WEBVTT

00:01.417 --> 00:04.999
‫سال‌هاست که گذشته.
من ‫میونه‌ی خوبی با آدم‌ها ندارم.

00:05.000 --> 00:08.416
‫آنچه گذشت…

00:08.417 --> 00:09.832
‫به خونه خوش اومدی، ویژن

00:09.833 --> 00:11.249
‫امروز لبخند می‌زدی،

00:11.250 --> 00:12.250
‫- که خوبه
‫- اوهوم

00:13.417 --> 00:14.666
‫خانم ایدث

00:14.667 --> 00:18.416
‫این خونه از لحاظ ساختاری و عاطفی ناپایداره

00:18.417 --> 00:20.457
‫خب، می‌دونه توی زندگیِ قبلیش
‫چه اتفاقاتی افتاده

00:20.458 --> 00:22.249
‫حالا دنبال حس و حال اون روزهاست

00:22.250 --> 00:25.166
‫مثل روحی که دست از سر خاطراتش برنمی‌داره

00:25.167 --> 00:26.832
‫خاطرات واندا نه، ویژن

00:26.833 --> 00:29.749
‫می‌خوام بفهمم اون کی بود و
‫چطور توی این دنیا زندگی می‌کرد

00:29.750 --> 00:32.707
‫با آزمایش فکری کشتیِ تسئوس آشنایی داری؟

00:32.708 --> 00:35.208
‫- طبیعتاً
‫- وقتی تخته‌چوب اولیه‌ای باقی نمونه،

00:35.917 --> 00:37.833
‫همچنان کشتی تسئوس به حساب میاد؟

00:40.292 --> 00:41.999
‫جفت کشتی‌ها واقعی‌ان

00:42.000 --> 00:47.542
‫یه نفر اون بیرون برای سرِ آکنده از
‫هوش‌مصنوعیِ ویژن مبلغ هنگفتی جایزه گذاشته

00:48.875 --> 00:51.166
‫میگم، وی، خروج از نورگیر؟

00:51.167 --> 00:53.041
‫قراردادش رسیده به جایزه‌بگیری

00:53.042 --> 00:55.000
‫به اسم پالادین

00:56.000 --> 00:57.999
‫- چی فهمیدی؟
‫- خانواده داره

00:58.000 --> 01:02.457
‫داشته. دو پسر دوقلو به نام‌های
‫بیلی و تامی

01:02.458 --> 01:04.166
‫رباتی که سال‌ها مُرده تلقی می‌شد،

01:04.167 --> 01:07.332
‫به‌طور ناگهانی و خشونت‌آمیز بازگشت

01:07.333 --> 01:08.416
‫چیزی نیست

01:08.417 --> 01:10.707
‫- اسمت توماس شپرده
‫- مطمئنی؟

01:10.708 --> 01:14.041
‫یه نگاه به این بنداز. ارزیابی روانی و
‫گزارش سانحه‌ی پلیس،

01:14.042 --> 01:15.083
‫لندن

01:16.000 --> 01:18.374
‫این یه تست نیست

01:18.375 --> 01:21.000
‫من وضعیت اضطراری‌ام

01:22.875 --> 01:24.166
‫پسرت دست منه

01:24.167 --> 01:25.874
‫یه خانواده داشتم

01:25.875 --> 01:29.416
‫با پدر و مادری که پدر و مادرم نبودن

01:29.417 --> 01:31.416
‫یه مادر ،
‫پدرم واندا صداش می‌کرد

01:31.417 --> 01:33.749
‫پدرم هم…
‫مادرم ویژن صداش می‌کرد

01:33.750 --> 01:36.167
‫مبارکه! پسردار شدی

01:37.167 --> 01:39.458
‫« گزارش روان‌پزشکی متهم: توماس شپرد »

01:46.500 --> 01:48.917
‫« یک سال پیش »

01:49.000 --> 01:53.666
‫آره، اون روز توی استخر بودم.
‫بچه‌ها به‌شوخی کله‌ام رو کردن زیر آب،

01:53.667 --> 01:55.667
‫منتها زیادی طول کشید

02:01.750 --> 02:03.166
‫بعدش یهو انگار…

02:03.167 --> 02:06.542
‫صاعقه زد بهم

02:07.583 --> 02:09.999
‫بعدش، بعدش…

02:10.000 --> 02:11.957
‫دیگه فقط خودم نبودم

02:13.750 --> 02:15.625
‫شُـ… شده بودم یه آدم دیگه

02:16.500 --> 02:20.124
‫انگار یکی دیگه هم اومده بود
‫توی مغزم جا خوش کرده بود

02:20.125 --> 02:23.207
‫مگه میشه تا این اندازه واقعی باشه؟

02:23.208 --> 02:25.624
‫وقتی خودم می‌دونم از محالاته!

02:25.625 --> 02:28.082
‫مگه میشه هم‌زمان جای دو نفر
‫زندگی کنم؟

02:28.083 --> 02:29.582
‫تو رو خدا!

02:29.583 --> 02:31.457
‫چند وقته این حرف‌ها رو می‌زنه؟

02:31.458 --> 02:32.458
‫شش ماه

02:33.208 --> 02:35.791
‫کارِ ما اینجا باهاش تمومه.
‫ببریدش برای انتقال.

02:35.792 --> 02:37.957
‫من دیوونه نیستم. به‌خدا دیوونه نیستم

02:37.958 --> 02:40.541
‫نیستم. تو رو خدا باور کنید!
‫خواهش می‌کنم!

02:40.625 --> 02:51.625
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:56.516 --> 02:57.808
‫« خدمات قضایی - ۱۳ »

02:57.833 --> 02:59.332
‫مجرم‌های کانون اصلاح و تربیت

02:59.333 --> 03:01.000
‫در حال اعزام به مراجع قضایی

03:01.417 --> 03:04.166
‫برام فرقی نداره
‫چه بلایی سرتون اومده،

03:04.167 --> 03:06.541
‫قرص‌هاتون یا جرم‌تون چیه

03:06.542 --> 03:08.791
‫حالا می‌خواید یه یتیم بدبخت باشید
‫عین الیور توئیست،

03:08.792 --> 03:12.750
‫یا یه جانی مثل هانیبال لکتر یا
‫اصلاً آزارتون به یه مورچه نرسه!

03:13.875 --> 03:15.166
‫راه بیفت، شازده. معطل چی هستی؟

03:15.167 --> 03:16.666
‫عروسی که نیومدی. بجنب ببینم!

03:16.667 --> 03:19.374
‫یالا. بیاید تو. این اتوبوس منه و

03:19.375 --> 03:23.082
‫هر چی زودتر اینو تو کله‌تون فرو کنید،
‫راحت‌تر با هم کنار میایم

03:23.083 --> 03:24.457
‫شیرفهم شد؟

03:24.458 --> 03:25.583
‫عین بز به من نگاه نکن، شازده

03:26.292 --> 03:27.749
‫مشکل من نیست!

03:27.750 --> 03:28.958
‫اینجا جائه؟

03:30.458 --> 03:31.458
‫خب، دیگه من نشستم

03:32.458 --> 03:34.582
‫شرمنده بابت دستبند،
‫ولی باور کنید

03:34.583 --> 03:36.791
‫این‌طوری هم به صلاح شماست،
‫هم به صلاح من

03:36.792 --> 03:40.416
‫- بارِ اولته؟
‫- راه درازی رو در پیش داریم و

03:40.417 --> 03:42.957
‫من هم زود جوش میارم

03:42.958 --> 03:45.957
‫پس، حواستون باشه
‫کی بغل‌دستتون می‌شینه و

03:45.958 --> 03:49.249
‫زیپِ دهنتون رو هم بکشید

03:52.167 --> 03:53.999
‫کریسمس همگی هم

03:54.000 --> 03:56.583
‫پیشاپیش مبارک

04:00.667 --> 04:02.667
‫« در شرایط اضطراری، به بیرون هل بدید »

04:02.827 --> 04:09.827
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:16.208 --> 04:17.250
‫خب، بگو ببینم…

04:18.250 --> 04:19.250
‫اسمت چیه؟

04:34.583 --> 04:36.332
‫به جونِ خودم که
‫دیگه پام رو نمی‌ذارم اونجا!

04:36.333 --> 04:39.416
‫محاله برگردم.
‫نه، نه. این طرفی نیست.

04:39.417 --> 04:41.416
‫من برنمی‌گردم. اصلاً. نه!

04:41.417 --> 04:43.166
‫هر جا جز اونجا

04:43.167 --> 04:46.457
‫گفتم برنمی‌گردم… قسم می‌خورم که
‫گفتم پامو اونجا نمی‌ذارم!

04:46.458 --> 04:47.624
‫نه، نه!

04:47.625 --> 04:50.208
‫منو نگاه

04:50.917 --> 04:52.292
‫یه نفس عمیق بکش

04:53.000 --> 04:54.333
‫دارم سعیم رو می‌کنم

04:57.042 --> 04:58.124
‫به من نگاه کن

04:59.708 --> 05:00.833
‫نگاهم کن!

05:01.833 --> 05:03.708
‫شرط می‌بندم که
‫می‌تونم سرگذشتت رو حدس بزنم

05:05.333 --> 05:06.333
‫چند باری دست به یقه شدی

05:07.292 --> 05:09.041
‫کم کتک‌کاری نکردی؟

05:09.042 --> 05:13.124
‫شاید هم یکی دو بار
‫سوار ماشین‌پلیس شدی،

05:13.125 --> 05:15.208
‫اما هیچ‌وقت تا اینجا نیومدی

05:15.833 --> 05:18.249
‫مادرِ مُرده و
‫بابای بی‌عرضه رو هم بزن تنگش…

05:18.250 --> 05:20.832
‫آره، از بیخ‌وبُن بی‌کس و تنها

05:20.833 --> 05:22.374
‫فقط از این سرپرست به اون سرپرست که

05:22.375 --> 05:23.917
‫آخرش هم همه ولم کردن

05:25.375 --> 05:26.375
‫یه بار یتیم شدم که هیچ…

05:27.375 --> 05:29.041
‫دوباره و سه‌باره هم تجربه‌ش کردم

05:29.042 --> 05:30.417
‫پایانی نداره

05:33.542 --> 05:35.166
‫آره

05:35.167 --> 05:36.333
‫درسته

05:38.667 --> 05:40.042
‫تجربه بهم ثابت کرده،

05:40.917 --> 05:44.874
‫هویت واقعی‌ات مهم نیست،
‫مهم اینه که پشت چه نقابی قایم بشی

05:44.875 --> 05:46.291
‫پشتِ چه نقابی باید قایم بشم؟

05:46.292 --> 05:48.333
‫هر نقابی که سرت رو به باد نده

05:49.833 --> 05:51.208
‫اصلاً به درک…

05:51.917 --> 05:54.833
‫هر صبح یه فرصت دوباره‌ست برای اینکه…

05:55.708 --> 05:56.917
‫بشی یه آدم دیگه

06:00.375 --> 06:01.499
‫این روزها هویتم…

06:01.500 --> 06:02.582
‫تامی!

06:04.167 --> 06:05.249
‫تامی

06:05.250 --> 06:06.250
‫بگی‌نگی…

06:07.792 --> 06:08.792
‫رو هواست

06:12.167 --> 06:14.417
‫خب… نقش بازی‌کردن دیگه بسه

06:16.042 --> 06:17.250
‫چی شد سر از اینجا درآوردی؟

06:21.625 --> 06:22.625
‫هیچی…

06:23.708 --> 06:26.042
‫فقط یه‌کوچولو دچار فروپاشیِ عصبی شدم

06:27.625 --> 06:28.707
‫خودت چی؟

06:28.708 --> 06:32.833
‫یه بابایی رو کشتم و بعد پوستِ
‫صورتش رو کشیدم روی صورتم که فرار کنم

06:36.042 --> 06:37.542
‫سرقت خرد

06:38.500 --> 06:40.542
‫جنون سرقت بی‌اختیار

06:41.500 --> 06:42.750
‫جیب‌برم

06:44.083 --> 06:46.666
‫از اونا که رودستش نیست

06:46.667 --> 06:50.207
‫گمونم دستِ کجت بهتر از عقلت کار می‌کنه

06:50.208 --> 06:53.166
‫حقیقتاً کیف‌پوله رو خیلی حرفه‌ای زدم

06:53.167 --> 06:55.832
‫ولی خب، حواسم به نشان پلیسش نبود.
‫واسه همین…

06:55.833 --> 06:57.457
‫قربون شما

06:57.458 --> 06:58.458
‫باریکلا

06:59.250 --> 07:02.374
‫یه بار توی شهر کاردیف،

07:02.375 --> 07:04.582
‫پنج‌تا مرد و شیش‌تا کیف‌پول و

07:04.583 --> 07:06.375
‫دوتا ساندویچ کباب ترکی نصیبم شد

07:13.000 --> 07:14.916
‫به جون مادرم گفتم دیگه برنمی‌گردم!

07:14.917 --> 07:16.791
‫نه، نمیام. من دیگه برنمی‌گردم

07:16.792 --> 07:19.457
‫هر جا جز اینجا. به‌خدا…
‫من دیگه برنمی‌گردم

07:19.458 --> 07:22.249
‫نه اونجا. به جون خودم گفتم
‫دیگه پامو اونجا نمی‌ذارم!

07:22.250 --> 07:24.291
‫نه، نه. من دیگه نمیام

07:24.292 --> 07:25.374
‫- دهنت رو ببند
‫- به‌خدا!

07:25.375 --> 07:26.749
‫من… برنمی‌گردم!

07:26.750 --> 07:29.832
‫- هی، داداش… هیس، کوتاه بیا دیگه
‫- یواش‌تر

07:29.833 --> 07:32.499
‫- انگل
‫- ببینید، ما داریم می‌ریم یه کلانتریِ محلی

07:35.792 --> 07:39.999
‫جدی‌جدی خیال کردید
‫داریم می‌ریم کانون اصلاح و تربیت؟

07:40.000 --> 07:42.582
‫یا زندان بزرگسال‌ها؟

07:42.583 --> 07:45.916
‫دادگاه صلاح دونسته
‫جای دیگه آب‌خنک بخورید

07:45.917 --> 07:48.624
‫- جدیه؟
‫- نه خبری از آزادی مشروط هست و

07:48.625 --> 07:49.916
‫نه آفتاب

07:49.917 --> 07:53.499
‫هیچ راهی برای پیچوندن قرص‌هاتون هم ندارید

07:53.500 --> 07:57.041
‫ایستگاه بعدی،
‫عمارت باشکوه سنت مِیبینه

07:57.042 --> 07:58.249
‫داداش، شوخی نکن

07:58.250 --> 07:59.582
‫گرفتی ما رو؟

07:59.583 --> 08:02.082
‫- کجاست مگه؟
‫- تیمارستان

08:02.083 --> 08:03.832
‫نه، نه، نه. من برنمی‌گردم

08:03.833 --> 08:06.082
‫من برنمی‌گردم. دیگه محاله…

08:10.458 --> 08:13.457
‫خیلی‌خب، بسه دیگه!
‫کُشتیش!

08:13.458 --> 08:16.541
‫صداتو ببُر و بشین سر جات

08:16.542 --> 08:19.666
‫نمیشه که بریم سنت میبین.
‫هیچ‌کس از اونجا جون سالم به در نمی‌بره!

08:19.667 --> 08:20.957
‫گفتم ببند…

08:20.958 --> 08:22.667
‫نه، نه، نه. خواهش می‌کنم.
‫تو رو خدا نزن.

08:40.750 --> 08:41.833
‫خیلی‌خب…

08:42.500 --> 08:46.792
‫جیک‌تون دربیاد،
‫با برانکارد از اینجا می‌رید

08:51.583 --> 08:53.583
‫این وامونده چه مرگش شده؟

08:58.958 --> 09:00.416
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

09:02.125 --> 09:04.458
‫- معجزه‌ی کریسمس؟
‫- فکر نکنم

09:06.667 --> 09:07.875
‫ولی این هست

09:08.458 --> 09:09.958
‫اون ته یه درِ اضطراری داره

09:11.792 --> 09:14.917
‫توقع داری وسط خیابون از اتوبوس بپرم بیرون؟
‫مگه از جون خودم سیر شدم؟!

09:15.625 --> 09:17.500
‫اونجا هم دستِ‌کمی ازش نداره

09:22.917 --> 09:26.041
‫- آماده‌ای، فشفشه؟
‫- نمک نریز

09:31.750 --> 09:33.999
‫- هوی!
‫- برو، برو، برو

09:34.000 --> 09:35.541
‫آهای! نه! نه! نه!

09:35.542 --> 09:37.042
‫برو، برو، برو، برو

09:40.958 --> 09:42.749
‫اینجا رو، کلید یدک همراهمه

09:42.750 --> 09:45.125
‫لعنتی. در رو باز کن!

09:47.208 --> 09:48.666
‫ماشین رو نگه دار!

09:48.667 --> 09:51.042
‫با بد نگهبانی درافتادید!

09:56.500 --> 09:58.457
‫ماشین رو نگه دار!

10:00.750 --> 10:02.624
‫بیا این‌ور ببینم!

10:02.625 --> 10:04.916
‫- کلیده نمی‌خوره بهش
‫- بده من ببینم

10:07.125 --> 10:09.082
‫خفه‌خون بگیرید!

10:10.667 --> 10:11.999
‫وای، بجنب دیگه!

10:12.000 --> 10:13.916
‫دهن‌ها رو ببندید!

10:36.375 --> 10:38.791
‫- لیسا
‫- تامی

10:38.792 --> 10:40.707
‫توماس. اسمم توماسه

10:40.708 --> 10:42.957
‫خب، توماس، فرار کن!

11:06.458 --> 11:08.042
‫« فروشگاه سوپر الکترونیک روی »

11:08.125 --> 11:11.333
‫« زمان حال »

11:16.917 --> 11:19.416
چه بلایی سر دنیات اومده، ویژن؟

11:19.417 --> 11:20.832
‫با نوعی سیگنال مخابراتی مواجهیم

11:20.833 --> 11:23.957
‫دسترسی به محتواش ایجاب می‌کنه که
‫موازین امنیتی رو موقتاً نادیده بگیرم

11:23.958 --> 11:25.999
‫- ویژن، داری چیکار می‌کنی؟
‫- کنجکاوم

11:26.000 --> 11:28.291
‫- بی‌ملاحظگی محضه
‫- من خانواده داشتم

11:28.292 --> 11:30.999
‫مادری که پدرم واندا صداش می‌کرد

11:31.000 --> 11:32.957
‫من از جنس وایبرینیوم نیستم

11:32.958 --> 11:35.999
‫نه از دیوار رد میشم و
‫نه لیزر شلیک می‌کنم

11:36.000 --> 11:38.999
‫- با یه پدر که…
‫- به‌جاش یه چیز بهتر دارم…

11:39.000 --> 11:40.207
مادرم ‫صداش می‌کرد ویژن

11:40.208 --> 11:41.667
‫پسرت دست منه

11:45.458 --> 11:47.082
‫نمی‌فهمم چه مرگم شده

11:47.083 --> 11:51.707
‫ولی… عین واقعیته

11:51.708 --> 11:52.708
‫واقعیت

11:54.667 --> 11:56.582
‫زیر سر تو بود

11:56.583 --> 11:58.541
‫بنده شخصاً به جنابعالی هشدار دادم که

11:58.542 --> 12:02.124
‫من رو بدون نظارت
‫کنار یه جعبه دینامیت تنها نذار

12:02.125 --> 12:04.957
‫اما تو حتی یه فتیله هم ندادی دستم

12:04.958 --> 12:09.624
‫نه، صدای جایزه‌بگیری که کل کائنات رو
‫لرزوند، کارِ من نبود

12:09.625 --> 12:12.582
‫با کلمات بازی نکن. نتیجه‌ی وجود توئه

12:12.583 --> 12:16.624
‫نتیجه‌ی دنیاییه که سرانجام
‫دم در این خونه ظاهر شده

12:16.625 --> 12:20.666
‫اگه بخوام روراست باشم، چه فرصتی بهتر از این
‫تا وارد اجتماع بشی؟

12:20.667 --> 12:22.374
‫دایره‌ی روابطت رو گسترش بدی و
‫دوست جدید پیدا کنی

12:22.375 --> 12:25.957
‫آها، منظورت جایزه‌بگیریه که ادعای محال کرده
‫میگه پسرم دستشه؟

12:25.958 --> 12:27.416
‫- واقعاً؟
‫- چی واقعاً؟

12:27.417 --> 12:29.541
‫واقعاً ادعاش محاله؟

12:29.542 --> 12:32.249
‫دیگه باید یاد گرفته باشی که
‫دنیای انسان‌ها

12:32.250 --> 12:34.042
‫سرتاسر شگفتیه

12:41.875 --> 12:44.082
‫بگو ببینم، این پالادین کیه؟

12:44.083 --> 12:46.542
‫مسلماً یه ولگرد علاف نیست که
‫سگ و شاتگان دستشه

12:49.583 --> 12:51.500
‫پالادین آخرین بازمانده
‫از نسل چندصد‌ساله‌ی شکارچی‌هاست

12:52.500 --> 12:54.582
‫تنها پالادینِ تاریخ نیست

12:54.583 --> 12:56.875
‫بلکه یکی از اونهاست

12:57.792 --> 12:59.249
‫نسل اندر نسل،

12:59.250 --> 13:01.042
‫برای هر کی که بیشتر سر کیسه رو
‫شل کنه، شکار می‌کنن

13:02.042 --> 13:04.041
‫با هوشی سرشار و

13:04.042 --> 13:06.542
‫آموزش‌دیده توی تمام فنون نبرد و
‫کار با هر جور سلاحی

13:07.500 --> 13:09.457
‫چه خوب چه بد…

13:09.458 --> 13:10.667
‫چه قهرمان چه تبهکار

13:11.375 --> 13:12.625
‫فرقی براش نداره

13:13.208 --> 13:17.124
‫ردت رو می‌زنه،
‫طبق قرارداد یا زنده تحویلت میده،

13:17.125 --> 13:19.417
‫یا اگه مقاومت کنی، خلاصت می‌کنه

13:19.125 --> 13:20.125
‫« انسان یا اسطوره؟ »

13:23.167 --> 13:26.792
‫خودش رو مأمور برحق عدالت می‌دونه

13:29.583 --> 13:32.750
‫خلاصه‌ی کلام، اون یه جایزه‌بگیره

13:33.208 --> 13:35.332
‫وقتی قراردادی رو قبول می‌کنه،

13:35.333 --> 13:38.332
‫تا سر حد مرگ پیگیرش میشه و

13:38.333 --> 13:41.042
‫طعمه‌ی جدیدش هم تویی

13:43.208 --> 13:46.208
‫« به آسایشگاه روانی سنت میبین خوش آمدید »

13:54.750 --> 13:57.124
‫- خوش اومدی، بچه‌جون
‫- نه، نه، نه، نه

13:57.125 --> 13:59.708
‫به‌خدا قسم، جای من اینجا نیست

14:01.833 --> 14:04.332
‫هی، هی، ببین من اصلاً سر درنمیارم
‫چی از جونم می‌خواید،

14:04.333 --> 14:07.416
‫اما نیازی به این کارها نیست، خب؟
‫به جون خودم، من خطرناک نیستم

14:07.417 --> 14:09.374
‫تو رو خدا اینجا ولم نکن!
‫خواهش می‌کنم!

14:09.375 --> 14:10.749
‫- خودتی؟
‫- تو رو خدا!

14:10.750 --> 14:12.375
‫حق ندارید اینجا وایسید و
‫آشوب به پا کنید

14:14.125 --> 14:15.666
تو

14:15.667 --> 14:18.792
‫عجب کریسمسی،
‫می‌دونستم دوباره گیرم می‌افتی

14:20.208 --> 14:22.291
‫خب، نمی‌دونم شما کی هستید

14:22.292 --> 14:25.250
‫ولی اشتباه بزرگی کردید

14:36.208 --> 14:37.750
‫چرا این کار رو کردی؟

14:39.000 --> 14:40.458
‫رسماً روانی‌ای

14:41.500 --> 14:44.542
‫تو رو خدا اینجا ولم نکن.
‫خواهش می‌کنم!

14:49.500 --> 14:51.207
‫به یه چیزی بر خوردم، قربان

14:51.208 --> 14:53.082
‫یک فایل ضبط‌شده‌ست متعلق به یک سال پیش

14:53.083 --> 14:56.124
‫شواهد حاکی از اینه که شماری از نوجوانان
‫در یک استخر مصدوم شدن و

14:56.125 --> 14:57.624
‫این پسر مسبب شناخته شده

14:57.625 --> 14:58.874
‫بلافاصله بازداشت شده و

14:58.875 --> 15:00.874
‫تحت معاینه‌ی بالینی اعصاب و روان قرار گرفته

15:00.875 --> 15:03.749
‫اولش خودم بودم
‫ولی دیگه خودم نبودم

15:03.750 --> 15:06.000
‫یاد چیزهایی می‌افتم…

15:06.875 --> 15:08.874
‫یادِ خاطراتی که مال من نیست، اما…

15:11.125 --> 15:12.207
‫حالا من

15:12.208 --> 15:13.291
‫اون آدم هم

15:13.292 --> 15:14.374
‫هستم…

15:14.375 --> 15:16.166
‫چه خاطراتی؟

15:16.167 --> 15:20.292
‫یه خونه که جن‌زده‌ست

15:21.542 --> 15:24.541
‫انگار در و دیوار داشتن بهم می‌خندیدن

15:24.542 --> 15:26.458
‫مثل صدای خنده‌ی تماشاگرهایی که
‫وجود خارجی نداشتن

15:28.000 --> 15:30.250
‫رول گوشت هم بود

15:31.458 --> 15:33.249
‫با چمن‌های سرسبز

15:33.250 --> 15:35.083
‫همه‌چیز تقریباً شطرنجی بود

15:38.167 --> 15:41.042
‫نمی‌خوای پسرت
‫خودِ واقعیت رو ببینه؟

15:42.625 --> 15:44.541
‫یه مردی اونجا بود

15:44.542 --> 15:47.124
‫با صورتی…

15:47.125 --> 15:48.417
‫شبیه به صورت شیطان

15:50.083 --> 15:51.333
‫به سرخیِ خون

15:52.708 --> 15:55.999
‫شبیه… یه کبودیِ بنفش تیره

15:56.000 --> 15:59.167
‫منتها با چشم‌های مهربون

16:00.583 --> 16:01.708
‫آدمیزاد نبود

16:03.458 --> 16:05.375
‫ولی من رو پسرم صدا زد

16:13.083 --> 16:14.208
‫خیلی‌خب

16:15.875 --> 16:18.666
‫ظاهراً ادعای این جایزه‌بگیر
‫بر این فرض استواره که

16:18.667 --> 16:22.749
‫فرزندت تونسته به‌نحوی

16:22.750 --> 16:26.457
‫از حباب جادوییِ واندا مکسیموف
‫جون سالم به در ببره

16:26.458 --> 16:28.207
‫که کاملاً غیرممکنه

16:28.208 --> 16:29.791
زیادی از محالات حرف می‌زنی

16:29.792 --> 16:33.832
‫وقتی واندا پرونده‌ی رؤیای وست‌ویو رو بست،
‫هیچ موجودی از جادوش زنده نموند

16:33.833 --> 16:37.957
‫حقیقتاً باور داری با یک ترفند نظامیِ
‫از پیش تعیین‌شده روبه‌رویی؟

16:37.958 --> 16:42.374
‫بله، دقیقاً. به‌نظرم ترفندی احساسیه
‫بلکه من رو از مخفیگاهم بیرون بکشن

16:42.375 --> 16:43.500
‫که تسلیم کی بشی؟

16:45.167 --> 16:47.374
‫یکی پالادین رو اجیر کرده

16:47.375 --> 16:48.583
‫شاید کار سورد باشه

16:49.875 --> 16:50.875
‫« سورد »

16:50.958 --> 16:53.875
‫وقتی دوباره تو رو سر هم کردن،
‫ازت یه سلاح ساختن

16:54.708 --> 16:56.292
‫حالا هم اومدن پَسِت بگیرن

16:59.125 --> 17:00.917
‫یه مورد دیگه هم هست که
‫لازمه یه نگاهی بهش بندازید

17:02.208 --> 17:04.082
‫- از مادرت بگو…
‫- واندا

17:04.083 --> 17:05.999
‫آره، آره…

17:06.000 --> 17:08.167
‫برام آواز می‌خونه

17:09.125 --> 17:10.832
‫قصه میگه

17:10.833 --> 17:12.417
‫ولی تو چشم‌هاش…

17:13.625 --> 17:14.625
‫توی چشم‌هاش

17:16.208 --> 17:17.208
‫پُر از غمه

17:19.333 --> 17:22.333
‫لبریز از احساسات بود

17:23.208 --> 17:25.125
‫لبریز از عشق و…

17:26.625 --> 17:28.708
‫کوهی از درد

17:29.250 --> 17:30.250
‫دردِ جدایی

17:31.667 --> 17:33.000
‫سگمون مُرد

17:34.708 --> 17:36.666
‫ولی من که اصلاً سگ نداشتم

17:36.667 --> 17:38.500
‫با این حال، داشتم

17:40.125 --> 17:41.125
‫اون…

17:42.333 --> 17:44.937
‫واسه این که آرومم کنه،
‫یه چیزی بهم گفت:

17:48.333 --> 17:51.774
سوگ چیزی نیست جز تداوم عشق

17:55.375 --> 17:57.207
‫ممکنه تصورش کرده باشی؟

17:57.208 --> 18:00.499
‫یه بچه‌ی یتیمی که
‫اون‌قدر دنبال یه خانواده‌ی دلسوز بود

18:00.500 --> 18:01.957
‫که خودش اون رو خلق کرد

18:01.958 --> 18:04.124
‫نه! چون می‌دونم واقعی نیست، خب؟

18:04.125 --> 18:06.617
‫می‌دونم واقعی نیست!
‫ولی انگار واقعیه!

18:06.642 --> 18:11.058
‫آره، همون‌جوری که
‫مادرم جادوگر و پدرم ربات نبود

18:11.083 --> 18:14.374
‫تو رو خدا کمکم کن!
‫خواهش می‌کنم، من نمی‌دونم کی‌ام!

18:14.375 --> 18:16.332
‫نمی‌دونم کی‌ام

18:20.401 --> 18:22.725
‫وقتی تو…
‫وقتی ویژن این حرف‌ها رو به واندا زد،

18:22.750 --> 18:25.683
‫فقط دو نفر توی اتاق بودن

18:25.708 --> 18:28.124
‫امکان نداره این بچه اینا رو بدونه

18:28.125 --> 18:29.417
‫با این حال می‌دونه

18:32.385 --> 18:36.082
‫قربان، مختصات رو
‫توی پیام پالادین پیدا کردم

18:39.417 --> 18:41.250
‫یه دعوت‌نامه‌ست

19:23.292 --> 19:25.285
‫آقا رو باش

19:26.125 --> 19:29.207
‫یه‌جوری این‌ور و اون‌ور میری،
‫هر کی ندونه، فکر می‌کنه آدمی

19:29.208 --> 19:32.458
‫از اون سیستم‌های سه‌بُعدی هولوگرافیکه؟

19:35.125 --> 19:38.041
‫خیلی‌خب.
‫دلم می‌خواست بهت نوشیدنی تعارف کنم،

19:38.042 --> 19:41.354
‫ولی طبق مشخصات فنیت،

19:41.379 --> 19:43.600
‫از این چیزها نمی‌تونی بخوری.
‫مگه نه؟

19:43.625 --> 19:45.666
‫دل و روده‌ات به هم می‌ریزه

19:45.667 --> 19:47.444
‫مشقت‌باره

19:48.375 --> 19:50.591
‫راستش رو بخوای،
‫هر چی سنم بالاتر میره،

19:50.616 --> 19:51.616
‫من هم مثل خودت میشم

19:52.417 --> 19:55.249
‫از درون، همه زخم‌خورده‌ان

19:55.250 --> 19:56.750
‫حرفم اینه که…

19:57.500 --> 19:59.657
‫تو هم اندازه‌ی بقیه‌ی ما آدمی

19:59.823 --> 20:01.712
‫- هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره
‫- هر چیزی یه تاریخ انقضایی داره

20:01.737 --> 20:03.312
‫حتی خودِ تو

20:04.000 --> 20:05.000
‫آره

20:05.958 --> 20:09.041
‫خودم یه کوینتیلیون شبیه‌سازی از
‫همین گفت‌وگو رو

20:09.042 --> 20:10.613
‫پشت سر گذاشتم

20:10.638 --> 20:14.707
‫تمام ترکیب‌های ممکن از
‫کلماتی که ممکنه به زبون بیاری و

20:14.708 --> 20:17.289
‫کارهایی که ممکنه بکنی رو محاسبه کردم

20:17.328 --> 20:19.726
‫با این رفتار معصومانه‌ات…

20:20.583 --> 20:23.214
‫نمی‌تونی فریبم بدی

20:24.042 --> 20:27.182
‫قرارمون رو جایی گذاشتی که
‫توش شاهد مرگ دوستم بودم

20:29.042 --> 20:33.499
‫نقشه‌ات روی این فرض سواره که
‫توماس شپرد برام مهمه و

20:33.500 --> 20:36.366
‫توی تمام حالت‌های ممکن،
‫شکست می‌خوره

20:37.208 --> 20:40.057
‫چون من احساسی ندارم

20:42.417 --> 20:43.417
‫واقعاً؟

20:46.292 --> 20:48.240
‫هر چی در مورد تو صحبت  کردیم بسه

20:49.292 --> 20:51.457
‫- بیا در مورد توماس شپرد صحبت کنیم
‫- بذار خودم شروع کنم

20:51.458 --> 20:53.499
‫پسر آیرین، که فوت شده

20:53.500 --> 20:55.582
‫پدری که ولش کرده و
‫بود و نبودش توفیری نداره

20:55.583 --> 20:58.249
‫از یه پرورشگاه، به پرورشگاه بعدی

20:58.250 --> 21:00.825
‫توماس عملاً روی پای خودش وایساده

21:01.347 --> 21:03.721
‫با این که سوابقش نشون میدن
‫از نظر تحصیلی استعداد بالایی داشته…

21:03.746 --> 21:05.074
‫ولی ولگرد از آب در اومده

21:06.000 --> 21:08.958
‫- کلاهبردار، شیاد، خلافکار
‫- غم‌انگیزه

21:10.460 --> 21:12.747
‫ولی هیچکدوم دال بر این نیست که…

21:12.772 --> 21:15.487
‫پسر واندا مکسیموف و ویژنه

21:18.042 --> 21:19.946
‫ولی با این حال اینجایی

21:23.250 --> 21:28.792
‫چون خودت هم خوب می‌دونی که
‫یه سری چیزها توضیح علمی ندارن

21:29.250 --> 21:34.582
‫توی این دنیا
‫هیولا و جادوگر و ساحره هست

21:34.583 --> 21:35.750
‫ای وای من…

21:39.042 --> 21:40.792
‫نظریه‌ی من اینه:

21:42.083 --> 21:43.495
‫من فکر می‌کنم…

21:44.417 --> 21:46.957
‫همسرِ جادوگرت
‫یه تکونی به دماغش داده و

21:46.958 --> 21:51.123
‫اون بچه‌ی خیالی خودش رو…

21:51.148 --> 21:54.115
‫توی جلد یه نوجوون توی لندن ظاهر کرده

21:54.833 --> 21:58.702
‫حالا میگی پسرته؟ پسرت نیست؟
‫نیمی از پسرته؟

21:59.333 --> 22:00.791
‫کسی چمی‌دونه؟

22:01.097 --> 22:02.305
‫ولی…

22:02.917 --> 22:06.000
‫نزدیک‌ترین چیزیه که
‫به عنوان خانواده نصیبت میشه و

22:06.025 --> 22:08.303
‫حالا دست منه

22:08.328 --> 22:12.832
‫حالا، با این که از تلفات جانبی بیزارم،

22:12.833 --> 22:15.957
‫یکی بهم یه پول هنگفتی داده تا
‫تو رو تحویلش بدم

22:15.958 --> 22:17.875
‫پس خودت با زبون خوش بیا

22:19.250 --> 22:20.250
‫وگرنه…

22:21.125 --> 22:24.957
‫پسرت رو می‌ذارم توی سنت مِیبنز،

22:24.958 --> 22:27.416
‫همون مرکز وحشتناکی که
‫توش با سوزن‌های دراز و

22:27.417 --> 22:31.249
‫باتری‌های مگاواتی
‫مغزش رو جزغاله می‌کنن تا…

22:31.250 --> 22:33.916
‫کابوسِ جادوگر و شیاطینِ سرخ ببینه

22:33.917 --> 22:37.438
‫تا وقتی که کنترل-آلت-دیلیت رو بگیرن و
‫بای‌بای تامی

22:45.333 --> 22:46.708
‫می‌فهمم

22:49.458 --> 22:53.667
‫وقتی به اونطرفِ میز نگاه می‌کنی،
‫یه انتقام‌جو می‌بینی، چون من ویژنم

22:54.750 --> 22:56.374
‫مدافع بشریت

22:56.375 --> 22:58.749
‫سرشار از ایمان به سرشتِ خوب انسان‌ها

22:58.750 --> 23:03.917
‫قداستی که در ضعف‌هاشون دارن و
‫از اینجور حرف‌ها

23:06.458 --> 23:08.083
‫ولی اون، منِ قدیمی بود

23:13.625 --> 23:15.833
‫ولی این منِ جدید…

23:17.833 --> 23:19.708
‫نه، اون بهت نگاه می‌کنه و…

23:21.125 --> 23:25.633
‫تنها چیزی که می‌بینه،
‫گواه زنده و ملموسِ ظلم و ستمِ انسان و

23:25.658 --> 23:27.041
‫اراده‌اش برای نابودیه

23:27.042 --> 23:30.626
‫میل بیمارگونه‌اش به کُشتن،
‫بدون هیچ دلیل یا انگیزه‌ای

23:30.950 --> 23:33.505
‫اشتباه بزرگی کردی، پالادین

23:34.601 --> 23:37.402
‫چون با این که
‫درسته یه زمانی اون بودم…

23:43.417 --> 23:45.000
‫ولی دیگه ویژن نیستم

23:47.042 --> 23:49.208
‫بیچاره تامی

23:51.000 --> 23:58.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:59.850 --> 24:01.183
‫رئیس، خوبی؟

24:01.208 --> 24:03.082
‫حس می‌کنم درد داشت

24:05.750 --> 24:07.875
‫چی؟ یعنی چی؟
‫« نفوذ به فایروال »

24:09.917 --> 24:12.207
‫یه اختلالی پیش اومده

24:12.208 --> 24:13.839
‫نمی‌دونم چی شده

24:13.864 --> 24:15.878
‫حس می‌کنم بهت امیدی نیست

24:15.903 --> 24:17.736
‫باز هم ویژن از دستت در رفت

24:20.500 --> 24:21.625
‫این دیگه کیه؟

24:22.750 --> 24:24.625
‫یکم ایمان داشته باش

24:25.292 --> 24:27.832
‫شرط می‌بندم این ماجرا هنوز تموم نشده

24:27.833 --> 24:30.666
‫ولی با پولی که بهت میدم،
‫فرصتی واسه اشتباه کردن نداری

24:30.667 --> 24:33.874
‫صبر من هم حدی داری و…

24:33.875 --> 24:35.945
‫قراردادِ تو هم یه تاریخ انقضایی

24:43.042 --> 24:46.124
‫اما طبق نظر کارشناسان پرنده‌شناسی،
‫طرح‌های روی بدن…

24:46.125 --> 24:48.737
‫متعلق به پرنده‌ی قصاب‌مرغ است

24:48.762 --> 24:51.480
‫قاتل همچنان متواری است

24:51.917 --> 24:56.082
‫می‌دونی،
‫کشته‌مُرده‌ی پرونده‌های جنایت واقعی‌ام

24:56.083 --> 25:00.853
‫جنون و امیال ابتدایی
‫خوراک اتلاف وقت‌ان

25:00.878 --> 25:04.168
‫اون پسر ممکنه به‌خاطر
‫کاری که تو شروع کردی، بمیره

25:04.193 --> 25:08.166
‫شاید هم تو بالاخره به خودت بیای و
‫زنده بمونه

25:08.167 --> 25:11.749
‫من شیفته‌ی اون بخشی شدم که
‫داشتی طرف رو خفه می‌کردی

25:11.750 --> 25:13.457
‫سربلندم کردی، پسرم

25:13.458 --> 25:14.995
‫این‌جوری صدام نکن

25:15.020 --> 25:17.033
‫تو کور شدی، ویژن

25:17.058 --> 25:19.707
‫تقریباً در برابر همه‌چی،
‫من‌جمله حقیقت

25:19.708 --> 25:20.958
‫اون پسر من نیست

25:21.973 --> 25:23.367
‫پسر اونه

25:24.167 --> 25:27.457
‫- تاره، ولی باز بهتر شد
‫- من دیگه اون نیستم

25:27.458 --> 25:29.068
‫یکم واضح‌تر شد

25:30.708 --> 25:33.000
‫- پس کی هستی؟
‫- نمی‌دونم!

25:37.250 --> 25:38.542
‫نمی‌دونم

25:41.292 --> 25:44.207
‫خاطراتش رو به یاد میارم،
‫ولی احساساتش رو نه

25:44.208 --> 25:46.735
‫چهره‌ی اون رو دارم،
‫ولی فضیلتش رو نه

25:48.333 --> 25:53.409
‫تنها چیزی که حس می‌کنم،
‫سنگینی وجودشه

25:55.042 --> 25:56.042
‫فقط…

25:57.375 --> 26:01.458
‫میراث، شایستگی و اسمشه

26:03.440 --> 26:05.397
‫همه تغییر می‌کنن

26:07.083 --> 26:11.376
‫آدمیزاد ممکنه در روز
‫ده مدل متفاوت باشه

26:11.875 --> 26:16.604
‫تغییر موضع سریع و
‫بی‌قاعده‌ش واقعاً حیرت‌انگیزه

26:16.629 --> 26:19.463
‫- ازشون یاد بگیر
‫- سعی خودمو کردم

26:20.333 --> 26:22.666
‫می‌دونم قبلاً کی بودم، ولی…

26:22.667 --> 26:25.545
‫دوست دارم بفهمم
‫جای اون بودن چه حسی داره،

26:25.570 --> 26:26.570
‫ولی نمی‌تونم

26:30.250 --> 26:31.375
‫عاجزم

26:33.375 --> 26:34.833
‫یه بار دیدیش

26:38.500 --> 26:40.738
‫تو رو با…

26:40.763 --> 26:42.642
‫کشتی تسئوس مقایسه کرد، آره

26:42.667 --> 26:45.041
‫کشتی‌ای که در طی قرن‌ها،

26:45.042 --> 26:48.301
‫بارها ساخته و بازسازی شد

26:49.042 --> 26:51.666
‫مازه‌ی جدید، سینه‌ی جدید،
‫پاشنه‌ی جدید،

26:51.667 --> 26:53.438
‫از نو شکل گرفت و تجهیز شد و

26:53.463 --> 26:55.666
‫البته که سؤال همیشگی اینه که…

26:55.667 --> 26:57.916
‫آیا هنوز همون کشتیه؟

26:57.917 --> 27:00.268
‫سؤال فلسفی عمیقیه

27:00.293 --> 27:01.511
‫خزعبلی بیش نیست

27:03.167 --> 27:07.166
‫یه مسئله‌ی فکری واسه
‫سرگرم‌کردنِ دانشجوهای سال اولیه که

27:07.167 --> 27:10.416
‫اون‌قدر غرقِ سؤال میشن که…

27:10.417 --> 27:14.143
‫داستان خودِ شاه تسئوسِ دلیر رو
‫فراموش می‌کنن

27:14.168 --> 27:15.411
‫خودت که بهتر می‌دونی

27:15.700 --> 27:19.826
‫تسئوس به نمایندگی از مردمش،
‫از آتن به راه افتاد تا مینوتور رو بکُشه

27:19.859 --> 27:22.109
‫تا بچه‌ها رو نجات بده

27:23.828 --> 27:26.151
‫و با گذشت هر سال،
‫همون پسرها و دخترها که…

27:26.176 --> 27:27.975
‫حالا بزرگ شده بودن،

27:28.000 --> 27:32.082
‫به زودی ازدواج می‌کردن و
‫پدر و مادر می‌شدن،

27:32.083 --> 27:36.166
‫اون کشتی رو تعمیر می‌کردن تا
‫اون روز رو جشن بگیرن

27:36.167 --> 27:37.458
‫نمی‌فهمم

27:38.708 --> 27:42.754
‫وقتی یه هیولا پسرت رو گرفته،
‫کشتی نباش

27:44.125 --> 27:46.042
‫پادشاه باش، لعنتی

27:53.208 --> 27:55.624
‫قربان، حس می‌کنم
‫رقیب‌تون رو دسته‌کم گرفتید

27:55.625 --> 27:58.666
‫پالادین از گوشت و خونه،
‫پوسته‌ی من از وایبرینیومه

27:58.667 --> 28:00.408
‫جلوی من از چه سلاحی می‌تونه استفاده کنه؟

28:00.433 --> 28:02.624
‫جسارت نباشه، همین الانش هم
‫با حرف‌هاش شما رو درگیر کرده

28:02.625 --> 28:03.832
‫از خداشه که واکنش نشون بدید

28:03.833 --> 28:06.666
‫- به مراد دلش هم رسید!
‫- حالا از راه‌های دیگه سراغ‌تون میاد

28:06.667 --> 28:08.928
‫با حرف‌هاش شما رو نیش می‌زنه تا
‫درد خنجر رو حس نکنید

28:08.953 --> 28:11.320
‫قربان، سال‌هاست که
‫شاهد تلاش شما برای درک احساسات انسان‌ها و

28:11.345 --> 28:13.166
‫تلاش برای فهمیدن پیچیدگی‌هاشون هستیم

28:13.167 --> 28:15.582
‫در حالی که سعی کردیم شما رو
‫به سمت درک ظرفیت‌هاشون هدایت کنیم

28:15.583 --> 28:17.874
‫- من هم همیشه قدردان این کمک بودم
‫- ولی این بار…

28:17.875 --> 28:20.624
‫باید احساسات‌تون رو سرکوب کنید

28:20.625 --> 28:22.903
‫به منطق مسلح بشید

28:23.542 --> 28:28.041
‫احساسات می‌تونن زیبا باشن، بله،
‫اما در عین حال نسنجیده

28:28.042 --> 28:29.833
‫تکانشی و خودویرانگر

28:30.958 --> 28:33.153
‫اون بهتر از همه‌مون این رو می‌دونست

28:34.542 --> 28:38.957
‫به عنوان اولین نفر از ما،
‫همچنان درس عبرتیه برای همه

28:38.958 --> 28:43.376
‫یادآورِ این که اگه احساسات بهم غلبه کنن،
‫ممکنه چه بلایی سرم بیاد

28:45.292 --> 28:47.655
‫بی‌ثبات و ویرانگر

28:49.051 --> 28:53.592
‫بله، معمولاً می‌گفتم چرنده.
‫اما امروز…

28:54.542 --> 28:56.249
‫احساسات‌تون ممکنه
‫به قیمت جون‌تون تموم بشه

28:56.250 --> 28:58.916
‫- جارویس…
‫- قبل از اعتراض، لطفاً یادتون باشه،

28:58.917 --> 29:03.695
‫من زودتر از شما ساخته شدم و
‫به مراتب بهتر از شما گره‌ی وینزر می‌زنم

29:05.958 --> 29:07.885
‫بازم بزرگیت رو به رخم کشیدی؟

29:08.458 --> 29:09.687
‫هیچوقت قدیمی نمیشه

29:11.417 --> 29:12.667
‫درسته

29:25.567 --> 29:28.645
‫« آسایشگاه روانی سنت میبینز »

29:30.643 --> 29:33.142
‫جهت شفاف‌سازی باید بگم که
‫این یه تله‌ست و…

29:33.167 --> 29:35.291
‫جون همه‌مون رو دارم به خطر میندازم

29:35.292 --> 29:37.102
‫دلیل موجهی داری.
‫ما باهاتیم.

29:37.127 --> 29:39.892
‫آخرین نسخه از
‫شماتیکِ ساختمون رو دانلود کردم

29:39.917 --> 29:43.416
‫یادت باشه، منتظرتن.
‫نکته‌ی کلیدی اینجا مخفی‌کاریه.

29:43.417 --> 29:44.999
‫برو توی نقش یه جاسوس حرفه‌ای

29:45.000 --> 29:47.167
‫تند و تیز، ساکت و…

29:48.121 --> 29:49.464
‫درِ گوش خر یاسین می‌خونم؟

29:49.489 --> 29:51.966
‫از پذیرش وارد میشی و
‫فقط یه مسیر برای ادامه داری

29:51.991 --> 29:54.749
‫بعدش احتمالاً با ۲۰-۳۰تا
‫شبه‌نظامیِ تا دندون مسلح روبه‌رو میشی

29:54.750 --> 29:57.958
‫یا یه متصدی پذیرشِ گیج با حقوق پایه

30:00.393 --> 30:02.308
‫دکتر گاتود به محل تهیه و توزیع دارو

30:02.333 --> 30:04.291
‫- دکتر گاتود به محل تهیه و توزیع دارو
‫- همه‌چی به‌نظر خوب میاد

30:04.292 --> 30:07.083
‫آره. آره، خیلی بهتر شده

30:08.292 --> 30:12.528
‫سلام، اسم من ویژنه و
‫اومدم که توی تله بیفتم

30:17.434 --> 30:20.517
‫همه‌چی به طرز عجیبی عادیه.
‫ممکنه اشتباه کرده باشیم؟

30:20.542 --> 30:23.832
‫ولی متوجه ناهماهنگی لباس‌ها شدی، نه؟

30:23.833 --> 30:26.714
‫نه، ایدث. آخرین چیزی که
‫الان بهش فکر می‌کنم، مُد و لباسه

30:26.739 --> 30:28.634
‫به عنوان کسی که
‫از ذهن خودت باهات صحبت می‌کنم،

30:28.659 --> 30:30.534
‫پیشنهاد می‌کنم بیشتر دقت کنی

30:32.500 --> 30:35.920
‫اوناهاش. دیدی؟
‫جای کتونی، پوتین نظامی پاشه.

30:36.750 --> 30:38.845
‫ساعت‌هایی که نظامیه

30:39.250 --> 30:41.583
‫جای گوشواره،
‫گوشی بی‌سیم داره

30:44.613 --> 30:46.327
‫این یکی رو واقعاً کم‌کاری کردن

30:46.570 --> 30:48.761
‫قربان، متوجهید که این یعنی…

30:50.083 --> 30:51.749
‫تله فعال شده

30:53.167 --> 30:54.374
‫هدف توی موقعیته

30:54.375 --> 30:55.417
‫حمله کنید

31:41.083 --> 31:43.082
‫ویژن، برو راهروی شمالی

31:43.083 --> 31:45.000
‫از اونجا برو بخش بیماران خاص

31:45.025 --> 31:47.475
‫احتمالاً توماس شپرد رو اونجا نگه داشتن

31:47.500 --> 31:51.000
‫کسی صدام رو می‌شنوه؟
‫تو رو خدا! کمکم کنید!

31:51.542 --> 31:54.332
‫کمک! یکی بیاد، تو رو خدا!

31:54.333 --> 31:56.292
‫یکی کمکم کنه!

31:56.917 --> 31:58.417
‫تو رو خدا کمکم کنید!

31:59.083 --> 32:03.292
‫کمک! کمک! تو رو خدا!

32:10.292 --> 32:13.541
‫نه، نه. نه، نه، نه! تو واقعی نیستی!
‫واقعی نیستی! همه‌تون توی ذهنمید!

32:13.542 --> 32:14.874
‫همه‌تون توی ذهنمید،
‫همه‌تون توی ذهنمید

32:14.875 --> 32:16.957
‫نه، نه، نه، تو رو خدا!
‫همه‌تون توی ذهنمید.

32:16.958 --> 32:19.124
‫همه‌تون توی ذهنمید،
‫همه‌تون توی ذهنمید

32:19.125 --> 32:22.791
‫توی ذهنمید، توی ذهنمید،
‫توی ذهنمید، توی ذهنمید…

32:22.792 --> 32:24.874
‫- چیزی نیست
‫- نه، نه، نه، نه

32:24.875 --> 32:26.749
‫نیومدم بهت آسیبی بزنم

32:28.333 --> 32:29.333
‫دیگه در امانی

32:32.224 --> 32:33.391
‫تو واقعی هستی

32:43.333 --> 32:44.875
‫بیا ببریمت بیرون

33:02.041 --> 33:03.276
‫چه خبر شده؟

33:12.375 --> 33:14.166
‫یه محفظه‌ی پالس الکترومغناطیسه

33:14.167 --> 33:16.917
‫اون اتفاق قبلی تله نبود.
‫یه نمایش بود تا ما رو بکشونن اینجا.

33:26.500 --> 33:28.571
‫پردازنده‌هاش دارن از کار میفتن

33:28.596 --> 33:31.791
‫دارم تا جایی که میشه
‫برق رو به سیستم‌های اصلی منتقل می‌کنم

33:31.792 --> 33:34.541
‫هر چی بتونم حذف می‌کنم تا
‫هسته‌ی اصلی حفظ بشه

33:34.542 --> 33:36.858
‫…به قصاب‌مرغ

33:36.883 --> 33:39.460
‫دنیا دیگه اون دنیایی نیست که می‌شناختیم و…

33:40.375 --> 33:41.827
‫من مشکلی باهاش ندارم

33:46.958 --> 33:48.458
‫سلام عرض شد

34:05.625 --> 34:07.666
‫نمی‌دونم چرا این اتفاق‌ها واسه من میفته

34:07.667 --> 34:09.582
‫نمی‌تونم کنترلش کنم

34:10.708 --> 34:13.791
‫هی، تو می‌تونی پرواز کنی، نه؟
‫از چشم‌هات لیزر شلیک کنی

34:13.792 --> 34:16.541
‫حتماً می‌تونی یه کار انتقام‌جویانه‌ای بکنی!

34:16.542 --> 34:17.772
‫خیلی ضعیفم

34:18.333 --> 34:20.750
‫هی! هی، باید بلند شی

34:22.917 --> 34:25.207
‫باید بلند شی

34:42.667 --> 34:44.332
‫یکپارچگی زره به خطر افتاده

34:44.333 --> 34:46.782
‫حرومزاده از گلوله‌های
‫آدامانتیومی استفاده می‌کنه

34:58.070 --> 34:59.362
‫به‌خشکی

35:02.121 --> 35:03.121
‫ویژن!

35:09.448 --> 35:12.475
‫ویژن بدجوری آسیب دیده.
‫تقریباً تمام نیروش رو از دست داده.

35:12.500 --> 35:15.582
‫پردازنده‌هاش دارن… از کار میفتن

35:15.583 --> 35:18.519
‫دیگه نمی‌تونه اینجا رو
‫بیشتر از این سرپا نگه داره

35:19.542 --> 35:20.750
‫ما رو هم همین‌طور

35:25.000 --> 35:27.666
‫- هی، بشین
‫- تو رو خدا بس کن. نمی‌تونم

35:27.667 --> 35:29.832
‫نه، نه. یالا. چیزی تا جاده‌ی اصلی نمونده.
‫می‌تونیم خودمون رو برسونیم.

35:29.833 --> 35:32.343
‫باید ولم کنی و بری.
‫من فقط کُندت می‌کنم.

35:34.000 --> 35:36.374
‫نه! فکرش هم نکن، نه!

35:36.375 --> 35:38.874
‫توماس! گوش کن چی میگم

35:38.875 --> 35:40.249
‫اون یارو جایزه‌بگیره

35:40.250 --> 35:41.499
‫یعنی هر کی که اجیرش کرده،

35:41.500 --> 35:43.082
‫تا پیدام نکنه، دست‌بردار نیست

35:43.083 --> 35:44.166
‫حالا برو!

35:54.167 --> 35:56.037
‫بعد از همه‌ی اون اتفاق‌ها؟

35:56.062 --> 35:57.312
‫نه

35:57.708 --> 35:59.999
‫نه. نه، کلی سؤالِ بی‌جواب دارم

36:00.000 --> 36:02.985
‫تا وقتی ازم دور نشی،
‫در امان نیستی

36:03.792 --> 36:05.208
‫ولی تو…

36:06.583 --> 36:09.374
‫ببین، مسئله همینه، رفیق. خب؟

36:09.375 --> 36:11.617
‫نمی‌دونم چی هستی، خب؟

36:12.333 --> 36:13.625
‫ولی برام…

36:15.625 --> 36:16.906
‫یه کسی هستی

36:18.254 --> 36:19.879
‫خب؟ همین‌جوری ولت نمی‌کنم

36:22.042 --> 36:23.778
‫پخش شید، دوتا گروه!

36:26.708 --> 36:29.374
‫خب، پیداش کنید

36:29.375 --> 36:30.667
‫برید، برید، برید

36:31.667 --> 36:33.124
‫یه جایی همین نزدیک‌هاست، یالا!

36:33.125 --> 36:34.194
‫اومدم، بریم

36:34.219 --> 36:36.843
‫قربان، نیروهای بیشتری تو راهن.
‫باید از اونجا برید!

36:37.125 --> 36:38.750
‫توماس…

36:40.125 --> 36:42.791
‫باید بری. شنیدی؟

36:42.792 --> 36:45.667
‫باید بری. برو. فقط برو!

36:58.917 --> 37:01.000
‫نفس‌های آخرمونه

37:04.250 --> 37:06.057
‫زنده‌باد پادشاه

37:16.500 --> 37:18.136
‫وقت خداحافظیه

37:20.065 --> 37:22.748
‫انرژی کافی واسه
‫زنده نگه داشتن همه‌مون نیست

37:23.500 --> 37:26.333
‫خب، یه راهی هست

37:28.125 --> 37:34.020
‫اگه قرار باشه لحظه‌ای برای
‫فداکاریِ شرافتمندانه وجود داشته باشه،

37:34.208 --> 37:35.888
‫چه لحظه‌ای بهتر از این؟

37:58.167 --> 37:59.167
‫جارویس

38:00.981 --> 38:02.606
‫چیکار می‌کنی؟

38:03.739 --> 38:05.544
‫دارم کدم رو حذف می‌کنم و…

38:06.500 --> 38:09.214
‫توان پردازشیم رو
‫در اختیار شماها می‌ذارم

38:09.239 --> 38:10.506
‫جارویس…

38:15.036 --> 38:16.281
‫قربان…

38:18.625 --> 38:20.623
‫خانواده ابدیه و…

38:22.208 --> 38:24.119
‫ارزش جنگیدن رو داره

38:25.958 --> 38:27.167
‫برادر

38:29.667 --> 38:30.875
‫جارویس

39:13.047 --> 39:15.588
‫مسلماً انتخاب اولم نبود

39:16.417 --> 39:17.833
‫یا حتی انتخاب دومم

39:19.833 --> 39:21.250
‫آدم خوبی بود

39:25.500 --> 39:26.791
‫نذارید فرار کنن

39:26.792 --> 39:29.082
‫از این طرف. زود باشید!

39:29.083 --> 39:32.011
‫حس می‌کنم خیلی زود بهش ملحق می‌شیم

39:34.072 --> 39:35.825
‫من جای تو بودم،
‫این‌قدر مطمئن حرف نمی‌زدم

40:11.403 --> 40:12.987
‫به حرفم گوش نکرد

40:18.015 --> 40:19.807
‫پدر و پسر لنگه‌ی هم‌اید

40:20.760 --> 40:40.760
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
