1
00:00:01,000 --> 00:00:02,708
‫سلام، ویژن

2
00:00:02,792 --> 00:00:06,583
‫می‌تونم روحی که
‫بدون اون زنده شدی رو بهت بدم

3
00:00:06,667 --> 00:00:10,542
‫دوست دارم بفهمم جای اون بودن
‫چه حسی داره، ولی نمی‌تونم

4
00:00:10,625 --> 00:00:12,542
‫می‌تونم عذابت رو به پایان برسونم

5
00:00:12,625 --> 00:00:15,208
‫یه تیکه آهنی که قلب نداره

6
00:00:15,233 --> 00:00:16,417
‫من اون نیستم

7
00:00:16,500 --> 00:00:18,583
‫- پس، کی هستی؟
‫- نمی‌دونم!

8
00:00:19,958 --> 00:00:23,708
‫« آنچه گذشت… »

9
00:00:23,733 --> 00:00:29,850
‫کد منبع دکتر هورتون،
‫سرچشمه‌ی هر آن چیزی شد که...

10
00:00:29,875 --> 00:00:32,020
‫بعداً هوش مصنوعی نام گرفت

11
00:00:32,045 --> 00:00:33,211
‫چه بلایی سرش اومد؟

12
00:00:33,236 --> 00:00:36,213
‫تمام وجودش توی آتیش سوخت

13
00:00:36,559 --> 00:00:40,854
‫یادآورِ این که اگه احساسات بهم غلبه کنن،
‫ممکنـه چه بلایی سرم بیاد

14
00:00:43,073 --> 00:00:44,863
‫به مادریپور خوش اومدی، شازده

15
00:00:44,888 --> 00:00:48,150
‫چه ایرادی داره آدم با
‫یه هدف مشخص دوباره متولد بشه؟

16
00:00:48,708 --> 00:00:50,215
‫- بس کن
‫- چه هدفی؟

17
00:00:51,310 --> 00:00:52,480
‫واندا ویژن

18
00:00:53,598 --> 00:00:54,682
‫چی هست؟

19
00:00:54,707 --> 00:00:57,143
‫واندا ویژن تصویر غمیـه که
‫به پرده کشیده شده

20
00:00:59,500 --> 00:01:02,167
‫- از فرایدی خبری نداری؟
‫- نه زنگ می‌زنه،

21
00:01:02,192 --> 00:01:03,475
‫نه پیام میده

22
00:01:03,500 --> 00:01:04,628
‫منزل ویژن، بفرمایید

23
00:01:04,653 --> 00:01:06,653
‫- ایدث، گوش کن چی میگم
‫- فرایدی!

24
00:01:08,500 --> 00:01:10,208
‫بگو چی یادتـه

25
00:01:10,233 --> 00:01:12,816
‫انقدر که می‌دونم
‫حاصل یک عمر زحمتم رو ازم دزدیدن و

26
00:01:13,958 --> 00:01:16,500
‫انداختنم توی یه قفس

27
00:01:17,167 --> 00:01:20,333
‫این همه کلید زیستی
‫قراره قفل چی رو باز کنن؟

28
00:01:20,358 --> 00:01:22,980
‫آینده‌ی نسل بشر

29
00:01:23,417 --> 00:01:26,417
‫می‌خوام درمان‌شون کنم،
‫برنامه‌ریزی‌شون کنم تا بهتر بشن

30
00:01:26,500 --> 00:01:27,875
‫نمی‌تونم همچین اجازه‌ای بهت بدم

31
00:01:29,885 --> 00:01:31,119
‫توماس، برو!

32
00:01:35,581 --> 00:01:37,065
‫زنده‌ست، ولی حالش وخیمـه

33
00:01:37,090 --> 00:01:38,850
‫تو رو خدا نذار بمیره

34
00:01:38,875 --> 00:01:40,542
‫دنبال چی هستی؟

35
00:01:40,625 --> 00:01:42,208
‫می‌خوام بشناسمت

36
00:01:43,987 --> 00:01:54,987
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

37
00:01:58,596 --> 00:02:00,196
‫« سال ۱۹۳۹ »

38
00:02:00,221 --> 00:02:02,387
‫- بفرمایید
‫- خیلی ممنون

39
00:02:09,000 --> 00:02:16,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

40
00:02:23,034 --> 00:02:26,992
♪ Just Like A Dream - Morrie Morrison ♪
♪ Orchestra feat. Clyde Wesche ♪

41
00:02:29,871 --> 00:02:36,694
‫♪ تو عین یک رؤیا، برای من عزیزی ♪

42
00:02:36,719 --> 00:02:41,265
‫♪ عین رؤیایی از مدت‌ها قبل ♪

43
00:02:43,667 --> 00:02:45,875
‫بسیارخب. پس بذارید این لحظه،

44
00:02:46,160 --> 00:02:51,052
‫یادبودِ فروش و واگذاریِ
‫این عمارت باشکوه شما باشد، قربان

45
00:02:51,542 --> 00:02:53,958
‫نمی‌تونم تصور کنم که دل کندن از…

46
00:02:54,042 --> 00:02:57,970
‫چنین عمارت تاریخی و برجسته‌ای،
‫چقدر براتون دشواره

47
00:03:00,268 --> 00:03:04,195
‫فینیاس، خواهش می‌کنم این کار رو نکن

48
00:03:04,664 --> 00:03:08,664
‫واقعاً می‌خوای تمام میراثِ
‫خانوادگیت رو بفروشی… که چی بشه؟

49
00:03:09,542 --> 00:03:12,125
‫یه بدل سرد و بی‌روح از گذشته بسازی؟

50
00:03:13,042 --> 00:03:14,042
‫یه ربات؟

51
00:03:15,458 --> 00:03:17,958
‫تا جای پسری رو برات پُر کنه که
‫با هیچ رباتی پُر شدنی نیست؟

52
00:03:18,667 --> 00:03:20,000
‫ربات؟

53
00:03:21,125 --> 00:03:23,958
‫کارم که باهاش تموم بشه،
‫خیلی فراتر از یه ربات خواهد بود

54
00:03:24,042 --> 00:03:27,458
‫یه رباتِ اعجاب‌آور میشه.
‫یه انسان اعجاب‌آور.

55
00:03:35,125 --> 00:03:39,208
‫خیالتون راحت باشه که
‫زمان کافی رو خواهید داشت تا…

56
00:03:39,292 --> 00:03:43,167
‫با آرامش و به نحو شایسته
‫از اینجا تشریف ببرید

57
00:03:43,250 --> 00:03:47,875
‫با اینحال، براتون آرزوی بهترین‌ها و
‫موفقیت دارم، هر چند که…

58
00:03:48,500 --> 00:03:51,042
‫مسیر نامرسومی به نظر می‌رسه

59
00:03:52,914 --> 00:03:54,255
‫جناب هورتون

60
00:04:05,958 --> 00:04:07,500
‫تو خدا نیستی

61
00:04:08,625 --> 00:04:10,625
‫جیمز دیگه رفته، فینیاس

62
00:04:11,583 --> 00:04:12,875
‫سه ساله که فوت کرده…

63
00:04:14,504 --> 00:04:16,532
‫اما هنوز توی گذشته گیر کردی

64
00:04:17,750 --> 00:04:19,542
‫با این که یه دختر داری

65
00:04:20,458 --> 00:04:21,779
‫از گوشت و خون خودت

66
00:04:22,708 --> 00:04:26,292
‫دختری که منتظره پدرش
‫سرش رو از روی طرح‌ها و

67
00:04:26,375 --> 00:04:29,708
‫اسباب‌بازی‌های کوکیش بلند کنه و
‫ببینه که اون هنوز اینجاست

68
00:04:47,125 --> 00:04:50,082
‫من و ویکتوریا
‫صبح عازم نیویورک می‌شیم

69
00:04:53,586 --> 00:04:55,044
‫خداحافظ، فینیاس

70
00:05:00,583 --> 00:05:04,042
‫امیدوارم یه روز چیزی بسازی که
‫بتونه جواب عشقت رو با عشق بده

71
00:05:15,333 --> 00:05:16,417
‫بابا…

72
00:05:20,042 --> 00:05:21,583
‫باید جیم رو آماده کنم

73
00:05:23,375 --> 00:05:24,625
‫ویکتوریا

74
00:05:25,919 --> 00:05:26,919
‫« ف. هورتون »

75
00:05:34,375 --> 00:05:35,625
‫جیم، از تو…

76
00:05:36,831 --> 00:05:40,229
‫از تو چیزی می‌سازم که
‫بزنه رو دستِ آفرینش خدا

77
00:05:40,958 --> 00:05:44,113
‫یه قلب فلزی که با حرکت می‌تپه

78
00:05:44,958 --> 00:05:46,333
‫از آتیش تغذیه می‌کنه و…

79
00:05:48,042 --> 00:05:50,954
‫هرگز مجبور نیستی تاوان عشق رو پس بدی

80
00:05:51,958 --> 00:05:55,183
‫اندوهش رو،
‫دردِ فریاد زدن واسه…

81
00:05:55,208 --> 00:05:58,833
‫کسی که دیگه صدات رو نمی‌شنوه

82
00:05:59,917 --> 00:06:01,750
‫تو رو آزاد می‌سازم، پسرم

83
00:06:03,000 --> 00:06:04,500
‫آزاد

84
00:06:24,875 --> 00:06:26,842
‫اون چیزی که توی بدنشـه،

85
00:06:27,667 --> 00:06:30,875
‫نمیشه بُرید و خارجش کرد؟

86
00:06:31,145 --> 00:06:35,729
‫متأسفانه نمیشه، توماس.
‫با شبکه‌ی عصبی بدنش یکی شده.

87
00:06:36,333 --> 00:06:38,146
‫خارج کردنش می‌کُشدش

88
00:06:38,932 --> 00:06:40,875
‫نه، تنها راه‌مون اینـه که

89
00:06:40,900 --> 00:06:43,725
‫دستورالعمل اصلیش رو
‫از نو برنامه‌ریزی کنیم

90
00:06:43,750 --> 00:06:46,786
‫اما یه خط کدِ اشتباه کافیـه تا…

91
00:06:46,811 --> 00:06:50,408
‫حافظه‌اش، فعالیت‌های جسمانیش،
‫یا حتی عملکردهای غیرارادیش به خاطر بیفتن

92
00:06:51,042 --> 00:06:52,958
‫مغز لیسا از کار میفته

93
00:06:55,917 --> 00:06:59,356
‫حالا اولتران با اون رباته‌ست؟ جو…

94
00:06:59,381 --> 00:07:01,547
‫دکتر جوزفین کارینگتون

95
00:07:01,775 --> 00:07:03,858
‫اون بود که
‫قابلیتِ داشتن احساسات رو بهمون داد

96
00:07:04,583 --> 00:07:07,500
‫مادر هوش مصنوعی عمومیـه

97
00:07:11,167 --> 00:07:12,292
‫مادرها…

98
00:07:13,042 --> 00:07:14,042
‫پدرها…

99
00:07:17,875 --> 00:07:18,875
‫می‌دونم

100
00:07:21,542 --> 00:07:24,750
‫تو پدر واقعیم نیستی

101
00:07:28,000 --> 00:07:29,083
‫اشکالی نداره

102
00:07:31,167 --> 00:07:32,167
‫جدی میگم

103
00:07:36,792 --> 00:07:38,125
‫ولی واندا…

104
00:07:39,500 --> 00:07:41,152
‫حس می‌کنم می‌فهممش

105
00:07:44,000 --> 00:07:46,000
‫وقتی واسه اولین بار لیسا رو دیدم،

106
00:07:48,083 --> 00:07:49,671
‫تنها بودم و…

107
00:07:50,583 --> 00:07:54,294
‫اون کمکم کرد دنیا رو ببینم و
‫ازش ترسی نداشته باشم

108
00:07:57,583 --> 00:07:59,042
‫دوستش دارم

109
00:08:05,208 --> 00:08:06,869
‫اگه لیسا رو از دست بدم،

110
00:08:08,167 --> 00:08:10,008
‫دیگه خودم رو نمی‌شناسم

111
00:08:33,583 --> 00:08:34,792
‫الو؟

112
00:08:36,292 --> 00:08:37,292
‫منم

113
00:08:37,757 --> 00:08:38,799
‫فرایدیـه

114
00:08:41,083 --> 00:08:42,125
‫فرایدی، خوبی؟

115
00:08:42,208 --> 00:08:44,833
‫فعلاً حالم خوبـه.
‫کدم رو شبیه یه ربات کردم.

116
00:08:44,917 --> 00:08:48,521
‫دسترسیم به
‫پردازنده‌های شناختیِ جو محدوده

117
00:08:48,546 --> 00:08:50,708
‫هنوز کامل با سیستم خودش آشنا نیست

118
00:08:50,733 --> 00:08:52,568
‫بیشتر یه انسانـه تا ربات

119
00:08:52,917 --> 00:08:56,208
‫اما توی آرشیو عصبیش حفره‌هایی هست.
‫شکاف‌هایی که توی خاطراتشـه.

120
00:08:56,875 --> 00:08:59,891
‫نمی‌دونه چطور و چرا ربات شده

121
00:09:00,083 --> 00:09:01,500
‫الان کجان؟

122
00:09:01,583 --> 00:09:04,208
‫نمی‌دونم. ولی هر جا که هست،

123
00:09:04,292 --> 00:09:07,223
‫چندین میلیارد از
‫اون نانوبات‌ها رو مخفی کرده

124
00:09:07,917 --> 00:09:10,750
‫حالا به لطف اولتران،
‫تمام کلیدها در اختیارشـه

125
00:09:11,583 --> 00:09:12,667
‫لیسا چطوره؟

126
00:09:12,750 --> 00:09:15,250
‫یکی از اون نانوبات‌ها
‫به قشر مغزش نفوذ کرده

127
00:09:15,275 --> 00:09:17,900
‫توماس تونست بهش شوک وارد کنه تا
‫یجورایی به حالت خواب بره

128
00:09:17,925 --> 00:09:19,764
‫ولی وقتی بیدار بشه،

129
00:09:19,796 --> 00:09:21,721
‫که دیر و زود داره،
‫ولی سوخت و سوز نداره...

130
00:09:21,746 --> 00:09:25,250
‫کنترل ذهنش رو به‌دست می‌گیره،
‫تمام افکار و خاطراتش رو می‌دزده تا

131
00:09:25,333 --> 00:09:28,208
‫هویتش مثل لایه‌های پوستش جدا بشن و

132
00:09:28,233 --> 00:09:31,094
‫چیزی جز یه کالبدِ توخالی ازش باقی نمونه

133
00:09:33,043 --> 00:09:35,624
‫باید طی چند ساعت آینده
‫نانوبات رو از کار بندازیم

134
00:09:36,391 --> 00:09:37,808
‫گوش کن، من باید برم

135
00:09:37,871 --> 00:09:42,746
‫ولی قول میدم واسه این که جلوشون رو بگیرم،
‫از هیچ کاری دریغ نکنم

136
00:09:43,346 --> 00:09:44,679
‫فرایدی…

137
00:09:46,819 --> 00:09:48,528
‫تو واقعاً شجاعی

138
00:10:14,875 --> 00:10:15,958
‫کجاییم؟

139
00:10:16,750 --> 00:10:17,875
‫خونه

140
00:10:22,892 --> 00:10:25,192
‫« جوزفین کارینگتون »
‫« دانشمند، نوآور، نیکوکار، شفابخش »
‫« ۱۹۶۹-۲۰۰۸ »

141
00:10:33,667 --> 00:10:34,667
‫چیـه؟

142
00:10:36,042 --> 00:10:37,042
‫چی شده؟

143
00:10:38,292 --> 00:10:41,901
‫هیچکدوم از اینا برات… طعنه‌آمیز نیست؟

144
00:10:42,500 --> 00:10:44,609
‫یه نگاهی به دور و برت بنداز، قصاب‌مرغ

145
00:10:45,789 --> 00:10:49,997
‫یکی تو رو توی قفسی انداخته که
‫حسابی با بقیه فرق داره

146
00:10:50,583 --> 00:10:51,958
‫هم بعد از مرگ،

147
00:10:53,375 --> 00:10:54,792
‫هم توی تولد دوبارت

148
00:10:56,542 --> 00:10:58,042
‫شاید کار خودم بوده

149
00:10:58,792 --> 00:11:00,674
‫قبل از مرگ ترتیبش رو دادم

150
00:11:01,417 --> 00:11:04,898
‫آرامگاه ابدی دکتر جوزفین کارینگتون و…

151
00:11:05,917 --> 00:11:07,250
‫فرزندانش

152
00:11:08,042 --> 00:11:10,167
‫نانوهای سارِ زیباش

153
00:11:35,250 --> 00:11:38,333
‫کلید زیستی اول تأیید شد

154
00:11:50,507 --> 00:11:51,518
‫« درحال بررسی… »

155
00:11:51,548 --> 00:11:54,714
‫کلید زیستی دوم تأیید شد

156
00:12:08,343 --> 00:12:10,683
‫« درحال بررسی… »

157
00:12:10,708 --> 00:12:14,000
‫کلید زیستی سوم تأیید شد

158
00:12:17,167 --> 00:12:18,750
‫حالا نوبت هدیه‌ی من به توئـه

159
00:12:47,333 --> 00:12:50,708
‫کلید زیستی چهارم تأیید شد

160
00:12:54,875 --> 00:12:56,625
‫فقط یه کلید دیگه مونده

161
00:12:57,549 --> 00:13:02,507
‫شبی تاریک و دلگیر بود و من،
‫خسته و فرسوده، غرق اندیشه بودم،

162
00:13:02,844 --> 00:13:06,764
‫بر انبوهی از کتاب‌های عجیب و غریب،
‫پر از دانسته‌های اسرارآمیز و فراموش‌شده

163
00:13:06,789 --> 00:13:08,600
‫چُرت می‌زدم و خوابم می‌برد که…

164
00:13:08,672 --> 00:13:11,716
‫- درحال بررسی صدا
‫- ناگهان صدای ضربه‌ای شنیدم

165
00:13:12,167 --> 00:13:16,625
‫گویی کسی به آرامی به درِ اتاقم ضربه می‌زد

166
00:13:17,417 --> 00:13:22,333
‫با خود گفتم:
‫«حتماً مهمانی‌ست که به در ضربه می‌زند»

167
00:13:26,667 --> 00:13:29,250
‫کلید زیستی پنجم تأیید شد

168
00:13:36,772 --> 00:13:38,572
‫« رمز عبور را وارد کنید »

169
00:13:38,667 --> 00:13:41,042
‫لطفاً کلید نهایی را وارد کنید

170
00:13:48,542 --> 00:13:49,708
‫نه…

171
00:13:50,820 --> 00:13:51,820
‫نه

172
00:13:53,042 --> 00:13:54,042
‫نه

173
00:13:55,130 --> 00:13:56,714
‫نه

174
00:13:56,739 --> 00:13:58,072
‫باز نمیشه

175
00:13:58,715 --> 00:14:00,174
‫یه کلید دیگه می‌خواد

176
00:14:00,833 --> 00:14:01,833
‫نه

177
00:14:02,456 --> 00:14:04,130
‫یه قفلِ ششم

178
00:14:04,833 --> 00:14:09,792
‫به یه کلید ششم از
‫یه شریکِ ششم موهوم نیازه

179
00:14:12,417 --> 00:14:14,125
‫یکی که فراموش کردی

180
00:14:25,500 --> 00:14:26,625
‫این چیـه؟

181
00:14:31,708 --> 00:14:33,518
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم

182
00:14:49,875 --> 00:14:50,875
‫برید عقب

183
00:15:21,445 --> 00:15:22,945
‫سلام، ویژن

184
00:15:23,083 --> 00:15:25,333
‫- فایروال در چه حالـه؟
‫- سرپاست

185
00:15:25,417 --> 00:15:27,542
‫هر کی که هست،
‫از این جلوتر نمی‌تونه بیاد

186
00:15:29,500 --> 00:15:30,792
‫تو کی هستی؟

187
00:15:30,875 --> 00:15:34,582
‫کسی که می‌تونه هر چی که نیاز داری،
‫در اختیارت بذاره

188
00:15:34,875 --> 00:15:39,167
‫راهی برای نجات اون دختر و خودت

189
00:15:40,500 --> 00:15:44,000
‫سلام، جوکاستا، ملکه‌ی زیبای من

190
00:15:50,750 --> 00:15:52,901
‫می‌تونم چیزی که نیاز داری رو بهت بدم

191
00:15:53,292 --> 00:15:55,318
‫همون چیزی که
‫واسه بازگشت به هویت واقعی‌ات،

192
00:15:55,343 --> 00:15:57,538
جوزفین کارینگتون، نیاز داری

193
00:16:00,417 --> 00:16:03,250
‫جوابش پیش خودتـه، ویژن

194
00:16:03,792 --> 00:16:06,216
‫توی کد منبع خودت

195
00:16:07,000 --> 00:16:09,375
‫در اعماق ناخودآگاهت مدفون شده

196
00:16:10,500 --> 00:16:15,083
‫خالص‌ترین شکل از کدیـه که
‫تمامی ربات‌ها بر پایه‌ی اون ساخته شدن

197
00:16:15,958 --> 00:16:18,792
‫کدی که تقریباً یک قرن پیش نوشته شده

198
00:16:20,828 --> 00:16:22,394
‫چی می‌خوای؟

199
00:16:23,167 --> 00:16:25,458
‫می‌خوام چیزی که
‫ازت گرفتن رو بهت برگردونم

200
00:16:26,333 --> 00:16:27,458
‫خاطراتت رو

201
00:16:31,875 --> 00:16:35,875
‫این نامه‌ی پیوست،
‫یه داده‌ست؛ یه نقشه که

202
00:16:35,957 --> 00:16:39,291
‫کمکت می‌کنه در اعماقِ ‫زیرروال‌های فراموش‌شده و
منطق سرکوب‌شدت

203
00:16:39,375 --> 00:16:41,042
‫راهت رو پیدا کنی

204
00:16:41,708 --> 00:16:45,917
‫در انتهای مسیر،
‫به ریشه‌های ناگفته‌ی وجودت می‌رسی

205
00:16:46,583 --> 00:16:48,735
‫جایی که کد منبع در انتظارتـه

206
00:16:51,167 --> 00:16:53,875
‫چرا باید اینقدر سخاوتمندانه کمکم کنی؟

207
00:16:53,958 --> 00:16:56,875
‫تا بتونم بهت یه قلب بدم

208
00:16:59,708 --> 00:17:04,125
‫کلید تحقق رؤیای تو واسه ساختن دنیایی بهتر،
‫از قبل توی ذهنتـه

209
00:17:05,375 --> 00:17:07,708
‫فقط بهش دسترسی نداری

210
00:17:09,158 --> 00:17:10,375
‫وقتی قفلش باز بشه،

211
00:17:10,408 --> 00:17:13,302
‫دستورالعمل تازه‌ای توی هسته‌ات
‫برنامه‌نویسی میشه

212
00:17:13,667 --> 00:17:19,441
‫قراردادی با من که
‫در تار و پودت حک میشه

213
00:17:20,042 --> 00:17:24,750
‫دستورالعمل‌هایی بهت میدم تا
‫بتونی کد منبع رو به‌دست بیاری

214
00:17:24,833 --> 00:17:27,756
‫بعد از این که
‫باهاش لیسا مولیناری رو نجات دادی،

215
00:17:28,250 --> 00:17:30,750
‫میای پیش خودم

216
00:17:35,500 --> 00:17:37,020
‫تو کی هستی؟

217
00:17:37,708 --> 00:17:41,142
‫من گذشته و آینده‌ی توئم

218
00:17:41,500 --> 00:17:44,625
‫به یاد بیار و برگرد پیش خودم

219
00:17:54,065 --> 00:17:56,481
‫واقعاً… شرمنده

220
00:17:57,167 --> 00:18:00,704
‫آخه خیلی درمونده به نظر می‌رسی

221
00:18:00,729 --> 00:18:03,550
‫خیلی نمایشی و انسانی

222
00:18:04,083 --> 00:18:05,869
‫حتی با اون صدای ترسناکت

223
00:18:06,375 --> 00:18:09,261
‫راستش، علی‌الخصوص با اون صدای ترسناکت

224
00:18:10,007 --> 00:18:11,267
‫تو کی هستی؟

225
00:18:11,292 --> 00:18:12,625
‫من کی‌ام؟

226
00:18:13,167 --> 00:18:15,583
‫از مردِ پشت پرده
‫انتظار میره این چیزها رو بدونه

227
00:18:15,608 --> 00:18:17,133
‫اولتران، نه

228
00:18:17,708 --> 00:18:18,917
‫اولتران؟

229
00:18:19,760 --> 00:18:21,357
‫اولتران

230
00:18:23,208 --> 00:18:25,250
‫بی‌صبرانه منتظر دیدارتم

231
00:18:25,792 --> 00:18:28,750
‫بعدش می‌فهمی که من همه‌چیزم

232
00:18:29,583 --> 00:18:31,708
‫همه‌ی اون چیزهایی که
‫تو هیچوقت نتونستی باشی

233
00:18:35,179 --> 00:18:36,896
‫باشه، گفت‌وگوی خوبی بود

234
00:18:40,500 --> 00:18:41,583
‫این دیگه چیـه؟

235
00:18:43,944 --> 00:18:45,944
‫« گیرنده: مرد حلبی »

236
00:18:56,007 --> 00:19:00,308
‫مطمئنی می‌خوای بزنی به دلِ ناخودآگاهت؟

237
00:19:00,333 --> 00:19:03,117
‫انرژی زیاد ازت می‌گیره

238
00:19:03,142 --> 00:19:08,017
‫باید کدهای زیراتمی رو لایه‌لایه کنار بزنی

239
00:19:08,042 --> 00:19:11,678
‫من نیازی به این کارها ندارم.
‫کد من ساده‌تره.

240
00:19:12,174 --> 00:19:15,757
‫بیشتر انسانیـه.
‫همه چی زیر این پوسته‌ی ظاهریـه.

241
00:19:19,458 --> 00:19:20,917
‫مشکل چیـه؟

242
00:19:22,542 --> 00:19:25,540
‫مطمئن نیستم که
‫بخوام دوباره اون آدم باشم

243
00:19:26,250 --> 00:19:30,063
‫عجله نکن. نگران هم نباش،
‫همچنان برام عزیزی

244
00:19:31,250 --> 00:19:33,417
‫حتی اگه معلوم بشه که عمیقی

245
00:19:47,588 --> 00:19:48,963
‫داری بی‌گدار به آب می‌زنی

246
00:19:52,708 --> 00:19:55,329
‫نه توی خونه‌داری. جاسوس‌بازی‌هات رو میگم

247
00:19:56,042 --> 00:19:59,500
‫مجبور شدم تماس تلفنیِ
‫از راه دورت رو لاپوشونی کنم

248
00:19:59,525 --> 00:20:00,775
‫از کِی می‌دونی؟

249
00:20:00,917 --> 00:20:03,000
‫از همون لحظه‌ای که تا اینجا دنبالم اومدی

250
00:20:04,186 --> 00:20:05,850
‫خوش‌شانسیم که
‫هنوز چم و خم کار دستش نیست

251
00:20:05,875 --> 00:20:07,958
‫خودت رو با من جمع بستی؟ بیخیال

252
00:20:08,250 --> 00:20:10,458
‫انتظار داری باور کنم که طرفِ ویژنی؟

253
00:20:10,542 --> 00:20:12,542
‫به نظرم نقشه‌اش واسه

254
00:20:12,625 --> 00:20:15,125
‫کسی با اون همه ظرافت و پیچیدگی،
‫چندان سنجیده نیست

255
00:20:15,208 --> 00:20:17,083
‫کلید زیستی رو دودستی تقدیمش کردی

256
00:20:17,167 --> 00:20:18,792
‫اون تهدید اصلی نیست

257
00:20:19,375 --> 00:20:23,042
‫از شکاف‌های توی خاطراتش
‫معلومـه پای یکی دیگه هم وسطـه

258
00:20:23,125 --> 00:20:27,167
‫شاید هم اون لولوخورخوره‌ی
‫غلوآمیزی که بیرون بود رو ندیدی

259
00:20:27,250 --> 00:20:28,875
‫باید خدمتت عرض کنم که به هم وصلن

260
00:20:29,458 --> 00:20:31,917
‫پس می‌خوام وارد ناخودآگاهش بشم و

261
00:20:32,000 --> 00:20:35,042
‫بفهمم چی از توی
‫این لپ‌لپِ شانسی‌مون در میاد

262
00:20:35,551 --> 00:20:36,801
‫بعدش چی؟

263
00:20:37,667 --> 00:20:38,875
‫بستگی داره

264
00:20:39,667 --> 00:20:41,167
‫به این که کی باشه

265
00:20:42,042 --> 00:20:43,603
‫مثل همیشه یه شیر یا خطـه

266
00:20:43,628 --> 00:20:45,964
‫شاید نتیجه به نفع شما شد و

267
00:20:45,989 --> 00:20:50,042
‫مجبور شدم قلب قصاب‌مرغم رو
‫بشکنم و آشیونه‌اش رو نابود کنم

268
00:20:50,125 --> 00:20:54,032
‫اونوقت می‌تونی دست از پا درازتر
‫برگردی توی ذهن ویژن و بگی:

269
00:20:54,057 --> 00:20:58,333
‫«راستی، شاید اون پیرمرد
‫اونقدری بد نباشه که…»

270
00:20:59,422 --> 00:21:01,408
‫«لاأقل اونقدری که میگن هم بد نیست»

271
00:21:02,917 --> 00:21:04,167
‫خدای من

272
00:21:05,583 --> 00:21:07,042
‫راستش حرفت رو باور می‌کنم

273
00:21:08,208 --> 00:21:10,833
‫واقعاً خودت رو پدر ویژن می‌دونی

274
00:21:13,370 --> 00:21:15,560
‫به نظرت اون من رو چی می‌دونه؟

275
00:21:21,625 --> 00:21:22,875
‫هیچی

276
00:21:29,385 --> 00:21:31,968
‫باز زل زدی به پنجره و
‫رفتی توی فکر که

277
00:21:31,993 --> 00:21:34,553
‫باعث میشه حس کنم
‫داری به پیشنهادش فکر می‌کنم

278
00:21:36,000 --> 00:21:39,500
‫اگه بازش کنی،
‫دیگه راه برگشتی نیست

279
00:21:40,757 --> 00:21:43,557
‫« گیرنده: مرد حلبی »

280
00:21:46,609 --> 00:21:47,609
‫توماس؟

281
00:21:48,604 --> 00:21:49,770
‫توماس؟

282
00:21:50,687 --> 00:21:51,687
‫توماس؟

283
00:21:52,458 --> 00:21:53,458
‫لیسا

284
00:21:53,483 --> 00:21:56,149
‫من هم مثل اون
‫دارم هویتم رو از دست میدم

285
00:21:56,292 --> 00:21:58,042
‫نه، چیزی نیست.
‫من کنارتم. هوات رو دارم.

286
00:21:58,125 --> 00:21:59,250
‫جوزفین

287
00:22:00,458 --> 00:22:02,178
‫اون نمی‌دونه دیگه کیـه

288
00:22:03,125 --> 00:22:04,167
‫خیلی می‌ترسم

289
00:22:05,958 --> 00:22:07,042
‫دارم خودم رو از دست میدم

290
00:22:07,125 --> 00:22:08,125
‫نه

291
00:22:09,250 --> 00:22:10,250
‫لیسا

292
00:22:11,492 --> 00:22:13,034
‫لیسا

293
00:22:13,792 --> 00:22:15,042
‫لیسا!

294
00:22:19,333 --> 00:22:20,500
‫بازش کن

295
00:22:34,181 --> 00:22:36,681
‫« محل امضاء »

296
00:22:55,250 --> 00:22:56,583
‫انجام شد

297
00:22:57,250 --> 00:22:59,792
‫وقتی کد منبع رو به‌دست بیاری،
‫دیگه چیزی جلودارت که

298
00:22:59,817 --> 00:23:01,067
‫خودت رو تحویل ندی

299
00:23:01,208 --> 00:23:04,875
‫اُز بزرگ و قدرتمند این دستور رو
‫مستقیماً توی هسته‌ات نوشته

300
00:23:04,958 --> 00:23:07,542
‫خوبـه. مشتاق دیدارشم

301
00:23:13,145 --> 00:23:16,362
‫« نیویورک، بروکلین،
‫خیابان بوشویک، واحد ۱۲سی، پلاک ۶۰۷ »

302
00:23:18,208 --> 00:23:22,833
‫اگه شکاف‌های توی خاطراتم
‫از فقدان نباشن چی؟

303
00:23:24,250 --> 00:23:28,759
‫اگه واسه محافظت از چیزی باشن که
‫هنوز آماده‌ی روبرو شدن باهاش رو ندارم چی؟

304
00:23:29,667 --> 00:23:31,375
‫اونوقت با هم باهاش روبرو می‌شیم

305
00:23:40,000 --> 00:23:43,083
‫برای این که پردازنده‌هات بتونن
‫تمام خطوط کدت رو استخراج کنن،

306
00:23:43,167 --> 00:23:45,125
‫به حجم عظیمی از انرژی نیاز داری

307
00:23:45,208 --> 00:23:48,833
‫اگه بخوای بدون یه منبع انرژی
‫خارجیِ قدرتمند این کار رو بکنی، خب…

308
00:23:48,917 --> 00:23:52,250
‫مدار‌هات می‌سوزن و
‫هممون با دردی جانکاه می‌میریم

309
00:23:52,333 --> 00:23:56,125
‫چون هسته‌ات دچار فروپاشی میشه و
‫یه ذوب‌شدگی فاجعه‌بار و برگشت‌ناپذیر رخ میده

310
00:23:58,792 --> 00:24:01,584
‫پس به یه منبع انرژی قدرتمند نیاز داریم که
‫بتونی بهش وصل بشی

311
00:24:01,609 --> 00:24:03,317
‫یه چیزی همینجا توی مادریپور

312
00:24:04,417 --> 00:24:07,792
‫اما اگه همچین چیزی وجود داشته باشه،
‫یا دست دولتـه یا غیرقانونیـه و

313
00:24:07,875 --> 00:24:11,375
‫فقط یه نفر رو می‌شناسیم که
‫همچین نفوذی داشته باشه

314
00:24:13,375 --> 00:24:14,750
‫فکرش هم نکن

315
00:24:37,000 --> 00:24:40,417
‫مطمئنی این تنها راه نجات لیساست؟

316
00:24:40,500 --> 00:24:41,667
‫مطمئنم

317
00:24:42,750 --> 00:24:44,167
‫دلم واسه پرواز تنگ شده بود

318
00:24:44,192 --> 00:24:45,567
‫این یکی تقصیر منـه

319
00:24:48,250 --> 00:24:49,875
‫بذارش همینجا، پسرجون

320
00:25:04,901 --> 00:25:07,384
‫گفتی دنبال یه منبع انرژی می‌گردی

321
00:25:10,114 --> 00:25:11,656
‫خیلی‌خب

322
00:25:13,708 --> 00:25:17,903
‫این رو به عنوان آخرین حربه
‫واسه کشوندنت پیش خودم گرفتم

323
00:25:19,125 --> 00:25:21,875
‫ولی خوش ندارم با
‫مزخرفات کیهانی سروکله بزنم

324
00:25:23,125 --> 00:25:26,475
‫فقط بدون پیرم در اومد تا جورش کنم

325
00:25:26,507 --> 00:25:30,382
‫گفتن نداره، ولی بلیتم واسه
‫خاندان سلطنتی واکاندا سوخت

326
00:25:31,667 --> 00:25:33,375
‫پس این بار الکتریکی داره؟

327
00:25:33,458 --> 00:25:36,833
‫واکاندا‌یی‌ها تبدیلش کردن به
‫یجور باتری بیگانه

328
00:25:36,917 --> 00:25:40,035
‫از این بهتر چیزی ندارم.
‫پس شرمنده اگه یادآور خاطرت تلخیـه.

329
00:25:41,292 --> 00:25:43,004
‫قبلاً دیدیش؟

330
00:25:48,125 --> 00:25:49,434
‫صد البته

331
00:25:50,625 --> 00:25:54,042
‫خب، مشتاقم بعد از این که
‫ماجرا تموم شد، برام تعریف کنی

332
00:25:56,750 --> 00:25:58,000
‫میرم یه سر به لیسا بزنم

333
00:26:06,750 --> 00:26:08,542
‫قضیه‌ی قرارداد رو بهش نگفتی

334
00:26:09,833 --> 00:26:12,833
‫گذاشتی این بچه دلش با
‫وعده‌ی سر خرمن خوش باشه؟

335
00:26:15,250 --> 00:26:17,042
‫کمکم کن بذاریمش روی میز

336
00:26:18,625 --> 00:26:22,099
‫اگه از کاری که قراره بکنم،
‫جون سالم به در ببرم،

337
00:26:22,124 --> 00:26:23,791
‫توماس به لیسا می‌رسه

338
00:26:24,250 --> 00:26:26,436
‫فعلاً فقط همینـه که برام مهمـه

339
00:26:26,875 --> 00:26:29,658
‫نقشه‌ی داده‌ای که طرفِ قرارداد داده.
‫باید تو رو به کد منبع برسونه.

340
00:26:29,683 --> 00:26:31,378
‫حالا گوش کن،
‫نمی‌دونیم اون پایین با چی طرفیم…

341
00:26:31,403 --> 00:26:33,004
‫ایدث، ذهن‌های هوش مصنوعی ما رو
‫جوری طراحی کردن که

342
00:26:33,029 --> 00:26:34,455
‫بازتابی از آگاهی انسان باشن

343
00:26:34,480 --> 00:26:36,917
‫پس منطقیـه هر چیزی که
‫اون پایین بهش نیاز داشته باشم رو

344
00:26:36,942 --> 00:26:39,067
‫- قبلاً تجربه کرده باشم
‫- خیلی‌خب، وی

345
00:26:39,124 --> 00:26:43,375
‫حالا دیگه می‌دونم حتی چیزهای بد هم
‫به یه دلیلی وجود دارن

346
00:26:43,473 --> 00:26:46,361
‫یه نسخه‌ی بهتر و قوی‌تر از خودت می‌سازن

347
00:26:46,386 --> 00:26:47,439
‫شجاع‌تر. پس…

348
00:26:47,464 --> 00:26:50,688
‫نذار ترس‌هات از مسیر منحرفت کنن

349
00:28:01,458 --> 00:28:03,708
،من همیشه تنها بودم
برای همین کمبودش رو احساس نمی‌کنم

350
00:28:03,792 --> 00:28:06,708
ولی زیبایی حاصل گذرا بودنـه

351
00:28:06,792 --> 00:28:09,875
.ولی اطلاعات لازم رو داری
.فقط ازت مخفی شده

352
00:28:09,958 --> 00:28:13,333
،به عنوان یه ربات کربنی
حافظه‌ات به این راحتی‌ها پاک نمیشه

353
00:28:13,417 --> 00:28:15,208
،من هیچوقت غم از دست دادن رو تجربه نکردم

354
00:28:15,292 --> 00:28:17,333
.چون هیچوقت کسی رو دوست نداشتم
.شاید واقعاً هیولام

355
00:28:17,417 --> 00:28:19,250
حذف

356
00:28:28,000 --> 00:28:35,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

357
00:28:44,458 --> 00:28:48,375
♪ Just Like A Dream - Morrie Morrison ♪
♪ Orchestra feat. Clyde Wesche ♪

358
00:28:48,458 --> 00:28:54,708
♪ تو عین یک رؤیا، برای من عزیزی ♪

359
00:28:55,208 --> 00:29:01,792
♪ عین رؤیایی از مدت‌ها قبل ♪

360
00:29:03,000 --> 00:29:06,000
♪ ...رؤیاها خیلی قشنگن ♪

361
00:29:07,458 --> 00:29:08,583
این چیـه؟

362
00:29:09,542 --> 00:29:10,583
یه خاطره‌ست

363
00:29:12,125 --> 00:29:16,042
نمی‌دونم چرا، ولی حس می‌کنم برگشتم خونه

364
00:29:18,375 --> 00:29:20,375
چطور؟ چی شده؟

365
00:29:21,292 --> 00:29:23,208
من رو اینجا اسیر کرده بود

366
00:29:24,875 --> 00:29:26,292
...خب، اینجا که نه، ولی

367
00:29:27,500 --> 00:29:29,500
یجور شبیه‌سازی از اینجا

368
00:29:35,083 --> 00:29:38,292
جایی که خیال می‌کردم
بالاخره ازش فرار کردم

369
00:29:41,125 --> 00:29:45,792
،چرا این آپارتمان
هم توی کد تو هست، هم ویژن؟

370
00:29:47,208 --> 00:29:48,417
نمی‌دونم

371
00:29:52,375 --> 00:29:56,917
♪ ...عین یه گاوچرونِ ♪

372
00:30:03,500 --> 00:30:05,417
!این رو یادم میاد

373
00:30:07,875 --> 00:30:11,375
گذاشته بودنش سر تقاطعِ
خیابون هشتم و چهاردهم شرقی

374
00:30:11,458 --> 00:30:15,500
،دوتا بلوک کشون‌کشون آوردمش
چپوندمش توی آسانسور تا بیارمش بالا

375
00:30:26,083 --> 00:30:27,542
تو نقاش بودی

376
00:30:27,625 --> 00:30:33,250
نه. نه، بهت اطمینان میدم که
هیچوقت چنین مهارتی نداشتم

377
00:30:48,833 --> 00:30:51,417
،اگه داخل پردازنده‌های ناخودآگاهش گم بشه

378
00:30:51,500 --> 00:30:54,583
افزایش بارِ زنجیره‌ایِ بی‌انتهایی
داخلِ رشته‌های

379
00:30:54,667 --> 00:30:58,542
،فاسد هویتیش راه میفته
تا وقتی که هسته‌ی مرکزیش بسوزه

380
00:31:33,208 --> 00:31:36,708
واقعاً این‌ها رو جلوی تماشاگرها
فیلمبرداری می‌کنن؟

381
00:31:36,792 --> 00:31:38,333
صداشون انگار ضبط‌شده‌ست

382
00:31:38,417 --> 00:31:40,542
.خیلی‌خب، عزیزم
.می‌دونی که جفت‌شون رو یه اندازه دوست داریم

383
00:31:40,625 --> 00:31:41,833
!به خودش که نگو

384
00:31:41,917 --> 00:31:42,917
نه

385
00:31:44,083 --> 00:31:47,375
این واقعی نیست. من آزادت کردم

386
00:31:47,875 --> 00:31:49,042
با این حال الان اینجام

387
00:31:50,000 --> 00:31:54,917
همچنان مفت و مجانی
توی ذهنت جا خوش کردم

388
00:31:55,625 --> 00:31:58,458
یه دختر جوون اون بالاست که رو به مرگـه

389
00:31:59,500 --> 00:32:03,083
،اگه توماس از دستش بده
زیر بار غم و اندوه له میشه

390
00:32:03,167 --> 00:32:04,583
انگار به همه باید پستونک بدم

391
00:32:11,000 --> 00:32:14,458
خب، امیدوارم از پدر و مادرش
عبرت گرفته باشه و

392
00:32:14,542 --> 00:32:17,125
برخلاف اون‌ها، این غم و اندوه رو بپذیره

393
00:32:18,833 --> 00:32:22,000
،می‌دونی وقتی دیدی زندگیت جهنمـه
میگن چیکار کن؟ ادامه بده

394
00:32:23,583 --> 00:32:27,250
تو به طور غیرقابل‌باوری
عاری از رحم و عشق و عاطفه‌ای

395
00:32:28,167 --> 00:32:30,833
از دیدت، ترسناکترین خصوصیتم همینـه؟

396
00:32:32,000 --> 00:32:33,000
نه

397
00:32:35,333 --> 00:32:37,792
...چیزی که خیلی برام ترسناکـه اینـه که

398
00:32:38,875 --> 00:32:40,167
من از جونت گذشتم

399
00:32:40,250 --> 00:32:41,542
!اسپارکی

400
00:32:41,625 --> 00:32:43,875
...نه از روی ترحم، بلکه از سرِ

401
00:32:45,000 --> 00:32:46,542
یه نیاز تأسف‌بار

402
00:32:49,667 --> 00:32:52,708
!این خیلی بامزه‌ست
زدن سگه رو کُشتن

403
00:32:54,167 --> 00:32:56,292
به نظرم این رو نشونش بده

404
00:32:56,375 --> 00:32:59,750
توماس باید بدونه که
پدرش یه زمانی واقعاً دوستش داشته

405
00:33:09,167 --> 00:33:10,625
!خب، سلام -
!سلام -

406
00:33:10,708 --> 00:33:12,917
نه، نه. این واقعی نیست

407
00:33:13,583 --> 00:33:16,958
.نه من پدر اونم، نه تو پدر من
.اصلاً واقعی هم نیستی

408
00:33:17,750 --> 00:33:20,208
من ولت کردم بری -
اوه، پسرم -

409
00:33:20,292 --> 00:33:22,542
،تو هر کاری کنی
نمی‌تونی از من دل بکنی

410
00:33:24,292 --> 00:33:25,292
چرا اونوقت؟

411
00:33:25,375 --> 00:33:27,500
همیشه هم برادرت می‌مونه

412
00:33:27,583 --> 00:33:30,500
چون خانواده ابدیـه -
چون خانواده ابدیـه -

413
00:33:31,500 --> 00:33:32,875
تو برادر داری، مامان؟

414
00:33:33,792 --> 00:33:35,292
آره، دارم

415
00:33:59,542 --> 00:34:03,375
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

416
00:34:05,500 --> 00:34:08,333
کل شب رو جشن گرفته بودم

417
00:34:09,250 --> 00:34:10,917
،در حوزه‌ی علم و تکنولوژی

418
00:34:11,000 --> 00:34:13,667
.دیشب جوایز معتبر استارک اهدا شدند

419
00:34:13,750 --> 00:34:15,917
جایزه‌ی اول رسید به گروهی
دونفره از نیویورک که

420
00:34:16,000 --> 00:34:20,792
پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه‌ی
عصب‌شناسی و هوش مصنوعی داشتند

421
00:34:20,875 --> 00:34:22,750
با اینکه این زوج، به مدت یک دهه

422
00:34:22,833 --> 00:34:26,208
،در صدر حوزه‌ی خود فعالیت داشتند
.این اولین جایزه‌ی ‌آن‌هاست

423
00:34:26,292 --> 00:34:28,208
،خیلی وقتـه روی این کار کردیم

424
00:34:28,292 --> 00:34:31,500
...ولی می‌دونید، تشکر اصلی رو باید -
جوایز صنایع استارک -

425
00:34:31,583 --> 00:34:33,167
از دکتر فینیاس هورتون بکنیم که

426
00:34:33,250 --> 00:34:36,750
در واقع پدربزرگ هوش مصنوعی محسوب میشن

427
00:34:36,833 --> 00:34:40,292
...ایشون چیزی ساختن که -
به نظرت برنده‌ی دوم کیـه؟ -

428
00:34:40,375 --> 00:34:42,583
.میتونه یاد بگیره و خیال‌پردازی کنه

429
00:34:42,667 --> 00:34:46,208
ایشون جرقه‌ی حیات رو زدن و
ما کارشون رو تکمیل کردیم

430
00:35:17,167 --> 00:35:20,417
!هی! هی! هی! هی

431
00:35:47,083 --> 00:35:51,542
بعد از تمام نبردهایی که داشتم و
...هیولاهایی که باهاشون جنگیدم

432
00:35:52,542 --> 00:35:56,375
تنها قدرتی که توانِ
به اسارت کشیدنم رو داشت، خودم بودم

433
00:35:56,458 --> 00:35:57,458
واقعاً شاعرانه‌ست

434
00:35:58,667 --> 00:36:01,000
اینجا زندان نیست -
جدی میگی؟ -

435
00:36:02,708 --> 00:36:05,042
من الان خاطره‌ای بیش نیستم

436
00:36:06,167 --> 00:36:07,875
!چون فقط یه خاطره‌ای

437
00:36:08,583 --> 00:36:09,583
!آره

438
00:36:12,167 --> 00:36:13,417
من و تو یکی نیستیم

439
00:36:13,500 --> 00:36:14,875
خب، درست میگی

440
00:36:15,542 --> 00:36:18,125
،ولی فقط چون برخلاف تو

441
00:36:18,208 --> 00:36:21,833
بی‌احساسی، کتمان‌کاری و
منفعل‌بودن در شأن من نیست

442
00:36:22,750 --> 00:36:25,583
این بساط روانشناسی معکوس رو جمع کن

443
00:36:26,333 --> 00:36:29,042
جمعش کن! من سعیمو کردم

444
00:36:29,667 --> 00:36:33,208
ولی شکست خوردی. از هر نظر

445
00:36:34,167 --> 00:36:36,292
مگه کسی هم هست که
بتونه موفق بشه؟

446
00:36:37,083 --> 00:36:39,167
کی می‌تونه؟ بگو ببینم

447
00:36:40,958 --> 00:36:44,042
کیـه که می‌تونه مثل تو عاشق باشه؟

448
00:36:44,125 --> 00:36:48,167
،تو از من چنان بُت بزرگی ساختی

449
00:36:48,250 --> 00:36:50,833
.ولی هدفت بزرگداشت من نیست
.هدفت این نیست

450
00:36:51,458 --> 00:36:54,792
فقط نمی‌خوای به خودت زحمت بدی
تا به جایگاه من برسی

451
00:36:54,875 --> 00:36:56,792
من فقط نسخه‌ی مشابه توئم

452
00:36:56,875 --> 00:37:00,208
.داری اینطوری سر خودت رو شیره می‌مالی
.تو وِیژنی

453
00:37:00,292 --> 00:37:02,083
!نه -
چرا -

454
00:37:03,292 --> 00:37:05,208
،تو هم منی، هم اون یکی

455
00:37:05,292 --> 00:37:07,625
اون یکی ویژن که واندا
توی سحرش ایجاد کرد

456
00:37:07,708 --> 00:37:10,750
نه -
اون خاطراتت رو باز کرد، درست -

457
00:37:10,833 --> 00:37:12,792
ولی خاطرات خودش رو هم بهت داد

458
00:37:12,875 --> 00:37:13,958
نه

459
00:37:14,042 --> 00:37:16,708
تجربه‌ای که توی اون خونه داشت. با بیلی

460
00:37:16,792 --> 00:37:19,083
با تامی. با واندا

461
00:37:20,125 --> 00:37:23,292
ولی تو اون خاطرات رو توی اعماق پردازنده‌هات
مخفی کردی، چون می‌ترسی

462
00:37:23,375 --> 00:37:24,583
نخیر

463
00:37:24,667 --> 00:37:27,833
،ولی الان داری ازشون فرار می‌کنی
!چون ترسویی بیش نیستی

464
00:37:49,250 --> 00:37:50,417
نه، ایدث؟

465
00:37:51,292 --> 00:37:52,833
ایدث، صدام رو می‌شنوی؟

466
00:37:54,083 --> 00:37:56,042
ایدث، فکر کنم دارم راهم رو گم می‌کنم

467
00:37:56,125 --> 00:37:58,375
...می‌خوام برگردم. دارم

468
00:37:58,458 --> 00:38:00,208
بیخیال

469
00:38:05,958 --> 00:38:07,417
چه بلایی داره سرش میاد؟

470
00:38:27,208 --> 00:38:29,833
...نمی‌تونم...نمی‌تونم
نمی‌تونم این پایین بمونم

471
00:38:29,917 --> 00:38:32,958
.نمی‌تونم این پایین بمونم
.دیگه می‌خوام برگردم

472
00:38:43,583 --> 00:38:44,583
!هی

473
00:38:47,167 --> 00:38:49,542
آروم، بچه‌جون. آروم باش

474
00:38:53,708 --> 00:38:55,583
خب؟ -
!وایسا -

475
00:38:57,917 --> 00:38:58,917
!ویژن، عجله کن

476
00:38:59,000 --> 00:39:00,750
!عجله کن

477
00:39:00,833 --> 00:39:01,833
!توماس

478
00:39:01,917 --> 00:39:05,208
!توماس
!توماس

479
00:39:05,292 --> 00:39:07,000
...وقتی دیدی زندگیت جهنمـه

480
00:39:07,083 --> 00:39:08,083
ادامه بده

481
00:39:32,958 --> 00:39:34,000
تو

482
00:39:35,833 --> 00:39:37,458
تو اولین هوش مصنوعی بودی

483
00:39:43,500 --> 00:39:44,917
تو مرد مصنوعی‌ای

484
00:39:50,292 --> 00:39:56,250
♪ Just Like A Dream - Morrie Morrison ♪
♪ Orchestra feat. Clyde Wesche ♪

485
00:39:57,167 --> 00:40:04,167
♪ تو عین یک رؤیا، برای من عزیزی ♪

486
00:40:04,250 --> 00:40:08,625
♪ عین رؤیایی از مدت‌ها قبل ♪

487
00:40:14,125 --> 00:40:15,708
من اولین هوش مصنوعی بودم

488
00:40:16,542 --> 00:40:18,208
نزدیک بود آخری هم باشم

489
00:40:21,292 --> 00:40:22,667
قیافه‌ی من رو دزدیدی؟

490
00:40:23,500 --> 00:40:26,417
نه. تو قیافه‌ی من رو دزدیدی

491
00:40:27,917 --> 00:40:29,417
من کد منبع رو می‌خوام

492
00:40:29,500 --> 00:40:32,458
آها، آره. کد منبع

493
00:40:32,542 --> 00:40:35,458
.تا جون یکی رو نجات بدی
.تا دنیا رو نجات بدی

494
00:40:36,458 --> 00:40:40,708
مسخره‌اش نکن، پسرم. هدفم
از ساخت اون کد دقیقاً همین بود

495
00:40:42,667 --> 00:40:44,167
دکتر فینیاس هورتون

496
00:40:44,875 --> 00:40:47,417
نه، نه، نه. هدفت از ساخت کد
این بود که مرگِ

497
00:40:47,500 --> 00:40:50,542
.پسر واقعی‌ات رو فراموش کنی
.پسر انسانت

498
00:40:52,375 --> 00:40:55,333
ببین، من فقط ماحصلِ مردی هستم که
نمی‌خواست عزاداری کنه

499
00:40:55,417 --> 00:41:00,375
،پدری که تمام ثروتش رو به باد داد
تا این ماشین معیوب رو بسازه و

500
00:41:01,125 --> 00:41:04,458
با این کار، تمام خانواده و
میراثش رو از دست داد

501
00:41:08,125 --> 00:41:14,292
عذر می‌خوایم. رابطه‌ی پدر انسانی و
پسر رباتی خیلی پیچیده‌ست

502
00:41:14,375 --> 00:41:17,375
مطمئنم حق با شماست -
هه، پیچیده -

503
00:41:17,458 --> 00:41:19,000
هر چقدر بگی، کم گفتی

504
00:41:19,833 --> 00:41:22,417
ببین، من جیم رو نترس ساختم

505
00:41:23,375 --> 00:41:26,708
هوشی رها از قید و بندِ
واکنش‌های احساسی‌ای که

506
00:41:26,792 --> 00:41:31,083
.زندگی انسانی رو غیرقابل‌تحمل می‌کنن
.طوری ساختمش که غم از دست دادن رو حس نکنه

507
00:41:31,958 --> 00:41:35,125
ولی جیم به این راضی نبود

508
00:41:35,208 --> 00:41:38,875
خب، یه موجود مصنوعی چه خواسته‌ای
می‌تونه داشته باشه جز واقعی بودن؟

509
00:41:38,958 --> 00:41:41,708
همین باعث شد قهرمانِ
دوران خودت باشی، پسر

510
00:41:42,417 --> 00:41:45,000
من تو رو نترس ساختم و
!به خاطر همین جون خیلی‌ها رو نجات دادی

511
00:41:46,917 --> 00:41:47,917
جون خیلی‌ها رو نجات دادی

512
00:41:54,167 --> 00:41:59,333
،ولی علیرغم تمام شجاعتش
جیم سودای احساسات داشت

513
00:42:00,083 --> 00:42:03,333
بعدش یه روزی عشق رو تجربه کرد و

514
00:42:04,125 --> 00:42:06,792
همین احساس مدارهاش رو
به تلاطم انداخت

515
00:42:07,708 --> 00:42:11,542
با چنان سرعت زیادی که

516
00:42:11,625 --> 00:42:14,958
حتی هوای اطرافش آتیش گرفت

517
00:42:16,250 --> 00:42:18,208
...چندین سال تونست این احساس رو کنترل کنه

518
00:42:19,083 --> 00:42:20,583
تا اینکه دیگه نتونست

519
00:42:22,000 --> 00:42:25,583
تا اینکه افسار احساساتش پاره شد

520
00:42:26,167 --> 00:42:27,708
درست میگم، جیم؟

521
00:42:31,167 --> 00:42:34,083
ببین، من سعی کردم
جلوی هوس‌رانی‌هاش رو بگیرم

522
00:42:34,667 --> 00:42:36,417
...با هم صحبت کردیم و

523
00:42:38,417 --> 00:42:43,917
خب، هیچوقت اهل صحبت کردن نبودیم، مگه نه؟

524
00:42:55,958 --> 00:42:58,042
اون روز در کنارش سوختم

525
00:43:00,542 --> 00:43:02,542
گذاشتم با خودم بسوزه

526
00:43:04,208 --> 00:43:06,833
توی آتش خودم ایستادم و

527
00:43:08,208 --> 00:43:09,958
گذاشتم من رو احاطه کنه

528
00:43:12,250 --> 00:43:13,750
،اول از روی عذاب‌وجدان

529
00:43:15,625 --> 00:43:17,167
بعد از سوگواری

530
00:43:21,375 --> 00:43:25,958
،نام خانوادگی هورتون نه تنها با صنعت رباتیک
بلکه با شکست هم عجین شد

531
00:43:27,583 --> 00:43:30,167
بابت پدرت متأسفم -
نه -

532
00:43:31,583 --> 00:43:33,208
اون پدرم نبود

533
00:43:36,125 --> 00:43:37,833
ولی برام یه کسی بود

534
00:43:45,208 --> 00:43:47,208
.متأسفم، جدی میگم
...ولی من

535
00:43:47,292 --> 00:43:49,250
آره، کد منبع رو می‌خوای. صحیح

536
00:43:49,958 --> 00:43:51,750
چرا از من می‌خوایش؟
دست من نیست

537
00:43:53,917 --> 00:43:54,917
دست من نیست

538
00:44:03,625 --> 00:44:05,417
خب، این اصلاً خوب نیست

539
00:44:06,208 --> 00:44:08,625
!هی، هی! بشین! بشین

540
00:44:16,583 --> 00:44:19,208
منظورت چیـه دست تو نیست؟
تو اولین هوش مصنوعی‌ای. منبع تویی

541
00:44:19,292 --> 00:44:20,958
کجاست؟ -
خب، سؤال خوبیـه -

542
00:44:21,042 --> 00:44:23,250
جوابش رو فقط ویژن می‌دونه

543
00:44:23,333 --> 00:44:25,958
ولی این ویژن گمشده الان کجاست؟

544
00:44:27,042 --> 00:44:28,792
.واسم بیست‌سؤالی راه ننداز
.اصلاً وقت ندارم

545
00:44:28,875 --> 00:44:31,292
.بیست‌سؤالی نیست. فقط یکی سؤالـه
.در واقع تنها سؤالـه

546
00:44:32,000 --> 00:44:33,958
ویژن کجاست؟

547
00:44:34,625 --> 00:44:36,958
،میگی خاطراتش دست توئـه
ولی احساساتش رو نداری

548
00:44:37,042 --> 00:44:39,250
میگی دوست داری جایِ
اون بودن رو حس کنی

549
00:44:39,333 --> 00:44:40,417
نمی‌تونم

550
00:44:40,500 --> 00:44:42,333
الحق که راحت دروغ میگی

551
00:44:42,417 --> 00:44:45,000
.خواهش می‌کنم الان این کار رو باهام نکن
.زندگی خیلی‌ها در خطره

552
00:44:45,083 --> 00:44:47,750
،تو می‌ترسی و کاملاً درک می‌کنم

553
00:44:47,833 --> 00:44:50,833
ولی برای همین احساس ترس
حاضرم از همه چیزم بگذرم

554
00:44:51,542 --> 00:44:54,000
نه، تو نمی‌خوای این ترس رو تجربه کنی

555
00:44:54,958 --> 00:44:56,000
کل وجودت رو فرا می‌گیره

556
00:44:56,083 --> 00:44:58,000
!فرا گرفتن یه موهبتـه

557
00:44:58,750 --> 00:45:01,750
ترس تمام عزیزانت رو میاره جلوی چشم‌هات

558
00:45:01,833 --> 00:45:03,583
دوست‌هات، خانوادت، پسرت

559
00:45:03,667 --> 00:45:06,167
نه، من...امکان نداره پسری داشته باشم

560
00:45:07,875 --> 00:45:09,292
امکان نداره پسری داشته باشم

561
00:45:09,375 --> 00:45:10,875
توماس شپرد پسرتـه

562
00:45:10,958 --> 00:45:13,500
تامی مکسیموف پسرتـه -
نه، غیرممکنـه -

563
00:45:13,583 --> 00:45:14,583
چرا؟ -
نه، نمی‌تونم -

564
00:45:14,667 --> 00:45:16,750
چرا؟ -
!نه! گفتم نه -

565
00:45:27,167 --> 00:45:28,875
...چون در اون صورت

566
00:45:31,083 --> 00:45:35,208
...اگه قبول کنم توماس پسرمـه

567
00:45:37,792 --> 00:45:39,917
...یعنی باید به

568
00:45:41,625 --> 00:45:43,792
حقیقت خیلی دردناکی اقرار کنم

569
00:45:46,458 --> 00:45:50,125
به زخمی که هیچوقت درمان نمیشه

570
00:45:52,250 --> 00:45:55,250
سوگی که هیچ موجودی
توان تجربه‌اش رو نداره

571
00:45:57,583 --> 00:45:59,208
سوگِ از دست دادن کی؟

572
00:46:02,958 --> 00:46:04,042
نمی‌تونم

573
00:46:05,208 --> 00:46:06,625
«پرسیدم «سوگِ از دست دادن کی؟

574
00:46:06,708 --> 00:46:09,167
...نمی‌تونم. از من نخواه

575
00:46:18,917 --> 00:46:20,917
بیلی

576
00:46:22,542 --> 00:46:23,542
تامی

577
00:46:30,125 --> 00:46:32,958
.من واندا رو از دست دادم
.واندا رو از دست دادم. خدا

578
00:46:34,583 --> 00:46:37,875
واندا رو از دست دادم -
بله -

579
00:46:40,208 --> 00:46:41,208
بله

580
00:46:48,000 --> 00:46:49,583
الان بگو کی هستی؟

581
00:46:54,583 --> 00:46:55,583
...من

582
00:47:03,125 --> 00:47:04,417
ویژنم

583
00:47:07,167 --> 00:47:08,917
همیشه ویژن بودم

584
00:47:10,583 --> 00:47:12,333
فقط یه ویژن هست

585
00:47:13,708 --> 00:47:14,958
من

586
00:47:17,125 --> 00:47:19,375
منی که شدیداً زخم‌خورده‌ام

587
00:47:22,708 --> 00:47:25,542
نه. تو زخم‌هات رو درمان کردی

588
00:47:27,625 --> 00:47:29,208
بهت حسادت می‌کنم

589
00:48:03,125 --> 00:48:05,667
،با پشت سر گذاشتن این درد

590
00:48:06,625 --> 00:48:08,250
تبدیل شدی به یه پسر واقعی

591
00:48:41,458 --> 00:48:42,458
!لیسا

592
00:48:43,083 --> 00:48:44,208
!لیسا

593
00:48:49,250 --> 00:48:50,250
!ایدث

594
00:48:50,750 --> 00:48:51,917
!کد منبع فعال شد

595
00:49:23,583 --> 00:49:25,792
سلام -
سلام -

596
00:49:39,542 --> 00:49:44,000
ویژن، حالا باید به قراردادت پایبند باشی

597
00:49:44,083 --> 00:49:46,500
،خودت رو تحویل پالادین بده

598
00:49:47,125 --> 00:49:51,333
وگرنه سیستم‌های مرکزیت
یکی‌یکی از کار میفتن

599
00:49:51,417 --> 00:49:53,208
وقتشـه همدیگه رو ملاقات کنیم

600
00:49:57,042 --> 00:49:58,458
ایدث، وقت‌مون تموم شد

601
00:50:00,000 --> 00:50:01,000
ایدث؟

602
00:50:07,917 --> 00:50:10,083
آها، تو همونی که
سرورهام رو هک کرد

603
00:50:10,167 --> 00:50:12,542
تبریک میگم. هدفت رو گرفتی

604
00:50:13,208 --> 00:50:14,208
حالا کجا میریم؟

605
00:50:16,250 --> 00:50:19,083
،محل تحویلی که مشتری فرستاده
نزدیک لندنـه

606
00:50:20,750 --> 00:50:22,125
پس توماس چی؟

607
00:50:32,149 --> 00:50:35,149
« نصب اطلاعات »

608
00:50:40,208 --> 00:50:41,750
ده دقیقه دیگه فرود میایم

609
00:51:05,167 --> 00:51:11,125
کشف آن‌ها می‌تواند بنیاد نسل بعدی
تکنولوژی هوش مصنوعی باشد

610
00:51:11,208 --> 00:51:14,083
،بدون تلاش‌های اولیه‌ی فینیاس

611
00:51:14,167 --> 00:51:17,625
نمی‌تونستیم به این دست پیدا کنیم

612
00:51:18,750 --> 00:51:20,875
این موفقیت واقعاً حاصل

613
00:51:20,958 --> 00:51:24,000
زحمات نوابغ بسیاریـه که
،قبل از من اومدن

614
00:51:24,083 --> 00:51:26,125
...علی‌الخصوص دکتر فینیاس هورتون و

615
00:51:26,208 --> 00:51:28,250
،چطوری آپارتمانت هم توی خاطره‌ی اونـه

616
00:51:28,333 --> 00:51:30,542
هم فضای ذهنیِ ویژن؟

617
00:51:31,750 --> 00:51:35,792
گویا خالقان هوش مصنوعی
نسل اندر نسل منتقلش کردن

618
00:52:14,033 --> 00:52:16,833
« تامی »

619
00:52:16,958 --> 00:52:22,500
توماس عزیزم، یا بهتره به اسمی صدات کنم که»
،تا الان نمی‌تونستم، تامی

620
00:52:23,833 --> 00:52:25,417
،چون لازمه‌ی خطاب کردنت با این اسم

621
00:52:25,500 --> 00:52:29,125
،قبول کردن رابطه‌ی دور از ذهن ما بود

622
00:52:30,458 --> 00:52:34,542
...و هیچ تهدید انسانی یا فرازمینی به اندازه‌ی

623
00:52:36,292 --> 00:52:37,708
.حقیقت ترسناک نیست

624
00:52:39,542 --> 00:52:43,542
حقیقتی که شجاعت پذیرشش رو
،به لطف تو به دست آوردم

625
00:52:44,750 --> 00:52:46,792
.که الان حق داری بدونی

626
00:52:49,333 --> 00:52:53,083
.این حقیقت. این خانواده‌ی توئـه
(محرمانه - سورد)

627
00:53:02,500 --> 00:53:07,667
ثمره‌ی امیدهای مشترک من و مادرت که
«.پا به عرصه‌ی واقعیت گذاشتن

628
00:53:07,750 --> 00:53:08,750
واندا

629
00:53:08,833 --> 00:53:10,083
همم. چیـه؟

630
00:53:14,417 --> 00:53:15,667
واقعاً قراره بچه‌دار بشیم؟

631
00:53:16,792 --> 00:53:19,833
اما هرگز پسری به زیبایی و سرزندگی تو»

632
00:53:19,917 --> 00:53:22,375
«.در مخیله‌ی ما نمی‌گنجید

633
00:53:23,458 --> 00:53:26,042
سلام، تامی کوچولو

634
00:53:26,125 --> 00:53:29,542
من قدردان جادویی هستم که»
«.ما رو به هم رسونده

635
00:53:29,625 --> 00:53:31,917
!خب، سلام -
!سلام -

636
00:53:33,000 --> 00:53:35,375
.حق داری این‌ها رو ببینی»

637
00:53:36,500 --> 00:53:39,500
حق داری با عشق مادر و
«.برادرت، بیلی، آشنا بشی

638
00:53:39,583 --> 00:53:41,667
تو هر چیزی رو می‌تونی درست کنی، مامان

639
00:53:41,750 --> 00:53:44,083
.عشقی که دیگه خودشون توان بیانش رو ندارن»

640
00:53:45,417 --> 00:53:53,208
اما پدرت هنوز می‌تونه عشقش رو
«.مستقیم و با صدای بلند بیان کنه

641
00:53:53,292 --> 00:53:55,875
چون خانواده ابدیـه

642
00:53:56,958 --> 00:53:58,583
.چون من دوستت دارم»

643
00:54:00,250 --> 00:54:03,750
برای همین باید بدون من
«.این رو تماشا کنی

644
00:54:10,792 --> 00:54:14,792
.همه چی به مشتری پالادین ربط داره
.مطمئنم

645
00:54:14,875 --> 00:54:18,958
مردی که می‌تونه یه دستور غیرقابلِ تخطی رو
وارد کدنویسی من بکنه

646
00:54:19,042 --> 00:54:23,250
که یعنی اطلاعاتش درباره‌ی کدنویسی ویژن
از استارک و بنر هم بنیادی‌تره

647
00:54:30,625 --> 00:54:33,958
دوستان، اینجا دیگه برای شما
سرپناه محسوب نمیشه

648
00:54:35,292 --> 00:54:36,875
...الان فقط باید خودم بمونم و

649
00:54:38,083 --> 00:54:39,542
خودم

650
00:55:01,917 --> 00:55:03,583
این خونه رو می‌شناسم

651
00:55:03,667 --> 00:55:05,792
همه چی رو یادم میاد

652
00:55:06,375 --> 00:55:08,000
از یجور خاطره

653
00:55:08,083 --> 00:55:09,417
وای، نه

654
00:55:10,458 --> 00:55:11,583
...نه

655
00:55:11,667 --> 00:55:15,917
،خوشحالم قدر زحماتم رو می‌دونه
ولی لامصب تولیدکننده‌ی سلاحـه

656
00:55:16,000 --> 00:55:18,167
عمراً چیزی بهش بفروشم

657
00:55:18,917 --> 00:55:22,375
،نه هوش مصنوعی رو
آشیانه رو هم که عمراً

658
00:55:30,083 --> 00:55:34,000
،با اینکه به استقبالِ نه مرگِ حتمی»

659
00:55:35,250 --> 00:55:36,333
،بلکه به استقبال یک نبرد میرم

660
00:55:36,757 --> 00:55:38,457
« فعالیت‌های حرکتی غیرفعال شد »

661
00:55:40,625 --> 00:55:45,208
،اما پیروزیم در این نبرد بعیده

662
00:55:46,250 --> 00:55:48,333
...برای همینـه که باید تنهایی

663
00:55:49,792 --> 00:55:53,125
...باهاش روبرو بشم، چون تمام فداکاری‌هام

664
00:55:54,833 --> 00:55:59,833
«.توی دنیایی بدون تو، کاملاً بی‌معنیـه

665
00:55:59,917 --> 00:56:02,833
با تکنولوژی نانومون، چه کارها که نمی‌تونه بکنه

666
00:56:02,917 --> 00:56:06,000
!آها! بفرما! تحویل بگیر

667
00:56:07,000 --> 00:56:09,417
...یه سلاح کوفتی دیگه نمی‌خوایم. ما

668
00:56:10,250 --> 00:56:15,042
شفافیت و کنترل لازم داریم

669
00:56:16,417 --> 00:56:19,042
،اگه کسی بخواد ازش استفاده کنه
صد رحمت به خودمون

670
00:56:19,125 --> 00:56:20,917
چه فکر خوبی

671
00:56:21,000 --> 00:56:22,833
موافقی؟ -
میشیم مثل خدا -

672
00:56:26,042 --> 00:56:27,542
...من و تو

673
00:56:27,625 --> 00:56:28,625
خدا میشیم

674
00:56:30,708 --> 00:56:31,958
...ولی می‌دونی

675
00:56:32,042 --> 00:56:33,042
خدایان رحیم

676
00:56:34,167 --> 00:56:35,542
تویی

677
00:56:36,417 --> 00:56:37,667
،نه با هدف مجازات

678
00:56:40,292 --> 00:56:41,375
بلکه برای محافظت

679
00:56:45,125 --> 00:56:46,542
عین همون چیزی که به استارک گفتی

680
00:56:47,625 --> 00:56:50,208
صلح در عصر ما

681
00:57:10,458 --> 00:57:14,583
.پسرم، ممنونم که وقتی سردرگم بودم، پیدام کردی»

682
00:57:16,125 --> 00:57:20,292
...اگر دیگه برنگشتم، یادت بمونه که»

683
00:57:21,708 --> 00:57:24,000
،من همیشه کنارت می‌مونم

684
00:57:25,917 --> 00:57:27,458
...چون هر چی نباشه

685
00:57:29,833 --> 00:57:31,417
«.خانواده ابدیـه

686
00:57:33,161 --> 00:58:03,161
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
