.680 --> 10:25.416
‫اون هم آدمی نیست که
‫کلاه سرش بره

10:25.440 --> 10:27.560
‫گرگ بارون‌دیده‌ست و زبر و زرنگ،
‫واسه همین…

10:29.480 --> 10:32.280
‫من هم مانعی برای برگزاری جلسه ندیدم

11:23.920 --> 11:25.536
‫واقعاً؟

11:25.560 --> 11:27.136
‫چی شده مگه؟

11:27.160 --> 11:28.720
‫این چیه تنت کردی؟

11:30.320 --> 11:32.840
‫- مجبور شدم عوضشون کنم. غرق خون بودن
‫- خونِ کی؟

11:34.080 --> 11:36.400
‫همون پسره که بهت گفته بودم،
‫همونی که لکنت داشت

11:37.480 --> 11:39.296
‫پتسی فلین بهش چاقو زد

11:39.320 --> 11:41.056
‫کُشتش…

11:41.080 --> 11:43.136
‫ای وای

11:43.160 --> 11:44.896
‫توی جلسه‌ی رفع اختلاف

11:44.920 --> 11:47.416
‫احتمالاً صاف خورده به شاهرگش،
‫حموم خون راه افتاده بود

11:47.440 --> 11:49.880
‫- تو هم بودی؟
‫- جنینگز بود

11:50.960 --> 11:53.280
‫بی‌خاصیتِ پفیوز به هیچ دردی نخورد.
‫من چند ثانیه بعد سر رسیدم.

11:55.320 --> 11:58.536
‫بهش هشدار داده بودم. به اون بی‌شرف
‫گفته بودم این جلسه رو برگزار نکنه

11:58.560 --> 12:00.936
‫به کسی هم گفتی؟

12:00.960 --> 12:03.736
‫- دلم می‌خواد برم بذارمش کف دستِ رئیس
‫- یه‌وقت نری پیش رئیس زندان ها

12:03.760 --> 12:04.896
‫می‌دونم

12:04.920 --> 12:06.616
‫اگه زیرآب جنینگز رو بزنی،
‫دیگه هیچ‌کس باهات کار نمی‌کنه

12:06.640 --> 12:08.856
‫- می‌دونم
‫- کجا می‌خوای بری اون‌وقت؟

12:08.880 --> 12:11.376
‫زندان من که نمیشه، بابی. چون قبلاً
‫امتحان کردیم و دیدیم جواب نمیده

12:11.400 --> 12:13.120
‫- می‌دونم. هیچ جا
‫- پس، کجا؟

12:15.600 --> 12:17.720
‫- می‌خوای چیکار کنی پس؟
‫- هیچی

12:18.920 --> 12:20.400
‫هیچ کاری

12:29.320 --> 12:31.336
‫بیست‌ساعته یه‌بند تو انفرادی‌ام

12:31.360 --> 12:34.136
‫به دادم برسید! کمک. جدی میگم

12:34.160 --> 12:35.976
‫ببین، رئیس، من حالم بده

12:36.000 --> 12:38.976
‫درد دارم، قفسه‌ی سینه‌‌ام تیر می‌کشه،
‫کل قفسه‌ی سینه‌ام

12:39.000 --> 12:40.776
‫قلب لامصبم گرفته

12:40.800 --> 12:44.136
‫مگه علائم سکته‌ی قلبی همین نیست؟
‫نشونه‌ی سکته‌ی قلبیه

12:53.360 --> 12:55.496
‫سلام، پیتر

12:55.520 --> 12:57.480
‫راسته که سواد نداری؟

13:00.240 --> 13:02.296
‫دوست داری یاد بگیری؟

13:02.320 --> 13:04.296
‫اینجا که کلاس درسی نداره، خانم

13:04.320 --> 13:07.040
‫خودمون دست به کار می‌شیم.
‫من یادت میدم.

13:08.920 --> 13:11.536
‫این‌طوری می‌تونی برای دوست‌دخترت
‫نامه بنویسی

13:11.560 --> 13:14.496
‫می‌تونی یه چیزی برای پسرت بنویسی،
‫مثلاً داستانی چیزی

13:14.520 --> 13:16.200
‫اسمش چیه؟

13:17.320 --> 13:19.216
‫پیتر

13:19.240 --> 13:20.976
‫ایزی اسم خودم رو گذاشته روش

13:21.000 --> 13:23.800
‫می‌تونی یه قصه برای پیتر بنویسی،
‫بعد ایزی داستانه رو براش بخونه

13:25.080 --> 13:27.040
‫دوست داری؟

13:28.080 --> 13:30.656
‫خودمون دو تا؟ یعنی فقط من و تو؟

13:30.680 --> 13:32.296
‫بله

13:32.320 --> 13:34.216
‫آره

13:34.240 --> 13:36.320
‫- باشه، قبوله
‫- خیلی‌خب

13:41.240 --> 13:42.496
‫بهتون هشدار دادم،

13:42.520 --> 13:44.936
‫پس، حقی ندارید بیاید جونم رو
‫نجات بدید. هیچ حقی ندارید

13:44.960 --> 13:47.296
‫شیفتتون که تموم بشه و
‫رئیس کل بیاد بالاسرتون،

13:47.320 --> 13:49.416
‫لابد می‌خواید بگید: «وای، آقای رئیس،
‫روحمون هم خبر نداشت.»

13:49.440 --> 13:52.296
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

13:55.560 --> 13:57.480
‫اینجا چه خبره؟

13:59.120 --> 14:00.616
‫چی می‌خوای؟

14:00.640 --> 14:03.336
‫تو رفیقِ همون پسره‌ای، نه؟
‫همونی که چاقو خورد؟

14:03.360 --> 14:04.896
‫اون پسره که لکنت داشت؟

14:04.920 --> 14:06.216
‫آره، خب که چی حالا؟

14:06.240 --> 14:07.720
‫قراره چیکار کنی حالا؟

14:08.920 --> 14:10.976
‫- هیچی
‫- هیچی؟

14:11.000 --> 14:13.216
‫یه‌بند دهن صاحب‌مُرده‌ات باز بود،
‫اون‌وقت هیچ غلطی نکردی؟

14:13.240 --> 14:14.416
‫بی‌وجود

14:14.440 --> 14:16.776
‫به‌نظرت اگه یکی از ما چاقو می‌خورد،
‫بقیه‌مون دست روی دست می‌ذاشتیم؟

14:16.800 --> 14:19.096
‫ببین، داداش، طرف توی یه بندِ دیگه حبسه

14:19.120 --> 14:22.256
‫- اصلاً دستم بهش نمی‎رسه…
‫-خب؟ برو یکی از رفقاش رو جرواجر کن!

14:22.280 --> 14:24.816
‫یا از بچه‌های اون بند بخواه دخلش رو بیارن.
‫حتی یه‌ذره هم تلاش نکردی، نه؟

14:24.840 --> 14:26.680
‫ریدم تو رفاقتت

14:27.880 --> 14:29.080
‫حالا، یه نفر رو انتخاب کن

14:30.840 --> 14:31.896
‫چی؟

14:31.920 --> 14:33.440
‫یکی رو انتخاب کن

14:34.880 --> 14:35.896
‫واسه چی؟

14:35.920 --> 14:38.000
‫واسه اینکه رفیقت مُرد و
‫تو هیچ گوهی نخوردی

14:39.120 --> 14:40.656
‫انتخاب کن. این یا اون یا اون

14:40.680 --> 14:42.216
‫نه، گوش کن، به‌خدا قسم

14:42.240 --> 14:43.776
‫من اهل این کارها نیستم.
‫من دنبال شر نمی‌گردم…

14:43.800 --> 14:45.296
‫یکی رو انتخاب کن،
‫وگرنه خط‌خطیت می‌کنم، لاشی

14:45.320 --> 14:47.280
‫چهار تایی می‌گیریمت زیر مشت و لگد

14:55.000 --> 14:56.760
‫یالا دیگه، دخلش رو بیار

14:58.560 --> 15:01.536
‫معطل چی هستی، بی‌خایه؟!

15:04.760 --> 15:06.616
‫ولم کنید! ولم کنید!

15:06.640 --> 15:08.600
‫میگم بکشید…

15:09.640 --> 15:11.656
‫نگاه کن! نگهش دارید، بگیریدش، نذارید در بره

15:12.760 --> 15:14.456
‫این‌طوری می‌زنن، نره‌خر!

15:14.480 --> 15:16.496
‫بگیریدشون!

15:16.520 --> 15:19.360
‫دستتو بکش، داداش!
‫لعنت بهتون

15:22.000 --> 15:24.136
‫من شروع کنم؟

15:24.160 --> 15:27.016
‫با سرنگهبان بیلی که آشنا هستید،

15:27.040 --> 15:29.656
‫ایشون سرنگهبان جنینگز هستن که

15:29.680 --> 15:31.736
‫اون روز همراه یوشیندی بودن

15:39.360 --> 15:40.416
‫سلام

15:46.800 --> 15:50.696
‫مگه شما اونجا نبودید که
‫به پسرم چاقو زدن؟

15:52.520 --> 15:54.776
‫همه‌چی در کسری از ثانیه رخ داد

16:03.200 --> 16:04.936
‫زجر کشید؟

16:04.960 --> 16:08.056
‫نه. خیلی سریع از حال رفت

16:27.720 --> 16:30.120
‫آمارا می‌خواد اتاق یوشیندی رو ببینه

16:35.080 --> 16:38.056
‫به‌علاوه اگه موردی نداره،
‫با هم‌بندی‌هاش یا دوستانش

16:38.080 --> 16:40.256
‫صحبت کنه

16:40.280 --> 16:41.736
‫حتماً

16:41.760 --> 16:45.296
‫خب، از کجا شروع کنیم؟

16:45.320 --> 16:49.240
‫در این باره، من باید برم برای سرکشیِ بند

16:50.600 --> 16:53.376
‫واقعاً شرمنده‌،
‫ولی امروز کمبود نیرو داریم

16:53.400 --> 16:58.936
‫اما سرنگهبان بیلی می‌تونه
‫همراهیتون کنه

16:58.960 --> 17:01.680
‫مجدداً عذرخواهی می‌کنم

17:31.520 --> 17:35.136
‫چی؟ چی گفتید؟

17:35.160 --> 17:37.360
‫یه موضوع شخصی بود بین خودمون دوتا

17:49.080 --> 17:51.576
‫خب، اینجا بندِ کریستوفره…

17:51.600 --> 17:53.536
‫جایی که یوشیندی مستقر بود

17:53.560 --> 17:56.640
‫حدوداً شش ماه و اندی اینجا بود

18:03.080 --> 18:05.416
‫این پسرها هم جیدن و جیتانگ هستن

18:05.440 --> 18:07.856
‫رفقای یوشیندی توی این بند،
‫درست میگم، پسرها؟

18:07.880 --> 18:09.896
‫بله، رئیس

18:24.680 --> 18:26.296
‫چه بلایی سر صورتت اومده؟

18:26.320 --> 18:29.776
‫دعوا کردیم

18:29.800 --> 18:31.976
‫دعوا

18:32.000 --> 18:33.520
‫دعوا و درگیری زیاد دارید اینجا؟

18:34.960 --> 18:36.000
‫گاهی‌اوقات

18:40.280 --> 18:42.216
‫از کِی با یوشیندی رفیق شدید؟

18:42.240 --> 18:44.456
‫همون روز اولی که اومد

18:44.480 --> 18:46.616
‫اون‌موقع توی این بند
‫دوست و رفیقی نداشت،

18:46.640 --> 18:49.336
‫ما هم وقتِ هواخوری باهاش رفیق شدیم

18:49.360 --> 18:51.096
‫همه‌مون عشقِ فیلم و بیلیارد بودیم

18:51.120 --> 18:53.536
‫خیلی با باشگاه و این چیزها حال نمی‌کردیم

19:10.720 --> 19:12.040
‫فیلم موردعلاقه‌ش چی بود؟

19:13.160 --> 19:14.736
‫خیلی چیزها

19:14.760 --> 19:17.400
‫احتمالاً گلادیاتور

19:19.160 --> 19:20.496
‫آره

19:33.600 --> 19:36.856
‫نظرتون در مورد افسر جنینگز چیه؟

19:36.880 --> 19:40.400
‫آدم… بدی نیست

19:42.920 --> 19:44.216
‫آره

21:42.960 --> 21:44.640
‫شرمنده نموندم

21:46.120 --> 21:48.336
‫آره، باشه

21:48.360 --> 21:50.176
‫جدی نمی‌تونستم تو چشم‌هاش نگاه کنم، رفیق

21:50.200 --> 21:53.016
‫همین‌طوری ادامه بده تا برم اتاق رئیس کل و
‫همه‌چی رو بذارم کف دستش

21:53.040 --> 21:55.416
‫اگه نری پی کارت،
‫همین الان میرم سراغش

21:55.440 --> 21:58.416
‫ببین، اگه تو جای من بودی و
‫من جای تو،

21:58.440 --> 22:01.000
‫تو هم جیم می‌زدی و
‫من بند رو نشونِ مادره می‌دادم

22:02.800 --> 22:04.240
‫فرقی با هم نداریم

22:39.640 --> 22:43.336
‫به‌نظرم درستش اینه که
‫یه مراسم یادبود برای کریستوفر بگیریم

22:43.360 --> 22:45.856
‫- همین‌جا، با بچه‌های بند
‫- مراسم یادبود؟

22:45.880 --> 22:47.296
‫- آره
‫- عمراً

22:47.320 --> 22:49.696
‫برای کل زندان نه،
‫فقط بچه‌های بندِ خودش

22:49.720 --> 22:51.816
‫- همون‌هایی که می‌شناختنش
‫- اصلاً و ابداً. حرفشم نزن

22:51.840 --> 22:53.896
‫- برای روحیه‌شون خوبه
‫- خیلی خطرناکه

22:53.920 --> 22:55.816
‫نصفِ این بند با نصفِ دیگه‌شون منع ارتباطن و

22:55.840 --> 22:57.376
‫بعدِ قضیه‌ی چاقوکشی کلاً جو ناجور شده

22:57.400 --> 22:58.936
‫حتی بچه‌های آزاد هم افتادن به جون هم

22:58.960 --> 23:00.016
‫چطوری می‌خوای جمعشون کنی؟

23:00.040 --> 23:02.456
‫می‌دونم سخته، منتها غیرممکن نیست

23:02.480 --> 23:04.136
‫غیرممکنه، ببین کِی گفتم

23:04.160 --> 23:06.296
‫- بابی، یه فرصتی بهش…
‫- قربان، مسخره‌ست

23:06.320 --> 23:07.536
‫این بچه‌ها حق سوگواری دارن

23:07.560 --> 23:10.496
‫- کسی جلوشون رو نگرفته. چرا؟
‫- باید با همدیگه عزاداری کنن

23:10.520 --> 23:12.896
‫چون خصلتِ آدمیزاده که بعدِ مرگِ بقیه

23:12.920 --> 23:14.696
‫- توی غم‌ همدیگه شریک بشن
‫- دنبالِ خون‌ریزیِ بیشتری؟

23:14.720 --> 23:16.536
‫می‌خوای دوباره قتل راه بیفته؟
‫اگه از هم سواشون نکنیم…

23:16.560 --> 23:19.000
‫خب، اصلاً مشکل اصلی همینه،
‫نباید جداشون کنیم. این راهش نیست

23:20.680 --> 23:22.576
‫می‌دونم فقط چند روزه اینجام،

23:22.600 --> 23:24.216
‫ولی این یعنی نگاهِ بی‌طرفانه و

23:24.240 --> 23:25.896
‫این وضعیت فاجعه‌ست

23:25.920 --> 23:27.536
‫مو به تن آدم سیخ می‌کنه

23:27.560 --> 23:29.456
‫نمی‌تونیم تا ابد پشتِ درهای بسته
‫حبس‌شون کنیم

23:29.480 --> 23:31.816
‫نمیشه که تا قیام قیامت
‫به همین منوال پیش بریم

23:31.840 --> 23:33.496
‫چطور می‌خواید تربیتشون کنید؟

23:33.520 --> 23:35.416
‫با این رفتاری که در پیش گرفتید،

23:35.440 --> 23:37.896
‫- چطور توقع دارید عاقل و سربه‌راه بشن؟
‫- این بچه‌ها عاقل نیستن

23:37.920 --> 23:40.496
‫من هم دلِ خوشی از این منع ارتباط ندارم،

23:40.520 --> 23:42.496
‫ولی زبونِ دیگه‌ای حالیشون نیست

23:42.520 --> 23:45.536
‫اگه بذاریم پیش هم باشن،
‫می‌افتن به جونِ همدیگه

23:45.560 --> 23:47.800
‫خون و خون‌ریزی راه می‌افته.
‫هیچ‌جوره شدنی نیست.

23:48.800 --> 23:50.240
‫ببین، بذار یه‌کم بهش فکر کنم

24:03.920 --> 24:05.776
‫- مامان؟
‫- بله

24:05.800 --> 24:07.936
‫مخفف چیه؟

24:07.960 --> 24:09.640
‫- مادر
‫- درسته

24:11.120 --> 24:12.616
‫- بابا
‫- بله

24:12.640 --> 24:14.736
‫مخفف چیه؟

24:14.760 --> 24:16.360
‫- پدر
‫- بله

24:17.680 --> 24:19.336
‫شما مامان و بابا دارید، خانم؟

24:19.360 --> 24:21.816
‫منظورم اینه که زنده‌ان؟

24:21.840 --> 24:23.056
‫بابام آره

24:23.080 --> 24:24.320
‫هرچند بیماره

24:25.480 --> 24:27.096
‫باباتون آدم‌ شریفی بود؟

24:27.120 --> 24:29.616
‫- مردِ خانواده بود؟
‫- آره

24:29.640 --> 24:32.576
‫جمعه‌ها من و خواهرم می‌رفتیم
‫دم درِ محل کارش

24:32.600 --> 24:35.576
‫به استقبالش، اون هم همیشه
‫برامون شکلات مغزدار می‌خرید

24:35.600 --> 24:39.560
‫ما هم دستش رو می‌گرفتیم و
‫شکلات‌خورون تا خونه برمی‌گشتیم

24:40.600 --> 24:43.496
‫شکلات مغزدار دوست داشتید؟

24:43.520 --> 24:44.840
‫آره

24:49.000 --> 24:50.640
‫دیروز ریختن سرِ جیدن

24:53.360 --> 24:54.800
‫- جدی؟
‫- آره

24:56.240 --> 24:57.736
‫کارِ تو بود؟

24:57.760 --> 24:59.336
‫نه

24:59.360 --> 25:01.080
‫راستشو داری میگی؟

25:02.880 --> 25:04.880
‫- آره
‫- فکر نکنم

25:08.400 --> 25:09.760
‫چرا دعواتون شد؟

25:13.440 --> 25:14.920
‫خانم، میشه لطفاً برید؟

25:16.080 --> 25:18.696
‫- می‌خوای برم؟
‫- آره. همین الان لطفاً

25:18.720 --> 25:21.176
‫- باشه
‫- همین الان. فقط برو

25:21.200 --> 25:22.536
‫زود باش!

25:22.560 --> 25:23.800
‫دست از سرم بردار!

25:25.080 --> 25:26.936
‫امیدت به این بچه‌ست، نه؟

25:26.960 --> 25:28.760
‫شانست یک به هزاره

25:31.200 --> 25:33.840
‫♪ Tremz - Different Pattern ♪

25:55.280 --> 25:56.800
‫مغزت خوب کار می‌کنه؟

25:59.880 --> 26:01.320
‫آره

26:03.080 --> 26:04.600
‫یه لطفی در حقم می‌کنی؟

26:05.960 --> 26:08.040
‫یه کلمه به احدی بگی کارِت تمومه،
‫شوخی هم ندارم

26:10.000 --> 26:11.080
‫حله

26:13.680 --> 26:15.440
‫خوندن و نوشتن یادم بده

26:17.400 --> 26:19.680
‫این کشیشه داشت یادم می‌داد،
‫منتها زیادی فضوله

26:25.000 --> 26:26.280
‫خب، یادم میدی؟

26:30.640 --> 26:31.840
‫باشه

26:45.120 --> 26:46.640
‫بیاید بشینید سر جاهاتون، پسرها

27:45.520 --> 27:47.696
‫از همگی ممنونم که تشریف آوردید

27:47.720 --> 27:52.296
‫با بعضی‌هاتون آشنایی دارم،
‫اما جهت معرفی برای بقیه

27:52.320 --> 27:55.696
‫بنده ماری لوئیز هستم،
‫کشیش اینجا

27:55.720 --> 27:58.256
‫کاتولیکم، ولی الان عشای ربانی نیست

27:58.280 --> 28:01.176
‫بین شما از هر دین و مذهبی هست.
‫بعضاً هیچ اعتقادی هم ندارن.

28:01.200 --> 28:04.896
‫ما اینجاییم برای یادبودِ کریستوفر،

28:04.920 --> 28:08.576
‫پسری که در آغازِ تولدش
‫یوشیندی نامیده شد

28:08.600 --> 28:10.336
‫مادرش، آمارا ازمون تقاضا کرده

28:10.360 --> 28:13.776
‫امروز رو با یه دعای کوتاه آغاز کنیم و
‫به پایان برسونیم

28:13.800 --> 28:15.720
‫پس، همگی با من همراهی کنید

28:19.440 --> 28:23.616
‫بادا که عشق خداوند و آرامش عیسی مسیح،

28:23.640 --> 28:25.576
‫مایه‌ی برکت و تسلای ما گردد و

28:25.600 --> 28:29.056
‫به‌آرامی قطره‌قطره‌ی اشک‌ها را
‫از دیدگانمان بزداید

28:29.080 --> 28:32.856
‫به‌نام پدر، پسر و روح‌القدس

28:32.880 --> 28:34.976
‫- آمین
‫- آمین

28:35.000 --> 28:39.816
‫در ادامه، جیدن و جیتانگ
‫یادداشت‌هاشون رو برامون می‌خونن

28:39.840 --> 28:41.360
‫جیدن

28:44.000 --> 28:51.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:54.800 --> 28:56.576
‫کریس رفیق من بود

28:56.600 --> 28:59.056
‫انداختنش توی سلولِ بغلیِ من و
‫این‌جوری شد که با هم رفیق شدیم،

28:59.080 --> 29:01.880
‫چون جفتمون عشقِ این بودیم که
‫با جی بریم از چرخ‌دستیِ بند فیلم برداریم

29:03.560 --> 29:07.176
‫خیلی از بچه‌های بند با کریس رفیق نمی‌شدن،

29:07.200 --> 29:10.360
‫چون زبونش بند می‌اومد و
‫لکنت داشت

29:11.720 --> 29:13.536
‫فکر کنم خیلی‌ها خیال می‌کردن
‫شیرین‌عقلی چیزیه،

29:13.560 --> 29:15.096
‫منتها این‌طور نبود

29:15.120 --> 29:17.016
‫کریس باهوش بود

29:17.040 --> 29:18.400
‫فوق‌العاده زرنگ و باهوش

29:21.040 --> 29:23.776
‫قرار بود چند ماه بعد از من آزاد شه

29:23.800 --> 29:27.576
‫واسه همین با هم برنامه ریختیم
‫هم‌خونه بشیم

29:27.600 --> 29:30.280
‫در کل، می‌خواستیم
‫یه فکری برای آینده‌مون بکنیم

29:31.760 --> 29:33.816
‫کلی امید و آرزو داشت؛

29:33.840 --> 29:35.600
‫هزارجور کارِ نکرده داشت

29:38.160 --> 29:40.800
‫یادمه خیلی ذوق داشت که
‫بالاخره قراره مامانش رو ببینه

29:42.000 --> 29:44.200
‫حقیقتاً، یه‌بند فقط در مورد
‫همین موضوع فک می‌زد

29:46.640 --> 29:47.680
‫آره

29:48.800 --> 29:49.960
‫جای خالیِ کریس حس میشه

29:51.280 --> 29:52.560
‫دل‌تنگشم

29:53.760 --> 29:55.040
‫رفیقم بود

29:56.640 --> 29:57.920
‫همین

30:16.880 --> 30:19.040
‫کریس اهل دعوا و درگیری نبود

30:20.200 --> 30:22.816
‫بهش گفتم: «کریس،

30:22.840 --> 30:25.816
‫اینا سوژه‌ات کردن چون لکنت داری.»

30:25.840 --> 30:30.456
‫«تو هیکلت درشته، زورت زیاده،
‫همه‌شون رو حریفی.»

30:30.480 --> 30:33.736
‫«باید ازشون زهر چشم بگیری،
‫وگرنه تا ابد سوارتن.»

30:33.760 --> 30:35.456
‫«چرا حالیشون نمی‌کنی؟»

30:35.480 --> 30:37.456
‫برگشت گفت:

30:37.480 --> 30:39.720
‫«چون لکنت باعث میشه
‫آدم حساسی باشم.»

30:40.920 --> 30:43.216
‫«اون‌قدر که دلم نیاد کسی رو اذیت کنم.»

30:43.240 --> 30:44.960
‫هیچ‌وقت هم کاریشون نداشت

32:04.640 --> 32:09.376
‫بنابراین، پسرک وسایلی که
‫برای سفر نیاز داشت را

32:09.400 --> 32:11.096
‫آماده کرد

32:11.120 --> 32:14.136
‫برای سفرش… نیاز داشت، درسته؟

32:14.160 --> 32:17.896
‫مثلاً… خوراکی؟

32:17.920 --> 32:19.976
‫آره، آره، آره

32:20.000 --> 32:22.496
‫پسرک وسایلی که برای سفرش
‫نیاز داشت را آماده کرد،

32:22.520 --> 32:25.416
‫- مانند خوراکی…
‫- با یه جفت جوراب زاپاس

32:25.440 --> 32:27.976
‫- آره، آره، آره
‫- با یه جفت جوراب زاپاس

32:28.000 --> 32:32.136
‫خب، روزگاری پسربچه‌ای زندگی می‌کرد که
‫پدرش دزد دریایی بود،

32:32.160 --> 32:35.136
‫تا اینکه یک روز،
‫پدر پسرک راهیِ دریا شد،

32:35.160 --> 32:36.616
‫ولی هیچ‌وقت برنگشت

32:36.640 --> 32:37.776
‫پسرک هم دل‌تنگ پدرش بود،

32:37.800 --> 32:39.856
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:39.880 --> 32:41.376
‫تا اینکه بزرگ شد و قد کشید،

32:41.400 --> 32:43.936
‫پسرک تصمیم گرفت
‫خودش هم دزد دریایی شود

32:43.960 --> 32:45.216
‫تا پدرش را پیدا کند

32:45.240 --> 32:47.816
‫خلاصه، پسر وسایلی که
‫برای سفرش نیاز داشت را آماده کرد،

32:47.840 --> 32:51.656
‫مانند خوراکی و یک جفت جوراب زاپاس و…

32:51.680 --> 32:53.936
‫نقشه‌ای که پدرش از خود به یادگار گذاشت

32:53.960 --> 32:55.656
‫ایول!

32:55.680 --> 32:57.696
‫داداش، قراره خیلی فروش بره

32:57.720 --> 33:00.376
‫صد شرف داره به اون جادوگرِ چهارچشم

33:05.000 --> 33:08.216
‫خیال می‌کردم توی صندوقچه‌ش
‫گنج پیدا می‌کنه…

33:16.200 --> 33:18.896
‫توی رستوران خانوادگی‌مون کار می‌کردم

33:18.920 --> 33:22.240
‫غذاهاش بی‌نظیر بود واقعاً.
‫به سبکِ سیچوآن، زادگاهِ بابام.

33:23.600 --> 33:25.656
‫صفر تا صد پخت‌وپز دستِ بابام بود

33:25.680 --> 33:28.776
‫یه روز شنبه،
‫چندتا سفیدپوست می‌ریزن تو

33:28.800 --> 33:30.576
‫بعد از فوتبال مست و پاتیل بودن و

33:30.600 --> 33:32.656
‫کُلی هم داد و هوار راه انداخته بودن.
‫به خواهرم گیر می‌دادن و

33:32.680 --> 33:34.640
‫ادای زبون چینی رو درمی‌آوردن که
‫مسخره‌مون کنن

33:36.600 --> 33:39.616
‫هی پشتِ‌سر هم آبجوی چینگ‌تائو سفارش می‌دادن و

33:39.640 --> 33:41.656
‫بابام هم براشون دولاراست میشد

33:41.680 --> 33:43.559
،بهش گفتم

33:43.560 --> 33:46.040
.بیا پرت‌شون کنیم بیرون»
«.یه مشت جاکشن

33:47.040 --> 33:49.719
اون هم گفت «نه، مشتری‌مونن

33:49.720 --> 33:52.560
عین بقیه به نحو احسن
«ازشون پذیرایی می‌کنیم

33:53.840 --> 33:57.719
بعدش غذاشونو خوردن و پول ندادن

33:57.720 --> 33:59.959
صورتحساب‌شون شده بود ۲۰۰ پوند

33:59.960 --> 34:02.520
…بعدش قیافه‌ی بابام

34:03.760 --> 34:07.759
چند ماه بعد چندتا پسر دیگه اومدن

34:07.760 --> 34:09.079
از همون قماش

34:09.080 --> 34:10.599
،اون‌ها هم پول ندادن

34:10.600 --> 34:12.879
ولی رفتم دنبال‌شون و
یکی‌شونو گرفتم و

34:12.880 --> 34:15.360
…یه چاقو دستم بود و

34:17.360 --> 34:18.800
بهش چاقو زدم

34:20.520 --> 34:22.720
قبل رسیدن آمبولانس مُرد

34:24.880 --> 34:26.959
الان دارم حکمم رو می‌گذرونم

34:26.960 --> 34:28.240
‏۱۸ سال

34:30.360 --> 34:33.360
ولی از اون موقع نشده کسی توی
رستوران بابام غذا بخوره و پول نده

34:35.680 --> 34:37.439
حتماً خیلی داری با خودت حال می‌کنی، نه؟

34:37.440 --> 34:39.199
جانم؟

34:39.200 --> 34:41.559
که اینطوری زبون جی‌تانگ رو باز کردی

34:41.560 --> 34:42.999
نه. اصلاً

34:43.000 --> 34:44.839
خب، بعداً حتماً می‌کنی

34:44.840 --> 34:47.079
لابد به ریش‌مون هم خندیدی، نه؟

34:47.080 --> 34:51.159
واسه چی؟ -
کل پسرها یه جا جمع شدن و کسی شر درست نکرد -

34:51.160 --> 34:52.479
چون حق با تو بود و ما اشتباه می‌کردیم

34:52.480 --> 34:53.879
به‌نظرم اشتباهی نکردید

34:53.880 --> 34:56.239
فقط یکم زیادی نگرانی به خرج می‌دادید

34:56.240 --> 34:59.959
اگه تو اشتباه می‌کردی چی؟
،چون اون‌ها به جرم قتل عمد

34:59.960 --> 35:02.799
،غیرعمد، آسیب‌های جسمانی، ضرب و شتم

35:02.800 --> 35:05.159
،آتش‌سوزی و مواد افتادن اینجا
ولی تو همشونو آوردی بیرون

35:05.160 --> 35:06.799
اونموقع دعوا می‌شد و
همه به هم حمله می‌کردن

35:06.800 --> 35:08.200
خب؟ به ما هم حمله می‌کردن

35:09.320 --> 35:11.520
.با تو که کاری ندارن
.تو کشیشی. به ما حمله می‌کنن

35:13.080 --> 35:15.440
،جای اینکه به ریش ما بخندی
باید خجالت بکشی

35:31.640 --> 35:35.399
توی اتاقم بودم که
دیدم از ته خیابون داری میای

35:35.400 --> 35:37.039
،شنیدم با مامان حرف زدی

35:37.040 --> 35:39.200
بعد پله‌ها رو اومدی بالا و در زدی

35:40.400 --> 35:44.959
گفتی «دخترم، دلمون نمی‌خواد
پنجاه سالت که شد و

35:44.960 --> 35:46.759
،دیدی اجاقت کوره

35:46.760 --> 35:49.640
یهویی متوجه شی که
«کل مسیرت اشتباه بوده

35:50.640 --> 35:52.639
،من هم گفتم

35:52.640 --> 35:57.439
.اشتباه نمی‌کنم، بابا»
«.خدا می‌خواد من راهبه بشم

35:57.440 --> 36:02.240
،تو هم گفتی «دخترم، در این صورت
«برو راهبه شو

36:04.160 --> 36:05.879
چرا؟

36:05.880 --> 36:11.999
…چرا توئه لامصب انقدر

36:12.000 --> 36:13.800
روشن‌فکر بودی؟

36:56.960 --> 36:58.839
چیکار می‌کنی؟ -
خودت چیکار می‌کنی؟ -

36:58.840 --> 37:00.079
ما توافق کردیم

37:00.080 --> 37:02.919
من نکردم -
چرا، توی بار. من، تو، آلبی و اون زنـه -

37:02.920 --> 37:05.159
همه صحبت کردیم و
توافق کردیم خونه رو بفروشیم

37:05.160 --> 37:06.599
من موافقتی نکردم -
بله. سلام -

37:06.600 --> 37:08.159
بله، من بیلی هستم. بابی بیلی

37:08.160 --> 37:10.479
میشه لطفاً بیاید تابلویی که
جلوی خونه‌ام زدید رو بردارید؟

37:10.480 --> 37:12.199
یعنی برم دادگاه دیگه؟ -
آره -

37:12.200 --> 37:13.879
!نه. اینطوری باید کلی هزینه کنیم

37:13.880 --> 37:16.759
.آلترتون، خیابان هلم، پلاک ۳۶
.به جهنم که باید هزینه کنیم

37:16.760 --> 37:17.999
من خونه رو نمی‌فروشم

37:18.000 --> 37:19.719
.نه، نه، نه
.من درخواست فروش ندادم

37:19.720 --> 37:21.719
همسرم بدون اجازه‌ی من
خونه رو گذاشته برای فروش

37:21.720 --> 37:22.799
پس من وکیل می‌گیرم

37:22.800 --> 37:24.559
باشه. ممنون. مرسی، خداحافظ

37:24.560 --> 37:26.640
پس وکیل بگیرم؟ -
!آره -

37:44.320 --> 37:46.879
سنگین شده ها

37:46.880 --> 37:49.999
پرستار گفتش وزنش مناسبـه. نه، بابا؟

37:50.000 --> 37:51.199
آره

37:51.200 --> 37:52.439
به اندازه‌ی کافی هم می‌خوابه

37:52.440 --> 37:54.159
شب‌ها کلاً دو سه بار بیدار میشه

37:54.160 --> 37:55.479
جدی؟

38:01.640 --> 38:03.679
از اون یکی زندان بهتره؟

38:03.680 --> 38:06.119
خیلی فرقی ندارن. آره

38:06.120 --> 38:09.359
چند بار حیاطش رو دیدیم، مگه نه؟

38:09.360 --> 38:12.199
هواخوری زیاد دارید؟ -
نه -

38:12.200 --> 38:13.879
داروهات رو مصرف می‌کنی؟

38:13.880 --> 38:15.359
آره. از این به بعد می‌کنم

38:15.360 --> 38:17.720
خوبـه. خوبـه، پسرم

38:21.640 --> 38:23.240
جی، چی شده؟

38:24.280 --> 38:26.559
هیچی -
یه چیزی شده دیگه -

38:26.560 --> 38:28.119
دعوا کردی؟

38:28.120 --> 38:30.079
نه. گفتم حالم خوبـه. خب؟

38:30.080 --> 38:31.680
انقدر گیر نده دیگه

38:35.240 --> 38:36.759
اینجا چطوریـه؟

38:36.760 --> 38:38.999
بدک نیست

38:39.000 --> 38:41.439
راستش کلی وقت آزاد دارم

38:41.440 --> 38:43.120
چیکار می‌کنی؟

38:44.960 --> 38:46.360
به شما فکر می‌کنم

38:50.560 --> 38:52.080
سرطان داری؟

38:53.600 --> 38:54.999
آره

38:55.000 --> 38:56.799
چه نوعی؟

38:56.800 --> 38:58.200
لوزالمعده

38:59.280 --> 39:00.959
از اون ناجورهاست، نه؟

39:00.960 --> 39:02.440
اینطور میگن

39:03.640 --> 39:05.319
لوزالمعده کجا میشه؟

39:05.320 --> 39:06.759
نمی‌دونم

39:06.760 --> 39:08.760
فکر کنم همین‌جاها

39:10.720 --> 39:12.439
درد می‌کنه؟

39:12.440 --> 39:13.720
یکم

39:16.720 --> 39:18.360
چقدر وقت داری؟

39:19.400 --> 39:20.800
چند ماه

39:27.640 --> 39:29.239
می‌دونن علتش چیـه؟

39:29.240 --> 39:31.399
دکترها چیزی نگفتن؟

39:31.400 --> 39:32.800
نه

39:35.400 --> 39:36.719
باشه

39:36.720 --> 39:39.079
پسرم، هیچ ارتباطی به تو نداره

39:39.080 --> 39:40.200
یا کاری که کردی

39:41.600 --> 39:43.720
احتمالاً چندین سالـه که
در حال شکل‌گیری بوده

39:45.280 --> 39:46.559
تو رو می‌شناسم

39:46.560 --> 39:48.039
آره

39:48.040 --> 39:49.559
تو از دخترای تامی الیس بودی، نه؟

39:49.560 --> 39:51.319
خودت بودی دیگه؟ -
چی داره میگه؟ -

39:51.320 --> 39:53.039
تامی الیس کیـه؟ -
هیچی. نمی‌دونم -

39:53.040 --> 39:55.159
،نه تو رو می‌شناسم
نه می‌دونم کی رو میگی

39:55.160 --> 39:57.199
باشه؟ -
دروغ نگو -

39:57.200 --> 39:59.919
تو رو توی ماشینش با اون دختره که
موهاش رو می‌بافه دیدم

39:59.920 --> 40:02.159
همه یه دست مالیدنش، مگه نه؟

40:02.160 --> 40:03.479
قشنگ دست‌به‌دست شده

40:03.480 --> 40:04.999
تو رو هم همینطور

40:05.000 --> 40:06.719
نمی‌خوای یه چیزی بگی؟

40:06.720 --> 40:07.959
میگه من فاحشه‌ام

40:07.960 --> 40:09.239
بهش توجه نکن

40:09.240 --> 40:11.559
!یه چیزی بگو -
خیلی مهربون نیستی، نه؟ -

40:11.560 --> 40:12.679
فقط دارم کرم می‌ریزم

40:12.680 --> 40:16.159
خیال می‌کردم کسی که اومده
ملاقات همچین بی‌ریختی شوخی سرش بشه

40:16.160 --> 40:17.679
بازم مسخره کن ببین چیکارت می‌کنم

40:17.680 --> 40:18.799
باشه، جکی چان

40:18.800 --> 40:21.239
همیشه رفقات دور و برتن، نه؟ -
آره، هستن -

40:21.240 --> 40:22.759
رفقای تو کجان؟

40:22.760 --> 40:25.919
ای بابا. به دَرَک واصل شد، نه؟

40:25.920 --> 40:27.559
!کص ننه‌ات

40:27.560 --> 40:28.919
!آروم باش

40:31.320 --> 40:33.559
!یکم کونگ‌فو بزن ببینیم

40:37.920 --> 40:39.639
!ولم کنید

40:39.640 --> 40:41.879
!ولم کنید

40:41.880 --> 40:44.439
!هی! گمشید بیرون

40:44.440 --> 40:46.399
!زیدت رو سگ نمیگاد، پسرک

40:46.400 --> 40:47.439
!بسه دیگه

40:47.440 --> 40:49.119
همه سر جاهاتون بمونید

40:49.120 --> 40:51.959
!اخماتو وا کن، جی‌تانگ

40:51.960 --> 40:53.959
!خیال کردی خیلی شاخی؟

40:53.960 --> 40:56.640
.مشکلی نیست
.سر جاهاتون بمونید

40:58.080 --> 41:00.559
دبیرستان گفته بود می‌تونه بره دانشگاه

41:00.560 --> 41:02.439
مطمئن بودن قبول میشه

41:02.440 --> 41:04.399
باشه

41:04.400 --> 41:06.839
ولی الان دیگه نمیشه
چندان مطمئن بود، نه؟

41:06.840 --> 41:09.000
حالا که باید مراقب
بچه‌ی کوفتی تو باشه

41:10.120 --> 41:11.359
بازم می‌تونه بره

41:11.360 --> 41:13.559
می‌دونی دم در ما رو گشتن؟

41:13.560 --> 41:17.039
.من و اون و بچه رو
.سگ‌ها داشتن ما رو بو می‌کشیدن

41:17.040 --> 41:19.440
،شاید این چیزا برای تو عادی باشه
ولی واسه اون نیست

41:20.600 --> 41:22.559
متأسفم

41:22.560 --> 41:25.679
،خب، اگه واقعاً متأسفی
نذار دیگه بیاد اینجا

41:25.680 --> 41:27.759
،چی؟ نه بگو بیاد ملاقاتت
،نه زنگ بزن

41:27.760 --> 41:30.399
کلاً کاری به کارش نداشته باش

41:30.400 --> 41:32.679
ما عاشق همدیگه‌ایم -
،اگه واقعاً عاشقشی -

41:32.680 --> 41:34.799
اون شب پیش خودش و
بچه‌اش می‌بودی، ولی نه

41:34.800 --> 41:36.439
با رفقای کسخلت رفته بودی بیرون

41:36.440 --> 41:37.679
خودت نمی‌ذاشتی ببینمش

41:37.680 --> 41:39.679
بیست سال اینجا موندگاری، پسر

41:39.680 --> 41:43.000
جدی خیال می‌کنی بیست سال پات می‌شینه؟

41:45.120 --> 41:46.639
شما هیچ آینده‌ای ندارید

41:46.640 --> 41:48.839
پس این رو قبول کن و
فراموشش کن

41:48.840 --> 41:50.239
کار من نبود

41:50.240 --> 41:52.239
آره جون خودت -
من نکُشتمش، خب؟ قسم می‌خورم -

41:52.240 --> 41:54.679
پس به‌نظرت تبرئه‌ات می‌کنن؟

41:54.680 --> 41:57.319
ها؟ میای بیرون پیشش و
به خوبی و خوشی زندگی می‌کنید؟

41:57.320 --> 42:00.599
نه، پسرک. چون اون پیش من زندگی می‌کنه

42:00.600 --> 42:03.520
،اگر هم دور و بر خونه‌ام آفتابی شی
می‌زنم آسفالتت می‌کنم

42:04.760 --> 42:08.359
،بهم ثابت کن. اگه واقعاً عاشقشی
کاری رو بکن که به صلاحشـه

42:08.360 --> 42:10.160
یعنی دیگه بهش نزدیک نشو

42:21.080 --> 42:22.640
همیشه اینطوریـه؟

42:24.920 --> 42:27.559
صورتش کلاً کبود شده -
آره -

42:27.560 --> 42:29.155
خب، می‌دونی کار کی بوده؟ -
نه -

42:29.179 --> 42:30.880
ازش پرسیدی؟ -
آره. هیچی نمیگه -

42:32.120 --> 42:33.839
آستین‌هاش رو داده پایین

42:33.840 --> 42:35.039
خب؟

42:35.040 --> 42:37.160
یعنی دوباره داره خودش رو زخمی می‌کنه

42:39.840 --> 42:41.960
باهاش صحبت می‌کنم -
جدی؟ -

42:43.160 --> 42:44.600
باشه. ممنون

42:46.000 --> 42:48.160
خداحافظ، جی -
خداحافظ، خاله نیکی -

42:53.480 --> 42:56.839
تموم شد؟
حرف‌هاتون رو زدید؟

42:56.840 --> 42:58.799
فقط گفتیم بهتره بدونی

42:58.800 --> 43:00.640
پس حرف دیگه‌ای ندارید؟
سؤالی ندارید؟

43:01.920 --> 43:06.839
…جیمز -
می‌دونی، به کُشتن جفت‌تون فکر کردم. بعدش -

43:06.840 --> 43:09.519
.بهش فکر می‌کردم
.از سرم بیرون نمی‌رفت

43:09.520 --> 43:11.359
فقط واسه اینکه دیگه
مجبور نباشم ببینم‌تون

43:11.360 --> 43:13.920
تا نبینم اینطوری به من نگاه می‌کنید

43:15.840 --> 43:16.959
…پسرم

43:16.960 --> 43:18.800
چرا اون کار رو کردی، جیمز؟

43:20.000 --> 43:21.440
بهمون میگی؟

43:22.560 --> 43:24.599
نه

43:24.600 --> 43:26.239
جیمز، خواهش می‌کنم

43:26.240 --> 43:27.879
می‌خواستم توی یوتیوب معروف شم

43:27.880 --> 43:29.279
آره

43:29.280 --> 43:32.239
اولین کسی که یه معلول رو
با مخزن اکسیژن خودش می‌کُشه

43:32.240 --> 43:34.240
ولی خب، یادم رفت ضبطش کنم

43:35.440 --> 43:37.559
یا شاید کُشتمش چون خودش ازم خواست

43:37.560 --> 43:39.799
می‌دونی «دیگه حالم از این ویلچر
به هم می‌خوره، داداش

43:39.800 --> 43:42.039
«تو رو خدا بیا خلاصم کن

43:42.040 --> 43:46.239
یا شاید کُشتمش چون دیگه نمی‌خواستم
روی اون صندلی ببینمش

43:46.240 --> 43:49.879
یا شاید چون…چون بهش حسودیم می‌شد

43:49.880 --> 43:52.679
از اینکه همش به اون توجه می‌کردید و
کاری به کار من نداشتید

43:52.680 --> 43:55.279
یا شاید کُشتمش چون وبال گردن‌تون بود و

43:55.280 --> 43:58.399
می‌خواستم خلاص‌تون کنم
تا یه زندگی عادی داشته باشیم

43:58.400 --> 43:59.800
هر کدوم رو می‌خوای انتخاب کن

44:01.920 --> 44:03.280
اون وبال گردن‌مون نبود

44:04.400 --> 44:07.640
اون پسرم بود و دوستش داشتم

44:10.640 --> 44:13.280
تو هم پسرمی و دوستت دارم

44:14.840 --> 44:16.720
همیشه دوستت دارم

44:22.920 --> 44:24.120
تو چی؟

44:32.680 --> 44:33.960
نه

44:38.680 --> 44:39.959
،گفتی واسه این کُشتیش

44:39.960 --> 44:43.079
چون دیگه نمی‌خواستی
روی اون ویلچر ببینیش

44:43.080 --> 44:45.319
این تا حدودی حقیقت داره

44:45.320 --> 44:48.119
،وقتی روی اون ویلچر می‌دیدیش
قلبت می‌شکست

44:48.120 --> 44:51.040
آره؟ آره؟

44:55.120 --> 44:57.120
بیا اینجا، پسر. بیا اینجا

45:32.320 --> 45:34.040
خیلی‌خب، این ردیف بلند شید

45:35.400 --> 45:37.159
راه بیفتید

45:37.160 --> 45:38.959
ردیف وسط، بلند شید

45:38.960 --> 45:40.000
حرکت کنید

45:41.680 --> 45:44.520
ردیف آخر، بلند شید. برید

46:00.240 --> 46:02.119
!مرتیکه‌ی آشغال

46:41.440 --> 46:43.119
نه. نخیر

46:43.120 --> 46:44.399
سلام -
سلام -

46:44.400 --> 46:46.879
سرنگهبان بیلی هستم از آلدرویک

46:46.880 --> 46:48.119
کم ندادم

46:48.120 --> 46:50.199
قانون چهاره. ده درصد بابت اون کم شده

46:50.200 --> 46:51.360
چی شده؟

46:52.400 --> 46:55.000
.حق با تو بود
.جیدن دوباره خودش رو زخمی می‌کنه

46:56.560 --> 46:58.559
پس دست‌هاش رو دیدی -
آره -

46:58.560 --> 46:59.879
خیلی ناجوره؟

46:59.880 --> 47:03.519
،تا حدودی. وارد یه برنامه حمایتی کردیمش
پس خبرش رو بهت میدیم

47:03.520 --> 47:04.999
باشه. مرسی

47:05.000 --> 47:06.560
…راستی -
بله؟ -

47:07.640 --> 47:10.239
می‌خوای امشب با هم بریم بیرون؟

47:13.240 --> 47:14.919
الان توی مغازه تنهام و

47:14.920 --> 47:16.719
خیلی…خیلی شلوغـه

47:16.720 --> 47:18.160
اصلاً شماره‌ام رو از کجا آوردی؟

47:19.280 --> 47:21.159
اسمت به عنوان نزدیکترین
خویشاوند جیدن ثبت شده

47:21.160 --> 47:22.799
باشه. ولی این اطلاعات محرمانه‌ست، نه؟

47:22.800 --> 47:24.719
این…اطلاعات محرمانه‌ست

47:24.720 --> 47:26.959
…داری برای منافعِ

47:26.960 --> 47:28.759
چی میگن؟
برای منافع شخصی استفاده می‌کنی

47:28.760 --> 47:31.039
متأسفم -
آره، باید هم باشی -

47:31.040 --> 47:33.119
اصلاً…واسه چی پرسیدی؟

47:33.120 --> 47:35.679
چی؟ -
چرا گفتی با هم بریم بیرون؟ -

47:35.680 --> 47:39.559
چی توی خودت دیدی که
خیال کردی باهات میام بیرون؟

47:39.560 --> 47:41.199
گفتم شاید بخوای

47:41.200 --> 47:43.199
چرا؟ چون وجه اشتراک داریم؟

47:43.200 --> 47:44.600
رابطه‌ی جفت‌مون به هم خورده؟

47:45.720 --> 47:47.640
جفت‌مون…زخم‌خورده‌ایم

47:51.400 --> 47:53.068
باشه -
قبولـه؟ -

47:53.092 --> 47:53.800
قبولـه

48:07.080 --> 48:08.359
تقاطع بِر و لانترن؟

48:08.360 --> 48:10.680
عه، نه. خیابان مورتیمر

48:12.000 --> 48:13.320
فکر کنم تاکسی منـه

48:15.840 --> 48:17.799
میری بیرون؟ -
آره -

48:17.800 --> 48:19.079
چرا؟

48:19.080 --> 48:20.400
قرار دارم

48:28.960 --> 48:32.319
بفرما -
مرسی -

48:32.320 --> 48:34.119
نوش

48:34.120 --> 48:37.080
خب، پس نوشیدنی دوست داری؟

48:38.360 --> 48:39.680
چطور مگه؟

48:41.000 --> 48:43.720
.خانمت به آلبی گفته
.اون هم به من گفت

48:45.600 --> 48:47.319
…نوشیدنی دوست دارم ولی فقط

48:47.320 --> 48:50.119
من که…الکلی و این‌ها نیستم

48:50.120 --> 48:52.359
نیستی؟ باشه -
نه -

48:52.360 --> 48:53.599
خیلی‌خب

48:53.600 --> 48:55.240
الان می‌ترسم دست بزنم

49:02.040 --> 49:03.880
به‌نظرت چرا خودزنی می‌کنه؟

49:05.240 --> 49:07.799
چیزی نمیگه -
ولی حتماً دلیلی داره -

49:07.800 --> 49:09.239
حتماً داره. آره

49:09.240 --> 49:10.879
،پسرهای ما کلی درد دارن، نیکولا

49:10.880 --> 49:12.399
ولی همشون درونیـه و

49:12.400 --> 49:13.839
دوست دارن یجوری بروزش بدن

49:13.840 --> 49:15.799
…پس واسه همینـه که

49:15.800 --> 49:17.120
نیکی صدام کن

49:18.440 --> 49:20.519
نیکی با آی یا وای؟

49:20.520 --> 49:21.880
جفتش

49:22.880 --> 49:24.560
خدایا، آره. راست میگی

49:29.960 --> 49:32.519
ده پونزده سال پیش شغل خوبی بود

49:32.520 --> 49:34.199
دوست‌های خوبی داشتی و

49:34.200 --> 49:35.999
زندانی‌ها ازت حساب می‌بردن

49:36.000 --> 49:37.399
البته اذیت‌شون هم نمی‌کردیم ها

49:37.400 --> 49:40.479
،کتابخونه، تحصیلات، باشگاه
…آموزش، کلیسا

49:40.480 --> 49:42.239
همه چی روی حساب و کتاب بود

49:42.240 --> 49:44.919
زندانی‌های سابق هم توی خیابون
یا بار میومدن سمتت و

49:44.920 --> 49:48.119
مثلاً می‌گفتن «اومدم یه سلامی عرض کنم، قربان

49:48.120 --> 49:49.879
چون باهام خوب تا کردید

49:49.880 --> 49:52.039
«آدم‌حسابی بودید. سخت‌گیر ولی منصف

49:52.040 --> 49:55.679
،این روزها اگه شانس بیاری
شاید گذاشتن بری باشگاه

49:55.680 --> 49:58.159
،یه مقدار هم کلیسا
ولی کتابخونه کلاً جمع شده

49:58.160 --> 50:00.999
تحصیلات جمع شده، آموزش جمع شده

50:01.000 --> 50:03.239
…کلاً همه چی جمع شده. همش

50:03.240 --> 50:05.759
‏۲۳ ساعت شبانه‌روز توی انفرادی‌ان

50:05.760 --> 50:08.159
،میگن «نه می‌خوایم ریخت‌شونو ببینیم
.نه می‌خوایم صداشونو بشنویم

50:08.160 --> 50:09.759
تلویزیون دارن دیگه، نه؟

50:09.760 --> 50:11.119
«پس واسه چی غر می‌زنن؟

50:11.120 --> 50:13.359
هر از گاهی هم یه درگیری‌ای میشه و

50:13.360 --> 50:15.719
،با کله میریم سمت‌شون
چون حال میده

50:15.720 --> 50:18.639
چون می‌تونیم دمار از روزگارشون در بیاریم

50:18.640 --> 50:20.839
…جدای از اون

50:20.840 --> 50:23.640
فقط باید بتمرگی سر جات و
شکم در بیاری

50:24.680 --> 50:26.679
می‌تونی این وضع رو عوض کنی

50:26.680 --> 50:28.159
چطوری؟ خب، اونجا کار می‌کنی

50:28.160 --> 50:30.319
فقط با همکارهات صحبت کن

50:30.320 --> 50:31.960
نه. اون‌ها عوض‌بشو نیستن

50:33.120 --> 50:36.200
عوض‌بشو نیستن. هر چی کمتر چشم‌شون
به زندانی‌ها بیفته، راضی‌ترن

50:37.320 --> 50:38.600
تو هم همینطور؟

50:40.440 --> 50:41.680
…خب

50:43.840 --> 50:46.920
آره. دوست ندارم اعتراف کنم، ولی آره

50:50.120 --> 50:51.360
آره

51:04.880 --> 51:06.800
صبح بخیر -
صبح بخیر -

51:16.760 --> 51:18.040
بابی، یه لحظه

51:19.600 --> 51:22.279
بله، رئیس. خیلی دیرم شده -
کارم طول نمی‌کشه -

51:22.280 --> 51:23.399
،امروز کمبود نیرو داریم

51:23.400 --> 51:25.639
پس کل بند دست خودتـه

51:25.640 --> 51:27.039
!خودم تنها؟

51:27.040 --> 51:28.959
،تریش رفته برای مرخصی سالانه‌اش

51:28.960 --> 51:31.479
،دو نفر رو گذاشتیم مراقب بیرون باشن
فرِدی هم گفته مریضـه

51:31.480 --> 51:33.999
!چی‌چیـه؟ -
ببین، امروز رو مرخصی گرفته -

51:34.000 --> 51:35.279
حالش چندان خوب نیست

51:35.280 --> 51:37.319
.باید ذهنش رو آروم کنه
.می‌دونی، به‌خاطر چاقوکشی

51:37.320 --> 51:38.799
این همه زندانی رو چیکار کنم؟

51:38.800 --> 51:40.439
خب، باید همشون رو توی
انفرادی نگه داری

51:40.440 --> 51:42.839
.کل روز، رئیس؟ تمام آخرهفته انفرادی بودن
.حسابی قاتی می‌کنن

51:42.840 --> 51:44.280
خب، چیکار میشه کرد؟

51:51.040 --> 51:52.359
صبح بخیر

51:52.360 --> 51:53.639
دیگه ظهر شده

51:53.640 --> 51:55.199
شروع نکن. چیزی هست که
لازم باشه بدونم؟

51:55.200 --> 51:57.159
امروز خیلی شاکی‌ان

51:57.160 --> 51:58.680
میرم بخوابم -
فعلاً -

52:07.960 --> 52:10.999
.هی، در رو باز کن، قربان
.زودباش. چند روزه این توئم

52:11.000 --> 52:12.199
آره، شدنی نیست، هنسی

52:12.200 --> 52:13.439
همه امروز باید توی اتاق بمونید

52:13.440 --> 52:14.799
چی؟ اینطوری نمیشه، قربان

52:14.800 --> 52:15.879
نمیشه هممونو اینجا حبس کنید

52:15.880 --> 52:17.559
این کارتون مجازات بی‌رحمانه و نامعمولـه

52:17.560 --> 52:19.559
.بیخیال. تو رو خدا، قربان
.کوتاه بیا. در رو باز کن. ده دقیقه

52:19.560 --> 52:20.999
همه توی اتاق‌شون می‌مونن -
اتاق؟ -

52:21.000 --> 52:22.359
این‌ها که اتاق نیستن

52:22.360 --> 52:23.959
سلولن. سلول‌های سرد و وحشتناک

52:23.960 --> 52:25.639
این کارتون نقض حقوق بشره

52:25.640 --> 52:27.879
جون من؟ -
بیخیال، قربان. من که کاری نکردم -

52:27.880 --> 52:29.159
فقط می‌خوام یه سر برم بیرون، خب؟

52:29.160 --> 52:30.639
می‌خوام یه هوایی تازه کنم

52:30.640 --> 52:32.199
.اینجا بوی گند میده
!نمی‌تونم نفس بکِشم

52:32.200 --> 52:34.159
چه بد -
تو عجب نوبری هستی -

52:34.160 --> 52:35.319
مطمئنم مادرت بهت افتخار می‌کنه

52:35.320 --> 52:37.879
!لابد…لعنتی
!بچه‌باز کسکش

52:37.880 --> 52:42.399
،مطمئنم بچه که بودی
!پدرت قشنگ گذاشته دَرِت

52:42.400 --> 52:43.800
!تا دسته کرده توت

52:45.040 --> 52:47.079
همه چی روبراهـه؟ -
چه خبر شده؟ -

52:47.080 --> 52:48.919
خوبی؟ -
آره، آره، آره. ردیفم -

52:48.920 --> 52:51.359
چه خبر شده؟ -
کل روز رو انفرادی می‌مونید -

52:51.360 --> 52:53.999
ملاقات‌ها چی پس؟ -
گفتم که، کل روز انفرادی می‌مونید -

52:54.000 --> 52:55.679
!نه، امروز روز ملاقاتـه -
شرمنده، پسر -

52:55.680 --> 52:57.079
!آخه الان تو راهن

52:57.080 --> 52:59.319
!مرتیکه‌ی لاشی

52:59.320 --> 53:01.279
!محض رضای خدا

53:01.280 --> 53:02.959
!کیرم دهن‌تون

53:02.960 --> 53:04.439
امروز وقت باشگاه داری

53:04.440 --> 53:05.879
اومدم بگم منتفیـه

53:05.880 --> 53:07.279
انفرادی خوردید -
چی؟ چرا؟ -

53:07.280 --> 53:08.439
!چه کسشعریـه؟

53:08.440 --> 53:10.559
!داری حال می‌کنی، نه؟
برداشتی باشگاه امروزمون رو کنسل کردی

53:10.560 --> 53:12.119
هی، چی گفت؟
باشگاه نداریم؟

53:12.120 --> 53:13.439
!خراب‌شده

53:13.440 --> 53:15.239
!اینجا یه خراب‌شده‌ست

53:15.240 --> 53:17.359
انفرادی می‌مونن؟ -
آره -

53:17.360 --> 53:19.319
جی‌تانگ چی؟ -
چطور؟ -

53:19.320 --> 53:21.359
خب، امروز خاکسپاری پدرشـه

53:21.360 --> 53:23.439
آره، نمیشه بره -
چی؟ -

53:23.440 --> 53:24.679
کسی نیست ببرتش

53:24.680 --> 53:27.399
هیچکس -
خب، میشه ببرمش کلیسا؟ -

53:27.400 --> 53:28.559
نه -
واسه چی؟ -

53:28.560 --> 53:30.079
،اگه بذارم یه نفر بره
بعدش همه می‌خوان برن

53:30.080 --> 53:32.239
.نه، اینطوری نمیشه
.خاکسپاری پدرشـه

53:32.240 --> 53:33.719
درک می‌کنن -
نه -

53:33.720 --> 53:35.159
خب، میشه برم توی سلولش؟

53:35.160 --> 53:36.559
نه -
از دست شما -

53:36.560 --> 53:37.839
هیچ دری باز نمیشه

53:37.840 --> 53:40.279
واسه همین اسمش انفرادیـه. خب؟

53:40.280 --> 53:42.360
پس چطوری بهش بگم؟ -
از توی دریچه -

53:54.200 --> 53:55.679
چه خبر شده؟

53:55.680 --> 53:57.559
امروز همه انفرادی خوردید

53:57.560 --> 53:59.559
پس نمی‌تونم برم خاکسپاری؟

53:59.560 --> 54:01.920
نه. متأسفم

54:05.960 --> 54:07.359
!کسشعره

54:07.360 --> 54:08.999
!خاکسپاری بابامـه

54:09.000 --> 54:10.519
!یالا، آزادم کنید

54:10.520 --> 54:12.359
!در رو باز کنید

54:12.360 --> 54:15.599
!دارم روانی میشم

54:16.920 --> 54:19.439
!باید اینجا رو آتیش بزنیم

54:19.440 --> 54:21.879
!کسکش! مرتیکه‌ی کسکش

54:21.880 --> 54:25.359
!در رو باز کن
!در رو باز کن

54:25.360 --> 54:28.039
!دارن کلی راه میان، دیوث

54:28.040 --> 54:29.919
!قفسه‌های کسشعر

54:34.280 --> 54:36.359
!مرتیکه‌ی بچه‌باز

54:36.360 --> 54:37.839
!حسابتو می‌رسم، مردک مریض

54:37.840 --> 54:39.079
!دروغگوهای حرومی

54:39.080 --> 54:40.399
!این چه وضعشـه؟

54:40.400 --> 54:41.839
!همین الان آزادم کنید

54:41.840 --> 54:43.320
!…لعنتیا

54:44.760 --> 54:47.359
دارم سکته می‌کنم. دارم سکته می‌کنم

54:53.160 --> 54:55.119
!یکی بره اون حرومیِ کون‌گشاد رو صدا کنه

54:55.120 --> 54:57.199
!دارم دیوونه میشم

55:03.440 --> 55:06.679
.جیدن، پسر! بیخیال
.تمومش کن

55:06.680 --> 55:09.039
بیا سمت من. جیدن

55:09.040 --> 55:11.119
!باهام حرف بزن. جیدن

55:11.120 --> 55:13.599
.جیدن، باهام صحبت کن
.باید تمومش کنی

55:16.520 --> 55:20.000
.از دلتا یک به مرکز. کد آبی
.بند دی. سلول ۱۹

55:24.320 --> 55:26.600
سلام، بابی. اینجا چیکار می‌کنی؟ -
حالش چطوره؟ -

55:27.960 --> 55:30.079
یکم بهتره، آره -
خونه‌ست؟ -

55:30.080 --> 55:31.519
نه. رفته بیرون

55:31.520 --> 55:32.679
رفته بیرون؟

55:32.680 --> 55:35.439
.آره، رفته یه قدمی بزنه
.هوایی تازه کنه

55:35.440 --> 55:37.200
کجا؟ -
پارک -

55:38.920 --> 55:40.240
پس ماشینش کجاست؟

55:41.520 --> 55:42.827
بردتش -
با ماشین رفته پارک؟ -

55:42.951 --> 55:43.479
آره

55:43.480 --> 55:46.159
تا پارک که دو قدم راه بیشتر نیست. تریسا -
نه، رفته گرین‌بانک -

55:46.160 --> 55:47.959
چیـه؟ -
رفته گلف، مگه نه؟ -

55:47.960 --> 55:49.960
…نه. نه، اینطور نیست. نه

56:17.000 --> 56:18.240
خوبی، بابی؟

56:19.640 --> 56:22.599
.الان رفتم خونه‌ات
.گفتش رفتی بیرون

56:22.600 --> 56:24.474
خب؟ -
آره. پارک -

56:24.498 --> 56:25.240
درستـه

56:28.880 --> 56:30.199
یه بچه به‌خاطر تو مُرده

56:30.200 --> 56:31.879
،اکثر مردم عذاب‌وجدان پاره‌شون می‌کنه

56:31.880 --> 56:34.679
اونوقت تو بهونه‌اش کردی بیای گلف؟

56:34.680 --> 56:38.319
.اون به‌خاطر من نمُرده، بابی
.به‌خاطر پتسی فلین مُرده

56:38.320 --> 56:41.160
به رئیس میگم به‌خاطر گلف
خودت رو زدی به مریضی

56:42.680 --> 56:44.280
شوخی می‌کنی؟ -
نه -

56:45.800 --> 56:48.519
می‌تونم همینجا ناکارت کنم، باب -
به پیتر پالمرستون هم میگم -

56:48.520 --> 56:49.839
می‌شناسیش دیگه؟ آره؟ -
آره -

56:49.840 --> 56:53.239
امروز دوست‌دختر و بچه‌اش ۱۵۰ کیلومتر
،کوبیدن تا بیان ملاقاتش

56:53.240 --> 56:55.199
ولی به‌خاطر مرخصی الکیِ تو نتونستن

56:55.200 --> 56:57.199
متأسفم -
به جی‌تانگ هم میگم -

56:57.200 --> 57:00.599
بهش میگم امروز نتونست
،بره خاکسپاری پدرش

57:00.600 --> 57:02.919
چون آقا رفته بود گلف بازی کنه

57:02.920 --> 57:05.359
.واسه کمتر از این‌ها آدم کُشته
!به همشون میگم

57:08.200 --> 57:09.719
این فقط به‌خاطر تهدیدت بود

57:11.200 --> 57:13.200
ببین اگه واقعاً بگی چیکارت می‌کنم

57:13.224 --> 57:33.224
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
