WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:24.000 --> 00:31.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:31.460 --> 00:34.460
‫♪  من خوشحالم ♪

00:40.460 --> 00:44.450
‫♪  نمیتونم همینجوری برگردم ♪

00:44.460 --> 00:48.450
‫♪  و دنیا رو زیر و رو رها کنم ♪

00:48.460 --> 00:53.450
‫♪  هیچوقت حقیقت خودمو فراموش نمیکنم ♪

00:53.460 --> 00:56.820
‫♪  عجیبه که چطور ♪

01:03.460 --> 01:07.450
‫♪  من خوشحالم ♪

01:07.460 --> 01:10.820
‫♪  این اواخر ♪

01:19.460 --> 01:22.460
‫♪  من خوشحالم ♪

01:24.460 --> 01:27.460
‫♪  این اواخر... ♪

02:11.140 --> 02:12.810
‫♪  باورم کن ♪

02:12.820 --> 02:16.450
‫♪  فکرهام ترسناکن ♪

02:16.460 --> 02:20.450
‫♪  ولی میذارم همشون ♪

02:20.460 --> 02:22.460
‫♪  بیان بیرون ♪

02:24.460 --> 02:26.490
‫♪  آره، منو می‌لرزونه ♪

02:26.500 --> 02:28.450
‫♪  باورم کن ♪

02:28.460 --> 02:32.450
‫♪  فکرهام ترسناکن ♪

02:32.460 --> 02:36.450
‫♪  میذارم همشون ♪

02:36.460 --> 02:38.450
‫♪  بیان بیرون ♪

02:38.460 --> 02:41.660
‫♪  برای تو ♪

02:43.460 --> 02:46.460
‫♪  برای تو. ♪

02:53.460 --> 02:54.460
‫سورپرایز.

02:56.460 --> 02:58.450
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

02:58.460 --> 03:02.450
‫هنوزم عکس‌ های وحشتناک
‫جسدها رو این‌ور و اون‌ور ول میکنی.

03:02.460 --> 03:03.460
‫کارمه.

03:04.460 --> 03:07.450
‫از دیدنم خوشحال نشدی؟

03:07.460 --> 03:09.450
‫یعنی یهویی از ناکجا پیدات میشه

03:09.460 --> 03:12.450
‫بعد انتظار داری برات
‫فرش قرمز پهن کنم.

03:12.460 --> 03:14.460
‫لازم نیست اینقدر حساس بشی.

03:15.460 --> 03:16.460
‫برگشتم دیگه، مگه نه؟

03:19.460 --> 03:22.460
‫نمیتونم اینطوری زندگی کنم، سیمون.
‫خیلی خسته‌کننده‌ هست.

03:26.460 --> 03:27.460
‫معلومه که از دیدنت خوشحالم.

03:30.460 --> 03:31.460
‫ولی میمونی؟

03:32.500 --> 03:34.300
‫بیا اینجا.

04:26.460 --> 04:27.450
‫سلام.

04:27.460 --> 04:29.450
‫خوبی؟ دالدری ‌ام. یه جسد پیدا کردیم.

04:29.460 --> 04:31.450
‫این یکی یه‌کم عجیبه.
‫کمکت رو لازم داریم.

04:31.460 --> 04:32.820
‫باشه، راه افتادم.

04:54.460 --> 04:56.450
‫جولی نایت، ۲۳ ساله، اهل ردینگ.

04:56.460 --> 04:58.450
‫توی پناهگاه زنان کار میکرده.

04:58.460 --> 05:01.450
‫خواهرش گفته سه روز پیش داشته
‫میرفته بریستول

05:01.460 --> 05:03.450
‫ولی هیچوقت نرسیده.
‫کی پیداش کرد؟

05:03.460 --> 05:06.450
‫یه راننده کامیون،
‫وقتی داشت بارش رو خالی میکرد.

05:06.460 --> 05:07.450
‫نمیدونیم چند وقته اینجاست،

05:07.460 --> 05:09.460
‫ولی اون راننده 4 روز پیش
‫بار رو تحویل گرفته.

05:10.460 --> 05:12.460
‫هنوز بازرس جدیدت رو ندیدم.

05:13.460 --> 05:14.460
‫گفتی یه‌کم سرد و خشکه.

05:16.660 --> 05:20.450
‫من... من همچین چیزی نگفتم، رئیس.
‫اشتباه برداشت کردم.

05:20.460 --> 05:22.450
‫معلومه که داشت
‫درباره قربانی حرف میزد.

05:22.460 --> 05:25.450
‫دکتر ایتن وینتر.

05:25.460 --> 05:27.460
‫بازرس کارآگاه بل. خب؟

05:29.460 --> 05:31.450
‫خب، جسد کاملاً یخ زده.

05:31.460 --> 05:34.460
‫هیچ اثری از ضربه یا خفگی نیست.

05:35.460 --> 05:37.460
‫دور بینی و دهنش هم کف نکرده.

05:38.460 --> 05:40.810
‫تغییر رنگ غیرعادی هم نداره.

05:40.820 --> 05:42.450
‫نشونه‌ای از تعرض جنسی یا...؟

05:42.460 --> 05:45.450
‫نمیتونم معاینه ا‌ش کنم...
‫چون یخ زده.

05:45.460 --> 05:47.450
‫حداقل نمیتونی زمان مرگ رو
‫مشخص کنی؟

05:47.460 --> 05:49.660
‫فعلاً نه، ولی بعداً بیا آزمایشگاه.

05:51.460 --> 05:54.810
‫متأسفانه باید صبر کنیم
‫یه‌کم یخش باز بشه.

05:54.820 --> 05:57.450
‫ببخشید. خب، ممنون بابت کمکتون.

05:57.460 --> 06:00.130
‫خواهش میکنم، بازرس. رو مخه.

06:00.140 --> 06:01.450
‫به نظرت با چی طرفیم؟

06:01.460 --> 06:04.450
‫قربانی رو کشتن و بعدش انداختنش
‫توی نزدیک‌ترین کامیون؟

06:04.460 --> 06:06.450
‫آره، کاملاً ممکنه. راننده مظنونه؟

06:06.460 --> 06:08.450
‫چه جور قاتلی به پلیس زنگ میزنه

06:08.460 --> 06:10.450
‫وقتی جسد قربانی
‫پشت کامیونش توی انباره؟

06:10.460 --> 06:12.450
‫آره، باشه. یه تیم جمع کنیم

06:12.460 --> 06:14.460
‫و منطقه رو مو به مو بگردیم.

06:23.460 --> 06:25.450
‫هی. جسد یه دختر رو
‫یخ‌زده توی کامیون پیدا کردن.

06:25.460 --> 06:27.650
‫دکتر وینتر الان توشه... هی!

06:27.660 --> 06:29.450
‫...داره با مُرده‌ها حرف میزنه.

06:29.460 --> 06:30.490
‫- پس علت مرگ معلوم نیست؟
‫- نه.

06:30.500 --> 06:33.140
‫یه راز کامله. هر چیزی ممکنه باشه.

06:34.460 --> 06:37.460
‫♪  میتونی تقصیر رو بندازی گردن من ♪

06:38.460 --> 06:40.460
‫♪  سعی کن شرمندم کنی ♪

06:41.660 --> 06:46.460
‫♪  بازم هواتو دارم... ♪

06:49.460 --> 06:52.460
‫سلام، جولی.
‫♪ میتونی هر جا دلت خواست بری... ♪

06:53.500 --> 06:56.500
‫من دکتر وینترم.
‫♪ حتی میتونی تحقیرم کنی... ♪

06:58.300 --> 07:01.450
‫پرونده شماره بی ۲۷۹،
‫ارزیابی اولیه.

07:01.460 --> 07:03.460
‫جولی نایت، زن، ۲۳ ساله.

07:04.460 --> 07:06.970
‫قد پنج فوت و نه اینچ. وزن یازده استون.

07:06.980 --> 07:09.450
‫جسد کاملاً یخ زده.
‫♪ دنیا ♪

07:09.460 --> 07:12.450
‫♪ شاید فکر کنه احمقم... ♪

07:12.460 --> 07:15.450
‫پیوند کلیه.
‫♪ اونا تو رو نمیبینن... ♪

07:15.460 --> 07:16.490
‫برای پیوند کلیه خیلی جوون بودی.

07:16.500 --> 07:18.450
‫♪ اون‌جوری که من میبینمت... ♪

07:20.140 --> 07:23.450
‫♪ اوه، ولی هر کسی. ♪

07:23.460 --> 07:25.810
‫اثر فشار خطی دوطرفه
‫روی شونه‌ها

07:25.820 --> 07:27.460
‫که با کوله‌پشتی جور درمیاد.

07:29.460 --> 07:32.460
‫اگه داشتی میرفتی خواهرت رو ببینی، منطقیه.

07:34.460 --> 07:37.460
‫تاول روی پاشنه چپ
‫و انگشت پنجم پای راست.

07:39.460 --> 07:41.460
‫کفش‌ هات اندازت نبودن، نه؟

07:46.460 --> 07:48.450
‫جای انگشت.

07:48.460 --> 07:50.450
‫حتماً خیلی درد داشته.

07:50.460 --> 07:52.460
‫ولم کن!

07:56.460 --> 07:58.810
‫به مهاجمت چنگ زدی؟

08:01.460 --> 08:03.460
‫ببینیم میتونیم شناساییش کنیم یا نه.

08:10.460 --> 08:12.450
‫تخم مگس.

08:12.460 --> 08:15.460
‫پس قبل از این‌که بذارنت
‫توی کامیون یخچالی مُرده بودی.

08:19.460 --> 08:22.460
‫طول مو، ۹.۵۷ اینچ.

08:26.460 --> 08:27.460
‫شقایق جنگلی.

08:28.820 --> 08:30.460
‫پس توی جنگل بودی.

08:37.460 --> 08:39.450
‫هی، سینث.

08:39.460 --> 08:41.450
‫از اون اپ چند تا هم‌سفری گیر آوردم،

08:41.460 --> 08:44.290
‫پس حدود ساعت چهار
‫میرسم بریستول.

08:44.300 --> 08:46.460
‫وقتی رسیدم بهت زنگ میزنم. فعلاً!

08:48.460 --> 08:49.980
‫ولی هیچوقت نرسید.

08:51.460 --> 08:55.460
‫- اون اپی که خواهرت گفت...
‫- برای هم‌سفری با ماشینه.

08:56.460 --> 08:58.290
‫خودش ماشین نداشت.

08:58.300 --> 09:01.140
‫خیلی به محیط‌زیست اهمیت میداد.

09:02.460 --> 09:06.460
‫نگرانش بودم.
‫وضع سلامتش خیلی خوب نبود.

09:07.460 --> 09:08.460
‫ولی خیلی...

09:10.460 --> 09:12.460
‫...آزاد و بی‌قید بود.

09:16.460 --> 09:19.460
‫میگفت من زیادی بدبینم،
‫میگفت خودش خوب میشه.

09:20.660 --> 09:22.460
‫ولی اشتباه میکرد.

09:24.980 --> 09:27.460
‫دنیا جای وحشتناکیه.

09:30.660 --> 09:32.460
‫خواهر کوچولوم.

09:42.140 --> 09:44.450
‫سرده.
‫۱۲ درجه.

09:44.460 --> 09:46.450
‫باید آروم‌آروم یخش رو باز کنیم.

09:46.460 --> 09:47.450
‫پلیس تو راهه.

09:47.460 --> 09:49.450
‫کدومتون قراره
‫کالبدشکافی رو انجام بدین؟

09:49.460 --> 09:51.460
‫من.

09:52.460 --> 09:54.490
‫شنیدم اینجا خیلی خاصه.

09:54.500 --> 09:55.980
‫ما بهش میگیم استخر.

09:57.460 --> 09:58.660
‫خب، قبلاً استخر بوده.

10:00.460 --> 10:02.450
‫حیف که الان پر از جنازه‌ هست.

10:02.460 --> 10:05.660
‫اوه، یادم انداختی... اکالیپتوس؟

10:07.460 --> 10:08.450
‫برای بو.

10:08.460 --> 10:10.460
‫- اذیتت نمیکنه؟
‫- نه خیلی.

10:12.460 --> 10:15.970
‫اوه! لعنتی. اوه، لعنتی.ببخشید.

10:18.460 --> 10:19.500
‫ببخشید اینجا اینقدر سرده.

10:20.660 --> 10:24.450
‫مجبور بودیم با دمای ثابت
‫یخش رو باز کنیم که تجزیه نشه.

10:24.460 --> 10:26.450
‫بو میتونه خیلی بد بشه.

10:26.460 --> 10:28.450
‫با خون و این چیزها مشکلی نداری، نه؟

10:28.460 --> 10:31.450
‫- مثل دوستمون الیس اینجا؟
‫- چی؟ من مشکلی ندارم.

10:31.460 --> 10:33.290
‫قبلاً کالبدشکافی دیدم.

10:33.300 --> 10:34.460
‫خوبه.

10:35.980 --> 10:39.450
‫خب، گزارش کالبدشکافی
‫جولی نایت، ۲۳ ساله.

10:39.460 --> 10:43.450
‫جسد در دمای ثابت
‫۱۲ درجه یخ‌زدایی شده.

10:43.460 --> 10:45.450
‫آب حاصلش رو برای
‫بررسی بیشتر نگه داشتیم.

10:45.460 --> 10:47.450
‫اِ، علت مرگ چی؟

10:47.460 --> 10:50.460
‫وقتی کالبدشکافی رو انجام دادیم
‫به علت مرگ هم میرسیم.

10:53.460 --> 10:58.460
‫خب، حالا که یخش باز شده،
‫جمیلا، با تو.

11:10.660 --> 11:14.490
‫اندام‌ها طبیعی به نظر میان.
‫ضربه یا آسیبی نیست.

11:14.500 --> 11:17.660
‫- قلب؟
‫- ساختار آناتومیک طبیعی داره.

11:19.460 --> 11:21.450
‫ادم ریوی با لکه‌های خونریزی.

11:21.460 --> 11:24.450
‫ادی، میشه یه ویال برای
‫مایعات معده آماده کنی؟

11:24.460 --> 11:26.460
‫الان معده رو باز میکنم.

11:30.460 --> 11:31.460
‫این چه بوییه؟

11:34.460 --> 11:37.460
‫- از اول این بو بود؟
‫- نه، بعد از یخ‌زدایی اومد.

11:38.460 --> 11:41.460
‫- به نظرت چیه؟
‫- برام توصیفش کن.

11:42.460 --> 11:43.450
‫اِم...

11:43.460 --> 11:45.970
‫یه چیزی شبیه...

11:45.980 --> 11:47.450
‫بادام تلخ.

11:47.460 --> 11:48.450
‫سیانور.

11:48.460 --> 11:51.450
‫همه برین بیرون. همین الان!

11:51.460 --> 11:52.460
‫لطفاً همین الان برین بیرون.

11:54.460 --> 11:56.450
‫بازرس، لطفاً همین الان برو بیرون.

12:22.460 --> 12:25.450
‫حالت خوبه.
‫فقط نفس بکش. چیزی نیست.

12:25.460 --> 12:28.450
‫آره. به من نگاه کن.

12:28.460 --> 12:30.820
‫خوب میشی. آفرین.

12:41.460 --> 12:45.460
‫خب چند ساعت باید تحت نظر بمونی.

12:46.460 --> 12:47.650
‫بعدش برگردم سر کار؟

12:47.660 --> 12:49.290
‫نه، جمیلا.

12:49.300 --> 12:51.450
‫بعدش میری خونه
‫و دو روز تلویزیون میبینی.

12:51.460 --> 12:53.450
‫- دو روز؟! چی...؟
‫- حداقل.

12:53.460 --> 12:55.460
‫میفهمی بدنت همین الان
‫چه فشاری رو تحمل کرده؟

12:57.460 --> 12:59.460
‫نگران نباش. ادی هواتو داره.

13:02.460 --> 13:03.980
‫هردوتون خوبین؟

13:05.460 --> 13:07.450
‫- سیانور جولی رو کشت؟
‫- بله.

13:07.460 --> 13:11.450
‫یه دوز کشنده
‫سیانور پتاسیم توی بدنش بوده.

13:11.460 --> 13:14.450
‫وقتی با اسید معده قاطی شده،
‫عملاً مثل سلاح شیمیایی شده.

13:14.460 --> 13:16.450
‫همون چیزیه که جمیلا الان تنفسش کرد.

13:16.460 --> 13:18.650
‫- چطوری وارد بدنش شده؟
‫- به نظرم خوراکی بوده.

13:18.660 --> 13:21.810
‫اون مقدار ظرف 10 تا 15 دقیقه
‫آدم رو میکشه.

13:21.820 --> 13:25.450
‫حتی نمیتونم تصور کنم
‫چه عذابی کشیده.

13:25.460 --> 13:28.450
‫- کِی؟
‫- هیچ نشونه‌ای از هضم نبود،

13:28.460 --> 13:29.490
‫و با توجه به لاروهایی که هست،

13:29.500 --> 13:34.490
‫میگم بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت قبل از
‫یخ‌زدن مُرده بوده.

13:34.500 --> 13:37.450
‫- ولی سه روز پیش ناپدید شده.
‫- صبر کن.

13:37.460 --> 13:39.450
‫بذار ببینم درست فهمیدم.

13:39.460 --> 13:42.290
‫یه زن مورد حمله قرار میگیره
‫ولی تعرض جنسی نمیشه،

13:42.300 --> 13:44.450
‫سه روز گم میشه،
‫با سیانور مسمومش میکنن

13:44.460 --> 13:47.460
‫و بی ‌هیچ دلیل مشخصی جسدش رو
‫توی کامیون یخچالی میندازن؟

13:48.460 --> 13:49.460
‫بهتره برگردم بالا.

14:11.460 --> 14:14.460
‫فکر کنم فعلاً بیشتر از این
‫کاری ازمون برنمیاد، جولی.

14:18.300 --> 14:20.300
‫مگه این‌که چیز دیگه‌ای بخوای بهم بگی؟

14:36.460 --> 14:37.460
‫اوه.

14:41.460 --> 14:43.460
‫خب، این که مال تو نیست، نه؟

14:45.660 --> 14:48.290
‫دکتر وینترم.

14:48.300 --> 14:51.450
‫از یه تار مو که ریشه داره
‫استخراج DNA میخوام.

14:51.460 --> 14:54.450
‫- بله، مشکلی نیست.
‫- ممنون.

14:55.460 --> 14:58.450
‫برای خون زیر ناخن‌هاش
‫تطبیق پیدا کردیم.

14:58.460 --> 15:00.450
‫سابقه‌ اش حسابی خرابه.

15:00.460 --> 15:02.460
‫ممنون، ادی، به پلیس خبر میدم.

15:16.460 --> 15:19.450
‫ببخشید، خیلی طول کشید.

15:19.460 --> 15:21.450
‫طرف اصرار داشت
‫با این گوشی لعنتیم پول بدم.

15:21.460 --> 15:24.450
‫این گوشی مال چه سالیه، الیس؟
‫اصلاً میشه باهاش پرداخت کرد؟

15:24.460 --> 15:27.450
‫اوه، خدا، نه.
‫اصلاً بلد نیستم چطوریه.

15:27.460 --> 15:29.450
‫خوشبختانه هنوز پول نقد همراهم دارم.

15:29.460 --> 15:31.460
‫- به سلامتی.
‫- آره، به سلامتی.

15:34.460 --> 15:37.450
‫به ‌هرحال، تقریباً یه ماه طول کشید

15:37.460 --> 15:39.450
‫تا بالاخره بیارمت بیرون یه چیزی بخوریم،
‫ولی خب، بالاخره شد.

15:39.460 --> 15:40.490
‫دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه.

15:40.500 --> 15:44.460
‫تو از پلیس متروپولیتن اومدی، درسته؟

15:45.460 --> 15:49.450
‫- چی شد از لندن اومدی اینجا؟
‫- قصه ا‌ش درازه.

15:49.460 --> 15:52.300
‫اِ، با رئیس کل نمیساختم.
‫این کار هم جور شد.

15:55.460 --> 15:59.450
‫ضمن این‌که سایه پدرم
‫توی متروپولیتن خیلی سنگینه.

15:59.460 --> 16:01.450
‫- اون...
‫- بازرس ارشد گوردون بل بود.

16:01.460 --> 16:06.450
‫بلای جون جرایم سازمان‌یافته.
‫یه افسانه واقعی.

16:06.460 --> 16:08.460
‫فکر کنم هر جا برم
‫نمیتونم از سایه ا‌ش فرار کنم.

16:09.500 --> 16:12.450
‫میدونی، وقتی ازدواج کردم خیلی میخواستم
‫نام خانوادگیم رو نگه دارم،

16:12.460 --> 16:13.650
‫ولی خب، دردسرهای خودش رو هم داره.

16:13.660 --> 16:16.450
‫خب، به نظرم کاملاً مشخصه
‫راه خودت رو داری میری.

16:16.460 --> 16:18.460
‫واقعا؟ تیممون درباره من چی فکر میکنه؟

16:19.460 --> 16:23.650
‫خب، فکر میکنن منصفی، سخت‌کوشی.
‫یه‌کم هم سردی.

16:23.660 --> 16:25.970
‫قسم میخورم من اینو نگفتم.

16:25.980 --> 16:27.450
‫من... من گفتم خیلی باحالی.

16:27.460 --> 16:29.450
‫باشه بابا، داشت سر به سرات میذاشت.

16:29.460 --> 16:31.450
‫خیلی وقته میشناسینش؟

16:31.460 --> 16:33.460
‫شناختن رو تعریف کن.

16:36.980 --> 16:40.460
‫یعنی من تازه وقتی دیدمش
‫که رئیس واحد شد.

16:41.460 --> 16:43.450
‫چند ساله با هم کار میکنیم،

16:43.460 --> 16:47.460
‫و با اختلاف بهترین آسیب‌شناسیه
‫که تا حالا باهاش کار کردم.

16:48.460 --> 16:52.460
‫یه جسد رو جوری میخونه که...
‫بقیه کتاب میخونن.

16:56.460 --> 17:00.460
‫ولی راستش درباره زندگی شخصیش
‫هیچی نمیدونم.

17:01.460 --> 17:03.460
‫حتی بیرون از کار هم ندیدمش.

17:10.460 --> 17:12.650
‫ولی میتونه خیلی جذاب باشه. جدی؟

17:12.660 --> 17:15.450
‫خوبه با یکی کار کنه
‫که گول جذابیتش رو نخوره.

17:23.460 --> 17:25.140
‫ببخشید، دیر کردم؟

17:26.460 --> 17:28.450
‫مشکلی نست.
‫هنوز غذا رو نیاوردن.

17:28.460 --> 17:29.660
‫بهم افتخار میکردی.

17:30.980 --> 17:33.450
‫- با یکی از همکارام رفتم پاب.
‫- اوه.

17:33.460 --> 17:35.450
‫- دعوت شدم پوکر بازی کنیم.
‫- باید میرفتی.

17:35.460 --> 17:37.450
‫همه پولشون رو میبردی.

17:37.460 --> 17:38.450
‫مسخره‌بازی درنیار.

17:38.460 --> 17:42.130
‫بیشتر از یه ماهه بریستولی
‫و اصلاً هیچ معاشرتی نکردی.

17:42.140 --> 17:43.460
‫باید چند تا دوست پیدا کنی.

17:46.460 --> 17:47.660
‫اینا مال توئه؟

17:49.460 --> 17:52.450
‫نه. از کجا اومده؟

17:52.460 --> 17:54.450
‫از همون هتلی که هفته پیش
‫توی چلتنهام بودی.

17:54.460 --> 17:57.450
‫یه یادداشت گذاشتن که میگه
‫توی اتاق پیداش کردن.

17:57.460 --> 17:58.460
‫حتماً اشتباه شده.

18:00.980 --> 18:02.460
‫- سلام.
‫- سلام.

18:03.460 --> 18:04.650
‫- به سلامتی.
‫- به سلامتی.

18:12.460 --> 18:14.450
‫چه خبره؟ بس کنین!

18:14.460 --> 18:15.450
‫باز شارژرم رو برداشت.

18:15.460 --> 18:18.450
‫- فقط قرض گرفته بودم، بچه‌ننه.
‫- روبی.

18:19.660 --> 18:21.450
‫هی، مدرسه چطور بود؟

18:21.460 --> 18:23.460
‫ازش متنفرم. انگار برات مهمه.

18:27.460 --> 18:29.450
‫کانر بالاخره دوست پیدا میکنه.

18:29.460 --> 18:32.450
‫اونا نمیخواستن بیان اینجا،
‫تو هم نمیخواستی.

18:32.460 --> 18:34.450
‫من خوبم. اینجا رو دوست دارم.

18:34.460 --> 18:36.460
‫من نگران حجم کارت هستم.

18:38.460 --> 18:40.450
‫خب باید چیکار کنم،
‫کارم رو درست انجام ندم؟

18:40.460 --> 18:43.490
‫خودت همیشه میگی آخرش همین کار بود
‫که پدرت رو کشت.

18:43.500 --> 18:46.460
‫امروز سه‌شنبه عذاب وجدانه؟

18:49.460 --> 18:50.460
‫هی.

18:52.460 --> 18:54.460
‫پنجشنبه باید یه شب برم لندن.

18:55.460 --> 18:58.450
‫- مشکلی نداری اینجا رو بچرخونی؟
‫- نه.

18:58.460 --> 18:59.450
‫این روزها خیلی مأموریت میری.

18:59.460 --> 19:01.450
‫دارم کم‌کم شک میکنم
‫نکنه با یه جاسوس ازدواج کردم.

19:01.460 --> 19:04.450
‫یه کنفرانسه درباره هوش مصنوعی بین‌دولتی.

19:04.460 --> 19:06.650
‫فقط یه کارمند دولتی کسل ‌کننده‌ام.

19:06.660 --> 19:08.820
‫دقیقاً همون چیزی که یه جاسوس میگه.

19:12.660 --> 19:14.460
‫خوبی؟

19:15.460 --> 19:17.460
‫آره. فقط خسته‌ام.

19:20.460 --> 19:23.140
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

19:31.500 --> 19:36.450
‫خب، آقای تالبوت،
‫سابقه خیلی رنگارنگی داری...

19:36.460 --> 19:41.450
‫ضرب ‌و جرح شدید،
‫تعرض جنسی، اقدام به تجاوز.

19:41.460 --> 19:44.450
‫الگوی کلاسیک تشدید خشونت
‫در یه زن ‌ستیز خشن.

19:44.460 --> 19:46.450
‫این دفعه یه قدم بیشتر رفتی؟

19:46.460 --> 19:48.450
‫نمیدونم داری درباره چی حرف میزنی.

19:48.460 --> 19:50.460
‫اون بلا چطوری سرت اومد؟

19:53.460 --> 19:55.460
‫- روی پله لیز خوردم.
‫- هوم.

19:57.460 --> 20:01.450
‫جهت ثبت، تصویر جولی نایت
‫به مظنون نشون داده میشه.

20:01.460 --> 20:03.450
‫این زن جوون رو میشناختی؟

20:03.460 --> 20:06.130
‫نه. چرا باید بشناسم؟

20:06.140 --> 20:08.450
‫چون توی این اپ هم‌سفری قرار بود
‫سوارش کنی.

20:08.460 --> 20:10.450
‫آنلاین خیلی راحته، نه؟

20:10.460 --> 20:12.650
‫یه اپ اجازه میده
‫یه مجرم جنسی محکوم‌شده

20:12.660 --> 20:14.450
‫با آدم‌های کاملاً غریبه هم‌سفر بشه.

20:14.460 --> 20:16.450
‫خب، کجا انجامش دادی؟

20:16.460 --> 20:19.450
‫- چیو؟
‫- بهش حمله کردی، زندانیش کردی،

20:19.460 --> 20:21.450
‫با سیانور مسمومش کردی و جسدش رو
‫توی کامیون یخچالی انداختی.

20:21.460 --> 20:22.650
‫داری درباره چی حرف میزنی؟

20:22.660 --> 20:25.460
‫خون تو رو زیر ناخن‌هاش پیدا کردیم.

20:26.980 --> 20:28.450
‫نمیتونی این چیزها رو نشونم بدی.

20:28.460 --> 20:30.450
‫اوه، چون خیلی حساسی؟ بی‌خیال بابا.

20:30.460 --> 20:31.450
‫تو مریضی.

20:31.460 --> 20:32.450
‫اون مقاومت کرد.

20:32.460 --> 20:34.450
‫مقاومت کرد، مگه نه؟

20:34.460 --> 20:37.450
‫و تو خوشت نیومد،
‫حدس میزنم عصبانی شدی،

20:37.460 --> 20:38.450
‫- و کشتیش.
‫- نه.

20:38.460 --> 20:39.450
‫داری از خودت درمیاری.

20:39.460 --> 20:42.820
‫پس DNA خودت زیر ناخن‌هاش رو
‫چطوری توضیح میدی؟

20:40.040 --> 20:42.740
‫ الان باید حرف بزنیم!
‫میتونی یه لحظه دست از کار بکشی؟

20:49.140 --> 20:50.450
‫باشه.

20:50.460 --> 20:51.810
‫سوارش کردم.

20:51.820 --> 20:53.820
‫- هوم.
‫- با هم خوب بودیم.

20:55.460 --> 20:58.450
‫بعد یه جای خلوت نگه داشتیم
‫بریم دستشویی و من...

20:58.460 --> 20:59.500
‫تو چی؟

21:01.660 --> 21:03.450
‫اونم به اندازه من میخواست.

21:03.460 --> 21:06.450
‫با این حال، بدنش پر از کبودی‌هاییه
‫که از مقاومت کردن مونده.

21:06.460 --> 21:09.300
‫- کار من نبود.
‫- اوه.

21:12.460 --> 21:15.460
‫یه‌دفعه از کوره در رفت،
‫و آره، چنگم زد.

21:16.660 --> 21:18.460
‫بعدم فرار کرد.

21:19.460 --> 21:22.460
‫قسم میخورم
‫آخرین بار که دیدمش، زنده بود.

21:36.500 --> 21:38.450
‫روایتت رو بررسی میکنیم.

21:38.460 --> 21:40.130
‫پس میتونم برم؟

21:40.140 --> 21:42.450
‫به‌عنوان مظنون احتمالی قتل
‫توی بازداشت میمونی.

21:42.460 --> 21:44.450
‫تا وقتی خودمون بگیم.

21:44.460 --> 21:46.450
‫من وسط بازجویی از یه مظنون احتمالی ‌ام.

21:46.460 --> 21:47.450
‫تو حق نداری...

21:47.460 --> 21:49.450
‫روی بدن جولی نایت یه تار مو پیدا کردم.

21:49.460 --> 21:53.450
‫مال جولی نیست،
‫ولی مال مظنون تو هم نیست.

21:53.460 --> 21:57.460
‫مال پاپی کارتره، 5 سالشه،
‫که 2 ماه پیش فکر میکردن کشته شده.

21:58.660 --> 22:01.450
‫ولی الان میدونیم ۴۸ ساعت پیش زنده بوده،

22:01.460 --> 22:03.460
‫و درست قبل از مرگ جولی با اون بوده.

22:10.460 --> 22:12.450
‫خب، پاپی کارتر.

22:12.460 --> 22:14.490
‫2 ماه پیش، پدرش ویکتور کارتر،

22:14.500 --> 22:17.450
‫مادرش دونا، که پرستاره،
‫و دو تا بچه‌شون ناپدید میشن،

22:17.460 --> 22:19.450
‫پاپی و خواهرش، سم.

22:19.460 --> 22:21.460
‫خونه‌شون پر از خون دونا کارتر بوده.

22:22.460 --> 22:24.450
‫هیچ جسدی پیدا نشده،
‫ولی فرضیه اصلی اینه که

22:24.460 --> 22:28.450
‫ویکتور همشون رو کشته
‫و از اون موقع فراریه.

22:28.460 --> 22:29.450
‫3 هفته قبلش،

22:29.460 --> 22:31.650
‫دونا به خاطر این قضیه
‫ویکتور رو به پلیس گزارش کرده بود.

22:31.660 --> 22:32.970
‫حروم‌زاده.

22:32.980 --> 22:35.450
‫ضمن این‌که توی محله کلی حرف بوده

22:35.460 --> 22:39.450
‫درباره رفتار خشونت‌آمیزش،
‫ولی ظاهراً هیچ اقدامی نشده.

22:39.460 --> 22:40.490
‫افتضاحه.

22:40.500 --> 22:43.450
‫ولی الان میدونیم
‫حداقل پاپی زنده‌ هست،

22:43.460 --> 22:46.460
‫یعنی 2 ماهه همراه بچه‌ها فراریه.

22:47.460 --> 22:48.450
‫یه لحظه صبر کن.

22:48.460 --> 22:50.450
‫مقدار زیادی سیانور پتاسیم

22:50.460 --> 22:54.450
‫از محل کارش توی یه کارخانه فلزکاری
‫گم شده گزارش شده.

22:54.460 --> 22:58.450
‫ممکنه ویکتور جولی رو هم کشته باشه
‫و انداخته باشه توی کامیون؟

22:58.460 --> 23:00.660
‫خب، میتونیم مسیر حرکت کامیون رو
‫سه‌نقطه‌ای مشخص کنیم.

23:02.460 --> 23:04.450
‫باید دقیق مشخصش کنیم.
‫حتماً هنوز توی همین منطقه‌ان.

23:04.460 --> 23:06.650
‫باید بریم پدر و مادر ویکتور رو ببینیم.

23:06.660 --> 23:08.450
‫دیگه فقط یه پرونده قتل نیست.

23:08.460 --> 23:10.980
‫دو تا بچه آسیب‌پذیر داریم
‫که باید نجاتشون بدیم.

23:14.000 --> 23:21.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

23:24.300 --> 23:28.290
‫یعنی میگین ویکتور
‫و بچه‌ها ممکنه زنده باشن؟

23:28.300 --> 23:31.450
‫مطمئن نیستیم، ولی ممکنه.

23:31.460 --> 23:34.450
‫رابطه‌تون با پسرتون رو
‫چطوری توصیف میکنین؟

23:34.460 --> 23:37.450
‫دیگه پسر ما نیست.
‫بعد از کاری که کرد، نه.

23:37.460 --> 23:41.490
‫بارها از خودمون پرسیدیم،
‫چطور همچین هیولایی رو بزرگ کردیم؟

23:41.500 --> 23:44.450
‫الان فکر میکنیم
‫ممکنه دوباره هم آدم کشته باشه...

23:44.460 --> 23:47.970
‫یه زن جوون رو،
‫برای این‌که نتونه حرف بزنه.

23:47.980 --> 23:49.450
‫پس باید بدونم،

23:49.460 --> 23:52.450
‫توی سه هفته گذشته با پسرتون
‫یا نوه‌هاتون هیچ تماسی داشتین؟

23:52.460 --> 23:54.450
‫نه، معلومه که نه.

23:54.460 --> 23:56.460
‫فکر میکردیم مُردن.

24:01.140 --> 24:04.450
‫من، اِم... مسیر کامیون رو ردگیری کردم

24:04.460 --> 24:08.450
‫و این تصاویر دوربین مداربسته رو
‫از یه توقفگاه کامیون کنار M5 گرفتم.

24:08.460 --> 24:10.490
‫خب، یه ماشین مشکی
‫وارد توقفگاه میشه.

24:10.500 --> 24:13.450
‫کنار کامیون پارک میکنه،
‫ولی راننده گفته اونجا وایساده بوده

24:13.460 --> 24:15.450
‫یه قهوه بخوره،
‫پس داخل کامیون نبوده.

24:15.460 --> 24:17.300
‫میشه زوم کنیم؟

24:20.460 --> 24:23.810
‫یعنی... ممکنه اون ویکتور کارتر باشه؟

24:23.820 --> 24:26.450
‫از این تصویر نمیشه گفت.

24:26.460 --> 24:27.450
‫روهان، فیلم رو برگردون عقب.

24:27.460 --> 24:29.450
‫فیلم؟

24:29.460 --> 24:30.460
‫یا هر چی این روزها بهش میگین.

24:31.460 --> 24:34.460
‫- نگه دار. پلاک شاید اینجا معلوم باشه.
‫- هوم.

24:38.500 --> 24:40.460
‫گرفتمش.

24:42.460 --> 24:43.460
‫بفرما.

24:44.460 --> 24:45.450
‫فیلیپ کارتر.

24:45.460 --> 24:48.460
‫پدربزرگه؟
‫اون اونجا چیکار میکنه؟

24:59.460 --> 25:01.650
‫آقای کارتر، میدونیم
‫شما جولی رو نکشتین،

25:01.660 --> 25:04.460
‫چون وقتی مسموم شد خونه بودین.

25:05.460 --> 25:06.810
‫ولی داشتین روی کار پسرتون سرپوش میذاشتین؟

25:06.820 --> 25:09.450
‫مسخره هست.

25:09.460 --> 25:11.810
‫خب بعد از این‌که زنش رو کشت،
‫کمکش نکردین فرار کنه؟

25:11.820 --> 25:13.970
‫- نه.
‫- و دوباره بهتون زنگ نزد

25:13.980 --> 25:16.460
‫بعد از مسموم کردن جولی نایت،
‫که کمکش کنین جسد رو رد کنه؟

25:17.820 --> 25:21.450
‫چطوری باهاتون تماس گرفت، آقای کارتر؟
‫گوشی یک‌بارمصرف بود؟

25:21.460 --> 25:23.660
‫چون هیچ تماسی روی موبایلتون ثبت نشده.

25:25.460 --> 25:28.450
‫میدونین حتی اگه موبایلتون رو
‫خاموش کنین،

25:28.460 --> 25:31.450
‫بازم میتونیم دقیق بفهمیم
‫اون موقع کجا بودین؟

25:31.460 --> 25:33.450
‫این نزدیک همون جاییه
‫که جسد رو برداشتین؟

25:33.460 --> 25:35.460
‫همه‌چی رو اشتباه فهمیدین.

25:37.460 --> 25:39.460
‫این ماشین شماست، آقای کارتر؟

25:40.500 --> 25:43.450
‫و این شما هستین که دارین
‫جسد رو خالی میکنین...

25:44.500 --> 25:46.460
‫...همون جایی که آخرین
‫حرکتمون از شما ثبت شده؟

25:47.460 --> 25:50.450
‫بیچاره جولی نایت
‫از یه مهاجم فرار کرده بود.

25:50.460 --> 25:54.450
‫بعد به پسرتون برخورد کرد
‫و دیگه شانس ازش رو برگردوند.

25:54.460 --> 25:56.460
‫پسرتون کجا کشتش، آقای کارتر؟

25:57.460 --> 25:59.140
‫پسرتون خطرناکه.

26:00.460 --> 26:01.810
‫نوه‌هاتون رو کتک میزنه.

26:01.820 --> 26:04.450
‫پاپی و سم، درسته؟

26:04.460 --> 26:07.450
‫باید قبل از این‌که دیر بشه بگین کجان.

26:09.460 --> 26:11.460
‫ببخشید، ولی نمیتونم.

26:14.460 --> 26:16.460
‫یه روز میفهمین.

26:21.500 --> 26:24.450
‫فیلیپ کارتر، به ظن کمک
‫و معاونت در قتل

26:24.460 --> 26:26.450
‫دونا کارتر و جولی نایت
‫بازداشتتون میکنم.

26:26.460 --> 26:28.490
‫لازم نیست چیزی بگین،
‫ولی اگه موقع بازجویی چیزی رو نگین

26:28.500 --> 26:30.450
‫که بعداً بخواین
‫توی دادگاه بهش استناد کنین،

26:30.460 --> 26:32.450
‫ممکنه به ضررتون تموم بشه.

26:32.460 --> 26:34.450
‫هر چیزی که بگین
‫ممکنه به‌عنوان مدرک...

27:11.820 --> 27:14.460
‫هیستوپلاسما کپسولاتوم.

27:15.460 --> 27:17.460
‫این خیلی غیرعادیه.

27:46.660 --> 27:50.460
‫سلام، دکتر وینترم. بازرس بل هست؟

27:51.460 --> 27:53.460
‫- ساعت 4 صبحه.
‫- بله.

27:54.460 --> 27:56.460
‫خب، هست یا نه؟

28:03.460 --> 28:07.290
‫خب، شوهرت آدم خوبی به نظر میاد.

28:07.300 --> 28:10.460
‫- میدونی ساعت چنده؟
‫- بله، 4 صبح. خودش گفت.

28:11.460 --> 28:14.460
‫راستی، چیزی برای خوردن نداری؟
‫یادم رفت غذا بخورم.

28:18.460 --> 28:20.290
‫اینجا چه غلطی میکنی؟

28:20.300 --> 28:23.460
‫بازرس، حتماً با اصل تبادل لوکارد آشنایی، نه؟

28:25.140 --> 28:28.450
‫- یادم بنداز.
‫- ادمون لوکارد.

28:28.460 --> 28:31.450
‫یکی از دانشمندای پیشگام
‫علوم جنایی بود.

28:31.460 --> 28:33.450
‫- این چیه؟
‫- اوتمیل شبانه.

28:33.460 --> 28:38.450
‫به‌هرحال، لوکارد فهمید وقتی
‫دو بدن از نزدیک با هم تماس پیدا میکنن،

28:38.460 --> 28:40.450
‫بینشون تبادل اتفاق میافته.

28:40.460 --> 28:42.450
‫به لطف همین اصل،
‫پرونده رو حل کردم.

28:42.460 --> 28:44.500
‫- میدونم کجا قایم شدن.
‫- کجا؟

28:46.460 --> 28:48.450
‫- مظنون، فیلیپ کارتر رو معاینه کردم...
‫- چی؟

28:48.460 --> 28:49.450
‫- ...چند تا نمونه گرفتم. من...
‫- چرا؟

28:49.460 --> 28:52.450
‫نتایج آزمایش نشونه‌های
‫یه عفونت ریوی شبیه آنفلوآنزا رو نشون میده،

28:52.460 --> 28:55.450
‫ولی... کارتر علیه آنفلوآنزا
‫و سل واکسینه شده.

28:55.460 --> 28:57.450
‫پس چند تا آزمایش دیگه انجام دادم.

28:57.460 --> 28:58.460
‫خوب شد انجام دادم...

28:59.460 --> 29:03.450
‫...چون وجود
‫هیستوپلاسما کپسولاتوم رو نشون داد.

29:03.460 --> 29:05.450
‫یه کلمه لاتین دیگه بگی
‫برمیگردم تخت.

29:05.460 --> 29:07.450
‫- اون چیه، دکتر وینتر؟
‫- میشنوم که می‌پرسی.

29:07.460 --> 29:10.450
‫خب، بازرس بل، اون یه بیماری ریوی
‫خیلی عفونی و واگیرداره

29:10.460 --> 29:12.450
‫که یه قارچ موجود در مدفوع

29:12.460 --> 29:13.450
‫کبوتر، مرغ و خفاش ایجادش میکنه.

29:13.460 --> 29:17.810
‫ولی نکته اینجاست که فقط
‫توی آمریکای شمالی و آفریقا دیده میشه.

29:17.820 --> 29:19.450
‫خب کجا گرفتش؟

29:19.460 --> 29:21.450
‫خب، طبق اینترنت،
‫چند سال پیش

29:21.460 --> 29:22.970
‫چند تا خفاش آفریقایی
‫از باغ‌وحش بریستول فرار کردن،

29:22.980 --> 29:24.970
‫و رفتن سمت تپه ‌های مندیپ
‫نزدیک A39،

29:24.980 --> 29:27.450
‫همون نزدیکی که جسد جولی نایت پیدا شد.

29:27.460 --> 29:29.450
‫اونجا غار هست، و معلومه که
‫خفاش‌ها توی غار زندگی میکنن.

29:29.460 --> 29:33.460
‫در واقع، هیستوپلاسموز
‫به بیماری غار هم معروفه.

29:34.460 --> 29:37.450
‫اوه خدای من،
‫ این قیافه تحت‌تأثیر قرارگرفتت هست؟

29:37.460 --> 29:38.450
‫اینو کی درست کردی؟

29:38.460 --> 29:41.460
‫امیدوارم برای سلامت روده
‫کِشت زنده هم ریخته باشی. یه‌کم مزه ا‌ش عجیبه.

29:44.460 --> 29:46.450
‫بریم؟ غارها رو بگردیم؟

29:46.460 --> 29:48.450
‫من با تیم خودم میرم.

29:48.460 --> 29:50.810
‫- تو صلاحیتش رو نداری.
‫- بی‌خیال. من رانندگی میکنم.

29:50.820 --> 29:53.290
‫ماشینم خیلی بهتر از ماشین اون یاروئه...
‫اسمش چی بود؟

29:53.300 --> 29:54.450
‫دالدری.

29:54.460 --> 29:56.450
‫هم‌صحبتی منم خیلی بهتره.

30:00.820 --> 30:04.490
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- بچه‌ها گم شدن.

30:04.500 --> 30:06.450
‫دکتر وینتر فکر میکنه شاید بدونه کجان.

30:06.460 --> 30:08.300
‫باید سریع عمل کنیم.

30:09.460 --> 30:11.450
‫این دوست دکترت خوش ‌قیافه‌ هست.

30:11.460 --> 30:13.460
‫باید حسودی کنم؟

30:14.820 --> 30:17.450
‫احتمال این‌که بکشمش
‫بیشتره تا این‌که باهاش بخوابم،

30:17.460 --> 30:18.820
‫پس میتونی برگردی بخوابی.

30:31.980 --> 30:34.450
‫پلیس محلی میگه 5 تا غار احتمالی هست

30:34.460 --> 30:35.450
‫که پیاده میشه رسید

30:35.460 --> 30:37.450
‫از جایی که جولی نایت
‫از ماشین هم‌سفری پیاده شده.

30:37.460 --> 30:40.450
‫- خب، از کدوم غار شروع میکنیم؟
‫- سومی.

30:40.460 --> 30:41.810
‫- چرا؟
‫- هیچ دلیلی نداره.

30:41.820 --> 30:44.450
‫- آره، ولی...
‫- سخت ‌ترینه برای رسیدن.

30:44.460 --> 30:47.450
‫از خونه‌ها دوره، آب نزدیکشه،
‫پناه طبیعی هم داره.

30:47.460 --> 30:49.450
‫اگه خودم میخواستم قایم بشم،
‫همین غار رو انتخاب میکردم.

30:49.460 --> 30:52.460
‫میدونی که فقط تو نیستی
‫که این دوروبر بلدی کارت رو انجام بدی.

31:32.460 --> 31:33.460
‫لعنتی.

31:43.460 --> 31:44.500
‫کِی رفتن؟

31:46.460 --> 31:49.130
‫به نظرم آخرین وعدشون
‫قبل از دیروز بوده.

31:49.140 --> 31:50.450
‫خدای من.

31:50.460 --> 31:53.450
‫حتماً بعد از این‌که جسد جولی رو انداختن
‫اینجا رو ترک کردن.

31:53.460 --> 31:54.450
‫پیاده‌ان.

31:54.460 --> 31:56.490
‫حداقل یه روز طول میکشه
‫از جنگل خارج بشن،

31:56.500 --> 31:59.450
‫مخصوصاً با بچه‌ها.

31:59.460 --> 32:01.450
‫با فرمانده عملیات جست‌وجو حرف بزن.

32:01.460 --> 32:04.450
‫پشتیبانی هوایی با تصویربرداری حرارتی
‫و سگ‌های جست‌وجو میخوام.

32:04.460 --> 32:06.460
‫جست‌وجو رو گسترده‌تر کنین.

32:22.460 --> 32:25.460
‫- میای؟
‫- این بو رو حس میکنی؟

32:26.460 --> 32:28.140
‫نه. چیه؟

32:29.460 --> 32:30.460
‫کمپوست.

32:33.460 --> 32:34.460
‫گوشت گندیده.

32:36.460 --> 32:37.500
‫مدفوع.

32:40.460 --> 32:42.460
‫بازرس، یه جنازه همین دوروبره.

32:57.460 --> 32:58.460
‫اوه، خدا.

33:00.300 --> 33:02.130
‫بذار به یه تیم تخصصی جست‌وجو زنگ بزنم.

33:02.140 --> 33:04.450
‫نه، خودم میرم.
‫همه تجهیزات توی ماشینمه.

33:04.460 --> 33:06.460
‫- تجهیزات چی؟
‫- کوهنوردی.

33:07.500 --> 33:09.450
‫آدم بالاخره سرگرمی هم داره.

33:09.460 --> 33:12.450
‫بدون حضور مأمورهای من
‫وارد صحنه جرم نمیشی.

33:12.460 --> 33:13.190
‫وینتر!

33:13.220 --> 33:15.450
‫اگه تیم خبر کنی، ساعت‌ها
‫طول میکشه برسن.

33:15.460 --> 33:17.460
‫به هیچی دست نمیزنم، قول میدم.

33:34.140 --> 33:35.450
‫خب؟

33:35.460 --> 33:37.460
‫خب، قطعاً یه جنازه اینجاست.

33:40.460 --> 33:42.450
‫بزرگساله.

33:42.460 --> 33:46.450
‫حداقل چند ماهه اینجاست.

33:46.460 --> 33:47.500
‫ممکنه دونا کارتر باشه؟

33:54.460 --> 33:57.460
‫زاویه باریک بین استخوان شرمگاهی،
‫شاخه‌ها و استخوان لگن.

33:59.460 --> 34:02.460
‫- این مرده.
‫- خب؟

34:10.460 --> 34:12.460
‫بازرس، همه‌چی رو اشتباه فهمیدیم.

34:14.460 --> 34:15.500
‫این شوهره‌ هست.

34:17.460 --> 34:18.500
‫این ویکتور کارتره.

34:28.460 --> 34:31.460
‫ببخشید امشب نیستم. دلم برات تنگ شده.

34:32.460 --> 34:34.450
‫آره، منم دلم برات تنگ شده.

34:34.460 --> 34:36.460
‫- فردا میبینمت؟
‫- آره.

34:41.460 --> 34:42.450
‫سلام؟

34:42.460 --> 34:45.450
‫بازرس، گزارش کالبدشکافی ویکتور کارتر.

34:45.460 --> 34:47.450
‫مسمومیت با سیانور.

34:47.460 --> 34:49.450
‫اون سیانوری که گم شده بود
‫برای کشتن خودش بوده؟

34:49.460 --> 34:52.450
‫خب معلومه خودش ندزدیده بوده.
‫ظاهراً نه.

34:52.460 --> 34:55.450
‫یکی که به محل کارش دسترسی داشته،
‫شاید حتی کلید هم داشته،

34:55.460 --> 34:57.450
‫و واقعاً میخواسته اون بمیره.

34:57.460 --> 34:59.450
‫از نظر آماری،
‫محتمل‌ترین آدم کیه؟

34:59.460 --> 35:02.450
‫از نظر آماری، شریک زندگیشه.
‫همونی که میدونیم آزارش میداده.

35:02.460 --> 35:04.450
‫غیرممکنه. تیم پزشکی قانونی کاملاً واضح گفت.

35:04.460 --> 35:07.450
‫بیشتر از سه پینت خون دونا
‫توی صحنه جرم پیدا کردن.

35:07.460 --> 35:08.450
‫محاله با اون مقدار خون‌ریزی
‫زنده مونده باشه.

35:08.460 --> 35:10.450
‫- ممکنه صحنه‌سازی کرده باشه.
‫- چی؟

35:10.460 --> 35:13.450
‫- بعیده. چطوری؟
‫- پرستاره.

35:13.460 --> 35:15.450
‫میدونه داره چیکار میکنه.
‫میتونسته یه پینت خون بگیره

35:15.460 --> 35:19.450
‫سه بار طی سه چهار روز،
‫بعد همه‌جا پخشش کنه.

35:19.460 --> 35:20.450
‫این نقشه دیوونه‌واریه.

35:20.460 --> 35:22.450
‫- باید خیلی...
‫- ...مستأصل باشی.

35:22.460 --> 35:24.450
‫اگه داشته آزارش میداده چی؟

35:24.460 --> 35:27.450
‫اگه یه روز اول سراغ تو بیاد،
‫بعد بره سراغ بچه‌ها چی؟

35:27.460 --> 35:28.810
‫برای محافظت ازشون
‫چه کاری نمیکنی؟

35:28.820 --> 35:32.450
‫از شرش خلاص میشی،
‫یه جای دیگه زندگی تازه‌ای شروع میکنی.

35:32.460 --> 35:34.460
‫هیچکسی هم نمیفهمه اون مُرده.

35:37.300 --> 35:42.450
‫- ببخشید، فقط یه نظریه احمقانه‌ هست.
‫- نه. میدونم روی کی امتحانش کنیم.

35:45.460 --> 35:47.450
‫خب، الان میدونیم
‫دونا شوهرش رو کشت

35:47.460 --> 35:49.450
‫تا خودش و بچه‌ها رو نجات بده.

35:49.460 --> 35:52.460
‫فرض میکنم شما هم کمکش کردین
‫جسد رو ببره و بندازه توی چاه.

35:55.460 --> 35:58.460
‫میخواست بکشتش.

36:00.460 --> 36:01.660
‫اون و بچه‌ها رو.

36:03.460 --> 36:05.450
‫سیانوری رو که از محل کار دزدیده بود

36:05.460 --> 36:07.500
‫توی حموم پیدا کرد، پس مجبور شد...

36:09.460 --> 36:11.810
‫...قبل از اون، خودش این کار رو بکنه.

36:11.820 --> 36:15.450
‫اگه پلیس به حرفش گوش داده بود،
‫هیچ‌کدوم از اینا اتفاق نمی‌افتاد.

36:15.460 --> 36:18.450
‫اگه ما ناامیدش کردیم،
‫بی‌قید و شرط عذر میخوام،

36:18.460 --> 36:20.450
‫ولی هنوز این واقعیت تلخ هست

36:20.460 --> 36:21.450
‫که یه زن بی‌گناه رو کشته.

36:21.460 --> 36:23.450
‫اون ربطی بهش نداشت.
‫شما هیچی نمیدونین.

36:23.460 --> 36:26.460
‫پس کی بود؟
‫چون میدونیم شما نبودین.

36:35.460 --> 36:37.460
‫یکی از بچه‌ها بود.

36:41.300 --> 36:42.460
‫چی شد؟

36:45.460 --> 36:48.460
‫جولی حتماً خیلی از مسیر اصلی
‫دور شده بوده.

36:51.460 --> 36:54.450
‫اتفاقی به غارها رسیده.

36:56.460 --> 36:58.460
‫دونا رو از اخبار تلویزیون شناخته.

37:00.460 --> 37:03.650
‫شروع کرده باهاشون حرف زدن،
‫و آخرش با هم یه چیزی خوردن،

37:03.660 --> 37:05.450
‫اون فقط میخواسته کمک کنه،

37:05.460 --> 37:08.450
‫ولی پاپی میترسیده
‫مامانش بره زندان.

37:08.460 --> 37:10.460
‫خب، اون چیکار کرد؟

37:11.460 --> 37:14.650
‫دونا یه مقدار از سیانور رو توی کیفش
‫برای کشتن موش‌ها نگه داشته بود،

37:14.660 --> 37:17.290
‫و به بچه‌ها گفته بود دست نزنن

37:17.300 --> 37:19.460
‫چون خوابشون میکنه.

37:20.460 --> 37:22.450
‫برای همین پاپی به سرش زده

37:22.460 --> 37:26.970
‫یواشکی یه مقدارش رو
‫توی غذای جولی بریزه تا بخوابونتش،

37:26.980 --> 37:28.450
‫بعد خودشون فرار کنن.

37:28.460 --> 37:29.820
‫اصلاً نمیدونسته داره چیکار میکنه.

37:31.460 --> 37:34.450
‫وقتی دونا بهم زنگ زد،
‫کاملاً به هم ریخته بود،

37:34.460 --> 37:36.450
‫ولی تقصیر اون نیست.

37:36.460 --> 37:38.290
‫تقصیر پسر من بود.

37:38.300 --> 37:39.450
‫حالا باید بهمون بگین کجان.

37:39.460 --> 37:41.460
‫آسیب‌پذیرن.
‫خسته و گرسنه‌ان.

37:43.460 --> 37:44.460
‫نه.

37:47.500 --> 37:50.450
‫بیخیال، آقای کارتر،
‫الان یه فرصت دارین کار درست رو بکنین.

37:50.460 --> 37:53.460
‫هیچوقت پیداش نمیکنین. باهوشه.
‫یه راهی برای فرار پیدا میکنه.

37:58.660 --> 38:00.460
‫میدونین اینا چین؟

38:01.460 --> 38:04.650
‫کپسول‌های سیانوری هستن
‫که توی غار پیدا کردیم.

38:04.660 --> 38:08.130
‫نکته جالب اینه که
‫چهارتاشون نیست.

38:08.140 --> 38:09.660
‫یکیشون برای جولی بود.

38:11.460 --> 38:13.460
‫اون سه تای دیگه...

38:14.460 --> 38:15.460
‫منظورت چیه؟

38:19.460 --> 38:20.660
‫یکی برای دونا...

38:22.460 --> 38:23.450
‫...دو تا برای...

38:23.460 --> 38:25.460
‫نه.

38:27.460 --> 38:28.810
‫- هیچوقت همچین کاری نمیکنه.
‫- مطمئنین؟

38:28.820 --> 38:31.650
‫اون‌قدر مستأصل بود که
‫شوهرش رو بکشه، آقای کارتر.

38:31.660 --> 38:33.460
‫آدم‌های مستأصل
‫کارهای مستأصلانه میکنن.

38:34.820 --> 38:37.450
‫شاید ترجیح بده همراه بچه‌هاش بمیره
‫تا این‌که از دستشون بده.

38:37.460 --> 38:38.980
‫اوه!

38:46.460 --> 38:49.450
‫دارن سوار اتوبوس
‫به مقصد پمبروک میشن.

38:49.460 --> 38:52.460
‫نقشه‌ش اینه با کشتی بره ایرلند.

39:11.460 --> 39:12.460
‫ببخشید.

39:22.300 --> 39:24.460
‫ببخشید. معذرت میخوام.

39:46.820 --> 39:49.450
‫دکتر، یه پرونده جدید اومده، خودکشیه.

39:49.460 --> 39:52.450
‫گزارش اولیه رو برات ایمیل کردم،
‫ولی میتونی یه نگاه بندازی؟

39:52.460 --> 39:54.140
‫یه چیز خیلی عجیب پیدا کردم
‫که باید ببینیش.

40:15.460 --> 40:17.460
‫داری به چی نگاه میکنی؟

40:21.460 --> 40:23.460
‫اصلاً نمیدونستم اینجایی.

40:25.460 --> 40:27.450
‫داری چی درست میکنی؟

40:27.460 --> 40:29.490
‫- این؟
‫- هوم.

40:29.500 --> 40:32.450
‫یه جور چیز تخمیری عجیب‌غریبه؟

40:34.300 --> 40:38.460
‫نه، این فقط یه...
‫تشکر کوچیک برای یه نفره.

40:39.460 --> 40:41.660
‫- هوم.
‫- باید برم.

40:43.460 --> 40:45.460
‫قول میدی وقتی برگشتم
‫اینجا باشی؟

40:46.460 --> 40:47.660
‫تمام تلاشم رو میکنم.

40:49.460 --> 40:52.450
‫خب. بیاین بریم، دخترها.

40:52.460 --> 40:53.650
‫بریم ببینیم
‫مامان‌بزرگ رو پیدا میکنیم یا نه.

40:53.660 --> 40:55.460
‫اوه، عزیز دلم.
‫اونجاست.

40:56.460 --> 40:58.820
‫- بفرما.
‫- اوه.

41:00.460 --> 41:03.460
‫اوه عزیزم، چقدر خوبه میبینمت.

41:08.300 --> 41:09.460
‫برای مادرشون چی میشه؟

41:11.460 --> 41:12.450
‫خب، امیدوارم دونا

41:12.460 --> 41:15.450
‫خیلی طولانی
‫از بچه‌هاش جدا نمونه.

41:15.460 --> 41:19.450
‫بیشتر دادگاه‌ها با توجه به آزاری که دیده
‫باهاش مدارا میکنن.

41:19.460 --> 41:20.450
‫ولی شوهرش رو کشته،

41:20.460 --> 41:22.460
‫پس به‌هرحال
‫حکم زندان در انتظارشه.

41:23.460 --> 41:24.460
‫در مورد پاپی هم...

41:25.460 --> 41:27.460
‫...اصلاً نمیدونسته داره چیکار میکنه.

41:29.460 --> 41:32.130
‫- این چیه؟
‫- اوه، آره، یادم رفت.

41:32.140 --> 41:33.460
‫یه هدیه کوچیک برات درست کردم.

41:35.460 --> 41:37.450
‫یه دستور سالم‌تر
‫برای اوتمیل شبانه‌ هست.

41:37.460 --> 41:39.460
‫پر از لاکتوباسیلوس بولگاریکوس.

41:41.460 --> 41:44.450
‫- مرسی... فکر کنم.
‫- فقط یه ذره سیانور هم ریختم.

41:47.460 --> 41:49.460
‫اشکالی نداره بپرسم
‫چرا پزشکی قانونی رو انتخاب کردی؟

41:51.660 --> 41:53.650
‫تو چرا پلیس شدی؟

41:53.660 --> 41:56.450
‫فهمیدم وقتی نمیخوای
‫جواب یه سؤال رو بدی،

41:56.460 --> 41:59.460
‫- یه سؤال برمیگردونی سمت خودم.
‫- باشه.

42:01.460 --> 42:05.450
‫فرض کن، خدای نکرده،
‫یه اتفاق وحشتناک برات بیفته،

42:05.460 --> 42:08.450
‫نمیخوای آدم‌هایی که دوستت دارن
‫بدونن چی شده؟

42:08.460 --> 42:11.460
‫نه از دید جنایی، از دید انسانی.

42:12.500 --> 42:16.130
‫- معلومه که میخوام.
‫- خب، پس همین.

42:16.140 --> 42:18.460
‫دوست دارم یه‌کم آرامش
‫به مُرده‌ها بدم.

42:20.140 --> 42:23.460
‫شاید یه‌کم کلیشه‌ای به نظر بیاد،
‫ولی پزشک قانونی شدم...

42:24.820 --> 42:26.460
‫...که روح‌ها رو ترمیم کنم.

42:31.460 --> 42:32.460
‫اصلاً هم کلیشه‌ای نبود.

42:37.460 --> 42:38.820
‫فکر کنم تیم خوبی هستیم.

42:40.460 --> 42:41.460
‫فکر میکنی؟

42:44.460 --> 42:45.970
‫بدون اجازه وارد صحنه جرم شدی،

42:45.980 --> 42:49.450
‫با مدرک جعلی پریدی وسط
‫بازجویی یه مظنون،

42:49.460 --> 42:51.450
‫و کاملاً واضحه با دستور گرفتن
‫مشکل داری.

42:53.460 --> 42:56.130
‫من باید برم، پس میشه...؟

42:56.140 --> 42:57.450
‫آره، ببخشید.

42:57.460 --> 42:59.450
‫شوهرم نیست
‫و میخوام بچه‌هام رو ببینم.

42:59.460 --> 43:01.980
‫- یادت نره اون...
‫- آره، مرسی.

43:34.980 --> 43:36.460
‫سلام، برگشتم.

44:32.880 --> 44:34.880
‫" قتل بی‌ رحمانه فتوژورنالیست آینده‌دار "

44:34.900 --> 44:36.900
‫" خبر قتل این عکاس خبرساز
‫در خانه اش در بریستول"

44:36.930 --> 44:39.030
‫" جسد او توسط نامزدش،
‫دکتر ایتان وینتر پیدا شده است"

44:42.750 --> 44:44.550
‫" قتل بی‌ رحمانه فتوژورنالیست آینده‌دار "

44:44.660 --> 44:48.450
‫بگو.

45:18.980 --> 45:20.460
‫نه، نه.

45:28.780 --> 45:31.880
‫" جسد او توسط نامزدش،
‫دکتر ایتان وینتر پیدا شده است"

45:33.780 --> 45:53.780
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
